کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

5.0 (1)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 206 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه سوم آذر ماه 1330  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - بیانات قبل از دستور آقاى موقر

3 - گزارش آقاى نخست‌وزیر راجع به جریان مسافرت و در مورد شروع انتخابات و تقاضاى رأى اعتماد و ابراز اعتماد به دولت ایشان.

4 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 206

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه سوم آذر ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - بیانات قبل از دستور آقاى موقر

3 - گزارش آقاى نخست‌وزیر راجع به جریان مسافرت و در مورد شروع انتخابات و تقاضاى رأى اعتماد و ابراز اعتماد به دولت ایشان.

4 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت ده و ده دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1  - تصویب صورت مجلس.

رئیس - اسامى‌ غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه - آقایان: دولت‌آبادى. اردلان. ارباب رستم گیو. طباطبایى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: محمود محمودى. دکتر مصباح‌زاده. موقر. محمدعلى مسعودى. مجتهدى.‌امیرقاسم فولادوند. سالار بهزادى. کوراغلى. محمد ذوالفقارى. اللهیار صالح. دکتر شایگان. دکتر بقایى. جواد مسعودى. معین‌زاده. قراگزلو. قبادیان.

دیرآمدگان با اجازه - آقاى گنابادى یک ساعت - آقاى برومند یک ساعت - آقاى صدر میرحسینى آخر وقت یک ساعت و 30 دقیقه.

دیر‌امدگان بى‌اجازه - آقاى حسن اکبر 2 ساعت - آقایان: هراتى. سنندجى. سودآور. هریک یک ساعت - آقاى شهاب خسروانى دو ساعت - آقاى دکتر برال یک ساعت.

رئیس - نسبت به صورت مجلس جلسه قبل نظرى هست؟ آقاى شوشترى‏

شوشترى - بسم الله الرحمن الرحیم. در این صورت مجلس که همه آقایان ملاحظه مى‌فرمایند در نطق بنده البته چند کلمه است که الآن تصحیح مى‌کنم و مى‌دهم به تند نویسى ولى با عباراتی که اینجا نوشته شده است آن روز هم به جناب رئیس مجلس عرض کردم وعده فرمودند این کار را عملى کنند دو ساعت و نیم بعد از ظهر پریروز در بررسى جراید این صورت مجلس را بخوانید ببینید ما کدام حرف زشت را زدیم که در بررسى جراید اداره رادیو آنچه توانست گفت و نسبت سوء داد و رادیو را آن روز در موقع استقبال وصل کردند و‌اشخاص غیر مسئول که نوشتند و گفتند این وکلا اغلب‌شان وکیل نیستند ...

رئیس - این ربطى به صورت مجلس ندارد.

شوشترى - چرا؟ اجازه بفرمایید مربوط به صورت مجلس است در خارج از این مجلس منعکس مى‌کنند این را بخوانید ببینید کى فحش داده‏.

رئیس - به کارپردازى تأکید شده است و همان طور که یک دفعه هم گفته‌ام براى این که تمام بیانات نمایندگان بدون کم و زیاد از رادیو منعکس شود و مردم هم همه بتوانند بشنوند روزهاى جلسه را متصل کنند به رادیو که همه مردم بتوانند استفاده کنند این دستور را به اداره کارپردازى داده‌ام الآن هم تأکید می‌کنم که اقدام فورى بکنند اگر اداره رادیو مسامحه کرد آن وقت راجع به خود اداره رادیو تصمیم گرفته می‌شود آقاى دکتر جلالى.‏

آزاد - بودجه اداره تبلیغات را تصویب نمى‌کنیم‏.

دکتر جلالى - چند اغلاطى که تصور می‌کنم‌ اشتباه مطبعه‌اى است در بیانات اینجانب هست که اصلاح مى‌کنم و مى‌دهم به اداره تند نویسى‏

رئیس - بسیار خوب آقاى دکتر شایگان.

دکتر شایگان - بنده را در صورت مجلس جزو غایبین بى‌اجازه نوشته‌اند در صورتى که بنده با تصویب مجلس رفته بودم.

رئیس - بلى اینها به کمیسیون مربوطه مراجعه مى‌شود اصلاح مى‌شود آقاى قاسم فولادوند.

قاسم فولادوند - بنده در جلسه قبل مریض بودم و به مقام ریاست هم اطلاع داده‌ام.

رئیس - اصلاح مى‌شود آقاى حائرى‌زاده‏

حائرى‌زاده - یک اصلاحاتى در بیانات بنده هست که تصور می‌کنم در مطبعه‌اشتباه شده که آنها را اصلاح می‌کنم و مى‌دهم به اداره تند نویسى موضوعى که فراموش شده است اتهاماتى است که انگلیس‌ها جرایدشان به ملت ایران مى‌دهند.

رئیس - این که مربوط به صورت مجلس نیست. این که جایش اینجا نیست.‏

حائرى‌زاده - فراموش شده بود عرض کنم می‌خواهم تذکر بدهم.

رئیس - چیزى را که فراموش کردید و نفرمودید حالا می‌خواهید بفرمایید؟ یک روز دیگر قبل از دستور بفرمایید آقاى غلامرضا فولادوند.

قاسم فولادوند - در صورت مجلس بعضى از عبارات عرایض بنده را‌اشتباه نوشته‌اند که از سیاق عبارت معلوم است تصحیح مى‌کنم و مى‌دهم به اداره تند نویسی و ‌اما موضوعى که مورد گله دوستان شد بنده در مورد فرمایشات جناب آقاى جمال ‌امامى ‌اسائه ادبى ‌نکردم (صحیح است) و همیشه به ایشان احترام مى‌کنم اگر در جراید چیزى برخلاف اظهارات بنده نوشته‌اند مربوط به بیانات من نیست بنده در مورد دادگسترى عرض کردم رفتار قضات و تشکیلات دادگسترى و محاکمات و تندى و کندى محاکمات مربوط به مجلس شوراى ملى است مجلس شوراى ملى اگر بخواهد دادگسترى بهترى از این که‌ امروز داریم داشته باشیم بایستى قانونى وضع کند و استقلال قضات را تأمین بکند حقوق قضات را تأمین بکند تا دادگسترى ما به صورت دنیا پسندى در بیاید و دادگسترى خودش نمی‌تواند قوانینی را که مجلس وضع کرده

+++

و بعضى از قوانین باعث کندى جریان محاکمات شده است تغییر بدهد و در محاکمات تسریع بکند عرض بنده این بود و به هیچ وجه نسبت به آقاى جمال ‌امامى‌ هیچ گونه بى‌احترامى ‌نکرده‌ام و خواهش می‌کنم در دل ایشان هم تکدرى از بنده باقى نماند (احسنت)

رئیس - آقاى صدر‌زاده‏

صدر‌زاده - در بیانات بنده در جلسه پنجشنبه یک‌اشتباهات و اغلاطى هست که تصحیح کرده‌ام و مى‌دهم به اداره تندنویسى و راجع به انتخابات هم که آنجا عرض کردم و چون وقت نرسید در جلسه دیگر عرض مى‌کنم‏

رئیس - بسیار خوب آقاى صفایى‏

صفایى - راجع به عرایض بنده در جلسه قبل چون‌اشتباه اصولى شده از این جهت توضیح مى‌دهم و تکرار می‌کنم آن جلسه عرض کردم که از قانون پشتوانه مقرر شده بود که 10 میلیون تومان به بانک کشاورزى داده شود که به رعایا و کشاورزان کمک بشود در صورت مجلس نوشته شده است صد هزار تومان و این‌اشتباه است و تذکرم به آقاى وزیر دارایى این بود در این موقع که مازندران از هر لحاظ گرفتار خشک و قحطى شده این پولى که قانوناً تصویب شده و از محل آن ارز پشتوانه باید داده شود در اجراى این قانون تسریع بفرمایید و این پول را در اختیار بانک کشاورزى بگذارید که در این موقع حساس در سر زمستان به مردم مازندران که به کلى فاقد آذوقه شده‌اند کمک شود چون عبارت به کلى غلط نوشته شده بود این بود که توضیحاً عرض کردم.

رئیس - آقاى جمال ‌امامى‏

جمال ‌امامى - یک‌اشتباهى در جملات بود تصحیح کردم و مى‌دهم به تند نویسى‏.

رئیس - بسیار خوب آقاى اسلامى.

اسلامى - نکته‌اى در آن جلسه پریروز توجه بنده را جلب کرد موقعى که بنده با آقاى نورالدین ‌امامى‌که مجلس را اداره مى‌کردند مذاکره شده بود بنده گفتم که اگر آقاى جمال ‌امامى‌ مى‌خواهند صحبت بکنند باید رآی گرفته شود. همین طور در طرح یک دوازدهم حتى تذکر دادم اگر رأى بگیرند من هم حاضرم رأى بدهم. بعد آقاى نایب رئیس فرمودند من به شما تذکر مى‌دهم من گفتم نمى‌توانید گفتند اخطار مى‌کنم اینجا نوشته‌اند اگر ساکت نشوید اخطار خواهم کرد و مقررات آیین‌نامه را درباره شما اجرا مى‌کنم و از مجلس شما را بیرون مى‌کنم آقاى‌ امامى‌ آیا این جور فرمودید؟ بنده که نشنیدم تکذیب می‌کنید؟ خواهش مى‌کنم اصلاح بفرمایید.

رئیس - آقاى دکتر کاسمى‏

دکتر کاسمى - در عرایض بنده یک اغلاط مطبعه‌اى هست که تصحیح می‌کنم و مى‌دهم به اداره تندنویسى.

رئیس - آقاى کشاورزصدر

کشاورزصدر - در بیانات بنده چند اصلاح چاپى است که اصلاح مى‌کنم و مى‌دهم به تند نویسى.

رئیس - آقاى نورالدین‌ امامى‏

نورالدین ‌امامى - بنده با تصدیق این که آقاى اسلامى ‌همیشه در مجلس پارازیت می‌فرستند و شلوغ می‌کنند چنین عبارتى نگفتم چون آقاى اسلامى ‌از‌اشخاصى هستند که خیلى شلوغ مى‌کنند و نمی‌گذارند که اصلاً صدا آنجا برسد (صحیح است) و اسباب تشنج مى‌شوند.

رئیس - دیگر نظرى به صورت مجلس نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس جلسه پیش تصویب شد.

2 - بیانات قبل از دستور آقاى موقر

رئیس - چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند. آقاى مجید موقر بفرمایید.

عده‌اى از نمایندگان-‌امروز نطق قبل از دستور نباشد.

موقر - هر چند خبرگزارى‌هاى داخلى و خارجى همه روزه جریان مشروح و مفصل گزارش عملیات و اقدامات هیئت اعزامى‌ ایران به شوراى ‌امنیت را منتشر ساخته معهذا یقین دارم نمایندگان محترم با توجه به اهمیت این موضوع کمال علاقه را دارند که توضیحاتى چند از اعضا هیئت مستقیماً نشوند ولى چون آقاى دکتر مصدق شخصاً گزارش این مأموریت مهم را به استحضار مجلس شوراى ملى می‌رسانند بنده اجازه مى‌خواهم موضوع را از جنبه دیگرى مورد مطالعه و بحث قرار دهم.

بنده معتقدم مبارزه مقدس ملت نجیب ایران به رهبرى آقاى دکتر مصدق براى رهایى از چنگال استثمار بى‌شباهت به قیام و اقدام ملت هند به رهبرى گاندى براى گسستن زنجیر استبداد و استعمار نیست.

همچنین معتقدم اگر علاقه ‌امپراطورى انگلیس به حفظ سلطه و اقتدار از خود بر صحنه پهناور هندوستان بزرگ با 400 میلیون جمعیت و 5 میلیون کیلومتر مربع بیشتر از منابع نفت ایران نبوده به طور تحقیق کم‌تر هم نبوده است.

در اینجا طبعاً این پرسش پیش مى‌آید که با اهمیت غیر قابل وصف مادی و معنوى که هند براى مزید اعتبار و اقتدار‌ امپراطورى انگلیس در برداشته همان هندى که درخشنده‌ترین گوهر تابناک تاج امپراطورى انگلستان نامی‌ده مى‌شد چگونه موفق شد به این سهولت و آسانى خود را از زنجیر استعمار برهاند و سر این کامیابى ‌درخشان در چه بود؟

بدیهى است تحقیق و تتبع در این مسئله حیاتى براى ملت ایران خالى از فایده نیست.

زیرا ملت ایران نیز براى حصول آزادى مالى وسیاسى خود مشغول مبارزه است.

مقدمتاً لازم مى‌دانم به طور اختصار مقایسه بین اوضاع اجتماعى دو ملت ایران و هند بنمایم.

به عقیده بنده بزرگ‌ترین عامل بقاى سلطه 200 ساله انگلیس برهند اختلافات طبقاتى شدیدى بود که بین مردم هند حکم‌فرما بود تا جایى که اگر سایه یکى از افراد نجس بر برهمنى مى‌افتاد برهمن را غسل تطهیر واجب مى‌آمد تا شاید به این وسیله نجاست این تماس موهوم را از ساحت مقدس برهمایى خود بزداید هندوستان گرفتار ادیان مختلف و السنه مختلف اقوام مختلف است و همین اختلافات شدید طبقاتى موجب ضعف و ناتوانى آن کشور پهناور شده بود.

وحشتناک‌ترین مظهر این اختلاف طبقاتى قتل عام فجیعى بود که متعاقب تخلیه قواى انگلیس بین دو فرقه مسلمان و هند به وقوع پیوست و عالم بشریت را متأثر ساخت.

خوشبختانه هیچ گاه در ایران یک همچو اختلافات خانمان سوز طبقاتى وجود نداشته بلکه طبق تعلیمات دین رسمى‌ ایران که دین مبین اسلام است پایه برترى بر فضیلت و تقوا است و در عرف اجتماعى ما هیچ گونه فرقى و مزیتى بین سید قریشى و عبد حبشى در میان نیست.

با این مقایسه مختصر مى‌بینم که از یک طرف منافع مادى انگلیس در هند به مراتب بیشتر از ایران بوده و از طرف دیگر هند گرفتار چنان اختلافات داخلى بوده که هیچ گاه در ایران سابقه نداشته است.

معهذا هندوستان با آن همه اوضاع و احوال نامساعد موفق شد بالاخره زنجیر استعمار را از هم بگسلد و استقلال و آزادى خود را یک بار دیگر به دست آورد.

این پیروزى بزرگ مرهون یک عامل بود و بس جان کلام هم در همین جا است مقصود بنده از طرح این مقایسه در همین است و آن عامل موثر «وحدت کلمه» بود که در نتیجه نصایح پیشوایان جلیل‌القدرى مانند گاندى بوجود ‌آمد ریشه استعمار را از ساحت مقدس هندوستان از بیخ و بن برافکند.

(شوشترى - مرا تهدید نکن فاطمى ‌دیگر مرا تهدید نکن بس است) (مکى - همه‌اش با هوچى بازى کار مجلس را باید کرد؟) (هوچى بازى نیست مرا تهدید می‌کند) (مکى - تو تهدید کردنى نیستى) (شوشترى - تبلیغات براى شما بس است) (زنگ رئیس) (رئیس - آقاى شوشترى ساکت باشید.)

انگلستان به خوبى‌مى‌دانست که خطرناکترین دشمن اقتدار او در هندوستان ایجاد همین اتحاد کلمه بود انگلستان آگاه بود که تا روزى مى‌توان سلطه خود را بر هندوستان برقرار نگاه دارد که نفاق و شقاق داخلى بین آنها حکم‌فرما باشد ‌ترس انگلیس از روزى بود که این نفاق مبدل به اتفاق گردد و این اقوام مختلف به هم سازند و بنیاد استعماراش را براندازند

پس طبعاً مشى سیاسى هر دولت استعمار طلبى ‌در یک جمله مختصر و کوتاهى خلاصه مى‌شد و آن جمله این بود «نفاق بیانداز و حکومت کن» ولى این سیاست که از یادگارهاى مظالم ‌امپراطورى روم قدیم بود به حکم ناموس طبیعت به نوبت خود بر باد رفت و اینک اکنون اثرى از آن دوران به جز نفرت و انزجار در تاریخ تمدن بشرى باقى نمانده است.

تا روزى که خود مردم هند آلت اجراى این سیاست شوم بودند هندوستان در دامان استعمار غنوده بود اسمى ‌از استقلال و آزادى در میان نبود.

ولى عاقبت سر این نیرنگ فاش شد. پیشوایان بیدار و هوشیار هند مانند گاندى و جناح به این حقیقت پى بردند که از چنگال موحش استعمار رهایى نخواهند یافت مگر وقتی که آتش نفاق را با آب رحمت رفق و مدارا فرو نشانند و دست برادرى و برابرى به هم داده اختلافات داخلى را از میان بردارند.

بلى. سر پیروزى نهایى هند در احراز استقلال و آزادى و در برافکندن کاخ استعمار در همین کلمه «وحدت و اتفاق» و اجتناب از نفاق بود و بس. هند براى نیل به آزادى از اختلافات داخلى دست کشید و به وحدت گرایید و عاقبت به آرزوى دیرینه خویش رسید.

آیا ما هم براى حصور پیروزى نهایى در این مبارزه ملى راهى جز اجتناب از نفاق و شقاق و توسل به حبل‌المتین اتحاد و اتفاق داریم.

گاندى رهبر بزرگ اتحاد هند و سازنده کاخ سعادت و استقلال هند بود.

به خاطر دارم اوقاتى که مبارزه استقلال طلبى‌ هند مانند مبارزه ملى ‌امروز ما سایر مسائل بین‌المللى را تحت‌الشعاع قرار داده بود و رهبر ضعیف‌الجثه هند مانند پیشواى علیل‌المزاج ما سرگرم مبارزه با ‌امپراطورى

+++

عظیم بریتانیا بود روزى خبرى راجع به جهاد مقدس گاندى خواندم که سخت مرا تکان داد و بى‌اختیار بر او آفرین گفتم و درود فرستادم آیا مى‌توانید به خاطر بیاورید که این خبر چه بود؟ خبر این بود «صلح بین گاندى و ‌امپراطورى انگلیس» مفهوم این خبر این است که در ‌ترازوى سیاست بین‌المللى گاندى ضعیف‌الجثه در یک کپه قرار دارد و در یک کپه دیگر یک چنان ‌امپراطورى عظمیى که هیچ گاه آفتاب تابان برفراز خاکش فرو نمى‌نشست بلى «چنین کنند بزرگان چه کرد باید کار»

به خود گفتم چه مى‌شد اگر خداى بزرگ وطن عزیز ما را هم به نعمت یک همچو فرزند برومندى بهره‌مند می‌ساخت تا او هم در راه سربلندى ایران عزیز قد مردانگى علم کند و در احیاى نام و نشان ایران به مبارزه پردازد.

این مسافرت اخیر به بنده فرصتى داد که بیش از پیش به اعتلاى نام ایران در دنیاى خارج پى برم اجازه مى‌خواهم چند سطر از آن چه موقع ورود به نیویورک در صداى ‌امریکا سخن پراکنى کردم به عنوان مثال به عرض نمایندگان محترم برسانم‏

شنوندگان عزیز به خوبى‌می‌توانند قضاوت کنند وقتى که سابق بر این از ما مى‌پرسیدند که آیا در کشور شما راه آهن و کشتى و کارخانه وجود دارد و آیا مردم ایران تلفن و اتومبیل و رادیو را دیده‌اند بر ما چه مى‌گذشت؟ حتى ایران را به قدرى از قافله تمدن دور مى‌پنداشتند که از ما جویا مى‌شوند که آیا در ایران مدرسه هم هست.

بنده و نظایر بنده در طى مسافرت‌هاى خود در کشورهاى بیگانه همیشه گرفتار این نوع بدبختى‌هاى و مصیبت‌ها بودم و از این قضاوت ظالمانه بیگانگان نسبت به وطن عزیز خود مرارت‌ها و رنج‌ها مى‌بردیم و مدافعات و مشاجرات ما هم هیچ تأثیرى در طرز فکر و عقیده آنها نسبت به ایران نداشت زیرا اگر آنها احیاناً اطلاعى از اوضاع جارى ایران به دست آورده بودند از آثار قلمى‌ نویسندگان مغرضى مانند مولییر و تألیفات مضرى مانند کتاب ساختگى حاجى بابا بود.

