کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مذاکرات مجلس شورای ملى دوره 19
[1396/06/04]

جلسه: 211 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه پنجم تیر ماه 1337  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای حمید بختیار

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به استخدام آموزگاران پیمانی و ارسال به مجلس سنا

4- قرائت طرح پیشنهادی راجع به اصلاح قانون بازنشستگی

5- شور اول گزارش کمیسیون دادگستری راجع به اصلاح بعضی از مواد قانون ثبت اسناد و املاک

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مذاکرات مجلس شورای ملى دوره 19

 

 

جلسه: 211

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه پنجم تیر ماه 1337

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای حمید بختیار

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به استخدام آموزگاران پیمانی و ارسال به مجلس سنا

4- قرائت طرح پیشنهادی راجع به اصلاح قانون بازنشستگی

5- شور اول گزارش کمیسیون دادگستری راجع به اصلاح بعضی از مواد قانون ثبت اسناد و املاک

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده‌و‌ده دقیقه صبح به ریاست آقاى عماد تربتى (نائب رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت‌مجلس‏

نائب رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با‌ اجازه- آقایان:

صارمى- کدیور- اردلان- دکتر آهى- دکتر امین- کاظم شیبانى- پناهى- اورنگ- اخوان- دکتر فریدون افشار- غضنفرى- سنندجى- عرب‌شیبانى- امید‌سالار- محمودى- خلعتبرى- شادمان- دکتر اصلان افشار- دکتر سعید حکمت- اعظم زنگنه- کورس- سلطان‌مراد بختیار- دکتر حسن افشار- دکتر عمید. آقایان.

غائبین بى‌اجازه- آقایان:

دکتر طاهرى- قرشى- قراگزلو- بوربور.

دیر‌آمدگان و زود‌‌رفتگان با‌ اجازه- آقایان:

دکتر امیر حکمت- مهندس ظفر صفارى- مهندس جفرودى- رامبد- ابتهاج- فولادوند- بزرگ‌نیا- جلیلوند- اسکندرى- امامى‌خویى- جلیلى- خرازى.

نائب رئیس- آقاى دکتر وکیل‏.

دکتر وکیل- اصلاحاتى در مطالب هست که به تند‌نویسى می‌دهم.‏

نائب رئیس- آقاى دکتر سید‌امامى‏.

دکتر سید‌امامى- چند کلمه اشتباه بود که تصحیح کردم و به تند‌نویسى دادم.‏

نائب رئیس- آقاى سعید مهدوى.‏

سعید مهدوى- در جلسه قبل که لایحه بازنشستگى مطرح بود دو تبصره از آن لایحه در مجلس سنا حذف شده بود در صورت‌مجلس در اینجا این عبارت هست که این دو قسمت را تمام آقایان علاقه دارند به مجلس سنا بفرستند و بنده هم نظرم همین بود و عرض کردم که این دو قسمت لازم است که به مجلس سنا فرستاده شود متأسفانه روزنامه اطلاعات و کیهان در روزنامه‌شان نوشته‌اند سعید مهدوى پیشنهاد کرد که این دو قسمت را در لایحه بگذارید و به دولت ابلاغ شود می‌خواستم از آقایان نمایندگان جراید استدعا کنم که به نطق نمایندگان توجه بیشترى بکنند.

نائب رئیس- آقاى مهران‏.

مهران- در عرض بنده یک جمله افتاده که به تند‌نویسى می‌دهم‏.

نائب رئیس- آقاى دکتر بینا.

دکتر بینا- در جلسه روز سه‌شنبه موقعى که همکار محترم جناب آقاى خرازى راجع به وضع بد عربستان سعودى صحبت می‌کردند که با زوار ما بد‌رفتارى می‌کنند (صحیح است) بنده اینجا گفتم متأسفم متأسفانه از خارج تلفن‌هاى زیاد و اعتراضات زیادى به من شد که شما مخالف این عمل هستید (خرازى- چنین چیزى نیست) بنده به آنها گفتم که من شیعه اثنى‌عشرى هستم و براى این مذهب آن قدر اهمیت قائل هستم من نمى‌توانم شعار مذهبى خودم را تخطئه بکنم تأسف من فقط براى عرب‌ها بود که با ما بدرفتارى می‌کنند ملت و مذهب فرق دارد ایتالیایى‌ها که مقر پاپ در آنجا هست فرانسویان را نباید تخطئه بکنند که آنها کاتولیک هستند ما براى خاطر عرب‌ها با یک همسایه نزدیک که اسراییل بود و براى ما نتایج خوبى داشت به هم زدیم ولى اینها در هیچ کجا با ما همکارى نمى‌کنند بنده به هیچ‌وجه نظرم این نبود و نظرم این بود که با ما بهتر از این رفتار کنند. (صحیح است- احسنت)

نائب رئیس- امروز سؤالات در دستور بود یک سؤالى مربوط به وزارت بهدارى است که آقاى وزیر بهدارى و معاون پارلمانی‌شان در مسافرت هستند و سؤال دیگر مربوط به آقاى خلعت‌برى است که مریض هستند و حاضر نیستند بنابراین مى‌پردازیم به لوایح مربوطه چون عده کافى است تصویب صورت‌جلسه اعلام می‌شود.

2- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى حمید بختیار

نائب رئیس- آقاى حمید بختیار.

حمید بختیار- سؤالى از آقاى وزیر کشور دارم که تقدیم می‌شود.

نائب رئیس- آقاى ساگینیان.‏

ساگینیان- یک شکایتى از اهالى رضاییه رسیده است تقدیم می‌کنم تقاضا دارم دستور بفرمایید که رسیدگى شود.

نائب رئیس- به کمیسیون عرایض ارجاع می‌شود.

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به استخدام آموزگاران پیمانى و ارسال به مجلس سنا

نائب رئیس- ماده 8 گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به آموزگاران پیمانى مطرح است قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 8- مادام که عده فارغ‌التحصیلان دانش‌سراى عالى براى تأمین احتیاجات وزارت فرهنگ کفایت نمى‌کنند وزارت فرهنگ

+++

کلاس‌هاى شبانه در دانش‌سراى عالى و در مراکزى که دانشگاه وجود دارد به منظور تربیت دبیر براى تدریس در دوره اول متوسطه دایر می‌نماید داوطلبان این کلاس‌ها از فارغ‌التحصیلان دانش‌سراهاى مقدماتى و دبیران پیمانى به شرط دارا بودن گواهی‌نامه کامل متوسطه یا گواهی‌نامه مدرسى یا اجتهاد یا افتا که مورد تأیید شوراى عالى فرهنگ باشد انتخاب می‌شوند این داوطلبان باید هر ‌یک داراى حداقل پنج سال سابقه تدریس یا ده سال سابقه خدمت آموزش و ادارى باشند عده لازم همه ساله از طریق مسابقه در تهران و مراکز هر استان با رعایت تناسب احتیاجات هر حوزه انتخاب می‌شوند دوره و برنامه تحصیلات در این مراکز بنا به پیشنهاد دانش‌سراى عالى و تصویب شوراى عالى فرهنگ خواهد بود.

وزارت فرهنگ در انتقال محل خدمت و آموزگاران و دبیرانى که در مسابقه انتخاب می‌شوند براى طى دوره تحصیلات این کلاس‌ها تسهیلات لازم فراهم می‌کند و فارغ‌التحصیلان آنها را در صورت تعهد پنج سال خدمت در نقاطى که وزارت فرهنگ احتیاج دارد به غیر از تهران و حومه تهران به خدمت دبیرى در دوره اول متوسطه منصوب می‌نماید و در این صورت به دبیران پیمانى پایه یک دبیرى و در مقابل هر سه سال خدمت دبیرى پیمانى یک پایه بالاتر به شرط آن که از پایه سه تجاوز نکند اعطا می‌نماید و همچنین رتبه آموزگارى آن عده را که داراى رتبه مى‌باشند به رتبه دبیرى تبدیل می‌نماید.

تبصره- هرگاه یکى از فارغ‌التحصیلان فوق پنج سال تعهد خدمت خود را در نقاطى که وزارت فرهنگ تعیین نموده انجام ندهد به وضع خدمت اول بر‌می‌گردد و فقط در مورد دارندگان پایه رسمى آن مدت از تعهد را که انجام داده‌اند براى ترفیع‌شان در پایه قبلى محسوب خواهد گردید.

نائب رئیس- نسبت به ماده 8 نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) رأى می‌گیریم به ماده 8 آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 9 قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 9- به دبیران پیمانى که در تاریخ تصویب این قانون در خدمت وزارت فرهنگ بوده و داراى 4 سال سابقه تدریس باشند اگر دیپلم متوسطه داشته باشند رتبه 2 آموزگارى و اگر دیپلم متوسطه نداشته باشند رتبه 1 آموزگارى داده می‌شود و در مقابل هر دو سال خدمت اضافى یک پایه بالاتر داده می‌شود به شرط آن که در موقع اعطای رتبه براى دارندگان دیپلم متوسطه از رتبه 4 آموزگارى و براى کسانى که دیپلم متوسطه ندارند از رتبه 3 آموزگارى تجاوز ننماید ترفیعات بعدى آنها بر طبق ترفیعات آموزگارى خواهد بود.

تبصره- دبیران پیمانى که در موقع تصویب این قانون سابقه تدریس مذکور در این تبصره را ندارند هر‌گاه در آینده مدت تدریس آنها به شرح فوق تکمیل گردید از مزایاى این تبصره استفاده خواهند نمود.

نائب رئیس- نسبت به ماده 9 و تبصره آن نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) رأى می‌گیریم نسبت به ماده 9 و تبصره آن آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر بر خاستند) تصویب شد ماده 10 مطرح است.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 10- سابقه خدمت پیمانى کسانى که به موجب این قانون داراى رتبه رسمى مى‌شوند در صورت پرداخت کسور بازنشستگى تمام مدت خدمت پیمانى جزء خدمت رسمى آنان محسوب مى‌شود.

نائب رئیس- نسبت به ماده 10 نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) آقایانى که نسبت به ماده 10 موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 11 مطرح است.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 11- سابقه خدمت در مدارس غیر‌دولتى که تحت نظر وزارت فرهنگ اداره شده یا می‌شود و سابقه خدمت در هنرستان‌هاى دولتى قبل از انتقال آنها به وزارت فرهنگ و همچنین سابقه خدمت در مدارس ملى در صورتى که بر‌حسب مأموریت وزارت فرهنگ باشد در اجراى این قانون حکم خدمت در وزارت فرهنگ را خواهد داشت‏.

نائب رئیس- آقاى خرازى.‏

خرازى- بنده در این ماده تذکرى دارم و آن عبارت از این است که چند سال است که وزارت فرهنگ سعى می‌کند و تشویق می‌کند که مردم مدارس ملى تأسیس بکنند و این کار به عقیده بنده بسیار خوب است براى این که وزارت فرهنگ بایستى همیشه سعى کند که همان طور که در سایر ممالک شهر‌داری‌ها پلیس و فرهنگ را مردم خود‌‌شان اداره می‌کنند مدارس را هم مردم خود‌‌شان اداره کنند و وزارت فرهنگ به ایجاد دانشکده‌ها مخصوصاً در شهرستان‌ها بپردازد یک مدارس ملى هست که مردم آمده‌اند با سرمایه خود‌‌شان تأسیس کرده‌اند و وزارت فرهنگ هم براى این که آنها بودجه‌شان کافى باشد به آنها یک اعانه‌اى می‌دهد و اینها هم یک دبیرانى دارند که در اینجا مشغول تدریس هستند در سایر لوایحى که وزارت فرهنگ آورده نسبت به این دسته از دبیران که در مدارسى هستند که نسبت به آنها وزارت فرهنگ کمک می‌کند یعنى اعانه می‌دهند آنها را مشمول این مزایا کرده‌اند بنده می‌خواستم تمنى بکنم که نسبت به این موضوع هم یک توجهى بشود.

نائب رئیس- آقاى مهران‏.

مهران- (مخبر کمیسیون استخدام)- تذکرى که آقاى خرازى فرمودند بسیار تذکر صحیحى است ولى به یک شرط به شرطى که این خدمت در مدارس غیر‌دولتى کلید ورود به خدمت دولت نشود براى اشخاص عرض کنم همان طور که فرمودید خوشبختانه در سنوات اخیر وزارت فرهنگ عده‌اى را تشویق کرده و آمدند مدارس ملى تأسیس کردند کارکنان این مدارس ملى دو نوعند عده‌اى هستند که عضو وزارت فرهنگند و به عنوان کمک در این مدارس ملى کار می‌کنند و حقوق آنها را وزارت فرهنگ می‌دهد این است که در این ماده 11 نوشته شده است که سوابق خدمت در آن مدارس ملى که به موجب حکم وزارت فرهنگ انجام می‌شود جز سابقه خدمت حساب می‌شود ولى اگر کسى آمد و مستخدم دولت نبود و صلاحیت هم داشت مدرسه ملى دایر کرد دیگر این را نبایستى وارد خدمت دولت کرد به حکم همان مطلبى که خود جنابعالى فرمودید یعنى فرمودید که خدا کند روزى برسد که مدارس ملى را در مملکت اصولاً مردم اداره کنند پس بنابراین نمی‌شود قائل بود که هم مدارس زیادى را مردم به عنوان ملى اداره بکنند و هم قائل بشویم که کارکنان مدارس ملى جز مستخدمین دولت باشند و در حقیقت دولت آنها را اداره کند البته باید دولت کمک به آنها بکند و دبیرى که لازم دارند به آنها بدهد نه این که کسانى که در مدارس ملى کار می‌کنند کوشش داشته باشند که وارد خدمت دولت بشوند بنابراین ماده 11 روى رعایت تمام این مبانى و اصول تنظیم شده و استدعا می‌کنم که موافقت بفرمایید تصویب شود.

نائب رئیس- دیگر نسبت به ماده 11 نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) نسبت به ماده 11 رأى می‌گیریم آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 12 مطرح است.‏

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 12- هرگاه کمک آموزگار به دریافت گواهی‌نامه دانش‌سراى مقدماتى یا دانش‌سراى کشاورزى قائل شود و یا آموزگار دانش‌نامه دانش‌سراى عالى دریافت نماید و یا دبیرى با دارا شدن دانشنامه دکترى یا معادل آن به موجب قوانین مربوط به خدمت دانشیارى پذیرفته شده و یا بشود وزارت فرهنگ رتبه او را به مأخذ آخرین حقوق دریافتى به رتبه طبقه بالاتر تبدیل می‌نماید مشروط بر این که تعهد قانونى خود را در خدمت آن طبقه که بوده است انجام داده باشد.

نائب رئیس- به ماده 12 نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) آقایانى که نسبت به ماده 12 موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 13 مطرح است.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 13- از تاریخ تصویب این قانون به غیر از موارد‌ی که در این قانون و قوانین مصوب دیگر پیش‌بینى شده اعطای پایه دبیرى و آموزگارى و کمک آموزگارى و همچنین تبدیل پایه ادارى به پایه آموزشى و تبدیل پایه آموزشى به پایه آموزشى دیگر بدون طى دوره تحصیلات مخصوص به هر یک از درجات فوق طبق قوانین مربوط مجاز نخواهد بود.

نائب رئیس- نسبت به ماده 13 نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) آقایانى که با ماده 13 موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 14 مطرح است.‏

 (به شرح زیر قرائت شد)

ماده 14- به وزارت فرهنگ اجازه داده می‌شود در مناطقى که عده دبیر کافى نیست اشخاصى را که صلاحیت دارند براى تدریس دعوت نماید و به دبیران همچنین کسانی که خدمات فنى انجام می‌دهند ساعات اضافى تدریس رجوع نماید حق‌التدریس این اشخاص طبق قانون مصوب دی‌ماه 1336 از مجموع اعتبارات استخدامى وزارت فرهنگ قابل پرداخت خواهد بود خدمت تدریس مزبور جزء خدمت رسمى محسوب نخواهد شد.

نائب رئیس- آقاى عمیدى‌نورى‏.

عمیدى‌نورى- این یکى از مواد این لایحه است از نظر آن اصلى که نمایندگان محترم بهش توجه فرمودند و مخصوصاً در جلسه گذشته بحث مى‌فرمودند که مى‌بایستى معلمین ما اعم از آموزگار و دبیر داراى مراتب علمى باشند و منطبق با اصول باشد و این یک انحراف اصولى است نسبت به این اصل مهمى که در مجلس شوراى ملى به آن توجه خواهد داشت و آن این است که با وجود این که الان در ماده قبلى تصویب فرمودید از این به بعد دبیران نمى‌توانند بدون داشتن مدارک مسجل و منظم دبیر باشند در اینجا اجازه مطلق به وزارت فرهنگ داده شده که وزارت فرهنگ خودش هر کسى را صلاح دانست در هر نقطه‌اى که خیال کرد دبیر کم دارد شخصى را انتخاب بکند براى کار دبیرى و تدریس و حقوقش را بپردازد البته آن مدت جزو خدمت حساب نشود بنده عقیده دارم که اگر در شهرستان‌ها و در نقاط دور‌دست که مدارسى داشتیم و دبیر کم داشتیم نواقص کار دبیرى را خودمان رفع بکنیم این کاملاً صحیح است اما در این ماده اجازه مطلق و بسیط داده شده به وزارت فرهنگ و هیچ شرط و قرارى نیست که این کسى را که وزارت فرهنگ دعوت می‌کند این واجد چه صفاتى باشد و چه صفت لااقل دارا باشد مثلاً ممکن است یک افرادى یک دیپلم‌ها و یک لیسانسیه‌ها و یک دکتر‌ها در شهرستان‌ها در مراکز استان ما داشته باشیم که به کارهاى دیگرى مشغول

+++

هستند بعد از ظهر‌ها یا پیش از ظهر‌ها یک وقت‌هاى زیادى داشته باشد بشود از اینها براى دبیرى استفاده کرد اما در این ماده شرطى نیست که وزارت فرهنگ بتواند از کسانى که حایز شرایط دبیرى هستند و اینها شاغل خدمت فرهنگى نیستند از آنها استفاده کند و اینجا به طور مطلق اختیار به دست وزارت فرهنگ داده است تشخیص با خود وزارت فرهنگ است که هر کسى را که تشخیص بدهد براى کار دبیرى به طور موقت دعوت کند این را بنده اینجا تذکر دادم و معتقد هستم که وزارت فرهنگ باید توجه به این موضوع کند و متأسفانه آقاى وزیر فرهنگ در اینجا نیستند و در مسافرت هستند و معاون‌شان هم در اینجا نیست و بنده نمى‌دانم که فردا ترتیب اجراى این ماده چه طور خواهد شد آیا این ماده به نحوى که مى‌فهمیم از کسانى که واجد شرط استخدام فرهنگ هستند و کار آزادى می‌کنند یا کارهاى ادارى دیگرى می‌کنند از آنها چند ساعت براى کار تدریس استفاده می‌شود یا این که کسانى را که دل‌شان بخواهد عنوان دبیرى بهشان مى‌دهند و از آنها استفاده می‌کنند اگر شق اول است من موافقم و کار صحیحى است و اگر شق دوم است نقض غرض است و با این ترتیب ما مى‌خواهیم یک اشخاصى که هیچ تحصیلات منظم ندارند از نظر کمبود و احتیاج کارمان به اینها عنوان دبیرى بدهیم و از اینها استفاده بکنیم این بود که بنده این تذکر را در اینجا دادم و معتقد هستم که وزارت فرهنگ باید در موقع اجراى این ماده نظرى که عرض کردم داشته باشد باید اینجا تعهد بکند و در صورت‌مجلس درج شود که در آینده در موقع اجرا ما دچار اشکال نشویم.

نائب رئیس- آقاى سعید مهدوى.‏

سعید مهدوى- بنده بر‌عکس نظر همکار محترم آقاى عمیدى‌نورى عقیده‌ام این است که هر چه قدر دست وزارت فرهنگ را در این امور باز بگذاریم براى پیشرفت فرهنگ مؤثر‌تر است و باید بدانیم وزارت فرهنگ یک مؤسسه صلاحیت‌دارى است در این موضوع و اگر با آن فرمولى که آقا پیشنهاد می‌کنید بخواهید عمل کنند منظور حاصل نمى‌شود براى این که اگر یک کسى واجد شرایط بهترى بود او یا دبیر است یا کار مستقل ادارى دارد و حاضر نمى‌شود برود در شهرستان اما در خارج هم یک عده‌اى هستند که معلومات کافى دارند ولى تصدیق و دیپلم در دست‌شان نیست و اینها اشخاصى هستند که وزارت فرهنگ آنها را مى‌شناسد (عمیدى‌نورى- چه طور باید تشخیص داد) چرا نباید بگذاریم یک کسى را که معلومات لازم دارد ولى این شرایط درش جمع نیست براى دبیرى دعوت نکنند در آخر می‌دهم که ملاحظه می‌فرمایید قید شده که خدمت این اشخاص که تدریس می‌کنند خدمت رسمى محسوب نمى‌شود در یک موردى براى دبیرى احتیاج می‌شود و در آن محل یک کسى که واجد شرایط است و معلوماتى دارد او را دعوت خواهند کرد و آنجا هم بى‌دبیر نمى‌ماند.

نائب رئیس- آقاى دکتر سید‌امامى.‏

دکتر سید‌امامى- این ماده همان طور که جناب آقاى عمیدى‌نورى گفتند معلوم نیست که اینها را به عنوان دبیر می‌خواهند استخدام کنند یا به عنوان این که یک نفر می‌رود و درس می‌دهد در بعضى شهرستان‌ها ما داریم که در آنجا واقعاً دبیر پیدا نمى‌شود از این نقطه‌نظر اشکالى ندارد ولى اشکال این است که این آقایان که می‌روند آنجا درس می‌دهند و حق‌التدریس خواهند گرفت اگر سابقه برایش پیدا شد فردا می‌خواهد منتقل بشود به یکى از شهر‌هاى بزرگ این نشد به این شخص باید گفت که فقط براى همان محل استخدام می‌شود و اجازه انتقال به شهر‌هاى دیگر ندارد و در اینجا یک کمى روشن‌تر باشد تا شما این شخص که می‌خواهید به عنوان دبیر استخدام کنید باید در این ماده قید کنید که فقط باید در همان محل تدریس کند.

نائب رئیس- آقاى صدرزاده موافقید بفرمایید.

صدر‌زاده- جناب آقاى عمیدى‌نورى در این موضوع در کمیسیون فرهنگ به تفصیل بحث شد یک نقاطى هست که در آنجا اشخاصى هستند که واجد صلاحیت هستند یعنى داراى معلوماتى هستند که ممکن است دانش‌نامه داشته باشند یا نداشته باشند ولى ما مى‌خواهیم از وجود آنها براى تدریس استفاده بکنیم چیزى که به نظر جنابعالى رسید این شبهه بود که شاید اینها به عنوان دبیرى استخدام بشوند یا سابقه خدمت دبیرى پیدا بکنند ولى هیچ‌کدام از اینها نیست حالا عرض می‌کنم در ماده بالاى همین ماده یعنى ماده 13 گفتیم اشخاصى که تدریس می‌کنند در صورتی که واجد شرایط این قانون نباشند به هیچ سمت رسمى آموزگارى یا کمک آموزگارى یا دبیرى نایل نخواهند شد بنابراین از وجود اینها فقط براى تدریس استفاده خواهد شد و بس و براى این که شبهه‌اى حاصل نشود که اینها نتوانند بعد‌ها نسبت به وزارت فرهنگ این مدت تدریس خود‌‌شان را سابقه خدمت منظور بدارند این تصریح هم شده است که خدمت تدریس مزبور جزو خدمت رسمى محسوب نخواهد شد مخصوصاً نظرم هست که جناب آقاى وزیر فرهنگ در کمیسیون بیان می‌کردند که غالباً در مراکز استان‌ها اتفاق مى‌افتد که ما مدارس کشاورزى داریم و در آنجا‌ها اداره کشاورزى هم داریم و مهندس کشاورزى هم در آنجا‌ها هست که ما مى‌توانیم از وجود او و از تحصیلات کشاورزى او در مدرسه کشاورزى استفاده کنیم و او هم حاضر است که یک مقدارى از وقت غیر ساعت ادارى خودش را صرف امور فرهنگى کند ما یک مجوزى مى‌خواهیم که او را دعوت بکنیم براى کار بنابراین این نکته بسیار ضرورت دارد و قید این در قانون مورد لزوم است خاصه در این موقع که ما عده دبیر کافى در شهرستان‌ها نداریم و البته هر وقت دبیر رسمى پیدا شد و به قدر کافى استخدام شدند از آنها استفاده خواهد شد و وظایف تدریس را آنها انجام خواهند داد.

نائب رئیس- آقاى دیهیم.‏

دیهیم (مخبر کمیسیون فرهنگ)- در ماده 24 این لایحه صراحتاً خودش روشن می‌کند مطلب را جناب آقاى عمیدى‌نورى در نقاطى که دبیر یا آموزگار به حد کافى موجود نباشد به وزارت فرهنگ اجازه داده مى‌شود که بتواند از اشخاصى که صلاحیت تدریس دبیرى یا آموزگارى داشته باشند براى تدریس استفاده کند آن نظرى که جنابعالى می‌فرمایید آن نظر را این ماده تأمین کرده است نوشته است کسانی که صلاحیت داشته باشند براى تدریس در دبستان‌ها یا دبیرستان می‌تواند وزارت فرهنگ از آنها دعوت بکند و از آنها استفاده نماید و چنانکه در اینجا باز روشن کرده است که خدمات اینها جزو خدمات رسمى محسوب نخواهد شد جناب آقاى دکتر سید‌امامى فرمودند ممکن است که اینها بگویند که ما مى‌خواهیم به جاى دیگرى انتقال پیدا کنیم اینجا قید کرده است که خدمات اینها رسمى نیست این وقتى آمد به وزارت فرهنگ از حیث دبیر و آموزگار احتیاج خودش را مرتفع کرد آن وقت این آقا که مدتى در آنجا تدریس کرده است به خودى‌خود از خدمت برکنار می‌شود این موضوع یکى از مهمترین موضوع‌هایى است که ما امروز متوجه هستیم که نقاطى هست فرض بفرمایید معلم انگلیسى نیست یا معلم ریاضى نیست یا معلم عربى نیست در آن منطقه اگر یک کسى پیدا بشود که زبان انگلیسى خوب بداند و صلاحیت تدریس داشته باشد این صلاحیت را آقاى عمیدى‌نورى باید خود وزارت فرهنگ تشخیص بدهد بنده این را نمى‌توانم بگویم که کمیسیونى از شهردارى یا فرماندارى بیاید و صلاحیت این شخص را روشن بکند تصور می‌کنم صالح‌تر از تمام افراد و اشخاص خود وزارت فرهنگ است که صلاحیت یک آموزگار یا دبیر را تعیین می‌کند و از او دعوت می‌نماید البته بعد از این که استفاده‌اش را کرد و احتیاجش رفع شد آن وقت به خدمتش خاتمه می‌دهد تقاضا می‌کنم که به این موضوع توجه بفرمایید این ماده 14 هم تصویب شود.

