کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏ 9
[1396/05/07]

جلسه: 27 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه اول مردادماه 1312 (29 ربیعالاول 1352(  

فهرست مذاکرات:

(1 تصویب صورتمجلس

(2 شور ‌‌‌اول لایحه راجعبه طبابت اطبای خارجى

(3 موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏ 9

جلسه: 27

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه اول مردادماه 1312 (29 ربیعالاول 1352(

فهرست مذاکرات:

(1 تصویب صورتمجلس

(2 شور ‌‌‌اول لایحه راجعبه طبابت اطبای خارجى

(3 موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه

(مجلس یک ساعت و ربع قبل از ظهر به ریاست آقاى دادگر تشکیل گردید.(

صورتمجلس روز یکشنبه بیست و پنجم تیر ماه را آقاى مؤید احمدى (منشى) قرائت نمودند.

اسامی غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده.

غائبین بیاجازه- آقایان: نمازی- حاج میرزا حسن خان اسفندیاری- امامی خوئی- مسعود ثابتی- طباطبایی بروجردی- یونس آقا وهابزاده موقر- چایچی- کورش- معدل- کازرونی

دیرآمدگان بیاجازه- آقایان: اسدی- بیات- دکتر ادهم- منصف- قوام- شریعتزاده.

1- تصویب صورتمجلس‏

رئیس - در صورتمجلس نظرى نیست؟ (گفته شد: خیر) صورتمجلس تصویب شد.

2- شور ‌‌‌اول لایحه راجعبه طبابت اطبای خارجى

رئیس - خبر کمیسیون داخله راجعبه طبابت اطبای خارجى قرائت میشود:

خبر کمیسیون: کمیسیون داخله لایحه نمره 9041 دولت راجعبه طبابت اطبای خارجى در ایران را با حضور آقاى کفیل وزارت داخله مورد شور و مداقه قرار داده و با اصلاحى تصویب اینک خبر آن را براى شور ‌‌‌اول تقدیم مینماید:

ماده 1- دولت می‌‌تواند به اطباء و دواسازان و دندانسازان و قابلههاى اتباع خارجه اجازه بدهد که به شغل خود در ایران اشتغال ورزند مشروط بر این که علاوه بر دیپلم فراغ تحصیل از مدارسى که به موجب نظامنامه از طرف وزارت معارف معین خواهد شد مدارکى ارائه دهند که لااقل پنج سال اشتغال آنها را مستقلاً به شغل خود در وطن خود مدلل دارد.

ماده 2- اداره کل صحیه بر طبق نظامنامه که به تصویب وزارت داخله خواهد رسید جواز و محل اشتغال د‌‌‌امطلب را در هر نقطه که صلاح باشد صادر و معین خواهد کرد.

ماده 3- اطبا و دواسازان و دندانسازان و قابلههاى اتباع خارجه که قبل از این تاریخ در ایران اشتغال به مشاغل خود داشتهاند نیز مشغول این قانون و دو نظامنامه مزبور

+++

نخواهد بود ولى مدت مذکور در ماده دوم در مورد آنها فقط دو سال لازمالرعایه است.

ماده 4- هر وقت هیئت وزرا عده اطبا و دواسازان و دندانسازان و قابلههای اتباع خارجه را در ایران کافى بداند وزارت معارف از رسیدگى به دیپلم یا شهادتنامه آنان خوددارى کرده و وزارت داخله جواز اشتغال نخواهد داد.

ماده 5- وزارت معارف و وزارت داخله مأمور اجراى این قانون میباشند.

رئیس - راپرت کمیسیون معارف در این خصوص قرائت میشود.

خبر کمیسیون: کمیسیون معارف با حضور آقایان کفیل وزارت معارف و کفیل وزارت داخله تشکیل و لایحه دولت راجعبه جواز اطبای خارجى را مطرح نموده پس از مذاکرات لازمه بالاخره از نقطهنظر معارفى با لایحه مزبور موافقت حاصل شد.

رئیس - مذاکره در کلیات است. آقاى روحى.

روحى - عرض کنم که این لایحه به حد خودش خیلى به موقع بوده است و البته تا به حال هم بالنسبه به این موضوع یک غقلتهایى شده است ولى دراین لایحه عجالتاً بنده یک نقیصه می‌‌بینم و یکى از نقایصش هم این است که اطبای خارجى را که قبل از این قانون در ایران طبابت می‌‌کردند اینها را معاف داشته است از این که مدارک پنج سال طبابت در وطن خودشان را ارائه دهند در صورتى که ضرورت داشت اینها را هم مثل آنها ضمیمه میکردند که واقعاً اگر اینها هم حقیقتاً یک معلوماتى دارند باز طبابت بکنند و اگر ندارند آنها هم باز شامل همان اطبائی بشوند که از این به بعد میخواهند در این مملکت مشغول طبابت بشوند و یکى دیگر موضوع ‌‌‌‌‌امتحان است که هیچ در این قانون اسم برده نشده است‌‌‌‌‌امروز حوزه علمى طبى ایران مخصوصاً در تهرانبا اطبای عالى مقام ایرانى که خودمان در تهرانداریم به حد کافى میتوانند به اندازه که لازم است این اطباء را ‌‌‌‌‌امتحان کنند که در مورد یک مریض چه طور معالجه بکند، چه طور معاینه بکند، چه طور دوا درمان بکند پس مسئله ‌‌‌‌‌امتحان هم باید در این لایحه به عقیدهبنده رعایت شود و اگر دو شورى است باید براى شور دوم پیشبینى شود با نظر متخصصین صحیه که اینها را علاوه بر معلوماتشان یک‌‌‌‌‌امتحانى هم بدهند که خودسرانه نیایند و به جان مرضى بیفتند و حقیقتاً یک تعدیاتى نشود و اینجا را میدان تجربه قرار ندهند - حقیقیتاً از چند سال قبل ایران شده است میدان تجربه و آدمکشى براى اطبای خارجى که اینها بدون هیچ قیدى با داشتن یک تصدیق‌‌‌‌‌‌‌آمدهاند و کارهایى کردهاند و آدمکشیهایى کردهاندو پولهایى از مردم گرفتند ولى ‌‌‌‌‌امروز ‌‌‌‌‌امیدواریم حالا که وزارت داخله به فکر افتاده است براى آنها یک قانونى بیاورد خوب است چند ماده ‌‌‌‌‌امتحانیه هم براى این اطباء از جهت تشخیص مرض یا معالجه مرض بدهند و به علاوه آن اشخاصى هم که قبل از تصویب این قانون مستثنى میشوند بنده با این قسمت مخالف هستم و عرض کنم که این استثنا بیمورد است و بایستى آنها هم شامل بشوند.

کفیل وزارت داخله (آقاى زرینکفش) - موضوع پنج سال را که آقاى وکیل محترم اشاره فرمودند به این ملاحظه حذف شده است در قسمت آخر که یک جوازهایى دولت ایران داده است به اشخاصى که‌‌‌‌‌‌‌آمدهاندو فعلاً در مملکت مشغول طبابت هستند و لازم دیده نشده است که موضوع پنج سال در مورد آنها رعایت شود و اگر وارد در مرحله عمل شویم بنده خیال میکنم که هیچ احتیاجى به پنج سال نخواهیم داشت زیرا شرایطى که در ماده ‌‌‌اول هست به قدرى سخت است و در فشار میگذارد اشخاصى را که همین قدر وارد بشوند و دیپلمهاى آنها را بخواهند و مدارکى بخواهند که پنج سال طبابت را در مملکت خودشان ثابت کند دیگر به هیچ وجه محتاج به این نخواهد بود که در این قسمت توجهى بکنیم و نسبت به اشخاصى که در گذشته در مملکت مشغول طبابت بودهاندنسبت به آنها هم شرط اخیر اجرا شود یعنى شرط پنج سال به جهت این که در مسئله دیپلم اینها اغلب از ممالک راقیت دیپلمهایى دارند و دیپلم آنها محل توجه است و از طرف دولت مورد توجه قرار خواهد گرفت از طرف وزارت معارف رسیدگى میشود پس به این نظر همان شرط کافى است که یک عده را از شغل طبابت در مملکت

+++

محروم کند ‌‌‌‌‌اما راجع به ‌‌‌‌‌امتحان که فرمودید موضوع‌‌‌‌‌امتحان طوری است که باز در نظامنامه که تنظیم خواهد شد بر آقایان مسلم خواهد کرد که ابداً ما محتاج نیستیم اینجا اشخاص را به معرض‌‌‌‌‌امتحان بگذاریم براى این که شرایط طورى است که مثلاً ملاحظه بفرمایید که یک نفرى که در برلین تحصیل کرده است و در آنجا هم پنج سال طبابت کرده است و همه جور‌‌‌‌‌امتحاناتى را داده است در مریضخانهها کار میکنند چه کسانى که وارد مرحله عمل میشوند اینجا گذاردن مورد ندارد به علاوه وضع‌‌‌‌‌ امتحان هم در ممالک خارجه به طورى ک است که هر کس که در هر خط و رشته مخصوصى که میخواهد داخل طبابت بشود ‌‌‌‌‌امتحان کامل و دقیقى باید بدهد چه آنهایی که در مریضخانه کار میکنند چه کسانى که وارد مرحله عمل میشوند بنابراین به نظر همچو میرسد که به هیچ وجه موضوع‌‌‌‌‌امتحان مورد نخواهد داشت (صحیح است)

رئیس - آقاى ملک‌مدنى.

