کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 27 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز 5 شنبه 23 مرداد ماه 1331  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: وکیل‌پور - صفایی - دکتر فقیهی شیرازی - قنات‌آبادی - مهندس زیرک‌زاده

3- طرح و تصویب لایحه تقاضای تمدید حکومت نظامی در هشت نقطه خوزستان

4- مذاکره در طرح پیشنهادی راجع به صدی 15 زارعین و تعویق طرح آن طبق تقاضای آقای کاظمی وزیر دارایی

5- معرفی آقای دکتر محمد‌حسین علی‌آبادی به معاونت پارلمانی نخست‌وزیر به وسیله آقای کاظمی نائب نخست‌وزیر

6- طرح گزارش کمیسیون تحقیق راجع به نمایندگی آقای شهیدی از نجف‌آباد

7- مذاکره و تصویب تعطیل جلسات مجلس تا 15 مهر‌ماه 1331

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 27

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز 5 شنبه 23 مرداد ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: وکیل‌پور - صفایی - دکتر فقیهی شیرازی - قنات‌آبادی - مهندس زیرک‌زاده

3- طرح و تصویب لایحه تقاضای تمدید حکومت نظامی در هشت نقطه خوزستان

4- مذاکره در طرح پیشنهادی راجع به صدی 15 زارعین و تعویق طرح آن طبق تقاضای آقای کاظمی وزیر دارایی

5- معرفی آقای دکتر محمد‌حسین علی‌آبادی به معاونت پارلمانی نخست‌وزیر به وسیله آقای کاظمی نائب نخست‌وزیر

6- طرح گزارش کمیسیون تحقیق راجع به نمایندگی آقای شهیدی از نجف‌آباد

7- مذاکره و تصویب تعطیل جلسات مجلس تا 15 مهر‌ماه 1331

 

مجلس ساعت یازده و بیست دقیقه صبح به ریاست آقاى مهندس احمد رضوى (نائب رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

نائب رئیس - جلسه رسمى است صورت غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود (به شرح زیر خوانده شد)

غائبین با‌ اجازه آقایان: پور‌سرتیپ - مکى - حمیدیه - ذکایى - دکتر فاطمى - راشد - عبدالرحمن فرامرزى - زهرى‏.

غائبین بى‌اجازه آقایان: محمد‌حسین قشقایى - پارسا - فتحعلى افشار - تولیت - میر‌اشرافى - دکتر امامى - دکتر طاهرى -  جلیلى - صراف‌زاده - امیر‌افشار.

نائب رئیس - نسبت به صورت جلسه قبل اگرآقایان نظرى دارند بفرمایند. آقاى حاج سیدجوادى راجع به صورت جلسه فرمایشى دارید؟

حاج سید‌جوادى - بله‏

نائب رئیس - بفرمایید

حاج سید‌جوادى - از آقایان تندنویس‌ها تمنا می‌کنم که بعد از این یک قدرى دقت کرده باشند در مطالبى که بنده جلسه قبل گفتم جملات خیلى بالا و پایین شده است در حقیقت این مطالب و حقایقى که من مى‌گویم عنوان رسمى است خواهش دارم طورى باشد که از صورت اولیه خارج نشود.

نائب رئیس - بسیار خوب توجه خواهد شد، آقاى کهبد.

کهبد - در عرایضى که بنده در جلسه قبل عرض کردم اشتباهاتى هست که تصحیح می‌کنم تقدیم به تندنویسى می‌کنم در ضمن این موضوع را خواستم به عرض برسانم چون خیلى از آقایان به من مراجعه کرده بودند و تصور کرده بودند که بر میزان شماره اسکناس اضافه شده است یعنى اسکناس اضافه منتشر شده است و حال آن که چنین چیزى نیست بنده صریحاً عرض مى‌کنم که این مطالب کذب محض است و تا این تاریخ نه بنده و نه هیئت اندوخته اسکناس اطلاعى از اضافه کردن میزان اسکناس نداریم و اینها خلاف محض است.

نائب رئیس - آقاى مهندس غروى‏.

مهندس غروى - در صفحه چهارم آخر ستون سوم قبل از کلمه خسارت به دولت وارد می‌شد باید جناب آقاى میلانى اضافه شود زیرا منظورم خطاب به جناب آقاى میلانى بود که قبلاً با ایشان مذاکره کرده بودم از موقع استفاده می‌کنم نامه‌اى را که از شرکت برق رشت به عنوان مجلس شوراى ملى رسیده و حاکى از اختلافى است که بین آن شرکت و وزارت دارایى روى داده تقدیم مقام ریاست مى‌کنم با وجود مذاکراتی که با وزارت دارایى نموده‌ام و به حقانیت شرکت برق اعتراف دارد مع‌الوصف مى‌گوید اگر بخواهیم حرف شرکت برق را قبول کنیم باید مقادیر زیادى از پول‌هایى که بر طبق این قرارداد از دیگران گرفته‌ایم پس بدهیم پس مجبوریم که با نظر شرکت برق مخالفت کنیم از مقام ریاست مجلس شوراى ملى تقاضا دارم که هر چه زودتر دستور رسیدگى به این امر را صادر فرمایند ضمناً نامه‌ایى از آقاى سید حسن صدرایى رسیده و پیشنهاد نموده که عوارض و مالیات‌هاى سنگین به مشروبات الکلى بسته شود که تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

نائب رئیس - آقاى جلالى‏

جلالى - در جلسه گذشته بنده در خاتمه عرایض خودم گفته بودم راجع به فرهنگ خراب کلمه خراب ذکر نشده است چون نظرى در این قسمت داشتم که بعداً عرض مى‌کنم.

نائب رئیس - قید مى‌شود بنابراین نسبت به صورت جلسه چون نظرى نیست با اصلاحاتى که به عمل آمد تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: وکیل‌پور - صفایى - دکتر فقیهى‌شیرازى - قنات‌آبادى - مهندس زیرک‌زاده‏

نائب رئیس - آقایانی که تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند اگر صرف‌نظر بفرمایند کمکى به کار مجلس مى‌شود (صحیح است)

حاج سید‌جوادى - شب نخوابیده‌اند.

صفایى - ساعت شش آمده‌ایم اسم‌نویسى کرده‌ایم صرف‌نظر کنیم؟ این حق ما است‏.

امامى‌اهرى - به بعد از دستور موکول شود.

وکیل‌پور - جناب آقاى مهندس رضوى دو دفعه است که جنابعالى پشت صندلى ریاست تشریف دارید و نطق قبل از دستور بنده از بین رفته است مطالب لازمى است

+++

که باید عرض شود اگر اجازه بفرمایید خیلى به موقع خواهد بود.

نائب رئیس - این کار در سابق هم تکرار شده است اگر آقایان نمایندگان موافقت می‌فرمایند آقایان نطق‌شان را بکنند منتهى سعى بکنند که از پانزده دقیقه قدرى تخفیف بدهند، آقاى وکیل‌پور بفرمایید.

وکیل‌پور - به طوری که همه آقایان محترم می‌دانند بر طبق قانون اساسى و بر وفق تئورى و اصل مسأله حکومت دموکراسى در حکومت مشروطه تمام قواى مملکت از ملت ناشى می‌شود و به عبارت اخرى مردم منشا و سرچشمه تمام اقتدارات و اختیارات مملکتى هستند و به همین جهت است که در این نوع حکومت عنوان حکومت مردم بر مردم مصداق پیدا مى‌کند ولى چون اعمال این قوا از طرف عموم مردم فرداً فرد و یا به صورت دسته‌جمعى عملى نیست یعنى نظام اجتماع که تقسیم وظایف را بین مردم احتراز‌ناپذیر کرده است آن را منع می‌کند بنابراین صحیح‌ترین وجه اعمال این قوا از طرف خود مردم انتخاب نمایندگانى است که مظهر تمامى آن اقتدارات و اختیارات ملى محسوب می‌شوند و آنها نیز به نوبه خود با وضع قوانین و نظارت در کلیه امور مملکتى طریقه اعمال قوا را تعیین و به اختیار کسانی که مورد اعتماد تشخیص می‌دهند می‌گذارند پس با این تعریف محقق است که اصلى‌ترین و مهم‌ترین مظهر قدرت و نیروى ملى مجلس شوراى ملى است که منتخبین مردم در آنجا جمع می‌شوند و از اینجا معلوم می‌شود که مجلس شوراى ملى عظیم‌ترین و مهمترین و اصیل‌ترین سازمان مملکت دموکراسى است و بنابراین حفظ احترام آن در درجه اول اهمیت قرار دارد و در عداد واجب الرعایه فریضه ملى است.

ممکن خداى ناکرده کسانى از روى جهالت و بى‌خبرى ندانند که تضعیف مجلس شوراى ملى و هتک حرمت نمایندگان رفته رفته اساس حکومت مردم بر مردم را متزلزل مى‌کند و باز ممکن است معدودى از مردم پیدا شوند که آثار مترتبه بر تضعیف و تخفیف این مظهر عظیم نیروى ملى را نتوانند پیش‌بینى کنند اما خوشبختانه اکثریت مردم به این امر واقف هستند که هر تخفیفى نسبت به این مقام ملى روا دارند درست به منزله تیشه‌اى است که به هریسه بنیان حکومت مردم بر مردم زده‌اند زیرا براى تخریب بناى سازمان‌هاى ملى جز تخفیف، تضعیف و کسر حیثیت ابزار دیگرى لازم ندارد پس بر قاطبه ملت ایران فرض است که اهمیت موضوع را درک کرده و اجازه ندهند هیچ فردى در هر مقامى که باشد تخریب بنیان قدرت ملى مبادرت ورزد و این را نیز بدانند که به قول سعدى علیه‌الرحمه سرچشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گذشتن به پیل یعنى جلوی یک کار ناصواب را تا زیاد تکرار نشده مى‌توان گرفت اما اگر نظایر بسیار پیدا کرد جلوگیرى از آن عمل صعب و دشوار خواهد بود به علاوه مردم باید متوجه نتیجه اعمال خود باشند و درست فکر کنند که اگر مثلاً نسبت به مجلس شوراى ملى و نمایندگان آن بى‌احترامى روا دارند چه فایده یا چه ضررى از آن حاصل می‌شود و اگر دیدند جز ضرر حاصلى ندارد جلوش را بگیرند تا پشیمانى عاید نشود این مسئله روشن است که هر عملى انسان انجام می‌دهد حداقل مانند یک محاسبه ساده دو طرف دارد یک طرف دهنده و یک طرف گیرنده و به اصطلاح حسابداران ستون بدهکار و بستانکار دارد مثلاً وقتى که انسان بر صورت کسى سیلى می‌زند کف نفس و متانت می‌دهد و در برابر تسکین نفس و رضایت خاطر می‌گیرد بنابراین اعمال انسان مثل معامله است و باید سعى نماید که غبن پیدا نکنند و راه فرار از غبن این است که همیشه عمل خود را از لحاظ موازنه و معادله ستون بدهکار و بستانکار بسنجد و درست دقت کند که چه مى‌دهد و چه می‌گیرد البته در معاملات تجارى و داد و ستدهاى معموله آدم با چشم مى‌بیند که مثلاً اگر ده تومان پول داده در برابر پیراهنى گرفته است و یا اگر پنبه داده قماس در برابر دریافت داشته است اما در بسیارى از اعمال انسان حساب داد و ستد آسان نیست و بسیار دقت و توجه لازم دارد زیرا برخى چیزها هستند از قبیل شرافت نفس، ملیت، مظاهرمقدسه ملى که با هیچ چیز دیگرى در دنیا قابل معاوضه نیستند آن که شرافت نفس را از دست بدهد ولو تمام ذخایر ارض را به او ببخشند تازه ضرر کرده و بیچاره شده است غرض این است که حساب کیفیات با کمیات جدا است و آن وسائل سنجش اندازه‌گیرى که در کمیات می‌توان به کار برد در حساب کیفیات به درد نمى‌خورد و وسیله دیگرى لازم دارد که آن استفاده از قوه متفکره است تا هیچ گاه یقین ندهد و احتمال نستاند پس با این مقدمات بار دیگر متوجه مى‌شویم که اگر خداى ناکرده به مظاهر مقدسه ملى لطمه‌اى وارد آوریم چیزى از کف داده‌ایم که در دنیاى مادى عوض و جبرانى براى آن نیست خصوصاً براى ما ملتى که این طرز حکومت را بهترین نوع حکومت می‌دانیم و به علاوه این حکومت را از دست آزاد مردانى به امانت گرفته‌ایم که در راه حصول آن خون خود را نثار کرده و گردن خود را به طناب دار و سینه مردانه خود را به گلوله جان شکار تسلیم کرده‌اند. آرى ما امانت‌دار همان مردان شرافتمندى هستیم که با همت و عزم بى‌مانند در برابر سیل گلوله‌هاى مرگبار سرسخت‌ترین مستبدان پایدارى و استقامت کرده‌اند و با تلخ‌کامى و فدا کردن جان شیرین نعمت آزادى را به ما دادند ما اعقاب همان راد مردانى هستیم که با جنبش و نهضت عظیم زنجیر اسارت از پا و طوق مظالم رازگردن ما برداشته و ما را آزاد و سرافراز کرده‌اند و هر چه تا امروز از رشد ملی و اجتماعى به ما رسیده ثمره مجاهدت و خونبهاى شهیدان این راه است و باز هر چه عاید ما شود مدیون همت اولیه آنها است باش تا صبح دولتت بدمد کاین همه از نتایج سحر است و با چنین کیفیتى هر چه در عالم عزیز و گرانبهاست با نعمتى که به چنگ آورده و امروز به صورت همین مظاهر مقدسه ملى حفظ کرده‌ایم برابرى نمی‌تواند بکند پس بر ما است که شکر آن را نزد خداوند به جا آوریم و اما به نعمة ربک فحدث من اطمینان دارم که اکثریت ملت ایران به آنچه عرض شد واقف و مطلع‌اند و این که در اینجا بیان می‌کنم فقط از باب تأکید نظر است به علاوه گاهى ممکن است سوء‌تفاهمى روى دهد مثلاً از زبان نماینده‌اى شنیده و یا عقیده‌اى از طرف یک نفر نماینده ابراز شود مقبولیت نداشته باشد و این خود موجب عدم رضایت و سوء‌تفاهم مردمى که آن را نپسندیده‌اند بشود و به اشتباه این عدم رضایت را بر مجلس منعکس کنند در صورتى که چنین نباید باشد زیرا در مجلس همیشه عقیده اکثریت لازم‌الاجرا است و به اضافه آزادى بیان لازمه‌اش این است که در دیگران قوه تحمل عقاید مخالف تقویت بشود مخصوصاً در مملکت ما که از عمر مشروطیت مدت زیادى نگذشته و مبارزه اصول و عقاید به صورت مکتب‌هاى حزبى ریشه‌دار در نیامده و لاجرم تشتت افکار و اختلاف در طرز تفکر بیشتر و شدیدتر از جاهاى دیگر است بنابراین نباید کسى توقع داشته باشد که دیگران محکوم به پیروى از طرز تفکر شخصى او شوند.

نکته دیگرى که مرا به عرض این مطالب وادار کرده این است که متأسفانه هنوز ممکن است کسانى باشند که فعلاً اسم نمی‌برم و به جلسات خصوصى موکول مى‌کنم که اگر معناى مشروطیت را می‌فهمد ولى به رعایت اصول آن عادت نکرده و یا نمی‌خواهند خود را مقید نمایند دلیل این است که این مجلس و مشروطه بار گرانى بر دوش آنها است و یا تصور مى‌کنند اگر مجلس شوراى ملى اختیارات تام به شخص جناب دکتر مصدق داده رژیم مشروطیت را محکوم کرده است و حال آن که چنین نیست زیرا شخصى که این اختیارات را تحصیل کرده مؤمن‌ترین فرد به اصول مشروطیت‏ است و مجلسى که این اختیارات را اعطا کرده مجلس موقع‌شناس است که در یک موقعیت استثنایى یک مرد آشنایى را به خدمتگزارى تشویق کرده است.

براى این که مطالبم فشرده نشود چون چند کلمه عرض دیگر هم دارم در اینجا خاتمه می‌دهم عرض می‌کنم یک عده از مستخدمین دولت هستند که به من مراجعه کردند و مى‌گویند که دولت مشغول تهیه لوایح استخدامى است چون خود بنده افتخار داشتم که چند سال از عمر خودم را در کار پرسنلى گذرانده‌ام و حتى یک مدتى هم در خارجه راجع به این موضوع مطالعه کرده‌ام این نکته را عرض مى‌کنم که کار لوایح استخدامى کار آسانى نیست بسیار کار مشکلى است و زیاد امعان‌نظر و دقت لازم دارد من متأسفم که از شهریور 20 به این طرف همه ساله نغمه تجدید قانون استخدام و تجدید لایحه استخدامى شروع شده و هر روز مأمورین بیچاره دولت را گرفتار پریشانى خیال کرده‌اند یعنى به شکلى تأمین خاطر را از اینها گرفته‌اند (اقبال - عده‌اى بی‌کار می‌گردند و حقوق می‌گیرند) حالا این را عرض می‌کنم به همین فرمایش جنابعالى می‌خواهم استفاده کنم که گرفتارى دولت از لحاظ مستخدمین از نظر قانون نیست بلکه از نظر کثرت کارمندان است یک عده کارمند وارد خدمت دولت شده‌اند و تا این پربلم حل نشود موضوع قانون استخدام حل نمی‌شود و در نتیجه همین زیادى کارمند است که کار در ادارات زیاد می‌شود و چون کارمند زیاد است کارى پیش نمی‌رود هر یک در آنجا مانع پیشرفت مقدارى کارند قوانین موجود استخدامى براى حل این موضوع کافى است اما چه می‌شود کرد کارمندى که بیست سال عمر خودش را در خدمت دولت گذرانیده یا به او کارى رجوع کرده‌اند و یا نکرده‌اند این امروز تقصیرى ندارد و این اگر از خدمت دولت کنار برود کارى نمی‌تواند بکند براى این که این کارى بلد نیست اگر یک کسى واکسى باشد ممکن است بعد از ده سال خدمت برود کفاش بشود ولى کارمند دولت اگر بیست سال هم خدمت کند چیزى یاد نمی‌گیرد چیزى به معلوماتش اضافه نمی‌شود تنها هنرش این است که می‌نویسد عطف به نامه شماره فلان اشعار مى‌دارد اینها چیزى نیست که در خارج به دردش بخورد بنابراین وقتی که این مکتب را تمام بکند تازه مهیا نیست که در محیط خارج بتواند امرار معاش کند بنابراین به نظر بنده اگر هم بنا باشد که لایحه استخدامى تنظیم بشود باید خیلى دقت بکنند که این بیچاره‌ها هر روز متزلزل نباشند هر روز این تأمین خاطر از آنها گرفته نشود وقتى که یک کارمند دولتى به هیچ صورت امید به آتیه نداشته باشد و به هیچ جور نسبت به آتیه‌اش تأمین نداشته باشد هیچ صورت نمی‌شود از او انتظار داشت که درستى به خرج بدهد یک کارمند دولتى که نمى‌داند فردایش چه مى‌شود مگر این که فرشته باشد که از راه صواب منحرف نشود این است که من مى‌خواهم استدعا کنم که در این مورد تمام توجه و دقت را بکنید (عامرى - راجع به آموزگارها هم تذکرى بدهید) بنده مى‌خواهم عرض کنم هر گاه دولت توانست با ایجاد کار مشکل زیادى کارمندان دولت را حل کند آن وقت موقع آن است که یک قانون استخدام مدون و صحیحى تنظیم بکند و الّا تا این کار نشود و کار در مملکت زیاد نشود هر نوع قانونى بنویسید باور کنید در وضع

+++

کارمندان دولت اصلاحى نمی‌شود این اصولاً روش حکومت‌هاى بعد از شهریور بود که چون رشته تنظیم امور از دست‌شان در رفته بود هر روز به بهانه‌اى که این قانون درست و صحیح نیست می‌خواستند در لایحه استخدام تجدید‌نظر کنند و مى‌خواستند در لایحه استخدام تجدید‌‌نظر کنند و در وضع حاضر به نظر بنده این موضوع اصلاً ضرورت و احتیاج ندارد تازه اگر چند درصد اضافى را تشخیص بدهند یک نکته‌ایى باید رعایت بشود که الان از طرفى تقلیل تعداد لازم است و از طرفى بی‌کار نکردن و وسیله امرار معاش در اختیار اینها گذاشتن آن هم لازم است بند در مورد لوایح استخدامى پیشنهاد کرده‌ام اولى کار این است که از نظر هزینه پرسنلى صرفه‌جویى در بودجه دولت بشود بلک یک نفر کارمند مالک که در خدمت دولت نیست وقتى رفت سر ملکش این در حقیقت سطح تولید را بالا مى‌برد یک آدم فهمیده و تحصیل‌کرده اگر رفت کار زراعتى و فلاحتى کرد به وجه بهترى می‌تواند استفاده کند از اموال منقول و غیر منقول خودش خوب اینها را مرخص کنند الان قانون هم وجود دارد معذلک اینها را مرخص نمى‌کنند به هر صورت سه پیشنهاد دیگر دارم‏.

