کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/17]

جلسه: 211 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه هشتم آبان ماه 1322  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات آقایان: تهرانچى، نراقى، دبستانى راجع به استیضاح و اظهارات آقاى نخست وزیر

3- رأى اعتماد به تثبیت کابینه

4- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 211

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه هشتم آبان ماه 1322

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات آقایان: تهرانچى، نراقى، دبستانى راجع به استیضاح و اظهارات آقاى نخست وزیر

3- رأى اعتماد به تثبیت کابینه

4- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه

(مجلس یکساعت قبل از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید)

صورت مجلس روز پنجشنبه 5 آبان ماه را آقاى (طوسى) منشى قرائت نمودند.

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین با اجازه- آقایان:منصف، فاطمی

غایبین بی‌اجازه- آقایان:رضوی، اقبال، نوبخت، مؤید ثابتی، اوحدی، سمیعی، نواب یزدی، دکتر تاج‌بخش، مشار، شجاع، اکبر، امیر ابراهیمی، عطا‌ءالله پالیزی، حمزه تاش، هدایت‌الله پالیزی، اصفهانی، ثقةالاسلامی، دهستانی، سلطانی، صادق وزیری، افشار، صفاری، ناهید، نقابت، کامل ماکو، نصرتیان، همراز، فرمانفرماییان

دیر‌آمدگان بی‌اجازه- آقایان: افخمی، اورنگ، امیر تیمور، مستشار)

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- در صورت مجلس نظرى هست؟ (اظهارى نشد) تصویب شد. برحسب مقرر بایستى روز پنجشنبه استیضاح بشود به واسطه این که اکثریت حاصل نشد به امروز قرار شد. آقاى تهرانچى

تهرانچى- عرض کنم مقدمتاً خواستم به عرض آقایان برسانم (جمعى از نمایندگان- بلندتر) متأسفانه برعکس جاهاى دیگر وضعیات و اوضاع ما طورى است که براى یک نفر استیضاح کننده آنقدر زیاد جستجوى ادله و دلیل لازم نمی‌شود چون استیضاحم در قسمت خواروبار که در اثر سوءسیاست داخلى است و یکى هم انحلال وزارت خواروبار قبل از تصویب لایحه انحلال آن بوده است البته در قسمت بدى خواروبار عرایضى دارم که اینجا عرض می‌کنم که مغایرت مقررات با قوانین جاریه مجلس شوراى ملى دارد و در قسمت سیاست داخلى به آقاى دبستانى نماینده محترم که خود یک نفر از استیضاح کنندگان هستند محول می‌کنم

+++

عرض کنم در درجه دوم لازم است که این عرض را هم کرده باشم که البته مسلم شد در همین مجلس شوراى ملى که مسئولیت اجراى هرگونه مقرراتى از طرف مستشاران خارجى با داشتن اختیارات و غیره به طور کلى بر عهده دولت است در موقعیکه اختیارات داده می‌شد اینجا بحث شد و این موضوع از طرف دولت مسلم گردید که هرگونه چیزی که آنها وضع کنند و هر گونه اقداماتى بکنند مسئولیت آن به عهده دولت بدو خوب آنهم به عهده دولت و جواب آنهم به عهده دولت خواهد بود این را خواستم عرض کنم که خاطر آقایان نمایندگان مستحضر باشد مقدمتاً راجع به انحلال وزارت خواروبار البته آقایان می‌دانند در موقعیکه کابینه فعلى روى کار آمد اول در نظر داشت که وزارت خواروبار را تبدیل کند به اداره این عملى بود که در درجه اول کرد و به همین جهت بود که وزیرى هم براى خواروبار معین نکرد بعد از مدتى تفکر و مطالعه وزیر را معرفى کردند والبته روى نظرى بوده است و از آن خیالى که داشتند منصرف شدند و البته این روى یک مصالحى بوده است که براى خودشان ادله و براهینى فرض کردند بعد از این که وزارت خواروبار شروع کرد به کار بنده نمی‌خواهم عرض کنم که آن وزارتخانه خوب کار کرد یا بد ولى البته توانست در اوایل یعنى آن وقت که فوق‌العاده در مضیقه بود با نبودن وسایل خواروبار و نبودن محصول هر طورى که بود یا بد یا خوب تا سر خرمن رساند غفلتاً بدون استحضار خاطر نمایندگان و بدون اطلاع قبلى مجلس و بدون این که مجلس از این موضوع اطلاعى داشته باشد دولت وزارت خواروبار را منحل کرد یعنى آقاى نخست وزیر تشریف آوردند به مجلس شوراى ملى و لایحه انحلال وزارت خواروبار را به مجلس تقدیم کردند معلوم است وقتى که یک لایحه تقدیم مجلس شد طبق قانون اساسى وضع تشکیلات یک وزارتخانه یا انحلال او با مجلس است نه با دولت بدون تصویب مجلس نمی‌شود وزارتخانه‌اى اضافه کرد و همین طور نمی‌شود یک وزارتخانه‌اى را منحل کرد به همین جهت بود که آقاى نخست وزیر لایحه را تقدیم مجلس کرد و بنده آن لایحه را الان دارم و براى آقایان می‌خوانم.

ماده واحده- مجلس شوراى ملى به دولت اجازه می‌دهد که از تاریخ تصویب این قانون وزارت خواروبار را منحل و سازمان آنرا ضمیمه وزارات دارایی نماید.

بدیهى است اگر این لایحه لازم نبود یک همچو لایحه‌اى از طرف خود دولت تقدیم نمی‌شد به این جهت برخلاف قانون اساسى رفتار کرده است و برخلاف لایحه‌اى که خود دولت آورده است یعنى مجلس شوراى ملى هنوز این لایحه را تصویب نکرده خودشان منحل کردند یعنى بدون تصویب مجلس امور راجع به آن وزارتخانه را ضمیمه اختیارات دکتر میلسپو نمودند در صورتی که اگر می‌خواستند از اختیارات دکتر میلسپو از این قسمت استفاده کرده باشند این هم به نظر بنده برخلاف بود زیرا در ماده اول تبصره 3 قانون اختیارات می‌نویسد:

تبصره 3- در مورد آن قسمت از مواد خواروبار که به تشخیص وزارت خواروبار و رئیس کل دارایى لازم شود مشمول این قانون واقع گردد به موجب پیشنهاد وزارت خواروبار و رئیس کل دارایى با تصویب هیئت وزیران تحت اختیار رئیس کل دارایى گذارده خواهد شد.

اینجا کاملاً ملاحظه می‌فرمایید که در آن قسمت از مواد نوشته شده یعنى کلى نیست وقتی که کل می‌گفت یعنى راجع به تمام خواروباروقتی که گفت آن قسمت یعنى یک قسمت از آن به طوری که عرض کردم چون قبل از تصویب این لایحه از طرف مجلس بود و مجلس هم آن را تصویب نکرده است اگر بخواهند از این قسمت هم استفاده کنند شامل نمی‌شود زیرا نوشته است آن قسمت از خواروبار نه تمام خواروبار عرض دیگر بنده این است که متأسفانه خاطر آقایان نمایندگان کاملاً مستحضر است که وزارت خواروبار از بدو تشکیلاتش تاکنون یک میلیارد و یکصد میلیون اعتبار داشته و هیچگونه حسابى نداده است در اوقاتى این عمل واقع شد که اگر خاطر آقایان نمایندگان باشد صورت جلسات مجلس هم حاکى است که از طرف آقایان اظهار می‌شد که حساب این یک میلیارد و یکصد میلیون وجوه عمومى وجوهى که از این مردم بدبخت گرفته شده

+++

و کسى هم ندانست کجا رفته است و در نتیجه یک لقمه نان بخور و نمیر که در نتیجه یک عده زیادى از مردم در همان اول مردند یا بعداً مردند از بدى مواد نان در یک چنین موقع که دولت مورد تعقیب هم واقع شده بود که یک میلیارد و یکصد میلیون را بدهد بعداً از طرف وزیر وقت تأکید شد که صورت حساب به مجلس خواهد آمد و حتى اشخاصى که از این مبلغ سوء‌استفاده کرده‌اند و وجوه عمومى را حیف و میل کرده‌اند تحت تعقیب و مجازات قرار خواهند گرفت حالا در یک همچو موقعى وزارت خواروبار را منحل کرده‌اند چه علت داشته است چه حکمت داشته است که در آن موقع وزارت خواروبار را منحل کردند من نمی‌دانم ولی باید عرض کنم و باز تکرار کنم که در همین موقعى بود که تمام وکلا قبل از دستور و توى دستور و حتى در موقعى که لایحه پنجاه میلیون اعتبار مطرح بود اصرار داشتند که حساب آن را بدهند و تعقیب بشوند آن اشخاصى که حیف و میل کرده‌اند در این موقع به عقیده بنده گذشته از خلاف قانون اساسى اصلاً صلاح نبود که قبل از این که حساب خودش را بدهد و بدون این که مجلس بفهمد که سوء‌استفاده شده استیا نشده و بفهمد این پول کجا رفته و چه شده و آن اشخاصى را که دولت قائل بود به این که اگر سوء‌استفاده کرده‌اند مورد تعقیب واقع شوند انحلال وزارت خواروباربه عقیده بنده صلاح نبود یعنى لوث کردن آن محاسبه بود چه رسد اخیراً در تحت یک لایحه که خود دولت داده است براى چهل میلیون کاملاً حیف و میل شدن وجوه و نبودن حساب را خودش اعتراف می‌کند و آن این است که الان براى آقایان می‌خوانم:

موضوع استدعاى تصویب چهارصد میلیون ریال اعتبار براى خرید غله. موقعى که در چند هفته قبل تقاضاى اعتبار پانصد میلیون ریال براى خرید غله تقدیم مجلس شوراى ملى گردید رویهم رفته چنین به نظرمی‌رسد که اعتبار مزبور براى سال جارى کفایت خواهد نمود در صورتی که نظر مزبور صحیح نبود و اینک می‌توان اطلاعات کامل‌تر و روشن‌ترى راجع به حوایج مالى برنامه جمع­آورى غله تقدیم مجلس شوراى ملى نمود و به علاوه ممکن است قسمتى از گزارش مالى مقرره در قانون 19 تیر ماه 1322 را در دسترس مجلس شوراى ملى گذارد لازم است توضیحاً به اطلاع مجلس شوراى ملى برسد که در نتیجه بى‌نظمى موجوده در شهرستان‌ها و فقدان حسابداران مجرب و با انظباط نگاهدارى و ارایه و ممیزى حساب‌ها هنوز صورت رضایت بخشى به خود نگرفته است ولى رویهم رفته می‌توان به اطلاع مجلس شوراى ملى رساند که هزینه‌هاى خرید غله تحت نظارت بیشتر و دقیق‌ترى قرار گرفته و اتلاف وجوه عمومى در این قسمت تقلیل یافته است.

