کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 28 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 25 شهریور 1331  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- قرائت نامه مقام ریاست مجلس

3- بیانات آقای نائب رئیس دایر به ابراز تأثر از فوت مرحوم سید یعقوب انوار

4- طرح گزارش آقای نخست‌وزیر راجع به جریان مذاکرات مربوط به نفت و طرز تصفیه غرامات و ابراز اعتماد به دولت آقای دکتر مصدق نخست‌وزیر

5- بیانات آقای نائب رئیس دایر به ابراز تأسف از فوت مرحوم آیت‌الله خوانساری

6- تعیین موقع جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 28

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 25 شهریور 1331

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- قرائت نامه مقام ریاست مجلس

3- بیانات آقای نائب رئیس دایر به ابراز تأثر از فوت مرحوم سید یعقوب انوار

4- طرح گزارش آقای نخست‌وزیر راجع به جریان مذاکرات مربوط به نفت و طرز تصفیه غرامات و ابراز اعتماد به دولت آقای دکتر مصدق نخست‌وزیر

5- بیانات آقای نائب رئیس دایر به ابراز تأسف از فوت مرحوم آیت‌الله خوانساری

6- تعیین موقع جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس پنجاه دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى محمد ذوالفقارى (نائب رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس

نائب رئیس - به صورت جلسه روز پنجشنبه 23 امرداد اگر آقایان اعتراضى دارند بفرمایند (جمعى از نمایندگان - نداده‌اند) روز چهارم شهریور توزیع شده و خدمت آقایان داده‌اند. آقاى فرامرزى‏

عبدالرحمن فرامرزى - عرضى که بنده دارم مربوط به این نامه‌ای است مال حزب سومکا که می‌نویسد منشى‌زاده را بدون حکم داده و دادستان توقیف کرده‌اند ...

نائب رئیس - این مربوط به صورت جلسه نیست‏.

فرامرزى - بنده خواستم عرض کنم که بدون نظر دادستان چطور یک آدمى را توقیف کرده‌اند و در حبس است؟

نائب رئیس - این مربوط به صورت جلسه نیست. آقاى شهیدى.

شهیدى - در ضمن نطق آقاى دکتر بقایى در جلسه گذشته بنده عرض کردم طبق ماده 19 این عمل شده است در صورت مجلس نوشته شده طبق ماده 19 باطل شده تقاضا می‌کنم اصلاح شود.

نائب رئیس - بسیار خوب آقاى مهندس رضوى‏.

مهندس رضوى - دو مطلب را بنده می‌خواستم به عرض برسانم یکى راجع به تقاضایى است از طرف اهالى شهر قم در خصوص کمى آب و سوء‌استفاده‌هایى که از مجارى می‌شود و نظر به این که صنعت نفت ممکن است در نزدیکى قم برقرار شود و اهمیت آب در آنجا بیشتر باید منظور شود تقاضا دارم که مورد توجه واقع بشود موضوع دومى که می‌خواستم به عرض آقایان نمایندگان برسانم این است که مقام ریاست مجلس شوراى ملى حضرت آیت‌الله پس از تعطیل نامه‌اى به وسیله بنده خطاب به آقایان نمایندگان محترم مرقوم فرموده بودند که در آن موقع فرصت قرائت نامه ایشان به دست نیامد حالا از مقام ریاست تقاضا می‌کنم اجازه بفرمایند این نامه به عرض آقایان نمایندگان محترم برسد.

نائب رئیس بسیارخوب قرائت می‌شودآقاى کهبد.

کهبد - شکایتى است از اهالى بزغان راجع به آسیبى که به آنها وارد شده و همین طور نامه‌هایى هست از نهاوند و علیشاه عوض راجع به راه که تقدیم مقام ریاست می‌کنم و سه سؤال هم از وزارت کشور و وزارت اقتصاد شده است که تقدیم می‌شود.

نائب رئیس - اعتراض دیگرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (اظهارى نشد) صورت جلسه تصویب شد.

 2- قرائت نامه مقام ریاست مجلس

نائب رئیس - نامه حضرت آیت الله قرائت می‌شود (توسط آقاى ناظر‌زاده منشى به شرح زیر قرائت شد)

به وسیله جناب آقاى مهندس رضوى نائب رئیس مجلس شوراى ملى‏

بسم‌الله الرحمن الرحیم با تشکر از حسن نیت و احساسات بى‌شائبه نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى که صرفاً به منظور تحکیم رشته یگانگى و ایجاد وحدت نظر پارلمانى ابراز نموده و مسئولیت خطیرى را متوجه اینجانب ساخته است و البته باید سعى و کوشش در اتحاد نمایندگان محترم نماییم ما موفق به اصلاحات شویم لذا از کلیه آقایان عزیزم اعم از مخبرین جراید و تماشاچیان حفظ نظم و آرامش و رعایت مقررات مجلس را خواهانم و یقین دارم که با قبول این درخواست مشفقانه که موجب حفظ شئون و حیثیت مجلس شوراى ملى است مجال خدمتگزارى و تصویب لوایح اصلاحى را به نمایندگان محترم خواهید داد و بار دیگر این خدمتگزار بى‌غرض خود را تشویق نمایید والسلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته. سید ابوالقاسم کاشانى‏.

3- بیانات آقاى نائب رئیس دایر به ابراز تأثر از فوت مرحوم سید یعقوب انوار

نائب رئیس - به طوری که آقایان همکاران محترم اطلاع دارند آقاى آقا سید یعقوب انوار شیرازى نماینده ادوار سابق مجلس شوراى ملى پریروز به رحمت ایزدى پیوسته ایشان چند دوره سمت نمایندگى مجلس شوراى ملى را داشته و از مجاهدین صدر مشروطیت ایران و از آزادی‌خواهان این کشور بوده و در این راه خدمات شایانى نموده از خداوند متعال خواهانیم که ایشان را غریق رحمت خود فرموده و سعادت و توفیق به بازماندگان آن مرحوم عطا فرماید.

خلخالى - خواهش می‌کنم تأثر مجلس را نسبت به فوت آیت‌الله خوانسارى هم بفرمایید.

نائب رئیس - در نظر هست به موقع عرض می‌شود.

+++

4- طرح گزارش آقاى نخست‌وزیر راجع به جریان مذاکرات مربوط به نفت و طرز تصفیه غرامات و ابراز اعتماد به دولت آقاى دکتر مصدق نخست‌وزیر

نائب رئیس - آقاى وزیر دارایى‏

وزیر دارایى و نائب نخست‌وزیر (آقاى کاظمى) - چون جناب آقاى نخست‌وزیر کسالت داشتند نتوانستند خدمت آقایان برسند بنده را مأمور فرمودند که مطالبى را که داشتند به عرض آقایان برسانم.

مجلس شوراى ملى

لازم به عرض و اظهار نیست که پس از ملى شدن صنعت نفت دولت اینجانب به پیروى از افکار عمومى کمال حسن نیت را براى حل منصفانه این مشکل به کار برد اما متأسفانه از همان آغاز کار دولت انگلستان که بدون حق خود را در این اختلاف وارد کرده بود نگذاشت این کار به موقع و با حسن تفاهم و بر طبق موازین قانونى تصفیه و تمام شود و کوشش بسیار نمود تا موضوع را به عنوان این که ملى شدن صنایع نفت در ایران صلح جهانى را تهدید می‌کند از شوراى امنیت داورى و حکمیت طلب کند در صورتی که جریان امر کاملاً بر‌خلاف آن بود چه دولت ایران به پیروى از تمایلات ملى در حدود اختیاراتى که هر ملت در امور داخلى خود دارد و منشور ملل متفق نیز آن را تأیید کرده است دست به این کار زد و در این باره مجال حرف و چون و چرا نبود و حقاً اگر می‌بایست به شوراى امنیت شکایتى شود این شکایت از طرف دولت ایران مى‌بایست بشود زیرا دولت انگلستان با فرستادن قواى زمینى و هوایى و دریایى خود به سرحدات مجاور ایران مملکت ما را به اشغال نظامى تهدید می‌کرد و تمام قدرت خود را به کار می‌برد تا با تهدید و ارعاب مقاومت دلیرانه ملت ایران را در هم شکسته و بار دیگر تسلط شرکت سابق را بر نواحى نفت‌خیز مستقر کند و باز سالیان دراز ملت ایران در فقر و مسکنت بسوزد و بسازد و عواید نفت خود را به کیسه سرمایه‌داران طمع‌ورز بریزد خوشبختانه این اقدام به جایى نرسید و حقانیت ملت ایران و طمع‌کارى شرکت سابق و دخالت‌هاى نارواى عمال انگلیس در امور داخلى ایران همه از پرده بیرون افتاد و به سمع جهانیان رسید و موجب شد که شوراى امنیت نتواند تصمیمى براى ضرر ایران اتخاذ کند و چنین اظهار‌نظر کرد که چون موضوع در دیوان بین‌المللى دادگسترى لاهه مطرح است تا اتخاذ تصمیم از آن دیوان موضوع در دستور بماند.

در نتیجه این تصمیم شکایت دولت انگلیس در دیوان لاهه که قانوناً مرجع رسیدگى به اختلافات بین دو دولت است تعقیب شد و دولت ایران در مقابل تمام تحریکات عوامل داخلى و خارجى سخت مقاومت نمود و عدم صلاحیت دیوان مزبور را اعلام داشت.

براى جلوگیرى از تبلیغات سوء دولت انگلستان که می‌کوشد تا بر‌خلاف حق ایران را به موازین و اصول بین‌المللى بى‌اعتنا نشان دهد و به اصطلاح براى ما پرونده بسازد اینجانب تصمیم گرفتم شخصاً در دیوان حاضر شوم و دلایل خود را مبنى بر عدم صلاحیت آن دیوان عرضه بدارم در این وهله نیز حق و عدالت پیروز شد و نظریه دولت ایران مورد تصویب دیوان لاهه قرار گرفت. و با این رأى منصفانه مساعى دولت انگلستان در وانمود کردن عدم حقانیت مردم ایران نقش بر آب شد و دنیا ادامه مظالم یک دولت استعمارى را که براى بسط نفوذ و تسلط دیرینه خود در یک کشور ضعیف به انواع حیل و دسایس توسل و تمسک می‌جست بیش از این نپسندید و باید عرض کنم ما این پیروزى را از همان ابتداى نهضت ملى در افکار عمومى جهان به دست آورده بودیم و دولت انگلیس بیهوده می‌کوشید که حق را از باطل جلوه دهد و باطل را بر کرسى حق بنشاند پس از صدور رأى دیوان چنین به نظر می‌رسید که دولت انگلستان از مظالم دیرین خود دست بکشد و دوستى ملت ایران را بر منافع مادى خود که جبران آن از طریق دیگر براى آن دولت آسان بود رجحان دهد. متأسفانه باز هم این لجاج و عناد ادامه یافت و قریب (15 روز) از رأى دیوان لاهه گذشت ولى آثارى که دال بر ابراز حسن نیت باشد از آن دولت مشهود نگردید تا این که در تاریخ 16 مرداد‌ماه 1331 دولت اینجانب یادداشت ذیل را به وسیله سفارت کبراى انگلیس براى آن دولت فرستاد اکنون عین یادداشت شماره 2621 تاریخ 16/5/31

یادداشت:

وزارت امورخارجه شاهنشاهى با اظهار تعارفات خود به سفارت کبراى انگلستان توقیراً مراتب ذیل را به استحضار می‌رساند:

1- از آنجا که ملى کردن صنایع و مؤسسات از حقوق مسلم هر ملتى است و به استناد همان اصل عده‌ای از دول منجمله انگلستان بعضى از صنایع و مؤسسات اقتصادى را در کشور خود ملى کردند دولت ایران هم به اتکای همان اصل در نتیجه اقدامات خلاف قاعده و ظالمانه شرکت نفت سابق انگلیس ایران بنا بر اراده و پشتیبانى قاطبه ملت ایران صنایع نفت را در سراسر کشور ملى اعلام نمود. شرکت سابق و همچنین دولت انگلستان بدون توجه به این حق مسلم دولت ایران به طرح دعواى بى‌اساس در دیوان بین‌المللى دادگسترى مبادله ورزید و در دیوان مزبور در تاریخ 22 ژوئیه 1952 رأى خود را مشعر بر عدم صلاحیت در رسیدگى به موضوع اعلام و قرار مورخ 5 ژوییه 1951 راجع به اقدامات تأمینه را باطل نمود.

2- شرکت سابق نقت علاوه بر این که هیچ‌ گاه به تعهدات خود عمل ننموده و دولت انگلستان را وادار کرده که بر‌خلاف حق به طرح دعواى بى‌اساس در دیوان بین‌المللى دادگسترى مبادرت نماید براى جلوگیرى از فروش نفت ایران در سراسر جهان نیز اقداماتى به عمل آورد که توقیف کشتى روزمارى یکى از شواهد بارز آن است. شرکت سابق و دولت انگلیس از جهات متعدد به دولت ایران خسارات کلى وارد آورده و موجبات مضیقه مالى و مشکلات اقتصادى کشور ایران را فراهم کرده‌اند که بعضى از آنها به قراری است که ذیلاً شرح داده مى‌شود:

الف - عدم تأدیه دیون شرکت سابق به دولت ایران بابت سال‌هاى اخیر که به تصدیق خود شرکت سابق بر ده‌ها میلیون لیره بالغ می‌شود.

ب - خسارات ناشیه از تأخیر تأدیه دیون مذکور.

ج - عدم تأدیه وجوه متعلق به دولت ایران که در بانک‌هاى انگلستان تودیع شده.

د - خسارت ناشیه از تأخیر تأدیه وجوه مذکوره‏.

ه - مطالبات دولت ایران از شرکت سابق و همچنین خسارات دولت ایران ناشى از عمال آن شرکت و دولت انگلیس‏.

و - خسارات ناشیه از جلوگیرى از فروش نفت ایران که بر اثر تهدید و ارعاب و اسباب چینى شرکت سابق و کمک آن دولت به شرکت مزبور به عمل آمده و دولت ایران را در فروش نفت خود دچار اشکالات ساخته است‏.

3- با توجه به مراتب مذکوره در فوق دولت شاهنشاهى انتظار دارد لااقل وجوهى که تعلق به آن دولت ایران مورد تصدیق شرکت سابق است و تاکنون پرداخت نشده فوراً تأدیه گردد و همچنین وجوه دیگرى که متعلق به دولت شاهنشاهى است و در بانک‌هاى انگلستان تودیع گردیده تحت اختیار دولت شاهنشاهى قرار گیرد و مخصوصاً براى حفظ مناسبات و روابط حسنه و رفع هر گونه سوء‌تفاهم بین دو ملت شرکت سابق نفت از این به بعد از اقدامات ناروا در جلوگیرى از فروش نفت ایران خوددارى کند. دولت شاهنشاهى با حسن نیتى که در موارد عدیده به ثبوت رسانیده اینک نیز اعلام می‌دارد که به منظور پیدا کردن راه‌حل براى رسیدگى به مطالبات و دعاوى حقه شرکت سابق در حدود قانون (9) اردیبهشت 1330 و همچنین مطالبات و دعاوى متقابل دولت ایران حاضر است با نمایندگان آن شرکت وارد مذاکره شود و در صورتى که از طریق مذاکرات مستقیم بین نمایندگان شرکت سابق و دولت شاهنشاهى توافقى در این باره حاصل نگردد شرکت می‌تواند دعاوى خود را در محاکم صالحه ایران اقامه نماید.

دولت ایران انتظار دارد این حسن نیت دولت شاهنشاهى از طرف دولت انگلستان چنانکه باید استقبال شده و به شرکت سابق توصیه کند که نمایندگان خود را براى مذاکره در این امر با دولت ایران تعیین نماید.

لزوماً متذکر مى‌شود چنانچه در پرداخت وجوه متعلق به دولت ایران از طرف بانک‌هاى انگلیس و شرکت سابق تأخیر و مسامحه شود و یا شرکت سابق و دولت انگلستان اقدامات نامشروع خود را به هر صورت که باشد علیه ایران ادامه دهند مسئولیت کلیه اقدامات مزبور و خسارات ناشیه از آن من جمیع الجهات متوجه دولت انگلیس و شرکت سابق نفت خواهد بود. موقع را براى تجدید احترامات فائقه محترم می‌شمارد.

و باز دولت ایران انتظار داشت که با توجه به وضع وخیم اقتصادى ایران دولت انگلیس از محاصره اقتصادى که بر‌خلاف موازین بین‌المللى ایجاد کرده بود دست بکشد و به شرکت سابق توصیه نماید که با پرداخت فورى ده‌ها میلیون لیره مطالبات دولت ایران براى تأمین میزان غرامت عادلانه مایملک خود با توجه به دعاوى متقابل ما با دولت وارد مذاکره شود.

ولى دولت انگلیس که از سیاست دفع‌الوقت زیان ندیده و مردم ایران را گرفتار بحران اقتصادى ساخته بود با این امید که ادامه بحران مقدمه گشایشى در کار او بشود در ارسال پاسخ آن قدر تأخیر و تعلل روا داشت که اینجانب موضوع را به نماینده آن دولت تذکر داده و علت این تأخیر را جویا شدم تا سرانجام روز پنجم شهریور ماه ساعت ده صبح سفیر کبیر آمریکا و کاردار سفارت انگلیس به دیدن اینجانب آمده متن پیامى که به امضاى پرزیدان ترومن و مستر چرچیل رسیده بود تسلیم نمودند مذاکرات طرفین بیش از 3 ساعت به طول انجامید و در آن جلسه به اطلاع نمایندگان دولتین رسانیدم که پیام مزبور براى ملت ایران قابل قبول نیست و تقاضا کردم که پس از مذاکره با دولتین آن را مسترد کنند این تقاضا را پذیرفتند و قبل از این که با دول متبوعه خود داخل در مذاکره شوند پیام را پس گرفتند و چنین قرار شد که مذاکرات طرفین مکتوم بماند تا بتوانند در ظرف یک هفته جواب یادداشت 16 مرداد دولت ایران را بدهند ولى قبل از انقضاى مدت از اینجانب مجدداً ملاقات و اظهار نمودند که جواب یادداشت

+++

همان پیام است که به زعم آنها از روى کمال حسن نیت تنظیم شده و هیچ گونه تغییرى در آن میسر نیست پیام مزبور و ضمائم آن براى استحضار آقایان نمایندگان محترم عیناً به عرض می‌رسد.

ترجمه‏

تهران - ایران

 30 اوت 1952 (هشتم شهریور 1331)

جناب آقاى دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر ایران‏

افتخار داریم طبق تعلمیاتى که از دولت‌هاى مربوطه خود دریافت داشته‌ایم پیام مشترکى را که رئیس جمهورى کشورهاى متحد آمریکا و نخست‌وزیر بریتانیاى کبیر به عنوان جنابعالى فرستاده‌اند به این وسیله تقدیم کنیم.

لوى و. هندرسن‏

سفیر کبیر کشورهاى متحد آمریکا

ج. ه. میدلتون‏

کاردار موقت علیاحضرت ملکه انگلستان‏

ترجمه متن پیام رئیس جمهورى کشورهاى متحد آمریکا و نخست‌وزیر کشور متحد انگلستان به آقاى دکتر مصدق نخست‌وزیر ایران‏

اینجانبات تلگرافاهاى واصله از سفارت کبرى مربوطه خود را در ایران درباره مذاکرات اخیرى که با جنابعالى به عمل آمده است و همچنین یادداشتى را که در هفتم اوت 1952 (16 مرداد 1331) به عنوان دولت علیاحضرت ملکه انگلستان ارسال داشته بودید مورد مطاله قرار داده‌ایم به نظر اینجانبان این مطلب روشن است که حل رضایـت‌بخش مسئله نفت مستلزم اقدام فورى از طرف هر سه دولت خواهد بود. اینک پیشنهاد اقداماتى که دولتین ما حاضرند به عمل آورند به ضمیمه ارسال می‌داریم و صمیمانه امیدواریم که مورد تصویب آن جناب واقع شود و منتج به حل رضایت‌بخش موضوع گردد. محرک ما احساسات دوستى صمیمانه و تاریخى است که نسبت به ملت و مردم ایران داریم و قلباً آرزومندیم هر چه زودتر موجبات حل سریع و منصفانه اختلاف کنونى را فراهم سازیم‏.

هرى س. ترومن وینستون س. چرچیل‏

1- موضوع غرامتى که بابت ملى شدن مؤسسات شرکت نفت انگلیس و ایران واقع در ایران باید پرداخته شود و با در نظر گرفتن وضع حقوقی طرفین که بلافاصله قبل از ملى شدن موجود بوده است و با توجه به کلیه دعاوى و دعاوى متقابله طرفین به دیوان بین‌المللى دادگسترى ارجاع خواهد شد.

2- نمایندگان مناسبى از طرف دولت ایران و شرکت نفت انگلیس و ایران تعیین خواهند شد که با یکدیگر مذاکره کنند و ترتیب جریان نفت را از ایران به بازارهاى دنیا بدهند.

3- چنانچه دولت ایران با پیشنهادهاى مندرجه در دو بند موافقت فرمایند

الف - نمایندگان شرکت نفت انگلیس و ایران براى حمل نفتى که هم اکنون در ایران ذخیره است اقدام به تهیه وسائل لازم خواهند نمود. و همین که موافقت‌هایى درباره قیمت حاصل شود و شرایط فنى براى بارگیرى اجازه دهد بابت هر مقدار نفتى که بتوان هر چه زودتر حمل کرد پرداخت مقتضى به عمل خواهد آمد.

ب - دولت علیاحضرت ملکه انگلستان پاره‌اى تضییقات موجوده نسبت به صادرات (کالا) را به ایران و نسبت به استفاده ایران از (وجوه) استرلینگ مرتفع خواهد ساخت‏.

ج - دولت کشورهاى متحد آمریکا فوراً مبلغ ده میلیون دلار بلاعوض به دولت ایران کمک در رفع مشکلات بودجه‌اى آن دولت خواهد پرداخت‏.

قرارداد مخصوص‏

دولت کشور متحده بریتانیاى کبیر و ایرلند شمالى از یک طرف و دولت شاهنشاهى ایران از طرف دیگر موافقت نموده‌اند که موضوع غرامتى را که باید بابت ملى شدن مؤسسات شرکت نفت انگلیس و ایران واقع در کشور ایران پرداخت شود با رعایت وضع حقوقى طرفین که بلافاصله قبل از ملى شدن موجود بوده و با توجه به کلیه دعاوى و دعاوى متقابله طرفین به حکمیت رجوع نمایند. این قرارداد به تصویب دو کشور خواهد رسید و سند تصویب هر چه زودتر در تهران مبادله خواهد شد پس از مبادله اسناد تصویب این قرارداد ممکن است از طرف هر یک از طرفین به دیوان دادگسترى بین‌المللى اعلام گردد.

در تصدیق مراتب فوق امضاکنندگان زیر که از طرف دولت‌هاى مربوطه خود اجازه و اختیار دارند ذیل قرارداد حاضر را امضا نموده‌اند.

در این روز در دو نسخه به انگلیسى و فارسى تنظیم و متن هر دو داراى اعتبار متساوى خواهد بود.

چون لازم بود که علت عدم قبول پیام را به اطلاع عموم برساند در 16 شهریور ماه 31 در جلسه‌اى مرکب از مخبرین جراید داخلى و خارجى نظر خود را به صورت اعلامیه به مضمون ذیل منتشر نمود.

«چنانکه خاطر محترم آقایان مسبوق است پس از رأى دیوان دادگسترى لاهه مبنى بر عدم صلاحیت خود در رسیدگى به دعاوى غیر وارد انگلستان براى این که دولت ایران بار دیگر حسن نیت خود را به جهانیان ثابت کند در تاریخ 16 مرداد 31 مطابق 7 اوت 1952 ضمن یادداشتى که به دولت انگلستان فرستاد آمادگى خود را براى تجدید مذاکرات اعلام نمود.

انتظار می‌رفت که پس از صدور حکم دیوان دادگسترى بین‌المللى و وصول پیشنهاد دولت ایران دولت انگلستان به احترام و تبعیت از اصول و مقررات بین‌المللى و رعایت تأمین صلح جهانى در روش خود نسبت به ایران تجدید‌نظر نماید متأسفانه پیام اخیر نشان می‌دهد که اولیاى امور انگلستان در لفافه عبارات تازه عیناً و بلکه شدیدتر همان مقاصد سابق خود را دنبال مى‌کنند و وقعى به احساسات ملل و تحولاتى که در ایران و سایر نقاط جهان به وجود آمده نمی‌گذارند و مطلقاً توجهى به اوضاع و احوال بین‌المللى ندارد. علل عدم موافقت دولت اینجانب با پیام اخیر دولتین آمریکا و انگلیس متعدد است اینک به ذکر پاره‌ایى از آنها مى‌پردازیم.

