کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملی، دوره 15
[1396/05/24]

جلسه: 25 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 28 مهرماه 1326  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صوت مجلس

2 - اقتراع شعب شش‌گانه

3 - بیانات آقای وزیر بهداری و تقدیم یک فقره لایحه

4 - مراسم تحلیف چهل و سه نفر از نمایندگان

5 - ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملی، دوره 15

 

 

جلسه: 25

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 28 مهرماه 1326

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صوت مجلس

2 - اقتراع شعب شش‌گانه

3 - بیانات آقای وزیر بهداری و تقدیم یک فقره لایحه

4 - مراسم تحلیف چهل و سه نفر از نمایندگان

5 - ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس یک ساعت قبل از ظهر به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس.

صورت مجلس روز سه‌شنبه 21 مهر ماه را آقای صدرزاده(منشی) قرائت نمودند.

یک ساعت به ظهر روز سه‌شنبه 21 مهر مجلس به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه قبل با توضیح آقای فرامرزی راجع به طرحی که تقدیم کرده بودند تصویب شد.

اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شد.

غایبین با اجازه- آقایان: غضنفری، منصف، افخمی، دکتر آشتیانی، علی اکبر ملکی، سلطان‌العلما.

غایبین بی‌اجازه- آقایان: گنابادی، دکتر عبده، علی و کیلی، قهرمان.

دیرآمدگان با اجازه- آقایان: کفایی، قبادیان، بهار.

دیرآمدگان بی‌اجازه- آقایان: محمدحسین صولت قشقایی، حسن اکبر، جواد عامری، معین‌زاده، دکتر راجی، تولیت، آقاجان بختیار، نراقی، دکتر طبا، گلبادی، ساعد، شریعت‌زاده، اسدی.

آقای دکتر اعتبار در موضوع این که چندی است جرایدی از راست و چپ توقیف می‌شود با قرائت تلگراف مدیر روزنامه کیفر توضیحاتی داده معتقد بودند که جراید اگر توهین می‌کنند باید محاکمه شوند نه به صرف نوشتن حقایق توقیف جراید مبادرت شود و تقاضا نمودند مجلس در این باره توجه نماید.

آقای قبادیان با ذکر این که به برنامه دولت با شرط موافقت کرده و رأی داده‌اند راجع به اقدامات دولت بیاناتی نموده تصریح کردند که علیه حکومتی که برخلاف قانون اساسی و مصالح کشور عمل کند قیام خواهند کرد و سپس راجع به حوادث مهمی که در قسمت غرب به وقوع پیوست و ایلات غرب در قبال مصالح مملکت و در طریق مبارزه با ماجراجویان و تجزیه طلبان متحد و متعهد شدند به تفصیل پرداخته گفتند خدمات اهالی و ایلات غرب در وقایع اخیر آن صفحات و کمک به رفع غائله آذربایجان باید مورد توجه مجلس و دولت قرار گیرد و مخصوصاً از ریاست مجلس تقاضا نمودند که مستدعیات اهالی غرب را به دولت تذکر دهند و چنین خلاصه نمودند اصلاحات شهری و تشکیل انجمن‌های ایالتی و و لایتی و ازدیاد نمایندگان صفحه غرب و اصلاح امور کشاورزی و رعایت احوال کشاورزانی که توتون را به اجبار به انحصار دخانیات یک من شش قران می‌فروشند و در بازار سیاه شصت تومان به فروش می‌رود و به جای قدغن کشت خشخاش زراعت دیگر برای تأمین معاش آنها در نظر گرفته نشده حتی وضع کشت پنبه نیز بر هم خورده و بازرگانان آن صفحات از ارز انحصار یافته به تهران نیز استفاده نمی‌کنند و در پایان بیانات

+++

خود لازم شمردند که آقایان نمایندگان برای اصلاح کلی این قبیل امور مطالعه و تصمیماتی اتخاذ نمایند تا دولت بر طبق آن موجبات آسایش ساکنین کلیه شهرستان‌ها را فراهم آورد، آقای کشاورز صدر با عطف به بیانات آقای قبادیان تذکراتی دادند و سپس به موضوع جراید پرداخته گفتند روزنامه‌های مردم، آتش، صدای وطن، کیفر، روستا و عده دیگر در توقیف است در حالی که مقصود او حکومت دموکراسی آزادی عقیده و بیان و قلم است نه این که روزنامه‌های طرفدار دولت در نگارشات خود آزاد باشند و مخالفین آنها را حکومت نظامی توقیف کند و سپس روش روزنامه کیهان را در انتقاد بی‌طرفانه از خوب و بد امور برای عمل دولت نسبت به نگارشات خوب و بد جراید مخالف و موافق سرمشق مناسب معرفی نموده تقاضا کردند مجلس در باب لغو حکومت نظامی به دولت تذکر دهد.

آقای فرامرزی طبق ماده 109 عطف به بیانات آقای کشاورز صدر راجع به رویه روزنامه کیهان و عمل اکثریت در انتخاب هیئت رئیسه و ممانعت از صحبت مخالفین و لزوم رعایت اصول پارلمانی توضیحاتی دادند.

آقای اردلان با اشاره به مذاکراتی که در اطراف توقیف جراید به میان آمده گفتند در مملکتی می‌توان زندگی کرد که آزادی عقیده و قلم و گفتار به نحو اتم رعایت شود و با قانونی که در دوره سیزدهم راجع به مطبوعات به تصویب رسید مخالف بوده پیشنهاد نمودند که مجلس موافقت کند قانون مذکور لغو شود و انتشار جراید انحصار نشود و نظر خود را به موضوع اهم خلاصه نمودند که نخست باید هر کس بخواهد و بتواند روزنامه بنویسد، دوم باید روزنامه خود را طبق قانون ثبت شرکت‌ها و علایم تجارتی به ثبت برساند و در درجه سوم یک دادگاه و یژه مطبوعاتی تشکیل گردد تا همان طور که آزادی مطبوعات تأمین بشود شرافت مردم نیز به وسیله این دادگاه تأمین می‌شود بیانات ناطق با تحسین نمایندگان خاتمه یافت که طرح قانونی پیشنهاد خود را تهیه و تقدیم نمایند. آقای رضوی پیشنهاد ورود به دستور نموده گفتند مجلس باید وارد کار شود و دستور امروز انتخاب کمیسیون‌ها است که اگر شروع شود در کیفیت انتخاب اعضا نظری دارند و پیشنهاد خواهند نمود. آقای دهقان با ورود به دستور مخالف بوده راجع به انتخاب کمیسیون‌ها نیز توضیح دادند که به این ترتیب نمی‌توان عمل کرد و چون عده برای اخذ رأی کافی نبود نیم ساعت بعد از ظهر مجلس خاتمه یافت و جلسه آینده بروز پنجشنبه 23 مهر موکول گردید.

رئیس- آقای دهقان نسبت به صورت مجلس نظری دارید؟

دهقان- بنده راجع به صورت مجلس عرضی ندارم ولی تذکر و اجبی دارم.

رئیس- آقای مکی راجع به صورت مجلس نظری دارید؟

مکی- در جلسه گذشته آقای قبادیان مذاکراتی فرمودند ضمن مذاکرات‌شان فرمودند که سیاست خارجی آقای فیروز را روی کار آورد و بنده بهشان عرض کردم که اشتباه می‌کنید این را در خارج جراید این طور منعکس کردند یعنی در روزنامه اطلاعات که بنده عرض کردم دولت اشتباه می‌کند در صورتی که بنده عرض کردم ایشان اشتباه می‌کنند.

رئیس- آقای رضوی نسبت به صورت مجلس فرمایشی دارید؟

رضوی- بنده قبل از دستور عرایضی دارم.

رئیس- آقای رحیمیان در صورت جلسه فرمایشی دارید؟

رحیمیان- چون جلسه قبل برای انتخاب کمیسیون‌ها معین شده بود و نشد اعتراض دارم و یکی هم اعتراضی راجع به روش اخیر حضرتعالی دارم و عرایضی دارم که اگر اجازه بفرمایید عرض کنم.

رئیس- راجع به صورت مجلس است؟

رحیمیان- بلی. راجع به صورت مجلس و روش حضرتعالی در این چند روزه هست و ربطی به نظامنامه ندارد.

رئیس- از نظامنامه انحرافی شده است یا خیر؟

رحیمیان- به نظامنامه کاری ندارد عرض کردم که بنده راجع به این که در جلسه قبل ممکن بود کمیسیون‌ها انتخاب بشود و نشد اعتراض دارم و یکی راجع به روش حضرتعالی است. رد چند روزه اخیر برای دعوت نمایندگان فراکسیون‌ها عرایضی دارم اجازه بفرمایید عرض کنم.

رئیس- این مربوط به صورت جلسه نیست. انتخابی که در خارج شده راجع به کمیسیون‌ها از فراکسیون‌ها نبوده؟

قبادیان- مقصود ایشان این است که از عده از منفردین دعوت نشده است.

رئیس- تأمل بفرمایید نسبت به صورت جلسه که فرمایشی ندارید.(رحیمیان: خیر) آقای کشاورز صدر.

کشاورز صدر- بنده هم عرضی ندارم.

رئیس- صورت مجلس روز 21 مهر ماه تصویب شد. آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند.

نمایندگان- دستور.

دهقان- بنده تذکری دارم یک سؤالی از دولت کرده بودم چون موعدش گذشته اگر بیش از این تأخیر شود استیضاح خواهم کرد.

رئیس- آقای مکی.

مکی- بنده یک عرایضی داشتم می‌خواستم عرض کنم.

رئیس- به عنوان نطق قبل از دستور یک عده از آقایان اجازه خواسته‌اند.(نمایندگان: دستور، دستور) بنده اجازه می‌خواهم که آقای رحیمیان بیاناتشان را بکنند.

رحیمیان- قبل از دستور بنده یک عرایضی دارم که مؤثر است دانستن آن برای ملت ایران بنده می‌خواهم اعتراض بکنم به آقای رئیس.

نمایندگان- دستور، دستور

رئیس- اگر انحرافی از نظامنامه شده باشد می‌توانید راجع به یک ماده از نظامنامه بفرمایید.

رحیمیان- عرایض بنده راجع به انتخاب فراکسیون‌ها و منفردین در خارج است اجازه می‌فرمایید عرض کنم؟

صادقی- بنده مخالفم.

(همهمه نمایندگان- دستور)

رئیس- تقاضا می‌کنم که چون نسبت به بنده است اظهارات‌شان را بفرمایند.

بعضی از نمایندگان- این حق مجلس است.

رضوی- بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم استدعا می‌کنم بفرمایید باید قبل از دستور حرف زد یا خیر؟ اگر باید حرف زد که ما هم حرف می‌زنیم و اگر نباید حرف زد رأی بگیرید.

رحیمیان- اجازه داده‌اند که بنده حرف بزنم.

رئیس- پس تمنا می‌کنم بگذارید مذاکره قبل از دستور بشود.(سزاوار: مخالفم)(چند نفر از نمایندگان: دستور، رأی بگیرید) رأی می‌گیریم به ورود در دستور آقایانی که موافقند قیام کنند.(اکثر برخاستند) تصویب شد.

2 - اقتراع شعب شش‌گانه.

رئیس- چون امروز معین شده بود برای تعیین شعب به طور قرعه و مدت شعب هم مقتضی شده است حالا شروع می‌شود به تعیین شعب به طور قرعه، عده حاضر در مرکز 124 نفر هر شعبه 20 نفر و به شعبه اول و دوم و سوم و چهارم یک نفر اضافه می‌شود.

(اقتراع شعب شش گانه به شرح ذیل به عمل آمد)

شعبه اول- آقایان: غضنفری، محمود محمود، اعزاز نیک‌پی، عباس مسعودی، سید علی بهبهانی، محمدتقی بهار، ملک‌پور، فتحعلی افشار، حسین و کیل، صفا امامی، حسن ارسنجانی، احمد شریعت‌زاده، بوداغیان، فاضلی، دکتر متین دفتری، اسدی، دکتر آشتیانی، سید اسدالله موسوی، علی اکبر امامی، اهری، باتمانقلیچ

شعبه دوم- آقایان: ارباب رستم گیو، عبدالقدیر آزاد، احمد بهادری، عباس اسکندری، حسن مکرم، ابوالفتح قهرمان، اردلان، صدرزاده، صادقی، حائری‌زاده یزدی، مسعود ثابتی، دهقان، شهاب خسروانی، دکتر رضازاده شفق، دکتر مصباح زاده، سیدهاشم و کیل، حاج حبیب‌الله امین، عباسقلی عرب شیبانی، علی اکبر ملکی، لیقوانی.

شعبه سوم- آقایان: دکتر عبدالله معظمی، احمد اخوان، محمد ذوالفقاری، آقاخان بختیار، کامل ماکویی، عسکر صاحب جمع، محسن گنابادی، دکتر بقایی، آشتیانی‌زاده، حاذقی، ظفری، مکی، مهدی ارباب، مهندس رضوی، عزت‌الله بیات، شادلو، ضیاء ابراهیمی، حسن اکبر، جواد عامری، دادور.

شعبه چهارم- آقایان: دکتر اعتبار، ابوالقاسم امینی، عباس قبادیان، محمدحسین صولت قشقایی، معین‌زاده، لاهوتی، پالیزی، معتمد دماوندی، دکتر راجی، ابوالحسن رضوی، دکتر فلسفی، فولادوند، آصف، محمدعلی مسعودی، محمدقلی قوامی، امیرتیمور، مهندس خسرو هدایت، شریف‌زاده، تولیت، دکتر ملکی.

شعبه پنجم- آقایان: گنجه، ناصرالدین ناصری، کلبادی، سلطانعلی شیخ‌الاسلامی، کشاورز صدر، مشایخی، ملک‌مدنی، ساعد، نواب یزدی، سزاوار، یمین اسفندیاری، رحیمیان، حاج آقا رضا رفیع، ناصر ذوالفقاری، اورنگ، مامقانی، امیر حسین ظفر بختیار، صاحب‌دیوانی، ابوالقاسم بهبهانی، عباس نراقی.

شعبه ششم- آقایان: محمد آخوند جرجانی، منصف، افخمی، سالار بهزادی، اقبال، رضا حکمت، فرامرزی، حسن مرآت اسفندیاری، کفایی، دکتر امینی، حسن نبوی، نیک‌پور، دکتر طبا، دکتر مجتهدی، عبدالله وثوق، خسرو صولت قشقایی، محمد عباسی، برزین، عزیز اعظم زنگنه، محمد سلطان علما بروجردی.

آقایان: نورالدین امامی به شعبه یک محمدهراتی به شعبه دو و نصرت‌الله اسکندری به شعبه 3. حسن تقی‌زاده به شعبه چهارم اضافه می‌شوند.

3 - بیانات آقای وزیر بهداری و تقدیم یک فقره لایحه.

رئیس- آقای وزیر بهداری.

وزیر بهداری- بنده انشاء‌الله در جلسات آتیه با اجازه آقایان نمایندگان محترم استدعا خواهم کرد که چندین جلسه‌شان را صرف توضیحات بنده بکنند و راجع به اوضاع صحی مملکت و از آنجایی که می‌دانم تمام آقایان نمایندگان محترم علاقه تامی به وضعیت صحی مملکت دارند برای این که هر عملی که خواسته باشیم انجام بدهیم باید مردان سالم داشته باشیم امیدوارم که در چند جلسه به عرایض بنده توجه بفرمایید و این موافقت را در جلسات آتیه با بنده خواهند کرد و فعلاً راجع به موضوع می‌خواستم توضیحاتی به عرض آقایان نمایندگان برسانم یکی راجع به و با است این روزها تمام افراد کشور مضطرب هستند و لازم بود که بنده اینجا یک توضیحاتی بدهم و اطلاع داشته باشند که وبا در داخل ایران به هیچ وجه وجود نداشته و چه اقداماتی هم شده است در چهارم مهر اطلاع پیدا کردیم که در کشور دوست و هم‌کیش ما مصر بیماری و با بروز کرده فوراً در همان تاریخ به وسیله وزارت امور خارجه تقاضا کردم که به هیچ و جه من الوجوه اجازه مسافرت از مصر به ایران داده نشود و حتی از ورود طیارات جلوگیری بشود برای این که خطری که متوجه کشور ما است به وسیله این و سایل سریع ارتباط که امروزه از همه مهم‌تر هواپیما است در ظرف چند ساعت ممکن است یک نفر که مبتلا به بیماری و در دوره بروز بیماری باشد به مملکت وارد شود و خدای نکرده در مملکت این بیماری شیوع پیدا کند و حتی در همان تاریخ ورود این گونه مسافرین را به ایران قدغن کردم و برای احتیاط تقاضا کردیم که به هیچ وجه من‌الوجوه نمایندگان ایران در لبنان، سوریه، عراق، فلسطین، ماوراء اردن، به هیچ وجه من‌الوجوه اجازه مسافرت به ایران را ندهند. این دستورات از آن روز با کمال شدت انجام می‌شود و از آن تاریخ به هیچ وجه مسافری از قاهره به ایران وارد نشده حتی در چند شب قبل اطلاع پیدا کردم که در ساعت 8 و نیم بعدازظهر دو سه نفر مسافر تبعه خارج که چند روز قبل در قاهره بودند البته در آنجا به آنها روادید ندادند و آمده‌اند در بیروت و در بیروت سه چهار روز در قرنطینه بوده و کاملاً سالم تشخیص داده بودند با طیاره به تهران آمدند خود اینجانب تا ساعت یازده شب این طرف و آن طرف رفتم آنها را پیدا کردم و توقیف‌شان کردم و تا مدت 5 روز در تحت نظر طبی بودند بعد از آن که تمام امتحانات شد و منفی بود آنها را آزاد کردیم این بود می‌خواستم به استحضار آقایان برسانم که مستحضر باشند. هر روز با تلفن با خرمشهر و آبادان در ارتباط هستیم همچنین با قصرشیرین و بغداد و الحمدالله به هیچ وجه من‌الوجوه این بیماری در ایران وجود ندارد و در ممالکی هم که در طرف مغرب ایران واقع شده‌اند در آنجا هم به حمدالله هیچ وجود ندارد و کشور عراق و سایر کشورها هم نهایت مراقبت را می‌کنند. یک موضوع دیگر هم هست و آن وبایی است که اخیراً متأسفانه در ایالت پنجاب بروز کرده و از این طرف متأسفانه خطر برای ما خیلی بیشتر است برای این که ما همسایه هستیم و مرزهای‌مان هم و سیع است راه‌هایی که می‌توانیم از آنها جلوگیری بکنیم زیاد است و راه‌های غیرمجاز هم زیاد است به محض آن که اطلاع پیدا کردیم که در پنجاب بیماری وبا برزو کرده بلافاصله تقاضا شد که از هندوستان هم رفت و آمد به هر و سیله‌ای که هست چه هواپیما و چه راه آهنی که از میرجاوه به زاهدان می‌آید و چه به وسیله کشتی به کلی قدغن شد، به طوری که الان 15 روز است که به هیچ وجه من‌الوجوه اجازه مسافرت از هندوستان به ایران داده نمی‌شود و در زاهدان مدت 20 روز است که قرنطینه برقرار کرده‌ایم چند روز پیش 21 نفر ایرانی که حتی تذکره هم نداشتند به طور قاچاق از راه‌های غیرمجاز وارد شده بودند آنها را فوراً توقیف کردند که در قرنطینه تحت مراقبت طبی قرار گیرند خود اینجانب هم فردا با اجازه آقایان برای این که وضعیت زاهدان را از نزدیک ببینم عازم زاهدان هستم با طیاره برای دو روز و سایل قرنطینه را تهیه کرده‌ایم که در آنجا برقرار شود و کاملاً مجهز است یکی دیگر هم از و سایل جلوگیری بیماری و همان طوری که آقایان اطلاع دارند ارسال واکسن است از آن روزی که بیماری و با در مصر و هندوستان اطلاع پیدا کردیم که شیوع پیدا کرده فوراً به بنگاه پاستور تهران که یکی از بهترین بنگاه‌های علمی است و در ظرف این 5 و 6 ماه اخیر به بهترین و سایل مجهز شده است و می‌توانم به آقایان بگویم که با بهترین بنگاه پاریس می‌تواند برابری کند در آنجا دستور دادیم که واکسن وبا به مقدار کافی حاضر و تهیه کنند در هر هفته‌ در بنگاه پاستور و برای چند هزار نفر واکسن وبا تهیه می‌شود و برای این که واکسن وبا به مقدار کافی داشته باشیم با وزارت کشاورزی مذاکره شد در بنگاه حصارک هم هر هفته‌ای پنجاه هزار دز یعنی برای پنجاه هزار نفر واکسن وبا تهیه می‌شود و واکسن وبا به مقدار کافی برای مراکزی که قرنطین هستند برای خرمشهر، زاهدان، قصر شیرین، فرستاده شده و در آنجا هست البته یک عده از آقایان در گمرکات دولتی تقاضا کرده بودند در آنجا واکسیناسیون بکنند واکسیناسیون عمومی را به نظر وزارت بهداری هیچ موقعیت ایجاب نمی‌کند زیرا که به واسطه این عمل ممکن است باعث یک ترس و وحشتی برای عموم افراد مملکت بشود وزارت بهداری مراقبت کامل خواهد داشت و اگر خدای نکرده بیماری نزدیک شد و محتاج بود عمل واکسیناسیون را انجام خواهیم داد و می‌خواستم خدمت آقایان عرض کنم که به هیچ وجه من‌الوجوه جای نگرانی باقی نیست و مراقبت کامل خواهد شد موضوع مهمی که می‌خواستم به عرض آقایان برسانم بیمارستان فیروزآبادی بود که در چندی قبل هم در برنامه دولت جناب آقای دکتر متین دفتری سؤالی کردند و جواب آن در آن موقع داده نشد بنده لازم می‌دانم که اینجا یک توضیحاتی به عرض آقایان نمایندگان راجع به مریض‌خانه فیروزآبادی برسانم برای این که کاملاً افکار عمومی و مخصوصاً نمایندگان محترم راجع به این موضوع روشن شود. بیمارستان فیروزآبادی در سال 1312 به دست آقای حاج سید رضا فیروزآبادی در حقیقت تأسیس شد به این ترتیب که ایشان از حقوق چند ساله مجلس که جمع شده بود و نگرفته بودند با کمک جناب آقای دکتر امیراعلم یک زمینی تهیه کردند و یک بنای خیلی محقر و مختصری که الان وجود دارد و چنین مرتبه هم تا به حال در معرض آتش واقع شده و سوخته و وزارت بهداری آن را تعمیر کرده ساخته و در آنجا وجود دارد این اقدام آقای فیروزآبادی مورد تقدیر است.(صحیح است) و وزارت بهداری کراراً از زحمات ایشان تقدیر کرده است و این البته یکی از سرمشق‌های بسیار خوبی است برای سایر افراد کشور و بعد از آن که این بنای محقر را آقای فیروزآبادی در آنجا کردند وزارت بهداری بنا به پافشاری خود آقای فیروزآبادی اقدام کرد که آنجا را توسعه بدهد.(یعنی اداره کل بهداری سابق) و در آنجا تا این تاریخ که خدمت آقایان هستم بیش از دو میلیون تومان در این ده دوازده سال صرف مخارج ساختمانی آنجا شده و یک مریض‌خانه خیلی بزرگی است که اگر آقایان تشریف فرما بشوند و در آنجا سرویس‌های مختلفه تأسیس شده و تمام مخارج این بیمارستان از طرف وزارت بهداری پرداخت می‌شود و بودجه‌اش در سال نزدیک به یک میلیون تومان است در حدود هشتصد هزار و خورده‌ای تومان مخارج جاری‌اش است چه از نظر دوا و سایر لوازمات در حدود یک میلیون تومان و آقای فیروزآبادی در امور جاری مریض‌خانه از لحاظ مخارج هیچ دخالتی ندارند البته وقفنامه‌ای که هست تولیت آنجا مادام‌العمر برای آقای فیروزآبادی است برای تشویق و ترغیب و حسن خدمتی که ایشان انجام داده‌اند برای ابد اسم این بیمارستان فیروزآبادی خواهد بود و به اسم ایشان خوانده می‌شود منتها آقای فیروزآبادی از نقطه‌نظر این که علاقه تامی دارند که مرضای فیروزآبادی به نحو احسن تحت مراقبت قرار گیرند یک مداخلاتی در بیمارستان می‌کردند که از نقطه‌نظر فنی ما را دچار اشکال می‌کردند(محمدعلی مسعودی: صحیح است) به این معنی که آقای فیروزآبادی بدون مراعات اصول بهداشت و فنی فرض بفرمایید در سرویس امراض عفونی که اطرافش نمی‌شود رفت که با یک شرایطی باید رفت آنجا و با یک شرایطی خارج شد ایشان بدون مراعات اصول فنی حتی بدون این که پیراهن سفیدی به تن خود بکنند از سرویس عفونی می‌رفتند به سرویس جراحی آقایانی که اینجا تشریف دارند الحمدالله پزشکان درجه اول کشور اینجا افتخار نمایندگی دارند و می‌دانند که از نقطه‌نظر فنی بنده چه عرض می‌کنم و چه مخاطراتی متوجه بیماران می‌شود همچنین از قسمت عفونی به قسمت زایشگاه می‌رفتند و جان زائو در خطر و صدمه بود حتی در مدتی که بنده به آذربایجان رفته بودم یک شب رفته بودند در بیمارستان

+++

ساعت نصف شب در قسمت سرویس طبی و آنجا نسبت به سرپرست‌ها پرخاش کرده بودند شاید هم حق داشتند ولی در هر صورت باعث سرو صدایی شده بود و تمام پرستارهای آنجا اعتراض کرده بودند و گرو کرده بودند و بعد خودشان هم در حضور من تصدیق کردند که ایشان عصبانی شده بودند و از این جهت این عمل اتفاق افتاده بود برای این که این پیش آمدها نشود ضمن یک نامه‌ای به بیمارستان‌ فیروزآبادی دستور داده شد که آقای فیروزآبادی تولیت آن بیمارستان را دارند و وزارت بهداری نهایت امتنان را از کمک‌های شایانی که ایشان کرده بودن دارد ولی استدعا می‌شود از آقای فیروزآبادی که در امور فنی بیمارستان هیچ نوع دخالتی نداشته باشند.(صحیح است) و مخصوصاً از ایشان خواهش شد که مراعات اصول اداری و داخلی بیمارستان را بفرمایند این البته باعث دلتنگی آقای فیروزآبادی شد حتی اظهار کرده بودند که ما ورود ایشان را به بیمارستان قدغن کردیم. صحت ندارد برای این که منزل آقای فیروزآبادی در خود بیمارستان است آقایان ممکن است تشریف بیاورند ببینند که منزل ایشان در خود بیمارستان است چطور می‌شود که ایشان را مانع شد از این که بیمارستان فیروزآبادی بروند در قسمت‌های دیگر هم از ایشان تقاضا کردیم که هر نوع گله‌ای دارند به خود اینجانب مراجعه بکنند و رفع نواقص و دستوراتی که ایشان می‌دهند خواهد شد متأسفانه شاید باز هم به این تقاضای بنده ترتیب اثر نداده‌اند و یک مذاکراتی می‌شود و یک عده از اشخاصی که پی بازار آشفته می‌گردند سوء استفاده می‌کنند این را پیراهن عثمان کردند و مذاکراتی چه در روزنامه‌ها و چه در مجالس می‌شود این بود که بنده لازم دانستم که این را به استحضار مجلس شورای ملی برسانم و جریان را عرض بکنم و قضاوت امر هم با مجلس شورای ملی خواهد بود.(احسنت) عرض کنم یک موضوع دیگر لایحه‌ای است که می‌خواهم تقدیم کنم راجع به الحاق کشور ایران به قسمت بهداشت بین‌المللی که در سازمان ملل متفق تشکیل شده است آقایان استحضار دارند که در جامعه ملل سابق یک قسمتش هم مربوط به اوضاع بهداشت یعنی بهداشت بین‌المللی بود و آقای دکتر آشتیانی هم که در اینجا تشریف دارند مدتی به این سمت نماینده دولت ایران در جامعه ملل بودند بعد از آن که جامعه ملل متحد شد و سازمان ملل متفق تشکیل شد البته در آنجا هم یک قسمتی راجع به بهداشت بین‌المللی تأسیس شد دولت ایران هم که عضو جامعه ملل بود در این کنفرانس شرکت کرد و از این جهت لایحه‌ای تهیه شده است که مجلس شورای ملی اجازه بدهد که رسماً دولت ایران الحاق خودش را به قسمت بهداشت بین‌المللی اظهار کند به همین جهت لایحه‌ای تهیه شده که تقدیم مقام ریاست می‌شود و استدعا می‌شود که در جلسات آتیه مورد تصویب مجلس شورای ملی واقع بشود.

4- مراسم تحلیف چهل و سه نفر از آقایان نمایندگان

رئیس- مراسم سوگند شروع می‌شود.

(آقایان مفصله ذیل قسم‌نامه را به شرح زیر قرائت و امضا نمودند) من که در ذیل امضا می‌کنم خداوند را به شهادت می‌طلبم و به قرآن مجید قسم یاد می‌کنم مادام که حقوق مجلس و مجلسیان مطابق قانون اساسی محفوظ و مجری است تکلیفی را که به من رجوع شده است مهما امکن با کمال راستی و درستی و جد و جهد انجام داده و نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه متبوع عادل مفخم خود صدیق و راستگو باشم و به اساس سلطنت و حقوق ملت خیانت ننمایم و هیچ منظوری نداشته باشم جز فواید و مصالح دولت و ملت ایران.

