کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 213 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه بیست و چهارم آذر ماه 1330  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: آشتیانى‌زاده - تیمورتاش - آزاد

3 - اخذ رأى و تصویب فوریت لایحه برقرارى شهریه درباره‌ی ورثه مرحوم سرهنگ نوری‌شاد

4 - بیانات آقاى امامى‌اهرى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

5 - طرح و تصویب طرح تکلیف تقدیم لایحه اجراى منع مشروبات الکلى‏

6 - معرفى تیمسار سرلشگر علوى مقدم به معاونت وزارت جنگ به وسیله‌ی آقاى وزیر جنگ‏

7 - بیانات آقاى آشتیانى‌زاده به عنوان ماده 90 آیین‌نامه‏

8 - تعیین موقع جلسه آینده - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 213

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه بیست و چهارم آذر ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: آشتیانى‌زاده - تیمورتاش - آزاد

3 - اخذ رأى و تصویب فوریت لایحه برقرارى شهریه درباره‌ی ورثه مرحوم سرهنگ نوری‌شاد

4 - بیانات آقاى امامى‌اهرى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

5 - طرح و تصویب طرح تکلیف تقدیم لایحه اجراى منع مشروبات الکلى‏

6 - معرفى تیمسار سرلشگر علوى مقدم به معاونت وزارت جنگ به وسیله‌ی آقاى وزیر جنگ‏

7 - بیانات آقاى آشتیانى‌زاده به عنوان ماده 90 آیین‌نامه‏

8 - تعیین موقع جلسه آینده - ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت ده و پنجاه دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل شد.

1 - تصویب صورت مجلس

رئیس - صورت غایبین جلسه پیش قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه - آقایان: موسوى - دولت‌آبادى - عباسى - اردلان - حاذقى - صدرى - صدرمیرحسینى - معین‌زاده.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: احمد ناظرزاده - ابتهاج ثقه‌الاسلامى - کوراغلى - ارباب گیو - خزیمه علم - جواد مسعودى - اورنگ.

دیر آمدگان با اجازه - آقایان: دکتر جلالى 2 ساعت - حکیمى یک ساعت - صفوى 4 ساعت - شکرایى 3 ساعت - صاحب‌جمع 3 ساعت - آبکار سه ساعت - جواد عامرى 3 ساعت - رضوى 3 ساعت - سودآور 3 ساعت - گرگانى 3 ساعت - غلامرضا فولاوند 3 ساعت - دکتر مصباح‌زاده 3 ساعت - شهاب خسروانى 3 ساعت.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟

آشتیانى‌زاده - بنده صورت جلسه روز سه‌شنبه را کاملاً مطالعه کردم دو قسمت در صورت جلسه ندیدم یکى ضمن اظهارات آقاى نخست‌وزیر که فرموده بودند یعنى جناب آقاى دکتر مصدق به ملت و دولت انگلستان تعظیم مى‌کنند این در صورت جلسه نبود و باید قید بشود. یکى هم اظهاراتى بود که آقاى حائرى‌زاده فرمودند وقتى که جناب آقاى دکتر مصدق صحبت مى‌فرمودند ایشان ضمن فرمایشان آقاى دکتر فرمودند ما مقصودمان از عمل ملى شدن نفت این بود که سیاست انگلستان را از ایران ریشه‌کن کنیم این دو قسمت باید تصحیح شود در صورت جلسه. یکی هم راجع به ماده 90 است که آقاى نایب رئیس فرمودند نوبت شما محفوظ است در جلسه آینده‏.

رئیس - پیراسته‏

پیراسته - اغلاطى چاپى در بیانات بنده در صورت مذاکرات دیده مى‌شود چون در اصل موضوع تأثیرى ندارد با اجازه مقام ریاست تصحیح مى‌کنم و تقدیم مقام ریاست مى‌کنم که دستور بفرمایند به تندنویسى ارسال و اصلاح شود.

چند موضوع از اظهارات بنده در جلسه گذشته افتاده که توضیح مى‌دهم اصلاح بشود بنده ضمن دلایل مشارکت دولت در واقعه چهاردهم آذر عرض کردم یکى از دلایل عکسى است که معاون بسیار محترم نخست‌وزیر به شعبان بى‌مخ برداشته و همکارى این دو عنصر شریف را این عکس می‌رساند. معاون نخست‌وزیر که حضور داشت گفت این عکس جعل شده بنده عین آن عکس را که حالا بدست آورده‌ام تقدیم مى‌کنم چون آن عکسى که در آن روز نشان دادم از روى روزنامه بود عکس اصلى را حالا تقدیم مقام ریاست مى‌کنم همین طور در موضوع غارت دفتر آقاى پارسا که از نویسندگان معروف هستند بنده نمى‌دانستم دختر ایشان کجا است بعد که ایشان توضیح دادند معلوم شد که در دفتر روزنامه فرمان است.

همان روز فرمانى که در شب قبل هم منزل مدیر را غارت کردند (آشتیانى‌زاده - کدام شب قبل) پریشب بعد از آن واقعه دو سؤال دارم که تقدیم مقام ریاست مى‌کنم یکى راجع به عنوان دکتراى آقاى دکتر حسین فاطمى است و یکى هم راجع به قضات دادگسترى است که اخیراً شهربانى قضات را دستبند زده و زندانى کرده است و حال آن که مطابق قانون بایستى اگر جرمى هم مرتکب شده باشند در محکمه انتظامى رسیدگى شود و این دو سؤال را تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

رئیس - آقایان باید بدانند نطق‌هایى که مى‌کنند عیناً ضبط مى‌شود و الآن صفحه‌اش حاضر است و تند نویسى مى‌گوید که آنها ضبط مى‌شود و غیر از این بیاناتى که نوشته شده نبوده است - آقاى شوشترى‏

آشتیانى‌زاده - همه شنیدند که آقاى نخست‌وزیر گفتند من به ملت انگلیس تعظیم می‌کنم (زنگ رئیس)

شوشترى - بسم الله الرحمن الرحیم - با رعایت این که انحرافى از آیین‌نامه نکرده باشم عرض مى‌کنم بعضی از بیانات را نمایندگان از جاى خود که ممکن است ضبط نشود مى‌گویند و همه مى‌شنوند و آنگاه در صورت مجلس نیست. این را باید تذکر بدهم اگر به خاطر آقایان محترم باشد من در آن جلسه مرکز راجع به صورت جلسه قبل گفتم اعتراض دارم و مقام ریاست به من اجازه نداد که اعتراض خود را بگویم و وارد دستور شدند و در صورت جلسه هم که باید سند مجلس شوراى ملى باشد و باید تمام کلیات و نکات متذکره نمایندگان محترم در آن قید باشد ندارد آخر فرق است بین

+++

یک روزنامه‌اى که دست مرموزى توى آن کار مى‌کند و نطق نماینده را تحریف مى‌کند تا صورت مذاکرات مجلس (زنگ رئیس)

رئیس - آقاى شوشترى این کار شده براى این که باز به روزنامه‌نگاران متشبث بشوید و اعتراض بفرمایید صفحه‌ی نطق شما حاضر است اگر در صورت مجلس مطالبى دارید اظهار بفرمایید.

شوشترى - به شهادت تمام نمایندگان محترم من مکرر اینجا عرض کردم که آقا من به صورت جلس اعتراض دارم و به من اجازه ندادند این در صورت مجلس نیست و در قسمت مؤخر از نطق این عبارت را اولاً غیر از آنچه که در رادیو و ضبط گفته شد گفتم آقاى میرشهیدى در آن شب مهمان من بود. این کسى بود که در دوره گذشته در گرگان سه هزار و چند صد رأى داشت چون دید آن کسى که در کنسولگرى شراب خورد به سلامتى دیگران آمد به من خبر داد و من تلفن کردم به آقاى وزیر کشور اطلاع دادم که بنگاه توتون‌کارى آقاى شیرنگى موکل بنده را ریخته و آتش زدند و چند نفر از موکلین من را زده‌اند این باید در صورت جلسه قید شود.

رئیس - آقاى سعید مهدوى‏

سعید مهدوى - بنده در جلسه قبل سؤالى از آقای وزیر فرهنگ راجع به محصلین دانشکده پزشکى کردم خواستم استدعا کنم از مقام ریاست دستور بفرمایند که براى جواب حاضر شوند.

رئیس - تعقیب مى‌شود دیگر نظرى نیست؟ آقاى غلامرضا فولادوند بفرمایید.

غلامرضا فولادوند - به طورى که آقایان نمایندگان محترم ملاحظه فرمودند ضمن قرائت صورت غایبین قرائت کردند غلامرضاى فولادوند در جلسه‌ی روز سه‌شنبه غایب بود. علت غیبت بنده این بود که در روز سه‌شنبه 19 آذر بنده به مجلس آمدم و مجلس هم تشکیل شد چون اتفاق غیر مترقبه‌اى صورت گرفت و مجلس به هم خورد و تعطیل گردید به همین جهت بنده به تصور این که مجلس تشکیل نمى‌شود و ساعت هم نزدیک به یک بعد از ظهر است از مجلس رفتم خانه، خانه که رسیدم از رادیو شنیدم که مجلس تشکیل شده است و آقایان نمایندگان اقلیت و آقاى دکتر مصدق‌السلطنه مى‌خواهند صحبت بفرمایند و مذاکره هم فرمودند علیهذا بنده آن روز در جلسه بودم و چون جلسه به هم خورد غیبت کردم خواستم در صورت مجلس قید شود.

صفایى - بنده هم شاهدم.

رئیس - در صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد - خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: آشتیانى‌زاده - تیمورتاش - آزاد

رئیس - نطق‌‌هاى قبل از دستور شروع مى‌شود آقاى آشتیانى‌زاده.

امامى‌اهرى - بنده بر طبق ماده 90 اجازه خواستم.

رئیس - وقتى که وارد دستور شدیم‏.

آشتیانى‌زاده - دو بیت از غزل خواجه علیه‌الرحمه را در ابتداى مجلس بنده اینجا خواندم و دو بیت دیگر از همان غزل را هم حالا مى‌خوانم چون خیلى مناسب است.

ما از برون در شده مغرور صد فریب‏

تا خود درون پرده چه تدبیر می‌کنند

مى‌خور که شیخ و آشتیانى‌زاده و مفتى و محتسب،

چون نیک بنگرى همه تزویر مى‌کنند

من معتقد بودم که جناب آقاى نخست‌وزیر در جلسه گذشته فرمایشات خودشان را یادداشت کنند چون این قبیل نطق‌هاى سیاسى را باید یادداشت کرد و در یادداشت هم بسیار دقت کرد تا بچه مچه‌ها مستمسک دست‌شان نیفتد، بهانه دست بچه مچه‌ها داده نشود بنده شاه بیت نطق آقاى دکتر مصدق را این طور شندیم و از مجموع فرمایشات ایشان این طور استباط کردم که در هفده سال پیش تقى‌زاده رئیس مجلس سناى فعلى رل ماماى مولود نفت را بازى کرد و امروز جناب دکتر مصدق رل گورکن نفت را باز مى‌کند آن روز نفت را بردند آن روز در محضر تقى‌زاده این دوشیزه زیبا را عقدش کردند و امروز در محضر آقاى مصدق طلاقش دادند ولى صحبت سر مهر و مهریه و نفقه بعضى حقوق است که زنها نسبت به شوهر‌ها دارند البته بیشتر این صحبت‌ها بر سر این دعاوى است آقاى مصدق‌السلطنه از آن روزی که با آقاى تقى‌زاده روبوسی کردند و آشتی کردند و دست اتحاد و دوستی به طرف اقای تقی‌زاده عاقد قراداد 1933 دراز کردند، بنده از همان روز به شخص ایشان ظنین شدم ممکن است که دچار خطراتى بشوم ولى طبیعت بنده این است فضولم حرفم را نمى‌توانم در گلویم حبس بکنم باید بگویم به همین دلیل هم اشخاصى مانند بنده بایستى از زندگى سیاسى خصوصاً در ممالک شرق میانه کناره‌گیرى کنند براى این که آدم هر چیز که به نظرش مى‌آید نباید بگوید فضول نباید باشد،

حرفش را باید بفهمد بزند چون در این ممالک منافع مردم و اصول و حقایق مناط نیست آنچه را که باید بشود خواهد شد خوب سعى مى‌‌کنم که هر چه مى‌توانم نگویم ولى این خارج از قدرت من است بالاخره بگویم:

هر چه به من می‌رسد ز دست زبان است‏

جان من از دست این زبان به لب آمد

نمى‌توانم خودم را نگهدارم و مى‌گویم، یک مرتبه خواب دیدم و آن خواب نزدیک بود به قیمت جانم تمام شود در رفتم باز برگشتم دیدم باز یک جریاناتى است که نمى‌تواند انسان بنشیند تماشا کند سخن درست بگویم نمى‌توانم دید که مى‌خورند حریفان و من نظاره کنم نمى شود، باید بگویم، آقاى مصدق اینجا فرمود که ایشان حاضر بودند و قبول مى‌کردند اگر کمپانى سابق در دوره پانزدهم پنجاه در صد را به تساوى با ایران قسمت می‌کرد ملت ایران حاضر بود ملت ایران یعنى ایشان خیلى من متأسفم از این که عقب مردى ده سال یورتمه و چهار نعل دویدم حالا باید این طور باشد (شوشترى - استغفار کنید)

دنیا است معناى این حرف این است که انگلیس‌ها نخواستند پنجاه در صد را بدهند یعنى انگلیس‌ها پشت آقاى مصدق دست گذاشته یک قدم ایشان را به طرف جلو حرکتشان دادند و به طرف قهرمان ملى ایشان را پیش بردند باز فرمودند که ما نمی‌خواستیم خلع ید کامل بکنیم و حتى حاضر بودیم که متخصصین انگلیسى را به حساب دولت ایران استخدام بکنیم آنها نخواستند یعنى چه؟ یعنى باز دست پیشوا را گرفتند و یک قدم آوردندش به طرف قهرمان ملى نفت، باز فرمودند که ما حاضر بودیم نفت ببرند و رسید بدهند و غائله خاتمه پیدا بکند آنها نخواستند معنایش این است که باز دست جناب دکتر را گرفت یک قدم دیگر به طرف قهرمان ملى نزدیکش کردند.

