کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9
[1396/05/07]

جلسه: 34 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 26 شهریور ماه 1312 (26 جمادىالاولى 1352)  

فهرست مذاکرات:

1) تصویب صورتمجلس.

2) معرفى هیئت وزرا و تقدیم پروگرام.

3) شور و تصویب پروگرام هیئت دولت.

4) طرح و تصویب لایحه تعریف متجاوز.

5) شور اول لایحه دیوان شکوى.

6) موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9

جلسه: 34

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 26 شهریور ماه 1312 (26 جمادىالاولى 1352)

فهرست مذاکرات:

1) تصویب صورتمجلس.

2) معرفى هیئت وزرا و تقدیم پروگرام.

3) شور و تصویب پروگرام هیئت دولت.

4) طرح و تصویب لایحه تعریف متجاوز.

5) شور اول لایحه دیوان شکوى.

6) موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه.

مجلس یک ساعت و ربع قبل از ظهر به ریاست آقاى دادگر تشکیل گردید.)

صورتمجلس پنجشنبه 23 شهریورماه را آقاى مؤید احمدى (منشى) قرائت نمودند.

اسامی غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائبین بی‌اجازه: آقایان: افسر- نمازی- اسکندری- شیرازی- ارباب کیخسرو- عراقی- طباطبایی وکیلی- مسعود ثابتی- امیرتیمور- طباطبایی بروجردی- یونس آقا وهاب‌زاده- چایچی- کورس- معدل

دیرآمدگان بی‌اجازه: آقایان: رهنما- اسدی- مؤید قوامی- مرتضی‌قلی خان بیات- افخمی- اسفندیاری- دکتر ادهم- شریعت‌زاده- مسعودی- دکتر سمیعی- پورسرتیپ.

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس - در صورتمجلس نظرى نیست (گفته شد: خیر) صورتمجلس تصویب شد. آقاى رئیسالوزرا فرمایشى دارند؟

2- معرفى هیئت وزرا و تقدیم پروگرام‏

رئیسالوزرا (آقاى فروغى) - برحسب اراده مقدس اعلیحضرت اقدس شاهنشاهى شرافت تشکیل هیئت وزرا و مأموریت معرفى آن به مجلس شوراى ملى به بنده محول شد بنابراین افتخار دارم هیئت وزرا را به طریق ذیل به مجلس محترم شوراى ملى معرفى کنم وزارت جنگ با آقاى اسعد، وزارت مالیه با آقاى داور، وزارت طرق با آقاى منصور، وزارت داخله با آقاى جم، وزارت عدلیه با آقاى صدر، وزارت پست و تلگراف با آقاى دولتشاهى، ریاست کل صناعت و فلاحت با آقاى بیات، ریاست اداره کل تجارت آقاى بهمن دو نفر از اعضاء هیئت دولت هم هستند که معرفى ‌‌میکنم حضور آقایان که الان اینجا حاضر نیستند باقى آقایان که معرفى کردم همه حاضرند وزیر ‌‌امور خارجه آقاى کاظمى است که احضار شدهاند و عنقریب به مجلس شوراى ملى حاضر خواهند شد و کفالت وزارت معارف با آقاى میرزا علىاصغر خان حکمت است که ایشان هم چون حاضر نیستند احضار شدهاند و عنقریب

+++

خواهند رسید و به مجلس حاضر خواهند شد (صحیح است) مختصرى هم در باب پروگرام هیئت دولت عرض کرده‌‌ام که تقدیم ‌‌میکنم. (به شرح ذیل قرائت شد.)

ساحت محترم مجلس شوراى ملى:

خاطر آقایان محترم مستحضر است که در موقع افتتاح دوره نهم تقنینیه اعلیحضرت اقدس شاهنشاهى اراده و منظورات مقدس خود را نسبت به روش و سیاست دولت در این دوره در ضمن نطق افتتاحیه ابراز فرمودند و دولت وقت هم بر طبق اصول مذکوره در بیانات ملوکانه پروگرام عملى خود را تنظیم و به مجلس شوراى ملى تقدیم نموده و مورد تصویب نمایندگان محترم واقع گردیده است نظر به این که هیئت حالیه که ‌‌امروز به مجلس شوراى ملى معرفى میشوند تعقیب همان نیات عالیه و اجراى پروگرام مصوب را وظیفه خود میدانند پروگرام جدیدى پیشنهاد مجلس شوراى ملى ننموده و از نمایندگان محترم متمنى هستند با تصدیق ثانوى آن پروگرام اعتماد خود را نسبت به هیئت دولت ابراز فرمایند.

3- شور و تصویب پروگرام هیئت دولت

رئیس - عادتاً این پروگرام طبع و توزیع میشد و در جلسه بعد مطرح میشد ولى فعلاً تحصیل حاصل است قبلاً پروگرام طبع و توزیع شده و تمام آقایان استحضار دارند (صحیح است) اگر اجازه میفرمایید فعلاً مطرح باشد (صحیح است) آقاى مؤید احمدى.

مؤید احمدى - چون هیئت دولت جدید تقریباً همان پروگرام هیئت دولت سابق را پروگرام خود قرار دادهاند از این جهت تصور ‌‌میکنم در اطراف آن بحثى نباشد فقط بنده یک نکته را در نظر گرفتم تذکر بدهم و آن این است که در بیانات اعلیحضرت ملوکانه که در وقت افتتاح مجلس فرمودند و طبع و توزیع شد و هم مطلع شدیم پروگرام دولت هم ناظر بود به همان بیانات ملوکانه لکن یک نکته هم در فرمایشات اعلیحضرتهایونى بود و هم در پروگرام دولت که به عقیده بنده تا ‌‌امروز توجهى به آن نشده و ما از هیئت دولت جدید استدعا میکنیم که توجه بیشترى در آن موضوع بکنند و آن موضوع صحیه است به علت این که صحیه ما‌‌امروز به معناى صحیه تشکیل نشده است یک اداره شده است که طبیب معین میکند و به ولایات میفرستد در حالى که کراراً عرض شده است که وظیفه صحیه این نیست وظیفه صحیه این است که‌‌امروز در مرکز یا در ولایات ببیند چه مرضى زیاد تولید شده آن را دفع کند و درصدد مدافعه با آن مرض برآید و یا در سرحدات قرنطینهها بگذارد و جلوگیرى از ورود ‌‌امراض بکند ‌‌امروز ملاحظه میفرمایید حقیقتاً بنده در روزنامهها عده متوفیات تهران را در ‌‌امرداد دیدم هفتصد و چهل نفر خیلى به بنده اثر کرد و مخصوصاً عده زیادى از مالاریا بود و در یک شهر تهران در یک ماه هفتصد و چند نفر به عقیده بنده خیلى عده بزرگى است و به عقیده بنده تا مجارى آب ما در تهران اصلاح نشود هر چه هم زحمت براى صحیه بکشیم فایده ندارد (صحیح است) این آبهاى کثیف و این آبى که در این مجارى جریان دارد تولید ‌‌امراض زیاد میکند و هر چه طبیب و دوا تهیه شود وقتى که اصل خراب شد قابل جلوگیرى و دفاع نیست به عقیده بنده هیئت دولت در نظر بگیرند در قدم اول که اقدام میفرمایند در اجراى نیات مقدس اعلیحضرت همایونى و در اجراى پروگرامى که الان آن را قبول فرمودند اول ‌‌امور صحیه را در نظر بگیرند که نفوس مردم محفوظ بماند بعد از این که نفوس مردم محفوظ شد آن وقت ما میتوانیم به طرف ترقى و تعالى برویم لکن با این مردم مریض مردمى که از این آبهاى کثیف استعمال میکنند تولید هزار جور‌‌امراض در آنها میشود به نظر بنده هر اقدامى که راجع به اصلاحات مملکتى میکنیم مادامى که این اصلاح اساسى نشود و ما و جوهاى سالم نداشته باشیم چندان مؤثر نیست این است که بر حسب تذکر لازم دانستم که هم بیانات مقدس اعلیحضرت همایونى را تذکر بدهم و هم ماده پروگرام هیئت دولت سابق را که آن هم اصلاح صحیه

+++

درش بود و هیئت دولت جدید در نظر بگیرند که انشاءالله یک اقدام اساسى براى صحیه مملکت و لولهکشى شهر تهران بکنند.

