کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/28]

جلسه: 27 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 4 خرداد 1329  

فهرست مطالب:‏

1-تصویب صورت مجلس 26 اردیبهشت ماه.

2-بیانات آقایان دکتر مصدق و نخست وزیر.

3-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى نخست وزیر.

4-بیانات آقایان وزیر کشور و وزیر دارایى و وزیرجنگ‏

5-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 27

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 4 خرداد 1329

 

فهرست مطالب:‏

1-تصویب صورت مجلس 26 اردیبهشت ماه.

2-بیانات آقایان دکتر مصدق و نخست وزیر.

3-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى نخست وزیر.

4-بیانات آقایان وزیر کشور و وزیر دارایى و وزیرجنگ‏

5-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

 

مجلس دو ساعت و سى و پنج دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى دکتر معظمى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1-تصویب صورت مجلس 26 اردیبهشت ماه‏

نایب رئیس- صورت غایبین جلسه گذشته قرائت می‌شود: (به شرح ذیل قرائت شد)

غایبین با اجازه- آقایان: حسین فرهودى- محمودى- منصف- مسعودى- فقیه‌زاده- دکترطبا - دکترسید امامى.

غایبین بى‌اجازه- آقایان: دکتر مصباح‌زاده- صفوى قهرمان- سنندجى- امینى- سرتیپ‌زاده- اسکندرى- اقبال- معدل شیراز ى- دکتر مصدق- تیمورتاش.

دیر‌آمده با اجازه آقاى آشتیانى‌زاده دو ساعت و سى دقیقه‏

دیر‌آمدگان بى‌اجازه- آقایان: خاکباز- تولیت- شهاب خسروانى- حسن اکبر- پیراسته‏

نایب رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس 26 اردیبهشت تصویب شد

2-بیانات آقایان دکتر مصدق و نخست وزیر

نایب رئیس- مواد 88 و 204 و 206 آیین‌نامه داخلى قرائت می‌شود. (مواد فوق به وسیله آقاى صدرزاده- منشى- به شرح آتى خوانده شد)

ماده 204- مخبرین جراید و تماشاچیان با داشتن بلیط مخصوص همان جلسه که با مهر اداره کارپردازى و امضاى یکى از کارپردازان صادر شده باشد و نیز مأمورین انتظامى به دستور رئیس مجلس در محل‌هاى مخصوص حق حضور خواهند داشت و باید در تمام مدت جلسه ساکت باشند و از هرگونه تظاهر خوددارى کنند و گرنه به امر رئیس از مجلس اخراج مى‌شوند.

ماده 206- هر یک از تماشاچیان و نمایندگان جراید که باعث اغتشاش یا اختلال نظم مجلس شود و یا نسبت به رئیس یا نمایندگان مجلس و یا وزرا و معاونین و یا سایر افراد توهین و یاتهدید نماید به امر رئیس مجلس از تالار جلسه اخراج و توقیف می‌شود در صورتی که عمل او مستوجب تعقیبات کیفرى باشد در ظرف 24 ساعت به مراجع صالحه تسلیم خواهد شد.

ماده 88- قطع کلام و استعمال الفاظ زشت و توهین و توضیحات خصوصى شخصى و هرگونه حرکات و تظاهراتی که موجب بی‌نظمى مجلس باشد ممنوع است و مرتکب مشمول مجازات مندرجه در مواد 95 الى 107 خواهد گردید.

نایب رئیس- بنابراین تمنا می‌کنم که آقایان رعایت نظم را بفرمایند در صورتی که اشخاص مخل نظم باشند طبق مقررات با کمال اقتدار از نظامنامه عمل خواهد شد (صحیح است) در جلسه قبل اجازه داده شده است که آقاى دکتر مصدق صحبت نمایند (بعضى از نمایندگان- بلند‌تر) در جلسه قبل نامه‌اى از آقاى دکتر مصدق قرائت شد، ولى چون طبق معمول باید در ورقه اسم‌نویسى شده باشد این است که آقایان دهقان دکتر بقایى و مکى اسم‌نویسى کردند و حالا آقاى مکى حاضر شده‌اند نوبت خودشان را به آقاى دکتر مصدق واگذار بکنند.

دکتر مصدق- بسیارخوب

+++

نایب رئیس- به این ترتیب حق تقدم با آقاى دهقان است آقاى دهقان هم اگر موافقت مى‌کنند.

دهقان- بنده هم با کمال میل حق تقدم خودم را به آقاى دکتر مصدق تقدیم می‌کنم.

دکتر مصدق- من نمى‌خواهم. دلیل دارم.

نایب رئیس- بفرمایید. خواهش می‌کنم.

دکتر مصدق- جلسه قبل من حالم خوب نبود نتوانستم به مجلس بیایم شرحى به مجلس شورای ملى عرض کردم و فرستادم گویا آن جلسه جناب آقاى گنجه‌اى نایب رئیس بودند. من به مجلس نوشتم و از مجلس اجازه خواستم که به من اجازه بدهند عرایضم و مطالبم را به عرض ملت ایران برسانم اگر آن کاغذ نمى‌بایست در مجلس قرائت شود و صلاح نبود نمى‌بایست قرائت شده باشد وقتى که نامه قرائت شد آن را نمى‌بایست به جاى نام‌نویسى تلقى کرد من نام‌نویسى نکرده‌ام و امروز مى‌خواهم با اجازه مجلس در صلاح مملکت عرایضى در این مجلس بکنم مجلس اجازه می‌دهد نطقم تا هر وقت که طول بکشد ادامه خواهم داد نمی‌دهد شما را به خدا مى‌سپارم.

نایب رئیس- آقاى دکتر بفرمایید

جمعى از نمایندگان- همه موافقند بفرمایید

نایب رئیس- عرض کردم حالا بفرمایید و براى این که سوء‌تفاهمى نشود مجلس به جنابعالى اجازه داده است مطابق نظامنامه یک ربع که تمام شد بعد راى می‌گیریم‏

دکتر مصدق- چرا توجه به عرضم نمى‌کنید بنده اجازه خاصى خواستم رأى بگیرید مجلس رأى می‌دهد می‌روم.

نمایندگان- رأى بگیرید

دکتر مصدق- مجلس هر وقت حق به من داد حرف می‌زنم.

جمعى از نمایندگان- همه موافقند- رأى می‌دهیم‏

دکتر مصدق- خواهش می‌کنم وسط حرف من آقایان صحبت نکنند نه تحسین نه تنقید هر کس حرف دارد بعد بیاید بگوید بعد از من آقاى دهقان اجازه گرفتند بیایند صحبت کنند. (در این موقع آقاى دکتر مصدق چند نسخه از متن نطق خودشان را براى درج در جراید وابسته به جبهه ملى و اطلاعات و کیهان به آقاى مکى دادند) یکى از روزها که در میتینگ صحبت می‌کردم بعد از میتینگ کسى گفت شما مثل آدم چهل ساله صحبت کردید گفتم که من چهل سال خیلى بیش‌تر دارم ولى معلوم نیست چرا سن من هى بالا می‌رود و سن آقاى دکتر طاهرى برعکس پایین مى‌آید آقاى دکتر طاهرى را هر کس نگاه کند و به من هم نگاه کند سن مرا از ایشان خیلى کم‌تر می‌داند بنده مطابق عقد‌نامه مادرم 68 سال و سه ماه دارم یعنى از آن روزی که مادرم به عقد پدرم درآمده اگر بعد از نه ماه من متولد شده باشم 68 سال و سه ماه دارم قرآنی که سنم در آن نوشته شده پیدا نکردم اگر پیدا کنم تاریخ قطعى تولدم معلوم می‌شود که سن من از این کم‌تر است از این عرض مقصودم این نیست وکیل شوم خدا شاهد است که حالم اجازه نمی‌دهد بیایم اینجا صحبت کنم کارى است گردنم افتاده و گرفتار شده‌ام.

سى سال قبل که من وزیر مالیه بودم هر روزنامه‌اى که مى‌خواست از من تنقید بکند اول تعریفى از وزیر جنگ وقت یعنى اعلیحضرت شاه فقید می‌نمود و بعد شروع به تنقید از من می‌کرد وقتی که شکایت مى‌کردم وزیر جنگ مى‌فرمود چیز بدى ننوشته‌اند من هم سعى کرده‌ام که در نطق کتبى خود از کسى بد ننویسم تا آقایان بفرمایند عیبى ندارد و صحبت کنم اکنون نطقى که تهیه کرده‌ام و پس از آن هم عرایضى دارم که عرض می‌کنم. درباب مجلس مؤسسان.

بعد از مجلسى که به عنوان مجلس مؤسسان برخلاف افکار عمومى تشکیل شد و از این مردم کسى به سمت نمایندگى در آن نبود که از قانون اساسى یعنى خون‌بهاى شهداى آزادى دفاع کند اینجانب تصمیم گرفتم که در اولین مرحله امکان آنچه در صلاح مملکت و شخص اعلیحضرت همایون شاهنشاهى است به عرض ملت ایران برسانم و در 16 جلسه همین مجلس مطالبى به اختصار گفتم که تمام آنها در جراید نوشته نشد اکنون باز موقعى به دست آمده است این که نظریات خود را در این جلسه عرض کنم و قضاوت آن را به عهده هموطنان عزیز و بی‌غرض محول نمایم.

من نمى‌گویم قانون اساسى که زاده فکر بشر است لایتغیر است ولى می‌گویم قانون اساسى را باید نمایندگان حقیقى ملت تغییر دهند و هر گونه تغییرى که غیر از این باشد مورد تصدیق ملت ایران نیست و کار مجلس مؤسسان بى‌ارزش و غیر معتبر است. از فوت بانى مشروطیت رحمت‌الله علیه هنوز نیم قرن نمى‌گذرد که ما با 5 پادشاه مواجه شده‌ایم و امیدواریم که پادشاه جوان‌بخت ما به عمر طبیعى برسند و سالیان دراز سایه بلندشان بر سر ما مستدام بماند ولى این دعاى خیر مستلزم این نیست که قانون از نظر اشخاص وضع شود ولو هر قدرخوب باشند قانون را باید طورى وضع نمود که اشخاص بد نتوانند برخلاف مصالح مملکت و در نفع خود از آن استفاده نمایند.

استفاده از حق انحلال بدون قید و شرط گذشته از این که مجلس و مملکت را دچار مشکلات می‌کند براى نمایندگان مجلس هم متضمن ضررهاى بسیار است یک نماینده حقیقى ملت چقدر باید در افکار مردم رسوخ پیدا کند و چقدر باید مورد اعتماد جامعه باشد تا بتواند حائز مقام نمایندگى شود آیا سزاوار است که ناکهان مجلس منحل شود و نمایندگان از مأموریتى که مردم به آنها داده‌اند برکنار گردند.

مطلوب ما این است که دولت در انتخابات دخالت نکند و نمایندگان مجلس را مردم خود انتخاب نمایند تا بتوانند براى مردم وضعیات بهترى ایجاد کنند تهدید به انحلال حربه ظالمانه‌اى است که اشخاص مغرض می‌توانند به کار برند و نمایندگان را همیشه متزلزل کنند به طوری که نتوانند کوچک‌ترین خدمتى به مملکت بنمایند. از کلمه انحلال در سایر ممالک چیز‌هایى می‌فهمند که ما نمى‌توانیم آن را درک کنیم.

در ممالکى که احزاب سیاسى بزرگ و قوى دارند وقتى که هیچ یک از آنها نتوانند در مجلس یک اکثریت قابل توجهى تشکیل دهند مثل انتخابات اخیر انگلستان مجلس را منحل می‌کنند تا در انتخابات بعد ملت یکى از دو حزب را تقویت کند و آن حزب در مجلس اکثریت بزرگى تشکیل دهد و با پشتیبانى مردم به وظایف خود نسبت به مملکت عمل نماید.

در ممالک دیگر هم که احزاب بزرگ نیست و نمایندگان احزاب مختلفه روى نظریات مسلکى و سیاسى متحد شوند و دولت‌ها را پى در پى ساقط مى‌نماید باز مجلس را منحل می‌کنند و جامعه را به حکمیت دعوت می‌نمایند تا اگر مردم دولت را ذیحق بداند آن وکلا انتخاب نشوند و الا نمایندگانى داراى همان عقیده انتخاب شوند و دولت را به وظایف خود یعنى تبعیت از افکار مردم آشنا نمایند.

یک نظرى به آمار ادوار تقنینیه ثابت می‌کند که نمایندگان هر دوره تا ماه‌هاى آخر دوره توانسته‌اند تا حدى انجام وظیفه بکنند یعنى حاضر نشوند با هر لایحه‌اى که دولت به مجلس آورده است بى‌چون و چرا موافقت کنند و فقط در ماه‌هاى آخر دوره که کار انتخابات دوره بعد پیش آمده و به دولت محتاج شده‌اند با لوایح دولت ولو به ضرر مملکت موافقت کرده‌اند.

ولى اکنون حربه انحلال نمایندگان را نه تنها در اواخر دوره بلکه از اول تا آخر متزلزل کرده است و یقین دارم که در صورت امکان انحلال در مقابل هیچ پیش‌آمدى نمى‌توانند از خود شخصیتى بروز دهند و با لوایح دولت یعنى آن لوایحى که روى سیاست‌هاى معینى به مجلس مى‌آید مخالفت نمایند.

نسبت به اصل 49 که مى‌گویند مقصود از تجدید نظر این نیست که مجلس مطابق نظریات شاه رأى بدهد بلکه مقصود این است که مجلس در قانون تجدید نظر کند و هرچه بعد تصویب نمود به توشیح برسد گمان نمى‌کنم این استدلال لزوم تغییر اصل 49 را ایجاب کندچه هیچ مجلسى نیست که با نظریات خیر‌خواهانه شاه در حین تصویب قانون مخالفت کند.

