کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 214 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 26 آذر ماه 1330  

فهرست مطالب:

1 - قرائت اسامى غایبین جلسه قبل‏

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: تیمورتاش و شوشترى

3 - توضیحات آقاى دکتر شایگان به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

4 - تعیین موقع و دستور جلسه‌ی بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 214

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 26 آذر ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - قرائت اسامى غایبین جلسه قبل‏

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: تیمورتاش و شوشترى

3 - توضیحات آقاى دکتر شایگان به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

4 - تعیین موقع و دستور جلسه‌ی بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و پنجاه دقیقه صبح به ریاست آقاى جواد گنجه (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1 - قرائت اسامى غایبین جلسه قبل

نایب رئیس - صورت غایبین جله قبل قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه - آقایان: محمد عباسى - محمدتقى برومند - ناصرقلى اردلان - عبدالرحمن فرامرزى - عباس اسلامى - عماد تربتى - ابوالفضل حاذقى - ناصر صدرى - اللهیار صالح - طباطبایى - نصرالله شادلو.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: خزیمه علم - جواد مسعودى - ارباب رستم گیو - افشار صادقى - حسین کوراغلى - کشاورزصدر - احمد حمیدیه - غلامحسین ابتهاج - احمد ناظر‌زاده کرمانى - دولت‌آبادى - فتحعلى افشار.

دیر آمدگان بى‌اجازه - آقاى محمد هراتى یک ساعت و نیم - آقاى محمدعلى مسعودى یک ساعت - آقاى محمد ذوالفقارى 30 دقیقه - آقاى دکتر کیان 30 دقیقه - آقاى سلطانى یک ساعت - آقاى خسرو قشقایى یک ساعت - آقاى شهاب خسروانى 30 دقیقه.

نایب رئیس - به علت تعطیل دیروز صورت جلسه آماده نیست بنابراین با موافقت آقایان نطق‌هاى قبل از دستور را شورع مى‌کنیم.

آشتیانى‌زاده - راجع به غیبت حرف دارم.‏

نایب رئیس - نسبت به غیبت کى؟

آشتیانى‌زاده - اجازه بفرمایید.

نایب رئیس - بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - بنده خواستم از فرصت استفاده کنم و این عریضه کارگران چاپخانه نقش جهان را خدمت‌تان تقدیم بکنم چند فقره مکتوب هم از طرف سازمان جوانان و زنان ایران به بنده نوشته شده است که اینها را مى‌گذارم در جلسه بعد قرائت مى‌کنم تا جریان 14 آذر روشن‌تر بشود.

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: تیمورتاش و شوشترى.

نایب رئیس - بسیار خوب آقاى تیمورتاش بفرمایید.

تیمورتاش - چون عرایض بنده در جلسه گذشته تمام نشده بود بنده قصد داشتم امروز از آنجایى که سخنم قطع شده بود شروع کنم و دنباله عرایضم را به عرض مجلس شوراى ملى برسانم ولى متأسفانه (هر دم از این باغ برى مى‌رسد.

تازه‌تر از تازه‌ترى مى‌رسد (امروز صبح جمعى از آقایان بازاری‌ها که بنده شخصاً هیچ آشنایى با ایشان نداشتم منجمله آقاى على معماریان تلفن کردند و به وکلاى اقلیت گفتند که ما دیروز تصمیم داشتیم طومارى امضا کنیم و بگوییم که بستن بازار به طیب خاطر نبوده است یک عده مردمانى که بنده نمى‌خواهم عرض بکنم و فقط مى‌گویم معلوم‌الحال با مأمورین شهربانى آمده‌اند طومار را گرفته‌اند و ما را برده‌اند به کلانترى و از ما تعهد گرفته‌اند امروز در تأمینات حاضر بشویم و نمى‌دانیم چه به سرمان خواهند آورد (مکى - آقاى تیمورتاش مردم را دعوت کرده و گفته بودند که می‌خواهیم طومارى براى پشتیبانى از دولت آقاى دکتر مصدق تهیه کنیم این را امضا کنید مردم هم امضا مى‌کردند بعد معلوم شد که تقلب کرده‌اند به عنوان جعل اکاذیب و جعل امضا و تقلب آنها را تعقیب کرده اند) (شوشترى و پیراسته - این طور نیست) عرض کردم بنده شخصاً آقاى على معماریان را نمى‌شناسم (شوشترى - اسم نبرید آقا بیچاره مى‌شود) و الآن هم در آگاهى هستند - اما نکته دیگرى که مربوط به خود بنده است و این هم باز دلیل بارز بر وجود امنیت جانى و آزادى بیان است این است که هنگامى که دیروز بنده در مجلس متحصن بودم برادرم اتومبیل مرا سوار شده بود و جایى کار داشت. دو تا اتومبیل که یکى بیوک ماشى رنگ باز که نمره تهران را نداشته و دیگرى یک اتومبیل فرد خاکسترى ماشین برادرم را تعقیب کرده اند (جمال امامى - بنا بود که شما سبیل‌تان را بتراشید که با برادرتان اشتباه نشوید) و این طفلک تا راه شمیران رفته است و بالاخره با هزاران مخاطرات جانى توانسته است از دست این جانی‌ها فرار کند‌.

چیزى است که به عرف ما در این کشور اسم‌اش تأمین جانى است به هر صورت این را خواستم عرض کنم که برادرم هوشنگ در امور سیاسى با من اختلاف نظر دارد و خواهش مى‌کنم که او را به جاى من آزار نکنند و بنده حاضرم که هر تنبیهى که درباره بنده بخواهند اعمال بکنند حرفى ندارم و فقط عرض مى‌کنم که اگر پنج شش نفر کشته شداند گناه من نخواهد بود. چون نخواهم گذاشت که مرا بیهوده بکشند و در همین زمینه مى‌خواستم اشاره بکنم به شرحى که روزنامه شورش نوشته است سرمقاله‌اش را بنده کارى ندارم چون که مسلم است آیینه‌اى جلوش گذاشته و خود را در آن آیینه دیده است (پیراسته - و حامیان‌اش و کسانى که بهش پول مى‌دهند) ولى چیزى که براى بنده حائز اهمیت و مخصوصاً می‌خواستم حضور محترم آقایان عرض کنم چیزى است که تحت عنوان است چگونه مدیر ما نقشه سوء قصد به مصدق را نقش بر آب کرد.

نوشته است در آنجا خودش می‌نویسد و می‌گوید مدیر قهرمان ما مردانه یکه و تنها در مقابل یک عده چاقوکش نتوانست تاب تحمل و اهانت به مصدق را بکند و مردانه دفاع کرد بالاخره نوشته است که به بنده و آقاى نصرتیان رسید و با سیلى و مشت و لگد

+++

سر و کله بنده و نصرتیان را شکست و حاشا و کلا. بر همت همکاران محترم عزیر من که قبول بفرمایید مدیر روزنامه‌اى به یک نفر که اسم‌اش وکیل مجلس است این طور اهانت کرده باشد و خودش هم معترف باشد و هیچ گونه  عملى نکنند و اما نکته دیگرى که بنده مأموریت دارم اینجا عرض بکنم نامه‌اى است که از طرف اقلیت به ریاست مجلس شوراى ملى نوشته شده است و بنده مأموریت دارم که در این جا قرائت بکنم. (مقام محترم ریاست مجلس شورای ملى: نظر به این که روز سه‌شنبه 26 آذر انتخابات دوره 17 قانونگذارى شروع مى‌شود و دولت اعلام کرده است ک رادیو براى تبلیغات انتخاباتى در اختیار همه دسته‌جات گذاشته می‌شود و فعلاً هم کاندیدهاى مورد حمایت دولت این استفاده را عملاً مى‌کنند نمایندگان اقلیت و مدیران جراید عمده و مستقل پایتخت که در مجلس شورای ملى متحصن مى‌باشند تقاضا دارند مقرر فرمایید که دولت براى فردا شب تعیین وقت بکند و آقاى جمال امامى به نمایندگى آقایان متحصنین در مجلس شوراى ملى مبارزه انتخاباتى را افتتاح کنند و یک ساعت وقت رادیو تهران برای این منظور در اختیار نمایندگان اقلیت متحصنین باشد و بعد از آن هم در تمام مدت انتخابت هر شب یک ساعت وقت براى تبلیغات انتخاباتى به نمایندگان اقلیت تخصیص داده شود (

آشتیانى‌زاده - آنهایى که متحصن نیستند چکار بکنند؟

آزاد - بیایند متحصن بشوند و استفاده بکنند.

تیمورتاش - این جریانى بود که بند می‌خواستم به عرض آقایان برسانم و حالا بر مى‌گردم به سر مطلب و اساس موضوع آخرین بیان بنده در جلسه گذشته راجع به ارمغانى بود که جناب آقاى دکتر مصدق از شوراى امنیت براى ما آوردند که دو نفر از آقایان محترم که من همیشه به عقایدشان احترام مى‌گذارم اینجا اعتراض کردند که این طور نیست و ما صلاحیت دادگاه را نشناخته‌ایم و تصور مى‌کنم که خودشان هم توضیحاتى بدهند بنده چون که واقعاً علاقمند بودم که بفهمم در خارج از ایشان سؤال کردم فرمودند که ما به هیچ وجه صلاحیت را نشناخت‌ایم و این کمال خوشوقتى بنده و ملت ایران است که صلاحیت دیوان دادگسترى لاهه شناخته نشد گفتند چون ما تصور کردیم که اگر خودمان برویم و دفاع کنیم مؤثر خواهد بود این تصمیم را گرفتیم که برویم در آنجا دفاع بکنیم.

مکى - دفاع راجع به عدم صلاحیت است و بس‏.

دکتر شایگان - تصمیمى گرفته نشده.

پیراسته - اگر فقط این است تلگراف کنید.

تیمورتاش - اما چیزى که بنده و قاطبه ملت ایران مى‌فهم‌ایم نتیجه‌اش این است که محکمه‌اى بوده است و ظالمانه‌ترین رأى ممکنه را درباره‌ی ایران صادر کرده است (صحیح است) ملت ایران یک دل یک جهت و یک زبان بر این رأى اعتراض کردند و حتى حاضر نشداند که نماینده‌اى بفرستند در آن محکمه براى این که درخور این که بخواهند باحضور نماینده‌شان دفاع بکنند ندانستند و بعد رفتند به شور امنیت براى دفاع از حقوق حقه ما و ما به سهم خودمان از آن مدافعات متشکریم.

ولى ارمغانى که براى ما آورده‌اند این است که همان محکمه‌اى که یک بار رأى داده است و رأیش را ما قبول نکردیم همان محمکه باید مجدداً رسیدگى بکند به دادخواست و عرضحال (دکتر شایگان - اشتباه است) چیزى که بنده مى‌فهمم این است (مکى - این سفسطه است) (پیراسته - سفسطه نیست عین حقیقت است)

جناب آقاى دکتر شایگان امیدوارم تشریف فرما بشوند اینجا و توضیحات کافى بدهند فقط استدعاى بنده این است که به این یکى دو سؤال بنده کمترین هم جواب بدهند (پیراسته - دولت باید جواب بدهد) آیا آن قضاتى که در این محکمه بوده‌اند و رأى ظالمانه و جابرانه داده‌اند تغییرى در عقیده‌شان و ماهیت و طرز فکرشان به وجود آمده است که ما امیدوار باشیم که دفعه ثانى بهتر از دفعه اول رأى خواهند داد و ثانیاً این که آیا محیط مناسب‌ترى به وجود آمده است

براى این که ما تصور بکنیم که این دفعه حقمان را خواهیم گرفت؟ و بالاخره چه حوادثى پیش آمده است که این بار ما تصور بکنیم که دیوان دادگسترى بین‌المللى بهتر از آن دفعه براى ما رأى مى دهد؟

عرض کنم که جناب آقاى دکتر مصدق در مدتى پیش از پشت همین تریون فرمودند که نقش انگلیس‌ها این است که با تضعیف قدرت مالى و اقتصادى ما را به زانو در بیاورند و حتى مدت هم براى این کار معین کردند و فرمودند چهار ماه ما مجال و مهلت داریم و اگر در ظرف این مدت کارى نکردیم ما به زانو در خواهیم آمد و مجبور خواهیم بود که شرایط آنها را قبول بکنیم بنده فقط سؤالم از جناب پیشوا این است که با اطلاع به این امر و با این که این نکته را خودشان بیان فرمودند چطور شد که قبول فرمودند که جلسه دیوان دادگسترى لاهه این قدر به تعویق بیفتد

آیا منظور این بوده که این 4 ماه کذایى تمام بشود یا این که نظر دیگرى داشته‌اند؟ (پیراسته - تمام شده) (آشتیانى‌زاده - ازکجا فهمیدند که 4 ماه مدت قائل بشوند)

این طور فرموده‌اند بنده اطلاع ندارم اما مذاکراتى که در آمریکا فرموده‌اند بنده از این نکته می‌گذرم که در طى تمام مدتى که جناب آقاى دکتر مصدق در آمریکا مشغول مذاکره بودند کفیل نخست‌وزیرى و وزیر امور خارجه ایران به طورى کلى هر گونه مذاکره‌اى را تکذیب مى‌کرد.