در ضمن هم اینجا فرمودند که دولت کارگرى انگلیس با ملى شدن نفت موافق بود من این حرف‌ها را نمى‌فهمم ما در این بازى که نیستیم ما کناریم و داریم تماشا مى کنیم چون مجبوریم آنچه که به نظرمان می‌رسد بگوییم و مى‌فهمم مى‌خواهم بدانم که ایشان پس چه رلى داشتند در ملى کردن نفت؟ درخلع ید؟ در دریا ریختن بوزینگان دریایى چه کردند ایشان؟

هر وقت ایشان خواستند توقف کنند آنها گفتند نمى‌شود (خنده نمایندگان) اینها یک مشکلاتى است یک مسائل لاینحلى است براى من و من می‌ترسم 20 سال دیگر ده سال دیگر یک روزى در پشت این تریبون این صحنه‌ها باز عوض بشود آقاى دکتر بیایند اینجا انشاءالله  آن روز بنده زنده باشم و یک اقارپرى بکنند،

آقاى دکتر ضمن نطق‌شان که ابداً مربوط به اظهارات آقاى جمال‌ امامى ناطق اقلیت نبود فرمودند که انتخابات تهران رفراندمى بود و فقط اشخاصى در این انتخابات توانستند معرفى شوند که با نفت مبارزه کرده بودند یعنى با شرکت سابق نفت مبارزه کرده بودند بنده می‌خواهم ببینم عباس اسکندرى و رحیمیان با شرکت سابق نفت در دوره پانزدهم و چهاردهم مبارزه کرده بودند یا آقاى نریمان (صحیح است) من نفهمیدم چه شد این ترجیحات بلامرجع اینها چیست پس معلوم است آن اشخاصى که بایستى مخالفت بکنند آنها انتخاب شدن نه کسانى که مخالفت کردند بنده که رویه‌ام از روز اول مجلس معلوم بوده. این صورت جلسات را بیاورید بنده به هیچ دولتى رأى موافق ندادم فقط به دولت جناب آقاى دکتر مصدق یک رأى سفید داده‌ام فون من از این مرد حمایت مى‌کردم و مخصوصاً همان روزى که ایشان به نخست‌وزیری انتخاب شدند دستشان را بوسیدم در زمین سرسرا و به ایشان عرض کردم قربان مستدعاً داریم از وزراى سابق و دوره بیست ساله در دولت‌تان وارد نکنید.

چون حضرت مستطاب عالى رأى آزادی‌خواهان این مملکت بودید و مى‌دانید که ما ها به شما سر سپردیم شما رئیس ما هستید فرمودند که تو را وزیر مى‌کنم گفتم استدعا مى‌کنم این لطف را به بنده نکنید که بنده لیاقت ندارم اما قزاق در دولت نیاورید خوب ایشان آوردند بنده مجبور شدم به دولت ایشان رأى کبود بدهم و رویه بنده در این مجلس یک رویه واضح و روشنى بوده و داراى یک عقیده معینى هستم.

که هر دولتى داراى آن عقیده نباشد و آن تز و آن دکترین بنده در برنامه‌اش گنجانده نشود بنده مخالف خواهم بود و هستم این است عقیده من ولى چون موضوع نفت در بین بود و به مصدق‌السلطنه من شخصاً ارادت قدیمى داشتم نمى‌توانستم با شخص او مخالفت کنم این بود که من به او ورقه سفید دادم.

اگر آقایان به خاطرشان باشند همین جناب آقاى مکى، جناب آقاى حائرى‌زاده مخصوصاً جناب آقاى ارباب‌مهدى یادشان هست که بایستى ایشان شهادت بدهند مقصود بنده این است که بنده یک رویه‌اى داشتم که این رویه عوض نمى‌شود هر جریانى پیش بیاید بنده رویه خودم را تعقیب مى‌کنم حالا ممکن است این رویه وقتى مصادف بشود با روش‏

آقایان (اشاره به اکثریت) و یک وقت هم مصادف بشود با روش آقایان (اشاره به اقلیت) بنده همش مخالف بودم که دولت دسته‌جاتى را که در خیابان‌ها حرکت مى‌کنند و میتینگ مى‌دهند دمونستراسیون مى‌دهند آنها را مورد حمله پلیس و نظامى قرار بدهند تا آنجایى که اینها از وظیفه خودشان تجاوز نکرده‌اند تا آنجایى که دست به غارت نزده‌اند تا آنجایى که مرتکب فسادى نشده‌اند. در دوره پانزدهم در کابینه مرحوم هژیر وقتى که حضرت آیت‌الله کاشانى اینجا آمد فرستادن جمع کثیرى آمدند قرآن به دست و مورد حمله قواى انتظامى واقع شدند و به طرف

+++

آنها تیراندازى کردند اول کسى که پرید توى حیاط و فریاد زد بنده بودم آقاى ارباب‌مهدى این طور نبود؟ (مهدى ارباب - صحیح است) آقاى حائرى‌زاده این طور نبود؟ (حائرى‌زاده - من ملتفت نشدم شما چه گفتید) حال علتى ندارد اگر دولت هژیر این کار را بکند مذموم باشد (حائرى زاده - صحیح است) و اگر دولت مصدق این کار را بکند مطلوب باشد بر عکس است. به عقیده بنده خیلى چیزها هست که از امثال بنده بعید نیست ولى از امثال آقاى سلطان‌العلما بعید است و موجب تعجب خواهد شد همان روشى که بنده دارم در زندگى خصوصى همان روشى که بنده دارم در طرز لباس پوشیدن و در حرکاتم اگر همان روش را صد در صد آقاى سلطان‌العلما داشته باشند مردم تعجب خواهند کرد.

شما مى‌توانید بنده را ببینید که یک شب در سینما نشسته‌ام و یک شب در رستوران نشسته‌ام و غذا مى‌خوردم ولى آقا را اگر ببینید که در سینما نشسته‌اند تعجب مى‌کنند و مى‌گویند عجب آقاى سلطان‌العلما آمده‌اند به سینما به تأتر.

آقای دکتر مصدق که داد آزادى مى‌زد آقاى دکتر مصدق که بیست سال مهجور و محبوس بود مصدق‌السلطنه‌اى که در تمام جلساتى که ما خدمت ایشان مى‌رسیدیم از فشار به مردم و از خفقان آزادى صحبت مى‌کرد و ما را وعده و نوید می‌داد به یک روز روشن‌تری او چرا این کار را کرد؟ آقاجان من وقتى که ما آمدیم آقا را گذاشتیم روى سرمان تا مجلس و یک نفر کشته شد و ده نفر زخمى شد و شما همان شب آمدید در منزل بنده و به اتفاق بنده رفتیم به عیادت آن مجروحین و اشک می‌ریختند آن بد بود؟ اما حالا که خودتان یک مشت دختر معصوم را مورد ضرب و شتم قرار مى‌دهید خوب است آقا؟

تعجب مى‌کنم یاللعجب که من در جلسه سه‌شنبه پشت تریبون مجلس قیافه سردار سپه را دیدم از آقاى مصدق‌السلطنه در هر صورت بنده یک رویه‌اى دارم براى خودم تا کابینه علا مرید آقایان بودم از کابینه علا تا کابینه مصدق معلوم نبود چه بود جریان، از کابینه مصدق یک مدتى من در شک بودم بعد فهمیدم که مصدق‌السلطنه مى‌خواهد همان کارهاى صدرالاشراف را بکند و بعد بگوید.

راهى است این که همره باشد به وقت رفتن‏

درویش با توانگر با مزدکى کنشتى‏

لیکن دو راه آمد پیش این روندگان را

کانجا جدا بمان با دوزخى بهشتى‏

تمام‌اش این است دولت‌ها تمام می‌روند و ما باز هم می‌آییم مى‌گوییم آنجا که این دولت‌ها دولت موعود نیست (زنگ رئیس)

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده وقت‌تان تمام شده است‏

آشتیانى‌زاده - بنده یک ربع وقت لازم دارم.

رئیس - آقایانى که موافقند 15 دقیقه آقاى آشتیانى‌زاده صحبت کنند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد حالا درست ساعت 11 است بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - بنده نمى‌فهمم شاید حقیقت نفهمم آقایانى که مى‌فهمند ممکن باشد بنده را روشن کنند.

یک مرتبه نفت اسم‌اش از بین رفت و انتخابات و چهارده آذر یک مرتبه پیش آمد نفت چه شد؟

بنا شد ایران بشود افغانستان این همه مبارزات براى این بود که ما نفت را ببریم زیر زمین آنجا مخفى کنیم که انشاءالله  در دو هزار سال بعد نسل‌هاى آینده از نفت ایران استفاده کنند پس همان کارى که در قبل از داریوش مى‌کردند مى‌کنیم (مکى - ما علاقمند به استقلال ایران هستیم گور پدر نفت مگر دولت‌هایى که نفت ندارند می‌میرند از گرسنگى)

من جناب مکى به شما ارادت دارم اجازه بدهید حرف‌هایم را بزنم بنده هم معتقدم که اگر حقیقت امکان داشت که نفت را ما بخوابانیم اما سیادت سیاسى خودمان را حفظ بکنیم و دست انگلستان را از ایران کوتاه بکنیم (شوشترى - و تمام دول) و مداخلات او را در تمام شئون مملکت ممنوع کنیم البته بنده موافق بودم اما این کارها نقشه مى‌خواهد

چه نقشه‌اى آقاى دکتر مصاحبه، به جز مصاحبه دارد به جز اتهام به جز افترازدن نقشه‌های دکترمصدق چیست؟

کدام نقشه اقتصادى را ایشان براى مملکت دارند بنده هم معقدم که اگر یک دولت با برنامه و با تشکیلات امروز وجود داشت نفت را مى‌بست لایحه تعدیل ثروت را مى‌آورد اراضى را بین زارعین تقسیم مى‌کرد به وسیله فروش به آنها کار اجبارى در مملکت ایجاد مى‌کرد مملکت اداره مى‌شد. ولى آقاى دکتر مصدق اهل تقسیم اراضى نیستند ایشان اهل تعدیل ثروت نیستند اینها شعر است ما نمی‌توانیم در مقابل آقاى دکتر مصدق بنشینیم و سکوت کنیم و هر چه ایشان بگویند و هر چه مى‌کنند تصدیق کنیم نمى‌شود ایشان معصوم که نیستند من که براى آقاى دکتر مصدق جنبه امامت قائل نیستم اولیاالله نیست. روز چهارشنبه رشاد قاضى عدلیه در حالى که توى خیابان و سوار تاکسى بوده و حرکت مى‌کرده، در خیابان شاه‌آباد دورش را گرفتند در صورتى که عابر بود اور را پایین آوردند و با چاقو زدند به پشت گردنش بعد کشان‌کشان او را بردند به کلانترى از کلانترى هم بردند به شهربانى انداختند در یک اطاقى که در آن اطاق سیصد نفر آنجا بود. این اشخاص همه ایستاده بودند و جا نبود کسى بنشیند موقعى که ایستاده بودند یک مرتبه پلیس‌ها ریختند با باتون ده بزن رشاد گفت من اعلام جرم مى‌کنم آى پاسبانى که مى‌زنى پاسبان گفت اسم من ولى‌الله است برو هر غلطى که مى‌خواهى بکن، این دولت آقاى دکتر مصدق، این رژیم فاشیستى این حکومت زورد و شلاق و حبس و تهمت این وضعیت اقتصادى مملکت است، بنده که هیچ وقت با آقاى جمال ‌امامى در یک صف نبودیم و از نظر فکر سیاسى با همدیگر تفاوت داریم و حق داریم اما آقاى دکتر مصدق که سیمان پى‌هاى حکومتش از دین است با آهک دین مى‌خواهد پایه‌هاى حکومت‌اش را تقویت کند.

آیا صلاح است که شب ساعت یازده دو بلندگو بیاورند جلو مجلس و به آیت‌الله خویى فحش بدهند آقا این کجاى دنیا مرسوم است فحش به ناموس همه مردم بدهند آقا در کجاى دنیا چنین رسمى هست که دولت بگوید اشخاصى که با من مخالفند در میدان فوزیه باید میتینگ بدهند ولى من هر ساعت و در هر جا حق دارم هر جور کارى بکنم؟

کجاى دنیا مرسوم است که رئیس دولت پشت تریبون بیاید و بگوید که من گفتم میتینگ در همه جا ممنوع است به جز میدان فوزیه و در همان حین عده‌اى جلوى مجلس میتنیگ بدهند آخر اینها را به بنده بفرمایید خیلى حرف‌ها هست که مى‌شود زد ولى هنوز نمى‌شود گفت خدا بیامرزد مرحوم ملک‌الشعرا را که مى‌گوید:

گر آنچه گویى دانى برى فراوان سود

در آنچه دانى گویى کشى فراوان درد

(پیراسته - احسنت) بلى خیلى چیزها مى‌دانم نمى‌توانم بگویم بنده مى‌دانم و اطمینان دارم قطع دارم این موادى را که بنده شب 9 ماده اینجا پیشنهاد کردم یکى‌یکى بعدها مورد مطالعه قرار خواهد گرفت آقا کجاى دنیا شما دیدید که دختر 18 ساله‌اى که تحصیل مى‌کند درس مى‌خواند ببرند بگویم آقا؟ (پیراسته - بفرمایید)

بنده که خجالت مى‌کشم در کجاى دنیا با دختر‌ها و با زن‌ها چنین معامله‌اى مى‌کنند اگر همسایه‌هاى پشت‌بام این خانه‌هاى نزدیکى مجلس نبودند مردم شرافتمند تهران کارهایى مى‌کردند آن روز که در دوره مغول سابقه ندارد (پیراسته - شهربانى بود) این عریضه سازمان نان ایران است که خدمت آقاى رئیس تقدیم مى‌کنم این یکى هم کاغذ محبوسین است.

