کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مذاکرات مجلس شورای ملى دوره 19
[1396/06/04]

جلسه: 212 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه هشتم تیر ماه 1337  

 

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامی غائبین جلسه قبل

2- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای پردلی

3- بیانات قبل از دستور- آقایان: امامی‌خویی- خرازی- بزرگ‌ابراهیمی- بهادری- پروفسور اعلم

4- استرداد لایحه سازمان وزارت امور خارجه به وسیله آقای وزیر امور خارجه و بیانات ایشان در قبال بیانات آقای ابراهیمی

5- بقیه مذاکره در گزارش شور اول کمیسیون دادگستری راجع به اصلاح قانون ثبت اسناد و املاک

6- طرح و تصویب یک فوریت و اصل گزارش کمیسیون نفت دایر به اجازه مبادله موافقت‌نامه عملیات نفتی بین شرکت ملی نفت ایران و شرکت سافایر پترولیوز

7- طرح و تصویب طرح پیشنهادی راجع به اصلاح قانون بازنشستگی در مورد پزشکان و مستشاران دیوان محاسبات

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مذاکرات مجلس شورای ملى دوره 19

 

 

جلسه: 212

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه هشتم تیر ماه 1337

 

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامی غائبین جلسه قبل

2- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای پردلی

3- بیانات قبل از دستور- آقایان: امامی‌خویی- خرازی- بزرگ‌ابراهیمی- بهادری- پروفسور اعلم

4- استرداد لایحه سازمان وزارت امور خارجه به وسیله آقای وزیر امور خارجه و بیانات ایشان در قبال بیانات آقای ابراهیمی

5- بقیه مذاکره در گزارش شور اول کمیسیون دادگستری راجع به اصلاح قانون ثبت اسناد و املاک

6- طرح و تصویب یک فوریت و اصل گزارش کمیسیون نفت دایر به اجازه مبادله موافقت‌نامه عملیات نفتی بین شرکت ملی نفت ایران و شرکت سافایر پترولیوز

7- طرح و تصویب طرح پیشنهادی راجع به اصلاح قانون بازنشستگی در مورد پزشکان و مستشاران دیوان محاسبات

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- قرائت اسامى غائبین جلسه قبل‏

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با‌ اجازه- آقایان:

صارمى- کدیور- اردلان- دکتر آهى- دکتر امین- پناهى- بوربور- اعظم زنگنه- استخر- جلیلى- دکتر عمید- دکتر حسن افشار- غضنفرى- عامرى- شادمان- کورس- دکتر ضیایى- صراف‌زاده- نصیرى- سنندجى- اخوان- اسکندرى- خلعتبرى- دادگر- اورنگ- مهندس ظفر- تیمورتاش- سلطان‌مراد بختیار- ثقه‌الاسلامى- آقایان. دکتر اصلان افشار.

غائبین بى‌اجازه- آقایان:

دکتر طاهرى. قرشى. قراگزلو.

دیر‌آمدگان و زود‌رفتگان با‌ اجازه آقایان:

ارباب- دکتر امیر نیرومند- دکتر اسدى- رامبد- کاظم شیبانى- سعیدى. بزرگ‌نیا. هدى. دکتر دادفر. دکتر بینا. امامى‌خویى.

رئیس- نطق‌هاى قبل از دستور شروع می‌شود. آقاى پردلى صحبتى داشتید؟

2- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى پردلى‏

پردلى- سؤالاتى است از وزارت کشاورزى که تقدیم می‌کنم.

3- بیانات قبل از دستور آقایان: امامى‌خویى. خرازى. بزرگ‌ابراهیمى. بهادرى. پروفسور اعلم.

رئیس- آقاى نورالدین امامى.

نورالدین امامى- یک حاجى قربانى داشتیم در خوى این حاجى قربان پول زیادى داشت مثل جناب اکبر ولى این پول قرض نمی‌دهد او پول‌هایش را به همه تنزیل می‌داد بعضى اشخاص که به او بدهکار بودند این وقتى که فرستاد از چند نفر حساب‌ها طلبش را مطالبه کند این بدهکار‌ها چند تا از بچه‌ها را آنتریک کردند و فرستادند بازار نزدیک دکان این حاجى قربان هى سنگ می‌انداختند هى آجر مى‌انداختند این بیچاره مستأصل و بیچاره شد و پا شد عقب این بچه‌ها افتاد بعد بدهکار‌ها جمع شدند گفتند این دیوانه شده و گفتند آى دیوانه‌اى دیوانه بیچاره را آخرش دیوانه کردند حالا بنده بیچاره را هم این قدر گفتند ناخوش است که راستى نا خوش شدم هى گفتند نا‌خوش است، نا‌خوش است، حالا شنیدم انشاء‌الله که صحت نداشته باشد شنیدم که ممکن است یک سه ماهى از بنده از طرف دولت آمریکا دعوت بشوم بروم معالجه یکى از رفقا هم حاضر است که مخارج مرا بدهد، از این جهت ممکن است بروم و دیگر برنگردم و شما را زیارت نکنم (چند نفر از نمایندگان- خدا نکند) حالا نکند آخرش یک روزى خدا خواهد کرد هزار سال دو هزار سال پنج هزار سال دیگر کاروانى است که همه باید برویم به این جهت امروز خواستم آخرین عرایض خودم را بکنم و حقایق را اینجا کشف بکنم چه زید خوشش بیاید و چه عمرو بدش بیاید، چه کنتراتچى قاچاقچى‌ها عرایض من به مذاق‌شان تلخ بیاید و چه گرسنه‌ها شیرین براى من دیگر تأثیر ندارد چون عرض کردم ممکن است صدى 5/99 حاجى، حاجى مکه، چنان برود که بر‌نگردد هى گفتند حاجى قربان دیوانه شده تا دیوانه شد من بیچاره را هم گفتند نا‌خوش است نا‌خوش است به خدا قسم که من ناخوش نبودم این قدر گفتند که خودم دیدم یک چیزم می‌شود خودم هم یک جوریم می‌شود (خنده نمایندگان) یکی‌اش هم همین آقاى بهادرى است ببینید چه طور مثل گربه مرا نگاه می‌کند. آقایان همکاران یک روزى عرض کردم بعد از سوم شهریور خیلى محنت و زجر کشیدیم (صحیح است) خیلى بیچارگى و دربه‌درى کشیدیم، خیلى جوان زیر چکمه‌ها دادیم، ولى بالاترین مصیبت این بود که یک دوایى را روى هوا پاچیدند و یا روى آب، این مرض بیهوشى و یا فراموشى آمد که دیروز یاد‌مان رفته فردا هم که نیامده امروز هم که سگ صاحبش را نمى‌‌شناسد در جریان شوم خاک بر دهن من جریان شوم پانزده بهمن توى همین سر‌سرا با حضور دویست‌و‌پنجاه ‌و ‌سیصد تا وکیل من یک خورده‌اى تندى می‌کردم، یک کسى از آقایان یک حرفى زد به من که چرا این قدر جوش می‌زنى خاکم به دهن می‌دانید چه گفت یک خائن کم می‌شود زدم توى گوشش محمد‌على مسعودى اینجا نیست یکى او

+++

یکى برادرم مرا گرفتند اگر نه مرا یک لقمه چپش کرده بود و الّا من زورم بهش نمی‌رسید این آقا مزدش وزارت بود مزدش میلیونرى بود که گرفته گداى سائل به کف بود امروز میلیونر شده است (عده‌اى از نمایندگان- اسمش چیست؟) گزارش هشت نفرى یادتان رفته؟ گزارش هشت نفرى یکی‌اش گنجه‌اى نبود؟ جواد گنجه‌اى حالا رفته آذربایجان حزب تشکیل بدهد. وکلاى آذربایجان نهم اسفند را فراموش کرده‌اند بخشنامه الان در ستاد ارتش است محرمانه ابر و باد را به هم زدند پنج هزار تومان هم حق تعیین کردند یک استوارى با این شکل و با این عینک و با این لباس بالاى سر در گارد سلطنتى بود فریاد می‌زد داد می‌زد این را به هرید پیدا کنید این استوار را فقط خانمى دیده بود و آن هم از عینک و مچ‌پیچ شوهرش کجا رفتند اینها چى شدند چرا فراموش کردید پنج هزار تومان هم براى سر این استوار فلک‌زده بدبخت معین کرده بودند کاشکى گرفته بودندش کاشکى از بین برده بودندش باز هم این همه محنت و زحمت زیادى نکشیده بود، حاجى قربان دروغى هم نشده بود چى شد 9 اسفند آقا که اینجا نشسته (اشاره به آقاى حمید بختیار) برادرش نصف شب به من تلفن کرد که فردا جریانى است باور نکردم برادرت را می‌گویم (حمید بختیار- بله) نصف شب رفتم دیدم راست می‌گوید فردا صبح 9 اسفند بود با جان‌مان بازى کردیم، سینه‌مان را سپر کردیم من که در عمرم یک دفعه اسلحه انداخته‌ام و انگشتم رفته من با لباس استوارى آنجا بودم چى شد مرا تشویق و خائن را مجازات‏ کردند؟ به خادم گفتند احوالت چه طور است و به خائن گفتند پدر‌سوخته چرا چنین غلطى کردى؟ ولى بر‌عکس به او صندلى وزارت و وکالت دادیم به این چوب و فلک آن گربه میومیو کن بابا از آن تو، آن قاطر چموش لگد‌زن از آن من در تقسیم هم این جور تقسیم کردیم. شب منزل آقاى اورنگ بودیم آقاى نیکپور خدا سلامتش بدارد با نیک‌پور بزرگ عبدالحسن آمدیم بیرون از آنجا به منزل نزدیک بود نیک‌پور خیلى ناراحت بود گفتم ناراحت نباش یا شب جمعه یا شب دوشنبه گفت چه می‌شود. گفتم آنچه پیریت بخواهد می‌شود شد 25 مرداد شد، بیچاره نورالدین این بدبخت‌هاى فلک‌زده را کدام سوراخ و سمبه قایم می‌کردم زن و بچه بهادرى آن روز در چه حالى بودند، افشار صادقی را قصاب می‎خواست از فناره آویزان کند این دیهیم مادر‌مرده را مگر زیر اتومبیل نگذاشتند، کاشى مرده بود و من هم خلاص شده بودم خوب از او قدردانى شده کسى مجازات شده روزى که برادر مرا بردند عدلیه عده‌اى می‌خواستند او را سنگ‌سار کنند، این عمیدى‌نورى آمد ضمانت کرد کى می‌تواند جواب او را بدهد؟ از اعقاب نسل امام جمعه کسى جواب او را بدهد تا زنده هستیم ما و اعقاب ما فراموش نمی‌کنیم محبت آقاى عمیدى‌نورى را (عمیدى‌نورى- وظیفه‌ام بود) چه کردند احوالت را هم پرسیدند؟ بیست‌ و‌ ششم مرداد آن جریانات بود 28 مرداده 450 و 500 نفر ما بیشتر آدم نداشتیم، آنها چوب‌ها توى آستینشان بود پان ایرانیسم حزب ایران آقاى مشایخى تو حافظه‌ات خوب است از آن آب نخورده‌اى که حافظه‌ات را از دست بدهى تو ایران نبودى ولى مؤثر بودى (مشایخى- بودم فداکارى هم کردم شما منحصر نبودید) مؤثر بودى، بزرگترین خدمت را فرد فردتان کردید روز 28 مرداد بزرگترین خدمتى که شد خلع صلاح گارد سلطنتى بود 50 نفر پاسبان که یک پاسبانى زیر ماشین رفته بود از راهنمایى و گفتند اینها وسط خیابان باید بایستند اینها قبول نکرده بودند و کنار رفته بودند نظامى‌ها و این پاسبان‌ها بى‌اسلحه بودند ولى مردم متوجه نبودند آنها بیشتر در خیابان شاه‌رضا و اسلامبول مواظبت می‌کردند روز 28 مرداد دولت متوجه شد که اشتباه کرده راد‌منش را حرکت دادند که از جلفا با دوش او را بیاورند ما صبح 28 مرداد 24 نفر رفتیم بازار، آمدیم میدان سپه کار ندارم براى ما دست زدند ما را هو کردند مزد کار آنها سلطنت و وزارت و امارت و آقایى بود که بهشان دادند سلطنت را گفتم معذرت می‌خواهم همه یک پادشاه داریم همه بندگانیم خسروپرست یک عده‌اى براى ما دست می‌زدند اینها را بایستى مردم بدانند یک روزى مردم متوجه بشوند که اگر خائن را مجازات نکنند همه کارشان خراب است این جناب آقاى مهندس اردبیلى یک برادر بزرگى دارد که بد‌بختانه عیب بزرگ او این است که رفیق من است من براى او خیلى احترام قائل هستم، این جوان، جوان هم نیست از من بزرگ‌تر است این جوان می‌دانید چه کرده است؟ فراموش می‌شود؟ نه- رسیدیم به میدان سپه براى ما دست زدند سربازان که رسیدند آنجا به داد ما رسیدند. افسر جوانمردى بود به نام سرگرد زالتاش که مستحفظ ایستگاه رادیو بود این هم بزرگ‌ترین خدمت را به مملکت کرده است او خیلى هم مورد تفقد شاهانه واقع شد به او درجه هم دادند هم انعام اینها را نباید فراموش کرد نباید آقایان فراموش کرد یک روزى می‌آیید تصویب‌نامه صادر می‌کنید به یک کسى اسلحه می‌دهید و فردا آن وقت قشون‌کشى می‌کشید و او را مى‌کشید با تصویب‌نامه هیئت وزرا به داد‌شاه اسلحه دادند روزى که ملت مسلمان داد و فریاد می‌کشد الهم لبیک لبیک ما مهدور الدم‌ها را تشویق می‌کنیم شب عید قربان است مسلمان‌ها در خانه خدا فریاد می‌کنند، ما از مهدور‌الدم‌ها و از خوارج، کسى که از مذهب اسلام خروج کرده دفاع می‌کنیم از بهایى‌ها دفاع می‌کنیم در همان شب عید خاک بر سر ما اگر مسلمانى همین است که حافظ دارد واى اگر از پس امروز بود فردایى (حمید بختیار- صحیح است) در مذهب اسلام یهودى و مسیحى خونش مباح نیست اما خوارج (خرازى- خوارج نهروان) از مذهب اسلام هر که برگردد مهدور‌الدم است آن هم شب عید قربان بزرگترین عید مذهب اسلام، بزرگ‌ترین روز مقدس اسلام روزى که از تمام اکناف دنیا سر تعظیم به قبله خدا فرود مى‌آورند از او قدردانى‏ می‌کنیم...

رئیس- آقاى امامى وقت‌تان تمام شد.

نورالدین امامى- جناب آقاى بهادرى وقت‌شان را به بنده داده‌اند.

رئیس- تمام وقت‌تان را دادید؟

بهادرى- بله اگر از وقتم ماند خودم مطالبم را مى‌گویم و اگر نماند که هیچ.

