کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 25 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 19 امرداد‌ ماه 1331  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- معرفی آقای دکتر ملک اسمعیلی به معاونت وزارت دادگستری به وسیله آقای وزیر دادگستری

3- بیانات آقای دکتر سنجابی راجع به جریان محاکمه و رأی دیوان دادگستری بین‌المللی در مورد دعوی بی‌اساس دولت انگلستان.

4- سؤال آقای قنات‌آبادی راجع به تعقیب مسببین واقعه 30 تیر‌‌ماه 1331

5- طرح لایحه تقاضای یک ماه تمدید حکومت نظامی در تهران

6- ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17

 

 

جلسه: 25

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 19 امرداد‌ ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- معرفی آقای دکتر ملک اسمعیلی به معاونت وزارت دادگستری به وسیله آقای وزیر دادگستری

3- بیانات آقای دکتر سنجابی راجع به جریان محاکمه و رأی دیوان دادگستری بین‌المللی در مورد دعوی بی‌اساس دولت انگلستان.

4- سؤال آقای قنات‌آبادی راجع به تعقیب مسببین واقعه 30 تیر‌‌ماه 1331

5- طرح لایحه تقاضای یک ماه تمدید حکومت نظامی در تهران

6- ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس یک ساعت و بیست دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى مهندس احمد رضوى (نایب رئیس) تشکیل شد.

1- تصویب صورت مجلس‏

نایب رئیس - جلسه رسمى است.

غائبین جلسه قبل قرائت مى‌شود (به شرح ذیل به وسیله آقاى ناظر‌زاده قرائت شد)

غائبین با‌ اجازه آقایان: دکتر حسین فاطمى - محمود جلیلى - امامى‌اهرى - اورنگ - زهرى - راشد.

غائبین بى‌اجازه آقایان: دکتر طاهرى - تولیت - میر‌اشرافى - دکتر امامى - فتحعلى افشار.

نایب رئیس - نسبت به صورت مجلس جلسه قبل نظرى هست؟ آقاى وکیل‌پور.

وکیل‌پور - در صورت جلسه گذشته نسبت به عرایض بنده یک اشتباهاتى شده که تصحیح می‌کنم می‌دهم به اداره تند‌نویسى. دیگر این که می‌خواستم حضور ریاست محترم عرض کنم رادیو نطق آنهایى را که یادداشت می‌کرده‌اندکامل نمى‌گوید و حتى رئوس مطالب را هم نمى‌گویند از مخبرین جراید تقاضا دارم که توجه بفرمایند که اصول مطالب منتشر شود یا اصلاً منتشر نشود که تحریف بشود.

نایب رئیس - آقاى خلخالى راجع به صورت جلسه فرمایشى دارید؟

خلخالى - بله در عرایض بنده هم یک اشتباهاتى شده بود که قبلاً به تندنویسى دادم و می‌خواستم عرض کنم که نطق بنده را سانسور کردند و در روزنامه‌ها و رادیو منتشر نشد و تصور می‌کنم مطالبى که عرض کردم در صحت‌اش تردیدى نباشد و در ضمن تلگرافاتى هم هست مبنى بر پشتیبانى از دولت آقاى دکتر مصدق که تقدیم می‌کنم بعداً تلگرافاتى که مى‌رسد بدون تذکر تقدیم می‌کنم.

نایب رئیس - روزنامه‌ها وظیفه‌شان این است که نطق نمایندگان را بدون تبعیض و تحریف درج کنند کلمه سانسور را هم که فرمودید باید جنابعالى توجه بفرمایید که در مملکت ما به هیچ وجه سانسور وجود ندارد (صحیح است) در صورت جلسه نظرى نیست (گفته شد - خیر) صورت جلسه قبل تصویب شد. آقاى دکتر سنجابى بفرمایید.

شمس قنات‌آبادى - نطق قبل از دستور چه شد؟

نایب رئیس - اگر آقایان اجازه بفرمایند آقاى دکتر سنجابى اجازه صحبت طولانى خواسته‌اند خواهش مى‌کنم به آقاى دکتر سنجابى اجازه بدهید که قبلاً استفاده کنند.

امامى‌اهرى - اجازه بفرمایید آقاى وزیر دادگسترى معاون‌شان را معرفى بفرمایند.

2- معرفى آقاى دکتر ملک اسمعیلى به معاونت وزارت دادگسترى به وسیله آقاى وزیر دادگسترى‏

نایب رئیس - آقاى وزیر دادگسترى‏

وزیر دادگسترى (آقاى لطفى) - آقاى دکتر ملک‌الله عزیز اسمعیلى را که داراى سوابق متعددى در دادگسترى می‌باشند و دکتر در علم حقوق هستند به سمت معاونت وزارت دادگسترى معرفى می‌کنم (نمایندگان - مبارک است)

3- بیانات آقاى دکتر سنجابى راجع به جریان محاکمه و رأى دیوان دادگسترى بین‌المللى در مورد دعوى بى‌اساس دولت انگلستان‏

نایب رئیس - آقاى دکتر سنجابى‏

دکتر سنجابى - آقایان نمایندگان محترم براى بنده کمال افتخار و خرسندى حاصل است که براى اولین دفعه‌اى که از این تریبون به عنوان نماینده مجلس شوراى ملى استفاده می‌کنم در مورد عرض گزارش راجع به خدمت و مأموریتى است که سهمى از افتخار آن نصیب بنده شده است و مزایا و فواید آن براى ملت ایران بر عموم آقایان نمایندگان محترم معلوم است به خوبى آقایان توجه دارند دعوایى که به نام دعواى نفت جنوب به تقاضاى دولت انگلیس و به طرفیت دولت ایران در دیوان بین‌المللى دادگسترى لاهه مطرح بود یکى از بزرگ‌ترین دعاوى، یکى از بزرگ‌ترین و مهمترین مسائل بین‌المللى روز بود شاید بدون اغراق باشد که عرض کنم که در تاریخ تشکیل دیوان بین‌المللى چه دیوان دائمى دادگسترى سابق و چه دیوان دادگسترى فعلى تاکنون دعوایى به این اهمیت و این اعتبار مطرح نشده است بنابراین می‌شود این را بزرگ‌ترین دعوایى دانست که در تاریخ این دادگاه در آن مطرح شده است و هم از لحاظ اقتصادى هم از لحاظ سیاسى و هم از لحاظ حقوقى این دعوى مهم‌ترین دعوایى بوده است که تاکنون مطرح شده از لحاظ اقتصادى و مالى

+++

کافى است عرض کنم که مدعى به این دعوى چند صد میلیون دلار بوده است از لحاظ اقتصادى لااقل بر طبق میزانى که در سنوات اخیر بر حسب صورتى که شرکت سابق نفت ابراز می‌کرد در سال در حدود 35 میلیون تن نفت استخراج و صادر می‌شد به وسیله این ماده حیاتى صنعتى کارخانه‌هاى عظیم صنعتى کشتى‌هاى بزرگ کارخانجات مختلف بزرگ در حرکت و گردش بوده همین امر میزان اعتبار و اهمیت اقتصادى و مالى این دعوى را نشان می‌دهد از لحاظ سیاسى آقایان توجه دارند که در پشت سر شرکت نفت جنوب دولت انگلیس قرار داشت (کهبد - شرکت سابق بفرمایید) و این شرکت به قول آقا شرکت سابق که الان از لحاظ دولت و ملت ایران شرکت معدوم و مفقودى است (صحیح است) در حقیقت یک شرکت استعمارى بود می‌شود از جهاتى آن را تشبیه کرد به شرکت هند شرقى که سالیان ممتد بر هندوستان حکومت داشت و مقدمه آن اوضاع و احوالى که می‌دانید در هندوستان شد شرکت نفت جنوب سابق با شرکت‌هاى دیگرى ارتباط داشت و در همین حدود خاورمیانه به طوری که آقایان می‌دانند امتیازات نفت دیگرى وجود دارد که دولت‌هاى بزرگ همه به این مسائل مربوط و مرتبط هستند بنابراین نه تنها انگلستان خودش را در پشت سر شرکت سابق ذى‌نفع در این موضوع می‌دانست بلکه به طور غیر مستقیم بعضى دیگر از دولت‌ها در حوالى حوزه شرکت سابق داراى امتیازات و منافعى بودند خود را ذى‌نفع می‌دانستند و در ظاهر یا در باطن و پس پرده با شرکت سابق و حامى آن شرکت همراهى و کمک می‌کردند و این موضوع یک صورت بین‌المللى بزرگى به این امر و این دعوى داده بود و قضیه به این صورت در آمده بود از یک طرف یک وضعیت استعمارى یا شبه استعمارى در این حوزه موجود بوده که دولت‌هایى که در آن ذى‌نفع بودند مى‌خواستند بای نحو کان این وضعیت را حفظ کنند و از طرف دیگر یک نهضت بزرگ ملى در یکى از این کشورها یعنى کشور عزیز ارجمند ما برپا شده بود که طبق منشور ملل متحد و اصول حقوق بین‌المللى که مورد تصدیق و قبول همه دولت‌ها است و اغلب دولت‌ها در مغرب و مشرق دنیا استفاده کرده بودند این منبع بزرگ ملى خود را که نفت است ملى کرده بود این موضوع مطرح بود که آیا یک دولت و ملت واقعاً و حقیقتاً آن طورى که منشور ملل متحد بیان کرده و آن طورى که حقوق بین‌المللى بر آن مبتنى است می‌تواند از این حقوق و اختیارات خودش استفاده کند یا به یک وسایلى دولت‌هاى بزرگ می‌توانند از حق ملل از حق توسعه و استقلال و آزادى ملل جلوگیرى کنند به این کیفیت این امر یک صورت سیاسى - بین‌المللى بزرگى داده بود که دولت‌هاى ذى‌نفع و سایر دولت و ملت‌هاى تشنه آزادى در غرب و شرق دنیا متوجه آن شده بودند می‌خواهم عرض کنم که اهمیت و اعتبار فوق‌العاده اى که این موضوع پیدا کرده بود بیشتر از نظر سیاسى بود از لحاظ حقوقى مطلب بسیار بسیار روشن بود زیرا چه از لحاظ صلاحیت و چه از لحاظ ماهیت در واقع و حقیقت امر هیچ نوع اشکالى موجود نبود از لحاظ صلاحیت بر طبق اصول به طورى که بعداً عرض خواهم کرد مطلب خیلى روشن بود که دیوان بین‌المللى صلاحیت رسیدگى به این امر را ندارد از لحاظ ماهیت هم به همان اندازه واضح و روشن بود و هست که دولت و ملت ایران مثل هر دولت مستقلى این حق را دارد که یکى از منابع مواد اولیه خود را صنایع خودش را ملى بکند و به وسیله یک اداره دولتى در دست بگیرد دولت ایران در این کار هیچ امر خلاف قاعده حقوق بین‌المللى انجام نداده و از لحاظ ماهیت هم کوچک‌ترین ایرادى به دولت و ملت ایران نمى‌شود وارد کرد بلکه همان طور که دولت‌هاى دیگر به صورت‌هاى مکرر در سنوات اخیراً از این حق خودشان استفاده کرده‌اند و صنایع مهم و معادن مهم را ملى کرده‌اند ملت ایران هم نفت خود را ملى کرده. به همان ترتیب عمل کرده و راه رسیدگى به دعاوى و غرامات حقه‌اى که شرکت سابق می‌توانست داشته باشد به طور عادلانه و صحیح پیش‌بینى کرده بنابراین امرى مخالف قانون صورت نگرفته ضبط اموال و مصادره نشده و پیش‌بینى غرامات هم به طور عادلانه شده بود چیزى که موجب گفتگو بود و چیزى که براى ما ایجاد نگرانى می‌کرد از لحاظ حقوقى امر نبود بلکه از لحاظ سیاسى امر بود و وحشت از این ارتباط سیاسى و حقوقى براى ما این نگرانى را ایجاد کرده بود و با قرارى که یک سال و نیم پیش از طرف دیوان بین‌المللى به تقاضاى دولت انگلیس راجع به اقدامات تأمینى صادر شده بود نگرانى ما بیشتر شده بود زیرا این طور تصور می‌کردیم که بیشتر لحاظ سیاسى موجب شده است که دیوان دادگسترى بین‌المللى بدون این که رسیدگى به موضوع صلاحیت بکند و از این موضوع فارغ شود با نهایت سرعت و عجله قرارى به آن شدت صادر کرده‏ است این خاطره و سابقه‌اى که قرار سال گذشته براى ما ایجاد کرده بود موجب نگرانى دولت و ملت ایران شده بود و شاید در خارج از ایران هم کمتر کسى می‌توانست تصور کند که در این امر مهم که چندین دولت بزرگ خود را مستقیم یا غیر مستقیم ذى‌نفع می‌دانند و با آن سابقه‌اى که در سال گذشته فراهم شده بود یک احقاق حق عادلانه‌اى بشود به خصوص مردمى که وارد مسائل حقوقى دقیق نبودند و یک اعلامیه‌اى به صورت کلى و عام از طرف دولت ایران راجع به شناسایى صلاحیت دیوان بین‌المللى مى‌دیدند و صورت یک امتیازنامه را هم مشاهده مى‌کردند فکر مى‌کردند دیگر راهى باقى نیست حتماً دادگاه در این موضوع قرار صلاحیت صادر خواهد کرد با کمال نگرانى هیئت اعزامى ایران حرکت کرد و براى انجام خدمت و مأموریت عازم لاهه شد موقعى که ما حرکت می‌کردیم بسیارى از دوستان و رفقا و شاید عده‌اى هم از مخالفین بودند که یا به صورت دوستانه یا به صورت دیگرى به ما ملامت و سرزنش می‌کردند که چرا به این عمل بى‌حاصل اقدام می‌کنید در صورتى که نتیجه آن معلوم است و چرا شخصاً یا جمعاً حرکت می‌کنید نتیجه آن غیر از این کسر حیثیت شخصى هم شده باشد چیزى نخواهد بود ولى ما یک کارى به اتکای حقانیت و عدالت و به اتکای افکار عمومى ملت ایران شروع کرده بودیم و اطمینان کامل به حق و حقانیت ملت ایران داشتیم و براى ما یک تکلیف عینى و شخصى بود از این راه نمى‌توانستیم برگردیم بایستى فریاد مظلومیت و حقانیت ملت ایران را در این مرجع قضایى بین‌المللى نه تنها به گوش قضات بین‌المللى بلکه از این راه به گوش تمام عالمیان برسانیم و از این وظیفه خود غفلت نکنیم و کارى که شروع شده بود به دست دیگران که شاید آن اندازه مورد اعتماد ملت ایران نیستند نسپاریم به این جهت ما مؤید به خدا و متوکل به حق و حقیقت بدون تردید عازم لاهه شدیم و هر نتیجه‌اى که پیش مى‌آمد در مقابل وجدان و در مقابل خداوند سربلند بودیم که یک کارى را با ایمان و با تمام وسایلى که ممکن باشد شروع کرده‌ایم البته آقایان وضعیت بسیار مشکل و خطرناک بود ولى عوامل بسیار باعث شد که دولت و ملت ایران این فتح و پیروزى بزرگ نصیبش بشود عواملى که به نظر بنده باعث این پیروزى بزرگ ملت ایران شده در درجه اول توجهات الهى است (صحیح است)