ممکن است کفیل نخست‌وزیرى ایران از مذاکراتى که در آمریکا مى‌شده بى‌خبر باشد‌ این مطلب صحیح است یا صحیح نیست بحثى است علیحده اما هنگامی که آقاى هریمن به تهران آمده بودند بنده چند سؤال از جناب آقاى دکتر مصدق و رئیس دولت ایران کردم تاریخ آن سوالات 3/6/330 یعنى سوم شهریور 330 است من این سؤالات را امروز اینجا مى‌خوانم ملاحظه بفرمایید ببینید آیا ما این نتیجه را که بعد از چندین ماه امروز به آن رسیدند همان روز پیش بینى کردیم و گفتیم یا خیر؟

سؤال اول بنده این بود با این که در پاسخ نامه اول حضرت ترومن رئیس جمهور ممالک متحده آمریکا جناب آقاى دکتر مصدق اظهار نظر ایشان را نوعى مداخله در امور داخلى ایران تشخیص داده‌اند چه موجب شد که چندى بعد خود درخواست وساطت در امر نفت از ایشان مى فرمایند؟

دوم پس از انتخاب جناب آقاى هریمن براى میانجیگرى اگر قصد عدول از 9 ماده مصوبه 11 اردیبهشت 30 را نداشتند چرا وساطت ایشان را پذیرفتند؟ آیا تصور مى‌فرمودند تمام مفاد 9 ماده مورد قبول جناب ایشان واقع خواهد شد؟ ثالثاً چرا طبق گزارش جناب آقاى نخست‌وزیر در مجلس در موادى که به نام فورمول هریمن مشهور گردیده از قانون اول ملى شدن نفت مصوب 29 اسفند 1329 ذکر گردیده ولى از قانون اردیبهشت 30 دایر به طرز اجراى آن اسمى برده نشد؟

این خلاصه سؤالاتى بود ببخشید سؤال چهارم هم هست - شکست کنفرانس صاحبقرانیه و مداخله مستقیم یکى از برجسته‌ترین سیاستمداران امریکا در این مذکرات چه انعکاسى در افکار عمومى ملت امریکا که پیوسته طرفدار خواسته‌هاى حقه ایران بوده‌اند خواهد داشت و نتیجه آن از نظر آتى چه خواهد بود.‏

این سؤالاتى که بنده در چند ماه پیش کردم و نتیجه تمام مذاکرات این شد که تشریف آوردند و علناً فرمودند از امریکا هم براى ما کارى ساخته نیست و ما بى‌خود در آنجا منتظر بودیم.

من خیال مى‌کنم هرکس کمى توجه به سیاست دنیا داشت و سیاست دنیا را در نظر مى‌گرفت این را از روز اول پى بهش مى‌برد متأسفانه در آن زمان آقایان به حدى شیفته و فریفته مساعدت‌هاى امریکا بودند که تصور مى‌کردند آنها حلال تمام مشکلات خواهند بود امروز به حمدالله امر برایشان مسلم شده.

نایب رئیس - وقت جنابعالى تمام شد.

تیمورتاش - اجازه مى‌فرمایید که درخواست کنم یک ربع وقت به بنده داده شود!

نایب رئیس - اکثریت برای رأی گرفتن نیست.

شوشترى - پنج دقیقه از وقت بنده استفاده بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - این وقت را هم در دوره پانزده آقاى تقى‌زاده درست کردند.

قاسم فولادوند - براى امروز

تیمورتاش - جناب فولادوند اجازه مى‌فرمایید.

فولادوند - بفرمایید

تیمورتاش - خیلى خلاصه مى‌کنم عرایضم را براى این که باز هم وقت تمام شده است و اکثریت نیست همکاران محترم هنگامى که من تاریخچه مبارزه مقدس ملت ایران را در راه وصول استقلال و آزادى خود ورق مى‌زنم بى‌اختیار سر تعظیم در مقابل این همه گذشت و فداکارى افراد ایرانى که از هر گونه مضیقه و سختى و قبول آن دریغ نداشتند فرود مى‌آورم ولى باز هم بى‌اختیار از بى‌تصمیمى و ندانم چکنم کارى کسانى که مسئولیت خطیر حل مسأله نفت را بر عهده دارند شدیداً نگرانم اگر مجال مى‌بود بنده تشریح مى‌کردم که از روز اول این جریان چه جور به فراخور روز پیش آمد بدبختانه یکى از علل عمده مخالفت من شخصاً این بود که نقشه و برنامه صحیح و کاملى در دست نیست براى این که مبارزه به این بزرگى را تمام کنیم باز هم تکرار می‌کنم ملت ایران و مجلس ایران و شخص بنده به قانون ملى شدن نفت در سراسر کشور رأى دادیم. براى این که برای من شخصاً بهترین وسیله لغو قرارداد منحوس 1933 و آن قراردادى که با خون پدرم امضا شده بود این بودکه به این قانون رأى بدهیم ولى بعد گفتند که فوراً باید خلع ید شود و حال آن که تا این مرد آقاى مکى نرفت خلع ید عملى نشد من نمى‌دانم در این مدت انگلیس‌ها تا چه اندازه توانستند خودشان را آماده مبارزه طویل‌المدت با ما بکنند

عرض کردم که گفتنى زیاد است ولى متأسفانه وقت نیست این است که به طور خلاصه عرض مى‌کنم و می‌گذارم راجع به ماده 7 اینجا گفته شد که لازم نیست که به مجلس رجوع شود و با مجلس تبادل نظر شود متکى بودند به صورت مجلسى که هنگام تصویب 9 ماده به وجود آمد بنده عرض کنم که ماده هفتم‌شان نزولى داشت و آن شأن نزول در مرحله اول این بود که سیاست کلى کشور را ممکن بود تغییر بدهد

آقایانی که این پیشنهاد را کردند و این ماده را گنجاندند از نقطه نظر اجرا نبود از لحاظ این بود که سیاست کلى کشور را در نظر بگیرند بنابراین حق بود که جناب آقاى دکتر مصدق تشریف مى‌آوردند و مى‌گفتند که آقا ما این نظر

+++

را داریم و مى‌خواهیم سیاست کشور را از فرمى به فرمى دیگر ببریم، یعنى از آن فرمى که تاکنون بوده است و مبناى سیاست ماست در بیاوریم و خودمان را به بلوک شرق و کمونیزم نزدیک کنیم. من مخصوصاً از جناب آقاى دکتر مصدق تعجب مى‌کنم چون در بیانات‌شان فرمودند که اگر پیشنهاد پنجاه، پنجاه در دوره پانزدهم داده شده بود مسلماً قبول مى‌شد من به این گفته اعتراض دارم به دلیل این که خود آقایان مکرر در مکرر فرمودند یک جنبه سیاسى هم درباره مبارزه رشیدانه ملت ایران در راه نفت هست که آن پنجاه، پنجاه تأمین نمی‌کرد و اما عرض می‌کنم در دوره چهاردهم آقاى کافتارادزه از شوروى آمدند به ایران و همین پیشنهاد پنجاه، پنجاه را دادند

و یکى از مفاخر جناب آقاى دکتر مصدق این بود که موجباتى فراهم آوردند و طرحى تنظیم شد که ایشان دست خالى از ایران بروند چطور شد که در دوره 14 پنجاه پنجاه آقاى کافتارادزه را آقاى دکتر مصدق قبول نمی‌کرد ولى امروز مى‌فرمایند.

نایب رئیس - تأمل بفرمایید اکثریت نیست.

(چند دقیقه بعد اکثریت حاصل شد)

نایب رئیس - بفرمایید.

تیمورتاش - ولیکن امروز می‌فرمایند که ما باید با بلوک شوروى معامله بکنیم و باید بلوک شرق را وارد در نفت خودمان بکنیم من استدعا می‌کنم ایشان پهلوى خودشان فکر بکنند و همان طوری که فرمودند اجازه بدهند این نفت در زیر خاک ایران مدفون باشد ولیکن موجباتى فراهم نیاورند که موجب این بشود که ما از مدار طبیعى‌مان خارج شویم و مجبور بشویم کمونیزم را قبول کنیم عرض کردم عرایض من بسیار است ولى چون وقت ندارم و نمى‌خواهم مصدع بشوم ولى ختم کلامم را این جمله قرار مى‌دهم همه آزادی‌خواهان جهان قطعاً این جمله را مى‌دانند:

ما به اراده ملت در اینجا آمده‌ایم و جز به زور سرنیزه از اینجا خارج نمی‌شویم این شعارى است که دنیا را تکان داد و مشروطیت را در سراسر دنیا به وجود آورد ولى شاید بعضی از شنوندگان ندانند که این جمله را کى گفت؟ خطیب شهیر فرانسه میرابو گفت - یعنى کسى که اگر بخواهیم به حق در این جمله قضاوت کنیم باید بگوییم پدر آزادى دنیا این شخص به حدى قدرت کلام و نفوذ بیان داشت که ملت فرانسه را تکان داد و بعد از آن که مرد در پانتئون یعنى محلى که وطن‌پرستان فرانسوى را دفن مى‌کنند او را دفن کردند اما دیرى نگذشت که در آن گنجه کذایى لویى شانزدهم اسنادى به دست آمد که این آقاى میرابو و این بیان کننده آن جمله خودش با مظهر استبداد یعنى لویى شانزدهم بند و بست داشته. ملت فرانسه جسد او را از پانتئون درآورد و آتش زد من امیدوارم که در بین ما میرابو وجود نداشته باشد الآن شرحى آقاى میر‌اشرافى از الژ مطبوعات نوشته‌اند که بنده عیناً قرائت مى‌کنم (به طوری که از منزل اینجانب اطلاع مى‌دهند روز یکشنبه چهار نفر چاقوکش به درب مدرسه رفته و مى‌خواسته‌اند فرزند هم شیره‌ام را به نام کیوان میراشرافى سرقت نمایند بچه از ترس فرار کرده زمین خورده دست او مجروح شده است.

نایب رئیس - آقاى شوشترى بفرمایید.

شوشترى - بسم الله الرحمن الرحیم - در جلسه سه‌شنبه گذشته عرایض اینجانب خاتمه نیافت امرز آنچه اجازه بدهند مطالبى معروض می‌دارم‏.

نایب رئیس - تأمل بفرمایید اکثریت نیست (چند لحظه بعد اکثریت شد) بفرمایید.

شوشترى - هدف ما نمایندگان اقلیت بیدارى ملت است شهرتى را که آقاى دکتر مصدق و اطرافیانش مى‌دهند که نمایندگان اقلیت به علت آن که دیگر نمى‌گذارند آنها وکیل شوند متحصن شده‌اند دروغ محض است و این هم یک از هزاران افترایى است که تا حال به ما زده شده

ما دعوى شخصى نداریم ما باید حرف‌هاى خود را از نظر انجام وظیفه نمایندگى بگوییم و موکلین بفهمند اگر حرف‌هاى ما صحیح است چرا مردم نباید بفهمند و چنانچه گفته‌هاى ما غیر وارد است شما که مدعى هستید ملت ایران به حداکثر رشد اجتماعى رسیده پس بالملازمه تمیز بین حرف‌هاى حق و ناحق را مى‌دهد و اگر ما ناپسند گفته باشیم آنها قضاوت خواهند کرد.

آیا از آغاز مشروطیت تا حال و زمان استبداد و مراجعه به تاریخ خوانده‌اید و شنیده‌اید که دولت مسلط بر مردم به دست خود فتنه برپا سازد و مردم را به جان هم اندازد؟ در زمان استبداد دولت‌هاى استبدادى حتى نیمه وحشى با آن که مقررات نداشتند و به دفاع شخصى هر حکمى مى‌خواستند مى‌کردند یک اصل در آنها مسلم بود ک دستور و احکام آنها به طور تساوى در مردم اجرا گردد. آقاى مصدق از روزى که نخست‌وزیر شده تمام قدرت خود را براى فناى منتقدین به کار برده آن هم نه به طورى که تحقیق کرده باشد صرف آن که یکى از اطرافیانش روى اغراض خصوصى بیچاره‌اى را متهم نمود تمام دستگاه دولت مصدق قیام می‌کنند و آن بیچاره را از هستى و حیثیت ساقط مى‌سازند. آقایان نمایندگان محترم ملت خوب توجه فرمایید اقلیت چه می‌گوید ما مى‌گوییم در هشت ماه حکومت مصدق غیر از حرف و هوچى‌گرى چیزى تحویل نگرفته‌ایم‏.