نورالدین امامى- من که سوادى ندارم مى‌گویند ادیسون توى مدرسه اصلاً نمى‌توانست درس بخواند و همیشه رفوزه می‌شد بعد بزرگترین مخترع دنیا شد. یک روز آمدند گفتند هراتى کافر مطلق است پس‌فردا سینه زدند که آدم خوبى بود این کارها براى ملت چه قدر تمام شد این جریان براى آبروی‌مان چه قدر تمام شد؟ این درست می‌شود؟ حالا به یک فکر دیگرى افتاده‌ام حالا که وزراى ما شش ماه شش ماه می‌روند خارج، حالا ما نمى‌خواهیم التماس بکنیم که 3 ماه هم ما را بفرستند همه می‌روند نمى‌دانم چرا این ذوالفقارى نمى‌رود؟ بابا این وزیر براى کار است یا براى رفتن به خارج شش ماه می‌روند هراتى را مى‌آورند بزرگش می‌کنند، روز اول تکفیرش می‌کنند پس‌فردا بزرگش می‌کنند پس‌تر فردا هم زمینش می‌زنند، در تمام دنیا آبروی‌مان می‌رود براى چه؟ ممکن است یک کسى هم یک دوایى پیدا کند بنده مى‌آیم مى‌گویم قراقات یک دوایى است در جنگل‌هاى اهر می‌روید براى فشار خون خوب است این تکفیر ندارد اگر خوب است می‌خورد اگر خوب نیست نیم‌خورد دیگر تکفیر ندارد، براى چى حاجى حاجى مکه شش ماه رفته اروپا چى آورده چه هدیه‌اى چه تحفه‌اى چه پنی‌سیلینى چه دوایى چه سلامى چه علیکى یک روزى این آقاى دکتر فرهاد خدا سلامتش بدارد من به او ارادت دارم فرمودند من رفتم انگلستان دانشگاه آنجا ثلث استادهاى اینجا را ندارد (دکتر سید‌امامى- صحیح نیست) العهده على‌الراوى (پروفسور جمشید اعلم- چنین چیزى نیست) انصاف بدهید جناب پروفسور آنجا جاى کار است نسبت دانشجویان را هم حساب بفرمایید جناب آقا (پروفسور اعلم- بعد عرض می‌کنم) بنده عرضى ندارم بنده نه واردم و نه اظهار اطلاع در این باب می‌کنم العهده على‌الراوى به نظریه جنابعالى هم صد‌در‌صد تابعم چون تحصیل در این کار دارید واردید به این کار بنده این کاره نیستم من بدبختانه عدلیه چى بودم عدلیه را هم از دستم گرفتند من را گذاشتند به کمیسیون بهادرى، من حالا از پروفسور جمشید اعلم پروفسورترم توى کمیسیون بهادرى باید پا‌به‌پاى ایشان اظهار عقیده بکنم و بگویم پنى‌سیلین چى است پنى‌سیلین براى پرون وارومیسین براى مغز است یاد می‌گیرم عیب ندارد وزارت دارایى می‌آید آمار می‌دهد مگر در این شهر چند تا دکتر می‌شود نشان داد که روزى هزار تومان عایدى دارند خودتان بهتر می‌دانید 20 تا اما او 200 تومان صد تومان می‌دهد ولى به پروفسور جمشید اعلم مى‌گویند 5 هزار تومان بده حکیم را دراز می‌کنند می‌گویند پنج هزار تومان بده جناب آقاى انوارى در مالیات ظلم بالسویه عدل است مالیات باید بدهد مالیات بزرگترین دستور شرع مقدس اسلام است بیت‌المال افضل همه است اگر مالیات ندهند پاسبان را نمى‌شود گرسنه گذاشت اما ظلم بالسویه عدل است. وزارت فرهنگ آنجا یک ماشین جوجه‌کشى درست کرده گذاشته هى تخم‌مرغ می‌گذارد و جوجه در می‌آورد و مستخدم دولت بیرون می‌دهد آخر این دوره تسلسل کى تمام می‌شود؟ آمدند سرشمارى کردند گفتند جمعیت ایران بیست میلیون نیست ولى ایران سى میلیون نفوس دارد یک میلیون ‌و ‌نیم از حوزه من بیچاره کم کردند نمی‌خواهیم وکیل را زیاد کنند و دردسر براى خودم درست کنم ولى یک میلیون‌ و ‌نیم نفوسش را کم کردند آن وقت براى این بیست میلیون بیست و پنج میلیون یک ماشین مستخدم درست کنى دارند آخر این درست است؟ آخر و عاقبت این کار به کجا می‌رسد (با لهجه رشتى) مهندس جفرودى که اینجا نیست آخر عاقبت کار به کجا می‌رسد این که نمى‌شود درباره وزارت داد‌‌گسترى جناب آقاى دکتر هدایتى نواقصى را فرمودند بنده هم می‌دانم اگر می‌خواهید درست کنی بیا به میدان. بنده هم می‌دانم عدلیه نداریم بنده هم می‌دانم چشمش کج است بنده هم می‌دانم گوش شنوا ندارد بنده هم یک محکمه 50 حکم داده و پس‌فردا سفارش یک حکمى برخلاف آن 50 حکم داده مرد می‌خواهد بیاید میدان، گاو نر می‌خواهد و مرد کهن بیاید میدان، اصلاح کند ما قانون زیاد داریم مقصودش از این کاغذ‌ها و حکم‌ها روى هم چیدن و گرد و خاک خوردن چیست جناب آقاى دکتر عاملى ما براى پیژامه پوشیدن قانون داریم، براى هندوانه داد

+++

زدن توى کوچه قانون داریم مگر اجرا می‌شود؟ بنده هم می‌دانم نواقص را جناب آقاى عماد تربتى کسى هست که نداند اما بیا به میدان ببینم می‌خواهی چه بکی؟ هم‌شهرى‌هاى ما یک چیزى مى‌سازند از شیر و نشاسته به آن یخ در بهشت می‌گویند فارس‌ها می‌گویند لرزانک یک زنى بچه‌اى داشت این پسر نان بده او بود. اتفاقاً حصبه گرفت بعد حالش بهتر شده بود ولى توى نقاهت و ضعف بود مادر پسر از این یخ در بهشت درست کرده بود و براى او برده بود و می‌گفت پسرم بلند شو از این بخور خوب میشى پسرک نمى‌خورد داد می‌زد این پدر‌سوخته اگر قوت داشت خودش را نگه می‌داشت لرزانک دانشجویان ما را چه باید اداره کند؟ وضع را کى باید درست کند آقاى مهدى ارباب کى باید توى فرانسه و انگلستان بچه را وادار کند صبح که بلند می‌شود فریاد کند که شاهنشاه ایران زمین زنده باد چون ایران نباشد تن من مباد کى باید این درس را بدهد کى باید این را کلمه به کلمه دهن بچه بگذارد من آن روز رفته بودم فرودگاه بعد از مدتى آمدم مجلس این شهردار جدید را براى اولین دفعه توى اتاق دیدم مى‌بینید در این مدت کم چه کار کرده (صحیح است) مى‌بینید که چه قدر زحمت کشیده مى‌بینید چه جایى کنده نصف شب خیابان‌ها را بگردید ببینید چه کرده (خرازى- زحمت وکلاى تهران را کم کرده است) همین میکده که مال آب است ببینید ذره‌ذره چه جور پیشرفت می‌کند. آقا باید از خادم تشویق و به خائن مجازات داد باید خائن را دندانش را بکشید حبسش کنید او را اعدام کنید خادم را هم تشویق کنید بگذارید روى سر‌تان حلوا‌حلوا بگویید و الّا این قافله تا به حشر لنگ است ‌لنگ است. (احسنت)

رئیس- آقاى خرازى.

خرازى- آقایان نمایندگان محترم استحضار دارند که امسال سومین سالى است که بر‌حسب امر مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه دانشجویان ایرانى مقیم آمریکا هر سال بعد از ختام تحصیلات سال در یکى از ایالات متحده آمریکاى شمالى جمع می‌شوند و کنفرانس تشکیل می‌دهند و معمولا سفیر‌کبیر ایران هم در این جلسات شرکت می‌کند امسال خوشبختانه تشکیل این کنفرانس در ایالت مینا‌پولیس است و افتخار بزرگى نصیب دانشجویان ایرانى شده و دو هزار نفر دانشجویان ایرانى در ایالت مینا‌پولیس جمع شده‌اند از روز جمعه و شخص شخیص اعلیحضرت همایون شاهنشاه روز جمعه کنفرانس‌ها را افتتاح فرمودند و این افتخار نصیب دانشجویان ایرانى شده و دیروز هم در بین دانشجویان ایرانى ناهار صرف فرمودند و با نمایندگان آنها تا حدى که برایشان مقدور بوده صحبت کرده‌اند بنده نامه‌اى داشتم چند روز قبل از حمید خرازى دبیر کل دانشجویان ایرانى مقیم آمریکا که نوشته بود در یکى از روزنامه‌ها خبرى نوشته بودند و این خبر را هم اطلاعات هفتگى نقل کرده بود و آن خبر این بود که دانشجویان ایرانى مقیم آمریکا نمی‌خواهند به ایران برگردند و بعضى‌ها هم ترک تابعیت کرده‌اند و دو میلیون دلار که هجده میلیون تومان می‌شود اختصاص داده‌اند که دور هم جمع بشوند، این حمید خرازى دبیر کل دانشجویان نوشته بود که این خبر در بین دانشجویان ایجاد تعجب کرد که همچو خبرى نیست اگر بین دو هزار دانشجو فرضاً پنج نفر نخواهند ایران بیایند و یا این که ترک تابعیت کرده باشند این دلیل نیست بقیه که 1995 نفر هستند اینها نخواهند ایران بیایند. اینها روز‌شمارى می‌کنند و ساعت‌شمارى می‌کنند که 27 ژوئن کى می‌شود که اعلیحضرت همایونى تشریف بیاورند و وطن‌پرستى خود را و حاضر به خدمت بودن‌شان را عملاً ثابت کنند بعد از تشریف‌فرمایى اعلیحضرت همایونى هم شاید یک دسته سیصد نفرى مجتمعاً آنها که کارشان تمام شده به ایران مراجعت کنند آقایان ما افتخار داریم که در بین آنها مهندس اتم هست مهندس نفت هست پزشک عالى‌مقام هست مهندسین عالی‌مقام در قسمت کشاورزى و صنعتى و ماشین‌آلات فلاحتى، راه‌سازى هست و از بنده خواستند بى‌اساس بودن این مطلب را عرض کنم خوشبختانه اطلاعات هوایى روز چهارشنبه این قضیه را جبران کرد و نوشت در مورد این خبرى که ما نقل کرده بودیم به قرارى که اطلاع داریم مطلب همین است که دبیر کل دانشجویان گفته است و بنده خواستم اینجا عرض کنم یک عده‌اى که رفته‌اند یا با پول خود‌‌شان یا با پول دولت صرف وقت می‌کنند تحصیل می‌کنند که برگردند و به کشور خود‌‌شان خدمت بکنند یک صحبت‌هایى در بعضى روزنامه‌ها نوشته شده بود نباید موجب دلسردیشان بشود (احسنت) مطلب مهمى که بنده می‌خواهم به عرض آقایان برسانم در یکى از مجلات وزین این هفته ضمن گزارش امور پارلمانى نوشته بود که بین میلیون انشعابى حاصل شده است و جزو اشخاص نام این بنده و جنابان آقایان دولت‌آبادى و دکتر مشیر‌ فاطمى را هم ذکر کرده بودند خواستم از طرف خودم و آقایان این خبر را تکذیب بکنم و اگر اظهار عقیده چند نفر در امور اجتماعى حمل بر انشعاب بنمایند جاى بسى تأسف است زیرا مشروطیت و حزب ملازمه‌اش بحث و شور است سوم اگر نظر آقایان باشد بنده چند روز قبل یک تذکرى راجع به مسافرت حجاج ایرانى دادم آقاى ذوالفقارى معاون نخست‌وزیر توجه کردند و رسیدگى کردند و دیدند مطلب همان طورى است که بنده عرض کرده بودم به عرض دولت رساندند و وزارت امور خارجه مخصوصاً جناب آقاى حکمت وزیر امور خارجه که اینجا تشریف دارند اقداماتى به وسیله سفارت عربستان سعودى کردند که یک ترتیبى داده شود که بین پانزدهم و 25 ذیحجه حجاج ایرانى بر‌گردند به وطن و مراجعت‌شان به 13 محرم نکشد بنده خواستم از طرف همه ایرانیان و مخصوصاً همکاران محترم‌مان که همه در حوزه‌های‌شان حاجى به حج رفته است تشکر بکنم. (احسنت)

رئیس- آقاى بزرگ‌ابراهیمى.‏

بزرگ‌ابراهیمى- دو سه مقاله بنده در روزنامه‌هاى یومیه دیدم که بنده را وادار کرد امروز به عنوان قبل از دستور چند دقیقه‌اى مزاحم همکاران محترم بشوم. خوشبختانه جناب آقاى وزیر امور خارجه هم تشریف دارند و امیدوارم که عرایضى را که من خواهم کرد در مغز ایشان یک یادداشت‌هایى به جا بگذارد یکى از این خبرها این بود که از زبان خبرگزاری‌هاى خارجى اهمیت فوق‌العاده‌اى براى مسافرت هیئت دولت به سنندج داده بودند (پروفسور اعلم- کار معمولى است) یک عمل معمولى را اگر اندیشه کرده بودند بد‌بختانه یکى از پر‌تیراژترین و مهم‌ترین روزنامه‌هاى ما هم خودش از این جنگ اعصاب استقبال کرده بود چیز عجیبى است اولاً دولت دکتر اقبال تحت اوامر ملوکانه به تمام مملکت به همه استان‌ها می‌رود بنده نفهمیدم چه فرقى بین کرمان و سنندج است (چند نفر از نمایندگان- هیچ) چه فرقى بین بوشهر و سقز است که آقایان این اهمیت را می‌دهند دولت است در داخله مملکت می‌رود براى رسیدگى به امور و تماس گرفتن با افراد این دیگر اگر اندیسه کردن رفتن کردستان و حسن‌على جعفر این طور گفت ندارد. این یعنى چه؟ و بنده نمى‌دانم چه علت دارد؟ این مسایل بنده را وادار کرد که اینجا پشت این تریبون چند کلمه‌اى راجع به موضوع کرد حرف بزنم به طوری که شنیدم رادیوهاى قلابى تازه‌اى از سوریه یا قاهره یا هر زهر‌مار دیگرى می‌خواهد باشد شروع کرده است به تحریک افکار جماعتى که در تمام تاریخ زندگى نسبت به شخصیت خودش قایم به ذات بوده است و هیچ وقت تحت تأثیر واقع نشده است من مثال مى‌آورم کسى که در تحت یک سلطه عرب از بیخ عرب شده است آمده است به کردى که در مقابل سه سلطه روم و عرب و مغول ایرانیت خودش را حفظ کرده و شخصیت خودش را نگه داشته زبانش را حفظ کرده به او مى‌گوید تو آلت من بشو این چه بدبختى است؟ مگر این دنیا مجنون‌خانه است جاى دیوانه‌هاست؟ آقا تو قبطى بودى تحت یک سلطه شدى عرب از بیخ هم عرب شدى امروز هم آمده‌اى می‌گویى من عربم دور من جمع بشوید آن وقت یک ملت ایرانى که سه سلطه، سلطه روم سلطه مغول سلطه عرب هنوز هم عادات و اخلاق و آداب ایرانى دو هزار ‌و‌ پانصد سال قبل از این را حفظ کرده و هنوز هم کردى حرف می‌زند یعنى ریشه زبان امروزى بنده و شما یعنى به زبان دربار ساسانیان ایران آن وقت آقاى حسن‌على جعفر مى‌خواهد به خیال خودش این را تحریک بکند این جهنم رفقاى رکن چهارم مشروطیت ایران هم ندانسته و نفهمیده کار را ول می‌کنند به دست چند تا میرزا‌بنویس و آنها این را آگراندیسه می‌کنند واقعاً چیز عجیبى است اولاً باید فهمید کرد لیک این جماعت کى‌ها هستند و چه نژادى دارند؟

آن ساسان‌دژ که معبرش کردند و سنندج شده دژ سلاطین ساسان است این اورامان لهون تخت از پاوه و شوشیر و نوسود همه آنجا محل خانواده‌هاى اولاد ساسان است این نادرسان و جعفر‌سان و محمد‌سان یعنى محمد‌ساسان و نادسان این طایفه اردلان آردل‌هاى خانواده سلطنتى ساسانند این طوایف پلهاس بى‌لباس‌هایى هستند که به تقلید از غلامان پیش‌مرگ روم در دربار ساسانى لخت با یک تنکه مسلح براى حفظ جان پادشاه ساسان حاضر به فداکارى بودند آتشکده آذر‌گشب تکاب که پادشاهان ساسانى قبل از تاج‌گذارى بایستى از مداین تا این آتشکده مى‌آمدند و آنجا تقدس می‌شدند در بین اینها واقع شده بود مرکز تولد زرتشت در قلب رضاییه در منطقه ترکور و مرگور مرکز خانواده بیگ‌زاده و بردسورى است آن وقت یک ملت ضعیفى که در اثر یک سلطه از بیخ عرب شده است و حالا هم به خیال خودش می‌خواهد عرب را جمع بکند دور خودش آمده است با این ایرانى اصل ملعبه می‌کند عمو‌جان فکر خودت را بکن تو ببین خودت چى هستى یک روزى بنده به حسب وظیفه‌اى که داشتم در 1322 خودمان در بین‌النهرین بودم از طرف جامعه ملل آن وقت چند نفر حکم براى تعیین سرنوشت ماورای زاب‌علیا و سفلى مأمور شده بودند اینها مأمور بودند که از ملت و از اجتماع بپرسند شما به عرب منتسب بشوید خوب است یا به ترک یکى از زعماى آنها که شاید جناب آقاى عباسى او را بشناسند احمد افندى را بشناسند رفت بالاى منبر طى یک نطق مفصلى گفت آقایان‏ نمایندگان جامعه ملل اگر به نژاد و خانواده بروید ما نه ترکیم نه عرب ما ایرانى هستیم (احسنت) و این کلمه طورى تلقى شد که آن مأمورین جامعه ملل که از آمریکا و سوئد و هلند بودند جا زدند البته قدرت‌هاى عظیمى بوده که من نمى‌خواهم بگویم کى‌ها بودند و اسم هم نمى‌آورم آمدند تحولى درست کردند و احمد افندى و طرفدارانش را از بین بردند شیخ محمود سلیمانیه وقتى ادعا می‌کرد در مقابل یک فشارى شکست خورد و کریم عزافراز و سعید عزاماجد مصطفى

+++

چلپى این کسانى که از اصیل‌ترین خانواده‌هاى کُردند به ایران پناهنده شدند یک سال‌و‌نیم در مهاباد زندگى می‌کردند مهمان من بودند حالا هم وزیرند الان هم شغل وزارت دارند حتى خیال می‌کنم قدرت نورى سعید پاشا به دست کریم و سعید است اوست نورى سعید را که حفظ می‌کند آن وقت یک ملعبه‌بازى که معلوم نیست قطبى است ارنئوت است معلوم نیست کیست من نمى‌دانم از بیخ عرب شده است آمده است می‌خواهد با این نژاد ایرانى مبارزه کند آقا زبان کرد زبان دربار ساسانى است زبان دربان ساسانی به درى معروف است بنده حق این فضولى را ندارم در محضر فضلا مخصوصاً جناب آقاى حکمت امیر امور خارجه چون من بی‌سوادم من دهاتی‌ام ولى می‌دانم که زبان درى زبان دربار ساسانى است که غلامان بى‌لباس آنها و تمام کردها آن را حفظ کرده‌اند که جناب آقاى عباسى جناب آقاى دکتر وکیل جناب آقاى سنندجى آقا کریم قزاق شیخ رشید سلیمانیه حسین آقا گوى سنجاق و ملا‌مصطفى بارزانى همه همین زبان را حرف می‌زنند این زبان ریشه این زبانى است که امروز ما حرف مى‌زنیم مرکز این زبان در بین خانواده بلباس است این خانواده عبارتند از: منگور پیران اجاق. کاخ در. مریه کنه. بابار سوله. آکو. سن. رمک. خوشاب. مامش که اینها از خانواده‌هاى قدیم کرد هستند مرکز اینها مهاباد و جنوب مهاباد است از این منطقه هرچه به شمال می‌روید زبان درى یا آذرى قاطى می‌شود طایفه هر ‌کى در رضاییه 60 درصد درى حرف می‌زنند 40 درصد آذرى بالاتر بروید طایفه شکاک 60 درصد آذرى حرف می‌زنند 40 درصد درى بالاتر بروید طایفه جلالى و حیدران‌لو هیلان 85 درصد آذرى حرف می‌زنند 15 درصد درى می‌آیید به طرف جنوب سقزى 85 درصد درى حرف می‌زنند 25 درصد پهلوى‏.