رئیسالوزرا - در جواب نماینده محترم و بیاناتى که فرمودند بنده محتاج نیستم که شرح و تفصیلى زیادى بدهم اهمیت صحیه را همان طورى که ایشان در نظر دارند اطمینان میدهم که یکى از مهمترین و اولین نکاتى است که نظر مبارک اعلیحضرت همایونى متوجه او است و مکرر هم به متصدیان ‌‌امور تذکر دادهاند این مسئله را و علاقه خودشان را ابراز فرمودهاند در این باب و هیچ جاى شبهه نیست که یکى از اولین وظیفه هیئت دولت سابق بوده است و این هیئتى که ‌‌امروز معین شده میتوانند اطمینان بدهند که این مسئله را کاملاً در نظر دارند و‌‌امیدوارند که بتوانند در اسرع اوقات ممکنه این مسئله صحیه را که واقعاً حیات مردم است و مقدم بر هر چیز است مورد توجه قرار بدهند و منظورات ملوکانه که کاملاً مطابق با نیات مجلس شوراى ملى است به موقع اجرا بگذارد بنابراین همین قدر به طور اختصار عرض ‌‌میکنم که آقایان مطمئن باشند که این مسئله را ما یکى از اولین وظایف خودمان میدانیم و کاملاً به اهمیت او توجه داریم و توفیق میخواهیم به اجراى نیات مقدسه موفق بشویم.

رئیس - آقاى رهنما.

رهنما - اگر چه در موضوع این پروگرام بحث و مذاکره مفصلى لازم نیست زیرا پروگرامى است که از طرف همین مجلس به تصویب رسیده و موادى هم از آن تغییرى نکرده یا یک مقتضیات جدیدى پیدا نشده است که مواد جدیدى ایجاب کند از طرف دیگر مخصوصاً آقاى رئیسالوزراء وعده از آقایان وزراء که در کابینه قبل و طرف اعتماد مجلس هم بودهاند بنابراین یک مذاکرات مفصلى ایجاب نمیکند در پروگرام فقط چیزى که میخواهم عرض کنم این است که تنها مورد و تنها وقتى که میشود مجلس با دولت در یک تبادلنظر و یک توافقنظر و شورى قرار بگیرد در مسائل کلى و از فکر هم مسبوق بشوند تنها موقعى است که پروگرام مطرح میشود لوایحى که مطرح میشود البته جنبه اختصاصى همان را دارد و در همان مورد خودش میشود صحبت کرد ولى در پروگرام البته نظریات کلىتر و اساسىترى را میشود صحبت کرد و در این مورد البته وقتى که هیئت دولت از نظریات وکلا مسبوق میشوند و نمایندگان به نظریات دولت سابقه پیدا میکنند تسریع بکنند در کارها. بنده در موضوعى که میخواستم عرض بکنم و حقیقتاً خیال ‌‌میکنم تمام اشخاص علاقمند به آن مسئله متوجه هستند مسئله معارف است مسئله معارف البته بنده در خود این کلمه زیاد نمیخواهم صحبت کنم و خیلى راجع به این کلمه بحث کنم ولى بیشتر بنده متوجه هستم به معنى حقیقى این موضوع معارف از نقطهنظر تأسیسات مدرسه و از نظر طرز تربیت براى این که چیزى که‌‌امروز در درجه اول ما باید متوجه آن بشویم در درجه اول همین است که افرادى را تربیت کنیم که همان طور که در این سیزده، چهارده ساله حقیقتاً یک اقدامات اساسى در عمران و آبادى و در مؤسسات اقتصادى و در فلاحت به عمل ‌‌آمده یک قدم اساسىترى باید در معارف برداشته شود براى این که این اساس کار است طرز فکر طرز زندگى و تربیت افراد و تهیه کردن مردمان لایق براى فرداى این مملکت همان مملکتى را که اعلیحضرت همایونى چه در قسمتهاى اقتصادى و چه در قسمتهاى دیگر ترقى دادهاند معارف از نقطهنظر تأسیسات مدرسه در تمام این قسمتها قابل ملاحظه است از نقطهنظر تأسیس مدارس ابتدایى و توسعه این موضوع و این که تنها مدرسه براى یک طبقه مخصوص نباشد و براى همه باشد و براى اشخاصى که مستطیع هم نیستند باشد این یک موضوع بسیار اساسى است در قسمت مدارس یک مرتبه این است که ما بگوییم مدارس ابتدایى درست بشود ولى البته مدارس ابتدایى محدود ولى خیر این نباید باشد مدارس ابتدایى باید عمومیت داشته باشد و براى همه جا باشد به عقیده بنده هر چقدر به قسمت تعلیمات عالى بپردازیم و جدیت بکنیم البته مفید است ولى قسمت تعلیمات ابتدایى خیلى اهمیتش بیشتر است بنده خواستم این موضوع را که هیئت دولت خیلى اهمیت دادهاند بیشتر اهمیت بدهند و بنده خواستم

+++

فقط تذکرى بدهم و البته این شخصى را هم که انتخاب کردهاند اتفاقاً بنده ایشان را میشناسم و شخص بسیار لایق محصل خوبى بودهاند و در این اواخر هم تحصیلات خودشان را کامل کردهاند و تقریباً آن تز خودشان را هم تهیه کردهاند واساساً در معارف هم خدمت کردهاند بنده سابقه فکرى با ایشان دارم ولى میخواستم تذکر بدهم به آقایان که براى وزارت معارف و براى مردمانى که فرداى این مملکت را باید تشکیل بدهند یک قدرى فکر بیشترى و عمیقترى بشود.

