کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/24]

جلسه: 20 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه پنجم مهرماه 1326  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تصویب 5 فقره گزارش مرخصی

3- بقیه مذاکره در برنامه دولت

4- ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 20

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه پنجم مهرماه 1326

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تصویب 5 فقره گزارش مرخصی

3- بقیه مذاکره در برنامه دولت

4- ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس ساعت ده صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

صورت مجلس روز پنجشنبه دوم مهر ماه را آقاى فولادوند (منشى) قرائت نمودند.

مجلس دو ساعت و ربع پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت مجلس قبل قرائت و پس از اعتراض آقایان کشاورز صدر و دکتر معظمى تصویب گردید.

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائبین با‌اجازه- آقاى اورنگ.

غائبین بى‌اجازه- آقایان: گنابادى- عامرى- پالیزى- تولیت- دکتر عبده- تقى‌زاده- على وکیلى.

دیرآمدگان با اجازه- آقایان: فولادوند- نبوى- محمد‌على مسعودى

دیر آمدگان بى اجازه- آقایان: دکتر طبا- سزاوار- ملک پور- شریعت‌زاده- اسلامى- نیکپور- قهرمان- گلبادى- اسدى- معین‌زاده- دکتر راجى- حسن اکبر- ارباب مهدى- بیات- نراقى‏

بقیه مذاکره در برنامه دولت شروع و آقاى شریعت‌زاده به عنوان موافق با جلب توجه مجلس براى قضاوت تحت تأثیر مسئولیت و مبارزه با احساسات شخصى و لزوم بهره‌مند شدن ملت ایران از مزایاى ترقى و فایق شدند بر مشکلات به وسیله اتحاد معنوى در جواب آقاى مکى اظهار داشتند برقرارى حکومت نظامى مطابق قانون متکى به قضاوت و تشخیص دولت بوده و مخالفت به را تشخیص دولت به منزله مبارزه با خود قانون است و راجع به اتومبیل‌های زاید هم خود دولت متوجه بوده است و در جواب آقاى کشاورز صدر با تائید لزوم به تهذیب قوه قضائیه و ضرورت تأمین زندگى قضات پاکدامن و تنقید از سلب اختیارات دادگاه انتظامى این موضوع را مجوز مخالفت در برنامه دولت ندانسته و رواج ارتشاء را در نتیجه فقر عمومى می‌دانستند در جواب بیانات آقاى ممقانى با تائید و تصدیق توضیحات ایشان در اهمیت حکومت اسلامى و حاکمیت ملى و لزوم ارجاع شغل به اشخاص لایق و تقسیم کار، راجع به گرانى زندگانى پس از تشریح و تائید سیستم اقتصادى و تعادل صادرات و واردات و حمایت صنایع داخلى زمان پادشاه فقید معتقد بودند این گرانى فقط در نتیجه جنگ به وجود آمده و براى جلوگیرى از تعدیات افراد نیز بایستى قوانین زمان جنگ اجرا بشود و راجع به قضایاى آذربایجان با اشاره به حسن سیاست دولت براى سرکوبى تجزیه‌طلبان معتقد بودند براى قضاوت در امور گذشته کلیه عناصر تشکیل کننده آن امور را در نظر گرفت و رویه مسالمت آمیز هم مبتنى بر تهیه وسایل استفاده از موقع مناسب بوده است. و همچنین در جواب آقاى دکتر اعتبار نسبت به مقایسه اوضاع قبل از تصدى آقاى قوام با زمان حاضر با اشاره به وضع داخلى و سیاست خارجى آن زمان اظهار داشتند موافقت آن روز مجلس و مردم براى مرتفع شدن آن اوضاع و به دست آوردن همین مزایاى امروزى بوده است و پس از اشاره به نفى صلاحیت وزرا و جواز جو و انتخابات ساوجبلاغ، در جواب بیانات آقاى دکتر متین دفترى راجع به تخلف از قانون اساسى و اعمال حکومت نظامى و لزوم اتحاد و همکارى شرح مختصرى

+++

 بیان نموده، صدور تصویب‌نامه را نیز با ذکر مثال تاریخى از نظر مصالح و مقتضیات مملکت می‌دانستند. در خاتمه پس از اشاره به این که تلگرات آقا نخست وزیر به جنوب از نظر مسئولیت مشترکه و مصلحت وقت بوده و تأیید و تصدیق سیاست مستقل ایرانى مبنى بر اصل موازنه معتقد بودند اخذ تصمیم نسبت به رأى اعتماد به دولت حاضر بایستى با مقایسه کلیه اوضاع قبل از تصدى آقاى قوام با وضع فعلى به عمل بیاید. آقاى ممقانى به عنوان اخطار ماده 109 اظهار داشتند مقصود از کاپیتولاسیون مداخله بیگانه در کشور دیگرى درباره تبعه خود می‌باشد ولى تعهد اجراى اصلاحات به طور مسالمت‌آمیز در یک قسمت از سرزمین ایران از وظایف خود دولت ایران است آقاى دکتر اعتبار نیز به عنوان ماده 109 راجع به جواز و جو و انتخابات شهریار و ساوجبلاغ و عدم صلاحیت وزرا براى انقلاب قانونى پیشنهادى خودشان توضیحات مختصرى دادند.

آقاى فروهر وزیر راه در پاسخ بیانات مخالفین پس از اشاره به اهمیت اقدامات دولت نسبت به آذربایجان و به دست آوردند استقلال گمرکى واقتصادى و الغاء پرتکى که قبل از تصدى این دولت امضاء شده بود شرحى مشعر بر اقدامات و زحمات دولت براى وصول مطالبات ایران از متفقین بیان نموده و صدور تصویب‌نامه‌ها را بنابر اصل ضرورت می‌دانستند و نسبت به موضوع مالیات بر درآمد با اشاره به اصل 96 متمم قانون اساسى مبنى بر تعیین میزان سالیانه مالیات و قانون تحریم انتخابات و لزوم تأدیه مخارج ضرورى مملکتى و نیز اشاره به عملیات دولت‌های گذشته در دوره‌های فترت و همچنین عملیات خود آقایان دکتر متین دفترى و ممقانى در اجراى قوانین غیر مصوب اظهار داشتند این موضوع هم براى تصویب مجلس پیشنهاد خواهد شد.

پس از آن با اشاره به صدورت بخشنامه‌ای بر تغییر صلاحیت محاکم از طرف آقاى دکتر به شرح اقدامات دولت پرداخته شرح مبسوطى راجع به تهیه مقدمات افتتاح دانشگاه تبریز و بهبود وضع بهداشت آنجا و منع کشت تریاک در تمام کشور و عملى شدن موضوع لوله‌کشى تهران زیر نظر مستقیم آقاى نخست وزیر و عدم مداخله ایشان در مسئولیت خاصله وزرا و آسفالت راه‌های کشور و اصلاحات هواپیمایى خصوصاً استقلال هوایی در نتیجه منع عبور هواپیماهاى خارجى در هواى ایران و بهبود وضع راه آهن و بهداشت کارگران آن و ایجد مریضخانه‌ها براى آن‌ها بیان نمودند.

