کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/17]

جلسه: 215‏ صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 17 آبان ماه 1322  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- معرفى معاون وزارت دارایى از طرف آقاى وزیر دارایى‏

3- بقیه شور در لایحه مالیات بر درآمد

4- ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 215‏

صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 17 آبان ماه 1322

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- معرفى معاون وزارت دارایى از طرف آقاى وزیر دارایى‏

3- بقیه شور در لایحه مالیات بر درآمد

4- ختم جلسه به عنوان تنفس

مجلس سه ربع ساعت قبل از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید.

صورت مجلس روز 14 آبان ماه را آقاى (طوسى) منشى قرائت نمودند.

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین با اجازه- آقایان: منصف، فاطمی، فروهر، دولتشاهی

غایبین بی‌اجازه- آقایان: رضوی، دکتر سمیعی، اقبال، افخمی، نوبخت، مؤید ثابتی، اوحدی، نبیل سمیعی، مؤید احمدی، نواب یزدی، اورنگ، دکتر تاج‌بخش، مشار، مکرم افشار، شجاع، اکبر، امیر ابراهیمی، عطاء‌الله پالیزی، حمزه‌تاش، هدایت‌الله پالیزی، رفیعی، معتصم سنگ، اصفهانی، ثقةالاسلامی، صادق وزیری، سلطانی،افشار، دکتر نفیسی، مستشار، امامی، ناهید، نقابت، کامل ماکو، نصرتیان، همراز، منشور

دیر‌آمدگان بی‌اجازه- آقای: ناصری، دکتر قزل ایاغ، خسروشاهی)

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى طوسى.

طوسى- توجه وزیر دارایى را به این قسمت جلب می‌کنم که پیشنهاد آقاى فریدونى راجع به حقوق بازنشستگى و یا حقوق پایان خدمت کارمندان دولت کارمندان آنچه در دوایر دولتى خودمان معمولاً مصطلح است فقط پشت‌میزى‌ها را می‌گویند و حال آن که منظور خدمت‌گزاران یا کارکنان به طور عموم است (صحیح است) به طور کلى این است که بنده می‌خواستم این قسمت را اصلاح کنند و در نظر بگیرند و آقاى مخبر هم توضیح بدهند که منظور کارکنان یا خدمت‌گزاران است به طور عموم که شامل پیش‌خدمت و سرایدار و امثال آنها هم بشود (صحیح است) عرض دیگرم این است که از موقع استفاده می‌کنم و استدعا می‌کنم راجع به کمک به کارمندان دولت (بازنشستگان و همچنین منتظرین خدمت) عرض کرده باشم که این آقایان هم آقاى وزیر دارایى تصمیمى اتخاذ فرموده‌اید یا خیر؟

+++

طباطبایى- وارد دستور شدیم دیگر این صحبت‌ها را نمی‌شود کرد.

طوسى- هنوز صورت مجلس تصویب نشده است.

معدل- در آن تبصره راجع به موقوفات کلمه منحصراً را حذف بفرمایید آقاى طوسى (صحیح است) و دوم این که در این قسمت ج از ماده 6 فقط نوشته شود «حقوق بازنشستگى و یا حقوق پایان خدمت» دیگر اضافه ندارد.

وزیر دارایى- منظور شما را هم تأمین می‌کند.

معدل- بلى و نوشته می‌شود «حقوق بازنشستگى و یا حقوق پایان خدمت».

طوسى- بنابراین همان طوری که می‌فرمایید شامل حال آنها هم می‌شود که عرض کردم؟

طباطبایى- اینها اصلاح صورت جلسه است؟

طوسى- بلى بلى.

معدل- بلى بلى شامل حال همه مستخدمین دولتى یعنى کارکنان دولتى عموماً می‌شود.

رئیس- در صورت مجلس با این اصلاحى که شد دیگر نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد.

2- معرفى معاون وزارت دارایى از طرف وزیر دارایى

وزیر دارایى (آقاى بیات)- اجازه بفرمایید آقاى دکتر مهیمن را به سمت معاون وزارت دارایى به مجلس شوراى ملى معرفى کنم (صحیح است- مبارک است)

3- بقیه شور در لایحه مالیات بر درآمد

رئیس- ماده هفتم لایحه بر درآمد خوانده می‌شود:

ماده هفتم- براى تشخیص میزان هزینه و بهاى کالاى فروخته شده که باید از درآمد غیر ویژه کسر تا درآمد ویژه تعیین گردد کلیه اجناس و کالاهاى موجوده در اول سال و کالاهایى که در طى سال به فروش رسیده و آنچه در پایان سال موجود می‌باشد باید به بهایى که براى شخص مؤدى تمام شده است ارزیابى و به حساب منظور گردد در صورتی که بهاى تمام شده اجناس را از دفاتر و اسناد مالیات دهنده نتوان بدست آورد ارزیابى آن به طریقى که در آیین‌نامه مخصوص تصریح خواهد گشت به عمل خواهد آمد.

رئیس- آقاى بهبهانى

بهبهانى- بنده در جلسه قبل یک تذکرى دادم راجع به مدارس و مدارس قدیمه و آقاى وزیر دارایى در پاى همین تریبون فرمودند که این بخشودگى و این عدم مشمولیت شامل آنها هم است یعنى مدارس قدیمه هم هست ولى اینجا می‌خواهم یک تذکرى بدهم و آن این است که مدرسه عالى سپهسالار یکى از مدارس قدیمه است.

وزیر دارایى- این که راجع به ماده هفتم نیست آقا.

بهبهانى- اجازه بفرمایید. چرا حالا عرض می‌کنم و تولیت آنجا هم با سلطان عصر است و در قانون موقوفات هم هست که موقوفاتى که تولیتش با سلطان عصر است از تحت نظارت دولت خارج است یعنى مستثنا شده است و اینجا هم در تبصره نوشته شده است مشروط بر این که دولت یا شهردارى در درآمد آن نظارت داشته باشد بنابراین آن وقت مدرسه عالى سپهسالار را شامل نمی‌شود و من می‌خواستم از آقاى وزیر دارایى تقاضا کنم به این که چون این طور است خواهش می‌کنم این مسأله مدرسه عالى سپهسالار را هم جزو موقوفات حضرت رضا و حضرت معصومه و حضرت عبدالعظیم اسم بر شود حالا اگر موافقت می‌فرمایید اسم برده شود.

وزیر دارایى- این فرمایش آقا مربوط به این ماده نبود البته مربوط به آن تبصره‌ای است که در ماده ششم گذشته و تصویب شده ولى همین طورى که اظهار فرمودند چون یک اشکالى هست ممکن است این قسمت مسجد سپهسالار را هم در آن قسمت بالا بعد از موقوفات آستان قدس حضرت رضا و سایر موقوفاتى که اسم برده شده موقوفات مدرسه عالیه سپهسالار هم اضافه شود و اگر مقام ریاست صلاح بدانند یک رأیى هم گرفته شود.

عده‌اى از نمایندگان- مخالفى نیست.

رئیس- با این موضوع مخالفى نیست؟ (اظهارى نشد) بسیار خوب. اضافه می‌شود. آقاى انوار در ماده هفتم فرمایشى داشتید بفرمایید.

+++

انوار- آقایان وزرا و تنظیم کنندگان این لایحه طریق وضع و تنظیم لوایح قانونى هم از دست‌شان رفته است همه هى شلاق‌کش وضع قانون می‌کنند و همین طور هم می‌خواهند بگردانند آخر لااقل شما به دساتیر انبیا از آن اولى که آمدند مراجعه کنید ببینید که چه جور قانون گذراندند از اول که نیامدند شمشیر بکشند و حمله کنند قوانین همیشه متناسب با اوضاع و احوال مردم بوده است قوانین باید به یک ترتیبى وضع شود و بگذرد که اولاً اذهان به آن انس بگیرد و طورى نباشد که همه‌اش عنوان تنفر و انزجار خاطر مردم باشد که ما بیاییم وضع قانون کنیم یک گلى هنوز ما به دست این مردم نداده‌ایم همه‌اش شلاق‌کش آقاى صفوى الان بیان کردند که چشم همه مردم باز است و نگران هستند ملاحظه بفرمایید سابقاً همه می‌گفتند هر وقت باران عقرب مى‌آمد و در آبان بارندگى می‌شد نعمت همه دنیا را پر می‌کند (وزیر دارایى- حالا هم همین طور است) عجب حالا هم همین طور است. شما پا شوید خدا شاهد است یک روز صبح پا شوید و بروید توى این کوچه‌ها و خیابان‌ها ببینید مردم بدبخت براى به دست آوردن یک لقمه نان چه جور در زحمت هستند همان طور که پریروز هم عرض کردم براى ما این دستگاه مالیه یک چاهى ایجاد نکند بلکه باید یک قدمى بردارد که ما بتوانیم به این ملت بگوییم بابا مالیه آمده است فلان کار را کرده است براى تو نه این که بگوییم دویست میلیون پول اقتصادى را از بین برده و بهشان بخشیده است و گفته است که بروید وکیل بشوید و برگردید و خودتان را تطهیر کنید، یک کارى کرده باشد یک قدمى برداشته باشد بلى. حالا این عرایض من در اینجا تأثیرى هم در شماها نمی‌کند و شلاق‌کش گرفته خواهد شد و قانون را هم می‌خواهید بگذرانید و انشا‌ءالله هم موفق نخواهید شد. اینجا ماده هفتم است در ماده هفتم توجه می‌دهم آقاى وزیر دارایى و مخبر محترم را اینجا می‌گوید براى تشخیص میزان هزینه و بهاى کالاى فروخته شده که باید از درآمد غیر ویژه کسر تا درآمد ویژه تعیین گردد کلیه اجناس و کالاى موجوده در اول سال و کالایى که در طى سال به فروش رسیده و آنچه در پایان سال موجود می‌باشد باید به بهایى که براى شخص مؤدى تمام شده ارزیابى و به حساب منظور گردد بنده با این قسمتش اولاً مخالفم براى این که بنده عقیده‌ام این است که باید به همان قیمت وقتى که در مقام ارزیابى برآمده‌اند حساب کنند و منظور بدارند نه قیمت تمام شده تا این که اختلافى پیدا نشود این یک موضوع، موضوع دیگر این که آقاى وزیر دارایى توجه بفرمایند بعد در ماده می‌نویسد: در صورتی که بهاى تمام شده اجناس را از دفاتر و اسناد مالیات دهنده نتوان به دست آورد با این جمله هم بنده مخالفم این عبارت را اینجا داشته باشید در ماده 18 هم راجع به مسأله دفاتر و اسناد یک چیزى هست که آنجا هم عرض می‌کنم اگر نظرتان باشد در کمیسیون هم راجع به این موضوع خیلى بحث کردیم که دفاتر و اسناد باید طرف اعتماد باشد ما نمی‌توانیم بگوییم تاجر یا کاسب یا فلان از دفاتر و استادش نتواند استفاده کند نتواند یعنى چه؟ چطور نتواند؟ اگر محاسب دارد دفتر سالیانه دارد دفتر روزانه دارد دفتر ماهانه دارد دفاترش را نگاه کنید و ازش استنباط کنید نه این که بنویسید نتوان نتوان یعنى چه فردا هم فوراً مأمور مالیه می‌گوید آقاى حاجى مشهدى این دفترت را بردار ما خودمان ارزیابى می‌کنیم و می‌رویم مطابق آیین‌نامه کارمان را انجام می‌دهیم و ارزیابى می‌کنیم. نه آقا این خوب نیست. نکنید آقا شما افراد ایرانى هستید و وضع مالیات براى ایرانى می‌کنید ما که مغول و تاتار نیستیم که با مردم لجبازى کنیم و این طور رفتار کنیم اینجا برداشته است و نوشته است که اگر نتواند این که معنى ندارد این جز این که یک زحمتى و حقیقتاً یک مخارجى براى مؤدى مالیاتى ایجاد کند فایده ندارد این یکى. این جور خوب نیست اگر در نظرتان باشد در کمیسیون هم عرض کردم دفاتر ما از وقتى که پارکه‌مان مرتب شده و در وزارت سابق آمدند از براى هر یک از این دفاتر یک پلمبى درست کردند و معین کردند و یک مهرى زدند بهش و سربش کردند دیگر دفتر رسمیت پیدا کرد

+++

و مدعى‌العموم این دفاتر را به رسمیت می‌شناسد و محل اعتبار است اگر این طور است دیگر این جمله زائد است در ماده هیجدهم هم راجع به این موضوع هست و عرایض خودم را عرض خواهم کرد. دفتر وقتى پلمب شد و مهر شد حجت است مثل سند رسمى است که از محضر رسمى در می‌آید او هم اعتبار دارد این هم اعتبار دارد و ما نباید خدشه بهش وارد کنیم همین طور که دفتر و اسناد یک تاجر یا یک کاسب بود باید مالیه آنها را معتبر بداند اگر هم یک چیزى ببیند باید تذکر بدهد که اصلاحش کنند این را که عرض می‌کنم براى این است که مقصود وضع مالیات است نه جبر دادن به مردم و اذیت کردن این خوب نیست این قدر مردم را متنفر از حکومت نکنید وضع این جور قوانین موجب تنفر عامه است در حکومت وقتى که تنفر عمومى از حکومت پیدا شد والله ما را به یک بدبختى خواهد کشاند وضع قانون و عنوان قانون باید مطابق اخلاق و عادات‌شان باشد ملایم با طبع مردم باشد نهایت البته در موقع خودش سختى و شدت و جریمه‌اى هم داشته باشد و الا در هر جا یک طفره گاهى براى خودتان قرار داده باشید که دفتر را به هم بزنید اسناد را به هم بزنید بنده مخالفم این است که پیشنهاد کردم که باید به قیمت روزى که ارزیابى شده به قیمت همان روز تعیین بشود و نوشته شود اگر اسناد و دفاترى نباشد و آن قسمت نتوان به دست آورد زائد است حالا اگر قبول هم نکردند نکنند خیلى چیزها را قبول نکردند.

وزیر دارایى- در قسمت اشکال اولیه آقاى انوار این یک طرزى است که معمول است اصولاً وقتى که جنسى را می‌خواهند قیمت کنند مطابق آنچه براى خود تاجر تمام شده چه در اول سال چه در آخر سال حساب می‌کنند براى این که آن بیلان و صورت عایدات و ترتیب عملشان معلوم بشود اگر بخواهند به قیمت روز بگذارند این بیشتر اسباب اشکال می‌شود و معمول همه تجار هم امروز همین است و به همین ترتیبى است که اینجا نوشته شده (صحیح است) و الان هم مجرى است و به آن عمل می‌کنند و در صورت تغییرش اسباب اشکال فراهم می‌شود بنابراین البته آقا متوجه هستند که به همان ترتیبى که مجرى و معمول است رفتار بشود بهتر است (صحیح است) اما نسبت به قسمت دوم که فرمودید اینجا نوشته شده در صورتی که بهاى تمام شده اجناس را از دفاتر و اسناد مالیات دهنده نتوان به دست آورد آن وقت آن فکر دومى آقا را عملى می‌کنند یعنى مطابق قیمت روز عمل می‌شود و این هیچ جایش اشکال ندارد این در قسمت اول همان طور که معمول است آنچه برایش تمام شده در اول سال حساب می‌کنند آنچه را که فروخته کسر می‌کنند آنچه را در آخر سال باقى مانده حساب می‌کنند و کسر می‌کنند و درآمدش معلوم می‌شود این معمول به عمومى است اما در صورت دوم اگر از روى دفاتر و اسنادش معلوم نشد آن وقت به نرخ عادله روز ارزیابى می‌کنند و معلوم می‌کنند پس به نظر بنده هیچ یک از این دو قسمت اشکالى که آقا می‌فرمایید وارد نیست.

رئیس- آقاى مهذب

مهذب- بنده در آن قسمتى که هنوز خوانده نشده است عرضى دارم.

رئیس- آقاى روحى

یکى از نمایندگان- نیستند

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- در خود ماده این طور نوشته شده که در آیین‌نامه مخصوص تصریح خواهد گشت بنده از این نظر به این ماده رأى می‌دهم که این ماده که متذکر آیین‌نامه است و مواد دیگرى که مشابه این است و اسمى از آیین‌نامه برده شده است تمام این آیین‌نامه‌ها باید از تصویب کمیسیون قوانین دارایى بگذرد و الا با غیر این ترتیب بنده در رأى شرکت نخواهم کرد، آیین‌نامه‌اى که وزارت دارایى بنویسد مورد موافقت و قبول نیست آیین‌نامه را البته دولت باید تدوین کند ولى باید از تصویب کمیسیون دارایى مجلس (نمی‌گویم از تصویب مجلس) بیاورند بگذرانند عمل هم به ما نشان داد که این حق براى ما باید محفوظ بماند و به مصلحت مملکت است

+++

که آیین‌نامه باید از تصویب کمیسیون دارایى مجلس بگذرد و بنده با حفظ این حق به این ماده رأى می‌دهم که این آیین‌نامه‌ها باید از تصویب کمیسیون قوانین مالیه مجلس بگذرد.

مخبر- در قسمت تصویب آیین‌نامه‌ها در ماده بیست و یک تصریح شده البته اگر نظر مجلس شوراى ملى باشد که با تصویب کمیسیون بگذرد یا همین طورى که پیشنهاد شده به تصویب هیئت وزراء باشد به نظر بنده مقتضى است در خود ماده 21 این بحث بشود ولى این بالاخره در هر ماده که لزوم دارد باید ذکر شود که مطابق آیین‌نامه است.

رئیس- آقاى تهرانچى

تهرانچى- عرض کنم در این ماده و ماده بعدى که می‌گوید درآمد سال آتى یعنى آن سالى را که می‌خواهد مالیات بگیرنداز روى درآمد سال گذشته حساب خواهند کرد و مالیات خواهند گرفت این قانون این طور می‌گوید آن وقت اینجا می‌خواهد بگوید همه این هزینه‌ها را حساب می‌کنند چطور حساب می‌کنند یعنى می‌آید سال قبل را در نظر می‌گیرد و مالیات را روى آن سال می‌گیرد پس سال گذشته را مأخذ می‌گیرد و مخارج سال گذشته را هم ازش منها می‌کند آن وقت این شرحى که اینجا نوشته شده چیست که باید حساب بکند قیمت کالاهاى موجوده در اول سال را و کالاهایى که فروخته شده این چه حالى پیدا می‌کند. این را یا آقاى مخبر توضیح بدهند بدانیم چه عملى می‌کنند که مالیات هر سال را روى درآمد سال گذشته و هزینه‌اش هم روى همان سال باشد آن وقت چطور آخر سال می‌خواهند قیمت بکند و چه بکند این یک چیزى است که به نظر بنده ترتیب اثرى نمی‌تواند بهش بدهد براى این که سال گذشته است، این یکى، یکى هم این که چون قوانین البته مطابق مفهومش و شأن نزولش در موقع اجرا هیچ وقت اجرا نمی‌شود این است که می‌خواستم تذکر بدهم که این قسمت مربوط به اجناس کشاورزى نخواهد بود ممکن است که یک وقتى این قسمت غیر از ماده پنج راجع به اجناس کشاورزى باشد و این قسمت و راجع به اجناس کشاورزى و عواید فلاحتى نباید باشد این را هم توضیح بفرمایند که بعدها یک وقت اسباب زحمت مردم نشود.

مخبر- به نظر بنده این ماده واضح نوشته شده فقط هر کس هر کارى را دارد استفاده می‌کند پس اگر همه نمی‌توانند استفاده از این ماده بکنند سببش این است که سر و کارى شاید با این ماده ندارند و قطع دارم که جنابعالى استفاده می‌فرمایید و مقصودتان تصریح موضوع است به این جهت بنده از نظر تصریح موضوع درست این را تشریح می‌کنم در این دو سه جلسه گذشته مذاکراتى که در اطراف این ماده شد چه از نظر استفاداتى که آقایان کردند و توضیحاتى که خواستند و چه از نظر توضیحاتى که دولت در این باب داد و به نام کمیسیون قبول شد جراید این را خوب توضیح و تشریح نکردند تا افکار عمومى هم متوجه شود در اطراف همان چیزهاى تصویب شده خیلى توضیح می‌خواهد و این نکته باید خیلى مورد دقت آقایان ارباب جراید باشد چون موضوع این مالیات از موضوع‌هاى مهم است و همه علاقه‌مندند که تمام دقایق آن را بدانند و بفهمند و این توضیحاتى که اینجا داده می‌شود تنها براى اقناع آقایان نیست براى این است که مالیات دهندگان هم اقناع بشود و متقاعد بشود و تصور نکنند که فقط آمدند یک کلمه اینجا گفتند و رد شدند و رفتند. در این باب بنده خدمتتان عرض می‌کنم که تاجرى جنسى را خریده... اولاً آن قسمت دوم فرمایشتان را جواب عرض کنم که این مربوط به امور کشاورزى نیست براى این که امر کشاورزى اول به صورت مقاطعه در می‌آید اول می‌آیند روى سه سال گذشته برآوردى می‌کنند و تشخیص مالیاتى روى ملک می‌دهند و این تا پنج سال معتبر است به این جهت این مربوط به امر کشاورزى نیست. در قسمت دوم تاجرى می‌آید جنسى را می‌خرد هر مقدارى از این را که فروش کند که دفاترش نشان می‌دهد آن قسمتى که باقى و موجود می‌ماند اگر آن نظر آقاى انوار را بخواهیم بگیریم و بگوییم به قیمت اول سال این را برآورد کنیم منظور از مالیات بر درآمد حاصل نمی‌شود براى این که می‌خواهند بدانند که آیا این جنسى که وارد کرده فایده برده یا ضرر پس باید قیمت روز اول که برایش تمام شده ملاک می‌گیریم لذا باید قیمت

+++

تمام شده آن را ملاک قرار بدهیم این در این قسمت اما نظر حضرتعالى سؤالى که می‌فرمایند در این ماده وارد نیست منتها چون حالا طرح فرمودند بنده جوابش را عرض می‌کنم حضرتعالى می‌فرمایید مخارجى را که براى این کار می‌شود مثلاً یکى خود مالیات خود ذات مالیات بر درآمد این یک نوع خرجى است دیگر. بالاخره تاجر را هر چه که تشخیص دادند هزینه دارد آیا به حساب می‌آید یا نمی‌آید؟ هر چیزی که برداشت کند در حسابش می‌آید به این جهت بنده ابهامى در این ماده نمى‌بینم و همین طور که دیروز هم عرض کردم... (تهرانچى- امسال مال سال قبل را می‌گیرند. این را چطور می‌گیرید باید صبر کنید تا سال تمام شود و حساب کنید مخارج را) این که می‌فرمایید اصلاً در این ماده نیست و هنوز به آن ماده نرسیدیم (تهرانچى- آن هم جز این قانون است این ضد و نقیض است با هم باید کلیه مواد را در نظر بگیریم) توجه بفرمایید در اینجا براى این است که اول سال که می‌شود و تشخیص موجودى داده شود یعنى معین شود که این چه مقدار از اجناسش به فروش رفته و چه مقدارش موجود است این ماده فقط براى این قسمت است آن نظر حضرتعالى در ماده خودش هست و همان طور که اشاره فرمودید نوشته شده است که مالیات روى ملاک سال قبل گرفته شده در آنجا باید این موضوع را طرح بفرمایید تا جوابش را عرض کنم.

رئیس- آقاى ملک مدنى

ملک مدنى- بنده یک موضوعى را که می‌خواستم تذکر بدهم که در ماده پیش بوده است ولى براى این که مذاکراتى در این موضوع شده است در مجلس باید این مطلب مطرح شود و آقاى وزیر دارایى یا آقاى مخبر توجه بفرمایید توضیح بدهند که روشن بشود و در عمل تولید اشکال نشود اینجا ما آمدیم کارمندان دولت را معاف کردیم بسیار خوب ولى یک موضوعى است که بعضى شرکت‌ها و مؤسساتى هست که سرمایه آن مال دولت است مثل بانک ملى بانک کشاورزى شرکت بیمه اینها یک مؤسساتى است که مال دولت است اینها را ذکرى در ماده نشده راجع به پرداخت مالیات که معاف باشند همان طور که کارمندان دولت معاف هستند گر چه محقق است که آنها هم مشمول هستند که نباید مالیات بدهند ولى براى این که اشکال پیش نیاید بنده خواستم این مطلب را در مجلس تذکر بدهم که آقاى وزیر دارایى و آقاى مخبر کمیسیون جواب بدهند که در صورت مجلس باقى بماند و بعد در عمل تولید اشکالى نکند.

مخبر- فرمایش آقاى ملک مدنى در ماده هفت جایش نیست ولى فرمایش اساسى و حسابى است حالا هم براى این که می‌فرمایید باید جواب داده شود و هم براى این که در این ماده وارد نیست خوب است در شور کلیات ثانى این قسمت را مطرح بفرمایید تا جواب حضرتعالى را عرض کنم.

ملک مدنى- بسیار خوب یادداشت بفرمایید که تأمین بشود.

رئیس- آقاى دکتر طاهرى

دکتر طاهرى- بنده موافقم با این ماده و این ماده صاف و صریحى است همین شکلى هم که نوشته شده خیلى خوب است براى این که منفعت کالایى معلوم شود باید قیمت خرید و فروش معلوم بشود تا نفعش را معلوم کنند همین طور هم مرسوم است که اول قیمت تمام را منظور کنند بعد اگر چنانچه ضرر کرد که هیچ اگر منفعت کرد و به قیمت بالاترى فروش رفت حساب می‌شود و آن هزینه‌هایى که براى تحصیل درآمد خرج شده که احاله کرده‌اند به آیین‌نامه حساب می‌کنند و منظور می‌شود آن هم موقعش می‌رسد درآن ماده که راجع به آیین‌نامه است و بنده موافقم با این ماده و معتقدم که مذاکره به قدر کفایت شده پیشنهادات قرائت شود.

رئیس- پیشنهادات قرائت می‌شود. پیشنهاد آقاى انوار:

بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده هفتم به جاى جمله «در صورتی که بهاى تمام شده اجناس را از دفاتر و اسناد مالیات دهنده نتوان به دست آورد «نوشته شود «اسناد و دفاترى نباشد»

رئیس- آقاى انوار

انوار- بنده غرضم این است چون در ماده دیگر هم

+++

این موضوع می‌آید آقاى وزیر دارایى توجه نفرمودند به عرایض بنده اولاً باید با مردم قدرى مماشات کرد و اسناد و دفاترشان را معتبر دانست این عبارت که اینجا نوشته شده از دفاتر و اسناد نتوان به دست آورد این نتوان ندارد آقا مگر این که اداره مالیه براى خودش یک طفره گاهى قرار بدهد و براى مأمورین خودش که کاملاً از اخلاق و عادات اینها مستحضر هستید یک طفره گاهى قرار بدهد که اگر نشد تکلیف چیست آقا این دفاتر سالیانه است ماهیانه است روزانه است چطور نمی‌توان از این استنباط کرد اینجا نوشته است اگر نتوان، اسناد هست دفاتر هست چطور نمی‌تواند؟ اگر اسکناس بهش بدهد می‌تواند؟ شما یک طفره گاهى براى اینها قائل نشوید اگر دفاتر و اسناد نداشته باشد آن وقت مطابق آیین‌نامه رسیدگى و ارزیابى بکنند و الا مادام که دفاتر و اسناد موجود است مرجع همان دفاتر و اسناد باشد این است عقیده بنده.

وزیر بهدارى (آقاى اردلان)- همین طور که آقاى دکتر طاهرى فرمودند اشکالى ندارد این واضح است نگاه می‌کنند به دفتر بنده اگر کامل بود و صریح بود که چه هزینه‌اى کرده‌ام البته از من قبول می‌کنند ولى یک وقت هست که دفتر نشان نمی‌دهد آن وقت موقعى است که دفتر ناقص است نمی‌توان استخراج کرد آن وقت متوسل می‌شوند به آیین‌نامه این خیلى مطلب صریحى است.

مخبر- اجازه بدهید بنده یک توضیحى عرض کنم که قانع کنم آقاى انوار را تصدیق می‌فرمایید که خود دولت اعتبار دفاتر آقایان تجار را قبول کرده است و خود دولت ایجاد دفاتر براى آقایان کرده و رسمیت برایش قائل شده مهر کرده و پلمپ کرده معتبر شناخته در اعتبار اینها مذاکره و شک و تردید نیست که آیا ما آنها را معتبر بشناسیم یا خیر، بحث در این است که تمام افراد را نمی‌شود به یک چشم نگاه کرد، آیا ممکن نیست بین طبقه تجار یک نفر آدمى هم به غلط وارد شده باشد و یک دفتر نامعتبرى هم داشته باشد چون بین تمام طبقات می‌شود این فرض را کرد این که نامعتبر بودن دفاتر و اسناد تمام را نگفته است اعتبار دفاتر به جاى خود محفوظ است می‌گوید اگر یک فرد ناجنسى پیدا شد که از دفترش نشد این استفاده را بکنیم در مورد او احتیاج پیدا کرد دستور کلى باشد که اگر این فرد موجود باشد و در دفترش هم دست برده شده و یا یک طورى باشد که مورد اعتماد نباشد و تشخیص داده نشود باید رفت نظایر و امثالش را پیدا کرد یعنى دید تاجر دیگرى در آن تاریخ این جنس را به چه قیمت خریده است این را باید رعایت کرد به علاوه باید توجه داشته باشید که به یک تاجرى اگر نسبت داده شده که توى دفترش دست برده برده و صحیح نبود می‌رود به مدعى‌العموم شکایت می‌کند و رسیدگى می‌کنند و برایش راه حل در این قانون باز کرده و جاى نگرانى نیست.

رئیس- رأى بگیریم یا خیر؟

انوار- مسکوت بگذارید (خنده نمایندگان)

وزیر بهدارى- مسکوت چیست؟ این چیز تازه‌ای است!

رئیس- موافقین با ماده هفتم برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده هشتم.

ماده 8- درآمدهاى ارزى بایستى به نرخ روزى که تحصیل شده تسعیر و مالیات آن به ریال تعیین گردد وزارت دارایى اختیار دارد مالیات مقرره را به ریال یا به ارز به همان نرخ وصول نماید.

رئیس- آقاى انوار

انوار- در اینجا نوشته است درآمدهاى ارزى بایستى به نرخ روزى که تحصیل شده تسعیر و مالیات آن به ریال تعیین گردد آن وقت وزارت دارایى اختیار دارد مالیات مقرره را به ریال یا به ارز بگیرد ملاحظه بفرمایید الان دولتى که دستش باز است کمیسیون ارز دارد ارز می‌فروشد ارز می‌خرد همه ترتیب دارد دولت می‌گوید مختار است که ارز بگیرد یا پول اما آن بدبخت رعیتى که مؤدى مالیات است این اختیار براى او نیست یعنى او ملزم است به هر چیزى که دولت گفته است براى چه شما که مى‌آیید ارز را تسعیر می‌کنید دولت اختیار دارد که ارز یا پول بگیرد دیگر چرا این اختیار را براى مؤدى قائل نمی‌شوید دولت که همه جور دستش باز است حکایت آن ملاک بزرگ است که گفت این ملک را به تو اجاره

+++

می‌دهم اما در اول میزان اختیار فسخ دارم گفت آقا همین الان اختیار دارى دولت که این اختیار را همیشه دارد براى مؤدى هم قرار بدهید به این جهت بنده پیشنهاد کردم که اختیار دادن پول یا ارز براى مؤدى باشد نه براى دولت.

وزیر پست و تلگراف (آقاى انتظام)- آقاى انوار با این که خیلى دلسوزند و حرارت دارند گاهى خودشان توجه نمى‌فرمایند ماده می‌گویی یک کسى عایداتى تحصیل کرده به ارز باید ازش مالیات بدهد فرض بفرمایید مالیاتى که به او تعلق می‌گیرد پنجاه لیره می‌شود این پنجاه لیره را باید به هر صورت بدهد مال او که نخواهد بود اینجا دولت مختار است که یا عین پنجاه لیره را از او بگیرد یا پولش را به نرخ روز این اصلاً صدمه به مالیات دهنده وارد نمی‌کند (انوار- آقا دولت که آزاد است) آقا مالیات بده که این پنجاه لیره مال او نخواهد بود باید این پنجاه لیره را به دولت بدهد حالا این را اگر دولت ارز خواست ارز می‌گیرد اگر نخواست تسعیر می‌کند ریال می‌گیرد دیگر نمی‌دانم چه اشکالى دارد؟

رئیس- آقاى منشور

منشور- بنده تصور می‌کنم بحث در اطراف این ماده به واسطه پیش‌آمدى است که نوشته شده است اگر این را نمی‌نوشتند ضررى هم به خزانه دولت وارد نمى‌آمد براى این که ما قانون داریم که هر کس ارزى به دست بیاورد باید در ظرف سه روز آن را به دولت بفروشد اگر نفروشد مورد تعقیب واقع می‌شود نرخ لیره یا سایر ارزها هم معین است مخصوصاً حالا که ما داراى یک عهد‌نامه هستیم با متفقین و دوازده تومان و هشت قران بانک می‌خرد و سیزده تومان می‌فروشد علیهذا موردى پیدا نمی‌شود که یک مؤدى ارز داشته باشد که دولت مخیر باشد که مالیاتش را به ارز بگیرد یا به ریال ممکن است اگر موقعى که ارز آزاد باشد و در دست مردم باشد آن وقت مالیات را به ارز بگیریم اما حالا همان طور که آقاى انوار فرمودند مؤدى مخیر باشد یا به ارز بدهد یا به ریال به این جهت به نظر بنده باید این ماده حذف شود اگر هم نخواهند حذفش کنند ممکن است بنویسند مؤدى مالیاتى می‌تواند مالیات خودش را به ارز بپردازد یا به ریال این پیشنهاد را هم تقدیم کردم.

مخبر- این ماده براى این نوشته که اگر وقتى قانون ارز لغو بشود و آزاد باشد به این معنى همان طور که آقاى وزیر پیشه و هنر فرمودند تا قانون ارز به اعتبار خودش باقى است که اجرا می‌شود که احتیاج به استفاده از این ماده نیست اگر هم شاید پس از خاتمه جنگ قانون ارز لغو شد دیگر حاجت نباشد یک ماده براى اصلاح این قانون بیاورند اگر هم گاهى دولت از نظر مصالح اقتصادى بخواهد چشمش را روى هم بگذارد و یک تسهیلاتى از براى خرید و فروش اسعار بکند و آزاد باشد آن وقت هم باز اشکال خاصى فراهم نشود به این جهت آقایان نگرانى نداشته باشند و بنده اصولاً این موضوع را از نظر آقاى انوار از این حیث تعجب می‌کنم که مؤدى اگر ارز درآمدش هست فایده‌اش ارز است فایده‌اى را که برده به اسعار برده حقاً باید از عین آن اسعار مالیات بدهد اگر کسى ریال فایده برده ریال را بدهد اگر کسى لیره فایده برده لیره بدهد حالا در اینجا دولت اگر گفت عین لیره را بده عین را می‌دهد اگر گفت ریال بدهد خوب می‌فروشد به نرخ بازار.

وزیر دارایى- به نرخ روز هم هست.

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- بنده در این ماده اشکالى ندارم و معتقدم اگر یک کسى عواید ارزى داشت و دولت خواست ارز بگیرد به ارز بگیرد اختیار با دولت باشد به ارز بگیرد یا به ریال فقط چیزى که هست در موعد مقرر دولت تکلیف مؤدى را معین کند ممکن است امروز که مالیات باید بدهد بگوید شما به ریال بدهید پنج روز که گذشت ارز ترقى کرد دولت بچسبد بگوید ریال باید بدهى با این خرابى که در دستگاه ادارت هست اسباب زحمت خواهد بود تا ابد بنابراین بنده یک کلمه پیشنهاد می‌کنم و تمنا می‌کنم آقاى مخبر قبول بفرمایند اینجا که نوشته شده است وزارت دارایى اختیار دارد مالیات مقرره را به ریال یا به ارز به همان نرخ مقرره وصول نماید بنده

+++

پیشنهاد می‌کنم یک کلمه موعد مقرره را اضافه بفرمایید که در موعد مقرر بدهد این را بنده تقاضا می‌کنم که اضافه بفرمایید که رفع هر گونه اشکالى بشود (صحیح است(

وزیر دارایى- مانعى ندارد قبول می‌کنیم در موعد را.

