کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏ 15
[1396/05/24]

جلسه: 32 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه پنجم آذر ماه 1326  

 

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. طرح گزارش کمیسیون بودجه و تصویب دو دوازدهم آبان و آذر

3. ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏ 15

 

 

جلسه: 32

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه پنجم آذر ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. طرح گزارش کمیسیون بودجه و تصویب دو دوازدهم آبان و آذر

3. ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس پنج ساعت و بیست دقیقه بعد از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1. تصویب صورت مجلس‏

صورت مجلس روز بیست و ششم آبان ماه را آقاى فولادوند (منشى) قرائت کردند.

ساعت پنج بعد از ظهر مجلس به ریاست آقاى امیر حسین ظفر ایلخان نایب رئیس تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید.

اسامى غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین بااجازه - آقایان: عسکر صاحب‌جمع - اورنگ - منصف - ابوالقاسم بهبهانى - محمد‌تقى بهار - شریف‌زاده - ابوالقاسم امینى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: محمد‌حسین صولت قشقایی - حسن اکبر - تولیت - کامل ماکویی - محمد گرگانى - دکتر جلال عبده - صدر‌زاده - بهادرى - ناصرى - شهاب خسروانى - على وکیلى - ساعد - خویی‌لر -

آقاى مکى به عنوان اعتراض به صورت مجلس با قرائت مواد 86 و 87 و اشاره به ماده 82 نظامنامه اظهار نمودند هنگام اخذ رأى نسبت به اعتبارنامه آقاى هراتى هیچ یک از این مواد رعایت نشده در حالی که نظامنامه باید روى مصالحى که مورد نظر واضع بوده تعبیر شود و در این باب اکثر نمایندگان و تماشاچیان شاهد بوده‌اند که موقع اخذ رأى بیش از یک سوم نمایندگان قیام نکرده بودند و بالنتیجه رأى مشکوک بود و چون فعلاً تأمین قضایی نیست اعلام جرم نسبت به پرونده‌هاى مربوطه را به موقع وجود دولت مورد اعتمادى محول می‌دارد.

آقاى نائب رئیس اظهار داشتند به شهادت خداوند هیچ قصد و غرضى جز انجام وظیفه نداشته و ندارم و کوشش می‌کنم که در مقابل اقلیت و اکثریت که براى من مساوی است آیین‌نامه را طابع النعل اجرا کنم زیرا مجلس باید سرمشق انتظامات مملکت باشد و آقایان نمایندگان خود مجرى این منظور و بالاخص آن که به صراحت ماده 84 اعلام نتیجه رأى به قیام و قعود از وظایف رئیس و منشیان است و در اخذ رأى نسبت به آقاى هراتى شخصاً نظارت کردم و چون در حدود شصت و سه و چهار نفر قیام کرده بودند موظف بودم بگویم تصویب شد و قطعاً آنچه شده موافق آیین‌نامه بوده و من هیچ گاه خلاف قانون نخواهم کرد.

آقاى دکتر شفق بیان نمودند وقتى مجلس می‌خواهد به علت فقدان یکى از اعضاى خود تعطیل کند هر نوع صحبتى خلاف رسم است.

آقاى دهقان راجع به تعداد آرای آقاى فاضلى از آقایان منشیان پرسشى نمودند و آقاى دکتر اعتبار اظهار داشتند که از طرف اقلیت مأموریت دارند به صورت مجلس اعتراض کنند ولى به پاس احترام مرحوم مرآت اسفندیارى موکول به بعد می‌نمایند و صورت مجلس تصویب شد.

آقاى نائب رئیس با کمال تأسف و تأثر درگذشت مرحوم حسن مرآت اسفندیارى را به اطلاع آقایان نمایندگان رسانیده و شرحى از مکارم اخلاق و مراتب

+++

خدمتگذارى آن مرحوم را در مقامات مختف کشور و دوره‌های نه‌گانه نمایندگى ایشان در مجلس شوراى ملى و خدمت چندین دوره به سمت کارپردازى مجلس که همیشه با صحت عمل و جدیت مقرون بوده اظهار و پس از تعزیت و تسلیت و بازماندگان آن مرحوم پنج ساعت و سه ربع بعد از ظهر به پاس احترام فقید مزبور جلسه را ختم نمودند و جلسه آینده به روز پنجشنبه 21 آبان با دستور سابق موکول گردید.

رئیس - آقاى بختیار نسبت به صورت جلسه نظرى دارید؟

بختیار - خیر.

رئیس - آقاى مسعودى نسبت به صورت جلسه اعتراضى دارید؟

محمد‌على مسعودى - خیر.

رئیس - آقاى ابوالقاسم امینى نسبت به صورت جلسه نظرى دارید؟

امینى - خیر.

رئیس - آقاى دهقان نسبت به صورت جلسه اعتراضى دارید؟

دهقان - خیر، قبل از دستور عرایضى داشتم.

رئیس - آقاى کشاورز صدر.

کشاورز صدر - بنده هم قبل از دستور عرایضى داشتم.

رئیس - آقاى فرامرزى نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟

فرامرزى - بلى یک کلمه‌ای را اعتراض دارم و آن کلمه «نایب رئیس اول» است چون در نظامنامه معین نکرده که نایب رئیس اول و دوم.

رئیس - صحیح است یک کلمه دیگر هم «رئیس» است اشتباه شده است اینجا اصلاح می‌شود صورت مجلس جلسه قبل تصویب شد.

محمد‌على مسعودى - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - طبق چه ماده‌ای؟

محمد‌على مسعودى - طبق ماده 123 در وظایف هئیت رئیسه است.

رئیس - ماده 123 گمان می‌کنم وارد نباشد قرائت می‌شود.

(ماده 123 نظامنامه به شرح ذیل قرائت گردید)

ماده صد و بیست و سوم - اخطار که از مختصات رئیس است درباره ناطقینى است که از دایره نظم خارج می‌شوند و نیز درباره اعضایی است که به واسطه عدم رعایت ماده 112 یا به اقسام دیگر باعث بى‌نظمى می‌شوند.

رئیس - بسیارخوب کافى است، شما آقاى حاذقى راجع به چه ماده‌ای؟

حاذقى - ماده 115

رئیس - قرائت بفرمایید.

(ماده 115 نظامنامه به شرح ذیل قرائت شد):

ماده صد و پانزدهم - رئیس قبل از این که جلسه را ختم نماید در باب دستور جلسه آتیه یعنى تعیین روز و ساعت و موضوع مذاکرات به مجلس رجوع می‌نماید دستورى به این ترتیب قرار داده شده است در محوطه مجلس و در روزنامه رسمى اعلان خواهد شد ولى مجلس در هر موقعى که لازم بداند می‌تواند دستور خود را تغییر بدهد.

حاذقى - تخلف شده است از این ماده، من می‌خواهم توضیح بدهم که به این ماده عمل نشده است مجلس شوراى ملى وقتش تعیین شده بود روز پنجشنبه گذشته تشکیل جلسه بدهد، دستور مجلس هم معین بود، کارهاى ضرورى و فورى هم داشتیم که مورد علاقه فرد فرد آقایان نمایندگان محترم بود (صحیح است) زنگ جلسه را هم زدند و بعد هم مدتى اینجا نشستیم و مدتى بعد اعلام کردند که جلسه به هفته بعد موکول می‌شود من اعتراض می‌کنم به این که چرا تخلف می‌شود از مواد آیین‌نامه؟ مجلس در این موقع کارهاى حساسى دارد بودجه مملکتى همین طور معوق مانده و هزارها مستخدم دولت همین طور گرفتار بدبختى و فقر و فلاکت هستند و ما یک هفته همین طور گذرانده‌ایم‏...

رئیس - بفرمایید بنشینید وقتى اکثریت نباشد جلسه تشکیل نمی‌شود این اعتراض شما هم وارد نبود و تطبیق با این ماده نمی‌شود.

2. طرح گزارش کمیسیون بودجه و تصویب دو دوازدهم آبان و آذر

دکتر معظمى - بنده یک پیشنهادى تقدیم کردم.

رئیس - پیشنهاد رسیده است از آقاى دکتر معظمى و دیگران که لایحه بودجه جزو دستور شود (نمایندگان - صحیح است)

(پیشنهاد به شرح زیر قرائت گردید)

پیشنهاد می‌کنم لایحه دو دوازدهم مقدم بر سایر امور جزء دستور گذارده شود. نبوى.

رئیس - چندین پیشنهاد هست همین طور از آقاى دکتر معظمى هم رسیده قرائت بفرمایید.

پیشنهاد می‌کنم گزارش کمیسیون بودجه پس از قرائت صورت جلسه جزء دستور قرار گیرد. دکتر معظمى.

رئیس - همه مشابه است مخالفى نیست؟

نمایندگان - مخالفى نیست.

رئیس - پس مطرح می‌شود.

سزاوار - همه موافقند (امامى - احسنت)

رئیس - بسیار خوب گزارش کمیسیون بودجه راجع به لایحه دو دوازدهم مطرح است آقاى دکتر متین دفترى موافقید یا مخالف؟

دکتر متین دفترى - بنده مخالفم.

رئیس - بفرمایید.

سزاوار - قرائت کنند اول.

رئیس - طبع و نشر شده آقایان دارند قرائت می‌شود.

(گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصى به مجلس شوراى ملى به شرح زیر قرائت گردید)

کمیسیون بودحه لایحه شماره 46883 دولت را که به عنوان بودجه کل کشور در سال‌های 1325 و 1326 تقدیم مجلس شوراى ملى شده بود مورد شور و مطالعه قرار داده نظر به این که در ارقام بودجه مزبور نسبت به اقلام بودجه مصوب 1324 تفاوت زیادى مشاهده می‌شد که رسیدگى به آن وقت کافى لازم داشت لذا کمیسیون بودجه براى این که پرداخت حقوق مستخدمین و مخارج ضرورى جارى کشور در مدت مطالعه و تهیه گزارش قطعى راجع به لایحه دولت که مستلزم دقت کافى است به عهده تعویق نیفتد پس از چندین جلسه شور و مذاکره ماده واحده ذیل را به ضممیه دو تبصره تنظیم و تصویب نموده که اینک گزارش آن را براى تصویب مجلس شوراى ملى تقدیم می‌دارد:

ماده واحده - به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود کلیه حقوق و کمک هزینه‌های وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌های دولتى و سایر اعتبارات بودجه کل کشور را در دو ماهه آبان و آذر سال جارى در حدود دو دوازدهم اعتبارات مصوب سال 1324 با رعایت تبصره یک و سه ماده واحده مصوب آبان ماه 1324 و سایر قوانین و مقررات مالى پرداخت نماید.

تبصره 1 - به منظور تأمین حقوق و مخارج اضافى دو ماهه آبان و آذر 1326 علاوه بر کمک هزینه کارمندان مبلغ 400 میلیون ریال به وزارت دارایی اعتبار داده می‌شود که با کمال صرفه‌جویی براى ترفیعات قانونى و مخارج ضرورى جارى کشور پس از تصویب کمیسیون بودجه پرداخت نماید.

تبصره 2 - پرداخت‌هایی که مطابق این قانون به عمل می‌آید مؤید تصویب‌نامه‌هاى صادره در زمان فترت و تا این تاریخ نمی‌باشد. مخبر کمیسیون بودجه - دکتر مصباح زاده‏

سزاوار - بنده یک تذکرى دارم اجازه بفرمایید.

رئیس - تذکر راجع به چه؟

سزاوار - چون بنده تابلویی دیدم راجع به بودجه گذاشته بودند.

رئیس - ماده واحده مطرح است.

سزاوار - پس به هر حال اجازه در مجلس داده می‌شود.

رئیس - بلى.

عباس اسکندرى - آقا این طور نمی‌شود وقت بنده را گرفتید بنده اخطار دارم.

رئیس - اینجا پیشنهاد شده که جزو دستور شود قبلاً جزو دستور نبود. حالا در مجلس اجازه بگیرید صحبت کنید. آقاى دکتر متین دفترى بفرمایید.

دکتر متین دفترى - بنده راجع به بودجه نظرهایی می‌خواهم عرض بکنم، حضور آقایان وکلا و می‌خواهم استدعا بکنم که این نظریات بنده را به عنوان اقلیت و تعصب اقلیت و اکثریت تلقى نفرمایند. بنده با این پیشنهاد گزارش کمیسیون بودجه مخالفت می‌کنم براى این که این گزارش مستند است به‏... (با این که ظاهرش تفکیک کردند و خواسته‌اند صورت ظاهر قانونش را حفظ بکنند) ولى بالاخره این گزارش مبتنى است بر بودجه تفصیلى دولت (امیر تیمور - مبتنى بر چه؟) مبتنى است بر بودجه‌ای که از طرف دولت تقدیم شده است چود در اینجا در واقع دو دوازدهم از بودجه تقدیمى دولت را با یک فرمولى در نظر گرفته‌اند و در واقع بیشتر در نظر بوده است که احترام قوانین در اینجا رعایت بشود و از طرف دیگر هم این ترتیب را که پیشنهاد شده است به طورى که عده‌ای آقایان هم در خارج می‌گفتند عملى هم نیست و دولت هم شاید نتواند از آن استفاده بکند حالا بنده کارى ندارم به این قسمتش بنده نظر خود را عرض می‌کنم به طور مقدمه به عرض آقایان برسانم

+++

که تصویب بودجه مهم‌ترین عملى است که در مجلس می‌شود و در واقع اساس حقوقى که مجلس شوراى ملى در امور کشور دارد و در واقع حقوق و روح و اساس مشروطیت همین بودجه‌ای است که به تصویب مجلس شوراى ملى می‌رسد قطع نظر از این با اوضاع حاضره‌اى که ما داریم به طورى که بنده مشروحاً و مفصلاً در طى برنامه دولت هم به عرض آقایان رساندم وضع اقتصادى به خصوص وضع معاش فعلى مردم ایران و هزینه زندگانى به طور طاقت‌فرسا است که حقیقتاً اگر مجلس شوراى ملى این کار را با همکارى دولت حل نکند واقعاً می‌توانم بگویم که هیچ کارى نکرده است براى این که حقیقتاً زندگى بر مردم حرام شده است (صحیح است) و بنده مدعى هستم که یکى از عوامل مهم این وضع زندگى امروز و گرانى همین بودجه کشور است (صحیح است) این را بعداً عرض می‌کنم که اسباب نگرانى نباشد البته گمان می‌کنم همه آقایان چه اقلیت و چه اکثریت همه نظر دارند که یک راه‌حلى پیدا بکنند که حقوق مستخدمین دولت عقب نماند (صحیح است) بنابراین اگر ما اینجا مخالفت می‌کنیم منظور این نیست که یک کارشکنى کرده باشیم و اشکالى کرده باشیم که بودجه جارى دولت که مربوط به بودجه مستخدمین دولت است براى این که واقعاً طبقه‌ای که در کشور ما از همه بیشتر استحقاق کمک و همراهى دارند و واقعاً آنها زندگانی‌شان روزمره است این حقوقى را هم که می‌گیرند با تمام این اضافاتى که به آنها داده شده با این گرانى زندگى تکافو زندگى آنها را نمی‌کند بنابراین سزاوار نیست که ما در اینجا یک ترتیبى پیش بیاوریم که یک روز حقوق آنها عقب بیفتد ولى در عین حال ما نمی‌توانیم از وظایف نمایندگى خودمان هم صرفنظر بکنیم و یک نکات اساسى که در حق خود همان مستخدمین هم تأثیر دارد نگوییم اینجا حساب کرده‌ام بنده به این بودجه دولت از دو نظر اعتراض دارم قبلاً هم از آقاى وزیر دارایی استدعا می‌کنم که به این عرایض بنده توجه بفرمایند ما اینجا می‌خواهیم یک مسئله‌ای را حل بکنیم (صحیح است) و ایشان هم باید اینجا راه‌حل پیدا بکنند مقصودم این است که آن مذاکراتى که در موقع برنامه پیش آمد اینجا پیش نیاید و تکرار نشود ما هم قصدمان معارضه و مباحثه نیست اینجا و چون ایشان خیلى مهارت دارند در جواب گفتن و خیلى حاضر جواب هستند خواهش می‌کنم اینجا از منطق و از اصولى که بنده عرض می‌کنم از آنها خواهش می‌کنم خارج نشوند (هژیر - چشم به شرط این که جنابعالى هم امشب رأى بدهید زودتر بگذرد) که این بودجه دو اشکال دارد از نظر بنده، یکى این که این بودجه مستند است هم به هزینه‌های غیرقانونى و هم درآمدهاى غیرقانونى البته خوب ما آن روز در ضمن برنامه دولت چند تذکراتى دادیم که آقا این مالیات‌هایی که گرفته‌اید و می‌گیرید اینها برخلاف قانون است یعنى به موجب یک قانونى برقرار نشده است و انتظار داشتم که آقاى وزیر داراى در این باب بعد از تذکرات ما یک توجهاتى بفرمایند عرض کنم ایشان فرمودند که در موضوع مالیات ما در واقع از قانون خارج نشده‌ایم و حتى کمش هم کرده‌ایم بنده هم به ایشان ثابت کردم که نخیر کسر نکردید اگر هم کسر کردید از مالیات اشخاص متمول کسر کردید و اگر هم کسر کردید از مالیات طبقه اعیان کسر کردید از طبقه ضعفاً کسر نکردید و به اشخاص بى‌بضاعت افزودید و ایشان بعد خودشان را با بنده مقایسه کردند مثل این که بنده از طبقه اشرافم و ایشان از طبقه ضعفا و بیچارگان بر فرض هم این جور باشد و بنده از اشراف باشم و شما هم از رنجبران باشید هیچ مانعى ندارد که اگر یک کسى از طبقه بالا باشد به نفع طبقه پایین صحبت بکند صرفه خودش را رعایت کرده براى این که حالا ما اینجا اسم‌مان را بگذارند یا طبقه حاکمه یا هیئت حاکمه یا نمایندگان ملت حالا اگر ما اینجا خودمان را نمایندگان ملت بدانیم بایستى بدانیم که باید یک ملتى باشد که ما هم نماینده آنها باشیم و اگر مردم از گرسنگى از بین بروند، از فقر و بدبختى از بین بروند دیگر ملتى نمی‌ماند و وقتى که ملتى نمانده نماینده‌اش هم باقى نمی‌ماند (صحیح است) پس بنابراین اگر بنده بر فرض تصور آقاى وزیر دارایی جزء طبقه حاکمه یا طبقه اشراف مملکت یا طبقه متمول مملکت باشم، هیچ اشکالى ندارد که حمایت از طبقه ضعفا کرده باشم، اگر این کار را می‌کنم به صرفه خودم می‌کنم، حالا بنده نمی‌خواهم عرض بکنم که بنده اگر حساب زندگی‌ام را برسید جزء متمولین مملکت نیستم (باتمانقلیچ - مملکت متمول ندارد اصلاً) ایراد دوم که بنده به این بودجه دارم این کسر فاحشى است که در اینجا نشان داده شده، بنده نمی‌دانم و حقیقتاً متحیرم، میل دارم که آقاى وزیر دارایی این مسئله را روشن بکنند، هر قدر هم که خوش‌بین باشیم این بودجه قریب دو میلیارد و نیم کسرى نشان می‌دهد ولى می‌فرمایند جاى هیچ گونه نگراى نیست براى این که ما هزینه‌ها را روى درآمدها که وصول می‌شود خواهیم پرداخت، بنده هر چه فکر می‌کنم که اینجور بودجه نوشتن سابقه ندارد، پیش ما که سابقه نداشت و این یک اختراعى است که اخیراً شده که دو میلیارد و نیم (شوخى نیست) کسر بودجه باشد این دو میلیارد و نیم کسرى که دارید اگر امیدوار هستید که شما می‌توانید درآمدتان را طورى وصول بکنیم که این دو میلیارد و نیم از بین برود، اگر امیدوارى دارید پس چرا شما بودجه را این طور می‌نویسید؟ چرا بودجه را یک طورى نوشته‌اید که مملکت را ورشکسته می‌خواهید معرفى بکنید؟ و اگر این امیدوارى را ندارید و حقیقتاً ما دو میلیارد و نیم کسر بودجه داریم که یک خطر بزرگى است و این سرچشمه تمام این بدبختی‌های ما است، سرچشمه تمام این گرانى زندگى است، باید یک فکر عاجلى کرد، فایده‌اش چه چیز است که ما هى به مستخدمین دولت اضافه حقوق بدهیم و سطح زندگى گران‌تر بشود؟ براى این که مستخدمین هم ترجیح می‌دهند که مثل سابق که که اشل 320 ریال بود 320 ریال حقوق بگیرند و این 320 ریال تکافوى زندگى آنها را بکند تا این که 3000 ریال بگیرند و تازه این 3000 ریال هیچ مخارج را تأمین نکند، این گول زدن مستخدمین است، این گول زدن کارمندان دولت است، بنده امروز یک روزنامه‌ای به دستم رسید از اروپا راجع به تنزل فاحشى که در زندگانى ایتالیا در این اواخر پیش آمده است که اگر آقاى وزیر دارایی میل داشته باشند عین روزنامه را می‌فرستم خدمت‌شان مطالعه بفرمایند آنجا به واسطه تدابیرى که دولت کرده و مخصوصاً تذکر دادند به واسطه صرفه‌جویی که در بودجه کردند و در بودجه مملکتی‌شان تعادل برقرار کردند و تدابیر دیگرى مخصوصاً تذکر داده که اضافه کردن دستمزد و حقوق توجه نکردند براى این که هر چقدر اضافه حقوق و دستمزد بالا برود بودجه اضافه می‌شود و هیچ نتیجه‌ای ندارد بلکه نتیجه معکوس دارد و زندگى گران‌تر می‌شود و پول ارزش خودش را کم می‌کند و هزینه زندگى روز به روز طاقت‌فرساتر می‌شود، این یک نمونه عملى است که همین ایامی که ما داریم زندگانى می‌کنیم جلو چشم‌مان می‌بینیم و بایستى اینجا به عقیده بنده ما امشب البته یک تصمیم بگیریم یا یک پیشنهادى یا یک طرحى به هر ترتیبى که آقایان می‌دانند که حقوق مستخدمین در این ماه تصویب شود (صحیح است) ولى اگر بنا بشود که ما به این ترتیبى که کمیسیون بودجه پیشنهاد کرده روى پایه بودجه پیشنهادى با این کسر فاحشى که ما در بودجه می‌بینیم این را سابقه قرار بدهیم و تصویب بکنیم باید منتظر بشویم که همین طور قلم به قلم هر ماه خواهد رفت و این بودجه با این کسر فاحشش که منشأ بزرگ گرانى زندگانى امروزه است همین طور دنبال خواهد شد ما هم کارى نکرده‌ایم و مستخدمین‏ را هم واقعاً گول زده‌ایم، اضافه حقوق به هر عنوانى که به مستخدمین بدهند مادامى که هزینه زندگى پایین نیامده به نظر بنده هم خودمان را گول زده‌ایم و هم مستخدمین را مغبون کرده‌ایم این است که بنده مخالفم که ما اصلاً یک تصمیمى بگیریم و یک چیزى را تصویب بکنیم که پایه‌اش روى یک بودجه‌ای باشد که آن بودجه یک کسر فاحشى داشته باشد به استی موقتاً یک تصمیم امشب گرفته شود که مخارج ماه آبان را ما امشب تصویب بکنیم و بلافاصله کمیسیون بودجه تمام اوقاتش را هر روز صبح و عصر و شب صرف بکند بنشیند یک بودجه با موازنه درست بکند و چیزهاى زیادى را حذف و آن مخارج قطعى را با درنظرگرفتن درآمدهایی که حتمى‌الوصول است در نظر بگیرند و بنده به شما قول می‌دهم اگر بودجه ما تأمین شود یک قدم بزرگى به طرف پایین آوردن هزینه زندگى خواهیم برداشت بنده چطور می‌توانم موافقت بکنم به این که بودجه‌اى که اساسش بر تحمیل ضعفا است با ارقام (این حرف نیست آقاى وزیر دارایی) الان با ارقام به شما ثابت می‌کنم که تمام درآمد این کشور، اقلام مهم درآمد که در این بودجه پیش‌بینى شده تمام تحمیل است بر توده مردم، اکثریت مردم، مایحتاج مردم قماش، قند و شکر، چاى، نفت، و اینها یک چیزهایی است که مورد احتیاج همه است، همه مردم از اینها زندگانى می‌کنند قماش تا حالا غیر از خرده‌فروشش کارى ندارم (برزین - دارو هم بفرمایید) توجه بفرمایید آقایان عوارضى که از انواع قماش گرفته می‌شود این همان قماشى است که بایستى مردم بدبخت ایران دهاتی‌ها، کارگرها خلاصه طبقات ضعیف این مملکت با آن ستر عورت بکنند این یک چیزى است که براى همه لازم است حتى وقتى که مردند براى کفن‌شان هم لازم است یک همچون جنسى حقوق گمرکش از روى وزن 10/2 ریال تا 60% مالیات راه یک تا ده ریال