وزیر مالیه (آقاى داور) ـ به طورى که نماینده محترم فرمودند البته در موقع طرح پروگرام میشود مسائل کلى را طرح کرد و بحث کرد و خیلى هم بایستى بنده تشکر بکنم از این تذکرى که راجع به معارف فرمودند براى این که تصور نمیکنم محتاج به هیچ گونه بحث و مذاکره و حرفى باشد که معارف از هر چیزى بهتر است و وقتى که حساب کنیم مىبینیم آن قدم اول است براى این که آدم باید ساخت و باید اشخاصى تربیت کند تا این که بتوانند در جامعه منظم زندگانى بکنند و لیاقت این را داشته باشد که در جامعه به طور منظم خودش را اداره بکند و بدبختیها از اینجا ناشى میشود که یک اشخاصى ساخته نشدهاند که در یک جامعه منظمى زندگانى مرتب کنند و از راه لیاقت پیش بروند آن وقت هم خودش دچار زحمت است و هم دیگران همین طور در ادارات وقتى که کارها به یک مشکلاتى برمیخورد از کجا ناشى میشود از اینجا که این از براى کارى که به او سپرده شده است ساخته نشده است از این جهت یک چیزى است که همه به آن ایمان داریم و همین هم که در تحت توجهات عالیه که میدانید تا به حال شده است در این اواخر از حیث کمکى که دولت میبایستى بکند یعنى پولى که خرج میکند و اعتبارى که میدهد آن هم در این چند سال اخیر خیلى زیاد شده است مخارجى که‌‌امروز براى معارف میشود ملاحظه کنید با چند سال قبل خواهید دید که یک قدمهاى بلندى برداشته شده است صحبت همیشه در این نیست که پول داده نشود بایستى پول را آدم بداند چه جور خرج کند خوب خرج کند به موقع خرج کند تاخوب ازش نتیجه بگیرد حالا چون تذکر بود بنده هم بیش از این لازم نیست چیزى عرض کنم و البته کسى که معین شده است خواهد ‌‌آمد و همان طور که گفتند کسى است که در وزارت معارف از درجات کوچک همین طور ‌‌آمده است تا بالا زحمت کشیده است و کار کرده است و یک معلوماتى دارد‌‌امیدوارم که با کمک آقایان بتواند منظورات آقایان را به عمل بیاورد.

جمعى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

فهیمى - کافى نیست.

دکتر ملکزاده - بنده مخالفم.

رئیس - آقاى فهیمى میگویید کافى نیست؟ راجع به کفایت مذاکرات بفرمایید.

فهیمى - بنده گمان ‌‌میکنم با معرفى کابینه جدید که البته طرف اعتماد و اطمینان آقایان هست اگر قدرى در کلیات ولو به طور تذکر هم باشد مذاکراتى بشود عیبى ندارد (دشتى: صحیح است) بنده مهمتر از همه بعد از عرض تبریک به کابینه آقاى فروغى لازم میدانم خاطر مبارکشان را متوجه وضعیات اقتصادى بکنم. به طور کلى اوضاع اقتصادى عمومى اگرچه در نتیجه بحران دنیاست ‌‌اما هنوز یک حال ‌‌امیدبخشى نیست و در پروگرام دولت در اول تشکیل مجلس نهم این مطلب ذکر شده بود عملیاتى هم شده است و لیکن هنوز به جایى نرسیده است که اسباب‌‌امیدوارى بشود و بحران دوام دارد وضعیات تجارت از یک طرف و مخصوصاً وضعیات مصرفکننده را البته ملاحظه فرمودهاید که بىاندازه در مضیقه است و روز به روز زندگانى گرانتر میشود و عوایدشان کمتر و هنوز معلوم نیست که ما چه راهى داریم میرویم ما نباید اکتفا کنیم به این که بودجه مملکتیمان خوب است بلى بودجه مملکتى خوب است ‌‌اما منبعى که باید این بودجه از آنجا استفاده کند آن منبع عواید افراد است که روزبهروز کسر میشود در ابتداى خبر تشکیل این کابینه که هنوز

+++

تکمیل نشده بود بنده یک تأسفى پیدا کرده بودم و آن این بود که شنیدم آقاى داور از عدلیه خارج میشوند لکن بعد دو خوشوقتى جبران کرد این تأسف بنده را یکى این که قائممقام ایشان آقاى صدرالاشراف شدند که طرف اطمینان همه هستند و امیدوارى کامل که همان رویه رضایتبخش آقاى داور به طور خوب تعقیب خواهد شد و یکى هم انتخاب خود آقاى داور به مقام وزارت مالیه (صحیح است) که بنده ‌‌امیدوارم ایشان همان رویه را که در عدلیه پیش گرفته بودند براى مالیه هم پیش بگیرند به طوری که تمام قسمتهاى ‌‌امور مالى مملکت تابع قواعد مرکز باشند و یک صورت بهترى بدهند و آن مطلبى را که اول عرض کردم مورد توجه قرار بدهند که مالیه مملکت باید از مالیه افراد استفاده کنند خزانه مملکت ما سرچشمه و منبع و محل اساسیش عبارت از عایدات افراد است و اگر آن منبع نباشد برایشان پیشرفت نخواهد شد پس با این ‌‌امیدوارى بنده خیلى هم تشکر ‌‌میکنم که هم انتصاب ایشان و هم انتخاب قائممقامشان طورى است که همه را به آتیه ‌‌امیدوار میکند یکى از مسائلى که در پروگرام دولت در ابتداى مجلس مذاکره بود راجع به قسمت خالصه‌جات و فروش اراضى خالصه به افراد بود ولى در این زمینه در این مدت عملیاتى نشده است و یکى از مسائلى که وزارت مالیه را همیشه در اشکال داشته است و براى مأمورین وسیله تجاوز و تعدى بوده است همین مسئله خالصه بوده است که یکى از مسائلى است که آقاى وزیر مالیه (به طور خلاصه عرض ‌‌میکنم نمیخواهم تصدیع بدهم) باید مورد توجهشان قرار بدهند که زحمت خودشان و زحمت مردم را از بین بردارند اگر ان‌شاءالله این چیزها را همین طورى که عرض شد مورد توجه قرار دادند و با همان نظرى که در وزارت عدلیه شروع به کار کردند و روز به روز در تکمیل آن اقدام میکردند در وزارت مالیه هم همین عمل را تعقیب بفرمایند ‌‌امیدوارى کامل داریم که موفقیت براى ایشان حاصل خواهد شد.

وزیر مالیه - بنده اینجا بهتر میدانم که اول از آخر شروع کنم یعنى تشکر بکنم در آن قسمتى که راجع به شخص بنده و آقاى وزیر عدلیه فعلى مذاکره کردند دو راجع به تذکر اجمالى که در موضوع بودجه عمومى و مالیه مملکت فرمودند البته همه ادارات ما محتاج به اصلاح است و ما در یک دوره تحولى هستیم و طبیعى است که در هر جا یک نقصهایى است ممکن است در مالیه هم باشد ولى چون هنوز وارد در کار نیستم مسلم است نمیتوانم بىاطلاع اظهار عقیده قطعى کنم ولى با منتهاى مراقبت سعى خواهد شد اگر نواقصى باشد رفع شود ولى براى این که هیچ گونه سوءتفاهمى هم نشود آقایان باید بدانند که طرز کارهاى مالیه غیر از طرز کار عدلیه است و بنده اینجا عرض ‌‌میکنم که تمام اعضا مالیه در تمام نقاط مملکت منتهى درجه اطمینان را میتوانند داشته باشند که اگر بنا شد کارشان را به ترتیب بکنند هیچ گونه تزلزلى از برایشان نخواهد بود و اما راجع به مطلب قسمت اول البته خیال ‌‌میکنم که منتهى درجه علاقه نماینده محترم به اوضاع اقتصادى بوده که ایشان را وادار به یک بیانى کردکه آن بیان را بنده با اطلاعى که قطعاً ایشان ‌‌امروز از اوضاع ممالک دارند با اطلاعى که قطعاً ایشان از ارتباط اوضاع اقتصادى دنیا و ممالک مختلفه دارند انتظار نداشتم و تصور نمیکردم که ایشان مثل یک نفر کسى که اطلاع نداشته باشد از اوضاع دنیا خیال کنند تصور بفرمایند که ممکن است در تمام دنیا طوفان اقتصادى بحران اقتصادى به منتهى درجه شدت رسیده باشد به طوری که در جرائد آثارش را مىبینید عکس گرسنههایى را که پلیس با سرنیزه آنها را میزند مىبینید و آن وقت یک بیانى بفرمایند که آن کسى که هیچ اطلاعى از اوضاع دنیا ندارد خیال بکند که ما در اینجا در یک اوضاع اقتصادى بدى هستیم که روزبه روز چیزها گرانتر میشود وضعیات بدتر میشود و کسى به فکر ما نیست این را البته ایشان قصد نداشتند (فهیمى: صحیح است) ولى قصد اشخاص البته مؤثر در امور نیست باید تأثیر را نگاه کرد در بیان که چیست وقتى که ایشان میفرمایند اوضاع اقتصادى روزبهروز