نائب رئیس - 4 دقیقه وقت بیشتر ندارید.

ناظر‌زاده - اگر به کسى قول وقت داده‌اید نوبت ایشان را هم مراعات بکنید.

وکیل‌پور - پنج دقیقه داده‌ام.‏

نائب رئیس - چهار دقیقه بیشتر وقت ندارید.

وکیل‌پور - خیلى خوب بنده مرخص می‌شوم عرض کنم پیشنهاد دیگرى هم که بود مربوط به تقسیم املاک خالصه بین کارمندان دولت است این هم اگر بشود بسیار کار صحیحى است چون وقت ندارم دیگر عرضى نمى‌کنم دیگرى هم اگر واقعاً موافقت بکنند ممکن است املاک موقوفه‌اى که در دست دولت است به اجاره طویل‌المدت به کارمندان بدهند.

امامى‌اهرى - با اختیاراتى که داده‌ایم بکنند.

وکیل‌پور - اینها را آقا بنده تذکر می‌دهم دیگر عرضى ندارم بقیه وقتم را می‌دهم به آقاى مهندس زیرک‌زاده در خاتمه عرایضم طومارى است که به وسیله آقاى خسرو قشقایى رسیده که تقدیم مقام ریاست می‌کنم‏.

خسرو قشقایى - بفرمایید مال کى است‏.

وکیل‌پور - اگر بخواهم بخوانم وقت نمی‌شود.

خسرو قشقایى - یکى مال کارگران آغا‌جرى است و یکى هم مال کارگران شیراز.

نائب رئیس - آقاى صفایى‏.

صفایى - بسم‌الله الرحمن الرحیم. (قنات‌آبادى - یاد آقاى شوشترى بخیر) کار خوب از هر که باشد باید تقلید کرد البته ما مسلمانیم و باید از قواى غیبیه استمداد کنیم (صحیح است) در هیچ کارى به قوه خودتان اتکا نباید داشته باشید از این جهت است که در هر کارى باید بسم‌الله بگوییم (صحیح است) بعضى از رفقا اینجا آمدند و گفتند که براى اولین مرتبه می‌گوییم بسم‌الله الرحمن الرحیم (احسنت) آقایان التفات بفرمایید عرض کنم که در حال حاضر مملکت ما گرفتار دو قسمت از فقر است یکى مادى خواهش مى‌کنم آقایان تندنویس‌ها چون من نوشته ندارم آنچه را که بنده عرض می‌کنم بنویسند زیاد و کم نشود اول فقر مادى به این معنى که اکثریت ملت ایران از حداقل زندگانى محروم‌اند (صحیح است) خصوصاً کشاورزان و ساکنین قرا و قصبات که محرومیت ایشان بیشتر است از محرومیت اهالى شهرستان‌ها براى نمونه عرض می‌کنم اگر به شهرستان شکر و قند توزیع می‌شود و مطابق نرخ دولتى مصرف قند و شکرشان را تهیه مى‌کنند به کشاورزان و زارعین تقسیم نمی‌شود و از این مزیت محروم‌اند نمی‌دانم چه گناهى کرده‌اند مگر اینها ایرانى نیستند مگر حق حیات ندارند؟ شش ماه است به اداره دارایى شهرستان قزوین تأکید و توصیه می‌کنیم و همچنین به کمیسیونى که به دستور جناب آقاى نخست‌وزیر به عنوان معتمد تشکیل شده است تأکید مى‌کنیم و تقاضا کردیم که آقایان خواهش می‌کنیم یک تشکیلاتى هم براى قند و شکر براى اهالى قرا و قصبات بدهید که آنها هم از این حق استفاده بکنند و تا به حال موفق نشده‌ایم نتیجه بگیریم اهالى دهات از این قسمت محروم و از مزایاى دیگر زندگانى هم که مردم شهرستان‌ها دارند بهره‌مند نیستند و باز محرومند بهداشت ندارند چهار ماه به وزارت بهدارى مراجعه کردیم عرض کردیم آقا بلوک دو دانگه قزوین که چهل هزار جمعیت دارد یک نفر پزشک ندارد به ولى‌الله صنعتیان ابلاغ داده بودند که برود به دو دانگه قزوین چهار ماه معطل کردند 5 ماه معطل کردند بعد از پنج ماه گفتند که رئیس بهدارى نطنز گفته است ما به عضومان احتیاج داریم نمى‌دانم چرا ابلاغ صادر کردند؟ به هر جهت گذشته از این که از جهات دیگر فقیر هستند و دارا هم نیستند پزشک هم ندارند یک قرص ردین هم براى اسکات دردشان پیدا نمى‌شود حالا امیدوارم که بهدارى بعد از این توجه بکند به این نواقص و البته عادلانه تقسیم بکند بودجه بهدارى را گر چه باز متنفذین براى حوزه انتخابیه خودشان از هر جهت مزایا اخذ می‌کنند و به غیر متنفذین در ادارات و وزارتخانه‌ها توجهى نمى‌شود (صحیح است) و موکلان‌شان بى‌بهره مى‌مانند چون بعضى از آقایان نمایندگان البته محبوبیتى دارند و شاید این محبوبیت در اثر خدمت و سابقه باشد وقتى که رفتند در یک وزارتخانه‌اى و از وزیر اجازه خواستند و فوراً به ایشان اجازه مى‌دهند و به حرف‌های‌شان گوش می‌دهند اما اگر بنده بروم می‌گویند که کمیسیون دارند بنده باید نیم ساعت سه ربع بنشینم آیا کمیسیون تمام شود یا نشود آقا مگر به کمیسیون نامحرمیم؟ مگر بنده وارد می‌شوم به کمیسیون چه می‌شود؟ (قنات‌آبادى - کمیسیون به شما نامحرم است) یعنى جمعیت‌شان با خود کمیسیون یا خود کمیسیون که یک امر اعتبارى است تشکیل می‌شود از افراد (پور‌سرتیپ - کمیسیون دروغ است) عرض کردم باید بودجه بهدارى عادلانه تقسیم بشود (حاج سید‌جوادى - تمام بودجه‌ها) و تمام بودجه‌ها همین طور باید عادلانه تقسیم شود از این قسمت می‌گذرم قسمت دوم فقر، فقر اخلاقى و فقر دینى است که سر تا پاى این مملکت را گرفته است (صحیح است) و بنده هر چه توجه می‌کنم می‌بینم آقایانى که نظر اصلاحى دارند خیال می‌کنند که تمام مفاسد مولود از فقر مادى است این است که تمام هم خود را مصروف کرده‌اند که فقر مادى را از بین بردارند و حال آن که این طور نیست به عقیده بنده قسمت مهم معایب و خرابى دستگاه‌هاى ما مولود فقر معنوى است (صحیح است) یعنى مولود بی‌دینى و فساد اخلاق است بنده الان دلیل براى آقایان محترم اقامه می‌کنم و این دلیل ساده‌ام این است که اگر فقر مادى با فقر دینى توأم نشود خطرناک نیست به این معنى که فقیر متدین هیچ وقت نمی‌رود اراضى اطراف تهران را تقسیم کند (صحیح است) فقیر متدین هیچ وقت از دیوار کسى بالا نمی‌رود (صحیح است) هیچ وقت به ناموس کسى به نظر بد نگاه نمی‌کند به مال کسى طمع ندارد مگر موقع ضرورت آنجا هم تجاوزش محدود است به عنوان اکل میته در ضرورت به نحو رفع مخمصه تجاوز می‌کند لکن تمام فسادها مملکت‌فروشى خیانت به وطن خیانت به ابناى این آب و خاک ما مى‌بینیم همه از ناحیه ثروتمندان است که گرفتار فقر معنوى هستند (صحیح است) یعنى خلاصه مبتلاى به فساد اخلاق و بى‌دینى و بى‌ایمانى هستند (احسنت) مملکت را به هیچ وجه یک نفر رعیت فقیر ببخشید رعیت گفتم قرار شد کشاورز بگوییم (گنجه - دهقان) یک دهقان فقیر دیده‌اید تا بحال به آب و خاک خیانت بکند این خیانت نمی‌کند کى می‌فروشد ثروتمندها میلیونرها که دین و ایمان ندارند علاقه به آب و خاک ندارند علاقه به وطن ندارند این است که به رایگان مملکت‌شان را می‌فروشند و مورد سلطه اجانب و بیگانگان قرار می‌دهند (حسیبى - پس از ضبط املاک‌شان شما نگران نباشید) بله اتفاقاً نگرانى من از همان املاک است اجازه می‌خواهم از آقایان موازین دینى در این قسمت هم رعایت بشود در صورتی که بایستى حقاً رعایت بشود (یک نفر از نمایندگان - خواهش می‌کنم در این موضوع صحبتى نفرمایید) بسیار خوب ما نمی‌زنیم ما چرا باید کار ناقص بکنیم که مجلس سنا نقص ما را رفع بکند (دکتر بقایى - ملت مجلس سنا را رفع خواهد کرد) کار باید در ابتدا موافق اصول و موازین باشد موازین شرع را بایستى ما که مرکز ثقل مملکت هستیم رعایت بکنیم به هر جهت بنده اجازه می‌خواهم که مطالبم را عرض کنم این‏ فقر معنوى یعنى این فساد اخلاق و این بی‌علاقه‌گى به دین و ایمان اگر نگوییم از سوء‌نیت زمامداران سابق است اجازه می‌خواهم عرض کنم از سوء‌تدبیر زمامداران سابق مملکت است آنها خیال کردند اگر بی‌دینى رواج پیدا کند مملکت ترقى می‌کند با این که اشتباه کرده‌اند و به خبط خودشان هم پى برده‌اند و واقف شدند و حالا گرفتار یک درد بی‌درمانى شده‌اند که از هر طرف می‌خواهند دنبال چاره‌جویى بروند و نمی‌توانند این مرض مبرم و مهلک را چاره کنند و درد مملکت را علاج کنند البته در تحت تأثیر بیگانگان قرار گرفتند و روح دیانت را در جامعه خفه کردند با این که این مملکت مملکتى است که پایتخت جعفر ابن محمد‌صادق صلوات‌الله علیه است یعنى مملکت شیعه است معذلک در همین مملکت شیعه یک سیلى محکم به رخساره جعفر بن محمد زدند که تا به حال هم اثر آن سیلى باقى است و گمان می‌کنم تا قیامت هم اثر آن سیلى باقى باشد به شاگردان مکتب جعفر بن محمد چقدر اهانت کردند از هیچ گونه توهین و از هیچ گونه ضربه و آزار خوددارى نکردند ایشان را گرفتند و در تضییقات روزى و معاش قرارشان دادند و توهین‌هاى عرضى به آنها روا کردند مدارس قدیمه که وقف بود براى طلاب علوم دینى از دست‌شان گرفتند و به دانش‌آموزان جدید تسلیم کردند که البته یک مقدارش جبران شده است بعضى از مدارس را برگرداندند لکن هنوز هم بعضى از مدارس باقى است آقایان اینها ملک طلاب علوم قدیمه است مثل این است که بیایند خانه جنابعالى را غصب بکنند الوقوف وقف على حسب ما اوقفها اهلها این یک اصلى است در اسلام که در اوقاف باید تأمین بشود مردم دیگر رغبت به این ندارند بایستى نظر واقف را تأمین کرد مدارس قدیمه را که وقف کرده بودند براى طلاب علوم دینى از دست‌شان گرفتند و هنوز هم حاضر نیستند تسلیم کنند در قزوین چند مدرسه را گرفتند به عنوان غصب تصرف کرده‌اند و حاضر نیستند که برگردانند ولى التفاتیه در زمان

+++

همین شاه محبوب ما برگشت البته عرض کنم حساب این شاه محبوب ما از سایرین جداست ایشان تا حدى این سیلى را جبران کردند لیکن می‌خواهم توجه اعلیحضرت همایونى را کاملاً جلب کنم با این که هنوز کاملاً جبران نشده است خوب است ایشان توجه ملوکانه‌اى معطوف بفرمایند و این سیلى را کاملاً جبران کنند دو مدرسه دیگر یکى مدرسه سردار و دیگرى مدرسه شیخ‌الاسلام در قزوین از مدارسى است که اختصاص به طلاب علوم دینى دارد هنوز هم در دست فرهنگ است و البته از وزیر فرهنگ هم تقاضا مى‌کنم که این خانه‌ها را خالى کنند برگردانند به صاحبش (حاج سید‌جوادى - یک عیب بزرگ دیگرى دارد که این مدرسه را اگر دادند موقوفاتش که به حساب نمى‌آید از بین رفته است) البته موقوفات را هم باید بدهند مدرسه خالى بدون موقوفات که به درد نمى‌خورد مدرسه با موقوفاتش باید باشد جهت دیگر ارزش براى طلاب علوم دینى قائل نشدند براى محصلین جدید ارز فرستادند لیکن یک پول ارز براى طلاب نجف نفرستادند و به معلومات‌شان هم ابداً اعتنا نکردند و اهمیت ندادند چرا باید مزایایى که دیگران دارند این سلسله نداشته باشند مدتى است تقاضا مى‌کنند محصلین علوم دینى از فرهنگ که جلسه امتحان نهایى را تشکیل بدهند و آقایان تشکیل نمى‌دهند با این که از شوراى عالى فرهنگ گذشته است و در شورایعالى فرهنگ تصویب شده است چرا نباید تشکیل بدهند برنامه آنها هم تنظیم شده است یک نامه‌اى هم در این زمینه آقایان محصلین علوم دینى نوشتند و تقاضا کردند از وزیر فرهنگ که این جلسه امتحان نهایى را تشکیل بدهند و البته تصدیق مدرس به ایشان دهند روى همان برنامه‌ایى که خودشان تهیه کردند و تنظیم کردند و براى تصدیق مدرسی‌شان هم ارزش قائل بشوند آخر عمامه و ریش و حاضرنشدن در مجالس رقص و دانس که گناه نمی‌شود در این مملکت عمامه و ریش و امتناع از فحشا و مسکرات گناه شده است چهار نفر معمم وارد مجلس شده‌اند این روزنامه‌هایى که معلوم نیست به چى پا‌بند هستند دیدید چه جار و جنجالى به پا کردند چه خبر است جریانات اخیر به خوبى نشان داد که روحانیون مانع ترقى مملکت نیستند (صحیح است) بلکه روحانیون باید با سایرین دست به دست بدهند و مانند روح و جسم با همدیگر متحد باشند آقایان اگر حضرت آیت‌الله کاشانى نبود اگر اتفاق روحانیون و اتحاد روحانیون با شما نبود شما مى‌توانستید در ملى کردن صنعت نفت موفقیت حاصل کنید؟ (جمعى از نمایندگان - خیر) پس در همه موارد بیایید دست هماهنگ به ما بدهید به ما هم اصلاً حق حیات بدهید به ما هم حق صحبت بدهید براى معلومات ما هم ارزش قائل باشید در هر انجمنى براى انجام هر کارى آقایان مى‌گویند شما متخصص نیستید و ما متخصص هستیم آخر ما هم اقلاً در شرعیات و دین متخصصیم باید شما به ما رجوع بکنید ما به شما در امور هندسى مراجعه می‌کنیم آقایانى که مهندس هستند آقایانى که دکتر هستند در امرى که وظیفه‌شان است البته ما باید به آنها مراجعه کنیم ولى آقایان دکترها هم باید در امور شرعى به ما مراجعه کنند آقایان دکترها مى‌گویند ما خودمان مجتهدیم آقا هر فن یک مجتهدى دارد یک متخصصى دارد امور شرعى هم متخصص دارد و متخصص آن ما هستیم (صحیح است) به هر جهت آنچه که به نظر بنده و به عقیده بنده هست این است که اگر بخواهیم اصلاح کنیم این مملکت را ....

نائب رئیس - آقاى صفایى وقت جنابعالى تمام شد.

صفایى - از آقایان خواهش می‌کنم چون قدرى از مطالب من باقی‌ مانده اجازه بفرمایند مطالبم را عرض کنم.

نمایندگان - بفرمایید بفرمایید.