+++

و خلاصه شش درصد بهای تمبر واردات، ده درصد عوارض‏... چهل و پنج درصد حق انحصار همه اینها به قماش بیچاره اضافه می‌شود و نتیجه‌اش این می‌شود که خلاصه شصت و یک درصد بهاى سیف به قلم قماش اضافه می‌شود. حالا تا از دست این عدل‌فروش به دست خرده‌فروش و از خرده‌فروش خلاصه تا به دست مردم برسد ببینید چند درصد می‌شود؟ قند و شکر که البته خوراک عمومى ملت ایران است قند را نمی‌شود گفت در این مملکت یک چیز لوکسى است می‌توانم عرض کنم که قسمت مهمى از مردم ایران به خصوص دهاتی‌ها، زارعین آنها اصلاً خوراک‌شان عبارت از یک چاى است که می‌خورند با یک تکه نان و دیگر چیزى ندارند، این قند و شکر حالا بنده جزئش را عرض نمی‌کنم به علت این که اسباب زحمت‌تان می‌شود مطابق این صورتى که بنده دارم 268 درصد به آن عوارض تعلق می‌گیرد چاى به طور متوسط 6/85 درصد عوارض به آن تعلق می‌گیرد از این اقلام مختلف نفت و بنزین، نفت و بنزین سوخت تمام مردم ایران است به خصوص بنزین که وسیله نقلیه است و در حمل و نقل یکى از عوامل قیمت‌ها حساب می‌شود هر چقدر که ما بر نفت و بنزین اضافه بکنیم در واقع زندگى، خواربار مردم را گران کرده‌ایم تفاوت نرخ فروش شرکت نفت با فروش دولت 44 ریال با 229% در هر بیست لیتر بنزین تفاوت نرخ فروش شرکت‏ نفت به دولت 5/5 ریال یا 75 درصد در لیتر ملاحظه بفرمایید 75% این یک چند فقره نمونه بود حالا بنده راجع به دارو صورت ندارم که خدمت آقایان عرض کنم خلاصه این بودجه تقدیمى دولت پایه‌اش روى این درآمدها است درآمدهایی است که خودش مهم‌ترین عامل گرانى زندگانى است، در مقابل این ملاحظه بفرمایید، اتومبیل سوارى (اگر کامیون بود بنده عرضى نداشتم) اتومبیل سوارى که البته اگر یک کالاى لوکسى در مملکت فرض شود اتومبیل سوارى است، اتومبیل سوارى که مورد حاجت طبقه حاکمه مملکت است، مختصر این که به یک روایتى من شنیده‌ام پنج درصد عوارض گرفته می‌شود و به طورى در بودجه تقدیمى آقاى وزیر دارایی من دیدم پانزده درصد از قماش 61 درصد می‌گیرند از قند و شکر 268 درصد خلاصه از چاى 6/85 درصد ولى از اتومبیل نمی‌دانم پنج درصد یا 15 درصد (یک نفر از نمایندگان - ده درصد) یا ده درصد خوب حالا مال قسمت توتون مثلاً توتون چپق بنده اینجا یادداشت کرده بودم، 310 درصد، 310 درصد از توتون چپق که مسلماً مورد استفاده طبقه سوم مملکت است، اشخاص طبقه اول و دوم که چپق نمی‌کشند، خلاصه از چپق‌کش‌ها 310 درصد می‌گیرند، این یک ارقامى است دیگر دلیلى از این زباندارتر و جاندارتر چه چیزى عرض کنم بودجه این کشور که هشت میلیارد و نیم کسر دارد درآمد مهمش این چیزها است، این اقلامى است که از مردم بدبخت طبقه سوم می‌گیرند زندگانى را گران می‌کنند که شما اضافه حقوق گرفته‌اید اضافه فعلى و اضافه زمان جنگ 1320 تمام اینها را که حساب می‌کنیم وقتى که این مخارج را جلوش می‌گذارند در واقع مثل این است که نه فقط حقوق مستخدم را اضافه نکردند بلکه حقوق مستخدمین چون ارزش ریال کم شده است، کم شده است بنده استدعا می‌کنم از حضور آقایان عاجزانه استرحام می‌کنم که امشب ما بنشینیم به رسم على‌الحساب به هر ترتیبى که آقایان صلاح می‌دانند یک تصمیمى بگیریم که خیال مستخدمین دولت امشب راحت شود و پرداخت حقوق آبان ماه همین فردا صورت بگیرد ولى بلافاصله مجلس تمام کارهاى خودش را کنار بگذارد... آقایان اگر شما بر هزینه زندگى فکرى نکنید واقعاً مثل این که هیچ کارى نکرده‌اید، آمدن و نشستن در اینجا وقت تلف کردن است به طور کلى قبل از هر چیز اصولاً عمران، آبادى، برنامه هفت ساله، برنامه چند ساله، هر کارى که در این کشور باشد مادام که هزینه زندگانى پایین نیاید و براى تمام طبقات زندگانى قابل تحمل بشود محال است که ما موفق به هیچ اصلاحى بشویم حالا اعتراضاتى بنده راجع به اقلام بودجه دارم و یک پیشنهاداتى هم دارم و تبصره‌هایی هم دارم که در موقع طرح، در موقعى که مذاکره در کلیات تمام شد آنها را بنده تقدیم مقام ریاست خواهم کرد ولى در کلیات بنده عقیده‌ام این است که ما تکلیف حقوق آبان ماه را معین بکنیم ولى استدعا می‌کنم و باز هم تکرار می‌کنم بنشینیم و یک بودجه با کمک آقاى وزیر دارایی با راهنمای ایشان که خوب مطلع هستند و احاطه دارند بر تمام امور مالى مملکت و یک بودجه با تعادل و اگر هم ممکن باشد درآمدهامان بیشتر باشد معین بکنیم براى این که درآمد همیشه وصولش حتمى نیست ولى مخارج حتمى است، در هزینه ممکن است صرفه‌جویی بشود ولى درآمد ممکن است سوخت پیدا بشود بنشینیم و یک راه‌حلى براى این هزینه زندگى در نظر بگیریم یک اصلاح اساسى در اقتصادیات مملکت بکنیم تا این بودجه کشور درست نشود هیچ گونه اصلاح اقتصادى در این کشور میسر نخواهد بود.

رئیس - آقاى مخبر بفرمایید.

مخبر کمیسیون بودجه (آقاى دکتر مصباح‌زاده) - جناب آقاى دکتر متین دفترى بیاناتى فرمودند که اگر ابتدا نمی‌فرمودند که من مخالف این گزارش هستم بنده تصور می‌کردم که ایشان صد درصد موافق گزارش کمیسیون خواهند بود این دلایلى که اظهار فرمودند همان دلایلى است که کمیسیون بودجه را مجبور کرد که این گزارش را امروز به مجلس شوراى ملى تقدیم بکند. آقایان به خاطر دارند در روزهاى اواخر آبان بود که بودجه 25 و 26 از طرف آقاى وزیر دارایی به مجلس داده شد دو سه روز بیشتر به ماه آبان باقى نمانده بود که توزیع شد و منتشر شد وقتى که این لایحه در کمیسیون بودجه مطرح شد چندین موضوع در آنجا پیش‌آمد کرد یکى فکرى که خود کمیسیون بودجه از ابتدا داشت بر این که یک دقت و رسیدگى کاملى به بودجه مملکت بکند و قبل از این که خود لایحه به کمیسیون برسد خود کمیسیون چندین جلسه کرد و در جلساتى که کرد همه متفقاً گفتیم که ما باید نسبت به بودجه 26 و خصوصاً به بودجه 27 کمال دقت را بکنیم و ارقام و اقلام زیادى را حذف بکنیم این یک موضوع بود موضوع دوم این بود که این لایحه دولت مستلزم یک دقت کافى بود که ما بتوانیم به یک یک اقلام رسیدگى بکنیم و از این جهت ما مجبور بودیم که یک وقت بیشترى در دست داشته باشیم و از آن استفاده بکنیم و متأسفانه بعد به جهت این که این لایحه دولت مبتنى بود به یک تصویب‌نامه‌هایی که ما بایستى نسبت به یک یک آنها رسیدگى کامل بکنیم از این جهت ما نتوانستیم در این وقت کمى که داشتیم یک گزارشى راجع به لایحه بودجه به مجلس تقدیم بکنیم و از طرفى خواستیم که آنچه که می‌کنیم ملاک قانونى داشته باشد و اساس قانونى داشته باشد همان طورى که جناب آقاى دکتر فرمودند ما هم همان طور فکر می‌کنیم، ما می‌خواهیم که آنچه که به مجلس می‌آید آنچه که مجلس تصویب می‌کند آنچه که دولت انجام می‌کند تمام یک ملاک و اساس قانونى داشته باشد و در این مورد متأسفانه بودجه دولت، این بودجه‌ای که دولت تقدیم کرده این مبنا و ملاک را ندارد و بیشتر پایه و اساس تصویب‌نامه‌هاى دولت است که در حدود صد تصویب‌نامه می‌شود که صورت ریزش را من خودم در دست دارم و هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته، ما از یک طرف خواستیم در این آخر ماهى حقوق مستخدمین پرداخت بشود ولى حقوق قانونى آنها پرداخت بشود (صحیح است) و به این جهت اول ما روى ملاک و پایه و اساس قانونى بودجه رفتیم به 24 یعنى آن آخرین مرحله‌ای که مجلس این بودجه را تصویب کرده بود ما دو دوازدهم از بودجه مصوب 24 را ملاک و پایه اساسى کارمان قرار دادیم این یکى بنابراین این که جناب آقاى دکتر فرمودند که ما بودجه 25 و 26 را مورد عمل قرار داده‌ایم این طور نیست ابداً ما نه دراین گزارش اسمى از بودجه 25 و 26 برده شده و نه کمیسیون چنین نظرى داشته است، دوم این که براى این که چرخ‌های دولت به گردش بیفتد و از کار نیفتد در مدت دو ماه هم اجازه دادیم که چهل میلیون ریال (یک نفر از نمایندگان - چهل میلیون تومان) صحیح است چهل میلیون تومان خرج ضرورى مملکت را بکند آن هم پس از تصویب کمیسیون بودجه که به این ترتیب دولت هر خرجى را که می‌خواهد بکند آن خرجى را که ما تشخیص بدهیم ضرورى و لازم است براى مملکت آن خرج را بکند.

سوم - این که ما در گزارش هم قید کردیم که این خرج‌هایی که حالا اجازه پرداختش داده می‌شود و آن حقوق‌هایی که پرداخت می‌شود این اجازه‌ها ابداً مؤید تصویب‌نامه‌هایی که دولت در زمان فترت و تا امروز صادر کرده نخواهد بود بنابراین بنده نمی‌دانم که جناب آقاى دکتر متین دفترى به چه قسمت این گزارش اعتراض دارند، براى این که همان نگرانى که ایشان داشتند اعضاى کمیسیون بودجه هم داشتند و ما هم داریم و براى رفع همین نگرانى جنابعالى این کار را کردیم و این گزارش را تهیه کردیم و آن وقت در ظرف این دو ماه البته کمیسیون بودجه مجال دارد، وقت دارد و ما می‌نشنیم راجع به بودجه تقدیمى دولت صحبت می‌کنیم تصمیم می‌گیریم و گزارش خودمان را به مجلس تقدیم خواهیم کرد، البته یک وقت کافى لازم است براى این که یک بودجه‌ای که درسال 1324 چهارصد و پنجاه میلیون تومان بوده در سال 1325، ششصد میلیون

+++

تومان شده است و در سال 1326 هشتصد میلیون تومان شده است، باید کمیسیون بودجه رسیدگى بکند ببیند که این مخارج زیادى از کجا ایجاد شده و آن پول‌هایی که از مردم گرفتند به چه خرج‌هایی دولت مصرف کرده است از این جهت است که بنده تصور می‌کنم که اگر ما بخواهیم به کارهاى مملکت کمک بشود و هم مستخدمین حقوق بگیرند و هم این که مجال و وقت کافى باشد که ما به بودجه مملکت رسیدگى بکنیم چاره‌ای جز تصویب این گزارش کمیسیون نخواهیم داشت.

نمایندگان - صحیح است.

رئیس - آقاى وزیر داریی.

وزیر دارایی - بنده فقط چند توضیح مختصر می‌خواستم به عرض مجلس شوراى ملى برسانم تصدیق زیادى هم ندارم البته همان طور که آقاى دکتر متین دفترى فرمودند هم نظر دولت و هم نظر مجلس شوراى ملى هم اکثریت و هم اقلیت است که هر چه زودتر ترتیبى براى پرداخت حقوق مستخدمین داده شود که از مضیقه و مشکل بیرون بیایند (صحیح است) و به این جهت هر پیشنهادى که این منظور را تأمین می‌کند بفرمایند. آن گزارش کمیسیون بودجه را قبول ندارید پیشنهادى بفرمایید که این نظر اصلى مجلس ودولت تأمین بشود بنده حاضرم قبول بکنم، نظر خاصى که نیست، مقصود اصلى تأمین همین منظورى است که فرمودید، در باب مشاجرات لفظى که فرمودید بنده عرضى ندارم به خصوص که امشب جاى این حرف‌ها نیست همه باید سعى بکنیم که اصل مقصود تأمین بشود (صحیح است) فقط دو نکته را لازم می‌دانم توضیح عرض کنم یکى راجع به مالیات‌ها بود و یکى هم راجع به کمیسیون بودجه است در ضمن توضیحات‌شان یک اشاره به عرایض بنده در موقع برنامه فرمودند و مدارک ارقامى خودشان را هم امروز ابراز فرمودند این یک توضیح را خواستم عرض کنم که بنده در موقع توضیحاتى که در جواب آقاى دکتر متین دفترى می‌دادم راجع به این که بودجه مملکت یعنى عواید مملکت از طبقه عامه گرفته نمی‌شود عرایضى نکردم، ایراد ایشان آن موقع این بود که در دوره فترت مالیات‌هایی گذاشته شده است که از طبقه مردم ضعیف گرفته می‌شود آن را بنده عرض کردم که اگر در مالیات‌هایی در نتیجه تصمیم دولت تغییراتى داده شده آن تحمیلى به طبقه ضعیف نشده است، این مطالبى که حالا جنابعالى فرمودید هیچ کدام‌شان مورد ایراد مورد بنده نیست دلایل و ارقامش پهلوى بنده هست و هر ساعت که بفرمایید عرض می‌کنم ولى اینها که دیروز و امروز برقرار نشده (صحیح است) از روزى که شکر را دولت در گمرک (قبل از جنگ بود البته) می‌خرید تنى ده لیره به نرخ رسمى کیلویی چهار عباسى و می‌فروخت اوایل امر هر کیلو پنج قران، شش قران، هفت قران، این عوارض از آن روز اضافه شد از آن روز شروع شد، همان طور که می‌فرمایید به تمام حوایج ضرورى مردم، طبقه عامه عوارض کمرشکنى بسته شده، بنده شخصاً و دولت معتقد هستیم که اولین اصلاح این مملکت عبارت از این خواهد بود که تعدیلى در این عوارض بشود (صحیح است) کاملاً فرمایش آقاى دکتر متین دفترى را بنده قبول دارم و براى انجام این کار هم تمام اطلاعات خودم را در اختیار مجلس شوراى ملى می‌گذارم اعم از این که بایستى که الان هستم مفتخر به خدمت باشم یا اصلاً خدمت دولتى نداشته باشم بنده حاضرم آنچه که می‌خواهید تقدیم بکنم زیرا کاملاً می‌دانم این که اولین وظیفه مملکت و مردم و مجلس شوراى ملى است (صحیح است) ولى اینها امروز گذاشته نشده و بنیان آن سال‌ها است گذاشته شده است این را باید اصلاح کرد هم قماش هم چاى هم شکر، عرض کنم دارو و همه چیز (صحیح است) بنده تنها یک استدعایی دارم و آن این است تا روزى که مجلس یک تصمیم قطعى براى این کار نگیرد هر کدام از آقایان در تصمیم خودشان یک مطالعه‌ای بفرمایند که چه باید بکنیم البته آن هم وظیفه دولت است بنده نمی‌خواهم عرض بکنم که این کار وظیفه آقایان است، وظیفه دولت است البته، وظیفه مجلس شوراى ملى تصویب است اول وظیفه دولت است که این عمل را بکند ولى آقایان این فکر را بفرمایید که این همه تقاضایی که بنا به تقلید از وضع تمدن اروپا پیدا شده است این را هم نمی‌شود تأمین کرد، یعنى اگر بنا باشد یک تعدیل مالیاتى بشود البته باید طورى بشود که متناسب با دارایی مردم باشد در آن حدود هم ممکن است که احتیاجات عمومى مملکت و اقتصادى و اجتماعى مملکت تأمین بشود این را هم باید البته آقایان در نظر بگیرند اما نکته‌ای که فرمودند راجع به کسر فاحش بودجه یک دفعه دیگر توضیحش را به عرض آقایان رسانیدم عرض کردم ترتیبى که پیش آمده یعنى تصویب مخارج فوق‌العاده و اضافه که در دوره فترت پیش آمد و انجام می‌گرفت بسته به حوایج فوق‌العاده و غیر قابل اجتناب روز بود به این جهت از پارسا با تصمیمات جداگانه مخارج تازه‌ای ایجاد می‌شد بدون این که سال 1325 یک بودجه جمع و خرج موجود داشته باشد که در حدود بودجه این مخارج زیادى تأمین شده باشد به این جهت مخارج را وقتى آخر سال زدند با جمع عوایدى که آن‏ روز برقرار بود مطابقت نمی‌کرد ولى این بودجه‌ای که براى امسال نوشته شد قید دارد (ملاحظه فرمودید که در خود متن آن هم هست) قیدش این است، البته آقایان تصدیق می‌فرمایید، که اگر بودجه خرج 812 میلیون تومان باشد و عواید وصولى این مملکت یعنى عواید قابل وصولى مملکت به این حدود نرسد یک مشکل فوق‌العاده براى وزارت دارایی ایجاد می‌شود که به استناد قید «پرداخت مخارج در حدود وصولی‌های کشور» یعنى هر جه که به استناد بودجه، خرج می‌خواهند بپردازند به اختیار وزیر دارایی بگذاریم که در حدود آنچه که وصول می‌شود پرداخت بکند آقایان تصدیق می‌فرمایند که در درجه اول فشار به خود وزارت دارایی وارد می‌شود اگر وزارت دارایی بخواهد این پرداخت را در حدود عواید نکند در زیر بار قرض می‌رود به این دلیل اول کسى که معتقد است و منتظر است که اقدام جدى وافى بشود بر این که بودجه تعدیل بشود و در حدود عواید حتمى‌الوصول و یا لااقل قابل وصول بشود وزارت دارایی است به این جهت بنده عرض کردم که در اختیار کمیسیون بودجه و مجلس شوراى ملى خواهم بود که در این قسمت هر چه لازم است همکارى بکنم به همت آقایان و به خدمت بنده (یک نفر از نمایندگان - خود آقا هم امضا کردید) امضا کردم براى این که تعهدش را هم انجام دادم این ریز جمع و خرج بودجه شش ماهه است و ممکن است خدمت آقایان هر کدامش را میل دارند بخوانم و ملاحظه بفرمایند جمع کل مخارج شش ماهه 311 میلیون تومان است و در همین حدود هم خرج کردیم یعنى در شش ماهه اول سال (یک نفر از نمایندگان - وصولى چطور) عرض کردم 311 میلیون وصولى است (دکتر متین دفترى - کالاهاى موجود ذخیره را نفروختند؟) عرض کنم اگر ایراد دیگر می‌فرمودید که این سیصد میلیون تومان، ششصد میلیون تومان، هشتصد میلیون تومان را چه می‌کنید واردتر بود (دکتر متین دفتری - مالیات‌های معوقه را هم وصول فرمودید)... آن هم صورتش اینجا هست بنده با تمام اطلاعاتى که لازم است اینجا آمده‌ام هر چه می‌خواهید بنده تقدیم می‌کنم و با وجود این که البته هر روز نمی‌شود صورت عواید و مخارج آن روز را داشت بنده تا آخر شش ماه تمام صورتش را دارم و تا آخر آبان ماه هم صورت عملکرد ما اینجا هست و موجودى دولت هم 14 میلیون تومان نقد بوده است و دو میلیون و ششصد هزار لیره ارز، یعنى علاوه بر این که تا آخر آبان کلیه مخارج مملکت در حدود بودجه 812 میلیون تومان با قید این که در حدود وصولى بپردازیم گذشته است، عرض کردم دینارى هم خرج اضافى نکردیم 45 میلیون تومان هم از قروض گذشته پرداختیم و نیز عرض کردم دو میلیون و ششصد هزار لیره ارز داریم و 14 میلیون تومان هم نقد موجود است البته این نقدى که عرض می‌کنم از حیث وجوه عمومى است نه وجوه اختصاصى چون وجوه خصوصى، خالصه‌جات، وجوه تقاعد، بازنشستگى، صندوق دادگسترى طلب‌های دیگرى هم حتى داریم نه تنها مقروض نیستیم الان طلب خزانه‌دارى  کل، از اداره کل غله که بایستى غله بخرند در این موقع که موقع جمع‌آورى محصول است 27 میلیون و نیم تومان خزانه‌دارى کل از اداره غله بابت خرید غله طلبکار است بنابراین جنس نفروخته‌ایم و چیزى هم اضافه خرید داریم اگر می‌فرمایید ششصد میلیون تومان عایدى داریم، همان ششصد میلیون تومان را هم خرج کنیم بنده حرفى ندارم ولى می‌خواهم عرض بکنم که وحشت نفرمایید که تا تصویب این گزارش کمیسیون بنده یا هر کس که جاى من باشد بیاید بگوید چون یک خرجى را تصویب فرمودید قرض می‌خواهیم بکنیم خیر قرض نمی‌کنیم این را هم عرض کردم در حدود سى و چند میلیون تومان وجه موجودى است که اگر یکى دو ماه هم کسر بیاوریم ممکن است از این محل یا جاى دیگر تعدیل بشود در هر صورت بنده یادداشت دیگرى ندارم فرمایش دیگرى هم داشته باشید بفرمایید جواب عرض می‌کنم.

رئیس - آقاى فولادوند.

فولادوند - البته بودجه دولت مطرح نبود که ما بتوانیم یک یادداشت‌هایی تهیه بکنیم اینجا که صحبت شد بنده روى فرمایش بعضى از آقایان یک چیزهایی یادداشت کردم که به عرض آقایان و به سمع ملت ایران برسانم، یک عده‌اى از آقایان کلیتاً این طور جلوه می‌دهند که ما و همکارهاى ما با هر عمل خلاف دولت موافقیم معتقدند این جورى است در صورتى که ماها که از یک مملکت خارج بلند نشده‌ایم اینجا بیاییم، اینجا ما با هر امر صحیحى موافقیم

+++

و با هر امر غلطى هم موافقیم (خنده حضار)، ببخشید آقا اشتباه کردم با هر امر غلطى مخالفیم. بنده چون در عدلیه بودم و مدعى‌العموم بودم سال‌ها حرف می‌زدم، با یک غلطى که آقایان بخندند بنده از رو نمی‌روم و حرفم را می‌زنم یک عده از آقایان معتقدند که مثل دوره چهاردهم هر چند روز یک دفعه یک دولتى روى کار بیاورند بعد از چند روز یک آبروى آن دولت را بریزند و دوباره آن دولت را روانه بکنند و باز یک دولت دیگرى بیاورند براى این که نشان بدهم که این عمل واقعاً از روى حسن‌نیت عمل نشد نشان می‌دهم آقاى ساعد و آقاى حکیمى را که دو نفر از رجال وطن‌پرست و درستکار ما بودند (صحیح است) و ملاحظه کردید که آنها با چه ترتیب و با چه خفتى از این مجلس رفتند (بعضى از نمایندگان - خودشان رفتند آقا)... بلى خودشان می‌خواستند رئیس‌الوزرا بشوند این که ما پشتیبانى می‌کنیم از آقاى قوام‌السلطنه ما می‌خواهیم یک دولتى مقتدر و توانا البته به صورت قانونى اینجا باشد و براى این مملکت کار کند. یک مملکتى که ده برابر خاک ژاپن خاک دارد و یک پنجم آن را ایلات و عشایر تشکیل می‌دهند این را هر دولت سه ماهه و دو ماهه و چند ماهه نمی‌تواند اداره بکند (صحیح است) بنده براى این که آقایان واقعاً بدانند که من با افکار صحیح‌شان کاملاً موافق آقایان اینجا بگویند و به ملت بگویند که ما از رجال امتحان داده و ورزیده‌مان آن شخصى که وطن‌پرست است ما براى ریاست دولت پیشنهاد می‌کنیم ولى تا آخر دوره دیگر عوضش نمی‌کنیم ولى اگر یک وزیرى فلان رفیق‌شان را نیاورد مدیر کل کند فلان اتومبیل فلان کس را نگرفت او را عزلش نکنند بعد از دو ماه اگر قبول کردند تعهد کردند که رئیس‌الوزرا را حداقل یک سال براى این مملکت نگاه دارند بنده اگر موافقت نکنم و همفکرهاى بنده خیال می‌کنم خیانت به مملکت کرده‌ایم و الا ما از قوام‌السلطنه بى‌جهت پشتیبانى نمی‌کنیم، بنده نمی‌خواهم روضه‌خوانى بکنم چه شد آذربایجان و نتیجه آن، هیچ کدام اینها را نمی‌گویم عرض می‌کنم به فرمایش آقایان این بد یکى خوب را بیاورید بهترش را پیدا کنید ولى شرط کنید تا یک سال عزلش نمی‌کنیم بنده موافقم و الا هر دو ماه یک دفعه یک دولت بیاید اینجا بعد با کمال خفت مثل آقاى حکیم‌الملک پیاده از درب مجلس راه بیفتند برود ما چون به قران قسم خورده‌ایم حاضر نیستیم که از این افکار تبعیت بکنیم (صحیح است - احسنت) اما راجع به بودجه بلى در موقع طرح برنامه دولت اینجا آنچه لازم بود فحش و توهین آقایان به رئیس‌الوزرا دادند که در زمان فترت ایشان بد کار کردند (امامى اهرى - فحش و توهین به نظر شما بود) حالا رئیس‌الوزرا وزیر دارایی هیئت دولت یک کتابچه دست‌شان گرفته‌اند آورده‌اند داده‌اند به مجلس که آقایان وکلا ما می‌خواهیم این قدر پول بگیریم، این قدر خرج کنیم خوب آقایان هر کدام را می‌گویید اضافه است کم کنید و هر کدام که کم است زیادش کنید اگر دل‌تان براى مستخدمین دولت می‌سوزد حقوق‌شان را پنج برابر کنید حقوق قضات اگر باید بیشتر باشد و قضات شریف باشند تا حکم خوب بدهند نلغزند حقوق‌شان را سه برابر کنید این دیگر با دولت نیست آقا با مجلس شوراى ملى است می‌خواهید در سرحد آذربایجان سه پادگان نباشد دو پادگان باشد، آن را هم بزنید، یا اگر می‌خواهید به آژان‌ها اضافه حقوق ندهید چه مانعى دارد یا اگر می‌خواهید دانشگاه تبریز را از بین ببرید و حذفش کنید خود دانید یا اگر اتومبیل‌ها رئیس‌الوزرا و وزرا را می‌خواهید بگیرید آن را هم حذف کنید یا اگر می‌خواهید به این بدبخت‌های چپق‌کش بیچاره ارفاق کنید مالیات‌شان را بزنید و حذف کنید و به خانه‌ها و املاک و مستغلات اضافه کنید آن را اضافه کنید، این هم آقا با دولت است که چهار ماه و نیم مجلس براى اعتبار‌نامه‌های آقایان وکلا معطل است و ما اینجا حرف می‌زنیم؟ منظور یک عده اینجا این است که بودجه دولت را تصویب نکنند دولت را مثل یک غلام پشت سر خودشان بیندازند هر ماه بیایند اینجا و بگویند به مستخدمین ما می‌خواهیم حقوق بدهیم ما می‌خواهیم دو دوازدهم تصویب بکنیم الان آقا چندم برج است ششم یا هفتم است آقاى وزیر دارایی تا دستور بدهد ده دوازدهم می‌شود تا بیست و هفتم و هشتم برج این بیچاره‌ها گرسنه‌اند آقا دولت باید اینجا راه بیفتد و یک دوازدهم را بیاورد آقا ولله با این وضع خانه یک کدخدا را هم نمی‌شود اداره کرد نه یک مملکت شما به دولت اجازه بدهید دولت مطابق بودجه‌ای که پیشنهاد کرده است مخارجش را بکند از امشب می‌نشینیم و فردا هم می‌آییم هر روز و هر شب پیش از ظهر و بعد از ظهر اینجا می‌نشینیم هر کدام از این اضافات را که آقایان پیشنهاد کردند که کسر بشود اگر یک کسى نپذیرفت او خیانت به موکلینش کرده است و الا ما دولت را هر روز بکشانیم اینجا این وضع که نمی‌شود آقا دولت را اداره کرد ما آقا اینجا یک ماه می‌نشینیم و بودجه‌مان را تصویب می‌کنیم چرا بگوییم آقاى وزیر مالیه بیست میلیون تومان اضافه خرج نکند که فردا بگویند آقا حق مقام ترا می‌شود داد. اضافه خرج ترا نمی‌شود داد مثلاً آژان پست را بگویند کمتر حقوق بگیرد خیر ما می‌گوییم دولت همین طور این عمل غلطى را که هیجده ماه کرده است این را انجام بدهد ما هم این جا می‌نشینیم ظرف یک ماه به تمام اقلام بودجه رسیدگى می‌کنیم تمام اتومبیل‌ها را می‌زنیم تمام اقلام اضافى و مخارج اضافى را می‌زنیم هر چیزى که به حال این مملکت مضر نیست حذف نمی‌کنیم به دولت می‌گوییم آقاى دولت به قول یکى از آقایان وکلای ما که خالق تو هستیم به تو مخلوق دستور می‌دهیم این طورى رفتار بکن این که عیبى ندارد ما اینجا هر ماه براى یک دوازدهم یک دوازدهم دولت را بیاوریم به مجلس و وقت مجلس را تا آخر ما تلف بکنیم، بعضى از اعتبار‌نامه‌ها هم همین طور مانده است که براى هر کدام ده بیست روز حرف می‌زنند بعد هم این یک دوازدهم‌ها وقت مجلس را می‌گیرد این به عقیده بنده و هر شخص وطن‌پرستى ممکن ا ست آقا عقیده غلط باشد با این رویه بنده و یک عده‌ای از آقایان پیشنهاد نکردیم رتبه‌هایی را که دولت به مستخدمین داده است از آنها بگیرد یک عده دیگرى هستند که می‌گویند و این پیشنهاد را کرده‌اند می‌خواهند رتبه‌ها را بگیرند ما موافقیم اگر نگیرند ما موافقیم خلاصه باید بدانند که با حرف‌های قشنگ و در لسان شیرین نمی‌شود با یک مملکتى بازى کرد تکلیف مملکت را باید روشن کرد و روى آن تکالیف بایستى به اشخاص درستکار گفت آقا بگیرید زمام مملکت را و به مردم خدمت بکنید.