این وضع ناگوار هر ایرانى حساسى را در خارج از ایران متأثر و افسرده می‌سازد.

حال بر این منوال بود تا این که اخیراً براى بنده مسافرتى به اسلامبول براى شرکت در کنگره خاور شناسان اتفاق افتاد در این کنگره صدها مستشرقین نامى‌ از تمام کشوهاى متمدن جهان شرک داشتند براى نخستین بار در این کنگره بود که احساس کردم نظر رجال مهم جهان نسبت به ایران کنونى به کلى عوض شده و بر خلاف سابق اکنون همه آنها صحبت از موقعیت حساس ایران و نهضت مقدس ایران و مبارزه و قیام عمومى‌ ایرانیان براى رهایى از استثمار بیگانگان می‌کردند همه پایدارى و ایستادگى ملت ایران را تمجید و تحسین می‌کردند همه اسم نخست‌وزیر ایران را مى‌دانستند همه نام دکتر مصدق را با توقیر و احترام می‌بردند.

از اسلامبول به لاهه ‌آمدم با نهایت سرافرازی دیدم که در کشور کوچک و دورى مانند هلند نیز اسم ایران و ایرانى نقل مجلس و محافل است ایران را کانون بیدارى خاورمیانه مى‌شناسند و عزت و احترام و اعتبار خاصى براى نخستین بار براى ایران قائل شده‌اند

از لاهه به هامبورگ پرواز کردم با نهایت افتخار به عرض شنوندگان محترم می‌رسانم که تمام جراید آلمان اقدام و قیام ایران را به دیده تحسین و تکریم می‌نگریستند و احساسات ملى ایران را مى‌ستودند و براى ایران و ایرانى پیروزى درخشان و روزگار درخشان‌ترى را آروز مى‌کردند حقیقتاً جاى مباهات و سرافرازى است که ایران فراموش شده یک بار دیگر آن هم با این سرعت غیر مترقبه مورد توجه عالمیان قرار گیرد و تمام خبرگزاری‌ها و رادیو‌ها و مجلات و جراید جهان متمدن همه روزه مسائل جارى ایران را مورد بحث و تفسیر قرار دهند و در هر محفل و مجلسى صحبت از ایران و ایرانى به میان آورند تا جایی که سایر وقایع بسیار مهم جارى از قبیل جنگ کره و انفجار بمب اتمى ‌در روسیه و مبارزه انتخاباتى انگلستان را تحت‌الشعاع قرار دهند.

این بود خلاصه مشاهدات بنده از اعاده عزت از دست رفته ایران در ‌ترکیه و هلند و آلمان.

اما آنچه در طى مأموریت و مسافرت هیئت اعزامى‌ ایران در تحت ریاست آقاى دکتر مصدق در ‌امریکا و مصر گذشت گزارش روز به روز آن توسط خبرگزاری‌هاى داخى و خارجى مشروحاً به استحضار آقایان محترم رسیده و بنده را بى‌نیاز از تکرار مطلب مى‌نماید.

فقط یک مطلب را لازم مى‌دانم یادآور شوم و آن مقام شامخ و موقعیت ممتازى است که ایران از لحاظ ملى ساختن صنعت نفت خود در سیاست و اقتصادیات بین‌المللى احراز نموده است وقتى نماینده ایران دوش به دوش نماینده ‌امپراطورى انگلیس در شوراى ‌امنیت قرار گرفت به دفاع از حق ایران پرداخت و زبان به اعتراض بر علیه عملیات ظالمانه شرکت سابق نفت گشود و مداخلات نابکارانه شرکت را در شئون داخلى ایران تقبیح کرد و این مدعاى خود را با ارائه مدارک و اسناد ثابت ساخت نه تنها میلیون‌ها مردم ‌امریکا به وسیله تلویزیون شاهد و ناظر بودند که با چه حرارت و عصبانیت و با چه سوز و گدازى نخست‌وزیر علیل ایران با حال ضعف و ناتوانى از حقوق حقه ایران دفاع مى‌کند بلکه صداى مظلومیت ایران که از حلقوم دکتر مصدق بر می‌خاست بر گوش و دل صدها میلیون مردم جهان مى‌نشست میلیون‌ها شنیدند و دیدند که در این نبرد سیاسى نماینده ایران کوچک حریف پر زر و زور پر جلال و جبروت خود را با اسلحه‌ایمان و عقیده به زانو در آورد و جریان این نبرد سیاسى طورى به نفع ایران تمام شد و طورى بهترین وسیله تبلیغ بر له ایران و بر علیه حریفش فراهم آورد که تمام سیاست مداران کهنه‌کار بین‌المللى اعتراف کردند انگلستان با مراجعه این قضیه به شوراى‌ امنیت نقض غرض کرد و به زیان سیاسى انگلستان تمام شد تا روزى که هیئت اعزامى ‌ایران در ‌امریکا بود روزى نمى‌گذشت که کلى جراید و مجلات و رادیو‌ها و سایر وسایل استخبارات بین‌المللى اخبار ایران را منعکس نسازند ایرانى که ماه‌ها بلکه سال‌ها مى‌گذشت اسم و رسمى‌ در دنیاى خارج از او شنیده نمی‌شد چنان گشت که هر ساعت و هر دقیقه ورد زبان خرد و کلان و نقل هر محفل و مجلسى شده بود همه جا با عزت و احترام از ایران اسم می‌بردند همه جا همت و حمیت ایران را مى‌ستودند همه جا ایران قهرمان آزادى و بیدارى خاور زمین می‌شناختند.

شاهکار انعکاس مبارزه دکتر مصدق در مصر دلسوخته به عالى‌ترین وجهى نمایان شد استقبالى که از دکتر مصدق در قاهره به عمل ‌آمد ما فوقى بر آن متصور نیست در تاریخ پیروزی‌ها شاید کمتر قهرمانى با شکوه و جلال بالاتر از این مورد تجلیل و احترام همگانى قرار گرفته باشد آرزو داشتم تمام آقایان محترم به چشم خود مى‌دیدند که نخست‌وزیر ایران چه محبوبیتى و احترامى‌ را در دل فرد فرد مصرى احراز نموده و مقام و موقعیت معظم له به چه پایه والایى رسیده است.‏

رئیس - آقاى موقر وقت جنابعالى تمام شد.

موقر - چند سطر بیشتر باقى نمانده یک دقیقه وقت بیشتر لازم ندارد

مکى - خواهش مى‌کنم بقیه‌اش را بگذارید باشد چون آقاى نخست‌وزیر مى‌خواهند گزارش‌شان را بدهند و خواهش مى‌کنم که آقایان دیگر هم نوبت‌شان براى جلسه بعد محفوظ بماند.

رئیس - آقاى حاذقى‏

حاذقى - بنده حاضرم چون آقای نخست‌وزیر گزارش دارند نطق بنده باشد جلسه بعد استفاده مى‌کنم. (احسنت)

رئیس - آقاى فرهودى‏

فرهودى - بنده هم همین طور حاضر هستم که بماند براى جلسه بعد (احسنت)

3 - گزارش آقاى نخست‌وزیر راجع به جریان مسافرت و در مورد شروع انتخابات و تقاضاى رأى اعتماد و ابراز اعتماد به دولت ایشان.

(در این موقع آقاى دکتر مصدق نخست‌وزیر با هیئت دولت وارد جلسه شدند و تماشاچیان ابراز احساسات نموده کف زدند) (زنگ ممتد رئیس)

رئیس - این تظاهرات مخالف آیین‌نامه است باید هیچ کس تظاهر نکند مجلس یک آیین‌نامه‌ای دارد و باید آقایان مراعات بکنند شما که به این مجلس احترام مى‌کنید آیین‌نامه‌اش را هم رعایت بکنید به هیچ قسم تظاهر از طرف تماشاچیان نباید بشود و ممنوع است این مرتبه را هم بنده به احترام آقاى نخست‌وزیر صرف‌نظر می‌کنم اگر بعد کسى تظاهر بکند آیین‌نامه را درباره‌اش اجرا خواهم کرد. آقاى نخست‌وزیر فرمایشى دارید بفرمایید.

نخست‌وزیر - در تاریخ 13 مهر ماه که در مجلس شوراى ملى حضور یافتم موضوع شکایت بی‌مورد دولت انگلیس به شوراى ‌امنیت و تصمیم دولت در جواب گویى به آن شکایت را به اطلاع نمایندگان محترم رسانیده معروض داشتم که خود اینجانب عنقریب با هیئتى به نیویورک که مقر شوراى ‌امنیت است حرکت مى‌کنیم که انشاءالله از حقوق ملت ایران دفاع نماییم.‏

این تصمیم با مشورت و تصویب هیئت محترم دولت و هیئت مختلط اتخاذ شده بود متعاقب این تصمیم روز یکشنبه چهارده مهر ماه ساعت شش صبح به سمت نیویرک رهسپار شدیم.

در طى مسافرت تا نیویورک واقعه‌اى که قابل ذکر باشد ابراز احساسات وطن پرستانه ایرانیان مقیم اسلامبول و رم بود که قلب همه ما تأثیر فوق‌العاده‌اى گذاشت. ضمناً باید از تظاهرات بى‌شائبه و شگفت انگیز آلمانى‌هاى که در شهر مونیخ در وسط باران ساعت‌ها در انتظار هواپیماى ایران ایستاده و پس از ورود هیئت نمایندگى به میدان هواپیمایى براى توفیق و کامیابى‌ ملت ایران در مبارزه دلیرانه خود ابراز احساسات نمودند در اینجا تشکر مى‌کنم همچنین در ورود به نیویورک نیز احساسات هموطنان عزیز خاطره‌اى در دل همه ما باقى گذاشته که هیچ وقت فراموش نخواهد شد.

روز یکشنبه 21 مهر اولین جلسه شوراى ‌امنیت براى رسیدگى به شکایت بى‌اساس دولت انگلیس تشکیل شد بهانه انگلستان در عرض حال خود این بود که دولت ایران تصمیم دیوان بین‌المللى دادگسترى در باب اقدامات تأمینه راجع به دعواى شرکت سابق نفت انگلیس و ایران را به موقع اجرا نگذاشته و ‌امتناع دولت

+++

ایران از اجرا تصمیم مزبور ممکن است صلح دنیا را به خطر ‌اندازد و بنابراین شوراى‌ امینت باید به این کار رسیدگى کند و دولت ایران را به اجرا تصمیم دیوان بین‌المللى وادار نماید.

آقایان نمایندگان وجه فرموده‌اند که:

اولاً - دولت ایران به صلاحیت دیوان بین‌المللى داگسترى معترض بود و این اعتراض به آنجا کشید که دولت ایران قبول قضاوت اجبارى دویوان را مسترد داشت‏.

ثانیاً - دولت ایرن صلح دنیا را مطلقاً به خطر نینداخته بود و اگر دولت انگلیس به بهانه‌هاى بى‌اساس مى‌خواست دخالت مسلحانه کند و صلح دنیا را به خطر ‌اندازد به دولت ایران ایرادی وارد نبود.

کار هیئت نمایندگى در شوراى‌ امنیت این بود که عدم صلاحیت شوراى‌ امنیت را در رسیدگی به اختلاف بین دولت ایران و شرکت سابق نفت که دولت انگلیس خود را بدون حق وارد آن نموده بود به اثبات برساند.

در این زمینه دلائل دولت ایران را در رد صلاحیت شوراى ‌امنیت به تفصیل در همان جلسه اول بیان نمودم ضمناً از موقع استفاده کرده سوابق کار نفت ایران و مظالم شرکت سابق و تجاوزات عمال آن شرکت در مداخله به امور داخلى ما و غارت عواید نفت و محروم ساختن ملت ایران از حداقل زندگى و سرپیچى شرکت از تعهداتى که به موجب اعتبارنامه دادرسى و قرارداد مخدوش 1933 به عهده داشته و همچنین ‌آمال و آروزى مشروع ملت ایران را که مى‌خواهد از این به بعد از استقلال کامل سیاسى و اقتصادى خود برخوردار باشد و با عزم راسخ وسایل رفاه و آسایش و‌ ترقى و سعادت خود را فراهم کند و مخصوصاً به هیچ دولتی اجازه مداخله در ‌امور داخلى خود را ندهد به سمع شورا رسانیدم یعنى از یک طرف شرکت سابق را چنان که باید به شوراى ‌امنیت و از آنجا به عموم مردم دنیا و مخصوصاً به ملت ‌امریکا معرفى کردم و از طرف دیگر تحولی را که ملت رشید ایران به آن دست زده به دنیای متمدن اعلام داشتم.

دیگر از مطالبى‌ که در آنجا اظهار شد چگونگى ملى شدن صنعت نفت در ایران و علل و اسباب آن و پیشنهادهاى مکرر دولت ایران به شرکت سابق در باب رسیدگى عادلاانه به دعاوى طرفین و فروش نفت با شرایط مساعد به نحوى که در قانون پیش‌بینى شده به انگلستان و همچنین استخدام و نگاهدارى کارشناسان انگلیسى بود.

پیشنهاد اخیر یعنى استخدام کارشناسان تا روز حرکت آنها از ایران پیوسته مورد تأیید دولت ایران بود ولى البته فعلاً دیگر مورد ندارد.

جلسات شوراى ‌امنیت در باب کار نفت در 22 و 23 و 24 و 26 مهر ماه تشکیل شد و در جلسه آخر چنان که به اطلاع آقایان رسیده است برخلاف تقاضاى انگلیس شورا از لحاظ آیین‌نامه داخلى مقرر داشت که تا دیوان بین‌المللى دادگسترى راجع به صلاحیت خود اظهارنظر ننموده موضوع مسکوت بماند.

بنابراین رجوع به شوراى ‌امنیت به ضرر دولت انگلیس تمام شد و مأموریت هیئت نمایندگى ایران خاتمه یافت.

معذلک چون آقاى‌ ترومن رئیس جمهور ممالک متحده از اینجانب قبل از حرکت از ایران دعوت نموده بود که او را ملاقات کنم به واشنگتن رفتم که از آنجا هر چه زودتر به ایران مراجعت نمایم.

در ملاقات آقاى‌ ترومن پس از یک سلسله مذاکرات مقدماتى در موضوع نفت قرار بر این شد که اولاً یا وزیر ‌امور خارجه ‌امریکا در این خصوص با اینجانب تماس بگیرند

متعاقب آن آقاى آچسن وزیر امور خارجه در بیمارستان اینجانب را ملاقات نمود و چون فرداى آن روز براى شرکت در مجمع عمومى ‌سازمان مللم متفق عازم پاریس بود آقاى مک‌کى معاون وزارت ‌امور خارجه را معرفی کرد که در این باب با اینجانب و انگلیس‌ها در تماس باشد ولى تماسى که ایشان با طرفین گرفتند و مساعى که در تهیه پیشنهاد مرضى‌الطرفین به عمل آوردند به نتیجه مطلوبه نرسید زیرا انگلیس‌ها کارى جز طفره و غرضى جز مماطله نداشتند ضمناً انتخابات انگلستان و تغییر دولت نیز وسلیه خوبى ‌برای گذراندن وقت به دست آنها داد.

در اینجا باید صریحاً عرض کنم که سیاست انگلستان از اول هم همین بوده که با طول زمان دولت و ملت ایران را از پاى درآورد.

انگلیس‌ها چنان که مکرر نوشته و گفته‌اند منتظرند دولت فعلى سقوط کند و دولت دیگرى روى کار بیاید و مقاصد آنها را تأمین نماید.

و ‌اما مقصود و منظور غایى آنها در باب نفت این است که:

اولاً - نفت کماکان به دست خود آنها تصفیه و حمل و توزیع شود و به هیچ وجه حاضر نیستند صنعت نفت به دست ایرانی‌ها باشد ولى این که از متخصصین خارجى هم کمک لازم بگیریم‏.

ثانیاً - می‌خواهند تمام نفت ایران منحصراً به اثمن بخس بر طبق قرارداد به آنها واگذار شود.

خلاصه مى‌خواهند ظاهراً اوضاع تغییر کرده باشد ولى همان فوایدى را که از ‌امتیازات ظالمانه و مخدوش سابق می‌برده‌اند به طریق تازه‌اى ببرند.

آقایان محترم: انگلستان دو فایده عظیم از این مملکت مى‌برده که حاضر نیست به سهولت دست از آنها بردارد یکی فایده سرشار مادى و دیگرى تسلط و نفوذ بر تمام ارکان این مملکت که ضمناً استیلاى آن را بر خاورمیانه نیز کالا تأمین نماید.

فایده مادی که انگلستان تاکنون برده است بالغ بر پنج میلیارد دلار است و حال آن که در تمام این مدت مجموعاً به دولت ایران قریب 110 میلیون لیره پرداخته‌اند.

تسلط آنها بر ارکان مملکت محتاج به توضیح نیست آقایان بهتر از من به جزئیات سیاست انگلستان در ایران و دخالت‌هاى نامشروع آن دولت توسط عمال شرکت نفت واقف هستند.

بدیهى است که اینجانب نمى‌توانستم نظریات آنها را که مغایر با قوانین مصوبه و مخالف ‌آمال و آروزهاى ملت مبارز ایران بود بپذیرم.

در تاریخ 13 نوامبر (21) آبان نظر به این که قصد مراجعت داشتم نامه‌اى به آقاى‌ ترومن که در خارج شهر واشنگتن بود نوشتم. در آن نامه طبعاً از سوابق کار نفت شمه‌اى ذکر شد. در باب اوضاع فعلى ایران نیز شرحى نوشته اجمالاً اظهار داشتم که این وضع از زمان جنگ بین‌المللى دوم شروع شده چه در آن جنگ ملت ایران به امید وعده‌هاى آزادى و استقلال ملل در منشور اتلانتیک قربانی‌ها و فداکارى‌هاى عظیم متحمل گردیداز آن جمله تمام وسائل نقلیه ارتباطیه و قواى مولده خود را براى پیشرفت کار متفقین تحت اختیار آنها گذاشت و این فداکارى‌ها به قدرى پر ارزش بود که ایران (پل پیروزى) نامی‌ده شد ولى ضمناً در نتیجه این همکارى مالیه و اقتصاد ایران درهم ریخت و ما از نظر اقتصادى فوق‌العاده ضعیف و بى‌بنیه شدیم هزینه زندگى به علل ناشیه از توقف قواى متفقین در ایران تا ده برابر قبل از جنگ‌ترقى کرد.

سران متفین وقتى که براى تشکیل کنفرانس تهران در سال 1943 به ایران‌ آمدند این فداکاری‌ها را تصدیق و تحسین کردند و وعده کمک‌هاى اقتصادى بعد از جنگ را در ضمن اعلامیه رسمى‌ به ما دادند. ما از فداکاری‌هایى که کردیم پشیمان نیستیم تأسف ما از این است که بعد از جنگ هیچ کمکى به ما نشد سهل است عمال استعمار نگذاشتند ما از منابع طبیعى خود که اهم آن نفت است خرابى‌هاى مملکت را مرمت کنیم به جاى کمک براى این که ‌امتیاز مخدوش 1933 تنفیذ و تأیید شود و به سیاست استعمارى ادامه دهند قرارداد الحاقى را خواستند به ما تحمیل کنند و براى این که ما ناچار به قبول آن شویم عملاً کمپانى از یک طرف بر طبق نقشه ماهرانه‌اى در طى این پنج شش سال بعد از جنگ با دسائس سیاسى ما را از کمک‌هایى که دولت ‌امریکا حتى به دشمنان سابق خود کرده و مى‌کند و همچنین از کمک هاى بین‌المللى محروم ساختند و از طرف دیگر مالیه مملکت را دچار کسر فاحش بودجه کردند.