همان موقعى که بلند گوهاى شهربانى در اتومبیل‌هاى سیار شهربانى ارتباط داشتند و وقایع را یک‌یک گزارش می‌دادند در همان موقع یک عده‌اى مأمور مى‌شوند براى حمله به محبوسین پشت پنجره‌ها پشت گری‌هاى آهنى این اشخاص را مى‌گرفتند به باد کتک دبزن به سر و دست و صورت آنها.

آقا کجاى دنیا یک چنین مرسوماتى هست به بنده بگویید که بفهمم (صفایى - در ایران) کجاى دنیا مرسوم است که بریزند منزل مردم را غارت کنند و بچه چهار ساله را از بالاى بالکون پرت کنند پایین (شوشترى - 12 ساله) و آن وقت آقاى نخست‌وزیر کسى که یگانه امید آزادى‌خواهان این مملکت بود کسى که توجه تمام آزادى‌خواهان به سوى او بود آمدند پشت این تریبون شمه‌اى از تاریخ معالجه خودشان در مریضخانه نیویورک فرمودند و بعد جریان تحصیلات خودشان در سوییس اینجا مطرح فرمودند و سپس گفتند که من گفتم بزنند و بکوبند و حبس کنند عجب؟ (شوشترى - و متأثر هم نیستم)

عجب است که آقاى دکتر مصدق از بى‌ناموسى‌ها از غارت‌ها متأثر نمى‌شوند دیگر گریه نمى‌کنند و مصدقى که همیشه مى‌گفت که تا این کارآگاهى هست در این مملکت حزب نمى‌شود تشکیل داد عقیده آزاد نیست کنترل افکار است انگزیسیون است اما حالا خودش طرفدار کارآگاهى شده.

پس معلوم است اگر تو بزنى بد است اما اگر من زدم خوب است، بنده شنیدم در گوش این بخشدارهایى که مى‌گویند به طور قرعه انتخاب کردند حقیقتاً این طور که مى‌گویند آزاد است این طور نیست به گوش اینها اسامى این نامزدها را مى‌گویند یکى از نامزدها شخصاً به بنده گفت فلانکس این دوره چه مى کنى؟

گفتم من این دوره مى‌مانم در مرکز چون بنده هم مبتلا شدم به درد عباس اسکندرى ظاهراً نباید من در دوره دیگر در مجلس باشم خیلى حرف‌ها را نمى‌توانم بزنم و همین طورى که حدس مى‌زنم مجلس آینده مجس مثبتى است که پرونده انتخابات‌اش در نظر خبرگزارى‌هاى خارجى و پرس دنیا باید یک انتخابات آزاد باشد.

تحصن هم فایده ندارد و اشخاصى هم که مى‌روند براى انتخابات تحصن مى‌کنند با کمال قدرت و با چماق آنان را می‌رانند و مى‌ریزند بیرون بنابراین بنده فضولم شاید نگذاشتند من وکیل شوم شاید همان کمپانى غارتگر سابق نفت نخواست که من وکیل شوم آخر کمپانى در ایران که نفوذ ندارد اما در امریکا دارد.

آنجا مک‌گى آچسن، ترومن اینها تمام تحت نفوذ کمپانى هستند در چنگال‌اش هستند اما اینجا که آقاى دکتر مصدق و بنده این حرف‌ها را می‌زنیم نیستیم عقل قاصر بنده نمى‌رسد و نمى‌فهمم که چه طور امریکا مستعمره انگلیس است اما اینجا ما 7، 8، 10، نفر زدیم پدر درآوریم در هر صورت بنده مى‌خواهم از پشت این تریبون اعلام کنم به تمام کاندیدهاى غیر دولتى تمام اشخاصى که دولت با آنها در انتخابات با سیستم و رویه خاصى که خودش دارد مبارزه مى‌کند تا بنده هستم در مجلس تا آخر این مجلس از پشت این تریبون از شکایات حقه آنها دفاع مى‌کنم (پیراسته - احسنت)

هیچ نظر دیگرى هم ندارم و نه مى‌روم در حوزه

+++

انتخابیه خودم و نه فعالیت مى‌کنم اگر وکیل شدم فبه‌المراد اگر نشدم جهنم - نمى‌گویم بنده بدم مى‌آید که وکیل شوم خیلى هم خوشم مى‌آید که انتخاب شوم ولى اگر نشدم همان طور که آن روز عرض کردم تب نمى‌کنم اما اینجا بنده مى‌خواهم انتخابات آزاد را در پشت این تریبون رسوا بکنم و محال است در ایران با این سیستم بشود انتخابات آزاد کرد غیر ممکن است وزیر کشور اینجا مى‌گوید اعلامیه مى‏دهد که چه شده مداخله ندارم بفرمایید بنده یادداشتى نشان بدهم که اسامى اشخاص است‏.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده وقت شما تمام شد.

آشتیانى‌زاده - بنده مى‌خواهم عرض کنم این اسامى اشخاص است شهربانى چند تا اعلامیه داد عصر در روزنامه کیهان چاپ شد بنده یادداشت کردم اعلامیه داد که مردم شرافتمند تهران.

رئیس - تمام شد یعنى دیگر چیزى نگویید.

آشتیانى‌زاده - من مطیع آقاى رئیس هستم - پس ماده 90 را اجازه بفرمایید.

رئیس - موقعى است که وارد دستور شدیم.

آشتیانى‌زاده - خیلى چیزها داشتم ولى حیف که وقت نیست این شرافتمندان را خودشان گرفته‌اند (پیراسته - احسنت)

رئیس - آقاى تیمورتاش بفرمایید.

تیمورتاش - حقیقت این است که آقاى آشتیانى‌زاده با فرمایشان نغز و متین و پر مغزشان کار را بر بنده خیلى دشوار فرمودند چون این روزها صحبت‌ها تقریباً یکى است و همه تشریح وقایع و اوضاعی است که بدبختانه در این کشور به وقوع مى‌پیوندد و آن قسمت از بیاناتى را که ایشان مى‌فرمودند بنده سعى می‌کنم که تکرار نکنم ولى منظور و مقصود بنده بیشتر این بود که بیانات جناب آقاى دکتر مصدق را که در جلسه روز سه‌شنبه 19 آذر فرمودند تجزیه تحلیل کرده باشم چون متأسفانه در آن جلسه با وجود این که بنده تصدیق مى‌کنم به اقلیت وقت و مجال صحبت داده شد با یک تردستى و مهارت کاملى گفتند که اول شما صحبت‌هاى خودتان را بکنید ما هم البته بلند شدیم یعنى رفقاى من بلند شدند و شمه‌اى از عرایضى که داشتیم به عرض مردم و ملت ایران رسانیدند بعد جناب آقاى دکتر مصدق شخصاً شروع به آن نطق به قول روزنامه به اختر تاریخى فرمودند و بعد از آن دیگر مجال جواب نشد. حالا بنده با اجازه آقایان نمایندگان محترم مى‌خواهم یک قسمت در این زمینه صحبت کنم. اولین نکته نطق جناب آقاى پیشوا حکایت از آزادى بیان و زبان اقلیت در هر مملکتى مى‌کرد چون در این زمینه هم خیلى صحبت شده است و هم مردم شرافتمند تهران در ظرف این چند روز اخیر شاهد و ناظر این مضایقى بودند که براى ما فراهم شد. در این زمینه بنده زیاد عرض نمى‌کنم و شهادت این مدعا را به قضاوت خود آقایان واگذار مى‌کنم فقط عرض مى‌کنم در همان دقایقى که جناب آقاى نخست‌وزیر اینجا صحبت از آزادى نطق و بیان مى‌فرمودند و مقرراتى که دولت ایشان براى تظاهرات و براى اجتماعات مقرر فرموده بودند بیان مى‌کردند در جلوى همین جلوخان مجلس همین جایى که چند روز پیش به جرم اجتماع آدم کشته مى‌شد در همان جا عده‌اى بر علیه ما همه گونه اهانت مى‌کردند (پیراسته و شوشترى - صحیح است) از این اشاعه مرام که گذشتیم جناب آقاى دکتر مصدق راجع به شوراى امنیت و مسافرت خود به امریکا صحبت فرمودند کدام ایرانى است که نخواهد در مقابل اجنبى فتح و پیروزى نصیب‌اش گردد. کدام ایرانى است بخواهد هیئتى که مظهر وجود او است با شکست مواجه باشد کدام خون پاک است که منافع کشوراش را نخواهد مصون و محفوظ بماند.

آقایان مگر همین اقلیتى که امروز به جرم بیان حقیقت در مظان همه گونه تهمت و افترا قرار گرفته است نبود که به محض این که موضوع شکایت انگلیسى به شوراى امنیت پیش آمد اعلام کرد ما از هر گون مخالفتى دست کشیدیم؟ مگر ما نبودیم که در طى تمام مدتى که هیئت نمایندگان ایران در امریکا بود با وجود تمام شداید خاموش نشستیم ولى آیا باز هم تواقع این را که بلا اراده اوضاع آشفته کشور است ببینیم و سکوت اختیار کنیم؟ نه براى من و اقران من گناهى عظیم‌تر از این نیست که شانه از زیر بار مسئولیت خالى کنیم ولى و هر گونه مخاطره‌اى براى ما باشد که بگوییم آلت فعل هستیم جناب آقاى دکتر مصدق از پشت این تریبون مقدارى احکام و تلگرافاتی که در دوه نهم قانونگذارى رد و بدل شده بود ارائه دادند. ممکن است این تلگرافات براى شوراى امنیت حائز کمال اهمیت بوده است ولى تصور نمى‌کنم برای ما ایرانى‌ها که تاریخ وطن خودمان را، لااقل تاریخ معاصر خودمان را به چشم دیده‌ایم اهمیت فوق‌العاده داشته باشد زیرا همه کس مى‌داند و مى‌دانستیم در آن مواقع وضع انتخایات چه بوده است ایشان خواستند مدعى بشوند که انتخابات دوره نهم آزاد نبوده ما هم قبول داریم مى‌فرمایید به این دلایل قوانینى که در آن دوره گذشته است قوت قانونى ندارد. احسنت بسیار خوب و بنابراین قرار داد 1933 هم مخدوش است از این بهتر نمى‌شود بارزترین استدلالى که جناب آقاى دکتر مصدق براى رد قرارداد منحوس 1933 آوردند این بود که مجلس شوراى ملى در دوره نهم آزادى انتخابات نداشت ما هم قبول داریم صحیح است ولى در این صورت از خودم سؤال مى‌کنم که دکتر مصدق به چه جرأت مجلس شانزدهم را که به اتفاق آرا قانون ملى شدن صنعت نفت را تصویب کرد مى‌گویند ملى نیست. به چه حق دکتر مصدق به خودش اجازه داد که در مقابل میدان بهارستان بایستد و به یک مشت مردم غیر مسئول بگوید مجلس شوراى ملى اینجا است نه آنجا این چیزى است که من واقعاً نمى‌توانم تصور بکنم و قبول بکنم‏ که جناب آقاى دکتر مصدق بعد از این استدلال بگویند که مجلس دوره شانزدهم ملى نیست و من به رأى آن اعتنا نمى‌کنم اگر روزى یک مشت بدبین و بدخواه این مملکت پیدا بشوند و بگویند که به گفته پیشوا دوره شانزدهم قانونگذارى هم ملى نبود ما چه باید بکنیم (نورالدین امامى - این فرمایش را نفرمایید حرام است) پیشوا گفته است من نگفتم (زنگ رئیس) (رئیس - ساکت باشید) من سه ما پیش این نکته را به جناب آقاى دکتر بقایى حاضر عرض کردم و گفتم بعد از این که قانون ملى شدن نفت به اتفاق آرا از این مجلس گذشت شما دیگر حق ندارید هتک احترام دوره شانزدهم را بکنید چون که سرنوشت این مملکت با عمل این دوره بستگى داشته است) (شوشترى - صحیح است) جناب دکتر از توفیقى که در شوراى امنیت به دست آورده بودند فرمودند که این توفیق ایشان موجب خوشوقت و خرسندى فرد فرد افراد ملت ایران است. همه خوشنود و همه خوشحال مى‌شدیم و خوشحال هستیم که نماینده ما مظهر وجود ما که در آنجا از حقوق حقه‌ی ما دفاع مى‌کند پیروز باشد ولى متأسفانه پیروزی و فتح ایشان کامل نبوده روباه مکار و حریف کهنه‌کار دامى در پیش پایشان گسترد که نمی‌دانم دانسته یا نداسته متأسفانه در آن دام افتادند و مایه‌ی کمال تأسف من است که هیچ گاه مجال داده نشد هنگامى که آقاى نخست‌وزیر گزارش خودشان را در مجلس قرائت مى‌فرمودند در اطراف این موضوع‌ها گفتگو بشود و بحث گردد و خوب ابراز نظر بشود شاید آن وقت معلوم مى‌شود که با وجود تمام دهل و کرناهایى که اطرافیان ایشان داشتند ما هم پر دور از حقیقت نبودیم ما هم یک مال اندیشى‌ها یک تیز بینى‌هایى داشتیم و مى‌توانستیم اینها را به عرض خودشان لااقل برسانیم.

