کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهاردهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏14
[1396/05/18]

جلسه: 29 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 24 اردیبهشت ماه1323  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2 - تعیین موقع جواب استیضاح آقاى مهندس فریور

3- جواب آقاى وزیر جنگ به سؤالات آقایان اسعد و فرمند و ساسان و قبادیان و تقدیم سه فقره لایحه‏

4- تصویب استوارنامه نمایندگى آقایان رضا حکمت و نمازى و معدى و امام جمعه از شیراز

5- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏14

جلسه: 29

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 24 اردیبهشت ماه1323

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2 - تعیین موقع جواب استیضاح آقاى مهندس فریور

3- جواب آقاى وزیر جنگ به سؤالات آقایان اسعد و فرمند و ساسان و قبادیان و تقدیم سه فقره لایحه‏

4- تصویب استوارنامه نمایندگى آقایان رضا حکمت و نمازى و معدى و امام جمعه از شیراز

5- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مجلس یک ساعت و بیست دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى آقا سید محمد‌صادق طباطبایی تشکیل گردید

صورت مجلس سه شنبه 19 اردیبهشت ماه را آقاى طوسى (منشى) قرائت نمودند

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده :

غایبین با اجازه - آقایان :عباس مسعودی - بوشهری

غایبین بی­اجازه - آقایان : تهرانچی- فرمند - شریعت­زاده - ملک­مدنی - جواد مسعودی - صفوی- نقابت- خلیل دشتی - آصف - فداکار - دولت آبادی - سیف­پور - کفایی

دیر آمده بی­اجازه – آقای اکبر)

1 - تصویب صورت مجلس

رئیس- آقاى دولت آبادى

دولت آبادى- بنده را غایب بى­اجازه نوشته بودند در صورتی که بنده از مقام ریاست استجازه کرده بودم استدعا می­کنم اصلاح بفرمایند .

رئیس- اصلاح می­شود. در صورت مجلس مخالفى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2- تعیین موقع براى جواب استیضاح آقاى مهندس فریور

مهندس فریور- آقا وقت استیضاح را معین کنید

رئیس- آقاى نخست وزیر می­بایستى امروز تعیین وقت شود براى استیضاح. آقاى فاطمى .‏

فاطمى- بنده می­خواستم عرض کنم مطابق نظامنامه باید روز استیضاح قبلاً معین شود البته آقاى نخست وزیر بر حسب وظیفه که داشتند آمدند و فرمودند که امروز حاضرم براى استیضاح بنده پیشنهادى تقدیم مقام ریاست کردم و استدعا کردم که استیضاح بماند براى جلسه بعد (صحیح است)

رئیس- تصور می­کنم دیگر محتاج به رأى گرفتن نیست.

+++

آقایان موافقت می­فرمایند براى روز سه­شنبه (صحیح است) بنابراین آقاى اسعد ممکن است سؤال خودشان را بفرمایند.

اسعد- در زمان وزارت جنگ تیمسار سپهبد احمدى در 1321 بیست و دو میلیون تومان محاسبه وزارت جنگ در دوایر مرکزى رسیدگى نشده بود تیمسار سپهبد احمدى وزیر جنگ دستور دادند کمیسیونى تشکیل ورسیدگى به آن محاسبه بشود پس از این که تیمسار سپهبد احمدى کناره­گیرى کردند جناب آقاى زند وزیر جنگ شدند تمنا دارم توضیحى در باب اقدامات آن کمیسیون بیان فرمایند که معلوم شود این مبلغ چه شده است در آن موقع ریاست کارپردازى در عهده آقاى سرهنگ معارفى و ریاست کمیسیون مذکور به عهده تیمسار سرلشگر شقاقى بود مذاکراتى که در اطراف ارتش می­شود البته هر اداره خوب و بد دارد ما صاحب­منصبان خوب هم داریم از آقاى وزیر جنگ تمنا داریم در این موقع آقاى نخست وزیر و آقاى وزیر جنگ کارهاى مهم ارتشى را به یک اشخاص صحیح­العملى واگذار کنند که هم اسباب خوشوقتى آقایان نمایندگان و هم موجب رضایت ملت باشد (صحیح است)

3 - جواب آقاى وزیر جنگ به سؤال آقایان اسعد و فرمند و ساسان وقبادیان با تقدیم سه فقره لایحه

وزیر جنگ- نماینده محترم آقاى اسعد سؤالى از وزارت جنگ راجع به حساب بیست و دو ملیون کردند بنده هر چه تحقیقات کردم در وزارت جنگ یک حساب معین و مشخص بیست و دو میلیونى وجود نداشت تصور می­کنم که این جزء حساب پنجاه و یک میلیونى است که به عنوان پیش پرداخت به لشکرهایى که در خارج بعد از قضایاى شهریور تمرکز پیدا می­کرد به آنها داده بودند براى تهیه خواربار و مصارف ضرورى خود و به علاوه به آنها دستور داده شده بود که چون خواربار کمیاب بود سعى کنند مایحتاج خود راحتى براى شش ماه سال 21 تهیه کنند در آخر سال حسابدارى مرکز این وجوهى را که به آنها داده بودند از بودجه­شان کسر می­کنند صرف نظر از این که یک مقدارى از آن پول­ها صرف یک مقدارى جنس براى آذوقه شده بود از لشکرهاى بیرون شکایت رسید که این مقدار از بودجه ما را نرسانده­اند و مرکز هم گفته است که بدون اسناد و مدارک ما وجهى نمی­دهیم به این جهت آقاى سپهبد احمدى یک کمیسیونى تشکیل می­دهد که به این حساب­ها رسیدگى شود و ریاست آن را واگذار می­کند به آقاى سرلشکر فیروز آقاى سرلشکر فیروز دستور می­دهد که تمام این لشکرها نمایندگان خودشان را با اسناد لازمه بفرستند به مرکز که رسیدگى شود یک عده از نمایندگان حرکت می­کنند و می­آیند و در موقع رسیدگى معلوم می­شود که اسناد اینها کافى نیست یک مدتى طول می­کشد دستور می­دهند که اینها برگردند و اسنادشان را تکمیل کنند و بیایند ولى سرلشکر فیروز مأموریتى پیدا می­کند به اصفهان براى رسیدگى به قضیه سمیرم آن وقت ریاست کمیسیون واگذار شد به سرلشکر شقاقى ایشان هم شروع به رسیدگى می­کنند و عقیده­شان بر این می­شود که از مرکز کمیسیون­هایى فرستاده شود که در هر محلى با واگذارى یک وجهى به آنها بروند و شروع به رسیدگى کنند و طلب­هاى مردم را بدهند و این برمی­خورد به یک اشکالات محاسباتى و مقررات مالى ارتشى که می­گوید نمی­شود این کار را کرد یک مقدارى هم رسیدگى به این منوال می­کنند و دفعتاً متوجه می­شوند به حساب­هاى لشکر 1 و 2 مرکز چون یک مقدار لشکرهاى 1 و 2 مرکز در بیرون بوده و اینها هم یک پول­هایى خرج کرده­اند توسط لشکرهاى خارج که اینها هم یک رسیدگى­هایى لازم داشت بعد از یکى دو ماه که ایشان مأموریت داشتند تغییر مأموریت پیدا می­کنند به ریاست دادرسى ارتش ولى بعداً استعفا مى­دهند و با وسایلى که در ارتش موجود بوده است یعنى در اداره سر رشته دارى که مأمور رسیدگى به این کارها است یک مقدارى از حساب­ها به هر نحوى که بوده رسیدگى می‌شود و تا به حال شاید قسمت زیادى تصفیه شده و بعد مطابق سازمان جدیدى که در اداره سررشته دارى داده شده است و این موضوع مربوط به اداره سررشته دارى است که باید رسیدگى کنند و در آنجا یک اداره ممیزى تشکیل شده است و تمام

+++

اوراق و اسناد مراجعه شده است به آنجا و الان مشغول رسیدگى هستند بدیهى است اشخاصى که نتوانند حساب­شان را تصفیه کنند و معلوم شود که پول­هایى حیف و میل شده است و قطعاً هم همین طور بوده است شدیداً مورد تعقیب و مجازات قرار مى­دهند و یک مقررات دیگرى هم وضع شده است در نتیجه این تجربه که ملزم می­کند تمام اشخاص ذى حساب را در ارتش که اگر شش ماه بیشتر پول بدون رد کردن حساب نزد آنها بماند معلق می­شوند. این جواب آقاى اسعد بود حالا اگر آقایان دیگر هم سؤالى دارند بفرمایند .