«بدواً لازم است به این نکته توجه بفرمایند که در پیام مزبور چنین اظهار شده که محرک ما احساسات دوستى صمیمانه و تاریخى است که نسبت به ملت و مردم ایران داریم و قلبا آرزومندیم هر چه زودتر موجبات حل سریع و منصفانه اختلاف کنونى را فراهم سازیم»

دولت و ملت ایران با وجود صدماتى که از حکومت‌هاى مختلف انگلستان در قرن اخیر متحمل شده همیشه آرزوى تشدید روابط حسنه با ملت انگلستان را داشته و دارد.

همچنین در باب حل سریع اختلاف کنونى با شرکت سابق گمان نمی‌کنم محتاج باشد گفته شود که دولت اینجانب پیوسته نهایت علاقه را به تسریع حل اختلاف داشته و دارد ولى متأسفانه با مساعى زیادى که در این راه به کار رفته چنانکه مى‌دانید تاکنون توفیقى حاصل نشده است‏.

اما راجع به حل منصفانه اختلاف به نظر اینجانب تمام اختلاف در همین نکته راه حل منصفانه است زیرا راه‌حلى که در این پیام پیشنهاد شده نه تنها به هیچ وجه منصفانه نیست بلکه به مراتب از راه‌حل‌هاى سابق شدیدتر و غیر عملى‌تر است. پیش از این که دلایل غیر منصفانه بودن پیام را با تحلیل و تجزیه اجمالى شرایط منضمه به پیام توضیح دهم از ذکر این نکته اساسى ناگزیرم که به طور کلى از پیام و شرایط منضمه به آن چنین مستفاد مى‌شود که به این وسیله مى‌خواهند یک مسأله کاملاً داخلى را به صورت یک اختلاف بین دول در‌آورند یعنى نتیجه تمام زحمات و مبارزاتى را که دولت ایران در راه دفاع از حق حاکمیت خود متحمل شده و توفیقى را که در دیوان دادگسترى بین‌المللى به دست آورده با تحمیل این شرایط از میان ببرند.

توضیح آن که دولت انگلیس چون با وجود تشبثات عدیده از طرفى نتوانست به قرارداد تحمیلى 1933 عنوان قرارداد بین دو دولت بدهد و از طرف دیگر چون محاکم ایران بر طبق اصول حقوقى حاضر به قبول دعواى شرکت سابق هستند بهانه استنکاف از احقاق حق هم از دست آن دولت گرفته شده و دیگر به این عنوان نمى‌تواند اذهان ملل دنیا را مشوب کرده به عنوان حمایت از شرکت وارد اختلاف شود می‌خواهم از این راه اسباب مداخله خود را فراهم سازد و حال آن که مداخله آن دولت در روابط بین دولت ایران و شرکت سابق به هیچ وجه مورد ندارد زیرا دولت ایران همان طور که مکرر اظهار داشته و در یادداشت 16 مرداد 1331 هم مجدداً تذکر داده پیوسته حاضر است به دعاوى شرکت سابق خواه به وسیله مذاکرات مستقیم و خواه به وسیله محاکم صالحه رسیدگى نموده و با رعایت حقوق طرفین رفع اختلاف کند.

پس از این مقدمه کلى به تحلیل و تجزیه اجمالى شرایط منضمه به پیام مى‌پردازیم.

ماده اول - در ماده اول علاوه بر نکته اساسى مذکوره در فوق یعنى سعى در تبدیل اختلاف داخلى به اختلاف بین دول که به هیچ وجه قابل قبول نیست موضوعات دیگرى را به میان آورده‌اند از جمله یکى موضوع ارجاع تشخیص و تعیین غرامت است به دیوان دادگسترى بین‌المللى.

بر آقایان محترم پوشیده نیست که پس از قرارداد عدم صلاحیت دیوان دادگسترى بین‌المللى دیگر در سراسر جهان مرجع قضایى که صالح براى رسیدگى به اختلاف دولت ایران و شرکت سابق نفت باشد جز محاکم ایران وجود ندارد (صحیح است) حال اگر شرکت نفت بر طبق اصول کلى آیین دادرسى بخواهد به محکمه صالحه یعنى محاکم ایران رجوع کند البته مى‌تواند هر نوع ادعایى را تحت عنوان غرامت در عرض‌حال خود بگنجاند زیرا هر مدعى وقتى به محکمه‌اى که بالاصاله واجد شرایط رسیدگى است رجوع کند حق دارد موضوع دعواى خود را هر قدر بخواهد توسعه دهد ولى همین مدعى اگر خواست به محکمه دیگر یعنى به محکمه‌اى که به خودى خود واجد صلاحیت نیست مراجعه کند موافقت مدعى علیه هم لازم می‌آید و اولین شرط توافق این است که طرفین در ماهیت و حدود اختلاف فیما بین با هم کنار بیایند یعنى معلوم کنند چه مطالبى را مى‌خواهند به محکمه مورد توافق رجوع کنند به عبارت واضح‌تر شرکت سابق و دولت ایران باید معلوم نمایند که چه موضوعاتى را مى‌خواهند در دعواى خود مورد رسیدگى قرار دهند.

من باب مثل بعضى از دعاوى متقابله ایران که باید مورد رسیدگى قرار گیرد از این قبیل است:

+++

الف - تأدیه دیون شرکت سابق به دولت ایران بابت سال‌هاى اخیر و خسارت تأخیر تأدیه آن‏

ب - خسارات ناشیه از جلوگیرى از فروش نفت ایران که بر اثر تهدید و ارعاب و اسباب چینى شرکت سابق و کمک دولت انگلیس به شرکت مزبور به عمل آمده و دولت ایران را در فروش نفت خود دچار اشکالات ساخته است‏.

ج - حقوق گمرکى و انحصارى دولت ایران که در عهده شرکت سابق است‏.

د - مالیات مواد نفتى مصرفى نیروى متفقین در ایران‏.

شرکت سابق هم باید به همین نحو معلوم و معین نماید که چه دعوایى را می‌خواهم به عنوان غرامت مورد رسیدگى قرار دهد پس از توافق در این امر البته ممکن است موضوع اختلاف را به محکمه مورد توافق ارجاع نموده و به عکس تا در موضوع دعواى غرامت موافقت حاصل نشود توافق در ارجاع امر به محکمه ایران میسر نیست. مطلب دیگر این ماده راجع است به عبارت وضع حقوقى طرفین که بلافاصله قبل از ملى شدن موجود بوده است خاطر آقایان مستحضر است که ملت ایران قرارداد تحمیلى 1933 را باطل وکان لم یکن می‌داند (صحیح است) و حتى باید بگویم که بدون شک محک اساسى مبارزات ملت ایران تحمیل ظالمانه همین قرارداد و آثار مترتبه بر آن بوده است بنابراین واضح است که به هیچ وجه من الوجوه ملت ایران حاضر نیست که به آن قرارداد کمترین ترتیب اثرى بدهد و حال آن که با قید عبارت وضع حقوقى طرفین می‌خواهند آن قرارداد منحوس را زنده کنند گمان می‌کنم فعلاً بیشتر از این لازم نیست در باب ماده اول صحبت بشود.

ماده دوم - اگر منظور از آن ماده ترتیب قرارداد خرید نفت باشد دولت ایران حاضر بودن خود را براى فروش نفت به تمام خریداران مکرر اعلام داشته است و خریداران می‌توانند نفت را پس از موافقت در قیمت هر قدر که بخواهند خریدارى کنند ولى اگر منظور دیگرى در میان باشد مثلاً بخواهند به این وسیله در امور ادارى و فنى نفت مداخله کنند واضح است که این امر قابل قبول نیست.

ماده سوم - غیر منصفانه و حتى موهون بودن پیام در ماده سوم بیش از همه جا هویدا است زیرا مفاد ماده سوم این است که دولت انگلیس همه قسم فشار غیر قانونى به دولت ایران وارد آورده و هر مضیقه‌اى که ممکن بوده براى ما فراهم کرده است ولى اینک می‌گوید اگر به شرایط پیشنهادى من عمل کنید از این به بعد از سخت‌گیرى و فشار خود می‌کاهم.

خوب توجه بفرمایید که صرف این پیشنهاد قطع نظر از موضوعات آن چقدر منصفانه و دوستانه است اما موضوعات این ماده در سه بند بیان شده:

موضوع بند الف این است که دولت انگلیس مى‌گوید شرایط ناروایى که در این پیام ذکر شده بپذیرند تا مشترى یعنى شرکت سابق نفت موجود شما را خریدارى کند. آیا به زعم آقایان نفت موجود را خریدن و قیمت آن را پرداختن معامله است یا چنان مساعدت و کمک بی‌مانندی است که در ازای آن دولت ایران باید تن به قبول چنین شرایط سنگینى بدهد؟

آیا انصافاً معامله نفت هیچ ارتباط و ملازمه‌اى با تحمیل این شرایط دارد؟

حال به فرض محال دولت ایران این شرایط را هم پذیرفت آیا تصور می‌فرمایید پس از قبول آن شرایط نفت موجود ایران به قیمت عادلانه به فروش خواهد رسید؟

متأسفانه باید عرض کنم خیر زیرا بر فرض هم که دولت ایران این شرایط را قبول کرد چون شرط اساسى معامله یعنى تعیین قیمت نفت بر طبق همین بند الف به بعد موکول شده خریدار باز مجال خواهد داشت که قیمت خود را به فروشنده تحمیل کند چه پس از قبول شرایط دولت ایران یا باید قیمتى را هم که شرکت سابق می‌گوید بپذیرد و یا با وجود این که سایر شرایط را پذیرفته از فروش نفت صرف‌نظر کند یعنى در هر دو حال با دست خود سبب ضرر و زیان خود را فراهم می‌سازد. موضوع بند (ب) ماده سوم این است که دولت انگلیس پس از تحمیل تمام این شرایط فقط پاره‌اى از تضییقاتى را که روا می‌داشته برطرف می‌نماید و در رفع تضییقات دیگر منجمله عدم پرداخت وجوه نقد متعلق به ایران که صریحاً در ترازنامه‌هاى شرکت سابق مذکور است و سایر مطالبات دولت ایران که در یادداشت 16 مرداد دولت ایران اجمالاً ذکر شده سخنى در میان نیست.

پیش از ختم کلام از این نکته نمی‌توانم صرف‌نظر کنم که از سراپاى این پیام این طور استنباط می‌شود که براى دولت انگلستان چنین تصور باطلى حاصل شده که در نتیجه تضییقات آن دولت اکنون دولت و ملت ایران به آن درجه از استیصال رسیده‌اند که به قبول هر قسم شرایطى حاضر شده و به معامله اضطرارى گردن گذارند و حال آن که با وجود تمام مشکلات اقتصادى و مالى ملت ایران به هیچ قیمتى حاضر به قبول شرایط ناروا که به استقلال سیاسى یا اقتصادى یا خداى ناخواسته به حیثیت و شرافت ملى ایران لطمه وارد سازد تن در نخواهد داد. (صحیح است - صحیح است)

این بود مجملاً عللى که دولت ایران را از موافقت با پیام مشترک دولتین ممنوع نمود البته دولت پس از کسب نظر مجلسین جواب پیام را خواهد داد.

با این که یقین داشتم پیام دولتین مورد تأیید ملت و مجلسین نیست نخواستم بدون مشورت مجلسین جوابى به آن داده باشم و به این جهت از نمایندگان محترم تقاضا شد که با تشکیل جلسات فوق‌العاده و شور و مذاکره در پیام تکلیف دولت را صریحاً تعیین فرمایند.

اما نظریات دولت نسبت به پیام: چنان که به عرض رسید پیام مزبور مانند پیشنهادهاى سابق با قوانین ملى شدن صنعت نفت سازگار نیست و دولت انگلستان که خوب از این نکته آگاه است از ارسال این پیام نظرى جز تأخیر و طفره ندارد البته آنچه در ابتداى پیام نسبت به ایجاد روابط دوستانه براى حل سریع اختلافات دو کشور ذکرشده مطابق آمال و آرزوى ملت ایران است چه ملت ایران با وجود خسارات فراوان و صدمات بى‌پایانى که در قرن اخیر از سیاست استعمارى انگلیس متحمل شده همواره در تشیید روابط حسنه با ملت انگلیس کوشا بوده است. ولى لازم است به عرض برسانم که دولت اینجانب از آغار کار چنان که مدارک و اسناد و شواهد حاکى است هیچ گونه غفلتى در این قسمت روا نداشته و همه وقت در حدود موازین قانونى براى تصفیه و حل این موضوع حاضر به مذاکره بوده است و این که تاکنون کار به جایى نرسیده چنان که همه می‌دانند به آن علت است که دولت انگلیس می‌خواهد بر‌خلاف قوانین مصوبه و بر‌خلاف حقوق و تمایلات ملت ایران نفوذ و منافع شرکت سابق را تحت عناوین دیگرى به همان صورت و کیفیت قدیم حفظ کند و این کار براى ملت ایران قابل تحمل نبوده است.

نکته مهم دیگرى که در این پیام جالب توجه است کلمه (منصفانه) است که در پیام گنجانده شده و سپس در دنبال همین کلمه راه‌حلى پیشنهاد کرده‌اند که نه تنها منصفانه نیست بلکه به مراتب از راه‌حل‌ها و پیشنهادهاى سابق غیر منصفانه‌تر است در پیام اخیر دولت انگلیس خواسته با یک اقدام ماهرانه سیاسى موضوع نفت را که امر داخلى است و دیوان لاهه نیز با رأى خود آن را تأیید کرده است با امضاى مقاوله‌نامه‌اى به صورت اختلاف بین دو دولت در‌آورد در ماده اول ضمیمه پیام سخن از غرامتى است که در مقابل ملى شدن صنعت نفت باید به شرکت سابق پرداخته شود و این ماده چنان تنظیم شده که در موقع لزوم می‌توانندبه وسیله آن قرارداد باطل 1933 را که هیچ گاه مورد قبول ملت ایران نبوده است قانونى کنند و از آن استفاده نمایند و به همین جهت هم سخن از دعاوى طرفین بلافاصله قبل از ملى شدن صنعت نفت به میان آورده‌اند در صورتی که اگر مقصود تأدیه غرامت مایملک شرکت سابق در ایران است دولت اینجانب همواره حاضر بوده است با رعایت دعاوى طرفین وارد مذاکراه شود و راه‌حل عادلانه و منصفانه‌اى پیدا کند و اگر مقصود آن بوده که در صورت عدم توافق موضوع به دیوان بین‌المللى دادگسترى واگذار شود آن هم باید بین دولت ایران و شرکت سابق نفت در ارجاع امر به آن دیوان توافق شود و احتیاجى به قرارداد بین دو دولت نیست. و همچنین در ماده دوم ضمیمه اگر مقصود خریدارى نفت است که دولت ایران همواره حاضر به فروش بوده و آن را به دنیا اعلام کرده است و چنانچه مقصود واگذارى حق انحصار خرید به یک شرکت معین و دخالت مجدد در اداره امور نفت است این امر هرگز مورد تصویب ملت ایران نخواهد بود (صحیح است) زیرا در دنباله این انحصار و دخالت ممکن است ایجاد بحران‌هاى اقتصادى و کارشکنى‌هایى باشد که وضع را به همان صورت قبل از ملى شدن صنعت نفت بکشاند.

اما در خصوص ماده سوم در این ماده صریحاً اعتراف کرده‌اند که منظور دولت انگلستان از اقدامات گذشته فشار اقتصادى به ملت ایران بوده تا به شرایط غیر منصفانه آن دولت تن در دهد زیرا در بند الف از این ماده می‌نویسد:

اگر سایر شرایط پذیرفته شد حاضرند نفت موجود در آبادان را حمل کنند ولى در باب قیمت هیچ سخنى نگفته و آن را موکول به موافقت بعدى نموده‌اند در صورتی که اگر مقصود مساعدت و کمک بود مى‌بایست نظر صریح خود را درباره قیمت هم اظهار کنند تا دولت ایران بتواند تصمیم قاطعى اتخاذ کند. در بند ب از همین ماده موضوعى که مکرر مورد اعتراض دولت ایران بود یعنى تضییقات موجوده نسبت به صادرات (کالا) و نسبت به استفاده ایران از وجوه (استرلینگ) عنوان شده و تصریحاً وجود چنین تضییقاتى را که تاکنون به عمل آورده‌اند اقرار نموده و قول داده‌اند در صورت پذیرفته شدن سایر شرایط این تضییقات را مرتفع کنند و حال آن که اولاً رفع تضییقات غیر قانونى را موکول به قبول شرایطى نمودن دوستانه و منصفانه نیست و ثانیاً تضییقات دولت انگلیس نسبت به دولت و ملت ایران همچنان که آقایان مى‌دانند منحصر به این دو موضوع نمى‌باشد با توضیحاتى که عرض شد ملاحظه مى‌فرمایند که پیام اخیر هیچ راهى براى قبول ندارد و دولت اینجانب حاضر نیست که پیش از این در مقابل فشار اقتصادى و کارشکنى‌هایى که می‌شود سکوت کند دولت انگلیس خود بهتر مى‌داند که بعد از رأى دیوان لاهه هیچ گونه راهى براى آن دولت جز احترام به حق حاکمیت ملى ایران وجود ندارد و اگر دولت انگلیس دولتى عدالت‌خواه و پاى بند به اصول و مقررات بین‌المللى است باید بدون درنگ از تعدى و فشار نسبت به یک ملت محروم و رنج‌دیده دست بردارد و بگذارد که در این جهان

+++

پر‌آشوب ملت ایران براى نجات و احیای اقتصادیات خود از منابع طبیعى و خداداده خویش به هر طریق که مى‌خواهد استفاده کند چه دلیل دارد که مردم تنگ‌دست و تهى کیسه ایران رنج بکشند و باز هم ثمره کوشش و مجاهدت خود را به سرمایه‌دارانى که قرن‌هاست عادت به غارت و چپاول ملل ضعیف دارند تسلیم کنند.

رعایت احترام به موازین قانونى و حقوق ملل ضعیف نه تنها از قدر و منزلت دول بزرگ نمى‌کاهد بلکه بر مرتبه و مقام آنها خواهد افزود.

اینجانب بار دیگر به صراحت اعلام می‌کنم‏:

اولاً - دولت اینجانب بى‌نهایت مشتاق است که اختلافات موجوده هر چه زودتر مرتفع شود تا هر دو ملت در سایه حسن تفاهم بتوانند از نتایج همکارى و مساعدت با یکدیگر برخوردار گردند. و در این راه آرزومندم که هر چه زودتر غبار این کدورت‌ها زدوده شود و با صرف‌نظر کردن از گذشته هر دو ملت سهم خود را در حفظ صلح جهانى به بهترین وجه ادا کند.

ثانیاً - محاکم ایران که بعد از رأى دیوان لاهه یگانه مرجع رسیدگى دعاوى شرکت سابق مى‌باشد براى رسیدگى به شکایت شرکت سابق و احقاق حق آماده و مهیا است.

ثالثاً - در صورتی که شرکت مزبور نخواهد دعاوى خود را به مرجع قانونى ارجاع کند دولت اینجانب حاضر است پس از حصول توافق در مسائل ذیل قضاوت دیوان لاهه را قبول نماید.

1- تعیین میزان و تقسیط پرداخت غرامت اموالى که شرکت سابق در موقع ملى شدن صنعت نفت در ایران داشته بر اساس هر قانونى که در یکى از ممالک براى ملى شدن صنایع به کار رفته و شرکت سابق آن را قبول کند این تنها غرامتى است که دولت ایران به شرکت سابق خواهد پرداخت و غیر از این شرکت ادعاى هیچ گونه غرامتى نخواهد داشت (گنجه‌اى - آقا یک بار دیگر این قرائت را بفرمایید) (فقره اول یک بار دیگر توسط آقاى کاظمى به شرح بالا قرائت شد)

2- رسیدگى به دعاوى و حل اختلافات طرفین از 1933 تا آخر 1947 بر اساس قرارداد تحمیلى 1933 و از اول 1948 تا سى‌ام آوریل 1951 مطابق نهم اردیبهشت ماه 1330 (تاریخ تصویب قانون ملى شدن صنعت نفت) بر اساس قرارداد تحمیلى 1933 و قرارداد الحاقى گس - گلشاییان که شرکت سابق آن را قبول و امضا کرده و دولت و مجلس ایران آن را براى استیفاى حقوق ملت ایران کافى ندانسته‌اند.

استناد به قرارداد‌هاى 1933 و گس - گلشاییان فقط از نظر حل اختلافات طرفین آن هم در ظرف مدت‌هاى تعیین شده در بالا می‌باشد. و از تاریخ تصویب قانون ملى شدن صنعت نفت هیچ کدام از آن قراردادها نمى‌تواند به نحوى از انحا مورد استفاده و استناد هیچ یک از طرفین واقع شود و ید شرکت هم پس از آن تاریخ ید امانى است (حائرى‌زاده - از 1933 ید امانى است) مى‌خواهید یک بار دیگر هم قرائت کنم (نمایندگان - بفرمایید) (این فقره هم بار دیگر به شرح سابق قرائت شد)

3- رسیدگى و تعیین میزان خسارت دولت ایران ناشى از مشکلات و موانعى که دولت انگلیس و شرکت سابق در راه فروش نفت ایران ایجاد کرده‌اند و همچنین خسارات ناشى از تضییقات نسبت به صادرات کالا و استفاده از وجوه استرلینگ که دولت انگلیس در بند ب ماده 3 ضمیمه پیام آن را تصدیق کرده است.

4- تأدیه قبلى و على‌الحساب (49) میلیون لیره‌اى که شرکت سابق ضمن بیلان 1950 بابت افزابش حق‌الامتیاز و مالیات و حق‌السهم ایران از ذخایر به حساب آورده است.

از این مبلغ هر مقدارى که مربوط به حق‌الامتیاز و مالیات است چون بر اساس طلا تضمین شده است بایستى به صورت قابل تبدیل به دلار پرداخت گردد.

گر چه مبلغ بالا از قروض مسلم شرکت به دولت ایران می‌باشد ولى از نظر ابراز نهایت حسن نیت دولت ایران قبول می‌کند که اگر دیوان بین‌المللى دادگسترى تمام یا قسمتى از آن وجوه را حق ایران ندانست آن مبلغ به صورتی که دریافت شده دین دولت ایران به شرکت سابق تلقى گردد.

با این پیشنهاد صریح و با این حسن نیت طرفین امیدوارم هر چه زودتر موضوع نفت خاتمه داده شود و چنانچه سیاست انگلیس بخواهد بیش از این با امرار وقت و ارسال یادداشت‌هاى بی‌حاصل فشار اقتصادى خود را ادامه دهد و مانع فروش نفت بشود مورد تردید نخواهد بود که سیاست آن دولت نسبت به ایران دوستانه نیست و حال آن که غرضى از ادامه مناسبات سیاسى بین دو کشور حفظ منافع طرفین و ایجاد روابط حسنه و حسن نیت متقابل است و با وضع فعلى ادامه مناسبات سیاسى براى طرفین حاصلى نخواهد داشت لذا دولت ایران به خود حق مى‌دهد که براى حفظ منافع خویش از هر گونه اقدامى هر چند منجر به قطع روابط سیاسى بشود فروگذار نکند و مسئولیت عواقب چنین پیش‌آمدى البته به عهده دولت انگلیس خواهد بود اکنون اگر مجلس شوراى ملى رویه دولت را نسبت به موضوع نفت تأیید می‌کند درخواست می‌شود که این رویه به وسیله دادن رأى اعتماد به دولت تأیید و تصویب گردد.

نخست‌وزیر - دکتر محمد مصدق‏.