خلاصه پس از ذکر اوضاع ایران و مخصوصاً براى این که جاى ابهام براى هیچ کس باقى نماند صرحیاً تقاضا کردم قرضه‌اى به دولت ایران بدهند تا در صورت حاضر شدن زمینه مراتب براى تصویب قوه مقننه به عرض مجلسین برسد توانیم در ظرف یک سال اوضاع مالى خود را سر و صورتى داده و چرخ‌هاى اقتصادى کشور را به راه ‌اندازیم. آقاى ‌ترومن در جوابى‌که داد نوشته بود در باب قرضه دولت‌ امریکا موضوع را به دقت مورد توجه قرار خواهد داد این نکته را نا گفته نمی‌گذارم که علاقه و منافعى که پاره‌اى از دول بزرگ در نفت خاورمیانه دارند بى‌تأثیر در مشکلات کار نبود و براى این که نمونه‌اى از این طرز فکر به دست‌اید بى‌مناسبت نمی‌دانم ‌ترجمه مقاله یکى از روزنامه‌هاى مهم ‌امریکا (نیویورک تایمز) را به استحضار برسانم.

نیویورک تایمز مى‌نویسد:

«انگلیس‌ها باید فعلاً بیش از یک میلیون دلار روزانه به علت از دست دادن نفت ایران پرداخت نمایند آنها مایل‌اند یک شرکت بین‌المللى بر طبق قراردادى که با دولت ایران منعقد می‌شود اداره نفت ایران را به عده بگیرد.

به نظر لندن تا دکتر مصدق سر کار است فیصله ‌امر میسر نیست می‌گویند جانشین او معتدل خواهد بود به عقیده آنها اظهار راجع به خطر کمونیزم اغراق‌آمیز است. انگلیس‌ها براى جلب کمک‌ امریکایى‌ها مى‌گویند اگر تسلیم دکتر مصدق بشوند در خاورمیانه و مخصوصاً در عراق عربستان سعودى که شرکت‌هاى ‌امریکایى در آنجا مشغول کار هستند مشکلات ایجاد خواهد شد. در مذاکرات واشنگتن دولت ‌امریکا بین طرفین گرفتار شده بود زیرا از طرفى خطر کمونیزم در ایران را بى‌اهمیت تلقى نمى‌کرد و از طرفى دیگر نه می‌خواست با انگلیس‌ها مخالفت کند و نه میل داشت براى خرید نفت به آنها دلار بپردازد زیرا به المال این پول از جیب خود ‌امریکایی‌ها در مى‌آمد. با این ‌اشکالات مختلف و متنازع دولت‌ امریکا قادر نبود راه حلى را از پیش ببرد»

+++

در ضمن مذاکرات نفت و اقامت در واشنگتن لازم دیدم درباره معاملات ارزى و قرضه‌هایى که دولت ایران سابقاً از بانک‌هاى ‌امریکا تقاضا کرده بود نیز اقدام کنم و همچنین با ‌اشخاصى که حاضر براى خرید نفت یا کمک فنى یا مالى بودند یا به وجهى از وجوه به ایران اظهار علاقه می‌نموند و دلیلى بر علاقه آنها مشهور بود ملاقات و مذاکره نمایم.

شرح این مطالب مفصل است به علاوه غالب آنها هنوز خاتمه نیافته در اینجا براى اطلاع نمایندگان محترم به چند اقدامى ‌که به نتیجه رسیده یا در شرف انجام است‌ اشاره مى‌کنم:

1 - معامله ارزى با صندوق بین‌المللى پول - چون دولت ایران عضو صندوق بین‌المللى است حق دارد براى رفع ‌اشکالات ارزى خود به آن مؤسسه رجوع کند فعلاً صندوق هشت میلیون و هفتصد و پنجاه هزار (8750000) دلار در سه قسط که قسط اول آن نقد و دو قسط دیگر در ظرف دو ماه هر قسط به فاصله بیست روز به بانک ملى ایران بپردازد و بانک معادل قیمت ریالى این مبلغ را به حساب بستانکارى صندوق می‌گذارد. این معامله به همین صورت پس از دو ماه مجدداً میسر است. باید توضیحاً عرض کنم که این عمل را صندوق نسبت به اعضاى خود به صورت عادى و طبق اساسنامه خود انجام می‌دهد و عنوان وام ندارد و یک معامله بانکى ساده و معمولى است‏.

2 - قرضه از بانک صادرات واردات - با این قرضه که مبلغ آن 25 میلیون دلار و مخصوص اصلاحات کشاورزى و راه سازى عمرانى است اصولاً موافقت شده و شرایط آن بر طبق قانونى که از مجلس شورای ملى گذشته تهیه گردیده و اینک در شرف انجام است‏

3 - کمک‌هاى راجع به اصل چهار ‌ترومن - کمک اصل چهار براى عمران به طور کلى از قبیل برق و لوله‌کشى و آبیارى و غیره است.

آقاى وارن معاون سابق وزارت کشور ‌امریکا مأمور این کار شده.

سال گذشته از پانصد هزار دلارى که مى‌توانستیم از این ممر استفاده کنیم فقط دویست هزار دلار گرفته شده. ‌امسال قرار است 23 میلیون دلار کمک کنند ‌امیدوارم ‌امسال برخلاف سال گذشته تمام این اعتبار به مصرف برسد و از آن کاملاً استفاده شود.

پیش از این که به نتیجه اظهارات خود برسم باید از احساسات بى‌شائبه مردم ‌امریکا و ملت دوست و هم کیش مصر نیز تشکر کنم. مردم ‌امریکا در همه جا با نهایت احترام و دوستى و محبت با ما رفتار کردند و بخصوص در نیویورک و فیلادلفى و واشنگتن که بیشتر با اهالى آن سه شهر تماس داشتیم ابراز احساسات مردم باعث نهایت افتخار و مسرت همگى ما گردید.

اما احساسات عالیه مصری‌ها پذیرایى گرمى‌ که این ملت کهن سال از هیئت نمایندگى ایران به عمل آورد نه چنان است که به وصف درآید. می‌توانم عرض کنم که در ظرف سه روز اقامت ما در آن کشور تاریخى آنى نگذشت که ملت و دولت مصر نسبت به ما تجلیل و تکریم و اظهار محب مخصوصى نکنند. مثل این بود که همه مردم خود را از مدت‌ها پیش براى پذیرایى ما حاضر کرده باشند. اعلیحضرت ملک فاروق و والاحضرت ولیعهد و جناب نحاس پاشا نخست‌وزیر محبوب مصر و سایر اعضای محترم دولت، علما اعلام و پیشوایان دینى و زعما احزاب و رؤسا جمعیت‌ها، ارباب قلم و مدیران جراید، استادان و دانشجویان دانشگاه، تجار و اصناف و کسبه و کارگران خلاصه دولت و قاطبه ملت مصر و مهمان نوازى و ابراز علاقه صمیمانه نسبت به ملت ایران از هیچ چیز فروگذار نکردند.

امیدوارم خداوند به ملت ایران توفیق دهد تا بتواند احساسات عالیه متقابله خود را نسبت به ملت رشید و مبارز مصر به منصه ظهور رساند و ملتین ایران و مصر را در مبارزات مردانه خود تأیید فرماید تا به زودى این دو ملت کهن سال بتوانند شکوه و عظمت باستانى خود را از سر بگیرند.

چون شرح پذیرایى ما وقایع مصر در جراید به تفصیل منتشر شده عرایض خود را با عرض‌ترجمه اعلامیه مشترکى که به شرح ذیل در قاهره صادر گردیده در این مورد خاتمه می‌دهم:

«جناب آقاى دکتر مصدق نخست‌وزیر ایران و جناب آقاى مصطفى نحاس پاشا نخست‌وزیر مصر با استفاده از فرصت معتنم و مسرت بخشى که به منظور استحکام و تشیید مبانى مودت صمیمانه این دو ملت برادر ایران و مصر در قاهره نصیب گردیده است درباره مسائل مورد علاقه هر دو کشور و همچنین سیاست بین‌المللى با شرکت جناب (ابراهیم فرج پاشا) وزیر کابینه و کفیل وزارت خارجه مصر به تبادل نظر کلى پرداختند نخست‌وزیران ایران و مصر با اطمینان به این که تعقیب سیاست حسن تفاهم در کلیه موارد با رعایت کامل اصول حقوق بین‌المللى و منشور ملل متحد در روابط متقابله بین دو کشور و سایر ممالک در حفظ صلح عمومى‌ تأثیر بسزایى خواهد داشت تصمیم گرفته‌اند:

اولاً - در نزدیک‌ترین فرصت براى توسعه مقررات عهد نامه مودت و اقامت ابتاع هر یک از طرفین در خاک طرف دیگر که بین ایران و مصر در تاریخ 28 نوامبر 1928 منعقد شده و اکنون هم به قوت خود باقى است مذاکرات را آغاز نمایند.

ثانیاً - عهدنامه‌هاى اقتصادى و فرهنگى و تجارى و دریانوردى و همچنین عهدنامه‌هاى راجع به سازش و حکمیت و رسیدگى قضایى با یکدیگر منعقد سازند.

نزد طرفین محرز است که این نوع عهدنامه‌ها بایستى اساس عهدنامه‌هاى چند جانبه عمومى‌ترى قرار گیرد که ممالک عرب و شرق نزدیک و شرق میانه را هم شامل گردد.

طرفین این موقع مناسب را مغتنم شمرده کمال خرسندى خود را از نتیجه مذاکراتى که بین آنها به عمل‌ آمده و دلیل بر وحدت نظر کامل آنها مخصوصاً راجع به تحقق آرزوها دو ملت ایران و مصر و سعادت آن دو کشور است اظهار می‌دارند.

نخست‌وزیر ایران - دکتر محمد مصدق.

نخست‌وزیر مصر - مصطفى نحاش پاشا.

کفیل وزارت خارجه - ابراهیم فرج - به تاریخ 22 نوامبر 1951»

پس از این که اجمالاً وقایع چند هفته مسافرت را توضیح دادم اینک باید عرض کنم:

ملت ایران در این مبارزه حیاتى تمام مساعى ممکنه را به عمل آورده که با انگلیس‌ها به ترتیبى‌ که با شرافت و شئون ملى او سازگار باشد کنار بیاید و قرار کار را به طریقى که هم خود او و هم مللى که تاکنون از نفت ایران استفاده مى‌کرده‌اند بتوانند و منصفانه و عادلانه از نفت ایران بهره‌مند شود بدهد ولى متأسفانه از مساعى او در جلب موافقت دیگران تاکنون نتیجه‌اى چنانکه باید حاصل نشده.

اکنون وظیفه ملى مردم این مملکت است که دامن همت به کمر زنند و مستقلاً و به یارى خدا به اصلاح ‌امور خود بپردازند. برنامه کلى آینده که جزئیات هر قسمت از آن به زودى به استحضار مجلسن خواهد رسید این خواهد بود که با تعدیل و توازن بودجه و شروع به اصلاحات اساسى تمام مساعى خود را براى استخراج و تصفیه و فروش نفت به کار ببریم و آنى از پاى ننشینیم تا به هدف ملى خود که سعادت و رفاه و سربلندی است برسیم و کفران نعمت عظیمى‌ را که خداوند متعال به ما ارزانى داشته ننموده باشیم. عرض کردم کفران نعمت زیرا کمتر ملتی است که در زمان مختصرى توانسته باشد به این سهولت شالوده تحول عظیم سیاسى و اقتصادى خود را پى ریزى کند و این توفیق قطعاً جز نتیجه عنایت الهى نیست.

آقایان: ملت ایران به یارى خداوند و به نیروى ملى توانسته است حقوق مغصوبه خود را مجدداً به دست آورد یعنى از طرفى بهترین و بزرگ‌ترین منابع ثروت خود را از جنگ بیگانگان نجات دهد و از طرف دیگر دست اجانب را از دخالت در ‌امور داخلى که منافع استقلال و شئون ملى او است کوتاه نماید اکنون براى استفاده از این ودایع الهى جز غیرت و همت و سعى و عمل چیزى لازم نیست.

آقایان محترم: در این مبارزه عظیم حیاتى به هیچ وجه نباید در اراده ما رخوت و فتوى حاصل شود زیرا مشکلات طرفین تقریباً مساوى است اگر ما احتیاج به عواید نفت خود داریم دیگران هم به همان ‌اندازه به نفت ما نیازمند هستند اگر بودجه ما از تعادل خارج شده و اصلاح آن مستلزم فداکارى است دیگران هم از همین جهات با مشکلات عظیم دست به گریبان‌اند. اگر ما باید در زندگى خود صرفه‌جویى کنیم و چندى با عسرت و سختى رو برو شویم آنها هم به همین مشقات و زحمات دچار هستند. بنابراین دلیل ندارد که در مبارزه خود غالب نشویم این نکته شایان عنایت مخصوص است که در این مبارزه بین حق و باطل چون حق با ما است به یارى خداى بزرگ فتح هم با ما خواهد بود. (نمایندگان - انشاءالله)

مطلب مهم دیگرى را که مى‌خواهم به عرض مجلس برسانم این است که چنان که آقایان نمایندگان محترم مى‌دانند موعد قانونى شروع انتخابات از 29 آبان آغاز گردیده است. دوره 16 تقنینیه مهم‌ترین افتخارى را که براى خود ذخیره کرد گذرانیدن قانون ملى شدن صنعت نفت و هماهنگى کامل با افکار و احساسات پاک ملت ایران بود مسلماً اگر این وحدت نظر و همکارى و هماهنگى مجلسین وجود نداشت هرگز این آرزو و ‌امال ملت ما صورت تحقق به خود نمى‌گرفت من یقین دارم که مردم حق شناس و قدردان ایران این خدمت بزرگ و فراموش ناشدنى شما آقایان نمایندگان محترم را از یاد نخواهند برد هر چه بتوانند حق این خدمت بزرگ را ادا خواهند نمود دولت اینجانب به طوری که مکرر اظهار داشت میل نداشت در حالى که یک مبارزه عظیم ملى مراحل نهایى خود را طى می‌کند با امر انتخابات روبرو شود ولى خیالات خام و لجاجت حریف و انتظار او در به زانو درآوردن ملت ایران به منظور عقیم گذاردن مجاهدات و مبارزات تاریخى ما تا به امروز نگذاشت که این کار مراحل نهایى خود را طى کند و دوران فلاکت و محرومیت و فقر میلیون‌ها نفر خاتمه پذیرد تا من نیز که به کلى فرسوده و ناتوان و علیل‌تر و رنجور‌تر از همیشه شده‌ام پس از این که کار نفت مطابق رضاى مردم سر و سامان گرفت سرنوشت کشور و انتخابات دوره بعد را به مسئولین آینده بسپارم ولى این کار اکنون در مرحله‌ای است که‌شانه از زیر بار مسئولیت نمى‌توان خالى کرد ولى از طرف دیگر از آنجایى که با تعطیل

+++

قوه مقننه هر گز موافق نبوده و نیستم میل ندارم مملکت با فترت روبرو شود زیرا خطر فترت را براى کشور زیان بخش و غیر قابل جبران و برخلاف قانون اساسى مى‌دانم و تاریخ نیم قرن مشروطیت به ما نشان داد که هیچ وقت فترت براى ایران خوش یمن نبوده و در غیاب مجلس غالب مشکلات تازه‌اى براى مملکت پیش‌ آمده و اکثر اوقات سوء جریاناتى اتفاق افتاده که مضر و خلاف قانون بوده است بنابراین دولت حاضر تصمیم دارد بلافاصله انتخابات را شروع کند و آن وظیفه‌اى را که قانون به او محول داشته است در کمال مراقبت و دقت انجام دهد واضح‌تر عرض کنم اینجانب تصمیم دارم که از کوچک‌ترین اعمال نفوذ و تجاوز قواى دولتى در استفاده از حقوقى که مردم براى انتخاب وکلاى خود دارند جلوگیرى نمایم (نمایندگان - احسنت) مخصوصاً قواى تأمینیه اعم از ارتش و ژاندارمرى و شهربانى در این مورد از هر گونه مداخله غیر قانونى جداً ممنوع می‌شوند همچنین استانداران و فرماندارن و بخشداران جز به وظایفى که قانون انتخابات براى آنها مقرر داشته مداخله نخواهند داشت. اگر قرار بشود مأمورین دولت که حافظ حقوق جامعه هستند در مشروع‌ترین و مسلم‌ترین و ابتدایى‌ترین حقوق عمومى‌که انتخابات است دخالت نمایند دولت در برابر افکار عمومى ‌و مجلس مقصر و گناهکار شناخته خواهد شد اینجانب که در طول مبارزات سیاسى خود همیشه براى تأمین این حق مقدس مجاهده کرده‌ام به هیچ صورت اجازه نخواهم داد که احدى در هر مرتبه و مقام که باشد به این حق حیاتى و اساسى جامعه تجاوز کند و احساسات و افکار عامه را زیر پا بگذارد یقین دارم که نمایندگان محترم نیز در حسن اجراى قانون دولت را تأیید خواهند فرمود و از هر گونه همراهى و همکارى در این باره مضایقه نخواهند داشت. چنان که ‌اشاره کردم اکثریت نمایندگان محترم با عقیده ثابت و راسخ به احساسات مردم محروم و هموطن خود که شایق آزادى و طالب ایجاد یک دمکراسى واقعى و ملى هستند جواب مثبت داده و با‌ایده‌آل‌ها و آرزوهاى آنها موافقت و هم قدمى‌کرده‌اند برخى از نگرانى‌هایى که در غیاب اینجانب بعضى از نمایندگان محترم عنوان فرموده‌اند و در پناه همکارى صمیمانه مجلس و دولت به کلى مرتفع خواهد شد و ملت بالغ و رشید ایران که در موارد حساس کمال رشد سیاسى و بلوغ اجتماعى خود را ثابت کرده ممکن نیست آلت تحریکات و تبلیغات مضر و زیان بخش قرار گیرد.

با تقدیم گزارش مسافرت و اعلام نظریات دولت درباره اصلاحات آتى و مسئله انتخابات عرایض خود را خاتمه می‌دهم و از ساحت مقدس مجلس شوراى ملى درخواست رأى اعتماد مى‌کنم (جمعى ازنمایندگان - احسنت)

(در این موقع تماشاچیان ابراز احساسات نموده کف زدند)

رئیس - (خطاب به تماشاچیان) اینجا که مکتبخانه نیست تظاهر مى‌کنید یک دفعه دیگر اگر تظاهر کنید بلا استثنا مى‌دهم همه را بیرون کنند.

جمال‌ امامى - عرضى دارم.

رئیس - عرض کنم صلاح و فساد هر مملکتى از مجلس شوراى ملى است (صحیح است) من در دوره چهارم اینجا گفتم یک وظیفه‌اى دولت‌ها دارند و آن نظارت کامل در ‌امر انتخابات است اگر یک دولتى با حسن نیت جریان انتخابات را حفظ کند و مأمورین خودش و خودش سوء نیت نداشته باشند مردم وظیفه خودشان را مى‌دانند ولى در عین حال چون آقاى نخست‌وزیر اینجا فرمایشى کردند لازم است گفته شود چون در مورد تأخیر انتخابات مجلس شوراى ملى رأى داده است رأى مجلس محترم است هیچ دولتى نمی‌تواند مخالف رأى مجلس اقدامى ‌بکند چون مجلس رأى داده روز 26 آذر دولت باید انتخابات را شروع کند (مکى - سنا تأیید نکرده) مجلس شوراى ملى رأى خودش را بدهد غیر از این من تصور نمى‌کنم رئیس دولت نظرى داشته باشد آقاى نخست‌وزیر می‌خواهید توضیحى بدهید.