در دو ماه اول این حکومت به انتظار رسیدن به بهشت موعود صبر کردیم پس از آن که حس کردیم حرف‌هاى آقاى مصدق با عملشان وفق نمى‌دهد به کلى دو پرونده جداگانه دارد ناچار تدریجاً گرد هم آمدیم و با اتحاد واقعى متشکل شدیم.

در مرتبه اول (قبل از مسافرت ایشان به امریکا) که این هم یکى از چندین نیرنگ انگلستان بود براى ابقا این حکومت موضوع مسافرت به شوراى امنیت و دفاع از حقوق ملت هر وطن‌خواهى را وادار مى‌ساخت که لب فرو بندد و منتظر نتیجه گردد.

لذا دم فرو بستیم و ساکت نشستیم پس از مراجعت ایشان و شنیدن اظهارات بى‌مغز و بى اساس ایشان ناچار شدیم مجدداً قیام کنیم و تا هر کجا که میسر گردد در بیدارى مردم بکوشیم و نگذاریم کشور کهن سال ایران به دست این مرد مرموز عظمت دیرین خود را از دست بدهد.

از شما آقایان و ملت ایران انصاف مى‌خواهم حرف‌هاى مصدق در جلسه سه‌شنبه که به عنوان جواب بیانات نمایندگان اقلیت اظهار کردند صحیح و مرتبط بود؟

مگر ما از ایشان سؤال کرده بودیم شما در آغاز جوانى چه زندگانى داشتید و چه مى‌کردید که این جواب‌ها را دادند!

مگر مى‌شود یک عمر مردمانى را از راه به در برد و فریب داد بلى مى‌شود اما در حرف نه در عمل فریب دهنده تا حرف مى‌زند ممکن است مردم گول بخورند اما اگر وارد کار شد زود مچش باز مى‌شود. بنده در برنامه ایشان روز اول گفتم این آقا اهل کار نیست نمونه وزارت دارایى ایشان را به یاد آوردم کار مثبت عقل سلیم لازم دارد و از خود گذشتگى این آقا راه حفظ وجاهت خود را بلد است و غیر از خود چیزى نمی‌خواهد پس بر ما است که بیش از این نگذاریم حقوق ملت ایران به دست یک منفى باف پایمال گردد. آیا باید روزی به خود آمد که شیرازه مملکت را دیگر نتوان جمع و رفو کرد. آقایان نمایندگان محترم آیا در این هشت ماه حکومت چه کار مثبت و مفیدى انجام شده؟ آیا غیر از تهى شدن خزانه مملکت و برداشت 14 میلیون لیره از پشتوانه اسکناس و گرفتن هشت میلیون دلار و گرانى زندگى مردم بیچاره و سد ابواب در آمدها و تشکیل حکومت‌هاى خود مختار و تأسیس بنگاه‌هاى تربیت و تشجیع اشرار و چاقوکش و ارعاب مردم و مداخله دادن چندنفر مخصوص را که وابسته به آقایان مصدق و کاشانی‌اند

درادارات که به دست آنها پست‌هاى مأمورین تغییر یابد و ادارات دولت مورد تهدید قرار گیرد و تضعیف مجلس شورای ملى که هسته مرکزى مملکت است و توهین به نمایندگان آن چیزى دیگر از این دولت دیده‌اید؟ بلى بلى دیده‌اید دو بلواى عام و در هر روز بلواهایى خاص برپا ساخته (نایب رئیس - تأمل بفرمایید اکثریت نیست چند لحظه بعد اکثریت شد) بفرمایید.

شوشترى - که در هر یک از آن دو بلوا عده زیادى مقتول و مجروح گشتند و اموالى به غارت رفت حالا چاقوکشى را مى‌گیرند و در شهربانى به عنوان محرک از او پذیرایى مى‌کنند و می‌خواهند پرده روى اعمال خود بکشد.

با آن که تمام مخبرین خارجى که در تهران بودند این اوضاع را مشاهده کردند و به دنیا مخابره کردند.

این حقیقت بارز را نمى‌توان با این حرکات مذبوحانه و دفاع بچه‌گانه پرده‌پوشى کرد.

آقایان نمایندگان محترم حرف‌هاى آقاى مصدق در جواب ما چه ارزشى داشت؟

ایشان مقدارى از زندگانى جوانى و تحصیلى گفت.

سپس از شخم سخن راند معلوم شد ایشان بین خیش و شخم هم فرقى نمی‌گذارند و آن وقت برادرى خود را با جرج مک‌گى بیان کرد معولم شد در امریکا هم صیغه اخوت مى‌خوانند و اظهار داشت چون مک‌گى با اینجانب برادر بود دولت آمریکا که دست نشانده سیاست انگلیس است او را به دور انداخت و علت عدم مساعدت آمریکا را به ایران به علت قدرت نفوذ انگلستان بیان کرد و از مجموع حرف‌ها فهماند که ملت ایران باید از کمک‌هاى آمریکا مأیوس باشد.

رمز این کار و این حرفه‌ها را جناب آقاى عبدالقدیر آزاد در جلسه پیش فرمودند محتاج به توضیح نیست پس از ختام جلسه سه‌شنبه موقعى که دولت ایشان متوجه شد که حرف‌هاى نمایندگان اقلیت در مردم تأثیر بسزا نموده باز به حربه فرسوده خود متشبث گردید دستور تعطیل مصنوعى به زور و فشار روز پنجشنبه را

+++

داد که به وسیله مأمورین شهربانى و برزن‌هاى شهردارى و چاقوکش‌ها و آن چند نفرى که در بازار متوجه شدند منفعت آنها به خطر افتاده و روز مکافات نزدیک شده به جان مردم و کسبه بیچاره افتاده و تعزیه شیر و فضه روز پنجشنبه را فراهم ساختند براى چه مبادرت به این کار کردند خیال کرده‌اند از این راه وکلاى اقلیت مرعوب خواهند شد و مجدداً لب فرو خواهند بست مقصود آنها این بود که نگذارند ملت ایران بیدار شوند تا رد انتخابات یعنى انتصابات افرادى را انتصاب به نمایندگى نمایند و همچه خیال کرده‌اند اقلیت متحده با این جار و جنجال و صدور احکام بر خلاف ما انزل‌الله از میدان در خواهند رفت.

نایب رئیس - آقاى فولادوند وقت‌تان را به آقاى شوشترى داده‌اید؟

فولادوند - بله‏

شوشترى - باور نمى‌کردند و نمى‌کنند که این حرکات آزادى‌کش ما را بیشتر متحد مى‌سازد بر جمعیت‌مان می‌افزاید ما ناچاریم تا هر جا منتهی شود استقامت ورزیم و این پرده ریا و دروغ و سحر افسون را پاره سازیم.

مصدق خواهرزاده مرحوم فرمانفرما هرچه مى‌خواهد بکند و شهرت بدهد روزى نامه‌هاى او بنویسند که منظور اقلیت وکالت است دو جواب به این افترا مى‌دهم اول آن که اقلیت وقتى متشکل گردید که صحبت انتخاباتى در بین نبود و این آقا بارها در این مجلس صریحاً گفته بود که دولت من دولت انتخاباتی نیست دیگر آن که بهترین راه براى وصول به نمایندگى هماهنگى با این دولت هو بود گمان مى‌کنم همین دو دلیل کافى باشد.

اما چرا ایشان با این عجله دست به کار انتخاب انتخابات نه انتصابات، افرادى را انتصاب مى‌کنند زده از ترس بیدراى افکار ملت است زیرا فهمیده که به سرعت مردم دارند مى‌فهمند موضوع نفت از بین رفته و سیاست مرموز دیگرى در کار دولت جریان دارد براى برگشت افکار و انحراف آنها موضوع انتخابات را پیش کشیده که توجه عموم را به این موضوع معطوف کند و نگذارد عامه پى به حقایق برند. و در ضمن وکلاى حاضر را در خوف و رجا نگاه دارد و اگر بتواند از این راه مجلس را به تعطیل کشاند تا پرده‌ها بالا نرود هیهات هیهات این بیچاره هوچى نفهمیده که ما از همین عمل مردم را بیدار خواهیم کرد و به عموم ایرانیان عزیز و مجامع بین‌المللى اثبات خواهیم نمود که انتخاب دروه 17 با مداخلات دولت و انحراف از قانون و تبعیض و تقدم و تأخر شروع در استان‌ها بر خلاف قانون و روى آزادى مردم نیست این یک عملى است که هر ذی‌شعورى مى‌فهمد که مصدق و آقاى کاشانى مى‌خواهند افرادى را منصوب به نمایندگى نمایند ما اعلام مى‌کنیم که در دوره هفده با این جریان اگر صورت پذیرد قوانین آن پوچ و قابل اجرا نیست دلیل آقایان محترم این وزرا و معاونینى که از پست خود استعفا داده متکى به چه حزبى هستند که آن حزب به آنها الهام کرده باشد همه مى‌دانند که آنها اطمینان دارند دولت آن آقایان محترم را از صندوق‌ها بیرون خواهد آورد این است معنى آزادى انتخابات.‏

ممکن است من شخصاً یک دو روز و یا چند روز براى جمع‌آورى اسناد مداخلات دولت به حوزه انتخابى خود و سایر جاها بروم و ادله و اسنادى را که به دست مى‌آورم به دنیا اعلام کنم در جلسه گذشته آقاى مصدق بیانى کرد بیان ایشان این بود که من از واقعه پنجشنبه 14 آذر متأثر و متأسف نیستم  نمایندگان محترم آیا این گفتار لرزه بر اندام شما نمی‌انداخت من نمى‌دانم آن عده‌اى که این شخص را براى خود بت قرار داده‌اند نباید از او بپرسند که آقاى نخست‌وزیر شما که به دیدن چند نفر دزد در محبس خود را به گریه مصنوعى مى‌زنید و به یک حرف غش و ضعى مى‌کنید (اما در ایران نه امریکا) پس چطور در این خونریزی‌ها و غارتگرى‌ها و سوزاندن کتابخانه‌ها که شاید در آنها قرآن و کتب آسمانى بوده سوخت شد و زیر پا توهین شده متأثر و متأسف نمی‌شوید؟

چه خوب فرمود استاد سخن حضرت شیخ:

تو کز محنت دیگران بى‌غمى‏

نشاید که نامت نهند آدمى‏

هموطنان عزیز مسلمان‌هاى دنیا توجه فرمایید آیا این حرف با مملکت‌دارى و مسلمانى وفق مى‌دهد؟ در انبار قشون معاویه یک خلخال از پاى زنى اهل کتاب بیرون آوردند حضرت امیر مؤمنان صلوات‌الله علیه در منبر کوفه آن قدر گریست که از اشک چشم مبارکش محاسن و لباسش خیس گردید-

آیا زمامدار مسلمین یک چنین حرفى از او شایسته است؟ اطلاع یافتم دو نفر از نمایندگان محترم حاضر در مجلس از طرف حضرت آیت‌الله العظمى آقاى بروجردى حامل پیغامى بودند که به آقاى مصدق فرمایش ایشان را بگویند آن پیغام این بود که آقاى شاه باغ مرد فاضل و عالم و خوبى است چرا با او این معامله را کردید آقاى مصدق جواب مى‌دهد که چون شاه باغ رقیق‌القلب است به درد کار نمى‌خورد معلوم شد در قاموس آقاى مصدق قساوت قلب باید جزء لاینفک مأمورین باشد.

من خجالت مى‌کشم وقایع پنجشنبه گذشه راتا 12 شب بگویم زیرا نمایندگان محترم دیگر تذکر داده و همه تهران مشاهده کردند.

آقاى مصدق ما تا به حال از نظر غرور ملی و حفظ شرافت مقامات دولتى نخواستم پرده‌درى کنیم و آنچه از سابقه شما مى‌دانستیم فاش سازیم ولى شما ما را وادار ساختید که دیگر سکوت نکنیم یکى از بیانات شما در جلسه قبل که با آن حالت مخصوص فراموشى را نشان مى‌دادید و پس از چند دقیقه اسم مرحوم حاجى سید اسدالله خرقانى را به زبان آوردید بدون تأمل من متوجه شدم چرا این حرکات را کردید چرا نام مرحوم خرقانى را به زبان آوردید.