رئیس- آقاى طوسى

طوسى- یک سؤالى بنده داشتم و استدعا می‌کنم آقاى وزیر دارایى و آقاى مخبر محترم توجه بفرمایند این مالیاتى که می‌گیرند مال سنه 1323 یعنى از پنج ماه بعد است که از اول سال 1323 به مأخذ 1322 می‌گیرند ولى در گذشته اشخاص و شرکت‌هایى شاید یک استفاده‌هاى خیلى زیادى کرده باشند و یک عواید هنگفتى برده‌اند از لیره فرضاً در شش تومان و هشت قران بعد به واسطه‌اى شاید غفلت بعضى از مأمورین فروخته شده است به چهارده تومان خواستم سؤال کنم اگر از این قبیل مسائل باشد در قسمت گذشته آیا نسبت به آنها هم توجهى خواهند کرد یا خیر؟ اگر دولت در این قسمت حقیقتاً دخالت می‌کند و مالیاتش را می‌گیرد آن وقت بنده اطلاعات وسیع‌ترى در این قسمت دارم که در دسترس دولت خواهم گذاشت (صحیح است(

مخبر- این قانون الان سال 1322 است و نرخ لیره الان که سال 1322 است 13 تومان است 6 تومان و هشت هزار مال گذشته است این مالیات هم از سال 1323 گرفته می‌شود همان طور که وعده فرمودند روى مأخذ سال 1322 بنابراین اصلاً موضوع 68 قران مربوط به سابق است و مورد ندارد که شامل این بشود یا نشود.

طوسى- ببخشید توجه نفرمودید مقصود مالیات گرفتن از اشخاص توانا و مستطیع است نه از اشخاص فقیر و بیچاره بلکه باید از اشخاصی که عواید غیر مشروعى برده مثل بعضى شرکت‌ها که باید مالیات بگیرند اعم از این که در گذشته باشد یا آینده و بنده عرض می‌کنم اگر چنین مواردى پیدا شد که سه چهار میلیون برده شده در اثر غفلت مأمور دولت چه کار می‌کند شما می‌گیرید یا نمی‌گیرید؟

وزیر دارایى- عرض کنم همان طور که آقاى معدل اظهار فرمودند از اول سال 1323 است که هر کس منافع ارزى دارد باید به دولت بدهد اما موضوع اظهارى که فرمودید مربوط به سابق و تقلب اعضاى ادارى ممکن است یک چیزى به عنوان یادداشت مرقوم بفرمایید و به بنده بدهید تا بنده تعقیب کنم.

طوسى- عرض من مربوط به شرکت‌ها است اگر چنان که فرمودید بعد تعقیب خواهید کرد اطلاعات خودم را در دسترستان خواهم گذاشت و امیدوارم نتیجه بگیرید (صحیح است(

رئیس- آقاى ملک مدنى

ملک مدنى- بنده هم نظرم این بود که این ماده به نظر بنده عیب ندارد آقایان موافقت بفرمایند زیاد صحبت نشود و به نظر بنده اشکالى ندارد رأى بگیریم.

رئیس- آقاى خسروشاهى

خسروشاهى- بنده می‌خواستم از آقاى وزیر دارایى سؤال کنم که در آخر این ماده نوشته شده به همان نرخ وصول نماید، به کدام نرخ؟ (وزیر دارایى- به نرخ روز به نرخ روز) اگر به ریال است که در قسمت اول لایحه نوشته شده است به نرخ روز اگر هم به ارز باشد که ارز را می‌گیرند پس به همان نرخ در آخر ماده دیگر زائد است و به کلمه نرخ احتیاجى نیست و این تولید اشکال خواهد داشت و بنده پیشنهاد می‌کنم حذف شود این قسمت آخر.

وزیر دارایى- مقصود این است که به همان نرخ روز که مشخص شده به نرخ آن روز پولش را می‌دهند آقاى امیر تیمور هم یک پیشنهادى کردند که در موعد مقرر همین کار بشود دیگر در این صورت در موعد مقرر باشد اشکالى ندارد.

طباطبایى- این که معنى ندارد آن را که شما پیشنهاد می‌کنید بى‌معنى‌تر است پیشنهاد آقاى خسروشاهى درست است و باید قسمت آخر حذف شود.

رئیس- پیشنهاد آقاى انوار:

پیشنهاد می‌کنم: عوض کلمه دارایى الخ نوشته شود مؤدى اختیار دارد الخ.

رئیس- آقاى انوار

+++

انوار- آقاى مخبر و آقاى وزیر دارایى توجه بفرمایند این که بنده عرض کردم. عرض کردم که دفتر دارد اسناد دارد دفتر و اسناد مناط اعتبار است مادام که هست اگر ایرادى داشتید به وزارت عدلیه مراجعه کنید...

وزیر دارایى- آقا این که مربوط به ماده هشتم نیست آن که گذشت.

انوار- بلى، ببخشید راجع به این ماده پیشنهاد عرض می‌کنم که ما باید به قدر مقدور تشویق کنیم براى مردم تسهیلات قائل شویم این شخص آمده است درآمد ارزى دارد دولت هم درآمد ارزى خودش را تسعیر کرد که دلار فرضاً 32 قران است بعد از آن که تسعیر کرد اختیار براى مؤدى باشد نه براى دولت یعنى مؤدى بتواند مالیاتش را به ریال بدهد یا به ارز نه این که اختیار براى دولت باشد دولت که در همه چیز اختیار دارد.

وزیر دارایى- آقاى انوار اگر توجه بفرمایند اینجا اظهار شد که الان ارز در انحصار دولت است وقتی که در انحصار دولت است شما نمی‌توانید این را بنویسید که مؤدى مختار است ارز بدهد یا ریال بدهد و حتماً باید ارزش را بدهد اینجا فقط چیزى که نوشته شده است درآمدهاى ارزى باید به نرخ روز که تسعیر شده آن را مؤدى بپردازد و اینجا مثل سایر جنس‌ها است که جنس‌ها را تسعیر می‌کنند اینجا هم نوشته‌اند به نرخ روز تسعیر به ریال شود آن وقت دولت می‌تواند که یا ارز بگیرد و یا ریال.

رئیس- آقاى انوار

انوار- مسترد می‌کنم

رئیس- پیشنهاد دیگرى است از آقاى منشور:

پیشنهاد می‌کنم ماده 8 به این طور اصلاح شود: مالیات بر درآمدهاى ارزى را مؤدى می‌تواند به ارز یا به ریال تأدیه نماید.

رئیس- آقاى منشور

منشور- مقصود بنده این بود که گفته باشم این قانون که به این عجله آمده است یک نواقصى دارد قربان بنده تذکرى دادم به آقایان حالا می‌خواهید رأى بدهید می‌خواهید رأى ندهید.

وزیر دارایى- این که آقایان نمایندگان اظهار می‌فرمایید این قانون را با عجله و شتاب آورده‌اند پریروز اینجا تذکر داده شد که چهار ماه است پنج ماه است این لایحه در کمیسیون‌ها است و در انجا مشغول مطالعه هستند بنده نمی‌دانم که یک قانون در اطرافش چند سال باید مذاکره بشود، الان چند ماه است که این قانون در کمیسیون‌هاى مجلس است آمده مطرح شده است و به نظر آقایان نمایندگان رسیده و البته از نقطه‌نظر این که مطالعاتش کامل شده است و چهار پنج ماه در کمیسیون‌ها مطرح شده و مورد شور قرار گرفته است. و بعد هم اگر می‌خواستم دو شورى باشد ممکن بود که قانون اصلاً از این مجلس نگذرد لذا تقاضا شد که به قید فوریت باشد که از این مجلس بگذرد آقایان هم موافقت فرمودند و رأى دادند و جلسات زیادى شد از طرف دولت و این اصلاحات شد.

منشور- مطالعه‌هایى که می‌فرمایید مربوط به مجلس شوراى ملى نیست باید در مجلس مطالعه شود جراید انتقادات به موقع و به جایى کردند البته این موضوعات به نظر هر کسى می‌رسد که مطالعاتى دارد آقایان هر کدام یک نظریاتى دارند و در کمیسیون اظهار کرده‌اند ما که در کمیسیون نبودیم اگر مى‌خواستید که به تصویب مجلس نرسانید خوب آن را به تصویب مجلس می‌رسانیدند و کافى بود که در جلسه خصوصى هم بحث کنید و یک ماده واحده بگذرانید که کمیسیون و اصنع قانون باشد ولى آقایان قبول نفرمودند و قرار شد در مجلس شور بشود اصلاحاتى هم که در مجلس شده است از اصلاحات لازمه بود به تصدیق خود آقاى وزیر داریى و حالا بنده پیشنهاد خودم را مسترد می‌کنم.

رئیس- پیشنهاد آقاى خسروشاهى

پیشنهاد می‌کنم در آخر ماده به همان نرخ حذف شود.

طباطبایى- صحیح است آقا آن عبارت زائد بود ولى این پیشنهاد صحیح است آقا.

+++

وزیر داریى- قبول می‌کنم آقا.

مخبر- قبول می‌کنم.

رئیس- موافقین با ماده هفتم و با این اصلاحاتى که شده است برخیزند؟ (اکثر برخاستند) تصویب شد.

ماده نهم- در تعیین میزان درآمد مشمول مالیات هر مؤدى چنانچه درآمد او از دوازده هزار ریال در سال متجاوز باشد اقلام زیر از درآمد ویژه او کسر می‌شود:

الف- مبلغى برابر شش هزار ریال.

ب- در صورتی که متأهل بوده و با عیال یا شوهر خود زندگانى نماید و یا این که کفیل خانواده باشد مبلغ چهار هزار ریال علاوه بر منافع خود.

ج- براى هر یک از فرزندان کمتر از هیجده سال که متکفل زندگانى آنها باشد مبلغ سه هزار ریال اضافه بر مبالغ فوق همچنین در صورتی که اطفال بیش از هیجده سال داشته باشند تا سن 25 سالگى آنها این معافیت منظور خواهد شد به شرط آن که مشغول تحصیل باشند.

د- صدى ده کلیه درآمد حاصله از حقوق و اجرت و مزد و فوق‌العاده‌ها.

ه- بهره دریافتى از کلیه وجوه پس انداز و سپرده‌هاى ثابت در هر یک از بانک‌ها در ایران و بهره حاصله از سهام دولتى ایران که خریدارى نموده است.

و- در مدت دو سال از تاریخ اجراى این قانون مبلغى معادل سه برابر بهره دریافتى در سال از وجوه پس‌انداز و سپرده‌هاى ثابت در بانک‌هاى ایران و بهره سهام دولتى ایران که خریدارى نموده است مشروط براین که این گونه وجوه و سپرده‌هاى ثابت و سهام را در عرض سال وسیله تضمین براى گرفتن وام قرار نداده باشد.

ز- وجوهى که براى بیمه عمر خود یا بستگانش در عرض سال پرداخت نموده پس از کسر مبلغ وامى که از شرکت بیمه یا بانک‌ها در ظرف سال دریافت و تا آخر سال پرداخت نکرده باشد.

ح- منافع وجوهى که به منظور آبادى ملک از بانک کشاورزى استقراض شده است.

وزیر دارایى- در قسمت هـ آخر این ماده این طور اصلاح شده است

(منافع وجوهى که به منظور آبادى ملک از بانک‌هاى دولتى استقراض شده یا استقراض‌هایى که در دفاتر اسناد رسمى به موجب اسناد ثبتى قبل از اول آبان 1322 استقراض شده است(

نیک‌پور- چرا اختصاص دادید به قسمت کشاورزى، تجارتى را ننوشته‌اید؟

وزیر دارایى- در قسمت کشاورزى نبود ولى در قسمت تجارتى بود و به جاى خودش است.

تهرانچى- صحیح است و باید در قانون منظور شود.

رئیس- آقاى انوار

انوار- در اینجا ماده نهم در واقع تسهیلاتى را که دولت در نظر گرفته است براى مؤدیان مواردش را تسهیلات قائل شده است و گفته است این مبدأ مأخوذ است از مالیات بر درآمدى که زمان مرحوم داور آمد معین کرد که در سال اگر 240 تومان هر ماه بیست تومان عایدى داشته باشد مالیات ندهد این مقدار در سال دویست و چهل تومان می‌شود و دویست و چهل تومان آن وقت الان که ملاحظه کنید چهار هزار تومان می‌شود و این هم حالا پولى نیست الان دولت ما کبریت را قوطى سى شاهى می‌فروشد سیگار دانه‌اى یک پول بود الان دولت سیگار را دانه‌اى 9 شاهى می‌فروشد و همین جور اجناس دیگرى که در انحصار دولت است و بدبختانه پس از آن که شرکت مرکزى تأسیس شد زندگانى مردم را آن شرکت مرکزى به این روز انداخته است که هنوز این آثارش باقى است و همه روزه دسته دسته گدا و بدبخت می‌شوند و اشخاصى که داراى منافعى بوده‌اند آن کارها ازشان گرفته شد و به فقر و فاقه افتادند و حالا تصور می‌کنید که دولت ایران یا ملت داراى یک پولى است که مالیاتى را ما بر آنها تحمیل کنیم ای کاش آن چهار فرسخ راه ما را درست نکرده بودند که اینجا بگویند مقاطعه‌کاران

+++

منفعت برده‌اند پس باید مالیات گزاف از مردم گرفت آقا ملاحظه توده ملت را بکنید این باعث شده که یک مالیات به این کمرشکنى را تحمیل به مردم بکنیم و مالیات جنگ بگیریم مالیات را به گردن سفته بازها و محتکرین ببندید بنده عوض یک رأى چهار رأى می‌دهم اما این یک مالیاتى است که بر توده ایران است بر تمام مردم ایران تحمیل می‌شود بیچاره طبقه دوم و سوم که متحمل این مالیات شدند آن وقت بار ما سبک‌تر می‌شود؟ آقا نانتان، قند و چایى و قماشتان را ارزان می‌کنند؟ کدام یک از اینها تفاوت پیدا کرده است؟ این مالیات است که تجار باز همین را روى اجناس‌شان می‌کشند دو مرتبه و به مردم می‌فروشند حالا در اینجا نوشته شده است اگر از دوازده هزار ریال مثلاً تجاوز کرد شش هزار ریال که ششصد تومان باشد براى اولاد ششصد تومان کار شصت تومان ازش می‌آید آقایان همه‌تان گرفتار خرج هستید هیچ نمی‌شود از این پول استفاده کرد خودتان خبر دارید اولاد هم دارید یک لباس یک پالتو براى بچه‌تان تهیه می‌کنید در حدود دویست تومان تمام می‌شود آن وقت براى بچه‌اى که در حجره پدر است آمده‌اند آن را موافقت کنند به سیصد تومان که عبارت از سى هزار تومان باشد از خزانه پادشاهى بهش تفضل کردند اگر زن داشته باشد 400 تومان یا چهل تومان اینها مسخره است آقا شما به طبقه توده توجه داشته باشید و مالیات را به طبقه‌اى که منافع بزرگ برداشته‌اند هرچه می‌خواهید مالیات را وضع کنید ولى این را بر سهم افراد تحمیل نکنید این است که بنده با این چیزهایى که نوشته شده است موافق نیستم و این را پیشنهاد می‌کنم می‌خواهید قبول نکنید نکنید مثل خیلى از چیزهایى که قبول نمی‌کنید یک چیز دیگر هم که بنده مى‌خواستم بگویم و ملتفت نشدم این است که می‌گوید بهره دریافتى از کلیه وجوه پس‌انداز و سپرده‌هاى ثابت در هر یک از بانک‌ها در ایران و بهره حاصله از سهام دولتى ایران که خریدارى نموده است در سهام پس‌انداز ملى که خریداری شده است این سهام پس‌انداز ملی به معنى سهام شرکت عمومى منظور بوده است؟ یا نظر دیگرى است آن را هم به بیان دیگرى واضح‌تر بفرمایید که معلوم شود سهام دولت چیست و این موضوع قسمت آخر که فرمودید اصلاح شده است (وزیر دارایى- این مربوط به این ماده نیست آقاى انوار) می‌دانم ولى اجازه بفرمایید فرض کنید شخصى آمده است یا از بانک کشاورزى یا بانک ملى یک پولى قرض کرده است براى کشاورزى این پولى که قرض کرده است آن پول را یک بار نمی‌دهد بنده در عراق و در جاى دیگر بودم که آمدند از بانک قرض گرفتند منافع (صدى شش) است بعد هم آمدند یک کارش کردند حق کارگر صدى دو (2%) بهش افزوده شد بعد حق ناظر بانک به آن افزوده شد صدى نه کم کم آمدند جلو و اگر جلویش گرفته نمی‌شد تا صدى صد هم می‌رسید پس حالا صدى نه را هم می‌گیرند ازش منافع را که می‌گیرند اینجا نوشته است منافع و چیزى که براى آبادى ملک یا قنات یا غرس اشجار گرفته است اگر منافع ازش نگیرند می‌گوییم خیلى خوب از آن منافع که گرفته نمی‌شود مستثنا می‌شود و اگر گرفته شود چرا استثنا کردند در صورتی که می‌رود و از بانک کشاورزى قرض می‌گیرد براى کشاورز دیگر چه چیز را براى او تخفبف دادیم این را هم یک قدرى توضیح بدهید تا بنده ملتفت شوم.

وزیر دارایى- اولاً توجه بفرمایید آقاى انوار این قسمتى را که می‌فرمایید براى طبقه سوم و طبقه متوسط چه اقدام عملى شده عرض کنم که در این قانون نسبت به درآمد تا چهارده هزار تومان عایدى در سال که در این قانون امروز هست از قانون سابق میزانش کمتر است و عرضى کردم میزانى که به موجب این قانون برمی‌دارند از قانونى که فعلاً مجرى است کمتر است و این قسمت از لحاظ طبقه سوم و طبقه متوسط که فرمودید این ملاحظه و مراعات شده است و از طرف دیگر یک تخفیفاتى هم منظور شده که این تخفیفات براى آن طبقه مفید است و اما این قسمت هـ را که فرمودید بهره دریافتى از وجوه پس‌انداز قانون صندوق خزانه البته خاطر آقایان مستحضر است که پس‌اندازی که می‌کند یکى وجوه بهره‌اى که از صندوق

+++

پس‌انداز می‌کند و یکى هم سپرده‌هاى ثابت که در بانک‌ها گذارده می‌شود یکى هم بهره حاصله از منابع سهام دولتى است که چند روز قبل قانونش تصویب شد که پنجاه میلیون سهام دولت به فروش می‌رود با این اسناد خزانه این سه چهار قسمتى را که اظهار شده است اشخاصى که وجوهى در این قسمت‌ها بگذارند و یک بهره‌اى بابت آن وجوه بگیرند از آن مالیات گرفته نمی‌شود و به آن بهره‌ها مالیات تعلق نمی‌گیرد و مستثنا می‌شود و این هم یک تشویقى است نسبت به این قسمت‌ها که سپرده‌هاى بانک باشد و سهام دولتى و پس‌انداز هر چه بهره از این قسمت‌ها گرفته می‌شود معاف است و ازش مالیات گرفته نمی‌شود، اما قسمت آخر هـ که فرمودید منافع وجوهى که به منظور این قسمت شد که ممکن است بعضى از مالکین براى آبادى و عمران غیر از بعضى خرج‌هایى که کرده‌اند و از این بابت‌ها سالیانه تنزیلى داده می‌شود این را قبول کردند آن وجوهى را که براى آبادى ملک استقراض شده باشد چه از بانک و چه به موجب اسناد ثبتى باشد و تا اول آبان 1322 آن را محدود کردند این اشخاص تنزیلى را که از این بابت‌ها می‌پردازند از پرداخت مالیات معاف خواهند بود.

رئیس- آقاى ملک مدنى

ملک مدنى- در دو جلسه قبل بود گویا راجع به اشخاصى که اولادشان را به اروپا می‌فرستند براى تحصیل مذاکره شد و پیشنهادى هم داده شد که هزینه آنها بالاخره از درآمد اشخاص کم شود و گمان می‌کنم آقاى مخبر فرمودند که این باشد براى این که در موقع خودش تأمین بشود به نظر بنده موردش اینجا است و در بند ح باید افزوده شود و این فکر به نظر بنده فکر بسیار صحیحى است و ما باید تشویق کنیم آقا تا این اشخاص که اولاد زیاد دارند و متمول هستند و آنها را به اروپا بفرستند و اشخاص تحصیل کرده زیاد بشود و در کشور وجودشان مفید باشد این بهتر است مخصوصاً اشخاصى که اولادشان را براى تحصیل طب می‌فرستند آقاى وزیر بهدارى می‌دانند الان دانشکده پزشکى ما گنجایش بیش از صد تا در سال قبول محصل ندارد و حال این که کشور ما خیلى زیادتر از این احتیاج به طبیب دارد در سال گذشته هم ما این مطلب را مذاکره کردیم که شاید یک توسعه به دانشکده طب بدهند این قضیه درآنجا مذاکره شد در موقعى که آقاى دکتر سیاسى وزیر فرهنگ بودند و موافقت کردند و قرار شد اقدام کنند و نکردند مردم مملکت آقا منحصر به طهران تنها نیست بنده مکرر عرض کردم مردم این مملکت طبقه مالیات بده که بار سنگین مالیات به دوش‌شان است طبقه‌اى هستند که در شهرستان‌ها و در ولایات هستند و اینها از همه نعمات محروم هستند متأسفانه تمام دستگاه این دولت که کار می‌کنند براى شهر تهران است و به هیچ وجه دولت توجه به ولایات ندارد وقتى هم آدم مراجعه می‌کند که مردم طبیب می‌خواهند خود آقاى وزیر بهدارى می‌گویند طبیب نداریم پس ما باید خودمان مردم را تشویق کنیم که بیشتر از این طریق بتوانیم استفاده کنیم براى کشور حالا که یک همچو مالیات به این سنگینى به قول آقاى انوار دارد وضع می‌شود مصلحت کشور هم در این است و بنده خودم هم با این فکر موافق هستم یک مزایایى هم باید قائل شویم به این جهت بنده یک پیشنهادى دارم در این موضوع و تقاضایم این است که آقاى وزیر دارایى و آقاى مخبر هم با این منظور موافقت بکنند این یک قسمت یک قسمت هم راجع به همان اصلاحى بود که فرمودید در بند ه راجع به قسمت منافع وجوهى که به منظور آبادى است صحبت شد که یک پول‌هایى هم براى ساختمان بنا و عمارت اشخاص از بانک رهنى استقراض کرده‌اند و شایسته است منافع آن وجوهى هم که استقراض شده است از بانک رهنى آنها هم راجع به حساب اشخاص براى معافیتشان منظور شود اگر این نظریات که به طور کلى گفته شده تأمین است که بنده عرضى ندارم و اگر تأمین نشده است باید این قسمت هم ملحوظ نظر باشد چه فرق می‌کند کسى که براى ملکش قرض کرده است یا کسى که براى تعمیر خانه یا براى ساختمانى هر دواش یک منظور و یک هدف دارد وقتى ما براى زارعین

+++

قائل شدیم باید براى خانه هم این نظریه را تأمین کنیم.

وزیر دارایى- اولاً قسمت خانه‌ها را آقاى ملک مدنى تصدیق بفرمایید که اغلب یک پولى گرفته‌اند و شاید خواسته‌اند بیایند بفروشند و بخرند و این یک چیزى است که در واقع نمی‌شود آن را تشخیص داد ولى از حیث آبادى ملک البته هر چه بیشتر آبادى در املاک بشود خوب است و مفید است ولى نسبت به خانه‌ها و عمارات اغلب عرض کردم براى خرید و فروش بوده است و تشخیص آن هم که براى خودش است یا براى فروش است این یک قدرى مشکل است براى قسمت محصلین که به اروپا فرستاده می‌شوند پریروز هم بنده عرض کردم اشخاص می‌توانند محصل به اروپا بفرستند که متمول باشند اشخاص متمول البته باید مالیات‌شان را بدهند یک کارى نیست که مخصوص فقرا و بى‌بضاعت باشد چون بنده الان خودم پسرم را فرستادم وقتى که از عهده‌اش بر بیایم که می‌توانم پسرم را بفرستم از عهده مالیات هم که یک وظیفه‌اى است براى من مانعى ندارد و این البته براى یک طبقه ممتازى است که می‌توانند این کار را بکنند تمول و دارایى دارند خرج اروپا را که می‌دهند خرج مالیات کشور را هم بدهند.

رئیس- آقاى صفوى

صفوى- در قسمت د این ماده آقاى معدل توجه بفرمایید یک ابهامى است که بایستى رفع این ابهام شود اینجا که نوشته شده است 10% (صدى ده) کلیه درآمد حاصله از حقوق و اجرت و مزد و فوق‌العاده این مفهوم مخالفش این است که صدى ده معاف می‌شود و صدى نودش باید مشمول مالیات بشود ولى در ماده 3 قسمت هـ آنجا نوشته شده است کلیه اشخاص که از دولت ایران یا شهرداری‌ها حقوق می‌گیرند فقط نسبت ب آن قسمتى که از دولت می‌گیرند معافند اولاً اینجا ذکر نشده است که این صدى ده کلیه درآمد از حقوق مستخدمین دولتى است یا غیردولتى؟ پس به طور کلى نوشته شده است و آن قسمت هـ از ماده 2 را هم متزلزل می‌کند به علاوه وقتى که شما منظورتان این است که کلیه مستخدمین را از پرداخت مالیات معاف بکنید یعنى مستخدمین دولتى و شهرداری‌ها را معاف بکنید بنده نظرم این است که مستخدم یک کارخانه را هم مشمول این قانون بکنید چه فرق می‌کند یک مستخدمى است که در کارخانه‌هاى دولتى کار می‌کند روزى 30 ریال 35 ریال 45 ریال بهش می‌دهند و از او مالیات نمی‌گیرند ولى یک مستخدمى که در کارخانه‌هاى ملى نساجى یا ریسندگى کار می‌کند این دو نفر را بین‌شان فرق نگذارید آن که از دولت حقوق می‌گیرد نباید بدهد این که در کارخانه‌هاى ملى کار می‌کند باید بدهد این درست در نمی‌آید بنابراین این یک ابهامى دارد و به علاوه بایستى اینجا مطلقاً تصریح کرد که کلیه اشخاص که درآمدشان از حقوق و اجرت و مزد فوق‌العاده است مشمول این قانون نخواهند شد فرقى نمی‌کند کسی که 30 ریال از کارخانه سیمان یا از کارخانه نساجى حقوق می‌گیرد با یک کسى که از کارخانه غیردولتى روزى 30 ریال می‌گیرد هر دو روزى 30 ریال می‌گیرند و باید هر دو معاف باشند نه این که یکى بدهد و یکى ندهد بنابراین عقیده بنده این است که قسمت د این طور شود: درآمد حاصل از حقوق و اجرت و مزد فوق‌العاده به کلى مشمول مالیات نشود که همان طور هم پیشنهاد کردم و تقدیم می‌کنم.

وزیر دارایى- آقاى نماینده محترم درست توجه بفرمایند به این قسمت که اگر ما مستخدمین دولت را از پرداخت مالیات معاف کردیم علتش این است که ما مالیاتش را خودمان باید تأمین کنیم فرض بفرمایید اگر یک وجوهى می‌دهیم براى حقوق اگر بنا شد یک مبلغ اضافى ازش گرفته شود فرق نمی‌کند باید خودمان به حقوقش اضافه کنیم بنابراین لازم نیست که یک چیزى خودمان بدهیم و خودمان هم پس بگیریم از این جهت مستخدمین دولت را معاف کردیم اما قسمت مستخدمین خارج البته آنها اگر حقوقشان کم است اشخاصى که کار می‌کنند برای‌شان آنها باید تأمین کنند ما از جهت تخفیف اول نسبت به این اشخاص هم یک تخفیفى قائل شدیم که تا هزار و دویست تومان اگر مستخدمى حقوق داشته باشد و بیشتر نداشته باشد از پرداخت مالیات معاف است

+++

علاوه بر 1200 تومان هم یک ترتیبى دارد که در این ماده نوشته شده است براى عیال چهارصد تومان براى فرزندانش هم همین طور معین شده است و معاف شده است بنابراین البته ما نسبت به مستخدمین خارج که براى دیگران کار می‌کنند آن تخفیف‌ها را تا این میزان قائل شدیم و اینجا هم علاوه بر این تخفیف‌ها گفتیم یک صدى ده هم از آن حقوق و اجرت و غیر ذلک که می‌گیرند این را هم حساب کنیم این هم علاوه بر آن تخفیفى است که قبلاً قائل شدیم این هم اضافه بر آن است و اگر بخواهیم از آن قسمتى که آقا پیشنهاد فرمودند صرف‌نظر کنیم باید از یک قسمت عمده مالیات صرف‌نظر کنیم.

رئیس- آقاى تهرانچى

تهرانچى- عرض کنم که آقاى وزیر دارایى در این قسمت یک بى‌لطفى فرمودند چون مأمورین دولت با سایرین در مقابل دولت هیچ فرقى نباید داشته باشد مملکت مأمور دولتش ایرانى است سایرین هم ایرانى هستند اینجا توجه بفرمایید آقاى وزیر دارایى در این لایحه تمام حقوق مأمورین دولت را از پرداخت مالیات معاف کرده است در اینجا ما از ماهى سى تومان هست یا ماهى شصت تومان یا ماهى صد تومان تا ماهى فرض کنید هزار تومان که در سال از 12 هزار ریال می‌شود تا 12 هزار تومان اینها را معاف کرده است خوب مردم دیگر چرا نباید از این معافیت استفاده کنند منظور از این چه بوده است منظور از این معافیت این بوده است که چون عواید آنها که حقوقشان باشد کفاف مخارج‌شان را نمی‌دهد به این جهت شما معاف کرده‌اید که تحمیل دیگرى سرشان نشود علت دیگرى ندارد و منظور همین بوده است چون ما مى‌بینیم امروز سطح زندگانى به قدرى گران شده است که این حقوق‌هایى که شما می‌دهید به آنها کفاف مخارج آنها را نمی‌دهد به همین جهت است که شما در ماده‌ای دیگر می‌گویید اگر درآمد دیگرى نداشته باشد یعنى اگر حقوق تنها داشته باشد این حقوق را معاف کردید براى این که اگر مالیات هم بخواهید از این بگیرید قوز بالا قوز می‌شود و دخلش خرجش را اداره نمی‌کند و با صدى سى صدى پنجاه معافیت هم نمی‌تواند خودش را اداره کند اما ما نمی‌توانیم مردم دیگر را مستثنا کنیم مردم دیگر هم همان مخارج را دارند و باید معاف باشند بیان آقاى صفوى خیلى به موقع و وارد است چون مردم دیگرى هم که به همان اندازه عواید داشته باشند که نمی‌توانند خرج خودشان را اداره کنند آنها هم باید معاف باشند این مطلب را ما مطلقاً می‌گوییم که باید براى آنها هم به همان اندازه معافیت منظور شود اگر مقصود این است که مردم غیر مستخدم دولت زندگانی‌شان مختل باشد آن امرى است علیحده در صورتی که بعضى مستخدمین دولت هم ممکن است عواید دیگرى داشته باشند که اصلاً جز درآمدشان نیاید اما سایر اهالى مزدورها مستخدمین عمله‌جات دوایر ملى یا غیر ملى سایر اشخاصى که درآمدشان همان است که می‌گیرند اگر به همان اندازه شما معاف نکنید زندگانى آنها هم مختل می‌شود عرض دیگرم که مى‌خواستم توجه بفرمایید این است که قسمت الف این ماده نهم عرض کنم که بند (ب) و (ج)‌اش خیلى کم نوشته شده است مثلاً براى متأهل 400 تومان در سال یعنى براى زن که سى و چند تومان می‌شود مالیاتش را نگیرند ببینید یک دست لباس چیست آقا براى یک کسى که زن داشته باشد چقدر می‌شود بیش از سى چهل تومان است غذا هیچ شکم هیچ کفش هیچ فقط ببینید لباسش چقدر می‌شود حالا می‌فرمایید که ما کمک می‌کنیم به اشخاص متأهل خیر آقا هم چه چیزى نیست و این منظور را شما تأمین نکرده‌اید استدعا می‌کنم قسمت ب را بهش اضافه بفرمایید و بفرمایید ده هزار ریال براى هر کسى که متأهل است زیاد هم بنده استدعا ندارم اولاً قسمت الف را 12 هزار ریال بکنید و براى قسمت ب و ج براى هر یک اولاد یا زن ده هزار ریال بکنید که در ماده می‌شود 80 تومان باز هم زیاد نیست یک جفت کفش الان هشتاد تومان است براى یک بچه در سال اگر دو جفت کفش بخواهید بخرید یک صد و شصت تومان است خودش می‌شود در سال براى چند اولاد می‌شود چندین ده هزار ریال پس این مبلغ کمک زیاده نیست یا هیچ نکنید و این دو تا پول

+++

سیاه هم نمی‌ارزد و خیلى کم است باید یک کارى بکنید که داشتن عیال و اولاد، توالد و تناسل را تشویق بکنید هر جامعه‌اى هر ملتى که توالد و تناسل را تشویق نکند در انظار خارجى قیمتى ندارد. قسمت دیگر عرض بنده در قسمت ز بود اینجا استثنا کرده است پولى را که نپرداخته باشد در ظرف سال بنده می‌گویم اگر نپرداخته است ازش صرف‌نظر می‌کنند و نمی‌گیرند ازش مقصود چیست؟ آقاى وزیر دارایى توجه بفرمایید قسمت ز می‌نویسد وجوهی که براى عمر خود و بستگانش در عرض سال پرداخت نموده پس از کسر مبلغ وامى که از شرکت بیمه یا بانک‌ها در ظرف سال دریافت و تا آخر سال پرداخت نکرده باشد البته مقصود از این که کسر کرده‌اید بیمه است که شرکت بیمه می‌دهد چیزی که می‌دهد اینها همه می‌رود به جیب دولت این چیزی که داد به جیب دولت می‌رود مالیات می‌گیرند آن وقت تازه از این هم می‌خواهند چیزى بگیرند همه معاملات با شرکت بیمه ایران است از این هم می‌خواهند بگیرند پولى که به عنوان وام گرفته و تا آخر سال نپرداخته می‌خواهید صرف‌نظر کنید؟ مگر شرکت بیمه از آن قسمت که پرداخته صرف‌نظر می‌کند یا نه! سال دیگر می‌گیرد چرا پس منهایش می‌کنید اگر وامى که پرداخته باشد در همان سال بیمه گذشت می‌کند و به او می‌بخشد این استثنا مورد دارد ولى آنها که گذشت نخواهند کرد و در اقساط بعدى خواهند گذاشت یا سال بعد ازش خواهند گرفت در قسمت ح هم راجع به وجوهى که به منظور آبادى ملک گرفته‌اند البته آن خوبى ندارد بایستى که بپردازد چه بهره‌بردارى چه تجارت چه ساختمان حالا فرمودید که بعضى‌ها ممکن است پول گرفته باشند و ساختمان نکنند باید آن منفعتى که می‌برند البته منافع زیادى برده‌اند آن منافع کسر شود پس گرفتن وجوهى براى بهره‌بردارى و آورده بهره مالیات هم داده است البته اضافه بر عواید خودش کرده است مثل هزینه‌اى است که بر هر مال‌التجاره اضافه می‌شود و این هم مورد قبول‌مان است یعنى هر چیزى که ازش انتفاع برده شود باید منظور شود.