نخست‌وزیر - قانون وقتى مورد توجه است و باید اجرا شود که مجلسین شوراى ملى و سنا رأى بدهند و به توشیح اعلیحضرت همایونى موشح شود اگر یک رأى مجلس شوراى ملى داده قانونیت ندارد و این قانونى که نسخ نشده و قانون انتخاباتى است که سابق تصویب شده و در دست دولت است و دولت غیر از این که این قانون را اجرا کند کار دیگرى نمى‌تواند بکند اگر شما نمى‌خواهید این کار بشود باید قانون سابق را نقض کنید که دولت این کار را نکند (پناهى - یعنى دخالت‌هایش را بیشتر بکند) (سرتیپ‌زاده - «خطاب به پناهى» بنشین سر جایت) و الا دولت مجبور است در حسن مصالح ممکلت که تأخیر نشود و صلاح مملکت است قانون گذشته را به موقع اجرا بگذارد و دولت ابداً غیر از این نمى‌تواند کارى بکند آقایان اگر به این دولت اعتماد ندارید رأى اعتماد ندهید شما حاکم مملکت هستید مجلس شوراى ملى حاکم ممکلت است (صحیح است) هیچ کس با رأى مجلس شوراى ملی نمی‌تواند مخالفت کند این عقیده دولت است من اینجا به سمت ریاست دولت عرض مى‌کنم که قانون انتخابات را از فردا که گزارش خودم را در سنا دادم به موقع اجرا خواهم گذاشت شما نمایندگان ملت هستید یا به این دولت رأى ندهید این دولت اصلاً ساقط می‌شود و مى‌رود با این که قانون گذشته را نقض بکنید و الا چون دولت تشخیص می‌دهد که صلاح مملکت در این است که یک روز هم در انتخبات مسامحه نشود و باید انتخابات اجرا شود و دولت کار خودش را خواهد کرد حالا آقایان مختارید ما هم که با هم اختلافى نداریم دعوایى نداریم من خیلى خوشوقت هستم که با رأى عدم اعتماد شما بروم و استراحت بکنم (حاذقى - به هیچ وجه) و تا ‌امروز اگر در کار خود باقى بودم در اثر وظیفه وجدانى بوده است وظیفه وجدانى من مرا مجبور کرد که تا‌ امروز سر کار بمانم و باز مجبور هستم که بمانم تا کار نفت تمام خاتمه پیدا کند و این موقع این کار هم مصادف با انتخابات شده اگر مجلس رأى اعتماد به من بدهد انتخابات را فردا اعلام مى‌کنم.‏

جمال‌ امامى - این نظر برخلاف نظر اولى‌تان است‏

رئیس - همان طور که گفتم باید سنا نظر خودش را بدهد یک رأى مجلس شوراى ملى داده است که قابل احترام است‌ اما این که فرمودید می‌خواهید که قانون را اجرا کنید در این 8 ماهى که آقا بودید من مکرر به وزارت کشور نوشته‌ام الآن هم می‌گویم بخوانند 12 نقطه هست که انتخابات‌اش مانده است چرا انتخابات‌اش را نکرده‌اند مثل کرمان مرکز استان است مکرر نوشتم که چرا مردمش محروم باشند چرا وقتى نوشتم این کار را نکردند باید قانون همیشه محترم باشد و در موقعش اقدام کرد، آقاى دکتر معظمى ‌بفرمایید.

جمال ‌امامى - آقا من اجازه خواسته‌ام یک ساعت قبل اجازه خواستم‏

رئیس - اینجا اسامى‌ را به ترتیب نوشته‌اند اسم ایشان جلو است.

جمال ‌امامى - من یک ساعت قبل نفر اول اجازه خواستم حق اقلیت را ضایع نکنید آقاى دکتر معظمى‌ موافق هستند بگذارید مخالف صحبت کند.

رئیس - اینجا نوشته‌اند این تشخیص با شما نیست. آقاى دکتر معظمى‌بفرمایید

جمال‌ امامى - آقا موافق هستند باید مخالف صحبت کند.

آشتیانى‌زاده - آرا لواسان چطور می‌شود.

دکتر معظمى - چون معمولاً اجازه نمی‌فرمودید دولت وقتى گزارش مى‌دهد و رأى اعتماد مى‌خواهد کسى صحبت بکند (مکى - آیین‌نامه اجازه نمى‌دهد) بنده احتیاطاً اجازه خواستم که اگر مخالفى صحبت کرد بعدش به عنوان موافق جواب عرض کنم‏

رئیس - به نظر و رأى مجلس مى‌گذاریم.

دکتر معظمى - همین طور که عرض کردم نظر آقاى رئیس در این مورد همیشه این بوده است که کسى صحبت نکند این بود که بنده احتیاطاً اجازه خواستم که اگر کسى صحبت کرد دفاع بکنم (یکى از نمایندگان - سنت مجلس این طور است)

رئیس - آقاى ملک‌مدنى‏

ملک‌مدنى - بنده مى‌خواستم همین تذکر را بدهم به طوری که همیشه خود آقا فرموده‌اید وقتى دولت رأى اعتماد خواست بدون حرف و صحبت رأى مى‌دهند (صحیح است)

رئیس - آقاى جمال‌ امامى‌ در چه قسمت می‌خواهید صحبت بکنید؟

جمال‌ امامى - نسبت به بیانات آقاى نخست‌وزیر آقاى دکتر معظمى‌ آمد که چه بگویم؟

رئیس - براى این که سابقه این بوده است که در موقع تقاضاى رأى اعتماد مذاکره بشود اگر آقایان بخواهند صحبت کنند من باید رأى بگیرم.‏

شوشترى - ماده 89 فراز «ج» را بخوانید باید مذاکره شود و مدتش هم محدود نیست این مقاوله‌نامه است‏

رئیس - این نظر شما وارد نیست دولت وقتى گزارشى نسبت به کارهاى گذشته مى‌دهند همین طور سابقه بوده است که رأى گرفته مى‌شد ولى چون آقاى نخست‌وزیر فرمودند که فردا یک عملى می‌خواهند بکنند که مجلس هم وارد بوده و دخالتى دارد به این جهت براى این که بیانات آقاى نخست‌وزیر مورد بحث واقع بشود یا خیر من از مجلس رأى مى‌گیرم.

مکى - تقاضا مى‌کنم با ورقه رأى گرفته شود.

شوشترى - طبق ماده 89 اخطار نظامنامه‌اى دارم فراز «ج» آن را بخوانید شق آخرش مقاوله نامه‌ها است.

مکى و کشاورزصدر - آقاى رئیس تقاضاى رأى با ورقه کردیم‏

رئیس - یک پیشنهادى هست که قرائت می‌شود.

جمال‌ امامى - اگر حق اقلیت را ضایع کنید از جلسه خارج مى‌شویم.

شوشترى - آقا ماده 89 را بخوانید این مقاوله نامه با مصر بوده است.

رئیس - این ماده 89 را که مى‌گویید اینجا وارد نیست این ماده مى‌گوید درباره بودجه سالیانه کشور و عهدنامه‌ها و امتیاز نامه‌ها و مقاوله نامه‌ها باید مذاکره بشود مربوط به این نیست راجع به مصر اعلامیه است یک پیشنهادى رسیده که با ورقه رأى بگیریم که گزارش مورد بحث واقع بشود یا نه هر چه مجلس اجازه داد آن کار را

+++

مى‌کنم‏

آشتیانى‌زاده - بنده با پیشنهاد نطق آقاى جمال‌ امامى ‌مخالفم.‏

رئیس - اصلاً مخالفتى ندارد

آشتیانى‌زاده - الآن پیشنهادى شده راجع به ادامه نطق از طرف آقاى جمال‌ امامى ‌بنده با این پیشنهاد مخالفم.‏

دکتر معظمى - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - توضیحى دارید بفرمایید.

جمال‌ امامى - آقاى دکتر معظمى‌ همیشه حق دارند حرف بزنند.

دکتر معظمى - بنده مى‌خواستم تمنا کنم چون ‌امروز یک روز تاریخى است و باید با کمال آبرومندى برگزار شود خواستم تمنا بکنم آقایان اجازه بدهند آقایان اقلیت صحبت‌شان را بکنند ما هم جواب بدهیم تقاضا می‌کنم موافقت بفرمایید آقایان صحبت کنند.

مکى و کشاورز صدر - پیشنهاد اخذ رأى با ورقه را پس گرفتیم‏

رئیس - باید سابقه این کار در مجلس معلوم باشد یا با ورقه یا با قیام و قعود باید رأى گرفته شود اگر پیشنهاد را پس گرفتند با قیام و قعود رأى می‌گیریم آقاى مکى پیشنهادتان را استرداد کردید؟

مکى - بلى‏

رئیس - چون پیشنهاد اخذ رأى با ورقه را مسترد داشتند لذا با قیام و قعود رأى گرفته مى‌شود آقایانى که موافقند این گزارش مورد بحث واقع شود قیام بفرمایند (مکى برخلاف سنت است) (اکثر برخاستند) تصویب شد 57 نفر ایستاده بودند آقاى دکتر معظمى ‌آقاى ملک‌مدنى هم به عنوان موافق اسم نوشته‌اند اگر کسى صحبت کرد جواب بدهند آقاى جمال‌ امامى‌بفرمایید

جمال‌ امامى - اولاً بنده به این تظاهرات که از طرف تماشاچیان در اینجا شد به عنوان نماینده مجلس شدیداً اعتراض مى‌کنم‏

رئیس - این مربوط به وظیفه من است.

جمال‌ امامى - من نگفتم وظیفه شما نیست اگر به بقیه‌اش توجه مى‌فرمودید این فرمایش را نمى‌کردید این تظاهرات که از طرف تماشاچیان مى‌شود آزادى وکیل را سلب می‌کند اگر آقا جلوگیرى مى‌کردید تظاهر نمی‌شد آقایان محترم یک حکایتى هست بنده مقدمه آن را عرض مى‌کنم مضحک هم هست آقایان مى‌دانند معروف است کسى ادعا کرد من قالیچه‌اى مى‌بافم که جز حلال‌زاده کسى او را نمى‌بیند قالیچه موهومى ‌بافت یعنى نبافت ولى هیچ کس جرأت نکرد بگوید که من نمى‌بینم براى این که خدشه در حلال‌زاده‌گی‌اش ایجاد نشود حال قضیه نفت و ما و عملیات دولت ما موفقیتش همین طور است چیزى نمى‌بینیم ولى حق نداریم بگوییم ‌چون خدشه در حلال زاده‌گى است‏.

مکى - چشم باز و گوش باز این عمى ‌حیرتم از چشم بندى خدا

جمال‌ امامى - آقاى مکى خیلى چیزها در این مجلس یاد خواهید گرفت اگر کمى ‌سواد داشته باشید و هوش داشته باشید

دکتر بقایى - بیرون رفتن انگلیس‌ها را هم کسى ندید بى‌پدر شدن خیلى‌ها را هم کسى ندید.

جمال‌ امامى - رحمت‌الله علیه آقاى دکتر بقایى از جنابعالى قبیح است به من بگویید آخر شما به من نگویید

دکتر بقایى - انگلیس‌ها بیرون نرفتند؟

جمال‌ امامى - ولى شما دارید کارى مى‌کنید که ملت آرزویش را بکشند.

دکتر بقایى - همین‌ها که دست مى‌زنند نوکرهاى انگلیس را به گور می‌فرستند مثل رزم‌آرا و هژیر

شوشترى - و همین طور نوکرهاى ‌امریکا را به گور مى‌فرستند توماس تو دیگر چیزى نگو

جمال‌ امامى - (خطاب به نخست‌وزیر) جنابعالى در صف اقلیت سال‌ها تشریف داشتید و ما همیشه احترام شما را حفظ کردیم تا در اقلیت هم بودید خیلى شدید‌تر از اقلیت ‌امروز عمل مى‌کردید چه نسبت به دولت‌ها و چه نسبت به مجلس از این شدیدتر عمل مى‌کردید ولى از نظر اینکه اقلیت بودید احترام‌تان را حفظ مى‌کردیم بنابراین خوب است آنچه به خودتان نمى‌پسندید و از جنابعالى آقاى دکتر که چهل سال ادعاى آزادى و آزادى خواهى کرده‌اید توقع داریم که سلب آزادى سخن از ما نفرمایید (نخست‌وزیر - من هم به همین دلیل موافقت کردم) پس دستور بفرمایید به رفقای‌تان چه در داخل و چه در خارج مزاحم نشوند (نخست‌وزیر - بنده حق ندارم به نماینده مجلس دستور بدهم) شما گزارش مسافرت به امریکا و مصر را فرمودید ما کم و بیش مى‌دانستیم حالا یک قسمتى از تجلیلاتى که شده است بیان فرمودید ما هم به نوبه خودمان هم از ملت ‌امریکا هم از ملت مصر ممنونیم (در این موقع آقاى دکتر معظمى ‌با آقاى نخست‌وزیر صحبت مى‌کردند) آقاى دکتر معظمى ‌اجازه بفرمایید بنده کمى ‌با ایشان صحبت کنم به جنابعالى اگر به عنوان نماینده ایران تجلیلى شده به ملت ایران تجلیل شده اگر نسبت به شما خداى نکرده توهینى مى‌شد نسبت به ملت ایران که من هم جزوش هستم توهین مى‌شد این اقلیت و اکثریت ندارد از ملت مصر تشکر مى‌کنیم ولى از دولت مصر بنده پریروز هم عرض کردم تشکر نمى‌کنم چون انتظار داشتیم که اقلاً نخست‌وزیر مصر به استقبال شما بیاید (نخست‌وزیر ناخوش بود) من کارى ندارم این را مى‌بایستى اعلام مى‌کرد که من ناخوش بودم و بعد از ظهرش‌ آمد عرض کنم نسبت این اعمال ملت ‌امریکا و ملت مصر تمام نمایندگان و تمام ملت ایران متشکراند ولى نسبت به اعمال جنابعالى و موفقیت‌هاى جنابعالى بنده روشن نشدم که چه موفقیتى حاصل شده جناب آقاى دکتر مصدق اگر خاطر مبارکتان باشد (در این موقع آقاى دکتر معظمى‌ با آقاى نخست‌وزیر صحبت کردند) آقاى دکتر معظمى‌که نمی‌گذارند من با آقاى دکتر مصدق صحبت بکنم‏

رئیس - شما صحبت خودتان را بکنید

جمال‌ امامى - آخر باید جواب ما را بدهند اگر خاطر مبارک‌تان باشد روزهاى اولى که در مجلس متحصن شدید به عنوان این که من تأمین جانى ندارم حالا وقتى نخست‌وزیر تأمین جانى نداشت افراد دیگر چطور تأمین جانى خواهند داشت این را من نمی‌دانم و وارد این نمى‌شوم این آقاى دکتر فاطمى‌یک روز به بنده فرمودند بنده ‌آمدم خدمت‌تان آنجا خوابیده بودید به من فرمودید فلان من یک هفته دیگر چه مثبت چه منفى این قضیه حل شده باشد یا نشده باشد من مى‌روم گفتم آقا اگر حل شد دیگر چرا مى‌روید گفتند براى این که من نمى‌خواهم قوام‌السطنه بعد از واقعه آذربایجان بشوم خلاصه‌اش را عرض مى‌کنم بعد هم فرمودید من نخست‌وزیر انتخابات نیستم من نیامده‌ام انتخابات بکنم من ‌آمده‌ام قضیه نفت را حل بکنم و خلع ید از انگلیس‌ها بکنم و اگر این خلع ید تا اوان انتخابات طول بکشد من خواهم‌ آمد از مجلس و تأخیر انتخابات را خواهم خواست آقاى دکتر صحیح است؟ (نخست‌وزیر - تمدید مى‌کنم؟ بنده همچو عرضى نکردم) بلى فرمودید تأخیر انتخابات را از مجلس خواهم خواست این صورت جلسه است (نخست‌وزیر - مورد ندارد) شما فرمودید که اگر تا اوان انتخابات قضیه نفت حل نشده تأخیر انتخابات را می‌خواهم اگر در صورت جلسه نبود من مقصر اگر بود شما مقصر (نخست‌وزیر - حالا نمى‌خواهم) حالا عدول می‌فرمایید مثل تمام فرمایشات‌تان عرض کنم آقاى دکتر شما جزیى انصافى دارید حالا که اطرافی‌هاى شما شما را منحرف مى‌کنند زیاد از حد بى‌انصافى مى‌کنید این را مى‌دانم که تقصیر از خودتان هم نیست شما تصدیق مى‌کنید و انصاف هم دارید که در قضیه نفت من هم جزیى کمکى کردم (نخست‌وزیر - بنده هم روى پیشنهاد جنابعالى نخست‌وزیر شدم) پاداشش را هم کشیدم نه تنها به پیشنهاد من نخست‌وزیر شدید بلکه اگر من بودم شما وکیل هم نبودید این را تا به حال به شما نگفته‌ام براى چه؟ آقاى آقامیر سیدعلى بهبهانى تشریف دارند مى‌دانند من انتخابات اول تهران را به هم زدم، اگر من به هم نزده بودم شما هیچ کدام توى مجلس نبودید (مکى - گلوله مرحوم ‌امامى‌به هم زد) (دکتر بقایى - رحمت‌الله علیه) یک وقتى شما آقاى دکتر بقایى با مرحوم هژیر روابط حسنه داشتید حال هم که کشته شد به قاتلش رحمت‌الله مى‌گویید، حالا آن روز به میل آقا بوده است ... (پناهى - آدم کشتن کار خوبى‌ نیست) .. حالا آن روز به میل‌شان بوده یا نبوده است بعداً به میل‌شان شده است چون ایشان با هژیر روابط حسنه داشتند و خیلى هم حسنه داشتند زیادتر از حالا با دیگران، حال که او رفته مرده به قاتل‌اش مى‌گویند رحمت‌الله علیه (دکتر بقایى - حضرتعالى هم در دوره 15 به عنوان وزیر مشاور تشریف آوردید.)

بلى 25 ماده را من تنظیم کردم، من در جلسه کمیسیون گزارش را به آقایان دادم. (حسین مکى - خوب مردم کتاب سیاه را بخوانند ببینید که در کمیسیون ایشان چکار کردند عین بیانات ایشان آنجا هست) بله آنجا هست این کتاب چاپ شده است ببینید مسلمان این چاپ شده ببینید عقاید من چه بوده. عقاید آقاى دکتر مصدق چه بوده قرارداد الحاقى را بنده ‌امضا نکردم، پرونده‌اش هست ببینید، حال کردم نکردم به جاى خودش هر مطلبى‌ نظرى است ولى این هم از وضعیت اوضاع و اتمسفر است، حقایق آقا کتمان نمی‌شود، ‌امروز هم کتمان بشود فردا نمى‌شود. فردا که شما نیستید روش دیگرى خواهد‌ آمد آقاى دکتر مصدق شما نباید کسى باشید که به این اهمیت ندهید که بعد از شما چه خواهند گفت شما باید اهمیت بدهید. حال آقاى حسین مکى و آقاى مظفر بقایى اهمیتى نمی‌دهند ندهند شما باید اهمیت بدهید. شما آقاى مصدق‌السلطنه نمى‌توانید به این قضیه اهمیت ندهید که بعد از مرگ من چه خواهند گفت حالا اوضاع و احوالى ایجاد شده که شما توانسته‌اید مصدق‌السلطنه بشوید، پیشواى ملى شده‌اید، این را مخدوش نکنید (آقاى دکتر بقایى در ردیف جلو نشسته بودند) (پیراسته این بر خلاف نظامنامه است که آقاى بقایى آنجا نشسته‌اند) بله آقاى دکتر بقایى هم می‌آیند آنجا بنشینند مزاحم ما بشوند، شما هفت ماه پیش بود که به من گفتید من در یک هفته این قضیه را حل کرده یا نکرده می‌روم الآن هفت ماه گذشته، هر روز وعده‌اى به این مردم داده‌اید، ‌آمدیم نفت را ملى کردیم خلاصه و لب و لباب قضیه این بود که عاید بیشترى عاید مملکت شود. روز اول وقتى که مواد 9 گانه‏

را به آن طرز می‌گذراندید عرض کردم خدمت‌تان که آقا یک دو روزى صبر کنید. جواب دادى هر روز که من صبر کنم

+++

300 هزار لیره ضرر این مملکت است، هفت ماه و خرده‌اى می گذرد ببینید چندین میلیون ضرر این ممکلت بوده است …

نخست‌وزیر - نفت که بیرون نرفته است‏

عباس اسلامى - هندوستان سى سال مقاومت کرد

رئیس - آقاى اسلامى‌ساکت باشد

جمال‌ امامى - آقاى اسلامى‌ عزیز وکیل ملى‌ امروز (اسلامى - حضرتعالى وکیل ملى هستید) خیر بنده آدمى ‌هستم نوکر استعمار (دکتر بقایى - صحیح است) نوکر استثمار (دکتر بقایى - صحیح است) بله آقاى دکتر بقایى وقتى جنابعالى ادعاى وجاهت مى‌کنید بنده در قبال شما استغفرالله باید بگویم شما به رزم‌آرا هم همین را مى‌گفتید به هژیر هم می‌گفتید به ساعد هم همین حرف‌ها را می‌زدید به قوام‌السلطنه هم همین را مى‌گفتید به مصدق‌السلطنه هم همین را بگویید همه‌شان را مبتذل بکنید و مملکت را مبتذل بکنید و به آن روز بکشید آقاى دکتر اینها به شما دروغ مى‌گویند (عباس اسلامى - وقتى که هیچ کس خیال نمی‌کرد ایشان نخست‌وزیر بشوند، دنبال‌شان بودیم) آقا آنهایى را که شما عوامل اجنبى‌ می‌دانید همه مرا ذلیل کردند قوام‌السلطنه مرا حبس کرد، رزم‌آرا هم که گفت ‌تو را می‌کشم. چند دفعه این آقایان خودشان به من گفتند، حزب توده هم که آن طور جبهه ملى هم که این طور، من نمى‌دانم این ملت ایران کجاست، روس انگلیس‌ امریکا که مرا می‌کشد پس ملت ایران کجا است بلى بلى شما وجیه‌المله هم هستید، به طوری که گفتم انتخابات اول تهران را من به هم زدم و شاید اگر به هم نمی‌زدم شما نمى‌آمدید در این مجلس، من با شما موافقت کردم و با رزم‌آرا مبارزه کردم، اگر من مبارزه نمى‌کردم او بر شما غالب بود اگر می‌گویید نه، انصاف ندارید در قضیه نفت من به شما کمک کردم چه در کمیسیون چه در خارج کمیسیون، خود شما در جلسه خصوصى فرمودید که فلانى اگر تو نبودى ما نمی‌توانستیم.