ملک‌مدنى - عرض کنم که در این سنوات اخیر یک عده زیادى اطباء از خارجه به مملکت ما‌‌‌‌‌‌‌آمدهاندو اکثر آنها هم در مرکزند و شروع به کار هم کردهاندو به عقیدهخیلیها استفاده زیادى هم کردهاندبازپرسى هم نبوده است و خوشبختانه حالا دولت متوجه شده است و براى آنها یک لایحه قانونى تهیه و تقدیم کرده است و براى آنها یک نظامات و مقرراتى را قائل شده است البته این خیلى لازم بوده است خیلى نافع هم هست ولى یک نکاتى هست که بنده میخواستم اینجا به عرض برسانم شاید لازم باشد که به این قسمتها یک توجهى بشود. به عقیدهبنده مملکت ما از حیث طبیب اطباء درجه ‌‌‌اول به قدر کافى دارد و دکترهاى داراى دیپلم عالى دارد بنده خیال میکنم که در آن نظامنامه که قید شده است باید اطبائی را اجازه بدهند که در مملکت ما مشغول طبابت باشند که اینها از اطبای درجه ‌‌‌اول باشند و حاذق باشند و به حال مردم مفید باشند یعنى یک اطبای عادى و معمولى نباشند که اخذ دیپلم کرده باشند و در واقع بخواهند که بیایند اینجا و یک ارتزاقى کرده باشند زیرا اگر بخواهیم احصائیه تهیه کنیم مدرسه طب فعلى ما و محصلینى که به فرنگ فرستاده شدهاند در آتیه نزدیکى یک عده اطبائی به ما خواهند داد باید پیشبینى هم کرد که این اطبائی که فعلاً به فرنگ رفتهاند مراجعت مینمایند و محصلینى هم که در مدرسه طب هستند و بیرون میآیند براى اینها هم مجال و موقعى باشد که اینها هم بتوانند استفاده کنند به عقیدهبنده باید هر کدام از این اطبای خارجى که داراى دیپلم عالى هستند و مفید هستند و وجودشان لازم است به اینها اجازه بدهند که در اینجا باشند و خدمت کنند و الاَ به اشخاصى که از دکترهاى عادى هستند ما هیچ احتیاج نداریم براى این که اینها در مملکت خودشان هم که بودهاندشاید مورد توجه نبودهاند ‌‌‌‌‌‌‌‌آمدهانداینجا و یک اشخاصى هم هستند که اطلاع ندارند و از بىاطلاعى به اینها مراجعه میکنند و یک استفادههای نامشروعى هم میکنند البته همه آقایان دارند یک قسمتهایى را که یک عده اطبائی که بالاخره مراسله به آقایان نمایندگان فرستادهانداینها یک اشخاص عالىمقامى هستند و اظهارات اینها مورد اعتماد و اطمینان است نسبت به مجلس شوراى ملى و ماها یک عده اطبائی‌‌‌‌‌‌‌آمدهانددر این شهر همان طور که در آن مراسله آقایان ملاحظه فرمودهاندیک کارهاى خیلى نامطلوبى هم ازشان دیده شده است که شاید هم دیده شده است که بنده نمیخواهم تذکر بدهم براى این که خیلى از آقایان شنیدهاندکه یک اقدامات نامطلوبى کردهانددلیلش هم این بوده است که خودسرانه پا میشدند می‌‌‌آمدند اینجا و هر کارى دلشان میخواست میکردند و تا وقتى که یک کار زشتى از اینها آشکار نشود و تحت تعقیب واقع نشود بیست تا سى تا کار زشت کرده است تا یک فقرهاش گیر میافتاد تازه یک شخص مؤثرى اگر بوده است و تعقیب میکرده تازه چه میشده است یا تحت محاکمه وارد میشود یا ممنوع میشود آن وقت یک تلفاتى هم این شخص داده است بنابراین بنده عقیدهام این است که اشخاصى که از خارجه وارد میشوند یک اطبای عالىمقامى باشند که نادر باشد و وجودشان براى ما مورد استفاده باشد و الاَ این اطبای معمولى اگر پا شوند و بیایند اینجا و یک

+++

کارهایى بکنند و مشمول یک مقرراتى هم نباشند و بعد هم از هر جور عوارضى همان طور که آقایان اطبا در آن مراسله نوشتهاندمعاف باشند معنى ندارد دیگران هم هستند در مملکت که اقامت دارند و عوارض مملکتى را هم تحمل میکنند و قسمت دیگرى را که بنده میخواهم عرض کنم این است که این اطبا را در آن نظامنامه تصریح کنند که بیشتر از براى ولایات در نظر بگیرند آن روز هم در فراکسیون عرض کردم الآن اداره صحیه وقتى که یک پستهایى براى صحیه گذاشته است مأمورینى ندارد که بفرستد و بالاخره ایالات و ولایات هم از نعمت صحیه و طب باید استفاده کنند این آقایان اطباء بالاخره به عقیدهبنده در مرکز به قدر کافى طبیب هست شاید هم قدرى بیشتر باشد ولى ولایات هیچ ندارند و گاهى از ‌‌‌اوقات که ما احتیاج پیدا میکنیم و یک طبیب براى یک محلى میخواهیم بفرستیم حقوق کافى هم داده میشود معذلک نمیروند و حاضر نیستند بروند پس باید اینجا استفاده کرد اینهایى که از خارج میخواهند بیایند اینها را مجبورشان کنید که به دستور صحیه نقطه توقعشان را در ولایات قرار بدهند و الاَ اگر این کار را نکنید اینها همه مایل هستند که در تهرانبمانند و ولایات باز محروم میشوند و از طبیب نمیتوانند استفاده کنند و خیال میکنم این یکى از نکاتى است که اغلب از نمایندگان محترم ولایات با این منظور موافق باشند به این جهت خواستم عرض کنم که اگر موافقت بفرمایند که قید شود در نظامنامه که این اطبای خارجى که دولت به آنها اجازه میدهد بر طبق مقرراتى بیایند اینها مکلف باشند در ولایات اقامت داشته باشند و در خود قانون هم تصریح شود بهتر است که اینها به‌‌‌‌‌امر و دستور صحیه بروند به ولایات و مورد استفاده واقع شوند.

کفیل وزارت داخله - بنده تصور میکنم فرمایشات نماینده محترم را کاملاً با همین مواد و نظامنامههایى که تنظیم خواهد شد میشود تأمین کرد. موضوع این که میفرمایند در قانون قید شود که اینها را مأمور کنیم بروند به ولایات این صحیح نیست براى این که مسئله اعزام دکترها به ولایات این بسته به نظریات فنى و احتیاج و اینها نیست وضع جغرافیایى و ‌‌‌امضاع سیاسى همه اینها باید درنظر گرفته شود تا یک دکترى را به خارج فرستاد شاید مقتضى باشد که اغلب آنها را در مرکز نگاه بداریم و از دکترهایى که تبعه ایران هستند و از اعمال آنها اطمینان داریم آنها را به ولایات بفرسیتم ‌‌‌‌‌اما این که اشاره فرمودند به استفادههایى که این طبقه میکنند و محدود کردن آنها زیادتر از این بنده خیال میکنم این مثل این است که ما بگوییم براى این که یک جرمى واقع نشود اصلاً هیئت اجتماعیه را به هم بزنیم بنده تصور میکنم که تا یک جرمى واقع نشود نباید هیئت اجتماعیه را به هم زد براى این که هیئت اجتماعیه باید خودش مراقبت داشته باشد مواظبت داشته باشد که جرمى واقع نشود اگر هم کسى خلاف قانون میکند فوراً تحت تعقیب قرار بگیرد و ‌‌‌ام را مجازات بدهند و خیال میکنم که با این قانون و در نظامنامه که معین شده است یک قسمت از مقصود کاملاً تأمین میشود و در قسمت تعقیب هم یک قانون کلى براى کلیه اطباء میشود و در قسمت تعقیب هم یک قانون کلى براى کلیه اطباء به طورى که عرض کردم تهیه خواهد شد و به مجلس تقدیم میشود که شامل همه خواهد شد هم از حیث استعلاج که بدانند چه میکنند و افراط نکنند و هم این که برخلاف آن اطلاعات فنى خودشان مبادرت به یک استعلاجى نکنند و در یک خطى که وارد نیستند و اطلاع ندارند به هیچ وجه وارد در معالجه آن قسمت نشوند و اگر برخلاف قانون مرتکب جرمى بشوند اینها را مثل سایر افراد تحت تعقیب قرار بدهند و بی‌‌‌امرند تحت محاکمه. در هر صورت بنده تصور میکنم فرمایشاتى که آقا فرمودند با همین مواد تأمین خواهد شد (صحیح است)

رئیس - آقاى‌‌‌‌‌ امیراعلم.

دکتر ‌‌‌‌‌امیراعلم - البته بنده موافق قانون هستم و از وقتى که قانون ‌‌‌اول طبابت را در مجلس دوم گذراندیم همیشه بنده تذکر میدادم که آن قانون کافى نبوده است و باید اصلاحاتى در آن بشود براى این که در سایه همان