نائب رئیس- آقاى فضایلى فرمایشى دارید؟

فضایلى- خیر عرضى ندارم.

نائب رئیس- آقاى مهران بفرمایید.

احمد مهران- خیلى خوب شد که این بحث را آقاى عمیدى‌نورى عنوان فرمودند براى این که این تذکراتى که اینجا می‌شود بسیار سودمند است عرض می‌شود که ما هم آموزگار کم داریم و دبیر کم داریم و به تدریج احتیاجات فرهنگى مملکت رو به تزاید می‌رود ما کادر آموزشى که بتواند این مدارس را اداره کند نداریم اگر ماده 3 این قانون را تصویب نفرموده بودید راجع به ماده 14 آنچه که فرمودید ممکن بود بیشتر توجه باشد ماده 3 و ماده‌اى که مورد بحث است این دو تا ماده موازیند اینجا نوشته شده است از اشخاصى که صلاحیت دارند براى آموزگارى استفاده می‌شود چه اگر این کار نشود باید تحمل کنیم تا بچه‌ها بزرگ شوند و مردى بشوند یا زن مسنى بشوند بعد بروند به کلاس‌هاى مبارزه با بی‌سوادى و در این قسمت دبیرى هم همین پیش می‌آید یعنى اگر این فکر را قبول نکنیم که از وجود اشخاص صالح در نقاط مختلف مملکت استفاده کنیم و دبیرستان‌هاى لازم را تأسیس بکنیم عده زیادى از دانش‌آموزان ما از رفتن به دبیرستان محروم می‌شوند مقصود از این ماده در اینجا این است که کسانى هستند که سوابق و اطلاعات کاملاً کافى براى دبیرى دارند ولى دیپلم در دست ندارند (صدر‌زاده- یا دارند) و از طرفى عده‌اى هستند که دبیرند و خدمت دبیرى انجام می‌دهند و ساعات کارشان پر است ساعات آزادشان را می‌خواهند استفاده کنند اتفاقاً این ماده براى منظورى که خود آقاى عمیدى‌نورى دارند که در نقاط مختلف مملکت مدرسه تأسیس و تکمیل بشود و این کمبود دبیر را تا حدى جبران کند بسیار مفید است بنده در پایان لازم می‌دانم یک حقیقتى را که حالا فرصت به دست آمده است عرض کنم که علماى تربیت آقاى عمیدى نورى ضمن این که کوشش می‌کنند اشخاصى را مشاغل معینى تربیت کنند یک عقیده را هم به عنوان یک اصل پذیرفته‌اند و آن این است که دیپلم به کسى اصالت فکرى نمى‌بخشد یعنى دیپلم شرط لازم هست اما کافى نیست چه بسا غیر‌دیپلمه‌هایى که نسبت به وظایف‌شان خیلى دقیقند و اطلاعات کافى در آن حدود دارند بنده چون خودم چند تا دیپلم دارم به خودم اجازه می‌دهم که این عرض را بکنم اگر غیر از این بود ممکن بود بگویند چون خودش دیپلمى دستش نیست این حرف را می‌زند دیپلم به اصطلاح کافى نیست لازم هست ملاحظه می‌فرمایید ما اگر مى‌خواستیم این فکر را بپذیریم مدارسى که در گذشته دایر شد در این مملکت و مکاتیبى به وجود آمد که در آنها اشخاص غیر‌دیپلمه درس می‌دادند ما اگر از آنجا شروع نمی‌کردیم امروز این فرهنگ و این تشکیلات فرهنگى

+++

را نداشتیم بنابراین ما باید این فکر را هنوز هم بپذیریم اما امیدوارم که یک روزى برسد که آن قدر دیپلمه در مملکت پیدا شود و اشخاص واجد شرایط که این فکر اعمال و اجرایش ضرورت پیدا نکند بنده استدعا مى‌کنم که نسبت به این ماده توجهى بفرمایید.

نائب رئیس- آقاى بهبهانى.

بهبهانى- فرمایش جناب آقاى مهران به نظر بنده اصولاً صحیح است اشخاصى هستند در این مملکت که صلاحیت علمى دارند ولى مدرک علمى رسمى در دست‌شان نیست چه بسا اشخاصى هستند که خیلى خوب تحصیل کرده‌اند و صلاحیت‌شان نزد همه محرز است ولى چون مدرک علمى در دست ندارند جامعه نمى‌تواند از آنها استفاده کند و از این جهت این ماده به نظر بنده تبانى با اصل موضوع ندارد و خوب هم هست ولى باید گفت که فرمایش جناب آقاى عمیدى‌نورى هم تا اندازه‌اى صحیح است براى این که این صلاحیت را باید تعیین کرد که صلاحیت چیست آقایان محترم به نظر بنده تردید نداشته باشید که یکى از چیزهاى بسیار لازم در حال حاضر براى مملکت ما مخصوصاً براى آموزگار و دبیر و کسى که شاگردى را تربیت می‌کند یکى از این صلاحیت اخلاقى است و امروز صلاحیت اخلاقى داشتن براى تعلیم در مدارس و تربیت اولاد خیلى لازم است و باید خیلى دقت کرد (صحیح است) از این جهت بنده اگر آقاى مخبر محترم موافقت بفرمایند اینجا بنده یک جمله اضافه می‌کنم به این ترتیب:

کسانى که صلاحیت علمى و اخلاقى او محرز باشد (بسیار صحیح است)

نائب رئیس- چون شور دوم است نمى‌شود پیشنهاد کرد.

عمیدى‌نورى- اجازه می‌فرمایید.

نائب رئیس- بفرمایید.

عمیدى‌نورى- چون بنده در این ماده پیشنهاد داده بودم در شور اول و در کمیسیون هم بودم و پیشنهاد بنده در کمیسیون رد شد این است که همین پیشنهادى که جناب آقاى بهبهانى داده‌اند قبول می‌کنم.‏

نائب رئیس- اگر پیشنهاد شما در شور اول داده شده باشد ممکن است مجدداً به عنوان پیشنهاد‌دهنده توضیحات بدهید پیشنهادى که از طرف آقاى عمیدى‌نورى داده شده این است که صلاحیت علمى مربوط به دیپلمه‌ها یا گواهی‌نامه‌هاى مدارس عالى مربوط به امورى که باید تدریس شود احتراز می‌گردد.

عمیدى‌نورى- عرض کردم پیشنهاد را اصلاح می‌کنم فقط کلمه (اخلاقى) به پیشنهاد بنده اضافه شود.

نائب رئیس- این پیشنهاد جدیدى می‌شود در حالی که پیشنهادى که شده است بایستى مطرح شود و پیشنهاد مجدد نمی‌شود داد و در اطراف آن هم نمى‌شود صحبت کرد به علاوه آن پیشنهاد در ماده 13 بود و حالا ماده 14 مطرح است‏.

عمیدى‌نورى- پیشنهادى که قبلاً داده شده مطرح می‌شود و بنده این اصلاح را که شده قبول می‌کنم.

نائب رئیس- آقاى صدرزاده.

صدر‌زاده- این صلاحیتى که اینجا ذکر شده است به نحو اطلاق است و شامل می‌شود هم صلاحیت علمى و هم اخلاقى را و به علاوه قید این هم در صورت‌جلسه کافى خواهد بود.

عمیدى‌نورى- اجازه می‌فرمایید در اطراف پیشنهادم توضیح بدهم.

نائب رئیس- پیشنهاد آقاى عمیدى‌نورى را که در کمیسیون مطرح بوده است ممکن است مطرح بکنیم و در اطراف آن ممکن است توضیح بدهند. (صحیح است)

عمیدى‌نورى- بنده در دنبال آن توضیحاتى که عرض کردم فکر بنده در جلسه گذشته این بود که از این بى‌حد و حصر بودن این ماده جلوگیرى بشود درست است که ما اعتماد به وزارت فرهنگ داریم ولى یک قدرى به احوال عمومى خودمان باید توجه داشته باشیم که وقتى ما گفتیم که کسانى را که صلاحیت علمى دارند وزارت فرهنگ دعوت بکند خود ما‌ها به عنوان وکیل مجلس این گرفتارى را پیدا می‌کنیم که یک اشخاصى مى‌آیند و مى‌گویند که توصیه کنید مرا به خدمت دبیرى قبول کنند ولى من معتقدم که ما در کار فرهنگ که مربوط به پرورش نسل آینده ایران است باید بیش از این سعى کنیم که جنبه علمى و اخلاقى حفظ بشود و حتى‌المقدور جلوگیرى از این کار بکنیم نسبت به کسانى که ممکن است خداى نکرده واجد این صلاحیت علمى و اخلاقى نباشند اینها مجدداً رخنه نکنند در مدارس ما به عنوان دبیرى و مشغول بشوند به این جهت بود که بنده وقتى این ماده مطرح بود این تبصره را پیشنهاد کرده بودم.

تبصره- صلاحیت تدریس دیپلمه ارایه دیپلم‌ها یا گواهى‌نامه‌هاى مدارس عالى مربوط به امورى که باید تدریس شود احراز می‌گردد. منظور بنده این بود که یک مبنایى براى این عملى که به وزارت فرهنگ به طور مطلق مجلس شوراى ملى اجازه می‌دهد گذاشته بشود این عقیده بنده بود این طور هم فکر می‌کردم که یا دیپلمه‌ها باشد یا گواهی‌نامه صلاحیت تدریس چرا نظرم این بود؟ به دلیل این که بنده اطلاع دارم و آقایان هم اطلاع دارند که هستند اشخاصى در شهرستان‌ها و استان‌ها کسانى که در یک امرى تخصص دارند ولى دبیر نیستند یعنى یک طبیبى در شهرستان رشت یا مشهد هست دیپلمه عالى مقامى است گواهی‌نامه عالى دارد دکتر است و طبیب است در همان جا ما ممکن است احتیاج داشته باشیم به تدریس تاریخ طبیعى یا فیزیک یا علم‌الاشیا و این داخل در کار او وظیفه او است و از آن طرف این شخص دبیر هم نیست وزارت فرهنگ حق داشته باشد که به این شخص مراجعه کند و از او استفاده کند براى تدریس وقتى شما به طور مطلق گفتید (صلاحیت) این قید صلاحیت مطلق که هیچ بند‌و‌بارى و حدى درش ندارد دست وزارت فرهنگ را طورى باز می‌کند و وزارت فرهنگ هم که  همه‌اش  دکتر مهران نیست مرکب از اشخاصى است و از یک افراد زیادى است در شهرستان‌ها که حب ‌و ‌بغضى دارند و داراى نظر‌هاى شخصى هستند با اشخاصى که دوستى دارند با آنها بدون داشتن کار دیپلم دبیرى می‌دهند به این جهت بود که بنده این تبصره را پیشنهاد کردم که یک حدى براى وزارت فرهنگ باشد حالا جناب آقاى بهبهانى مى‌فرمایند که قید صلاحیت اخلاقى هم بشود آن را هم بنده قبول دارم بنده معتقدم که یک شرطى باشد که لااقل در آن صلاحیت نوشته شود و بنده قبول دارم که این تبصره به این کیفیت اصلاح بشود بعد از صلاحیت نوشته شود صلاحیت علمى و اخلاقى اگر این را قبول دارید بنده هم قبول دارم این تبصره هم همان است آن کافى‌تر و وافى‌تر است بنابراین در اطراف این موضوع که یک حدى در اطراف صلاحیت باشد استدعا می‌کنم که مجلس شوراى ملى توجه کند و این حد روشن باشد و از مخبرین کمیسیون‌هاى فرهنگ و استخدام هم تقاضا دارم قبول کنند چون به نفع مملکت است و به نفع آن فکرى است که خود‌‌شان دارند.

معاون نخست‌وزیر (ناصر ذوالفقارى)- دولت با پیشنهادى که صلاحیت علمى و اخلاقى باشد موافقت دارد. (صحیح است- بسیار خوب)

احمد مهران- (مخبر کمیسیون استخدام)- بنده از نظر مخبر کمیسیون استخدام موافق هستم‏.

نائب رئیس- آقاى صدرزاده.

صدر‌زاده- پیشنهادى که جناب آقاى عمیدى‌نورى فرمودند قیدى دارد و این تمام منظور ما را تعیین نمى‌کند منظور ما این بود که در مراکز استان‌ها اشخاص دانشمندى هستند ولى گواهی‌نامه در دست ندارند مثلاً فرض بفرمایید می‌خواهند تدریس عربى بکنند یک نفر که مقام اجتهاد را احراز کرده است طبعاً عربى می‌داند ولى دانش‌نامه ندارد بنابراین قید این تبصره به این کیفیت ما را از استفاده از یک دسته دانشمندان و فضلا محروم می‌کند بنابراین براى این که نظر جنابعالى از نظر علمى و اخلاقى تأمین شود به همان طریق که جناب آقاى بهبهانى فرمودند که واجد صلاحیت علمى و اخلاقى باشند موافقت بفرمایید بدیهى است که صلاحیت علمى را هم شوراى عالى فرهنگ که مقام صالحى است براى این کار تعیین خواهد کرد و این نظر جنابعالى تأمین می‌شود.

عمیدى‌نورى- بنده پیشنهاد خودم را به همان ترتیب اصلاح می‌کنم‏.

نائب رئیس- آقاى دیهیم.

دیهیم (مخبر کمیسیون فرهنگ)- جناب آقاى بهبهانى و جناب آقاى عمیدى‌نورى نظر آقایان در این لایحه تأمین است وقتى که صلاحیت تدریس را بخواهیم تحت نظر بیاوریم موضوع روشن خواهد شد اولاً در استخدام معلم و یا ذى‌صلاحیت را خودش تعیین و روشن کرده است وزارت فرهنگ دبیرى استخدام می‌کند که این گواهی‌نامه داشته باشد مسلمان باشد ایرانى باشد و اخلاق داشته باشد با این شرط استخدام می‌کند به مجموع این شرایط می‌گویند که این آقا صلاحیت دارد اگر اینجا تنها مى‌نوشتیم که صلاحیت علمى داشته باشد البته اعتراض آقایان به‌جا بود چون آن وقت اخلاقى را ننوشته بودیم چون صلاحیت تدریس نوشته است تمام اینها درش مستتر است یعنى متدین هم باشد پاک‌دامن هم باشد یعنى ایرانى هم باشد اینها در کلمه صلاحیت مستتر است و دیگر احتیاجى ندارد که بگوییم که صلاحیت اخلاقى داشته باشد بنابراین با این توضیحى که دولت خودش قبول می‌کند و بنده که مخبر کمیسیون هستم قبول می‌کنم و در صورت‌مجلس نوشته می‌شود نظر آقایان تأمین خواهد شد و احتیاج ندارد که پیشنهادى بکنیم براى این که توضیح داده است دولت هم قبول کرده مخبر کمیسیون فرهنگ هم قبول می‌کند و باید هم این طور باشد که باید هر معلمى که تدریس می‌کند باید صلاحیت اخلاقى داشته باشد در صلاحیت تدریس مستتر است که صلاحیت اخلاقى داشته باشد حتى ایرانى باشد حتى پاکدامن باشد.

نائب رئیس- آقاى سعید مهدوى.‏

سعید مهدوى- بنده خواستم عرض کنم که همین صلاحیت که در قانون قید شده از هر جهت معنایش علمى و اخلاقى است نه در مورد فرهنگ در سایر ادارات هم ما این قسمت را تأیید کردیم که باید این قسمت اخلاقى را توجه داشته باشند و شما براى استخدام هر فردى اولین چیزى را که مى‌گویید عدم سوسابقه است که باید برود کلانترى محل و در اینجا هم اولین چیزى که باید در نظر بگیرند قسمت اخلاقى است فرق نمى‌کند به نظر بنده این چیزها اضافى است که در قانون می‌گذارید در صورتى که در قسمت فرهنگ اولین شرط حسن اخلاق است که باید در نظر بگیرند در اینجا اگر قید شود در جاى دیگر هم باید قید بشود

نائب رئیس- پیشنهاد آقایان اعم از این که مورد توجه مجلس باشد یا نباشد مطابق ماده 114 در شور ثانى که حالت کنونى باشد پیشنهاد تازه نمى‌شود داد ولى پیشنهادهایى

+++

که در شور اول یا همین دو شور داده شده است و مورد توجه و تصویب کمیسیون واقع نشده ممکن است از طرف پیشنهاد‌دهنده تجدید شود در هر حال چه دولت قبول بکند چه نکند پیشنهادى که در شور اول داده شود بایستى رأى گرفته شود فلسفه‌اش هم معلوم است براى این که دو شورى است اگر چنانچه در شور ثانى آن پیشنهاد مجدد رأى گرفته شد و قبول شد معلوم است که مجلس تأیید می‌کند از این جهت قانون اجازه نداده است که در شور دوم پیشنهاد جدیدى داده شود اگر همان پیشنهادى که جناب آقاى عمیدى‌نورى قبلاً داده است همان را بخواهید تعقیب کنید ممکن است به رأى بگذاریم و الّا در شور دوم نمى‌شود پیشنهاد تازه‌اى مطابق ماده 114 قبول کرد. آقاى عمیدى‌نورى.

عمیدى‌نورى- وقتى که همان پیشنهاد مطرح شد ممکن است همان پیشنهاد اصلاح بشود اینجا منبع قانونى نیست که اگر پیشنهادى مطرح شد آن پیشنهاد هر طورى هست به همان کیفیت مطرح شود و رد و یا تصویب بشود، خود پیشنهاد مطرح می‌شود اگر اصلاحى در آن پیشنهاد شد قابل اخذ رأى است و الّا اگر ما آن قدر قشرى بشویم در قوانین و آیین‌نامه‌ها کار مشکل می‌شود باید روح و فلسفه آنها را دید پس آن پیشنهاد دو مرتبه مطرح می‌شود ممکن است اصلاح هم بشود رد می‌شود یا قبول حالا بسته به نظر جناب آقاى رئیس است‏.

نائب رئیس- منظور از صلاحیت علمى و اخلاقى است چون با مذاکراتى که شده در این مورد معلوم شد مقصود صلاحیت علمى و اخلاقى است (صحیح است) اختلاف دیگرى نیست و دیگر احتیاج به رأى ندارد و قید زاید است اعلام رأى می‌کنیم نسبت به ماده 14 آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 15 مطرح است‏.

 (به شرح زیر قرائت شد)

ماده 15- وزارتخانه‌هاى فرهنگ و دارایى مأمور اجراى این قانون می‌باشند.

نائب رئیس- چون اظهارنظرى در این ماده نشد لذا رأى می‌گیریم به ماده 15 آقایانى که با ماده 15 موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد کلیات آخر مطرح است آقاى ارباب مخالفید بفرمایید.

ارباب- اینجا یک مدتى وقت مجلس صرف بحث صلاحیت اخلاقى شد بنده متوجه یک موضوعى شدم که جاى تذکرش همین‌ جا است و تفصیل کامل او را در موقع مقتضى بعداً به عرض آقایان می‌رسانم و آن این است که چندى پیش که براى معالجه به خارج رفتم با این که از وضع نا‌هنجار و بى‌ترتیت و تأثر‌آور سرپرست‌های خارجى قبلاً هم تذکراتى داده بودم در کمیسیون بودجه هم صورت بودجه آن را خواستم و وزارت فرهنگ هم طفره رفت و تعلل کرد و تا حالا هم نیاورده است و اگر زنده بمانم اصرار خواهم ورزید تا بیاورند تا یک ارقامى را ملاحظه بفرمایید که به مصرف چه عواملى می‌رسد و چه ارتباطى به اخلاق و فرهنگ و اصلاح رویه دانش‌آموزان خارج است اگر صورت آن را دادند عرض می‌کنم (صدر‌زاده- مال کجا بوده) حالا عرض می‌کنم موضوعى که سابقه دارد مربوط به فرانسه است پاریس است ولى این سفر در لندن یک روز یکى از محترمین ایرانى پیش من آمد که من تمنا دارم الان که ساعت یازده است و یک ساعت به ظهر است بروید اداره سرپرستى ببینید یک نفر وجود دارد یا نه؟ و دختر‌هاى ایرانى بدبخت که از صد میلى براى گرفتن یک گواهی‌نامه مى‌آیند سه چهار مرتبه می‌روند و مى‌گویند بروید فردا بیایید امروز کسى نیست که جواب آنها را بدهد یک ایرانى گریه می‌کرده است که رئیس مدرسه باور نمى‌کند که من مى‌آیم و کسى آنجا نیست یا مرا دور سر مى‌گردانند یا مرا مجبور می‌کنند که نمى‌توانم آن اصل موضوع را اینجا عرض کنم بنده رفتم و دیدم که کسى نیست (صحیح است) آقایان کسانى که اولاد‌شان را به اطمینان این اداره سرپرستى می‌فرستند خدا شاهد است خیانت است و اشخاصى که علاقه دارند به حفظ حیثیت خود‌‌شان سرپرست خارجى تهیه مى‌کنند کما این که کرده‌اند و کسانى که نام نیک خانواده‌شان می‌خواهند حفظ شود سرپرست انگلیسى و خارجى دارند البته یک دستگاه کوچک دیگرى آقاى دکتر احتشام تأسیس کرده در آنجا یک دفتر سرپرستى اختصاصى ایجاد کرده است بسیار خوب به محصلین می‌رسد توجه می‌کند علاوه بر محصلین ایرانى محصلین پاکستانى هم به او مراجعه می‌کنند خواستم به عرض آقایان برسانم وضع این سرپرستى که بنده دیدم این طور است که فاقد صلاحیت دینى صلاحیت اخلاقى که منظور آقایان هست می‌باشد و بنده دلایل کامل و متقن دارم که در موقع مقتضى به عرض آقایان می‌رسانم باید وزیر فرهنگ حضور داشته باشند من به وزیر فرهنگ ارادت دارم به وزارت فرهنگ کمال علاقه را دادم و نسبت به دستگاه سرپرستى از نظر یک نفر ایرانى بسیار معترض هستم و در موقع به عرض می‌رسانم.‏

نائب رئیس- آقاى بزرگ‌ابراهیمى موافق هستید بفرمایید.

بزرگ‌ابراهیمى- از طرف وزارت فرهنگ کسى که اینجا باشد و عرایض من را گوش کند نیست (ناصر ذوالفقارى- بنده هستم) بله شما معاون همه وزارتخانه‌ها هستید در زمان رضا‌شاه کبیر که احتیاج به معلم پیدا کردند آن شخص بزرگ یک عده را فرستاد به اروپا و یک عده از اینها را تربیت کردند فقط به منظور این که معلم باشند و شاگرد تربیت کنند پس از سوم شهریور و یکى دو سال بعد از آن تمام این آقایان در کادر ادارى قرار گرفتند و یک نفر از اینها در آن رشته تخصصى که مملکت جان کند و پول خرج کرد مشغول نیستند وقتى هم بپرسید مى‌گویند کادر فرهنگ مثل ارتش است خیلى فرق دارد دستگاه ادارى با معلومات دیگر پتیو خیلى فرق دارد یک دبیر ریاضى وقتى بخواهد برود هندسه فضایى یا جبر درس بدهد این مربوط به دستگاه ادارى نیست ما با فقر دبیر با نداشتن علما براى تعلیم و تربیت یک عده متخصص را بردیم در کادر‌هاى ادارى گذاشته‌ایم حقوق دبیرى هم بهشان می‌دهیم و یک شاهى هم براى این مملکت ارزش ندارد این چه مرضى است من نمی‌دانم اگر براى دوستى و خواهش و رفاقت است به این آقایان همین پول را بدهید ولى اقلاً هفته‌اى پنج شش ساعت تخصص‌شان را به این شاگردها یاد بدهند من خجالت می‌کشم بگویم در مهاباد دبیر شیمى نیست و به جاى او دبیر ادبیات می‌رود و می‌گوید بنده شیمى بلد نیستم می‌آیم مى‌نشینم و می‌روم (یک نفر از نمایندگان- همه جا این طور است) (ارباب- بندر‌عباس هم نیست) بندر‌عباس جهنم من از مهاباد حرف می‌زنم عرض کنم بنده می‌خواستم از جناب آقاى محمود مهران وزیر فرهنگ که واقعاً مورد احترام همه هستند (صحیح است) خواهش کنم که این آقایان عزیز بى‌جهتى که رفته‌اند پشت میز ادارى نشسته‌اند و رئیس و مدیر کل‌شان کرده‌اند بگویید یک قسمت از ساعت اداری را بروند در مدارس درس بدهند خواستم این چند کلمه را به عنوان تذکر عرض کنم‏.

نائب رئیس- آقاى صدرزاده.

صدر‌زاده- موافقم‏.

نائب رئیس- آقاى دیهیم.

مخبر کمیسیون فرهنگ (دیهیم)- ریاست محترم مجلس به کلیات قانون رأى گرفتند جناب آقاى ارباب به عنوان مخالف این لایحه بیاناتى فرمودند بنده در ضمن بیانات‌شان خاطرم آمد بعضى روضه‌خوان‌ها مصیبت یک امام را براى یک امام دیگر مى‌خوانند در حالی که این مصیبت مال امام دیگرى است حالا اگر در جایى سرپرستى نبود و یا سرپرستى بد کار می‌کند و یا رسیدگى به کار نمى‌کند این مربوط به این لایحه نیست در این لایحه جناب آقاى ارباب موضوعى که مطرح است که آموزگار پیمانى بتواند رتبه خودش را با شرایطى که در این لایحه است بگیرد یا از آموزگارى به دبیرى تبدیل بکند یکى هم این است که وزارت فرهنگ بتواند در جاهایى که معلم ندارد از وجود اشخاص دیگرى که صلاحیت تدریس یعنى صلاحیت علمى و اخلاقى دارند از آنها براى تدریس دعوت بکند یکى هم این است که دبیر بتواند در کلاس‌هاى عالى برود و تحصیل بکند و معلومات خود را بالا ببرد دیگر در اینجا راجع به سرپرستى نیست البته بیان جنابعالى بسیار خوب است ولى جایش در این لایحه نیست بنده خواهش می‌کنم این موضوعى که فرمودید یا در نطق قبل از دستور یا در یک لایحه‌اى که مربوط به آن باشد بفرمایید و کاملاً هم آقایان نمایندگان محترم موافق هستند که باید سرپرستى‌ها در خارجه به وظایف خود‌‌شان عمل بکنند و این تذکر جنابعالى هم خیلى به‌جا خواهد بود تمنا می‌کنم موافقت بفرمایید که به کلیات لایحه رأى گرفته شود.