حالا فراموش شده بعد ‌آمدیم در طرز اجرایش اختلاف پیدا کردیم آن شبى ‌هم که ‌آمدم خدمت‌شان در طرز اجرایش هم با شما اختلاف نداشتم فردایش پس فردایش یک چیزهایى به شما تحمیل کردند در طرز اجرایش که اختلاف به هم زدیم، الآن هفت ماه می‌گذرد، همه این بدبختى‌ها و فلاکت‌ها که این ملت بدبخت تحمل کرده است براى این بود که یک چیز بیشترى عایدش شود نظر این نبود که مایه دکاندارى یک عده‌اى بشود که اینها بروند خودشان را زیر بال دکتر مصدق پنهان بکنند و مملکت این طور بشود و آنها از وجهه ملى جنابعالى استفاده بنمایند و این دکان هم الى الابد بماند و بگویید 7 ماه نشده 7 سال بشود. وزیر دارایى شما اینجا است، به قول خودش هم متخصص اقتصاد است، ما باید یک نقشه‌اى داشته باشیم باید ببینیم که این مملکت تحمل چه مدت این فشار را دارد؟ یک ماه دارد 2 ماه دارد 3 ماه دارد این را حساب کنیم تحمل حریف را نگاه بکنیم و حساب بکنیم شما‌ آمده‌اید اینجا براى مجلس توضیح مى‌دهید که اگر ما ضرر مى‌کنیم انگلستان هم ضرر می‌کند.

آخر این حرف بچگانه است آخر تحمل انگلستان به قدر تحمل من و شما است؟ (دکتر شایگان - کمتر است) انشاءالله این طور باشد از طرف دیگر جناب آقاى دکتر مصدق یک چیزهایى است که بالاخره باید در این مملکت و در این مجلس روشن شوند خودتان می‌فرمایید که ‌امریکاییها نمى‌توانند آن کمکى را که باید بکنند به ما بکنند و انگلیس‌ها نمى‌گذارند که آنها با ما راه بیایند آخر پس چه بکنیم، اگر می‌خواهید انگلیس و امریکا و بلوک غربى ‌را ول کنیم یک راست برویم طرف بلوک شرقى رک و راست به ما بگویید ‌امروز آقا این بازی‌ها را کردن خطرناک است این کارها با آتش بازى کردن است. این کار را نباید کرد وقتى ما ‌آمدیم این کار را کردیم ‌به امید این بود که ‌امریکا به ما کمک خواهد کرد اگر بگویید نه خلاف فرموده‌اید به امید این بودیم که‌ امریکایی‌ها به ما کمک کنند ‌امروز خود شما می‌آیید اینجا مى‌گویید که منافع نفتى آنها این طور منافع سیاسی‌شان آن طور منافع اقتصادی‌شان هم آن طور پس بنابراین نمى‌شود آن طور کرد آقا ما را نکشانید به اینجا، مصلحت مملکت را هم آقا ما سپردیم به دست شما والله بالله اطرافیان شما دروغ مى‌گویند، هر چه شما می‌کردید هیچ کس به شما ایرادى نمی‌گرفت، اینها مى‌آیند به شما مى‌گویند که ملت این را می‌خواهد. آن روز که شما خواسته ملت را انجام می‌دادید ملت به شما اعتماد و اطمینان داشت (کشاورزصدر - حالا هم دارد) خوب انشاءالله (کشاورزصدر - انشاءالله ندارد از عده‌اى که استقبال ‌آمدند معلوم شد) اگر آن روزی که نخست‌وزیر نباشند بیایند خوب است، آقاى کشاورزصدر آن روز من به استقبال آقاى مصدق‌السلطنه خواهم رفت ولى شما نخواهید رفت. آن روز که یک نفر نیاید من به استقبال شما خواهم ‌آمد ولى اینها مطمئن باشید همین‌ها اطراف قوام را گرفتند (عباس اسلامى - ملى‏ شدن نفت را آن وقتی امضا کردیم که شما ‌امضا نکرده بودید و هنوز رزم‌آرا نمرده بود) اینها اطراف قوام را گرفته بودند ولى من آن روزى که افتاد رفتم سراغش گریه کرد من تنها بودم بعد از کشته شدن رزم‌آرا هم گفتند جسدش را از خاک بیرون بیاورید همان‌هایى که سلام و صلوات برایش می‌فرستادند (شوشترى - اس. اس او بودند) حالا اس. اس بودند یا نبودند من نمى‌دانم. ولى شما نباید گولشان را بخورید، شما تجربه دارید نسبت به افعال اینها مصلحت مملکت مافوق اینها است، اگر من هم مثل جنابعالى سعادت می‌داشتم یا اقلاً مثل ‌آشتیانى‌زاده آن سید نورانى را در خواب می‌دیدم بهش عرض می‌کردم آقا جان تو که یک همچو دستورى می‌دهى اقلاً یا قدرتش را بده یا عقلش را، هیچ کدام را که ندهى عملى نمى‌شود. آقاى دکتر به شما نمی‌آیند حقیقت را بگویند. این مملکت دچار چه خرابى ‌شده دچار چه فلاکتى شده، عمال اجنبى‌دارند در این مملکت مسلح می‌شوند و تمام عوامل مؤثره ما دارد از بین مى‌رود، اقتصادیات ما از بین رفته. بدبختى و فقر و فلاکت سراسر مملکت را فرا گرفته (عباس اسلامى - تازگى شده؟) حال بیشتر شده، وضعیت تأمینتان هم این است که مى‌بینید که نه ‌امنیت اجتماعى داریم نه ‌امینت قضایى داریم، ما وقتى به این مجلس مى‌آییم در زمان حکومت جناب آقاى دکتر مصدق پیشواى آزادى و خواهان تآمین جانى نداریم، در حکومت جنابعالى.

نخست‌وزیر - چرا؟

جمال‌ امامى - به جهت این که رادیوى شما علناً به ما فحش مى‌دهد، مسلمان خدا رادیوى ملت را که دولت قبضه کرده است حالا روزنامه‌ها را که دولت پول مى‌دهد که به ما فحش بدهند آقا این قدر اقلاً حجب و حیا داشته باشید که رادیو علناً به ما فحش ندهد، چه کرده‌ایم ما اقلیت مگر؟.. شما خودتان اقلیت بودید شما اقلیتى بودید که بد مى‌گفتید به دولت‌ها ناسزا مى‌گفتید صندلى مى‌شکستید، میز مى‌شکستید نوکر اجنبى‌مى‌گفتید، حمال مى‌گفتید، بی‌شرف مى‌گفتید، به رؤساى دولت‌ها، ما که این جسارت‌ها را به شما نکرده‌ایم ما که همیشه مؤدبانه با شما صحبت کرده‌ایم این تقصیر ما است که در یک مواردى با شما هم عقیده نباشیم؟ مگر چه کرده‌ایم که این رادیو به ما فحش بدهد و تهدید به قتل بکنند و روزنامه‌هایى که طرفدار شما هستند بنویسند مهدورالدم هستند ..

نخست‌وزیر - طرفداران من هستند؟

جمال‌ امامى - بله طرفداران شما هستند. پس دشمن‌تان هستند؟ اینها که مى‌نویسند زنده باد مصدق‌السلطنه ولى جمال‌ امامى‌ و رفقایش را باید کشت اینها طرفدار شما نیستند؟ اگر نیستند شما اعلام بکنید که طرفدارتان نیستند یک کسى از رفقاى من رفته بود پیش روزنامه‌نویس‌ها که چرا به فلانى فحش مى‌دهید؟ او گفته بود کار من پول گرفتن است اینها پول مى‌دهند فحش مى‌دهم آنها هم بدهند مى‌دهم، این کار من است این جواب او بود در هر صورت هفت ماه مى‌گذرد که مملکت به آستانه سقوط رسیده ما دیگر هیچ چیز نداریم، حالا آقاى‌ امامى‌اهرى خوشش بیاید از حرف ما یا نیاید نمى‌دانم (امامى‌اهرى - بنده که عرضى نکردم آقا) در هر صورت بدانید روزى که آتش روشن شد و زبانه کشید بین اقلیت و اکثریت بدانید روزى که آتش روشن شد و زبانه کشید بین اقلیت و اکثریت تفاوتى نخواهد بود همه یکسان خواهد سوخت حتى بین آقاى دکتر مصدق و بنده تفاوتى نخواهد بود.

قبلاً او راخواهد سوزاند و بعد مرا یک روزنامه‌ی توده‌اى، مردم مرا تهدید کرده بود، این ده سال است که مرا تهدید مى‌کنند نوشته بود وقتى که ما مسلط شویم اولین کسى را که بکشیم تو هستى مى‌گویم احمق نه من تنها را بلکه همان نویسنده مردم را اول خواهند کشت دیدید به خودشان ابقا نکردند کجا هستند سران کمونیسم؟ ببینید یکی‌شان باقى مانده عجب احمق‌هایى هستند! اینها خیال مى‌کنند که تنها من و ‌امثال من از بین خواهم رفت خود آنها هم از میان خواهند رفت آقا فرمودند من از‌ امریکا تقاضاى مساعدت کردم چهل و چند روز ماندید الآن چهار سال است پنج سال است این قضیه وام و مساعدت‌ امریکا مورد بحث ما است ایشان هم چهل و چند روز آنجا مانده‌اند حالا فرمودند که ملت ‌امریکا، دولت ‌امریکا از ایشان تجلیل کرده خیلى خوب حالا پا شده‌اند ‌آمده‌اند اینجا که این کمک‌ها بعد به ایشان بشود باز یک مثلى است عرض مى‌کنم پدرى پسرش را فرستاد که برو به بقال سر کوچه بگو دو من روغن بفرست براى من نشان هم به آن نشانى که خودم یک چارک ماست خواستم ندادى، این هم علامتش بود حالا جنابعالى هم بعد از 45 روز تشریف آورده‌اید مى‌فرمایید که دولت ‌امریکا بعداً مساعدت خواهند کرد این طور به ما مساعدت نمى‌کند تا کشمکش ما این است که تا وضعیت داخلى ما این است تا هرج و مرج در مملکت ما رواج است تا آنها مى‌بینند که حزب توده مسلط بر اوضاع است مطمئن باشید که کمک نخواهند کرد چون آنها یک هدف دارند و آن هدف‌شان این است که به ممالکى که خودشان را از کمونیسم حفظ مى‌کنند مبارزه می‌کند کمک کنند حالا خوب است یا بد است نمى‌دانم این طور است اگر شما به مساعدت‌ امریکا چشم دوخته‌اید باید اوضاع داخلى را مرتب کنید، اوضاع و احوالى ایجاد کنید که مساعدت کنند و گرنه اینها خود را گول زدن است و یک شاهى آنها کمک نخواهند کرد به هر صورت جناب آقاى دکتر مصدق ما از جنابعالى انتظار نداشتیم تشریف بیاورید در مجلسى که خودتان چندین دوره وکیلش بوده‌اید و ده‌ها مرتبه اینجا از مجلس تجلیل و تکریم فرمودید و خودتان علمدار قانونگذارى بوده‌اید بگویید من به اراده مجلس اهمیت نمى‌دهم مجلس اراده کرده رأى داده که

+++

انتخابات تأخیر بیفتد حالا فرض بفرمایید که این رأى مراحل قانونى خودش را تمام نکرده ولى اراده مجلس که هست و جایى نرفته است شما که با همه اینها رفیق بوده‌اید احترام رفاقت را حفظ کنید نباید اینجا بگویید توى روى این پیرمردها که شما غلط کرده‌اید رأى داده‌اید و من برخلاف آن خواهم کرد این را نگویید قانون یعنى چه؟ یعنى اراده مجلس وقتى مجلس اراده خودش را ظاهر کرد اگر حالا مراحلى دارد و باید آن مراحل طى شود آن موضوع دیگرى است ولى این اراده براى دولت قانون مى‌شود آن براى مردم است که باید تمام مراحلش را طى کند نخست‌وزیر که مى‌آید اینجا مى‌نشینید براى این است که بگوید آقایان من ‌آمده‌ام در مقابل شما سر تعظیم به فرود بیاورم و هر چه بگویید اطاعت مى‌کنم همین طور که مى‌گویید اگر به من رأى عدم اعتماد بدهید مى‌روم و باید هم بروید و اگر هم گفتید براى اجراى فلان قانون باید این طور عمل شود باید اطاعت بکنید گذشته از این شما یک نخست‌وزیرى نیستید که ما شما را از کوچه گرفته باشیم آورده باشیم ‌یک نخست‌وزیرى هستید که من لال شده از مجلس گرفتم آوردم فرمودى که انتخابات را آزاد خواهم کرد ممکن است صدى 5 صدى 10 درست باشد و من بفرمایش آقا اعتماد دارم ولى نمى‌گذارند نمونه انتخابات شما آقاى ذکایى است که اینجا نشسته 3 ماه به آخر دوره مانده شما بدون این که بودجه تصویب شده باشد براى مخارج انتخابات

دستور دارید همکار پیشه‌ورى را آوردید نشاندید آنجا گفتید چشم‌تان کور شود این نمونه انتخابات آزاد شما است وقتى که جنابعالى ‌امریکا تشریف داشتید این اواخر چند روز به مراجعت شما مانده بود من پشت این‌ تریبون جسارتاً اظهار کردم که خوب آقاى دکتر نخست‌وزیر ایران بعد از شوراى‌ امنیت بیاید ایران براى حل و فصل قضایا شما آنجا ماندید این رفقاى بنده آقاى مکى چون بیرون سلام و علیک داریم و رفاقت غیر از سیاست است این را بنده رعایت مى‌کنم. آقاى مکى به بنده فرمودند که مصدق‌السلطنه براى کارى نرفته بود رفته بود شوراى‌ امنیت و برگردد ولى یک ماهه براى معالجه مانده‌اند ایشان که اهل تفریح نیستند حالا خودتان تشریف آوردید گفتید که براى چه مانده بودید شما گفتید که شوراى ‌امنیت بر علیه انگلستان رأى داد این معتقد بنده نیست عقیده من این است که بر علیه ما رأى داده براى این که دیوان شوراى لاهه (عباس اسلامى - دیوان دادگسترى آقا چون دیوان داورى منحل شده است) بله آقا دادگسترى ما که همیشه به فضل آقا معترفیم ما به صلاحیت دیوان دادگسترى لاهه اعتراض کردیم اصلاً قبل از این که وارد دعوى بشود ما به صلاحیت او اعتراض کردیم شوراى‌ امنیت چه کرد؟ شوراى ‌امنیت که یک مرجعى است بالاتر گفت بروید همان جایى که به صلاحیت‌اش اعتراض کردید صلاحیت خودش را تصویب بکند...

رئیس - آقاى جمال‌ امامى ‌وقت جنابعالى نیم ساعت تمام شد.

جمال‌ امامى - مگر وقت محدود است.

رئیس - بله مطابق آیین‌نامه منقضى شده است خواهش مى‌کنم.

جمال‌ امامى - براى نخست‌وزیر وقت هست براى وکیل نیست؟

رئیس - آیین‌نامه این طور مى‌گوید آیین‌نامه را تغییر بدهید (شوشترى - فراز (ج) را بخوانید)

جمال‌ امامى - بسیار خوب بنده هم رأى نمی‌خواهم که مزاحم بشوم.

رئیس - آقاى دکتر معظمى‏

دکتر معظمى - بنده عضو هیأت مختلط نفت بودم در آن مواقعى که جریان نفت مطرح بود همیشه سکوت اختیار کردم براى این که مى‌دانستم صورت جلسات مذاکرات بعداً چاپ مى‌شود ولى ‌امروز که جناب آقاى مصدق گزارشى از عملیات خودشان را دادند من ناچارم در اینجا یک شهادتى را در مقابل ملت ایران به عرض برسانم و آن عبارت از این است که چه جناب آقاى دکتر مصدق و چه اعضا هیأت مختلط با کمال وطن پرستى راجع به این موضوع نفت اقدام کردند و حتى سعى تمام اینها این بود که این قضیه ملى ما که همان ملى شدن صنعت نفت باشد کاملاً به صورت مسالمت‌ آمیز انجام شود و تمام سعى و کوششى که آقایان در مدت انجام دادند از گزارش‌هایى که قید شده معلوم مى‌شود متأسفانه باید اینجا عرض کنم که تمام این راه‌ها که ما رفتیم حریف متأسفانه ‌آمال و آرزوهاى ملت ما را درک نکرد و گرنه مى‌آمد با ما به طور مسالمت ‌آمیز کار را تمام مى‌کرد ولى شهادت دیگرى که مى‌خواهم بدهم این است که براى رسیدن به این‌ آمال و آرزوى ملى‌مانه از طرف دولت نه از طرف هیأت مختلط نفت و نه از طرف مجلس شوراى ملى قصورى نشده و واقعاً مجلس شوراى ملى و دولت و ملت با کمال متانت این موضوع را تصویب کردند و بعد هم دولت براى اجرایش تعقیب کرد تا این که بعد موضوع منتهى شد به شکایت دولت انگلستان به شوراى ‌امنیت متأسفانه جناب آقاى جمال‌ امامى‌ به خارج تشریف بردند و من خیلى متأسفم که به من فرمودند اگر شما دخالت بکنید که اقلیت صحبت کنند بیرون نخواهیم رفت خودشان براى شنیدن جواب تشریف ندارند (صفایى - بر مى‌گردند آقا، لابد کار لازمى‌ داشتند بر می‌گردند) ولى مى‌خواستم باشند و بشنوند. جناب آقاى جمال‌ امامى ‌فرمودند که آقاى دکتر مصدق توفیق حاصل نکردند بنده مى‌خواهم عرض کنم که در آن قضیه ملت ایران توفیق کامل حاصل کرده براى این که یک شرکتى که قریب 50 سال در تمام شئون ما دخالت مى‌کرد بر هیچ کس پوشیده نیست که بساط او با کمال متانت برچیده شد (صحیح است) و بنده این قسمت را هم عرض مى‌کنم که جناب آقاى دکتر مصدق با کمال لیاقت و شایستگى این مأموریت را انجام دادند و اگر غیر از آقاى دکتر مصدق دیگرى بود دیگرى مأمور اجراى 9 ماده شده بود من یقین قطعى دارم که این 9 ماده اجرا نمى‌شد پس بنابراین کوشش ملت ایران را و ‌اشخاصى که در این کار کوشش کردند نباید به دیده حقارت نگریست و گفت که کارى نکرده‌اند، مسافرت آقاى دکتر مصدق براى چه بود؟

