کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/28]

جلسه: 26 صورت مشروح مذاکرات روزسه‌شنبه دوم خرداد ماه 1329  

فهرست مطالب:

1-بیانات قبل از دستور آقایان: بهادرى- ناصر صدرى- شوشترى- غلامرضا فولادوند.

2-قرائت صورت مجلس 24 اردیبهشت ماه.

3-قرائت‌نامه آقاى دکتر مصدق راجع به استجازه نطق در جلسه بعد.

4-دو فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر دارایى.

5-بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارایى راجع به فروش خالصه‌جات.

6-قرائت گزارش عملیات یک ماه کمیسیون عرایض.

7-تعین موقع و دستور جلسه آینده- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 26

صورت مشروح مذاکرات روزسه‌شنبه دوم خرداد ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1-بیانات قبل از دستور آقایان: بهادرى- ناصر صدرى- شوشترى- غلامرضا فولادوند.

2-قرائت صورت مجلس 24 اردیبهشت ماه.

3-قرائت‌نامه آقاى دکتر مصدق راجع به استجازه نطق در جلسه بعد.

4-دو فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر دارایى.

5-بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارایى راجع به فروش خالصه‌جات.

6-قرائت گزارش عملیات یک ماه کمیسیون عرایض.

7-تعین موقع و دستور جلسه آینده- ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت نه و سى و دو دقیقه صبح به ریاست آقاى جواد گنجه‌اى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

نایب رئیس- اسامى غایبین قرائت می‌شود

(صورت اسامى غایبین توسط آقاى صدر‌زاده- منشى- به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه آقایان: محمود محمودى- حسین فرهودى- محمدعلى منصف- محمدعلى مسعودى- دکتر طبا- سرتیپ‌زاده- دکتر هدایتى- دکتر غلامرضا کیان- دکتر سید امامى- احمد حمیدیه- کشاورز‌صدر.

غائبین بى‌اجازه آقایان: شکرالله صفوى- مرتضى حکمت- ابوالفتح قهرمان- سالار سنندجى- تیمورتاش- عبدالوهاب اقبال- لطف‌على معدل- سودآور- کوراوغلى- کهبد- جواد مسعودى.

دیرآمدگان با‌ اجازه آقایان: دولت‌شاهى دو ساعت- امیرى قراگوزلو 3 ساعت- سالار‌بهزادى دو ساعت و نیم.

دیر‌آمدگان بى‌اجازه آقایان: خاکسار 45 دقیقه- دکتر مصباح‌زاده چهل دقیقه- عزیز‌اعظم زنگنه سى دقیقه- خسرو قشقایى 30 دقیقه- ابریشم‌کار 20 دقیقه- تولیت یک ساعت- حسن اکبر یک ساعت- شهاب خسروانى 30 دقیقه- ثقت‌الاسلامى 30 دقیقه- مهدوى 25 دقیقه- عماد تربتى 25 دقیقه- دکتر راجى 30 دقیقه- پیراسته 20 دقیقه- حکیمى یک ساعت- کاظم شیبانى 20 دقیقه- دکتر بقایى یک ساعت‏

نایب رئیس- نامه‌اى آقاى وزیر دادگسترى فرستاده‌اند که قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

اول خرداد 1329- ریاست محترم شورای ملى عطف به مرقومه شماره 2173 مورخ 28/ 2/ 29 ده روز است که مبتلا به درد پا و تب بودم و بسترى هستم به این سبب نتوانستم در مجلس شورای ملى حاضر و نتوانستم جواب آقاى عبدالصاحب صفایى نماینده محترم را به عرض مجلس برسانم البته در اولین فرصتى که از بستر بیمارى برخیزم و توانایى حرکت داشته باشم به عرض جواب مبادرت خواهم نمود- وزیر دادگسترى على هیئت.

صفائى- به نظر بنده چون این موضوع از لحاظ مخالفت با قانون اساسى قابل توجه است ممکن است ایشان نظریات‌شان را به وسیله معاون وزارت دادگسترى به عرض مجلس شورای ملى برسانند (صحیح است)

نایب رئیس- اگر چنانچه کسالت ایشان طول بکشد البته تقاضا خواهد شد که کتباً جواب بدهند، نسبت به صورت جلسه یکشنبه 22 اردیبهشت که طبع و توزیع شده اعتراضى هست؟

فولادوند- بنده اعتراض دارم‏

نایب رئیس- بفرمایید

غلامرضا فولادوند- بنده اظهارات خودم را در این صورت جلسه نمى‌بینم و نمى‌دانم این صورت جلسه‌اى که تقسیم شده است مربوط به آ ن جلسه یا مال قبل است، جلسه پیش مقام ریاست فرمودند که در جلسه بعد آن صورت جلسه توزیع خواهد شد و در جلسه بعد هم که نیست علیهذا خواستم عرض کنم که

+++

راجع به هیئت تصفیه که بنده عرض کردم کارى انجام ندادند و بعد اخیراً اقاى دکتر سجادى اقداماتى کردند بنده یک اشتباهى کردم چون هیچ‌گاه بنده نمى‌خواهم به یک اشخاصى اهانت بکنم بنده عرض کردم که اینها حقوق گرفته‌اند و اقدامى نکرده‌اند بعد معلوم شد که حقوق به هیئت تصفیه تا امروز داده نشده است.

نایب رئیس- این صورت مجلس مربوط به یکشنبه 24 است (صحیح است) بعد از این دو جلسه دیگر هم مانده شاید در همان صورت مجلس‌ها اظهارات آقایان منعکس شود آقاى نورالدین امامى.

نورالدین امامى- عرض بنده دو موضوع است یکى راجع به همین صورت جلسه است که حالا یواش یواش مثل دوره‌هاى قبل می‌شود، که سه جلسه چهار جلسه صورت مجلس‌ها را نمى‌دهند ملاحظه بفرمایید مال یکشنبه را امروز داده‌اند که هشت روز گذشته است عرض دوم راجع به تشکیل جلسات است که سر ساعت تشکیل نمى‌شود مثل همان یخ در بهشت می‌ماند خودمان را که نتوانیم مرتب بکنیم کارهاى مردم را چه جور اینجا می‌خواهیم مرتب کنیم؟

نایب رئیس- آقاى دهقان.

احمددهقان- بنده مى‌خواستم راجع به این طرز دادن صورت جلسه عرض بکنم که البته به طوری که وعده می‌دهند از جلسه دیگر منظم می‌شود ولى همین دادن دم در هم موقعی که آقایان مى‌آیند توى جلسه به عقیده من وقت کافى نمى‌گذارد براى آقایانى که اگر اشتباهى دارند رفع بکنند براى این که فوراً جلسه تشکیل می‌شود و می‌پرسند که نسبت به صورت جلسه نظرى دارید یا خیر و فرصت نیست که آدم بگوید نظرى دارد یا ندارد (صحیح است) بنده مى‌خواستم از آقایان که مأمور اصلاح آیین‌نامه هستند استدعا کنند که در موضوع تقسیم صورت‌جلسه هم یک فکرى بکنند که فرصت کافى باشد که نمایندگان بتوانند صورت جلسه را بخواند و اگر یک اشتباهى شده باشد تذکربدهند چون این مورد بسیار مهمى است که بعضى وقت‌ها ممکن است اظهارات نمایندگان تحریف شده باشد یا اشتباهى شده و توجهى نکنند و یک اشکالات مهمى پیش بیاید این است که بنده تقاضا می‌کنم که در این مورد هم آقایان توجه داشته باشند که صورت جلسات به ترتیبى به دست نمایندگان برسد که وقت کافى براى مطالعه داشته باشند اما نسبت به اظهارات خودم در آن قسمت صورت جلسه یکشنبه 22 اردیبهشت خواستم عرض بکنم که آنچه من گفتم بر طبق نوشته‌هایى بود چون صحبتم جنبه سیاسى داشت اینها را نوشته بودم و از روى نوشته خواندم و یک مقدارى را مى‌بینم در اینجا نیست خواهش می‌کنم دستور بفرمایید به همان ترتیب تصحیح کنند.

نایب رئیس- این تأخیر صورت جلسات یک قسمتش مربوط به تندنویسى است که یک قسمتش اخیراً مرتفع شده و در هیئت رئیسه هم مطرح است و انشاء‌الله مرتب می‌شود.

1-بیانات قبل از دستور آقایان: بهادرى- صدرى- شوشترى- فولادوند

نایب رئیس- حالا نطق‌هاى قبل از دستور شروع می‌شود. آقاى بهادرى‏

بهادرى- البته آقایان محترم اخیراً در جراید ملاحظه و استحضار حاصل فرموده‌اند که روز 23 اردیبهشت در اثر بارندگى‌هاى متوالى سیل مهیبى از دو نقطه به داخله شهر میانه سرازیر گردیده متجاوز از 200 خانه اشخاص را که در مسیر سیل واقع بوده‌اند به کلى خراب و خسارات فوق‌العاده را به تجار و کسبه بازارى. وارد ساخته است. طبق تلگرافاتى که از محل رسیده است فعلاً 200 خانواده بى‌خانمان و فاقد هستى گردیده با وضع تأسف‌آور در خیابان‌ها و کوچه‌ها سرگردان می‌باشند. مراتب را بانهایت تأسف و تأثر به عرض نمایندگان محترم رسانیده از دولت و جمعیت شیر و خورشید سرخ خواستارم که توجه فورى نسبت به اعطاى اعانه و مساعدت‌هاى لازم به خسارت دیدگان محل مبذول و آنان را به مراحم دولت امیدوار فرمایند (صحیح است) ضمناً از جناب آقاى نخست وزیر تقاضا دارم که دستور فرمایند سازمان برنامه هم از لحاظ وظایف عمران و آبادى که مورد توجه می‌باشد در قسمت سدبندى مسیر سیل میانه که همه ساله اهالى آن شهر را مورد تهدید قرار می‌دهد توجه عاجلى فرموده با اعزام مهندسین ترتیب سدبندى محل را تعیین و اقدام فرمایند. در خاتمه عرایضم از معاضدت و مساعدت فرمانده و افراد پادگان که لازمه مجاهدت و فداکارى را در جلوگیرى از سرایت سیل به سایر نقاط شهر معمول و مساعدت و کمکى که به مردم آسیب‌دیده نموده‌اند تشکر می‌نمایم (احسنت)

نایب رئیس- آقاى ناصر صدرى‏

ناصرصدرى- آنچه راکه مى‌خواستم امروز به عرض آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى برسانم در وهله اول توضیح درباره بیانات جناب آقاى وزیر دارایى است که در جلسه قبل نسبت به ترفیعات و اضافات کارمندان دولت ایراد فرموده‌اند (صحیح است) بدواً لازم می‌دانم به عرض برسانم که این عده 150000 نفرى که هر کدام هم نماینده یک خانواده 5 الى 10 نفرى می‌باشند و امروز کادر ثابت کارمندان دولت را تشکیل می‌دهند از بدبخت‌ترین و بیچاره‌ترین افراد کشور بوده که زندگى خود و خانواده منتسب به خود را در منتهاى درجه سختى اداره می‌نمایند (حاذقى- این طور نیست آقا معلوم نیست از 15 میلیون مردم مملکت وضعیت‌شان بدتر باشد) این اشخاصى که اغلب آنها سه سال است از مزایاى قانونى خود محروم شده‌اند همه از افراد تحصیل کرده و طبقه فهمیده کشور مى‌باشند و آنچه تقاضادارند به عقیده بنده قانونى است این آقایان مى‌گویند چرا دولت ترفیعات سال 28 و 27 ما را نمی‌دهد در حالی که ما براى آن دو سال اضافه حقوقى انتظار نداریم تنها چون ترفیع آن دو سال در ترفیع و حقوقى که در سال 29 خواهیم گرفت آن را هم اگر دولت بدهد مؤثر است ما تقاضاى بذل توجه داریم‏ مضافاً به این که وزارتخانه‌هایى هستند که در همان سال‌هاى 27 و 28 ترفیع خدمتگزاران خود را داده و حتى اضافه مابه‌التفاوت آن را هم پرداخته‌اند از جناب آقاى وزیر دارایى سؤال می‌کنم مگر در یک کشور براى یک دسته کارمندان دولت یک بام و دو هوا می‌شود. (سالاربهزادى- بنده هم سؤال کردم جواب نمی‌دهند) بنده تقاضا مى‌نمایم جناب آقاى وزیر دارایى در این خصوص توجه بیشترى مبذول فرمایند چه فراموش نمی‌کنم که در چند جلسه قبل که لایحه فروش خالصه‌جات مطرح بود یکى از نمایندگان محترم در همین جا فرمودند که باید وضعیتى را در نظر گرفت تا رعیت در ماه حداقل 5 هزار ریال عایدى به دست آورد چه با ماهى 2000 ریال نمى‌تواند زندگى کند (صحیح است) رعیت که در ده مسکن دارد و بیشتر مایحتاج زندگى خود را مجاناً به دست می‌آورد با ماهى 2 هزار ریال نمى‌تواند زندگى کند در این صورت بنده نمى‌توانم بفهمم یک کارمند بدبخت دولت چطور باید با ماهى معادل همین مقدار و یا کمتر خود و خانواده خود را در شهرها با زندگى به این گرانى اداره نماید و وقتى مى‌گویند که چند تومانى در آخر سال به ما اضافه تعلق می‌گیرد بدهند موجب هزار تف و لعنت مى‌گردند.