رئیس- آقاى بزرگ‌ابراهیمى. آقاى بهادرى 5 دقیقه از وقت شما خواسته‌اند.

بزرگ‌ابراهیمى- اجازه بفرمایید من حرف‌هاى خودم را بزنم چون خیلى لازم است از ایشان معذرت می‌خواهم به سنندج که می‌آییم 50 درصد پهلوى است 50 درصد درى است به کرمانشاه که رسیدید 70 درصد پهلوى است 30 درصد درى از آن طرف بروید تا زنگا شمال سوریه صد‌درصد درى است هیچ زبانى قاطى ندارد مگر چهار پنج تا ده کلمات مختصرى کوچکى ترکى مى‌گویند مثلاً می‌خواهد بگوید کار دارم می‌گوید ایسم هیه یک همچون چیزهایى زبان درى زبان مادری این ملت است اما مخالفت با ما چرا پیدا شد این را هم عرض کنم یک روز در اثر تعصب بی‌جاى ماها بى‌احترامى به پاره‌اى از بزرگان اسلام این ملت از نقطه‌نظر اخلاق با ما یک خورده‌حساب‌هایى پیدا کرد این آقا این داد‌وبیداد را می‌کند همین خرده‌حساب را دارد ولى افتخار کرد به این است که در تمام این سلطه‌هاى خارجى در کوهستان نشسته مقاومت کرده جنگیده کشته شده و حیثیت ملى ایران را حفظ کرده است (صحیح است) حال هم به هر‌ یک از مناطق آنجا بروید نتیجه سلطه معلوم است همین منطقه که جناب آقاى عباسى می‌نشینند اغلب دهات اسمش ترکى است قندر قاش- قوم‌قلعه- بیگ اوباسى- خاتون باغى. قراداغ، حالا چه طور شده این طور شده است؟ مغول آمده فشار آورده کرد رفته در کوه‌ها نشسته مقاومت کرده تا این سلطه ضعیف شده آن وقت آمده حمله بهش کرده و عقبش زده و وقتى عقب زده جاى خودش را گرفته است از آن طرف برویم روان دوز روئین دژ است بالان دوز بالاى دژ است عرب بالا دژ را کرده است بالان دوز عرب هم آمده کرد خودش را حفظ کرده است در کوه‌هاى زاگرس این جماعت عقب نشسته و خودش را حفظ کرده است و وقتى آنها ضعیف شده‌اند برگشته جاى اولش نشسته خوب ملتى که سه هزار سال مقاومت کرده و خودش را حفظ کرده است دو تا گناه دارد یک گناهش این است که برادران تهرانى گفتیم که سب خلفا را نکنند یکى هم این است که به آن لباس اصیل ایرانى ملبس است فقط یک چیز باید به او گفت که این لباس مال آن وقتى است که جنگ سر‌نیزه و خنجر بود حالا دیگر به درد نمى‌خورد وقتى هم بهش گفتیم فهمید و تسلیم شد. آقا جناب رفیق، قدرت روحیت همین بس که نژادت با یک سلطه از بیخ عرب شد تو نمى‌توانى به ملتى که 2500 سال است در مقابل سلطه‌هاى مختلف خودش را حفظ کرده بگویی که آلت دست تو بشود تو قادر نیستى‏.

رئیس- آقاى بزرگ‌ابراهیمى وقت شما تمام شد.

بزرگ‌ابراهیمى- تمام شد قربان بنده چون وقتم تمام شد دیگر عرضى نمى‌کنم از جناب آقاى وزیر خارجه تمنا می‌کنم لطفاً به این عرض بنده توجه بکنند و تشریف بیاورند پشت این تریبون و این وضعیت را براى ما روشن بکنند که چهار تا هوچى که یکى را بنده مى‌شناسم همان مهرجود کمونیست نوکر قاضى است که دارد آنجا حرف می‌زند دولت معلوم کند اینها چه عملى است و دولت در مقابل این حرکات مجنونانه و مذبوهانه بى‌ربط چه عکس‌العملى انجام می‌دهد؟ (احسنت)

رئیس- پنج دقیقه از وقتتان را به آقاى بهادرى واگذار کرده‌اید باقى است آقاى بهادرى بفرمایید.

بهادرى- با کسب اجازه از محضر آقایان نمایندگان محترم بنده خیلى کم مزاحم می‌شوم و کمتر اوقات همکاران محترم را می‌گیرم مطالبى لازم بود که خواستم به عرض مجلس برسانم این بود که خواستم مزاحم بشوم بنده این سال 1337 را به فال نیک گرفتم یک سال خیلى خوبى بود که در این سال یکى از آرزوهاى ملت ایران مخصوصاً مردم آذربایجان موضوع خاتمه راه‌آهن و احتیاج راه‌آهن تبریز بود که به دست مبارک اعلیحضرت همایونى انجام گردید و جاى خوشوقتى است که در آذربایجان فلاکت‌زده و زجر‌کشیده یک قدم‌هاى مفیدى بر‌داشته می‌شود و مردم آن سامان امیدوار می‌شوند که دولت و خصوصاً اعلیحضرت همایونى نسبت به آن منطقه توجه و علاقه خاصى دارند اخیراً دولت دو لایحه تقدیم مجلس کرده راجع به ساختمان دو سد بزرگ که واقعاً یکى از قدم‌هاى مفید است خوشبختانه یکى از این سد‌ها هم سد زرینه‌رود است در منطقه آذربایجان و بنده نمى‌خواهم راجع به اهمیت این سد مطالبى به عرض برسانم چون همه آقایان استحضار دارند (صحیح است) ولى این دو سه روز از طرف مردم آذربایجان مراجعات شفاهى و کتبى و تلگرافى به حضور اکثر نمایندگان محترم آذربایجان مخصوصاً وکلاى شهر تبریز رسیده بنده خواستم توجه دولت را به این موضوع جلب کنم و مخصوصاً جناب آقاى ذوالفقارى تمنا دارم این موضوع را به عرض جناب آقاى نخست‌وزیر برسانند یکى از مستدعیاتى که در موقع تشریف‌فرمایى ذات اقدس همایونى به آذربایجان و شرفیابى قاطبه مردم آذربایجان به عرضشان رساندند موضوع ساختمان سد تلخ‌رود یا آجى‌چاى است که یکى از اهم موضوعات اهالى آذربایجان است و چند سال راجع به این سد دولت‌هاى وقت و خاصه سازمان برنامه مطالعاتى کرده‌اند اگر این سد در شهر تبریز ساخته بشود قسمت اعظم اراضى لم‌یزرع تا کنار دریاچه شاهى صاحب آب می‌شود (اردبیلى- آب شیرین) و قدم‌هاى مفیدى براى اقتصادیات آن منطقه برداشته خواهد شد جناب آقاى دکتر اقبال هم به آقایانى که آن چند روز از اهالى تبریز خدمت‌شان رسیده بودند وعده فرموده‌اند و حتى تشکر از آقایان کرده‌اند و با تلفن به آقاى مهندس طالقانى دستور دادند که اعتبار ساختمان این سد را هم جزو این سد‌ها منظور بدارند متأسفانه در این لایحه‌اى که تقدیم مجلس شده است بنده دیدم که اسمى از ساختمان سد تلخ‌رود نبود و مردم شهر تبریز این را از دولت خواستارند که این کار مفید را هم براى شهر تبریز انجام بدهد این است که تمنا دارم جنابعالى این مطلب را به عرض جناب آقاى نخست‌وزیر برسانید و ضمناً عده‌اى.

رئیس- آقاى بهادرى مطالب دیگرى هم دارید.

بهادرى- خیر مختصر است و ضمناً عده‌اى از معلمین شهر تبریز که آقایان نمایندگان به آنها کمک فرموده‌اند و اطلاع دارند که مقدارى اراضى در شهر تبریز خریدارى نموده‌اند و رئیس فرهنگ آذربایجان هم کمک کرده و عده زیادى از معلمین صاحب زمین شده‌اند متأسفانه این معلمینى که با 200 تومان و 300 تومان حقوق زندگى می‌کنند قادر نیستند که این خانه‌ها را خود‌‌شان بسازند همین طور این اراضى افتاده است اخیراً یک نماینده‌اى از طرف این آقایان آمده است تهران که با آقایان نمایندگان تماس بگیرد این است که بنده تمنا دارم جنابعالى این مطلب را هم به عرض جناب آقاى نخست‌وزیر برسانید که بانک رهنى یا بانک ساختمانى به این طبقه که واقعاً زحمتکش هستند کمک مؤثرى مبذول بدارند که بتوانند با این زمین‌ها صاحب مسکن بشوند. (احسنت)

رئیس- پنج دقیقه وقت آقاى خرازى باقى است که به آقاى پروفسور اعلم داده‌اند، بفرمایید.

پروفسور اعلم- بنده می‌خواستم به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم که دانشگاه جوان ایران در این مدت کوتاهى که تأسیس شده و کار کرده خدمات بسیار بسیار بزرگى انجام داده و خود بنده مفتخرم که عضو این دانشگاه هستم و در سفر اخیرى که به اروپا کردم دیدم که انصاف باید داد که از نظر علمى ما چیزى کم نداریم نکته دیگرى که می‌خواستم عرض بکنم این است کردها اصیل‌ترین نژاد ایرانى هستند و این اراجیفى که گفته می‌شود جز این که آنها را در شاه‌دوستى و وطن‌پرستى راسخ‌تر بکند اثر دیگرى ندارد (صحیح است) این را تاریخ نشان داد غایله پیشه‌ورى و غایله‌هاى دیگرى که پیش آمد نشان داد که اینها ایرانى هستند و هیچ چیز اینها را از این افتخار که شاه‌دوست و وطن‌پرست باشند باز‌نمى‌دارد (صحیح است) در روزنامه‌ها هم بنده باید عرض کنم که به حد کافى جواب‌هاى کافى به این اراجیف داده‌اند اما اصل مطلب این که بنده سعادت پیدا کردم روز پنجشنبه با ترن مشرف به ارض اقدس شوم و خدمت آقایان باید عرض کنم که این راه‌آهن هم از کارهاى اعلیحضرت محمد‌رضا‌شاه پهلوى است و به قدرى زائرین خوشوقت و دعا‌گو به وجود شاهنشاه هستند که حدى ندارد شهر مشهد به حدى پاک و تمیز بود و من به قدرى مشعوف شدم وقتى وارد صحن مطهر شدم دیدم به قدرى نظیف بود که حد نداشت از کارهاى آقاى دکتر شادمان بنده تقدیر می‌کنم یک مریضخانه آنجا هست به اسم مریضخانه شاه‌رضا که اساتید بسیار خوب دارد. کارهاى بسیار خوب می‌کند و از جناب آقاى دکتر اسدى و آقاى همکار محترم خودم که عکسش هم

+++

در سرویس خودش هست آقاى دکتر ضیایى فکر می‌کنم که یک چنین مریضخانه‌اى را درست کرده‌اند و واقعاً باعث خوشوقتى است که مریضخانه‌اى به این پاکى و خوبى در آنجا هست بنده امیدوارم که آقایان هم این سعادت نصیب‌شان شود تا ببینند چه کار‌هایى در این مملکت انجام می‌شود.

4- استرداد لایحه سازمان وزارت امور خارجه به وسیله آقاى وزیر امور خارجه و بیانات ایشان در تأیید بیانات آقاى بزرگ‌ابراهیمى

رئیس- وارد دستور می‌شویم آقاى وزیر امورخارجه بفرمایید.

رئیس- آقاى وزیر امور خارجه‏.