براى این بود که مطالب و آرزو‌هاى ملت ایران را در یک جایى که بناى شوراى ‌امنیت بود به عرض جهانیان برسانند (صحیح است) خود ایشان و اعضایى که همراه ایشان بودند این قسمت را با کمال خوبى ‌انجام دادند به طورى که باعث اعجاب و تحسین تمام افراد و رجال دنیا قرار گرفت آقاى ‌امامى ‌فرمودند که شوراى ‌امنیت بر علیه ایران رأى داد و این ‌اشتباه بزرگى است (دکتر فاطمى - رأى نداد تصمیم داخلى بود) شوراى ‌امنیت تصمیم داخلى گرفت که آیا وارد این موضوع بشود یا نه گفتند چون یک مرحله دیگرى دارد بنابراین موضوع را به عهده آنها مى‌گذاریم پس رأى نداده و این عمل به منزله همان رأى سکوتى است که در مجلس مى‌دهیم در واقع عدم صلاحیت خویش را به طور غیر مستقیم تصدیق کرده است‌ اما راجع به قسمت ‌امور مالى بنده مى‌خواهم عرض بکنم وقتى یک ملتى یک جریان مهمى ‌را تعقیب مى‌کند این موضوع را به هیچ وجه با جنبه مالى نباید تطبق کرد آقاى جمال‌ امامى ‌مى‌خواهد کار ملى شدن نفت را با دلار و ریال بسنجد بنده مى‌خواهم عرض کنم تاریخ ملل را ملاحظه بفرمایید که چه فداکاری‌هایى براى استقلال خودشان کرده‌اند فداکارى مالى فداکارى جانى کرده‌اند چه صدماتى کشیدند الآن همین انگلستان را که ملاحظه مى‌فرمایید با وجودى که جنگ تمام شده هنوز محرومیت مى‌کشد براى این که سیادت خودش را حفظ کند ملت ایران هم براى این که رشد ملى خود را ثابت کند باید حتماً در قسمت‌هاى مالى تحمل بکند صدماتى را بکند ‌اما راجع به امور مالى به عقیده بنده فوق‌العاده زیاد اغراق مى‌شود که وضع مالى ایران بد است وضع مالى ایران به این ‌اندازه که هیاهو مى‌شود بد نیست چرا؟ براى این که وقتى که حساب‏

مى‌کنیم سالى 30 میلیون لیره به ما مى‌رسد سالى 14 میلیون لیره از شرکت نفت عاید ما مى‌شد که اکنون مجلس شورای ملى رأى داده است این مبلغ را از پشتوانه اسکناس برداریم بنابراین این مبلغ عاید ما شده و سالى 16 میلیون لیره هم تبدیل مى‌کردند حالا بعد جبران آن را خواهیم کرد ‌اما راجع به چندین میلیون تومانى که خرج مؤسسات شرکت مى‌شود یک عواملى هست که فراموش شده اولاً تازه دو ماه است که این پول را ما مى‌پردازیم ایشان از اول سال ماهى 20 میلیون تومان حساب کردند و گفتند از اول سال تا حالا مى‌شود 120 میلیون این حساب درست نیست الآن دو ماه است ک دولت پول شرکت نفت را مى‌دهد و بعد هم این نفتى که در داخل مملکت فروش مى‌رود قیمت آن عاید خود ما مى‌شود به طوری که ماهى دو میلیون تومان عاید خزانه مى‌شود به علاوه پول‌هایى که سابقاً در بانک شاهى می‌رفت که همیشه و هر وقت می‌خواستند فشار اقتصادى وارد بیاورند در کیشه‌هاى خودشان حفظ مى‌گردند ولى ‌امروز در اختیار بانک ملى است و به علاوه مقدارى زیادى شرکت سابق نفت خواربار هر سال از خارج وارد می‌کرد و الآن این شرکت ملى نفت این پولى را که از دولت گرفته در داخله خرج مى‌کند بعد هم شبهه را قوى می‌گیریم که شاید تا الآن هفتاد، هشتاد میلیون تومان در واقع کسر داشته باشیم ولى یک ملتى که براى استقلال خودش صد میلیون و یا دویست میلیون تومان حاضر نباشد فداکارى بکند این که مبارزه نمی‌شود خطاب من به آقاى وزیر دارایى به آقاى نریمان است که در وضع مالى ما اگر تمرکزى داده شود یعنى اگر اجناسى که در انبار هست و پول‌هایى که در جاهاى مختلف هست اینها را در یک جا متمرکز بکنید مدت‌ها مى‌شود اداره کرد و مقاومت کرد و الآن درباره دستگاه مالى دولت بیش از آنچه که هست اغراق مى‌شود و می‌گویند ارز نیست بنده عرض می‌کنم خیر به عقیده بنده ما خیلى ارز داریم حتى لیره‌هایى که از پشتوانه اسکناس برداشته شده مقدارش الآن موجود است مقدارى از خود پشتوانه موجود است مقدارى هم به بانک ملى فروخته شده که در خود بانک موجود است و به علاوه شرکت بیمه ما الآن یک میلیون و پانصد هزار دلار لیره دارد که هر چه می‌خواهد بفروشد خریدار و مشترى ندارد بنابراین ما نباید خودمان هو و جنجال بکنیم که وضع

+++

مالى ما به هم خورده و خراب است. الآن وظیفه دولت این است که یک سیاست مالى صحیح اتخاذ بکند و ملت ایران هم بایستى به قدرى تحمل مصائب را بکند و این مبارزه مقدس را که دنبال کرده است دست بر ندارد ‌اما راجع به آزادى انتخابات که آقاى جمال‌ امامى‌ فرمودند البته توقع ما از شخص دکتر مصدق که مورد علاقه و احترام تمام ملت ایران است این است که انتخابات را آزادانه انجام بدهند اعم از این که دکتر معظمى‌ در نتیجه آزادى انتخابات ساقط بشود یا به مجلس برود تنها توقعى که ملت ایران و مجلس از جنابعالى دارند این است که این قسمت را خوب اجرا بکنید و یقین هم داریم که خوب از عهده آن بر خواهید ‌آمد انتخابت را شروع بفرمایید یا نفرمایید بنده روزى که پیشنهاد تأخیر انتخابات شد در اینجا شدیداً مخالفت کردم و گفتم که انتخابات بایستى در موقع خودش شروع بشود و حال هم که مقدمات‌اش فراهم نشده و همان بیست و پنجم مى‌شود شروع کرد ولى مى‌خواستم از جناب آقاى نخست‌وزیر تقاضا کنم که چون مجلس فعلاً اظهار نظرى کرده است گرچه بیاناتى که جنابعالى فرمودید کاملاً صحیح است و اظهارنظر مجلس که به صورت قانون در نیامده است براى دولت الزام‌آور نیست ولى چون مجلس شوراى ملى اظهارنظرى کرده است جنابعالى در مجلس سنا تأکید بفرمایید که این قانون را به جریان بیندازند اگر به جریان افتاد و مراحل قانونى طى شد دیگر چندان فاصله‌اى در بین نیست ولى اگر در آنجا هم به کندى پیشرفت کرد البته جنابعالى وظیفه خود را انجام خواهید داد ‌اما این رأیى که جنابعالى‌ امروز خواسته‌اید به عقیده من وظیفه فرد فرد آقایان نمایندگان مجلس است چه از نقطه نظر این که دنیا متوجه این جریان است که جنابعالى چه زحماتى را کشیده‌اید و باید قدردانى بشود و چه از نظر مصالح مملکت که ما بایستى در مقابل اراده خارجى‌ها اراده خودمان را نشان دهیم و در آتیه هم‏

خودمان را مهیا کنیم که مقاومت کنیم و یقین دارم که آقایان هم با وجدان پاکى که در ایشان سراغ دارم از دادن رأى مضایقه نخواهند کرد و این مساعى هم که جنابعالى به کار برده‌اید که به طور مسالمت‌ آمیزى وضع نفت حل شود این هم قابل تقدیر است و البته ملت ایران هم با این رویه و طریقه مسالمت ‌آمیزى که جنابعالى اتخاذ فرمودید به دنیا ثابت کرد که با ملت انگلستان دشمنى ندارد بلکه با یک شرکت غاصبى ‌طرف است و تمام این مراحلى را که طى کردید به دنیا ثابت شد که ملت ایران مایل است با دولت انگلستان کنار بیاید و دولت انگلستان هم به تبعیت از افکار ملت ایران و یا این که در واقع اگر به افکار عمومى‌خود انگلستان هم واگذار کنند به نفع ما رأى خواهد داد سعى کند به وضعى این کار خاتمه پیدا کند و اطمینان دارم آقایان نمایندگان محترم مجلس هم از دادن رأى به جنابعالى که در این سن و ضعف مزاج این مسافرت سنگین را تحمل فرمودید و این زحمات را قبول فرمودید کوتاهى نخواهند کرد (صحیح است)

رئیس - آقاى نخست‌وزیر بفرمایید

نخست‌وزیر - جناب آقاى جمال‌ امامى‌در زمانی که رزم‌آرا نخست‌وزیر بود با ایشان مخالف بودند این را کامل تصدیق مى‌کنم و براى این مخالفت درست نمى‌دانم چند جلسه منزل بنده تشریف آوردند و مذاکره فرمودند که من نخست‌وزیر بشوم به ایشان عرض کردم که این مقام را من نمى‌توانم قبول کنم به جهت این که آن چیزى را که انگلیس‌ها مى‌خواهند نمی‌توانم اجرا بکنم و گذشته از این کسالت شدید من مانع از این است که من قبول کار کنم بنده قبول نکردم و به کار خود در کمیسیون نفت ادامه دادم بعد از فوت رزم‌آرا اصل ملى شدن نفت در مجلس تصویب شد البته انگلیس‌ها با یک حرفى که یک اصلى داشته باشد ولى فروع هم داشته باشد الآن هم مخالف نیستند مى‌گویند اصل ملى شدن صنعت نفت را ما قبول مى‌کنیم ‌اما شما باید با ما کارى بکنید که ما همان منافعى را که از ‌امتیاز می‌بردیم همان طور بهره‌مند بشویم.

دولت انگلستان اصل ملى شدن صنعت نفت را در فرمول هریمن که در مرضى‌الطرفین دولتین ایران و انگلیس بود شناخت آن فرمول چه مى‌گوید؟ مى‌گوید اکتشاف استخراج و بهره‌بردارى در دست دولت ایران باشد. پس از این که فرمول شناخته شد دولت ایران دعوت کرد که میسیون انگلستان به ایران بیاید و مذاکره شود وقتى که استوکس‌ آمد. استوکس چه گفت؟ استوکس گفت که آن شرکت نفت دیگر در ایران وجود ندارد، بسیار خوب او گفت این شرکت نفت در جاى دیگر است، گفتیم براى ما ضرر ندارد. گفت این شرکت نفت مى‌خواهد مقدار مهمى‌نفت از شما بخرد. گفتیم فروشنده هستیم. گفت برای مدت 25 سال هم مى‌خواهد بخرد گفتیم خیلى خوب است اصولاً موافقم ولى در مدتش باید صحبت کنیم. گفت ولى این شرکت نفت این مقدار مهم نفت را مى‌خواهد بخرد مطمئن نیست که بتوانید شما این مقدار نفت را به او برسانید مى‌خواهد در اینجا یک آژانسى را مأمور بکند که نفت را اداره بکند و بعد حساب نفت را به دولت ایران بدهد و پنجاه در صد خودش بردارد و پنجاه در صدر هم به دولت ایران بدهد گفتم خوب این همان ‌امتیاز است پس آن چیزى که انگلیس‌ها شناختند چه بود و اصل ملى شدن صنعت نفت به این ‌ترتیب براى ایران مفید نبوده است براى این که ما که نمى‌خواهیم خودمان را گول بزنیم بگوییم صنعت نفت را ملى کردیم ‌ولى همان معامله‌اى که ‌امتیاز سابق با دولت ایران مى‌کرد حالا هم باشد به این علت بود که روز اول بنده از قبول پیشنهاد جمال‌ امامى ‌خوددارى کردم چون مى‌دانستم که انگلیس‌ها نظرشان چیست پس از مرگ رزم‌آرا ما قانون ملى شدن صنعت نفت را در کمیسیون به تصویب رساندیم بعد از طرف مجلس مأمور شدیم که مواد اجراییه در کمیسیون در شرف اختتام است اقدام کردند که دولت آقاى اعلا با این که خیال استعفا نداشتند استعفا کردن البته بنده خودم قبل از این که ایشان استعفا بدهند در نظرم هست که روز پنجشنبه پنجم یا چهارم اردیبهشت بود عرض کردم که من خطرى براى خودمان مى‌بینم و همان روز سعى کردم که این 9 ماده را بگذرانم پس از این که این 9 ماده در کمیسیون گذشت براى این که به مجلس نیاید دولت را ‌انداختند و نظر این بود که دولت دیگرى بیاورند و آن دولت کارى بکند که این 9 ماده به مجلس نیاید و آن دولت کار کمیسیون و نظر مجلس را به طور کلى عقیم بگذارد.

جناب آقاى جمال‌ امامى‌ درجلسه خصوصى از روى کمال محبتى که به من داشتند فرمودند که چه ضرر دارد اگه ‌امروز براى رأى تمایل حاضر شده‌ایم آقایان نمایندگان به دکتر مصدق رأى بدهند بنده حالا نمى‌دانم که ایشان نمى‌دانستد که من قبول مى‌کنم یا نمى‌دانستند (خنده نمایندگان) ولى بلافاصله پس از این که ایشان پیشنهاد کردند بنده فوراً قبول کردم (جمال‌ امامى - اینجا هم اصرار کردم که به شما رأى بدهند) و قبولى من هم یک محظورى را از نمایندگان برداشت به جهت این که بلافاصله همه نمایندگان کف زدند و خواستند به قیام و قعود رأى بدهند خودم حاضر نشدم و ‌آمدیم در این جلسه علنى و نشستیم و با ورقه رأى گرفتند ایشان ‌آمدند در همین جا فرمودند که برنامه خودتان را بیاورید و دولت خودتان را هم تشکیل بدهید عرض کردم نمى‌توانم به جهت این که اگر دولتى تشکیل مى‌دادم و برنامه‌اى‏ مى‌آوردم آن قدر احساس مى‌کردم که اساساً این 9 ماده را در این مجلس نمى‌گذاشتند تصویب بشود به این جهت بنده قبولى خودم را به این شرط قرار دادم که 9 ماده قبل از تشکیل دولت و قبل از تقدیم برنامه دولت به مجلس تصویب شود و این کار هم شد تصویب 9 ماده از مهم‌ترین کارهایى بود که به ما در همه جا در اروپا در ‌امریکا در سایر جاها که ما را مى‌دیدند مى‌گفتند که شما مملکت خودتان را آزاد کردید این یکى از آن کارهایى نیست که کسى بتواند انکار بکند و بگوید که کوچک بوده در وضع حیاتى مملکت اهمیت بسیارى نداشته.

اگر یک ملتى براى آزادى خودش براى استخلاص خودش از استعمار بخواهد کارى بکند باید از این بترسد که نانش کم شد قندش کم شد ملت باید فداکارى بکند جانفشانى بکند تا این مقصود خودش را کاملاً انجام بدهد ‌اما راجع به این که ایشان فرمودند که روزنامه‌ها به اقلیت بد مى‌نویسند و این روزنامه‌ها منسوب به دولت است بنده این را قویاً تکذیب مى‌کنم به جهت این که در این مملکت روزنامه‌هایى هستند که به ایشان بد مى‌نویسند و روزنامه‌هایى هستند که به من بد مى‌نویسند (صحیح است) مردم آزاد هستند که به هر کس مى‌خواهند خوب مى‌نویسند و به هر کس مى‌خواهند بد مى‌نویسند. من براى این که هیچ وقت گله‌اى از کسى نکنم در اولین روزهایى که نخست‌وزیر شدم گفتم روزنامه‌ها هرچه براى من بنویسند مختاراند بگذارید بنویسند من از هیچ کس گله نمى‌کنم چون مى‌دانم که در این مملکت به همه فحش مى‌دهند اگر بنده مى‌خواستم با روزنامه‌اى که بد مى‌نوشت طرف بشوم که نمی‌توانستم کار‌هایم را انجام بدهم هر چه مى‌نویسند بنویسند مگر به من در مجلس کسى ناسزا نگفته ولى من با کمال خونسردى تمام اینها را در مصالح مملکت قبول کردم تحمل کردم من در اینجا گفتم اگر شما به رئیس دولت براى پیشرفت کار مملکت، براى مصالح مملکت بد بگویید اهمیت ندارد ما براى کشته شدن هم حاضریم اگر دولتى وزیرش کتک بخورد نخست‌وزیرش فحش بشنود اینها در راه مملکت چیزى نیست که از اینها بترسم و از مبارزه خوددارى کنیم (آزاد - آن وزیر بر خلاف ادب حرف زد حق نداشت به مجلس بد بگوید)

راجع به علت تأخیر انتخابات بنده خودم به جناب آقاى جمال‌ امامى ‌عرض کردم من چون کار نفت را شروع کرده‌ام تا این کار نفت تمام نشود نمى‌توانم کناره جویى کنم براى این که خواهند گفت که من نتوانستم کارى بکنم من هستم تا کار نفت تمام بشود ولى اگر کار نفت تمام نشد و چند روزى معطل شدیم براى خاتمه کار نفت حاضرم در مجلس بیایم و عرض کنم که چند روز انتخابات تأخیر شود نه این که مجلس تمدید بشود بنده مطلقاً تمدى عرض نکردم (جمال‌ امامى - بنده هم همین تأخیر را مى‌گفتم) ‌اما چرا حالا نمى‌خواهم که تأخیر بشود به جهت این که بنده مى‌دانم که دولت انگلیس مى‌خواهد ‌امتیاز را درست کند قبلاً

+++

مى‌خواهد که این دولت برود و بعد کار ‌امتیاز را تمام بکند و با این که لااقل در انتخابات عملیاتى بکند که مجلس بعد با یک چنین کارى موافقت بکند اصل نظر آنها این است نظر آنها این است که یا این دولت بیفتد و دولت دیگرى بیاید که منظور و مرام آنها را عملى بکند یا این که در انتخابات عملیاتى بکند که مجلس بعد به تمام معنى مقاصد آنها را انجام بدهد بنابراین بنده به هیچ وجه حاضر نیستم که دقیقه‌اى در انتخابات تأخیر بشود به جهت این که هر تأخیرى که در انتخابات بشود بر خلاف مصالح مملکت است یعنى من دولتى نیستم که بخواهم تأخیر را قبول بکنم شما که در مجلس رأى به تأخیر دادید فقط علت را این ذکر کردید که نخست‌وزیر نیست ولى دلیل دیگرى براى تأخیر نداشتید اگر شما دلیلى داشتید براى تأخیر مى‌گفتید به این دلیل باید انتخابات تأخیر شود مورد قبول ملت ایران بود و شما تنها دلیل‌تان این بود که نخست‌وزیر نیست ولى حالا که نخست وزیرتان ‌آمده دیگر دلیلى ندارد ‌اما این که فرمودید وقتى که‌ امریکایی‌ها با ما همراهى بکنند باید از مرام ملى و از استقلال خودمان صرف‌نظر بکنیم یعنی آنچه را که به ما مى‌گویند قبول کنیم بنده هیچ وقت زیر بار این مطلب نمى‌روم (صحیح است) من آدمى ‌هستم که با این حال کسالت و با تمام ناتوانى خودم تا نفس دارم براى آزادى و استقلال این‏ مملکت مبارزه مى‌کنم (احسنت) و من از این کار صرف‌نظر نمى‌کنم.