نائب رئیس- دیگر در کلیات نظرى نیست رأى می‌گیریم به مجموع مواد آقایانى که با مجموع مواد این لایحه موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد چون شور دوم بوده به مجلس سنا فرستاده می‌شود.

4- قرائت طرح پیشنهادى به اصلاح قانون بازنشستگى‏

نائب رئیس- ماده واحده طرح پیشنهادى آقایان که در جلسه گدشته به دو فوریت آن رأى گرفته شد طبق مواد 130 و 131 بایستى در این جلسه طرح بشود و قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

مقام معظم ریاست مجلس شوراى ملى- امضاء‌کنندگان زیر ماده واحده را به قید دو فوریت تقدیم می‌داریم‏.

ماده واحده- پزشکان و مستشاران دیوان عالى محاسبات از نظر بازنشستگى جزو مستثنیات تبصره 6 قانون اصلاح قانون بازنشستگى مصوب تیرماه 1337 می‌باشند.

نائب رئیس- آقاى مهدوى.

سعید مهدوى- ماده‌اى است خیال می‌کنم ماده 107 است که می‌گوید در موقع مطرح شدن طرح‌ها باید نماینده مسئول دولت حضور داشته باشد البته وزیر یا معاون مربوطه.‏

نائب رئیس- آقاى صدرزاده.

صدر‌زاده- در لایحه‌اى که پریروز از تصویب مجلس شوراى ملى گذشت یک تبصره‌اى بود و آن تبصره این بود که حد تقاعد را در 65 سال سن تعیین کرده بودند و آن وقت یک استثنایى کرده بودند آن استثنا چه بود راجع به اساتید دانشگاه و راجع به قضات و راجع به هیئت شورا و نظار سازمان برنامه با قید این که قوانین خاصى دارند ولى مدرک و مبناى این قانون این بوده که اشخاصی که به 65 سال سن می‌رسند تقاعد بشوند مگر آنهایى که قانون خاصى دارند آقایان استحضار دارند که قوانینى خاصى راجع به قضات و اساتید دانشگاه گذشته و در آنها تعیین شده است

+++

که در یک سن‌هاى بیشترى باید متقاعد شوند بنده نمی‌دانم که به چه مناسبت در اینجا پیش‌بینى شده است که می‌خواهند این نکته را قید بکنند که پزشکان و مستشاران دیوان محاسبات هم جزء مستثنیات باشد مستثنیات آنجا خودش قانون خاصى دارد یا می‌خواهند به موجب این قانون براى آنها یک استثنایى به وجود بیاورند اگر قانون خاصى هست اشاره بفرمایند که به موجب فلان قانون تاریخ تصویب شده است اینها می‌توانند زائد از 65 سال خدمت بکنند ولى اگر قانونى نیست چنانچه بنده می‌دانم قانون دیوان محاسبات را الان آورده‌اند در مجلس شوراى ملى و طبع و توزیع هم شده است و بنا شده است طرح شود و اگر آقایان نظر داشته باشند به مستشاران دیوان محاسبات که آنها زائد از 65 سال در خدمت بمانند ممکن است در همان قانون پیش‌بینى بکنند والا هیچ موردى ندارد که ما یک چنین استثنایى در این قانون قائل بشویم در صورتى که قانون خاصى هم براى آنها راجع به این موضوع وجود ندارد این مطلب راجع به این قانون است که بنده عرض کردم اما راجع به یک مطلب دیگر عرض می‌کنم قوانینى که سابق بود 60 سال سن بود و 30 سال خدمت بعد از آن که کسى 30 سال خدمت تمام داشت و یا 60 سال سن می‌توانست متقاعد بشود یا وزارتخانه او را متقاعد کند به نظر بنده این طور می‌آید که لازم نیست ما سنین خدمت را براى استفاده از خدمت این طور ادامه بدهیم این دو عیب پیدا می‌کند یکى براى خود مستخدم و یکى هم براى آن اشخاص و جوان‌هایى که تحصیل می‌کنند الان از یک سال به این طرف یک داستانى در روزنامه‌ها و در مجلس هست راجع به این که عده‌اى از جوان‌ها که در خارج تحصیل می‌کنند وقتى که به ایران می‌آیند چون کارى به آنها ارجاع نمى‌شود از این جهت رغبتى به مراجعت به ایران نشان نمی‌دهند گمان می‌کنم که این قبیل قوانین سد راه است براى آن منظورى که ما داریم که جوانان بعد از خاتمه تحصیل بیایند به مملکت خدمت کنند مستخدم دولت بعد از آن که 60 سال خدمت کرد یعنى 60 سال از عمرش گذشت و 30 سال خدمت کرد معمولاً می‌تواند تمام حقوق خودش را به عنوان تقاعد دریافت کند حتى مبلغى را که در موقع اشتغال به عنوان تقاعد به صندوق می‌پردازد صرفه‌اش می‌شود یعنى می‌گیرد و اگر سر خدمت باشد یک مبلغى کمتر می‌گیرد چون یک مبلغى باید به صندوق تقاعد بدهد پس او ضرر زیادى نخواهد کرد امّا یک ضرر معنوى هست در ادامه خدمت یکى این که راه را براى جوان‌ها سد می‌کنند که آنها نتوانند بیایند صندلی‌ها را اشغال کنند و تأمین معیشت کنند و یکى هم ضررى براى دولت به وجود می‌آورد این نکته یک نکته‌ای است که جنبه آیین‌نامه‌اى هم دارد چون مقرر است که نمایندگان نمی‌توانند به طور مستقیم یا غیر‌مستقیم پیشنهادى بکنند که مستلزم خرج براى دولت باشد وقتى شما می‌آیید یک قانونى می‌گذرانید که یک عده از مستخدمین در یک مدت طولانى‌ترى بتوانند از خدمت استفاده کنند لازمه این امر این است که از بودجه مملکت یک حقوقى به آنها داده شود در صورتی که اگر متقاعد بشوند از صندوق تقاعد می‌گیرند و دیگر ربطى به بودجه مملکت ندارد توجه فرمودید این همان نکته‌اى است که عرض کردم در حقیقت ما با تصویب این قانون به طور مستقیم پیشنهاد خرجى براى مملکت کرده‌ایم بنده تصور نمی‌کنم یک نفر مستخدم دولت که با کمال درستکارى و صداقت عمل کار می‌کنند ربطى به سن تقاعد می‌رسد و تمام حقوق او را هم بهش می‌دهند دیگر براى او افه‌ای داشته باشد که سر خدمت باشد چه منظورى دارد اگر خداى نخواسته یک مأمور ناصالحى باشد شاید فکر می‌کند که از ادامه خدمت مزاحم خلق خدا می‌شود اگر این طور است بهتر است که نباشد و مزاحم نشود و اگر مأمور درستکار است که بهتر 30 سال خدمت کرده است به مملکت 60 سال هم عمر دارد تمام حقوقش را دریافت می‌کند چیزى هم که از بابت تقاعدش می‌دهد دیگر نمی‌دهد چه مانعى دارد چه علتى دارد که ما قانون بگذرانیم و او را در سن پیرى باز مشغول به کار و خدمت بکنیم و راه هم بر جوانان مسدود بکنیم به خصوص در مورد مستشاران دیوان عالى محاسبات ما مى‌گوییم که این کار‌ها یک کارهاى فنى است و یک دماغ‌هاى جوان می‌خواهد و اشخاص پر‌حوصله‌اى که بتوانند این پرونده‌هاى زیاد را بخوانند نه این که اشخاصى که سن زیادى داشته باشند باز ما بگوییم به خدمت ادامه بدهند به اضافه می‌دانیم عده مستخدمین در وزارت دارایى فوق‌العاده زیاد است در مورد قضات می‌گفتند که در دستگاه قضایى کادرهاى تحصیل‌کرده کم است و اگر ما سنین خدمت آنها را نیفزاییم دستگاه قضایى ما خواهد خوابید یا دانشگاه آن هم مى‌گفتند ما استاد به قدر کفایت نداریم اما در دارایى تا بخواهید ماشاء‌الله مأمور داریم مدیر کل و اعضاء داریم چه احتیاجى هست که ما بیاییم یک قانونى در اینجا وضع بکنیم که آن معایب را هم به وجود بیاوریم بنابراین بنده می‌خواستم از آقایان استدعا کنم که گذشته از این که به مصلحت نیست و گذشته از این که یک پیشنهادى است که به طور غیر‌مستقیم مستلزم خرج است در اینجا یک عیب دیگرى هم دارد و آن این است که قانون مخصوص این کار تا حالا نیامده پس باید تأمل بشود که قانون مخصوص راجع به دیوان محاسبات بیاید رسیدگى بشود اگر در آنجا نظرى بود در ادامه مدت خدمت مستشاران دیوان محاسبات در آنجا بحث می‌کنیم و از نقطه‌نظر کلى رأى اکثریت مجلس قاطع خواهد بود اما راجع به مسئله پزشکان در اینجا نوشته‌اند بنده نمى‌دانم مقصود از پزشکان که در اینجا نوشته‌اند پزشکان وزارت بهدارى است پزشکان اساتید دانشگاه است یا تمام پزشکان مقصود پزشکانى هستند که در خدمت دولت هستند. آخر براى یک پزشک یا یک جراح هم البته مسئله سن مطرح است و تا یک سنى بهتر می‌توانند انجام خدمت براى دولت بکنند اینها یک نکاتى است که باید از نظر فنى رعایت کرد شما الان عده زیادى محصل به خارج می‌فرستید که آقاى ارباب هم راجع به آنها بیاناتى فرمودند و اگر فرصتى پیدا شد بنده هم در یک جلسه‌اى صحبت می‌کنم خوب اینها بر‌می‌گردند شما در یک جایى می‌گویید که این آقایان تا سن 70 باشند پس این عده‌اى که تازه می‌آیند کجا خواهند رفت (یکى از نمایندگان- احتیاجات زیاد است) احتیاجات زیاد است ولى باید مدتى هم گذاشت شما که در این قانون قید نکردید که تا چند سال کار خواهند کرد به طور مطلق نوشته‌اید به نظر بنده باید در این قوانینى که ما می‌گذرانیم یک قدرى جهات به اصطلاح هماهنگى را رعایت کنیم ما می‌آییم اینجا هى اعتراض می‌کنیم که فلان مستشار دیوان محاسبات که سال‌ها خدمت کرده و کارى هم انجام نداده است چون کار عمده دیوان محاسبات تفریغ بودجه است ما که خودمان می‌دانیم که از اول مجلس تا حالا از اولى که مشروطیت به پا شده است یا یک مرتبه یا دو مرتبه لایحه تفریغ بودجه آمده است این دیوان که آن قدر پول به آن داده شده است و وظیفه‌اش هم رسیدگى به دخل و خرج مملکت بوده است در پنجاه سال مشروطیت این وظیفه را نتوانسته است انجام بدهد حالا ما خیلى دلسوزى می‌کنیم که فلان مستشارش به جاى 60 سال 70 سال یا 65 سال خدمت کند اما از آن طرف همین لایحه آموزگاران که گذشت این آموزگار 230 تومان در این مملکت حقوق می‌گیرد یک فکرى براى این دردها بکنید آقاى ارباب می‌فرمایند که چرا اعزام می‌کنید به خارج ما باید دستگاه تعلیماتیمان را در این مملکت طورى بکنیم که احتیاج به خارج فرستادن نداشته باشیم اما با آموزگار 230 تومانى هم که نمى‌شود. من نمی‌دانم که کمیسیون بودجه در این موضوع چه کرده است در هر حال بفرمایید اعتبار مى‌خواهیم این را تصویب بفرمایید اعتبارش هم قانون مالیات بر درآمد که چند روز پیش گذرانده‌ایم و داریم می‌دهیم ولى به هر حال باید تصویب شود در این وضع و شرایط کنونى براى یک آموزگار 230 تومان واقعاً انسان شرمنده می‌شود به خصوص که داراى عایله هم باشد به هر حال به‏ نظر بنده این طور می‌آید که ما یک قوانینى که جنبه تبعیض داشته باشد حتى‌المقدور از تصویبش خوددارى کنیم. یکى از علما و دانشمندان حقوق می‌نویسد که بدترین قانون این است جنبه فردى داشته باشد قانون باید جنبه عملى و عمومى داشته باشد این قانون که ما مى‌گذرانیم براى چند نفر پزشک یا چند نفر اعضاى دیوان محاسبات این خوب نیست و از‌شان مجلس خارج است یک قانون کلى بگذرانید شما اگر معتقدید که بیش از 60 سال می‌شود از وجود اشخاص استفاده کرد یک قانون کلى بگذرانید که به 70 سال سن تقاعد تغییر بکند براى همه تصویب کنید منشى و ثبات و ضباط اگر واقعاً چنین عقیده‌اى دارید چنین قانونى بگذرانید براى تمام مستخدمین دولت ولى شما می‌آیید مستشار دیوان محاسبات و چند نفر پزشک را در نظر می‌گیرید آموزگار چه عیبى دارد آموزگار هم تا سن 70 سالگى درس بدهد شما که به دبیر بیشتر احتیاج دارید اجازه بفرمایید من می‌خواهم عرض کنم که شما می‌گویید آیا خدمت آموزگار یا دبیر در مملکت ما کم‌ارزش است؟ خیلى پرارزش است در صورتی که خدمت مستشار دیوان عالى محاسبات بنده نمى‌خواهم تنقید از اینها بکنم البته آنها اشخاص محترمى هستند ولى این کارى که بر عهده‌شان است نتوانسته‌اند انجام بدهند اگر شما مى‌خواهید بگویید که اشخاص و خدمت‌گذاران مملکت تا یک سنى یعنى یک سن بیشترى می‌توانند کار کنند براى تمام مستخدمین بگویید این استثنا آورن براى مستشار دیوان محاسبات به نظر بنده مورد ندارد و صحیح نیست و بنده از آقایانى که این طرح را امضا فرموده‌اند و از دوستان عزیز بنده هستند و براى آنها احترام خیلى زیادى هم قائل هستم تمنا می‌کنم که اصرار زیادى در این باب نکنند تا لایحه دیوان محاسبات که در دست مجلس است طرح شود آنجا یک قدرى مفصل‌تر و مشروح‌تر مذاکره می‌کنیم اگر واقعاً اکثریت محترم مجلس شوراى ملى این طور تصمیم گرفت که سن خدمت در این باب زیاد شود در اینجا منظور می‌شود در هر حال این تصمیمى که مى‌گیرید که خدمت زیاد شود و آن تصمیمى که می‌گیرید مطابق مصوبات تبصره 6 که می‌گوید این مستثنیات قانون خاصى دارد اینها شامل استادان دانشگاه است و قضات که آنها هم قانون خاصى دارند اما براى اینها قانون خاصى وجود ندارد اگر مجلس می‌خواهد براى اینها فکرى بکند همان فکر را هم براى آموزگار و دبیر بکند شاید وجود آنها براى جامعه مفیدتر باشد ما الان با این فقرى که در کادر فنى داریم آن قدرى که احتیاج به آموزگار و کمک آموزگار و دبیر داریم

+++

آن قدرها احتیاج به مستشار دیوان محاسبات نداریم دلیلش این است که ملاحظه می‌فرمایید وقتى که صورت می‌دهند به ما 15 نفر صورت می‌دهند که 5 نفر را انتخاب بکنیم پس معلوم می‌شود که در وزارت دارایى کارمندانى که بتوانند دیوان محاسبات و کار انجام بدهند وجود دارد و نقیصه‌اى از این لحاظ نیست ولى از لحاظ آموزگار می‌گویند اشخاصى که گواهی‌نامه ندارند همین قدر که صلاحیت علمى و اخلاقى داشته باشند براى کار دبیرى و آموزگارى انتخاب می‌کنیم.

این بود عرایض بنده و امیدوارم که مورد توجه آقایان قرار گیرد.

5- شور اول گزارش کمیسیون داد‌‌گسترى راجع به اصلاح بعضى از مواد قانون ثبت اسناد و املاک‏

نائب رئیس- چون در موقع طرح آقاى معاون وزارت دارایى که مسئول هستند در مجلس بوده ولى در جلسه علنى شرکت نکردند بنابراین مطابق ماده 107 آیین‌نامه این موضوع را در جلسه آینده قرار می‌دهیم فعلاً لایحه دیگر یعنى لایحه اصلاح قانون ثبت اسناد و املاک مطرح می‌شود.

(گزارش کمیسیون داد‌‌گسترى راجع به اصلاح بعضى از مواد قانون ثبت اسناد و املاک به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون داد‌‌گسترى به مجلس شوراى ملى کمیسیون داد‌‌گسترى لایحه ارجاعى از مجلس سنا راجع به اصلاح بعضى از مواد قانون ثبت اسناد و املاک را با حضور آقاى معاون وزارت داد‌‌گسترى مورد رسیدگى قرار داده و با اصلاحاتى تصویب نمود اینک گزارش آن را به شرح زیر تقدیم می‌دارد:

ماده 1- اداره ثبت مکلف است از تاریخ تصویب این قانون پس از قبول درخواست ثبت ملک بدواً به عملیات تهدیدى طبق مقررات اقدام نموده سپس به انتشار آگهى‌هاى نوبتى به ترتیب مذکور در قانون با اشاره به صورت‌مجلس تهدیدى مبادرت نماید و در این مورد اعتراض بر حدود نیز تا آخر مدت مقرر در ماده 16 پذیرفته خواهد شد نسبت به املاکى که قبل از تصویب این قانون تقاضاى ثبت و آگهى نوبتى انتشار یافته طبق قانون سابق تعیین حدود خواهد شد.

تبصره- براى شروع عملیات تهدیدى اداره ثبت روز تهدید حدود را قبلاً به وسایل مقتضى به اطلاع مجاورین می‌رساند.

ماده 2- تبصره ذیل به ماده 15 قانون ثبت اضافه می‌شود:

تبصره- تهدید حدود املاکى که یک یا چند حد آن اراضى مواد یا شارع یا مرتع یا جنگل عمومى باشد در هر حال باید به وسیله انتشار آگهى و دعوت ادارات و بنگاه‌هاى مربوطه انجام شود.

عدم حضور نماینده ادارات و بنگاه‌هاى مربوطه مانع انجام تهدید حدود نخواهد بود.

ماده 3- تبصره ذیل به عنوان تبصره 2 به ماده 17 قانون ثبت اضافه می‌شود:

تبصره 2- اعتراضات یا تصدیق‌هایى که پس از قبول تقاضاى ثبت و قبل از تاریخ انتشار آگهى نوبتى به اداره ثبت می‌رسد قبول و نسبت به آنها طبق مقررات رفتار خواهد شد.

ماده 4- کلیه آگهى‌هاى ثبتى و اجرایى که در سه نوبت منتشر می‌شود از تاریخ تصویب این قانون فقط در دو نوبت (به فاصله 30 روز) منتشر خواهد شد و از آگهى‌هاى ثبتى و اجرایى علاوه بر درج در روزنامه در محل وقوع ملک و سایر نقاط عمومى آن محل منتشر خواهد شد.

مأمور انتشار آگهى‌ها پس از انتشار و الصاق آگهى باید گواهى انتشار را از کدخداى محل یا ژاندارمرى یا پاسبان اخذ و تسلیم اداره ثبت نماید در این موارد کد‌خدا و سایر مأمورین دولتى باید به مأمورین ثبت مساعدت نموده و گواهى لازم را به مأمور ثبت بدهند.

ماده 5- تبصره ذیل به ماده 21 قانون ثبت اضافه می‌شود:

تبصره- چنانچه بعد از انقضاى مدت اعتراض به ثبت و قبل از ثبت ملک در دفتر املاک حکم نهایى (اعم از حکم فرجامى یا حکمى که با انقضای مدت فرجام‌خواهى قطعى شده باشد) ابراز شود که به موجب آن متقاضى ثبت نسبت به ملک مورد تقاضا مفهوم شده و حکم مزبور بعد از تاریخ تقاضاى ثبت صادرگردیده ولى محکوم‌له در موعد قانونى از حق اعتراض استفاده نکرده و تصدیق جریان ادبى را هم مطابق ماده 17 به اداره ثبت تسلیم ننموده در این مورد از صدور سند مالکیت به نام متقاضى خوددارى و پس از اجراى حکم ملک به نام محکوم‌له در دفتر املاک به ثبت رسیده و سند مالکیت صادر خواهد شد.

ماده 6- تبصره ذیل به عنوان تبصره 5 به ماده 34 قانون ثبت اضافه می‌شود.

تبصره- با انجام عمل مزاید و تنظیم و امضاى صورت‌مجلس مزایده عملیات اجرایى پایان یافته محسوب و پس از انقضاى مدت دو ماه سند انتقال صادر می‌شود مگر این که بدهکار ظرف مدت مزبور کلیه بدهى خود را جور و خسارات را بپردازد.

ماده 7- عبارت زیر به ذیل تبصره 2 ماده 34 مکرر اضافه می‌شود:

«و در این مورد به هر حال بایستی موعد مقرر در سند معامله منقضى شده باشد و براى مزایده مال بر طبق مقررات ماده 34 با رعایت سه ماه مذکور در ماده مزبور اقدام خواهد شد».

ماده 8- وزارت داد‌‌گسترى مجاز است به منظور کار‌‌آموزى و تربیت کارمندان فنى ثبت و حسابدار و نقشه‌بردار جهت تکمیل تشکیلات و پیشرفت امور ثبت آموزشگاه مخصوصى براى دو دوره یک ساله در مرکز تأسیس نماید.

داوطلبان این آموزشگاه از بین کارمندان و خدمتگذاران وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هاى دولتى یا بنگاه‌هایى که با سرمایه دولت اداره می‌شوند اعم از این که خدمت آنها یا دون‌پایه یا قراردادى باشد و همچنین دفتر یاران از طریق مسابقه انتخاب خواهند شد و پس از پذیرفته شدن در امتحان نهایى آموزشگاه چنانچه قبلاً پایه نداشته باشند با پایه دو و اگر قبلاً داراى پایه بوده با یک پایه بالاتر به خدمت قبول می‌شوند.

داوطلبان باید حداقل داراى مدرک رسمى تحصیلى سه ساله اول متوسطه و از لحاظ سن حداکثر سى سال باشند سایر شرایط قبول داوطلب و مواد مسابقه و برنامه دروس و ترتیب تعیین معلمین و ساعات دروس و طرز امتحانات طبق آیین‌نامه وزارت داد‌‌گسترى خواهد بود.

تبصره- ترتیب ترفیع در پایه‌ها براى این مستخدمین تابع مقررات قانون استخدام کشورى می‌باشد لیکن تثبیت پایه آنها اعم از پایه اعطایى یا پایه ترفیعى موکول بر این است که لااقل چهار سال خارج از مرکز به تعیین اداره کل ثبت انجام وظیفه نمایند در نقاط بد آب‌و‌هوا به منظور فوق دو سال توقف کافى است.‏

ماده 9- کلیه مقررات قبلى که مغایر این مواد باشد نسخ می‌شود.

مخبر کمیسیون‏ داد‌‌گسترى- عمیدى‌نورى

گزارش از کمیسیون امور استخدام در جلسه پنجم خرداد‌ماه 1337 با حضور آقایان معاونین وزارتخانه‌هاى داد‌‌گسترى و دارایى لایحه ارجاعى از مجلس سنا راجع به اصلاح بعضى از مواد قانون ثبت اسناد و املاک و تشکیل کلاس‌هاى کارآموزى فنى ثبت ترتیب حسابدار و نقشه‌بردار مورد رسیدگى قرار داده و ماده هشتم آن را با اصلاحاتى تصویب نمود.

اینک گزارش آن را در تأیید خبر کمیسیون داد‌‌گسترى به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌دارد.

مخبر کمیسیون امور استخدام- احمد مهران‏

نائب رئیس- کلیات مطرح است آقاى دکتر مشیر ‌فاطمى.

دکتر مشیر ‌فاطمى- بنده قربان می‌خواستم استفاده کنم که در کلیات یک مذاکرات خیلى ضرورى به جناب آقاى دکتر آملى معاون محترم وزارت داد‌‌گسترى عرض کنم بنده خیلى داخل ملک و این چیزها نیستم از نظر سند و غیر‌سند ولى چند چیزى است که مشکلات ثبت است یکى کمى کارمندان ثبت اسناد است بنده یک روز با یکى از رؤساى دوایر ثبت صحبت می‌کردم که چرا این قدر مردم را معطل می‌کنید و مردم همیشه ناراضى هستند یک عبارتى به بنده گفت که من را ساکت کرد گفت سابقاً این قریه عباس‌آباد تهران یک پلاک بود و یک دوسیه داشت حالا 9 هزار تا پلاک است و 9 هزار تا پرونده دارد و اگر عده کارمندان ما یک نفر بود حالا شده است دو یا سه نفر این دوسیه‌ها را باید یک فکرى برایش کرد بنده یک روزى در ثبت اسناد بودم دیدم که مردم دارند لول می‌خورند خوب آنجا اسناد مردم است اگر یک سند را زدند به جیب بردند تکلیف چیست؟ در هیچ کجا نه در تهران و نه در ولایات شما محل کافى براى ثبت اسناد ندارید (صحیح است) یک جایى ندارید که اسناد مردم این اسناد بالاخره دارایى مردم است این اسناد را حفظ کنید آن وقت دل‌تان خوش است به این که هفت هشت میلیون پول به عنوان هزینه مقدماتى جمع کردید بنده استدعا دارم که این هزینه مقدماتى را که مردم داده‌اند یک ساختمان‌هایى براى ادارات ثبت ولایات بنا بکنید که لااقل مراکز استان‌هایتان یک محلى داشته باشند یک عمارتى داشته باشند که اسناد مردم را حفظ بکنند در این خانه‌هاى اجاره‌اى با این وضع بسیار زننده خوب نیست دومین درخواست بنده این بود که این اداره کل ثبت اسناد که بنده به رئیس آن اداره یعنى جناب آقاى فولادوند کمال ارادت را دارم (بعضى از نمایندگان- بسیار مرد شریفى است) آن هم تقصیرى ندارد با این اعضا و دستگاه‌ها باید کار کنند احکام دیوان کشور را اجرا نمى‌کنند به عنوان مقررات ثبت اسناد آخر در یک مملکتى مگر می‌شود حکم دیوان عالى کشور را به عنوان مقررات داخلى یک اداره اجرا نکرد آقا یک حکمى صادر شده است در 1312 که مرحوم میرزا مجید‌خان آهى رئیس دیوان کشور بوده است این حکم تا امروز به عنوان مقررات ثبت اسناد اجرا نشده است اینها را یک فکرى برایش بکنید خیلى مضحک است این آگهى ثبتى که منتشر بشود یا نشود این را آن اعضاى کوچک ثبت هر جور دلشان بخواهد تفسیر می‌کنند هر بلایى بخواهند سرش در‌مى‌آورند بنده بیشتر استفاده‌اى که کردم راجع به این موضوع بود مخصوصاً ساختمان‌

+++

های ثبت بنده خیال می‌کنم که نگهدارى اوراق و اسناد مردم خیلى مهمتر از این چند تا ماده و تبصره باشد که اینجا گذاشته‌اند در درجه اول باید به آنها اهمیت داد این بود عرایض بنده.‏

نائب رئیس- آقاى بهبهانى.