+++

قانون سابق یک دیپلمهاى عجیب و غریبى‌‌‌‌‌‌‌آمد و تصویب شد و رفت و بنده همیشه مخالفت میکردم ولى این قانون لازم است و خیلى هم متشکر هستیم از دولت که این قانون را ‌‌‌امرده است ولى بنده به طورى که نظرم هست ناقص میدانم این را از نقطهنظر ‌‌‌‌‌امتحان - اگرچه فرمودند ‌‌‌‌‌امتحان لازم نیست براى این که اینجا شرط شده است یک طبیبى در محلى که هست‌‌‌‌‌امتحان میدهد پنج سال هم در آنجا در وطن خودش طبابت میکند آن وقت چه طور ما بیاییم و او را ‌‌‌‌‌امتحان کنیم هیچ مانعى ندارد ما اطبای دیگرى را که در آنجا تحصیل کردهاند (خودم را عرض نمیکنم) در‌‌‌‌‌امتحانات حاضر بودند میشود در وزارت داخله در اداره صحیه تحقیقات بکنند خیلیها هستند در آنجا‌‌‌‌‌امتحان دادهاندو واقعاً در ‌‌‌‌‌امتحانات کلینیکى در مدرسه طب اینجا رد شدهاندخیلى اتفاق افتاده است از رفقاى خودمان هم بودهاندو هستند اسمهایشان را هم میدانم عرض میکنم بعد هم میروند در الجزایر یا جاهاى دیگر هم میمانند اینها از آن اطبائی که در شهر لندن یا پاریس و شهرهاى معروف طبابت کردهاند و مشهور هستند نیستند اینها در فلان بلوک طبابت کردهاند وقتی که میآیند اینجا آن وقت میگویند چرا‌‌‌‌‌امتحان نکنیم این اطباء را؟ بنده عرض میکنم که چرا‌‌‌‌‌امتحان بکنیم اطبای خارجى را بنده به سه قسمت تقسیم میکنم - یکى آنهایى هستند که مقامات خیلى عالى دارند پروفسورند مشهورند، معروفند البته اینها در هر جاى دنیا بروند هیچ کس از آنها را‌‌‌‌امتحان نمیکند و مورد احترام همه هم هستند (صحیح است) یک عده از اطبائی هستند که اطبای سفارتخانهها هستند و مختارند که اتباع خودشان را معالجه کنند - یک قسمت هم سایر اطبای خارجى هستند که میخواهند سایر مرضاى ایرانى را معالجه کنند ما میخواهیم با این قانون و به توسط این قانون بگوییم که با این قانون شما ایرانیهاى هموطن ما وقتى که ناخوش شدید جان خودتان را میتوانید بسپارید به این طبیب این درست ولى ما باید اطمینانهاى محکمترى پیدا کنیم بعد این کار را بکنیم - گفته میشود که گاهى ما بعضى از اطبایی داریم که اطبای مجازند و یک‌‌‌‌‌امتحانى هم دادهاندبه آنها اجازه دادهایم که طبابت بکنند در این صورت چه طور ما میتوانیم به کسى که پنج سال در اروپا طبابت کرده است از ‌‌‌او ‌‌‌‌‌امتحان کنیم؟ به عقیدهبنده هیچ مانعى ندارد. مال ما موقتى است ما هیچ طبیب مجازى را نخواهیم پذیرفت که دیپلم دکترا به ‌‌‌او بدهیم مگر این که مدرسه طب را تمام کند راجعبه اطبای خارجى هم در این صورت میتوانیم بگوییم بیایند و‌‌‌‌‌امتحان بدهند. چه مانعى دارد؟ ما تا حالا به اطبای خارجه اجازه دادهایم ولى از حالا مانع میشویم مگر این که ‌‌‌‌‌امتحان بدهند. بنده این را که عرض میکنم مانع میشویم مقصودم این نیست البته اطبای خوبى هستند که تحصیل کردهاندو میآیند در اینجا خوب چه ضرر دارد بیایند و یک‌‌‌‌‌امتحانى بدهند. مگر ‌‌‌‌‌امتحان ننگ است؟ چه عیبى دارد؟ نمیگوییم که بیاید ‌‌‌‌‌امتحان تشریح بدهد و از ‌‌‌اول بیاید و ‌‌‌‌‌امتحان بدهد. خیر بیاید یک ‌‌‌‌‌امتحان کلینیکى بدهد‌‌‌‌‌امتحانى که در همه جا از اطبای خارجه میطلبند ولو اعلم علماى طب باشند وقتى که از یک مملکتى به مملکت دیگر رفت از ‌‌‌او یک ‌‌‌‌‌امتحان کلینیکى در ربع ساعت میکنند چه مانعى دارد؟ بنده عقیده دارم که حالا فعلاً در مملکت (خودم را عرض نمیکنم براى این که بنده در مطب نیستم یا اگر هم باشم مجانى است اغلبش هم در شیر و خورشید سرخ هستم) ولى اطبای خیلى عالىمقامى داریم که تحصیلات خیلى عالیه کردهانددر خود کلاسهاى عالیه اروپا هم ‌‌‌اول شدهانددر همان مدارس عالیه و فاکولتهها و اینها هم حق ‌‌‌‌‌امتحان کردن دارند و به قول اروپاییها پریوریته دارند. در فرنگستان هم معمول است هر کسى که یک سال زودتر از مدرسه بیرون‌‌‌‌‌‌‌آمده است ‌‌‌ام مقدم است و ‌‌‌او حق دارد از ‌‌‌او امتحان کنند دومى هم مخالفت نمیکند و همین اطبای

+++

ایران همان طورى که اروپاییها تحصیل کردهاند اینها هم کردهاندبه درجه اکسترنى رسیدهاند به درجه انترنى رسیدهاند و خیلى هم خوب تحصیل کردهاند‌‌ به علاوه پس فردا یک عده زیادى ایرانیهاى دیپلمه ما وارد خواهند شد چه عیبى دارد که این عمل دوباره آنها هم اجرا شود و بنده پیشنهادى هم تقدیم میکنم هیچ عیبى ندارد که نمایندگان‏ دولت ایران هم تصدیق کنند و‌‌‌‌‌امضاء کنند که اینها کار کردهاندیک ‌‌‌‌‌امتحان کلینیکى است که ایرانیها میکنند همهاش ربع ساعت است طولى هم نمیکشد فقط ‌‌‌‌‌امتحان مریض است که مریض را می‌‌‌‌آورند که این طبیب ببیند چه مرضى دارد سه نفر هم از نمایندگان دولت و اطبائی که حق‌‌‌‌‌امتحان کردن دارند میآیند البته عرض کردم یک پروفسورهاى عالىمقامى هستند که وقتى که میآیند به ایران همه قسم محترم هستند و کسى از آنها ‌‌‌‌‌امتحانى نمیخواهد ولى اشخاص دیگرى هستند جوانهایى هستند که میآیند به ایران و میگویند که طبیب هستیم براى اینها چه ننگى دارد چه عیبى دارد که در اینجا هم یک ‌‌‌‌‌امتحانى بدهند؟ ما هم تصدیق میکنیم که این‌‌‌‌‌‌‌آمد و‌‌‌‌‌امتحان داد و خیلى هم قابل بود اگر میترسد که ترس ندارد غیر از این هم که دیگر کارى با ‌‌‌او نیست بنابراین بنده عقیدهام این است که این قانون هم ناقص است و شبیه به همان قانونى است که در بیست سال قبل گذراندیم البته این قانون تا اندازه بهتر است که پنج سال علاوه شده است ولى راجعبه دیپلمههایى که در اینجا میخواهند معالجه کنند باید اصلاح شود و بنده عقیده دارم که مرضى ایران حق دارند تقاضا کنند که حتىالامکان از آنهایى که جانشان را به دستشان میسپاریم اطمینان داشته باشند براى این که جانش در دست ‌‌‌اوست و پول به ‌‌‌ام میدهد علاوه بر این باید یک پولى هم اطباء بدهند معادل یک وجهى که یک طبیب ایرانى از بدو ورود به تحصیل طب میدهند تا وقتى که دیپلم میگیرند این را هم باید در نظر گرفت نه این که مفت بیاید و مفت برود چنان که اطبای ما تا وقتى جاى دیگر میروند آنهایى که دیپلمهاى خیلى صحیح دارند اشکالتراشى برایشان مىکنند و نمیگذارند طبابت کنند پس چه دلیل دارد که ما از اینها را ‌‌‌‌‌امتحان نکنیم چرا نکنیم بنابراین بنده عقیده‌‌‌‌‌ام این است که این قانون ناقص است و آن استفاده که براى مرضاى ایران در نظر است از این قانون به عمل نخواهد ‌‌‌‌‌‌‌آمد.

وزیر عدلیه - مذاکره بنده در اینجا در صورتی که آقاى کفیل وزارت داخله خودشان حاضر هستند و خیلى هم خوب میتوانند جواب بدهند بیشتر از این نقطهنظر است که بنده هم ‌‌‌‌‌‌‌آمده‌‌‌‌‌ام در مجلس و لایحه دارم و کار دارم و البته سعى دارم که این قانون زودتر بگذرد و بنده هم کارهاى خودم را طرح کرده باشم به این جهت خواستم که چند کلمه عرض کنم و بعد از آقایان خواهش کنم که این لایحه شور ‌‌‌اولش زودتر بگذرد ‌‌‌‌‌اما راجعبه مطلبى که نماینده محترم فرمودند بدواً لازم میدانم یک مقدمه خیلى کوچکى را عرض کنم بنده هیچ معتقد نیستم که اگر یک مملکتى یک عیبهایى درش هست این را مخفى نگاه دارند و خیال کنند که اگر این را نگفت هیچ کس نمیداند و وضعیتش خیلى بهتر خواهد شد بلکه به عکس است مملکتى مثل مملکت ما که بحمدالله رو به ترقى است و ملتفت میشود معایبش چیست هیچ ننگ ندارد که بگوید بله نقشه من این است و این کار را میخواهم بکنم و نباید خجالت بکشد از این که عیب خودش را بگوید و نباید این را به خودخواهى و خودپسندى جاهلانه ما برگذار کنیم و نگوییم که در فلان کارمان نقیصه است. این مقدمه را باید عرض کنم براى این که آقایان متوجه باشند چون بنده نمیتوانم تقاضاى نماینده محترم را راجعبه ‌‌‌‌‌امتحان رد کنم مگر آن که یک سلسله از معایب راجعبه همین مسئله ‌‌‌‌‌امتحان و وضعیت طبى خودمان را عرض کنم آقا میفرمایند چه ضرر دارد که یک اشخاصى که رفتهاندتحصیل کردهاندو داراى معلومات هم هستند خودشان هم که اطمینان دارند خوب بیایند در اینجا ‌‌‌‌‌امتحان بدهند میخواهیم ببینیم که چه نتیجه ‌‌‌اول میگیریم یک وقت هست که ما میخواهیم بگوییم که در مملکت ما هر طبیب خارجى که ‌‌‌‌‌‌‌آمد هر قدر هم داراى فضایل