آقایان: مهندس رضوی، پالیزی، دکتر فلسفی، بختیار، ناصر ذوالفقاری، ابوالقاسم بهبهانی، نراقی، دکتر طبا، اسدالله موسوی، علی اقبال، محمدعلی مسعودی، مهندس خسرو هدایت، امیر تیمور، محمدقلی قوامی، ابوالحسن رضوی، آصف، ملک‌پور، حسین و کیل، صدرزاده، اردلان، بهادری، گنجه، نصرت‌الله اسکندری، صادقی، مسعود ثابتی، اخوان، دهقان، سید هاشم و کیل، ممقانی، دکتر مجتهدی، برزین، لیقوانی، تقی‌زاده، یمین اسفندیاری، محمود محمود، شریف‌زاده، حائری‌زاده، عباس اسکندری، محمدساعد، سالار بهزادی، دکتر اعتبار، اسدی، مشایخی.

(در این موقع عده برای مذاکره کافی نبود.)

5-  ختم جلسه به عنوان تنفس

رئیس- جلسه به عنوان تنفس ختم می‌شود و چهار بعدازظهر تشکیل می‌گردد.

(سه ربع بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل شد).

اخبار مجلس

روز یکشنبه 19 مهرماه 26 پنج ساعت بعد از ظهر سو کمیسیون بودجه مخصوص مطالعه در پیشنهادات آقایان اعضا کمیسیون راجع به صرفه‌جویی در بودجه و غیره در مجلس تشکیل پیشنهاد آقای دکتر شفق و آقای شهاب خسروانی مطرح و تحت مطالعه قرار گرفت.

روز سه‌شنبه 21 مهر ماه 1326 پنج ساعت و نیم بعد از ظهر کمیسیون بودجه با حضور آقای هژیر وزیر دارایی به ریاست آقای میر سید علی بهبهانی تشکیل سو کمیسیون چون مأمور مطالعه در پیشنهادات آقایان اعضا راجع به صرفه‌جویی در بودجه پیشنهاد آقای دکتر شفق را مطالعه و اصلاحاتی نموده بودند آقای دکتر امینی عضو سو کمیسیون مواد پیشنهادی با اصلاحات را قرائت نمودند پس از مذاکراتی نسبت به هریک از موارد پیشنهادی قرار شد آقای وزیر دارایی نظر کمیسیون را به اطلاع هیئت دولت رسانده و چون همین موضوع در هیئت دولت مطرح است نتیجه را به اطلاع کمیسیون بودجه برسانند و ساعت 9 بعد از ظهر جلسه ختم شد.

روز چهارشنبه 22 مهر 26 از طرف شعب شش‌گانه 12 نفر برای تعیین کاندیدای کمیسیون‌های پارلمانی انتخاب و در همان روز قبل از ظهرکمیسیون مزبور تشکیل و در اطراف کاندیدای اعضا کمیسیون‌ها مطالعاتی نموده صورت‌هایی تهیه نمودند.

تصویب‌نامه‌ها

شماره 14658-                                           16/ 7/ 326

وزارت دارایی

هیئت و زیران در جلسه سیزدهم مهر ماه 326 بر طبق پیشنهاد شماره 38222- 2 وزارت دارایی تصویب نمودند که از تاریخ صدور این تصویب‌نامه، تصویب‌نامه‌های شماره 21214 مورخ 28/ 2/ 25 و 1143- 17614 مورخ 17/ 5/ 25 و 1138- 16660 مورخه 12/ 5/ 25 و 1124- 17612 مورخ 17/ 5/ 25 و 2232 مورخ 28/ 2/ 25 و 6556 مورخ 21/ 2/ 25 و 14864- 3/ 5/ 25 و 933 و 7548- 2/ 4/ 25 که به موجب آن برای شهرهای کرمان، کاشمر، مشهد، بیرجند، نیشابور، رشت، گرگان، سقز و بانه عوارض دخانیه به نفع شهرداری‌های نقاط مزبور وضع گردید ملغی می‌شود. تصویبنامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 4007-                                                                                                        از طرف نخست و زیر

شماره 19625/ 30833-                                          16/ 7/ 26

بخشنامه

به کلیه آقایان رؤسا دادگاه‌های مرکز و شهرستان‌ها

به طوری که مکرراً گزارش رسیده و عملاً نیز مشاهده می‌شود، بعضی از آقایان رؤسا و دادرسان دادگاه‌ها از حضور در جلسات دادرسی خصوصاً نسبت به پرونده‌های مهمه خودداری و غیبت نموده انجام کار به کارمند علی‌البدل محول و یا جلسه رسیدگی تجدید می‌گردد، چون این رویه موجب می‌شود که کارها با سرعت و حسن جریان انجام نگردد. بنابراین لزوماً تاکید و خاطرنشان می‌نماید که آقایان رؤسا و دادرسان دادگاه‌ها این رویه را متروک و مراقبت نمایند که شخصاً در جلسات دادرسی حاضر و به پرونده‌ها مخصوصاً پرونده‌های مهمه رسیدگی و تصمیم مقتضی اتخاذ نمایند و در مواردی که حقیقتاً دارای عذر موجه قانونی می‌باشند عذر خود را به طور صحیح و روشن اطلاع داده و به نحو مقتضی در پرونده کار منعکس نمایند- به اداره نظارت دستور داده شد که در این قبیل موارد دقیقاً مراقبت نموده و متخلف را مورد تعقیب انتظامی قرار دهند.

م- 4186-                                                                                                      وزیر دادگستری

+++

بقیه جلسه 25

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز چهارشنبه 29 مهر ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1 - بیانات آقای نخست وزیر راجع به گزارش عملیات سیاسی دولت نسبت به روابط با دولت اتحاد جماهیر شوروی

2 - طرح پیشنهادی جمعی از آقایان نمایندگان راجع به موضوع نفت به قید دو فوریت و تصویب آن

3 - قرائت و رقه استیضاح از طرف آقای رحیمیان

4 - اقتراع دوازده نفر از نمایندگان برای عرض تبریک اعلیحضرت همایونی

5 - موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

(سه ربع بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و ساعت شش و نیم روز چهارشنبه 29 مهر ماه مجدداً به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.)

رئیس- جلسه قبل چون به عنوان تنفس تعطیل شد صورت جلسه ندارد، مجلس رسمی است آقای نخست و زیر(رحیمیان: بنده اخطار نظامنامه دارم) بر طبق چه ماده؟... (رحیمیان: طبق ماده 44) ... مورد ندارد شما یک چیزی دادید؟ هنوز اول مجلس است استیضاحی داده‌اید در آخر جلسه قرائت می‌شود.(صحیح است) آقای نخست وزیر بفرمایید.

1 - بیانات آقای نخست وزیر راجع به گزارش عملیات سیاسی دولت نسبت به روابط با دولت اتحاد جماهیر شوروی.

نخست و زیر- گزارشی که به اطلاع آقایان می‌رسانم خلاصه‌ای است از اقدامات و مذاکراتی که با دولت اتحاد جماهیر شوروی جریان داشته است، اگر یک قدری مفصل است امیدوارم آقایان را خسته و کسل نکند تصور می‌کنم در این موقع که می‌خواهم یک گزارش کافی از عملیات سیاسی دولت نسبت به روابط ایران و شوروی به عرض مجلس برسانم هرگز ضرورت و لزومی نباشد به این که حوادث ناگوار و دردناک سال 1324 را و لو به طور خلاصه به خاطرها بیاورم و اشتعال آتشی را که در این سرزمین با مذاکره نفت آغاز کرده و منجر به مخاطره عظیم سیاسی و فاجعه بزرگ یکی از قسمت‌های حیاتی کشور یعنی آذربایجان گردیده بود در مد نظرها مجسم دارم زیرا این وقایع به ‌اندازه‌ای دل‌گداز و جانسوز بود که نه اکنون بلکه قرن‌ها از خاطر ایرانی محو نخواهد شد. همین قدر می‌گویم که در بیست و نهم بهمن ماه سال 1324 به نظر نمایندگان مجلس و رجال سیاست و اکثریت ملت ایران چنین رسید که دولت باید با تمام قوا بکوشد و هرگونه سوء تفاهم را با دولت دوست و همسایه و متفق بزرگ ما روسیه شوروی برطرف سازد آرزوی قلبی هر ایرانی این بود در نظر رجال سیاسی و پیشوایان شوروی کاملاً روشن گردد که ملت و دولت ایران بدون تأمل و تردید خواهان تفاهم و دوستی خالصانه با شوروی هستند و در این هدف خود به هیچ وجه قصد تعارف ظاهری و سیاست باقی ندارند. حتی خواستند این حقیقت واضح شود که ملت و دولت ایران هرگز پیروی از سیاست یک جانبه که مورد ‌اندک نگرانی همسایگانش شود نخواهند کرد و بی‌گزاف ملتزم یک سیاست عاقلانه تعادل خواهد بود که روی شرافت و صداقت متقابل و عاری از هر گونه خدعه سیاسی و تبعیض و مستند به احترام کامل منافع مشروع طرفین باشد.

+++

چون این منظور روشن سیاست خارجی را با اطلاعی که از نظریات خردمندانه اعلیحضرت همایون شاهنشاه کسب کرده بودم و با تماس کامل که با قاطبه طبقات مردم داشتم و با تجارب یک عمر سابقه خدمتگذاری که ‌اندوخته بودم به خوبی تشخیص دادم همین که در تاریخ بهمن ماه 1324 به حکم تمایل مجلس از طرف قرین‌الشرف همایونی افتخار تشکیل دولت را پیدا کرده در اولین وهله عزم نمودم این منظور اساسی را تعقیب کنم پس بی‌درنگ با کسب اجازه از حضور ملوکانه در صدد برآمدم به همراهی هیئتی شخصاً به مرکز ممالک شوروی عزیمت کنم و هدف و تمایل واقعی و صمیمانه ملت ایران را مستقیماً به سمع اولیای شوروی برسانم و در نظر رجال بزرگ آن کشور کاملاً عیان سازم که سیاست دولت ایران نسبت به تمام متفقین به خصوص نسبت به شوروی که همسایه دیوار به دیوار و طرف معاملات اساسی بازرگانی ما است بدون‌ اندک تردیدی صمیمانه و دوستانه است و ما حاضریم هر گونه تضمین مشروع شرافتمندانه بدهیم که در آینده هم روش ما همین خواهد بود و سوء‌ظن‌ها و تهمت‌ها و تحریکات نخواهد توانست آن را برهم زند.

خواستم من و همراهانم دولت معظم شوروی را به همکاری کامل اقتصادی و اجتماعی که بر شالوده اعتماد و صداقت مستحکم شده باشد دعوت کنم و مشکلات را با مذاکرات دوستانه و مستقیم چنان که توصیه شورای امنیت هم مؤید آن بود حل و فصل نمایم. باید بی‌درنگ بگویم که با وجود سوء تفاهم‌هایی که ریشه آن از گذشته بود رجال خردمند و ورزیده شوروی به خصوص شخص ژنرالیسم استالین نظریات ما را با توجهی خاص و حسن تلقی استماع کردند و در نتیجه یک رشته مذاکرات به عمل آمد که مسائل و مشکلات اساسی مورد بحث واقع گردید که اگر به حل و فصل قطعی نرسیدیم حتماً طرفین علاقه خاص در این باب نشان دادند و مقدمات تفاهم مطلوب تعیین گشت بالاخره مذاکرات منجر به تعاطی چند تذکاریه گردید که رؤس مسائل مورد بحث در آنها مندرج گشت و بعداً به امید ادامه مذاکرات در ایران هیئت ما آماده حرکت به سوی ایران گردید و رجال بزرگ شوروی را در محیط صمیمانه‌ای وداع گفت مقارن تودیع از طرف مقدمات شوروی به ما تکلیف شد اعلامیه مشترکی به این مضمون انتشار یابد، نخست وزیر ایران آقای قوام‌السلطنه در مدت توقیف خود در مسکو از تاریخ 19 فوریه تا 6 مارس سال جاری چندین مرتبه با استالین رئیس شورای کمیساران و مولوتف کمیسر ملی امور خارجه ملاقات و مذاکره نمودند در طی این مذاکرات که در محیط دوستی و حسن تفاهم جریان داشت مسائلی که مورد علاقه طرفین بود مورد بحث قرار گرفت. این مذاکرات بین دولت ایران و سفیر کبیر شوروی در تهران ادامه خواهد داشت.

ما این نظر را پذیرفتیم الا این که چون هنوز نتیجه مثبتی نگرفته و قراری اتخاذ نکرده بودیم پیشنهاد نمودیم اعلامیه به شکل ذیل صادر شود و نظر ما مورد موافقت واقع گردید و اعلامیه در جراید مسکو به این مضمون انتشار یافت.

نخست وزیر ایران آقای قوام‌السلطنه در مدت توقف خود در مسکو از تاریخ 19 فوریه تا 6 مارس سال جاری چندین مرتبه با استالین رئیس شورای کمیساران و مولوتف کمیسر ملی امور خارجه ملاقات و مذاکره نمودند. در طی این مذاکرات که در محیط دوستانه جریان داشت مسائلی که مورد علاقه طرفین بود مورد بحث قرار گرفت. هر دو دولت ساعی خواهند بود که با تعیین سفیر کبیر جدید شوروی در ایران موجبات تحکیم روابط دوستانه بیش از پیش بین دو کشور برقرار گردد.

بعد از بازگشت به تهران که در تاریخ 18 اسفند بود بر حسب و ظیفه‌ای که داشتم گزارشی مختصر ولی حاوی نکات عمده برای قرائت در مجلس آماده ساختم ولی چون با کمال تأسف دوره چهاردهم تقریباً به پایان رسیده بود و مجلس رسمی منعقد نگشت آن را روز 21 اسفند در جلسه خصوصی قرائت نمودم و اکنون عین آن را برای نمایندگان محترم دوره 15 می‌خوانم «چنانچه خاطر نمایندگان محترم مسبوق است به حکم حوادثی که در مدت اخیر در کشور روی داد اشخاص صاحب‌نظر و خیرخواه چه در مجلس و چه در خارج عقیده پیدا کردند هیئتی برای تشیید مبانی دوستی و رفع هر گونه سوءتفاهم بین ایران و شوروی به مسکو اعزام گردد و مطالب لازم در آنجا با مقامات شوروی مطرح شود چون این عقیده رسوخ و عمومیت پیدا کرد و در شورای امنیت هم قرار شد اول مذاکرات مستقیم به عمل آید اینجانب به خودم به صرافت افتادم در رأس چنین هیئتی عازم شوم و تمام نمایندگان محترم و احساسات ملت را در این نیت با خودم مساعد یافتم پس بی‌درنگ با امید وافری که به دوستی واقعی بین دو کشور داشتم و اکنون هم دارم در تاریخ 29 بهمن ماه 24 به همراهی همکاران خود حرکت نمودم و روز سه‌شنبه 30 بهمن 324 وارد پایتخت کشور بزرگ همسایه شدیم در حین ورود به مسکو جناب مولوتف با هیئت کمیسرهای ملی و سفرای خارجه برای استقبال آمده بودند و در فرودگاه منتظر ورود ما بودند و ما را با کمال احترام و مهربانی پذیرفتند و گارد احترام مراسم تجلیل به عمل آورد و موزیک نظامی سلام شاهنشاهی و سلام شوروی را نواخت بعد از رژه گارد احترام و تعارف با پیشوازکنندگان اینجانب را در عمارتی زیبا که پیش از من آقایان چرچیل و ژنرال دوگل و بنش در آنجا اقامت و رزیده بودند جا دادند و قسمتی از مهمانخانه عالی ناسیونال مسکو را در اختیار هیئت ما گذاشتند و تمام و سایل مهمان نوازی را برای ما فراهم آوردند.

فردای آن روز به موجب تعیین وقت به همراهی هیئت اعزامی به دیدن جناب مولوتف در کاخ کرملین رفتیم و افراد هیئت با ایشان معرفی شدند و در مدت کوتاهی که در پیش ایشان بودیم کلیاتی مربوط به لزوم دوستی فیمابین صحبت شد و در موقع خداحافظی آقای مولوتف در باب تعیین وقت ملاقات با جناب ژنرالیسم استالین تذکر دادند و برای روز بعد یعنی پنجنشنبه دوم اسفند ماه 1324 تعیین وقت شد و در موعد مقرر در کاخ کرملین به دیدار استالین پیشوای بزرگ دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نایل آمدم. البته دیدن شخصی که مظهر رفرم‌های اساسی کشور همسایه بزرگ ما و فرمانده عالی سپاهیان دلاور شوروی بود که جنگ خطیر بزرگ عالم‌گیر را با فیروزی شگفت‌آوری به پایان رسانید برای من بسیار مغتنم بود.

در این مجلس جناب مولوتف هم با یک مترجم حضور داشتند پس از آن که جناب ژنرالیسم استالین با کمال مهربانی از اینجانب راجع به جریان مسافرت هیئت اعزامی و خودم پرسش کردند بلافاصله مذاکره آغاز شد و چنین گفتم که من برای مباحثه حقوقی و استناد به معاهدات که هر یک به جای خود هست نیامدم بلکه با یک نیت صادقانه و دوستانه آمدم از شما خواهش کنم مقدمه و شرط اصلی شروع روابط دوستی و حل مشکلات بین ایران و شوروی را که تخلیه فوری ایران از نیروی شوروی است با یک اراده فراهم کنید و در باب اصلاح مسأله آذربایجان که با این وضع خلاف قوانین و حق حاکمیت ایران است کمک معنوی به ما ابراز دارید و اضافه کردم که ما در حل قضیه آذربایجان سیاست مخاصمت آمیزی نداریم و مردم آذربایجان را برادران خود می‌پنداریم و تا آنجا که با قوانین کشور مباینت نداشته باشد حاضریم ارفاق‌هایی از قبیل این که در تعیین برخی از رؤسا ادارات نظیر شهربانی و شهرداری حتی خود استاندار پیشنهاد انجمن ایالتی مورد توجه دولت مرکزی واقع گردد بنماییم و اصلاحات اساسی برای ترفیه حال مردم در آنجا و سایر ایالات کشور به جای آریم.

باید با کمال تآسف بگویم که این دو پیشنهاد چنان که مورد نظر من بود جلب توجه ژنرالیسم استالین را ننمود و در جواب اظهار داشتند آنچه موضوع تخلیه است عجالتاً نمی‌توانیم تخلیه نماییم و به موجب ماده ششم معاهده 1921 حق داریم قوایی را در ایران نگاه داریم. اما در موضوع آذربایجان یک امر داخلی است که ما مداخله نداریم ولی خودمختاری در آنجا چه ضرری دارد و مغایر با استقلال ایران نیست اساساً ما نظر ارضی نسبت به ایران نداریم.

بعد از این بیانات ژنرالیسم از مسأله نفت پرسش کردند در جواب اظهار داشتم من دراین باب به حکم قانون اساسی و قانونی که اخیراً از مجلس شورای ملی گذشته است نمی‌توانم وارد مذاکره بشوم زیرا مسئول خواهم بود مگر این که مجلس شورای ملی ایران قانون مزبور را الغا نماید. آن گاه ژنرالیسم با مراجع به کتابی که در برابرش بود گفت که بعد از جنگ اول بین‌المللی هیئت اعزامی ایران در پاریس تقاضاهایی بر ضد منافع شوروی کرد و نشان داد که سیاست دولت ایران در آن فرصت نسبت به ما خصمانه بود در جواب گفتم این عمل در نتیجه تشنجی بود که از اقدامات شدید دولت تزاری روسیه در ایران حاصل شده بود که از جمله آن اقدامات خونریزی و به دار آویختن آزادیخواهان من جمله ثقةالاسلام روحانی بزرگ آزاد‌خواه ایران در روز مقدس عاشورا بود پس این عمل آنی نمی‌تواند نمونه سیاست اساسی ایران نسبت به شوروی ملحوظ گردد چنان که تا رژیم تزاری رفت و آزادیخواهان روسیه شوروی بر سر کار آمدند دولت و ملت ایران فوراً دست دوستی به سوی دولت شوروی دراز کرد و آن دولت را پیش از دیگران شناخت و معاهده 1921 در تحت لوای لنین پیشوای بزرگ بین دو کشور منعقد گشت اما آنچه راجع به ماده ششم این معاهده فرمودید ماده مزبور و مراسله متمم سفیر شوروی در ایران در

+++

همان زمان با کمال صراحت حق اقامت قوای شوروی را در موقعی می‌دهد که مرزهای دولت شوروی به واسطه دولت ثالثی از طریق ایران مورد تهدید واقع شود و پس از اخطار دولت شوروی دولت ایران نتواند از آن جلوگیری کند در صورتی که در حال حاضر چنین تهدیدی وجود ندارد، مذاکره به همین شکل جریان یافت ولی نتیجه‌ای گرفته نشد، در ضمن این مذاکرات از لزوم تعیین سفیر کبیر شوروی در ایران نیز بحث کردم. حاجتی نیست ذکر کنم با انتظاری که ملت ایران و تمام سران آزادیخواه کشور ما داشتند و با شوقی که خود من با وجود کسانی که داشتم با همراهان به مسکو شتافته بودیم این اولین برخورد تا چه پایه تأثرآور بود.

فردای آن روز یعنی جمعه سوم اسفند 1324 به موجب دعوت به عصرانه از طرف جناب مولوتف برپا شده بود به عمارت وزارت خارجه رفتم کمیسرهای ملی شوروی و سفرا خارجه نیز حضور داشتند در اول ملاقات تأثر خودم را از جریان مذاکره با ژنرالیسم استالین به آقای مولوتف اظهار داشتم و ایشان با کمال ملایمت گفتند روابط ما درست خواهد شد و شرحی در این زمینه مذاکره کردند و بعد به مذاکره با مهمانان دیگر پرداختیم جناب مولوتف تمام وقت را که در حدود دو ساعت امتداد داشت با اعضا هیئت اعزامی صحبت داشتند و در تمام این صحبت‌ها با کمال خوشرویی و صمیمیت از امکان دوستی صادقانه بین دو کشور به شرط تأمین منافع طرفین بحث می‌کردند و اظهار امیدواری می‌نمودند، آقای ویشینسکی و آقای سمیرنوف سفیرکبیر سابق شوروی در ایران هم در عداد دعوت شدگان بودند.

روز شنبه چهارم اسفند 1324 باز از آقای مولوتف ملاقات خواستم و مذاکره جدی و ممتدی جریان یافت و موضوع تخلیه قوا و قضیه آذربایجان از سر نو مطرح گشت آقای مولوتف نقشه ایران را مقابل من نهادند و صحبت از نفت به میان آوردند و سیاست ما را در این باب سیاست یک جانبه و تبعیض نامیدند اظهار داشتم که امتیاز نفت جنوب در 1901 یعنی قبل از مشروطیت ایران داده شده و دولت مشروطه ایران مسئول آن نیست و آن وقت هم با شرایط آن زمان سیاست تبعیض نسبت به دولت روسیه در کار نبوده و اکنون نیز این موضوع به طور مسلم مبتنی به سیاست تبعیض نمی‌تواند بشود. و در باب امتیازی که حالا صحبتش می‌شود البته من به موجب قانون اساسی ایران و قانونی که اخیراً در منع مذاکره مربوط به امتیاز نفت از مجلس شورای ملی گذشته نمی‌توانم وارد مذاکره بشوم و اگر راه برای مذاکرات اقتصادی به واسطه سیاست دوستانه شووری که از آن جمله تخلیه ایران است بازگردد البته اقداماتی برای وارد شدن به مذاکرات اقتصادی بین دو کشور به عمل خواهد آمد.

بالاخره آقای مولوتف تذکاریه‌ای که متن آن به روسی نوشته شده بود به من دادند و اظهار داشتند که دولت شوروی به موجب این تذکاریه اهتمام کرده است تفاهم حاصل گردد و بیشتر از آنچه گفته شد مساعدت مقدور نخواهد بود.

در این تذکاریه اظهار داشته بودند به واسطه مشکلاتی که موجود است فعلاً نمی‌توانیم امر تخلیه را در تمام ایران عملی نماییم ولی بعضی نقاط تخلیه خواهد شد و در باب آذربایجان اظهار کرده بودند برای حل قضیه آذربایجان ممکن است دولت آذربایجان به استثنا وزیر جنگ و وزیر امور خارجه تشکیل یابد و رئیس آن هم سمت استانداری از طرف دولت مرکزی داشته باشد و مراسلات با مرکز به فارسی جریان یابد در باب نفت هم دولت شوروی حاضر است از درخواست امتیاز صرف‌نظر کند و یک شرکت ایران و شوروی به نسبت پنجاه و یک سهم شوروی و چهل و نه سهم ایرانی تأسیس گردد در صورتی که در مذاکراتی که در گذشته بین طرفین در این باب توسط آقای آهی سفیر کبیر ما در مسکو به عمل آمده بود موضوع شرکت را رد کرده بودند و در این موقع اظهار می‌داشتند که این مساعدت را محض ابراز کمال حسن نیت به عمل می‌آورند با وجود نهایت علاقه و اهتمام که من و همکارانم به حل قضایا و پیدا کردن راه تفاهم داشتیم قبول این شرایط با وجود کمال احترام و حس تقدیر نسبت به حسن نیت مقامات شوروی به حکم قانون برای ما نامقدور بود و با کمال تأسف ناچار شدیم روی اصل تخلیه ایران و لزوم کمک معنوی دولت شوروی در حل قضیه آذربایجان بایستیم بدیهی است ما با نهایت خلوص به آغاز مذاکرات در ایران راجع به امکان شرکت نفت حاضر بودیم ولی بدون تخلیه ایران و حل مشکلات دیگر راه این اقدام برای ما بسته بود و هیچ گونه طریق قانونی نداشتیم پس قرار دادیم در همین زمینه مطالب خود را به شکل تذکاریه بنویسیم و بفرستیم بعد ازاین تذکاریه‌ها مراسلات فیمابین در همین زمینه ادامه داشت. روز بعد تذکاریه جدیدی رسید که چون پیشنهادهای شوروی را طرف ایرانی قبول نکرده است دولت شوروی پیشنهاد خود را در باب شرکت نفت پس می‌گیرد و امتیاز نفت شمال ایران را می‌خواهد. در جواب این تذکاریه پاسخ داده شد که موضوع شرکت نفت از طرف هیئت رد نشده است منتها چون به موجب قوانین ایران باید این قبیل شرکت‌ها به تصویب مجلس شورای ملی برسد در صورتی که دولت شوروی قوای خود را از ایران فوری خارج نماید این عمل فرصتی خواهد بخشید که مقدمات مذکور در این امر در تهران فراهم گردد تا با توافق طرفین در شرایط شرکت مزبور مقاوله‌نامه برای تقدیم به مجلس تهیه شود.

روز سه‌شنبه 7 اسفند 324 یک ملاقات سوم از جناب مولوتف خواستم و یک بار دیگر برای حل مشکلات فیمابین اهتمام کردم و کمک ایشان را تقاضا نمودم ولی بدبختانه با کمال حسن نیت و مهربانی که داشتند رد عمل موافقت خاصی که به نتیجه برسد ابراز نکردند. آنگاه قصد حرکت هیئت اعزامی را به ایران اطلاع دادم و بنا شد و قتی برای ملاقات تودیع از ژنرالیسم استالین تعیین گردد.

در این ضمن ملاقاتی نیز بین نمایندگان اقتصادی ما با جانشین کمیسر بازرگانی شوروی آقای میکونف به عمل آمد و محاسبات و مطالبات بانکی و مالی و تجارتی ما مورد مذاکره واقع شد و کلیاتی نیز در باب توسعه روابط اقتصادی طرفین در آینده مطرح گشت و یادداشتی دراین زمینه به مشارالیه تسلیم و بعد هم نامه در این باب به آقای مولوتف کمیسر امور خارجه نوشته شد اما بدیهی است که مقدمه حل قضایای اقتصادی هم قضایای سیاسی بود.

در این بین دوم مارس 1946 فرا رسید و با وجود این سوابق هیئت اعزامی ایران هم مانند تمام ملت ایران و همه جهان انتظار داشت ژنرالیسم استالین که حامی آزادی ملت‌ها است و قرارداد سه گانه را تصویب و اعلامیه تهران را امضا کرده است و ما به حق او را دوست بزرگ ایران می‌شناسیم فرمان تخلیه ایران را از قوای شوروی صادر کند و چنین خبری را با نهایت بی‌صبری می‌جستیم ولی و قتی خبر تخلیه ناقص بعضی ولایات را در روزنامه ایزوستیا منتشر در مسکو خواندیم به نهایت درجه متأثر و مبهوت شدیم و روز بعد اعتراض‌نامه‌ای به دولت شوروی تسلیم نمودیم و در ملاقات با ژنرالیسم نیز که رؤس مسائل و مطالب دوباره با ایشان مطرح شد این اعتراض را شفاهاً نیز تجدید کردم.

در این اثنا اخبار ناگواری در باب تجاوز عده بنام دموکرات در صفحات گیلان از ایران رسید و تذکر کتبی برای اطلاع مقامات شوروی و این که در طهران از فرستاده شدن قوای تأمینه دولتی ممانعت به عمل آمده ارسال داشتم و در شب مهمانی ژنرالیسم این موضوع را شفاهاً نیز اظهار نمودم از ذکر این خبر شخص استالین و مولوتف تعجب کردند و جناب مولوتف گفتند دستور داده‌ام تحقیق شود. موقعی که صحبت تودیع به میان آمد آقای استالین گفتند رد نظر است یک مهمانی به افتخار هیئت اعزامی ایران داده شود و خواهش کردند مسافرت به تأخیر افتد این جانب نیز به احترام دعوت دوستانه ایشان قرار به تأخیر مسافرت دادم و سه‌شنبه شب چهاردهم اسفند با معیت تمام اعضا هیئت اعزامی در مهمانی باشکوهی که در کاخ کرملین فراهم شده بود حاضر شدیم. در این مهمانی گذشته از شخص ژنرالیسم استالین و جناب مولوتف کمیسرها و مارشال‌های عالی‌رتبه شوروی به انضمام آقای سادچیکف سفیر کبیر جدید شوروی در ایران حاضر بودند.