بهبهانى- حقیقت مطلب این است که بنده از ماهیت این لایحه اطلاعى ندارم که چه ایجاب کرده است که دولت این لایحه را به مجلس بیاورد و از تصویب مجلس بگذراند ولى بنده فعلاً در کلیات عرایضى می‌خواهم بکنم و آن این است، در آن موقعى که وزیر این داد‌‌گسترى راجع به زمین‌ها و آن اوضاعى که ملاحظه فرمودید لایحه‌اى به مجلس آورد و طرح شد بنده در اینجا یک شمه‌اى صحبت کردم و با این که خودم ملاک نیستم و ملک و علاقه‌اى هم ندارم و از ملک و جریانات ملکى اطلاعات زیادى ندارم ولى معتقدم که یکى از خدمات بسیار ذى‌قیمت و گران‌بهایى که اعلیحضرت سابق در این مملکت فرمودند تثبیت اوضاع ملکى بود (صحیح است) یعنى مالکیت را تثبیت کردند و این یکى از دلایل ثبات اوضاع بود، وقتى می‌گویند اوضاع ثابت است مظاهر مختلف دارد یکى امنیت می‌باشد یکى تثبیت املاک است و امثال اینها که حالا بنده نمى‌خواهم وارد آن بشوم و به نظر بنده یکى از چیزهایى که موجب تأسف است براى وطن‌خواهان و آنهایى که علاقه به تثبیت اوضاع دارند همین تزلزل اوضاع مالکیت بود که البته بنده تصدیق دارم براى این که عده‌اى بودند و من‌ غیر‌حق یک زمین‌هایى را به ثبت رساندند و این تقصیر خود دولت‌هایى بود که اجازه دادند که اشخاص بیایند و این کار‌ها را بکنند و تقصیر کسى نبود ولى با یک کار جزیى نباید یک کار کلى رسمى را در مملکت به هم زد از این جهت بنده می‌خواستم خدمت آقایان عرض کنم و توجه نماینده دولت یعنى معاون وزارت داد‌‌گسترى را به این مطلب جلب کنم که متأسفانه اوضاع مالکیت و ثبات مالکیت در این مملکت کم‌کم و به تدریج از ثبات دارد می‌افتد همین طور که چیزهاى دیگر از ثبات مى‌افتد و هیچ کس به آینده خودش امیدوار نیست مالکیت هم همین طور و موارد زیادى دیدم حتى همین اواخر یک کار‌هایى کردند گو این که ممکن است به نفع آنى یک وقتى باشد ولى بالمآل به نظر بنده به ضرر ثبات اوضاع مالکیت است و همیشه بایستى دولت حافظ ثبات اوضاع باشد و بنده مکرر از خیلى از آقایان شنیده‌ام که از زمان گذشته که اشاره به آن کردم بعد از آن که ملک به نام کسى به نام شخصى که نامش را نمى‌خواهم بیاورم ثبت شد در دفتر و بعد فهمیده شد که این به غیر حق بوده است و این حق نداشته است که این ملک را به ثبت برساند ولی اولیای امور گفتند که براى ثبات مالک و ثبات اوضاع بایستى از این موضوع جزئى صرف‌نظر کرد براى این که امر کلى از بین نرود آقایان یکى از مظاهر ملیت ما مالکیت است بنده عرض کردم مالک نیستم ولى ما در یک موقعیت به خصوصى قرار گرفته‌ایم و اگر اوضاع مالکیت در این مملکت متزلزل شود به نظر بنده خیلى چیزها در این مملکت متزلزل می‌شود و بایستى این مالکیت را تقویت کرد در مملکت این بود عرایض بنده به طور کلى حالا می‌خواستم از آقاى معاون وزارت داد‌‌گسترى یا مخبر محترم خواهش کنم که علت تقدیم این لایحه را بفرمایند که براى چه بوده و آن موارد خاصى که در نظر گرفته‌اند چه بود و چه نواقصى در قانون سابق موجود بوده است که مجبور شده‌اند این لایحه را تقدیم کنند و آقایان هم به نظر بنده ذهن‌شان روشن نیست شاید در نتیجه این توضیحات روشن شود. (احسنت. احسنت)

نائب رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

(مقام معظم ریاست مجلس شوراى ملى پیشنهاد کفایت مذاکرات در کلیات لایحه مطروحه را دارم. دکتر دادفر)

نائب رئیس- آقاى دکتر دادفر بفرمایید.

دکتر داد‌فر- عرض کنم حضور محترم‌تان معمولاً منظور از بحث در قانون مخصوصاً در کلیات اشاره به معایب و نواقص است که ممکن است خود قانون داشته باشد و بنده که پیشنهاد کفایت مذاکرات دادم چون در ماده اول هم می‌شود در کلیات بحث کرد منظورم این بود که مجلس وارد شور در مواد شود و بعداً در ماده اول هر پیشنهادى یا اصلاحى باشد تقدیم شود که هم وقت مجلس صرفه‌جویى شود و هم توضیحات لازم داده شود این بوده نظر بنده‏.

نائب رئیس- آقاى احمد طباطبایى مخالفید با کفایت مذاکرات (طباطبایى- بلى) بفرمایید.

طباطبایى‌قمى- بنده با اصل لایحه موافقم لایحه خوبى است ولى این مانع از این نیست که در این مجلس وقتى یک لایحه‌اى طرح می‌شود در اطراف آن لایحه همه آقایان آنچه به نظر‌شان می‌رسد بحث بکنند و صحبت بکنند آقایانى که اسم نوشته‌اند اعم از این که مخالف باشند یا موافق بیایند صحبت کنند چه بسا یک موضوعى است که بنده در این لایحه متوجه نشده‌ام و آقا متوجه نشده‌اید فرق نمى‌کند یکى از ما آن طرف دیگر را متوجه کند ولى مادام که وقتى یک موافق و یک مخالف صحبت کرد به کفایت مذاکرات رأی بگیرند این معنى تنقیح قوانین و بحث و شور در قوانین نیست باید روى قوانین بحث شود (یک نفر از نمایندگان- هنوز هم موافق صحبت نکرده است) بنابراین به عقیده بنده موردى براى پیشنهاد کفایت مذاکرات نیست اجازه بدهید آقایان در این قضیه بحث شود صحبت شود عرض کردم بنده خودم موافق این لایحه هستم این لایحه بسیار لایحه خوب و مفیدى است ولى باید رویش بحث شود.

نائب رئیس- آقاى رامبد با کفایت مذاکرات مخالفید؟ (رامبد- بله مخالفم) آقاى صدرزاده (صدر‌زاده- بنده هم مخالفم) بنابراین موافقى نیست رأى می‌گیریم به پیشنهاد کفایت مذاکرات در کلیات آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد آقاى طباطبایى بفرمایید.

طباطبایى‌قمى- بنده با تمام فرمایشاتى که جناب آقاى بهبهانى فرمودند در مخالفت با این قانون (بهبهانى- بنده در کلیات عرایضى کردم مخالفت نکردم) در کلیات بنده با تمام فرمایشات‌شان موافقم به قدرى اوضاع ثبت املاک در گذشته بد بوده است (بعضى از نمایندگان- حالا هم همین طور است) و حالا هم این طور که می‌فرمایید رویه سابق عمل می‌شود بد است و نمى‌شود گفت چه قدر بد است خیلى بد است البته این از لحاظ این بوده است که یک نواقصى در قانون ثبت ما موجود بوده است و آن تصفیه‌ها ایجاب کرده است به این که مأمورین وضع تقاضاى ثبت و اظهارنامه ثبت و تهدید حدود را یک طورى درست بکنند که امروز ما با این مشکلات برخوردیم و هر روز بخواهیم یک قانون جدیدى براى ثبت بیاوریم و تازه هنوز هم می‌بینیم که مالکیتى که ما دل‌مان می‌خواسته است که تثبیت باشد هنوز تثبیت نشده است و درست نیست همه چیز متزلزل است، طبق قوانین باید طورى باشد که سند مالکیت دست هر کسى که هست بیاید او را مالک بشناسند دولت باید او را مالک بشناسد متأسفانه امروز در همه جا شما وقتى سند مالکیت دست‌تان بیاید تازه می‌گویند بروید استعلام کنید ببینید این سند صحیح است یا صحیح نیست این را اسمش را نمى‌شود تثبیت مالکیت گذاشت این تثبیت مالکیت نیست همان طوری که شما در سابق یک سند عادى در دست‌تان بود و با آن سند عادى معامله‌اى می‌کردید و کشف فساد را به عهده مى‌گرفتید امروز این اسناد مالکیت را خود دولت قبولش ندارد اگر یک کسى یک سند مالکیتى را برد به دادسرا گفت من می‌خواهم با این سند مالکیت ضمانت یا کفالت کسى را بکنم بازپرسى ازش مى‌پرسد شما اجازه بدهید من از ثبت اسناد استعلام کنم این سند با این شماره و با این خصوصیات صحیح است یا صحیح نیست و حال آن که آنهایى که آمدند قانون ثبت اسناد را وضع کردند و اداره ثبت اسناد به وجود آوردند منظور‌شان این بود که اگر چنانچه یک ورقه سند مالکیتى دست من بود همه کس مرا مالک بشناسد (صحیح است) دیگر استعلام ندارد دیگر تحقیق ندارد ولى در عمل آن منظور تأمین نشد چرا تأمین نشد؟ براى این که قوانین ما ناقص بود حالا این امر علی‌حده است بحث ما روى سند مالکیت و قانون ثبت اسناد است این قانون سابق وضعش این بود که بنده مى‌رفتم و یک اظهارنامه‌اى می‌دادم و تقاضاى ثبت یک خانه‌اى را می‌کردم و یک اظهارنامه‌اى می‌دادم بدون این که بدانند من مالکم یا مالک نیستم من متصرفم یا متصرف نیستم سه نفر که این استشهاد مرا امضایى کردند ثبت اسناد تقاضاى مرا از من مى‌پذیرفت کیست که نتواند سه نفر را پیدا کند که استشهاد او را امضا کنند بعد مى‌رفتم و تقاضاى ثبت می‌کردم و در موقع تهدید حدود هم بسته به انصافم که انصافم چه قدر است حد غربى را کجا ببرم حد شرقى را کجا ببرم می‌شود داودیه فعلى داودیه یک باغى بوده است به مساحت 504 هزار متر امروز شما وقتى نقشه داودیه را می‌بینید اعمال معنوى را نگاه می‌کنید می‌بینید که یک حدش به ولنجک است یک حدش میدان شهناز است یک حدش دروازه حضرت عبدالعظیم است یک حدش کوه‌هاى شمیران است تمام اینها توى نقشه معنوى است که ثبت شده است (یکى از نمایندگان- معنوى یکى نیست همه معنوى بوده‌اند) همه معنوى بوده‌اند معنوى یکى نیست ده تا است صد‌تا است بیست تا است البته همه آمده‌اند با مأمورین ثبت اسناد با مأمورین دولت با مأمورین شهردارى دست به هم کردند و این املاک را برده‌اند اینها براى چه بوده است براى این بوده است که قوانین ثبت ما قوانین صحیح نبوده قوانین درستى نبوده به این جهت آمده‌اند این اعمال را کرده‌اند آن بساط را انداخته‌اند حالا آمده‌ایم هى قانون روى قانون می‌گذاریم می‌بینیم نمى‌شود خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا می‌رود دیوار کج پایه اول را وقتى خراب بر‌داشتیم هر کارش بکنیم تا آخر خراب است بنده معتقدم که این قانون بهترین قانونى است که براى جلوگیرى از هرج‌و‌مرج وضع می‌شود بسیار قانون حسابى خوبى است ولى مع‌ذلک ما هنوز نمى‌توانیم خرابی‌هاى گذشته ثبت اسناد را هنوز نمى‌توانیم این اموال و املاکى را که مردم از حقوق‌شان تضییع شده هنوز نمى‌توانیم حفظ بکنیم با این قوانین یک مقدارى از املاک و حقوق مردم از بین رفته است و تضییع شده است ولى این قانون چه می‌گوید این قانون آمده می‌گوید به جاى این که شما نتوانید تعیین کنید که چه دادند تقاضاى ثبت که دادید

+++

مأمور ثبت اسناد بیاید تهدید حدود بکند و بگویید این حد من به این دیوار حد من به این رودخانه حد من به این طرف اینها را معین بکنید مأمورین ثبت بیایند و مأمورین شما بیایند و نگاه کنند ببینید اگر درست بود دیگر اعتراضى نداشت اگر صحیح بود صورت‌مجلس را ملاک عمل قرار می‌دهند آن وقت اعلان نوبتى منتشر می‌کنند نه این که اول اعلان نوبتى منتشر کنند بعد شما هى کشش بدهید امروز من خدمت جناب آقاى معاون وزارت داد‌‌گسترى عرض کردم که شاید ده‌ها هزار پرونده تقاضاى ثبت شده است و تقاضاى سند مالکیت شده است و سند مالکیت هنوز دست هیچ کس نیست چرا براى این که ثبت اسناد نتوانسته است تهدید حدود بکند و نکرده تقاضاهاى مردم همین طور بدون جهت مانده است تقاضاى ثبت کرده‌اند روى تقاضاى ثبت هم معاملات شده چون رفته‌اند استعلام کرده‌اند و جواب داده شده و معاملات شده و نتیجه این شده است که حقوق مردم تضییع شده است و املاک مردم از بین رفته است اگر این قانون تصویب شود خیال می‌کنم که از خیلى از این گشاد‌بازی‌ها جلوگیرى بکنند و این قانون بهترین قانون است که البته موادش هم خوانده می‌شود و موادش هم مطرح می‌شود روى موادش هم آقایان اگر صحبتى دارند مى‌فرمایند و این قانون بهترین قانونى است که تقدیم شده است (حمید بختیار- بالاخره نفهمیدیم که چرا آن اشخاص تعقیب نشدند؟) آن به این قانون ارتباطى ندارد.

نائب رئیس- آقاى معاون وزارت داد‌‌گسترى‏.

معاون وزارت داد‌‌گسترى- در این مورد سه نفر از آقایان نمایندگان محترم صحبت فرمودند که اگر توجه کافى شده باشد خیلى از این بیانات را خود آقایان جواب داده‌اند و زحمت بنده کم شده و توضیحات زیادى ندارم که موجب تصدیع آقایان بشوم اولین سؤالى که بنده جواب می‌دهم سؤال جناب آقاى بهبهانى است که فرمودند این لایحه را به چه منظور تقدیم کرده‌اید منظورى که از تقدیم این لایحه است دو چیزى است یکى اصلاح آن قسمت از قوانین ثبت که کاملاً نمى‌توانست حقوق مردم را حفظ بکند و با این اصلاحاتى که در موقع بحث مواد ملاحظه خواهند فرمود اداره ثبت موفق خواهد شد حقوق مردم را بهتر حفظ بکند (بهبهانى- مثلاً کجا را) این موارد را که ملاحظه فرمودید بنده یکى‌یکى حضورتان عرض خواهم کرد چون فعلاً بحث در کلیات است این طور عرض می‌کنم یکى اصلاح موادى است که اداره ثبت به وسیله آنها بهتر می‌تواند حقوق مردم را حفظ بکند مطلب دوم اصلاح خود ثبت است اصلاح خود ثبت یک مطلب اساسى است اولین مرحله‌ای است که ما برخورد می‌کنیم با اصلاح وضع ادارى ثبت نداشتن کارمند به قدر کافى است و البته کارمند براى ثبت فوراً نمى‌شود از خارج استخدام کرد مضافاً به این که اساساً استخدام هم ممنوع است براى اصلاح ثبت لازم است که ما کارمند زیاد داشته باشیم و کارمندان تحصیل‌کرده هم داشته باشیم یعنى آنچه به درد ثبت اسناد می‌خورد کارمندان از آن اطلاع داشته باشند و به این جهت ملاحظه می‌فرمایید که در یکى از مواد این لایحه نوشته شده است که یک کلاس و آموزشگاه براى ثبت اسناد در نظر بگیریم که در آنجا کارمندان ادارى و فنى ثبت اسناد تربیت بشوند و پس از این که امتحان دادند و اطمینان حاصل شد که به درد ثبت می‌خورند در ثبت اسناد استخدام بشوند و چون استخدام ممنوع است در اینجا پیش‌بینى شده است که از کارمندان موجود دولت این استفاده بشود و بعد از این که این کار را کردند با یک رتبه اضافى به خدمت اداره ثبت قبول بشوند موضوع دوم که توجه جناب آقاى بهبهانى به آن جلب شده است موضوع تزلزل مالکیت است در مملکت نه قانون ثبت نه مقررات ثبت هیچ ‌کدام موجب تزلزل مالکیت نیست بلکه همه از طرف قوه مقننه به منظور اثبات مالکیت در مملکت وضع شده است و تردیدى هم نیست که اگر خوب اجرا شود موجب ثبات مالکیت خواهد بود و براى اطمینان خاطر آقایان عرض کنم که این لایحه فقط به منظور ثبات مالکیت تقدیم حضور آقایان نمایندگان محترم شده است و همان طور که عرض کردم در مواردی که اداره ثبت نمى‌تواند آن طور که لازم هست با مقررات فعلى اقدام به حفظ مالکیت و ثبات مالکیت بکند که افراد نتوانند به حقوق دیگران تجاوز بکنند این لایحه‌اى که تقدیم شده است مواردى را پیش‌بینى کرده است که به صورت بهترى این موضوع را تأمین خواهد کرد و بنده در این باب ناچارم ماده اول را فعلاً حضور آقایان توضیح بدهم در ماده اول سابقاً معمول این بود که وقتى کسى تقاضاى ثبت می‌کرد تقاضاى او در سه نوبت آگهى می‌شد و بعد از این که مدت اعتراض منقضى می‌شد و یا این که بعد از اعتراض و محاکمات طولانى این کار انجام می‌شد تازه می‌رفتند تهدید حدود می‌کردند و کسى که خودش را مالک می‌دانست هنوز موفق نمى‌شد که سند مالکیت به دست بیاورد بایستى تهدید حدود انجام بشود و خود تهدید حدود تازه قابل اعتراض بود بایستى مدت زیادى هم منتظر شد تا تهدید حدود منتشر بشود و اگر آگهى تهدید حدود معترضى پیدا نکرد و اگر معترضى هم پیدا کرد محاکمه مفصلى راجع به آن اشکال و تهدید حدود انجام می‌شد خاتمه پیدا می‌کرد آن وقت مالک موفق به دریافت سند مالکیت می‌شد در این ماده اول پیش‌بینى شده است و اگر کسى تقاضاى ثبت کرد و اداره ثبت به خلاف سابق که بایستى به مالک و متصرف مال رسیدگى می‌کرد حال به سه چیز رسیدگى خواهد کرد اول مالکیت دوم تصرف آن مالک سوم کیفیت تصرف یعنى تعیین می‌کند که این تصرف و این ملک در چه حدودى است شمال کجا جنوب کجا شرق و غرب کجا و بعد از این که همه این کارها انجام بشود آن وقت آگهى منتشر می‌شود و در آگهى مى‌نویسند فلان کس تقاضاى ثبت فلان ملک را که داراى این حدود است کرده است و در اینجا هر کس راجع به اصل مالکیت او اعتراض داشته باشد اعتراض می‌کند و هر کس هم به حدودش اعتراض داشته باشد اعتراض می‌کند ولى هر دو اعتراض یک جا مطرح می‌شود حالا ملاحظه بفرمایید که این تغییر و رفرم مهمى در کار ثبت هست یا نیست؟ قطعاً تصدیق خواهید فرمود که هست (عده‌اى از نمایندگان- هست) موضوعى که جوابش گفته شد و از طرف جناب آقاى دکتر مشیر‌‌فاطمى بیان شد موضوع کمى کارمندان ثبت بود این لایحه به همین منظور تقدیم شده است که چون کارمندان ثبت و مهندسین ثبت کافى نیستند افراد فنى و ادارى استخدام بشوند آقا آن افراد بتوانند در موقع معین وارد خدمت ثبت اسناد بشوند و این هیچ اشکالی که موجب شکایت اکثر آقایان هست مرتفع بشود موضوع دیگرى که جناب آقاى دکتر مشیر ‌فاطمى اشاره فرمودند موضوع این است که اسناد مردم در اداره ثبت به خوبى حفظ نمى‌شود براى این منظور هزینه مقدماتى در اداره ثبت پیش‌بینى شده است که از طریق هزینه مقدماتى که آن را خود مالکین در موقع تقاضاى ثبت و در جریان ثبت مى‌پردازند اقداماتى که لازم است براى حفظ اسناد بشود مهمترین اقدام ساختن ادارات ثبت مجهز است این موضوع عملى می‌شود به طوری که بعضى از آقایان به مناسبت ارتباط‌شان با شهر خود‌‌شان اطلاع دارند این ادارات در بعضى از شهرستان‌ها و در مراکز استان‌ها ساخته شده است آقایان اطلاع دارند در فارس، در خراسان، در کرمانشاه، در نقاط دیگر غالباً اداره ثبت بسیار خوبى ساخته شده در آنجا‌ها بایگانى‌هاى بسیار مرتبى تهیه شده است که این کار خیلى خوب عملى می‌شود در مرکز خود مملکت هم در همین اداره کل ثبت یک عمارت جدیدى شروع به ساختن شده که لابد آقایان محترم اطلاع دارند که منظور در آنجا عملى خواهد شد و این کار چون هزینه دارد و هزینه مقدماتى آن قدر نیست که این کار یک‌جا عملى بشود بنده به آقایان اطمینان می‌دهم که این کار به تدریج عملى خواهد شد و هزینه مقدماتى جزئاً خرج این قبیل امور می‌شود از فرمایشاتی که جناب آقای احمد طباطبایى فرمودند و با اطلاعات کافى که ایشان دارند البته بایستى همین انتظار را هم از ایشان داشت ایشان فرمودند که اوضاع ثبت بد بوده است و به تدریج رو به اصلاح می‌رود و یکى از اصلاحاتى که براى ثبت لازم بوده است همین لایحه است که تقدیم شده است این مطلب را البته توجه می‌فرمایید که در این لایحه پیش‌بینى‌هاى لازم براى اصلاح وضع خود ثبت و براى اصلاح قوانین که براى جریانات ثبتى لازم است شده است که یکى به عرض آقایان رسید و امیدوارم با توجه به این که این لایحه به منظور ثبات مالکیت تدوین می‌شده است آقایان لطفى بفرمایند زود‌تر تصویب شود و اداره ثبت موفق به اجراى وظایفى که بر عهده دارد بشود.

نائب رئیس- چون دیگر در کلیات اظهار‌نظرى نشده است اعلام رأى می‌شود منتظر حصول اکثریت هستیم (پس از چند لحظه اکثریت حاضر شد) رأى می‌گیریم به ورود در مواد آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده اول مطرح است قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 1- اداره ثبت مکلف است از تاریخ تصویب این قانون پس از قبول درخواست ثبت ملک بدواً به عملیات تهدیدى طبق مقررات اقدام نموده سپس به انتشار آگهى‌هاى نوبتى به ترتیب مذکور در قانون با اشاره به صورت‌مجلس تهدیدى مبادرت نماید و در این مورد اعتراض بر حدود نیست تا آخر مدت مقرر در ماده 16 پذیرفته خواهد شد نسبت به املاکى که قبل از تصویب این قانون تقاضاى ثبت و آگهى نوبتى آن انتشار یافته طبق قانون سابق تعیین حدود خواهد شد.

تبصره- براى شروع عملیات تهدیدى اداره ثبت روز تهدید حدود را قبلاً به وسایل مقتضى به اطلاع مجاورین می‌رساند.

نائب رئیس- آقاى صدرزاده مخالف هستید (صدر‌زاده- خیر) آقاى رامبد مخالف هستید بفرمایید.

رامبد- آنچه بنده اطلاع دارم طبق قانونى که تا به حال عمل می‌شد پس از قبول تقاضاى ثبت اصطلاحى در اداره ثبت بود که اعلان شش ماهه اول و شش ماهه دوم یعنى در ظرف شش ماه تقاضاى ثبت که قبول شده بود اعلان می‌شد و اکثراً پیش آمده بود که ثبتى اعلان شده بود و مورد اعتراض قرار گرفته بود یا نگرفته بود در هر حال متجاوز از ده الى بیست سال گذشته بود و تهدید حدودش به عللى که خارج از بحث ما است و اکثراً هم خود اداره ثبت و تشکیلاتش نداشتن مهندس و نواقص دیگرى را عنوان می‌کردند و تهدید حدود به عمل نمی‌آمد بنده از جناب آقاى معاون وزارت دادگستری و جناب آقای مخبر

+++

 که تشریف دارند این سؤال را داشتم که آیا با این ماده فعلى تهدید حدود هم در ظرف همان شش ماه فاصله بین قبول تقاضاى ثبت و اعلان انجام خواهد گردید و یا با این ماده خود اعلان ثبت هم ممکن است در ده بیست سال به تعویق بیفتد؟ بنابراین براى رفع این سو‌تفاهم بنده پیشنهادى دارم که خدمت مقام معظم ریاست تقدیم می‌کنم.

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

نائب رئیس- ضمیمه پیشنهادات می‌شود چون وقت منقضى شده است لذا جلسه را ختم می‌کنم و دستور بقیه همین لایحه و سایر لوایح خواهد بود جلسه آینده روز یکشنبه خواهد بود.