+++

بدتر است اجناس روز بروز گران شده عایدى روز بروز کمتر است اشخاصى که نمیدانند بشنوند خیال می‌کنند هیچ کس نیست که به فکر این باشدکه این اوضاع را بهتر کند اطلاع ندارند ممکن نیست، اصول ‌‌امروزه دنیا اجازه نمیدهد که تمام دنیا در آتش بحران بسوزند و یک مملکت دیگر به کلى فارغالبال بنشیند و آب خنک بخورد نمیشود و بنده خیال ‌‌میکنم که اگر اقداماتى که در این سنوات اخیر شده است تا آن اندازه که ممکن بود و ممکن است ما را حفظ نکرده بود این طوفان به یک شدت فوقالعاده در این مملکت میآمد و آن وقت آقاى فهیمى و بنده معلوم نبود چه میکنیم و چه میگوییم ولى خوشبختانه تمام اینها طرف توجه بوده است اقدام شده است ولى زمان میخواهد وقتى شما میخواهید یک مملکتى که تمام احتیاجات خودش را غیر ازمحصولات اولیه و مواد اولیه از خارج وارد میکند این مملکت اولیه و مواد اولیه از خارج وارد میکند این مملکت را برگردانید اقلاً یک چیزهایى که در درجه اول است از حیث احتیاجات اینها را خودش تهیه کند تا بتواند از او استفاده کند و براى مردمش کار پیدا کند این یک مدتى زمان میخواهد نمیشود به یک کلمه و یا یک حرکت اراده بتواند تمام مملکت را کارى بکند که داراى کارخانه شود و آن مواد اولیه را ببرد در کارخانجات و تبدیل به مصنوعات بکند و ارزان هم بفروشد و کار هم پیدا شود و همه بتوانند با کمال راحتى زندگانى کنند این نمیشود این زمان میخواهد و به علاوه مخصوصاً طرز فکر مردم عوض کردنش خودش زمان میخواهد و ممکن نیست تا آن طرز فکر عوض نشود اقتصادیات خوب بشود ‌‌امروز آقا میدانید در دنیاى فعلى محال است که افراد بتوانند کارهاى بزرگ اقتصادى بکنند کارهاى بزرگ اقتصادى نتیجه تجمع سرمایههاى کوچک افراد خیلى خیلى زیاد است باید این طور بشود شرکتها تشکیل بشود تا وقتی که کار پیش برود همین قدمهایى که برداشته شده است جزء اعظمش را دولت کرده افراد به این خیال نیفتادهاند اگر هم افتادهاند ولى آن طورى که باید نتوانستهاند (نمیخواهم حقناشناسى بکنم) کردهاند. ولى نتوانستهاند براى این که اصول را رعایت نکردهاند براى این که سرمایه را اول احداث نکردهاند آن طورى که لازم است، کارخانه را آوردهاند مخارج جارى را ندارند حالا از این قبیل یکى و دو تا و ده تا نیست حالا چرا براى این که‏ اینها عادت نکردهاند به کارهاى جمعى با این که سعى کردهاند در این چند سال اخیر از حیث قانون شرکتها مجازاتهایى که لازم بود شدیدتر کردیم براى این که اطمینان باشد و بدانند اگر کسى تقلب کرد دولت اینجا حاضر است و میگیرد آن شخصى را که برخلاف ترتیب عمل کرده است مجازات میکند ولى هنوز آن طورى که باید این فکر به جریان نیفتاده است پس باید یک قدرى هم جریان فکر مردم عوض بشود آن وقت شما میخواهید که در یک سال و دو سال دولت موفق بشود طرز فکر مردم را عوض کند و تا فکر مردم عوض نشود و مردم نیایند یک شرکتهاى بزرگ تشکیل ندهند و شرکتهاى بزرگ کارهاى بزرگ نکنند این نمیشود بنابراین بنده همین قدر میخواستم عرض کنم مشکلات کار این است ولى با وجود این حال ‌‌امیدواریم که دولت به آن اندازه که عملى است به آناندازه سعى بکند و اقدام بکند و تذکرات آقا و نیتى که در باطن داشتند عملى بشود.

جمعى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

رئیس - کافى است؟ (گفته شد ـ خیر) آقاى احتشامزاده آقاى اعتبار آقاى ملک مدنى و چند نفر دیگر تقاضا کردهاند که در پروگرام رأى با ورقه گرفته شود.

دکتر طاهرى - همیشه معمول این طور بود.

رئیس - پیشنهاد قرائت میشود: پیشنهاد میکنیم نسبت به پروگرام دولت با ورقه رأى گرفته شود.

رئیس ـ به این پروگرام رأى داده شده است، در پروگرام جدیدى که آقاى رئیسالوزرا دادند تکرار رأى است و حالا ما به منطق این که به دولت جدید رأى اعتماد داده باشیم

+++

رأى جدید میگیریم بنابراین رأى به ورقه گرفته میشود عده حاضر در موقع اعلام رأى 115 نفر. (اخذ و شماره آراء به عمل ‌‌آمده 113 ورقه سفید بود).

اسامی رأی دهندگان: آقایان‌:بیات - همراز- منصف- فزونی- کاشف- حاج محمدرضا بهبهانی- نواب یزدی- افشار- طهرانی- دکتر احتشام - پورسرتیپ- طباطبایی دیبا- دکتر بهرامی- محسن خان قراگزلو- مؤید قوامی- میرزا محمد خان وکیل- اورنگ - مؤید احمدی- سید کاظم یزدی- دکتر قزل ایاغ- علوی سبزواری- دکتر ملک‌زاده- خواجوی- حاج میرزا حسین خان فاطمی- مرآت اسفندیاری- حاج میراز حسن خان اسفندیاری- دبیرسهرابی- کفایی- لیقوانی- طهرانچی- کازرونی- بنکدار- هزارجریبی- دربانی- هدایت- اقبال - بختیار- دبستانی- افسر- دکترضیاء- اعظم زنگنه- نوبخت- شاهرودی- دکترشیخ- باستانی- مخبرفرهمند- حاجج غلامحسین ملک- دکتر لقمان- حسنعلی میرزا دولتشاهی- اعتبار- محیط- میرزا موسی خان مرآت- نیک‌پور- لاریجانی- جرجانی- اسدی- دکتر سمیعی- سهراب خان ساکینیان- دادور- امامی- تربیت- محلوجی- مفتی- سلطانی شیخ‌الاسلامی- پناهی- شریفی- مولوی- مسعودی خراسانی- میرزایی- حاج تقی‌ آقا وهاب‌زاده- ثقةالاسلامی- افخمی- حبیبی- امیرحسین خان بختیاری- میرزا یانس- طالش خان- محسن آقا مهدوی- ناصری- صفاری- کیخسرو شاهرخ- روحی- فتوحی- معتصم سنک- فهیمی- فرشی- میرزا علی خان وکیلی- کازرونیان- پارسا- دکتر طاهری- عراقی- حیدری- دکتر امیراعلم- مصدق جهانشاهی- بیات ماکو- بهبهانی- مژدهی- رهبری- مجدضیایی- احتشام‌زاده- دکتر ادهم- آقا رضا مهدوی- ایزدی- دهستانی- ارکانی- مقدم- رهنما- آصف- ملک مدنی- جمشیدی- ملک‌زاده آملی- دکتر سنک- اسغد- حمزه‌تاش.