به خدا قسم این کارمندانى که هر روز صبح در ساعت هشت پشت میزهای‌شان نشسته و کار شما را انجام می‌دهند اگر دگمه کت‌شان را باز کنید مى‌بینید اکثر آنها یک پیراهن سالم به تن ندارند (شوشترى- حالا خود آقاى وزیر دارایى اینجا هستند صریحاً اظهار کنند) بنده از دولت تقاضا مى‌نمایم دستور صادر فرمایند ترفیعات سال 27 و 28 کارمندان را که هیچ نوع منع قانونى هم ندارند کارگزینی‌ها صادر نمایند منتها در احکام نوشته شود که مابه‌التفاوت از اول سال 29 و آن هم پس از تصویب بودجه قابل پرداخت خواهد بود حالا این که مى‌فرمایند که دولت بودجه ندارد یعنى بنده تا حدى دولت را راهنمایى می‌کنم که از کجا بتواند کسر بودجه را تأمین بنماید. به طوری که بنده اطلاع پیدا کردم دولت در ظرف این سه سال اخیر بالغ بر چهل میلیون و کسرى ریال به یک مشت رعایاى بدبخت و مفلوکى که هم‌قطار گرامی‌شان در دوره گذشته در همین جایى که بنده ایستاده‌ام به عرض نمایندگان محترم رسانیده که به اندازه وسعت یکى از کشورهاى اروپایى در این مملکت بى‌صاحب زمین دارد و همکاران گرامیش هر کدام کم و بیش زمین‌هاى معادل همین وسعت در اختیار دارند به عنوان پیش پرداخت براى تحویل گندم و جو تقدیم نموده است این رعایا بدبخت که از فرط استیصال مجبور بودند قبلاً از دولت پولى دریافت کنند تا سرخرمن بتوانند گندم و جویى تحویل نمایند مرتب سه سال است که نه گندم و جویى تحویل نمودند و نه پولى که گرفته مسترد داشتند چه خود آن پول‌ها به مصرف خرید خانه و باغ‌هایى رسیده است که از لوازم اولیه زندگى به شمار می‌رود و حتى نازل‌ترین منزلى که دولت براى این پول‌ها تعیین کرده یعنى از قرار صدى چهار آن را هم نپرداخته‌اند به عقیده بنده اگر دولت همین منافع مختصر را وصول

+++

نماید که به طور حتم وصول آن براى دولت خالى از اشکال خواهد بود خواهد توانست کسرى بودجه‌اى که از این جهت ایجاد می‌گردد تأمین نمایند و هزاران طرق مختلف دیگر که در مواقع مقتضى عرض نمایندگان محترم خواهد رسانید اینک موضوع دیگری که لازم بود به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم و در ضمن توجه دولت را به آن جلب نمایم این است به طوری که به بنده اطلاع داده‌اند در یکى از محلات شهر تبریز شخصى براى تهیه آب اقدام به حفر چاهى نموده است سرانجام آبى که از این چاه استخراج شده است مخلوط با نفت بوده و به طوری که کهنه‌اى که در آن آب زده شده و به آتش نزدیک نموده‌اند مشتعل گردیده این است که بنده انتظار دارم دولت در این باره تحقیقات لازم را نموده و صحت و سقم آن را در اینجا تأیید یا تکذیب نماید و در صورت صحت اظهار نماید براى استفاده از این طلاى سیاه چه تدابیر عاقلانه‌اى اتخاذ نموده یا خواهد نمود آخرین موضوعى را که مى‌خواستم به عرض برسانم و ازدولت تقاضا نمایم به آن توجه نماید این است شهرستان تبریز با حومه قریب 500 هزار نفر جمعیت دارد و بیشتر این جمعیت در دهات و قصبات اطراف شهر پراکنده‌اند این دهات فواصل‌شان تا شهر تبریز 20 الى 30 فرسخ هم می‌رسد و این جمعیت‌ها از نقطه‌نظر بهداشتى هیچ نوع وسیله حتى حمام هم در اختیار ندارند فقط در خود شهرستان تبریز عده معدودى دکتر بیشتر نیست و اهالى این دهات به هیچ‌ وجه نمى‌توانند در مواقع ضرورى از وجودشان استفاده کنند این است که بنده پیشنهاد می‌نمایم دولت 12 آمبولانس با طبیب در اختیار بهدارى تبریز بگذارد که این آمبولانس‌ها در این دهات گردش کرده و در هر نقطه یک روز توقف نماید مردم با مراجعه به آنها رفع احتیاج نمایند. و از طرف دیگر به آنها مأموریت داده شود که شدیداً بر علیه امراض مسرى که امروز نسل ایرانى را تهدید مى‌نماید و در آن مناطق به حد وفور شیوع یافته مبارزه نمایند. (احسنت)

آخرین موضوعى که مى‌خواستم عرض کنم این چیزى است که روزنامه‌هاى دیشب و امروز صبح منتشر کردند راجع به اعتصاب کارگران در اصفهان به طوری که نوشته‌اند در یک کارخانه در حدود چند هزار نفر اعتصاب کرده‌اند و یک کارخانه را انبارش را آتش زده‌اند با وجود این که جناب آقاى دکتر نخعى وزیر محترم کار خودشان چند هفته پیش در اصفهان بودند و به این وضع رسیدگى مى‌کردند بنده نمى‌دانم چرا هنوز این کارگرها به این وضع ناراحت هستند و خواهش می‌کنم که دولت به این موضوع یک توجه بیشترى بکند به طوری که بنده اطلاع پیدا کرده‌ام این کارگران امروز عوض این که سرکارشان باشند دسته دسته جمع شدند و از میان خودشان عده‌اى را انتخاب کرده‌اند که اینها به در تجارتخانه‌هاى تجار می‌روند و براى کارگران گدایى می‌کنند و بنده خیال می‌کنم که این عمل مدت زیادى ادامه پیدا بکند و خواهش می‌کنم که دولت یک توجه بیشترى بکند (صحیح است)

نایب رئیس- آقاى شوشترى‏

شوشترى- بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم در جلسه یکشنبه 24 جناب آقاى حاجى حاذقى راجع به انتخابات تهران شرحى ایراد فرموده‌اند که عیناً صورت مجلس آن روز دست بنده است، از فرمایشات و مفهوم فرمایشات و منطوق بیانات ایشان مبتدا و خبر در کلى و جزئى رسیدگى که کردم دیدم آن نتیجه‌اى که منظور ایشان است و منظور قانون است از او گرفته نمی‌شود من از نظر اصول اگر اعتراضى کردم که سوختن آرا انتخابات اولیه تهران برخلاف موازین بوده، اعتراض بر افراد و اشخاصى نبوده چه این دسته آقایان، آقاى دکتر مصدق، چه آن آقایان رفقا همه با من رفیقند، روى صلاحیت افراد بحث نکردم، البته در طرح انتخابات، یعنى وقتی که بیاید به مجلس براى تصویب نسبت به 11 نفر نمى‌خواستم مخالفت کرده باشم خواستم متذکر کرده باشم که اصولاً نمایندگان متوجه باشند این عمل غلطی که نظیر او تا به حال نبوده و بعضى از افراد ابهام این معنى برایشان هست که مرحوم مشیرالدوله در دوره ششم بعد از دو روز و نصفى آرا را سوزاند اولاً او گفت چون انتخابات انجمن در زمان حکومت نظامى بود و در منزل حاج مهدى سلامت با حضورر مرحوم مدرس و آقاى حاج سید رضا فیروزآبادى که الحمدالله حیات دارد و جزو خدمتگزاران این مملکت است و بنده چون اعتراض شده بود به انتخابات از این جهت اعلیحضرت فقید مرحوم مشیرالدوله را خواست، با قانون تطبیق کردند و گفتند چون انجمن در زمان حکومت نظامى انتخاب شده است قانونى نیست آقاى تدین که به حمد‌الله حیات دارند رئیس انجمن بودند از نظر احتیاط انجمن هم استعفا کرد و پس موضوع تشکیلش از نظر قانون منتفى قانونى بود و این عملى که کردند رعایت اطراف را کردند در قانون انتخابات مى‌گویند رأى نهایى با مجلس است اگر بنا بشود انجمن خودسرانه این کار را بکند که نمی‌شود اولاً 54 حوزه بوده من نقیب انساب این تهرانم، نقیب این کارم کمتر خاندانى است که من نشناسم اغلب اینها از مردمان موجه محترم بدون سابقه و ریب بودند، یک عملى واقع شده است که آقاى حاج حاذقى، بنده و آقایان و همه کسانی که علاقه دارند به مملکت آن عمل را قبیح و بد می‌دانند جرم می‌دانند برخلاف اصول می‌دانند و آن عمل دست بردن به آرا مردم است (صحیح است) اما اینها باید با اصول درست بشود این کار غلط بوده وضعیت قانون روى حب و بغض نیست که من به جناب آقاى دکتر مصدق چون علاقه دارم اگر عمل خلاف قانونى در ردیف ایشان و رفقایش انجام شد غمض کنم و اگر غیر باشد نه قانون باید به طور تساوى در مملکت حکومت کند و عقیده بنده چون رأى نهایى با مجلس است و بدواً انجمن طبق قانون تشکیل شده باید این قسمت را توجه بدهند که قبل از آوردن اعتبارنامه آقایان به مجلس براى توبیخ، تکدیر، ترذیل، مجازات آن عمل قبیحى که شده است یا راه نشان بدهند آن اشخاصى که ارتکاب برخلاف قانون نکرده‌اند نشان بدهند و این را بیاورند به مجلس تا بنده به مخالفت وارد نشوم و گرنه الزام دارم از نظر قانون هر کس باشد و هر چه باشد مخالفت بکنم و مخالفت من نسبت به 11 نفر مخالفت اصولى است لیکن نسبت به یک نفر مخالفت با صلاحیت است روى عدم صلاحیت بحث خواهم کرد که هیچ کس حق ندارد با مقدرات مملکت به فکر خود و شخص خود عمل قبیح بکند این یک نکته (دکتر مجتهدى- آن یک نفر کیست آقا؟) به موقعش عرض خواهم کرد حالا مجاز نیستم، نزاکت هم مراعات بشود توضیح هم عرض می‌کنم کتمان ندارم (اردلان- خواهش می‌کنم بفرمایید از شعبه هم رد بشود) اما نکته دیگر آقاى دهقان در دو سه نوبت در بیانات خودشان این معنى را تذکر دادند که مسئولیت با مصونیت سازش ندارد این حرف هم صحیح است صد در صد صحیح است آقاى سرلشکر زاهدى چون سناتور شده‌اند این تذکرات ایشان را برکنار کرد و خود ایشان هم برکنار می‌شدند من با حفظ احترام مقام شیوخیت و مقام سوابق خدمت ناچارم این نکته را تذکر بدهم اعلیحضرت فقید که شایدبعضی‌ها تصور کرده‌اند به میل خود امور را انجام می‌داد و مشورت از کسى نمى‌گرفت، بعضی‌ها شاید تصورکنند، ولى در عین حال تمام امور را با قانون تطبیق می‌کرد خوب به خاطر دارم آقاى فرج‌الله بهرامى دبیر اعظم که نسبت به ایشان ارادت دارم و جزو دوستان من است وکیل مجلس شدند و رئیس دفتر مخصوص بودند به محض این که وکیل شدند اعلیحضرت فقید فرمودند دیگر نمی‌شود براى این که قاتى می‌شود و موهم معانى دیگر است، ممکن است اذهان مشوب بشود (صحیح است) مقامات و مقاماتى که شیخوخیت دارند و سابقه در آزادى دارند خوب است عمل شاه فقید را در نظر بگیرند چون بعضی‌ها عادت ندارند یعنى نزاکت و ادب‌شان اجازه نمى‌دهد بگویند آقا مادر تقیه هستیم من عقیده‌ام این است که باید تذکرداده بشود آن آقایان هم یا مقام نمایندگى را قبول بفرمایند یا مقام دیگر را، این دو موضوع و موضوع دیگر شیوخ خوزستان به من شکایت کردند عریضه‌اى نوشته‌اند عده از ایشان که این عریضه را الآن تقدیم مى‌کنم به مقام ریاست و آن موضوع تقسیم اراضى خوزستان است مراد از تقسیم اراضى عمران است هر کسى یک ملکى ده هزار متر زمین را آباد کرده باشد مى‌فهمد عرایض من چیست آقا آباد کردن زمین، عمران کردن مملکت غیر از سفته‌بازى غیر از احتکار غیر از زمین آنجا انبار کردن و از این دست به آن دست‏

بردن است شکایت کرده‌اند که اراضى مخصوص ما را آمده‌اند گرفته‌اند به دیگرا ن دارند تحویل می‌دهند، من چون عادت ندارم دروغ بگویم ورثه حاج معین به من مراجعه کردند که شعیبیه که ما خریدیم از خزعلى که خریده است از نظام‌السلطنه آنها را دارند می‌برند اگر مراد از عمران و آبادى گرفتن املاک مردم است و به دیگرى دادن یا تقسیم به قطعات 6 هزار هکتار؟ آقاى ابریشم‌کار دوست

+++

عزیزم اینجا فرمودند که چهل هزار هکتار هم دارد آقا شش هزار هکتار 60 میلیون زرع است و 60 میلیون زرع را من سؤالى دارم از دولت دارم حاضر می‌کنم، از جلو سرخه‌حصار تا زیر پل کن تا پشت امین‌آباد تا این طرف سمت جنوب غربى تهران تمام را حساب کردم نهصد هکتار است که 450، 500 پارچه شهر تهران و قرائى مثل عباس‌آباد، عشرت‌آباد، بهجت‌آباد، یوسف‌آباد، سلیمانیه عضدالملک، کجا را تشکیل می‌دهد 300 تایش هم که بنده صورتش را دادم و سؤال می‌کنم لوطى خورده شده چپاول‌گرها، غارتگرها، دزدها که هى مى‌آیند می‌دزدند و گناهش را مى‌گذارند سر فامیل‌هاى اینها در صورتی که کسى نمی‌تواند 150 تا فامیل بشمرد آن مرد که هم از آنجا مى‌آید و اهانت می‌کند که اینها مى‌دزدند احتکار مى‌کنند، من سؤال کردم تمام این مسافت 30 کیلومتر در 30 کیلومتر 900 کیلومتر است 6 هزار کیلومتر را کى آباد می‌کند، اگر بنا به آباد کردن است خوب حالا هست، اگر از دست آقا در بیاید به دست بنده بیفتد و آباد نشود این چه کار لغوى است (نورالدین امامى- آنها سوء‌هاضمه دارند) ما هاضمه‌شان را درست مى‌کنیم انشاء‌الله دیگر این که عده‌اى از فخارهاى تهران آن روز هم تذکردادم این را بگویم که من معتقد نبودم به بودن این کوره‌ها در آنجا اولاً حرام است، حتماً دفن را هم اجازه نمی‌دادیم در چهارده معصوم براى دعوا است، آن اراضى مغضوبه بوده است، دفن باید در اراضى غیر مغضوبه باشد و اراضى چهارده معصوم نمی‌دانم چطورى است حالا مرده‌هاى مسلمان را ببرند آنجا آجر بسازند به این صورت مخالفم هم از نظر موازین شرع و هم از حق و هم از صحت عمومى ولى یک استدعایى دارم که دو وزیر هم هستند تذکر می‌دهم آنها مى‌گویند آجر را شبه صادرات بگیرید، آبادان و شرکت نفت سالى 60 میلیون آجر از عراق مملکت همسایه، برادر عزیزمان وارد می‌کند آنجا مصرف می‌کند، این آجر‌هاى ما را شبه صادرات بگیرید و 75 درصد تخفیف بدهید که ما آجر را ببریم 26 هزار نفر کارگر داریم همه کارخانه‌ها دارند مى‌خوابند و وضعیت‌شان بد شده، کمک به ما بکنید آجر هم مال مملکت خودمان است برداریم ببریم آنجا مصرف بکینم، این بود عرایض بنده. (احسنت)

نایب رئیس- آقاى دهقان‏

دهقان- چون آقاى شوشترى صحبتى راجع به مجلس سنا کردند و اظهار من یک قدرى تحریف شده است مى‌خواستم استدعا کنم اجازه بفرمایید

نایب رئیس- نوبت شما محفوظ است براى وقتى که صورت جلسه طبع و توزیع شد آقاى غلامرضا فولادوند