سر شام آقای مولوتف به نام تمام افراد هیئت اعزامی صحبت‌های بسیار گرم و دوستانه کردند به خصوص با اشاره ژنرالیسم استالین به سلامتی اعلیحضرت همایونی صحبت نمودند و آرزوی دوستی و تفاهم بین دو کشور را اظهار داشتند این جانب به نام هیئت اعزامی تشکرات صمیمانه کردم و در ضمن چنین گفتم با این که آقای مولوتف این بیانات پر از مهر و محبت را فرمودند افسوس در باب حل مشکلات مساعدت نشان ندادند بعد از صرف شام در تالار دیگر صحبت‌های دوستانه بین اعضا هیئت و مقامات شوروی به عمل آمد و از آن جمله خود ژنرالیسم استالین بیانات بسیار دقیق و حکیمانه که نمونه وسعت‌نظر و علو افکار سیاسی ایشان بود در باب لزوم اصلاحات و رفورم‌ها در ایران نمودند. در پاسخ ایشان اظهار داشتم تاکنون تأثیرات جنگ و تغییر آنی رژیم سابق و اختلال امورکشور به علت فقر و نظایر آن محال برای اصلاحات اساسی به دولت ایران نبخشید و اکنون که دولت من مهیای رفورم‌های اساسی و تأمین زندگانی مرفه و عادلانه برای مردم ایران است به واسطه عدم مساعدت دولت شوروی با تخلیه نکردن ایران از نیروی خود و مشکلات دیگر کار اصلاحات بسیار سخت و دشوار خواهد بود و دولت شوروی با حسن نیت و یک اقدام می‌تواند

+++

مشکلات را از پیش راه ما بردارد و در این صورت البته اصلاحات اساسی در داخله ایران وقوع خواهد یافت و سیاست خارجی ایران روی اصل موزانه و دوستی صادقانه با دولت شوروی خواهد بود ژنرالیسم استالین این نظر اصلاحی دولت را تأکید و تصدیق کردند ولی راجع به تخلیه ایران جواب مساعدی ندادند. بعد ما را به دیدن فیلمی که از قهرمانی بی‌نظیر سربازان شوروی حکایت می‌کرد بردند و سپس ایشان را وداع گفتیم روز پنجشنبه شانزدهم اسفند از مسکو به بادکوبه حرکت کردیم موقع حرکت باز جناب آقای مولوتف با رؤسای کمیساریای خارجه برای مشایعت در فرودگاه که به بیرق‌های طرفین مزین بود حاضر بودند و گارد احترام با موزیک مراسم سلام را مانند روز ورود به عمل آورد و آخرین سخنان آقای مولوتف این بود که روابط بین ایران و شوروی خوب خواهد شد و البته این سخنان بهترین بدرقه ما بود در عرض راه مأمورین شوروی خواه در استالینگراد و خواه در بادکوبه نهایت محبت و احترام را درحق ما مبذول داشتند در خاتمه باید بگویم اگر چنانچه اظهار داشتم مذاکرات ما نتیجه مطلوب را نبخشید البته این اظهارات نباید دلیل یأس گردد نه تنها عقیده شخص من بلکه نظر تمام و طن پرستان و دوراندیشان ملت ایران است که ملت ایران و شوروی به حکم عوامل زیاد تاریخی و همبستگی طبیعی و جغرافیایی و احتیاج متقابل اقتصادی و مقتضیات فرهنگی و اجتماعی باید با یکدیگر دوست صمیمی گردند و روابط آنان باید روی اصل صداقت احترام کامل متقابل که لازمه صلح ملل است استوار شود، هدف منظور ملل نیز همین گونه روابط صادقانه و عادلانه صلح‌جویانه است تا جهان و مردم جهان از آسیب جنگ و خونریزی مصون بمانند.

به حکم این مقدمه من هرگز از تحکیم روابط دوستانه بین دو کشور مأیوس نیستم و نخواهم بود و این هدف را همواره خواهم داشت.

در اعلامیه‌ای که در خاتمه اقامت ما در مسکو صادرشد نیز همین آرزو به وضوع اظهار شده است و امیدوارم این چنین دوستی بی‌شائبه بین دو کشور عملی گردد و بسیار خرسندم که شخصی مانند آقای سادچیکف که مرد سیاستمدار خیرخواهی است به سفارت کبرای شوروی در تهران تعیین شده و امیدوارم توسط ایشان روابط دوستی روزبه روز استوار خواهد گردید. طهران 20 اسفند 1324 این شرحی بود که برای دوره چهاردهم تهیه شده این که بعد از قرائت گزارش کلی و مختصر می‌پردازم به قرائت متن تذکاریه‌ها که بین طرفین مبادله شده و شاید از لحاظ رعایت رسوم سیاسی مقتضی نبود همه آنها را در چنین موردی بی‌پرده به اطلاع عامه برسانم زیرا هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد ولی بس که بدبختانه مردمانی عجول و خودکام و بی‌ملاحظه در باب این مذاکرات شایعه و جنجال راه‌انداختند و افکار مردم را منحرف و مردد ساختند ناچارم برای روشن شدن حقایق از مراسم و ملاحظات بگذرم و جریان امر را بگویم تا نمایندگان محترم و تمام افراد ملت ایران از آن آگاه گردند و قضاوت نمایند نه این که فریب شایعات را بخورند.

مطلبی که در استماع این گزارش‌ها باید مورد توجه خاص واقع گردد و آقایان محترم از روی ذوق و هوش و حسن تشخیص دریابند این است که در تمام جریان مذاکرات اساس نظریات و هدف ما عبارت از این دو اصل بود:

اولاً- اهتمام خاص صمیمانه برای جلب رضایت و موافقت همسایه محترم ما حتی در مسائلی که قضاوت در آن مسائل حق طلق ما بود و تنها به حکم احترام نسبت به تمایل دوست و متفق خودمان به توصیه و مشورت آنان ارزش مخصوصی قائل می‌شدیم.

ثانیاً- در سرتاسر مذاکرات عملی شدن و تحقق هر گونه توافق فیمابین را گذشته از تقاضای تخلیه کشور از نیروی شوروی مشروط به مطابقت با قانون اساسی ایران و تصویب مجلس شورای ملی ساختیم به این معنی که مذاکرات و مقاولات ما به حکم این اصل بدون انطباق با قوانین کشور و تصویب مجلس هیچ گونه ارزش قانونی نخواهد داشت.

اینک متن اولین تذکاریه هیئت که در نتیجه مذاکرات شفاهی فرستاده شد:

« چنانچه در موقع مذاکرات روز 23 فوریه خاطرنشان نمودم حل مشکلاتی که فعلاً در ایران پیش آمد نمود و مهم‌ترین آنها مربوط به انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی و جریان حوادث آذربایجان ایران است ارتباط کامل با موضوع تخلیه ایران از قوای شوروی و سایر متفقین دارد زیرا برای انجام هر گونه اصلاحات در زمینه روابط سیاسی و اقتصادی فیمابین دو کشور باید طرح‌های مربوطه تنظیم و به تصویب مجلس شورای ملی برسد و تا زمانی که قوای متفقین خاک ایران را تخلیه ننمایند به موجب قانون تحریم انتخابات که در مجلس 14 گذشته انتخابات دوره پانزدهم مجلس صورت نخواهد گرفت بنابراین اگر دولت اتحاد جماهیر شوروی واقعاً متمایل باشد که با دولت فعلی از طریق دوستانه همکاری کند و در راه رفع محظورات و مشکلات موجوده کمک نماید و اصلاح روابط ایران و شوروی را با رعایت قانون اساسی کشور ایران عملی سازد ناگزیر باید با دولت من در حل مشکلات معاضدت نماید و با تخلیه خاک ایران موجبات انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی فراهم و در انجام مقاصدی که در نظر است تسهیلات لازمه مهیا گردد و اینجانب یقین قطعی دارم که با این اقدام دوستانه دولت شوروی مقدمات یک دوره نوین و درخشانی در روابط فیمابین فراهم خواهد گردید که قطعاً به صلاح و سود هر دو کشور خواهد بود.

2 - موضوع آذربایجان. آذربایجان از بدو تاریخ ایران یعنی حداقل از 25 قرن به این طرف جزء لاینفک ایران و از لحاظ ئتنوگرافی ایدئولوژی (یعنی نژادی و آمال سیاسی) و کلیه عادات و رسوم ملی در طی این مدت کاملاً ایرانی بوده در ادوار گذشته حتی یک مدت کوتاهی هم در تاریخ این کشور دیده نشده است که در آن دوره صحبت از یک ملیت خاص غیر ایرانی در آنجا به میان آمده باشد و از حیث زبان هم با این که امروز مکالمه مردم به زبان ترکی است ولی در تمام مدت 25 قرن نوشته‌ها و زبان ادبی در آن دیار به فارسی بوده و دوره را سراغ نداریم که مردم آنجا به ترکی چیزی نوشته باشند و یا به ترکی کتاب درسی یا ادبی یا تاریخی قابل توجهی تالیف کرده باشند یا مدرسه‌هایی برای تدریس زبان ترکی وجود داشته باشد. آذربایجان به حکم سوابق تاریخی و قانون اساسی جزء لاینفک ایران است و هیچ گونه مجوز تاریخی یا قانونی برای نهضت خودمختاری و اقدامات خلاف قانونی که در آنجا به عمل آمده و موجب وارد شدن لطمه به تمامیت ارضی ایران گردیده و جود ندارد. عملیاتی که از چندی به این طرف بدون مقدمه و سابقه در آذربایجان به عمل آمده از قبیل اعلان حکومت خودمختاری و تشکیل دولت محلی برخلاف نص صریح قانون اساسی و خلع سلاح و اخراج قوای دولتی و قوای تأمینیه از قبیل ژاندارم و پلیس، ادعای ملیت و زبان مخصوص ملی برای آذربایجان- اخذ مالیات و سربازگیری تصرف بسیاری از شهرها و دهات آذربایجان تصرف ادارات دولتی و بانک ملی و عملیات تجاوزکارانه دیگر- تغییر و اخراج یا توقیف کارمندان مسئول و امثال این قبیل عملیات کاملاً برخلاف قانون اساسی و کلیه مقررات کشور ایران بوده است و اگر همین روش ادامه یابد کار عملاً منجر به تجزیه خواهد گردید. بدیهی است همچو نهضتی از هیچ راهی قابل تألیف با اصول استقلال و تمامیت ارضی و قانون اساسی ایران نیست.

3 - در یک همچو موقعی که مشکلات عظیم از هر سو به کشور ایران روآور گردیده است وطن پرستان ایران که دوستی صمیمانه با دولت شوروی را شرط اول حل مشکلات سیاسی ایران می‌دانستند تمایل کردند به این که اینجانب زمام امور کشور را به دست گیرم و دولتی برای انجام مرام این دوستی تشکیل دهم و آنچه اینجانب شخصاً از تماس با مأمورین محترم شوروی و آثار و قرائن دیگر استنباط نمودم این بود که می‌توان راه حل دوستانه برای مسائل مذکور در بالا پیدا کرد. از این رو با امیدی وافر به پایتخت کشور بزرگ شما آمدم و اکنون یک بار دیگر به صراحت می‌گویم که مرام من تأمین دوستی پایدار و تحکیم روابط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بین دو کشور است ولی شرط اساسی برای حصول موفقیت کامل در این منظور که منتها آرزوی ملت ایران است این است که قوای شوروی خاک ایران را تخلیه نمایند و مسأله آذربایجان نیز به طوری که کوچک‌ترین لطمه به حق حاکمیت و استقلال و تمامیت ارضی ایران وارد نگردد حل شود آنچه به نظر اینجانب می‌رسد موضوع آذربایجان با رعایت شرط اصلی مربوط به حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران با اجرای یک رشته اصلاحات به شرح زیرین قابل حل است:

1 - اعلان عفو عمومی برای کلیه اشخاصی که در نهضت خودمختاری آنجا شرکت داشته‌اند.

2 - انتخاب فوری انجمن ایالتی طبق قانون با داشتن اختیارات زیرین:

الف- حق نظارت در تنظیم بودجه محلی و در خرج و دخل مالیاتی.

ب- وضع مالیات محلی برای مصارف محلی

+++

از این قبیل راه سازی و امور فرهنگی و بهداری و غیره.

ج- حق نظارت در فروش و تغییر و نقل و انتقال املاک عمومی دولتی در استان آذربایجان با رعایت قوانین مقررات موجوده در این باب. د- اظهارنظر در تعیین رؤسای پاره از ادارات دولتی از قبیل شهرداری و رئیس فرهنگ و رئیس شهربانی و رئیس بهداری و حتی استاندار.

به طور کلی دولت من خواهد کوشید احتیاجات محلی و تقاضاهای مشروع قانونی انجمن ایالتی را برای هر گونه اصلاحات مورد توجه قرار دهد و فوراً به آن ترتیب اثر دهد.

در هر صورت آنچه اینجانب فکر می‌کنم برای عملی کردن یک رشته اصلاحات اساسی در کشور و تهیه مقدمات برای دوستی واقعی بین دو ملت و توسعه و انجام مسائل اقتصادی تخلیه ایران ضرورت فوری خواهد داشت و ملت ایران کاملاً با یک چنین سیاست موافق و همراه خواهد بود.

در این بین که ما مشغول مذاکرات و مراسلات بودیم با کمال تأسف اخبار ناگوار در باب توسعه هرج و مرج و تجاوز و حملات دسته‌های مرموز موسوم به دمکرات تحت حمایت قوای شوروی به حدود گیلانات رسید و در نتیجه در ضمن مذاکرات این موضوع را به رجال شوروی اظهار نمودم و یادداشت ذیل را هم فرستادم:

در تعقیب مذاکرات شفاهی و تذکاریه‌های اینجانب برای آن که هیچ گونه تردیدی در صحت اظهارات و مطالبی که تاکنون تذکر داده‌ام باقی نماند خاطر آن جناب را به نکات زیر جلب می‌نمایم:

1 - اوضاع کنونی آذربایجان جز ایجاد هرج و مرج و اغتشاش و تهیه زمینه مساعد برای ایجاد اوضاع مشابه آن در سایر ایالات و ولایات ایران نتیجه دیگری ندارد و برای هیچ دولتی مقدور نخواهد بود با این ترتیب نظم و آرامش را در کشور بر عهده گیرد. چند روز قبل از حرکت من به سمت مسکو پیشه‌وری ضمن اعلان سربازگیری به اهالی آذربایجان اعلام می‌دارد که باید خود را برای حرکت به طرف تهران و واژگون کردن حکومت مرکزی آماده و مهیا سازند.

2 - در موقعی که اینجانب در مسکو با مقامات عالیه اتحاد جماهیر شوروی برای بهبود و تحکیم روابط و مناسبات بین دو کشور مشغول بحث و مذاکره هستم مطابق تلگرافی که اخیراً رسیده است دسته‌جات مسلح آذربایجان مهاجمات خود را به سمت گیلان شروع نموده ابتدا قصبه هشت پر را تصرف کرده با دو کامیون افراد مسلح به گرگانرود حمله برده آنجا را نیز متصرف می‌شوند. چون در تمام گیلان به واسطه وجود قوای شوروی بیش از دو گردان ژاندارم وجود ندارد و باز به واسطه وجود نیروی شوروی این دو گردان هم آزادی عمل ندارند و مقامات محلی شوروی از موافقت با دولت مرکزی در اعزام قوای امدادی مضایقه می‌نمایند هیچ گونه وسیله برای دولت در جلوگیری از حمله و مهاجمات متمردین در دست نیست و اهالی گیلان در نهایت تشویش و اضطراب به سر می‌برند.

مراتب فوق را به اطلاع آن جناب می‌رسانم و خواهشمندم دستور لازم صادر نمایند که مأمورین نظامی شوروی در گیلان، (1) از آزادی عمل ژاندارم‌های ایران در گیلان ممانعت ننمایند. (2)موافقت نمایند قوا امدادی از مرکز برای ایجاد امنیت به گیلان اعزام شود.

فردای آن روز یعنی در تاریخ ششم فوریه تذکاریه زیرین از طرف جناب آقای مولوتف واصل شد که عینا می‌خوانم:

1 - راجع به اوضاع آذربایجان ایران- نظر به وضعیت مشکلی که برای دولت ایران پیش آمده است راجع به موضوع آذربایجان پیشنهاد زیرین را به طور تفاهم و ارفاق(کمپرومی) می‌نماید:

1 - در استان آذربایجان حکومت محلی خودمختار برقرار می‌گردد این حکومت در استان عبارت خواهد بود از انجمن ایالتی آذربایجان- دولت ایالتی آذربایجان که از طرف انجمن انتخاب خواهد گردید و در ولایات انجمن‌های ولایتی و کمیته‌های اجرائیه آنها، انتخابات انجمن‌ها بر طبق مقرراتی به عمل خواهد آمد که فعلاً در آذربایجان وضع شده است.

دولت ایالتی آذربایجان تشکیل می‌شود از نخست وزیر و وزارتخانه‌های کشاورزی پیشه و هنر- بازرگانی و کشور با یک عده معینی قوای ملی که برای حفظ امنیت عمومی ضرورت داشته باشد دارایی- کار- فرهنگ- بهداری و همچنین ادارات حمل و نقل و شهربانی و دوایر دادگستری و دادستانی.

2 - اهالی آذربایجان حق خواهند داشت در امور اداری محلی و تدریس در مدارس و محاکمات و غیره از زبان محلی استفاده نمایند.

3 - نخست وزیر دولت ایالتی آذربایجان در عین حال سمت استانداری استان آذربایجان را خواهد داشت که با تصویب دولت ایران خواهد بود. فرمانده پادگان نظامی ایالتی آذربایجان از طرف دولت ایران با جلب موافقت دولت ایالتی آذربایجان تعیین می‌گردد. در قسمت نفرات واحدهای نظامی اصول دسته‌جات ملی محلی معمول خواهد گردید. ارتباط دولت ایالتی آذربایجان با مرکز به زبان فارسی خواهد بود.

4 - در مورد تعیین عواید مالیاتی و درآمدهای بودجه آذربایجان ایران 70 درصد عواید آذربایجان به بودجه دولت ایالتی آذربایجان تخصیص داده خواهد شد.

5 - دولت ایران آزادی عمل تشکیلات دمکراسی را از قبیل حزب دمکرات آذربایجان ایران و اتحاد پیشه وران و غیره را در آذربایجان ایران تأیید می‌نماید.

6 - در موقع انتخاب مجلس شورای ملی به تعداد نمایندگان آذربایجان به نسبت جمعیت و اقعی استان مزبور افزوده خواهد شد.

دوم- راجع به امتیاز نفت- دولت شوروی برای حسن استقبال از تمایل دولت ایران حاضر است از پیشنهاد واگذاری امتیاز نفت در نواحی شمال ایران صرف‌نظر نماید و در عوض پیشنهاد می‌کند شرکت مختلط ایران و شوروی برای اکتشاف و استخراج نفت و مشتقات نفت در شمال ایران تشکیل شود به این ترتیب که 51 درصد سهام متعلق به طرف شوروی و 49 درصد متعلق به طرف ایران خواهد بود.

سوم- راجع به توقیف قوای نظامی شوروی در ایران دولت شوروی در نظر دارد از تاریخ 2 مارس سال جاری به خروج قوای خود از بعضی نواحی ایران شروع نماید و اما راجع به بقیه قوای شوروی این قوا موقتاً بر طبق عهدنامه ایران و شوروی مورخ 26 فوریه 1921 در ایران خواهد ماند، قوای شوروی موقعی خاک ایران را به کلی تخلیه خواهند نمود که دولت ایران کلیه اقدامات خصمانه و تبعیض(دیسکریمناسیون) را نسبت به دولت شوروی از ایران ببرد و در شمال ایران آرامش برقرار نماید و سیاست دوستانه نسبت به دولت شوروی ایجاد نماید. در پاسخ این تذکاریه که در این موقع لزومی برای تحلیل و توضیح آن نمی‌بینم درتاریخ 7 اسفند تذکاریه ذیل به جناب مولوتف فرستاده شد.

مقدمه باید با کمال وضوح و صداقت و ازروی عقیده بگویم که برخلاف بعضی شایعات زمینه دوستی ایران و شوروی در تمام ایران کاملاً فراهم است و آن زمینه را با‌اندک تدبیر و از بین برداشتند علل سوء تفاهم‌های بی‌لزوم می‌شود فوراً در تمام ایران بسط داد برعکس متدهای دیگر مانند ادامه توقف قوای شوروی یا ایجاد خودمختاری در داخله ایران به طور قطع دوستی و محبتی را که باید در قلوب مردم ایران جایگیر شود و ریشه دواند افسرده و خاموش و طرفداران آن را نگران و مأیوس خواهد نمود.

شک نیست که اکثریت ملت ایران به محض حصول اعتماد کامل نسبت به این که هیچ گونه تهدید از ناحیه اتحاد جماهیر شوروی متوجه تمامیت و استقلال ایران نیست بدون تأمل به درستی و همکاری صمیمی ملت شوروی خواهد گروید و این مقصود را دولت من با بودن شرایط مساعد می‌تواند کاملاً اطمینان بدهد و عملی کند.

در موضوع آذربایجان بار دیگر توجه مخصوص آن جناب را به این نکته جلب می‌نماید که اعلان خودمختاری و تشکیل دولت در آذربایجان که از قدیم‌الایام جزء لاینفک ایران بوده علاوه بر آن که چنان که سابقاً گفته شده مخالف صریح قانون اساسی ایران است مشکلات فراوانی به وجود خواهد آورد که هیچ دولتی در ایران نمی‌تواند بر آن مشکلات فائق آید.

قانون اساسی ایران در نتیجه انقلابات و فداکاری‌های ملت ایران به وجود آمده و تنها سند ملی دوره مشروطه جوان ملت ایران است و اگر خلاف آن در یک قسمت از کشور ظاهر شود هیچ ضامنی باقی نخواهد بود که در ایالات دیگر تحریکاتی برای گرفتن نتایج مشابه به وجود نیاید.

بایددر نظر داشت هر گونه تغییری در قانون اساسی به حکم قانون مزبور باید با دعوت و تأسیس مجلس مؤسسان و مراجعه به افکار عمومی ایرانیان به عمل آید.

بنابراین چون تشکیل دولت محلی و تعیین وزرا مخالف صریح قانون اساسی ایران است دولت مرکزی می‌تواند موافقت نماید فقط رؤسا بعضی از ادارات و حتی استاندار با موافقت انجمن ایالتی تعیین شوند.

اما در باب نسبت مالیات و امور فرهنگی و غیره. البته پس از تشکیل انجمن ایالتی با اختیاراتی که انجمن دارد ترتیب مقتضی با موافقت انجمن داده خواهد شد.

و اما راجع به تخلیه ایران این که هنوز مقامات

+++

محترم شوروی با خروج کامل قوای خود از ایران تا دوم مارس موافقت ندارند مورد نهایت تأسف است اینجانب در بدو مذاکرات با ژنرالیسم استالین مخصوصاً خاطرنشان ساختم که قصد من حل دوستانه مسائل و جلب توافق دولت بزرگ شوروی نسبت به منافع حیاتی ایران است و گمان کردم که احتیاجی به استناد به سواد مقررات و معاهدات نیست، ولی چون با این حال در یادداشت اخیر اشاره به عهدنامه 26 فوریه 1921 فرموده‌اید لازم می‌دانم اظهار دارم که ماده مزبور فقط در موقعی به دولت شوروی حق می‌دهد قوای خود را به خاک ایران اعزام نماید که دولت ثالثی عملاً بخواهد ایران را وسیله تجاوز به ممالک اتحاد جماهیر شوروی قرار دهد و اقدام عملی برای این مقصود بنماید و دولت ایران هم از عهده جلوگیری از آن برنیاید. با این که مفهوم این ماده آشکار بود باز دولت ایران برای این که عهدنامه مزبور از تصویب مجلس شورای ملی بگذرد جای هیچ گونه ابهام و تردیدی باقی نماند در این باب با مقامات شوروی وارد مذاکره شد و نماینده مختار اتحاد جماهیر شوروی در تهران به موجب مراسله رسمی خود از تاریخ 12 دسامبر 1 192 شماره 1600 که جزء لاینفک عهدنامه 26 فوریه 1921 محسوب می‌شود این موضوع را یک بار دیگر تأیید نموده است.

با این سابقه هرگز به نظر نمی‌رسد ماده مزبور بتواند مستند ادامه توقف قوای شوروی در ایران قرار گیرد. در خاتمه ناگزیر باید اظهار بدارم که برای من موجب نهایت تأسف است که چنین به نظر می‌رسد که مواعید و صلاح‌اندیشی‌ها و مطالب اینجانب که حتماً نماینده کلیه وطن پرستان و آزادیخواهان و تمام طبقات بی‌طرف ملت ایران هستم کمتر جلب اعتماد مقامات شوروی را می‌کند تا دعاوی عده معدودی که برخلاف قانون مدعی حکومت تازه آذربایجان می‌باشند.

و اما در موضوع نفت و تشکیل ایران و شوروی امیدوارم با حل مسأله آذربایجان و تخلیه ایران از قوای شوروی این قضیه به ترتیبی که مورد توافق نظر طرفین باشد انجام یابد.

در خاتمه پیشنهاد می‌کنم با سوپلس خاصی که از صفات سیاستمداران دوراندیش شوروی است موافقت خودشان را در باب آذربایجان و تخلیه کامل ایران از قوای شوروی اظهار دارند تا اصول همکاری درباره روابط اقتصادی و موضوع نفت تعیین شود.

تردیدی نیست که اگر بر فرض احساسات غیردوستانه‌ای در میان دسته‌جاتی در کشور نسبت به اتحاد جماهیر شوروی وجود داشته باشد کاملاً برطرف خواهد شد و جای آن را وداد و اعتماد کامل خواهد گرفت.

بعد از وصول موافقت شما در این باب اینجانب به تهران دعوت می‌نمایم و بعد از تبادل نظر با دولت مذاکرات توسط سفیر کبیر شوروی در تهران ادامه داده خواهد شد و اطمینان کامل دارم که به نتیجه قطعی نایل گردم.»

بعد از این یادداشت که انتظار بهبود در جریان مذاکرات و نزدیک شدن به حل اشکالات می‌رفت با کمال تأسف در تاریخ 9 اسفند یادداشت سخت‌تری از جناب مولوتف بر وجه زیرین رسید:

« امتیاز نفت- در سال 1944 دولت اتحاد جماهیر شووری به دولت ایران پیشنهاد نمود که امتیاز نفت نواحی شمال ایران را به دولت شوروی واگذار نماید حق اتحاد جماهیر شوروی در مورد تحصیل این امتیاز به هیچ وجه قابل بحث نیست خاصه اگر در نظر گرفته شود که در جنوب ایران از مدت‌ها پیش امتیاز نفت به انگلیسی‌ها داده شده است با وصف این طرف ایرانی پیشنهاد طرف شوروی را رد نمود.

دولت شوروی برای حسن استقبال از طرف ایرانی و به زیان منافع خود در تاریخ 25 فوریه سال جاری ممکن دانست پیشنهاد امتیاز نفت را به پیشنهاد تشکیل شرکت مختلط نفت ایران و شوروی تبدیل نماید به این ترتیب که 51 درصد سهام آن متعلق به طرف شوروی و 49 درصد آن متعلق به طرف ایرانی باشد ولی طرف ایرانی در تذکاریه 26 فوریه با این پیشنهاد کومپرومیس موافقت ننمود.

نظر به این که طرف ایرانی چنان که حالا معلوم می‌شود میل ندارد منافع شوروی را در این باب مورد توجه قرار دهد و برای حصول موافقت با اتحاد شوروی کوشش می‌نماید و با این ترتیب علناً در مورد شوروی قائل به تبعیض شده است کمیسریای خارجه اتحاد جماهیر شووری به این وسیله اعلام می‌دارد که پس از گزارش امر به آقای نخست وزیر استالین تصمیم گرفته شده است پیشنهاد کومپرومی شوروی مسترد گردد و همان پیشنهاد رسمی سال 1944 دایر بر واگذاری امتیاز نفت در شمال ایران طبق امتیاز نفت انگلیس در جنوب را تجدید نماید.

2 - مسأله آذربایجان- طرف شوروی مسأله آذربایجان را یک موضوع داخلی ایرانی دانسته و می‌داند با این حال نظر به مذاکره نخست وزیر ایران دایر بر این که طرف شوروی در تنظیم شرایط موافقت بین دولت ایران و آذربایجان ایران قبول وساطت نماید طرف شوروی با تقاضای طرف ایرانی موافقت نمود و شرایط مربوطه را پیشنهاد نمود.

به طوری که از تذکاریه طرف ایرانی مورخ 26 فوریه معلوم می‌شود طرف ایرانی شرایط پیشنهادی را رد می‌کند. در عین حال طبق اطلاعات واصله نمایندگان آذربایجان ایران نیز شرایط پیشنهادی را رد کرده و آن را رضایت بخش ندانسته‌اند بنابراین وساطت دولت شوروی در این مورد منتفی می‌گردد.