ما در این مدت مکرر احساس کردیم که گاهى توجه و عنایات الهى بیش از آن اندازه‌اى است که ما وسایل تهیه کردیم (صحیح است) در عین این که موجبات نا امیدى براى ما فراهم بود در عین این که احساس می‌کردیم که مملکت دچار محظورات بزرگى شود در عین حال یک ترتیبى دیدیم که عنایت خدا شامل حال ملت شده و موجب رهایى و نجاتش شده در این موضوع هم عنایت الهى شامل حال ما بود و وسائل را مثل این که به خودى خود توجهات الهى فراهم مى‌کرد یکى از جهاتى که من این را عنایت الهى می‌دانم قبول جناب آقاى دکتر مصدق بود براى عزیمت به لاهه و شرکت کردن خودشان و دفاع ایشان بود شخصاً از این امر زیرا اگر واقعاً آن طورى که تصور می‌شد به یک شکستى مواجه می‌شدند یا به جهات دیگرى نمى‌توانستند در این امر شرکت کنند شاید موجبات و وسایل دفاع آن طورى که در آنجا براى ما فراهم شد فراهم نمی‌شد اول توجه خدا بود و عامل دوم و عامل اصلى حقانیت ملت ایران بود که بر طبق اصول قانونى و حقوقى کوچک‌ترین ایرادى به آن نمی‌شد گرفت و قاضى می‌باید بیش از اندازه بى‌انصاف و دور از انصاف و عدالت باشد و قوانین و قواعد بین‌المللى و اساسنامه خودشان و منشور بین‌المللى را پایمال کنند که یک قرار و حکمى بر علیه ملت ایران صادر کند مطلبى که باید در اینجا در حضور نمایندگان عرض کنم دقت و پاکى و عدالت‌طلبى قضات دیوان دادگسترى است ما از این دادگاه وحشت داشتیم و ما وقتى با آنها مواج شدیم مخصوصاً بنده که سمت قاضى اختصاصى ایران را داشتم و در تمام جلسات خصوصى قضات شرکت می‌کردم دیدم که غالب قضات دیوان دادگسترى از عالی‌ترین و مشخص‌ترین و برجسته‌ترین مردمان روى زمین مردمان بسیار عادل و با انصاف و مهربان و رئوف واقعاً متوجه وظیفه قضایى خودشان هستند و با نهایت عدالت می‌خواهند حکم صادر کنند و مسائل سیاسى و جهات دیگر را در امرى که جنبه حقوقى دارد وارد نمى‌کنند عدالت‌خواهى این قضات مسلماً عامل مهمى بود و در پیروزى ما تأثیر بزرگى داشت (کریمى - البته آنهایى که رأى دادند) بله اکثریت قضات.

به طوری که حضور آقایان عرض شده است ما سعادتمند بودیم که یک وکیل مدافع بسیار علاقه‌مند و بسیار مبرز پیدا کردیم که واقعاً با نهایت علاقه با نهایت وجدان مثل یک امرى که نه تنها وظیفه وکالتى او بود بلکه از روى علاقه و وجدان در این کار اقدام کرد و تمام دفاع را از اول تا آخر با نهایت صمیمیت انجام داد و به طوری که آقایان اطلاع دارند براى ما کمک بسیار مؤثرى بود (مهندس حسیبى - آقاى نواب را هم بفرمایید) و همچنین هیئت اعزامى ایران وظیفه خودشان را با نهایت دقت انجام داده و بنده وظیفه خود می‌دانم که از آقاى نواب که الان وزیر امور خارجه هستند اداى تشکر کنم زیرا ایشان در آنجا واقعاً نهایت درجه مراقبت و دقت را داشتند و هم وسائل را فراهم کرده بودند مخصوصاً مذاکرات ما را با پروفسور رولن و تهیه مقدمات را ایشان فراهم کرده بودند (دکتر معظمى - قاضى اختصاصى را هم بفرمایید) باید عرض کنم بنده بسیار سعادتمند هستم که در تمام این مراحل سهمى از این افتخار هم نصیب بنده شده است و ادعایى بیش از این ندارم دیگر چیزى که باید عرض کنم موجب پیشرفت ما بود اشتباهاتى بود که به عقیده بنده خود انگلیس‌ها کردند یک اشتباه این بود که در موقع ورود جناب آقا

+++

 دکتر مصدق و هیئت اعزامى ایران با نهایت بى‌سیاستى در روزنامه‌هاى خودشان شهرت دادند که آقاى دکتر مصدق مقدار زیادى قالى‌هاى نفیس ایرانى با خودشان آورده‌اند که به قضات دیوان دادگسترى بدهند این امر که کذب محض بود تأثیر نامطلوبى بر دیوان بین‌المللى کرد و واقعاً قضات را آشفته و متحیر کرد و بعد تبلیغاتى بود که در اطراف آقاى دکتر مصدق می‌شد و مى‌گفتند ایشان آمده‌اند که مقام دیوان دادگسترى را به یک صحنه سیاسى مبدل کنند و در آنجا از مسائلى صحبت کنند که مربوط به مسائل حقوقى نیست و قضات دادگسترى دیدند که این تبلیغات چقدر بى‌اساس است و جناب آقاى دکتر مصدق با کمال متانت فقط راجع به مسائلى که مربوط به دیوان بود صحبت کردند و به هیچ وجه خارج از موضوع نشدند و همین امر موجب احترام ایشان شد.

همچنین وجود آقاى دکتر مصدق در آنجا و شرکت خود ایشان در این دعوى یکى از عوامل اساسى پیشرفت ما بود دیگر این که باید عرض کنم وکلاى مدافع دولت انگلستان با این که تمام دقت و مراقبت را داشتند و مثلاً بیش از ده هزار کلمه براى تفسیر یک کلمه صحبت کردند معذلک در طرز بیان و صحبت‌شان خودخواهى بود که این هم شاید موجب تأثیر سوء در قضات می‌شد همه این عوامل براى پیشرفت دعوى ما دست به هم داد و خوشبختانه به نتیجه‌اى که آقایان استحضار پیدا کردند رسید اکنون براى این که آقایان قدرى از جریان این دعوى اطلاع داشته باشند لازم می‌دانم مختصرى از دعوى و جریان آن به عرض برسانم آقایان می‌دانند که ادعاى دولت انگلیس این بود که دولت ایران نقض حقوق بین‌المللى را نموده است و بر‌خلاف عهدنامه‌ها و قراردادها رفتار کرده بر خلاف قرارداد امتیازى که دولت انگلیس می‌خواست به آن صورت بین‌المللى بدهد عمل کرده و اموال یک شرکت را غصب و مصادره کرده و از احقاق حق سرپیچى کرده و حاضر به دادن غرامت نشده و از این لحاظ از دیوان لاهه می‌خواست که ایران را محکوم بکند که اولاً اموال شرکت را به شرکت برگرداند و شرکت را آزاد در انجام عملیاتش بر طبق آن قرارداد امتیاز بکند و خسارات و غرامات وارده را به او تسلیم نماید دولت ایران در مقابل این ادعا دو اظهار داشت اولاً راجع به ماهیت به اختصار می‌گفت که دولت ایران از حق خودش استفاده کرده از حقى که حقوق بین‌المللى به هر دولت و ملت مستقلى راجع به ملى کردن صنایع و منابع خودش داده استفاده کرده بر خلاف حقوق بین‌المللى رفتار نکرده و نقض حقوق بین‌المللى نکرده و از پرداخت غرامات عادلانه هم امتناعى ندارد و به علاوه مخصوصاً از لحاظ صلاحیت و به عنوان رد صلاحیت رسیدگى به ماهیت دولت ایران‏‌ اظهار می‌داشت که دیوان دادگسترى صلاحیت رسیدگى به این موضوع را ندارد به طوری که آقایان اطلاع دارند صلاحیت دیوان دادگسترى حدودى است که دولت‌ها به موجب اعلامیه‌هایى که صادر کرده‌اند آن را شناخته‌اند دولت ایران به موجب اعلامیه مخصوصى که به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است صلاحیت دیوان را شناخته است و دولت انگلستان هم به موجب اعلامیه دیگرى این صلاحیت را شناخته است و حدود صلاحیت دیوان براى رسیدگى به دعاوى بین انگلیس و ایران در حدودى است که به موجب این دو اعلامیه معین شده دولت ایران اظهار می‌کرد که طبق این اعلامیه‌ها دادگاه صلاحیت رسیدگى به این امر را ندارد و به علاوه متوسل به ماده دوم بند هفتم از منشور ملل متحد می‌شد که به موجب آن اعلام شده بود که مقررات منشور ملل متحد اجازه نمی‌دهد که سازمان ملل متحد به هیچ وجه دخالت در امرى کند مخالف اساس حاکمیت و راجع به امورى باشد که در صلاحیت اساسى ملل است به این استناد دولت ایران صلاحیت دادگاه را رد می‌کرد.

دولت انگلستان در رد این ادعا یک ادعاى بسیار مفصل در لوایحى که بیش از 150 صفحه 200 صفحه بود در 2 جلد به دادگاه تقدیم کرد و در آنجا با دلایلى ذکر کرده بود دادگاه را صالح می‌دانست اولاً بیش از 13 قرارداد اظهار کرده بود که به این قرارداد‌ها استناد می‌کرد که از آن جمله قرارداد 1857 و قرارداد 1903 و مکاتباتى بود که در سال 1928 بین دولت ایران و انگلیس انجام شده بود به علاوه قرارداد امتیاز 1933 و 9 قرارداد دیگر که دولت ایران با دولت‌هاى دیگر منعقد کرده بود و دولت انگلیس بر طبق شرط دولت کامله الوداد می‌خواست از آن قراردادها هم استفاده کند در مقابل این لایحه دولت ایران در لایحه خود و در ضمن مذاکراتى که در جلسه دادگاه شد دلایلى در رد دلایل انگلستان اظهار کرد از آن جمله ادعاى دولت ایران بود که بر طبق اعلامیه دولت ایران صلاحیت دادگاه راجع به قراردادهایى است که بعد از  1932 است که دولت ایران صلاحیت دادگاه را شناخته است یعنى صلاحیت دادگاه راجع به قراردادهایى است که بعد از  1932 به تصویب رسیده است و قراردادهاى قبل از 1932 در صلاحیت دادگاه نیست بنابراین قرارداد 1903 و قرارداد 1875 و مکاتبات 1928 و همچنین قراردادهایى که با دولت‌هاى ثالث قبل از 1932 منعقد شده نمی‌تواند مورد استناد دادگاه قرار بگیرد در موضوع صلاحیت اختلاف نظر فوق‌العاده‌اى بین دولت انگلستان و دولت ایران بر سر یک کلمه موجود بود که آن کلمه را به فرانسه پستریور Posterier می‌گویندکه در قانون ایران کلمه (بعد از) ترجمه شده است در آنجا دولت انگلستان ادعا می‌کرد که این کلمه بعد از که در قانون فرانسه پستریور نوشته شده به اوضاع و احوالى که بعد از  1932 ناشى شده. بر عکس دولت ایران مدعى بود که این کلمه بعد براى محدود کردن زمان قراردادها و عهدنامه‌هاست در اعلامیه ایران این طور انشاء شده است صلاحیت دادگاه بین‌المللى محدود است به اختلافات ناشى از احوال یا اعمال که مستقیماً یا غیر مستقیم مربوط باشد به اجراى قراردادها و عهدنامه‌هایى که دولت ایران بعد از تصویب این اعلامیه قبول کرده است بنابراین معنى فارسى این روشن است ولى در معنى فرانسه آن ممکن بود یک ابهامى باشد ما در اینجا متوجه شدیم که متن فارسى اعلامیه ما به هیچ وجه تردیدى ندارد این بود که یک جلد از کتاب قوانین ایران را همراه بردیم و به وسیله یک مترجم رسمى دادگاه سن دادگاه ابتدایى پاریس ترجمه رسمى کردیم و در ضمن محاکمه به وسیله وکیل دعاوى ایران تقدیم شد که در آنجا این کلمه را آن مترجم به کلمه آپره Apres ترجمه کرده بود که قید زمان است و باید به زمان برگردد نه به کلمه پستریور که یک صفت باشد و به یک اسمى برگردد و اگر صفت هم باشد مطابق قواعد گرامر باید به اسمى برگردد که بلافاصله به آن چسبیده باشد نه به کلماتى که در چند جمله پیش هست خلاصه روى این کلمه Posterieur پستریور یا بعد نماینده انگلیس در بیان اولیه (قبل از جواب ایران) بیش ازده هزار کلمه قریب سى صفحه صحبت کرد و می‌خواست ثابت کند که این کلمه به کلمه اوضاع و احوال بر‌می‌گردد از آن جمله استناد به اعلامیه‌هاى دولت‌هاى دیگر می‌کرد و اظهار می‌داشت که دولت ایران این اعلامیه خود را تقلید از اعلامیه دولت بلژیک و دولت‌هاى دیگر کرده است که در آنها کلمه پستریور به اوضاع و احوال بر‌مى‌گردد و در اعلامیه دولت ایران هم به همین دلیل به اوضاع و احوال بر‌مى‌گردد و در مقابل این بیانات آن قانون ایران که در آنجا ترجمه شد و داده شد البته یک دلیل قطعى فوق‌العاده بود.

