کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/28]

جلسه: 23 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ماه 1329  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس 19 اردیبهشت.

2-قبل از دستور آقایان: دکتر شایگان- دهقان- گودرزى- حاذقى.

3-قرائت اسامى اعضا کمیسیون منتخبه از شعب جهت رسیدگى به اختلاف نظر مجلسین و تصویب دو فوریت طرح پیشنهادى در این خصوص‏

4-مذاکره در طرح قانون راجع به الغا تصمیمات هیئت تصفیه در باب تقسیمات کشور

5-تعیین موقع و دستور جلسه آینده ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 23

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس 19 اردیبهشت.

2-قبل از دستور آقایان: دکتر شایگان- دهقان- گودرزى- حاذقى.

3-قرائت اسامى اعضا کمیسیون منتخبه از شعب جهت رسیدگى به اختلاف نظر مجلسین و تصویب دو فوریت طرح پیشنهادى در این خصوص‏

4-مذاکره در طرح قانون راجع به الغا تصمیمات هیئت تصفیه در باب تقسیمات کشور

5-تعیین موقع و دستور جلسه آینده ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت و ربع قبل از ظهر به ریاست آقاى جواد گنجه (نایب رئیس) تشکیل گردید.

نایب رئیس- اسامى غایبین قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه- آقایان: منصف، دکتر صبا، احمد حمیدیه، ثقة‌الاسلامی، کوراوغلى

غایبین بى‌اجازه- آقایان: فرهودى، مرتضى حکمت، قهرمان، سنندجى، اقبال، دکتر سید‌امامى، معدل، سودآور، دیرآمده با اجازه آقاى دولت‌شاهى دو ساعت. دیر‌آمدگان بى‌اجازه آقایان: دکتر مصباح‌زاده، زنگنه، اورنگ، خسرو قشقایى، حسن اکبر، دکتر هدایتى، شهاب خسروانى، دکتر کیان، پناهى، افشار، صادقى، سلطانى، ناصر ذوالفقارى، دکتر راجى هر یک 30 دقیقه.

آقایان: دکتر مصدق، دکتر بقایى، سید‌على بهبهانى، جمال امامى، آزاد، در موقع راى حاضر و سى دقیقه آخر جلسه نبودند.

1- تصویب صورت مجلس 19 اردیبهشت‏

نایب رئیس -نسبت به صورت جلسه سه‌شنبه 19 اردیبهشت اعتراضى هست؟

کشاورز‌صدر- آقا صورت مجلس را چرا نمى دهند؟

نایب رئیس- صورت مجلس 19 اردیبهشت توزیع شده مربوط به جلسه اسبق است بایستى راى گرفت آقاى ناظر‌زاده بفرمایید،. ناظرزداه کرمانى -در جلسه سه‌شنبه گذشته بنده راجع به ماده چهار قانون فروش خالصه‌جات توضیحى دادم که اگر خریدار کشاورز از عهده آبادى ملک برنیاید با رضایت خودش می‌تواند که آن ملک را به خریدارى مشابه خودش بفروشد و حتى آقاى مخبر کمیسیون و همچنین آقاى وزیر دارایى هم یک توضیحى راجع به این موضوع دادند (مکرم- صحیح است) ولى این بیانات بنده که بعد از بیانات جناب آقاى قاسم فولادوند بود عیناً در ذیل بیانات ایشان چاپ شده بدون این که اسمى از گوینده برده شده باشد البته مهم نیست ولى چون ممکن است در آینده یک بیانات مهم‌ترى گوینده‌اش همین طور اشتباه بشود خواستم استدعا کنم که مقام ریاست تحقیق بفرمایید که این اشتباه از تند‌نویسى بوده یا از مطیعه و در صورت دیگر تکرار نشود.

نایب رئیس- این اشتباه از چاپخانه بوده و اصلاح می‌شود. آقاى آزاد.

آزاد- بنده راجع به آقاى شاهرخ رئیس تبلیغات گفتم سه هزار تومان ایشان انعام گرفته‌اند و در هر صورت جلسه سه هزار لیره نوشته شده خواهش می‌کنم اصلاح شود.

آشتیانى‌زاده- همین قدر هم هست.

نایب رئیس- اصلاح می‌شود دیگر اعتراضى به صورت مجلس نیست؟ (گفته شد، خیر) تصویب شد.

حاذقى - بنده تذکر نظامنامه‌اى دارم‏

نایب رئیس- طبق چه ماده‌اى؟

حاذقى- ماده 72 73 73 75 و بنده ماده 72 را براى آقایان می‌خوانم. ماده 72 نمایندگان باید در روزى که قبلاً براى تشکیل جلسه معین شده منتها تا 15 دقیقه بعد ازساعت معین در تالار جلسه حاضر شوند در صورتى که در آخر پانزده دقیقه اکثریت براى شروع مذاکره حاصل نشود رئیس مجلس راتعطیل می‌کند و غایبین

+++

بى‌اجازه معادل حقوق تمام روز جریمه می‌شوند و اسامى آنان در جلسه علنى بعد جداگانه اعلام می‌شود و در صورتى که عده کافى براى شروع مذاکره حاصل شده باشد غایبین در مقابل هر 15 دقیقه معادل یک عشر حقوق روزانه جریمه می‌شوند اگر اشخاصى در موقع راى غایب شوند معادل نصف حقوق روزانه جریمه می‌شوند و نام آنان در جلسه بعد اعلام می‌شود. اسامى همه آنها که به ترتیب فوق جریمه شده‌اند براى نشر به جراید یومیه داده خواهد شد. و مطابق ماده 75 اجراى آیین‌نامه و حفظ نظام به عهده رئیس مجلس است و چون چندین جلسه است که ماده 72 مفادش اجرا نمی‌شود خواستم نظر مقام ریاست را جلب بکنم به این که در جلسه پیش هم قید شده و تصریح شد که ساعت تشکیل جلسه ساعت 9 صبح خواهد بود (یک نفر از نمایندگان ساعت هشت و نیم) ساعت هشت و نیم اعلام می‌شود و ساعت 9 رسمیت پیدا می‌کند و الان ساعت 2 و ربع بعد از ظهر است یعنى سه ربع ساعت از وقت معهود گذشته است که جلسه رسمیت پیدا کرده و چون مطابق نظامنامه جلسه باید در موقع خودش رسمیت پیدا بکند از مقام ریاست تمنا می‌کنم که ساعتش را تعیین بفرمایند و در همان ساعت هیئت رئیسه در مکان‌شان حضور پیدا بکنند که اگر از آقایان نمایندگان غفلتى شد مقام ریاست طبق ماده نظامنامه عمل بکنند تا تشکیل جلسات منظم صورت بگیرد. و کارهایى که ما در دستور داریم بتوانیم در همان حداقل مدت 3 ساعت لااقل پیشرفت کنیم (صحیح است)

نایب رئیس- آقاى نورالدین امامى.

نورالدین امامى- آنچه که بنده می‌خواستم عرض کنم آقاى حاذقى فرمودند.

نایب رئیس- آقاى فقیه‌زاده

فقیه‌زاده -بنده هم همین قسمتى را که آقاى حاذقى به عرض رساندند خواستم به عرض برسانم چون آقاى حاذقى فرمودند که ساعت 9 و ربع جلسه باید تشکیل شده باشد در صورتی که زنگ را ساعت 9 و نیم زدند و بایستى که ساعت 9 زده شده باشد. (صحیح است).

2-نطق قبل از دستور آقایان: دکتر شایگان- دهقان- گودرزى- حاذقى

نایب رئیس- اگر آقایان موافقت بفرمایند نطق‌هاى قبل از دستور شروع می‌شود آقاى دکتر شایگان بفرمایید. دکتر شایگان بنده عرایض خیلى مختصرى دارم یکى از کارهاى مشکل مملکتى این قضیه مستخدمین دولت است در قسمتى که همه وقت از عده زیاد مستخدمین دولت شکایت می‌شود و غالب اوقات وجود آنها را غیر ضرورى می‌دانند و در همان حین گفته می‌شود که اگر مستخدم دولتى هست و زائد هست اینها را بفرستید به وزارت فرهنگ براى این که در آنجا به کار تعلیمات اجبارى بپردازند این بیان می‌رساند که اگر مستخدم دولتى هست که وجودش منشاء آثارى هست و مفید هست اشخاصى هستند که به عنوان معلم انجام وظیفه می‌کنند، براى اصلاحات مملکتى اقدامات متعددى می‌شود کرد که بعضى از این اقدامات جنبه فورى و آنى دارد و بعضى دیگر هست که جنبه اساسى و نتیجه‌اش هم دیرتر عاید مملکت می‌شود آن اقدام اساسى که ممکن است این مملکت را نجات بدهد این اقدام اساسى بایستى توسط معلمین انجام بگیرد یعنى معلمین بایستى نسل‌هاى آینده را تربیت کنند و تعلیم کنند و به آنها تمام آنچه را که ایده‌هاى ملى است تلقین کنند و از آنها بخواهند که مملکت را به صورت دیگرى و بهترى که همه ماها خواهانش هستیم در بیاورند براى این که معلمین تشویق شوند هم معلمین که الان مشغول هستند و در حال حاضر به کار می‌پردازند و هم اشخاص دیگرى به علت این که الان محروم‌ترین طبقات مستخدمین دولت معلمین هستند و توجهى به کار معلمین نمی‌شود و رغبتى نشان نمی‌دهند که اینها راغب بشوند که به این خدمت مقدس بپردازند وظیفه منطقى همه نمایندگان مجلس این است که به هر نحو ممکن است این آقایان معلمین را تشویق بکنند که البته گاهى از این قبیل اقدامات هم شده است از قبیل همان دفعه‌اى که قرار شد اراضى تقسیم بشود و غیر ذلک یک مقدار از این اقدامات بایستى متوجه احترام و تجلیل آقایان بشود یکى از اقدامات که مؤثر است در زندگى این افراد این است حقوق کافى به آنها داده شود الان معلمین حقوقى که می‌گیرند کافى نیست البته بودجه مملکتى شاید اجازه نمی‌دهد یعنى این بودجه به این ترتیبى که ما درستش کردیم اگر به هر علتى یک سال یا دو سال به مستخدمین دولت اضافات و ترفیعات‌شان را ندهید بى‌نهایت بى‌انصافى و ظلم است که این مقدار مختصرى هم که به معلمین می‌دهید همین را هم به عنوان نداشتن بودجه و غیر ذلک چند سال توقیف کنند (صحیح است) الان سه سال است که پولى که به حمد‌الله براى خیلى کارهاى دیگر به حد فراوانى هست این چهار شاهى که بایستى به معلم بدهند نیست این آقایان شکایت‌شان بلند شده چون من افتخار دارم که معلم هستم و بعون‌الله تمام مدارج معلمى را طى کردم یعنى از معلمى ابتدایى شروع کردم و به این جا رسیده‌ام تا معلمى عالى و الان هم معلم هستم و افتخار می‌کنم. اینها به من رجوع کردند و یک تقاضایى کردند که بنده این تقاضا را می‌دهم به حضور رئیس محترم مجلس که راجع به ترفیعات و اضافات این آقایان هر اقدامى که ممکن است بفرمایند (سالار‌بهزادى- بنده قبلاً سؤال کرده‌ام و دولت هنوز جواب نداده) عرض دوم بنده این است که خیلى میل داشتم وسعت وقتى باشد که بتوانم آمال و آرزو و کمال مطلوب جبهه ملى را در باب آزادى و چرا ما این همه سنگ آزادى را به سینه مى‌زنیم این را بنده اینجا تشریح کنم. گاه مطالبى هست که از شدت وضوح مشکل می‌شود ایرادش و بعد مطلب هم بر سر زبان‌ها می‌افتد و به قول معروف مبتذل می‌شود یعنى آزادى گفته می‌شود و مفهومش معین نیست البته بنده این وقت را فعلاً اینجا ندارم که در این باب بسط کلام بدهم ولى این قدر هست که نظر بنده و نظر جبهه ملى این است که مملکت ما وقتى می‌تواند ادامه حیات بدهد که همه مردم این مملکت بخواهند این مملکت ادامه حیات بدهد همه مردم این مملکت علاقمند به استقلال این مملکت باشند (نمایندگان هستند) بلى هستد و اگر ما بخواهیم که این مملکت بماند هیچ قدرتى در دنیا نیست که بتواند این ودیعه الهى را از دست ما بگیرد (صحیح است) ولى شرطش این است که مردم حس کنند حس کنند به حرف نیست. به حرف ابداً نیست بایستى مردم حس کنند که مملکت مال آنها است (صحیح است) بایستى حس کنند که اگر خداى نخواسته به استقلال این مملکت لطمه‌اى وارد آمد جان و مال و حیثیت و آزادى‏ آنها در خطر است. این حس را باید بکنند براى این که این حس را بکنند ما بایستى خیلى شائق باشیم که همه مردم در امور مملکتى اظهار نظر بکنند ولو این که بی‌جا بگویند، همه سیاستمدار درجه اول نیستند سیاستمدار درجه اول آقایان هستید که آمده‌اید این جا آنها نیستند ولى همین که تعلق خاطر نشان بدهد و اظهار نظر در امور مملکت بکند او را گرم نگه می‌دارد و حس می‌کند که عضو یک جامعه‌ای است حس می‌کند که حیات او بستگى دارد به حیات این ملت و اگر چنین ملتى وجود داشته باشد که الحمد‌الله ملت ایران از این باب نشان داده است که وجود دارد هیچ قدرتى نمی‌تواند استقلال ایران را از بین ببرد (صحیح است) آن قدرت‌هاى ظاهرى براى امور ظاهرى است و لى قدرت واقعى و باطنى در خود ملت است، در فرد فرد افراد ملت است (صحیح است) بنده نه از گذشته صحبت می‌کنم یعنى از سیاست گذشته و نه از سیاست آینده، گذشته‌ها گذشته‌اند سیاست آینده را هم کسى نمى‌داند ولى سیاست فعلى بین‌المللى سیاسى است که اگر هزار نفر باشند و یک خاکى داشته باشند سلطانى داشته باشند محکومتى داشته باشند اگر هزار نفر باشند و این هزار نفر تعلق داشته باشند که استقلال‌شان را حفظ کنند محیط بین‌المللى طورى است که اجازه نمى‌دهد این هزار نفر از بین برود چه رسد به یک ملت چند هزار ساله‌اى که مشق حکومت و تمدن و ادب و اخلاق به دنیا داده است اگر یک چنین ملتى وجود داشته باشد (که در این مملکت وجود دارد به حمد‌الله) و افرادش هم علاقمند باشند که بماند هیچ قدرتى نمى‌تواند اورا از بین ببرد (صحیح است) این را مقدمه عرض کردم براى این مسئله براى این که حس کند آن مردى که در کوچه می‌گردد که او متعلق به ایران است و علاقه دارد باید یک کارى کرد و واردش کرد که آقا بیا دخالت کن در کار مملکت ولو حرف باطل بزند چون نمی‌داند ولو این که دیدیم 99 در صد حرف باطل هم نمی‌زند حرف حق از دهن مردم بیرون می‌آید. آن جریانات خلاف آن جریاناتى که بر علیه ممکلت تمام می‌شود آن مال مردم نیست آن مال دسته‌ای‌ است که بر علیه مملکت تلقین می‌کنند براى این کار است که در حکومت ملى و حکومت مشروطه بزرگ‌ترین قدرتى که وجود دارد قدرت جراید است روزنامه‌نگار بسیار محترم است همه بایستى ممنون روزنامه‌نگاران