البته این اعترافى است که خود دولت می‌کند که نه حساب داده است و نه محاسب مجربى بود است که این حساب را رسیدگى نماید و خود دولت یکمقدارى عمل نکرده است که چه جور وجوه عمومى بی‌ربط از بین رفته و چه جور مسئولین امر در تحت تعقیب واقع نمی‌شوند که یک مرتبه هم در همان موقع منحل می‌شود یک وزارتخانه همین که دیدند که می‌خواهد مورد تعقیب واقع شود از بین می‌رود این یکى ازعرایض حساس بنده است این وظیفه آقایان است این وجوهى که از مردم بدبخت با یک زحماتى می‌گیرند خود آقایان بهتر از بنده می‌دانند در این قسمت لازم نیست بیش از این عرض کنم البته بعد از این که این امر واقع شد متأسفانه در موقعى که سر خرمن بود در موقعى که محصول مملکت ایران به تصدیق تمام اشخاص و به تصدیق تمام مقامات رسمى و غیر رسمى چندین برابر بهتر از سنوات قبل بود که هیچ کس به خاطر نداشته است چنین محصولى را براى ایران. دولت فعلى سر خرمن اول محصول را گذراند. من از آقایان انصاف می‌خواهم و لازم نیست که بنده اینجا تمام مسئولات خودم را عرض کنم زیرا خودشان ناظر اعمال مردم هستند می‌دیدند مردم چه می‌خورند در موقعی که اینهمه از فراوانى محصول صحبت می‌شود چطور سر بى‌نان زمین می‌گذارند هنوز هم زحمت مردم ادامه دارد و برداشتن محصول تمام شده

+++

است در موقع برداشت محصول که الان چهار پنج ماه است که از سرخرمن می‌گذرد یک نفر ایرانى نیست که در ظرف یکساعت یا دو ساعت نان خودش را به سختى گیر نیاورد و در نتیجه اطفال و کارگرها به عوض این که بتوانند بروند کار کنند و براى خودشان وجوه معیشت گیر بیاورند از صبح تا شام چه بسا اوقات تا نیمه شب تا هر موقعی که فرض کنید در دکان‌هاى نانوایى از سر هم بالا می‌روند و آخر سر هم با ناله و آه برمی‌گردند نان گیرشان نیامده است عکس‌هایى که شنیده‌ام از این مناظر برداشته شده است ببینید در انظار خارجى چه فجایعى را نشان می‌دهد واقعاً حالت تأثر به بنده دست می‌دهد عرض کردم اگر یک وقت محصول نبود و این وضعیات بود می‌گفتیم نداریم خداوند به ما نداده است وارد کردن از خارجه و راه‌هاى دور هم صعب و دشوار است ولى در صورتی که امسال این همه محصول داریم چندین برابر سال‌هاى پیش محصول به دست و از کثرت و فراوانى محصول همه جا صحبت می‌شود به طوری کهمی‌گوییم براى سال‌هاى بعد هم می‌ماند اینجا به وجدان و به قضاوت خود آقایان واگذار می‌کنم زیرا می‌دانم که همه آقایان ناظر این اعمال هستند و همه روزه این مناظر فجایع آور را ملاحظه می‌فرمایند که چه حالى دارند مردم و متأسفانه با آن مشقت و مرارت باز چیزى گیرشان نمی‌آید و بالاخره باید بى‌نان بروند به خانه ولى من خودم مکرر دیده‌ام که آخر شب یک اشخاص بیچاره مانند حمال حمامى به خانه‌ها مراجعه مى‌کردند و می‌گفتند اگر نان دارید به ما بدهید متأسفانه این باب را هم مسدود کردند و اجازه ندادند که اینها نان داشته باشند که اقلاً به سایرین که نان ندارند کمکى شده باشد و به اشخاصیکه تا آخر شب ضجه و ناله براى نان می‌کنند به اینها نان بدهند البته این قسمت منحصراً راجع به نان نیست متأسفانه در تمام قسمت‌هاى ضرورى اجناس ضرورى که مورد احتیاج مردم است و همچنین قسمت قند و شکر و چاى و چیت و مال‌هاى پنبه‌ای است آقایان در تمام این قسمت‌ها یعنى بخش این قسمت‌ها در ولایات و دهات که اثرى ازش نیست بنده نمی‌خواهم عرض کنم که اعلیحضرت همایون در حضور بعضى از آقایان با کمال تأثر فرمودند که مردم را می‌دیدم حتى ستر عورت هم نداشتند فقر و پریشانى به جاى خود ولى اصلاً این اجناس را در دسترس آنها نمی‌گذارند و آنها را با یک قیمت گرانى در بازار می‌فروشند و آن وقت قند یکمن چهل تومان پنجاه تومان آب نبات سیرى یازده قران یا پانزده قران می‌روند با یک عجز و لابه‌اى هم تحصیل مى‌کنند آقایان تصدیق می‌کنند که یک همچو وضعى قابل ادامه نیست و واقعاً اسف­آور است دولت انحصار کرده است این قسمت‌هاییرا که عرض کردم قند و شکر و چاى و چیت که از مواد ضرورى است و به آن محتاج است متأسفانه در فروش آنها سوء‌استفاده می‌شود و نمی‌رسد به اشخاص و الان ماه‌ها و سال‌ها است که نمی‌توانند به طور تقسیم به آنها برسانند و این اصول جیره‏‌بندى را اجرا کنند و اصلاً نمی‌توانند به طور تقسیم به افراد برسانند و اگر هم کم است و همه‌اش را نمی‌توانند تهیه کنند برود چیت ذرعى هفت تومان و شش تومان بخرد اقلاً براى ستر عورت گیرشان بیاید. ایرانى حداکثر خوراکش نان است چیزیکه به او خورش می‌کند چاى و آب نبات است و آنهم با این قیمت‌ها براى اومیسر نیست آقایان مخصوصاً آقایان تجاز مجلس می‌دانند قند به هیچ وجه وارد این مملکت نشده پس این قند و چاى آزاد از کجاست مناظر همین دکاکین یعنى آن مغازه‌هاییکه اینجور جنس می‌فروشند خود او صد برابر بدتر از منظره نان فروشی است که ازدحام جمعیت و شیون و ناله است خودم به رأى‌العین دیدم و خود آقایان می‌دانند که چه عکس‌هایى برداشته شده است و همه می‌دانند که این عکس‌ها درخارجه چه انعکاساتى تولید می‌کند و چه عواقب وخیمى دارد که یک اجناسیکه دارند و نمی‌توانند اداره کنند و بنده نمی‌دانم چطور این مطالب را تشریح کنم که به رأى‌العین همه آقایان نمایندگان دیده‌اند که وضعیات اسف­آور است و واقعاً قابل تحمل نیست عرض کنم آمدیم سر مقرراتى که وضع شده است این مقررات که وضع شده است در قسمت نان و در قسمت‌هاى دیگر کارى نداریم البته این جیره‌بندى از سال گذشته بود علت چه بود؟ علت کمى نان بود

+++

کمى گندم و غله و سایر مواد بود خوب می‌خواهم ببینم این علت رفع نشد با محصول زیاد خوب وقتی که کم است گندم و نان مملکت و با احصاییه تکافو نمی‌کند می‌روند روى قسمت جیره‌بندى ولى وقتی کهمی‌گویند به اندازه‌اى فراوان است که از یکسال زیادتر است آیا دیگر جیره‌بندى موضوع دارد خوب حالا خواستند جیره‌بندى هم بکنند آیا باید میزان همان میزانى باشد که سال گذشته بود همان بخور و نمیرباشد البته آقایان بهتر از من قضاوت خواهند فرمود که وقتى محصول فراوان باشد و از مقدار سال هم زیادتر باشد ومی‌خواهند جیره‌بندى بکنند تازه وضع جیره‌بندى نامعلوم است که چه حال است و فرضاً اگر این کار را هم بخواهند بکنند مقدارش این نیست بالاخص وقتى که براى افراد اضافه را هم جلوگیرى کنند به این معنى که می‌خواهم عرض کنم مثل پیغمبرى می‌ماند که به نبوت خودش ایمان نداشته باشد و بخواهد تبلیغ کند کارى را که دولت اینجا کرده است عیناً همین حال را دارد بنده الان تشریح می‌کنم براى آقایان که ببینند تفاوت ندارد براى این که دولت مطابق نقشه‌اى که داده می‌گوید احدى نباید جنس بخرد و حمل کند یا تهیه کند و منحصراً باید از جیره‌بندى استفاده نماید این مقرراتى است که وضع شده حالا ببینم آیا چهار تا سیر نان براى یک فرد کفایت می‌کند که در 24 ساعت با آن گذران نماید احتمال دارد آقایان اشراف و اعیان و وزرا (آقاى نخست وزیر- و وکلا) و وکلاییکه و براى اینها کفایت کند ولى براى آن بیچاره‌ها و بدبخت‌ها و کارگران 8 سیر و غیر کارگران 4 سیر آنهم تازه به این نحو که فرضاً کارگر حمام را آنکه توى حمام کار می‌کند می‌گویند توکارگر نیستى و کارگر آن است که توى حمام کار می‌کند و به این طریق به آنها کوپن داده شده و در اثر این که جنس کم بودو تفاوت قیمت را می‌بایستى دولت از بیت‌المال بدهد از این نظر این مقررات وضع شد ولى حالا که سر خرمن و جنس هم به این فراوانى است آیا سزاوار است که همان مقررات سابق باقى باشد و همان وضع سابق را حالا هم ادامه بدهند؟ یعنى همان جیره‌بندى سابق باقى است در صورتی کهآن وقت آزاد بود براى هر کس که بتواند براى خودش تهیه کند و قوت لایموتى به دست بیاورد اینمقرراتى که وضع شده است مال چند ماه قبل است که می‌گوید به کلى قدغن است این بخور و نمیر هم نیست بلکه بخور و بمیر است یعنى وقتى می‌خورد می‌میرد آن وقت تازه کیفیت آن را ملاحظه کنید که براى هر کسى که یک لقمه از این نان بخورد کافى است که چند روز در بستر بیمارى بخوابد. آقایان اطبایى که اینجا تشریف دارند شاهدند بردارید این نان را تجزیه بکنید ببینید چه چیزهایى در آن هست تجزیه کرده‌اند واقعاً خجالت آور است که بنده بگویم چه موادى در این نان بوده است و براى این است که مردمى که از این نان خورده‌اند پى درپیمرده‌اند احصاییه امواتتان را اگر ببینید خواهید دید مثل این است که تعمد دارند از براى کشتن این ملت و از بین بردن این جامعه و نفوس این مملکت در صورتی که وظیفه هر دولتى است و هر جامعه‌ای است که به ازدیاد نفوس بکوشند آیا این وضع نان دادن به مردم کمک می‌کند به ازدیاد نفوس؟ یا آن کسانى که نان گیرشان نمى‌آید از گرسنگى می‌میرند و آن کسانیکه نان گیرشان می‌آید واز این نان‌ها می‌خورند از مواد کثیفى که در این نان‌ها می‌کنند می‌میرند هر چه هم در مجلس شوراى ملى داد زده شده و گفته شد قبل از دستور توى دستوردر موقع طرح لوایح همه‌اش به وعده و وعید گفتند اصلاح خواهد شد حالا هم خواهند گفت اصلاح می‌شود و غیر از این چیزى آقایان نخواهند شنیدو بنده هم تا حالا نشنیده‌ام براى این که این چند روزه که صحبت استیضاح و این هیاهو بود تمام هم خودشان را مصروف بر این کردند که نمایش بدهند وطورى بکنند که وضع نان بهتر بشودولى نشد این مال این چند روزه است که ملاحظه می‌فرمایید وضع نان مردم به چه ترتیب است پس هیچ فایده نخواهد داشت و وقتى این فشار هم برود خواهید دید که بدتر از روز اول خواهد بود این را هم بنده می‌خواهم اینجا عرض کرده باشم که نه شخص بنده و نه