به خاطر دارم تقریباً در سى سال قبل فاضل دانشمند آقاى خلیلى مقاله‌اى در روزنامه اقدام نوشته بود و در آن مقاله انحراف شما را از راه توحید به استناد آن کتاب ثابت ساخته بود شما در آن تاریخ به هر یک از علما متوسل شدید فایده نبخشید متوسل شدید به آقاى سید اسدالله خرقانى و آن مرحوم خواست ماست‌مالى کند و آن مزخرفات را ولى نتیجه نبخشید چون در این تاریخ اطلاع پیدا کردید کتاب شما را به دست آورده‌اند و می‌خواهند مردم را به افکار و حقیقت شما آشنا سازند پیش دستى کرده که مبادا انتشار کتاب شما را به جامعه معرفى سازد. آقاى مصدق پیر مردان و آشنایان یا دودمان شما شاید هنوز باشند که از سابقه شما و ریاست مالیه شما در خراسان اطلاع کامل داشته باشند

مگر شما همان کس نیستید که با وکیل‌الملک پدر مرحوم على‌اکبر دبیر سهرابى هم‌دست شده و با شیخ محمد رزاز نوکر مرحوم آقا سید على‌اکبر مجتهد تفریشى اسناد و فرامین قرا قوچان را مثل قریه فرخ‌سواروهى هى و غیره که مرحوم دبیر سهرابى هفت سال قبل از فوتش با ارشاد این جانب به مرحوم اسدى صلح کرد و آن مرحوم وقف براى زایشگاه بیمارستان شاهرضا نمود جعل نمودید. مگر شما براى آقا خان محلاتى پدر آقاخان فعلى نشان و حمایل و فرمان مجعول نفرستادید تا در نتیجه وزیر مختار ایران در آن تاریخ به عنوان گله از دربار گزارش آن را به مرحوم مظفرالدین شاه عرض کرد و پس از اطلاع مظفر‌الدین شاه به اعمال شماها شهرت یافت که مى‌خواستند دست شما را قطع کنند و با توسل جستن به مرحوم آقا سید على‌اکبر تفریشى مجتهد شاه از قطع دست شما صرف‌نظر رد جلوى تخت مرمر به فلک بسته نشدید و چوب نخوردید و به تبعید به فرنگستان نگردیدید؟

آیا هیچ فکر نکردید من در تمام زندگانى سیاسى و آشنایى حاضر نشدم حتى یک مرتبه در خانه شما قدم بگذارم براى چه بود؟ براى آن که از پیرمردان و موثقین مکرر این قصه و قصه‌هاى دیگر را از عملیات شما شنیده بودم موضوع متکاى زیر سر مرحوم مظفرالدین شاه را هم می‌گذرم نگذارید پرده‌‌ها را بالا بزنم موضوعات می‌گذرم.

همین دیروز با حضور عده زیادى از مردمان محترم که به دیدن آقاى جمال امامى و متحصنین آمده بودند آقاى محترم فاضلى که با شما دو سال قبل در دربار تحصن جسته بود صریحاً اظهار کرد شما در مدت تحصن در دربار حتى یک مرتبه نماز نخواندید و قصه‌هاى دیگرى گفت که شرم دارم بگویم.

آقاى مصدق شما هر قدر مى‌توانید سلب آزدى از نمایندگان بنمایید ما هم ناچاریم شما را معرفى کنیم قصه رفتن شما و جمعى دیگر از نمایندگان مجلس شوراى ملى براى مراجع دادن اعلیحضرت فقید روزی که تعرض فرموده بود و به رودهن رفته بودند و تعرض مرحوم شیخ جلال نهاوندى که چرا نماز شما نمى‌خوانى فراموش نکرده‌ام

آقاى مصدق اسنادى اساعه از شما در نزد آقاى جمال امامى موجود است که همه اصرار دارند فاش شود و در مجلس خوانده شود ولى دیشب آقاى امامى فرمودند من از خارجی‌ها خجالت مى‌کشم که نخست‌وزیر ایران را با این اسناد معرفى کنم برمی‌گردم به قسمت دیگر و آن اعلامیه‌هاى آقاى کاشانى است.

آقاى کاشانى آیا شما مى‌توانید انکار فرمایید که وکیل مؤسسان اول نبودید و در تغییر خاندان قاجاریه رأى ندادید؟ تاریخ مرحوم عبدالله طهماسبى که در 26 سال قبل کشته شده در اغلب کتابخانه‌ها موجود است آیا شما در آن تاریخ چه روش سیاسى داشته‌اید. من چون از روز ورود شما به تهران و با مرحوم آقا سید عبدالرحیم کاشانى و مرحوم حاج على‌اکبر اخوان و چند نفر دیگر شما را در باغ سراج‌الملک استقبال کرده و در تمام این مدت هر وقت در تهران بوده‌ام کم و بیش از نزدیک با شما ملاقات مى‌نمودم از افکار شما مطلعم آیا اجازه مى‌دهید اقدامات و مخالفت‌هاى شما را با مرحوم مدرس رضوان‌الله علیه فاش سازم آقا بیش از این پرده‌درى نمى‌کنم ولى ناچارم از شما بپرسم اعلامیه مى‌دهید و یک عده مسلمان ایرانى را بدون هیچ دلیل مزدور اجنبى معرفى مى‌کند و جاسوس می‌خوانید. این است معنى روحانیت وترویج شریعت آقا کجا شرع اسلام اجازه مى‌دهد که بامسلمان‌ها این طور رفتار شود؟ آقاى کاشانى شما در

+++

 اعلامیه خود لغت وطن پرست مى‌نویسید در کجاى کتاب اسلامى دیده شده یک نفر طلبه یک چنین عبارتى را به قلم آورد.

بین عوام معروف است لفظ قلم غیر از لفظ گفتار است آن هم عالم مدعى به اجتهاد العیاذ بالله پرستیدن و ستایش منحصر به ذات بارى تعالى است این عبارات که در تاریخ لطمه به مقام روحانیت می‌زند پسندیده است؟

آقاى کاشانى این پولهایى که اطرافیان شما که عده از آنها گوسفند امام رضا را تاچاشت نمى‌چرانند از کجا به دست مى‌آوردند آقا سید محمد پسر شما با آن سوابق آیا حجت‌الاسلام و المسلمین است که به رادیو دستور داده مى‌شود او را به این عنوان بخوانند؟ مرحوم کلینى قدس‌سره را با آن عظمت؟ آیا حجت‌الاسلام غیر از امام زمان کسى مى‌تواند باشد آقاى کاشانى عده‌اى از طرفداران شما و اشرار که اغلب آنها مست بودند در شب پنجشنبه مجلس را محاصره کردند و به ما فحش مى‌داند و اغلب شنیدند که به اجداد من ناسزا می‌گفتند آقاى کاشانى مگر اجداد من با اجداد شما جدا است حضور پیغمبر فرداى محشر محاکمه خواهم نمود آقاى کاشانى قصه‌اى را به خاطر‌تان مى‌آورم آن روزی که آقاى نورى‌زاده در سال پیش به عنوان اصلاح ذات‌المبین شما را و بنده را دعوت نموده بود به نهار و چهار ساعت آن مجلس صحبت طول کشید. مگر در آن روز بین ما توافق نشد که شما این اوباش‌ها از سر خود پراکنده فرمایید آقاى کاشانى به خاطر دارید موقعى که در منزل آقاى دکتر طرفه در تجریش تشریف داشتید عصرى به اتفاق آقاى نورى‌زاده آمدیم به دیدن شما و در آن مجلس جمعى دیگر مثل آقایان حسین رسا مدیر روزنامه قانون و جلیلى مژدهى و دیگران و فاضل دانشمند آقاى شیخ عباسعلى اسلامى تشریف داشتند من در آن مجلس را شما استمداد نجستم و استدعا نکردم که ما را یارى کنید تا زودتر قانون اجراى منع مشروبات اکلى را از مجلس بگذرانیم.

شما فرمودید این حرف‌ها را حالا موقع ندارد و بگذارید براى بعدها ناچار اعتراض کردم و عرض نمودم مگر احکام و قوانین اسلام تعطیل بردار است؟ و با حالت تبت اتفاق آقایان اسالامى و نورى‌زاده و علیرضاى شایگان سوار شدیم و مراجعت به شهر کردیم در اول کوچه دردار آقاى نورى‌زاده از ما جدا شدند از آقاى اسلامى گله کردم که چرا چنین حرفى را زد معلوم شد جناب آقاى حاج شیخ عباسعلى هم کدورت قلبى دارند آقاى اسلامى در نزد شما ثقت و مورد توجه است.

من سال‌هاى سال به او ارادت دارم ایشان به من گفتند در ایامى که حبس بودیم یکى از محبوسین که فعلاً وکیل مجلس است با ما هم حبس بود موقع نماز هر وقت به او گفتیم چرا نماز نمى‌خوانى ما را مسخره مى‌کرد و به نماز توهین مى‌نمود

گفتیم پس چرا آقا از یک چنین کسى حمایت میکند او را براى وکالت مردم تهران معرفى مى‌کند آقاى اسلامى اشک در چمش حلقه زد و گفت من هم خون مى‌خورم (آزاد - کى بود اسم ببرید)

الآن عرض مى‌کنم آقاى بقایى آقاى بقایى ایشان نماز را توهین کردن وقتی که به ما آقاى حاج شیخ عباسعلى اسلامى که از نواب خاص آقاى کاشانى است این طور معامله بشود آقایان کى این پرده ریا دروغ و تهمت پاره مى‌شود آقاى کاشانى شما مرا مى‌شناسید محال است که از راه حق وقتى که وارد میدان شدم پای بیرون نهم و منحرف گردم مویم سپید شده و از خدا خواسته‌ام موى سپیدم را در آخر عمر به خون سرخم خضاب فرماید و در راه خدمت به این کشته شوم.

از اینجا به شما مى‌گویم اگر تجدید نظر در رفتار و روش خود نفرمایید ناچارم از روش ادب خارج شده آنچه تا حال در پرده خفا از شما سراغ دارم فاش نموده و با صدور اعلامیه به تمام ممالک اسلامى حقایق را آشکار سازم آقا این اندازه فشار به مسلمین نتیجه خوب نخواهد داد. راضى نشوید پسران شما در ادارات بیش از این مداخله کنند در خاتمه آقایان محترم البته نطق دیشب آقاى مصدق را در رادیو شنیدید ظاهر بیان سحر و افسون شیرین و فریبنده ولى شما را به خدا قسم مى‌دهم و انصاف مى‌طلبم آیا سزاوار بود آقاى مصدق با آن کلمات فریبنده نمایندگان مجلس شانزدهم را که به اتفاق کلمه به ملى شدن نفت رأى دادند و مکرر در این باره او را تأیید کرده‌اند این طور وانمود کند که اینها وکلاى تحمیلى بوده و ایشان پهلوان آزادى انتخاباتند و بعد وکلاى حقیقى به مجلس خواهند آمد مانعى ندارد این هم یکى از هزاران اهانت‌هاى ایشان باشد. به مجلس شورای ملى در آتیه نزدیک ملت ایران قضاوت خواهند فرمود که انتخابات ایشان چه صورت داشته آزاد بوده یا انتصابى انتخابات بود یا انتصابات و آن وکلا چه خدماتى به این کشور خواهند کرد این وزرا و معاونین که استفا کردند اگر قطع نداشته باشند که از صندوق ها بیرون مى‌آیند به چه اتکایى استعفا کردند

این تغییرات اینها همه بر خلاف قانون است این که بفرستید فلان بى‌عقل را که ما را توى رادیو بى‌شعور و گمراه بگوید از اینجا بهش مى‌گویم بى‌شعور تویى گمراه تویى آنچه در آینه جوان بیند پیر در خشت خام آن بیند.

من همه را مى‌شناسم یکى از چیزهایى که به من اطلاع دادند اولاً همه تلگرافات مجعول است ثانیاً دستور داده‌اند به تلگرافخانه‌ها تلگراف‌هایى که به نفع اقلیت و احترام آنها است باید تلگرافخانه‌ها نگیرند و مخابره نکنند آى اهل دنیا آى مخبرین جراید ما آزادى نداریم و این انتخابات انصابات است و مطابق میل ملت ایران نیست و گرنه این را لازم نداشت (احسنت)

3 - توضیحات آقاى دکتر شایگان به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

نایب رئیس - مجلس وارد دستور می‌شود چند نفر به عنوان ماده 90 توضیحاتى می‌خواهند بدهند اگر آقایان موافقند آقاى دکتر شایگان بفرمایید.

دکتر شایگان - بنده همیشه سعى مى‌کنم.

نایب رئیس - تأمل بفرمایید اکثریت نیست (پس از چند دقیقه اکثریت حاصل شد) بفرمایید.

دکتر شایگان - بنده حتى‌الامکان نمی‌خواهم وقت گران‌بهاى مجلس شورای ملى را با گفته‌هاى خود اشغال کنم و به هین دلیل است که بنده کمتر صحبت مى‌کنم گاه‌گاهى ضرورت ایجاب مى‌کند که براى رفع پاره‌اى از شبهات عرایضى عرض کنم در این قسمت بنده از اقلیت متشکرم که خواهان توضیح شدند.