نمایندگان - صحیح است آفرین.

حاذقى - مذاکرات کافى است آقا.

رئیس - پیشنهادى از آقاى ملک مدنى رسیده است که قرائت می‌شود:

پیشنهاد می‌نمایم که مذاکرات در کلیات کافى است.

رئیس - پیشنهادى هم از آقاى حاذقى رسیده است به همین ترتیب آقاى ملک مدنى بفرمایید.

ملک مدنى - آقایان البته توجه دارند که باید حقوق مستخدمین دولت که اشخاص خدمتگذار صدیق کشور هستند پرداخته شود (صحیح است) این مورد قبول اکثریت و اقلیت و تمام افراد مجلس است (صحیح است) بنابراین پیشنهادى که من دادم مذاکرات کافى باشد براى این بود که هر چه زودتر یک تصمیمى براى پرداخت حقوق آقایان کارمندان اتخاذ بشود و روز شنبه جناب آقاى وزیر دارایی که خودشان هم شخصاً توجه دارند به آسایش حال کارمندان تسریع بفرمایند در پرداخت حقوق مستخدمین و کارمندان دولت و هر چه زودتر این کار عملى بشود (صحیح است) البته دو سال فترت بوده و در ایام فترت یک تغییر فاحشى هم در بودجه کشور پیدا شده است به طورى که آقاى دکتر مصباح‌زاده مخبر محترم کمیسیون بودجه اینجا توضیح دادند یقیناً اعضاى کمیسیون بودجه که یکى از وظایف خاص آنها توجه و رسیدگى به دخل و خرج کشور است همین طور هم آقایان نمایندگان البته بایستى با دقت این کار را رسیدگى بکنند زیرا متأسفانه دوره فترت طولانى شده این بودجه‌ای که تدارک شده براى این کشور متناسب نبوده و با استعداد مالى این مملکت تناسبى ندارد، خود آقاى وزیر دارایی هم یقین دارم از اشخاصى هستند که همیشه دقیق می‌باشند و توجه دارند به استعداد مالى کشور و می‌دانند که این بودجه متکى است به دوش مردم و براى این کار بایستى فکرى بکنند زیرا بودجه پایه اساسى تشکیلات یک مملکتى است بنابراین ما باید این دو دوازدهم را فعلاً تصویب بکنیم و بعد از آن کمیسیون بودجه و مجلس شوراى ملى به عقیده بنده هفته‌ای پنج روز به عوض این که هفته سه روز تشکیل می‌شود، تشکیل جلسه بدهد و این بودجه را مورد بحث قرار بدهد (صحیح است) و هر اقلام زیادى که به وجود آمده و هزینه‌هاى زیادى را که به صلاح مملکت نیست حذف بکنند و هر مقدارى هم که ضرورت دارد و به خیر و صلاح مملکت است تصویب بکنند (صحیح است) و این نکته را بنده رسماً باید عرض بکنم خیال می‌کنم که عقیده عموم آقایان نمایندگان محترم باشد ما مخالف اضافات و ترفیعات کارمندان دولت نیستیم بلکه کاملاً هم با آن موافقیم منتهای آن اضافات و ترفیعاتی که مبناى قانونى داشته باشد این از نظر کارمندان و مستخدمین ضرورت دارد بنابراین موافقت بفرمایید یک فرمولى در نظر گرفته شود امشب براى پرداخت حقوق کارمندان رأى بدهیم و آقاى وزیر دارایی هم به عقیده بنده با وجود این که فردا جمعه است تعطیل نکنند، تشریف ببرند دفترشان و از آنجا دستور پرداخت ولایات را صادر بفرمایند که روز شنبه

+++

صبح حقوق کارمندان دولت پرداخته شود (صحیح است)

رئیس - مخالفى نیست با این پیشنهاد؟

نمایندگان - مخالفى نیست.

رئیس - بسیار خوب پیشنهاداتى رسیده است.

اردلان - باید در ماده صحبت شود.

رئیس - ماده واحده است کلیات ماده که صحبت بود تمام شد حالا پیشنهادات است پیشنهاد از طرف آقاى تقى‌زاده و پیشنهادى هم از طرف آقاى دکتر معظمى و سایر آقایان رسیده است قرائت می‌شود:

پیشنهاد آقاى تقى‌زاده:

پیشنهاد می‌کنم که مخارج دو ماهه آبان و آذر به قرار بودجه مصوبه 1324 پرداخته و نسبت به سایر مخارج تصمیم مجلس پس از طبع و نشر اقلام ریز آن گرفته شود و قسمت آخر تبصره به عبارت ذیل نوشته شود: نسبت به مخارج اضافى که مبناى آن بودجه مصوبه مملکتى سال 1324 نبوده پس از طبع و نشر اقلام ریز آن که باید هر چه زودتر و به هر حال قبل از مرور دو هفته از این تاریخ به عمل آید تصمیم مجلس به عمل آید.

رئیس - آقاى تقى‌زاده.

تقى‌زاده - به یک حساب این یک ماده واحده‌اى است براى پرداخت آبان و آذر و مستخدمین دولت در مضیقه هستند و باید فردا داده شود مثل این که یک کار جزیی است ودر ظرف یکى دو روز تمام می‌شود و هم بستگى به امور اساسى مملکت ندارد ولى به یک حساب دیگر تصویب بودجه کل مملکتى است بنده کمال افسوس را دارم که وظایف ما (وظایف خودم را عرض می‌کنم آنچه که کل وظایف وکالت و سیاست مملکت هست اگر هزار قسمت بکنید بدون مبالغه نهصد و نود و پنج آن را کار بودجه می‌دانم در این صورت براى رسیدگى به اقلام آن بیش از 5 دقیقه، ده دقیقه وقت داده نمی‌شود (اردلان - صحیح است) این مسئله باید تجربه گردد و در واقع آقایان متوجهند که تجزیه دارد، این کار بودجه کل مملکتى و سیاستى را که براى بودجه کل مملکتى اتخاذ باید بشود غیر از این چیزى است که براى ماه آبان و آذر باید داده شود، همه خیال می‌کنند که دیر می‌شود ولى مطلب در اینجاست که گفته می‌شود اساس بودجه بر اساس بودجه مصوبه سال 1324 است و اضافات و ترفیعات و غیره را هم دولت باید بدهد آن هم چهل میلیون تومان در همین دو ماه بدهد اولاً بعد چه می‌شود بنده احساس می‌کنم که ماه سوم هم همین طور خواهد شد و ماه چهارم هم همین طور دلیلش هم پیش خودش است دلیلش این است که مستخدمین دولت معطل مانده‌اند یک قوه عظیمى در مملکت هست، البته هر مملکتى به چند قوه برپا می‌شود قوه علماى روحانى قوه تجار و متمولین و ملاکین قوه ایلات، قوه قشون و یکى دیگر از قوه‌ها هم قوه مستخدمین مملکت است و در اینجا قوه مستخدمین دولت به جایی رسیده است که همه بالاتفاق احساس می‌کنند که نمی‌شود چیزى مخالف آنها گفت، من آرزو می‌کنم که در مقابل آن یک قوه دیگر هم که قوه تمام مالیات‌دهندگان و تمام مردم فقیر این مملکت است به اندازه قوه مستخدمین دولت باشد که ما نلرزیم از قوه مستخدمین دولت اگر ایران پانزده میلیون نفوس دارد چهاره میلیون و نهصد هزارش اشخاصى هستند که مالیات می‌دهند که همین قند را می‌خرند این مسائلى را که ایشان طرح کردند و خوشبختانه بنده خیال می‌کنم در اساس فرمایش ایشان اختلافى نیست براى این که اختلاف پیش کى باشد، آقاى وزیر مالیه هم گفته‌اند که صد درصد موافقند بر این که تحمیلات بر فقرا کم شود و مخارج غیرضرورى حذف بشود اما کى، کجا باید این کار عملى بشود؟ این قسمت در خارج که به میان می‌آید و صحبت می‌شود که بایستى بودجه تعدیلى در آن بشود و مخارج بایستى مطابق عایدات بشود براى مردم هم دردى را دوا نمی‌کند، شما ممکن است دو هزار میلیون تحمیلات غیرقانونى بر مردم تحمیل کنید و همه را هم وصول بکنید و دو هزار میلیون مخارج را هم بکنید و معادله بشود، ما باید بگوییم که آن بودجه 1324 هم مبنى بر حق بوده است (صحیح است) مجلس تصویب کرده است، اما اساس مطلب باید عوض بشود و اساس مطلب این است باید هزار دفعه، ده هزار دفعه، صد هزار دفعه تکرار کنیم که تحمیلات بر طبقه فقیر تخفیف یابد (صحیح است) و باید مخارج غیرضرورى مملکت که اکثرش یعنى یک عده معتنابهش غیرضرورى است (صحیح است) و اگر ضرورى هم تشخیص داده می‌شود در مقابل آن تحمیلات بر فقرا غیرضرورى تشخیص داده می‌شود، ضرورت درجات دارد، ضرورى دو آتشه ضرورى ده و یا مرتبه صد را حساب بکنیم وقتى که این اساس را فرض کردیم، و اساس آن را ایجاد کردیم آن وقت می‌توانیم پایه یک بودجه را بگذاریم، البته پیش از آن که وارد این بودجه بشوید اول هر ماهى یک همچون چیزى پیش می‌آید و می‌گویید که مردم معطلند، اگر مردم معطلند ما باید لااقل جرأت این را داشته باشیم که آنچه که از ده سال دوازده سال به این طرف همین طور نشان می‌دهد تا سال 1324 را قبول بکنیم ولى ناحق‌های دو ساله اخیر را رد بکنیم می‌رویم به سر مطلب، لهذا بنده پیشنهاد کردم وقتى که ما تصویب می‌کنیم قوه مستخدمین دولت را اگر گرسنه هستند در یک طرف ترازو بگذاریم و طبقه فقیر مملکت و خدا را در طرف دیگر قرار بدهیم آن وقت باید بین آنها ببینیم کدام را برمی‌داریم از این ترازو ما در مجلس شوراى ملى به خدا قسم خورده‌ایم، طبقه عامه مملکت و خدا را در یک طرف می‌گذاریم‏ و مستخدمین دولت را در طرف دیگر بعد هم می‌گویند ترفیعات قانونى، کدام است ترفیعات قانونى، قانون حکم نکرده به کسى حکماً ترفیع بدهند گفته است می‌توانند بدهند حالا 15 سال 20 سال است که در این کار اشتباه شده است، ممکن است بعضى موارد باشد که واقعاً قانون حکم کرده باشد که ترفیع داده بشود بنده نمی‌دانم، ممکن است، ولى آنچه که بنده پیشنهاد کردم این است بنده براى این که رأى بدهم الا گزارش حالا به دستم رسید از هر کدام از همسایه‌ها هم خواستم نداشتند دوم این است که در ماده واحده که نمی‌دانم چیست اول باید این را در دست داشته باشم و باید رقم پیدا کنم و بخوانم و ثانیاً رأى بدهم به 400 میلیون ریال اضافات، بنده حاضرم رأى بدهم ولى باید بدانم به چه چیز رأى می‌دهم و مانعى ندارد که بودجه کل مملکتى را بدهید به چاپخانه مجلس و چاپخانه در ظرف یک روز چاپ می‌کند و به شما می‌دهد، چه مانعى دارد که اقلام ریز بودجه را دولت منتشر بکند و همه مردم و ماها ببینیم و حالا ما در یک وضعى قرار داریم که چشم بسته رأى می‌دهیم ما یک حقى داریم نمی‌دانم اقلام ریز آن چیست، اگر معلوم شود این کار، یا آبروى دولت و مملکت زیاد می‌شود یا خیلى کم می‌شود وقتى معلوم بشود و از پرده بیرون بیفتد که ریزش چیست اگر اقلام این بودجه را دولت چاپ بکند و نشر بدهد بعد از دو هفته جمع می‌شویم رأى می‌دهیم و ممکن است بعد از دو هفته سه هفته آن چیزهاى اضافى را هم شاید قبول کنیم و رأى بدهیم ولى حالا ما رأى می‌دهیم به چیزی که شاید هیچ کدام‌مان ندانیم و شاید هر کسى در دلش قسم بخورد که بسیار چیزهاى غیرضرورى و لازم هست که به آن رأى می‌دهند، و آن ترفیعات و اضافاتى که در دو سال اخیر به عمل آمده است آن هم این قدر فورى و فوتى نیست که درظرف یک هفته دو هفته نتوانیم آن را اصلاح و حل بکنیم.

رئیس - آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایی - بنده تصور می‌کنم که در تمام ایران هیچ کس نیست که اسم آقاى تقى‌زاده و اسم هژیر را شنیده باشد و نداند که بنده چه ارادتى خدمت ایشان دارم، به اندازه ارادت بنده چه در خدمت ایشان ثابت و واضح است که هر چه بفرمایند چشم بسته امضا می‌کنم ولى در اینجا باید یک توضیح خدمت ایشان عرض کنم بنده نتوانستم این عرض را نکنم چون آقاى دکتر متین دفترى یک صحبتى فرمودند بنده یکى دو مطلب را لازم دانستم که توضیح عرض کنم و توضیح عرض کردم ولى الان به مناسبت این که اگر این مطلب هم پیش نیامده بود به عرض مجلس می‌رساندم به خصوص در این موقع باید حضور آقایان عرض کنم که این گزارش کمیسیون بودجه به این ترتیبى که تنظیم شده است اصلاً به درد دولت نمی‌خورد و هیچ بارى از دوش ملت برنمی‌دارد و اگر این قرار باشد که با این وضع تصویب بشود بنده با پیشنهاد آقاى تقى‌زاده موافقم و حتى با بالاترش هم موافقم یعنى برحسب تصمیم دولت و امرى که جناب آقاى رئیس‌الوزرا فرمودند که اینجا از قول ایشان هم یعنى از نظر دولت هم خدمت آقایان عرض می‌کنم این است مطلب. این صورتى که با این تبصره نوشته شده است یعنى در کمیسیون بعد از این که چندین جلسه نشسته‌اند و وجه حلى پیدا کرده‌اند ان بوده که مورد ایراد آقاى تقى‌زاده هم قرار گرفته است با این وضع این عمل نه بارى از دوش مستخدمین برمی‌دارد و نه زحمتى از دوش دولت و نه این که ما می‌توانیم با این صورت به مستخدمین حقوق بدهیم، حالا توضیحش را عرض می‌کنم بیشتر توجه بفرمایید مثلاً آخر مهر یک صورتى تنظیم شده است از حقوق‌هایی که در هر قسمتى از مملکت باید به مستخدمین کل یا جزء داده شود صورت‌ها نمی‌دانم به نظر آقایان رسیده است یا نرسیده. دو ستون دارد یک ستون به عنوان حقوق و یک ستون هم به عنوان کمک هزینه‌ای که سابقه دارید البته در هیچ کجاى این صورت نوشته نشده است یعنى تفکیک نشده است که از این حقوقى که به هر فردى

+++

داده می‌شود چقدرش را در بهمن 24 می‌گرفته و چقدرش را بعد از بهمن 24 می‌گرفته بنابراین اگر این گزارش امشب تصویب شود روز شنبه که سهل است بنده روز شنبه دو هفته بعد هم خیال نمی‌کنم بتوانم حقوق مستخدمین را بدهم (صحیح است) یعنى ما نمی‌دانیم که حقوق بهمن 24 چیست عرض نمی‌کنم که اصلاً نمی‌دانم عرض می‌کنم که پیش پا افتاده نیست بایستى بروند صورت بهمن 1324 هر اداره‌ای را بیرون بیاورد اگر این شخصى که در این اداره نشسته الان در همن 24 هم نشسته باشد آن حقوق آن وقتش را نقل می‌کنند به صورت جدید و به آن حقوق می‌پردازند، اگر این آدمى که در بهمن 24 در این اداره بود، حالا رفته است به ولایت دیگرى باید حالا یک صورتى بنویسد به آن ولایت و ببینند که در آن وقت چقدر حقوق می‌گرفته است و اگر چنانچه در بهمن 24 کجا بوده حقوق او را آنجا بنویسند بیاورند جزء این صورت بپردازند این راجع به حقوق و اما راجع به ترفیعات قانونى یک اشکال تازه‌ای در میان هست، خوب یا عده یک اضافه‌ای در این مدت گرفته‌اند اول باید بنویسند به وزارتخانه‌اش، به کارگزینى، که این مقدار اضافه‌ای که تا حالا به موجب قانون استخدام است ترفیع قانونى حساب می‌شود یا به موجب این لایحه تبدیل قراردادی‌ها به رسمى که هنوز به تصویب مجلس شوراى ملى نرسیده ولى راپورتش از کمیسیون آمده است‏... این که این حالا از این بگذریم مثلاً حقوق منتظرین خدمت، حقوق منتظرین خدمت به تناسب آخرین حقوقى که داشته است معین می‌شود یعنى باید بروند ببینند که در بهمن 24 اگر منتظر خدمت شده چه مقدار حقوق می‌گرفته و حقوقى که در 1325 یا 1326 می‌گرفته قانونى بوده، چه مقدارش بوده همان طور حقوق متقاعدین، یک متقاعدى است که متقاعد شده است به موجب مقررات قانون استخدام و یک متقاعدى است که متقاعد شده است به موجب تصویب‌نامه تبدیل قانون کارمندان پیمانى به رسمى یک سی‌ام را ضرب کرده‌اند در سنوات خدمت حالا باید پرسید اول که آقا به موجب این شده است یا به موجب آن؟ اینش چقدر است، آنش چقدر است این توضیحات براى حقوق و اما از لحاظ سایر مخارج، یک مریضخانه بوده است در سال 24 که فرض بفرمایید بیست تختخواب داشته است در 25 پنج تختخواب فرض بفرمایید یا دو تختخواب به آن اضافه شده است حالا چکار کنیم هزینه آن بیست تا را کى بایستى بپردازیم پس اضافه را چکار بکنیم بایستى بگوییم آنچه را که مطابق بهمن 1324 به تصویب رسیده و قانونى بوده یعنى بابت آن بیست تختخواب بدهیم دو تختخواب دیگرش را ندهیم یا بگوییم آن را سرشکن بکنید روى همه؟ یا این که آن دو تختخواب را بردارید مریضش را بیرون بکنید یا چه بکنید؟ یک اضافاتى بوده است که برحسب احتیاج داده شده است مثلاً به افراد ارتش یا به افراد ژاندارمرى یا به افراد شهربانى اضافات آنها را تا سال 24 بدهند و مال مدت بعد را ندهند، مثلاً دو لشکر در آذربایجان ایجاد شده است بعد از بهمن 24 یا یک طورى پیش آمده است بگوییم بعد از بهمن 24 را نگیرند و آنچه را که به تصویب رسیده و قانونى بوده بپردازند و حقوق این افراد جدید الاستخدام را نخواهند داد یعنى به آنهایی که در آذربایجان هستند ندهند یا این که بگویند آنچه را که مطابق ماده 24 داده شده است سرشکن بکنند؟ در شهربانى هم همین اشکال پیش می‌آید بعضى جاها بعضى از شهرها شهربانى نداشته است یعنى آژان نداشته و در ظرف این مدت ایجاد شده است بعضى جاها داشته‌اند مقدارش را بالا برده‌اند و یک قسمتى هم هست که به این افراد اضافه حقوق داده شده است و حالا ما می‌گوییم که مطابق بهمن 24 چه کار کنیم، چقدرش را ندهیم چقدرش را بدهیم، مطالب دیگرى هم هست که بنده مکرر حضور آقایان عرض کرده‌ام اگر یک اداره را زاید می‌دانید چرا کار را دو دفعه سه دفعه می‌کنید یا یک اشخاص را زاید می‌دانید چرا معطل می‌شوید؟ هر یک روزى که اینجا جلسه تشکیل بشود او یک روز دیگر سرکار است اگر یک روز دیرتر به آن ابلاغ بشود یک روز دیگر باید حقوق به او بدهند آنچه را که لازم ندارید همین امروز بفرمایید که ما لازم نداریم، از بابت مخارج یا چیز دیگر مثلاً ساختمان‌ها در سال 24 ده میلیون تومان مخارج داشته است، براى ساختمان‌های دولتى در سال 26 سى میلیون تومان این پول را توزیع کرده‌اند بین ساختمان‌های مختلف و مشغول شده‌اند حالا تعهد آن را بنده عرضى ندارم، عملش را چه جور بکنیم؟ یعنى چه جور بگوییم؟ آنچه را که تا میزان ده میلیون تومان که بودجه درسال 1324 به تصویب رسیده بپردازند و بیست میلیون دیگر را نپردازند؟ یا سرشکن بکنند؟ و آن اعتباراتى را که داده بودیم کسر بکنیم یا این که به طور سرشکن به آنها بپردازیم یا این که یک جا را تمام بکنیم و بقیه را راکد بگذاریم؟ غرض بنده این است که از روز اول هم عرض کردم دولت یک بودجه‌ای را به مجلس تقدیم کرده است و از روز اول هم اینجا طبع و توزیع شده بود اگر موافقت می‌فرمودند اعضای کمیسیون بودجه از همان روز اول وارد ریز بودجه بشویم، آخر مرگ یک دفعه شیون یک دفعه آخر این کار را از روز اول بفرمایید اگر این گزارش تصویب بشود براى ما فایده‌ای ندارد (صحیح است) اگر می‌بایست عمل قطعى بکنید بسیار خوب ممکن است که از پیشنهاد آقاى تقى‌زاده هم یک قدم جلوتر بگذاریم بنده حاضرم، چون مطابق 24 دواى درد دولت نیست، هیچ چیز تصویب نفرمایید از فردا بنشینیم صبح و ظهر و عصر و شب بنده قبل از تعطیل عرض کردم (دکتر معظمى - پیشنهادى شده است نظر شما تأمین می‌شود) اگر این منظور است که آن را تصویب بفرمایید رسیدگى بفرمایید هر چه تصمیم گرفته شده است آن را اقدام بفرمایید اگر هم کمک می‌توانید به مستخدمین بفرمایید مبلغى ذکر بفرمایید مثلاً پنجاه میلیون تومان، بیست میلیون تومان، صد میلیون تومان، یک مبلغى على‌الحساب بدهید که بعد کسر بشود یا زیادتر بشود یک چیزى بدهید که زندگانی‌شان راه بیفتد و الا به این صورت فایده‌ای ندارد و ما استفاده‌ای نمی‌توانیم بکنیم (بعضى از نمایندگان - تأمین نظر شما می‌شود) اما یک نکته دیگرى هم هست که عرض می‌کنم این که پیشنهاد فرمودند ریز آن طبع و توزیع بشود، طبع و توزیع ریز کلیه مخارج به اصطلاح از لحاظ حقوق عرض می‌کنم این کار یک هفته و دو هفته و سه هفته نخواهد بود چون در حدود 370 الى 380 میلیون تومان پولى است که از این بودجه مصرف می‌شود این به اندازه‌ای ریز دارد و در تمام نقاط مختلف مملکت شعبه دارد که اگر بنا بشود بگوییم که مجلس شوراى ملى هم تصمیمى در این باب بگیرد آنها را طبع و توزیع بکند و مجلس ملاحظه بکند به نظر بنده خیلى طول خواهد کشید البته اقلام ریز آن تمام موجود و مهیا است فردا هم که جمعه است مقرر بفرمایید تمام را ارائه می‌دهم خدمت‌تان، تمام اینها نوشته شده است و در وزارت دارایی نسخه‌هایش هست و اگر بخواهید یک نسخه آن را ملاحظه بفرمایید فى الفور همین الان هم ممکن است بیاورند، اگر مقصود این است که مطالعه بفرمایید خود در اختیار آقایان نمایندگان خواهد بود اما می‌خواستم استدعا بکنم که موکول به این که طبع و نشر هم بشود نفرمایید باز البته بسته است به نظر آقایان.