+++

هیچکس دیگر هیچوقت مخالفت نخواهد داشت اگر واقعاً بتوانند و بشود که یک نقشه را اجرا کنند که به تمام مردم بالسویه به اندازه قوت لایموت بدهند از اغنیا و قفرا این را هیچ کس مخالفت ندارد و قضیه نان یک چیزى نیست که بشود گفت حالا وقت هست وقت هست مثل یک مریض مطبقه‌ای و حصبه‌اى هست که بیست روز بحرانش باشد که وقتى دکتر بالا سرش مى‌آورند نمی‌تواند بگوید حال مجال هست و وقت بدهید فرصت بدهید اگر می‌خواهید بیشتر مجال بدهید رفته است به آن دنیا مسأله نان مردم هم همین طور است نان قوت لایموت ایرانى است و اکثریت این مردم چیز دیگرى ندارند بخورند و چیز دیگرى جز نان گیرشان نمى‌آید آن را نمی‌شود گفت وقت بدهید درست می‌کنیم اما قسمتى که با مقررات قانون مخالفت دارد یعنى همین مقرراتى که دارد اجرا می‌شود مغایر است با قوانین مجلس شوراى ملى بنده لازم است عرض کنم که دولت قوانین را زیر پا گذارده و ابداً رعایت نکرده است حتى این موضوع در یکى از جلسات خصوصى هم کاملاً گفته شد و خواسته شد و خود آقاى نخست وزیر هم تصدیق کردند و کاملاً موافق بودند و با بیانات آقایان نمایندگان موافقت کردند و گفتند که تصدیق می‌کنم حتى آقاى بهبهانى هم گفتند ایرادات من حق است یا غیر حق تشریف آوردند و فرمودند که من هم با آقایان هم عقیده هستم و تصدیق می‌کنم. عرض کنم اولاً مغایرت این قانون با قانون احتکار آیین‌نامه احتکار براى این که وقتى خودشان نان خودشان به اندازه بخور و نمیر نمی‌دهند آن وقت قدغن می‌کنند که خودش نتواند تهیه کند این برخلاف نص قانون احتکار است و آیین‌نامه آن که الان مواد آن رابه عرض آقایان می‌رسانم و همچنین با تبصره قانونى که تصادف داشت با انحلال وزارت خواروبار که اگر خاطر آقایان باشد اول این تبصره از طرف مجلس شوراى ملى پیشنهاد شد و مورد توجه مجلس شد و مجلس رأى داد و بلافاصله این قوانین زیر پا گذارده شد یعنى احترام به این قانون نشد و احترام به قانون نکردن یکى از چیزهایى است که براى دولت آنهم دولتى که خودش را دولت مشروطه می‌داند و دولتى که از طرف یک پارلمنت انتخاب شده نمی‌دانم چه وضعى را ایجاب می‌نماید. ماده 18 آیین‌نامه جلوگیرى از احتکار مصرف شخصى هر فردى را به خواروبار مورد احتیاج ضرورى عامه که هر فردى مجاز است که خودش برود تهیه کند این طور معین کرده است:

ماده 18-مصرف شخصی هر فرد نسبت به خواروبار مورد احتیاج ضروری عامه که افراد می‌توانند حداکثر معادل مصرف یک سال خود را از تاریخ اظهار‌نامه در منزل داشته باشند به شرح زیر تعیین می‌شود.

آرد براى هر یک نفر در سال 550 کیلو- برنج براى هر یک نفر در سال 60 کیلو- قند و شکر براى هر یک نفر در سال 12 کیلو- چاى براى هر یک نفر در سال 3 کیلو- حبوبات و سیب زمینى 50 کیلو- زغال و خاکه 150 کیلو- قند و شکر که گیرش نمى‌آید که خودش برود تهیه کند ولى قسمت نان این مقدارى را که تعیین کرده‌اند براى هر فردى هیچ تطبیق نمى‌کند با این آیین‌نامه در صورتی که در آن قانون اختیارات هم نوشته شده است که این آیین‌نامه باید مورد توجه و نظر عمل کننده باشد یعنى در آن قانون اختیارات قید شد که با اتکابه این قانون و این آیین‌نامهمی‌تواند مقرراتى وضع کند و یک قسمت دیگر هم تبصره‌ای است که در قانون اعتبار پانصد میلیون ریال براى خرید مواد خواروبارى بود که آن قانون در شرف و نزدیک موقعی که وزارت خواروبار را منحل کردند از مجلس گذشت تبصره 2 ماده واحده اعتبار پانصد میلیون ریال است که به این ترتیب در مجلس تصویب شد:

ماده واحده-به وزارت دارایى اجازه داده می‌شود که از این تاریخ تا آخر شهریور ماه 1322 به تدریج و به تناسب احتیاجى که براى خرید مواد ارزاقى از طرف وزارت خواروبار پیدا می‌شود مبلغ پانصد میلیون ریال از بانک ملى ایران وام گرفته و به مصرف مزبور برساند مبلغ مورد اعتبار را وزارت دارایى مکلف است از محل فروش اجناس به تدریج در ظرف یکسال تا آخر شهریور ماه 1323 مسترد دارد.

+++

و تبصره 2 همین قانون است که می‌نویسد: وزارت خواروبار مکلف است در تمام نقاطی که تشکیلات خواروبار دارد طبق تقاضاهای اشخاص به میزان آیین‌نامه قانون منع احتکار جواز آرد بدون مطالبه کوپن صادر نماید. این قانونی است که به تصویب مجلس شورای ملی رسیده و آن هم ماده آیین‌نامه منع احتکار (که در این تبصره به آن اشاره شده) که به مقدار پانصد و پنجاه کیلو برای هر یک فرد معین کرده است که می‌توانند تهیه کنند. حالا آقایان ملاحظه بفرمایند و قضاوت کنند آیا نقض این قوانین شده است یا خیر؟ بنده گوینده هستم و آقایان قضات و وکلای ملت و باید قضاوت بکنید که نسبت به قوانین این جور احترام می‌شود و این طور به قوانین عمل می‌شود که قوانین را کان لم یکن فرض کرده‌اند در صورتی که آن ملتی قابل ترقی است که به قوانین خودش احترام بگذارد و قوانین خودش را اطاعت کند متأسفانه در مملکت ما این طوری است حالا هم که دمکراسی هستیم و دمکراسی شده‌ایم هیچ فکر نمی‌کنیم که این عملی که می‌شود مخالفت با قوانین دارد یا ندارد در صورتی که احترام به قانون ایناساس زندگی و ترقی اجتماعی است. عرض کنم باز هم بنده متأسفم که ناچارم راجع به نان تذکراتی بدهم که با این که امسال محصول ما به قدری زیاد بود که از مصرف امسال هم زیادی داشتیم ولی از حیث حمل و نقل که یکی از ارکان مهم تأمین خواروبار عمومی است آقایان می‌دانند که به چه حالی افتاده مدت‌ها صحبت شد راجع به خرابی این اداره و خرابی وضعیت حمل و نقل و در مجلس شورای ملی جلسات شد و گفته شد و حرف‌ها زده شد خلاصه برکل را که در آنجا رئیس بود عوض کردند حالا حمل و نقلتان را ملاحظه کنید که چه حالی دارد بهترین دلیل وضع انبارهای خودتان است که نتوانسته‌اید اجناس لازم را به مراکز خود حمل کنید و فردا که زمستان می‌شود و یک باران بیاید معلوم نیست احتیاجات به چه جور تأمین می‌شود الان ملاحظه بفرمایید مطابق صورتی که داده‌اند هشت هزار تن گندم و جو و سایر حبوبات یعنی ارزن و نخود موجود دارند و امسال چون محصول خیلی فراوان بوده است مردم باید ارزن بخورند و این صورت ظاهرش است که خودشان تصدیق دارند حالا باطن آن که چه چیزهایی را مخلوط می‌کنند و به مردم می‌دهند خدا می‌داند. این وضعیات اداره حمل و نقل است که نتوانسته است که غله‌ای که دولت خریده است و گرفته است و مال خودش است به محل‌های لازم حمل کند و برای آتیه این مردم انبار کند حالا تمام امور تجاری از هر جهت از حیث حمل و نقل فلج شده است خود آقایان بهتر از بنده می‌دانند و هر یک از آقایان اطلاع دارند که اگر کسی بخواهد یک اسبابی یک چیز کوچکی حمل کند برای منزل خودش وسایل حمل و نقل گیرش نمی‌آید با این وضع حمل و نقل مملکت آیا امیدواری هست که بشود محصولی را که در خارج از مراکز است و خارج از شهرستان‌ها است اینها را از دهات بیاورند و به موقع به این مردم برسانند؟ و نمی‌دانم که این بخور و بمیری هم که الان هست بعد از این می‌شود تهیه کرد و به این فجایع ادامه داد یا خیر؟ ممکن است تصور شود که در این موقع که یک احتیاجات بیشتری در مملکت ما غیر از احتیاجات داخلی به وسایل حمل و نقل هست این وضعیت پیش آمده باشد و آن احتیاجات توأم شده باشد با احتیاجات داخلی ولی بنده پریروز یک اعلامیه دیدم که از سفارت امپراطوری انگلیس به جراید داده شده که آن را اگر ملاحظه بفرمایید می‌بینید که چه هرج و مرجی در اوضاع اداری ما هست که تمام را در آنجا تشریح می‌کند که تمام چیزهایی را که ما تصور می‌کردیم داده نشده صریحاً می‌نویسند بیش از احتیاجات دولت در دسترس دولت گذارده شده است و دولت نتوانسته است استفاده کند برای بدی تشکیلاتش حتی راه‌آهن را به اندازه رفع احتیاجات داخلی به اختیار دولت گذارده‌اند نمی‌دانم این بیانیه به عرض تمام آقایان رسیده است یا خیر اگر اجازه بفرمایید بنده این را بخوانم چون خیلی لازم است: گاهی در روزنامه‌ها و محافل گفتگوی کمبود بعضی مایحتاج پیش می‌آید ولی کسانی که این مطالب را خوانده یا می‌شنوند به درستی نمی‌دانند که این مواد در برنامه عمومی تولید چه مقامی را داشته با دسترسی

+++

به آن از مسئولیت‌هاى مراکز تهیه مایحتاج متفقین با دولت ایران است چون موضوع تهیه تدارکات و موضوع مهم وسایل باربرى آنها با کامیون و یا راه آهن که به همان اندازه تهیه تدارکات مهم است در این روزها مورد گفتگواست به نظر رسید که بعضى اطلاعات عمومى را راجع به تهیه مواد و باربرى آنها براى اشخاص ذى‌نفع داده شود تا مایه رفع سوء‌تفاهم گردد.

اظهارات زیادى که راجع به مسائل تدارکات در گذشته به عمل آمده در کسانیکه با کلیه حقایق آشنایى ندارند چنین اثر بخشیده است که تهیه کالاهاى مورد احتیاج ایران باید مورد مذاکره قرار گیرد و به علت جنگ کشتى‌هاییکه باید این کالاها را به ایران بیاورند اتفاقى و بااشکال تحصیل می‌گردد در صورتی که این موضوع به این نحو نبوده و اینک قراریکه توسط متفقین براى تهیه و تسلیم مواد ضرورى جهت کشور ایران در نظر گرفته شده توضیح داده می‌شود در وحله اول باید آشکار گردد که متفقین و دولت هر کدام مسئولیت‌هایى جداگانه در تهیه کالاها دارند مقامات صالحه آمریکایى و انگلیسى مسئول تدارکات باید قبلاً معلوم دارند که مواد مورد احتیاج ایران را در کدام یک از کشورهاى متحد یا بی‌طرف ممکن است تهیه گردد سپس کشتى‌هاى تجارتى که بتوانند آنها را به بنادر ایران برسانند معین نموده بارگیرى کرده کشتى‌هاى جنگى را به محافظت آنها می‌گمارند بعد این کالاها و دیگر اجناس در مسئولیت دولت ایران قرار گرفته پس از طى تشریفات گمرکى بیشتر آنها را با راه­آهن به شمال آورده و مراقبت می‌نمایند که با قیمت عادلانه توزیع گردد.

نراقى- مفادش را بفرمایید.

تهرانچى- باید عین آن را بخوانم که همه آقایان بدانند چیست.