رئیس- آقاى اسعد .

اسعد- بنده قسمت بیست و دو میلیون را که عرض کردم راجع به مرکز است و این که آقاى وزیر جنگ بیان کردند پنجاه و یک میلیون خیلى خوشوقت شدم (بعضى از نمایندگان- آقا تأثر دارد) بله تأثر نیست براى این که هر قدر بیشتر خورده­اند بایستى مال ملت را پس بدهند غرض بنده بر این بود که این کمیسیونى که معین شد پیش از این که آمدند به وزیر جنگ راپورت دادند و اختیاراتى گرفتند و اشخاصى را آوردند و تحت نظر گرفتند و بعد از آن که تحت نظر گرفتند اقرار کردند به دزدى خودشان و اقرار کرده­اند که این پول­ها را ما داده­ایم و مستغلات و ملک خریده­ایم و حاضر شده­اند که حتى ممیز برود و رسیدگى بکند و بعد از تقویم این املاک را واگذار کنند تغییر و تبدیل وزارت جنگ این موضوع را از میان برد و حالا استدعا دارم که آقاى وزیر جنگ اقدام جدى بفرمایند چه در موضوع بیست و دو میلیون و چه در موضوع پنجاه و یک میلیون و اشخاصى که پول این ملت را گرفته­اند و برده­اند ازشان بگیرند و پس بدهند. (صحیح است).

رئیس- آقایان فرمند و ساسان و قبادیان هم سؤالى کرده بودند. حاضرید براى جواب .

وزیر جنگ- بله حاضرم .

رئیس- آقاى فرمند .

فرمند- سؤال بنده در خصوص نظام وظیفه بود البته خاطر آقایان مسبوق است که در موقع برنامه دولت هم به عرض آقایان رساندم و البته تصدیق می­فرمایند که این نظام وظیفه یک بلایى است مخصوصاً براى برزگران و خود آقایان اگر تخمین بزنند شاید مى­شود تخمین کرد که در حدود ده میلیون الى پانزده میلیون از این برزگران پول گرفته می­شود و این یک ظلمى است و بنده عقیده­مندم که اگر آقایان وزرا هر هفته دو روز هیئتى تشکیل بدهند و تمام کارها را بگذارند و به این موضوع نظام و وظیفه رسیدگى بکنند باز کم اقدام کرده­اند که این زحمت عجیب را از سر مردم بردارند (صحیح است) این است که دو مرتبه سؤال کردم از آقاى وزیر جنگ و خواستم دوباره تذکر بدهم و آقایان وزرا را متوجه کنم و استدعا کنم که یک توجه عاجلى بفرمایند به این موضوع و معتقدم که باید هر چه زودتر مطالعات عمیقى در این کار بشود براى این که این رویه ادارى که الان نظام وظیفه دارد باز هر طور بخواهند اصلاح کنند مع ذلک این روال غلط این پانزده سال از بین نمی­رود (صحیح است) و بنده مقصودم آن قانون ادارى نظام وظیفه است نه قانون سربازگیرى و البته این قانون را باید عوض کنید و یک ترتیب جدیدى بدهید که بلکه این رویه خیلى نامطلوب از سر صاحب­منصبان و مأمورین بیرون بیاید و شاید انشاءالله این ظلم به این زیادى که امروز در مملکت ما رواج دارد از سر مردم رفع شود و خیلى خوشوقتم همان طور بنده در موقع برنامه عرض کردم که قشون ما باید کوچک شود و بهتر شود آقاى وزیر جنگ هم اخیراً شروع به اقدامات و اصلاحاتى کرده­اند و از این جهت بنده اظهار خوشوقتى خودم را به آقاى وزیر جنگ تقدیم می­کنم و مخصوصاً آقاى سرلشکر رزم‌آرا که انتخاب کرده­اند و قطعاً همین طور که می­فرمایند امیداورم وزارت جنگ ما به زودى اصلاح شود و امیدواریم که تمام آقایان وزرا متوجه شوند به این قضیه نظام وظیفه که بلاى جان همه است اصلاحات کامل به عمل بیاید (صحیح است).

وزیر جنگ- موضوع نظام وظیفه از مسائلى بود که از روز اول توجه همه را جلب کرد و سعى و کوشش زیادى

+++

کردیم و امیدواریم باز هم بکنیم که این قضیه اصلاح شود چون مسئله سربازگیرى پایه اول ارتش است و اگر این سنگ بد گذاشته شود تمام کارهاى دیگرش هم خراب خواهد شد (صحیح است) و این قضیه هم یک موضوع بغرنجى است در ممالک دیگر هم به سهولت حل نشده و نمی­شود ما در اینجا یکى دو تا قانون تا به حال امتحان کردیم براى سربازگیرى و آن این بود که در هر حوزه لشکرى خود لشکر براى خودش سرباز تهیه می­کرد بعد از آن آمدند و یک اداره مرکزى تشکیل دادند و یک مناطق سربازگیرى تعیین کردند که هر کدام یک حوزه­هایى براى خودش تشکیل می­داد که جمعاً در ایران در حدود پانصد حوزه اصلى و فرعى درست کردند براى سربازگیرى و این قسمت­ها در اداره مرکزى اداره می­شد و قبل از این که بنده به وزارت جنگ بیایم یک مقدار زیادى طرز سربازگیرى افتضاحاتى که بار مى­آوردند بنده مطلع بودم و از روز اول هم با افسران ارشد بنده همین موضوع را مذاکره کردم که این موضوع یک بلایى است و یک ننگى است که باید این را از ارتش ایران شست و سرباز باید یک فردى باشد که مى­آید و یک وظیفه را نسبت به میهن و ملت ایران انجام دهد بایستى این سرباز افتخار داشته باشد که لباس سربازى را می­پوشد در صورتی که امروز بر عکس صورت اعمال شاقه را براى یک فرد به خود گرفته است که طرز سربازگیرى مثل این که مجازات با اعمال شاقه است و با هزاران ظلم و ستم و پول بگیرى و اذیت و آزار مردم توأم است فعلاً ما یک کمیسیونى داریم که مشغول مطالعات هستیم بنده تصور کردم که ما یک اصولى را ایجاد کنیم که کمتر مأمورین نظام وظیفه مستقیماً تماس با یک سرباز داشته باشند سربازخانه شاید قسمت اعظم این اشکالات برطرف شود (صحیح است) و این موضوع تنها در دست وزارت جنگ نیست و تماس دارد با وزارت کشور و آمار و سازمان­هاى کدخدایى اینها را باید یکجا بنشینیم و به بینیم که چکار باید بکنیم و اول بفهمیم که چکار می­خواهیم بکنیم و به وزارت کشور یک ترتیبى بدهیم که این قانون سربازگیرى را با این وضع تغییر بدهیم ولى عجالتاً آنچه که به نظر آمد اول خارج کردن مأمورین متجاوز از خدمت و یک عده از مأمورین نواحى و یک عده مأمورینى که معروف بودند به این کار از کار خارج کردیم و در قدم اول درصدد تهیه افسران طرف اعتماد هستیم که به این کارها بگماریم ولى عجالتاً سربازگیرى را منحصر کردیم به نواحى و معلوم می­شود که سیستم سابق بهتر از آن یکى بود براى این که یک عده از مقامات عالیه هم توجه به این قسمت داشتند که در موقع سربازگیرى هر لشکرى براى لشکر خودش سرباز تهیه خواهد کرد که از یک جاهاى سرباز را نکشند ببرند به یک جاهاى دوردست و در هر حوزه و هر جایى که لشکر هست سرباز را بگیرند و وارد خدمت بشوند ولى اداره مرکزى را خلاص نکردیم گفتیم نظام وظیفه یعنى اداره مرکزى نظام وظیفه بایستى از اشخاص لایقى که داریم دنبال­شان کنیم که بیایند و سعى خواهیم کرد که عده را هم به عنوان بازرس بفرستیم و سعى کنیم که اجحافاتى که هست از بین ببریم و سعى کنیم که هر گونه که شکایت از اهالى هست به دست بیاید و رسیدگى شود و با این ترتیبات شاید یک مقدارى از این اجحافات کاسته شود ولى بنده متوجه شدم که این قانونى که اشخاص را مجازات می­کند براى رشاء و ارتشاء و براى تخلفات این کافى نیست براى این که اینجا یک اشخاصى هستند که به زور پول می­گیرند آن هم در محل­هایى که دسترس به هیچ جا نیست حاضر می­شوند و به زور و تهدید به اسلحه از مردم پول می­گیرند و بنابراین اینها سارقین مسلح هستند (صحیح است) و بایستى با همان کیفیت مجازات شوند و در این خصوص لایحه تهیه شده که تقدیم می­کنم و اگر اجازه بفرمایید ماده­اش را می­خوانم:

ماده واحده- هر مأمور سربازگیرى که برخلاف وظیفه از جلب مشمولى خوددارى یا غیر مشمولى را جلب نماید به حبس مجرد از دو تا پنج سال محکوم می­شود و چنانچه در انجام این عمل مستقیماً یا به طور غیر مستقیم وجه یا مالى گرفته شود و یا به نحو دیگرى اخاذى کره باشد در

+++

ردیف سارقین مسلح محسوب و علاوه بر پرداخت پنج برابر وجه با پنج برابر قیمت شیئى مأخوذه به همان مجازاتى که براى قبیل سارقین مقرر است محکوم خواهد شد. مشمولینى که از آنان وجهى گرفته شده باشد در صورت ابراز به مأمورین بازرسى از تعقیب قانونى به عنوان راشى معارف خواهند بود شرکا و معاونین بزه تابع همان دادگاهى خواهند بود که صلاحیت دادرسى متهم اصلى را دارد .

رئیس- آقاى ساسان سؤالى داشتید بفرمایید؟

ساسان- سؤال بنده مختصر بود و آن این بود که مطابق قوانین کشورى افسران ارتش ممنوع از مداخله در امور سیاسى هستند و به طوری که آقاى فرخ هم فرمودند که در ارتش یک حزب سیاسى تشکیل شده بود که عده از افسران هم شرکت داشتند و حتى در جراید دیدم که آقاى سرلشگر ارفع به همین جهت از کار برکنار شده است خواستم ببینم که این قضیه صحت داشته است یا نداشته و اگر صحت داشته چه مجازاتى بر ایشان معین شده چون افسران در نظام اجتماعى ما تأثیر شدیدى خواهند داشت تمنا می­کنم که آقاى وزیر جنگ جریان را توضیح بدهند که عامه مستحضر شوند و رفع سوء تفاهم بشود.

وزیر جنگ- در موقع معرفى دولت هم در اینجا آقایان محترم راجع به وجود احزاب در ارتش و لزوم جلوگیرى آن تذکراتى فرمودند و بعد هم آقاى ساسان یک سؤال کتبى در این باب فرمودند قبل از این که در اینجا یک تذکرى داده شده باشد یک اطلاعات خصوصى وجود داشت و بنده در صدد بودم که بفهمم چه موضوعاتى در این جلسه طرح می­شود به این جهت با این که مطلع بودم و حتى موقعى هم که اینجا صحبت شد بنده می­خواستم اطلاعات جامعى به دست بیاید که از موضوع صحبت این جلسات مطلع شوم از اطلاعاتى که به دست آوردم موضوعى که جنبه سیاسى داشته باشد در آنجا طرح نشده است و بنده منتظر بودم که به مرور که جلسات زیادتر می­شود شاید یک چیزهایى صحبت شود و ما بتوانیم بیشتر اطلاعاتى کسب کنیم ولى چون اینجا از طرف آقایان تذکراتى در این خصوص داده شد. یک شرحى نوشتم که اینها را مورد تعقیب قرار دهند موضوع این بوده است که در منزل یک سروانى که اسمش را اینجا برده­اند یکعده از افسران دعوت می­شدند و یک صحبت­هایى بین آنها رد و بدل می­شده است حالا گزارشى که از طرف دادستان داده شده اگر آقایان میل داشته باشند می­خوانم .‏

بعضى از نمایندگان- خیر نتیجه اش را بفرمایید .

وزیر جنگ- از تحقیقاتی که شده است این طور برمی­آید که ابتدا ده- پانزده نفر بعد 40- 50 نفر افسر جمع می­شدند منزل یک سروانى موضوع صحبت این بوده است که ما الان مورد تنفر جامعه شده این اهالى مملکت و مردم کشور به ما بدبین هستند ماها باید سعى کنیم که خودمان و اصلاع کنیم بایستى آنچه که مورد تنفر است از آن خوددارى کنیم با سرباز باید خوشرفتارى کرد. بایستى جیره سرباز به سرباز برسد. بایستى هر گونه تصرفات در مال دولت منسوخ شود.

یکى از نمایندگان- این که خیلى خوب بوده است .‏

وزیر جنگ- اجازه بفرمایید بنده با این گزارش قانع نشدم لیکن آقایانی که در این باب در روزنامه­هاشان نوشته­اند سؤال می­کنم شاید دلایلى پیدا شود براى اثبات چیزهاى دیگرى متأسفانه آقایان مدارکى نداشتند یا نخواسته­اند ارائه بدهند به هرحال آقایانی که خطاب کردند و اسم بردند و گفته بودند کمکى از دست آنها به ما نرسید که بتوانیم قضیه را کشف کنیم .

صدر قاضى- راجع به تحمیل کردن وکیل به سقز را هم بفرمایید .

وزیر جنگ- این موضوع سؤال شده است و بعداً جواب می­دهم به هر حال اولاً این اجتماعات موقوف شده و دیگر جمع نمی­شود و نسبت­هایی که داده می­شد هیچ یک از مواد به آن مخالفتى ندارد متأسفانه اصلاً قوانین پیش­بینى نکرده است که اگر اینها وارد احزاب شوند جلوگیرى شود و مجازات شوند و این یک نقصان بزرگى است که در قانون

+++

ما هست و بنده فکر کردم که مذاکرات آقایان خیلى به موقع بوده است و ما مجبور شدیم که لاى قانون را باز کنیم و دیدیم که چیزى نیست براى این که بعداً جلوگیرى شود زیرا این موضوع در قشون اساس را به هم می­زند (صحیح است) بنابراین بایستى ممنوع باشند از شرکت در هر گونه احزاب حتى افسران وظیفه هم که قبلاً این مردمان آزادى هستند و در خارج ممکن است عضویت یک حزبى را داشته باشند به مجرد این که وارد ارتش می­شوند بایستى از عضویت آن حزب خارج شوند و ممنوع شوند (صحیح است) بنابراین لایحه­اى تهیه شده است اجازه بفرمایید تقدیم کنم (ماده واحده به شرح زیر قرائت و تقدیم گردید) .