آن ملتى را که نوکر و بنده یک کمپانى بشود آن را یک ملت جلو رفته نمی‌گویند ملت عقب رفته مى‌گویند بنده ننگ دارم که بگویند به ملل عقب افتاده مى‌خواهند کمک و همراهى بکنند این براى ایران ننگ است که به یک دولت مثل من پول بدهند و بگویند که این ملت عقب افتاده است (صحیح است) یعنى ملتى که نمى‌تواند اساساً خودش را اداره بکند آقایان ما چه نداریم که دیگران دارند؟ من خدا را به شهادت مى‌طلبم از توى طیاره وقتى چشم به دره نیل افتاد و دره نیل را با آنچه را که نسبت به خوزستان شنیده‌ام مقایسه کردم دیدم اگر همین خوزستان را که ما ‌امروز از دست کمپانى گرفته‌ایم زراعت بکنیم ما می‌توانیم به قدر مصر از خوزستان عایدى ببریم (صحیح است) حالا ما نفت نداشته باشیم خوزستان را که ‌امروز داریم این خوزستان را کمپانى پنجاه سال یک صحراى لم یزرع کرده یک صحرایى کرده که نگذاشت یک نفر در آنجا بتواند زراعت بکند براى این که یک استفاده نامشروعى از نفت ما ببرد و اگر آنها با نفت ما موافقت نکنند و نفت ما را نخرند و نفت ما در تعطیل بیفتد همین خوزستانى که شما از دست شرکت نفت خلاص کرده‌اید همان کافى است که وضع شما را براى آتیه از هر حیث تأمین کند.

بنده نمى‌خواهم عرض کنم که بودن شرکت در این مملکت چه کار‌هایى کرده بنده در شوراى ‌امنیت به چه دلیل پیش بردم؟ بنده تلگرافاتى که در 1933 میلادى نوشته شده بود که این را وکیل بکنید این را چکار بکنید اینها را وقتى بنده خواندم آن وقت بود که آنها خجالت کشیدند بگویند در یک محیطى که یک چنین قراردادى بسته شده این قرارداد را مى‌شود رسمى‌ شناخت آنها به تمام معنى آنچه را که انگلیس مى‌خواست رد کردند وقتى آن چیزى را که انگلیس‌ها مى‌خواستند رد کردند به المال به صرفه ما تمام شده است بنده با همان حال ناتوانى در آن محکمه دادگسترى بین‌المللى هم از حقوق ملت ایران دفاع مى‌کنم تا آن محکمه هم بداند آن رأیى که سابق داده به تمام معنى توجه نبوده و برخلاف حق بوده یک ملتى نباید از عدم همراهى یک ملت دیگر از مبارزه دست بردارد و دست از آزادى خودش بکشد (احسنت) خودش را تابع شرکت نفت معلوم‌الحال و عمال او بکند ملت ایران باید مبارزه بکند تا آزادى و استقلال و سیادت و اقتصاد و همه چیز خودش را در دنیا حفظ کند و همان شئونى که در تاریخ خود داشته مجدداً آن را برقرار کند (صحیح است)

‌اما این که فرمودید عدم رعایت قانون من هیچ وقت بر خلاف قانون کارى نکردم شما یک رأیى در مجلس دادید و یک قانونى هم گذراندید اگر دولت بخواهد اقدام کند آیا باید قانونى که تمام مراحل را طى کرده اجرا کند با این که یک رأى را که داده شده (فرامرزى - به نظر مجلس باید احترام گذاشت) دولت باید قانون را اجرا بکند دولت وقتى که فهمید اجراى قانون به صلاح مملکت است و یک روز تأخیر جایز نیست البته قانون را به یک رأى مجلس که هنوز قانونى نیست باید ‌ترجیح بدهد و من چیزى بر خلاف این که واقعاً جناب آقاى جمال‌ امامى ‌گله بکنند در این مجلس عرض نکردم من عرض کردم اگر من باید کار بکنم من باید قانون انتخابات را اجرا کنم یعنى انتخابات را شروع کنم و من عرض کردم اگر شما با شروع شدن انتخابات موافقید به دولت رأى اعتماد بدهید و اگر مخالفید به دولت رأى ندهید دولت برود هر دولتى که صلاح مملکت است بیاورید شروع به کار کند بنده بر خلاف گفتار خودم عملى نکرده‌ام یک روز بنده عرض کردم که اگر کار نفت حل نشود من خودم می‌آیم در این مجلس و مى‌خواهم که یک مدتى انتخابات عقب بیفتد ولی امروز تمام مطالعات خودم را کردم و از اطلاعاتى که در خارج کسب کردم به این نتیجه رسیدم هر یک روزى که انتخابات عقب بیفتد ولى ‌امروز تمام مطالعات خودم را کردم و از اطلاعاتى که در خارج کسب کردم به این نتیجه رسیدم هر یک روزى که انتخابات عقب بیفتد به ضرر ما تمام خواهد شد و من نمى‌توانم این مسئولیت را قبول بکنم آقایان شما نمایندگان ملت هستید و اختیار مملکت دست شما است اگر شما صلاح مى‌دانید که انتخابات عقب بیفتد به این رأى اعتمادى که دولت خواسته است‏ رأى موافق ندهید و اگر با نظریات دولت موافقید و مى‌خواهید مبارزه بکنید تا این که بیایند با ما آن طور که ما مى‌خواهیم عمل بکنند باید انتخابات را شروع بکنیم و هیچ مقامى‌ در انتخابات دخالت نکند نمایندگان حقیقى ملت و هر کسى را که مردم مى‌خواهند در این مجلس بیاید و آتیه این مملکت را آن مجلس هر طورى که مى‌خواهد بکند این عرض بنده بوده که کردم و تقاضاى رأى از مجلس دارم یا اعتماد یا عدم اعتماد بیشتر از این جسارت نمى‌کنم و اردات خودم را خدمت فرد فرد آقایان عرض مى‌کنم (احسنت)

رئیس - پیشنهاد تنفس رسیده‏.

مکى - ما این پیشنهاد را در کابینه رزم‌آرا دادیم گفتید نمى‌شود.

رئیس - هرگز چنین پیشنهادى داده نشده بود این طور نیست که شما مى‌گویید آقاى فولادوند بفرمایید.

غلامرضا فولادوند - من موافق میل شما صحبت می‌کنم بنده که پیشنهاد تنفس دادم نه از این جهت که مجلس به هم بخورد و رأى به آقاى مصدق‌السلطنه داده نشود و اگر شما خواستید و مجلس خواست من پس مى‌گیرم (احسنت) من عرایضى می‌خواهم بکنم و به اطلاع جناب آقاى نخست‌وزیر برسانم که خاطر محترم‌شان آگاه باشد و بعد هم از میل ایشان خارج نمى‌شوم عرض بنده این است که معرف ‌اشخاص به نظر بنده سابقه آنها است و الا در مقام ادعا و اظهار هر شقى ادعاى درستى می‌کند و هر وطن فروشى ادعاى وطن خواهى مى‌کند اینها در دوره پانزدهم که قانون نفت مطرح بود در اواخر دوره که هر کدام ما اگر رأى نمى‌دادیم ممکن بود براى ما خطرى باشد بنده عرایضى را که مى‌کنم با شهادت شهود حاضر در مجلس است آقاى مکى شروع کرد به نطق کردن آقاى حائرى‌زاده هم ‌اسم‌نویسى کرده بودند این موضوع طولانى شد یک عده‌اى می‌گفتند چون این قرارداد است و این موضوع که مطرح است قرارداد است نطق نماینده باید نامحدود باشد و هر چند ساعت که مایل هست صحبت کند عده‌اى مى‌گفتند که قرارداد نیست و وکلا در این مورد نیم ساعت بیشتر نمى‌توان صحبت کنند ماده‌اى در آیین‌نامه مجلس داریم که قرائت مى‌کنم:

این ماده مى‌گوید (در مواردى که در مفاد این آیین‌نامه اختلافى حاصل شود حل اختلاف با هیئت رئیس است) به این جهت هیئت رئیسه را دعوت کردند که ما برویم آنجا بنشینیم به این ماده رأى بدهیم که این آقاى مکى و سپس آقاى حائرى‌زاده مى‌توانند هر چقدر دلخواه آنها است صحبت کنند یا نیم ساعت حرف بزنند شاهد هستند آقاى مکى و آقاى حائرى‌زاده (صحیح است) بنده آنجا که می‌خواستم بروم نمی‌دانستم هیئت رئیس چه رأیى خواهد داد ‌آمدم اینجا آقاى حاذقى را کشیدم کنار آقاى حاذقى الآن حاضر است و از طرفداران شما است گفتم آقاى حاذقى اینجا موضوع شرافت و وجدان و موضوع مملکت است ما اگر رأى بدهیم که مکى را نگذارند حرف بزند این کار آبروى ما را می‌برد اینجا حیثیت ما از بین می‌رود ما ادعا کردیم باید به مملکت خدمت کرد شما چه تصمیمى‌دارید؟ البته آن روز خیلى آهسته و دور از دیگران (حاذقى - من هم عین این عمل را می‌کردم با باقی‌ها) ایشان گفتند که من با شما موافقم دو نفر شدیم (مکى - یکى هم آقاى دادور بود) می‌خواهم حاضرین را بگویم که نگویند که از مرده‌ها و غایبین که رفته‌اند و نیستند صحبت مى‌کند دو نفر دیگر که با بنده موافق شدند در دوره 16 انتخاب نشدند یکى آقاى دادور بود وکیل فومن یکی هم آقاى موسوى وکیل خوزستان. دادور را کشدیم کنار مطلبى ‌را به آقاى حاذقى گفته بودم به ایشان هم گفتم گفتند که من هم موافقم و گریه هم کردم بعد رفتم به سراغ آقاى موسوى گفتم آقاى موسوى ما باید رأى بدهیم که مکى حرف بزند ایشان گفتند من هم با شما موافقم ما چهار نفر شدیم و رفتیم هیئت رئیسه در آنجا صحبت شد البته مخالف و موافق حرف زدند بنده آنجا به والله که صیغه قسم است گریه کردم گفتم آقا ما پدرانمان به این آب و خاک خدمت کرده‌اند ما نباید آلت بشویم و بگذاریم حق این مملکت و حق این مردم را بگیرند نباید جلوی حرف آقاى مکى را بگیریم و صداى ایشان را خفه کنیم ‌که ایشان نتوانند حرف بزنند شما رأى بدهید اگر چه نگذارند ما وکیل بشویم آقاى دکتر مصدق بنده از آن نمایندگانى که ‌امروز طرفدار شدید شما هستند و در آن روز به بنده حمله مى‌کردند شنیدم که اگر این رأى را ندهید سلطنت اعلیحضرت از بین می‌رود

رئیس - آقاى فولادوند این مربوط به پیشنهاد شما نیست.

فولادوند - همین آقاى کشاورزصدر بود که به من حمله کردند که سلطنت اعلیحضرت در خطر است‏.

رئیس - از موضوع بحث خارج نشوید

کشاورز صدر - ماده 90

فولادوند - گفتم آقاى کشاورزصدر سلطنت اعلیحضرت ارتباطى با کار مجلس ندارد چرا پاى شاه مملکت را داخل مى‌کنید؟ ما قبول کردیم و وکیل مردم شدیم ما را بکشند بیرون ببرند این کار را نمى‌کنیم رأى گرفتند و بحمدالله رأى ندادیم و نگذاشتیم که جلوى صحبت آقاى مکى را بگیرند.

+++

رئیس - رأى داده شد ولى من اجرا نکردم 5 نفر در مقابل چهار نفر رأى داده بود داخل این کارها مى‌کنند رأى گرفتیم و بحمدالله ندادیم که آقاى مکى را نگذاریم صحبت کند.

رئیس - رأى داده شد و من اجازه ندادم 5 نفر مقابل 4 نفر رأى دادند.

فولادوند - بنده و آقاى حاذقى و آقاى موسوى و آقاى دادور رأى دادیم آقاى مکى حرف بزند ولى آن طرفداران شما رأى دادند که مکى حرف نزند ولى آقاى رئیس گفتند که چون 4 نفر مخالف این جریان بودند من اجرا نمى‌کنم این حقیقت قضیه است‌ اما با آن که این خدمت را کردیم ‌استدعا کردیم این را در خارج نگویید.

مکى - یک روز من در مجلس این را گفتم و از شما تشکر کردم.‏

رئیس - آقاى فولادوند کم کم حوصله من دارد تمام مى‌شود راجع به تنفس صحبت کنید.

فولادوند - بنده تقاضاى یک ربع صحبت مى‌کنم.

رئیس - نمی‌شود آقا در پیشنهاد تنفس که نمى‌شود تقاضاى وقت کرد.

فولادوند - از این مووضع فعلاً مى‌گذرم تا بقیه‌اش بنده که پیشنهاد تنفس دادم آقاى دکتر مصدق خیال خواهند کرد که من مى‌خواهم مجلس را به هم بزنم بنده مى‌خواهم بگویم که این طور نیست در دوره 15 که شما خانه‌تان نشسته بودید به شما رأى دادم که رئیس‌الوزرا بشوید در کار نفت آنچه رأى لازم و معقول بوده است رأى دادم ولى با عجله مخالف بودم کما این که آن شب یکى از مواد 9 گانه این بود که دولت بلافاصله اعضا شرکت انگلیس را بیرون کند من گفتم بلافاصله براى دولت نگذارید مدتى براى دولت وقت بگذارید ولى با این جریانات آقاى دکتر مصدق اینها می‌خواهند جاى ما‌ها را بگیرند اینهایى که با شما رفیقند ما را خائن جلوه مى‌دهند ما را وطن فروش جلوه می‌دهند ما را بی‌شرف جلوه مى‌دهند (بعضى از نمایندگان - این حرف‌ها چیست؟) نه این طور نیست ما خدمتگزار این مملکت هستیم ما جانمان براى مملکت است شما خدمتى کرده‌اید زحماتى کشیده‌اید ما نمی‌خواهیم که شما را دلتنگ کنیم متأثر کنیم مأیوس کنیم ولى چیزى که می‌خواهم عرض کنم این است که در غیاب شما که در 45 روز در ایران نبودید تجهیزات کافى چه قبل و چه بعد آن دسته‌ها که عرض کردم کرده‌اند و براى اطلاع‌تان کارى که در حوزه انتخابى ‌بنده کرده‌اند عرض مى‌کنم بنده روزى در مجلس بودم اطلاع دادند که آقاى مدیر روزنامه اصناف و آقاى شمس قنات‌آبادى رفته‌اند به شاهرود.

رئیس - اینها مربوط به پیشنهاد تنفس که دادید نیست‏.

فولادوند - بنده می‌خواهم عرض کنم آقاى دکتر مصدق شما که حالا تشریف آورده‌اید این را بدانید که در 45 روز غیبت شما تجهیزات کردند به همه این طور فهماندند که حرف ما حرف دکتر مصدق است و این ‌اشخاص از خائنین مملکت هستند از دزدها هستند اینها خائنین هستند آقاى دکتر مصدق ما می‌خواهیم بیاییم با شما صحبت کنیم شما که یک عمر از آزادى صحبت کردید شما که یک عمر از صحت عمل صحبت کردید شما که در شوراى ‌امنیت انتخابات کسانى را که با زور بوده است از جمله تلگرافات راجع به انتخابات قزوین را که این آقاى صالح قرائت کرد و همین موضوع آقاى شاهرودى و وزارت کشور و فلان را بیان کردند می‌خواهم به شما عرض کنم که بنده در منزل آقایانى که نخست‌وزیر یا وزیر هستند به مناسبت مقامشان نمى‌روم مگر با آن نخست‌وزیر یا وزیر که رفیق باشم و با ‌اشخاص که خانه‌نشین هستند بیشتر رفیق هستم و اشخاصى که منکر هستند کسى را مأمور کنند نمره اتومبیل مرا یادداشت کنند (زنگ رئیس)

استدعاى بنده این است که عرایض بنده در دل شما اثرى بکند و چون علاوه بر رأى مجلس که به نخست‌وزیر شما داده‌اند نماینده تهران هستید شما به رأى مجلس احترام بگذارید درست است رأیى که مجلس داده است صورت قانونى زا لحاظ حقوقى تا الساعه پیدا نکرده ولى یک رأى اکثریت مجلس شوراى ملى ایران است شما احترام بگذارید به این رأى مجلس در خارج صحبت بکنید اگر موافق شدید و این عجله به ضرر خود شما نبود انتخابات را شروع کنید حالا خودتان می‌دانید هر چه مصلحت مملکت‌تان اقتضا می‌کند چون شما از رجال نیک نام این مملکت هستید به آن عمل بفرمایید.

رئیس - پیشنهادتان را پس مى‌گیرید؟

فولادوند - اگر آقاى دکتر مصدق موافق نباشند بنده پس می‌گیرم.

نخست‌وزیر - من موافق نیستم.

فولادوند - پس گرفتم‏

رئیس - پیشنهادکفایت مذاکرات رسیده که قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد مى‌کنم بعد از بیانات آقاى جمال‌ امامى ‌مذاکره خاتمه یافته به دولت اعلام رأى شود

اسلامى‏

رئیس - آقاى اسلامى‌بفرمایید در همین زمینه هم از آقاى مکى پیشنهاد رسیده است.

اسلامى - علاوه بر این که در این دو دوره‌اى که بنده افتخار نمایندگى داشتم هیچ وقت دیده نشده که وقتى دولتى تقاضاى رأى کرد مذاکراتى در اطراف این موضوع بشود و امروز برخلاف سنت گذشته عمل شد (بعضى از نمایندگان - رأى گرفته شد) همان موقع هم پیشنهاد می‌کردند رأى بگیرید و رأى نمی‌گرفتند این سوابق هست منتهى فرصت نبود که پیدا کنم و نشان بدهم مضافاً به این که جناب آقاى جمال‌ امامى ‌که لیدر اقلیت فعلى هستند بیاناتى اینجا فرمودند هم دولت استماع کرد که مجلس شوراى ملى و هم بعد از ظهر مردم این کشور استماع خواهند کرد معلوم شد که اظهارات ایشان همان چیزهایى بود که در گذشته مى‌گفتند و چیز تازه‌اى نداشتند بنده ناگزیرم از ذکر یک جریان تاریخى و آن‌ این است که در اواخر جنگ بین‌المللى اول رئیس‌الوزراى انگلستان در مجلس گفت این که با ما مى‌جنگد سیب زمینى آلمان است نه ملت آلمان یعنى ملت آلمان آن قدر مقاومت و پایدارى کرد که هیچ چیزى ندارد بخورد سیب زمینى مى‌خورد که خودش مبدل به سیب زمینى شده پاکستان سى سال مبارزه کرد به آسانى که نمی‌شود دو هزار میلیون تومان از چنگ انگلیس‌ها بیرون آورد.

باید مقاومت کرد موقعى که پاکستان مستقل می‌شد از این سفیر پاکستان بپرسید آنجا نه خواربار بود نه دولت بود نه پول بود هیچ چیز وجود نداشت با این حال مقاومت کردند پاکستان و هندوستان دست به دست هم دادند تنها محصول کشاورزى‌شان که پنبه و کنف بود از آنها نخریدند شش ماه تمام کارگاه‌هاى دستى و پارچه بافى راه افتاد تا آنها مقاومت کردند ولى دنیا ناچار بود که بهترین کنف دنیا که کنف پاکستان بود بخرد الآن ببینید پاکستان چه شد ما وقتى مى‌خواهیم یک همچو کارى بکنیم باید مدتى تحمل محرومیت کنیم چطور آقاى دکتر مصدق کارى نکرده من آقاى جما‌ل امامى‌ نمی‌خواهم در حضور ایشان یک صحبتى بکنم طرح ملى شدن نفت همان روزی که تهیه شد اول کسى که‌ امضا کرد من بودم براى مملکت خودم این کار را کردم توجه فرمودید کى تصور می‌کرد که این کار به این زودى تمام شود من این کار را براى ایشان نکردم براى مملکت کردم در مجلس هم که نباشم یک قلم و کاغذ بر می‌دارم مشغول کاغذ نویسى مى‌شوم خیلى هم خوب می‌توانم بنویسم وقتى که ما می‌خواهیم یک همچو کار بزرگى بکنیم باید مقاومت بکنیم اوضاع ملی‌مان را که آن طور می‌گویید آن عناصر چپ را که آن طور بزرگ جلوه می‌دهید اینها تمام نقشه‌هاى انگلستان است که همیشه ما را از دست چپ می‌ترساند ما با این حرف‌ها از میدان بیرون نمی‌رویم‏

صفایى - اینها راجع به کفایت مذاکرات است.

اسلامى - بلى دلیل کفایت مذاکرات است تا به حال همچو سابقه‌اى نیست که وقتى دولتى تقاضاى رأى اعتماد کرد اینجا صحبت کنند.