+++

و کمالات باشد باید بیاید در مقابل اطبای ما بنشیند و ‌‌‌‌‌امتحان بدهد که این براى حس ملى ما و به اصطلاح یک تشفى از براى ما خواهد بود که این شخص هر قدر هم عالیمقام باشد باید بیاید در مقابل میز من بنشیند و از ‌‌‌او ‌‌‌‌‌امتحان بکنم بنده که تصور نمیکنم نظر ایشان این طور باشد مقام ایشان و مقام فکریشان که یک وقتى هم معلم بنده بودهاندالبته از این نظر نیست که اطباء را این طور بخواهند ‌‌‌‌‌امتحان کنند پس نظرشان به این است که ما چون میخواهیم یک نتیجه خوبى بگیریم این کار را بکنیم یعنى چه؟ یعنى وقتی که ما اجازه میدهیم یک کسى نبض ایرانى را بگیرد ما از ‌‌‌ام کاملاً مطمئن باشیم البته نظر ایشان این است که هر خارجى که ساکن ایران است خیر هر کس در ایران ساکن است اعم از خارجى یا ایرانى وقتى نبض یک مریض را بگیرد که ما کاملاً اطمینان پیدا کرده باشیم که در معلومات این شخص ذره عیب نیست مقصود بر این است ولى به این شکل که ما دلمان خوش باشد از این که به ما ‌‌‌‌‌امتحان داده است (یکربع آقا فرمودند) یادتان نرود که معلوماتش را در یکربع ‌‌‌‌‌امتحان کنند و ضمناً هم فرمودند که فرمالیتهایست عرض میکنم پس مقصد ما نتیجه است خوب حالا ما باید ببینیم این ایرانى که ما آن قدر دلمان به حالش میسوزد و نبضش را هم که میخواهیم به دست یک اشخاصى بدهیم چه اشخاصى باید باشند آقا طبیب مجازى را که هر روز برمیداریم به دستش دیپلم میدهیم و جان این مردم در دست آنهاست آنجاها شما این دقت را کردهاید؟ باید در عین این که باید سعى داشته باشیم مملکت خودمان را از احتیاج به اشخاص خارجى مستغنى بنماییم در عین این که به عقیدهبنده هر ایرانى صحیحالنسبى باید واقعاً متعصب در این باشد که اگر ممکن است ما همین ‌‌‌‌‌امروز رفع احتیاجش را بکنیم و به فردا نیندازیم ولى معهذا بایستى یک تعصبات جاهلانه را نسبت به خارجیها نداشته باشیم. ما نه نسبت به خارجیها نظر بغضى داریم و نه از طرف دیگر یک عملى را که نسبت به ایرانى نمیکنیم درباره آنها میکنیم. از روى ناچارى عرض میکنم یک کسى که معلوم نیست داراى چه معلوماتى است و چه معالجاتى کرده است ‌‌‌او را اسمش را میگذاریم طبیب مجاز آن وقت یک کسى که دیپلم دارد پنج سال هم در جاى دیگر تجربیاتش را کرده است و بالاخره هر چه هم که باید در عمل یاد بگیرد یاد گرفته است در اینجا به او بگوییم که آقا بیا ‌‌‌‌‌امتحان بده. یکى‌‌‌‌‌امتحان بدهد؟ بنده تصور میکنم که اگر ما بیاییم و از نقطهنظر آن نتیجه که میخواهیم بگیریم بهتر این است که به همین اندازه که‏ دولت پیشنهاد کرده است آقایان هم خوب است موافقت بفرمایند میفرمایند اغلب آقایان میآیند و واقعاً هم معلوم نیست بعضى دیپلمها از ‌‌‌اونیورسیته کجا است و از کدام مدرسه طب عالى کدام قصبه است و وامانده یک مملکتى است که معلوماتش کافى نیست ولى معذلک میآیند و میروند و مشغول کار میشوند و همهشان هم جمع میشوند در نقاطى که دلشان میخواهد در صورتی که آنها اگر اجازه میدهند در همان مناطقى است که احتیاج دارند آن هم در هر شغلى که اگر بنا باشد اهل مملکت خودشان را ببینند هستند نمیآیند و به یک خارجى اجازه بدهند ما هم اگر ‌‌‌‌‌امروز اجازه میدهیم براى این است صاف و پوست کنده و بدون این که به همان بربخورد براى این است که احتیاج داریم و آن روز هم که احتیاجمان رفع شد بهشان اجازه داده نخواهد شد حالا خوب ببینیم در کجا احتیاج داریم یک وقتى است که آقا میآیند و تهرانرا نگاه میکنند خیر ما در تهرانهیچ احتیاج نداریم خودمان اطبائی داریم و اطبای خارجى هم هستند و شهرهاى دیگرى است که کسى نیست ما میگوییم اگر شما میخواهید در مملکت ما طبابت کنید تشریف ببرید آنجا پس ما وقتى که‌‌‌‌‌‌‌آمدیم و بهمین اندازه شروط قرار دادهایم یعنى یک وقتى یک کسى‌‌‌‌‌‌‌آمد که واقعاً داراى یک معلوماتى است (نه این که به اصطلاح معمول دلاکى را از سر کچل ما یاد بگیرند) و تحصیلاتى کرده است دیپلم هم دارد پنج سال هم مسلماً

+++

طبابت کرده باشد با این دقتها ما در جایى که احتیاج داریم اجازه بهشان بدهیم بروند بنده تصور میکنم که این آن حد معقولى است که ما از نقطه نظر نتیجه گرفته باشیم و الاَ اگر آن قسمتى که میفرمایند باشد برمیگردد به این که در یک ربع ساعت یک فرمالیته به عمل ‌‌‌‌‌‌‌آمده باشد از براى این که ما دلمان را خوش کرده باشیم.

جمعى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

امیراعلم - بنده یک توضیحى دارم.

رئیس - مانعى ندارد.

امیراعلم - خواستم یک توضیحى عرض کنم که سوءتفاهمى نشود و البته بیان فصیح و بلیغ آقاى وزیر عدلیه را که نمیتوانم جواب عرض کرده باشم. بنده هیچ وقت منکر این نیستم که اگر یک مملکتى نقصانى دارد اقرار بکند و به همین جهت است که عرض میکنم یک شرطهایى بگذاریم و این که فرمودید ‌‌‌‌‌امتحان ربع ساعت و فرمالیته عرض میکنم ربع ساعت که بنده عرض کردم براى این است که میخواهد‌‌‌‌‌امتحان کلینیکى بدهد ربع ساعت وقت میدهند و مریض را میسپارند به‌‌او یک ربع ساعت بیشتر به او وقت نمیدهند یعنى طبیب در ربع ساعت تشخیص خودش را باید بدهد این را از این نقطهنظر عرض کردم نه این که در ربع ساعت تمام معلومات دکتر را از ‌‌‌اول تا آخر بفهمند پس در همان تشخیص معلوم میشود که چیست و اما راجعبه اطباء مجاز بنده آن وقت هم مخالف بودم ولى این باب دیگر بسته شده است و گمان نمیکنم که هیچ وقت نظیر پیدا کند و دیگر هیچ طبیب مجازى حق طبابت نخواهد داشت میفرمایند یک طبیب که دیپلم دارد و یکى ‌‌‌‌‌امتحان بدهد بنده حق دارم که عرض کنم یکى ‌‌‌‌‌امتحان بدهد عرض کردم ما اطبائی داریم که خیلى داراى مقامات عالیه هستند و زحمت کشیده هستند و خیلى عالم هستند علم که وطن ندارد ایرانى باشد یا خارجى فرق نمیکند هر کس بیشتر کار کرده و بیشتر معلومات داشته است ‌‌‌او مقدم است به این جهت است که عرض میکنم که اینها را بپذیرند ولى با یک شرایطى البته ایرانىها هم که از خارجه میآیند و داراى دیپلم خارجه هستند آنها را هم‌‌‌‌‌امتحان بکنید ‌‌‌‌‌امتحان کلینیکى و هیچ عیبى هم ندارد حالا اکثریت عقیدهشان بر این است که‌‌‌‌‌امتحان نکنند، نکنند.

رئیس - آقاى دیبا.

طباطبائی دیبا - بنده راجع‌‌به این لایحه یک عرایضى داشتم چون بعضى از آقایان در آن قسمت فرمایشات فرمودند بنده دیگر تکرار نمیکنم ولى این لایحه چنانچه آقایان ملاحظه میفرمایند مربوط به اطبای خارجه است بنده یک عرایضى داشتم نسبت به عموم اطباء بدیهى است در مملکت صحت بر همه چیز مقدم است اگر مردم صحیح نباشند حقیقتاً تمام چرخها از کار مى افتد محصل اگر صحت نداشته باشد نمی‌‌تواند تحصیل کند مستخدم اگر صحت نداشته باشد نمی‌‌تواند خدمت کند کارگر اگر صحت نداشته باشد نمی‌‌تواند کار بکند و چنانچه عرض کردم اگر مسئله صحت عمومى تأمین نشود تمام چرخهاى مملکت از کار مى افتد متأسفانه در مملکت ما عجالتاً ‌‌‌‌‌امروز آن طورى که لازم است مردم عادت به ورزش نکردهاندو دولت هم اقدام صحیحى در باب ورزش و اجبارى بودن آن نکرده است و به همین جهت غالباً مردم این مملکت مریض هستند و احتیاج به اطباء دارند و اطباء ما هم چه داخله و چه خارجه راجعبه اینها هنوز تا ‌‌‌‌‌امروز قانونى تدوین نشده است که از حیث ترتیب ‌‌‌اوقات و حقالزحمه یک ترتیبى معین شده باشد حالا بنده معذرت میخواهم از چند نفر آقایان اطبای درجه ‌‌‌اول که در مجلس تشریف دارند ولى اغلب اطباء این طور هستند مثلاً اطبا غالباً دو به ظهر مانده تشریف می‌‌‌‌آورند به مطب مرضى هم که به نوبت باید مراجعه کنند اطبا تا آنها را معاینه کنند و نسخه بدهند دو ساعت بعدازظهر است و هیچ معلوم نیست مریض بدبخت چه وقت از مطب خارج میشود و کى دوایش را میگیرد از آن طرف راجعبه پول دادن یک طوری است که واقعاً مردم طاقت این طور پول دادن را ندارند مردم این مملکت غالباً فقیرند و مجبور هم