ماده واحده- افسران و هم­ردیفان و افراد داوطلب ارتش چنانچه در احزاب قبول عضویت نمایند و یا در کارهاى سیاسى و امور حزبى دخالت کنند به اخراج از ارتش و از سه تا ده سال انفصال از خدمات دولتى محکوم خواهند بود افسران و افراد وظیفه نیز در تمام مدتی که مطابق قانون به خدمت سربازى اشتغال دارند از مداخله در کارهاى سیاسى و امور حزبى ممنوع و در صورت تخلف به حبس عادى از 6 ماه تا دو سال محکوم خواهند شد .

البته از این به بعد آنچه اظهار فرمودند جلوگیرى خواهد شد .

رئیس- این دو لایحه به کمیسیون مربوط خواهد رفت آقاى ساسان اگر توضیحاتى دارید بفرمایید.

امینى- راجع با رفع هم بفرمایید.

وزیر جنگ- راجع به آقاى سرتیپ ارفع در این جلسات به هیچ وجه شرکت ایشان معلوم نشده است و با افسرانی که اسم برده شده و مورد تعقیب قرار گرفته­اند نه در آن جلسه که نهضت ملى اسم برده شده در آنجا بوده­اند و نه در جلساتش حضور پیدا کرده­اند و این تغییر مأموریتى که داده شده است روى مقتضیات ادارى بوده است .‏

رئیس- آقاى قبادیان .‏

قبادیان- بنده در جلسه قبل یک سؤالى از آقاى وزیر جنگ کرده بودم که حالا به عرض آقایان می­رسانم افسرانى که به عنوان تحصن به مجلس آمده بودند با این که بنده با هیچ کدام از آقایان ملاقاتى نکرده و آشنایى ندارم ولیکن لابد اینها دردهایى دارند که بایستى وزارت جنگ رسیدگى کند فى­الواقع مجلس خانه ملت است و ما هم خیلى میل داریم که دیسیپلین در ارتش کاملاً رعایت بشود معهذا جلوگیرى از ورود مردم به مجلس نه صلاح نمایندگان است و نه صلاح مجلس است که بخواهند از ورود مردم به مجلس بکنند و بنده عقیده ندارم در این طور مواقع از اشخاصى که می­خواهند در مجلس متحصن شوند یا دردهایى دارند جلوگیرى شود (همهمه نمایندگان) شنیدم سروان دولو پس از این که مدتى در اینجا متحصن بود بعداً او را با یک زبان­هایى از مجلس خارج کردند و او را تحت توقیف قرار دادند و این قضیه به نظر بنده بعد از آن که یک شخصى که در مجلس متحصن می­شود او را بیرون ببرند و بعد او را توقیف بکنند این شایسته نیست این قضیه را از جنابعالى درخواست می­کنم که تحقیق بکنید اگر واقعاً بى­تقصیربوده است مرخصش بکنید و ترضیه­اش به عمل آید و اگر تقصیرى هم دارد معلوم بشود مطلب دیگرى که در چندین جلسه قبل می­خواستم عرض کنم و همین طور مانده بود به عرض آقایان می­رسانم راجع به آقاى کریم آقاخان بوذرجمهرى است که در دوره سابق این شخص در بدو ورودش به نظام داراى پنج تومان ثروت نبود ولى بعد از آن که وارد خدمت شد و به شاه سابق خود را بست الان مطابق اطلاعاتى که بنده دارم این شخص داراى 50 میلیون ثروت است ما می­خواهیم بدانیم این ثروت را این شخص از کجا آورده است اگر چنانچه تجارت کرده است تجارت با افسرى که خیلى فرق دارد و تاجر نبایستى افسر باشد و اگر تجارت نکرده است با یک وضع عادى غیر ممکن است که یک نفر سرلشگر بتواند در ظرف بیست سال داراى یک چنین ثروتى باشد ولى براى توضیح بنده مختصراً خدمت آقا عرض می­کنم که این ثروت را آقاى کریم آقاخان از کجا آورده است این شخص شغلش در دربار شاه سابق

+++

این بود که شروع می­کرده براى مردم بیچاره پاپوش درست کردن اول از سردار جلیل مازندرانى شروع کرد که بنده وقتی که خودم در دربار در منزل پادشاه سابق میهمان بودم همین سردار جلیل را آوردند و در حضور بنده او را توقیف کردند این کریم آقاخان سردار جلیل را به خانه خودش برد و تمام املاکش را به زور سرنیزه از او گرفت و قباله کرد و او را ول نکرد تا این که املاک او را گرفتند و هستى­اش را غارت کردند.

دکتر طاهرى- عده کافى نیست .

رئیس- این صحبت­ها باید به طور سؤال بشود اگر به طور سؤال نشود خارج از موضوع است.

قبادیان- آقاى وزیر جنگ باید مستحضر شوند.

یکى از نمایندگان- آقا این صحبت­ها خارج از موضوع است .

قبادیان- بعد خانم این شخص را که بتول خانم نام داشت مطابق اطلاعاتى که بنده دارم هفت سال او را حبس کردند و تمام دارایى­اش را تا آخرین دینارش از او گرفتند و بعد آن خانم را با برادرش خلاص کردند و تمام املاک خوانین مازندران را از صاحبانشان گرفتند و آنها را تعقیب کردند که اغلب آنها زن و بچه­های­شان از بین رفتند شاه سابق همین آقاى بوذرجمهرى را امر کرد که به انفاق بنده به ایل کلهر برویم و بنده هم مجبور به اطاعت بودم که املاک ایل را به شخص آقاى بوذرجمهرى واگذار کنم حالا چقدر به این آقا بنده خدمت کردم خدا می­داند که از هیچ گونه خدمتى فرو گذار نکردم در خانه من میهمان بود به او یک شمشیر مرصع تعارف دادم که الساعه 300 هزار تومان قیمت دارد مخارج او را که می­خواست برود به عتبات به او دادم اسب دادم او را بدرقه کردم تمام ایل کلهر را براى خاطر این شخص حاضر کردم ولى مزدى که این شخص به بنده داد این بود که بالاخره در مراجعت به شاه گفت که قبادیان در این مسافرت در نظر داشت که مرا بگیرند یا بکشند و دستگیر کنند بالاخره شاه را از من مظنون نمود و همین سوء ظن باعث فنا من و خانواده­ام شد موقعى که بنده را با فشار بوذرجمهرى بند کردند عکسى که در چمدان بنده بود آقاى بوذرجمهرى به دست آورده آن عکس عکسى بود که بنده با یک عده از افراد ایل انداخته بودم این عکس را به نظر شاه رسانید و گفت که قبادیان با خارجی­ها ساخته است در صورتى که خدا شاهد است آن عکس را بنده در تهران انداخته بودم و هیچ جنبه سیاسى نداشت معهذا همین باعث شد که مدت چهارده سال تمام در زندان بمانم و زن و بچه مرا تبعید نمودند مادرم و سه فرزند صغیرم در راه خراسان در زیر برف تلف شدند و تمام املاک مرا ضبط نمودند از دارایى منقول و غیر منقول چیزى براى من باقى نگذاشتند بعد آمدند یک سوقاتى براى ایل کلهر به نام غلامحسین دنبلى فرستادند.

رئیس- استدعا می­کنم که راجع به سؤال بفرمایید.