اینک که تقسیم مسئولیت‌هاى مختلف و دولت ایران به طور خلاصه معلوم باید به آنچه متفقین تاکنون براى تحویل مرتب این تدارکات اصلى انجام داده شده‌اند و مشغول انجام هستند توضیح داده شود براى فهم آنچه تاکنون انجام یافته است باید موقعى را که ایتالیا وارد جنگ شد در نظر بگیریم در آن وقت کشتى‌رانى متفقین در مدیترانه به خطر افتاد و فوراً واضح شد که اگر تمام حوایج خودشان را در شرق وسطى و همچنین کلیه ضروریات ممالک آن قسمت را خواسته باشد تهیه نمایند حل مسأله مهم کشتى‌رانى را در پیش خواهند داشت و براى آنکه هر قسمتى سهم کافى و مناسبى از کشتی‌ها در اختیار داشته باشد کمیته تدارکات خاورمیانه را تشکیل دادند این سازمان که مرکز اصلى آن در قاهره و نمایندگانش در هر کدام از کشورهاى شرق میانه هستند وظیفه تعیین سهمیه لازم هر کشور و تهیه وسایل باربرى مربوط به آن رابه عهده گرفت شماره ممالکى که در طرح کمیته تدارکات شرق وارد بودند به تدریج افزوده شد و فعلاً شامل هشت مملکت می‌شود در اوایل 1942 دولت ایران مشمول این نقشه گشت و از این تاریخ کمیته تدارکات مسئول تهیه و حمل مایحتاج ضرورى آن کشور می‌باشد.

وقتی که جنگ در اقیانوس ساکن توسعه یافت هم تهیه مواد و هم حمل آنها مشکل‌تر گشت چه منبع بسیارى از حوایج روزى کشورهاى خاورمیانه از دست رفت و مجبوراًیا مى‌باید به فکر استفاده از منابع دیگر این حوایج بود یا دستگاه تولید را براى جبران این کسر توسعه داد تدریجاً کمیته تدارکات خاورمیانه براى جلوگیرى از نقصان مواد اولیه لازم کشورهاى خاورمیانه حدود عملیات خود را توسعه داد و امروز این سازمان زمان جنگ مسئول امور ذیل است.‏

1- برآورد حوایج اصلى هر کشور که تهیه کشتى براى حمل آنها و تقسیم مقدار موجود آنها به قسمى که تناسب عادلانه بین موجودى و سهمیه هر کدام از کشورهاى خاورمیانه برقرار گردد.

2- تشویق و کمک در تولید موادیکه در این کشورها ممکن است تهیه گردد تا از اینرو تقلیل در باربرى فراهم آمده و همچنین پس از جنگ تولید آن از لحاظ اقتصادى کمکى به خود آن کشور باشد.

+++

3- کمک به ایجاد تجارت بین این کشورها چون مازاد احتیاجات این ممالک و همچنین کمبود هر یک از آنها را کمیته خاورمیانه در قاهره می‌داد این موضوع باعث آن خواهد شد که واسطه توسعه تجارت بین آنها گردد که بعد جنگ نیز کمک به اقتصادشان خواهد نمود پس معلوم شد که به ترتیب بالا ممالک خاورمیانه حوایج خود را تهیه می‌نمایند و کمیته تدارکات نیز براى توسعه تجارت آنها با تبدیل مازاد بین ایشان کمک نموده با راهنمایى و کمک نسبت به ازدیاد محصول و ایجاد صنایع نو مساعدت می‌نماید.

با توضیحات بالا به وضع تدارکات و باربرى در داخله ایران توجه نماییم.

(وسایط نقلیه)

گاهى اظهار می‌شود که متفقین راه­آهن سرتا سرى ایران را منحصراً براى خود و رساندن کمک به روسیه به کار مى‌برند ولى این مطلب عارى از حقیقت است همه ماهه هشت هزار تن از ظرفیت راه­آهن به حمل و نقل کالا جهت اهالى ایران اختصاص داده شده است این مقدار بیشتر از آن چیزى است که راه­آهن ایران قبل از آنکه مورد استفاده متفقین قرار گیرد استعداد داشت به این معنى که بر استعداد راه آهن ایران به حد زیادى افزوده شده است.‏

عموم نمی‌دانند که این ظرفیت هشت هزار تن در ماه هرگز مورد استفاده قرار نگرفته است زیرا مأمورین مربوطه دولت در هیچ ماهى موفق به حل کالا متجاوز از 5500 تن نگردیده‌اند. در این صورت اگر حمل کالا به طور مؤثرترى عملى شود 2500 تن دیگر در هر ماه می‌توان به این مقدار اضافه کرد.

باید اقرار کرد که حمل و نقل در جاده‌ها در یک زمان وضعیت وخیمى داشت و آن هنگامى بود که براى مقابله با حلمه آلمان‌ها برخاک روسیه کامیون‌ها که تا آنزمان براى حمل و نقل کالاهاى مورد احتیاج اهالى کشورى مورد استفاده بوده به حمل و نقل مواد حیاتى و جنگى اختصاص داده شد از آن زمان تا به حال بیش از 900 کامیون در اختیار ایران گذارده شد و این کامیون‌ها اکنون براى اداره باربرى دولت ایران کار می‌کنند. بدبختانه بسیارى از مأمورین شهرستان‌ها که می‌بایستى در نظارت این کامیون‌ها کمک کنند و مراقبت نماند که آنها فقط به حمل و نقل مواد اساسى بپردازند کمتر تمایل به خرج داده‌اند که با متصدیان این امور تشریک مساعى نمایند. در نتیجه این کامیون‌ها آن مقدار زیاد کارى را که اگر در تحت نظارت کامل قرار گرفته بودند انجام می‌دادند انجام نداده‌اند.

(قندو چاى و شکر)

این کالا اکنون در تمام دنیا کمیاب است زمامداران متفقین در کشورهاى تولید کننده تمام مازاد احتیاجات اهالى محلى را خریده و به هر کشور به اندازه احتیاجات آن سهمى می‌دهند.

اخیراً چاى به مقدار نسبتاً خوبى به ایران عرضه شده بود ولى استفاده از این پیشنهاد به تأخیر افتاده و به نظر می‌آید که مأمور خرید دولت ایران در هندوستان با وجودیکه کشتى براى حمل آن نیز در اختیار نامبرده گذارده شد هنوز این مقدار را نخریده است.‏

مقدار کافى شکر به ایران وارد می‌شود به طوری که به هر مرد وزن و هر بچه در ماه پانصد گرام برسد و هم اکنون مقدارى که کفاف احتیاجات پنج ماه و نیم ایران را می‌دهد در ایران موجود است بنابراین اگر از این حیث کمبودى حاصل شده و در نتیجه نواقصى است که در دستگاه توزیع موجود است نه در اثر کمبود موجودى متصدیان تدارکات قماش در گذشته قادر به این نبودند که براى ایران آن مقدار قماش هندوستان را که می‌خواستند بیاورند محصول هندوستان براى صادرات اکنون به مراتب کمتر از دوران صلح است زیرا منسوجات هندى اکنون براى تهیه لباس نظامى و سایر احتیاجات لشگرى مصرف می‌شود ولى سهم عادلانه‌اى از آنچه که در هندوستان به دست می‌آید به ایران داده شده است و نیز متفقین در جستجوى نواحى دیگرى که قماش تولید می‌کنند هستند و امید می‌رود در آتیه نزدیکى تمام احتیاجات

+++

ایران رفع گردد در اینجا باید متذکر شد که مقدارى از این قماش که اکنون در دست دولت است در حدود دو میلیون متر می‌باشد و به نظرمی‌رسد که تقسیم قماش نیز ممکن است بهتر شود. (دارو)

متفقین از اول سال تاکنون 1786 صندوق دارو به وزن 146 تن و به قیمت 000/112 لیره انگلیسى در بندرهاى ایران پیاده کرده‌اند.

این ارقام شامل مقادیرى که در سال 1942 وارد کشور شده و در سال 1943 تحویل شده‌اند نمی‌باشد مقصود از این بیانیه این است که احتیاجات حیاتى ایران سرسرى گرفته نشده بلکه جزوى از این است که چندین ماه قبل با دقت تهیه شده و این منظور را باید تأمین کند که به ایران نیز با کشورهاى دیگر خاورمیانه سهم عادلانه‌اى برسد و کشتى و ناوهاى شایع در اختیار باشد که این کالاها را به سلامت به بندرهاى ایران برساند و آنگاه وظیفه دولت ایران است که این کالاها را به قیمت ثابت در سرتاسر کشور توزیع کند در موضوع توزیع متفقین تنها کاریکه می‌توانند بکنند این استکه تجربیات خود را در سایر کشورهاى خاورمیانه در اختیار دولت ایران گذارند و نظارتى را که مستلزم اوضاع زمان جنگ است به دولت ایران واگذار نمایند.

این نکته مسلم است که باربرى و توزیع جریان بطنى را طى می‌کند و علت آن این استکه در سازمان آن در دوره قبل از سال 1322 اختلافى تولید شده بود و هنوز هم در نتیجه بعضى عوامل و تأثیرات گوناگونى که موجود است ادامه دارد یک عامل بسیار مهم که مانع حمل و نقل و توزیع می‌شود ترقى قیمت‌ها است که محرک بزرگى براى بازرگانى در بازار آزاد و بعضى بى‌نظمی‌هاى گوناگون دیگرى می‌باشد زمامداران توجه خود را به این مسائل مهم معطوف کرده و امید می‌رود که به زودى زود در این زمینه اصلاحاتى به عمل آید. حالا بنده کارى ندارم که این کامیون‌ها یک کارهاییرا عوض حمل و نقل اجناس ضرورى انجام می‌دهند که اصلاً وظیفه‌شان نیست. قندو شکر و چاى هم همه آقایان می‌دانند که در این مملکت حکم نان را دارد و در حقیقت در حکم همان قوت لایموت است و معلوم می‌شود که قند و شکر و چاى به مقدار خیلى زیاد در دسترس دولت براى خرید گذارده شده بود و با این وضعیت سخت از طرف متفقین تهیه شده ولى مأمورین ما نتوانسته‌اند بخرند و نه حمل کنند که واقعاً گناه اندر گناه است که وقتى آنها تمام وسایل را براى ما حاضر می‌کنند تازه ما نمی‌توانیم از آن استفاده کنیم این عمل واقعاً شرم آور است!

اینجا می‌نویسد مقدارى شکر به ایران وارده شده که براى چند ماه هر فرد پانصد گرم موجود است و مقدار زیادى هم خودمان از کارخانه‌هاى داخلى تهیه می‌کنیم که آنهم یک مقدار خیلى زیادى است در صورتی که آقایان می‌دانند در ولایات و شهرستان‌ها و مخصوصاً دهات قند و شکر به آنقیمتى که دولت می‌دهد گیر احدى نمی‌آید و همانطور که عرض کردم قندو شکر کمتر از یک من چهل تومان و چاى کمتر از یک من صد و چهل تومان به دست کسى نمی‌رسد- راجع به چیت و پارچه نخى هم لازم است عرض کنم که این مقدارى که در این بیانیه تصریح شده تنها مقدارى است که از خارجه به ما داده می‌شود در صورتى که کارخانه‌جات داخلى خودمان مطابق قوانینى که از مجلس گذشته است باید بیست و چهار ساعت کار کنند و حق یکساعت وقفه ندارند ولى این پارچه‌ها باقیمت دولتى به دست هیچکس از غنى و فقیر نمی‌رسد و باید چیت را که مترى هفت قران از دستگاه دولت بیرون می‌آید مترى شش تومان بخرند و هر وقت صحبت می‌شود در هر موردى وعده به آتیه می‌دهند ولى متأسفانه این امید هر ساعت به ساعت دیگر و هر روز به روز دیگر موکول می‌شود و آنقدر باید امید داشته باشیم تا وقتى که جنگ تمام شود و این اجناس به طور فراوان در دسترس ما گذاشته شود و دیگر احتیاج به توزیع نباشد ورفع حوایج ضرورى مردم خود به خود بشود. این عرایض بنده بود که در قسمت خواروبار به ولایات از حیث رشوه و ارتشا و پول گرفتن مأمورین و بى‌اعتنایى به اجراى وظایف را ولاقیدى آنها را به قوانین و سایر قسمت‌ها را البته آقایان بهتر می‌دانند مخصوصاً این را لازم است عرض کنم که بعد از سال‌هاى سال ما علاقه داشتیم که انتخابات

+++

به خوبى انجام شود ولى نمی‌خواهم بگویم و آقایان می‌دانند که در انتخابات هم (البته نه در همه جا) در بعضى نقاط یک کارهایى شد و یک کثافت کارهایى شد که تمام آزادی‌خواهان و مشروطه‌خواهان را مأیوس کرد این هم عملى است که ایرانی‌ها امید داشتند که بعد از سالیان اخیر سلطنت پهلوى که حالا دمکراسى شده است و مشروطه دارد اجرا می‌شود از آن برخوردار شوند ولى حالا وضعیت را ملاحظه بفرمایید که چه ترتیبى است و در این قسمت‌ها بعضى مطالب دیگر هم هست که آقاى دبستانى خواهند گفت. در خاتمه عرایض خودم از آقایان استدعا دارم به عرایض بنده و آن مشهوداتى که خودشان بهتر از بنده می‌دانند و بنده نتوانستم در حقیقت یک درصد آن رابه عرض برسانم توجه کامل بفرمایند و طورى قضاوت بفرمایند که اقلاً مردم بیچاره بدانند که مجلس شوراى ملى در فکر آنها است.