رئیس - شما در پیشنهاد خودتان صحبت کنید براى مجلس تکلیف معین نکنید.

اسلامى - ‌اما در دولت‌هاى گذشته همه آقایان داد می‌زندند که دولت چرا قانون انتخابات را اجرا نمى‌کند حتى یکى از نمایندگان به دولت اعلام جرم کرد که چرا به موقع قانون انتخابات را اجرا نکرده است حالا مى‌گویند که چرا اجرا می‌کند (قاسم فولادوند - صحبت در این است که ما فرماندار داریم که 4 سال است آنجا مانده است) پس معلوم شد که تمام این صحبت‌ها نه موضوع نفت بوده نه موضوع مملکت بوده هى داد و فریاد مى‌کنند که اوضاع اقتصادى خراب شده است پول نیست صادرات و واردات نیست اینها در این ده سال نبوده است این مذکرات مجلس پر است از این انتقادات و این حرف‌ها اگر شما اعتماد ندارید تنفس براى چه؟ ورقه کبود بدهید بنده خواستم از آقایان استدعا کنم همه آقایان نمایندگان در موضوع نفت خدمت کرده‌اند مردم ایران تمام خدمت کرده‌اند کارى که این دوره 16 کرده است هیچ کس نکرده است بنابراین مردم البته حس تشخیص دارند و نگرانى آقایان بى‌جهت است و انتخابات آزاد را هیچ کس جز دکتر مصدق نمی‌تواند عملى سازد (احسنت)

رئیس - اینجا آقای پیراسته در مجلس اجازه گرفته‌اند شما هم آقاى شوشترى قبل از پیشنهاد کتاباً اجازه خواسته‌اید ولى معمولاً اجازه‌اى که پس از قرائت پیشنهاد در مجلس می‌گیرند صحیح است.‏

پیراسته - من نوبتم را می‌دهم به آقاى شوشترى‏

رئیس - بنابراین آقاى شوشترى بفرمایید

شوشترى - باز هم بسم الله الرحمن الرحیم. موقعى که مجلس شوراى ملی رأى داد که در گزارش جناب آقاى دکتر مصدق مذاکره بشود این پیشنهاد دیگر مورد نداشت باید مذاکره بشود اگر انتقادى است اگر ایرادى است گفته بشود و اگر از نظر اصول حقوقى و قضایى باید این حرف‌ها در اینجا جرح و تعدیل بشود و حلاجى بشود تجزیه و تحلیل بشود خوب است آقایان موافقت بفرمایند لااقل 3 و 4 نفر صحبت کنند اینجا در ماده 89 که عرض کردم در فراز (ج) مصرحاً نوشته است که در مقاولات و مذاکرات حد ندارد مقاوله از نظر لغت یعنى چه؟ قول نامه در بازار عملاً چیست؟

+++

رئیس - حالا راجع به کفایت مذاکرات صحبت کنید این طور نیست که شما می‌گویید

شوشترى - مقاوله شده بین ایران و مصر مکاتبه شده از نظر قانون مقاوله شده است.

رئیس - آقاى شوشترى هر اختلافى در نظامنامه پیش بیاید تشخیص با من است.

شوشترى - بنده تسلیم به فرمایشات جنابعالى هستم ولى نظر بنده یعنى با تصریح قسمت (ج) جاى ابهامى‌باقى نمى‌گذارد در چند قسمت باید صحبت بشود یکى این که در فرمایشات‌شان آقاى دکتر مصدق بیاناتى کردند که به کلى بر خلاف یک قسمت از گفته‌های‌شان است مثلاً فرمودند چند مرتبه فرمودند که مجلس شورای ملى از 9 ماده‌اى که رأى داده بزرگ‌ترین خدمت را به این مملکت کرده و زنجیر اسارت را که من هیچ وقت لغت اسارت و استعمار و استثمار را در مورد ایران از طرف مقام نخست‌وزیر و وکالا جایز نمی‌دانم، هیچ وقت نه استعمار شده‌ایم نه استثمار شده‌ایم ما ملتى هستیم مستقل ...

رئیس - راجع به کفایت مذاکرات بفرمایید چون شما مخالف کفایت مذاکرات هستید اینها مربوط به کفایت مذاکرات نیست.

شوشترى - دلیل مخالفتم این است که فرمایشاتى که ایشان کردند ابهامى ‌ایجاد کرده این ابهام باید رفع شود براى این که ایشان می‌فرمایند انتخابات را من قانوناً مى‌خواهم انجام بدهم اگر ایشان پای‌بند قانون هستند قانون براى وزرا وقت معین کرده است که در ظرف یک ماه باید بیایند به سؤالات نمایندگان جواب بدهند من دو سال است سؤال کرده‌ام راجع به این که گفته شد به استوکس نمی‌دانم آن کى بوده است گفته‌اند...

رئیس - اینها خارج از موضوع است.

شوشترى - اگر باید قانون رعایت شود راجع به اجراى منع مشروبات الکلى آن را چرا رعایت نمی‌کنید چرا آن قانون را اطاعت نمى‌کنید در مجلس نمى‌آورید بنا علیهذا شخص آقاى دکتر مصدق که حالا مى‌خواهند رأى اعتماد بگیرند بنده به نخست‌وزیرى ایشان رأى ندادم ولى به 9 ماده رأى دادم ‌آن دفعه هم که رأى اعتماد خواستند چون مرتبط به 9 ماده بود رأى اعتماد دادم از این جهت جاسوس انگلیس شدم آقاى دکتر مصدق من جاسوس اجنبى‌ هستم؟ من جاسوس اجنبى ‌هستم بعد از یک عمر؟ یا آن روزنامه‌اى که ماهى 3 هزار تومان بهش مى‌دهند من اگر وکیل نشدم نشوم تاریخ مى‌نویسم نه آن جور تاریخ که برای رضا شاه مى‌نویسند که: ‌اى همیشه حاجت ما را پناه بار دیگر غلط کردیم راه. می‌افتاد جلو و پایش را مى‌بوسید و ماهى 250 تومان از شهربانى مى‌گرفت ‌امروز او بزرگ است خدمتگزار است من خائن و خدمتگزار اجنبى؟ حالا مى‌بینى که چه تاریخى برایت مى‌نویسم.

رئیس - رأى گرفته مى‌شود به پیشنهاد کفایت مذاکرات آقایان موافقین قیام کنند (اکثر برخواستند) تصویب شد.

پیشنهادى رسیده است که به دو قسمت به طور تجزیه رأى گرفته شود قرائت مى‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شورای ملى‏

پیشنهاد مى‌کنم به راپورت و خبر جناب آقاى نخست‌وزیر به طور تجزیه رأى گرفته شود. رفیع‏

بعضى از نمایندگان - نسبت به رأى اعتماد که پیشنهاد تجزیه موضوعى ندارد.

رئیس - وقتى چیزهایى دارد برخلاف نظر مجلس به رأى مجلس باید احترم گذاشت البته تجزیه دارد اینجا مجلس شوراى ملى است اراده مجلس مطیع است من براى خودم نمى‌گویم همه را آقایان مى‌دانند که هیچ اثرى نسبت به انتخابات من ندارد ولى مجلس رأیى داده است به آن رأى باید احترام گذاشت. آقاى رفیع بفرمایید.

رفیع - آقاى مصدق مى‌دانند که ملت ایران با کارهای‌شان موافق بوده و هستند و خواهند بود (صحیح است) ولى هنوز مجلس به اعتبار انتخابات رأى نداده است دولت خودش براى مخارج انتخابات پول نداشت و اعتبار نبود و نخست‌وزیر هم گفتند در ایران نیست براى رفع نگرانى مجلس رأى داد یکى از نمایندگان محترم به عنوان این که کفیل نخست‌وزیرى به من گفته است که وسایل هنوز فراهم نیست ما نمى‌توانیم در موقعش انجام کنیم چند روزى مهلت بدهید جماعتى صحبت کردند خود ایشان هم موافقت کردند و مجلس رأى داد که چند روزى انتخابات تأخیر شود وقتى مجلس رأى داد آن رأى محترم است و رفت به مجلس سنا و هیچ کس هم تأخیر انتخابات را نمى‌خواهد دولت مکلف است در فلان روز شروع کند تأخیر انتخابات یعنى از این 3 ماه که به آخر دوره مانده تأخیر شود همچو چیزى که خواسته نشده در ظرف این 3 ماه دولت باید تمام بکند منتهى براى شروعش چون خود دولت وسایل نداشت وسایل فراهم نکرده بود پول نداشت اوراقى لازم بود چاپ نکرده بود و نخست‌وزیر هم نبود در غیبت ایشان مجلس رأى داد جناب نخست‌وزیر هم باید به رأى مجلس احترام بگذارند.

ما به آن مسافرت‌شان و اقدامات‌شان تمام رأى مى‌دهیم این مرد با کمال شهامت آنچه لازم بود کرد مصدق‌السلطنه چهل سال است با من دوست است به مملکت هم خدمت کرده است من تا آخر عمر به ایشان رأى می‌دهم ولى وقتى مجلس رأى داد رأى مجلس مقدم بر همه است وقتى مجلس به آن دلایل گوش داد بیست نفر از نمایندگان که اغلب‌شان از موافقین دولت بودند در اینجا تصمیم گرفتند گفتند به رفقای‌شان هم اظهار کردند این موضوع تمدید نیست موضوع تأخیر است که گفتند چند روزى به تأخیر بیفتد ‌امروز سوم آذر است بیست و سه روز دیگر شروع کنید در این مدت پول بفرستید به ولایات آن اوراق را بفرستید انجمن‌ها را در نظر بگیرید و در آن روز شروع کنید همه جا را یک دفعه شروع کنید آقا هم موافقت بفرمایید ما هم رأى اعتماد با کمال میل نه ‌امروز تا روزى که مصدق‌السلطنه مایل است به نخست‌وزیرى به او می‌دهیم ‌اما این ربط به موضوع ندارد. به این جهت من پیشنهاد کردم که تجزیه شود این رأى اعتمادى که راجع به اقدامات‌شان راجع به مسافرت‌شان آنچه را که ایشان اقدام مى‌کنند خواسته‌اند طرف اعتماد و اطمینان ما هست ‌امروز رأى مى‌دهیم ‌اما این که پریروز مجلس رأى داده است این را بگذارد سه روز دیگر تکلیفش معلوم بشود.

رئیس - آقاى دکتر مصدق بفرمایید

نخست‌وزیر - این رأى که مجلس شوراى ملى داده است مبتنى بر دو اصل بوده است به طوری که جناب آقاى رفیع فرمودند یکى این که نخست‌وزیر از ایران غایب است یکى هم این که کارهاى انتخاباتى و وسایل انتخاباتى فراهم نیست و باید تهیه بشود آن قسمت اول که علتش مرتفع شد و بنده الآن حضور حضرتعالى هستم قسمت دوم اگر ما نتوانیم اگر کار انتخاباتى تهیه نشده باشد ما که کارى نمی‌توانیم بکنیم من عرض کردم از فردا شروع به اجراى قانون انتخابات مى‌کنم این شروع به اجراى قانون انتخابات از چاپ تعرفه است تا اخذ و استخراج آرا و فلان و هر وقت کارهاى مقدماتى شد کار‌هاى بعد و اخذ آرا به عمل مى‌آید بنابراین هیچ مورد ندارد دلیلى نیست که ‌امروز مجلس با نظر دولت مخالفت بکند براى این که اگر ما نتوانیم انتخابات را به طوری که قانون مقرر کرده است اجرا کنیم خودش اجرا نخواهد شد ولی اگر توانستیم خواهد شد ‌اما این که فرمودند رأى اعتماد تجزیه بشود رأى اعتماد قابل تجزیه نیست دولت مى‌گوید من که مى‌خواهم این کار را بکنم چه در گذشته این کار را کردم و چه در آتیه که این کار را می‌خواهم بکنم مورد اعتماد مجلس هستم‌ یا نیستم اگر مورد اعتماد هستم رأى بدهید و اگر نیستم رأى ندهید بنده عرض کردم که دولت مى‌خواهد هر قدر که ممکن باشد انتخابات را زودتر شروع کند زودتر هم تمام کنیم برطبق قانون رفتار کنیم هیچ کس هم دخالت نکند متعهد مى‌شوم تا ‌اندازه‌اى که مردم هم تصدیق کنند از دخالت‌هاى عمال دولت جلوگیرى کنم بنده آنچه که ممکن باشد در این مجلس به ملت ایران قول مى‌دهم قول شرافت مى‌دهم تا ‌اندازه‌اى که ممکن باشد که بیش از آن دیگر ممکن نیست از دخالت در انتخابات که حق مشروع ملت ستم‌دیده ایران است جلوگیرى کنم و دفاع کنم و این برنامه من است در آتیه با این برنامه تقاضاى رأى اعتماد مى‌کنم اگر اعتماد دارید رأى بدهید و اگر هم نمی‌دهید ندهید.

آزاد - بنده یک تذکر قانونى دارم‏

رئیس - آقاى رفیع فرمایشى دارید.

رفیع - آقا دکتر مصدق می‌دانند که اگر در تهران بودند همچو پیشنهادى در اینجا نمى‌شد من این کار را کردم که دکتر مصدق بیاید بایستد در مجلس بگوید که من خودم ضامنم از روى کمال مراقبت این کار را خواهم کرد و از روى کمال صحت مراقبت خواهم کرد حالا که براى ما اطمینان حاصل شد بنده پیشنهادم را پس گرفتم و ما حاضریم که انتخابات از همین ‌امروز شروع شود به شرطى که هیچ کس مداخله نکند.

آزاد - بنده یک تذکرى دارم.

رئیس - لایحه‌اى نیست که شما تذکر بدهید

آزاد - لایحه‌اى بوده است راجع به اعتبار انتخابات و بودجه انتخابات شما تصدیق می‌فرمایید بودجه انتخابات را تا مجلس تصویب نکند آقاى نخست‌وزیر نمى‌تواند شروع کند.

رئیس - اگر من تأخیرى گفتم از نقطه نظر احترام به رأیى بوده است که مجلس داده است و الا مجلس سنا فردا تکلیف آن را معلوم خواهد کرد و البته تا رأى نهایى داده نشود و تا ابلاغ نشود کسى هم اقدام نخواهد کرد.

آشتیانى‌زاده - بنده راجع به رأى عرضى دادم راجع به نوع رأى اعتماد بنده عرضى دارم.

رئیس - بحث شد صحبت هم کردند کفایت مذاکرات هم تصویب شد دیگر چه تذکرى دارید باید جریان مطابق نظامنامه باشد.

آشتیانى‌زاده - نمی‌گذارید بنده عرضم را بکنم.

رئیس - دیگر موردى ندارد

+++

حالا رأى اعتماد می‌گیریم نسبت به دولت عده حاضر در مجلس فعلاً 105 نفر است‏

(به وسیله آقاى ناظر‌زاده منشى اسامى‌ آقایان نمایندگان به شرح زیر اعلام و در محل نطق حاضر و رأى خود را دادند)

آقایان:‌ آشتیانى‌زاده. فرهودى. رفیع. صدر‌زاده. سالار سنندجى. صدرى. مجتهدى. دکتر مجتهدی. پناهى. آزاد. دکتر هدایتى. جمال‌ امامى. دکتر معظمى. محمد ذوالفقارى. حائرى‌زاده. فقیه‌زاده. دکتر کیان. دکتر بقایى. دکتر طبا. حکیمى. ‌امامى‌اهرى. صفوى. شوشترى. حسن اکبر. عباسى. گنجه. وهاب‌زاده. سرتیپ‌زاده. افشار. نصرتیان. فرامرزى. اللهیار صالح. دکتر شایگان. حسین مکى. حمیدیه. دکتر نبوى. حاذقى. کشاورزصدر. بوداغیان. افشار. صادقى. مهدى ارباب. گنابادى. نبوى. سلطان‌العلما. صاحب‌جمع. پیراسته. قاسم فولادوند. تیمورتاش. اسلامى. دکتر جلالى. کهبد. بهبهانى. ملک‌مدنى. اعظم‌زنگنه. غضنفرى. پالیزى. عرب‌شیبانى. سودآورد. طاهرى. عماد ‌تربتى. مکرم. بهادرى. ‌امیرنصرت اسکندرى. موسوى. آصف. سعید مهدوى. قرشى. بزرگ‌نیا. قبادیان. دکتر کاسمى. صفایى. ظفرى. تولیت. خاکباز. گرگانى. رضوى. سلطانى. آبکار. منصف. شادلو. خزیمه علم. شکرایى. گودرزى. عامرى. موقر. مخبرفرهمند. خسرو قشقایى. دکتر طاهرى. برومند. دولت‌آبادى. سالار بهزادى. قهرمان. صدر میرحسینى. دکتر علوى. معین‌زاده. معدل. محمد هراتى. ‌امیر افشار. على‌محمد دهقان. دکتر برال. مرتضى حکمت. ناصر ذوالفقارى. غلامرضا فولادوند. ذکایى. ناظرزاده. دکتر سید‌امامى.

(آرا مأخوذه به وسیله منشى‌ها شماره شد 90 ورقه موافق و 16 ورقه ممتنع بود)

رئیس - از 107 نفر عده حاضر 90 نفر رأى موافق داده شده یعنى مجلس با 90 رأى موافق به دولت آقاى دکتر مصدق ابراز اعتماد کرد.

اسامى ‌موافقین - آقایان: گنجه. سالا بهزادى. دکتر معظمى. حسین مکى. حاذقى. حائرى‌زاده. حکیمى. ‌امامی‌اهرى. مرتضى حکمت. صدر میرحسینى. مهدى ارباب. حسن اکبر. محمدعلى منصف. گرگانى. خاکباز. سودآور. دولت‌آبادى. دکتر کیان. قهرمان. دکتر طاهرى. دکتر مجتهدى. تولیت. حسن مکرم. ظفرى. قبادیان. دکتر هدایتى. نبوى. سلطان‌العلما. رفیع. کشاورزصدر. ابریشم‌کار. دکتر کاسمى. اللهیار صالح. فتحعلى افشار. عامرى. محمد ذوالفقارى. وهاب‌زاده. فقیه‌زاده. مجید موقر. ‌امیر افشارى. شادلو. مخبرفرهمند. دکتر شایگان. فرهودى. بوداغیان. دکتر نبوى. صدرى. مجتهدى. کهبد. محمد هراتى. معدل. سلطانى. ملک‌مدنى. سرتیپ‌زاده. گنابادى. افشار صادقى. حمیدیه. دکتر جلالى. رضوى. عرب‌شیبانى. صفوى. دکتر علوى. على‌محمد دهقان. آصف. اسلامى. بزرگ‌نیا. خزیمه علم. محسن طاهرى. گودرزى. فولادوند. دکتر طبا. دکتر بقایى. برومند. محمد قرشى. دکتر برال. میرمجید موسوى. ذکایى. اسکندرى. شهاب خسروانى. میرسیدعلى بهبهانى. سعید مهدوى. صدر‌زاده. ناظر‌زاده. صاحب‌جمع. معین‌زاده. ناصر ذوالفقارى. فرامرزى. خسرو قشقایى. بهادرى. دکتر سید‌امامى.

رئیس - آقاى نخست وزیر

نخست‌وزیر - از این اظهار اعتمادى که نسبت به دولت بنده شد از نمایندگان محترم تشکر می‌کنم و ضمناً تعهد مى‌کنم که انتخابات را با یک نظر بى‌طرفى با نهایت توجه بدون این که هیچ یک از قوایى که تاکنون دخالت می‌کرده‌اند دخالت کنند انجام دهم (احسنت)

(در این موقع از طرف تماشاچیان تظاهراتى نسبت به نخست‌وزیر به عمل ‌آمد)

رئیس - آقایانى که بر خلاف آیین‌نامه مجلس رفتار مى‌کنند و انتظامات را مختل مى‌کنند دستور می‌دهم در جلسه دیگر اجازه ورود به آنها ندهند.

4 - تعیین موقع و دستور جلسه‌ی بعد - ختم جلسه.

رئیس - فعلاً جلسه را ختم مى‌کنیم جلسه آینده روز سه‌شنبه خواهد بود دستور هم چند فقره شهریه‌ها مطرح خواهد شد

(یک ساعت و بیست و پنچ دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294725!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)