به خاطر دارم که یک روزى در همین اطاق جناب آقاى رئیس من در حضورشان استدعا کردم و خواهش کردم اجازه بفرمایید در جلسه خصوصى بدون تلقینات بدون سر و صداها ما عرایضمان را بکنیم و ایشان هم توجه داشته باشند یا جواب ما را بدهند و یا لااقل خودشان نکاتى را که ممکن است از نظرشان دور مانده باشد مواظب باشند با کمال خونسردى به من فرمودند نه من اجازه بحث به کسی نمى‌دهم شما خودتان مى‌دانید. من مجبورم و ناگزیرم آنچه را که آن روز در جلسه خصوصى مى‌خواستم عرض کنم امروز از پشت این تریبون مجلس بگویم و ملت ایران هم بشنود آیا در نظر دارید روزى که دیوان داورى لاهه مى‌خواست به شکایت انگلیس بر علیه ملت ایران رسیدگى بکند ملت ستم کشیده و رنج دیده ایران چه احساساتى از خودش نشان داد و قد برافراشت و حکم ظالمانه محکمه‌ی دادگسترى بین‌المللى را بى‌ارزش خواند (صحیح است) هنوز فریاد و اظلما گوش میهن‌پرستان ایران طنین‌انداز است و ملت ایران این رأى جابرانه را نپذیرفت حتى دولت دکتر مصدق یک صد و پنجاه هزار تومان خرج سفر داد که هیئتى فقط به عنوان مستمع آزاد در آن جمع حضور به هم رساند هنوز هم ملت ایران صلاحیت دیوان لاهه را به رسمیت نمى‌شناسد (صحیح است)

ولى ارمغانى که از شوراى امنیت براى ما آوردند قبول صلاحیت دیوان دادگسترى لاهه است (دکتر شایگان - این طور نیست توضیح مى‌دهم) (پیراسته - آقاى نخست‌وزیر باید توضیح بدهند) (مکى - این طور نیست تو را به خدا ملت ایران را گمراه نکنید این طور نیست) پس چرا تشریف مى‌برند دفاع مى‌کنند و چرا نماینده خارجى معین می‌کنند (مکى - در هیئت مختلط در این موضوع مذاکره شده است اجازه بفرمایید توضیح بدهم والله این حرف‌ها خیانت به مملکت است ممکن است اگر نمى‌دانید بپرسید) (دکتر شایگان - آقا اگر نمی‌دانید حرفى بزنید اشتباه است) آنچه را که من مى‌بینم این است که زمانى ملت ایران رأى دیوان دادگسترى لاهه را قبول نکرد و نمانیده هم نفرستاد (صحیح است) و گفت من به این رأى اعتنا ندارم این را ورق پاره‌اى بیش نمى‌دانم (صحیح است) و بنابراین لازم نیست من شرکت کنم امروز آقاى نواب وزیر مختار ما در لاهه به عنوان نماینده دولت در دیوان دادگسترى انتخاب شده‌ است و جناب آقا دکتر مصدق خودشان در پشت همین تریبون فرمودند که من براى دفاع از حقوق حقه‌ی ملت ایران به لاهه مى‌روم و شرکت مى‌کنم این تناقص را استدعا مى‌کنم براى من توضیح بدهید (مکى - توضیح مى‌دهیم آقا) (دکتر شایگان - اگر اجازه بفرمایید من توضیح بدهم) (پیراسته آقاى نخست‌وزیر باید توضیح بدهند شما چکاره‌اید؟) (مکى‏ این موضوع در هیئت مختلط تصمیم گرفته شد و ما هم عضو

+++

کمیسیون هستیم)، خوب اگر آقاى نخست‌وزیر در نطق سه ساعتى که فرمودند و چشم و گوش این ملت بیچاره بدبخت را باز مى‌کردند البته ما هم این قدر گمراه نمى‌شدیم. چه کنیم ما وقتى جناب آقاى نخست‌وزیر صحبت مى‌فرمایند اولاً باید مهر سکوت بر لب بزنیم و ثانیاً شمه‌اى از دوران تحصیل شمه‌اى از این که چرا نخواستند وکیل دادگسترى بشوند شمه‌اى از گذشته‌ها شمه‌اى از آینده‌ها صحبت مى‌شود ولکن حقایق چیزى را که براى ما ارزش آنى و حیاتى دارد به سمع ما نمى‌رسد این گناه بنده نیست (مکى - شما مهر سکوت بر لب نگذاشتید، شما تخته را زدید که جاى حرف زدن باقى نگذاشتید)

رئیس - آقاى تیمورتاش وقت شما تمام شد.

تیمورتاش - بنده هنوز عرایضم باقى مانده و خیلى هم عرض دارم چون که عرایضى که عرض کردم آکتو آلیته بود راجع به بیاناتى که جناب آقاى نخست‌وزیر اینجا فرمودند و بنده هم مى‌خواستم جواب عرض کنم و حالا هم بسته به رأى مجلس و آقایان است اگر ممکن است به بنده اجازه ادامه صحبت بفرمایند موجب کمال تشکر خواهد بود اگر هم اجازه نفرمایند کارى از دستم ساخته نیست (پیراسته - ده دقیقه اجازه بفرمایید)

رئیس - باید رأى گرفته بشود عده کافى نیست، و شما از حد معمول بیشتر صحبت کردید.

(نمایندگان - جلسه دیگر باشد)

تیمورتاش - جناب آقاى آزاد اجازه مى‌فرمایید بنده از وقت شما استفاده کنم؟‏

آزاد - خودم مى‌خواهم صحبت کنم‏.

رئیس - آقاى آزاد

آزاد - بنده ابتدا یک کاغذى که به بنده داده‌اند یک قسمت‌اش را قرائت می‌کنم که خاطر محترم آقایان مستحضر شود که چه وحشى گری‌هایى در کابینه آقاى دکتر مصدق در پایتخت رخ مى‌دهد این کاغذى است که رسیده است به امضاى رضا زائرى‏

(آقایان نمایندگان مدیران محترم جراید که از مظالم مصدق بى دین در مجلس پناهنده شده‌اید از من آبرو رفته و حیثت من لکه‌دار شده نوشته، آن روز چهاردهم آذر دخترم که به حمام رفته بود ناپدید شده بود و دیشب ساعت دوازده به خانه آمده در حالى که فلان او فلان شده است (چند نفر از نمایندگان - آقا نخوانید این چیزها را) من نمى‌توانم این مطالبى را که در کاغذ نوشته شده است بخوانم (بعضى از نمایندگان - همه‌اش را نخوانید) مى‌گوید مرا از کوچه گرفتند و گفتند که آیت‌الله کاشانى حکم قتل دختران بى‌حجاب را صادر کرده و تو را باید به نزد آیت‌الله ببریم و مرا در میان جیپ انداخته و قمه را روى سینه من گذاشتند گفتند که اگر حرف بزنى تو را می‌کشیم من از ترس از حال رفتم به هوش شدم چون بهوش آمدم خودم را در اطاقى دیدم که پنج نفر با من فلان کردند (رئیس - آقاى آزاد خواندن اینها چه موردى دارد این شکایت مورد رسیدگى است) آقا کجا رسیدگى می‌شود دستگاهى که می‌خواهد رسیدگى بکند همان دستگاه خودش قتل و غارت می‌کند این کاغذ را که مى‌بینید یک نفر مهندس فرستاده است و اینهایى را که مى‌بینید (ناطق در حالى که دو عدد جا استکانى را نشان می‌داد) از جیب پلیس در آوردند و این هم کاغذى است که آقاى مهندسى فرستاده است اینجا نوشته است خانه‌ی او که در نزدیکى خانه صلح بوده است غارت کرده‌اند و آنچه در توى خانه این آقا بوده 25 هزار تومان جهیزیه زنش و اسباب‌هاى برادرش را برداشتند و غارت کرده‌اند و اینها را هم از جیب پلیس در آورده‌اند. جناب آقاى رئیس می‌فرمایند که رسیدگى مى‌کنند کدام مرجع است که رسیدگى بکند من قبل از آن که مطالب اساسى خود را شروع کنم چند کلمه راجع به قضیه روز چهارشنبه به عرض آقایان محترم مى‌رسانم بعد مطالب اساسى خود را بیان می‌کنم‏ روز دوشنبه در روزنامه آزاد اعلانى شد که روز چهارشنبه در شعبه‌ی حزب استقلال واقع در چهارراه عباسى سخنرانى به عمل خواهد آمد. این آگهى که منتشر شد دکتر مصدق و فاطمى و بقایى به تصور این که در آنجا علیه دولت سخنرانى مى‌شود توطئه چیدند که مانع از سخنرانى شده و آشوبى در آنجا برپا کنند. روز چهارشنبه ساعت چهار و نیم بعد از ظهر که بلندگوى حزب استقلال در چهارراه عباسى شعار مى‌داد چند نفر از پلیس‌هاى مخفى شهربانى به اتفاق دو سه نفر از حزب زحمتک‌شان جلو شعبه حزب جمع شدند ابتدا یک عده بچه مدرسه را دور خود جمع نموده بناى فحاشى و هتاکى را گذشتند.

ساعت 5 بعد از ظهر من به شعبه حزب وارد شدم دیدم عده اراذل و اوباش در جلو حزب ایستاده فحاشى مى‌کنند دو پاسبان و یک سروان که معاون کلانترى ده بود در میان جمعیت بودند من معاون کلانترى را بالا صدا زدم گفتم این جمعیت را متفرق کنید گفت من نمى‌توانم باید بروم به کلانترى و سر کلانترى اطلاع دهم و پایین رفت و طبق اظهارات شهود با دست و اشاره سر دسته‌های اراذل را جابجا مى‌کرد. دو پاسبان شماره 1481 و 4042 که جلو در ایستاده بودند مى‌گفتند بگذارید ملت هر چه مى‌خواهد بکند به ما چه و جمعیت را هم تحریک می‌نمودند. در این بین باران سنگ و اجر از پایین به در و پنجره‌ی حزب شروع به باریدن کرد تمام شیشه و در و پنجره را خرد کردند سیم‌هاى بلندگو و شیپور آن پاره و خرد شد تابلو را شکسته و بیرق‌ها را پاره و خرد کردند و هر چه به پاسبان‌ها و معاون کلانترى مراجعه مى‌کردم که جلو اراذل و اوباش را بگیرند جواب نمى‌دادند و بعد عده رفتند اطراف حزب را محاصره کردند و نقشه آنها این بود که قبل از آمدن پاسبان بریزند به داخل حزب و قتل و غارت بنمایند ولى چون عده‌اى از اعضا حزب پشت در بودند جرأت نکردند و تا مدت دو ساعت این جریان ادامه داشت و در حدود پنج هزار نفر جمعیت جمع شده بود از طرف شهربانى کسى نیامد و مقصودشان از تأخیر این بود که قتل و غارت شروع گردد و وقتى که قتل و غارت تمام گردید پلیس در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته باشد. ساعت 7 عده پاسبان به اتفاق سرهنگ غفارى رئیس پلیس آمد جمعیت را متفرق نمود. آقایان ده سال است حزب استقلال تشکیل شده و اغلب شما مطلعید که حزب استقلال نه ارتباطى با انگلیس دارد نه با روس و آمریکا در تمام این ده سال حزب استقلال عملى که بر خلاف آزادى و مصالح کشور باشد مرتکب نشده و همیشه از آزادى و استقلال کشور دفاع نموده است. موقعى که قشون متفقین ایران را اشغال کرده بودند شدیداً با عملیات وطن فروشان مبازه مى‌کرد موقعى که حادثه آذربایجان پیش آمد و آقایان نمایندگان آذربایجان که حضور دارند مى‌دانند حزب استقلال پیش قدم در مبارزه با تجزیه ‌طلبان بود (صحیح است) در مبارزه با هژیر و رزم‌آرا حزب استقلال میتینگ‌ها داده و کوشش‌های فراوان نمود. حزب استقلال اولین حزبى بود که براى الغا قرارداد نفت جنوب میتینگ‌ها داد و مبارزات شدید نمود (شوشترى - صحیح است) با این حال این دکتر مصدق که هفتاد سال دعوى قانون دوستى و آزادى طلبى مى‌کند چنین عمل وحشیانه‌اى با حزب استقلال نموده است روز 23 تیر و 14 آذر رجاله‌ها و اوباش شهر را غارت نموده قتل عام نمودند بهانه او را مبارزه با حزب توده وانمود کردند حزب استقلال که حزب توده نبود که به آنجا حمله کنند مصدق به توهم این که در حزب استقلال ممکن است علیه او سخن‌رانى کنند. یک عده اراذل و اوباش را فرستاد آنجا را خرد و در هم شکستند و چیزى نمانده بود که عده‌اى را مقتول و مجروح کنند. من مى‌خواهم با دلیل و منطق ثابت کنم مصدق‌السلطنه نه به قانون علاقه‌اى دارد و نه به آزادى و نه به ایران تا به حال گفته و هر چه بگوید دروغ گفته و مى‌گوید این مرد دشمن آزادى و عدالت و قانون است و هزار بار از رزم‌آرا بی‌رحم‌تر و شقى‌تر است. آقایان رزم‌آرا که این آقاى دکتر مصدق و رفقاى او او را دیکتاتور مى‌گفتند روز دوشنبه 12 تیر ماه 29 که نخست‌وزیر و کابینه خود را معرفى کرد روز سه‌شنبه 13 تیر ماه حزب استقلال براى الغاى قرارداد نفت جنوب علیه رزم‌آرا میتینگ سیارى داد و چهار ساعت در تمام شهر گردش کرد و سخنرانى نمود.