رئیس- آقاى نراقى

طهرانچى- مطابق نظامنامه دولت باید جواب بدهد. هیچ سابقه ندارد که وکیلى جواب وکیل را بدهند.

طباطبایى- خوب است اجازه بفرمایید آقاى دبستانى هم صحبت کنند بعد موافقین با دولت جواب بدهند.

رئیس- چه مانعى دارد که یک نفر نماینده حرف بزند.

تهرانچى- در استیضاح گذشته چرا اجازه نفرمودید؟

نراقى- استیضاح موضوعى است که در مجلس طرح می‌شود مثل برنامه دولت البته همان طور که آقایان استیضاح کنندگان محقند به عرضمی‌رسانند نمایندگان موافق دولت و مخالف استیضاح هم ذى‌حق هستند که مطالب خودشان را به عرض مجلس برسانند تامجلس دانسته و فهمیده قضاوت کنند (صحیح است) من خیلى متأسف هستم که در این موقع مواجه می‌شوم با آقاى تهرانچى که سال‌ها دوست و رفیق و همکار بود و هنوز هم در یک فراکسیون هستیم و به راستى و صداقت‌شان هم ایمان دارم و می‌دانم که مرد وطن پرستى هستند ولى اخیراً اختلاف مشربى پیدا کردیم و ایشان رل منفى پیدا کرده‌اند و بنده لازم می‌دانم که روى وضعیت زمان و روى مصالحه عالیه و مقتضیات امروزى کشور با دولت موافق باشم. آقاى تهرانچى خیلى سنگ خواروبار و کمیابى نان را به سینه زدند و من ناچارم یک نکته‌اى را به ایشان تذکر بدهم که این حق بنده بود که نان کوپنى می‌خورم و پیاده حرکت می‌کنم و با تمام طبقات محشورم باید این مطالب را عرض کنم نه شما که در تمام مدت عمرتان نان کوپنى نخورده‌اید و همیشه آردتان از املاک خودتان آمده است و یکى از ملاکین بزرگ این کشور هستید و سالیان دراز است که این وضع ادامه دارد.

دبستانى- مگر ملک دارى گناه است؟

تهرانچى- بنا نبود روى شخصیات صحبت شود!

نراقى- شما هنوز سختی‌هاى نان گرفتن را متحمل نشده‌اید ولى بنده مکرر اتفاق افتاده است که بچه‌هایم تایک ساعت بعد از ظهر گرسنه مانده‌اند و تنها گماشته‌اى که دارم بدون نان از نانوایى مراجعت کرده است و سیب­زمینى آب­پز به بچه‌ها داده‌ام و آنها را به مدرسه برگرداندم معهذا نباید اینها را بهانه کرد و در یک چنین موقع بزرگى که مخاطرات زیادى براى مملکت در بین است حواس دولت را پریشان نمود. البته مصالح عالیه کشور و حفظ استقلال و آزادى کشور فوق اینها است مخصوصاً در حال حاضر که مجلس در شرف سقوط است و در موقعى است که نزدیک است عمرش خاتمه یابد ما نباید یادگارى از این مجلس باقى گذاریم که تا ابد مردم ما را لعنت کنند و بگویند در موقعی که از نظر حفظ مصالح عالیه مملکت مجلس و دولت باید متفق باشند و همکارى کنند چنین پیشامدى رخ داد. در چنین موقعى که سه دولت متفق بزرگ ما مشغولند که تکلیف دنیا را معلوم می‌کنند و بزرگ‌ترین کنفرانس‌ها را تشکیل داده‌اند ما باید متوجه باشیم و منافع خودمان را حفظ کنیم. البته مجلس و دولت باید به اتفاق کلمه و فکرو به پشتیبانى یکدیگر باید توجه داشته باشند به حفظ مصالح عالیه کشور و روى این حرف‌ها ما نباید دولت را مشغول کنیم و صبح تا شب این را به بین و آن را به بین موافقو مخالف درست کنیم و متصل موى دماغ

+++

بشویم به عقیده بنده این یادگار بسیار بدى است که از دوره سیزدهم باقى می‌گذاریم و شاید صدمه بزرگى داشته باشد که از دوره سیزدهم باقى می‌ماند والا هیچکس مخالف نیست از این که وضعیت خواروبار ما خوب نیست و البته به خداى لاشریک به حضرت عباس بد اداره شده اما با این حرف‌هاى جنابعالى و این کشمکش‌ها اصلاح نخواهد کرد کسى دیگرى هم پشت دروازه نه ایستاده است که به محض این که دولت فعلى را ساقط کردیم رستم‌وار بیاید نان و خواروبار ما را تأمین کند (صحیح است) اینها را باید در نظر داشت و اگر نظریات خصوصى و اغراض شخصى در کار است آنها را در قبال مسائل عالیه کشور بایستى صرف‌نظر کرد. این است که البته می‌دانیم که خواروبار کشور خوب نیست هیچکس هم نمی‌گوید که خوب است و این را انکار نمی‌کند و خود منهم که جواب عرض می‌کنم انکار نکردم ولى این دولت فعلى تصور نمی‌کنم مسئولیت بد اداره کردن خواروبار را داشته باشد براى این که خود مجلس با حسن ظنى این اختیارات کامل را به دکتر میلیسپو داده است و این اختیارات به این وسیعى را تا به حال مجلس سابقه ندارد که به کسى داده باشد با چنین حسن ظنى ولى بنده موافق بودم والان هم با دکتر میلیسپو موافقم. آن اختیارات وسیع که مجلس به دکتر میلیسپو داد و آن حسن ظنى که مجلس به او داشت دولت را مکلف کرد و تشویق کرد که یکمقدارى دیگر هم بر اختیارات او بیفزاید یعنى اداره خواروبار کشور را هم تحت اختیار او بگذارد دولت هم به موجب اختیاراتى که داشت از آن قانون استفاده کرده و این کار را کرده است. همه مردم این مملکت می‌دانند که محصول ایران از اول مهر شروع شده است به جمع­آورى و دیشب که باران می‌آمد در کوچه عبور می‌کردم مردم می‌گفتند که هنوز محصول در بیابان است. در هر حال نقشه‌هایى طرح شده است براى انجام عمل خواروبار ولی برای انجام عمل خواروبار هنوز موقعش دیر نشده است 2 ماه سه ماه که گذشت آن وقت. البته پارسال چیز دیگرى بود ولى امسال وقت محصول به دست آمد و واقعاً دکتر میلیسپو نتوانست از عهده اداره کردنش که واقعاً مسئول این کار است برآید ایراد خواهد شد. چه مردم چه مجلس چه روزنامه‌ها همه می‌دانند که هنوز محصول به دست نیامده است و نقشه‌هایى که طرح کرده است هنوز به موقع اجرا گذاشته نشده است که بگوییم نقشه تو بد بوده و به نتیجه نمی‌تواند برسد این حرف‌هاى راجع به اداره خواروبار و نان و جیره‌بندى به قدرى گفته شده است که امروز مبتذل و بازارى شده است و هیچ دیگر قابل گفتن نیست. آنقدر در سر کوچه‌ها و بازارها و مجالس روضه خوانى تکرار کرده‌اند که دیگر خسته کننده است همان طور که در موقعى که همکار محترم صحبت می‌کردند کمتر آقایان میل داشتند که بشنوند تکرار مکررات بود. واقعاً مملکت ما همان تشکیلات را دارد که آلمان یا انگلیس دارد که اینجا منافع جیره‏‌بندى را که دولت کرده است الان به رخ مردم بکشند؟ در ممالک آلمان و سوئیس و سوئد یا نروژ آمار صحیح در دست است و می‌توانستند همین فرداى جنگ جیره‌بندى کنند و به تمام افراد بدهند. اما کسى می‌تواند ادعا کند که در اینجا آمار دقیقى هست هنوز یک مرکز تنها را نتوانسته‌اند آمار دقیقش را تهیه کنند چه رسد به سایر نقاط دور افتاده و ایلات و عشایر در یک چنین مملکت گسیخته که ابداً آمار و ارقام درستى نیست چطور می‌توان جیره‌بندى صحیح کرد و آن را خوب اداره نمود؟ از طرفى هم سو تشکیلات ادارى و وظیفه ناشناسى کارمندان دولتى چیزى نیست که امسال و پارسال تهیه شده باشد. این پایه ازیک قرن پیش گذاشته شده و این سو اخلاق و وظیفه ناشناسى و سوءتربیت حالا که یک کار دقیق‌تر و وظیفه جدى‌تر از این کارمندان بى‌اخلاق‌مان می‌خواهیم رسوا می‌شوند و زودتر معلوم می‌شود که اینها بى‌هنرند و کارى ازشان ساخته نیست و دولت امروز و دیروز مسئول این کار نیستند یک قرن سوءتربیت و سو اخلاق باعث شده است که هیچکس در مقام خودش وظیفه شناسى نمی‌کند. پس این را نمی‌شود ایراد کرد که چرا حالا کوپن قند و شکر را به موقع نرساندند یا این که نان را کم کرده‌اند.