درباره یک مسأله مهم مملکتى و آن مراجعه به دیوان بین‌المللى دادگسترى است در باب دیوان بین‌المللى دادگسترى و همچنین در باب شوراى امنیت اینجا بیاناتى شد که با حقیت و واقع وفق نمی‌دهد (تیمورتاش - باحدود اطلاعات ما وفق میدهد) بنده سعى مى‌کنم آنچه را که حقیقت امر است یا لااقل من تصور می‌کنم حقیقت امر است یا لااقل من تصور می‌کنم حقیقت است عرض کنم (آزاد - حقیقت این است که انگلیس‌ها این نقشه را کشیده‌اند)

نایب رئیس - یک ساعت آقایان گوش دادند آقایان مطالب خودتان را گفتید صبر کنید توضیحات بدهند.

دکتر شایگان - اگر همین قواعدى که خودمان وضع کرده‌ایم براى امکان مذاکره آزاد در مجلس شوراى ملى رعایت نکنیم راهى براى مذاکر باقى نمى‌ماند آقایان اینجا صحبت مى‌کنند و به عقیده و نظر ما لااقل حرف‌هایى که خیلى خیلى براى مملکت گران تمام می‌شود می‌گویید معذالک ما ساکت مى‌نشینیم و می‌شنویم در صورتی که بنده هنوز عرضى که به‌ جایى بربخورد نکردم در باب شوراى امنیت آقایان محترم نمایندگان اقلیت این طور اینجا اظهار کردند که نتیجه‌اى ما از شوراى امنیت نگرفتیم و حتى بعضى را عقیده بر این بود که ما نتیجه بدى گرفتیم.

بنده باید خدمت آقایان عرض کنم که این مطلب اشتباه است تقاضایى که دولت انگلستان از شورای امنیت کرده بود این بود که آن چیزى که به عنوان اقدامات تأمینیه از طرف دیوان بین‌المللى دادگسترى تعیین شده بود آن را دستور اجرا بدهد بعد هم که به عون‌الله ما موفق شدیم آن روزى که انگلیس‌ها را خارج کنیم همه آن روز را متفقاً یکى از روزهاى سعادت این مملکت دانستند آن ‌وقت در این تغییرى دادند و گفتند که برگشتن به‌ اوضاع سابق فعلاً میسر نیست و بقیه اقدامات تأمینه را خواستار شدند پس آنچه را که آنها مى‌خواستند عبارت از این بود که شوراى امنیت در این باب اقدام نماید و اما آن چیزى که ما مى‌خواستیم آن بود در شوراى امنیت این قسمت را به کلى رد کند یعنى بگوید که این مطلب در صلاحیت ما نیست و شما خود دانید بروید کنار بیایید به هر شکلى هست رأیى که شوراى امنیت داد اول کارى که کرد عبارت از این بود که خواسته دولت انگلستان را رد کرد یعنى به‌نفع آنها رأى نداد ولى از آنجایى که البته اقدامات زیادى آنها کرده بودند و اشخاص طرفدارى داشتند.

شورا نمى‌خواست یا نمى‌توانست که رسماً این نظر را بدهد آمد یک رأیى داد که براى انگلستان نتیجه‌اى نداشت ولى براى ما بسیار مفید بود آن رأى عبارت از این بود که وسیله‌اى فراهم کردند براى آن که اظهار نظر نکنند یعنى یک فرمولى پیدا کردند که اظهار نظر نکنند و آن فرمول عبارت از این بود که گفتند که تا وقتى که دیوان بین‌المللى دادگسترى در باب صلاحیت خودش اظهار نظر نکرده است ما این مطلب را مسکوت بگذاریم. به آنهایى که از جریانات بین‌المللى مطلع هستند و منصف هستند می‌توانیم عرض کنم که چه پیشرفت عظیمى دولت ایران کرد یعنى دست رد به سینه انگلستان زد و خواسته آنها را برگرداند حال خواهید فرمود که از این جهت که بنده طرفدار دولت دکتر مصدق هستم و جبهه ملى هستم اینها را عرض مى‌کنم این حقیقت ندارد این مطلبى است که خود آمریکایى‌ها در همان موقعى که این واقعه پیش آمد در مجلات خودشان که یکى دو تا ده تا نیست ذکر کردند و نوشتند که دکتر مصدق فائق شد و انگلستان در شوراى امنیت شکست خورد. اینها البته به صورت مقالات بود بعضى‌ها این را به صورت تصویر و کاریکاتور در آوردند و یکى از آن مجلات مجله لارف است که الآن حاضر است در همان روز منتشر شده و دکتر مصدق را عکسش را کشیده است که مشغول یکى از خنده‌هاى عمیق است از آن خنده‌هایى که ناشى از پاکی طینت است چون آدمى که پاک طینت است خوب مى‌خندد یکى از علاماتش است (جمال امامى - و خوب هم مى‌گرید) (آزاد - خدا لعنت کند انتلیجنت سرویس را) انشا‌الله و خدا لعنت کند آنها را که کمک مى‌کنند به آنها بدون این که بفهمند و بعد عکسى هم از جب گذاشته کنار آن که در حال تأثیر شدید است و زیرش نوشته است که از رأى شورای امنیت دکتر مصدق خندان و جب گریان است - آن شماره‌اش الآن هم هست آمدیم

+++

در باب دیوان بین‌المللى دادگسترى آقایان در این باب هم مطالب برایشان آن طورى که باید روشن نشده است جا دارد که آقایان در اشتباه باشند چون به نظر آنها اقدام دولت در مرحله‌ی اولى و این مرحله‌ی آخرى یکى نیست یکى از نمایندگان اقلیت اینجا گفت مى‌خواهیم ببینیم که علت این تغییر رویه دولت چه بود و چه هست بسیار حرف صحیحى است.

جناب آقاى تیمورتاش بنده بایست این جواب را اینجا عرض کنم و باز ضمناً عرض کنم که دولت دکتر مصدق در سیاست خارجی‌اش هیچ مایل به استتار نیست و دلش مى‌خواهد همه مطالب را همه آقایان و همه ملت بدانند و اگر ملاحظه مى‌فرمایید که مطالبى به عرض آقایان نمى‌رسد فرصت و وقت این نمى‌شود که به عرض آقایان برسد و الا دولت هیچ اهل استتار نیست در مرحله‌ی اولى که این قضیه پیش آمد راجع به شکایت به دیوان بین‌المللى دادگسترى ما خوف این را داشتیم همه ملت ایران خوف این را داشتند که با آن تسلطى که دولت انگلستان در مؤسسات بین‌المللى دارد ممکن است که از آن مؤسسه رأیى صادر شود که آن رأى مضر به ‌حال آن چیزى که همه شما خواهان آن بودید یعنى ملى شدن صنعت نفت باشد.

همه این ترس را داشتند و آن ترس باعث این شد که ما بگوییم به هیچ نحو از انحا ما در کار این دیوان شرکت نمى‌کنیم ولى ضمناً براى خاطر این که مطالب خودمان را گفته باشیم و به نظر خودمان هم حرف حقمان را به ‌سمع قضات آن محکمه رسانده باشیم آمدیم و با از خود‌گذشتگى فوق‌العاده که چندین شب اشخاصى بودند اینجا که خواب ندارند دلایل خودمان را نوشتیم یعنى لایحه‌اى تهیه کردیم در ابتدا گذشته‌ی این کار نفت و تاریخ نفت و قرارداد 1933 و چه و چه و همه را که اگر خود آقایان اقلیت امروز هم مى‌نوشتند همین طور مى‌نوشتند این را تهیه کردیم با دو دلیل قوى راجع به عدم صلاحیت محکمه و عدم اهلیت مدعى فرستادیم به دیوان علت رفتن آن میسیون هم که بنده افتخار داشتم که در آنجا بودم این بود که چون دیر بود چون ما را غافلگیر کرده بودند و ممکن بود که این مطالب به عرض قضات نرسد چون باید شخص مطمئنى برود آنجا و آنها را ترجمه کند و زود برساند یکى این بود

یکى دیگر این که تا آن اندازه که وقت اجازه میدهد با قضات و رئیس محکمه شفاهاً هم توضیحاتى قبل از محاکمه داده شود این هم، نظر دولت بود در آن اقدامى که کرد بعد از آن که ما این اقدام را کریم و نتیجه‌اش را هم ملاحظه کردند البته آنها نهایت بى‌انصافى را کردید و یک رأیى یعنى یک قرارى صادر کردند که آن قرار هم به اتفاق صادر نشد و دلیل آن هم که به اتفاق صادر نشد این بود که اساس محکمى نداشت یعنى بى‌عدالتى درباره ملت ایران کرده بودند البته چه آن وقت چه بعد از آن وقت تاکنون در باب این که بهتر بود که ما برویم و مدافعه کنیم و شرکت کنیم در جلسه یا آنى که همین کارى که دولت کرد کدامش ترجیح دارد همیشه مورد بحث است و الآن بحث درش باز است مخالفین و موافقین دارد موافقین در این عقیده که ما نمى‌بایستى شرکت مى‌کردیم مى‌گویند آنها قطعاً رأى خود را می‌داند و اگر ما اجرا نمى‌کردیم اثر تبلیغاتى آن علیه ملت ایران خیلى زیاد بود

مى‌گفتند که آنها آمدند مدافعاتشان را کردند و قبول هم کردند که باید اینجا مطرح می‌شود و مذاکره مى‌شد و حالا که محکمه این رأى را داده این را اجرا نمی‌کنند این حرفى است که موفقین عمل دولت این حرف را می‌زنند مخالفین عکس این را مى‌گویند و هنوز هم می‌گویند آقا اگر شما رفته بودید اثر شرکت شما در جلسه این بود که لازم مى‌شد قاضى هم از بین شما در بین قضات بیاید چون مطابق مقررات دیوان هر وقت یکى از متداعبین در خود دیوان قاضى نداشته باشد و مطلب راجع به آنها باشد حق دارند که یک قاضى به طور موقت براى رسیدگى در آنجا بگذارند.

نایب رئیس - آقاى دکتر شایگان یکى دو دقیقه دیگر بیشتر از وقت شما نمانده است‏.

دکتر شایگان - یا این است که آقایان واقعاً میل دارند به صرف این که چون بنده جزء جبهه‌ی ملى و اکثریت هستم نباید حرفى بزنم.‏

تیمورتاش - نه آقا استدعا مى‌کنم بفرمایید.

قاسم فولادوند - نه آقا حاضریم بفرمایید.

شوشترى - ادامه بفرمایید.

دکتر شایگان - اجازه مى‌فرمایید؟

نایب رئیس - باید رأى بگیریم.

مکى - بنده چون قبلاً اجازه گرفته بودم نوبت خودم را مى‌دهم به آقاى دکتر شایگان.

دکتر شایگان - آقایان عرض کردم که اینجا دو نظر بود و حالا هم هست که شرکت بکنیم و حال یک عده اى متمایل شده‌اند که شرکت بکنى و اینهایى که مى‌گویند شرکت نکنیم دلایلى دارند که بنده به عرض آقایان محترم مى‌رسانم دلایل‌شان این است که وضع فعلى کار ما با وضع سابق تفاوت کلى کرده است چند اتفاق تازه پیش آمده که این اتفاقات ما را بیشتر متمایل مى‌کند که برویم رسماً شرکت کنیم در محاکمه. اینها سه چهار چیز است (جمال امامى - اگر شرکت بکنید صلاحیت دادگاه را تصویب کرده‌اید) اجازه بدهید این را هم روشن مى‌کنم اولاً اینها مى‌گویند که فعلاً با این تدبیر دولت دکتر مصدق انگلیس‌ها را در برابر کار انجام شده قرار داده یعنى به حمدالله با تصدیق ملت ایران و تأیید همه نمایندگان محترم خلع ید از آنها شده است این یک مسأله، آن وقتى که ما رفتیم همچو وضعى پیش نیامده بود، در ثانى این است که دولت انگلستان اصالتاً و وکالتاً از طرف شرکت نفت ملى شدن صنعت نفت را شناخته است پس دیگر این از آن مباحثى که در آنجا بخواهند درش حرف بزنند نیست.

مطلب سوم این است که به نظر ما تجربه‌اى هم به دست آمده و آن این است که در این شورای امنیت که شرکت کردیم دیدیم که این کار به ضرر انگلستان تمام شد از چه باب؟:

یکى از جهت رأى که ما عقیده داریم بر علیه آنها بوده است و یک چیز دیگرى که آن عقیده درش راه ندارد و آن این است که دولت ایران موفق شد که مظالم شرکت نفت را و مداخلات آنها را و حرف‌هایى را که عرض کردم اقلیت و اکثریت ندارد همه قبول دارند، اینها را به سمع دنیا ارزان و مناسب برساند. یعنى کارى را که آقایان اگر مى‌خواستند با میلیون میلیون دلار انجام بدهند به صرف این که شرکت کردیم در آن جلسه به سمع دنیا برسد این تجربه به ما می‌فهماند که ما اگر برویم و حرف حق خودمان را بزنیم به سمع دنیا می‌رسد اما عرض مى‌کنم حضور آقایان که جناب آقاى جمال امامى هم متوجه بودند مطلب هنوز در بحث است.