آن رزم‌آرا دیکتاتور مانع میتینگ حزب استقلال نشد ولى این مصدق قانون دوست و آزادى‌خواه به محض این که حس کرد علیه او سخنرانى می‌شود فرستاد و در و پنجره حزب را خرد کردند و چیزى نمانده بود عده‌اى کشته و مجروح شوند مرگ بر این مرد سالوس که هفتاد سال ایران را فریب داده و اغوا نموده است. مصدق خودش را رسوا کرد خودش را به ملت ایران نشان داد و ثابت کرد که به هیچ یک از اصول و مبانى قانون مشروطیت معتقد نیست ولى من دلم از این می‌سوزد که این مرد هفتاد سال است به مردم مى‌گوید من طرفدار قانون اساسى و آزادى هستم مخالف زورگویى مى‌باشم در جریان این مدت مردم را متوجه خود کرده بود که داراى این صفات است حالا که نخست‌وزیر شده پا روى قانون و عدالت و آزادى گذاشته. اختیار جان و مال و ناموس مردم را به دست رجاله سپرده سلب اعتماد و اطمینان مردم می‌شود و دیگر این مردم دنبال کسى نمی‌روند و این بزرگترین ضربتى است که بر پیکر ملت ایران وارد ساخته است آقاى کاشانى سى سال است که مدعى است باید از منکر و فحشا جلوگیرى شود مکرر مى‌گفت اگر من قدرت پیدا کنم به عالم اسلام خدمت خواهم کرد. همه آقایان مى‌دانند بزرگترین حامى مصدق آقاى کاشانى است و امروز آقاى کاشانى مقتدرترین اشخاص است ولى ایشان یک مرتبه نه به دولت گفتند که در دکاکین عرق فروشى را ببندید و نه زن‌ها را که قریب ده هزار نفر مى‌شوند از ادارات بیرون کنند و مانع از فاحشه خانه‌ها بشوند و نه به مردم تذکر دادند که حداقل خودتان بروید و مانع از عرق فروشى و رفتن زن‌ها به ادارات و فاحشه خانه‌ها شوید. همه روز اعلان مى‌کنند بازارها را ببندید و در نتیجه آن بلوا و غارت و آدم‌کشى مى‌شود ولى یک مرتبه به دولت و مردم تذکر ندادند که از فحشا و منکرات جلوگیرى نمایند اگر عوض این بیانیه‌ها مى‌گفتند که رسومات و آبجو فروشى مجیدیه را ببندند مگر کار بدى بود این بى‌علاقگى پیشوایان

+++

به مسائل اصولى سلب عقیده عموم مردم می‌شود و به این زودى‌ها این مردم دیگر دنبال کسى نمی‌رود و آن وقت است که یک ملتى بى‌رهبر و بى‌پیشوا در مقابل دسایس امپریالیزم خرد و له مى‌شود. آقاى دکتر مصدق در روز سه‌شنبه در نطق خود اسامى کسانى که در دوره نهم براى تصویب قرارداد 1933 نفت انتخاب شده بودند معرفى کرده و تلگراف‌هایى که براى انتخابات آنها شده بود به وسیله وزیر جنگ قرائت نمودند. این تلگراف‌ها متعلق به نمایندگانى بود که مرده‌اند اگر آقاى مصدق شرافت اخلاقى داشت نباید این تلگراف‌ها را مى‌خواند اگر هم خواندن آنها را لازم مى‌دانست باید تمام تلگراف‌ها را بخواند و همه نمایندگان را که براى نفت انتخاب شده‌اند معرفى کند و این که یک عده اشخاص مرده را که در زیر خاکند و قادر به دفاع از خود نمى‌باشند روح آنها را آزده سازد و آنهایى که زنده‌اند معرفى نکند کمال ناجوانمردى است

و مخالف حیثیت یک مرد شرافتمندى است آقاى دکتر مصدق آن تلگراف‌ها را قرائت کرد و نمایندگانى را که براى تصویب قرارداد 1933 با توصیه به مجلس آمده‌اند مردمان خائن معرفى کرد ولى یکى از همان نمایندگانى که توصیه آن در وزارت جنگ و وزارت کشور است آقاى امیر تیمور کلالى است که با همان توصیه به مجلس آمده و اکنون وزیر کشور و رئیس شهربانى است و همکار صمیمى آقاى دکتر مصدق مى‌باشد. اگر آن اشخاص مرده خائن بودند چه طور شده که این مرد زنده خادم و محل اطمینان آقاى دکتر مصدق مى‌باشد. من اسامى اشخاصى که به قرارداد 1933 رأى داده‌اند مى‌خوانم تا مردم ایران بدانند که همان کسانى که آن قرارداد را امضا کرده و با توضیح شرکت نفت به قول آقاى دکتر مصدق وکیل شده‌اند امروز پشت سر آقاى دکتر مصدق ایستاده او را حمایت مى‌کنند. بنابراین آقاى دکتر مصدق با بودن آقاى امیر تیمور در کابینه و پشتیبانى آن نمایندگانى که با توصیه شرکت نفت به مجلس نهم آمده و فعلاً در این مجلس مى‌باشند باید اذعان کنند که خودشان عامل مخفى شرکت نفت هستند آنچه را که شرکت نفت خواسته انجام داده و مى‌دهند.

این صورت جلسه هیجدهم دوره نهم تقنینیه یکشنبه هفتم خرداد ماه 1312 است که قرارداد نفت به تصویب رسیده است

(رأى دهندگان: ملک‌مدنى (ملک‌مدنى - ما رأى ندادیم) جناب آقاى معدل شیرازى (معدل - ما همچو رأیى ندادیم اینها را از خودتان در آورده‌اید) این صورت جلسه است و الآن کتاب‌اش را مى‌آورم آقاى مخبر فرهمند - دکتر طاهرى - جرجانى - سلطانى - نوبخت - اقبال - و عده دیگر که در این مجلس نیستند. کسانى که رأى اعتماد به دکتر مصدق داده و پشت سر او ایستاده و او را نگاه مى‌دارند جناب آقاى معدل شیرازى (معدل تکذیب مى‌کنم) جناب آقاى ملک‌مدنى جناب آقاى فرهمند آقاى دکتر طاهرى - جرجانى - سلطانى - آن اشخاص که به قول مصدق انگلیس‌ها آنها را براى تصویب قرارداد 1933 انتخاب کردند الآن مجلس 16 حضور دارند و از آقاى دکتر مصدق حمایت مى‌کنند و به او هم رأى می‌دهند. اگر اینها عامل شرکت نفت بوده‌اند پس مصدق هم عامل انگلیس و شرکت نفت است که این اشخاص با رأى مى‌دهند و از او حمایت مى‌کنند. دکتر مصدق که در حمایت انگلیس‌ها است چرا تظاهر و عوام فریبى کرده مى‌گوید من با انگلیس‌ها مبارزه مى‌کنم چه طور ایشان با انگلیس‌ها مبارزه می‌کنند در صورتى که حامى و پشتیبان ایشان عمال انگلیس هستند.

رئیس - آقاى آزاد وقت شما تمام شد.

آزاد - ممکن است اجازه بفرمایید یک ربع ده دقیقه بنده این را بخوانم.‏

دکتر شایگان - بنده راجع به دیوان لاهه به عنوان عضو کمیسیون مختلط اجازه مى‌خواهم.‏

رئیس - کسانى که موافقند 15 دقیقه آقاى آزاد صحبت کنند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

آزاد - هر روز که آقاى کاشانى و دکتر مصدق دار و دسته راه مى‌اندازند شعار بزرگ آنها فداکارى خلیل طهماسبى است و در همه جا فریاد زنده باد خلیل طهماسبى به گوش می‌رسد و به عقیده آقاى کاشانى و دکتر مصدق و مکى و بقایى خلیل طهماسبى جان آنها را از کودتاى رزم‌آرا خلاص کرده و حکومت را به دست این آقایان داد ولى همین آقایان که آقایى و بزرگوارى‌شان در پرتو فداکارى خلیل طهاسبى است الآن که حکومت ایران دست آنها است دادگسترى شهربانى و مملکت در فرمان کاشانى و مصدق و مکى است براى تعیین تکلیف او اقدامى نمى‌کنند.

به وزیر دادگسترى نمى‌گویند که او را محاکمه نماید این قدر تعمداً امروز و فردا مى‌کنند که از کار بر کنار روند بعد دولت بعدى او را محاکمه و محکوم به مرگ نماید و نصف شب طنابى به گردن او بیندازد اینها هر چه مى‌گویند دروغ است هر چه مى‌کنند تظاهر و عوام‌ فریبى است در عمل هزار مرتبه از رزم‌آرا بدترند ولى در ظاهر مردم را گول مى‌زنند. در دنیا فاسدترین حکومت‌ها مضرترین حکومت‌ها آن حکومتى است ک پایه آن روى عوام ‌فریبى و گول زدن مردم باشد آن حکومتى است که عمال او به ظلم و غارت‌گرى و خیانت مشغول باشند ولى توده عوام و مردم بى‌خبر را گول بزند و وعده ارض موعود به آنها بدهند. مصدق و باند او مدعى هستند که در تظاهرات دولت دخالتى ندارد من یک شاهد زنده از مداخله مستقیم دولت براى ملت ایران بیان مى‌کنم که جاى هیچ گونه انکار نیست: دکتر شروین را کاشانى مدیر کل اوقاف کرده است این مرد فعلاً مستخدم دولت و یکى از صاحب منصبان دولتى است و اداره بزرگى که در تمام شهرستان‌ها شعبه دارد تحت ریاست او است. این شخص پول اوقاف را که باید صرف روضه خوانى و خیرات و مرات شود مى‌دهند به عده‌اى چاقوکش و اراذل و آنها را مست و لایعقل می‌کند مى‌آورد درب مجلس و محوطه بهارستان و آن گروه مست رقص‌کنان رد حضور صدها و هزارها مردم مسلمان مى‌گویند زنده باد کاشانى زنده باد مصدق و به مخالفین دولت فحاشى مى‌کنند و خود دکتر شروین در اتومبیل پشت بلندگو نشسته نطق مى‌کند و در مجلس صد هزار فحش‌هاى رکیک به نمایندگان مجلس مى‌دهد.

اگر این عمل مدیر کل اوقاف دخالت دولت در این تظاهرات نیست پس دخالت دولت کدام است؟ (بعضى از نمایندگان - صحیح است) آقایان جامعه روحانیت جامعه دیانت و معشر مسلمین عالم فراموش نخواهند کرد که دکتر شروین نماینده کاشانى و مدیر کل اوقاف ایران چند صد نفر اراذل و اوباش را از پول موقوفه مست لایقعل نموده آنها را درب مجلس آورده و رقص‌کنان بگویند زنده باد کاشانى و زنده باد مصدق. خود دکتر شروین هم در پشت بلندگو به تمام مقدسات ملى هتاکى و فحاشى نماید این بزرگ‌ترین ثلمه‌اى بوده که در حکومت مصدق بر پیکر اسلام وارد شده است (شوشترى - صحیح است)

دکتر مصدق می‌گوید من رفتم امریکا ولى انگلیس‌ها اعمال نفوذ کرده نگذاشتند امریکا به ما کمک کند ژرژ مک‌گى معاون وزارت امورخارجه امریکا که از ایران حمایت مى‌کرد او را از معاونت وزارت خارجه امریکا برداشته سفیر کبیر ترکیه نمودند اگر این اظهارتى که مصدق در روز سه‌شنبه کرد حقیقت است و مصدق معتقد است که انگلیس‌ها این قدر مقتدرند که ترومن و آچسن و دستگاه سیاسى آمریکا را به منفعت خود بچرخانند و ژرژ مک‌گى را که طرفدار ایران بوده به ترکیه به عنوان سفارت فرستند پس شما آقاى مصدق با نفیسى‌ها که یکى را معاون نخست‌وزیر و دیگرى را معاون وزارت کار نموده و با دستگاه دولتى که سى سال است تحت رهبرى انتلیجنت سرویس کار مى کند چه طور در مقابل انگلیس‌ها ایستاده و قهرمان ملى شدید و انگلیس‌ها یا آن قدرت و نفوذ که در ایران و به قول شما در امریکا دارند زورشان نمی‌رسد. آقاى دکتر مصدق یا شما باید بگویید که من در امریکا شکست خوردم و کارى از من ساخته نشد یا اگر مى‌گویید که انگلیس‌ها نگذاشتند باید با کمال تلخى اعتراف کنید که خودتان و دستگاهى که دارید عامل مستقیم و مخفى انگلیس‌ها هستید و این هیاهو و جار و جنجالى که هر روز در تهران به منفعت شما درست مى‌شود آن دستگاهى به وجود مى‌آورد که ژرژ مک گى معاون وزارت خارجه امریکا را از واشنگتن به ترکیه تبعید مى‌نماید.

نه شما و کاشانى - از زمانى که من با مصدق بناى مخالفت را گذاشتم عده‌ای از مردم را علیه من تحریک کردند ولى اگر از آنها بپرسید آزاد چه کرده است هیچ کدام دلیل منطقى علیه من ندارند نه مى‌توانند بگویند من با روس و انگلیس و امریکا زد و بند دارم زیرا رویه زندگى سیاسى من نشان مى‌دهد که با تمام اجانب مخالفم (شوشترى - احسنت) اگر بخواهند بگویند من پول و اتومبیل مى‌خواهم طریقه پول گرفتن این نیست قوام‌السلطنه جوانمردترین نخست‌وزیران بود اگر من پول مى‌خواستم با او سازش مى‌کردم هر چه پول مى‌خواستم به من مى‌داد هژیر و رزم‌آرا نخست‌وزیر شدند اگر با آنها مى‌ساختم از هیچ گذشتى نسبت به من خوددارى نمى‌کردند با همین دکتر مصدق اگر سازش داشتم مانند سایر همکاران او یک گوشه ادارات یا بنگاه‌ها را به من می‌داد و جیب و بغل خودم را پر می‌کردم.