+++

البته وقتى که در قیمت اختلاف زیاد بود البته نانواى متقلب هم طورى عمل می‌کند که آن آردى را که به او می‌دهد تمامش را نان نمی‌کند که به مردم بدهد و در نتیجه کوپن‌ها بدون نان دست مردم می‌ماند. آردى را که دولت به نانوا می‌دهد از قرار تنى 305 تومان حساب می‌کند ولى در بازار آزاد همان آرد 1300 تومان قیمت دارد چه نانواى با وجدان و انصافى باشد که آرد تنى 305 تومان را نان کند و به مردم بدهد و دزدى نکند. برفرض 4 نفر هم بازرس و ناظر برایش گذاشتند آنها هم شریک می‌شوند و عین این عمل را انجام می‌دهد چه می‌شود کرد آیا می‌شود یک مرتبه اخلاق عمومى را عوض کرد؟ بنده خودم چندى قبل با آقاى دکتر میلیسپو در همین موضوع صحبت کردم ایشان می‌گفتند شما 20 نفر 30 نفر آدم درست و وظیفه‌شناسى پیدا کنید و به من معرفى کنید تا من بگذارم سر این کار والله من هر چه فکر کردم پیدا نکردم بعد از مدتى به ایشان گفتم خوب است از دانشجویان دانشکده‌ها بگذاریم ولى دیدم اینها هم می‌خواهند بروند درس بخوانند و نمی‌شود شبانه‌روز آنها را فرستاد دنبال این کار بعد صحبت شد که کارمندان شرکت نفت را که امتحان وظیفه‌شناسى داده‌اند آنها را انتخاب کنند و به این کار بگمارند ولى مشاهده شد که عده آنها هم معدود است و نمی‌توانند به این کار برسند. خوب فکر کنید با این وضع چه می‌شود کرد. حالا اگر نانوا دزدى می‌کند و وظیفه‌اش را اجرا نمی‌کند و از آردى که به او می‌دهند می‌دزدد با او چه باید کرد؟ باید یک عده مفتش گذاشت براى مراقبت او و یک عده مفتش دیگر هم گذاشت براى این مفتشین و به همین طریق باید چندین هزار مفتش روى اینها گماشت و به این طریق دزدى زیادتر می‌شود. این قبیل دردها است در مملکت ما که در هیچ کجاى دنیا نیست. آقاى تهرانچى متأسفانه تشریف بردند بیرون و نیستند که بشنوند گرچه ایشان هم اظهارا‌تشان را براى جواب شنیدن نکرده بودند و براى اداى تکلیف بوده است و گردن گیرشان شده بود که از یکماه دوماه قبل که استیضاح کرده بودند بیاناتى بکنند والا بنده معتقدم که در این موقع که به پایان مجلس شاید 20 روز بیشتر نمانده لازم است مجلس حفظ ابهت و وقار خودش را بکند و دولتى را که قریب 9 ماه است سرکار می‌باشد و نقشه‌هایى براى خواروبار کشور طرح کرده است و در سیاست خارجى مخصوصاًیک موفقیت‌هایى پیدا کرده است و روابط ما را با خارجه روشن نموده و موقعیت ایران را در دنیا واضح و روشن ساخته یک چنین دولتى را در این موقع باید تقویت کرد و یک دلو یک زبان از این دولت خواست که امر انتخابات را تسریع نموده و هر چه ممکن باشد دوره فترت را کوتاه نماید تا مجلس آتیه زودتر افتتاح شود و بار مسئولیت کمتر به دوش دولت باشد و نقشه‌هایى که براى تأمین خواروبار کشور طرح نموده‌اند با حضور مجلس آتیه زودتر انجام شود و در این موقع به هیچ وجه صلاح نیست که مادولت را معطل‏کنیم. مخصوصاً امروز شنیدم کهکنفرانس مسکو در شرف تمام شدن است و آقایان باید این موضوع را در نظر داشته باشند و حقیقتاً ملاحظه کنند که چقدر وضع بدى است که اگر در این موقع ما دولت نداشته باشیم چقدر تأسف­آور است. در موقعى که در کنفرانس مسکو تکلیف دنیا را روشن می‌کنند وقتى که نمایندگان آن کنفرانس وارد ایران می‌شوند البته میل دارند با سیاست مداران کشور و نمایندگان سیاسى ایران ملاقات و صحبت کنند نظرهایى بدهند و نظرهایى بگیرند در یک چنین موقعى البته نباید دولت را ساقط کرد. این است که بنده تمنا می‌کنم که آقایان مافوق احساسات شخصى خودتان و مافوق مصالح خصوصى خودتان براى مصالح عالى کشور و براى یادگارى که از این مجلس باقى خواهد ماند فکر کنید و تسلیم احساسات خصوصى نشوید و با این توجه به دولت رأى اعتماد بدهید. (صحیح است)

رئیس- آقاى دبستانى

دبستانى- بنده یادداشت‌هایى کرده بودم که به عرض

+++

آقایان برسانم ولى فرمایشات آقاى نراقى بنده را ملزم می‌کند که اول جواب ایشان را عرض کنم اول این که تعجب کردند که چرا یک آدم متنعمى به فکر فقرا افتاده است. بنده عرض می‌کنم که همیشه منفعت فردى موجب می‌شود که انسان تلاش کند ولى یک وکیل مجلس وظیفه عمومى دارد و تنها منافع شخصى خودش را نباید در نظر بگیرد و اگر منافع شخصى خودش در خطر افتاد براى حفظ منافع دیگران باید از هیچ فداکارى دریغ نکند. پس این جواب ایشان عنوانى نبود که از یک نفر شخص نماینده شنیده بشود. از طرف دیگر موضوعى اظهار کردند که نانواها دزدند وآرد در خارج گران است و دولت آرد را ارزان می‌دهد به نانواها علتش چیست؟ علتش جلوگیرى از این است که به مردم اجازه نمی‌دهند خودشان آرد را تهیه کنند و بخورند. درست بدبختى اینجا است که دست و پاى یک کسى را مى‌بندند و می‌گویند شنا بکند. از یکطرف مردم را محدود می‌کنند و ملزم و از طرف دیگر هم اجازه نمی‌دهند که بخرند و به قدر لزوم هم نمی‌دهند و می‌گویند که نانواها دزدند. رفع دزدى نانواها را که باید بکند؟ رفع دزدى با دولت است اینها اگر خراب هستند عوض کنید و دسته دیگر هم اگر خراب هستند مجازات کنید و بالاخره مجازات بازرسى براى این است که جلوگیرى بشود وقتى که شما نماینده مدافع دولت بفرمایید که مأمورین دولت همه فلان هستند چه باید کرد؟ گفت که واى به وقتى که بگندد نمک مأمورین دولت که باید جلوگیرى کنند از معایب دیگران ایشان به کلى می‌گویند که اینها خطاکارند پس تکلیف ماچیست؟ عرض دیگرم این است که لایحه‌اى داده بودند از طرف کمیسیون بودجه بنده دیدم که در قسمت خرج شرکت پنبه هزینه‌اش را تعیین کرده بودند به طور قطع 59 میلیون و خورده‌اى در صورتى که درآمد خیالى خیلى کمتر است و تقریباً 5 میلیون و کسرى تومان کسرى دارد. عرض می‌کنم در امور شخصى براى این که تصور نکنند خارج از موضوع است چون پنبه هم باید ازش منسوجات تهیه بشود و جزحوایج عمومى است قانونى که از مجلس براى انحصار پنبه گذشته است انحصار خارجى است و دولت آمده است برخلاف قانون توسعه داده است و این انحصار را در داخله هم توسعه داده است براى چه بوده است؟ ما خواهیم گفت یا منافعى براى دولت دارد یا براى احیا پنبه است و در نتیجه معلوم شد که منافعى ندارد بلکه 5 میلیون و کسرى تومان هم ضرر براى دولت یعنى ضرر براى خزانه مردم یعنى براى این ملت ورشکست و فقیر و بینوا دارد نه براى دولت براى این که دولت عبارت از یک رجالى است که 6 ماه یکسال دوسال موظف می‌شوند به کارشان و پس از مدتى می‌روند پى کارشان و هیچ ضرر و خسرانى را آنها نمی‌دهند. این ضرر فقط به مالیه مملکت تحمیل می‌شود و وقتى این طور شد فقیر و بینوا زیاد می‌شود و اگر هم مقصود احیا زراعت بود که به تجربه معلوم شده که زراعت پنبه رو به عقب رفته به طورى که رفع احتیاجات مملکت را هم نمی‌کند و براى کارخانه‌جات هم از خارج تهیه می‌شود بنابراین یک آیه‌اى نوشته شده است و ان آنستم منهم رشدا ایا دفعوا الیهم اموالهم یعنى اگر کسى را دیدید که از عهده امور شخصى خودش برمی‌آید می‌شود به او کار داد ولى اگر یک آدمى را دیدید که گشاد بازى کرد و عقل معاشش مثل بنده کم است این دیگر محروم است از این که متصدى امور بشودچرا؟ براى این که ورشکست می‌کند وبراى این که سرایت به دیگران می‌کند و وقتى به دیگران سرایت کرد ضرر به جامعه می‌رسد بنابراین شرع و قانون براى یک چنین کسى وظیفه معین کرده است که او را ممنوع و محجور می‌کند. حالا تأسف در این است که دولتى که هادى جامعه است و مصدر امور است و اگر دیگران گشاد بازى می‌کنند او باید مانع شود چطور خودش این گشادبازی‌ها را می‌کند که چندین میلیون ضرر بکند؟ در صورتى که خریدار پنبه و فروشنده پنبه هم همه ساله داشته باشد. آزادى مردم سلب شده عرض می‌کنم ضرر فروشنده شده ضرر خریدار هم شده است همه هم ناله دارند و دولت هم متضرر شده است باز هم لجاجت می‌کند و این مؤسسه خانه

+++

برانداز را نگاه می‌دارد. در خاتمه چون آقاى نراقى فرمودند که کنفرانس مسکو در شرف اتمام است و ما باید حتماً دولتى داشته‏باشیم این را خواستم عرض کنم که دول خارجه با اشخاص کارى ندارند اینها با مردم ایران و ملت ایران طرف هستند البته هر که مصدر امور باشد با او صحبت می‌کنند.

نخست وزیر- استیضاح یکى از حقوق مشروعه نمایندگان مجلس شوراى ملى است که البته دولت هم موظف است که حاضر براى جواب بشود. استیضاحى که چندى قبل آقاى تهرانچىکردند بنده اینجا باید عرض کنم که همیشه براى جواب حاضر بودم و اگر استیضاح به تعویق افتاد از لحاظ مصلحتى بود یا هر چه بود خود آقایان نمایندگان در نظر گرفتند و خود آقاى تهرانچى هم موافقت کرد بنابراین بنده می‌خواهم گله دوستانه ازآقاى تهرانچى بکنم که ایشان جا نداشت که روز پنجشنبه وقتى که از مجلس خارج می‌شدند به آقایان ارباب جراید اظهار بکنند که چهل روز است که بنده استیضاح کردم و دولت براى جواب حاضر نمى‌شود در صورتى که ما همیشه براى جواب استیضاح حاضر بودیم و حتى بنده اظهار کردم که اگر جلسه صبح تشکیل نمی‌شود عصر بشود و حتى روز جمعه هم ما براى جواب حاضر هستیم به هر صورت دولت براى جواب حاضر بود و از طرف دولت قصورى نشده است. حالا براى این که برگردیم به جواب موارد استیضاح آقاى تهرانچى بنده اجازه می‌خواهم یک مختصرى وقت آقایان را بگیرم البته تردیدى نیست که موضوع خواروبار و موضوع نان را همه می‌دانیم که از وقایع شهریور 1320 به این طرف یکى از مسائل مهم این مملکت است که همه دولت‌ها با آن مواجه بودند و از لحاظ همان اهمیت است که دولت‌ها در برنامه خودشان این موضوع را پیش‌بینى می‌کردند. دفعه دومى که بنده افتخار این شغل را پیدا کردم اگر خاطر آقایان رفته باشد حالا بنده به خاطر می‌آورم که اوضاع خواروبار یعنى اوضاع نان چندان رضایت بخش نبود ما دریک حالى زندگى می‌کردیم که روزهاى خیلى بد را می‌گذراندیم و اگر مساعدت‌هاى متفقین ما یعنى انگلیس‌ها و آمریکایی‌ها نبود که همه روزه ما منتظر بودیم که از جنوب به ما آرد برسد یک اوضاع وخیمى ممکن بود پیش بیاید خوشبختانه همان طور که آنها وعده داده بودند با کمى وسایل آن اندازه که براى خودشان میسر بود و به ما وعده داده بودند آرد به ما رساندند و از آن اوضاع تا حدى ما توانستیم خلاص بشویم و مخصوصاً نکته‌اى را باید تذکر بدهم که در یک مواقع خیلى سخت‌تر هم دولت اتحاد جماهیر شوروى حاضر شد که 25 هزار تن گندم به ما بدهد که تهران را از این وضع بد خلاص کند و در اینجا مخصوصاً بنده لازم می‌دانم که از اولیاى امور دولت شوروى تشکر بکنم که این کمکشان بسیار به جا بود و در موقعى به ما رسید که از هر جهت نگرانى ما را از بین بردند. وقتى که ما سرکار آمدیم بعد از یک مدتى آقایان دایماً چه بنده وقتى که به مجلس شوراى ملى می‌آمدم و چه رفقاى من همیشه تذکراتى راجع به اوضاع بد اداره خواروبار و اشکالاتى که هست و نبودن انتظامات و بدى آنجا می‌دادند وشکایت البته خیلى بود و بنده وقتى که مطالعه کردم به این نتیجه رسیدم که آنجا را به صورت وزارتخانه در بیاورم و یک وزیر براى آنجا تعیین کنم و وزیر هم تهیه شد و آقاى تدین مدتى قبولزحمت این کار را به عهده گرفتند ولى در ضمن عمل بعد از چندى ایشان به یک جهاتى قصد کناره‌گیرى کردند و بنده هم دیدم که اوضاعى که در آنجا هست و با آن تشکیلات و ترتیبات و با دلایلى که الان عرض می‌کنم مقتضى است که کار خواروبار را بدهیم به آقاى دکتر میلسپو اما این دلایل چه بود اولاً این بود که خود آقایان اگر به خاطر داشته باشند البته از روى حسن­نیت و حسن­ظن موقعى که ما اختیارات 13 اردیبهشت را آوردیم و به مجلس تقدیم کردیم دایماً این اظهار می‌شد که چرا امر خواروبار را جزاختیارات دکتر میلسپو قرار نداده‌ایم و ما بیشتر به این موضوع اهمیت می‌دهیم که در جز این احتیارات مسألهخواروبار هم باشد و به قدرى صحبت شد در کمیسیون‌ها و مجلس شوراى ملى که بالاخره بر طبق همین پیشنهاد مجلس شوراى ملى به اختیارات او این قسمت هم اضافه شد که ایشان بتوانند

+++

در مواردى که وزارت خواروبار و خود ایشان توافق نظر حاصل کنند خواروبار را اداره کنند.