مجلس اگر به افکار مردم عادى که در صلاح مملکت اظهار کنند توجه ننمود منفور جامعه می‌شود در این صورت چطور ممکن است که شاه توسط دولت امرى در خیر جامعه بدهد و بخواهد مجلس را در راه خیر و صلاح هدایت کند و مجلس با امر شاه خیرخواه برخلاف اصل 27 متمم قانون اساسى که مى‌گوید: (قوه مقننه که مخصوص است به وضع و تهذیب قوانین و این قوه ناشى می‌شود از اعلیحضرت شاهنشاهى و مجلس شورای ملى و مجلس سنا و هر یک از این سه قوه منشا حق انشا قانون را دارد) موافقت نکند.

+++

بدى اوضاع و طرز کار نمایندگان.

از بدى اوضاع چیزى عرض نمی‌کنم و کسى نیست منکر باشد که فقر و بیچارگى و عدم رضایت مردم متضمن هرگونه خطر است.

و علت اصلى این اوضاع ناگوار این است که انتخابات مجلس شورای ملى غیر از دوره اول و تا حدى دوره دویم و سیم در سایر ادوار آزاد نبوده و نمایندگان مجلس با مردم از نظر انتخابات ارتباطى نداشته‌اند.

قطعاً این اوضاع قابل دوام نیست در این صورت آیا بهتر نیست که ترتیبى پیش آید که این وضعیت دلخراش هرچه زودتر تغیییر کند و رفاهیت و آسایش براى این مردم فراهم شود.

قبل از آمدن به مجلس نظر ما این بود که رویه سابق خود را ادامه دهیم یعنى به تشکیل یک اقلیتى در مجلس قناعت کنیم ولى بعد از مطالعه اوضاع مملکت این طور به نظر رسید که تشکیل اقلیت فعلاً مصلحت نیست و بهتر است که از دولت بخواهیم لوایح مفیدى تقدیم مجلس کند و در اصلاحات قدم‌هاى سریع و مؤثرى بردارد.

چنانچه دولت لوایح مفیدى به مجلس داد موافقت کنیم و جنبه منفى را وقتى به کاربریم که از دولت به کلى مأیوس شویم.

در اینجا باید توضیح دهم که مردم بیچاره در کار خیر به سابقه خوب یا بد اشخاص نگاه نمى‌کنند سابقه اشخاص هر قدر خوب باشد وقتی که به مردم خدمت نکند براى مردم فرق نمى‌کند و بالعکس.

مردم مى‌خواهند آسوده و از این زندگى فلاکت‌بار راحت شوند هر کس در این روز به مردم خدمت بکند سابقه‌اش هر چه باشد مردم با او موافقند.

مردمى که امروز محتاج به یک لقمه نانند برایشان چه فرق می‌کند که این نان از دست اشخاص خوب برسد یا از دست آنهایى که نان را قطع کرده و آنان را به این روز سیاه نشانیده‌اند.

انتخابات تهران ثابت نمود که مردم از اشخاص فداکار از اشخاصى که در خیر جامعه قدم برمى‌دارند تقدیر مى‌کنند اکنون بر ما است که در عمل خود را خیرخواه معرفى کنیم تا جامعه هم ما را مشمول توجهات خود قرار دهد.

وقتی که ما مورد اعتماد مردم شویم هیچ قوه‌اى نمى‌تواند که برخلاف افکارعمومى کوچک‌ترین عملى بر ضرر ما بکند.

از این مقدمه این نتیجه گرفته می‌شود که براى اصلاحات و براى جلوگیرى از هر پیش‌آمدى امروز غیر از این مجلس مرجع دیگرى دیده نمی‌شود ولى بسیار متأسفم که مجلس مى‌خواهد با طرز کار خود امید مردم را به یأس مبدل کند.

تا نمایندگان براى خود شخصیتى قائل نشوند و تا طرز کار خود را تغییر ندهند این مجلس به هیچ‌گونه اصلاحى موفق نمی‌شود.

از تفصیل قضایایى که باعث رکود کار و اتلاف وقت مجلس می‌شود فعلاً صرف‌نظر می‌کنم ولى از ذکر این نکته ناگزیرم که طرز مذاکرات مجلس هم یکى از علل تعویق و حتى تعطیل کار است توضیح آن که در هر لایحه و طرحى که مطرح می‌شود اگر هر کس اظهار نظر نمود و پیشنهاد داد کار این مجلس تا آخر دوره به هیچ کجا نمی‌رسد.

در ممالکى که دولت از احزاب بزرگ تشکیل می‌شود چون لایحه دولت و طرح نمایندگان فکر حزب و جمعیت است در مجلس زیاد در آن بحث نمی‌شود.

در ممالکى که احزاب بزرگ نیست و دسته‌جات پارلمانى از نظر نزدیکى مسلک و مرام با هم متحد می‌شوند افراد نظریات شخصى اظهار نمى‌کنند و پیشنهاد انفرادى نمى‌دهند و باز کار به سرعت مى‌گذرد.

ولى در این مجلس تاکنون این قاعده رعایت نشده مگر در زمان دیکتاتورى که هیچ کس قادرنبود از ترس دولت در مجلس اظهارى بنماید.

پس ما باید راهى برویم که دیگران رفته‌اند اکنون که در این مملکت حزب قوى نیست و دسته‌جات پارلمانى هم روى مسلک و مرام خاصى نمى‌توانند با هم متحد شوند آیا بهتر نیست که لایحه یا طرح در فراکسیون بحث و شور بشود و در مجلس فقط یکى از اعضا از طرف فراکسیون اظهار نظر پیشنهاد خود را به مجلس تقدیم نمایند

چنانچه این رویه معمول شود ممکن است ما در این دوره به اصلاحاتى موفق شویم و الا عمر این مجلس هم تمام می‌شود و مردم بیچاره و بدبخت حق دارند ما را که هیچ کارى نکرده‌ایم لعنت نمایند

انتظارات ما از نخست وزیر

اولین روزى که با جناب آقاى نخست وزیر داخل مذاکره شدم از ایشان این تمنا رانمودم که قدم‌هاى بزرگى براى اصلاح کار و علاج فقر و بیچارگى مردم بردارند و چنانچه متعرضین نگذاشتند موفق شوند از کار با نام نیک برکنار می‌شوند و اگر هم مانعى روى نداد و موفق شدند در تاریخ مملکت نام نیکى از خود به یادگار می‌گذارند.

ایشان لایحه قانون انتخابات و مطبوعات را پیشنهاد مجلس نمودند و لایحه حکومت نظامى را هم در نظر دارند تقدیم کنند که ما با این که چندان امید نداریم از این مجلس بگذرد از ایشان نهایت تشکر را داریم.

ولى بدبختانه کارهایى هم شده که برخلاف انتظار بوده است و کارهایى هم در شرف انجام شدن است که برخلاف افکار عمومى است.

از جمله کارهایى که برخلاف انتظار واقع شده انتخاب وزیر کشور و استاندار فارس و رئیس شهربانى است که نسبت به هر کدام شمه‌اى عرض می‌شود.

مردم انتظارداشتند که آقاى ابراهیم زند وزیرکشور سابق تغییر نکند و چنانچه مأموریت ایشان در آذربایجان ضرورت داشت وزیر کشورى که مورد توجه افکار عمومى باشد به جاى ایشان بیاید تا انتخابات نقاطى که شروع شده و ناتمام است و یا شروع نشده بر طبق آمال و آرزوى وطن‌پرستان خاتمه یابد.

من نمى‌خواهم عرض کنم وزیر فعلى کشور آن کسى است که موقع هجوم قشون خارجى انجام وظیفه ننمود و از محل مأموریت خود فرار کرد و باز نمى خواهم عرض کنم که نسبت به عملیات ایشان در استاندارى فارس مطالبى در روزنامه‌ها نوشته‌اند چه هر خبرى محتمل است که صدق باشد یا کذب ولى فقط می‌خواهم عرض را بکنم که وزیر کشور باید کسى باشد که به آزادى انتخابات ایمان داشته باشد من چطور می‌توانم ایشان را صاحب ایمان بدانم وقتى که براى آزادى انتخابات دوره 15 به خانه من آمدند و به اتفاق رفتیم به دربار و آنجا متحصن شدیم ولى بعد همین که مجلس مؤسسان تشکیل شد ایشان از آن مجلس سر در آوردند.

نسبت به آقاى گلشائیان عرض مى‌کنم که افراد هر جامعه را به سه دسته می‌توان تقسیم نمود یک اقلیت خوب و یک اقلیت بد که هر دو لا‌یتغیراند و یک اکثریت بزرگ که لایتغیر نیست و تحت تأثیر محیط ممکن است خوب شود یا بد.

هرگاه اصل مجازات و مکافات در جامعه اجرا و معمول شود چون نوع بشر همیشه دنبال نفع می‌رود مرتکب کار بد نمى‌شود.

چنانچه اصل مزبور اجرا نشد سطح اخلاقى مردم به قدرى تنزل می‌کند که اشخاص خوب در جامعه انگشت شمار بشوند.

همه می‌دانند که آقاى گلشائیان سوابق خوبى نداشت و امضاى لایحه و دفاع از شرکت نفت بر علیه مصالح ایران ایشان را بیش‌تر مفتضح و رسوا کرد.

بنابراین به جاى این که ایشان بعد از انفصال از خدمت وزارت دارایى سال‌ها از کار برکنار شوند تا از کرده خود پشیمان شده دیگر مرتکب اعمالى که برخلاف مصالح مملکت باشد نشوند بلافاصله به استاندارى فارس منصوب می‌شوند.

این طور رفتار با کسی که وزیر این ملت ولى وکیل مدافع شرکت نفت بود سبب خواهد شد که هیچ وزیرى از منافع شخصى خود صرف‌نظر نکند و کوچک‌ترین قدمى در نفع جامعه مردم بر ندارد.

و اما راجع به انتخاب رئیس شهربانى همه می‌دانند که یکى از جهات فساد این دستگاه این است که رؤسا شهربانى غالباً از اشخاصى انتخاب شده‌اند که براى حب جاه و مقام و سوء‌استفاده حاضر شدند با ناموس مردم و مملکت بازى کنند و من به جاى دور نمی‌روم و چند کلمه از آقاى سرتیپ صفارى رئیس سابق شهربانى عرض می‌کنم‏

بر احدى پوشیده نیست که در انتخابات اول تهران در این دوره چه رل زشتى بازى نمود و مرتکب

+++

چه اعمال خلاف قانون شد تا آنجا که دولت ناچار شود ایشان را ازکار شهربانى خارج و آقاى سرلشکر زاهدى را قائم مقام ایشان بکنند.

آقا ى سرلشکر برخلاف سلف خود وظیفه خود را به خوبى انجام دادند نه کسى را به دادن رأى تشویق نمود نه وسایل تعویض آرا را براى دزدان حقوق اجتماعى فراهم کرد ایشان افسرى بودند که از جنبه بی‌طرفى خارج نشدند و به افکار عمومى هم نهایت احترام گذاشتند ولى معلوم نشد که دولت از چه نظر ایشان را تغییر داد و آقاى فرخ را به ریاست شهربانى کل کشور برقرار کرد.

من از دو نظر با این انتخاب مخالفم:

اول از نظر حسن روابط بین‌المللى که لزوم نداشت در رأس این اداره کسى گمارده شود که هر اظهارى نمود بگویند از روى غرض است و بعد از این نظر که انتخاب آقاى سرلشکر زاهدى سبب شده بود که یک موازنه‌اى بین دو قوه انتظامى برقرار شود یعنى شخصیت ایشان اجازه نمی‌داد که ستاد ارتش به عناوین مختلف در امور شهربانى مداخله کند و در خیلى از امور که وظیفه ستاد ارتش و صلاح مملکت نیست افسران دخالت نمایند.

شایع است که از این تغییر می‌خواهند زمینه‌اى براى دولت دیکتاتورى تهیه کنند این است به صداى بلند در این مجلس می‌گویم که اوضاع عالم و افکار جوان مملکت دیگر اجازه نمی‌دهند که بعضى اشخاص این فکرهاى خام را در مغز خود بپرورانند ما با هر گونه حکومت قلدرى ولو به قیمت جانمان تمام شود مخالفت و مبارزه خواهیم کرد

و اما لوایحى که شهرت دارد آقاى منصور به مجلس مى‌آورند

یکى لایحه هشتاد میلیون تومان اعتبار اضافى براى مخارج مرزى مملکت است که با آن مخالفیم آقایان محترم در مملکتى که براى کارهاى ضرورى اولیه خود به عنوان کسر بودجه معطل هستند در مملکتى که زراعت و صنعتش به این روز سیاه افتاده در مملکتى که مردم آن از نعمت سلامت و فرهنگ محرومند در مملکتى که نمى‌توانند نان خالى براى مردم گرسنه خود تهیه کنند این نوع لوایح را با چه منطقى به مجلس مى‌آورند.

ما در مرزهاى خود به این خرج احتیاج نداریم اگر این روابط ما عادى است افراد فعلى بس است و چنانچه خداى نخواسته روابط غیرعادى بشود با هر قوه‌اى مقاومت غیر میسر است بنابراین درخواست این اعتبار فقط براى پر کردن جیب آنهایى است که تا کنون از مال این مردم بدبخت صاحب میلیون‌ها ثروت شده‌اند.

لایحه دیگرى که براى تهیه مقدمات ورشکست اقتصاد ما فراهم شده لایحه انتشار اسکناس است که با آن هم هیچ فرد وطن‌پرستى نمی‌تواند موافقت کند چون وقت اجازه نمی‌دهد عیوب این قبیل لوایح را توضیح دهم و تأثیر آن را در انهدام اساس اقتصادیات کشور تشریح نمایم در صورت لزوم کتباً یا شفاهاً عیب این قسم سیاست اقتصادى یعنى سیاست خودسرانه‌اى که هر وقت خواستند وسایل جریان معاملات را بدون این که مقدار معاملات و داد و ستد فزونى یافته باشد زیاد کنند توضیح خواهم داد.