فولادوند- بنده امروز اولین مرتبه‌اى است که به عنوان نطق قبل از دستور در دوره‌اى که در مجلس بوده‌ام صحبت می‌کنم چون معتقد هستم که وقت مجلس را بى‌جهت نگیرم (احسنت) و دو سه تذکر داشتم که به طور فهرست عرض می‌کنم، بنده معتقدم همان طور که بایستى مأمورین خاطى را در اینجا خطاى آنها را شمرد و از اولیاى امور خواست که دولت نسبت به آنها شدت عمل یا مجازات قائل شود همان طور مستخدمین خوب و اشخاصى که خدمت کرده‌اند آنها را هم بایستى گفت و از اولیاى امور خواست که نسبت به آنها تشویق بکنند (صحیح است) تا این که مأمورین عادت کنند به عمل خوب (صحیح است) موضوعى که ما به ابتلا حوزه سمنان و دامغان و شاهرود و سبزه‌وار و نیشابور تا قسمتى از خاک خراسان نزدیک سر‌حد افغانستان بود در این چند سال مربوط بود به یک عده سارقین باصرى و غیره که سلب آسایش مردم را کرده بودند اهالى شاهرود به بنده گفتند که ما در شاهرود شاید همیشه 400، 500 هزار گوسفند نگاهدارى مى‌کردیم و قسمتى از کره و روغن و گوشت تهران و سایر نقاط دیگرى را می‌دادیم ولى از وقتی که این دزدها شروع به دزدى کردند به کلى سلب آسایش از همه شده است جناب آقاى نبوى نماینده مجترم که نماینده نیشابور هستند و جناب آقاى عامرى نماینده سمنان و هم‌چنین سایر آقایان نمایندگان آقاى دکتر نبوى آقاى عبدالغدیر آزاد نمایندگان دوره فعلى سبزه‌وار همه مستحضر هستند ما نسبت به این قضیه یعنى تمام آقایان نمایندگان اقداماتى کردیم و به عکس سابق که همیشه یک مشت مأمور مى‌رفتند و این دزدها را شاید تشویقى هم می‌کردند و اینها بعد از یک عقب‌نشینى مختصر دوباره شروع مى‌کردند به آزار مردم این دفعه به امر اعلیحضرت همایونى از طرف ستاد ارتش دستور به امنیه داده شد که یک هیئتى از مأمورین مجرب با تلگراف بی‌سیم جیپ، مسلسل و غیره بروند و این کار را تمام کنند براى همیشه و این عمل شده است از تهران آقاى سرهنگ مقرب که رئیس هنگ نگهبانى تهران بوده‌اند ایشان رئیس این ستون بودند آقاى سرگرد اردوبادى فرمانده نگهبانى سمنان و آقاى سروان مدنى و فرمانده نگهبانى شاهرود و آقاى سروان البرز فرمانده نگهبانى شاهرود و سمنان این آقایان با یک عده‌اى رفتند و به این ترتیب شر این سارقین را کندند (صحیح است) سارقین عده آنها 80 نفر مسلح بود و شعاع عمل این سارقین 150 فرسخ از گرمسار الى کاشمر و جندق و خور است در نتیجه زد و خوردهایى متوالى و جدیت و فداکارى مأمورین آن هم در فصل سخت زمستان 18 نفر از این سارقین مقتول شدند و 42 نفر با اسلحه دستگیر شدند و 25 نفر هم با دادن تأمین اسلحه‌شان را دادند و فعلاً در شاهرود و سمنان آنها از طرف دولت تأمین دارند و سکونت کرده‌اند و فقط 5 نفر از این سارقین باقى مانده است بنده خواستم که اینجا تشکرکنم (امامى‌اهرى- سروان مدنى بیش از همه زحمت کشید) (مهدى ارباب- نسبت به سرتیپ گلپیرا هم باید تقدیر کرد) یک موضوع دیگرى که خواستم به عرض آقایان برسانم، به عرض آقاى وزیر دارایى برسانم و آقایان هم استحضار داشته باشند آن این است که بنده معتقدم عمل خوبی که شده بایستى تشویق کرد، زمین‌هایى است که به مستخدمین دولت در اطراف تهران داده شده است بنده چند روز پیش از خیابان پهلوى به شمیران می‌رفتم، نزدیک مریضخانه یوسف‌آباد دیدم که یک شهر جدیدى آنجا بنا شده است، واقعاً یک شهر جدیدى، رفتم نگاه کردم دیدم که این مستخدمین مشغول هستند کار می‌کنند، براى خودشان خانه می‌سازند و یک عده عمله و بنا مشغول کار هستند و نان مى‌خورند آن قسمت جلوى خیابان را به مستخدمین رتبه‌دار دادند و قسمت عقب را به شوفرها و مستخدمین جز و سر‌پایى واقعاً یک شهر ایجاد شده است خیلى زیبا و خیلى قشنگ فقط شکایت که آنها کردند به بنده این بود که بعضى از این مستخدمین جز شوفرها پول ندارند یعنى یک کمکى مى‌خواهند، از آن قسطى که بابت زمین گرفته مى‌شود و از این قسط به بعضى که فقیرند اگر کمکى بشود آنها صاحبخانه خواهند شد نتیجه خدمت است به مملکت و بنده خواستم از اولیاى امور وزارت دارایى تشکر کنم و مخصوصاً به جناب آقاى وزیر دارایى که بنده شخصاً نهایت اعتماد را به ایشان دارم و ایشان را مرد اشرافى می‌دانم عرض کنم که دو موضوع مربوط به حوزه انتخابى بنده هست یکى راجع به شاهرود و یکی هم راجع به معدن عباس‌آباد عباس‌آباد در بیست فرسخى شاهرود در سر راه سبزوار واقع شده آ نجا کویر است، سابقاً آنجا مرکز دزدها بوده یعنى تمام قافله که به خراسان می‌رفته است در این محل می‌زده‌اند در زمان اعلیحضرت رضا شاه براى این که اهالى آنجا کارى داشته باشند معادن مس عباس‌آباد را استخراج کردند متأسفانه چون این معادن خرج و دخل نکرده است برنامه فعلاً عملیات استخراجى را متوقف کرده است و مخارج را توقیف نکرده‌اند یعنى تمام عمله‌ها را داده‌اند به وزارت راه آنها هم کار مى‌کنند اجرت می‌گیرند تمام مستخدمین ادارى را هم فرستاده‌اند به وزارت پست و تلگراف و غیره نتیجه این می‌شود که خرج همان خرج است‏

در صورتی که دینارى عایدى نیست در سابق یک میلیون خرج بود 800 هزار تومان دخل 200 هزار تومان ضرر می‌داد نتیجه این شده است که دولت یک میلیون خرح می‌کند کارى هم براى مملکت نمی‌شود و این تشکیلات معدن عباس‌آباد که شاید چند میلیون تومان قیمت داشته باشد اینها ظرف دو سال سه سال به کلى فرسوده مى‌شود و از بین می‌رود این را هم خواستم توجهى بفرمایید، موضوع دیگر این است که یک سرماى شدیدى که در فروردین ماه در شاهرود پیش آمد کلیه سردرختی‌هاى این شهرستان از بین رفت شاهرود گندم و جو زیاد ندارد خیل یکم است عواید مردم شهرستان شاهرود روى سردرختى است خواستم توجه جناب آقاى وزیر دارایى را جلب کنم که به بانک کشاورزى یا هر مؤسسه دیگرى که ممکن است دستور بفرمایند که به فقرا یک کمکى بشود که آنها همه هجوم نیاورند به تهران و بتوانند کار زراعت خودشان را انجام بدهند، تلگرافى از طرف اهالى شاهرود که به امضاى کلیه محترمین شاهرود است تشکر ازمأمورین نگهبانى و ژاندارمرى راجع به همین موضوع که عرض کرده‌ام رسیده است تقدیم مقام ریاست می‌کنم (صحیح است) عرضى دیگری ندارم

+++

2- تصویب صورت مجلس 24 اردیبهشت‏

نایب رئیس- صورت جلسه 24 اردیبهشت ماه تصویب شد

3-قرائت‌نامه آقاى دکتر مصدق راجع به استجازه نطق در جلسه بعد

نایب رئیس- نامه‌اى از طرف آقاى دکتر مصدق رسیده است براى اطلاع مجلس خوانده می‌شود.

ریاست محترم مجلس شورای ملى، خواهشمندم از مجلس شورای ملى تحصیل اجازه فرمایید که در جلسه آینده یعنى روز پنجشنبه چهارم خرداد پاره‌اى ازحقایق را که لازم است به عرض ملت ایران برسانم قبل از دستور بیان نمایم امیدوارم مجلس شورای ملى از بذل این اجازه دریغ نفرمایند و الا مجبور خواهم بود عرایض خود را به نحو دیگرى بیان نمایم، دکتر محمد مصدق‏

نایب رئیس- آقاى دکتر مصدق کسالت دارند و به این جهت نمى‌توانند صبح زود بیایند اینجا و اسم‌نویسى کنند (صحیح است) اگر آقایان موافقت بفرمایند این نامه به منزله ثبت در تابلو تلقى بشود که جلسه آینده قبل از دستور صحبت بفرمایند (صحیح است) آقاى صدرزاده یک تذکر مختصرى دارند بفرمایید

صدرزاده- در جلسه گذشته یک سؤالى آقاى اللهیار صالح راجع به لوله‌کشى از دولت فرموده بودند که جواب هم داده شد در ضمن آن راجع به لوله‌کشى شهر شیراز هم صحبتى شد که ممکن است اسباب نگرانى هم‌وطنان ما را فراهم کند بنده با تحصیل اجازه و اطلاعات از آقاى مهدى نمازى که از طرف آقاى حاج محمد نمازى در شیراز در امر لوله‌کشى شیراز دخالت دارند کسب اطلاع کردم به عرض آقایان می‌رسانم، مطابق اطلاعى که ایشان دادند تا شش ماه دیگر در تمام خیابان‌هاى بزرگ شیراز آب وارد لوله خواهد شد و تاشش ماهه دوم هم تمام کوچه‌هاى شیراز استفاده خواهند کرد و بنابراین تا یک سال دیگر تمام مردم فارس از این همت بلند و قدم بزرگى که آقاى حاج محمد نمازى در راه سلامت مردم برداشتند استفاده خواهند کرد (صحیح است)

4-تقدیم دو فقره لایحه به وسیله آقاى وارسته وزیر دارایى‏

نایب رئیس- آقاى وزیردارایى‏

وزیردارایى- به طوری که آقایان محترم مستحضرند دولت وعده داده بود که بودجه سال 1329 را تا آخر اردیبهشت ماه تقدیم مجلس شورای ملى کند با این که تهیه بودجه با وضع فعلى زحمت داشت و مستلزم صرف وقت بود معذالک با سعى و کوششى که به عمل آمد بودجه سال 29 در موقع مقرر حاضر شد منتها روز آخر اردیبهشت ماه مصادف با تعطیل یکشنبه شد به این جهت بودجه را امروز تقدیم و تقاضا می‌کنم توجهى بفرمایید که در اسرع وقت رسیدگى و تکلیف آن معین بشود که وقفه‌اى در امور کشور و پیشرفت کار کشور فراهم نشود

دکترمعظمى- بودجه ضمیمه هم هست؟ راجع به بازخرید حق خدمت کارمندان زاید که آن را هم تقدیم مى‌کنم (احسنت)

نایب رئیس- آقاى ملک‌مدنى فرمایشى دارید بفرمایید.

ملک‌مدنى- بنده مى‌خواستم یک تذکرى عرض کنم آقاى وزیر دارایى خواهش می‌کنم توجه بفرمایند، همه آقایان مسبوق هستند به کارمندان دولت که راجع به ترفیعات گذشته‌شان یک عریضه‌هایى به مجلس و مقامات دولتى عرض کرده‌اند و آنچه که من هم اطلاع دارم دولت در نظر دارد که ترفیعات گذشته را تأمین کند (حاذقى- همچو چیزى نیست) اجازه بدهید آقاى حاذقى (کشاورزصدر- آقاى حاذقى شما این قدر حرف نزنید) آقاى حاذقى شما توجه بفرمایید از تمام ادارات کارمندان تلگراف کرده‌اند که می‌خواهند اعتصاب بکنند (حاذقى- براى چه اعتصاب بکنند دولت پول ندارد) (زنگ رئیس) به شما چه مربوط است حرف نزنید بگذار من حرفم را بزنم بنده مى‌خواهم که تشنجى در مملکت پیدا نشود، آقایان اعلامیه داده‌اند از تمام ولایات و تهران تلگراف کرده‌اند و دولت هم تصمیم دارد که با نظر آنها موافقت بکند خواستم یک تذکرى آقاى وزیر دارایى بدهند که پس فردا باز مواجه نشویم با اعتصاب کارمندان دولت و جلوى مجلس آمدن ما باید سعى کنیم کشور را آرام بکنیم آقاى حاذقى (صحیح است)

حاذقى- ما اسکناس جدید را تصویب نمى‌کنیم‏

ملک‌مدنى- کسى نگفته است که اسکناس جدید را تصویب کنیم‏

نایب رئیس- نامه‌اى از طرف آقاى وزیر کشور رسیده است که سؤالاتى که براى ایشان رسیده است از طرف آقایان آزاد و حائرى‌زاده و مکى و همچنین آقاى آشتیانى‌زاده و براى سؤال آقایان نمایندگان راجع به استاندار پنجم کرمانشاهان حاضرند جواب بدهند اگر موافقت بفرمایید این سؤالات براى جلسه آینده مطرح بشود و حالا وارد دستور بشویم.

ارباب- سؤال بنده مربوط به آسایش مردم بدبخت است تمنا می‌کنم اجازه بدهید زودتر این سؤال را بکنم که اگر از طرف مجلس هم نتوانستم نتیجه بگیرم منصرف بشوم‏

نایب رئیس- باشد جلسات بعد. وارد دستور می‌شویم‏

دکترمعظمى- بنده اخطار قانونى دارم‏

نایب رئیس- بفرمایید

دکترمعظمى- عرض کنم بنده سؤالى از آقاى وزیر دارایى کردم که در این بودجه آیا بودجه‌هاى ضمیمه یعنى قسمت راه‌آهن و قسمت شرکت‌ها هم ضمیمه است یا خیر چون در قانون بودجه سال گذشته تصویب شده است که دولت مکلف است بودجه‌هاى ضمیمه را هم بیاورد خواستم تذکر بدهم که این بودجه ناقص است و حتماً باید اضافه کنند (صحیح است)

وزیردارایى- مطابق معمول بودجه جزء را وقتى باید از ادارات وابسته وزارتخانه‌ها بخواهیم که بودجه تقدیم شده باشد به محض این که حاضرشد بلافاصله مطالبه می‌کنیم و بعد به کمیسیون بودجه تقدیم می‌کنیم معمول سنواتى هم همین طوربوده است‏

نایب رئیس- وارد دستور می‌شود

دکترمعظمى- بنده مى‌خواهم عرض کنم جواب تذکر بنده این فرمایش آقاى وزیر دارایى نبود و سکوت من دلیل این نیست که آن قانون مسکوت بماند

5-بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارایى راجع به فروش خالصه‌جات‏

نایب رئیس- در موقع طرح بودجه البته در نظر گرفته مى‌شود. لایحه فروش خالصه‌جات ماده 6 مطرح بشود در ماده 6 آقاى نبوى پیشنهاد کفایت مذاکرات داده بودند اکثریت حاصل نشد. حالا در ماده 6 مذاکره می‌شود آقاى نریمان‏

نریمان- ماده 6 به طور مبهم و به اصطلاح کشدار تهیه شده است- تنها مسئله‌اى که در این ماده تکلیفش معلوم گردیده عرصه خانه‌هاى رعیتى است که مجاناً واگذار می‌شود و الا بقیه مبهم است- تازه در قسمت عرصه خانه‌هاى رعیتى هم معلوم نیست این عرصه به چه کسانى واگذار می‌شود و باید استنباط کرد که واگذارى این عرصه به صاحبان اعیانى است ولو دیگران در آن خانه‌ها سکونت داشته باشند باید در قانون مطالب هر چه ممکن است روشن و صریح نوشته شودکه در اجرا اشکالاتى پیش نیاید.