به علاوه دولت ایران یک دلیل قاطع دیگرى اظهار کرد که علت این که صلاحیت دیوان را محدود به قرارداد 1932 به بعد کرده است این بود که در آن تاریخ هنوز وضع قراردادهاى کاپیتولاسیون ایران با دولت‌هاى دیگر کاملاً روشن نشده بود دولت ایران مدت‌هاى مدید در تحت شرایط یک قراردادهایى که صورت کاپیتولاسیون را داشت بوده و دولت ایران به موجب این شرط خواسته است تأثیر این قراردادها را از بین ببرد و صلاحیت دادگاه را راجع به آنها نفى بکند این استدلال هم موردتوجه دادگاه قرار گرفت به طوری که اگر آقایان یک وقتى مراجعه به حکم کنید ملاحظه می‌کنید که مورد توجه دادگاه قرار گرفته است بنابراین تمام قراردادهایى که قبل از 1932 بود و دولت انگلستان به آنها استناد می‌کرد و مورد بحث و اعتبار نشد بعد دولت انگلستان توسل به قرارداد امتیاز 1933 کرده بود و می‌گفت این قرارداد دو جنبه دارد یعنى ذوجنبتین است از یک طرف یک قرارداد و امتیاز است که دولت ایران به یک شرکتى داده و از طرف دیگر چون در شوراى جامعه ملل سابق مطرح شده و یک اختلاف و یک دعوایى بین دولت ایران و دولت انگلستان در 1932 و 1933 ایجاد شده بوده در نتیجه میانجی‌گرى جامعه ملل این قرارداد امتیاز دوم داده شده و یک صورت بین‌المللى و یک صورت بین دو دولت پیدا کرده و بنابراین مثل این است که دولت ایران یک تعهدى در مقابل جامعه ملل به‏ گردن گرفته باشد که مواد این قرارداد امتیازى که با شرکت سابق بسته رعایت بکند دادگاه با توضیحاتى که دولت ایران و وکیل مدافع ایران داد که از آن جمله باید عرض کنم خود رئیس دادگاه که در این مورد ریاست نمی‌کرد یعنى قاضى انگلستان سر آرنولد ماک‌نر خود او هم از اشخاصى بود که با دلایل بسیار موجهى اظهار داشته که به هیچ وجه این تشریفاتى که در جامعه ملل سابق انجام شده به یک موضوعى که یک قرارداد بین یک دولت و یک شرکت خصوصى بوده است و جزو قراردادهاى داخلى است صورت بین‌المللى و قرارداد بین دو دولت نداده و این قرارداد یک قرارداد حقوق خصوصى است و دولت انگلستان نمی‌تواند بر طبق مقررات منشور و مقررات ماده 36 اساسنامه که راجع به مقررات بین دو دولت است استناد بکند و به این جهت موضوع صلاحیتى براى دادگاه بین‌المللى نیست. بنابراین قرارداد هم از دستور رسیدگى دادگاه خارج شد دیگر از قراردادهایى که دولت انگلستان استناد کرده بود قراردادهایى بود که بعد از  1923 دولت ایران با دولت‌هاى ثالث منعقد کرده بود که از آن جمله دانمارک و سویس و ترکیه بود دولت انگلیس مدعى بود که چون از شرط دولت کامله الوداد استفاده می‌کند بنابراین هر امتیازى که دولت ایران به یک دولت ثالثى داده باید از آن امتیاز بهره‌مند شود و بر طبق این قراردادهایى که با دولت‌هاى دیگر منعقد کرده دولت ایران متعهد شده است در مقابل آن دولت‌ها که با اتباع آنها و با اموال آنها مطابق مقررات حقوق بین‌الملل رفتار بکند و چون دولت ایران در این مورد بر‌خلاف حقوق بین‌الملل رفتار کرده بنابراین باید دادگاه قرار صلاحیت صادر کند.حالا اگر دادگاه این ادعاى انگلستان را می‌شناخت قرار صلاحیت صادر می‌کرد و ما اگر در ماهیت ذیحق بودیم یا نبودیم امر دیگرى بود ولى این استدلال دولت انگلیس هم مورد موافقت دادگاه واقع نشد زیرا دادگاه چنین جواب داده است که استفاده از شرط دولت کامله‌الوداد بر طبق قراردادهاى 1857

+++

 و 1903 است و این قراردادهاست که به دولت انگلیس شرط کامله‌الوداد را داده است و آن قراردادها به منزله اصلند و این قراردادهاى دیگرى که دولت ایران با دولت‌هاى دیگر منعقد کرده به منزله فرعند و تا اصل نباشد از فرع نمی‌شود استفاده کرد و چون به قراردادهاى قبل از 1932 به علت اعلامیه دولت ایران نمی‌توان استناد کرد استناد به قراردادهاى با دولت ثالث هم نمى‌شود کرد. بنابراین تمام سیزده یا چهارده قراردادى که دولت انگلیس به آن استناد کرده بود بنا به دلایلى که عرض شد دادگاه همه اینها را وارد ندانست و چون دولت انگلیس دلیل دیگرى هم براى اثبات نظر خودش اظهار نکرده بود دادگاه به این ترتیب به این نتیجه رسید که صلاحیت رسیدگى براى این امر را ندارد محاکمه بین دولت ایران و دولت انگلیس به طوری که آقایان استحضار دارند در هفت هشت جلسه دادگاه قریب به دو هفته طول کشید و بعد از این که این محاکمه تمام شد روزی که آقاى دکتر مصدق و هیئت نمایندگى ایران حرکت کردند روز بعد جلسه مشورت دادگاه تشکیل شد و در آنجا طرز کار و روش کار دادگاه و مباحثه و بحث در اطراف موضوع معین شد و در یک هفته تکلیف این کار معلوم شد یعنى تکلیف ایران معین شد در آنجا. قرار این است که هر یک از قضات جداگانه نظریه خودشان را بحث می‌کنند و بحث هر قاضى گاهى یک ساعت یا دو ساعت طول می‌کشد و در آنجا به طور مفصل نظریات خودشان را راجع به تمام این دعوى بیان می‌کنند و تقریباً طى شش هفت جلسه قضات دادگاه تمام اعلام ‌نظر کردند به طوری که روزی که آقاى دکتر مصدق حرکت کردند روز دوشنبه بود روز دوشنبه بعد هر 14 قاضى نظر خود را اظهار کرده بودند یعنى در دوشنبه دیگر بنده تنها شخص ایرانى بودم که از نظر دادگاه اطلاع داشتم ولى بنابر تعهدى که در مقابل دادگاه داشتم نمى‌توانستم به هیچ وجه در این باب اطلاعى به خارج بدهم ولى تمام قضات اظهار‌نظر کرده بودند و به طور حتم 8 رأى از 14 رأى به نفع ادعاى دولت ایران بود. بعد از آن که بحث شفاهى تمام شد از روز سه‌شنبه بعد قرار شد بر طبق تشریفات معمول دادگاه آقایان قضات نظریه خودشان را کتباً به رئیس دادگاه بدهند و این امر در ظرف دو سه روز انجام شد و بعد از آن رئیس دادگاه یک پرسش‌نامه‌اى تهیه کرد که باید قضات دادگاه به آن پرسش‌نامه به طور مثبت یا منفى جواب بدهند مثلاً به طور مثال سؤال کرد که کلمه بعد مربوط است به کلمه عهدنامه‌ها و قراردادها و یا نه؟ باید جواب بدهند بلى یا نه یا مربوط است به کلمه اوضاع و احوال باید جواب بدهند بلى یا نه و چیزهاى دیگر. یک پرسش‌نامه‌اى قریب 20 یا 30 سؤال تهیه شده و قضات به ترتیب از تازه‌ترین و جوان‌ترین قاضى تا نفر چهاردهم که خود رئیس دادگاه بود شروع می‌کردند به جواب دادن و این جواب‌ها در اوراق چاپى که قبلاً تهیه شده و حاضر است در آنجا ثبت می‌شد و بعد از آن که به سؤالات جواب داده شد هیئتى معین شد به نام کمیته انشای رأى و رأیش را نوشت و رأى به صورت محرمانه به قضات اعلام می‌شد و یک وقت محدود یک روز و نصفى تعیین شدند که اصلاحاتى که به نظر آنها می‌رسد روى رأى بدهند و جلسه‌اى براى قرائت اول رأى معین گردید و این قرائت اول رأى سه روز بیشتر طول کشید زیرا قضات فوق‌العاده علاقه‌مندند که استدلال آنها محکم و متین باشد زیرا که استدلال آنها نه تنها از لحاظ دعوایى که در آنجا مطرح است مورد توجه است بلکه از لحاظ سابقه عمل و ایجاد رویه قضایى مورد توجه و عمل سایر دولت‌ها و سایر دعاوى هست که بعداً مطرح می‌شود این است که دقت فوق‌العاده می‌کنند قرائت اول تمام شد و با اصلاحاتى که در ضمن جلسه به عمل آمده بود دوباره به کمیته انشای رأى رفت و کمیته انشای رأى رأى را مجدداً نوشت و براى قرائت دوم فرستاد در ضمن قرائت دوم رأى بود که خبر تغییر کابینه و استعفاى آقاى دکتر مصدق رسید البته بنده باید خدمت آقایان عرض کنم وحشت و نگرانى فوق‌العاده عظیمى براى بنده حاصل شد زیرا که یک زحمت فوق‌العاده‌اى کشیده شده بود و رأى حاضر بود و قرائت اولش تمام شده بود و وقت قرائت دوم تعیین شده بود و بنده وحشت‏ داشتم که یک کاری که به این خوبى شروع شده به این مشکلى شروع شده و به این خوبى و عظمت دارد به پایان می‌رسد از بین برود آقایان نمایندگان ممکن است سؤال بفرمایند به چه ترتیب ممکن است از بین برود؟