یعنى هیچ نوع تصمیمى نه فقط در باب صلاحیت در باب شرکت هم گرفته نشده است یعنى در باب این که برویم دفاع بکنیم گرفته نشده است چه رسد به صلاحیت مسائل از هم منفک‌اند یک مرحله عبارت از این است که ما تصمیم بگیریم که شرکت در رسیدگى بکنیم این یک نکته است این مورد بحث است هیچ تصمیمى گرفت نشده است عملى که دولت تا کنون انجام داده است هیچ کدام دال بر این نیست که حتى ما شرکت خواهیم کرد. پس بنابراین هنوز هم این بحث هست. آقایان اقلیت هم مى‌توانند تشریف بیاورند در هیئت مختلط و بگویند که صلاح در این است که شرکت بکنیم یا نه پس تا به حال هیچ حقى از ملت ایران فوت نشده است و حتى در باب شرکت پس مطلبى را که آقایان باید بدانند این است که ما هنوز تصمیمى نگرفته‌ایم و اگر نظر مخالفى دارید آقایان مى‌توانند تشریف بیاورند و در هیئت مختلط قدمشان روى چشم.

در آنجا بگوییم و بحث کنیم و بگویید که ما شرکت هم نمى‌کنیم این یک مرحله، مرحله دوم این است که تازه اگر شرکت بکنیم شرکت ما دال بر شناسایى صلاحیت دیوان دادگسترى بین‌المللى نیست شرکت مى‌کنیم براى این که بگوییم شما صالح نیستید آقایان محترم بایستى این قسمت را توجه بیشتر داشته باشند که محکمه به آقایان اخطار می‌کند در امور خصوصى این که امر ملى است به جناب آقاى جمال امامى اخطار مى‌کند که شما بیایید فلان کس مدعى است که صد تومان از شما مى‌خواهد ایشان نمى‌توانند توى خانه بنشینند و بگویند چون محکمه صالح نیست من مى‌آیم ایشان باید تشریف ببرند آنجا یا یک وکیل بفرستند بگویند شما صالح نیستید. ملاحظه بفرمایند تازه اگر ما تصدیق کردیم که خوب است شرکت بکنیم شرکت ما دلیل بر صلاحیت آنها نیست شرکت ما براى این است که برویم بگوییم به آنها که شما صالح نیستید و برویم دلایل عدم صلاحیت محکمه را بگوییم (پیراسته - دادگاه لاهه؟) آقا صحبت آینده را مى‌کنم، اینجا ملاحظه بفرمایید ما اگر تصمیم گرفتیم تازه تصمیم این طور مى‌گیریم که برویم آنجا بگوییم شما صالح نیستید.

بنابراین در این باب هیچ دغدغه‌اى در خاطر آقایان نباشد، عرض کردم الآن مشورت می‌کنیم اگر صالح دانستند

که شرکت مى‌کنیم والا شرکت نمى‌کنیم صحبت در این است که ما برویم در مورد صلاحیت و عدم صلاحیت صحبت کنیم ممکن است گفته شود که چرا آن وقت این کار را نکردید و چرا آن وقت شرکت نکردیم در این باب بنده توضیح دادم یک توضیحى هم حال می‌دهم و آن این است که سابق ملاحظه بفرمایید رأیى که در دیوان لاهه علیه ایران دادند. موضوع این بود ک اقدامات تأمینیه را آنها قبول کردند و رأى دادند ما مى‌گفتیم که محکمه تو حق ندارى قبل از این که در باب صلاحیت صحبت کنى اقدامات تأمینیه را ترتیب بدهى حرف ما این بود، حرفى که مخالفى این اکثریت و آن اقلیتى که در بین قضات ایجاد شد همین بود اکثریت مى‌گفت ک محکمه حق دارد قبل از این که در باب صلاحیت خودش رأى صادر بکند مى‌تواند اقدامات تأمینیه را رأى بدهد.

مخالفین در آن جلسه که من‌جمله ما بودیم ولى شرکت نکردیم اما قضاتى که شرکت کردند و مخالف بودند می‌گفتند اول باید در باب صلاحیت اظهار نظر بکنیم بعد اقدامات تأمینیه را بکنیم (پیراسته - حرف اقلیت صحیح بود) بله، خدا طول عمر به شما بدهد عرض کردم که آن حرف ما را هیچ ترتیب اثرى بهش ندادند ولى الآن وضع این نیست امر دایر نیست که آیا در باب صلاحیت اول حرف بزنند و یا در باب اقدامات تأمینیه الآن امر دایر است بین دو چیز یکى این که محکمه اول باید در

+++

باب صلاحیت حرف بزند یا ماهیت قضیه ولى محکمه اختیارى ندارد یعنى الآن محکمه اگر شروع کرد به رسیدگى وظیفه‌اش این است که مطابق مقررات و قوانین که بنده الآن یادداشت کرده‌ام مطابق ماده 61 بند پنجم از آیین‌نامه دیوان بین‌المللى دادگستر تا وقتى که که در باب صلاحیت رسیدگى نشده است محکمه نمى‌تواند وارد ماهیت دعوى شود. اجازه بفرمایید دو مطلب است آن وقت صحبت از ماهیت دعوى نبود حالا صحبت از ماهیت دعوى است، الآن براى ما اطمینان هست که محکمه نمی‌تواند در ماهیت دعوى حرف بزند پس اول به صلاحیت باید رسیدگى کند بنابراین آقایان تشریف بیاورید اینجا صحبت کنیم.

اگر در باب این صلاحیت هم صلاح نیست شرکت نکنیم و اگر خوب است بکنیم بنابراین دغدغه‌اى براى خاطر آقایان نیست. این قسمتى بود که راجع به صلاحیت محاکم مى‌خواستم خدمت آقایان عرض کنم بنده یکی دو مرتبه است که مورد اظهار بى‌مهرى آقایان قرار گرفته‌ام فرموده بودند که پول‌هاى گزافى از این بابت گرفت شده (جمال امامى - توضیح داده‌اید) بلى توضیح دادم ولى معذلک باز دیروز دیدم که آقاى تیمورتاش فرمودند که 150 هزار تومان خرج کردید (تیمورتاش - عرض کردم کرایه هواپیما بوده است) بنده مکرر عرض کردم که به ما 750 لیره دادند و عرض کردم که 200 لیره را بنده برداشت کردم 150 لیره دیگرى 100 لیره هم دیگرى بقیه‌اش را هم فرستادیم براى دولت، این هم الآن کاغذی است که دولت براى من فرستاده که الآن 300 لیره‌اى که فرستاده‌اید رسیده (قاسم فولادوند - سوغاتى هم که خود روزنامه‌هاى امریکایى نوشتند 5 را تن بفرمایید) معلوم مى‌شود آقایان به کلى حواس‌شان پرت است.

یکى این که نباید بین صحبت دیگران حرف بزنید و یکى هم لاهه را با آمریکا اشتباه نکنید آقا لاهه کجا و آمریکا کجا صحبت از لاهه است قربان شما، بنده به خداى احد و واحد حظ مى‌برم که اقلیت بیاید اینجا و حرف خودش را بزند براى این که همان طور که آقاى جمال امامى فرمودند مشروطیت ما که همان مسأله دمکراسى است بدون این که مخالف و موافق صحبت کنند و حقیقت مکشوف شود برمى‌گردد به طرف دیکتاتورى (صحیح است - احسنت) اما بنده که موافق دولت هستم عقیده‌ام این است که مثلاً وقتى مسأله مالیات است مى‌گویم فلان مالیات را زیاد کنید براى این که حقیقت مکشوف گردد بایستى آقایان بیایند و دلایل‌شان را ذکر کنند که این مالیات مضر به حال ممکلت است بنده هم بیایم بگویم مفید است بعد رأى اکثریت قاطع است.

اما اگر بنده بخواهم بیایم پشت این تریبون و مطلبى که راجع به مملکت نیست راجع به این که مالیات مفید است یا مضر است راجع به آن که این عملى که انجام شده است درباره ملى شدن نفت که مفید است یا مضر است نیست ولى مسائل دیگرى باشد به خداى احد و واحد مردم می‌فهمند مردم مى‌فهمند و اگر مردم نمى‌فهمیدند من خودم را از این پنجره پرت مى‌کردم پایین چرا؟ به دلیل این که زبان گرداندن‌اش خیلى آسان است على را عمر و عمر را على مى گویند اما مردم می‌فهمند که على کیست عمر کیست بنابراین هر وقت کسى حرف حقى بزند مردم دنبال آن می‌روند به خدا قسم مردم دنبال شما مى‌آیند اگر حرف حقى بزنید، مردم نه عاشق دکتر مصدق هستند نه عاشق آقاى جمال امامى، مردم عاشق حق و حقیقت‌اند اگر این آقاى جمال امامى همان روزى که آمدند اینجا صحبت کردند اگر مطالبشان را منحصر کرده بودند به حمله به این عمل زشت و پلید روز پنجشنبه والله وجاهتش دو برابر شده بود اگر منحصر کرده بودند که چرا این کار شده است عرض کردم بنده مى‌دانم که بدترین کارها شده است اگر تمام حرف‌هایش را منحصر کرد بود بانى موضوع و وارد قضایا دیگر نشده بود می‌دید که چقدر تأثیر داشت (شوشترى - چه بکنیم آقاى دکتر مگر مى‌گذارندمان؟) ولى وقتى که مردم می‌شنیدند سایر بیانات ایشان را - (آشتیانى‌زاده - بنده به شما ارادت دارم، با حضرت على چکار کردند با پسرش چکار کردند)

بنده باید آن چیزى که به عقل ناقص و قاصر خودم می‌رسد عرض کنم من باب مثل فرض بفرمایید اینجا مکرر روز اولى که صحبت شد گفتند که بچه‌ی مدیر روزنامه چلنگر را از پنجره پرت کردند و کشتند بعد هم گفتند که او مرده والله باله اینجا لرزیدم ما رفتیم و تحقیق کردیم گفتند اصلا همچو چیزى واقع نشده است. قانع نشدم گفتم شاید بچه‌ی خودش نیست و بچه توى خانه‌اش است آن هم نبود بعد گفتم شاید در همسایگى بچه‌اى ناخوش بوده است مرده و دیگران می‌خواهند این بچه مرده را به ریش ما ببندند گفتند اصلاً همچو چیزى هم نیست یک امر دیگر که خودم به رأى‌العین دیدم. صبح جمعه منزل آقاى دکتر مصدق بودم، فرمایشى داشتند. کار داشتند به بنده فرموده بودند آنجا شرفیاب بودم به یکى از دوستان ما تلفن شد شاید جناب آقاى مکى بود که ریختند همان رجاله خانه مدیر روزنامه فرمان را غارت کردند شکسته‌اند و خرد کرده اند البته من خیلى ناراحت شدم و فوراً به جناب آقاى مکى گفتم که برویم و آنجا را ببینیم بنده و آقاى مکى و آقاى دکتر فاطمى هم اتفاقاً رسید رفتیم منزل مدیر فرمان که ببینیم به چه وضع است چه پیش آمدى کرده است این چه مملکتى است به خداى احد و واحد دیدم هیچ همچو چیزى نیست (آزاد - راجع به حزب استقلال بفرمایید) هزار مطلب را که من نمی‌توانم بگویم ما رفتیم دیدیم که مدیر فرمان خانمش و بچه‌هایش خوش و خرم الحمدالله توى خانه هستند.