وزیر امور خارجه- چندى قبل از طرف وزارت خارجه لایحه‌اى راجع به تشکیلات و وظایف آن وزارتخانه تقدیم شده بود البته در این لایحه بسیار صرف وقت شده و در کمیسیون مورد مباحثه و مطالعه قرار گرفته ولى اخیراً ملاحظه شد که حشو و زواید بسیار در آن هست و بعضى نواقصى دارد بنابراین بنده استدعا می‌کنم آن را مسترد بفرمایید به وزارت خارجه و با مطالعات بیشترى طرح جدیدى تقدیم خواهد شد (احسنت) مطالب دیگرى که اینجا لازم می‌دانم عرض کنم راجع است به مذاکراتى که این روزها در بعضى از محافل تهران جریان دارد و امروز صبح هم بیانات آقایان نمایندگان مخصوصاً جناب آقاى بزرگ‌ابراهیمى را استماع فرمودید. جناب آقایان از بنده سؤال می‌کردند و توضیحاتى خواستند بنده هم به موقع و مناسب دانستم که توضیحاتى عرض کنم که شاید پرده ابهام از روى بعضى مسایل که موجب نگرانى است برداشته شود از بنده مى‌پرسیدند که این رادیوهاى مخفى که در یکى از پایتخت‌هاى ممالک اسلامى به نام آواز کردستان تأسیس شده است چیست مى‌پرسیدند این مذاکراتى که در گوشه و کنار راجع به اصطلاح جنبش کرد در میان آمده از چه قرار است چه موجب شده که این رادیو را تأسیس کرده و فایده آن براى آنها چیست و تأثیرش در ایران چیست چون به عقیده بنده بهترین سبک دیپلماسى راستى و صداقت و صراحت بوده است و به عقیده بنده همیشه از عبارات ملمع و پرده‌پوشى و سخنان مبهم باید احتراز کرد و معتقد هستم که در این عصر و زمان مردم از همه چیز اطلاع دارند و همه کس را مى‌شناسند بنابراین بهتر است که حقایق بدون پرده‌پوشى بسیار صریح و صاف و فاش گفته شود تا همه مطلع بشوند مخصوصاً در مملکت ما مردم ایران به حمد‌الله تا آن حد از معارف و فرهنگ رسیده‌اند و سطح افکار عمومى به قدرى بالا آمده که وظیفه هر وزیرى آن است که حقایق را در خانه ملت بدون پرده‌پوشى و با کمال جرأت و صراحت عرض بکند (احسنت) بنده در جواب این سؤالات عرض می‌کنم موضوع کردستان یا به اصطلاح مسئله کرد که گاه‌گاه از طرف بعضى اشخاص مغرض و مشکوک ابراز می‌شود در ایران به هیچ‌وجه موضوعیت ندارد (صحیح است) در مملکت ما به شهادت تاریخ چندین هزار ساله بعضى عشایر وطن‌پرست و قبایل شجاع و مسلمان معتقد در کوهستان‌هاى غربى ایران تا سواحل دجله و فرات که سواحل طبیعى ایران است ساکن هستند که نژادشان نژاد ایرانى است خون آنها خون ایرانى است زبان آنها زبان ایرانى است آداب و رسوم و معارف و ادبیاتشان هم ایرانى است و علاقه آنها به کشور ایران علاقه هم‌وطنى است مابین آنها و مردم فارس و خوزستان و گیلان و سایر استان‌هاى ایران هیچ‌گونه فرق و جدایى نیست به همان زبان ما تکلم می‌کنند و همان ادبیات ما را دارند و از لحاظ اصول نژاد‌شناسى (اتنولوژى) هم که حساب کنید با سایر قبایل آریایى‌نژاد ایرانى اصلاً جدایى نداشته‌اند در طول این مدت دو‌هزار‌و‌پانصد سال هم که تاریخ مکتوب در دست است در این ناحیه افراد برجسته به ظهور رسیده‌اند که در تمام شئون سیاسى، اقتصادى، نظامى، علمى، هنرى و فرهنگى مملکت ایران سهم خود‌شان را احراز کرده‌اند و نقش خود را به نحو احسن ایفا کرده‌اند امروز هم در تمام شئون و حقوق مدنى و اجتماعى ایران و در برابر تمام قوانین مملکتى از اساسى و مدنى با سایر افراد مملکت در یک طراز هستند و هیچ تفاوتى ندارند حتى الان در سارى از افراد مردم ناحیه غربى ایران در بسیارى از تشکیلات اجتماعى ما شرکت دارند در قوه مقننه، در قوه مجریه، در قوه قضاییه، در ارتش، در فرهنگ، در اقتصادیات، در مطبوعات، و در دانشگاه خدمتگذارهاى برجسته از این مردم غرب ایران عضویت دارند در همین مجلس شوراى ملى همیشه نمایندگان غرب ایران جزء بهترین و فداکارترین و وطن‌پرست‌ترین افراد ایران بوده‌اند رئیس کمیسیون خارجه ما که بنده غالباً خدمتشان شرفیاب می‌شوم و توضیحات عرض می‌کنم از این عناصر است سلف بنده که قبل از بنده چند سال مسئول سیاست مملکت بود از یکى از خانواده‌هاى اصیل و کهنسال کرد ایرانى است بنابراین مادام که قبایل و عشایر ایران از لر و بختیارى و شاهسون و قشقایى و غیره و غیره همه عضو اصلى بدن و جسم واحد ایران شمرده می‌شوند کردها هم همین طور از بهترین اعضاء و جوارح پیکر بزرگ ایران شمرده می‌شوند از میان این ایرانیان که در غرب ایران هستند غالباً رجالى برخاسته‌اند که نه تنها در ایران بلکه در جامعه تمدن بشرى خدمات بزرگى انجام داده‌اند و از معاخر تاریخ هستند بهترین نمونه آنها پادشاهى است که در قرون وسطى بر مصر و سوریه سلطنت می‌کرد و نامش صلاح‌الدین ایوبى که پدرش به نام شیر‌کوه و جدش به نام شادى‌بیک با اسامى ایرانى از ایران بودند و در تاریخ مصر مشعشع‌ترین و برجسته‌ترین دوره‌هاى تاریخ آن مملکت در زیر پرچم این پادشاه و راهنمایى او و افراد خانواده او بود و اهل صلیب را بعد از قرنى که در مراکز اسلامى جاى‏ گرفته بودند این پادشاه بیرون کرد و بیرق اسلام را بر فراز مسجد‌الاقصى نصب نمود و دشمنان او و همان صلیبیون به فضایل او از شجاعت و کرم و علو همت اعتراف دارند این که در مورد تاریخ اما امروز همه جوانان کرد در دانشگاه‌هاى تهران و تبریز و همچنین در سایر مراکز علمى جهان مشغول کسب فضایل و علوم هستند و سعى می‌کنند که به فاخر علمى و تاریخى ایران به نوبه خود‌‌‌شان صفحه جدیدى بیفزایند حالا اگر بعضى مردمان جاهل در گوشه و کنار دنیا پیدا بشوند که بخواهند عنوان کردى را وسیله اختلاف ما بین افراد ایرانى قرار بدهند قطعاً آهن سرد کوبیدن و سعى بیهوده است (صحیح است. احسنت) بعد از چندى روزگار خبط آنها را به ایشان نشان خواهد داد.

معروف است که یک وقت هارون‌الرشید می‎خواست حاکمى به مصر بفرستد گفت على‌رغم آن یاغى طاغى که دعوى‌الوهیت کرد و گفت یا قوم الیس لى ملک مصر من حکومت مصر را به یک غلامى به نام خصیب می‌دهم و این غلام چندین سال بر مردم آن مملکت حکومت کرد و فهمش به درجه‌اى بود که یک سال باران بى‌موقع در مصر آمده بود و محصول پنبه خسارت و ضرر زیادى دیده بود وقتى مردم براى شکایت نزدش رفتند گفت مى‌بایست به جاى پنبه پشم می‌کاشتند تا خسارتى متوجه آنها نمى‌شد (عمیدی‌نوری- حالا هم پشم می‌کارند) البته اشخاصى هستند و در این عصر پیدا می‌شوند که فرق بین پشم و پنبه را نمی‌دهند (صحیح است) کسانى که تا دیروز عرب بودند حالا کرد شده‌اند امى کردیا و اصبح است عربیا مثلى است در زبان عربى و شرح حال آنها با آن غلام هارون‌الرشید به نظر بنده فرقى ندارد هر دو در نظرشان پشم و پنبه یکى است.

آقایان ما در ایران یک مردمى هستیم که به حمد‌الله در تحت هدایت پادشاه جوان و دانشمندى جمع شده‌ایم و مملکتى آرام و مطمئن در زیر بیرق شیر و خورشید داریم و سعى می‌کنیم که از برکات صلح و سلام بهره‌ور شویم و در راه ترقى و عمران و سعادت مردم خودمان می‌کوشیم و تا به اصطلاح سر خود را به زیر انداخته و به درمان دردهای اجتماعی خودمان مشغول هستیم ما به امور سیاسى ممالک و کارهاى همسایگان مداخله‌اى نمى‌کنیم و کارى به آنها نداریم و توقع‌مان این است که مردم ممالک دیگر هم همین طور با ما رفتار کنند اینجا از من پرسیدند و آقاى بزرگ‌ابراهیمى هم تذکر دادند که مسافرت هیئت دولت به غرب ایران چه ارتباطى با مسئله کرد دارد بنده خیلى از این سؤال تعجب می‌کنم زیرا در حقیقت سؤال بسیار جاهلانه است چون مسافرت دسته‌جمعى هیئت دولت به غرب ایران به مناسبت فصل تابستان و اقتضاى آب و هواى سرد‌سیر آن ناحیه است این مسافرت‌ها که از ابتکارات پسندیده رئیس معظم مملکت ما است و یک امرى است که از چندى به این طرف شروع شده و دولت جناب آقاى دکتر اقبال که سعى و عمل و کوشش را وجه همت خود قرار داده مجرى این نیت خیرخواهانه اعلیحضرت همایونى شده‌اند و تاکنون به بسیارى از نواحى مملکت مسافرت کرده‌اند. به بلوچستان، سیستان، کرمان و فارس تشریف برده‌اند و حوائج مردم را در محل دیده و به رفع نقایص آن پرداخته‌اند و اکنون به ناحیه غرب هم باید بروند و آقایان باید در نظر بگیرند که چه فرقى بین این ناحیه و نواحى شرقى است.

بسیار محل تأسف است. خیلى مایه تأسف است که حرض و جهل چشم‌ها و گوش‌ها را کور‌ و کر می‌کند و آدم حرف‌هایى می‌شنود که واقعاً جاى استهزا دارد. بنده عقیده‌ام این است و صریحاً عرض می‌کنم که ما صمیمانه نسبت به برادران مسلمان و برادران عرب کمال احترام را داریم و آرزو می‌کنیم که این جنگ‌هاى داخلى و برادر‌کشى و خونریزى که در بعضى از ممالک آنجا پیدا شده است تحت تعالیم عالیه اسلامى که امر به برادرى کرده آنها بتوانند دوباره آرامش و آسایش خود‌‌شان را برقرار بکنند دولت ایران در ردیف دولت‌هاى اولیه‌اى بود که دولت جمهورى متحده عرب را به رسمیت شناخت ما همین روز‌هاى اخیر پیشنهاد کردیم که حاضر هستیم با دولت جمهورى متحده عرب که یک مملکت تاریخى است یک عهد‌نامه همکارى فرهنگى و تعاون معارفى منعقد کنیم زیرا ما معتقد هستیم که مصر و ایران دو ملت تاریخى هستند که فرهنگ و تمدن باستانى آنها قرن‌ها قبل از میلاد مسیح وجود داشته و آثار بزرگ از آن باقیمانده است و حق و شأن این دو ملت آنى است که با هم در زمینه علم و ادب همکارى و تعاون داشته باشند.

ما ملت مصر را یک ملت نجیب و روشن‌فکر و مترقى می‌دانیم و معتقدیم که ملتى که از افتخاراتش دانشگاه هزار ساله الزهرا است که یکى از مراکز علمى دول اسلامى است براى ما بسیار قابل احترام است و حیف است که در این مملکت عناصر معدودى پیدا شوند و بعضی مطالب جاهلانه عنوان

+++

کنند و بعضى نغمه‌ها که معلوم نیست اگر چه معلوم است که از کدام ساز در‌مى‌آید بنوازند هم دنیا بر اصل و فرع حقایق آگاه هستند و می‌دانند که گریه و خنده عشاق ز جاى دگر است همه می‌دانیم که از خصایص مردم کردستان ایمان درست و اعتقاد کامل به دین و مذهب است.

این جماعت سنى ‌مشرب با این که خلیفه عثمانى چهار‌صد سال در جوار آنها سلطنت می‌کرد و به‌زعم آنها خلیفه امام منقرض‌الطاعه است نتوانست سر‌سوزنى از مراتب وطن‌پرستى و فداکارى آنها نسبت به وطن خود‌‌شان ایران بکاهد (صحیح است) و کردهاى ایرانى‌نژاد که در طول مدت چهار قرن که ما بین ایران و عثمانى متأسفانه جنگ‌هاى خونین وجود داشت سپاهیان کرد دوش به دوش سایر سربازان ایرانى در زیر بیرق ایران و به فرمان پادشاهان ایرانی با سربازان عثمانى جنگ کرده‌اند حالا آیا کمال جهالت و نادانى نیست که عناصر شیوعیه یعنى کسانی که العیاذ بالله منکر الوهیت هستند و با اساس دین و آیین مخالفت دارند بخواهند به وسیله بعضى رادیوهاى مخفى که متأسفانه در بعضى ممالک اسلامى برقرار شده بتوانند در پایه ایمان و آداب و عقاید تاریخى و نفس مذهبى این قبایل وطن‌پرست رخنه ایجاد کنند این خیالى است باطل و تصورى است محال (احسنت) بعضى از جهال در این زمان پیدا شده‌اند که از فرط تعصب به جاهلیت اساس جغرافیایى را تغییر می‌دهند مثلاً خلیج‌فارس را خلیج عربى می‌نامند مسلماً تغییر الفاظ تأثیرى در وضعیت حقوقى دریا و استاتوى ممالکى که در جوار آن هستند ندارد و میلیاردها جوان در مدارس ابتدایى و متوسطه و عالى در تمام دنیا در آمریکاى شمالى آمریکاى جنوبى و آفریقا مشغول تحصیل جغرافیا هستند و همه این قطعه از دریا را خلیج‌فارس می‌دانند معذلک جسته و گریخته این تغییر اسم موهوم باعث دل‌شادى و سرگرمى بعضى اشخاص شده و نظر این است که یک اشخاصى بگویند که مادام شط‌العرب را به شط‌العجم تغییر می‌دهیم یا این که اقیانوس هند را به اقیانوس اندونزى تغییر می‌دهیم همه آقایان می‌دانند که در اطراف اقیانوس هند متجاوز از ده دوازده مملکت مستقل قرار دارند که در جنوب آسیا و در شرق آفریقا و در اقیانوسیه متفرقند و همین مملکت اندونزى در وسط آن اقیانوس است و خود هند یکى از آن ممالکى است که این اقیانوس به نام آن موسوم شده است بنابراین اگر بعضى بیایند و اسم جغرافیایى این اقیانوس را تغییر بدهند و نام‌هاى خیالى و وهمى از روى احساسات یا تعصب برایش بگذارند اصلاً و ابداً هیچ تأثیرى نه در علم و نه در جغرافیا و نه در مسایل حقوقى ندارد و ما در ایران نه تنها به این تغییر اسامى اهمیتى نمى‌دهیم بلکه در صدد هم نیستیم که حتى جوابى هم به این حرف‌ها بدهیم مخصوصاً خیلى قابل تشکر است که بعضى از جراید و مطبوعات ایران به این عناوین نیش‌غولى و موهوم با بى‌اعتنایى مطلق روبه‌رو شده‌اند و اصلاً جوابى نداده‌اند و ما هم رویه‌مان همان است که جوابى ندهیم بالاخره آقایان ما در عصر و زمانى زندگى می‌کنیم که تمدن بشرى در خطر زوال و انهدام ابدى قرار گرفته و تمام ملل عالم در شرق و غرب تشنه و هواخواه صلح هستند و اندک غفلتى ممکن است جهان را به نیستى محض بکشد و در وادى فنا ابداً لا‌آباد غرق کند بنابراین موقع آن است که عقلا و زعماى ممالک در همه جا عاقلانه قدم بردارند و از هر‌گونه تعصب و خودخواهى و مبالغه و افراط خوددارى کنند و بالاخره نسبت به سایر ممالک هم آن اصل و قاعده کلى را پیروى کنند که به دیگران مپسند آنچه به خود نمى‌پسندى (احسنت، احسنت)

5- بقیه مذاکره در گزارش شور اول کمیسیون داد‌‌گسترى راجع به اصلاح قانون ثبت اسناد و املاک‏

رئیس- در جلسه پیش لایحه اصلاح ثبت مطرح بود کلیاتش به آخر رسیده آقاى رامبد هم در ماده اول صحبت کردند آقاى صدرزاده‏.

صدر‌زاده- در ماده اول نظرى ندارم در ماده پنجم پیشنهاد داده‌ام‏.

رئیس- پیشنهادات قرائت مى‌شود و چون شور اول است به کمیسیون می‌رود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست معظم مجلس شوراى ملى

پیشنهاد می‌نماید که در ماده 1 لایحه اصلاح مواد قانون ثبت اسناد و املاک به شرح زیر اصلاح شود.

اداره ثبت مکلف است از تاریخ تصویب این قانون پس از قبول درخواست ثبت ملک در ظرف 6 ماه بدواً به عملیات تهدیدى طبق مقررات اقدام نموده و الى آخر. رامبد

رئیس- ماده دوم قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

ماده 2- تبصره ذیل به ماده 15 قانون ثبت اضافه می‌شود.

تبصره- تهدید حدود املاکى که یک یا چند حد آن اراضى موات یا شارع یا مرتع یا جنگل عمومى باشد در هر حال باید به وسیله انتشار آگهى و دعوت ادارات و یا بنگاه‌هاى مربوطه انجام شود. عدم حضور نماینده ادارات و بنگاه‌هاى مربوطه مانع انجام تهدید حدود نخواهد بود.

رئیس- آقاى رامبد.

رامبد- اینجا تبصره‌اى است که با ‌اجازه آقایان مجدداً می‌خوانم.

تهدید حدود املاکى که یک یا چند حد آن در اراضى موات یا شارع یا مرتع یا جنگل عمومى باشد در هر حال باید به وسیله انتشار آگهى و دعوت ادارات و بنگاه‌هاى مربوطه انجام شود...

ظاهر این مطلب بسیار خوب تهیه شده و ایرادى ندارد بدبختانه باید به عرض برسانم که بى‌اطلاعى بعضى از مأمورین دولت این قدر موجب ناراحتى مردم می‌شود که ما در اینجا مجبوریم در قوانین به طور خیلى روشن بحث کنیم تا مصوبات آقایان سو‌استفاده براى مأمورین پیش نیاورد اینجا یک کلمه (عمومى) هست آقایان و بنده می‌دانم که عمومى یعنى آنچه که متعلق به عموم ملت باشد و حافظ حقوق ملت هم دولت است پس منظور در اینجا از مرتع و جنگل عمومى مرتع یا جنگل دولتى است در حالى که صرف بى‌اطلاعى مأمورین کشاورزى موجبات آزار فراهم کرده است و موجب نگرانى بسیار شدید و بدبختانه وضعیت وخیمى در تمام شمال براى این طبقه تولید‌کننده پیدا شده از حضور آقایان اجازه می‌خواهم پیشنهادى در این زمینه تقدیم مقام معظم شده در کمیسیون مورد توجه قرار دهند به این ترتیب که تهدید حدود املاکى که یک یا چند حد آن اراضى متعلق به دولت باشد باید به وسیله انتشار آگهى و دعوت ادارات و بنگاه‌هاى مربوطه انجام شود البته آنچه که متعلق به دولت است باید ضبط کند نه این که حقوق بگیرد از دولت و مزاحم حقوق ملت شود اگر کسى ملکى را به ثبت نداد دلیل این نیست که این ملک مال دولت است ملک دولت ملکى است که در دفاتر دولت ثبت است و دولت مدرک دارد از لحاظ مالکیت دولت هم مثل افراد است فقط آنچه را که مالک است ملک او است و در مراجع دادگاه‌ها به یک چشم باید دیده شود بنده عرایضم همین بود و قطع دارم آقاى معاون محترم و وزارت داد‌‌گسترى که اینجا تشریف دارند و خوشبختانه از مأمورین بسیار وارد و خوب هستند در این مورد کمک می‌کنند که ناراضى و نگرانى بیش‌ترى فراهم نشود. (صحیح است).