صفایى - اگر بخواهیم اصلاح بکنیم از صدى پانزده و صدى بیست گرفتن از مالک و به رعیت دادن کار تمام نمی‌شود این اصلاحات اصلاحات سطحى است بایستى به اصلاحات عمیقانه دست زد و اصلاح عمیقانه این است که روح و جان و اخلاق افراد این مملکت را شما اصلاح کنید و این غیر ممکن است مگر به تعلیم و تربیت صحیح البته در فرهنگ ما وزیر محترم فرهنگ باید متوجه این قسمت باشد که با تعلیم و تربیت صحیح یک جوان‌هایى تحویل جامعه بدهد که براى بعد به درد جامعه بخورند و براى اصلاح بنده یک مواردى در نظر دارم و پبشنهاد مى‌کنم به آقاى وزیر فرهنگ که اولاً اگر بخواهند اصلاح را در فرهنگ شروع بکنند اول از برنامه شروع کنند بایستى برنامه فرهنگ اصلاح بشود و تطبیق بشود با اوضاع و احوال امروز البته این برنامه ما متخذ از فرانسه است که فرانسوی‌ها خودشان آن را چند مرتبه تغییر داده‌اند و تجدید‌نظر کرده‌اند وهنوزهم برنامه ما همان سیستم قدیم است همان سیستم کهنه است البته بایستى این برنامه اصلاح شود ثانیاً باید تفکیک کنند بین مدارس دخترانه و پسرانه ثالثاً دبیرستان‌هاى دخترانه تجانس بین معلم و متعلم را رعایت کنند یعنى دبیرهایى که براى دبیرستان‌هاى دخترانه تعیین می‌کنند از جنس خودشان باشند آقایان محترم آقایان نمایندگان محترم از شما خواهش می‌کنم جواب بنده را التفات کنید اگر یک جوان توالت کرده عزب برود مقابل میز در مقابل دختر زیباى عزبى قرار بگیرد چه صورتى پیدا خواهد کرد قضیه؟ آیا درس است یا به مغازله و معاشقه نزدیک‌تر خواهد بود.

نائب رئیس - آقاى صفایى توجه به مطالب داشته باشید.

صفایى - توجه دارم و همین عرضم هم درست است و همه جا هم می‌گویم و از پشت تریبون صدایم را به تمام ملت ایران می‌رسانم باید معلم دخترها زن باشد از جنس خودش باشد یکى دیگر نسبت به تعلیمات دینى البته باید اهمیت داده شود و براى تعلیمات دینى دبیرهایى که متخصص در علوم دینى هستند انتخاب بکنند و در موقع امتحانات هم اهمیت بدهند که اگر شرعیات را ندانست به نمره او اعتنا نکرده بگذرند البته تا حال معمول این بوده است که به نمره شرعیات چندان توجه نمی‌شده است عمده اصلاحى که در نظر دارم این است که کادر فرهنگى بایستى از اشخاص منحرف و فاسد پاک بشود عناصر مشکوک و عناصر فاسد توده‌ایى دست راستى، دست چپى، انگلوفیل، روس‌فیل، هر چه هست بایستى از حوزه درس تعلیم و تعلم اخراج شود، براى این که اینها دسته‌بندى درست می‌کنند بچه‌هاى مشغول حزب‌بازى هستند و دیگر دنبال تحصیل نمی‌روند و متأسفانه شنیده‌ام که آقاى وزیر فرهنگ فعلى ولو این که تأیید نشده است آقاى قدوه را به عنوان مدیر کلى تعیین کرده است در صورتی که آقاى قدوه را بنده و حضرت آقاى سید‌جوادى خوب مى‌شناسیم مدتى رئیس فرهنگ قزوین بوده عضو حزب توده و ناطق قوى حزب توده بوده مدتى که در قزوین بود تشکیلاتى در مدارس داده بود راجع به حزب توده البته این قبیل افراد در کادر فرهنگى نباید باشند اگر یک توده‌ایى در وزارت مالیه باشد اشکالى ندارد ولى آموزگار اگر باشد تبلیغ مرام اشتراکى می‌کند یک فاسد العقیده‌اى در وزارت دارایى اگر باشد اشکالى ندارد زیرا اگر خطرى هم داشته باشد خطر مالى است دیگر تبلیغ بی‌دینى نمی‌کند ولى اگر در فرهنگ آموزگار فاسد العقیده باشد تبلیغ بی‌دینى است و خطرات آتیه‌اش غیر قابل جبران است دیگر عرضى ندارم و به عرایضم خاتمه می‌دهم و استفاده مى‌کنم از موقع دو طومار است به وسیله جناب آقاى حائرى‌زاده رسیده یکى از قم که شرح مظالم واقعه سى‌ام تیر است که به دست رئیس شهربانى قم واقع شده است و یکى دیگر هم از اصفهان است تقدیر از زحمات حضرت آیت‌الله کاشانى ادام الله ظله و متع‌الله المسلمین بطول بقائه (احسنت)

نائب رئیس - آقاى دکتر فقیهى‌شیرازى‏

دکتر فقیهى‌شیرازى - چون دو نفر از آقایان بنى اعمام محترم در نظر دارند از وقت بنده اگر چند دقیقه‌اى مانده استفاده کنند ناچار مطالبى که در مورد فرهنگ و مخصوصاً در این موقع که ممکن است تا چند روز دیگر تعطیلات تابستانى فرهنگ تمام شود و همچنین در مورد وزارت بهدارى یادداشت کرده‌ام به طور مختصر به عرض آقایان می‌رسانم اکنون که در نظر است انشاء‌الله ضمن اصلاحات عمومى کشور در مورد فرهنگ و بهدارى نیز رفع معایب و نواقص شود بى‌مناسبت نیست آرزوها و انتظارات اصلاح‌طلبان را یک بار دیگر متذکر شویم در فرهنگ سرآمد همه گرفتاری‌هاى برنامه سنگین و مغشوشى است که انصافاً هر دانش‌آموز جدى و فرهنگ‌دوست را با وصف علاقه شدید به تحصیل علم خسته و ناتوان ساخته مخصوصاً این معنى از سال چهارم دبیرستان‌ها به بعد بیشتر نمودار مى‌باشد و خسته‌کننده بودن آن بر همه واضح است به قسمى که بدون مبالغه می‌توان گفت رشته‌هاى تخصصى ریاضى، فیزیک، شیمى و تاریخ و جغرافیا یا مواد غیر ضرورى روح و روان کلیه محصلین متوسطه را فرسوده کرده است در صورتی که در جریان عمل و ادامه تحصیل در شعب مخلتفه دانشگاه به خوبى محسوس است که دانشجو به بیش از یکى دو سه رشته آن در دانشگاه احتیاج پیدا نمی‌کند. و بقیه تحمیلى و ناروا است.

یک دانشجوى علم پزشکى را تصور نمایید که در زمان تحصیل در کلاس‌هاى آخر دبیرستان با شب بى‌خوابی‌هاى متوالى و خسته کردن مغز با فورمول‌هاى خشک ریاضى وارد دانشکده پزشکى شده و با گذشتن یکى دو سال مواد زائد را به کلى فراموش می‌کند همین طور است وضع اسفبار دانش‌آموزانى که بعدها به نام دانشجوى علم حقوق یا شعب مختلفه دیگر دانشگاه وارد مشغول تحصیل می‌شوند معلوم نیست چه مانع و رادعى براى از بین بردن این فرهنگ کهنه استعمار وجود دارد که تا به حال هیچ یک از آقایان وزراى فرهنگ و مسئولین امر در این باره کوچک‌ترین اقدامى ننموده‌اند نتیجه این عدم توجه و سهل‌انگارى به قیمت جان جوانان این کشور تمام شده زیرا با این فشار طاقت‌فرسا غالباً دانشجویان قبل از ورود به دانشکده‌ها یا دچار بیماری‌هاى روحى و روانى شده و یا در نتیجه شب‌ بی‌خوابی‌هاى متوالى (توأم با محرومیت‌هاى اجتماعى) همه سال عده‌ای از آنها رهسپار آسایشگاه‌هاى مسلولین مى‌شوند.

این تشنجاتى که هر سال در موقع امتحانات ایجاد می‌شود على‌التحقیق قسمت عمده آن معلول بر نام سنگین و مواد زائد پروگرام متوسطه است. در صورتى که یک نگاه اجمالى به طرز تحصیل متوسطه در مغرب زمین و مطالعه برنامه آن و سایر کشورها نشان می‌دهد که طرز تدریس و تحصیل در آن کشورها چقدر ساده و سهل مى‌باشد و محال است که شاگرد دبیرستان به جز مواردى که به کار تحصیلات عالیه‌اش می‌خورد در سال‌هاى آخر دبیرستان مواد دیگرى را مطالعه کند نتیجه این کار آن است که بدون فرسودگى سلول‌هاى مغز دانشجو وارد دانشکده مورد‌نظر شده و به وسیله معلومات مفیدى که در دوران عمل در دبیرستان کسب کرده به راحتى و آسایش خیال در شعبه طب یا حقوق یا مهندسى و دیگر شعب ادامه تحصیل مى‌دهد امیدوارم

+++

ذکر این مختصر موجب شود که جناب آقاى وزیر فرهنگ قبل از پایان تعطیل تابستانى مدارس به اصطلاح برنامه دبیرستان‌ها اقدام فرمایند و یقین داشته باشند که با صرف چند روز وقت همان طور که حضوراً مذاکره شده آثار گرانبهایى از خود به یادگار خواهند گذارند.

اما درباره بهداشت و بهدارى نمی‌دانم چه باید گفت تا اندکى از هزار ناله و شکوه مردم منعکس شود بدیهى‌ترین مطلب آن است که عرض می‌کنم در کلیه قرا و قصبات و دهستان‌ها بلکه در اغلب و اکثر شهرستان‌هاى دور افتاده از مرکز اصولاً اثرى از بهداشت و بهدارى نیست.

بیماری‌هاى خانمان‌سوز تیفوس، تراخم، مالاریا، به جان مردم افتاده و انصافاً اگر خدمات قابل تقدیر درمانگاه‌هاى سازمان شاهنشاهى نبود بدبختى و تلفات خیلى بیش از اینها بود (خسرو قشقایى - در جنوب که ما ندیدیم) ولى با در نظر گرفتن جمعیت و نفوس کشور این درمانگاه‌ها نیز کافى براى ترمیم ضایعات نیست و از همه مهم‌تر وزارت بهدارى تا به حال هیچ گونه توجهى به نقاط دور افتاده از مرکز ننموده و در حقیقت با همان اصولى که فى‌المثل شهردارهاى سابق تهران نسبت به شمال و جنوب تهران رفتار می‌کردند تقلید شده چقدر به جا و شایسته است که همکاران محترم با طرحى که اخیراً تهیه شده موافقت فرمایند و به وسیله تخصیص بودجه بهدارى هر شهرستان نفوس زکیه‌اى را از رنج و مشقت نجات دهند در عین حال این نکته نیز شایان بسى توجه است که فهرست خرید داروهاى بنگاه دارویى کشور با فهرست خرید داروهاى بیمارستان‌هاى تابعه دانشگاه و درمانگاه‌هاى سازمان‌هاى شاهنشاهى قابل مقایسه نیست مثلاً یک جعبه یک‌ صد دانه‌اى آمپول کامپولون (عصاره جگر) براى سازمان یک صد و هفتاد ریال تمام مى‌شود در صورتى که همین آمپول معلوم نیست به چه علتى براى بنگاه دارویى متجاوز از یک هزار و پانصد ریال وارد می‌شود. صورت بیماران مستمند شهرستان‌ها سخت از حیث فقدان دارو و درمان در عسرت‌اند انتظار داریم جناب آقاى وزیر بهدارى نیز به احترام افکار عمومى و حسن نیت جناب آقاى نخست‌وزیر اکنون که اصلاحاتى در پیش است و اختیاراتى در کف به این بدبختی‌ها خاتمه دهند.

معایب و نواقص بسیارى در فرهنگ و بهدارى کشور موجود است که فرهنگ دوستان و همکاران محترم پزشک توقع فرموده‌اند درباره آن مواد نیز سخن گفته شود عجالتاً به همین مختصر قناعت شد انشاء‌الله امیدواریم پس از پایان تعطیل تابستانى مجلس چه تقدیر و تقدیس از خدمات دو پزشک محترم عالى مقدار که فعلاً مسئول اصلاح وزارتخانه‌هاى حساس فرهنگ و بهدارى مى‌باشند جاى سخنى باقى نماند چند دقیقه از وقتم که باقى مانده شمس قنات‌آبادى و بعد آقاى حاج سید‌جوادى استفاده فرمایند.

نائب رئیس - پنج دقیقه از وقت‌شان مانده، آقاى شمس قنات‌آبادى‏.

شمس قنات‌آبادى - شیر بى‌دست و سر و اشکم که دید / این چنین شیرى خدا هم نافرید. مردم فداکارى کردند مبارزه کردند بهترین جوانان کشته شدند بعد یک عده‌اى به مردم قول دادند که انتقام خواهیم کشید و با مسببین این غائله خواهیم جنگید به پیروى از این خواست عمومى مجلس شوراى ملى یک طرحى راجع به اموال احمد قوام تصویب کرد این طرح از مجلس شوراى ملى به مجلس سنا رفته در آنجا با یک فوریتش مخالفت شده است و به کمیسیون رفته است من نمى‌دانم چرا اصرارى دارند یک دسته‌اى با وجود این که مطلب خیلى خیلى روشن شده و راهى که ملت‌ها دارند می‌روند مخصوصاً ملت ایران در پیش دارند خیلى خیلى آشکار است یک عده‌اى لج کنند و در مقابل این خط سیر و در مقابل این سیل می‌خواهند سد شوند و حال آن که نهضت به قدرى عمیق و وسیع و دامنه‌دار و محکم است که هر کس و هر مقامى در مقابل این سیل بخواهد استقامت کند جز این که به دست خودش و به میل و اراده خودش تسلیم مرگ و نیستى شده باشد چیز دیگرى نیست (صحیح است) اما ملت یک انتظاراتى داشت توقع داشت که احمد قوام را به دار بکشیم و آمدند و گفتند و مطالعه کردند و تعدیل کردند و گفتند اموالش را می‌گیرند و به بازماندگان شهدا مى‌دهند، این چیز مهمى نبوده است این قدر ما نباید در مقابل خواسته‌هاى ملت لجاجت به خرج بدهیم تا یک واقعه غیر منتظره‌ایى به وجود بیاید و آن وقت همه بگویند چه کنیم. لذا من به نام ملت ایران از آقایان سناتورهاى محترم تقاضا می‌کنم این عملى که با این طرح کردند یعنى با یک فوریتش مخالفت کرده‌اند و به کمیسیون فرستاده‌اند مثل کارهاى سابق مثل سنت‌هاى قدیمى نباشد بعنى براى دفن به کمیسیون دادگسترى نفرستاده باشند یکى راجع به موضوع احمد قوام است و یکى هم راجع به طرح آزادى خلیل طهماسبى است (صحیح است) من با کمال صراحت در حضور آقایان نمایندگان عرض می‌کنم من با ترور مخالفم اما این موضوع ترور نبوده است آقا موضوع نجات مملکت بوده است اگر کسى شمشیر به دست بگیرد و برود در مرز دشمنى که آمده است به سینه هموطنان ما می‌خواهد گلوله بزند او را نابود بکند و بکشد شما آن کسى که دشمن مملکت را کشته قاتل مى‌خوانید؟ شما می‌گویید بدکارى کرده باید برود زندان باید رنج ببیند باید عائله‌اش از گرسنگى بمیرند و چقدر بدتر است که یک کسى ایرانى باشد و شناسنامه ایرانى هم داشته باشد و عنوان رئیس دولت ایرانى هم داشته باشد آن وقت به مملکت ما، به استقلال مملکت ما، به حیثیت و شرف و آبروى مردم ایران هم توهین کند چندین مرتبه در پشت همین تریبون رزم‌آرا به همه چیز ما توهین کرده و چه نقشه‌هاى شومى در سر داشت یک نفر از خود گذشته پیدا شد و رفت و این خار و این مانع را از پیش راه نهضت مقدس ملى ایران بر‌کنار کرد نمی‌شود به خلیل طهماسبى گفت تروریسم، او براى نجات این مملکت و براى این که این نهضت مقدس سیر حقیقى خودش را طى بکند رفت خودش را قربانى کرد رفت وارد یک مرحله‌اى شد که یک طرفش مرگ حتمى بود و بنابراین طرح به مجلس سنا رفته و بر‌خلاف افکار عمومى با دو فوریتش مخالفت شده و به کمیسیون دادگسترى رفته است من با کمال ادب و احترام می‌خواهم به آقایان سناتورهاى محترم این نکته را تذکر بدهم که آقایان این دم شیر است به بازى مگیرید. (صحیح است)

نائب رئیس - آقاى وکیل‌پور چند دقیقه از وقتشان را به آقاى مهندس زیرک‌زاده داده‌اند ولى البته خیلى کم است بفرمایید آقاى مهندس زیرک‌زاده.