آقاى دکتر معظمى پیشنهاد ختم جلسه نموده توضیحاً اظهار داشتند بیانات آقاى وزیر راه بر خلاف تمام اصول بوده و نبایستى سابقه ایجاد بکند.

آقاى دکتر متین دفترى به عنوان اخطار ماده 109 پس از اشاره تصریح نسخ و تغییر قانون مالیات بر درآمد در تصویب‌نامه دولت به منظور فشار بر طبقات متوسط، در جواب بیانات آقایان وزیران مالیه و راه و کشاورزى مشعر بر عملیات بدون ملاک قانونى و صدور بخشنامه منتسبه به خود قانون کار و قضیه اهانت به جوانان تحصیل کرده و موضوع کسر بودجه و لزوم تغییر دولت‌ها به مقتضاى زمان و شکایات اهالى آذربایجان و مطالبه خسارات ایران و برنامه اقتصادى خود شرحى توضیحاً بیان نمودند.

آقاى وزیر دارایى در جواب بیانات آقاى دکتر متین دفترى شرح مبسوطى راجع به مالیات بر درآمد بیان نموده اظهار داشتند قانون مالیات بر درآمد مصوب سال 1372 طورى تنظیم شده که به واسطه جمع عواید مختلف مؤدیان قابل اجرا نبوده به طورى که در سال 23 و 24 به موجب آن قانون چیز مهمى وصول نشد و همیشه مورد تنقید مجلس و افکار عمومى بود و پس از اشاره به خدمات و زحمات فوق‌العاده که در گرداندن دستگاه مالى کشور، متحمل شده‌اند نیز اظهار داشتند دولت براى تأدیه مخارج ضرورى مملکتى بدون قصد اهانت به قانون ناگزیر به صدور تصویب‌نامه براى وصول مالیات بوده آن هم به حد وصولی‌های کشور قابل پرداخت می‌باشد.

آقاى منصف راجع به قطع آب هیرمند و حفر نهرهاى جدیدى که از طرف دولت افغانستان در مسیر این رودخانه به عمل آمده با یاد‌آورى اظهارات خودشان در اواخر دوره چهاردهم مجلس و تأیید نمایندگان و وعده اقدام دولت سؤالى از هیئت دولت نموده و پس از اشاره به مصاحبه مطبوعاتى بنگاه کل آبیارى و حسن توجه و صدور تعلیمات آقاى نخست وزیر شرح مبسوطى مشعر بر صدمات و خسارات وارده به زراعت و اغنام احشام سیصد هزار سکنه سیستان حتى محرومیت از آب آشامیدنى آن‌ها بیان نمود. سؤال خود را تحت چهار فقره به شرح زیر به استحضار مجلس شوراى ملى رساندند.

1- در ظرف این مدت که بحث حفر نهر بقراء و پیش آمده خلاصه عملیات و اقدامات دولت چه بوده است‏.

2- موضوع نهار بقراء سراج تا چه اندازه مقرون به واقع و تأثیر آن‌ها در آب هیرمند یعنى قسمتى مربوط به ایران به چه اندازه است.

3- قطع آب هیرمند معلول چه علتى و از کدام نقطه به عمل آمده است.

4- سیاست و روش دولت در مقابل این وضع کنونى چیست؟

آقاى دهقان نیز در همین زمینه با اظهارات خودشان در روزنامه تهران مصور و تأیید و تشکر از عملیات و اقدامات دولت و پشتیبانى مجلس شرحى بیان نموده و از این که دولت قصد ارجاع به سازمان ملل متفق دارند تشکر نمودند.

آقاى وزیر کشاورزى در جواب سؤال آقاى منصف با اشاره به سابقه تاریخى این اختلاف از هفتاد و پنج سال قبل و ارجاع امر به حکمیت و صدور رأى و تفسیر رأى حکم بنابر تقاضاى افغانستان مشعر بر این که طرفین حق ایجاد نهر جدید دارند مشروط بر این که در سهمیه طرف دیگر تأثیر نداشته باشد و اختلاف مجدد در 1902 و ارجاع به حکمیت و صدور رأى حکم ثانوى بدون رعایت رأى حکم سابق و بر‌خلاف نظر دولت ایران اظهار داشتند به این ترتیب همیشه آب بالمناصفه بین طرفین تقسیم می‌شد ولى عملَا سهم ایران به سه ربع می‌رسید.

و پس از اشاره به تصمیم طرفین به عقد قرارداد با لحاظ تقاضاى ایران دایر به رعایت مفاد رأى حکم اول اظهار داشتند چون دولت افغانستان به این ترتیب راضى نبود قرار شد این منظور در اعلامیه منضم به قرارداد به تصویب برسد ولى مجلس افغانستان عهد نامه را بدون اعلامیه ضمیمه تصویب کرده و به این جهت قرارداد 1317 تاکنون اجرا نشده و دائماً موجب اختلاف بین طرفین می‌باشد.

سپس شرحى راجع به تقاضاى طرفین براى اعزام هیئت‌هایی جهت بازدید بیان نموده اظهار داشتند در صورتى که دولت افغانستان اجراى قرارداد به انضمام اعلامیه که جزء لاینفک قرارداد محسوب است قبول ندارند ناگزیر بایستى رأى حکمیت اول مورد قبولشان باشد و برای انتخاب یکى از این دو راه پانزده روز ضرب‌الاجل قرار داده شده است. راجع به حفر نهر به قراء می‌گویند دایر نشده است ولى نهر سراج نهر عظیمى است که دایر کرده‌اند و در محل خواجه على و قاضى شیرخان که آنجا پلى است جلو آب را مسدود کرده‌اند آب قطع شده است.

در این موقع یک ساعت و نیم بعد از ظهر جلسه ختم و جلسه آینده به روز یکشنبه پنجم شهریور موکور گردید.

رئیس- آقاى اردلان نسبت به صورت جلسه نظرى دارید؟

اردلان- بله نماینده محترم آقاى دکتر معظمى در جلسه گذشته پیشنهاد تنفس دادند که در صورت مذاکرات مجلس نوشته شده ولى در اطراف پیشنهاد خودشان فرمایشى نفرمودند (مکى- این که مربوط به صورت جلسه نیست) اجازه بفرمایید بنده حق دارم هرجا تخلفى از نظامنامه می‌بینم تذکر بدهم فردا یک ماده 109 مجددى نشود این پیشنهاد تنفس‏...

مکى- خود این تخلف است.

دکتر معظمى- اجازه بفرمایید خود بنده جواب بدهم.