3 - قوای شوروی در ایران- نظر دولت شوروی این است که در بین محافل محاکمه ایران رجال نسبتاً برجسته دولتی وجود دارند که پایه سیاست خود را بر روی مجاهدت در تولید مشکلات بین جماهیر شوروی و دول معظم دیگر قرار داده‌اند برای این که از اختلافات ممکنه بین آنها استفاده نموده آذربایجان شوروی و بادکوبه و ترکمنستان شوروی را تصرف نمایند. چنان که در سال 1919 در کنفرانس پاریس یادداشتی از طرف دولت ایران به زمامداری صمصام‌السلطنه به امضای مشاورالممالک وزیر امور خارجه وقت تسلیم گردیده و تقاضا شده بود که آذربایجان شوروی با شهر بادکوبه و ترکمنستان شوروی با شهرهای عشق آباد و مرو و قسمتی از ارمنستان شوروی با شهر ایروان و غیره به ایران واگذار گردد. با وجود این سیاست غاصبانه دولت ایران دولت شوروی از بدو تشکیل خود همواره رفتار دوستانه خود را نسبت به ایران خاطرنشان می‌نمود و در ماه فوریه سال 1921 عهدنامه‌ای منعقد نمود که بر طبق آن برای ابراز مؤدت راه‌آهن متعلق به روسیه و راه‌های شوسه و بنادر و اسکله‌ها و کشتی‌ها و کرجی‌ها و باراندازها و بانک‌ها و خطوط تلگرافی و تلفونی و جزایر متعلق به روسیه را با طیب خاطر و بلاعوض به ایران تسلیم نمود. دولت شوروی انتظار داشت که محافل حاکمه ایران به اهمیت این رفتار دوستانه اتحاد شوروی که در تاریخ روابط بین دو دولت نظیر نداشته است پی برده و ارزش آن را خواهند فهمید.

ولی چند ماه پس از عقد این عهدنامه دولت ایران در همان سال امتیاز نفت شمال ایران را در نزدیک‌ترین نقاط مرز شوروی به شرکت خارجه موسوم به استاندارد اویل واگذار نمود تا به این وسیله لطمه‌ای به منافع اتحاد شوروی وارد سازد. راست است که این قرارداد در سال بعد به واسطه اعتراض اتحاد شوروی لغو گردید.

در سال 1937 مجدداً دولت ایران امتیاز نفت نواحی واقعه در مرز اتحاد شوروی در قسمت خاوری بحر خزر را به شرکت نفت امریکایی واگذار نمود باز به خیال این که به این وسیله لطمه‌ای به منافع شوروی وارد آورده و موجبات تصادم بین اتحاد شوروی و دول متحده امریکا را فراهم سازد. این قرارداد نیز در سال بعد به واسطه اعتراض اتحاد شوروی ملغی گردید.

با تمام این سوابق دولت ایران در سال 1939 مجدداً امتیاز نفت نواحی واقعه در جنوب بادکوبه را به شرکت نفت انگلیس و زیلند واگذار نمود باز به خیال این که لطمه به منافع اتحاد شووری وارد آورده و باعث تصادم اتحاد شوروی و انگلستان گردد. این امتیاز فقط پس از مدت پن جسال به واسطه اعتراض اتحاد شوروی لغو گردید.

ضمناً باید این نکته را تذکر دهد که دولت ایران که امتیازات مشروحه بالا را به دول دیگر واگذار می‌نمود همواره از دادن حق امتیاز به اتحاد شوروی در شمال ایران امتناع ورزیده و می‌ورزد. تمام این قضایا دلالت بر این می‌نماید که محافل حاکمه ایران نسبت به اتحاد شوروی سوء قصد دارند و منتظر فرصت هستند که نسبت به منافع شوروی لطمه وارد آورند و نواحی نفت‌خیز آذربایجان شوروی و ترکمنستان شوروی را مورد تهدید قرار دهند. این قضیه را نمی‌توان بر حسب تصادف و اتفاق دانست که همین اواخر نیز در سال 1945 محافل حاکمه ایرانی آقای حکیمی را که احساسات خصمانه وی نسبت به اتحاد شوروی معروف است به سمت نخست وزیری ایران انتخاب نمودند و آقای حکیمی همان شخصی است که در کابینه صمصام‌السلطنه نامبرده که یادداشت غاصبانه‌ای راجع به دعاوی ایران نسبت به بادکوبه و آذربایجان شوروی و ترکمنستان شوروی به کنفرانس پاریس تقدیم نموده بود یکی از وزرای برجسته به شمار می‌رفت به طوری که همه می‌دانند دولت حکیمی تا ماه فوریه 1946

+++

بر روی کار باقی ماند و با عملیات خود محیط روابط ایران و شوروی را مسموم ساخت.

بنابراین ملاحظات اتحاد جماهیر شووری مجبور است نسبت به محافل حاکمه ایران احتیاط را از دست ندهد و به همین جهت ناگزیر است خروج قوای خود را از شمال ایران به عهده تأخیر‌اندازد.

وصول این یادداشت بی‌نهایت اسباب تکدر خاطر گردید زیرا این پاسخ ما را از مقصود دور می‌ساخت در این یادداشت دولت شوروی یکی دو پیشنهاد نسبتاً مساعد خود را پس گرفته بود در موضوع نفت هم که قبل از ما یعنی درست یک سال پیش در اسفند هزار و سیصد و بیست و سه مذاکرات مقدماتی توسط مرحوم آهی سفیر ایران در خصوص شرکت مختلط نفت ایران و شوروی در مسکو به عمل آمده بود من نمی‌توانستم مذاکراتی که منتهی به تصمیم قانونی گردد به عمل آورم در باب آذربایجان هم به حکم متن تذکاریه هیئت شنیدند ما از وساطت دولت شووری سخن به میان نیاورده بلکه فقط کمک معنوی از آنان خواسته بودیم و پی برده بگویم خواهش ما این بود دولت شوروی از مساعدت نسبت به سران دمکرات خودداری نماید افسوس در این موضوع جواب یأس‌آوری داده بودند به طوری که ملاحظه فرمودید در ضمن مذاکرات و پیشنهادهایی را که در سابق در خصوص نفت بین دولت و کمپانی‌های خارجی به عمل آمده و هیچ وقت صورت خارجی پیدا نکرده بود دلیل خصومت و سوء نیت ایران نسبت به شوروی شمرده بودند بعد از مشاوره پاسخ زیرین فرستاده شد.

بار دیگر لازم می‌دانم تذکر دهم که هدف دولت من با نهایت صداقت تحکیم مناسبات دوستی بین اتحاد جماهیر شوروی و ایران است و تاکنون در این راه کوشیده‌ام و در آتیه نیز خواهم کوشید شک نیست که اگر دولت جماهیر شوروی با من در این موضوع کمک نماید به منظور اصلی که ایجاد یک دوستی محکم و خلل ناپذیر بین دو ملت باشد موفق خواهم شد.

1 - راجع به نفت درخصوص تأسیس شرکت مختلط ایران و شوروی که تصور کرده‌اند با آن موافقت نشده است چنین نیست و باید مخصوصاً تذکر دهم که چنانچه سابقاً هم مذاکره شده است اگر در تخلیه فوری ایران از قوای شوروی و حل قضیه آذربایجان با من کمک نمایند فرصت خوبی خواهد بود که بعد از مراجعت به تهران و با حصول توافق در شرایط تشکیل شرکت طرح لازم به مجلس شواری ملی ایران پیشنهاد گردد و این قضیه بلافاصله به نوعی که مورد توافق طرفین باشد حل شود. مقصود آن است که تشکیل این قبیل شرکت‌ها ولو آن که طرف از اتباع ایران باشد باید طبق قانون اساسی ایران به تصویب مجلس شورای ملی ایران برسد ضمناً این نکته را خاطرنشان می‌سازم که اعطا امتیازات حقوق مربوط به حق حاکمیت و استقلال کشور است که باید به تصویب مجلس شورای ملی برسد و اگر در نیم قرن قبل یعنی پیش از مشروطیت ایران با شرایط آن زمان امتیازی داده شده باشد این امر را نمی‌توان فعلاً تبعیض نسبت به دولت شوروی دانست.

2 - موضوع آذربایجان- چنان که سابقاً گفته‌ام وضع فعلی که در آذربایجان ایجاد شده مخالف صریح قوانین کشور و مخالف با حق حاکمیت و استقلال ایران است که دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از انقلاب کبیر اکتبر 1917 تا قرارداد سه‌گانه و کنفرانس و اعلامیه تهران همیشه آن را محترم شمرده است اما در باب امور داخلی آن سامان من با کمال حسن نیت در نظر دارم هر گونه اصلاحاتی را که مطابق آرزوی مردم آن صفحه باشد تا آنجا که قوانین کشور اجازه دهد عملی نمایم و مقصود آن است که با کمک معنوی دولت شوروی این اصلاحات در محیط صلح و آرامش و بدون منازعات داخلی انجام یابد.

3 - راجع به قوای شوروی در ایران- در باب تخلیه ایران از قوای متفقین باید این نکته را متذکر شوم که مطابق اصل 106 قانون اساسی ایران توقف و عبور قوای بیگانه در خاک ایران منوط به اجازه مجلس است و قرارداد سه‌گانه هم که توقف قوای متفقین در خاک ایران را در موقع جنگ اجازه داده به تصویب مجلس رسیده و چون طبق ماده از این قرارداد قوای مزبور منتهی تا دوم مارس 1946 باید خاک ایران را تخلیه نمایند و در اعلامیه تهران که به امضای جناب ژنرالیسم استالین رسیده و همچنین در نتیجه اعلانات مکرر دیگری که مقامات صلاحیت‌دار شوروی در محافل بین‌المللی و در ایران نموده‌اند همیشه و عده داده‌اند که طبق تعهد صریح خود کلیه قوای خود را از خاک ایران ببرند ادامه توقیف بعد از تاریخ مزبور برخلاف تعهدات مذکوره و برخلاف اصل 106 قانون اساسی ایران است. و این که اشاره به بعضی از اظهارات در کابینه صمصام‌السلطنه و یادداشت از طرف مشاورالممالک نموده‌اند این نکته مسلم است که اظهارات یا یادداشت بعضی از زمامداران ایران در 27 سال پیش که در نتیجه مظالم دولت تزاری روسیه و در حین انقلاب اکتبر 1917 و پیش از انعقاد پیمان دوستی با دولت اتحاد جماهیر شووری سوسیالیستی بوده است نمی‌تواند مستند شود که دولت شوروی به این عناوین از انجام تعهدات صریح خود که طبق پیمان سه‌گانه مورخ ژانویه 1942 دایر بر خروج کلیه قوای خویش از خاک ایران نموده است. خودداری و یا تعلل نماید. در تلو این مذاکرات با وجود اشکالات و موانع ما امید خود را نسبت به تخلیه ایران از دست نمی‌دادیم و هنوز منتظر بودیم قوای شوروی در تاریخ 2 مارس 1946 مطابق 11 اسفند ماه 1324 بر طبق پیمان سه‌گانه خاک ایران را کاملاً تخلیه کنند ولی با نهایت حیرت و تأثر اعلامیه‌ای از طرف آژانس تاس در روزنامه ایزوستیا انتشار یافت که امر تخلیه تنها قسماً تحقق پیدا نمود و اخبار ایران هم مؤید همین اعلامیه بود در نتیجه اینجانب بلافاصله شخصاً در نزد ژنرالیسم از این نقض صریح پیمان اعتراض کردم و بعداً اعتراض کتبی نیز به مضمون زیرین فرستادم:

آقای کمیسر ملی:

در روزنامه ایزوستیا شماره 8969- 53 تاریخ دوم مارس 1946 اعلامیه‌ای از طرف آژانس تاس انتشار یافته است دایر بر این که دولت شوروی تصمیم گرفته از تاریخ دوم مارس 1946 شروع به تخلیه قوای خود از نواحی خراسان و شاهرود و سمنان بنماید ضمناً خاطرنشان نموده است که قوای شوروی در سایر نواحی شمالی ایران تا روشن شدن وضعیت باقی خواهد ماند. با استناد به خبر رسمی مذکور لازم می‌داند مراتب زیرین را به اطلاع شما برسانم، طبق پیمان سه‌گانه منعقد در تهران بین ایران و اتحاد شوروی سوسیالیستی و بریتانیای کبیر در تاریخ 29 ژانویه 1942 تخلیه ایران از طرف قوای متفقین در تاریخ دوم مارس 1946 حتمی و غیرقابل بحث می‌باشد چنان که قوای انگلیس در تاریخ مزبور کلیه خاک ایران را تخلیه نموده‌اند بنابراین باقی ماندن قسمتی از قوای شوروی در پاره‌ای نواحی شمال ایران به هیچ وجه با پیمان مزبور مطابقت ندارد و برخلاف اظهارات مکرر دولت شوروی دایر به موافقت کامل است. به علاوه تصمیم اخیر دولت شوروی با قانون اساسی ایران و یا قراردادهای ایران و شوروی نیز مباینت کامل دارد. بنا به مراتب مذکوره ناگزیر است با کمال تأسف به نام دولت ایران نسبت به این تصمیم دولت شوروی اعتراض نمایم و تقاضا کنم دستور اکید صادر فرمایند که قوای شوروی هر چه زودتر کلیه خاک ایران را تخلیه نمایند. خواهشمند است احترامات فائقه اینجانب را نسبت به خود قبول فرمایید. بعد از این اعتراض با رسیدن اخبار از ایران و تأیید تجاوز متجاسرین به شهرستان‌های شمال دوباره یادداشتی به مضمون ذیل ارسال داشتم.

آقای کمیسر ملی:

در ضمن تذکاریه موفق 27 فوریه شرحی راجع به حدوث وقایع ناگورا جدید در حدود گیلان به اطلاع جنابعالی رسانده بودم که با کمال تأسف پاسخی در این باب نگرفتم اخبار اخیر که از ایران رسیده معلوم می‌دارد دسته‌جات جدید مسلح با اسلحه جدید مانند تفنگ خودکار و بمب و نارنجک دستی و کامیون‌های متعدد مملو از اسلحه و افراد به نواحی گیلان هجوم می‌آورند و فرمانداران و مأموران دولت را دستگیر کرده و فوق‌العاده اسباب و حشت و اضطراب آن حدود را فراهم و امنیت کشور را مختل نموده‌اند از طرفی پشتیبانی آنان بودن قوای شوروی در ایران است و از طرفی هم مقامات شوروی در تهران با فرستادن نیروی تأمینه دولت موافقت نکرده‌اند.

محتاج به تذکر نمی‌داند که دوام این وقایع به کلی برخلاف انتظارات ملت ایران از دوستی اتحاد جماهیر شوروی می‌باشد و چنانچه اقدام فوری در جلوگیری این وقایع به عمل نیاید اوضاع ایران به کلی پریشان و تمام مناطق کشور دچار ناامنی خواهد گردید و هیچ نتیجه‌ای جز هرج و مرج و طغیان و عصیان حاصل نخواهد شد و بزرگ‌ترین لطمه به دوستی دولت و ملت ایران نسبت به اتحاد جماهیر شوروی وارد خواهد ساخت از این لحاظ بر حسب لزوم بار دیگر از آن جناب تقاضا دارم دستور فوری برای تخلیه قوای شوروی از ایران صادر فرمایند تا مأموران دولت با آزادی عمل بتوانند انتظامات را در کشور برقرار کنند و اصلاحات لازمه که دولت در نظر دارد عملی گردد بلافاصله در نتیجه وصول اخبار ناگوار جدید از ایران یادداشت ذیل را فرستادم.

آقای کمیسر ملی:

در تعقیب مراسله مورخ 5 مارس شماره 43 راجع به وقایع اخیر در حدود گیلان اینک با کمال تأسف اطلاعات اخیری را که از ایران رسیده با کمال احترام به استحضار عالی می‌رسانم.

یک عده مسلح با هفده کامیون با اسلحه خودکار

+++

و بمب و نارنجک دستی از طریق دیناچال وارد شفارود شده و فرماندار طوالش را دستگیر کرده‌اند عده دیگر از راه هروآباد به اسالم در حرکتند عده دیگر به دوازده کیلومتری ماسوله رسیده آنجا را تهدید می‌کند و یک گروه پانصد نفری از طارم به چند کیلومتری منجیل رسیده‌اند و قصد اشغال آنجا را دارند. قوای ژاندارمرم دولتی از هر گونه آزادی عمل محروم و پراکنده است و مقامات شوروی در تهران با فرستادن نیروی کمکی به نواحی مزبور موافقت نکرده‌اند.

به موجب گزارش دیگر مهاجمین به بیست و چهار کیلومتری بندر پهلوی رسیده‌اند. علاوه بر همه اینها در این موقع که انتظار تخلیه فوری ایران از قوای شوروی می‌رود طبق اطلاع واصله یک کشتی حامل قوا از سواحل باکو رو به ایران به بندر شاه رهسپار شده است.

جای تردید نیست که وقوع تمام این قضایا مربوط به بقای نیروی جماهیر شوروی و عدم تخلیه ایران است و با این ترتیب هیچ دولتی قادر نخواهد بود وظایف خود را در حفظ نظم و آرامش کشور انجام دهد و مسئولیت خود را در مقابل ملت ایران و حفظ مناسبات حسنه بین دو کشور را ایفا نماید. بدیهی است بهبود اوضاع و مخصوصاً تشیید روابط دوستی و اقتصای بین ایران و شوروی در این است که دولت مرکزی ایران بتواند آسایش و امنیت را در نواحی کشور برقرار سازد و با فراغت خاطر دست به یک رشته اصلاحات اساسی بزند.

بنابراین باز هم لزوم تخلیه فوری ایران را از قوای شوروی تقاضا دارم و امیدوارم مقامات شوروی با این عمل جلب اعتماد و دوستی ملت ایران را خواهند نمود و مانع هرج و مرج و خونریزی بیهوده خواهند شد و فرصتی برای دولت خواهند داد تا اصلاحاتی را که دولت در نظر دارد عملی سازد. در پایان خواهشمندم احترامات فائقه این جانب را نسبت به خود بپذیرند.

باید بگویم در عین جریان مذاکرات و مراسلات سیاسی که گزارش آن به نظر آقایان محترم رسیده مذاکرات و مراسلاتی نیز برای تصفیه امور اقتصادی فیمابین آغاز شد و هیئت اقتصادی ما گفت وگوهایی با وزارت تجارتی خارجی دولت شوروی به عمل آورد و در نتیجه آن مذاکرات یادداشت ذیل به تاریخ اول اسفند ماه فرستاده شد.

فهرست مسائل جاری که باید آقای میکونف لطفاً مطالبه نمایند.

مسأله مالی 1- قرارداد مالی که پایه و اساس مبادله پولی دو مملکت است در دوم مارس 1946 خاتمه می‌یابد و وضع نهایی حاصله از قرارداد مزبور در روز سوم مارس به اطلاع خواهد رسید. تکلیف زر سپرده حاصله و دلار طلب بانک ملی باید روشن و طرز پرداخت آن معین شود. آنچه که به زر طلب بانک ملی ایران می‌شود چون قانوناً جزو پشتوانه اسکناس قرار گرفته است تکلیف آن قانوناً معین است و باید به خزانه بانک ملی (قسمت نشر اسکناس) منتقل شود و راجع به طلب دلاری و پرداخت آن هم باید مذاکره لازم به عمل آید.

مسأله گمرکی و مطالبات گمرکی:

قسمت اول- موضوع پروتکل- پس از وقایع شهریور 1320 نمایندگی بازرگانی شوروی بدون رعایت مقررات گمرکی و انجام آیین مربوط به ورود و صدور کالا در ایران اقدام به وارد نمودن و صادر کردن کالا و فروش مال‌التجاره روسی در بازار ایران نمود پس از هشت ماه مذاکره حاضر شدند که حقوق و عوارض گمرکی را بپردازند مشروط بر این که اجازه داده شود که کالاهای خود را در انبارهای مخصوص خودشان انباشته و تحویل آن به خریداران باشد و ترتیب این بود که خریدار نمونه جنس را در نزد شوروی‌ها معاینه نموده وجه را در مقابل دریافت سیاهه را به گمرک ارائه و اداره گمرک از روی سیاه پروانه ورودی بدون رؤیت کامل جنس صادر می‌نمود. مدت این قرارداد محدود به پایان جنگ و بازگشت به زمان عادی بوده است با وجود این که جنگ خاتمه یافته هنوز به اتکا آن قرارداد مقررات گمرکی رعایت نمی‌شود و به نظر وزارت دارایی ادامه این وضع مخالف استقلال گمرکی ایران است و لغو آن را تقاضا دارد و علاوه چون مقررات همین پروتکل هم از طرف نمایندگی تجارتی شوروی رعایت نمی‌گردید در تاریخ 14/ 9/ 22 وزارت دارایی از نمایندگی تجارتی شوروی تقاضا نمود پس از شصت روز از تاریخ این نامه پروتکل را خاتمه یافته تلقی نمایند.

قسمت دوم- مطالبات گمرکی

  1. بنگاههای بازرگانی شوروی بابت یک درصد وشش درصد تمبر واردات مواد نفتی از تاریخ یکم اکتبر تا 31 دسامبر 1945 مقروضند. 30/1369769 ریال
  2. بابت حقوق و عوارض گمرکی کالاهایی که از شهریور 1320 تا خرداد 1321 از مرزها و به طرق مختلفه وارد نموده‌اند مقروضند. 00/71216643 ریال
  3. کالاهای دولتی که در گمرک ضبط شده 00/374839  ریال
  4. کالاهای متعلق به تجار که ضبط شده 00/101771707 ریال
  5. خسارات وارده به ابنیه و اموال گمرکی 00/3658511 ریال
  6. کرایه اماکن گمرکی در شمال که در تصرف شوروی‌ها می‌باشد 00/56514930 ریال
  7. خسارات وارده به خزانه دولت از حیث حقوق و عوارض گمرکی کالاهای موجوده در انبارهای گمرک که به وسیله نیروی شوروی مصادره شده. 00/185573773 ریال
  8. کالاهای صادراتی که در گمرک‌خانه‌های شمال از بین رفته. 00/8702000 ریال
  9. حقوق و عوارض تقریبی کالا و مواد خوارو باری که بدون انجام آیین گمرک از مرز خارج نموده‌اند. 00/ 509681 ریال
  10. خساراتی که به کارمندان گمرک وارد شده است. 00/533724 ریال
  11. کالاهای پایاپای آلمانی که در خاک شوروی ترانزیتی بوده و نرسیده است تقریباً 00/223011400 ریال

چند قلم دیگر هم هست که ارقام آن بعداً در صورت لزوم داده خواهد شد.

مسائل مربوط به راه آهن

1- واگذاری تأسیساتی که در راه آهن نموده‌اند.

مقامات شوروی تأسیساتی در طول خط آهن نموده‌اند که به شرح زیر است:

در بندر شاه سه اسکله بزرگ ساخته‌اند- در تمام طول راه عماراتی ساخته‌اند کارخانه‌جات تعمیر موجود را توسعه داده‌اند و کلیه تأسیساتی که از لحاظ توسعه ضرورت داشته به وجود آورده‌اند. نحوه واگذاری این تأسیسات باید معین شود- ملاک عمل واگذاری هم باید مقاوله‌نامه‌ای که برای تنظیم امور راه آهن تدوین شده قرار گیرد و با امریکایی‌ها هم راجع به واگذاری تأسیسات آنها یک سابقه عملی انجام شده است.

2 - خریداری وسایط نقلیه که به ایران آورده‌اند و این و سایل عبارت از ده لکوموتیو و مقداری و اگن است.

3 - از بابت کرایه محمولات ارتشی هم در حدود 26 میلیون ریال به راه آهن بدهکارند که باید تصفیه شود.

4 - راه آهن تبریز به جلفا و از صوفیان به شرفخانه را با تمام لوازم تصرف کرده‌اند و هیچ گونه مداخله به مأمورین دولتی ایران از اول نداده‌اند و ترتیب واگذاری آن باید داده شود. و همچنین موضوع واگذاری خطوط آهن شمال از گرمسار به بالا از یک طرف و از کرج به بالا از طرف دیگر باید عملی شود.

کارخانه‌جات اسلحه‌سازی:

در مورد تفنگ و مسلسل سبک و فشنگی که بابت قرارداد اسلحه سازی ساخته و تحویل شده است مبلغ 128107983 ریال ضرر خزانه دولت ایران شده است که تفاوت بین قیمت تمام شده برای کارخانه و قیمتی که پرداخت آن تعهد شده می‌باشد و از بابت قیمت تعهد شده هم هنوز مبلغ 30938856 ریال نمایندگی تجارتی شوروی به کارخانه‌جات اسلحه‌سازی مقروض است و جمع کلیه اقلام فوق درحدود هشتصد و سی و هشت میلیون و 283 هزار و ششصد و شانزده ریال می‌باشد.

موضوع واگذاری بقیه فلز موجود که در حدود 690 تن می‌باشد به قیمت بین‌المللی امروز که تأسیس فشنگ کافی برای مسلسل‌های سبکی که در کارخانه برای خود ایران ساخته شده و وعده آن هم داده شده و همچنین واگذاری چند ماشین و ابزار چندی که به کارخانه داده‌اند و حقوق متخصصین فنی باید تصفیه شود.

بقایای حساب معاملات برنج:

اداره غله و نان وزارت دارایی انتظار دارد که بقایای حساب معاملات برنج را در تهران تصفیه نمایند. با کمال تأسف در مذاکرات اقتصادی و جواب به تذکرات ما رجال شوروی بیشتر از امور سیاسی هم کوتاه آمدند تا این که مجبور شدیم در تاریخ 15 ماه اسفند تذکاریه دیگری به مضمون زیرین بفرستیم:

آقای مولوتف کمیسر ملی امور خارجه:

به طوری که خاطر آن جناب مستحضر است قرارداد مالی که پایه و اساس مبادله پولی بین دو مملکت است در دوم مارس 1946 خاتمه یافته است و طبق مقررات

+++

این قرارداد در روز سوم ماه مارس باید تصفیه نهایی و طرز پرداخت آن به عمل آید. در تاریخ 20 و 22 فوریه 1946 در نتیجه مذاکرات حضوری با آقای میکونف این طور مقرر شد که مقدمه فهرستی از مسائل معوقه اقتصادی و مالی بین دو کشور تنظیم شده و به ایشان تسلیم شود که مذاکرات اقتصادی نیز شروع گردد و در 23 فوریه این فهرست به ایشان تسلیم گردید و تا امروز هیچ گونه اطلاعی از ایشان دایر به شروع مذاکرات اقتصادی و مطالبات دولت ایران نرسیده است. اینک چون پایان قرارداد مالی فرا رسیده است لازم می‌دانم وضع نهایی این حساب را به طوری که بانک ملی ایران تلگرافاً اطلاع می‌دهد به استحضار جنابعالی برسانم طلب بانک ملی ایرن از بانک دولت شوروی تا آخر دوم مارس به شرح زیر است:

1- طلب به طلا که مقدار آن 013،607،119،1 بیلیون گرم خالص است و ارزش آن به نرخ رسمی بانک ملی ایران معادل است با 98 ر 12598662 دلار.

2- و طلب به دلار که معادل است با 8732438 دلار.

این طلا طبق قانون زر امانت بانک ملی (قسمت نشر اسکناس) در بانک دولتی شوروی است و پشتوانه قانونی اسکناس ایران محسوب می‌شود باید عین آن به خزانه بانک ملی ایران(قسمت نشر اسکناس) منتقل شود و پرداخت طلب دلاری بانک ملی ایران هم هر چه زودتر به عمل آید.

در این موقع لازم می‌دانم که خاطر آن جناب را به طور کلی از مساعدت‌های اقتصادی که دولت ایران به دولت دوست و همجوار شوروی نموده و خسارات هنگفتی را که در این راه تحمل نموده است یادآور شوم.

در زمستان 1942 که ملت ایران دچار کمبود محصول و قحطی شدید بود قراردادهایی راجع به تهیه و تسلیم بیش از شصت هزار تن مواد خوراباری با نمایندگی تجارتی شوروی در ایران منعقد نمود که بیش از سیصد میلیون ریال خزانه دولتی ایران از بابت آن متضرر گردید در 1943 قراداد سی و شش هزار تن برنج منعقد کرد که در حدود سیصد میلیون ریال ضرر و خسارت انجام آن قرارداد شد.

در اجرای قرارداد اسلحه‌سازی دولت ایران در حدود صد و سی میلیون ریال خسارت دیده است و هنوز هم از بابت قیمتی که خود نمایندگی تجارتی شوروی تعیین و تحمیل نموده مبلغ سی میلیون ریال بدهکار است. نمایندگی تجارتی شوروی از بعد از وقایع شهریور استقلال گمرکی ایران را نقض کرده و برای مدت هشت ماه تمام از پرداخت کلیه حقوق و عوارض گمرکی خودداری نمود و بعداً هم وزارت دارایی را تا خاتمه جنگ مجبور به انعقاد و اجرای پروتکلی نمود که اجناس وارداتی شوروی تحت حفاظت خود نمایندگی تجارتی شوروی در انبارهای خودشان قرار گیرد و در ضمن عمل حتی به مقررات همان پروتکل هم عمل ننمود. و با وجود این که امروز جنگ تمام شده است باز هم به مقررات تعرفه گمرکی ایران تمکین نکرده و به همان نقض استقلال گمرکی ایران کماکان ادامه می‌دهد.