موضوع دیگر این است که تکلیف عرصه سایر ساختمان‌هاى رعیتى از قبیل طویله‌ها انبارها آغل‌ها و غیره معلوم نشده است همچنین معلوم نشده است اگر باغات یا ساختمان‌هاى اربابى از قبیل عمارت مسکونى اربابى و حمام و غیره در ملک خالصه باشد تکلیف آنها چه خواهد بود و اگر قانون به همین طور که نوشته شده نسبت به آنها ساکت بماند این دارایى‌ها بالطبع به ملکیت دولت باقى مانده و مستمسکى براى مداخله در ملک و تخصیص بودجه براى نگاهدارى این دارایی‌ها خواهد شد در این لایحه باید تکلیف تمام آنچه در یک ملک که خالصه هست معلوم و روشن شود و هیچ ابهامى نباشد که در عمل اشکالات و سرگردانى تولید شود جمله (به توافق به صاحبان اعیانى در صورتی که طالب باشند نقداً یا با اقساط 5 ساله فروخته می‌شود) هم مبهم و هم خیلى کشدار و وسیع است و محتاج به تشریح می‌باشد اگر صاحبان اعیانى طالب نباشند که اولاً فروش در بین نخواهد بود و معامله انجام نخواهد گرفت ثانیاً اگر طالب نباشند تکلیف عرصه چه خواهد بود و

+++

البته در این صورت به ملکیت دولت باقى خواهد ماند و کار مشکل می‌شود شقوق قضیه در نظر گرفته و تکلیف هر شق روشن و معلوم شود.

مطلب دیگر این که در معامله قاعدتاً و اصولاً توافق فروشنده و خریدار شرط است و تصریح این مطلب در اینجا آن هم به این شکل یعنى با اضافه شدن کلمه (به) به توافق مفهوم دیگرى غیر از توافق عادى بین خریدار و فروشنده دارد و همین مفهوم است که قضیه را خیلى کشدار و راه سوء‌استفاده‌هاى زیادى را باز می‌کند.

جمله (نقد یا به اقساط 5 ساله) هم منطقى به نظر نمى‌آید زیرا وقتى گفته شد به اقساط 5 ساله معلوم نیست کدام آدم عاقل حاضر خواهد بود نقد معامله کند.

گذشته از این معایب تازه در این ماده دو مطلب مهم جلب توجه می‌کند:

یکى آن که معلوم نشده است قیمت باید به چه مأخذ حساب شود دیگر آن که تصریح نشده است چه شخصى یا اشخاصى باید این بها را تشخیص و عمل فروش یا واگذارى را انجام دهند.

البته آقایان محترم توجه دارند که در بعضى خالصه‌جات مانند کرج اشخاصى در زمین‌هاى دولت درخت‌کارى و ساختمان‌هایى کرده‌اند وضعیت این اعیانى غیر از اعیانى باغات و ساختمان‌هاى رعیتى دهات دور‌ افتاده خالصه است و بهاى عرصه اعیانى واقع در خالصه‌جاتى مثل کرج و امین‌آباد و امثال آنها غیر از املاک خالصه دوردست می‌باشد- در این ماده معلوم نشده است قیمت این عرصه چگونه تعیین خواهد شد و تصریح نشده است چه کسانى این کار را خواهند کرد آنچه به نظر مى‌آید همان کمیسیون کذایى که در این لایحه پیش‌بینى شده که حلال مشکلات و منبع فیض و کرم باید نامش نهاد مأمور تعیین بهاى عرصه اعیانى‌هاى کرج و امین‌آباد و غیره و اجرا کننده ماده 6 و فروشنده تمام املاک خالصه خواهد بود، من از آقایان انصاف مى‌خواهم یک نفر از اهالى یک دهى که نامش را مطلع و یا متخصص کشاورزى می‌گذاریم با یک مردى که مهندس نقشه‌بردارش می‌خوانیم یا فلان کارمند دون رتبه ثبت که در دهات دوردست انجام وظیفه مى‌نماید یا یک نفر نماینده بانک کشاورزى که ابداً از خالصه‌جات اطلاعى ندارد و معلوم نیست سابقه‌اش چیست آیا یک چنین افرادى صلاحیت دارند بروند مثلاً کرج و یا امین‌آباد و امثال آنها و بهاى عرصه باغ‌ها یا ساختمان‌هایى را که متنفذین تهران یا محل در ملک خالصه احداث کرده‌اند تعیین نمایند و با املاک مهم دیگر دولت را بفروشند و یا این گونه مالکین اعیانى در باب بهاى عرصه و طرز پرداخت آن گفتگو و در این مسائل با آنها توافق نمایند. من از شما سؤال می‌کنم یک چنین اشخاص چه صلاحیت دارند که شما این اختیارات وسیع را به آنها می‌دهید اینجا است که مفهوم کلمه (به توافق) معلوم می‌شود و مى‌فهمم به چه منظور در این ماده به کار رفته وقتى آقایان نمایندگان سؤال می‌کنند (به توافق صاحبان اعیانى) یعنى چه و تصور می‌کنند شاید در چاپ اشتباهى رخ داده است چرا نمى‌گوییدخیر این اشتباه نیست چرا توضیح نمى‌دهید (به توافق) یعنى اختیار وسیع یعنى اجازه و اختیار سازش با خریدار چرا نمى‌گویید این همان اختیار است که در امور مالیاتى داده‌ایم و خیلى از مؤدیان از آن استفاده کرده‌اند چرا نمى‌گویید بگذارید مردم دیگر هم از نعمت (توافق) استفاده کنند چرا نکنند وقتى ثروت این مردم در معرض حراج گذراده شده چرا یک مشت طالبین املاک بى‌صاحب خالصه هم از این کلمه استفاده نکنند.

مگر ما نمی‌دانیم در میان صدها مردمان پاک و با ایمانى که در دهات ایرا ن زندگى می‌کنند افرادى هم مثل همه جاى دنیا پیدا می‌شوند که در رندى و حقه‌بازى دست کمى از هم‌جنسان شهرى خود ندارند و همین اشخاص خواهند بود که در این کمیسیون‌ها خود را به اسم متخصص کشاورزى قالب زده با دستیارى سایر اعضا مجهول‌الهویه کمیسیون درست و حسابى به دولت و رعیت خدمت خواهند کرد به دست یک چنین اشخاصى خواهد بود که بهاى عرصه خالصه‌جات کرج و امین‌آباد و غیره تعیین و یا فروش خالصه‌جات مهمى مثل ظغان و خاوه و خالصه‌جات مهم گرمسار و امثال آن صورت خواهد گرفت. من ازجناب آقاى وزیر دارایى وجداناً مى‌پرسم اگر ملک یک عده صغار فروش آن را ایجاب مى‌نمود آیا حاضر می‌شدید آن ملک را با یک چنین اختیارات وسیع به دست یک چنین مردمى بفروشید من مطمئن هستم که هیچ وقت حاضر نمى‌شدید پس چرا راضى می‌شوید مال مملکت که به شما سپرده شده است این طور در معرض تفریط قرار گیرد و یک چنین لایحه به مجلس شورای ملى بیاید. جناب آقاى وزیردارایى این لایحه را من اگر به جاى جنابعالى بودم می‌دادم یک کمیسیونى از مردمان اهل فن و مطلع از تمام جزئیات کار خالصه‌جات مطالعه مى‌کردند و یک لایحه خوبى که تمام اطراف و جوانب کار در آن رعایت و مورد توجه واقع شود مى‌آوردم و به کمیسیون دارایى می‌دادم و این لایحه را پس مى‌گرفتم.

مگر بین هزاران کارمندان با سابقه و شریف و بردبار دولت که به عقیده من خوشبختانه عده آنها هم زیاد است کسى پیدا نمی‌شد که باید خالصه‌جات از طریق بانک کشاورزى به دست یک چنین هیئت‌هایى فروخته شود.

اگر مقدر این است که ثروت عمومى این مردم از دست برود اگر بنا است فقر و بدبختى این ملت هر روز افزایش یافته به تمول و مکنت یک مشت نورچشمى‌ها افزوده گردد ترتیب امور طورى داده شده و روال کار طورى فراهم شده که دیگر احتیاجى به کمک و خدمت این گونه کمیسیون‌ها نیست و هستند دستگاه‌هایى که با برنامه و یا بدون برنامه این کار را و این منظور را به خوبى انجام می‌دهند به عقیده من اجراى ماده 6 قانون و سایر مواد به دست بانک کشاورزى و توسط کمیسیونى که در این لایحه پیش‌بینى شده و آن هم به کیفیتى که در این لایحه مندرج است به ضرر کشور است و معتقدم باید براى اجراى قانون فروش خالصه‌جات یک کمیسیون مرکزى مهمى مرکب از اشخاص وزین و آزموده و باسابقه من‌جمله چند نفر نمایندگانى که هیئت عمومى مستشاران دیوان محاسبات از بین خود یا سایر کارمندان شایسته دولت انتخاب نمایند و چند تن مأمورین عالى مقامى که وزیر دارایى برحسب پیشنهاد اداره بازرسى وزارت دارایى از بین بازرسان وزارتى و یا سایر مأمورین خوش‌سابقه انتخاب نماید با حضور و شرکت رئیس و معاون اداره مربوطه وزارت دارایى تشکیل گردد که اجراى این قانون را تحت نظر قرار داده و نظارت نماید و براى تهیه مقدمات اجراى قانون در هر محل نیز کمیسیون‌هایى مرکب از دو نفر نمایندگان منتخب کمیسیون مرکزى و یک نفر نماینده‌اى که رعایا و برزگران هر محل انتخاب کرده باشند. و یک نفر نماینده بانک کشاورزى به منظور این که در آتیه بانک بتواند به زارعین و رعایا وام بدهد و کمک مالى نماید تشکیل شده و تحت نظر و نظارت یکى دو نفر از اعضاى سیار کمیسیون مرکزى مقدمات را در هر محل فراهم نماید و پس از آن که کمیسیون مرکزى مقدمات را در هر محل فراهم نماید و پس از آن که کمیسیون مرکزى نقشه عمل و گزارش کمیسیون فرعى را مورد رسیدگى قرار داد و وزارت دارایى تصویب نمود به موقع اجرا گذارده شود.

بدیهى است کلیه آیین‌نامه‌هاى مربوطه باید به تصویب کمیسیون دارایى برسد و ترتیب کار طورى داده شود که با یک برنامه منظم و صحیحى این قانون در ظرف مثلاً سه سال به موقع اجرا گذراده شود این بود عرایض بنده.

نایب رئیس- آقاى مکرم.

مکرم (مخبرکمیسون دارایى)- بیاناتى که جناب آقاى نریمان فرمودند چون مفصل بود بنده نتوانستم یادداشت کنم که جزء جزء را توضیح بدهم و در حقیقت جواب داده باشم و از لایحه دفاع کرده باشم، ولى یک نکته‌اى را که مى‌خواستم عرض کنم این است که جناب آقاى نریمان خودشان روزى وزیر دارایى بوده‌اند و حالا این بیاناتى که فرمودند هیچ توجه نکردند که منظور از این لایحه این نبوده که املاک خالصه را تبانى بکنند و به یک عده اشخاص غیر از رعایا بفروشند روح این قانون و منظور دولت و نظر مجلس شورای ملى غیر از این نیست که به رعایا و زارعین کمک بشود حالا اگر احیاناً در املاکى یا در یک ملکى که اشخاصى هم صاحب عرصه و اعیان باشند اینها به نظر من خیلى صریح در این قانون پیش‌بینى شده است که اینها چطور فروخته شود (کشاورز‌صدر- توافق است و غلط است) هیچ همچنین نیست و غلط نیست (کشاورز‌صدر- یعنى نباید به آنها داده شود) اتفاقاً این یک ارفاق خیلى زیادى شده است براى این که اشکال‌تراشى نکنند

+++

براى رعایا اگر یک کسى واقعاً آنجا دو تا دکان ساخته، یا یک خانه تهیه کرده، یا یک باغى درست کرده براى این دیگر اشکال‌تراشى نکنند و براى این تشکیلاتى قائل نشویم یک مبلغى هزینه سفر و فوق‌العاده بشود که می‌خواهند بروند آنجا تقویم و ارزیابى بکنند یا نقشه‌بردارى بکنند توافق بکنند یک نفر از آنها یک نفر از طرف دولت، یک نفر هم خبره مرضى‌الطرفین توافق بکنند و بفروشند حالا منظورم این بود که خود جناب آقاى نریمان که خودشان وزیر دارایى بودند و مأمورین وزارت دارایى را خوب مى‌شناسند حالا نفرمایند که بهتر است این لایحه را پس بگیرند و به یک کمیسیونى مراجعه بکنند ولى هیچ توجه نفرمودند که در این کمیسیون یعنى در کمیسیون قوانین وزارت دارایى که در مجلس تشکیل می‌شود یا هر کمیسیون دیگرى هم که بخواهد لایحه‌اى تنظیم کند به وسیله وزارت دارایى باید بیاید در این کمیسیون، در این کمیسیون اکثراً اشخاصى شرکت دارند که یک عمر سابقه خدمت در وزارت دارایى داشته‌اند و دارند از قبیل خود بنده که این افتخار را دارم که بیشتر از سى سال در وزارت دارایى خدمت کرده‌ام جناب آقاى وارسته وزیر دارایى که اطلاعات‌شان بسیار وسیع و بسیط است در امور مالى و هر نظرى که بدهند واقعاً صائب است و مورد پسند، جناب آقاى گنجه‌اى نایب رییس محترم مجلس شوراى ملى ایشان عمرى را در وزارت دارایى طى کرده‌اند آقاى امینى و همین طور سایر آقایان یک عده زیادى اعضاى وزارت دارایى هستند جناب آقاى اردلان، همه اینها مردمانى هستند مطلع و بصیر خلاصه اگر بنا است با نظر بد‌بینى بخواهیم جزء جزء این لایحه را انتقاد بکنیم و پیشنهادى هم ندهیم این لایخه به نظر بنده به جایى نخواهد رسید. ولى بنده به جناب آقاى نریمان عرض کردم که خوب است این مطالبى که مى‌فرمایند پیشنهاد بدهید و راه رسیدن به یک نتایجى که نظر داشته باشید جزء از طریق پیشنهاد و طرح در کمیسیون قوانین دارایى راه دیگرى ندارد بعد فرمودند که گفته شده است که نقد بخرد یا به اقساط پنچ ساله بخرند کدام آدم عاقل مى‌آید که نقد بخرد و پنج ساله نخرد در صورتى که این طورنیست آن کسى که مى‌خواهد پنج ساله بخرد طبعاً تا اقساطش را نپردازد ملکش در رهن دولت است و هیچ گونه استفاده‌اى نخواهد توانست بکند و اگر نقد خرید البته طبیعى است دیگر مال خودش است و در اختیار خودش خواهد بود و هر گونه دخل و تصرفى می‌تواند بکند راجع به تقویم خالصه‌جات اظهار نگرانى فرمودند که به وسیله این کمیسیونى که در ماده 3 معین شده اظهار نگرانى کردند که اگر به این وسیله تقدیم بشود ممکن است تبانى بشود و نتیجه‌اى که منظور دولت یا مجلس شوراى ملى است عاید نشود در صورتی که بنده عرض می‌کنم یکى از مواردی که باز جنبه ارفاق در نظر گرفته شده است که به رعایا کمک بشود همین ماده است که تکرار می‌کنم از هر گونه اشکال‌تراشى احتراز شده به هر صورت بنده از ایشان و از سایر آقایان محترم استدعا می‌کنم براى این که این لایحه شور اولش زودتر تمام بشود (صحیح است) و این پیشنهادات در کمیسیون مورد مطالعه قرار گیرد و بعد از تنقیح و تصحیح برگردد به مجلس و دوباره یک ماه دیگر قطعاً مورد شور قرار خواهد گرفت و فراموش نشود که بعد از شور دوم باز باید به مجلس سنا فرستاده شود این لایحه این طرحى که براى کمک به رعایا است این را موافقت بفرمایید که شور اولش زودتر تمام بشود برود به کمیسیون‏

نایب رئیس- آقاى ملک‌مدنى موافق هستید؟

ملک مدنى- بله موافقم.