وزیر مشاور (آقاى فهیمى)- اینجا آقایان راجع به قسمت مالیات مستخدمین و معافیت آنها فرمودند و اظهار کردند که سایر مزدورها هم باید همان طور باشند اما یک قسمت را ملاحظه نکردند که مزدور غیر دولتى به نسبت بالا رفتن نرخ زندگانى دست‌مزدش را روز به روز زیاد می‌کنند ولى مستخدم دولت این حق را ندارد یک حقوق معینى به او می‌دهند و با همان زندگانى می‌کند قانون افزایش هم گذشت که به هیچ وجه کمکى به حال مستخدمین نکرد در قدیم روزى سه قران چهار قران مزد داشت الان روزى سه تومان چهار تومان می‌گیرد اما مزدورهاى خارج یعنى غیر دولتى تمام اینها می‌توان گفت مزدشان و اجرتشان را روزانه زیاد می‌کنند تنها طبقه‌اى که از آن عمل محروم است مستخدم دولت است و بس و با یک حد معینى باید همیشه زندگانى کنند همیشه به سختى باید زندگانى کنند براى مستخدم ملى به هر اندازه که زندگانى جلو می‌رود حقوقش جلو می‌رود ولى براى مستخدم دولتى نمی‌کنند مگر گاهى به عنوان کمک و به آنها چیزى داده می‌شود علاوه بر این مستخدم دولت پولى که می‌گیرد می‌دهد مال دولت است یک مسئولیت‌هایى دارد که دیگران آن مسئولیت‌ها را ندارند باید رعایت این نکته را هم کرد. بین مستخدم دولت و سایر اشخاصى که اجرت می‌گیرند خیلى فرق است اینها مسئول کلیه قاطبه ایران هستند ولى مستخدمین غیر دولتى فقط مسئول رئیس خودشان هستند و آزادند که کار کنند یا نکنند اما راجع به معافیت‌هاى عیال و اولاد براى عیال و اولاد شاید یک قدرى کم باشد اما این قسمت را هم باید در نظر گرفت که اگر همه معافیت‌هایی را که در این قانون منظور شده است جمع کنیم مى‌بینیم که خیلى کمک شده است غیر از آن معافیتى که منظور شده صد تومان براى خودش براى اولاد سیصد تومان براى عیال چهارصد تومان شاید متجاوز از دو هزار تومان از عایدات خالص آنها معاف شده است اگر بنا بشود متدرجاً معافیت بیاوریم جلو دیگر چیزى باقى نمی‌ماند اما گرانى زندگى را فرمودید شما آقاى تهرانچى یک شخصى هستید متنفذ

+++

همین قدر شما رفقایتان را جمع کنید و بگویید چیت یک قدرى بیاورید پایین (طهرانچى- شما سیگار را دو مقابلش نکنید) باید آنها هم یک قدرى بیاورند پایین کمک کنید طبقه بى‌بضاعت بیچاره که زندگانى ندارند هر قدر اینها بروند بالا البته زندگانى این طبقه مردم هم سخت‌تر می‌شود به هر جهت اگر معافیت‌هایى که در اینجا منظور شده است در هر یک از مواد در نظر بگیریم از حد قبلى هم تجاوز می‌کند و بنده گمان مى کنم با این معافیت‌هاى زیادى که داده شده است شاید در سال آتیه مالیات به قدر امسال هم وصول نشود این است که استدعا می‌کنم که یک قدرى مساعدت بفرمایید که براى دولت هم یک چیزى باقى بماند

4- ختم جلسه به عنوان تنفس

رئیس- اجازه می‌فرمایید تنفس داده بشود تا سه ساعت بعد از ظهر- (صحیح است(

در این موقع (یک ساعت و نیم بعد از ظهر) جلسه به عنوان تنفس تعطیل و دو ساعت پیش از ظهر روز چهارشنبه 18 آبان مجدداً تشکیل گردید(

رئیس- آقاى طوسى‏

طوسى- به طوری که خاطر محترم آقایان متذکر است ماده 9 خواند شده است حالا پیشنهادات مطرح است‏

رئیس- پیشنهاد آقاى بهبهانى‏

پیشنهاد می‌نمایم در قسمت (ج) ماده 9 شش هزار ریال اضافه بر مبالغ فوق نوشته شود

رئیس- آقاى بهبهانى‏

بهبهانى- یک مرتیه بنده مذاکره کرده‌ام ولى این بخشودگی‌هایى که در این قانون ملاحظه شده است نسبت به وضعیت گرانى جنس و زندگى مناسب نیست اصل منظور قانون و قانون‌گذار در این قانون نسبت به متمولین و کسانى است که درآمد فوق‌العاده دارند که از آنها گرفته شود اولاً در همان قسمتى که در صد تومان و در سالى هزار و دویست تومان بخشودگى قائل شده‌اند فکر بکنید که یک نفر آدم که صد تومان دارد و کار می‌کند روزى چهار تومان یا پنج تومان می‌گیرد ماهى 150 تومان عایدى دارد با وجود این زندگانى او کمتر از کسانى که در این شهر زندگى مى‌کنند می‌باشد در هر صورت اینجا آمده‌اند و گفته‌اند اگر کسى صد تومان داشته باشد بخشودگى دارد ولى اگر با زنش و فرزندانش بخواهد زندگى کند چهارصد تومان دیگر بر این هزار و دویست تومان اضافه می‌شود اگر بچه داشته باشد در بچه‌ها اضافه شده است که سیصد تومان اضافه می‌شود آقایان اغلب اولاد دارند و می‌دانند که مخارج یک نفر بچه از یک نفر بزرگ بیشتر است یک نفر بچه گذشته از این که باید خوراک و پوشاکش بهتر و مناسب‌تر باشد مخارج فوق‌العاده‌اى هم دارد و این مخارج فوق‌العاده باور بفرمایید که کمرشکن است تصور بفرمایید که این بچه امروز ناخوش می‌شود در ناخوشى امروز وضعیت نسخه‌ها معلوم دواها معلوم وضعیت دکترها معلوم است من نمی‌خواهم تنقیدى از دکتر‌ها یا دارو فروش‌ها بکنم مملکت گرانى است و در گرانى این زحمت‌ها بر مردم وارد است اگر یک هفته این بچه بخوابد اقلاً صد تومان خرج دوا و طبیب می‌شود علاوه بر این خرج مدرسه دارد شما تصدیق بفرمایید که این خرج مدرسه از کوچک و بزرگ کمرشکن است هر روز یک خرج‌هایى دارد و گذشته از این حقوق مدارس هم زیاد شده است همه که بچه‌هایشان را به مدارس دولتى نمی‌فرستند و اگر هم بفرستند باز یک مخارجى دارد بنابراین بنده عقیده‌ام این است که 600 تومان کافى براى اداره کردن یک بچه در یک ماه نیست براى این که گذشته از خوراک مخارج فوق‌العاده دارد و مخارج مدرسه هم دارد حالا اگر این بچه یک قدرى بزرگ‌تر شده باشد مخارج مدرسه‌اش بیشتر است و مخارج خورد و خوراکش هم بیشتر است بنابراین تقاضا می‌کنم از آقاى وزیر دارایى که یک توجهى بکنند و یک قدرى بیشتر براى مردم و بچه‌دارها و اشخاصی که واقعاً بیچاره هستند فکرى بکنند.

معدل (مخبر کمیسیون)- اساساً بیانات آقاى بهبهانى صحیح است که مخارج یک طفلى و بزرگ کردن یک بچه البته بیش از این مبلغى است که در قانون منظور شده است

+++

ولى توجه به این نکته اساسى داشته باشند که مالیات این مبلغ فقط معاف است و این مالیات بسیار جزئى و ناچیز است با مالیات سیصد تومان البته این نکته را در نظر بگیرید که دولت حالا تصور نمی‌کند که از این مالیات با این وضعیتى که دارد تصویب می‌شود مبلغ هنگفتى به دست می‌آید و در قانونى که سابق تصویب شده و الان به موقع اجرا گذاشته می‌شود و در کار است هیچ این جور چیزها منظور نشده است اینها یک شالوده‌هایى است که در این قانون گذارده شده بعد اگر دیده شد که عواید رو به ازدیاد می‌رود البته این اختیارات با مجلس شوراى ملى است که همیشه اینها را از بین ببرد و امروز اگر ما بخواهیم این مستثنیات و این تخفیفات را زیاد بکنیم بیم این می‌رود که به مقصود نرسیم و شاید آن مالیاتى که الان عاید خزانه می‌شود به آن هم نرسیم بنابراین تصور می‌کنم که بهتر این است آقایان موافقت بفرمایند که به این ترتیب قانون بگذرد اصل مجلس شوراى ملى و دوامش در حکومت دموکراسى این است که همیشه قوانین در حال آزمایش است یعنى همیشه این حق براى مجلس باقى است که اگر در حین عمل دید یک جاى قانون نقص دارد اصلاح کنند راجع به این قانون هم از اول 1323 نمی‌شود نتیجه‌اش را پیش‌بینى کرد تقریباً از موقعى که به اجرا گذاشته می‌شود و از آن تاریخ که وجهش گرفته می‌شود یعنى در حقیقت از خرداد اجرا می‌شود اگر در آن موقع (که البته تا آن وقت مجلس بعد افتتاح شده است) دیدیم افراد در زحمت هستند ممکن است وضعش را تغییر بدهیم و الا با این ترتیب یعنى در موقع طرح هر ماده اگر از طرف آقایان نمایندگان گفته شود که آقا این طورش بکنید آن طورش بکنید با این وقت کوتاهى که ما داریم براى گذراندن این همه قوانین مهمى که در دست ما گذاشته‌اند کار پیش نمی‌رود و بنده عقیده‌ام این است که آقایان موافقت بفرمایند که این قانون به این صورت فعلى بگذرد این حق براى ماها همه باقى است که اگر در هر جا نقصى دیدیم رفع آن نقص را بکنیم.

رئیس- آقاى بهبهانى

بهبهانى- عرض کنم در قوانین باید ملاحظه اضعف را کرد و باید ملاحظه کرد که این آدم همین مقدار را دارد بیش از این هم ندارد علاوه بر این این نکته که فرمودند تاکنون بوده است بنده تصور می‌کنم این نظر را اغلب آقایان دارند و در این قانون یک محاسباتى هم شده است و شما از هر طریق که بروید به مقصود خودتان خواهید رسید حالا بر فرض این که بخواهید امتحان بکنید چه ضرر دارد که از آن طرف امتحان کنید و این بخشودگى را یک قدرى زیادتر قرار بدهید اگر کافى نبود بیاورید و اصلاح کنید بنابراین بنده تقاضا دارم رأى بگیرید.

وزیر بهدارى (آقاى اردلان)- آقاى بهبهانى توجه بفرمایید اینجا حالا ما داریم مالیات وضع می‌کنیم در وضع این مالیات یک فکر دیگرى پیش می‌آید در نگاه کردن به دارایى مردم یک نظر دیگرى می‌آید البته فرمایشات جنابعالى خیلى وارد است در صورتی که فکر کنیم که داراى یک ثروت و پولى هستیم که آن پول خرج ندارد و در فکر این هستیم که به خانواده‌ها چه طور کمک کنیم آن وقت این پیشنهادات مفید است. ولى هنوز درآمد این کار معلوم نیست که چقدر است و مخارج هم معلوم نیست فکر کنید اگر این قانون مالیات که در جریان است از مجلس نگذارد چه حالى دارد این بخشودگی‌ها که اینجا ذکر شده علاوه بر دوازده هزار ریال بخشودگى مواد قبل است و در قانون سابق هیچ فکرى براى این کار نشده بود در قانون حالا می‌شود توجه بفرمایید هر کارى را باید قدم به قدم جلو رفت اگر ما فکر کنیم که یک مرتبه می‌خواهیم به موجب این قانون به تمام آدم‌هاى بی‌چیز کمک کنیم ملاحظه بفرمایید این کار ممکن است؟ در صورتی که ممکن نیست آقا همچو پولى نداریم و اگر درآمد کم باشد ما نتیجه‌اى از این قانون نگرفته‌ایم بالاخره مقصود دولت این است که عواید را زیاد کنیم که از این ازدیاد درآمد ما بتوانیم یک کارهایى بکنیم نواقص اداره امور کشور را رفع کنیم همان بیمارستان‌هایى که فرمودید هیچ یک از این بیمارستان‌هاى مجانى آدم غنى را نمى‌پذیرد آدم فقیر را مى‌پذیرد اگر استطاعت کشور زیاد شد عوض 10 بیمارستان بیست تا بیمارستان درست می‌کنیم پس موافقت بفرمایید که پول براى

+++

کشور تهیه شود و از آن زیادى پول یک فکرهایى در مملکت بشود حالا دیگر بسته است به فکر اقایان (نمایندگان- رأى ، رأى(

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى بهبهانى آقایان موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

(دو مرتبه پیشنهاد آقاى بهبهانى به شرح سابق خوانده شد(

رئیس- پیشنهاد آقاى مهذب‏

معدل- صبر کنید تا تکلیف پیشنهاد آقاى بهبهانى معلوم شود پیشنهاد آقاى بهبهانى این طوری که حالا احساس می‌کنم این است که (به جاى 3 هزار ریال نوشته شود 6 هزار ریال) و الا نظرشان به بقیه دیگر نیست بقیه عبارت را نمی‌خواهند تغییر بدهند در حالی که منظور حقیقى آقا نسبت به سه هزار ریال است که شش هزار ریال شود. (بهبهانى- صحیح است(

رئیس- پیشنهاد آقاى مهذب هم در همین زمینه است و نظرشان تأمین شده است.

پیشنهاد آقاى ملک مدنى

پیشنهاد می‌نمایم که بند (ج) ماده 9 اضافه شود. همچنین هزینه محصلین که به خارج براى تحصیل رفته‌اند مطابق مدارک تحصیلى او که باید ارایه داده شود.

رئیس- آقاى ملک مدنى‏

ملک مدنى- بنده عرض زیادى ندارم عرض می‌کنم یک اشخاصى هستند که اولاشان را براى تحصیل به خارجه می‌فرستند کشور هم احتیاج دارد که هر چه بیشتر اشخاص تحصیل کرده از خارجه بیاید استفاده بیشتر می‌شود به آقاى وزیر دارایى هم عرض کرده‌ام حتى صحبت شد که یک مبلغى براى هزینه آنها در نظر گرفته شود بین دو هزار تومان و چهار هزار تومان و در ماه بنده عقیده‌ام این است که پیشنهاد خوبى است تشویق می‌کند اشخاصى را که می‌توانند اولادشان را به خارجه بفرستند سابقاً هم دولت مبالغى پول می‌داد که محصل به خارجه بفرستند حالا ما هم اینجا ارفاق کنیم که از پول خودشان اولادشان را بفرستند به خارجه و تحصیل کنند برگردند به مملکت و از مالیات معاف شوند به نظر بنده مطلب صحیحى است و امیدوارم آقاى وزیر دارایى قبول کنند.

معدل (مخبر کمیسیون)- یک مبلغ ثابتى را پیشنهاد بفرمایید براى این که اگر غیر ثابت باشد این موضوع عملى نمی‌شود گویا آقاى دکتر ادهم هم در این باب یک پیشنهادى کرده‌اند که مبلغ ثابتى دارد آن را قرائت می‌فرمایید که شاید مورد موافقت قرار گیرد.

رئیس- پیشنهاد آقاى دکتر ادهم

پیشنهاد می‌کنم که در ماده 9 اضافه شود کسانی که اولاد خود را براى تحصیل به خارج از ایران روانه نمایند براى هر اولادى سالى دوازده هزار ریال‏

معدل (مخبر کمیسیون)- با دوازده هزار ریال موافقت می‌شود.

وزیر دارایى- عرض کنم که البته از نقطه‌نظر این که بعضى از آقایان نمایندگان نظر داشته‌اند که مبلغى براى خرج تحصیل در قانون تعیین شود چنانچه پریروز هم عرض کردم براى این که تأمین نظریه آقایان بشود موافقت کردم که دوازده هزار ریال نوشته بشود براى خرج تحصیل و معاف شود حالا خواهش می‌کنم که آقاى ملک مدنى هم با همان ترتیبى که دکتر ادهم پیشنهاد کردند موافقت بفرمایند تا بعدها بتوانیم ترتیب بهترى بدهیم حالا اگر بخواهیم یک مبلغى اضافه کنیم به عقیده بنده از این قانون چیزى باقى نخواهد ماند.

رئیس- آقاى دکتر ادهم‏

دکتر ادهم- بنده دوازده هزار ریال که پیشنهاد کردم می‌دانم که دوازده هزار ریال کافى نیست که بتواند زندگى کند براى این که حداقل در آنجا به 300 تومان یا چهارصد تومان یا بیشتر احتیاج دارد براى این که در عایدات مالیات بر درآمد یک کسر زیادى وارد نیاید این مبلغ را پیشنهاد کردم که کمک بشود و تشویق بشود براى آنها

رئیس- آقاى ملک مدنى‏

ملک مدنى- عرض کنم بنده تعجب می‌کنم از آقاى دکتر حکیم‌الدوله که خودشان فرنگستان رفته‌اند و الان بچه‌هایشان هم آنجا هستند بالاخره باید اگر کارى می‌کنند

+++

یک کار صحیحى باشد بنده با این پیشنهاد آقاى دکتر ادهم و نظر آقاى وزیر دارایى موافقت می‌کنم ولى ملاحظه بفرمایید که دوازده هزار ریال براى یک نفر محصل چیزى نیست.‏

رئیس- بنده هم تصور می‌کنم که این مبلغ دوازده هزار ریال خیلى کم است براى این که جاهایى هست مانند انگلیس و فرانسه و آلمان که هیچ مناسب نیست با این مبلغ زندگى کرد.

رئیس- پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى‏

پیشنهاد می‌شود که در قسمت (ج) از ماده 9 به ترتیب زیر اصلاح شود.

بهره وجوهی که براى تحصیل درآمد کسب و تجارت و یا براى آبادى ملک از بانک‌ها استقراض شده باشد یا استقراض‌هایی که در دفاتر اسناد رسمى به موجب اسناد ثبتى قبل از اول آبان ماه 1322 به عمل آمده است.

معدل (مخبر کمیسیون)- با پیشنهاد آقاى دکتر موافقت می‌شود.

رئیس- پیشنهاد آقاى مرآت اسفندیارى

پیشنهاد می‌کنم که در ماده 9 بند (ج) براى هر یک از فرزندان شش هزار ریال منظور شود الى اخر (بعضى از نمایندگان- این که تمام شد(

رئیس- پیشنهاد آقاى صفوى‏

در ماده 9 قسمت (د) پیشنهاد می‌کنم این طور نوشته شود.

د- درآمد منحصر از حقوق و اجرت و مزد و فوق‌العاده‌ها

رئیس- آقاى صفوى‏

صفوى- در این قسمت بنده مکرر توضیحاتى عرض کردم که گویا آقاى معدل درست توجه نفرموده‌اند توجه بفرمایید در قسمت (ه) از ماده 9 کلیه کارمندانى را که از صندوق دولت حقوق می‌گیرند از پرداخت مالیات معاف کرده است همچنین کلیه اشخاصی که از دولت ایران یا شهرداری‌ها حقوق می‌گیرند در صورتی که در قانونی که فعلاً مجرى است و در دست اقدام است همه اینها مالیات می‌دهند در این قانون دولت آمده است یک ارفاقى کرده گفته است از مستخدم خودم مالیات نمی‌گیرم آقاى وزیر دارایى هم جلسه گذشته فرمودند که مستخدمین خرج دارند و ما نمی‌توانیم از یک دست حقوق بدهیم و از یک دست بگیریم به عقیده بنده این فلسفه درست نیست که می‌گویند مستخدمین دولت خرج دارند نباید از آنها مالیات گرفت ولى مستخدمى که در یک بنگاه ملى یا کارخانه ملى کار می‌کنند از آنها باید مالیات گرفت این موضوع براى مجلس شایسته نیست که فرق طبقاتى قائل شود یعنى بین دو دسته مستخدم یکى را بگوید دولتى است نباید مالیات بدهد و دیگرى که کارمند دولتى نیست باید مالیات بدهد ملاحظه بفرمایند آقاى معدل اینها یک نکاتى است که در ضمن عمل معلوم می‌شود و دچار اشکال می‌شویم و باید چشم باز کنیم و اینها را توجه کنید اگر بفرمایید چند ماده‌ای را که از قانون مالیات بر درآمد گذشته است و رأى داده‌ایم راجع به بقیه‌اش هم با یک ماده واحده رأى بدهیم موضوع دیگرى است ولى اگر ماده به ماده بخواهیم رأى بدهیم و مطرح بکنیم تصدیق بفرمایید که ما نمی‌توانیم چشم بسته رأى بدهیم بنده هم چه وکالتى از موکلین خودم نگرفته‌ام که چشم بسته به قوانین رأى بدهم آقا (با عصبانیت) این قانون با فرد فرد مردم تماس دارد درست توجه نفرموده‌اید اینجا نوشته است کلیه اشخاصى که از دولت ایران حقوق می‌گیرند نباید مالیات بدهند فرق نمی‌کند یک بنا که از شهردارى حقوق می‌گیرد مطابق این قانون نباید مالیات بدهد ولى یک نفر بنا که در بنگاه ملى کار می‌کند باید مالیات بدهد وانگهى چرا مستخدم دولت را معاف کرده‌اند یک نفر مستخدمى که الان دارد کار می‌کند و 190 تومان حقوق می‌گیرد 50/ 58 ریال پنج تومان و هشت قران و ده شاهى باید مالیات بدهد و کسی که 130 تومان حقوق می‌گیرد بیست و شش ریال و ده شاهى در زندگانى یک نفر مستخدم این مبلغ تأثیرى نخواهد داشت خرج مملکت را باید تمام افراد بدهند غرض این است که چه مستخدم دولت و چه غیر دولت هر کس باید اولین دفعه که پولى به دستش مى‌آید

+++

مالیاتش را بدهد براى این که مملکت خرج دارد فرق نمی‌کند بنده که وکیل هستم ماهى بیست و هفت تومان باید مالیات بدهم همین طور وزرا و سایرین چرا ندهیم چرا مستخدم دولت را معاف کرده‌اید (با عصبانیت) چرا باید مستخدمى که در یک بنگاه ملى کار می‌کند مالیات بدهد چرا این فرق طبقاتى را در قانون قائل شده‌اید این یعنى چه مجلس باید به تمام افراد به یک نظر نگاه کند (نمایندگان- صحیح است) بنده عرض می‌کنم یا از همه بگیرید یا از همه نگیرید مطابق این ماده 3 که الان اجرا می‌شود از چهل و پنج هزار نفر پنجاه هزار نفر مستخدم حقوق بگیر در آخر ماه از حقوقشان کسر می‌گذارید و می‌دهید به خزانه دولت این بیست و چهار پنج قران براى یک نفر کارمند تأثیر دارد ولى وقتی که جمع شد در درآمد دولت مؤثر است شما همه کارمندان دولت را معاف کرده‌اید آن وقت اضافه هم بهشان می‌دهید کمک می‌کنید لایحه 50 میلیون می‌آورید و می‌خواهید کمک کنید و جنس ارزان می‌دهید و برایشان فروشگاه درست می‌کنید بنده هم موافقم البته باید کمک کنید ولى عرض می‌کنم بین آنها و بین مستخدمی که در تجارتخانه‌ها و یا فرضاً در بنگاه جوش اکسیژن کار می‌کند چرا فرق قائل شده‌اید او چرا باید مالیات بدهد و مستخدم دولت ندهید اگر اشخاصی که شغل آزاد دارند او باید مالیات بدهد مستخدم دولت هم باید بدهد زیرا همه از منافع کشور و تأسیسات کشور و سازمان‌هاى کشور بالسویه استفاده می‌کنند کسی که از بهدارى و فرهنگ حقوق می‌گیرد با یک معلمى که در مدارس ملى تدریس می‌کند باید فرقى نداشته باشد معلمینى که در مدارس عالیه دولتى کار می‌کند نباید از حقوقشان کم شود ولى معلمى که در مدرسه ملى تدریس می‌کند باید از حقوقش کم بشود و مالیات بدهد این فلسفه ندارد آن روز که بنده عرض کردم آقاى وزیر دارایى فرمودند که ما نمی‌توانیم از یک دست بدهیم‏ و از یک دست بگیریم آقا این فلسفه درست نیست پس خواهش می‌کنم که بفرمایید امروز پول نان سیلو را هم از مستخدمین نگیرند چون از یک طرف می‌دهید و از یک طرف می‌گیرید مالیات یک چیزى است که باید هر کسى عادت کند و عادت هم کرده است ملت ایران بردبارترین ملت‌ها است که همیشه نسبت به قوانین موضوعه سر تکریم فرود آورده و اطاعت کرده است الان همه مردم عادت کرده‌اند آقاى وزیر دارایى توجه بفرمایید اگر ما بخواهیم این شکل عمل بکنیم یعنى ماده 3 را که در قانون فعلى است برداریم و این اشل را که براى مالیات حقوق تعیین کرده است حذف کنیم آن وقت سر و کار تمام مأمورین با مردم است حالا کارخانه‌ها و بنگاه‌ها یا کارخانه جوراب بافى آخر ماه که می‌خواهد حقوق مستخدمین خودش را بپردازد یک لیست تهیه می‌کند و روى این لیست مالیات را از حقوق آنها کم می‌گذارد و مالیات را می‌فرستد به اداره دارایى ادارات دارایى هم دیگر به آن مستخدم کارى ندارد و رئیس آن بنگاه مسؤل حقوق مستخدمینش است حالا شما این اشل را حذف کرده‌اید و نمی‌دانید که همه سر و کارشان با ادارات دارایى باىد باشد یعنى آن بناى روزى ده تومان مزد و آن مستخدم بنگاه ملى همه باید اظهارنامه بدهند و این ترتیب در محل موجب اشکالاتى می‌شود اگر ما هم نفهمیده و نسنجیده بخواهیم رأى بدهیم تولید زحمت براى مردم کرده‌ایم بنده عرض می‌کنم که تمام را یکسان بکنید یا بنده هم مالیات بدهم آقاى وزیر دارایى هم مالیات بدهند مستخدمین دولت هم به تناسب حقوقشان مالیات بدهند یا تمام مستخدمین ندهند این کار معنى ندارد....

رئیس- آقاى صفوى مختصر کنید.

صفوى- مختصر یعنى چه من حق دارم مطالب خودم را بگویم چه معنى دارد؟ مطلب مهم است ما که مکتب‌خانه نیامده‌ایم چه فرمایشی آقاى رئیس می‌کنند؟! مطلب اساسى است توجه کنید من می‌گویم به این ترتیب سر و کار تمام افراد مردم با وزارت دارایى و با مأمورین دارایى است و اسباب زحمت مردم می‌شوند اگر می‌خواهید مالیات بگیرید یک اشلى معین کنید و هر کس که عایداتش به آن مبلغ رسید ازش مالیات بگیرید و اگر عایدات بیشترى داشت بیشتر مالیات بگیرید خواه مستخدم دولت باشد یا غیر مستخدم

+++

دولت مثل همین ماده 3 قانون اصلاحى 1317 که الان دارید عمل می‌کنید که مستخدم دولت و دیگران همه مالیات می‌دهند اگر کسى عایداتش کمتر است البته کمتر مالیات می‌دهد بنده تقاضا می‌کنم این ماده را از این قانون بردارید و میزانى قائل بشوید که اسباب زحمت مردم نشود از مستخدمین دولت بگیرید از سایرین هم بگیرید مگر وزارت فرهنگ از بچه‌هاى مستخدمین که می‌روند در مدارس عالیه تحصیل می‌کنند شهریه نمی‌گیرد؟ مستخدم دولت وقتى بچه‌اش را می‌گذارد در مدارس عالیه باید شهریه بدهد اینها جز خرج هر کس است هر کسى باید مالیاتى را هم که به دولت براى مخارج عمومى لازم است بدهد و باید همه یکسان باشند اگر این ترتیب اجرا نشود دچار اشکال خواهیم شد.

معدل- فرمایشات آقاى صفوى چون یک قدرى با حالت عصبانى بیان فرمودند به نظر پیچیده آمد و الا مطلبشان روى این اصل بود که چرا از مستخدمین دولت مالیات گرفته نمی‌شود و بنده وقتى بخواهم جواب این قسمت را عرض کنم جواب قسمت مهمى از فرمایشات‌شان داده شده. عرض کنم به مستخدمین دولت تا به حال دولت حقوق می‌داد و یک مالیاتى هم ازشان می‌گرفت و یک عده‌اى را هم نشانده بود و به آنها حقوق می‌داد که حساب مالیات مستخدمین را بکنند در صورتی که دولت از آن دست به آنها می‌داد و از دست دیگر حساب می‌کرد و ازشان پس می‌گرفت این نظرى را که فعلاً دولت اتخاذ کرده است یک عمل حسابى بوده است دولت آمده است گفته است به جاى این که به شما 475 تومان حقوق می‌دهیم و بیست و هفت تومان ازش کسر می‌کنم چهارصد و پنجاه تومان به شما مواجب می‌دهیم. این فلسفه این کار است حالا خواهید فرمود که به مستخدمین دولت زیادتر رعایت می‌شود و چرا این رعایت‌ها می‌شود که براى مستخدمین دولت فروشگاه درست کرده‌اید زغال می‌دهید هیزم می‌دهید بنده عرض می‌کنم قبلاً آن قدر که ما از مستخدمین دولت طرف‌دارى می‌کردیم خود دولت طرفدارى نمی‌کرد خود شما همیشه در طرف‌دارى از مستخدمین دولت جدیت داشتید نسبت به مستخدمین دولت اگر آدم بی‌مصرف و چیز نفهمى است باید بیرونش کرد ولى اگر آدمى است حسابى و کارى دارد که لازم است و باید ازش نگاه دارى صحیح کرد به همان منطقى که خود شما از پیش‌خدمت و شوفر و آشپزتان رعایت می‌کنید همان رعایت‌هایى که شاید دو سال سه سال پیش چهار سال پیش نمی‌کردید پس این رعایت‌ها را که نکینم و یک چیزى هم که به آنها می‌دهیم بعد یک دستگاهى هم درست کنیم به اسم مالیات بر درآمد یک مبلغى را هم از آنها بگیریم. ضمناً خواستم یک نکته‌اى را هم عرض کنم که بیان جنابعالى تفسیرى از ماده 2 که تصویب شده محسوب نشود چرا؟ براى این که در ماده 2 قسمت (ه) می‌گوید. کلیه اشخاصى که از دولت ایران یا شهردارى‌ها حقوق بگیر هستند فقط نسبت به آن قسمت درآمدى که از بابت حقوق و اجرت و فوق‌العاده از خزانه دولت یا صندوق شهردارى به آنها پرداخت می‌شود. از این قسمت مقصود بنایى نیست که براى شهردارى کار می‌کند مقصود مأمورین حقوق بگیر هستند یک وقتى که می‌گویند مالیات بر درآمد از کلیه اشخاصى که از صندوق دولت به هر عنوانى از عناوین حقوق دریافت می‌دارند و وجهى دریافت می‌دارند این اشخاص معاف هستند این منظور مستخدمین دولت است نه بنایى که اجرت می‌گیرد ولى ممکن است که بنا هم همین طور باشد اگر شما یک بنایى را استخدام کردید و ماهى پنجاه تومان به او می‌دهید که هر وقت کار بنایى دارید انجام بدهد این غیر از آن است که یک بنایى را امروز می‌گیرید کارش را می‌کند غروب هم که می‌رود حقش را می‌دهید این را نمی‌گویند حقوق بگیر پس فرق است بین آدم حقوق بگیر با یک کسى که کار می‌کند و مزد می‌گیرد (طباطبایى- پس مقصود از کلمه اجرت در این ماده چیست) ترتیب پرداخت حقوق به مستخدمین دولت اسامى مختلف دارد و این اصطلاح پرداخت حقوق است نه مقصود اجرت روزانه است. قسمت دیگرى که باز باید آن را تفکیک کرد از این قسمت موضوع کارمندان مؤسسان وابسته دولت است که در این مورد هم آقاى ملک

+++

مدنى شرحى فرمودند مثل بانک ملى و بانک کشاورزى که تمام یا یک قسمتى از سرمایه آنها را دولت داده است در این قسمت هم فرمودند که جرا آنها را معاف نکرده‌اند بنده با این که جواب این قسمت را واگذار کرده بودم که در شور کلیات عرض کنم ولى حالا که مذاکره در این قسمت‌ها شد عرض می‌کنم که نمی‌شود آنها را مثل مستخدمین دولت معاف کرد چون مستخدمین دولت مطابق یک قوانین خاصى و یک نظامات معینى حقوق می‌گیرند و دولت کمتر اختیار دارد حقوق آنها را کم و زیاد کند مگر به موجب آن قوانین ولى حقوق مستخدمین این مؤسسات اختیارش با هیئت مدیره‌شان است یعنى ممکن است هیئت مدیره امروز عصر تشکیل بشود و حقوق عده‌ای از اعضا را صد ده اضافه کنند یا خیر می‌بینند فلان عضو بهتر کار نمی‌کنند به او اضافه نمی‌دهند و به همان فلسفه‌اى که می‌گویند هر چیزی که به دست دولت افتاد خراب می‌شود براى این است که دولت همه را به یک چشم نگاه می‌کند و می‌گوید که هر کس فلان رتبه دارد به او فلان مبلغ اضافه بدهند ولى در آن مؤسسات اگر مستخدمى بهتر کار کرد بهتر حقوق به او می‌دهند و هر وقت هم بخواهند به او حقوق می‌دهند و تابع مقررات خاصى هم نیستند بنابراین آنها را نمی‌شود تابع این قسمت قرار داد اما این که ضمن فرمایشات‌شان فرمودند (با این که حق است که آقاى وزیر دارایى جواب این قسمت را بفرمایند) بنده عرض نکردم که چشم بسته رأى بدهید و بنده هم که از این لایحه دفاع می‌کنم فقط عرض بنده این است که تشخیص خود ما این است که این قانون را بگذرانیم وقتی که خواستیم بگذرانیم آن وقت آن قدر دست بردن در قانون که دیگر صاحبش آن را نشناسد موجب خواهد شد که از روز اول در اجرایش اشکال تولید می‌شود و الا پیشنهاداتى که واقعاً مورد قبول و نظر آقایان و مفید و خوب باشد مسلماً قبول می‌شود الان ملاحظه فرمودید پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى بدون این که توضیح داده شود و بحث شود درش موافقت شد. پس بنابراین این را خیال نکنید که می‌گویند به همین صورتى که داده‌ایم به همین صورت تصویب شود ولى براى این که این وقت باشد سایر قوانین لازم را هم بگذرانیم و تصویب شود بهتر این است که زودتر به این قانون آقایان رأى بدهند که تکلیف این قانون معلوم شود و براى آن لوایح هم وقت باقى بماند.

رئیس- آقاى صفوى به پیشنهاد شما رأى بگیریم؟

صفوى- بلى رأى بگیرید نباید فرقى بگذارید بین مستخدم دولت و سایرین.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى صفوى موافقین برخیزند (عده کمترى برخاستند) تصویب نشد.

پیشنهاد آقاى منشور

پیشنهاد می‌شود در ماده 9 بند (ه) نوشته شود: منافع وجوهى که به منظور آبادى ملک و ساختن خانه و مستغلات از بانک‌ها و اشخاص و سایر مؤسسات استقراض شده باشد.

معدل- وقتى با پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى موافقت شد آن هم عین پیشنهاد آقاى منشور است و نظرشان تأمین شده.

منشور- صحیح است. پس می‌گیرم.

رئیس- پیشنهاد آقاى امیر تیمور

ط- براى هر یک پدر یا مادر یا برادر یا خواهر علیل و پیرى که قادر به تأمین اعاشه خود نباشد شش هزار ریال.

معدل- این پیشنهاد را دو مرتبه بخوانند.