رئیس- آقاى دکتر متین دفترى نسبت به صورت جلسه نظرى دارید؟

دکتر متین دفترى- نظرم این است که اگر صورت مجلس‌ها باید خلاصه نوشته شود نسبت به همه باید نوشته شود و اگر باید مفصل نوشته شود نسبت به همه باید مفصر باشد بنده می‌بینم که در این صورت مجلس آنچه موافقین دولت گفته‌اند مشروح و مفصل است (صحیح است) و یک قدرى اضافه کرده‌اند و آنچه که مخالفین گفته‌اند خیلى مختصر است و بنده دیدم که این صورت مجلس عیناً مثل رادیو تهران شده است (صحیح است) براى این که صورت مجلس نباید اختصاصى باشد، اگر اختصاصى باشد باید بودجه‌شان هم اختصاصى باشد ولى اگر از بودجه مجلس خرج می‌کنند باید مال همه ما باشد (صحیح است) صورت مجلس هم مثل رادیو تهران شده است.

رئیس- در صورت مجلس باید البته رئوس مطالبى که هر کس می‌گوید نوشته شود و همین طور هم بعد از این نوشته خواهد شد. آقاى دکتر معظمى نسبت به صورت جلسه فرمایشى دارید؟

دکتر معظمى- خیر در جواب آقاى اردلان می‌خواستم عرض بکنم.

رئیس- آقاى رضوى نسبت به صورت جلسه فرمایشى دارید؟

رضوى- راجع به فرمایش آقاى اردلان توضیحى می‌خواستم عرض بکنم.

رئیس- آقاى حاذقى نسبت به صورت جلسه فرمایشى دارید؟

+++

 حاذقى- در پایان جلسه گذشته بنده به مقام ریاست محترم مجلس شوراى ملى یک یادداشتنى تقدیم کردم که در آینده آقاى وزیر فرهنگ به مجلس تشریف بیاورند و راجع به عملى که در کوى دانشگاه می‌شود و دانشجویان را بیرون می‌کنند توضیحاتى بدهند.

رئیس- این که مربوط به صورت مجلس نیست من فرستادم براى آقاى وزیر فرهنگ.

حاذقى- چون امر فرمودید در صورت مجلس نوشته شود و قید نشده عرض کردم که نوشته شود.

رئیس- سؤالاتى که می‌شود بنده به اطلاع آقایان وزرا می‌رسانم که بعد براى جواب حاضر شوند دیگر نسبت به صورت جلسه اعتراضى نیست؟ (نمایندگان- خیر) صورت مجلس دوم مهر ماه تصویب شد.

2- تصویب پنج فقره گزارش مرخصى‏

رئیس- چند فقره گزارش رسیده است اجازه می‌خواهم که مطرح بشود و تصویب بشود (به شرح زیر خوانده شد)

گزارش مرخصى آقاى گنابادى‏

 

مجلس شوراى ملى آقاى محسن گنابادى به واسطه کسالت مزاج به موجب گواهى پزشکان معالج از تاریخ چهاردهم مرداد 1326 مریض و بسترى بوده و هنوز هم در تهران تحت معالجه هستند و درخواست دو ماه و نیم مرخصى نمودند کمیسیون عرایض و مرخصى که یک ماه و بیست و هفت روز آن را از تاریخ چهاردهم مرداد تا آخر شهریور موافقت کرده این که گزارش آن تقدیم می‌شود مخبر کمیسیون عرایض و مرخصى.

رئیس- با این گزارش مخالفى نیست؟

رضوى- در مرخصى بنده عرضى دارم.

رئیس- آقاى حائرى‌زاده‏

حائرى‌زاده- گنابادى مریض است و حالا مشغول معالجه است و واو معافیت می‌خواهد نه مرخصى و این هم چرا تا آخر شهریور تا موقعى که کسالتش مرتفع بشود باید به او معافیت داده شود.

حاذقى- اجازه بفرمایید چون بنده مخبر کمیسیون عرایض و مرخصى هستم توضیح بدهم، عرض می‌کنم در سابقه مجلس جزء مرخصى صورت دیگرى نبوده است که کمیسیون عرایض و مرخصى مجلس شوراى ملى رأى بدهد و عمل کند و نتیجه هم یکسان است اعم از مرخصى یا معافیت مقصود این است که به اشان حقوق ایام عادى (یکى از نمایندگان- مقررى) داده شود و از طرفى باید آقایان توجه بفرمایند که ما نسبت به آینده نمی‌توانم هیچ وقت رأى بگیریم آن روزى که تصویب شده است روز آخر ماه گذشته بوده است که از تاریخ تصویب اعتبار‌نامه ایشان که روز چهارم مرداد ماه است تا آخر شهریور موافقت شده است حالا اگر باز هم کسالت ایشان دوام داشت و گواهى پزشک شده بود باز براى ایشان مرخصى تصویب می‌کنیم و گزارش آن را بعداً به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانیم (صحیح است)

رئیس- آقاى رضوى نسبت به این گزارش فرمایشى دارید؟

رضوى- عرض کنم چون گزارش اول مرخصى خوانده شد بنده خواستم به طور کلى نسبت به آن عرایضى بکنم که در نظامنامه مجلس یک ماه مرخصى براى هر وکیلى در نظر گرفته شده ولى چیزى که هست اشخاصى که مریضند یا عذر موجهى دارند آن‌ها را بنده معتقد هستم که به نام عذرشان و به نام همان چیزى که موجب غیبتشان شده است هم توضیح داده شود و هم وضعیت محدودى نمی‌شود قائل شد براى این که اگر کسالتش سه ماه طول بکشد نمی‌شود گفت یک ماه و بیست روز، اینجا بنده در گزارش دیدم نوشته شده است که ایشان کسالت دارند و در منزل افتاده‌اند و بسترى هم بوده‌اند و تقاضاى دو ماه مرخصى هم نموده‌اند و ما هم موافقت کردیم بنده نفهمیدم که این موضوع تصویب تقاضى و موضوع تصویب کمیسیون براى چه بوده است؟

رئیس- در نظامنامه براى نمایندگان مدت مرخصى تعیین نشده است بسته به نظر مجلس است و سالى یک ماه نیست.