مهندس زیرک‌زاده - بنده در موقعى که در برنامه دولت صحبت می‌کردم یادآور شدم که بزرگ‌ترین مشکل این مملکت ظلم و ستمى است که به مردم این مملکت می‌شود. این ظلم سال‌هاست در مملکت ما برقرار است و متأسفانه اقدامى براى رفع این ظلم نمی‌شود و مخصوصاً در راهى که براى رفع ظلم باید برویم نمی‌رویم این ظلم را آقایان کوچک مى‌بینند و به آن توجه نمی‌کنند در صورتی که مثل یک طوفان شدیدى روز به روز دارد شدیدتر و بزرگ‌تر می‌شود و عاقبت خیلى ناگوارى خواهد داشت. عامل اصلى ظلم در صورت ظاهر دو دسته هستند یکى مأمورین دولتى که در رأس آنها مأمورین نظامى و شهربانى قرار دارند و دیگر صاحبان نفوذ محلى (یک نفر از نمایندگان - و ژاندارمرى) البته ژاندارمرى هم هست ولى البته اگر صاحبان نفوذ محلى هم ظلم می‌کنند به اتکای مأمورین انتظامى است، به اتکای دیگر مأمورین دولت است (صحیح است) اگر فلان مالک می‌تواند در محلى به مردم ظلم بکند براى این است که سر میزش کارمندان دولت شام می‌خورند در منزلش پوکر می‌زنند با او هزار جور سر و سرى دارند و تا زمانى که جلوگیرى از این وضعیت نشود شما نمى‌توانید مردم این مملکت را راضى نگاهدارید الان یک مدتى است آقا یک دسته از جوانان پاک ایرانى گرفتار یک ظلم عجیب و غریبى هستند کلانتر مرز یا مرزبان لطف‌آباد درگز با فرماندار درگز توطئه‌اى با هم کردند و به اسم کمیسیون امنیت که معلوم نیست این دیگر چه صیغه‌ای‌ است که مردم بدبخت این مملکت را آزار بدهند به اسم کمیسیون امنیت هر روز چند نفر را تبعید مى‌کنند از درگز (اخگر - این کار را در بوشهر هم کردند) (خسرو قشقایى - حالا هم با بودن سرهنگ کافى رئیس جدید مرزبانى بیشتر مى‌کنند) خوب اذیت کنند تا نتیجه‌اش را ببینند در هر حال این موضوعى که بنده می‌خواستم یادآور شوم این است که در درگز که یکى از نقاط دور‌افتاده مملکت ایران است یکى از نقاط مرزى ایران است یک عده جوان حزب ایرانى را هر روز آزار می‌دهند آن موقعی که روس‌ها بودند همین اشخاص که امروز مورد تعقیب هستند و تبعیدشان کرده‌اند همین‌ها را شهربانى‌هاى آن زمان دستبند زدند و فرستادند مشهد در زمان حکومت رزم‌آرا ببخشید ستاد رزم‌آرا باز آنها را به اسم چاقوکش دستبند زدند و به مشهد آوردند و امروز به عناوین دیگرى آنها را تعقیب می‌کنند علت هم آن است که یک عده‌ایى مى‌خواهند آنجا بزنند و بچاپند و بدزدند و ظلم کنند و این جوان‌هاى پر‌شور هستند که نمى‌گذارند مانع ظلم‌شان هستند مانع دزدى و کثافتکاریشان هستند در نتیجه آنها هم هر روز یک وسیله‌اى مى‌چینند و آنها را تبعید مى‌کنند (مهندس حسیبى -  مأمورین ستاد هر روز گزارش می‌دهند که بنده توده‌اى هستم و بر علیه اعلیحضرت در چهارراه مخبرالدوله سخنرانى کرده‌ام) و نمایندگان انتظار دارند که مأمورین مرزى دیگر این کارها را نکنند خیلى جاى تأسف است که دستگاه‌هایى که سر نیزه به دست دارند اینها هم می‌روند دنبال تهمت زدن و پرونده‌سازى که کار مردان ضعیف و ناتوان است. من نمی‌دانم این سر‌نیزه چه احساس قدرتى می‌دهد جز ضعیف‌کشى و زجر دادن بنده می‌خواستم یک تلگرافى که از درگز در این زمینه شده است بخوانم ولى نمی‌خوانم فقط کلمه‌اى که دکتر سنجابى به بنده فرمودند عرض مى‌کنم در خدمت دولت در مقابل آقایان که رفیق ما قاسمى که الان در درگز است و افراد حزب ایران که تبعید کرده‌اند اینها هر کدام یک سر انگشت‌شان می‌ارزد به تمام دستگاه فاسدى که در درگز حکومت می‌کند که در رأس آنها سید جلال‌الدین تهرانى باشد اینها گناه‌شان این است که یک عده جوانان ایرانى‌اند، مبارزند، فداکارند، وطن‌پرستند، یک عده طومارهایى است که آمد، یکى از شیراز است که خطاب به جنابان دکتر شایگان، خسرو قشقایى، محمد‌حسین قشقایى، اخگر که به توسط بنده فرستاده‌اند شکایت از ظلم و ستم مأمورین دولتى و نوکران انگلیسى‌هاست. دوم - دفتر یادبودى است که افراد حزب ایران به یادبود شهدا تهیه کرده‌اند یک نامه‌اى از رشت است که رعایاى سنگسر تهیه کرده و شکایت کرده‌اند که با این قوانین ظالمانه مالکین ما را بیچاره کرده‌اند وضع برنج خیلى بد است و ما بایستى برنجى که الان به ما

+++

 می‌دهند در موقع محصول چندین برابر به آنها بدهیم خواهانند این برنجى که به آنها می‌دهند در مقابل برنجش را بگیرند که به این ترتیب آن قدر ظلم به کشاورزان نشود یک نامه‌اى هم هست از طرف کارمندان مستقل بنگاه مستقل برق که راجع به مسئولین کشتار روز 30 تیر نوشته‌اند و تقاضاى بازخواست آنها را کرده‌اند (دکتر بقایى - به کمیته تحقیق بفرستید) آقاى کریمى از بنده خواهش کرده‌اند که راجع به موضوعى که چند روز پیش ایشان درباره بانوانى که در ادارات کار مى‌کنند گفته بودند توضیحى از طرف ایشان بدهم یک عده‌اى از ایشان گله کرده‌اند و ایشان مخصوصاً یادآورى کردند که خانم‌هاى آموزگار دبیر پرستار قابله و دکترس تمام مورد احترام همه هستند و مقصودشان آنهایى است که بی‌جهت و بدون این که کارى از دست‌شان برآید در ادارات هستند (حاج سید‌جوادى - فقط ماشین‌نویس‌ها هستند) و یک نامه‌اى هم از قم رسیده است که راجع به انجمن شهر و شهردارى شکایت کرده‌اند که تقدیم می‌کنم.

3- طرح و تصویب لایحه تقاضاى تمدید حکومت نظامى در هشت نقطه خوزستان‏

نائب رئیس - حالا وارد دستور مى‌شویم سؤالى از آقاى حائرى‌زاده رسیده است که براى اطلاع دولت فرستاده می‌شود فعلاً هم لایحه حکومت نظامى در مناطق نفت‌خیز مطرح است عین لایحه قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر به وسیله آقاى ناظر‌زاده قرائت شد)

ریاست مجلس شوراى ملى.

در تاریخ 5 فروردین ماه 1330 نظر به پیش‌آمدهاى غیر عادى و لزوم اعاده فورى امنیت حکومت نظامى براى مدت دو ماه در نقاط زیر:

آبادان - گچساران - آغاجرى - لالى - بندر معشور - هفت‌گل - مسجد سلیمان اعلام و در جلسه 25 فروردین ماه 30 به تصویب مجلسین شوراى ملى و سنا رسیده است و به علت غیر ‌عادى بودن وضع منطقه در تاریخ‌هاى 5 خرداد - 5 مرداد - 5 مهر - 5 آذر - 5 بهمن ماه 1330 درخواست تمدید گردید. همچنین به واسطه غیر عادى بودن وضعیت شهرستان خرمشهر از تاریخ 5 بهمن 30 در شهرستان مزبور حکومت نظامى برقرار گردید.

اینک چون مدت مقرره حکومت نظامى در هشت شهرستان بالا در تاریخ 5 مرداد ماه 1331 پایان مى‌یابد لذا براى پیش‌بینى و جلوگیرى از هر گونه حوادث غیر مترقبه تقاضاى تمدید حکومت نظامى براى مدت سه ماه دیگر تا تاریخ 5 آبان‌ماه 1331 را می‌نماید.

ماده واحده - به دولت اجازه داده می‌شود که مقررات حکومت نظامى را در 8 محل از منطقه خوزستان (آبادان - گچساران - آغاجرى - بندر معشور - هفتگل - مسجد سلیمان - لالى - خرمشهر) براى مدت 3 ماه دیگر تا تاریخ صبح 5 آبان‌ماه 1331 تمدید نماید.

نخست‌وزیر - دکتر محمد مصدق‏

وزیر دفاع ملى - دکتر محمد مصدق‏

نائب رئیس - آقاى دکتر شایگان در زمینه حکومت نظامى فرمایشى داشتید بفرمایید.

دکتر شایگان - در دو روز پیش که این قضیه حکومت نظامى مطرح بود وضع نمایندگان محترم مجلس به خوبى روشن کرد که دیگر مجلس با حکومت نظامى موافق نیست (صحیح است) ولى از طرف دیگر هم مصالحى ایجاب مى‌کند که در بعضى نقاط حکومت نظامى باشد (حاج سید‌جوادى - خصوصاً مناطق نفت‌خیز) و البته این مصلحت عمدتاً راجع می‌شود به همین مناطق نفت‌خیز اینجا سرمایه عظیمى از ملت ایران در کار است و شاید ایادى مخالفین مایل باشند که یک اغتشاشاتى در آنجا باز بشود و احتیاط مى‌گوید ما در اینجا قبول کنیم که این وضع فوق‌العاده که اسمش حکومت نظامى است و اصولاً با آن مخالفیم چندى ادامه پیدا کند بنده این چند کلمه را از طرف دوستان فراکسیون ادامه نهضت ملى و گمان کنم از طرف عموم آقایان نمایندگان عرض کرده باشم که اصولاً مجلس با حکومت نظامى مخالف است ولى براى حفظ مصالح عظیم‌ترى که حفظ مناطق نفت‌خیز باشد با این لایحه دولت موافقت مى‌کند ولى گمان مى‌کنم البته میل دارند آقایان که دیگر در باب هیچ نقطه دیگرى نمى‌توان حکومت نظامى و لایحه‌اى براى حکومت نظامى تقدیم مجلس نمود (صحیح است)

نائب رئیس - خوب آقایانى که به نام مخالف نوشته‌اند استفاده خواهند فرمود یا این که فرمایشى ندارند.

دکتر بقایى - راجع به اهواز و شوشتر و دزفول و زابل عرضى داشتم‏.

نائب رئیس - آقاى اخگر.

اخگر - بنده با این که با حکومت نظامى مخالفم با این لایحه موافقم‏.

نائب رئیس - آقاى خسرو قشقایى‏.

خسرو قشقایى - چون در فراکسیون تصمیم گرفته شد که فقط براى مناطق نفت‌خیز موقتاً باشد به شرط این که مأمورین حکومت نظامى اشخاص خوبى باشند و مزاحمت مردم را فراهم نکنند موافقم و باید گفت آقاى سرتیپ کمال هم خوب رفتار کرده است‏.

نائب رئیس - آقاى دکتر ملکى جنابعالى فرمایشى دارید.

دکتر ملکى - بنده عرضى ندارم‏.

نائب رئیس - پس اعلام رأى می‌شود به آقایان اطلاع بدهید که تشریف بیاورند تا رأى گرفته شود (با ورود چند نفر عده براى رأى کافى شد)

خلخالى - بنده در تمام مناطقى که بحث مى‌شود مخالفم جناب آقاى مهندس رضوى‏.

نائب رئیس - چون اعلام رأى شده است دیگر نمى‌شود مذاکره کرد یک بار دیگر ماده واحده قرائت می‌شود (عین ماده به شرح سابق قرائت شد)

نائب رئیس - بنابراین رأى می‌گیریم راجع به لایحه دولت مبنى بر تمدید حکومت نظامى در مناطق آبادان - گچساران -  آغاجرى - بندر معشور - هفتگل - مسجد سلیمان - لالى - خرمشهر را براى مدت 3 ماه دیگر تا تاریخ صبح پنجم آبان‌ماه آقایانی که موافقت دارند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

4- مذاکره در طرح پیشنهادى راجع به صدى 15 کشاورزان و تعویق طرح آن طبق تقاضاى آقاى کاظمى نائب نخست‌وزیر

نائب رئیس - لایحه مربوط به پانزده درصد مطرح است. آقاى نائب نخست‌وزیر.

نائب نخست‌وزیر (آقاى کاظمى) - بنده مى‌خواستم از جناب آقاى دکتر بقایى و آقایان دیگر که اقدام فرمودند براى تقدیم و تصویب رساندن طرح استدعایى کنم و آن این است که بحث در اطراف این طرح بماند تا موقعى که لایحه‌اى که جناب آقاى نخست‌وزیر بر طبق اختیاراتشان تصویب کرده‌اند آزمایش شود و لایحه آن بعداً تقدیم مى‌شود خاطر آقایان مسبوق است که لایحه‌اى ایشان امضاء فرمودند و منتشر فرمودند و دستور اجرایش را دادند بر طبق لایحه اختیارات و البته آقایان موافقت بفرمایند که طرح این لایحه بماند براى موقعى که آن لایحه به مجلس تقدیم شود البته در آن موقع اگر نظریاتى آقایان داشته باشند و هر گونه اصلاحى باشد مورد توجه قرار خواهد گرفت.

نائب رئیس - آقاى دکتر بقایى مطلبى داشتید بفرمایید.

دکتر بقایى - عرض کنم بنده اصولاً براى موافقت با تقاضاى دولت اشکالى نمى‌بینم ولى به شرط این که چند نکته‌اى که هست به عرض هیئت دولت برسانم و در صورتى که این نکات در نظر گرفته شود و با در نظر گرفتن این که متأسفانه مجلس سنا یک رویه ناپسندى در مقابل مجلس اتخاذ کرده است که کارها را به تعویق می‌اندازد (صحیح است) البته موافقت با لایحه اختیارات دولت راجع به کشاورزان به صرفه خواهد بود به شرط این که نکاتى که حضور مبارک عرض می‌کنم مورد توجه قرار نگیرد این دو لایحه‌اى که طبق قانون اختیارات به تصویب رسیده براى این که به آزمایش گذاشته بشود داراى نواقص و نقاط ضعف بسیارى است به طورى که متخصصین کشاورزى حزب زحمتکشان ملت ایران اظهار‌نظر کرده‌اند مثل این است که این لوایح از طرف مالکین نوشته شده باشد و آن هم مالکینى که هیچ انصاف نداشتند براى این که یک قسمت از چیزهایى که در بسیارى از نقاط مملکت عمل نمی‌شود و جزو قانون هم نیست آنها را آوردند و به صورت قانونی‌اش کردند مثلاً در بسیارى از نقاط مملکت علف‌چر حق رعیت است و راجع به آن سهمى به مالک تعلق نمى‌گیرد آمده‌اند در این لایحه اسم علف‌چر را آوردند (صحیح است) براى این که تسجیل بشود و بگویند این علف‌چر قانونى است اولین نتیجه‌اش این است که در این جاها بیست درصدى که باید از مالک گرفته شود مالک می‌رود به کشاورز می‌گوید که علف‌چر را باید اجاره‌اش را به من بدهى تا من هم بیست درصدش را به تو بدهم (صحیح است) و همچنین در مواردى ذکر شده که راجع به صیفى و تره‌بار باید پس از فروش محصول عمل کنند این هم از موارد نقص آن لایحه است و نقص بزرگى است در طرحى که آقایان نمایندگان محترم امضا فرموده بودند و به مجلس داده شد در آنجا پیش‌بینى کرده بودیم که پانزده درصد از عین جنس داده شود این نه اشکالى تهیه می‌کند و نه اسباب زحمت و کشمکش می‌شود در صورتی که اینجا در نظر گرفته‌اند که پس از فروش داده می‌شود این خودش تولید یک اشکالى مى‌شود خود ما در اطراف تهران شاهد این قضیه بودیم که بعضى از مالکین هستند رعایا را، کشاورزان را، گر چه کلمه رعایا را بنده بد نمی‌دانم و در ولایت خودمان هم به جاى کشاورز رعیت را زعیم می‌گویند و آن کلمه بهتر از اینها است چون معناى زعیم بزرگ است. راجع به پنبه، پنبه زارعین را آورده بودند به شهر فروخته بودند شش‌ صد تومان ولى پاى آنها سی صد تومان حساب می‌کردند که بالاخره دهاقین شکایتى کردند و ما اقدام کردیم که مالکین مجبور شدند صرف‌نظر کنند از تقلبى که کرده بودند و سهم حقیقى دهاقین را مجبور شدند که بدهند این که بعد از فروش گذاشته شده تمامش حساب چینى خواهدشد براى دهاقین و چیزى عاید آنها نمی‌شود و مهم‌تر از تمام اینها تبصره‌ای است که در ماده اول گذاشته‌اند و این موضوع پنج یک را صورت قانونى بهش داده‌اند یعنى صراحتاً نوشته شده بنده عین تبصره را