+++

باشیم اینها هرچه بنویسند اگر از سر تا پا به من فحش بدهند مساعى اعمال مرا بروند پیدا کنند بروند پیدا کنند هیچ فرق نمی‌کند هیچ عیب ندارد ما باید به آنها احترام بگذاریم همیشه این احترام را در نظر داشته باشیم براى خاطر این که آزادى جراید را از میان ببرند غالباً می‌گویند اهانت کرده است. فحش داده است. آقا هیچ عیب ندارد اگر هم فحش بدهند شنونده باید عاقل باشد شنونده می‌فهمد که اگر گفتند فلان شخص آزاد مرد این دیکتاتور خودخواه است مردم مى‌شنوند باور نمی‌کنند ولى اگر هم فلان دیکتاتور را دیکتاتور گفتند می‌گویند خوب ما درست فهمیده بودیم این همان است بنابراین از آزادى جراید هیچ ملتى ضرر ندید اگر آقایان اذهان دارند که البته اذهان دارند به این موضوع بارها در خارج که من دیدم همه نمایندگان ملت، همه نمایندگان مجلس از چپ و راست در این باره صحبت کرده‌اند بنده می‌گویم آقا چطور در یک مملکت مشروطه‌اى یک استاندار روزنامه‌نویس را می‌آورد در محضر عام به او سیلى می‌زند، فحش می‌دهد یادش به دوره شاه وز‌وز‌ه می‌آید این چه حرکت عنیفى است که یک استاندار نسبت به یک روزنامه‌نویس می‌کند و براى این که به حرف نگذرد سؤالى کرده‌ام از دولت راجع به همین شخص مرتضى مهدوى مدیر روزنامه آیینه روز ایشان این شخص محترم را آورده‌اند بنده نمی‌دانم که چى نوشته ممکن است بسیار چیز مهمى نوشته باشد ممکن است بسیار چیز بدى نوشته باشد ولى مملکت قانون دارد (صحیح است) باید آورد او را و محکومش کرد و آن مجازات را هم درباره‌اش اعمال کرد به هیچ فردى ملت ایران اجازه نمی‌دهد به گوش یک روزنامه‌‌نویسى سیلى بزند (صحیح است) بنده در این باب یک سوالى کردم که آقاى عبدالقدیر آزاد هم اظهار مرحمت کرده‌اند و امضا فرموده‌اند آنى را می‌دهم به دولت براى این که براى جواب حاضر شود، هنوز رفع این اهانت و توهین نشده است هر دم از این باغ برى می‌رسد امروز صبح به بنده اطلاع دادند که چندان از این باب نگران‏ نباشید اگر در کرمانشاه این اقدامات می‌شود علتش این است که در تهران هم همین اقدامات و نظائرش انجام می‌گیرد و آن هم راجع به یکى از روزنامه‌هاى دیگر است و بنده چون در این باب هنوز اطلاعات آن را هم به عرض آقایان می‌رسانم راجع به روزنامه‌ای است که در تهران منتشر شده که همین حرکت یا نظیر آن را نسبت به او انجام داده‌اند (آشتیانى‌زاده- کى انجام داده) حالا نمی‌دانم و خوب واقف نیستم این قدر هست می‌دانم که نسبت به آن روزنامه اهانت شده اوراقش را جمع کرده‌اند نسبت به کسى که اصلاً و ابداً کاره‌اى نیست آن روزنامه او را هم گرفته‌اند و توقیف کرده‌اند اما چون اطلاعات کافى ندارم و حرف بدون سند نمی‌توانم بزنم ساکت می‌شوم ضمناً تقاضا دارم در حضور محترم ریاست مجلس که به دولت تذکر بدهند که من یک سؤال و یک تقاضا کرده بودم سؤال بنده راجع به آقاى شاهرخ (آشتیانى‌زاده- سلمه‌الله تعالى) بنده دعا در حق غیر مسلم نمی‌کنم عرض می‌کنم در باب این شخص بنده سؤالى کردم که مطالبم را باید بعد عرض کنم و جوابى هم نداده‌اند و اما یک تقاضایى کردم که آن تقاضا راجع به این بود که گمان می‌کنم همه آقایان با من هم عقیده باشند که در کار مملکتى اگر اسرارى هم هست براى غیر‌ اهلش هست نمایندگان مجلس اهل این هستند که از اسرار مطلع باشند و ما نمی‌توانیم بگوییم که نماینده مجلس به قول آن شخص معروف که گفت نماینده باشى به شرط این که در امور سیاسى دخالت نکنى اگر اجازه می‌دهید ما دخالت بکنیم در سیاست و اگر اجازه ندهید باز هم دخالت خواهیم کرد براى این است که بنده تقاضا کردم تصویب‌نامه‌هایى که در دوره فترت و در زمان آقاى ساعد گذشته است براى اطلاع مجلس بفرستند این را تقاضا می‌کنم که به مجلس بفرستند (احسنت)

پیراسته -در دوره قوام‌السطنه هم تصویب‌نامه گذاشته است آنها را هم بفرستند. نبوى آنها را فرستاده‌اند.

نایب رئیس- آقاى دهقان.

احمد دهقان -بنده قبل از این که صحبت اصلیم را بکنم در تأیید فرمایشات آقاى دکتر شایگان راجع به کار معلمین می‌خواستم از مقام ریاست استدعا بکنم که سؤالى که راجع به ترمیم و تأمین حقوق آموزگاران از آقاى وزیر فرهنگ در یک ماه قبل کردم و تاکنون جواب نداده‌اند براى جواب حاضر شوند چون عمل دولت در این مورد برخلاف قانون مصوبه مجلس شوراى ملى است و با این که تمام آقایان علاقه تام و تمام به تأمین و بهبود وضع آموزگاران و معلمین دارند (صحیح است) در سال گذشته براى یک طبقه از آنها یعنى آموزگاران قانونى تصویب کردند این قانون را وزارت دارایى وزارت فرهنگ به میل خودش تحریف کرده و برخلاف نیت آقایان آن حدى را که معین کرده بودند نداد و عمل دولت به طورى که عرض کردم خلاف قانون است این است که بنده سؤال کردم که دولت جواب بدهد که چرا به این ترتیب عمل کرده است و خواهش می‌کنم زودتر براى جواب حاضر شوند و اگر بیش از این تأخیر بکند دولت را به اتفاق رفقاى خودم که کمال علاقه را به تأمین حقوق معلمین دارند استیضاح خواهم کرد (آشتیانى‌زاده -احسنت) به طورى که آقایان استحضار دارند بنده هم افتخار عضویت هیئتى را داشتم که مأمور حمل جنازه اعلیحضرت فقید رضا شاه کبیر بود. در مصر و عربستان سعودى پذیرایى و تجلیل و تکریمى که از طرف دربار این دو کشور ودولت و ملت مصر و عربستان سعودى نسبت به جنازه رضا شاه کبیر و هیئت اعزامى شد (حائرى‌زاده- چه ربطى به مجلس دارد) مرا موظف می‌دارد که از دربار و دولت مصر و از دربار و دولت سعودى و از مردم این دو کشور و به خصوص از والا حضرت نایب‌السلطنه عربستان سعودى تشکر کنم (صحیح است) و قطع دارم در این تشکر مترجم احساسات نمایندگان معظم مجلس شوراى ملى و ملت ایران هستم (صحیح است) حقیقتاً آنچه در خور شأن شاهنشاه فقید و دولت و ملت ایران بود انجام دادند و به خصوص پذیرایى صمیمانه و بى‌تکلف و بى‌شائبه کشور سعودى مافوق انتظار همه بود مخصوصاً در مکه معظمه و روضه منوره رسول اکرم جاى همه حاضرین خالى به طورى نسبت به شاهنشاه فقید و ایران و ایرانى ابراز احساسات کردند (غلامرضا فولادوند- و پادشاه فعلى) که وصف آن امکان ندارد (آشتیانى‌زاده- آفرین) رجال مصرى و سعودى همه جا نیت خود را براى بسط و توسعه مناسبات دوستانه و برادرى بین کشور خود و ملت و دولت ایران ابراز می‌داشتند و این خود موجب کمال خوش‌وقتى براى همه ما است (آشتیانى‌زاده- شما هم احرام بستید آقاى دهقان؟) بله جاى شما خالى ضمناً نمی‌توانیم از ابراز تأسف و حتى تنفر نسبت به عمل یکى دو دولت که در کشور ما نماینده دارند و مدعى وجود روابط دوستانه با ما هستند ولى رعایت مقررات و قواعد داخلى ما و حتى رعایت اصول متعارف بین‌الملل و مقررات عمومى بین‌الملل را نمی‌نمایند خوددارى نمایم (صحیح است) در حالی که تمام کشور‌هاى جهان به احترام رعایت احساسات ملت ایران در عزاى ما شرکت کرده و با کمال حسن‌نیت در این جریان ابراز علاقه نموده‌اند که البته موجب کمال تشکر ما است یکى دو دولت مانند لهستان و چکوسلواکى و یکى دو کشور نظیر آن که استقلال کاریکاتورى دارند در خاک ما برخلاف قواعد و اصول پرچم خود را در این عزا نیمه افروخته نکرده‌اند (دکتر بقایى- در پاریس هم سفیر کبیر ایران عروسى کرده آقا در موقع عزا) من به نام یک ایرانى به این عمل دور از نزاکت آنها جداً و قویاً اعتراض کرده از وزارت خارجه می‌پرسم اینها نماینده کشورشان در کدام دربار هستند اگر در دربار شاهنشاهى ایران نمایندگى دارند که ملزم به رعایت قواعد و اصول داخلى ما و از آن بالاتر ملزم به رعایت قواعد و اصول بین‌المللى هستند باید رعایت مقررات ما را بکنند رعایت نزاکت را بکنند (صحیح است) سفرا خارجى در مقابل عمل دور از نزاکت اینها جداً و قویاً باید عمل بکنند و اعتراض بکنند همان طور که در دوره قبل هم پیشنهاد کرده بودم حالا هم عرض می‌کنم آقا ما با این سفارتخانه‌ها چه کار داریم جز این که لانه جاسوسى و عمل تخریبى در این مملکت است چه می‌کنند (صحیح است) بخواهند نماینده ما را از این کشورها که اصلاً به نماینده ما در آنجا اجازه زیست نمی‌دهند اجازه خارج شدن از سفارتخانه را نمی‌دهند چه فایده‌اى می‌بریم که در کشور آنها نماینده داشته باشیم وقتى هم که طبق اصول حقوق بین‌المللى باید رعایت یک نزاکت بین‌المللى را بکنند نمی‌کنند من‏ خیال می‌کنم که در این قسمت مترجم احساسات تمام آقایان هستم (صحیح است) (دکتر بقایى- کاملاً صحیح است و از سفارت ایران در پاریس یاد گرفتند که در موقع عزادارى آنجا عروسى کردند سفیر کبیر ایران چه حقى داشته عروسى بکند (زنگ نایب رئیس)

مکى- آن هم کسى را که دربار طرد کرده‏

دکتر بقایى- آن هم کسى را که دربار طرد کرده باید گفته شود که سفیر کبیر ایران چه حقى داشته است این کار را بکند (زنگ نایب رئیس) سفارت شوروى از سفارت ایران یاد گرفته.

احمد دهقان - به هر حال امیدوارم که وزارت

+++

خارجه وظیفه خود را در این باره با کمال شجاعت و دقت انجام و اعمال نمایند و این خبرى را که آقاى دکتر بقایى می‌گویند صحیح نیست.

دکتر بقایى- چرا در اخبار رسمى بوده چرا راجع به او نمی‌گویید.

احمد دهقان- نیست آقا

دکتر بقایى- چرا هست.