پس اگر پول بخواهم طریقه پول به دست آوردن از سازش با دولت‌ها است نه مخالفت با آنها بنابراین به قول دکتر مصدق آن دستگاهى که ژرژ مک‌گى را از امریکا به ترکیه تبعید مى‌کند آن دستگاهى که دکتر مصدق در پناه او قهرمان ملى شده چون مى‌بیند که من اسرار پنهانى او را فاش مى‌کنم و خار راه او هستم علیه من تحریکات مى‌کند و مردم بى‌خبر را علیه من بر می‌انگیزد. ولى من به قرآن قسم خورده‌ام که تا آخر لحظه‌ی عمر دست از حمایت ملت مظلوم ایران برندارم و با هر کس و هر مقامى که خیانت به ملت ایران مى‌نماید مبارزه کنم و بجنگم ولو آن که در این راه کشته شوم و اطفال صغیرم بى پدر شوند (بعضى از نمایندگان - خدا نکند)

آزاد - بنده چند دقیقه دیگر وقت دارم؟

رئیس - چهار دقیقه‏

آزاد - یک اعلامیه‌هایى هم هست که از طرف اصناف بازار فرستاده‌اند که مفاد آن این است اشخاصى که در بازار درب دکان‌ها را بسته‌اند کسبه و تجار نبوده‌اند و تمام کسبه و تجار از بستن دکان‌ها

+++

متنفر و بی‌زارند ولى چیزى که هست یک عده‌اى که هیچ کاسب هم نیستند آمده بودند روز پنجشنبه درب دکان‌هاى مردم و می‌گفتند که دکان‌هاتان را ببندید اگر نبندید تمام امول‌تان را غارت مى‌کنیم اینها هم از ترس آنها دکان‌ها‌شان را بسته‌اند و کسبه و اصناف بازار اظهار تنفر کرده‌اند از عملیاتى که در روز پنجشنبه توسط یک عده چاقوکش‌ها در بازار به عمل آمده.‏

معدل - بنده طبق ماده 90 اجازه مى‌خواهم‏.

3 - اخذ رأى و تصویب فوریت لایحه برقرارى شهریه درباره ورثه سرهنگ نورى‌شاد.

رئیس - وارد دستور مى‌شویم اولاً اعلام رأى شده بود نسبت به فوریت لایحه مربوط به افسر شهربانى، فقط یک رأى دارد که بعد می‌رود به کمیسیون، چون اعلام رأى شده رأى می‌گیریم و بعد وارد کارهاى مجلس مى‌شویم (آشتیانى‌زاده - آن خانواده‌هایى که همه بى پسر و بى پدر شده‌اند تکلیف آنها چیست؟) رأى گرفته مى‌شود به فوریت لایحه‌ای‌که در مجلس اسبق مورد بحث واقع شد آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند)

تصویب شد براى طبع و نشر فرستاده مى‌شود.

4 - بیانات آقاى امامى‌اهرى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه.

رئیس - دو نفر از آقایان طبق ماده نود تقاضاى توضیح کرده‌اند یکى آقاى امامى‌اهرى است و یکى هم آقاى آشتیانى‌زاده است که در جلسه گذشته تقاضا کرده‌اند در صورت جلسه هم قید شده است که حق آنها محفوظ است آقاى امامى‌اهرى‏

امامى‌اهرى - در جلسه گذشته بدون علت بنده مورد بى‌مهرى آقاى جمال ‌امامى واقع شدم لازم بود جوابى عرض کنم اما چون مقام و موقعیت مجلس را مقدس‌تر و منزه‌تر از این مى‌دانم که اینجا را محل تصفیه حساب خصوصى قرار دهیم و با اوقات گران‌بهاى مجلس در چنین روزهاى بحرانى و حساس کشور صرف مهملات بنماییم به نوبه خود از حق شخصى و خصوصى خود صرف‌نظر مى‌کنم و چون آقاى امامى در ضمن بیانات خود از شدت عصبانیت جمله‌اى نسبت به موظن من ادا کردند که در عین این که اهانت‌آمیز بود مفهمومى نداشت و در عین این که مفهومى نداشت اهانت‌آمیز بود ولى به هر حال موجبات رنجیدگى و آزردگى خاطر همشهری‌هاى مرا فراهم کرده که اغلب با مخبره تلگراف متعدد ضمن ابراز انزجار در خواست دادن جواب مقتضى را نموده‌اند ولى در این باب نیز من از دادن پاسخ و معامله متقابله خوددارى مى‌کنم و با دادن این تذکر به آقاى امامى که هنگام طغیان خشم و غضب است که مرد مى‌تواند توانایى کنترل اعصاب خود را داشته باشد هم‌میهنان خود یعنى آن ایرانی‌هاى شریف و وطن پرستى را که در کنار مرز ارس زندگى می‌کنند مخاطب قرار داده می‌گویم شما مردم غیور و دلیر که با تحمل هزار گونه فشار و رنج بدبختى ولى با نهایت وطن پرستى زندگى کرده و شرافت و حیثیت ملى خود را نگه‌ داشته‌اید و در هر موقع با دادن بهترین سرباز و سردار مانند ستارخان سردار ملى بزرگترین علما استعداد و نبوغ خود را بروز داده و ظاهر ساخته‌اید. سربلند باشید و بدانید که کلمات و جملات آن هم جملات نارسا و ناروا را یاراى مخدوش کردن مقام و شأن بیان نیست. در قسمت دیگر شهرت علاقه و موافقت مرا به دولت جناب آقاى دکتر مصدق با همه جوانمردى متعلق به فرض دانسته و پنداشته‌اند که من براى خاطر وکالت دوره هفده از دولت دکتر مصدق پشتیبانى مى‌کنم. بالعکس من مخالفت شدید تا این حد ایشان و سایر افراد اقلیت را براى خاطر بیم از عدم موفقیت در انتخابات نمى‌دانم فقط متذکر مى‌شوم که دولت دکتر مصدق مقدمات آزادى انتخابات را تا آنجا تأمین کرده که من با کمال شجاعت و صراحت و روى اصل بیان حقیقت مى‌گویم که از اول مشروطیت تاکنون تا این حد در این کشور آزادى انتخابات تأمین نشده (دولت‌شاهى - واقعاً صحیح مى‌فرمایید) (شوشترى - دم خروس پیدا است) و همه تصدیق دارند که این دولت نه آجیل مى‌دهد و نه آجیل مى‌گیرد هر مرد وطن پرست ایرانى باید که مقصود اجتماعى و رشد ملى خود را در این موقع حساس و بحرانى کشور عملاً ثابت کند و با انتخاب نمایندگان دل‌سوز و واقعى (یک نفر ازنمایندگان - دستورى) رشد ملى خود را ثابت نمایند. (دولت‌شاهى - رشدشان از کاغذى که آقاى آزاد خواندند معلوم شد) شما هر وقت حرف مى‌زنید ما گوش مى‌دهیم شما هر فرمایشى دارید بفرمایید بزنید، در عین حال با این که بنده وقت دارم وقت مجلس را تلف نمى‌کنم و فقط از موقع استفاده کرده تلگرافى را که از طرف آموزگاران آذربایجان به عنوان جناب آقاى گنجه مخابره شده و ایشان از من تقاضا کرده‌اند مى‌خوانم راجع به تصویب کمک صدى هشتاد معلمین است که یک قسمت از آنها حقوق‌شان ضایع شده

توجه آقایان را به این قسمت جلب مى‌کنم که آموزگارها واقعاً طبقه‌اى هستند که بایستى مورد لطف و توجه خاص آقایان نمایندگان قرار گیرند (نورالدین امامى - از آن اصل‌ها به ما هم بدهید)

5 - طرح و تصویب طرح تکلیف تقدیم لایحه اجراى منع مشروبات الکلى.

رئیس - نظر به تصادف فردا که روز مولود حضرت ختمى مرتبت صلوات‌الله و سلام علیه مى‌باشد من مى‌خواهم از موقع استفاده کنم و مى‌دانم همه آقایان هم با این نظر من موافقت دارند که لایحه‌اى که راجع به اجراى منع مسکرات فرستادیم به سنا و برگشته است جزو دستور قرار گیرد (صحیح است - احسنت) و بعد هم شروع مى‌کنیم به کارهاى دیگر و عده‌ی زیادى هم به عنوان ماده 90 اجازه خواسته‌اند که در موقع خود اجازه داده مى‌شود طرح قانون قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

طرح قانونى دایر به مکلف بودن دولت به تنظیم لایحه‌اى براى فروش و شرب نوشابه‌هاى الکلى

ماده واحده - دولت مکلف است به اسرع اوقات لایحه‌اى براى اجراى منع فروش و شرب نوشابه‌هاى الکلى تهیه و براى تصویب به مجلسین تقدیم نماید.

رئیس مجلس سنا - سید حسن تقى‌زاده‏

دکتر طبا - لایحه را تغییر داده‌اند.

رئیس - این لایحه‌اى که از مجلس شوراى ملى به سنا رفت دو جز داشت یکى راجع به الکل بود و یکى راجع به تریاک قسمت تریاک را هنوز نفرستاده‌اند و مشغول مطالعه هستند ولى این مانع از این نمى‌شود که فعلاً ما این قسمت را تمام کنیم و بعد بقیه‌اش که رسید تمام کنیم (دکتر طبا - ما هر دو را با هم دادیم این موجب مى‌شود که هیچ وقت قسمت مربوط به تریاک تصویب نشود) این قسمتى است که از سنا آمده است یعنى از خود مجلس رفته بحثى ندارد بنابراین باید فقط رأى گرفت شود (دکتر مجتهدى - سنا چرا تجربه کرده) یک قسمت‌اش را علیحده کرده است و مشغول مطالعه است (یک نفر از نمایندگان - چند سال مطالعه لازم دارد) (رفیع - من مخالفم با فوریت این لایحه) مخالفتى ندارد همان طورى که از سنا آمده باید رأى گرفته بشود.

رفیع - با رأى آن مخالفم‏.

آشتیانى‌زاده - این مخالف شرع است مثل این است که یک لایحه بیاورند که مردم باید نماز بخوانند این مخالف است.

رئیس - آقاى رفیع بفرمایید

رفیع - با رأى دادن به این طرح به این جهت مخالفم که ما مى‌خواهیم دولت را به چه چیز مکلف کنیم در تمام این مدت خدا دولت را مکلف کرده در تمام مدت مگر قرآن مکلف نکرده بود (صحیح است) مگر خدا مکلف نکرده بود اقلاً مکلف کنید بگویید در ظرف ده روز، بیست روز (رئیس - یک ماه) دولت مکلف است اگر نکرد شما دولت را مکلف کنید. در صورتى که دولت دلش نخواست بکند مثل این که تا به حال نخواسته بکند مقصر است این مردم حاضرند گرسنگى بکشند حقوق نگریند ولى شراب نفروشد دولت، دولت نباید شراب فروش باشد (صحیح است) (آشتیانى‌زاده - پول قمار هم نگیرند) دولت نباید قمار باز باشد دولت نباید رسماً خودش مشغول این کار باشد این که مردم مى‌خواهند این است که از این کار دولت جلوگیرى کند این فایده‌اش چیست؟ یک طرحى باید پیشنهاد بشود دولت در ظرف ده روز 20 روز یک ماه موظف باشد اگر هم نکرد او را معلق کنید (یک نفر از نمایندگان - مجازات معین کنید) مجازات دولت معلوم شد.

رئیس - لایحه‌اى که از مجلس شورای ملی رفته بود مدت داشت دو ماه اینجا نوشته‌اند براى اجراى امر به اسرع اوقات حالا آقایان مخیرند ممکن است پیشنهاد کنند یک ماه چهل روز و به آن رأى بدهند.

دکتر طبا - بنده اجازه صحبت مى‌خواهم.

دکتر کاسمى - بنده پیشنهاد کردم‏.

رئیس - مگر پیشنهاد بدهید در اصل موضوع دیگر صحبت نمى‌شود.

دکتر طبا - آقاى قائم مقام روى چه موضوع صحبت کردند بنده هم به همان عنوان می‌خواهم صحبت کنم.

رئیس - براى این که مدت نداشت صحبت کردند پیشنهادات قرائت مى‌شود.

غلامرضا فولادوند - بنده پیشنهاد مى‌کنم که دولت در ظرف یک ماه لایحه این را به مجلس بیاورد و عین همین پیشنهاد را هم آقاى دکتر کاسمى کرداند ایشان صحبت کنند توضیح مى‌دهند.

رئیس - آقاى دکتر کاسمى‏

دکتر کاسمى - بنده همین موضوعى را که جناب آقاى رفیع فرمودند مى‌خواستم به عرض مجلس برسانم در موقعى که مجلس شوراى ملى ماده واحده را تهیه کرد مدت برایش قید کرد منظور از آن مدت هم این بود که دولت حقیقتاً مکلف باشد در یک مدت از زمان این لایحه را بیاورد براى این که مورد توجه تمام مردم و جامعه اسلامى است. متأسفانه در سنا مدت را حذف کردند و اسرع اوقات گذاشتند. اسرع اوقات هیچ وقت منظور ملت ایران و جامعه مسلمین ایران را تأمین نمى‌کند (صحیح است) مخصوصاً که الآن دو ماه و چند روز بیشتر به آخر این دوره مجلس شوراى ملى نداریم

+++

و با این ترتیب این لایحه مفید مدفون می‌شود و بنده یقین دارم که هیچ یک از آقایان نمایندگان با بیاناتى که آقاى رفیع فرمودند مخالفت ندارند (صحیح است) و حتى اگر یک ماه را هم زیاد بدانند چون تمام مردم تشنه این لایحه هستند باید مجلس شوراى ملى دولت را موظف کند در ظرف بیست روز این لایحه را بیاورد و طرز اجراى این کار را معین کند.