رئیس - آقاى تقى‌زاده.

تقى‌زاده - بنده در کار خودم اصرار می‌کنم و اظهار لطفى هم که فرمودند این دلیل این نسبت به این است که می‌خواهم چند دفعه تکرار بکنم ولى اگر آقاى وزیر دارایی و یا دولت فقط یک نکته را بفرمایند که مصممند از فردا یا بعد از یک ماه و یا 6 ماه شروع بکنند که این اساس بسیار ناقص مخارج و تحمیلات را تجدید نظر بکنند و لو به تدریج ولو این که هر ماه یک صدمش به جاده عدالت برگردد، بنده در این پیشنهاد اصرارى ندارم و فرمایشات دیگرشان هم کاملاً مطابق پیشنهاد بنده نبود، بنده عرض نکردم که یکى یکى هر کدام را به بنده بدهند بنده عرض کردم فقط منتشر بکنند، این را هم البته عرض می‌کنم این که فرمودند بودجه‌های تفصیلى را حاضرم در نظر شما بگذارم بسیار خوشوقت و ممنون می‌شوم، این کمیسیون بودجه که از دوره دوم و سوم معمول شده است بسیار خوب است زحمت می‌کشند بسیار متشکرم ولى فرد فرد وکلا باید تمام بودجه را بدانند (صحیح است) به تمام جزئیاتش باید احاطه داشته باشند کارى غیر از این نداریم، مجلس شوراى ملى در آن ممالکى که مجلس سنا هم هست عمده کار مجلس شوراى ملى که منحصراً راجع به اوست جمع و خرج مملکت است، هر کارى را که بخواهند اصلاح بکنند اول باید در جمع و خرج مملکت بکنند بنده اصراری ندارم در پیشنهاد اگر آقایان جمع می‌شوند از فردا و شروع می‌کنند بنده استرداد می‌کنم.

وزیر دارایی - بنده فقط می‌خواستم این را عرض بکنم که بنده از همین الان از این دقیقه حاضر هستم هر روزى که تعیین بفرمایید صبح و ظهر و عصر به کمیسیون بودجه بیائید حضور آقایان هستم راجع به طبع و توزیع هم در سنوات گذشته معمول این بوده است که علی ‌ای‌حال پس از تصویب کمیسیون بودجه طبع و توزیع می‌شده است و به نظر آقایان می‌رسیده است ولى منظور و مقصود بنده این بود که قبل از طبع و توزیع اگر بنا بود مورد

+++

رسیدگی قرار بگیرد به طول خواهد انجامید حالا با این توضیح که می‌فرمایید اشکالی ندارد.

رئیس- مسترد کردند پیشنهاد اصلاحی آقای دکتر معظمی و آقای ممقانی و آقای مهندس رضوی قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

چون دولت بودجه کشور را به موقع نداده و برای رسیدگی به اقلام بودجه دو ساله کشور دقت کافی لازم است و پرداخت حقوق مستخدمین به تأخیر خواهد افتاد امضاءکنندگان ماده واحذه ذیل را به جای خبر کمیسیون بودجه به عنوان اصلاح پیشنهاد می‌نماییم.

ماده واحده- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود کلیه هزینه و حقوق و اضافات و کمک‌ هزینه‌های کارمندان وزارتخانه و ادارات و بنگاه‌های دولتی را طبق پرداخت مهرماه 1326 به رسم علی‌الحساب برای آبان‌ماه 1326 پرداخت نماید.

تبصره- پرداخت‌هایی که مطابق این قانون به عمل خواهد آمد مؤید این تصویب‌نامه‌های صادر در زمان ؟؟ تا این تاریخ نخواهد بود.

رئیس-  آقای دکتر معظمی

دکتر معظمی- چون آقایان فرمودند که یک مرتبه دیگر پیشنهاد قرائت بشود برای توجه آقایان یک مرتبه دیگر قرائت می‌کنم. (به شرح فوق قرائت نمودند) این پیشنهادی که بنده کردم قبل از این که راجع به پیشنهاد عرایضی بکنم لازم بود که یک تذکری خدمت آقایان نمایندگان محترم در مقابل ملت ایران عرض کرده باشم و آن این است که عمل بودجه صرف‌نظر از موافقت یا مخالفت دولت یکی از امور مهمه کشور است و نمایندگان موظفند به این که با کمال دقت رسیدگی کنند و راجع به آن اظهارنظر بکنند (صحیح است) و به همین جهت است که قانون اساسی در مواد متعدد راجع به اهمیت این موضوع موادی ذکر کرده و همچنین در نظامنامه داخلی برای این امر و مخصوصاً کمیسیون بودجه یک اهمیت خاصی قائل شده است به طوری که در مورد کمیسیون بودجه مخصوصاً یک ماده‌ای دارد که افراد کمیسیون بودجه اگر غفلت کردند از حضور در کمیسیون بودجه بایستی اسامی آنها به جراید داده شود. چرا؟ برای این که یکی از امور مهمه کشور است که باید رسیدگی بکنند و همچنین در یک مادة ؟؟ دیگری در نظامنامه داخلی هست که سایر کمیسیون‌ها همه دربسته است ولی به تمام نمایندگان اجازه داده می‌شود که در کمیسیون بودجه حاضر شوند و نظارت بکنند و ببینند که همکارانشان نسبت به بودجه چطور اظهارنظر می‌کنند و بنده وقتی که تذکر دادم دیدم بعضی از جراید به من حمله کردند که چون مجلس فرصت این را نداشت که بودجه را رسیدگی کند باعث تعویق حقوق مستخدمین شده است بنده یک اصل مهمی از اصول مملکتی را اینجا دفاع کردم که در واقع آن اصل حق حاکمیت مجلس در امور مالی است و البته خود آقایان مستخدمین هم که چند روزی از گرفتن حقوق محروم شدند از افراد روشنفکر این کشور هستند و یقیناً همه‌شان به مشروطیت و قانون اساسی ایران علاقه‌مند هستند (صحیح است) و اگر چند روزی برای حفظ این اصل حقوقشان تأخیر شد نبایستی حمل به این بکنند که مجلس شورای ملی با یک طبقه‌ای مخالف است و به علاوه مجلس شورای ملی هیچ تعمدی در این قسمت نداشته است، بودجه در تاریخ 27 آبان از مطبعة چابخانه مجلس بیرون آمد و روز 27 آبان‌ مابین نمایندگان توزیع شد به طوری که روز 29 که اولین جلسه بود بنده این اخطار را کردم بنابراین نبایستی اینجا تقصیر را گردن مجلس گذاشت یا اقلیت یا اکثریت (صحیح است) مجلس وقت کافی نداشته است برای این که وارد بشود ولی از یک طرف هم با حضور مجلس ولو این که چندین روز فشار به یک طبقه وارد می‌شد حق این نبود که بدون تصویب مجلس پرداخت بشود (صحیح است) از این جهت بود که من آن تذکر قانونی را دادم و دولت هم آن تذکر قانونی را رعایت کرد یک دلیل دیگری هم داشت که ما راجع به این بودجه تذکر دادیم و آن اینست که به عقیده بنده این بودجه مطابق اصول قانونی تدوین نشده، چرا؟ برای این که قانون محاسبات عمومی که اینجا هست برای تقدیم بودجه به مجلس شورای ملی یک مقرراتی وضع کرده است و در آن مقرر است که بایستی مخارج به طور فصل و ماده باشد و مال هر وزارتخانه‌ای جدا باشد و مخصوصاً یک ماده‌ای دارد که مخارج پرسنل بایستی از سایر مخارج تفکیک شده باشد ولی متأسفانه این بودجه بودجه سه سال است و تمام مخارج با هم مربوط است که واقعاً هرچه آدم حسن نیت داشته باشد به هیچ‌وجه نمی‌توان به این اقلام رأی بدهد برای این که یک قسمتی از این اقلام، ولو این که صحیح باشد، برای ما کاملاً مخفی و تعجب‌آور است مثلاً بنده یک قلم اینجا هست که می‌خوانم: جبران زیان عمل‌کرد اداره کل غله را تقریباً 13 میلیون تومان نوشته است یعنی 13 میلیون تومان دولت می‌دهد به اداره غله و نان و ما نمی‌دانیم، البته ممکن است که این حساب درست باشد بنده ایرادی ندارم ولی از نظر یک نفر وکیل نمی‌شود به این رأی داد برای این که ما نمی‌دانیم که حساب این چطور تنظیم می‌شود و چه مرجعی رسیدگی می‌کند یکی هم بعضی قسمت‌های مخارج دولت است که ما اصلاً در این بودجه هیچ نمی‌دانیم در بانک صنعتی چقدر خرج می‌شود و به هر حال ما راجع به این قسمت هیچ اطلاعاتی نداریم و به علاوه مطلب مهمی که برای یک وکیل هست این است که از 1324 تا کنون تقریباً 260 میلیون تومان بر بودجه مملکتی اضافه شده است (صحیح است) و ما فکر کردیم که آن دویست و شصت میلیون تومان را حتی همان برنامه‌ای که ما در مجلس به آن رأی دادیم با این بودجه دولت اگر بخواهد یکی از آن موادی را که به ما وعده داده است عملی کند، با این بودجه نخواهد توانست. بنابراین ما همه متعتقدیم که باید این بودجه حتماً اصلاح شود و حتماً هم نمایندگان مجلس در او اظهارنظر کنند و اقلام زیادی را حذف کنند برای این که ما هر کدام در این دوره که آمده‌ایم یا برای حوزه انتخابی خودمان و یا برای ملت ایران یک هدف اجتماعی داریم و بایستی که از این بودجة‌ مملکتی آن هدف اجتماعی اجرا بشود ولی در اینجا ما برخورد کردیم به این که بودجه مملکتی را اگر بخواهیم رسیدگی کنیم الان گرفتار این هستیم که یک مخارجی را دولت تعهد کرده است خواه به حق و خواه به ناحق، اینها را چون تعهد کرده است باید پرداخت بکنند و یکی هم این که دولت حقوق ماهانه را به مستخدمین مدیون است و بایستی پرداخت بکند و خود بنده در کمیسیون بودجه بودم و با گزارش کمیسیون بودجه موافقت کرده بودم و بعداً‌ به اشکال برخورده است وزارت دارایی که ما اگر بخواهیم این را عمل بکنیم و بعد بیاییم و از کمیسیون بودجه اجازه بگیریم ممکنست که یک ماه صرف این کار بشود، برای این که ما لیست‌ها را تغییر بدهیم و یک عده از مستخدمین نمی‌توانند که حقوقشان را بگیرند (صحیح است) از این جهت این گزارش چه از حیث هزینه و چه از حیث حقوق در واقع اشکالی تولید می‌کند (قبادیان- یک ماه را دو ماه بفرمایید آقای دکتر) (دماوندی- دو ماه بکنید ما هم رأی می‌دهیم) و از همین جهت بود که بنده این پیشنهاد را کردم و تمنا دارم که آقایان ... (قبادیان- دو ماه بکنید همه با این پیشنهاد موافقند،‌ به صلاح مردم است) (زنگ رئیس) عرایض بنده هنوز تمام نشده، بنابراین بنده شنیده‌ام که از طرف آقایان اکثریت هم یک پیشنهادی شده به این که مادام که کمیسیون بودجه تصویب نکرده است دولت خودش پرداخت بکند (یک نفر از نمایندگان- همچون چیزی نیست) برای این که مجلس متحد باشد و توافق داشته باشیم، و بعد هم خواهش می‌کنم از کمیسیون بودجه که همه روزه جلسه تشکیل بشود و ما یک صورتی به این بودجه بدهیم برای این که این بودجه در واقع برای سال 27 هم باید پایه قرار بگیرد و اگر این بودجه را ما تنظیم نکنیم در سال 27 هم ما بودجه نخواهیم داشت بنابراین من از آقایان نمایندگان تمنا می‌کنم که به این پیشنهاد رأی بدهند که خرج دولت راه بیفتد تعجب هم از بین خواهد رفت (دماوندی- دو ماه بفرمایید) و بالاخره این کار مستخدمین دولت هم اصلاح خواهد شد.

صادقی- بنده مخالفم.

قبادیان- بنده هم با یک ماه مخالفم.

رئیس- آقای حائری‌زاده شما عضو کمیسیون بودجه هستید؟

حائری‌زاده- من عضو نیستم ولی مخالفم با این پیشنهاد.

رئیس- پس کسانی می‌‌‌توانند مخالفت بکنند که عضو کمیسیون بودجه باشند مادة 63 قرائت می‌شود:

ماده شصت و سوم- اصلاحاتی که در ضمن شور ثانوی پیشنهاد می‌شود در صورتی که از طرف کمیسیون ارجاع آن خواسته نشود صاحب اصلاح به طور اختصار آن را توضیح و استدلال می‌کند و فقط اعضاء کمیسیون حق جواب دارند پس از آن مجلس در باب قبول توجه یا عدم قبول توجه رأی می‌دهد.

رئیس- آقای سزاوار شما عضو کمیسیون بودجه هستید؟

سزاوار- خیر، من پیشنهادی داشتم.

رئیس- آقای امینی عضو کمیسیون بودجه هستید؟

+++

امینى - خیر نبده نیستم.

رئیس - آقاى صادقى عضو کمیسیون بودجه هستید؟

صادقى - بنده اصولاً با پیشنهاد آقاى دکتر معظمى مخالفت ندارم و به همین دلیل پیشنهادى هم تقدیم کردم که تقریباً همین مضمون را دارد فقط آن اشکالى که بنده دارم تصور می‌کنم که مجلس شوراى ملى قانونى را که غیرعملى به نظر می‌رسد نباید تصویب بکند بنده اطمینان دارم در ظرف 20 روز یا 25 روزى که به آخر ماه مانده است کمیسیون بودجه و آقایان نمایندگان موفق نخواهند شد که این بودجه تفصیلى را ببینند و گزارشى تهیه کنند و تقدیم کنند به مجلس (صحیح است) بنده استدعا می‌کنم که آقاى دکتر معظمى و سایر آقایان امضاکنندگان پیشنهاد با دو ماه موافقت کنند (صحیح است) چون ما با دو ماه وقت خواهیم داشت و همه آقایان موافقند که در ظرف دو ماه وقت کافى خواهیم داشت که این بودجه را ببینیم و تحقیق کنیم.

دکتر معظمى - بنده با جناب آقاى مامقانى و آقاى مهندس رضوى هم صحبت کردم موافقت فرمودند که دو ماه باشد.

رئیس - آقاى وزیر راه.

وزیر راه (آقاى فروهر) - عرض کنم آن پیشنهادى که آقاى دکتر معظمى دادند شاید از لحاظ پرداخت حقوق مستخدمین و هزینه‌های مستمر اشکالى نداشته باشد و کار را روشن بکند اما از نظر پرداخت هزینه‌های غیرمستمر و بالاخص هزینه‌های وزارتخانه‌ای که تحت نظر بنده است اشکال زیاد تولید خواهد کرد و کار وزارت راه را خواهد خواباند، این است که من براى استحضار آقایان نمایندگان محترم مجلس عرض می‌کنم اگر می‌خواهند کار راهسازى بخوابد بنده عرضى ندارم و به هر چه می‌خواهند رأى بدهند اما اگر می‌خواهند این کارهایی که اکثرش برحسب تقاضاى آقایان نمایندگان مجلس در دست عمل و اقدام قرار گرفته است اعم از آقایان نمایندگان اقلیت و اکثریت معوق و معطل نماند باید در پیشنهادى که آقاى دکتر معظمى کرده‌اند و ظاهرش یک جنبه خیلى فریبنده‌ای دارد تجدید نظر بشود و اصلاح بشود و الان بنده توضیح عرض می‌کنم، این پیشنهادى که آقاى دکتر معظمى دادند و بعضى از آقایان می‌گویند که دو ماه بشود یا سه ماه یا یک ماه، این طور تصور فرمودند که مخارج غیرمستمر هم به یک دوازدهم و دو دوازدهم قابل پرداخت است یعنى آن مبلغى که در مهر ماه مثلاً وزارت راه از بابت راهسازى پرداخته است عین آن مبلغ را هم بایستى در ماه آبان بپردازد و عین ان مبلغ را هم در ماه آذر و قس على ذلک در صورتى که این طور نیست پرداخت‌های امور ساختمانى و بالاخص راهسازى، مطابق مقرراتى که الان معمول به وزارت راه است در حدود آن قراردادهایی است که معمولاً طبق مقررات مناقصه و مزایده با مقاطعه‌کارها بسته شده است و بعد از این که مقدارى از کار انجام شد به اصطلاح معمول ادارى «سیتواسیون» درست می‌کنند یعنى می‌گویند این قدر کار کرده است، مأمورین فنى و مالى می‌روند و تشخیص می‌دهند و می‌گویند دویست هزار تومان کار کرده و دویست هزار تومان پرداخت می‌کنند و ممکن است که یک وقت در یک ماه اصلاً سیتواسیون درست نشود و یا مثلاً در آذر ماه در حدود بودجه‌های مصوب پرداخت شود ولى اگر این پیشنهاد این جور که هست تصویب بشود امور وزارت راه خواهد خوابید بنده شخصاً از نظر مسئولیتى که دارم لازم است که توجه نمایندگان محترم را به این نکته معطوف دارم راه سازى کشور همان طور که عرض کردم آن قسمت‌هایی که اینجا مطرح است اکثرش برحسب تقاضاى آقایان نمایندگان دارالشورى بوده است و این اضافاتى که در اینجا مورد اعتراض واقع شد یک قسمتش مربوط به وزارت راه بوده است ولى آن اضافاتى است که براى یک راه‌ها و کارهاى معینى داده شده است، تصور بفرمایید یک میلیون تومان اضافه داده شده است براى ساختمان راه ساحلى، یعنى از بندرعباس به طرف بوشهر و لنگه، این اعتبار در ماه شهریور تصویب شده است در طول ماه مهر ما مشغول تهیه مقدمات این کار بودیم یعنى مهندسینش و وسایلش این آقایان تازه الان رفته‌اند و دو سه روز بیشتر نیست که در محل وارد شده‌اند و در ماه مهر اصلاً یک دینار از این بابت پرداخت نشده است حالا می‌فرمایید بنده در ماه آذر اصلاً یک دینار پرداخت نکنم و آن کا را بخوابانم؟ قضاوتش با آقایان است، همچنین راجع به بلوچستان و مازندران و همچنین راجع به امور ساختمان راه آهنى وقس على ذلک (آصف - لااقل کردستان را هم یک دفعه اسم ببرید) کردستان امسال نیست (اردلان - چرا نیست؟ وعده فرمودید آقا) عرض کنم حضورتان که بنده حالا خواستم براى استحضار آقایان نمایندگان عرض بکنم که ما نبایستى تحت تأثیر یک پیشنهاداتى که خیلى ظاهرش فریبنده است قرار بگیریم که حقوق مستخدمین را بدهند یا ندهند کارهاى مملکت را نمی‌شود خواباند و یکى از آن کارها کار وزارت راه است و بنده مجبورم آن کارهایی را که شروع کرده‌ام تا آخر ادامه بدهم و آن امور را تمام بکنم حالا اگر آقایان صلاح نمی‌دانند از طرف بنده شخصاً اصرارى نیست ولى تصور نمی‌کنم که مجلس شوراى ملى بگویم این راه‌ها ساخته نشود و تعدادى عمله که ما در نظر داریم به کار واداریم، به کار وا نداریم و تحقیقاً همه آقایان نمایندگان متوجه این نکته هستند و خودشان هم مایل نیستند که این طور بشود این است که بنده پیشنهاد می‌کنم که اگر بنا بشود این پیشنهاد مورد توجه قرار بگیرد راجع به امور ساختمانى بالاخص، چون تنها وزارت راه نیست، ساختمان‌های دیگرى هم هست که بنده نمی‌دانم شاید اداره گمرک هم حالا دارد ساختمان می‌کند، او هم مقاطعه داده است، حالا چکار بکند، معطل بگذارد؟ این است که خواستم خدمت آقایان عرض بکنم در قسمت مخارج غیرمستمر این پیشنهاد از نظر شخص بنده نسبت به وزارت راه به هیچ وجه من الوجوه قابل پرداخت نیست.

رئیس - پس به دو ماده رأى می‌گیریم.

مهندس رضوى - بنده توضیحى داشتم می‌خواستم جواب آقاى فروهر وزیر راه را عرض کنم خوب حالا آقاى دکتر معظمى توضیح می‌دهند.

مشایخى - آقاى رئیس دستور بفرمایید یک مرتبه دیگر آن پیشنهاد خوانده بشود.

رئیس - پیشنهاد خوانده می‌شود منتها عوض آبان دو ماه است آبان و آذر (پیشنهاد آقایان دکتر معظمى و مهندس رضوى و ممقانى به شرح سابق قرائت شد)

جمعى از نمایندگان - رأى، رأى.

رئیس - آقا تأمل کنید اگر مخبر این جا قبول کند رأى می‌گیریم و الا اگر قابل توجه بشود به کمیسیون می‌رود مگر این که آقاى وزیر دارایی قبول کند.

مخبر - آقاى وزیر مالیه می‌خواهند یک اصلاح عبارتى بکنند.

رئیس - بفرمایید.

ملک مدنى - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید.

ملک مدنى - اشکال آقاى فروهر وارد نیست وقتى گفته شد مستمر و غیرمستمر، یک قسمت از فصول بودجه مربوط به همین هزینه‌ها است.

فرامرزى - بنده یک اخطار قانون اساسى دارم.

رئیس - آقاى وزیر دارایی قبول کردید این ماده را؟

فرامرزى - اخطار قانون اساسى دارم.

مهندس رضوى - آقا اجازه بفرمایید یک توضیحاتى داده شود که مطلب روشن بشود.

رئیس - توضیحات زیاد داده شده است باید رأى بگیریم یا رد می‌شود یا قبول، آقاى وزیر دارایی گفته‌اند که اصلاح عبارتى دارند اجازه بدهید اظهار کنند.

مهندس رضوى - آقاى دکتر معظمى پیشنهاد را امضا کرده‌اند اجازه بدهید توضیح بدهند.

رئیس - آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى - اجازه بفرمایید، بنده از آقایان تمنا می‌کنم که کمى توجه بفرمایند بنده عرض می‌کنم که ما به یک به نبستی برخورده‌ایم و براى این که از این بن‌بست خارج شویم باید یک فرمولى تهیه بکنیم که تا اندازه‌ای دست دولت را نبندیم و در حدود قانون هم باشد و این فرمول را می‌خواستم پیدا بکنیم ظاهر فریبنده و اینها هم نیست هر فرمولى که می‌خواهید بفرمایید بنده برای‌تان بنویسم ولى وقتى که بخواهند یک اصولى را رعایت بکنند آن وقت ناچار می‌شوند الان 19 ماه است که فترت بوده و حالا هم ما اینجا هستیم اگر یک مخارج ضرورى واقع شد ممکن است که شما یک لایحه‌ای با قید فوریت بیاورید و ما اینجا تصویب می‌کنیم به علاوه بنده اینجا نوشته‌ام مستمر و غیرمستمر و هزینه‌ها را از هم جدا کرده‌ایم و یکی هم این است که پیشنهادی که بنده کرده‌ام براى این است که وزارت دارایی بتواند پرداخت بکند اگر ایشان قبول بکنند این قسمت تصویب می‌شود و الا اگر آقاى وزیر دارایی این پیشنهاد را قبول نکنند و رأى بگیرند می‌رود به کمیسیون بودجه و برای این که از این امر اجتناب کنیم این فرمول را نوشته‌ایم.

وزیر راه - آقاى وزیر دارایی تأمین پرداخت

+++

بفرمایند بنده قبول می‌کنم ولى با این پیشنهاد شما تأمین پرداخت نمی‌توانند بفرمایید.

رئیس - آقاى فرامرزى شما اخطارى داشتید؟

فرامرزى - بنده اخطار قانون اساسى مطابق ماده 18 و 19 و 20 داشتم اجازه می‌فرمایید توضیح بدهم.

رئیس - اخطار قانونى را مطابق نظامنامه باید بفرمایید.

فرامرزى - عمل به قانون اساسى نمی‌شود اساساً مجلس باید مطیع قانون اساسى باشد.

رئیس - توضیح بدهید ولى مختصر.

فرامرزى - عرض کنم که اصل 18 و اصل 19 و اصل 20 قانون اساسى مربوط به بودجه است و از آن جمله در اصل 20 است که بودجه هر یک از وزارتخانه‌ها باید در نیمه آخر هر سال از براى سال دیگر تمام شده 15 روز قبل از عید نوروز حاضر باشد هیچ وقت دولت به این عمل نمی‌کند دولت می‌آید آخر ما روز آخر ماه دو دوازدهم می‌آورد به مجلس و مجلس این قدر ضعیف نشان می‌دهد قدرت نشان نمی‌دهد که بعداً دولت‌ها نتوانند از ضعف مجلس استفاده بکنند، اگر دولت معتقد به قانون اساسى است، اگر دولت مشروطه است حق ندارد پیش خودش این اعمال را بکند مجلس چرا ضعیف نشان می‌دهد و دولتى که به قانون اساسى عمل نمی‌کند دولتى که وظیفه‌اش را انجام نمی‌دهد دولتى که مجلس را در مقابل عمل انجام شده قرار می‌دهد و بعد از این اگر روز آخر ماه بودجه را نیاورند ولوده ماه طول بکشد نبایستى مجلس رأى بدهد (سزاوار - در اسفند 25 مجلس نبوده) حالا چرا این کار را می‌کنند (صحیح است) (سزاوار - چهار ماه است دولت گرفتار برنامه است) چرا آخر ماه بودجه می‌آورند چرا آخر ماه می‌آورند که مجلس در مقابل عمل انجام شده قرار بگیرد (سزاوار - آخر ماه نیاورده‌اند) (زنگ ممتد رئیس) رأى ندهید تا مستخدمین به خود دولت بشورند چرا رد نمی‌کنید تا دولت ببیند و دفعه دیگر این کار را نکند (زنگ رئیس) (احسنت - احسنت)

رئیس - آقاى وزیر دارایی نوشته‌اند که ممکن است با این ترتیب به اشکال بربخورند و تقاضاى تنفسى کرده‌اند براى این که این موضوع حل بشود.

حاذقى - مخالفیم آقا.