رئیس- آقاى گودرزى‏

گودرزى- عرض بنده مربوط به قانون فروش قرا خالصه است آنچه بنده ملاحظه می‌کنم منظور این قانون کاملاً روشن نیست یعنى معلوم نیست که می‌خواهند قرا خالصه را به اشخاص ثروتمند متمکن اعم از این که از رعایاى خالصه باشند یا اشخاص خارج به شرط سکونت در ملک مورد معامله بفروشند یا به منظور تقسیم قرا خالصه بین رعایا می‌خواهند خالصه‌جات را به فروش برسانند به هر حال کار از این دو شق خارج نیست. اگر منظور شق اول است هیچ احتیاج به این تشریفات طول و دراز زیاد قانونى ندارد مردم زیادى پیش پیش دهان براى بلعیدن طعمه باز کرده با کمال تمکن و پولدارى داوطلب خرید قسمتى از خالصه نقداً هستند و در ملک مورد معامله هم به منظور استفاده بیشتر از سرمایه خود سکونت اعتبار مى‌نمایند. اگر مقصود شق دوم و اساس مطلب این است که املاک خالصه به منظور تقسیم بین رعایاى قرا خالصه به آنها فروخته شود راه انجام کار این نیست که در این قانون پیش‌بینى شده است اگر چه من از رعایاى قسمت‌هاى دیگر کشور اطلاع وسیعى ندارم که در چه حالى هستند و اوضاع مالى آنها چگونه است ولى در مازندران که قرا خالصه هم نسبتاً زیاد است رعایا اغلب پریشان و بى‌بضاعت و مساعده بخور و داراى بقایاى بهره مالکانه هستند و پول ندارند که داوطلب خرید املاکى که کوچک‌ترین قطعات آن حداقل داراى 24000 ریال درآمد خالص است بشوند و به جهات زیر تحمیل شرایط سنگین و مقررات کمرشکن این قانون براى تأمین منظور به آنها مقتضى نیست (صحیح است) چه: اولاً مقصود از در‌آمد استعدادى ملک روشن نیست که مجموع در‌آمد استعدادى ملک است با سهم مالک و البته باید سهم مالک در این مورد موضوع ثمن معامله باشد. در این صورت نظر گرفته هشت برابر در‌آمد استعدادى به عنوان ثمن معامله خیلى زیاد است چه با تحمل هزینه گزاف آبیارى و کود‌ریزى و شخم‌هاى مکرر زمین و سایر عملیات کشاورزى می‌توان استعداد ملک را به طور خارق‌العاده بالا برد و از زمین محصول فوق‌العاده به دست آورد. آیا در‌آمد محصول از چنین هزینه سنگینى را باید در‌آمد استعدادى نامید و آن را مااخذ تعیین ثمن معامله قرار داد و هشت برابر آن را که سر به جهنم می‌زند بهاى مبیع مورد فروش محسوب داشت در صورتى که عایدى عادى و معمولى و همیشگى املاک هیچ‌وقت به این مقدار نمی‌رسد و بهاى عادله املاک را هیچ‌گاه به این میزان تعیین نمی‌کنند و خالصه‌جات سابق دولت را که به اشخاص متمکن و ثروتمند فروخته‌اند به این قیمت نبوده بلکه خیلى نازل‌تر از این مااخذ و به نظر کارشناس اراضى مزروعى و به بهاى عادله روز به فروش رساندند در این مورد که می‌خواهند رعایا را از حاصل رنج خود بیشتر بهره‌مند نموده و از نتیجه زحمات آنها بهتر برخوردار سازند و عده کشاورز بى‌بضاعت را ملى و ملاک نمایند نباید از نرخ عادله تجاوز کرده باید عملى را که نسبت به اشخاص متمکن در مورد فروش خالصه سابق انجام داده‌اند در مورد رعایاى خریدار خالصه نیز معمول دارند. ثانیاً طرز وصول ثمن معامله چنان که در این قانون پیش‌بینى شده عملى نیست. زیرا بنابراین شد ملکى که به یک نفر رعیت می‌دهند حداقل 24000 ریال در‌آمد خالص داشته باشد. چون براى تحصیل این اندازه درآمد خالص با در نظر گرفتن صدى پنجاه هزینه کشاورزى باید در حدود پنجاه هزار ریال عایدى غیر خالص به دست آورد و این همان مااخذ ثمن معامله است که هشت برابر آن یعنى 400000 ریال بنده قسط مساوى قسطى 40000 ریال تقسیط می‌شود که خریدار ملک خالصه براى کوچک‌ترین سهمى که خریده باید سالیانه بپردازد. حال توجه فرمایید رعیت پریشان بى‌بضاعتى که براى او 24000 ریال درآمد سالیانه منظور شده و براى پرداخت قسط سالیانه خود 16000 ریال کسر در‌آمد دارد و مجبور است که هزینه خوراک و پوشاک و زندگى دیگر خود سال و اهل و فرزندان خود را هم ازاین راه تأمین بکند و مخارج کشت و زرع بعدى خود را نیز ذخیره نماید و بقایاى بهره مالکانه سابق را هم بپردازد از کجا پول بیاورد که چرخ همه این امور را بگرداند و در تأدیه اقساط تأخیر بکند تا بانک معامله را فسخ ننماید از هیچ جا امیدى نداشته و چیزى زاید از در‌آمد خالص مرقوم ندارد و بانک در همان سال اول معامله را فسخ می‌کند منظور از وضع این قانون را که تأسیس و ایجاد کشاورزى خورده مالک است امرى بوده منتفى می‌سازد. ثالثاً رعایاى قرا خالصه به هیچ وسیله از این اقدام بانک اطلاع‏ حاصل نمی‌کند تا با استحضار بتوانند داوطلبى خود را اعلام کنند و بر فرض اطلاع مباشرین املاک خالصه که فروش آنها آنان را از استفاده‌هاى سرشار محروم می‌کند و به تهدید و وعید رعایا را از این کار منصرف می‌کنند و اگر از این مرحله هم بگذریم رعیت فرصت و پول براى تعیین کارشناس و تأدیه حق‌الزحمه بنابراین جرئت شرکت در این معامله را نخواهد داشت که دست خالى دواطلب بشود رابعاً در مازندران که داراى املاک خالصه زیادى است و امید و آرزو دارم این املاک به رعایا خالصه یعنى قسمتى از موکلین من فروخته شده عده زیادى از آنها ملى و ملاک شوند. معمولاً در بقولات و حبوبات و غلات بهره مالکانه نمی‌گیرند فقط در برنج آن هم در یک جریب زمین که چهل تا پنجاه بار (صحیح است) در صورتی که خوب زراعت شود در‌آمد دارد چهار بار بهره مالکانه می‌گیرند و مالک در قبال این دریافت مخارج عمران و آبادى ملک و مالیات دیوانى و مساعده رعیتى را می‌دهد و رعایا در برابر زحمات و تعدى مأمورین دولت که خود درد بی‌درمان دیگرى است حمایت می‌نماید بدیهى است رعیتى که این همه رفاه و آسایش در حال رعیتى دارد وقتى حاضر است از آرامش و آسایش خود دست بردارد که وضع بهتر و موقعیت مفید‌ترى به دست آورد و در غیر این صورت حاضر نیست دواطلب خرید ملکى که شرایط تملک آن این هم سنگین است شده وخود را در زحمت و مخمصه‌اندازد (صحیح است). بنابراین معتقدم بانک باید در انتظار پیدا شدن داوطلب باشد و باید بعد از انتقال املاک خالصه سیاهه اراضى دائر و بائر و آبى و خشکه‌زارى و مرتع و جنگل املاک خالصه را خواسته و صورت فرد عمل آنها را که شامل اسامى رعایا و مقدار اراضى که زارعت می‌کند بخواهد و اراضى را که هر فردى از رعایا استعداد زارعت آن را دارند تعیین و به قیمت عادله روز به وسیله کارشناسى تقویم کند و بقایاى مالیاتى هر یک از رعایاى بى‌بضاعت را تشخیص و قیمت کند و مساعده یک ساله رعایاى بى‌بضاعت را هم به عنوان وام به این وجوه بی‌افزاید و هزینه دفتر تنظیم اسناد رسمى را هم به این جمله اضافه کرده و مجموع را به اقساط معتدلى تقسیط و سند معامله را تنظیم و ملک را تحویل خریدار بدهد و رعایا را در برابر تعدیات مأمورین دولت حمایت کند و با آزادى عمل ابتکار آنها کمک نماید تا به تدریج ملاک شده به اصول ملک‌دارى عادت کنند و موجبات آبادى و عمران قرا خالصه فراهم آورند. عرض دیگر بنده این است که هشتاد و پنج در صد مردم کشور ما کشاورز و کشت‌کار و خرده مالکند و از لحاظ ضروریات اولیه زندگى احتیاج به وضعیتى دارند که آنها را به کسب و کار کشت و زرع‌شان دلگرم و به محل زاد و بوم آنها علاقمند نگاه دارد و نگذارد در اثر حست و قهر طبیعت دچار خشکسالى و بی‌حاصلى شده و یا برعکس در نتیجه نیافتن بازار فروش و مشترى براى فروش کالاى خود پریشان و بیچاره و سرگردان و آواره شده محو و نابود شوند (صحیح است) باید علاوه بر حمایت اصول خرده مالکین و تقویت کشاورزان تازه مالک رفاه و اساس آنها را تأمین کرد و با لغو مالیات‌هاى سنگین انحصارات بیهوده دست تعدى اجحافات مأمورین را از گریبان آنها کوتاه نمود و باید به آزادى عمل و این کار شخصى آنها کمک کرد تا هر چه مى‌خواهند و می‌توانند تولید کنند و بر قوه تولید خود بی‌افزایند و حاصل کار خود را به هر کس و هر کجا که می‌خواهند ببرند و بفروشند. براى مازاد جنس آنها در کشورهاى جهان بازار تهیه کرد و براى حمل کالا به بازار جهان تسهیلات فراهم آورد تا سود فراوان به کشور آورده سطح کشاورزى کشور و بنیه اقتصادى آن بالارفته تقویت شود.

+++

باید به وسیله سد‌بندى و طرق عملى دیگر آب لازم کشور را ذخیره کرد که محصول کشاورزى کشور همیشه در گرو برف و باران نباشد و باید نسبت به تهیه کالاهایى زد که در بازار دنیا پر مشترى و کم رقیب بوده عرضه کنم تقاضاى زیاد داشته که آنقدر چشم ما به دست این و آن نباشد تا در نتیجه آن مردم کشور از این تنگ‌دستى و فقر و فلاکت رهایى یافته مرفه و آسوده شوند. عرض دیگر بنده این است، که مازندران ما همیشه دچار کم آبى و گرفتار خشکسالى و بی‌حاصلى است. در صورتی که در ازمنه قدیمه این طور نبوده است براى جلوگیرى از این وضعیت ناگوار پیشنهاد شده بود که صد (دریاچه) در یوک که درجنوب غربى آمل‏

واقع شده و سد تجن که در جنوب سارى واقع است بسته شود و این مطلب رسماً به اطلاع سازمان برنامه رسیده است تقاضاى تمام اهالى مازندران از جناب آقاى منصور نخست وزیر این است که به این کار خیر و حیات‌بخش کشور توجه مخصوص فرمایند (صحیح است، احسنت)

نایب رئیس - آقاى حاذقى. قبادیان بنده هم از دستور اجازه خواسته بودم.

نایب رئیس - جنابعالى نفر ششم هستید. بفرمایید

آقاى حاذقى- حاذقى موضوعى که موجب شد از چند جلسه به این طرف که من مصمم بشوم پیرامون آن موضوع عرایض حضورى به استحضار همکاران محترم برسانم توجه به امر انتخابات مجلس شوراى ملى در کشور است به طور کلى این موضوع را من مکرر اینجا پشت تریبون عرض کردم که علت اساسى این مفاسد و خرابی‌هایى که در کشور ایران مشاهده می‌شود بى‌اعتنایى و عدم توجه به اجراى قوانین مصوب قوانین که حکومت می‌کند و قوانین که همه جاى دنیا مورد احترام ملت هستند.

فقیه‌زاده- اکثریت نیست.

حاذقى- این وظیفه مقام ریاست است.

نایب رئیس- اکثریت نیست تأمل بفرمایید. (پس از چند لحظه مجدداً اکثریت حاصل شد) حاذقى موضوع قوانین وعدم توجه اولیای امور این مملکت به اجراى قوانین یک مسئله‌ای است که باید مورد اعتنا و توجه مجلس قرار بگیرد و دولت‌هایى که روى کار می‌آیند، باید بدانند که آنها به منظور اجراى قوانین روى کار می‌آیند وزرا و نخست وزیرانى که قبول مسئولیت در این مملکت می‌کنند باید بدانند که اگر قوانین را احترام نگذارند، نقض کنند و برخلاف مواد صریح قانون عمل کنند از آنها مؤاخذه می‌شود. بازخواست می‌شود محاکمه می‌شوند و محکوم می‌شوند، انتخابات احتیاج دارد به این که قانون صحیح و منظمى که صریح روشن باشد و موادش قابل تغییر و تبدیل نباشد، تعیین بشود که از این به بعد این مشکلاتى که در موقع انتخابات همه آقایان محترم ناظرش هستند براى مملکت پیش نیاید و هر حوزه انتخابیه‌اى خودش بتواند با کمال آزادى و بدون وحشت و ترس از عوامل سرى و علنى اولیای امور هر کسى را که میل دارد انتخاب بکند و در مجلس شوراى ملى از آغاز افتتاحش براى خدمات عمومى و مملکتى همکارى بشود و بتواند معایب این مملکت را به تدریج برطرف کند خوشبختانه این موضوع الان مورد توجه اکثریت آقایان نمایندگان محترم است و آن مطالب و نکاتى که همیشه اینجا مورد تذکر بوده و آن عبارت از اجرا کردن یک اصل قانون اساسى راجع به مستقیم بودن راى و مخفى بودن راى و آزاد بودن راى‌دهنده در راى باشد پیش‌بینى بشود و در این قانونى که اخیراً دولت جناب آقاى منصور به مجلس شوراى ملى تقدیم داشته‌اند این موضوع به حد مستوفى و کامل پیش‌بینى شده است و در کمیسیونى هم که در روز سه‌شنبه گذشته تشکیل شد و علاوه بر اعضاى کمیسیون کشور نمایندگان فراکسیون‌ها هم حضور داشتند دیده شد که با اکثریت نزدیک به اتفاق نسبت به این موضوع که از این به بعد حق راى دادن براى تمام افرادى که بتوانند خودشان بیایند مستقیماً در حوزه انتخابیه راى که می‌خواهند بنویسند شخصاً و به مباشرت خودشان بنویسند و مخفیانه بدهند. مورد توافق است و نسبت به سایر جزئیات این لایحه هم مطالعاتى در جریان است و اینک من از کمیسیون محترم کشور خواهش می‌کنم که هر چه زودتر شور و مطالعه‌شان را بعد از اتخاذ نظر فراکسیون‌ها که همه تهیه کرده‌اند و داده‌اند و می‌دهند به مجلس شوراى ملى تقدیم بکنند تا این مشکل مملکتى به خواست خدا در آغاز دوره شانزدهم قانونگذارى برطرف شود و این قانون اجرا شود (صدر‌زاده- در تصویبش هم تحمیل بشود) در تصویبش هم باید تحمیل بشود زیرا اگر این اقدام نشود همان طور که عرض کردم یک فرصت مساعدى را براى یک خدمت بزرگ از دست داده‌ایم (صحیح است) موضوع دیگر راجع به انتخابات تهران است نماینده محترم آقاى شوشترى یک روز اینجا اظهار عقیده فرمودند که چون به عقیده ایشان ابطال انتخابات تهران در وحله اول مبنى بر اصول و مبادى قانونى نبوده بنابراین ایشان نمى‌توانند با انتخابات مجدد تهران اظهار موافقت بکنند من اینجا خواستم عرض بکنم انتخابات دفعه اول تهران تا آنجا که مسئله مراجعه مردم براى راى دادن بود و تا آنجایى که شروع به استخراج آرا بود البته بدون تفاوت بود. با این مرحله دوم و آنچه ما دیدیم مردم پایتخت باعلاقه و اشتیاق تام و تمام باشوق و عشقى که لازمه یک مردمى در حکومت دموکراسى می‌خواهند زندگى بکنند آمدند و راى دادند که مشغول استخراج آرا بودند دفعه با‌اطلاعى که از طرف طلاب مدرسه سپهسالار داده شد در آرا مردم پایتخت که به منزله ناموس آنها بود تخطى کردند و دست بردند چنان که همین عرض هم پیش از افتتاح مجلس شوراى ملى عده‌اى از همکاران محترم من شاهدند که در همان اوانی که اعلیحضرت همایونى به آمریکا می‌خواستند مسافرت بفرمایند. در منزل آقاى آصف بود که یکى از همکاران فرمودند انجمن انتخابات تهران به چه منظورى انتخابات تهران را ابطال کرده بنده عرض کردم به مجوز این که در آرا مردم دست بردند و آرا را عوض کردند و آن طلبه مسجد سپهسالار هم نصف شب به جاى اذان صبح گفت اشهد و ان قد عوضوا آرا خلق‌الله (صدرزاده- بایستى تعقیب‌شان می‌کردند) اجازه بفرمایید حرف صحیح است مطالعه یک چیز است منطق یک چیز است منطق که یک عمل غلط باطل را باید باطل شده تلقى نمود انجمن نظارت هم بسیار کار درستى کرد که وقتى دید زمام اختیار از دست او خارج شد و در آرا مردم دست بردند و تعویض‏ کردند آرا باطل کرد و بطلان انتخابات را اعلام کرد (صفوى- انجمن حق ندارد این کار را بکند) جنابعالى اگر مراجعه بکنید به قانون انتخابات این حق حق مسلم انجمن است منتها بعضى از انجمن‌ها ناتوان و عاجز بودند و می‌توانستند بعد از این که دیدند انتخاباتى را عوامل خارجى باطل کرد بطلان آن را اعلام بکنند و الا ماده 35 حق می‌دهد به انجمن نظارت انتخابات (مکى- سؤال بکنید که اگر سرهنگ سیاسى و سرهنگ قهرمانى مأمورین رسمى دولت آمدند به ناموس مردم دست درازى کردند چه بشود؟) چه سرهنگ سیاسى و چه غیر از او هر کس که در آراء مردم دخل و تصرف بکند او مرتکب بزرگترین جرم قانونى شده است و عملى که با جرم همراه باشد صورت قانونى ندارد مقصود این است که در ماده 35 به انجمن نظارت جناب آقاى صفوى حق می‌دهد می‌گوید انجمن نظارت اصلى بعد از رسیدن صندوق‌هاى فرعى رسیدگى می‌کند و نتیجه آرا و پرونده انتخابات را معین می‌کند (یک نفر از نمایندگان- گزارش به مجلس می‌دهد) اجازه بفرمایید معلوم می‌کند که کى حائز اکثریت است و ماده 44 هم می‌گوید انتخاباتى که مبنى بر تهدید و تطمیع باشد باطل است و مرحله اول محکمه بدوى هم انجمن است و مرحله بعدى هم شعبه و مرحله آخر هم مجلس شوراى ملى است بنابراین عمل انجمن در ابطال انتخابات اولیه تهران بسیار موجه و مستدل و مطابق با آرا تهران که آن راى را داده بودند می‌باشد دلیلش هم این بود که اخذ راى دفعه دوم با شوق و اشتیاق عمومى مواجه شد و همه از مطبوعات و مردم تأیید این عمل را کردند و اما چرا افرادى را که می‌فرمایند باید تعقیب بکنید نکردند ما توى این مملکت مواجه با هزاران قانون‌شکنى هستیم ولى مسائل با همدیگر تفاوت دارد تعقیب نکردن جرم و آنهایى که به نوامیس عمومى دست درازى کردند وظیفه محکمه عدلیه و وظیفه دولت است اگر انجام نکرد لازمه‌اش این نیست که عمل باطل شده را ما صحیح تلقى بکنیم این عملى است جداگانه، الان هم جناب آقاى شوشترى هر کدام از ماها می‌توانیم از دولت جناب آقاى منصور شدیداً تعقیب کسانی که مرتکب آن جرم شده‌اند و آن مداخله را در آرا عمومى کرده‌اند بخواهیم (صحیح است) و بنابراین انتخابات دوم تهران یک انتخابات آزاد و انتخاباتى بود که از روى کمال اراده مردم انجام شد و اکثر مردم تهران از روى اطلاع و علم که چون باسواد بودند و قسمت اقل‌شان هم البته با هدایت و ارشاد و راهنمایى اکثریت راى‌هایشان را