ه شرح سابق خوانده شد(

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- ملاحظه بفرمایید در این ماده یک قسمت‌هایى را مشمول معافیت قرار داده‌اند براى فرزند و عیال و اینها فرض کنیم که جنابعالى داراى یک پدر یا مادر یا خواهر علیل پیر و از کار افتاده‌ای داشته باشید که آنها قادر به اعاشه و زندگانی خودشان نباشند البته بایستى یک رعایت‌هایى هم نسبت به مؤدى که متکفل مخارج آنها است بشود و این هم یک چیز فوق‌العاده عادلانه‌ای است و شش هزار ریال هم حداقل یک خرجى است که براى یک نفر در نظر گرفته می‌شود بنده پیشنهاد کردم در صورتی که داراى چنین پدر یا

+++

مادر یا برادر و خواهری باشد که از کار افتاده و علیل باشند نسبت به آنها هم این رعایت بشود و استدعا می‌کنم آقاى مخبر و آقاى وزیر دارایى لطفاً این پیشنهاد را قبول بفرمایند.

وزیر دارایى- در جلسه دیروز هم به عرض آقایان رساندم که این لایحه مالیات بر درآمد مدتى در کمیسیون مطرح شود و مذاکره بود و بالاخره یک توافقى بین کمیسیون و دولت در این قانون حاصل شد و آن راپورتى که از طرف کمیسیون داده شد همان طور که آقایان ملاحظه فرمودند از نقطه‌نظر این که زودتر بگذرد دولت همان راپورت کمیسیون را به قید دو فوریت پیشنهاد کرد و مجلس هم موافقت کرد که قانون به این صورت بگذرد البته در اطراف این قانون در کمیسیون یک مذاکراتى شد و توافق شد که این قانون به صورتى بگذرد که مفید باشد و بتواند جبران کسرى بودجه مملکت و وضعیت حاضر را بکند حالا البته هر قسمتى از این مطالبى که هست همه اینها به جاى خودش صحیح است همچنین پیشنهادى که آقاى امیر تیمور فرمودند و پیشنهادات دیگر آقایان که از نقطه‌نظر ارفاق به مؤدیان است ولى از یک طرف دیگر هم ما یک نظرى از این قانون داریم اگر بنا باشد در همه قسمت‌هایش ما تخفیف قائل شویم و از بین برود بالاخره آن مقصود و منظورى که ما داریم بالنتیجه از بین می‌رود بنابراین بنده تصور می‌کنم همان طورى که در بعضى قسمت‌ها موافقت شد و با رئیس کل دارایى و سایر مستخدمین هم که از این قوانین اطلاعات بیشترى دارند مشورت شد و در کمیسیون موافقت شد آقایان هم موافقت بفرمایند به همین ترتیب بگذرد زیرا در هر یک از این مواد و قسمت‌ها یک مذاکرات مفصلى در کمیسیون شد و اگر ما بخواهیم در هر قسمتى یک چیزى کسر بکنیم و تخفیفى در نظر بگیریم گمان می‌کنم آن نتیجه‌ای که مطلوب است از دست خواهد رفت البته هر نظرى که در مجلس شوراى ملى مورد موافقت اکثریت آقایان باشد و آقایان صلاح بدانند ما هم قبول می‌کنیم و مورد موافقت است ولى آقایان هم باید در نظر بگیرند که این قانون طورى نشود که آن نتیجه مطلوبه از بین برود حالا دیگر بسته به نظر مجلس است.

وزیر پست و تلگراف- قبل از این که رأى به این پیشنهاد گرفته شود (چون مملکن است تصویب بشود) بنده یک تذکر عبارتى داشتم. در ماده نوشته شده است براى هر یک از فرزندان وقتى که در مورد پدر یا مادر هم طبق این پیشنهاد نوشته شود براى هر یک از پدر یا مادر این قید تعدد پدر یا مادر به نظر زننده می‌آید و فرض تعدد می‌رود.

امیر تیمور- پیشنهاد شده براى هر یک از پدر یا مادر یا برادر و خواهر و این هم درست است.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى امیر تیمور. موافقین برخیزند (عده کمترى قیام نمودند) تصویب نشد..

تهرانچى- عده‌ای که برخاسته بودند سى و شش نفر بودند و تصویب شد. اگر تردیدى هست دو مرتبه رأى گرفته شود.

رئیس- تریدى نبود که مجدداً رأى گرفته شود و رد شد.

تهرانچى- تردید شد و مطابق نظامنامه باید با ورقه رأى گرفته شود.

رئیس- عده موافقین سى و چهار نفر بود و از هفتاد نفر عده حضار رد شد.

پیشنهاد دیگر آقاى امیر تیمور

پیشنهاد می‌کنم: در آخر قیمت (ح) ماده 9 اضافه شود (فرع قروضش ثابت(

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- یکى در قسمت‌هاى خوب این ماده 9 همین قسمت (ه) است و بنده یک جمله‌ای هم اینجا اضافه کردم که فرع قروضش ثابت هم اضافه شود. آقاى مخبر تمنا می‌کنم توجه بفرمایید مالیات را اشخاص بایستى به نسبت دارایى و تمکن و توانایى که دارند بدهند ولى فرض بفرمایید یک کسى است قروض زیادى دارد و در سال یک مبالغ زیادی باید فرع آن قروض را بدهد اقلاً آن فرعى را هم که می‌دهد از مالیات معاف کنید و این پیشنهاد فوق‌العاده عادلانه است زیرا مالیات را اشخاص متمکن باید بدهند نه اشخاصى که

+++

قرض دارند و مبالغى باید فرع آن قروض را بدهند و تمنا می‌کنم آقاى مخبر قبول بفرمایند.

معدل- پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى که مورد موافقت قرار گرفت یک قسمت از نظر آقاى امیر تیمور را تأمین می‌کند براى این که در آنجا ذکر شده است که براى کسب و تجارت و امور رعیتى و کشاورزى و ساختمان مستغلات افراد از بانک‌ها می‌توانند قرض کنند و فرع آن را به حساب بیاورند و قسمت دیگر هم که در خود ماده است فرع قروضى که در دفاتر اسناد رسمى به موجب اسناد ثبتى تا اول آبان 1322 به عمل آمده محسوب می‌شود اگر می‌خواهید بفرمایید از این به بعد هم اگر اشخاصى به افراد قرضى داشته باشند محسوب شود ایجاد اشکال می‌کند براى این که ممکن است یک اشخاصى باشند که چندان حسن عمل نداشته باشند و بیایند یک صورت ظاهرى درست کنند و با همدیگر تبانى کنند و این کار برخلاف منظور است (امیر تیمور- از بانک‌ها فقط) نسبت به بانک‌ها نظر حضرتعالى تأمین شده است (امیر تیمور- نوشته شود فرع قروض ثابت از بانک‌ها) این قسمت نوشته شده و در ماده هست.

امیر تیمور- بنده از توضیح آقاى مخبر اتخاذ سند می‌کنم چون نظر بنده تأمین است و فرع قروضى که اشخاص از بانک‌ها کرده‌اند و فرع ثابت می‌دهند معاف است مسترد می‌دارم.

رئیس- پیشنهاد آقاى مجد ضیایى‏

بعد از کلمه مشغول تحصیل باشند نوشته شود: یا اولادى داشته باشند از کار افتاده یا علیل‏

رئیس- آقاى مجد ضیایى‏

مجد ضیایى- ملاحظه بفرمایید در ماده می‌نویسد و معافیت فرزندان تا سن 25 سالگى در صورتی که مشغول تحصیل باشند باقى خواهد بود ولى بعد از 25 سالگى این معافیت از بین می‌رود ولى اگر یک کسى اولاد علیلى داشته باشد که بعد از 25 سالگى هم از عهده کار کردن برنیاید در این صورت شامل این بند نمی‌شود....

معدل- بیشتر توضیح بفرمایید که مقصود را بفهمم‏.

مجد ضیایى- در اینجا 25 سالگى موقع معافى فرزند تمام شده است اگر یک کسى یک دخترى داشته باشد که علیل و از کار افتاده باشد شامل نخواهد شد و خودتان تصدیق بفرمایید که وقتى یک فرزندى علیل و از کار افتاده باشد باید مشمول این معافیت بشود در صورتی که مطابق این ماده بعد از بیست و پنج سالگى معاف نمی‌شود.

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقاى مجد ضیایى برخیزند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد.

پیشنهاد آقاى تهرانچى

اینجانب پیشنهاد می‌کنم قسمت (الف) ماده 9 به دوازده هزار ریال و قسمت (ب) و (ج) به ده هزار ریال بالا برده شود در قسمت ده صدى ده حذف شود و قسمت (ج) این طور اصلاح شود: منافع وجوهی که به منظور آبادى املاک و یا هرگونه بهره‌بردارى دیگری

معدل- اینها را تفکیکاً بخوانید.

در قسمت (الف) ماده 9 به دوازده هزار ریال‏

رئیس- آقاى تهرانچى‏

تهرانچى- عرض کنم بنده در قسمت اول که شش هزار ریال براى هر مؤدى معین کرده است بنده دوازده هزار ریال پیشنهاد کردم این ششصد تومان یک هزار و دویست تومان می‌شود شما وقتی که مستخدمین دولت را از پرداخت مالیات معاف کردید براى چه بود؟ براى این بود که مخارج زیاد است و حقوق او به خرجش نمی‌رسد و از همین جهت هم که از عواید کسانی که کمتر عواید دارند مالیات کمترى می‌گیرید براى این که خرج گران است پس در نظر بگیرید که کسى سالیانه یک هزار و دویست تومان عواید دارد یعنى ماهى صد تومان با این گرانى مخارج مبلغ زیادى نیست که مالیات به آن تعلق بگیرد و خواهش می‌کنم موافقت بفرمایید که این شش هزار ریال در این قسمت به دوازده هزار ریال تبدیل شود که نسبت به اشخاص کم عایدى یک ارفاق بیشترى بشود.

+++

معدل- در این باب در کمیسیون مذاکره مقتضى به عمل آمد و تقریباً می‌شود گفت که یک ثلث مجلس شوراى ملى عضو کمیسیون بودند البته براى طبقات عالیه که منظور آقا نیست این ارفاق براى طبقات متوسط و پایین است خانواده تصور می‌فرمایید از چند نفر تشکیل می‌شود از پدر و مادر خانواده و اقلاً دو طفل ما حساب کردیم که این مرد براى خودش ششصد تومان معاف کردیم براى زنش هم چهارصد تومان براى هر طفل هم ششصد تومان که نسبت به دو طفل او یک هزار و دویست تومان می‌شود پس روی هم دو هزار و دویست تومان براى او معافیت قائل شده‌ایم مگر یک فرد متوسط مادر آمدش از این مبلغ تجاوز می‌کند که مشمول مالیات بشود؟ (تهرانچى- پول تنزل دارد) مگر منظور جنابعالى طبقات بالاتر باشد (تهرانچى- خیر طبقات متوسط است) ما می‌دانیم که عایدى طبقات متوسط و پایین ما عایدات‌شان هیچ وقت از این مبلغ تجاوز نمی‌کند و امروز با این که درآمدها نسبتاً زیاد شده است عایدى آن طبقاتى که ما برایشان دلسوزى می‌کنیم روزى چهار پنج تومان بیشتر نیست و مشمول نمی‌شود اگر براى طبقات بالاتر است پس شما باید رعایت عواید دولت را هم بکنید براى همان طبقات و اشخاصى که شما دل برایشان می‌سوزانید دولت از کجا بیاورد دسته مجانى درست کند؟ براى آنها بهدارى و بیمارستان درست کند؟ راه‌ها را بسازد؟ اینها را حساب کنید و طورى باشد که این دلسوزی‌ها عکس‌العمل پیدا نکند هر وقت صحبت این مالیات می‌شود آقایان فوراً نظرشان می‌رود روى یک عده معدودی که عایداتشان از صد هزار تومان بیشتر است که آنها مبلغى زیادتر می‌پردازند ولى در نظر بگیرید که بیشتر اشخاص عایدی‌شان کم است و راه معافیت براى آنها از هر طرف باز است و مالیاتى که از طبقات پایین متوسط گرفته می‌شود آن قدر کم است که چیز قابلى نخواهد بود و اگر ما بخواهیم در این قانون آن قدر معافیت درست کنیم که از طبقات متوسط هم هیچ چیز گرفته نشود مثل این است که بگویید اصلاً این مالیات گرفته نشود و اگر درست توجه بفرمایید به ارفاق‌هایى که به این طبقه شده است قطعاً جنابعالى هم معتقد خواهید شد که همین حدى که در نظر گرفته شده بسیار حد عادلانه و خوبى است‏.

تهرانچى- بنده از این قسمت پیشنهاد صرف‌نظر می‌کنم.‏

رئیس- قسمت دوم پیشنهاد آقاى طهرانچى خوانده می‌شود.

قسمت (ب) و (ج) به ده هزار ریال بالا برده شود.

تهرانچى- همان وقتی که بنده در ماده صحبت کردم در این موضوع هم عرض کردم که براى یک عیال در سال چهار هزار ریال که چهارصد تومان است در نظر گرفته شده در صورتی که اگر بخواهد یک کسى یک دست لباس براى عیالش بگیرد قیمتش بیش از این مبلغ است این است که بنده پیشنهاد کردم که این مبلغ به ده هزار ریال بالا برده شود و اگر این قسمت را قبول بفرمایند بنده قسمت (ج) را پس می‌گیرم‏.

وزیر دارایى- با توضیحاتى که آقاى مخبر دادند و خود آقا هم قبول فرمودید که براى خود شخص شش هزار ریال باشد وقتى براى خود او شش هزار ریال را قبول کردید براى عیالش ده هزار ریال مورد ندارد و به علاوه براى بچه‌ها هم که اضافه شد و هر کدام شش هزار ریال شد (تهرانچى- این براى تشویق تأهل لازم است) و با این تخفیفاتى که داده شده است اگر بخواهید کارى بکنید که این قانون عملى نشود آن یک مطلبى است و الا همان طور که حساب کردیم این رقم‌هاى بالا تعدادش خیلى کم است و تازه فرض کنید که هزار تومان هم با این تخفیفات اضافه داشته باشد مالیات هزار تومان بیست تومان می‌شود و این هم چیز زیادى نیست.‏

تهرانچى- این قسمت را هم مسترد می‌کنم.‏

رئیس- قسمت دیگر پیشنهاد آقاى تهرانچی

در قسمت صدى ده حذف شود و قسمت (ح) این طور اصلاح شود: وجوهى که به منظور آبادى املاک و یا هر گونه بهره‌بردارى دیگرى

+++

بعضى از نمایندگان- این قسمت هم ضمن ماده تأمین شده است.

تهرانچى- این قسمت را هم پس می‌گیرم.

رئیس- پیشنهاد آقاى دبستانی

پیشنهاد می‌نمایم در ماده 9 در بند هفتم نشان (ح) که اصل قرضه هم در سال آخر که پایان مدت وام است مثل منافع آن منظور و از درآمد ویژه کسر شود.

رئیس- آقاى دبستانى

دبستانى- بنده استدعا می‌کنم از آقاى وزیر و آقاى مخبر که درست دقت کنند به عرایض بنده بعد تصمیم بگیرند مملکت ایران تقریباً آنچه که در طى حوادث و توالى و امور مختلف پیش آمده است تقریباً یک پنجم دایر است و چهار پنجم آن بایر است و آن هم به نسبت عددى است نه کمیت مثلاً خرابى اهواز شاید مطابق تمام این دهاتى که امروز دایر است بیشتر و ضررش زیادتر است و براى یک مملکت در موقع تولید و حیات شرط اعظم بقا نفوس است و بقا کشور است و وقتی که یک مالیاتى وضع می‌شود باید دو چیز را در نظر بگیرند یکى این که قوه تولید مردم فلج نشود یعنى شخص در عین این که می‌خواهد حرکت کند دست و پایش بسته نشود و آبادى مملکت هم در نظر گرفته شود (که سلطان نخواهد خراج از خراب) البته وقتی که قوه تولید مردم زیاد شد مملکت آباد می‌شود ولى وقتى قوه تولید کم شود مملکت رو به خرابى می‌گذارد و این نه تنها به ضرر مردم است بلکه در واقع خزانه کشور را از بین می‌برد و دچار فقر و بدبختى می‌کند و براى تشویق اشخاصى که می‌خواهند املاک بایر را آباد کنند لازم است اصل قرضى را هم که سال آخر می‌پردازند معاف باشد در سال آخر ملکش هم هنوز یک حاصل عمده ندارد که وفا کند به قرضش این یک طوفانى است در زندگانى او که براى پرداخت قرضش حاصل می‌شود حضرت امیر در دستورى که به مالک اشتر می‌دهد می‌فرماید.

«فلیکن عمارة‌الارض ابلغ فى نظرک عن نظرک فى‌الجلاب الخراج لان ذلک لایدرک الا بها و من الطلب الخراج بدون عمارت فقد اخرب البلاد و الملک العباد و لم یستقم امره الا قلیلا»

این یک عبارتى به این بلاغت است که حقیقتاً شبیه به آیات قرآن است و علاوه بر این بهترین نقشه اقتصاد است و مخصوصاً باید توجه کرد از آدم اسمیت و ریکاردو که علماى معروف اقتصاد هستند ما استفاده می‌کنیم ولى این فرمایش حضرت امیر را بهش پشت پا می‌زنیم. به دیوژن کلبى گفتند که حرف تو را قبول نمی‌کنند گفت من حرفم را می‌زنم می‌خواهند قبول کنند می‌خواهند قبول نکنند.

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقاى دبستانى برخیزند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد.

پیشنهاد دیگر آقاى دبستانى

پیشنهاد می‌کنم براى هر یک فرزند 4 هزار ریال در نظر گرفته شود.

بعضى از نمایندگان- آقا تأمین شد نظر شما.

رئیس- پیشنهاد آقاى انوار

پیشنهاد می‌کنم در قسمت (ب) ماده 9 عوض 4 هزار ریال 6 هزار ریال نوشته شود.

رئیس- آقاى انوار

انوار- اولاً براى ارادتى که به آقاى معدل دارم و همین طور به آقاى وزیر دارایى دارم این را تذکر می‌دهم که مواد قانون اساسى را در نظر داشته باشید هیچ چیزى رسمیت پیدا نمی‌کند مگر در مجلس شوراى ملى محل طرح و گفتگو و انتقاداتى واقع شود. اگر یک چیزى آمد به مجلس البته مورد ایراد واقع می‌شود و ممکن است حتى اصل آن هم از بین برود ولى آن چیزى که قابل اجرا است آن چیزى است که از مجلس می‌گذرد این را به آقایان بگویم که متوجه باشند حکومت ما حکومت دمکراسى است یعنى نمایندگان مجلس می‌توانند لوایحى که اینجا مطرح می‌شود در آن صحبت کنند نظامنامه ما این است که لوایح چهار شورى باشد شور اول و دوم و سوم و چهارم ولى این لوایح به این ترتیب که تقاضاى فوریتش شده باید فلسفه‌اى به فوریت هم داشته باشد

+++

در صورتی که این شش ماه دیگر اجرا می‌شود گفتیم فوریت در صورتی که آقاى معدل می‌فرمایند (این شعر مال مرحوم نظامى است که) گر تو ببینى نشناسیش باز یعنى آن را می‌خواهید یک جورى بکنید که دیگر شناخته نشود.... (آزادى- راجع به پیشنهادتان بفرمایید) این را حالا خواستم تذکر بدهم راجع به این موضوع که شما حالا موافقت کردید که مرد را شش هزار ریال براى زندگانیش در نظر گرفتید اگر زنى داشته باشد و بخواهد مخارج او را بدهد همین اندازه که نسبت به او ملاحظه کرده‌اید میزان زندگانى او را هم در نظر بگیرید بنده پیشنهاد کردم که مطابق او یعنى براى او که 6 هزار ریال معین کرده‌اید براى زن و اولاد او هم عوض 4 هزار ریال 6 هزار ریال معین کنید حالا این را اگر میل دارید قبول کنید اگر میل ندارید قبول نکنید.

بعضى از نمایندگان- رأى بگیرید آقا (انوار- صبر کن آقا جواب بدهد(

وزیر دارایى (آقاى بیات)- در این باب بنده توضیحات دادم و آقاى تهرانچى هم قانع شدند و حالا به آقاى انوار هم جواب می‌دهم که قانع بشوند...

انوار- خیر بنده قانع نمی‌شوم بنویسید مسکوت ماند (خنده نمایندگان(

طوسى- اینجا یک قسمتى است که باید اصلاح بشود.

معدل- توجه کنید پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى را به جاى (ح) بنویسید با آن قسمت دفاتر و اسناد رسمى و به طور خلاصه این طور می‌شود... (بعضى از نمایندگان- بگویید با اصلاحى که شده است(

رئیس- رأى گرفته می‌شود به ماده 9 با اصلاحاتى که شده است آقایان موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 10

ماده 10- براى تشخیص میزان درآمد سالیانه مشمول مالیات شرکت‌هاى سهامى اقلام زیر از درآمد ویژه آن کسر می‌شود.

الف- پانزده درصد سرمایه پرداخته شده.

ب- وجوهى که در عرض سال براى توسعه ساختمان کارخانه و دستگاه‌هاى تولیدى به مصرف رسیده باشد به نحوى که در آیین‌نامه مخصوص پیش‌بینى خواهد شد.

ج- وجوهی که درحدود میزان متعارف به مصرف بهداشت کارگرها و مستخدمین رسیده باشد.

رئیس- عرض می‌شود از آقایان خواهش می‌شود آقایانى که پیشنهاد می‌دهند به پیشنهادى که می‌دهند صحبتى که می‌کنند دیگر در آن پیشنهاد تکرار نکنند که ما بتوانیم چند ماده اقلاً بگذرانیم یک ساعت است ما مشغول هستیم نصف ماده گذراندیم بلکه یک ساعت و نیم است.

امیر تیمور- البته کمال اهمیت را هم داشت.

رئیس- آقایانی که بیرون تشریف می‌برند خواهش می‌کنم لوحه را هم ملاحظه بفرمایند که اکثریت هم رعایت بشود. آقاى انوار

انوار- البته آقاى مخبر در نظر دارند که مخصوصاً این ماده در کمیسیون صحبت شد و یک پیشنهادى هم اعضا کمیسیون در نظر گرفتند که آن را حالا بنده به عرض می‌رسانم ماده اول این قانون می‌نویسد شرکتى که تشکیل می‌شود سر سال وقتى که صورت حسابش را بدهد خود آن شرکت هر جور باشد چه شرکت سهامى چه شرکت تضامنى یک مالیاتى می‌دهد در این ماده این را می‌گوید و بعد در ماده دیگر هم می‌گوید که از هر درآمدى که نصیب آن شرکت می‌شود مالیات گرفته می‌شود. پس از این چنین استنباط می‌شود که شرکت سهامى در واقع باید دو مرتبه مالیات بدهد یکى وقتی که شرکت تشکیل می‌شود یکى وقتى که منافع شرکت تقسیم شد آن افراد هم که آن منافعى را که از شرکت می‌برند جز منافع دیگرى داخل می‌شود و از او دو مرتبه مالیات می‌گیرند. این یک موضوعى است که کاملاً نظر آقایان هست و موضوع دیگر که خواستم عرض کنم این است که آقایان در نظر دارید که تمام سلاطین ایران در این موضوع ایجاد شرکت‌ها خیلى زحمت کشیده‌اند مثلاً بنده شنیده‌ام از اهالى آذربایجان که ناصرالدین شاه در سفر آخر به آذربایجانش خیلى به مردم تأکید می‌کرد که شرکت تشکیل بدهند و

+++

مخصوصاً دوره مظفرالدین شاه اول زمانى بود که قدمش برداشته شد براى تأسیس شرکت مخصوصاً شرکتى که عمومى باشد و آن شرکت عمومى هم به واسطه هر جهتى که باشد آن نتایج را نداد تا خدا خواست در این دوره‌هاى آخر یک روحى در مردم پیدا شد و متوجه شدند به تشکیل شرکت‌هاى عمومى این موضوع را مخصوصاً باید در نظر داشت که این منافعی که گیر افراد می‌آید این ایجاد نشاط و شوق می‌کند براى مردم در کار کردن و شرکت تشکیل دادن. در این صورت ما مالیات را باید طورى وضع کنیم که دماغ اهالى نسوزد هم باعث تقویت آنها و تشویق آنها بشود و هم باعث سرور و نشاطشان باشد نه این که یک کارى کنیم که اینها را دلسرد بکنیم که آن روح نشاط‌شان از بین برود. تصدیق بفرمایید که این شرکت سهامى خیلى به نفع مملکت است و خیلى از منافع مملکت ما را حایز شده است و یک کارهاى مهمى را تحت این گونه شرکت‌ها ما پیش بردیم و امیدوار هستیم که تشویق بکنیم آنها را. البته هیئت مستشاران در این بابت خیلى جدیت دارند و مخصوصاً در این باب دکتر میلسپو جدیت دارد که دولت باید شرکت سهامى را تشویق بکند و من البته از این خیال و فکر خیلى خوشحال و امیدوار شدم که نظر دولت این است که این شرکت‌ها را تشویق بکنند و این ذوق کار کردن در افراد از بین نمی‌رود. این را البته همه آقایان تصدیق خواهند کرد که شرکت سهامى یکى از کارهاى عام‌المنفعه است که ما که افراد مجلس شوراى ملى هستیم باید تقویت کنیم این روح را و این نشاط را در مردم و اگر ما در اینجا تسهیلى براى آنها قائل می‌شویم برای این است و همان طور که عرض کردم در کمیسیون هم پیشنهاد شد آقاى نیک‌پور صدى 18 پیشنهاد کرد و من صدى 20 پیشنهاد کردم و حالا هم باز من پیشنهاد می‌کنم که آقاى مخبر و آقاى وزیر دارایى موافقت بفرمایند که این براى نشاط مردم لازم است این عرض را کردم براى این که اگر یک قدرى مردمى را که در کار هستند و زحمت می‌کشند یک خورده‌اى که بهشان فشار آمد فوراً می‌گذارند و در می‌روند این است که بنده استدعا می‌کنم این سرمایه شرکت را که 25% قائل شدند این را اقلاً 20% بکنند این را هم پیشنهاد می‌کنم این حاصل عرض بنده است.

معدل- در قسمت شرکت‌ها همان طورى که خود آقاى انوار گفتند هم دولت هم مجلس شوراى ملى و همه افراد مملکت این نظر را دارند که تشویق بکنند شرکت‌ها را و موجبات ازدیاد آنها را فراهم بکنند. حالا این قسمت آخر را که فرمودید بنده نظرم هست ولى راجع به آن قسمت‌هاى عهد ناصرالدین شاه و محمد شاه که خود حضرتعالى یادتان است و بنده هم از شما می‌شنوم این را باید توجه داشته باشید آقاى انوار که در این قانون نسبت به قانون سابق راجع به شرکت‌ها یک ارفاق‌هاى زیادترى شده است. یکى همین صدى 15 سرمایه است که معاف شده‌اند در صورتی که در قانون سابق این را معاف نمودند. دیگر این که در قانون سابق سه مرتبه از شرکت‌ها مالیات گرفته می‌شد یکى وقتى که اصل سرمایه‌شان و درآمدشان حاصل می‌شد روى جمع کل یک مرتبه می‌گرفتند و یکى هم وقتى شرکت می‌خواست تقسیم منافع کند مالیات سهم هر یک را برمی‌داشت و بقیه را می‌دادند و یکى هم وقتى که این منافع را به افراد می‌دادند و داخل منافع افراد می‌شد. در صورتی که در این قانون دو دفعه مالیات گرفته می‌شود یک مرتبه از کل عایدى شرکت دریافت می‌شود البته پس از کسر کردن 15% و یکى هم افراد آن چیزى را که به طور خالص دریافت می‌نمایند.

یکى از نمایندگان- در جمع هم باید بدهند.

معدل- دیگر در جمع نیست. عرض کنم قصد مجلس این است که در این قانون ارفاق بیشترى شود ولى این نظر حضرتعالى از طرف دیگر ممکن است یک نگرانى دیگرى ایجاد بکند و آن این است که باید مواظب باشیم که میزان فرع پول زیاد نشود. یعنى تصدیق نشود از طرف مقامات رسمى و اگر این فرع زیاد بشود خوب نیست و هر قدر این را ما کمتر قرار بدهیم بهتر است و این 15% را که ما قائل شدیم این به نظر بنده خیلى عادلانه است. (بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است)

+++

رئیس- آقاى نراقى

نراقى- بنده کاملاً با این لایحه مالیات بر درآمد موافقم اما این قسمت مالیات بر شرکت‌ها و شرکت‌هاى سهامى یک تعدى نسبت به اینها شده است که اسباب این خواهد شد که این شرکت‌ها یا برچیده بشود یا از میزان فعالیتشان کاسته بشود در عین این که بنده خودم در هیچ شرکتى سهمیه نیستم ولى بى‌اطلاع هم نیستم این جورى که آقاى معدل فرمودند که فرمودند مساعدت‌هاى زیادى شده است ولى وقتى خواستند بشمارند بنده چیزى ندیدم که مساعدتى شده باشد. این جدولى که اینجا تنظیم کرده‌اند براى گرفتن مالیات حداکثرش متوجه شرکت‌ها است. یک شرکت سهامى است که در حدود صد هزار تومان در سال عایدى دارد. اینها همه مشمول پرداخت حداکثر خواهند بود و صاحبان سهام 3 دفعه مالیات خواهند پرداخت حالا توجه بفرمایید که بنده تشریح می‌کنم که چطور صاحب سهم سه مرتبه مالیات خواهد پرداخت به موجب این قانون یک صاحب سهم از کل سرمایه شرکت پس از وضع چند رقم یک مالیاتى خواهد پرداخت آن هم حداکثر و وقتى که درآمد شرکت را معین کردند که این شرکت سهامى یک میلیون درآمد دارد حداکثر مالیات را طبق این جدول از این شرکت‌ها می‌گیرند بعد تقسیم می‌کنند بین صاحبان سهم و هر صاحب سهمى هر چه نصیبش شد کارخانه و آن شرکت ملزم است که مالیاتش را کسر کند و منافع را بهش بدهد این می‌شود مالیات دوم یعنى اگر یک کسى از شرکت صد هزار تومان منافع دارد اول در جمع سرمایه شرکت مالیات ازش گرفته می‌شود و وقتى سهم خصوصى خودش را هم خواستند بهش بدهند مى‌بینند موافق کدام یک از مراحل این جدول است و این را هم ازش مالیات می‌گیرند بعد این را هم با سایر درآمدهایش جمع می‌کنند در اظهارنامه که خواهد داد مالیات سوم را هم ازش می‌گیرند (معدل- این دفعه این طورى نیست آقا) همین طور است که عرض می‌کنم هر صاحب سهمى سه مرتبه باید مالیات بپردازد و این یک تعدى است در حقیقت که ما نسبت به کسانى می‌کنیم که نمى‌خواهند یک کار بزرگ و مهمى را براى مملکت انجام دهند. شرکت سهامى یعنى یک عملى که چند نفر نمی‌توانند به تنهایى یک کارى را انجام بدهند می‌آیند روى حسن اعتماد به وضعیات کشور یک سرمایه‌هاى کوچک کوچک را روی هم می‌گذارند و یک کار بزرگى را انجام می‌دهند و دولت باید مشوق این عمل باشد نه این که اسباب زحمت و خرابى این کار را فراهم کند و با این مالیاتى که فعلاً می‌خواهند از شرکت‌ها بگیرند نتیجه این می‌شود که این شرکت‌ها منحل بشود و کار بزرگى از این شرکت‌ها انجام نشود دیگر این که ما چندین نفر پیشنهاد را کردیم که این موضوع 22% یا 18% اقلاً نوشته شود زیرا باید آن قدر هم منفعت برایشان منظور کرد که بتوانند به کار خودشان ادامه بدهند نه این که آن قدر مالیات بهشان تحمیل بشود که درش را ببندند و فرار کنند و احتیاجات مملکت را زیادتر بکنند و فقر و بیچارگى زیاد بشود این است که بنده تمنا دارم که یک مطالعه دقیق درش بشود نه این که یک جوابى در مجلس شوراى ملى داده شود و برگذار شود از صاحبان سهام یک مرتبه مالیات بگیرید یا از جمع سرمایه شرکت یک مرتبه مالیات بگیرید و بعد صاحبان سهام حصه‌شان را بدهند و بروند پى‌کارشان یا این که بدواً هیچ به درآمد شرکت کار نداشته باشند شرکت را مکلف کنند حصه هر صاحب سهمى را بهش بدهد و آن مطابق هر یک از این مراحل قرار گرفت مالیات را ازش کم کنند و منفعت را بهش بدهند نه این که یک دفعه خود شرکت مالیات را بدهد و یک مرتبه هم از صاحبان سهام مطابق این قانون بگیرند. این منجر به این می‌شود که سرمایه‌اش را بردارد و برود مشغول کارهاى دیگر بشود این را باید درست رویش مطالعه بکنند و با آقاى دکتر میلسپو هم گفتگو کنند. بنده خودم هم با ایشان صحبت کردم یک اشکالاتى داشتند که آن اشکالات باید رفع شود.

وزیر دارایى- عرض کنم اولاً آقاى نراقى توجه بفرمایند به قسمتى که اظهار فرمودند الان معمول این است که از هر شرکتى آنچه عایدات او می‌شود به طور تصاعدى یک مرتبه از کلش مالیات گرفته می‌شود و بعد هم که منافع شرکت بین

+++

صاحبان سهام تقسیم می‌شود مجدداً از صاحبان سهام گرفته می‌شود. ولى ما براى این که این قسمت را مختصر کرده باشیم در اینجا این قسمت ملاحظه شد به این ترتیب که ما فرض کردیم براى سرمایه اشخاص باید یک منافع عادلانه محسوب و منظور شود و اگر درست دقت بفرمایند در املاک و مستغلات و غیر ذلک استفاده‌اى که از سرمایه در این مملکت می‌شود صدى 7 یا صدى 6 بیشتر نیست که عواید املاک و مستغلات را روى سرمایه حساب کنیم بیش از 6% یا 7% به صاحب آن سرمایه نمی‌رسد. حالا آمدیم از جنبه شرکتى گرفتیم ما اینجا آن نظرى را که آقاى نراقى می‌فرمایند اگر بخواهیم از شرکت یک مالیات کلى بگیریم اینجا نسبت به آن صاحبان سرمایه یک تبعیضى شده و اسباب زحمت است آقا هزار تومان داد. بنده 10 هزار تومان دادم و دیگرى صد هزار تومان داده است وقتى که خواستیم روى مالیات کل شرکت که روى تصاعد می‌رود مالیات بگیریم من هم که سهمم 10 هزار تومان است باید آن مالیات 100 هزار تومانى را بپردازم. به این جهت بود که ما آمدیم گفتیم بنا به سرمایه‌اى که در شرکت گذاشته می‌شود یک منافع عادلانه‌اى را در نظر گرفتیم که از آن مالیات گرفته شود که تا اندازه‌اى از این مالیات گزاف معاف بشود یعنى یک قسمتى از آن مالیات بهش تعلق نمی‌گیرد ما گفتیم از سرمایه که گذاشته می‌شود اول صدى 15 آن از این عایدات شرکت خارج بشود یعنى دیگر آن مالیات تصاعدى به این صدى 15 که خارج می‌شود تعلق نگیرد به این معنى که بنده که 1000 تومان پول دادم صدى 15 آن که 150 تومان می‌شود کسر می‌شود و آن کسى که ده هزار تومان سرمایه دارد صدى 15 آن که می‌شود 1500 تومان کسر می‌شود به طور متوسط در مملکت ما منافع را صدى 15 گرفته‌ایم که البته یک حد معتدلى است و حد زیادى نیست این صدى 15 را اول خارج می‌کنیم هر که سهم خودش را از این صدى 15 می‌برد اگر شرکت از صدى 15 منافع زیادترى داشت آن صدى 15 ازش کسر می‌شود و اضافه از آن منافع به طور کلى مالیات بهش تعلق می‌گیرد و بعد هم تقسیم می‌شود به صاحبان سهام. اضافه بر صدى 15 صاحبان سهام یک دفعه مالیات می‌دهند از طرف دیگر اینها یا شرکت نسبى و تضامنى است یا شرکت سهامى است که براى کارهاى دیگر تشکیل شده باشد البته اگر کارخانه‌جات باشد که خود مجلس شوراى ملى قانون گذرانده است که از صدى 12 بیشتر حق ندارند نفع ببرند و ما اینجا صدى 15 گذاشته‌ایم پس از این نظر مجلس شوراى ملى هم که تصویب کرده است ما بیشتر گذاشته‌ایم از طرف دیگر که دستگاه‌ها و چیزهایى که لازم است براى ساختمان ما آنها را هم از این مالیات معاف کردیم آن قسمت استهلاک را هم که می‌فرمایند این را هم اساساً استهلاک یک کارخانه و مؤسسه قبلاً اینها حساب می‌شود و تعمیراتش حساب می‌شود بعد از منافع حاصله یعنى منافعى که از براى شرکت باقى می‌ماند صدى 15 آن را هم ازش کسر می‌کنیم و از مازاد آن مالیات می‌گیریم بنابراین اگر دقت بفرمایند آن نظریاتى که آقا دارند ما ملاحظه کرده‌ایم و این لایحه را پیشنهاد کردیم و این را که آقاى انوار فرمودند صدى 20 باشد این موضوع در کمیسیون هم صحبت شد و همان طور که بنده عرض کردم چون معلوم شد که منافع عادلانه که از یک سرمایه گرفته می‌شود همین مقدار است توافق نظر حاصل شد که همین 15% نوشته شود. بنابراین بنده تصور می‌کنم که نظر آقا تأمین شده باشد و خیلى هم نسبت به این ترتیبى که حالا هست ارفاق‌ها و ملاحظاتى شده که این شرکت‌ها باقى بماند.