+++

می‌خوانم: تبصره - در هر محلى که گاو‌بند سهمى از زراعت خود را به کارگر (پنج یک کار) می‌دهد ده درصد بقیه جنس تعلق به پنج یک کار دارد و به گاو‌بند سهمى تعلق نخواهد گرفت. هر تبصره را هر کسى نوشته عیناً نظیر آن تبصره‌هاى قرارداد الحاقى گس و گلشاییان است و با کمال سوء‌نیت این را نوشته‌اند بنده خواهش می‌کنم که ابتدا تحقیق بکنید و ببینید که کى این تبصره را نوشته بنده این را عرض می‌کنم و خواهش می‌کنم اگر بنا باشد این جور از اختیارات استفاده بشود کارها خیلى خراب خواهد بود باید دید کى این تبصره را گذاشته چون در این تبصره دو چیز را گنجانیدند جناب آقاى کاظمى که هر دو بسیار خطرناک خواهند بود یکى این که گاو بند را به رسمیت شناخته‌اند در صورتى که کسى که گاو‌بند است در حقیقت طفیلى دهقان است این نه مالک است نه زارع این یک طفیلى است براى این که 5 راس گاو دارد و به کار می‌اندازد و استثمار می‌کند و در هیچ قانونى شناخته نشده فقط در بعضى جاها تحمیل شده اما در این تبصره با این که صورت ظاهر تبصره این است که گاو‌بندها سهمى نخواهند داشت یعنى نفى کرده‌اند ولى این نفى است که اثبات وجود گاو‌بند را به وسیله قانون کرده‌اند این یکى و دیگرى هم موضوع پنج یک حق کشاورز است یعنى حق کار و آن چیزى که باید راجع به آن تحقیق بشود همین موضوع است که در همین جا به صورت 5 یک ثبت شده و آن وقت کار را با وسایل مادى مثل گاو و گوساله مساوى دانسته در صورتى که در قرن بیستم دنیا هیچ وجدانى اجازه نمی‌دهد و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم این اصول پوسیده تغییر خواهد کرد اگر شعور داشته باشیم و پیش‌بینى داشته باشیم خودمان این کار را بکنیم و به نفع مملکت خواهد بود و اگر هم نکردیم این کار خواهد شد این را از پشت این تریبون به همه آقایان قول می‌دهم این کار خواهد شد ولى ممکن است على رغم ما بشود آن وقت راجع به این بیست درصد وصولى چه جور باید صندوق تعاون و شوراى بخش تشکیل شود اینها چیزهایى است که به محصول امسال که وصلت نمی‌دهد سهل است براى سال دیگر هم بنده مشکوک هستم با این که سپرده می‌شود به دست مالک بنده خیلى تعجب می‌کنم، مثلاً اگر در جیرفت کرمان یا خیلى جاهاى دیگر مثل فارس یا خراسان یک چنین چیزهایى عملى باشد این سپرده شدن را کى حساب می‌کند و این بیست درصد البته صورت ظاهرش خیلى فریبنده است و من نمی‌خواهم وقت آقایان را بگیرم خیلى معذرت می‌خواهم ولى به قدرى که مطلب شکافته شود عرض می‌کنم این بیست درصد اگر عملاً چیزى به کشاورز برسد پنج و نیم‏‌ درصدش خواهد بود چون صورت ظاهر این است که بیست درصد سهم زارع است ده درصد آن می‌رود به صندوق تعاون و این چیزها اینها را خودمان می‌دانیم که چیست چون بهترین نمونه‌اش در تهران است و دیگر لازم نیست که به جاهاى دیگر برسد در تهران یک عریضه‌اى در این موضوع بود خدمت آقاى وزیر دارایى فرستادم چند ماه است در اینجا قند و شکر را نمى‌دهند یک تبعیضاتى می‌کنند و این تبعیضات داستان‌هایى دارد که بعداً حضور جناب آقاى وزیر دارایى عرض می‌کنم پنج کارخانه دادند و چهار کارخانه را ندادند هر چه هم گفتیم و نوشتیم تا حالا نتیجه نداده است حالا کارى نداریم که در اهواز هم ندادند و در سایر جاها هم همین‌ طور است ولى در تهران ما هر چه گفتیم و نوشتیم نشد در تهران که ما زورمان نرسید که سهم قند و شکر یک مشت کارگران بیچاره را برای‌شان بگیریم آن وقت شوراى محلى ابرقو در مورد بیست درصد چه کار خواهد کرد فعلاً تنها کارى که می‌کنند می‌آیند یک سه درصدى از کشاورز می‌گیرند ولى راجع به این که حسابى کنند و سهمش را بدهند این هیهات است به این جهت یکى از پیشنهاداتى که بنده می‌کنم براى که این طرح مسکوت بماند این است که از جناب آقاى نخست‌وزیر خواهش می‌شود که براى امسال این پانزده درصد را براى رعایت نظر نمایندگانى که این طرح را امضا کرده‌اند طبق همین طرح به کشاورزان بدهند و پنج درصد باقیمانده را هر چه می‌خواهند کمیسیون بازى و این کارها بکنند ما قبول داریم این پانزده درصد را فعلاً بدهند به کشاورزان و بعد براى سال آتیه مطالعه بکنند ولى این دو لایحه‌ای که دولت در نظر گرفته راه ترکستان است و به هیچ جا نخواهد رسید (فرزانه - مالکین عمده نخواهند داد) البته بنده حالا نمی‌خواهم وارد در جزئیات بشوم و از حوصله آقایان سوء‌استفاده بکنم، راجع به کارهایی که باید از محل این ده درصدی که در صندوق تعاون گذاشته می‌شود اینها کارهایى است که از وظیفه مالکین است و بسیارى از مالکین با انصاف هستند که بالاتر از این عمل کردند و حالا ما بیاییم بگوییم صندوقى درست بشود این به جایى نمی‌رسد به این جهت در صورتی که دولت موافقت بکند به این که فعلاً این پانزده درصد مطابق این طرح به زارع داده شود بقیه فکرها را با آن پنج درصد بکنند ما موافقت داریم که بحث در اطراف طرح براى بعد بماند و یک مطلب دیگرى را هم که باید تذکر بدهم این است که در نقاطى که گرمسیرى بوده و محصول را برداشته‌اند باید این سهم کشاورزان پس گرفته شود اصولاً انتظار داریم که دولت به جاى این دو طرح که با فکر مالکین نوشته شده و به درد کشاورزان و دهاقین نمی‌خورد به جاى اینها اصولاً براى تعدیل روابط بین کشاورزان و مالکین و مستأجرین و روزکاران یک فکر عاجلى براى این کار بکند بنده از فرصت استفاده می‌کنم چند نکته کوچک هست به عرض دولت می‌رسانم اگر آقایان محترم به خاطر داشته باشند در ابتدایى که جناب آقاى دکتر مصدق زمامدار شدند یعنى در همان روزى که رأى اعتماد براى اولین مرتبه گرفتند در همان روز در خدمت ایشان ما رفتیم در زندان موقت شهربانى در نتیجه ملاقاتى که کردند و تأثرى که پیدا شد یک طرحى براى رسیدگى عاجل به وضع زندانیان داده شد و بعد این طرح هم مثل بسیارى از طرح‌هاى دیگر مدفون شد بنده استدعا مى‌کنم که جناب آقاى نخست‌وزیر همان طرح خودشان را با استفاده از قانون اختیارات عیناً به مورد اجرا بگذارند (صحیح است) که وضع این زندانیان روشن شود.

موضوع دیگر راجع به افسران احتیاط است که از چند سال پیش برخلاف قانون آنها را شش ماه زیادتر نگه می‌دارند. این موضوعى است که کراراً با خود جناب آقاى نخست‌وزیر هم صحبت کرده بودیم و این کار در زمان حکومت رزم‌آرا بود و البته آن وقت نمی‌شد انتظار داشت که ترتیب اثرى به این کار داده شود ولى الان که دولت در دست جناب آقاى دکتر مصدق است و اختیارات دارند و تصویب شده است براى این که در شهریور یک عده هستند که یک سال تاریخ آنها تمام می‌شود ایشان خودشان وزیر دفاع ملى هم هستند از حالا می‌توانند تهیه‌اش را ببینند که در شهریور دیگر این جوانان را شش ماه زائد بر قانون نگاه ندارند و باعث تضییع وقت‌شان نشوند مخصوصاً با اطلاعى که من دارم در این مدت از آنها استفاده‌اى نمى‌کنند یعنى وجودشان مثمر‌ثمرى نیست ولى همین طور شش ماه زیادى مى‌مانند الان فرصت کافى هست براى این که این موضوع هم عملى شود و راجع به این جداً تقاضا می‌کنم که تصمیم فورى گرفته شود. یکى هم کارگران کارخانه ونک چند تقاضا دارند که تقاضاهای‌شان را به عرض می‌رسانم یکى این که زمین براى خانه کارگران با آن که تمام احکام آن از طرف وزارت دارایى و وزارت کار صادر شده و زمین قیمت شده بود و تشریفات آن هم به انجام رسیده معذلک عملى نشده تقاضاى تسریع دارند یکى این که شش سال است اضافه دستمزد که قانونى‌ترین حق کارگران است داده نشده و کارگران در شرایط نامساعدى زندگى مى‌کنند سوم تدوین قانون کار نظیر آنچه در کشورهاى صنعتى مترقى مورد اجرا است در صورتى که ضامن اجرایى داشته باشد راجع به قانون کار خود ما مشغول یک مطالعاتى هستیم و البته انتظار داریم که با همراهى آقایان نمایندگان محترم یک قانون کارى که ضمانت اجرا داشته باشد به مجلس تقدیم شود بنده خواهش مى‌کنم از جناب آقاى کاظمى که موضوع پرداخت پانزده درصد عین حقى را که طبق آن طرحى که به مجلس تقدیم شده است خودشان هر چه زودتر به عرض جناب آقاى نخست‌وزیر برسانند براى این که بنده سر‌بسته عرض می‌کنم که از پرداخت این پانزده‏‌ درصد جزو  اهم ضروریات است واجب است که این عمل بشود و اگر این پانزده درصد به زارعین پرداخت نشود بنده به سهم خودم هیچ نمی‌توانم عواقب سویى که بر آن مترتب است به عرض آقایان برسانم ولى عرض می‌کنم که عواقب بسیار سویى خواهد داشت وتولیدعواقب بسیار بد خواهد کرد چون در بسیارى از نقاط مالکین خودشان متوجه جریان بوده‌اند این پانزده درصد را داده‌اند به زارعین و در بعضى جاى دیگر که بین زارع و مالک توافق قطعى نشده این 15 درصد را از جمع محصول کسر کرده‌اند و در یک جایى گذاشته‌اند که این طرح که تصویب شد بر‌دارند و در بعضى جاها هم زارعین منتظر هستند که 15 درصد را دریافت کنند و اگر بنا باشد به جاى دریافت پانزده درصد بهشان وعده اجراى این قانون 38 ماده داده شود که بنده نوشته بهتان می‌دهم که از این 38 ماده در هیچ دهى نه زارعش نه مالکش مى‌خواهم بگویم هیچ کس سر در نمى‌آورد و حساب‌شان را نخواهند توانست انجام بدهند و نتیجه‌اش را عرض می‌کنم که این درد زارع را دوا نمی‌کند.

نائب رئیس - آقاى کریمى اگر تذکرى دارید همان جا بفرمایید.

کریمى - صدایم نمی‌رسد اجازه بفرمایید از پشت تریبون عرض کنم‏.

نائب رئیس - بفرمایید.

کریمى - بنده خواستم از این عمل دولت یعنى تصویب‌نامه‌اى که دیروز منتشر شده راجع به صدى بیست تشکر کنم آقایانى که در این باره صحبت می‌کنند متأسفانه بعضى نه مالک هستند و نه زارع و بنده هم مالک هستم و هم زارع از این جهت اگر صحبتى می‌کنم روى اطلاع است آقایان اطلاع ندارید که همین لغو عوارض که موضوع تقاضاى بنده بود از بین رفتن روغن و هیزم و جوجه و مرغ و گوسفند و سایر عوارضى که از زارع گرفته می‌شد این ارزشش خیلى بیش از آن ده درصد است این به نفع زارع است این عمل شده است و یکى دیگر این لایحه بیست درصدى که جناب آقاى دکتر مصدق تهیه کرده‌اند ده درصد به زارع داده می‌شود ده درصد دیگر هم به نفع عمومى آنها است براى آبادى دهستان باقى مى‌ماند و از این جهت جاى نگرانى براى جناب آقاى دکتر بقایى نیست این ده درصد که به مصرف کارهاى عمومى می‌رسد براى زندگى زارعین بى‌سرمایه مفید است چون نسبت سطح عمومى زندگى آنها یکسان نیست یک زارعى هست که سرمایه‌دار است، زارعى است که صاحب خانه است و صاحب

+++

گوسفند است بعضى جاها صاحب کندوى عسل هستند اینها نسبتاً سرمایه‌دارند، یک عده‌اى کارگرانى هستند اینها درو می‌کنند گاو را نظافت می‌دهند و کارهاى دیگر مى‌کنند اینها سطح عمومیشان نسبت به آن زارعینى که سهم می‌برند از 15 درصد خیلى پایین‌تر است از آن پانزده درصد هم هیچ استفاده نمى‌کنند و استفاده آنها از همین ده درصد است و آنها از این ده درصد که براى بهداشت، براى فرهنگ در نظر گرفته شده است استفاده مى‌کنند. این است براى این که به این ده درصد لطمه وارد نشود به عنوان یک موافق خواهش می‌کنم این طرح را از دستور خارج کنید یک مسئله دیگر که مى‌خواستم عرض کنم و از جناب آقاى مهندس زیرک‌زاده هم خواهش کردم که به عرض برسانند موضوعى است که بنده راجع به بعضى از خانم‌هاى ادارات عرض کرده بودم در خارج انعکاس بدى پیدا کرده بود، خواستم از اینجا از مقام محترم طبقه نسوان معذرت بخواهم من به همه آنها بد نگفته‌ام یک عده از معلمات، قابله‌ها، دکترها را لازم می‌دانم که باید باشند و به آنها احترام مى‌کنم ما به تمام خانم‌هاى معلم احتیاج داریم فقط عرض بنده ماشین‌نویس بود که وجود آنها به مملکت لطمه زده است اینها آبروى خانم‌ها را برده‌اند. من براى حفظ آبروى خانم‌ها خواهش کردم از دولت که درباره آنهایى که حقیقتاً به آبروى خانم‌ها لطمه می‌زنند تحقیق بکند و آنها را از کار اخراج بکند والا راجع به دیگران بنده نظرى ندارم آنهایى که دارند زحمت می‌کشند با احترام مى‌نگرم. یک موضوع دیگر هم موضوع شهربانى است ما از کمیته تحقیق تقاضا کردیم از شهربانى و ستاد ارتش صورت مقتولین و زخمى‌ها را بدهند هنوز به ما جواب نداده‌اند نه شهربانى جواب داده است نه وزارت دفاع ملى یعنى ستاد ارتش و بنده البته از آقاى شیبانى همین را انتظار دارم که مجلس بخواهد و او جواب ندهد و شما هم توجه داشته باشید که من اینجا ده دفعه گفتم که شیبانى به درد این کار نمى‌خورد، آقایان توجه نکردند بعد خود آقایان یک تجربه تلخى را مى‌بینند که پشیمان خواهند شد.

نائب رئیس - با موافقت آقایان امضا‌کنندگان طرح 15 درصد و همچنین با موافقت مجلس شوراى ملى این طرح در دستور باقى مى‌ماند ولى مذاکره راجع به این طرح موکول می‌شود به زمانى که آقاى نخست‌وزیر لایحه آزمایشى خودشان را براى تصویب به مجلس شوراى ملى خواهد فرستاد لازم مى‌دانم در اینجا تذکر بدهم که از جمله اختیارات همین است که وقتى تذکرات و انتقادى داده شد چون تشریفات زیاد ندارد در اسرع اوقات مى‌توانند آن تذکرات را مورد استفاده قرار بدهند و امیدواریم که آقاى نخست‌وزیر هم در تکمیل طرحى که امضاء کرده‌اند و صورت آزمایش پیدا کرده است آنچه که به صلاح مملکت مخصوصاً به صلاح طبقه کشاورز از طرف نمایندگان محترم اظهار شده مورد توجه قرار دهند و رفع نگرانى عمومى مملکت در این قسمت بشود آقاى نائب نخست‌وزیر گمان می‌کنم فرمایشى داشته باشید بفرمایید.

5- معرفى آقاى دکتر محمد‌حسین على‌آبادى به معاونت پارلمانى نخست‌وزیر به وسیله آقاى کاظمى نائب نخست‌وزیر

وزیر دارایى (نائب نخست‌وزیر) - جناب آقاى نخست‌وزیر بنده را مأمور فرموده‌اند که از طرف ایشان آقاى محمد‌حسین على‌آبادى را به سمت معاون پارلمانى نخست‌وزیر معرفى کنم.

نمایندگان - مبارک است.

نائب رئیس - چند لایحه دیگر مربوط به حکومت نظامى در سایر نقاط هست میل داشتیم تکلیفش روشن شود که آیا مسترد مى‌دارند یا باقى می‌ماند.

وزیر دارایى - بنده منتظرم نظر مجلس را بدانم اگر مجلس نظر خاصى در هر قسمت داشته باشد بنده هم موافقت می‌کنم‏.

6- طرح گزارش کمیسیون تحقیق راجع به نمایندگى آقاى شهیدى از نجف‌آباد

نائب رئیس - بنابراین پرونده انتخابات نجف‌آباد مطرح مى‌شود. آقاى خسرو قشقایى‏.

(گزارش کمیسیون تحقیق راجع به تأیید نمایندگى آقاى شهیدى از نجف‌آباد به وسیله آقاى خسرو قشقایى به شرح ذیل خوانده شد)

گزارش انتخابات نجف‌آباد و نمایندگى آقاى شهیدى که به مخالفت آقایان دکتر بقایى و على زهرى به کمیسیون تحقیق ارجاع شده بود مورد رسیدگى قرار گرفت و اینک جریان کار به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسد:

جریان کلى انتخابات نجف‌آباد و نمایندگى آقاى حسن شهیدى به شرح گزارش شماره 13 به استحضار آقایان نمایندگان رسیده است.

آقاى زهرى یکى از معترضین در کمیسیون حضور یافتند و توضیح دادند اینجانب با اصل و جریان کلى انتخابات مخالفم و نظرى به شخص منتخب ندارم چه اگر کاندید دیگرى هم موفق شده بود در مخالفتم باقى بودم زیرا جریان انتخابات بر‌خلاف اصول و تشریفات قانونى انجام یافته و اتفاق خود اینجانب ناظر قسمتى از جریان انتخابات و حاضر در حوزه انتخابیه در موقع انجام آن بودم.

قسمتى از گزارش شعبه پنجم مبنى بر این که از بعد از ظهر روز 13 تا صبح روز 14 اردیبهشت چندین مرتبه اعضاى انجمن مرکزى براى تشکیل جلسه دعوت مى‌شوند ولى پنج نفر اعضایى که اخذ رأى را بنابر تصمیم قبلی خودشان بدون تعیین تاریخ به بعد موکول نموده بودند از پذیرفتن دعوت‌نامه و حضور در انجمن استنکاف مى‌نمایند چون تا نزدیک ظهر روز 14 اردیبهشت ماه با وجود اخطار متعدد بخشدار پنج نفر اعضاى انجمن مرکزى از حضور در انجمن استنکاف مى‌ورزند بخشدار به استناد ماده 18 قانون انتخابات «به جاى اعضاى مستنکف به حکم قرعه پنج نفر از اعضاى على‌البدل را براى تکمیل انجمن نظارت مرکزى انتخاب مى‌نماید» بر‌‌خلاف واقع بوده زیرا اطلاع صحیح هست که در همان موقع دهات به وسیله ژاندارم‌ها محاصره بوده و عبور و مرور مردم قطع گردیده و انجمن تصمیم می‌گیرد تا آزادى کامل اخذ رأى معوق بماند با توجه به صورت جلسات و گزارشات دعوت چهار نفر و رسیدگى بازرس و عنوان استنکاف در عرض یک ساعت به عمل آمده و این خود مؤید این موضوع بوده که چون در نظر داشتند کاندید معینى را از صندوق درآورند مى‌خواستند افرادى را که زیر بار نفوذ نمی‌رفته‌اند از انجمن خارج و به جاى آنها بدون استقراع افراد دیگرى را بگمارند و موضوع به نتیجه رسیده همان نتیجه‌اى که آقایان استحضار دارند که حتى وزارت کشور هم از اظهار‌نظر نسبت به آن خوددارى نموده در حقیقت از افراد خوب خلع ید نموده و آنان را مستنکف محسوب کسرى را بدون توجه به مواد 17 و 18 قانون انتخابات و قرعه‌کشى انتخاب کرده‌اند.