+++

دادند و این انتخاباتى بود که می‌خواهم عرض کنم درست نمونه انتخابات آزاد در کشور شاهنشاهى است مسئله دیگرى که می‌خواستم عرض کنم انتقاداتى بود که من از سازمان برنامه کردم از دو لحاظ یکى از لحاظ دعوت مستخدمینى که به نظر ما غیر ضرورى می‌آمد و در مطبوعات منعکس شده بود یکى هم از نظر حقوق‌هاى زائد بر استحقاق و ارزش کار اشخاصى بود که اینجا عرض شد این انتقاد البته در خارج مورد تفسیر و تعبیرهایى قرار گرفته من می‌خواستم اینجا در پیرامون آن عرایضى بکنم انتقاد از شأن حکومت دمکراسى است اگر انتقاد از روى سوء‌نیت و از روى غرض و از روى در حقیقت منویات باطل باشد و به قصد تخریب باشد و به قصد اجرا منویات دشمنان مملکت باشد که البته من هم تصدیق می‌کنم بسیار مذموم است، بسیار ناپسند است و قابل نکوهش هم هست ولى اگر انتقاد از روى صلاح‌اندیشى از روى حقیقت به منظور متنبه ساختن اولیاى امور که نواقص را بر طرف بکند و به منظور هدایت و ارشاد آنها باشد نه تنها بد نیست نه تنها قابل گله نیست بلکه بسیار مستحسن است و باید از انتقاد کننده هم همیشه تشکر و امتنان نمود براى این که اگر انتقاد نباشد اگر بیان معایب نباشد اگر از عیوب و نواقص که هست انتقاد نکنند هیچ‌وقت مجانى براى اصلاح آنها نیست عرایض من بر این بود که در روزنامه‌ها این سلسله انتقادات به برنامه هفت ساله شده، ما به سازمان برنامه علاقه داریم (صحیح است) خود قانون سازمان برنامه را که با کمال علاقه و تقویت اکثر نمایندگان محترم که در دوره پانزدهم بودند از تصویب دو مجلس شوراى ملى گذرانده‌ایم و حالا هم مایل هستیم که سازمان خط مشى خودش را بر طبق اصول و مبادى قانون دنبال بکند و به این مملکت خدمت بکند و براى بهبود حال عامه مردم و افراد این مملکت بخصوص طبقه ضعفاى مملکت که بیشتر از مواهب مملکت محروم هستند یک قدمى بردارد (یک نفر از نمایندگان - انشاءالله) هر جایى که دیدیم معایبى هست ما به کلام‌الله سوگند خورده‌ایم که تا مادامى که حفظ حقوق مجلس و مجلسیان برقرار است ما طرفدار انتقاد می‌کنیم و از دولت هم توقع داریم که آن را اجرا بکند، از جناب آقاى منصور‌الملک یک استدعا شد و آن این بود که تذکر بفرمایند که سازمان برنامه یک صورت جامعى اولاً از مستخدمینى که مخصوصاً در این ایام که جناب ایشان مسئول کار دولت بوده‌اند و کم‌تر توجه داشته‌اند تهیه بفرمایند که چه مستخدمینى از کجاها یا به طرز تبدیل یا به طرز انتقال از دستگاه‌هاى دولت آزرده‌اند به سازمان برنامه ثانیاً این که یک صورتى از حقوق آقایانى که مشغول کار شده‌اند و اضافه‌ای که به اشخاص داده می‌شود بدهند. براى این که ما در یک مملکتى هستیم که باید رعایت عدالت اجتماعى بیش از اینها بشود براى این که مردم پیش از اندازه ما راضى هستند جناب آقاى دکتر شایگان یک تذکر اصولى فرمودند، فرمودند که چرا اضافه و ترفیع معلمین و آموزگاران داده نمی‌شود این حرف از طرف اکثریت آقایان نمایندگان مکرر تأیید شده که بایستى آنچه که هست نسبت عادلانه به آنهایى که خدمت به مللکت می‌کنند داده بشود اگر واقعاً پولى هست و امکان پرداخت اضافاتى هست بایستى به طور عدالت و على‌السویه مخصوصاً به آنهایى که بیشتر براى این مملکت زحمت می‌کشند به طبقه معلم و آموزگار داده بشود اگر هم نیست چنان که این دو سال گذشته که اضافات و ترفیعات مستخدمین و خدمتگذاران داده نشده به همین استناد بود که دولت بودجه ندارد ما هم البته اصرار نکردیم سؤالى نکردیم که دولت به چه حق اضافات و ترفیعات کارمندان و معلمین را نمى‌دهد مى‌دانیم که مشکل مالى بوده می‌دانم که خزانه مملکت تهى بوده است فقیر بود بنابراین ما توقعى نداشتیم.

نایب رئیس- تأمل بفرمایید اکثریت نیست (پس از لحظه‌اى اکثریت حاصل شد) آقاى حاذقى بفرمایید.

حاذقى- بلى عرض می‌کردم که بایستى این دو صورت تهیه بشود و براى استحضار مجلس شوراى ملى فرستاده بشود، البته اگر یک انتقادى به عمل آمد خواه در روزنامه و خواه در پشت تریبون مجلس و معلوم شد که موضوع آن انتقاد در خارج حقیقت نداشته است بسیار خوب اشکالى ندارد نظیر استخدام یک نفر که البته عدم صلاحیتش را اغلب اشکال کرده بودند که بعد گفتند این حقیقت نداشته بسیار خوب وقتى توضیح دادند رفع سوء‌تفاهم می‌شود و رفع نظر آن انتقاد کننده می‌شود. موضوع دیگرى که در اختتام عرایضم داشتم یک نقض قانونى است که از طرف اولیاى مسئول دانشکده حقوق انجام گرفته نقض قانون از ناحیه هر مأمور دولت انجام بگیرد به بسیار نازیبا و ناپسند و قابل تعقیب است چنان که آقاى دکتر شایگان فرمودند راجع به آن استاندارى که در کرمانشاه به یک روزنامه‌نویس سیلى زده همه ما از جناب آقاى وزیر کشور تقاضا می‌کنیم اگر حقیقت داد آن استاندار را تعقیب بکنند حالا البته از اولیاى دانشکده حقوق یعنى آن کسانى که خودشان مربى و معلم جامعه هستند بسیار نازیباتر است در دوره سیزدهم قانونى وضع شد که دوره ما‌فوق‌لیسانس، دوره اجتهاد تحصیلى حقوق در خود ایران دایر شود، یعنى مجتهد حقوق را در خود ایران تهیه بکند، کسی که مى خواهد در علم حقوق ایران متخصص بشود لازم نیست که در آمریکا و انگلستان و فرانسه برود (صحیح است) زیرا معلمین همه در ایران هستند آنهایى که فقیه هستند آنهایى که معلم اصول هستند آنهایى که عالم به علوم اجتهاد فقه اسلامى و حقوق ایران هستند، در ایران هستند (صحیح است) این فکر البته مورد تأیید مجلس شوراى ملى بود و مجلس شوراى ملى قانونى تصویب کرد و به دولت ابلاغ کرد دولت البته مسامحه کرد، در دوره چهاردهم ما این جا مکرر از دولت‌هاى وقت سؤال کردیم که چرا این دوره را افتتاح نمى‌کنند دولت کمک کرد دانشگاه را وادار کرد کتاب وارد کرد وسایل تهیه کرد و بالأخره در دوره پانزدهم این دوره اجتهادى حقوق در دانشکده حقوق تأسیس شد درحدود نهصد نفر آمدند و اسم نوشتند و پول دادند هر کدام هزار ریال در حقیقت شروع کردند به تحصیل چند ماه هم گذشت استادان آمدند تدریس کردند و کتابخانه دانشکده هم وسایل در اختیار آنها گذاشت و بعد تعطیل کردندگفتندیک عده‌اى مخالف با امتحان نهایى بودند امتحان ابتدایى بود نمى‌دانم چه بود ما هر چه تذکر دادیم که آقا براى چند نفر بى‌نماز در مسجد را که نمى‌بندند اگر چند نفر از نهصد نفر حاضر نبودند بقیه که حاضرند تحصیل بکنند براى آنها درب را باز بگذارید وعده کردند در آغاز سال بعد سال بعد سال بعد الان سه سال است که این نقض قانون ادامه دارد (صحیح است) من یک سؤالى از دولت جناب آقاى منصور یعنى در واقع از جناب آقاى وزیر فرهنگ کرده‌ام که چه وسایلى براى جبران این نقض قانون و افتتاح این دوره در آینده کرده‌اند. زیرا جوان‌هاى این مملکت ارز مملکت را برمی‌دارند به نام این که تحصیل عالى حقوق بکنند می‌روند به خارجه و این یک ضررى است به خزانه این مملکت و یک ضررى است به حیثیت این مملکت سؤال را هم تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

3- قرائت اسامى غایبین کمیسیون منتخبه از شعب جهت رسیدگى به اختلاف نظر مجلسین و تصویب دو فوریت طرح پیشنهادى در این خصوص‏

نایب رئیس- مجلس وارد دستور می‌شود آقایان نمایندگان محترم استحضار دارند که چندى پیش یک جلسه خصوصى تشکیل شد و در آن براى رفع اختلاف نظر موجود بین مجلسین قرار شد از شعب کمیسیون مخصوصى انتخاب بشود (صحیح است) این کمیسیون مخصوص را آقایان انتخاب فرمودند که اسامی‌شان الان قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) از شعبه اول آقایان، دکتر مصدق شوشترى از شعبه دوم آقایان: کشاورزصدر، گنابادى از شعبه سوم آقایان: امامى‌اهرى، مکى، از شعبه پنجم آقایان رفیع بهبهانى (صحیح است)

نایب رئیس- آقایان محترم اطلاع دارند که این اختلاف نظر در جریان کارهاى کشور مؤثر و موجب عدم سرعت کارها شده (صحیح است) و لوایح و قوانین در بوته اجمال می‌ماند (صحیح است) از آقایان تمنا دارم یکى از آقایان اعضاى کمیسیون راجع به این کار گزارشى اگر دارد به اطلاع مجلس برساند. آقاى ملک‌مدنى.

ملک‌مدنى- سوء‌تفاهمى که گفته می‌شود بین مجلسین به نظر بنده مولود این است که تاکنون بعد از چهل و چند سال مشروطیت مجلس سنا نبوده است و روابط بین مجلس شوراى ملى و مجلس سنا طبق قانون اساسى با این که معین هست ولى لازم بود که یک آیین‌نامه‌اى تدوین شود

+++

که طبق آیین‌نامه روابط مجلسین روشن بشود که کدام قانون اساسى وظیفه خودشان را انجام بدهند (صحیح است) دولت هم البته مواجه با این مطلب شده است آیین‌نامه‌هاى مجلسین روشن نیست که بتواند وظایف و روابط دولت را هم با مجلسین روشن کرده باشد (صحیح است) این جهت در نتیجه مذاکرات و جلساتى که به طور خصوصى شد همه معتقد شدیم که لازم است این موضوع روشن بشود و یک فصلى تهیه بشود که در آیین‌نامه مجلس شوراى ملى و مجلس سنا منعکس بشود که طرفین بتوانند هم مجلس شوراى ملى هم مجلس سنا طبق اصول و قواعدى که در قانون اساسى و متمم آن پیش‌بینى شده وظایف خودشان را به خوبى انجام بدهند و وقفه‌اى در جریان کار کشور پیدا نکند (صحیح است) روى همین اصل بود که از شعب مجلس شوراى ملى از هر شعبه‌اى دو نفر انتخاب شدند به طورى که مقام ریاست حالا تذکر دادند که در مجلس سنا هم دیروز البته آقایان مطلع شدند که یک اختیاراتى دادند به آن کمیسیون منتخب براى رفع اختلاف که آن کمیسیون با مشارکت کمیسیون منتخب از طرف مجلس شوراى ملى بنشینند و مذاکرات لازمه را بکنند (صحیح است) و یک فصلى تهیه کنند که در هر آیین‌نامه مجلسین منعکس بشود و ضمیمه بشود و مجلسین تکلیف و وظایف خودشان را طبق قانون اساسى عمل کنند، بنده معتقد هستم اگر چنانچه آقایان محترم موافقت داشته باشند ما هم باید این اختیار را به آن کمیسیون منتخب از شعب بدهیم (صحیح است) و یک پیشنهادى هم در این خصوص مطابق آن عملى که مجلس سنا کرده است بنده تهیه کرده‌ام که اگر اجازه بفرمایید می‌خوانم یا تقدیم مقام ریاست می‌کنم گمان می‌کنم اگر بخوانم شاید رفع اشکال را بکند چون نکاتى که لازم بود در آن پیش‌بینى شده پیشنهاد می‌نمایم مجلس شوراى ملى به کمیسیون منتخب از شعب که دوازده نفر می‌باشد اجازه می‌دهد راجع به ترتیب اعمال حقوق و اختیاراتى که به موجب قانون اساسى و متمم آن براى مجلسین مقرر شده و روابط مجلسین در گذراندن لوایح و طرح‌هاى قانونى با کمیسیون منتخب از مجلس سنا مذاکره به عمل آورده هر ترتیبى که مورد موافقت دو کمیسیون قرار گرفت به شکل یک فصل مشترک در آیین‌نامه‌هاى داخلى مجلسین تنظیم گردیده موقتاً با تصویب مجلسین قابل اجرا خواهد بود (نمایندگان- بسیار خوب) به نظر بنده ما باید به این کمیسیون منتخب که همه از اشخاص مورد اعتماد ما هستند و از اشخاص مجرب و با تجربه و با حرارت مجلس انتخاب شده‌اند اختیار بدهیم که آقایان بنشینند وبا منتخبین مجلس سنا مذاکراتى بکنند و یک ترتیب و پرو‌سدورى در نظر بگیرند که در آیین‌نامه‌هاى ما منعکس بشود و رفع این مذاکره و مشاجره بشود و خاتمه پیدا کند بنده خیال می‌کنم که دادن این اختیار ضرورت دارد و آقایان منتخبین طرف اعتماد و اطمینان ما هستند چون خود بنده جزو آنها نبودم این حق را به خودم دادم که این عرض را بکنم و استدعا می‌کنم که مجلس هم موافقت می‌کند (صحیح است)