رئیس - در شماره عده اشتباهى شده بود عده حاضر 114 نفر بود ما رأى ممتنع نداریم یک نفر بنده هستم که عادتاً رأى نمیدهم بنابراین پروگرام هیئت دولت به اتفاق آراء تصویب شد.

رئیسالوزرا - بنده از این حسنتوجه آقایان محترم کمال تشکر را دارم‌‌امیدوارم که موفق بشویم موافق با منظورات همه آقایان این هیئت دولت همان طور که مذاکره شد بتواند خدمت کند و میخواستم از آقایان استدعا کنم اقدامى بفرمایند یک لایحه قبلاً بنده در موقع وزارت خارجه خودم که پیشنهاد کرده بودم به مجلس شوراى ملى یک شورش هم شده بود و آن لایحه تعریف متجاوز است ‌‌امروز آن را تصویب بفرمایند (صحیح است.)

4-شور ثانى و تصویب لایحه قرارداد تعریف متجاوز

رئیس - خبر کمیسیون ‌‌امور خارجه راجع به شور ثانى تعریف متجاوز.

کمیسیون خارجه در جلسه 26 شهریور ماه 1312 شور ثانى لایحه نمره 17235 دولت را مطرح و کمافىالسابق خبر اولیه را تأیید مینماید.

رئیس - عین ماده واحده پیشنهادى دولت:

ماده واحده - مجلس شوراى ملى قرارداد تعریف تجاوز را که مشتمل بر پنج ماده میباشد به انضمام ضمیمه ماده 2 و پروتکل ‌‌امضاء که در تاریخ 3 ژویه 1933 مطابق 12 تیر 1312 در لندن بین دولت شاهنشاهى و دول افغانستان و استونى و ترکیه و رومانى و اتحاد جماهیر شوروى اجتماعى و لهستان و لتونى منعقد گردیده تصویب و به دولت اجازه میدهد سند تصویب آن را به دولت اتحاد جماهیر شوروى اجتماعى تسلیم نماید.

رئیس - ماده واحده مطرح است اشکالى نیست؟ اعتراضى نرسیده است. آقایانى که با ماده واحده موافقت دارند قیام فرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد.

رئیس - آقاى وزیر مالیه در لوایح کدام یکى را ترجیح میدهید؟

5- شور لایحه دیوان شکوى

وزیر مالیه - بنده تصور ‌‌میکنم اگر آقایان اجازه بفرمایند آن لایحه وزارت عدلیه که آقاى وزیر عدلیه هم آن را تأیید میکند راجع به دیوان شکور مطرح بشود:

خبر کمیسیون:

کمیسیون قوانین عدلیه لایحه نمره 15811 وزارت عدلیه راجع به طرز رسیدگى به شکایات از قضات و مأمورین وزارت عدلیه و طرز تشکیل دیوان شکوى را مطرح و مورد مداقه قرار داده با توضیحاتى که آقاى وزیر عدلیه بیان نمودند کمیسیون با اساس لایحه پیشنهادى مواقت و با جزئى اصلاحى شور اول آن را خاتمه و اینک براى تصویب مجلس مقدس شوراى ملى خبر آن را تقدیم میدارد.

ماده اول - در موارد ذیل میتوان از قضات، صاحبمنصبان

+++

ادارات مدعى عمومى، مأمورین صلح و مأمورین دیگر دولت که به سمت نمایندگى مدعىالعموم عمل کردهاند عرضحال شکوى داده تقاضاى جبران خسارت کرد:

-1 در هر مورد که عآمداً قرار یا حکمى برخلاف قانون بناحق صادر شده و یا عمل دیگر به ناحقى برخلاف قانون عآمداً شده باشد.

2- در مورد هر تخلفى که قانون صریحاً متخلف را به جبران خسارت ملزم میکند.

-3 در مورد استنکاف از احقاق حق و یا تأخیر در انجام وظیفه

تبصره 1- اگر مشتکىعنه مدعى باشد که در صدور قراریا حکم یا در عمل به ناحق اشتباه یا غفلت کرده و چنین اشتباه یا غفلتى را از او نتوان باور کرد عمل مشتکىعنه عمد محسوب میشود.

تبصره 2- عدم صدور حکم یا قرار به بهانه سکوت یا نقص یا تناقض قوانین و به طور کلى بلاتکلیف گذاردن تقاضاهایى که از طرف اصحاب دعوى میشود استنکاف از احقاق حق است.

ماده دوم- مدت مرور زمان سه سال است مگر در صورتى که عمل موضوع شکوى جرم باشد که در آن حال مرور زمان حقوقى ده سال خواهد بود.

ماده سوم- عرضحال شکوى بدواً در هیئتى که تحت ریاست وزیر عدلیه تشکیل میشود و مرکب است از رئیس اداره کل تهیه قوانین - مدعىالعموم دیوان عالى تمیز - رئیس محکمه انتظامى و مقدمترین رئیس شعبه تمیز از حیث سابقه خدمت در دیوان تمیز مورد رسیدگى مقدماتى شده قرار قطعى رد یا قبول آن با ذکر دلایل صادر میگردد. به عرض حال شکوى باید قبض ودیعه معادل صدى یک خسارت مورد مطالبه ضمیمه شود - این ودیعه کمتر از ده ریال و بیش از هزار ریال نخواهد بود و در صورت وارد نبودن شکایت ودیعه به نفع دولت ضبط و الاَ بشاکى مسترد میگردد. سایر مقررات مربوط به تقدیم عرضحال و طرز رسیدگى در هیئت فوقالذکر به موجب نظامنامههاى وزارت عدلیه معین میشود.

ماده چهارم - رسیدگى ماهیتى به عرضحال شکوى در دیوان شکوى به عمل خواهد‌‌آمد - دیوان شکوى در موردى که طرف دعوى از اعضاء یا رؤساى دیوان تمیز یا پارکه دیوان عالى باشد از هیئت عمومى دیوان تمیز به استثناى شخص یا اشخاص طرف دعوى تشکیل میشود و در غیر این مورد از پنج نفر قاضى شاغل در مرکز که رتبه آنها از هیئت قضایى کمتر نباشد. در صورتی که یکى از اعضا دیوان شکوى طرف دعوى باشد یکى از مستشاران دیوان تمیز به تعیین رؤساى دیوان مزبور به جاى آن عضو معین خواهد شد.

ماده پنجم - رسیدگى در دیوان شکوى مطابق اصول محاکمات عادى به عمل خواهد ‌‌آمد. از حکم دیوان شکوى میتوان تمیز داد مگر در موردی که دیوان مزبور از هیئت عمومى دیوان عالى تمیز تشکیل شده باشد رسیدگى تمیزى در هیئتى به عمل خواهد ‌‌آمد مرکب از رئیس اول و چهار رئیس شعبه دیوان تمیز.

ماده ششم ـ از تاریخ ابلاغ قرار قبول عرض حال شکوى تا حکم نهایى کسى که طرف شکوى است نه در دعوایى که باعث شکایت شده و نه در هیچ دعوى دیگر مدعى یا اقرباى نسبى یا سببى تا درجه سوم او مداخله نخواهد کرد. تخلف از این ماده علاوه بر مسئولیت انتظامى و الزام به جبران خسارت موجب نقض در دیوان عالى تمیز خواهد شد.