حاذقى- اجازه بفرمایید، همان طور که مقام ریاست تذکر فرمودند در آئین‌نامه به هیچ وج مرخص با استفاده از حقوق براى آقایان نمایندگان پیش‌بینى نشده و در ادوار سابق هم بیست روز براى هر دوره تقنینیه آقایان استفاده می‌کردند در دوره گذشته با توجه به تقاضاهاى متوالى آقایان نمایندگان که کارهاى لازم و ضرورى در حوزه‌های انتخابیه داشتند و این کارها را هم مربوط به انجام وظیفه نمایندگى می‌دانستند این طور کمیسیون تصمیم گرفت که با موافقت مجلس که در جلسه خصوصى هم این موافت به عمل آمد تا دو ماه در دوره تقنینیه با استفاده از حقوق مرخصى داده شود و اگر کسى از آقایان زائد بر این مدت غیبت می‌کرد به هیچ وجه سابقه دادن حقوق در کار نبوده است ولى راجع به تذکر آقاى رضوى همان طور که عرض کردم چون ما تا این تاریخ می‌توانیم براى ایشان اجازه صادر کنیم که حقوق بگیرند زائد بر آن هنوز براى ما اصلًا حق قانونى نبود این است که تا این تاریخ که گزارش شده موافقت می‌شود با تصویب مجلس شوراى ملى.

رئیس- آقاى حاذقى در بیاناتتان اسم حقوق می‌برید باید مقررى بگویید در نظامنامه هم اسم مقررى برده شده (صحیح است) رأى می‌گیریم آقایانى که موافقند با مرخصى آقاى گنابادى قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

 گزارش مرخصى آقاى شریعت‌زاده

مجلس شوراى ملى آقاى شریعت‌زاده به واسطه کسالت مزاج به موجب گواهى پزشک معالج یازده روز از تاریخ 31 مرداد 1326 غائب و تحت معالجه بوده‌اند اکنون درخواست اجازه نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصى با یازده روز مرخصى ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس- مخالفى نیست؟ آقایانى که موافقند با این گزارش قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

گزارش مرخصى آقاى لیقوانى‏

 

مجلس شوراى ملى آقاى لیقوانى براى رسیدگى به امور شخصى درخواست یک ماه مرخصى از تاریخ 20 مرداد 1326 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شده و گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس- آقایانى که موافقند با گزارش یک ماه مرخصى آقاى لیقوانى قیام نمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

گزارش مرخصى آقاى ابوالقاسم بهبهانى‏

 

مجلس شوراى ملى آقاى ابوالقاسم بهبهانى براى راجع به آبیارى و عمران خوزستان درخواست پنج روز مرخصى از تاریخ 18 شهریور 1326 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شده و اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس- موافقین با این گزارش قیام نمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

گزارش مرخصى آقاى هدایت الله پالیزى‏

 

مجلس شوراى ملى آقاى هدایت الله پالیزى مریض و بسترى می‌باشند و قادر به حرکت نمی‌باشند از حضور در مجلس معذورند و درخواست مرخص نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصى با 57 روز مرخصى ایشان از تاریخ چهارم مرداد 1326 موافقت نموده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس- آقای که موافقند با این گزارش قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

3- بقیه مذاکره در برنامه دولت‏

رئیس- آقاى عباس مسعودى‏

عباس مسعودى- آقایان نمایندگان محترم بنده به هیچ وجه تصور نمی‌کنم در مسائل مهم و اصولى کشور صف متمایزى در مجلس وجود داشته باشد در تمام ادوار گذشته نیز دیده نشده است که هنگام طرح مطالب مهم و یا پیشنهاد سودمندى اقلیت و اکثریت تعصب و احساسات موافق و مخالف نشان بدهند زیرا بدون تردید هدف همگى ما یکى است و آن تأمین سعادت جامعه و ایجاد رفاه و آسایش مردم است که براى همین منظور در این جا جمع شده‌ایم و می‌خواهیم مردم ایران در پرتو حق و عدالت و امنیت از آب و هوا و موهبت‌های طبیعى و استعداد خداوندى این کشور بهره‌مند و زندگى سعادتمندى پیدا کنند (صحیح است) به همین جهت امیدوارم عرایض مرا آقایان نمایندگان محترم اکثریت از لحاظ یک نفر مخالف دولت استماع نفرمایند اگر چنانچه از لحاظ هدف مشترکى که همه ما داریم مفید بود آن را تأیید فرمایند. قبل از شروع به مطلب لازم می‌دانم مقدمه کوتاهى به عرض مجلس شوراى ملى برسانم. در کابینه آقاى حکیم‌الملک همان موقعى که هرج و مرج در آذربایجان اوج گرفته و افکار عمومى نگران و پریشان بودهیئتى از تهران عازم لندن شدند تا تحت ریاست آقاى تقى زاده سفیر ما در انگلستان در جلسه سازمان ملل متحد شرکت نموده و عرضحال شکوائیه دولت ایران را نسبت به قضایاى آذربایجان به شوراى امنیت تسلیم دارند، آقاى حکیمى به بنده پیشنهاد و اصرار کردند که در این موقع مهم اقتضا دارد به سمت وابسته مطبوعات با هیئت اعزامى به لندن بروم بنده به ایشان عرض کردم در صورتى این پیشنهاد را قبول می‌کنم که دینارى بر بودجه کشور تحمیل نباشم تمام مخارج را خود بر عهده می‌گیرم و این وظیفه را از لحاظ یک فرد کشور انجام می‌دهم، ایشان قبول کردند و تصویب‌نامه صادر شد بنده هم جزو هیئت حرکت کردم، عرضحال ایران تسلیم شوراى امنیت گردید و در دستور گذاشته شد