نایب رئیس - آقاى نبوى‏

نبوى- بیانى که جناب آقاى ملک فرمودند بین مجلسین هیچ‌وقت اختلافى نیست اغلب دیدیم در جراید نوشته شده است یا در السنه و افوا گفته می‌شود که اختلافى بین مجلس شورای ملى و مجلس سنا ایجا شده (یک نفر از نمایندگان- ابداً ابداً) البته اختلاف نیست بلکه سوء‌تعبیر و اختلاف در تعبیر از مواد قانون است قانون اساسى این موضوع را همین جریان دو مجلس را طورى نوشته که عبارت واضح و صریح و روشن شاید از آن فهمیده نشود به این جهت این قانون دو جور تعبیر شده و البته هم مجلس سنا در نظر دارد که کارها سریعاً بگذرد و هم اختلافى در بین نباشد و هم مجلس شوراى ملى، هیچ یک از مجلسین خیال ندارند که بطوء جریان در امور کشورى فراهم بشود (صحیح است) و بنده قطع دارم که در هر دو مجلس حسن‌نیت کامل بر‌قرار است (صحیح است) پس از مذاکره است زیادى که در این موضوع شد و یک مقدارى هم حسن‌تفاهم ایجاد شد بالأخره نتیجه این شد که در دو مجلس کمیسیونى انتخاب شود و آن دو کمیسیون با رعایت قوانین هر چه در این موضوعات راى دادند در آینده به آن طریق عمل بشود البته رایی که این کمیسیون‌ها خواهند داد نمی‌تواند بر‌خلاق قوانین موجود و مخصوصاً برخلاف قانون اساسى باشد (صحیح است) آقایانى که انتخاب شده‌اند از طرف مجلس همه از مطلعین مجلس شوراى ملى و مجلس سنا هستند و قطع دارم یک رویه‌اى اتخاذ خواهند فرمود که منظور حاصل بشود چنان که آقاى ملک فرمودند بنده هم تمنا می‌کنم که آقایان محترم و مجلس شوراى ملى موافقت بفرمایند این آقایانى که انتخاب شده‌اند از هر شعبه دو نفر تشکیل کمیسیونى براى این منظور بدهند و با اتفاق کمیسیونى که براى همین کار از مجلس سنا انتخاب شده است راه حل قانونى و مفیدى براى این موضوع در نظر بگیرند طبق پیشنهادى که ایشان تقدیم مقام ریاست کردند پیشنهادى هم بنده تقدیم کردم و تمنا می‌کنم هر دو پیشنهاد قرائت بشود و آقایان موافقت بفرمایند که این اختیار داده بشود قطع دارم این جریان در دو سه جلسه حل می‌شود و در آینده کارها به طورى که این دو کمیسیون حل خواهند کرد تصفیه خواهد شد.

نایب رئیس- آقاى قبادیان.

قبادیان- بنده راجع به این موضوع عرضى ندارم بنده اجازه می‌خواستم براى نطق قبل از دستور

نایب رئیس آقاى دهقان (گفته شد، نیستند) آقاى دکتر هدایتى. دکتر هدایتى به طوریکه نماینده محترم ملاحظه فرمودند آقاى صدر زاده منشى مجلس اسم بنده را هم در عداد نمایندگانى که اختیار مأموریت براى شرکت در جلسه کمیسیون مشترک را پیدا کرده‌اند قرائت کردند و لیکن با آن که بنده این افتخار نصیبم شده است یک نظر اصولى در این قسمت دارم که می‌خواستم آن را به عرض مجلس و آقایان نمایندگان محترم برسانم وبعد از آن که عرض خودم را کردم البته در آن کمیسیون هم مطلب را توضیح مفصل خواهم داد در هر حال چون در یک کشور دمکراتیک زندگى می‌کنم تابع اکثریت خواهم بود. عقیده بنده در این مورد و در سایر مواردى که از طرف مجلس شوراى ملى اختیار و نمایندگى داده می‌شود در موقعى که تصمیم آن مرجع باید قابل اجرا بشود این است که مطابق آنچه که در سایر ممالک مشروطه مرسوم است وکلاى مجلس شوراى ملى حق توکیل به غیر ندارد (صحیح است) (ملک‌مدنى - در حق مجلس محفوظ است) بنابراین با این که آقایان محترم همکاران خودشان را شایسته این تشخیص دادند که اختیار دربست به آنها داده بشود و تصمیمى را که آنها می‌گیرند به همراهى تصمیمى که نمایندگان مجلس سنا اتخاذ می‌کنند قابل اجرا باشد و طبیعى عمل بشود و بنده نه با آن اختیارى که به مجلس سنا داده شده است از طرف آقایان قانونى می‌دانم و نه این اختیار را به شرط این که قابل اجرا باشد قانونى می‌دانم (آزاد- باید باتصویب مجلس باشد) (فقیه‌زاده- موقتاً آقاى دکتر) بنابراین، این اختیار دو صورت پیدا می‌کند یکى این است که مجلسین، مجلس شوراى ملى و مجلس سنا این راه حل را پیدا می‌کند در خارج بین ما معهود باشد که مجلسین طبق آن نظر رفتار کنند به این ترتیب اشکالى ندارد یک رویه‌اى هم ایجاد خواهد شد. ولى آن تصمیمى که گرفته می‌دود عنوان رسمى و قانونى ندارد، ممکن است تصمیمى که گرفته می‌شود الان طرفیت تمکین بکنند و اجرا هم بکنند ولى اگر بخواهیم صورت رسمى به آن بدهیم بنده سؤال می‌کنم از آقایان این تصمیمى که از طرف مشترک گرفته می‌شود چه صورتى دارد؟ صورت قانونى دارد؟ نه. براى این که قانون یک تشریفاتى دارد و باید به طرز معینى پیشنهاد شود و تصویب شود بنابراین بنده با این که خودم به این ترتیب نهایت موافقت را دارم ولى با این ترتیب که بعد از اتخاذ تصمیم از طرف کمیسیون مشترک این نظریه به هیچ‌وجه رسمى و قانونى و قابل اجرا نیست بلکه یک راه حلى است که دوستانه و آمیابل ( amiable )اتخاذ شده است بین مجلس شوراى ملى و سنا که عمل بشود (احسنت)

نایب رئیس- آقاى عامرى.

عامرى- بنده خواستم اولاً از حسن‌نیت جناب آقاى ملک و آقاى نبوى اظهار تشکر بکنم، آقاى ملک‌مدنى همه جا و در همه وقت حسن‌نیت داشته‌اند و دارند و اختلاف نظر هم نبوده و این اشکال جزئى که پیش آمده بین مجلسین به واسطه این بوده است که مجلس سنا تازه تشکیل شده است و هر چه ممکن است زودتر امیدوارم حل شودخاصه که دولت هم دراین موضوع یک گرفتارى دارد براى این که یک دولتى که همه‌اش علاقه دارد که یک قدم اصلاحى براى مردم بردارد این که ما بگوییم چرا لایحه را اینجا نیاوردى و آنجا بردى این یک اشکال کوچکى است اما آنچه را که آقا فرمودند

+++

که این قضیه یک نحوه توکیلى است که توکیل‌بردار نیست از طرف مجلس این به نظر بنده اختیار توکیل نیست چرا، براى این که سوابق زیادى در مجلس هست که اختیار قانونگذارى را در دست کمیسیون‌هاى مختلف گذاشته‌اند. (دکتر هدایتى- خلاف اصل است) حالا بنده عرض می‌کنم آن اختیارى را که می‌دادند متوجه این قضیه بوده‌اند و همه جا مجلس گفته است اختیار داده می‌شود که اگر تصویب شده موقتاً براى آزمایش به موقع اجرا گذاشته شود و بعد از این که نقصش معلوم شد می‌آوردند در مجلس حالا هم اگر مجلس شوراى ملى آمد به موجب یک طرحى تصویب کرد که آقایان اختیار داشته باشند براى حل اختلاف که موادى را تصویب بکنند و در آیین‌نامه وارد شود و موقتاً اجرا شود باز هم اشکال قانونى ندارد اما راجع به کمیسیون بنده خودم هم عضو این کمیسیون انتخاب شده‌ام امروز صبح هم جلسه بود آقایان اعضاى کمیسیون بلااتفاق به هیچ‌وجه من‌الوجوه نظر نداشتند که اختیارى به آنها داده شود بلکه عقیده‌شان این بود که ما اختیارى نمی‌خواهیم از اول هم نظرشان این بود و هیچ‌وقت هم تقاضاى اختیار نکردند حتى بعضى از آقایان از جمله جناب آقاى رفیع می‌فرمودند خوب بود اعضاى دیگرى انتخاب می‌شدند و یک کمیسیون دیگرى تشکیل می‌شد و ما هیچ نه تقاضا می‌کنم نه اختیار می‌خواهیم و اگر هم یک کمیسیون دیگرى صالح‌تر به نظرمان آمد انتخاب می‌کنیم بنابراین تصور نفرمایید که آن کمیسیونى که انتخاب شده اختیار می‌خواهد به هیچ‌وجه من‌الوجوه اختیارى نمی‌خواهیم ولى مذاکره شد که اگر بنا شد عده‌اى را که سنا معین کرده اختیار تام به آنها بدهند و نمایندگانى که از طرف مجلس شوراى ملى انتخاب می‌شوند اختیار نداشته باشند این تطبیق نمی‌کند (اسلامى- ما مجبور نیستیم که از سنا تبعیت بکنیم) آن وقت چه می‌شود؟ نتیجه این می‌شود که آنها هرچه گفتند قبول می‌کنند اما نمایندگان مجلس شوراى ملى هر چه بگویند باید اطلاع بدهند که چه گفته‌اند بنابراین باز هم اختیار تام با مجلس شوراى ملى است اگر میل دارید آن کمیسیون باشد بسته است به نظر آقایان اگر میل دارید یک اشخاص دیگرى را معین بفرمایید با اختیار تام باز بسته به نظر خودتان است اگر میل دارید همین اشخاص باشند و اختیار نداشته باشند ولى به نتیجه نخواهد رسید این را بنده خواستم خدمت آقایان عرض بکنم با اظهار تشکر و امتنان از حسن‌نیت آقایان عرض کنم که این کمیسیون هیچ‌گونه تمایلى براى این که اختیارى داشته باشد ندارد. اسلامى- آقایانى که انتخاب شده‌اند اشخاص خوبى هستند ولى ما اختیارى به آنها نمی‌دهیم.

نایب رئیس- آقاى رضوى.

رضوى- مقدمه‌اى که عنوان شد و اظهار حسن‌ظن و اعتمادى که نسبت به آقایان منتخبین دوازده‌گانه آقاى ملک اعلام فرمودند طورى شد که اگر بنا بشود کسى بگوید من مخالفم ظاهر امر این باشد که خداى نخواسته بخواهد بگوید که این اعتماد موجود نیست و حال این که اظهار‌نظر در یک موضوع هیچ حکایتى ا زعدم اعتماد نسبت به یک اشخاص یا نسبت به یک افرادى یا به یک مقاماتى ندارد. افرادى که در این کمیسیون انتخاب شده‌اند تمام‌شان از افراد برجسته هستند و مورد کمال احترام و اعتماد مجلس شوراى ملى هم بوده‌اند و هستند و خواهند بود (صحیح است) ولى جریان امر از طرف مجلس سنا و مجلس شوراى ملى به عقیده بنده تفاوتى دارد، در قسمت مجلس سنا البته براى این که یک نظم و ترتیبى در قسمت مراجعات باید فعلاً شروع بشود و اقدام شود می‌خواهند تهیه کنند. در قسمت مجلس شوراى ملى البته تا یک حدى مطلب روشن است یک قسمت از مطالب مختلف فیهى که بنده منشاء اختلافش را متأسفانه هنوز نفهمیدم زیرا در قسمت قانون اساسى بسیار ظهور و وضوح دارد نسبت به کلیه مندرجاتش به خصوص در آن مواردى که ناظر به تعیین تکلیف مجلسین است با این کیفیت اصلاً چرا اختلاف پیدا شد بنده نفهمیدم تا این که کمیسیون حل اختلاف انتخاب بشود. حالا این کمیسیون حل اختلاف می‌خواهد برود بنشیند آنجا و حل بکند. بنده از نظر این که خودش تشنج جدیدى ایجاد نکند توضیح و شکافتن مطلب را بیش از این فعلاً لازم نمى‌بینم مگر این که لزومى پیدا کند که دفعه بعد علتش را صریحاً عرض کنم ولى به طور کلى می‌خواهم عرض کنم که آقایانى که مورد کمال اعتماد و احترام مجلس هستند تشریف می‌برند با آقایان منتخبین مجلس سنا تماس می‌گیرند بعد چه مانعى دارد به این که نقشه‌ای که می‌کشند و طرحى که تصمیم می‌گیرند. موادى را که می‌نویسند اینها را یا در جلسه علنى یا در جلسه خصوصى به اطلاع مجلس شوراى ملى برسانند مجلس شوراى ملى هم که نظر عناد و ایجاد اختلاف ندارد بلافاصله نظرش راعلام می‌کند آن وقت آقایان هم آن را وارد می‌کنند جزء مواد آیین‌نامه‌هاى مجلس می‌نویسند بنده این موضوع را در این جلسه عمداً به ابهام برگذار می‌کنم براى این که اگر توضیحى بخواهم بدهم ممکن است تصور شود که می‌خواهم باز باب گفتگو و مذاکره را باز کنم ولى مطلب براى تمام آقایان روشن است و از آنچه که تاکنون گفته شده و صورت مجلس‌هایى که در مجلس شوراى ملى و چه در مجلس سنا است مکرر مطالبى دیده و خوانده شده و همه آقایان فهمیده‌اند به این مناسبت با این توافق بنده معتقد هستم که خود آقایان موافقت بفرمایند بعد از این که مذاکرات را فرمودند نتیجه عملیات را نه هر ماده و هر مطلب را لازم نیست نتیجه عملیات‌شان را مى‌آورند به مجلس اعلام می‌فرمایند آن وقت مجلس هم بعد از این که مطلع شد آن وقت اگر احیاناً یک تذکراتى هم به نظر سایر رفقا رسیده باشد داده می‌شود و به سلامتى تشریف می‌برند و به صورت مواد درش مى‌آورند و براى آیین‌نامه داخلى مجلس به کار می‌برند. این نظر بنده است.