ماده هفتم ـ این قانون از اول مهرماه 1312 به موقع اجرى گذارده خواهد شد.

رئیس - مذاکره در کلیات است. آقاى روحى.

روحى - بنده در قسمت اول از ماده اول مختصر تذکرى داشتم خواستم سؤال کنم اینجا میگوید در هر مورد که عامداً قرار یا حکمى برخلاف قانون به ناحق صادر شده و یا عمل دیگر به ناحقى برخلاف قانون عامداً شده باشد. صحیح است اگر برخلاف قانون حکمى صادر شده باشد باید قاضى را تعقیب کنند همین طور عامداً حقى را ناحق کند باید او را هم مجازات کنند ولى مسئله ناحق تشخیصش خیلى مشکل است براى این که هر مدعى خودش را بر مدعىعلیه ذىحق میداند و هر مدعىعلیه هم مدعى خودش را ناحق میداند و این تشخیصش مشکل است و

+++

اینجا هم نوشته است ناحق هر کس میرود شکایت میکند مدتى هم محکمه را به زحمت میاندازد که به ناحق مرا محکوم کرده و به علاوه در بعضى موارد عرض ‌‌میکنم دیده میشود مثلاً حق و ناحق بین مثلاً یک نفر یک سند از کسى دارد قاضى از اوضاع و احوال اطلاع دارد که این سند خالى از وجه است ولى به حکم قانون در مقابل سند مکلف است او را محکوم بکند به تأدیه یک نوبت دیگر خوب این را میگوییم که حق داشته است و ناحق حکم داده است من این را نمیفهمم موضوع ناحق یک موضوع کشدارى است که همیشه براى قضات تولید اشکال میکند و این را خوب است با یک بیان سلیستر و روانتر تأیید کنند که اشکال تولید نکند یا توضیح بدهند که بنده رفع اشکالم بشود براى رفع این سوءتفاهم عرض کردم.

وزیر مالیه - وقتى بنده تقاضا کردم این لایحه جزء دستور باشد البته یکى از دلایلم این بود که وقت باقى است و البته آقایان هم مایل هستند که کارى شده باشد و یکى دیگر هم این که بنده بتوانم به طور کلى راجع به این لایحه یک توضیحات کلى داده باشم بعد در جزئیات و عباراتش که خوب است این طور باشد یا طور دیگر بنده همیشه حرفى ندارم آنها را صحبت میکنیم آقاى وزیر عدلیه بعد خودشان در کمیسیون در جلسات توضیح خواهند داد اول بنده خواستم راجع به اصل این لایحه درست توضیح بدهم براى این که وقتى این لایحه به مجلس‌‌آمد یک عده از آقایان نمایندگان به خود بنده مراجعه کردند پرسیدند توضیح خواستند و تصور میکردند مبادا این لایحه زحمتى براى دستگاه قضایى و قضات تولید بکند و به این جهت بنده (براى آخرین دفعه که نمیخواهم عرض کنم براى این که هر وقت در مجلس باشم براى کار عدلیه یا کار هر وزارتخانه که باشد البته به هم کمک میکنیم و توضیح میدهیم و لکن البته بیشتر احتمال دارد که موفق نشوم دیگر از لوایح عدلیه دفاع کنم) براى آخرین دفعه خواستم در این موضوع مخصوصاً یک توضیحى داده باشم زیرا یک عده از آقایان شاید همان اشکالاتى را که آن اشخاصى که به بنده مراجعه کردند داشتند داشته باشند و بخواهند بعد بگویند و بنده جواب سؤالات نگفته را میخواهم عرض کرده باشم. اساس این لایحه بر روى یک فکرى است بر روى یک اصلى است که در همه جاى عالم این فکر هست شما ممکن است که در عالم فرض، این طور فرض کنید که یک قاضى کارى را میکند شما هم البته یک مرجع دیگرى دارید حسن کار عدلیه همین است دیگر. اگر در ابتدایى محکوم شد استیناف میدهد تمیز میدهد و لکن مواردى میشود که قاضى حکم به ناحق میدهد حالا بعد تشخیص این که به ناحق است یا نه این یک موضوعى است و در هر موردى این محکمه که قضاوت میکند باید تشخیص بدهد که این به ناحق صادر شده یا نه ممکن است که ناحق باشد ولى موافق قانون باشد یعنى اگر بنده شخصاً علم داشتم که جناب مستطابعالى پرداختهاید وجه آن سندى را که در دست طرف است و لکن هیچ سندى ندارید ناحق است پرداختن این وجه گاهى ممکن است به ناحق حکمى داد یا خسارتى وارد آورد برخلاف قانون هم باشد خوب رأیش چیست چه جور میگویید استیناف بده میدهم و حقاً هم باید بدهم حتماً میدهم ولى مواردى است که شما خساراتى به من وارد کردهاید همین که استیناف بدهم میدانند چقدر شما خسارت به من وارد آوردهاید شما عامداً کار من را عقب انداختهاید خوب باید یک مرجعى براى این کار باشد البته تا به حال هم یک مراجعى بود منتها به یک شکل دیگرى از یک طرف اگر در یک مواردى خداى نخواسته نظر بدى در کار باشد مسلم است قانون مجازات هست این یک صورتى دارد ممکن است نظر مادى نباشد آن وقت چه کنیم ممکن است نظر مادى باشد و من نتوانم ثابت کنم آن را چه باید کرد البته باز عرض ‌‌میکنم یک راه دیگر راه انتظامى بود وقتى یک قاضى یک تخلفاتى میکرد حالا این چه طور است البته تحقیق میکنند تفتیش میکنند محکمه انتظامى رسیدگى میکند آن قاضى را محکوم میکند مسلم است اینها میشود ولى این کافى نیست براى این که اگر براى یک قاضى محکومیت انتظامى پیش ‌‌آمد البته کافى نیست که فقط عشر حقوق او در سه ماه کسر شود این در مقابل خسارت بنده چه تأثیرى خواهد کرد چرا این است که روى این فکر باید در تشکیلات عدلیه این کار هم باشد منتها ممکن است آقایان بفرمایند چرا تا به حال نیاوردید.

+++

بله خود آقایان هم تصدیق میفرمایند که آن روزى که این لایحه را بنده تهیه کردم نمیدانستم که وزیر عدلیه نخواهم بود. آن روز این قصد و نظر نبود. بنده ابتداى تشکیلات به این فکر بودم ولى بعد منصرف شدم براى این که بنده دیدم یک تشکیلات جدیدى است و اگر در ابتداى کار میخواستیم این قانون را بگذرانیم با اخلاقى که در عموم و با هیجانى که در اطراف عدلیه آن وقت بود قضات متصل باید مورد دعوى مردم باشند بنده پیش خود این طور فکر کرده بودم که بگذاریم براى سال پنجم خوب آقایان ممکن است بفرمایند چه طور میشود یک کسى ‌‌امیدوار باشد که تا پنج سال دیگر بماند. بلى. بنده این طور ‌‌امیدوارى داشتم که وقتى کار خودم را بکنم آقا و شاه من، من را نگه خواهند داشت و دوام خواهم داشت‏