ماده‌اى هست در آیین‌نامه دیوان بین‌المللى به نام ماده 68 که می‌گوید تا دقیقه‌ایى که اعلام رأى که فرانسه‌اش این است ژوسک اپرننسه دلارت Jusqu' Au-prononcer de L'arret- طرفین دعوى می‌توانند به دیوان بین‌المللى اعلام بکنند که از دعواى خودشان منصرف شده‌اند، خوب، حکمى بود. بین 14 قاضى مطرح شده و ده دوازده تا مترجم از آن اطلاع داشتند ماشین‌نویس‌ها از آن اطلاع داشتند ماشین‌نویس‌ها از آن اطلاع داشتند و بعد براى قرائت دوم در چاپخانه هم چاپ شده بود و یک چاپخانه هم از آن اطلاع داشت البته بنده نمى‌توانستم به کسى اطلاع بدهم و نداده بودم ولى از کجا می‌دانستم که طرف دعوى از نتیجه حکم مسبوق نیست و در نتیجه یک سازش و تبانى ممکن نباشد از صدور حکمى جلوگیرى بشود؟ باید به آقایان عرض کنم که واقعاً و حقیقتاً بنده دو شب تمام نخوابیدم و وحشت داشتم که مبادا یک مرتبه چنین دستورى برسد و نتیجه تمام زحمات از بین برود به خصوص که تصادفى که بنده باید صرفاً آن را حمل به تصادف کنم پیش آمد و موجب شد که یک روز حکم دادگاه عقب بیفتد و آن این بود که روزى که براى قرائت دوم معین شده بود یعنى روز جمعه که روز بعد از تعیین حکومت آقاى قوام بود ما به دادگاه رفتیم یکى از قضات مریض بود و نیامد و این روزى بود که بایست به مجموع حکم رأى بگیرند البته حاضر نبودن یک قاضى که هیچ سابقه‌اى نداشت ایجاد نگرانى کرد تمام قضات میل داشتند که همه حاضر باشند و از طرف دیگر یک قاضى دیگرى که او هم رأى مخالف به ما داد در همان جلسه اظهار کرد که چون یک قاضى غایب است و از طرف دیگر دو ساعت بیشتر نیست که این اوراق چاپ شده است و به ما رسیده و مجالى پیدا نکردیم ببینیم که در این چاپ دوم آن اصلاحاتى که در جلسه پیش شده بود به عمل آمده یا نه؟ بنابراین نمی‌توانیم در این باب وارد بشویم و خوب است که به وقت دیگر موکول بشود بنده در آن وقت که این پیشامدها پیدا شده بود مثل این بود که عالم خارج نگران هستند که این نتیجه بزرگى که براى ملت ایران فراهم است می‌خواهند از بین ببرند بالاخره یک جلسه عقب افتاد و به فردا موکول شد و فردا خوشبختانه این کار به پایان رسید و حکم دادگاه که به استحضار آقایان رسیده است به اکثریت 9 رأى در مقابل 5 رأى صادر شد و بعد چون یک روز جلسه به عقب افتاده بود و فردا هم یکشنبه و تعطیل بود و یکشنبه چاپ این اوراق تمام نمی‌شد جلسه به روز سه‌شنبه موکول شد و بنده تا روز سه‌شنبه این نگرانى و وحشت را هنوز داشتم ولى خوشبختانه اوضاع و احوال به آن صورت باقى نماند در روز دوشنبه غروب ما از رادیو تغییر اوضاع و احوال ایران را شنیدیم و بنده باید عرض کنم در این محضر مقدس مجلس که بنده هر روزکه به دادگاه می‌رفتم سرفراز و سربلند بودم و خودم را نماینده و قاضى یک ملتى می‌دانستم که در مقابل چنین ظلم سالیان ممتد و دراز قیام کرده و ادعاى این را دارد که حقوق ملى خودش را در دست گرفته در مقابل یک سیاست استعمارى ایستاده و در آن روزهایى که این اوضاع و احوال پیش آمده بود در خودم یک نوع شکستگى احساس می‌کردم و مثل این بود که وقتى در خیابان راه می‌روم خیابان به من نگاه می‌کند در و دیوار به من نگاه می‌کنند قاضی‌هاى دیوان بین‌المللى مطلقاً و اصلاً یک کلمه راجع به ایران نمی‌پرسیدند ولى مثل این که من احساس می‌کردم که در تحت تأثیر نگاه‌هاى آنها هستم و مثل این که به من نگاه می‌کنند و به من می‌گویند شما همان کسى هستید که دولت شما و ملت شما چنین ادعاهایى می‌کرد و بالاخره معلوم شد که شما هنوز در تحت یک وضعیت شبه‌استعمارى هستید و بالاخره تمام اینها ادعاى محض بود و باید به همان اوضاعى که سالیان دراز به آن دچار بودید باز هم دچار باشید و بنابراین بنده هم از جهت نتیجه حکم و هم از جهت سرشکستگى که این اوضاع فراهم کرده بود بسیار ناراحت بودم و سخت‌ترین ساعت‌ها و روزها بر من گذشت ولى روز دوشنبه که این تغییر در مملکت ایران حاصل شد فردا که بنده به دادگاه می‌رفتم سربلند رفتم و خوشوقت بودم که فردى از افراد ملتى هستم که نهضت آنها یک ریشه بسیار عمیقى دارد و به دنیا نشان دادند که نهضت ملت ایران را با آن تشبثات و اوضاع و احوال نمی‌توان جلوگیرى کرد و بنابراین با نهایت قدرت وارد دادگاه شدم و واقعه هم مثل این که احساس می‌کردم که در و دیوار کوچه و اشخاص مردم با یک نظر دیگرى به بنده نگاه می‌کردند زیرا که احترام آدم پیش خودش است وقتى آدم سربلند باشد دنیا هم مجبور است به سربلندى به او نگاه کند (صحیح است) این دقایق گذشت و حکم دادگاه به ترتیبى که به استحضار آقایان رسیده است اعلام شد آقایان محترم تصور می‌کنم کامل به نتایج پر عظمت این حکم واقعاً واقف و مستحضر باشند زیرا اولاً این حکم اعلامیه ایران را که امروزه البته مسترد داشته‌اند به طور رسمى تفسیر کرد. بنابراین اگر یک روزى لازم بشود که دولت ایران شناسایى دادگاه را به موجب آن اعلامیه تجدید بکند یک تفسیر رسمى دارد که دیگر نمی‌تواند مورد تفسیر دیگر و سوء‌استفاده از طرف هیچ دولتى قرار بگیرد نتیجه دیگرى که ما می‌گیریم این است که ماهیت حقوقى قرارداد امتیاز سال 1933 از طرف یک مرجع قضایى بین‌المللى به طور رسمى و صریح تفسیر و تعبیر شده و این قراداد یک قرارداد حقوقى داخلى و خصوصى اعلام شد که به هیچ وجه جنبه بین‌المللى ندارد و بنابراین این یک منفعت بزرگى است که براى ایران حاصل شده و اگر این حکم واقعاً صادر نشده بود ما همیشه دچار این محظور و دردسر بودیم که دولت ایران یک قرارداد بین‌المللى را نقض کرده است دیگر یک نتیجه‌اى را که عرض‏ می‌کنم که در واقع بیش از صد در صد تقاضاى ماست این است که در بیان وکیل دعاوى ما و دولت راجع به قرارى که سال گذشته از طرف دادگاه صادر شده بود تقاضایى به عمل نیامده بود ولى خود دادگاه با عدالت‌طلبى و حق‌پرستى که قضات دادگاه دارند متوجه شدند که بعد از آن که حدود صلاحیت خودشان را تعیین می‌کنند و تصدیق می‌کنندکه صالح نیستند باید یک قرارى را هم که قبلاً و با عجله صادر کرده‌اند تکلیف آن را نیز معلوم کنند. این بود که در ضمن این حکم تکلیف آن قرار را هم معین کردند و اعلام داشتند که آن قرار باطل و بى‌تأثیر است و بطلان و بى‌تأثیر بودن آن قرار هم براى ما برد فوق‌العاده‌ای است زیرا با اتکا به نتیجه آن قرار بود که دولت انگلستان یک وقت ما را به شوراى امنیت می‌کشید و می‌گفت که ایران حکم یک دادگاه صلاحیتدار

+++

بین‌المللى را زیر پا گذاشته است. به موجب این قراربود که شرکت سابق نفت و دولت حامى او اظهار می‌کرده است که این محصول نفت مال آنها است ملک آنها است و به خودشان حق می‌دادند که این مال را ضبط و توقیف بکنند و یا از صدورش جلوگیرى کنند. و امروز این قرارداد به موجب همان دادگاهى که به آن استناد مى‌کردند ملقى و بى‌تأثیر شده است و بنابراین این بهانه هم از دست آنها خارج شده است و دیگر براى دولت انگلستان امکان مراجعه به شوراى امنیت هم از بین رفته است زیرا که مراجعه سابق دولت انگلیس به شوراى امنیت متکى به این قرار بود وقتی که این قرار از بین رفت دیگر مراجعه به شوراى امنیت بى‌معنى است و اگر به عنوان دیگرى هم مراجعه کند دیگر مواد منشور ملل متحد جلوى آن را می‌گیرد و با این سابقه‌اى که پیش آمده است بنده تصور نمی‌کنم دیگر بشود از این باب به هیچ مرجع بین‌المللى شکایت کرد. بالنتیجه الان جلوگیرى از صدور نفت یا اقدامى از قبیل اقدام به توقیف کشتى رزمارى به کلى غیر قانونى و بر‌خلاف حقوق بین‌المللى است و تصور نمی‌کنم که در هیچ دادگاه یک کشور بی‌طرفى شرکت سابق یا دولت حامى او بتواند با یک دلایل موجهى عرض حالى بدهد یا شکایتى بکند و مالکیت شرکت را در محصول نفت ایران ثابت بکند واقعاً به چه دلیل می‌تواند ادعا کند که محصول نفت ایران مال شرکت است که بتواند اقامه دعوى بکند؟ دولت ایران بر طبق حق خودش و صلاحیت ملى خودش محصول یک صنعتى را ملى کرده است و محصول آن صنعت متعلق به ملت و دولت ایران است و اگر شرکت شکایتى دارد باید به دولت ایران براى غرامت خودش مراجعه کند که دولت ایران در این باب اصولى معین کرده و حرفى ندارد. یا باید به دادگاه و مقامات قضایى ایران مراجعه بکند این فوایدى در نتیجه بود که صدور این حکم عاید شده است و بنده تصور می‌کنم با تمام مزایایى که نصیب ما شده است بزرگ‌ترین فایده این رأى عاید سازمان ملل متحد و خود دیوان بین‌المللى لاهه شده است زیرا که در نتیجه صدور این حکم نگرانی‌هایى که در دنیا بود رفع شده است بسیارى از ملت‌هاى کوچک بسیارى از مردم آزادی‌خواه دنیا تصور مى‌کردند که این دادگاه به لحاظ سیاسى که این موضوع دارد و از لحاظ اهمیت سیاسى که دارد و دولت‌هاى بزرگ مستقیم یا غیر ‌مستقیم در آن ذى نفع هستند حکم به حقانیت انگلستان و محکومیت ایران صادر خواهد کرد و صلاحیت خودش را خواهد شناخت و اگر چنین حکمى صادر می‌شد محققاً بزرگ‌ترین لطمه به سازمان ملل متحد و دیوان دادگسترى بین‌المللى وارد مى‌آمد (صحیح است) در نتیجه صدور این حکم اعتماد دنیا به سازمان ملل متحد بیشتر شد و مردم فهمیدند که در دیوان دادگسترى قضات با شرافت و قضات عادلى وجود دارند که مسائل را صرفاً از قسمت حقوقى و از جهت قضایى نگاه مى‌کنند و حاضر نیستند بنابر یک مصالح سیاسى یک حق قانونى ملت ضعیفى را پایمال بکنند و حقانیت را بر هر چیزى مقدم مى‌دارند و بدین ترتیب امروزه محققاً احترام این دستگاه بین‌المللى آن طورى که شایسته آن است در جهان صد برابر شده است. بنده باید حقیقتاً عرض کنم که قضات دادگاه بین‌المللى واقعاً از هر جهت شایسته احترام هستند و بنده که افتخار آن را داشتم که چندین روز صبح‌ها و بعد از ظهرها با آنها جلسه داشته باشم دیدم که چه مردمان شریف و آزاده‌اى هستند (خسرو قشقایى - مخصوصاً مال شوروى) و در واقع بنده اگر بخواهم اسم ببرم مثل این که توهین است که به دیگران شده است مردمان شریف، با استعداد دانشمند و در عین حال رئوف و مهربان که با نهایت دقت و مراقبت سعى دارند که مطابق حقانیت اقدام کنند بنده نتایجى که شخصاً می‌خواهم بگیرم و در واقع به صورت یک توصیه‌ای است که می‌خواهم عرض بکنم این است که ما در این کار فتح کردیم و این فتح براى ما آسان نبود اوضاع و احوالى براى ما پیش آمده بود که این فتح نصیب ما شد و اگر یک کلمه یک سطر یا یک مکاتبه بعد از  1932 با دولت انگلیس مى‌داشتیم محققاً دادگاه به صلاحیت خود رأى می‌داد اوضاع و احوال این طور پیش آمده که قراردادهایى که انگلستان به آن استناد کرده قراردادهاى قبل از 1932 باشند و بعد از  1932 آن دولت به هیچ وجه متوجه نشده باشد که وضع حقوقى خودش را با ما روشن بکند و یک قراردادى با ما منعقد بکند دولت‌هاى دیگر آمدند با ما قرارداد بستند دانمارک بست، سویس بست، بلژیک بست، ترکیه بست، یونان بست ولى دولت انگلستان با ما قرارداد نبست و به همین دلیل بود که الغریق یتشبث بکل حشیش به همه جا متشبث می‌شد و می‌خواست از قرارداد با دانمارک، از قرارداد با سویس و اینها استفاده کند. ما باید از اینها عبرت بگیریم که در انعقاد این قراردادها فوق‌العاده مراقب باشیم. یک سطر که ما اینجا نوشته‌ایم در قرارداد با دانمارک که دولت ایران و دانمارک متعهد هستندکه با ابتاع و اموال آنها در خاک خودشان بر طبق قواعد بین‌الملل رفتار کنند این چیز فوق‌العاده ساده‌ای است یک اصل ساده مسلم حقوق بین‌المللى است. همین یک سطر را اگر ما به صورت یک مکاتبه هم با دولت انگلیس داشتیم همین‏ باعث می‌شد که دادگاه به صلاحیت خودش رأى بدهد و آن وقت شاید ما در ماهیت حاکم می‌شدیم براى این که در ماهیت هم دلایل ما فوق‌العاده محکم است ولى همین قرار صلاحیت هم براى ما خیلى گران تمام می‌شد و باعث می‌شد که ما وارد ماهیت بشویم که آن یک امر دیگری است. یا همین شرط دولت کامله‌الوداد را بنده تقاضا می‌کنم آقایان توجه بکنند یک شرط بسیار ساده‌ای است که یک دولتى متعهد می‌شود که با یک دولت دیگر مثل یک دولت کامله‌الوداد رفتار بکند یعنى هر امتیازى هر وضعى که با دولت دیگر دارد با این دولت هم رعایت بکند این شرط کامله‌الوداد در ظرف 150 سال مثل یک زنجیرى بود که به گردن ما افتاده بود زیرا تنها به موجب این شرط بود که اصول کاپیتولاسیون بر ما تحمیل می‌شده و باز بر طبق همین شرط منعقد در قرارداد 1875 بود که دولت انگلستان می‌خواست از قراردادهاى با دانمارک و سویس و ترکیه استفاده بکند پس ما باید بعد از این در روابط بین‌المللى و مکاتبات و تنظیم قراردادها فوق‌العاده مواظب باشیم که یک خبط کوچکى ممکن است ما را به یک محظورات فوق‌العاده بزرگى مواجه کند آقایان بنده مى‌خواهم عرض کنم امروزه دنیا بیش از آن چیزى که شاید خود ما واقف هستیم باهمیت جنبش ملت ایران متوجه است. امروزه دنیا،  ملت‌هاى آزاد دنیا، مردم آزاد دنیا که خوشبختانه در همه کشورها هستند ملت ایران را به حق پیشرو یک نهضتى در خاورمیانه می‌دانند. ملت‌هاى خاورمیانه امروزه چشم به این ملت دوخته‌اند و اگر شکستى بر اساس نهضت ملت ایران وارد شود نه تنها ما بردى را که در این چند سال نصیبمان شده از دست می‌دهیم و به یک عواقب بدى دچار می‌شویم بلکه دنیا به عقب خواهد رفت دنیا دچار یأس و نا امیدى خواهد شد از آن جهت است که هر چه مردم آزاد و آزاد‌منش در دنیا وجود دارد به نظر احترام و تقدیس به جنبش این ملت محرم و بیچاره نگاه می‌کنند و خواهان پیشرفتش هستند ما استدعا داریم ملت ایران توقع دارد که نمایندگان محترم مجلس به آن اهمیتى که دنیا براى ایران قائل هستند توجه داشته باشند و این راهى که ملت ایران پیش گرفته باید به نهایت برساند مخصوصاً از این موفقیت بزرگى که از لحاظ بین‌المللى نصیب ما شده باید استفاده کنیم و هر چه زودتر اصلاحاتى که ملت ایران انتظارش را دارد آن اصلاحات را انجام بدهیم و با استفاده از منابع اولیه خودمان هم بپردازیم امروزه واقعاً این جنبش ملت ایران محدود به یک طبقه معینى و سطح یک افراد ممتازه مخصوصى نیست و ریشه این نهضت تا عمق کوچک‌ترین دهات و کوهستان‌هاى ایران رفته و زارع و دهاتى ایران امروزه منتظر یک اصلاحاتی است اگر این فرصت را در آن موقعیت مجلس شوراى ملى و دیوان از دست بدهند دیگر یک طبقه معین و محدودى و یک افراد ممتازه محدودى مأیوس نمی‌شوند و رو گردان نمی‌شوند بلکه طبقات عظیم ملت ایران که انتظار دارند مأیوس می‌شوند و از دست جنبش ملى ایران ممکن است خارج بشوند و یک مخاطرات عظیم و غیر قابل علاجى براى دولت و ملت ایران ایجاد می‌کند بنابراین آن انتظاراتى که ملت ایران دارد امروزه و هم شماها در قلب خودتان به آن واقف هستید باید آن اصلاحات را در اسرع اوقات انجام بدهید که ملت ایران امیدوار بشود که با دست خودش آن اصلاحات اساسى که بایستى بشود خواهد شد و ملت ایران می‌تواند به حول خدا و اعتماد به خودش و به فکر خودش و به دست خودش اصلاحاتى که لازم باشد انجام بدهد (صحیح است) ما امروزه در دنیا مدعى یک اصلاحاتى هستیم و می‌گوییم که لازم نیست که یک ملت متکى به فلان سیاست یا فلان سیاست دیگر باشد که بتواند خودش را از گرداب مهالک نجات بدهد خودش باید بتواند و متکى به خودش باشد و به استقلال و به فکر خودش انجام بدهد به هیچ دستگاه خارجى نمی‌خواهیم اتکا داشته باشیم جز به ملیت و به استقلال خودمان و باید مجلس شوراى ملى و پیشروان ملت ایران نشان بدهند که واقعاً قابلیت اجراى این ادعا را دارند و مى‌توانند اصلاحاتى را که دنیا مراقب آن است و ملت ایران انتظارش را دارد خودش انجام بدهد بنده راجع به این موضوع عرایضى که لازم دانستم به عرض نمایندگان محترم رساندم و این کتاب را هم که ملاحظه فرمودید این متن حکمى است که دیوان بین‌المللى صادر کرده است که در ابتدایش حکم است و بعد نظریات شخصى‌ایی است که قاضی‌هایى که در اقلیت بودند و رأى مخالف داشتند بر طبق اساسنامه دیوان استفاده کردند و نظریات خودشان را ابراز داشتند (ناظر‌زاده - خوب بود ترجمه مى‌شد) بله وزارت خارجه ترجمه کرده است (مهندس حسیبى - در دست ترجمه است) بعضى اوراقى رسیده است که استفاده می‌کنم تقدیم مقام ریاست مجلس می‌کنم اوراقى است از کاشمر در هفت برگ با چندین هزار امضا توسط آقاى مهندس حسیبى رسیده است راجع به پشتیبانى از جناب آقاى دکتر مصدق و تقاضاى مجازات خائنین. دیگر نامه از کارگران قند شاه‌آباد که مبلغ 780 تومان هم براى آرامگاه شهدا فرستاده‌اند کارگران کارخانه شاهى عریضه فرستاده‌اند راجع به تقویت از دولت آقاى دکتر مصدق اهالى کاشان نامه و تقاضاى مشروح مفصلى فرستاده‌اند و تقاضاى محاکمه و مجازات مسببین فاجعه جانگداز 30 تیر را از مجلس شوراى ملى کرده است.