نایب رئیس- آقاى نخست وزیر.

نخست وزیر- در این موضوع آیین‌نامه البته بنده به خودم حق نمی‌دهم که شرکت بکنم در مذاکرات بسته به نظر آقایان محترم است ولى می‌خواهم یک نکته را عرض بکنم به این که فوق‌العاده براى دولت مبتلا به است و در جریان کارهاى دولت تولید زحمت و اشکال می‌کند (صحیح است) من یقین دارم که همه آقایان علاقمند هستند که کارها سریع پیش برود و در نتیجه خوب و زود از کارها گرفته شود ولى با این وضع که پیش آمده است البته تصدیق می‌فرمایید و این اسباب تأسف است. بنده این که بعضى از آقایان اشاره کردند به اختیارات کمیسیون البته بسته به نظر مجلس است که هر گونه اختیارى بخواهند بدهند ممکن است ولى یک نکته را می‌خواهم عرض کنم و آن این است که این کمیسیون فرضاً اختیارى داشته باشد قانونگذارى که نمی‌کند و فرضاً هم که یک مقرراتى بکند آن هم نتیجه اختیارى است که هیئت قانونگذارى به او می‌دهد بنابراین چه اشکالى دارد که یک مقرراتى وضع بشود و به خصوص که به نظر بنده این کمیسیون‌ها این کمیسیون یا هر دو کمیسیون اینها طرز جریان قانونى را معین، طرز جریان کارها را بین مجلسین وبین دولت و مجلسین معین می‌کنند (صحیح است) پس چه اشکالى دارد که همان طورى که آیین‌نامه‌هاى امور داخلى مجلس محول می‌شود به یک کمیسیون‌هایى به یک هیئت‌هایى آن آیین‌نامه مشترک بین دو مجلس هم به نمایندگان مجلسین محول بشود یا یک ترتیبى که دیگر طول و تفصیل نداشته باشد و زودتر این آقایان بتوانند کار را تمام کنند این آقایان البته همه هم مورد اعتماد دو مجلس هستند و اشخاصى هم هستند که باید از فکرشان و از نظرشان استفاده بشود این دیگر معطلى ندارد بنده تقاضا و تمنا دارم که یک عطف توجه عملى و با یک نظر تسریع این کار آقایان به این موضوع بفرمایند و اختیار و اجازه‌اى که لازم دارد و این کمیسیون براى تهیه موادى به جهت طرز جریان کار بین دولت و دو مجلس که صرفه وقت باشد و مصلحت سرعت جریان کار باشد بدهند بنده همین عرض را داشتم و باز تکرار می‌کنم که این مطلب خیلى مبتلا به است براى ما و من استدعا دارم که در این باب بذل توجه سریع بشود.

کشاورزصدر- بنده اجازه خواستم.

نایب رئیس- آقاى ملک‌مدنى.

ملک‌مدنى- مثل این که سوء‌تفاهم شد و بنده نتوانستم آن طوری که لازم بود مطلب را بیان کنم و از بیانات آقاى دکتر هدایتى این طور معلوم می‌شد ما اختیار تام براى این به کمیسیون خواسته‌ایم خیر بنده و جمعى از آقایان که امضا کردند پیشنهاد نکردیم که این کمیسیون اختیار تام داشته باشد و بنشیند روابط بین مجلسین را معلوم بکند و مجلس شوراى ملى هم بی‌خبر باشد، نه گفتیم این اختیار را به کمیسیون می‌دهیم همین طوری که جناب آقاى عامرى فرمودند و در گذشته هم معمول بوده و حتى قبل از این جریانات هم مرحوم مشیرالدوله که رئیس کمیسیون دادگسترى بوده مجلس در آن موقع

+++

اختیار داده که قوانینى وضع کرده و به موقع اجرا گذاشته است بعد هم براى تصویب به مجلس شوراى ملى آورده است بنده خوش‌وقتم که جنابعالى که دکتر در حقوق و استاد دانشگاه هستید و وکیل مجلس هم فعلاً می‌باشید مراقبت دارید که تخلف قانونى نشود ولى البته دقت هم می‌شود ما هم خودمان همان نظر جنابعالى را رعایت می‌کنیم و نمی‌خواهیم که وظیفه خودمان را به عهده سایرین واگذار کنیم در صورتی که حقى نداشته باشیم این سابقه در مجلس بوده حالا هم اینجا قید کردیم که پس از این که کمیسیون تصمیماتى گرفت آن وقت به مجلس شوراى ملى گزارش بدهد و مورد تصویب و راى مجلس شوراى ملى قرار بگیرد (دکتر هدایتى- این طور بنده موافق هستم) بنده که پیشنهاد را دادم بعد متوجه شدم که این باید به صورت طرح قانونى در آمده باشد چون این پیشنهاد کافى نیست این پیشنهاد را به صورت طرح کردیم که آقایان هم هفده نفر امضا کردند و باید به قید دو فوریت طرح بشود و بعد برود طبع و توزیع شود و مطرح شود و راى داده بشود نظر جنابعالى تأمین شده و خیال می‌کنم مخالفتى نداشته باشد.

نایب رئیس -یادداشتى جناب آقاى دکتر مصدق دادند که خوانده می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) خواهشمندم بفرمایید که بنده به واسطه کسالت از قبول عضویت کمیسیون معذورم ولى اگر احتیاج به مشورت شد هر وقت که دعوت فرمایند حضور خواهم یافت.

نایب رئیس- موافقت بفرمایید که ده دقیقه تنفس داده شود.

(مجلس سه ربع ساعت به ظهر به عنوان تنفس تعطیل و مجدداً یک ربع ساعت به ظهر به ریاست آقاى جواد گنجه (نایب رئیس) تشکیل شد)

نایب رئیس- راجع به موضوع اختیاراتى که بایستى به کمیسیون تفویض بشود یک طرحى رسیده است به قید دو فوریت مجلس شورای ملى به کمیسیون منتخب از شعب که 12 نفر می‌باشند اجازه می‌دهد راجع به ترتیب اعمال حقوق و اختیاراتى که به موجب قانون اساسى متمم آن براى مجلسین مقرر شده و روابط مجلسین در گذرانیدن لوایح و طرح‌هاى قانونى با کمیسیون منتخب از طرف مجلس سنا مذاکره به عمل آورده و هر ترتیبى که مورد موافقت دو کمیسیون قرار گرفت به شکل یک فصل مشترک در آیین‌نامه‌هاى داخلى مجلسین تنظیم گردید موقتاً به موقع اجرا بگذارد و بعد به تصویب مجلس شوراى ملى برسانند ملک‌مدنى غلامرضا فولادوند دکتر کیان مجید موقر فتحعلى افشار ظفرى صفایى موسوى فقیه‌زاده گودرزى پیراسته نبوى صفوى محمد ذوالفقارى امیرى قراگوزلو عباس قبادیان امیر‌نصرت اسکندرى مجتبى دولت‌آبادى

نایب رئیس- فوریت اولش مطرح است (جمعى از نمایندگان- مخالفى نیست) راى می‌گیریم به فوریت اول طرح تنظیمى (جمعى از نمایندگان- عده کافى نیست) بسیارخوب اعلام راى شد تا عده کافى شود (پس از چند لحظه عده کافى شد) براى فوریت اول طرح تنظیمى راى می‌گیریم آقایانی که موافقند قیام بکنند (اکثر برخاستند) تصویب شد فوریت دوم مطرح است اگر مخالفتى نیست (دهقان- بنده مخالفم) بفرمایید.

احمد دهقان- بنده با فوریت دوم این لایحه بلکه با فوریت اول آن مخالفم به علت این که به عقیده بنده مواد قانون اساسى در مورد اختیار مجلس سنا و همچنین مجلس شوراى ملى و در مواردى که اختیار به مجلسین داده است خیلى روشن و اضح است (صحیح است) و محتاج به هیچ شرطى و بیانى نیست هیچ ابهامى هم ندارد. قانون اساسى یک فصول و موادى را درباره اختیار مجلس سنا دارد یک فصول و موادى هم دارد و درباره اختیار مجلس شوراى ملى و یک فصول و موادى هم دارد مربوط به اختیار دو مجلس و هر کدام هم روشن است و هر یک هم فلسفه‌اى دارد. قانونگذار در آن عصر براى هر ماده‌اى و براى هر مورد خاصى یک فلسفه‌اى قائل بوده که فلسفه‌اش امروز هم ملاک اعتبار است و در تمام مجالس دنیا هم عمل می‌شود (صحیح است) حالا اینجا بعضی‌ها نمی‌خواهند بنده سوء‌نیتى درباره کسى قائل نیستم یا نمی‌خواهد یا متوجه نیستند و یک تعمیراتى می‌کنند که با روح قانون اساسى و حتى با ظاهر قانون اساسى هم تطبیق نمى‌کند و حالا این مورد اختلاف پیدا شده است در این مورد اختلاف هم مجلس نظرش را گفته است ولى اینجا با این عجله آمدن و به یک دسته‌اى که البته بنده عرض نمی‌کنم که آن دسته‌اى که انتخاب شده‌اند مورد اعتماد مجلس شوراى ملى نیستند، هستند ولى براى مداخله در قانون اساسى و براى تفسیر قانون اساسى (جمعى از نمایندگان- تفسیر نیست آقا) اجازه بدهید. بنده عرضم را بکنم آقایانى هم که نظر مخالف دارند تشریف مى‌آورند فرمایشات خودشان را می‌کنند. این خودش تفسیر قانون می‌شود و الا قانون که سر جایش هست قانون اساسى می‌گوید رسیدگى به بودجه دخل و خرج مملکت از وظایف خاصه مجلس شوراى ملى است حالا شما می‌خواهید این را به طور دیگر تعبیرش کنید. همین تفسیر می‌شود و بنده عقیده ندارم که به کمیسیون اختیار داده بشود که قانون اساسى را تفسیر کند حقوقى را که ملت به نمایندگان خودش داده است به ترتیب و به وضع دیگرى در بیاورند که وکلاى ملت نتوانند این اختیارى را که دارند درست اعمال کنند بنابراین بنده می‌خواهم استدعا کنم که موافقت بفرمایید این با یک فوریت برود و رویش مداقه بشود و به یک ترتیبى که جنبه تفسیر پیدا نکند و به قانون اساسى هم خداى نکرده خللى وارد نشود و به حقوق نمایندگان مجلس و نمایندگان ملت هم تجاوزى نشود به آن ترتیب به یک صورتى در بیاید و بیاید به مجلس شوراى ملى و الا بنده اصلاً در اساس این کار مخالفم چون قانون اساسى به طور صریح و روشن تکلیف هر دو مجلس را روشن کرده است و هیچ احتیاجى به این حرف‌ها نیست حالا بعضی‌ها دل‌شان می‌خواهد که مداخله در امور داشته باشند و یک اشکالاتى پیش آورده‌اند این به مجلس شوراى ملى به هیچ‌وجه مربوط نیست بنابراین بنده با فوریت مخالفم و استدعا می‌کنم اجازه بدهید فرقى هم نمی‌کند این برود به کمیسیون و مداقه بشود و به یک وضعى بشود که در آینده براى ما فشار وجدان نباشد که خداى نکرده از حدود و حقوقى که برایمان تعیین کرده‌اند تجاوز کرده باشیم.

نایب رئیس- آقاى ملک‌مدنى.

ملک‌مدنى- بیانات آقاى دهقان یک ایجاد سوء‌تفاهمى کرد. هیچ کس قصد این را ندارد که قانون اساسى را تفسیر کند (صحیح است) و ما چنین نظر را نداشتیم و نداریم (صحیح است) یا ما هیچ‌وقت قصدمان این نیست که از اختیاراتى که مجلس شوراى ملى دارد اختیاراتش را منحرف کنیم یا از آن منصرف شویم (صحیح است) قانون اساسى و متمم آن حقوق مجلسین را معلوم کرده، آنچه که از مشخصات مجلس شوراى ملى است در جاى خودش معین و مسلم است و مورد بحث هم نیست (صحیح است) و مورد تأیید همه ما هم هست (صحیح است) هیچ‌وقت هم، از هیچ قسمتى از آن عدول نمی‌کنیم زیرا حق ملت ایران را که نمی‌توانیم بنشینیم این جا براى یک دوره که وکیل هستیم از مجلس سلب بکنیم، بعد از این که مجلس سنا به وجود آمده روابط مجلسین باید به صورت یک آیین‌نامه‌اى معین بشود (صحیح است) قصد از این پیشنهاد این است و هیچ قصدى غیر از این نبوده است ملاحظه کرده‌اید هر قانونى که از این مجلس شوراى ملى گذشته دنباله‌اش هم یک آیین‌نامه اجرایى دارد در این مورد هم که مجلس سنا تشکیل شده است و هنوز مجلس هیچ قدمى برنداشته است باید روابط بین مجلسین معلوم شود (صحیح است) از این که مجلس سنا باید یک قوانینى را که جنبه مالى نداشته باشد تصویب کند که مورد تردید نیست این را دولت اول بیاورد بدهد به مجلس شوراى ملى یا به مجلس سنا و اگر به مجلس شوراى ملى داد از چه طریقى مجلس شوراى ملى رونوشت بفرستد براى مجلس سنا یا معکوسش به آنجا و او از آنجا به اینجا چطور عمل شود؟ (صحیح است) آخر این باید روشن بشود و تکلیف معلوم بشود و جز با انتخاب یک کمیسیون با‌صلاحیت طور دیگر نمی‌شود این کار را انجام داد مضافاً به این که ما اینجا قید کردیم که موقتاً این را به موقع اجرا می‌گذارند و بعد این را به تصویب مجلس شوراى ملى باید برسانند حالا اگر این گزارش به مجلس آمد و یک موادى از تصمیمات کمیسیون را دیدید که صحیح نیست خودتان اصلاح کنید (صحیح است) به این جهت مطلب روشن است و به نظر بنده اشکالى هم ندارد (صحیح است) (جمعى از نمایندگان- راى)

+++

4 - مذاکره در طرح قانونى راجع به الناء تصمیمات هیئت تصفیه در باب تقسیمات کشور

نایب رئیس- راى می‌گیریم به فوریت دوم طرح تقدیمى آقاى ملک‌مدنى آقایان موافقین قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. طبع و توزیع خواهد شد براى طرح در جلسه آینده آقایان اطلاع دارند که در جلسه گذشته طرحى تقدیم شده بود بقیه دو فوریت که طبع و توزیع شده راجع به تصمیمى که هیئت تصفیه گرفته بود حالا ماده واحده مطرح است و جزو دستور هم بوده است اجازه بفرمایید قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) ریاست محترم مجلس شوراى ملى چون تصمیم اخیر هیئت تصفیه کارمندان دولت درباره تشکیلات وزارت کشور متباین با قانون تقسیمات کشور مصوب 16 آبان 1316 و قانون اصلاحى مصوب 19 دى 1316 و قوانین دیگر است و مراد از برگذارى اختیار تصفیه نقض قوانین نبوده لذا امضا‌کنندگان ماده واحده ذیل را به قید دو فوریت پیشنهاد و تصویب آن را در‌خواست می‌نماییم. ماده واحده قانون تقسیمات کشور مصوب 16 آبان و 19 دى ماه 1316 به قوت خود باقى و به طوری که مجلس شوراى ملى برنامه دولت را دائر به تشکیلات متناسب با اوضاع حاضر تصویب نموده دولت مکلف است هرچه زودتر لایحه خود را تقدیم مجلس نموده تا اقدام مقتضى به عمل آید.

