کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 31 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه اول آبان ماه 1331  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: جلالی - دکتر فاخر - دکتر سنجابی (ضمناً طرح سه فوری تفسیر اصل پنجم اساسی را تقدیم نمودند) - حاج سید جوادی

3- طرح و تصویب سه فوریت و اصل طرح پیشنهادی راجع به تفسیر اصل پنجم قانون اساسی

4- معرفی آقای مفتاح به معاونت وزارت امور خارجه به وسیله آقای وزیر امور خارجه

5- تقاضای آقای دکتر بقایی راجع به طرح لایحه دوره 16 در مورد مستمری ورثه سرهنگ نوری شاد طبق ماده 41 آیین‌نامه داخلی

6- قرائت لایحه تمدید حکومت نظامی در تهران

7- ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 31

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه اول آبان ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: جلالی - دکتر فاخر - دکتر سنجابی (ضمناً طرح سه فوری تفسیر اصل پنجم اساسی را تقدیم نمودند) - حاج سید جوادی

3- طرح و تصویب سه فوریت و اصل طرح پیشنهادی راجع به تفسیر اصل پنجم قانون اساسی

4- معرفی آقای مفتاح به معاونت وزارت امور خارجه به وسیله آقای وزیر امور خارجه

5- تقاضای آقای دکتر بقایی راجع به طرح لایحه دوره 16 در مورد مستمری ورثه سرهنگ نوری شاد طبق ماده 41 آیین‌نامه داخلی

6- قرائت لایحه تمدید حکومت نظامی در تهران

7- ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس ساعت نه و پنجاه دقیقه صبح به ریاست آقاى مهندس رضوى (نائب رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

نائب رئیس - جلسه رسمى است صورت غائبین جلسه گذشته قرائت می‌شود (به شرح زیرقرائت شد)

غائبین با ‌اجازه آقایان: مکى - پارسا - میر‌اشرافى - پور‌سرتیپ - شادلو - شبسترى‏.

غائبین بى‌اجازه آقایان: دکتر امامى - مهندس حسیبى - بهادرى - محمد‌حسین قشقایى - مدرس - راشد - تولیت - شهاب خسروانى‏.

دیر‌آمدگان با‌ اجازه آقایان: منصف - معتمد‌دماوندى - گنجه - ناصر ‌ذوالفقارى - صراف‌زاده‏.

دیر‌آمدگان بى‌اجازه آقایان: حمیدیه 15 دقیقه - دکتر طاهرى 20 دقیقه - ملک‌مدنى 20 دقیقه - رفیع 20 دقیقه - دکتر معظمى 20 دقیقه - دکتر سنجابى 20 دقیقه - دادور 25 دقیقه - نجفى 25 دقیقه - شهیدى 30 دقیقه - دکتر شایگان 35 دقیقه - اورنگ 35 دقیقه - دکتر بقایى 35 دقیقه - خسرو قشقایى 35 دقیقه - احمد فرامرزى 40 دقیقه - صفایى 40 دقیقه - دکتر مصباح‌زاده 45 دقیقه - ناظر‌زاده 45 دقیقه - ذکایى 45 دقیقه - حائرى‌زاده 45 دقیقه - دکتر کیان 45 دقیقه - دکتر ملکى 45 دقیقه - دکتر فاخر 45 دقیقه - عامرى 45 دقیقه - عبدالرحمن فرامرزى 45 دقیقه - امامى‌اهرى 45 دقیقه -   دکتر فقیهى‌شیرازى 55 دقیقه - امیر‌افشارى 45 دقیقه - میلانى یک ساعت - شوکتى یک ساعت و 15 دقیقه - و زهرى یک ساعت و 15 دقیقه‏.

نائب رئیس - آقاى کهبد در صورت جلسه نظرى دارید؟

کهبد - اشتباهاتى در صورت جلسه هست تصحیح می‌کنم و تقدیم می‌کنم مى‌خواستم عرض کنم در جلسه قبل بنده منظورم از آذربایجان که گفتم، گیلان بود آقاى وزیر کشور هم مطالبى فرمودند که جواب عرایض بنده نبود.

نائب رئیس - تذکر اصلاحى آقاى کهبد تصحیح می‌شود.  آقاى دکتر شایگان‏.

دکتر شایگان - خیلى خوشوقت هستم که این قضیه وقت مورد توجه هئیت رئیسه واقع شده است ولى بنده یاد ندارم که بنده را بخواهند براى یک جلسه‌اى و نیایم و بنده هم نمی‌دانم که چطور حساب کرده‌اند بنده خیلى خوشحالم که این کار را بفرمایید و خیلى خوشوقتم که این جریمه را بفرمایید ولى بنده چنین چیزى یاد ندارم و هر وقت بگویند مى‌آیم مى‌نشینم در ساعت 9 باید زنگ زده شود و بخواهند که بیاییم اینجا (کریمى - از ساعت 9 غیبت را حساب مى‌کنند) در هر صورت بنده تأیید می‌کنم این کار را و بسیار کار مستحسنى است سخت‌گیرى هم بشود خوب است ولى باید حسابى در کار باشد.

نائب رئیس - آقاى نریمان‏.

نریمان - در بیانات بنده در جلسه گذشته اشتباهاتى در چاپ هست تصحیح می‌کنم می‌دهم به تندنویسى‏.

احمد فرامرزى - من از اول وقت همیشه اینجا هستم و می‌روم کتابخانه و به آقا کمال می‌گویم هر وقت زنگ زده شد من را خبر کن.‏

نائب رئیس - آقاى غروى‏.

مهندس غروى - عرض کنم بنده در جلسه قبل وقتى وارد سرسراى پایین شدم دیدم آقاى مأمور حضور و غیاب در آنجا صورت حاضر و غایب را مى‌نویسد در صورتى که مطابق ماده 72 آیین‌نامه باید در تالار جلسه حاضر و غایب کرد و مطابق همان نظامنامه ما موظفیم وظایف خودمان را انجام بدهیم از مقام ریاست تمنا می‌کنم که یک ربع ساعت بعد از ساعت 9 مطابق ماده 72 آیین‌نامه تشریف بیاورند در پشت میز ریاست بنشینند آن وقت اگر جلسه تشکیل نشد تشریف ببرند بیرون آن وقت غایبین تمام روز باید جریمه بشوند اگر اجازه مى‌فرمایید بنده ماده 72 آیین‌نامه را براى اطلاع همه آقایان بخوانم ماده 72 می‌گوید نمایندگان باید در روزى که قبلاً براى تشکیل جلسه معین شده منتهى تا 15 دقیقه بعد از ساعت معین در تالار جلسه حاضر شوند آن سرسراى پایین مأخذ عمل نیست در صورتی که در آخر 15 دقیقه اکثریت براى شروع مذاکره حاصل نشود رئیس مجلس را تعطیل می‌کند و غایبین بى‌اجازه معادل حقوق تمام روز جریمه می‌شوند و اسامى آنان در جلسه علنى بعد جداگانه اعلام می‌شود. این 15 دقیقه‌اى که گفتند نه در سرسراى پایین است بلکه در تالار جلسه است بنده از مقام ریاست استدعا می‌کنم که نسبت به آن دو جلسه که بر‌خلاف آیین‌نامه

+++

رفتار شده است توجه بفرمایند و بعد هم مطابق آیین‌نامه رفتار شود. یک عرض دیگرى هم دارم و آن این است که جناب آقاى کهبد در جلسه گذشته در ضمن بیانات خودشان درباره لزوم محصولات داخلى بیاناتى فرمودند و چون این مطلب خیلى صحیح بود آقایان از بس احسنت گفتند ما اصلاً مطالب‌شان را نفهمیدیم ایشان فرمودند از چاى لاهیجان اگر چندان خوش‌طعم هم نیست، مصرف کنیم؛ این را کم‌لطفى فرمودند چاى لاهیجان از هر جهت خوب است به چاى‌هاى خارجى هم برترى دارد.

نائب رئیس - در این مورد باید اجازه بگیرید بعداً صحبت بفرمایید اگر نسبت به اظهارات آقاى کهبد می‌خواهید مطلبى بیان بفرمایید بعداً اجازه بگیرید و صحبت بفرمایید. آقاى حائرى‌زاده‏

مهندس غروى - بنده خواستم از ماده 90 استفاده نکرده باشم.

شمس قنات‌آبادى - معلوم می‌شود اگر به چاى توهین کنند آقاى مهندس غروى به خودشان می‌گیرند.

حائرى‌زاده - یک اصلاحات مختصرى است که بنده خواهم کرد و به هیئت تحریریه می‌دهم که با ذکر آن وقت را نگرفته باشم.

نائب رئیس - آقاى امامى‌اهرى‏.

امامى‌اهرى - بنده خواستم تذکر بدهم که دیر آمدن بنده با اجازه بود و یادداشتى هم در این باب تقدیم کردم و یک قسمت هم آقاى کهبد در جلسه گذشته راجع به مصائب آذربایجان تذکر فرمودند، بنده خواستم ضمن تشکر از ایشان عرض کنم که آذربایجان 21 نفر وکیل دارد و این 21 نفر وکیل بهتر مى‌توانند مصائب آذربایجان و بدبختى و فقر و فاقه آنجا را تذکر بدهند ولى بدبختى در این است که یک دولتى در سر کار است که همه مردم نسبت به آن دولت پشتیبان هستند این مطالب را باید در نظر بگیرند و تذکر بدهند و الّا اگر ما هم در نظر نگیریم این قسمت‌ها را هر موقع می‌توانیم تذکر بدهیم.

نائب رئیس - آقاى ملک‌مدنى‏

ملک‌مدنى - بنده این عملى که شده است براى حاضر و غایب تقدیس می‌کنم و بسیار نظر صحیحى است ولى ما ساعت 9 که می‌آییم یک ربع بعدش باید در مجلس حاضر و غایب بشود هر کس هم حاضر نشد باید جریمه بشود. بنده خودم جزو اشخاصى هستم که جریمه شده‌ام بنده این را عرض می‌کنم براى این است که ما نیم ساعت، سه ربع ساعت اینجا می‌آییم مى‌نشینیم و یک عده از آقایان هستند که عادت دارند دیر تشریف می‌آورند به عقیده بنده شایسته است که مجلس شوراى ملى هر ساعتى که معلوم می‌کند آقایان حاضر شوند همان طورى که آقاى مهندس غروى گفتند اگر مقام ریاست تشریف بیاورند و در صندلى ریاست جلوس کنند بعد از یک ربع ساعت اگر حاضر نباشیم جریمه می‌شویم که همه آقایان سر ساعت 9 حاضر بشوند و بیایند در جلسه که کارى هم انجام شده باشد.

نائب رئیس - آقاى دکتر شایگان فرمایشى دارید؟ (دکتر شایگان - عرضى ندارم) آقاى دکتر بقایى (دکتر بقایى - قبل از دستور عرضى دارم) آقاى ناظر‌زاده.

ناظر‌زاده - بنده در جلسه قبل عین اعتراضاتى که آقاى مهندس غروى کردند بنده گفتم چون اسم ایشان جزء غائبین نبود گفتند که خوب نیست این اعتراض ولى این دفعه که خودشان جزو غایبین بودند این اعتراض را کردند.

نائب رئیس - آقاى خسرو قشقایى‏.

خسرو قشقایى - بنده خواستم تذکر بدهم که آقاى محمد‌حسین قشقایى که به مجلس نمى‌آیند کسالت دارند و مریض هستند.

نائب رئیس - دیگر به صورت مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) بنابراین صورت جلسه  سه‌شنبه 29 مهر‌ماه با اصلاحاتى که شده است تصویب می‌شود.

صفایى - بنده عرضى دارم.

نائب رئیس - بفرمایید.