(نمایندگان - احسنت احسنت)

+++

4- سؤال آقاى قنات‌آبادى راجع به تعقیب مسببین واقعه 30 تیر و جواب آقاى وزیر کشور

نایب رئیس - وارد دستور می‌شویم سؤال آقاى قنات‌آبادى مطرح است از جناب آقاى وزیر کشور

آقاى قنات‌آباى - بفرمایید

قنات‌آبادى - معروف است که می‌گویند ایرانى فراموشکار است البته این مثل و این تذکر و این موضوع در بین مردم ایران شایع است و استشهاداتى و دلایلى هم برایش اقامه می‌کنند به گذشته و حال استناداتى دارند که قضایایى اتفاق افتاده و بدون نتیجه گرفتن و بدون این که عکس‌العملى نشان داده شود آن قضیه فراموش شده من عقیده‌ام این است که ایرانى فراموشکار نیست ممکن است با گذشت باشد ولى بعضى از مواقع این گذشت‌ها و این فراموشکاری‌ها اجبارى است مثل همین واقعه سى‌ام تیر جناب آقاى دکتر مصدق به هر علتى که آقایان بهتر اطلاع دارید استعفا کرد و جریاناتى هم در مجلس پیش آمد یک شخصى من غیر قانون من غیر حق ادعا کرد که من رئیس دولت وقتم مردم ایران از صغیر و کبیر تمام طبقات قیام کردند گفتند که این مرد غاصب است و حق ندارد کرسى ریاست وزرایى را اشغال بکند و باید برود این یک تصمیم یک قیام عمومى بود مجلس شوراى ملى هم این قیام و این تصمیم را یک قیام ملى شناخت اما در خلال این چند روزه و این مطالب یک وقایع بسیار ناگوارى جلو آمد که باعث تأسف تمام علاقه‌مندان به مملکت و آزادى و فضیلت و حقیقت گردید و آن این بود که یک عده‌ایى در این میانه شربت شهادت نوشیدند یک عده‌ایى از بهترین جوان‌ها و برادران ما زیر تانک له شدند یک عده‌ایى بدنشان با گلوله مشبک شد یک عده اعضا و جوارح‌شان ناقص شد یک عده دست‌شان قطع شد عده‌ایى چشم‌شان کور شد یک عده‌ایى در به در و بى‌خانمان و یک عده‌ایى هم اسف‌انگیزتر مفقودالاثر شدند خوب این جریانات را که به وجود آورد؟ (یکى از نمایندگان - ارباب) به وسیله کى؟ به وسیله این آقایى که حکومت را غصب کرده بود و آن عناصرى که دستور این غاصب و جانى را اجرا می‌کردند غاصب معلوم بود احمد قوام بود عاملین این کشتار هم معلوم و معین بودند رئیس شهربانى وقت رئیس ژاندارمرى وقت رئیس حکومت نظامى وقت و آن کسانى که در تهران و شهرستان‌ها مشغول انتظامات بودند اولاً من یک نکته‌اى را عرض کنم اول توجه جناب آقاى دکتر صدیق را به این مطلب جلب می‌کنم (یکى از نمایندگان - دکتر صدیقى) دکتر صدیقى؟ ببخشید یک (ى) نسبت حذف شده اضافه می‌شود و آن این است که مجلس 30 تیر را قیام ملى شناخته و شهداى 30 تیر را شهداى ملى شناخته است. کسانى که بر علیه قیام ملى قیام کردند و حربه کشیدند دشمنان قیام ملى هستند همان طور که اگر کسى بر علیه مشروطیت قیام بکند به اصطلاح مجازات خاصى دارد آن کسانى هم که بر علیه قیام ملى قیام بکنند آنها هم مجازات خاصى دارند. بنابراین قدر مسلم این است که آن کسانى که علیه قیام ملى قیام کردند مجرم و جنایتکارند. اینها کى بودند؟ احمد قوام غاصب حکومت وقت. و آن اشخاصى که عامل اجراى این جنایت بودند الان شاید درست 19 روز از روز این فاجعه عظمى می‌گذرد بلافاصله بعد از آن روز مجلس شوراى ملى به اکثریت تام به جناب آقاى دکتر محمد مصدق ابراز تمایل کرده بعد هم رأى اعتماد داده است خوب ما می‌خواهیم از جناب آقاى وزیر کشور این سؤال را دوستانه بکنیم که تکلیف این کسانى که کشته شده‌اند و آن کسانى که عامل این کشتار بوده‌اند چه شده؟ اولاً از جناب آقاى وزیر کشور خواهش می‌کنم براى ما و مردم ایران روشن کنند که اصلاً قوام چه شده؟ این یک معمایى شده (کریمى - حالا هم هست. رئیس شهربانى می‌داند، شیبانى می‌داند) مسلم است که تا غروب 30 تیر قوام‌السلطنه در تهران بوده چون بعد از ظهر رفته حضور شاه، احضارش کرده‌اند و ازش استعفا گرفته‌اند عرض کردم این موضوعى که می‌گویند ایرانى‌ها فراموشکارند و زود مى‌بخشند و گذشت می‌کنند این یک مطلب مصنوعى است وقتى قضایا تعقیب بشود بعد هم یک جریانات فوق‌العاده و یک هو و یک جنجال همان طور که عرض کردم طبق سنت جارى هیئت حاکمه هر جنایتى بکند یک کلمه می‌گوید تکذیب می‌کنم، خوب تکذیب می‌کند مطلب هم در بوته اجمال مى‌ماند و تکلیف مردم روشن نمی‌شود بعد از آن همه جنایات و بعد از آن همه کشتارها برمى‌دارد به مجلس شوراى ملى می‌نویسد که من اصلاً روز دوشنبه رئیس‌الوزرا نبودم (یک نفر از نمایندگان - غلط کرده است) اجازه بدهید من می‌دانم غلط کرده بالاتر از غلط هم یک کارى کرده اما این مطالب براى مردم جواب نمی‌شود مردم انتقام می‌خواهند من می‌خواهم عرض کنم و با کمال صراحت هم می‌گویم که اگر املاک قوام از این که هست صد برابر این که هست و صد برابر هم بود مجلس قانونى تصویب می‌کرد می‌گرفتند در اختیار بازماندگان شهداى 30 تیر مى‌گذاشتند و هزار محرومیت هم براى او و سایر مسببین معین مى‌کردند آن چیزى که مردم را سیر مى‌کند و آرام می‌کند انتقام از این جنایتکارها است مردم ایران بعد از آن همه مبارزه بعد از آن همه فداکارى بعد از آن همه قربانى می‌خواهند براى اولین دفعه در تاریخ ببینند که یک جانى که در مقدمه و مؤخره اسمش یک القاب مهمى است محاکمه بشود اگر آدم کشته به دارش بزنند و اگر آدم نکشته و یک جنایت خفیف‌ترى کرده جزایش را ببیند این را مردم امروز می‌خواهند خوب اگر شما نکنید ما هم ساکت باشیم یواش یواش پس فردا مردم بیچاره را متهم می‌کنند می‌گویند مردم فراموشکارند، مردم مى‌گذرند به خدا قسم است مردم نگذشته‌اند و به خدا قسم است مردم از کسانى که قدرت دارند و صلاحیت دارند که عاملین کشتار 30 تیر را تعقیب و مجازات بکنند اگر نکنند بسیار متنفر خواهند شد و از کسانى که حق دارند این موضوع را تعقیب بکنند کوتاه بیایند بسیار منزجر می‌شوند آقا پسر مردم،  جوان مردم، برادر مردم، شوهر زن‌هاى مردم کشته شده‌اند آن وقت ما می‌خواهیم این مطلب را با لیت و لعل بگذرانیم این موضوعى نیست که مردم آن را قبول داشته باشند اگر بگوییم که مردم فراموشکارند آن وقت به ما خواهند گفت که شما بد مردمى هستید و این موضوع را تعقیب نکردید بنابراین من از جناب آقاى وزیر کشور خواهش می‌کنم که این مطالب‏ را با کمال روشنى براى روشن شدن ذهن مردم و براى آن که مردم بدانند که وزیر کشور وقت و سایر مسئولین امر آنها در صدد کشف حقیقت هستند بیان نمایند و توضیح بفرمایند که ما و هم مردم اطلاع پیدا کنیم که اولاً این آقاى احمد قوام کجا رفته،  چه شده؟ اگر از ایران بیرون رفته آن دستگاهى که او را از ایران بیرون برده کیست؟ شهربانی است؟ ژاندارمرى است؟ اداره هواپیمایى است؟ این از دو حال خارج نیست. یا با هواپیما رفته بیرون یا به وسیله ماشین البته این مرد که همچو قدرتى را نداشته که از زیرزمین بتواند فرار بکند. یا باید مسئول ژاندارمرى و شهربانى و خلاصه آنهایى که در طول خط و مرز هستند تحت تعقیب قرار بگیرند که چرا گذاشته‌اند قوام فرار بکند؟ و یا به وسیله هواپیما رفته است و این موضوع روشن بشود. و کما این که خود بنده هم اطلاع دارم که این آقا در تهران است و از این خانه به آن خانه می‌رود (مهندس حسیبى - احسنت و آن هم با چادر) (حاج سید‌جوادى - و از راه آب) دیشب ساعت یک بعد از نیمه شب یک مردى است در مقابل قبرستان ظهیرالدوله آنجا یک کسى است گویا جگر و دل و قلوه می‌فروشد این آمد در منزل من در زده و گفت من الساعه قوام را دیدم با یک سرهنگ ارتش و یک شخص دیگرى که لباس شخصى داشته نمی‌شناختم، گیوه ملکى هم پایش بود. من رفتم جلوى او را بگیرم تو قوامى تا رفتم جلو نزدیکش آن افسر مرا تهدیدکرد البته می‌دانید که آن قبر ظهیرالدوله نزدیک منزل برادر احمد قوام است، منزل معتمدالسلطنه است. و این با این خصوصیات و با اطلاعاتى که ما داشتیم (یکى از نمایندگان - معتمد‌السلطنه هست؟ زنده است یا مرده؟) اطلاع ندارم با زنده بودن و مرده بودنش کارى ندارم منزلش آنجاست. شب بعدش هم بلافاصله آنجا رفته حتى یکیش هم این بود که مقدماتى فراهم کره بود و می‌خواست از ایران به یک وسیله فرار بکند که آن شب ما اطلاع پیدا کردیم و آن شب با جناب آقاى دکتر بقایى در اطراف فرودگاه مهرآباد با یک عده از اعضاى مجمع مسلمانان مجاهد و اعضاى حزب زحمتکشان و افراد شهربانى مراقب بودیم و بعد هم این مرد فهمیده بود که ما مراقب هستیم تجدید عقیده کرده بود و گذاشته بود براى وقت مناسب‌ترى. قدر مسلم این است که این شخص هست و باید روشن بشود این مطلب چون بالاخره این سوزن که نیست قایم شود و گم شود اگر روشن نشود این مطلب که با طیاره رفته و یا با اتومبیل، قدر مسلم این است که در ایران است. پس باید دید در کجاست و چه می‌کند و چرا تاکنون توقیف نشده. این مطلبى بود که از جناب آقاى وزیر کشور خواستم سؤال کنم که این مطلب را براى مردم ایران روشن فرمایند. موضوع دیگر هم عاملین کشتار سى‌ام تیرند. یک روزى اگر آقایان نمایندگى محترم به نظر مبارک‌شان باشد من در این مجلس شوراى ملى راجع به آلت فعل صحبت کردم. این مطلب را دیگر ملت ایران نمی‌تواند قبول بکند که یک عده بگویند ما مأمور بودیم و معذور بودیم و هر جنایتى بخواهند بکنند (صحیح است) من از آقایان نمایندگان محترم می‌خواهم بپرسم که کجاى قانون و کدام قانون به یک مأمور نظامى اجازه داده است که مردم را دسته‌جمعى بکشد در کدام جاى دنیا تانک آورده‌اند در شهر از روى بدن مردم عبور داده‌اند و بعداً اسمش را گذاشته‌اند مأمور معذور است، و آنها هم محترمند و آقا هستند؟ (صحیح است)