نائب رئیس - آقاى مهندس رضوى راجع به همین موضوع می‌خواستید مذاکره بفرمایید؟

مهندس رضوى - بلى‏

نائب رئیس - بفرمایید

مهندس رضوى - چند سال قبل که این بنده موضوع دعاوى ملت ایران را بر علیه شرکت غاصب نفت ایران از این کرسى مطرح کردم ملت ایران اطلاعات بسیار کم و بسیار ناقصى راجع به این موضوع داشت. در آن تاریخ حقیقت قضیه این است که حتى وزیر دارایى ایران هم بر اهمیت موضوع نفت واقف نبود، نه آن وزیر بخصوص بلکه به طور عموم همه وزیران دارایى ما به وزارت مالیه مى‌آمدند و مى‌رفتند ولى نمی‌دانستند که در زیر نظر آنها و به امضاى آنها هر روز مبالغ هنگفتى از ثروت این مملکت به دست یک شرکت خارجى خارج می‌شود و در مقابل هم به ملت ایران آنچه مى‌دهند به طورى که در همان تاریخ عرض کرده‌ام، نه تنها عادلانه نبود بلکه نیمه عادلانه هم محسوب نمی‌شد (حاج سید‌جوادى - ظالمانه بفرمایید) آنچه در ایران پیش آمد بنده در زندگانى مختصر سیاسى خودم عادت به هیچ نوع تظاهرى ندارم ولى شاید چندین جلسه مذاکرات بنده در دوره یازدهم در چیدن اساس دعاوى ملت ایران بر علیه شرکت نفت خالى از تأثیر نبوده است. (صحیح است) این بنده از آن تاریخ مورد تعقیب علنى و غیر علنى نمایندگان مختلفى که شرکت نفت در ایران داشت واقع شدم و متأسفانه پاره‌اى از نمایندگان شرکت نفت این قبیل کرسی‌ها را در آن تاریخ اشغال می‌کردند (یک نفر از نمایندگان - امیدواریم که دیگر اشغال نکنند) چقدر خوشوقتم که امروز زنده هستم و مى‌بینم دولتى در ایران حکومت می‌کند که هر گونه انتقادى نسبت به او داشته باشیم به جاى خود محفوظ ولى این قدر بر ما مسلم است که افراد آن دولت و رئیس آن دولت براى از دست دادن منافع و در واقع از دست دادن حقوق مملکت ایران با دول خارجى تبانى ندارد. (صحیح است) بلکه برعکس، عازم و مصمم هستند که حقوق مملکت ایران را در مقابل خارجی‌ها محفوظ نگاهدارند. (صحیح است) بنده در اینجا لازم می‌دانم پاره‌اى مطالب که مدت‌ها براى مقتضیات مملکت ترجیح داده بودم به وسیله مهر سکوت از بیان آنها خوددارى کنم. مجدداً از این کرسى، در این تاریخ و در این روز، که فرصت قانونى به دست آمده است به عرض ملت ایران برسانم. دوره رضاشاهى اگر دلیلى از نظر بین‌المللى داشته باشد همین قرارداد 1933 است (صحیح است) همه می‌دانیم که رضاشاه به دست خارجی‌ها در این مملکت کودتا کرد و به دست آنها و براى آنها در اینجا حکومت کرد. همه می‌دانیم که قرارداد 33 در واقع یعنى تسلیم شدن یک ملت ضعیف در مقابل یک دولت قوى که در پشت پرده سیاست یک شرکت غاصبى را به جلو فرستاده بود و نمایندگان آن شرکت گاهى به صورت آشتى و گاهى به صورت قهر با دولت وقت مذاکره می‌کردند من وظیفه وجدانى خودم نمی‌دانم که صد در صد سوء‌نیت رضا شاه را تأیید بکنم زیرا مطالعاتى که من در همان تاریخ کردم این طور نشان می‌دهد که محتمل است، احتمال دارد رضاشاه در عین این که در مقابل سیاست قوى ضعیف عجیبى در آن تاریخ از خود نشان داد، به واسطه بى‌اطلاعى و به واسطه عدم بصیرت در امور اقتصاد و همچنین در سیاست بین‌المللى آن چنان اشتباه بزرگى را مرتکب شد؛ و بنده هرگز از کسانى نمی‌گذرم که با وجود اطلاعات عمیق و مطالعاتى که در ممالک خارجه و داخل داشتند بعدها خود را به عنوان آلات فعل به این مملکت معرفى کردند (صحیح است) نه تنها من نمی‌گذرم، بلکه آقایان بدانند که میلیون‌ها ایرانى که از فقر و گرسنگى در صحارى و بیابان‌هاى ایران جان داده‌اند و اموال حقیقى و موروثى آنها را در ممالک خارج عمال انگلستان و لردهاى انگلستان خرج کرده‌اند، این میلیون‌ها شهداى ایران هرگز از تقصیر این افراد نخواهند گذشت (صحیح است) من باید به شما بگویم که اگر در سوء‌نیت رضاشاه کمى تردید کردم نه براى این است که او را تبرئه کنم او را در حدود هشتاد درصد مقصر در این امر می‌دانم و تاریخ ایران نشان خواهد داد که یک نفر نظامى وقتى که خواست در مملکت حکومت کند و سیاست مملکت را در دست بگیرد و در قوانین مملکت مداخله بکند و بالاخره روز و شب مردم را در اختیار خود بگیرد بهتر از این نتیجه نمى‌دهد و این تجربه براى ملت ایران باید کافى باشد و مردم بدانند که هرگز زمام اختیار خودشان را به دست یک نفر که او بخواهد شخصاً تصمیم بگیرد و شخصاً حکومت بکند، اعم از این که آن شخص نظامى باشد یا غیر نظامى ندهند. (حاج سید‌جوادى - دولت وقت باید عملاً نشان بدهد که اهل انتقام است و اینها را از پا در‌آورد) و اما آنچه که امروز آقاى مصدق‌السلطنه نخست‌وزیر ملى ما براى ما پیام فرستاده‌اند. براى ما چیز تازه‌اى نیست. فقط من احساس می‌کنم که دولت ایران قدرى در این اتاق‌هاى مذاکره خودش را ضعیف نشان داده است آقا جان من، دنیایى به جنگ کشیده شده، عالمى تکان خورده، ممالکى در یک طرف قرار گرفتند ممالکى در صف دیگر واقع شدند، این ممالک و آن ممالک در صف دیگر واقع شدند این ممالک و آن ممالک هم براى خودشان جلب حقوق و کسب منافع کردند و دارند مى‌کنند همه دارند بنیان زندگانى اقتصادى افراد خودشان را بالا مى‌برند شما ببینید در تمام

+++

بیانیه‌هاى دولت‌ها آن چیزى که بالاخره موضوع اصلى و عمیق آنها است سطح زندگانى افراد مملکت است و همه آنها نه تنها منافع و حقوق داخلى و عملى و حقیقى خودشان را محفوظ می‌دارند، بلکه سعى مى‌کنند از ممالک دیگر هم به سوى خودشان جلب منفعت کنند. این دولت انگلستان که براى ما پیام مى‌فرستد، تاکنون چند هزار میلیون دلار از ملت آمریکا گرفته و تناول فرموده است. ما که از مملکت آمریکا توقعى نداشتیم آقایان محترم. مملکت آمریکا موقع خاتمه جنگ ده میلیون دلار پول گرفت و چند قطعه آهن پاره را در اینجا به صورت ظاهر تحویل داد، حتى صورت هم نداشت پرونده هنوز مضبوط است یک نفر ایرانى خائن این را تصویب کرد یک ایرانى جاهل و متظاهر هم عکس خودش را در موقع امضاى چک کشید و ارائه داد اینها را ما مى‌دانیم. آقا آمریکایی‌هایى که امروز تشریف آورده‌اند اینجا هى براى ما سوگوارى می‌کنند و در پیام خودشان ده میلیون‏ دلار به رخ ما می‌کشند، آقاى ترومن: ده میلیون دلار یک چک بود که ما براى خرید چند لکوموتیو و مقدارى اموال شما تحویل دادیم. (عبدالرحمن فرامرزى - یازده میلیون) (پور‌سرتیپ - حقوق یک ماه کارمندان مملکت ما هم نمی‌شود) اجازه بفرمایید آقایان، آیا آقاى چرچیل بعد از آن که حکومت محافظه‌کار انگلستان شکست سختى از افکار عامه خورد در نتیجه مشکلاتى که در دنیا پیش آمده و آنچه از نظر سیاسى بر غالب آقایان روشن است مجدداً حکومت انگلستان البته از راه قانونى به دست ایشان رسید. ایشان هم حالا تمام کینه خودشان را بر علیه یک ملت ضعیف به نام ایران و ایرانى می‌خواهند اعمال کنند مگر دنیا را آخر آمده؟ مگر دنیا دیگر سر آمده است؟ مگر کرسی‌هاى نطق دنیا را بر ما بسته‌اند؟ دنیا جراید ندارد؟ مگر ما سفیر نداریم؟ آقاى وزیر خارجه، چرا مردم را روشن نمى‌کنید؟ این مرد آلمانى که آمد اینجا می‌گفت که در خارجه شما را یک ملت گسیخته عجیب غریبى می‌شناسند و تعجب کرده بود که اصلاً در اینجا توانسته بودند سه چهار روز از او در یک باشگاهى پذیرایى کنند صبح که از خانه‌اش آمده بود بیرون یک اوضاع نامنظمى نمی‌دید، تعجب کرده بود. حالا اگر ما خودمان را نمی‌خواهیم به دنیا بشناسانیم این را گرفتیم که از لحاظ رعایت مناعت هم باشد،‌یک مواردى هست که براى ما ضرورت دارد الان آن ضرورت پیش آمده است آقا ما نفت داریم نفت هم می‌فروشیم عجله‌اى هم در این کار نداریم (صحیح است) آقا ما دو هزار سال تاریخ مضبوط داریم (صحیح است) هزار و نهصد و پنجاه سالش را بدون نفت گذراندیم (صحیح است) ملت ایران در هیچ مرحله از تاریخ مگر در آن حین بحبوحه قشون‌کشى چنگیز به این سختى و مرارت نبود پس نفت یگانه وسیله امرار معاش ایرانى نیست آقا نفت وسیله ارضای شهوات اقتصادى اروپاست نفت وسیله آقایى دنیاست چرا این قدر موضوع نفت را براى ما بزرگ می‌کنند؟ اگر ما از نفت استفاده کرده بودیم براى ما موضوع بزرگى بود ما که از نفت استفاده نکردیم. در سال‌هایى که شرکت نفت در اینجا عمل می‌کرد به ما چیزى نمی‌داد مجموع آنچه شرکت در تمام دوره عمل کرد به ما داد از نصف آنچه به عنوان مالیات به دولت انگلستان داده کمتر است آقا با هزینه ایرانى نفت را استخراج کرده و مالیاتش را هم داده است به دولت انگلستان که دولت انگلستان ما را مجاز بر این استخراج شناخته است اینها حقایق است اینها که فراموش نشده آقا ما که احساسات نشان ندادیم، ما ارقام و مدارک نشان دادیم ما رفتار یک شرکتى را نشان دادیم که این شرکت در ایران آن رفتارى را کرده است که هیچ شرکت غاصب دیگرى در ممالک دیگر این رویه را عمل نکرده است و ثابت‌ترین نقطه استدلال ما این است که تمام شرکت‌هاى دیگر هر کدام به هر صورت که با ما تماس پیدا کردند اول تصدیق کردند به این که این رفتار و این رویه در دنیا سابقه نداشته یعنى آنچه با ما کردند در دنیاى استعمارى هم بى‌سابقه بوده است. آقا،‌ مملکت استعمارى را که از سرمایه آنها و ثروت آنها استفاده مى‌کردند آنها را هم تا اندازه‌اى در این منافع شریک داشتند ولى ما را از آن حد هم پایین‌تر آورده‌اند و کار به جایى رسیده بود که ملت ایران می‌گفت که سیاست انگلستان این است که ملت ایران گرسنه بماند این را اجداد ما که نگفتند آقا،‌ این را خود ما دیده‌ایم چهل سال چهل و پنج سال هر کدام ما اگر حافظه داشته باشیم بنده اقلاً حافظه‌ام سى و هفت هشت سال را به من اجازه می‌دهد در سن چهل و هفت سال البته از ده سالگى به خاطرم است ما تمام عمر خود را شنیده‌ایم که در زیر بار مظالم انگلستان خرد شده‌ایم این را که بنده شنیده‌ام، دائما هم احساس کرده‌ام احساس کرده‌ام، در بیابان‌هاى ایران بیشتر مردم متوارى هستند اینها براى نداشتن نان متواری‌اند گاهى راجع به ایلات صحبت می‌شود در خانه‌هاى آقایان نمایندگان محترم و می‌شنویم که ایلات ییلاق قشلاق می‌کنند. آقا، اینها از نداشتن جا و محل و نان است که راه مى‌افتند، خیال نکنید که ایلات ایران به میل خودشان راه مى‌افتند یا خیلى اصرار دارند که از اینجا به آنجا بروند یا این که نمى‌توانند محلشان را حفظ کنند و حشمشان را بفرستند خیر آقا اینها جایى ندارند، زندگانى ندارند، لباس ندارند، خوراک ندارند، در نتیجه در عالم بیچارگى این یک وسیله تشفى است که هوا که گرم مى‌شود به یک طرف راه مى‌افتند، هوا که سرد مى‌شود به یک طرف راه مى‌افتند کجا می‌روند؟ حقیقت را بخواهید دست به آسمان حرکت مى‌کنند یعنى رو به خدا کرده‌اند و از دست این دولت غاصب انگلستان به تنگ آمده‌اند.

ایران یک مملکتى نیست که تازه خودش را به دنیا معرفى کرده باشد یک مملکت تاریخى است سوابق تاریخى ممتد دارد از حیث تمدن یکى از برازنده‌ترین کشورها است. حکمت و فلسفه ما بعد از یونانی‌ها مدت‌ها در اروپا مورد تحقیق و تفسیر و استفاده واقع شده، همین سناى انگلستان براى فردوسى ما جشن هزاره مى‌گرفت این مملکت، این ملت که حرفى نداشت، به خارجى‌ها مى‌گفت من نفت دارم. اما من فقط اسمى از نفت مى‌شنوم! شما اگر واقعاً این نفت را مال من می‌دانید من که مال خودم می‌دانم شما اگر واقعاً آدم دموکراتى هستید اگر آدم عادلى هستید که خوب بیایید ببینیم اگر مال ماست یک حسابى بکنید. بنده فراموش نمى‌کنم آن حسابى را که جناب آقاى حائرى‌زاده در جلسه خصوصى کردند. این یک مطلبى است که بنده خودم هم ضمن مطالعات خودم به آن برخوردم. وزارى دارایى ما در هیچ تاریخى به محاسبات این کشور نرسیدند اصلاً راه به آنها داده نشده است و متأسفانه چه بسیار از وزراى دارایى خائن ایران تقدیر کرده بودند از عملیات آنها من مخصوصاً اینجا مى‌گویم که این تقدیرها این مفاصا حساب‌ها یک پول ارزش ندارد. (صحیح است) براى این که اگر یک روزى یک محکمه‌اى در ایران یا جاى دیگر تشکیل شد این را بداند این اشخاص گماشته انگلیس‌ها بودند آقا (صحیح است) آنها وزیر دارایى نبودند آنها خائنینى بودند به ملت ایران و گماشته دولت انگلستان (صحیح است) که این مملکت را به طور غیر مستقیم در چنگال استعمار بریتانیا نگاه مى‌داشتند. حالا بنده از این قسمت‌هاى کلى که مدت‌ها بود حقیقتاً خود را ساکت نگاهداشته بودم باز هم به همین اندازه اکتفا مى‌کنم مى‌خواهم به شما عرض کنم که در کرسى بین‌المللى جاى شما باز است ملل دنیا با آن وضع و رفتارى که افراد معینى از آنها به خارج مى‌آیند و عمل مى‌کنند و به آن اندازه بد نیستند، بلکه مى‌توانم عرض کنم ملل دنیا مردمان متمدن و نجیبى هستند عامه مردم انگلستان اگر واقعاً وارد مسائل ایران شدند در آنجا تأثیر عمده و عظیم دارد. شاید یکى از بزرگترین بیم‌هایى که محافظه‌کاران آدم‌خوار و سرمایه‌دار انگلستان دارند همین است که مبادا مظالم شرکت نفت در اذهان عامه انگلستان به طور واضح و روشن جاى‌گیر شود، زیرا این افراد حتى در مقابل افراد انگلستان هم - حقیقت را بخواهید - شرمسار هستند. اما آنچه قبح زیاد داشت ترومن و چرچیل بنده دیدم، عیناً به عرض آقایان نمایندگان محترم می‌رسانم بنده در بابلسر استراحت مى‌کردم که این یادداشت به دولت ایران داده شد. بعد هم یک شخص مسافرى اتفاقاً این ورقه را که خودش براى مطالعه خودش داشت آن را به بنده داد و بنده این سه ماده را در متن انگلیسى به دست آوردم و آنجا مطالعه کردم.

باید به شما عرض بکنم که در دنیا مذاکره و معامله در مطالب مهم البته مدت‌هایى دارد اگر شما تنها یک ملک داشته باشید در بعضى خانواده‌ها این است و براى این ملک یک مستأجر طولانى مى‌داشتید و جا به جا مى‌کردید، با این کار، بعداً که می‌خواهید آن را منظم بکنید، مدتى به طول مى‌انجامد چه بسیار از خانواده‌ها هستند که براى تنظیم یک چنین امرى چندین سال از وقت‌شان صرف شده این را بنده مى‌خواهم به عرض ملت ایران برسد که به هیچ وجه این مدت‌هاى 10 ماه و 15 ماه و یک سال و دو سال را به نظرشان بزرگ نگیرند (صحیح است) ملت ایران به یک کار عظیمى دست زده است و آن این است که مى‌گوید که من، مملکت تاریخى ایران، معادنى که درش دارم، و از آن جمله معادن نفت مى‌خواهم این را با طرز مساوى با هر مملکت دیگرى معامله کنم درست توجه کنید، در تمام معاملات، ما بنابر قوانین اسلامى، و بنابر قوانین اخلاقى که داریم، همیشه تساوى شرط بوده یعنى در کشور ایران غیر از این سابقه ندارد چون این که عرض می‌کنم در تاریخ قرون وسطای اروپا خواهید دید که در معاملات هم یک حقوقى براى یک طبقه قائل بودند. در ایران هرگز این رسم نبوده و همیشه در معامله متساوى بوده‌اند. اما ملت ایران یک وقت بیدار شد دید در مقابل خارجی‌ها نه تنها این تساوى معمول نیست بلکه باید یک سندان قوى و یک چکش ظلم و زور، هر وقت هر حرف حسابى هم که مى‌خواهند بزنند آن حرف را خاموش کرده‌اند حالا آن ایام سپرى شده،  امروز مملکت ایران زنده است و من می‌خواهم به آقایان عرض کنم که حتى براى ما که به نام مجلسى خوانده مى‌شویم و وکیل هستیم و قاعدتاً در سیاست وارد هستیم، رشدى که ملت ایران در سى‌ام تیر‌ماه نشان داد، غیر مترقب بود. یعنى ما هم در مقابل مردم شرمنده شدیم. دیدیم مردم ایران به مراتب از ما که در سیاست آنها ذی‌مدخل هستیم، جلوتر هستند (صحیح است) در چى جلوتر بودند آقا؟ ملت ایران که روز سى‌ام تیر آمد و آن خون را ریخت، هیچ‌ کدام از آقایان از کسانی که توى کوچه بودند،‌ پرسیدند که چه می‌خواهید و هیچ شنیدید که یکی‌شان بگوید من کفش مى‌خواهم، من کلاه می‌خواهم، من پیراهن می‌خواهم، من نان می‌خواهم؟ نشنیدید. یک کدام‌شان نگفتند. افرادى بودند که وقتى کشته شدند یک قدرى نان گندم یا جو فقط در توبره آنها بود، در

+++

جیب آنهابود ولى یک کدام اینها براى این که یک شاهى داشته باشند به میدان نیامدند اینها آمدند براى این که آزادى سیاسى و اقتصادى این مملکت را تأمین کنند (صحیح است) این افراد عده معدودشان رفتند به آن عالم و همراه آنها همیشه درود ما هست - باقی‌شان همه در این مملکت هستند. باید ملت انگلستان از نظر بنده که به نام ملت صحبت می‌کنم و مخاطبم آنها هستند، ملت انگلستان باید بداند و اگر دولت مصلحت می‌داند باید به دولت انگلستان هم این تذکر را بدهد که میلیون‌ها ایرانى پا برهنه از آنها نانى نخواسته‌اند و فقط حق خودشان را می‌خواهند، و حق خودشان را هم درش تخفیف قائل نمی‌شوند به طور خلاصه و مطلق می‌خواهم به آقایان عرض کنم که ما تخفیف در حق خودمان نمی‌دهیم زور و تعدى هم نسبت به طرف نداریم. ما هرگز نگفته‌ایم که دولت انگلستان از نفت ما استفاده نکند ولى ما هم هیچ علاقه‌مند نیستیم که حتماً نفت ما را ببرد و به کارش برساند. میل دارد بیاید با شرایط معین معلوم متعارف با ما کار بکند. در این یادداشت که بنده در بابلسر مطالعه کردم، دیدم واقعاً یکى دو نکته خیلى تأسف‌آور وجود دارد. اولاً شخص محترمى رئیس جمهورى یک دولت دوستى من اصلاً نفهمیدم براى چه این یادداشت را امضاء کرده؟ البته بنده به نام یک وکیل عرض می‌کنم و خیال می‌کنم از طرف همه آقایان این اجازه را دارم که عرض کنم که مداخله رسمى دولت آمریکا در کار نفت ایران به هیچ وجه من‌الوجوه براى ما گوارا و مطبوع نیست (صحیح است) ما نمی‌خواهیم که حرف زننده‌اى بزنیم ما از دوستى آنها می‌خواهیم استفاده کنیم ما هم میل داریم از منابع ثروت آنها بهره‌مند شویم ما هم می‌خواهیم دوستى سیاسى و اقتصادى با آنها داشته باشیم ولى به هیچ وجه من‌الوجوه وقتى که خوب چشممان را مى‌مالیم نمی‌فهمیم که مثلاً اگر در مملکت آمریکا در تگزاس یک معدنى بود و آن کمپانى که آنجا عمل می‌کرد یک اختلافى با دولت داشت، آن وقت اگر دولت ایران یک پیامى می‌فرستاد چه صورتى داشت؟ من هر قدر فکر می‌کنم ملتفت نمی‌شوم - علت این است که ما در دنیاى‏‌ بین‌الملل تساوى ملل را قبول نداریم. دولت‌ها در اختیارات و اقتدارات‌شان مساوى نیستند یک دولتى مثل دولت ایران مستقل است امروز هم دولت ایران وجب به وجب از استقلال خودش دفاع خواهدکرد (صحیح است) و اصل اولش اتفاقاً مراحل سیاسى و کاغذ‌بازی ا‌ست. من اصلاً نفهمیدم که آقاى ترومن براى چه خودشان را در این کار داخل کردند. مخصوصاً به این صورت چون اگر میانجى می‌بودند مى‌بایستى یک چیزى هم از ما بگیرند و دو تایى را با هم به طرف بدهند و بگویند آقا اینها این را می‌گویند شما هم این را می‌گویید من حاضرم واسطه بشوم اما با امضاى مستقیم خودشان (دکتر فقیهى‌شیرازى - ده میلیون دلار هم صدقه دادند) و اما آنچه راجع به ده میلیون دلار است من فکر می‌کنم که اگر خود آقاى ترومن هم یک قدرى فکر کنند در این موضوع مثل من مبهوت و متحیر مى‌شوند که یک کشورى مثل آمریکا به یک کشورى مثل ایران که مناعتش آن قدر است که چند تا لکوموتیو از من گرفت و ده میلیون دلار داد حالا من بیایم ده میلیون دلار به عنوان گشایش بودجه به آنها بلاعوض بدهم ایشان شاید متوجه نیستند که ده میلیون دلار به حساب رسمى ما سى میلیون تومان است و این خرج یک ماه ما را نمی‌دهد، خرج سه هفته ما است. آن هم خرج دستگاه‌هاى عمومى‌مان؛ و اگر ما هفته‌هاى متعددى بدون کمک ایشان گذرانیدیم، این دو سه هفته را هم ایشان خیال‌شان راحت باشد می‌گذرانیم (خنده نمایندگان) و اما آقاى چرچیل، از نظر بین‌المللى - بنده باز مجدداً تکرار مى‌کنم که به نام یک نماینده صحبت می‌کنم. صحبت مجلسى است از نظر بین‌المللى ایشان مى‌توانند بگویند که من رئیس یک دولتى هستم و یکى از شرکت‌هایى که تابع من است اختلافى دارد و من مى‌خواهم با او معاضدت و همراهى کنم. این هم به عقیده بنده لازمه‌اش امضاى این پیشنهاد نبود. ایشان مى‌توانستند اگر شرکت نفت مطلبى با ما داشت ایشان هم یادداشتى تسلیم مى‌کردند از نظر سیاسى که دولت انگلستان هم علاقه‌مند است که مطالب کمپانى نفت ایران و انگلیس مورد مطالعه دقیق واقع بشود و ما هم البته هیچ تعجب نمی‌کردیم یک دولتى است که از یک کمپانى تابع خودش حمایت می‌کند حالا این حمایت را به آن سرحد رسانده‌اند که آن مظالم را انجام دادند؛ آن اوضاع عجیب و غریب را فراهم کردند؛ آن را به همان تذکرات اولیه اکتفا می‌کنم و اما ایشان شروع کردند یادداشت‌شان را از ماده اول. در ماده اول شما می‌فرمایید که برویم به محکمه دادگسترى بین‌المللی.  آقاى چرچیل و ترومن مى‌گویند به ملت ایران که شما که دولت ایران هستید، و شما که شرکت نفت هستید، طرفین بروید به محکمه دادگسترى بین‌المللى و آنجا مطالب‌تان را، دعاویتان را مطرح کنید. البته یک نکته بعدى هم درش هست. بنده می‌خواهم بپرسم پس ما را براى چه به لاهه کشاندید؟ این یک سؤالى است که فکر می‌کنم خیلى پیش پا افتاده است. پس این رأى قضات محترم دیوان لاهه که ما این قدر از آن تعریف کردیم براى چه بود؟ براى این که منصفانه و عاقلانه رأى دادند. گفتند که ایران ممکتى است مستقل یک معادنى هم دارد که اسمش معادن نفت است ممکن است برنج و پنبه و توتون و غیر ذلک هم داشته باشد به خارجی‌ها چه کار دارد مربوط به خودش است باید خودش برسد اصلاً مبناى رأى دیوان دادگسترى لاهه این بود اگر شرکت سابق نفت مطلبى دارد بایستى بیاید به محاکم صالحه ایران مراجعه کند (صحیح است) خیلى تعجب است که ماده اول این پیشنهاد این است که بیایید برویم به دیوان دادگسترى بین‌المللى خوب حالا اگر دیوان لاهه رأى داده بود که صلاحیت دارد پس چطور می‌شد؟ پس تفاوتش کجا است خوب اگر لاهه هم صلاحیت داشت که همین طور می‌شد پس معلوم شد که رأى قضات محترم دیوان لاهه را هم که ما این قدر ازش تعریف کردیم و احترام و تجلیلش کردیم براى این بود که فقط در تاریخ ثبت کنیم و الّا هیچ استفاده ازش نکنیم خیر آقا من اینجا مى‌خواهم به نام ملت ایران عرض کنم که ما از این رأى تا حد آخر استفاده خواهیم کرد یعنى موضوع نفت را یک موضوع داخلى می‌دانیم و حق هم نمی‌دهیم به هیچ کس از پیشنهاد‌کنندگان که آنها به ما ارائه طریق بکنند که یک محکمه دیگرى را ما در این کار صالح تشخیص بدهیم آمدیم به اینجا می‌رسیم که آقاى دکتر مصدقى که مورد اعتماد مردم است این طور تشخیص می‌دهد که براى نشان دادن حسن نیت که ما نمی‌دانیم چند دفعه ما باید این حسن نیت را نشان بدهیم می‌خواهیم یک محکمه‌اى را مورد توافق قرار بدهیم عرض کردم بنده شخصاً به عنوان احمد رضوى وکیل مجلس ایران به هیچ وجه من‌الوجوه یک همچو چیزى را صحیح نمی‌دانم یعنى بنده اصلاً نمی‌دانم براى چه یک همچو مطلبى را مطرح کنیم ما اصلاً رفتیم لاهه و برگشتیم و اینجا هم چراغانى کردیم با این که هنوز خون کشته‌هاى ما در زمین ریخته بود چراغانى که کردیم براى این بود که دیوان دادگسترى بین‌المللى به ما رأى داد که شما حق دارید در کار خودتان رسیدگى بکنید هر کس شکایت دارد بیاید به محاکم ایران آقاى لطفى را آوردند که بهترین ضامن قوه قضاییه ما هستند ایشان مردى هستند سالم درستکار و عالم وزیر دادگسترى هستند و در محاکم مشغول تصفیه هستند (صحیح است) و از نظر خارجى‌ها هم البته باید بدانند که اگر محاکم ما خرابى‌هایى تا حالا داشته به واسطه همان اعمال نفوذهاى خودشان بوده و الّا ایرانى اگر به خودش واگذار کرده بودند محاکمش را تصفیه می‌کرد و محاکم صحیح و داراى قضات عالم و عادل در جاى خودش داشت و حالا هم بحمدالله دارد (صحیح است)