غلامرضا فولادوند- بنده مخالفم.

نایب رئیس- ماده واحده مطرح است مطابق تابلویى که هست و این آقایان اسم‌نویسى کرده‌اند آقاى مکى مخالفند بفرمایید آقاى مکى.

مکى- بنده به شهادت آقایان همکاران محترم مجلس شوراى ملى در دوره گذشته که آن قانون براى هیئت تصفیه می‌گذشت مخالفت کردم و دلایل مخالفتم را آن روز عرض کردم و حالا براى این که یادآورى کرده باشم در آن طرح تقدیمى دولت عرض کردم که این هیئتى که انتخاب خواهد شد منظورش تصفیه ادارات دولتى و عناصر ناپاک نخواهد بود زیرا عناصر ناپاک و دزدان بزرگ اجتماعى در کمپانى بیمه دزدان اجتماعى بیمه شده‌اند (صحیح است) و اینها را هیچ مقامى نمی‌تواند از کار برکنار کند و امروز هم عرض می‌کنم که این هیئت تصفیه از وظیفه اصلى خودش که برکنارى عناصر ناصالح است منحرف شده (صحیح است) اگر هم انحرافى حاصل نکرده باشد و واقعاً به وظیفه خودش عمل کرده باشد و اشخاصى را پیشنهاد کرده باشد که از کار برکنار بکنند مسلماً یک موانع و محظوراتى در راه برکنارى اینها ایجاد کرده‌اند و همان کمپانى بیمه دزدان اجتماعى مانع از اجراى تصمیمات هیئت تصفیه شده است ما می‌شنویم که هیئت تصفیه عده‌اى را مشمول بند (ج 9 کرده بنده از دولت سؤال می‌کنم که آن اسامى را بیاورد در مجلس و براى استحضار ملت ایران و مجلس شوراى ملى که نماینده ملت ایران است قرائت بکند (صحیح است) تا ببینند که هیئت تصفیه چه اشخاصى را مشمول بند (ج) کرده است (دکتر بقایى- خلاف مصالح عالیه مملکتى است. اینها را نمی‌شود معرفى کرد) آن روز که این قانون می‌گذشت بنده مخالفت کردم و گفتم گریبان یک مشت آفتابه دزد را خواهند گرفت و دزدان بزرگ مصون خواهند ماند و در سنگر مصونیت خودشان نهایت سوء‌استفاده را خواهند کرد و هیچ مقامى هم نمی‌تواند اینها را از کارشان برکنار کند، امروز هم به همان عقیده باقى هستم، این هیئت تصفیه به دزدان عالی‌مقام و آن کسانى که در پناه همان کمپانى که عرض کردم بیمه شده‌اند آنها سر کار خودشان خواهند بود امروز هم که این طرح از طرف عده‌اى از آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى تقدیم شده است بنده مخالفم مخالفت بنده هم اصولى است بنده از خدا می‌خواهم که تمام مملکت داراى یک وضعیت آبرومندى باشد ودر تمام شهرستان‌ها استان‌ها نه تنها با تشریفات صورى ظاهرى و اتومبیل زندگانى لوکس برگذار شود بلکه واقعاً به حال مردم شهرستان‌ها و آن نقاط دورافتاده مملکت یک توجه کافى بشود اما در کیفیت این شهرستان‌ها و تقسیمات کشورى یک عرایضى دارم در تقسیمات کشورى که قانون آن از مجلس شوراى ملى گذشته است ذکر شده است که استاندارها در مراکز استاندارى خودشان ثابت نیستند استاندار بایستى در تمام حوزه استاندارى خودش متحرک باشد، لذا از روزى که این قانون گذشته است یکى از استانداران محترم را به من معرفى فرمایید که او مرکز ثابتى نداشته و در تمام حوزه استاندارى خودش در گردش بوده و از حال مردم بدبخت یا از مردمى که ستمدیده بودند استحضار حاصل کرده و به حال آنها رسیدگى کرده است (ارباب- فقط بلوچستان) با یک گل بهار نمی‌شود. بنده مقصودى ندارم ممکن است بعضى‌ها هم یک کارهایى هم انجام داده باشند، بنده به طور کلى واصولى می‌گویم با کسى هم طرف حساب نیستم و به هیچ کس هم نمی‌خواهم حمله شخصى بکنم به طور کلى‏ بنده توضیح می‌دهم بنده خودم در چند نقطه از مملکت دیدم که استاندارها ثابت بودند ده هزار تومان 15 هزار تومان خرج سفره هم می‌گرفتند اگر منظور این تشریفات خرج سفره است بنده عرضى ندارم ولى اگر منظور آقایان محترم این است که یک استاندارى حوزه مقر فرمانروایى خودش ننشیند و بخواهد به حال مردم رسیدگى کند باید سیار باشد و از این گذشته این قانون تقسیمات کشو رخودش یک اشکالاتى دارد مثلاً استان یک و دو، کاشان تقریبا کنار کوى مرکزى است و از نقاط مرکزى ایران است، کاشان را به چه مناسبت جزو استان دوم می‌کند که استاندارى آن در مازندران باشد و به کار کاشان رسیدگى کند، (صفایى- عملاً جدا شده است کاشان) یا تهران به چه مناسبت جزو استان دوم است حالا بنده می‌خواهم عرض کنم که در قانون این نواقص هست (یک نفر از نمایندگان- تهران را چرا می‌فرمایید قم را چرا نمى‌فرمایید عملاً مجزا شده است) ولى بدون قانون مجزا شده به هر حال از این قبیل اشتباهات در این قانون بوده بنده معتقدم که اصولاً مملکت به شهرستان‌هاى کوچک کوچک کوچک تقسیم بشود اصولاً ده قسمت یا پنج قسمت یک عمل خلافى است این یک عملى است که از لحاظ سیاست مصلحت ایران نیست که ما با یک قطعات بزرگ به ده قسمت یا 5 قسمت تقسیم کند بنده عقیده‌ام این است که باید به قطعات کوچک‌ترى قسمت کرد زیرا اگر یک وقتى خطر سیاسى پیش بیاید یک استان بزرگ دچار هرج و مرج نشود از این لحاظ بنده معتقدم مملکت بایستى به یک قسمت‌هاى کوچک‌ترى تقسیم بشود و همه‌اش هم فرماندارى باشد ولى با این کیفیتى که ما بیاییم ده استان انتخاب کنیم و براى هر استان یک فرماندار و یک معاون و یک رئیس دفتر و یک اتومبیل و 15 هزار تومان یا ده هزار تومان خرج سفره و دست جناب آقاى استاندار را هم باز بگذاریم که هر وقت میل دارد هر طور که دلش می‌خواهد د رتمام شئون حوزه انتخابیه خودش برخلاف قانون دخالت بکند ولى آنچه را که وظیفه‌اش است مثل رسیدگى به حال مردم بدبخت و فقیر یا سیل‌زدگان یا حریق‌زدگان به این قبیل هیچ توجهى نشود وقتى انتخابات می‌شود آن استاندار فرمانرواى مطلق است که هر کسى را بخواهد از صندوق در مى‌آورد ولى اگر سیلى یا حریقى پیش بیاید او اصلاً از جاى خودش تکان نمی‌خورد و براى مردم بدبخت هیچ فکرى نمی‌کند از اینها گذشته تشکیلات فعلى با تصویب‌نامه‌هایی که صادر شده هر وکیلى که مؤثر و متنفذ بوده (صحیح است) یک دهکده‌اى را فرماندارى کرده یک بخش کوچکى را برداشته فرماندارى کرده این که وضع نمی‌شود یک بخش کوچکى را برداشته‌اند فرماندارى کرده‌اند تمام آنجا شاید دو هزار نفر جمعیت نداشته باشد و اگر جاهاى دیگرى هست در ایران که آنها جمعیت زیاد هم دارند استعداد این که فرماندارى هم بشود دارند ولى براى این که آنجا آدم مؤثرى نبوده آنجا را صرف‌نظر کرده‌اند آنجا را نه فرماندارى کردند نه توجهى به آن کردند به حال یک بخش کوچک باقى است ولى نقاط خیلى کوچکى یک قسمت‌هاى کوچکى را آورده‌اند فرماندارى کرده‌اند بنده از آقایان سؤال می‌کنم دماوند استعداد این را دارد که فرماندارى بشود فرماندار حق دارد که بلند بشود پست فرماندارى خودش را ترک کند بیاید در لواسانات که جزو حوزه مأموریتش نیست صندوق بسازد و نماینده تحویل مردم بدهد (دکتر بقایى- آن حوزه تخصصش است) (خنده نمایندگان) از لحاظ صرفه‌جویى در بودجه به عقیده بنده این عمل هیئت تصفیه قابل تقدیر است من با افرادش کار ندارم که کى در آنجا کار می‌کند زیرا همه آقایان محترم توجه دارند که در دوره گذشته در حدود سیصد میلیون تومان کسر بودجه داشتیم و در این دوره نمی‌دانم که این کسر بودجه اضافه خواهد شد یا از سیصد میلیون کسر خواهد شد مسلماً با گشادبازی‌هایى که آقاى دکتر مشرف نفیسى در سازمان برنامه خواهند کرد به این سیصد میلیون اضافه خواهد شد و ما هم اینجا نشسته‌ایم و واقعاً می‌خواهیم یک قدم‌هاى مثبتى براى مردم برداریم و یک قدرى از مخارج گزاف و سنگین مملکت کم کنیم و براى مخارج عمرانى

+++

یک راهى باز کنیم که در‌آمدى پیدا کنیم و شروع به کارهاى عمرانى و کارهاى تولیدى بکنیم شما اگر این استان‌ها را تقلیل بدهید مسلماً چند تا خرج سفره ده هزار تومان پانزده هزار تومان کسر می‌شود و بودجه چند اتومبیل و بودجه معاون استاندارى و بودجه رئیس دفتر استاندارى کسر می‌شود و از این قبیل بودجه‌ها و از این راه در سال ممکن است یک مبلغ مهمى صرفه‌جویى در بودجه مملکت بشود و صرف کارهاى عام‌المنفعه بکنید یا ممکن است به درد مردم بوشهر بخورد یا به درد بندرعباس بخورد یا آن جاهایى که واقعاً مردم آن جاها با نهایت عسرت دارند زندگى می‌کنند به درد آنها واقعاً بخورد، شما می‌دانید در تمام ایران از هر جایى که بیشتر زندگى رقت‌بارشان جلب نظر مردم را می‌کند نواحى جنوبى ایران است (صحیح است) به قدرى وضعیت آن جا بد است. وقتى که انسان می‌شوند واقعاً مشمئز می‌شود که چطور مردم با ماهى مردار زندگى می‌کنند خون گوسفند می‌خورند علف می‌خورند هسته خرما می‌خورند مثل حیوان گاو‌آهن به خود مى‌بندد آن وقت ما براى اینها می‌خواهیم یک کارى بکنیم کار چه جورى می‌توانیم تهیه می‌کنیم باید یک فکرى بکنیم که مردم این مملکت پولى را که می‌دهند صرف این مملکت بشود از مخارج تجملى کسر کنیم و صرف مردم تراخمى جنوب ایران بکنیم که آنها جلاى وطن نکنند شما آن طرف ایران ملاحظه می‌فرمایید آن مردمى که در کویت و بصره هستند چه زندگى مرتب و منظم و چه جور در کمال آسایش و راحتى زندگى می‌کنند و این طرف چقدر مردم در نهایت عسرت و بدبختى زندگى دارند می‌کنند، این عدم تعادل براى این است که مرکز و حکومت مرکزى توجهى به مردم دور افتاده مملکت خودش ندارد آنها مى‌بینند که زندگى ندارند دائم مهاجرت می‌کنند براى جلوگیرى از این مهاجرت باید به حال آنها رسیدگى کرد رسیدگى به حال آنها این است که باید کارهاى تولیدى براى آنها تهیه کرد و به آنها اهمیت داد و 4 تا کار مفید براى آنها کرد که علاقه‌مند بشوند و بمانند و فرار نکنند از این راه بنده خیال می‌کنم یک صرفه‌جویى در بودجه دولت شده و دولت بتواند از این مبلغ یک مقدارش را به مردم بدبخت اختصاص بدهد، و از وجود محترم آقاى وزیر کار استفاده می‌کنم و از ایشان سؤال می‌کنم که از هیئت دولت بپرسند و به مجلس شوراى ملى جواب بدهند که به چه مناسبت نگذاشتند تصمیمات هیئت تصفیه به موقع اجرا گذاشته بشود و الا نام کسانى را که هیئت تصفیه مشمول بند (ج) کرده‌اند براى استحضار به مجلس شوراى ملى بیاورند و در ثانى چه اشخاصى مانع شدند از این که عملیات و تصمیمات هیئت تصفیه به موقع اجرا گذارده نشود اما از لحاظ اصول که بنده با کلیات این لایحه مخالفم بنده خیال می‌کنم مجلس شوراى ملى ایران یک قانونى وضع کرده است اختیارى داده به هیئت تصفیه که سازمان وزارتخانه را بدهد و کارمندان زائد را بیرون کند حالا امروز مجلس شوراى ملى آمده است و می‌گوید که این تصمیمى را که شما گرفتید کان لم یکن است و این عمل درست مثل این می‌ماند که یک محکمه‌اى بیاید و یک حکمى را صادر کند. یک محکمه‌اى که صلاحیت قضاوت داشته یک حکمى صادر کرده مجلس شوراى ملى یک قانونى می‌گذراند که این حکمى که صادر کرده کان لم یکن است این در صلاحیت مجلس شوراى ملى نیست محکمه بالاترى باید بگوید که حکم آن محکمه کان لم یکن است بنابراین تصمیمى راکه هیئت تصفیه گرفته است طبق یک قانون بوده که مجلس به آن اختیار داده و امروز هم مجلس نمی‌تواند این اختیارات را از او سلب کند به علاوه در تقسیمات قانون کشور ما یک تبصره‌اى داریم که آن تبصره 16 است تصور می‌کنم که می‌گوید هیئت دولت می‌تواند در تقسیمات کشور تجدیدنظر کند و هر جایى را تصویب می‌کند به شهرستان و غیره تبدیل نماید این اختیارات هیئت دولت است دولت هیئت تصفیه را انتخاب کرده است پس بنابراین اختیارات هیئت دولت تفویض شده است این هیئت تصفیه و هیئت تصفیه هم به موجب قانون به وجود آمده است بنابراین کارى را که هیئت تصفیه کرده کاملاً در صلاحیتش بوده است و از لحاظ صرفه‌جویى بودجه هم به عقیده بنده کار خلافى نکرده است همه آقایان معتقدند مخصوصاً آقاى حاذقى فرمودند که ما از لحاظ بودجه‌اى که براى سازمان برنامه در نظر گرفته شده است که به هر شهرستان یک مبلغى بدهند تا این که صرف عمران و آبادى شهرستان‌های کوچک بشود و این طرح را نداده‌ایم که بخواهیم جلوى این کارها را بگیریم، شما براى عمران و آبادى این مملکت احتیاج ندارید به این که براى شهرستان یک قانونى وضع بکنند یا بیایید پیشنهاد کنید و تصویب بکنید که به هر شهرستانى که این قدر جمعیت دارد این قدر این مبلغ صرف عمران آبادی‌اش بشود کسى مخالفتى ندارد این لزومى ندارد که یک نفر استاندار و یک فرماندار و یک بخش‌دار و فلان، براى یک شهر کوچکى ایجاد کنید و سربار بودجه مملکت می‌کنید با آبادى و عمران کسى مخالفت ندارد هر طور ممکن است آقایان اقدام بکنند و اصلاحش بکنند که ازلحاظ عمران و آبادى ممکلت بودجه‌اى را که سازمان برنامه در اختیار دارد به هر شهرستانى که جمعیتش مثلاً ده هزار نفر، هشت هزار نفر هست این مبلغ را تخصیص بدهند این را کسى مخالفتى ندارد بنده هم موافقم ولى روى این اصول بنده و رفقاى جبهه ملى نمی‌توانیم با این طرح موافقت کنیم و امیدواریم که آقایان هم یک کارى که بعدها اسباب زحمت بشود یعنى یک وظیفه‌اى را یک قانونى را که مجلس گذرانده و ظیفه او نیست که مجدداً درش تجدید نظر بکند این سابقه را ایجاد نکند و این باب را مفتوح نکند که هر روز یک قانونى را مجلس بگذراند که راى فلان محکمه از اعتبار ساقط است و این یک وقتى ممکن است باعث زحمت آقایان بشود بیش از این هم مزاحم آقایان نمی‌شوم.