صفایى - راجع به این غیبت آقایان اگر همه جریمه شده‌اند حرفى ندارم. البلاء اذا عمت طابت. عرض کنم که طومارى هم هست به امضاى چند هزار نفر از اهالى خطاب به دولت و مجلس که جناب آقاى فلسفى واعظ شهیر براى ما سخنرانى کنند (کریمى - مال قزوین است؟) خیر مال کرمانشاه است.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: جلالى - دکتر فاخر - دکتر سنجابى (ضمناً طرح سه فورى تفسیر اصل پنجم قانون اساسى را تقدیم نمودند) حاج سید‌جوادى‏

نائب رئیس - آقاى جلالى‏

جلالى - بالاخره دیروز ساعت 5/2 بعد از ظهر دولت ایران قطع رابطه با انگلستان را طى یادداشتى رسماً به سفارت کبراى انگلیس ابلاغ کرد و از دیروز تقریباً پس از 150 سال حیات سیاسى و اجتماعى ما و موقعیت ما در روابط بین‌المللى وارد مرحله نوینى شد پس از این که ترقى و تحول اجتماعات جوامع بشرى را مجبور به رابطه و مراوده نموده همیشه دول زورمند و استعمارى از مفهوم روابط بین‌المللى تحمیل مقاصد سود‌جویانه خود را استنباط می‌کردند و همین امروز هم پس از تحولات بزرگى چنین اوضاعى در نقاط مختلف جهان معمول و متداول است. چه بسا جنایات سنگین و هولناکى که از طرف همین دولت‌هاى استعمارى به عنوان روابط حسنه و دوستى متقابل مخصوصاً به ملل مشرق زمین تحمیل شد و اساساً کلمه روابط در فرهنگ استعمار معنى تأمین منافع دولت‌هاى استعمارى را دارد که هیچ گاه خود را ملزم به رعایت مبانى و اصولى که به نام قوانین بین‌المللى وضع و تدوین شده‌اند نمی‌بینند و هر بار به عناوین و انحای مختلف مطامع پلید و نظریات خود را به مورد اجرا می‌گذارند ضامن اجراى این روابط حسنه گاهى قدرت ارتش‌هاى استعمارى بودند و زمانى هم شکل تحمیل عهود و قراردادهاى اجبارى به خود می‌گرفت و بدون شک دولت انگلستان در سرزمین شرق به نام این روابط مسئول بزرگ‌ترین جنایات تاریخ است که در آن همه چیز از مرگ و مرض و جهل و فقر تا اجراى مقررات قرون وسطى وجود دارد مخصوصاً تاریخ مملکت ما را فصولى از این گونه روابط تشکیل می‌دهد. از روزی که سیاست متعدى انگلستان به طمع به دست آوردن منافع اقتصادى به فکر مراوده با دولت ایران افتاد اساس و مبناى آن بر استعمار و غارت منابع طبیعى و سوء‌استفاده از قدرت انسانى این کشور بود. هر قراردادى که انگلستان با ما منعقد کرد جز بر اساس غارت نبود و هر رابطه که با دولت‌هاى ما داشت غیر چپاول اموال ما و تطاول به حقوق ما نامى ندارد. انعقاد قرارداد 1907 که متضمن تقسیم ایران با روسیه تزارى بود عهدنامه اسارت‌آور 1919 عهدنامه دارسى و دخالت در آن به آن صورت افسانه‌ مانند، قرارداد 1933 تحمیل حکومت اختناق و فشار، ایجاد آشوب و بلوا و انتشار امراض سارى و مرگبار. معدوم ساختن هر شخصیت مفید و بزرگ سیاسى و اجتماعى، تولید نفاق و شفاق، ترویج خرافات و اوهام، دخالت در امر حکومت و اساساً تعیین دولت‌ها و حکومت‌ها و هزارها جنایت دیگر که به صورت حوادث و وقایع شگفت‌انگیز در سینه تاریخ ثبت و ضبط است گوشه‌ای از روابط حسنه دولت بریتانیا را با ما تشکیل می‌دهد. و بالاخره روش خصمانه آن دولت در امر خطیر نفت و نشان ندادن مختصرى حسن نیت و اخلال در امور مملکت این روابط حسنه را تکمیل می‌کند. بنده از تشخیص سیاسى بعضى از شخصیت‌هاى سیاسى که مخالف با قطع روابط هستند، تعجب می‌کنم و بنده لازم می‌دانم به نام یک نماینده اعلام کنم که ما از رابطه طولانى با دولت انگلستان جز مظالم بی‌شمار چیزى ندیدیم و هیچ گاه زمامداران انگلستان با ملت ایران جز بر‌خلاف نصوص بین‌المللى و به غیر از تجاوز به حقوق اساسى ما رفتارى نکرده‌اند. دولت انگلستان می‌خواست با سوء‌استفاده از حسن نیت ملت ایران و دولت حاضر با سیاست دفع‌الوقت و وخامت اوضاع اقتصادى ما را مجبور به تسلیم در برابر پیشنهادات غیر قابل قبول خود سازد و ما مى‌بایست چنین نقشه‌ای را عقیم بگذاریم.

دنیا می‌داند که مسئول قطع روابط ما با انگلستان لجاجت زمامداران انگلستان است. در دنیایى که براى تدوین و وضع قوانین و مقرراتى که متضمن تعمیم عدالت باشد بشریت دو بار به خونریزى و کشتار تن در داد. انگلستان می‌خواهد غرامت یا عدم نفع 40 سال آینده را از ما بگیرد داشتن روابط با چنین دولتى که چنین روشى دارد، نه تنها لزومى ندارد بلکه قطع آن ضرورى است.

مسئله دیگرى که بنده توضیح آن را لازم می‌دانم این است که با قطع روابط با انگلستان مسئله نفت نباید به کلى فراموش شود و مفهوم اقتصاد بدون نفت نباید معنى چشم پوشیدن از منابع خدادادى ما را بدهد براى بهبود اوضاع درهم اقتصادى تهیه یک نقشه صحیح اقتصادى لازم و بودجه مملکتى باید بدون در نظر داشتن منافع آنى یا آتى نفت تعیین گردد ولى در ضمن باید حداکثر کوشش براى شکستن محاصره اقتصادى به عمل آید. بارها گفته‌اند و نوشته‌اند و صحیح هم هست که اگر ما نقشه داشته باشیم و سیاست انگلستان از درهم ریختن اوضاع مملکت نا‌امید شود، تسلیم خواهد شد زیرا رقابت شرکت‌هاى نفت با یک دیگر نمی‌گذارد جریان نفت ایران براى همیشه از دنیا قطع شود.

در پایان عرایضم براى توجه دولت فعلى عرض می‌کنم حالا دیگر با قطع رابطه با انگلیس‌ها تکلیف یکسره است و جناب آقاى دکتر مصدق باید با استفاده از پشتیبانى افکار عمومى و اختیارات قانونى اقدامات سریع و مفیدى به عمل آورد و همه امیدواریم که دولت در این مرحله کاملاً جدید تصمیمات جدى‌ترى اتخاذ کند. تتمه وقت خودم را تقدیم دکتر فاخر می‌کنم.

نائب رئیس - آقاى دکتر فاخر

دکتر فاخر - فردا مصادف است با روز امضا شدن منشور ملل متحد و به این مناسبت در بین عموم ملل جهان من جمله ایران جشن گرفته می‌شود. حق این است که در اینجا نیز که مرکز تجمع نمایندگان ملت ایران است از این روز و از این سند تاریخى یادى شود.

هفت سال قبل نمایندگان پنجاه کشور متحد در بناى یادبود سربازان جنگ بین‌الملل شهر سانفرانسیکو دور هم گرد آمده و بعد از قریب دو ماه مذاکرات و مباحث مفصل که ثبت خلاصه آنها دویست تن کاغذ به مصرف رسانید،‌ عموماً درباره یک مقدمه و 111 ماده موافقت کردند که به نام منشور ملل متحد نامیده شد و اساسنامه دیوان بین‌المللى دادگسترى نیز ضمیمه آن گشت.

+++

 البته خطاست که فکر کنیم این سازمان نتیجه 2 ماه مذاکره و مباحثه نمایندگان ملل بود. بلکه مقررات منشور نتیجه و چکیده هزاران سال تجربیات ملل در راه توسعه روابط بین‌الملل عالم و حفظ و حراست این روابط در عدود یک مقررات و قواعد عمومى بوده. منتها بدبختی‌هاى حاصله از جنگ ملل عالم را به تأیید و ثبت آن اصول و قواعد و ایجاد سازمانى که در درجه اول حافظ و توسعه‌دهنده این اصول و قواعد باشد وادار ساخت.

به جرئت می‌توان گفت در مقابل مقتولین و مجروحین و بى‌خانمان‌شدگان جنگ جهانى و فداییان راه آزادى عالم بشریت شاید اجرى بزرگ‌تر از تأسیس یک سازمانى نمى‌توانست بدهد که این سازمان در حدود اختیارات محوله به او و در حدودى که به حاکمیت ملى اساس کشورهاى جهان صدمه نرسد حافظ و نگهبان صلح عادلانه جهانى باشد.

درست است که اولین سند بین‌المللى به منظور تأمین امنیت دسته‌جمعى در تمام جهان بعد از جنگ بین‌الملل اول امضا شد که در نتیجه آن جامعه ملل سابق تأسیس گشت ولى از لحاظ پیشرفت اصول دسته‌جمعى و پیشرفت اصول همکارى بین‌المللى در قسمت اقتصادى و اجتماعى هرگز سندى به تفصیل و اهمیت منشور ملل متحد در تاریخ جهان به وجود نیامده بود.

اهمیت تعهدات حاصله از منشور براى کشورها على‌الخصوص اصول ذکر شده در ماده 2 آن را موقعى می‌توان درک کرد که با عمل پیش از امضاى منشور مقایسه گردد بدین ترتیب واضح می‌شود که مواد منشور چه تعهدات سنگینى را، از طرفى در راه جلوگیرى از تجاوز و از طرف دیگر در راه تأمین همکارى بین‌المللى، از ملل عضو گرفته است.

متأسفانه دوره بعد از جنگ اخیر، یعنى اولین دوره حیات سازمان ملل متحد مواجه با شکاف عمیق در بین معتقدات سیاسى و فلسفى ملل عالم گشت معهذا می‌توان گفت که سازمان در حدود امکان و اختیاراتش موفقیت‌هایى در راه انجام وظایف سنگین خود به دست آورده است.

امروز مجمع عمومى ملل متحد که هفتمین اجلاسیه عادى آن چند روز پیش افتتاح شد، تنها جایى است که سالى چند ماه نمایندگان عموم ملل عضو، صرف‌نظر از رژیم سیاسى و قدرت اقتصادى و نظامى آنها، دور هم جمع می‌شوند و مشکلات و حتى شکایات خود را از یکدیگر به افکار عامه جهان عرضه می‌کنند. این مباحثات و مذاکرات از لحاظ جلب افکار عامه جهانى بر نفع ذی‌حق داراى اهمیت به سزایى است. اگر بخواهم به شوراى امنیت و دیوان بین‌المللى دادگسترى این سازمان اشاره کنم کافى است یادآورشوم که مدت هفت سال ملت ایران چهار بار سند حقانیت خود را از این دورکن سازمان ملل به دست آورد در حالی که در هر یک از این دفعات طرف ایران از مقتدرترین ملل جهان بودند شوراى اقتصادى و اجتماعى سازمان مرکز همکارى براى بهبودى اوضاع اقتصادى و اجتماعى عموم ملل است.

از روزی که فصول مربوط به قیمومیت ملل متحد در منشور ثبت شده تا امروز قریب ششصد میلیون نفر از هشتصد میلیون مردم تحت قیمومیت و سلطه خارجى آزادى سیاسى خود را به دست آورده‌اند و اغلب آنها امروز دوش به دوش ملل اداره‌کننده و قیم سابق خود در مجامع ملل متحد شرکت می‌کنند. ناگفته نماند که بیشتر این آزاد‌شدگان از ملل آسیایى و هم‌دین ما هستند. شاید قدرى اغراق‌آمیز باشد که بگوییم سازمان ملل متحد فعلى یک سازمان ایده‌آلى است و نقص در آن و طرز کار آن وجود ندارد. بلکه باید گفت این مؤسسه نوزادى است و احتیاج به تکمیل شدن دارد و این امر باید به تدریج و به نسبتى که تجارب لازم به دست مى‌آید و وسایل مادى و معنوى آماده می‌شود انجام پذیرد.