رئیس - رأى باید بگیریم ولى قبلاً یک پیشنهادى رسیده است از آقاى سزاوار که تجزیه بشود ماده واحده از تبصره تجزیه بشود.

محمد‌‌على مسعودى - اعلام رأى فرمودید.

رئیس - تجزیه همه وقت ممکن است پیشنهاد آقاى سزاوار قرائت می‌شود.

دکتر معظمى - اخطار نظامنامه‌ای دارم.

سزاوار - اجازه می‌فرمایید؟

دکتر معظمى - راجع به تجزیه اخطار دارم.

رئیس - بفرمایید.

دکتر معظمى - تجزیه در صورتى است که پیشنهاد بنده اول رأى گرفته شود و قبول شود و بعد اگر قبول شد پیشنهاد تجزیه بکنند در رأى با ورقه.

مخبر - اگر آقاى دکتر معظمى اضافه بفرمایند هزینه‌های مستمر و غیرمستمر بنده قبول دارم.

دکتر معظمى - پس معلوم شد آقایان سر کلمات بحث دارند مقصود از هزینه هزینه‌های مستمر و غیرمستمر است.

مخبر - بنده قبول می‌کنم.

رئیس - پس رأى با ورقه بایستى گرفته شود و وقتى با ورقه رأى گرفته شد تجزیه چه معنى دارد.

دکتر معظمى - حالا آقاى مخبر قبول کردند و پیشنهاد بنده به جاى متن لایحه است و فعلاً می‌توانند تجزیه بکنند.

سزاوار - اجازه می‌فرمایید بنده توضیح بدهم؟

رئیس - توضیح ندارد پیشنهاد تجزیه کردید قبول می‌شود.

سزاوار - بنده باید توضیح بدهم.

ملک مدنى - براى قسمت رأى باید اول به قیام و قعود رأى گرفت ولى بعد نسبت به تمام باید با ورقه رأى بگیریم.

رئیس - آقاى سزاوار.

سزاوار - پیشنهادى که بنده دادم براى این است که چون در آن ماده پیشنهادى آقایان تبصره علاوه شده است و آن تبصره این است که پرداخت حقوق مطابق ماه سابق موافق با اضافات است ولى چیزى که هست در تبصره قید کرده‌اند که این پرداخت مؤید آن تصویب‌نامه‌ها نیست (صحیح است) اجازه بفرمایید عرضم را بکنم بنده در اساس قضیه مخالفتى با آقایان ندارم که بخواهم عرض کنم که آن تصویب‌نامه‌ها تصویب بشود یا نشود و لزومى ندارد زیرا حتماً باید آن تصویب‌نامه‌ها در مجلس تصویب و تأیید بشود و اما این عملى است که شما در عین این که عملاً تأیید می‌کنید همان اضافات را به موجب آن تصویب‌نامه‌ها بعد یک تبصره می‌گذارید که خیر صورت آن طور نیست (یک نفر از نمایندگان - على الحساب است) اجازه بفرمایید به نظر بنده این موضوع صحیح نیست که به صورت قانون از مجلس شوراى ملى بگذرد و بنده درخواست تجزیه کردم که نسبت به ماده رأى بگیرند و نسبت به تبصره تکلیفش معلوم بشود یک عرض دیگرى هم داشتم که لازم است عرض بکنم یکى از چیزهایی که جناب آقاى وزیر راه راجع به آن قسمت اقدام کرده‌اند ساختمان راه ساوه است (همهمه نمایندگان) اجازه بفرمایید.

رئیس - این که راجع به پیشنهاد تجزیه نیست.

سزاوار - بنده یک کلمه دنباله تجزیه عرض داشتم.

رئیس - تجزیه دنباله‌ای ندارد آقا.

سزاوار - یک کلمه است اجازه بفرمایید حضورتان عرض بکنم که شهرستانى که 120 کیلومتر با پایتخت کشور شاهنشاهى فاصله دارد این شهرستان راه نداشته است بعد از این که آقاى وزیر دارایی و دولت وقت موافقت کردند (همهمه نمایندگان)

رئیس - این مربوط به پیشنهادتان نیست ماده 99 قرائت می‌شود.

دکتر اعتبار - خواهش می‌کنم بنده که راجع به این قسمت موافقت بفرمایند که ساختمان این راه تمام بشود.

رئیس - ماده 99 قرائت می‌شود:

ماده 99 - در مسائل و موادى که مشتمل بر فقرات مختلفه است اگر تجزیه آن و لو از طرف یک نفر خواسته شود باید آن ماده یا مسئله تقسیم شده و جزء به جزء رأى گرفته شود ولى پس از آن که در جزو آخر رأى گرفته شد مجدداً باید در مجموع قسمت‌هایی که قبول شده است رأى گرفته شود.

دکتر اعتبار - اجازه بفرمایید بنده یک توضیح قانونى دارم.

رئیس - این ماده را خواندم که توضیحى داده نشود به این اصل ماده رأى گرفته شود.

دکتر اعتبار - اجازه بفرمایید دو دقیقه است.

رئیس - همه هم دو دقیقه اجازه می‌خواهند حالا بفرمایید.

دکتر اعتبار - آقایان توجه بفرمایند به این که این تصویب‌نامه‌هایی که دولت صادر کرده است در زمان فترت اغلب در خود این تصویب‌نامه ذکر شده است که بایستى بعد به تصویب مجلس شوراى ملى برسد به این دلیل این تجزیه کردن شما در اینجا معنى ندارد شما تجزیه‌تان را پس بگیرید تا رأى بگیرند (صحیح است)

سزاوار - اجازه بفرمایید بنده اگر نظر آقاى وزیر راه تأمین بشود چون می‌گویند من کارهاى ساختمانى را لنگ می‌کنم بنده استرداد می‌کنم.

وزیر راه - نظر بنده تأمین نمی‌شود.

جمعى از نمایندگان - پس گرفتند آقا.

رئیس - بنابراین رأى می‌گیریم به ماده واحده و تبصره پرداخت دو ماه اضافه کلمه مستمر و غیرمستمر آبان و آذر بر طبق پرداخت مهر ماه آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد حالا با ورقه رأى می‌گیریم آقایانى که موافقند ورقه سفید بدهد (اخذ و استخراج آرا به عمل آمده و نتیجه به قرار ذیل از طرف مقام ریاست اعلام شد)

رئیس - از 97 نفر عده حاضر به اکثریت 81 رأى تصویب شد.

اسامى موافقین آقایان: دکتر اعتبار - ضیاء ابراهیمى - بوداغیان - یمین اسفندیارى - جواد عامرى - منصف - کشاورز صدر - افخمى - دکتر امینى - دکتر راجى - شادلو - کفایی - ظفرى - مهندس هدایت - مهدى ارباب - قوامى - دکتر فلسفى - حسین مکى - محمود محمود - دکتر مصباح‌زاده - امین - على بهبهانى - اعزاز نیک‌پى - صاحب جمع - دهقان - ملک مدنى - کهبد - قبادیان - محمد ذوالفقارى - مشایخى - موسوى - معین‌زاده - فرامرزى - صاحب دیوانى - هراتى - ناصر ذوالفقارى - ملک‌پور - اردلان - زنگنه - لاهوتى - نواب - پالیزى - اورنگ - فاضلى - باتمانقلیچ - دکتر بقایی - دادور - آصف - محمد‌على مسعودى - لیقوانى - گنابادى - مهندس رضوى - نراقى - شریعت‌زاده - دکتر آشتیانى - امیر نصرت اسکندرى - اسدى - مامقانى - ارباب گیو - هاشم وکیل - عرب شیبانى - نیکپور - وثوق - سزاوار - آقا خان بختیار - افشار - ابوالقاسم امینى - سالار بهزادى - دکتر طبا - صادقى - امیر حسین ظفر بختیارى - حاذقى - برزین - صفا امامى - آشتیانى‌زاده - نورالدین امامى - امامى اهرى - مکرم - دکتر معظمى - فولادوند - صدرزاده.

+++

اسامى مخالفین: آقایان: عباس اسکندرى - اسلامى - آزاد - حائرى‌زاده.

رئیس - آقایان توجه بفرمایند آقاى امینى توضیح دارند.

ابوالقاسم امینى - چون بودجه مجلس در بودجه کل کشور محلش تأمین شده است بنده معتقد نیستم که دو دوازدهم بیاورم.

نمایندگان - صحیح است.

دکتر اعتبار - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم مطابق ماده سى و ششم.

رئیس - بفرمایید.

دکتر اعتبار - هر طرحى که به کمیسیون مبتکرات رجوع می‌شود باید در ظرف 15 روز راپورت مختصرى از آن به مجلس داده شود و تصریح نمایند که آن طرح قابل توجه یا رد یا تعویق است و نیز می‌توانند فوریت طرح را اظهار نمایند. از تاریخ 16 آبان طرح الغای حکومت نظامى تقدیم مجلس شوراى ملى شده است امروز بیست روز از آن تاریخ می‌گذرد بنده می‌خواستم از مقام ریاست تقاضا کنم که مقرر فرمایند کمیسیون مبتکرات زودتر گزارش خود را بدهد که در جلسه آینده جزء دستور گذاشته شود.

رئیس - کمیسیون مبتکرات هنوز هئیت رئیسه خودش را انتخاب نکرده و الان تأکید کردم به اعضایش اخطار کنند که جلسه آینده گزارش را بدهند لایحه وزارت فرهنگ مطرح است ولى چون عده کافى نیست یک ربع ساعت تنفس داده می‌شود

(مجلس ساعت 8 بعد از ظهر به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید)

اخبار مجلس

روز چهارشنبه چهارم آذر 1326 سه ساعت و نیم بعد از ظهر کمیسیون بازرگانی و پیشه و هنر با حضور آقای وزیر اقتصاد ملی به ریاست آقای نیکپور تشکیل لایحه راجع به تأسیس وزارت اقتصاد ملی به جای وزارت بازرگانی و پیشه و هنر مطرح چون چند ماده لایحه مزبور در جلسه قبل تصویب شده بود بقیه مواد آن هم با اصلاحاتی تصویب و ساعت هشت و نیم بعد از ظهر جلسه ختم گردید.

صبح روز پنجشنبه پنجم آذر ماه 26 کمیسیون بودجه با حضور کلیه آقایان وزرا به ریاست آقای میر سید علی بهبهانی تشکیل در اطراف تصمیمی که جلسه قبل برای پرداخت هزینه مملکتی در دو ماهه آبان و آذر ماه 26 اتخاذ شده بود مذاکراتی شده برحسب توضیحاتی که آقای وزیر دارایی دادند قرار شد تبصره‌ای به عنوان تبصره 2 به ماده واحده گزارش کمیسیون بودجه اضافه شود که تا رسیدگی کمیسیون بودجه دولت بتواند اعتبارات اضافی را در دو ماهه آبان و آذر پرداخت نماید و این تبصره هم قرار شد در مجلس پیشنهاد و مخبر کمیسیون قبول نمایند.

شماره 2553910462                     24 - 8 - 26

آقاى محسن درودیان سردفتراسناد رسمى طرخوران تفرش‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما در طرخوران تفرش براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد

وزیر دادگسترى‏

تصویب‌نامه‌ها

شماره 17434      3 - 9 - 26

وزارت جنگ‏:

هیئت وزیران در جلسه 30 آبان ماه 1326 برحسب پیشنهاد شماره 26207 - 68947 - 7518 وزارت جنگ طبق مقررات ماده واحده مصوبه 23 دى ماه 24 تصویب نمودند از تاریخ 14/1/1326  ماهیانه مبلغ 500 ریال وظیفه درباره دو نفر ورثه گروهبان دوم شهید صادق صادقى که در تاریخ 14/1/26 در مصادمه با اشرار بارزانی‌ها مقتول گردیده بالسویه به شرح زیر برقرار گردد:

1. دوشیزه معصومه صادقى به شناسنامه 15556 متولد 1324 دختر متوفى 250 ریال‏

2. بانو صغرى کمال جبلى به شناسنامه 1127 متولد 1303 عیال متوفى 250 ریال.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م - 2894            از طرف نخست وزیر

انتصابات و احکام‏

شماره 7561219856         24 - 8 - 326

در وزارت کشور

آقاى کمال‌الدین صالحى بخشدار ورامین از تاریخ اول آذر ماه 326 به سمت بخشدار دو دانگه منتقل شدند.

+++

بقیه جلسه: 32

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 10 آذر ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1. نطق قبل از دستور آقایان: تقى‌زاده، آقا خان بختیار، اردلان.

2. موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت شش و ربع بعد از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید.

1. نطق قبل از دستور آقایان: تقى زاده، آقاخان بختیارى، اردلان.

رئیس - جلسه پیش وقتى که می‌خواستیم لایحه فرهنگ را مطرح کنیم اکثریت نشد (صحیح است) و جلسه به عنوان تنفس تعطیل شد بنابراین حالا صورت جلسه نداریم. آقاى تقى‌زاده.

کشاورز صدر - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - طبق چه ماده‌ای؟

کشاورز صدر - طبق ماده 102 و 100 و 109 و 129

رئیس - شماره هایی که گفتید چیست؟ 109 یا 102؟

کشاورز صدر - 100 و 102 و 106 و 129.

رئیس - اینها راجع به وظایف مجلس است، 106 آن است که هر کس بخواهد نطقى کند بایست از رئیس اجازه بخواهد، 129 هم راجع به افتتاح جلسات و حفظ ترتیب نطق و مذاکرات است که با رئیس مجلس است.

کشاورز صدر - صحیح است ولى بنده می‌خواهم توضیحى عرض کنم.

رئیس - این دیگر توضیح ندارد.

کشاورز صدر - حالا می‌فرمایید عرضى نکنم بسیار خوب عرضى نمی‌کنم ولى اگر اجازه می‌فرمودید بنده تذکرم را می‌دادم تذکر بنده قانونى و به جا بود و ضرورت دارد براى انتظامات مجلس.

رئیس - راجع به جلسه پیش که بنده حاضر نبودم می‌خواهید بفرمایید؟

کشاورز صدر - بلى.

رئیس - این مطلب در خارج خودش تصحیح می‌شود (صحیح است) آقاى تقى‌زاده.

تقى‌زاده - به طورى که آقایان مسبوقند در چند جلسه قبل بنده عرایض حضور آقایان عرض کردم تفکرات و خیالاتى که براى بنده پیدا می‌شود به همان اندازه هم براى آقایان معلوم است که براى بنده معلوم است و کشف تازه‌ای نبود. فقط یک تذکراتى بود که خواستم در خدمت آقایان از نطق قبل از دستور استفاده بکنم البته یک قدرى طولانى شد و شاید بیش از اندازه مصدع اوقات آقایان از مستمع شده باشم نخست عرایضى دارم و در نظر داشتم در موقع مناسب به نظر آقایان برسانم ولى چون میل دارم که عرایض بنده نه تنها بااجازه آقایان بلکه کاملاً با موافقت حقیقى و میل قلبى ایشان باشد عرایضى می‌کنم و بنده هیچ وقت اصرارى ندارم مایل باشند عرض می‌کنم کار فوتى باشد می‌گذرد قصه داشتم آن وقت نه بلافاصله در جلسه بعدش و یکى دو جلسه آینده اگر فرصتى شد ولى در چند جلسه قبل فرصتى نشد و یکى از همکاران ما فوت کردند لایحه بودجه آمد و این خبرها شد یک قدرى تأخیر یافت

+++

ولى باز هم تتمه عرایضم را عرض می‌کنم می‌خواهم یک نکته قبل از شروع به عرایضم عرض کنم که این چیزى که بنده تهیه کرده‌ام که عرض بکنم این همان وقتى که عرایض قبلى را عرض کردم بلافاصله تهیه شده بود و در این مدتى که گذشت هیچ تغییر و تأثیرى از چیزهاى دیگر که واقع شد و یا حرف‌های این و آن باعث هیچ تغییرى در ان نشده و مقصود این است که یک اشاراتى از آن استنباط بشود و هیچ تغییرى نشده الا این که یک تغییرى شاید بود که یکى از آقایان محترم در ضمن بیانات خودشان احصائیه‌هایی دادند از مالیات بر قند و شکر و اینها و بنده هم همان‌ها را داشتم و حذف کردم چون ایشان فرمودند یک چیز خیلى کوچکى هم می‌خواهم عرض کنم که خود نطق گاهى مفصل شده و باعث تصدیع آقایان می‌شود ولى به طورى که تمام آن مطالب را در صورت مجلس می‌خوانند باعث شرمندگى بنده می‌شود و خیال می‌کنم اینطور نباید باشد البته به نظر آقاى رئیس مجلس و آقایان مخترم است که آن نطق‌های شفاهى را دوباره تکرار نکنند که قائلش یا مستمعش اگرنقصى دید نگوید من این طور نگفتم اما چیزى که نوشته و در دفتر مجلس ثبت و امضاء شده دوباره تمام آن را نخوانند اگر بنده یک ساعت حرف بزنم یک ساعت هم در صورت مجلس می‌خواهند آن را بخوانند و وقت گرفته می‌شود (سزاوار - بلى چند دفعه تذکر داده شده است) چند روز قبل که بنده بعضى عرایضى در اینجا کردم در خاتمه اظهار داشتم که اگر آقایان همکاران محترم اجازه بفرمایند باز بعضى عرایض دیگر در موقع دیگر و جلسه دیگرى می‌خواهم بکنم در بعضى جراید این طور انتشار یافته بود که نطق بنده تتمه داشته و می‌خواستم درجلسه بعد اتمام کنم در صورتى که مقصود بنده آن طور نبود، در آن جلسه در 21 آبان بیانات بنده قدرى طولانى شد و می‌ترسم که باعث ملال آقایان شده باشد لکن از طرف دیگر نه تنها بردبارى و مساعدتى که در استماع عرایض من فرمودند به کله آثار لطف و احساسات بیغرضانه محبت و ا ستقبالى که مشاهده کردم احساسات بنده را واقعاً به هیجان آورد و مرا قلباً متأثر نمود واین نه تنها دلیل بارزى و نشانه نمایانى از همکارى صادقانه و همراهى حقیقى بى‌غرضانه بود بلکه علامت این حقیقت است که اگر همدیگر را بى‌جهت نرنجانیده باشیم نیات حقیقى و باطنى و بیغرضانه قلبى و احساسات همه یکى است و به آن آفت ملى که دل بنده به درد می‌آید قلوب همه وکلاى این ملت می‌سوزد (صحیح است) و خونشان می‌جوشد. اگر اجازه می‌فرمایید یک مثل یا مثال کوچکى عرض می‌کنم در اوایل مجلس اول بنده دومین وکیل ولایات بودم که از خارج وارد مجلس شدم (اولى مرحوم مبرور وکیل‌الرعایاى همدانى یادش به خیر باد) بنده که خیلى جوان بودم وبه حساب قمرى تازه پا به سن سى گذاشته بودم یعنى 29 را اکمال کرده بوده در گوشه‌ای از مجلس نشستم و مثل حالا اولین نطق خودم را در هشتمین جلسه بعد از ورود کردم اگر حاشیه رفتن جایز باشد براى دفع بعضى شبهات که گاهى لابد از روى نیت صحیح و بی‌غرضانه در اینجا و در خارج ذکر شده بود عرض می‌کنم که بنده چند روز قبل 69 ساله شدم و در پنجم مهر سال آینده هفتاد ساله می‌شوم‏‌ زیرا که در پنجم مهر ماه سال 1257 شمسى(به حساب قهقرایی) یا 30 رمضان 1265 قمرى مطابق 27 سپتامبر فرنگى 1878 مسیحى به دنیا آمده‌ام، خیلى عذر می‌خواهم که با این حشو و زواید کم اهمیت وقت آقایان را می‌گیرم ولى این جمله محض آن عرض شد که معلوم شود من به ناحق و برخلاف قانون بعد از گذشتن سن قانونى به اغفال وارد جرگه شما همکاران محترم نشده‌ام (صحیح است) بلى جوان و غیر معروف در گوشه مجلس بودم در همان اوایل روزى رئیس محترم مجلس که از بزرگان رجال مملکت و مسن و محترم بود یعنى مرحوم صنیع‌الدوله که اوصاف حمیده او محتاج به بیان من نیست از بنده تقاضا کرد ایشان را بعد از ختم مجلس چند دقیقه ببینم من بدواً تعجب کرده و نمی‌توانستم حدس بزنم با من چکارى دارد وقتى که نزد او رفتم گفت آقایان وکلا دائماً شکایت دارند که نطق‌های آنان درست نشر نمی‌شود و تحریف و تغییراتى در آنها راه می‌یابد و چون دستگاه تند‌نویسى مجلس شکل ابتدایی را هنوز دارد می‌خواهم از شما که اهل قلم و نویسنده هستید خواهش کنم که توجهى دقیق به نطق‌ها بکنید و بعد تندنویس‌ها پیش شما بیایند و صورت مذاکراتى را که ثبت کرده‌اند نشان بدهند و اگر اختلاف و اشتباهى یافتید اصلاح بفرمایید بنده امتناعى نکرده و محض ادب اجابت نمودم لکن از اظهر تعجب خوددارى نتوانستم که چطور شده این قرعه را به نام من غریب زده‌اند و به قول معروف از میان پیغمبران جرجیس را انتخاب کرده‌اند ایشان گفتند بلى سبب این است که شما از خارج آمده‌اید و احتمال غرض و بغضى نسبت به این و آن در شما نمی‌رود ولى این آقایان همه اهل یک ولایتند و سوء‌ظن تصرف عمدى در نطق همدیگر توانند کرد لازم نیست که عرض کنم که چون بنده قصد اشتراک در مذاکرات و مباحثات مجلس داشتم این کار را بیش از یکى دو جلسه نکردم و محول به مرحوم وکیل‌الرعایا شد. خواستم عرض کنم که حالا هم بنده از خارج می‌آیم اقل چیزى که می‌توانم در حق خود به طور قطع بگوى این است که غرضى با کسى ندارم (صحیح است) و اخلاص من به همه آقایان همکاران یکى است و با دیگران نیز حب و بغض مخصوصى ندارم وگمان می‌کنم منشاء مقدارى از لطف و محبت آقایان که مشاهده کردم نیز همین نکته است که چون نظر دوستانه در کار باشد.

گر هنر دارى و هفتاد عیب

                  دوست نبیند بجز آن یک هنر

در این موضوع کم و بیش شخصى شاید بیش از اقتضا حرف زدم و حالا می‌روم بر سر مطالب نوعى که می‌خواهم عرض کنم ولى باز قبل از شروع به آن می‌خواهم عذر این رویه را که بنده عرایض خود را به صورت نوشته می‌خوانم و می‌دانم در محالس ملى زیاد مطلوب نیست بخواهم بنده می‌توانیم غالب یا همه این مطالب را از حافظه بدون مراجعه به نوشته بگویم لکن چون تندنویسى کامل که به فرنگى استنوگرافى و گویا به عربى اختزال می‌گویند هنوز نداریم فقط براى احتراز از تحریفات اشتباهى و سهوى به این طریق متوسل می‌شوم.

اولاً برحسب وظیف ابتدا چند کلمه می‌خواهم از حوزه انتخابیه خودم آذربایجان بگویم تعریفات و تعارفاتى گاهى مبالغه آمیز را که هموطنان تهرانى و سایر ولایات درباره آذربایجان با نهایت محبت بیان کرده و می‌نویسند چون خودم از اهل آن ایالت هستم نمی‌توانم و مقتضى ادب نیست که با آنها اشتراک کنم و خانه خود را در محله و در میان اهل محله سر و تاج محله بخوانم نخیر ما هم یکى از برادران کوچک و وفادار شما هستیم ولى همه تصدیق دارند که ولایات ما به جهاتى چند که یاد بعضى از آنها ناگوار و تلخ است مستحق به توجه زیادى است (صحیح است) و چون همیشه و مسلماً از عهد فتحعلى شاه به این طرف اگر مغز ایران نبوده بازوى مدافع مرکز و محل قشون خیز ایران بوده‌ایم و به علاوه آذربایجان از لحاظى جگر گاه یا شقیقه این مملکت بوده است که تیرى که به آنجا اصابت کند براى ایران مهلک تواند شد (صحیح است) و حاجت به عرض نیست که در نقطه باریک حساس و محل احتیاطتی وقع شده‌ایم آنجا که عیان است چه حاجت به بیان لذا توقع و انتظار حق ما از برادران ایرانى دیگر و مخصوصاً از مرکز که سالیان دراز از ما قدرى غفلت داشته آن است که بهترین توجهات و علاقه مندى اصلاح خواهانه خود را به آن گوشه پر بلا معطوف فرمایند، اصلاحات اساسى در همه جاى ایران واجب فورى و بلکه به واسطه گذشتن موقع لازم آن مثل نماز قضا است لکن در آذربایجان مانند نماز آیات واجب فورى است مخصوصاً لازم است مرهمى به جراحات مردم آنجا گذاشته شود و از همه بیشتر باید توجه مخصوصى به رفاه حال فقرا و برزگران و خورده پا و بهبود حال اقتصادى و رفاه معیشت آنها بشود باید و از جمله امورى که مخصوصاً محتاج به اصلاح است توسعه اختیارات محلى مدیران امور دولتى و ملى در آنجا است آنان که خیال می‌کنند وسیله اتصال و بهتر چسباندن قطعات ایران به جسم مملکت تشدید مرکزیت است و دادن وسعت و اختیارى ولو محدود و محول کردن قسمتى از امور به عهده خود اهل محل خداى نخواسته قدمى به سوى تجزیه یا ضعف اتصال عمومى و وحدت ملى است به عقیده بنده به خطا می‌روند (صحیح است) خوف از پرتگاه عمیقى در جلو رو که نزدیک بوده به آن بیفتیم و یا یک بار افتادیم نباید موجب عقب عقب رفتن به حدى بشود که از ان طرف بام بیفتیم و افراط در جهت معکوس نمائیم بلکه این نوع افراط و مراجعه هر امر جزیی به پایتخت و سیر آن ماه‌ها و سال‌ها در چرخ‌های ادارات بر اهمال و مسامحه مرکزى است که زمینه را براى اغوا شدن به وساوس شیاطین مستعد می‌سازد (صحیح است) اگر هم یک حاکم و والى ایرانى وطن دوست و حتى فارسى زبان و با کفایت در آن ایالت دارید باید آنچه ممکن است او را تقویت نموده اختیارات کامل و وسیع کشورى و لشکرى لازم و فقط به حدود عمومى اساسى مملکت به او بدهید و بگذارید آنچه بتواند کارها را به اهل ولایات ارجاع کرده از آنها کار بگیرد و آنها را دلگرم و مهربان و جانفشان مملکت نگاهدارد که به حق خود رسیده باشند و دردل شکایت هضم حقوق و محکومیت نکنند و براى هر کار جزیی و یا حتى کلى حتماً و همیشه یک آقاى تهرانى زیان ندان ناآشنا را به جاى مأمورین محلى نفرستید و اگر چنین والى و نماینده وفادار مرکز به این صفات لازمه درآنجا ندارید یک روز هم تأمل جایز نیست و باید او را تبدیل به احسن

+++

نمائید ولى به شرط آن که حقاً جانشین او ایرانی‌تر و با کفایت تر و با تدبیرتر و داناتر و از همه مهم‌تر محبوب‌تر در آن ولایت بین عامه و خورده پا باشد این نکته که عرض کردم مخصوص به آذربایجان یا کردستان یا خوزستان نیست بلکه چون بنده وکیل اصفهان و کرمان و یزد و کرمانشاه و بالجمله همه ایران هم هستم همین نوع معامله را براى اصفهان و کرمامن و غیرهما نیز می‌خواهم منتهى چون هم وکیل تبریز هستم و هم تبریز بیشتر بلاخیز بوده مخصوصاً نسبت به آنجا به تأکید بیشترى حرف می‌زنم.