+++

هستند به اطبای خوب مراجعه کنند این اطبا هم فرض بفرمایید اگر چنانچه یک کسى دو از شب گذشته برود منزل آن طبیب دقالباب کند کسى جوابش را نمیدهد و آنچه که بنده شنیده‌‌‌‌‌ام بعضى اطبای درجه ‌‌‌اول یک نوکرهاى بداخلاقى دارند که اصلاً جواب مردم را نمیدهند و نمیروند به آن طبیب خبر بدهند و بیچاره آن شخصى که مریض دارد و لازم است که در همان ساعت و همان دقیقه این طبیب حاضر باشد مأیوس برمیگردد و همان طور که عرض کردم حقالزحمه در این مملکت براى اطبا زیاد است وقت نمیدهند و اگر هم وقت بدهند حقالزحمهشان فوقالعاده است و مردم این مملکت توانایى این حقالزحمه را ندارند تهیه دوا هم که تکلیفش معلوم است. نسخهها هم ترتیبش معین است. این است که بنده عقیده دارم دولت یک لایحه راجعبه اطباء کلیة چه تبعه داخله و چه خارجه باید تدوین کند و به تصویب مجلس برساند و در تعقیب این عرض خودم هم یک ماده الحاقیه پیشنهاد کرده‌‌‌‌‌ام و تقدیم میشود و البته در کمیسیون مطرح میشود. بنده عقیده‌‌‌‌‌ام این است که دولت باید یک ترتیبى نسبت به کلیه اطباء بدهد راجعبه وظایف آنها از حیث پذیرایى مرضى و حقالزحمه و سایر چیزهاى مربوط به معالجه که معلوم باشد و مردم راحت باشند. چنانچه عرض کردم صحت مردم ‌‌‌‌‌امروز منوط به وجود اطباء است و اطباء هم البته باید نهایت جدیت را در معالجه مرض به عمل بیاورند و عقیده دارم تا دولت قانونى در این بابت به مجلس نیاورد و تصویب نشود که تکالیف این قسمتها معین شود این ترتیب عملى نخواهد شد.

کفیل وزارت داخله (آقاى زرینکفش) - تصور میکنم آن روز در فراکسیون مشروحاً نسبت به مطالب آقا اشاره نمودم و وعده هم دادم که دولت در تهیه است که کلیتاً راجعبه عموم اطبا مخصوصاً اطبای قسمت خودمان لایحه تنظیم بکند و به مجلس تقدیم نماید و همین طور نظامنامههایى متکى به آن قانون بنویسد راجع به ترتیب حقالعلاج و‌‌‌اوقات پذیرایى مرضى و قسمت معالجه که اگر تخطى بکنند از حدود خود اصلاً قابل تعقیب باشد یک چیزى که از حدود صلاحیتشان خارج باشد اصلاً نباشد معالجه بکنند تمام اینها تنظیم خواهد شد و تعقیب میشود و البته اینها موجب تأخیر این لایحه نخواهد بود.

جمعى از نمایندگان - مذاکرات کافی است.

تهرانی - بنده عرض دارم.

رئیس ـ عده هم براى رأى کافى نیست. آقاى تهرانی بفرمایید.

تهرانی - بنده با اصل لایحه البته مخالف نیستم البته هر طبیبى که طبابت میکند در مملکت ما بایستى داراى معلومات باشد و چیز بداند با این قسمتها هیچ کس مخالف نیست بنده هم مخالفتى ندارم فقط در این لایحه نکته که به نظر بنده رسیده است این است که اطباء خارجى که به ایران میآیند و دولت اجازه میدهد به آنها که طبابت کنند بعد از آن که معلوم شد که در چه علمى دارند و لایق هستند به این که طبابت کنند و مشغول معالجه ‌‌‌‌‌امراض شوند محلى براى آنها تعیین کنند و اینها را به جاهایى بفرستند که احتیاج دارند مردم و طبیب در آنجاها وجود ندارد در صورتی که بنده با این لایحه و این قسمتها مخالفتى ندارم ولى با این ماده اساساً مخالف هستم براى این که یک حقى البته براى دولت هست و گمان میکنم اصلاً قانون لازم نیست اداره صحیه مملکت وظیفهاش این است که هر طبیبى چه ایرانى و چه خارجى که میخواهد طبابت کند مراقبت داشته باشد که این داراى معلومات باشد و بعد از آن مشغول معالجه شود مگر اداره صحیه عملش تا به حال غیر از این بوده است. مگر اطباء خارجى میتوانستند بدون معلومات در اینجا طبابت کنند؟! (یک نفر از نمایندگان ـ بلى) خوب این نقص اداره صحیه است قانون نمیخواهد مادر تمام قضایامان الغای کاپیتولاسیون کردیم ما میگوییم در محاکم عدلیه یک نفر خارجى با یک نفر ایرانى هیچ فرق ندارد چه طور میشود در مسئله طبابت که جان مردم را میدهیم دست اطباء این نظر را اجرا نمیکنیم؟! اگر اداره صحیه عمل نکرده باشد و نخواسته باشد که این کار را دنبال کنند نقص از ‌‌‌اوست این قانون

+++

لازم ندارد، این را اداره صحیه باید عمل کند وظیفهاش این است خوب حالا قانون ‌‌‌آوردهاند بسیار خوب ‌‌‌‌‌اما همان طور که عرض کردم شغلهاى آزاد را از برایش این طور تقیدات معین کردن ابداً خوب نیست. خاصه که ما هنوز در مسئله طبابت به درجه کامل نرسیدهایم و همین طور که آقاى وزیر عدلیه اظهار فرمودند هنوز به درجه کافى طبیب نداریم. شما نگاه کنید به سایر ممالک خارجه و به جاهایى که تهیه طبیب میکنند چه وسایلى اتخاذ میکنند. فاکولته طب دارند محصل طبى که به خرج دولت در آن فاکولته تحصیل میکند موظف است سه چهار سال پنج سال هر کجایى که دولت معین میکند با هر حقوقى موظف است برود طبابت کند بد آب و هوا است خوش آب و هوا است هر چه میخواهد باشد. دولت براى این که تعمیم بدهد طب را در همه مملکت باید وسیله اتخاذ کند که محصلینى که در مدرسه طب تحصیل میکنند چه در خارجه و چه در داخله که به خرج دولت تحصیل میکنند اینها مطابق ‌‌‌‌‌امر دولت موظف باشند هر نقطه را که دولت تعیین میکند برود معالجه کند فرض بفرمایید در یزد طبیب ندارد البته به یک محصلى که مستخدمش است ‌‌‌‌‌امر میکند که برود آنجا طبابت کند.‌‌‌‌‌اما ما یک قانونى وضع کنیم که اطبای داخلى یعنى اطبای خودمان و اطبای خارجى هر کس که شغل آزاد دارد ایرانى که پسرش را فرستاده است و یک پولى هم از جیبش داده است و در خارجه تحصیل کرده یا در مدرسه طب ایران حقوق داده است و تحصیل کرده است و یک طبیبى شده است حالا که ‌‌‌‌‌‌‌آمده است طبابت کند دولت این را مجبورش کند که حتماً باید بروى اصفهان یا بروى بوشهر بنده تصور نمیکنم چیز خوبى باشد براى این که شغل آزاد است تحصیل هم از پول خودش کرده است این را بگذارید به حال خودش اگر این تحصیل را به خرج دولت و به سرپرستى دولت کرده است مجبور است تا یک مدتى هم مطابق ‌‌‌‌‌امرى که دولت بهش میکند با یک حقوقى برود خدمت کند ولى در قسمت ‌‌‌اول هر دقتى که دولت میخواهد بکند هر اقدامى که بکند براى این که بفهمد این طبیب داراى معلومات هست یا نیست مانعى ندارد براى این که البته طبیبى که میخواهد معالجه کند البته باید داراى معلومات باشد و هیچ کس هم مخالف نیست.

رئیس ـ آقایانی که با ورود در مواد موافقت دارند قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد. ماده ‌‌‌اول قرائت میشود.

ماده 1- دولت می‌‌تواند به اطباء و دواسازان و دندانسازان و قابلههای اتباع خارجه اجازه بدهد که به شغل خود در ایران اشتغال ورزند مشروط بر این که علا‌‌‌وه بر دیپلم فراغ تحصیل از مدارسى که به موجب نظامنامه از طرف وزارت معارف معین خواهد شد مدارکى ارائه دهند که لااقل پنج سال اشتغال آنها را مستقلاً به شغل خود در وطن خود مدلل دارد.

رئیس - آقاى شریعتزاده.

شریعتزاده ـ بنده راجع‌‌به این لایحه از لحاظ کلیات عرایضى داشتم ‌‌‌‌‌اما چون در جواب اظهاراتى که بعضى از همکارهاى محترم فرمودند توضیحاتى داده شد و مطالب روشن شد دیگر عرضى ندارم ولى راجع‌‌به این ماده دو نظر دارم یکى این که مقرر شد که این اطباء باید پنج سال تصدیق طبابت و اشتغال به طبابت داشته باشند با یک شرطى که در وطن خودشان باشند بنده این شرط را ضرورتش را نمیفهمم مثلاً فرض کنید اگر یک نفر انگلیسى در یکى از شهرهاى فرانسه تحصیل کرده باشد و در آن مملکت پنج سال طبابت کرده باشد این مانعى دارد و حتماً باید در انگلستان معالجه کرده باشد به نظر من این مطلب قابل اصلاح است این موضوع اشتغال به شغل طبابت تا فلان مدت در فلان مملکت این قید یک چیزى است که ممکن است با احتیاجاتى که ما در این مملکت داریم به طبیب معارضه کند. یک قسمت دیگر راجع است به مدت پنج سال بنده میخواستم آقاى کفیل وزارت داخله در این باب توضیحى بدهند که تأمین مجوز دادن اجازه براى طبابت چیست اگر یک انترنى در مریضخانهها سمت معاونت داشته باشد و چند سال هم در آنجا کار کرده باشد

+++

بعد هم چند سال طبابت کرده باشد دلیل این که نباید به او اجازه بدهند چیست، ما که از لحاظ احتیاج به صدور اجازه مبادرت مینماییم و قانون وضع میکنیم آن احتیاج مقتضى است که ما جریانى اتخاذ کنیم که همان احتیاج را هم ما بتوانیم رفع کنیم. در قسمت ‌‌‌‌‌امتحان هم عرایضى داشتم که فعلاً مورد بحث نیست.