همچنین ناگفته نماند که پیدایش سازمان ملل متحد را باید یک تحول عظیم در محیط بین‌المللى دانست. این تحول بزرگ نیز خود نشانه تحول در طرز فکر و سیاست خارجى عموم ملل عضو این سازمان مى‌باشد به این مناسبت است که در راه تعیین خط مشى و سیاست خارجى هر کشورى من جمله ایران این تحول بزرگ را کاملاً باید به حساب آورد به آن کمک کرد و از آن بهره‌مند شد زیرا با توجه به این حساب به استحکام و توسعه و حفظ حق و عدالت در تمام جهان و براى عموم ملل عالم کمک کرده‌ایم حق و عدالتى که تأمین آن یکى از اساسى‌ترین هدف‌هاى اجتماعات بشرى چه در محیط ملى و چه در محیط بین‌المللى است (صحیح است احسنت)

نائب رئیس - آقاى دکترسنجابى‏

دکتر سنجابى - آقایان نمایندگان در این شغل و وظیفه پر مسئولیت و خطیر نمایندگى که ما داریم و اقوال و افعال و تصمیمات ما ممکن است در سرنوشت این ملت مؤثر باشد مخصوصاً در این موقع حساس تاریخى بیانات ما از هر نوع شایعه تظاهر و تهیج احساسات عارى باشد (صحیح است) در چند روز پیش بنده در این مجلس اظهار کردم که وجود مجلس سنا بر‌خلاف روح قانون اساسى است اکنون اجازه می‌خواهم براى بیان این نکته توضیحاتى به عرض آقایان برسانم مقدمتاً عرض می‌کنم از چند سال پیش که بیچارگى و زبونى مملکت ما به جایى رسیده بود که هژیر جاسوس نخست‌وزیر مملکت ما بود یکى از شاهکارهاى سیاسی‌اش این بود که وسایل مسافرت اعلیحضرت را به لندن فراهم کرد. انتشار این خبر بى‌مقدمه و بدون علت مثل یک ضربت بزرگى بود که بر احساسات ملت و مردم میهن‌پرست و علاقه‌مند به حیثیت به مصالح مملکت و سلطنت وارد آمد. همه از خود سؤال می‌کردند چه انقلابى رخ داده و به چه منظورى این مسافرت ترتیب داده شده ما که بدى و دشمنى با انگلستان نکرده بودیم که درصدد اصلاح و ترمیم آن باشیم اینها در چند سال پیش به طور ناگهان شبانه بر‌خلاف اصول بین‌المللى به کشور ما تاختند، از مغرب و جنوب مملکت ما را اشغال کردند، راه‌ها و راه‌آهن ما وسایل نقلیه ما را به تصرف در آوردند، کارخانه‌ها را از کار انداختند، قشون ما را متلاشى کردند، پادشاه مملکت ما را به اسیرى بردند و در تبعیدگاه نگاه داشتند و کشتند یا دق‌کش کردند (صحیح است) بالاخره اقتصادیات مملکت ما را به این وضعى که می‌دانیم درآوردند. پول مملکت ایران ارزشش به یک‌ دهم ارزش قبل از جنگ رسید (صحیح است) به طورى که عرض کردم شکر و قند را چهل برابر قیمت قبل از جنگ ملت ایران می‌خرید و نان را سى برابر گران‌تر از نان سابق، شاید هم بیشتر و بالاخره در آخر کار پیشنهاد سه جانبى مانندى هم براى تحمیل یک نوع قیمومیت مخصوصى به ایران کردند. اینها این خرابى‌ها را در مملکت ما ایجاد کرده بودند، این دشمنى‌ها را کرده بودند، موجبى نداشت که ما به سمت آنها برویم، آنها می‌بایستى ترضیه بخواهند از یک پادشاهى که داغدار است. آیا پادشاه را براى جبران این خسارات و ضایعات مى‌بردند؟ دعوت مى‌کردند؟ آیا می‌خواستند رفع مزاحمت از بحرین بکنند؟ آیا می‌خواستند بی‌عدالتی‌هایى که در موضوع نفت ایران کرده بودند جبران بکنند؟ هیچ‌ یک از اینها نبود و معلوم نبود چه موجباتى این مسافرت را تجویز می‌کرد و این جز یک توهین مجددى به حیثیت یک ملت ستمدیده و یک پادشاه داغدار چیز دیگرى نبود. در آن موقع صحبت می‌شد بنده به یک عده از دوستان می‌گفتم که اگر در مجلس بودم محققاً دولت را در این امر استیضاح می‌کردم زیرا یک اقدام مهم بزرگ سیاسى مثل این امر از امورى نیست که جز امور خصوصى و شخصى مقام سلطنت باشد (صحیح است) که از اصل مصونیت پادشاه و مسئولیت وزرا خارج باشد. یک چنین امرى تابع مسئولیت وزرا است. آقایان محترم می‌دانند که اصل مصونیت شاه و مسئولیت وزرا مثل سدى است براى جلوگیرى از سیل، مثل یک سیل‌گیرى است که با مسئولین وزرا، مقام سلطنت مصون از هر نوع تعرض باشد. در کشورهایى که این اصل به خوبى رعایت شده است در آن کشورها، اساس سلطنت محکم‌تر و مقام پادشاه محفوظ‌تر مانده است بر‌عکس، در ممالکى در امپراطورى‌هاى بزرگى که رعایت این اصل دموکراسى نشده است به فاصله ده بیست سال مى‌بینیم که این امپراطورى‌ها بر باد رفته است. شما ببینید امپراطورى بزرگ روس، امپراطورى بزرگ آلمان، اطریش، عثمانى،  غیره و غیره، یکى بعد از دیگرى آن امپراطورى‌هاى بزرگ مقتدر رفتند و سلطنت‌هایى که در آن جاها رژیم سوسیالیست سال‌هاى ممتد است حکومت می‌کند با رژیم سوسیالیست سلطنت‌ها به مراتب محفوظ‌تر می‌ماند مثل مملکت سوئد، نروژ،  دانمارک و هلند و غیره، زیرا اینجاها دموکراسى به معناى حقیقى و واقعى اجرا می‌شد و این اصل مسئولیت وزیر و مصونیت شاه کاملاً محفوظ بود ما نه از لحاظ سیاسى نه از لحاظ اقتصادى از این امر استفاده‌اى نکردیم ولى از لحاظ داخلى و ملى کدورت و رنجشى در دل ملت ایران پیدا شد. شاید هدف هم همین بود سیاست دیرین استعمارى به دست ایادى که در این کشورها دارند همیشه می‌کوشند که پادشاهان این کشورها را از ملت‌شان جدا کنند و به دست امثال هژیر یا نورى سعید و غیره این کشورهاى خاورمیانه را در دنیا به یک کیفیتى وابسته به سیاست خودشان نشان می‌دهند تنها نتیجه شومى که از این مسافرت می‌شد گرفت بعد از مدتى واقعه شوم 15 بهمن رخ داد که خوشبختانه آسیبى بزرگى به پادشاه نرسید و در پناه محبوبیت و مظلومیتى که این واقعه براى شاه ایجاد کرد همان دست‌ها و ایادى کوشیدند که سوء‌استفاده‌هاى فوق‌العاده‌اى بر علیه آزادى و استقلال و منافع این مملکت بکنند که تشکیل مجلس مؤسسان با آن کیفیت مجلس سنا با این کیفیت و قرارداد الحاقى نفت معروف به گلشاییان - گس به آن ترتیب دنباله آن بود. هر قدر این نقشه‌ها عمیق‌تر و دامنه‌دارتر بود خوشبختانه در مقابل آن، احساسات ملت ایران مقاومت و ایستادگى ملت ایران شدیدتر و عمیق‌تر و مؤثرتر بود از آن تاریخ تا حالا بیش از چند سال نگذشته همه می‌دانیم که مجلس مؤسسان با چه کیفیتى راهنمایى و رهبرى شهردار آن زمان تهران دولت‌آبادى در جلوى چشم ما انجام شد با چه فضیحتى که همه را مردم دیدند انتخابات سنا را در شهرستان‌ها همه مردم به خاطر دارند و انتخابات درجه دوم مجلس سناى تهران در آن شب تاریخى که آقاى دکتر مصدق افتضاح آن را علنى کردند هیچ کس از خاطر نبرده است. مجلس سنا یک نشانه و یک باقیمانده‌اى است از امتیازات اشرافى و حکومت طبقاتى در کشورهاى دنیا هم می‌دانیم که در سابق امرا و اشراف و شاهزادگان حق حکومت براى خودشان قائل بودند و در مقابل پیشرفت

+++

مشروطیت و مجلسى که نماینده احساسات و افکار ملت بود می‌کوشیدند مجلس دیگرى درست کنند که آن حق حکومت آنها را حفظ کند به این ترتیب مجلسى به اسم مجلس سنا یا عالى یا لردها و غیره تأسیس شد ولى با پیشرفت دموکراسى در تمام کشورها بدون استثنا مجلس سنا یا مجلس عالى تأثیر خودش را از دست داد، آن ماهیت خودش را از دست داد یا به کلى بى‌تأثیر شد یا به صورت دیگرى در آمد اگر در ممالک متحده آمریکاى شمالى هم یک مجلس سنایى وجود دارد آقایان می‌دانند در آمریکا سیستم حکومت فدرال هست که در آنجا هر کشورى یا هر ایالتى داراى استقلال داخلى است و از هر ایالتى به طور تساورى اعم از این که کوچک باشد یا بزرگ، جمعیت آنها زیاد باشد یا کم، دو نفر براى تشکیل مجلس سنا می‌فرستند و در آنجا مجلس سنا در واقع حافظ آن رژیم فدرال است. در کشورهاى دیگر مانند فرانسه و سایر جاها سنا خاصیت خودش را از دست داده و اختیارى در مقابل مجلس شوراى ملى که نماینده افکار عمومى است ندارد.  در انگلستان مجلس لردها به کلى بى‌تأثیر و بى‌خاصیت شده است زیرا حکومت وقت که نماینده اکثر پارلمان است می‌تواند به موجب قانون پارلمان هر اندازه بخواهد لرد جدید با فرمان پادشاه ایجاد کند و اکثریت مجلس لردها را از دست بگیرد و بنابراین با این قوه تهدید مجلس لردها در مقابل تمایلات مجلس عامه به کلى تسلیم و بدون تأثیر است اما در ایران همه می‌دانیم که قیام آزادی‌خواهى و مشروطیت ایران بر علیه رجال و شاهزادگان و دربار فاسد و ظالم قاجاریه بود و تأسیس مجلسى که نماینده افکار و احساسات ملت ایران باشد براى آن بود که امثال میرزا آقا‌خان نورى جاسوس بر ایران حکومت نکند و امیر‌کبیر را از بین ببرد یا امثال عین‌الدوله‌هاى ظالم و جابر حکمفرماى ایران نشود مجلس شوراى ملى که مورد نظر و توجه ملت ایران بود به این نقطه‌نظر بود و ملیون و آزادی‌خواهان و مشروطه‌طلبان هرگز حاضر نبود‌ند که در مقابل این مجلس یک دستگاه رقیب و حریفى ایجاد بشود که سى نفر آن نصف آن فقط بدون انتخاب مستقیم از طرف ملت معین بشوند. از همان رجال و همان درباریان فاسد که تمام تمایلات و آرا و تصمیمات مجلس شوراى ملى را از بین ببرند و فلجش کنند مجلس سنا به هیچ وجه در فکر مشروطه‌طلبان نبود. در هیچ یک از بیانات و اعلامیه‌ها و اظهارات و نطق‌هایى که در آن زمان از طرف ...

نائب رئیس - آقاى دکتر سنجابى وقت شما تمام شده است.

دکتر سنجابى - بنده یک مقدار از عرایضم باقى است.

نائب رئیس - چه مقدار وقت لازم دارید؟

دکتر سنجابى - در حدود 15 دقیقه‏.

جمعى از نمایندگان - مانعى ندارد بفرمایند.

نائب رئیس - بفرمایید.