این بود شمه‌اى از مطالب که مى‌خواستم در مجلس شورای ملى به عرض ملت ایران برسانم کار ما که فعلاً اقلیت مجلس را تشکیل می‌دهیم جز این نیست که ارائه طریق کنیم و راه و چاه را نشان دهیم و از ملت ایران بخواهیم که بیدار کار خود باشند و نیز مجلس و دولت را به عواقب وخیم بى‌اعتنایى به افکار عمومى متوجه کنیم و یا هر قدمى که دولت برخلاف مصلحت مملکت بردارد تاپاى جان مقاومت نماییم.

راجع به وجوهى که در بنگاه برنامه فرو می‌رود اظهار نظر خود را به وقت آقایان اظهار شخصیت کنید نه خواستم توهین کرده باشم آقایان الحمدالله همه داراى شخصیت هستند اما مى‌خواهم عرض بکنم که شما فدا کارى بکنید هر که دست ازجان بشوید هر چه در دل دارد بگوید (بابى انت وامى یا اباعبدالله) اى بزرگ‌ترین مجاهد آزادى و خیرخواه بشر.

بیستم شهریور همه زندانی‌ها و تمام اشخاصی که تحت نظر شهربانى بودند آزاد شدند و من هم آزاد شدم آقاى سپهبد احمدى نوشتند که حسب‌الامر اعلیحضرت همایونى آزاد هستید که به شهر بیایید من گفتم با شهر کارى ندارم من خیلى دلتنگ بودم و به شهر نیامدم در تمام مدت شاید دو یا سه مرتبه براى کسالت دختر مریضم به تهران آمدم دوره سیزدهم تقریباً تمام شد یک واقعه‌اى بین من و مرحوم مؤتمن‌الملک روى داد که لازم می‌دانم عرض کنم مرحوم مؤتمن‌الملک به دیدن من آمد به ایشان عرض کردم شما که انتخاب شده‌اید به مجلس می‌روید یا نه؟ گفتند من 70 سال دارم گفتم 70 سال شمسى یا قمرى گفتند قمرى گفتم پس 2 سال تفاوت دارد و دو سال وقت دارید بعد گفتند که من ناخوشم گفتم آقا ناخوشید اینجا چطور تشریف آوردید گفت دیگر آمدم گفتم مجلس هم دیگر بروید ما به شما در مجلس احتیاج داریم لازم نیست که مرتباً به مجلس بروید انتخاب مردم را قبول بکنید اگر روزى لازم شوید و ممکن است یک رأى شما سبب بشود که پنجاه نفر دیگر هم تبعیت از شما بکنند و مملکت را از روزهاى خیلى سخت نجات دهید گفتند که من نمى‌توانم قبول کنم گفتم این کرسى پارلمان امانتى است که به شما سپرده شده اگر شما آن سیزدهمى را نعم‌البدل مى‌دانید بسیار خوب استعفا بدهید ولى اگر بئس‌البدل است در این امانت خیانت کرده‌اید به جهت این که استعفاى شما سبب می‌شود که سیزدهمى بیاید جاى شما اینجا گریه زیادى کردند و خیلى متأثر شدند دفعه دومى که ایشان را دیدم منزل خودشان بود که من سعى کردم از این بابت چیزى نگویم که باز متأثر بشوند چند روز گذشت فرماندارى تهران کاغذى نوشت که شما حاضر هستید نمایندگى را قبول می‌کنید یا نه من بلافاصله به ایشان کاغذى نوشتم که قبول کنید ولى برخلاف ایشان رد کردند و همین مسئله باعث شد که من تا روزى که مرحوم شدند از ایشان دورى کنم چرا؟ براى این که ما هر چه داریم مال مردم است هر چه داریم از این مملکت است اگر بنا شد ما آن چه را که از این مردم گرفتیم به نفع این مردم به کارنبریم ما برخلاف وجدان رفتار کرده‌ایم ما می‌بایست تا آخرین لحظه تا آن ساعتى که بتوانیم در خیر این مردم عمل بکنیم و قدم برداریم این مذاکراتى بود که من با آقاى مؤتمن‌الملک کرده بودم.

قبل از این که به مجلس بیایم روزى اعلیحضرت همایون شاهنشاهى مرا احضارفرمودند که در تمام دوره سیزدهم و در تمام این دو سال همیشه شما را دعوت کردند و هر قدر چشم انداختم شما را ندیدم دیروز کسى گفت به شهر آمدید این بود که شما را احضار کردم‏

وقتی که من در زندان و در نهایت بدبختى بودم هیچ کس قادرنبود که ازمن کوچک‌ترین توسطى بکند جناب آقاى منصور نخست وزیر بودند وعده دادند ولى جرئت این که یک مذاکرات جدى بکنند نداشتند (نخست وزیر- مذاکره کردم)

عرض می‌کنم جرئت نداشتید اگر جرئت داشتید من از زندان بیرجند آزاد می‌شدم و حوادث سوم شهریور هم پیش نمى‌آمد.

لم یشکرالناس لم یشکر الله- من به خوبى و محبتى که ارنست پرن در حقم نموده است هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم ایشان اهل سوئیس و اوقاتی که اعلیحضرت همایونى شاهنشاهى در آنجا تحصیل می‌فرموده‌اند با دربار مربوط شده است آقاى پرن ناخوش و در مریضخانه نجمیه بسترى و خوب شد وقتى خواست برود از پسر من تشکر نمود پسرم گفت اگر شما می‌خواهید از من تشکر کنید بروید پدر مرا که در زندان است مرخص بکنید گفت چشم خدا شاهداست هیچ کس قادرنبود نزد شاه فقید از من شفاعت بکند مگر این شخص که رفت به اعلیحضرت عرض کرد تمام خدمات و زحماتی که در راه شما کشیده‌ام به این مصالحه مى‌کنم که یک زندانى را خلاص کنید شاه فرموده بودند از او بد نشنیده‌ام و می‌روم از او وساطت می‌کنم.

رفتند حضور پدر تاج‌دارشان و از من توسط فرمودند شاه امر کردند که یک قدرى تأمل بکنید و بالأخره بعد از بیست روز دستور دادند که مرا از زندان بیرجند به احمدآباد منتقل و در آنجا تحت مراقبت مأمورین شهربانى باشم موقع تشرف به پیشگاه اعلیحضرت عرض کردم من این خوبى را تا عمر دارم فراموش نمی‌کنم (احسنت) و تا عمر دارم کمر خدمت ذات ملوکانه را بسته‌ام اکنون که شرفیاب شده‌ام دو استدعا دارم فرمودند بگویید عرض کردم یکى این است که اعلیحضرت حساب خودتان را با حساب شاه فقید یکى نکنید و الا ورشکست می‌شوید فرمودند چرا ورشکست می‌شوم؟ گفتم براى این که اعلیحضرت فقید یک عملى در این مملکت کرده‌اند که دشمن زیاد دارند اگر شما فرمودید که هر کس با شاه مخالف بود یا شاه با او مخالف بود من هم با او مخالف هستم درست نمی‌شود الملک عقیم شاه باید بفرمایند در راه مملکت در راه وطن نه پدر دارم و نه مادر نه خواهر دارم نه برادر من شاه مملکتم اگر این طور فرمودند یک عظمت و یک جلالتى پیدا مى‌کنید که شهره آفاق

+++

شوند که پدر شاه هم باستصواب جلالت شاه جلالت پیدا می‌کند ولى اگر این کار را نکنند این را صلاح خانواده سلطنت نمی‌دانم دوم این که در امور دولتى دخالت نفرمایند به جهت این که پادشاه مشروطه آن کسى است که هیچ کس با او مخالف نباشد و همه مردم با شاه موافق باشند وقتی که شاه تشریف بردند در هیئت وزرا و فرمودند که این شخص باید استاندار باشد 9 نفر دیگری که داوطلب استاندارى هستند با شاه مخالف می‌شوند وقتی که شاه فرمودند یک نفر باید وکیل بشود 135 نفر دیگر هم همین انتظار را دارند و اگر شاه نفرمود با شاه مخالف می‌شوند بنابراین دخالت اعلیحضرت در امور مملکت به هیچ وجه به صلاح شاه و مملکت نیست.

ممالک مشروطه باید از مملکت مشروطه اصلى تقلید کند که انگلستان است اگر کسى دید که پادشاه انگلستان در یکى از این امور دخالت بکند اعلیحضرت هم بفرمایند بى‌ضرر است.

عظمت و جلالت انگلیس به این است که شاه در این قبیل امور دخالت نمی‌کند و یک رجال بزرگى آنجا هست که مملکت را به این صورت در آورده‌اند

شاید خیال نمود که در انگلستان فقط یک چرچیل و یا یک اتلى است.

عظمت و پیشرفت سیاست بین‌المللى انگلیس مرهون رجال بی‌شماری‌ است که دارد.

مملکتى که رجال نداردهیچ چیزندارد مخالفت من با دیکتاتورى این بود که از خصائص دیکتاتورى یکى این است که مملکت فاقد رجال و دیکتاتور رجل منحصر به فرد باشدآنهایى که عقیده به این رژیم دارند باید فکر کنند که بعد از دیکتاتور کار مملکت چه می‌شود.

وضعیت امروز ما عکس‌العمل دوره دیکتاتورى است اگر مملکت رجال داشت اگر مملکت اشخاص علاقمند داشت چرا وضعیت این طور بود از اعلیحضرت هیچ کس با حسن‌نیت‌تر نیست (صحیح است) شاهنشاه وطن خود را دوست دارد (صحیح است) اعلیحضرت به قدرى علاقمند به اصلاحات این مملکت است که من تصور نمی‌کنم کسى از شاهنشاه بیش‌تر علاقمند به مملکت (صحیح است) ولى وقتی که فاقد رجال باشد شاه چه می‌توانند براى مملکت بکنند وقتی که در خانه کسى نیست چطور می‌شود کار خانه را درست کرد وقتی که در مملکت رجال نباشد وقتی که در مجلس شورای ملى نمایندگان ببخشید جسارت می‌کنم و قسم می‌خورم که اگر انتخابات آزاد باشد باز مردم یک عده از شما را انتخاب می‌کنند ولى اختلاف من فقط بر سر این است که اعتبارنامه نمایندگان را کى بدهد؟

اگراعتبارنامه نمایندگان را ملت داد نمایندگان نوکر ملت می‌شوند مثل ما نوکر ملت می‌شوند مثل این که ما نوکر این ملت هستیم (اشاره به تماشاچیان) و هر چه در صلاح ملت باشند اظهار می‌کنم شما هم اگر مى‌توانید من جاى خود را به شما می‌دهم و حرف‌هایى مثل ما بزنید ما چه می‌گوییم و شما چه مى‌گویید؟ من می‌گویم چون این مردم به ما اعتبارنامه داده‌اند و ما مرهون این مردم هستیم ناچاریم براى این که بعد هم همین اعتبارنامه را از این آقایان بگیریم همان زنده باد و مرده‌ها که شنیده‌ایم بشنویم مطابق میل مردم رفتار کنیم شما اگر می‌گویید که میل مردم است و هیچ‌وقت اکثریت مملکت مال مردم است و هیچ‌وقت اکثریت مملکت کار بد نمى‌کنند در یک مملکت 15 میلیونى دزد و نادرست و پشت هم انداز معدودند بنابراین اکثریت هیچ‌وقت برخلاف مصالح مملکت رأى نمی‌دهند ولى اگر مردم دخالت نکنند و فقط چند نفر دخالت کنند آن چند نفر اشخاصى را مطابق میل و مأموریتى که دارند انتخاب می‌کنند این است که با تصدیق به این که اگر انتخابات آزاد باشد عده زیادى از شما را ملت انتخاب می‌کند چون شما اعتبارنامه از دست ملت نگرفتید نمى‌توانید به نام ملت حرف بزنید (فرامرزى- من گرفتم) شما گرفته‌اید؟ با قتل و کشتار (فرامرزى- کشتند که من وکیل نشوم و شدم) آقاى فرامرزى من که مخلصتم (زنگ رئیس ..) چطور شد شما وقتى با ما موافق بودید حالامخالف شده‌اید؟ (فرامرزى- حالاش هم موافقم) پس هیچ چیز نگویید (اطاعت می‌کنم) اگر من چیزى می‌گویم نظرى ندارم بدانید به جان خودت والله که دوستت دارم (فرامرزى- مطمئن باشید که من وکیل ملت هستم پرونده‌ام هست) (زنگ رئیس..)

اما اگر وکیل باشید وکیل شیعه نیستید.

شوشترى- همه مسلمانند این اختلاف را نیندازید.

فرامرزى- وکیل اکثریت حوزه خودم هستم.

نایب رئیس- آقاى فرامرزى تمنا مى‌کنم آقاى شوشترى تمنا می‌کنم صحبت نکنید.

دکتر مصدق- بلى صحبت این بود که باید اعتبارنامه را ملت بدهد (صحیح است) اگر اعتبارنامه را ملت داد آن وقت ما می‌رویم دنبال ملت (شوشترى- با این حرف همه موافقند) و الا به ریشمان مى‌خندند.

حالا یک حرف ممکن است شما بگویید و آن این که بگویید ملت نمى‌فهمد. بله ممکن است این حرف را بزنید (شوشترى- العیاذ بالله) خوب اگر می‌فهمد او حق و حساب و صلاح خودش را بهتر تشخیص می‌دهد (شوشترى- صحیح است) خوب پس با ما موافقید و هیچ اختلافى نیست ما که با هم قوم و خویش هم که هستیم زیرا عیال من سید است.

عرایض من در پیشگاه اعلیحضرت شاهنشاهى حسن اثر کرد و تا یک مدتى حقیقتاً وضعیت همین طور بود تا این که یک روزى در این مجلس آقاى سرتیپ هدایت بودجه قشونى یا لایحه اعتبارى براى ارتش را آوردند و مطرح کردند ایشان برخواستند و یک مذاکراتى کردند و گفتند البته باید اینها عرض اعلیحضرت همایونى برسد و چنین و چنان از این حرف‌ها (یکى از نمایندگان- در کدام دوره قربان؟) در دوره 14.