نایب رئیس- بفرمایید.

ملک مدنى- به نظر بنده این لایحه خوبى است که وزارت دارایى به مجلس داده است و منافاتى هم با نظر آقاى نریمان ندارد زیرا ما می‌توانیم در کمیسیون هم آن نظریات اصلاحى که داریم متذکر بشویم خود جنابعالى یا هر کس نظریاتى داشته باشد می‌تواند در کمیسیون حاضر بشود و این لایحه و موادش را یک طورى تهیه بکنیم که به نفع مردم باشد ولى اگر بخواهند پس بگیرند و دو مرتبه به مجلس بفرستند باز همین جریان را باید طى کند زیرا دولت هر لایحه‌اى که تهیه کند بالأخره باید در مجلس مورد شور و بحث واقع شود و جریان‌هاى پارلمانی‌اش را طى کند بنابراین به نظر بنده این نظریه‌ای که آقایان اظهار کردند که تسریع بکنند این لایحه کارش انجام بشود به نفع آن طبقه‌ای است که اغلب آقایان طرفدارش هستند اما نکته‌اى که مى‌خواستم متذکر بشوم این موضوع اعیانى که اینجا بحث شد آقایان خیلى رویش صحبت کردند ولى به عقیده بنده مثل این که به اصل مطلب توجه نکردند اعیان در دهات خالصه سه قسم است یک اعیانى است که مال خودرعیت است (کشاورزصدر- آن را ما موافقیم) یک اعیانى است که مال مردمى است که زراعت ندارند ولى ساکن ده هستند که اینها را خوش‌نشین مى‌گویند باغ دارد که جریبانه مى‌دهد ولى صاحب اعیان است حتى به ثبت هم رسانده هم آن دسته و هم این دسته اگر آن عرصه به آنها فروخته شود اشکالى ندارد.

یک دسته سومى هستند که مردمى هستند که در شهرها نشسته‌اند پا شده‌اند رفته‌اند توى ده یا مأمور خالصه بوده است، مأمور جمع‌آورى ده خالصه بوده، رفته آنجا براى خودش یک اعیان درست کرده، یک باغ درست کرده، یک بیشه درست کرده آن بیشه و باغ که آنجا درست کرده الآن اعیانش خیلى قیمت دارد توجه بفرمایید ولى وقتى بنا شد که این املاک به فروش برود آن زارعین آنجا مطابق قاعده‌اى که تا به حال ما داشتیم آن اعیان در دست سوم که خارج از سکنه هستند متعلق به آن ملک است شما ملاک عمل چه قرار می‌دهید؟ در موقع فروش از روى درآمدش است یک درآمد همین جریبانه باغدارهاى خارج از سکنه‌اى هستند که جزو درآمد آن حساب مى‌کنند باید با خود زارعین این اعیان تقویم بشود و در واقع جزو درآمد گذارده شود نه این که مستقیماً خود وزارت دارایى آن را بخواهد بفروشد مگر آن که زارعین خودشان حاضر بشوند و در موقع خرید قرارداد ببندند با دولت که ما این دسته صاحبان اعیان خارج ازسکنه را که در شهرها نشسته‌اند مجزا مى‌کنیم آن وقت است که باز خود وزارت دارایى یعنى صاحب آن ملک هر کس که هست یادولت است آن اعیان را عرصه‌اش را تقدیم می‌کند و به آنها واگذار می‌کند ولى قاعدتاً باید با خود صاحبان املاک خریدارى بست چرا؟ براى این که اعیان از آن آب قنات باید مشروب بشود (مکرم- معذرت مى‌خواهم این در آخر ماده اول تصریح شده به شرط سکونت در محل) اما اشخاصى که صاحب ده نیستند و خارج از سکنه هستند عرض کردم مباشر خالصه بوده، پا شده رفته در این دهات اطراف الآن داراى اعیان مهمى است که اعانش را ثبت کرده ورقه ثبتش را هم در دست دارد این را نباید از نظر دور کرد که آن را باید عرصه‌اش را به قیمت صحیح ازش پول گرفت چون این زارع نیست که مورد ارفاق باشد براى چنین کسی که اعیان آمده آنجا ایجاد کرده و سالى ده هزارتومان استفاده می‌برد به دولت قیمت اعیان را ندهد این که نمى‌شود جنابعالى که مخبر کمیسیون هستید بنده خواستم این نکته را متذکر بشوم که سوء‌تفاهمى نشود که آن دسته متمول است توى شهر نشسته زارع نیست، ساکن ده نیست این نباید مورد ارفاق واقع بشود.

نایب رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده قرائت مى‌شود (پیشنهاد آقاى نبوى راجع به کفایت مذاکرات به شرح زیر خوانده مى‌شود)

نسبت به ماده 6 درخواست کفایت مذاکرات می‌شود نبوى. پیشنهاد کفایت مذاکرات مى‌شود دهقان.

نایب رئیس- آقاى نبوى بفرمایید

‏نبوى- ماده 6 سه جلسه است رویش صحبت شده (صحیح است) در جلسه گذشته هم بنده پیشنهاد کفایت مذاکرات کردم چون عده کافى نبود رأى گرفته نشد در جلسه امروز اول جلسه باید راجع به کفایت مذاکرات رأى گرفته می‌شد در هر صورت مذاکرات به اندازه کافى شده و اگر هم نظرى آقایان دارند از طریق دادن پیشنهاد باید نظرشان تأمین بشود استدعا می‌کنم موافقت بفرمایید این ماده اقلاً به کفایت مذاکراتش رأى گرفته شود (صحیح است)

کشاورز‌صدر- بنده مخالفم‏

نایب رئیس- بفرمایید

کشاورز‌صدر- به عقیده بنده مذاکره کافى نبود براى این که اگر مذاکرات کافى شده بود جناب آقاى وزیر دارایى تا به حال خودشان این ماده را اصلاح فرموده بودند این دلیل بنده است ما این قانون را براى چه آورده‌ایم که به رعایا و کشاورزان حکم بکنیم به جز این نظرى نبود ما نظر دیگرى در مورد قانون نداشتیم در اینجا قسمت اخیر این

+++

ماده که مى‌گوید عرصه خانه‌هاى مسکونى رعایا حتى اضافه بکنند عرصه خانه‌هاى مسکونى و باغات رعایا مجاناً واگذار می‌شود بنده نمی‌دانم به چه جهت آمده‌اند توافق را راجع به عرصه اعیان اشخاص به جز رعیت هم قائل شده‌اند همان طور که جناب ملک فرمودند درست است یک دسته‌اى مثل نجار یا آهنگر و این قبیل اشخاص در ده خوش‌نشین هستند و باغ و خانه هم دارند اما الآن که خالصه از بابت عرصه از آنها چیزى نمى‌گیرد و اینها شکایتى نکردند مگر نمى‌شود این را بگذارند بعد تکلیف آن را معین کنند حقیقت قضیه این است که اسباب نگرانى فراهم شده است یک نفر خود بنده در این قسمت نظریاتى دارم و قطع دارم با این توضیحى که عرض می‌کنم چون نظرى ندارم جناب آقاى وزیر دارایى هم خودشان توجه مى‌کنند و آن وقت خواهند دید که اگر مخالف و موافق صحبت کند مطلب روشن مى‌شود مثلاً الآن اراضى خالصه خوزستان را که صورتش را بنده خواندم در این موقع که بعضی‌ها گفتگو مى‌کنند که بایستى خورده مالک را تشویق کرد دولت لایحه مى‌آورد می‌گوید طبقه زارع و بیکار مملکت را مشمول بکنند رعیتى بکنند بنده مى‌بینم همه‌اش از 200 هکتار و 250 هکتار و 600 هکتار (شوشترى- شش هزار هکتار) شش هزار هکتار صحبت است شما که این را می‌خواهید آب درآورید این را شش هزار هکتار نکنید و بدهید به دست اشخاصى که 50 جاى دیگر ملک دارند و باز مى‌خواهند بروند آنجا قضیه اینجا است چون مال خالصه مثل مال بى‌صاحب می‌ماند چون رفته‌اند آنجا خوب امکان دارد که 50 هکتار از هر ده بهترین زمینش را گرفته اند یا قلمستان کرده اند یا باغ کرد‌‌ه‌اند و منافع آن اعیانى که اصلاً جزو ملک به شمار نمی‌رود به مراتب زیادتر است از عایدى خود آن ده خالصه این نقض غرض است بنده عقیده‌ام این است که در این ماده جناب آقاى وزیر دارایى فقط قسمت اخیر ماده را که مربوط به رعایا است موافقت بکنند که بشود ماده شش و قسمت اول ماده حذف بشود البته اگر به اشکالاتى برخورد قانون دیگرى می‌آورد و الا این که زیاد صحبت می‌شود جناب آقاى نبوى براى این نگران است که باز همان لاشخورها می‌بینیم که پنجه انداخته‌اند و این رعیت بدبخت را از پا درمی‌آورد این را موافقت بفرمایید بنده همان طورى که دفعه قبل عرض کردم و یک سوء‌تفاهمى حاصل شد براى بعضی‌ها معتقدم همه کس هر جا مالک باشد کسى بخل ندارد ولى در مملکت را داد به دست یک طبقه جدید‌الولاده که 20 سال ازعمر شریف‌شان نگذشته است و تمام سرمایه مملکت را جمع کرده است این است که استدعایم از جناب آقاى وزیر دارایى این است براى امتحان روحیه مجلس الآن امتحان بفرمایند این عبارت از ماده اراضى خالصه که اعیانى آن متعلق به اشخاص است از طرف بانک به توافق صاحبان اعیانى در صورتی که طالب باشند نقداً یا اقساط 5 ساله داده می‌شود حذف بشود و این جمله بماند ماده شش: عرصه خانه‌هاى مسکونى رعایا و باغات مسکونى مجاناً به رعایا واگذار می‌شود فوراً ملاحظه بفرمایید مجلس موافقت می‌کند و نسبت به قسمت بعد هم اگر احتیاجى ایجاب کرد، اگر تقاضایى شد آن وقت یک تحصیل اجازه‌اى از مجلس بشود و اگر غیر از این باشد پیشنهاد حذف می‌شود و ممکن است قبول کرد و الا قانون بسیار خوب است ماده هم خیلى خوب است به شرط این که این قسمت اخیرش باشد ما وقتى داریم راجع به رعایا صحبت مى کنیم و فکر مى‌کنیم شاید بیاییم دیگران را هم بیاوریم اینجا من حالا نمى‌خواهم زیاد طول و تفصیل بدهم که اشخاص از قسمت اول این ماد ه استفاده نامشروع خواهند کرد و استدعا مى‌کنم جناب آقاى وزیر دارایى قناعت بکنند که ماده 6 همین قسمت مربوط به رعایا باشد و قطعاً تصویب خواهد شد.

نایب رئیس- رأى می‌گیریم به کفایت مذاکرات در ماده 6 آقایان موافقین قیام فرمایند (عده کثیرى قیام کردند) تصویب شد آقاى وزیر جنگ مطلبى دارید؟

وزیر جنگ- سؤالى کرده بودند آقاى حائرى‌زاده.

نایب رئیس- سؤالات مطرح نیست باشد براى جلسه آتیه، پیشنهادات قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست مجلس شورای ملى- در ماده 6 نوشته شده اراضى خالصه که اعیانى آن متعلق به اشخاص است از طرف بانک به توافق به صاحبان اعیانى فروخته مى‌شود این ماده مبهم است به این معنى که معلوم نیست اگر کسى در ملک خالصه اعیانى داشته باشد دولت می‌تواند تمام اراضى خالصه را به آن شخص بفروشد یا خیر دولت باید توضیح بدهد مقصودش چیست- آزاد

در ماده 6 پیشنهاد مى‌کنم اضافه شود: اراضى که رعایا در آن ابنیه و اشجار دارند مجاناً به آنها واگذار می‌شود- نبوى‏

ریاست محترم مجلس شورای ملى- پیشنهاد می‌کنم در ماده 6 بعد از جمله عرصه خانه‌هاى مسکونى رعایا کلمه (و باغات رعایا) اضافه شود- عماد تربتى‏

ریاست محترم مجلس- پیشنهاد می‌کنم در ماده 6 بعد از جمله از طرف بانک (با حق آب معمول) اضافه شود- دولت‌آبادى‏

ریاست محترم مجلس شوراى ملى- اصلاح ماده 6 را به طریق زیر پیشنهاد مى‌کنم‏

اراضى خالصه آنچه که زیر ابنیه از قبیل خانه مسکونى و دکانین. امثال آنها واقع است به طور رایگان و مجانى به صاحبان ابنیه برگزارشود و آن مقدار از اراضى که به طور باغات احداث و عمران شده و در آنها درخت‌کارى و یا امثال آن شده باشد زیر نظر مطلعین محلى و نماینده دولت عادلانه قیمت شده نصف قیمت را متصرف و آباد کننده در مدت پنج سال پرداخت خواهد نمود و نصف قیمت دیگر به او بخشوده خواهد شد- سید محمد‌على شوشترى‏

ریاست محترم مجلس شورای ملى- اینجانب بهاء‌الدین کهبد پیشنهاد مى‌نمایم که تبصره ذیل به ماده 6 علاوه شود

تبصره: اراضى خالصه که اعیانى از قبیل باغ و خانه متعلق به کشاورزان همان محل باشد به این معنى که عمل زراعتى در همان محل داشته باشد و ساکن همان محل باشد مجاناً به کشاورزان فقط واگذار گردد- کهبد

در ماده 6 پیشنهاد مى‌کنم رعایایى که در محل ملک ساکن هستند و تا این تاریخ خانه ساخته یا باغ مو و درخت زده عرصه مجانى به آن رعیت ساکن ملک داده شود- قاسم فولاد وند

مقام ریاست محترم مجلس شورای ملى- پیشنهاد می‌نمایم در ماده تبصره زیر اضافه شود

تبصره- اشخاصی که ساکن ده هستند عرصه او را باید مطابق نرخ روز تقویم شود و پرداخت نمایند- ملک‌مدنى‏

ریاست محترم مجلس شورای ملى- اینجانب پیشنهاد مى‌نمایم که تبصره ذیل به ماده 6 اضافه شود

تبصره: به منظور کمک به زارعین و برزگران و براى تشویق آنها به هر نفر برزگر که ساکن محل باشد جهت احداث باغ یک هزار متر از اراضى مجاناً به آنها واگذار می‌شود- کهبد

نایب رئیس- پیشنهادات راجع به ماده 6 به کمیسیون ارجاع می‌شود حالا ماده 7 مطرح است و قرائت می‌شود (ماده 7 به شرح زیرقرائت شد)

ماده 7- بهره مالکانه تا تاریخ معامله متعلق به دولت بوده و بانک کشاورزى موظف است از تاریخ تحویل، درآمد و بقایاى املاک را جمع‌آورى نموده و بعد از وضع صدى 15 بابت هزینه وصول در آخر هر ماه به خزانه دولت پرداخت نماید

نایب رئیس- آقاى شوشترى مخالف هستید آقا

شوشترى- بلى‏

نایب رئیس- بفرمایید

شوشترى- باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم (یک نفر از نمایندگان- باز هم؟) بله همه وقت بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم مخالفت بنده با این ماده از نظر فکرى است که پیدا کرده‌ام، این چند روزه خیلى دقت کردم اراضى خالصه املاک خالصه که قبلاً فروخته شده،، آن فروشى که شده است بنا به مصالح مملکت و مصالح رعایا و مصالح عمران صورت نگرفته ضمناً این جمله را خواهش مى‌کنم آقایان تند‌نویسان چون در آن بیاناتم قبلاً اشتباه کردم نه هزار هکتار را نهصد هکتار عرض کردم اصلاح بفرمایند.