 (مجلس یک ربع بعد از ظهر ختم شد)

نائب رئیس مجلس شوراى ملى‏- عماد تربتى.

+++

مذاکرات مجلس شورای ملى دوره 19

 

 

جلسه: 211

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه پنجم تیر ماه 1337

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای حمید بختیار

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به استخدام آموزگاران پیمانی و ارسال به مجلس سنا

4- قرائت طرح پیشنهادی راجع به اصلاح قانون بازنشستگی

5- شور اول گزارش کمیسیون دادگستری راجع به اصلاح بعضی از مواد قانون ثبت اسناد و املاک

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده‌و‌ده دقیقه صبح به ریاست آقاى عماد تربتى (نائب رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت‌مجلس‏

نائب رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با‌ اجازه- آقایان:

صارمى- کدیور- اردلان- دکتر آهى- دکتر امین- کاظم شیبانى- پناهى- اورنگ- اخوان- دکتر فریدون افشار- غضنفرى- سنندجى- عرب‌شیبانى- امید‌سالار- محمودى- خلعتبرى- شادمان- دکتر اصلان افشار- دکتر سعید حکمت- اعظم زنگنه- کورس- سلطان‌مراد بختیار- دکتر حسن افشار- دکتر عمید. آقایان.

غائبین بى‌اجازه- آقایان:

دکتر طاهرى- قرشى- قراگزلو- بوربور.

دیر‌آمدگان و زود‌‌رفتگان با‌ اجازه- آقایان:

دکتر امیر حکمت- مهندس ظفر صفارى- مهندس جفرودى- رامبد- ابتهاج- فولادوند- بزرگ‌نیا- جلیلوند- اسکندرى- امامى‌خویى- جلیلى- خرازى.

نائب رئیس- آقاى دکتر وکیل‏.

دکتر وکیل- اصلاحاتى در مطالب هست که به تند‌نویسى می‌دهم.‏

نائب رئیس- آقاى دکتر سید‌امامى‏.

دکتر سید‌امامى- چند کلمه اشتباه بود که تصحیح کردم و به تند‌نویسى دادم.‏

نائب رئیس- آقاى سعید مهدوى.‏

سعید مهدوى- در جلسه قبل که لایحه بازنشستگى مطرح بود دو تبصره از آن لایحه در مجلس سنا حذف شده بود در صورت‌مجلس در اینجا این عبارت هست که این دو قسمت را تمام آقایان علاقه دارند به مجلس سنا بفرستند و بنده هم نظرم همین بود و عرض کردم که این دو قسمت لازم است که به مجلس سنا فرستاده شود متأسفانه روزنامه اطلاعات و کیهان در روزنامه‌شان نوشته‌اند سعید مهدوى پیشنهاد کرد که این دو قسمت را در لایحه بگذارید و به دولت ابلاغ شود می‌خواستم از آقایان نمایندگان جراید استدعا کنم که به نطق نمایندگان توجه بیشترى بکنند.

نائب رئیس- آقاى مهران‏.

مهران- در عرض بنده یک جمله افتاده که به تند‌نویسى می‌دهم‏.

نائب رئیس- آقاى دکتر بینا.

دکتر بینا- در جلسه روز سه‌شنبه موقعى که همکار محترم جناب آقاى خرازى راجع به وضع بد عربستان سعودى صحبت می‌کردند که با زوار ما بد‌رفتارى می‌کنند (صحیح است) بنده اینجا گفتم متأسفم متأسفانه از خارج تلفن‌هاى زیاد و اعتراضات زیادى به من شد که شما مخالف این عمل هستید (خرازى- چنین چیزى نیست) بنده به آنها گفتم که من شیعه اثنى‌عشرى هستم و براى این مذهب آن قدر اهمیت قائل هستم من نمى‌توانم شعار مذهبى خودم را تخطئه بکنم تأسف من فقط براى عرب‌ها بود که با ما بدرفتارى می‌کنند ملت و مذهب فرق دارد ایتالیایى‌ها که مقر پاپ در آنجا هست فرانسویان را نباید تخطئه بکنند که آنها کاتولیک هستند ما براى خاطر عرب‌ها با یک همسایه نزدیک که اسراییل بود و براى ما نتایج خوبى داشت به هم زدیم ولى اینها در هیچ کجا با ما همکارى نمى‌کنند بنده به هیچ‌وجه نظرم این نبود و نظرم این بود که با ما بهتر از این رفتار کنند. (صحیح است- احسنت)

نائب رئیس- امروز سؤالات در دستور بود یک سؤالى مربوط به وزارت بهدارى است که آقاى وزیر بهدارى و معاون پارلمانی‌شان در مسافرت هستند و سؤال دیگر مربوط به آقاى خلعت‌برى است که مریض هستند و حاضر نیستند بنابراین مى‌پردازیم به لوایح مربوطه چون عده کافى است تصویب صورت‌جلسه اعلام می‌شود.

2- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى حمید بختیار

نائب رئیس- آقاى حمید بختیار.

حمید بختیار- سؤالى از آقاى وزیر کشور دارم که تقدیم می‌شود.

نائب رئیس- آقاى ساگینیان.‏

ساگینیان- یک شکایتى از اهالى رضاییه رسیده است تقدیم می‌کنم تقاضا دارم دستور بفرمایید که رسیدگى شود.

نائب رئیس- به کمیسیون عرایض ارجاع می‌شود.

3- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به استخدام آموزگاران پیمانى و ارسال به مجلس سنا

نائب رئیس- ماده 8 گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به آموزگاران پیمانى مطرح است قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 8- مادام که عده فارغ‌التحصیلان دانش‌سراى عالى براى تأمین احتیاجات وزارت فرهنگ کفایت نمى‌کنند وزارت فرهنگ

+++

کلاس‌هاى شبانه در دانش‌سراى عالى و در مراکزى که دانشگاه وجود دارد به منظور تربیت دبیر براى تدریس در دوره اول متوسطه دایر می‌نماید داوطلبان این کلاس‌ها از فارغ‌التحصیلان دانش‌سراهاى مقدماتى و دبیران پیمانى به شرط دارا بودن گواهی‌نامه کامل متوسطه یا گواهی‌نامه مدرسى یا اجتهاد یا افتا که مورد تأیید شوراى عالى فرهنگ باشد انتخاب می‌شوند این داوطلبان باید هر ‌یک داراى حداقل پنج سال سابقه تدریس یا ده سال سابقه خدمت آموزش و ادارى باشند عده لازم همه ساله از طریق مسابقه در تهران و مراکز هر استان با رعایت تناسب احتیاجات هر حوزه انتخاب می‌شوند دوره و برنامه تحصیلات در این مراکز بنا به پیشنهاد دانش‌سراى عالى و تصویب شوراى عالى فرهنگ خواهد بود.

وزارت فرهنگ در انتقال محل خدمت و آموزگاران و دبیرانى که در مسابقه انتخاب می‌شوند براى طى دوره تحصیلات این کلاس‌ها تسهیلات لازم فراهم می‌کند و فارغ‌التحصیلان آنها را در صورت تعهد پنج سال خدمت در نقاطى که وزارت فرهنگ احتیاج دارد به غیر از تهران و حومه تهران به خدمت دبیرى در دوره اول متوسطه منصوب می‌نماید و در این صورت به دبیران پیمانى پایه یک دبیرى و در مقابل هر سه سال خدمت دبیرى پیمانى یک پایه بالاتر به شرط آن که از پایه سه تجاوز نکند اعطا می‌نماید و همچنین رتبه آموزگارى آن عده را که داراى رتبه مى‌باشند به رتبه دبیرى تبدیل می‌نماید.

تبصره- هرگاه یکى از فارغ‌التحصیلان فوق پنج سال تعهد خدمت خود را در نقاطى که وزارت فرهنگ تعیین نموده انجام ندهد به وضع خدمت اول بر‌می‌گردد و فقط در مورد دارندگان پایه رسمى آن مدت از تعهد را که انجام داده‌اند براى ترفیع‌شان در پایه قبلى محسوب خواهد گردید.

نائب رئیس- نسبت به ماده 8 نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) رأى می‌گیریم به ماده 8 آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 9 قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 9- به دبیران پیمانى که در تاریخ تصویب این قانون در خدمت وزارت فرهنگ بوده و داراى 4 سال سابقه تدریس باشند اگر دیپلم متوسطه داشته باشند رتبه 2 آموزگارى و اگر دیپلم متوسطه نداشته باشند رتبه 1 آموزگارى داده می‌شود و در مقابل هر دو سال خدمت اضافى یک پایه بالاتر داده می‌شود به شرط آن که در موقع اعطای رتبه براى دارندگان دیپلم متوسطه از رتبه 4 آموزگارى و براى کسانى که دیپلم متوسطه ندارند از رتبه 3 آموزگارى تجاوز ننماید ترفیعات بعدى آنها بر طبق ترفیعات آموزگارى خواهد بود.

تبصره- دبیران پیمانى که در موقع تصویب این قانون سابقه تدریس مذکور در این تبصره را ندارند هر‌گاه در آینده مدت تدریس آنها به شرح فوق تکمیل گردید از مزایاى این تبصره استفاده خواهند نمود.

نائب رئیس- نسبت به ماده 9 و تبصره آن نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) رأى می‌گیریم نسبت به ماده 9 و تبصره آن آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر بر خاستند) تصویب شد ماده 10 مطرح است.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 10- سابقه خدمت پیمانى کسانى که به موجب این قانون داراى رتبه رسمى مى‌شوند در صورت پرداخت کسور بازنشستگى تمام مدت خدمت پیمانى جزء خدمت رسمى آنان محسوب مى‌شود.

نائب رئیس- نسبت به ماده 10 نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) آقایانى که نسبت به ماده 10 موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 11 مطرح است.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 11- سابقه خدمت در مدارس غیر‌دولتى که تحت نظر وزارت فرهنگ اداره شده یا می‌شود و سابقه خدمت در هنرستان‌هاى دولتى قبل از انتقال آنها به وزارت فرهنگ و همچنین سابقه خدمت در مدارس ملى در صورتى که بر‌حسب مأموریت وزارت فرهنگ باشد در اجراى این قانون حکم خدمت در وزارت فرهنگ را خواهد داشت‏.

نائب رئیس- آقاى خرازى.‏

خرازى- بنده در این ماده تذکرى دارم و آن عبارت از این است که چند سال است که وزارت فرهنگ سعى می‌کند و تشویق می‌کند که مردم مدارس ملى تأسیس بکنند و این کار به عقیده بنده بسیار خوب است براى این که وزارت فرهنگ بایستى همیشه سعى کند که همان طور که در سایر ممالک شهر‌داری‌ها پلیس و فرهنگ را مردم خود‌‌شان اداره می‌کنند مدارس را هم مردم خود‌‌شان اداره کنند و وزارت فرهنگ به ایجاد دانشکده‌ها مخصوصاً در شهرستان‌ها بپردازد یک مدارس ملى هست که مردم آمده‌اند با سرمایه خود‌‌شان تأسیس کرده‌اند و وزارت فرهنگ هم براى این که آنها بودجه‌شان کافى باشد به آنها یک اعانه‌اى می‌دهد و اینها هم یک دبیرانى دارند که در اینجا مشغول تدریس هستند در سایر لوایحى که وزارت فرهنگ آورده نسبت به این دسته از دبیران که در مدارسى هستند که نسبت به آنها وزارت فرهنگ کمک می‌کند یعنى اعانه می‌دهند آنها را مشمول این مزایا کرده‌اند بنده می‌خواستم تمنى بکنم که نسبت به این موضوع هم یک توجهى بشود.

نائب رئیس- آقاى مهران‏.

مهران- (مخبر کمیسیون استخدام)- تذکرى که آقاى خرازى فرمودند بسیار تذکر صحیحى است ولى به یک شرط به شرطى که این خدمت در مدارس غیر‌دولتى کلید ورود به خدمت دولت نشود براى اشخاص عرض کنم همان طور که فرمودید خوشبختانه در سنوات اخیر وزارت فرهنگ عده‌اى را تشویق کرده و آمدند مدارس ملى تأسیس کردند کارکنان این مدارس ملى دو نوعند عده‌اى هستند که عضو وزارت فرهنگند و به عنوان کمک در این مدارس ملى کار می‌کنند و حقوق آنها را وزارت فرهنگ می‌دهد این است که در این ماده 11 نوشته شده است که سوابق خدمت در آن مدارس ملى که به موجب حکم وزارت فرهنگ انجام می‌شود جز سابقه خدمت حساب می‌شود ولى اگر کسى آمد و مستخدم دولت نبود و صلاحیت هم داشت مدرسه ملى دایر کرد دیگر این را نبایستى وارد خدمت دولت کرد به حکم همان مطلبى که خود جنابعالى فرمودید یعنى فرمودید که خدا کند روزى برسد که مدارس ملى را در مملکت اصولاً مردم اداره کنند پس بنابراین نمی‌شود قائل بود که هم مدارس زیادى را مردم به عنوان ملى اداره بکنند و هم قائل بشویم که کارکنان مدارس ملى جز مستخدمین دولت باشند و در حقیقت دولت آنها را اداره کند البته باید دولت کمک به آنها بکند و دبیرى که لازم دارند به آنها بدهد نه این که کسانى که در مدارس ملى کار می‌کنند کوشش داشته باشند که وارد خدمت دولت بشوند بنابراین ماده 11 روى رعایت تمام این مبانى و اصول تنظیم شده و استدعا می‌کنم که موافقت بفرمایید تصویب شود.

نائب رئیس- دیگر نسبت به ماده 11 نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) نسبت به ماده 11 رأى می‌گیریم آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 12 مطرح است.‏

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 12- هرگاه کمک آموزگار به دریافت گواهی‌نامه دانش‌سراى مقدماتى یا دانش‌سراى کشاورزى قائل شود و یا آموزگار دانش‌نامه دانش‌سراى عالى دریافت نماید و یا دبیرى با دارا شدن دانشنامه دکترى یا معادل آن به موجب قوانین مربوط به خدمت دانشیارى پذیرفته شده و یا بشود وزارت فرهنگ رتبه او را به مأخذ آخرین حقوق دریافتى به رتبه طبقه بالاتر تبدیل می‌نماید مشروط بر این که تعهد قانونى خود را در خدمت آن طبقه که بوده است انجام داده باشد.

نائب رئیس- به ماده 12 نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) آقایانى که نسبت به ماده 12 موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 13 مطرح است.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 13- از تاریخ تصویب این قانون به غیر از موارد‌ی که در این قانون و قوانین مصوب دیگر پیش‌بینى شده اعطای پایه دبیرى و آموزگارى و کمک آموزگارى و همچنین تبدیل پایه ادارى به پایه آموزشى و تبدیل پایه آموزشى به پایه آموزشى دیگر بدون طى دوره تحصیلات مخصوص به هر یک از درجات فوق طبق قوانین مربوط مجاز نخواهد بود.

نائب رئیس- نسبت به ماده 13 نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) آقایانى که با ماده 13 موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 14 مطرح است.‏

 (به شرح زیر قرائت شد)

ماده 14- به وزارت فرهنگ اجازه داده می‌شود در مناطقى که عده دبیر کافى نیست اشخاصى را که صلاحیت دارند براى تدریس دعوت نماید و به دبیران همچنین کسانی که خدمات فنى انجام می‌دهند ساعات اضافى تدریس رجوع نماید حق‌التدریس این اشخاص طبق قانون مصوب دی‌ماه 1336 از مجموع اعتبارات استخدامى وزارت فرهنگ قابل پرداخت خواهد بود خدمت تدریس مزبور جزء خدمت رسمى محسوب نخواهد شد.

نائب رئیس- آقاى عمیدى‌نورى‏.

عمیدى‌نورى- این یکى از مواد این لایحه است از نظر آن اصلى که نمایندگان محترم بهش توجه فرمودند و مخصوصاً در جلسه گذشته بحث مى‌فرمودند که مى‌بایستى معلمین ما اعم از آموزگار و دبیر داراى مراتب علمى باشند و منطبق با اصول باشد و این یک انحراف اصولى است نسبت به این اصل مهمى که در مجلس شوراى ملى به آن توجه خواهد داشت و آن این است که با وجود این که الان در ماده قبلى تصویب فرمودید از این به بعد دبیران نمى‌توانند بدون داشتن مدارک مسجل و منظم دبیر باشند در اینجا اجازه مطلق به وزارت فرهنگ داده شده که وزارت فرهنگ خودش هر کسى را صلاح دانست در هر نقطه‌اى که خیال کرد دبیر کم دارد شخصى را انتخاب بکند براى کار دبیرى و تدریس و حقوقش را بپردازد البته آن مدت جزو خدمت حساب نشود بنده عقیده دارم که اگر در شهرستان‌ها و در نقاط دور‌دست که مدارسى داشتیم و دبیر کم داشتیم نواقص کار دبیرى را خودمان رفع بکنیم این کاملاً صحیح است اما در این ماده اجازه مطلق و بسیط داده شده به وزارت فرهنگ و هیچ شرط و قرارى نیست که این کسى را که وزارت فرهنگ دعوت می‌کند این واجد چه صفاتى باشد و چه صفت لااقل دارا باشد مثلاً ممکن است یک افرادى یک دیپلم‌ها و یک لیسانسیه‌ها و یک دکتر‌ها در شهرستان‌ها در مراکز استان ما داشته باشیم که به کارهاى دیگرى مشغول

+++

هستند بعد از ظهر‌ها یا پیش از ظهر‌ها یک وقت‌هاى زیادى داشته باشد بشود از اینها براى دبیرى استفاده کرد اما در این ماده شرطى نیست که وزارت فرهنگ بتواند از کسانى که حایز شرایط دبیرى هستند و اینها شاغل خدمت فرهنگى نیستند از آنها استفاده کند و اینجا به طور مطلق اختیار به دست وزارت فرهنگ داده است تشخیص با خود وزارت فرهنگ است که هر کسى را که تشخیص بدهد براى کار دبیرى به طور موقت دعوت کند این را بنده اینجا تذکر دادم و معتقد هستم که وزارت فرهنگ باید توجه به این موضوع کند و متأسفانه آقاى وزیر فرهنگ در اینجا نیستند و در مسافرت هستند و معاون‌شان هم در اینجا نیست و بنده نمى‌دانم که فردا ترتیب اجراى این ماده چه طور خواهد شد آیا این ماده به نحوى که مى‌فهمیم از کسانى که واجد شرط استخدام فرهنگ هستند و کار آزادى می‌کنند یا کارهاى ادارى دیگرى می‌کنند از آنها چند ساعت براى کار تدریس استفاده می‌شود یا این که کسانى را که دل‌شان بخواهد عنوان دبیرى بهشان مى‌دهند و از آنها استفاده می‌کنند اگر شق اول است من موافقم و کار صحیحى است و اگر شق دوم است نقض غرض است و با این ترتیب ما مى‌خواهیم یک اشخاصى که هیچ تحصیلات منظم ندارند از نظر کمبود و احتیاج کارمان به اینها عنوان دبیرى بدهیم و از اینها استفاده بکنیم این بود که بنده این تذکر را در اینجا دادم و معتقد هستم که وزارت فرهنگ باید در موقع اجراى این ماده نظرى که عرض کردم داشته باشد باید اینجا تعهد بکند و در صورت‌مجلس درج شود که در آینده در موقع اجرا ما دچار اشکال نشویم.

نائب رئیس- آقاى سعید مهدوى.‏

سعید مهدوى- بنده بر‌عکس نظر همکار محترم آقاى عمیدى‌نورى عقیده‌ام این است که هر چه قدر دست وزارت فرهنگ را در این امور باز بگذاریم براى پیشرفت فرهنگ مؤثر‌تر است و باید بدانیم وزارت فرهنگ یک مؤسسه صلاحیت‌دارى است در این موضوع و اگر با آن فرمولى که آقا پیشنهاد می‌کنید بخواهید عمل کنند منظور حاصل نمى‌شود براى این که اگر یک کسى واجد شرایط بهترى بود او یا دبیر است یا کار مستقل ادارى دارد و حاضر نمى‌شود برود در شهرستان اما در خارج هم یک عده‌اى هستند که معلومات کافى دارند ولى تصدیق و دیپلم در دست‌شان نیست و اینها اشخاصى هستند که وزارت فرهنگ آنها را مى‌شناسد (عمیدى‌نورى- چه طور باید تشخیص داد) چرا نباید بگذاریم یک کسى را که معلومات لازم دارد ولى این شرایط درش جمع نیست براى دبیرى دعوت نکنند در آخر می‌دهم که ملاحظه می‌فرمایید قید شده که خدمت این اشخاص که تدریس می‌کنند خدمت رسمى محسوب نمى‌شود در یک موردى براى دبیرى احتیاج می‌شود و در آن محل یک کسى که واجد شرایط است و معلوماتى دارد او را دعوت خواهند کرد و آنجا هم بى‌دبیر نمى‌ماند.

نائب رئیس- آقاى دکتر سید‌امامى.‏

دکتر سید‌امامى- این ماده همان طور که جناب آقاى عمیدى‌نورى گفتند معلوم نیست که اینها را به عنوان دبیر می‌خواهند استخدام کنند یا به عنوان این که یک نفر می‌رود و درس می‌دهد در بعضى شهرستان‌ها ما داریم که در آنجا واقعاً دبیر پیدا نمى‌شود از این نقطه‌نظر اشکالى ندارد ولى اشکال این است که این آقایان که می‌روند آنجا درس می‌دهند و حق‌التدریس خواهند گرفت اگر سابقه برایش پیدا شد فردا می‌خواهد منتقل بشود به یکى از شهر‌هاى بزرگ این نشد به این شخص باید گفت که فقط براى همان محل استخدام می‌شود و اجازه انتقال به شهر‌هاى دیگر ندارد و در اینجا یک کمى روشن‌تر باشد تا شما این شخص که می‌خواهید به عنوان دبیر استخدام کنید باید در این ماده قید کنید که فقط باید در همان محل تدریس کند.

نائب رئیس- آقاى صدرزاده موافقید بفرمایید.

صدر‌زاده- جناب آقاى عمیدى‌نورى در این موضوع در کمیسیون فرهنگ به تفصیل بحث شد یک نقاطى هست که در آنجا اشخاصى هستند که واجد صلاحیت هستند یعنى داراى معلوماتى هستند که ممکن است دانش‌نامه داشته باشند یا نداشته باشند ولى ما مى‌خواهیم از وجود آنها براى تدریس استفاده بکنیم چیزى که به نظر جنابعالى رسید این شبهه بود که شاید اینها به عنوان دبیرى استخدام بشوند یا سابقه خدمت دبیرى پیدا بکنند ولى هیچ‌کدام از اینها نیست حالا عرض می‌کنم در ماده بالاى همین ماده یعنى ماده 13 گفتیم اشخاصى که تدریس می‌کنند در صورتی که واجد شرایط این قانون نباشند به هیچ سمت رسمى آموزگارى یا کمک آموزگارى یا دبیرى نایل نخواهند شد بنابراین از وجود اینها فقط براى تدریس استفاده خواهد شد و بس و براى این که شبهه‌اى حاصل نشود که اینها نتوانند بعد‌ها نسبت به وزارت فرهنگ این مدت تدریس خود‌‌شان را سابقه خدمت منظور بدارند این تصریح هم شده است که خدمت تدریس مزبور جزو خدمت رسمى محسوب نخواهد شد مخصوصاً نظرم هست که جناب آقاى وزیر فرهنگ در کمیسیون بیان می‌کردند که غالباً در مراکز استان‌ها اتفاق مى‌افتد که ما مدارس کشاورزى داریم و در آنجا‌ها اداره کشاورزى هم داریم و مهندس کشاورزى هم در آنجا‌ها هست که ما مى‌توانیم از وجود او و از تحصیلات کشاورزى او در مدرسه کشاورزى استفاده کنیم و او هم حاضر است که یک مقدارى از وقت غیر ساعت ادارى خودش را صرف امور فرهنگى کند ما یک مجوزى مى‌خواهیم که او را دعوت بکنیم براى کار بنابراین این نکته بسیار ضرورت دارد و قید این در قانون مورد لزوم است خاصه در این موقع که ما عده دبیر کافى در شهرستان‌ها نداریم و البته هر وقت دبیر رسمى پیدا شد و به قدر کافى استخدام شدند از آنها استفاده خواهد شد و وظایف تدریس را آنها انجام خواهند داد.

نائب رئیس- آقاى دیهیم.‏

دیهیم (مخبر کمیسیون فرهنگ)- در ماده 24 این لایحه صراحتاً خودش روشن می‌کند مطلب را جناب آقاى عمیدى‌نورى در نقاطى که دبیر یا آموزگار به حد کافى موجود نباشد به وزارت فرهنگ اجازه داده مى‌شود که بتواند از اشخاصى که صلاحیت تدریس دبیرى یا آموزگارى داشته باشند براى تدریس استفاده کند آن نظرى که جنابعالى می‌فرمایید آن نظر را این ماده تأمین کرده است نوشته است کسانی که صلاحیت داشته باشند براى تدریس در دبستان‌ها یا دبیرستان می‌تواند وزارت فرهنگ از آنها دعوت بکند و از آنها استفاده نماید و چنانکه در اینجا باز روشن کرده است که خدمات اینها جزو خدمات رسمى محسوب نخواهد شد جناب آقاى دکتر سید‌امامى فرمودند ممکن است که اینها بگویند که ما مى‌خواهیم به جاى دیگرى انتقال پیدا کنیم اینجا قید کرده است که خدمات اینها رسمى نیست این وقتى آمد به وزارت فرهنگ از حیث دبیر و آموزگار احتیاج خودش را مرتفع کرد آن وقت این آقا که مدتى در آنجا تدریس کرده است به خودى‌خود از خدمت برکنار می‌شود این موضوع یکى از مهمترین موضوع‌هایى است که ما امروز متوجه هستیم که نقاطى هست فرض بفرمایید معلم انگلیسى نیست یا معلم ریاضى نیست یا معلم عربى نیست در آن منطقه اگر یک کسى پیدا بشود که زبان انگلیسى خوب بداند و صلاحیت تدریس داشته باشد این صلاحیت را آقاى عمیدى‌نورى باید خود وزارت فرهنگ تشخیص بدهد بنده این را نمى‌توانم بگویم که کمیسیونى از شهردارى یا فرماندارى بیاید و صلاحیت این شخص را روشن بکند تصور می‌کنم صالح‌تر از تمام افراد و اشخاص خود وزارت فرهنگ است که صلاحیت یک آموزگار یا دبیر را تعیین می‌کند و از او دعوت می‌نماید البته بعد از این که استفاده‌اش را کرد و احتیاجش رفع شد آن وقت به خدمتش خاتمه می‌دهد تقاضا می‌کنم که به این موضوع توجه بفرمایید این ماده 14 هم تصویب شود.