کفیل وزارت داخله - آن قسمتى را که آقاى محترم فرموند و به نظر بنده باید جواب عرض کنم این است که میخواهند مطلق باشد یعنى شرط پنج سال اعم باشد یعنى خواه در آن مملکتى که تحصیل کرده و از آنجا دیپلم گرفته پنج سال طبابت کرده باشد یا در هر مملکتى. این شرط را دولت نمی‌‌تواند قبول کند. چرا؟ براى این که همان طور که ملاحظه میفرمایید دامنه افراط در مملکت خود ما پیش‌‌‌‌‌‌‌آمده است که ما مجبور شدهایم که این قانون و نظایر این را به مجلس محترم تقدیم کنیم. ممکن است در ممالک دیگر هم همین مسامحه وجود داشته باشد پس نمیشود اجازه داد که دیپلم را از فاکولته مدیسین پاریس بگیرد ولى استعلاجش را در کشن شین نموده باشد این است که این را صلاح نیست که ما قبول کنیم. و صلاح این است که از همان مملکتى که دیپلم گرفته باید در همانجا اشتغال داشته باشد باید دکتر تمام عیار باشد دکترى باشد که در خاک فرانسه حق معالجه داشته باشد.

رئیس - آقاى رهنما.

رهنما - اعتراضى را که نماینده محترم راجعبه ماده ‌‌‌اول فرمودند و جوابى را که نماینده محترم دولت دادند به عقیدهمن یک جواب صحیحى به سؤال ایشان نبود و گمان میکنم یک سوءتفاهمى براى آقاى کفیل وزارت داخله پیدا شد که درست جواب ندادند. مقصود آقاى شریعتزاده و سایرین و بنده این است که این ماده گنگ است زیرا مینویسد آن کسی که دیپلم طبابت در دست دارد باید در وطن خودش پنج سال طبابت کرده باشد در توضیحات خودشان آقاى کفیل وزارت داخله فرمودند ممکن است در آن نقطه که دیپلم گرفته خدمت کرده باشد ولی این ماده آن را نمیرساند این ماده منحصراً میرساند که باید در وطن خود یعنى اگر یک نفر روسى در پاریس تحصیل کرده باشد پنج سال هم در روسیه عملاً خدمت کرده باشد اگر منظور دولت این است که پنج سال یا در وطن خود یا در جاى دیگر کار کرده باشد باید اینجا توضیح داده شود که یک قدرى روشن شود که در عمل دست خود مجریان قانون در قید نباشد. این یک مسئله. قسمت دوم این است اساساً بنده میخواستم این را عرض کنم که مسئله طبابت در همه جاى دنیا که شاید آنها را نمیگویند که آنها احساسات ضد خارجى دارند همان جاها ممنوعند. در فرانسه طبیب خارجى را اجازه نمیدهند. در انگلستان هم اجازه نمیدهند. در ترکیه هم نمیدهند. در عراق اطبای داخلى خودشان را هم میآیند یک پولى ازشان میگیرند پنجاه روپیه نمیدانم چقدر است بنده اطلاع دارم که دکتر موسىخان فیض طبیب سفارت میخواست آنجا طبابت کند یک مبلغى از ‌‌‌او گویا پانصد روپیه از ‌‌‌او حق میخواستند. مسئله طبابت یک مسئله خیلى سهل و آسانى نیست که ما ‌‌‌اول کسى باشیم که‌‌‌‌‌‌‌آمدهایم اشکال در مقابلش گذاشتهایم خیر در ممالک خارجه بیشتر از اینها اشکال در مقابل اطبای خارجه میگذارند صد برابر بیش از اینجا است حالا ما میگوییم که البته ما میخواهیم تسهیلات بیشترى از ممالک اروپا قائل شویم بسیار خوب کسى هم نظرى ندارد ولى در اینجا یک اصلى باید رعایت شود و آن مملکت البته این آقایانی که میآیند مملکت ما اطبای خوبى هستند تحصیل کردهاندولى نمیتوانم عرض کنم که اینها یک پروفسورهاى درجه ‌‌‌اولى هستند مثل اطبای مملکت خودمان هستند زیرا اگر از درجههای عالى باشند در مملکت خودشان ویزیتى که بهشان میدهند هر کدام چهار صد پانصد، هزار، هزار و پانصد فرانک است و براى چهار پنج قران حق ویزیت اینجا نمیآید پس بنابراین آن هم که میآید در هر صورت یک شکلى است که متناسب با اینجا است پرفسور نمیآید اطباء معمولى میآیند خوب حالا که این اطباء معمولى میآیند اینجا بایستى همین تیپ را که یک قسمتش از نقطهنظر طبى و لیاقت آن شخص و یک قسمت هم از نقطهنظر کمک به مردم باشد و این عقیده جمعى از آقایان است که اینها که میآیند اینجا کارى بکنند (حالا که مالیاتى از بابت طبابتشان نمیگیریم) یک مدتى به نام

+++

انسانیت در یکى از نقاط مجانى معالجه کنند. بنده نمیدانم یک نفر طبیب خارجى که میآید این چه مانعى دارد که در حال مطابق قانون مکلف باشد در نقاطی که صحیحه معین میکند یک ماه مجاناً خدمت کند از نقطهنظر انسانیت از نقطهنظر بشریت این که نقاطى هست در این مملکت که احتیاج دارند این چه ضررى دارد و اگر در این قانون اجازه میدادند بنده این پیشنهاد را راجعبه اطبای داخلى هم مینمودم اطباء خارجى مکلف باشند به جاى پولى که در بعضى ممالک میپردازند و در بعضى ممالک اصلاً اجازه نمیدهند به آنها براى طبابت یک سال در نقاطی که احتیاج دارند مجاناً کار بکنند ما در حال حاضر احتیاج مبرم داریم به این اصل ما خودمان از تهرانکه خارج میشویم در ولایات در دهات و قصبات طبیب نیست نمیروند آنجا طبابت کنند و چرا نمیروند براى این که استطاعت ندارند که آن پول را به طبیب بدهند و به قول بعضى از رفقا دوا هم نیست ولى اگر این طبیب خودش را مکلف کند که در آنجا مجانى معالجه کند البته صحیه هم دواى مجانى میفرستد و ما نباید دلمان خوش باشد به این که ده تا دکتر خوب یا پروفسور خوب تهیه کردهایم آنها منحصر به شهر تهراناست خیر اینها باید مکلف باشند که به جاهاى دیگر هم بروند مثلاً اطبائی هستند که اجازه گرفتهاند در مشهد طبابت کنند اینها باید در همان جا به دستور اداره صحیه یک ماه در سال مجانى معالجه کنند براى رعایت حال مردم و از لحاظ انسانیت و خدمت به جامعه که از آنها استفاده میکنند از نقطهنظر عمل‏ هم نسبت به سایرین یک قدم بلندترى برنداشتهایم در سایر ممالک اجازه نمیدهند به اطباء خارجى و حق میگیرند از سایر دکترها کما این که از دکتر ما که در سفارت بغداد بوده است پانصد روپیه گرفتهاند و حالا ما که اجازه میدهیم به اینها طبابت کنند ما که این حق را نمیگیریم ولى به نام انسانیت میتوانیم از آنها تقاضا کنیم که در سال یک ماه مطابق دستور صحیه بروند در آنجا مجانى معالجه کنند و بنده در ماده سوء راجع‌‌به این قسمت این پیشنهاد را عرض خواهم کرد.

کفیل وزارت داخله - فرمایش آقاى رهنما ما را به ساحل نجات که تمام شدن کار باشد نزدیکتر کرد نظر بنده این است شاید دولت هم مخالف نباشد از این که یک اصلاحى را نسبت به پنج سال که در ماده ‌‌‌اول ذکر شده است به طورى که چند نفر از آقایان محترم هم مقدمتاً صحبت کردند بکند و البته پیشنهاد بکند در کمیسیون هم مورد شور و مذاکره واقع میشود و‌‌‌‌‌اما راجعبه یک ماه خدمت مجانى این را هم خیال میکنم که اگر در کمیسیون مورد مطالعه واقع شود هیچ عیبى ندارد ولى تنظیم کردن این کار خیلى مشکل است یعنى ‌‌‌اول یک آدمى را به خدمتى و مسئولیتى گماشتن و توقع کار مجانى از ‌‌‌او داشتن این خیلى مشکل است ولى به هر حال اگر کمیسیون تحت مطالعه و نظر قرار دهد که بشود تحت یک نظمى در‌‌‌آورد این قسمت را هم مخالف نیستم.

رئیس - آقاى فهیمى.