آقایان خود را معرفى کردند آقاى مکى آقاى دکتر فاطمى خودشان را معرفى کردند ولى بنده چون نمى‌خواهم اسمم سر زبان‌ها باشد هیچ وقت تظاهرى هم نمى‌کنم چنانچه در عکس‌هاى متعددى که از آمریکا آمده ملاحظه مى‌فرمایید بنده همیشه گمم آنجا هم اسمم را نگفتم ولى ملاحظه کردیم که آقا هیچ خبرى نیست بعد تحیقاتى کردیم از همسایه‌ها گفتند نه خیر درى شکسته نشده و غارتى هم نشده و ابداً همچو جریانى واقع نشده است. گفتند فقط آن پلاک سر کوچه را که نوشته‌اند کوچه آقاى شاهنده آن را کنده‌اند البته این را هم بسیار کار زشتى کرده‌اند این عمل را هم بنده تایید نمى‌کنم ولى مى‌گویم از همه مسائل فقط این یکى بوده و سایر مسائل این طور نیست که مى‌گویند شاید این کار را همسایه ایشان کرده که کوچه به اسم مدیر فرمان نباشد و اسم او باشد و به هر حال کار بدى کرده ولى آقا مطالب را طورى بفرمایید که حقیقت تراوش بکنداز فرمایشات‌تان و تأثیر داشته باشد (شوشترى - فحش به ما ندادند؟) بنده کى عرضى کردم که به شما فحش نداده‌اند همچو عرض نکردم همه به شما فحش مى‌دهند ملتى فحش می‌دهد (آزاد - حزب استقلال را غارت نکردند؟) عرض کنم حضور آقایان مطالبى اینجا هست که بنده باید چند کلمه عرض کنم آقایان اقلیت مى‌فرمایند که ما قیام کرده‌ایم براى این که دموکراسى در ایران انشاالله مستحکم بشود و مردم بتوانند استفاده بکنند و مردم بتوانند حرف‌های‌شان را بزنند بسیار قیام مردانه‌اى است بسیار نظر خوبى است انشاالله موفق بشوید و هر نقصى هم در دموکراسى ما هست با این قیام شما درست بشود بنده مى‌خواهم عرض کنم که دموکراسى را ساختن راهى دارد آن این است در تمام رژیم‌هاى دنیا در تمام ممالک دنیا به یکى از دو صورت می‌شود حکومت کرد یا این است که بایستى اختیارات را به دست فرد واحدى داد که مى‌شود دیکتاتور یا این که اقتدار را باید از ملت‏

گرفت یعنى پشت سر حکومتى که اقلیت فعلى انشاالله تشکیل می‌دهند در آتیه زمانى که اکثریت شدند (آشتیانى‌زاده - در آینده هم تشکیل نمى‌دهند عده دیگرى می‌آیند و تشکیل مى‌دهند) پشت سر این آقایان به واسطه این که حرف حق‌شان را مى‌زنند و اکثریت مى‌شوند و حکومت تشکیل می‌دهند باید به یکى از این دو صورت باشد یا این که یک قلدرى باشد و آن این حکومت را نگهدارد. که این آقایان خودشان رد مى‌کنند همه رد مى‌کنند ملت ایران هم رد کرده چرا که بیست سال امتحان کرده و رد کرده و به نتیجه نرسیده (شوشترى - لباسش عوض شده) خوب حالا عوض شده است پس آن دومى را که عبارت از این است که قدرت حکومت ناشى از ملت است حکومتى را که آقایان انشاالله تشکیل مى‌دهند باید قدرت‌اش را از ملت بگیرند از این مردم بگیرند (شوشترى - ما را نمى‌گذارند) حالا شما را نمى‌گذارند تقصیر من چیست نمى‌گذارند ما چه بکنیم؟

بایستى قدرت را از ملت گرفت و کسى که می‌خواهد قدرت را از ملت بگیرد بسیار بسیار باید در رفتارش کردارش و گفتارش محتاط باشد.

ملت همه فیلسوف نیستند ملت همه حکیم نیستند ملت همه این خفایا و دقایق سیاست را که شما می‌دانید نمى‌دانند آقا شما‌ باید شما مردم را نگهدارید مردمى که مى‌خواهید پشت سر شما باشند و به شما کمک کنند به این مردم نمی‌شود فحش داد این فحش را که می‌دهید از هر لحاظ که باشد کار بدى انجام مى‌دهید (شوشترى - ما فحش نمی‌دهیم) جناب تأمل کن دو ساعت صحبت کردید من حرفى زدم؟ شما درس خوانده هستید شما علم‌الاجتماع خوانده‌اید شما علم سیاست خوانده‌اید شما که مى‌خواهید این مردم پشت سر شما باشند نباید حرفى بزنید که مردم را برنجانید احساسات آنها را جریحه‌دار کنید گفتن این که آزادى است که من هر چه مى‌خواهم بگویم این حرفى است در ظاهر درست ولى براى کسى که معنى‌اش را نفهمیده باشد

اشتباه محض آزادى این نیست که من بیایم به نام آزادى العیاذبالله بخواهم به ائمه معصومین جسارت کنم (جمال امامى - سفسطه مى‌فرمایید آقاى دکتر شایگان) بنده خیال می‌کنم شمایى که می‌خواهید استفاده بکنید از آرا مردم باید تمام هوش و ذکایى که دارید سعى کنید که این مردم با شما طرف نشوند (آزاد - اینها چاقوکش هستند مردم نیستند)

آقا ما هم اقلیت بودیم در مقابل حکومت رزم آرا (آزاد و جمال امامى - او این کارها را نمی‌کرد) تشریف بیاورید جواب بدهید به تمام این حرف‌هاى بنده که لاطائل به نظر آقایان مى‌آید شما که مى‌خواهید اقلیت یعنى کسی که با حکومت طرف است دشمنى ندارد ولى می‌گوید حکومت در این اقداماتش اشتباه مى‌کند. این قدر هم اشتباه می‌کند می‌گوید ما که مردم دیگرى هستیم به شما مى‌گوییم این اشتباه را نکنید بعد می‌گوید  که پاشو برو ولى آقا بى‌مایه فطیر است شمایی که می‌خواهید همچو کاری را بکنید با کدام قدرتى بایستى مردم را نگهدارى لااقل مردم پشت سر شما باشند اگر بنده ضعیف

+++

یک لایى یک تنه با حکومت رزم آرا طرف مى‌شدم وقتى از این مجلس بیرون می‌رفتم مردم مرا روى دست بلند می‌کردند مثل یکى از عباد و زهاد سجده می‌کردند اما آن وقت آن قدرت در من بود ولى اگر شما مى‌خواهید اقلیت باشید و با حکومت طرف هستید و عقیده‌تان این است که این حکومت ظالم است. با هزار و یک مطلب با حکومت مبارزه بکنید تا وقتى از این حکومت نیستید حالا که حکومت را در دست ندارید مردم را هم که خدای نخواسته قبول ندارید پس چطور مى‌شود؟ با کدام قدرت مبارزه می‌کنید؟ (جمال امامى - سفسطه فرمودید) انشاالله سفسطه نیست اگر آمدیم یک شخصى به آن مقام رسیده است به آن مقام در بى نظرى به آن مقام که خودش را براى یک ملتى فدا می‌کند یعنى یک شخصى پیدا می‌شود یا یک پنج نفرى ده نفرى مى‌گوید من به اینجا رسیده‌ام که دولت که خاطى است آن که کارش معلوم است مردم هم به اشتباه می‌روند من می‌خواهم آنچه را که حق و حقیقت است به آنها حالى کنم (شوشترى - کى ما این حرف را زدیم) همچو اشخاصى بایستى از خود گذشته باشند این ها دیگر نباید بگویند خطرى اگر برایم هست این خطر هیچ نباید باشد این خطر هست وقتى که عیسایى پیدا مى‌شود و علیه دولت روم صحبت مى‏کند و علیه ملت روم و آداب و رسوم مردم هم صحبت مى‌کند و مى‌گوید مى‌دانم ولو این که شما من را از میان ببرید مبارزه خواهم کرد دیگر در مورد حرف‌هایى که مى‌زند از کسى گله نباید داشته باشد. بنده نمى‌گویم که اینها را چرا می‌گویند کسی که می‌گوید من خطا نمى‌کنم و اینها که مى‌گویم عین حقیقت است ولى اگر خلاف افکار عمومى‌شد و خداى نخواسته یک موقع یک مو از سر شما کم شد نباید گله‌اى داشته باشید آقایان در اینجا خیلى صحبت فرمودند بنده هم عرایضم را می‌کنم. آقایان فرمودند که اقدامات دولت متناقض است از جهت این که مى‌گویند میتینگ - (شوشترى - دولت خودش بیاید جواب بگوید) اگر شما حرف حق را مى‌خواهید بشنوید چه فرقى برای‌تان دارد این است که بنده مى‌گویم (قاسم فولادوند – در مجلس نمى‌گذارند ما حرف بزنیم شما سه ربع است که دارید صحبت مى‌کنید ما را یک ربع هم نمى‌گذارند)

نایب رئیس - آقاى فولادوند شما خودتان موافقت کردید که ایشان صحبت بکنند) چطور نمى‌گذاریم آقا مردمى که در اقصى نقاط ایران تمام بیانات شما را شنیده‌اند چطور این حرف شما را قبول مى‌کنند که ما نمى‌گذاریم که شما حرف بزنید این حرف‌هایى که شما می‌زنید پس چیست (دکتر بقایى - همیشه ما رأى دادیم که آقایان حرف بزنند) اجازه بدهید بنده این مطالبى که اخیراً عرض کردم معلوم شد خیلى تلخ است ولى براى این بود که آقاى تیمورتاش دو سه تا سؤال کرده بودند و بنده لازم بود که حرف بزنم. در خارج آقایان از من استفسار کردند که آیا این دموکراسى است که به ما تهمت مى‌زنند آقاى شوشترى از بنده سؤال کردند که تو مرا نوکر اجنبى می‌دانى بنده عرض کردم لاوالله بنده همچو حرفى نمى‌زنم محال عقل است براى این که این بزرگترین خیانتى است که یک مرد سیاسى ممکن است مرتکب شود.

و به دیگرى بگوید ولى بنده محال است که یک همچو حرفى بزنم چطو ممکن است چنین چیزى را بگویم بنده که محال است بدون تحقیق یک همچو تهمت عظیمى را بر احدى قبول کنم ولى این را مى‌توانم قبول کنم که اگر فلان آقاى اقلیت از من پرسید که تو چه مى‌گویى درباره این عمل من مى‌توانم بگویم که این عمل شما ولو این که حسن نیت داشته باشید من تشخیص می‌دهم که بر علیه ممکلت تمام مى‌شود. این را که مى‌توانم بگویم ولی نمى‌توانم بگویم که این آقا نوکر اجنبى است بنده چنین تفوهى نمى‌کنم ولى مى‌توانم بگویم تشخیص من این است که این عملى را که شما انجام مى‌دهید این به ضرر مملک و به نفع اجنبى تمام مى‌شود. مطالبم خیلى مفصل است ولى فرصت نیست (آزاد - خوب بود راجع به کارخانه گوگرد صحبت مى‌کردید) اینجا چندین تلگراف است از شیراز از اهواز و از فسا و بیرجند راجع به تقویبت دولت که تقدیم مقام ریاست مى‌کنم.

تلگراف‌ها و طومار و غیرذالکى از اراک و لاهیجان و دزفول توسط آقاى حایرى‌زاده رسیده است آنها را هم تقدم مى‌کنم جناب آقاى مخبر فرهمند هم از همین قبیل تلگراف‌هایى دارند که به مقدار زیادى است آنها را نیز تقدیم مى‌کنم این کاغذى است که رسیده و اینها هم تلگراف‌هایى است که لاتعد و لاتحصى است که توسط آقاى مکى در تأیید دولت رسیده است (آزاد - همه‌اش را در نخست‌وزیرى درست کرده‌اند) ممکن است هیچ بعدى ندارد آخرین مطلب بنده عبارت از این است کاغذى است که رسیده (الحرب خدعه) عده‌اى به عنوان این که ما می‌خواهیم طومارى را برله دکتر مصدق امضا کنیم مردم را جلب مى‌کردند که بیایید امضا بکنید بعد معلوم مى‌شود که بالاى طومار علیه دولت است حالا دولت این شخص را پیدا کرده و تحقیقاتى مى‌شود که چرا یک همچو خدعه‌اى کرده است مطالب بنده تمام نشد ولى چون دیر شده عرایضم را به همین جا ختم مى‌کنم.

4 - تعیین موقع جلسه‌ی بعد - ختم جلسه.

نایب رئیس - سه چهار نفر از آقایان از جلسه گذشته ماده نودشان محفوظ است آقاى دکتر بقایى، آقاى معدل و آقاى جمال امامى (پیراسته - 2 ماده 90 هم براى من محفوظ کنید) و چون حالا وقت گذشته جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده پنجشنبه ساعت 9 صبح خواهد بود.

(چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - گنجه

+++

شماره 24176   19/9/330

قوانین‏

وزارت دارایى‏

فرمان همایونى دایر به اجراى قانون اجازه پرداخت هزینه انتخابات هفدهمین دوره مجلس شوراى ملى ذیلاً ابلاغ مى‌گردد:

با تأییدات خداوند متعال‏

ما

پهلوى شاهنشاه ایران‏

محل صحه مبارک ملوکانه‏

نظر به اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسى مقرر می‌داریم‏

ماده اول - قانون اجازه پرداخت هزینه انتخابات دوره هفده مجلس شوراى ملى که در جلسه دهم آذر ماه یک هزار و سیصد و سى به تصویب مجلسین سنا و شوراى ملى رسیده و منضم به این دستخط است به موقع اجرا گذاشته شود.

ماده دوم - هیئت دولت مأمور اجرای این قانون هستند.