نائب رئیس- آقاى فضایلى فرمایشى دارید؟

فضایلى- خیر عرضى ندارم.

نائب رئیس- آقاى مهران بفرمایید.

احمد مهران- خیلى خوب شد که این بحث را آقاى عمیدى‌نورى عنوان فرمودند براى این که این تذکراتى که اینجا می‌شود بسیار سودمند است عرض می‌شود که ما هم آموزگار کم داریم و دبیر کم داریم و به تدریج احتیاجات فرهنگى مملکت رو به تزاید می‌رود ما کادر آموزشى که بتواند این مدارس را اداره کند نداریم اگر ماده 3 این قانون را تصویب نفرموده بودید راجع به ماده 14 آنچه که فرمودید ممکن بود بیشتر توجه باشد ماده 3 و ماده‌اى که مورد بحث است این دو تا ماده موازیند اینجا نوشته شده است از اشخاصى که صلاحیت دارند براى آموزگارى استفاده می‌شود چه اگر این کار نشود باید تحمل کنیم تا بچه‌ها بزرگ شوند و مردى بشوند یا زن مسنى بشوند بعد بروند به کلاس‌هاى مبارزه با بی‌سوادى و در این قسمت دبیرى هم همین پیش می‌آید یعنى اگر این فکر را قبول نکنیم که از وجود اشخاص صالح در نقاط مختلف مملکت استفاده کنیم و دبیرستان‌هاى لازم را تأسیس بکنیم عده زیادى از دانش‌آموزان ما از رفتن به دبیرستان محروم می‌شوند مقصود از این ماده در اینجا این است که کسانى هستند که سوابق و اطلاعات کاملاً کافى براى دبیرى دارند ولى دیپلم در دست ندارند (صدر‌زاده- یا دارند) و از طرفى عده‌اى هستند که دبیرند و خدمت دبیرى انجام می‌دهند و ساعات کارشان پر است ساعات آزادشان را می‌خواهند استفاده کنند اتفاقاً این ماده براى منظورى که خود آقاى عمیدى‌نورى دارند که در نقاط مختلف مملکت مدرسه تأسیس و تکمیل بشود و این کمبود دبیر را تا حدى جبران کند بسیار مفید است بنده در پایان لازم می‌دانم یک حقیقتى را که حالا فرصت به دست آمده است عرض کنم که علماى تربیت آقاى عمیدى نورى ضمن این که کوشش می‌کنند اشخاصى را مشاغل معینى تربیت کنند یک عقیده را هم به عنوان یک اصل پذیرفته‌اند و آن این است که دیپلم به کسى اصالت فکرى نمى‌بخشد یعنى دیپلم شرط لازم هست اما کافى نیست چه بسا غیر‌دیپلمه‌هایى که نسبت به وظایف‌شان خیلى دقیقند و اطلاعات کافى در آن حدود دارند بنده چون خودم چند تا دیپلم دارم به خودم اجازه می‌دهم که این عرض را بکنم اگر غیر از این بود ممکن بود بگویند چون خودش دیپلمى دستش نیست این حرف را می‌زند دیپلم به اصطلاح کافى نیست لازم هست ملاحظه می‌فرمایید ما اگر مى‌خواستیم این فکر را بپذیریم مدارسى که در گذشته دایر شد در این مملکت و مکاتیبى به وجود آمد که در آنها اشخاص غیر‌دیپلمه درس می‌دادند ما اگر از آنجا شروع نمی‌کردیم امروز این فرهنگ و این تشکیلات فرهنگى

+++

را نداشتیم بنابراین ما باید این فکر را هنوز هم بپذیریم اما امیدوارم که یک روزى برسد که آن قدر دیپلمه در مملکت پیدا شود و اشخاص واجد شرایط که این فکر اعمال و اجرایش ضرورت پیدا نکند بنده استدعا مى‌کنم که نسبت به این ماده توجهى بفرمایید.

نائب رئیس- آقاى بهبهانى.

بهبهانى- فرمایش جناب آقاى مهران به نظر بنده اصولاً صحیح است اشخاصى هستند در این مملکت که صلاحیت علمى دارند ولى مدرک علمى رسمى در دست‌شان نیست چه بسا اشخاصى هستند که خیلى خوب تحصیل کرده‌اند و صلاحیت‌شان نزد همه محرز است ولى چون مدرک علمى در دست ندارند جامعه نمى‌تواند از آنها استفاده کند و از این جهت این ماده به نظر بنده تبانى با اصل موضوع ندارد و خوب هم هست ولى باید گفت که فرمایش جناب آقاى عمیدى‌نورى هم تا اندازه‌اى صحیح است براى این که این صلاحیت را باید تعیین کرد که صلاحیت چیست آقایان محترم به نظر بنده تردید نداشته باشید که یکى از چیزهاى بسیار لازم در حال حاضر براى مملکت ما مخصوصاً براى آموزگار و دبیر و کسى که شاگردى را تربیت می‌کند یکى از این صلاحیت اخلاقى است و امروز صلاحیت اخلاقى داشتن براى تعلیم در مدارس و تربیت اولاد خیلى لازم است و باید خیلى دقت کرد (صحیح است) از این جهت بنده اگر آقاى مخبر محترم موافقت بفرمایند اینجا بنده یک جمله اضافه می‌کنم به این ترتیب:

کسانى که صلاحیت علمى و اخلاقى او محرز باشد (بسیار صحیح است)

نائب رئیس- چون شور دوم است نمى‌شود پیشنهاد کرد.

عمیدى‌نورى- اجازه می‌فرمایید.

نائب رئیس- بفرمایید.

عمیدى‌نورى- چون بنده در این ماده پیشنهاد داده بودم در شور اول و در کمیسیون هم بودم و پیشنهاد بنده در کمیسیون رد شد این است که همین پیشنهادى که جناب آقاى بهبهانى داده‌اند قبول می‌کنم.‏

نائب رئیس- اگر پیشنهاد شما در شور اول داده شده باشد ممکن است مجدداً به عنوان پیشنهاد‌دهنده توضیحات بدهید پیشنهادى که از طرف آقاى عمیدى‌نورى داده شده این است که صلاحیت علمى مربوط به دیپلمه‌ها یا گواهی‌نامه‌هاى مدارس عالى مربوط به امورى که باید تدریس شود احتراز می‌گردد.

عمیدى‌نورى- عرض کردم پیشنهاد را اصلاح می‌کنم فقط کلمه (اخلاقى) به پیشنهاد بنده اضافه شود.

نائب رئیس- این پیشنهاد جدیدى می‌شود در حالی که پیشنهادى که شده است بایستى مطرح شود و پیشنهاد مجدد نمی‌شود داد و در اطراف آن هم نمى‌شود صحبت کرد به علاوه آن پیشنهاد در ماده 13 بود و حالا ماده 14 مطرح است‏.

عمیدى‌نورى- پیشنهادى که قبلاً داده شده مطرح می‌شود و بنده این اصلاح را که شده قبول می‌کنم.

نائب رئیس- آقاى صدرزاده.

صدر‌زاده- این صلاحیتى که اینجا ذکر شده است به نحو اطلاق است و شامل می‌شود هم صلاحیت علمى و هم اخلاقى را و به علاوه قید این هم در صورت‌جلسه کافى خواهد بود.

عمیدى‌نورى- اجازه می‌فرمایید در اطراف پیشنهادم توضیح بدهم.

نائب رئیس- پیشنهاد آقاى عمیدى‌نورى را که در کمیسیون مطرح بوده است ممکن است مطرح بکنیم و در اطراف آن ممکن است توضیح بدهند. (صحیح است)

عمیدى‌نورى- بنده در دنبال آن توضیحاتى که عرض کردم فکر بنده در جلسه گذشته این بود که از این بى‌حد و حصر بودن این ماده جلوگیرى بشود درست است که ما اعتماد به وزارت فرهنگ داریم ولى یک قدرى به احوال عمومى خودمان باید توجه داشته باشیم که وقتى ما گفتیم که کسانى را که صلاحیت علمى دارند وزارت فرهنگ دعوت بکند خود ما‌ها به عنوان وکیل مجلس این گرفتارى را پیدا می‌کنیم که یک اشخاصى مى‌آیند و مى‌گویند که توصیه کنید مرا به خدمت دبیرى قبول کنند ولى من معتقدم که ما در کار فرهنگ که مربوط به پرورش نسل آینده ایران است باید بیش از این سعى کنیم که جنبه علمى و اخلاقى حفظ بشود و حتى‌المقدور جلوگیرى از این کار بکنیم نسبت به کسانى که ممکن است خداى نکرده واجد این صلاحیت علمى و اخلاقى نباشند اینها مجدداً رخنه نکنند در مدارس ما به عنوان دبیرى و مشغول بشوند به این جهت بود که بنده وقتى این ماده مطرح بود این تبصره را پیشنهاد کرده بودم.

تبصره- صلاحیت تدریس دیپلمه ارایه دیپلم‌ها یا گواهى‌نامه‌هاى مدارس عالى مربوط به امورى که باید تدریس شود احراز می‌گردد. منظور بنده این بود که یک مبنایى براى این عملى که به وزارت فرهنگ به طور مطلق مجلس شوراى ملى اجازه می‌دهد گذاشته بشود این عقیده بنده بود این طور هم فکر می‌کردم که یا دیپلمه‌ها باشد یا گواهی‌نامه صلاحیت تدریس چرا نظرم این بود؟ به دلیل این که بنده اطلاع دارم و آقایان هم اطلاع دارند که هستند اشخاصى در شهرستان‌ها و استان‌ها کسانى که در یک امرى تخصص دارند ولى دبیر نیستند یعنى یک طبیبى در شهرستان رشت یا مشهد هست دیپلمه عالى مقامى است گواهی‌نامه عالى دارد دکتر است و طبیب است در همان جا ما ممکن است احتیاج داشته باشیم به تدریس تاریخ طبیعى یا فیزیک یا علم‌الاشیا و این داخل در کار او وظیفه او است و از آن طرف این شخص دبیر هم نیست وزارت فرهنگ حق داشته باشد که به این شخص مراجعه کند و از او استفاده کند براى تدریس وقتى شما به طور مطلق گفتید (صلاحیت) این قید صلاحیت مطلق که هیچ بند‌و‌بارى و حدى درش ندارد دست وزارت فرهنگ را طورى باز می‌کند و وزارت فرهنگ هم که  همه‌اش  دکتر مهران نیست مرکب از اشخاصى است و از یک افراد زیادى است در شهرستان‌ها که حب ‌و ‌بغضى دارند و داراى نظر‌هاى شخصى هستند با اشخاصى که دوستى دارند با آنها بدون داشتن کار دیپلم دبیرى می‌دهند به این جهت بود که بنده این تبصره را پیشنهاد کردم که یک حدى براى وزارت فرهنگ باشد حالا جناب آقاى بهبهانى مى‌فرمایند که قید صلاحیت اخلاقى هم بشود آن را هم بنده قبول دارم بنده معتقدم که یک شرطى باشد که لااقل در آن صلاحیت نوشته شود و بنده قبول دارم که این تبصره به این کیفیت اصلاح بشود بعد از صلاحیت نوشته شود صلاحیت علمى و اخلاقى اگر این را قبول دارید بنده هم قبول دارم این تبصره هم همان است آن کافى‌تر و وافى‌تر است بنابراین در اطراف این موضوع که یک حدى در اطراف صلاحیت باشد استدعا می‌کنم که مجلس شوراى ملى توجه کند و این حد روشن باشد و از مخبرین کمیسیون‌هاى فرهنگ و استخدام هم تقاضا دارم قبول کنند چون به نفع مملکت است و به نفع آن فکرى است که خود‌‌شان دارند.

معاون نخست‌وزیر (ناصر ذوالفقارى)- دولت با پیشنهادى که صلاحیت علمى و اخلاقى باشد موافقت دارد. (صحیح است- بسیار خوب)

احمد مهران- (مخبر کمیسیون استخدام)- بنده از نظر مخبر کمیسیون استخدام موافق هستم‏.

نائب رئیس- آقاى صدرزاده.

صدر‌زاده- پیشنهادى که جناب آقاى عمیدى‌نورى فرمودند قیدى دارد و این تمام منظور ما را تعیین نمى‌کند منظور ما این بود که در مراکز استان‌ها اشخاص دانشمندى هستند ولى گواهی‌نامه در دست ندارند مثلاً فرض بفرمایید می‌خواهند تدریس عربى بکنند یک نفر که مقام اجتهاد را احراز کرده است طبعاً عربى می‌داند ولى دانش‌نامه ندارد بنابراین قید این تبصره به این کیفیت ما را از استفاده از یک دسته دانشمندان و فضلا محروم می‌کند بنابراین براى این که نظر جنابعالى از نظر علمى و اخلاقى تأمین شود به همان طریق که جناب آقاى بهبهانى فرمودند که واجد صلاحیت علمى و اخلاقى باشند موافقت بفرمایید بدیهى است که صلاحیت علمى را هم شوراى عالى فرهنگ که مقام صالحى است براى این کار تعیین خواهد کرد و این نظر جنابعالى تأمین می‌شود.

عمیدى‌نورى- بنده پیشنهاد خودم را به همان ترتیب اصلاح می‌کنم‏.

نائب رئیس- آقاى دیهیم.

دیهیم (مخبر کمیسیون فرهنگ)- جناب آقاى بهبهانى و جناب آقاى عمیدى‌نورى نظر آقایان در این لایحه تأمین است وقتى که صلاحیت تدریس را بخواهیم تحت نظر بیاوریم موضوع روشن خواهد شد اولاً در استخدام معلم و یا ذى‌صلاحیت را خودش تعیین و روشن کرده است وزارت فرهنگ دبیرى استخدام می‌کند که این گواهی‌نامه داشته باشد مسلمان باشد ایرانى باشد و اخلاق داشته باشد با این شرط استخدام می‌کند به مجموع این شرایط می‌گویند که این آقا صلاحیت دارد اگر اینجا تنها مى‌نوشتیم که صلاحیت علمى داشته باشد البته اعتراض آقایان به‌جا بود چون آن وقت اخلاقى را ننوشته بودیم چون صلاحیت تدریس نوشته است تمام اینها درش مستتر است یعنى متدین هم باشد پاک‌دامن هم باشد یعنى ایرانى هم باشد اینها در کلمه صلاحیت مستتر است و دیگر احتیاجى ندارد که بگوییم که صلاحیت اخلاقى داشته باشد بنابراین با این توضیحى که دولت خودش قبول می‌کند و بنده که مخبر کمیسیون هستم قبول می‌کنم و در صورت‌مجلس نوشته می‌شود نظر آقایان تأمین خواهد شد و احتیاج ندارد که پیشنهادى بکنیم براى این که توضیح داده است دولت هم قبول کرده مخبر کمیسیون فرهنگ هم قبول می‌کند و باید هم این طور باشد که باید هر معلمى که تدریس می‌کند باید صلاحیت اخلاقى داشته باشد در صلاحیت تدریس مستتر است که صلاحیت اخلاقى داشته باشد حتى ایرانى باشد حتى پاکدامن باشد.

نائب رئیس- آقاى سعید مهدوى.‏

سعید مهدوى- بنده خواستم عرض کنم که همین صلاحیت که در قانون قید شده از هر جهت معنایش علمى و اخلاقى است نه در مورد فرهنگ در سایر ادارات هم ما این قسمت را تأیید کردیم که باید این قسمت اخلاقى را توجه داشته باشند و شما براى استخدام هر فردى اولین چیزى را که مى‌گویید عدم سوسابقه است که باید برود کلانترى محل و در اینجا هم اولین چیزى که باید در نظر بگیرند قسمت اخلاقى است فرق نمى‌کند به نظر بنده این چیزها اضافى است که در قانون می‌گذارید در صورتى که در قسمت فرهنگ اولین شرط حسن اخلاق است که باید در نظر بگیرند در اینجا اگر قید شود در جاى دیگر هم باید قید بشود

نائب رئیس- پیشنهاد آقایان اعم از این که مورد توجه مجلس باشد یا نباشد مطابق ماده 114 در شور ثانى که حالت کنونى باشد پیشنهاد تازه نمى‌شود داد ولى پیشنهادهایى

+++

که در شور اول یا همین دو شور داده شده است و مورد توجه و تصویب کمیسیون واقع نشده ممکن است از طرف پیشنهاد‌دهنده تجدید شود در هر حال چه دولت قبول بکند چه نکند پیشنهادى که در شور اول داده شود بایستى رأى گرفته شود فلسفه‌اش هم معلوم است براى این که دو شورى است اگر چنانچه در شور ثانى آن پیشنهاد مجدد رأى گرفته شد و قبول شد معلوم است که مجلس تأیید می‌کند از این جهت قانون اجازه نداده است که در شور دوم پیشنهاد جدیدى داده شود اگر همان پیشنهادى که جناب آقاى عمیدى‌نورى قبلاً داده است همان را بخواهید تعقیب کنید ممکن است به رأى بگذاریم و الّا در شور دوم نمى‌شود پیشنهاد تازه‌اى مطابق ماده 114 قبول کرد. آقاى عمیدى‌نورى.

عمیدى‌نورى- وقتى که همان پیشنهاد مطرح شد ممکن است همان پیشنهاد اصلاح بشود اینجا منبع قانونى نیست که اگر پیشنهادى مطرح شد آن پیشنهاد هر طورى هست به همان کیفیت مطرح شود و رد و یا تصویب بشود، خود پیشنهاد مطرح می‌شود اگر اصلاحى در آن پیشنهاد شد قابل اخذ رأى است و الّا اگر ما آن قدر قشرى بشویم در قوانین و آیین‌نامه‌ها کار مشکل می‌شود باید روح و فلسفه آنها را دید پس آن پیشنهاد دو مرتبه مطرح می‌شود ممکن است اصلاح هم بشود رد می‌شود یا قبول حالا بسته به نظر جناب آقاى رئیس است‏.

نائب رئیس- منظور از صلاحیت علمى و اخلاقى است چون با مذاکراتى که شده در این مورد معلوم شد مقصود صلاحیت علمى و اخلاقى است (صحیح است) اختلاف دیگرى نیست و دیگر احتیاج به رأى ندارد و قید زاید است اعلام رأى می‌کنیم نسبت به ماده 14 آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 15 مطرح است‏.

 (به شرح زیر قرائت شد)

ماده 15- وزارتخانه‌هاى فرهنگ و دارایى مأمور اجراى این قانون می‌باشند.

نائب رئیس- چون اظهارنظرى در این ماده نشد لذا رأى می‌گیریم به ماده 15 آقایانى که با ماده 15 موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد کلیات آخر مطرح است آقاى ارباب مخالفید بفرمایید.

ارباب- اینجا یک مدتى وقت مجلس صرف بحث صلاحیت اخلاقى شد بنده متوجه یک موضوعى شدم که جاى تذکرش همین‌ جا است و تفصیل کامل او را در موقع مقتضى بعداً به عرض آقایان می‌رسانم و آن این است که چندى پیش که براى معالجه به خارج رفتم با این که از وضع نا‌هنجار و بى‌ترتیت و تأثر‌آور سرپرست‌های خارجى قبلاً هم تذکراتى داده بودم در کمیسیون بودجه هم صورت بودجه آن را خواستم و وزارت فرهنگ هم طفره رفت و تعلل کرد و تا حالا هم نیاورده است و اگر زنده بمانم اصرار خواهم ورزید تا بیاورند تا یک ارقامى را ملاحظه بفرمایید که به مصرف چه عواملى می‌رسد و چه ارتباطى به اخلاق و فرهنگ و اصلاح رویه دانش‌آموزان خارج است اگر صورت آن را دادند عرض می‌کنم (صدر‌زاده- مال کجا بوده) حالا عرض می‌کنم موضوعى که سابقه دارد مربوط به فرانسه است پاریس است ولى این سفر در لندن یک روز یکى از محترمین ایرانى پیش من آمد که من تمنا دارم الان که ساعت یازده است و یک ساعت به ظهر است بروید اداره سرپرستى ببینید یک نفر وجود دارد یا نه؟ و دختر‌هاى ایرانى بدبخت که از صد میلى براى گرفتن یک گواهی‌نامه مى‌آیند سه چهار مرتبه می‌روند و مى‌گویند بروید فردا بیایید امروز کسى نیست که جواب آنها را بدهد یک ایرانى گریه می‌کرده است که رئیس مدرسه باور نمى‌کند که من مى‌آیم و کسى آنجا نیست یا مرا دور سر مى‌گردانند یا مرا مجبور می‌کنند که نمى‌توانم آن اصل موضوع را اینجا عرض کنم بنده رفتم و دیدم که کسى نیست (صحیح است) آقایان کسانى که اولاد‌شان را به اطمینان این اداره سرپرستى می‌فرستند خدا شاهد است خیانت است و اشخاصى که علاقه دارند به حفظ حیثیت خود‌‌شان سرپرست خارجى تهیه مى‌کنند کما این که کرده‌اند و کسانى که نام نیک خانواده‌شان می‌خواهند حفظ شود سرپرست انگلیسى و خارجى دارند البته یک دستگاه کوچک دیگرى آقاى دکتر احتشام تأسیس کرده در آنجا یک دفتر سرپرستى اختصاصى ایجاد کرده است بسیار خوب به محصلین می‌رسد توجه می‌کند علاوه بر محصلین ایرانى محصلین پاکستانى هم به او مراجعه می‌کنند خواستم به عرض آقایان برسانم وضع این سرپرستى که بنده دیدم این طور است که فاقد صلاحیت دینى صلاحیت اخلاقى که منظور آقایان هست می‌باشد و بنده دلایل کامل و متقن دارم که در موقع مقتضى به عرض آقایان می‌رسانم باید وزیر فرهنگ حضور داشته باشند من به وزیر فرهنگ ارادت دارم به وزارت فرهنگ کمال علاقه را دادم و نسبت به دستگاه سرپرستى از نظر یک نفر ایرانى بسیار معترض هستم و در موقع به عرض می‌رسانم.‏

نائب رئیس- آقاى بزرگ‌ابراهیمى موافق هستید بفرمایید.

بزرگ‌ابراهیمى- از طرف وزارت فرهنگ کسى که اینجا باشد و عرایض من را گوش کند نیست (ناصر ذوالفقارى- بنده هستم) بله شما معاون همه وزارتخانه‌ها هستید در زمان رضا‌شاه کبیر که احتیاج به معلم پیدا کردند آن شخص بزرگ یک عده را فرستاد به اروپا و یک عده از اینها را تربیت کردند فقط به منظور این که معلم باشند و شاگرد تربیت کنند پس از سوم شهریور و یکى دو سال بعد از آن تمام این آقایان در کادر ادارى قرار گرفتند و یک نفر از اینها در آن رشته تخصصى که مملکت جان کند و پول خرج کرد مشغول نیستند وقتى هم بپرسید مى‌گویند کادر فرهنگ مثل ارتش است خیلى فرق دارد دستگاه ادارى با معلومات دیگر پتیو خیلى فرق دارد یک دبیر ریاضى وقتى بخواهد برود هندسه فضایى یا جبر درس بدهد این مربوط به دستگاه ادارى نیست ما با فقر دبیر با نداشتن علما براى تعلیم و تربیت یک عده متخصص را بردیم در کادر‌هاى ادارى گذاشته‌ایم حقوق دبیرى هم بهشان می‌دهیم و یک شاهى هم براى این مملکت ارزش ندارد این چه مرضى است من نمی‌دانم اگر براى دوستى و خواهش و رفاقت است به این آقایان همین پول را بدهید ولى اقلاً هفته‌اى پنج شش ساعت تخصص‌شان را به این شاگردها یاد بدهند من خجالت می‌کشم بگویم در مهاباد دبیر شیمى نیست و به جاى او دبیر ادبیات می‌رود و می‌گوید بنده شیمى بلد نیستم می‌آیم مى‌نشینم و می‌روم (یک نفر از نمایندگان- همه جا این طور است) (ارباب- بندر‌عباس هم نیست) بندر‌عباس جهنم من از مهاباد حرف می‌زنم عرض کنم بنده می‌خواستم از جناب آقاى محمود مهران وزیر فرهنگ که واقعاً مورد احترام همه هستند (صحیح است) خواهش کنم که این آقایان عزیز بى‌جهتى که رفته‌اند پشت میز ادارى نشسته‌اند و رئیس و مدیر کل‌شان کرده‌اند بگویید یک قسمت از ساعت اداری را بروند در مدارس درس بدهند خواستم این چند کلمه را به عنوان تذکر عرض کنم‏.

نائب رئیس- آقاى صدرزاده.

صدر‌زاده- موافقم‏.

نائب رئیس- آقاى دیهیم.

مخبر کمیسیون فرهنگ (دیهیم)- ریاست محترم مجلس به کلیات قانون رأى گرفتند جناب آقاى ارباب به عنوان مخالف این لایحه بیاناتى فرمودند بنده در ضمن بیانات‌شان خاطرم آمد بعضى روضه‌خوان‌ها مصیبت یک امام را براى یک امام دیگر مى‌خوانند در حالی که این مصیبت مال امام دیگرى است حالا اگر در جایى سرپرستى نبود و یا سرپرستى بد کار می‌کند و یا رسیدگى به کار نمى‌کند این مربوط به این لایحه نیست در این لایحه جناب آقاى ارباب موضوعى که مطرح است که آموزگار پیمانى بتواند رتبه خودش را با شرایطى که در این لایحه است بگیرد یا از آموزگارى به دبیرى تبدیل بکند یکى هم این است که وزارت فرهنگ بتواند در جاهایى که معلم ندارد از وجود اشخاص دیگرى که صلاحیت تدریس یعنى صلاحیت علمى و اخلاقى دارند از آنها براى تدریس دعوت بکند یکى هم این است که دبیر بتواند در کلاس‌هاى عالى برود و تحصیل بکند و معلومات خود را بالا ببرد دیگر در اینجا راجع به سرپرستى نیست البته بیان جنابعالى بسیار خوب است ولى جایش در این لایحه نیست بنده خواهش می‌کنم این موضوعى که فرمودید یا در نطق قبل از دستور یا در یک لایحه‌اى که مربوط به آن باشد بفرمایید و کاملاً هم آقایان نمایندگان محترم موافق هستند که باید سرپرستى‌ها در خارجه به وظایف خود‌‌شان عمل بکنند و این تذکر جنابعالى هم خیلى به‌جا خواهد بود تمنا می‌کنم موافقت بفرمایید که به کلیات لایحه رأى گرفته شود.