آخر این کجاست به ما بگویید یک جایى یک منطقه اگر در جنوب آفریقا هم باشد ما قبول می‌کنیم مسلم این است که این سربازها و این پاسبان‌هایى که در میدان‌ها و در خیابان‌ها و در کوچه‌ها مردم را به مسلسل بسته‌اند مردم را کشته‌اند اینها دستور گرفته‌اند. به مأمورین شهربانى کى دستور می‌دهد؟ رئیس شهربانى به مأمورین به اصطلاح حکومت نظامى به مأمورین ژاندارمرى کى دستور می‌دهد؟ رئیس ژاندارمرى. (دکتر بقایى - بعد هم معاون وزیر جنگ) اجازه بدهید الان توضیح مى‌دهم. این موضوع چرا مورد بازخواست قرار نگرفته. تکلیف آنها چه شده؟ اینها در این جنایت دخیل بودند یا نه؟ اگر آقاى وزیر کشور عقیده دارند که رئیس شهربانى وقت و رئیس ژاندارمرى وقت که الان معاون وزارت دفاع ملى شده و طبق اطلاعاتى که

+++

بنده دارم و جناب آقاى دکتر بقایى هم دارد ایشان به تمام ژاندارم‌ها دستور اکید صادر کرده‌اند که هر جا هر نقطه‌اى تظاهر شد به هر قیمت شده آن تظاهر و آن جنبش را از بین ببرند و حتى موقعى که یک عده از اهالى همدان و اهالى کرمانشاه آمده بودند در همین چهار فرسخى تهران بین تهران و کرج جایى که اسمش یادم رفته (یکى از نمایندگان - کاروانسرا سنگى) کاروانسرا سنگى آنجا ژاندارمرى سر نیزه گذاشته توى سینه اینها گفته ما اجازه نمی‌دهیم شما نفس بکشید. روى آنها هفت تیر کشیده‌اند با سر‌نیزه همین آقایى که الان معاون وزارت دفاع ملى است این دستور را داده اینها صحیح است یا صحیح نیست؟ این امریه‌هایى که صادر شده است براى کشتار مردم از طرف رئیس شهربانى وقت، رئیس ژاندارمرى وقت و رئیس حکومت نظامى وقت بوده یا نبوده؟ اگر نبوده کى این امریه‌ها را صادر کرده؟ این باید روشن بشود یک مطلب دیگرى هم که خواستم تذکر بدهم لازم است در پیرامون همین نامه‌اى که احمد قوام نوشته، و نوشته که من روز بیست و هشتم استعفا کردم، آن هم خودش خیلی قابل توجه است که روز شنبه بیست و هشت استعفا کردم و روز 29 در حال استعفا بودم، حال استعفا هم ما نفهمیدیم چیست و روز سى‌ام هم از تهران خارج شدم. و حال آن که همان طوری که آقایان نمایندگان فراکسیون نهضت ملى اطلاع دارند روز دوشنبه که نمایندگان با اعلیحضرت شاه تماس داشتند قرار شد که بعد از ظهر او را بخواهند و استعفایش را بگیرند مخصوصاً آقاى مهندس رضوى که از اینجا تلفن فرمودند به دربار این جریانات را می‌دانند مطلب به اینجا ختم شد که بعد از ظهر روز دوشنبه اعلیحضرت او را بخواهند و اگر استعفا نداد عزلش کنند (دکتر شایگان - همچو قرار نبود، رئیس‌الوزرا اگر خلاف قانون باشد نمى‌توانند عزلش کنند) اینهایى که ادعا کرده است که من بیست وهشتم استعفا دادم و بیست و نهم در حال استعفا بودم و 30 تیر هم از شهر خارج شدم این آقا شب سى‌ام تیر رئیس شهربانى وقت سرلشکر کوپال را خواسته البته این را که بنده الان حضور آقایان نقل می‌کنم از دهان رئیس شهربانى فعلى آقاى سرتیپ شیبانى شنیدم ایشان گفتند که آقاى سرلشکر کوپال به رئیس شهربانى فعلى گفته است که روز 29 تیر قوام‌السلطنه به رئیس شهربانى دستور داده که می‌روى آیت‌الله کاشانى و همچنین قنات‌آبادى و مصطفى کاشانى را توقیف می‌کنى و رئیس شهربانى می‌گوید که اینها دو نفرشان وکیل مجلس‌اند چطور توقیف کنم می‌گوید من به تو دستور می‌دهم و گویا نوشته‌اى هم در بین بوده و دستور کتبى هم داده این مطلب در شب 30 تیر و روز 29 تیر اتفاق افتاده است و بنابراین در درجه اول مسئول سى‌ام تیر احمد قوام است و چون واقعه 30 تیر قیام ملى شناخته شده آن کسانى که بر علیه این قیام ملى قیام کرده‌اند دشمنان ملت‌اند دشمنان ملت را مراجع قانونى باید تعقیب کنند جناب آقاى وزیر کشور نفرمایند که دادستان دلیل و مدرک خصوصى نداشته است که تعقیب کند این اشخاص را اینها بر علیه ملت و منافع ملت قیام کرده‌اند بنابراین موظف است مراجع عمومى آن کسانى که علیه امنیت عمومی و منافع ملت قیام مى‌کنند آنها را تعقیب کند فعلاً به سخنانم و عرایضم خاتمه می‌دهم و استدعا می‌کنم از جناب آقاى دکتر صدیقى مطالب را البته نه آن طورى که همیشه متداول بوده خاطر مبارک آسوده باشد، بلکه آن طورى که ملت ایران و مردم ایران قانع بشوند بیان بفرمایند از موقع هم استفاده می‌کنم همین امروز براى قبل از دستور اسم نوشته بودم یک تلگرافاتى از شهرستان‌ها رسیده مخصوصاً در پیرامون همین مطلب است.

آقایان این تلگرافاتى که می‌رسد مطالعه بفرمایید نود در صدش این است که از نمایندگان ملت خواسته‌اند که انتقام انتقام انتقام (صحیح است) این چیزی است که از همه شهرستان‌ها از شما و از ما خواسته‌اند تقدیم مقام ریاست می‌کنم یک مقدار براى شخص بنده است یک مقدار از این تلگرافات براى حضرت آیت‌الله کاشانى رسیده است که توسط بنده تقدیم مقام ریاست می‌کنم و یک طومارى هم از بندر شاپور رسیده که در این طومار هم خواسته‌اند مردم بندر شاپور با مردم بسیارى از شهرستان‌ها تشریک مساعى بکنند براى پشتیبانى از دولت جناب آقاى دکتر مصدق تقدیم مقام ریاست می‌کنم و یک طومار دیگرى هم به وسیله آقاى انگجى رسیده است مبنى بر پشتیبانى از دولت جناب آقاى دکتر مصدق که تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

نایب رئیس - آقاى وزیر کشور

وزیر کشور - (آقاى دکتر صدیقى) - جناب آقاى قنات‌آبادى یک هفته پیش سؤالى از وزارت کشور فرمودند روز چهارشنبه گذشته اینجا شرفیاب شدم و به عرض مقام محترم ریاست رسانیدم که حاضر براى جواب هستم آن روز تشکیل جلسه نشد و جلسه خصوصى بود و امروز هم به عرض مقام ریاست رساندم که حاضرم و از توضیحاتى هم که الان فرمودند بنده استفاده بسیار کردم و یک ارشادات و یک راهنمایی‌هایى بود که مورد استفاده وزارت کشور و ادارات مربوطه که باین گونه مسائل می‌پردازند واقع خواهد شد خاطر مبارک آقایان محترم استحضار دارد که در میان زمانى که احمد قوام استعفا کرد و آغاز زمامدارى جناب آقاى دکتر مصدق ساعت‌هایى فاصله شد. در این فاصله آقاى قوام از خانه خود خارج شدند. در محلى که هنوز هم به درستى معلوم نیست رفت، این که عرض می‌کنم به درستى براى این که خبر اقامت ایشان را از آغاز تصدى جناب آقاى دکتر مصدق به نخست‌وزیرى در جاهاى مختلف ذکر کردند،‌ هنوز هم محل ایشان معلوم نیست و در آن زمان یعنى آن چند ساعت دادستان نمی‌توانست دستورى بدهد و حکمى صادر کند. براى این که نه مدعى خصوصى در میان بود و نه اسناد و مدارکى در دست.