مدارک این موضوع کاملاً در پرونده موجود است که آقایان مى‌توانند براى اطمینان قطعى مراجعه و ملاحظه نمایند. در پایان آقاى دکتر بقایى براى حضور در جلسه و بیان اعتراض دعوت شدند ولى ایشان توضیحات آقاى زهرى را تأیید نمودند سپس آقاى شهیدى منتخب مورد اعتراض در کمیسیون حضور یافتند و پس از استحضار از بیانات آقاى زهرى تذکر دادند در دوران 15 و 16 اینجانب کاندید نجف‌آباد و فریدن بودم ولى در دوره 15 شانزده هزار رأى اینجانب به نفع دیگرى قرائت شد و در دوره 16 هم چون بی‌نهایت مورد توجه اهالى بودم و دولت در آنجا کاندیدى داشت نتوانست انتخابات را شروع نماید با کمال تأسف قضات این مملکت نه پول دارند و نه زور و اینجانب هم که این افتخار را دارم نه زورى داشتم و نه پولى که با تهدید و تطمیع و دسته‌بندى و حقه‌بازى انتخاب شوم بنده منتخب مردم هستم و مردم رشید آنجا با تمام پریشانى از پول دیگران صرف‌نظر و با طیب خاطر 11 هزار رأى به من دادند اما در مورد استنکاف چند نفر از اعضا و تشکیل انجمن دیگر گفتند اینجانب نه مورد توجه انجمن اولى و نه مورد محبت انجمن دومى بودم انجمن اولى طرفدار آقاى مدرس (کاندید ثالث) و انجمن دومى هم طرفدار آقاى دکتر نیرومند بودند توضیحاً این که 5 نفری که معترض ادعا مى‌کند در مدت یک ساعت دعوت شده‌اند و به علت عدم حضور مستنکف محسوب گردیده‌اند این طور نبوده در مدت قانونى و با رعایت تمام مقررات چند مرتبه از آقایان دعوت به عمل آمده و ایشان حاضر نگردیده‌اند گزارش بازرسان انتخابات و دادستان و بازرس قضایى و صورت مجلس‌ها و سایر مأمورین مربوطه مؤید صدق گفتارم مى‌باشد به هر حال هیچ یک از دو انجمن براى من خاصیتى نداشت بلکه همه گونه تضییقات براى من و موکلینم فراهم ساختند و بعد قریب هشت هزار رأى بنده را باطل کردند فقط روى آرای مردم شریف و قضاوت شرافتمندانه مجلس شوراى ملى به حق خود نائل گردیدم.

در جلسه دیگر آقاى دکتر نیرومند که تقاضا نموده بودند در کمیسیون براى توضیحاتى حضور یابند حاضر شده و در اطراف جریان انتخابات حوزه مزبور توضیح دادند این که نجف‌آباد سابقاً مرکز فرماندارى بوده و اخیراً فریدن شهرستان شده و همچنین نسبت به تعویص اعضاى انجمن و راجع به صندوق آخوره که هزار و پانصد رأى دو روزه گرفته شده ولى تعداد آرای قرائت شده از صندوق مزبور به انضمام صندوق بوین که یکى از دهات آخوره بوده است به 5117 رأى رسیده است و این نکته معلوم می‌کند که آرایى در صندوق مزبور ریخته شده و به علاوه بخشدار محل بعد از قرائت آرا بدون اطلاع به اصفهان می‌رود و بعد از دو هفته که انجمن انحلال خود را اعلام می‌کند بخشدار به محل مراجعت مى‌نماید در صورتی که این عمل بر‌خلاف مقررات قانون مى‌باشد و با این که روز جمعه و شنبه تعطیل بوده معلوم نیست در چه مواقع انجمن تشکیل گردیده و منتخب را تعیین مى‌نماید و دو روز بعد قبل از آفتاب از طرف فرماندارى آگهى راجع به نتیجه انتخابات منتشر مى‌شود در صورتی که نتیجه آرای چند حوزه هم تا آن ساعت نرسیده بوده است در خاتمه نسبت به گزارش بازرس انتخابات که عرایض بنده را تأیید نموده یادآورى می‌کنم و همچنین توجه کمیسیون را نسبت به صلاحیت آقاى شهیدى و تقلباتى که در موقع انتخابات به وسیله تلگرافات جعلى شده است جلب مى‌کنم.

سپس آقاى شهیدى مجدداً در کمیسیون حاضر و پس از اطلاع از اعتراضات آقاى دکتر نیرومند مطالب مزبور آنچه مربوط

+++

به خودشان بود جداً تکذیب و ضمناً اظهار داشتند سوابق من در وزارت دادگسترى معلوم و همه آقایان اطلاع دارند و راجع به اطلاعاتى که در محل از طرف آیت‌الله کاشانى و همچنین احزاب ایران و زحمتکشان شده بنده کاملاً بى‌اطلاع هستم و این اعلانات در محل منتشر نشده است و به هر حال این عمل از طرف رقباى من صورت گرفته است زیرا اعلامیه خلاف واقع از ناحیه یک قاضى زیبنده نیست.

در این موقع آقاى دکتر بقایى یکى از مخالفین پرونده پس از توضیحاتى در اطراف عدم انجام قانونى انتخابات و تقلباتى که در خلال جریان انتخابات به عمل آمده است پیشنهادى دائر به ابطال انتخابات نجف‌آباد و فریدن دادند که رأى گرفتند و رد شد.

کمیسیون با توجه به اعتراضات معترض و بیانات و مدافعات منتخب مورد اعتراض و رسیدگى به محتویات پرونده و گزارشات بازرسان صحت انتخابات حوزه نجف‌آباد و فریدن و نمایندگى آقاى حسن شهیدى را تأیید و اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید.

نائب رئیس - آقاى دکتر بقایى‏.

دکتر بقایى - به طوری که آقایان مى‌بینند (اشاره به چند پرونده‌اى که روى ترببون بود) صفحات پرونده هم نشان می‌دهد که پرونده کثیفى است که انسان رغبت ندارد روى آن صحبت کند چون گمان کنم آخرین دفعه باشد که به عنوان اعتراض بر انتخابات و عضویت کمیسیون تحقیق عرایضى حضور آقایان عرض می‌کنم این است که قبلاً در کلمه راجع به کمیسیون تحقیق عرض می‌کنم کمیسیون تحقیق را روزى بنده پیشنهادکردم که اسمش را بگذارند کمیسیون تفتین، تفتین براى این که یک موضوعى مطرح می‌شد، یک کسى اعتراضى داشت مى‌آمد اعتراضاتش را می‌کرد و مى‌گفت آنجا یادداشت می‌کردند بعد مى‌گفتند شما تشریف ببرید آن شخص مخالف بیاید. بعد به او می‌گفتند که آقا آقاى خسرو قشقایى پشت سر شما گفته همچنین، همچنین، همچنین (خسرو قشقایى - چون بنده حرفى نمی‌زنم) به عنوان مثال عرض می‌کنم بعد آن شخص هم فرضاً جناب آقاى دکتر معظمى پشت سر آقاى خسرو قشقایى یک مشت مطالبى می‌گفتند که آقاى دکتر معظمى پشت سر شما این حرف‌ها را زده است بین این دو تا یک تفتین مى‌شد البته وقتى اعتراضات مطرح می‌شد، دلایل ذکر مى‌شد آدم نگاه می‌کرده به قیافه‌هاى آقایان همکاران محترم در کمیسیون تحقیق فکر مى‌کرد که با این دلایل تکلیف یارو معلوم است و باید رد شود بعد نزدیک موقع رأى که می‌شد یک عده‌اى مى‌آمدند که با شما کار دارند، چه کار دارند مى‌گفتند خوب این بیچاره از آنها که بدتر نیست از آنها هم بهتر نیست، می‌دیدید که یک دوازده ملاقات این جورى می‌شد و در موقع رأى به کلى وضع عوض می‌شد. در مورد انتخابات نجف‌آباد بنده بعد از آن که دلایلى ذکر کردم اینجا حضور آقایان محترم وجداناً عرض می‌کنم که اکثریت اعضاى کمیسیون تحقیق با بنده هم‌فکر بودند که رأى به ابطال انتخابات نجف‌آباد داده شود و شاید یک قدرى هم از بنده تندتر مى‌رفتند موقع رأى که رسید دیدیم فقط 3 نفر رأى دادند به ابطال انتخابات و بقیه موافق با این انتخابات بودند در صورتی‌ که از این 3 نفر یک نفرش خودم بودم که رأى دادم آن دو نفر را نمی‌دانم کى بودند؟ ولى آرای مخفى خواص زیادى دارد در مجلس شوراى ملى ایران کما این که وقتى که اینجا رأى به زمامدارى جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه داده شده بود یک ورقه رأى سفید بود بقیه همه رأى موافق داده بودند در صورتى که بعد براى این یک رأى سفید اقلاً هفت نفر به خود بنده گفتند که آن رأى را من دادم هفت نفر به خود من اعتراف کردند حالا یک دانه رأى سفید خوب مى‌شود هفت تا آن عده زیادى هم که مخالف با همین انتخابات نجف‌آباد بودند در هم ادغام شدند سه تا شدند اینها چیزهایى بود که چون آخرین دفعه‌اى است که در این خصوص صحبت می‌کنم لازم دانستم که به عرض آقایان برسد در این قسمتى که بنده می‌خواهم وارد بشوم فقط مى‌خواهم راجع به خود جریان انتخابات صحبت کنم راجع به صلاحیت آقاى شهیدى صحبتى نمی‌کنم چون صلاحیت ایشان در نظر بعضى آقایان نمایندگان محرز هست در نظر بعضى دیگر هم محرز نیست ولى بنده اصولاً وارد این بحث نمی‌خواهم بشوم فقط راجع به جریان انتخابات نجف‌آباد مى‌خواهم صحبت کنم. اگر بخواهم دو سه کلمه انتخابات نجف‌آباد را خلاصه بکنم باید بگویم انتخابات نجف‌آباد عبارت بوده است از یک حقه‌بازى در حقه‌بازى در حقه‌بازى (مهندس حسیبى - وقتى در هم ضرب شود حقه‌بازى از بین می‌رود) نه چون حقه بازى مثبت است سه تایش هم ضرب در هم بشود از بین نمی‌رود، عرض کنم راجع به جریان انتخابات بهترین کارى که بنده می‌توانم بکنم خلاصه پرونده است که وزارت کشور نوشته در سه چهار صفحه که چند نکته‌اش را بنده به عرض آقایان می‌رسانم و توجه می‌دهم به آقایان محترم که وزارت کشور همان وزارت کشور آن چنانى هم که مى‌شناسیم نتوانسته راجع به این پرونده تصمیم بگیرد. بنده نمی‌خواهم زیاد توضیحات فنى راجع به تقلب‌هایى که شده در آنجا بدهم براى این که این توضیحات را آقایان محترم راجع به بسیارى از پرونده‌ها شنیده‌اند و متأسفانه کمتر وقتى ترتیب اثر داده شده است بهترین دلیلش هم که ترتیب اثر داده نشده این است که الان بنده این عرایض را حضور آقایان می‌کنم در حدود سى نفر از نمایندگان مجلس غایب هستند اینجا حرف‌ها را نمى‌شنوند بعد هم مى‌آیند و رأى مثبت مى‌دهند چون بنده قبلاً می‌دانم که رأى مثبت راجع به این پرونده داده خواهد شد ولى اگر کسى به من بگوید با وجود این که تو میدانى این رأى مثبت داده خواهد شد چرا به خودت زحمت می‌دهى و یک عده از تو تقاضا کرده‌اند مخالفتت را پس نگرفتى و اسباب تصدیع آقایان هم می‌شوى و یک عده‌اى را هم از خودت می‌رنجانى به آنها عرض خواهم کرد که بنده این عرایض را فقط و فقط براى یک چیز می‌کنم براى این می‌کنم که با توجه دادن به این که این پرونده بعد از قیام ملى ایران مطرح می‌شود بعد از آن مطرح می‌شود که همه حتى کودن‌ترین افراد هیئت حاکمه فهمیدند که ملت ایران بیدار شده است وقتی که دیدند ملت خون خودش را فقط براى حق حاضر است بریزد نه براى شخص، نه براى تأمین حیات مادى و نه براى چیزهاى دیگر چون این قیام ملى ایران فقط و فقط براى حق بود هیچ جنبه دیگرى نداشت، براى حفظ آزادى بود، با وجود این که این را دیده‌اند با وجود این که این خون‌ها ریخته شده و همه می‌دانیم، معذلک من می‌دانم که این پرونده ننگین حقه‌بازى به تصویب خواهد رسید. ولى حرفى که‏ من می‌زنم براى یک چیز است براى این که ملت ایران یادداشت بکند که این قانون انتخابات فعلى که این پرونده که نمى‌دانم راجع به آن چه بگویم یک نمونه‌اش است و چه با قانون انتخاباتى که بعداً اصلاح می‌شود انتخابات که شد آن موجودى که یک ورقه پاره به دستش گرفت آمد اینجا در این مرکز، احقاق حق نخواهد شد. من از اینجا مى‌خواهم به ملت ایران تذکر بدهم که دیگر گول آزادى انتخابات اصلاح قانون انتخابات و اینها را نخورید، اگر یک کسى را نمی‌خواهید بگذارید بیاید مجلس آن اکثریت مردمى که ناراضى هستند نگذارند بیاید اینجا اگر آن یک ورق پاره گرفته شود، اینجا هر چه گفته شود هر چه دلیل آورده شود کوچک‌ترین ترتیب اثرى داده نخواهد شد. آقایان بنده می‌دانم که به فریادهاى اهالى نجف‌آباد به محرومیت‌هاى آنها به زحمتى که صدها نفرشان کشیدند آمدند به تهران، هزاران نفرشان رفتند اصفهان متحصن شدند تلگراف کردند، طومار مهر کردند، کوچک‌ترین ترتیب اثرى داده نخواهد شد براى آن که متأسفانه هنوز در مملکت ما رو در بایستى، ملاحظه‌کارى، نان به هم قرض دادن، اینها چیزهایى است که با کمال قوت و قدرت وجدان‌ها را پایمال می‌کند (صحیح است) وجدان بهش می‌گوید این پرونده کثیف است حق ملت را پایمال کرده نباید رأى بدهى ولى یک کسى مى‌گوید آقاجان دست بردار این هم مثل آنهاى دیگر است، این پسر عموى فلان کس است، برادرش همچنین بوده، بعد هم با همین یک دفعه تعارف وجدان را مى‌گذارند زیر پا و رأى مثبت مى‌دهند همه‌اش را قبلاً می‌دانم ولى این عرایض را مى‌کنم براى این که ملت بشنود، براى این که بداند ملت ایران که در اینجا تقاضاى احقاق حق و عمل به وجدان نداشته باشند. بعد از این باید یک انتخابات دیگر بشود تا مردم بدانند و گول نخورند تا چشم‌شان را مالیدند یک عده‌اى از آن اشخاصى که مى‌شناسیم راه می‌افتند و می‌دوند مى‌آیند می‌روند توى کمیسیون تحقیق مى‌روند و صحبت مى‌کنند و اعتراض می‌کنند به این مى‌گویند به آن مى‌گویند و لایحه طرح می‌کنند، بعد هم به همه می‌گویند این آقا دوستمان است فلان کسک که با ما دوست است باید رأى بهش داد یعنى باید وجدان را گذاشت زیر پا ولى عرض می‌کنم، آقا گوش بدهید به مطالب به این پرونده که اگر وجدان‌تان را زیر پا گذاشتید بدانید که وجدان‌تان را براى حساب‌هاى پست زیر پا گذاشته‌اید، یک روزى اعلان انتخاباتى داده می‌شود البته انتخابات آزاد بوده است. مقدماتى هم که فراهم مى‌شود در کمال آزادى فراهم می‌شود و مى‌توانم ادعا کنم که اکثریت اعضاى انجمن نظارت دوره هفدهم نجف‌آباد آدم‌هاى حسابى بودند. براى این که از موقعى که این انجمن رسمیت پیدا کرد تا موقعى که جریاناتى که به عرض نمایندگان محترم خواهد رساند اتفاق افتاد مدت یکى دو ماه طول کشید، با بودن کاندیدهاى مختلف هیچ شکایتى از این انجمن نشد. این بهترین دلیل است که کاندیدها نسبت به این انجمن اعتماد داشتند مردم هم اعتماد داشتند و انتظار داشتند که با آن وعده‌هاى آزادى انتخابات این دفعه را بتوانند یک وکیل صحیحى بفرستند به مجلس. البته انجمن اصلى در نجف‌آباد بوده است یکى از انجمن‌هاى فرعى هم در فریدن بوده است، مردم نجف‌آباد مردمى هستند بسیار فهمیده و روشنفکر و حقیقتاً خواهان حق خودشان هستند و اگر انتخابات منحصر به نجف‌آباد بوده اصلاً این صحبت‌ها شاید پیشامد نمى‌کرد. ولى اهالى فریدن چون بیچاره‌ها دورافتاده‌تر هستند و اطلاع‌شان کمتر است خوب وارد جریان روز نیستند انضمام فریدن به نجف‌آباد سبب شده است که همیشه رأی‌هاى فریدن به نجف‌آباد انتخابات نجف‌آباد را خراب می‌کند. اگر آقایان در حافظه‌شان مرور بکنند به وکلاى سابق آنجا، این معنى برای‌شان کاملاً مفهوم خواهد شد. انجمن فرعى فریدن از روزی که خودشان را انتخاب کردند چون بدون این که دستور انجمن اصلى برسد اینها یک حکومت خود‌مختارى براى خودشان درست کردند و شروع کردند به کار و همچنین