دکتر سنجابى - در هیچ یک از اظهارات که از طرف پیشوایان بزرگ دینى و سیاسى زمان، از طرف سیدین سندین طباطبایى و بهبهانى و سایر پیشوایان شده است به هیچ وجه اشاره‌اى به مجلس سنا نبوده است فرمان 14 جمادى‌الثانى 1324 که مورخ 5 ماه قبل از قانون اساسى است راجع به مجلس شوراى ملى است. قانون اساسى ذیعقده 1324 اساساً مربوط به مجلس شوراى ملى عنوان اول و فصل اول و اصل اول آن راجع به مجلس شوراى ملى است. تمام اختیارات و امتیازات قانونگذارى به نام مجلس شوارى ملى و اختصاص به مجلس شوراى ملى ذکر شده، بنابراین فکر مجلس سنا براى تکمیل اساس مشروطیت و تکمیل کار مجلس شوراى ملى نبوده بلکه چیزى است که در مقابل مجلس بر علیه مجلس براى محدود کردن مجلس و در موقع لزوم براى انحلال مجلس به وجود آمده است (کریمى - صحیح است) قابل توجه آقایان باشد که در اصل چهل و هشتم قانون اساسى که در آنجا راجع به انحلال مجلس شوراى ملى ذکرى شده است در فصل مربوط به مجلس سنا است و نشان می‌دهد که مجلس سنا فقط براى این به وجود آمده است بنابراین یک چنین دستگاه مخرب مشروطه و مخالف با آزادى نمى‌توانسته در فکر آزادى‌خواهان و مشروطه‌طلبان آن زمان باشد بلکه چیزی است که به آنها در مقابل پیروزى مشروطه‌طلبان تحمیل شده این فکر درباریان وقت، فکر اشراف و آرای شاهزادگان وقت بوده است و اساسى است که فکر و نیت آن براى مخالفت و ضدیت با دمکراسى به وجود آمده است. مؤسسان مشروطه ایران واضعین قانون اساسى البته مجلس سنا را در نظر داشتند و در قانون اساسى ذکر شده است ولى با نیت و با فکر و با تدبیرى که مجلس سنا هیچ وقت تشکیل نشود و الان بنده در این بابت توضیحاتى به عرض می‌رسانم اولاً در این قانون اساسى تمام اختیارات قانونى به نام مجلس شوراى ملى ذکر شده در اصل پانزده مراجعه بفرمایید به قانون اساسی ثانیاً در اصل 44 مقرر شده که نظامنامه‌هاى مجلس سنا نه تنها اساسنامه تشکیل آن بلکه نظامنامه‌هاى مجلس سنا باید به تصویب مجلس شوراى ملى برسد بنابراین اگر مجلس شوراى ملى نظامنامه را تصویب نکرد تا زمانی که تصویب نکند مجلس سنا نمى‌تواند تشکیل بشود (بعضى از نمایندگان - صحیح است) و همان طورى که نظامنامه‌ها را تصویب می‌کند می‌تواند تغییر هم بدهد همان طوری که موضوع تشکیل انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى در قانون اساسى پیش‌بینى شده و مقرر شده است که نظامنامه‌هاى آن را به موجب قانون تعیین می‌کنند هر موقعى که مجلس شوراى ملى بخواهد مى‌تواند مقررات مربوط به انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى را تغییر بدهد. به علاوه در اصل 47 مقرر شده است مادام که مجلس سنا منعقد نشده فقط امور بعد از تصویب مجلس شوراى ملى به صحه همایونى موشح و به موقع اجرا گذارده می‌شود البته در اصل 34 متمم قانون اساسى ذکر شده است که مذاکرات مجلس سنا در مدت انحلال مجلس شوراى ملى بى‌نتیجه است پس مجلس سنا مجلسى است که بدون مجلس شوراى ملى بدون آن نمی‌تواند تشکیل بشود ولى مجلس شوراى ملى بدون آن می‌تواند مقررات لازم‌الاجرا وضع کند. آیین‌نامه آن را مجلس شوراى ملى مقرر مى‌دارد این کاملاً نشان می‌دهد که در نظر واضعین مشروطیت ایران این فکر بوده که این مجلس تشکیل نشود کما این که این از ارکان مشروطیت بوده در دوره اول و دوم مشروطه مجلس شوراى ملى می‌بایست این مجلس را تشکیل بدهد اگر در آن دوره آزادی‌خواهان و مشروطه‌طلبان که غالب نشده بودند این مجلس را تشکیل ندادند نیت آزادی‌خواهان و نیت قانونگذاران قانون اساسی بر این بوده است که مجلس سنا را تشکیل ندهند به علاوه پیش از 40 سال بعد از آن تاریخ مجلس سنا تشکیل نشد و همان طوری که همکار محترم ما آقاى نریمان گفتند مشمول مرور زمان شده (قنات‌آبادى - خودشان هم مشمول مرور زمان شده‌اند) (خنده نمایندگان) در تشکیل مجلس سنا علاوه بر این که مخالف روح قانون اساسى عملى شده و در یک محیط رعب و وحشت و با یک نیت ضد دمکراسى به وجود آمده در تشکیل آن عرض کردم بر‌خلاف نص قانون اساسى و اصول مشروطیت هم اقدام شده اولاً نظامنامه مجلس سنا به تصویب مجلس شوراى ملى نرسیده (نمایندگان - صحیح است) بلکه به صورت دربست و تحت یک ماده‌اى همین طورى یک چیزى را آورده‌اند و گذرانیده‌اند و به علاوه در انتخابات آن بر‌خلاف روح قانون اساسى و مشروطیت عمل شده است زیرا انتخابات دو درجه سنا بر‌خلاف فکر آزادی‌خواهى است و براى این است که امثال بعضى از سناتورها در آنجا انتخاب شوند و امثال دکتر مصدق که نماینده اول ملت بوده و رفقا و همکاران او را بتوانند خارج کنند و این بر‌خلاف فکر ملت و نمایندگى واقعى ملت است کسی که صاحب هزارها رأى از طرف ملت بوده است کنار برود و به جاى او کسانى که در ردیف شصت هفتادم بوده‌اند انتخاب شوند (بعضى از نمایندگان - احسنت) به علاوه مدت انتخابه مجلس سنا بر‌خلاف نص صحیح قانون اساسى است (صحیح است) زیرا که دوران تقنینیه مطابق قانون اساسى دو سال است و مطابق اصل 27 متمم قانون اساسى قوه مقننه مجلس شوراى ملى و مجلس سنا است و مطابق یک اصل دیگر از قانون اساسى اجلاسات دو مجلس باید مقارن هم باشد مسلم است که مراد این نبود که مجلس شوراى ملى جلسه تشکیل می‌دهد مجلس سنا هم تشکیل جلسه بدهد به علاوه در انتخابات سناتورها رعایت اصول آزادى و مشروطیت نشده بنده راجع به انتخابات سنا که با چه کیفیاتى شده نمی‌خواهم چیزى عرض کنم و بر آن اشکالى بکنم معهذا با این کیفیات بنده عرض نمى‌کنم که مجلس سنا نباید باشد اگر مجلس سنایى بر‌خلاف روح قانون اساسى، بر‌خلاف نهضت مترقى دنیا،‌ بر‌خلاف تحولى که در تمام کشورهاى دمکرات به عمل آمده باید باشد، اگر ما روح قانون اساسى را رعایت نکنیم و مرور زمانى که براى این دستگاه‌ها حاصل شده در نظر نگیریم اقلاً نص قانون اساسى را باید در نظر داشته باشیم‏.

و در تشکیل آن باید رعایت مقررات صریح قانون اساسى بشود به همین منظور طرحى که به امضاى عده‌اى از آقایان محترم نمایندگان مجلس رسیده است با قید دو فوریت (عده‌اى از نمایندگان - سه فوریت) و با قید طرح فى‌المجلس که همان سه فوریت می‌شود تقدیم مقام ریاست می‌شود.

نائب رئیس - باید رأى بگیریم اطلاع بدهید آقایان براى رأى تشریف بیاورند تو. آقاى حاج سید‌جوادى سرکار از صحبت‌تان صرف‌نظر می‌فرمایید؟

حاج سید‌جوادى - خیر

دکتر ملکى -  حالا قبل از دستور است رأى لازم ندارد.

نائب رئیس - چون در نظامنامه تصریح شده است که مدت نطق قبل از دستور فقط سه ربع ساعت است و آقاى دکتر سنجابى بیش از یک ربع صحبت فرمودند این رأى براى یک ربع ساعت اضافى است بفرمایید آقاى حاج سید‌جوادى صحبت بفرمایید بعداً رأى می‌گیریم (بعضى از نمایندگان - مخالفى که نداشت) در جلسه گذشته آقایان اصرار داشتند که حتماً رأى گرفته شود.

قنات‌آبادى - جناب آقاى رئیس تقاضا می‌کنم دستور بفرمایید به این آقایانى که غیبت صغرى می‌کنند توجه بشود چون ممکن است یک عده‌اى غایب بشوند.

حاج سید‌جوادى - من معمولاً مایل نیستم که اوقات را به سخنرانى تضییع کنم ولى چون اختیاراتى به دولت وقت داده شده

+++

است و کار زیادى هم نداریم از باب تذکر ناچار و ناگزیرم که بیاناتى بکنم آن وقتی که من به عنوان نمایندگى معرفى شدم و از خاک پاک قزوین حرکت کردم خیال می‌کردم وقتى که به مجلس بیایم رکورد دو چیز را مى‌شکنم یکى پر حرفى و یکى پر رویى و در این قسمت هم البته مربوط به فنى هست که دارم براى این که من به کرات شده است منبر رفته‌ام آن هم ده منبر در روز هر منبرى نیم‌ ساعت و سه ربع سخنرانى کرده‌ام باید کار به جایى برسد که کسى نتواند در پر حرفى در مقابل من عرض اندام کند مگر همکار محترم حاجى آقاى صفایى (صفایى - بنده هم لنگ انداخته‌ام) و در پر رویى هم می‌دانید شخص منبرى متکلم وحده است. اتفاق افتاده است که در پاى منبر او علما و فضلا و دانشمندان و بحره در فنون نشسته‌اند و او در حال آزادى و پر رویى هر چه دلش خواسته گفته است و آنها را به حساب نیاورده است پس باید در پر رویى هم به منتها درجه رسیده باشم ولى در این گود زورخانه که آمدم پر حرف‌هایى دیدم که در مقابل آنها به اصطلاح ورزشکاران نوچه هم نبودم کوچک ابدال آنها هم حساب نمی‌شوم و در پر‌رویى هم کار بعضی‌ها به جایى رسید که سر به فضاحت و بی‌شرمى زد که البته نمی‌خواهم ذکر کنم پس از سانحه سى‌ام تیر‌ماه کاملاً مشاهده کردم و حس کردم آنچه را که قابل تذکر است عبارت از این است که ما قیام‌هاى مردانه پى در پى کردیم و از آن نتیجه‌هایى گرفتیم گر چه ایادى مرموز به اصطلاح ما ایادى استعمار در مقابل این قیام‌ها در مقابل این نهضت‌هاى مردانه که حکایت از رشد و حکایت از روشنفکرى ملت ایران می‌کرد در مقابل ما یک شاخى تراشیدند و او را به نام سنا معرفى کردند که تا عایقى باشد، تا مانعى باشد در مقابل این رشد و حس نکردند که این مردم، مردم 50 سال پیش و 30 سال پیش و 40 سال پیش نیستند، مردم روشنفکرى هستند یک جنبش و یک جوش و خروش در آنها ایجاد شده است که در آن جوش و خروش ممکن است منافع‌شان که تا آن موقع حفظ شده بود به خطر بیفتد. این بود که در مقابلش یک مانعى تراشیدند و نام او را سنا گذاشتند یک عده مارک‌دار و فئودال را آوردند که خرابى مملکت ما هم بسته به آنهاست و البته مراد من همه آنها نیستند براى این که در میان آنها اشخاص بسیار شریفى را می‌شناسم که شخصیت بسیار محترم و خوبى دارند خصوصاً در این نهضت اخیر که نهضت شاهانه و قیام مردانه‌اش می‌توانم بگویم نهضت سى‌ام تیر گر چه ما بی‌عرضگى کردیم و این فرصت‌هاى خوبى را که به دست آمده بود تضییع کردیم و براى او قدر و قیمتى قائل نشدیم و آن استفاده‌اى که باید بکنیم نکردیم من البته در مسلک آخوندى هستم و عمامه و ریش و عبایى دارم ولى من آدم متعارف عادى خودم را نمى‌دانم، من به رفقا تذکر دادم که می‌بایستى از این موقعیت استفاده کنید با یک تدبیر عقلایى، با یک انقلاب و با یک تحولى در این دستگاه استفاده کنیم که حساب دست اشخاص سوء‌استفاده‌چى نیاید و بعد این هنر و جرئت عرض و اندام را نداشته باشند و البته آن موقعیت را از دست دادیم و بعد از سانحه سى‌ام تیر یک لغز و معمایى در این مملکت پیدا شد که من هر چه فکر کردم که این لغز و معما را چطور باید حل کرد نتوانستم ناچارم مثلى بزنم یک شخصى به عنوان مضاربه مالى داد به عامگى و گفت برو براى من کسب کن این مال را گرفت و رفت و بعد از مدتى آمد گفت مال چه شد؟ گفت تلفت گفت سرقت؟ گفت تلفت گفت احرقت؟ گفت تلفت گفت اغرقت گفت تلفت (قنات‌آبادى - خواهش می‌کنم فارسی‌اش را هم بفرمایید) گفت چه شد گفت تلف شد گفت دزد بود گفت تلف شد گفت سوخت گفت تلف شد گفت غرق شد گفت تلف شد صاحب مال دستش را گذاشت روى سرش گفت من نمی‌دانم که این وصف عنوانى تلف با کدام یک از این مصادیق بدون وجود این مصادیق به وجود آمده است؟ بعد از سانحه سى تیر ما برخورد کردیم به مفقودین حتى خود من نفهمیدم آخر این مفقودین یعنى چه ما جنگى نداشتیم دعوایى نبود، جهادى نبود، پس اینها چه شدند از بین رفتند؟ مفقودند، زیر تانک ماندند؟ مفقودند، کشتندشان؟ مفقودند؟ اسیرشان کردند خبر نداریم؟ مفقودند به فکر این مفقودین هیچ افتادید؟ آنها چه شدند این درد بی‌درمان را کجا باید برد؟ (قنات‌آبادى - کشتندشان بردند کرج چالشان کردند) بیایید بروید نبش قبر کنید پیدا کنید مادرانشان نمی‌دانند قبرشان کجاست. یک زنى را من دیدم بسیار افسرده می‌گفت کاش می‌دیدم با چشم خودم بچه عزیزم را به خون آغشته کردند و مى‌دانستم قبرش کجاست و می‌رفتم سر قبرش ناله می‌کردم هر جا می‌روم و هر طور ناله می‌زنم کسى به دادم نمى‌رسد و این یکى از کارهاى بسیار بدى است و همه ما مسئولیم و این یک معماى لاینحلی است و کمیته تحقیق هم رسیده به 80 تا 90 تا 100 تا مفقود. یک وقتى متوجه شد که اینها که کشته شدند البته قبرشان معلوم دستگاهشان هم مرتب به عنوان شهید آزادى هم معروف شدند اما آنهایى که مفقود شدند چطور شدند به اسیریشان بردند ما که خبر نداریم در کدام سیاه چالى زندگانى مى‌کنند. باید اینها به دست بیاید یکى از نکاتى که مورد استفاده من است این است که ما در مقابل اجانب عرض اندام کردیم من مى‌خواهم بگویم که ما رشیدیم و رشید کسى است که نفعش را از ضررش تشخیص می‌دهد.