عرض کردم که غرض ازفروش خالصه‌جات اگر گرفتن از دست دولت است که یک عده مأمورین دولت می‌روند و استفاده می‌کنند و آن روز هم خود

من عرض کردم خلق‌الله مال دولت را مثل آن که به رایگان باید بردارند و یا گنجى پیدا کرده‌اند و مفت باید بردارند ببرند (دهقان- مال دولت نیست مال ملت است) اجازه بدهید دولت و ملت یکى است کما تکونون پولى علیهم دولت و ملت یکى است من با شما یکى آقاى نخست وزیر، وزیر دارایى و؟ آقاى مکرم و آقا همه مثل هم

+++

هستیم همه یکى هستیم ملت مملکت را تشکیل می‌دهیم یعنى همه ما مال این مملکت هستیم (صحیح است) عرض کنم که این تقسیم اراضى خوزستان که همه را به شبهه انداخته (صحیح است) می‌شنوم که یک عده‌اى رفته‌اند انسان مبهوت می‌شود که اشخاصى که شایسته نیست و نباید در اطراف شئون آنها این کلمات گفته شود می‌روند و دسته‌بندى راه مى‌اندازند و به این صورت در مى‌آید به عقیده بنده این چهار صد پانصد پارچه ملک یک سرمایه‌اى است که از این سرمایه اگر با ایمان و دقت و توجه بخواهیم می‌توانیم هم کارمندان دولت را مرفه کنیم و هم مازاد کارمندان را با رضایت آنها برکنار کنیم خدمتى است هم به مملکت شده و هم مملکت آباد مى‌شود پریروز با جناب آقاى جواد عامرى سلمه‌الله تعالى داشتیم صحبت می‌کردیم که مملکت ما که هیجده میلیون و سیصد و چند هزار جمعیت دارد که در ستون ملاحظات باز اداره آمار می‌نویسد به واسطه نبودن وسایل و مأمور عده زیادى از موالید ثبت نشده و همین طور در قسمت‌هاى کنار مملکت شاید یک عشر از مملکت هنوز شناسنامه نگرفته‌اند حالا بین‌الهلالین این عرض را می‌کنم یکى از اشتباهات دولت زمان جنگ گذشته این بود که آمار جمعیت کشور را روى ده میلیون حساب کرده و سهمیه قند و شکر و قماش گرفتند و طبعاً بازار سیاه تولید شد اگر آن روز فکر می‌کردند و سرشمارى واقعى بود و براى 20 میلیون سهمیه می‌گرفتند این طور یک دسته محتکر پیدا نمی‌شدند که 70 میلیون تومان و صد میلیون تومان در 6- 7 سال پیدا بکنند بعد هم بروند آمریکا و به ریش مردم بخندند (صحیح است) توجه می‌فرمایید اینها نکاتى است که تمامش على‌الظاهر خیلى کوچک است لیکن در مملکت‌دارى اینها بزرگ است اینها مؤثر است براى این 1600 پارچه ملک آقاى مکرم خوب گوش کن (مکرم- متوجه هستم بفرمایید آقا) 10، 20 یا 30 ملک را بفروشیم به طور مزایده با جناب آقاى عامرى صحبت کردیم براى این مملکتى که یک میلیون و هفتصد هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و ما می‌خواهیم عمران بدهیم به حرف که نمی‌شود جمعیت تکافوى عملى این کار را نمی‌کند ما اول کارى که باید بکنیم باید سرمایه‌اى پیدا کنیم که نسبت به رعیت و نسبت به ملک و نسبت به مالک یک عمل اساسى بکنیم و آن عمل شخم است شخم را باید مجانى بکنیم زمین را باید مجاناً برگردانیم ممکن است از مالکین یک ثلث اجاره تراکتور را بگیریم ولى اگر پانصد تراکتور هزار تراکتورتقسیم کنیم به ده استان چطور می‌شود این کار را کرد (امامى‌اهرى- فارسى تراکتور را بفرمایید) اینها لغات خاصى است و فارسى شده بعضى لغاتى را که فارسى کرده‌اند خنک شده و نباید اصطلاح کرد آقا لغاتى خاص مثل لغت تاکسى مصطلح شده اگر من می‌گویم فارسى لغات استعمال شود براى این که خواستم جلو بگیرم که این قدر لغت جعفرخان از فرنگ آمده در مجلس و محیط مملکت استعمال نشود و الا مگر تاکسى و سماور فارسى است؟ اینها را بلدم و مى‌فهمم که چه مى‌گویم و اشتباه هم نمى کنم انشاء‌الله ولى در این امورى که مربوط به مردم است از خدا مى‌خواهم که اشتباه نکنم ما اگر سرمایه‌اى بدهیم به دست دولت و دولت به دست مردمان با ایمان که بیایند و تراکتور در اختیار مردم بگذارند تا اراضى را شخم بزنند مجانى، عواید و سطح درآمد رعایا درست دو برابر می‌شود حداقل (یکى از نمایندگان- خیلى بیشتر می‌شود) خیلى بیشتر می‌شود چه مانعى دارد سى پارچه پنجاه پارچه را اگر به طور پاکیزه به مزایده بگذاریم فروشش را اما نه با خرج‌تراشى آن بازى‌ها را درست کنیم، گرگان 800 هزار هکتار اراضى دارد و شاید بیشتر و شاید کمتر حساب نکردم اسفراین که آقاى سعید مهدوى در آنجا مالک است از جلوى سلطان‌آباد که حرکت مى‌کنید تا میان‌آباد 21 فرسخ است آن وقت عرضش را هم بگیرید از آن طرف ده تا پانزده فرسخ است من همه را دیده‌ام آثار سدها آثار سابقه مال ساسانى‌ها مال دیالمه همه موجود است متأسفانه به دست ما که افتاد به این صورت درآمد ما برویم این اراضى را 5 هکتار و 10 هکتار درست بکنیم بدهیم به دست یک کارمند دولت بگوییم آقاجان این زمین است برایت شخم زده‌ایم این هم تخمش برو آنجا قیمت عادله‌اش این است ما به نصف قیمت برایت حساب‏ مى‌کنیم حقوق ده ساله را هم پیش می‌دهیم خدا را شاهد می‌گیرم از این طریق تأمین مى‌شود نه این که بیاییم این هزار و ششصد هزار پارچه هزار و هفتصد پارچه ملک را هم از دست دولت بگیریم همین صورت باشد شما خواهید دید با این جور تقسیم خوزستان که 40 هزار هکتار و 20 هزار هکتار به اشخاص دادند مملکت آباد نمى‌شود مملکت‌دارى روى حرف‌هاى شیرین نیست روى دقت عمل با ایمان و توجه به خدا و عدالت و منافع مردم را در نظر گرفتن است از این جهت بنده حذف این ماده را هم قبلاً پیشنهاد کردم براى این که عرایضم را عرض کنم جناب آقاى وارسته من شما را آدم خوبى مى‌شناسم باید مجدداً بروى بنشینى فکر بکنى دقت کنى ببینى چطور می‌شود که در فروش این اراضى رعایا استفاده کنند بیانى که آقاى ملک‌مدنى فرمودند جناب آقاى ملک‌مدنى صحیح بود یک عده‌اى در تهران اگر تاجر است فعلاً رفته اراضى یک جایى را گرفته استفاده مى‌کند ولى باز رعیت ساکن آنجا همان طور بیچاره است علت این را باید با دقت و توجه بیشترى درک کرد توجه بفرمایید اگر اصلاح بشود البته در شور دوم در مجلس شوراى ملى نمایندگان محترم با یک توجه مخصوصى رأى خوهند داد و الا اگر غیر از این جور باشد بنده مخالفم.

نایب رئیس- آقاى نبوى موافقید؟

نبوى- بله بیانات، جناب آقاى شوشترى نماینده محترم بسیار متین و صحیح بود ولى مى‌خواستم عرض بکنم معایب و گرفتارى ما در مملکت خیلى زیاد است اگر یک لایحه‌اى یا طرحى یا قانونى براى رفع یکى از آن معایب به مجلس آمد تمام آنها را نمی‌شود در ضمن آن طرح رفع کرد هر کدام آنها بایستى به جایش باشد از طرفى اظهار نظر فرمودند که تعدادى از این دهات یا تمام دهات یا تمام آنها را به طور مزایده به فروش برساند و حال آن که در گذشته همین کار را کردند همان خالصه‌هایى که حضرتعالى از طرز فروش آنها تنقیح فرمودید و فرمودید به صورت خوبى انجام نشد از طریق مزایده شد این همان کارى بود که قانون اجازه داده بود و دولت هم کرد حالا بنده عرض نمی‌کنم آن عمل صحیح بود آن کار به نفع مملکت بود یا به ضرر مملکت در هر صورت آن املاک را اشخاصى خریدند و فعلاً هم آباد شده است اگر هم منظور ما افزایش محصول مملکت باشد به محصول مملکت فروش آن املاک افزوده و الآن هم بر تعداد دهات آباد مملکت از آن طریق افزوده شده مطلب دیگرى که در اینجا هم حضرتعالى و هم سایر آقایان مکرر فرمودند موضوع خوزستان است اراضى خوزستان قانون مخصوصى دارد مربوط به این قانون به هیچ‌وجه نیست آن قانون اگر بد تنظیم شده یا بد اجرا شده ارتباطى به این کار که الآن دولت می‌خواهد آن را انجام بدهد ندارد آن اگر بد اجرا شده بایستى که وزارت دارایى جواب بدهد اگر قانون بد وضع شده باید مواد را بیاورند اینجا اصلاح کنند فعلاً وزارت دارایى و دولت حاضر شدند با حسن‌نیت یک عملى انجام بدهند که این عمل از صدر مشروطیت تا به حال جزو آمال وطن‌پرستان مملکت بوده (صحیح است) اگر شما به مرام‌نامه‌ احزابى که در ایران تشکیل شده مراجعه کنید در تمام آنها مى‌بینید که نوشته‌اند فروش خالصه‌جات به رعایا این رعایا سال‌ها در این مملکت زحمت کشیده‌اند و سال‌ها در این املاک کار کرده‌اند و به اصطلاح معروف حق آب و گل دارند این املاک را آنها ایجاد کرده‌اند حالا ما نبایستى در مقابل این فکرى که دولت کرده مشکلاتى ایجاد کنیم (یکى از نمایندگان- مال رعایا است) بله مال رعایا است ما باید کارى کنیم که به این منظور برسیم مال خود راجع به بهره مالکانه است تا وقتى که به رعایا واگذار نشده گفته‌اند که بانک کشاورزى وصول کند و به دولت بدهد وقتى که املاک مال او شد از بهره مالکانه استفاده می‌کند فقط خواستم یک تذکرى بدهم که این بهره مالکانه یک جمله به آن اضافه شود که به طریق معمول سابق (مکرم- البته از تاریخ تحویل) نه این که بانک کشاورزى بهره مالکانه را یک رقم زیادترى فرض کند از رعایا مطالبه کند که براى آنها دادنش مشکل باشد و خلاف انصاف، و یک پیشنهادى هم کرده‌ام و تمنا می‌کنم آقایان موافقت بفرمایند این قانون زودتر شور اولش بگذرد که اگر همین جور در این عمل بشود 6- 7 ماه کار خواهد داشت.

نایب رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده است قرائت می‌شود.

+++

‌(به شرح ذیل خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم بعد از بیانات آقاى نبوى به کفایت مذاکرات در ماده 7 رأى گرفته شود- نورالدین امامى‏

نایب رئیس- مخالفى نیست؟ (گفته شد، خیر) رأى می‌گیریم به کفایت مذاکرات در ماده 7 آقایانى که موافقند قیام کنند تصویب شد پیشنهاد قرائت می‌شود:

ریاست محترم مجلس شورای ملى- اینجانب پیشنهاد مى‌نماید که تبصره ذیل به ماده 7 اضافه شود:

تبصره: مطالبات دولت از رعایاى خالصه تا این تاریخ بهراسم و رسم که میزان هر یک آنها از یک هزار ریال تجاوز نکند بخشوده می‌شود- کهبد

ریاست محترم مجلس شورای ملى- اینجانب پیشنهاد مى‌کنم ماده 7 از الى قانون حذف شود- شوشترى‏

پیشنهاد مى‌کنم در ماده 7 به جاى بانک کشاورزى موظف نوشته شود (وزارت دارایى موظف است) و جمله پس از وضع 25 درصد حذف شود- حاذقى.

( در این موقع 3 ربع ساعت پیش از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و مجدداً 10 دقیقه به ظهر به ریاست آقاى جواد گنجه (نایب رئیس) تشکیل گردید)

نایب رئیس- ماده 8 لایحه مطرح است. (ماده 8 به شرح زیر قرائت شد)

ماده 8- وجوه حاصله از فروش کلیه املاک و اراضى خالصه که طبق مقررات این قانون فروخته می‌شود به عنوان سرمایه به بانک کشاورزى داده می‌شود

تبصره 1- بانک کشاورزى موظف است که آرا صادره از کمیسیون تعویض املاک موضوع قانون دوم مرداد 1328 و تبصره 3 ماده واحده قانون اجازه پرداخت یک دوازدهم مصوب چهارم اریبهشت ماه 1329 و سایر محکومیت‌هاى دولت را بابت املاک خالصه اعم از این که محکومیت دولت نقدى یا جنسى و یا واگذارى عین ملک باشد اجرا نماید.