تهرانچى- قسمتى از خواروبار را

نخست وزیر- فرق نمی‌کند ممکن بود که یک قسمت را ما حالا اضافه و یک قسمت را هم بعد اضافه کنیم و بالاخره تمام اختیارات را به او بدهیم. پس بنابراین دولت از لحاظ قانون عمل خلافى نکرده است مطلب دوم یعنى دلیل دوم بستگى نزدیکى که اصل امر خواروباربه کار باربرى و به کار مالیه مملکت دارد ما این طور فکر کردیم که وقتى که این دستگاه در یک جا جمع شد از لحاظ جمع­آورى بهتر می‌توانند به مقصود برسند مطلب دیگر این بود که به واسطه خوبى سال و محصول زیاد ما فکر کردیم که دیگر این دستگاه عریض و طویل لازم نیست و یک خرجى را به دوش مردم نگذاریم و از این بابت هم یک صرفه‌جویى داشته باشیم از همه مهم‌تر شاید دلیل چهارم باشد و آن همان حسن­ظن و ایران دوستى و بى‌غرضى آقاى دکتر میلسپوبود (صحیح است) ایشان را ما تشخیص دادیم که البته حسن نیت دارند و بهتر است به جاى مستشاران متعدد این کار را هم به عهده ایشان بگذاریم و چون نیت خوب ایشان بر ما مسلم بود گفتیم که این کار را هم او بکندایشان چرا قبول کردند؟ بنده وقتى که با ایشان در این باب مذاکره کردم مذاکره من این بود که ما به نظرمان نمی‌آید مستشار فعلى زیاد بتواند کارى صورت بدهد یک فکر دیگرى بکن و بعداز چند روز اظهار داشت که من مستشارى ندارم و کسى دیگر راهم نمى‌شناسم ولیکن چون خودم را خدمت‌گذار ایران می‌دانم و به این نیت آمده‌ام خودم آن را قبول می‌کنم و امیدوارم با کمک دولت ومصادر امور که مجلس شوراى ملى هم جزو او است بتوانیم خدمتى بکنیم و حالا می‌خواهم براى یک دفعه عرض کنم که در این امر ما نه خلاف قانون کردیم و نه کار را به یک نفر آدم نابابى داده‌ایم اما رویه آقاى دکتر میلسپو: اینجا به عقیده من آنجایى است که بین آقاى تهرانچى و آقایان دیگر شاید یک اختلافى باشد به این معنى که آقاى دکتر یک رویه مخصوصى دارد که سایر آقایان عقده‌شان طور دیگرى است و می‌فرمایند بایستى این طور بود و آنطور نبود تمام این اشکالات از اینجا ناشى می‌شود دکتر میلسپو عقیده‌اش این است و دولت هم عقیده‌اش این است که باید اهتمام کامل بشود در درجه اول عله تهیه بشود براى این کار ایشان در نظر دارند که سیصدو پنجاه هزار تن تعهد غله امسال جمع­آورى شود که از این یک مقدارش ذخیره براى سال آینده باشد و بتوانند شهرها را اداره کنند آمارى که بنده تا به حال به دست آورده‌ام تا اول این ماه 265211 تن ایشان تعهد گرفته‌اند و از این مقدار تا به حال 112483 تن وصول شده و همان طور که آقاى نراقى تذکر دادند دنیا به هم نخورده شاید هنوز قسمت‌هاى شمالى ما محصولش جمع­آورى نشده بنابراین ما نباید نگران باشیم و دلیلى هم ندارد که نگران باشیم بنابراین از این بابت بنده همینقدر می‌توانم عرض کنم که عملیات ایشان بد نبوده است و مطابق آمارى که بنده دیدم در سال گذشته در همین موقع نصف این محصول بیشتر تعهد گرفته نشده است (تهرانچى- سال گذشته که محصول نبوده است) خوب حالا هر چه بوده است مطلب دیگرى که آقاى تهرانچى همیشه اظهار می‌کنند و شاید بعضى دیگر از آقایان مسأله نان است و این که چرا جواز نمی‌دهند و ما در سختى هستیم و وحشت هست و بالاخره از گرسنگى خواهیم مرد از این قبیل حرف‌ها این مطلب بارها گفته شده است که ایشان عقیده‌شان این است که تاسیلو را به قدر کفایت جمع­آورى نکنند عمل جواز ممکن نیست اولاً در جمع­آورى سکته وارد آورد و ثانیاً در قیمت تأثیر کلى داشته باشد و اصولاً روى این نظر و این سیاست بوده که ایشان خیلى پافشارى و سماجت کرده‌اند مخصوصاً بنده در اینجا یک قسمت از مطالبى را که ایشان در راپورت‌شان گذاشته‌اند گویا راپورت تیر یا مرداد است براى آقایان می‌خوانم که ایشان این طوردر نظر دارند (در مواقعى نظیر موقع فعلى فقط یک سیاست و روش در مورد جنسى که خوراک اصلى و اساسى ملت را تشکیل می‌دهدمی‌توان اتخاذ نمود و آن این است که توزیع کلیه جنس موجودى به قیمتى که

+++

عموم به آن دسترسى داشته باشند و به طریقى که هر کس اعم از غنى و فقیر سهم کافى و صحیح خود را دریافت دارد تضمین گردد. خوشبختانه محصول غلهسال جارى وافر و به خوبى کفایت تمام سال را می‌نماید ولى منظور ما در حقیقت در این است که مقدار محصول جمع­آورى شده ذخیره براى سال آینده نیز باقى گذارد اما محصول سال آتیه چه خوب و چه بد هر فردى باید با کمال میل حاضر باشد که در دارا بودن آذوقه یا کسرى آذوقه با سایرین متساوى و بلاتفاوت باشد از اینرو مادام که موجودى کفایت عموم را ندهد ضبط است اگر دولت به افراد یا دسته‌هایى جواز بدهد که فقط در نتیجه داشتن وسایل آن را به دست آورند اما با این حرف‌ها چون آقایان اظهار میل نکردند نه آقایان بلکه در خارج هم به بنده مراجعه شد راجع به جواز ایشان به بنده وعده قطعى دادند که از بیستم آبان جواز عمومى بدهند و این امر را خاتمه بدهند و از این بابت هم نباید نگرانى باشد و بنده اینجا یک جمله معترضه عرض می‌کنم که اى کاش به جاى این همه هیاهو و اعتراضاتى که در اینجا می‌شد و آقاى تهرانچى و یا سایر آقایان مى‌آمدند پشت این تریبون و می‌گفتند که آقایان مالکین زودتر تعهدات خودتان را بدهید وکمک می‌کردند به دکتر میلسپو و اینقدر ایجاد وحشت نمی‌کردند این ایجاد وحشتى که شما می‌کنید نتیجه‌اش این می‌شود که فلان مالک که در فلان نقطه دور است خیال مى‌کند که همین روزها یک اوضاع دیگرى پیش می‌آید و تعهد خودش را نمى‌دهد و بالاخره می‌رود روى این که یک اشخاص از این موقع سوء‌استفاده بکنند و آن چیزى را که باید به ما بدهند ندهند (صحیح است) اما آقای تهرانچى اشاره کردند که نقض قانون شده است براى این که تبصره مجلس گذرانده است که بدون کوپن و یا با کوپن خاطرم نیست آرد بدهند آقاى دکتر میلسپو این را قبول نکردند اینجا بنده بایستى به آقایان تذکر بدهم که وقتى که اختیارات دکتر میلسپو تا آن حد هست که خودتان تصویب فرمودید و حق دارد که خودش عمل بکندو البته تردیدى نیست که مجلس هم نظر نداشته است که اختیارات او را محدود کند بنابراین وقتى که ما کار خواروبار را به او واگذار کردیم یعنى تو برو و بکن یعنى ما چشم‌مان را می‌گذاریم و دستمان را روى دست می‌گذاریم توآزادى و در حدود اختیارات خودت عمل کن (تهرانچى- در خود اختیارات اشاره به قوانین شده است) من که در بین فرمایشات آقا صحبتى نکردم اما راجع به بدى نان و شکایت مردم بنده هم تصدیق دارم و عیبى هم ندارد که تصدیق کنم که متأسفانه این اواخر نان بد اداره شد ولى اخیراً تصمیم گرفته شده است و آقایان هم لابد اطلاع به همرسانده‌اند کارنان به یک کمیته یعنى سه نفر از اشخاص بصیرواگذارشده مثل این که در این چند روز اخیر روى تقسیمات آنها روزى بیست تن از سیلو کسر شده و به نانواها داده شده است و البته در اوضاع نانوایی‌ها بهبودى حاصل خواهد شد انکار نمی‌کنم اشکالاتى هست و باید به تدریج رفع شود ما وقتى که اطمینان داشته باشیم که گندم در سیلو داریم دیگر در جزئیات دیگر نباید نگرانى داشته باشیم و بنده لازم است که یک نکته را عرض کنم و خاطرتان را از هر جهت اطمینان بدهم امر جمع­آورى یکى از اهم مسائل است که ما هم متأسفانه کار باربریمان نواقصى دارد کامیون به اندازه کفایت نداریم اى کاش آقاى تهرانچى می‌آمدند پشت این تریبون و فریاد می‌زدند که اى مردمانى که سوء‌استفاده می‌کنید با دادن پول این رانندگان کامیون‌ها را اغوا نکیند وسوء‌استفاده نکنید بگذارید براى دولت کار بکنند خلاصه براى این که اطمینان خاطر از هر جهت حاصل شود بنده باید خدمت آقایان عرض کنم که با اولیاى امور شوروى مذاکره کردم و اولیاى امور شورى هم قبول کردند که چهل هزار تن از مازاد قسمت شمال را با وسایل نقلیه خودشان درطهران به ما تحویل بدهند این یک موفقیتى است که من به دست آورده‌ام و از طرف دیگر متفق دیگر ما انگلیس و آمریکایی‌ها حاضر شده‌اندمشغول مذاکره هستند با دکتر میلسپو که در قسمت غرب و سایر جاها آنها هم رفع نگرانى ما را بکنند و با وسایل نقلیه به ما برسانند چون