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- عرض کنم بهترین طریق براى استفاده از سرمایه‌هاى کوچک فقط تشکیل شرکت‌هاى سهامى است فرض بفرمایید که اگر اشخاصى داراى صد تومان سرمایه باشند و بخواهند از صد تومان سرمایه‌شان استفاده بکنند صد تومان سرمایه چون خیلى کم است نمی‌شود از آن به تنهایى استفاده کنند این است که چندین صد تومان باید جمع بشود و یک شرکتى تشکیل بشود و سرمایه آنها جمعاً می‌شود صد هزار تومان و این را به کار مى‌اندازند و مشغول کار می‌شوند طبق این قانون پس

+++

از وضع آن صدى 15 نسبت به بقیه آن باید مالیات بدهد فرض بفرمایید یک شرکتى که داراى صد هزار تومان سرمایه است و 10 نفر صاحب سهم دارد پس از پرداخت مالیات 20% از آن باقى می‌ماند این 20% را براى یک سرمایه صد تومانى حساب کنید ببینید این چه حالى را پیدا می‌کند. این دیگر جمع و خرج می‌تواند پیدا کند؟ این شخص دیگر قادر به ادامه شرکت نیست و از بین می‌رود. بنده عرض می‌کنم که اگر این قانون و این ماده به این شکل بگذرد بنده به آقا اطمینان می‌دهم که کلیه شرکت‌هاى سهامى منحل خواهد شد و در آتیه هم به هیچ وجه من‌الوجوه سرمایه‌هاى کوچک کوچک به صورت شرکت سهامى در نمی‌آید و ما هیچ گونه استفاده‌اى از سرمایه‌هاى کوچک نمی‌توانیم بکنیم. در صورتی که در تمام ممالک دنیا قسمت اعظم سرمایه‌های بزرگ‌شان را این سرمایه‌هاى کوچک تشکیل می‌دهد. با تشویق این سرمایه‌هاى کوچک آمده‌اند شرکت سهامى تشکیل داده‌اند و همه جور آنها را باید تشویق کرد در صورتی که در اثر این ماده به کلى از بین خواهند رفت. بنابراین بنده معتقدم که براى اینها باید یک فکر دیگر و یک فکر بهترى بکنند و الا این شرکت‌ها از بین می‌رود.

وزیر دارایى- آقاى امیر تیمور توجه به عرایض بنده نکردند بنده عرض کردم باید براى سرمایه‌هاى شرکت‌ها یک منافع عادلانه را در نظر بگیریم. الآ ن همه شکایت داریم که دارند مردم را مى‌چاپند و با یک قیمت‌هاى گرانى اجناس را به مردم می‌فروشند و یک عواید زیادى هم کارخانه‌جات و هم دیگران دارند. عرض کردم در این مملکت املاک و مستغلات صدى 6 و صدى 7 عایداتش بیشتر نیست و براى پول و سرمایه ما صدى 15 گرفته‌ایم و صدى 15 تصدیق بفرمایید که یک منافع عادلانه‌اى است و آن سرمایه‌اى را که می‌فرمایید ممکن است صد تومان باشد عرض کردم که اول آن صدى 15 را از آن برمی‌دارند اگر از صدى 15 بیشتر عایدات داشت. و مقدارى علاوه بر آن باقى ماند البته از آن مقدار که برایش باقى مانده است مالیات می‌گیرند در حقیقت ما منافع اصلى او را تأمین کرده‌ایم و گفته‌ایم صدى پانزده که امروز به طور عادلانه منافع از براى یک پولى است او باید بهش برسد اما اضافه بر او چنانچه یک منافع بیشترى می‌برد یک مالیات بیشترى هم می‌دهد همان طورى که راجع به شرکت‌هاى سهامى فرمودند که با سرمایه‌هاى کوچک یک سرمایه‌هاى بزرگ تشکیل می‌شود چون که وقتى سرمایه کم باشد البته خرجش زیاد و نفعش کم است ولى وقتى که این سرمایه‌هاى کم روی هم رفت و یک سرمایه بزرگى تشکیل شد برعکس نفع آن زیاد و مخارجش کم می‌شود ما هم که عواید عادى را تأمین کردیم گفتیم آقایى که صد تومان گذاشتى صدى پانزده‌ات را ببر آن وقت هر چه اضافه آمد از آن اضافه یک قسمت خودش ببرد یک قسمت هم دولت ببرد بنابراین منظور آقا تأمین شده.

پیشنهاد آقاى بهبهانى

بنده پیشنهاد می‌نمایم در ماده 10 قسمت ب آخر سطر بعد از کلمه تولیدى اضافه شود. (یا تعمیرات لازمه(

بهبهانى- این مطلب مهمى است به نظر بنده اینجا نوشته است وجوهى در عرض سال براى توسعه ساختمان کارخانه آن وقت قید کرده است کارخانه را به دستگاه‌هاى تولیدى این هم برحسب این بود که که اگر دیوارى در کارخانه خوابیده باشد حق ندارد درست کند.

معدل- یک واو افتاده است واو اضافه شود درست می‌شود.

بهبهانى- پس می‌شود و دستگاه‌هاى تولیدى یا تعمیرات لازم و این تعمیرات لازم به نظر بنده لازم است و این نمی‌شود که هم تعمیرات بکند و هم مالیات بدهد این به نظر بنده صحیح نیست.

معدل- عرض کردم بعد از کارخانه یک واو اضافه کنید درست می‌شود و این پیشنهاد آقاى بهبهانى را هم قبول می‌کنم.

طوسى- پیشنهاد آقاى فرمانفرماییان هم نظیر همین است.

+++

فرمانفرماییان- نظر بنده هم همین بود که آقاى مخبر قبول کردند.

پیشنهاد آقاى صفوى

پیشنهاد می‌کنم قسمت (ج) از ماده 10 به شرح زیر اصلاح شود.

ج- وجوهى که در حدود میزان متعارفى به مصرف بهداشت و خواربار کارگرها و مستخدمین رسیده باشد.

صفوى- عرض می‌کنم اینجا در قسمت ج نوشته شده وجوهى که در حدود میزان تعاونى به مصرف بهداشت کارگرها و مستخدمین رسیده باشد اغلب از این شرکت‌ها و کارخانه‌ها در این چند ساله به واسطه سختى امور معیشت وسایل خواربار کارگران را هم تهیه می‌کنند یعنى گندم می‌خرند آرد می‌خرند به قیمت گران‌ترى و به قیمت ارزان‌ترى می‌فروشد اغلب کارخانه‌هاى اصفهان و بوشهر از این قبیل اقدامات کرده‌اند و حتى نان را خیلى کمتر از آنچه تمام می‌شود به کارگران می‌دهند بنده اینجا علاوه کردم که قسمت‌هاى بهداشتى را هم در نظر بگیرند و البته بایستى کم بکند و خواربار را هم در نظر بگیرند که اگر یک کارخانه قسمت‌هاى خواربارى را کمک کرد به کارگران خودش این قسمت را هم از مالیات معاف کنند.

معدل- این قسمت بهداشت قابل کنترل است یعنى اگر یک کارخانه یا یک مؤسسه یک طبیبى استخدام کرده باشد یا با مریضخانه قراردادی کرده باشد که به آنها رجوع کنند یا یک دوایى بدهد این قابل این است که تحت نظر گرفته شود و کنترل شود که اگر بنا باشد که ما بهدارى تمام کارگران و غذاى تمام آن اشخاص که کار می‌کنند این را بنویسیم این اجرایش عملى نیست براى این که این عمل روى یکى از این دو اصل بوده است یا این است که کارخانه‌ها آمده‌اند در اول سال که یک جنسى ارزان بوده آن جنس را خریده‌اند و در تمام سال به کارگرهاى خودشان داده‌اند و نتیجه‌اش این بوده که کارگرها جنسى گران نخریده‌اند چون آنها قادر نبوده‌اند که بروند خودشان اول سال این جنس را بخرند خوب همین آن پول را گرفته است ولى اگر یک کارخانه نهار هم به مستخدمین خودش داده است این جزو مزد او محسوب می‌شود یعنى می‌گوید که دو تومان می‌دهم و ناهارت را هم می‌دهم خوب این جزو مزد محسوب می‌شود ولى اگر کسى شاید فردا در حساب خودش بگوید که من گندم خریده‌ام دویست تومان داده‌ام صد تومان این کنترلش و عملى شدنش خیلى کار مشکلى است و تصور نمی‌کنم عملى شود.

دکتر طاهرى- پس گرفتند.

پیشنهاد آقاى مخبر فرهمند

پیشنهاد می‌کنم در قسمت الف به جاى پانزده درصد هیجده درصد نوشته شود.

مخبر فرهمند- بنده تصور می‌کنم که توضیح زیادى لازم نباشد چون این مالیاتى که براى مؤسسات عام‌المنفعه گذاشته‌اند نسبت به آنها فشار زیادى وارد می‌آورد بنابراین باید از یک راه‌هایى موجبات تشویق آنها را هم فراهم کرد و این صدى پانزده اگر تبدیل به صدى هیجده شود یک ارفاقى است براى آنها.

جمعى از نمایندگان- رأى بگیرید.

رئیس- رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى مخبر فرهمند موافقین برخیزند.

)اغلب برخاستند(

رئیس- تصویب شد.

پیشنهاد آقاى دهستانى

پیشنهاد می‌کنم در ماده 10 قسمت (ب) بعد از کلمه توسعه اضافه شود کشاورزی و ساختمان کارخانه‌جات الى آخر.

دهستانى- این موضوع قسمت شرکت‌ها است ممکن است که شرکت‌هاى فلاحتى هم باشند وقتى که یک شرکت فلاحتى خواست که یک عمران و آبادى در مملکت بکند و در واقع تولید ثروت بکند او را نباید گفت نکن بنابراین این شرکت هم در اینجا مورد دارد و باید اضافه شود.

وزیر دارایى- عرض می‌کنم اولاً این شرکت‌ها اعم است و آن صدى هیجده که داده می‌شود از منافع اولش کسر می‌شود ثانیاً در قسمت‌هاى ساختمان کارخانه و دستگاه‌هاى

+++

تولیدى باشد که البته همان معامله باهاش می‌شود و اگر از جنبه عمران و آبادى هم می‌فرمایید که ما صدى پنجاه در آنجا قائل شدیم که کسر می‌شود و از این جهت در آنجا ملحوظ می‌شود.

معدل- در حقیقت نظر آقاى دهستانى تأمین است و محتاج به طرح این پیشنهاد نیست چرا براى این که این فرض را فرمودید که یک شرکت فلاحتى باشد که این شرکت فلاحتی یک کارخانه داشته باشد که یک کارخانه بوجارى داشته باشد یا یک کارخانه بذر پاک‌کنى داشته باشد در اینجا که نوشته نشده شرکت‌هاى تجارتى یا فلان پس شامل شرکت‌هاى کشاورزى هم می‌شود و نظر جنابعالى هم تأمین است پیشنهادتان را پس بگیرید.

پیشنهاد آقاى یمین اسفندیارى

پیشنهاد می‌کنم که آیین‌نامه مخصوصى که در بند ب ماده 10 نوشته شده باید آیین‌نامه به تصویب کمیسیون مجلس شوراى ملى برسد.

معدل- در ماده 21 این را پیشنهاد بفرمایید.

یمین اسفندیارى- این قسمت را در هر موردى باید تذکر داد زیرا که این آیین‌نامه‌هایى که اینجا وعده داده می‌شود اگر بخواهیم منتظر آن آیین‌نامه‌ها باشیم که خود وزارت دارایى بدون اطلاع مجلس منتشر می‌کند از آیین‌نامه‌هایى که تا به حال منتشر شده که ما چیزى نفهمیدیم و آقایان هم همین توجه را دارند ما نظرمان این است که این قانون مالیات بر درآمد بگذرد چنانچه تا ماده 10 گذشته است و بقیه‌اش را هم حاضر هستیم بگذرانیم ولى اگر بنا بود که عین همان پروژه که وزارت دارایى یا مستشار مالیه داده است همان طور می‌گذشت که دیگر مجلس شوراى ملى لازم نبود. پس مجلس شوراى ملى نظریات خودش را در قانون تأمین می‌کند و به اطلاع عامه می‌رساند که هم مایل است که یک قانونى براى مردم بگذرد که مردم هم متوجه باشند که روز عادى نیست و یک مبلغى باید به آن مالیات‌هایى که می‌دادند اضافه شود و بالاخره مردم هم بدانند که این پولى که می‌دهند به چه مصرف می‌رسد این است که بنده تمنا می‌کنم از آقاى مخبر و آقاى وزیر دارایى که نسبت به آیین‌نامه این قانون این پیشنهاد را قبول بفرمایند که بعد به اشکال برنخوریم.

معدل- در ماده 21 جواب‌شان را عرض می‌کنم.

رئیس- موافقین با ماده 10 با اصلاحاتى که شده برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. اگر نظر آقایان این است که عصر جلسه تشکیل شود حالا جلسه را ختم کنیم.‏

معدل- بنده استدعا می‌کنم آقایان الان تکلیف جلسه بعد را معین فرمایند اگر بنا است که عصر جلسه تشکیل بدهند تصمیم قطعى گرفته شود که آن وقت مثل دیروز نباشد که یک عده از آقایان نمایندگان بیایند در مجلس و براى چند نفر اقلیت مجلس تشکیل نشود.

رئیس- آقاى لیقوانى‏

لیقوانى- بنده تصور می‌کنم که اگر تا یک ساعت دیگر هم بنشینیم و کار کنیم هیچ عیبى ندارد بنابراین بنده عقیده‌ام این است که جلسه را ادامه بدهیم‏.

رئیس- ماده یازده قرائت شد.

ماده 11- در مورد تعیین میزان درآمد مشمول مالیات شرکتهاى غیر سهامى از قبیل شرکت‌هاى تضامنى و نسبى و غیره مبالغى که به هر یک از شرکا در حدود میزان متعارفى پرداخته شده باشد در حکم هزینه ضرورى شرکت محسوب و از درآمد غیر ویژه براى تشخیص درآمد ویژه کسر می‌گردد ولى میزان وجوهی که به این ترتیب به هر یک از شرکا تأدیه شده است باید جزو درآمد ویژه آن شخص منظور و به حساب درآمد مشمول مالیات او محسوب گردد.

رئیس- آقاى انوار

انوار- عرض می‌کنم در این مطالبى که آقاى نراقى اظهار کرد که در شرکت از افراد سه مرتبه مالیات می‌گیرند از طرف آقاى مخبر و آقاى وزیر دارایى جواب داده نشد و هیچ تشویقى را که ما در نظر داشتیم نشد بنده نظرم این بود بنده عقیده‌ام این است که باید این طور مؤسسات را تشویق کرد و آن چیزى که اسباب فرح و نشاط است براى اینها

+++

قائل شویم نه این که اسباب دماغ سوختگى فراهم کنیم حالا بنده خیلى خوشوقت هستم که معمر هستم و از عهد محمد شاه هم در نظر دارم عمر داشتن که قبیح نیست یکى از ایرادهاى آقاى معدل این است که بنده عمر دارم حالا شما جوانید و مغرورید یا الله بنابراین یک جوابى که قانع کننده باشد به ما داده نشد مخصوصاً عرض می‌کنم که شما توجه داشته باشید که آنچه که اصول زندگى و سرمایه ما را زنده می‌کند او را تقویت کنید در اینجا چیزى که بنده عقیده دارم که هم باعث زحمت براى وزارتخانه می‌شود و هم مأمورین می‌نویسند به هر یک از شرکا میزان متعارفى پرداخته شده باشد این را اگر نظر آقایان باشد در کمیسیون ما گفتیم که این کلمه مبهم است این کلمه را برداریم چرا که هیچ نتیجه براى دولت و وزارت دارایى ندارد براى این که هر شرکتى که تشکیل شود اساس‌نامه دارد صورت حساب دارد مدیر شرکت هم برداشتى که می‌کند معلوم است اعضاء هم معلوم است که چه جور برداشت می‌کنند مدیر شرکت هم البته ملاحظه سرمایه را می‌کند و این عبارت در حدود میزان متعارف را بنده ندانستم چیست و عقیده‌ام این است که حذف شود و بنده پیشنهاد حذفش را می‌کنم.

وزیر دارایى- البته جواب‌هایى که بنده دادم آقاى انوار توجه نفرموده‌اند و این که فرمودند راجع به میزان متعارف البته شرکت هر اندازه که خرج او است مثلاً ده هزار تومان برداشت می‌کند این دخلى به منافع شرکت ندارد همان طور که در آنجا ما صدى پانزده قائل شدیم و صدى هجده قائل شدیم اینجا هم نوشته‌ایم که میزان متعارفى (امیر تیمور- یعنى چه) عرض می‌کنم که یک شرکتى است که ده نفر تشکیل داده بیست هزار تومان عایداتش است به میزان متعارفى حقوق آقا و حقوق بنده که شریک هستیم میزان متعارفى و وضعیت ما آن طور است که فرضاً دویست هزار تومان سرمایه است ده هزار تومان برداشت می‌کنیم مثل آن صدى هیجده جز آن قسمتى که باید مالیات بدهد در نمی‌آید (امیر تیمور- آقا ایجاد اختلاف می‌شود(

رئیس- آقاى تهرانچى‏

تهرانچى- بنده هم در همین قسمت می‌خواهم عرض کنم وقتی که میزان متعارف گفتیم این تولید اختلاف می‌شود به عقیده بنده بایستى یک حدى برایش معین کنید او می‌گوید من به میزان متعارفى برداشت کرده‌ام مأمور می‌گوید خیر معلوم نیست و در این صورت ایجاد اختلاف می‌شود این است که می‌بایستى یک حدى براى این قائل شد که صدى هیجده یا صدى بیست یا این که میزان متعارف را بردارید که اختلاف در بین نیاید بنده عقیده‌ام این است که تمام اینها می‌رود به عایدات شخصى او حساب می‌شود چون حساب می‌شود متعارف را بردارید.

معدل- بنده هم معایبش و محاسنش را خدمت آقایان عرض می‌کنم در این نوع شرکت‌ها افراد متساورى نیستند نسبت به آن حد نصاب‌شان بعضى‌ها هستند آخر سال می‌نشینند حساب می‌کنند و می‌بینند که اگر آخر سال مطابق آن سهمى که دارند برداشت کنند مالیات کمتر بهشان تعلق می‌گیرد تا این که آن عایدات در شرکت باشد و اگر این جمله برداشته شود می‌رود آخر سال حساب می‌کند و اگر یک جزئى برایش تفاوت کند می‌رود از شرکت سهمش را می‌گیرد و ضرر به خزانه دولت می‌خورد عرض کردم همیشه این را باید در نظر داشته باشیم که یک تعادلى باشد و اگر بخواهید حدودى قائل شوید بنده تصور می‌کنم همان صدى هیجده را قائل شوید.

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- بنده هم معتقدم که این عبارت میزان متعارفى یک عبارت مبهمى است که در عمل براى مردم اشکال تولید خواهد کرد و همین طور که آقاى مخبر قبول کردند بنده پیشنهاد کردم به جاى میزان متعارفى صدى هیجده نوشته شود.

رئیس- آقاى ملک مدنى

ملک مدنى- بنده عقیده‌ام این است میزان متعارفى بهتر از صدى هیجده است براى این که اگر یک کسى در

+++

شرکت تضامنى سهم داشت در حدود مخارج خودش برداشت می‌کند در کمیسیون هم صحبت شد و اغلب آقایان هم حضور داشتند بنده خیال می‌کنم آقایان هم موافقت بفرمایند با همین کلمه متعارف بهتر است.

معدل- بنده یک توضیح دیگرى عرض می‌کنم که این کلمه متعارف خیلى خوب است و آن این است که متعارف چیست؟ یعنى آنچه عرف و جامعه آن را قبول کرده‌اند و وقتی که بخواهند عمل کنند به پنج سال پیشتر و سه سال پیشتر رجوع می‌کنند حالا دیگر شما توقع دارید بیشتر از آنچه تا به حال می‌شده بشود.

پیشنهاد آقاى تهرانچى و چند نفر از آقایان‏

پیشنهاد می‌کنم در ماده 11 در حدود میزان متعارفى حذف شود.

تهرانچى- اگر این پیشنهاد را این طور قبول بفرمایید که نوشته شود در حدود میزان متعارف مخارج‌شان یعنى کلمه مخارج را اضافه کنید که به میزان متعارف مخارج‌شان بشود.

معدل- این کلمه را نمی‌شود قبول کرد براى این که ممکن است یک شرکتى باشد با دو هزار تومان سرمایه تشکیل شده باشد و یکى از شرکایش هم هر ماهى دو هزار تومان خرج داشته باشد. (تهرانچى- پس متعارف را بردارید(

معدل- متعارف به نسبت همان سرمایه‌ای است که دارند و به هر حال این را نمی‌شود قبول کرد آقا.

جمعى از نمایندگان- پس گرفتید.

پیشنهاد آقاى امیر تیمور خوانده نشد.

پیشنهاد آقاى مخبر فرهمند- پیشنهاد می‌کنم به ماده 12 سطر سوم بعد از جمله میزان متعارفى پرداخته شود اضافه شود که نباید از سهم سود هر یک از شرکا تجاوز نماید.

معدل- حضرتعالى کاملاً آن طرفش را گرفته‌اید خواهش می‌کنم حضرتعالى هم این پیشنهاد را مسترد بفرمایید آقایان این طرف را موافقت می‌کنند جنابعالى هم آن طرف را مسترد فرمایید.

مخبر فرهمند- مسترد می‌کنم.‏

جمعى از نمایندگان- رأى بگیرید.

رئیس- رأى می‌گیریم به ماده یازدهم آقایان موافقین برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده 12 مطرح است.‏

جمعى از نمایندگان- ختم جلسه‏

ملک مدنى- یکى از نظریات ما این بود که ما تا دو ساعت بعد از ظهر بنشینیم و این وظیفه را انجام بدهیم یا این که حالا تنفس بدهید و بعد از ظهر بیاییم و این کار را تمام کنیم ما همیشه در اواخر ادوار مجلس صبح و عصر جلسه داشتیم و بالاخره کار و وظیفه که داریم باید انجام بدهیم و این طور عملى نیست.

رئیس- بنده عرض می‌کنم با این همه لوایحى که داریم و با این وقت کم البته آقایان بایستى بیشتر مراقبت بفرمایید و اگر حالا می‌خواهند جلسه را تعطیل کنیم بایستى چهار بعد از ظهر تشریف بیاورند و این لایحه را تمام کنیم و لوایح دیگرى که داریم بگذرانیم (صحیح است (

(در این موقع نیم ساعت بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و ساعت پنج بعد از ظهر مجدداً تشکیل گردید(

رئیس- ماده 12 لایحه مالیات بر درآمد مطرح است خوانده می‌شود.

ماده 12- هر مؤدى مالیاتى از درآمد مشمول مالیات خود به نرخ‌هاى معینه زیر وجوهى را که دین قطعى و مسلم او می‌باشد باید طبق این قانون بابت مالیات بپردازد....

عده‌ای از نمایندگان- لازم نیست خوانده شود لازم نیست طبع و توزیع شده و نزد همه است.‏

روحى- چاپ شده است آقا اجازه بدهید صحبت کنیم.‏

رئیس- بسیار خوب آقاى مجد ضیایى‏

مجد ضیایى- بنده خواستم آقای مخبر توجه بفرمایید سؤالى دارم خواستم بپرسم اینجا که می‌نویسد (هر مؤدى مالیاتى از درآمد مشمول مالیات خود به نرخ‌هاى معینه زیر وجوهى را که دین قطعى و مسلم او می‌باشد باید طبق این قانون مالیات بپردازد) این وقتى قطعى می‌شود که مورد اختلاف

+++

نباشد. در قانون سابق این طور می‌نویسد ملاحظه بفرمایید: از عایدات خالص مشمولین این قانون در صورتى که از پنج هزار ریال در سال تجاوز کند طبق مقررات ذیل مالیات اخذ خواهد شد.

اینجا اگر کسى یک اختلافى هم داشته باشد رئیس مالیه می‌گوید این دین قطعى و مسلم شما است پولش را اول بدهید بعد بروید براى حل اختلاف. خواستم ببینم از این کلمه دین قطعى و مسلم مقصودتان چیست؟

امیر تیمور- راست می‌گوید آقا.

وزیر دارایى- هیچ وقت همچو چیزى نیست که می‌فرمایید در ابتداى امر خود مؤدى اظهار‌نامه می‌دهد آقا می‌فرمایند که رئیس مالىه می‌گوید این دین قطعى و مسلم شما است این طور نیست آقا ترتیب پرداخت و جریان آن را اینجا نوشته‌اند هر مؤدى یک اظهارنامه مى‌دهد وقتى که داد آن وقت اداره بایستى رسیدگى کند اگر اختلاف نظرى نداشت که مطابق همان اظهارنامه عمل خاتمه یافته است و قطعى است اگر اختلاف نظرى داشت رئیس دارایى یا کسانى که موظف هستند که به آن اظهارنامه او اعتراض می‌کنند ولى در هر حال آنچه را که خود او در اظهارنامه‌اش نوشته است که دین قطعى و مسلم خودش می‌داند و می‌دهد بعداً نسبت به اعتراضى که هست مطابق ماده دیگر این قانون اداره اعتراض خودش را اظهار می‌کند و به طرف ابلاغ می‌شود باز هم اگر طرف اظهارى دارد می‌کند و مراجعه می‌شود به کمیسیون مربوطه.

رئیس- آقاى انوار

انوار- آقایان را توجه می‌دهم که این ماده بیت‌العقیده این قانون است که اشل را براى دادن مالیات معین می‌کند ولى این ماده را در تحت یک برهانى که مقدمات واضحى داشته باشد ذکر نکرده‌اند به چه دلیل از هزار تومان و یک قران تا سه هزار تومان صد در سه هست یا صد در چهار هست این یک چیزى نیست که بنده بخواهم بگویم در تحت یک میزانى آمده باشند و حساب کرده باشند و اصل مالیات را در نظر گرفته باشند یعنى مثلاً ثروت مملکت را در نظر گرفته باشند بعد آن ثروت مملکت را قسمت کرده باشند بین طبقات مختلفه و در هر طبقه‌ای هم ملاحظه کرده باشند آن وقت با این طبقه‌بندى آمده باشند از مرتبه یک صدى سه بگیرند تا برسد به صدى هشتاد. نه این طور نیست نه در این قانون این جور است نه در آن قانون و در کمیسیون هم براى ما دلیلى ذکر نکردند که چه جور شد که ما این ترتیب را قرار دادیم و این خانه‌ها را پر کردیم و دلیل مقنعى به ما نگفتند که ما بتوانیم در مقابل کسانى که از ما سؤال می‌کنند به چه دلیل به این ترتیب ذکر کرده‌اید ما بیان بکنیم این ذکر نشده است و یک چیزى است برحسب حدس و تخمین در نظر گرفته‌اند که اگر مالیات را این طور تصاعدى در نظر بگیریم و این طور قرار بدهیم با مخارجى که براى مملکت در نظر گرفته‌ایم آن وقت این مالیات با این مخارج توافق می‌کند. این مسأله هم غیر محقق است چرا؟ چون همان چیزى که آقاى مخبر محترم در اینجا بیان کردند در فلسفه این قانون که این قانون براى چه وضع شده است و چرا وضع می‌شود به واسطه آن چهار امرى که بیان کردند ولى هیچ یک از آنها ما را نمی‌رساند به این که باید به این ترتیب این مالیات را وضع کنیم که صدى سه تا کجا باشد و صدى هشت تا کجا و صدى بیست و پنج تا کجا و صدى چهل تا کجا و صدى هشتاد تا فلان حد باشد الى آخر بنابراین باز نظرتان برگشته است به یک عده‌ای که در این مدت احتکار کرده‌اند یا در واقع مقاطعه کارى کرده‌اند و یک دخلى برده‌اند و این افرادى که شما در نظر گرفته‌اید خیلى کمند و حقیقتاً خیلى کم هستند اگر هم بوده‌اند اشخاص خارجى بوده‌اند که حالا دیگر نیستند و شما را یک خیالى فرا گرفته است و الا اغلب افراد مملکت که این جور نیستند اقلیت قلیلى این جور هستند شاید در مرکز و ولایات عده‌ای معدودى از این قبیل باشند و براى عده‌ای معدود هم که نمی‌شود این مالیات را این قدر بالا برد حالا شما می‌فرمایید خوب اگر بنا شد که نمی‌گیریم حالا ما چرا بیاییم یک میزانى را تصور کنیم که هیچ وقت در مملکت ما

+++

تصورش هم نشود که تحقیق پیدا کند براى چهار پنج نفر محتکر یا مقاطعه‌کار هم یک دخل سرشارى برده‌اند ما نمی‌توانیم قانون عمومى وضع کنیم آقا که تمام مردم را گرفتار کنیم از این نقطه‌نظر چون نه در کمیسیون براى ما دلیلى ذکر شد و نه آن بیاناتى که آقاى مخبر بیان کردند ما را ملزم می‌کند که این اشل را تصویب کنیم و قبول کنیم این است که بنده مطابق با نظریه خودم با همکاران محترم خودم یک پیشنهادى کرده‌ایم و بنده هم موافقت کرده‌ام آقاى امیر تیمور و جمعى پیشنهاد کرده‌اند و عقیده‌مان بر این است که اشل همان ترتیبى باشد که پیشنهاد کرده‌ایم و مطابق همان هم رأى می‌دهیم دلیلش هم این است که ملت ایران آقا یک ملتى است مطیع قانون دولتش را دوست می‌دارد و همیشه متوجه دربار خودش است هر وقت این ملت این مالیاتى را که مطابق با این اشلى که ما پیشنهاد کردیم اگر دیدید کم آمد همین مجلس باقى است و انشاءالله شما هم وزیر دارایى هستید و همین میسیون آمریکایى هم هستند بیایید و پیشنهاد کنید و بگذرانید دیگر عجله کردن و این مالیات به این سنگینى را این جور شلاق‌کش تحمیل کردن بنده که موافق نیستم و معتقد نیستم این هم پیشنهادم است.

مخبر- آقاى انوار از جهت زیاد بودن مأخذ این اشل بحثى نفرمودند فقط خواستند فلسفه‌اش را براىشان ذکر کنم که چه شده است که این را به این ترتیب نوشته‌اند این نکته را باید خدمت حضرتعالى تذکر بدهم که هر کارى آقاى انوار یک تخصصى می‌خواهد و هر وقت که آن متخصص یا اهل فن یک نظرى را داد دیگر نمی‌شود هر دفعه و هر ساعت و هر دقیقه به او اعتراض کرد و ایراد کرد مثلاً ساعتى را که توى جیب حضرتعالى هست این را ببرند از سازنده‌اش بپرسند و اعتراض کنند که چرا این را بزرگ درست کرده‌اى یا چرا کوچک ساخته‌اى و تناسب بین این دو تا چطور است؟ این که نمی‌شود آقا شما از ساعت کار کردن خوب بخواهید بزرگ و کوچکش را چه کار دارید مردى را شما براى اصلاح امور مالیه‌تان استخدام کرده‌اید که بیاید و امور مالى‌تان را اداره کند خودتان هم می‌فرمایید که ما ایمان داریم که این آدم از عهده این کار برمی‌آید این آدم آمده است و گفته است که من این دوا را براى شما تشخیص می‌دهم و این نسخه را می‌دهم براى درد شما حالا دیگر چرا این دارو را نوشته چهار مثقال و آن داوا را نوشته دو مثقال یا به آن دوا اعتراضى دارم این نمی‌شود آقا این را دیگر ما نباید معترض باشیم آقا بنده ضمناً این نکته را هم می‌خواهم متذکر بشوم که این قانون در موقع رأى گرفتن مواد یک موافقینى هم دارد که بلند می‌شوند و رأى می‌دهند ولى بنده نمی‌بینم که این آقایان موافقین برخیزند و از قانون دفاعى بفرمایند.

آزادى- براى این که وقت تلف نشود.

یکى از نمایندگان- شما که مجال به موافقین نمی‌دهید.

مخبر- توجه بفرمایید آقا بنده می‌خواهم آقا این منعکس نشود که تنها وزیر دارایى و هیئت وزیران و مخبر کمیسیون از نقطه‌نظر وظیفه دفاع می‌کند. خیر باید آقایان مخالفین و منقدین متوجه این نکته باشند که موافقین هم برهان دارند دلیل دارند.

رئیس- آقاى لیقوانى‏

لیقوانى- عرض کنم بنده رویه‌ای که براى خودم اتخاذ کرده‌ام در این قانون این است که هیچ وقت پیشنهاد تقلیل مالیات نکنم پیشنهادى هم که بنده در جلسه گذشته کردم راجع به بیمارستان و حق‌التألیف و اینها بود که آنها را هم خوب گفتند اسباب معطلى و اشکال می‌شود و دولت قبول نکردند.