رئیس- آقاى عمیدى‌نورى‏.

عمیدى‌نورى- عرض می‌کنم مطلبى که جناب آقاى رامبد تذکر فرمودند بسیار مطلب صحیحى است و منظور هم از جنگل عمومى به طوری که معناى متعارفش هم روشن هست آن جنگلى نیست که مالک خاصى داشته باشد به طوری که می‌دانید در شمال این همه جنگل است مراتع هست در مراتع درخت‌هاى جنگل است و اینها مالکین خاصى دارد استفاده‌اى که از این مراتع می‌کنند بهره‌بردارى از چوب آن یا چراگاه احشام و اغنام است که حاکى از همان تصرفات متعارفى است که مالکین به عمل می‌آورند ولى مرتع و جنگل عمومى معنایش آنچنان جنگل‌هایى است که ممکن است در قلل کوهستانى باشد که در تصرف و استفاده افراد ممکن است نباشد و این طور جنگل در شمال بسیار کم است براى این که شمال یک منطقه آبادى است که در تمام قسمت‌هایش داراى مراتع و جنگل‌هایى است متعلق به مردم که استفاده می‌کنند بنده خواستم این عرایض را به عنوان مخبر کمیسیون داد‌‌گسترى عرض کنم که نظر کمیسیون داد‌‌گسترى هم این بود که عنوان جنگل عمومى این است چون جنگل‌ها و مراتع شمال مالکینى دارد و مالکین آنها هم تصرف و استفاده می‌کنند و این موضوع باید روشن بشود این پیشنهاد هم که جنابعالى دادید مورد توجه است که البته در کمیسیون در شور دوم تشریف خواهید آورد و انشا‌الله طورى خواهد شد که هم دولت حقش محفوظ بماند و هم مالکین.‏

رئیس- پیشنهادات قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل خوانده شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى

اینجانب پیشنهاد می‌نماید تبصره زیر به ماده 2 اضافه شود.

تبصره 2- هر‌گاه یکى از مأمورین دولت نسبت به تعیین حدود ملک یکى از افراد اعتراض نماید که بعد در دادگاه اعتراض نام‌برده غیر‌وارد تشخیص داده شود براى مدت یک سال از خدمت دولت منفصل خواهد شد. ابتهاج

مقام معظم ریاست مجلس شوراى ملى

پیشنهاد می‌نماید تبصره ماده 2 به شرح زیر اصلاح شود:

تهدید حدود املاکى که یک یا چند حد آن اراضى متعلق به دولت باشد در هر حال باید به وسیله انتشار آگهى و دعوت ادارات و بنگاه‌هاى مربوطه انجام بشود. رامبد

رئیس- ماده 3 قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 3- تبصره ذیل به عنوان تبصره 2 به ماده 17 قانون ثبت اضافه می‌شود:

تبصره 2- اعتراضات یا تصدیق‌هایى که پس از قبول تقاضاى ثبت و قبل از انتشار آگهى نوبتى به اداره ثبت برسد قبول و نسبت به آنها طبق مقررات رفتار خواهد شد.

رئیس- کسى اجازه صحبت نخواسته ماده 4 قرائت می‌شود .

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 4- کلیه آگهى‌هاى ثبتى و اجرایى که در سه نوبت منتشر می‌شود و از تاریخ تصویب این قانون فقط در دو نوبت (به فاصله سى روز) منتشر خواهد شد و از آگهى‌هاى ثبتى و اجرایى علاوه بر درج

+++

در روزنامه در محل وقوع ملک و سایر نقاط عمومى آن محل منتشر خواهد شد مأمور انتشار آگهى‌ها پس از انتشار و الصاق آگهى باید گواهى انتشار را از کدخداى محل یا ژاندارمرى یا پاسبان اخذ و تسلیم اداره ثبت نماید در این موارد کدخدا و سایر مأمورین دولتى باید به مأمورین ثبت مساعدت نموده و گواهى لازم را به مأمور ثبت بدهند.

رئیس- پیشنهادى نرسیده کسى هم اجازه صحبت نخواسته ماده پنجم خوانده می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

ماده 5- تبصره ذیل به ماده 21 قانون ثبت اضافه می‌شود.

تبصره- چنانچه بعد از انقضاى مدت اعتراض به ثبت ملک در دفتر املاک حکم نهایى (اعم از حکم فرجامى یا حکمى که با انقضاى مدت فرجام‌خواهى قطعى شده باشد) ابراز شود که به موجب آن متقاضى ثبت نسبت به ملک مورد تقاضا محکوم شده و حکم مزبور بعد از تاریخ تقاضاى ثبت صادر گردیده ولى محکوم‌له در موعد قانونى از حق اعتراض استفاده نکرده و تصدیق جریان دعوى را هم مطابق ماده 17 به اداره ثبت تسلیم ننموده در این مورد از صدور سند مالکیت به نام متقاضى خوددارى و پس از اجراى حکم ملک به نام محکوم‌له در دفتر املاک به ثبت رسیده و سند مالکیت صادر خواهد شد.

رئیس- آقاى صدرزاده.

صدر‌زاده- یکى از قوانینى که در تثبیت حق افراد بسیار تأثیر داشته همین قانون ثبت اسناد است به موجب این قانون کسى که داراى ملکى هست تقاضاى ثبت می‌کند و تقاضای او به موجب یک آگهى منتشر می‌شود و تمام اشخاص اطلاع پیدا می‌کنند که چنین تقاضایى کرده است و اگر اعتراضى دارند در ظرف مدت معین اعتراض خود‌‌شان را می‌کنند ولى بعد از این که این مدت منقضى شد این ملک به نام تقاضا‌کننده ثبت می‌شود و تمام اشخاص می‌دانند که این ملک متعلق است به تقاضا‌کننده و با اطمینان خاطر نسبت به آن معامله انجام می‌دهند این یک نکته نکته دوم که مورد توجه است این است که حقوقى که براى اشخاص به موجب قوانین تعیین شده و به اصطلاح به آن حقوق مکتسبه می‌گویند نباید آن را متزلزل کرد اگر حقوق مکتسبه را متزلزل بکنید موجب اشکال خواهد شد در این ماده 5 این تبصره که در اینجا ذکر شده است منافات دارد با حقوق مکتسبه اشخاص در ماده 24 قانون ثبت این طور مى‌گوید:

«پس از انقضاى مدت اعتراض دعوى این که در ضمن جریان ثبت تضییع حقى از کسى شده پذیرفته نخواهد شد نه به عنوان عین و نه به عنوان قیمت و نه به هیچ عنوان دیگر» فرض بفرمایید یک نفر تقاضاى ثبت می‌کند در موقع قانونى اعتراض نمى‌شود این ملک را می‌خواهد ببرد بانک کشاورزى و رهنى گرو بگذارد یا این که می‌خواهد به اشخاص بفروشد اشخاص یک وسیله دارند و آن سؤال از ثبت اسناد است که آیا تقاضاى ثبت کرده یا نه و اگر تقاضاى ثبت کرده اعتراض بر آن شده یا نه اگر اداره ثبت جواب داد که تقاضاى ثبت شده و اعتراض نشده به اعتبار این قانون و به اعتبار این سؤال آن طرف با اطمینان خاطر معامله را انجام می‌دهد حالا ما بیاییم بگوییم این اشخاص بدون این که به ثبت اطلاع بدهند بروند به عدلیه و حکمى بیاورند و آن حکم قابل اثر باشد پس حق اشخاصى که به اعتبار اولیه رفته‌اند با این شخص معامله کرده‌اند چه خواهد شد حالا ممکن است بفرمایید حکمى صادر شده باشد به نفع شخص چرا آن حکم اجرا نشود بنده عرض می‌کنم براى چه باید این حقى را که اکتساب کرده به موجب قوانین ثبت این حق را ما متزلزل بکنیم؟ به علاوه ما باید نفع عمومى را در نظر بگیریم اگر در این میان احیاناً یک حقى هم از کسى ضایع شود در مقابل آن چیزى که براى جامعه حادث می‌شود قابل جبران است به علاوه این عیب هم پیدا می‌شود ممکن است شخصى ملکى را مورد معامله قرار بدهد و بعد با تبانى خودش طرف ادعا واقع شود یک حکمى به محکومیت خودش صادر کند و بیاید ملکى را که ثبت کرده و اعتراض قانونى نداشته خودش را تسلیم می‌کند به محکومیت و ملک را از دست خریدار می‌گیرد و آن وقت خریدار بیچاره که به اعتبار قوانین جاریه رفته این معامله را کرده است چه حالى خواهد داشت بنده وقتى این لایحه در کمیسیون داد‌‌گسترى مطرح بود به طور اجمال تذکر دادم و با این ماده هم مخالفت کردم و الان هم بر این مخالفت خودم باقى هستم و عقیده دارم که این ماده 5 که مشتمل بر این تبصره است به کلى حذف شود و اعتبار قانون ثبت اسناد که یک ثبات و یک طمأنینه‌اى در معاملات املاک ایجاد کرده است ما با این رویه متزلزل می‌کنیم به اعتبار این که ممکن است یک فردى حکم صادر کرده باشد این آقا اگر ادعایى دارد در موقع خودش باید طرح کند و به موقع اعتراض کند و اگر نخواست از هیچ یک از این دو مرحله استفاده کند خود‌به‌خود حق خودش را اسقاط کرده است و وقتى کسى از حق خودش استفاده نکرد مادامى ندارد که بیاییم به موجب قانون حقى براى او تثبیت کنیم این است که بنده عقیده دارم که این ماده موجب تضییع حق اشخاص می‌شود خواهش می‌کنم این ماده 5 را از این قانون حذف کنید و موقعى که سایر مواد مطرح شد اگر اصلاحى لازم داشته باشد تقدیم می‌کنم این است که در این ماده نظر خودم را عرض کردم.

فولادوند- دو صورت تلگراف است که به عنوان مقام ریاست است و بنده تقدیم می‌کنم‏.

رئیس- آقاى عمیدى‌نورى.‏

عمیدى‌نورى- جناب آقاى صدرزاده از نمایندگان بسیار دقیق و با مطالعه هستند مخصوصاً در امور داد‌‌گسترى که استاد وکالت هستند و تذکرات‌شان هم از این نظرى که بیان می‌کنند بسیار مفید و صحیح است ولى از این طرفش هم باید فکر کرد یک کسى تقاضاى ثبت نمى‌کند در حالی که تقاضاى ثبت و انقضاى مدت اعتراض محاکمه‌اى بین او و همان متقاضى ثبت در مراحل مختلف داد‌‌گسترى در جریان است محاکمه‌اى انجام می‌شود و حکم قطعى هم در دست او می‌آید آن وقت این ملک دو حالت دارد یک طرف جریان ثبتى و یک طرف هم حکم قطعى دیوان کشور یعنى محاکم داد‌‌گسترى که مقام صلاحیت‌دار هستند ایشان اظهار‌نظر کردند که تعارض بین این دو حکم پیش می‌آید اصل این است که مقام قضایى رأی‌اش بر صحت است و این براى این است که سه مرحله بدوى و استیناف و تمیز رسیدگى کرده و حکم صادر کرده ولى جریان ثبت این طور است که کسى می‌گوید من مالکم شما به صرف تصرف آگهى هم منتشر می‌شود سه مرتبه آیا این معنى دارد که یک بیچاره‌اى که این اعلان را ندیده باشد حقش از بین برود و تا بیاییم بگوییم این حکم قطعى که دیوان کشور دایر بر مالکیت طرف داده بگوییم چون تقاضاى ثبت شده و سه بار آگهى هم منتشر شده این حکم بلا‌اثر است و عملى نیست صحیح است؟ در قانون ثبت فعلى همان طور که فرمودند وقتى سه ماده گذشت ورقه مالکیت به متقاضى داده می‌شود بعد از آن دعوى اشخاص فقط در مراحل جزایى قابل تعقیب است و در این لایحه این را اضافه کرده‌اند و گفته‌اند که این تبصره به ماده 21 اضافه می‌شود این یک حال استثنایى است که اگر موردى پیدا شد که در جریان ثبت یک محاکمه‌اى در جریان بود جریانات محاکماتى رفت به دیوان کشور ولى آن کسى که حکم به نفعش صادر شده اطلاع پیدا نکرد از آن که این ملک در جریان ثبت است و این مورد خیلى کم است خیلى نادر است چون هست در قانون که باید حکم بگیرد از محکمه و ببرد در آنجا و این در حکم اعتراض است اگر اشتباه کرد وارد نبود خارج از ایران بود و بعد حکم صادر کرد در محاکم عدلیه و دیوان کشور نظر این بود که این حق پایمال نشود مادام که ورقه مالکیت صادر شد این حکم دیوان‌عالى کشور اگر پیدا شد رفت آنجا آنجا دیگر نمى‌گویند این حکم دیوان‌عالى کشور هیچ. پس فلسفه و نظر واقعى در تنظیم این ماده که روى تجربه‌اى که در وزارت داد‌‌گسترى پیش آمده و پیشنهاد دولت بود و مجلس سنا تصویب کرد آمد به مجلس شورا که مطرح کردیم و رسیدگى کردیم این بود.

حالا اگر آنجا نقض غرض که جناب آقاى صدرزاده فرمودند ممکن است باشد این را ممکن است پیشنهادى بدهند که در ضمن شور دوم آن نگرانى رفع شود یعنى اگر حین مواردى ممکن است پیش بیاید آنجا ترتیب اثر داده شود اما اگر قبل از تقاضاى ثبت یا در جریان سه نوبت آگهى محاکمه‌اى در جریان بود که حکم دیوان کشورش ماهوى که غیر‌ما‌هوى صادر بشود نفرمایید حکم دیوان‌عالى کشور قوتش کمتر از حکم ثبت است که سه مرتبه آگهى منتشر شده بنابراین فرمایشات جنابعالى جالب توجه است و بنده عقیده‌ام است که براى رفع این نگرانى براى رفع این اشکال ممکن است با یک پیشنهادى که خودتان در کمیسیون داد‌‌گسترى تشریف دارید این نقص را اصلاح بفرمایید.

رئیس- آقاى مهدوى.‏

مهدوى- بنده تصور می‌کنم که این تبصره یکى از مواردى است که جلوى سو‌استفاده یک عده از اشخاصى را که با بند و ‌بست می‌کنند و با روزنامه‌ها تبانى دارند خواهد گرفت بنده سابقه زیادى دارم که اشخاص ملکى را به ثبت داده‌اند و ملکى که مال خود‌‌شان نبوده فقط به عنوان این که رد شماره‌هاى مخصوص فلان روزنامه درج شده ورقه مالکیت گرفته‌اند با این که تقاضا در یک محلى بوده که طرف آنجا نبوده و اطلاعى پیدا نکرده و سند به نام متقاضى صادر کرده‌اند در صورتی که حقى نداشته و این تبصره جلوى این عمل را می‌گیرد و مانع از این خواهد شد که در خارج تبانى شود براى این که خیلى اتفاق افتاده که در جریان محاکمه همان طور که جناب آقاى عمیدى‌نورى فرمودند در ایران نبوده ولى سه نوبت در روزنامه اعلان کردند و بعد که طرف وارد شده مورد منتفى شده و هیچ‌گونه اعتراضى هم از او قبول نمى‌شود و به او می‌گفتند که در موعد معین تصدیقى براى ما نیاوردى و ما در این دعوا وارد نبودیم ولى یک کلمه‌اى اینجا گفتند که ممکن است که روشن هست که ممکن است با توضیح بیشترى روشن کنند و آن این است که بعد از دوره خاتمه کار در ثبت و قبل از صدور سند مالکیت اگر طرف حکمى آورد آن ملک او ثبت می‌شود و اگر آمدیم باز هم متوجه نبود و این دو ماه هم منقضى شد و سند مالکیت صادر شد آن وقت حکم تمیز چه می‌شود؟ (بعضى از نمایندگان- هیچ) آن وقت هیچ؟ ضمناً بنده از موقعیت استفاده می‌کنم از جناب آقاى عاملى استدعا می‌کنم که یک توجهى به امر ثبت اراضى بعد از تصویب قانون زمین‌خواران که در این مجلس و مجلس سنا تصویب شده بفرمایید که مالکیت از تزلزل خارج شود براى این که در حال حاضر هیچ‌گونه اعتمادى به سند مالکیت نیست و کسى اعتماد ندارد که باز فردا یک نفرى

+++

به فکر نیفتد که اسناد مالکیت قبلى را متزلزل بکند ما آمدیم قانونى در این مجلس به تصویب رسانده‌ایم براى افراد که دولت از تجاوزات آنها جلوگیرى کند و قانون خوبى هم بود که خسارت‌هایی که به دولت زده‌اند پس گرفته شود اما این قانون باعث این شده که چون موعد مقررى بوده است براى اعتراض اشخاصى که هیچ‌گونه صلاحیت این کار را ندارند نسبت به تمام اراضى و املاک تهران اگر درست ملاحظه بفرمایید به پلاک املاک اعتراضى داده‌اند 730 یا 40 پرونده الان مفتوح است و هیچ امیدى هم نیست که تا چند سال دیگر به این پرونده‌ها رسیدگى بشود در آن قانون هیچ‌گونه اجازه داده نشده است که به خود ملک اعتراض بدهند اعتراض راجع به تجاوز است ولى این اعتراضات باعث شده امروز تمام آن مالکین دستشان بسته شده مدیر کل ثبت هم به محاضر نوشته که از خرید ‌و‌ فروش و انتقال این اراضى خوددارى کنید ما خواستیم قانون را تصویب کنیم براى این که جلوى زمین‌خواران و ترقى زمین را بگیرد ولى امروز کار به جایى رسیده است که تمام صاحبان اراضى روى آن قانون معاملاتشان متوقف است و یک عده معینى از زمین‌خواران استفاده می‌کنند و ما که می‌خواستیم عملى بشود که زمین ارزان بشود حالا قیمت هفت هشت مقابل رسیده براى این که ما خودمان باعث شده‌ایم و قانون را دادیم به دست غیر‌اهل و فقط روى پلاک ملک و اعتراضاتى داده شده و معلوم نیست کى معلوم می‌شود که اعتراض‌دهندگان حق دارند یا معترضین تقاضاى بنده این بود که در این قسمت فکرى بفرمایید.