+++

ممکن است که امر خواروباریعنى جمع­آورى خواروبار محتاج به کمک‌هاى بیشترى باشد آقایان وزراهم یکعده‌شان حاضر شده‌اند که بروند در استان‌ها و ولایات و ایالات که در این جمع آورى‏امر خواروبار اهتمام کنند و از این بابت هم یقین دارم کمک‌شان مؤثر خواهد بود و اقداما‌تشان منتج نتیجه است و باز هم در نظر گرفته شده است در امر خواروباریک کمیته دایمى انتخاب شود از چند نفر و رئیس نان و رئیس کل دارایى در یک موقع خیلى نزدیکى که با هم تماس داشته باشند و با یک فکر جامعى این قضیه را حل و صورت خوبى به این کار بدهند که نسبت به این موضوع این قدر بحث نشود این بود آن چیزهایى که بنده یادداشت کرده بودم به طور کلى نسبت به فرمایشات آقاى تهرانچى و یک نکته را هم بنده باید عرض کنم که این هم مورد گله بنده است ایشان اظهار کردند که ما وزارت خواروبار را در یک موردى خواستیم منحل کنیم که به حساب‌هایش رسیدگى نشود این خیلى اسباب تعجب است به جهت این که ما به هیچ وجه این نیت را نداشتیم ما اساساًمی‌خواستیم آن دستگاه آنطورى را تبدیل کنیم به یک دستگاه دیگرى که این طور تفوه و این طور نگرانی‌ها تولید نشود و به علاوه وزارت خواروبار حسابدار از طرف کل دارایى دارد حساب‌هایش صورت دارد رسیدگى خواهد شد می‌بینند اگر پولى حیف میل شده باشد مرتکبین تعقیب می‌شوند و چطور می‌شود این طور فرض کرد که در یک موقعى که مى‌خواستند به حساب‌هاى وزارت خواروبار برسند آنجا را ما منحل کردیم و تو در تو بکنیم و چطور ممکن است که با بودن این همه مستشارهاى آمریکایى که براى همین قبیل نظارت‌ها هستند این عمل را کرده باشیم مسأله وزارت خواروبار که شما آمده‌اید و پول داده‌اید باید البته حسابش را رسیدگى کرده خود آقاى تدین هم در نظر دارم که یک صورتى آوردند در اینجا بود یا در جلسه خصوصى و خواندند که این پول‌ها کجا رفته و الان هم مشغول هستند و چند نفر حسابدارو بصیر در آنجا دارند کار خودشان را می‌کنند و خداى نخواسته اگر بعد هم دیدیم تفریط شده است معلوم خواهد شد که چه شده و به کجا رفته و این یک امرى نیست که بنده با این همه گرفتارى بروم و شخصاً دنبال این کار را بگیرم و ببینم این پول‌ها و حساب‌ها چه شده است این دستگاه مخصوصى دارد و باید رسیدگى بکند و خواهد کرد مسائل دیگرى هم آقاى تهرانچى در اینجا راجع به قند و شکر و چاى و اینها اشاره فرمودند که صحیح است ولى یک نکته‌ای را باید در نظر گرفت که ما در یک حالت فوق‌العاده زندگانى می‌کنیم وضع ما به همان حال عادى نیست ما با همه این حرف‌ها که آقا زدید احتیاجات‌مان به قدر کفایت تأمین نمی‌شود و نباید انتظار داشته باشیم همان زندگى را که قبل از جنگ می‌کردیم عیناً همان زندگى را حالا داشته باشیم یکى از دلایل آوردن مستشارها براى حسن اداره و انتظام راجع به همین امور بود راجع به همین کارها من بارها با شخص دکتر میلسپو مذاکره کرده‌ام او می‌گوید آدم‌هایى که من لازم دارم وسایلى را که لازم دارم به من بدهید من این کار را اصلاح می‌کنم و من هم تردید ندارم اداره خواهد شد به قول آقاى نراقى کارهاى این مملکت زیاد مرتب نبوده است که ما بخواهیم در یک مدت کمى همه را به هم بزنیم سعى و جدیت ما این است که کارها را بهتر کنیم و تردیدى هم در این قسمت نیست و باید وقتى که عمال و همکاران دکتر آمدند و سرکارها قرار گرفتند بگذاریم آنها کار کنند تا نتیجه حاصل شود و فعلاً بنده می‌خواهم به عرایضم خاتمه بدهم ولى یک مطلبى را می‌خواهم عرض کنم یک یادداشتى هم بنده گرفته‌ام براى آقایان می‌خوانم و آن راجع به موضوع غله است: مقدار غله که در سال 1322 جمع­آورى آن پیش‌بینى شده سیصد و پنجاه هزار تن- جمع تعهدات دریافتى به موجب آمارهاى رسیده که اغلب آنها تا تاریخ پانزدهم مهرماه است دویست و شصت و پنج هزار و پانصد و هشتاد و یک تن- جمع وصولى از تعهدات دریافتى موجب آمارهاى رسیده که اغلب آنها تا تاریخ 15 مهرماه است یکصد و سیزده هزار و چهارصد و چهل و شش تن- جمع تعهدات دریافتى شهرستان تهران تا اول آبان ماه 22 بیست و پنج هزار و یکصد و پنجاه و شش تن- جمع

+++

وصولى از تعهدات تهران تا اول آبان ماه 22- هیجده هزار و دویست و چهل و شش تن- جمع محصولات غله سال جارى از انبارهاى بلوکات اطراف تهران به سیلو که در دو ماهه شهریور و مهرحمل شده شانزده هزار تن- بقیه وصولى حوزه تهران تا اول آبان ماه که در انبارهاى غله بلوکات موجود است دو هزار و دویست و چهل و شش تن- موجودی سیلوى تهران در صبح سوم آبان ماه- آرد سفید 2214278 کیلو آرد گندم خالص 987356 کیلو گندم 533768 کیلو جو 4577532 کیلو ارزن 2406500 کیلو جمع کل 10719434 کیلو. علاوه بر موجودى مذکور مقدارى جنس هم بابت مصرف سالیانه ارتش مقیم تهران به وزارت جنگ اضافه بر مصرف روزانه ارتش تحویل گردیده است که در انبارهاى وزارت جنگ به طور ذخیره موجود است. براى جمع­آورى بقیه تعهدات اطراف تهران اقدامات لازمه در جریان است و تا آخر آبان ماه عمل جمع­آورى اطراف تهران تقریباً خاتمه پیدا خواهد نمود. مقدار غله که ادارات خواروبار شهرستان‌ها پس از تأمین مصرف تا 20 مهرماه حوزه خود از بقیه محصول جمع­آورى شده در تاریخ 20 مهر در انبارهاى محل موجود داشته‌اند گندم 30519 تن جو 20070 تن جمع 50589 تن براى تأمین مصرف تهران از اول آبان 1322 تا آخر تیرماه 1323 (موقع به دست آمدن محصول سال آینده) و تهیه بیست هزار تن جنس به طور ذخیره در سیلوى تهران برنامه عمل به شرح زیر است:

موجودى فعلى گندم و آرد سیلو و بقیه تعهدات گندم حوزه تهران 10000 تن- از مازاد محصول خراسان آذربایجان- زنجان- گرگان- همدان- کرمانشاهان- اراک- الیگودرز و نقاط دیگر که باید متدرجاً به تهران حمل شود 70000 تن جمع هشتاد هزار تن. از مقادیر بالا ترتیب حمل پانزده هزار تن آن به تهران داده شده است از گرگان 2500 تن زنجان 2000 تن الیگودرز 2000 تن ارک (از جنس همدان و کرمانشاه و اراک) 3500 تن از اطراف تهران با در نظر گرفتن بقیه تعهدات 5000 تن جمع 15000 تن. تذکر دیگر این که در حمل غله سایر شهرستان‌هاى غله خیز به تهران عمداً تأخیر شده و علت این است که به واسطه قحطى سال پیش در انبارهاى این قبیل شهرستان‌ها موقع خرمن جدید چیزى موجود نبود و اگر به محض دست آمدن محصول از این نقاط جنس به تهران حمل می‌گردید ممکن بود در اذهان مردم سوء‌تفاهمى تولید و موجبات نگرانى آنها فراهم گردد.

انوار- راجع به برنج هم بفرمایید.

نخست وزیر- راجع به این که قضیه برنج چطور باید اداره شود ما تابه حال یک اختلاف نظرى داریم و امیدواریم حل شود تا دو روز دیگر حل می‌شود و براى حمل هم اقدام شده است و مقامات شوروى قبول کرده‌اند که حمل کنند. در خاتمه عرایضم لازم است این موضوع را عرض کنم و از پشت تریبون پایین بیایم و آن این است که من و همکارانم در این مدت هیچ نظر خاصى نداشته‌ایم خدا را گواه می‌گیرم به غیر از خدمت به مملکت هیچ رویه‌اى نداشته‌ایم سعى و کوشش هم کرده‌ایم که بتوانیم توفیق حاصل کنیم اوضاع عمومى هم بحمدالله بد نیست این است هم نسبتاً خوب است کار خواروبار هم اصلاح می‌شود سیاست خارجى را هم ما بر یک پایه متین و روشن و اساسى گذارده‌ایم که از هر جهت تکلیف کشور ایران معلوم باشد (صحیح است) و تصدیق هم باید بفرمایید و اگر هم نمی‌دانید بنده اینجا عرض می‌کنم که حسن تفاهم کامل بین دولت و متفقین حاصل است و از هر جهت همکارى می‌کنند و از هیچ مساعدتى هم خوددارى نمی‌کنند و به هیچ وجه هم از این بابت نگرانى نیست حال این مجلس و این دولت و این قضاوت عمومى.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

تهرانچى- اجازه می‌فرمایید؟ بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم.

رئیس- بفرمایید.

تهرانچى- عرض کنم مطابق نظامنامه بعد از استیضاح سه قسم رأى می‌شود گرفت رأى ساکت و رأى مثبت و رأى

+++

منفى و حالا اگر بخواهید رأى بگیرید باید معلوم کنید که رأى مثبت است یا منفى و بعد هم البته باید دولت رأى اعتماد بخواهد و ضمناً خواستم عرض کنم که ورقه سفید بى‌اسم جز ممتنع است. (صحیح است)

معدل- همان رأى اعتماد بخواهند کافى است.

نخست وزیر- بنده تصور می‌کنم وقتى دولتى استیضاح می‌شود خود به خود رأى اعتماد هم جزوش هست حالا بنده این تقاضا را دارم که رأى اعتماد گرفته شود.

رئیس- رأى گرفته می‌شود آقایانیکه اعتماد دارند ورقه سفید می‌دهند. البته ورقه سفید اسم‌دار خواهند داد.

(اخذ و شماره آرابه عمل آمده 50 ورقه سفید و نه ورقه کبود و پنج ورقه سفید بى‌اسم شماره شد)

(اسامی موافقین- آقایان: حریری، معینی، دکتر لقمان، نمازی، دکتر ضیاء، فرخ، لیقوانی، فرشی، روحی، مستشار، هاشمی، ملایری، فتوحی، کازرونیان، رفیعی، رهبری، پارسا، مهذب، اردبیلی، گرگانی، پناهی، طباطبایی، افخمی، دکتر ملک‌زاده، موقر، ریگی، بوداغیان، ساکینیان، ملک‌زاده آملی، مرآت اسفندیاری، جلایی، مشیردوانی، یمین اسفندیاری، شاهرودی، دشتی، معدل، نراقی، خسروشاهی، چایچی، مسعودی، دکتر ادهم، معتضدی، اصفهانیان، فریدونی، مقدم، مجد ضیایی، گیو، دکتر غنی، آزادی

اسامی مخالفین- آقایان:یاراحمدی، دولتشاهی، دبستانی، تولیت، جلیلی، شهدوست، شباهنگ، تهرانچی، محیط لاریجانی

ورقه سفید علامت امتناع: 5)

رئیس- عده حاضر در موقع اعلام رأى 85 ورقه سفید 50 کبود 9 ورقه سفید علامت امتناع 5

نخست وزیر- بنده اجازه می‌خواهم یک دفعه دیگر از حسن­ظن آقایان تشکر کنم و امیدوارم این اوراق سفید موجب این بشود که دولت بهتر بتواند کار کند. (صحیح است)

رئیس- اجازه می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است). جلسه آتیه روز سه‌شنبه 10 آبان سه ساعت پیش از ظهر.

(مجلس یکساعت و بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى

+++‏

یادداشت ها
Parameter:294084!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)