نائب رئیس- دیگر در کلیات نظرى نیست رأى می‌گیریم به مجموع مواد آقایانى که با مجموع مواد این لایحه موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد چون شور دوم بوده به مجلس سنا فرستاده می‌شود.

4- قرائت طرح پیشنهادى به اصلاح قانون بازنشستگى‏

نائب رئیس- ماده واحده طرح پیشنهادى آقایان که در جلسه گدشته به دو فوریت آن رأى گرفته شد طبق مواد 130 و 131 بایستى در این جلسه طرح بشود و قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

مقام معظم ریاست مجلس شوراى ملى- امضاء‌کنندگان زیر ماده واحده را به قید دو فوریت تقدیم می‌داریم‏.

ماده واحده- پزشکان و مستشاران دیوان عالى محاسبات از نظر بازنشستگى جزو مستثنیات تبصره 6 قانون اصلاح قانون بازنشستگى مصوب تیرماه 1337 می‌باشند.

نائب رئیس- آقاى مهدوى.

سعید مهدوى- ماده‌اى است خیال می‌کنم ماده 107 است که می‌گوید در موقع مطرح شدن طرح‌ها باید نماینده مسئول دولت حضور داشته باشد البته وزیر یا معاون مربوطه.‏

نائب رئیس- آقاى صدرزاده.

صدر‌زاده- در لایحه‌اى که پریروز از تصویب مجلس شوراى ملى گذشت یک تبصره‌اى بود و آن تبصره این بود که حد تقاعد را در 65 سال سن تعیین کرده بودند و آن وقت یک استثنایى کرده بودند آن استثنا چه بود راجع به اساتید دانشگاه و راجع به قضات و راجع به هیئت شورا و نظار سازمان برنامه با قید این که قوانین خاصى دارند ولى مدرک و مبناى این قانون این بوده که اشخاصی که به 65 سال سن می‌رسند تقاعد بشوند مگر آنهایى که قانون خاصى دارند آقایان استحضار دارند که قوانینى خاصى راجع به قضات و اساتید دانشگاه گذشته و در آنها تعیین شده است

+++

که در یک سن‌هاى بیشترى باید متقاعد شوند بنده نمی‌دانم که به چه مناسبت در اینجا پیش‌بینى شده است که می‌خواهند این نکته را قید بکنند که پزشکان و مستشاران دیوان محاسبات هم جزء مستثنیات باشد مستثنیات آنجا خودش قانون خاصى دارد یا می‌خواهند به موجب این قانون براى آنها یک استثنایى به وجود بیاورند اگر قانون خاصى هست اشاره بفرمایند که به موجب فلان قانون تاریخ تصویب شده است اینها می‌توانند زائد از 65 سال خدمت بکنند ولى اگر قانونى نیست چنانچه بنده می‌دانم قانون دیوان محاسبات را الان آورده‌اند در مجلس شوراى ملى و طبع و توزیع هم شده است و بنا شده است طرح شود و اگر آقایان نظر داشته باشند به مستشاران دیوان محاسبات که آنها زائد از 65 سال در خدمت بمانند ممکن است در همان قانون پیش‌بینى بکنند والا هیچ موردى ندارد که ما یک چنین استثنایى در این قانون قائل بشویم در صورتى که قانون خاصى هم براى آنها راجع به این موضوع وجود ندارد این مطلب راجع به این قانون است که بنده عرض کردم اما راجع به یک مطلب دیگر عرض می‌کنم قوانینى که سابق بود 60 سال سن بود و 30 سال خدمت بعد از آن که کسى 30 سال خدمت تمام داشت و یا 60 سال سن می‌توانست متقاعد بشود یا وزارتخانه او را متقاعد کند به نظر بنده این طور می‌آید که لازم نیست ما سنین خدمت را براى استفاده از خدمت این طور ادامه بدهیم این دو عیب پیدا می‌کند یکى براى خود مستخدم و یکى هم براى آن اشخاص و جوان‌هایى که تحصیل می‌کنند الان از یک سال به این طرف یک داستانى در روزنامه‌ها و در مجلس هست راجع به این که عده‌اى از جوان‌ها که در خارج تحصیل می‌کنند وقتى که به ایران می‌آیند چون کارى به آنها ارجاع نمى‌شود از این جهت رغبتى به مراجعت به ایران نشان نمی‌دهند گمان می‌کنم که این قبیل قوانین سد راه است براى آن منظورى که ما داریم که جوانان بعد از خاتمه تحصیل بیایند به مملکت خدمت کنند مستخدم دولت بعد از آن که 60 سال خدمت کرد یعنى 60 سال از عمرش گذشت و 30 سال خدمت کرد معمولاً می‌تواند تمام حقوق خودش را به عنوان تقاعد دریافت کند حتى مبلغى را که در موقع اشتغال به عنوان تقاعد به صندوق می‌پردازد صرفه‌اش می‌شود یعنى می‌گیرد و اگر سر خدمت باشد یک مبلغى کمتر می‌گیرد چون یک مبلغى باید به صندوق تقاعد بدهد پس او ضرر زیادى نخواهد کرد امّا یک ضرر معنوى هست در ادامه خدمت یکى این که راه را براى جوان‌ها سد می‌کنند که آنها نتوانند بیایند صندلی‌ها را اشغال کنند و تأمین معیشت کنند و یکى هم ضررى براى دولت به وجود می‌آورد این نکته یک نکته‌ای است که جنبه آیین‌نامه‌اى هم دارد چون مقرر است که نمایندگان نمی‌توانند به طور مستقیم یا غیر‌مستقیم پیشنهادى بکنند که مستلزم خرج براى دولت باشد وقتى شما می‌آیید یک قانونى می‌گذرانید که یک عده از مستخدمین در یک مدت طولانى‌ترى بتوانند از خدمت استفاده کنند لازمه این امر این است که از بودجه مملکت یک حقوقى به آنها داده شود در صورتی که اگر متقاعد بشوند از صندوق تقاعد می‌گیرند و دیگر ربطى به بودجه مملکت ندارد توجه فرمودید این همان نکته‌اى است که عرض کردم در حقیقت ما با تصویب این قانون به طور مستقیم پیشنهاد خرجى براى مملکت کرده‌ایم بنده تصور نمی‌کنم یک نفر مستخدم دولت که با کمال درستکارى و صداقت عمل کار می‌کنند ربطى به سن تقاعد می‌رسد و تمام حقوق او را هم بهش می‌دهند دیگر براى او افه‌ای داشته باشد که سر خدمت باشد چه منظورى دارد اگر خداى نخواسته یک مأمور ناصالحى باشد شاید فکر می‌کند که از ادامه خدمت مزاحم خلق خدا می‌شود اگر این طور است بهتر است که نباشد و مزاحم نشود و اگر مأمور درستکار است که بهتر 30 سال خدمت کرده است به مملکت 60 سال هم عمر دارد تمام حقوقش را دریافت می‌کند چیزى هم که از بابت تقاعدش می‌دهد دیگر نمی‌دهد چه مانعى دارد چه علتى دارد که ما قانون بگذرانیم و او را در سن پیرى باز مشغول به کار و خدمت بکنیم و راه هم بر جوانان مسدود بکنیم به خصوص در مورد مستشاران دیوان عالى محاسبات ما مى‌گوییم که این کار‌ها یک کارهاى فنى است و یک دماغ‌هاى جوان می‌خواهد و اشخاص پر‌حوصله‌اى که بتوانند این پرونده‌هاى زیاد را بخوانند نه این که اشخاصى که سن زیادى داشته باشند باز ما بگوییم به خدمت ادامه بدهند به اضافه می‌دانیم عده مستخدمین در وزارت دارایى فوق‌العاده زیاد است در مورد قضات می‌گفتند که در دستگاه قضایى کادرهاى تحصیل‌کرده کم است و اگر ما سنین خدمت آنها را نیفزاییم دستگاه قضایى ما خواهد خوابید یا دانشگاه آن هم مى‌گفتند ما استاد به قدر کفایت نداریم اما در دارایى تا بخواهید ماشاء‌الله مأمور داریم مدیر کل و اعضاء داریم چه احتیاجى هست که ما بیاییم یک قانونى در اینجا وضع بکنیم که آن معایب را هم به وجود بیاوریم بنابراین بنده می‌خواستم از آقایان استدعا کنم که گذشته از این که به مصلحت نیست و گذشته از این که یک پیشنهادى است که به طور غیر‌مستقیم مستلزم خرج است در اینجا یک عیب دیگرى هم دارد و آن این است که قانون مخصوص این کار تا حالا نیامده پس باید تأمل بشود که قانون مخصوص راجع به دیوان محاسبات بیاید رسیدگى بشود اگر در آنجا نظرى بود در ادامه مدت خدمت مستشاران دیوان محاسبات در آنجا بحث می‌کنیم و از نقطه‌نظر کلى رأى اکثریت مجلس قاطع خواهد بود اما راجع به مسئله پزشکان در اینجا نوشته‌اند بنده نمى‌دانم مقصود از پزشکان که در اینجا نوشته‌اند پزشکان وزارت بهدارى است پزشکان اساتید دانشگاه است یا تمام پزشکان مقصود پزشکانى هستند که در خدمت دولت هستند. آخر براى یک پزشک یا یک جراح هم البته مسئله سن مطرح است و تا یک سنى بهتر می‌توانند انجام خدمت براى دولت بکنند اینها یک نکاتى است که باید از نظر فنى رعایت کرد شما الان عده زیادى محصل به خارج می‌فرستید که آقاى ارباب هم راجع به آنها بیاناتى فرمودند و اگر فرصتى پیدا شد بنده هم در یک جلسه‌اى صحبت می‌کنم خوب اینها بر‌می‌گردند شما در یک جایى می‌گویید که این آقایان تا سن 70 باشند پس این عده‌اى که تازه می‌آیند کجا خواهند رفت (یکى از نمایندگان- احتیاجات زیاد است) احتیاجات زیاد است ولى باید مدتى هم گذاشت شما که در این قانون قید نکردید که تا چند سال کار خواهند کرد به طور مطلق نوشته‌اید به نظر بنده باید در این قوانینى که ما می‌گذرانیم یک قدرى جهات به اصطلاح هماهنگى را رعایت کنیم ما می‌آییم اینجا هى اعتراض می‌کنیم که فلان مستشار دیوان محاسبات که سال‌ها خدمت کرده و کارى هم انجام نداده است چون کار عمده دیوان محاسبات تفریغ بودجه است ما که خودمان می‌دانیم که از اول مجلس تا حالا از اولى که مشروطیت به پا شده است یا یک مرتبه یا دو مرتبه لایحه تفریغ بودجه آمده است این دیوان که آن قدر پول به آن داده شده است و وظیفه‌اش هم رسیدگى به دخل و خرج مملکت بوده است در پنجاه سال مشروطیت این وظیفه را نتوانسته است انجام بدهد حالا ما خیلى دلسوزى می‌کنیم که فلان مستشارش به جاى 60 سال 70 سال یا 65 سال خدمت کند اما از آن طرف همین لایحه آموزگاران که گذشت این آموزگار 230 تومان در این مملکت حقوق می‌گیرد یک فکرى براى این دردها بکنید آقاى ارباب می‌فرمایند که چرا اعزام می‌کنید به خارج ما باید دستگاه تعلیماتیمان را در این مملکت طورى بکنیم که احتیاج به خارج فرستادن نداشته باشیم اما با آموزگار 230 تومانى هم که نمى‌شود. من نمی‌دانم که کمیسیون بودجه در این موضوع چه کرده است در هر حال بفرمایید اعتبار مى‌خواهیم این را تصویب بفرمایید اعتبارش هم قانون مالیات بر درآمد که چند روز پیش گذرانده‌ایم و داریم می‌دهیم ولى به هر حال باید تصویب شود در این وضع و شرایط کنونى براى یک آموزگار 230 تومان واقعاً انسان شرمنده می‌شود به خصوص که داراى عایله هم باشد به هر حال به‏ نظر بنده این طور می‌آید که ما یک قوانینى که جنبه تبعیض داشته باشد حتى‌المقدور از تصویبش خوددارى کنیم. یکى از علما و دانشمندان حقوق می‌نویسد که بدترین قانون این است جنبه فردى داشته باشد قانون باید جنبه عملى و عمومى داشته باشد این قانون که ما مى‌گذرانیم براى چند نفر پزشک یا چند نفر اعضاى دیوان محاسبات این خوب نیست و از‌شان مجلس خارج است یک قانون کلى بگذرانید شما اگر معتقدید که بیش از 60 سال می‌شود از وجود اشخاص استفاده کرد یک قانون کلى بگذرانید که به 70 سال سن تقاعد تغییر بکند براى همه تصویب کنید منشى و ثبات و ضباط اگر واقعاً چنین عقیده‌اى دارید چنین قانونى بگذرانید براى تمام مستخدمین دولت ولى شما می‌آیید مستشار دیوان محاسبات و چند نفر پزشک را در نظر می‌گیرید آموزگار چه عیبى دارد آموزگار هم تا سن 70 سالگى درس بدهد شما که به دبیر بیشتر احتیاج دارید اجازه بفرمایید من می‌خواهم عرض کنم که شما می‌گویید آیا خدمت آموزگار یا دبیر در مملکت ما کم‌ارزش است؟ خیلى پرارزش است در صورتی که خدمت مستشار دیوان عالى محاسبات بنده نمى‌خواهم تنقید از اینها بکنم البته آنها اشخاص محترمى هستند ولى این کارى که بر عهده‌شان است نتوانسته‌اند انجام بدهند اگر شما مى‌خواهید بگویید که اشخاص و خدمت‌گذاران مملکت تا یک سنى یعنى یک سن بیشترى می‌توانند کار کنند براى تمام مستخدمین بگویید این استثنا آورن براى مستشار دیوان محاسبات به نظر بنده مورد ندارد و صحیح نیست و بنده از آقایانى که این طرح را امضا فرموده‌اند و از دوستان عزیز بنده هستند و براى آنها احترام خیلى زیادى هم قائل هستم تمنا می‌کنم که اصرار زیادى در این باب نکنند تا لایحه دیوان محاسبات که در دست مجلس است طرح شود آنجا یک قدرى مفصل‌تر و مشروح‌تر مذاکره می‌کنیم اگر واقعاً اکثریت محترم مجلس شوراى ملى این طور تصمیم گرفت که سن خدمت در این باب زیاد شود در اینجا منظور می‌شود در هر حال این تصمیمى که مى‌گیرید که خدمت زیاد شود و آن تصمیمى که می‌گیرید مطابق مصوبات تبصره 6 که می‌گوید این مستثنیات قانون خاصى دارد اینها شامل استادان دانشگاه است و قضات که آنها هم قانون خاصى دارند اما براى اینها قانون خاصى وجود ندارد اگر مجلس می‌خواهد براى اینها فکرى بکند همان فکر را هم براى آموزگار و دبیر بکند شاید وجود آنها براى جامعه مفیدتر باشد ما الان با این فقرى که در کادر فنى داریم آن قدرى که احتیاج به آموزگار و کمک آموزگار و دبیر داریم

+++

آن قدرها احتیاج به مستشار دیوان محاسبات نداریم دلیلش این است که ملاحظه می‌فرمایید وقتى که صورت می‌دهند به ما 15 نفر صورت می‌دهند که 5 نفر را انتخاب بکنیم پس معلوم می‌شود که در وزارت دارایى کارمندانى که بتوانند دیوان محاسبات و کار انجام بدهند وجود دارد و نقیصه‌اى از این لحاظ نیست ولى از لحاظ آموزگار می‌گویند اشخاصى که گواهی‌نامه ندارند همین قدر که صلاحیت علمى و اخلاقى داشته باشند براى کار دبیرى و آموزگارى انتخاب می‌کنیم.

این بود عرایض بنده و امیدوارم که مورد توجه آقایان قرار گیرد.

5- شور اول گزارش کمیسیون داد‌‌گسترى راجع به اصلاح بعضى از مواد قانون ثبت اسناد و املاک‏

نائب رئیس- چون در موقع طرح آقاى معاون وزارت دارایى که مسئول هستند در مجلس بوده ولى در جلسه علنى شرکت نکردند بنابراین مطابق ماده 107 آیین‌نامه این موضوع را در جلسه آینده قرار می‌دهیم فعلاً لایحه دیگر یعنى لایحه اصلاح قانون ثبت اسناد و املاک مطرح می‌شود.

(گزارش کمیسیون داد‌‌گسترى راجع به اصلاح بعضى از مواد قانون ثبت اسناد و املاک به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون داد‌‌گسترى به مجلس شوراى ملى کمیسیون داد‌‌گسترى لایحه ارجاعى از مجلس سنا راجع به اصلاح بعضى از مواد قانون ثبت اسناد و املاک را با حضور آقاى معاون وزارت داد‌‌گسترى مورد رسیدگى قرار داده و با اصلاحاتى تصویب نمود اینک گزارش آن را به شرح زیر تقدیم می‌دارد:

ماده 1- اداره ثبت مکلف است از تاریخ تصویب این قانون پس از قبول درخواست ثبت ملک بدواً به عملیات تهدیدى طبق مقررات اقدام نموده سپس به انتشار آگهى‌هاى نوبتى به ترتیب مذکور در قانون با اشاره به صورت‌مجلس تهدیدى مبادرت نماید و در این مورد اعتراض بر حدود نیز تا آخر مدت مقرر در ماده 16 پذیرفته خواهد شد نسبت به املاکى که قبل از تصویب این قانون تقاضاى ثبت و آگهى نوبتى انتشار یافته طبق قانون سابق تعیین حدود خواهد شد.

تبصره- براى شروع عملیات تهدیدى اداره ثبت روز تهدید حدود را قبلاً به وسایل مقتضى به اطلاع مجاورین می‌رساند.

ماده 2- تبصره ذیل به ماده 15 قانون ثبت اضافه می‌شود:

تبصره- تهدید حدود املاکى که یک یا چند حد آن اراضى مواد یا شارع یا مرتع یا جنگل عمومى باشد در هر حال باید به وسیله انتشار آگهى و دعوت ادارات و بنگاه‌هاى مربوطه انجام شود.

عدم حضور نماینده ادارات و بنگاه‌هاى مربوطه مانع انجام تهدید حدود نخواهد بود.

ماده 3- تبصره ذیل به عنوان تبصره 2 به ماده 17 قانون ثبت اضافه می‌شود:

تبصره 2- اعتراضات یا تصدیق‌هایى که پس از قبول تقاضاى ثبت و قبل از تاریخ انتشار آگهى نوبتى به اداره ثبت می‌رسد قبول و نسبت به آنها طبق مقررات رفتار خواهد شد.

ماده 4- کلیه آگهى‌هاى ثبتى و اجرایى که در سه نوبت منتشر می‌شود از تاریخ تصویب این قانون فقط در دو نوبت (به فاصله 30 روز) منتشر خواهد شد و از آگهى‌هاى ثبتى و اجرایى علاوه بر درج در روزنامه در محل وقوع ملک و سایر نقاط عمومى آن محل منتشر خواهد شد.

مأمور انتشار آگهى‌ها پس از انتشار و الصاق آگهى باید گواهى انتشار را از کدخداى محل یا ژاندارمرى یا پاسبان اخذ و تسلیم اداره ثبت نماید در این موارد کد‌خدا و سایر مأمورین دولتى باید به مأمورین ثبت مساعدت نموده و گواهى لازم را به مأمور ثبت بدهند.

ماده 5- تبصره ذیل به ماده 21 قانون ثبت اضافه می‌شود:

تبصره- چنانچه بعد از انقضاى مدت اعتراض به ثبت و قبل از ثبت ملک در دفتر املاک حکم نهایى (اعم از حکم فرجامى یا حکمى که با انقضای مدت فرجام‌خواهى قطعى شده باشد) ابراز شود که به موجب آن متقاضى ثبت نسبت به ملک مورد تقاضا مفهوم شده و حکم مزبور بعد از تاریخ تقاضاى ثبت صادرگردیده ولى محکوم‌له در موعد قانونى از حق اعتراض استفاده نکرده و تصدیق جریان ادبى را هم مطابق ماده 17 به اداره ثبت تسلیم ننموده در این مورد از صدور سند مالکیت به نام متقاضى خوددارى و پس از اجراى حکم ملک به نام محکوم‌له در دفتر املاک به ثبت رسیده و سند مالکیت صادر خواهد شد.

ماده 6- تبصره ذیل به عنوان تبصره 5 به ماده 34 قانون ثبت اضافه می‌شود.

تبصره- با انجام عمل مزاید و تنظیم و امضاى صورت‌مجلس مزایده عملیات اجرایى پایان یافته محسوب و پس از انقضاى مدت دو ماه سند انتقال صادر می‌شود مگر این که بدهکار ظرف مدت مزبور کلیه بدهى خود را جور و خسارات را بپردازد.

ماده 7- عبارت زیر به ذیل تبصره 2 ماده 34 مکرر اضافه می‌شود:

«و در این مورد به هر حال بایستی موعد مقرر در سند معامله منقضى شده باشد و براى مزایده مال بر طبق مقررات ماده 34 با رعایت سه ماه مذکور در ماده مزبور اقدام خواهد شد».

ماده 8- وزارت داد‌‌گسترى مجاز است به منظور کار‌‌آموزى و تربیت کارمندان فنى ثبت و حسابدار و نقشه‌بردار جهت تکمیل تشکیلات و پیشرفت امور ثبت آموزشگاه مخصوصى براى دو دوره یک ساله در مرکز تأسیس نماید.

داوطلبان این آموزشگاه از بین کارمندان و خدمتگذاران وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هاى دولتى یا بنگاه‌هایى که با سرمایه دولت اداره می‌شوند اعم از این که خدمت آنها یا دون‌پایه یا قراردادى باشد و همچنین دفتر یاران از طریق مسابقه انتخاب خواهند شد و پس از پذیرفته شدن در امتحان نهایى آموزشگاه چنانچه قبلاً پایه نداشته باشند با پایه دو و اگر قبلاً داراى پایه بوده با یک پایه بالاتر به خدمت قبول می‌شوند.

داوطلبان باید حداقل داراى مدرک رسمى تحصیلى سه ساله اول متوسطه و از لحاظ سن حداکثر سى سال باشند سایر شرایط قبول داوطلب و مواد مسابقه و برنامه دروس و ترتیب تعیین معلمین و ساعات دروس و طرز امتحانات طبق آیین‌نامه وزارت داد‌‌گسترى خواهد بود.

تبصره- ترتیب ترفیع در پایه‌ها براى این مستخدمین تابع مقررات قانون استخدام کشورى می‌باشد لیکن تثبیت پایه آنها اعم از پایه اعطایى یا پایه ترفیعى موکول بر این است که لااقل چهار سال خارج از مرکز به تعیین اداره کل ثبت انجام وظیفه نمایند در نقاط بد آب‌و‌هوا به منظور فوق دو سال توقف کافى است.‏

ماده 9- کلیه مقررات قبلى که مغایر این مواد باشد نسخ می‌شود.

مخبر کمیسیون‏ داد‌‌گسترى- عمیدى‌نورى

گزارش از کمیسیون امور استخدام در جلسه پنجم خرداد‌ماه 1337 با حضور آقایان معاونین وزارتخانه‌هاى داد‌‌گسترى و دارایى لایحه ارجاعى از مجلس سنا راجع به اصلاح بعضى از مواد قانون ثبت اسناد و املاک و تشکیل کلاس‌هاى کارآموزى فنى ثبت ترتیب حسابدار و نقشه‌بردار مورد رسیدگى قرار داده و ماده هشتم آن را با اصلاحاتى تصویب نمود.

اینک گزارش آن را در تأیید خبر کمیسیون داد‌‌گسترى به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌دارد.

مخبر کمیسیون امور استخدام- احمد مهران‏

نائب رئیس- کلیات مطرح است آقاى دکتر مشیر ‌فاطمى.

دکتر مشیر ‌فاطمى- بنده قربان می‌خواستم استفاده کنم که در کلیات یک مذاکرات خیلى ضرورى به جناب آقاى دکتر آملى معاون محترم وزارت داد‌‌گسترى عرض کنم بنده خیلى داخل ملک و این چیزها نیستم از نظر سند و غیر‌سند ولى چند چیزى است که مشکلات ثبت است یکى کمى کارمندان ثبت اسناد است بنده یک روز با یکى از رؤساى دوایر ثبت صحبت می‌کردم که چرا این قدر مردم را معطل می‌کنید و مردم همیشه ناراضى هستند یک عبارتى به بنده گفت که من را ساکت کرد گفت سابقاً این قریه عباس‌آباد تهران یک پلاک بود و یک دوسیه داشت حالا 9 هزار تا پلاک است و 9 هزار تا پرونده دارد و اگر عده کارمندان ما یک نفر بود حالا شده است دو یا سه نفر این دوسیه‌ها را باید یک فکرى برایش کرد بنده یک روزى در ثبت اسناد بودم دیدم که مردم دارند لول می‌خورند خوب آنجا اسناد مردم است اگر یک سند را زدند به جیب بردند تکلیف چیست؟ در هیچ کجا نه در تهران و نه در ولایات شما محل کافى براى ثبت اسناد ندارید (صحیح است) یک جایى ندارید که اسناد مردم این اسناد بالاخره دارایى مردم است این اسناد را حفظ کنید آن وقت دل‌تان خوش است به این که هفت هشت میلیون پول به عنوان هزینه مقدماتى جمع کردید بنده استدعا دارم که این هزینه مقدماتى را که مردم داده‌اند یک ساختمان‌هایى براى ادارات ثبت ولایات بنا بکنید که لااقل مراکز استان‌هایتان یک محلى داشته باشند یک عمارتى داشته باشند که اسناد مردم را حفظ بکنند در این خانه‌هاى اجاره‌اى با این وضع بسیار زننده خوب نیست دومین درخواست بنده این بود که این اداره کل ثبت اسناد که بنده به رئیس آن اداره یعنى جناب آقاى فولادوند کمال ارادت را دارم (بعضى از نمایندگان- بسیار مرد شریفى است) آن هم تقصیرى ندارد با این اعضا و دستگاه‌ها باید کار کنند احکام دیوان کشور را اجرا نمى‌کنند به عنوان مقررات ثبت اسناد آخر در یک مملکتى مگر می‌شود حکم دیوان عالى کشور را به عنوان مقررات داخلى یک اداره اجرا نکرد آقا یک حکمى صادر شده است در 1312 که مرحوم میرزا مجید‌خان آهى رئیس دیوان کشور بوده است این حکم تا امروز به عنوان مقررات ثبت اسناد اجرا نشده است اینها را یک فکرى برایش بکنید خیلى مضحک است این آگهى ثبتى که منتشر بشود یا نشود این را آن اعضاى کوچک ثبت هر جور دلشان بخواهد تفسیر می‌کنند هر بلایى بخواهند سرش در‌مى‌آورند بنده بیشتر استفاده‌اى که کردم راجع به این موضوع بود مخصوصاً ساختمان‌

+++

های ثبت بنده خیال می‌کنم که نگهدارى اوراق و اسناد مردم خیلى مهمتر از این چند تا ماده و تبصره باشد که اینجا گذاشته‌اند در درجه اول باید به آنها اهمیت داد این بود عرایض بنده.‏

نائب رئیس- آقاى بهبهانى.