آقاى امیر تیمور در مجلس بودند ایشان پا شدند و گفتند که جناب آقاى سرتیپ هدایت بعد از شهریور ارکان حرب جزو وزارت جنگ شده بود و حالا نمی‌دانم چرا مستقل شده بعد ایشان برخاستند و یک جواب‌هایى دادند و بنده ... اینها همه در مذاکرات مجلس منعکس است تمام طابق‌النعل بالنعل هست ولى در همه روزنامه‌ها منتشر نشد فقط یک روزنامه نوشت حالا یادم نیست سرتیپ هدایت بنده روز اولى که حضور اعلیحضرت همایونى رسیدم این عرایض را حضور اعلیحضرت کردم و اعلیحضرت هم قبول فرمودند و این حرف‌هایى که شما می‌زنید در مجلس مورد ندارد، ایشان باز خاستند و از من معذرت خواستند.

بعد در یک کابینه‌اى که ما مخالفت می‌کردیم حالا براى احترام نماینده‌اى که مقابلم نشسته‌اند اسم نمی‌برم گفتم دولت به واسطه نداشتن شخصیت نمی‌تواند کارى بکند یکى از وزرا یعنى آقاى نصرالملک اظهارنمود که عزل و نصب وزرا با اعلیحضرت همایون شاهنشاهى است گفتم آقاى نصرالملک شما وکیل دوره اول تقنینیه بوده‌اید شما قانون اساسى را امضا کرده‌اید. اگر قانون اساسى همه‌اش اجرا نشده باشد لااقل این مسئله عزل و نصب وزرا که اجرا شده شاه هر وقت که بخواهد کسی را بفرستند تمایل می‌خواهد حالا چرا تمایل می‌خواهد؟ براى این که احترام شاه محفوظ باشد وقتى شاه از مجلس تمایل نخواست و یک نفر را فرستاد اگر مجلس مخالفت نمود به شاهنشاه برمی‌خورد. پس اصل تمایل براى این است که یک وزیرى مى‌آید در مجلس مردم می‌گویند این وزیر به اصطلاح اروپایى  prosnna grata(پرسونا گراتا) است یعنى احترامش در مجلس رعایت می‌شود اگر این اصل رعایت نشود بگویید به کى برمی‌خورد خیانت به شاه کرده است (صحیح است.)

و دیگر رأى اعتماد است اگر مجلس شورای ملى که نماینده حقیقى است. اگر مجلس شورای ملى که حکومت ملى در دست او است بگوید من به نخست وزیر عقیده ندارم و باید برود آیا شاه می‌تواند بفرماید من به او اعتماد دارم و باید بماند.

مقصود این است وقتى اصل تمایل و اصل رأى اعتماد اجرا شود آن وقت عزل و نصب وزرا با مجلس است در ممالکى که احزاب بزرگ هست تمایل معنى ندارد در مملکت انگلستان اگر حزب کارگر موفق شد تمایل از شاه نمى‌خواهد و رئیس حزب کارگر رئیس دولت است اعم از این که شاه بخواهد یا نخواهد اما در مملکتى که احزاب نیست در یک مملکتى که وزرا دیمى روى کار مى‌آیند اگر این وزرا نیامدند و از مجلس رأى تمایل نخواستند وقتی که مجلس خواست مخالفت بکند این به مقام سلطنت بر می‌خورد.

در دوره 15 تقنینیه ما رفتیم براى آزادى انتخابات با همین آقاى حاضر (اشاره به اقاى اردلان

+++

وزیر کشور) در دربار متحصن شدیم عرایض ما مورد توجه واقع نشد عده‌اى از آقایان آمدند منزل من که من که هیچ از نظرشان اطلاع نداشتم و گفتند برویم دربار قرار شد اجازه بگیریم و بعد برویم جناب آقاى شکرایى حاضرند که آن روز به ما اجازه داده نشد فرداى آن روز یک عده سیصد چهار صد نفرى در منزل من جمع شدند بدون اجازه و به دسته‌جات مختلف رفتیم تا تصور نکنند نظر سوئى داریم و معلوم شود که مطالبى داریم و می‌خواهیم به عرض برسانیم البته آن وقت یک نظریات سیاسى بود که قوام اقتدارى داشت و خیلى مؤثر بود و ماپذیرایى نشدیم و قرار این بود که هم‌فکر باشیم متحد باشیم تا همه بفهمند که یک عده‌اى در این مملکت با آن انتخابات مخالفند ولى بعد از چند روز آقا به دربار رفتند و گفتند که چون رزم‌آرا گفت رفتم (وزیرکشور- تکذیب می‌کنم) آقا پس به چه دلیل رفتند (وزیر کشور- شما هم رفتید) من کى رفتم؟ من نرفتم تا آخر هم نرفتم من حتى روز 15 بهمن هم به همین دلیل نرفتم بله آقا شما تشریف بردید در پاریس ما بایستى آقا حرفى که می‌زنیم کارى که می‌کنیم در این کار بایستیم این گویا حدیث نبوى باشد که می‌فرمایند (بعضى از نمایندگان- قدرى بلندتر بفرمایید) بله آقا حدیث نبوى باشد که می‌فرماید قم فاستقم (امامى‌خوئى- قرآن است) بله بنده که مثل شما آیت‌الله‌زاده نیستم (شوشترى- قم فاستقم کما امرت) یعنى وقتی که که گفتند سر جایتان بیاستید و جایتان را تغییر ندهید اگر رجال ایران در تصمیم خود ثابت بمانند و متزلزل نشوند فاتحند ولى اگر در تصمیم خود ثابت نباشند از هرگونه اصلاحى باید مأیوس بود.

عرایضى که به حضور اعلیحضرت کردم بسیار حسن‌اثر بخشید ولى یک دست‌هایى در کار بود که نگذاشتند عملى شود چون که براى سیاست خارجى ضرر داشت همین والسلام.

من‌باب مثال عرض کنم در سوم اوت 1914 یعنى مقارن اعلان جنگ بین‌المللى پس از خاتمه تحصیلات از اروپا وارد تهران شدم و از انتخابات دوره سوم تقنینیه هم چند ماه گذشته بود و طولى نکشید که مجلس سوم افتتاح گردید که در آن مجلس جناب آقاى اردلان هم تشریف داشتند و آن وقت در مملکت دو حزب بزرگ بود یکى حزب دموکرات که آقاى اردلان هم در آن حزب بودند و دیگرى حزب اعتدال که حزب مزبور به دو دسته تقسیم شده بود یکى را مرحوم حاج میرزا‌على محمد دولت‌آبادى و جناب آقاى محمد‌صادق طباطبایى اداره می‌کردند و دسته دیگر را مرحوم حاج آقاى شیرازى که در انتخابات دوره سوم از تهران براى نمایندگى مجلس انتخاب شده بود.

نایب رئیس- آقاى دکتر اجازه بفرمایید چون مطابق ماده 83 نظامنامه نطق قبل از دستور نباید از یک ساعت تجاوز کند حالا یک ساعت تمام شده.

دکتر مصدق- خیلى خوب بقیه‌اش را فردا مى‌گویم.

نمایندگان- رأى بگیرید رأى مى‌دهیم.

رئیس- اجازه بفرمایید به عنوان این که یک استثنایى یک اجازه‌اى است بنده رأى مى‌گیرم و الا ماده نظامنامه قابل تغییر نیست. (نمایندگان- رأى بگیرید) آقایانى که موافقند با ادامه نطق آقاى دکتر قیام کنند (عموم نمایندگان برخاستند) تصویب شد

دکتر مصدق- بنده تعظیم مى‌کنم به آقایان که رأى دادند

اعتبار‌نامه حاج‌آقا در یکى از شعب مجلس مطرح شده بود مخالفین او دسته طباطبایى و حاجى میرزا‌على محمد دولت‌آبادى نمى‌خواستند اعتبارنامه‌اش تصویب شود و او را متهم کردند که انتخابش روى تطمیع شده است و یکى از اعضا مجلس را که اسم نمى‌برم براى شهادت در شعبه دعوت کردند و از او پرسیدند شما که منزل حاج‌آقا مى‌رفتید در لیست او اسم چه اشخاصى نوشته شده بود.

با این که من چند سال در اروپا تحصیل مى‌کردم و چند ماه پیش از ورود من به تهران انتخابات شروع شده بود در شعبه گفت یکى از کاندیداها حاج آقا مصدق‌السلطنه بود آن وقت بنده دکتر مصدق نبودم مصدق‌السلطنه بودم شب هنگامی که روزنامه شوراى ارگان حزب اعتدال به من رسید دیدیم که نوشته‌اند مصدق‌السلطنه کاندید حاج آقا بوده و من خیلى اوقاتم تلخ شد به جان همه آقایان تب کردم افتادم والده‌ام گفت تو را چه می‌شود گفتم تب کرده‌ام چند سال در این مملکت نبودم و از همه جا بی‌خبرم حاج آقا را مى‌خواهند به عنوان رشوه ردش کنند و نوشته‌اند که من کاندیدا‌ى او بوده‌ام. گفت اى آقا اگر تو این قدر نازک نارنجى بودى چرا دکتر حقوق شدى؟ مى‌خواستى بروى طبیب شوى دکتر حقوق هر که بشود اگر در سیاست دخالت بکند در این مملکت باید فحش بخورد اگر فحش نخورد و پوستش کلفت نشود فایده‌ا‌ى ندارد دکتر نیست (شوشترى- دعاى مادر هم مستحاب مى‌شود) بله عرض کنم که خیلى فحش خوردم و براى خیر مملکت همه را تحمل کردم یکى از دوستانم که شنید من کسالت دارم ناخوش هستم آمد و گفت که شنیده‌ام شما تب کرده بودید گفتم بله گفت چرا؟ گفتم به این دلیل گفت هر وقت که به شما همه مردم فحش دادند آن وقت به درد من می‌خورید یعنى هر وقت به بنده فحش بدهند و بنده هم بیچاره بشوم و مرا کسى نخواهد آن وقت به درد مى‌خورم براى این که اگر اشخاصى در این دادسرا پرونده نداشته باشند از هر کسى اطاعت نمى‌کنند یک امرى به ایشان می‌دهند اگر اجرا کردند وظیفه خود را انجام داده‌اند و اگر نکردند پرونده امر را به جریان مى‌اندازند تا کسى جرئت نکند متمرد شود.

بنده مى‌خواهم این را عرض کنم که ما که خیرخواه شاه هستیم باید براى شاه ایجاد محبوبیت کنیم (صحیح است) باید شاه را در این مملکت به قدرى محبوب بکنیم به قدرى از شاه تعریف بکنیم به قدرى از شاه تقویت بکنیم که با یک واقعه شاه فرار نکند همین والسلام دیگر باقیش را نمى‌خواهم عرض کنم و به پیشگاه شاهنشاه هم عرض مى‌کنم اگر مورد پشتیبانى مردم شدند سلطنت دوام می‌کند ولى اگر شاه پشتیبانى نداشت آن وقت براى این سلطنت بنده روز خوب نمى‌بینم.

بنابراین شاه باید ببیند مردم چه مى‌گویند و چه مى‌خواهند اگر مردم مى‌خواهند که قانون اساسى تغییر بکند شاه هم تغییر بدهد قانون اساسى مال مردم است قانون اساسى روابط مردم را با دولت تعیین می‌کند و از حقوق عمومى است اگر مردم خواستند که قانون اساسى تغییر بکند شاهنشاه هم باید رضایت بدهند.

یکى از چیزهایى که قانون اساسى دارد تضمین سلطنت در خانواده پهلوى است اگر بنا شود قانون اساسى با هر عملى با هر فکرى یا هر مجلس مؤسسان قلابى تغییر بکند آن وقت شما سلطنت را در خانواده پهلوى چطور تضمین مى‌کنید؟ بنابراین نظر بنده این است که هر وقت قانون اساسى باید تغییر بکند باید با مردم به طور آزاد مشورت کرد نه این که در تهران 180 هزار رأى از سوراخ گنبد مسجد سپهسالار وارد صندوق کنند و یک عده انتخاب شوند از ولایات هم دولت 300 نفر به همین صورت بیاورد و مجلس مؤسسان را تشکیل و قانون اساسى را تغییر بدهند.

این مجلس مؤسسان قلابى است و ملت ایران زیر بار این مجلس مؤسسان نخواهد رفت بر فرض آن که شما هم بگویید مجلس مؤسسان این قانون را تغییر داده قانونى که مخالف میل مردم باشد قانون نیست قرآن هم که کتاب آسمانى است آیات منسوخه دارد که بنا به مصلحت نسخ شده است (شوشترى- نسخش کمال است) (فرامرزى- ما نسخ من آیت او ننسخها نات بخیر منها) جناب آقاى شوشترى شما تمام آیات قرآن را اجرا مى کنید؟ (فرامرزى- همه‌اش را اجرا نمى‌کند) (شوشترى- اما فسق کردن به غیر از اجرا است البته هر کس تمام را عمل کند که معصوم است) قانون اساسى را باید مردم از روى میل و رغبت قبول بکنند حالا شما مى‌توانید ملاحظه کنید چه کسانى مخالف هستند من فردا دعوت مى‌کنم اهل این شهر را و مى‌گویم هر کس با تجدید نظر در قانون اساسى موافق است بیاید در مجلس و هر کس مخالف است برود مسجد و شما خواهید دید در مسجد مجد یک نفر نمى‌رود مگر این که آن را هم از اسکى بیاورند (خنده نمایندگان) بنده یک چیزى یادداشت کردم و الان که به آن رسیدم می‌بینم صلاح مملکت نیست و چیزی را که صلاح مملکت نیست به هیچ وجه حاضرنیستم عرض کنم در این قسمت که 15 برگ یادداشت کرده‌ام از این قسمت صرف نظر می‌کنم (احسنت )

حالا ببینیم دربار چه صورتى هست؟ آنهایى که میل دارند در سیاست این مملکت دخالت کنند قهراً مرکز سیاست دربار است.