این جمله که ذکر شد براى محبت از موطن اصلى خودم و اداى شمه‌ای از حق وکالت آنها در این جلسه کافى است و حالا برمی‌گردیم به موضوع اصلاحات لازمه عمومى مملکت.

در جلسه قبل از اوضاع عمومى و حال اسفناک طبقه فقیر و محکوم ملت حرف زدم ولى گمان ندارم به قدر کافى اداى حق مطلب را کرده باشم، زندگى مردم فقیر جنوب شهر تهران و حتى مردم علیل و فقیر پاى دیوارهاى معابر و دکاکین سیرابى و جگرک خورى و کله پزى و قهوه خانه‌های شمال شهر همه روزه در جلو چشم همه حاضرین است لکن از آنچه که شنیده‌ام می‌دانم که حال مخلوق کم مایه دشت مغان و دشتى و دشتستان و بندر‌عباسى و لنگه و میناب و لار و ممسنى و طبس و تون (که با تغییر اسم به فردوس برزخ هم شده) و کرمان و بمپور (باز با تغییر اسم قصبه) ده مرتبه بدتر است و بدون قصد اهانتى به آنها از زندگى حیوانات باربر بهتر نیست. قسمت عمده‌ای از این ذات و فقر معلول مستقیم تحمیلات شاقه دولتى(صحیح است) زندگى تجملاتى مسرفین است و به قول شاعر ملى ادوار مشروطیت «حشمت محتشمان مایه مرگ فقر است»(صحیح است) در تهران همیشه صحبت از میلیون و هزارها تومان است و در دهاتو قصبات از قران و شاهى، مردم حقیقى مملکت و عمل آورنده‌ها زیر بار تحمیلات و عوارض کمرشکن قانونى یا غیر مشروع‌له شده‌اند مسکرات و ورق گنجفه و خانه‌های فرنگى مآب و سگ‌های خانه و تجملات گوناگون مالیات کافى ندارد و حتماً می‌توان چندین برابر کرد لکن یک حبه قند و یک مثقال چایی و یک چین توتون وسط پست و یک سیر گوشت و یک چارک نان تفتان جو و یک پیمانه نفت سوخت و روشنایی مورد حاجت بینوایان به انواع و اقسام تحمیلاتى معروض است که زندگى فقراء را چندین برابر بالا می‌برد (صحیح است) ترقى قیمت‌های حوائج ضرورى زندگى و گرانى همه چیز از بادنجان و خربزه و تا چغندر و پیاز اقلاً در قسمتى معتد به ناشى از این است که دولت از همه چیز به صد عنوان عوارض می‌گیرد اگر خربزه گران است براى این است که باید آن را به میدان مخصوصى برد و فروخت و نظمیه مانع از فروش آزاد آن است و در دم دروازه‌ها و میدان‌ها هزار نوع تحمیلات و قلق از آن گرفته می‌شود شخصى که معروف اغلب آقایان است زمینى در زرند با جالیز خربزه دارد اخیراً مشارالیه به محل رفته و خربزه‌های خود را یکان یکان شمرده و دیده ده هزار خربزه دارد وقتى که پاى فروش به میان آمده حاضر بود همه آنها را از بزرگ و کوچک از قرار دانه‌ای پنج قران بفروشد حالا فرض کنیم یک قران هم خرج حمل به تهران باشد و ما بایستى خربزه را به شش قران یا با منفعت خورده فروشى به شش قران و نیم داشته باشیم ولى چه چیز قیمت آن را به دو تومان می‌برد؟ من می‌شنوم که آزاد نبودن فروش و خرج میدان و اخذ وجوه‌های رسمى و غیررسمى یا غیر مشروع موجب اصلى این گرانى است و اصلاً دلیل این حدود و قیود و نظامات بى‌لزوم و سلب آزادى خرید و فروش معلوم نیست مگر شاید بعضى محسنات جزیی ئ خیالى، بعضى تحمیلات به طور غیر مستقیم مؤثر در بالا رفتن قیمت لوازم زندگى است مثلاً تحمیل بر بنزین بر وسائط نقلیه است و افراط در آن موجب گرانى اجناس می‌شود، تحمیل بر نفت مستقیماً بارگرانى بر فقرا است، مالیات بر عایدات یعنى مالیات مستقیم عمده اسم بى‌مسمى است در صورتى که بایستى اقلاً ثلث عایدات بودجه مملکتى از آن منبع حاصل شود بدون این که قصد تشبیهى داشته باشیم می‌خواهم عرض کنم که در ممالکى که نسبت به مردم خودشان عدالت بیشترى دارند نه تنها از مایحتاج ضرورى عامه و انبوه فقیر ملت عوارضى نمی‌گیرند و یا اگر هم گاهى پیدا شود خیلى غیر معتدبه است مگر نسبت به مشروبات و دخانیات بلکه در آن مملکت‌ها دولت براى نگاهداشتن قیمت نان پایین‌تر از قیمت اصلى و همچنین حوائج اولیه دیگر مبالغى از بودجه جهت جبران می‌دهد. یقین دارم که عوامل مرارت حیات و فقر و بدبختى طبقه محکومه منحصر به اسباب و عللى که فعلاً عرض می‌کنم نیست و البته اوضاع عمومى اقتصادى عالم قحطى اسعار خارجى و چندین علت خارجى و داخلى و از آن جمله فقدان عدالت تأثیرى عمده در این امر و همچنین در ترقى قیمت‌ها و غیره دارد لکن بنده فعلاً فقط از پنج عامل عمده و مهم حرف می‌زنم که به گمان من قسمت کلى بدبختى مردم فقیر ناشى از آنها است اولى چنان که عرض شد تحمیلات کمر‌شکن و مالیات‌های غیر مستقیم و اجراى بسیار منفعت پرستانه انحصار تجارت است دوم ایجاد مخارج گزاف و بى‌حدود مواجب خواران بى‌لزوم و گاهى بیکاره(صحیح است) و افزودن عده آنها بى‌تناسب و محض استرضاى هجوم آوردندگان براى شغل دولتى که سهل‌ترین وسائل معاش میرزا‌بنویس‌ها شده و همچنین عدد عظیم اجزاى ادارى و فنى و علمى صنایع و شرکت‌های دولتى به تدریج فرض کنید در قصبه‌ای در موقع ایجاد دفتر ثبت احوال کسى را در اطاقى گذاشتند که اسامى موالید متوفیات قصبه را ثبت نماید و این شخص که روزى هشت ساعت کار می‌کرد آن شغل را انجام می‌داد پس از چندى براى انجام توصیه منتفذى لازم دیده شد به جوان دیگرى نیز در ان اداره کارى داده شود ناچار کار ثبت موالید را به عهده مأمور سابق گذاشته و مأمور تازه را به ثبت متوفیات گذاشتند چندى بعد دو نفر دیگر هم طالب کار و مصر پیدا شد و محض استرضاى خاطر آنها یا حامیانشان ثبت موالید ذکور و موالیداناث و متوفیات ذکور و اناث به عهده چهار نفر گذاشته شد وضمناً هم دیگر مراقبتى به سر وقت آمدن مأمورین نشد و هم جزو انتظامات جدیده وقت اداره را یکسره یعنى از صبح تا ظهر قرار دادند زیرا که کارى نبود بدتر از این تزید عده آن که مستخدمین بیشمار و بى‌حساب آن قصبه کم کم اصلاً همان نصف روز را هم یا بیکار می‌نشستند و یا گاهى اصلاً نمی‌آمدند و یاصبح سرى به اداره زده و پس از ثبت اسمشان کلاه خود را در آنجا آویخته و می‌رفتند و بالاخره کار جزیی هم صورت داده نمی‌شد و انجام نمیافت اگر چه کارها به طور منظم تقسیم شده بود. گویند که یکى از راجگان بسیار متمول با‌شکوه هند هفتصد و پنجاه نفر خدمه و گماشتگان داشت و غلامان زرین کمر بی‌شمار به خدمت صف بسته بودند محض انتظام کامل امور جناب راجع به هر کدام از خدام یکا یک شغلى مشخص تعیین و کارها را درست تقسیم کرده بود مثلاً یکى مأمور جودادن اسب و یکى مأمور تیمار آن بود و دیگرى بایستى زین بگذارد و چهارمى رکاب بگیرد و پنجمى جلودارى بکند و هکذا روزى راجه بیرون رفته بود و در برگشتن دید یگانه طفل پنج ساله او در استخر آبى که در باغ او بوده افتاده و غرق شده است بى‌اندازه متأثر و متغیر شد و فوق‌العاده برآشفت و خدام را صدا کرده و گفت مگر کسى از شما اینجا نبود که بچه من به آب افتاد و مرد همه تعظیم کرده گفتند چرا همه اینجا بودیم گفت پس چرا بچه را نجات ندادید گفتند قربان شما که مأمور مخصوصى براى بچه از آب درآوردند تعیین نفرموده‌اید همین طور کارهاى مملکت هم گاهى با وجود عده عظیم مأمورین عاقبت زمین می‌ماند و بچه از آب درآور وجود ندارد.

سوم اسراف عظیم و غیر قابل تصور ادارات دولتى در مخارج بى‌لزوم و غیر ضرورى و مخصوصاً عمارات و اثاثیه و تجملات و اتومبیل و غیره و هرچند سالى افراشتن عمارت جدید و بزرگ‌تر و عالی‌تری براى وزارت خانه یا اداره خودشان مرددم ولایات و بلوکات دور دست عریان و گرسنه به سر می‌برند و خود و اطفالشان در معرض استیلاى امراض مهلکه واقعند ولى براى ساختن عمارات شدادى در تهران مزخرفاتى لازم شمرده می‌شود که باید از شیکاگو و لندن آورد (صحیح است) یقین دارم سرى واجب الکتمان از اسرار دولتى افشا نمی‌کنم اگر بگویم که در موقع جنگ براى بناى عمارت فلک فرساى جدید وزارت عدلیه تهران اسباب و اثاثیه زیادى از لندن خواسته شده بود البته اینجانب اقدام لازم براى تحصیل این اسباب و اشیاء و آلات متعدد که آنچه در یاد دارم قریب 850 فقره بود به عمل آوردم ولى معلوم شد به واسطه محدودیت‌های زمان جنگ فراهم آوردند همه این اسباب در انگلستان سهل نیست و مقامات انگلیسى نوشتند که با کمال میلى که به کمک در کار ما دارند حاضرند فقط قریب دویست و خورده‌ای قلم را که ضرورى تشخیص می‌دهند به هر زحمتى است تهیه نموده و بدهند لکن از تهران جواب رسید که همه اقلام ضرورى قطعى دارد و اصرار در تحصیل آنها کردند این بار مقامات دولتى در لندن در جواب این اصرار نوشتند که تصور نمی‌کنند بسیارى از اقلام مثلاً اسباب الکتریکى توست یعنى نان برشته درست کردند حضورى واقعاً ضرورت قطعى براى عدلیه داشته باشد این همه تجملات و زخارف بى‌لزوم و دبدبه و طنطنه و زنگوله و ملیله که در عدلیه جارى است پول آنها از کیسه مردم

+++

مضطر و بینوا و گرسنه در می‌آید (صحیح است) ولى بدبختانه اجراى عدالتى متناسب با این مخارج مشهود نمی‌شود (صحیح است) کاش عمال عدالت روى تشک و گلیم فقیرانه نشسته ولى اجراى عدالت حقیقى می‌کردند (صحیح است) و عاقبت کسى بچه را از آب بیرون می‌کشید.

چهارم - تراکم پول در نزد جمعى و زندگى مسرفانه آنها چنان که قبلاً شرح دادم و احتکار و انتفاع بى‌تناسب آنها که پوست مردم را می‌کنند (صحیح است) در لندن قماشى بود که یاردى به 15 شلینگ می‌فروختند وخود اینجانب فروشنده را می‌شناختم و از قرارى که شنیدم همان نوع پارچه را در تهران به ذرغى صد و پنجاه تومان می‌فرختند (سزاوار - خدا لعنتشان کند) و هکذا صدها اجناس دیگر و هم اکنون شندیم که آهن به کیلویی دو قران و پنج شاهى به بنادر خلیج فارس می‌رسد و در تهران به کیلویی 15 قران فروخته می‌شود این مثال‌ها را به آسانى می‌شود اضعاف مضاعف می‌شود این مثال‌ها را به آسانى می‌شود اضعاف مضاعف و صد برابر کرد.

پنجم - افراط عظیم در واردات از خارجه و عدم استفاده از قانون انحصار تجارت در جلوگیرى از واردات غیر ضرورى مثلاً پارسال گویا چهار صد هزار کیلو گرم مسکرات از خارجه وارد این مملکت شده اگر فقط به یک مثال اکتفا کنیم می‌خواهم آنچه ممکن است نهایت سعى کنم که از مبالغه احتراز نمایم ولى معذلک می‌توانم قسم بخورم که دو ثلث بودجه مملکتى ما زیادى است (صحیح است) در بعضى موارد این نسبت خیلى بیشتر است مثلاً اتومبیل‌های دولتى از کشورى و لشکرى قطعاً و بدون تردید نه عشر آن زیاد است (صحیح است) و تبدیل و تجدید دائمى و پى در پى آنها گناه اندر گناه است (صحیح است) اگر تنها بودجه دولتى از اسرافات مبرى شده و به حداقل ضرورت درآید کافى نیست بلکه باید بودجه مخارج شرکت‌های دولتى و نیمه دولتى و همه مؤسسات عمومى ملى حتى اداره اوقاف و مساجد نیز تحت این اصول قناعت پیشگى درآید (صحیح است) و همچنین بانک‌های دولتى ولو آن که یک مؤسسه مملکتى که در واقع مال دولت است با اسم و عنوان صورى ملى نامیده شود یعنى به تبانى صورت ظاهر اسم آن را مستقل و خودمختار گذاشته باشند مانند بانک ملى که باید همین تقاضا و التماس را از مدیران محترم آنها نیز بکنیم که از مخارج غیر ضرورى و تجملاتى که بسیارى از آنها مربوط به متن کار اصلى نیست صرف نظر نمایند (صحیح است) در این مقوله مایل نیستم شرح زیادى بدهم اگر چه گفتنی‌های زیاد هست و البته همه این عرایض و اشارات نسبت به این گونه مؤسسات مثل سایر عرایض من معطوف به اشخاص نبوده و مربوط به اساس کلى تشکیلات است که قسمتى از اسرافات آنها نیز از هوس‌ها و خوش‌نیت و وساوس شیطانى ناشى شده مانند هوس مفرط ساختمان بازى و عمارات عالیه و تأسیسات خوش ظاهر مفید ولى غیر مربوط و غیره و مخصوصاً در مورد بانک ملى شخصاً نسبت به مدیر عامل آن اعتقاد نیک و محبت کامل دارم و او را یکى از جدی‌ترین مستقیم‌ترین عمال مملکت می‌دانم امید آن دارم که در این عقیده قناعت پیشگى با ما همراهى نمایند.

در باب این هوس عمارت‌سازى ادارات و وزارت خانه‌ها و مؤسسات دیگر مملکتى می‌خواهم عرض کنم که تقلید نیویورک و شیکاگو براى پایتخت مردم جندق و انارک و بندرعباس و لنگه ومکران مثل بناى قصر شداد است در ربع خالى عربستان. دولت بلژیک یک بناى خیلى عظیمى براى عدلیه ساخته که معروف است و قصر عدالت نامیده می‌شود این بنا به قدرى با عظمت است که وقتى جوان بودم در جراید و کتب خارجه می‌خواندم که در مقام انتقاد می‌نوشتند این قصر به اصطلاح معروف «براى دهن بلژیک پر بزرگ است» حالا به این بناهاى دولتى پر تجمل بى‌لزوم فرنگى مآب این مملکت که حتى صد یک ثروت بالفعل بلژیک را ندارد چه باید گفت؟ قزوین وقتى در زمان صفویه شهرى معمور و بارونق بود و در آنجا مساجد و عمارات‌های سلطنتى نیز بنا شده بود حالا نمی‌دانم وضع و حال آن شهر چگونه است (گنجه‌ای - خراب است) لکن در چند مرتبه که سابقاً از آنجا عبور کردم آن شهر دارالسطنه بدبخت را پر از افواج گدایان معابر دیده بودم که مثل معدن گد بود (اگر چه حالا امیدوارم بهتر شده باشد) حالا اگر فى‌المثل کسى جنون اسراف یا جنون تمدن و تقلید ظواهر فرنگى مآبى بگیرد و یک بازیگر خانه‌ای نظیر او براى پاریس که در دنیا کم نظیر است در آن دارالسلطنه بنا کند آیا در نظر عقلاى خارجیان که از آنجا عبور کنند و لابد از مشاهده عظمت بنا پس از عبور از صفوف گدایان بینوا حظى هم ببرند آن اوپرا باعث سربلندى آبرومندى ایران خواهد بود یا موجب مسخره و طعن و انتقاد بوده و باعث آن می‌شود که که به ما چنان نظر کنند که به آن مردى که بنابر تشبیهى که در بیست سال قبل کرده شده بود شلوار و زیر شلوارى نداشته و به حال عریان یک کلاه پوست بخارایی پنجاه تومانى آن وقت به سر گذاشته و در خیابان‌ها راه می‌رفت. این اسرافات مخصوصاً بیشتر مردود باید باشد براى این که همه لوازم تجمل این عمارات و تأسیسات پاریس آسا و اثاثیه نیویورکى از پیچ و مهره تا زنگ اخبار و غیره و غیره و غیره از خارجه وارد می‌شود و چند خروار کتیرا و برگه زردآلو صادره از مملکت جواب این تجملات را نمی‌دهد (صحیح است) و در واقع فى‌المثل شبیه به درست کردن یک استخر بزرگ با فواره‌ها در مونت کارلو از آبلیموى شیراز است. خوب می‌دانم و متوجه هستم که مال آنچه که تاکنون عرض کردم عبارت از اصلاحات منفى یعنى حذف و تقلیل نسخ و فسخ کارهاى ناحق موجود بوده و نکته سنجان توانند گفت که پس از این پیشنهادهاى نفى یک پیشنهاد اثباتى نیز بکنید (صحیح است) و به تخریب اکتفا ننموده و در زمینه بنا چیزى بگویید مسلم است که این نکته صحیح است و فقط نسخ و حذف کافى نبوده و اصلاحات منحصر به این کارها نیست و بلاشک اصلاحات مثبت دستور جامع و وسیعى لازم دارد و بنده نیز به سهم خود آنچه به نظر قاصرم می‌آید اگر قدرى در نظر همکاران محترم داشته باشد عرض خواهم کرد ولى اگر از اسرافات و تحمیلات ناروا شروع کردم فقط براى عرض یک قسمت از نقایص زننده نظر بود و نیز در زمینى که بنا باید کرد نخست تسطیح و دفع خاکروبه و کثافات واجب اولى است البته بعضى و شاید بسیارى از اشخاص با تجربه خواهند گفت که این نکات اگر چه صحیح است لکن عملى نیست زیرا که تغییر وضع فعلى بودجه و تقلیل مخارج خارج از قدرت دولت و حتى قدرت مجلس است تقلیل عده مستخدمین دولت و موسسات دیگر مملکتى ایجاد مسئله غامضى و شاید خطرناکى تواند کرد، تعطیل بخشش‌های حق‌السکوت حکومت مملکت را متزلزل و اوضاع را منقلب و بدتر می‌کند و هکذا، بنده این ملاحظات را تصدیق دارم و اصرارى در اصلاحات آنى و عنیف و تند ریشه کنى در زمان کوتاه ندارم و چنآن که روز اول عرض کردم من شخصاً اگر ببینم صد یک مقاصد معروضه که معطوف به تخفیف بار زندگى عامه ملت و تنزل دادن قیمت‌های حوائج ضرورى است حاصل می‌شود و اساس سیاست دفع مخارج بى‌لزوم و کم لزوم و تخفیف تحمیلات بر فقرا را مانند مبنى و وجهه سیاست مالى مملکت قبول داریم و مستمراً سعى خواهیم کرد به تدریج رو به آن مقصد برویم، خرسند خواهم‏ شد که جزیی فایده‌ای از کار خودمان که در اینجا نشسته‌ایم حاصل می‌شود و اگر نه چنانچه ما می‌خواهیم بگذاریم این جریان تزید مخارج در همین راهى که می‌رود برود و آنچه حکومت می‌خواهد خرج احداث و روز به روز تزید کند و از ما فقط تصویب است و بس حتى بدون آن که از جزئیات آن آگاه شویم چنآن که از صورت اجمالى دیده می‌شود که فقط عنوانات کلى را مانند وزارت کار و تبلیغات و وزارت امور خارجه و غیره و رقم خرج مقابل هر کدام دارد و همین بودجه را چشم بسته تصویب باید بکنیم براى این که این مخارج را احداث کرده‌اند و صبر کنیم که باز على الاتصال مخارج جدیدى احداث نموده یا لوایح آنها را براى ما بیاورند و یا در بودجه آینده بگنجانند و رو به جانب معکوس مقصود سیر کنیم در آن صورت نمی‌گویم وجود مجلس بلکه وجود حقیر بنده در اینجا جز اعانت براثم و بر عهده داشتن وزر و وبال فایده‌ای نخواهد داشت. گفتن این که دولت مشروطه و مجلس قدرت اصلاحى را که ملت حقیقى طالبند و ضرورت واجب براى رفاه آنها دارد فاقد است اعتراف به عجز و تسلیم به قواى شر و فساد واعلان افلاس مشروطیت است و وقتى که این افلاس مسلم شود خداى نخواسته مردم ازاین طریقه حکومت که مسلماً در صورت قدرت بالنسبه بهترین اشکال حکومت است نومید و روگردان می‌شوند آن وقت جز دو افراط یعنى استبداد خودپرستانه و منفعت پرستانه و بى‌باک و بى‌اعتنا به میل و درد ملت یا انقلاب خطرناک و کم بصیرت بى‌زمینه و زیاده رو راهى نمی‌ماند که باید براى احتراز از چنان افراط‌ها توسل به خداوند جوییم که رشدى به ما و قدرتى به حکومت ملى بدهد که بتواند به داد مردم برسد و در رفاه آنها بکوشد، واضح است که اگر قوه اجرائیه از امروز دست از ایجاد مصارف جدید که قطعاً در مقام انصاف و دیدن به دیده حقیقت با هر گونه محسناتى هم که داشته باشند غیر ضرورى است باز دارد تصدیق نمایند که آن کارها به استثنای یک درصد اگر هم با پول مفت و تبرع شخص بسیار مطلوب تواند شد لکن با بخشیدن از کیسه خلیفه یعنى به واسطه تحمیل بر فقراى ملت ضرورت قطعى

+++

ندارد و مضار آنها بر منافع می‌چربد و نیز از ایجاد هر گونه ادارات جدیده و خرج جدید و استخدام جدید مطلقاً حتى یک نفر و ساختمان‌ها و بناهاى جدید غیر لازم و تجملى و خرید مستحب سفارتخانه‌ها در خارجه و تأسیس شرکت‌ها و بانک‌ها و مؤسسات گوناگون و مخصوصاً از فرستادن هوسکاران به انواع عنوانات و بهانه‌ها به خارجه و تسریع و افراط در رتبه دادن و ترفیع رتبه مستخدمین امساک مطلق نماید و بعضى ادارات بى‌فایده را مانند تبلیغات و نظایر ان که عمل لغوى بیش نیست منحل کند و از ایجاد تحمیلات و مالیات‌های جدید غیر مستقیم و مزاحم فقراء پرهیز کامل نماید، بلى اگر این کارها را که محتاج به قدرت زیادى نیست (و مخصوصاً مطالبى که عرض کردم که محتاج قدرت زیاد و اقدامات اصلاحى ریشه کن نباشد) به عمل بیاورد ما امیدوار می‌شویم که وارد جاده دفع اسرافات و رعایت رفاه حال فقراى مملکت شده‌ایم و واضح است که مستمراً و مرتباً و دائماً هم باید مراقب تقلیل مخارج موجود و تعدیل مالیات‌ها بوده و پى آن کار گرفته شود (صحیح است) البته براى اقدامات عمرانى و اصلاحى حقیقى مانند آبیارى و ماشین‌آلات زراعتى و تزید جنگل و اصلاح اجناس صادراتى و نظایر این امور نیز باید نقشه‌ای در حدود توانایی مملکت طرح ریزى نموده و براى مخارج آن قسمتى از منابع عایدات غیر مالیاتى را تخصیص داد ولى باز باید تکرار کنم که جلوگیرى از اسرافات افراطى وجوه ملى و حتى مبارزه با اسرافات و تبذیرات تجملى افرادى اولین قدم است ودر این زمینه قدمى از طبقات بالاتر مطلوب و مؤثرتر است این رویه تنها تقیلد ممالک متمدن و ملل عاقل امروزى نیست بلکه نصیحت حکیمانه‌ای هفتصد ساله حکیم جاوادانى خودمان است که به جاى استشهاد یا قول مسیو ژول ومستر ادوارد در مورد حاجت به ذکر حکم و اخلاق خوب است به کلام حکمت شعار سعدى تمثل جوییم که در واقع شعار به اصطلاح فرنگى «کد» اخلاقى است که در باب لزوم قناعت طبقه بالا گفته و یقین دارم بسیارى از آقایان از بر می‌دانند:

شندیم که فرماندهى دادگر قبا داشتى هر دو رو آستر

یکى گفتش اى خسرو نیک روز ز دیباى چینى قبایی بدوز

بگفت این قدر ستر و آسایش است ور این بگذرى زیب آرایش است‏

نه از بهر آن می‌ستانم خراج که زینت کنم بر خود و تخت و تاج‏

مراهم دو صد گونه آز و هوا است ولیکن خزینه نه تنها مراست‏

چون دشمن خر روستایی برد ملک باج و ده یک چرا میخور

مخالف خرش برد وسلطان خراج چه اقبال ماند در ان تخت و تاج؟

و در عوض این مستدعیات باز قول سعدى را کار بندیم که گفت:

بگو آنچه دانى که حق گفته به نه رشوه ستانى و نه رشوه ده‏

بلى ابتدا باید تحمیلات طاقت فرسا را از دوش فقرا برداریم یعنى اقلاً معتدل کنیم و اسرافات را به طور فوق‌العاده اگر چه به تدریج ریشه کن سازیم و هم چنین مملکت خود را از ننگ شیوع مفرط و عمومى رشوه و ارتشاء و شرب الیهود و غارت و بى‌عدالتی‌ها پاک کنیم و از سرافکندگى و شرمسارى و ننگینى و عار در ممالک خارجه و پیش ناظرین خارجى خلاص شویم (صحیح است) و آن وقت به اصلاحات اساسى دست بزنیم یا تواماً (به شرط آن که حقیقتاً توأم باشد) اصلاحات منفى و مثبت را اجرا کنیم. در این زمینه یعنى اصلاحات مثبت نیز بعضى عقاید و افکار قاصرى دارم و اگر بیم افراط در مزاحمت آقایان نداشتم همین حالا در دنباله این عرایض بیان می‌کردم و بعضى طرق عملى براى اصول معروضه و غیر معروض عرضه می‌داشتم لیکن یقین دارم که همه خسته شده‌اند و به علاوه فعلاً بیش از این به بنده سهم حق نمی‌رسد لذا به وقت دیگر محل و موکول می‌کنم چه همه تفکرات ابتدایی بنده به طور خلاصله هم که باشد اقلاً محتاج سه چهار جلسه است ولى بنده فعلاً بیش از این دو جلسه که وقت آقایان را گرفتم و از بردبارى ایشان باید تشکر نمایم به نطق قبل از دستور مصدع نمی‌شوم. فقط یک کلمه هم راجع به توضیح بعضى عرایض و جلوگیرى از سوء تفسیر آنها در این وضع فعلى که هزاران سوء تفسیر به هر حرکت و هر کلمه حتى اداى شهادتین هم رسم معمول شده باید بگویم در این چند روز بعضى اشخاص با بنده صحبت کردند که چرا من با استقراض از خارجه و اصلاحات عمرانى و بالا بردن سطح زندگى طبقه پایین مخالفت کرده‌ام لذا می‌خواهم عرض کنم که یا عرایض مرا خوب مطالعه نفرموده‌اند و یا در تفسیر آنها اشتباه نموده‌اند، من نه تنها مخالف ترقى حال و رفاه طبقه پایین نیستم بلکه این امر غایت الغایات آمال من است لکن عرض کرده‌ام که این کار بدون پایین آوردن سطح زندگى پولداران حریص و مسرف و تجمل پرست که ثروت خود را از آسمان نیافته و گنجى پیدا نکرده و بلکه مستقیماً از گداتر کردن طبقه فقیر حاصل نموده‌اند میسر نخواهد بود (صحیح است) و قبلاً باید به این کار واجب‌تر و ابتدایی چسبیده وجلو اسراف را گرفت در باب استقراض خارجى اگر چه اساساً از معتقدین آن نیستم لکن به شرط‌ها و شروط‌ها در مورد خاصى ممکن است جایز و ضرور گردد و آن هم فقط وقتى است که براى خوردن و خوراندن به منتظرین کار و منافع شخصى نبوده(صحیح است) و به مهم‌ترین رشته‌های عمرانى که صرفه آن عاید طبقه فقیر و دهقان بشود با حد اعلاى قناعت و نهایت خست نسبت به هر شاهى آن که مانند روغن چرخ دستگاه فنى عمران گردد به مصرف برسد (صحیح است) ورنه دیدن پولى تازه دریک نقطه عالم و طمع در اخذ و تقسیم آن و ایجاد دستگاه‌های جدید با اسراف نتیجه این جز احداث بارى بر دوش نسل فعلى و آینده نخواهد بود (صحیح است) فى المثل اگر کسى پسرى مسرف داشته وبه او چند هزار تومان براى دائر کردن دکانى داده باشد و وى آن پول را مشغول اتلاف باشد و در آن حین باز پیش پدر آمده بگوید حالا صد هزار تومان دیگر می‌خواهم که یک دارالایتام بسازم پدر خواهد گفت جان من تو اول قابلیت خود را در اداره وجهى که دادم نشان بده تا براى کارهاى خیر هم پول دیگر به دست تو بدهم.

یک لحظه تأمل اجمالى در گذشته براى سنجیدن این نکته کافى است مثلاً چندین سال مخارج جارى این مملکت و بلکه حتى قسمتى از مخارج انشاآت عظیم اقتصادى از مالیات معمولى خودمان می‌گشت و یک فقره از مهم‌ترین عایدات خارج از مالیات به نام ذخیره مملکتى به کلى کنار گذاشته می‌شد و فقط از گاهى به گاهى صرف بعضى مخارج خاص غیر مربوط به ادارات می‌شد، یک روز نباشد این وجوه غیر مالیاتى را هم بریزند به بودجه عمومى و به مصارف جاریه بزنند آیا از این تزید ما به بودجه چیزى عمده صرف اقدامات عمرانى و اقتصادى و آبیارى شد یا باز قسمت مهم آن نیز صرف استخدام اشخاص و ایجاد ادارات و بناى عمارات پاریسى شد، حالا انصاف بدهیم آیا اگر پولى تازه به دست آید یا گنجى پیدا شود واقعاً به مصرف افزایش محصول مملکت و تضمین رفاه حال طبقه فقیر خواهد شد؟(محمد‌على مسعودى - ابداً) مرحوم مظفر‌الدین شاه هم در هر مورد که استقراض از روسیه کرد محض خاک پاشیدن به چشم مردم نقشه مصارف اصلاحات را که مورد صرف آن پول‌ها می‌بایستی بشود و از آن جمله بستن سد اهواز در روزنامه رسمى ایران منتشر ساخت و بلافاصله پس از تقسیم مقدارى از پول روسى که خدا رسانده بود به درباریان و دعا‌گویان راه فرنگ را پیش گرفت و قرض خارجى با هزارن عواقب آن بردوش این ملت بدبخت خوش باور و فراموشکار ماند. با حصول اطمینان از این ممر و مشاهده ورود خودمان در جاده اصلاحات اولیه تجدید مخارج و تخفیف بار مردم با کمال صراحت تکرار مکنم که من نسبت به هیچ کسى در این مملکت در لزوم اصلاحات عمرانى و اقتصادى و سعى در آن شخص دوم نیستم یعنى یک قدم هم عقب نمی‌مانم در خاتمه باز براى این که جلوى سوء‌فهم اشخاصى که با کمال بی‌غرضى و با وجود حسن‌نیت گاهى از روى اشتباه در فهم مرام مطالب را سوء‌تفسیر می‌کنند گرفته شود باید آقایان معذورم بدارند اگر صد مرتبه و در آخر هر جمله تکرار مرام نموده توضیح لازم بدهم و منظور حقیقى را تصریح نمایم چه بدبختانه این نوع سوء تفسیرهاى اشتباهى بی‌شمار است و چنان که می‌دانید بنده کسى را مغرض نمی‌دانم و عمل کسى را جز بر صجت حمل نمی‌کند لکن چه بسیار مواردى است که مطالب هزاران نحو بر‌خلاف مقصود گوینده مطلب تأویل می‌شود و لااله را متلفت شده الا الله آن درست به سمع شریفشان نمی‌رسد ولى پس از آن که مطالب درست و خوب و یا مطابق و عین مقصود گوینده مفهوم شد آن وقت هر ایراد و انتقادى را بنده حسن استقبال می‌کنم و مطلوب است.

از آن جمله مثلاً چنآن که اجمالاً اشاره کردم براى بنده مسلم است که همچنآن که براى اصلاحات عمرانى اقتصادى و فلاحتى و آبیارى و استخراج معادن و غیره یک نقشه چند ساله ممتدى لازم است بلاشک براى اصلاحات اساسى در زمینه دفع فسادهای ادارى و اسرافات و حذف مخارج غیر ضرورى و تخفیف بار تحمیلات بر طبقه فقیر نیز یک نقشه سه یا چهار ساله لازم است و بنده حاضرم به قدر فهم قاصر خود در تهیه چنان نقشه‌ای به خیرخواهان مملکت کمک و با آنها به سهم محفرى همدستى نمایم و بدیهى است که من با همه همکاران بنده در این مجلس این اصلاحات مربوط به رفع تحمیلات کمر شکن و اسرافات را در یک روز و یک هفته یا یک ماه انتظار نداریم و مخصوصاً دراین باب عدم سوء تفسیر دارم

+++

لکن چیزى که ما حتماً انتظار داریم و گمان دارم همه بدون تأثر اختلاف عقاید دیگر نسبت به مسائل جاریه در آن متفق باشند و بنده نیز براى همراهى خودم با مؤسسین هر اصلاحى شرط حتمى میشمارم این است که قدم به قدم ولو به تدریج ولى به طور محسوسى جلو برویم نه عقب (صحیح است) و از تحمیلات ناروا بر طبقه فقیر و مخارج غیر ضرورى و غیر لابد منه ادارات و مؤسسات دولتى رو به روز بکاهیم و نیز باید براى دفع شبهات و همى ممکنه صریحاً بگویم که من نه تنها به هیچ وجه نظرى به اشخاص نداشته‌ام بلکه با اطلاعى که از نیت آقاى وزیر دارایی فعلى داشته و اعتقادى که به پاکى و صفاى خاطر ایشان دارم با آن که در این ابواب تبادل نظرى با ایشان نشده یقین کامل دارم که ایشان قلباً با این مقاصد که معروض افتاد کاملاً موافق بوده و آرزومند حصول و حتى ساعى در حصول آنها هستند و نیز باز براى دفع شبهات بى‌مورد نیست عرض کنم که بعضی‌ها ممکن است اصرار بنده را در تخفیف مخارج ادارى و تقلیل عده کارکنان سوء تأویل و حمل بر آن کنند که من خداى نخواسته نسبت به مستخدمین کشورى و لشکرى مملکت که براى تمشیت امور عامه و خلق‌الله جان می‌کنند کم اخلاص هستم در صورتى که این چنین تصورى دورترین تصورات از خاطر و عقیده بنده است و بالعکس من به مستخدمینى که عده آنها در حد ضرورت قطعى حداقل بوده و حاضر سر خدمت و کارى و دستکار باشند کمال اخلاص دارم (صحیح است) و حتى آنها را محترم‌تر از هر داراى مقام عالی‌تری می‌دانم (صحیح است) و اشخاص با شرافتى می‌شمارم ولى نسبت به مستخدمین غیر ضرورى اخلاص و اعتقاد مخصوصى ندارم و وجود آنها را زاید می‌شمارم اگر چه عطوفت و ترحم به آنها دارم و در تصفیه آنها به تدریج قائلم ولى به هر حال صرف بیت‌المال را براى نان رساندن به این جمع ولو آن که به قول حاج میرزا آقاسى آبى از چاه هم در نیاید محض نیکوکارى از کیسه فقراى ملت جایز نمی‌دام (صحیح است) اینک مجدداً باید از آقایان محترم بابت حوصله و صبرى که در استماع معروضات ناقابل بنده از راه لطف ابراز فرمودند تشکر نموده بیانات خود را که می‌ترسم قدرى ملال انگیز باشد پایان می‌دهم (صحیح است - احسنت)

رئیس - آقاى آقا خان بختیار.

آقا خان بختیار - بنده در این ادوارى که نظار جریانات سیاسى این مملکت بودم و خودم شرکت مستقیمى در آن نداشتم به عقیده خودم یک نقصى را در دستگاه اجتماعى تشخیص داده بودم و آن نقص عدم همکارى افراد از هر طبقه با یکدیگر و نداشتن هیچ نوع فعالیت اجتماعى است و متأسفانه اگر هم چند نفرى دور هم جمع می‌شدند بیشتر به تحریک سایرین یا براى تأمین منافع خصوصى بوده نه داوطلبانه و براى حفظ منافع عمومى و مملکت به همین دلیل پس از آن که در این دوره افتخار نمایندگى مجلس شوراى ملى را پیدا کردم گرچه حزب دمکرات ایران هیچ گونه دخالت مساعد یا غیر مساعدى در انتخابات من نداشت چون مرامنامه حزب را مطالعه نمودم ومواد آن را با هدف اجتماع خود یکى دانستم به فراکسیون پارلمانى دمکرات ایران پیوستم و امیدوار بودم که با استفاده از این نیرو بتوانم با اجراى مرامنامه آن خدمتى به مملکت و به خصوص به اهالى چهار محال و بختیارى بنمایم و در این چهار ماهى که از عمر مجلس می‌گذرد من محکوم بودم به اینکه ناظر پایمال شدن اصولى باشم که من براى اعتقاد و احترام به آنها زنده هستم من چشم باز کردم و دیدم که مرامنامه و هدف اصلى صحبتى در بین نیست و با ادامه این رویه جز آلت اجراى مقاصد سیاسى و مادى و عده محدودى بیش نیستم (صحیح است) من دیدم با تکیه و نیروى من و سایر رفقاى من داوریه برخلاف مصالح ملت و مملکت صورت می‌گیرد، من دیدم در موقعى که دم از تقلیل بودجه و کارمندان دولت زده می‌شود بودجه‌های اضافى وضع و اشخاص ناشایسته‌تر با حقوق مضاعف عازم اروپا و به کارهای حساس‌تری گمارده می‌شوند،(صحیح است) من شاید فعالی‌های شدید براى تصویب اعتبارنامه اشخاصى که کوس رسوایی آنها را سر هر کوچه و بازار می‌زنند بودم (صحیح است)(مکى - احسنت) من دیدم چه آنتریک‌ها و تحریکاتى براى ایجاد نفاق بین تمام طبقات و مخصوصاً نمایندگان مجلس به اسم و پشتیبانى فراکسیون می‌شود (صحیح است) من ناظر بودم که علیرغم تصمیم اکثریت شخصى را که مجلس مردود کرده بود به زور بر مردم تحمیل نمودند (صحیح است) واو را در مقابل کسى علم کردند که مورد احترام و توجه مردم بود، از موقعى که دولت برنامه خود را با پشتیبانى اکثریت تقدیم مجلس شوراى ملى نمود تا به امروز کوچک‌ترین قسمتى از آن نه فقط عمل نگردیده بلکه در تمام شئون اجتماعى فساد و دزدى رو به تزید گذاشته(صحیح است) تاکنون یک لایحه‌ای که کوچک‌ترین تخفیفى در دردهاى بی‌شمار این مردم بدبخت و گرسنه بدهد به مجلس تقدیم نشده(صحیح است) و حتى احترام اکثریت پارلمانى خود را چنانچه شاید و باید نگه نداشته‌اند به طورى که اکثریت دیگر با سربلندى و وجدان پاک نمی‌تواند از این حکومت دفاع کند (حاذقى - از آنها حرف نزنید از خودتان حرف بزنید) من همه این جریانات را می‌دیدم ولى باز امیدوار بودم که هر کارى ولو نفع مادى غرض سیاسى، جاه طلبى، یا هر منظور دیگرى بالاخره انتهایی دارد و به انتظار آن روز که پس از اقناع مطامع شخصى قدمى هم براى مملکت برداشته خواهد شد به همکارى خود ادامه دادم، اغلب رفقاى من زودتر متوجه شدند ولى من با وجودى که متوجه بودم امیدوار هم بودم که شاید بتوان کارى کرد متأسفانه مجبورم به آنها حق بدهم و اقرار کنم تجربه آنهایی که زودتر خارج شدند بیش از من بوده است (صحیح است) ملاحظه می‌فرمایید بهترین سند و مدرک براى سوء‌اداره و بى‌تربیتى دستگاه دولت (که خود من هم به آن رأى اعتماد داده‌ام) بودجه‌ای است که اخیراً تقدیم مجلس شوراى ملى گردیده به همه چیز شبیه است غیر از بودجه یک مملکت و به حدى مجلس درا ین زمینه در بن بست قرار گرفته که حتى حقوق دو ماهه کارمندان دولت را با آن قیود و شروطى که ملاحظه فرمودید تصویب نمود آقایان و مخصوصاً رفقاى اکثریت بنده نباید فکر کنند که چون فرماندار بختیارى بر خلاف میل من انتخاب شده است من یک مرتبه تغییر عقیده و رویه داده‌ام بلکه برعکس عدم همکارى با ان دستگاه عامل برگزیدن فرماندار نامتناسبى براى حوزه انتخابى من بوده و از رل‌هایی که در این مدت براى اعزام همین شخص به بختیارى بازى شد تشخیص دادم که ادامه دستگاه حاضر جز زیان براى مملکت نتیجه دیگرى ندارد (صحیح است) و باید هر چه زودتر به عمر آن خاتمه داده شود (آشتیانى‌زاده - این عقیده خودتان است) آقایان نمایندگان محترم بدون تردید نزدیک یک ثلث از جمعیت ایران که شاید بالغ بر چهار میلیون می‌شود افراد ایلات بوده که هنوز از جهت فقدان وسایل زندگى به صورت بدویت زیسته(صحیح است) و فقط دولت‌ها مستقیم و غیر مستقیم بر مال و جان آنها تاخته و از هستى ساقطشان می‌نمایند من تحصیلاتم در عالی‌ترین مدارس متمدن‌ترین دولت‌های جهان بوده و هیچ گاه طرفدار زندگى بدوى و بى‌نظمى و بى‌عدالتى نبوده و نیستم ولى این چهار میلیون جمعیت که بلاشک داراى پاک‌ترین خون ایرانى و همواره در راه میهن پرستى آزمایش‌های با افتخار داده‌اند از این تشکیلات سهمى دارند (صحیح است) یعنى نیازمندی‌های مدنیت آنها را از جهت بهداشت، فرهنگ و حداقل خوراک و پوشاک باید تأمین کرد (صحیح است) و در مقابل از آنها انتظار اطاعت و انقیاد داشت (صحیح است) نه این که مانند گوسفند زبان بسته هر روز به دست گرگى سپردشان تا به جاى چوپان خونشان را بریزن و سهمى وافر از چپاول و غارت آنان به یاران و همکاران مرکز بفرستند تا دست از حمایتشان نکشند. و اما موضوع بختیارى، در جلسه پنج شنبه 21 آبان همکار محترم اقاى دکتر اعتبار در ضمن نطق بعد از دستور نسبت به فرستادن مجدد آقاى ابوالقاسم بختیار بختیارى اعتراض کردند (محمد‌على مسعودى - خیلی‌ها اعتراض کردند) و دلایل وبری مجرمت و عدم صلاحیت ایشان براى فرماندارى بختیارى اظهار داشتند آقاى امیر حسین خان ایلخان هم سعى کردند به ایشان جوابى داده باشند بنده همان روز اجازه خواستم در تأیید فرمایشات آقاى دکتر اعتبار توضیحاتى عرض کنم ولى متأسفانه فرصت نشد اولاً آقایان باید توجه داشته باشند که فرماندار بختیارى با یک فرماندار عالى فرق زیادى دارد (صحیح است) زیرا که یک منطقه وسیع و حساسى که فاقد تمام تشکیلات دولتى است تنها فرماندار است که باید با حسن سلوک و تدبیر و بى‌نظرى تمام امور آن منطقه را اداره کند و چنانچه فرماندار فطرتاً شخص درستکارى نباشد و بخواهم تمام هم خود را صرف پرکردن جیپ خود و حامیان خود در مرکز نماید بختیارى به وضعى خواهد افتاد که امروز هست (آشتیانى‌زاده - آذربایجان هم امروز همان طور است) در اوایل زمامدارى آقاى قوام‌السلطنه آقاى ابوالقاسم خان نظر به قرابت سیاسى که با ایشان و تعزیه گردان‌هاى سیاست آن زمان داشت به اتفاق همین آقاى ایلخان به فرماندارى بختیارى منصوب شدند. پس از چند ماهى آقاى ابوالقاسم خان وجود آقاى ایلخان را مخل اجراى نقشه‌های خود تشخیص داده(صحیح است) و پس از چند گزارش به تهران موفق شدند فرمان عزل ایشان را بدون تقصیر صادر کنند به جاى آقاى ایلخان آقاى جهانشاه صمصام پسر آقاى مرتضى قلیخان صمصام انتخاب شدند ولى یک ماه بیشتر طول نکشید که ضمن جریانى که همه آقایان به خاطر دارند آقاى

+++

مرتضى قلى خان که مسلماً از سران آزادى و مجاهدین مشروطیت بوده (صحیح است) بدون گناه و جرمى با فرزندانشان توقیف شدند و همین آقاى ایلخان امیر جنگ و منوچهر اسعد هم در منزل خودشان در تهران تحت نظر قرار گرفتند تمام این اقدامات براى این بود که آقاى ابوالقاسم خان بتواند یکه و تنها در بختیارى نظریات سیاسى و مادى طرفدارن تهرانى خود را با فراغت خاطر عملى کند (محمد‌على مسعودى - این نظر مظفر فیروز بود) تا امروز معلوم نشده که علت توقیف غیر قانونى این آقایان چه بوده و چرا دولت پرونده آن را به جریان نمی‌گذارد تا حقایق بر همه روشن شود ولى گویا پرونده در مسافرت است، بارى آقاى ابوالقاسم خان در این مدت فرماندارى رفتارى با خانواده خود و ایل بختیارى و اهالى چهار محال نمود که هیچ سردار فاتحى با یک مشت مردم مغلوب نمی‌کند (صحیح است) تمام پرونده‌هایی که آقاى دکتر اعتبار به آن اشاره کردند متأسفانه وجود دارد و من از بى‌علاقگى که دادستان دیوان کیفر به این امر نشان می‌دهد مبهوتم خلاصه پس از مذاکرات و اقدامات و تظلمات بى‌حد و حصرى که مردم در تهران و محل نمودند آقاى فرماندار احضار شدند ولى از همان روز اول آقاى نخست وزیر فرمودند که تعویض آقاى ابوالقاسم خان غیرممکن است شما بایستى به اهم توافق کنید و راه‌حلى پیدا کنید. بعد از مذاکرات مفصل و کمیسیون‌هایی که چندین ماه به طول انجامید آقاى نخست وزیر تظاهر به رضایت کردند که ترتیب دیگرى براى این کار داده شود. در خلال این مدت‏‌ پیشنهاداتى به خود من هم شد که از نمایندگى استعفا بدهم و فرماندار بختیارى بشوم من این پیشنهاد را رد کردم براى این که اولاً اعتماد به همکارى صمیمانه مرکز نداشتم ثانیاً در خودم این صفت مستعار خوردند و خوراندن را سراغ نداشتم (صحیح است، احسنت) ثالثاً به من تکیلف شد که آقاى ابوالقاسم خان را به جاى خودم از چهار محال و بختیارى به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب نمایم که به عقیده من برخلاف مصلحت محل بود این پیشنهاد را پذیرفتم و در عوض پیشنهادهاى مفید دیگرى کردم که یکى از آنها این بود که هر کسى را از این 15 میلیون سکنه ایران که مایلند به حکومت بختیارى متصوب فرمایند و تنها از فرستان این یک نفر صرف‌نظر نمایند البته دخالت مستقیم و به طور مثبت در کارهاى مربوط به دولت وظیفه من نبود ولى وظیفه و حق نمایندگى من بود که به طور منفى اظهار نظر نموده و دولت را متوجه افکار عمومى نمایم (صحیح است) و عواقب وخیمى را که تصمیم در برداشت گوشزد کنم، در این زمینه آنچه لازم کوشش و جدیت بود نمودم ولى به جایی نرسید، محل مدتى بدون سرپرست و مردم بلاتکلیف ماندند تا بعد تصمیم آقاى نخست وزیر دائر به اعزام مجدد ابوالقاسم به من ابلاغ شد در تمام این مدت تنها جواب در مقابل اعتراضات شدید من این بود که این شخص خدمت کرده و اطاعت امر دولت را نموده و چون پرونده‌هایی دارد بایستى با حکومت بختیارى و یا نماینده چهار محال و بختیارى باشد اینجا هم معلوم شد که شرط اول حکومت سوء‌سابقه پرونده‌های قطور و کثیف داشتند است. بالاخره آقاى ابوالقاسم خان به فرماندارى بختیارى انتخاب شده و رفتند نه آن طورى که آقاى ایلخان فرمودند به معاونت حکم ایشان در وزارت کشور موجود است و به روزنامه‌ها هم داده شده اما موضوع کوپن سهمیه بختیارى در این مدت زمامدارى ابوالقاسم یک مرتبه یک مأمور دارایی سعى کرد در امر توزیع قند و شکر دخالت کند و او هم به سزاى خود رسید آن شخص حشمتى است و کسى نبود به آقاى فرماندار بگوید بالاى چشمت ابروست، الان شش ماه است، بختیارى قند و شکر داده نشده و مطمئناً اگر داده شود در بازارهاى اصفهان و اهواز مثل سابق به فروش رفته و به مصرف حمایت حکومت خواهد رسید. آقایان مراجعت ابوالقاسم خان با این سوابق به بختیارى نگرانی‌های شدیدى ایجاد نموده و تلگرافتی رسیده که رونوشت براى اغلب آقایان هم فرستاده شده من فقط چند تا از آنها را به عنوان نمونه احساسات اهالى می‌خوانم، تلگرافى است از اصفهان رسیده البته مال اهالى چهار محال است و آن قسمت ییلاق نشین بختیارى، با نهایت احترام به عرض می‌رسانیم: اینجانبان اهالى ستمدیده و غارت شده چهار محال و بختیارى متجاوز از یکسال است که هزاران عریضه تلگرافى از تعدیات و تجاوزات ابوالقاسم بختیار یعنى قیام کننده مسلحانه بر حکومت ملى و کشنده سربازان و افسران رشید ایران و غارت کننده چهارصد هزار نفر مردم لخت و گرسنه چهار محال و بختیارى تحت عنوان فرماندارى به عرض اولیاى امور رسانیده و انتظار داشتیم پس از رسیدگى احقاق حق بیچارگان و مجازات این خان خود سرغارتگر بشود اینک شنیده می‌شود که اولیاى معظم دولت به پاداش این همه چپاول و یغما‌گرى و حبس در زیر زنجیر و اخذ سالى چندین میلیون تومان بعنون جریمه راهدارى، گله دارى، سرخش، مالیات پل، مالیات ذغال و هزاران عناوین دیگر مجدداً مأمور غارت ما بیچارگان شده است این است که عرض می‌کنیم که دیگر نه مالى داریم که بتوانیم تحمل غارت گرى او را بنمائیم و نه امیدى از اولیا دولت زیرا بر ماها ثابت گردید که این غارتگری‌ها و تعدیات ابوالقاسم که حتى در زمان بربریت هم سابقه نداشته موجب رضایت خاطر اولیاى امور است ناچار براى این که دیگر نمی‌توانیم در این سرماى زمستان با پاى برهنه و شکم گرسنه در کوه‌های پر از برف و یخ بختیارى متوارى شویم آخرین عریضه داشت خود را به خاک پاى مبارک و بندگان اعلیحضرت همایون شاهنشاه محبوب و رعیت پرور خود و مجلس شوراى ملى که پناهگاه و کعبه آمال ملت است و نمایندگان محبوب و اولیاى دولت و جراید ملى عرض نموده با صداى بلند می‌گوییم که دیگر جان مان به لب و کارد به استخوان رسیده اگر باز هم دولت به عرایضمان توجه نفرموده و ابوالقاسم بختیار را مأمور غارت ما نماید ناچار از حقوق ملى و قانونى دفاع و مسئول هیچ گونه پیش آمد خونینى نخواهیم بود البته این تلگرافات خیلى زیاد است و بنده نمی‌خوانم و براى اغلب آقایان رسیده، واخیراً که ایشان رفتند به چهار محال چون اغلب مردم شاکى بودند ایشان شروع کردند به فشار زیاد و حتى غارت کردن خانه‌های بعضى از این آقایان منجمله آقاى موسى بختیار که شاهد اینست و حتى اغلب آقایان که در زمان مشروطیت و آزادى خواهى بوده‌اند می‌دانند این شخص یکى از سران آزادى خواهى بوده و پیرمرد 85 ساله است خانه این مرد را غارت کرده‌اند و خود ایشان را گرفته‌اند «اینها هم تقصیرى نداشته‌اند جز شکایت و تظلمى که کرده‌اند» آقایان نمایندگان امروز ایل بختیارى با چشم‌های وحشت زده و منتظر به آخرین امید خود یعنى مجلس شوراى ملى نگاه می‌کنند و انتظار دارند که آقایان نمایندگان علاجى براى دردهاى بی‌شمار آنها ورفع ظلم و ستم از آنها بکنند و اگر این امید تبدیل به یأس شود و خود مردم آنجا براى احقاق خود دست به اقداماتى بزنند مسئولیتى متوجه آنها نخواهد بود (صحیح است) من صریحاً اینجا در پیشگاه نمایندگان ملت اعلام خطر می‌کنم مسئول هر نوع اتفاق سویی که در بختیارى روى دهد دولت خواهد بود، من فرستادن ابوالقاسم را به فرماندارى بختیارى و یا مأمور کردن هر کسى مثل او را به هر خدمتى جرم می‌دانم (صحیح است) و به ایل بختیارى اعلام می‌کنم که من شرکتى در این جرم ندارم، تا آنجایی که بنده اطلاع دارم قوانینى که تا به حال از مجلس شوراى ملى گذشته اغلب مفید وبنفع مردم و ملت ایران بوده ولى آقایان بایستى متوجه باشند که تنها قانون وضع کردن کافى نیست بلکه نظارت در اجراى آن مهم‌تر است (صحیح است) بنابراین و براى ثبوت عرایض خود به طورى که مردم بختیارى هم تقاضا دارند پیشنهاد می‌کنم مجلس شوراى ملى چند نفر از آقایان نمایندگان را مأمور کند که به اوضاع بختیارى در محل رسیدگى نموده و ثابت نمایند تا چه حد اعتراضات اینجانب و اهالى بختیارى به جا است (صحیح است، بسیار خوب) و ضمناً با مشاهده وضع محل و مردم از خواب سنگینى که ما دچار آن شده‌ایم بیدار شده و تا فرصت هست علاجى براى دردهاى مردم بکنیم، در خاتمه عرایضم مدتى است راجع به اعزام غیر قانونى آقاى ابوالقاسم خان به فرماندارى بختیارى از دولت سؤال شده و تا به حال براى جواب حاضر نشده‌اند من به انتظار این که دولت سریعاً به سوابق و پرونده‌های این شخص رسیدگى و شر او را هر چه زودتر از سر اهالى پریشان چهار محال و بختیارى بکند می‌مانم و بعد براى انجام آخرین وظیفه نمایندگى دولت را براى این قبیل خلافکاری‌ها استیضاح خواهم نمود (صحیح است) و از شما نمایندگان صالح مجلس شوراى ملى انتظار و امید پشتیبانى دارم (صحیح است، احسنت)