حالا موضوعى را که بنده خواستم تذکر بدهم باور بفرمایید که فقط از نقطه‌نظر خیرخواهى است نسبت به خود این قانون و می‌خواهم عرض کنم که طورى نشود این قانون خنثى بشود و بالاخره کارى بشود که مالیات‌ها هم وصول بشود (صحیح است) و آن موضوع مسأله مالیات بر شرکت‌ها است اولاً این را عرض کنم که بنده نه شرکتى دارم و نه در عمرم داخل در شرکتى بوده‌ام... (یکى از نمایندگان- آن ماده راجع به شرکت‌ها گذشت) بنده از نقطه‌نظر اشل‌ها دادم

+++

حرف می‌زنم عرض کنم که شرکت یک مالیاتى می‌دهد فرض بفرمایید یک شرکتى که صد هزار تومان عایدى دارد.... آقاى وزیر مالیه توجه بفرمایید این صدى 80 مالیات بدهد بقیه را هم بین دارندگان سهام تقسیم می‌کنند فرض کنید یک دارنده سهمى خودش هم ده هزار تومان دوازده هزار تومان عایدى دارد هزار تومان دو هزار تومان هم از سهمى که در شرکت داشته است بهش می‌رسد فرضاً این می‌شود دوازده هزار تومان آن وقت به دوازده هزار تومان هم مالیات بسته می‌شود در صورتی که آن مالیات را نسبت به سهم این شرکت پرداخته است و بنده با این ترتیب می‌ترسم... از راه خیرخواهى عرض می‌کنم می‌ترسم که دیگر هیچ کس دنبال شرکت نرود و به قول یکى از دوستان به جاى انفلاسیون اسکناس انفلانسیون شرکت‌ها پیش بیاید و هیچ کس دنبال ایجاد شرکت یا ورود در شرکت نرود و شرکت‌ها هم اصلاً بسته بشوند و دیگر صرف نداشته باشد (صحیح است) یکى از غنیمت‌هایى که ما تا به حال در این سنوات اخیر در این دوره چند ساله اخیر بردیم همانا تشویق و ایجاد شرکت‌ها بود چون همه می‌دانید که در ایران هیچ شرکتى نبود و هیچ کس هم اطمینان به شرکت نداشت و هر کس می‌رفت دنبال کار و کسب انفرادى بعد که تشویق شد شرکت‌هایى ایجاد شد و یک مملکت متمدن هم نمی‌تواند یک سازمان صحیح و سالم اقتصادى بدون وجود شرکت داشته باشد پس اگر بنا باشد که مثل دوران قرون وسطى هر کس عقب کارهاى انفرادى برود این که براى مملکت فایده نخواهد داشت (صحیح است) و بنده می‌ترسم که بالاخره شرکت‌ها از بین بروند و کسى هم دیگر حاضر نباشد براى تأسیس شرکت این است که اینجا دو چیز را عرض می‌کنم یا این که اشل مالیاتى شرکت‌ها را پایین ببرند که این موضوع جبران شود یا مثل مالیات سابق مابه‌التفاوت را منظور دارید و حساب کنید یعنى دارنده سهام مالیات سهامش را که داده اگر عواید دیگرى هم دارد ما‌به‌التفاوتش را بدهد این اشکال به نظر بنده هست و وارد است (صحیح است) و الا این را بدانید و بنده عرض می‌کنم که صد در صد طرف‌دار قانون مالیات بر درآمد هستم ولى بنده می‌ترسم به واسطه همین ضررى که شرکت‌ها وارد می‌شود و به قدرى شدید است که دیگر براى هیچ کس یعنى هیچ شرکتى صرف نمی‌کند و به مرور این شرکت‌ها از بین می‌روند و آن منظورى که از ازدیاد مالیات هست آن هم به دست‌مان نخواهد رسید (صحیح است(

وزیر دارایى- آقاى لیقوانى گمان می‌کنم صبح در موقعی که در خود این ماده صحبت می‌کردیم تشریف نداشتید.

لیقوانى- این که دلیل نشد آقا. چرا نبودم؟ بودم‏.

وزیر دارایى- یا توجه نفرمودند. قضیه شرکت‌ها اینجا مذاکره شد همان طور که می‌فرمایند آقایان آن ماده تصویب شد و گذشت.

دشتى- آن ماده گذشته دیگر صحبت ندارد.

وزیر دارایى- چرا ارتباط دارد با ماده قبل‏

دشتى- پس چرا می‌فرمایید مربوط به ماده قبل است و به اینجا مربوط نیست؟ عجب؟

وزیر دارایى- عرض کنم که البته ما خودمان صد در صد طرف‌دار هستیم همان طور که فرمودید شرکت‌ها برقرار باشد. و روى همین نظر هم بود که صبح اینجا عرض کردم ما صدى هیجده از منافع را نسبت به سرمایه بدواً از این درآمدى که دارند خارج می‌کنیم می‌دهیم به اشخاص و اشخاص روى منافع خودشان مالیات می‌دهند بنابراین دیگر جاى نگرانى نیست بر این که شرکت‌ها از بین می‌روند و البته اشخاصى هم به تنهایى مثل این که شرکت منافع می‌برد منافع نخواهد برد و این قسمت هم ملحوظ شده صدى هیجده براى شرکت بنابراین مانعى نخواهد داشت.

رئیس- آقاى بهبهانى‏

بهبهانى- در این چند روزه یک اشخاصى که تصور می‌کنم دروغ گفته باشند از قول خود آقاى دکتر نقل کردند که این طرز قانون در دو سه جا بیشتر در روى زمین در کشورهاى دیگر تصویب نشده است و در هیچ کجاى دنیا غیر از دو سه جا همچو قانونى وجود ندارد و اجرا نشده است اگر هم تصویب شده بعد از تصویب اجرا نشده یکى اخیراً در ترکیه بود که گفتند این قانون به

+++

همین ترتیب تصویب شد ولى چون اجرایش خیلى مشکل بوده است و نتوانستند اجرا کنند همین طور ماند و اجرا نشد دیگر این که در نظر دارم موقعى که در مالیات تریاک صحبت بود و آقاى تقى‌زاده وزیر مالیه بودند در این مجلس شوراى ملى یک مالیات‌هاى هنگفتى براى تریاک گذاشته بودند یعنى قبل از ایشان وضع شده بود ایشان آمدند در همین مجلس و آن مالیات‌ها را برداشتند و گفتند آنچه که دولت کرده که بتواند جلوى قاچاق را بگیرد نتوانسته است. چرا؟ براى این که خود آقاى تقى‌زاده فرمودند که بعد از آن که از هر جا جلوى قاچاق را گرفتیم و خیلى هم زحمت کشیدیم دیدیم بالاخره نمی‌شود براى این که قیمت تریاک به جایى رسیده است که یک مثقال تریاک که سابقاً یک قران بود باید پنج قران فروخته شود ولى قاچاق می‌کنند و ارزان‌تر می‌فروشند حالا ملاحظه بفرمایید در چارک و من چقدرها توفیر پیدا خواهد شد و چون این قدر زیاد می‌شود لهذا است که مردم راه فرار قاچاق پیدا می‌کنند و خیلى سریع به قاچاق مى‌پردازند و راهش را پیدا می‌کنند دولت هم نمی‌تواند جلوگیرى کند از این کار و بنده تصور می‌کنم این قانون مالیات بر درآمد هم همین حکم را خواهد داشت یعنى این فشارى که براى مردم تهیه شده است خصوص روى این اشلى که معیین کرده‌اند این موجب خواهد شد که مردم راه فرار پیدا کنند یعنى یک راهى پیدا می‌کنند که دولت نتواند به آنها مسلط شود و نتواند آن منافع آنها را صحیحاً احراز کند علاوه بر این بنده تصور می‌کنم که درجواب فرمایشات آقاى مخبر محترم که در جلسه صبح فرمودند که معلوم نیست که این مالیات چقدر خواهد شد و کسى نمی‌داند چقدر خواهد شد بنده تصور می‌کنم که این طور نیست و یک حساب‌هایى شده است روى این مالیات از قراری که بنده تحقیق کردم خود ارباب اجراى این قانون و تهیه کنندگان این قانون که حساب کرده‌اند مطابق اشل سابق که می‌گرفتند امسال گذشته از 28 میلیون الى 30 میلیون تومان از این ممر مالیات گرفته‌اند و می‌گیرند و به موجب این قانون که از سال آتیه اجرا می‌شود همان محاسبین چاب کرده‌اند که مطابق این اشل به موجب حسابى که شده مالیات این کار 136 یا 138 میلیون خواهد شد بنابراین تفاوت هم خیلى فوق‌العاده است البته احتیاج دولت هم به این میزان نیست اگر هم احتیاج باشد ما معتقدیم که بودجه کسر ندارد اگر قسمت اقتصادیات را جز کنیم دولت کسر پیدا نمی‌کند حالا که دولت می‌خواهد یک وجوه زیادترى یا یک پساندازى داشته باشد یا موقع جنگ است و می‌خواهد یک پس‌اندازهاى معتبرى داشته باشد این را هم حرف نداریم ما ولى تصور این را هم بفرمایید که فرق میان 28 میلیون و 30 میلیون با 128 یا 138 میلیون تومان چقدر است؟ و بنده معتقدم که چون این قانون این قدر فشار به مردم وارد می‌آورد و به این درجه اشل را برده‌اند بالا موفق به اجراى آن نخواهند شد و نقض غرض خواهد شد و بهتر این است که دولت در این باب تأمل بکند یعنى فکر بکند و اشل را یک قدرى کوتاه‌تر بکند که اقلاً یک مقدارى کسر بشود و این قدر فشار به مردم وارد نیاید و قابل اجرا باشد و الا این را بدانید هر چه قانون موضوعش سخت‌تر باشد دولت در اجرایش عاجز می‌شود و باز می‌ماند و نمی‌تواند اجرا کند و مردم هم به هر طریق که هست از زیر بار اقتدار دولت در اجراى این قانون شانه خالى خواهند کرد و از دادن این مقدار عایدى خود به دولت استنکاف خواهند کرد و دولت هم با این وضعیت امروزه ولو این که آقایان آمریکایى‌ها در این مملکت هستند و کاملاً می‌خواهند خدمت کنند و نظارت کنند ولى دیدیم تا به حال آنچه جلوگیرى کردند از بدو ورودشان تا به حال که هشت نه ماه است در اینجا هستند نتوانسته‌اند صد دینار از زیاده‌روی‌هاى سابق جلو گیرى کنند چه رسد به این که این قانون را به این شدت اجرا کنند مردم‏ هم با وسایل و وسایط مختلفه و یا اشخاصی که مجرى این قانون خواهند بود کارهایى خواهند کرد که به نظر بنده نقض غرض خواهد شد دولت هم وقتی که نتواند این قانون را درست ازش استفاده بکند ضرر خواهد کرد دیگر بسته است به نظر آقایان یک پیشنهادى هم در این ماده کرده‌ام که تقدیم می‌کنم.

+++

رئیس- آقاى ملک مدنى

ملک مدنى- بنده عادت ندارم هیچ وقت مفصل در مجلس شوراى ملى صحبت کنم و همیشه هم هر وقت لازم باشد جواب یک مطلبى را بدهم یادداشت می‌کنم و یکى یکى جواب عرض می‌کنم. چون اینجا یک قسمت راجع به بودجه صحبت شد بنده معتقدم باید یک توضیحى مقدمتاً عرض کنم و چون در واقع اساس این لایحه هم همین ماده است ناگزیرم یک مقدمه کوچکى را قبلاً به عرض آقایان برسانم بعد یکى یکى جواب آقا را بدهم اول ما باید فکر کنیم و ببینیم که براى ادارده امور کشور باید یک پولى مردم مملکت بدهند و دستگاه دولت خرجش اداره شود و جریان داشته باشد یا نه؟ این یک موضوعى است که به نظر بنده هیچ محل تردید نیست که خرج این مملکت را باید اشخاص بدهند و در مملکت هر کس هر قدر بیشتر درآمد دارد باید بیشتر در مخارج مملکت شرکت کند زیرا بیشتر از اوضاع و احوال مملکت استفاده می‌برد (صحیح است) آقاى انوار فرمودند دلیل این که یکى که هزار تومان عایدى دارد صدى دو بدهد و دو هزار تومانى صدى چهار بدهد چیست. دلیلش این است که آن اولى به قدر هزار تومان استفاده کرده از اوضاع و احوال عمومى کشور و این دومى بیشتر از او (صحیح است) همچنین اگر کسى ده هزار تومان عایدى داشته باشد از آن کسی که دو هزار تومان یا هزار تومان عایدی داشته بیشتر از کیفیت و اوضاع و احوال عمومى کشور بهره برده البته بیشتر هم باید مالیات بپردازد (صحیح است) و باید هم تفاوت داشته باشند و این در همه جاى دنیا هم معمول است و اصل کلى است. حالا آمدیم سر بیانات آقاى بهبهانى این که فرمودند در هیچ جاى دنیا غیر از دو سه نقطه این طور مالیات وضع نشده و این طور لایحه تقدیم نشده است تا تصویب و اجرا شود این طور نیست آقا در تمام دنیا که امروزه این جنگ برقرار است ملت‌ها دارند می‌دهند بلکه فداکارى دارند می‌کنند (صحیح است) براى کشورشان بچه‌هاى‌شان را براى کشتن می‌فرستند صد در صد مالیات می‌دهند تحمل خسارات گوناگون می‌کنند خانه‌اش زیر آتش بمب مى‌سوزد و خراب می‌شود و خودش می‌سازد در انگلستان و آمریکا که دو دولت بزرگ و متمدن دنیا هستند امروز ملاحظه بفرمایید چقدر مالیات می‌دهند؟ پس این حرف را هر کسى به شما گفته است بی‌ربط بوده است و خیلى تعجب‌آور است که گفته شود هیچ جاى دنیا جز دو سه نقطه این طور مالیات نمی‌دهند خیر آقا این اشتباه است و همه جاى دنیا دارند می‌دهند و فداکارى می‌کنند ما هم اگر داریم مالیاتى وضع می‌کنیم براى احتیاجاتى است که کشورمان دارد ما احتیاج داریم که بهدارى‌مان توسعه پیدا کند فرهنگ‌مان توسعه پیدا کند قانون تعلیمات اجبارى را که گذراندید اجرا شود این چطور باید اجرا شود آقا؟ باید با پول اجرا شود ملل متمدن دنیا هم همه از این مالیات‌ها دارند می‌دهند و همه‌شان دارند براى استقلال و حیات خودشان فداکارى می‌کنند ما هم باید بکنیم بنده صریحاً عرض می‌کنم که بهترین قانونى که از این مجلس می‌گذرد همین قانون است (صحیح است) طبقه اغنیا باید بدهند تا بالاخره طبقه ضعفا و فقرا از ضعف و زحمت بیرون بیایند (صحیح است- احسنت) این یک امر مسلمى است. بنده آقا با کمال صراحت در اینجا عرض می‌کنم که هیچ اولاً باکى از این ندارم که عرض کنم هر کس بخواهد از زیر بار این قانون فرار کند به نظر بنده مخالف مصلحت کشور رفتار کرده است (صحیح است) بالاخره بنده خودم شخصاً از طبقه ندار این مملکت نیستم که این عرض را دارم می‌کنم (صحیح است) من می‌گویم عقیده‌ام این است و مصلحت کشور در این است که باید طبقه اغنیا و اشخاص متمکن مالیات بدهند و از آن طبقه ضعیف و فقیر دستگیرى کنند (صحیح است) و در این زمستان سخت و بگذران این دسته باید کمک کرد تا در زحمت نباشند (آفرین- احسنت) اینها هم یک مطالب مسلم و واضحى است چرا آقا از مطلب دور می‌شوید ما فکر می‌کنیم که دولت مثلاً یک فکر عجیب و غریبى دارد. خیر آقا فکر صحیحى دارد... ما کار به میسیون آمریکایى هم نداریم آقا آنها هم مستخدمین ما هستند و آمده‌اند به ما خدمت کنند

+++

(صحیح است) آمده‌اند با تشخیص شما و تصویب شما سر دستگاه فنى مالیه شما و این طور تشخیص داده‌اند که اداره امور این کشور احتیاج به پول دارد پول را هم باید از کى گرفت از آن کسى که ملک دارد تمول دارد (صحیح است‏) بنده از ملاک حرف می‌زنم چون خودم هم ملاک هستم در این مملکت و ملک دارم. بگذارید آن ملاکى که یک میلیون دو میلیون استفاده برده است پانصد هزار تومانش را هم بدهد براى مملکت براى مردم ضعیفى که در کنار خیابان دارند جان می‌دهند (صحیح است) بنده روى سخنم با آقاى بهبهانى است چرا نباید بدهد آقاى بهبهانى؟ اینها یک مسائلى است آقاى بهبهانى شما که وکیل تهران هستید بنده خطابم به شما است شما که وکیل تهران هستید شما پایتان را بگذارید به جنوب شهر تهران و با شمال تهران که منزلتان است مقایسه کنید آن وقت خواهید دید که باید این مالیات وضع شود و به آن طبقه کمک بشود یا نه؟ (صحیح است) شما باید از آن طبقه طرف‌دارى کنید آقا یعنى از اشخاصى که متمکن و متمول‌اند و در شمال سکونت دارند بگیرند و به مصرف مردم جنوب و فقرا و ضعفا بدهند حمام برای‌شون بسازند سرشان را اصلاح کنند نگذارند تیفوس بگیرند دبستان درست کنند پس اینها از کى باید گرفته شود،؟ باید با پول آن اشخاص آسایش این مردم تأمین شود اینها یک مسائلى است که باید گفته شود اگر گفته نشود مطلب لوث می‌شود مجهول می‌ماند ما از روى عقیده و ایمان به این لایحه رأى می‌دهیم و اجبارى هم در بین نیست و من یقین دارم که همه آقایان و خود آقاى بهبهانى هم همین عقیده را دارند همان متمول هم بنده عقیده‌ام این است که موافق است زیرا او هم تشخیص داده است که آن فقیر و بیچاره را باید دستگیرى کند دلیلش هم همان عملیاتى است که خیریه‌هاى سال پیش کردند این همه خیریه‌هایی که تأسیس و تشکیل شد این عملیاتى که کردند و دستگیری‌هایی که شد پول‌هایی که داده شد اعانه‌هایی که پرداخته شد اینها را کى‌ها دادند چه اشخاصى دادند؟ همین اغنیا دادند براى دستگیرى و نگاه دارى فقرا و ضعفا (صحیح است) بالاخره حالا هم دولت می‌گوید من احتیاج دارم به پول و بی‌پول نمی‌توانم دستگاه این مملکت را اداره کنم و از مردم نگهدارى کنم باید به وسیله مالیات از اغنیا بگیریم و به مصرف فقرا برسانیم البته مصلحت کشور هم اقتضا می‌کند تصویب کنیم و بدهیم و باید با کمال میل و با کمال رضا و رغبت به این قانون رأى بدهیم و عملاً هم نشان بدهیم که ما طرفدار فقرا و ضعفا هستیم و مطلب را به همین جا ختم می‌کنم و امیدوارم آقا هم موافقت بفرمایند. (صحیح است- احسنت)

رئیس- آقاى یمین اسفندیارى‏

یمین اسفندیارى- اجازه بفرمایید بنده هم که با اجازه آقایان تا اینجا آمدم و زحمت کشیدم عرایضم را عرض کنم بنده طبق آنچه که آقاى ملک دفاع فرمودند بنده هم مختصراً عرایضم را عرض می‌کنم. عرض کنم طبق آن اشلى که تنظیم شده است و پیشنهاد شده است آقاى انوار هم فرمودند و آن را هم امضا کردند و جمعى از آقایان امضا نموده‌اند بنده هم آن پیشنهاد را امضا کرده‌ام عرض کنم نظر ما این نبوده است که ما بخواهیم با آن اشلى که آقاى دکتر میلیسپو تهیه کرده است با آن مخالفتى کرده باشیم ولى این اشلى که تهیه و پیشنهاد شده است این هم با یک دقتى بوده است و اگر آقاى مخبر و آقاى وزیر دارایى دقت بفرمایند ممکن است باز هم مذاکره کنند شاید یک تخفیفى حاصل شود اما تذکرى که خود بنده دادم و می‌خواهم عرض کنم این است که آقاى ملک اینجا فرمودند که بنده تصور می‌کنم همه با بیانات ایشان همراه باشیم ولى ایشان هم یک قدرى مطلب را شدید گرفتند بنده می‌خواهم عرض کنم که وضع مالیات تنها براى بهبودى حال مردم و فقرا که فرمودید کافى نیست تا بتوانیم مردم بیچاره را نجات بدهیم بلکه یک تشکیلات خوبى این کار را می‌کند (صحیح است) و آسایش مردم را فراهم می‌آورد که بتوانیم در جنوب شهر در کنار جاده شمیران و کوچه‌هاى تهران هم بدبخت‌ها را نجات بدهیم ولى این مالیات گرفته می‌شود و بدبختانه آن بیچاره‌هایی که فرمودید به همان وضعیت دچار هستند و به همان حال باقى خواهند بود

+++

(صحیح است) پس باید این تشکیلات اصلاح شود و امیدوارم هستم که اصلاح شود (صحیح است) بنابراین با این وضعیات امروزه کشور که همه می‌بینم و می‌دانیم اگر هم در این سنوات اخیر در زمان اعلیحضرت رضا شاه پهلوى چند نفرى چند دینار گیرشان آمد یا از مقاطعه کارى یا از تجارت یا از معاملات آن را مأخذ قرار ندهید امروزه دیگر این بساط‌ها نیست این را در نظر بگیرید و توجه‌تان به این نباشد که امروزه یک چهار نفرى یک چیزى دارند و دست‌شان به دهان‌شان می‌رسد آنها هم دارند بدبخت می‌شوند و بدبخت شده‌اند براى این که باب معاملات بدبختانه بسته شده است فقط شما وارد در هر قسمت که بشوید می‌بینید که آن قسمت‌هایی که فرض می‌کردید دیروز از یک منابعى استفاده‌هاى زیادى می‌کردند امروز به یک صورتى افتاده‌اند که شاید عن‌قریب یک وضع خیلى بدترى به خود بگیرند (ناصرى- از درآمد مالیات می‌گیرند) آقاى ناصرى این قدر سنگ به سینه نزنید درآمد باید تولید بشود اگر شما وسایل تولید درآمد را فراهم نکنید این یک دلخوش کنکى است ما می‌خواهیم درآمد داشته باشیم مالیات بدهیم هر کس که می‌خواهد در هر شهرى زندگى کند وسایل خوب داشته باشد باید مالیات بدهد باید پول خوب بدهد این تردید ندارد ولى بنده عرض کردم که اگر درآمد نداشته باشد چه مالیاتى بدهد حالا منظور عرضم این است بنده سؤالى از آقاى مخبر و آقاى وزیر دارایى داشتم که اینجا در ماده دوازده نوشته می‌شود به این که از یک میلیون و یک ریال بالا صدى هشتاد نسبت به مازاد بنده می‌خواستم توضیح بخواهم که این مازادی که داده می‌شود نسبت به رقم قبلش است یا از همان رقم اولاً که صدى سه گرفته می‌شود حساب می‌شود؟ چون در اینجا خوب تصریح نکرده و معلوم نیست که تمام این قسمت‌ها رعایت خواهد شد یا فقط همان رقم اصلى رعایت می‌شود این را توضیح بفرمایند.

مخبر- تمام این قسمت‌ها رعایت شده است نسبت به مازاد هر رقمى محسوب می‌شود یعنى رقم قبلى خودش‏

رئیس- پیشنهاد آقاى روحى‏

کلمه (می‌باشد) که در سطر دوم این ماده ذکر شده تبدیل به (تشخیص داده شود) گردد.

رئیس- آقاى روحى‏

روحى- آقاى مخبر توجه بفرمایند اینجا نوشته است می‌باشد در این قانون یعنى به طور قطع و جازم و حال آن که باید تشخیص داده شود آن کسى که اظهار‌نامه داده هنوز درست نمی‌داند....

مخبر- خوب بنده قبول کردم که اصلاح شود تشخیص داده شود.

رئیس- پیشنهادى است به امضا 31 نفر آقاى امیر تیمور و سى نفر دیگر.

ماده 12 را به طریق ذیل پیشنهاد می‌کنم.‏

ماده 12- هر مؤدى مالیاتى از درآمد مشمول مالیات خود به نرخ‌هاى معینه زیر باید طبق این قانون مالیات بپردازد از درآمد مشمول مالیات در سال مالیاتى دوازده هزار ریال تجاوز ننماید 2 درصد

از 10001 ریال تا 30000 ریال 3 درصد نسبت به مازاد 10000 ریال‏

از 30001 ریال تا 50000 ریال 4 درصد نسبت به مازاد 3000 ریال‏

از 50001 ریال تا 60000 ریال 5 درصد نسبت به مازاد 50000 ریال‏

از 60001 ریال تا 80000 ریال 6 درصد نسبت به مازاد 60000 ریال‏

از 80001 ریال تا 100000 ریال 8 درصد نسبت به مازاد 80000 ریال‏

از 100001 ریال تا 120000 ریال 9 درصد نسبت به مازاد 100000 ریال‏

از 120001 ریال تا 140000 ریال 10 درصد نسبت به مازاد 120000 ریال‏

از 140001 ریال تا 160000 ریال 12 درصد نسبت به مازاد 140000 ریال‏

از 160001 ریال تا 200000 ریال 15 درصد نسبت به مازاد 160000 ریال‏

از 200001 ریال تا 250000 ریال 18 درصد نسبت به مازاد 200000 ریال‏

از 250001 ریال تا 300000 ریال 20 درصد نسبت به مازاد 250000 ریال‏

از 300001 ریال تا 350000 ریال 27 درصد نسبت به مازاد 300000 ریال‏

از 350001 ریال تا 400000 ریال 30 درصد نسبت به مازاد 350000 ریال‏

از 400001 ریال تا 500000 ریال 45 درصد نسبت به مازاد 400000 ریال‏

از 500001 ریال تا 600000 ریال 50 درصد نسبت به مازاد 500000 ریال‏

از 600001 ریال تا 700000 ریال 60درصد نسبت به مازاد 600000 ریال‏

از 700001 ریال تا 1000000 ریال 70 درصد نسبت به مازاد 700000 ریال‏

از 1000001 ریال به بالا صدى هشتاد نسبت به مازاد 1000000 ریال‏

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- عرض کنم این پیشنهادى است که عده‌اى از رفقا امضا کرده‌اند که بنده هم یکى از آنها هستم و مقدمتاً عرض می‌کنم که ملت ایران هیچ وقت براى اصلاح شئون

+++

اجتماعی‌شان از پرداخت مالیات و پول مضایقه نداشته در آینده هم مضایقه نخواهند کرد همان طور که آقاى ملک مدنى هم اشاره فرمودند اگر موردى پیدا کردند نه تنها با بذل مال بلکه با بذل جان هم حاضرند خرج‌هاى کشور خودشان را راه بیندازند و اگر نظرى به این بیست سال آخر بکنیم صدق عرایض بنده تأیید و ثابت می‌شود زیرا که از سنه 1330 به این طرف در آن تاریخ بودجه ما سالى 23 میلیون بود و این اواخر رسید به سالى چهارصد میلیون و بنابراین ملت ایران به هیچ وجه من‌الوجوه مضایقه نکرده‌اند از پرداخت مالیات براى اصلاح شئون اجتماعى خودش و در هیچ کشورى هم سابقه نداشته است در یک مدت به این قلیلى مالیاتش متصاعداً به این درجه بالا برود و سال به سال بودجه‌اش زیاد بشود اما آقاى مخبر توجه بفرمایید همان طور که رقم مالیات ما در بیست سال از 23 میلیون به چهارصد میلیون رسید همه ساله دولت هم مساعى بی‌شمارى به کار می‌برد که قوه تولى در کشور و در مردم زیاد بشود و به نسبت قوه تولید مردم مالیات بپردازد اکنون هم اعتقاد بنده این است که یکى از مسائلى که باید مقنن و قانون‌گذار در نظر بگیرد باید سعى کند که قوه تولید در مملکت زیاد بشود و مردم هم تشویق بشوند و البته صدى هشتاد عوایدشان را هم بپردازند بنده هم این رقم را پیشنهاد کردم ولى عرض می‌کنم عملاً این را خواهید دید که دچار زحمت می‌شوند زیرا کمتر اشخاص حاضر می‌شوند که بیایند انرژى و فعالیت و کوشش و سعى خودشان را به کار ببرند و صدى هشتاد از منافع خودشان را به دولت بدهند این حقیقتاً متناسب با زحمتشان نیست و در هیچ جاى دنیا هم سابقه ندارد معذلک کلمه در این رقم صدى هفتاد درصدى شصت درصدى پنجاهش بنده هم موافقت کردم و می‌کنم در پیشنهاد بنده هم این رقم ذکر شده است ولى در عمل دولت متوجه می‌شود که عملى نیست و خودش در مقام اصلاح برمی‌آید اما رقم‌هاى اولیه با یک مختصر تفاوتى پیشنهاد شده است با آنچه که شما پیشنهاد کرده‌اید حالا که ما از روى کمال حسن عقیده می‌خواهیم این قانون را بگذرایم و رأى بدهیم دولت مخصوصاً آقاى وزیر مالیه و آقاى مخبر قوه تولید مردم را هم در نظر بگیرند و کارى بکنند که براى مردم هم حقیقتاً توانایى پرداخت باشد و همان طور که دولت احتیاج به پول دارد مردم هم امروز زیر بار زندگى کمرشان خم شده و قطعاً تمام مخارج‌شان یک برده و بیست شده و کشور ایران هم اول کشورى است که از همه دنیا گران‌تر است زندگانی‌شان هیچ طبقه‌اى امروز قادر به ادامه زندگانى نیست شما اگر هى بخواهید از مردم پول بگیرید زندگانى هم این قدر گران باشد فایده ندارد باید کارى کرد که سطح زندگانى پایین بیاید با گرفتن مالیات زیاد که کار مملکت پیش نمی‌رود دولت باید کارى بکند که قوه تولید زیاد بشود و سطح زندگى پایین بیاید از بالا بردن مالیات که سطح زندگى پایین نمى‌آید بیچارگى مردم هم زیاده می‌شود آقاى مخبر هم استدعا می‌کنم موافقت بفرمایید.

مخبر- بیانات آقاى ملک مدنى که در جواب آقاى بهبهانى فرمودند بنده را بى‌نیاز کرد که دیگر در این باب چیزى عرض کنم ولى حقیقت امر این است که این صورت مجلس‌هایى که تنظیم مى‌شود به آیندگان ثابت خواهد کرد که چه موافق و چه منعقد هر دو مصالح کشور را بر منافع شخصى خودشان ترجیح داده‌اند اگر امروز در جراید ما یک افرادى روى یک اغراض هر نسبتى به نمایندگان مجلس شوراى ملى بدهند ولى اعمال آنها و کارهاى آنها در آتیه مورد قضاوت عمومى قرار خواهد گرفت و به نظر بنده روزى خواهد رسید که روى این اعمال و افعالى که داشته‌اند و قدم‌هایى که برداشته‌اند شاید یکى از ادوار خوب مجلس ما مجلس سیزدهم باشد زیرا اشخاصى دارند به این مالیات بر درآمد رأى می‌دهند که خودشان از مؤدیان درجه اول این کشورند (صحیح است) و اگر امروز انتقاداتى نسبت به این مالیات می‌شود دیده می‌شود که همه عینک اصلاح اجتماعى را به چشم زده‌اند منتها اختلاف سلیقه و فرق عقیده موجب این پیشنهادات است ولى ملاحظه می‌فرمایید که در تمام این پیشنهادها پافشارى غرض آلودى نمی‌شود در اینجا

+++

هم آقا باید این را گفت که دواى مؤثر تلخ است و بایستى هر کس که پیش طبیب می‌رود و می‌خواهد درمان پیدا بکند رضا بدهد به این که یک قدرى دواى تلخ را بخورد و رنج بکشد تا نتیجه بگیرد و بنابراین نباید خیلى متأثر بود از این که یک قدرى بار سنگین است باید همه آقایان که مطابق این نرخ‌ها مالیات می‌پردازند متوجه باشند که بقیه دارایى آنها به این وسیله بیمه می‌شود تأمین می‌شود، حفظ می‌شود (صحیح است) و اگر امروز با زبان فصیح نشود پشت به این تریبون جهات این امر را اظهار کرد ولى شاید خود آنها متوجه هستند و در آتیه تصریحاً می‌گویند به اشخاصى که این قانون رأى می‌دهند ولى به احترام امضاهاى زیادى که آقایان زیر این پیشنهاد کرده‌اند و بنا بر توصیه‌اى که آقاى نخست وزیر فرمودند و این موافقت‌ها را می‌فرمایند از آقایان پیشنهاد کنندگان هم تمنا می‌کنم که به اصطلاح صلح کنیم به این که از درآمد مشمولین از ده هزار ریال به پایین که سه درصد بود دو درصد بشود از ده هزار ریال تا سى هزار ریال که چهار درصد بود سه درصد از سى هزار ریال تا پنجاه هزار ریال که شش درصد بود پنج درصد از پنجاه هزار تا شصت هزار ریال که هشت درصد بود هفت درصد حالا ورق بزنید کتابچه را از سیصد و پنجاه هزار تا چهارصد هزار ریال که پنجاه و چهار درصد بود پنجاه درصد از چهارصد هزار تا پانصد هزار ریال که شصت درصد بود پنجاه و پنج درصد (یک نفر از نمایندگان- نسبت به مازاد) بلى همه نسبت به مازاد رقم پیش از پانصد هزار تا ششصد هزار ریال که شصت و هفت درصد بود شصت درصد. از ششصد هزار تا هفتصد هزار ریال که هفتاد و دو درصد بود شصت و پنج درصد بود از هفتصد هزار تا یک میلیون ریال که هفتاد و پنج درصد بود هفتاد درصد از مازاد یک میلیون هم همان هشتاد درصد بنده تمنا می‌کنم که چون این ماده هم به قول آقاى انوار بیت‌الغزل این قانون است آقایان هم موافقت بفرمایند که بعد از پایین آمدن بنده را اینجا به این ماده رأى گرفته شود.

امیر تیمور- بنده به سهم خودم موافق هستم.