همه می‌دانند و خدا شاهد است که من آنچه حقیقت داشته باشد مى‌گویم و از کسى نمى‌ترسم من اول به نام ملت ایران و از طرف نمایندگان مجلس شورای ملى از والا حضرت شمس پهلو ى تشکر می‌کنم به جهت این که والا حضرت شمس پهلوى یکى از اشخاص این دودمان است که به هیچ وجه در سیاست این مملکت دخالت نمى‌کند (صحیح است) این والا حضرت مى‌خواهد در رأس شیر و خورشید سرخ واقع شود و مثل تمام بانوان خیر-

+++

خواه دنیا براى مردمان بدبخت و بیچاره تحمل زحمت بکند من بسیار خوش‌وقتم اما یک والا حضرت دیگرى هم در دربار هست که حالا اسم نمى‌برم و در سیاست دخالت می‌کند این والا حضرت به چه ترتیب دخالت می‌کند اولاً خیلى صاحب نفوذ هستند هیچ تردیدى نیست وسایل دیگرى هم هست از آن جمله به کسی که در انتخابات ادوار تقنینیه دخالت کرده و بنده به همین جهت با او مخالفم توصیه می‌کنند به اشخاص وکیل می‌شوند و این اشخاص که به این صورت وکیل می‌شوند براى ایشان شمشیر می‌زنند اگر بگویم که روزى با والا حضرت مذاکراتى کردم و این عرایضى که عرض مى‌کنم روى آن مذاکرات است هیچ تکذیب نفرمایید و من صلاح نمی‌دانم آنچه مذاکره شد در اینجا عرض کنم پس یک وسیله دخالت این است که در مجلس کسانى را دارند و خودشان هم در دربار هستند.

وسیله دوم سازمان خدمات اجتماعى است یعنى دولت چند میلیون تومانى را به اختیار والا حضرت گذاشته و یک عده که در سازمان خدمات شاهنشاهى هستند و از این پول استفاده می‌کنند اینها هم شمشیر می‌زنند و سرشان هم جاى دیگر بند است.

از سازمان خدمات اجتماعى اگر مقصود بهداری است که ما دوخرج در این مملکت بکنیم یکى وزارت بهدارى و دیگرى سازمان خدمات شاهنشاهى وجوهى که به این سازمان داده می‌شود بازرسش کیست آقاى وزیر مالیه شما تا کنون بازرسى کرده‌اید (وزیر دارایى- نخیر) آیا سابقین شما بازرسى کرده‌اند (وزیر دارایى- چه عرض کنم) استدعا می‌کنم محافظه‌کارى نفرمایید بفرمایید که بازرسى نکرده‌اند (وزیر دارایى- تابع قانون محاسبات عمومى نیست تابع مقررات خاصى است) و بعد مبالغى هم از لاتار و این جور چیزها تهیه می‌شود که شخصى می‌گفت این کار خیرى که با قمار پیش برود اولش که این باشد آخرش چه می‌شود.

خوب است که تمام مساعى و جدیت‌ها به کار برود که وزارت بهدارى درست شود وقتى وزارت بهدارى درست شد مثل این که مى‌خواهم به جناب آقاى منصور عرض کنم که شما سعی‌تان را به کار برید که اسم سازمان برنامه هم برود جزو وزارتخانه‌ها و براى مملکت دو خرج ایجاد نشود شما نقشه بدهید آنها کار بکنند و شما نظارت کنید.

شما مى خواهید کار بکنید ما از شما تشکر مى‌کنیم این بودجه برنامه را بگذارید برود جزو وزارتخانه‌ها نقشه بدهید و تفتیش بکنید.

زحماتى را که والا حضرت شاه‌دخت اشرف پهلوى تحمل کرده‌اند منکر نمی‌شوم ایشان تمام اوقات خودشان را صرف خیر مردم می‌کنند و واقعاً می‌خواهند محبوبیت فوق‌العاده‌اى در جامعه پیدا بکنند ولى عرض می‌کنم که این یک راه غلطى هست که می‌روند والا حضرت باید سعى خودشان را جدیت خودشان را به کار ببرند که وزارت بهدارى درست شود اگر وزارت بهدارى درست شود خرج یکى می‌شود تفتیش بکنید بازرس بفرستید و وضعیتى درست کنید که بدبختى مردم کم بشود و الا از ایجاد چند درمانگاه کارى درست نمى‌شود.

من پارسال از آقاى دکتر اقبال یک مقدارى گنه گنه خواستم براى زارعین بخرم پول هم دادم ایشان گفتند حال که شما گنه گنه مى‌خرید یک مقدارى هم ما به شما از طرف بهدارى مجانى می‌دهیم که به فقراى آن حدود داده شود من اطمینان به مأمور خود ندارم و خواهش می‌کنم شما این کار را قبول کنید زائد است عرض کنم که نوکر رئیس بهدارى مى‌آمد و از من گنه گنه مى‌گرفت خوب.

دستگاه دیگر متنفذ در مجلس ارکان حزب است معروف است کسى در بین جماعتى گفت مال مرا دزد برده است از بین آنها یکى گفت من نبرده‌ام گفتند چه شد که در بین جمعیت شما یک نفر این حرف را زدید.

بنده نمى‌خواهم بگویم در این مجلس اشخاصى هستند که با نظر ارکان حرب کل انتخاب شده‌اند و در این مجلس اشخاصى هستند که تبعیت از نظریه ارکان حرب کل مى‌کنند بنده عرض مى‌کنم که ارکان حرب کل حق ندارد در انتخابات دخالت بکند و ارکان حرب کل در انتخابات تهران دخالت کرد سرتیپ صفارى به دستور ارکان حرب کل عمل مى‌شود وقتى که دیدند مردم تهران بیدارند و ازبازداشت دکتر بقایى نتیجه‌اى که مى‌خواستند نگرفتند مجبور شدند که او را بردارند و آقاى سرلشکر زاهدى را بگذارند.

چند روز قبل از این به جناب آقاى نخست وزیر عرض کردم که رئیس شهربانى را تغییر ندهید نظر خاصى ندارم و فقط مى‌خواهیم به این مجلس که می‌آییم بتوانیم در خیر مملکت اظهارعقیده کنیم و از پرونده‌سازى شهربانى نگران نباشیم اکنون که موازنه‌اى بین شهربانى و ارکان حرب پیدا شده و رئیس شهربانى به واسطه شخصیتى که دارد از ارکان حرب تبعیت نمی‌کند حیف است که رئیس شهربانى را تغییر دهید.

ارکان حرب کل می‌خواهد هر گزارشى که رکن دوم می‌دهد شهربانى هم با آن موافقت بکند که این گزارش که رفت این گزارش از دو جا تأیید شده یکى از ارکان حرب کل و یکى هم از شهربانى و تاکنون رئیس شهربانى زیر این بار نرفته چنانچه این کار را بکند موازنه بر هم می‌خورد حالا شما بفرمایید ببینم دلیل این که مى‌خواهید رئیس شهربانى را عوض کنید چیست؟ اگر تقصیرى کرد می‌فرمایید چیست و او را تعقیب و محاکمه کنید و اگر رئیس شهربانى را تغییر می‌دهید رئیس ارکان حرب را هم چند سال است در همه جا نفوذ پیدا کرده و تا درجه‌ای که حتى می‌خواست در شخص من هم اعمال نفوذ کند تغییر دهید.

در پانزدهم بهمن که بنده حضور اعلیحضرت همایونى شرفیاب نشدم عده زیادى آمدند پیش من گفتند که چرا نمى‌روید گفتم نمی‌روم براى این که بنده رفتم حضور اعلیحضرت بنده را نپذیرفتند و بنده هم نمی‌روم آن وقت به یک کسى پیغام می‌دهند که خیلى طرف توجه من بود گفت که رزم‌آرا مى‌گوید شما چرا نمی‌روید خانه شاه گفتم رزم‌آرا به چه حق این حرف را می‌زند بنده نمى‌خواهم بروم توجه فرمودید این مرکزیت برخلاف مصالح مملکت است.

یکى از روزها راجع به اوضاع مملکت با مرحوم مشیرالدوله صحبت مى‌کردم از این که وستد اهل رئیس نظمیه رفته بود و سرتیپ محمد در گاهى یک صاحب منصب ایرانى قائم مقام او شده بود من اظهارخوش‌وقتى کردم فرمود شما اشتباه مى‌کنید موقعی که وستد اهل بود من به ایرانى اعتماد نداشتم اما حالاچون به ایرانی‌ها اعتماد دارم وستد اهل رفته دیدم صحیح است.

قبل از این که دکتر میلیسپو برود دیدم که وزرا آمدند بر علیه او در مجلس صحبت‌هایى کردند و بعضى اشخاص مى‌گفتند اگر میلیسپو برود وضعیت مملکت به هم مى‌خورد وبه کارمندان به جاى پول آجر می‌دهند.

من مى گفتم این حرف‌ها را نزنید ازدکتر میلیسپو قوه‌اى حمایت مى‌کند که اگر از دیگران نمود وضعیت به هم نمى‌خورد مرحوم نصرت‌الدوله وزیر مالیه بود و مرحوم فرمانفرما مى‌گفت پسر من که نمى‌تواند خانه خود را اداره بکند چطور می‌تواند که مالیه را اداره کند و همه دیدند که بعد از میلیسپو نصرت‌الدوله هم مالیه را اداره کرد.

روزى از من در کمیسیون مالیه مجلس دعوت کرده بودند که نظر خود را در خصوص لایحه مالیاتى املاک مزروعى اظهارکنم و لایحه مالیاتى سه و نیم درصد مطرح شده بود که مى‌خواستند از کل محصول سه و نیم درصد مالیات بگیرند و من مخالف بودم براى این که مرسوم این است که محصول را 5 قسمت می‌کنند و براى آب و زمین و زارع گاو و بذر هر کدام سهمى معین می‌کنند نظر من این بودکه بر طبق معمول حق زارع و گاو و بذر را از محصول موضوع کنند و از آنچه می‌ماند که عایدات خالص مالک باشد یعنى از سهم آب و خاک مالیات مطالبه کند.

کلنل ماگورماک یکى از مستشاران آمریکایى آن زمان اصرار داشت که مالیات همان سه و نیم درصد حتماً تصویب شود و من مى‌گفتم که این مالیات را چگونه مى‌توان تعیین و وصول کرد در جواب می‌گفتند کدخداى ده را مأمور وصول مالیات می‌کنیم در مقابل این سؤال که کدام کدخدایى می‌تواند مالیات را تعیین و مجاناً آن را وصول کند مى‌گفتند که کدخدا یا شخص دیگرى که بتواند مأموریت خود را انجام دهد حقوق می‌دهیم و نتیجه این می‌شد که مقدار قلیلى از یک ده مالیات بگیرند و مقدار کثیرى حقوق بدهند و آقاى تقى‌زاده هم با این که از همکاران صمیمى من بود از عقیده کلنل ماگورماک پشتیبانى مى‌نمود.

از مجلس به منزل مرحوم آیت‌الله حاج امام جمعه خویى رفتم و در آنجا صحبت از مذاکرات کمیسیون به میان آمد و من گفتم که خیلى تعجب است که آقاى تقى‌زاده با نظر من موافقت ننمود آیت‌الله فرمود ایشان در عمر خود یک چارک جو به اسب نداده شما چطور می‌خواهید در کار مالیه نظریات صحیح اظهار کنند

+++

و بعد از مرحوم نصرت‌الدوله که آقای تقی‌زاده وزیر مالیه شدند ایشان هم توانستند وزارت مالیه را اداره کنند و در مقابل این تقویت چیزهایی را هم دارند که نمی‌خواهم امروز از آن صحبت کنم.موضوع دیگر که می‌خواهم عرض کنم این است که عده زیادی از افسران خارجی کاری نمی‌کنند و از بودجه مملکت حقوق دریافت می‌کنند چون این تظاهر صرف هم ممکن است ما را از صورت بی‌طرفی خارج کند  اگر خدای نخواسته جنگی بشود مدافع مملکت نیستند و اگر هم نشود این عده و با این حقوق گزاف فایده ندارند این است که از جناب آقای نخست‌وزیر تمنی می‌کنم نظری به حقوق آنها و کاری که می‌کنند بفرمایند.اما علاج- مردم خواهند گفت دردها گفته شد ولی علاج را نگفتید به عقیده من علاج این است کاری که ملت انگلیس کرده ما هم در ایران همان کار را بکنیم.ملت انگلیس فداکارتر و فهمیده‌تر و وطن‌پرست‌تر از هر ملت است و علت این است که قرن‌ها پیش از دیگران آزادی داشته و در سایه آزادی توانسته است خود را به صورتی درآورد که امروز هست.آن روزی که جنگ تمام شد مردم آن مملکت به فاتح جنگ بین‌المللی یعنی به جناب چرچیل گفتند چون شما محافظه‌کارید از کار برکنار شوید و امروز روزیست که دولتی آزادیخواه روی کار بیاید تا بتواند عدالت اجتماعی را برقرار کند.پیش‌بینی ملت صحیح بود دولت کارگر که روی کار آمد مالیات 80 درصدی روی درآمد لردها وضع نمود برای مردم خانه ساخت و کارهایی نمود که عدالت اجتماعی را برقرار کرد.