نایب رئیس- آقاى دهقان موافقید؟ بفرمایید.

دهقان- صحبت‌هایى که نماینده محترم تهران در باب مخالفت با طرح تقدیمى در این جا بیان فرمودند از لحاظ کلیات گمان می‌کنم همه‌اش صحیح باشد و مورد موافقت همه هم هست ولى مربوط به این طرح تقدیمى نیست براى این که طرح تقدیمى تقریباً می‌خواهد بگوید که هیئت تصفیه برخلاف قوانین مصوبه گذشته مجلس شوراى ملى حق نداشته است تصمیمى اتخاذ کند و تصمیمى را که راجع به محدود کردن استان‌ها و شهرستان‌ها اتخاذ کرده است خلاف اختیاراتش بوده است و برخلاف قانون تقسیمات کشور است (صحیح است) بنده هم مثل شما آقاى مکى معتقد هستم که در قانون تقسیمات کشور یک عیوبى هست باید نشست آن عیوب را رفع کرد بنده و همه آقایان معتقد هستیم که هیئت تصفیه ما مطابق اختیاراتى که در دوره پانزدهم نمایندگان دادند به او که دستگاه دولت را از افراد ناپاک تصفیه کند باید به وظیفه‌اش عمل کند (صحیح است) ما همه این انتظار را داریم و متأسفانه این انتظارمان هم تا حالا برآورده نشده ولى این را هم باید گفت که بیرون کردن مستخدمین دولت که حالا ممر معاش‌شان همان حقوق است بدون جهت و بدون این که تقصیرى داشته باشند صلاح نیست و چنین خیالى را کسى ندارد باید دولت‌ها و دستگاه‌ها کار ایجاد کنند تا کسى دنبال استخدام کارهاى دولتى نرود در سال 1319 و 20 آقاى شوشترى در سال 19 و 20 بیرون آمدن از ادارات دولتى و رفتن دنبال کارهاى آزاد سر قفلى داشت (صحیح است) مستخدمین حاضر بودند یک چیزى هم دستى بدهند و از ادارات دولتى بیرون بروند و قید استخدام از گردن‌شان برداشته شود، آقاى وزیر محترم کار این جا هستند عرض کنم دولت‌هاباید ایجاد کار کنند براى مردم تا این که مستخدمین خودشان به طیب خاطر بروند دنبال کار آزاد و ال اشما یک مستخدمى را که در زندگى هیچ گناهى نکرده هیچ قصورى نکرده است حالا شما به عنوان تصفیه بیایید دست او را بگیرید بی‌اندازید بیرون با یک مشت عائله آقا این صحیح است؟ ما هیچ کدام چنین نظرى نداریم، ما نظرمان در آن دوره و در این دوره و در تمام ادوار این است که دست مستخدمین ناپاک را بگیرید و بریزید بیرون و هر که هم این کار را بکند دستش را می‌بوسیم و تا حالا که ما همچو چیزى ندیدیم اما مطلبى را که بنده می‌خواستم بگویم نماینده محترم در آخر صحبت‌شان گفتند و آن مسئله مزایایى است که شهرستان‌ها از نظر تشکیلاتى دارند اگر بخش بشوند از این مزایایى که وعده بهشان داده شده محروم می‌شوند مثلاً بنده بهتان عرض کنم که این قضیه بخش شدن امسال که در آذربایجان کمبود غله بود و مردم ایران مخصوصاً در نواحى شمال فوق‌العاده در زحمت بودند و حتى عده‌اى مجبور شدند از گرسنگى گاو و گوسفند را بفروشند و دهات‌شان را ول کنند بروند در یک جایى که نان خالى گیرشان بیاید بنده براى چند بخش مربوط به خلخال تقاضاى مساعدت غله کردم همان جایى که در سال‌هاى پیش غله خودش را به تهران و جاهاى دیگر می‌داد گفتند چون بخش است نمی‌شود و بخش باید برود بمیرد یعنى آن

+++

مردى که مالیات می‌دهد تمام عوارضش را می‌دهد و تمام مقررات و نظامات و مالیات‌ها را مراعات می‌کند و عمل می‌کند تمام قوانین را بر گردنش می‌گذارند از مزایا باید محروم بشوند اگر دولت وعده هم بدهد از این وعده‌ها دل خوش نباشند یعنى اینها از حدود و ثغور این مملکت خارج هستند، اهل این مملکت نیستند شما بیایید آقا یک فرمانداری‌هاى با سابقه یک فرمانداری‌هایى که سوابق تاریخى و قدیمى دارند آنها را تبدیل کنید به بخش و مالیات ازشان بگیرند تمام عوارض را ازشان بگیرید ولى هیچ مزیتى برای‌شان قائل نشوید این درست نیست بنده هم عقیده دارم بعضى از این بخش‌ها همان طورى که شما گفتید بى‌جهت تبدیل به فرماندارى شده ولى این طور هم بی‌رحمانه نباید قضاوت کنیم مثلاً گیلان را بگوییم استان نیست بنابراین بنده عقیده‌ام این است که روى قانون تقسیمات کشور که عیوبى هم دارد باید مذاکرات کافى بشود ولى مربوط به اختیارات هیئت تصفیه نیست هیئت تصفیه حق اتخاذ چنین تصمیمى را ندارد (صحیح است) و ما هم اگر نظریاتى نسبت به بخش‌ها داریم و همچنین تبدیل آنها به فرماندارى داریم باید یک فرصت کافى داشته باشیم تا بنشینیم مطالعه کنیم و واقعاً ببینیم کجا حق فرماندارى شدن را دارد کجا حق شهرستان شدن را دارد و با این عجله و با این شتاب و با این تصمیمات بى‌موردى‏ که هیئت تصفیه بر‌خلاف اختیارات خودش گرفته است نباید یک عده از ساکنین این مملکت را از حقوق مسلم خودشان محروم‌تر کنیم و بنده با طرح تقدیمى کاملاً موافقم و استدعا می‌کنم آقایان مخصوصاً آقایانى که استان‌های‌شان تبدیل به فرماندارى نشده مراقبت کنند، توجه کنند نگویند حالا که استان ما سرجایش هست ما دیگر کارى نداریم همه آقایان باید کمک کنند که شهرستان‌هاى دیگر هم از مزایا محروم نشوند و بتوانند از مزایایى که در برنامه 7 ساله همین طورى که آقاى مکى نماینده محترم فرمودند قائل شدن این مردم بدبخت بیچاره هم بتوانند از این مزایا بهره‌مند شوند.

نایب رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات شده است، قرائت می‌شود. پیشنهاد می‌کنم بعد از یک موافق و یک مخالف مذاکره کافى باشد، کشاورز صدر.

نایب رئیس- آقاى کشاورز‌صدر

کشاورز‌صدر- صحبت در مجلس براى این است. (اردلان- هنوز صحبتى نشده) که یک مطلب پیچیده غامضى را رویش بحث می‌کنند که یک عمل خلاف قاعده‌اى نباشد و در اینجا در این مطلب چون مبتلا به ما است و اکثریت آقایان این را پیش خودشان مطالعه کرده ما هم مى‌بینیم که گفتگویشان را کرده‌اند و اضافه بر آن ما که الان نمی‌خواهیم بگوییم که شما یک تصمیم قاطعى بگیرید که این کار را نکنید ما می‌گوییم این مطلبی که 20 سال است 15 سال است دوام پیدا کرده و قانون تقسیمات کشور  گذشته مکلف می‌کنم دولت را که نواقص او را رفع کند و این کارى را که آقایان به سرعت و عجله انجام داده‌اند جلوشان را بگیریم براى نمونه هم عرض می‌کنم آقایان می‌دانند جناب آقاى سالار هم استناد به قول‌شان می‌کنم در لرستان دو سه مرتبه تشریف برده‌اند و یکى دو سه ماه بوده‌اند در لرستان بخش الستر و دلفان را هیئت تصفیه معین کرده که بخش‌دار داشته باشد دویست هزار نفر جمعیت دارد آن وقت در گرمسیر یک بخش نوى وجود آورده‌اند این به نظر بنده و امسال آن و سایر تصمیماتى که هیئت تصفیه گرفته است یک موضوعى نیست که یک تصمیمات کلى اساسى که مضر به حال مملکت باشد گرفته بشود از عموم آقایان موکلین‌شان انتظار دارند (البته من کارى ندارم که مرکز استان کجا باشد) ولى اشخاصى که رفته‌اند یک جایى که بخش‌دارى است ناراضى هستند براى این که آن نگهبانى پدر مردم را در می‌آورد اگر بخش‌دارى نباشد لااقل یا او یک رفتارى می‌کنند که اسباب زحمت نباشد و یک مطلبى را که بنده می‌خواستم عرض کنم این است که متأسفانه صرفه‌جویى مطلقاً نشده مثلاً گفته‌اند که فرماندارى فلان منطقه را بخشش کنیم تبدیل به بخش بکنیم در آن بخش باز بخش‌دار دو نفر منشى و رئیس دفتر بخش‌دارى خواهد بود آنجا همان طور که فرماندارى هم بود یک فرماندارى بود و دو تا عضو رتبه‌دار بود رتبه‌اش هم همان رتبه است حقوقش هم همان حقوق چیزى مطلقاً کم نشده است بنابراین به نظر بنده اگر عنایت کنیم راى به کفایت مذاکرات بدهید این تصمیم بى‌مطالعه، بى‌دقت، که جمعاً درش اتفاق نظر دارند متفق هستند تصویب شد بهتر است بعد دولت مکلف است و مجبور است که در ظرف دو ماه یک ماه با آن نواقصى که در قانون تقسیمات کشور می‌بینید بیاورد اینجا و اصولاً در مملکت نقض غرض است کارها چرا؟ براى این که هیئت تصفیه معین می‌کنیم براى نمونه می‌گویم لرستانى‌ها را دعوت کردند در این جا لرستانى‌ها آمدند خوانین محترم همه‌شان خدمتگذار این مملکت اینها در تمام ایام جنگ کسانى بودند که نفس‌شان در نیامد آنجا و با نهایت آرامى زندگى می‌کردند ولى متأسفانه مى‌بینیم یک مطلبى توى یک روزنامه‌اى نوشته شده بود و می‌گوید به این که اینها سوابق دزدى دارند و این مطلب اسباب کمال تأثر آنها شده بود و به بنده رجوع کردند، این حرف درست نیست دزد مرکزش تهران است لرستان دزدى ندارد لرستانى دزدى نمی‌کند (صحیح است) و بنده این جا این را عرض می‌کنم که رفع کدورت و تأثر آقایان بشود (صحیح است)

نبوى- بنده اخطار دارم.

نایب رئیس - برطبق کدام ماده؟

نبوى- بر طبق ماده 116

نایب رئیس- ماده 116 را قرائت خواهم کرد

نبوى- این را نمی‌شود مطرح کرد آقاى وزیر کشو‌ر نیست اینجا.

اردلان- بلى آقاى وزیر کشور نیست

نبوى -ماده 116 می‌گوید در غیر مواردى که طرح قانونى مربوط به امور داخلى مجلس باشد باید حتماً وزیر مسئول یا نماینده او در مجلس حضور داشته باشد که مذاکرات در حضور او به عمل بیاید و اظهار عقیده نماید در صورت عدم حضور وزیر یا معاون او صاحبان طرح می‌توانند او را مورد اخطار قرار بدهند پس این کار عملى نشده است وزیر مربوط در اینجا حضور پیدا نکرده است پس می‌بایستى مطرح نشود (صحیح است)

5 - تعیین موقع ودستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

نایب رئیس- این مطلب صحیح است و خود بنده و آقایان هم متوجه بودیم ولى چون طرح شده بود قرار شد مطرح باشد و آقاى وزیر کشور را اطلاع دهیم حاضر شوند آقایان وزیران هیچ‌وقت حاضر نمی‌شوند و هر وقتى که می‌آیند نیم ساعت مى‌نشینند بنابراین جلسه را ختم می‌کنیم جلسه بعد روز سه‌شنبه ساعت هشت و نیم صبح

(جلسه نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - جواد گنجه‏

+++

                       

یادداشت ها
Parameter:294542!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)