تبصره دوم- از تاریخ تحویل املاک تعقیب کلیه اختلافات دولت باید با مدعیان مالکیت و یا دعاوى که بر علیه افراد نسبت به املاک مزروعى و اراضى دایر و بایر خالصه اقامه شده و یا اقامه باید شود در کلیه مراجع قضایى با بانک کشاورزى خواهد بود و خالصه‌جاتى که بعداً به تصرف دولت درآید مشمول این قانون خواهد بود.

تبصره سوم- اراضى و املاکى که مورد حاجت وزارت کشاورزى براى تهیه بذر و مزرعه نمونه باشد به موجب تصویب‌نامه هیئت وزیران واگذار خواهد شد.

نایب رئیس- آقاى اردلان مخالفید؟

اردلان- بلى بنده در کمیسیون قوانین دارایى هم که افتخار عضویت دارم با این ماده 8 مخالفت کردم ولى متأسفانه پیش نبردم حالا هم همان نظر مخالفى که در کمیسیون به عرض اعضا محترم کمیسیون رسانیدم به عرض مجلس شورای ملى می‌رسانم شاید بتوانم جلب نظر آقایان نمایندگان محترم را در این خصوص بنمایم در این ماده 8 نوشته شده است که وجوه حاصله که طبق مقررات این قانون گرفته می‌شود به عنوان سرمایه بانک کشاورزى خواهد بود بنده نظرم این بود که ما از موقع استفاده بکنیم و بیاییم از فروش این خالصات یک قسمتى از بدهى که دولت سال‌ها است به بانک ملى ایران دارد و یک بارى براى مملکت شده یک قسمتى از این بدهى را ما بپردازیم و قرض دولت را سبک کنیم و فکر بنده این بود که با این کار دو نظر را انجام دهیم اگر این نظر بنده تأمین شود و او این بود که ما پول را بدهیم به بانک ملى ایران قرض دولت را سبک کنیم بانک ملى ایران چه کار می‌کند راکد که نگه نمى‌دارد و مسلماً که تا به حال قوانین وضع نشده به بانک کشاورزى کمک کرده همان پول را ممکن است به بانک کشاورزى و بانک رهنى که یک مؤسسه دیگرى است کمک بدهد بالمآل ما هم قرض دولت را سبک کرده‌ایم و هم بانک کشاورزى که در این ماده نوشته شده استفاده از این پول بکند بالمآل این استفاده را خواهد کرد نظر بنده این بود خواستم آقایان مجترم درست مسبوق باشند که چرا من این پیشنهاد را کردم در ترازنامه‌اى که بانک ملى ایران در چند روز قبل منتشر کرده بود که منتهى می‌شد به سال 28 آنجا یک ارقامى است که حقیقتاً ارقام سرسام‌آورى است می‌نویسد بدهکاران در ردیف اول دولت 445، 605، 271 و 4 ریال در روز 29/ 12/ 1328 به بانک ملى ایران بدهکار بود به علاوه بدهکارى بنگاه‌هاى دولتى و شرکت‌ها و شهردارى‌ها که به ضمانت وزارت دارایى به بانک ملى ایران معترض هستند جمعاً 000/ 783/ 374 ریال می‌باشد که اگر جمع این دو قلم را ما حساب کنیم رقمى بیرون مى‌آید تقریباً 5 میلیارد ریال (شوشترى- بودجه 5 سال مملکت) بانک ملى ایران از دولت حاضر 5 میلیارد طلبکار است 5 میلیارد ریال و هر سال که بودجه را به مجلس تقدیم می‌کند و امروز هم جناب آقاى وزیر دارایى تقدیم کردند یک رقمى جزو هزینه دولت می‌بینیم که نوشته است از بابت استهلاک قرض دولت به بانک ملى ایران صد میلیون ریال به بانک بدهیم در ظرف 50 سال وقت لازم دارد که این قرض مستهلک بشود و البته این صحیح نیست شما اگر از یک نفر 50 تومان طلبکار باشید و بگویید سالى یک تومان به شما می‌دهم اعتبار شما پهلوى آن شخص، آن طرف زیاد نخواهدشد این است که بنده از اشخاصى هستم که همیشه فکر می‌کنم بیاییم این قرض دولت را به بانک ملى ایران مستهلک کنیم و هیچ راهى بهتر از این نیست که امروز ما می‌خواهیم خالصه‌جات را بفروشیم بیاییم بگوییم 50 درصد این پول را که به تدریج به دست مى‌آید بدهند به بانک ملى ایران بابت بدهى دولت و در بودجه هم که سالى صد میلیون ریال مى‌گذارند یواش یواش این قرض مستهلک می‌شود و الا به هیچ نحوى مقدور نیست این وام داده شود بانک ملى هم که پول به دستش بیاید چه کار می‌کند غیر از این بانک کشاورزى و بانک رهنى و بیمه می‌دهد که همه‌اش منافع اجتماع درش است کار دیگرى نخواهد کرد و اگر ما این کار را نکنیم این قرض همیشه به گردن دولت می‌ماند و در ترازنامه‌هاى بانک ملى ایران هم ما می‌بینیم که بانک ملى ایران در مقابل به مردم مدیون است در مقابل هم 5 میلیارد ریال از دولت طلبکار است اگر یک وقتى مردم پول‌شان را بخواهند بانک نمى‌تواند بگوید من از  دولت طلبکارم باید آناً پول را بدهد بنابراین به نظر بنده مصلحت مملکت اقتضا می‌کند که ما بیاییم در ماده 8 این طور بنویسیم که وجوه حاصله از فروش خالصه‌جات نصفش را بابت بدهى دولت به بانک ملى ایران بدهد نصفش را هم به بانک کشاورزى بدهند البته من نمى‌گویم که این خالصه‌جات خیلى پول است ولى اساساً وقتى یک بدهکارى حسن‌نیت به خرج داد که می‌خواهد بدهى خودش را بدهد و وسیله‌اى الآن دارد این اعتماد را زیاد می‌کند این است که بنده خواستم به عرض آقایان برسانم پیشنهادى هم در این خصوص داده‌ام و اگر کمیسیون قوانین دارایى با نظر من موافق بشود من باز در شور دوم پیشنهاد خودم را تقدیم خواهم کرد براى این که من عقیده دارم که باید این طلب بانک ملى ایران هر طور شده تصفیه شود و حالا این یک وسیله‌اى هست اگر هم یک عوایدى دیگرى به وجود بیاید آقایان نمایندگان محترم خواهند دید که من از اشخاصى خواهم بود که پیشنهاد خواهم کرد از آن عواید هم باز بابت بدهى دولت به بانک ملى ایران سهمى بدهند که رفته رفته تصفیه شود و قسمت دیگرى که در این باره بنده عرض داشتم این بود که البته در خود ماده مستتر است ولى این باید تصریح بشود دولت خالصه‌جاتى را می‌فروشد که الآن مالک است، متصرف است. و الا اگر یک مردمانى در این مملکت باشند که در محاکم صالحه، دادگاه‌ها با دولت دعاوى دارند به هیچ‌وجه ما نمى‌خواهیم‏ بگوییم آن املاک را دولت بفروشد این قانون شامل حال آنها نخواهد بود. بنده قطع دارم که این موضوع مورد توجه جناب آقاى وزیر دارایى قرار گیرد که املاکى که به طور قطع مال دولت است، در تصرف دولت است آن املاک را بتوانند بفروشند نه املاکى که در محاکم صالحه، در دادگاه‌ها مورد گفتگو است البته هر وقتى که حکمى به حقانیت قطعى دولت صادر شد آنها هم مشمول این قانون می‌شوند ولى حالا نمى‌توانید بفروشید (صحیح است) تا وقتى که نشده است دولت حق ندارد آنها را واگذار بکند (وزیردارایى- این نظر تأمین است) چون از مجموع این قانون که می‌بینیم منظور رفاه حال کشاورزان و برزگران ایران است بنده می‌خواستم عرض کنم به جناب آقاى وزیر دارایى کاغذى از کردستان نوشته‌اند که از طرف وزارت دارایى امر شده است که زراعت توتون در بلوک

+++

اسفند‌آباد کردستان نشود در صورتی که بنده خودم از اشخاصى هستم که معتقد هستم که به هر قیمتى هست باید زراعت تریاک را از این مملکت برداریم (صحیح است) و وقتى زراعت تریاک را منع کردیم باید یک زراعت‌هاى دیگر جانشین آن بکنیم الآن در یک قسمتى از کردستان که آب و هوایش مستعد براى زراعت توتون هست و سال‌هاى سال برزگران ایرانى از این محل استفاده مى‌کنند بنده نمی‌دانم چه دلیلى دارد که مأمورین دارایى مزاحم زارعین می‌شوند و من یقین دارم که خود جناب آقاى وزیر دارایى هم ... (وزیر دارایى- دستور صادر شده جلوگیرى نشود) خیلى تشکر می‌کنم از این نظر جنابعالى و با اجازه خودتان با این فرمایشى که این جا فرمودید تلگرافى می‌کنم به اهالى آنجا که جناب آقاى وزیر دارایى دستور فرمودند که در بلوک اسفند‌آباد کشت توتون منع نخواهد شد خیلى هم تشکر می‌کنم.

نایب رئیس- آقاى شوشترى موافق هستید؟

شوشترى- بنده مخالفم.

نایب رئیس- آقاى دولتشاهى (گفته شد، نیستند) آقاى قاسم فولاد‌وند موافق هستید؟

قاسم فولادوند- بنده مخالفم.

نایب رئیس- آقاى برومند.

برومند- یک تذکرى دارم.

نایب رئیس- پس مخالف هستید. بایستى یک موافق صحبت کند.

حاذقى- بنده موافقم و اجازه هم خواسته‌ام.

نایب رئیس- بفرمایید.

حاذقى- عرض کنم که اتفاقاً من با این ماده صد در صد موافق هستم و روز اولى هم که این لایحه مطرح شد عرض کردم که درآمد حاصله از فروش این املاک خالصه باید مستقیماً به نفع وام کشاورزان در خود بانک کشاورزى متمرکز شود و به تدریج به زارعین و فلاحین که احتیاج دارند مطابق مقررات بانک کشاورزى وام داده شود دلیلش هم این است که تاکنون قدم‌هاى اساسى براى کمک به کشاورزان مملکت برداشته نشده (صحیح است) و این بانک کشاورزى هم سرمایه کافى ندارد و هر چه هم در هر موقع تذکر داده شده ترتیب اثر ندارد و حتى در سال گذشته دولت قانونى را که مجلس شورای ملى تصویب کرده بود که 15 میلیون تومان به سرمایه بانک افزوده بکند ندادند ملاحظه بفرمایید این امر چقدر مایه تأسف است زارعین که طبقه مؤدى مالیات هستند و اگر مالیاتى به دست بیاید براى دولت در نتیجه کار و زحمت و دسترنج زارعین است حداقل زندگى هم ندارند و من وقتى که نماینده محترم آقاى صدرى تذکر دادند که دولت اضافات 27 و 28 و 29 کارمندان را بدهد از ایشان تعجبى نکردم چون ایشان تازه‌واردند و روشن به قضایاى بودجه‌اى مملکت نیستند اما وقتى که همکار محترم جناب آقاى ملک‌مدنى تذکر فرمودند تعجب کردم که وقتى خزانه مملکت وضعش این است که همکار محترم آقاى اردلان فرمودند که دولت ما 500 میلیون تومان بدهکار است بانک ملى یعنى در حقیقت می‌شود گفت که به اندازه بودجه سالیانه مملکت دولت ما مقروض است باز اصرار بکنیم که چرا اضافات و ترفیعات کارمندان دولت داده نشده (سالاربهزادى- آنها حق‌شان است) چه حقى من می‌گویم آن ملتى که باید این پول را بدهد دارد از بین می‌رود آقاى محترم من هم به کارمند دولت احترام دارم، علاقه دارم دلم می‌سوزد که وضع زندگى کارمند بسیار بد است اجازه بفرمایید که عرض کنم وضع زندگى آن مؤدى بسیار بدتر است. ملت در زیر شکنجه مالیات دارد خرد می‌شود و دولت بدهکار است و آن وقت ما مى‌نشینیم اینجا، اینجا آقایان محل مصلحت‌اندیشى مملکت، قوه عاقله مملکت است ما نباید روى احساسات حرف بزنیم البته کارمندان دولت خیلى خوش‌شان می‌آید که ما بیاییم اینجا بگوییم که چرا اضافات را نمى‌دهید، چرا ترفیع نمی‌دهید ولى آقایان این مطابق مصلحت مملکت نیست جناب آقاى وزیر دارایى شاهدند همان روز اول که بیانیه اتحادیه کارمندان رسید من به ضمیمه شرحى فورى فرستادم خدمت‌شان که خوب است نماینده اتحادیه کارمندان دولت را دعوت نمایید بهشان بفرمایید که اضافات سال 1329 را می‌دهیم (نایب رئیس- آقاى حاذقى خارج از موضوع شدید) همین موضوع است اما راجع به سال 27 و 28 چون در صندوق دولت پولى نیست که داده شود و به علاوه خود نفس مرور زمان هم مجوز و موجب این که حتماً ترفیع بدهند نیست آقایان یادشان هست که در سابق سال‌ها مى‌گذشت 6 و 7 سال که یکى عضو یک رتبه، بالا می‌رفت و حالا چطور شده است که باید در ظرف 8 سال تمام مأمورین را از رتبه یک ببریم به رتبه نه قرارشده است که کارمند دولت یک حقوق متوسطى بگیرد و این حقوق مستمر معیشت او باشد و دائم باشد نه این که کارى کند که کشاورزان مملکت هم اعتراض کنند همان طوری که آقاى ملک‌مدنى فرمودند مهم کارمندان دولت می‌خواهند اعتصاب بکنند یک روز هم تمام ملت خواهند گفت که ما حاضر نیستیم این مالیات را بدهیم و اعتصاب خواهند کرد، نود درصد مالیاتى که می‌دهند همش صرف حقوق مستخدم دولت می‌شود باید اول کمک کنید بنیه اقتصادى ملت بالا رود مالیات بیشتربدهد آن وقت بیایید به مستخدم دولت هم ده برابر بیشتر حقوق بدهید.