از وقتی دولت کارگر روی کار آمده و از وقتی که آزادی در انگلستان به این صورت پیدا شده وضعیت مردم روزبه‌روز بهتر شده است.این عدم رضایت که امروز تمام مملکت را گرفته است خوب نیست ما هم باید کاری بکنیم که حکومت دیکتاتوری از بین برود و حکومتی که حامی رنجبر باشد حکومتی که وضعیت مردم را اصلاح بکند حکومتی که عدم رضایت را از این مملکت بردارد جانشین آن بشود یک چنین حکومتی قابل دوام است حکومتی است که هیچ وقت سکته‌ای به استقلال و آزادی مملکت وارد نمی‌کند بنابراین از آقایان خواهش می‌کنم از یک حکومتی تقویت بکنند که آزادی‌خواه باشد امروز از هر کجا صدای مردم بلند است.دیروز یک یادداشتی از تبریز داشتم که فراموش کردم بیاورم و صلاح هم نبود و وضعیت رقت‌بار مردم تبریز از بابت حکومت نظامی و بدبختی‌هایی که در آنجا برای مردم پیش می‌آید و از اشخاصی که به اتهام حزب منحله و یا ماجراجویی پول‌هایی می‌گیرند و اگر ندهند برای آنها بدبختی‌هایی ایجاد و آنها را تبعید و زندانی می‌کنند که این عملیات بسیار خطرناک است. در موقع انتخابات این دوره تصمیم گرفتیم که برای آزادی انتخابات اول به خانه پدر تاجدار یعنی اعلیحضرت همایونی شاهنشاهی متحصن شویم اگر نپذیرفتند از آنجا به مسجد مجد خانه خدا برویم.دولت تصمیم گرفت جلوگیری بکند و شهربانی هم اعلامیه‌ای داد که یک عده‌ای ماجراجو می‌خواهند به دربار بروند یک ساعت قبل از حرکت سرهنگ سیاسی آمد و ما را تهدید نمود و گفت شما می‌خواهید در خیابان خون جاری بشود گفتم برو پی کارت ما کاری با تو نداریم وقتی که رفت از مردم خواهش کردم که از کسی صدا بلند نشود و همه دیدند به غیر از صدای کفش از خیابان کاخ صدایی شنیده نشد.اما کسی را تحریک کرده بودند که اسمش فراموش کرده‌ام (مکی- لارودی) بلی این لارودی را تحریک کرده بودند و در کاخ سلطنتی یک‌مرتبه صدا و داد و بیداد کرد دکتر مصدق باید شاه بشود گفتم بزنید این را مردم خواستند بزنند خفه‌اش بکنند گفتم خفه‌اش نکنید بدهید به دست شهربانی او را بردند در کلانتری و گفتند چون دیوانه بود به دارالمجانین فرستاده‌اند و معلوم نشد کدام طبیب قانونی جنون او را تشخیص داده است وقتی که در مرکز مملکت با ما این طور رفتار کنند عدم رضایت قاطبه اهل مملکت در این دستگاه تعجب ندارد شهربانی می‌خواست بلوا بکند می‌خواست یک رنگ سیاسی روی ما بگذارد همین آدم چند روز بعد آمد در خانه من که احتیاج به وجه دارم وجهی بدهید گفتم آقا وجهی ندارم که به شما بدهم این بود مطالب بنده که به عرض رسید.

فرامرزی- بنده یک اخطار دارم دو کلمه راجع به بیان آقای دکتر مصدق که فرمودند وکیل شیعه نیستی می‌خواستم عرض کنم.

دکتر شایگان- گفتند وکیل شیره نیستی در تهران شیره می‌داد.

نایب‌رئیس- آقای نخست‌وزیر.

نخست‌وزیر- بیانات آقای دکتر مصدق به عنوان قبل از دستور البته الزامی نمی‌کرد که جوابی عرض بشود بنده هم هیچ قصد ندارم که در مقام سؤال و جواب در این مورد یا در آن کلیاتی که ایشان فرموده‌اند باشم به خصوص که تمام اظهارات‌شان قسمت عمده در کلیات بود و به منظور اظهار یک دردهایی و رفع یک نواقصی و طرق اصلاح همین طور که خودشان فرمودند از ابتدای کار یعنی از ابتدا که این دولت تعیین شد و ایشان تشریف آوردند به مجلس با یک عده از رفقا صحبت‌هایی شد البته برای اینکه همه اوضاع مملکت را می‌دیدند و می‌بینند و احتیاجات و اشکالات را در مد نظر دارند خصوصاً کسی مثل جناب آقای دکتر مصدق که ابتدا در خط زندگانی اجتماعی بودند و رویه‌شان همیشه خیرخواهی بوده است البته دولت کمال حسن استقبال را کرد نسبت به اظهارات ایشان که فرمودند قصد همکاری دارند و تشریک مساعی برای انجام یک رشته خدمات مثبت به خیر و صلاح مملکت این عین منظور دولت بود و نیت پاک اعلیحضرت همایونی که همه تصدیق دارند که همیشه ایشان جز خیر و صلاح مملکت و سعادت و ترقی مملکت چیزی را نخواسته‌اند و نمی‌خواهند (صحیح است) بنابراین یک امر خیلی طبیعی بود که بایستی استقبال بشود در یک هچون مواقعی که مملکت یک دوره طولانی بحران را گذرانده است به علل و جهات مختلف و همیشه در پیچ و تاب بوده است و در تزلزل و تموج و مشکلات به یک میزان فوق‌العاده‌ای رسیده است که مقتضی است با یک نظریات خیرخواهانه و صائب و عاقلانه‌ای حل و فصل بشود و این گره‌ها باز شود و کار مردم و زندگانی اجتماعی مملکت به جریان بیفتد جز این راهی نداشت که حقیقاً همه باید همکاری بکنند (صحیح است) اختلاف سلیقه و اختلاف‌ نظریه را کنار بگذارند (صحیح است) هر کس که حاضر شد برای خدمت به او کمک بکنند از آقایان نمایندگان یا وزراء یا متصدیان امور چه فرق می‌کند همه اینها مأمور خدمت هستند به این مملکت و وقتی می‌توانند در این طور مواقع خدمتی انجام بدهند که اتحاد و اتفاق باشد و نفاق و اختلاف در میان نباشد (صحیح است) به جهت این که مطلب مهم است و بار سنگین است، مشکلات زیاد است و شاید با یک جریاناتی هم این مشکلات هر روز ممکن است که سنگین‌تر شود به این جهت بنده خودم با جناب آقای دکتر تماس گرفتم و مذاکرات و تبادل نظریاتی کردیم و شاید اغلب آقایان هم مطلع باشند چیز محرمانه‌ای که نبود تبادل نظر بود برای ایجاد رویه‌ای به جهت انجام وظایف، دولت البته کمال احتیاج را دارد به همراهی و همکاری مجلس شورا و مجلس سنا مخصوصاً‌ به اشخاصی که سوابق و تجربیاتی دارند و واقف به امور هستند از این نقطه‌نظر ایشان وارد صحبت شدند ما هم استقبال کردیم و نیت و نظر اعلیحضرت همایونی هم کاملاً همین طور متوجه بود که این همکاری فراهم بیاید و شروع هم شد و امیدوارم الان هم باشد به جهت این که هیچ دلیلی ندارد که نباشد البته ایشان نظریاتی داشتند و فرمودند راجع به یک لوایحی که مقدم باشد قبول شد لایحه اصلاح قانون انتخابات لایحه‌ای راجع به طرز محاکمه مطبوعاتی قبول شد و موافقت فرمودند. اگرچه اصلاح بعضی از مواد قانون اساسی جلو بود برطبق تصمیم مجلس مؤسسان (حائری‌زاده- آن مؤسسان غلط بود) ولی همین طور توافق شد حالا که این کار زود بلافاصله نشده است خیلی خوب، برای حصول موافقت‌نظر و احتراز هر گونه اختلاف نظری موافقت شد همین طور هم جریان پیدا کرد گمان می‌کنم دولت هم در این زمینه به وظیفه خودش عمل کرده است به این جهت می‌خواهم عرض کنم که نظر و نیت جز این نبود و راجع به نظریات و نیات اعلیحضرت هم در طرز جریان امور و اقدامات اصلاحی برای مملکت که نه ایشان تردیدی دارند و نه هیچ کس و این یک امر بدیهی است و عمل ایشان و اظهارات ایشان و عقاید ایشان که در موارد مختلف ابراز شده است و اظهار شده است به خوبی نشان می‌دهد که نیت ایشان خیر و صلاح است، البته نیت

+++

مجلس شورای ملى هم همین طور خدمت به مملکت است و دولتى هم که مأمورخدمت شده است جز این نمى‌تواند راهى داشته باشد و خصوصاً که ما هم روحاً و اخلاقاً جز این فکرى نمى‌توانیم بکنیم خوب در جریان امور نظریات مختلفى هم ممکن است پیش بیاید اینها به هیچ وجه نباید مانع امور اساسى باشد در این مطالب همیشه می‌شود صحبت کرد تبادل نظر کرد رفع کرد و بالأخره یک مشکلاتى را به اقتضاى موقع فهمید و سنجید از بعضی‌ها اعتراض کرد و نسبت به بعضی‌ها یک قدرى اغماض کرد تا این که بالأخره آن راهى که رو به هدف و مقصود می‌رود طى بشود و بى‌جهت کار متوقف نماند، همه سعى ما این بوده است و حالا نسبت به آن مسائلى که مورد نظر است و اظهاراتى فرمودند البته این به طور کل است و نسبت به بعضى قسمت‌ها اگر بناى بحث باشد باید رسیدگى کرد و بنده هم از بحث جزئیات مى‌خواهم احتراز بکنم به جهت این که مقصودم مباحثه نیست مقصودم این است که نسبت به تمام نظریات و عقاید اصلاحى ما کاملاً موافقیم و حاضریم که انجام بکنیم، سعى بکنیم که اگر نواقصى و معایبى هم هست اصلاح بشود و ضمناً از مشى و سیر در طریق حصول به هدف هم باز نمانیم و به هیچ وجه تشنج و تشتتى پیش نیاید در خصوص رعایت آزادى که محتاج به هیچ‌گونه اظهارى نیست به نظر بنده مجلس شوراى ملى در این دوره از وقتی که تشکیل شده است با عضویت آقایان محترم (جریان انتخابات که در دوره ما نبوده یعنى در زمان این دولت نبوده بنده از جریانش اطلاعى ندارم) (آزاد- از دکتر اقبال بپرسید) ولى آنچه که می‌دانم در قسمت انجام وظایف‌شان در مجلس شوراى ملى در این دوره از ابتدا به هیچ وجه عائق و مانعى نداشته‌اند اظهارات‌شان را کرده‌اند، بحث‌ها هر چه بوده است و مقتضى دانسته‌اند با کمال آزادى اقدام کرده‌اند و بنابراین از حیث تأمین آزادى در مجلس شورای ملى به هیچ وجه جاى نگرانى نیست و گمان می‌کنم این هم به هیچ وجه محتاج به اقامه دلیل و مدرک نباشد، جریان مذاکرات و اظهار عقاید در مجلس شوراى ملى به خوبى نشان می‌دهد و مسلم است که بناى کار مملکت ما و دولت ما همین آزادى و دموکراسى است و باید روز به روز تحکیم بشود و امیدواریم که این اساس روز به روز تحکیم بشود و اگر انتخابات هم یک قدرى عیب و نقص داشته باید تصدیق کرد ناشى از نارسایى قانون بوده و عدم تطبیق یا احتیاجات و بالأخره همین نکته تشخیص داده شد، تشخیص همین نکته بود که براى انتخابات یک لایحه جدیدى تنظیم شد و تقدیم مجلس شد و امیدواریم که بعدها اشکالاتی که ناشى از قانون انتخابات بود پیش نیاید (نمایندگان- انشاء‌الله) اما راجع به طرز مسائل در مجلس شورای ملى که آقاى دکتر یک نکته‌اى فرمودند اتفاقاً این نکته کاملاً در نظر گرفته شده و سعى می‌شود که به موقع اجرا گذاشته بشود البته بهترین طریق این است که نسبت به لوایح و نظریاتی که باید از طرف دولت تقدیم مجلس شود قبلاً بایستى تبادل نظر و شور بشود با فراکسیون‌هاى مجلس و بعد از آن که زمینه حاضر شد به مجلس تقدیم بشود که اینجا دیگر زیاد بحث در جزئیات نباشد و جریان سریع‌تر بشود این را کاملاً ما قبول داریم و عمل هم از این به بعد خواهیم کرد و یک معطلى که در این کار بود چون مجلس شورای ملى در این دوره آن مرحله اولیه‌اش را طى می‌کرد فراکسیون‌ها هم غالباً هنوز صورت تشکیل و تشکل نداشت بنده خودم تقاضا مى‌کردم از آقایان براى این که تبادل نظر و مشورت و همکارى همه قسمت‌ها بهترانجام بشود این فراکسیون‌ها زودتر تشکیل بشود که آسان‌تر دولت بتواند وارد همکارى و تبادل نظر راجع به لوایح بشود در این مطلب هیچ نگرانى نداریم و همین طوراقدام خواهد شد در خصوص انتصاب بعضى از مأمورین که آقاى دکتر اشاره فرمودند بنده بدون این که در این مورد هم بخواهم داخل جزئیات بشوم به جهت این که نسبت به هر کس حرف زده می‌شود بایست رسیدگى بشود به طورکلى مشکل است قضاوت کرد، یک اشخاصى سابقه دارند، شناخته شده‌اند و بالأخره مراحل و مراتبى را طى کرده‌اند اگر اشخاصى نسبت به آنها حرف می‌زنند خود آقاى دکتر هم یقین دارم همین طور تصدیق مى‌کنند و قضاوت‌شان همین است که باید موارد و مسائل و اینها همه معین بشود رسیدگى شود، دولت به هیچ وجه قصد نداشته است که یک انتصاب نامناسبى بکند یا خداى نخواسته اشخاص بدى در نظر بگیرد عمدى نداشته در این باب غرضى نداشته است و اگر هم نسبت به اشخاص یک صحبت‌هایى بشود البته دولت از رسیدگى به هیچ وجه خوددارى نمى‌کند به این شرط که موارد معین بشود. آقاى اردلان را گفتند که یک موقعى محل مأموریت‌شان را ترک کردند (آزاد- در شهریور فرار کرد) البته ایشان کیفیت را شاید هر وقت مقتضى باشد توضیح خواهند داد بنده این اطلاع را نداشتم و ایشان را هم این طور نمى‌دانستم بلکه همیشه می‌دیدم از روى صحت و صداقت خدمت نموده‌اند (صحیح است) حالا اگر یک سوء‌تفاهمى به وجود آمده است این را هم خودشان مى‌توانند به جزئیات توضیح‏ بدهند که ما هم بهتر ملتفت بشویم ولى چیزى که می‌توانم عرض کنم نظر ما در تعیین همکاران و همچنین متصدیان امور جز این نیست که اشخاصى باشند به درد خدمتی که به آنها رجوع می‌شود بخورند و بتوانند یک اقدامات اصلاحى را از قوه به فعل دربیاورند (مکى- چرا این قدر وضع مردم بد است) اما مانعى نیست که هر وقت مطلبى پیش آید راجع به آنها رسیدگى بشود غرض بنده این است که منظور بد کار کردن نبوده است این مطلب کلى است که من عرض می‌کنم زیرا گفتم که نمى‌خواهم داخل جزئیات بشود و از هر گونه بحث و مشاجره‌اى باید احتراز کرد نیت ما و نیت آقاى دکتر مصدق همین است که مطالبى اگر نقصى در آن دیدیم هم‌فکرى بکنیم و رفعش بکنیم این از روى کمال صمیمیت است از این اظهارات مى‌خواهم نتیجه بگیرم که این روح صمیمیت هست و باید تعقیب بشود و نتیجه گرفته بشود (صجیج است) در خصوص شهربانى و علت تغییر رئیس آن می‌توانم به طور خلاصه عرض کنم که علت اصلى یکى کسالت ایشان بوده که مکرر اظهار کردند و به خود من نوشته‌اند (دکتر شایگان- شخصاً تکذیب کردند) به خود من نوشته است (مکى- براى تغییر ایشان چند نفر را در این شهر کشتند) بنده که می‌گویم یک کسى به من نوشته است که کسالت دارد این را که نمی‌شود منکر شد کسالت دارند و عضویت در مجلس سنا هم دارند (صحیح است) با شاغل بودن یک شغل ادارى مسئولیت‌دار نمى‌شود (صحیح است) حالا مى‌فرمایید که یک دلایل دیگرى هم داشته آن را هم می‌بینیم که به چه کیفیتى بوده (دکتر بقایى- سپهبد رزم‌آرا هم کسالت دارد ایشان را هم برکنار کنید) (مکى- زورشان نمى‌رسد) بنده مقصودم اظهار حقیقت است که این دلایل بوده راجع به لایحه‌اى که فرمودند براى اعتبار قواى مرزى به مجلس خواهد آمد بنده در نظرم ندارم که لایحه‌اى در این موضوع تهیه کرده باشم و بخواهند بیاورند اعتباراتى که براى قواى تأمینیه و سایر احتیاجات مملکتى لازم بوده در بودجه منظور شده است و دقت هم شده که آنچه که لازم است برقرارباشد آنچه که غیر لازم است حذف بشود البته وضع بودجه ما هم به نظر آقایان می‌رسد لایحه‌اش تقدیم شده است در موقع طرح بودجه نظریاتى اگر هست اظهار می‌شود مطالعه و بحث می‌شود تکلیف کارها معلوم می‌شود ولى از این که ما قواى تأمنیه کافى لازم داریم تردیدى نیست (صحیح است) مقصوددیگرى نیست همین طور که آقاى دکتر فرمودند قواى مملکت صد هزار نفر 150 هزار نفر با وضع امروز دنیا چیز مهمى نیست که تعبیرى بشود که یک مقصودى در آن است از تشکیل قواى تأمینه ما فقط منظور داریم حفظ امنیت داخلى ما و مرزمان را براى اتفاقات عادى و جار تأمین بکنیم و این را هم نباید منکر شد که بدون یک همچو قوه‌اى ما هر آنى ممکن است متزلزل باشیم (صحیح است) ما قصدى نداریم و نمى‌خواهیم از این قوه استفاده جور دیگرى بکنیم ولى به این حد هم نمی‌شود منکر شد که لزوم دارد حتى اعتبار و خرجش هم در بودجه هست آقایان نظر می‌دهند بحث می‌شود، هیچ دعوا نداریم.