اما در مورد نامه آقاى دکتر مصدق این که از نظر خودشان که نمی‌دانم چرا از ما رأى اعتماد مى‌خواهند در این موضوع عرض کردم این نظر خودشان است و از نظر ملت ایران هم که مورد اعتماد هستند مى‌خواهند یک مرتبه دیگر هم حسن نیت خودشان را نشان بدهند خوب اگر بخواهند یک محکمه دیگرى را هم توافق کنند طبق‏ اصولى که در تمام دنیا معمول است اگر یک محکمه غیر عادى مورد توافق طرفین واقع شد قبل از این که به آن محکمه بروند میان خودشان توافق می‌کنند که آقا قبل از این که به محکمه برویم بین این مواد ما خودمان توافق می‌کنیم بعد رجوع می‌کنیم به محکمه بنابراین به نظر من آمد که در این ماده اول پیشنهادى قبل از هر جوابى توضیحات بخواهند و این مطلب را روشن کنند اگر دولت ایران موفق نشده است در این زمینه روشن بکند این براى این است که امضاء‌کننده پیام این حسن نیت ملت ایران را ندارد و این مطلب را من می‌خواهم به ملت ایران اطلاع بدهم که این قدر انتظار سریع حل مسأله نفت را نداشته باشد براى این که ما ایرانی‌ها حاضر به حل این قضیه هستیم ولى آن آقایان دائماً بازى مى‌کنند اگر آنها مقصودشان تأخیر در این قضیه نبود و مقصودشان رسیدن به نتیجه بود که همین امر را در آن یادداشت‌شان می‌گذاشتند یا این که پس از این که ما از ایشان پرسیدیم فوراً توضیح می‌دادند و می‌گفتند که آقا این حدود دعواى ما است و شما هم حدود دعواى خودتان را تعیین کنید بعد در این ماده اول نوشته شده است وضع حقوقى قبل از ملى شدن نفت مگر دولت انگلستان خواب بود در تمام مدتى که این مجلس و این کشور به قول قدماى ایرانى کن فیکون شد تا این قرارداد باطل و تحمیلى را از بین برد پس خیال می‌کرد که ما اینجا کشف کردیم خیر آقا ملت ایران که صاحب نفت است اصلش قرارداد 1933 را به رسمیت نمى‌شناسد (صحیح است) بنده مکرر عرض کردم که هیچ یک از افراد این کشور نیستند که بگویند قرارداد تحمیلى 1933 اصلاً یک قراردادى است که ما بتوانیم اسم او را یک قرارداد بگذاریم ما او را یک سند تحمیلى و اسارتى بر ضد ملت ایران می‌دانیم مکرر شده است که یک مللى از قید اسارت آزاد شده‌اند ما هم بحمدالله این قید اسارت را برداشتیم حالا برگردد به وضع اول و بنشینیم با هم مذاکره کنیم یعنى چه؟ یعنى این قید را دوباره بگذاریم به گردن خودمان و دوباره بنشینیم با هم صحبت بکنیم ما یک چیز مى‌شناسیم یک دولتى بود مظفرالدین شاه مردى بود در اینجا حکومت مى‌کرد در مشروطه ایران هم البته همراهى کرد اطلاع هم دارم که از روى کمال عدم بصیرت این قرارداد را امضا کرد یک مردى هم آمد اینجا به نام دارسى که البته ایران در آن روز وسایل ارتباط و رفت و آمدها این قدر فراهم نبود که صبح اینجا باشند و شب در اروپا با تحمل مشقاتى از این طرف از آن طرف، مختصرش کردند اول قراردادى بسته بودند که خیلى مفصل بود، در آن قرارداد نفت هم یک قسمتى از آن بود در طرح اولیه یک مطالب زیادى

+++

 را با او توافق کرده بودند ولى خوشبختانه یک وزیر فهمیده‌اى همین عدم اقدام آنها را وسیله قرار داد قسمت عمده او را از بین برد و آن وقت نفت را هم این مرد پس از تفحصات و زحمات و البته این را بنده اینجا باید بگویم (منصف - آن وزیر کى بود آقاى مهندس رضوى؟) که آن را هم پس از زحمات و تفحصات رفتند و جستجو کردند به اینجا رسانیدند که یک شرکتى تشکیل شد که حالا جریانش این است ما بعد از دارسى وضع حقوقى با انگلستان نداریم بعد از قرارداد دارسى که در 1933 ملغى شده و ما می‌شنویم که کاغذش هم به بخارى ریخته شد و این جنجال را درست کردند و دولت انگلستان دخالت کرد در صورتى که ما اصلاً دولت انگلستان را نمى‌شناسیم و بنده اینجا از این کرسى مجلس علناً اخطار مى‌کنم که ما قرارداد 1933 را به هیچ نحوى از انحا نمى‌شناسیم (صحیح است) بنده حاضر هستم ملت ایران هم یقیناً حاضر است که طبق همان قرارداد دارسى بیایند مذاکره کنیم رسیدگى کنیم بنده مکرر به آقایان توجیه کردم توضیح دادم که طبق قراداد دارسى ارقام آن و همان شانزده درصد و همان شرکت‌هاى تابعه آنها و شرکت ما در منافع آنها به مراتب از آنچه که با ما عمل کردند بهتر است یعنى آرمیتاژ اسمیت انگلیسى را اگر آقاى چرچیل قبول دارد این مرد را در حکومت وثوق‌الدوله آوردند در ایران براى مشاور مالى و بعداً وقتى که آن قرارداد افتضاح‌آمیز را نتوانستند تحمیل کنند و دیدند که این واقعاً زیاد پرآوازه می‌شود بعد مرحوم مشیرالدوله که به ریاست وزرایى ایران رسید همین مرد را که استخدام شده بود با نهایت حسن نیت گفت برو و رسیدگى کن به حساب‌هاى شرکت، رفت و رسیدگى کرد و در گزارش محرمانه او که الآن در وزارت دارایى هست و خود بنده هم دیده‌ام تقلبات شرکت از همان بدو عملش توى دفترش روشن است گفت آقا این شرکت همه حساب‌هایش دروغ است همه اعمالش دروغ است که به فرانسه فالسیفیه Falsifier می‌گویند همان چیزى که بنده در دوره 15 عرض کردم یعنى شرکت در محاسبه‌اش تقلب می‌کند آقاى چرچیل شما که در نیس استراحت می‌فرمایید بدانید چهل سال که این شرکت در اینجا عمل کرده و شاید سى و چند سال انتفاع کرده در این سى و چند سال در دفترهاى خودش تقلب کرده چه حمایتى دارى از او می‌کنى؟ چرا در آخر عمرت می‌خواهى یک ملت ستمدیده‌اى مثل ایران را براى خودت دشمن تاریخى کنى براى چى می‌کنى آقاى چرچیل؟ شما یک مرد منطقى هستید در دنیا شما همان کسى هستید که در مقابل هیتلر با روس‌ها سازش کردید حالا آمدى اینجا در موقعى که ما می‌گوییم یک شرکت انگلیسى در اینجا این اجحافات و تعدیات را کرده تو آمده‌اى در اینجا چشم از تمام تقلبات آنها از تمام بى‌انصافی‌های‌شان از عدم انتخاب قواعد انسانى آنها از مداخلات بى‌رویه آنها در داخل مملکت ایران همه اینها چشم پوشیدى یک مرتبه شدى رئیس‌الوزراى انگلیس و براى ما یادداشت می‌دهى آن هم براى یک ملت پا‌برهنه؟

یک مطلبى به خاطرم آمد این مطلب را آقاى مصدق‌السلطنه دیروز به بنده فرمودند حالا خدمتتان عرض می‌کنم واقعاً حرفشان در من تأثیر کرد ایشان گفتند که من در سویس بودم گفتند یک نفر از استیصال خودش را غرق کرده اروپایی‌ها بودند سویسى‌ها بودند یک نفر آنجا از من سؤال کرد که در مملکت شما پیش مى‌آید که کسى خودش را از استیصال غرق کند گفتم خیر آقا ملت ما در گرسنگى و استیصال هم که هست بندگى خدا را می‌کند و خودش را به آن‏ دنیا مى‌رساند این یک ترادیسیونى است که در عین حال که ما مبارزه می‌کنیم و می‌خواهیم تمام افراد این کشور لباس داشته باشند غذا داشته باشند فرهنگ داشته باشند بهداشت داشته باشند در عین حال هم آقاى چرچیل باید بدانند که ما گرسنگى را هم تحمل می‌کنیم ولى زیر بار فشار و تعدى یک کمپانى غاصب قرار نمی‌گیریم (صحیح است) ایشان اشتباه کردند در انگلستان هم اگر یک روزى البته شنیده‌اید که در آنجا جیره‌بندى است (صحیح است) ولى همین جیره‌بندى آنها همه را چاق کرده است. گزارش‌هاى بهداشت بین‌المللى را بخوانید که جیره‌بندى انگلستان موجب بهداشت آنها شده است ما هم عیبى نمى‌بینیم ناراضى نیستیم ولى این را دولت انگلستان باید بداند که اگر ملت انگلستان کره نداشت، ژامبون نداشت، قهوه نداشت، انقلاب می‌کند خیر آقا ملت ایران اگر غذا نداشته باشد جامه نداشته باشد انقلاب نمی‌کند کودتا را هم تحمل نمی‌کند یکى دیگر را هم نمى‌آورد همین گرسنگى‌ها، همین سختی‌ها، را هم تحمل می‌کند آقاى دکتر مصدق هم همراهى می‌کند ولى نفت خودش را هم اگر شما نخریدید اهمیتش نمی‌دهد و استقلال سیاسى و اقتصادى خودش را محفوظ نگه می‌دارد (صحیح است) (کف زدن تماشاچیان) پس وضع حقوقى قبل از تاریخ ملى شدن به آن صورتى که آنها بیان کردند وجود ندارد ما می‌خواهیم بیاییم طبق قرارداد دارسى بگیریم و از خاتمه قرارداد دارسى یعنى از 1933 هم ید امانى شرکت را بر منابع نفتی‌مان محاسبه بکنیم البته حق‌العمل آنها را منصفانه می‌پردازیم اما ماده دوم ماده دومى که پیشنهاد کرده‌اند بنده باید در اینجا به شما عرض کنم که از نظر آقاى چرچیل این ماده دوم یک قدم جلوتر به منویات ملت ایران باید تلقى بشود یعنى سابقاً مى‌خواستند بیایند از آغاجرى و مسجد‌سلیمان این جریان نفت را ببرند تا کشورهاى مورد‌نظر ایشان از نظر تسلیحات، ولى حالا این طور احساس می‌شود که در این جمله منظورشان جریان نفت از بندر است این هیچ ماده دوم لازم نداشت قانون 9 ماده این را از روز اول گفت که ما نفت می‌فروشیم و حق تقدم هم به آنهایى که سابقه داشتند از شرکت نفت نفت مى‌خریدند می‌دهیم بنابراین خریدن نفت ایران و از بندر ایران نفت را تحویل گرفتن و به دنیاى خارج بردن این هم هیچ اشکالى از نظر ما نداشته که ایشان پیشنهاد کرده‌اندکه ما از روز اول فریاد کردیم گفتیم بیایید نفت را بخرید بردارید ببرید آقا مگر تاریخ را ممکن است ملتى فراموش کند؟ شخص نخست‌وزیر این دولتى که مورد اعتماد ملت ایران بوده است گفت بیایید رسید بدهید دستگاه را اول به هم نزد گفت رسید بده و کشتى را پر کن برو یعنى به من بنویس این نفتى را که می‌برى مال من است این را هم چرا گفت؟ براى این که یک شرکت متقلبى بود والا اگر شرکت متقلبى نبود این را هم نمی‌کرد من مخصوصاً می‌گویم متقلب که آقاى چرچیل مخصوصاً دستور بدهد مطالعه کنند (دکتر فقیهى‌شیرازى - خودشان خوب می‌دانند) ما این شرکت نفت را بهش گفتیم رسید بده نداد خوب حالا امروز که ما نشسته‌ایم سر خاک خودمان داریم زندگانى می‌کنیم همین طور که توضیح دادم با سختی‌هاى خودمان می‌سازیم شما مى‌آیید می‌گویید که من پیشنهاد می‌کنم که بنشینیم با هم مذاکره کنیم که نفت شما به بازارهاى خارجى نرود اهمیتى ندارد و همچو مورد علاقه ما نیست ما می‌خواهیم که آقاى چرچیل خوب بفهمند که ملت ایران به هیچ وجه نمى‌خواهد که محصول نفتش در تسلیحات دول غربى شرکت بکند و در تسلیحات یک دولتى نفت ما مصرف بشود (صحیح است) ما با طرف دوستى داریم به هیچ وجه هم علاقه‌مند نیستیم که نفت ما حتى در دستگاه‌هاى صنعتى ملل اروپاى غربى مصرف بشود ولى در عین حال چون ما هم فروشنده یک کالایى هستیم از این دسته هم به ما مراجعه کنند ما می‌دهیم با نهایت میل هم می‌دهیم اگر روسیه شوروى یا دول دیگرى که دوستى آنها با روسیه شوروى از نظر سیاسى معروف است به ما مراجعه بکنند کشتى بیاورند بدون هیچ گونه تأخیر ما به آنها نفت می‌دهیم همین طور دول غربى اروپا آنها هم براى این می‌گوییم که آنها هم در یک سنتى که هنوز تجدید‌نظر در آن نکرده‌ایم سیاست دوستى خودمان را نسبت به دول بزرگ نگاه می‌داریم ما نمی‌خواهیم وسیله و آلت یکى از دولت‌ها بر علیه دولت دیگرى بشویم به این دلیل است که این جار و جنجال‌هایى هم که گاهى بعضى از جراید راه مى‌اندازند این را بهشان بگوییم که این از نظر دولت ایران کاملاً غیر منصفانه است هیچ وقت دولت ایران در نفتش را به روى روسیه شوروى یا چک‌اسلاواکى یا بلغارى و لهستان نبسته است منتهى نفرستاند و کشتى نیاوردند و نبردند بیایند کشتى بفرستند و به قیمت عادله ببرند آن طرف هم مى‌خواهد ببرد ببرد و حقیقت هم این است که مادراین زمینه طبق دستورهاى اسلامى هم عمل می‌کنیم یعنى هیچ نمی‌خواهیم بفهمیم که این نفت صرف چى می‌شود و من مخصوصاً می‌خواهم به نام یک فرد ملت ایران میل دارم دوست دارم که به تمام ملل شوروى اطمینان بدهیم که به هیچ وجه من‌الوجوه ما مایل نیستیم علاقه نداریم که از نفت ما از منابع ما از زمین‌هاى فرودگاه و طیاره‌هاى ما از راه‌هاى ما هیچ دولت خارجى بر علیه آنها استفاده بکند (صحیح است) ما استقلال خودمان را همان طور که در مقابل خود آنها روز مبادا حفظ می‌کنیم بنده بیزارم از این اسلحه‌هاى آمریکایى که در اینجا پخش می‌کنند و یک مقدارش را هم براى ایلات می‌برند این کارها را دولت‌هاى نالایق ما کردند من در تعجبم که چرا دولت مصدق‌السلطنه جلوى این کارها را نمی‌گیرند در مقابل قشون‌هاى بزرگ شوروى دولت ایران که نمی‌تواند قشون‌کشى کند ما از روى قراردادهاى سیاسى و از نظر دوستى متقابل بین‌المللى یقین داریم که استقلال آنها را اعایت خواهیم کرد آنها هم استقلال ما را باید رعایت کنند اگر اینجا آقاى ترومن خواسته‌اند که با ده میلیون دلار وسیله‌اى فراهم کنند که ملت ایران هم همان اوضاع ترکیه را ایجاد کند بنده اینجا از پشت این تریبون عرض می‌کنم‏ که آقا ما زیر بار این حرف نمی‌رویم (صحیح است) یعنى ما به هیچ وجه من‌الوجوه اینجا را نمى‌خواهیم یک سنگر گاهى یک قلعه گاهى علیه کشور شوروى قرار بدهیم بنده یک ایرانى هستم وطن‌پرست هستم بنده نمى‌توانم هزار و پانصد کیلومتر مرز خودم را با دولت شوروى ندیده بگیرم بنده نمى‌توانم اینجا آلت اجراى مقاصد سیاسیون انگلستان و آمریکا واقع شود البته آنها میل دارند که ما غافل و بى‌اطلاع باشیم روز مبادا هم اگر آنها توانستند بریزند روى آن دسته دیگر اگر آنها توانستند بریزند روى این دسته ولى ملت ایران میل ندارد آلت یک دسته واقع بشود به هیچ وجه من‌الوجوه ابداً تفاوتى نسبت به یک دسته قائل نیست و اگر یک روزى بخواهیم وارد مذاکرات با یکى از این دسته‌جات بشویم در آن صورت این مذاکرات باید علنى و منطقى باشد و ما بفهمیم که چرا این مذاکرات را مى‌خواهند بکنند و به هیچ وجه من‌الوجوه آلت دست یک سیاست امپریالیستى نباید واقع بشویم. آمدیم سر موضوع نفت عرض کردم اگر این دولت‌ها آمدند مى‌فروشیم نیامدند آن دولت‌ها زودتر بیایند به آنها می‌فروشیم چنان که مکرر هم مطلب گفته شده و در این یادداشت هم بیان شده براى فروش نفت از طرف ایران

+++

هر کس مصرف‌کننده هست که اشکالى نیست و ما هم نمى‌پرسیم که این نفت را کجا مصرف می‌کنى آیا چراغ می‌کشى و یک عالمى در روشنایى آن چراغ به اکتشافات علمى و انسانى می‌پردازد یا این نفت را مصرف می‌کند و یک گلوله‌اى خواهد ساخت که ابنای بشر را بدبخت‌تر خواهد ساخت چرا نمى‌پرسیم؟ براى این که ما در مقابل دنیایى که به جان هم افتاده‌اند نمى‌توانیم، یک ملت بیست میلیونى نمی‌تواند در مقابل دنیایى که قد علم کرده است این سؤال و جواب‌ها را بکند اصلى را که کار داریم این است که رویه عاقلانه و عادلانه خودمان را نگاه داریم که یک دسته یا دسته دیگر اگر کارى دارند ما را واسطه آن کار قرار ندهند در ماده سوم آمده است دولت انگلستان مى‌گوید که من می‌خواهم شما را در گروه استرلینگ آزاد بگذارم ممکن است ملت ایران واقعاً در این قسمت وارد نباشد ولى بنده که به تصادف یک موقعى هم بازرس دولت در بانک ملى بودم واردم، مقصودشان از گفتن این، یعنى این که وقتى ما لیره‌اى طلبکاریم در لندن لیره را به ما می‌دهند درست توجه کنید آقا کاظمى وزیر مختار ما بودند در سوئد می‌خواستند کاغذ بخرند از سوئد یا فنلاند می‌خواستند کاغذى که جنس آن مرغوب بود بخرند و بفرستند به ایران پولش را باید بانک انگلستان بدهد از چه محل؟ از مطالبات حقه ما بانک انگلیس مدت‌ها به آقایان و دولت مکاتبه می‌کرد که براى چه لازم دارید؟ چه کار دارید؟ براى چى می‌خواهید؟ آقا مگر شما فضول ملت ایران هستید مگر شما قیم ملت ایران هستید اگر ما به جان کندن چند لیره‌اى را جمع می‌کنیم و در بانک شما می‌گذاریم براى چه حق نداشته باشیم از آن استفاده بکنیم؟ به کسى چه که می‌آیید امضاهاى بزرگ مى‌گذارید که ما از این به بعد شما را در گروه استرلینگ آزاد می‌گذاریم حقیقت این قضیه ریشخند یک مملکتى است اگر شما می‌گفتید ما در گروه استرلینگ می‌خواهیم به شما پانصد میلیون لیره اعتبار بدهیم درست بود لازم بود که به بانک یادداشتى بدهید ولى شما می‌گویید که لیره خودت را مثلاً آن چیزى که مثلاً پسته یا کتیرا یا توتون یا پنبه صادر کرده‌اید یا اگر روزى شرکت نفت یک چند شاهى می‌داده تازه این را قبول می‌کنند که ما را به گروه استرلینگ آزاد بگذارند این را همین آقاى ابتهاج مدیر کل بانک ملى ایران که دو وجه بارز از کارهاى او را در بانک ملى ایران من دیدم سختگیرى بى‌اندازه نسبت به ضعفا و تسلیم محض به دولت انگلستان همین آقاى ابتهاج رفته قرارداد کرده که اگر ما بخواهیم چیزى از آمریکا بخریم قبلاً بایستى موافقت دولت انگلستان را جلب کرده باشیم به خدا مثال این آقایان مشرف نفیسى و ابتهاج براى دولت انگلستان گماشته هستند گماشته را هم می‌گویم باید از گماشته‌هاى منزل آقایان عذر می‌خواهم (صحیح است) (سید‌جوادى - آنها باشرفند) بله آقا به حساب کمپانى مایل هستیم رسیدگى بشود محاکم ایران براى رسیدگى به آنها باز است هر دعاوى داشته باشند محاکم ایران آن دعاوى را مى‌تواند رسیدگى بکند در صورتی که در یک محاکمى که با توافق هم بخواهیم برویم البته باید حدود و شرایط آن دعاوى روشن باشد هیچ شکى نیست در آن و من اینجا فقط یک گله‌مندى بزرگى از دولت می‌کنم که یک جمله این یادداشت را اگر حذف نکند خود من از دادن رأى اعتماد خوددارى می‌کنم و آن این است که 49 میلیون لیره در حساب تراز‌نامه شرکت سابق هست که این را خود آنها طبق حساب خودشان با همین دفترهاى تقلبى خودشان متعلق به ما می‌دانند که خودمان را دو هزار میلیون لیره طلبکار می‌دانیم طبق ارقام و اعداد دیگر یک روزى هم از پشت همین کرسى براى آقایان توضیح می‌دهم آنها خودشان را 49 میلیون مقروض می‌دانند دولت ایران براى چه ضمن یادداشت مى‌نویسد که اگر محکمه‌اى آمد و حق ما ندانست پس می‌دهد بنده خیال می‌کنم در این زمینه حتماً باید در یادداشت تجدید‌نظر بشود این 49 میلیون لیره حق ملت ایران است و تازه جزیى از حقوق ملت ایران است اگر میل دارید شرکت نفت سابق که یک نماینده‌اش را در تهران ما بپذیریم اول باید این پول را براى ما بفرستد این 49 میلیون لیره را به ما بپردازد نمى‌خواهند بدهند ما نه نفتى داریم که به آنها بفروشیم همان طور که مى‌خواهد برود داد بزند و همان طور از کویت و از جاهاى دیگر نفت بخرد ما هم هیچ متأسف نیستیم و هیچ هم نگران نیستیم و اما اگر میل دارید با مملکت ایران کار بکنید باید آنچه را که اقلاً در دفتر خودش نوشته است او را بدهد وضع شرکت نفت از نظر من مثل یک مرد مرحوم مى‌ماند که البته رحمت ایزدى شامل حال آن نیست یک‌ مردى است متوفى که از نظر قانونى وجود ندارد ولى در وصیت‌نامه‌شان که ترازنامه‌اش باشد معلوم‏ است که 49 میلیون لیره به ما بدهکار است باید آن 49 میلیون لیره را وراثش به ما بپردازند بعد ببینیم که چه می‌گویند این است که دراین قسمت گزارش دولت براى بنده ایجادنگرانى کرده است بنده البته نمی‌خواستم قسمت قبول دولت رادردفتردیوان دادگسترى بین‌المللى با توافق هم که باشد به مصلحت جامعه تشخیص بدهم ولى بنده در عین حال عقیده دارم که ملت ایران به شخص آقاى مصدق‌السلطنه اعتماد دارد و ما هم اعتماد داریم و می‌خواهیم حسن نیت خودمان را نشان بدهیم و مخصوصاً از یک نظر که شاید در این محاکمه بین‌المللى ما بتوانیم اوراق و دفاتر شرکت سابق را به میز محاکمه بکشانیم هیچ مانعى نمى‌بینم که اگر توافق قبلى نسبت به مقرراتش بشود دولت ایران یک محکمه‌اى را قبول کند و این را هم البته عرض کردم این امر به هیچ وجه نباید دنباله پیشنهاد آنها باشد براى این که بعد از رأى لاهه اقلش آنها حق نداشتند که به ما بگویند پیشنهاد می‌کنیم.