+++

 و جلب توجه نمایندگان ملل را کرد به خصوص آقاى تقى‌زاده در جلسات شوراى امنیت مورد کمال توجه واقع شد چنانچه با وجود دستورى که از مرکز در بدو زمامدارى آقاى قوام‌السلطنه رسید مبنى بر این که مشکلات فیما بین به طور مسالمت آمیز حل خواهد شد و قضیه مسکوت بماند معهذا نمایندگان عضو شوراى امنیت که همه بر مظلومیت کشور ایران واقف شده بودند قبول نکردند موضوع از دستور جلسه شوراى امنیت خارج شود گفتند باید بماند تا موقعى که دولت ایران رضایت خود را اعلام دارد و مشکلات کنونى از هر جهت برطرف شده باشد در آن روزها ایران دچار مشکلات گوناگون بود، تحریکات بیگانگان شدت یافته و غلام یحیی‌های تهران که مقامات مؤثر را احزار کرده بودند آسایش و امنیت را از همه سلب کرده و به طور مصنوعى یک محیط وحشت و ترورى براى پیشرفت مقاصد شوم خود در پایتخت به وجود آورده بودند که وقایع اواخر مجلس چهاردهم که آقایان اشاره کردند نمونه بارزى از آن است. پس از پایان دوره اجلاسیه سازمان ملل متحد بی‌سابقه تفاهتى که داشتم و به مناسبت بدى آب و هواى لندن سخت مریض شدم و کمک دو نفر از آقایان اطباى ایرانى که در آنموقع لندن بودند و راهنمایی آنها به مؤسسات طبى و نزد اطبا برایم فوق‌العاده مؤثر واقع شد. تحت معالجه قرار گرفتم و گفتند باید در مریضخانه چندى بسترى شوم و معالجه کنم، تصمیم گرفتم به سوئیس بروم و معالجات خود را در آنجا ادامه دهم روى این تصمیم به پاریس آمدم، اوضاع ایران روز به روز بدتر می‌شد و هر روز اخبار وحشت‌آورى می‌رسید روزى آقاى رهنما وزیر مختار ایران در پاریس به من تلفن کردند که در رادیو پاریس دیشب خبرى منتشر شد راجع به اداره اطلاعات شنیدید؟ گفتم نه، پرسیدم خبر چه بود؟ گفتند حریقى در اداره اطلاعات رخ داده است، بسیار متأثر و نگران شدم زیرا با مبارزه شدیدى که از بدو پیدایش اهریمنان و دشمنان ایران شروع کرده بودم حدس می‌زدم اتفاقاتى براى ما رخ خواهد داد. نگرانى و تأثر من از این حیث بود مبادا دنباله مبارزه با از بین رفتن تشکیلات اداره اطلاعات قطع شود تلگرافى که مخابره کردم این بود به من اطلاع بدهید آیا پس از سوختن اداره روزنامه منتشر می‌شود یا نه؟ جواب داد شد علیرغم دشمنان مبارزه را همچنان ادامه می‌دهیم و با وجود خسارت مهمى که وارد آمده یک شماره روزنامه هم تعطیل نشده، مشکلات زندگى در اروپا مرا بر آن داشت که به جاى عزیمت به سویس که ویزاى آن را به زحمت گرفته بودم به آمریکا بروم که هم سابقه معالجاتم در آنجا بود زیرا سال پیش از آن بیمارستان بالتیمور چندى بسترى بودم و حالم بهتر شده بود و علت دیگرش هم این بود که چون موضوع ایران جنبه بین‌المللى پیدا کرده و جلسه دیگر سازمان ملل متحد در نیویورک منعقد می‌شد، با خود گفتم بهتر این است در آن موقع آنجا باشم، این بود که به جاى رفتن به سوئیس به آمریکا رفتم و یک سال در آنجا ماندم و پس از یک سال و نیم اکنون هم که در برابر آقایان هستم مریض و تحت رژیم می‌باشم.

از این مقدمه معذرت می‌خواهم منظور بنده شرح جریان مسافرت خودم نبود بلکه می‌خواستم توجه آقایان نمایندگان محترم را به جریاناتى هم که در خارج از این کشور در سازمان ملل متحد بود جلب نمایم. آقایان من در این چند روز که برنامه دولت مطرح است مکرر شنیدم که آقایان ناطقین و اعضاى دولت از مهم‌ترین خطرى که متوجه ایران شده و مردم نجیب و محبوب آذربایجان را زیر شکنجه روحى و جسمى تجزیه‌طلبان و متجاسرین و دشمنان ایران قرار داده بود صحبت کردند و مساعى دولت آقاى قوام‌السلطنه را در نجات آذربایجان ستودن ولى به این نکته توجه نفرمودند که سازمان ملل متحد نیز در این جریان سهمى به سزا دارد و به موقع خواهد بود که از اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان عضو سازمان ملل متحد که در آن مصیبت وارده بر ملت ایران ابراز همدردى نمودند و عملًا طرفدارارى از ملل کوچک را به ثبوت رسانیدند و در احقاق حق ایران پافشارى کردند تشکر و سپاسگذارى کنیم (صحیح است) و همچنین نباید فراموش کنیم که سه تن از رجال پاکدامن و نامى این کشور آقایان حکیم‌الملک، تقى‌زاده، وعلاء، دراین به اره نیز سهم شایسته‌ای دارند (صحیح است) و باید خدمات و شهامت و فداکاری‌های آن‌ها نیز مورد قدر‌دانى نمایندگان ملت ایران قرار گیرد (صحیح است) من شاهد و ناظر خدمات خستگى ناپذیر آقاى علاء بودم، این مرد شریف با تمام مصائب و آلام روحى که بر او وارد می‌آمد به خاطر بقاى ایران و براى نجات و رستگارى ایران این مشقات را بر خود هموار می‌نمود و ایستادگى می‌کرد، شب و روز راحت نداشت و همان ناراحتى و تألمات روحى و جدیت و پشتکار عجیب او موجب شد که اکنون در بستر بیمارى به حالتى افتاده است که قادر به حرکت نیست و اطباء او را از ملاقات و کار و حرکت منع کرده‌اند، مرحوم دکتر على‌اکبر دفترى مستشار سفارت بود، علاء در روز سوگوارى او بر جنازه دفترى گریه کرد و گفت این مرد خدمتگذار جان خود را در راه وطن گذاشت او یار و مددکار من بود و به کسالت خود وقعى نمی‌گذاشت و شب و روز کار می‌کرد اما وقتى ورثه او به وسیله سفارت به دولت مراجعه کردند گفتند باید تصدیق طبیب نشان دهید که معلوم شود او در حین انجام وظیفه فوت کرده است و وقتى طبیب معالج او نوشت که دفترى مرض قلبى داشت و من او را از کار کردن منع نموده بودم گویا باز اشکال کرده بودند که چون روز یکشنبه و روز ایام تعطیل عمومى دفترى فوت کرده است و در حین انجام وظیفه محسوب نمی‌شود بعد دیگر خبر ندارم چه شد ولى این نمونه قدردانى از کسانى است که خدمت می‌کنند، آقاى علاء وقتى می‌خواست به مأموریت واشنگتن برود گویا در کابینه آقاى صدر یا حکیم‌الملک بود پیشنهاداتى داد که بودجه سفارت ایران را دولت زیاد کند به اعضاى آن بیفزاید و در مقام آن بود که سفارتخانه ایران در آمریکا از هر حیث آبرومند باشد، صورت جامعى از بودجه و سازمان سفارت را که آقاى علاء پافشاى در تصویب آن داشت گرفتند و به او وعده دادند که شما بروى این کار عملى خواهد شد، با شدت کار و با مضیقه بودجه و با نداشتند اعضاى کافى علاء مشغول خدمت شد و هر قدر به تهران نوشت مرا کمک کنید به من عضو بدهید کسى اعتنا و توجهى نکرد و این مرد شریف با عدم و سایل و با نداشتن بودجه کافى بر خود فشار آورد و دقیقه‌ای از خدمت خود فرو گذار نکرد و موفق شد نام ایران را بلند کند و در پرتو آن نام نیک خود را در تاریخ ایران جاوید نماید (صحیح است) ولو به قیمت جانش تمام شود، در این ماه‌های اخیر که علاء سخت بسترى شد موافت کردند که دو عضو به ایشان بدهند و با توجه اعلیحضرت همایونى مقرر گردید مبلغ ده هزار دلار به عنوان پاداش خدمات و زحمات آقاى علاء حواله از طرف وزارت خارجه حواله گردد، آقاى علاء حواله را پس فرستاد و جواب داد اگر من خدمتى کرده‌ام نه براى پاداشى بوده است بلکه بر حسب وظیفه ایرانیت خود بوده است (احسنت، احسنت) من پاداشى نمی‌خواهم بودجه سازمان سفارتخانه را اصلاح نمایید و چون دوباره اصرار ورزیدند او جواب داد اگر میل دارید می‌توانیم این‏ مبلغ را صرف نواقص بودجه سفارتخانه نمایم که فوق‌العاده کارمندان در مضیقه هستند، ناچار قبول کردند و چنین ترتیب داد که به کلیه اعضاى سفارتخانه از اول فروردین ماه امسال ماهى سیصد دلار به حقوقشان اضافه شود که بتوانند زندگى کنند زیرا حقوق اولیه آن‌ها از حقوق یک عمله هم کمتر بود و ماهى سیصد دلار هم براى خود قائل شد، در حقیقت همه رایکسان اضافه حقوق داد و تقاضایش این بود که وزارت خارجه حقوق کارمندان سفارت را به همین کیفیت اصلاح نماید از این قسمت هم بگذریم براى نجات آذربایجان باید از عناصر شریفى که مبارزه و ایستادگى در برابر دشمن را تا آخر ادامه دادند و جانبازى کردند و مخصوصاً از مردم حق پرست آذربایجانى سپاسگذارى کنم مردمى که زیر مصائب و مشقات خورد شده بودند، مردمى که زیر چکمه متجاسرین از هستى ساقط شده بودند و دست از مبارزه نمی‌کشیدند و همین که استنباط کردند که دیگر از پیشه‌ورى و غلام یحیى حمایت نمی‌شود ارتش ایران تحت فرماندهى و هدایت و اوامر شاهنشاه ایران که از بدو پیدایش هرج و مرج آذربایجان می‌خواستند براى تصفیه آذربایجان قشون بفرستند ولى نمی‌گذاشتند اینک راه تبریز را پیش گرفته‌اند خود مردم آذربایجان را از وجود اشرار و اهریمنان پاک کردند (صحیح است) قیام کردند اسلحه را از دست همدستان غلام یحیى گرفتند و بر دشمن حمله نمودند و پیش از این که ارتش به تبریز برسد شهر در اختیار مجاهدین آذربایجانى قرار گرفته بود (صحیح است) و تعرض به اشرار به قدرى دامنه پیدا کرده بود که اگر ارتش نرسیده بود و انتظامات را بر عهده نگرفته بود یک نفر از اشرار باقى نمانده بود و همین واقعه تبریز در تمام شهرهاى آذربایجان منعکس گردید و همه جا قیام بر ضد متجاسرین شروع شد و در همه جا مردم آذربایجان به دشمنان ایران فائق آمدند بنابراین جا دارد که نمایندگان محترم مجلس از مردم شجاع و میهن‌پرست و فداکار آذربایجان وکسانى که در این راه مبارزه کردند تقدیر کنند و ارزش این روحیه بزرگ مردم آذربایجان را که کسان و فرزندان خود را در راه استقلال میهن از دست داده‌اند قدر‌شناسى نمایند (صحیح است) زیرا به طور تحقیق عامل مهم نجات آذربایجان همین روح فداکارى و ایمان مردم بود که در آینده هم بقاء و استقلال ما را حفظ خواهد کرد (صحیح است) همچنین نباید فراموش کرد