بهبهانى- حقیقت مطلب این است که بنده از ماهیت این لایحه اطلاعى ندارم که چه ایجاب کرده است که دولت این لایحه را به مجلس بیاورد و از تصویب مجلس بگذراند ولى بنده فعلاً در کلیات عرایضى می‌خواهم بکنم و آن این است، در آن موقعى که وزیر این داد‌‌گسترى راجع به زمین‌ها و آن اوضاعى که ملاحظه فرمودید لایحه‌اى به مجلس آورد و طرح شد بنده در اینجا یک شمه‌اى صحبت کردم و با این که خودم ملاک نیستم و ملک و علاقه‌اى هم ندارم و از ملک و جریانات ملکى اطلاعات زیادى ندارم ولى معتقدم که یکى از خدمات بسیار ذى‌قیمت و گران‌بهایى که اعلیحضرت سابق در این مملکت فرمودند تثبیت اوضاع ملکى بود (صحیح است) یعنى مالکیت را تثبیت کردند و این یکى از دلایل ثبات اوضاع بود، وقتى می‌گویند اوضاع ثابت است مظاهر مختلف دارد یکى امنیت می‌باشد یکى تثبیت املاک است و امثال اینها که حالا بنده نمى‌خواهم وارد آن بشوم و به نظر بنده یکى از چیزهایى که موجب تأسف است براى وطن‌خواهان و آنهایى که علاقه به تثبیت اوضاع دارند همین تزلزل اوضاع مالکیت بود که البته بنده تصدیق دارم براى این که عده‌اى بودند و من‌ غیر‌حق یک زمین‌هایى را به ثبت رساندند و این تقصیر خود دولت‌هایى بود که اجازه دادند که اشخاص بیایند و این کار‌ها را بکنند و تقصیر کسى نبود ولى با یک کار جزیى نباید یک کار کلى رسمى را در مملکت به هم زد از این جهت بنده می‌خواستم خدمت آقایان عرض کنم و توجه نماینده دولت یعنى معاون وزارت داد‌‌گسترى را به این مطلب جلب کنم که متأسفانه اوضاع مالکیت و ثبات مالکیت در این مملکت کم‌کم و به تدریج از ثبات دارد می‌افتد همین طور که چیزهاى دیگر از ثبات مى‌افتد و هیچ کس به آینده خودش امیدوار نیست مالکیت هم همین طور و موارد زیادى دیدم حتى همین اواخر یک کار‌هایى کردند گو این که ممکن است به نفع آنى یک وقتى باشد ولى بالمآل به نظر بنده به ضرر ثبات اوضاع مالکیت است و همیشه بایستى دولت حافظ ثبات اوضاع باشد و بنده مکرر از خیلى از آقایان شنیده‌ام که از زمان گذشته که اشاره به آن کردم بعد از آن که ملک به نام کسى به نام شخصى که نامش را نمى‌خواهم بیاورم ثبت شد در دفتر و بعد فهمیده شد که این به غیر حق بوده است و این حق نداشته است که این ملک را به ثبت برساند ولی اولیای امور گفتند که براى ثبات مالک و ثبات اوضاع بایستى از این موضوع جزئى صرف‌نظر کرد براى این که امر کلى از بین نرود آقایان یکى از مظاهر ملیت ما مالکیت است بنده عرض کردم مالک نیستم ولى ما در یک موقعیت به خصوصى قرار گرفته‌ایم و اگر اوضاع مالکیت در این مملکت متزلزل شود به نظر بنده خیلى چیزها در این مملکت متزلزل می‌شود و بایستى این مالکیت را تقویت کرد در مملکت این بود عرایض بنده به طور کلى حالا می‌خواستم از آقاى معاون وزارت داد‌‌گسترى یا مخبر محترم خواهش کنم که علت تقدیم این لایحه را بفرمایند که براى چه بوده و آن موارد خاصى که در نظر گرفته‌اند چه بود و چه نواقصى در قانون سابق موجود بوده است که مجبور شده‌اند این لایحه را تقدیم کنند و آقایان هم به نظر بنده ذهن‌شان روشن نیست شاید در نتیجه این توضیحات روشن شود. (احسنت. احسنت)

نائب رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

(مقام معظم ریاست مجلس شوراى ملى پیشنهاد کفایت مذاکرات در کلیات لایحه مطروحه را دارم. دکتر دادفر)

نائب رئیس- آقاى دکتر دادفر بفرمایید.

دکتر داد‌فر- عرض کنم حضور محترم‌تان معمولاً منظور از بحث در قانون مخصوصاً در کلیات اشاره به معایب و نواقص است که ممکن است خود قانون داشته باشد و بنده که پیشنهاد کفایت مذاکرات دادم چون در ماده اول هم می‌شود در کلیات بحث کرد منظورم این بود که مجلس وارد شور در مواد شود و بعداً در ماده اول هر پیشنهادى یا اصلاحى باشد تقدیم شود که هم وقت مجلس صرفه‌جویى شود و هم توضیحات لازم داده شود این بوده نظر بنده‏.

نائب رئیس- آقاى احمد طباطبایى مخالفید با کفایت مذاکرات (طباطبایى- بلى) بفرمایید.

طباطبایى‌قمى- بنده با اصل لایحه موافقم لایحه خوبى است ولى این مانع از این نیست که در این مجلس وقتى یک لایحه‌اى طرح می‌شود در اطراف آن لایحه همه آقایان آنچه به نظر‌شان می‌رسد بحث بکنند و صحبت بکنند آقایانى که اسم نوشته‌اند اعم از این که مخالف باشند یا موافق بیایند صحبت کنند چه بسا یک موضوعى است که بنده در این لایحه متوجه نشده‌ام و آقا متوجه نشده‌اید فرق نمى‌کند یکى از ما آن طرف دیگر را متوجه کند ولى مادام که وقتى یک موافق و یک مخالف صحبت کرد به کفایت مذاکرات رأی بگیرند این معنى تنقیح قوانین و بحث و شور در قوانین نیست باید روى قوانین بحث شود (یک نفر از نمایندگان- هنوز هم موافق صحبت نکرده است) بنابراین به عقیده بنده موردى براى پیشنهاد کفایت مذاکرات نیست اجازه بدهید آقایان در این قضیه بحث شود صحبت شود عرض کردم بنده خودم موافق این لایحه هستم این لایحه بسیار لایحه خوب و مفیدى است ولى باید رویش بحث شود.

نائب رئیس- آقاى رامبد با کفایت مذاکرات مخالفید؟ (رامبد- بله مخالفم) آقاى صدرزاده (صدر‌زاده- بنده هم مخالفم) بنابراین موافقى نیست رأى می‌گیریم به پیشنهاد کفایت مذاکرات در کلیات آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد آقاى طباطبایى بفرمایید.

طباطبایى‌قمى- بنده با تمام فرمایشاتى که جناب آقاى بهبهانى فرمودند در مخالفت با این قانون (بهبهانى- بنده در کلیات عرایضى کردم مخالفت نکردم) در کلیات بنده با تمام فرمایشات‌شان موافقم به قدرى اوضاع ثبت املاک در گذشته بد بوده است (بعضى از نمایندگان- حالا هم همین طور است) و حالا هم این طور که می‌فرمایید رویه سابق عمل می‌شود بد است و نمى‌شود گفت چه قدر بد است خیلى بد است البته این از لحاظ این بوده است که یک نواقصى در قانون ثبت ما موجود بوده است و آن تصفیه‌ها ایجاب کرده است به این که مأمورین وضع تقاضاى ثبت و اظهارنامه ثبت و تهدید حدود را یک طورى درست بکنند که امروز ما با این مشکلات برخوردیم و هر روز بخواهیم یک قانون جدیدى براى ثبت بیاوریم و تازه هنوز هم می‌بینیم که مالکیتى که ما دل‌مان می‌خواسته است که تثبیت باشد هنوز تثبیت نشده است و درست نیست همه چیز متزلزل است، طبق قوانین باید طورى باشد که سند مالکیت دست هر کسى که هست بیاید او را مالک بشناسند دولت باید او را مالک بشناسد متأسفانه امروز در همه جا شما وقتى سند مالکیت دست‌تان بیاید تازه می‌گویند بروید استعلام کنید ببینید این سند صحیح است یا صحیح نیست این را اسمش را نمى‌شود تثبیت مالکیت گذاشت این تثبیت مالکیت نیست همان طوری که شما در سابق یک سند عادى در دست‌تان بود و با آن سند عادى معامله‌اى می‌کردید و کشف فساد را به عهده مى‌گرفتید امروز این اسناد مالکیت را خود دولت قبولش ندارد اگر یک کسى یک سند مالکیتى را برد به دادسرا گفت من می‌خواهم با این سند مالکیت ضمانت یا کفالت کسى را بکنم بازپرسى ازش مى‌پرسد شما اجازه بدهید من از ثبت اسناد استعلام کنم این سند با این شماره و با این خصوصیات صحیح است یا صحیح نیست و حال آن که آنهایى که آمدند قانون ثبت اسناد را وضع کردند و اداره ثبت اسناد به وجود آوردند منظور‌شان این بود که اگر چنانچه یک ورقه سند مالکیتى دست من بود همه کس مرا مالک بشناسد (صحیح است) دیگر استعلام ندارد دیگر تحقیق ندارد ولى در عمل آن منظور تأمین نشد چرا تأمین نشد؟ براى این که قوانین ما ناقص بود حالا این امر علی‌حده است بحث ما روى سند مالکیت و قانون ثبت اسناد است این قانون سابق وضعش این بود که بنده مى‌رفتم و یک اظهارنامه‌اى می‌دادم و تقاضاى ثبت یک خانه‌اى را می‌کردم و یک اظهارنامه‌اى می‌دادم بدون این که بدانند من مالکم یا مالک نیستم من متصرفم یا متصرف نیستم سه نفر که این استشهاد مرا امضایى کردند ثبت اسناد تقاضاى مرا از من مى‌پذیرفت کیست که نتواند سه نفر را پیدا کند که استشهاد او را امضا کنند بعد مى‌رفتم و تقاضاى ثبت می‌کردم و در موقع تهدید حدود هم بسته به انصافم که انصافم چه قدر است حد غربى را کجا ببرم حد شرقى را کجا ببرم می‌شود داودیه فعلى داودیه یک باغى بوده است به مساحت 504 هزار متر امروز شما وقتى نقشه داودیه را می‌بینید اعمال معنوى را نگاه می‌کنید می‌بینید که یک حدش به ولنجک است یک حدش میدان شهناز است یک حدش دروازه حضرت عبدالعظیم است یک حدش کوه‌هاى شمیران است تمام اینها توى نقشه معنوى است که ثبت شده است (یکى از نمایندگان- معنوى یکى نیست همه معنوى بوده‌اند) همه معنوى بوده‌اند معنوى یکى نیست ده تا است صد‌تا است بیست تا است البته همه آمده‌اند با مأمورین ثبت اسناد با مأمورین دولت با مأمورین شهردارى دست به هم کردند و این املاک را برده‌اند اینها براى چه بوده است براى این بوده است که قوانین ثبت ما قوانین صحیح نبوده قوانین درستى نبوده به این جهت آمده‌اند این اعمال را کرده‌اند آن بساط را انداخته‌اند حالا آمده‌ایم هى قانون روى قانون می‌گذاریم می‌بینیم نمى‌شود خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا می‌رود دیوار کج پایه اول را وقتى خراب بر‌داشتیم هر کارش بکنیم تا آخر خراب است بنده معتقدم که این قانون بهترین قانونى است که براى جلوگیرى از هرج‌و‌مرج وضع می‌شود بسیار قانون حسابى خوبى است ولى مع‌ذلک ما هنوز نمى‌توانیم خرابی‌هاى گذشته ثبت اسناد را هنوز نمى‌توانیم این اموال و املاکى را که مردم از حقوق‌شان تضییع شده هنوز نمى‌توانیم حفظ بکنیم با این قوانین یک مقدارى از املاک و حقوق مردم از بین رفته است و تضییع شده است ولى این قانون چه می‌گوید این قانون آمده می‌گوید به جاى این که شما نتوانید تعیین کنید که چه دادند تقاضاى ثبت که دادید

+++

مأمور ثبت اسناد بیاید تهدید حدود بکند و بگویید این حد من به این دیوار حد من به این رودخانه حد من به این طرف اینها را معین بکنید مأمورین ثبت بیایند و مأمورین شما بیایند و نگاه کنند ببینید اگر درست بود دیگر اعتراضى نداشت اگر صحیح بود صورت‌مجلس را ملاک عمل قرار می‌دهند آن وقت اعلان نوبتى منتشر می‌کنند نه این که اول اعلان نوبتى منتشر کنند بعد شما هى کشش بدهید امروز من خدمت جناب آقاى معاون وزارت داد‌‌گسترى عرض کردم که شاید ده‌ها هزار پرونده تقاضاى ثبت شده است و تقاضاى سند مالکیت شده است و سند مالکیت هنوز دست هیچ کس نیست چرا براى این که ثبت اسناد نتوانسته است تهدید حدود بکند و نکرده تقاضاهاى مردم همین طور بدون جهت مانده است تقاضاى ثبت کرده‌اند روى تقاضاى ثبت هم معاملات شده چون رفته‌اند استعلام کرده‌اند و جواب داده شده و معاملات شده و نتیجه این شده است که حقوق مردم تضییع شده است و املاک مردم از بین رفته است اگر این قانون تصویب شود خیال می‌کنم که از خیلى از این گشاد‌بازی‌ها جلوگیرى بکنند و این قانون بهترین قانون است که البته موادش هم خوانده می‌شود و موادش هم مطرح می‌شود روى موادش هم آقایان اگر صحبتى دارند مى‌فرمایند و این قانون بهترین قانونى است که تقدیم شده است (حمید بختیار- بالاخره نفهمیدیم که چرا آن اشخاص تعقیب نشدند؟) آن به این قانون ارتباطى ندارد.

نائب رئیس- آقاى معاون وزارت داد‌‌گسترى‏.

معاون وزارت داد‌‌گسترى- در این مورد سه نفر از آقایان نمایندگان محترم صحبت فرمودند که اگر توجه کافى شده باشد خیلى از این بیانات را خود آقایان جواب داده‌اند و زحمت بنده کم شده و توضیحات زیادى ندارم که موجب تصدیع آقایان بشوم اولین سؤالى که بنده جواب می‌دهم سؤال جناب آقاى بهبهانى است که فرمودند این لایحه را به چه منظور تقدیم کرده‌اید منظورى که از تقدیم این لایحه است دو چیزى است یکى اصلاح آن قسمت از قوانین ثبت که کاملاً نمى‌توانست حقوق مردم را حفظ بکند و با این اصلاحاتى که در موقع بحث مواد ملاحظه خواهند فرمود اداره ثبت موفق خواهد شد حقوق مردم را بهتر حفظ بکند (بهبهانى- مثلاً کجا را) این موارد را که ملاحظه فرمودید بنده یکى‌یکى حضورتان عرض خواهم کرد چون فعلاً بحث در کلیات است این طور عرض می‌کنم یکى اصلاح موادى است که اداره ثبت به وسیله آنها بهتر می‌تواند حقوق مردم را حفظ بکند مطلب دوم اصلاح خود ثبت است اصلاح خود ثبت یک مطلب اساسى است اولین مرحله‌ای است که ما برخورد می‌کنیم با اصلاح وضع ادارى ثبت نداشتن کارمند به قدر کافى است و البته کارمند براى ثبت فوراً نمى‌شود از خارج استخدام کرد مضافاً به این که اساساً استخدام هم ممنوع است براى اصلاح ثبت لازم است که ما کارمند زیاد داشته باشیم و کارمندان تحصیل‌کرده هم داشته باشیم یعنى آنچه به درد ثبت اسناد می‌خورد کارمندان از آن اطلاع داشته باشند و به این جهت ملاحظه می‌فرمایید که در یکى از مواد این لایحه نوشته شده است که یک کلاس و آموزشگاه براى ثبت اسناد در نظر بگیریم که در آنجا کارمندان ادارى و فنى ثبت اسناد تربیت بشوند و پس از این که امتحان دادند و اطمینان حاصل شد که به درد ثبت می‌خورند در ثبت اسناد استخدام بشوند و چون استخدام ممنوع است در اینجا پیش‌بینى شده است که از کارمندان موجود دولت این استفاده بشود و بعد از این که این کار را کردند با یک رتبه اضافى به خدمت اداره ثبت قبول بشوند موضوع دوم که توجه جناب آقاى بهبهانى به آن جلب شده است موضوع تزلزل مالکیت است در مملکت نه قانون ثبت نه مقررات ثبت هیچ ‌کدام موجب تزلزل مالکیت نیست بلکه همه از طرف قوه مقننه به منظور اثبات مالکیت در مملکت وضع شده است و تردیدى هم نیست که اگر خوب اجرا شود موجب ثبات مالکیت خواهد بود و براى اطمینان خاطر آقایان عرض کنم که این لایحه فقط به منظور ثبات مالکیت تقدیم حضور آقایان نمایندگان محترم شده است و همان طور که عرض کردم در مواردی که اداره ثبت نمى‌تواند آن طور که لازم هست با مقررات فعلى اقدام به حفظ مالکیت و ثبات مالکیت بکند که افراد نتوانند به حقوق دیگران تجاوز بکنند این لایحه‌اى که تقدیم شده است مواردى را پیش‌بینى کرده است که به صورت بهترى این موضوع را تأمین خواهد کرد و بنده در این باب ناچارم ماده اول را فعلاً حضور آقایان توضیح بدهم در ماده اول سابقاً معمول این بود که وقتى کسى تقاضاى ثبت می‌کرد تقاضاى او در سه نوبت آگهى می‌شد و بعد از این که مدت اعتراض منقضى می‌شد و یا این که بعد از اعتراض و محاکمات طولانى این کار انجام می‌شد تازه می‌رفتند تهدید حدود می‌کردند و کسى که خودش را مالک می‌دانست هنوز موفق نمى‌شد که سند مالکیت به دست بیاورد بایستى تهدید حدود انجام بشود و خود تهدید حدود تازه قابل اعتراض بود بایستى مدت زیادى هم منتظر شد تا تهدید حدود منتشر بشود و اگر آگهى تهدید حدود معترضى پیدا نکرد و اگر معترضى هم پیدا کرد محاکمه مفصلى راجع به آن اشکال و تهدید حدود انجام می‌شد خاتمه پیدا می‌کرد آن وقت مالک موفق به دریافت سند مالکیت می‌شد در این ماده اول پیش‌بینى شده است و اگر کسى تقاضاى ثبت کرد و اداره ثبت به خلاف سابق که بایستى به مالک و متصرف مال رسیدگى می‌کرد حال به سه چیز رسیدگى خواهد کرد اول مالکیت دوم تصرف آن مالک سوم کیفیت تصرف یعنى تعیین می‌کند که این تصرف و این ملک در چه حدودى است شمال کجا جنوب کجا شرق و غرب کجا و بعد از این که همه این کارها انجام بشود آن وقت آگهى منتشر می‌شود و در آگهى مى‌نویسند فلان کس تقاضاى ثبت فلان ملک را که داراى این حدود است کرده است و در اینجا هر کس راجع به اصل مالکیت او اعتراض داشته باشد اعتراض می‌کند و هر کس هم به حدودش اعتراض داشته باشد اعتراض می‌کند ولى هر دو اعتراض یک جا مطرح می‌شود حالا ملاحظه بفرمایید که این تغییر و رفرم مهمى در کار ثبت هست یا نیست؟ قطعاً تصدیق خواهید فرمود که هست (عده‌اى از نمایندگان- هست) موضوعى که جوابش گفته شد و از طرف جناب آقاى دکتر مشیر‌‌فاطمى بیان شد موضوع کمى کارمندان ثبت بود این لایحه به همین منظور تقدیم شده است که چون کارمندان ثبت و مهندسین ثبت کافى نیستند افراد فنى و ادارى استخدام بشوند آقا آن افراد بتوانند در موقع معین وارد خدمت ثبت اسناد بشوند و این هیچ اشکالی که موجب شکایت اکثر آقایان هست مرتفع بشود موضوع دیگرى که جناب آقاى دکتر مشیر ‌فاطمى اشاره فرمودند موضوع این است که اسناد مردم در اداره ثبت به خوبى حفظ نمى‌شود براى این منظور هزینه مقدماتى در اداره ثبت پیش‌بینى شده است که از طریق هزینه مقدماتى که آن را خود مالکین در موقع تقاضاى ثبت و در جریان ثبت مى‌پردازند اقداماتى که لازم است براى حفظ اسناد بشود مهمترین اقدام ساختن ادارات ثبت مجهز است این موضوع عملى می‌شود به طوری که بعضى از آقایان به مناسبت ارتباط‌شان با شهر خود‌‌شان اطلاع دارند این ادارات در بعضى از شهرستان‌ها و در مراکز استان‌ها ساخته شده است آقایان اطلاع دارند در فارس، در خراسان، در کرمانشاه، در نقاط دیگر غالباً اداره ثبت بسیار خوبى ساخته شده در آنجا‌ها بایگانى‌هاى بسیار مرتبى تهیه شده است که این کار خیلى خوب عملى می‌شود در مرکز خود مملکت هم در همین اداره کل ثبت یک عمارت جدیدى شروع به ساختن شده که لابد آقایان محترم اطلاع دارند که منظور در آنجا عملى خواهد شد و این کار چون هزینه دارد و هزینه مقدماتى آن قدر نیست که این کار یک‌جا عملى بشود بنده به آقایان اطمینان می‌دهم که این کار به تدریج عملى خواهد شد و هزینه مقدماتى جزئاً خرج این قبیل امور می‌شود از فرمایشاتی که جناب آقای احمد طباطبایى فرمودند و با اطلاعات کافى که ایشان دارند البته بایستى همین انتظار را هم از ایشان داشت ایشان فرمودند که اوضاع ثبت بد بوده است و به تدریج رو به اصلاح می‌رود و یکى از اصلاحاتى که براى ثبت لازم بوده است همین لایحه است که تقدیم شده است این مطلب را البته توجه می‌فرمایید که در این لایحه پیش‌بینى‌هاى لازم براى اصلاح وضع خود ثبت و براى اصلاح قوانین که براى جریانات ثبتى لازم است شده است که یکى به عرض آقایان رسید و امیدوارم با توجه به این که این لایحه به منظور ثبات مالکیت تدوین می‌شده است آقایان لطفى بفرمایند زود‌تر تصویب شود و اداره ثبت موفق به اجراى وظایفى که بر عهده دارد بشود.

نائب رئیس- چون دیگر در کلیات اظهار‌نظرى نشده است اعلام رأى می‌شود منتظر حصول اکثریت هستیم (پس از چند لحظه اکثریت حاضر شد) رأى می‌گیریم به ورود در مواد آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده اول مطرح است قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 1- اداره ثبت مکلف است از تاریخ تصویب این قانون پس از قبول درخواست ثبت ملک بدواً به عملیات تهدیدى طبق مقررات اقدام نموده سپس به انتشار آگهى‌هاى نوبتى به ترتیب مذکور در قانون با اشاره به صورت‌مجلس تهدیدى مبادرت نماید و در این مورد اعتراض بر حدود نیست تا آخر مدت مقرر در ماده 16 پذیرفته خواهد شد نسبت به املاکى که قبل از تصویب این قانون تقاضاى ثبت و آگهى نوبتى آن انتشار یافته طبق قانون سابق تعیین حدود خواهد شد.

تبصره- براى شروع عملیات تهدیدى اداره ثبت روز تهدید حدود را قبلاً به وسایل مقتضى به اطلاع مجاورین می‌رساند.

نائب رئیس- آقاى صدرزاده مخالف هستید (صدر‌زاده- خیر) آقاى رامبد مخالف هستید بفرمایید.

رامبد- آنچه بنده اطلاع دارم طبق قانونى که تا به حال عمل می‌شد پس از قبول تقاضاى ثبت اصطلاحى در اداره ثبت بود که اعلان شش ماهه اول و شش ماهه دوم یعنى در ظرف شش ماه تقاضاى ثبت که قبول شده بود اعلان می‌شد و اکثراً پیش آمده بود که ثبتى اعلان شده بود و مورد اعتراض قرار گرفته بود یا نگرفته بود در هر حال متجاوز از ده الى بیست سال گذشته بود و تهدید حدودش به عللى که خارج از بحث ما است و اکثراً هم خود اداره ثبت و تشکیلاتش نداشتن مهندس و نواقص دیگرى را عنوان می‌کردند و تهدید حدود به عمل نمی‌آمد بنده از جناب آقاى معاون وزارت دادگستری و جناب آقای مخبر

+++

 که تشریف دارند این سؤال را داشتم که آیا با این ماده فعلى تهدید حدود هم در ظرف همان شش ماه فاصله بین قبول تقاضاى ثبت و اعلان انجام خواهد گردید و یا با این ماده خود اعلان ثبت هم ممکن است در ده بیست سال به تعویق بیفتد؟ بنابراین براى رفع این سو‌تفاهم بنده پیشنهادى دارم که خدمت مقام معظم ریاست تقدیم می‌کنم.

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

نائب رئیس- ضمیمه پیشنهادات می‌شود چون وقت منقضى شده است لذا جلسه را ختم می‌کنم و دستور بقیه همین لایحه و سایر لوایح خواهد بود جلسه آینده روز یکشنبه خواهد بود.

 (مجلس یک ربع بعد از ظهر ختم شد)

نائب رئیس مجلس شوراى ملى‏- عماد تربتى.

+++

 

یادداشت ها
Parameter:295277!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)