حالا برویم یک جاى دیگر به عقیده من آنها خیلى خیلى از اصول بین‌المللى پا را فراتر گذاشته‌اند چون خودشان ما را به دیوان بین‌المللى بردند خودشان هم محکوم شدند حداقل لازم بود که آنچه که دیوان بین‌المللى براى ما شناخته دیگر این را زیرش نزنند و یک همچو پیشنهادى با این طمطراق براى ما بفرستند ولى حالا عرض کردم که رأى اعتماد خود من به دولت دکتر مصدق از نظر عمومى مانعى ندارد و اگر بدون توجه به این یادداشت و این مذاکرات رأى اعتماد بخواهند بنده اعتماد خودم را اعلام می‌کنم ولى اگر بخواهند این یادداشت را مبادله کنند و بخواهند این رأى ما هم در این زمینه همراه او باشد این جمله‌اى که مربوط به امکان شناختن این 49 میلیون لیره جزو دیون شرکت است این را از آن حذف بکنند اگر در این زمینه مطلبى نیست آنها بگویند دیگر لازم نیست که آنچه که جزیى از حق ما هست آن را هم بیاییم بگذاریم برود که دین بشود این بود عرایض بنده و در خاتمه هم می‌خواهم این را عرض کنم بدون هیچ گونه تردیدى و باید مخصوصاً از نظر سیاسى عرض کنم از چپ و راست یعنى در این مملکت غیر از یک عده افراد معدودى که ممکن است خائن باشند و در تمام ممالک دنیا هست و در ایران تعدادشان به ده پانزده نفر نمی‌رسد باقى افراد و باقى ملت ایران در امر حکومت خودشان در استیفاى حقوق ملت ایران از شرکت غاصب داراى نظر واحد هستند و هیچ تردیدى در این زمینه براى هیچ فردى نباید حاصل بشود (صحیح است) امیدوارم براى ملل اروپایى که روزى شاید جزیى از این عرایض را در بعضى از انتشارات خودشان ببینند این مطلب تذکر داده شود که بدانند اختلافى تفرقه‌اى اگر در کشور ایران هست فقط و فقط در این است که آیا ما باید تندتر و شدیدتر این خسارات‌مان را وصول کنیم یا یک قدرى ملایم‌تر یعنى انتقاد‌کنندگان می‌گویند که آقاى دکتر مصدق‌السلطنه تا حالا باید خسارات ما را گرفته باشد و کارش را هم تمام کرده باشد و الّا هیچ جاى این که فکر کنند تردیدى در تقویت دولت در این زمینه استیفاى حقوق هست هیچ فرد ایرانى چنین تردیدى ندارد مجلس شوراى ملى هم کمال افتخار را دارد که در این زمینه همراه دولت باشد (احسنت)

حائرى‌زاده - بنده یک تذکر لازم دارم.

چند نفر از نمایندگان - کافى است مذاکرات.‏

حسیبى - یک موضوع لازمى است که بنده باید تذکر بدهم‏.

نائب رئیس - ده نفر دیگر اجازه خواسته‌اند که صحبت کنند.

حائرى‌زاده - تذکر بنده بسیار لازم است‏.

دکتر شایگان - بنده هم یک تذکرى دارم.

نائب رئیس - اگر قرار باشد مذاکره شود باید به نوبت اجازه داده شود نوبت آقاى مهندس حسیبى است‏.

حسیبى - اگر اجازه بفرمایید بنده می‌آیم توضیح بدهم تارفع نگرانى ایشان بشود.

نائب رئیس - بفرمایید استدعا مى‌کنم مختصر بفرمایید که به همه آقایان وقت برسد.

حسیبى - بنده باید قبلاً حضور آقایان عرض کرده باشم که تمام اظهاراتى را که جناب آقاى مهندس رضوى فرمودند باور کنید که حرفى بود که هر یک از آقایان می‌زدند در پشت این تریبون و حرفى است که من در نظر داشتم بزنم و خوشبختانه با نهایت فصاحت قسمت مهمى از آن را ایشان فرمودند (صحیح است) بنابراین مى‌گویم به ایشان جانا سخن از زبان ما فرمودى و دنباله عرایض خودم را خدمت آقایان عرض مى‌کنم ملاحظه بفرمایید آقایان ما یک قرارداد دارسى داشتیم زمینه‌سازى کردند که آن باطل بشود بعد مطلب را سیاسى جلوه دادند و اعلیحضرت فقید را ترسانیدند و تبانی‌هایى که آنها با پاره‌اى از رجال ایران داشتند یک قراردادى را به ملت ایران به نام قرارداد 1933 تحمیل کردند و قصدشان هم این بود که این امر به طور قطعى بین‌المللى کنند اما در موضوع بین‌المللى کردنش آقایان توجه فرمودند که با رأى دیوان توفیق حاصل نکردند یعنى دولت ایران در 1932 یا 31 یک یادداشتى راجع به قبول قضاوت اجبارى را قبول کرده بود و یک (ویرگول) تویش نگذاشته بود و نگذاشتن ویرگول تعمد بود براى این بود که دیوان دادگسترى بین‌المللى بگوید دولت ایران حق دارد و موضوع بین‌المللى نیست و قضیه داخلى است این نتیجه را هم ما به دست آوردیم نظر دوم آنها چه بود؟ نظر دوم این بود که عملى کنند که با این که عایدات ایران از نفت را در ظاهر مضاعف جلوه دهند در حقیقت عایدات ایران از نفت کمتر از آنچه که می‌توانست طبق قرارداد دارسى باشد بشود توفیق هم در پانزده ساله پیدا کردند بنده اعداد را دو سال و نیم قبل به عرض آقایان رسانیدم اگر قرارداد دارسى وجود می‌داشت نه تنها کنترل دفاتر و محاسبات شرکت را قانوناً حق داشتیم بلکه علاوه بر این مالیات بر در‌آمد بر این شرکت اجبارى بود و معاف نبود از پرداخت مالیات بر در‌آمد کما این که ضمن یکى از مواد

+++

قرارداد تحمیلی 1933 شرکت خودش به این موضوع اقرار کرده مالیات بر درآمد مربوط به سال 31 و 32 را بر اساس قانون مالیاتی ایران که حداکثر مالیات برای شرکت‌های بزرگ چهار درصد بوده پرداخته اگر قرارداد 1933 می‌ماند باید ملت ایران بداند که تا 1948 که بنده بیلان‌هایش را امروز در اختیار داشتم و رسیدگی کردم عایدات ایران براساس قرارداد دارسی و دو برابر عوایدی می‌شد که طبق قرارداد 1933 عاید ملت ایران شده این چکیده این قرارداد است بنده نسبت به آثار این قرارداد در انتهای این قرارداد که آرزوی آنها بود و به گور بردند بنده در آن موضوع چیزی عرض نمی‌کنم ولی بدانید که اگر قرارداد 1933 مانده بود روزی که شرکت از ایران می‌رفت در 1993 تمام چیزهایی که داشت در دست خود شرکت می‌بود و ملت ایران هیچ چیزی نداشت و هر چه می‌خواست بگیرد باید از یک شرکت خارجی دیگری که شرکت اموال خودش را به آن منتقل نموده بایستی بخرد این هم نتیجۀ آن قرارداد یعنی اگر آن قرارداد ادامه می‌داشت نه تنها عواید ایران از قرارداد دارسی کمتر می‌شد بلکه بعد از 33 سال تمدید هم اگر می‌خواست همین آهن‌پاره را هم پس بگیرد می‌دید هیچ ندارد همه صلح شده فروخته شده به دیگران و حتی برای خرید زمین‌های خودش باید از یک کمپانی خارجی (اخگر - آن که مُرد) بله مرد باید از کمپانی خارجی به طور عادلانه بخرد ولی همه باید به این سه نکته توجه کنیم و دانسته باشیم که در ظاهر افزایش عواید ایران را نصف کردند و در سایه ظاهرهای فریبنده‌ای عواید ایران را نه تنها کم‌تر کردند و نه تنها 33 سال تمدید کردند نه تنها زمین‌هایی که نفت نداشت ول کرده آنهایی که نفت داشت گرفتند بلکه بعد از 33 سال دیگر ایرانی هیچ چیز نداشت بلکه یقین دارم که این روح زنده ایرانی هم اگر این قرارداد وجود داشت و خدای ناخواسته آن برنامه و آن قرارداد اجرا می‌شد این روح زنده ایرانی هم مرده بود برای این که در دو نسل ملت ایران را به بدترین وجهی از تمام صفات عالیه دور کرده اراذل را بر او مسلط کرده بودند و مردم شرافتمندی دیگر وجود نداشت برای از بین بردن این قرارداد 1933 بود که ملت ایران فریاد زد که من احقاق حق می‌کنم و دولت‌ها را وادار به احقاق حق کرد دولت‌های دست‌نشانده رفتند و یک قراردادی بستند که امروز از پشت این تریبون باید عرض کنم اگر قرارداد 1933 عملی می‌شد دولت ایران در 5 سال دیگر یا 7 سال دیگر می‌فهمید که قرارداد 1933 نه تنها از قرارداد الحاقی و یا قرارداد دارسی به مراتب کمتر است بلکه ملت ایران در آن موقع همه چیزش را باخته بود و علاوه بر این در قرارداد الحاقی ماده‌ای پیش‌بینی شده که طبق آن تمام دعاوی که براساس قرارداد 1933 تا آن تاریخ داشتیم همه را تصفیه می‌کردند بنابراین آقایان این مطالب توسط افراد این کشور مطالعه شد و به نظر همه هموطنان رسید همه توجه کردند همه دست به دست هم دادند همه صف‌های شکسته خود را به هم پیوستند برای این که دشمن می‌خواست هرچه می‌خواهد به ما تحمیل کند ولی ما توفیق پیدا کردیم ملت بیدار ایران موفق شد که اتحاد خودش را که ضامن توفیق ایران تا انتهای جنگ نفت است خوشبختانه توانست آن را حفظ کرده و بیداری نشان داده باشد و قرارداد الحاقی هم بدبختی بالای بدبختی بود بالاخره مجالس ایران این افتخار را داشتند که آن قرارداد را کافی برای استیفای حقوق ملت ایران ندانستند این کلمه «کافی» اهمیت دارد بنده نمی‌گویم رد کردند چون مجلس ایران رد نکرد بلکه مجلس ایران گفت که کافی نیست و گفت شما قبول کردید که این قدر به من بدهید من قبول ندارم باید به من بیشتر بدهید این بود وضعیت قضایی ما با رفتن قرارداد الحاقی ولی چون دیدیم که شرکت سرپیچی می‌کند و به هیچ وجه حاضر نیست حرف‌های حق ملت ایران را بشنود همان طور که هنوز هم نمی‌شنود و پشیمان خواهد شد نشنید و پشیمان شد ملت ایران رفت در بین قوانین تجسس کردید یک دریچه امید برایش وجود دارد و آن ملی کردن صنعت نفت است و تمام دنیا حتی دولت انگلستان و آمریکا و دیوان لاهه تصدیق کردند که ملت ایران این حق را به طور مسلم و قطعی داشته و حق خودش را اعمال کرده است و آن روزی شرکت خودش را با ملت ایران طرف کرد که آن مرغ تخم طلایی را کشت ملت ایران مرغ تخم طلایی را نکشت بلکه ملت ایران جوجه تخم طلایی را زیر بال‌های خودش نگاه می‌دارد تا تخم طلایی برایش بکند ولی شرکت طماع و غاصب نفت جوجه تخم طلایی و مرغ تخم طلایی خودش را کشت قانون ملی کردن نفت در ایران آن مرغ تخم طلایی را کشت پشیمانی است برای آنهایی که به حق و حقیقت پابند نیستند و خوشبختی برای ملتی که اتفاق دارد و حقش را در همین بیچارگی و فقر و مذلت و گرسنگی با نهایت شرافتمندی می‌خواهد و می‌گیرد این حالت کلی قضایا بود اما آمدیم رسیدیم این مرحله که ملی کردیم آنها می‌گفتند که ما غاصبیم ایرانی‌ها می‌خواهند مال ما را چپاول کنند و ببرند و ما با صدای نارسای خودمان در دنیا گفتیم که خیر این حرف‌ها جز پروپاکاند و تبلیغات سوء چیز دیگری نیست ما ملت ایران حاضریم غرامت شرکت را با کمال عدالت بپردازیم و این مطلب از این کلام اولی که در این ماده یک نوشته شده بیش از پیش هویدا است نوشته «تعیین میزان غرامت پرداختی اموالی که شرکت سابق در موقع ملی شدن صنعت نفت داشته بر اساس هر قانونی» توجه کنید که این ملتی که این طور حق‌طلب است بر اساس یک قانونی که در هر یک از ممالک برای ملی شدن صنایع به کار رفته و شرکت سابق آن را قبول داشته باشد یعنی آقایان او برود و پیدا بکند قانونی که برای او مورد قبول باشد ما هم آن را قبول می‌کنیم چه حقی بیش از این عادلانه‌تر اما اگر شرکت از عنوان غرامت بر اساس وضعیت حقوقی بلافاصله قبل از ملی شدن بخواهد 43 سال منافع از دست رفته و غارت خودش را در یک کلاه بزرگ و گشاد بر سر ملت ایران بگذارد ملت ایران خواب نیست و بیدار است ملت ایران حقوق و وظایف خودش را به خوبی تشخیص می‌دهد و هیچ زمان نه به بهانه گرسنگی و نه به بهانه انقلاب و نه به بهانه کودتا و نه به بهانه تهدید جنگ دست از این حق قانونی خودش بر نمی‌دارد برای این که آقا آن کسی که برای دفاع از خودش برای جنگ حاضر نباشد حق زندگی و لیاقت استقلال ندارد و ملت ایران این لیاقت را دارد (صحیح است) و چندین هزار سال هم به دنیا نشان داده که ایرانی لیاقت حفظ استقلال‌اش را به تمام معنی دارد اما اگر شرکت چیزی را بخواهد که ما بتوانیم قبول کنیم و آن در قسمت دوم نوشته شده که غرامت شرکت غیر از این هیچ چیز نمی‌تواند باشد امید است آنهایی که یک نگرانی دارند با این توضیح من روشن بشوند که برای غرامت شرکت مایملک‌اش طبق قوانین دنیای متمدن حساب می‌شود اینها را حساب می‌کنند و بهش می‌دهند آقایان حوصله کنند و دنباله این طرح دولت را ملاحظه بفرمایند که بسیار با دقت و حکیمانه نوشته شده و آقای دکتر تمام دقت‌های لازمه را در آن کرده‌اند اینها تمام در اینجا وجود دارد من به شما اطمینان می‌دهم که هیچ یک از حقوقی که در اصطلاح قالبی که الان حضورتان عرض می‌کنم متعلق به دولت ایران است طبق این طرح متقابل به هیچ وجه از بین نمی‌رود اما در این طرح دولت ایران گذشت‌های فوق‌العاده زیادی کرده است در عبارت گزارش دولت این کلمه نیست شاید صلاح ندانسته ولی به هر حال بنده که یک نفر نماینده هستم مجبورم در اینجا عرض کنم که در این طرح پیشنهادی ایران خیلی بزرگی نظر به خرج داد، بسیاری از حقوقی که ممکن بود در طرح‌های تئوریکی که غیرقابل عمل باشد به خودش نسبت بدهد ولی تمام آن حقوقی که بتواند و عملی باشد حقاً و قانوناً در ضمن این مواد منظور شده بنده فقط می‌خواهم که این تذکر را بدهم که این تذکر باید در موقع رأی اعتماد مورد هدف و نظر آقایان قرار بگیرد و آن نکته‌ای است که اساس و شالوده همین پیشنهاد دولت هست برای این که ماها به دولت اعتماد داریم و یقیناً دکتر مصدق که این خدمت‌های شایسته را کرده همه این دقت‌ها را ضمن این مواد کرده ولی بنده اعلام می‌کنم که عبارات این طرح عبارات قطعی می‌تواند نباشد کلمه‌های حقوقی ممکن است ضمن این طرح باشد که تغییراتی داده بشود این را از آقای کاظمی تقاضا می‌کنم در نظر بگیرند که این رأی اعتمادی را که مجلس می‌دهد با توجه به این نکات است یقیناً که اگر دولت دید که در اینجا یک نقص کوچکی دارد آن نقص را اصلاح می‌کند این یک مطلب، مطلب دوم این است که اگر شرکت سابق این پیشنهادی را که با اصلاحات لازم دولت ایران صلاح دید و به او داد کاملاً و یک جا پذیرفت تعهدآور برای ایران خواهد بود و مجلس ایران قبول می‌کند نه این که شرکت  بگوید چون مجلس ضمن این ماده 4 یا 5 ماده رأی اعتماد داده است این تصویب مجلس است و بنابراین این حداقلی است که دولت ایران باید قبول کند این تذکر ثانوی من اهمیت بسیاری دارد و نگرانی‌های بسیاری را که در نظر پاره‌ای از همکاران محترم وجود داشت برطرف می‌کند اما اصول فکری و سابقه و اساسی را که باید نمایندگان محترم مطلع باشند که مبنای این شالوده قرار گرفته این را من وظیفه دارم که چون گاهی طرف شور بوده‌ام و شاید هم اکثراً طرف شور بوده‌ام حضور آقایان عرض کنم تا که شما را که نماینده ملت ایران هستید روشن کرده باشم و آقایان با توجه به این حقایق خوبی‌ها و بدی‌ها، تلخی‌ها و شیرینی‌ها رأی لازم را نسبت به این مطلب یعنی نسبت به اعتماد به دولت و اساس این مطلب بدهید. دولت ایران می‌گوید که یک قرارداد دارسی بوده بعد یک قرارداد 1933 و بعد یک قرارداد الحاقی قرارداد دارسی چون در دوره استبداد بوده است شاه با اختیاری که داشته آن را بسته است بسیار خوب قبول داریم این قرارداد از 1901 تا اول سال 1933 عملاً وجود داشته است و اجرا هم شده است اما باید عرض کنم که شرکت تقلب کرد و شرکت بسیاری از حقوق ما را طبق همان قرارداد که 16درصد حق ایران بود نپرداخت و وقتی هم که مشروطیت شد هیچ‌کس بر علیه آن حرف نزد چون سکوت برحسب رضا است آن را ما قبول داریم اگر این قرارداد را به نحو عادلانه عمل می‌کردند ما غرامت بیش از این پولی که ضمن قرارداد 1933 بابت تصفیه دعاوی گذشته به ما دادند بایستی بگیریم و گذشت ایران یکی‌اش این است که اگر بیایند براساس قرارداد 1933 و اجرای واقعی آن حق دولت ایران را حساب کنند حق دولت ایران از بابت غرامت ده‌ها میلیون لیره بیش از آن چیزی است که شرکت سابق با حساب‌سازی به ما داده ولی دولت ایران آقایی می‌کند و می‌گوید آقا من در مرحله دعوی هستم و شما هم یک آرزویی داشتید که به گور بردید من