در تمام طول مدت جنگ نمایندگی تجارتی شوروی کلیه و رادات خود را به حد اعلای قیمت بازار سیاه به فروش رسانده و از کمک به دولت ایران در تنزل قیمت‌ها از راه فروش اجناس انحصاری از قبیل قند و شکر و قماش و سایر کالاها خودداری نمود در عین حالی که سایر متفقین ایران به مقررات انحصاری تجارت ایران احترام گذاشته و قند و قماش و سایر کالاهای خود را به قیمت‌های بین‌المللی به دولت ایران عرضه می‌داشتند و خرید‌های خود را هم از بازار سیاه می‌نمودند نمایندگی تجارتی شوروی قند و شکر را تا کیلویی صد و چهل ریال و قماش را تا متری 70 الی 80 ریال به فروش می‌رساند و از این رو اقدامات دولت ایران در جلوگیری از بازار سیاه و اجرای تثبیت قیمت‌ها همیشه بی‌نتیجه می‌گردید و علاوه ضبط اموال دولتی و تجار ایران، چه در بنادر و گمرکات و چه اجناسی که ترانزیتی بوده یکی از اقلام مهم مطالبات دولت و ملت ایران است که در موقع مقتضی باید مورد بحث واقع شود.

دولت ایران نظر به لزوم حفظ مراتب دوستی صمیمی و همجواری انتظار داشت از تعقیب این نقض قوانین و مقررات خودداری شود و امیدوار بود که بعد از خاتمه جنگ نمایندگی تجارتی شوروی تغییر رویه داده و نه تنها اوضاع را به صورت عادی برگرداند بلکه کلیه خسارات وارده را نیز جبران نماید و نیز باید گفته شود که نسبت به هر گونه تذکر رسمی هم که در این موارد داده می‌شد توجهی معطوف نمی‌گردید ذکر مختصر فوق از جریان اوضاع اقتصادی برای این است که خاطر آن جناب را کاملاً متوجه سازم که دولت و ملت ایران در طول مدت جنگ صمیمانه در راه دوستی با دولت همجوار اتحاد جماهیر شوروی از هر گونه کمک و فداکاری مضایقه نکرده است و خسارات و فداکاری‌هایی که تحمل کرده است فوق استطاعت بنیه مالی و اقتصادی ملت ایران بوده است و تحمل این فداکاری‌های طاقت فرسا در ملت ایران انتظارات زیادی را برای آتیه از کمک اقتصادی متقابل دولت دوست و همجوار شوروی ایجاد کرده است. به جرأت می‌توان گفت نظیر این کمک‌های اقتصادی ملت ایران و فداکاری‌هایی که در راه دوستی صمیمی با اتحاد جماهیر شوروی متحمل شده است با مقایسه وضع اقتصادی ایران با سایر ملل در این جنگ جهانی بی‌نظیر و بی‌سابقه می‌باشد این فداکاری‌ها و خسارات هنگفت است که مرا وادار می‌نماید که تقاضا نمایم مقرر دارند به تذکاریه 23 فوریه که متضمن فهرست مسائل معوقه اقتصادی و مالی بین مملکت است و به آقای میکونف تسلیم شده ترتیب اثر داده و در حل این مسائل مهم و اساسی اقدام فرمایند و همچنین بانک دولت شوروی در پراخت طلب بانک ملی ایران طبق مقررات پیمان مالی عمل نموده و تعهدات خود را محترم شمرده و اجرا نماید.

توجه مؤثر و اساسی آن جناب در مسائل معوقه اقتصادی چگونگی اهمیت کمک‌های اقتصادی و مالی ایران را به دولت اتحاد جماهیر شوروی بر جنابعالی روشن خواهد ساخت و یقین دارم که به بسیاری از توهمات مربوط به وجود احساسات غیردوستانه در ایران نسبت به اتحاد جماهیر شوروی هم خاتمه خواهد داد. در پایان خواهشمندم احترامات فائقه اینجانب را نسبت به خود قبول فرمایند.

احتیاج به ذکر نیست این گونه مطالبات از بابت حداقل وجوهی بود که در دفاتر ما ضبط و ثبت شده بود و ما می‌دانیم این خسارات کسری است از کسور زیان‌های بی‌کرانی که از حیث نقل مواد خواربار و اغنام و احشام و میوه و ماهی و محصولات دیگر و ایراث تخریبات و استعمال خطوط راه آهن و سایر و سایل نقلیه و بریدن جنگل‌ها و استفاده از کارخانه‌ها و انواع زیان‌های دیگر در تمام نواحی اشغال شده که از کنترل دولت کاملاً خارج شده بود عاید کشور ما گردید امید واثق دارم به تدریج منابع ثروت عالم در نتیجه تأمین یک صلح پایدار بین‌المللی توسعه یابد و حسن تفاهم و همکاری و اقعی در جهان جای سوء ظن و بدگمانی و سوء استفاده را بگیرد تا کشور ما نیز به حق مسلم خود برسد و خساراتش جبران گردد و مردم با آسایش خیال به همکاری با متفقین محترم خود به خصوص همسایگان قیام نماید بعد از این مراسلات که عین آنها به عرض مجلس رسید و مذاکراتی که کاملاً و بی‌کم و زیاد در حدود مطالب همین تذکاریه‌ها جریان داشت چنان که در بالا هم گفتم بعد از وداع ژنرالیسم و رجال شوروی صبح روز 16 اسفند از مسکو به سوی تهران رهسپار و در روز 18 وارد شدیم و آخرین جمله‌ای که در ایستگاه مسکو از آقای مولوتف شنیدم این بود که گفتند امیدوارم روابط بین شوروی و ایران رفته رفته بهتر خواهد شد. این جمله برای همه ماها بهترین بدرقه بود زیرا آرزوی قلبی ما همان بوده است و هست اکنون اجازه می‌خواهیم بقیه گزارش مذاکرات و مراسلات فیمابین را از تاریخ مراجعت به تهران تاکنون به طور خلاصه به اطلاع نمایندگان محترم برسانم.

بعد از ورود چون دوره مجلس چهاردهم به پایان رسید بدیهی است اولین وظیفه دولت به حکم قانون اساسی این بود که بی‌درنگ مقدمات انتخابات دوره پانزدهم را فراهم نماید تا دوره فترت پیش نیاید ولی با کمال تأسف اوضاع آشفته آذربایجان و توقف قوای شوروی در ایران و بروز طغیان و دسته‌بندی در نقاط دیگر کشور که نتیجه مستقیم اوضاع آذربایجان بود اجرای این مقصود را به کلی ممتنع ساخته و اساساً استقلال کشور و حاکمیت دولت را به خطر‌ انداخته بود پس ناچار نخستین کار دولت کوشش در تسریع تخلیه کشور از قوای بیگانه و خواباندن فتنه و عصیان و حل قضیه آذربایجان بود و حاجت به ذکر نیست که در اولین فرصت در باب این موضوع حیاتی با نهایت جدیت وارد عمل و مذاکرات شدم و خواب راحت را به خود حرام کردم و روزها و شب‌ها دمی نیاسودم و در برابر مشکلات نگفتنی و موانع و معضلات باور نکردنی سینه سپر ساختم و به هر تدبیری دست بردم تا اولین آرزوی ملت ایران یعنی تخلیه کشور از نیروی بیگانه را در واقع مبدأ گشایش تمام گره‌های دیگر بود عملی نمایم ولی بر سر راه ما در حل این مسأله دو مشکل عظیم بود یکی مسأله نفت و دیگر مسأله آذربایجان نظر ما در باب نفت چنان که حقاً و قانوناً هم مسلم است این بود که ملت ایران مالک بی‌قید و شرط سرزمین کشور اجدادی خود و منابع و محصولات آن است و در باب طرز استخراج و فروش آن منابع اختیار مطلق دارد و اگر قراردادی در این باب پیشنهاد گردد باید از تصویب مجلس شورای ملی یعنی از

+++

تصویب ملت ایران بگذرد. امر آذربایجان هم یک امر داخلی است و در حدود حق حاکمیت دولت ایران است و در چنین موردی هیچ گونه مجوز قانونی در بین نیست که دولت را الزام به مشورت و مذاکره با دولت‌های دیگر نماید ولی حوادث و و قایعی که همه آن را در گذشته نزدیک مشاهده کردیم ما را واداشته بود با دولت دوست و همسایه محترم شمالی در این باب‌ها به قصد روشن کردن قضایا و پیدا کردن راه حل و تأمین مبانی دوستی و ایجاد اعتماد متقابل که هنوز هم هدف سیاست خارجی دولت است وارد مذاکرات کردیم، اما آنچه راجع به نفت است حرف اساسی همان است که در مذاکرات مسکو هم اظهار می‌داشتیم و آن این بود که ملت و دولت ایران مطلقاً علاقه قلبی و صمیمی دارد که با ممالک شوروی وارد روابط قویم اقتصادی گردد و این موضوع همیشه هدف سیاست اقتصادی ما خواهد بود زیرا روسیه بزرگ بهترین خریدار کالای ما بوده است و امید است در آینده هم بشود ایران نیز به کالای آن کشور احتیاج دارد و بازرگانان ما همواره آماده داد و ستد با ملت شوروی بوده‌اند و هستند.

ولی موضوع نفت موضوعی نبود که به این سادگی بتوان وارد شد و نتیجه گرفت. آنچه شرکت و امتیاز است که مقررات و شرایط قانونی داشت و به موجب آن قوانین که از آن جمله اصل‌های 23 و 24 قانون اساسی باشد اجازه دادن هر نوع امتیاز و تشکیل هر نوع شرکت ولو طرف ایرانی هم باشد منحصراً از صلاحیت مجلس شورای ملی است و این حق در باب امتیاز در مجلس چهاردهم دوباره تصریح و تأکید شد پس در خصوص امتیاز تحت هیچ عنوانی دولت نمی‌توانست داخل مذاکره گردد و باب شرکت هم فقط ممکن بود موافقت‌نامه تنظیم گردد که در صورت تصویب مجلس مبنای قرارداد رسمی باشد در نتیجه مذاکرات و مباحثات زیادی که از تفصیل آن می‌گذرم موافقت‌نامه در باب شرکت مختلط نفت ایران و شوروی در تاریخ 15 فروردین ماه 1325 به ترتیب زیرین تنظیم گردید که عین آن را برای اخذ تصمیم و تصویب قرائت می‌کنم.

آقای سفیر کبیر- پیرو مذاکرات شفاهی که بین ما به عمل آمده است محترماً به استحضار آن جناب می‌رساند که دولت اعلیحضرت شاهنشاهی ایران موافقت می‌نماید که دولتین ایران و شوروی شرکت مختلط ایران و شوروی برای تجسسات و بهره‌برداری اراضی نفت خیز در شمال ایران با شرایط اساسی ذیل ایجاد نمایند:

1 - در مدت 25 سال اول عملیات شرکت چهل و نه درصد اسهام به طرف ایران و پنجاه و یک درصد اسهام به طرف شوروی متعلق خواهد بود و در مدت 25 سال دوم پنجاه درصد اسهام به طرف ایران و 50 درصد به طرف شوروی متعلق خواهد بود.

2 - منافعی که به شرکت عاید گردد به تناسب مقدار اسهام هر یک از طرفین تقسیم خواهد شد.

3 - حدود اراضی اولی که برای تجسسات اختصاص داده می‌شود همان است که در نقشه‌ایک ه جنابعالی ضمن مذاکرات در روز 24 مارس به اینجانب واگذار فرموده‌اید به استثنای قسمت خاک آذربایجان غربی که در باختر خطی که از نقطه تقاطع حدود اتحاد شوروی و ترکیه و ایران آغاز و بعد از سواحل شرقی دریاچه رضائیه گذشته تا شهر میاندوآب می‌رسد واقع است همان طوری که در نقشه مزبور روز 4 آوریل سال 1946 اضافه تعیین گردیده است ضمناً دولت ایران متعهد می‌گردد خاکی را که در طرف غرب خط سابق‌الذکر واقع است به امتیاز کمپانی‌های خارجی واگذار نماید.

4 - سرمایه طرف ایران عبارت خواهد بود از اراضی نفت خیز مذکور در ماده 3 که پس از عملیات فنی دارای چاه‌های نفت و محصول آن قابل استفاده شرکت خواهد گردید و سرمایه طرف شوروی عبارت خواهد بود از هر قبیل مخارج و آلات و ادوات و حقوق متخصصین و کارگران که برای استخراج نفت و تصفیه آن مورد احتیاج خواهدبود.

5 - مدت عملیات شرکت 50 سال است.

6 - پس از انقضای مدت عملیات شرکت دولت ایران حق خواهد داشت اسهام شرکت متعلق به طرف شوروی را خریداری نماید و یا مدت عملیات شرکت را تمدید کند.

7 - حفاظت اراضی مورد تجسسات و چاه‌های نفت و کلیه تأسیسات شرکت منحصراً به وسیله قوای تأمینیه ایران خواهد بود.

قرارداد ایجاد شرکت نفت مختلط شوروی و ایران مزبور که بعداً مطابق متن این نامه عقد می‌شود به مجردی که مجلس شورای ملی ایران تازه انتخاب شده و به عملیات قانونگذاری خود شروع نماید در هر حال نه دیرتر از مدت هفت ماه از تاریخ 24 مارس سال جاری برای تصویب پیشنهاد خواهد شد. موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه را تجدید می‌نماید.

در پاسخ این نامه عین آن با خطاب به اینجانب و امضای آقای سفیر کبیر شوروی به اینجانب فرستاده شد.

در این موقع خوشبختانه در نتیجه اقدامات و مذاکرات و کوشش‌های گرانبهای جناب آقای سادچیکف سفیر محترم شوروی در باب تخلیه کشور از نیروی شوروی و حل قضیه آذربایجان وحدت نظر حاصل شد و ابلاغیه‌ای مرکب از سه ماده تنظیم گردید و دولت شوروی بر طبق وعده خود قوای خود را در مدتی که معین شده بود بیرون کشید و با این ترتیب راهی که ملت و دولت ایران برای تحکیم مبانی دوستی با شوروی می‌جست باز شد و امید واثق دارم که دوستی ما روزبه روز بیشتر مستحکم شود و هر نوع سوء تفاهم مرتفع گردد.

اینک متن ابلاغیه:

1- قسمت‌های ارتش سرخ از تاریخ 24 مارس 1946 یعنی یکشنبه چهارم فروردین 1325 در ظرف یک ماه و نیم تمام خاک ایران را تخلیه می‌نمایند.

2 - قرارداد ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی و شرایط آن از تاریخ 24 مارس تا انقضای مدت هفت ماه برای تصویب به مجلس پانزدهم پیشنهاد خواهد شد.

3- راجع به آذربایجان چون امر داخلی ایران است ترتیب مسالمت آمیزی برای اجرای اصلاحات بر طبق قوانین موجوده و با روح خیرخواهی نسبت به اهالی آذربایجان داده خواهد شد.

چنان که ملاحظه فرمودید ماده سوم قرارداد مربوط به آذربایجان است و اکنون لازم می‌دانم توضیحاتی در آن باب به عرض برسانم و گمان می‌کنم موقع آن رسیده باشد در این ضمن توضیحات کافی داده شود.

رجال محترم شوروی بعد از مذاکرات اولیه که در مسکو به عمل آمد خود تصریح کردند که موضوع آذربایجان یک موضوع داخلی است چنانچه در تذکاریه دوم جناب مولوتف که خواندم تصریح شده نهایت این که چون به قول خودشان نسبت به حوادثی که در جوار مرز شوروی رو می‌داد نمی‌توانستند بی‌قید بمانند نهایت علاقه را ابراز می‌کردند که دولت مرکزی در حل قضیه آذربایجان راه مسالمت پیش گیرد و در این باب اصرار داشتند و دولت ما هم اساساً راهی غیر از مسالمت نمی‌خواست و تحریک و عصیان و پشت پا زدن به قوانین از طرف دموکرات‌های آذربایجان بود. مطلبی که اکنون می‌خواهم برای روشن شدن حقایق بگویم این است که دولت به موجب گزارش‌ها که در شروع نهضت دمکرات آذربایجان دریافته بود و با سوابق و اسنادی که در دست داشت در همان اوایل به این حقیقت برخورد که نهضت مزبور یک نهضت واقعی ملی نبود و محرکین اصلی این نهضت ابداً نماینده آذربایجانی‌ها محسوب نمی‌شدند.(صحیح است) و مردم آذربایجان از این گونه نیات و عملیات کاملاً بیزار(صحیح است) و شب و روز در فشار و آزار بودند(صحیح است) چنان که این مراتب را همان وقت در آغاز مذاکرات در مسکو صریحاً به اولیای شوروی اظهار کردیم و در ضمن همین گزارش به اطلاع آقایان محترم رساندم.

حقیقت این که بسی نگذشت عملیات دموکرات‌ها نظر دولت را تأیید کرد زیرا آن عملیات کاملاً بر ضد قانون اساسی و استقلال و حاکمیت ملت ایران بود.

این آقایان که دموکرات‌های آذربایجان نامیده می‌شدند و اکنون به نام متجاسرین معروف شده‌اند برخلاف استقلال کشور و برخلاف نص صریح قانون اساسی دولت خودمختار تشکیل دادند مالیات گرفتند اموال مردم را مصادره و املاک آنان را ضبط و تقسیم و نفوس زیادی را ترور کردند مأموران انتظامی دولت و ژاندارم‌ها را هر جا توانستند با فجیع‌ترین طرز کشتند و اشخاص سیویل را با انواع اسلحه حتی بمب و اسلحه خودکار مجهز نمودند و انبارهای مهمات ارتش و کالای عمومی و خواربار کشور را تصرف کردند و ادارات و محاکم را اشغال نمودند و خود قضاتی تعیین و به کار محاکمات مداخله نمودند حتی کتب درسی را عوض و به زبان ترکی کتاب‌هایی تالیف کردند که هدف عمده آن ترویج یک وطن‌پرستی مجعول محلی و ایجاد یک تاریخ و ملیت غیر ایرانی برای آذربایجان بود. این نهضت خائنانه را محرکین بسط دادند و به تدریج شعله این آتش فتنه به کردستان رسید و عده‌ای در آنجا به تحریک کردها که فرزندان دلاور ایرانند پرداختند و در آن سامان نیز معرکه‌ای شبیه به معرکه آذربایجان برپا ساختند و حزبی ساختگی

+++

به نام کومله به وجود آوردند و مقدمات تجزیه و تشکیل حکومت مستقل به دست چند تن وطن فروش در آنجا فراهم آمد.

دولت با وجود توجه کامل به این فجایع با کمال تأسف و با خون دل مجبور شد از افشا امر خودداری کند و ناچار گشت به موجب دو علت اساسی با دمکرات‌ها وارد مذاکرات گردد.

علت اول عزم دولت در تحکیم روابط دوستانه با دولت متفق و بزرگ ما روسیه شوروی بود که به اصرار و تأکید شدیدی روش مسالمت آمیز را نسبت به سران و فراهم کنندگان نهضت آذربایجان توصیه می‌کردند و نمی‌خواستیم بهانه برای تأخیر امر تخلیه ایجاد کرده باشیم.

نکته‌ای که باید در این موقع تذکر دهم این است دولت ایران در راه این مقصود یعنی تأمین دوستی و روابط مستقیم با دولت شوروی با این که عضو سازمان ملل متحد بود توصیه شورای امنیت را در باب لزوم مذاکرات مستقیم با خوشوقتی تلقی نمود و هرگز نخواست اختلاف بین دو دولت دوست و همسایه موضوع مباحثات محافل سازمان ملل گردد و دراین راه آنچه مقدور بود اهتمام و کوشش به جا آورد.

از طرف دیگر هم برخلاف زعم برخی بی‌خبران ارتباط ما در این باب با سازمان ملل هرگز قطع نشد و دولت توسط نمایندگان خود با سازمان در تماس بود و موضوع ایران در ضمن مسائل مرجوعه سازمان بود و اکنون هم هست.

علت دوم احترام دولت بود به نام و عنوان آذربایجان که مغرضین آن را دستاویز کرده بودند با این که مرام و مقصود واقعی برپاکنندگان این معرکه در نظر دولت چنان که گفتم معلوم بود چون در ظاهر صحبت از حقوق مردم آذربایجان و دمکراسی و بسط عدالت در آن سامان می‌کردند دولت به مدلول انظر الی ماقال خواست از همان در که آنان وارد شده بودند درآید و برای آشکار ساختن خدعه و غرض باطنی آنان اصلاحاتی را که ظاهراً می‌خواسند تا آنجا که مطابق با قوانین کشور بود به نام مردم آذربایجان مورد مطالعه و زمینه مذاکره قرار دهد تا ساده لوحان و خوش باوران خارجی و داخلی که تصور می‌کردند در آذربایجان مردمی قیام کرده‌اند و اصلاحاتی می‌خواهند بدانند که دولت هر نوع اصلاحات را حسن استقبال می‌کند در این عمل دولت نیک می‌دانست چون مقصود اصلاحات نبود و تجزیه کشور بود پس ناچار در طی عمل و آزمایش پرده از روی اغراض دیگران برداشته می‌شد و مرور زمان به ساده‌دلان نشان می‌داد که با این که ما حاضر توسعه اصول دمکراسی و اصلاحات شدیم آنان این گونه مذاکرات را فقط وسیله پیشرفت‌های سیاسی ساختند.

در تعقیب چنین منظور سیاسی و مصالح و محظوارت دیگر بود که با سران دمکرات وارد مذاکرات شدیم و به طوری که مسبوقید با تمام قوا کوشیدیم مگر به آن وسیله آتش فتنه را خاموش کنیم حتی انواع ارفاق و مساعدت را که در حد امکان با قوانین کشور قابل تألیف بود نسبت به آنان قائل شدیم و موادی تنظیم شد ولی دمکرات‌ها از قبول آن استنکاف کردند و شرایطی سنگین تازه پیشنهاد نمودند و ناچار مذاکرات منقطع شد در واقع آقایان هر روز بهانه و تقاضای جدیدی پیش می‌کشیدند و از آن جمله مبالغی هنگفت وجوه نقد درخواست می‌کردند که نه دارایی می‌توانست به حکم قوانین آن را بپردازد و نه بانک ملی و دولت می‌توانست با قبول چنین شرایطی موافقت کند با این همه اشکال‌تراشی باز هم در راه پیدا کردن راه حل نهایت اهتمام به عمل آمد و آنچه قانوناً مقدور بود ارفاق شد ولی باز سران دموکرات و سرپیچی و مخالفت و بهانه تراشی اصرار ورزیدند. دیری نگذشت چنان که پیش بینی شده بود محرکین نهضت فطرت و نیت خود را نشان دادند و معدودی بی‌خبران داخلی و خارجی نیک معلوم ساختند که مقصود هرگز اصلاحات نبود بلکه این حرف‌ها لفافه اغراض خطرناک سیاسی بود یکی از شواهد این موضوع موقعی پیدا شد که دولت خواست مقدمه انتخابات را در تمام کشور آماده سازد و برای تأمین جریان صحیح انتخابات و تضمین آن از هر گونه مداخلات خلاف قانون قوای انتظامی گسیل دارد در این موقع بود اشخاصی که به نام دموکرات آذربایجان با استقلال کشور بازی می‌کردند برخلاف روش مسالمت آمیز دولت و به رغم مواد ابلاغیه با اعزام قوای تأمینیه مخالفت کردند و نیروی مسلح چریک در مقابل قوای انتظامی آراستند و در حدود قافلان کوه بر ضد دولت به عملیات جنگی آغاز نمودند و سنگربندی کردند و پل‌ها را ویران ساختند و رؤسای آنان بر ضد دولت نطق کردند و مردم را به قیام مسلح بر علیه دولت دعوت نمودند و به نصایح مکرر دولت اعتنا نکردند و با این ترتیب البته مواد قرارداد بالطبع ملغی گردید زیرا طرف آن را کاملاً زیر پا نهاد قوای انتظامی برای اجرای امر انتخابات به آذربایجان نزدیک شد و اشرار بعد از عقب نشینی مبالغ هنگفتی از نقد و جنس از اطراف آذربایجان یغما کردند و نفوس زیادی را بر سر راه کشتند و جمعاً از مرز گذشتند دولت از آن تاریخ به بعد چنان که آقایان مسبوق هستند در استرداد مقصرین و اموال مردم اقدامات لازم را در نزد اولیای محترم شوروی به جا آورده است ولی هنوز نتیجه‌ای به دست نیامده عجب این که پیش از آن که نیروی ارتش به عملیات انتظامی خود اقدام کند مردم واقعی آذربایجان که این آقایان دعوی نمایندگی آنان را داشتند خود به مجازات و تعقیب متجاسرین برخاستند و آنان را در مدت کمی متواری و فراری ساختند.(صحیح است) و قوای تأمینه دولت با مشکلات فراوانی کوشیدند تا خشم بی‌پایان و حس انتقام مردم را فرونشاندند.(صحیح است)

با کمال تأسف نهضت و شورشی هم چنان که مسبوقید در نواحی جنوب رویداده و دولت گرفتاری بیشتری پیدا کرده بود و علت عمده آن چنان که در سابق هم اشاره کردم پیش آمدهای آذربایجان بود و چون در این گزارش نظر عده معطوف به موضوع روابط ایران و شوروی است همین قدر می‌گویم که بالاخره در سایه توجهات اعلیحضرت همایون شاهنشاه وحدت ملی دوباره در سرتاسر کشور تأمین گشت و به محض آماده شدن وسایل فرمان انتخابات صادرشد و در باب جریان انتخابات که مخالفین و داوطلبان محروم قیل و قال راه ‌انداختند این نکته را می‌گویم که مخالفین متعمداً دولت را با حزب دمکرات ایران مخلوط می‌کنند چنان که می‌دانیم در تمام کشورهای متمدن دمکرات جهان انتخابات به دست احزاب است و این که حزب دمکرات ایران در امر انتخابات تبلیغات و اقدامات و کوشش و فعالیت به کار برد گناهی نیست. اینک در نتیجه آقایان محترم در این محوطه جمع آمده و بار گران مسئولیت و طالع کشور را به دست گرفته‌اید بدیهی است در میان کسانی که داوطلب بودند و انتخاب نشدند اشخاص بسیار شایسته و وطن‌پرست وجود دارند و آنان چه نماینده بشوند و چه نشوند از خدمت نسبت به کشور خودداری نمی‌کنند.(صحیح است) اینک به شرح مذاکراتی که بین جناب سفیر کبیر شوروی و اینجانب بعد از اعلان انتخابات دوره پانزدهم به عمل آمده و همچنین مراسلاتی که از تاریخ 5 آذر 1325 فیمابین مبادله شده است می‌پردازم این مراسلات مشتمل بر دو قسمت است، قسمتی که در اواخر سال 25 صورت گرفته و قسمتی که بعد از انعقاد مجلس شورای ملی مبادله شده است و با قرائت این مراسلات به گزارش خود پایان می‌دهم.

در اواخر 1325 جناب آقای سادچیکف ملاقاتی از اینجانب به عمل آوردند و راجع به موضوع نفت باب مذاکره را باز کردند و صورت قراردادی را که روی زمینه موافقت‌نامه مورخ 15 فروردین تهیه و تنظیم کرده بودند حضوراً به اینجانب دادند که بعد از امضا به مجلس پیشنهاد کنم. اینک متن قرارداد پیشنهادی آقای سادچیکف با مراسلاتی که در پیرو آن مبادله شده است می‌خوانم.

قرارداد بین دولت اتحاد جماهیر شووری سوسیالیستی و دولت ایران درباره ایجاد شرکت نفت شوروی و ایران. دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از یک طرف و دولت اعلیحضرت شاهنشاهی ایران از طرف دیگر نظر به این که بسیار مایلند مناسبات دوستانه را تحکیم و به همکاری من بعدی اقتصادی بین دو کشور مساعدت نمایند و همچنین با در نظر داشتن رد و بدل نامه‌ها بین نخست وزیر ایران و سفیر کبیر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در ایران که روز 4 آوریل سال 1946 به عمل آمد مصمم گردیده‌اند قرارداد زیر را درباره ایجاد شرکت مختلط نفت شوروی و ایران منعقد نمایند و برای این منظور اختیارداران خود را به طریق ذیل معین نمودند. دولت اتحاد جماهیر شوروی ... دولت ایران ... مشارالیها پس از ارائه اختیارنامه‌های خود که در کمال صحت و اعتبار بود در مقررات ذیل موافقت حاصل نموده‌اند:

ماده اول- طرفین متعاهدین در شهر تهران شرکت مختلط نفت شوروی و ایران تحت عنوان مختصر(نفت شوروی و ایران) را که از طرف دولت ایران به آن حق استثنایی برای کشف و استخراج و استحصال نفت و مواد نفتی و محصولاتی که تواماً با نفت به وجود می‌آید در خاکی که در قسمت اول ماده دوم این قرارداد ذکر گردیده و همچنین حق فروش و حمل و نقل نفت مواد نفتی و محصولاتی که با نفت به عمل می‌آید چه در داخل ایران و چه در خارج آن داده می‌شود احداث می‌نمایند. مؤسسین شرکت عبارتند از: طرف شوروی تراست دولتی

+++

عموم اتحاد شوروی برای استخراج نفت و گاز تحت عنوان (استالین نفت) و شرکت عموم اتحاد شوروی تحت عنوان(سیوز نقطه اکسپورت). از طرف ایران ... شرکت طبق اساسنامه‌ای که در مدتی که از سه ماه از روز به موقع اجرا گذاردن این قرارداد تجاوز ننماید از طرف مؤسسین تنظیم و به تصویب دولتین خواهد رسید عمل خواهد کرد.