راجع به لایحه انتشار اسکناس فرمودند این لایحه سابقه و یک مقدماتى در مجلس دارد و مذاکره شده بود ولى یاد ندارم که به مجلس هم پیشنهاد شده بود یا نه (حاذقى- نشده بود) نمی‌دانم یاد ندارم به هرحال تبادل نظر می‌شود و بى‌تکلیف ماند ولى این یک بحث اقتصاد و فنى دارد نمی‌شود به طور کلى گفت نه و همین طور به طور کلى نمی‌شود گفت بلى، متخصصین و اقتصادیون هم نظریات مختلفى در این باب دارند یک دلایلى هست براى این که لازم است براى این که مملکتى که می‌خواهد کارهاى عمرانى و تولید خودش را به جریان بیندازد خودش را از فقر و از عسرت اقتصادى دربیاورد اولش باید پول به تناسب حجم کار داشته باشد، این یک امر کلى و بدیهى است که اصل اقتصاد است حالا باید پول را موازنه داد تطبیق داد با حجم کارهایی که در نظر است البته نمی‌شود گفت که ما چقدر اسکناس زیاد بکنیم و تا وقتی که درست مطالعه نشود و دقت نشود براى چه می‌خواهیم.

اسکناس را که ما نمى‌خواهیم زیاد کنیم تا حقوق ادارات را از این محل بدهیم آن حرام است مطلقاً نباید داده شود اما اگر اسکناس لازم داشته باشیم فلان

+++

سد را ببندیم یا فلان معدن را استخراج بکنیم یا فلان ناحیه را که استعداد دارد و ثروت مملکت را زیاد می‌کند آباد بکنیم و به این قبیل کارها دست بزنیم و نداشته باشیم البته باید تأمین بکنیم به جهت این که اگر ما از خارج هم بخواهیم اعتبار بگیریم یک مقدار زیادیش مربوط می‌شود به همین وضعیت پولمان به جهت این که اعتبار خارجى همه‌اش که به صورت پول نقد در نمى‌آید به صورت جنس مى‌آید و باید براى به کار انداختن آن جنس به اندازه‌ای که مصارف محلى لازم داشته باشد ما پول داشته باشیم البته این یک مختصرى است که بنده راجع به این موضوع عرض می‌کنم وقتی که مطلب مورد بحث و مطالعه درآمد آن وقت تکلیفش را معلوم می‌فرمایید لازم است می‌شود لازم نیست نمی‌شود راجع به موضوع برنامه فرمودند موضوع برنامه یک مسئله روز شده است (صحیح است) و همه در باب برنامه حرف می‌زنند و بنده امیدوارم به زودى این کار تازه شروع شده است و یک قدرى موضوعش براى اغلب مردم مبهم است البته بعضی‌ها کاملاً ملتفت هستند بسیارى از مردم هم هستند که یک اندازه‌اى به اشتباه مى‌افتند قصد و غرضى ندارند ولى به اشتباه مى‌افتند بعضی‌ها هستند که ممکن است نظر نداشته باشند به پیشرفت این کار انشاءالله عده اینها خیلى کم است ولى هسته برنامه یک اساس عمرانى و اصلاحى براى تمام مملکت اگر انشاءالله بتوانیم این اساس را نگه داریم و نواقص و معایبى هم که در دوره اول عملش دارد رفع بکنیم براى آینده ضامن ترقى این مملکت است بنده نمی‌گویم که یک اساس بدى را باید نگه داریم من می‌گویم که یک اساسى اگر موضوعش خوب است در ضمن عمل باید نواقصش رفع بشود و اما این که چرا جزو وزارتخانه‌ها نیست از سه چهار سال قبل که صحبت یک برنامه اصلاحى در مملکت شد همان وقت همین فکر پیش آمده بود که تشکیلات ادارى و وزارتخانه‌ها و دستگاه‌هاى ما هنوز قادر نیستند و آن تجهیزات و وسایل برایشان فراهم نیست که بتوانند این برنامه‌ها را جدا جدا هر کدام در قسمت خودشان انجام بدهند و به علاوه این برنامه‌ای که می‌گوییم زیاد است و تشکیل می‌شود از رشته‌هاى بسیار مختلف و متعدد که باید آنها هماهنگ و متوازن با همدیگر پیشرفت بکنند به این جهت معتقد شدند که این برنامه به کلى با رشته‌هاى مختلفش در یک مرکز تمرکز داده بشود و به این جهت بود که توى وزارتخانه‌ها نگذاشتند. ولى در عین حال بعد از این که برنامه صورت تشکیل پیدا کرد ترتیب ارتباط با وزارتخانه‌ها هم داده شده است که قسمت‌هاى اجرایى با وزارتخانه‌ها باشد که دستگاه ادارى دارند و قسمت‌هاى فنى و نقشه‌ها و طرحها که باید با نظر متخصصین تهیه بشود در سازمان برنامه متمرکز باشد که مشاورین دارد و متخصصین دارد و از اعتبارات برنامه هم که مطابق قانون که در مجلس تصویب شده است خرج آن کار بشود بنده می‌دانم که همه آقایان انتظارات زیاد از برنامه دارند و به واسطه این که در دوره‌ای که گذشته است چون کارى نشده است یک قدرى بی‌حوصلگى می‌شود و مردم هم حق دارند که بی‌صبرى بکنند ولى کار برنامه هم کارى نیست که بشود فورى ازش نتیجه بگیرند طرح است و نقشه است و جزییات که همه اینها مستلزم یک مطالعاتى است و بالأخره یک اقدام مستمر اگر انشاء‌الله این اساس را نواقصش را مرتفع بکنیم و بتوانیم نگاه داریم یک چند سال، دو سه سال این کارهایی که شروع شده است و آنچه که باید شروع شود به جریان بیفتد امیدواریم که یک تأمین آتیه درازى براى سعادت این مملکت باشد راجع به موضوع برنامه گزارش مفصل و با ذکر جزئیات عمل و حساب و ارقام تهیه شده که عنقریب به نظر آقایان می‌رسد که آن را هم مطالعه مى‌فرمایند به عقیده بنده بحث و انتقاد را بعد از اطلاع موضوع باید کرد آن ارقام را ببینید آن وقت اگر ایراداتى هست بفرمایید بنده هم حاضرم متصدیان امور برنامه هم حاضرند کمیسیون برنامه را هم تقاضا مى‌کنیم به زودى تشکیل بشود و آقایان حاضربشوند جزء به جزء آن را ببینید آن وقت بهتر می‌شود دید چه کار شده نقص کجا است چه کار بدى کرده گزارشش را ببینید شاید یک کارهایى کرده باشد (آزاد- هیچ کارى نکرده است، دویست و پنجاه میلیون تومان خرج کرده است براى تعمیق دریاها پنج میلیون تومان پول خرج کرده است) (زنگ رئیس) آقاى آزاد من که شما را هدایت مى‌کنم که ببینید تا وقتی که می‌فرمایید دویست و پنجاه میلیون تومان آن وقت دو میلیون هم‏

اختلاف نداشته باشد و پس و پیش نباشد از آقا خواهش می‌کنم که این گزارش را وقتى بهتان داده شد ملاحظه کنید.

آزاد- تا این اندازه که گزارش داده شده است برخلاف واقع بوده است.

نایب رئیس- آقاى آزاد براى مرتبه دوم به جنابعالى اخطار می‌کنم، بفرمایید آقاى نخست وزیر.

نخست وزیر- ... نه چیزى نیست از روى خیرخواهى حرف می‌زنند، من هم هیچ منظور ندارم ولى باز هم مى‌گویم که باید دقت کرد و یک حرفى زد من تکرار می‌کنم به طور کلى ایراد کردن خوب نیست به جهت این که کسى که ایراد می‌کند، انتقاد می‌کند مقصودش که خرابى نیست مقصودش اصلاح است پس باید دید قضیه چیست آن وقت معایب را رفع کرد یک قسمت‌هایى فرمودند آقاى دکتر که این را هم یک مختصر توضیحى مى‌خواهم عرض کنم راجع به دخالت در کار مجلس و ترتیب تعیین دولت همان طور که خود آقاى دکتر هم تصدیق کردند وجداناً و اخلاقاً اینجا به همه آقایان عرض می‌کنم که نظر اعلیحضرت همایون جز این نیست که با معاضدت و کمک آقایان نمایندگان و پارلمان (صحیح است) یک خدماتى بشود با رعایت اصول و در عمل هم که مى‌بینیم و دیده‌ایم خوب همین خودش بالاترین شاهد است، در خصوص تعیین دولت سابق معمول بود که رأى تمایل گرفته می‌شد، رأى تمایل البته یک ماده‌اى ندارد یک چیز مقرر و منصوصى نیست ولى مقصود چیست مقصود این است که چون اعلیحضرت اختیاردارند، حق دارند وزرا را تعیین بکنند. هیئت دولت را تعیین بکنند و این دولت هم با مجلس باید کار بکند البته بایستى که توافق نظر بین مجلس و این وزرا باشد براى این که تضادى پیدا نشود و یک اشخاصى معین شوند که مورد تمایل مجلس باشند این را آمده بودند به صورت رأى تمایل انجام می‌دادند و در مجلس با تشکیل جلسه خصوصى رأى می‌دادند مثلاً براى انتخاب یک نخست وزیرى شاید چهار پنج نفر کاندیدا بودند آن وقت به طور نسبى می‌دیدند کدام‌شان بیش‌تر رأى دارند، به نظر من با این جور انتخاب نسبى یک نفر با رأى کم انتخاب می‌شد چندان این منظور را تأمین نمی‌کرد و گاهى اتفاق مى‌افتاد که با اکثریت نیم رأى، یک رأى یک کسى مأمور تشکیل کابینه می‌شد باید تصدیق کرد این یک ترتیب عملى نبود ولى یک میزانى بود براى تحصیل اطمینان نسبت به تمایل مجلس اعلیحضرت الان هم این منظور را تأمین مى‌کنند منتها نه به صورت رأى گرفتن و اکثریت معین کردن بلکه به صورت تبادل نظر استخراج مذاکره مى‌فرمایند رؤساى فراکسیون‌ها با لیدر‌هاى مجلس این زمینه به دست‌شان آمد تصمیم می‌فرمایند براى این که تأمین بشود این همکارى منظور این است که این مطالب را نباید به صورت نقض یک اساسى، یک اصلى تلقى کرد همان منظور به صورتى فراهم مى‌آید که مطلوب حاصل است و مراسم طولانى هم ندارد راجع به وضع اقتصادى و معاشى مملکت آنچه آقاى دکتر فرمودند کاملاً موردتصدیق است این وضع اقتصادى و معاشى که ما داریم و البته قابل دوام نیست براى این که یک احتیاجات خیلى مبرمى هست که باید هر چه زودتر رفع بشود خوب اینها ناشى از