واقعاً بعضى چیزها بود که لازم بود ادامه داده شود و خیال کردیم بگذاریم پنج سال که گذشت این دستگاه خودش را بگیرد آن وقت ما بیاییم یک چرخى که براى حسنجریان لازم است به کار بیندازیم ولى به واسطه یک پیش‌‌آمدهایى که در اول کار ممکن است پیش بیاید از سال پنجم هم یکسال و نیم عقب افتاده و اگر لازم است. این هم که آقا فرمودند ممکن است یک اشخاصى بخواهند تولید زحمتى بکنند باید عرض بکنم که در این لایحه بنده خیلى دقت کردم. این لایحه ترجمه نیست اغلب لوایحى که بنده میآورم در عین این که اقتباس شده است از خارج ترجمه نیست دیگران هم به شکل دیگرى همین کار را کردهاند از براى این که در آنجا قسمت ابتدایى در هر حوزه استینافى اگر کسى شکایتى از قضات داشته باشد میدهد به همان محکمه استیناف و محکمه استیناف رسیدگى میکند. بنده این ترتیب را براى این مملکت صلاح ندانستم و یک دستگاه دقیقترى تهیه کردم براى این که به طورى که ملاحظه میفرمایید در ماده سوم نوشته شده که عرض حال شکوى بدواً در هیئتى که تحت ریاست وزیر عدلیه تشکیل میشود و مرکب است از رئیس اداره کل تهیه قوانین و مدعىالعموم دیوان عالى تمیز و رئیس محکمه انتظامى و مقدمترین رئیس شعبه تمیز از حیث سابقه خدمت در دیوان تمیز مورد رسیدگى مقدماتى شده قرار قطعى رد یا قبول آن با ذکر وسایل صادر میگردد ما خواستیم خیلى محکم باشد و یک اشخاصى باشند که اهل اطلاع بوده و بشود از آنها مطمئن بود که میفهمد و از نقطهنظر غرض نمیآیند یک کارى بکنند و نوشتیم محکمه استیناف خوشمزهتر این بود که این لایحه تازه در جراید منتشر شده بود و وقتى که بنده مسافرت به همدان کرده بودم یک کسى عرض حالى داده بود به من و خسارت خواسته بود بنده که رسیدگى کردم دیدم هیچ تقصیرى متوجه قاضى نیست. او عرض حال داده بود مستقیماً به بنده. حالا با این توضیحاتى که اینجا گفته شد بنده خیال ‌‌میکنم نگرانى که آقا دارند رفع شود و با وجود این بنده خیال ‌‌میکنم الان ضرورت نداشته باشد صحبت کنیم بنده همین قدر میخواستم به طور کلى راجع به این لایحه صحبتى کرده باشم و قطع دارم این لایحه لازم است واین ترتیب فعلى خوب نیست و بالاخره آقایان هم موافقت خواهند کرد اگر در جزئیاتش مطالبى باشد آقایان پیشنهاد میکنند چون شور اول است میرود در کمیسیون و در آنجا حلاجى شده و تنقیح میشود و میآید به مجلس (صحیح است)

رئیس ـ آقایانی که به ورود در مواد موافقت دارند قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد ماده اول قرائت میشود:

ماده اول - در موارد ذیل میتوان از قضات، صاحبمنصبان ادارات مدعى عمومى، مأمورین صلح و مأمورین دیگر دولت که به سمت نمایندگى مدعىالعموم عمل کردهاند عرض حال شکوى داده تقاضاى جبران خسارت کرد:

-1 در هر مورد که عامداً قرار یا حکمى برخلاف قانون به ناحق صادر شده و یا عمل دیگر به ناحقى برخلاف قانون عامداً شده باشد.

+++

2- در مورد هر تخلفى که قانون صریحاً متخلف را به جبران خسارت ملزم میکند.

3- در مورد استنکاف از احقاق حق و یا تأخیر در انجام وظیفه.

تبصره 1- اگر مشتکىعنه مدعى باشد که در صدور قرار یا حکم یا در عمل به ناحق اشتباه یا غفلت کرده و چنین اشتباه یا غفلتى را از او نتوان باور کرد عمل مشتکىعنه عمد محسوب میشود.

تبصره 2- عدم صدور حکم یا قرار به بهانه سکوت یا نقص یا تناقض قوانین و به طور کلى بلاتکلیف گذاردن تقاضاهایى که از طرف اصحاب دعوى میشود استنکاف از احقاق حق است.

رئیس - آقاى طباطبایى دیبا.

طباطبایى دیبا - توضیحى را که آقاى وزیر مالیه راجع به این لایحه دادند این توضیحات را در کمیسیون عدلیه هم دادند بلکه مفصلتر. از این جهت بنده در کلى لایحه موافقم بلکه خیلى لازم است ولى اینجا بنده یک اشکالى داشتم وخواستم به عرض برسانم که یک توضیحى داده شود در ماده اول که میگوید در موارد ذیل میتوان از قضات صاحبمنصبان ادارات مدعى عمومى و مأمورین صلح و غیره عرض حال شکوى داد. ظاهر ماده این است که این عرض حال شکوى را در هر مرحله از مراحل دعوى میتواند بدهد. اگر کسى در بدایت محکوم شده است میتواند عرض حال شکوى بدهد و اگر در استیناف محکوم شده باز میتواند و اگر هم در تمیز محکوم شده باز میتواند عرض حال شکوى بدهد. بنده عقیده‌‌ام این است که این ترتیب صحیح نیست براى این که براى یک طرف ممکن است خوب باشد ولى براى طرف دیگر خوب نباشد. فرض بفرمایید بنده مدعىعلیه هستم یک مدعى دارم و در بدایت محکوم شده‌‌ام براى این که محاکمه را بنده طول بدهم و عقب بیندازم عرض حال شکوى بدهد. بنده عقیده‌‌ام این است که این ترتیب صحیح نیست براى این که براى یک طرف ممکن است خوب باشد ولى براى طرف دیگر خوب نباشد. فرض بفرمایید بنده مدعىعلیه هستم یک مدعى دارم و در بدایت محکوم شده‌‌ام براى این که محاکمه را بنده طول بدهم و عقب بیندازم عرض حال شکوى میدهم یک ماده دیگرى هم هست. ماده ششم: از تاریخ ابلاغ قرار قبول عرض حال شکوى تا حکم نهایى کسى که طرف شکوى است نه در دعوایى که باعث شکایت شده و نه در هیچ دعوى دیگر مدعى یا اقرباى نسبى یا سببى تا درجه سوم او مداخله نخواهد کرد، این ماده صریح است که وقتى من عرض حال شکوى دادم آن وقت آن قاضى که بر علیه من حکم داده حق مداخله نخواهد داشت و معلوم است محاکمه توقیف خواهد شد. اگر در بدایت محکوم شد و رفت عرض حال شکوى داد قاضى که بر علیه او عرض حال شکوى داده شده است نمیتواند مداخله کند اگر مقصود این است که قاضى دیگرى قائممقام او شده و در محاکمه مداخله میکند عرضى ندارم زیرا محاکمه موقوف نمیشود ولى اگر مقصود این است که محاکمه توقیف میشود و آن قاضى مداخله نکند تا وقتى که حکم از دیوانعالى شکوى صادر شود این ترتیب براى یک طرف اگر نفعى دارد براى طرف دیگر ضرر دارد اساساً بنده عقیده‌‌ام این است این لایحه براى جلوگیرى از تعلل و مسامحه قضات ادارات مدعىالعمومى است از احقاق حق. خوب بود بعد از آن که حکم نهایى صادر شد و معلوم شد که یک قاضى برخلاف قانون حکم داده آن وقت عرض حال شکوى بشود داد و الاَ در هر مرحله از دعوى اگر هر کسى بخواهد شکایت کند این اسباب تأخیر محاکمه است و به نظر بنده صحیح نیست. یکى هم این است خواستم توضیح بخواهم که عرض حال شکوى به کجا باید تقدیم کرد و مرجعى براى تقدیم عرض حال شکوى باید معین کرد.