قبادیان- این موضوع سؤال را بالاخره آقاى وزیر جنگ باید مسبوق شوند آقاى وزیر جنگ مسئول وزارت جنگ هستند و این افسرانى که خیانت کرده­اند بایستى که آنها را تحت محاکمه قرار بدهند .

رئیس- این سؤال نیست ممکن است به عنوان نطق قبل از دستور بفرمایید سؤال این است که از یک وزیرى بپرسند که فلان چیز چطور شد و چه کار خواهد کرد و ایشان هم جواب بدهند.

قبادیان- بسیار خوب بنده اکتفا می­کنم چون آقاى رئیس نظر ندارند که گفته شود.

رئیس- نظر بنده مطابق نظامنامه است .‏

قبادیان- حالا در جواب آقاى وزیر دارایى می­خواستم یک عرضى بکنم چون آقاى وزیر دارایى تشریف دارند در جواب بیانات­شان که در جلسه قبل گفته شد اولاً نسبت به ابتهاج سمیعى اسنادى دایر به عملیات ایشان موجود است و آقایان می­توانند مراجعه بفرمایند اهالى و مردم کرمانشاهان با فقر و بیچارگى قادر به دادن یک چنین رشوه­هاى شدیدى نیستند که مأمورین مغرض مردم را از هستى ساقط کنند و چیزى باقى نگذارند این مأمورین اگر چنانچه ادامه

+++

پیدا کنند و کسى هم نسبت به آنها جلوگیرى نکند بالاخره یک تشویقى می­شود از سایر مأمورین بالاخره بنده استدعا می­کنم که نسبت به این اشخاص یک قدرى ملاحظه را کنار بگذارند و اینها را به محاکمه کشند و مال مردم را به صاحبانش پس بدهند مطلبى را که فرمودید بنده داخل مذاکره خصوصى خودم شدم جنابعالى کاملاً اشتباه فرمودید.

امینى- آقاى رئیس این راجع به سؤال نیست .‏

رئیس- ملاحظه بفرمایید این راجع به سؤال نیست .‏

قبادیان- آقا این را بنده سؤال کرده بودم راجع به املاک مردم راجع به استرداد املاک مردم آقاى وزیر دارایى این قضیه را جنبه خصوصى تصور نموده بودند بنده مجبور هستم این قضیه را عرض کنم .‏

رئیس- آقاى وزیر دارایى براى جواب حاضرند؟

وزیر دارایى- بنده جواب عرض کرده­ام براى این موضوع کمیسیونى تشکیل شده است و فرستاده شده است تا به کارهاى شخصى رسیدگى شود و تشخیص جنبه خصوصى سؤال ایشان را به نظر آقایان نمایندگان محترم واگذار کردم و جواب ایشان داده شد.

رئیس- اجازه بفرمایید که بقیه دستور شروع شود.

قبادیان- بنده جواب ایشان را ندهم که ایشان فرمودند بنده راجع به شخص خودم حرف می­زنم؟

رئیس- آقاى دکتر کشاورز.

دکتر کشاورز- بنده اخطار نظامنامه اى دارم.‏

رئیس- بفرمایید .

دکتر کشاورز- ماده 54 نظامنامه می­گوید نمایندگان در بدو یا ختم جلسه می­توانند از وزرا سؤال کنند و از موضوع سؤال باید قبلاً وزرا را مطلع کنند این که نمی­شود حالا وارد دستور شده­ایم و این مطلب به هیچ وجه به درد مردم ایران نمی­خورد این موضوعات جزئى اصلاً مربوط به مردم ایران نیست این زشت است آقا براى مجلس شایسته نیست .

رئیس- وارد دستور نشده­ایم (خطاب به آقاى قبادیان) (چند نفر از نمایندگان- سؤال هم جزء دستور است)

آقا این سؤال را شما باید قبلاً بدهید ما می­فرستیم براى آقایان وزرا بعد می­آیند جواب می­دهند سؤال نکرده را نمی­شود گفت آقایان باید رعایت نظامنامه را بکنند تا مجلس بتواند کار بکند (صحیح است)

رئیس- آقاى وزیر جنگ .

وزیر جنگ- نماینده محترم راجع به تحصن چند نفر از افسران فرمودند و اسمى بردند ایشان از سروان دولو و توضیح دادند که این شخص متحصن شده بود و به عناوینى او را قانع کردند که از مجلس خارج شود و بعد دوباره توقیف شد این مضمون بیانات­شان بود عرض کنم در چند روز اخیر دو نفر از افسران که مجرم هستند و مورد تعقیب هستند اینها براى فرار از مجازات متوسل به مجلس شده­اند تا شاید به این نحو از مجازات فرارکنند .

فاطمى- البته نباید این عمل بشود .

وزیر جنگ- در صورتی که آقایان نمایندگان نباید میل داشته باشند مجرمین مخصوصاً مجرمین ارتش با یک چنین بهانه­هایى بخواهند از مجازات فرار کنند (صحیح است) بنده جسارتاً از آقایان تقاضا دارم که چنین اشخاصى را به جاهاى مقدس مانند مجلس شوراى ملى راه ندهند اگر می­خواهند که واقعاً ارتش داشته باشیم حالا راجع به آن یک نفر که فرمودند از اینجا خارج شد بنه به این افسر قول دادم که توقیف نخواهد شد و محاکمه تجدید نظر داده خواهد شد و رسیدگى شده و حکم قانونى صادر خواهد شد این شخص آمد پیش من و اظهاراتى کرد که من چیزى ندارم جایى ندارم یک جایى بدهید که من ممکن نمایم گفت در باشگاه افسران گفتم که آنجا توقیف­گاه نیست جاى محرومین نیست ولى اگر شما احتیاج دارید ممکن است یک پولى به شما داده شود روى حقوق مساعده­اى به او داده شد که بتواند برود زندگى کند تا محاکمه­اش تمام شود بعد معلوم می­شود که روز بعد در روزنامه مهر ایران یک شرحى نوشته است که آن شرح سر تا پا مخالف با مقررات ارتش بوده است. آیین نامه انضباطى می­گوید هیچ افسرى حق ندارد یک کلمه در هیچ جا درج

+++

بکند بدون اجازه ما فوق این امر خلاف مقررات ارتش بود به این جهت ستاد ارتش دستور توقیف او را داد و بنده هم تصویب کردم و قرار بود محاکمه او امروز تشکیل بشود چون رئیس کسالت داشت محاکمه او فردا تشکیل می­شود البته رسیدگى خواهد شد و حکم قانونى هم صادر خواهد شد بنده در این موقع می­خواهم استفاده کنم یک موضوعى را که تشکیل محاکمه نظام است به علت این که در قانون پیش­بینى شده است براى زمان عادى و زمان جنگ 5 نفر قاضى می­خواهد یعنى 5 نفر افسر لایق و مطلع از قوانین و براى تجدید نظر 7 نفر قاضى می­خواهد و این براى یک جاهایى و یک محاکمى خوب است که اشخاص مطلع و لایق داشته باشند ولى اینجا با کمال زحمت می­شود یک محکمه 3 نفرى را از اشخاص صالح تشکیل داد این کار مشکلى است بنابراین ما یک لایحه تهیه کرده­ایم که اولاً رکود در کارها نشود چون اشخاصى هستند که ماه­ها معطل هستند که محکمه­اى که مطابق درجه و رتبه­شان هست تشکیل بشود و تشکیل نشده است و معطل شده­اند و یک مقدارى از پرونده­ها مانده است به همین جهت لایحه­اى تنظیم شده که بعداً قضاتى که رسیدگى می­کنند دردیوان تجدید نظر از 7 نفر به 5 نفر تبدیل شود و ماده‌اش هم تنظیم شده است و تقدیم می­شود (نمایندگان- بسیار خوب .)