+++

حاضرم برای آن که دیگر وراثتان گریه و زاری نکنند این را به شما ببخشم برای چه می‌گوید ببخشم؟ برای این که قرارداد 1933 را ملت ایران نمی‌شناسد و تحمیلی است و هر چه در آنجا گفته شده همه تحمیل به ملت ایران بوده است و از جمله تصفیه حساب‌های گذشته ولی بنده هر چه اصرار کردم به آقای دکتر چرا آن قدر ارفاق می‌کنند می‌فرمودند آقا انگلیس‌ها حرف‌هایی زدند که بد بود و دولت انگلیس پشتش بود شکست خورد اگر ملت ایران فاتح شده برای حرف‌های بسیار صحیحی است که هیچ ذهنی حتی آدم طماع هم بین خود و خدا و وجدانش نمی‌تواند انکار کند علت توفیق ملت ایران هم در این جنگ دو ساله نتیجه این حرف‌های حسابش بوده است پس ما اگر گذشت می‌کنیم این به دامن کبریای ملت نجیب ایران گره افتضاحی نمی‌نشیند و به دنیایی نشان می‌دهیم که ما یک ملت فقیر از این میلیون‌ها برای ابراز حسن نیت و حل اشکالی که بین ما و یک ملت دوست شده، بنده می‌گویم ملت دوست، برای این که دولت دشمن هست این دولت همیشه دشمن ایران بوده است و ملتش دوست ایران بوده است و ملت ایران هم باید ملتش را دوست بشمارد به هر حال آن دعاوی را که حق داریم امروز هم بنویسیم می‌گوییم هیچ نمی‌گیریم بعد قرارداد 1933 گفتم که بر اساس قرارداد دارسی هم عواید ما را نصف کرده ما می‌توانیم بگوییم که آقا قرارداد دارسی را باطل کردیم برای چه؟ برای این که باطلش کردیم که می‌گفتیم که این برای حق ما کافی نیست حالا تو آمدی و 33 سال هم به مدت آن اضافه کردی و حق ما را هم نصف کردی؟ آیا کدام احمقی است که 33 سال به مدت بیفزاید و مایملک خودش را در مدت 33 سال در اختیار یک شرکت خارجی بگذارد و وسایل دزدی و دخالت در کارهای دیگر و تمام اینها را فراهم بیاورد تازه عوایدش هم نصف شود واقعاً یک همچو ملتی پس کله‌اش ضماد می‌خواهد برای تحمیلی بودن قرارداد 1933 دیگر لازم نیست که اینجا بنده صحبت از کشتی‌های جنگی و مبادله یادداشت‌ها و تهدید برداشتن شاه فقید از قدرت و بی‌نظمی در ایران و غیره را اصلاً صحبت کنم پس ملت ایران در عین این که وارد به از بین رفتن این حق خودش هست اگر باز بزرگی می‌کند بر اساس بزرگی نیاکانش دوستی ملل را با فداکاری خودش می‌خرد و حکایت شمع است می‌سوزد و از بین می‌رود و دیگران را روشن می‌کند و خشنود می‌کند مرحله دوم از 1933 تا 1947 یعنی تا اول 48 آخر 47 است که قرارداد دارسی عملاً اجرا نشده و قرارداد تحمیلی 1933 اجرا شده است ما این عمل را به عنوان تعهد و قبولی می‌پذیریم فقط برای حل دعاوی از 1933 تا 1948 پس از این یک گذشت سوم می‌آید در قرارداد الحاقی و اما راجع به قرارداد الحاقی عرض کردم یک نکته مهم داریم در قرارداد الحاقی تمام دعاوی از 1933 تا 1947 را مالانیده‌اید با یک حقه بازی. و این به کرات بحث شده و من لازم نیست مجدداً به عرض آقایان برسانم البته این مطالب را آقایان با علاقمندی مطالعه کرده‌اند دولت ایران می‌گوید خیلی خوب قرارداد الحاقی را مگر از 1948 عطف به ماسبق نکردید. از 1948 تا قانون ملی شدن صنعت نفت این یک مرحله تعارضی ما با شما است ما قبول داریم که در این فاصله این قراردادی را که ما کافی برای استیفای حقوق‌مان نمی‌دانستیم و شما آن را امضاء کرده‌اید ما آن کم را هم قبول داریم برای آن که حل دعوی و رفع مشکل بشود و باز هم ملت ایران خود را می‌سوزاند برای این که این دوستی را نگه دارد ولی از تاریخی که صنعت نفت ملی شد یعنی از نهم اردیبهشت 1330 تا موقعی که آقایان شرکتی‌ها تشریفات‌شان را بردند یا از مدارسه بیرون می‌رویم تا آن تاریخ البته هیچ چیز وجود ندارد چون نفت ملی شده و ید شرکت البته ید امانی است پس آقایان توجه بفرمایند ملت ایران فداکاری کرده دولت ایران متوجه تمام این فداکاری‌ها هست و برای این که نهایت فداکاری را نشان دهد و برای اظهار نهایت حسن نیت من این کار را می‌کنم، آمدیم سر یک مطلب دیگر ملت ایران را، پول‌هایش را ندادند و حساب‌های گذشته را ندادند و 49 میلیون لیره که با حساب‌سازیشان باز هم ضمن بیلان‌شان ما را طلبکار می‌دانند ما نمی‌گوییم که این همه مضیقه‌هایی که فراهم آورده گذشته اما 49 میلیون لیره‌ای که خودتان قبول دارید به ما بدهید در عمل هم برمی‌گردد به خودتان ایرانی که عاشق خود لیره نیست و موش نیست که با آن بازی کند این پول را برای خرید وسایل تولیدی در مملکت می‌خواهیم این پول را اگر شما دادید از شما وسایل تولیدی می‌خریم و اگر شما نداشتید از پسرعموی گرام‌تان آمریکا می‌خریم و در آنجا مصرف می‌کنیم و تمام می‌شود پس اینها برای رفع این مضیقه‌ای که ایجاد کرده‌اند پول مسلم ما را همان طوری که آقای مهندس رضوی فرمودند به ما بدهند حالا اینجا است که حوصله جناب آقای مهندس رضوی سررفته که می‌گویند چرا 49 میلیون لیره را مورد بحث قرار داده‌اند اتفاقاً این حرف صحیحی است و این یک حقی است که ملت ایران باید بگیرد ملت ایران وقتی که موضوع نفتش حل بشود یک جنگی را با فتح به پایان رسانیده ملت ایران خودش را حاضر نموده و آن دولت این را تشخیص می‌دهد که مرحله سیاسی دنیا و حالت روحی دنیا الان طوری است که مطمئنیم که به ما حق می‌دهند ولی بیان این مطلب نماینده حسن نیت ما است البته بنده هم می‌گفتم که این عبارت را بگذارید در انتهای پیام اضافه کنیم که این 49 میلیون لیره را به طور قطع بگیریم ولی اگر این مجموع را به ما قول ندادند من یک پیشنهاد دیگری می‌کنم که هر عاقلی بپسندد آن پیشنهاد چیست؟ می‌گویم نه قرارداد 1933 نه قرارداد دارسی نه قرارداد الحاقی اصلاً هیچ چیز نداریم ما حق داریم که بگوییم که به ما حقوق برابر با سایر دارندگان نفت بدهید شما آمده‌اید و نفت ما را برداشته‌اید و برده‌اید شما می‌گویید که این قراردادها ظالمانه است از نظر تو و مدعی هستی که اینها یک مقدار زیادی از جیب تو می‌برد ما حاضر هستیم که این پول زیادی را نگیریم و معامله متقابله بکنیم ملت ایران این را می‌گوید و این را می‌خواستم خدمت جناب آقای نخست‌وزیر عرض کنم که اگر لازم است این را هم بنویسند و به نظر من نشان حسن نیت بیشتری از طرف ملت ایران است و می‌توانند نظریات جناب آقای مهندس رضوی را ضمن‌اش بگنجانند یعنی این 49 میلیون لیره را بدهند اما اگر غیرقانونی و ظالمانه می‌دانید ما قبول می‌کنیم اگر این قراردادها وجود نداشت شما که سال‌های متمادی نفت ما را بردید بیایید براساس عادلانه‌ترین قراردادی که در کشورهای دیگر دنیا وجود داشته و عمل کرده‌اید حق ما را در تمام این مدت بپردازید یقین بدانید حق ما خیلی بیشتر می‌شود دیگر بالاتر از این که نمی‌شود حسن نیت به خرج داد این هم نماینده نهایت حسن نیت دولت ایران است وقتی که ما این مطلب را می‌گوییم کدام عاقل در دنیا هست که بگوید اینها می‌خواهند ظلم کنند اینها آقایان حقایق است دولت خیلی در این مواد دقت کرده است بنده این توضیحات را از نظر توجه ذهن آقایان عرض کردم چون می‌دانم که در ته دل‌ها یک آتش گرمی شعله‌ور است که مبادا ما با رأی اعتماد به دولت در این زمینه عملی کرده باشیم که یک روز بفهمیم اشتباه کرده‌ایم اشتباه نکرده‌ایم گذشت کرده‌ایم به اصطلاح خودتان را در دست یک تبلیغات سوء قرار نداده‌اید از یک پولی صرف‌نظر کرده‌اید و تبلیغ لازم بر‌له خودتان و به حقانیت خودتان و بی‌غرضی خودتان و به بزرگی خودتان در دنیا کرده‌اید و این را من باید حضور آقایان عرض کنم که اینها یک توضیحاتی بود که لازم بود در اطراف این طرح حضور آقایان عرض کنم و این اصلاحات خیلی اهمیت دارد بعضی‌هایش یعنی این (تمی) این عباراتی که در متن گزارش دولت نوشته شده آقایان نباید به یک عبارت غیرقابل تفسیری تلقی کنند این یک اصولی است و شما می‌خواهید که دوستی ملت ایران و ملت انگلستان حفظ بشود این را تعبیر می‌کنند و عبارات باید جامع به این معنی باشد و یک نکته دیگر باید خدمت آقایان عرض کنم و خیلی معذرت می‌خواهم چون خسته کردم آقایان را ولی این نکته مهم است که در این دادگستری بین‌المللی پس از آن همه صدمه‌ای که به ما وارد آوردند خسارت‌هایی که در جلوگیری از صدور نفت به ما زدند و در معاملات نفت اشکال کردند در ایران انقلاب کردند و این خساراتی که وارد آوردند اینها برای این بود که ما قبول کنیم این امر یک امر بین‌المللی است و باید برود در دیوان دادگستری لاهه و رأی بدهند که آقایان این مطلب از صلاحیت ما هست یا نیست دیوان هم رأی به عدم صلاحیت خود داد و این عدم صلاحیت دائمی است این موضوع برای ما محرز است پس شرکت سابق چه می‌تواند بکند؟ نه دستی دارد که به سر زند و نه پایی که به در، چاره‌ای جز این ندارد که بیاید در محاکم ایران با ما مذاکره کند ما بهش می‌گوییم که بیا مذاکره کن ما مثل شما اسکاتلندی نیستیم جهودانه فکر نمی‌کنیم آقامنشانه برازنده ملت ایران رفتار می‌کنیم وقتی به ایرانی فقیر ده میلیون لیره می‌دهید به ریش شما می‌خندند (مهندس غروی- ده میلیون دلار) بلی ده میلیون دلار من در سفارتخانه آمریکا گفتم آقا ملت ایران گرسنگی می‌کشد و آقایی می‌کند و از حق خودش دفاع می‌کند (صحیح است) در چند شب پیش که برای جناب آقای صالح در سفارت آمریکا دعوت داشتیم به محض این که عنوان این مطلب را کردند گفتم آقا چه خبط بزرگی کرده‌اند آنهایی که به شما اجازه داده‌اند که شما این را بگذارید یا نوکران انگلیس بوده‌اند که به شما خیانت کرده‌اند یا کارمندان شما هستند که متأسفانه نمی‌فهمند برای این که این همه مدت توی ایران بوده‌اند و روح ایرانی را نشناخته‌اند و من خیلی خوشوقتم که انعکاس این بلندنظری را بدون یک کلمه پس و پیش در همه جا می‌بینیم این روح ایرانی است و آنها اشتباه کرده‌اند به هر حال قضاوت دیوان امری است که وجود خارجی ندارد حکمیت امری است که وجود خارجی ندارد و نمی‌تواند داشته باشد پس اولاً ایران باید تعیین کند که در شرایط معینی همان طور که جناب آقای دکتر فرموده‌اند و بنده هم ضمن مصاحبه‌هایم بارها گفته‌ام و آقای مهندس رضوی با کمال روشنی و فصاحت اینجا بیان کردند باید موارد و طرز رسیدگی به دعاوی اساس‌اش کلاً معین بشود و بعد آن وقت ما توافق کنیم توافق نسبت به دو چیز اساسی مذاکره با ما است اگر از مذاکره نتیجه حاصل نشد محاکم ایران صلاحیت دارند نه غیر و بعد از توافق اگر نشد ما دو راه داریم که حکمیت خارجی را به صورت توافق قبول کنیم یا قضاوت البته این مطلب را بایستی خدمت نائب نخست‌وزیر عرض کنم که در این متن چیزی که پذیرفته شده صرف نظر از هر تفسیری که آنها بخواهند از این مواد بکنند قضاوت دیوان لاهه است آقای دکتر می‌فرمایند مردم شرافتمندی که در آن گیرودار حقانیت ایران را رأی دادند آنها کسانی نیستند که برای 10 یا20 میلیون به بالا و پایین این شرافت بین‌المللی خودشان

+++

از بین ببرند این حرف صحیحى است من هم به این حرف معترفم و آن را قبول دارم پس مطلبى که در این طرح نوشته شده به هیچ صورت حکمیت مورد قبول نشده این روشن باشد تعهد ما به عنوان مدرک و مبناى قضاوت دیوان دادگسترى بین‌المللى لاهه قبول شده نه حکمیت و من براى آن که نهایت حسن نیت ما نشان داده شود به احترام رأى دیوان نگاه می‌کنیم که اگر بگویند که این 49 میلیون لیره را نگیرند من آن را هم قبول دارم ولى من یقین دارم که این ظلم را نمی‌کنند من این تذکر را که لازم بود حضور آقایان عرض کردم ولى یقین دارم که این مطالب اصول قضایا را در ذهن آقایان روشن کرده و مجلس شوراى ملى با رأى اعتماد اصول قضایا را مورد تصویب قرار می‌دهد ولى در صورت اقتضا در عبارات تغییراتى که لازم است داده می‌شود تا سوء‌استفاده‌اى نتوانند بکنند مطلب دوم این است که اگر شرکت این پیشنهاد قطعى ایران را به عنوان یک مجموعه بدون چون و چرا پذیرفت آن وقت مطالب مندرجه در آن براى ملت ایران تعهد‌آور است والا ما نسبت به همه اینها که گفتیم یک چوب تخته پاک‌کنى بر‌می‌داریم رویش می‌کشیم مثل این که اصلاً هیچ چیزى نگفته‌ایم باز روز اول و همان دعاوى اول ما ادعاى غبن را داریم ما قرارداد 33 را قبول نداریم ما چنان و چنین می‌کنیم تمام مایملک شرکت را در خارج که مورد توجه آقایان هست و توضیح دادم و در این طرح یک مقدارى از آن در رفته است و آن هم به لحاظ آقایى ملت ایران بوده که دولت ایران براى حل قضیه از آن صرف‌نظر کرده ولى اگر قبول نکردند نباید تصور کنند که ما تا اینجا را آمدیم چشممان کور مى‌شود بعد ما را می‌کشانند یک قدم دیگر می‌گذاریم و یا اگر با دولت مصدق توافق نکردند یک روز یک دولت دیگر می‌آورند و ما را مى‌کشند به جلو و آنجا دیگر پرتگاه است و می‌گویند این را قبول کنید خیر دولت ایران تا این حد نزدیک شده و اگر آنها قبول نکنند پشیمان خواهند شد همان طورى که آن وقت‌ها بهشان گفتیم نپذیرفتند و مسخره کردند و بحمدالله پشیمان شدند بعد هم پشیمان خواهند شد.

نائب رئیس - پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده که قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) اینجانب پیشنهاد مى‌کنم مذاکرات کافى است. اخگر

حائرى‌زاده - بنده پیشنهادى داده‌ام که مقدم بر پیشنهاد کفایت مذاکرات است.

نائب رئیس - آقاى اخگر توضیحى دارید بفرمایید.

اخگر - مطلب خیلى روشن است ملت ایران اعتماد کامل به جناب آقاى دکتر مصدق دارد و در عین حال همان طورى که جناب آقاى مهندس رضوى به تفصیل و تشریح فرمودند به هیچ وجه حاضر نیست زیر بار زور برود و حاضر است با حساب و عدالت البته هر کس بر ما دعوى دارد در محاکم داخلى خودمان رسیدگى بکند اگر توافقى هم بایستى راجع به قضاوت و عمل دیگرى پیدا بشود به شروطى که شرح آن داده شده است خواهد شد و گمان مى‌کنم که دیگر لازم نیست مذاکره بشود.

دکتر کیان - احتیاج به رأى ندارد.

حائرى‌زاده - من باکفایت مذاکرات مخالف هستم.

نائب رئیس - بفرمایید.

حائرى‌زاده - دولت‌هاى ایران همیشه براى غافلگیر کردن نمایندگان ملت تقاضاى دو فوریت و سه فوریت و غیره داشته‌اند ولى دکتر مصدق محتاج به این حرف‌ها نیست براى این که سیاستى را که ما تعقیب کردیم و دکتر مصدق مجرى آن سیاست است سیاستى است که تمام ملت ایران پشتیبان او است و امروز و فردا و یک سال دیگر عجله در آن اثرى ندارد این پیشنهادى را که بنده کرده بودم و حالا با کفایت مذاکرات مخالفت می‌کنم من اطلاع دقیقى راجع به این موضوع هیچ نداشته‌ام البته جناب آقاى مهندس رضوى و آقاى دکتر شایگان اطلاع داشتند صحبت کردند بنده هیچ از این نظرى که دولت اتخاذ کرده است در جواب پیام خارجى‌ها که به ایران در موضوع نفت داده‌اند بنده هیچ اطلاعى نداشتم و حالا این صفحه‌اى که دست آقایان بود و من قرائت کردم یکى دو جمله‌اش را من نفهمیدم اگر این جور که من فهمیدم باشد میلیاردها ضرر دارد براى ایران نمى‌خواهم بگویم خیانت به ملت ایران است ولى کسی که این را نوشته مسلماً توجه نکرده به قرارداد اولیه که مورد موافقت طرفین بود ما با انگلیس‌ها متکى به آن قرارداد 1901 دارسى یک حسابى باز کردیم که نفت جنوب را استخراج مى‌کردند و چیز حسابى به ما نمی‌دادند و من در اطراف آن چون سابقاً خیلى صحبت شده است نمی‌خواهم خیلى توضیحات بدهم چیزى که مسلم است و هیچ بى‌انصافى نمی‌تواند این تقاضا را رد بکند این است که اگر شرکای یک شرکتى آمدند حساب خواستند گفتند ما این دفاتر شرکت را می‌خواهیم رسیدگى بکنیم ببینیم که اگر یک پول زیادى به ما داده‌اند رد کنیم و اگر هم به ما پول کم داده‌اند به حسابش رسیدگى کنیم و حساب ما را بدهند در هیچ جاى دنیا این حرف حسابى را رد نمى‌کنند ما نگفتیم حساب گذشته را کمپانى طبق دفاتر بدهد براى این که خیال کردیم رد مى‌کنند مرحوم مشیرالدوله آرمیتاژ اسمیت را که به عنوان مستشار مالى به ایران تحمیل کرده بودند مأمور کرد که برود این دعاوى کمپانى را که نفت ما را مى‌برد و هیچ چیز هم به ما نمى‌داد و تازه ادعاى خسارت هم می‌کرد رسیدگى کند گزارش مشروحى داد من متن فارسى و انگلیسى آن را داشتم فارسى آن را یکى از مدیران جراید از من گرفت حالا ندارم متن انگلیسی‌اش پیش من است در آنجا گفته است خیلى حقوق ایران را تضییع کرده‌اند و یک انگلیسى شرافتمندى بوده است که نتوانسته است بگوید که هر چه کمپانى می‌گوید قابل اعتماد است و هر چه شرکت کرده درست است دفاتر شرکت را درست ندانسته است و دفاتر او را قابل اعتماد ندانسته است ولى در قسمت شرکت‌هاى تابعه پایه نظر را روى اساسى گذاشته که مرضى ما نبوده است در دوره چهارم و پنجم و ششم من داد و فریادها پشت این تریبون راجع به این موضوع کردم که ما در تمام کمپانی‌هاى فرعى وکمپانی‌هاى تابعه ذی‌سهم بودیم که باید صدى 16 از منافعشان بدهند و طبق مقررات کمپانى اصلى با ما رفتار بکنند و در بدو تأسیس هم مقدارى سهام مجانى به ملت ایران بدهند آرمیتاژ اسمیت یک تفسیرى کرده است آنجا که کمپانی‌هاى تابعه یعنى کمپانی‌هاى تابعه‌اى که صدى 51 سهام آن را این شرکت مالک باشد بقیه‌اش را قلم کشیده است ما طى آن قرارداد دارسى در نفت عراق سهیم بودیم در نفت کویت سهیم بودیم از تمام این کشتی‌هاى نفت بر این کمپانى که از عدد و حساب ما خارج است و اطلاع صحیحى نداریم در تمام اینها شریک و سهیم بودیم (صحیح است) یک حکومت دست‌نشانده‌اى انگلیس‌ها آوردند اینجا پس از کودتاى 1299 یک صحنه‌سازى‌هایى به عنوان موافق و مخالف درست کردند و قرارداد 1933 را به عقیده خودشان درست کردند و قرارداد دارسى را لغوش کردند از طلا گشتن پشیمانیم ما را مس کنید آن منافع صد 20 باشد براى خودشان ما همان قرارداد دارسى خودمان را تا روز آخر اگر قبول بکنیم 5 دانگ از تمام آنچه که کمپانى در تمام دنیا دارد مال ملت ایران است (صحیح است) یک مشت آهن پاره که در ایران است در مقابل این کشتی‌هایى که در اقیانوس‌ها در دنیا در گردش هستند هیچ ارزشى ندارد من خیلى متعجب هستم که از نظر نزاکت بوده است یا هر جهت دیگرى بوده جناب دکتر مصدق اینجا دعاوى ما که میلیاردها است تصریحاً کم‌تر در اطرافش صحبت کرده‌اند و تلویحاً مذاکره شده مثلاً در آن گزارش‌ها دیدم که از گمرک سه شاهى به ما بدهکار هستند کجا چند میلیون سود به ما بدهکار هستند ولى آن چیز اصلى و عمده که میلیاردها ارزش دارد و قدرت امپراطورى انگلستان روى آن گذارده شده تا به حال کمتر اسم برده شده است و ما هیچ نمی‌دانیم چرا باید قرارداد 1933 را مبناى رسیدگى محاسباتمان قرار بدهیم (صحیح است) یکى از دو راه دارد در 1933 توافق شد براى الغاى قرارداد دارسى این ید غاصب را ما بى‌احترامى بهش نمی‌کنیم ید امانى اسمش را می‌گذاریم و می‌گوییم یک حق‌العملى کمپانى باید بگیرد و تمام حساب را روى 60 سهمى که دارد باید حساب کند و در این مدت روى 60 سهمى که بعد از 60 سال تمام دارایى کمپانى مال ایران می‌شد 33 سالش گذشته بود پس 33 سهم از 60 سهم از تمام ثروت این کمپانى ملک ملت ایران است 27 سهمش مال لردها و کسان دیگرى که این را دارا بودند پس با این ترتیب 33 سهمش مال ما مى‌شود یا خیر انگلستان که حامى این کمپانى غارتگر است می‌گوید که ما قرارداد 1933 را قائم‌مقام قرارداد 1901 قرار دادیم قرارداد دارسى رفت قرارداد پهلوی به جاى او آمد شما اگر می‌گویید پهلوى نوکر ما بود دست‌نشانده ما بود و خودمان هم این را اقرار داریم و این قرارداد را قبول نداریم پس قرارداد 1901 دارسى به قوت خودش باقى است این هم باز به نفع ملت ایران است که ما بیاییم تمام محاسبات ملت ایران را از روى قرارداد دارسى که صدى 16 از کل منافع شرکت اصلى و شرکت‌هاى تابعه است بگیریم این صدى 20 ها پیشکش خودشان من یقین دارم که اگر مهندسین حسابین ما بنشینند عواید صدى 16 ما را از شرکت اصلى شرکت‌هاى تابعه حساب کنند خیلى بیش از صدى 20 آنها یا چند شلینگى است که گس و گلشاییان درست کردند و آوردند اینجا من چون این عبارت مبهم بود نفهمیدم اگر جناب دکتر مصدق این را نیاورده بود به مجلس و می‌گفت به من رأى اعتماد بدهید ما به او اعتماد داشتیم و رأى اعتماد هم می‌دادیم ولى چون می‌گوید به ما که این جوابى است که می‌خواهم بدهم تصویب کنید که این جواب را من بدهم من این جورى که فهمیدم نمی‌توانم موافقت کنم من پیشنهاد کردم که این طبع و توزیع بشود من بیشتر مطالعه کنم و تمام قسمت‌ها اول و آخرش روشن بشود بعد بیاییم اینجا تصمیم بگیریم این پیشنهاد من بود با کفایت مذاکرات هم مخالفت من به همین جهت بوده این اوراق طبع و توزیع بشود تا بحث و مذاکره بیشترى بکنیم و بعد رأى بدهیم یک جمله دیگرى هم بگویم فراموش کردم عرض کنم چون توى بیانات گفته می‌شد که با بزرگوارى کردیم و گفتیم که اینها را مى‌بخشیم آقایى کردیم بنده عرض می‌کنم هر وقت که دست کردم توى جیب خودم هر چه که داشتم دلم خواست آقایى می‌کنم ولى از مال ملت ایران نمی‌توان آقایى کرد (صحیح است)

+++

نائب رئیس - رأى مى‌گیریم به کفایت مذاکرات آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (عده کمى قیام نمودند) تصویب نشد.

عده‌اى از نمایندگان - آقا نفهمیدند مجدداً راى بگیرید.

اخگر - آقایان متوجه نشدند خود بنده که پیشنهاد کردم متوجه نشدم.‏

نائب رئیس - چون تردید شد رأى را تجدید می‌کنیم رأى می‌گیریم به کفایت مذاکرات آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهادها قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد مى‌کنم گزارش طبع و توزیع شده سپس اتخاذ تصمیم شود. حائرى‌زاده‏

دکتر شایگان - مخالفم.‏

حائرى‌زاده - اجازه بفرمایید من مجدداً توضیح بدهم شاید آقاى دکتر شایگان قانع بشوند.

نائب رئیس - بفرمایید.

حائرى‌زاده - در مجلس دوره چندم است در نظرم نیست مال 312 است که این قرارداد منحوس پهلوى به مجلس آمده محیط وحشت و ارعاب ایجاد کردند یک نفر کلمه‌اى حرف نزد فقط یک نفرى که در این مجلس حضور دارد اصلاح عبارتى کرده است آقایان این مسأله مسأله حیاتى مملکت ما است دکتر مصدق آدمى نیست که بیاید با تاریکى و هاى و هوى و آخر وقت بگوید یک چیزى را رأى بدهید خود دکتر مصدق هم علاقه دارد که اگر اصلاحاتى آقایان به نظرشان می‌رسد اصلاح کنند که به نفع ملت ایران تمام بشود اگر مى‌بینید با این که اختیار دارد باز این را به مجلس آورده است براى این است که خودش تردید داشته است گفته است بروید در مجلس مشورت کنید نمایندگان نظرشان را بگویند یک چیز شسته رفته و مفید به حال مملکت تهیه بشود کاسه گرم‌تر از آش نباید بشود اجازه بفرمایید این طبع و توزیع بشود مطالعه کنیم اگر قانع شدند کسانى که باید رأى موافق بدهند خواهند داد.