به تاریخ 14 آذر ماه 1330

قانون اجازه پرداخت هزینه انتخابات دوره 17 مجلس شوراى ملى‏

ماده واحده - به وزارت دارایى اجازه داده مى‌شود مبلغ بیست میلیون ریال (20000000) براى مخارج انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملى از محل درآمد عمومى کشور پرداخت نماید.

تبصره 1 - بقیه مصارف انتخابات دوره شانزده مجلس شوراى ملى که به واسطه انقضاى دوره عمل و برگشت اعتبار پرداخت نشده از محل بیست میلیون ریال اعتبار بالا قابل پرداخت خواهد بود.

تبصره 2 - هزینه سفر نمایندگان درجه یک مجلس سنا را از محل اقامت تا مرکز انتخابات و بالعکس به قرار هر شش کیلومترى ده ریال از اعتبار مزبور پرداخت نماید.

این قانون که مشتمل بر ماده واحده و دو تبصره است درجلسه یکشنبه دهم آذر ماه یک هزار و سیصد و سى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى رضا حکمت‏.

اصل فرمان همایونى و قانون در دفتر نخست‌وزیر ضبط است.‏

م 5838 نخست‌وزیر

شماره 23546       14/9/30 وزارت دارایى‏

فرمان اجراى قانون اجازه پرداخت یک دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت آبان ماه 1330 ذیلاً ابلاغ می‌شود:

با تأییدات خداوند متعال‏

ما

پهلوى شاهنشاه ایران‏

محل صحه مبارک ملوکانه‏

نظر به اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسى مقرر می‌داریم‏

ماده اول - قانون اجازه پرداخت یک دوزادهم حقوق و هزینه کل کشور بابت آبان ماه 1330 که در جلسه پنجم آذر ماه یک هزار و سیصد و سى به تصویب مجلسین سنا و شوراى ملى رسیده و منضم به این دستخط است به موقع اجرا گذاشته شود.

ماده دوم - هیئت دولت مأمور اجراى این قانون هستند.

به تاریخ هفتم آذر ماه 1330

قانون اجازه پرداخت یک دوازده حقوق و هزینه کل کشور بابت آبان ماه 330

ماده واحده - به وزارت دارایى اجازه داده می‌شود حقوق و کمک و مزایاى قانونى کارمندان و خدمتگزاران و مصارف مستمر و غیر مستمر وزارتخانه و ادارات و بنگاه‌هاى دولتى و سایر مصارف کشور را در آبان ماه 1330 در حدود قانون یک دوازدهم فروردین ماه 1330 مصوب پنجم اردیبهشت ماه سال جارى و با رعایت مقررات مالى از محل درآمد عمومى سال جارى کشور پرداخت نمایند.

این قانون که مشتمل بر ماده واحده است در جلسه سه‌شنبه پنجم آذر ماه یک هزار و سیصد و سى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شورای ملى - رضا حکمت.‏

اصل قانون و فرمان همایونى در دفتر نخست‌وزیر است‏.

م 5806        نخست‌وزیر

سؤالات نمایندگان‏

ریاست محترم مجلس شوراى ملى‏

خواهشمند است به جناب آقاى وزیر فرهنگ ابلاغ فرمایند که براى جواب سؤال زیر هر چه زودتر در مجلس حضور به هم رسانند.

طبق قانون به کسى عنوان دکتر اطلاق مى‌شود که دوره دکترا را از دانشگاه ایران یا خارج گذرانده و ارزش تحصیلى او در شوراى عالى فرهنگ تصدیق شده باشد و آقاى حسین فاطمى معاون نخست‌وزیر که عنوان دکتر برخود مى‌نهد گذشته از این که از هیچ یک از دانشگاه‌ها چنین عنوانى کسب ننموده.

دوره متوسطه و عالى را هم ندیده است و جاى تعجب است که مدت‌ها است نامبره این عنوان مجعول را برخود نهاده و وزارت فرهنگ مهر سکوت بر لب گذاشته و با این عمل خود به طبقه تحصیل کرده کشور اهانت و عناوین علمى کشور را موهون کرده است.‏

آقاى وزیر فرهنگ توضیح بدهند که براى جلوگیرى از غصب بزرگترین عنوان علمى از طرف شخصى که مطلقاً مدارج تحصیل را نپیموده چه اقدامى به عمل آورده و خواهد آورد

سید مهدى پیراسته‏

ریاست مجلس محترم شوراى ملى‏

گرچه بناى کارگردانان دولت فعلى بر تزلزل ارکان قوه قضاییه بوده و هست کما این که با توجه کاملى که از طرف مجلس نسبت به تأمین حقوق و استقلال قضات به عمل آمد و طرحى به امضاى 44 نفر از نمایندگان محترم تقدیم شد دولت به جاى استقبال از این نظر قوه مقننه نمایندگان را تهدید نمود که در صورت پافشارى در این مورد لوایحى که از طرف دولت‌هاى سابق تقدیم شده و تصویب کمیسیون‌هاى مربوطه هم رسیده پس خواهد گرفت ولى به هیچ وجه تصور نمی‌رفت که این فشار و بى‌اعتنایى به جایى برسد که از طرف پلیس به قضات دادگسترى دستبند بزنند و آنها را به سیاه چال زندان بفرستد.

چند روز است که چند نفر از قضات را شهربانى باز داشت نموده و حال آن که طبق ماده 3 قانون راجع به محاکمه انتظامى مصوب 16 بهمن 1307 تعقیب جزایى قضات در صورت ارتکاب جنحه و جنایت هم باید بنا به تقاضاى دادستان کل و تصویب و اجازه محکمه عالى انتظامى باشد.

اینک خواهشمند است به جناب آقاى وزیر دادگسترى ابلاغ فرمایند که هر چه زودتر در مجلس حضور به هم رسانیده و پاسخ دهند که قضاتى که از طرف پلیس بازداشت شده‌اند به چه اتهام تحت تعقیب قرار گرفته‌اند و به فرض ارتکاب جرمى از طرف آنان چگونه برخلاف قانون بدون اجازه محکمه عالى انتظامى قضات را شهربانى بازداشت نموده و وزارت دادگسترى براى تعقیب مرتکبین این جرم چه اقدامى به عمل آورده است‏.

سید مهدى پیراسته‏

جناب آقاى رئیس مجلس شوراى ملى‏

خواهشمند است مقرر فرمایید سؤال زیر را براى جناب آقاى نخست‌وزیر و جناب آقاى وزیر کشور ارسال فرمایند تا جهت پاسخ به مجلس شوراى ملى آمده و جواب دهند.

جناب آقاى نخست‌وزیر

جناب آقاى وزیر کشور

به طوری که خاطر محترم آگاه است اینجانب تا کنون یک کلمه راجع به انتخابات مربوط به حوزه خود با جنابعالى صحبت نکرده و با سابقه دوستى تاکنون به ملاقات آقاى وزیر کشور نرفته و در هیچ موردى از امور انتخاباتى با ایشان و وزرا کشور سابق و اسبق شما مذاکره‌اى نکرده‌ام و سوابق ارادت موروثه خود را و اطلاعاتی که آن جناب از آزادی‌خواهى خانواده بنده دارید و پیروى هایی که در دوره 14 از جنابعالى به شهادت کتاب مقاومت منفى و اعلامیه‌اى که در آن دوره از بنده و وفاى به عهد اظهار امتنان فرموده و در جراید اقلیت آن روز مانند داد و کیهان منتشر فرموده‌اید نه تنها یادآورى نکرده مورد استفاده قرار نداده و رجز و حماسه نخوانده‌ام.

اما چون مکرر جنابعالى قول داده و اخیراً در مقابل مجلس شوراى ملى و ملت ایران قسم خورده‌اید که آزادى انتخابات را از هر جهت تأمین بفرمایید مخصوصاً دیشب نیز در رادیو این مطلب را تأکید کرده‌اید با این که دوستان من می‌دانند که مدت‌ها است قصد انصراف از شرکت در انتخابات داشته‌ام و با این که در صورت آزادى هیچ گونه نگرانى از انتخاب شدن ندارم ازنظر حفظ آزادى و اصولى که به دست ما سپرده شده است از لحاظ تخلف صریحى که در مقابل تعهدات و سوگند شما به عمل آمده و نیز ظهور خلاف فرمایشات جناب آقاى معاون شما که در سخنرانى اخیر خود فرموده‌اند (جبهه ملى کاندیدى ندارد) به عرض این سؤال مبادرت نموده و خواهشمندم جواب سؤال زیر را در اسرع اوقات ممکنه در مجلس شورا ی ملى بفرمایید.

سؤال‏

آقاى سید جعفر غروى (بین‌النهرینى) که عضو جبهه ملى است و اخیراً بهبهانى و با دعاى خودشان کاندید جبهه ملى شده‌اند به اهواز رفته و پس از چند روز توقف به تهران بازگشته در تهران اقدامات کرده و یکشنبه 24 به بهبهان رفته‌اند.

آقاى وزیر کشور به فرماندار بهبهان توصیه می‌فرمایند مبنى بر این که فرماندار بهبهان حضرت آیت‌الله غروى به بهبهان تشریف می‌آورند موجبات تجلیل و احترامات ایشان فراهم آورید و نیز جناب آقاى حائرى‌زاده تلگرافى به فرماندار نامبرده که یزدى و همشهرى ایشان است به همین مضمون‌ها مخابره می‌فرمایند

و جناب آقاى دکتر بقایى نیز به حزب زحمتکشان خوزستان توضیح تجلیل می‌فرمایند و آقاى حسین مکى یکى از خوانین کوه گیلویه را در تهران ملاقات و علاقه شدید جنابعالى را در انتخاب آقاى غروى و این که ایشان کاندید جبهه ملى هستند اظهار و توصیه مى‌فرمایند و از همه شگفت‌آورتر آن که کسی که مدعى است از علاقمندان و اطرفیان جنابعالى

+++

مى‌باشد دو قبضه تفنگ شکارى و یک قبضه تفنگ برنو و مبالغى پول و تعدادى فشنگ به منظور انتخاباتى که معروض است براى خوانین بویراحمدى و یکى از کدخدایان آنها داده است و صریحاً تقاضا شده است که به کاندید دولت یعنى آقاى غروى رأى بدهند.

با این مراتب تصدیق مى‌فرمایید که اگر خود جنابعالى هم مداخله نفرمایید ولى وزیر و اطرافیان شما توصیه بفرمایند حکم توصیه خود شما را درد و به طور صریح و وضوح تعهدات و قول و قسم جنابعالى

(اگر تجدید نظرى در اطرافیان خودتان و عمل آنها نفرمایید) ارزشى نداشته و توان گفت (درصورت عدم توجه) قصد انشا نداشته‌اید و براى ملت محروم ایران اطمینان‌آور نیست و خواهند گفت مانند اغلب ادوار غرض اغفال وتعارف به ملت ایران بوده است.‏

منظور اصلى سؤال بنده از توصیه آقاى وزیر کشور است و اگر ضمناً نام دیگران آورده‌ام از آن جهت است که آنان از نام شما بهره‌مندند والا از نظر فردی آنها در هر عملى آزادند.

سلطانى‏

مقام محترم ریاست مجلس شورای ملى‏

خواهش مى‌کنم به آقاى کفیل وزارت دارایى تذکر دهید که براى پاسخ به پرسش ذیل حاضر شود.

براى نگهدارى سه طفل معصوم و عیال مرحوم ایران‌پرست که در حین انجام وظیفه در لار کشته شده چه اقدام فورى کرده‌اید و آیا معلوم داشته‌اید که چه دست‌هایى این ممیز شجاع میهن‌پرست بى‌باک را کشت و سه طفل معصوم و یک خانواده بى‌سرپرست را به داغ او نشانده است یا مبنى بر این است که هر قتلى در شهر لار لوث شود.

عبدالرحمن فرامرزى‏

مقام محترم ریاست مجلس شورای ملى‏

خواهشمندم به آقاى وزیر کشور تذکر دهید که براى پاسخ به سؤال ذیل حاضر شود آیا شما از قتل ایران‌پرست بازرس و ممیز فداکار و شجاع دارایى در لار اطلاع دارید یانه.

آیا اقدامى براى کیفر قاتل و کشف حقیقت قضیه کرده‌اید یا نه.‏

عبدالرحمن فرامرزى‏

ریاست مجلس شورای ملى‏

خواهشمند است مقرر فرمایند وزیر فرهنگ براى جوابگویى سؤال ذیل در جلسه علنى حضور به هم رسانند.

دانشکده پزشکى مشهد از اول تأسیس تا به حال داراى استاد کافى نبوده و کلاس سوم دانشکده در سال جارى به واسطه نداشتن استاد از اول سال تعطیل است وزارت فرهنگ چه فکرى به حال دانشجویان نموده و تکلیف آنها براى تحصیل چیست جواب مکفى بدهند.

سعید مهدوى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294733!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)