نائب رئیس - اجازه بفرمایید آقاى حاج سید‌جوادى چون مذاکره‌اى که آقاى دکتر سنجابى کردند و طول کشید و مجلس موافقت فرمودند در واقع از 3 ربع متجاوز 3 مجموع مذاکرات به این دلیل آقایانی که موافقت داشتند که یک ربع به عنوان مذاکره قبل از دستور اضافه شود قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بفرمایید آقاى حاج سید‌جوادى.

حاج سید‌جوادى - یکى هم می‌خواستم تذکر بدهم به همه آقایان که بعد از این قیام‌ها و این نهضت‌هاى پى در پى که ما کردیم و بالاخره نشان دادیم به آن دول و آن ممالکى که نظر استفاده از این مملکت داشتند که چشم طمع را ببندید و روزنه امید را مسدود کنید دیگر شما از این مملکت با این قیام‌ها استفاده نمی‌کنید ولى این قیام‌ها به نظر من آن طور مغزدار نیست قیام مغزدار و نهضت عمیقانه کدام است؟ ما خصوصاً همکارهاى رشید و برادارن ارجمند من که هر یک به نوبه خود علاقه زیادى به آب و خاک و رفا و ارتقاى زیادى به این مملکت دارند یک جنبش عملى بکنند، یک نهضت عملى بکنند، یک قیام عملى بکنند، نه توپ می‌خواهد، نه تفنگ، نه تانک و نه سر‌نیزه و نه با پاسبان گلاویز شدن مى‌خواهد، نه حمله کردن به نظامى می‌خواهد فقط ما تحریم کنیم بر خودمان آنچه را از خارج مى‌آید و در شئون و حیثیت زندگى ما مدخلیت ندارد قطع نظر از تحریم امتعه دول استعمارچى که الان رقیب استفاده ما هستند و ما داریم قطع رابطه با آنها مى‌کنیم آن را از همه حیثت باید تحریم کنیم از همه جهات و دول دیگرى که مملکت ما را بازار گرم و نرم خودشان کرده و اجناس بى‌موردشان را مثل سیل خروشان توى این مملکت می‌ریزند (صحیح است) و آن اجناس در شئون اجتماعى و در حیثیت اجتماعى ما ارزش ندارد ما یک قیام مردانه‌اى باید بکنیم آقایان توجه بفرمایید خواهش مى‌کنم توجه بفرمایید ملتى که دسترنج دو سال کودکان معصوم ما که 50 سال دوام دارد و بعد از 50 سال عنوان عتیقه به خود بگیرد همین فرش‌هاى ما را آنها عنوان تجملى بهش داده و گمرک‌هاى سنگین و زیادى و با شروط بسیار مشکلى به مملکت‌شان وارد می‌کنند چرا؟ براى این که می‌گویند که ما سر تخت می‌خوابیم روى صندلى مى‌نشینیم این در شئون زندگى ما مدخلیتى ندارد که براى آن عنوانى قائل شویم ما در مقابل این دول باید استقامت کنیم رشدمان را نشان بدهیم و بگوییم ما ملتى هستیم که زیر بار شما نیستیم و با کهن جامه خود می‌سازیم این کار البته نتایج و ثمرات زیادى در بر دارد اول دستگاه‌هاى کارگرى خودمان را تا موقعى که بتوانیم دستگاه تولیدى و امور تولیدى به کار بیندازیم به کار مى‌افتد و هم آن پیرزن چرخ‌ریس مى‌تواند پشت چرخ بنشیند و یک لقمه نانى در بیاورد با هفت هشت نفر بخورد و بالاخره اگر ما بتوانیم کارى بکنیم که جلوى این فجایع و رذایل را بگیریم و آن گناه بزرگ که گناه خانمانسوزی است هم دشمنى به دین ما است، هم دشمنى به قرآن است، هم کمک به خائنین مملکت است، این را ریشه‌کن بکنیم این نهضت ملى و این قیام عملى را عمل کنیم و آن متوقف است به این که این کار را عملى کنیم و تقاضا دارم از برادارن عزیزم که یک وقتى را تعیین بکنند که یک مرتبه با لباس وطنى و تشریفات خودمان وارد بشویم این را تقاضا می‌کنم روزى را تعیین کنیم که با لباس وطنى بیاییم.

اذا کان رب البیت با الدف مولیا فشتمت اهل البیت کلهم الرقص چون که رب البیت دف گیرد به کف کل من فى البیت رقاصى کنند اگر بنا باشد که ما آشنا نباشیم به وظایف‌مان دیگران هم وظیفه خودشان را عمل نمی‌کنند و به علاوه یک چیزى را که می‌خواهم مورد توجه قرار بدهیم و سایر آقایان هم مورد توجه قرار بدهند این است که ما الان می‌خواهیم دستگاه اقتصادیات خودمان را در مقابل دیگران حفظ کنیم البته می‌دانید که یک کارخانه‌هایى در این مملکت وارد شده است که میلیون‌ها تومان براى آن خرج شده است دارد کم‌کم از بین می‌رود.

خوب وقتى که کارخانه‌اى کار نکرد مخصوصاً که دو هزار جمعیت بیکار را به کار گماشته است این اگر با آن مساعدت نشود ارفاق نشود بلا استفاده یک گوشه‌اى افتاده و از تمامش هم یک آتشى برمی‌خیزد و شعله مى‌کشد و همه افراد مملکت و شهرستان‌ها را می‌سوزاند پس ناچاریم که هر جا و یک دستگاه تولیدى به مخاطره افتاد ما با تمام قوا در ترمیم او و در تأیید او و در تشویق او و مساعده دادن به او کمک کنیم من جمله نامه‌ای‌ است که برایتان قرائت می‌کنم:

محضر مقدس حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین آیت‌الله العظمى جناب آقاى کاشانى مد‌ظله العالى از آن جایى که به تفضلات حضرت سبحانى عموم مسلمین جهان بالاخص ملت مسلمان ایران در کف حمایت حضرت آیت‌اللهى موفق به حل معضلات و مشکلات خود می‌باشند به شکرانه این نعمت لازم می‌داند که با نهایت اعتذار مصدع خاطر حضرت حجت‌الاسلامى گردید و استدعاى عطف توجه به مراتب زیر را بنماید:

کارخانه ریسباف که با سرمایه شصت میلیون و کسرى ریال به وجود آمده و در طول مدت بیست ساله عمر خود موفق شده است که اولاً صدها میلیون ریال از واردات کشور بکاهد ثانیاً ده‌ها میلیون ریال به خزانه دولت مالیات دهد ثالثاً هزاران نفر را از حیث کارگر و کارمند و دلال و دستباف و خدمه و غیرهم تکفل

+++

 کند و موجب امرار معاش گروه معتنابهى عائله و خانواده آنان گردد در نتیجه بحران‌هاى اقتصادى چند سال اخیر و سیاست غیر مصاب دولت‌هاى وقت دچار خسارات و تضرراتى گردید که نه فقط بینه مالى آن رو به ضعف نهاد بلکه رفته رفته کار به کندى و رکود کشید تا جایى که در اوایل سال 1330 کارخانه تعطیل شد اولیاى وقت اینجانب را که رئیس هیئت مدیره بودم به وسائلى راضى به افتتاح کارخانه و تهیه مایحتاج آن از اعتبارات و دارایى شخصى خودم نمودند و در مقابل وعده صریح دادند که مشکلات ما را رفع و جداً در صدد چاره‌جویى برآیند این جانب به استظهار آن مواعید با تحمل خسارات دو چندانى کارخانه را باز و مواد اولیه را به راه انداختم. ولى آنچه به دولت‌هاى وقت و مصادر امور عرضه شده است که این کارخانه باید کادر کارگرش تقلیل یابد و مساعدت مؤثرى درباره‌اش مبذول گردد با این قسمت من موافق نیستم که کارگرش تقلیل یابد خیر ولى مساعدتى که او بتواند کارخانه‌اش را راه بیاندازد، این را من لازم مى‌دانم و از شما هم تقاضا مى‌کنم که نگذارید یک گوشه‌اى از مملکت خراب شود و اوضاع این طور بشود. عرض دیگر من این است که یک لایحه به عنوان بخشودگى نسبت به زندانیان که جناب آقاى دکتر مصدق هم به دیدن‌شان رفتند و گریه هم کردند ایشان داده‌اند به مجلس اینجا راکد مانده است خواهش دارم تکلیف این را هم معلوم کنید که این بیچاره‌ها از بلاتکلیفى نجات پیدا کنند. یک تقاضاى دیگرى هم دارم که حضرت آقاى رفیع که نسبت به این امور کمال علاقه را دارند از من تقاضا کرده‌اند که به عرض آقاى وزیر امور خارجه که تازه به سر لطف و محبت با هم آمده‌ایم عرض کنم آن این است که تکلیف این زوار را معلوم کنند (وزیر خارجه - با شهربانى است) با هر کس است (قنات‌آبادى - جناب آقاى سید‌جوادى حالا کار زوار در درجه دوم است اول مملکت بعد زوار) خیلى خوب ولى حالا جمع شده‌اند و ریخته‌اند در این شهر و باید به کارشان رسیدگى شود باید بروند یا نروند از آقایان معذرت می‌خواهم و وقت‌شان را هم تلف نمی‌کنم.

3- طرح و تصویب سه فوریت و اصل ماده واحده مربوط به تفسیر اصل پنجم قانون اساسى‏

نائب رئیس - وارد دستور مى‌شویم طرحى با دو فوریت (نمایندگان - سه فوریت) و تقاضاى طرح فى‌المجلس رسیده که در واقع معنایش سه فوریت می‌شود چون تصریح هم دارد در آیین‌نامه که این چنین طرح و تقاضا در واقع مثل تقاضاى تغییر دستور است این است که ناچار در اول دستور باید مطرح گردد قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى

چون از یک طرف در اصل پنجم قانون اساسى مطرح شده است که منتخبین براى دو سال تمام انتخاب می‌شوند و باز اصل پنجاهم قانون اساسى هر دوره انتخابیه را به دو سال محدود نموده و نیز طبق اصل چهل و سوم قانون اساسى بعد از تشکیل مجلس سنا اجلاسات آن باید مقارن اجلاسات مجلس شوراى ملى باشد و از طرف دیگر چون نه در قانون و نه در قانون متمم آن براى دوره انتخابیه مجلس سنا مدت دیگرى تعیین نشده مسلماً منظور قانون اساسى این است که مدت هر دوره مجلس تقنینیه مجلس شوراى ملى و مجلس سنا دو سال باشد و چون طبق قسمت اول از اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسى شرح و تفسیر قوانین از وظایف مختصه مجلس شوراى ملى مى‌باشد علیهذا امضا‌کنندگان تفسیر قانون زیر را به شکل ماده واحده با قید دو فوریت پیشنهاد مى‌نماید که فى‌المجلس تصویب گردد.