فهیمى - دراین لایحه به عقیدهبنده یک قدرى جنبه افراط و تفریط دارد پیش میآید به جهت این که ما فقط ملاحظه آقایان اطباء را دراین لایحه نباید بکنیم یک عطف توجهى هم به آقایان مرضى باید کرد آقایان ملاحظه نباید کرد که ما در تهرانیک عده اطباء تجربه کرده عالم داریم یک قدرى که از تهرانبیرون برویم آن وقت مىبینیم که مردم گرفتار دست چه اشخاصى هستند که هیچ از طبابت بویى نشنیدهاندبه طور مثال قضیه را براى آقایان عرض میکنم چند سال قبل بنده رفته بودم به آب گرم و آمدم در مراجعت به دماوند سؤال کردم از ترتیبات صحى و اطبای آنجا گفتند یک طبیبى هست اینجا مراجعه میکند به ‌‌‌او سیفالاطبا میگویند بنده تصور کردم همان سیفالاطباء خودمان است که حالا در افغانستان است ‌‌‌او خواهد بود پرسیدم گفتند که یک مشهدى محمدى است باغبان طبابت میکند ‌‌‌او سیفالاطباء است گفتم خوب لقب سیفالاطبائی را از کجا ‌‌‌آورد گفتند چون توى باغ صیفىکارى دارد از این جهت است. این جور اطباء به جان مردم افتادهاندپس اگر این اطبائی که از خارج میآیند و با این شرایطى که در این قانون ذکر شده است دولت آنها را مکلف کند در ولایات کار کنند ‌‌‌عملاً مفهوم این آن نباشد که دولت میخواهد مخالفت کند یا یک طبیب و شغل آزادى به طورى که آقاى رهنما اینجا اشاره کردند در غالب ممالک که اشخاص خارجى میخواهند در آنجا طبابت کنند نمیگذارند براى این که راه را

+++

براى اطبای خودشان باز بگذارند ‌‌‌‌‌اما اشخاصشان را دارند و این کار را میکنند ما اشخاصش را نداریم براى تمام مملکت. بنابراین نمیخواهیم ممنوع کنیم اینها از طبابت و ضمناً هم ممنون میشویم که آنها در مقام این بربیایند که کمکى هم به مرضاى ولایات بکنند و اگر گفته میشود به اینها که بروند در ولایات کار بکنند براى این است که بازارشان بهتر رواج دارد و مریض بیشتر دارند و دخلشان بیشتر است و بیشتر استفاده میکنند البته دولت در این صورت نمیخواهد از قبیل آن سیفالاطبای تحصیل کرده با تجربه داشته باشد نه این که دوباره مردم را گرفتار یک اشخاص بىسواد دیگرى کرده باشد نهایت در این ماده دو چیز است که بنده آن را لازم میدانم تذکر بدهم که اصلاح شود یکى این مسئله که در وطن خودش طبابت کرده باشد یا محل دیگر. دیگر این که در مدرسه که وزارت معارف معین خواهد کرد تحصیل کرده باشد لازم نیست محل تحصیل را وزارت معارف معین کند که در کجا تحصیل کرده باشد در یکى از فاکولتههای طبى ممالک متمدنه که تحصیل کرده باشد این کافى خواهد بود که به طور کلى اگر چه شاید مقصود این باشد که در یکى از فاکولتههای رسمى تحصیل کرده باشد ولى اینجا طورى عبارت نوشته شده است که باید وزارت معارف معین کند که اینها در کدام مدرسه تحصیل کرده باشند تا قبول بشوند به نظر بنده خوب نیست فقط در یکى از فاکولتههای رسمى اگر تحصیل کرده باشند و پنج سال هم طبابت کرده باشند کفایت میکند و میشود آنها را فرستاد به ولایات و این طور هم وانمود نشود که این یک جریمه و یک تقصیرى است از براى آنها که در مرکز نباشند و بروند به ولایات خیر برعکس ما میخواهیم در ولایات هم یک اشخاصى بروند که در آنجا تمرکز پیدا کنند تا وقتى که شاگردهاى دیگر از مدرسه طب بیرون بیایند و این را هم بنده عرض کنم چون خودم شاگرد مدرسه طب بوده‌‌‌‌‌ام که آقایانی که در مدرسه طب کار میکنند و تحصیل میکنند و بیرون میآیند بنده که به نوبه خودم هیچ وقت به آنها مراجعه نمیکنم سایرین را چه عرض کنم براى این که هم طرز تحصیلاتشان را میدانم و هم عملیاتشان را میدانم بنده عرض میکنم آقایان میدانند که طبیب سر بالین مریض تحصیل میکند نه روى کتاب اینجا اصلاً دسیکسیون نمیدانند طبیب یک درسى را باید یک هفته بخواند و بنویسد و برود ‌‌‌‌‌امتحان بدهد اینجا البته آن وسایل را ندارند کجا تشریح کرده است کجا تشریح مریض کردهانداینها را ندیدهاندوقتى که ندیدهاندنمیشود البته از آنها این توقع را داشت از روى کتاب شخص نمی‌‌تواند تشخیص بدهد که سیاتیک چیست این را نمی‌‌تواند از روى کتاب تشخیص بدهد چندین مرض است که علاماتش مثل یکدیگر است چنان که غالباً هم آقایان ملاحظه فرمودهاندهمین چند روزه یک طبیبى را دیدم که مالاریا را با توبرکولز اشتباه کرده بود و میخواست مالاریا را با توبرکولز یک جور معالجه‏ کند و مریض بدبخت در حال نزع بود بالاخره معلوم شد که مالاریا است اینها اشتباهى است که غالباً رخ میدهد به واسطه ندیدن عملیات و حالا خوشوقتانه ما اطبای باتجربه و بااطلاع و تحصیل کرده داریم که به درد مردم میرسند ‌‌‌‌‌اما براى ولایات باید یک کمکهایى کرد و به وجود یک نفر طبیب مجازى که به طریق فرمالیته یک‌‌‌‌‌امتحانى داده است و جلو رفته است نباید اکتفا کرد.

بعضى ازنمایندگان - مذاکرات کافى است.

رئیس - آقاى دکتر لقمان ادهم آخرین شخصى هستند که فرمایشى دارند اگر موافقت میفرمایید؟ (نمایندگان ـ بفرمایید).

دکتر لقمان ادهم - عرایضى که بنده داشتم یک قسمتش را بعضى از آقایان محترم فرمودند بنده اصولاً با این لایحه مخالف نیستم ولى تصور میکنم که یک قسمتهایى در این لایحه یک موادى اگر علاوه شود بهتر است یکى این که در جواب آقاى فهیمى که راجعبه شاگردان مدارس طب فرمودند شاید در چند سال پیش این طور بوده و این که بنده دفاع میکنم براى این است که خودم در آنجا هیچ سمتى ندارم و نه به اصطلاح استفاده از آنجا میکنم که بخواهم دفاع کنم

+++

ولى مدرسه طب حالیه از چند سال به این طرف واقعاً یک ترتیب صحیحى پیداکرده است اگر مسئله تشریح نیست ولى در قسمتهاى دیگر خیلى خوب است تشریح فقط براى جراح لازم است تشریح براى طبیب آن قدرها لازم نیست طبیب باید وظایفالاعضا را بداند ولى جراح باید تشریح را کاملاً بداند که وقتى میخواهد فلان شریان را ببرد یا فلان عضو را عمل کند بداند که چه طور عمل کند و شاگردهاى حالیه مدرسه طبمان بنده از آنها بدون طرفدارى عرض میکنم آنها را که بنده دیده‌‌‌‌‌ام خیلى خوب تحصیل کردهاندو آنها هم که رفتهاندبه خارجه در مدارس خارجه جزء شاگردان ‌‌‌اول شدهاندیعنى در مدارس خارجه معلوماتشان کاملاً به درد خورده و استفاده کردهاند. یکى دیگر مسئله اطبای خارجه این که ما عرایضى میکنیم از نقطهنظر ضد خارجى نیست نمیخواهیم بگوییم اطبای خارجى بد هستند و ما ضد خارجیها هستیم در هر مملکتى افراد مملکت بیشتر حق دارند از آن مملکت استفاده کنند به طورى که در سایر ممالک هم قدغن و ممنوع است که اطبای خارجى در آنجاها طبابت بکنند حتى بنده خودم که در فرانسه تحصیل کرده‌‌‌‌‌ام در خود فرانسه شوم تابعیت را که قبول کردم حق خواهم داشت زیرا تحصیلاتى که اطبای ایرانى در آنجا میکنند محدود نیست و به همان اندازه‌ای است که خود آنها تحصیل کردهاندو میکنند فقط براى این که خارجیها نیایند آنجا بمانند این قسمت را محدود کردهاند به اتباع داخلهشان حتى تا چند سال پیش رومیها و یونانیها را چون سابقه طب در یونان و روم بوده است فرانسویها اجازه داده بودند که در فرانسه طبابت بکنند ولى بعد که دیدند خیلى زیاد شده است آنها راهم قدغن کردند قسمتى را که میخواهم عرض کنم راجعبه جواز بود اغلب ممالک دیگر شاگردانى که در ممالک دیگر تحصیل میکنند و میروند آنجا شروع میکنند به طبابت مجبورند تمام مخارج فاکولته را حتى مصارف فاکولته را از سال ‌‌‌اولش یعنى از سال ابتدایى تا آن سالى که این معادل شده است و به ‌‌‌او اکیوالانس دادند باید تمام آن مخارج را به فاکولته بدهد تا ‌‌‌او را قبول کنند که از سال دوم یا سوم بتواند شروع کند اطبائی که میآیند به مملکت ما، ما خودمان هم که تحصیل طب میکنیم یا در خارجه تحصیل طب کردهایم ما در مملکت خودمان یک مخارجى کردهایم اینها هم در مملکت خودشان تحصیلات و مصارف کردهاندولى در مملکت ما هیچ خرجى نکردهاندوقتى هم که در ایران میآیند اغلب نظرشان این است که جزء اطبای درجه ‌‌‌اول باشند و حق ویزیتشان هم باید بیشتر باشد و به تناسب اطبای درجه ‌‌‌اول حق معانیشان هم اغلب به تناسب داخله آنها بیشتر باشد پس در این صورت از این استفادههایى که میبرند باید به مملکت هم چیزى عاید شود همین طورى که عرض کردم و آقاى رهنما هم فرمودند که در خارجه از اتباع داخلى خودشان مثلاً پنج تومان میگیرند از اتباع خارجى ده مقابل میگیرند پس در این صورت چه مانعى دارد که ما هم از آن اطبائی که میآیند اینجا و استفادههای کلى هم میکنند خیلى متمول میشوند یک مبالغى هم پول خودشان را به خارجه فرستادهاندو وقتى که به اینجا ‌‌‌‌‌‌‌آمدند هیچ نداشتند نه از نقطهنظر خارجى است خیلى هم ممنون هستیم که میآیند اینجا و کار میکنند و اکثر اطبای قابلى باشند خدمت میکنند به مملکت باید بروند در جاهایی که ما طبیب نداریم و به مردم خدمت بکنند ما باید بتوانیم آنها را هم یکاندازه نخبه کنیم چون در میان همین اطبای خارجى هم که دیده میشود یک نسخه در مجله دواسازى چند وقت پیش بنده دیدم مال یکى از اطبای خارجى بود و از موادى که اغلب با هم مخالف هستند یک معجونى مثل معجونهاى قدیم درست کرده که آدم نمیفهمد چه چیز است بنده که نفهمیدم چه منظورى از این دوا دارد چه منظورى از این نسخه دارد خاصیت کدام یک از این پنج قلم دوایى که قاطى کرده است منظورنظر دارد و میخواهد چه خاصیت داشته باشد مسکن باشد تهییج بکند، محرک است مقوى است ضد تب است ضد نوبه است تمام اینها را قاطى کرده است پس این را

+++

هم باید در نظر گرفت که اشخاصى که میآیند اینجا دیپلمشان را باید دید و معلوماتشان را باید سنجید آن وقت اجازه داد ما هم مخالف نیستیم که اطبای خارجى بیایند اینجا طبابت بکنند همین طور که در لایحه هم نوشته شده است اجازه هم داده میشود و هیچ مانعى هم ندارد ولى در جاهایى که ما بیشتر محتاج به طبیب هستیم.