+++

آگهى دادن و هر چه هم از انجمن مرکزى بهشان تذکر داده شده هیچ ترتیب اثرى نداده‌اند. و خوشمزه اینجاست که فرماندار فریدن چندین گزارش بر علیه عملیات انجمن فرعى فریدن داده که توى این پرونده‌هاست. من خواهش می‌کنم باکمال ادب و احترام از آقایانى که می‌خواهند صحبت بکنند اقلاً آن پهلویی‌شان را بگذارند گوش بدهد و این حرف‌ها را بشنود شاید که رأى ندهد به این پرونده این نکته را به نکته‌هاى دیگر هم اضافه می‌کنم البته آنهایی که تصمیم‌شان را جلو گرفته‌اند هر چه بخواهند صحبتى بکنند مانعى ندارد ولى آنهایی که هنوز تصمیم‌شان را نگرفته‌اند خواهش می‌کنم گوش بدهند. انجمن فرعى فریدن آن چنان انجمنى است که انجمن نظارت مرکزى نجف‌آباد به تمام اعمالش معترض بوده و اساس خرابى هم از خود فریدن بوده. انجمن نظارت مرکزى نجف‌آباد روز 14 اردیبهشت را براى شروع اخذ رأى معین کرده (دادور - 14 فروردین) نه خیر 14 اردیبهشت روز 12 جلسه کردند، عصر دوازدهم یک گراورهایى در بین افراد منتشر شد. (نبوى - چى؟) گراور کلیشه.  کلیشه‌هاى خیلى خوبى بود. البته زحمت کشیده شده بود براى این که کلیشه‌ها خرج هم شده بود یکى از آنها را براى آقایان می‌خوانم. این یکى از آن کلیشه‌هاست که گراور شده بود. یکى از اینها را براى آقایان می‌خوانم. این یکى از آن کلیشه‌هاست که گراور شده بود (ورقه را نشان دادند) روى کاغذ بسیار اعلا و بین مردم منتشر شده بود. «بسم‌الله الرحمن الرحیم. برادران عزیزم اهالى غیور و دیندار نجف‌آباد و فریدن حفظهم‌الله اکنون که به فضل خدا از برکت انتخابات آزاد برخوردار می‌شوید در نظر داشته باشید که آقاى حسن شهیدى (شهیدى - جعل است در تهران جعل کرده‌اند رقباى بنده جعل کرده‌اند) می‌دانم جعل است. می‌رسیم به جعل. بنده هم خواهم گفت «در نظر داشته باشید که آقاى حسن شهیدى قاضى شجاع و پاکدامن دادگسترى مرد شریفى است، (خودشان هم فرمودند که جعل است) (خنده نمایندگان) و در قضیه ملى شدن صنعت نفت و مبارزه با جاسوسان اجنبى خدمات گرانمایه‌اى کرده است خداوند همه را توفیق خدمت ادا فرماید والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته سید ابوالقاسم کاشانى» این منتشر شده (قنات‌آبادى - و البته بفرمایید که امضا را دزدیده‌اند) همه را خواهم گفت (شهیدى - جعل است) مطالبش جعل است. (شهیدى - دزدى است جنایت است) بگذارید شما بعد جواب بدهید من تأیید می‌کنم آنچه را که شما می‌گویید تکذیب نمی‌کنم یکى دیگر هم به همین مضمون یک قدرى هم چرب‌تر از آقاى دکتر مصدق و یکى دیگر هم به همین مضمون به امضاى بنده و دکتر شایگان و زیرک‌زاده و شمس قنات‌آبادى و مشار و همه (مهندس حسیبى - امضاى بنده نیست) (شهیدى - همان موقع بنده تلگراف کردم به آقاى زیرک‌زاده) آقاى زیرک‌زاده چنین تلگرافى به شما رسیده؟ (زیرک‌زاده - بنده در ذهنم نیست) (خطاب به تندنویسان) بنویسید که آقاى زیرک‌زاده فرمودند به خاطرم نیست. کافی است براى من، چون ایشان آدم مؤدبى هستند و نخواستند صریحاً تکذیب کنند،‌ با خط بسیار خوب روى کاغذ بسیار خوب امضاء هم گراور شده است و منتشر شده است یک عده آنجا به فکر افتادند چطور شد آقاى کاشانى که از ابتداى انتخابات کوچکترین سندى به دست کسى ندادند و فقط نفى کردند یک عده افراد را چطور شده یک دفعه به کله‌شان زده برداشته‌اند یک همچنین دستخطى براى آقاى شهیدى صادر کردند آقاى دکتر مصدق که آن طور با عصبیت هر نوع اظهارى را در مورد انتخابات رد کردند چطور شد که یک مرتبه برداشتند و نوشتند به شهیدى رأى بدهید و قس علیهذا مردم متعجب شدند و تلگرافاتى کردند آقا قضیه چیست؟ همین مطلب را که خواندم از روى یکى از تلگرافاتى است که می‌نویسد

(حضور حضرت آیت‌الله کاشانى آقاى شهیدى در حوزه نجف‌آباد اعلامیه‌اى به مضمون زیر همانی که خواندم - منتشر کرده و مردم به احترام شما به او رأى داده‌اند، استدعا داریم جواباً اعلام فرمایید آیا واقعاً آقاى حسن شهیدى مورد تأیید و احترام آن جناب هست؟ در تلگرافخانه نجف‌آباد به انتظار جواب هستیم - تاریخ 16 اردیبهشت) این وقتى بود که مردم فهمیده بودند جواب هم به این مضمون داده شده است (آقایان متحصنین محترم اعلامیه مذکور در تلگراف مربوط به اینجانب نیست و از طرف اینجانب در مورد انتخابات اعلامیه نفیاً یا اثباتاً در مورد آقاى حسن شهیدى صادر نشده است) ما هم البته در روزنامه این مراتب را تکذیب کردیم (شبسترى - تاریخ تلگرافات قبل از اخذ رأى یا بعد از اخذ رأى؟)

این تلگرافات بعد از اخذ رأى است ولى قبل از اخذ رأى هم به ما رسیده این را آقایان در نظر داشته باشید در یکى از شهرهاى ایران هر شهرى را مى‌خواهید در نظر بگیرید فردا باید اخذ رأى بشود امروز یک همچو اعلامیه‌اى منتشر شود براى یک شخصى کسانى که حضرت آیت‌الله کاشانى و جناب آقاى دکتر مصدق را پیشواى خودشان مى‌دانند و کسانى که به بنده ناچیز یا یکى از آقایان همکاران محترم ما حسن ظن دارند وقتى ببینند یک همچو اعلامیه‌اى به امضاى ما منتشر شد. اینها چکار مى‌کنند اینها می‌روند رأى می‌دهند طبیعى است که در کرمان هم اگر حضرت آیت‌الله کاشانى اعلامیه صادر می‌کردند و اسم یک کسى را مى‌بردند قسمت اعظم انتخاب‌کنندگان مسلم از آن کاندیدى که دارند صرف‌نظر مى‌کنند به کاندیدای‌شان رأى می‌دهند این وضعى است که خود من الان وارد هستم و مى‌دانم احترام و حس قدردانى و سپاسگزارى که ملت ایران نسبت به این رهبران بزرگ دینى و سیاسى خودش دارد جز این هم نباید انتظارى داشت این اعلامیه منتشر می‌شود به دست مردم می‌رسد.

(نبوى - مجعول بوده است) بله خودشان هم اعتراف کردند اعضاى انجمن مى‌بینند که از یک طرف آن وضعیت خرابى انجمن فرعى فریدن است از طرف دیگر یک چنین اعلامیه‌اى آنها نفهمیدند که مجعول است سران قوم همیشه می‌دانند که حضرت آیت‌الله کاشانى و جناب آقاى دکتر مصدق اعلامیه نمى‌دهند که به فلان کس رأى بدهید به فرض این که به فرض محال اگر در نظر داشته باشند که به یک کاندیدى کمک کنند اعلامیه نمى‌دهند که خطشان گراور شود بیاورند توى مردم اینها براى این که یک فکرى درباره این موضوع بکنند تشکیل جلسه مى‌دهند در روز سیزدهم قبل از چهاردهم تشکیل جلسه می‌دهند و براى این که یک فکرى بکنند و اثر این اقدامات حقه‌بازى را خنثى کنند رأى می‌گیرند به این که انتخابات به تعویق بیفتد البته آقاى بخشدار نجف‌آباد که اسمش را که حضور آقایان عرض کنم احتیاج به معرفى دیگرى نخواهد داشت آقاى گزرسس (دکتر کیان - اسم بدى نیست) اسم ابلهانه‌اى است یک ایرانى نباید اسمى انتخاب کند که فقط تلفظ یونانى باشد اگر ایرانى است و به ایران علاقه دارد چرا نگذاشته است خشایار شاه (دکتر معظمى - خودش انتخاب نکرده است) نه این را خودش انتخاب کرده چون همه عملیاتش اصلاً نشان می‌دهد که این گزرسس است آقاى گزرسس وقتى دید که نقشه‌ها خراب شده خرجى شده بالاخره زحمتى کشیده است گزارش تهیه شده کاغذى مصرف شده کلیشه شده خوب این باید یک نتیجه‌اى داشته باشد یک خرجى شده و اگر تأخیر بشود و سؤال هم بشود قضیه فاش مى‌شود و آبروها می‌ریزد و دانست که این آقایان براى چه جلسه کرده‌اند و نظرشان چیست از حضور در آن جلسه سیزدهم خوددارى کرد آقایان نظار ایشان را احضار کردند و چون حاضر نمى‌شد که بیاید به وسیله دادگاه محل تأمین دلیل خواستند و این سبب شد که آقاى گزرسس مجبور شدند براى حفظ ظاهر در جلسه حضور پیدا کنند ولى به جاى این که مثل جلسات سابق صورت جلسه را امضا کنند جلوى امضاى خودشان نوشته‌اند که طبق دستور استاندار انتخابات را باید به تأخیر بیاندازید و الّا به ضرر شما تمام خواهد شد از قول جناب آقاى اسکندرى استاندار اصفهان آقاى بخشدار به جاى این که مطابق وظیفه‌اى که دارد تصمیم انجمن را ابلاغ به شعب فرعى کند از این کار استنکاف می‌کند و فورى با جناب آقاى استاندار تماس می‌گیرد البته راجع به جناب آقاى استاندار دو سه کلمه‌اى عرض می‌کنم و قبلاً هم به آقاى شهیدى عرض می‌کنم و مژده می‌دهم که این مطالبى که راجع به آقاى امیر نصرت اسکندرى می‌گویم مستقیماً به نفع شماست براى این که روى عصبیت آذربایجانى‌گرى یک عده از نمایندگان محترم آذربایجان متأسفانه چون آقاى امیر‌نصرت اسکندرى آذربایجانى است براى این که لکه‌هاى ننگى را که ایشان به دامن خودشان دارند در اصفهان از بین ببرند به نفع شما رأى خواهند داد اصلاً من نمى‌دانم به چه مناسبت آقاى امیر‌نصرت اسکندرى باید برود استاندار اصفهان بشود حالا من امیدوارم که نمایندگان آذربایجان به اعتبارنامه شما رأى ندهند (خلخالى - من که رأى خواهم داد) ولى اگر بدهند اضافه بر آن گرفتاری‌هایى که هست آن هم اضافه خواهد شد (دکتر ملکى - اگر راى بدهند مطابق عقیده خودشان رأى خواهند داد) (از طرف یکى از تماشاچیان تظاهرى شد و آقاى نائب رئیس دستور دادند او را از جلسه خارج کنند) آقاى بخشدار محترم نجف‌آباد بعد از ظهر شنبه سیزدهم با 4 نفر از اعضاى انجمن نظارت که آنها در اقلیت بودند و آنها حاضر شده بودند که وجدان‌شان را زیر پا بگذارند با این 4 نفر شور مى‌کنند که چه کار بکنیم مى‌آید انجمن نظارت را دعوت می‌کند در صورتی که صبح آن روز انجمن نظارت یک جلسه شش ساعته داشته که منتهى به اخذ این تصمیم می‌شود که انتخابات را به تعویق بیاندازد اینها مى‌گویند که باید یک کارى کرد که این تصمیم انجمن را باطل کنیم چون آن پنج نفر اعضایى که رأى به تعویق انتخابات داده بودند رفته بودند اصفهان و نبودند آنها هم بعد از ظهر همان روز یک دعوت‌نامه‌اى می‌فرستند که آقاى بخشدار انجمن را تشکیل بدهند در صورتى که معقول نبود انجمن که صبح تشکیل شده بود معترض بوده بعد از ظهر هم دعوت بکند بعد در صورت جلسه‌اى که تنظیم کرده‌اند مى‌نویسند که اینها در خانه‌شان بوده‌اند ولى دعوت‌نامه را نگرفتند یک دعوت‌نامه هم ساعت 9 بعد از ظهر می‌فرستند البته کسى که توى خانه‌اش نیست نمی‌تواند دعوت‌نامه را بگیرد و یک گواهى هم می‌کند پاسبان مربوطه که آقا نگرفت دعوت‌نامه را الان اگر در قزوین 15 تا اخطاریه منزل جناب آقاى حاج سید جوادى بفرستند ایشان که نیستند در قزوین بگیرند مى‌نویسند که ایشان از گرفتن اخطاریه خوددارى کردند پاسبان شماره مثلاً 24 امشب هم مى‌گذرد و مى‌شود فردا صبح که صبح چهاردهم بوده که طبق تصمیم قبلى بنا بوده اخذ رأى به تعویق بیفتد آقایان خواهش می‌کنم که این قسمت را

+++

توجه کنند به آقایانى که تصمیم‌شان را گرفته‌اند عرض نمى‌کنم به آقایانى که تصمیم نگرفته‌اند عرض می‌کنم روز چهاردهم انجمن طبق مقررات همیشگى باید ساعت 8 تشکیل شود آن آقایانى که رفته بودند طبق تصمیمى که اکثریت انجمن گرفته بود که آن روز انجمن نداشته باشد و اخذ رأى نباشد نبودند آن چهار نفر دیگر مى‌آیند با آقاى بخشدار مى‌نشینند یک دعوت‌نامه دیگر مى‌فرستند براى آن پنج نفر که بیایید براى انجمن در صورتی که گمان می‌کنم که غالب آقایان محترم یا خودشان عضو انجمن بوده‌اند یا رئیس انجمن بوده‌اند و اگر هم بعضى‌ها نبودند سر و کار داشته‌اند با انجمن چون آنهایى هم که سر و کار نداشتند خوشبختانه امروز نیستند در مجلس آقایان مى‌دانند که انجمن کى تشکیل می‌شود خود مى‌گویند ساعت 8 انجمن تشکیل می‌شود یکى هشت و نیم مى‌آید، یکى هشت و چهل و پنج دقیقه مى‌آید، یکى 9، یکى 9 و نیم (گنجه - مثل مجلس) این دیر‌ آمدن‌هاى نیم ساعت و یک ساعت و دو ساعت دلیل استنکاف نمى‌تواند باشد یک دعوت‌نامه می‌‌فرستند براى این آقایان به همان ترتیب سابق همان طوری که عرض کردم البته آقایانى که در خانه‌شان نیستند این دعوت‌نامه را نمى‌بینند و بعد هم یک گزارش کتبى مى‌نویسد مأمور مربوطه که آقا استنکاف کردند توى گزارش این طور مى‌نویسد عین گزارش را مى‌خوانم که آقایان توجه داشته باشند گفتم آقاى بخشدار به جاى این که گزارش بدهد انجمن اخذ رأى را به تعویق انداخت به آقاى استاندار گزارش مى‌دهد که آقایان استنکاف کردند پس از گزارش آقاى بخشدار به جناب آقاى استاندار و اعزام آقاى رحیمى بازرس انتخابات استان دهم ضمناً این نکته را خواهش مى‌کنم آقایان توجه بفرمایند که این بازرس انتخابات استان دهم کسى است که قبل از این که بازرس انتخابات استان دهم بشود به جرم سوء‌استفاده از مقام و دخالت در انتخابات به دستورجناب آقاى نخست‌وزیر از کار بر‌کنار شده چطور شد چه معجزى به وقوع پیوست که این آقا از آن خرابکاری‌ها تبرئه شد و بازرس انتخابات استان دهم شد این بر بنده مجهول است. این را براى آن عرض کردم که آقایان فراموش نفرمایند که این دستگاه حکومت همان دستگاه رزم‌آرا و ساعد و حکیم‌الملک است این همان دستگاه است شما در رأس این دستگاه میلیون‌ها تن حسن نیت بگذارید تا وقتى که تصفیه نشود کوچک‌ترین تأثیرى نخواهد داشت (صحیح است احسنت)

چون گفتنى در اینجا آن قدر زیاد است که فایده‌اى هم ندارد گفتنش (اقبال - مأیوس نباشید) نه مأیوس نیستم اگر ما بخواهیم تصفیه کنیم تصفیه خواهد شد اگر نخواهیم ما خودمان هم مشمول این تصفیه خواهیم شد (امامى‌اهرى - با اختیاراتى که مجلس به آقاى نخست‌وزیر داده است انتظار دارد که این تصفیه عملى شود) با بودن جناب آقاى سرلشگر وثوق در رأس وزارت جنگ؟ اینجا از مقام ریاست مى‌خواهم تقاضا کنم که در دستور بفرمایند شنبه موعد جواب سؤالى است که از معاون وزارت دفاع ملى کرده‌ام چون شنبه تعطیل است روز بعدش بفرمایید براى جواب حاضر شوند (خسرو قشقایى -  البته یکشنبه باید جلسه بشود) بلى باید جلسه تشکیل بشود مگر این که بخواهیم سنبل کنیم خلاصه جناب استاندار آقاى رحیمى بازرس مخصوص انتخابات را فرستاده‌اند ببینند وضعیت چیست رسیدگى و تحقیق کند و به وجه احسن مقررات قانونى را عمل کند چهار نفر آقایان این جریان غیر قانونى را به اطلاع آقاى بازرس رسانیدند و دو دفعه در عصر روز 13/2/1331 یعنى عصر آن روزی که از صبح تا سه بعد از ظهر انجمن نظار جلسه داشتند آن پنج نفر آقایان به وسیله بخشدار و بازرس اعزامى دعوت می‌شوند که در جلسه حاضر شوند از حضور در جلسه و دریافت دعوت‌نامه خوددارى دلیل خودداری‌شان را هم گفتم که رفته بودند به اصفهان آقایان توجه داشته باشند این گزارش که می‌خوانم گزارش مخالف نیست این گزارش انجمن انتخاباتى قلابى است این گزارش را‌ می‌خوانم نه گزارش دیگرى و صبح روز 14/2/1331 که طبق آگهى منتشره روز اخذ رأى بود آقاى حاج عبدالمحمود یزدانى - حاج محمدحسین و حاج غلامحسین اخلاقى خوب این اخلاقى هم دروغ است معلوم است اخلاقش اعضاى انجمن مرکزى و آقایان رحیمى بازرس انتخاباتى استان دهم و مهدى حکیمى بازرس انتخابات نجف‌آباد و گزرسس بخشدار نجف‌آباد در محل انجمن حاضر و نظر به این که پنج نفر آقایان اعضاى انجمن حاضر نشده بودند این سر ساعت هشت است که آقایان حاضر شده بودند مجدداً توسط آقاى بخشدار از آقایان نامبرده دعوت به عمل آمد و چون استنکاف آنان از حضور در جلسه محرز گردید به موجب ماده 18 قانون انتخابات به حکم قرعه پنج نفر آقایان عبدالله راستى -  خلیل تدین - عباس مردانى - اسمعیل غیور - حاج حسینعلى ایزدى تعیین آن را دروغ می‌گویند براى این که سه نفر دیگر بیشتر نداشتند به وسیله آقاى بخشدار براى حضور در جلسه دعوت و چهار نفر آقایان فلان در جلسه حاضر و رسمیت جلسه با حضور آقایان بخشدار و رحیمى و حکیمى اعلام سپس براى تعیین هیئت عامله اقدام چون رئیس و نائب رئیس انجمن جزو آن پنج نفرى بودند که رأى دادند که انتخابات به تعویق بیفتد و نبودند و به اتفاق آرا آقاى حاج عبدالمحمود و سایرین انتخاب شدند کار به اسامی‌شان نداریم و چون صندوق محتوى پرونده و مدارک انتخاباتى انجمن مرکزى به مهر ممهور بود آقایان جزو مستنکفین از حضور در جلسه بودند دعوت گردید که چه به شور و صندوق انجمن مفتوح و با حضور آقایان نامبرده محتویات صندوق صورت مجلس و تحویل انجمن جدید گردد و چون طبق آگهى منتشره مدت اخذ رأى قبلى خاتمه یافته بود انجمن مرکزى از دو بعد از ظهر شروع به اخذ رأى کرد لابد آقایان توجه فرمودید که یک عده‌اى از آقایان که صبح ساعت 8 چهار نفر بقیه السیف انجمن نظارت انتخابات نجف‌آباد با آقاى بخشدار رفتند نشستند فورى یک دعوت‌نامه فرستادند براى این پنج نفر و چون استنکاف آنها محرز گردید پرداختند به تشکیل انجمن نظار براى شروع به اخذ آراء حالا دو ماده از قانون انتخابات را براى تازه شدن ذهن آقایان محترم که می‌خواهند ذهن‌شان تازه شود عرض می‌کنم.