وزیر مالیه (آقاى داور) - این که باید عرض حال شکوى را در هر مرحله از مراحل دعوى داد در این محل تردید نیست. براى این که اگر به من یک خساراتى ‌‌امروز وارد ‌‌آمد شما نمیتوانید بگویید تأمل کن تا از تمام مراحل بگذرد آن وقت تعقیب کن این که فرمودید اسباب به طوء و طول و توقیف دعوى میشود این طور نیست. در ماده 6 آنچه که میگوید ملاحظه بفرمایید میگوید از

+++

تاریخ ابلاغ قرار قبول عرض حال شکوى تا حکم نهایى کسى که طرف شکوى است نمیتواند رسیدگى کند. ولى موضوع رسیدگى میشود. این عیناً مثل موارد رد است. و در واقع یکى از موارد رد قاضى است. اگر در یک دعوایى قاضى نسبتى با یکى از اصحاب دعوى پیدا کند آن قاضى که تا دیروز رسیدگى میکرد حالا در آن حدودى که قانون منع کرده دیگر نمیتواند رسیدگى و مداخله کند خوب. آن وقت چه میشود؟ او رسیدگى نمیکند ‌‌اما دیگرى رسیدگى میکند پس رفع نگرانى آقا در این موضوع شد.‌‌اما راجع به این که عرض‌حال شکوى به کجا باید داده شود. اینجا محکمه است معین شده است و البته در نظامنامه داخلى و ادارى یک جایى را معین خواهد کرد که عریضه را به فلان دفتر باید داد.

رئیس - آقاى عراقى.

عراقى - موافقم.

رئیس - آقاى دکتر طاهرى.

دکتر طاهرى - عرض بنده این است که در ماده اول مینویسد: «در هر مورد که عامداً قرار یا حکمى بر خلاف قانون به ناحق صادر شده و یا عمل دیگر به ناحقى برخلاف قانون عامداً شده باشد» به عقیده بنده اگر عالماً قاضى برخلاف قانون حکم بدهد و باعث خسارت شود بایستى جبران کند اعم از این که به ناحق حکم داده شود یا به حق زیرا وظیفه قاضى این است که مطابق قانون حکم بدهد. و مسئله حق و ناحق یک موضوع دیگرى است. و اگر بخواهد احراز حق کند شاید ممکن نشود و نتواند. همان مثالى که آقاى وزیر مالیه (وزیر عدلیه سابق) خودشان زدند کسى قبض دارد از کسى قبض رسمى قاضى میداند خالى از وجه است ولى مطابق قانون باید حکم بدهد که طرف بپردازد. پس حکم قاضى باید مطابق مقررات باشد اگر برخلاف مقررات حکم داد بایستى رسیدگى شود و خسارات را تأمین کند به عقیده بنده این دو کلمه که در آخر قسمت دوم نوشته شده و یا عمل دیگر به ناحقى برخلاف قانون عامداً شده باشد این لزومى ندارد و خود این اسباب اشکال و زحمت میشود. این یکى دیگر این که کلیة تشخیص این ماده اگر عالماً نباشد این تخلف قاضى در حقیقت نبایستى مجازات شود. اگر عالماً باشد البته بایستى مجازات شود. ولى تشخیص این مسئله کار مشکلى است در مراحل اولیه یعنى در محاکم صلح و بدایت اساساً به واسطه این که دو محکمه دیگر بالاتر هست قضات در مراحل بدوى چندان توجه زیادى نمیکنند وقتی که خیلى تظلم میکنند که آقا خوب رسیدگى کن میگوید آقا من حکم میدهم برو استیناف. در صورتی که از احکام قضات صلح و بدایت صد پنجاه ممکن است نقض شود در استیناف. محکمه صلح یا میتواند میگوید آن طور که من میفهمم همین است تو برو محکمه بالاتر. خوب این را چه جور باید جبران کند این را عمد حساب میکنند. یعنى مسامحه در تشخیص و عدم دقت و مواظبت در موضوع را عمد باید حساب کرد با این که مراحل دیگرى هم هست. یا این که این را عمد حساب نمیکنند. بنده خواستم عرض کنم در این موضوع بیشتر باید مذاکره شود این قانون از نقطهنظر تئورى و اصول کلى قانون خوبى است ولى در عمل اشکال دارد البته این قانون قضات را مجبور میکند که بیشتر رعایت کنند و بهتر قضاوت کنند ولى اگر درست هم عمل کنند باز مشکلاتى ایجاد میکند و اگر خیلى ملاحظه و احتیاط درش بشود بلانتیجه میماند. زیرا یک فاصله دارد لایحه دو دنده و دو طرف دارد کلماتش طورى است که اگر خیلى توجه کنند به این که قاضى خطا کرده و عامد بوده و احکامش نقض شود آن وقت دست و پاى قضات بسته میشود ولى اگر حالا بفرمایید که آن کسى که این طور حکم داده این طور فهمیده سوءنیت نداشته. خوب در این صورت مثل حالا فرقى نمیکند و کسى محکومت نمیشود. به‌ نظر بنده خوب است در این موضوع توجهى بشود

+++

وزیر مالیه - چون از طرف مقام ریاست به بنده اطلاع داده شد که پیشنهاد ختم جلسه شده به این مناسبت نمیخواهم ‌‌امروز در این موضوع دیگر بحث شود اگر آقایان نظریاتى دارید ممکن است پیشنهاد بدهید در کمیسیون صحبت میشود.

جمعى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

6- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - ماده اول مذاکراتش خاتمه یافت. در دفعه دیگر که شروع میکنیم در ماده دوم است. آقاى اورنگ اعظم زنگنه و محسن قراگزلو و جماعتى دیگر پیشنهاد کردهاند جلسه ختم شود

(صحیح است) بنابراین جلسه را ختم میکنیم جلسه آینده پنجشنبه 30 شهریور سه ساعت قبل از ظهر دستور تکمیل و ختم این لایحه‏

(مجلس بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

+++

تصمیم‏

جلسه 26 شهریورماه 1312 راجع به کابینه آقاى فروغى.

مجلس شوراى ملى در جلسه بیست و ششم شهریورماه یک هزار و سیصد و دوازده شمسى پروگرام مورخه 26 شهریورماه کابینه آقاى فروغى را که متضمن تقاضاى رأى اعتماد نیز بود به اتفاق آراء عده حاضره 113 رأى تصویب نمود.

رئیس مجلس شوراى ملى - دادگر

قانون‏

تصویب قرارداد تعریف تجاوز

ماده واحده - مجلس شوراى ملى قرارداد تعریف تجاوز را که مشتمل بر پنج ماده میباشد به انضمام ضمیمه ماده 2 و پروتکل ‌‌امضاء که در تاریخ 3 ژویه 1933 مطابق 12 تیر 1312 در لندن بین دولت شاهنشاهى و دول افغانستان و استونى وترکیه و رومانى و اتحاد جماهیر شوروى اجتماعى و لهستان و لتونى منعقد گردیده تصویب و به دولت اجازه میدهد سند تصویب آن را به دولت اتحاد جماهیر شوروى اجتماعى تسلیم نماید.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه بیست و ششم شهریور ماه یک هزار و سیصد و دوازده شمسى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى - دادگر

+++

یادداشت ها
Parameter:293398!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)