بعد از آن که آقایان نمایندگان مطالبى اظهار فرمودند و قیام ملى هم به نتیجه رسید طبیعى است ادارات مربوطه مشغول شدند به یک رسیدگی‌هایى بازرسى کل کشور از ناحیه وزارتى یعنى وزارت دادگسترى از ناحیه بازرسى کل کشور شروع به تحقیقاتى در این باب کرد نتایجى هم تاکنون در اثر این تعقیبات به دست آمده ولى آن نتایج به صورتى نیست که بنده بتوانم یک مطلبى را به عرض آقایان نمایندگان محترم به صورت بطى و قطعى برسانم گزارش از وزارت دادگسترى و ریاست بازرسى کل کشور رسیده است که چند صفحه است که در اینجا مقدمات امر و تعداد مقتولین و مصدومین و مجروحین ذکر شده مقدمه‌اى هم دارد که شاید فعلاً مورد احتیاج نباشد که بنده آن را قرائت کنم و نتیجه‌اش را هم عرض کردم که قطعى نیست و در این نامه مشهود نیست ولى مقدمات کار به صورت منظم شروع شده است و امیدوارم که به نتیجه مطلوب برسد و گزارش دیگرى از شهربانى کل رسیده است که آنها هم مطالبى گزارش کرده‌اند و مورد استفاده قرار خواهد گرفت اطلاعات دیگرى هم از ناحیه فرماندهى ژاندارمرى کل کشور رسیده است (شمس قنات‌آبادى -  آقا کدام فرماندهى زمان قوام یا بعد از قوام) ناچار هستم که به صورت معترضه به جنابعالى جواب بدهم ایشان فرمانده بودند و حالا هم سرپرست هستند و اگر اجازه بفرمایید جواب عرض خواهم کرد که تفصیل چیست و مطلب آقا مورد توجه بنده است و یادداشت کرده‌ام و جواب خواهم داد اطلاعاتى رسیده تمام این اطلاعات فعلاً در وزارت دادگسترى و در شهربانى و در ژاندارمرى جمع‌آورى مى‌شود و مورد استفاده قرار خواهد گرفت و بنده امیدوار هستم و این امید هست که در آینده نزدیکى تشرف حاصل کنم و نتیجه را به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم در مورد اعوان و انصار این فتنه باید عرض کنم که بعضى از آنها به موجب مدارک و اسنادى که به دست آمده است و استفاده‌اى که از اطلاعات آقایان نمایندگان محترم شده است تحت تعقیب قرار گرفته‌اند (شمس قنات‌آبادى - البته اضعف آنها) و عده‌اى دیگر هستند که شاید مقصر باشند یا اگر اجازه بفرمایید عرض کنم که قاصر باشند مجرى بوده باشند آنها هم بعد از آن که به کارشان رسیدگى شد البته ترتیب صحیحى در مورد تقصیر آنها یا قصور آنها داده خواهد شد سؤالى فرمودید که یک قدرى جنبه شخصى داشت و بنده هم ناچارم که به صورت شخصى جواب بدهم و آن مربوط است به فرمانده ژاندارمرى کشور که حالا سمت معاونت وزارت جنگ را دارد (عده‌ای از نمایندگان - وزارت دفاع ملى) بلى ببخشید خیلى عذر می‌خواهم وزارت دفاع ملى یعنى تیمسار سرلشکر وثوق خلاصه عرض می‌کنم ایشان حکم کتبى از آقاى قوام به دست دارند که از آمدن اشخاص از خارج شهر جلوگیرى به عمل بیاورند این حکم موجود است بنابراین چون فرمایش‌هاى جناب آقاى قنات‌آبادى و منظور نظر نمایندگان محترم همیشه رعایت اصول و منظور داشتن یک قواعد و ضوابطى است که اجتماع بتواند بر طبق آن آسایش و رفاه داشته باشد و اگر ما بین آمر و مأمور فرق نگذاریم و این طور تصور کنیم که مأمورین مطابق آیین‌نامه‌هاى موجود آیین‌نامه‌هاى نظامى وقتى دستورى به او داده می‌شود او از پیش خود تصرفى در آن امر و دستور بکند بنده نمى‌دانم که دامنه این طرز فکر و بینش خاص به کجا خواهد کشید بنده باید عرض کنم که دستورى که به مأمور داده شده است باید آمر را مورد مؤاخذه قرار داد و رسیدگى کرد و به عمل مأمور هم باید رسیدگى کرد و دید تا چه حد امر را انجام داده است و در کجا از حدود و وظیفه‌اى که به او تعلق داشته خارج شده و این کار نمى‌شود جز بر اثر رسیدگى و تحقیق درست و بنده عرض می‌کنم که البته با مدارک و اسنادى که به دست آمده و خواهد آمد این کار صورت خواهد گرفت ولى اجازه بفرمایید عرض کنم که به توهم و گفتارها نمی‌توان هر کس را مؤاخذه کرد و مورد اتهام قرار داد مراحل مختلف هست و حتى بین متهم و مقصر فرق است یکى در مظان تهمت است یکى واقعاً تقصیر کرده است به هر حال آنچه بنده لازم بود در این زمینه به عرض آقایان برسانم باید خودم اعتراف بکنم که بازرسی‌ها و تحقیقات ما به کلى در مراحل ابتدایى است (خلخالى - جناب آقاى وزیر کشور تاریخ حکم چه وقتى است؟ زیرا از نظر مطلبى که آقاى قوام گفته‌اند مؤثر است) به ادعا باید رسید هر ادعایى مورد قبول نیست (خلخالى - این حکم ادعا است یا ثابت شده؟) آن که من اطلاع دارم مقدمات استعفایشان چنان که همه اطلاع داریم معلوم است و معین گویا نمی‌توان انکار کرد (صحیح است) و باز بنده عرض می‌کنم در این باب و تاریخ صدور آن دستور هم رسیدگى می‌شود و حقیقت امر

+++

هم چنان که هست و چنان که آقایان انتظار از بنده حقیر دارند و البته از این دستگاهى که این گونه امور را ناظر است و حاکم‏

است به عرض آقایان محترم خواهد رسید.

شمس قنات‌آبادى - آقاى رئیس اجازه می‌فرمایید.

نایب رئیس - آقاى قنات‌آبادى مختصراً بفرمایید.

شمس قنات‌آبادى - بنده از آقاى وزیر کشور یک سؤالاتى کرده بودم که مطلب خیلى خیلى روشن بود و ابهامى درش نبود و توهمى هم درش نبود و خیالى هم نبود مالیخولیایى هم درش نبود (وزیر کشور - بنده همچو جسارتى نکردم) اجازه بفرمایید در این که 27 و 28 و 29 و 30 بوده حرفى درش نیست از این که یک احمد قوامى هم ادعاى حکومتى مى‌کرده حرفى درش نیست در این که این مملکت در آن روزها رئیس شهربانى رئیس ژاندارمرى رئیس حکومت نظامى و رئیس پلیس این حرف‌ها داشته هیچ تردیدى درش نیست و در این که یک عده‌اى هم آدم کشته شدند هیچ تردیدى درش نیست و در این که الان هم یک عده‌اى مجروح در بیمارستان‌ها هستند هیچ تردیدى درش نیست این کارها را در این میانه کى کرده؟ بنده می‌خواهم این مطلب روشن بشود که آخر این جنایات از طرف چه شخصى بوده است آقا مى‌فرمایند قسمتى از سؤالات من جنبه شخصى داشت متوجه این مطلب نشدم که مقصود ایشان از جنبه شخصى یعنى غرض شخصى بود یا خصوصى بود (وزیر کشور - همچو غرضى نداشتم یعنى متوجه شخص معین بود) شخص معین! در این مطلب آقاى رئیس شهربانى هم بوده فرماندار نظامى هم بوده و فقط و فقط متوجه ایشان نبوده از این که ایشان در زمان حکومت قوام رئیس ژاندارمرى بودند تردیدى درش نیست شما می‌فرمایید که آقا ادعاشان این است که قوام‌السلطنه به من دستور کتبى داده که من جلوی مردم را بگیرم و نگذارم اشخاص وارد تهران بشوند من از خود شما، از خود جناب آقاى دکتر صدیقى سؤال می‌کنم در یک همچو موقعى که یک همچو طغیانى از میان هموطنان خود ایشان بر علیه این مرد به وجود آمده شرافتمندانه‌ترین کارى که ایشان مى‌توانستند بکنند چى بود؟ این بود که استعفا بدهند و خودشان را در آن دستگاهى که این همه جنایات را به عمل آورده شریک نکنند ایشان که استعفا ندادند هیچ این دستورات را طابق النعل بالنعل انجام داده‌اند و در قانون منطق بشریت و انسانیت این عمل جرم است کمک کردن به جانى و جنایتکار جرم است گو این که در این قانون‌هایى که از تراوش مغز من و شماست براى این جور جرم‌ها جزایى معین نشده باشد اما کمک کردن به ظالم جرم مسلمى است بنابراین من می‌توانم باز هم از طرف خودم به جناب آقاى وزیر کشور با کمال احترام عرض کنم که بنده از جواب حضرتعالى هیچ چیز دستگیرم نشد من آخر نفهمیدم قوام چى شده من نفهمیدم آنهایى که آن روز مسئول بودند در آن کشتار دسته‌جمعى کارشان به کجا منتهى شده آیا از رئیس شهربانى سؤالى شده آیا از فرماندار نظامى سؤالى شده بنده عرض کردم که فقط اضعف عاملین جنایت آن روز را گرفته‌اند سرهنگ قربانى و ستوان فاطمى را گرفته‌اند این بیچاره این قدر شور بود که ما هم در اینجا کتکش زدیم آنهایى که در این کار خیلى خیلى دخیل بوده و خیلى مقتدر بوده آنها چه شده‌اند و بعد چه می‌شوند من این سؤال را داشتم و این مقصود را داشتم و در سؤال کردن و اصرار اطلاع در این موضوع هیچ چیزى درش نبوده است جز این که خواستم چیزى را که ملت به من مأموریت داده و به من امر کرده اجرا کنم و الساعه در مقابل ملت ایران تذکر می‌دهم مردم آنچه که وظیفه یک نماینده بوده است کاملاً انجام داده‌ایم ما وظیفه داریم از دولت بپرسیم تعقیب کنیم که در این امورات و سایر امورات چه کرده‌اند دیگر این دولت است و آقاى وزیر کشور و سایر مراجع قانونى و رسمى است که باید بروند و تحقیق کنند بنابراین از تمام مردم از تمام دسته‌جات از بازماندگان شهدا تقاضا می‌کنم که بعد از این مستقیماً به خود آقایان مراجعه کنند.

5- طرح لایحه تقاضاى یک ماه تمدید حکومت نظامى در تهران‏

نایب رئیس - لایحه تمدید حکومت نظامى تهران مطرح است قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست مجلس شوراى ملى - نظر به این که وضعیت انتظامى شهر تهران و حومه تمدید فرماندارى نظامى را به مدت یک ماه دیگر از تاریخ 10/5/31 تا 10/6/31 ایجاب می‌نماید لذا طبق پیشنهاد وزارت دفاع ملى و تصویب هیئت دولت ماده واحده زیر تقدیم و تقاضاى تصویب آن را دارد.

ماده واحده - به دولت اجازه داده می‌شود که مقررات فرماندارى نظامى را در تهران و حومه براى مدت یک ماه دیگر از تاریخ دهم مرداد ماه 31 تا ساعت 12 روز دهم شهریور ماه 1331 تمدید نماید.

نایب رئیس - آقاى خسرو قشقایى (گفته شد - نیستند) آقاى شمس قنات‌آبادى‏.

شمس قنات‌آبادى - این مطلب مسلم است و مثلى هم بین مردم معروف است که کوسه و ریش پهن نمی‌شود نمی‌شود یک کسى هم کوسه باشد و هم ریشش پهن باشد. نمی‌شود هم آدم آزادی‌خواه باشد و هم چیزى را که براى آزادى اختناق به وجود مى‌آورد قبول داشته باشد من و دوستان من و برادران هم‌مسلک من یعنى اعضاى مجمع مسلمانان مجاهد طرفدار نظم مطلق مملکت هستیم. و از آن روزى هم که در تهران اعلام حکومت نظامى شده است ما تظاهر که نکردیم هیچ سخنرانی‌هاى هفتگى را هم ترک کردیم اما من یک مطلب اصولى را می‌خواهم تذکر بدهم و آن این است همان طورى که ما بارها گفته‌ایم چیزى که در مملکت می‌تواند ایجاد عدالت و امنیت بکند زور نیست (صحیح است) زور محال و ممتنع است بتواند ایجاد امنیت و عدالت بکند ممکن است یک جلوگیرى موقتى بکند ممکن است یک سانحه‌اى را یک کمى به تأخیر بیاندازد اما از بین نمی‌برد ما اگر می‌خواهیم حکومت نظامى اعلام بکنیم که انتظامات در تهران و سایر نقاط دیگر حفظ شود باید آن وسایلى که در مملکت یا در شهر ایجاد عدم انتظامات مى‌کند باید آنها را از بین برد باید عدالت به وجود آورد باید آزادى در حدود فضیلت به مردم داد هیچ احتیاجى به حکومت نظامى نداریم علاوه این مطلب را همه آقایان می‌دانند که:

تیغ دادن در کف زنگى مست‏ / به که افتد علم را نادان به دست‏

خیلى اسلحه‌ها و حربه‌هایى است که خوب هستند اما وقتى در دست اشخاص نا اهل می‌افتند سوء‌استفاده‌هاى عجیب و غریبى از او می‌کنند یکى هم همین موضوع حکومت نظامى است حکومت نظامى اعلام کرده گفتند دسته‌جات می‌خواهند در تهران شلوغ کنند ما مى‌خواهیم حکومت نظامى باشد و از موادش براى جلوگیرى از تظاهرات و اجتماعات جلوگیرى کنیم آقایان می‌دانند در این حکومت نظامى‌ها چه کردند؟ غالب رفقاى ما را بردند به زندان من می‌خواهم از مسئول و فرماندار نظامى سابق بپرسند که رفقاى ما را براى چه به زندان بردند دو تا دو تا سه تا سه تا رفقاى ما را می‌گرفتند و به زندان می‌بردند چرا؟ اگر اینها جرمى کرده‌اند اگر جنایتى کرده‌اند اگر اخلال نظم کرده‌اند من این مطلب را قبول دارم اما براى چه؟ براى این که اینها مردم آزاده‌اى هستند در تمام حکومت‌ها آنها را به زندان بردند رزم‌آرا رفقاى ما را می‌گیرد ساعد هم می‌گیرد آن وقت این حکومت نظامى هم می‌گیرد به سرلشکر علوى فرمانده نظامى تهران که یکى از مسببین کشتار 30 تیر است گفتیم چرا اینها را گرفتید همین طور سر بالا ما را نگاه می‌کرد در خدمت جناب آقاى حائرى‌زاده چندین مرتبه وقتى یک عده‌اى را گرفته بود همین تذکر را دادیم همین طور ما را نگاه کرد حکومت نظامى اگر می‌شد ازش سوء‌استفاده نشود و براى جلوگیرى از اجتماعات و تظاهراتى که علیه ملت ایران به کار می‌رفت براى آن مطلب بود من هم با آن موافق بودم ولى اگر براى اختناق باشد نمی‌شود با آن موافقت کرد و باید حکومت عدل و داد برقرار شود.