ماده 18- هر گاه در حین جریان انتخابات یک یا چند نفر از اعضاى انجمن نظارت از حضور در انجمن تعلل یا استنکاف بنمایند مادامى که اکثریت باقى است جریان انتخابات تعقیب و به عضو مستنکف اخطار مى‌شود چنانچه تا دو جلسه در استنکاف و تعلل» (شهیدى - طبق ماده 19 این عمل شده) می‌رسیم به ماده 19 ماده 18 بود که 19 آمد آن قدر را ما اطلاع داریم. «‌مادامى که اکثریت باقى است جریان انتخابات تعقیب و به عضو مستنکف اخطار مى‌شود چنانچه تا دو جلسه در استنکاف و تعلل خود باقى باشد حکومت به جاى عضو مستنکف از اعضاى على‌البدل یک یا چند نفر را براى عضویت انجمن به حکم قرعه در حضور اکثریت انجمن نظارت دعوت می‌نماید» این که این ماده 18 را بنده خواندم جناب آقاى شهیدى براى این که آقایان در نظر داشته باشند که دو جلسه می‌شود کسى نیاید و مستنکف شناخته نشود اما ماده 19 «در صورتی که اکثریت هیئت نظار از حضور در انجمن استنکاف نمایند بایستى در ختم انتخابات از دادن اعتبارنامه خوددارى کنند حکومت علل و موجبات استنکاف آنان را تحقیق نموده اگر محظور قابل رفعى دارند مرتفع می‌سازد هر گاه با این حال در استنکاف خود باقى باشند حکومت مراتب را فوراً به وزارت دادگسترى داخله اطلاع داده با حضور باقى اعضای کسرى عده‌اى را از اعضای على‌البدل دعوت می‌نماید که انجمن را تشکیل و انتخابات را ختم نمایند» پس باید استنکاف محرز بشود وقتى که محرز شد حکومت یا جناب بخشدار باید علت استنکاف را تحقیق بکند و در صدد رفع آن شکایت بر‌آید اگر با این حال در استنکاف خودشان باقى بودند به وزارت کشور اطلاع بدهد و آن وقت اعضا را تعیین بکند جریان این ماده در نظر آقایان با سرعت فوق‌العاده چقدر باید طول بکشد؟ با سرعت قرن اتم چقدر باید طول بکشد؟ با سرعت قرن اتم آیا ممکن است که زودتر از 24 ساعت این کار بشود؟ وقتى که استنکاف محرز شد و از حضور در مجلس خوددارى کردند و علت را ازشان پرسیدند در صدد رفع علت برآمدند تازه اگر نشد به وزارت کشور اطلاع بدهند و بعد به جاى مستنکفین یک عده به قید قرعه انتخاب بکنند بنده فکر نمی‌کنم به هیچ حسابى با سرعتى که در سریع‌ترین ممالک مثل آمریکا هم دارد زودتر از یک روز بشود تمام این جریان یعنى محرز شدن استنکاف اطلاع به استاندارى اعزام بازرس را انجام داد البته در پرونده نوشته که مراتب به استاندارى اطلاع داده شد صبح ساعت 8 صبح رفتند دیدند این پنج نفر نیامدند فوراً دعوت‌نامه فرستادند و اینها نیامدند و فهمیدند که مستنکف‌اند فوراً نامه نوشتند به اصفهان آقاى امیر‌نصرت اسکندرى با آن سرعت عملى که دارند و فوراً یک بازرس گذاشتند توى موشک فرستادند بازرس آمده است رسیدگى کرده است گزارش داده است دعوت کرده‌اند که اعضاى على‌البدل انتخاب بشوند قرعه‌کشى کردند اعضاى على‌البدل انتخاب شدند آن وقت اعضاى على‌البدل آمدند نشستند هیئت رئیسه انتخاب کردند هیئت رئیسه جدید شروع به کار کرده شروع به اخذ رأى کردند تمام این جریانى که خدمت‌تان عرض می‌کنم یک ساعت و نیم طول کشیده ساعت هفت آمده‌اند آنجا ساعت هشت و نیم شروع کرده‌اند به اخذ آرا اینها از اتم و فشفشه و معجزه طى‌الارض و بشقاب پرنده و تمام اینها سریع‌تر بوده است البته این از آن چیزهایى است که توى قوطى لوطى غلامحسین پیدا می‌شود این یکى از آنهاست والا با هر حسابى که شما بخواهید حساب کنید این یک روز طول می‌کشد یک روز کمتر ممکن نیست ولى این جریان یک ساعت و نیم طول کشیده (دکتر کیان - آقاى شهیدى در نجف‌آباد چند تا رأى داشتند؟) حوزه نجف‌آباد آقاى دکتر نیرومند 3800 رأى، آقاى شهیدى 2700 رأى، ببخشید نه! این حوزه است گمان می‌کنم سیصد رأى داشتند ولى ایشان اگر تمام آرای نجف‌آباد را هم به جاى این سیصد رأى می‌داشتند براى من هیچ جاى تعجب نبود جایى که آقاى دکتر مصدق،  حضرت آیت‌الله کاشانى و یک عده دیگرى که مورد توجه مردم هستند امضاء کرده باشند که ایشان آدم خوبى هستند به ایشان رأى بدهید اگر کرمان هم تشریف مى‌آوردند از آقاى مهندس رضوى و بنده هم بیشتر رأى داشتند. عده‌اى از آقایان چند تا یادداشت داده‌اند که خسته شده‌ایم و بقیه موضوع را بگذاریم براى اول جلسه روز یکشنبه.

نائب رئیس - اگر روز یکشنبه جلسه باشد.

دکتر بقایى - چون باید معاون وزارت دفاع ملى جواب سؤال بنده را بدهند.

+++

و یک هفته می‌گذرد و این بر‌خلاف قانون است‏.

نائب رئیس - می‌گذاریم براى بعد.

دکتر بقایى - این‌ هم یک موضوعى است من از آقایان محترم تقاضا می‌کنم که موافقت بفرمایند این سؤال مطرح شود آقایان می‌خواهند یک ماه مجلس را تعطیل کنند یک ماه دیگر وزارت دفاع ملى تحت سرپرستى سرلشگر وثوق باشد این یعنى انتحار (خلخالى - بنده هم راجع به سرلشگر مقبلى و سرتیپ نخعى مطالبى دارم) این را من اینجا حضور آقایان عرض می‌کنم که اجازه بدهید این موضوع یکشنبه اینجا مطرح شود براى این که آقایان مى‌خواهند مجلس را تعطیل کنند و یک ماه دیگر سرلشگر وثوق معاون وزارت دفاع ملى باقى باشد.

نائب رئیس - پرونده انتخابات نجف‌آباد مطرح است و جنابعالى در حدود یک ساعت صحبت فرمودید چهار دقیقه دیگر از وقت شما باقى است و اگر وقت بیشتر مى‌خواهید از مجلس اجازه بخواهید این یک مطلب دیگرى است و بایستى نظر مجلس معین بشود.

دکتر بقایى - چون بنده و آقاى زهرى معترض به این پرونده بودیم و آقاى زهرى هم به طوری که آقایان اطلاع دارند به علت کسالت که دارند نمی‌توانند در مجلس حاضر شوند و تحت معالجه هستند ایشان وقت‌شان را به بنده واگذار کردند بسته است به نظر آقایان یا خود آقایان به بنده وقت بدهند.

نائب رئیس - اجازه بفرمایید چقدر وقت می‌خواهید؟

دکتر بقایى - یک ساعت‏

نائب رئیس - چون آقاى زهرى غایب هستند حق‌شان در این مورد ساقط است و نمی‌توانند به کسى دیگرى واگذار کنند آقایان تشریف بیاورند رأى می‌گیریم. موضوع پرونده انتخابات نجف‌آباد است فعلاً راى می‌گیریم آقایانى که موافقت دارند در جلسه آینده آقاى دکتر بقایى یک‌ ساعت دیگر در این‌ خصوص صحبت بفرمایند قیام بفرمایند درست توجه کنید این رأیى که می‌گیریم راجع به این جلسه نیست مربوط به جلسه آینده است چون آقاى دکتر بقایى فرمودند در جلسه آینده یک ساعت دیگر می‌خواهند صحبت کنند رأى می‌گیریم آقایانى که موافقند قیام فرمایند (بیشتر نمایندگان قیام نمودند) تصویب شد. پس این موضوع می‌ماند براى جلسه بعد.

7- مذاکره و تصویب تعطیل جلسات تا پانزده مهر ختم جلسه‏

نائب رئیس - اکنون لازم می‌دانم نظر آقایان نمایندگان محترم را به این نکته جلب کنم که از طرفى مطلب مهمى فعلاً در دستور مجلس نیست از طرف دیگر با اعطاى اختیارات به شخص آقاى نخست‌وزیر مجلس شوراى ملى راه اصلاحات اساسى مملکت را باز نموده و حالا بر عهده ایشان و دولت حاضر است که هر چه زودتر قدم‌هاى قانونى سریع و مؤثرى براى ایجاد عدالت اجتماعى و امنیت قضایى و تقویت سازمان‌هاى انتظامى ملى بردارد و البته مجلس شوراى ملى هم کمال مراقبت را در حسن انجام این منظور خواهد داشت و براى این که آقایان نمایندگان محترم پس از دوران تاریخى اخیر با تجدید قوا و تهیه نیروى خدمتگزارى بتوانند در انجام وظایف مقدس ملى خود اقدام فرمایند هر گاه موافقت داشته باشند با استفاده از ماده 192 آیین‌نامه داخلى مجلس شوراى ملى از تاریخ شنبه 25 مرداد تا تاریخ چهارشنبه 26 شهریور ماه شعب و کمیسیون‌هاى قانونى مجلس مشغول کار شده و مقدمات کار جلسات علنى را فراهم نمایند.

بدیهى است چنانچه در این فاصله موضوع و مطلب مهمى پیش آمد که احتیاج به تشکیل جلسه علنى مجلس شوراى ملى احساس شود علاوه بر آن که دولت همواره قانوناً می‌تواند به تشکیل جلسه فوق‌العاده نمایندگان محترم را دعوت نماید اجازه فرموده‌اید که عین اختیار کتباً به مقام ریاست مجلس واگذار شود.

پس از آن که شعب و کمیسیون‌ها مشغول به کار شدند با توجه به این که پس از 26 شهریور مصادف با فرا رسیدن ایام عاشورا خواهیم بود جلسه علنى آینده مجلس را براى سه ساعت قبل از ظهر روز سه‌شنبه 15 مهر قرار می‌دهم و چنانچه آقایان محترم نظر دیگرى نداشته باشند تقاضا می‌کنم به همین طریق قیام فرموده و موضوع را تصویب فرمایند و اگر نظرى داشته باشند یک نفر مخالف و یک نفر موافق صحبت کرده بعد رأى می‌گیریم ضمناً بدیهى است چون در تعطیل موقت یک ماه مجلس شوراى ملى ممکن است تشکیل جلسه لازم شود آقایان محترم از مسافرت به خارج مملکت خوددارى خواهند فرمود و در داخله کشور هم هر جا مسافرت می‌فرمایند آدرس خود را به دفتر مجلس اطلاع می‌دهند. حالا یک نفر از آقایان که مخالف هستند بفرمایند. آقاى خسرو قشقایى‏.

خسرو قشقایى - بنده با این که می‌دانم آقایان تصمیم گرفته‌اند که مجلس تعطیل شود و دلایلى هم دارند به نظر خودشان که تعطیل مجلس را لازم می‌دانند ولى بنده مخالف هستم و عرایضى داشتم که لازم بود به عرض آقایان برسانم که تعطیل شدن مجلس در این موقع حساس به هیچ وجه به صلاح مملکت نیست (صحیح است) (حاج سید‌جوادى - صحیح نیست) حالا به نظر آقاى سید‌جوادى صحیح نیست من خیلى خوشوقتم که ایشان مخالف هستند درست است که ما اختیاراتى به دولت داده‌ایم ولى دولت باید کار خودش را انجام بدهد و ما ناظر باشیم (همهمه نمایندگان) (افشار - ما از خودمان که سلب اختیار نکردیم) آقایان اجازه بدهند من عرایضم را بکنم آن وقت آقایان ممکن است اجازه بگیرند و به عنوان مخالف صحبت بفرمایند عده زیادى از آقایان در روز سى‌ام تیر اینجا تشریف نداشتند بنده خودم شخصاً و جناب آقاى دکتر معظمى که یک قدرى دیرتر تشریف آوردند نتوانستیم اول وقت خودمان را به مجلس برسانیم و بنده می‌دانم آن اشخاصی که شکست خورده‌اند آرام نیستند ما که برویم کمپلوهایى می‌کنند مشغول زد و بندهایى هم همین حالا هستند حالا به چه صورت‌هایى بزرگ یا کوچک قطعاً در آینده به یک صورتى بروز خواهد کرد من از آقایان استدعا مى‌کنم که یک توجهى بفرمایند که این تعطیل مجلس یک صورتى بشود یک قدرى دیرتر بشود حالا که ما تمام تابستان را اینجا گذارنیده‌ایم یک ماه یا چهل روز دیگر اینجا بمانیم مانعى نخواهد داشت و بنده خواستم از موقع استفاده کنم و صبح امروز می‌خواستم نطق قبل از دستور بکنم متأسفانه دستم درد می‌کرد و نتوانستم بیایم خواستم به دولت تذکر بدهم که اوضاع کردستان خیلى خوب نیست و مردم آنجا ناراضى هستند این دولت جدید باید یک مأمورین صالحى بفرستد در کردستان ....

نائب رئیس - در موضوعى که مطرح است صحبت کنید.

خسرو قشقایى - دولت باید به مردم آنجا بگوید که آن دستگاه سابق دولت کتابش بسته شده و یک کتاب جدیدى براى دستگاه دولت باز شده و کردها که واقعاً مردمان با شرف و وطن‌پرستى هستند و اخیراً سیاست‌هاى داخلى و خارجى این اشخاص وطن‌پرست را رنجیده‌خاطر کرده است دولت باید این رنجش را رفع بکند و رضایت خاطر آنها را فراهم کند موضوع دیگرى که خیلى مهم است موضوع ارتش است که در ارتش افسران شرافتمندى هستند که متأسفانه در گذشته به اینها توجهى نشده مخصوصاً در دادن درجه‌ها الان یکى از رفقاى خودمان اینجا هستند آقاى سرهنگ اخگر که مدت بیست سال است در همان درجه سرهنگى ماندند و باز هم با همان درجه سرهنگى آمدند به مجلس بنده خواستم دولت توجه کند و این افسرانى که انتظام این مملکت را به عهده گرفته‌اند مخصوصاً آنهایى که امسال بهشان درجه داده نشده و افسران شریفى هستند که از سرتیپ به پایین‌تر هستند دولت باید یک توجه مخصوصى بکند این افسرانى که مى‌خواهند شرافتمندانه به این مملکت خدمت کنند و هیچ وقت شانس ندارند که به این مملکت خدمت کنند مثلاً این سرهنگ کافى را که رئیس رکن 2 بوده همین که او را از آنجا برمى‌دارند می‌گذارند به ریاست مرزبانى آقا شانس بدهید که دیگران بیایند خدمت بکنند شانس بدهید که به این سرهنگ‌هاى جوان به این افسران جوان که بیایند به این مملکت خدمت کنند چه مانعى دارد فرمانده لشگر یک سرهنگ جوان تحصیل‌کرده لایق بشود؟ دیگر بنده نظرى ندارم و از آقایان خواهش می‌کنم که راجع به این تعطیل توجه بیشترى بشود.

نائب رئیس - آقاى کریمى از ماده 90 می‌خواهید استفاده کنید؟ (کریمى - بلى) آقاى اخگر موافق هستید؟ (اخگر - بنده مخالفم) آقاى ملک‌مدنى موافق هستید؟ (ملک‌مدنى - بلى) بفرمایید.

ملک‌مدنى - به عقیده بنده هیچ وقت اوضاع مملکت مثل حالا خوب و آرام نبوده است زیرا دولت مسلط بر اوضاع و احوال است مجلس هم اختیارات تام به جناب آقاى دکتر مصدق داده است ایشان هم مشغول انجام وظیفه‌شان هستند مجلس هم همیشه و در ایام گذشته یک ماه تعطیل تابستانى داشته (نبوى - طبق قانون اساسى و آیین‌نامه) و حالا هم باید از این تعطیل استفاده کند اگر عناصرى هم یک افکارى داشته باشند وظیفه دولت است که متوجه باشد که اشخاصى که خطاکار هستند جلوى آنها را بگیرد جناب آقاى رئیس هم بیانى فرمودند که اگر چنانچه یک موقعى لازم باشد که نمایندگان جلسه فوق‌العاده‌اى تشکیل بدهند بنده از طرف مجلس عرض می‌کنم به مقام ریاست که در هر موقعى که ضرورت داشت خبر بدهند که جلسه را تشکیل بدهند همه فوراً حاضر می‌شویم حالا هم که مثل گذشته نیست هر جاى مملکت باشند فوراً مطلع می‌شوند و از دورترین نقاط مملکت در عرض 24 ساعت می‌توانند به تهران حاضر شوند (صحیح است) فرض بفرمایید در خراسان یا فارس یا تبریز یا نقاط دیگر هر جا باشند به محض این که خبر بدهند در ظرف بیست و چهار ساعت می‌شود به تهران آمد بنده تصور مى‌کنم خوب است آقایانى که مخالفت می‌کنند مخالفت خودشان را پس بگیرند موافقت فرمایند که یک ماه تعطیل بشود و بعد از یک ماه هم بیاییم به مرکز و کارهاى خودمان را بکنیم ما اختیار تام دادیم به آقاى نخست‌وزیر و ایشان موظفند که در ظرف شش ماه کار کنند و نتیجه‌اش را به اطلاع مجلس برسانند.

نمایندگان - رأى‏

نائب رئیس - اعلام رأى می‌کنم به تعطیل قانون آقایانى که موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد، جلسه آینده به طورى که عرض کردم روز پانزدهم مهر ماه تشکیل خواهد شد.

(مجلس دو ساعت و یک ربع بعد از ظهر ختم شد)

نائب رئیس مجلس شوراى ملى - احمد رضوى‏

+++                       

یادداشت ها
Parameter:294765!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)