رئیس- نسبت به این لوایح چون در دو قسمت از آنها تقاضاى یک فوریت شده است فوریت آنها مطرح می­شود و رأى گرفته می‌شود عجالتاً آقاى فرخ از آقاى وزیر دادگسترى سؤالى کرده­اند .

وزیر جنگ- بنده عرایضم تمام نشد چون نماینده محترم آقاى قبادیان یک سؤالى کرده بودند که افسران در دوره­هاى سابق صاحب املاکى شده­اند و تجاوزاتى کرده­اند باید رسیدگى شود اولاً اسمى که ایشان بردند عجالتاً جزو ارتش نیست و یک شخصى است بازنشسته اگر ایشان اسنادى دارند چه مانعى دارد که به دادستانى و محاکم عادى مراجعه کنند تا رسیدگى شود چون نظامى نیست به محاکم عادى می­رود و راجع به سایر افسرانى که فعلاً در ارتش هستند هر وقت همچو قانونى تصویب شد که به حساب گذشته آنها رسیدگى شود بنده حاضرم براى رسیدگى آنها .

رئیس- آقاى فرخ .‏

فرخ- بنده از آقاى نخست وزیر سؤالى کرده بودم که چون امروز براى جواب حاضر نیستند می­گذارم براى جلسه بعد که مراجعه بفرمایند و در جلسه بعد عرض خواهم کرد .

رئیس- شروع می­شود به دستور شش هفت فقره گزارش راجع به انتخابات رسیده است و راجع به آقاى حکمت پیشنهاد کرده­اند که با ورقه رأى گرفته شود .

اقبال- با اعتبارنامه ایشان مخالفت کرده­اند باید اول دلایل مخالفت گفته شود.

رئیس- بلى اول مطرح می­شود. اعتبارنامه آقاى حکمت مطرح است آقاى هاشمى مخالفت نموده بودند.

هاشمى- بنده همواره به شخص آقاى حکمت به دیده احترام می­نگریستم (احسنت) و شخص ایشان را از وکلاى حقیقى ملت می­دانم. دلیل این است که با تمام طبقاتى که شکایت داشتند یا شکایت نداشتند با مردمان محترم فارس که صحبت کردم همه می­گویند ما به جناب آقاى حکمت رأى دادیم و خود ایشان را حکم قرار دادم در قضیه جریان انتخابات شیراز. یک ایراداتى بر جریان انتخاب داشتم که آن روز مجبور بودم به صورت مخالفت اعلام بدارم به هر صورت آقاى حکمت و به عقیده بنده یک نفر دیگر از نمایندگان فارس داراى یک آرا طبیعى بودند و صندوق فارس داراى آرا طبیعى بود و در درجه اول ایشان داراى رأى بوده­اند خودم هم در شعبه به شخص معظم له و یک نفر دیگر رأى دادم و عرض کردم یک ایراداتى به انتخابات و جریان انتخابات داشتم خواستم عرض کنم اگر آقایان نمایندگان موافقت بفرمایند مخالفتم را نسبت به جناب آقاى حکمت پس می­گیرم و درباره ایشان رأى گرفته شود و عرایضم را در موقع دیگر عرض می­کنم (صحیح است).

جمعى از نمایندگان- رأى بگیرید رأى بگیرید.

+++

رئیس- رأى با ورقه پیشنهاد شده است آقایانى که موافق هستند ورقه سفید. . .

جمعى از نمایندگان- پیشنهادشان را پس گرفتند با قیام و قعود رأى بگیرید.

فاطمى- بنده استدعا می­کنم از آقایانی که این پیشنهاد را امضاء نموده­اند امضاهای­شان را پس بگیرند و با قیام و قعود رأى گرفته شود .

بعضى از نمایندگان- پس گرفتند .

فرود- بنده هم که یکى از امضا کنندگان آن پیشنهاد بودم پس می­گیرم .

رئیس- رأى می­گیریم به اعتبارنامه آقاى حکمت آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اغلب برخاستند) اکثریت است تصویب شد دوم اعتبارنامه آقاى نمازى مطرح است. آقاى طباطبایی .

طباطبایی- بنده آقا همیشه از یک پر نسیب و یک قاعده متابعت و پیروى کرده­ام و سلیقه­ام این است که با اشخاص هیچ وقت اساساً میل ندارم روبه رو بشوم. در قضیه انتخابات فارس هم وقتى که اینجا مطرح شد بنده در جلسه گذشته توضیح دادم که به اشخاص نظرى ندارم به نظر من جریان انتخابات در این مملکت نوعاً همینطورها بوده است و اشخاص هم البته ماها هستیم و همان­ها هستند که انتخاب شده­اند. اما هر جا که زیاد در اصول انحراف حاصل شده است و با یک مصلحت­هایى از نظر مملکت فوت شده است به نظر من تذکر و گفتن آن عیبى ندارد. یک دو سه نفر از منتخبین فارس البته سابقه وکالت دارند و صلاحیت آقاى سردار فاخر را در جلسه گذشته هم عرض کردم و مورد تصویب همه آقایان است ولى یک نفر دو نفر به نظر مشکوک می­آیند و از قرارى که شنیده­ام هم صلاحیتشان و هم جریان انتخاباتشان قابل دقت است. من قبلاً هم به آقاى امینى که مخبر شعبه است در خارج به ایشان گفتم و خواهش کردم که یک قدرى راجع به انتخابات فارس با این همه صحبت­هایى که شده است و ملاحظه فرموده­اید یک قدرى بسط کلام بدهید. به نظر بنده راپورت­ها خیلى خلاصه است و اگر جواب­هایى به نظر ایشان از نظر وظیفه که دارند رسیده است به اعتراضاتى که حقاً و قانوناً وارد است من لازم می­دانم ایشان جواب بدهند یک دو سه مطلب براى نمونه بنده یادداشت کردم عرض بکنم توجه بفرمایید. صندوق آرا تمام حوزه­هاى فرعى به انجمن مرکزى منتقل شده است (فاطمى- این سابقه دارد) اجازه بفرمایند بنده عرضم تمام شود. اما در فارس آراء را روى آرا مرکزى ریخته و جمعاً خوانده‌اند و این عمل برخلاف ماده 35 قانون انتخابات است در هیچ حوزه فرعى صورت مجلس در پرونده انتخابات فارس نیست و ضمناً در صورت مجلس هم هیچ گونه بحثى راجع به تکلیف انتخابات حوزه­ها و چگونگى آنها نوشته نشده فقط تاریخ شروع و خاتمه اخذ آراء هر حوزه را نوشته­اند و مطابق قانون حوزه­هاى انتخابات قابل تغییر نیست و باید مطابق فهرستى که منضم به قانون انتخابات است فقط در محل­هایى که در آن فهرست نوشته شده است اخذ آراء بشود. اما در انتخابات فارس مثلاً حوزه خشت را یک محلى است به جاى دیگر تبدیل کرده­اند. طبق ماده 16 قانون انتخابات باید بعد از 24 ساعت بعد از خاتمه اخذ آراء شروع به قرائت آراء بشود و در حوزه انتخابیه شیراز بر طبق پرونده برخلاف این عمل شده است و ضمناً چندین روز از اخذ آراء حوزه­ها تا خواندن آنها فاصله پیدا شده است. بقیه اشکالات و اعتراضاتى که سایرین دارند و بعضى از کاندیدهاى آنجا هم عقب افتاده­اند و موفق نشده­اند اعتراضاتى دارند که بنده نمی­خواهم عرض کنم و یک نکته را که می­خواهم تذکر بدهم این است که مجلس خصوصاً مجلس که جنبه ملى و آزادى در او مخصوصاً قوى است بهتر است و مناسب­تر است که از صنوف و طبقات مختلفه مملکت تشکیل شود. هر اندازه این فکر تقویت پیدا بکند به نظر من به مصلحت مملکت است البته قضایاى فارس و اختلافاتى که بین آقاى ناصرخان قشقایی و دولت اتفاق افتاده است و اقداماتى که شده و حالا هم هست آقایان گویا همه مستحضرند بنده هم اینجا کراراً تصریحاً این مطلب را عرض کرده­ام که باید از طوایف عشایر و ایلات