دکتر شایگان - بنده مخالفم‏.

نائب رئیس - بفرمایید.

دکتر شایگان - بیاناتى که امروز اینجا شد غالبش براى آنهایى که در مجلس 16 بوده‌اند جنبه تاریخى داشت (صحیح است) یعنى مسائلى که در ظرف چند سال اینجا حلاجى شده بود آوردند اینجا مطرح کردند و بدبختانه وقت مجلس طورى اشغال شد که الآن جناب آقاى حائرى‌زاده می‌فرمایند که ما را آورده‌اید پاى تنگنا (حائرى‌زاده - نگذاشتید آن نسخه را من ببینم اصلاً) عرض کنم حضور آقایان مطلوب ملت ایران غاصب بودن شرکت نفت باطل بودن قرارداد 1933 استقامت ملت ایران که حاضر است با نان جو قناعت بکند و حاضر نیست ذره‌اى از حیثیتش کاسته بشود اینجا به طریق اتم و تفصیل و مکرر از طرف غالب نمایندگان صحبت شده خود مخلص با این زبان الکنم سه ساعت در باب باطل بودن قرارداد 1933 اینجا صحبت کردم بنابراین اینها دیگر صحبت از تقویم پارینه است دیگر امروز مطلقاً صحبت از شرکت سابق مطرح نیست تمام شد وفات و مات و هیچ نامى دیگر از او باقى نیست حال مسئله دیگرى مطرح است مسئله سابق این بود که دولت ایران و ملت ایران مى‌گفت که این شرکت برود پى کارش و دست از ما بردارد و شرش را بکند این شر کنده شد تمام شد رفت حالا ملت ایران مرحله دیگرى دارد طى مى‌کند و آن این است که مى‌گوید من مى‌خواهم این نفتم را در بازار دنیا بفروشم و اشخاصى دولتى شرکت‌هایى که مانع این کار هستند بایستى دست از این کار بدارند براى این کار مى‌گوید که حاضرم یک توافقى هم بکنم اگر ملت ایران اگر دولت ایران اگر جناب آقاى حائرى‌زاده منظورشان این است که کارى به کار فروش در دنیا نداریم و مشغول کارمان بشویم اصلاً این حرف‌ها زائد است اصلاً فضولى کرده‌اند دول در این کار دخالت کرده‌اند صحبت از این است که بعضى از افراد ملت ایران و وکلاى ملت ایران عقیده دارند که بد نیست ما از این منبع خداداد استفاده شایان بکنیم و حالا که می‌خواهیم استفاده کنیم و معامله بکنیم حاضریم که به آن دشمن سابق هم بگوییم بیاییم مذاکراتى کنیم و ترتیب کار را بدهیم نمایندگان محترم مجلس آمدند اینجا نشستند و گفتند براى 6 ماه کلیه اختیاراتى که لازم است براى اداره این مملکت متعلق به شخص دکتر محمد مصدق است و گفته‌اند که ما کارى نداریم باز عرض کردم امروز در یک جلسه مختصرى که داشتیم که شاید بین نمایندگان مجلس یک چند نفرى هم باشند که بگویند خوب این هم مثل این که جور نیاید با همه اختیاراتى که دارد ولى معذلک همان اشخاص در این مسأله موافقند که در باب نفت بایستى دکتر مصدق را به کلى آزاد گذاشت (صحیح است) (حائرى‌زاده - پس در مجلس مطرح نکنید) نظر جنابعالى این است ولى ایشان خواسته‌اند مطرح کنند و حالا آقاى دکتر مصدق که اظهار اعتماد شما به او کرده‌اید و پیروى از آرای ملت ایران کرده‌اید او مى‌گوید که من مى‌خواهم یک قدم مهمى بردارم این قدم مهم را با وجودی که شما گفته‌اید که این اختیار و برو با ما دیگر صحبت مکن معذلک مى‌خواهم یک بار دیگر خدمت آقایان برسم و بگویم که من قدمى را که بر‌می‌دارم این است آقایان می‌گویید که مطالعه نکرده‌ایم بحث نکرده‌ایم این چیزى که ملاحظه می‌فرمایید که 21 صفحه است از این 21 صفحه یک صفحه‌اش هست که از شما نظر مى‌خواهند باقی‌اش آقا کارهاى گذشته است این نخست‌وزیر مى‌گوید آقا من راه را پیموده‌ام آن که تصویب و رد ندارد و فقط یک صفحه است که مى‌گوید نظر من این است بایستى عرض کنم چیزى که به عنوان گزارش به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسد متن توافقى که در آینده مى‌شود نسبت این دو تا زمین تا آسمان فرق دارد یک چیزى بالاجمال هست و براى این است که سیاست کلى دولت خط مشى کلى دولت به عرض آقایان برسد و الّا این یک صفحه قابل این نیست که بتواند موافقت‌نامه باشد (حائرى‌زاده - پس به طریق اولى نظر من باید تأمین بشود) اجازه بفرمایید عرضم را بکنم این براى این است که به عرض مجلس برساند که آقا نظرم چه چیز است یک طرف این خیلى روشن است می‌گوید که من یک نظریاتى دارم به دولت انگلستان می‌خواهم بگویم و بگویم اگر می‌خواهى این را قبول کن و اگر نمی‌خواهى قبول کنى اصلاً دیگر این روابط ظاهرى که اسمش دوستانه است و در لفاف آن بزرگ‌ترین اقدامات خصمانه می‌شود من مى‌خواهم این حیله را از بین ببرم و بگویم اگر نپذیرفتى خداحافظ ما دیگر کارى به کارت نداریم بعد کسی که این حرف را می‌زند می‌گوید باید آخرین حرفم را بزنم می‌گوید که آخرین امرى که من مى‌توانم صرف‌نظر بکنم عبارت از این است حالا در این آخرین مطالبش دو سه مطلب است یکی‌اش این است که باید این قضیه گذشته تصفیه بشود البته ملت ایران میل دارد که تا آن غاز و شاهى آخرى را هم بگیرد ملت ایران میل دارد که چندین هزار میلیون که آقایان فرمودند و بیشتر از اینها بگیرد یک دفعه صحبت از این است که ملت را مستعد براى احقاق حقش بکنند که البته ملت مستعد است یک وقت این است که می‌خواهد کار فیصله پیدا بکند می‌گوید که براى آن که کار فیصله پیدا بکند دو راه بیشتر نیست یا باید قرارداد دارسى و قرارداد 1933 را کان لم یکن بدانیم و بگوییم تو اصلاً اینجا بیخود بودى اصلاً هیچ چیزى هم پیش ما نیست این عملى است این را لااقل دولت دکتر مصدق عملى نمی‌داند می‌گوید که ما این قرارداد 1933 را که باطل می‌دانیم می‌توانیم براى تصفیه حساب گذشته ملاک قرار بدهیم منتهى ممکن است که طرف استفاده بکند و بگوید که فلان ماده و فلان ماده که یکیش حکمیت است مى‌خواهیم نگهداریم دولت می‌گوید که خیر من می‌گویم که این قرارداد 33 را در این موارد خاصه ممکن است ملاک عمل قرار بدهیم‏ و تصفیه حساب کنیم که قضیه گذشته خاتمه پیدا کند و دولت دکتر مصدق می‌گوید که این کار را کردن ضررى ندارد البته ممکن است یک دعاوى دیگرى که ما داریم اگر بتوانیم از آن استفاده بکنیم بتوانیم حرف بهترى به کسرى بنشانیم ایشان می‌گویند به همین هم اگر اکتفا بشود با آن سوابقى که هست که این قرارداد 33 را درست عمل نکردند با این سوابقى که هست تمام موارد تخلف‌ها از قرارداد 33 به دفعات مکرر مورد اعتراض واقع شده است ممکن است ما این استفاده‌اى که می‌خواهیم بکنیم استفاده کمترى بکنیم از حق سابق و مقداری از حق ایران ممکن است کاسته بشود ولى این ارزش را دارد که این قضیه نفت خاتمه پیدا بکند و این راه است تمام ابواب ضرر را هم مسدود می‌کند باز بنده اینجا تصریح می‌کنم که یکى از ابواب ضرر عبارت از این است که ملت ایران موضوع حکمیت را به هیچ وجه از این راه که در قرارداد 1933 هست نه ملت ایران نه دولت ایران قبول ندارد (صحیح است) این چیزى که می‌گوییم راجع به حساب مالى است که بیایید و برسید و صحبت بکنید حالا این پیشنهادى که تهیه شده است این گزارش که به عنوان پیشنهاد نوشته شده است یک مواد کلى است که موادش با هم می‌خواند اگر موادش با هم نخواند ما در محیط بین‌المللى به آدم‌هاى پرت و نفهمى مورد ملامت قرار خواهیم گرفت اگر ما بگوییم که 49 میلیون را می‌خواهیم دیگر ما نمى‌توانیم بگوییم که راجع به گذشته هم قبول نداریم ملاحظه بفرمایید که مسائل را مخلوط نفرمایید اینجا چهار ماده بیشتر نیست باید این مواد با هم بخواند نمى‌شود هم بگوییم 49 میلیون را مى‌خواهیم و هم بگوییم سوابق در هیچ مورد قبول نداریم (حائرى‌زاده - قرارداد 1933 اصلاً باطل است) بعد بیایید بفرمایید (حائرى‌زاده - به من اجازه نمى‌دهند)

عرض کنم ملاحظه بفرمایید اینجا 4 ماده بیشتر نیست این 4 ماده‌اى که ملاحظه می‌فرمایید یکی‌اش ممکن است پیچ و تابى داشته باشد آن یکى که پیچ و تاب دارد اینجا بنده پیشنهادى کرده‌ام که بعداً توضیح عرض می‌کنم بقیه‌اش پیچ و تابى ندارد ماده اولش جز فرمایشات جناب آقاى حائرى‌زاده چیزى نیست ایشان پریروز خیلى عصبانى بودند که آقا شما غرامات را پذیرفته‌اید در صورتى که اینجا هم نوشته‌اند که غرامت برایمان معنى ندارد فقط آن اموالى را که از شرکت در ایران بوده‌است این را تقویم می‌کنیم در محاسبات قبول مى‌کنیم دیگر در محاسبات چیز دیگرى بابت غرامت نیست حرف خود ایشان است عین این مطلب است دیگر ماده سه‌اش است که رسیدگى کنیم که خواه شرکت و خواه دولت انگلیس چه موانعى براى کار

+++

ما ایجاد کرده باید جبران شود این آقا چه ضررى دارد؟ می‌گوید یکى از این موادى که شرط کنار آمدن ما با شما است این ماده است که می‌گوید رسیدگى بکنید که این کارهاى خلاف قاعده‌اى که دولت انگلستان کرده که به ما این قدر ضرر رسیده چقدر است یکى ماده 4 است راجع به 49 میلیون لیره که مى‌گوید دعوا داریم خیلى خوب اما شما خودتان توى ترازنامه‌تان گذاشته‌اید که این 49 میلیون مال ملت ایران است ما هم حالا احتیاج داریم این را اگر شما از در دوستى در‌آمده‌اید و اگر شما مثل مشتریان دیگر ما از در دوستى در‌آمده‌اید اگر می‌خواهید روابط حسنه داشته باشیم این 49 میلیون را بدهید خوب آقا این کجایش بد است؟ چه عیبى دارد؟ و به کجا لطمه می‌زند اما این اجمالى که در ماده دوم است این اجمال ماده 2 را هم بنده پیشنهادى دادم که ممکن است این را هم برطرف بکند به نظر بنده در یک همچو مطلبى وقتى که مجلس تعطیل است وقتى که این جلسه دنباله یک جلسات دیگرى است که تمام نمایندگان اختیار تامه به دولت دکتر مصدق و به شخص دکتر مصدق داده‌اند دیگر لازمه‌اش این نیست که مدتى وقت بگذرانیم فقط مطلبى که قابل بحث است و به نظر بنده باید یک قدرى صحبت بشود همین ماده دوم است که بنده پیشنهادى کرده‌ام که بعداً مى‌آیم خدمت آقایان توضیح عرض مى‌کنم به نظر بنده اگر آقایان رأى در رد پیشنهاد آقاى حائرى‌زاده بدهند عیبى ندارد به ایشان هم شاید گران بیاید براى خاطر این که شاید توجهى نداشته‌اند (حائرى‌زاده - این که عیبى ندارد طبع و توزیع بشود عصر مى‌آییم مى‌نشینیم دقت مى‌کنیم و چشم بسته رأى نمی‌دهیم)

دکتر مصباح‌زاده - بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم.

نائب رئیس - طبق چه ماده‌اى؟ (دکتر مصباح‌زاده - مطابق ماده 146) بفرمایید.

دکتر مصباح‌زاده - بنده می‌خواستم یک توضیحى از جناب آقاى نائب نخست‌وزیر بخواهم معلوم نیست گزارش که امروز به مجلس تقدیم شده طبق معمول براى اطلاع مجلس از سیاست عمومى دولت و رأى اعتماد است مخصوصاً به مناسب اقداماتى که راجع به نفت شده است یا این که این گزارش را طبق قانون ملى شدن صنایع نفت به مجلس تقدیم کرده‌اند ماده سوم قانون مصوب می‌گوید دولت مکلف است با نظارت هیئت مختلط به مطالبات و دعاوى حقه دولت و همچنین به دعاوى حقه شرکت رسیدگى نموده نظریات خود را به مجلسین گزارش دهد که پس از تصویب مجلسین به موقع اجرا گذاشته شود.

مهندس غروى - اول آن ماده را بخوانید که طبق آن ماده صحبت می‌کنید آن ماده را بخوانید که ببینیم چیست‏.

دکتر مصباح‌زاده - وارد است آقا (کریمى - وارد نیست اول ماده مربوط به اخطار را بخوانید تا ببینید اخطار شما وارد نیست) اخطار راجع به منافى بودن لوایح و طرح‌ها با قوانین کشور است. (کریمى - این منطبق با آن ماده نیست) در این گزارش دو قسمت دیده مى‌شود (کریمى - مربوط به آن ماده نیست آقاى رئیس آیین‌نامه را مراعات بفرمایید والا بنده هم پا مى‌شوم صحبت می‌کنم)

نائب رئیس - مختصر بفرمایید آقاى دکتر مصباح‌زاده.‏

دکتر مصباح‌زاده - در این گزارشى که داده شده است دو قسمت است یک قسمت اول که روشن است اگر رأى اعتمادى هم بخواهند مانعى ندارد ولى اگر راجع به آن قسمت دوم یعنى آن مواردی‌ که معین شده یعنى آنجا که شرکت غرامت مى‌تواند مطالبه بکند یا آنجا که ما خسارت مى‌توانیم مطالبه بکنیم این با گزارش دادن به این ترتیب و با گرفتن رأى اعتماد خلاف قانون است قانون ملى شدن صنایع نفت معین کرده است و درست هم پیش‌بینى کرده چون این موضوع یک موضوع مهمى است یعنى با تمام این سر و صدا و این جانفشانى و این خساراتى که ما تحمل کرده‌ایم براى این است که ما درست مطالبات خودمان را از شرکت بگیریم با نیم ساعت نشستن و صحبت کردن و سه ماده آوردن و رأى دادن این صحیح نیست این قانون آن روزی که تصویب شد ما فکر کردیم که فرداى آن روز این شرکت حاضر است با ما کنار بیاید یک سال و چند ماه است که این شرکت مملکت را دچار تشنج کرده خساراتى که ما بعد از ملى شدن صنعت نفت تا به امروز دیده‌ایم زیادتر است از آنچه که ما در ظرف 30 سال از این شرکت دیده‌ایم این حساب‌ها باید رسیدگى بشود (قنات‌آبادى - عوضش از قید استعمار نجات پیدا کرده‌ایم این را هم بفرمایید) اگر دولت انگلیس به ما اعلان جنگ داده بود و با ما جنگ می‌کرد خدا شاهد است که وضع ما بهتر از این وضعى بود که ما امروز داریم این ضرر و زیانى که شرکت در ظرف این یک سال و نیم اخیر بر ملت ایران وارد آورده چه از لحاظ متوقف کردن دستگاه آبادان و چه ضررهایى که از لحاظ اقتصادى به این مملکت زده است امروز وقتى فکر می‌کنیم مى‌بینیم به این آسانى به این سهولت به این ترتیب نمی‌توان به این گزارش به این عنوان رأى داد به عقیده بنده دو موضوع را باید از هم جدا کرد، یکى سیاست عمومى آقاى دکتر مصدق راجع به نفت است که مورد تأیید ملت ایران و مجلس ایران است و هیچ گفتگویى ندارد ولى یک مورد دیگر هم هست و آن این است که در این گزارش نوشته است که با این سه ماده یا چهار ماده ما می‌خواهیم به این ترتیب، با شرکت و یا با دولت انگلیس کنار بیاییم ملاحظه بفرمایید اصلاً به این ترتیب نمی‌شود مطرح مذاکره قرار گیرد و بایستى مطابق قانون ملى شدن نفت اول دولت مذاکره بکند هیئت نظارت هم نظارت قانونى خودش را بکند بعد به مجلسین بیاورند و پس از تصویب مجلسین اجرا کنند (مهندس حسیبى - این چه حرفى است مطابق قانون ملى شدن چیست!) عزیزم مقصودم این است توجه کنید جنجال نکنید من به هو از جا در‌‌نمى‌روم هیچ تردید نیست که مجلس به جناب آقاى دکتر مصدق و دولت ایشان رأى اعتماد می‌دهد و اعتماد دارد و الان هم ما همه رأى اعتماد خواهیم داد ولى این سه چهار مطلبى که در آخر گزارش هست باید از این گزارش جدا شود و با ترتیبى که قانون ملى شدن صنعت نفت معین کرده به آن صورت به مجلس بیاید بنده یک مرتبه دیگر ماده سوم قانون ملى شدن نفت را می‌خوانم خواهش می‌کنم آقایان توجه بفرمایید می‌گوید دولت مکلف است با نظارت هیئت مختلط به مطالبات و دعاوى حقه دولت و همچنین به دعاوى حقه شرکت رسیدگى نموده نظریات خود را به مجلسین گزارش دهد که پس از تصویب مجلسین به موقع اجرا گذاشته شود (مهندس حسیبى - این که آقا می‌فرمایید مربوط به این موضوع نیست) بنده این طور استنباط می‌کنم.

مهندس حسیبى - این اخطار وارد نبود این حرف‌ها ضرر بزرگى دارد مطالب مهم است اجازه بفرمایید توضیح بدهم.

نائب رئیس - خواهش می‌کنم خیلى مختصر بفرمایید.

مهندس حسیبى - اجازه بفرمایید البته وضع شیئى على غیر ما وضع له است‏.

فرزانه - فى غیر ما وضع له بفرمایید.

مهندس حسیبى - البته من مهندسم و آقاى دکتر شایگان باید این بیان را بکنند و بنده اگر تلمذ هم کرده‌ام براى این بوده است که اگر به این ماده سوم که آقا بهش استناد کردید آن طوری که الان استناد می‌کنید دولت ایران استناد کرده بود در دیوان دادگسترى لاهه به عنوان دنوئه دوژوستیس محکوم شده بود آقاى دکتر مصباح‌زاده اگر به این عنوانى که جنابعالى به ماده سوم قانون ملى شدن صنعت نفت استناد می‌کنید دولت ایران هم همین طور استناد کرده بود به عقیده بنده هیئتى که تحت ریاست جنابعالى به دیوان می‌رفت محکوم شده بود حالا چرا؟ تعجب در این است که آقایان هم خیال مى‌کنند به این وضع بوده است ولى بنده براى روشن شدن ذهن آقایان عرض می‌کنم که این شائبه از خاطر آقایان محو شود آقایان ما اگر وقتى با یک شرکتى دعوا داریم وقتى دعوا مطرح مى‌شود طبیعى است به محض این که اختلاف پیدا شد بین دولت با یک شرکت خارجى یا یک شرکت ایرانى یا یک دولت خارجى این کار در صلاحیت دیوان و محاکم این کشور است اگر این مطلب را مجلس به قصد انحصار قید کرده بود در واقع صلاحیت محاکم داخلى ایران را زیر پا گذاشته بود (دکتر فقیهى‌شیرازى - تکرار کنید) اگر این ماده را مجلس به این قصد و به این عنوان تصویب کرده بود که بر اساس این ماده دعاوى حل بشود شما حق گفته‌اید که دولت ایران یعنى مدعى برود با کمیسیون و هیئت مختلط نفت بنشیند صحبت کند دعاوى شرکت را معلوم کند بعد برود قانون بگذارند آن وقت شرکت می‌گوید پس من چى بگویم چه کاره هستم این که مسخره است این موضوع را با این فکر آن کسى که در قانون گذاشته بوده است و تفسیرها و جریانات بعدى هم این مطلب را تأیید کرده و به تمام این مطالب در دیوان دادگسترى استناد شده که به موجب این ماده تضییع نفعى را به اصطلاح دنوئه دوژوستیس سلب حقى را از شرکت نفت در دیوان‌هاى ایران نکرده این ماده خیلى اهمیت دارد بعد هم آقاى دکتر مصدق با وجود این ماده آمدند در مجلس گزارش دادند و به نظر آقایان رسانیدند که دولت در روى سه راه اساسى اول بر اساس تعیین غرامت به میزان قیمت سهام در موقع ملى شدن دوم بر اساس قانون ملى شدن صنایع در ممالک دیگر که در اینجا تکرار شده سوم به هر نحوه دیگرى که مورد توافق طرفین قرار گیرد یعنى این راهى که در قانون گذاشته‌اند یک راه ارفاقى براى تسهیل رسیدن شرکت نفت به ادعاى خودش بوده است نه از نظر این بوده است که صلاحیت رسیدگى دیوان‌هاى داخلى ایران را از بین ببرد و عرض کردم که اگر چنین فکرى بود ما در دیوان لایحه محکوم شده بودیم و خصوصاً مجلس هم آن نظر صحیح را با یک رأى اعتماد صد در صد بدون هیچ بحثى قبول کرد یعنى این عمل قانونى را مجلس شوراى ملى در این معنى که بنده عرض مى‌کنم و مورد استفاده در دیوان دادگسترى قرار گرفته تصویب کرده است بنابراین بنده از لحاظ رفع نگرانى عرض می‌کنم که این ماده متناسب با آن ماده نیست نکته جالب توجه دیگر این بود که بنده ضمن عرایضم گفتم که اصول قضایا همین است و عبارت‌ها ممکن است یک نواقصى داشته باشد و تقاضا کردند که رأى اعتماد بگیرند معنى‌اش این نیست این عباراتى که در اینجا گذاشته شده تعهد‌آور از طرف دولت ایران خواهد بود اولاً باید اصلاحات از طرف دولت ایران بشود و وقتى هم که اصلاحاتى شد اگر شرکت این نظر را یک جا قبول کرد تعهد‌آور است نه این که آمنا ببعض و کفرنا ببعض یک قسمتش را به شرکت ببخشند و یک قسمت دیگر را شرکت

+++

قبول نکند.

نائب رئیس - پیشنهاد آقاى حائرى‌زاده دوباره قرائت می‌شود و رأى گرفته خواهد شد آقایان توجه کنید (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد مى‌نمایم گزارش طبع و توزیع شده سپس اتخاذ تصمیم شود. حائرى‌زاده‏

نائب رئیس - آقایانى که موافقند با پیشنهاد آقاى حائرى‌زاده قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد (بعضى از نمایندگان - نفهمیدیم آقایان هم توجه نکردند) باید آقایان توجه کنید (دکتر مصباح‌زاده (بنده به عنوان ماده 90 می‌خواستم عرضى کنم) پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (پیشنهاد آقاى دکتر ملکى به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد مى‌کنم رأى اعتماد به طرز زیر گرفته بشود. چون مجلس شوراى ملى به آقاى دکتر مصدق اختیار داده است موضوع نفت را طبق ماده مصوبه مجلس حل و فصل نماید مجلس با توجه به اختیارى که به آقاى دکتر مصدق داده است به دولت آقاى دکتر مصدق راى اعتماد مى‌دهد.

نائب رئیس - آقاى دکتر ملکى بفرمایید.