ماده دوم- حدود ابتدایی مسافت شرکت که برای انجام کارهای اکتشافی منظور گردیده است همان‌هایی خواهد بود که در روی نقشه‌ای که طرفین امضا و به این قرارداد به عنوان جزء لایتجزای آن پیوست شده ترسیم گردیده است، دولت ایران متعهد می‌گردد خاک آذربایجان غربی را که در طرف غرب خطی که از نقطه تقاطع مرزهای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و ترکیه و ایران شروع و به سمت جنوب از سواحل شرقی دریاچه رضائیه عبور و به خود شهر میاندوآب می‌رسد چنانچه اضافه روی نقشه فوق‌الذکر ترسیم گردیده به امتیاز کمپانی‌های خارجی و شرکت‌های ایرانی با مشارکت خارجی‌ها و یا با استفاده از سرمایه‌های خارجی واگذار ننماید.

در مدت ده سال اول اجرای این قرارداد شرکت در خاکی که در قسمت اول این ماده ذکر گردیده قطعه‌های زمینی برای انجام کارهای اکتشافی و استخراج نفت و محصولاتی که در بالا نام آن برده شده است انتخاب خواهد نمود.(ماده اول)- قطعه‌های زمینی که برای عملیات شرکت ضرورت داشته باشد.(ماده اول) از طرف دولت ایران برای اجرای این قرارداد جهت بهره برداری به شرکت واگذار خواهد گردید در صورتی که قطعه‌های انتخاب شده شرکت متعلق به دولت نباشد دولت ایران جبران قیمت قطعه‌های مزبور به حساب دولت ایران و واگذاری بلامانع آنها را به اختیار شرکت عهده‌دار می‌گردد.

ماده سوم- الف- مقدار سرمایه شرکت با موافقت طرفین متعاهدین تعیین می‌گردد. در مدت 20 سال اول عملیات شرکت 49 درصد اسهام به طرف ایران و 51 درصد به طرف شوروی تعلق خواهد داشت در مدت 25 سال دوم 50 درصد اسهام به طرف ایران و 50 درصد آن به طرف شوروی متعلق خواهد بود.

ب- ودیعه شرکای شرکت در سرمایه از این قرار خواهد بود. طرف ایران اراضی نفت خیز نامبرده در ماده دوم که پس از انجام کارهای تکنیکی دارای چاه‌های نفت بوده و محصولات آن مورد استفاده شرکت قرار خواهد گرفت.

طرف شوروی- همه گونه مخارج و لوازمات و مزد کارشناسان و کارگران که برای شرکت جهت استخراج و اکتشاف و استحصال نفت و مواد نفتی و محصولات توأم آن لازم و ضروری خواهد بود.

ماده چهارم- سود و یژه‌ای که شرکت دریافت نماید مطابق مقدار اسهام هر یکی از طرفین تقسیم خواهد گردید.

ماده پنجم- حفاظت نواحی که از طرف شرکت کارهای اکتشافی در آن به عمل آید و همچنین چاه‌های نفت و تمام تأسیسات شرکت منحصراً با قوای تأمینیه ایران خواهد بود.

ماده ششم- شرکت حق خواهد داشت تمام آلات و ادوات و مواد فرعی و خام که برای عملیاتش در ایران لازم باشد و همچنین دوا و ابزار خارجی و سایر مصالح و اشیایی را که برای بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های او ضروری باشد بدون پرداخت حق گمرک و حق پروانه به ایران وارد نماید.

شرکت حق خواهد داشت نفت و مواد نفتی و محصولات توأم آن را که در مؤسسات شرکت به عمل آید بدون پرداخت حق گمرک و حق پروانه از ایران صادر نماید. به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی حق تقدم در خرید نفت و محصولات نفتی که شرکت صادر نماید داده خواهد شد.

ماده هفتم- دولت ایران شرکت را از پرداخت هر گونه مالیات و عوارض معاف می‌دارد.

ماده هشتم- این قرارداد برای مدت 50 سال از روز به موقع اجرا گذاردن آن منعقد می‌گردد.

ماده نهم- پس از انقضای مدت عملیات شرکت دولت ایران حق خواهد داشت اسهام طرف شوروی را خریداری و یا با موافقت دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی مدت عملیات این قرارداد را تمدید نماید.

ماده دهم- این قرارداد از روز تصویب آن به موقع اجرا گذارده خواهد شد.

این قرارداد در شهر تهران در دو نسخه به روسی و فارسی نوشته شده و هر دو متن به طور تساوی معتبر می‌باشد.

مورخ........... 1947

به نمایندگی دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به نمایندگی دولت ایران.

در پاسخ این نامه مراسله ذیل فرستاده شد:

آقای سفیر کبیر عزیزم- راجع به موضوع قرارداد ایجاد شرکت نفت ایران و شوروی که تقاضا فرموده‌اید در چه موقع مجلس شورای ملی تشکیل و قرارداد نامبرده پیشنهاد مجلس خواهد شد برای این که از موقع افتتاح مجلس استحضار حاصل شود کمیسیونی در وزارت کشور تشکیل و در مواد قانون انتخابات غوررسی شده گزارشی به اینجانب داده‌اند که رونوشت آن را با یک نسخه از قانون انتخابات برای اطلاع جنابعالی به پیوست می‌فرستم و ضمناً توضیح می‌دهم که برای تسریع افتتاح مجلس در آن گزارش همه جا حداقل مدت را منظور داشته‌اند. موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه را تجدید می‌نمایم.

سفارت این جواب را فرستاد: جناب اشرف آقای قوام‌السلطنه نخست وزیر و وزیر امور خارجه ایران تهران با کمال احترام وصول نامه شماره 4451 مورخ 26 نوامبر سال جاری آن جناب را تأیید می‌نماید. به طوری که از رونوشت گزارش کمیسیون انتخابات پیوست نامه مزبور مشهود است افتتاح مجلس شورای ملی برای اوایل ماه مارس 1947 پیش‌بینی می‌شود- به این ترتیب تصویب موافقت‌نامه مربوط به مسأله نفت که می‌بایستی در 24 نوامبر سال جاری انجام پذیرد پیش از مدت چهارماه به تأخیر خواهد افتاد.

اینک بنا به مراتب مندرج در فوق به دستور دولت شوروی اعتراض خودرا از تخلف نسبت به موافقت‌نامه شوروی و ایران مورخ 4 آوریل سال جاری اشعار داشته و ضمناً اطلاع می‌دهد که دولت شوروی اصرار دارد که دولت ایران باید در آینده از تخلف در مورد موافقت‌نامه مزبور خودداری نماید. موقع را مغتنم شمرده مراتب احترامات فائقه خود را نسبت به آن جناب تجدید می‌نمایم.

به این مراسله هم چنین پاسخ داده شد. آقای سفیر کبیر عزیزم- عطف به نامه مورخ 12 دسامبر 1946 آن جناب موضوع قرار ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی به استحضار می‌رساند که پیشنهاد ایجاد شرکت مزبور پس از تنظیم طرح قرار مربوطه با افتتاح مجلس شورای ملی صورت پذیر خواهد بود و تأخیر افتتاح مجلس هم به طوری که حضوراً توضیح داده‌ام نظر به مشکلاتی بود که لازم می‌آید پس از رفع آن مشکلات اقدام به انتخابات بشود تا بتوانیم به حصول نتیجه مطلوبه به شروع اصلاحات لازمه اقتصادی بیشتر اطمینان حاصل نماییم بنابراین اعتراض آن جناب در این باره وارد نبوده و این جانب از نظری که در موافقت‌نامه سابق خود نسبت به موضوع ابراز داشته‌ام عدول نکرده‌ام و همین که  وسایل لازمه مهیا شد قرار ایجاد شرکت نفت مختلط ایران و شوروی را به مجلس شورای ملی پیشنهاد خواهم نمود. موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه را تجدید می‌نمایم. چنانچه آقایان توجه فرمودید در خاتمه موافقت‌نامه 15 فروردین این عبارت مندرج است:

(قرارداد ایجاد شرکت نفت مختلط شوروی و ایران مزبور که بعداً مطابق این نامه عقد می‌شود به مجردی که مجلس شورای ملی ایران تازه انتخاب شده و به عملیات قانونگذاری خود شروع نماید برای تصویب پیشنهاد خواهد شد) در این عبارت الزامی و تعهدی نیست که چنین قراردادی حتماً از طرف دولت به شکل امضا شده تقدیم مجلس گردد همین معنی در ماده 2 ابلاغیه پانزده فروردین دولت هم مصرح است.

قسمت دوم مراسلات متبادله را نیز به استحضار مجلس شورای ملی می‌رسانم. مراسله اول جناب آقای سادچیکف به شرح زیر است: آقای نخست وزیر- راجع به پیغامی که در 21 ماه اوت بنا به دستور آن جناب به وسیله آقای همایونجاه درباره اجرای موافقت‌نامه ایران و شوروی درباره نفت به اینجانب فرستاده شده است بنا به دستور دولت متبوعه خود محترماً به استحضار آن جناب می‌رساند دولت شوروی بر آن عقیده است که خودداری دولت ایران از امضا کردن و تقدیم نمودن قرارداد درباره تشکیل شرکت نفت مختلط ایران و شوروی برای تصویب مجلس نقض موافقت‌نامه نفت ایران و شوروی مورخه 4 آوریل 1946 می‌باشد. دولت شوروی اظهارات دولت ایران را مبنی بر این که گویا‌ آن دولت امکانی ندارد به مطالعه طرح و امضای قرارداد درباره تشکیل شرکت ایران و شوروی بپردازد زیرا که قوانین موجوده او را مکلف می‌نماید که برای این کار قبلاً موافقت مجلس را دریافت نماید غیر رضایت‌بخش می‌داند.

این قسمت موضوع چنان که معلوم است طی مذاکرات راجع به عقد موافقت‌نامه درباره تشکیل شرکت مختلط شوروی و ایران مورد بحث قرار گرفته و دولت ایران متعهد گردیده و این تعهد مورد قبول اعلیحضرت شاه ایران که رئیس کشور می‌باشد قرار گرفته مبنی بر این که (قرارداد

+++

ایجاد شرکت نفت مختلط ایران و شوروی مزبور بعداً مطابق متن این نامه عقد می‌شود به مجردی که مجلس شورای ملی تازه انتخاب شده و به عملیات قانونگذاری خود شروع نماید درهر حال نه دیرتر از مدت هفت ماه از تاریخ 24 مارس سال جاری برای تصویب پیشنهاد خواهد شد.)(یادداشت جناب اشرف مورخه چهارم آوریل سال 1946) دولت شوروی اظهارات دولت ایران را مشعر بر این که تغییرات در وضع کشور در هیئت دولت که پس از امضای موافقت‌نامه شوروی و ایران مورخه چهارم آوریل سال 1946 رخ داده است طرف ایران را از لزوم انجام تعهداتی که طبق موافقت‌نامه مزبور در مقابل طرف شوروی به عهده گرفته بود آزاد می‌نماید به هیچ وجه مبرهن و مدلل نمی‌داند. این اظهارات دولت ایران از این جهت بیشتر غیرمدلل می‌باشد که موافقت‌نامه ایران و شوروی را از طرف دولت ایران آقای نخست وزیر که فعلاً هم رئیس دولت ایران می‌باشند امضا کرده و چنان که در بالا گفته شد رئیس کشور اعلیحضرت شاه ایران آن را قبول فرموده‌اند با مراتب بالا امتناع جناب اشرف از تعهداتی که دولت ایران به عهده گرفته است جز مانند بازگشت به آن سیاست خصمانه و تبعیضی که نسبت به اتحاد جماهیر شوروی در دوره حکومت رضاشاه و دولت‌های بعدی ساعد و صدر و حکیمی به عمل می‌آید نمی‌تواند طور دیگر تلقی نمود دولت شوروی اصرار دارد که موافقت‌نامه مورخه چهارم آوریل سال 1946 بلافاصله و به طور دقیق از طرف دولت ایران اجرا گردد. موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه خود را تقدیم می‌دارم. در پاسخ این نامه نیز این گونه جواب داده شد: آقای سفیر کبیر- مندرجات نامه مورخه 28 اوت 1947 آن جناب مورد توجه و دقت اینجانب واقع گردید. اینک در پاسخ مطالب آن مراتب زیر را احتراماً اشعار می‌دارد این که مرقوم داشته‌اید خودداری از امضای قرارداد و تقدیم آن به مجلس شورای ملی بدون امضای قبلی نقض موافقت‌نامه می‌باشد. اینجانب لازم می‌دانم از طرف خود جمله(نقض موافقت‌نامه) را رد کنم زیرا نقطه‌نظر اینجانب به هیچ وجه نقض موافقت‌نامه نبوده بلکه انطباق آن بوده است با قوانین داخلی ایران البته تصدیق می‌فرمایید که قانون یازدهم آذر ماه 1323 دولت را مکلف کرده است بر این که اگر برای فروش نفت و یا طرز استخراج و اداره معادن نفت ایران مذاکراتی بنماید باید مجلس شورای ملی را از جریان مذاکرات مستحضر سازد و بدیهی است که با این نص صریح قانون برای اینجانب قانوناً مقدور نخواهد بود قبل از آن که مجلس شورای ملی را در جریان مذاکرات قبلی که در این موضوع با دولت اتحاد جماهیر شوروی به عمل آمده است بگذارم قرارداد امضا شده‌ایی را برای تصویب به مجلس پیشنهاد نمایم و برای دولت شوروی هم فرقی ندارد که مجلس قبلاً در جریان مذاکرات واقع شده و پس از آن رأی قطعی مجلس درخواست شود اینجانب بر حسب میل و تقاضای آن جناب حاضر هستم طرح قرارداد را ضمن گزارش امر به مجلس پیشنهاد کنم لکن تفاوت نظر اینجانب با آن جناب این است که اینجانب نظر به سوابق امر و نظر به صراحت قانون فقط می‌توانم طرح قرارداد را به مجلس پیشنهاد کنم و آن جناب برخلاف صریح قانون و سوابق امر اصرار دارند قرارداد امضا شده به مجلس پیشنهاد شود در صورتی که این عمل علاوه بر این که خلاف رسم و ترتیب و منافی با سوابق امر و نص قانون است اینجانب را نیز مورد مسئولیت شدید قرار خواهد داد بنا به مراتب بالا اینجانب امتناعی از وعده سابق خود نداشته و ندارم و به هیچ وجه از رویه تفاهم و حسن موافقت با دولت شوروی انحراف حاصل ننموده‌ام و نخواهم نمود و البته تصدیق دارند رویه و سیاستی را که اینجانب در دوستی و حسن تفاهم بین دولت و ملت ایران و ملل اتحاد جماهیر شوروی ایجاد نموده‌ام همواره به تشیید و حسن مناسبات فیمابین مقید بوده و هست موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه را تجدید می‌نماید.

اینک آخرین پاسخ جناب سادچیکف در مراسله مورخ 15 سپتامبر مطابق 23 شهریور ماه به مضمون ذیل قرائت می‌شود:

آقای نخست وزیر- بنا به دستور دولت اتحاد شوروی محترماً به استحضار آن جناب می‌رساند:

دولت شوروی نمی‌تواند اظهارات نخست وزیر ایران را که طی نامه 4500 مورخه 12 سپتامبر سال جاری حاوی دلایل خودداری دولت ایران از امضا و پیشنهاد برای تصویب مجلس شورای ملی قرارداد راجع به ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی اشعار گردیده رضایت بخش تلقی نماید. دولت شوروی مجدداً توجه دولت ایران را به این نکته معطوف می‌سازد که در موقع مذاکرات و حین امضای موافقت‌نامه ایران و شوروی مورخه چهارم آوریل سال 1946 دولت ایران که از قوانین خودمسبوق است تعهدی که مورد قبول رئیس کشور اعلیحضرت شاهنشاه ایران گردیده به خود گرفته مبنی بر این که (قرارداد ایجاد شرکت نفت مختلط شوروی و ایران مزبور که بعداً مطابق متن این نامه عقد می‌شود به مجردی که مجلس شورای ملی ایران تازه انتخاب شده و به عملیات قانونگذاری خود شروع نماید در هر حال نه دیرتر از مدت هفت ماه از تاریخ 24 مارس سال جاری برای تصویب پیشنهاد خواهد شد.)

(یادداشت آقای قوام نخست وزیر ایران مورخه چهارم آوریل سال 1946) به این طریق خودداری دولت ایران از امضا و پیشنهاد برای تصویب مجلس شورای ملی قرارداد راجع به ایجاد شرکت مختلط نفت شوروی و ایران نقض مستقیم موافقت‌نامه شوروی و ایران مورخه چهارم آوریل سال 1946 خواهد بود اما راجع به آن که آن جناب خیال دارید درباره جریان مذاکرات قبلی بین دولتین نسبت به شرکت نفت شوروی و ایران به مجلس شورای ملی گزارش بدهید مسلم است که این مسأله باید مورد تصمیم خود دولت ایران قرار گیرد.

با مراتب بالا دولت اتحاد شوروی یادداشت خود را مورخه 28 ماه اوت سال جاری تأیید نموده و کماکان در اجرای فوری و دقیق موافقت‌نامه مورخه چهارم آوریل سال 1946 مصر می‌باشد. موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه خود را تقدیم می‌دارد.

در قبال این مطلب که در این مراسله مصرح است باید بگویم:

تردیدی نیست که اعلیحضرت همایونی همواره طرفدار دوستی و حسن تفاهم با دولت شوروی بوده و در این باب دستورهای پیاپی صادر فرموده‌اند و می‌فرمایند و هر نوع اقدامات برای تحکیم روابط دوستی مورد تصویب شاهانه است.

اکنون می‌خواهم در خاتمه گزارش خود مطلبی را که یقین دارم عین نظر و عقیده مجلس و دولت و قاطبه ملت ایران است با تمام صراحت و با قبول مسئولیت اعلام دارم.

قطع‌نظر از هر نوع تصمیمی که مجلس شورای ملی اتخاذ کند آنچه که تغییر نمی‌یابد و مسلم است و ‌اندک تردید و ریا و خدعه‌ای در آن نیست این است که ملت ایران صمیمانه می‌خواهد با دولت معظم شوروی دوستی پایدار داشته باشد(صحیح است) و روابط اقتصادی خود را که به نفع طرفین باشد توسعه دهد.(صحیح است) و هیچ گونه سیاست تبعیض و روش خصمانه نسبت به شوروی نداشته و ندارد.(صحیح است) زیرا به حکم عقل و منطق حتی تصور این گونه سیاست هم در مغز هیچ ایرانی نمی‌تواند جایگیر شود و اگر فقط نگرانی فشار و تهدید و تحریک و تبلیغات ناروا از بین برود ما خواهیم توانست در محیط آرام اعتماد کامل متقابل ایجاد نماییم.(صحیح است) و با نهایت صداقت و شرافت همکاری کامل فرهنگی و اقتصادی بین دو کشور را تأمین کنیم.(صحیح است)

2 - طرح پیشنهادی جمعی از آقایان نمایندگان راجع به موضوع نفت به قید دو فوریت و تصویب آن

رئیس- آقای دکتر شفق.

دکتر شفق- جلسه‌ای که در این موقع انعقاد یافته بدون شک یکی از جلسات تاریخی مجلس شورای ملی ایران است. در مدت کوتاه دوره مشروطیت جوان ایران که هنوز عمرش به نیم قرن نرسیده این باغ و این ساختمان و این تالار که هم اکنون ما نمایندگان در آن گرد آمده‌ایم شاهد حوادث عجیب و اتفاقات هیجان آور غریب بوده است و امروز نیز یک صحیفه دیگر به تاریخ آن حوادث افزوده می‌شود.جریان و مد و جذر وقایع تاریخی ملت‌ها در نتیجه تشنج افکار و جوش و خروش احساسات افراد و پیشوایان هر ملت به وجود می‌آید و امروز من در این جلسه که صد و ‌اند تن نمایندگان ملت ایرن جمع‌ فکری سراغ ندارم که بی‌آرام و حسی نمی‌دانم که آشفته نباشد. امروز قلب همه ماها در سینه‌ها یکسان میزند و فکر همه ماها متوجه حل یکی از مسائل دشواری است که حوادث جهان ما را به آن مواجه کرده و حل آن را از ما می‌خواهد. دل‌های ملت ایران نیز بی‌گزاف از کران تا کران کشور با اضطراب غریبی متوجه این انجمن است. چهار سال تمام است که ملت ایران گرفتار گرداب حوادثی است و شبان و روزان همی در بیم و امید و پرسش و پاسخ و بهت و حیرت به سر می‌برد. چهار سال است که یک ملت چشم به راه و گوش به زنگ نگران و حیران است که پیش آمد دشوار موضوع نفت چه حوادثی دربردارد و چه صورت حلی پیدا خواهدکرد؟!

در این اضطراب و نگرانی کاملاً حق به جانب ملت ایران است زیرا اتفاقات ناگوار گذشته او را نه چنان آزرده است که بتواند خونسردی خود را نگاهدارد

+++

نسل حاضر ایران در این نیم قرن اغلب گرفتار انقلابات داخلی بوده و دو جنگ جهانگیر خانمان‌سوز دیده است. در هر دو جنگ ملت ما بی‌طرف و خواهان صلح و آسایش و طرفدار تفاهم و سازش بود و درهر دو جنگ مانند ملت‌های دیگر خسارت‌های بی‌پایان دیده تلفات جانی و مالی ملت ایران در جنگ اول در نتیجه انقلابات داخلی و لشکرکشی‌های خارجی و حدوث قحط و گرسنگی و شیوع بیماری و زیان‌های بی‌حساب بازرگانی به نسبت دارایی و نفوس از تلفات آلمان مهاجم فزون‌تر بود. در جنگ اخیر نیز لشکرکشی‌های خارجیان که بعداً با آنان پیمان دوستی و اتفاق بستیم و آمدن صد هزاران افراد نیروی نظامی و پراکندگان ملت مصیبت‌زده لهستانی به این کشور و پیش آمد خشکسالی و از بین رفتن میلیون‌ها تن خواربار، و صد هزاران اغنام و مواشی و صدمیلیون‌ها ریال کالای بازرگانی و شیوع بیماری و اشغال شدن خطوط مخابرات و و سایل مناقلات و بروز ناامنی دو کشور که لازمه چنین حوادثی بود و عجز دولت از گرد آوردن مالیات و ظهور تفرقه و دسته‌بندی‌های سیاسی و سیتزه‌جویی و شیوع بدبینی و بدگویی و نارضایتی ملت خسته و ستمدیده را سخت به ستوه آورد. تنها امید نجاح که می‌رفت زخم دل‌های ریش را مرهمی نهد و هیجان خاطرهای پریش را آرامشی دهد پیام صلح جهان و به وجود آمدن سازمان ملل متحد بود که در همان آ‌غاز کار پنجاه ملت گرد هم آمدند و با تدوین منشور ملل متحد دست پیمان به دست هم دادند و جمله برای حفظ صلح عالم و جلوگیری از هر گونه تجاوز و رفع هر گونه نگرانی عهد بستند. پیش از وقوع این تعهد بزرگ بین‌المللی پیمانی امیدبخش در تاریخ 9 آذر ماه سال 1322 در مرکز کشور مابین سه مرد بزرگ و سه پیشوای نامی برندگان جنگ جهانی یعنی روزولت رئیس جمهور آمریکا و ژنرالیسم استالین پیشوای ممالک شوروی و چرچیل نخست وزیر انگلستان منعقد شد و ما ملت را نسبت به آینده بس امیدوار ساخت و باید بگویم هنوز هم دلگرمی و ایمان ما نسبت به سازمان ملل متحد که با کمال افتخار عضو آنیم و امیدواری ما نسبت به پیمان سه‌گانه که سه مرد بزرگ در پایتخت ما فداکاری و خسارت ما را در آن تصدیق نموده و و عده همکاری به ما داده‌اند در جای خود باقی است امید واثق ما این است که بتوانیم در زمره ملت‌های عضو سازمان آنچه را که در تأمین صلح و آسایش جهان به عهده ما است کار بندیم و به نوبت خود از نعمت‌های آن صلح و آسایش برخوردار گردیم.

بدون تردید ما ایرانیان که به قدر کافی از تأثیرات شوم جنگ‌ها داغ دل دیده‌ایم بیش از خیلی‌ها هواخواه صلح ملل و تفاهم واقعی بین‌المللی هستیم(صحیح است) هرگاه که خبری هیجان آمیز و در ضمن انتشارات یا شایعات در باب وقوع اختلافات جدید در میان ملت‌های نیرومند گیتی به گوش ما می‌رسد دل هر ایرانی بی‌اختیار می‌لرزد(صحیح است) زیرا نه تنها ادبیات و فلسفه ملی ما مزایای صلح و برادری ملت‌ها را از زمان دیرین به ما آموخته و شاعر بزرگ ما گفته است بنی‌آدم اعضای یکدیگرند. بلکه تجارت تلخ و ستم‌های روزگار و خسارات بی‌شمار عملاً این حقیقت را که صلح راه یزدانی و جنگ روش اهریمنی است در نظر ما مسلم داشته است(صحیح است) گذشته از جنگ‌های خانمان برانداز تاریخ کشور ما یک فاجعه دیگر دایمی نیز قرین بوده و آن فاجعه عبارت است از وضع دقیق جغرافیایی ما که کشور ما از قرن‌ها به این طرف به خصوص از زمان ظهور سیاست شرق محل تصادم سیاست‌های متضاد دولت‌های استعمارطلب قوی‌دست قرار داد و ما و نیاکان ما را در طی قرون اخیر گرفتار محنت و اضطراب و نگرانی دائمی ساخت(صحیح است) از یک لحاظ می‌توان گفت این کشور پهناور قدیم از حدود سی قرن یعنی از بدو تاریخ سیاسی خود از شمال و مغرب و مشرق و جنوب پیوسته مورد مطامع و حملات و مهاجمات خارجی‌ها و بازیچه سیاست‌های آنان واقع گشته و از زمان جنگ آشور و جنگ‌های یونان و روم تا امروز عمر اجتماعی ما با مبارزات سیاسی و نظامی گذشته است(صحیح است) شگفت آن که دولت‌های رقیب به خصوص در مدت قرن‌های اخیر که هر یک به نوبت خود خواستند در این ملک نفوذ سیاسی یا اقتصادی پیدا کنند از جمله بهانه‌هایی که جستند این بود که ما را در سیاست طرف‌گیرانه و یک جانبه و پیرو آمال حریف معرفی کنند. با کمال تأسف چه از خلال گزارش جناب آقای نخست وزیر و چه از اخبار و انتشارات درمی‌یابیم که دولت دوست و همسایه بزرگ ما روسیه شوروی هنوز هم در باب سیاست خارجی ما این شبهه تاریخی را وارد و تکرار و تجدید می‌کند و ما را طرفدار سیاست یک جانبه می‌پندارد من به نام یک ایرانی و یک نماینده از جناب اشرف آقای نخست وزیر سپاسگزارم که با کمال خلوص کوشیده‌اند این موضوع را در نزد رجال محترم شوروی روشن سازند من خودم که افتخار عضویت میسیون مسکو را داشتم شاهد و ناظر بودم که ایشان با کمال خلوص تشیید مبانی دوستی بی‌شائبه‌ای را در میان دو کشور نصب‌العین و هدف خود قرار داده بودند و به خصوص در رفع این نسبت ناروای سیاست تبعیض یا به اصطلاح دیگر سیاست خصمانه کوشش فراوان مبذول می‌داشتند و ملت ایران و رجال سیاست ایران از قدیم‌ترین زمان با ذوق سلیم خود دریافته‌اند که وضع جغرافیایی ما ایجاب می‌کند سیاست مستقل ملی و بی‌طرفانه و بدون تبعیض داشته باشیم.(صحیح است) این موضوع و این توازن و تعادل برای ما اهمیت حیاتی داشته است و کمتر اتفاق افتاده است که یک مرد سیاستمدار ایرانی یک نکته را برخورد نکرده و به اهمیت آن پی نبرده باشد چنان که در نطق سابق خودم اظهار داشتم معلم ملت ایران در این درس بزرگ سیاست مرور زمان و تجارب حوادث جهان بوده است در دنیایی که وضع محیط در مرغ و ماهی تاثیر دارد و آنها را برای زندگانی در آن محیط سازگار می‌کند حوادث پی در پی و مبارزه‌های دمادم سیاست خارجی که تصادم مدام منافع بیگانگان در ایران ملت ما را نیز از قرن‌ها به این طرف نیک آموخته و ورزیده نموده و به تجربت و فراست دریافته‌ایم که ما را فقط یک سیاست خردمندانه ملی عاری از تبعیض و بدون تمایل به طرف دولتی به ضرر دولت دیگر می‌تواند زنده نگهدارد(صحیح است) من به نام دولت و ملت و مجلس ایران می‌توانم بگویم که اصل لایتغیر سیاست خارجی ما این بوده است و خواهد بود(صحیح است) و با کمال صراحت نسبت سیاست طرف‌گیرانه را رد می‌کنم(صحیح است) مجلس شورای ملی ایران از بدو حکومت مشروطه در ایران به دولت‌های متوالی که از آن جمله دولت حاضر باشد به این شرط رأی داده است و اکنون هم همین اصل سیاسی را تأیید می‌کند(صحیح است) با کمال وضوح می‌گویم ملت ایران نسبت به متفقین محترم خود سیاست شرافتمندانه و بی‌طرفانه و صادقانه می‌خواهد و در این باب هیچ گونه سوءظن و نگرانی را محملی و موردی نمی‌تواند تصور نماید.(صحیح است) ولی آرزوی قلبی ما این است همان طور