+++

مملکت و مخصوصاً از سرکردگان آنها که اکثریت با آنها است و وطن پرست خدمتگذار مملکت هستند باید نگاهدارى کرد. من این طور خیال می­کنم که ناصر قشقایى در فارس در شیراز داراى زمینه بوده است و اگر زیاد فعل و انفعال نشده بود ناصر قشقایى یکى از منتخبین فارس بوده است من این طور اطلاع دارم در صورتی که ملاحظه کردید که او آرایى نداشت (یکى از نمایندگان- یازده هزار رأى داشت اکثریت نداشت) خوب اگر اکثریت داشت که می­آمد اینجا اگر بخواهید صریح­تر صحبت بکنم حاضرم عرض کنم حضورتان. به نظر من به مصلحت فارس بود که ناصر قشقایی موفق می­شد و می­آمد به مرکز و بهتر است که این قبیل اشخاص بیایند به مرکز آشنا بشوند به اوضاع. دیگر این که در خلال این مطلب که عرض می­کنم بنده مکرر شنیده­ام که خود آقاى سردار ناصر معترف بوده­اند و نوشته­هایى هم از ایشان هست و بنده به خود پرونده مراجعه نکردم نمی­دانم مرقومه ایشان در دو سیه انتخابات فارس هست یا نیست و اگرهست واقعاً مورد توجه شعبه واقع شده و ترتیب اثر داده­اند یا خیر؟

امینى (مخبر شعبه)- بنده می­خواستم به طور کلى راجع به انتخابات فارس عرایضى بکنم که مورد توجه تمام آقایان مخالفین با اعتبارنامه­ها بشود. به نظر بنده آقاى طباطبایی همکار محترم باید توجه بفرمایند که اوضاع ممکلت را به سهولت نمی­شود فهمید و تغییر داد و مثل یک سکه­اى نیست که با یک ضرب هر روز بشود تغییر داد و این نکته را که باید رعایت بفرمایند که هر حادثه و اتفاقاً قاعدتاً در درجه دوم زاییده همان قست اول است اضافه بر این که دلیل و منطق هم همراه دارد قسمت اول راجع به این اشکال و تغییر اوضاع و احوال مربوط به انتخابات کلیه مملکت است. در تمام مملکت اگر دقت فرموده باشید اشکال انتخابات بیشتر به واسطه قانون انتخابات بوده است و طول مدت که در فارس بیشتر از یک ماه بوده است یک اشکالاتى پیش آورده است و یک وقایعى به وقوع پیوسته است که قبلاً باید در وضعیت آنجا دقت کرد و کاملاً رعایت کرد که با چه اوضاعى آنجا انتخابات به عمل آمده. بنده در کمیسیونى که از شعبه معین شد بودم و در آنجا بحث شد من کاملاً موافقت کردم و در کمیسیون هم من رأى ندادم به این پرونده چرا؟ براى این که این قضیه براى من روشن نبود و این جریان پرونده­ها یک اشکالات قانونى داشت که باید مطلع شد آن اشکالات از چه ناشى شده. پس از این که شعبه کارش تمام شد البته در تمام این مدت که الان خدمت­تان عرض می­کنم هیچ یک از وکلاى شیراز حاضر نشدند که بنده را قانع کنند و بعد هم یکى از همکارات تشریف آوردند و وضعیت را توضیح دادند و کاملاً قانع شدم و امروز به عنوان موافق با این پرونده صحبت می­کنم هم از لحاظ احترام برى اکثریت و هم از لحاظ اطلاعى که به اوضاع انتخابات همکاران محترم پیدا کردم که بنده تا آنجا که اطلاع پیدا کردم و آقایان هم تصدیق می‌کنند ایشان از وکلاى طبیعى شیراز هستند و شاید بتوانم بنده اطمینان بدهم که هزاران رأى دهنده دارند و اگر فول مرحوم مدرس را قبول داشته باشید که اگر موکل 5 نفر باشد من آن شخص را وکیل می­دانم و ایشان هم مسلماً دارند وکیل حقیقى شناخته می­شوند و اعتراضاتى که فرمودند راجع به آوردن صندوق­هاى فرعى به حوزه مرکز شیراز هست. البته آوردن صندوق انتخابات فرعى به مرکز این عمل در تهران هم شده است و آوردن آن اشکالى ندارد ولى با توضیحى که دادم اینجا صلاح نمی­دانم خدمت­تان عرض بکنم در مجلس شوراى ملى که چه جهاتى باعث شده است که این صندوق­ها را با هم مخلوط بکنند. بنده به آقایان توضیح دادم و خیلى متأسفم که آقاى طباطبایی را صبح خدمت­شان نرسیدم که این دلیل را خدمتشان عرض بکنم والا در این قسمت فکرشان روشن می­شد که با اوضاع و احوالى که آنجا بود لازم بود که این کار بشود. اما راجع به اعتراض دیگر آقا که راجع به تغییر حوزه­ها و صندوق­هاى انتخابیه بود به عقیده بنده اگر حوزه­هاى انتخابیه را در یک جاهایى تشکیل بدهند که یک تسهیلاتى در کار ایجاد کند بهتر است در آن موقع یعنى در موقع تصویب قانون انتخابات در این حوز وسیع شیراز که فرسخ­ها فاصله دارد مطابق یک جدولى که منضم به قانون بود حوزه­هاى کمترى قائل شده­اند بنابراین

+++

امروز از طرف انجمن که مسئولیت این کار را دارد اگر حوزه­هاى بیشترى معین کرده خبطى نشده است براى این که آسان­تر بشود عمل کرد اگر حوزه­هایى اضافه بشود به جدول منضم تصور نمی­کنم اعتراض در اینمورد زیادى وارد باشد در نتیجه بنده می‌خواستم با اکثریت آقایان نمایندگان محترم این را عرض کنم که در این مدت ما پرونده­هاى متشنج­ترى داشتیم و مجلس رأى داده است اطمینان داشته باشید براى این بوده است که یک نزدیکى بین مجلسى­ها ایجاد شود براى کمک در امور کشور و براى رسیدگى به کارهاى مهم مملکت در تمام این قضایا اگر رأیى داده شده است به پرونده­هایى که واقعاً متشنج بوده است هیچ یک از مجلسیان نظرى نداشتند فقط حسن نیت آقایان بر ایجاد یک اتفاقى بوده است براى این کار که اگر این حسن نیت در خارج ظاهر بدى داشته است ولى بنده اطمینان می­دهم و هر کدام از آقایان هم می­دانند که در باطن مجلس فقط داراى این نیت بوده است که همکارى کنند و براى ایجاد اتفاق و اتحاد بوده است که مجلس براى کارهاى مهمى که در پیش دارد می­خواسته است انجام وظیفه نماید .‏

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است رأى بگیرید .

هاشمى- بنده مخالفم با کفایت مذاکرات .

رئیس- رأى می­گیریم به کفایت مذاکرات .

هاشمى- بنده عرض کردم با کفایت مذاکرات مخالف هستم.

رئیس- آقاى هاشمى .

هاشمى- بنده الان در این موضوع حق خودم را محفوظ داشتم که صحبت بکنم اجازه بفرمایید صحبت شود.