+++

که ارتش ایران سهم به سزایی در این خدمت بزرگ دارد (صحیح است) سربازان رشید و افسران لایق و میهن‌پرست که جان خود را بر کف گذارده راه قافلانکوه را پیش گرفتند و به سمت آذربایجان رفتند و نمی‌دانستند مقدرات آن‌ها چه خواهد بود و قربانی‌هایی در این راه دادند خدمتشان شایسته تقدیر است (صحیح است) (مهندس رضوى- مانع شریف آباد هم در آن موقع رفع شده بود توجه داشته باشید) مانع شریف آبا رفع شده بود ولى از زمانى که در شریف آباد آن وضعیت پیدا شد اعلیحضرت همایون دستور و امر اکید صادر فرمودند ولو این که قشون شوروى به آن‌ها حمله بیاورد ارتش برود (صحیح است) به هر حال هر وقت ارتش می‌رفت این وضع خاتمه پیدا می‌کرد و می‌توانست این کار را بکند (صحیح است) (نخست وزیر- این طور نیست آقا القاء شبهه می‌کنید بین مردم) (فولادوند- این چه اصرارى است که ما بگوییم دولت هیچ کارى نکرده) کى گفت که دولت کارى نکرده.

محمد‌على مسعودى- آقاى فولادوند درست گوش کنید اول اقدامات دولت را ذکر کرده است. (زنگ رئیس)

رئیس- بیاناتتان را بفرمایید.

مسعودى- و نمایندگان مجلس از ارتش فداکار ایران که حافظ و نگهبان ملت و کشور ایران است باید قدردانى نماید. ببخشید چون این قسمت‌ها در طى نطق‌های این چند روزه فراموش شده بود ذکر شود بنده تذکر و یادآورى آن را واجب و لارم دانستم، حالا برمی‌گردم به برنامه دولت، به عقیده بنده آقاى نخست وزیر اگر همان طور که در برنامه خود ذکر فرموده‌اند و همین عبارت را در برنامه اولى خود در دوره چهاردهم نیز متذکر شده‌اند که ملت ایران از حرف خسته شده و عمل می‌خواهد برنامه دولت تقدیم می‌کردند بهتر بود و مثلا اگر برنامه دولت در این دو ماده خلاصه شده بود بنده را بیشتر قانع می‌کرد:

1- اصلاح دادگسترى و تأمین عدالت و امنیت اجتماعى.

2- تشویق مردم به کار از راه استخراج منابع طبیعى کشور و تأسیسات مولد ثروت و یا در دو جمله: اول امنیت و عدالت و دو تهیه کار و نان.