نایب رئیس- آقاى عامرى‏

عامرى- عرض کنم نظر بنده این بود که تردیدى نیست که دولت با نهایت حسن‌نیت این قانون را به مجلس آورده و برحسب تعهدى هم که در برنامه داده بودند اصرار داشتند که تعهدات خودشان را به موقع ایفا کنند یکى از دلایل این هم بیانى بود که آقاى وزیر دارایى اینجا کردند راجع به تقدیم بودجه چون گفتند وعده کرده بودیم که در اردیبهشت لایحه بودجه را بدهیم و چون یکشنبه تعطیل بود حالا تقدیم مى‌کنیم این دلیل نهایت حسن‌نیت آنها است. اما یک قدرى بنده روشن نیستم یک قدرى این را سرسرى می‌دانم به نظر بنده خالصه‌جات از منابع عمومى است و ما فرد فرد سهیم هستیم و به این صورت یک قدرى براى بنده دشوار است در موقع رأى دادن چون در این ماده مى‌نویسید که به تدریج که می‌دهند و مى فروشند وجوه حاصله به سرمایه بانک افزوده می‌شود بنده به نظرم می‌رسد که این صحیبح نیست قبل از این که این فعل و انفعال انجام بشود بایست که میزان خالصه‌جات، اراضى قابل زرع و کشت حدودش معین باشد قیمت‌هایش معین شود مشخصاتش کاملاً معلوم شود یک نسخه هم به مجلس شوراى ملى بدهند بعد اگر بخواهند انتقال بدهند مجموع آن باید سرمایه اضافى بانک را تشکیل بدهد باید ببینیم و بدانیم که چند پارچه خالصه است چند هزار هکتار اراضى قابل کشت است چند هزار هکتار اراضى مزروعى است قیمت اینها چقدر است در کجا واقع شده آن وقت مى‌توانیم به بانک کشاورزى بگوییم که این چند صد میلیون جزو سرمایه اضافى تو است هر سال در ترازنامه‌اى که در آخر سال می‌دهد عملیاتش را گزارش می‌دهد یک ترازنامه خاصى هم نسبت به این پول‌ها بدهد که چقدرش را واگذار کردیم، چقدرش را فروختیم عواید حاصله‌اش چقدر است البته جایش درست در این ماده بود چون در ماده اول و دوم و سوم بنده پیشنهاد ندادم این را پیشنهاد دادم که در کمیسیون مطرح شود آقایان هم انشاء‌الله موافقت بفرمایند و بعد که وزارت دارایى صورت جزء می‌دهد بنده تصور می‌کنم همان طوری که در ابتداى ماده در نظر گرفته شده است براى وزارت دارایى میسر باشد که صورت املاک را قبل از پایان شهریور تنظیم بکند و تعیین بکند حدودش را، بهاى هر یک را اگر قیمت دارد اگر هم ندارد لااقل به وسیله یک اشخاص مقومى که ما بدانیم هر قطعه قیمتش چقدر است و جمع کلش چقدر است یک سرمایه‌اى به بانک کشاورزى بدهیم که بعد اگر خواستند حسابش را بکنند بدانند چقدر است. پیشنهادى هم بنده تقدیم کردم در این باره

+++

قاسم فولادوند- بنده با این پیشنهاد مخالفم.

نایب رئیس- آقاى نبوى موافقید بفرمایید.

نبوى- بیانى که جناب آقاى عامرى فرمودند بسیار موجب به طول کار خواهد شد اگر بخواهید حالا تقویم کنید و تعیین حدود بکنید و قیمتش را معین بکنید چند هزار ممیز می‌خواهد با وضعى که ما در ممیزى این مملکت دیده‌ایم نتیجه خوبى نخواهدداشت. به اضافه این املاک ثبت شده است همان طور که املاک افراد ثبت شده وزارت دارایى هم اینها را ثبت داده و در ثبت یک تقویم تقریبى شده و یک تجدید حدود تقریباً هم شده است و آن مشخصاتى که مورد نظر جناب آقاى عامرى است تعیین شده اگر امروز انجام این کار را متوقف بکنیم به آن عملیات 7/ 8 سال طول خواهد کشید و نتیجه نخواهد داد و خلاف همان منظوری است که حضرتعالى دارید به اضافه اگر آن نظری که حضرتعالى دارید که الآن اینها اضافه به سرمایه بانک کشاورزى بشود این راهى که بیان فرمودید باید ازطریق پیشنهاد تأمین کنید (عامرى- پیشنهاد داده‌ام) پس تمنا می‌کنم که موافقت بفرمایند که این لایحه امروز تمام بشود چون یکى دو ماده دیگر بیشتر باقى نیست و آنها هم چیزى نیست که زیاد قابل بحث و صحبت باشد.

نایب رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده قرائت می‌شود.

( به شرح زیرقرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم به کفایت مذاکرات رأى گرفته شود. نورالدین امامى.

راجع به ماده 8 کفایت مذاکرات می‌کنم. نبوى.

نایب رئیس- اقاى نورالدین امامى.

نورالدین امامى- آقاى نبوى توضیح خواهندداد.

نبوى- عرض کردم این صحبت‌ها در ماده شده و منظور آقایان هم از طریق پیشنهاد تأمین خواهد شد تمنا می‌کنم هر نظرى آقایان دارند به صورت پیشنهاد تقدیم کنند تمام این نظرها در کمیسیون مورد توجه خواهد شد و حالا در کلیات هر چه بحث بشود منظور آقایان حاصل نخواهد شد این است که استدعا می‌کنم موافقت بفرمایند به کفایت مذاکرات رأى گرفته شود.

نایب رئیس- آقاى قاسم فولادوند.

قاسم فولادوند- بنده مخالفم با این پیشنهاد و در جلسه قبل عرض کردم که در این کارها عجله زیاد لازم نیست و در اطراف این مواد هر قدر بیشتر بحث شود شاید یک چیزى بر اطلاع آقایان اضافه شود و یک نظریاتى که نتیجه هم به نفع باشد. در این ماده هم معتقدم قانون همیشه روى حسن‌نیت نوشته شود و شاید دولت هم در اجراى آن حسن‌نیت داشته ولى مع‌التأسف وقتی که به عمل رسیدیم نتیجه برعکس است اصولاً باید دید که بانک کشاورزى چه عمل مهمى تا به حال براى این مملکت کرده است و مى‌خواهم بگویم از تأسیس بانک کشاورزى از اول تا به حال عمل مهمى براى این مملکت نکرده است رعیتى که باید انتفاع ببرد آیا به اوکمک کرده ابداً هیچ (شوشترى- خاصه و خرجى) خاصه و خرجى به یک عده پول داده‌اند یا رفته‌اند بنا ساخته‌اند و یا ملک خریدند ولى یک شاهى به رعیت و خرده مالک نداده‌اند پیشنهادى کرده‌ام و به مقام ریاست تقدیم کرده‌ام و حالا به جناب آقاى وزیر دارایى عرض می‌کنم و به دولت عرض می‌کنم به جاى این که به سرمایه بانک کشاورزى اضافه بکنید بیایید وجوه حاصله از فروش این ممالک را صرف خود رعایا بکنید و جان‌شان را حفظ بکنید تمام کارها را اختصاص داده‌اید به تهران و به مستخدمین دولت ولى یک قدم تاکنون براى رعایاى این دهات و قرا و قصبات و بخش‌ها برداشته نشده (صحیح است) بیایید پول این املاک را بیاورید اول جان این افراد را از امراض حفظ کنید، الآن در بخش‌هاى این مملکت مریضخانه نیست، طبیب نیست، دوا نیست، غذا نیست، هچ چیز نیست بفرمایید اول روح اینها را درست کنید، بدنشان را درست کنید تا آنها بتوانند رعیتى بکنند تابتوانند قرض کنند این پولى را که از فروش املاک درست می‌شود وجه زیادى است در ازاى این به محل‌ها و نقاطى که مریضخانه ندارند در آنجا مریضخانه بسازید و جان مردم را حفظ کنید بنده مثال می‌زنم سه بخش دارد بروجرد و انتخابیه بنده سیلاخورسفلى، سیلاخورعلیا، جاپلق و بربرود در تمام این بخش‌ها یک مریضخانه ندارد سیصد هزار نفرجمعیت دارد دو سه مرتبه دیگر هم بنده عرض کردم یک طبیب داشته در مرکز بخش آن هم آوردند براى نظا م وظیفه سیصد هزار نفر از مردم طبیب ندارند چند دفعه هم که عرض کردم کسى را نفرستاده‌اند آنجا، آنجا تنها نیست تمام این مملکت، این پول را بیایید آقا جان مردم را حفظ کنید شایدچندین میلیون تومان از فروش این املاک تحصیل شود در هر یک از بخش‌ها یک مریضخانه تأسیس کنید این بود عرض بنده.

نایب رئیس- رأى می‌گیریم به کفایت مذاکرات در ماده 8 آقایان موافقین قیا م بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. پیشنهادات قرائت می‌شود. به شرح ذیل قرائت شد

ماده 8 مقام ریاست معظم مجلس. پیشنهاد می‌کنم صدى 50 در قیمت فروش املاک خالصه به مصرف تهیه وسایل کودهاى شیمیایى بشود. ابوالفتح دولت‌شاهى‏

مقام ریاست مجلس شوراى ملى- اصلاح ماده 8 چون یکى از مشکلات زراعتى این کشور فقدان کود به اندازه کافى می‌باشد پیشنهاد می‌کنم، صدى 50 از فروش املاک به مصرف تهیه وسایل کودهاى مصنوعى بشود. ابوالفتح دولت‌شاهى‏

ریاست محترم مجلس شورای ملى پیشنهاد مى‌نمایم که ماده 8 به طریق زیر اصلاح شود.

وجوه حاصله از فروش کلیه املاک و اراضى خالصه که طبق مقررات این قانون فروخته می‌شود بر سرمایه بانک کشاورزى اضافه شود فقیه‌زاده‏

پیشنهاد مربوط به ماده 8 در تبصره 3 عبارت (و دانشگاه) پس از عبارت (وزارت کشاورزى) اضافه شود دکتر مجتهدى‏

12/2/29 پیشنهاد نسبت به ماده 8. پیشنهاد می‌کنم ماده 8 به شرح زیر تغییر یابد:

ماده 8- نصف وجوه حاصله از فروش کلیه املاک و اراضى خالصه که طبق مقررات این قانون فروخته می‌شود بابت بدهى دولت ببانک ملى ایران پرداخت شده و نصف دیگر آن به عنوان سرمایه به بانک کشاورزى داده می‌شود. اردلان‏

پیشنهاد می‌کنم ماده 8 به طریق ذیل اصلاح شود وزارت دارایى مکلف است فهرست کافى از املاک مزروعى و اراضى قابل کشت و اراضى خالصه‌اى را که باید به بانک کشاورزى منتقل شود تنظیم نموده قبل از پایان شهریور 1329 حدود و میزان اراضى مزبور و بهاى هر یک از آنها را با مشخصات کامل تهیه نموده طبق صورت تحویل به بانک کشاورزى دهد و نسخه‌اى از آن را براى اطلاع به مجلس شورای ملى بفرستد.

جمع بهاى اراضى و املاک مزبور جزو اضافه سرمایه بانک کشاورزى محسوب می‌شود و بانک مکلف است همه ساله در موقع تنظیم بیلان سالیانه به بیلان مخصوص از انتقال و فروش اراضى مزبوره و وجوه حاصله از آن ترتیب داده این را منتشر و در دسترس عموم بگذارند. جواد عامرى‏

ماده 8 پیشنهاد می‌کنم وجوه حاصل از فروش این املاک را اختصاص به بهداشت رعایا و ساختن مریضخانه در بخشهایى که مریضخانه نیست بدهند. قاسم فولادوند

ریاست محترم مجلس شورای ملى. اینجانب پیشنهاد می‌کنم تبصره 3 ماده 8 به طریق ذیل اصلاح شود:

+++

تبصره 3- اراضى و املاکى که مورد حاجت وزارت کشاورزى براى تهیه بذر و مزرعه نمونه شد همچنین دهاتی که براى تمرینات دانشجویان دانشکده کشاورزى مورد احتیاج دانشگاه باشد به مو جب تصویب‌نامه هیئت وزیران واگذار خواهد شد اللهیار صالح‏

ماده 8 ریاست محترم مجلس شوراى ملى- اینجانب محمود نریمان پیشنهاد می‌کنم تبصره (1) ماده (8) طورى تکمیل شود که اگر املاکى باشد که براى احتیاجات دولتى مورد ضرورت بوده و هنوز بهایى به مالکین داده نشده باشد پس از رسیدگى و مالکیت افراد وضعیت دعاوى آنها در دادگاه مربوطه و ذیصلاحیت ترتیب تعویض این گونه املاک با املاک خالصه از طرف وزارت دارایى داده شود. محمود نریمان.

6-قرائت گزارش عملیات یک ماهه کمیسیون عرایض‏

نایب رئیس- پیشنهادات به کمیسیون ارجاع می‌شود- گزارش از کمیسیون عرایض رسیده که به اطلاع آقایان می‌رسد. (به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شورای ملى- اولین کمیسیون عرایض در دوره 16 به تاریخ 16/ 12/ 28 از آقایان ذیل: حاذقى- گودرزى- موسوى- حکیمى- ناصر ذوالفقارى- شوشترى (که استعفا دادند) تشکیل و پس از انتخاب هیئت رئیسه خود با رجوع به صورت مذاکرات و تصمیمات کمیسون‌هاى دوره قبل نسبت به زیاد بودن عرایض مردم و لزوم تسریع در جریان امور مخصوصاً رفع انتظار دادخواهان با همکارى آقاى عنقا رئیس اداره دبیرخانه که در این مورد سابقه ممتد و احاطه کامل دارند تصمیم‌های سریع اتخاذ شده علاوه بر انجام کارهاى عادى در ضمن 6 جلسه قریب 2190 عرض حال و شکایات مختلفه که قسمت بیشترى از بیکارى و نادارى است به وزارتخانه‌هاى مربوطه با امضاى نیابت ریاست ارجاع و جواب‌هاى رسیده به متظلمین ابلاغ گردیده است و نیز چند برگه اعلام جرم از دوره 15 موجود بوده که یکى از آنها اعلام جرم آقاى عبدالغدیر آزاد علیه جناب آقاى احمد قوام نخست وزیر اسبق بوده که کمیسیون گذشته گزارش آن را مشعر به غیر قابل تعقیب بودن موضوع تهیه کرده ولى مصادف با خاتمه آن دوره شده بود که چند روز قبل عین آن به عرض مجلس رسیده به علاوه اعلام جرم آقاى دکتر بقایى علیه جناب آقاى ساعد نخست وزیر سابق (در دوره 15) و اعلام جرم آقاى آزاد علیه جناب آقاى گلشائیان وزیر سابق دارایى (در دوره 15) و همچنین اعلام جرم آقاى اسلامى در این دوره علیه جناب آقاى ساعد چون مدارک و اسناد مربوطه به اتهام را ضمیمه نداشت و انجام وظیفه کمیسیون عرایض موقوف به مطالعه مدارک بوده لذا به مقام محترم ریاست مجلس کتباً از طرف کمیسیون یاد‌آورى شده است که مطابق ماده سوم قانون محاکمه وزرا (که مقررات اعلام جرم را به انضمام اسناد و مدراک به کمیسیون عرایض بفرستند) دستور فرمایند فعلاً نسبت به اعلام جرم‌هاى مذکوره و سپس اگر اعلام جرمى بشود طبق مدلول ماده سوم قانون مزبور اعلام جرم را با مدارک و اسناد به کمیسیون بفرستند که در ظرف 15 روز ضرب‌العجل قانونى رسیدگى و تقدیم گزارش مقدور باشد و به تعویق نیفتد مخبر کمیسیون عرایض ابوالفضل حاذقى‏

آزاد- بنده مختصر عرضى داشتم‏

7-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

نایب رئیس- راجع به گزارش بحث نمی‌توان کرد با موافقت آقایان جلسه را ختم مى‌کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه ساعت هشت و نیم صبح دستور بقیه لایحه فروش خالصه‌جات. بیست دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم شد.

نایب رئیس مجلس شورای ملى- جواد گنجه

+++

یادداشت ها
Parameter:294545!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)