رئیس- آقاى معاون وزارت داد‌‌گسترى.

معاون وزارت داد‌‌گسترى (دکتر عاملى)- در مورد اظهاراتى که در قسمت ماده 5 جناب آقاى مهدوى و جناب آقاى صدرزاده فرمودند و توضیحاتی که جناب آقای عمیدی‌نوری فرمودند که چه مصلحتى براى وضع این ماده بوده است مطلب معلوم شد که ممکن است در تنظیم این ماده نقض غرض بشود و همان طور که جناب آقاى صدرزاده پیشنهاد فرمودند در کمیسیون مجدداً مطالعه خواهد شد انشاء‌الله طورى این ماده تنظیم خواهد شد که نقض غرض در بین نباشد در مورد اعتراض به اراضى موات و اعتراضاتى که نسبت به آن شده است البته توجه مى‌فرمایند که این عملیات بر طبق قانون مخصوصى بوده است که از تصویب مجلس گذشته و دولت هم بر‌حسب وظیفه‌اى که داشته است آن قانون را در مدت قانونى مجدداً به مجلس شوراى ملى پیشنهاد کرده است و این کار تصویب آن قانون را دارد بعد از آن که تصویب شد بر طبق آن قانون عملیات بعدى خودش را ادامه بدهد و البته این اقدامات مورد توجه آقایان خواهد بود و اعتراضاتى که در این باب هست در موقع تصویب آن لایحه خواهد بود و مطالبى که لازم هست البته رعایت خواهد شد.

رئیس- پیشنهادى رسیده قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى

حذف ماده 5- از قانون اصلاح بعضى مواد قانون ثبت اسناد را پیشنهاد می‌نمایم. صدرزاده

رئیس- ماده ششم قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده ششم- تبصره ذیل به عنوان تبصره 5 به ماده 34 قانون ثبت اضافه می‌شود.

تبصره- با انجام عمل مزایده و تنظیم و امضاى صورت‌مجلس مزایده عملیات اجرایى پایان یافته محسوب و پس از انقضای مدت دو ماه سند انتقال صادر می‌شود مگر این که بدهکار ظرف مدت مزبور کلیه بدهى خود و اجور و خسارت را بپردازد.

رئیس- در این ماده کسى اجازه صحبت نخواسته است پیشنهادى هم نرسیده است بنابراین ماده هفتم قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 7- عبارت زیر به ذیل تبصره 2 ماده 34 مکرر اضافه می‌شود.

«و در این مورد به هر حال بایستى موعد مقرر در سند معامله منقضى شده باشد و براى مزایده مال بر طبق مقررات ماده 34 با رعایت سه ماه مذکور در ماده مزبور اقدام خواهد شد»

رئیس- ماده هفتم کسى اجازه صحبت نخواسته است پیشنهادى هم نرسیده بنابراین ماده هشتم قرائت می‌شود.

 (به شرح ذیل قرائت می‌شود)

ماده 8- وزارت داد‌‌گسترى مجاز است که به منظور کار‌آموزى و تربیت کارمندان فنى ثبت و حسابدار و نقشه‌بردار جهت تکمیل تشکیلات و پیشرفت امور ثبت آموزشگاه مخصوصى براى دو دوره یک ساله در مرکز تأسیس نماید داوطلبان این آموزشگاه از بین کارمندان و خدمت‌گذاران وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه دولتى یا بنگاه‌هاى دولتى یا بنگاه‌هایى که با سرمایه دولت اداره می‌شوند اعم از این که خدمت آنها رسمى یا دون‌پایه یا قراردادى و غیر آن باشند و همچنین دفتریار درجه یک یا دفتریاران درجه 2 که لااقل دو سال سابقه دفتریارى داشته باشند از طریق مسابقه انتخاب خواهند شد و پس از پذیرفته شدن در امتحان نهایى چنانچه قبلاً پایه نداشته باشند با پایه دو و اگر معدل آنها از 15 تجاوز کند با پایه سه و اگر قبلاً داراى پایه بوده یا یک پایه بالاتر به خدمت قبول می‌شوند شرایط قبول داوطلب و مواد مسابقه و برنامه دروس و ترتیب تعیین معلمین و ساعات دروس و طرز امتحانات طبق آیین‌نامه وزارت داد‌‌گسترى خواهد بود.

تبصره- از قبول‌شدگان در امتحان نهایى عده‌اى که به تشخیص اداره کل ثبت طرف احتیاج مى‌باشند با رعایت معدل و صلاحیت به خدمت گماشته می‌شوند و نسبت به سایر قبول‌شدگان اداره کل ثبت الزامى به دعوت آنها به کار نخواهد داشت.

ترتیب ترفیع در پایه‌ها براى این مستخدمین تابع مقررات قانون استخدام کشورى می‌باشد لکن تثبیت پایه آنها اعم از پایه اعطایى یا پایه ترفیعى موکول بر این است که لااقل سه سال خارج از مرکز به تعیین اداره کل ثبت انجام وظیفه نمایند. در نقاط بد آب و هوا دو سال توقف کافى است.

رئیس- آقاى رامبد بفرمایید.

رامبد- بنده در این ماده هشتم مطلبى را دیدم که گمان می‌کنم شایان تحسین و تقدیر باشد و این خود نمونه‌اى از حسن‌نیت و صرفاً علاقه به دستگاه است پیشنهاد شده است که اجازه بفرمایید که براى تعلیم و تربیت یک عده کارمند دولت نه استخدام کارمند جدید عده‌اى را تربیت کنند اینجا نوشته شده داوطلبان این آموزشگاه از بین کارمندان و خدمت‌گذاران وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هاى دولتى استخدام یا تعیین می‌شوند از این موقعیت خواستم استفاده کنم و با ‌اجازه آقایان یک اشاره‌اى به سایر دستگاه‌ها بشود که همان طوری که این دستگاه روى کمال حسن‌نیت اصلاح یک سازمانى را داوطلب است بدون این که توقع داشته باشد در استخدام مجدد را باز کنید و یک هزینه زیادى تحمیل دولت بشود از مجلس اجازه می‌خواهد کارمند بیکار زائدی که فعلاً از دولت حقوق می‌گیرد و خدمتى انجام نمى‌دهد این کارمند را تعلیم بدهد و تربیت کند و آماده‌اش بکند و از وجودش استفاده کند بنده اینجا به طور قدردانى و سپاسگزارى در این موقع خواستم این مطالب را عرض کنم. (احسنت)

رئیس- دیگر کسى اجازه نخواسته ماده هشتم پیشنهادى ندارد بنابراین ماده نهم قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

ماده 9- کلیه مقررات قبلى که مغایر این مواد باشد فسخ می‌شود.

رئیس- آقاى صدرزاده بفرمایید.

صدر‌زاده- همین طور که جناب آقاى رامبد فرمودند این قانون کاشف از حسن‌نیت وزارت داد‌‌گسترى و مدیر‌کل ثبت است و البته عمل این دستگاه که در وضع اقتصادى این مملکت تأثیر بسیار دارد و خواسته‌اند به وجه احسن به جریان بیفتد بنده خواستم از این فرصت استفاده کنم و عرض کنم در ماده 9 می‌نویسد که «کلیه مقررات قبلى که مغایر با این مواد باشد فسخ می‌شود» گاهى ممکن است یک ماده‌اى یک قسمتى از آن مغایر قانون باشد نه تمامش یعنى تمامى ماده باید قابل استفاده باشد پس این عبارت باید این طور اصلاح بشود مقررات قبلى که مغایر این مواد باشد در قسمتى که مغایر است ملغى می‌شود نه تمام.‏

ابتهاج- پیشنهاد بفرمایید.

رئیس- آقاى ارباب بفرمایید.

ارباب- بنده از موقع استفاده می‌کنم در این موقع که ماده نهم مطرح است که تکلیف اجراى قانون را معین می‌کند یک سابقه کوچکى به عرض آقایان برسانم مخصوصاً جناب آقاى معاون محترم وزارت داد‌‌گسترى هم که تشریف دارند توجه بفرمایند عرض می‌کنم چون ایشان هنوز عادت نکرده‌اند که یک وعده‌هایى بدهند و عمل نکنند مگر آن که یک چند سالى در این پست بمانند یواش‌یواش انس بگیرند حالا چون عادت نکرده‌اند این است که خواستم توجهى بفرمایند که یک ناحیه‌اى را اصلاح کنند (انشا‌ءالله) مدت‌هاست در جنوب ایران در جزایر و بنادر و سایر ثبت املاک وجود ندارد و اصلاً این کار یک مضارى دارد که فعلاً شامل حال مملکت خواهد شد؟ زمانى که جناب آقاى دکتر امینى وزیر داد‌‌گسترى بودند در کمیسیون بودجه بنده حقیقت عرض کنم گرو‌کشى کرده بودم یک موردى را که موافقت کند ثبت بنادر جنوب را توسعه بدهند چند سال پیش بود قول دادید که پس از تصویب آن قانون بلا‌فاصله اقدام کنند ولى هنوز اقدام نشده است تا این اواخر که گفتند کار‌آموزانى تربیت می‌کنیم و یک عده‌اى به آنجا می‌فرستیم و ثبت آنجا را توسعه می‌دهیم که آن هم تا‌کنون نشده در حالی که توسعه ثبت کمک به بودجه مملکت می‌کند و دولت استفاده می‌کند در حالی که خرجى ایجاد نمى‌شود مخارج مقدماتی‌اش را جناب آقاى عمیدى‌نورى غیر از بنده می‌دانند اینها جواب خودش را می‌دهد حالا جناب آقاى عاملى که در رأس امور حساس وزارت داد‌‌گسترى قرار دارند و خوشبختانه مدیر کل فعلى ثبت هم یک مرد لایقى است جناب آقاى غلامرضا فولادوند یکى از اشخاص لایق و علاقه‌مند به اصلاح مملکت هستند و همیشه بوده‌اند و حالا هم اداره ثبت وضعش خیلى بهتر شده است تمنى دارم با توجه به مصالح عالیه کشور براى ثبت جنوب و توسعه آن که شیخ‌نشین‌ها هم شامل آنها است توجهى بفرمایند چون مردم می‌خواهند که براى آبادى آن ناحیه استقراض کنند چون املاکشان به ثبت نرسیده قادر نخواهند بود تقاضا دارم یک توجه عملى که از حدود وعده و وعید‌هاى جاریه خارج باشد مبذول بفرمایید.

رئیس- پیشنهادى در ماده نهم رسیده که قرائت می‌شود.

+++

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم ماده 9 به این نحو اصلاح شود:

کلیه مقررات قبلى که مغایر این مواد باشد در قسمتى که مغایر است فسخ مى‌شود. صدرزاده‏

رئیس- پیشنهادى به عنوان ماده الحاقیه رسیده است قرائت مى‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى

پیشنهاد مى‌کنیم ماده ذیل به لایحه اضافه شود.

ماده 10- وزارت داد‌‌گسترى مأمور اجراى این قانون است. عمیدى‌نورى- احمد مهران‏

رئیس- این لایحه با پیشنهادات مربوطه به کمیسیون داد‌‌گسترى فرستاده مى‌شود.

6- طرح و تصویب یک فوریت و اصل گزارش کمیسیون نفت دایر به اجازه مبادله موافقت‌نامه اجراى عملیات نفتى بین شرکت ملى نفت و شرکت سافایر پترولیومز

رئیس- یک تقاضایى شده است که لایحه نفت با فوریت جزو دستور امروز قرار بگیرد، تقاضاى فوریت قرائت مى‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى

اینجانبان تقاضا داریم لایحه نفت با قید یک فوریت مطرح گردد.

ابتهاج- محمود محمودى- ارباب- دکتر نیرومند- سرتیپ توماج- دولتشاهى- دکتر نفیسى- حشمتى- دشتى- دکتر ضیایى- صفارى و چند امضاى دیگر.

رئیس- آقاى ابتهاج در این تقاضاى فوریتى که کرده‌اید توضیحى دارید بفرمایید. (ابتهاج- دیگر محتاج به توضیح نیست) مقصود مطابق آیین‌نامه یک توضیحى مى‌توانید بدهید بفرمایید.

ابتهاج- نسبت به این لایحه نظر به این که بنده عضو کمیسیون نفت بودم و در کمیسیون دقت کامل شده و تفاوت زیادى هم بین این لایحه با لایحه نفت پان‌آمریکن نبود و موادى را هم که تغییر دادند بر طبق آیین‌نامه با توضیحاتى که آقاى رئیس هیئت مدیره شرکت ملى نفت دادند به نفع کشور بود این بود که تقاضا کردیم لایحه با قید فوریت تصویب شود.

رئیس- مخالفى نیست؟ (اظهارى نشد) رأى گرفته مى‌شود به فوریت آقایانى که موافقند با این لایحه قیام بفرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد گزارش کمیسیون نفت قرائت مى‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

گزارش از کمیسیون نفت به مجلس شوراى ملى

به طورى که آقایان نمایندگان محترم استحضار دارند در نتیجه وقایعى که ذکر آن موجب تأسف است چند سال متوالى بهره‌بردارى از منابع نفت ایران که مهمترین ثروت ملى به شمار مى‌رود متوقف گردید و کشور ایران موقتاً از پیشرفت‌هاى اقتصادى و اصلاحات اساسى عقب افتاد ولى خوشبختانه در اثر مرتفع شدن موانع و نیز در نتیجه راهنمایی‌هاى گران‌بهایى که ذات اقدس ملوکانه در تمام امور کشور خاصه در مورد استفاده از منبع زر‌خیز نفت فرموده و مى‌فرمایند بعد از عقد قرارداد عاملیت با کنسر‌سیوم قانون خاص نفت به تصویب رسید و قراردادهایى به طریق مشارکت با شرکت آجیپ میتراریا ایتالیایى و شرکت پان‌آمریکن بر‌اساس قانون مزبور بسته شد که از هر حیث به نفع مملکت و صلاح کشور بوده است و اینک سومین موافقت‌نامه با شرکت سافایر از طرف دولت تنظیم شده و به مجلس شوراى ملى تقدیم گردیده است.

این موافقت‌نامه بر‌اساس مشارکت شرکت نفت ملى ایران با شرکت سافایر مى‌باشد شرکت اخیر‌الذکر تنها شرکتى است که در مزایده بخش سه نفتى شرکت نموده و در یک قسمت از بخش مزبور حاضر به مطالعه و عملیات اکتشافی و استخراج و بهره‌بردارى شده است.

خلاصه‌اى از مشخصات شرکت سافایر پترولیومز

1- شرکت سافایر پترولیومز یک شرکت سهامى مستقل کانادایى مى‌باشد که در ماه مه 1951 به منظور اکتشاف و توسعه و استخراج و فروش نفت در شهر اونتاریو کانادا تأسیس گردید.

2- مراکز دیگر عملیات شرکت نام برده عبارتند از بریتیش کولمبیا و ایالات آلبرتا و ساسکا چوان و مانیتونا در کانادا و ایالات ویومینگ و تگزاس در آمریکا.