رئیس- آقاى تهرانچى‏

تهرانچى- آقاى معدل یک قسمتى فرمودند البته آقاى امیر تیمور هم از امضا کنندگان بودند بنده هم لازم است عرض کنم مقصود این نیست که مالیات را ندهند یا کمتر بدهند مقصود این است که نسبت به اشخاصى که اضافه از مبلغ معینى ندارند تحمیلى نشود که از خرج‌شان کم بیاید و بیفتد به قرض و بدبختى و فلاکت استدعا می‌کنم آقاى نخست وزیر و آقاى وزیر دارایى توجه بفرمایند این را تصدیق مى‌فرمایند همین طور که عواید زیاد شده است براى بعضی‌ها خرج هم گران شده است به این معنى که پول کار پیش را نمی‌کند اگر بنا بشود یک کسى عوایدش در سال بیست هزار تومان یا سى هزار تومان شده است حکم دو هزار تومان سابق را دارد طبقه متوسط هم همین طبقه است طبقه عالیه البته آنهایى هستند که عایداتشان به پنجاه شصت و صد هزار تومان می‌رسد اگر صدى پنجاه یا صدى هشتاد هم بگیرند از اضافه خرج‌شان گرفته‌اند و بنده که یکى از امضا کنندگان این پیشنهاد هستم هیچ مخالف نیستم که از اضافه خرج هر چه می‌خواهید بگیرید و حتى می‌خواهم این عرض را کرده باشم که صد در صد هم بگیرید زیاد نیست ولى آن کسى که مطابق خرجش دارد که باید قرض بکند به فلاکت می‌افتد و این نقض غرض است و بنده می‌دانم که نه دولت و نه آقاى وزیر دارایى نه آقاى دکتر میلسپو هیچ وقت این نظر را ندارند که از افرادى که به اندازه خرج‌شان دارند مالیات گرفته شود چرا؟ به علت این که شما خودتان از مأمورین دولت مالیات را برداشتید براى چیست؟ براى این نیست که می‌خواهید آن طبقه مالیات نپردازند گفتند که چون حقوقشان به اندازه مخارج‌شان کفایت نمی‌کند اگر بخواهیم یک چیزى هم ازشان بگیریم بیشتر به آنها صدمه است پس باید مردم را هم در نظر بگیریم آنچه که خرج یک خانواده متوسط است با نرخ امروزه مقایسه کنید اما در عین حال اگر شما نتوانستید سطح زندگى را پایین بیاورید و چه به وسیله این قانون چه به وسایل دیگر

+++

هیچ اشکالى ندارد که بیاییم در این قانون تجدید‌نظر کنیم بنده هیچ نمی‌گویم در این قسمت که شما الان در قانون معین می‌کنید بیایید و از آن مبلغى که واقعاً خرج خانه‌هاى متوسط است کمتر بگیرید براى آتیه هم اگر شما موفق شدید هزینه زندگى را پایین آورید که هیچ و الا این را هم ببرید بالا شما نسبت به آن مبلغ پنجاه هزار ریالى شصت هزار ریالى که باید بگیرید تخفیف دادید و اوایلش را دست نزدید (مخبر- اوایلش را توجه نفرمودید) بنده می‌بینم چیزى در اوایل نیست شما آمدید آن ده هزار ریالى که هزار تومان می‌شود... (مخبر- شما براى فقرا می‌فرمایید یا اغنیا نه قربان براى طبقه متوسط عرض می‌کنم شما آمدید فقط یک طبقه فقیر را ملاحظه کردید و یک طبقه اغنیا را ولى وسط را هیچ ملاحظه نکرده‌اید (مخبر- وسط هم وسط پول می‌دهد) خوب اگر از آن متوسط هم بگیرید فقیر می‌شود و بر فقراى این مملکت می‌افزایید درآمدش به اندازه همان خرجى است که گران شده حرف سر این است و الان طبقه‌اى که زیاد دارند خود بنده هم معتقدم که هفتاد و پنج درصد را هم زیادتر کنید ولى فقیر و بیچاره و بدبخت را نمی‌شود منتها البته تا وقتى که اوضاع دنیا اوضاع جنگ است که شما این را خواهید گرفت این را که همیشه نخواهید گرفت این اشکالى ندارد که دو سال سه سال هم اضافه بدهند از اضافه خرج اما آن کسى که به اندازه مخارجش دارد و اگر زیادى بدهد او را فقیر کرده‌اید و از بین برده‌اید براى این که اگر فقیر شد مجبور است برود ملکش را گرو بگذارد تومانى ده شاهى دو عباسى قرض کند و همان ترتیبى می‌شود که قبل از این دوره‌ها داشتیم مگر خاطرتان رفته قبل از بیست سال در این مملکت کدام ملک بود که گرو نبود کدام خانه بود که گرو نبود کدام خانه بود در قرض نبود اگر حالا هم می‌خواهید این طبقه به همان حال بیفتد البته مضر است براى مملکت بنده معتقدم به همان طبقه متوسط هم یعنى سى هزار ریال که حکم سه هزار ریال سابق را دارد چون این حال را دارد این تخفیف را بدهید که این از مؤنه‌اش کمتر پیدا نکند و کسر خرج نداشته باشد اما طبقات بالا را بگیرید و هر وقت هم که هزینه زندگانى را آوردید پایین تجدید‌نظر بکنید و فوراً یک ماده واحده بیاورید که چون خرج زندگانى عادى و متوسط امروز تا بیست هزار ریال اکتفا می‌شود ما هم نسبت به سى هزار ریال به بالا صدى سى صدى چهلش را می‌گیریم این اشکالى ندارد ولى اگر بخواهید از کسانى که به اندازه خرج خودشان بیشتر ندارند مالیات سنگینى وضع بکنید که کسر خرج پیدا می‌کند این به عقیده بنده نه مصالح کشور است و نقض غرض هم هست مقصد دولت هم این نبوده است اما آنهایى که اضافه بر مؤنه‌شان دارند از آنها بگیرید گرانى براى آنها نیست براى آن طبقه بیچاره است.

وزیر دارایى- عرض کنم البته در اطراف این ماده مذاکرات مفصلى شد آقایان هم اظهاراتى فرمودند هم آقاى ملک مدنى هم آقاى مخبر بنده هم به طور اختصار جواب فرمایشات آقایان را می‌دهم اولاً در این قانون نسبت به دو طبقه فوق‌العاده نظر ارفاقى گرفتیم یکى طبقه سوم است یکى طبقه متوسط حالا طبقه سوم و متوسط را ممکن است با هم اختلاف نظر داشته باشیم یعنى ما فرض می‌کنیم که طبقه متوسط آن است که در سال ده دوازده هزار تومان عایدى داشته باشد این را ما متوسط فرض کرده‌ایم طبقه پایین هم آن است که در سال دو هزار تومان داشته باشد این دو طبقه را ما گرفتیم حالا اگر آقا طبقه متوسط این مملکت را می‌خواهید از ده هزار تومان دوازده هزار تومان بالاتر بگیرید بنده گمان نمی‌کنم درست باشد شما توجه بفرمایید امروز بزرگ‌ترین حقوقى که در این مملکت می‌دهید به یک وزیر است ماهى هزار تومان در سال می‌شود دوازده هزار تومان (یمین اسفندیارى- نه این بزرگ‌تر نیست دو هزار تومان و سه هزار تومان) توجه بفرمایید این بزرگ‌ترین حقوقى است که شما در این مملکت می‌دهید ما این طبقه که ده هزار تومان یا دوازده هزار تومان می‌گیرند جز طبقه متوسط گرفتیم و از این بالاتر را هم گرفتیم طبقه دارا و متمول اگر قانون فعلى را ملاحظه بفرمایید اولاً تخفیفات درآن قانون تا 240 ریال بود الان اینجا معین کردیم تا هزار و

+++

دویست تومان در سال و بعد آن قسمت‌هاى دیگر که چهارصد تومان براى عیال ششصد تومان براى اولاد همه این طبقات را که اولاد دارند حساب بفرمایید تا دو هزار و پانصد تومان را تقریباً معاف کردیم چون همه مخارج فرق کرده است هم عایدات این طبقه را به کلى معاف کردیم و از هر جهت ملاحظه شده است. اما قسمت دوم که عرض کردم ده هزار تومان و دوازده هزار تومان این قانون فعلى است و این هم قانون جدیدى مالیاتى که الان براى اینها وضع می‌شود از مالیاتى که الان می‌دهد کمتر است به جهت این که در این قانون فعلى ملاحظه بفرمایید از 5001 ریال تا 20000 ریال صدى سه است و از 20001 ریال تا 40000 ریال صدى شش است ما اینجا تا 50000 ریال صدى شش کردیم حالا هم که کمترش کردیم شد صدى پنج و از چهل هزار و یک ریال تا صد هزار ریال صدى ده است در اینجا کمتر شده صدى هشت است از پنجاه تا صد هزار ریال صدى پانزده است اینجا هم همین طور است بنابراین ما طبقه متوسط را هم همین طور که اظهار فرمودند ملاحظه کرده‌ایم و از آنچه که امروز می‌دهند کمتر می‌گیریم اگر بنا شد از قسمت بالا هم هیچ نگیریم این طبقه پایین را هم کسر کرده‌ایم پس عاید صندوق مملکت چه خواهد شد؟ حالا در نتیجه مذاکرات و مباحثات زیاد که ما کردیم از براى این طبقه سوم باز تخفیف قائل شدیم که نسبت به آنها البته باز ارفاق بیشتر شده باشد و یک قسمت هم طبقه متوسط را ارفاق کردیم این است که خواهش می‌کنم همان طور که آقاى امیر تیمور موافقت فرمودند سایر آقایان هم موافقت بفرمایند که این قانون زودتر از مجلس بگذرد.

یمین اسفندیارى- بنده هم موافقم.‏

جمعى از نمایندگان- رأى بگیرید.

رئیس- اگر آقایان موافقت می‌فرمایند پیشنهادى که آقاى مخبر خواندند رأى بگیریم‏.

بهبهانى- به پیشنهاد که نمی‌شود رأى گرفت. آقاى مخبر که قبول فرمودند جز قانون می‌شود حالا ما پیشنهاد داریم.

رئیس- پیشنهادى که آقاى مخبر کردند جزو ماده می‌شود حالا رأى گرفته می‌شود به ماده با این ترتیبى که اصلاح شد. در صورتی که آقاى بهبهانى هم اجازه بدهند آقایان موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

بهبهانى- بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم جنابعالى حق ندارید با وجود این پیشنهاداتی که اینجا هست به ماده رأى بگیرید بنده با این پیشنهادى که آقاى مخبر کردند پیشنهاد خودم را مسترد می‌کردم ولى حضرتعالى حق ندارید این کار را بکنید این را بدانید که مخالف قانون رفتار می‌کنید و حق ندارید این کار را بکنید.

رئیس- آقاى بهبهانى با عدم توجه اعتراض می‌کند. قبل از گرفتن رأى مخصوصاً متذکر شدم اگر آقاى بهبهانى هم موافقت می‌فرمایند نسبت به ماده دوازده هم با اصلاحى که از طرف آقاى مخبر اظهار شد رأى گرفته شود چون مخالفت نکردید رأى گرفته شد (صحیح است) اگر شما توجه نفرموده‌اید تقصیر کسى نیست. (صحیح است) ماده سیزدهم

ماده 13- به جاى عوارض قپان شهردارى و مالیات مستغلات مالیات‌هاى زیر به وسیله وزارت دارایى وصول و در حدود احتیاجات شهرداری‌ها که با توافق وزارتین دارایى و کشور تشخیص داده خواهد شد به شهردارى‌ها پرداخته خواهد شد.

الف- یک مالیات اضافى به میزان ده درصد مبلغ مالیاتى که به موجب ماده 12 به هر یک از مؤدیان تعلق می‌گیرد.

ب- درآمد حاصله از مالیات برق‏

رئیس- آقاى انوار

انوار- آقاى مخبر که در مسأله شهرداری‌ها توجه دارند و خیلى هم زحمت کشیده‌اند توجه دارند در اینجا یک ماده‌اى است شهردارى نه منحصر به مرکز است بلکه براى تمام ولایات براى این که بودجه شهردارى تمام ولایات بعد از این باید از این ماده تأمین شود در این ماده نوشته است به جاى عوارض قپان شهرداری‌ها و مالیات مستغلات که اینها از بین می‌رود مالیات‌هاى زیر به وسیله وزارت دارایى وصول و به

+++

شهرداری‌ها داده می‌شود به این معنى که الان مطابق قانونى که ما گذراندیم براى شهردارى‌ها در تمام کشور شهرداری‌ها خودشان یک انجمن دارند و یک عوارض وضع می‌کنند و زندگانى خودشان و اداره شهردارى را مطابق آن قانونى که گذشته است می‌چرخانند مطابق این ماده بعد از این مالیات صدى سه و این پیشامدهاى دم دروازه همه از بین می‌رود وقتی که از بین رفت عواید شهرداری هم از بین می‌رود در اینجا نوشته است با توافق وزارتین دارایى و وزارت کشور در صورتی که شهرداری‌هاى ولایات و ایالات و در هر کجا که شهردارى است خودش مستقل است در بودجه منتها می‌آید در تهران و وزارت کشور نظر می‌کند بنده نظرم این است که شما یک توضیحى بدهید که حقوق ولایات از بابت شهردارى از بین نمی‌رود و آنها نظر خودشان محفوظ است ثانیاً اضافه بفرمایید با توافق وزارتین دارایى و کشور و شهردارى‌هاى هر محلى که این حقوق بهشان خواهد رسید براى این که در اینجا آن کسى که مالیات خواهد داد صدى ده مالیات را افزوده می‌کند و مالیات مستغلات و قپان از بین می‌رود لابد در هر شهرى مالیات بر درآمد هست یک صدى ده که مؤدیان مالیاتى گرفته می‌شود براى همان جا است مثلاً در شیراز گرفته می‌شود براى شیراز در تبریز گرفته می‌شود براى تبریز ما باید مدخلیت بدهیم شهردارى‌ها را نسبت به این نظر حالا هر جورى که جنابعالى می‌فرمایید تأمین می‌شود تأمین کردید من نمی‌دانم.‏

وزیر کشور- اینجا آقاى انوار اگر توجه بفرمایید تصور می‌کنم نظریه ایشان تأمین است براى این که ماده 13 این طور می‌نویسد. به جاى عوارض قپان شهردارى و مالیات مستغلات مالیات‌هاى زیر به وسیله وزارت دارایى وصول و در حدود احتیاجات شهرداری‌ها یعنى همه شهرداری‌ها هر جا که شهردارى هست دیگر استثنا نکرده است که شهردارى تهران مشمول این قانون باشد و مال شیراز نباشد پس بنابراین همین کلمه یک کلمه صحیح و جامعی است و آقاى انوار هم بى‌جهت اشکال نفرمایید علاوه بر این اینجا عبارت دارد که با توافق وزارتین دارایى و وزارت کشور این احتیاجات شهردارى‌ها تشخیص داده خواهد شد و به شهردارى‌ها پرداخته خواهد شد عموماً بنابراین این نظریه تأمین است و اما نظرى که بنده داشتم و می‌خواستم به عرض مجلس برسانم و قبلاً هم مذاکره کردم با آقاى مخبر و آقاى وزیر دارایى که موافقت فرمودند (وزیر دارایى- صحیح است) و آن این است که در اینجا وصول کننده این مالیات‌ها که به جاى عوارض قپان و مستغلات است وزارت دارایى باشد ولى شهرداری‌ها در تحت نظر مستقیم وزارت کشور است در اینجا نوشته است که این مالیاتى که به جاى آن عوارض سابق گرفته می‌شود با توافق نظر وزارتین دارایى و وزارت کشور باید تشخیص داده شود و به شهرداری‌ها داده شود به نظر بنده مداخله وزارت دارایى صحیح نیست فقط مأمور وصول است به این صورت بدهید به وزارت کشور وزارت کشور هم به شهرداری‌ها تقسیم کند و توزیع کند و حالا اگر ما قائل شویم به توافق بین وزارت دارایى و کشور این تولید مشکلات زیادى خواهد کرد و ممکن است یک موقع اختلافاتى ایجاد نماید بنابراین بنده این طور پیشنهاد می‌کنم که عبارت این طور اصلاح شود از این جمله (که با توافق وزارتین دارایى و کشور تشخیص داده خواهد شد) صرف‌نظر بشود و به جاى آن (به تشخیص وزارت کشور به شهرداری‌ها پرداخته خواهد شد)

رئیس- ماده سیزدهم قرائت می‌شود.

ماده 13- به جاى عوارض و قپان شهردارى و مالیات مستغلات و مالیات‌هاى زیر به وسیله وزارت دارایى وصول و در حدود احتیاجات شهردارى‌ها به تشخیص وزارت کشور به شهرداری‌ها پرداخته خواهد شد.

الف- یک مالیات اضافى به میزان ده درصد مبلغ مالیاتى که به موجب ماده 12 به هر یک از مؤدیان تعلق می‌گیرد.

ب- درآمد حاصله از مالیات برق‏

دهستانى- چه ضررى دارد که عواید هر شهرى را بدهید به خودش

+++

وزیر کشور- عایدى هر شهر را به خود آن شهر خواهند داد.

وزیر دارایى- بنده با این پیشنهادى که آقاى وزیر کشور فرمودند موافقت می‌کنم.

مخبر- بنده هم موافقم.

رئیس- آقاى یمین اسفندیارى

یمین اسفندیارى- عرض کنم که آقاى وزیر کشور تا حدى منظور بنده را عملى کردند ولى باز هم بنده اینجا میل دارم اگر موافقت بفرمایند آقاى وزیر دارایى و آقاى مخبر که این جمله در حدود احتیاجات هم برداشته شود. زیرا که شهردارى هر قدر که بهش پول داده شود کم است چه رسد به این که یک عوایدى که مخصوص خود شهردارى است ما در اینجا قید کنیم در حدود احتیاجات و بنده می‌خواستم عرض کنم احتیاجاتش واضح است و هیچ تردیدى ندارد و این پولى که گرفته می‌شود به وسیله مأمورین وزارت دارایى است ولى وزارت دارایى نمی‌تواند خرج کند و آن مربوط است به شهردارى که در تحت نظر وزارت کشور باید عمل کنند و همان طور که خود آقاى وزیر کشور بیان کردند این مربوط به شهردارى است که در تحت نظر و نظارت کشور باید به مصرف برسد و اما در حدود احتیاجات اینجا یک زحمتى ایجاد می‌کند براى این که مسلم است انجمن شهردارى یا شهرداری‌هاى محل بدون تصویب و اجازه وزارت کشور که نمی‌تواند پولى را خرج کند پس وقتى که اینجا تصریح شد در حدود احتیاجات وزارت دارایى خواهد گفت که در حدود احتیاجات نیست و حال آن که این پول در اختیار شهردارى است و باید به نظر و تصویب وزارت کشور داده شود پس تمنا می‌کنم در این صورت این قسمت را از آنجا حذف بفرمایید تا این که رفع آن اشکال بشود.

وزیر بهدارى- نه خیر آقا خیلى خوب است.

یمین اسفندیارى- اما قسمت دیگر، این مالیات صدى ده را کى باید بدهد آقا؟ این مالیات صدى ده به جای عوارض است که بابت قپان و صدى سه از دروازه‌ها گرفته می‌شود (وزیر دارایى- این صدى سه هم جزو قپان است) بالاخره مال کسى است که جنس وارد شهر می‌کند از او مالیات گرفته می‌شود اگر یک مالکى در ملک خودش است و در شهر نیست به چه مناسبت این صدى ده باید به او تحمیل شود و حال آن که صد ده را شما نوشته‌اید شامل همه می‌شود در صورتی که شامل کسانى باید بشود که در شهر هستند و از آنجا استفاده می‌کنند و باید به آن شهر مالیات بپردازند. (مخبر- آنهایى که به شهردارى مالیات می‌دهند مگر همه شهرنشین هستند آقا؟) دهاتى که گندم می‌آورد به شهر که وارد شهر نمی‌شود بنده هم که در ملک خودم هستم و به شهر نمى‌آیم به چه مناسبت باید این صدى ده را بدهم شما یک جا صدى فلان قدر مالیات بر درآمد می‌گیرید یک جا هم صدى هشتاد می‌گیرد در صورتی که این تخصیص داده شده است به آن کسانى که دم دروازه معامله می‌کنند ولى شما اینجا می‌خواهید یک صدى ده هم بگیرید به چه مناسبت باید بدهند آقا؟ این براى چیست؟ اگر مالیات بر درآمد است که بکشید روى همان مبلغى که مالیات می‌گیرید اگر مالیات بر درآمد نیست و مالیات عوارض قپان و شهردارى است نباید تمام افراد مردم مشمول بشوند این را استدعا می‌کنم اصلاح بفرمایید پیشنهاد هم ندادم و جنابعالى را به زحمت نمى‌اندازم ولى تمنا می‌کنم خودتان لطف بفرمایید آقاى مخبر.

رئیس- آقاى دکتر طاهرى (یمین اسفندیارى- آقاى دکتر مخبرند؟(

دکتر طاهرى- اعضاى کمیسیون همه حق دارند که جواب بدهند در پیشنهادات باید اشخاص معین جواب بدهند یا مخبر یا اعضاى کمیسیون این لایحه فورى هم مثل شور دوم است مقصودم تذکرى است به چند موضوع یک موضوع باید اینجا رعایت شود یکى آن بود که آقاى دبستانى اشاره کردند و آن در این ماده اصلاً رعایت نشده آن ماده این طور در کمیسیون تنظیم شد که ده درصد از درآمد مالیاتى اضافه بر آنچه که گرفته می‌شود گرفته شود و به شهرداری‌ها تخصیص داده شود ولى عبارت ماده این بود که با نظر وزارت

+++

دارایى و کشور برحسب احتیاجات به شهرداری‌ها داده شود این چند عیب دارد یکى این است که آقاى وزیر کشور بیان فرمودند دومش این که اصلاً این کار و تقسیم این مالیات می‌افتد به دست دولت در صورتی که اهالى هر محلى که مالیات می‌دهند براى شهرداری‌ها باید در جاى خودش بدهند و این باید تصریح شود و عبارت ماده باید عوض شود ده درصد درآمد مالیاتى را مؤدى باید اضافه بدهد و به نظر وزارت کشور صرف شهردارى همان محلى که گرفته شده بشود و این به عدالت نزدیک‌تر است هر محلى هر چقدر مالیات بر درآمد داده ده درصد هم به همان نسبت به شهرداریش داده است و در همان جا صرف می‌شود این یک قسمت اما قسمتى که آقاى یمین فرمودند که اشخاص چرا بایستى مالیات اضافى بدهند براى شهردارى ملاحظه بفرمایید اصل این قانون حسنش این است که به کلى زارع را در همه جا معاف کرده است برخلاف قانون مالیات بر درآمد سابق که هر کسى هر چه وارد شهر می‌کرد باید عوارض شهرداریش را بدهد صدى سه هم به دولت بدهد غیب مالیات بر درآمد قدیم این بود که مالک و زارع باید همه این مالیات را بدهند و این بسیار ظالمانه بود هر کسى هر چیزى وارد شهر می‌کرد هم باید صدى سه بدهند هم عوارض شهردارى ولى در این قانون اشکال آقا وارد نیست و زارع به کلى در همه جا معاف است یعنى آن کسى که در ده است و کارى به شهر ندارد مالیات هم نباید بدهد و یک کسى که در شهر نشسته است و از چیزهاى شهرى استفاده می‌کند او باید البته بدهد طرز عادلانه هم همین است منتها مال هر محلى صرف خود آن محل باید بشود.

یمین اسفندیارى- خیلى خوب تأمین شد.

وزیر بهدارى- این توضیح که آقاى دکتر طاهرى دادند شاید رفع اشکال آقا را بکند و نکته دیگرى که بنده می‌خواستم عرض کنم این که به تشخیص وزارت کشور صرف محل خودش می‌شود این چون یک اشکالاتى در کار داشت به این جهت ماده این طور تنظیم شده است چون که خیلى از مالیات‌ها و درآمدهایى است که معلوم نیست این درآمدها از کجا است مثلاً شرکتى در طهران تشکیل می‌شود شعبى هم در ولایات دارد به مرکز آن حساب و بیلان می‌دهد می‌گوید روی هم رفته این قدر درآمد است و می‌دهد به وزارت دارایى و حق نیست آن درآمدى که شرکت مرکزى براى سهام درآمد خودش خواه در خارج ایران و خواه در داخل ایران می‌دهد آن را مثلاً به شهردارى طهران بدهد. چرا براى این که شعبى هم در تبریز و اصفهان و شیراز دارد براى کسى که یک شرکتى یک کارهایى کرده است یک درآمدهایى داشته است آن وقت وزارت کشور یک تناسبى می‌گیرد نسبت به درآمد اختصاصى هر محل و آن وقت از روى درآمدهاى عمومى هم که گیرش می‌آید به تناسب احتیاجات آن را هم علاوه بر آن که اینجا بدهد این است که اگر آقایان موافقت بفرمایند این ماده خیلى خوب تنظیم شده است و به همین صورت بگذرد.

رئیس- آقاى یمین اسفندیارى

یمین اسفندیارى- آقاى وزیر بهدارى این بیاناتى که می‌فرمایند در قسمت شهرداری‌ها کاملاً اطلاع دارند ولى اجازه بدهید بنده هم توضیح بدهم عرض کنم وقتى که ما گفتیم با تصویب و با نظر وزارت کشور این مخارج بشود وزارت کشور تمام این قسمت‌ها را رعایت می‌نماید ولى در اینجا که نوشته بشود که درآمد هر جایى در حدود احتیاجات صرف همان محل شود و به مصرف خود آنجا برسد این اشکال فراهم می‌شود به این جهت بنده تصور می‌کنم همان طور که وزارت کشور هم موافقت می‌نمایند جمله‌ای در حدود احتیاجات برداشته شود و نوشته شود مالیات هر کجا به مصرف همان جا برسد. (معدل- پیشنهاد بدهید آقا(

رئیس- در این باب پیشنهاد هم داده شده است.

پیشنهاد آقاى خسروشاهى

پیشنهاد می‌کنم از ماده الف میزان ده درصد تبدیل به سه درصد شود.

خسروشاهى- خاطر آقایان مسبوق است که قانون مالیاتى 1317 اسفند نسبت به مستغلات مازادى را که باید مالیات بدهند حساب می‌کردند و مازاد ماهیانه را وصول می‌کردند و از مالیه می‌گرفتند قبل از آن مستغلات یک مالیات صدى

+++

هشت داشت مطابق این لایحه هر کس هر مستغلى دارد باید مطابق آن اشل ماده 12 مالیات بپردازد اینجا یک مرتبه راجع به مستغلات آن اشل ماده 12 را در نظر گرفته‌اند یک بار هم به جاى آن صدى هشت سابق در ماده 13 این صدى ده را در نظر گرفته‌اند (امیر تیمور- مستغلات دیگر از بین می‌رود و یک مالیات می‌دهند آقا) در ماده سیزده نوشته شده به جاى عوارض قپان و شهردارى و مالیات مستغلات که سابق بر این صدى هشت بوده عوارض قپان و شهردارى ده درصد اضافه بدهند حالا بنده شاید اشتباه می‌کنم و آقاى مخبر کمیسیون توضیح بدهند تا بنده روشن بشوم یا این که آقایان توجه نفرمایند به عرض بنده اینجا یکى به جاى عوارض صدى سه صدى ده قائل شده‌اند و یکى هم به جاى مالیات مستغلات صدى هشت سابق صدى ده علاوه قائل شده‌اند مطابق این اشل ماده 12 (معدل- آقاى خسروشاهى توجه بفرمایید تا بنده توضیح بدهم) عرض کنم آقا بنده می‌خواستم این قسمت را عرض کنم که مطابق این لایحه ماده 13 براى مستغلات دو بار در نظر گرفته است اگر شما منظورتان تهیه عواید شهردارى است مطابق اشل ماده سیزده چندین برابر مالیات سابق شهردارى وصول خواهد شد این ماده هم مالیات مستغلات را در نظر گرفته و هم مالیات صدى سه را و بنابراین بنده خیال می‌کنم اگر وزیر دارایى قبول کنند با همان صدى سه به اندازه کافى عایدى خواهد بود وزارت دارایى به جاى مالیات مستغلات سابق باید از عایدات خودش صدى هشت یا صدى ده واگذار بکند.

مخبر- آقاى خسروشاهى توجه بفرمایند که اولاً این صدى ده از درآمد نیست این صدى ده از مالیات است یعنى هر کسى به تناسب حسابش هر چقدر درآمدش شد ده تومان از صد تومان می‌دهد (منشور- جبران نمى‌کند) چرا خیلى خوب جبران می‌کند ثانیاً این که اینجا نوشته شده است به جاى عوارض قپان شهردارى توجه بفرمایید آقا الان در کشور دو مالیات گرفته می‌شود یکى به نام مالیات دولتى صدى سه یکى هم به نام عوارض شهردارى یعنى آنچه که انجمن شهردارى وضع کرده حالا صدى ده مالیات به جاى عوارض شهردارى گرفته می‌شود و این حالا طورى است که از صدى سه عوارض شهردارى بیشتر می‌شود در بعضى نقاط ملاحظه بفرمایید وقتى که یک خروار گندم وارد شهر می‌شود اگر یک صد تومان صدى سه گرفته می‌شود دوازده قران هم به عنوان شهردارى گرفته می‌شود شما می‌فرمایید کمش کنیم و پیشنهاد می‌کنید که به جاى آن مالیات صدى ده صدى سه گرفته بشود این نکته را باید متوجه بشوند آقایان که شهردارى‌ها یک تشکیلات معینى دارند یک بودجه معینى هم دارند که همه مردم شاکى هستند و می‌گویند که این تشکیلات ناقص است و این وجوه کافى نیست برایش و این مبلغى هم که اینجا نوشته شده است تکافوى آن مخارج را نمی‌کند و دولت ناچار است که یک بودجه دیگرى اضافه کند و تهیه کند براى شهردارى‌ها تا چه رسد به این که این را هم کسر کند.

رئیس- آقاى خسروشاهى

خسرو شاهى- بنده پیشنهاد کردم به جاى صدى ده عوارض صدى سه قائل بشوند و فرمایشات آقاى مخبر کمیسیون براى بنده قانع کننده نبود حالا یا فرمایشات ایشان براى بنده قانع کننده نبود یا بنده نتوانستم ایشان را متوجه کنم صدى سه که سابقاً گرفته می‌شد عبارت بود به اصطلاح از عایداتى که وارد شهرها می‌شد حالا صدى ده یعنى در هر صد تومان که برمی‌دارند اگر شصت تومان مالیات بدهند باید شش تومان هم بابت صدى ده بپردازند و این طور استفاده می‌شود از بیانات آقاى مخبر این صدى ده را اگر صدى سه قائل بشوند به جاى تفاوتى که براى شهردارى قائل شده‌اند وزارت دارایى از همان مالیاتى که وصول می‌کند می‌پردازد و بنده خیال می‌کنم که بودجه شهردارى‌ها تأمین بشود و حالا بسته است به نظر آقایان.

طوسى- اگر اجازه بفرمایید چند پیشنهاد دیگر است اینها را هم بخوانم. (همهمه نمایندگان(

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى خسروشاهى موافقین برخیزند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد چند

+++

پیشنهاد است که نظیر هم است.

پیشنهاد آقاى فرمانفرماییان

پیشنهاد می‌کنم: اصلاح زیر در بند الف بشود.

ده درصد علاوه بر مبلغ مالیاتى که به موجب ماده 12 به هر یک از مؤدیان تعلق می‌گیرد.

دکتر طاهرى- اصل ماده را هم بخوانید. (طباطبایى- پیشنهادات را بخوانید(

رئیس- پیشنهادات دیگر قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى یمین اسفندیارى

پیشنهاد می‌کنم ماده 13 به طریق زیر اصلاح شود.

به جاى عوارض قپان شهردارى و مالیات مستغلات و مالیات‌هاى زیر به وسیله وزارت دارایى وصول و عواید هر شهر به تشخیص وزارت کشور به مصرف محل خود خواهد رسید و پرداخت آن منوط به تصویب و درخواست وزارت کشور خواهد بود.

پیشنهاد آقاى امیر تیمور

تبصره زیر را به ماده سیزده پیشنهاد می‌کنم. درآمد حاصله هر شهرستان به مصرف شهردارى همان شهرستان خواهد رسید.

پیشنهاد آقاى فرمانفرماییان

ماده سیزده چنین اصلاح شود: به جاى عوارض قپان شهردارى و مالیات مستغلات مالیات‌هاى زیر به وسیله وزارت دارایى وصول و عواید حاصله نسبت به هر محل به خود آن محل اختصاص داشته و توسط وزارت کشور پرداخته می‌شود.

پیشنهاد آقاى دبستانى

پیشنهاد می‌کنم: که در ماده سوم به جاى این جمله در حدود احتیاجات شهردارى‌ها که با توافق وزارتین دارایى و کشور نوشته شود و درآمدى که از این راه در هر شهرى وصول می‌شود صرف همان شهر بشود.

پیشنهاد آقاى ملک مدنى

پیشنهاد می‌کنم ماده 13 به طریق زیر اصلاح شود.

تبصره- درآمد هر محل باید به مصرف همان محلى که مالیات بر درآمد را پرداخته اختصاص داده شود.

پیشنهاد آقاى دکتر ادهم

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده سیزده اضافه شود.

تبصره- عایداتى که از این محل‌ها وصول می‌شود مال هر شهرى به همان شهر اختصاص خواهد داشت.

پیشنهاد آقاى دهستانى

پیشنهاد می‌کنم: بعد از کلمه شهردارى شهرستان‌ها اضافه شود و قصبات

وزیر دارایى- اجازه می‌فرمایید چون از مجموع پیشنهاداتى که تقدیم شده است نظر آقایان نمایندگان محترم این است که عایدات هر شهرستانى به مصرف شهردارى همان شهرستان برسد این است که بنده با آقاى وزیر کشور اینجا مذاکره کردم ایشان هم موافقت کردند که عبارت ماده را به این طور اصلاح کنیم، به جاى عوارض قپان شهردارى و مالیات مستغلات مالیات‌هاى زیر به وسیله وزارت دارایى وصول و در تحت نظر وزارت کشور در آمد حاصله هر شهرستان به مصرف شهردارى همان شهرستان خواهد رسید.

طوسى- یک پیشنهاد دیگر مال آقاى طهرانچى است.

پیشنهاد آقاى طهرانچى

پیشنهاد می‌کنم: به جاى ده درصد قسمت الف ماده 13 یک درصد نوشته شود.

رئیس- آقاى طهرانچى

تهرانچى- بنده می‌خواستم یک قسمتى را به آقایان تذکر بدهم و آن این است که ما یک قانونى اینجا گذراندیم که به انجمن‌هاى شهردارى اختیار دادیم که وضع مالیاتى براى شهر بکنند حالا این را الغا نکردند و اینجا عوارض قپان را برداشتیم ولى آن قانون که اختیار داده به انجمن شهردارى این را هر وقت بخواهند (معدل- این طور نیست) این که می‌فرمایید این طور نیست که می‌فرمایید آن قانون اختیار داد به انجمن شهرداری‌ها که هر وقت بخواهند چیزى را به تصویب هیئت وزرا برسانند. خوب باز هم خواهند کرد ولى حالا این ده درصدى که شما می‌خواهید در مقابل درآمدى که سابقاً می‌دادند به شهرداری‌ها حالا بدهند ولى آن عوارض قپان را ما وضع نکردیم بلکه قانونى بود که از

+++

مجلس شوراى ملى گذشت و اختیار داده شد به انجمن‌ها که با تصویب هیئت وزیران می‌توانند هر گونه عوارض مالیاتى براى شهرها وضع کنند اصلاً در این قانون الغا آن را ننوشته‌اند و توجهى هم نکرده‌اند اگر شما این را تصویب می‌کنید براى شهرداری‌ها باید اختیارات از آن انجمن گرفته شود که مالیات دیگرى وضع نشود عرضى که بنده در این قسمت داشتم این است که توجه بفرمایید ده درصد عواید از کلیه از این مالیات‌ها بنده استدعا می‌کنم که آقاى وزیر دارایى و آقاى وزیر کشور توضیح بفرمایند که چه عوایدى الان براى شهردارى‌ها وصول می‌شود ده درصد این مالیات خیلى خیلى بزرگ است الان ده درصد کل این مالیات‌ها اگر ملاحظه بفرمایید ممکن است از ده برابر عواید فعلى شهردارى‌ها زیادتر باشد براى این که الان می‌خواهید صدى ده کل مالیات را وصول کنید شما اگر می‌گویید که حالا مملکت محتاج به یک پول‌هایى شده است شهردارى‌ها هم همین طور است و تمام پول‌هایى که به عنوان شهردارى‌ها گرفته می‌شود هیچ به مصرف خودش نمی‌رسد آقا و تمام پول‌هایى که از عوارض قپان گرفته می‌شود به مصرف نمی‌رسد یکى شهردارى طهران است که بنده اطلاع دارم یک شخصى را آوردند آنجا که کار کند با آن که آن شخص بسیار جدى و فعالى است ولى پول بهش نمی‌دهند و الان کمیتش لنگ است آن وقت شما می‌خواهید عواید سابق را زیادتر کنید و اضافه بگیرید در صورتی که هیچ موردى ندارد چرا زیادتر بگیرید با این مالیات سنگینى که دارید از مردم می‌گیرید و اساساً مصرفى هم ندارد این مبلغ هنگفتى است این مالیات سنگین شوخى نیست از پانصد میلیون هم بیشتر خواهد بود و این مالیاتى که از تمام عواید مردم گرفتید زراعت و غیر زراعت و تشکیلات یک توضیحى بفرمایید تا روشن شویم.