نایب رئیس -  آقاى کهبد (گفته شد نیستند)

اخگر - بنده مخالف هستم‏.

حائرى‌زاده - لایحه‌اى که موافق ندارد پس مردود است ردش کنید برود پى کارش‏.

کریمى - با بودن سرتیپ شیبانى دیگر احتیاجى به حکومت نظامى نیست او خودش می‌گیرد، مى‌بندد، می‌کشد او در این کار سابقه دارد.

نایب رئیس - آقاى مشار حضرتعالى موافقید؟

مشار - نه خیر بنده مخالفم و پیشنهاد می‌کنم از دستور خارج بشود.

نایب رئیس - آقایان نمایندگان که خارج تشریف دارند بگویید بیایند براى گرفتن رأى و حالا پیشنهاد آقاى حائرى‌زاده قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) تقاضا دارم از دستور خارج شود - حائرى‌زاده‏.

نایب رئیس - آقاى حائرى‌زاده‏

حائرى‌زاده - مردم تهران در عصر دوشنبه که تمام قواى نظامى عقب کشیدند از پلیس و ژاندارم و قواى مسلح، مردم خودشان مدت 48 ساعت می‌توان گفت که انتظامات شهر را عهده‌دار بودند و خیلى بهتر و منظم‌تر از آن موقعی‌ که قواى مسلح جلوى مردم را می‌خواستند بگیرند شهر را اداره کردند (صحیح است) مردم به این نجیبى مردم به این شریفى چرا باید با سر نیزه با آنها معامله بشود؟ این لایحه خیر تمام لوایحى که راجع به حکومت نظامى هست به جز این که مأمورین ما همیشه مردم را خواسته‌اند در جامعه و در اجتماع مقصر جلوه بدهند و یا براى مقاصد خودشان بخواهند ادامه بدهند و یا ایجاد بکنند حکومت نظامى هیچ نفع دیگرى ندارد بنده خبر دارم که خود رؤساى قشونى اسلحه به مردم مى‌دادند که ایجاد نا‌امنى بکنند بعد اختیار و اعتبار از مرکز بگیرند که ما می‌خواهیم امنیت برقرار کنیم حکومت نظامى ایجاد کنیم با این ترتیب بنده عقیده دارم این لایحه باید به کلى از دستور خارج شود و سایر لوایحش هم از دستور خارج شود ما لازم نداریم این را.

نایب رئیس - طبق نظامنامه پیشنهاد خروج از دستور نمى‌شود باید پیشنهاد مسکوت گذاشتن داده شود یا موقت یا دائم.

اخگر - بنده پیشنهادى تقدیم

+++

 کرده راجع به مسکوت گذاشتن اجازه بدهید توضیح بدهم.

نایب رئیس - بفرمایید

اخگر - نظر به این که این لایحه از طرف دولتى پیشنهاد شده است که مورد اعتماد عموم می‌باشد و نظر به این که اولاً قانون حکومت نظامى مورد استفاده قرار می‌گیرد کهنه و غیر قابل اجرا است و نظر به این که دادرسى ارتش نواقص بسیارى داردکه تا آن نواقص رفع نشود قادر به صدور احکام صحیح نخواهد بود و نظر به این که همان طورى که ایشان فرموده‌اند (اشاره به آقاى حائرى‌زاده) مردم تهران خودشان حافظ انتظام هستند و به خوبى این مراتب را امتحان داده‌اند حکومت نظامى براى آنها لازم نیست و از نظر این که سرباز یعنى کسى که سرش را مى‌بازد مقدس است محترم بایستى باشد سرباز در سیاست دخالت ندارد و نباید داشته باشد و نباید به عنوان حکومت نظامى اشخاصى را که قانون حق دخالت در سیاست نداده وارد سیاست بکنند و با مردم طرف بکنند و نظر به این که اختیاراتى در مجلس به جناب آقاى دکتر مصدق داده شده که ایشان به نحو احسن و اتم و اکمل بدون این که این لایحه تصویب شود می‌توانند انتظامات را حفظ کنند و چون دولت یک لایحه‌اى داده و به دلایلى که عرض کردم این لایحه تصویبش صلاح نیست ردش هم صلاح نیست به این مناسبت بنده پیشنهاد کردم که این لایحه مسکوت بماند.

حائرى‌زاده - الى لابد اگر بماند موافقیم.

دکتر معظمى - اخطار نظامنامه‌اى دارم اجازه می‌فرمایید.

نایب رئیس - بفرمایید.

دکتر معظمى - پیشنهادى که جناب آقاى حائرى‌زاده دادند (حائرى‌زاده - پیشنهاد اخیر پیشنهاد آقاى اخگر بوده است) ببخشید پیشنهاد آقاى اخگر راجع به مسکوت گذاشتن قابل رأى نیست چرا؟ براى این که روزى که تصویب حکومت نظامى را ما به مجلس شوراى ملى واگذار کردیم براى این بود که از حکومت نظامى‌هایى که بى‌مورد اعلام می‌شود جلوگیرى بشود و به همان جهت در آن ماده واحده پیشنهاد شده است که جلسه فوق‌العاده باید تشکیل شود و در رد یا قبول آن مجلس اظهار نظر بکند نتیجه پیشنهاد جنابعالى چه می‌شود؟ نتیجه این می‌شود که هم لایحه مسکوت بماند و هم حکومت نظامى باشد بنابراین به هیچ وجه رأى نبایستى گرفته شود یعنى سکوت معنی‌اش این نیست که حکومت نظامى ملغى شود تعیین تکلیف حکومت نظامى بایستى فى‌المجلس بشود و به همین جهت به کمیسیون هم نباید برود براى این که ممکن است لایحه در کمیسیون دو ماه معطل بماند و حکومت نظامى هم ادامه داشته باشد پس مجلس شوراى ملى بایستى که فوراً تکلیف را معین بکند و آن ماده واحده را که در اینجا تصویب شده است براى استحضار آقایان قرائت می‌کنم.

ماده واحده - دولت نمی‌تواند جز در مواقع فوق‌العاده که ضرورت ایجاب می‌کند اعلان حکومت نظامى بدهد و آن هم باید با تصویب مجلس شوراى ملى و مجلس سنا باشد اگر وقتى در جایى ضرورت فورى ایجاب کرد دولت می‌تواند آن را اعلام کند ولى باید در ظرف یک هفته پیشنهاد آن را با ذکر علت به مجلس شوراى ملى و مجلس سنا بدهد و موافقت آنان را بخواهد مجلسین به محض پیشنهاد دولت هر یک جلسه فوق‌العاده تشکیل و تصمیم خود را اعلام می‌دارد مدت حکومت نظامى نیز باید در اعلان معین گردد و تمدید آن اگر لازم شود محتاج به اجازه جدید است. این پیشنهاد شما دلیل این است که مجلس نمی‌خواهد اظهار‌نظر کند و تصمیم بگیرد حالا آقاى معاون وزارت دفاع ملى اگر نظرى دارند به عرض آقایان می‌رسانند.

نایب رئیس - آقاى معاون وزارت دفاع ملى توضیحاتى دارید بفرمایید.

مشار - بنده بااصل لایحه مخالف بودم.‏

معاون وزارت دفاع ملى (سرلشگر وثوق) - در مورد فرماندار نظامى به طوری که خاطر آقایان نمایندگان محترم مستحضر است منظور فقط تأمین آسایش بیشتر براى اهالى این کشور است والا وزارت دفاع ملى شخصاً در این مورد نظرى ندارد (مشار - این حرف دروغ است آقا) بنده می‌خواستم نظر آقایان را جلب بکنم که اگر در سابق رفتارهاى خلاف انتظارى به عمل آمده این لایحه از طرف جناب آقاى دکتر مصدق وزیر دفاع ملى تقدیم مجلس شوراى ملى می‌شود از طرف دولتى که مورد تأیید عموم آقایان است و قطعاً امیدوارى کامل حاصل است که اگر در دوره‌هاى گذشته خلاف وظیفه‌اى از طرف بعضى از مأمورین شده بنده به آقایان اطمینان می‌دهم که در این مورد قطعاً نهایت جدیت و کوشش خواهد شد که چنین اعمالى تکرار نشود بنابراین بسته به نظر آقایان محترم است که پیشنهاد دولت را در این مورد قبول بفرمایند یا نه؟

نایب رئیس - آقاى اخگر پیشنهادتان را مسترد داشتید؟

اخگر - خیر

نایب رئیس - اخطار آقاى دکتر معظمى وارد نیست و طبق ماده یک صد و چهل و هفت آیین‌نامه که قطعاً حاکم بر امور جارى مجلس است هر یک از نمایندگان حق دارند از مجلس کتباً تقاضا نمایند که طرح لایحه‌اى مسکوت بماند پس بنابراین تشخیص با دولت است اگر مصر باشد باید بیاید با اتکا به رأى اعتماد آن را بگذرند و یا اگر مصر نبود آن را ملغى بکند رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى اخگر دایر به مسکوت ماندن این لایحه (اخگر - اجازه می‌فرمایید) اعلام رأى شده آقایان موافقین قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد آقاى وزیر کشور فرمایشى دارید بفرمایید.

وزیر کشور (دکتر صدیقى) - گویا حاجت به تذکار نباشد که آقایان همه از اوضاع و احوالى که بر اثر این فتنه گذشته و قیام ملى به وجود آمده است (شمس قنات‌آبادى - فتنه را در عداد قیام ملى نفرمایید) نخیر آقا اتفاقاً نظر بنده از فتنه درست مخالف نظر شما یاد شده و شاید لازم باشد که اگر جمع اضداد یا اقلاً ذکر اضداد بشود در اینجا است اوضاع و احوالى به وجود آورده است که هنوز می‌توان گفت آن آرامش و آسایش که منظور نظر آقایان محترم و ملحوظ است در نظر دولت به درستى حاصل نشده و بیم آن می‌رود که شاید عناصرى و عواملى از این اوضاع اگر ما حکومت نظامى را از میان برداریم سوء‌استفاده کنند (نریمان - ابداً آقا ابداً) و دولت با اطلاعاتى که دارد شاید احاطه‌اى که الان به امور پیدا کرده است و گزارش‌هایى که دریافت می‌کند ادامه حکومت نظامى را لازم می‌داند و بیش از این و روشنتر از این شاید لازم نباشد به عرض آقایان چیزى برسانم.

دکتر سنجابى - پیشنهادى تقدیم داشته‌ام.

اخگر- بنده مخالف بودم و حالا هم می‌خواهم عرض کنم.

نایب رئیس - بفرمایید.

اخگر - وقتى که این لایحه پیشنهاد شده است روزى بوده است که ما به دولت اختیار نداده بودیم و در آن موقع دولت می‌بایستى لایحه تنظیم بکند و اجازه براى حکومت نظامى بگیرد ولى پس از دادن اختیارات دیگر این لایحه مورد ندارد به علاوه در عمل ثابت شده است که مردم تهران خودشان بیدار و هشیارند و خودشان مواظب نظم امنیت هستند کما این که در دو روزى که انتخابات دست خود مردم بود مردم خودشان مراقب نظم و امنیت بودند و هیچ اتفاقى هم نیفتاد دیگر این که این قانون حکومت نظامى مال چندین سال قبل است و براى روز حاضر قابل اجرا نیست باید این قانون اصلاح شود بعد از آن که اصلاح شد البته اگر مقتضى بود حکومت نظامى که اعلام می‌شود باید در آن موقع موافق قانون اصلاح شده باشد این قانون امروز قابل عمل نیست و همان طورى که عرض کردم چون لایحه قبل از دادن اختیارات بوده هیچ ضرورتى ندارد این لایحه و به جاى این که دولت را تقویت کند تضعیف می‌کند یک سابقه‌اى خواهد شد که براى سایر مسائل هم دولت ناچار بشود لایحه بیاورد و ما تصویب بکنیم و آن وقت اصل اختیارات از بین می‌رود و بنده عرض کردم که اگر رد بکنیم این لایحه را دلیل این نیست که به دولت اعتماد نداریم چون قابل قبول نیست رد می‌کنیم (شمس قنات‌آبادى - ربطى به دولت ندارد) به این جهت من رأى نمی‌دهم و این را هم عرض می‌کنم که رأى ندادن ما مخالفت با دولت نیست (صحیح است) ما موافق دولت هستیم ولى به این لایحه رأى نمی‌دهیم‏.

6- ختم جلسه به عنوان تنفس

نایب رئیس - آقایانى که موافقند با کفایت مذاکرات ....

دکتر سنجابى - پیشنهاد تنفس شده دستور بفرمایید قرائت شود.

نایب رئیس - پیشنهادى راجع به تنفس رسیده که قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم ده دقیقه تنفس داده شود - دکتر سنجابى‏.

نایب رئیس - آقایان اگر با تنفس موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بنابراین ده دقیقه تنفس داده می‌شود

(یک ساعت بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - احمد رضوى‏

+++

                       

یادداشت ها
Parameter:294763!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)