اما متأسفانه این موضوع در برنامه مشروح دولت کاملًا تصریح نشده و با اشاره برگذار شده است و حال آن که شایان توجه و عنایت بسیار است. مثلًا وقتى می‌بینیم در برنامه دولت راجع به اصلاح دادگسترى و تأمین عدالت و امنیت مطالب روشن نیست وقتى آقاى نخست وزیر در انتخات وزارت دادگسترى هم چندان علاقه‌ای ابراز نداشته‌اند ما به تردید می‌افتیم که شاید ایشان توجه لازم به دادگسترى ندارند و لزوم اصلاح این وزراتخانه‌ها را که درجه اول اهمیت را براى کشور دارد ایشان در ردیف کارهای درجه دوم قرار داده‌اند وزیر دادگسترى را با این که سوابق قضایی هم دارند به صورت وزیر پیکار یعنى وزیر مشاور انتخاب کرده‌اند حالا چرا لابد ایشان این طور تشخیص داده‌اند ولى به ما هم حق بدهند که نگرانى خودمان را نسبت به خرابى و فساد دستگاه قضایی کشور بگوئیم و اصلاح آن را جداً از دولت بخواهیم، آقایان ما در عدلیه قضات شریف، قضات پاکدامن، قضات صالح بسیار داریم (صحیح است) که همه دل‌سرد و مأیوس و همه بر این اوضاع آشفته و هرج و مرج قضایی با تأثر و اندوه می‌نگرند و زندگى را در رنج و تعب می‌گذرانند، ما قضات عالیمقامى داریم که داراى شخصیت هستند و مقام و موقعیت قضاوت را تشخیص داده و تحت نفوذ و تأثیر نمی‌روند متأسفانه بعضى از آن‌ها از پست‌های حساس دور شده و به شغل‌های ادارى مشغول گردیده‌اند (صحیح است) دولت شما نه فقط در صدد نبوده است حق دادگسترى را در سازمان‌ها کشور ادا نماید بلکه وسایل تضعیف آن را فراهم آورده‌اند تا جایی که به این صورت درآمده که خود آقاى نخست وزیر از بى‌عدالتى می‌نالند و به جاى این که محاکم را اصلاح کنند براى توقیف مطبوعات متوسل به حکومت نظامى و سرنیزه می‌شوند (صحیح است) آقایان تمام متفکرین جهان از روز آغاز تاریخ تاکنون این حقیقت را بر زبان رانده‌اند که مملکت از عدل شود پایدار و تمام شرایع و تمام قوانین براى این وضع شده که از ظلم و بى‌عدالتى جلوگیرى کنند. اگر دولت واقعاً علاقه‌مند به کشور و دلسوز براى مردم باشد باید یک چیز فقط یک چیز را در برنامه و هدف خود قرار دهد و آن ایجاد عدالت در این کشور است (صحیح است) اگر عدل و امن در این کشور بعمناى واقعى خود نه به زور سرنیزه برقرار شود صدى نود از بدبختی‌های ما علاج خواهد شد (صحیح است) خود مردم، آن برزگرى که از ده فرار کرده است، آن صنعتگرى که دل و دماغ کارکردن ندارد سعى در آبادى و عمران کشور خواهند کرد و بعد از اندک مدتى فقر و بیکارى و تیره روزى و کینه و نفاق که موجب تمام اشکالات کار است از این کشور رخت بر خواهد بست.

آقاى نخست وزیر شما برنامه هفت ساله و وعده اصلاحات مشعشع می‌دهید شما با این دستگاه قضایی با سازمان‌هایی که دارید، با این تهرانى که هزارها مفتخور و تنبل و هوچى به وجود آورده هر روز هم اضافه می‌شوند چگونه می‌خواهید برنامه هفت ساله خود را اجرا کنید؟ چه نقشه‌ای براى امنیت و عدالت اجتماعى طرح فرموده‌اید؟ چه نقشه‌ای براى از بین بردن دزدى و غارتگرى و تعدى و تجاوز بر حقوق افراد مردم دارید؟ من منکر اهمیت برنامه هفت ساله نیستم ولى معتقدم که برنامه هفت ساله شما با استقرار عدالت و امنیت اجتماعى خود به خود به دست مردم به وجود می‌آید و به علاوه نباید برنامه هفت ساله طورى باشد که بار دولت را سنگین کند و بر تأسیسات دولتى بیفزاید بلکه باید کار بین مردم و طبقات مختلف کشور توزیع گردد مؤسسات ملى به وجود آید...

مهندس رضوى- آقاى مسعودى مؤسسه ملى یعنى به دست دولت.

امامى اهرى- آقاى مهندس شما حرف نزنید.

مهندس رضوى- آقا شما چه می‌گویید از اقتصاد که اطلاع ندارید مؤسسه ملى یعنى بدست دولت یعنى مال مردم.

عباس مسعودى- بالاخره کار به دست مردم بیفتند نه این که تشکیلات نوینى به بانک صنعتى اضافه شود و یا مؤسسات دولتى به وجود آید و راه استخدام و راضى کردن داوطلبان جدید باز شود. تجربه نشان داده است (آقاى مهندس رضوى جواب شما همین جا است) که دولت نمی‌تواند تاجر خوبى باشد. دولت از قوت لایموت مردم در این کشور می‌گرید و به حلق جمعى فرو می‌برد دولت می‌تواند خوب مالیه مردم را تفریط کند و خوب می‌تواند عده‌ای مفت خور پرورش دهد و خوب می‌تواند ناراضی‌های حکومت را راضى نگاهدارد اما نمی‌تواند بر درآمد ملى یعنى ثروت تولیدى کشور بیفزاید (مهندس رضوى- مقالاتى که خودشان در روزنامه اطلاعات می‌نوشتند یادتان نیست که از انحصارها دفاع می‌کردید) من به هیچ وجه نمی‌خواهم وارد جزئیات امور شوم و از معایب و نواقص دستگاه دولت چیزى عرض کنم که خاطر آقایان را ملول سازم به علاوه سایر آقایان تذکرات لازم را داده‌اند و من امیدوارم مورد توجه دولت قرار گیرد ولى به طور کلى با کمال تأسف عرض می‌کنم که قسمت عمده دستگاه‌های ادارى و اقتصادى این کشور که باید براى صلاح و رستگارى و رفاه و آسایش مردم کار کند مثل این است که همه دست به دست هم داده و تعمد دارند که هر روز بر خرابی‌ها بیفزایند و مردم را بیشتر به بداخلاقى و فساد و مفتخورى و هوچی‌گرى سوق دهند (مهندس رضوى- این قسمت صحیح است بنده هم موافقم باید قطع کرد) (صحیح است) براى هیچ چیز و هیچ گاه و هیچ مقامى اعتبار و ارزش باقى نمانده و همه مقامات و کارها مبتذل و بى‌اعتبار شده است نه لیاقت شرط ترقى و پیشرفت است و نه تقوى و علم و فضل متأسفم عرض کنم آقاى مهندس رضوى که درهاى موفقیت و پیشرفت براى کسانى باز است که درست تملق و هوچیگرى و ریاکارى را آموخته باشند (صحیح است) و در‌ بند و بست و پشت هم اندازى استاد باشند روزى با یکى از استادان دانشمند و فاضل دانشگاه درباره همین اوضاع و این روح یأس و نومیدى عمومى صحبت می‌کردم آن استاد محترم که از ذخائر این مملکت است براى من نقل می‌کرد که یک روز سرکلاس به دانشجویان نصیحت می‌کردم آقایان درس بخوانید، دانش بیاموزید، کامیابى نصیب آنانى است که به نور علم و دانش تقوى و فضیلت آراسته باشند یکى از شاگردها از جا برخاست و با صراحت گفت آقا چه اصرار دارید ما را گمراه کنید؟ علم و دانش فضل و لیاقت یعنى چه، تقوى کدام است این‌ها در این کشور ارزش ندارد یک زنده باد و مرده باد از ته حلق و یک مشت الفاظ تملق آمیز به کار بستن و می‌تواند شما را کامروا کند و بس. آقایان شما همه فرزند دارید و شما همه به این کشور آبا و اجدادى خود علاقه دارید شما همه بدون تردید سعادت و نیک بختى فرزندان خود و نسل آینده کشورید شما را به خدا فکر کنىد با این سنخ معتقدات و روحیاتی که امروز جوانان ما در نتیجه روش غلط حکومت‌ها پیدا کرده‌اند آینده ما چه خواهد شد؟ آیا وقتى کار و لیاقت فضل و تقوى، اخلاق ارزش خود را از دست بدهد و نرخ هوچی‌گرى و تملق و پشت هم اندازى بالا برود درچنین جامعه‌ای می‌تواند توقع داشت که مردم