وزیر کشور- دو قسم پول از مردم گرفته می‌شود در هر مملکتى و در هر کشورى یک قسم اسمش مالیات است یک قسمت دیگر اسمش عوارض شهرى است اختلاف اسمى هم دارد براى این جهتى که عرض می‌کنم مالیات باید مصرف مصالح عمومى کشور بشود بدون اختصاص به جایى ولى هر شهرى یک احتیاجاتى دارد که باید آن احتیاجاتش را خودش رفع کند به این معنى که مالیات از فارس نمی‌شود گرفت و صرف اصلاحات شهرى تهران کرد و یا مالیات خراسان را نمی‌شود گرفت و صرف شیراز کرد عوارض شهرى براى این است و احتیاجات اولیه شهر خودش را تأمین می‌کند شهر به منزله یک خانه است خیابان یا کوچه اینها به منزله صحن آن حیاط‌هاى ساکنین آن هستند شهر باید نظیف و پاکیزه شود شهر باید از حیث روشنایى تکمیل بشود شهر باید از حیث آب مشروب آبى داشته باشد که قابل استفاده باشد از حیث بهداشت و سایر چیزها حتى از حیث فرهنگ مدارس ابتدایى هر شهر را اگر حقاً بخواهید باید با مخارج همان شهر خودش باشد نه این که مالیات عمومى صرفش بشود و تحمیل به همه مردم بشود این که آقایان می‌فرمایند خیلى مالیات هنگفتى است هر چه هنگفت باشد آن شهر را زودتر آباد خواهد کرد تهران و همچنین سایر شهرها در درجه اول احتیاج به چند چیز دارند به نظافت یعنى زباله‌ها و کثافات را از این کوچه‌ها و خیابان‌ها بردارند و مبال درست کنند براى این شهر نه این که این کثافات در شهر باشد در کوچه‌ها باشد یکى هم مسأله روشنایى است و یکى هم مسأله لوله‌کشى این شهر است اگر امروز بخواهید لوله‌کشى کنید و آب شهر را طورى کنید که در مجراى لوله‌ها کشیده شود این چندین میلیون خرج دارد آقا و خرج این چیزها را خود ماها باید بدهیم (نمایندگان- صحیح است) بنابراین سهمیه شهرداری‌ها هر قدر زیاد شود جاى نگرانى نیست براى این که به مصرف آبادى خود شهرها می‌رسد و آقا می‌گویند که گرفته‌اند و نمی‌دهند آن یک موضوع دیگرى است بعد از این امیدواریم هر چه گرفته می‌شود و وصول می‌شود صرف خود شهردارى‌ها بشود.

طهرانچى- مسترد می‌کنم.

رئیس- پیشنهاد دیگر خوانده می‌شود.

طوسى- پیشنهاد دیگرى است مال آقاى نیک‌پور و منظور آقاى نیک‌پور از قسمت ت البته قسمت ج است. نیم

+++

درصد از مبلغ مالیاتى که به موجب ماده 12 به هر یک از مؤدیان تعلق می‌گیرد براى تأمین بودجه اطاق‌هاى بازرگانى کشور.

نیک‌پور- عرض کنم خاطر آقایان محترم مستحضر است در همان قانون مالیات بر درآمد سابق مقرر بود که یک درصد مالیاتى که وضع می‌کنند اختصاص داده بودند به اطاق‌هاى بازرگانى کشور که مصرف کنند و به وسیله وزارت دارایى تحویل بشود و وصل بشود و جمع بشود و به وزارت بازرگانى بیاید و با پول اطاق بازرگانى بین اطاق‌هاى بازرگانى قسمت بشود برطبق این قانون چون زیاد بود بنده نیم درصد پیشنهاد کردم چون آن قانون سابق ملغى می‌شود و از مالیات سابق این قسمت هم ملغى می‌شود از این جهت بنده پیشنهاد می‌کنم این نیم درصد را آقاى وزیر دارایى هم موافقت می‌کنند. (طباطبایى- آقایان هم موافقت فرمودند(

معدل- آقاى نیک‌پور موافقت بفرمایند که این نیم درصد شامل قسمت کشاورزى نشود (نیک‌پور- از شرکت‌هاى بازرگانى و بازرگانان) بسیار خوب بود.

(وزیر بهدارى- پیشنهاد را بخوانید(

طوسى- بسیار خوب

ج- نیم درصد از مبلغ مالیاتى که به موجب ماده 12 به هر یک از مؤدیان تعلق می‌گیرد براى تأمین بودجه اطاق‌هاى بازرگانى

وزیر بهدارى- به جاى مؤدى یا هر یک از مؤدیان این جور بنویسند (به هر یک از بازرگانان و شرکت‌هاى بازرگانى) صحیح است.

رئیس- موافقین با ماده سیزده با اصلاحاتى که شده است برخیزند؟ (اکثر برخاستند) تصویب شد.

رئیس- ماده چهاردهم قرائت می‌شود.

ماده 14- به جز موردى که در زیر پیش‌بینى شده هر مؤدى مالیاتى که طبق ماده اول این قانون مشمول مالیات بوده و جزو مستثنیات ماده دوم نمی‌باشد در هر سال منتها تا موعدی که مقرره به موجب آیین‌نامه تعیین می‌گردد باید شخصاً و یا به وسیله دیگرى اظهار‌نامه کتبى با درج اقلام درآمدهایى که در سال پیش به دست آورده است تنظیم و به اداره دارایى محل اقامت و یا به اداره دارایى مرکز شغل و یا کسب خود در ایران تسلیم نماید. مؤدى مالیاتى مکلف است در اظهار‌نامه‌اى که تسلیم می‌نماید میزان کل درآمد غیر ویژه و هزینه‌هایی که از آن کسر می‌شود و میزان درآمد ویژه و بخشودگى‌هایى که به موجب این قانون تعیین شده و میزان درآمد مشمول مالیات و مبلغ بدهى مالیاتى خود را صریحاً تعیین و درج نماید. در مورد انواع درآمدهاى کشاورزى مؤدیان مکلفند طبق آیین‌نامه مخصوص هر پنج سال یک مرتبه اظهارنامه کتبى با درج اقلام درآمد متوسطى که در سه سال پیش به دست آورده تنظیم و به مراجعى که در بالا ذکر شده تسلیم نماید اولین موقع تسلیم این گونه اظهارنامه‌ها اولین سال اجراى این قانون خواهد بود.

رئیس- آقاى انوار

انوار- در این ماده اشکالى نیست و عبارت ساده است و چون قرار شد مطابق آیین‌نامه مخصوص باشد و چون همه آیین‌نامه‌هاى مخصوص سابق اینجا نیست در اینجا وارد نمی‌شوم اگر آقاى مخبر اطلاع بدهند این انواع درآمد کشاورزى که مالیات بهش تعلق می‌گیرد و موضوعى که بعد از این هست راجع به درآمد متوسطى است که در سه سال معین می‌شود در مملکت ما مثلاً طرف فارس و همین طور در طرف ساوه و قم در همین مدتى پیش سن آمد اینجا اگر بخواهید تنظیم کنید براى 5 سال آن سالى که ملخ آمده است سالیان پى در پى گمان هم نمی‌کنم کشاورزى ما حالا طورى شده باشد که بتواند و موفق بشود ملخ را به کلى دفع کند که دیگر نباید نسبت به آنجاهایى که آفت عامه دارد و مدت‌ها طول می‌کشد نمی‌دانم چه خواهند کرد براى این که بنده در این قسمت کاملاً موافقم که باید فکرى کرد که مأمورین مالیه تماس مستقیم در دهات با رعایا نداشته باشند این خیلى خوب است اما آنجاهایی که 4 سال 5 سال پى در پى آفت واقع می‌شود و باید تکلیفش معین شود اگر تکلیف آن هم معین شود بنده عرضى ندارم و موافقم.

مخبر- اولاً در قسمت آفات اگر خاطر مبارکتان باشد یک تبصره خاصى اینجا آوردیم و موافقت کردیم و

+++

قبول شد و تکلیف آفات هم روشن شد و تصویب هم فرمودید و تمام شد و رفت ماده 14 یک ماده تشریفاتى است ماده آیین‌نامه‌ای است از نظر این که تصریحى شده باشد و فردا یک مؤدى اشکال نکرده باشد به همین جهت هم بود که در کمیسیون رویش حرف نزدیم در این ماده که این اظهارنامه را بدهد و اگر ندهد این طور می‌شود یا آن طور بشود دیگر چه فایده‌اى دارد صحبت کنیم موافقت بفرمایید رأى بدهیم و ازش بگذریم.

امیر تیمور- اجازه می‌فرمایید؟ بنده تمنا می‌کنم از آقاى مخبر و آقاى وزیر که توجه بفرمایند (مخبر- بفرمایید) من چندین مرتبه این ماده 14 را مرور کردم و خواندم و اعتراف می‌کنم که شخصاً چیزى نفهمیدم و علاوه بر این که من نفهمیدم از اغلب آقایان رفقا پرسیدم مثلاً از آقاى انتظام و آقاى صدر استدعا کردم که اگر متوجه هستند به من بفرمایند یک جواب مثبتى به من نگفتند هر چقدر شما می‌خواهید پول بگیرید در آن بابت حرفى نبود بایستى که مالیات گرفته شود در عین حال باید کارى کرد که براى مردم معضلاتى فراهم نشود که علاوه بر پرداخت مالیات دیگر مردم هم گرفتار تشریفات هم بشوند این ماده به قدرى غامض و تو در تو و سر در گم است که معلوم نیست مقصود شما از این ماده 14 چیست. بنده تمنا می‌کنم از آقاى مخبر که بفرمایند مقصود از این ماده 14 چیست و بعد هم این ماده را ببینند طورى که نوشته شده کافى براى مفهو‌مشان هست یا نیست این یک چیزى است که سر و تهش با هم ربطى ندارد.

مخبر- اگر آقا عبارت این ماده درست به نظرشان آشنا نیامده علتش این است که با قوانین سر و کار نداشته‌اند این را عرض کردم این ماده 14 آیین‌نامه است و آقا خیلى انس به این عبارت ندارند این حقاً نباید جزو قانون باشد ولى منظورش را می‌خواهید بفهمید منظورش این است که مثلاً یک کسى در این مملکت درآمدى دارد می‌بایستى یک اظهارنامه تنظیم کند در همان محلى که سکونت دارد و به اصطلاح در جایى که حوزه کارش آنجا است تنظیم کند و این را در ستون‌هاى اظهارنامه قرار خواهند داد ولى این را که نوشته‌اند عرض کردم ملاحظه بفرمایید این از نظر تشریفاتى است اما دیگر حضرتعالى می‌فرمایید سلاست و فصاحت این عبارت مثل گلستان سعدى نیست به نظر بنده این تضییع وقتى که می‌کنیم این بیشتر نگرانى دارد تا این که یک عبارت سلیسى به جاى این بگذاریم.

امیر تیمور- آقا شما این فکر را نمی‌کنید که این قانون را می‌دهید دست یک مأمور مالیه که باید اجرا کند آن چطور می‌فهمد؟ و هر طورى که دلش می‌خواهد اجرا می‌کند پس یک کارى بکنید که کار مردم را آسان‌تر کند و اسباب زحمت نشود.

رئیس- آقاى یمین اسفندیارى‏

یمین اسفندیارى- عرض کنم آقاى مخبر یکى از خصایص این قانون مالیات بر درآمدى که ما داریم وضع می‌کنیم این است که فرد فرد مردم یک مشاور حقوقى هم باید داشته باشند تا این که بفهمند این چه چیز است و چطور باید عمل کنند خوب! نه آقاى وزیر دارایى توجه می‌کنند نه آقاى مخبر (معدل- بالاخره همه هیئت دولت اینجا هستند آقا) بالاخره بنده هم همان طور که آقاى امیر تیمور فرمودند چیزى نفهمیدم قسمت اول را حالا ما کارى نداریم ولى خواستم عرض کنم که در اینجا در این قسمتش بنده مخالفم که می‌نویسد: درآمد طبق مقررات آیین‌نامه.... ببخشید بنده راجع به ماده 14 عرضى نداشتم عرض بنده راجع به ماده 15 است. (خنده نمایندگان(

رئیس- آقاى ملک مدنى‏

ملک مدنى- آنچه که عرض کردم و جواب دادند باز هم تذکر می‌دهم و آن مسأله درآمدهاى 5 ساله املاک مزروعى است که درآمدها باید صحیح و به تسعیر سالى که مالیات می‌پردازد ملاک عمل باشد خواهش می‌کنم حضرتعالى هم باز این مطلب را یادآور شوید که در حین جریان عمل اسباب اشکال نشود.

وزیر دارایى- همان طور که در جلسه قبل هم عرض

+++

کردم این مطلبى را که حضرتعالى فرمودید بایستى اظهارنامه‌ی که مالکین می‌دهند از روى درآمد محصول سه سال قبل از این اظهارنامه باشد و آن هم به طور جنس باشد اظهارنامه‌ای که می‌دهد همان طور که ذکر شده است و ملاحظه فرمودید که براى اجناس در موقع برداشت هر محصولى در هر سال قیمت معین می‌شود و از روى آن قیمتى که معین می‌شود درآمد نقدى معلوم خواهد شد و از روى آن درآمد مالیاتى که باید بدهد معلوم می‌شود و قیمت تسعیر اجناس مؤدى براى هر سال است.

رئیس- پیشنهاد آقاى بهبهانى قرائت می‌شود.

پیشنهاد می‌نمایم در ماده 14 صفحه 9 سطر 6 بعد از کلمه سه سال پیش اضافه شود (نرخ دولت در همان سال(

بهبهانى- بنده مقصودم همین بود که آقاى ملک فرمودند که چطور رسیدگى می‌شود و چطور باید مؤدى مالیاتی مالیات سه سال پیش را بپردازد و روى چه نرخى بپردازد این بود که این پیشنهاد را کردم ولى با توضیحى که آقاى وزیر دارایى دادند دیگر بنده عرضى ندارم و مسترد می‌کنم.

رئیس- رأى می‌گیریم به ماده 14 موافقین با ماده 14 برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده پانزده قرائت می‌شود.

ماده 15- به جز در مورد درآمدهاى کشاورزان مؤدیان مالیاتى می‌توانند بدهى مالیاتى خود را در موقع تسلیم اظهارنامه که طبق ماده 14 تعیین شده یا در سه قسط متساوى که قسط اول آن ضمن تسلیم اظهارنامه و اقساط دوم و سوم تا تاریخى که به موجب آیین‌نامه تعیین می‌گردد تأدیه نمایند در مورد درآمدهاى کشاورزى پرداخت مالیات به اقساط و در تاریخ‌هایی که به موجب آیین‌نامه مخصوص معین می‌گردد به عمل خواهد آمد وزارت دارایى نیز حق دارد که از پاره‌اى از منابع درآمدها مالیات را در موقع تحصیل آن درآمد طبق مقررات آیین‌نامه مخصوص کسر و وصول نماید وجوهی که به این ترتیب بابت بدهى مالیات مؤدیان وصول می‌شود به پاى حساب مالیاتى آنها محسوب می‌گردد ولى این عمل مؤدى مالیاتى را معاف از تسلیم اظهارنامه معینه در ماده 14 نمی‌نماید در مواردی که درآمد مؤدى مالیاتى منحصر به حقوق و دستمزد بوده و در مواقع پرداخت آنها طبق این ماده مالیات کسر و عاید دولت شده باشد وزارت دارایى می‌تواند اظهارنامه‌هاى ساده‌ترى تهیه و به این طبقه از مؤدیان مالیاتى اجازه دهد که آنها را تنظیم و به صاحب کار خود تسلیم نمایند تا با توضیحات دیگر که لازم باشد صاحب کار برگ‌هاى نامبرده را به وزارت دارایى تحویل دهد.

رئیس- آقاى انوار

انوار- بعضى از آقایان خیال می‌کنند که فلان کس متعمد است در تمام مواد صحبت کند بنده می‌خواهم به آقایان عرض کنم که ما وکیل چه چیز هستیم وکیل هستیم که دولت پیشنهاد می‌کند مالیاتى را به مؤدى تحمیل کند که از طرف او آمدیم اینجا بلکه این مالیاتى را که بر آنها تحمیل می‌کنیم آیا این مالیات که می‌دهد هیچ تناسبى دارد یا نه و آیا به مصرف می‌رسد یا نمی‌رسد پس بنده در هر سطرى آنچه که به نظرم می‌آید می‌گویم خلاف محکمه عدل الهى است که مخالف با آن کرده باشم؟ پس این همه اصرار نداشته باشید که تمامش کنید این همه شلاق‌کش آخر باید صحبت کنیم در مواد بحث باید بشود درش پیشنهاد شود در بین صحبت کردن ترک‌ها می‌گویند بین اصطکاک صحبت‌ها حقیقت بیرون می‌آید ولى آقاى دکتر طاهرى و رفقایش اصرار دارند که زود باشید من نمی‌دانم آقا براى چه؟ اینجا دو سه عبارت دارد که محتاج به توضیح است یکى از آنها این است که به موجب آیین‌نامه مخصوص معین می‌گردد به عمل خواهد آمد وزارت دارایى نیز حق دارد که از پاره‌ای از منابع درآمدها مالیات را موقع تحصیل آن درآمد طبق مقررات آیین‌نامه مخصوص کسر و وصول نماید وجوهى که به این ترتیب بابت بدهى مالیات مؤدیان وصول می‌شود به پاى حساب مالیاتى آنها محسوب می‌گردد اولاً یک شبه‌ای بنده دارم که تا مؤدى مالیات اظهارنامه خودش را تدوین نکند و ندهد وزارت مالیه چه چیزى را کسر می‌کند؟ چه اطلاع دارد به چه مناسبت هنوز که مؤدى اظهارنامه نداده و وصول نشده است چه چیز را کسر

+++

می‌کند؟ این اولاً ثانیاً درآمدى که کسر می‌کند نسبت به کل درآمد کشاورزى و غیر کشاورزى است یا نسبت به کشاورزى نیست چون عبارت بعد از آن واقع شده است توجه بفرمایید آقاى مخبر! در مورد درآمدهاى کشاورزى پرداخت مالیات به اقساط و در تاریخ‌هایی که به موجب آیین‌نامه مخصوص معین می‌گردد به عمل خواهد آمد بعد می‌گوید وزارت دارایى حق دارد که از پاره‌اى از منابع درآمدها مالیات را موقع تحصیل آن درآمد طبق مقررات آیین‌نامه مخصوص کسر و وصول نماید. مثلاً دولت براى نگاهدارى ارتش جو و کاه و یونجه‌اش را می‌دهد هنوز هم تسلیم نکرده صاحب ده یا کسى که علاقه ملکى دارد تسلیم نکرده است در نظر می‌گیرد از بلوک ورامین یا از فلان جا بگیرند و می‌گوید از فلان جا فلان اندازه جو یا کاه داده می‌شود این نسبت به این است که می‌گویند وزارت دارایى حق دارد نسبت به درآمد کشاورزى است این حق یا مثلاً نسبت به این است که فلان تاجر جنسش را وارد کرده است در گمرک و این جنسش را می‌آورد و به موجب اطلاعى که از گمرک دارد این جنس فلان اندازه مالیات بهش تعلق می‌گیرد و اظهارنامه‌ای هم تسلیم نکرده است نسبت به آن کسر می‌کند؟ این است که اولاً وزارت مالیه قبل از تقدیم و تسلیم اظهارنامه معنى ندارد کسر بکند باید اظهار‌نامه بدهند بعد از آن می‌خواهد مالیات را کسر بکند بکند و الا قبل از تنظیم اظهارنامه و تسلیم آن این کار را بکند بنده مخالفم بعد هم همین جور است نسبت به هر دواش است نسبت به درآمد کشاورزى و غیر کشاورزى است یا نسبت به کدام است باید یک توضیحاتى در این داده شود یکى دیگر موضوع این است در مواردى که درآمد مؤدى مالیاتى منحصر است به حقوق و دستمزد من نفهمیدم این حقوق و دستمزد ذکر کردنش بى‌معنى است خود کسى که دستمزد می‌گیرد کسى نیست که مالیات بده باشد که او را معاف کنند یا نکنند به حساب درنمى‌آید این را من گمان نمی‌کنم آخر حقوق او چقدر است این بر سبیل مطلق است و عبارت‌هاى مطلق که ما بیان کردیم نسبت به آن کسانى که حقوق می‌گیرند مالیات تعلق نمی‌گیرد یا این که با هم جمع می‌شود و گرفته می‌شود این عبارت توضیحاتى لازم دارد.

وزیر دارایى- این قسمتى که در اینجا اظهار شده که می‌توانند از پاره‌اى از منابع درآمدها مالیات را موقع تحصیل آن درآمد طبق مقررات آیین‌نامه مخصوص کسر و وصول نماید یکى از مواقع و مواردش همین قسمت دستمزد و حقوق کارگرها است تصدیق می‌فرمایید در مؤسسات کارخانه‌جات بنگاه‌ها یک کسانى خدمت می‌کنند که حقوقى که می‌گیرند در هر ماه یا در موقع پرداخت اگر حقوق آنها را در همان موقع کسر نکنند بعد وصول و ایصالش مشکل می‌شود یعنى معلوم نیست آن کسى که دو روز اینجا کار می‌کرده پنج روز جاى دیگر کار می‌کرده این طرز وصولش اصلاً عملى نیست بنابراین در یک بنگاه و مؤسساتى که یک اشخاص کار می‌کنند و کارگر و مستخدم هستند اینها را بایستى در ماه‌هایى که حقوق آنها پرداخته می‌شود مالیات ازشان کسر شود اصل عمده‌ای که در نظر گرفته شده است همین است البته آقا یک چیزهایى هم امثال و نظایر این است مثل مقاطعه‌کارى یا مساعده‌هاى موقتى که در نظر می‌گیرند که معلوم بشود و الا از حیث کشاورزى و از حیث تجارت تا سالش نگذرد اصلاً مالیات نمی‌گیرند این براى چیزهایى است که عایداتش معلوم است مثل همین دستمزد یا قسط مقاطعهکارى که گرفته می‌شود و عایداتش معین است اگر در آن موقع نگیرند موجودیش از بین خواهد رفت بنابراین اجازه خواسته شده در ضمن عمل گرفته شود اما قسمت دوم براى تسهیل عمل است اینجا می‌گوید کسانی که به این ترتیب این قدر داده‌اند محتاج نیست اظهار‌نامه خودشان را مستقیماً می‌دهند به همان کارخانه یا هنگامی که کار می‌کنند همان اظهارنامه را همان رئیس کارخانه همان موقعی که کسر می‌شود می‌دهند در واقع اظهارنامه را مثل این که خود او می‌دهد یعنى همان شخصی که در آنجا مستخدم است و این عمل از نقطه‌نظر تسهیل است و قسمت اول از نقطه‌نظر این که از بین نرود بنابراین هر دو قسمت کشاورزى و تجارتى باید عایداتش تا آخر سال معلوم شود.

+++

نمایندگان- کافى است، کافى است‏.

رئیس- پیشنهاد آقاى امیر تیمور قرائت می‌شود.

پیشنهاد می‌کنم سطر 6 و 7 و 8 و 9 و 10 از ماده 15 حذف شود.

امیر تیمور- عرض کنم آقاى وزیر دارایى آقاى بیات تمنا می‌کنم توجه بفرمایید اگر این ماده به این ترتیب بگذرد به کلى عمل کشاورزى را وزارت رارایى و دستگاه وزارت دارایى مختل خواهد کرد طبق این ماده شما حق می‌دهید که وزارت دارایى حق دارد که از پاره‌اى از منابع درآمدها مالیات را موقع تحصیل آن درآمد طبق مقررات آیین‌نامه مخصوص کسر و وصول نماید. یعنى چه؟ فرض بفرمایید الان موقع برداشت محصول تریاک است تریاکش را فلان زارع و ملاک کشاورز می‌آورد به اداره دارایى طبق مقررات خاص دیگرى تسلیم می‌کند این پولش را باید از دولت بگیرد یا نه؟ می‌گوید این پول را على‌الحساب طبق این قانون حق داریم کسر بگذاریم تا حسابت را روشن بکنیم موقع چغندر‌کارى چغندر را مردی که 12 ماه است زحمت کشیده است و تسلیم شما می‌کند که پولش را بگیرد و احتیاجاتش را رفع کند طبق این ماده می‌گوید بنده حق دارم باید مالیات کسر بشود این هى معطلى معطلى براى هر قران براى یک قران چقدر رشوه بدهد و تعارف بدهد تملق بگوید التماس بکند درخواست کند پیش اعضاى مالیه مأمورین مالیه که آقا محضاً لله آن پانصد تومان را به من بده می‌گوید خوب این صد تومان را تو بگیر و این یک راه اخاذى و یک راه دزدى و یک راه رشوه بازى باز می‌شود و تمام مردم را معطل می‌کند و قضیه سلب اعتماد در معامله دولت می‌شود و بعد از یکى دو سال عمل مردی که ترجیح می‌دهد که تریاک نداشته باشد که بدهد تا به این افتضاح بکشد کارش الان والله قسم می‌خورم باور بفرمایید آقا چغندر را که می‌دهد تسلیم می‌کند باید پولش را بگیرد در موقع پول دادن تا از آن مردی که صاحب مال یک پورسانتاژى نگیرند محال است بهش بدهند نصف آن را مأمورین مالیه به عنوان رشوه اخذ می‌کنند تا پولش را بدهند حالا مطابق این قانون می‌خواهند حق مردم را نگاه دارى کنند ولى صدى صد اطمینان داشته باشید که با این قانون فقط مردم را معطل می‌کنند محض این که این را در نظر بگیرند شما که نباید مردم را بیچاره و معطل کنید بنابراین شما می‌فرمایید مقصود از این ماده 15 این است که آن دستمزدها را که دولت چیز می‌کند آن قسمت مانع است و به قول آقا همین قسمت که نوشته‌اند وزارت دارایى حق دارد از پاره‌اى منافع آن قسمت را پرداخت نماید الان آقا براى این مردم یک بدبختى و یک بیچارگى ایجاد می‌کند و کشاورزى در این مملکت از بین خواهد رفت دلم می‌خواهد آقاى دشتى در یک ولایتى باشند موقع معامله مأمورین مالیه با کشاورزان باشند شاید بعضى از آقایان آنجا باشند تا صدق عرایض من برایشان معلوم شود دیوانه می‌شوید آقا صد تومان که به مردم می‌دهند لااقل سى تومانش را می‌گیرند از پول گندم دزدى می‌کنند از پول تریاک دزدى می‌کنند از همه چیز شما دزدى می‌کنند و در تمام معاملات نظیر همین اعمال را می‌کنند.

مخبر- این نظرى را که حضرتعالى فرمودید وزارت دارایى نداشته است و ندارد (دبستانى- تصریح کنید) توجه بکنید آقا تا حالا مالیات کشاورزى نبوده است که بگوییم این عمل شده است آن قسمتی که شما می‌خواهید بفرمایید این است که فرض کنید یک مردى یک اداره مقاطعه کارى دارد یا یک اداره کار دارد یا یک مستخدمینى دارد آنجا که ماهى 200 تومان 300 تومان به آنها حقوق می‌دهد روزى که می‌خواهد دستمزد و حقوقشان را بدهد مالیاتى که باید بدهند از حقوقشان کسر می‌کند حالا هم همین طور است اگر این نوشته نشود وزارت دارایى نمی‌تواند این وجه را بگیرد استدعا می‌کنم آقاى انوار توجه بفرمایند اگر آدم لاآبالى است و عواید دیگرى ندارد که اکتفا شده است به همین پولى که ازش گرفته‌اند و رد شده است و رفته است اگر عواید دیگرى دارد می‌رود اظهارنامه می‌دهد می‌نویسد از آنجا ماهى 200 تومان یا پانصد تومان گرفتم فلان جا هم فلان عایدى را دارم و فعلاً این قدر هم بابت مالیات من می‌گیرند ولى این عمل را که حالا

+++

می‌کنیم از لحاظ این است که یک قدرى دیر و زود نشود و این عمل حالا هم جریان دارد انحرافى هم حاصل نمی‌شود و جنابعالى نگران هستید که شاید این عمل را در مورد کشاورزى بکنند یعنى تریاک‌شان یا گندم‌شان را گرو بگیرند این لازم نیست که او را حذف بکنید پس از جمله از پاره از منابع از درآمدها مالیات را تا یک پرانتز باز کنید (به استثناى منابع کشاورزى(

امیر تیمور- قبول می‌کنم.‏

رئیس- پیشنهاد آقاى یمین اسفندیارى قرائت می‌شود.

پیشنهاد می‌کنم در ماده 15 از قسمت وزارت دارایى نیز حق دارد الى آخر حذف شود.

یمین اسفندیارى- این موضوعى که آقاى معدل فرمودند با این اصلاح قانع نکرد بنده را. مضافاً بر این که آقاى امیر تیمور فرمودند این موضوع به ضرر دولت و مردم هم تمام می‌شود ولى حالا قطع نظر از این قسمت اصلاً معاملات دیگران را هم این خنثى می‌کند براى خاطر این که شما خودتان می‌نویسید اگر مالیات بده مثلاً باید صد هزار ریال مالیات بدهد و به او اعتراض شود او هم خودش را مدیون نمی‌داند و معترض است وقتی که معترض شد باید رسیدگى شود و وضعیتش معلوم شود (معدل- مربوط به آنجا نیست) شما اعتراض می‌دهید که 10 هزار تومان باید مالیات بدهد. اینجا ماده را بخوانید می‌گوید درآمد طبق مقررات آیین‌نامه مخصوص کسر و وصول نماید وجوهى که به این ترتیب بابت بدهى مالیات مؤدیان وصول می‌شود به پاى حساب مالیاتى آنها محسوب می‌گردد ولى این عمل مؤدى مالیاتى را معاف از تسلیم اظهارنامه معینه در ماده 14 نمی‌نماید. بنده قبول ندارم مبلغى را که شما می‌خواهید از من بگیرید اظهارنامه هم می‌دهیم چه کار باید کرد؟ این است که چون بنده معترض هستم بنده هم اختیارى در زندگانى خودم ندارم این قسمت زندگانى من فلج خواهد شد تا این قضیه مالیات تمام شود با این وضع تمام معاملات ما خنثى خواهد شد و در عمل خواهید دید که همین طور است که عرض می‌کنم‏.

وزیر بهدارى- اینجا اگر توجه بکنید شاید رفع اشتباه بشود اینجا یک تسهیلاتى است فرضاً شرکت‌ها یک مستخدمینى دارند که به آنها یا پول می‌دهند یا سهامى می‌دهند می‌تواند وزارت دارایى در موقعى که پول به آن شخص می‌دهند این را ترتیبى بدهد که داده شود صبح هم که در یکى از مواد یکى را آقایان اشکال می‌کردند آقاى صفوى بود این خیلى آسان بود حالا جلوگیرى می‌شود این بدیهى است یک قرارى می‌گذاردند با آن شرکت با آن بنگاه با آن اشخاصى که مؤسسه دارند که آقا وقتى تو این پول‌ها را به این اشخاص می‌دهى این مالیات را هم کم بگذار آن هم کم می‌گذارد آن آدم می‌گوید این پول گیر من آمد از بابت مالیات و این وضع خوبى است.‏

یمین اسفندیارى- بنده مسکوت می‌گذارم.‏

رئیس- پیشنهاد آقاى صفوى قرائت می‌شود.

پیشنهاد می‌کنم در ماده 15 اشل مالیات حقوقى تعیین گردد.

صفوى- استدعا می‌کنم یک قدرى توجه بفرمایید این قسمتى که در ماده 15 نوشته شده است سر و کار تمام مردم را با وزارت دارایى و مأمورین دارایى می‌اندازد اینجا شما نوشته‌اید در مواردى که درآمد مؤدى مالیاتى منحصر به حقوق و دستمزد بوده و در مواقع پرداخت آنها طبق این ماده مالیات کسر و عاید دولت می‌شود سابق بر این یک اشلى داشت مالیات حقوقى الان هم دارد که روز 18 آبان است مطابق این اشل فعلى کارخانه‌ها و مؤسسات دولتى و ملى یک مرتبه‌ای داشتند که تا 205 ریال 7 ریال بدهد همین طور می‌رود بالا تا سیصد تومان و هفتصد تومان که ده پانزده تومان می‌دهد هر کس روى آن اشل عمل می‌کند یعنى هر صاحب بنگاه یا کارخانه تکلیفش معلوم است که آخر هر ماه که می‌شود روى آن اشلى که وزارت مالیه دستش داده است کسر می‌گذارد و ملزم است آن صاحب کارخانه

+++

صاحب بنگاه بنویسد و به وزارت دارایى بفرستد تا یک ماه بعد حالا خبط کرده است اول آمده است مستخدمین دولت را گفته ندهند آنها مالیات ندهند معاف‌اند. بنده اساساً گفتم وقتى که شما مستخدم را معاف کردید همه را معاف کنید فرق طبقاتى قائل نشوید حالا می‌فرمایید خیر مستخدم دولت باید مالیات ندهد مستخدمین بنگاه ملى باید بدهند خیلى خوب ولى آقا یک اشلى یک میزانى به دستش بدهید و بگویید مطابق این قانون مالیات بدهد این ماده که معلوم نکرده آقاى معدل توجه بفرمایید! این ماده معلوم نکرده پس شما همین قانون فعلى را زیاد کنید یا کمش بکنید بدهید به دست صاحب مؤسسات ملى و کارخانه‌جات که از روى آن حساب کنند که ماهى 400 تومان که به فلان حسابدار مثلاً داده می‌شود این قدر باید از او کسر کنند و به مالیه بدهند نه این که ابهام داشته باشد و فردا هم آن اظهارنامه تهیه کند و بدهد به صاحب کارخانه و او هم تصدیق بکند و آن وقت بین صاحب کارخانه و مؤدى اختلاف شود بعد اداره دارایى محل جریمه بخواهد خوب آقا یک اشلى تنظیم کنید معلوم کنید که مستخدم بنگاه‌هاى ملى به هر مقدار حقوق که می‌گیرد باید به عنوان مالیات یک مبلغى بدهد و از او کسر کنند.

وزیر دارایى- این که آقاى نماینده محترم هم صبح و هم عصر فرمودند که فرق طبقاتى نگذارید و چطور و چطور اصلاً اینجا طبقه و اشخاص هیچ در بین نیست یک قسمت مستخدم دولت است که دولت باید بهشان حقوق بدهد البته دولت هم باید مالیاتشان را بدهد یک عده هم مستخدم یک مؤسساتى هستند آن مؤسسات باید مالیات آنها را بدهند هیچ فرقى بین مستخدم دولت و مستخدمین دیگر گذاشته نشده است آنها هم که مستخدم دولت هستند دولت باید مالیات‌شان را بدهد بدهیم و پس بگیریم این اسباب زحمت است پس این طور قائل شدیم که نه بدهد و نه بگیرد ولى اشخاص بنگاه‌ها و کارخانه‌هاى ملى و غیره خوب همین وظیفه‌ای که دولت نسبت به مستخدمینش دارد او هم نسبت به مستخدمین خودش دارد باید وضع زندگانى مستخدم و کارگر و کسانى که ازشان استفاده می‌کنند تأمین کند و اگر مالیاتى بهشان تعلق می‌گیرد باید قدرى بدهند که تأمین بکند این فرق طبقاتى نیست این قسمت را نمی‌گویم دولت بدهد این قسمت را می‌گویم صاحبان بنگاه و مؤسسه و غیر ذلک بدهند پس بنابراین در اینجا فرقى ملاحظه نمی‌شود اما براى هر مستخدم که یک عایله دارد زن دارد بچه دارد مطابق این قانون می‌بینید که تا چه میزان حقوقش می‌رسد آن را کسر می‌کند اگر اضافه است که آن را معین می‌کنند مطابق اشل کمیسیون کسر می‌کنند ماه به ماه به مالیه می‌پردازند این اشل لازم ندارد اشل معلوم است به طور کلى تحقیقات هم معلوم است مطابق همان حساب می‌کنند.

صفوى- مسترد می‌دارم.‏

نمایندگان- رأى بگیرید. رأى بگیرید.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به ماده 15 با اصلاحى که شده است موافقین برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده 16 قرائت می‌شود.

جمعى از نمایندگان- ختم جلسه‏

رئیس- اگر آقایان مساعدت بفرمایند فردا جلسه تشکیل بشود (صحیح است) جلسه آتیه فردا سه ساعت و نیم قبل از ظهر دستور بقیه این لایحه‏

)مجلس 7 ساعت و نیم بعد از ظهر ختم شد(

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294088!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)