3- مساحت کل نواحى عملیات در حدود 3350000 جریب.

4- سرمایه اولیه به ثبت رسیده 10000000 دلار سرمایه پرداخت شده 7350000 دلار ارزش اموال 40000000 دلار.

5- میزان استخراج نفت خام در حال حاضر 1150000 بشکه در سال.

6- میزان ذخایر نفتى مکشوفه در کانادا در حدود 40000000 بشکه.

7- میزان فروش نفت در حال حاضر 1150000 بشکه در سال.

8- شرکت سافایر پترولیومز جهت فروش نفت خام با شرکت‌هاى زیر قراردادهاى طویل‌المدت منعقد نموده است:

ایمپریال اویل کمپانى

کنتینانتال اویل کمپانى

سیتیز سرویس اویل کمپانى

تگزاس اویل کمپانى

بریتیش آمریکن اویل کمپانى

بى‌پترولیوم کوریوریشن‏

9- شرکت سافایر پترولیومز کلیه عملیات اکتشافى و حفارى خود را از طریق پیمانکاران با‌سابقه و مهندسین مشاور زمین‌شناسى و ژئو‌فیزیک و حفارى انجام می‌دهد.

10- شرکت سافایر پترولیومز کلیه عملیات استخراج و بهره‌بردارى را در آمریکا از طریق شرکت فرعى خود به نام سافایر آمریکن پترولیومز انجام می‌دهد.

ناحیه قرارداد شرکت سافایر پترولیومز از دو قسمت مجزا به شرح زیر تشکیل گردیده است

1- قسمت اول که مساحت تقریبى آن 575 کیلومتر‌مربع مى‌باشد بلافاصله در جنوب ناحیه عملیات کنسر‌سیوم واقع بوده و تقریباً یک‌چهارم آن در دریا و مابقى در کناره بحر عمان قرار دارد. قریه بریزو قسمتى از کوه کرایى در این ناحیه واقع شده است.

2- قسمت دوم که مساحت تقریبى آن 425 کیلومتر‌مربع مى‌باشد در مغرب ناحیه عمل سیریپ و شمال‌غربى بندر جاسک واقع بوده و حد جنوبى آن به طور تقریب کنار دریاى عمان مى‌باشد.

قسمتى از کوه مبارک و ریزه‌کوه در این ناحیه قرار دارد.

از بخش آزاد شماره 3 پس از وضع ناحیه عمل سیریپ و ناحیه عمل شرکت ایران کانادا (مشروح در بالا) به طور تقریب سى‌و‌پنج هزار (35000) کیلومتر‌مربع باقى خواهد ماند. توضیحاً اشعار مى‌دارد که این موافقت‌نامه بر‌اساس قانون نفت و نظیر قرار‌دادى است که با شرکت پان‌آمریکن منعقد شده و فرق‌هایى که با قرار‌داد مزبور دارد در پایان گزارش به عرض خواهد رسید و اینک نکات برجسته آن را ذیلاً شرح مى‌دهم:

طبق ماده 2 این موافقت‌نامه شرکت ملى نفت ایران و شرکت سافایر توأماً دستگاه مختلطى ایجاد مى‌نمایند و چون ممکن نیست که هر ‌یک از دو طرف در اجراى وظایف مربوطه مباشرت مستقیم نمایند و براى حفظ نظم و هماهنگى ناچارند فعالیت‌هاى خود را در یک جا تمرکز دهند لذا تصدى عملیات را به عهده دستگاه دیگرى که شرکت ایران کانادا نامیده مى‌شود واگذار مى‌نمایند شرکت ایران کانادا یک شرکت سهامى است که به موجب ماده 5 موافقت‌نامه در ظرف شصت روز از تاریخ اجرا تشکیل و در اداره ثبت ایران به ثبت خواهد رسید و این شرکت غیر‌انتفاعى مى‌باشد یعنى عملیات مقرر این قرار‌داد را به حساب مشترک طرفین و به عنوان عامل طرفین انجام مى‌دهد. اصل تساوى در مشارکت طرفین نسبت به شرکت ایران کانادا در اداره شرکت مزبور منعکس خواهد بود و بنابراین نصف اعضا هیئت مدیره شرکت توسط شرکت ملى نفت ایران و نصف دیگر توسط سافایر تعیین خواهد شد. سرمایه این شرکت هفتصد‌ و‌ پنجاه هزار ریال است که طرفین قرارداد بالمناصفه تأدیه خواهند نمود و چنانچه علاوه بر این مبلغ سرمایه اضافى مورد نیاز باشد هر ‌یک از طرفین قرارداد نیمى از آن را تأمین خواهند نمود و اگر طرفین نتوانند وجوه اضافى مذکور را تأمین نمایند شرکت ایران کانادا وجوه مورد لزوم را از طریق صدور اوراق قرضه یا استقراض و یا از هر طریق دیگرى که مورد توافق طرفین قرارداد واقع شود تأمین خواهد کرد محتاج به یاد‌آورى است که مهمترین مرحله عملیات نفت مرحله اکتشاف و حفارى و عملیات مربوطه دیگر تا شروع به بهره‌بردارى از نفت است و این عملیات به عهده شرکت سافایر مى‌باشد که شرکت ایران کانادا در این مورد عامل آن محسوب مى‌گردد و تمام هزینه‌هاى مربوط به اکتشاف و حفارى تا شروع بهره‌بردارى را که حداقل آن مبلغ 18 میلیون دلار در ظرف 12 سال است شرکت سافایر مستقیماً یا به وسیله شرکت ایران کانادا خواهد پرداخت و عملیات اکتشافى هم بایستى قبل از پایان شش ماه از تاریخ اجراى قرار‌داد و در هر صورت حفارى چاه نفت در ناحیه‌اى که به موجب این قرار داد به دستگاه مختلط واگذار شده بایستى حداکثر در ظرف دو سال از تاریخ اجراى قرارداد شروع شود و در ظرف 12 سال از تاریخ اجراى قرارداد به عملیات اکتشافى پایان پذیرد به طورى که در خاتمه 12 سال بهره‌بردارى به میزان تجارتى آغاز گردد چنانچه خداى نخواسته اقدامات شرکت در ظرف مهلت مقرره به نتیجه مثبت نرسد هزینه‌هاى انجام شده در ظرف مدت عملیات اکتشافى به ضرر شرکت سافایر خواهد بود و اگر توقفى در عملیات رخ دهد و مبالغ معینه تماماً خرج نشده باشد نصف مبلغ خرج نشده به شرکت ملى نفت تعلق خواهد گرفت.

مبلغى که شرکت سافایر براى عملیات اکتشافى و حفارى و سایر عملیات مندرج در قرارداد خرج مى‌کند در دوره چهار ساله اول 8 میلیون دلار و سال‌هاى بعد

+++

هر سال 1250000 دلار خواهد بود که در ظرف شصت روز بعد از پایان سال چهارم میزان کل هزینه که شرکت مورد بحث در ظرف چهار سال به عمل آورده رسیدگى خواهد شد و در این صورت ممکن است مخارج چهار ساله از مبلغى که براى هزینه در دوره مزبور تعیین شده کمتر یا بیشتر باشد در صورت اول مابه‌التفاوت به مبلغى که براى سال‌هاى بعد معین گردیده اضافه می‌شود و در صورت دوم یعنى در صورتی که هزینه در چهار ساله اول از مبلغ اختصاص داده شده بیشتر باشد از مخارج سال‌هاى بعد کسر خواهد گردید. در دوره چهار سال اولیه عملیات اکتشافى نباید به هیچ عنوان جز در مورد فرس‌ماژر تعطیل و متوقف گردد ولى پس از انقضای چهار سال اول و همچنین در آخر هر‌ یک از سال‌هاى بعد از چهار سال اول چنانچه به وسیله مدارک مثبته محقق شود که شرایط زیرزمینى ناحیه مربوطه به قسمى است که کشف نفت به میزان تجارتى براى شرکت سافایر غیر‌مقدور است شرکت سافایر می‌تواند از ادامه کارهاى اکتشافى خوددارى کند و البته در این مورد لازم است مراتب را به شرکت ملى نفت اعلام نموده و از حقوق خود نسبت به ناحیه عملیات چشم‌پوشى نماید و ضمناً باید ثابت کند که کلیه عملیات اکتشاف تا تاریخ اعلام طبق برنامه انجام یافته و تمام مخارج مقرره که در نظر گرفته شده است کلاً  به مصرف‏ رسیده است و با این همه به نتیجه نرسیده است.

مدت این قرارداد به موجب ماده 34 براى هر ‌یک از نواحى مقرر در ماده 3 که منابع قابل بهره‌بردارى به میزان تجارتى در آن کشف شده باشد 25 سال از تاریخ شروع به بهره‌بردارى تجارتى در ناحیه مربوطه خواهد بود. توضیح آن که تاریخ شروع بهره‌بردارى تاریخى خواهد بود که صد هزار متر‌مکعب از مواد نفتى تولید شده از ناحیه مربوطه فروش و تحویل شده باشد و پس از مدت 25 سال سه دوره پنج ساله غیرقابل تمدید خواهد بود به هر حال شرکت سافایر پس از پایان دوره اکتشاف یعنى از سال سیزدهم براى سال سیزدهم و هر ‌یک از سال‌هاى بعدى حق‌الارضى به نسبت نواحى باقیمانده عملیات در هر کیلومتر ‌مربع به شرح زیر به شرکت ملى نفت ایران خواهد پرداخت.

در سال سیزدهم و هر‌ یک از سال‌هاى بعدى تا خاتمه سال هفدهم 400 دلار.

در سال هجدهم و هر‌ یک از سال‌هاى بعدى تا خاتمه سال بیست‌و‌دوم 480 دلار.

در سال بیست‌ و‌ سوم و هر ‌یک از سال‌هاى بعدى 600 دلار.

به طورى که قبلاً ذکر گردید کلیه هزینه‌هایى که در مدت اکتشاف حفارى تا شروع بهره‌بردارى به میزان تجارتى به عمل مى‌آید به عهده شرکت سافایر خواهد بود و اگر بعد از پایان مهلت بهره‌بردارى تجارتى تحقق نیافت شرکت ملى نفت ایران بابت هزینه‌هاى انجام‌نشده تعهدى ندارد ولى از موقعى که بهره‌بردارى به میزان تجارتى آغاز گردید کلیه هزینه‌هاى انجام شده براى اکتشاف و حفارى در مدت 12 سال به حساب شرکت ایران کانادا منظور مى‌گردد و در حقیقت مخارج مزبور پیش‌پرداختى تلقى مى‌گردد که مالاً و عملاً نصف آن به حساب شرکت ملى نفت ایران در شرکت ایران کانادا و نصف دیگر به حساب شرکت سافایر در شرکت ایران کانادا به حساب گذارده مى‌شود و تبعیت از اصل تساوى سهام پنجاه درصد از نفتى که در ناحیه عملیات تولید مى‌گردد متعلق به شرکت ملى نفت ایران و پنجاه درصد دیگر سهم شرکت سافایر خواهد بود و همچنین هر مقدار نفتى که توسط شرکت ایران کانادا به فروش برسد نصف آن به حساب شرکت ملى نفت ایران منظور خواهد گردید.

در این قرارداد مقرر شده است که شرکت ایران کانادا که به طور غیر‌انتفاعى عمل مى‌کند مشمول مالیات نخواهد بود اما شرکت ملى نفت ایران و شرکت سافایر نسبت به سود ویژه حاصله طبق مقررات مالیات بر درآمد وقت مالیات خواهند پرداخت به شرطى که نرخ مالیاتى از پنجاه درصد که به موجب قانون مالیات بر درآمد سال 35 مقرر شده تجاوز نکند.

در انقضاى مدت این قرارداد اموال منقول دستگاه مختلط به فروش خواهد رسید و وجوه حاصله از آن بین طرفین به تساوى تقسیم خواهد شد و کلیه تأسیسات و اراضى بلا‌عوض به شرکت ملى نفت ایران منتقل خواهد گردید.

طبق ماده 36 شرکت سافایر مى‌تواند در هر موقع که مایل باشد تمام یا قسمتى از منابع خود را در حقوق و تعهداتى که به موجب این قرارداد مقرر است به اشخاصى که در متن موافقت‌نامه مذکور است منتقل نماید ولى انتقال منافع و تعهدات به غیر اشخاصى که در موافقت‌نامه ذکر شده موکول به کسب موافقت قبلى و کتبى شرکت ملى نفت ایران خواهد بود که شرکت مزبور بایستى قبل از ابراز موافقت‌نامه تأیید هیئت وزرا و تصویب قوه مقننه را نیز تحصیل نماید.

توضیحات فوق کلیاتى از بعضى مواد مهم موافقت‌نامه است و چون دو قرارداد دیگر قبلاً از تصویب مجلس شوراى ملى گذشته و آقایان نمایندگان از اصول مواد استحضار کامل دارند از ذکر جزئیات صرف‌نظر گردید ولى این نکته یاد‌آورى مى‌شود که در نتیجه این قرارداد شرکت ملى نفت ایران پنجاه درصد از سود ویژه را به عنوان سهم‌‌الشرکه و دولت ایران پنجاه درصد از سود ویژه شرکت سافایر را به عنوان مالیات بر درآمد دریافت مى‌نماید که در حقیقت درآمد خالص ایران جمعاً 75 درصد سود حاصله خواهد بود.

به طورى که فوقاً به عرض رسید در چند مورد این موافقت‌نامه با قرارداد پان‌آمریکن فرق دارد که ذیلاً به استحضار مى‌رساند.

1- قرارداد شرکت پان‌آمریکن مربوط به ناحیه وسیعى بالغ بر 16 هزار کیلومتر‌مربع در فلات قاره است ولى حدود عملیات شرکت سافایر قریب یک هزار کیلومتر‌مربع در خشکى است که مختصرى از آن در فلات قاره واقع است‏.

2- در قرارداد پان‌آمریکن براى 16 هزار کیلومتر‌مربع در مدت 12 سال 82 میلیون دلار هزینه عملیات اکتشاف در نظر گرفته شده که در واقع براى هر هزار کیلومتر‌مربع بالغ بر 50 میلیون دلار خرج مى‌شود اما در موافقت‌نامه فعلى شرکت سافایر براى حوزه عملیات که یک هزار کیلومتر‌مربع است حداقل 18 میلیون دلار خرج مى‌کند و این تعهد خرج با در نظر گرفتن مساحت سه برابر خرجى است که پان‌آمریکن تعهد کرده است‏.

3- در قرارداد پان‌آمریکن مبلغ 25 میلیون دلار به عنوان پذیره عاید شرکت ملى نفت مى‌شود ولى در این موافقت‌نامه پذیره تعیین نگردیده است زیرا فلات قاره که مورد قرارداد پان‌آمریکن است از نواحى مرغوب و مطالعه شده و از جمله نقاطى است که از حیث وجود نفت غنى تشخیص داده شده و حال آن که در ناحیه بلوچستان موضوع این موافقت‌نامه تاکنون مطالعات اکتشافى دقیق به عمل نیامده است و به همین جهت است که در نتیجه انتشار اعلان مزایده بخش مزبور تا پایان مدت مقرره در آگهى شرکت دیگرى پیشنهاد نداده است- بدیهى است چنانچه در نتیجه عملیات شرکت سافایر و مطالعاتى که بعداً به عمل خواهد آمد وجود نفت به میزان تجارتى در ناحیه مزبور محقق گردد براى بقیه بخش‌هاى نفتى شرایط مساعد‌تر و مفید‌تر در نظر گرفته خواهد شد مضافاً به این که هزینه عملیات اکتشافى که شرکت سافایر پرداخت خواهد نمود به نسبت هزینه عملیات اکتشافى ناحیه فلات قاره چندین برابر است و همین امر هم موجب برقرار نشدن پذیره گردیده است‏

4- مطابق ماده 23 در صورتى که سافایر در ظرف مدت دو سال مذکور در ماده 16 اولین چاه را حفر نکند ملزم به پرداخت 350 هزار دلار آمریکایى به عنوان غرامت خواهد بود و شر کت ملى نفت ایران حق فسخ قرارداد را خواهد داشت.

در پایان به استحضار می‌رساند که موافقت‌نامه حاضر در دو جلسه طولانى با حضور جناب آقاى انتظام مدیر‌عامل شرکت ملى نفت ایران و آقاى انوارى معاون وزارت دارایى و آقاى مهندس رزم‌آرا معاون وزارت صنایع و معادن با کمال دقت مورد بررسى قرار گرفته و به تصویب رسید و اینک ماده واحده را که مشتمل بر 45 ماده و جدول ضمیمه است و به نفع ملت ایران و مصلحت کشور مى‌باشد تقدیم و تقاضاى تصویب آن را دارد.