ماده واحده - مجلس شوراى ملى با توجه به مفهوم کلى قانون اساسى و به اتکای اصول پنجم و چهل و سوم و پنجاهم قانون اساسى اصل پنجم قانون اساسى را چنین تفسیر مى‌نماید که مدت نمایندگى منتخبین هر دوره تقنینیه اعم از مجلس شوراى ملى و مجلس سنا دو سال است.

حاج سید‌جوادى - دکتر سنجابى - انگجى - دکتر شایگان - خسرو قشقایى - شمس قنات‌آبادى - اخگر - دکتر بقایى کرمانى - اقبال - دکتر فلسفى - جلالى - میلانى - خلخالى - دکتر معظمى - دکتر ملکى - نجفى - فردوسى - ناظر‌زاده - شاپورى - مجید موسوى - نریمان - کریمى - زهرى - ذکایى - مهندس زیرک‌زاده‏.

نائب رئیس - فوریت اول مطرح است آقاى دکترشایگان به عنوان مخالف صحبت می‌فرمایید.

دکتر شایگان - نخیر بنده موافقم‏.

نائب رئیس - آقاى دکتر سنجابى مخالفید؟

دکتر سنجابى - بنده موافقم.‏

نائب رئیس - آقاى مهندس زیرک‌زاده مخالفید؟

مهندس زیرک‌زاده - موافقم‏.

نائب رئیس - آقاى قنات‌آبادى مخالفید؟

قنات‌آبادى - موافقم‏.

خسرو قشقایى - مخالفى ندارد آقا.

نائب رئیس - مخالفى ندارد پس رأى می‌گیریم به فوریت اول به آقایانی که در خارجند اطلاع بدهید بیایند.

قنات‌آبادى - هفت هشت ده نفر بیرون نشسته‌اند (با ورود چند نفر عده براى رأى کافى شد)

نائب رئیس - آقایانی که با فوریت اول این طرح موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. فوریت دوم مطرح است هیچ یک از آقایان به عنوان مخالف تقاضاى صحبت دارند؟

چند نفر از نمایندگان - موافقیم مخالفى نیست‏.

نائب رئیس - وقتى که مخالف نباشد احتیاج به موافقت نیست پس مخالفى نیست رأى می‌گیریم به فوریت دوم آقایانی که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. فوریت سوم مطرح است مخالفى نیست؟ آقایانی که با فوریت سوم موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده واحده یک دفعه دیگر قرائت می‌شود. (به شرح سابق قرائت شد)

نائب رئیس - آقاى دکتر شایگان بفرمایید.

دکتر شایگان - بنده چنان که ملاحظه فرمودید این طرح را امضا کرده‌ام و فعلاً هم براى علت موافقتم با این طرح می‌خواهم اینجا صحبت کنم. این قضیه تفسیر قانون اساسى در باب مدت دوره تقنینیه که منظور نظر همین است که دوره مجلس سنا هم محدود شود به همین مدتى که مجلس شوراى ملى دارد (اخگر - قانون اساسى این کار را کرده) دو جنبه دارد یکى جنبه سیاسى و یکى جنبه قضایى. گمان می‌کنم با نطق‌هاى بسیار غراى مفیدى که در ظرف این دو سه جلسه اخیر و به خصوص در این جلسه در باب سنا شده است همه آقایان نمایندگان محترم معتقد شده باشند که بایستى وضع این سنا به یک وضع بهترى تبدیل شود و بنابراین کار بنده در قسمت سیاسى قضیه بسیار سهل است و من فقط بایستى استفاده کنم از دلایلى که آقایان در باب سنا در این دو سه جلسه اظهار کرده‌اند بحث آقایان این بود که آزادی‌خواهان صدر مشروطیت نه آنهایى که به این عنوان در مجلس سنا نشسته‌اند، بلکه آزادی‌خواهان واقعى منظور نظرشان در تدوین قانون اساسى این بود که این مجلس سنا تشکیل نشود و اگر مشکلاتى نداشتند ذکرش را هم حتى نمی‌کردند دلایل عدیده‌اى از متن قانون اساسى و متمم قانون اساسى الان آقاى دکتر سنجابى در اینجا بیان فرمودند. بنده آنها را دیگر تکرار نمى‌کنم روى این دلایل بود که آقایان نمایندگان مجلس شوراى ملى در چندین دوره یعنى در 15 دوره قائل شدند که لزومى ندارد مجلس سنا تشکیل شود و استفاده کردند از آن اختیارى که قانون اساسى به آنها داده بود راجع به نظامنامه تشکیل مجلس سنا و این نظامنامه را نگذراندند و از این بابت هم به جایى نرسید. چه شد که در دوره 15 هیئت حاکمه به فکر این افتاد که به قول خودشان نقص مشروطیت را رفع بکنند. علتش را همه، هم آن وقت و هم الان دانستند و مى‌دانند. علتش این بود که خرده خرده موانع شرکت ملت ایران در انتخابات مجلس شوراى ملى مرتفع شده بود و مردم دخالت می‌کردند در سرنوشت خودشان آنهایى که میل نداشتند مردم دخالت در سرنوشت خودشان بکنند به فکرشان رسید که مانعى بتراشند از این که ملت ایران بتواند از حق حاکمیت خودش استفاده بکند. این دول خارج که در ایران منافعى داشتند و ایادى داشتند اینها در طى چندین سال عده معینى را پرورده بودند که مقاصد خودشان را به دست آن ایادى در ایران انجام بدهند. این ایادى به دو علت داشت قطع می‌شد علت اول به همین علت که عرض کردم مردم هشیار شده بودند و مایل بودند که در همه جا در سرنوشت خودشان دخالت بکنند و در همه جا چه در تهران و چه در ولایات سعى کردند که واقعاً بیایند رأى بدهند بر‌خلاف گذشته که مردم مأیوس بودند از این که سعی‌شان به جایى برسد این نهضت پیدا شده بود این یکى. یکى دیگر این ایادى ساخته و پرداخته شده‌اى که چندین سال زحمت کشیده بودند تا اینها را درست کرده بودند کم‌کم داشتند می‌رسیدند به آنجایى که همه ما هم می‌رسیم. یعنى سنین ایادی‌شان طورى بود که دیگر تشریف نمى‌توانستند بیاورند در این مجلس دیگر قانون جلوشان را گرفته بود. حیف بود که چنین ایادى از دست آنها خارج شود اینها به فکرشان افتاد که بایستى آنها در یک جاى دیگر ذخیره شوند چون هیچ وقت میل ندارم که

+++

غیر منصفانه صحبت بکنم اینجا یک جمله معترضه‌اى عرض می‌کنم که عرایض بنده در باب مجلس سنا شمولش به حدى نیست که همه را در خود بگیرد و شامل همه نیست (صحیح است) بلکه در آنجا هم اشخاص پاکیزه و خوبى هست ولى وقتى که حکم می‌کنند حکم جارى بر اغلب است حکم را بر اغلب جارى می‌کنند وقتی که گفته می‌شود مجلس سنا یعنى اغلب آنها نه عموم آنها. بین آنها کسانى هستند و مردم پاکیزه‌اى هستند که البته این مطلب شامل حال آنها نیست. حالا به طوری که ملاحظه می‌فرمایید اینها در صدد بر‌آمدند که مجلسى را ایجاد کنند رفتند دلشان خیلى سوخت به حال ما خواستند مشروطیت را تکمیل کنند رفتند و وسایل فراهم کردند براى این که این مجلس سنا را درست کنند. ذکر تاریخ در صورتی که خود اشخاص حاضر با صحت و سلامت در آن اوان تشریف داشته‌اند لزومى ندارد ولى تذکرش شاید مفید است که بساط را طورى فراهم کردند که وزیر خارجه ایران نورى اسفندیارى رفت این شربت سنا را که داده بودند گرفت از رادیو لندن به ایادى خودشان در اینجا فهماندند که باد از کدام طرف مى‌وزد و آنها بایستى در اینجا چه اقدامى بکنند هنوز مردم ایران، وطن‌پرست‌هاى ایران از این وضع اطلاع نداشتند که ما می‌خواهیم مجلس سنا داشته باشیم اگر این مقدماتش درست بود همین که این سنا این دواى این دواى مهلک را غیر دوست تقدیم کرد شما باید پس بزنید اگر دوستى به شما چیزى داد قطعاً این دوست چیز بدى را نخواهد داد ولى اگر دشمن به شما چیزى داد قطعاً مى‌خواهد نتیجه‌اى بگیرد و مى‌خواهد با شما دشمنى بکند. قهرمان سنا در ایران دولت بهیه انگلستان بود (خسرو قشقایى - آن هم که رفت) تصادف عجیبى است یا تصادف نیست بلکه جریان طبیعى است که وقتى ریشه را قطع کردید این شاخه‌ها را هم لطفاً قطع بفرمایید ولى از آنجا که حکومت دکتر مصدق حکومت انقلابى نیست و از آن جایى که مجلس شوراى ملى نمی‌خواهد اقدامات انقلابى بکند بلکه می‌خواهد اعمالش همیشه روى مر قانون باشد این است که در صدد انحلال مجلس سنا بر‌نیامده است بلکه در صدد این بر‌آمده است که تعدیل بکند و راه تعدیل این است که عده‌اى از آقایان نهضت ملى به این فکر افتادند که این مسأله مدت شش ساله را بیاورند جلو این را تفسیر بکنند. این جهات سیاسى قضیه است و اما آمدیم سر جهات قضایى قضیه. جهات قضایى قضیه این است براى این که وجدان آقایان راحت باشد باید عرض کنم که تفسیر از این جهت می‌شود قانون را از این جهت تفسیر مى‌کنند و تفسیر را براى این در دنیا قائل شده‌اند که قوانین را منطبق بکنند بر حوایج مردم و آمال و آرزوهاى مردم تفسیر مى‌کنند. براى این که انقلاب نکنند، تفسیر مى‌کنند براى این که رادع‌ها و مانع‌هایى که براى حکومت قانونى‏ بایستى وجود داشته باشد بی‌جهت برداشته نشود و زنجیرها گسسته نشود، بلکه هر کارى مى‌کنند در چهار دیوار قانون باشد اگر سعى شده است که ما از متن قانون این نتیجه را بگیریم براى خاطر این است که این بدبختى که داریم این ماده خنازیرى که داریم این را بایستى قطع کرد، این را با شمشیر قانون قطع می‌کنیم تفسیر به این ترتیب می‌شود مطلبى است مورد ابتلا مطلب عبارت از این است که یک عده‌اى آمدند با تمهید مقدمات مجلسى که وجود نداشته است به وجود آورده‌اند و خودشان هم نظامنامه‌اش را نوشته‌اند و خودشان هم در جلسه آورده‌اند و به تصویب رساندند و خودشان هم آمدند یک مدتى برایش قرار دادند. وقتی که این مدت را قرار مى‌دادند از خاطرشان محو شد که بابا این سنایى که ملیون ایرانى و آزادیخواهان ایران اصلاً به وجودش قائل نبودند اگر حالا خواستند که به وجود بیاورند لااقل بایستى از حیث مزایا و امتیازات در عداد مجلس شوراى ملى باشد نه این که یک آقا بالا‌سرى بالای مجلس شوراى ملى بشود چه با وجود 6 سال مدت آنها فعلاً مقام ثابت دارند و مجلس شوراى ملى آب گذر است و همین دلیل است که به مبارزه ملت ایران که امروز متمرکز است در آقایان لبخند تمسخر مى‌زنند (صحیح است) آقایان قانون می‌گذرانید آنجا می‌رود دفن می‌شود برایش تعبیر و تفسیر مى‌کنند و می‌گذارند تا بماند. پس براى این که این امتیاز از بین برود براى این که بر فرض محال که وجود او به دردى بخورد در عداد مجلس باشد باید امتیازات او در حدود مزایاى نمایندگان مجلس شوراى ملى باشد نه بیشتر براى این که لااقل ارتجاع هم‌وزن آزادی‌خواهى باشد، دیگر رجحانى نداشته باشد اما چطور به این تفسیر رسیدیم عرض کردم این مسأله مبتلابه ما است به این راه‌حلى است که براى اجتناب از انقلاب به نظر رسیده است این عبارت از این است که اولاً تفسیر قانون از مختصات نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى است و سناتورها در این باب کاره‌اى نیستند. این اصل اول. اصل دوم عبارت از این است که در تمام اصول قانون اساسى و متمم قانون اساسى ماده‌اى ذکر نشده است که مجلس سنا مدتش چند سال است ما هم مورد ابتلای‌مان هست که ببینیم این مدت باید چند سال باشد در چنین موردى کار بایستى به مقایسه و با رجوع به سایر اصول که ممکن است براى ما راهنما باشد کارمان را انجام بدهیم مراجعه می‌کنیم به اصولى که در باب مدت صحبت کرده است مى‌بینیم هر جا صحبت از دوره تقنینیه و دوره منتخبه شده است صحبت از دو سال است و بیش از دو سال صحبتى نیست کسى نمی‌تواند بگوید آن روحیه‌اى که اینجا صحبت شد راجع به مجلس سنا و آن فکرى که آزادی‌خواهان داشتند این بوده است که مجلس سنا استفاده ببرد از این مزایایى که مجلس شوراى ملى استفاده کرده کسى نمی‌تواند بگوید که آنها چنین میلى داشته‌اند که مقننین قانون اساسى می‌خواسته‌اند دو سال براى مجلس شوراى ملى باشد و براى آنها شش سال باشد من گمان نمی‌کنم که هیچ کس در این امر تردید بکند که مقننین قانون اساسى با متمم قانون اساسى در نظر داشتند که دوره سنا شش سال باشد حداکثر محبتى که در باب آنها ممکن بوده است بکنند این بوده است که بگویند اینها مثل خود ما باشند اگر دلیلى اگر ماده صریحى آنجا بود که کار به اینجا نمى‌کشید ولى دلایل استحسانى هست و استحساناتی که ما داریم عبارت از این است که در ماده دیگرى در اصل دیگرى می‌گوید اجلاسات اینها مقارن است.