+++

یک وضعیاتى است که بالأخره در این چند سال اخیر خوب توجه نشده است به احتیاجات اقدامات صحیحى نشده است بازرگانى خارجى و اوضاع دنیا همه در این مؤثر است اما البته باید نهایت تسریع در این کار بشود و قدم اصلى این کار هم اقدام براى رشته‌هاى اقتصادى و عمرانى و تولیدى است که وضع زندگانى را یک قدرى آسایش بدهد رفاه بدهد میزان صادرات ما که بسیار کم شده است ترقى بکند و بالأخره آن تولید کنندگان که قوه اصلى این ملت و این جماعت هستند بتوانند بهره کافى ببرند این مطلب کاملًا موردتوجه دولت هست وفکرهایى هم دولت داردلوایحى دردست داردوبعضیهایش راهم تهیه کرده که بتدریج به عرض مجلس میرساند وامیدواریم که آقایان با کمال توجه که خودشان هم علاقمند هستند به سرعت براى لوایح و تصویب این قوانین مساعدت بفرمایند که انشاء‌الله نتیجه به دست بیاید (صحیح است) در قسمت اقتصادى اگر بخواهم بحث بکنم خیلى مفصل است به جهت این که قسمت اقتصاد را وقتى ما مى‌بینیم یک رشته دو رشته نیست رشته‌هاى مختلفى است که باید به همه دست زده شود تا در نتیجه وضع زندگانى مردم بهبود پیدا بکند و حالا هم این رشته‌ها در برنامه هفت ساله متمرکز شده است باید سعى بکنیم اینها خوب راه بیفتند و اینها خوب به کار بیفتند براى آن که در نتیجه آن براى آسایش و رفاه مردم استفاده بشود یک قسمت راجع به امور بهداشت و کمک‌هاى بهداشتى فرمودند همین طوری که آقاى دکتر اظهارکردند این بنگاه‌هاى خیریه کار بهداشتى مى‌کنند کاربهداشتى هم البته مربوط به وزارت بهدارى است وزارت بهدارى ما که خودش لوازم و وسایل کافى هنوز ندارد به جاى خود ولى در ممالکى که وسایل کافى بهدارى در قسمت وزارتخانه‌شان موجود است آنها هم احتیاج دارند به بنگاه‌هاى خیریه و در واقع از جهت جنبه اجتماعى و عمومى مملکت همکار وزارت بهدارى هستند و در اینجا این بنگاه‌هاى خیریه از روى حسن‌نیت و احساساتى که کاملاً مورد ستایش است در خاندان سلطنتى جا گرفته است و والا حضرت‌هاى شاه‌دخت اینها هر دو اوقات‌شان و هم‌شان مصروف است انصافاً نهایت علاقه را هم دارند به کمک‌هاى خیریه و منتهاى کمک و مساعدت را کرده‌اند به عقیده من آنها را باید تشویق کرد کمک کرد و قدردانى کرد (صحیح است) این هیچ مانع از این نیست که وزارت بهدارى با هم تکمیل نشود براى این که وزارت بهدارى یک‏ کارهاى عمومى و وظیفه ادارى را انجام می‌دهد ولى این جنبه اجتماعى دارد و جمع‌آورى اعانه است تأسیساتى است با کمک مردم بنگاه‌هاى خیریه اینها همه به جاى خودش به موقع است و هر چه هم ما بیش‌تر بکنیم باز هم جا دارد به جهت این که ما این قدر احتیاجات بهداشتى داریم که تصور می‌کنم هر چه قدر هم از این کارها بکنیم و هر چقدر از این بنگاه‌ها تشکیل بشود باز کار دارد و مورد احتیاج است (صحیح است) این کمکى را هم که دولت می‌کند یعنى اعتبارى را که در بودجه دولت براى سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى گذاشته است این یک کمکى است که می‌شود و بالأخره خواستند که در اوایل امر به خصوص یک تقویتى بشود این در واقع مثل یک اعتباراتى است به بنگاه‌هاى خیریه دولت می‌دهد این یک تقویتى است براى امور خیریه این یک کمک و مستمرى است براى تقویت این سازمان خدماتشان هم خوب است به مردم هم تا به حال خدمت کرده‌اند (صحیح است) حالا در خصوص طرز عمل دولت و کمک به این منظورهاى اصلاحى بنده می‌توانم اطمینان قطعى بدهم که جز این هیچ نظرى نیست و ما حاضر هستیم براى همه گونه مشورت و تبادل نظر که کارها اصلاح بشود و منظور ما هم جز این نیست که این راه را برویم چنان که اعلیحضرت همایونى هم همیشه تأکید مى‌فرمایند به خصوص در مسائلى که مربوط به رفاه و آسایش اجتماعى است چاره‌اى غیر از این نیست که این راه را برویم و سعى هم می‌کنیم که با تقویت و هم‌فکرى آقایان و عموم علاقمندان و خدمتگذاران که به این مقصد برسیم، در این زمینه بنده نمى‌خواهم عرضى بکنم یک مطلب خصوصى هم بین بنده و آقاى دکتر مصدق صحبت شد آن را علیحده با ایشان صحبت می‌کنم و نشانى می‌دهم بهشان که من نخواستم اظهارى بکنم که موردى نداشته است آن هم اگر شده وظیفه‌ام بوده است و البته وظیفه همه است این هم به جاى خودش محفوظ این علیحده است که خصوصى صحبت می‌کنم ما البته امیدواریم وسایل جلب مساعدت و تشویق همکارى را به هر نحوى که ممکن است فراهم بکنیم هیچ گونه میل نداریم کشمکش و مجادله بشود و سوء‌تفاهمى هم بشود تا این دولت هست روشش این است و تا به حال هم که دو ماه بیش‌تر از عمر این دولت نگذشته و در این مدت که براى کار دولت خیلى کوتاه است نهایت کوشش را کرده با گرفتاری‌هاى خیلى زیاد که در اول کار معلوم است و براى کارهاى معوقه فکرهایى باید بشود و براى آینده مقدماتى باید فراهم بشود این دو ماه روز و شب فراغت نداشته‌ایم این اظهار هم البته براى خدمت‌نمایى نیست این وظیفه‌ای است براى ما تا جان داریم باید خدمت بکنیم بنده شخصى هستم که معتقدم نباید وقت را تلف کرد ما نظرى نداریم جز این که نظرمان خدمت است نظرمان جلب همکاری است و باید یک طورى باشد که وقت مملکت تلف نشود و خدمتى که منظور هم است انجام بشود. (احسنت)

3-تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى نخست وزیر

نخست وزیر- لایحه‌اى دارم که تقدیم می‌کنم از جمله همان امورى است که مربوط است به برنامه دولت راجع به تسهیل زندگانى و تخفیف هزینه زندگى راجع به تعدیل مال‌الاجاره و طرز تصفیه اختلافاتى که میان مؤجرین و مستأجرین هست و خیلى اسباب زحمت شده است (صحیح است) این را به طور سهل و ساده چند ماده ما فکر کردیم که حالا تقدیم مجلس می‌شود امیدوارم که این هم تصویب بشود و این یکى از امورى است که در زندگانى مردم کمک می‌کند (احسنت)

وزیر کشور- اجازه بفرمایید؟

شوشترى- آقا اخطار مقدم است.

4-بیانات آقایان وزیر کشور و وزیر دارایى و وزیر جنگ‏

نایب رئیس- آقاى وزیر کشور بفرمایید

وزیرکشور- من عرایض مفصلى داشتم که آقاى رئیس اظهار داشتند چون وقت دیر شده و آقایان نمایندگان هم خسته هستند این است که چون یک اظهاراتى شد به طور مختصر چند جمله‌اى عرض می‌کنم و حق خودم را براى اظهارات مفصل محفوظ نگه مى‌دارم اینجا گفته شد یکى از آقایان گفت که من در موقع شهریور فرار کردم این طور نیست من نمی‌توانستم چکمه به گردن بی‌اندازم قرآن به دست بگیرم و در مقابل یک قشون مهاجم تسلیم بشوم دولت به من امر داد که تخلیه بکنید هر مأمورى مکلف بود اطاعت بکند و دلیل نترسیدن من این است که به محض ورود به تهران امر شد که به استان چهارم بروم و آقاى امامى شاهدند که با هم رفتیم و در یک موقع مشکلى انجام وظیفه در رضائیه کردیم (صحیح است) این اظهار اول قسمت دوم مربوط به افترا و اتهاماتى است که در یک روزنامه یک نفر به من زده من آن شخص را قانوناً تعقیب کردم و در دادگاه معلوم خواهد شد که رویه من در مأموریت فارس چه بوده حالا بقیه اظهارات من می‌ماند براى روز بعد.

نایب رئیس- آقاى وزیر دارایى یک شرحى نوشته‌اند که راجع به سازمان شاهنشاهى توضیحاتى بدهند بفرمایید آقاى وزیر دارایى. (آشتیانى‌زاده- ورقه استیضاح را هم بفرمایید قرائت کنند)

وزیردارایى- اکثر توضیحاتى را که بنده می‌خواستم عرض کنم جناب آقاى نخست وزیر با بیانات جامع و مؤثر خودشان بیان فرمودند و نتایجى که از این بنگاه سودمند اجتماعى عاید طبقات ستمدیده و مستمند مملکت می‌شود تشریح و توضیح فرمودند بنده فقط براى تکمیل مطلب و براى این که ذهن آقایان روشن شده باشد خواستم توضیح بدهم که این بنگاه یک شخصیت مستقلى دارد و یک اساسنامه‌اى دارد و هم تابع اساسنامه خودش است و بر طبق این اساسنامه یک هیئت مدیره‌اى دارد که در آن هیئت مدیره وزیر دارایى و وزیر بهدارى عضویت دارند و تمام مخارجى که باید بشود تا توافق حاصل نشود و اکثریت به اتفاق

+++

رأى ندهد هیچ پولى به هیچ وجه خرج نمی‌شود علاوه بر این یک هیئت نظارتى در آن اساسنامه پیش‌بینى شده است و در آنجا رئیس دیوان محاسبات عضویت دارند و به واسطه عضویت رئیس دیوان محاسبات در هر موقع که لازم باشد از دیوان محاسبات هم کمک می‌گیرند حسابدارانى که متخصص در امور باشند مى‌آیند آنجا و به حساب‌ها رسیدگى مى‌کنند و نتیجه را گزارش می‌دهند و نتیجه مورد تصویب واقع می‌شود منظور عرض بنده این بود که عرض کنم و به آقایان اطمینان بدهم که کمال دقت و رسیدگى در محاسبات به وسیله اشخاص صلاحیت‌دار می‌شود مخصوصاً جناب آقاى نخست وزیر که مورد اعتماد همه آقایان نمایندگان می‌باشد هم در هیئت مدیره و هم در هئیت نظارت عضویت دارند بیش از این بنده وقت آقایان را نمى‌گیرم.

نایب رئیس- آقاى وزیر جنگ بفرمایید.

وزیر جنگ- به طوری که آقایان نمایندگان محترم استحضار دارند کنگره آمریکا در سال 1949 قانون اعطاى کمک نظامى به کشور‌هاى بیگانه را تصویب کرد.

به موجب فصل سوم این قانون مبلغ 000/ 640/ 27 دلار هم براى کمک به ایران و دو کشور دیگر تصویب گردیده بود که تا تاریخ 30 ژوئن 1950 قابل استفاده می‌باشد.

این کمک به صورت تحویل و واگذارى اسلحه و ساز و برگ انجام می‌گیرد و براى این منظور بین دولت‌هایى که از این کمک مجانى استفاده می‌نمایند با دولت آمریکا موافقت‌هایى حاصل می‌شود که طبق آن ترتیب تحویل و تسلیم اسلحه و ساز و برگ داده می‌شود دولت شاهنشاهى ترتیب این کار و طرز تحویل اسلحه و ساز و برگ را به وسیله نامه بین وزارت امور خارجه امریکا و سفارت کبراى شاهنشاهى در واشنگتن مبادله شده است انجام داده. ضمناً امیدواریم که این کمک مقدمه کمک‌هاى مفید دیگرى از طرف دولت امریکا به ایران بشود و در این موقع لازم می‌داند از طرف دولت ایران از دولت آمریکا نسبت به این مساعدتى که بلاعوض نموده است اظهار تشکر نماید (صحیح است، احسنت)

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

نایب رئیس- چون وقت مقتضى شده است یک ورقه استیضاح و یک ورقه اعلام جرم رسیده است که در جلسه آتیه قرائت خواهد شد و چند نفر از آقایان نمایندگان آقاى فرامرزى آقاى گنجه‌اى آقاى شوشترى (شوشترى- بنده عرایضم مختصر است) و آقاى دکتر راجى هم به عنوان اخطار نظامنامه اجازه خواسته‌اند حالا جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه 7 خرداد ساعت هشت و نیم صبح‏

دستور بقیه گزارش راجع به خالصه‌جات (یک ربع ساعت بعد از ظهر جلسه ختم شد)

نایب رئیس مجلس شورای ملى- دکتر معظمى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294546!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)