دکتر ملکى - عرض کنم که ما همه در مجلس شوراى ملى به آقاى دکتر مصدق و دولت ایشان اعتماد داریم و به ایشان رأى اعتماد دادیم و اختیار تام دادیم که در کلیه شئون مملکت یک اصلاحاتى بکنند و یکى از آن اصلاحات هم این بوده است که در حل و فصل نفت اقداماتى بنمایند (کریمى - دیگر اقرار ضمنى نگیرید محدود است آن اختیارات به قانون ملى شدن صنعت نفت) همین طور هم هست عرض کنم که الآن جناب آقاى مهندس حسیبى اینجا فرمودند که ما این رأى اعتمادى را که الآن مى‌دهیم براى موضوعاتى است که اگر شرکت نفت قبول کرد ما هم یک تعهدى پیدا می‌کنیم که آن تصویب شده تلقى بشود (مهندس حسیبى - آقا من کى گفتم نگفتم تصویب شده عرض کردم تعهد‌آور براى دولت براى مجلس شوراى ملى عرض نکردم) وقتى که دو نفر با همدیگر دعوایى دارند آنها موقعى می‌توانند راجع به آن موضوع رأى نهایى بدهند که هر دو طرف بنشینند و توافق پیدا کنند و بعداً آن را امضاء کنند و رأى مجلس به منزله امضاء است (بعضى از نمایندگان - این طور که می‌فرمایید نیست) و ما الان همان طور که فرمودیدبیک چیزیک جانبه می‌خواهیم رأى بدهیم و آیا این را تازه شرکت قبول کند یا نکند در دست ما نیست و این مطالبى را که اینجا مطرح می‌کنیم با توضیحاتى که در اینجا داده شد این مطالب را قبول بکنیم و بگذاریم به اختیار شرکت نفت که قبول بکند یا نکند و ما یک اقرارهایى اینجا می‌کنیم که ممکن است بعداً به ضرر ملت ایران تمام بشود به این جهت عرض کردم ملت ایران به آقاى دکتر مصدق اعتماد دارد مجلس شوراى ملى ایران اعتماد دارد و اختیار داده است که در تمام شئونش هر گونه اصلاحى را اصلاح بداند عمل کند و در موضوع نفت هم هر طور که صلاح می‌دانند البته مطابق قانون 9 ماده حل و فصل کنند و ما هم البته دوباره رأى اعتماد به ایشان می‌دهیم و دوباره تأیید می‌کنیم که ایشان اختیار دارند و ایشان شخصاً باید براى این کار مذاکره بکنند و هر چه صلاح مى‌دانند پیشنهاد کنند یا پیشنهاد و طرحى را مطالعه بفرمایند نتیجه قطعى که گرفتند یعنى نتیجه قطعى که دو طرف دعوا گرفتند یعنى طرف مقابل هم قبول کرده باشد آن را به مجلس بیاورند و روى آن رأى بگیرند این بود که بنده پیشنهاد کردم که الان ما به دولت آقاى دکتر مصدق رأى اعتماد بدهیم و گزارش کلیه امورات را طبق 9 ماده مصوبه مجلس شوراى ملى در اختیار خودشان بگذاریم‏.

نائب رئیس - آقاى ملک‌مدنى بفرمایید.

ملک‌مدنى - در ضمن مذاکراتى که شد همه آقایان بدون تردید اعتراف دارند که جناب آقاى دکتر مصدق یک شخصى است که نهایت دقت را براى حفظ منافع کشور ایران در نظر داشته و دارند و ما موضوع نفت را باید در نظر داشته باشیم که از ایشان شروع شده و با دست خودشان انجام شده است و باید بقیه کار آن هم انجام شود و به ایشان هم ما یک اختیاراتى داده‌ایم براى مسائل کلى کشور که 6 ماه ایشان اختیار داشته باشند آن یک بحث علیحده‌اى است که هیچ به این موضوع ارتباط ندارد و این موضوع نفت یک قانون خاصى دارد که به نام قانون 9 ماده نفت است و همه آقایان هم مطلع هستند ایشان در ضمن مذاکرات مفصلى که همه اطلاع دارید چندین روز مذاکره کرده‌اند و می‌خواهند یک تصمیمى بگیرند که با نمایندگان شرکت سابق نفت وارد مذاکره بشوند و این مطلب را به یک صورتى حل کنند و این گزارش را هم که به مجلس داده‌اند خواسته‌اند مجلس را هم از این تصمیم خودشان مطلع کرده باشند و نظر مجلس را بخواهند قصدشان این بوده است ما که اعتماد داریم به آقاى دکتر مصدق شما که آقاى دکتر ملکى از مریدان پر و پا قرص ایشان هستید نباید در این مورد تردید بکنید مذاکراتى که جناب آقاى مهندس رضوى در اینجا کردند به عقیده بنده بیان تمام آقایان نمایندگان بود و صحیح و به جا هم بود و این مذاکرات ضرورت داشت براى این که هم جناب آقاى دکتر مصدق توجه به مذاکرات و این نظریات آقایان نمایندگان داشته باشند و هم دیگران متوجه باشند که نیات و عقاید مجلس شوراى ملى و نمایندگان در این موقعى که این گزارش آمده و رأى اعتماد به دولت می‌دهند چه چیز است و بیانى که ایشان به آن تفسیر و با کمال صراحت و با کمال خوبى فرمودند بنده در سهم خودم آن بیانات جنابعالى را تأیید می‌کنم و گمان می‌کنم که همه آقایان هم تأیید کنند و این یک راهنمایى بود براى دولت و براى جناب دکتر مصدق که آمده است دست به یک کارى زده است و شروع کرده و حالا که شروع کرده ما تردید داشته باشیم بنده عقیده‌ام این است که ما باید رأى اعتماد بدهیم چون دولت رأى اعتماد خواسته ما نباید تردید کنیم و غفلت نماییم بنابراین باید رأى اعتماد بدهیم و دکتر مصدق را آزاد بگذاریم که برود کار خودش را انجام بدهد و بنده یقین دارم که به یارى خداوند متعال آن طوری که منظور ملت ایران است نتیجه خواهند گرفت.

دکتر ملکى - چون آقاى دکتر شایگان هم راجع به این موضوع پیشنهادى داده‌اند که تأمین می‌کند نظر بنده را بنده مسترد می‌کنم‏.

نائب رئیس - پیشنهاد آقاى دکتر شایگان قرائت می‌شود. پیشنهاد می‌کنم نسبت به گزارش دولت به طریق ذیل رأى اعتماد گرفته بشود 1- مجلس شوراى ملى سیاست دولت را نسبت به نفت تأیید و تصویب می‌نماید. 2- بند دوم (رسیدگى به دعاوى و حل اختلاف الى آخر) از مطالبى که آقاى نخست‌وزیر در نظر دارند به عنوان آخرین پیشنهاد اعلام دارند چون جنبه فنى دارد و محتاج به تصحیح و توضیح است البته پس از اظهار‌نظر هیئت محترم مختلط نفت و موافقت جناب آقاى دکتر مصدق ارسال گردد. دکتر شایگان‏

نائب رئیس - آقاى دکتر شایگان توضیحى دارید بفرمایید.

دکتر شایگان - بنده میل داشتم که جواب جناب آقاى دکتر مصباح‌زاده را بدهم (دکتر مصباح‌زاده - بنده صد در صد با پیشنهاد جنابعالى موافقم) عرض کنم حضورتان این 4 ماده‌اى که در جواب پیام گنجانیده شده است سه ماده‌اش به قدرى روشن و ظاهر است که محتاج به تأمل نیست و بنده براى خاطر این که اولاً از نظر چند نفر از آقایان نمایندگان که میل داشتند در این قسمتى که جنبه فنى دارد بیشتر تأمل بشود و از طرف دیگر براى این که حقیقتاً هم ابهامى دارد و ممکن است که طرف از آن سوء‌استفاده‌اى بکند این بود که تقاضا کردم از حضور آقایان که این پیشنهاد را تصویب کنید پیشنهاد بنده دو تا ماده دارد ماده اول چیزى است که مکرر آقایان تأیید فرمودند و این ماده نظر دولت و مجلس را تأمین می‌کند (صحیح است) و ماده دوم هم عرض کردم این است از این موادى که ذکر شده است فقط ماده 2 هست که می‌شود استنتاج‌هاى خلافى داشته باشد از این جهت بود که بنده پیشنهاد کردم که این ماده 2 برود به هیئت مختلط در آنجا قدرى توضیح داده شود تا معلوم شود که چیزى از ما فوت نشده باشد و بعد از این که حلاجى شد و توضیحات لازمه داده شد آن را بفرستند خدمت آقاى نخست‌وزیر که با موافقت آقاى نخست‌وزیر ارسال بشود بنابراین با پیشنهاد بنده دیگر خیال می‌کنم هیچ ابهامى باقى نمانده باشد براى روشن شدن ذهن آقایان ماده 2 را مى‌خوانم ماده 2 این است:

رسیدگى به دعاوى و حل اختلافات طرفین از سال 1933 تا آخر سال 1947 بر اساس قرارداد تحمیلى 1933 و از اول 1948 تا 30 آوریل 1951 مطابق نهم اردیبهشت سال 1330 (تاریخ تصویب قانون ملى شدن صنعت نفت) بر اساس قرارداد تحمیلى گس - گلشاییان که شرکت سابق آن را قبول و امضاء کرده و دولت و مجلس ایران کافى ندانسته‌اند. استناد به  قراردادهاى 1933 و گس و گلشاییان فقط از نظر حل اختلافات طرفین آن هم در ظرف مدت‌هاى تعیین شده در بالا مى‌باشد و از تاریخ تصویب قانون ملى شدن صنعت نفت هیچ کدام از آن قراردادها نمى‌تواند به نحوى از انحا مورد استفاده و استناد هیچ یک از طرفین واقع شود و ید شرکت هم پس از آن تاریخ ید امانى است. همان طور که غالب آقایان توجه دارند این یک ماده‌اى است که خیلى باید روشن بشود و روى آن بحث و حلاجى بشود و براى این که آقایان هم روشن شده باشند و در ضمن منظور آقاى نخست‌وزیر هم تأمین شده باشد بنده این پیشنهاد را کردم (یک نفر از نمایندگان - پیشنهاد خودتان را هم یک مرتبه دیگر بخوانید) یک کلمه دیگر هم اضافه کنم به آخر این پیشنهاد و پیشنهاد را دو مرتبه می‌خوانم.

نریمان - همه چهار ماده را بفرستید. پیشنهاد مى‌کنم نسبت به گزارش دولت به طریق ذیل رأى اعتماد گرفته شود 1- مجلس شوراى ملى سیاست دولت را نسبت به نفت تأیید و تقویت می‌نماید. 2- بند دوم (رسیدگى به دعاوى و حل اختلافات الى آخر) (که بنده اینجا قرائت کردم) (نریمان - آقا همه‌اش برود به کمیسیون) اجازه بفرمایید این یک مطلب دیگرى است بعد تشریف بیاورید اینجا و بفرمایید از مطالبى که آقاى نخست‌وزیر در نظر دارند به عنوان آخرین پیشنهاد اعلام

+++

دارند چون جنبه فنى دارد و محتاج به تصحیح و توضیح است پس از اظهار‌نظر هیئت محترم (یک نفر از نمایندگان - در عبارت قانون محترم لازم نیست آن را بردارید) مختلط نفت و موافقت جناب آقاى دکتر مصدق ارسال گردد (خلخالى - مجلس چه بکند؟) و لازم است عرض کنم که هیچ یک از این ناراحتی‌هایى که براى بعضى از دوستان فراهم شده است مورد ندارد (دکتر کیان - ناراحتى‌هایى براى حفظ حقوق ایران در شرکت‌هاى تابعه است) و بعضى تصور کرده‌اند که ما گفتیم دردهاى دیگرى نداریم اجازه بفرمایید آقایان این راجع به حفظ حقوق ایران در شرکت‌هاى تابعه هم هست و این موضوع گنجانیده شده است این مطالب همه پنهان در این پیشنهادى است که گفته شده است از سال 1933 تا آخر سال 1947 که ملاک کار است در باب این که حقوق ما چه هست و حقوق شرکت چه هست ما صحبت نکردیم صحبت کردیم براى حل دعاوى چه راهى را پیش بگیریم فقط صحبت طریق حل دعاوى است و البته دعاوى خودمان را به هیچ نحوى از انحا نه شمردیم و نه محدود کردیم بنابراین خدشه‌اى از این بابت در خاطر آقایان نباید باشد مکرر عرض می‌کنم این چیزى که به عرض رسیده است این است دکتر مصدق و دولت دکتر مصدق می‌گویند که این راه را ما می‌خواهیم برویم و این مطلب با آن چیزى که بایستى به عنوان توافق با شرکت نفت تمام بشود به کلى فرق دارد و آن موضوع دیگرى است آن سند دیگرى است که باید با سلیقه و رأى آقایان باشد و ملاحظه می‌فرمایید و بعد رأى مى‌دهید و این هم چیز دیگرى است دکتر مصدق می‌گوید که من می‌خواهم از این راه بروم نه این که موافقتنامه را امضاء کنید این مربوط به آن نیست و نه تنها اثرى ندارد بلکه بنده حاضرم بنویسم که این مطالبى که اینجا گفته می‌شود این بیاناتى که از طرف دولت در اینجا گفته می‌شود و بیاناتى که از طرف وکلاى ملت مى‌شود براى ملت ایران است و هیچ یک از این صحبت‌ها تعهد‌آور براى دولت نیست و براى طرف هم مورد اتخاذ سند نمی‌تواند باشد این یک چیزى است که دولت ملى دکتر مصدق می‌خواهد با وکلاى ملت مشورت کند و مى‌گوید که من می‌خواهم با این آقایان این طور صحبت کنم و بنابراین هیچ یک از این مواد براى ملت ایران الزام‌آور نیست به هیچ نحوى از انحا (دکتر معظمى - جناب آقاى دکتر شایگان این را هم بفرمایید که قابل اتخاذ سند در آتیه هم نیست) ممکن است این نظر را در یک جمله اضافه کنم این را باز مکرر عرض می‌کنم اینجا فقط صحبت راه‌حل دعاوى است در باب حقوق و دعاوى ملت ایران و شرکت سابق نه از جهت محدود بودن نه از جهت شماره کردن چیزى نیست و حالا آن جمله‌اى که باید اضافه شود این است که می‌نویسم توجه بفرمایید آقایان (مطالبى که امروز در مجلس شوراى ملى عنوان شد اگر توافق نشد دیگر در هیچ مرحله‌اى قابل اجرا نخواهد بود) یا به مطالبى که امروز در مجلس شوراى ملى مورد بحث قرار گرفته است نمی‌توان اتخاذ سند نمود (مهندس رضوى - ما نباید سلب اعتبار از مذاکرات مجلس شوراى ملى بکنیم) پس بنده به آخر پیشنهادم چیزى اضافه نمی‌کنم و پیشنهادم همان است که خواندم و از افزودن چیز دیگر معذورم و افزودن چیز دیگرى صلاح نیست و صرف‌نظر می‌کنم بنده پیشنهادم این است 1- مجلس شوراى ملى سیاست دولت را نسبت به نفت تأیید و تصویب می‌نماید 2- بند دوم (رسیدگى به دعاوى و حل اختلافات الى آخر که قرائت کردم) از مطالبى که آقاى نخست‌وزیر در نظر دارند به عنوان آخرین پیشنهاد اعلام دارند چون جنبه فنى دارد و محتاج به تصحیح و توزیع است پس از اظهار‌نظر هیئت مختلط نفت و موافقت جناب آقاى دکتر مصدق ارسال گردد بنابراین اگر آقایان این پیشنهاد را قبول بفرمایید به نظر بنده خوب است.

نائب رئیس - جناب آقاى حائرى‌زاده مخالفید بفرمایید اجازه بفرمایید آقاى کاظمى نائب نخست‌وزیر فرمایشى دارند بفرمایند.

نائب نخست‌وزیر - بنده فقط چیزى که خواستم عرض کنم این مطلبى است که در ضمن گزارش به عرض آقایان رسیده است که این مدارکى است براى دولت و براى اقدام چیز قطعى نیست چون معلوم نیست طرف چه چیز را قبول کند یا یک قسمش را قبول نماید و راجع به پیشنهاد جناب آقاى دکتر شایگان خواستم به طور توضیح عرض کنم که نظر ایشان تأمین است چون دولت همیشه به کمیسیون مختلط مراجعه مى‌کند و کسب نظر و مشورت با هیئت مختلط نفت را لازم می‌داند و در این مورد هم خواهد کرد دیگر احتیاجى ندارد که در اینجا قید بشود و بنده از طرف دولت عرض می‌کنم که به موجب قانون 9 ماده‌اى مشورت با کمیسیون نفت خواهد کرد اما اگر باز آقایان مایل باشند که دولت نظر آقاى دکتر شایگان را قبول کند بنده هم مخالفتى ندارم.

نائب رئیس - آقایان توجه بفرمایید پیشنهاد آقاى دکتر شایگان قرائت می‌شود (به شرح سابق قرائت شد)

حائرى‌زاده - بنده مخالفم اجازه بفرمایید.

نائب رئیس - بفرمایید.

حائرى‌زاده - شکایت و اعتراض من راجع به همین قسمت است و معایبى که دارد مختصراً خواستم به عرض آقایان برسانم توجه نفرمودند ما باید تصفیه حساب را با کمپانى روى قرارداد 1901 دارسى بگذاریم و محاسبات پنجاه ساله‌مان را رسیدگى بکنیم و روى آن قرارداد تمام تأسیساتى که این کمپانى در دنیا دارد پنج دانگش متعلق به ایران است و حساب روى این پایه تصفیه بشود اگر پایه تصفیه را روى قرارداد 1933 بگذاریم و حساب کنیم تمام آنچه که در دنیا داریم از دست ما می‌رود و یک مشت آهن پاره به دست ما می‌رسد و تمام وحشتى که من دارم روى همین قسمت 2 است که بایستى حذف بشود من نمى‌خواهم بگویم که خیانت است من عقیده دارم که اشتباه شده و به ضرر ملت ایران است میلیاردها ضرر دارد براى ملت ایران و من به این جهت مخالفم با هر صورتى که بیرون بیاید.

نائب رئیس - رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى دکتر شایگان آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (به شرح ذیل خوانده شد) براى این که مبادا حقى از ملت ایران تضییع گردد پیشنهاد مى‌کنم قبل از اخذ رأى به دولت تصریح گردد که رأى به دولت متضمن قبول و تصدیق پیشنهاد متقابل و مواد و عبارات تنظیمى آن به صورت غیر قابل تغییر نمى‌باشد. خلخالى‏

نائب رئیس - با تصویب پیشنهاد آقاى دکتر شایگان گمان مى‌کنم موردى براى پیشنهاد آقاى خلخالى نیست و استدعا می‌کنم پس بگیرید.

ناصر ذوالفقارى - آقا اصلاً این لایحه نیست یک گزارشى دولت داده است لازم نیست پیشنهاد داده شود.

نائب رئیس - آقایان اجازه بفرمایید که زودتر رأى بگیرم دو پیشنهاد دیگر هم هست استدعا مى‌کنم آقایان پس بگیرند فعلاً قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد) چون با وصف اختیاراتى که جناب آقاى نخست‌وزیر در دست دارند اکنون موضوع گزارش و پیام را با آقایان نمایندگان مجلس در میان گذارده و نظر خواسته‌اند پیشنهاد می‌کنم پس از تهیه متن توافق‌نامه قبلاً در کمیسیون مختلط نفت مطرح و پس از آن نیز در مجلس شوراى ملى مطرح شود. دکتر فقیهى‌شیرازى‏

نائب رئیس - این پیشنهاد هم با تصویب پیشنهاد آقاى دکتر شایگاه موردى ندارد پیشنهاد دیگرى که هست قرائت می‌شود (به شرح زیر خوانده شد) پیشنهاد می‌کنم که پیشنهاد آقاى دکتر شایگان شامل کلیه 4 بند پیشنهادى در گزارش گردد.  زهرى‏

اخگر - مورد ندارد.

نائب رئیس - این هم موردى ندارد پس بنابراین با اجازه آقایان رأى اعتماد می‌گیریم بنابر تقاضاى دولت آقایانى که موافقند ورقه سفید با اسم مى‌دهند آقایانى که مخالفند رأى کبود با نام خواهند داد (اسامى آقایان به ترتیب ذیل به وسیله آقاى ناظرزاده (منشى) اعلام و در محل نطق اخذ رأى به عمل آمد)

آقایان: رفیع - دکتر فلسفى - نبوى - منصف - کهبد - مهندس زیرک‌زاده - مهندس حسیبى - دکتر شایگان - دکتر ملکى -  میلانى - کریمى - دکتر معظمى - محمد‌حسین قشقایى - خسرو قشقایى - ناصر ذوالفقارى - دکتر کیان - دکتر مصباح‌زاده - افشار - گنجه - عبدالرحمن فرامرزى - امامى‌اهرى - مجتهدى - عامرى - موسوى - بهادرى - دادور - جلیلى - قنات‌آبادى (این را به آقاى دکتر مصدق می‌دهم) اخگر - جلالى - انگجى - حائرى‌زاده - احمد فرامرزى - نجفى - ریگى -  شهیدى - خلخالى - وکیل‌پور - فرزانه - اقبال - مصدقى - ملک‌مدنى - ذکایى - امیر‌افشارى - زهرى - شاپورى - مجد‌زاده - مدرس - مهندس رضوى - نریمان - افشار‌صادقى - شادلو - شوکتى - مهندس غروى - دکتر فقیهى - شهاب خسروانى - پور‌سرتیپ - محمد ذوالفقارى - ناظر‌زاده - حمیدیه - معتمد‌دماوندى (شماره آرای به عمل آمده 60 ورقه سفید موافق شماره شد)

نائب رئیس - از 61 نفر عده حاضر با اکثریت 60 رأى موافق به دولت آقاى دکتر مصدق ابراز اعتماد شد.

اسامى موافقین آقایان: موسوى - گنجه - زهرى - دکتر ملکى - ناظر‌زاده - مجتهدى - معتمد‌دماوندى - حمیدیه - مجدزاده - محمد ‌ذوالفقارى - افشار‌صادقى - دکتر فقیهى‌شیرازى - شاپورى - ذکایى - ملک‌مدنى - مصدقى - وکیل‌پور - عامرى -  شوکتى - میلانى - افشار - خسرو قشقایى - دکتر معظمى - عبدالرحمن فرامرزى - بهادرى - محمد‌حسین قشقایى -  مهندس حسیبى - امامى‌اهرى - دکتر فلسفى - مهندس زیرک‌زاده - قنات‌آبادى - فرزانه - خلخالى - جلالى - ریگى - رفیع - شادلو - نبوى - اخگر - کریمى - احمد فرامرزى - دکتر شایگان - کهبد - جلیلى - ناصر ذوالفقارى - مدرس - اقبال -  امیر‌افشارى - دادور - نجفى - شهیدى - پور‌سرتیپ - مهندس غروى - دکتر مصباح‌زاده - دکتر کیان - شهاب خسروانى -  انگجى - منصف - نریمان (با قید: بنده به شخص آقاى دکتر مصدق به طور کلى رأى اعتماد می‌دهم ولى اظهار‌نظر نسبت به مواد جوابیه مطروحه موکول به مطالعه آن مواد خواهد بود) مهندس رضوى (با قید: این جانب به شخص آقاى دکتر مصدق اعتماد خود را تأیید مى‌کنیم ولى در زمینه جواب متقابل تعهدى ندارم)

5- بیانات آقاى نائب رئیس دایر به ابراز تأسف و تأثر از فوت مرحوم آیت‌الله خوانسارى

نائب رئیس - ضایعه عظیم فوت مرحوم حضرت آیت‌الله خوانسارى طاب تراه که از مراجع بزرگ تقلید بودند موجب تأثر و تألم عموم مسلمانان جهان به خصوص ملت ایران گردید (صحیح است) چون این واقعه مؤلمه در موقع تعطیل تابستانى مجلس شوراى ملى روى داد مجال ابراز تأسف و عرض تسلیت در جلسه علنى مجلس شوراى ملى فراهم نشد اینک با اغتنام فرصت لازم است تأسف و تألم خود و عموم آقایان نمایندگان مجلس شوراى ملى را به نام ملت ایران و کلیه مسلمین جهان نسبت به این واقعه اظهار نموده و از خداوند متعال مسئلت دارم روح پر فتوح آن مرحوم را غریق رحمت فرموده به بازماندگان محترم ایشان و آقایان حجج اسلام صبر جمیل عنایت فرماید (انشاء‌الله)

 6- تعیین موقع جلسه بعد  - ختم جلسه

نائب رئیس - اگر آقایان اجازه بفرمایند جلسه را ختم مى‌کنیم (صحیح است) جلسه آینده روز سه‌شنبه 15 مهر خواهد بود دو ساعت و نیم قبل از ظهر. (مجلس دو ساعت و چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

نائب رئیس مجلس شوراى ملى - محمد ذوالفقارى‏

+++

                       

 

یادداشت ها
Parameter:294766!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)