لازمه مقارنه اجلاسات این است که هر دو اینها دو ساله باشند کسى در باب اجلاس که تردیدى نمی‌تواند داشته باشد غرض از اجلاس دوره اجلاسیه بوده است به دلیل این که در تمام قوانینى که گذشته است حتى قوانینى که براى مجلس سنا گذارنده‌اند و بنابراین اگر ما این اصل را بگیریم که می‌گوید اجلاسات مقارن است لازمه تقارن هم مدت بودن است نمی‌تواند آن شش سال باشد این دو سال ملاحظه می‌فرمایید این کارى را که الان ما می‌خواهیم بکنیم یعنى می‌خواهیم امورى راجع به مجلس سنا را که درش صریحاً اختلاف شده است و مواد صریحه‌اى در قانون اساسى و متمم قانون اساسى نداریم مى‌خواهیم نظرى استنباط و استخراج بکنیم. این سابقه دارد. سابقه‌اى که همین چند ماه پیش همین وکلاى سنا آن سابقه را ایجاد کردند به سر و سینه می‌زدند که باید این طور باشد یعنى هر چیزى، هر مطلبى راجع به سنا هست اگر صراحت داشته باشد در این قانون اساسى و متمم قانون اساسى دیگر بحثى نیست و اگر صراحت نباشد آنها به مقایسه خودشان با مجلس شوراى ملى مى‌خواستند استنباط حکم کنند یکى از آنها که الان در نظر بنده است می‌خواهم به عرض برسانم:

همه اینها یقه پاره می‌کردند که آقایان ما هم مصونیت داریم اگر آقایان تمام قانون اساسى و متمم قانون اساسى را بخوانند یک اصل پیدا نمى‌کنند که بگوید سناتور مصون است یا سنا مصونیت دارد ولى همه این را قبول می‌کردند روى چه؟ روى مقایسه، می‌گفتند اگر مجلس سنا می‌بایستى باشد ناچار باید از مزایاى مجلس شوراى ملى هم استفاده کند بنابراین گفتند نظر به این که قانون اساسى گفته است که نمایندگان مجلس شوراى ملى مصون هستند باید آنها هم مصون باشند و خود آنها بر این ترتیب اثر دادند و از مصونیت بحث کردند و همه هم گفتند که بلى، مصون هستند. بنابراین آقایان اگر این را به صلاح مملکت بدانند و به آن رأى بدهند هم بر طبق مصلحت هم بر طبق اصول کلى قانون اساسى رفتار شده است (صحیح است) و از همه مهم‌تر این است که رفع تبعیض شده باشد اشخاصى هستند که اینها را اصلاً قبول‌شان ندارند ما که معتقد هستیم و قبول‌شان داریم لااقل باید آن قدر قبول‌شان داشته باشیم که مثل خود ما باشند دیگر آقا بالا‌سر ما نباشند و داشتن مدت طویل‌تر قطعاً به آنها این مزیت را می‌دهد و براى آنها این اشتباه را ایجاد می‌کند دوستان بنده مکرر می‌گویند پر نگو و از این جهت که دوست می‌گوید باید قبول کرد بر‌خلاف آن چیزى که رادیو لندن می‌گفت که نبایستى قبول کرده باشند و بنده فقط یک جزو را پیشنهاد می‌کنم که اضافه شود و آنجا نوشته بشود که مدت دو سال از کى تا کى است که بعد این اشکال پیش نیاید (صحیح است) و باز دوباره اینجا مجبور نشویم که یک تفسیرى بر تفسیر بکنیم.

نائب رئیس - چون آقاى دکتر شایگان به عنوان موافق صحبت کردند و از اول همین طور توضیح دادند اگر مخالفى نیست مذاکره در کلیات را کافى بدانیم ولى قبل از این که پیشنهادات مطرح بشود باید به کفایت مذاکرات رأى بگیریم به آقایان اطلاع بدهید که بیایند توى جلسه (شمس قنات‌آبادى - توى اطاق هیئت رئیسه هم یک عده‌اى نشسته‌اند) (در این هنگام عده کافى شد) آقایانى که با کفایت مذاکرات در کلیات نسبت به طرح تقدیمى موافق هستند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد دو پیشنهاد رسیده است که قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقاى خلخالى به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر را به ماده واحده اضافه فرمایند.

تبصره - تصریح می‌گردد که ماده واحده مطروحه و تفسیر که به عمل آمده عطف به ماسبق می‌شود یعنى احتساب از تاریخ تأسیس و تشکیل فعلى مجلس سنا خواهد بود.

نائب رئیس - پیشنهاد آقاى دکتر شایگان هم قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

اینجانب پیشنهاد می‌نمایم عبارت ماده واحده به نحو ذیل اصلاح شود: مدت دوره تقنینیه مجلس سنا مساوى با مدت دوره تقنینیه مجلس شوراى ملى خواهد بود.

نائب رئیس - آقاى خلخالى

+++

خلخالى - البته درباره مجلس سنا آقایان به ترتیب بیاناتى فرمودند و من نظرم از این تبصره‌اى که پیشنهاد کردم رفع دخل مقدر بود به قول علما همان طور که جناب آقاى دکتر شایگان هم تصریح فرمودند تقارن اجلاسات می‌رساند که مجلس سنا با شورا باید هم‌قدم و هم‌زمان باشد و این قهر از روزی که سنا تشکیل شده باید احتساب بشود و ممکن بود که به نظر بعضى از آقایان برسد که این ماده واحده بعد از این مورد عمل قرار بگیرد و مجلس سنا دو سال دیگر باشد من مخصوصاً تصریح کردم که مجلس سنا از روزی که تقریباً سه سال پیش تشکیل شده دو سالش را باید حساب کرد یعنى ثمره این مطلب و نتیجه‌اى که به دست مى‌آید این است که با احتساب این مدت تقریباً مدت مجلس سنا تمام شده و چون نظر ما این است که همان طور که آقایان فرمودند با شمشیر قانون حق را از باطل جدا کنیم نخواستیم از راه‌هاى دیگر احساسات ملت ایران و منویات و خواست‌هاى آنها را به منصه ظهور برسانیم. با وجود این بنده عرض می‌کنم که این امر دلالت تضمینى به قبول مجلس سنا برخلاف فلسفه‌اى که آقایان فرمودند نیست و ندارد. یعنى اگر این ماده واحده را به مجلس آوردیم دلالت بر این ندارد که این مجلس سنا را با آن مقدماتى که آوردند قبول داریم خیر قبول نداریم بلکه ما می‌خواهیم در این مملکت منظور ملت را که برداشتن سدها از جلو پاى ملت است به وسیله قانون عملى بکنیم و اگر چنانچه این ماده واحده را عطف به ماسبق نکنیم و در این تفسیرى که بنده عرض می‌کنم که از احتساب مدت روز تشکیل است به عمل نیاید دو سال دیگر زنجیر در پاى ملت ایران نهاده شده است بنابراین من استدعا می‌کنم که آقایان به این تبصره‌اى که اینجا تصریح شده گر چه آن ماده واحده مطلب را می‌رساند ولى این پیشنهاد تصریح می‌کند رأى بدهند و تصویب بفرمایند.

نائب رئیس - با این تبصره مخالفى هست؟ (قنات‌آبادى - بنده مخالفم)

دکتر شایگان - آقاى خلخالى خواهش می‌کنم صرف‌نظر بفرمایید.

قنات‌آبادى - نسبت به پیشنهاد جنابعالى و خواهش رفقا توأم، همین کار را خواهم کرد. این تبصره‌اى که جناب آقاى خلخالى پیشنهاد فرمودند، اساساً این طور است که آقایانى که وارد این جریان هستند و بهتر حق اظهار‌نظر دارند اصلاً تفسیر‌هایى که مجلس شوراى ملى می‌کند تبصره‌بردار نیست. به علاوه چون تاکنون راجع به مدت نمایندگى مجلس سنا از طرف مجلس شوراى ملى تفسیرى نشده بود و این اولین دفعه است که مجلس تصمیم گرفته است اصول قانون اساسى را  تفسیر بکند و مدت نمایندگى را روشن بکند، مسلماً این خود به خود عطف به ماسبق می‌شود (یکى از نمایندگان -  تفسیر قاعده‌اش این است که عطف به ماسبق می‌شود قانون است که عطف بماسبق نمی‌شود) تفسیر عطف به ماسبق می‌شود بنابراین همان طور که آقایان محترم از آقاى خلخالى خواهش کردند، ایشان تبصره‌شان را پس می‌گیرند. اما بنده یک نکته‌اى را می‌خواهم عرض کنم از خلال مخالفت با این تبصره پیشنهادى آقاى خلخالى، و اجازه گرفته بودم که در کلیات صحبت بکنم و مجال پیدا نشد و آن این است که آقایان نمایندگان وقتى در یک مملکتى شرایط زندگى مثل مملکت ما می‌شود یعنى یک دسته‌اى همه چیز داشته باشند و یک دسته‌اى از همه چیز محروم باشند یعنى یک دسته خیلى و معدود انگشت‌شمار مثل اکثریت آن سناى گذشته، چون به عقیده بنده دیگر سنایى وجود خارجى ندارد،‌ مثل اکثریت سناى گذشته و بعضى از آقایان دیگر همه چیز داشته باشند یک دسته اکثریت، یعنى نود و نه و نیم درصد افراد این مملکت هیچ چیز نداشته باشند. در این مملکت تصادم، اعتصاب، شورش، عصیان. طغیان حتمى است کار مملکت ما به اینجا رسیده که اگر عقلاى قوم و آنهایى که می‌دانند و درک کرده‌اند که اگر این مملکت باشد آنها هم مى‌توانند وزیر شوند و وکیل بشوند. آقا بشوند،‌ محترم بشوند،‌ این عدم تعادل و این عدم توازن را عاقلانه و عادلانه تعدیلش بکنند. مسلماً انقلابى که تر و خشک را با هم می‌سوزاند به وجود نمى‌آید. بنابراین این طرح پیشنهادى و این تفسیر قانون اساسى و روشن کردن تکلیف آقایانى که تا دیروز مدعى نمایندگى مجلس سنا بوده‌اند براى جلوگیرى از انقلابى است که تمام علاقه‌مندان به بقاء استقلال کشور معتقدند که نباید امروز انقلاب بشود، چون ما معتقدیم و در عین حال می‌دانیم که چون تا این آقایان هستند و یا نظایر اینها در این مملکت آزادانه زندگى می‌کنند و بدبختانه حکومت می‌کنند، طبقات محروم به حق‌شان نمی‌رسند. لذا این طور تصمیم گرفته شد که این تفسیر شود و جلوى این ترکتازى یک عده‌اى که مملکت را به این حد از سیه‌روزى و بدبختى رسانیده‌اند، گرفته شود. آقایان باید یک عده‌اى فداى مملکت شوند، باید یک عده‌اى نابود بشوند تا ایران سربلند و پرافتخار توأم با یک عدالت واقعى وجود داشته باشد و آن عده‌اى که باید معدوم و نابود بشوند و از صحنه اجتماع خارج بشوند مسلماً اشخاصى هستند که تاکنون براى این مملکت اسباب بدبختى و بیچارگى بوده‌اند. هیئت‌های حاکمه سابق بوده‌اند که اکثرشان در سناى سابق جمع شده‌اند. بنابراین، این آقایان باید فداى بقاى مملکت و عظمت ایران بشوند. یک طومارى هم رسیده از سرچشمه و سایر جاها راجع به پشتیبانى از دولت در قطع رابطه و تقاضاى انحلال سنا (یک نفر از نمایندگان - این تفسیراست) ببخشید همین تفسیر

نائب رئیس - آقاى خلخالى‏

خلخالى - به طوری که مذاکره فرمودند بنده هم در پیشنهاد خودم و هم در عرایضم تصریح کردم عطف به ماسبقى که در خود ماده هست تصریح بشود بنابراین چون در خود ماده هست بنده پس می‌گیرم.