مخبر کمیسیون مخصوص نفت- مهدى مشایخى‏

ماده واحده- مجلس شوراى ملى موافقت‌نامه پیوست را در 45 ماده و یک ضمیمه که براى اجراى عملیات تفحص و اکتشاف و بهره‌بردارى و فروش نفت بین شرکت ملى نفت ایران از یک طرف و شرکت سافایر پترولیومز لیمیتد از طرف دیگر به امضا رسیده و طبق مقررات ماده 2 قانون نفت مصوب نهم مرداد 1336 مورد تأیید دولت نیز واقع گردیده تصویب نموده و اجازه مبادله و اجراى آن را مى‌دهد.

رئیس- ماده واحده مطرح است کسى هم اجازه صحبت نخواسته است جز یک نفر موافق آقاى خرازى که ایشان هم تشریف ندارند بنابراین رأى گرفته مى‌شود به ماده واحده و ضمایم قرارداد آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثراً برخاستند) تصویب شد. کلیات آخر مطرح است در کلیات هم کسى اجازه صحبت نخواسته است بنابراین براى مجلس سنا فرستاده مى‌شود.

7- طرح و تصویب طرح پیشنهادى راجع به اصلاح قانون بازنشستگى در مورد پزشکان و مستشاران دیوان عالى محاسبات‏

رئیس- یک طرحى بود که آقایان داده‌اند با قید دو فوریت دو فوریت آن تصویب شده و چاپ شده و حالا مطرح است قرائت مى‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

مقام معظم ریاست مجلس شوراى ملى

امضا‌کنندگان زیر ماده واحده را به قید دو فوریت تقدیم مى‌داریم:

ماده واحده- پزشکان و مستشاران دیوان عالى محاسبات از نظر بازنشستگى جزو مستثنیات تبصره 6 قانون بازنشستگى مصوب تیر‌ماه 1337 مى‌باشند.

مهندس فروغى. رامبد. مهندس فروهر. سراج حجازى. پردلى. مهندس ظفر. دکتر مشیر‌‌فاطمى. مسعودى. قوام. مهندس دهستانى. دکتر امیر حکمت. سلطانى. دکتر جهانشاهى. دکتر دادفر. مهندس شیبانى.

رئیس- آقاى رامبد بفرمایید.

رامبد- مسلم است که مصوبات مجلس شوراى ملى با مداقه و شور و بحث کافى

+++

به عمل مى‌آید و آنچه که از تصویب مجلس گذشته قطعاً مطالب بجا و صحیحى است این ماده واحده ماده جدیدى نیست آن چیزى است که مجلس شوراى ملى بعد از بحث زیاد و تذکر و توضیحات بعضى از آقایان تصویب فرمودند فقط براى مصالح مملکت بنابراین بنده خیال مى‌کنم با یک توضیح و اشاره مختصرى به مذاکرات آن روز که موجب تصویب این قانون شد آقایان نمایندگان آن چیزى را که خود‌‌شان تصویب فرموده بودند تأیید بفرمایید هر قانون به طور کلى براى حفظ مصالح ملت و دولت و کشور است گرچه قوانین براى عموم آنچه وضع شده به یک نحو اجرا می‌شود ولى مفهومش این نیست که هر قانون براى تمام افراد باید حق متساوى قائل بشود ما در هر قانونى که نگاه کنیم در قانون مالیات، قوانین داد‌‌گسترى در موارد قاضى ما براى حقوق اشخاص توجه به خصوصى مى‌شود، در قانون استخدام وقتى ملاحظه مى‌فرمایید کسانى که واجد شرایط مخصوصى باشند با یک رتبه و وضع خاصى استخدام مى‌شوند کسانى که واجد شرایط دیگرى باشند با یک ترتیب دیگرى استخدام مى‌شوند روى همین استدلال نمى‌شود قائل شد که براى عموم طبقات خدمت‌گذاران کشور بلا‌استثنا در یک سن و سال به خصوص این خدمت قطع شود همان طور که تا به حال عمل کرده‌اید وقتى مى‌خواهید استخدام کنید در آیین‌نامه‌هاى استخدامى مى‌آیید کسى را براى کار مخصوص در سن 20 سالگى استخدام مى‌کنید که فارغ‌التحصیل فلان آموزشگاه است دیگرى که براى مستخدم دون‌پایه و خدمت‌گذار جز است در سن 30 سالگى هم استخدام مى‌کنید، موضوعى که اینجا مطرح است عبارت است از کنترل هست و نیست و دارایى مملکت نمى‌شود قائل شد یک کسى که چاى مى‌آورد در اتاق ادارات یا مستخدمى است که پله‌ها را پاک مى‌کند این را گذاشت در ردیف کسى که منتخب مجلس شوراى ملى است و این اشخاص در واقع انتخاب‌شدگانى هستند که مجلس شوراى ملى از طرف خودش براى نظارت در دخل و خرج مملکت براى این که واقعاً مصوبات مجلس شوراى ملى درست انجام شده یا خیر انتخاب مى‌شوند این اشخاص باید صاحب تجربه باشند از یک طرف و از طرف دیگر آن چه که باعث مى‌شود که یک چنین اشخاصى تحت تبعیت وزرا و رؤساى وزارت دارایى باشند از این قید خلاص باشند اگر چه بازنشسته شدن یک شخص در دیوان محاسبات به امضاى مدیر‌کل وزارت دارایى عملى بشود طبق این قانون دست به هر کار خلاف میل دولت زدن فردا ممکن است حکم بازنشستگى بنا به 30 سال خدمت یا 60 سال سن صادر شود و خود دولت هم با این نظر موافق است بنده الساعه آنچه که دولت پیشنهاد کرده است در حضورتان مى‌خوانم این شرایطى است که براى اعضاى دیوان محاسبات دولت پیشنهاد کرده «همچنین 66 نفر از مأمورین دولت را اعم از شاغل یا بازنشسته به شرطى که سن بازنشستگان از 70 سال تجاوز نکرده باشد» حالا ما این را قائل نیستیم مى‌گوییم در مدتى که پرونده‌اى را در دستش دادید و او مشغول کار شده وسط خدمت یک مرتبه بازنشسته‌اش نکنید این استدلال بنده بود با توجه به یک حقیقتى که ما کارمندان عالى‌رتبه بى‌نظیر و با‌تجربه و کسانى که این اندازه مورد احتیاج این ملت هستند و به اندازه کافى و اشباع شده نداریم خودمان باید فکر احتیاجات عمومى را بکنیم که از بزرگ تا کوچک در یک سال به خصوص بازنشسته نشوند آنچه که احتیاج داریم از وجودشان استفاده کنیم عرض بنده این بود.

رئیس- آقاى بزرگ‌ابراهیمى بفرمایید.

بزرگ‌ابراهیمى- آقایان نسبت به دو صف متمایز و مورد احتیاج مملکت طرحى داده‌اند اولاً باید ببینیم این که فرمودید اگر بازنشسته بشود تحت تأثیر واقع خواهد شد یا بازنشسته‌اش مى‌کنند این به عقیده بنده درست نیست چرا؟ براى این که کسى که مشغول کار است اگر بازنشسته شد داراى منافع دیگرى مى‌شود ببینیم و داراى چه حقوقى مى‌شود؟ در مراحل بازنشستگى به او بد نمى‌گذرد (یک نفر از نمایندگان- خیلى هم بهتر مى‌شود) هم استراحت مى‌کند و هم حقوقش را بدون کم و کسر دریافت مى‌کند ما معتقدیم که انشاء‌الله تعالى نمایندگانى که از طرف مجلس شوراى ملى انتخاب مى‌شوند براى تسویه‌حساب در دیوان‌عالى محاسبات مردمان پاکى هستند وقتى هم که متقاعد شدند استفاده مى‌کنند و جبران زحمات‌شان مى‌شود اگر خداى نخواسته این جور نباشد در هر مقامى که باشند صلاحیت ندارند حالا بنده در بادی امر یک صحبتى دارم که نمى‌خواستم بگویم یک خورده‌اش را مى‌گویم این دیوان محاسبات در تمام 50 سال دوره مشروطیت جز یک مرتبه گمان نمى‌کنم تأثیرى داشته است بعد ما هم نخواهد داشت (بعضى از نمایندگان- نگذاشتند) (مسعودى- دولت‌ها به صلاحشان نبود) یعنى مى‌فرمایید که اگر این قانون بازنشستگى را تصویب کنیم بعدها خواهند گذاشت؟ اما موضوع پزشک‌ها پزشک در مملکت ما فقط به وسیله وزارت بهدارى استخدام نمى‌شود جاهاى دیگر هم دارند، بنده اصلاً معتقدم وزارت بهدارى جز یک کادر راهنما چیز دیگرى نمى‌خواهد. این دستگاهى که ما درست کردیم که هى پزشک دعوت مى‌کند مى‌دهد به ولایات اصلاً موضوع ندارد بنده معتقدم پزشک را در ولایات بایستى شهر‌داری‌ها و مردم استخدام کنند وزارت بهدارى در کلیات براى مبارزه با مرض‌هاى عمده و راهنمایى بهداشت مملکت خدمت مى‌کند (مهندس اردبیلى- جلوگیرى از امراض) اگر بنا بشود ما بچسبیم به همین چهار دیوار که حتماً باید همه پزشکان در وزارت بهدارى خدمت بکنند و وقتى هم که ماشاءالله ماشا‌ءالله رتبه‌شان کنده شد از اینجا بیرون نروند و در تهران بمانند به عقیده بنده این آقایانى که متقاعد مى‌شوند و مى‌روند که جوان‌ها بیایند جاى آنها این یک خطر بزرگ براى ما ایجاد مى‌کند (در این موقع یادداشتى به ایشان داده شد) چشم کوتاه می‌آیم (احسنت) بنده معتقدم اصولاً دولت در این کار باعث مى‌شود که یک عده‌اى از بین اشخاص که در تهران تشریف دارند مقام‌شان هم خیلى بالا است و وزراى بهدارى هم که غالباً از این صنف هستند اغلب جرأت نمى‌کنند به آنها چیزى بگویند اینها کنار بروند و جوان‌ها بیایند جاى آنها که توى تهران تنها نمانند این عقیده بنده است.

رئیس- آقاى فرود (فرود- بنده موافقم) بفرمایید.

فرود- اولاً بنده استدعا دارم مقام ریاست توجه بفرمایند وقتى که طرحى مطرح مى‌شود لازم نیست وزیر مسئول آن طرح باشد؟

رئیس- آقاى معاون وزارت دارایى هستند. بفرمایید.

فرود- اما مطلبى که بنده خواستم عرض کنم این است که جناب آقاى وزارت دارایى بفرمایند ما به طور تقریب بدانیم پزشکانى که در مرکز هستند چند نفرند و چقدر کم داریم و این طورى که آقا اظهار‌نظر فرمودند اطبایى که در خدمت دولت مى‌باشند متأسفانه به نقاط بد آب‌و‌هوا و دور نمى‌روند (صحیح است) بنابراین مادامى که وزارت بهدارى به وظایفى که اشاره فرمودید شروع نکرده ما بایستى فکرى براى مردم دور‌افتاده بکنیم (صحیح است) باید وزارت بهدارى را در همین شرایط فعلى نگه داشت و تقویت کرد که مردم دچار بى‌طبیبى نشوند، وقتى که عده‌اى در سال از دانشکده پزشکى بیرون مى‌آیند با عقیده‌اى که به موجب قانون سابق بازنشسته مى‌شوند تطبیق کنیم اگر سن بازنشستگى اطبا را بالا نبریم بعد از مدتى شهرستان‌هاى ما بخش‌هاى ما دچار بى‌طبیبى خواهند شد چون عدّه‌اى که از دانشکده پزشکى بیرون مى‌آیند خیلى قلیل است مضافاً به این که طبیبى که به سن بازنشستگى فعلى مى‌رسد هر اندازه وجودش براى ما بى‌استفاده باشد براى شهرستان‌ها و بخش‌ها وجودش نعمت بزرگى است بنابراین بنده استدعا مى‌کنم توجه بفرمایید طبیب مادامى که مى‌تواند و مزاجش و بنیه‌اش استعداد کار کردن را داشته باشد اجازه بفرمایید مملکت از وجودش استفاده کند، مطلبى که راجع به دیوان محاسبات فرمودند دیوان محاسبات بسیار بسیار محل حساسى است البته امیدوارى باید داشت جوان‌ها هم بیایند به این مقام برسند ولى این مقام خیلى مقام بزرگى است در همه جاى دنیا مستشاران دیوان محاسبات در ردیف مستشاران دیوان‌عالى کشور هستند چون رسیدگى به حساب دخل‌و‌خرج مملکت به عهده این اشخاص است این است که موافقت بفرمایید از وجود اشخاص سالخورده و مطلع که حقیقتاً وزارت دارایى که بهترین کارمندانش و محبوب‌ترینش و مطلع‌ترینش جزء همان قدیمی‌ها هستند وزارت دارایى که الان می‌خواهد استفاده کند از وجود همین‌ها استفاده کند و بنده خیال می‌کنم که جناب آقاى انوارى هم مخالف با این نظر نباشند و این کار به نفع مملکت است و ضرورت دارد اگر توجه به وظایف دیوان محاسبات بفرمایید ملاحظه می‌کنید که اینجا جایى نیست که به جوان‌ها بسپارند و استدعاى بنده این است که به اهمیت مطلب توجه بفرمایید و موافقت بفرمایید که این طرح تصویب شود که از هر جهت ضرورت دارد و این طرح را بنده قبلاً ندیده بودم و امضا هم نکرده بودم ولى معتقدم که این طرح بسیار بسیار طرح خوبى است.

رئیس- دیگر کسى اجازه صحبت نخواسته است و یک پیشنهادى رسیده که قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى

اینجانب پیشنهاد مى‌نمایم در ماده واحده بعد از جمله اعضاى دیوان محاسبات و پزشکان کلمه مهندس نیز اضافه شود. ابتهاج‏

رئیس- آقاى ابتهاج بفرمایید.

ابتهاج- بنده طرح آقایان را دیدم که امضا یک عده از آقایان مهندسین زیرش هست گمان می‌کنم که فراموش کرده‌اند مهندسین را هم اضافه کنند چون خود آقایان مهندسین مجلس تا سن تقاعد خیلى فاصله دارند و این عده را فراموش کرده‌اند در توضیحى که یکى از آقایان براى پزشکان داد این بود که پزشکان وقتى به سن تقاعد رسیدند و کناره‌گیرى کردند تجربیاتشان زیادتر می‌شود به عقیده بنده این وضع در مورد مهندسین و معماران و آرشیتک‌ها کاملاً صدق می‌کند و به عقیده بنده آنها خیلى بیشتر مستحق هستند که سن تقاعد آنها را عقب‌تر ببریم تا پزشکان، پزشکان وقتى که به سن تقاعد رسیدند و کناره‌گیرى کردند به عقیده بنده مرضاى خارجى به آنها بیشتر مراجعه می‌کنند و احتیاجى ندارند که در دستگاه‌هاى دولت در بیمارستان‌ها وقت صرف کنند و پشت میز‌ها بنشینند به این جهت بنده تصور می‌کنم حالا

+++

که آقایان اطبا را پیشنهاد کردید با مهندسین هم موافقت بفرمایید.

رئیس- آقاى ارباب مخالفید؟ بفرمایید.

ارباب- تصور می‌کنم اگر خود جناب آقاى ابتهاج توجه بفرمایند زود‌تر مسترد می‌دارند این پیشنهادشان را زیرا اگر منظور مهندسینى هستند که در خدمت دولت هستند هرچه دیر‌تر بازنشسته بشوند به ضرر خود‌‌‌شان است و به ضرر عمران مملکت زیرا وقتى مهندسى از قید خدمت دولت خلاص شد صد برابر درآمد دارد و بیشتر هم فعالیت می‌کند و کار می‌کند اما اگر مهندسى که شغل آزاد دارد بازنشسته بشود بنده حرفى ندارم موافقم و در این صورت یک پیشنهادى هم اضافه می‌کردید که آقایان و کلاً هم همین حال را داشته باشند و پس از دو سال چهار سال بازنشسته نشوند.

رئیس- رأى می‌گیریم به این پیشنهاد آقایان موافقین قیام بفرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد.

رئیس- خاطر آقایان مسبوق است که در لایحه بازنشستگان این دو قسمت پزشکان و مستشاران دیوان محاسبات را مجلس تأیید و تصویب کرده بود و چون مجلس سنا این دو قسمت را حذف کرده بود ما هم همان قسمت تصویبى مجلس سنا را به دولت ابلاغ کردیم بنابراین اگر مجلس رأى بدهد به این دو قسمت که به صورت طرح بوده است همان نظریه اولى مجلس شوراى ملى تأیید می‌گردد بنابراین رأى گرفته می‌شود به این طرح آقایانى که با این طرح موافقند قیام بفرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد به مجلس سنا فرستاده می‌شود.

8- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز سه‌شنبه خواهد بود دستور هم لایحه تعرفه گمرکى است.

 (مجلس 45 دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملی- رضا حکمت.

+++

یادداشت ها
Parameter:295278!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)