که ما می‌گوییم هیچ گونه نگرانی از ناحیه ما نسبت به همسایگان دست ندهد. مقتضی است این روش از طرف آنان نیز پیروی شود.(صحیح است) یعنی آنان نیز به نوبه خودما را نگران و مضطرب نسازند و بی‌طرفی ما را به زور و تهدید متزلزل نکنند(صحیح است) می‌گویند مار گزیده از ریسمان پیسه می‌ترسد ملت ایران با کمال صراحت تشیید هر گونه روابط و همکاری اقتصادی را در حدود اصول و اختیار متقابل با همسایگانش به خصوص با دولت اتحاد جماهیر شوروی آرزو می‌کند ولی از نفوذ و عواقب سیاسی نگران و ترسان است و به همین مناسبت از همسایگان خود انتظار دارد هر گونه آثار فشار و تحریک و اصرار را از میان بردارند و هم وحید خود را به ارتباط صادقانه تجارتی و همکاری و اقعی بگمارند. داستان ملت ایران به خصوص از دوره صفویان به این طرف همان داستان گرگ و میش بوده که دولت‌های مختلف مغرب زمین به عزم توسعه اقتصادی و فتوحات سیاسی و نظامی هر یک به نوبه خود به حقوق این کشور تجاوز می‌نمودند و برای مشروع شمردن این تجاوز دعاوی مصلحانه و عناوین خیرخواهانه نظیر حفظ حقوق اتباع، تأمین آسایش و آزادی مردم، تأمین منافع اقتصادی و بدتر از همه بهانه جلوگیری از نفوذ دولت‌های دیگر که رقیب آنان بودند برای ما می‌تراشیدند سیاست ایران چنان که گفتم در این کشمکش‌های دشوار سیاسی که اساسی و به حکم ضرورت همان سیاست بی‌طرفی بود تا مگر با حفظ موازنه‌ای که از تصادم فشارهای چهارسویه حاصل گردد زندگانی خطیر خود را ادامه دهد همین دولت بریتانیای کبیر که امروز روابط دوستانه ما با ‌آن دولت رو به استحکام می‌رود و طرفداری‌های ‌آن دولت را از حقوق ایران در سازمان ملل تقدیر می‌کنیم و امیدواریم روابط فیمابین رفته رفته روشن‌تر گردد و روی موازین متساوی و صادقانه قرار گیرد در گذشته برای توسعه سیاست استعماری چندین بارها بهانه‌ها تراشد و تخطیات نظامی و سیاسی نسبت به این کشور نمود و قراردادهایی به ما تحمیل کرد و مدت‌ها ملت ایران را گرفتار نگرانی‌ها ساخت. کار همسایه دیگر بزرگ یعنی روسیه قدیم هم بهتر نبود و کشور ما را در مقابل آنان از زمان پطر کبیر گرفتار همین سیاست تجاوز و استعمارطلب بود در زمان خود ما یعنی حدود 37 سال پیش دولت روسیه سابق یعنی دولت تزاری به امر نیکلای دوم و مطابق روش سیاسی آقای سازونوف بهانه‌هایی به میان آورد و نقاطی از شمال کشور ما را که از آن جمله آذربایجان بود اشغال نظامی کرد و به حقوق ملی و آزادی و استقلال ما تجاوز نمود و پیشوایان

+++

آزادی ملت ایران را اعدام کرد و پابرجا در چنان سیاست حق شکنانه اصرار ورزید تا این که بنیانش به دست انقلابیون و آزادی‌خواهان روسیه از بن برافتاد و دولت جدید شوروی در زمان پیشوای بزرگ خود لنین آن سیاست جور و ستم را برانداخت و سیاست جانبانه و جابرانه نامید و محکوم و مطرود ساخت و حقوق استقلال ما را محترم شمرد و با ما پیمان دوستی بست و الحق روش پسندیده اتحاد جماهیر شووری به زخم دل ملت ایران مرهمی نهاد و ما را جلب کرد و قلوب ما را مطمئن ساخت و به تدریج راه برای توسعه و تشیید مبانی دوستی باز می‌شد ولی با کمال تأسف دعاوی اخیر روسیه شوروی راجع به نفت و طرز سیاستی که در آن راه از چهارسال به این طرف از ناحیه آن دولت اتخاذ شد بدون تردید جنبه اقتصادی و تجارتی را از آن موضوع دور کرد و شکل تهدید و فشار سیاسی به آن داد. در این موقع بی‌ریا و بدون ملاحظه باید بگویم حوادث آذربایجان و تهدید اشغال کشور ملت ایران را نسبت به سیاست شوروی به قطع و یقین نگران و ظنین کرد و اکنون هم که هنوز اثرات تلخ آن وقایع از بین نرفته تذکرات سخت و فشارآمیز مأمورین دولت شوروی که هم اکنون در ضمن گزارش جناب نخست وزیر شنیدیم این گونه نگرانی را تقویت می‌کند. پس به نظر من که از صمیم قلب طرفدار دوستی و همکاری بین دو ملت هستم بهتر است دوست و همسایه بزرگ ما قبل از هر عمل اقتصادی در رفع هر گونه عوامل که تولید نگرانی سیاسی در این کشور می‌کند بکوشد من آشکارا می‌گویم که مجلس و دولت ایران طرفدار طرح دوستی پایدار با اتحاد جماهیر شوروی هستند.(صحیح است) ما همسایه دیوار به دیواریم. بهترین خریدار کالای ما روسیه است. ما نیز به کالای روسیه احتیاج وافر داریم و ارتباط اقتصادی بین دو کشور به حکم طبیعت و لازمه مجاورت است و قابل تزلزل نیست. گذشته از روابط اقتصادی روابط قویم فرهنگی در بین دو ملت موجود است که بهترین مظهر آن کار خاورشناسان نامی روسی از بارتوله وژوکوسکی تا فریمان و کتو و اربلی و امثال آنان است که این دانشمندان همسایه در علوم و ادبیات ایرانی پژوهش‌های استادانه کرده‌اند پس مقدمات علمی و اقتصادی کافی برای یک دوستی ممتد و بی‌شائبه بین دو کشور از هر حیث موجود است. فقط برای عملی شدن این منظور لازم است اطمینان و اعتماد کامل در بین باشد به نظر من اگر در این موقع دولت معظم شوروی واقعاً به حکم ضرورت و احتیاج اقتصادی از ما نفت می‌خواهد ما با کمال خوشوقتی به شرطی که در کشور خودمان آزادی عمل و امنیت کامل سیاسی داشته باشیم بعد از استخراج آن محصول خود را مطابق نرخ عادله بازار به آن دولت می‌فروشیم.(صحیح است) زیرا به مبادله و روابط بازرگانی روسیه احتیاج شدید داریم. اگر نظر دولت شوروی تأمین منظور دیگری است از قبیل این که دولت‌های رقیب دیگر در ایران به خصوص در قسمت‌های مجاور شوروی دارای حقوق و امتیازات راجع به استخراج نفت نگردند به عقیده من هم مجلس و هم دولت و هم ملت ایران حاضر خواهند بود این نگرانی همسایه محترم شمالی را عملاً رفع کند و سیاست حفظ موازنه و تأمین قطعی منظورهای مشروع همسایگان خود را به طرز صحیحی روش سیاسی خود قرار دهند.(صحیح است)

فقط برای تحقق این مقصود اولاً تعقیب یک سیاست دوستانه و ایجاد اعتماد و امنیت متقابل لازم است زیرا روابط اقتصادی چه در داخل یک کشور و چه در خارج شرایطی دارد که پایه و اساس آن شرایط امنیت و فراغت خاطر و مصون بودن از هر نوع نگرانی است امید من مانند هر ایرانی دیگر این است که با حسن نیت و علو همت تمام مشکلات بین ما و شوروی چنان که رئیس محترم دولت اظهار فرمودند از بین برود و جای آن را روابط واقعی و صمیمانه فرهنگی و اقتصادی بگیرد. در خاتمه اینک از مقام ریاست مجلس اجازه می‌خواهم طرحی را که شماره زیادی از نمایندگان محترم بعد از چندین روز و شب شور و مباحثه تهیه و امضا کرده‌اند تقدیم دارم و درخواست می‌کنم این طرح قرائت شود.

رئیس- طرح پیشنهادی قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

ساحت مقدس مجلس شورای ملی.

در این آشوب و گیرودار جهان که نتایج و عواقب جنگ با نهایت وخامت زندگانی عالم بشریت را مسموم ساخته و ملت‌ها را گرفتار یک نگرانی دائمی کرده و به جای این که مطامع سیاسی از بین برود بر شدت خود افزوده است و مانند این است که دنیا یک بار دیگر به سوی دسته‌بندی‌های سیاسی می‌رود صلاح کشور ما که عضو سازمان ملل متحد و نسبت به حفظ صلح بین‌الملل متعهد است و در یک وضع بسیار حساس جغرافیایی واقع شده است همانا حفظ موازنه سیاسی و پیروی از یک سیاست بی‌طرف و مستقل و ملی و روشن و شرافتمندانه است که ‌اندک شائبه تبعیض و ترجیح و مواضعه در آن نباشد لازمه چنین سیاستی است که دولت و ملت ما در روابط اقتصادی خود هم با خارجی‌ها که افسوس که این روابط در دنیا هنوز از سیاست تفکیک نشده است، بس دقیق باشد و مقتضی است در این منظور مخصوصاً نگرانی‌هایی را که از لحاظ تصور سیاست یک جانبه ملحوظ می‌تواند باشد عملاً مرتفع سازد اینک نظر به این موضوع مهم و اصل اساسی سیاست خارجی مطلبی که باید در قبال گزارش جناب آقای نخست وزیر و موافقت‌نامه شرکت مختلط نفت منظور اصلی را تشکیل دهد این است.

محتاج به تذکر نیست کلیه ثروت طبیعی و اقتصادی و تولیدی ایران متعلق به ایران است و به هر نحو و ترتیبی که ملت و مجلس ایران بخواهد طریق استفاده از آن را تعیین می‌کند. از طرف دیگر این اصل کلی هم مسلم است که ما در عصر تعاون و همکاری بین‌المللی زندگانی می‌کنیم و روابط عادلانه اقتصادی بین ملت‌ها به خصوص همسایگان امری است طبیعی و از این لحاظ مقتضی است منابع ثروت و سرمایه هر ملتی اعم از ثروت زیرزمینی یا غیر آن به کار افتد و مورد داد و ستد و معاملات اقتصادی واقع شود و به وسیله قراردادهای صحیح و متقابل بازرگانی اصول همکاری معین گردد جز این که امروز وضع دنیا غیر از وضع 50 سال پیش است که دولتی بدون مطالعه امتیازاتی را نسبت به منافع مجهولی به دیگری واگذار می‌کرد پس به نظر مجلس شورای ملی اولاً باید به طور قطع مسلم گردد که مواد نفتی در چه نواحی کشور وجود دارد و مقدار محصول در حدود چه میزانی تواند باشد و از لحاظ اقتصادی و بازرگانی در کدام نقاط قابل بهره‌برداری است آن گاه روش اقتصادی ایران که استفاده از منابع زیرزمینی کشور به وسیله سرمایه ملی است آغاز و عملی گردد.

بنا به مراتب فوق امضاکنندگان ماده واحده ذیل را پس از استماع گزارش جناب آقای نخست وزیر پیشنهاد می‌کنم و به قید دو فوریت تصویب آن را تقاضا می‌نماییم.

ماده و احده- الف- نظر به این که آقای نخست وزیر با حسن نیت و در نتیجه استنباط از مفاد ماده دوم قانون یازدهم آذر ماه 1323 اقدام به مذاکره و تنظیم موافقت‌نامه مورخ پانزدهم فروردین ماه 1325 در باب ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی نموده‌اند و نظر به این که مجلس شورای ملی ایران استنباط مزبور را منطبق با مدلول و مفهوم واقعی قانون سابق‌الذکر تشخیص نمی‌دهد مذاکرات و موافقت‌نامه فوق را بلااثر و کان لم یکن می‌داند.

ب- دولت باید موجبات تفحص فنی و علمی را به منظور اکتشاف معادن نفت فراهم آورده و در ظرف مدت پنج سال نقشه‌های کامل فنی و علمی مناطق نفت خیز کشور را ترسیم و تهیه نماید تا مجلس شورای ملی با استحضار و اطلاع کامل از وجود نفت به مقدار کافی بتواند ترتیب بهره‌برداری بازرگانی از این ثروت ملی را به وسیله تصویب قوانین لازم تعیین کند.

ج- واگذاری هر گونه امتیاز استخراج نفت کشور و مشتقات آن به خارجی‌ها و ایجاد هر نوع شرکت برای این منظور که خارجی‌ها در آن به و جهی از و جوه سهیم باشند مطلقاً ممنوع است.

د- در صورتی که بعد از تفحصات فنی مذکور در بند ب وجود نفت به مقدار قابل استفاده بازرگانی در نواحی شمال ایران مسلم گردد دولت مجاز است در باب فروش محصولات آن با اتحاد جماهیر شوروی با آن دولت وارد مذاکره شود و نتیجه را به اطلاع مجلس شورای ملی برساند.

ه- دولت مکلف است درکلیه مواردی که حقوق ملت ایران نسبت به منابع ثروت کشور اعم از منابع زیرزمینی و غیر آن مورد تضییع واقع شده است به خصوص راجع به نفت جنوب به منظور استیفای حقوق ملی مذاکرات و اقدامات لازمه را به عمل آورد و مجلس شورای ملی را از نتیجه آن مطلع سازد. برزین، ممقانی، معتمد دماوندی، دکتر امینی، احمد دهقان، مهدی مشایخی. هاشم وکیل، علی بهبهانی، محمود محمود، اردلان، دکتر طبا، حاذقی، امیرحسین ظفر، ماکویی، مرآت اسفندیاری، دکتر ملکی، قبادیان، اکبر، عزیز اعظم زنگنه، سالار بهزادی، سلمان اسدی، امیرتیمور، بهادری، جواد عامری، حسن مکرم، شریعت‌زاده، شهاب خسروانی، صادقی، غضنفری، سزاوار، پالیزی، اردشیر شادلو، جواد گنجه، آقاخان بختیار، محمد ذوالفقاری، فتحعلی افشار، کفایی، وثوق و چند امضای دیگر که خوانده نمی‌شود، موسوی، شریف‌زاده، بهادری، نصرت‌الله اسکندری.

بعضی از نمایندگان- اکثریت مجلس آقا.

مسعود ثابتی- لازم به خواندن نیست آقا.

+++

فولادوند- خیلی امضا دارد، تقریبا 60، 66 امضا دارد (زنگ رئیس)

بعضی از نمایندگان- تمام آقایان موافق هستند.

رئیس- آقای نخست وزیر.

نخست وزیر- چون در مقابل گزارشی که به اطلاع آقایان رساندم طرح قانونی جدیدی در مجلس قرائت شد لازم است از نظر مسئولیتی که در سرنوشت مملکت دارم تذکر دهم که در این قبیل مسائل بهتر است اخذ تصمیم معوض به مطالعه بیشتر و رعایت حزم و احتیاط باشد و از عجله و شتاب‌زدگی احتراز شود.

تصور نمی‌کنم وضع گذشته را آقایان فراموش کرده باشند هنگامی که آذربایجان در آتش طغیان و عصیان می‌سوخت و نقشه قتل‌عام‌های مخوف و و حشتناک برای اهالی آنجا طرح گشته بود و طهران مانند نگین انگشتر در حلقه محاصره بود و هر ساعت بیم حوادث ناگوار می‌رفت من ناچار بودم برای رهایی آذربایجان و جلوگیری از کشتارها و تخلیه ایران و تسکین قلوب اقداماتی بکنم و خود را در آن اقدامات کاملاً مصاب می‌دانم. معهذا نسبت به آنچه فعلاً مورد بحث است از حدود اقدامات قبل قدمی فراتر نگذاشتم و مذاکراتی که در این باب شده ابتکار آن با من نبوده است آن ساعتی که موافقت‌نامه را امضا می‌کردم معتقد بودم به صلاح مملکت است. امروز هم معتقدم اگر مجلس جرح و تعدیلی لازم دیده‌اند با دقت و فرصت کافی در آن مطالعه کند.

من وقتی تصمیم به امضای موافقت‌نامه گرفتم کاملاً متوجه مسئولیت خطیر خود در مقابل ملت ایران بودم و تنها راه علاج مصائب آن روز را در امضای آن تشخیص دادم و در صحت تشخیص خود نیز معتقد بودم و هستم زیرا بعد از این موافقت‌نامه بود که وضع ایران کم کم از حال مخاطره خارج شد، قوای بیگانه کشور را ترک گفت، حوادث آذربایجان و کردستان رفته رفته پایان یافت، مملکت روی اطمینان و آرامش دید و به طور خلاصه ایران از دام بلایی که گرفتار بود نجات پیدا کرد. روزی که موافقت‌نامه مزبور را برای نیل به هدفهای فوق امضا کردم و مورد تحسین و تقدیر عموم قرار گرفتم یقین داشتم روزی خواهد رسید که مردم مملکت خالی از حب و بغض زمان آنچه را امروز بر ما می‌گذرد مورد مطالعه قرار داده خادم را از خائن تشخیص خواهند داد. اعتقاد من این بود که امضای موافقت‌نامه مربوط به شرکت نفت در آن موقع به صلاح مملکت بوده و در آن روز هر وطن پرست دیگری که به جای من می‌نشست خود را ناگزیر از موافقت با چنان پیشنهاد می‌دید، امروز هم صراحتاً می‌گویم رد موافقت‌نامه به طریقی که راه مجدد مذاکره با دولت شوروی را مسدود کند به صلاح کشور نیست.

من در پیشگاه ملت ایران و تاریخ خود را موظف می‌دانم که عقیده خود را به سمع آقایان برسانم و امیدوارم تصمیمی را که اتخاذ می‌کنند توأم با صبر و حوصله و خونسردی باشد و عجله و شتابزدگی نشود و این مخالف با این دو فوریت است که خواسته‌اند.

مهندس رضوی- بنده با دو فوریت مخالف هستم و می‌خواهم عرایضی عرض کنم.

رئیس- به قید دو فوریت است.

محمدعلی مسعودی- بنده در کلیات لایحه مخالف هستم.

رئیس- موضوع در کلیات نیست. فوریت اول مطرح است.

فرامرزی- بنده مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

عباس اسکندری- بنده قبلاً اجازه خواسته‌ام ایشان موافق طرح هستند و بنده با فوریت آن مخالف هستم.

دهقان- بنده موافقم.

فرامرزی- بنده از موقع می‌خواستم استفاده کنم از زحماتی که جناب آقای نخست وزیر کشیده‌اند برای ایجاد حسن روابط با دولت اتحاد جماهیر شوروی تشکر بکنم ولی آقای دکتر شفق یک بیاناتی فرمودن که دیگر بعد از ایشان هر چه آدم در این قسمت بگوید به نظر من خودش را مفتضح کرده است. بنابراین بنده اصلاً از عرایضی که می‌خواستم عرض کنم صرف‌نظر می‌کنم و فقط خوشوقت هستم که خودم حسن استنباط کردم که چه رأی بدهم، بنده با این حال عرض می‌کنم همان طوری که ایشان فرمودند بنده با فوریت این لایحه به دو علت مخالف هستم علت اولش این است که این طرحی که آقایان امضا کرده‌اند راجع به یک قضیه‌ای است که تمام ملت ایران منتظر است که بفهمد که مجلس چه می‌کند مجلس هم معتقد است بعد از این طرح باید ببیند که ملت ایران چه نظری دارد لااقل این قدر مجال داده شود که در جراید منعکس بشود و اقوال و افکار مختلف درباره این اظهار بشود و دیده شود که ملت ایران با این موافق است یا مخالف علت دیگرش این است که معتقد هستم این طرح ناقص است برای این که فقط راجع به قسمت نفت است در صورتی که گزارشی که جناب اشرف دادند راجع به خیلی قسمت‌ها است من جمله آذربایجان است و در آنجا ایشان هم اشاره فرمودند که پیشوای معظم روسیه یعنی اتحاد جماهیر شوروی استدلال کرده‌اند راجع به عدم تخلیه ایران و حمایت از دمکرات‌های آذربایجان قرارداد 1921 و من تعجب می‌کنم که چطور هیچ یک از وزرای ما، از وکلای ما جوابی به این قسمت ندادند. یادم هست یک روزی در همین جا، پشت همین تریبون راجع به عدم تخلیه ایران اشاره به این قرارداد شده است، اولاً این قرارداد توام با یک نامه است که بدون این که آن نامه تفسیر کند آن ماده را دولت ایران امضا نکرد(دکترطبا: درگزارش بود) گذشته از آن از اول اکتبر 1937 و مهر ماه 1306 یک قرارداد دیگری بین ایران و بین اتحاد شوروی بسته شد که آن قرارداد اولی را کاملاً تفسیر می‌کند و هرگونه سوء فهمی یا سوء تفاهمی را از بین می‌برد. بنده اجازه می‌خواهم برای توضیح عرایض خودم که این طرح را ناقص می‌دانم و با فوریتش مخالف هستم این را می‌خوانم.

فصل 2- هر یک از طرفین متعاهدین متعهد می‌شوند که از حمله و تجاوزات به طرف مقابل یا وارد کردن قوای مسلحه خود به خاک طرف مقابل خودداری بکند در صورتی که یکی از طرفین متعاهدین مورد حمله یک یا چند دولت ثالث بشود طرف متعاهد دیگر متعهد می‌شود که بی‌طرفی خود را در تمام مدت مخاصمه محفوظ بدارد و ضمناً طرفی که مورد حمله واقع شده است نباید برفرض هر قسمت ملاحظات سوق‌الجیشی و تاکتیکی و یا سیاسی که باشد و یا هر نوع منافعی که برای او از آن متصور شود این بی‌طرفی را نقض نماید اگر یکی از دو دولت مورد مهاجمه قرار گیرد و آن احتیاج داشت که در خاک یکی از این دولت در خاک طرف قشون داشته باشد برای دفاع از خودش مطابق این قرارداد حق ندارد. (صحیح است) حالا این عملی که شده مطابق با قرارداده بوده یا نبوده بنده عرضی ندارم. فصل چهارم، راجع به همان قضیه این نص موجود است.(نخست وزیر: توجه نفرموده‌اید آقا در گزارش هم بود) در فصل چهارم می‌گوید نظر به تعهدات مقرره در فصول 4 و 5 عهدنامه 26 فوریه 1921 چون هر یک از طرفین متعاهدین قصد دارند در امور داخلی طرف متعاهد دیگر مداخله ننمایند و تبلیغات و یا مبارزه بر علیه دولت طرف دیگر نکنند مستخدمین خود را در خاک متعاهد دیگر از این گونه عملیات اکیداً ممنوع خواهند داشت اگر اتباع یکی از طرفین متعاهدین در خاک متعاهد دیگر اقدام به عملیات تبلیغات و مبارزاتی که مصادر امور آن مملکت آن را منع نموده باشند بنمایند دولت آن مملکت حق خواهد داشت مرتکبین را به مجازات‌های مقرره رسانده و از عملیات آنها جلوگیری بنماید همچنین به اعتبار فصول مذکوره در فوق طرفین متعهد می‌شوند در خاک خود از تشکیلات و عملیاتی که شرح داده می‌شود تقویت نکرده و جلوگیری نمایند.

اولاً- از تشکیلات دسته‌جاتی که خود را به نام دولت تمام خاک متعاهد دیگر یا یک قسمت آن معرفی می‌نماید(مثل همان آذربایجان و پیشه‌وری) و همچنین قصدشان مبارزه با وسایل مذکوره در فوق با دولت متعاهد دیگر بوده و آسایش و صلح متعاهد دیگر را متزلزل می‌نمایند و یا سوء قصد نسبت به تمامیت اراضی متعاهد دیگر دارند بنا بر مراتب مذکوره در فوق طرفین متعاهدین همچنین متعهد می‌شوند که تجهیزات نفرات و ورود قوای مسلحه اسلحه و مهمات جنگی و هر نوع مواد حربی را به خاک خود برای تشکیلات و دسته‌جات مذکوره در فوق ممنوع بدارند.

چون یک چنین سابقه‌ای هست و حتی این که در ابلاغیه اشاره به این قضیه هست که راجع به قضیه آذربایجان دولت حل مسالمت‌آمیز را پیش خواهد گرفت البته این هم عیبی ندارد چون امضا یک نماینده خارجی پای این هست با این که سالبه به انتفاء موضوع است باید این هم قید بشود و به این جهت من آن را ناقص می‌دانم و به همین علت است که با فوریت آن لایحه مخالفم و معتقدم که برود درکمیسیون و در آنجا مطالعه بشود.

رئیس- آقای دهقان شما مخالفید یا موافق؟

دهقان- بنده موافقم، نماینده محترم که در عالم مطبوعات هم سمت استادی به بنده دارند خودشان این طرح را امضا فرمودند و با فوریتش هم موافقت فرمودند.(فرامرزی: من امضا نکردم) گمان نمی‌کنم آقای فرامرزی چیزی را بدون مطالعه امضا بکنند. نظر بنده این است که چون ایشان

+++

موافق بودند امضا کردند (یک نفر از نمایندگان: امضا نکرده‌اند) مطالبی که فرموده‌اند البته بسیار صحیح است و می‌توانند ایشان اینجا پیشنهاد بکنند که در طرح اضافه شود ولی مخالفتی با فوریت طرح ندارد. زیرا مدت‌ها است که ملت ایران نگران این موضوع است و هر چه زودتر تکلیف این موضوع مهم روشن شود دولت می‌تواند به کارهای دیگرش، به امور مملکت بپردازد و امور سیر طبیعی خودش را پیش بگیرد. (صحیح است) بنده گمان می‌کنم نمایندگانی که این طرح را امضا کرده‌اند و با فوریت طرح موافق هستند مطالعات کافی درباره این طرح کرده‌اند.(صحیح است) و لزوم فوریت این امر را تشخیص داده‌اند(صحیح است) اما اظهار نگرانی که جناب اشرف در نطق اخیر خودشان فرمودند می‌خواهم عرض کنم که این طرح مانع از ادامه مذاکرات فروش نفت به دولت شوروی نیست، ملت ایران ....

رئیس- در فوریت صحبت کنید.

دهقان- خیلی خوب بنابراین عرایضم را در فوریت عرض کردم. همان طوری که آقایان امضا کرده‌اند البته کمال موافقت را داشته‌اند و لزوم آن را تشخیص داده‌اند بنابراین آقایان موافقت بکنند با فوریت آن (صحیح است)

بعضی از نمایندگان- رأی رأی.

رئیس- آقایانی که با فوریت اول موافقند قیام بفرمایند.(اکثر برخاستند) تصویب شد.

فوریت دوم مطرح است- آقای مهندس رضوی.

قبادیان- بنده موافقم.

دکتر اعتبار- فوریت دوم مطرح است آقا؟

اسکندری- بنده اخطار نظامنامه دارم طبق ماده 108

رئیس- بر طبق ماده 108 آقا اخطار دارید شامل نیست بفرمایید بنشینید فوریت دوم مطرح است.

اسکندری- اخطار نظامنامه مقدم بر هر گفت و گویی است و اصولاً موافق و مخالف باید به نوبت صحبت کنند آقایانی که با طرح موافقند و آن را امضا کرده‌اند چطور مخالفند؟(مهندس رضوی: بنده امضا نکرده‌ام) بنده اجازه گرفته‌ام به خود آقای رئیس نوشته‌ام و لازم است مطالبی را عرض کنم.

بعضی از نمایندگان- بعد صحبت کنید.

عباس اسکندری- شما چرا مرا مانع می‌شوید از صحبت، هر چه به صلاح مملکت است نمی‌گذارید حرف بزنم؟ آقای رئیس رعایت نظامنامه را نمی‌کنید!...

رئیس- بفرمایید بنشینید آقا شما نوشته‌اید دیگران هم نوشته‌اند. ماده 107 را قرائت می‌کنند

(ماده 107 به شرح ذیل قرائت شد)

ماده صد و هفتم- منشیان اسامی نمایندگان را به ترتیبی که در مجلس یا در خارج مجلس اجازه می‌خواهند ثبت می‌کنند اگر اجازه نطق راجع به لوایح یا طرح قانونی باشد قبل از تسلیم راپورت کمیسیون به مجلس اسامی نمایندگان برای نطق ثبت نمی‌شود.

عباس اسکندری- ابداً این ماده مربوط به موضوع اجازه بنده نیست قبل از هر کس اجازه خواسته‌ام و به خود شما هم تذکر دادم و در حضور شما به منشی‌ها یادآوری کردم که ضبط هم نمایند و شما هم گفتید بسیار خوب.

رئیس- شما قبل از این که این طرح را بدهند اجازه خواستید آقای مسعودی هم قبل از شما اجازه خواستند.

عباس اسکندری- اجازه بدهید توضیح بدهم آقا چنین نیست شما بر طبق نظامنامه باید حکومت نمایید.

رئیس- توضیح ندارد آقا بفرمایید بنشینید.

عباس اسکندری- شما ورقه را گرفتید از من برای این که نگذارید من حرف بزنم.

رئیس- شما نظامنامه را بخوانید آقا مطابق نظامنامه حرف بزنید. آقای مهندس رضوی.