بعضى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

رئیس - دو فقره پیشنهاد راجع به ماده ‌‌‌اول رسیده است قرائت میشود و به کمیسیون ارجاع میشود:

پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى: مقام منیع ریاست. پیشنهاد میشود در ماده ‌‌‌اول به جاى پنج سال نوشته شود از یک سال تا هشت سال به تشخیص وزارت معارف.

پیشنهاد آقاى روحى: پیشنهاد میکنم که مدت پنج سال اشتغال به طبابت که در ماده ‌‌‌اول ذکر شده شامل اطبای خارجى که قبل از این قانون در ایران مشغول به طبابت بودهاندنشود.

رئیس - ماده دوم قرائت میشود:

ماده 2- اداره کل صحیه بر طبق نظامنامه که به تصویب وزارت داخله خواهد رسید جواز و محل اشتغال د‌‌‌اوطلب را در هر نقطه که صلاح باشد صادر و معین خواهد کرد.

رئیس - ماده سوم قرائت میشود:

ماده 3- اطبا و دواسازان و دندا‌‌‌نسازان و قابلههای اتباع خارجه که قبل از این تاریخ در ایران اشتغال به مشاغل خود داشتهاندنیز مشغول این قانون و دو نظامنامه مزبور خواهد بود ولى مدت مذکور در ماده دوم در مورد آنها فقط دو سال لازمالرعایه است.

رئیس - آقاى احتشامزاده.

احتشامزاده - قبل ازاین تاریخ آقایان اطبای اتباع خارجه که می‌‌‌آمدند به ایران براى اشتغال به طبابت مدارک تحصیلى و اسنادى که داشتند و حاکى از معلومات آنها بود ارائه میشد و پس از آن که اجازه میدادند مشغول طبابت میشدند و در احتیاج مملکت هم به طبیب چنان که مذاکره زیاد شد بنده هیچ تردید نمیکنم ولى مطلبى که بنده میخواهم عرض کنم راجع به اطبائی است که قبل از این تاریخ مشغول به طبابت بودهاندو در این ماده نوشته شده است که مدت مذکور در ماده ‌‌‌اول که اشتباهاً دوم نوشته شده است پنج سال باید در وطن خودشان ‌‌‌‌‌امتحان شغل طبابت را داده باشند تا بتوانند در ایران طبابت کنند ولى نسبت به اشخاصى که قبل از این قانون مدت را تنزل دادهاندبه دو سال بنده خیلى لازم میدانم که نسبت به مدارک تحصیلى این اطبا دقت شود ولى در موضوع مدت بنده تصور میکنم کسانى که تا این تاریخ مشغول طبابت در ایران بودهانداگر چنانچه مدارک تحصیلى آنها کافى باشد دیگر مدت دو سال اشتغال به طبابت در وطن خودشان نسبت به آنها لازم نباشد و این عرض بنده هم البته یک مطلب اساسى است که همیشه باید اصلاحات را در آینده تعقیب کرد و رعایت کرد در گذشته اگر بخواهیم قوانین را شمول بدهیم این اسباب زحمت میشود و حرج میشود پیشنهادى هم دراین باب بنده تقدیم کرده‌‌‌‌‌ام که نسبت به آقایان اطبائی که مدتها است در اینجا طبابت میکنند فقط قسمت مدارک تحصیلیشان باید رعایت شود و موردنظر باشد در واقع مدت نسبت به آنها لازم نیست که حتماً مقید باشد که دو سال یا کمتر یا بیشتر در وطن خودشان مشغول به طبابت باشند براى این که یک اشخاصى که مشغول طبابت بودهاند و نمیشود به آنها گفت که اگر شما سابقه طبابت در مملکت خودتان ندارید برگردید بروید به مملکت خودتان چند سالى طبابت بکنید دوباره برگردید ولى البته منطقى و صحیح است که به آنها گفته شود شما باید معلوماتتان کافى باشد که در مملکت ما طبابت کنید این است که بنده پیشنهادى دادم این قسمت حذف شود.

بعضى از نمایندگان - کافى است مذاکرات.

رئیس - آقاى شریعتزاده

+++

شریعتزاده - عرضى ندارم.

رئیس - پیشنهادات قرانت میشود:

پیشنهاد آقاى احتشامزاده: پیشنهاد میکنم جمله آخر ماده 3 به طریق ذیل اصلاح شود: ولى مدت مذکور در ماده ‌‌‌اول در مورد آنها لازمالرعایه نخواهد بود.

پیشنهاد آقاى بهبهانى: پیشنهاد مینمایم قسمت اخیر ماده 3 به نحو ذیل اصلاح شود: فقط مدت مذکور در ماده ‌‌‌اول در مورد آن مجرى نخواهد بود ولى باید ‌‌‌عملاً دو سال سابقه طبابت در محل خود یا در جایى دیگر از داخله یا خارجه داشته باشند.

رئیس - ماده چهارم قرائت میشود:

ماده چهارم - هر وقت هیئت وزرا عده اطباء و دواسازان و دندانسازان و قابلههای اتباع خارجه را در ایران کافى بداند وزارت معارف از رسیدگى به دیپلم یا شهادتنامه آنان خوددارى کرده و وزارت داخله جواز اشتغال نخواهد داد.

رئیس - ماده پنجم قرائت میشود:

ماده پنجم - وزارت معارف و وزارت داخله مأمور اجراى این قانون میباشند.

رئیس - آقاى ارباب.

ارباب کیخسرو - بنده موقع به دست نیاوردم در مواد پیش عرض کنم اینجا خواستم سؤال کنم که اطبای خارجى که اینجا اجازه دارند و کار میکنند چه مالیاتى میدهند براى این که بالاخره یک مالیات بر عایداتى هست هر کسى که از مملکت استفاده میکند از عواید ‌‌‌او هم مملکت باید استفاده کند استدعا میکنم در این باب توضیح بدهند چه ترتیبى در این باب اتخاذ کردهاند‌.

کفیل وزارت داخله - بنده مخالف نیستم اگر مجلس محترم بخواهند حقالجوازى معین کنند. (صحیح است.)

رئیس - ماده الحاقیه از طرف آقاى طباطبایی دیبا رسیده است قرائت میشود:

ماده الحاقیه - دولت مکلف است در اسرع ‌‌‌اوقات قانونى تهیه و به مجلس شوراى ملى تقدیم دارد که در آن قانون وظایف اطباء عموماً از حیث ترتیب پذیرایى مرضى و حقالزحمه و سایر ‌‌‌‌‌امور مربوطه به معالجه معین شود.

رئیس - چند فقره پیشنهادهایى راجعبه ماده ‌‌‌اول و دوم رسیده است چون از آن عبور کردهایم فرستاده میشود به کمیسیون. آقایانى که موافقت دارند به ورود در شور دوم قیام فرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد.

3- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - گمان میکنم براى آقاى وزیر عدلیه که اصرار داشتند که کارهاى خودشان را بگذرانند مجالى دیگر باقى نمانده باشد اگر اجازه میفرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است) جلسه آینده روز یکشنبه هشتم ‌‌‌‌‌امرداد سه ساعت قبل از ظهر دستور لوایح وزارت عدلیه.

(مجلس بیست دقیقه بعدازظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - دادگر

+++

قانون

اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه در محاکم (تصویب کمیسیون قوانین عدلیه)

ماده واحده - نسبت به احوال شخصیه و حقوق ارثیه و وصیت ایرانیان غیرشیعه که مذهب آنان به رسمیت شناخته شده محاکم باید قواعد و عادات مسلمه متد‌‌‌اوله در مذهب آنان را جز در مواردى که مقررات راجعبه انتظامات عمومى باشد به طریق ذیل رعایت نمایند:

1- در مسائل مربوطه به نکاح و طلاق عادات و قواعد مسلمه متد‌‌‌اوله در مذهبى که شوهر پیرو آن است.

2- در مسائل مربوطه به ارث و وصیت عادات و قواعد مسلمه متد‌‌‌اوله در مذهب متوفى.

3- در مسائل مربوطه به فرزندخواندگى عادات و قواعد مسلمه متد‌‌‌اوله در مذهبى که پدرخوانده یا مادرخوانده پیرو آن است.

چون به موجب قانون 4 تیرماه 1312 «وزیر عدلیه مجاز است لوایح قانونى را که به مجلس شوراى ملى پیشنهاد مینماید پس از تصویب کمیسیون قوانین عدلیه به موقع اجرا گذارده و پس از آزمایش آنها در عمل نواقصى را که در ضمن جریان ممکن است معلوم شود رفع و قوانین مزبوره را تکمیل نموده ثانیاً براى تصویب به مجلس شوراى ملى پیشنهاد نماید.» علیهذا (قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه در محاکم) مشتمل بر یک ماده که در تاریخ سى و یکم تیرماه یکهزار و سیصد و دوازده شمسى به تصویب کمیسیون قوانین عدلیه مجلس شوراى ملى رسیده است قابل اجرا است.

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

+++

یادداشت ها
Parameter:293391!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)