رئیس - آقایان بیرون تشریف نبرند چند گزارش مربوط به مرخصی‌هاست.

برزین - تنفس بدهید تا عده کافى شود.

رئیس - کارى که انجام نشده تا تنفس داده شود و اگر عده براى مذاکره کافى شود براى رأى کافى نخواهد بود اجازه بدهید آقاى اردلان صحبت خود را بکنند آقاى اردلان بفرمایید.

اردلان - اتفاقاً بنده خیلى طرفدار نطق‌های قبل از دستور هستم و معتقد می‌باشم که آقایان نمایندگان تشریف داشته باشند و هر مطلبى دارند تا هر ساعتى از شب شده بنشینیم و حرف‌های یکدیگر را گوش بدهیم و بالاخره راه حلى براى مشکلات مملکت پیدا کنیم.

+++

این چیز ندارد که ما یک ربع ساعت نشسته‌ایم و بى‌جهت سرما را بهانه می‌کنیم در صورتى که اطاق گرم است و آ‌قاى امینى سرما با بى‌جهت بهانه می‌کنند.

امینى - بنده کى گفتم چرا ملتفت نمی‌شوید آقاى سزاوار گفتند حالا هر فرمایشى دارید بفرمایید.

اردلان - اگر جنابعالى اجازه بفرمایید فقط عرض بنده‌ای است که عده‌ای از آقایان نمایندگان محترم اجازه گرفتند حرف بزنند من هم از آقایان نمایندگان محترم تقاضا می‌کنم بنشینیم حرف همدیگر را گوش کنیم (نمایندگان - بفرمایید) و اما بنده خیلى مختصر صحبت می‌کنم نماینده محترم آقاى بختیار راجع به فراکسیون دمکرات فرمایشى فرمودند چون من هم عضو فراکسیون دمکرات هستم می‌خواستم عرض که حزب دمکرات ایران خدمات مهمى به این مملکت کرده(صحیح است) و من هم اگر عضویت این فراکسیون را (در این موقع مجلس از اکثریت افتاد و پس از چند دقیقه مجدداً اکثریت حاصل گردید) بنده هم اگر عضویت فراکسیون حزب دمکرات ایران را قبول کرده‌ام براى این است که بتوانم انشاء‌الله خدمتى با سایر اعضاى فراکسیون حزب دمکرات به این مملکت بکنیم و این که ما نمایندگان بیائیم اینجاو مأیوس بشویم که نمی‌توانیم کارى بکنیم و استعفا بدهیم این به نظر من شایسته نیست (صحیح است)

دکتر بقایی - این نطق قبل از دستور است یا ماده 109؟

امینى - هر چه هست صحبت است.

اردلان - این است که با این نیت با کمال علاقمندى در فراکسیون حزب دمکرات هستم و از آنجا هم نخواهم رفت و امیدوارم که دو سال هم در این مجلس بمانیم و بتوانیم خدمت‌های خیلى بزرگى به این مملکت بکنیم و هیچ وقت هم مأیوس نخواهیم بود و اما فرمایشاتى هم نماینده محترم راجع به بختیارى فرمودند آن روز که آقاى دکتر اعتبار فرمایشاتى در این خصوص فرمودند آقاى امیر حسین خان هم جوابش را دادند ما هم نشستیم و شنیدیم و عقیده‌مان این است که دولت بیاید و جواب شما را بگوید خود ابوالقاسم خان هم که نیست اینجا تا جواب بدهد (چند نفر از نمایندگان - از دولت در این خصوص سؤال شده) بنده عرض می‌کنم مطالب را بحث بکنیم در اینجا و اما مطالبى جناب آقاى تقى‌زاده راجع به بودجه کشور فرمودند به نظر بنده مهم‌ترین مسائلى بود که توانستیم امشب گوش بکنیم و امروزه کمیسیون بودجه یک وظیفه بسیار سنگینى که بر عهده گرفته است امیدوارم که اهتمام کافى بکند که یک بودجه صحیحى براى سال جارى داشته باشیم من به سهم حودم خواستم عرض بکنم که انشاء‌‌الله براى سال 1327 بودجه‌ای داشته باشیم که اگر یک پیره زنى در کردستان سالى ده تومان مالیات می‌دهد بتواند بجز هر اقلام بودجه این کشور واقف بشود (در این موقع مجدداً مجلس از اکثریت افتاد)

رئیس - آقاى اردلان تأمل بفرمایید که عده براى مذاکره کافى شود.

اردلان - بنده دیگر عرضى ندارم.

2-  موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - جلسه را ختم می‌کنم وجلسه آینده به روز پنج شنبه ساعت چهار بعد از ظهر دستور اعتبارنامه‌ها و مراسم تحلیف.

(مجلس ساعت هفت چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر ختم گردید)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

تصمیم قانونى‏

وزارت دارایی‏

فرمان همایونى به انضمام تصمیم قانونى دائر بر بى‌اثر بودن موافقت‌نامه مورخ 15 فروردین ماه 25 راجع به ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروى که در جلسه شب پنج شنبه سی‌ام مهر ماه یک هزار و سیصد و بیست و شش به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است ذیلاً ابلاغ می‌گردد.

با تأییدات خداوند متعال ما پهلوى شاهنشاه ایران محل صحه مبارک‏

نظر به اصل بیست و هفتم متتم قانون اساسى مقرر می‌داریم‏

ماده اول - تصمیم قانونى دائر بر بى‌اثر بودن موافقت‌نامه مورخ 15 فروردین ماه 1325 راجع به ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروى که در جلسه شب پنج‌شنبه سی‌ام مهر ماه 1326 به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است و منضم به این دستخط است به موقع اجراء گذاشته شود.

ماده دوم - هیئت دولت مأمور اجراى این قانون هستند. به تاریخ یازدهم آبان ماه 1326 تصمیم قانوى دائر به بى‌اثر بودن موافقت‌نامه مورخ 15 فروردین 1325 راجع به ایجاد شرکت مختلط نفت ایران وشوروى.

ماده واحده - الف - نظر به این که آقاى نخست وزیر به حسن‌نیت و در نتیجه استنباط از مفاد ماده دوم قانون یازدهم آذر ماه 1323 اقدام به مذاکره و تنظیم موافقت‌نامه مورخ پانزدهم فروردین ماه 1325 در باب ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروى نموده‌اند و نظر به اینک مجلس شوراى ملى ایران استنباط مزبور را منطبق با مدلول و مفهوم واقعى و قانون سابق‌الذکر تشخیص نمی‌دهد مذاکرات و موافقت‌نامه فوق را بلااثر و کان لم یکن می‌داند. ماده سوم ابلاغیه مورخه 15 فروردین ماه 1325 نیز کان لم یکن می‌باشد.

ب - دولت باید موجبات تفحص فنى و علمى را به منظور اکتشاف معادن نفت فراهم آورد و در ظرف مدت پنج سال نقشه‌های کامل فنى و علمى مناطق نفت خیز کشور را ترسیم و تهیه نماید تا مجلس شوراى ملى با استحضار و اطلاع کامل از وجود نفت به مقدارکافى بتواند ترتیب بهره‌بردارى بازرگانى از این ثروت ملى را به وسیله تصویب قوانین لازم تعیین کند.

ج - واگذارى هر گونه امتیاز استخراج نفت کشور و مشتقات آن به خارجی‌ها و ایجاد هر نوع شرکت براى این منظور که خارجی‌ها در آن به وجهى از وجوه سهیم باشند مطلقاً ممنوع است.

د - در صورتى که بعد از تفحصات فنى مذکور در بند (ب) وجود نفت به مقدار قابل استفاده بازرگانى در نواحى شمال ایران مسلم گردد دولت مجاز است در باب فروش محصولات آن به اتحاد جماهیر شوروى با آن دولت وارد مذاکره شود و نتیجه را به اطلاع مجلس شوراى ملى برساند.

ه- دولت مکلف است در کلیه مواردى که حقوق ملت ایران نسبت به منافع ثروت کشور اعم از منابع زیرزمینى و غیر آن مورد تضییع واقع شده است به خصوص راجع به نفت جنوب به منظور استیفاى حقوق ملى مذاکرات و اقدامات لازمه را به عمل آورد و مجلس شوراى ملى را از نتیجه آن مطلع سازد.

تصمیم بالا در جلسه شب پنج شنبه سی‌ام مهرماه یک هزار و سیصد و بیست و شش مجلس شوراى ملى اتخاذ شده است.

رئیس مجلس شوراى ملى‏

اصل فرمان همایونى و تصمیم قانونى در دفتر نخست وزیر است‏

م - 4897                        نخست وزیر

اخبار مجلس‏

روز یکشنبه 8 آذر 26 چهار ساعت و نیم بعد از ظهر کمیسیون عرایض و مرخصى تشکیل گردید و هیئت رئیسه خود را از این قرار معین نمود.

آقاى ملک‌مدنى        رئیس‏

آقاى امامى‌خویی   نائب رئیس‏

آقاى اقبال            مخبر

آقاى مکى           منشى‏

همچنین روز یک شنبه 8 آذر چهار بعد از ظهر کمیسیون مبتکرات با حضور اکثر آقایان اعضاء تشکیل گردیده و هیئت رئیسه خود را به شرح زیر تعیین فرمودند:

آقاى اعزاز نیک‌پى                   رئیس‏

آقاى ابوالقاسم بهبهانى         نایب رئیس‏

آقاى عباس اسکندرى             مخبر

آقایان مشایخى و صفا امامى   منشى‏

سپس راجع به طرح پیشنهادى آقاى عباس اسکندرى مربوط به انتخاب یک نفر نماینده از بحرین مطرح و قرار شد پرونده‌های مربوط به بحرین از وزارت امور خارجه و کشور خواسته شود و جلسه ختم شد.

تصویب‌نامه‌ها

شماره 17190           3 / 9/ 326

وزارت کشور

هیئت وزیران در جلسه 30 آبان ماه 1326 بنا پیشنهاد شماره 33631. 73042 وزارت کشور تصویب نمودند که در بخش خمام شهردارى تأسیس شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م - 4890         از طرف نخست وزیر

+++

شماره ‌16454            3/ 9/ 26

وزارت فرهنگ‏

هیئت وزیران در جلسه 30 آبان ماه 326 بنا به پیشنهاد شماره 12024 - 8/ 8/ 26 وزارت فرهنگ از نظر اهمیت امور اوقافى و وظایف و تکالیف قانونى اوقاف چنین تصویب نمودند.

1- اداره امور اوقاف کل کشور به عهده یک مدیر کل خواهد بود.

- 2مدیر کل اوقاف منحصراً عهده‌دار امور اوقاف بوده و تحت نظر مستقیم وزیر فرهنگ انجام وظیفه خواهد نمود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م - 4889              از طرف نخست وزیر

شماره 17522           3/ 9/ 326

وزارت جنگ‏

هیئت وزیران در جلسه 30 آبان ماه 326 برحسب پیشنهاد شماره 28675 - 69633 - 7429 وزارت جنگ و بر طبق تصمیم کمیسیون بازنشستگى و مستمرى ژاندارمرى کل کشور تصویب نمودند که وظیفه وراث قانونى سرجوخه شعبان فرزند خیرالله شهرت مؤیدى که در تاریخ 19/ 3/ 325 در راه انجام وظیفه مقتول گردیده از تاریخ 20/ 3/ 325 به شرح زیر:

گوهر تاج مؤیدى 45 ساله عیال مقتول 650 ریال‏

از صندوق بازنشستگى ارتش پرداخت و مراتب در فرمان عمومى ارتش درج شود

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م 4892          از طرف نخست وزیر

شماره 17484         3/ 9/ 326

وزارت کشور

هیئت وزیران در جلسه 30 آبان ماه 1326 برحسب پیشنهاد شماره 39414 - 10101 وزارت کشور و بر طبق ماده 7 آیین‌نامه قانون بلدیه شش تن آقایان کارمندان دوره نهم انجمن شهردارى اسکو را به ترتیب زیر:

حاجى آرواقى اسکویی - مخار ارادت - حسن ضمیرى - جعفر علیزاده - عباس درخشان - محمود ساسانى تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م - 4893           از طرف نخست وزیر

شماره 17514           7 / 9/ 26

وزارت دارایی‏

هیئت وزیران در جلسه چهارم آذر ماه 326 بنا به پیشنهاد شماره 48856 - 1 به تاریخ 25/ 8/‌ 1326 وزارت دارایی تصویب نمودند که تصویب‌نامه شماره 6776 از تاریخ صدور این تصویب‌نامه ملغى و نسبت به برقرارى و پرداخت فوق‌العاده روزانه مأمورین دولت همان ماده 42 آیین‌نامه مزایا پیوست تصویب‌نامه شماره 19056 کما کان مورد اجرا قرار گیرد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م - 4900            از طرف نخست وزیر

شماره 27432           3/ 9/ 326

وزارت جنگ‏

هیئت وزیران در جلسه 30 آبان ماه 1326 برحسب پیشنهاد شماره 26205 - 68945 - 7517 وزارت جنگ طبق مقررات ماده واحده مصوبه 23 دى ماه 1324 تصویب نمودند که از تاریخ 22 آذر ماه 1325 ماهیانه مبلغ 650 ریال وظیفه درباره چهار نفر ورثه استوار یکم صمدالله آزادى که در تاریخ 21 آذر ماه 1325 در آستارا شهید گردیده بالسویه به شرح زیر برقرار گردد:

1 - بانو صدیقه اوجا رودچى به شناسنامه 1785 متولد 1300 عیال متوفقى 50/ 162 ریال‏

2 - عبدالله آزادارس به شناسنامه 66130 متولد 1320 پسر متوفى 50/ 162 ریال‏

3 - ربابه آزادارس به شناسنامه 393 متولد 1322 دختر متوفى 50/ 162 ریال‏

4 - خدیجه آزادارس به شناسنامه 492 متولد 1325 دختر متوفى 50/ 162 ریال‏

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م - 4895         از طرف نخست وزیر

شماره 26‌566           26/ 8/ 17

وزارت دارایی‏

هیئت وزیران در جلسه 23 آبان ماه 326 به موافقت وزارت اقتصاد ملى و پیشنهاد شماره 3/ 47448 - 23/ 8/ 1326 وزارت دارایی تصویب نمودند.

که مهلت مقرر در بند 9 تصویب‌نامه شماره 15056 مورخ 15/ 7/ 26 براى ترخیص چاه‌هایی که از مبداء چین و فرمز و ژاپن و بنادر ایران رسیده و در حین تصویب‌نامه فوق‌الذکر در گمرکات ایران موجود بوده براى مدت دو ماه یعنى تا آخر روز 16 دی ماه 326 تمدید شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م - 4835       از طرف نخست وزیر

شماره 17188         3/ 9/ 326

وزارت کشور

هیئت وزیران در جلسه 30 آبان ماه ماه 1326 بنا به پیشنهاد شماره 32661. 63185 وزارت کشور تصویب نمودند که در بخش زرند تابع شهرستان کرمان شهرداى تأسى شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م - 4891              از طرف نخست وزیر

شماره 12607                 7/ 9/ 26

وزارت کشور

هیئت وزیران در جلسه چهارم آذر ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 37347 - 69890 وزارت کشور شش تن آقایان کارمندان دوره چهارم انجمن شهردارى بجستان را به ترتیب زیر:

احمد کاظمى - حبیب شفایی - احمد عظیمى - عباسعلى امیرزاده - سید محمد صمدى - حسین اخوان تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م - 4930 از طرف نخست وزیر

انتصابات و احکام‏

شماره 75955/ 20028             27‌/ 8/‌1326

در وزارت کشور

آقاى مجید آقایان بخشدار گرمسار از تاریخ 1/ 5/ 26 به سمت بخشدارى ورامین منتقل شدند.

شماره 73326/‌20035               23‌/ 8/ 26

آقاى علی محمد روحانى بخشدار از قمصر از تاریخ شانزدهم آبان ماه 1326 به سمت بخشدار نطنز منتقل شدند.

شماره 20386 - 75960              18/ 8/326

آقاى عباس شهریارى معاون فرماندارى دماوند از تاریخ 1/ 8/ 1326 به سمت بخشدار گرمسار منتقل شدند.

شماره 20457 - 76170             28/ 7/ 326

آقاى محمد هادى صادق وزیرى بخشدار سرپل ذهاب به سمت بخشدارى ارگواز منتقل شدند.

شماره 20036 - 73321               23/ 8/ 26

آقاى عبدالحسین محمودى رئیس دفتر فرماندارى کاشان از تاریخ شانزدهم آبان ماه به سمت دفتر فرماندارى کاشان منتقل شدند.

شماره 19039 - 8961                    23/ 8/ 26

آقاى حسین سرهرودى بخشدار میمه از تاریخ شانزدهم آبان ماه به سمت ریاست دفتر فرماندارى کاشان منتقل شدند

شماره 20853 - 77845                 5/ 9/ 1326

آقاى اسدالله دبیران کفیل فرماندارى نهاوند از تاریخ اول آذر ماه 1326 به سمت معاونت فرماندارى ملایر منتقل شدند.

شماره 20143 - 26 7321                 4/ 8/ 26

آقاى محمد‌على روشنى کارمند منتظر خدمت از تاریخ اول آذر ماه به سمت بازرس وزارتى منصوب شدند.

شماره 19803 - ‌74172                 26/ 8/ 26

آقاى احمد جهانشاهى معاون فرماندارى قزوین از تاریخ اول آذر ماه 1326 به سمت فرماندارى نهاوند منتقل شدند.

شماره 20023 - 73331                 23/ 8/ 26

آقاى احمد اربابى کارمند منتظر خدمت از تاریخ شانزدهم آبان ماه 1326 به سمت بخشدار قمصر منصوب شدند.

شماره 20134 - 75692                25‌/ 8/ 26

جناب آقاى دکتر ابوالقاسم شیخ از تاریخ 26/ 8/ 25 به سمت ریاست اداره کل آمار ثبت احوال منصوب شدند.

شماره 11846 - 26839                 25 / 9/ 26

آقاى سید حبیب‌الله قاضوى سردفتر ازدواج و طلاق سابق جندق و بیابانک‏

پیرو ابلاغ شمار 10936 - 26784 - 26/ 10/ 3 چون محاکمه انتظامى شما منتهى به محکومیت به توبیخ کتبى به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما راز تصدى دفاتر ازدواج و طلاق اعلام می‌دارد.

وزیر دادگسترى

شماره 25551/ 11573                 14/ 8/ 26

+++

آقاى محمد‌رضا مدنى سردفتر اسناد رسمى ازدواج و طلاق رفسنجان‏

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به شهر کرمان تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 11681- ‌24760           26 / 8/ 26

آقاى زینال معینى‏

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در قصبه تکاب براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 12019 - 25617‌          26 ‌/ 8/ 25

آقاى على شیروانى اردبیلى سردفتر ازدواج تهران‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در تهران مجدداً براى ثبت طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 10516 - ‌24770         26/ 8/ 26

آقاى اسدالله منتظرى‏

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در قراء چهار طاق وکلامو و ابر و قصبه قلعه نو خرقان دهستن کوهپایه پشت بسطام و فیح و کلاته چتح دهستان میامى شاهرود براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 12036 -‌ 26623          3/ 9/ 26

آقاى اسدالله علایی‏

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در شهر سقز براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد

وزیر دادگسترى‏

شماره 12018 - 25695         26‌/ 8/ 25

آقاى محمد‌تقى تهرانى سردفتر ازدواج تهران‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در تهران مجدداً براى ثبت طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 12072 - 26615          3/ 9/ 26

آقاى محمد احمدى سردفتر ازدواج و طلاق شهر کرمان‏

به موجب این ابلاغ به علت غیبت بدون اجازه و ترک محل کار از تصدیب دفاتر ازدواج و طلاق معاف می‌شوید

وزیر دادگسترى‏

شماره 11510 - ‌24766        26/ 8/ 26

آقاى محمد‌على حجت انصارى‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم آستانه گیلان منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 11813 -‌26619       3/ 9/ 26

آقاى محمد ابراهیم عارفى سردفتر اسناد رسمى شماره 2 خوى‏

نظر به این که بر اثر گزارش واصله تحت تعقیف دادگاه انتظامى سردفتران واقع شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون اسناد رسمى شما را از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق معلق می‌نماید

وزیر دادگسترى‏

شماره 12039 -  26621       3/ 9/ 26

آقاى محمدحسین نیتى سردفتر ازدواج و طلاق قریه انگوران بخش 6 زنجان‏

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق پذیرفته می‌شود

وزیر دادگسترى‏

شماره 11750 - 26627                 3/ 9/ 26

آقاى محمد‌تقى مشکورى سردفتر ازدواج شهر مشهد

به موجب این ابلاغ به علت غیبت بدون اجازه و ترک مجل کار از تصدى دفتر ازدواج معاف می‌شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 11916 - 26617                 3/ 9/ 26

آقاى سید رضا موسوى سردفتر ازدواج دهستان سلگى و سفلى نهاوند

به موجب این ابلاغ به علت عدم اشتغال به کار در محل مأموریت از تصدى دفتر ازدواج معاف می‌شویند.

وزیر دادگسترى‏

شماره 11679 - 25755                6/ 8/6‌32

آقاى محمد‌على پیش‌نماز سردفتر ازدواج و طلاق شهرستان رشت‏

نظر به این که بر اثر گزارش واصله تحت تعقیف دادگاه انتظامى سردفتران واقع شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون اسناد رسمى شما را از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق معلق می‌نماید

وزیر دادگسترى‏

شماره 11824 -  25541              14/ 8/ 26

آقاى محمد صادق مرعشى سردفتر اسناد رسمى ازدواج و طلاق کشکوییه کرمان‏

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به رفسنجان تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 11672 - 24762              26 / 8/ 26

آقاى زینال معینى‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم قصبه تکاب منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294342!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)