رئیس- منوط برأى مجلس است رأى می­گیریم به کفایت مذاکرات آقایانى که موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) اکثریت است. رأى می­گیریم به اعتبارنامه آقاى نمازى آقایانى که موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) اکثریت است. اعتبارنامه آقاى معدل مطرح است. آقاى هاشمى .

هاشمى- بنده وقتى که اکثریت مجلس دوره 14 حاصل شد فکر کردم که مجلس شوراى ملى از آن پس به شکایات و عرایض ملت ایران توجه می­نماید براى این که بدیهى است مجلس که ما فوق همه قواى کشور قرار گرفته است و ضامن وحدت ملى در یک چنین روز پریشانى است حتماً باید از روى مشروعیت اعضاى آن انتخاب بشوند مشروعیت آن چیست؟ رعایت مقررات قانون انتخاب است (صحیح است) وقتى که براى انتخاب است (صحیح است) وقتى که براى انتخاب یک نماینده­اى روى هوى و هوس تخطى شد به حدود قانون این قانون شکنى سرایت به همه طبقات کشور می­کند- بعداً در موضوع تصویب اعتبارنامه­ها دیدم مجلس مصداق (وسعت رحمته کلى شى) شد آمدیم اینجا نشستیم و هیچ توجهى به شکایات مردم نکردیم در این مجلس متأسفانه قضایاى کوچک را بزرگ تلقى می­شود مثل قضیه چهار تا کارگر که در اصفهان به هم ریخته­اند که این قضیه از موضوع‌هاى بزرگ محسوب و دو جلسه وقت مجلس گرفته می­شود ولى قضایاى بزرگ مانند انتخابات شیراز که آن حوزه یک بیستم جمعیت مملکت ایران را تشکیل داده است کوچک وانمود شده و بحث نکرده می­گوییم مذاکرات کافى است و مى­خواهیم این حقایق ناگفته بماند. بنده امیدى ندارم که عرض در این باب مورد موافقت بشود فقط می­خواهم عرایضى بکنم که لااقل 17 18 ماه دیگر که انتخابات تجدید می­شود چنین قضایایى تکرار نشود این اعمال را یاد بیاورید از آن گونه امور جلوگیرى کنیم اى بقایاى رجال گذشته و اى آزادیخواهان ایران دورنماى مجلس اول و دوم را در نظر بگیرید و ببینید که نمایندگان آن دوره­ها چه تجلى و اهمیتى در پیش ملت ایران داشتند. هر وقت اسم نماینده برده می­شد مثل علایى از تقوى و میهن‌پرستى در نظر آنها ممثل و مجسم می­شد ولى امروز هم آیا نمایندگان همان سمت را دارند آخر در نظر ملت چرا این طور شده است؟ براى این که از دوره دوم و سوم به بعد وقتى که مشروطه قوت گرفت و تیپ استبداد طلب دیگر نتوانست کار بکند همانا

+++

گفتند که اهمیت ندارد تا به حال حاکم استبداد بودیم و امروز وکیل مشروطه می­شویم و همان اعمال استبدادى را تجدید می‌کنیم و همان قسم هم عمل کردند و نتیجه این شد که از دوره­هاى 4 و 5 به بعد مردم رفته رفته منزجر و متنفر شدند تا آن که یک فرد قد بلند کرد هى از قواى مجلس و مجلسیان کاست و کسى هم مدافع نبودد و کار به اینجا منتهى شد.

رفیع- هیچ وقت چنین چیزى نبوده است .

هاشمى-... آقایان در شهرستان­ها کمتر تشریف داشتند که ببینند به چه منوال اشخاص انتخاب می­شدند دوره­هاى اول به طیب خاطر انتخاب به عمل می­آمد ولى بعداً اشخاصى که صلاحیت نداشتند یعنى تا دیروز تیر به سینه آزادیخواهان زده بودند خواستند وکیل شوند چون رأى نداشتند مجبور شدند صندوق را بشکنند و به وسایل غیر قانونى متشبث شوند و رفته رفته اساس مشروطیت بین مردم موهون شد به هر حال بنده عرایضى دارم راجع به انتخابات فارس و نسبت به آقاى نمازى هم رأى داده بودم چون تحقیق کرده بودم و فهمیدم که ایشان در فارس رأى داشته­اند لذا باز استدعا می­کنم که پس فردا اجازه بفرمایند عرایضم را عرض کنم اگر اجازه بدهید و الّا که خیر.

رئیس- آقاى فاطمى‏

فاطمى- اعتراضات آقاى هاشمى راجع به جریان انتخابات فارس نبود یک بیاناتى به طورکلى فرمودند که آنها را هم بنده اطلاع ندارم که چه اشخاصى بودند که این عملیات را کرده­اند و ایشان معرفى نکردند و بنده این طور انتظار داشتم که اگر هم واقعاً آقایان نظرى داشتند موارد دیگرى هست که بتوانند فرمایشات خودشان را بکنند بالاخره وکلاى فارس که انتخاب شده­اند همان طور که آقا هم فرمودند یکى آقاى حکمت یکى آقاى نمازى و یکى آقاى معدل و یکى هم آقاى امام جمعه و یکى آقاى دهقان اینها تمام شیرازى هستند و تمام یک طرفدارانى دارند و البته بنده تصدیق می­کنم که در فارس اگر انتخاباتى باید بشود یا اینها می­شوند چهار پنج نفر دیگر که هستند مثل قوام‌الملک یا ناصرخان و از این قبیل اشخاص که هستند. حالا این دفعه اینها اکثریت را برده­اند و این دلیل نیست که یک سوء جریانى واقع شده باشد و به علاوه اینها یک مقام بزرگى هر یک در فارس دارند و همین آقاى امام جمعه در فارس پدرشان یک مقامى که داشت از حاتم طایى هم بیشتر بود و این چیز تازه­اى نیست (صحیح است) و چون راجع به آن صحبتى نکردند بنده نمی­خواهم عرض کنم .

رئیس- آقاى مهندس فریور .

مهندس فریور- بنده تذکرى دارم اجازه بفرمایید اینجا آقاى هاشمى فرمایشات­شان به عنوان پیشنهاد ختم جلسه بود و فرمودند چون دیر است جلسه را ختم کنیم و به جلسه آتیه بگذاریم قاعدتاً باید به پیشنهاد ایشان رأى گرفته شود و الّا ایشان هنوز دلایل مخالفت خودشان را بیان نکرده­اند باید اول دفعه رأى به ختم جلسه گرفته شود .

رئیس- ایشان چنین پیشنهاى نکردند .

جمعى از نمایندگان- رأى بگیرید به کفایت مذاکرات .

رئیس- رأى گرفته می­شود به کفایت مذاکرات آقایانى که موافقند برخیزند (اکثر برخاستند) اکثریت است. آقایانی که موافقند با اعتبارنامه آقاى معدل قیام فرمایند (اکثر برخاستند) اکثریت است تصویب شد. اعتبارنامه آقاى امام جمعه مطرح است (مخالفى نیست) آقایانی که با اعتبارنامه آقاى امام جمعه موافقند قیام نمایند (اکثر برخاستند) اکثریت است تصویب شد. اعتبارنامه آقاى دهقان مطرح است .

جمعى از نمایندگان- عده کافى نیست. جلسه را ختم کنید.

5- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

رئیس- چون اکثریت نیست جلسه را ختم مى­کنیم (صحیح است) جلسه آینده روز سه شنبه 26 اردیبهشت سه ساعت پیش از ظهر دستور هم بقیه پرونده فارس و چند تا طرح پیشنهادى که رسیده و موضوع استیضاح

(مجلس یک ساعت بعدازظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- سید محمد‌صادق طباطبایی‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294126!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)