مهندس رضوی- بنده این طرح را امضا نکردم و با فوریت اول هم مخالفت کردم و حالا چون فوریت دوم مطرح است مخالفت خودم را به عرض می‌رسانم ولی اگر مجلس شورای ملی به اکثریت هر دو فوریت را تصویب بفرمایند به طرح رأی خواهم داد ولی مطالبی است که راجع به عدم لزوم فوریت و همچنین راجع به یکی دو نکته ضرورت دانستم که به عرض مجلس شورای ملی برسانم. به نظر بنده در یک محیط سیاسی آشفته چنانچه امروز در جهان از هر طرف پیدا است سرعت تصمیم و فوریت نشانه رشد سیاسی نیست. بنده این مطلب را به چند نفر از همکاران خودم هم در جریان مطالعه و مذاکره راجع به این مسأله مهم عرض کردم، بنده شخصاً در هیچ سیاستی وارد نیستم یعنی به معنای عادی که در طهران می‌گویند معنای عادی وارد بودن سیاست در طهران سود بردن از سیاست است. بنده نه از سیاست سود می‌برم و نه از باقی امور زندگانی خودم غیر از پول مشروع و این نظر من است.(اردلان: کی سود برده است آقا؟) به این دلیل بنده آنچه اینجا عرض می‌کنم مورد توجه آقایان استدعا می‌کنم واقع شود و امیدوارم به نام عده زیادی از مردم مملکت فقیر و بیچاره خودم باشم، بنده از اقصی بلاد بلوچستان تا سواحل بحر خزر همه جا بیچارگی، گرسنگی و فقر و مرض را می‌بینم( یک نفر از نمایندگان: به فوریت چه مربوط است) بنده می‌بینم که در نتیجه سیاست یک طرفه مدت زیادی وقت مملکت ایران از حزم سیاسی کامل منحرف شده است و مملکت ایران به جایی رسیده است که امروز ما در دنبال وقایع ناگورای قرار گرفته‌ایم. بنده این وقایع ناگوار را نتیجه همین سیاست‌ها می‌دانم. امروز در دنیا دو بلوک سیاسی مهم تشکیل شده است با ادبیات و عبارات روشن و رسای آقای دکتر شفق این دو بلوک سیاسی دنیا حل نمی‌شود.(همهمه نمایندگان) بنده باید به آقایان ثابت کنم که فوریت مورد ندارد این موضوع را به عرض آقایان می‌رسانم که مطلب اهمیت دارد و اگر آقایان اجازه بفرمایند صحبت بکنم. ملاحظه خواهند فرمود که این دو بلوک چنان که می‌دانید از طرف ممالک نیرومندی تشکیل می‌شود و هم اکنون تمام جراید دنیا به استثنای عده بسیار قلیلی در یکی از دو طرف اتخاذ تصمیم کرده‌اند.(صحیح است)(محمدعلی مسعودی: این بلوک به ما چه مربوط است، بلوک ما ایران است) بعضی طرفدار یکی از این دو سیاست و بعضی طرفدار دیگری هستند بنده می‌خواهم عرض کنم در نتیجه همان تجاربی که آقای دکتر شفق به خوبی اظهار و بیان فرمودند ملت ایران از کشانیده شدن به سوی هر یک از این بلوک‌ها کاملاً بیزار است.(صحیح است) و بنده عرض می‌کنم مملکت ایران دارای مجلس شورای ملی است و و کلای و طن پرست و با ایمان ملت به خوبی می‌توانند از روی حوصله و مطالعه تصمیم قاطع و نهایی که مصالح کشور را کاملاً محفوظ و تأمین می‌کند بکند و هیچ لزومی به این عجله در این موضوع مهم ندارد(یک نفر از نمایندگان: یک سال است آقا) یک امری را که باید به عرض آقایان برسانم این است که بنده چنان که عرض کردم اگر مجلس شورای ملی به دو فوریت رأی بدهد بالطبع رأی می‌دهم ولی باز یک نکته مهم را اینجا از طرف جماعت زیادی از ملت ایران به عرض اشخاصی که اینجا نشسته‌اند می‌رسانم و آن این است که هر شخص خواه در مقامات مسئول دولتی یا غیر از مقامات دولتی، منظوری ندارم ولی منظورم افراد عادی است که گاهی شر و شوری در روزنامه‌ها راه بیندازند و بخواهند ایران را وارد یک بلوک سیاسی بکنند ملت یاران در نتیجه این تجارب آنها را خائن تشخیص خواهد داد و بنده این اعلان می‌کنم که کسانی که با ارتباطات خصوصی فریادهایی می‌زنند که از گلوی آنها نیست ملت ایران آنها را می‌شناسد و محکوم می‌کند.(صحیح است) و خائن می‌داند.(صحیح است) به این دلایل بنده فوریت را لازم نمی‌دانم با اصل طرح البته موافقم.(احسنت، احسنت)

رئیس- رأی می‌گیریم به فوریت دوم آقایانی که با فوریت دوم موافقند قیام کنند.(اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده واحده مطرح است.(عباس اسکندری: بنده مخالف هستم)(نمایندگان: رأی رای) آقای مسعودی.

محمدعلی مسعودی- بنده از کسانی هستم که این طرح را با این که به نظر من بد تنظیم نشده است امضا نکرده‌ام و با آن مخالفم.

عباس اسکندری- آقا مخالف باید صحبت بکند ایشان که موافقند شما اجازه نمی‌دهید در مصالح مملکت صحبت بشود و یک طرفه صحبت می‌شود. راجع به بحرین و الغا تمدید نفت جنوب نمی‌گذارید صحبت شود.

رئیس- ساکت بنشینید.

محمدعلی مسعودی- آقا عباس میرزا اسکندری وطن پرستی مونوپل جنابعالی نیست.(زنگ رئیس)

رئیس- آقای مسعودی شما صحبت خودتان را بکنید.

محمدعلی مسعودی- بلی بسیار خوب بنده عرض کردم که این طرح را امضا نکردم و با آن هم مخالف هستم در این ماده واحده فقط قسمت اول یعنی بند الف و بند ح خوب تنظیم شده ولی قسمت‌های دیگر به نظر من به هیچ وجه خوب تنظیم نشده به این نظر بنده با این طرح مخالفم و دلایل مخالفت را هم عرض می‌کنم و به نظر بنده بهتر این بود که

+++

به جای این سه بند ماده‌ای قرار می‌دادند که فقط ملت ایران حق داشت نفت را خودش استخراج بکند و بفروشد و این هم صریح و روشن نوشته می‌شد.(صحیح است) که به خارجی‌ها به قیمت مناسبی داده شود و فقط حق ملت ایران است که باسرمایه شخصی استخراج و به فروش برساند.(صحیح است) بنده می‌گویم که البته در اینجا نوشته شده است که به خارجی‌ها داده نشود اما استخوان لای زخم گذاشته‌اند ملت ایران امروز توانایی مالی دارد که بتواند شرکت‌های ملی تشکیل بدهد.(صحیح است) و در تمام نقاط ایران نفت خودش را شخصاً استخراج کند.(صحیح است) و به علاوه ملت ایران امروز رشد علمی و فنش این قدر زیاد است که جوان‌هایی دارد که تمام آنها دارای تحصیلات مختلف مهندسی در رشته‌های مختلفه چه نفت و چه قسمت‌های دیگر می‌باشند و الان حاضر و آماده برای این منظور هستند.(صحیح است) و البته آن اشخاصی که موضوع نفت را ارتباط می‌دهند با روابط دوستی ما با دول همجوار به نظر من کاملاً اشتباه می‌کنند.(صحیح است) ملت ایران خودش می‌خواهد نفت خودش را استخراج بکند و هیچ الزامی ندارد که بخواهد به خارجی‌ها بدهد(صحیح است) بنده اینجا صریح و روشن عرض می‌کنم ملت شوروی در سال 1933 تمام خارجی‌ها را از کشور خودش بیرون کرد و یک اقدام میهن پرستانه‌ای کرد و آن این بود که تمام منابع ثروت خودش را به کار ‌انداخت و خودش استخراج کرد و منافع آن را ملت شوروی برد ما چرا این کار را نکنیم(صحیح است) ما این قدر زمین‌های ثروت‌خیز داریم و در این مملکت از گرسنگی و بیچارگی می‌میریم و آن وقت آقای عباس میرزای اسکندری اینجا می‌فرمایند ...

(زنگ رئیس)

رئیس- آقا از صحبت خارج نشوید.

محمدعلی مسعودی- عرض بنده این بود که به جای این دو ماده بهتر این بود که یک ماده می‌گذاشتند که استخراج نفت به دست خود ایرانی و با سرمایه خود ایرانی باشد و به این دلیل بنده با این طرح مخالفم.

جمعی از نمایندگان- رأی. رأی.

رئیس- پیشنهادی رسیده است از آقای فرامرزی باید قرائت بشود بنابراین به کفایت مذاکرات رأی گرفته می‌شود.

جمعی از نمایندگان- مذاکرات کافی است آقا کسی مخالف نیست. رأی.

عباس اسکندری- بنده با کفایت مذاکرات مخالفم.

رئیس- آقایانی که کفایت مذاکرات را کافی می‌دانند قیام فرمایند.(اکثر برخاستند) تصویب شد. پیشنهاد آقای فرامرزی قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد.)

ریاست محترم مجلس شورای ملی. جمله زیر را پیشنهاد می‌نمایم به آخر قسمت الف از ماده و احده افزوده شود. ماده سوم ابلاغیه مورخه 15 فروردین 1325 نیز کان لم یکن می‌باشد.

نمایندگان- صحیح است

رئیس- آقای فرامرزی بفرمایید خیلی به اختصار توضیح بدهید همان جا هم ممکن است صحبت بفرمایید.

فرامرزی- عرض کنم در این ابلاغیه‌ای که جناب آقای نخست وزیر صادر فرمودند.(بعضی از نمایندگان: یک قدری بلندتر آقا) که در 15 فروردین 25 صادر شده راجع به سه قسمت است که البته یک قسمتش دیگر موضوع ندارد یکی راجع به نفت است که آقایان طرح داده‌اند یکی هم راجع به آذربایجان است که بنده می‌خوانم:

سوم- راجع به مسأله آذربایجان چون یک امر داخلی ایران است باید ترتیب مسالمت آمیزی برای اجرای اصلاحات بر طبق قوانین موجوده و با روح خیرخواهی نسبت به اهالی آذربایجان بین دولت و اهالی آذربایجان داده خواهد شد. نخست وزیر دولت شاهنشاهی ایران- احمد قوام. سفیر کبیر دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی مقیم تهران سادچیکف.

درست است که این قضیه امروز سالبه به انتفاء موضوع است یعنی موضوعی ندارد که در آن بحث کنیم ولی چون گفته نشده است که به آقای پیشه‌وری یا با دموکرات‌ها گفته شده است، اهالی آذربایجان چون احتمال خطر را کسی نمی‌فهمد ممکن است برای 50 سال دیگر یک آتشی زیر خاکستر باشد برای این که این توهم هم از بین برود بنده این پیشنهاد را کردم که دیگر هیچ موضوعی نداشته باشد.

(صحیح است)

بعضی از نمایندگان- رأی ،رأی.

رئیس- آقایانی که با این پیشنهاد موافقند که به ماده واحده الحاق شود قیام فرمایند.(اکثر برخاستند) تصویب شد. یک پیشنهادی هم رسیده است که با ورقه رأی گرفته شود.(صحیح است)

عباس اسکندری- بنده پیشنهاد داده بودم.

حاذقی- اعلام رأی شده است آقا.

آشتیانی‌زاده- پیشنهاد بنده را قرائت بفرمایید.

رئیس- پیشنهاداتی که رسیده چهار پنج تا است قرائت می‌شود.(جمعی از نمایندگان: اعلام رأی شده است آقا)

مکی- پیشنهادات را بخوانید آقا.

عباس اسکندری- پیشنهاد بنده را بخوانید.

رئیس- پیشنهادی که مربوط به لایحه نیست قرائت نمی‌شود آنچه که مربوط به لایحه است قرائت می‌شود.(صحیح است)

عباس اسکندری- پیشنهاد بنده مربوط به لایحه است. راجع به نفت جنوب است.

معتمد دماوندی- راجع به بحرین هم بنده پیشنهاد دادم اجازه بفرمایید قرائت بشود.

رئیس- از موضوع لایحه خارج است بفرمایید بنشینید پیشنهادی رسیده است که قرائت می‌شود.(پیشنهاد به شرح ذیل قرائت گردید)

امضاء کنندگان در زیر پیشنهاد می‌نماییم که نسبت به ماده و احده مورد بحث با ورقه رأی گرفته شود. ناصر ذوالفقاری، دکتر طبا، کفایی، موسوی، عزیز زنگنه، کشاورز صدر، اردشیر شادلو.

عباس اسکندری- آقا بنده پیشنهادی راجع به بحرین کردم نمی‌گذارند بخوانند.

رئیس- عده حاضر 104 نفر.

(اخذ و استخراج آراء به عمل آمد نتیجه به قرار ذیل حاصل شد).

موافق 102 و رقه سفید علامت امتناع 2.

رئیس- از عده حاضر که 104 نفر بودند 102 نفر موافق رأی داده‌اند و این ماده و احده تصویب شده.

نمایندگان- به اتفاق آراء.

اسامی موافقین- آقایان: سلطانی، مکرم، تولیت، شریعت‌زاده، فتحعلی افشار، محمدعباسی، باتمانقلیچ، محمد ذوالفقاری، فولادوند، مهندس خسرو هدایت، بهادری، گنجه، جواد عامری، غلامحسین صاحب‌دیوانی، حسن اکبر، پالیزی، دهقان، آصف، نورالدین امامی، کامل ماکویی، لاهوتی، عباسقلی عرب شیبانی، عزیز اعظم زنگنه، حسین و کیل، دکتر طبا، محمدعلی مسعودی، دکتر بقایی، دکتر معظمی، دکتر مصباح‌زاده، اخوان، دکتر متین دفتری، معتمد دماوندی، شهاب خسروانی، ارباب رستم گیو، یمین اسفندیاری، ملک‌پور، نراقی، دکتر ملکی، سلطان‌العلماء، شادلو، دکتر راجی، عباس مسعودی، مسعود ثباتی، ضیاء ابراهیمی، نواب، مرتضی شریف‌زاده، اردلان، وثوق، مهندس احمد رضوی، بوداغیان، ساعد، دکتر رضازاده شفق، اقبال، محمدعلی دادور،، صدرزاده، امیرحسین ظفر بختیار، دکتر آشتیانی، فرامرزی، علی‌محمد غضنفری، محمدحسین قشقایی، آقاخان بختیار، کشاورز صدر، ظفری، ناصر ذوالفقاری، عبدالقدیر آزاد، مهدی مشایخی، ملک‌مدنی، فاضلی، رحیمیان، صفا امامی، امامی اهری، سزاوار، ابوالفضل حاذقی، سید علی بهبهانی، محمود محمود، معین زاده باقری، سلمان اسدی، عزت‌الله بیات، قوامی، مرآت اسفندیاری، صاحب جمع، موسوی، هراتی، ابوالقاسم بهبهانی، سیدهاشم وکیل، ناصرالدین ناصری، قبادیان، اعزاز نیک پی، ابوالفتح قهرمان، امیر نصرت اسکندری، برزین، دکتر علی امینی، ابوالحسن صادقی، افخمی، دکتر اعتبار، امیرتیمور، سالار بهزادی، نیک پور، اورنگ.

3 - قرائت ورقه استیضاح از طرف آقای رحیمیان.

رئیس- یک استیضاحی آقای رحیمیان از دولت کرده‌اند.(بعضی از نمایندگان: در جلسه دیگر آقا) آقایان بفرمایید بنشینید جلسه آتیه را تعیین کنیم اگر تشریف بردید فردا تعیین می‌کنیم. فعلاً استیضاح آقای رحیمیان قرائت می‌شود.

(ورقه استیضاحیه به شرح زیر قرائت گردید)

مقام محترم ریاست مجلس شورای ملی به جهاتی که ذیلاً به عرض مجلس شورای ملی می‌رساند و با توجه به اصل 67 متمم قانون اساسی و صراحت ماده 44 نظامنامه داخلی مجلس شورای ملی این جانب آقای قوام‌السلطنه نخست وزیر را استیضاح می‌نمایم و تقاضا دارم که مقرر فرمایند متن استیضاح را در جلسه علنی مجلس شورای ملی قرائت و مدلول آن را به دولت اعلام و روز استیضاح را معین نمایند.

+++

 1- به واسطه نقض قانون و رویه نامطلوب و اعمال خودسرانه در سیاست خارجی کشور و مداخله در انتخابات به نام حزب دمکرات ایران و اجازه صدور پروانه اجناس صادرات و واردات و سوءاستفاده به نام اشخاص معین و توقیف غیرقانونی اشخاص و جراید علاوه بر این که صریح اصل نهم و 79 متمم قانون اساسی است اصولاً به منزله خیانت به حقوق ملت محسوب می‌شود.

نظر به این که ادامه این رویه مملکت را به طرف پرتگاها سوق می‌دهد و با توضیحات شفاهی که در جلسه علنی به عرض مجلس شورای ملی خواهد رسانید آقای قوام‌السلطنه را مورد استیضاح قرار می‌دهم. غلامحسین رحیمیان.

4 - اقتراع دوازده نفر از نمایندگان برای عرض تبریک اعلیحضرت همایونی.

رئیس- به استحضار دولت می‌رسد که تعیین وقت بشود. چون روز چهارم آبان مولود اعلیحضرت همایونی است البته گرچه تمام آقایان نمایندگان برای عرض تبریک شرفیاب می‌شوند معهذا دوازده نفر به حکم قرعه تعیین می‌کنیم که برای عرض تبریک شرفیاب شوند.

(اقتراع به عمل آمده نتیجه به قرار ذیل اعلام گردید)

آقایان: هدایت‌الله پالیزی، آرام بوداغیان، جواد عامری، حسن اکبر، کامل ماکویی، ملک مدنی، محمدعلی کشاورز صدر، مهندس هدایت، تقی برزین، اسمعیل ظفری، محمدعلی مسعودی، دکتر معظمی.

نمایندگان- بسیار خوب است.

5 - موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

رئیس- هیئت رئیسه شعب بایستی انتخاب شود خواهش می‌کنم آقایان روز یکشنبه تشریف بیاورند که ساعت 10 روز یکشنبه انتخاب هیئت رئیسه شعب که لازم است به عمل آید. بنابراین جلسه روز یکشنبه ساعت 10 تشکیل می‌شود.

(جلسه مقارن ساعت 10 شب پایان یافت)

رئیس مجلس شورای ملی- رضا حکمت

 

تصویب نامه‌ها

شماره 15056- 15/ 7/ 1326

وزارت دارایی

هیئت وزیران در جلسه 13 مهر ماه 1326 بنا به پیشنهاد شماره 2033 / 4 وزارت دارایی تصویب نمودند:

1 - از تاریخ ابلاغ این تصویب‌نامه صدور چای داخله از ایران آزاد است.

2 - سفارش ورود چای خارجی تا میزانی که مجموعاً با محصول چای داخلی مصرف چای مورد احتیاج کشور را تأمین نماید مجاز خواهد بود.

3 - میزان مجاز واردات چای خارجی موضوع بند 2 این تصویب‌نامه به موجب سهمیه وارداتی تعیین می‌گردد.

4 - از تاریخ ابلاغ این تصویب‌نامه سفارش و ورود چای خارجه قطع نظر از این که از چه مبدأیی باشد در حدود سهمیه واردات مجاز خواهد بود مشروط بر این که واردکنندگان برای خروج کالای

+++

خود از گمرک ضمن سایر اسناد و مدارک تصدیقی از اداره خریده‌ای چای داخلی تسلیم نمایند مبنی بر این که معادل پنجاه درصد مقدار چای خارجه که می‌خواهند از گمرک مرخص نمایند چای داخلی از اداره مزبور خریداری نموده و بهای آن را کلا پرداخت کرده‌اند.

5 - قیمت چای داخلی که هر واردکننده‌ای چای خارجی به موجب بند 4 این تصویب‌نامه می‌بایستی بپردازد و همچنین شرایط و خصوصیات و ارقام چای مزبور از طرف اداره خرید چای داخلی به اطلاع عموم خواهد رسید.

تبصره- قیمت فروش چای داخلی به واردکنندگان چای خارجه بر اساس قیمت خرید چای داخلی از طرف دولت و مخارج متعلق به آن تعیین خواهد گردید.

6 – تا موقعی که محصول چای داخلی از ثلث چای مصرف کل کشور کمتر باشد اداره خرید چای داخلی در ازاء آن مقدار چای داخله که بایستی به واردکنندگان چای خارجه طبق مفاد این تصویب‌نامه فروخته شود و به علت موجود نبودن چای داخله فروخته نمی‌شود از قرار هر کیلو مبلغی نقداً دریافت خواهد نمود و تصدیقی خواهد داد که به گمرک تسلیم نماید مبلغ مزبور در هر سال از طرف اداره خرید چای داخلی به تناسب قیمت چای معلوم و به اطلاع عموم خواهد رسید.

7 - برای توسعه کشت و بهبود جنس و ازدیاد محصول چای داخله وزارت دارای هر گونه اقدام و مساعی لازم را به عمل خواهد آورد که هر چه زودتر احتیاج کشور از چای خارجه رفع شود به تدریجی که محصول چای داخلی افزایش می‌یابد از میزان سهمیه چای خارجه کسر گردد.

8 - به وزارت اقتصاد ملی اجازه داده می‌شود برای چای‌هایی که در تاریخ صدور این تصویب‌نامه در گمرک موجود است از محل سهمیه واردات سال جاری پروانه ورود صادر نماید و اداره کل گمرک در موقع ترخیص چای‌هایی که طبق مقررات این تصویب‌نامه پروانه ورود آنها صادر گردیده است از قرار هر کیلو 35 ریال بابت سود بازرگانی دولت دریافت خواهد نمود.

9 - سفارش و ورود چای از مبدأ چین و قرمز و ژاپن نیز من بعد مشمول مقررات این تصویب‌نامه خواهد بود و علی‌هذا تصویب‌نامه شماره 22796 مورخ 25/ 6/ 25 ملغی می‌گردد و در موردچای‌هایی که به موجب تصویب‌نامه 22796 بالفعل در گمرک موجود است در صورتی بر طبق مقررات تصویب‌نامه مزبور با آنها رفتار خواهد شد که در ظرف مدت یک ماه از تاریخ ابلاغ این تصویب‌نامه چای خود را از گمرک ترخیص نمایند و الا مشمول مقررات بند 8 این تصویب‌نامه خواهند گردید.

10 - اداره خرید چای داخلی در اول هر سال انواع و نرخ خرید چای محصول داخلی را در آن سال پیشنهاد و پس از تصویب هیئت وزیران اقدام به جمع آوری محصول داخله خواهد نمود.

11- وزارت دارایی ادامه خرید چای خارجه و اختلاط با چای داخله و فروش آن را از طریق این جریان را برای تصویب هیئت وزیران پیشنهاد نماید به علاوه ترتیب ازدیاد کارخانه‌جات چای سازی را از محل اعتبار سود بازرگانی که از چای خارجه دریافت می‌شود معلوم و برای تصویب و اجرا پیشنهاد نماید.

تصویبنامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 4009  از طرف نخست و زیر.

آیین‌نامه‌ها

نظر به ماده 25 قانون وکالت مقرر می‌دارد.

ماده 1- وکلا پایه دوم و سوم و کارگشایان دادگستری مکلف‌اند‌ در صورتی که برای انجام امور و کالتی منشی داشته باشند با پیوست نمودن رونوشت شناسنامه و چهار عدد عکس به قطع 7* 5 سانتیمتر منشی خود را به اداره کل بازرسی و سازمان وکلا دادگستری معرفی نمایند.

ماده 2- و کلا پایه اول موظفند عضو تحریری خود را با شرایط مندرجه در ماده قبل به اداره مزبور معرفی نمایند.

ماده 3- اداره کل بازرسی و سازمان وکلا دادگستری برای معرفی منشیان مذکور در مواد یک و دو این آیین‌نامه کارت تهیه و با قید هویت و الصاق عکس به منشیان تسلیم می‌دارد.

ماده 4- در صورت اخراج منشی از نزد خود یا فوت او وکلا و کارگشایان باید ظرف 24 ساعت کتباً قسمت سازمان وکلا را مطلع نمایند.

ماده 5- متخلفین از مقررات بالا به مجازات انتظامی از درجه 4 به بالا محکوم خواهند شد.

م- 4246-           وزیر دادگستری.

شماره 9607/20840                      19/7/26

آقای یعقوب سید رزاقی دفتریار درجه اول و نماینده دفاتر اسناد رسمی شماره 8 و 2 خوی

به موجب این حکم به سمت سردفتری اسناد رسمی درجه سوم شهر خوی منصوب می‌شوید طبق مقررات مشمول انجام وظیفه شوید.

             وزیر دادگستری

شماره 9607 / 21529                           19- 7- 26

آقای سید علاء‌الدین علوی طالقانی

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهر تهران خیابان سلسبیل برای ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

                                                                                                                         وزیر دادگستری

شماره 9915 / 21529                           23- 7- 26

آقای سید محمدباقر مهاجر ایروانی سردفتر اسناد رسمی شماره 7 تهران

به موجب این ابلاغ استعفای شما از تصدی دفتر اسناد رسمی و گواهی صحت امضا پذیرفته می‌شود.

                                                                                                                        وزیر دادگستری

+++

شماره 10333 / 21743- 26- 7- 26

آقای محمد چاوشی

به موجب این حکم به سمت سردفتری اسناد رسمی درجه سوم شاهرود منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

      وزیر دادگستری

شماره 9916/21531    23- 7- 26

آقای قوام‌الدین مهاجر دفتریاردرجه اول دفتر اسناد رسمی شماره 7 تهران

به موجب این حکم به سمت سردفتری اسناد رسمی درجه سوم تهران منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

     وزیر دادگستری

شماره 9209- 20376                                   15- 7- 26

آقای محمدباقر شریعت

به موجب این حکم به سمت سردفتری اسناد رسمی درجه سوم شهر اصفهان منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

               وزیر دادگستری

شماره 8991 / 20374                            15- 7- 26

آقای سید محمدحسین طباطبایی قنات آبادی

به موجب این حکم به سمت سردفتری اسناد رسمی درجه سوم تهران منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

        وزیر دادگستری

شماره 9794/ 21528                            26- 7- 26

آقای محمد عارف عماری

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در دهستان کره سی شاهپور برای ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.          وزیر دادگستری

شماره 9753 /21522                       26- 7- 26

آقای غلامحسین تولیت سردفتر اسناد رسمی و ازدواج شهر قائن

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در قائن برای ثبت طلاق هم رسمیت می‌دهد.

                                                                                                  وزیر دادگستری

شماره 9982/21532                                  26- 7- 26

آقای عبدالحسین قدس نبوی سردفتر ازدواج سابق شهر سمنان

چون محاکمه انتظامی شما منتهی به محکومیت به توبیخ کتبی شده به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما را از دفتر ازدواج اعلام می‌دارد.     وزیر دادگستری

شماره 9788 / 21520                              26- 7- 26

آقای محمد صادق عتیقی سردفتر ازدواج و طلاق دهستان کره سی شاهپور

نظر به این که بر اثر گزارش واصله تحت تعقیب دادگاه انتظامی سردفتران واقع شده‌اید وزارت دادگستری طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمی تا خاتمه رسیدگی به تخلفات شما در دادگاه نامبرده شما را از تصدی دفاتر ازدواج و طلاق معلق می‌نماید.

وزیر دادگستری

شماره 10331/ 21735                          26- 7- 26

آقای محمد(وحید گلپایگانی)

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در تهران برای ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.     

وزیر دادگستری

شماره 9763/ 21737                        26- 7- 26

آقای محمدعلی دری مسعود سردفتر اسناد رسمی و ازدواج طالخونچه بلوک سمیرم سفلای اصفهان

به موجب این ابلاغ به علت غیبت بدون اجازه و ترک محل کار از تصدی دفاتر اسناد رسمی و ازدواج معاف می‌شوید.

 وزیر دادگستری

انتصابات و احکام

شماره 16060- 62406           15- 7- 26

در وزارت کشور

آقای احمد فلاحی کارمند منتظر خدمت، از تاریخ شانزدهم مهر ماه 1326 به سمت بخشدار سیمینه‌رود منصوب شدند.

شماره 17366/ 64513                            27- 7- 326

آقای علی وزیری بخشدار نطنز از تاریخ اول آبان ماه 1326 به سمت بخشدار حومه رضائیه منتقل شدند.

شماره 15705/ 67040                             27- 7- 26

آقای محمد جعفری منشی استانداری ششم از تاریخ اول آبان ماه 1326 به سمت بخشدار اسدآباد منتقل شدند.

شماره 17467/ 64433                             27- 7- 326

آقای جمال‌الدین شریعتمدار بخشدار سیه چشمه از تاریخ شانزدهم مهر ماه 1326 به سمت بخشدار هوراند منتقل شدند.

شماره 18186 ر 67168                         28- 7- 21326

آقای عبدالحسین سلامتی بخشدار صیدآباد از تاریخ اول آبان ماه 1326 به سمت بخشدار حومه دامغان منتقل شدند.

شماره 18185 / 66156      27- 7- 326

آقای محسن مخبری کارمند منتظر خدمت از تاریخ اول آبان ماه 1326 به سمت بخشدار صیدآباد منصوب شدند.

شماره 169                                                  26 / 7 / 1326

در وزارت امور خارجه

اطلاعاً اشعار می‌دارد که جناب آقای محمدعلی همایون جاه به سمت سفیر کبیر شاهنشاهی در آنکارا معین شدند.

+++

                       

یادداشت ها
Parameter:294334!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)