نائب رئیس - پیشنهاد آقاى دکتر کیان قرائت می‌شود.

اینجانب پیشنهاد می‌نمایم عبارت ماده واحده به نحو ذیل اصلاح شود.

مدت دوره تقنینیه مجلس سنا مساوى با مدت دوره تقنینیه مجلس شوراى ملى خواهدبود.

نائب رئیس - آقاى دکترکیان‏

دکتر کیان - بنده خیلى خوشوقتم که یک بحثى را که از ابتداى دوره گذشته طرح کرده بودم تا حدى دارد به نتیجه نهایى‌اش می‌رسد (حاج سید‌جوادى - الحمدالله) آقایانی که در دوره پانزدهم هم در مجلس شوراى ملى تشریف داشتند خوب به خاطر دارند که از ابتداى مواجهه مجلس شوراى ملى و مجلس سنا به عقیده بنده این بود که مجلس سنا بایستى در حدود خیلى محدودى محدود باشد و مداخلاتش در امور تقنینیه بسیار ناچیز و جنبه مشورتى داشته باشد این بحث کراراً و مخصوصاً در موضوع بودجه به کرات مطرح شد و جناب آقاى دکتر مصدق هم که آن وقت نماینده بودند حضور داشتند و آن وقت هم بنده بیش از دوستان دیگر ساعى بودم که اقلاً بردن بودجه را به مجلس سنا جلوگیرى بکنیم و به عقیده بنده که هنوز هم در این عقیده راسخم اساساً آنچه مربوط به دخل و خرج کشور است لزومى ندارد که به سنا برود و این رسمى هم که بعداً برقرار گردید بر‌خلاف نظر بنده و بعضى از رفقا، بر‌خلاف قانون اساسى است و بودجه نباید به مجلس سنا برود، حتى از لحاظ مشورتى. اما در موضوع این مدت، بنده این را هم کاملاً معتقدم که بایستى تعدیل بشود و این تفسیر هم تفسیر کاملاً به جایى است بنده پیشنهاد کرده‌ام به جاى این که مدت را دو سال بنویسیم، بنویسیم که مدت دوره تقنینیه مجلس سنا مساوى و معادل دوره تقنینه مجلس شوراى ملى خواهد بود. این البته همان دو سالى که در آنجا هست تأمین کرده در عین حال جاى این بحث احتمالى را هم که سابقاً در مجلس شوراى ملى دارد باز گذاشته است که اگر مدت مجلس شوراى ملى تفاوت کرد و بر مدتش افزوده شد آن وقت در آن موقع هم باز این محدودیت دو سال باقى نمی‌ماند و اگر در آتیه بر مدت مجلس شوراى ملى اضافه شد همان قدر هم به دوره مجلس سنا افزوده خواهد شد از این جهت است که بنده می‌خواهم عرض کنم چون این جنبه تفسیرى دارد و چون بیاناتى که آقایان فرمودند و استدلال‌هایشان همه بر این اساس بود که هیچ جا قانون اساسى از لحاظ مجلس سنا تبعیض و برترى قائل نشده است و از این لحاظ بایستى تساوى داشته باشند با این کلمه تساوى به عقیده بنده نظر آقایان را کاملاً تأمین می‌کند و نسبت به دو سال هم محدود می‌کند و در آتیه هم اگر تغییرى در مدت مجلس شوراى ملى داده شد، نسبت به مجلس سنا هم همین‌ طور عمل می‌شود. بنابراین عرایضى که کردم به جاى آن قسمت این را تصویب بفرماییدکه هر دو نظر تأمین بشود.

نائب رئیس - آقاى اخگر

اخگر - مطلبى که در اینجا مذاکره شده است و طرح شده، تصویب شده، یک مطلب خیلى ساده بود، تفسیر قانون بود که مدت سنا چقدر بایستى باشد، همانطور که در این طرح پیش‌بینى شده دو سال باید باشد، این پیشنهادى که جناب آقاى دکتر کیان فرمودند اگر قبول شود اسباب اشکال بیشترى خواهد شد براى این که ممکن است دوره‌هاى اجلاسیه مجلس سنا با هم تقارن نداشته باشد مثل همین حالا و ممکن است که مجلس سنا نباشد، شورا باشد، شورا بخواهد انتخاباتش را شروع بکند. تعطیلى پیدا شد، مجلس سنا هست این اشکالات در صورت قبول پیشنهاد جناب آقاى دکتر کیان پیدا می‌شود و ممکن است مجلس اجباراً دچار تعطیل یا بلاتکلیفى شود بنابراین پیشنهاد می‌کنم که آقاى دکتر کیان پیشنهاد خودشان را پس بگیرند و یک پیشنهاد دیگر هم دارم و آن این است که استدعا می‌کنم آقایان دیگر پیشنهاد نفرمایند.

نائب رئیس - آقاى دکتر کیان‏

دکتر کیان - با تذکراتى که بعضى از دوستان دادند بنده این جور احساس می‌کنم که منظور اساساً تأمین است و نظر این است که دو سال باشد بنابراین پیشنهاد خودم را پس می‌گیرم‏.

نائب رئیس - بنابراین چون آقایان پیشنهادات را پس گرفتند ماده واحده دو مرتبه قرائت می‌شود (ماده واحده - به شرح سابق قرائت شد) آقایانى که با ماده واحده موافقت دارند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد لایحه حکومت نظامى مطرح است.

شمس قنات‌آبادى - بنده یک تذکرى دارم این آقایانى که تا دیروز اینجا سناتور بودند حق ندارند دیگر بیایند اینجا جلسه بکنند و اگر بخواهند بیایند اینجا باید از آقایان نمایندگان بلیط بگیرند و بیایند تماشا (خنده نمایندگان)

نائب رئیس - بنده عقیده ندارم که مطالب زننده از طرف آقایان نمایندگان عنوان بشود ولى آنچه مسلم است این است

+++

که دوره مجلس سنا خاتمه یافته تلقى می‌شود.

4- معرفى آقاى مفتاح به معاونت وزارت امور خارجه به وسیله آقاى وزیر امور خارجه‏

نائب رئیس - آقاى وزیر امور خارجه بفرمایید.

وزیر امور خارجه (آقاى دکتر فاطمى) - با اجازه آقایان نمایندگان محترم آقاى عبدالحسین مفتاح را که آقایان به طرز کار و مخصوصاً خدماتى که در امر نفت در مأموریت‌های‌شان انجام داده‌اند،‌ آشنا هستند به معاونت وزارت امور خارجه معرفى می‌کنم (مبارک است)

5- تقاضاى آقاى دکتر بقایى راجع به طرح لایحه دوره شانزدهم در مورد مستمرى ورثه سرهنگ نوری‌شاد طبق ماده 41 آیین‌نامه داخلى‏

دکتر بقایى - بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم‏.

نائب رئیس - طبق چه ماده؟ (دکتر بقایى - طبق ماده 41) بفرمایید.

دکتر بقایى - طبق ماده 41 آیین‌نامه داخلى مجلس شوراى ملى لوایح و طرح‌هایى که در هر دوره تقنینیه به مجلس تقدیم شده و بلاتکلیف مانده، باید دولت آنهایى که لازم می‌داند در ابتداى دوره بعد تقدیم کند براى این که به تصویب برسد یا نمایندگان خودشان یک طرحى تهیه کنند براى به تصویب رساندن همان لوایح و پیشنهادات در دوره شانزدهم به طوری که آقایان محترم اطلاع دارند، در وقایع آذر‌ماه یکى از افسران شرافتمند شهربانى مرحوم سرهنگ نوریشاد به شهادت رسید و براى او یک لایحه‌اى تنظیم شد متأسفانه مصادف با آخر مجلس شد تمام کارهاى این لایحه شده است فقط رأى نهایی‌اش باقی مانده و لایحه به تصویب کمیسیون بودجه هم رسیده و یک رأى نهایى لازم دارد که باید داده شود چون خانواده مرحوم سرهنگ نورى‌شاد در منتهاى استیصال هستند طرحى براى آن مرحوم تهیه شده و به امضاى آقایان نمایندگان رسیده که تقدیم مقام ریاست می‌شود.

6- طرح لایحه تمدید حکومت نظامى در تهران‏

نائب رئیس - عرض کنم که تقدیم این طرح احتیاج به اخطار نظامنامه نداشت لایحه حکومت نظامى مطرح است که قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى

لایحه اجازه تمدید مقررات حکومت نظامى در تهران و حومه براى مدت دو ماه از تاریخ پنج صبح روز 29 مهر‌ماه 1331 که در جلسه روز شنبه 26 مهر‌ماه 1331 به تصویب مجلس سنا رسیده است به ضمیمه ایفاد می‌گردد.

نائب رئیس مجلس سنا دکتر سعید مالک‏

لایحه قانونى اجازه تمدید مقررات حکومت نظامى در تهران و حومه‏

ماده واحده - به دولت اجازه داده می‌شود که مقررات فرماندارى نظامى را در تهران و حومه براى مدت دو ماه دیگر از تاریخ پنج صبح 29 مهرماه 1331 تا پنج صبح 29 آذر‌ماه 1331 تمدید نماید. ماده واحده فوق در جلسه روز شنبه 26 مهر‌ماه 1331 به تصویب مجلس سنا رسیده است.

نائب رئیس مجلس سنا دکتر سعید مالک‏

نائب رئیس - آقاى خلخالى (حاج سید‌جوادى - بنده مقدم بودم) ایشان در لیست اسم نوشته بودند قبلاً (حاج سید‌جوادى -  خیلى مرحمت فرمودند) بفرمایید آقاى خلخالى‏.

خلخالى - من راجع به این لایحه لازم نمی‌دانم مطالب زیادى عرض کنم فقط نظر آقایان را به این نکته جلب می‌کنم که چندى پیش لایحه حکومت نظامى تهیه شده بود البته چون آقایان نمایندگان مخالف بودند دولت به احترام افکار نمایندگان آن را مسترد داشت همان دلایلى که راجع به استرداد این لایحه در آن موقع بود اکنون هم به قوت خود باقى است یعنى مطلب جدیدى اتفاق نیفتاده است (در این موقع مجلس از اکثریت افتاد)

7- ختم جلسه به عنوان تنفس‏

نائب رئیس - اجازه بفرمایید عده کافى نیست پیشنهاد تنفس هم رسیده و الان عده براى رأى گرفتن کافى نیست خود بنده پنج دقیقه تنفس اعلام می‌کنم حق آقاى خلخالى هم محفوظ است‏.

 (مجلس مقارن ظهر به عنوان تنفس ختم و دیگر تشکیل نگردید)

نائب رئیس مجلس شوراى ملى - احمد رضوى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294769!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)