رئیس - آقاى ارباب مخالفید بفرمایید.

مهدى ارباب - مخالفت بنده این است که دولت اول باید از دریافت مالیات مشروبات الکلى و منافعى که نامشروع از این راه دارد صرف‌نظر کند بعد لایحه بیاورد و در تمام کشور استعمال آن را منع کند وقتى که دولت‌ها و دستگاه‌هاى وصول درآمد از این راه دارند چه طور اول شما می‌خواهید بیایید اینجا قانون بگذرانید.

رئیس - آقاى مهدى ارباب مگر شما ملتفت نشدید به موجب این قانون به دولت تکلیف مى‌شود که یک ماهه این کار را بکند.

مهدى ارباب - عرض مى‌کنم که دولت باید اول آن دریافت عوارض را از این راه موقوف کند و فکر این کار را بکند بعد لایحه بیاورد بنابراین اگر بعد از یک ماه هم بیاورد منطقى نیست چون نظر انتفاعى دارد.

رئیس - رأى گرفته مى‌شود پیشنهاد آقاى دکتر کاسمى که در ظرف یک ماه دولت این کار را بکند و همچنین پیشنهاد آقاى غلامرضا فولادوند آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد - دو پیشنهاد دیگر رسیده است.‏

دکتر طبا - پیشنهاد بنده را هم قرائت بفرمایید.

(پیشنهاد آقاى دکتر راجى به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد مى‌نمایم که تریاک و کلیه‌ی ترکیباتى که مخدر هستند بعد از لفظ الکل و مشروبات اضافه شود.

(پیشنهاد آقایان دکتر طبا، دکتر بقایى، دکتر شایگان، ابوالحسن حکیمى، دکتر هدایتى به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنیم بعد از کلمه مشروبات الکلى کشت خشخاش اضافه گردد.

رئیس - آقایان اگر تریاک علاوه شود دو مرتبه بر مى‌گردد به سنا و آن مقصود از بین مى‌رود.

دکتر طبا - برگردد.

رئیس - من می‌خواستم که متوجه رأى باشید اگر رأى دادید دو مرتبه این لایحه می‌رود به سنا آقاى دکتر طبا توضیحى دارید بفرمایید.

محمدعلى مسعودى - این را یک طرح جداگانه بدهند.

دکتر طبا - بنده توضیحاً عرض مى‌کنم که ایرادى که مقام ریاست فرمودند شاید کاملاً وارد نباشد زیرا در هر صورت این لایحه با تصویب پیشنهاد آقاى دکتر کاسمى به سنا برمی‌گردد.

رئیس - نخیر دیگر به سنا برگشت نمى‌شود.

دکتر طبا - بنده به اتفاق آقاى دکتر بقایى آقاى دکتر شایگان آقاى حکیمى این پیشنهاد را دادیم و می‌دانیم که  غالب آقایان هم موافقند زیرا اصل طرح که در کمیسیون بهدارى به تصویب رسید شامل منع مصرف الکل و تریاک و همچنین منع کشت خشخاش بود بنده اصولاً هر چه فکر کردم ایرادى به این موضوع نبود و نفهمیدم چرا سنا این موضوع را حذف کرده است. راجع به کشت خشخاش سال‌ها است که مطالعه می‌شود و در کمیسیون بهدارى هم چهار سال است این موضوع مطرح است و ما مداقه کامل کردیم و چندین دفعه گزارش دادیم حتى یک مرتبه طرحى به امضاى بیش از هفتاد نفر از نمایندگان به مجلس دادیم با قید دو فوریت یک فوریت آن تصویب شد فوریت دوم را آقاى دکتر معظمى دوست عزیز بنده که از آن وقت از ایشان گله دارم نمى‌دانم که چرا آن وقت ایشان مخالفت کردند و مخصوصاً ایشان در بیانات‌شان گفتند که قول مى‌دهیم که در ظرف 15 روز دوباره در مجلس مطرح بشود این 15 روز الآن قریب دو سال و نیم است که می‌گذرد و راجع به منع مصرف الکل قانون لازم ندارد و قانون اسلام همان طور که جناب آقاى رفیع فرمودند آن را ممنوع کرده است. آیا قانون مدنى و قانون مجلس از قانون اسلام هم قوی‌تر خواهد بود ولى البته بنده موافقم که این قانون تصویب بشود زیرا بسیارى از جنایات که در این مملکت می‌شود و مخصوصاً در وضع حاضر که امینت به نحو شایسته لازم داریم البته اگر الکل مصرف نشود خیلى بهتر خواهد بود. بنده وارد مضار الکل نمى‌شوم زیرا مضار شرعى دارد و مضار بهداشتى آن خیلى مهم‌تر از مضار طبى است مضار بهداشتى را هم یقین مى‌دانید راجع به این که آقاى دکتر راجى پیشنهاد کردند که استعمال تریاک و افیون اضافه بشود این اصولاً لزومى ندارد قانون داریم بنده در سال گذشته آمدم تمام مواد آن قانون را اینجا قرائت کردم که اصولا دولت مکلف است که جلوگیرى بکند از استعمال الکل قانون لازم ندارد و حتى مجازات آن هم تعیین شده است ولى دولت متأسفانه اقدام نمى‌کند.

خود آقایان اطلاع دارند که چندین شیره‌کشخانه در این شهر است و به نقاطى که در آنجا افیون استعمال مى‌شود هر روز اضافه مى‌شود و تعداد آن رو به تزاید است بنابراین بنده حقیقت‌اش این است که پیشنهاد آقاى دکتر راجى را کافى نمى‌دانم چون ما بعد از مطالعات زیاد چه از نقطه‌نظر کشاورزى به آن نتیجه رسیدیم که تنها راهى که می‌تواند جلوگیرى از استعمال افیون در ایران بکند منع کشت است. بعضى از آقایان عقیده داشتند که ممکن است قاچاق وارد مملکت بشود البته بنده تصدیق می‌کنم که قاچاق وارد می‌شود ولى خود آقایان تصدیق مى‌فرمایند که مصرف آن خیلى خیلى کمتر خواهد شد جنس قاچاق را نمى‌توان به آسانى به دست آورد و سهل‌الوصول نیست. در صورتى که در حال حاضر خو آقایان مى‌دانند شاید نود درصد تریاکى که به دست مى‌آید در خود کشور مصرف مى‌شود بنده ارقام زیادى در این باره دارم ولى وقت آقایان را با آن ارقام نمى‌گیرم و قبلاً هم بعضى از آن را ذکر کردم ولى خواهشمندم و استدعا دارم که آقایان توجه بفرمایند و این فکر را بفرمایند که اگر فرضاً الآن جلوگیرى شد از کشت خشخاش آن مالک و یا آن رعیت در حال حاضر فوراً چیزى براى جانشینى آن پیدا خواهد کرد و ضررى به محصول کشاورزى وارد نمى‌آید. بنده اطمینان مى‌دهم با متخصصین کشاورزى صحبت کردیم والله به خدا مى‌شود به جاى تریاک چیز دیگرى کاشت ممکن است عاید آنی آن به قدر تریاک نشود (مهدوى - به جاى تریاک نمى‌شود چیزى کاشت) (شوشترى - زیره سبز) بنده مطالعه کرده‌ام مى‌شود آقایان این مجلس مجلس شانزدهم خدمات مهمى کرده بنده جز خدمات مهمى که هنوز باید انجام بدهد یکى موضوع انتخابات را مى‌دانم که باسوادها رأى بدهند (زنگ رئیس)

رئیس - آقاى دکتر طبا راجع به موضوع صحبت بفرمایید نه انتخابات‏.

دکترطبا - و یکى هم موضوع تریاک و منع کشت خشخاش است که امیدوارم آقایان توجه بفرمایند همین امروز رأى بدهند که کشت خشخاش ممنوع بشود و این کار شاید از ملى شدن نفت از نقطه نظر مجلس شوراى ملى کمتر نباشد (حکیمى - استعمال تریاک باعث انقراض ملت ایران است) این است که استدعا مى‌کنم آقایان در این خصوص توجهى بفرمایند و با این پیشنهادى که ما و یک عده از آقایان داده‌ایم موافقت بفرمایند.

رئیس - آقاى غلامرضا فولادوند

غلامرضا فولادوند - آقایان نمایندگان محترم به حسن نیت جناب آقاى دکتر طبا ایمان و عقیده دارند و بنده یقین دارم که این پیشنهادی که ایشان داده‌اند براى خیر و صلاح مملکت است (صفایى - به عقیده خودشان) ولى گویا مرتکب یک اشتباهى شده‌اند که براى روشن شدن ذهن ایشان توضیح مى‌دهم. اول عرض کنم که مجلس شوراى ملى چه کرده مجلس شوراى ملى بر اثر طرحى که نمایندگان محترم تهیه کردن قانونى به این مضمون تصویب کرد

ماده واحده - نظر به این که در شرع مقدس اسلام شرب مواد الکلى حرام است و نظر به این که اصول بهداشت عمومى و مقررات بین‌المللى نوشیدن مواد الکلى و کشیدن تریاک و مشتقات آن را ممنوع داشته است دولت مکلف است ظرف یک ماه لایحه‌اى براى منع و تهیه و فروش و شرب مواد الکلى و بنگ و همچنین منع کشت خشخاش و کشیدن تریاک و مشتقات آن را تنظیم و براى تصویب به مجلس شوراى ملى تقدیم نماید این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه یکشنبه 18 فرودین ماه 1330 به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت ( این قانونى بوده است که در فرودین ماه مجلس شوراى ملى براى منع نوشیدن الکل و منع کشیدن تریاک و تهیه آن دو موضع تصویب کرد و به مجلس سنا فرستاده مجلس سنا چه کرده؟ است. ماده واحده دولت ملکف است به اسرع اوقات لایحه براى اجراى منع فروش و شرب نوشابه‌هاى الکلى تهیه و براى تصویب به مجلس شورای ملى تقدیم نماید پس مجلس سنا موضوع تریاک را از بین برد یعنى نگاه داشته موضوع یک ماه را هم به این صورت اسرع اوقات درآورده. البته اسرع اوقات عیب‌اش این است که دولت دستش باز است همین طور که این قانون را فروردین ماه تصویب کردیم و حالا به مجلس آمده دولت هم دست‌اش باز است یک سال دیگر دو سال دیگر اگر دلش خواست این لایحه را مى‌آورد و اگر دلش نخواست نمى‌آورد. اما این پیشنهادى که آقایان دادند آقاى دکتر راجى و آقایان دکتر طبا و دوستان ایشان پیشنهاد فرموده‌اند که بعد از کلمه صرف مشروبات الکلى منع کشت خشخاش اضافه شود حال اگر بخواهیم این را بپذیریم چه ضررى دارد؟ضررش این است که اگر ما بخواهیم این پیشنهاد آقایان را تصویب بکنیم این لایحه را فعلاً ما کان لم یکن و بلا اثر کرده‌ایم دوباره این لایحه را به ضمیمه این پیشنهاد که این پیشنهاد را هم سابق مجلس شوراى ملى تصویب کرده است باید بفرستیم به مجلس سنا و در سنا دفن بشود.

علیهذا عقیده بنده این است که آقایان اجازه بفرمایند که این دو عیب را ما فعلاً یک عیب‌اش را رفع بکنیم و آن مشروبات الکلى را ما فعلاً تصویب بکنیم که

+++

دولت لایحه منع شرب و تهیه مشروبات الکلى را در ظرف یک ماه به مجلس شوراى ملى بیاورد و از ریاست سنا و نمایندگان محترم سنا هم در پاى این میز خطابه استدعا مى‌کنم تقاضا مى‌کنم که در ظرف ده روز بقیه‌السیف لایحه مجلس شوراى ملى را به مجلس بفرستند. تا اکل از قفا نکنیم این عرض بنده است حالا آقاى دکتر طبا این پیشنهاد را استرداد بفرمایند یا یک طرحى بدهند.

دکتر طبا - خواهش دارم موافقت بفرمایند آقایان رأى بدهند در هر صورت که باید به مجلس سنا میرود چون اسرع اوقات تبدیل به یک ماه شد.

سلطان‌العلما - آن وقت این لایحه می‌رود و دفن مى‌شود.

رئیس - اگر پیشنهاد آقاى دکتر طبا تصویب شود بایستى به مجلس سنا برود در حالی که این قانون الآن در مجلس سنا هست باید تأکید کنیم زودتر بفرستند رأى گرفته مى‌شود به پیشنهاد آقاى دکتر طبا که تریاک هم علاوه شود (بعضى از نمایندگان - دو مرتبه قرائت شود) یک مرتبه دیگر قرائت می‌شود.

(پیشنهاد مجدداً به شرح قبل قرائت شد)

سلطان‌العالما - می‌رود به سنا و این را هم از بین مى‌برند.

رئیس - آقایانى که موافق نیستند رأى ندهند رأى گرفته مى‌شود به پیشنهاد آقاى دکتر طبا آقایانى که موافقند قیام بفرمایند.

(عده کمترى برخاستند)

تصویب نشد پیشنهاد آقاى دکتر کیان قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد مى‌کنم تبصره ذیل به طرح مورد بحث اضافه شود. تبصره: دولت مکلف است قانون مربوط به منع پیاله فروشى بلافاصله اجرا و از تاریخ تصویب این قانون از پیاله فروشى در تمام کشور جلوگیرى کند.

دکتر کیان‏

رئیس - آقاى دکتر کیان‏

آزاد - من مخالفم‏.

دکتر کیان - عرض کنم که این پیشنهاد بنده مربوط به اجراى قانون موجودى است یعنى قانونى که فعلاً داریم که پیاله فروشى طبق آن قانون ممنوع است بنده این تذکر را کراراً به وزراى دارایى داده‌ام که چرا در حالى که قانون منع پیاله فروشى وجود دارد هر روز شما پروانه پیاله فروشى صادر مى‌کنید. دکاکین پیاله فروشى در نقاط مختلف شهرها وجود دارند و مشروبات الکلى را با اجازه رسمى دولت و وزارت دارایى به طور پیاله فروشى می‌فروشند و مصرف کننده‌ها هم مصرف مى‌کنند. این قانون موجود است که منع پیاله فروشى را جزو وظایف دولت قرار داده است و بایستى پیاله فروشى در ایران ممنوع باشد معذالک این عمل بر خلاف قانون به دست خود دولت اجرا مى‌شود بنده این را پیشنهاد کردم که صرف‌نظر از این که دولت در ظرف یک ماه مکلف است براى جلوگیرى از مصرف و تولید مشروبات الکلى لایحه‌اى به مجلس بیاورد بلافاصله از همین تاریخ هم مکلف باشد که آن قانون موجود مربوط به منع پیاله فروشى را در ایران اجرا بکند. اگر دولت ما پابند به اصول اسلامى بود احتیاجى به این تبصره‌ی بنده نداشت براى این که خود دولت اجازه این کار را دارد و احتیاجى به این قانون ندارد براى این که خود دولت باید پیاله فروشى را منع کند و نگذارد پیاله فروشى در این مملکت وجود داشته باشد. متأسفانه دولت‌هاى قبلى هر چه که این تذکر به آنها داده شد و خود من چندین بار مذاکره کرده‌ام به نتیجه نرسید این است که این پیشنهاد را داده‌ام و تقاضا مى‌کنم که دولت جناب آقاى دکتر مصدق این وظیفه شرعى و قانونى خود را از فردا در تمام کشور به موقع اجرا بگذارد این تبصره لزومى هم ندارد که تصویب بشود زیرا این وظیفه را در حال حاضر هم دولت دارد و بنابراین بنده پیشنهاد خودم را پس مى‌گیرم ولى در حال حاضر به دولت تذکر می‌دهم که این وظیفه شرعى و قانونى خود را دستور بفرمایند که از فردا در تمام کشور اجرا بکنند و از فردا از پیاله فروشى مشروبات الکلى جلوگیرى شود.

رئیس - آقاى نورالدین امامى‏

نمایندگان - پس گرفتند آقا

رئیس - پس اعلام رأى می‌کنیم به خود لایحه رأى گرفته می‌شود به این لایحه با قید یک ماه آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (عموم نمایندگان برخاستند) تصویب شد به دولت ابلاغ مى‌شود.

6 - معرفى تیمسار سرلشگر علوى‌مقدم به معاونت وزارت جنگ به وسیله‌ی آقاى وزیر جنگ.

رئیس - آقاى وزیر جنگ‏

وزیر جنگ - بنده با اجازه آقایان تیمسار سرلشگر ‌علوى‌مقدم را به معاونت وزارت جنگ معرفى مى‌کنم.‏

نمایندگان - مبارک است‏.

ارباب‌مهدى - ایشان خدماتى هم به بلوچستان کرده‌اند.

فرهودى - تملق زیادى‏.

7 - بیانات آقاى آشتیانى‌زاده به عنوان ماده 90 آیین‌نامه.

رئیس - اینجا یک ماده 90 از پیش داریم که مربوط به آقاى آشتیانى‌زاده است سه تا تقاضاى ماده 90 دیگر هم از آقاى جمال امامى و آقاى معدل و آقاى دکتر بقایى رسیده است عجالتاً مال سابق آقاى آشتیانى‌زاده استفاده مى‌کنند حق آقایان هم محفوظ می‌ماند براى دفعه دیگر و بعد هم به آقاى دکتر شایگان وقت مى‌دهیم آقاى آشتیانى‌زاده.

آشتیانى‌زاده - در سه جلسه گذشته رفیق محترم بنده آقاى مکى ضمن صحبت‌شان راجع به نفت و فروش نفت بیانى کردند و ظاهراً مفهوم بیان‌شان این بود که در موقع طرح 9 ماده مربوط به ملى شدن نفت بنده پیشنهاد کرده بودم در آن شب کذاً و کذا که محصول نفت جنوب منحصراً به کمپانى سابق فروخته بشود. هر چند که ایشان در جلسه بعد مختصر تکذیب فرمودند ولى تکذیب ایشان در افکار مردم تأثیرى نکرد و من لازم مى‌دانم که خودم در این مورد بحث بکنم و ذهن اشخاصى را که در خارج از مجلس هستند در این موضوع روشن بکنم اگر آقایان به خاطر داشته باشند موقع قانون ملى شدن نفت 3 یا چهار بعد از ظهر روز جمعه آقاى علا رئیس‌الوزراى وقت استعفا داد و فرداى آن روز با این که روز شنبه بود با عجله‌اى هر چه تمام‌تر جلسه را تشکیل دادند و در لژها عده زیاد کارآگاه بنده دیدم کارآگاه‌هاى معروف و به نام که بنده آنها را مى‌شناسم و 9 ماده مطرح شد البته ظاهر امر این طور بود که اگر کسى با 9 ماده

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده اکثریت نیست تأمل بفرمایید.

(پس از چند دقیقه اکثریت حاصل شد)

آشتیانى‌زاده - عرض می‌شود که در آن جلسه عجله عجیبی بود براى این که قانون ملى شدن نفت یعنى 9 ماده فوراً تصویب شود و بنده شخصاً در این امور حیاتى مقتضى نمى‌دانم که عجله بشود ولى علاوه بر عجله تحت تأثیر تهدید خارج در مجلس یک اتمسفر عجیب خطرناکى ایجاد کرده بودند و هر کس می‌خواست حرفى بزند مى‌گفتند که نوکر انگلیس است.

بنده باز فضولى کردم آن شب در این فضولى هم باز خیلى به ضرر شخص بنده تمام شد صورت جلسه‌اش اینجا هست و بعد از خروج از مجلس بدون این که تماشاچى‌هاى محترم توجه داشته باشند و یا توجه کرده باشند که بنده چه گفتم و مفهوم گفته‌هاى بنده چه بود دم درب مجلس به من آتاک کردند با چاقو من فرار کردم و شب را هم ریخته بودند به خانه بنده و شیشه‌ها را با سنگ شکسته بودند و هیچ کس هم نفهمید که چرا به این مرد فحش مى‌دهیم. حکایت آن طلبه‌اى که لب حوض مدرسه چاقوى خون آلودش را مى‌شست و به سایرین مى‌گفت آخر نفهمیدیم که این ملعون چه کرده بود؟ بنده سه پیشنهاد آن شب کردم یکی آن که بایستى براى اجراى خلع ید مدت قائل شد یعنى به طور مطلق باید معین شود که دولت مکلف است در ظرف ده روز 15 روز 20 روز یا یک ماه خلع ید بکند و این طور به طور مطلق نگوییم خلع ید بکند یعنى بدون وقت که فوراً دولت باید خلع ید بکند. این مقصود ملى ما را تأمین نمى‌کند چرا چون ممکن است که این دولت بیفتد و دولت ناصالحى سر کار بیاید و او کلمه فورى را مطابق زعم خودش تفسیر کند در صورتى که اگر مدت گذاشته بودیم که در ظرف ده روز از تاریخ تصویب این ماده خلع ید بشود معلوم نبود که تا سه ماه و یا چهار ماه بعد از او این کار کشیده شود به آمدن هریمن هریمن نمى‌آمد و این بحث‌هاى بی‌خود نمی‌شد و استوکس نمى‌آمد و این بحث‌هاى بی‌خود نمی‌شد.

رئیس - آقا از موضوع خارج نشوید.

آشتیانى‌زاده - یک پیشنهاد دیگر بنده راجع به 25 در صد بود که اگر ما حقیقتاً می‌خواهیم و نفت باید ملى شود یعنى ما حق داشته باشیم که از این پس حقوق ملت ایران که ضایع شده در ظرف نیم قرن احقاق حق او را بکنیم این 25 در صد که مى‌دهیم از چه بابت است که یکى این بود و یکى هم پیشنهاد دیگرى بنده کرده بودم که ماده 7 را به این گونه تغییر بدهند ماده هفتم که پیشنهاد و تصویب شد این بود که مقدار محصول از 1948 و 1951 که تاریخ تصویب این قانون است تا 35 میلیون تن مطابق نرخ عادله بین‌المللى منحصراً به خریداران سابق نفت فروخته شود. ملت ایران توجه بکند ملت ایران توجه بکند به این نکته و بنده مخصوصاً آن شب اینجا نشسته بودم آقاى گنجه هم پهلوى من بودند گفتم این دفعه تمدید شد براى هزار سال بنده پیشنهادى دادم که از همان تن اول از لیتر اول بگذارند به مزایده تمام بلوک‌هاى دنیا را دعوت کنند هر که بیشتر خرید به او بفروشند. شوروى باشد چین باشد ماچین باشد هند باشد ختا باشد ختن باشد هر چه باشد و هر کس باشد هر کس بیشتر خرید هر کس که بیشتر پول داد ما محصول نفت خودمان را به او بفروشیم و مخصوصاً آنجا در نطقم گفتم که آقایان نرخ عادلانه دنیا را اینجا ذکر نکنید دنیا یعنى انگلیس و امریکا به زعم ما وقتى که ما مى‌گوییم دنیا یعنى انگلیس و امریکا. حالا بنده خوشوقتم از این که آقاى دکتر مصدق بعد از 6 ماه به صرافت پیشنهاد بنده افتاده‌اند البته اسمى از بنده نبردند در پشت این تریبون که این پیشنهاد را کى داد من یاد دارم این جناب آقاى دکتر معظمى وقتى که من این پیشنهاد

+++

را دادم و گفتم که آقا اگر به این پیشنهاد رأى ندهید من به این 9 ماده رأى نمى‌دهم ایشان بلند شدند از مجلس خارج شدند در خارج از مجلس به من گفتند که حق با تو بود رأى ندادند به آن پیشنهاد خیانت بود خلاصه مجلس را تحت این تأثیر عجیب و غریب و تحت تحریک چاقوى چاقوکش‌ها در آوردند.

مکى - این طور نیست این گفته شما خیانت به مملکت است کدام چاقوکش‌ها؟ مجلس افتخار مى‌کند که به این لایحه رأى داده‏.

آشتیانى‌زاده - آقاى مکى عصبانى نشوید من که به شما ارادت دارم دم در همین مجلس ریختند به سر بنده که چرا من پیشنهاد کرده‌ام که تمام محصول نفت را به مزایده بفروشیم و حالا شما پیشنهاد مرا قبول کرده‌اید.

مکى - چى را قبول کرده‌ایم پیشنها شما به نفع انگلستان بود خیال مى‌کنید ما نمى‌دانیم.

آشتیانى‌زاده - پیشنهاد من به نفع انگلستان بود آقاى مکى؟ اختیار دارید پیشنهاد بنده به نفع انگلستان بود؟ این موضوع براى من حیاتی است بنده نطق آن شبم را می‌خوانم بنده ماده هفتم را می‌خوانم و نطق خودم را هم می‌خوانم.‏

مکى - نطق بنده را هم بخوانید.

رئیس - آقا این مطالب که می‌گویید مربوط به ماه 90 نیست.

آشتیانى‌زاده - این مصاحبه کاشانى است (ورقه‌اى را ارائه دادند) این مصاحبه‌ی آقاى کاشانى است مصاحبه کاشانى با پیشنهادات بنده تطبیق مى‌کند.

مکى - شما مى‌گویید که مجلس با زور چاقوکش رأى داده‌اند چرا این طور مى‌گویید؟

آشتیانى‌زاده - پس چرا در خارج از مجلس ریختند به سر بنده؟

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده سه دقیقه بیشتر از وقت شما باقى نمانده تمام کنید اگر اضافه وقت هم بخواهید عده در خارج براى رأى کافى نیست.‏

آشتیانى‌زاده - آقا اگر ماده 7 مضمون‌اش این باشد که تا 35 میلیون تن محصول مستخرجه نفت بایستى منحصراً مطابق قیمت بین‌المللى دنیا به نرخ عادلانه به کمپانى واگذار شود و مازاد او را به مزایده بگذاریم - (مکى - دکتر شایگان و دکتر معظیم - این نیست آقاى آشتیانى‌زاده) و در صورت تساوى شرایط باز بدهیم به شرکت سابق این بهتر است یا پیشنهادى که بنده داده بودم که از لیتر اول باید بگذاریم به مزایده شما را به شرافتتان شما را به ناموستان انصاف بدهید بگویید کدام خوب است بگویید.

8 - تعیین موقع جلسه آینده - ختم جلسه.

دکتر شایگان - بنده اجازه می‌خواهم‏.

مکى - آقایان اقلیت بیرون مى‌روند تا جلسه را از اکثریت بیندازند.

رئیس - آقاى دکتر شایگان که عضو کمیسیون مختلط نفت هستند توضیح دارند راجع به دیوان داورى لاهه آقایان تشریف داشته باشند تا ایشان صحبت بکنند.

آقاى تیمورتاش ساکت باشید مگر نمى‌بینید من دارم صحبت مى‌کنم آقاى دکتر شایگان یک شرحى نوشته‌اند که یک توضیح راجع به دیوان داورى که لاهه می‌خواهند بدهند ولى الآن هم وقت دیر است و هم عده کافى نیست اول وقت روز سه‌شنبه توضیح خودشان را با اجازه‌ی آقایان خواهند داد فعلاً جلسه را ختم مى‌کنیم جلسه‌ی آینده روز سه‌شنبه 26 آذر ساعت 9 صبح.‏

(مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294732!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)