+++

و جوانان و فرزندان ما دنبال کسب فضیلت و تقوى و اخلاق بروند (صحیح است) آیا این واقعه‌ای که براى شما ذکر کردم کافى نیست که ما را تکان بدهد و از این خواب غفلت بیدار کند (صحیح است) یکى از آقایان نمایندگان اکثریت از بنده پرسید که شما که همیشه طرفدار دولت و پشتیبان حکومت‌ها بوده‌اید حالا چرا در صف مخالفین ثبت اسم کرده‌اید؟ به ایشان عرض کردم مطمئن باشید نه بنده و نه هیچ یک از آقایان اقلیت غرضى جزء اصلاح کارها نداریم (صحیح است) من یقین دارم شما هم مایل هستید معایب و نواقص را متذکر شوید و دولت را متوجه به رفع آن سازید به علاوه اگر کارهاى ناقص و مضرى که دولت در زمان فترت انجام داده امروز گفته نشود ممکن است در آینده آن کار سابق شود و باز هم اصول پایمال گردد (صحیح است) درست است که مجلس در مقابل دولت جدیدى قرار گرفته و برنامه تازه‌ای به مجلس داده شده و موضوع این دولت و مواد برنامه همین دولت مطرح است‏ نه دولت سابق ولى معایب و مفاسد گذشته را نمی‌توان نادیده گرفت و اصلاح آن را خواستار نگردید من وقتى از سفر آمریکا برگشتم صد در صد مصمم و مجهز بودم با تمام قوا دولت را پشتیبانى و تقویت کنم و همین مطالب را به خود آقاى نخست وزیر عرض کردم و یک سلسله مقالات اصلاحى نیز نوشتم ولى رفته رفته اوضاع آشفته و درهم ادارات و غارت و رشوه‌گیرى و بى اعتدالى و بى نظمى را خیلى بدتر از سابق دیدم مبهوت و متحیر ماندم چه بکنم از یک طرف چطور می‌توانم از فکرى که همیشه در تقویت و پشتیبانى حکومت‌ها داشته و پیروى می‌کردم صرف‌نظر کنم و از آن طرف چطور می‌توانم با این هرج و مرج ادارى و تفریط مالیه مملکت هم آهنگى نمایم من فوق‌العاده در زحمت و رنج هستم باور بفرمایید هرگز میل ندارم در صف مخالف دولت قرار گیرم زیرا همیشه نظرم موافقت با دولت‌ها بوده و معتقد به کمک و پشتیبانى دولت در کارهاى مملکت هستم و حالا هم ابداً در‌صدد نخواهم بود از کارهاى خوب دولت به عنوان مخالفت جلوگیرى کنم و سد راه پیشرفت کارهاى مملکتى باشم بلکه روش من در آینده این خواهد بود که از کارهاى خوب تقویت و پشتیبانى نمایم و با کارهایی که به نظرم مفید نمی‌آید جداً مخالفت کنم و اکنون هم که از گذشته انتقاد می‌کنم براى این است که معتقد هستم نهایت بى‌انصافى درباره ملت ایران از لحاظ تفریط پول و ثروت مملکت و کار نکردند شده و بر مشکلات مردم افزوده شده است اما مطلب دوم بنده که باید مود کمال توجه دولت قرار گیرد تشویق مردم به کار از راه استخراج منابع طبیعى کشور و تأسیسات مولد ثروت است من لازم نمی‌دانم از استعداد طبیعى و منابع زرخیز ایران صحبت کنم اما ضرورى می‌دانم گفته شود که ملت ایران می‌تواند و قدرت دارد که به دست خود و با سرمایه‌های خود از این منابع زرخیز و استعداد طبیعى ایران استفاده کرد کمک مؤثر به پیشرفت اصلاحات کشور باشد به شرط این که موجبات آن از لحاظ عدالت و امنیت فراهم گردد (صحیح است) یک نکته در برنامه دولت موجب کمال تعجب شد و آن در قسمت اجراى برنامه هفت ساله است که کارهاى اصلاحى را از جمله ایجاد نیروى برق، کارخانه‌های هیدرو‌الکتریک، گاز طبیعى و صنایع سیمان و قند و روغن کشى و تهیه اسیدها ذکر می‌کند و وقتى به استخراج معادن می‌رسد می‌نویسد استخراج معادن فلز و ذغال آقاى نخست وزیر چرا از استخراج معادن نفت صحبت نمی‌کنید؟ مگر از گناهان کبیره است که ایران نفت خود را استخراج کند؟ مگر در خلقت ما با دیگران نقص و عیبى وجود دارد که نباید دست به استخراج معادن نفتى خود بزنیم؟ (صحیح است) این چه وهمى است همه را گرفته و از بردند نام آن فرار می‌کنند؟ خیلى تعجب است آقاى نخست وزیر شما از استخراج معادن فلز و ذغال اسم می‌برید که کشو رما از لحاظ فلزات و ذغال چندان مهم نیست اما از نفت که در زیر زمین‌های ایران به حد وفور یافت می‌شود و در روزى زمین‌های آن غوغایی برپا کرده است کلمه‌ای ذکر نمی‌کنید؟ چرا! مگر ما مالک منابع نفتى خود نیستیم مگر الزام داریم که ثروت و هستى خود را تقدیم بیگانگان سازیم (اردلان- خیر آقا) آیا امتیاز نفت جنوق براى ما عبرت نشده است؟ آیا عملیات کمپانى نفت جنوب در بردن ثروت و هستى ما و پرداخت عایدات ناچیز در مقابل آن همه استفاده و منافع هنگفت ما را تنبیه و بیدار نساخته است؟ باز هم نمی‌خواهیم از صنایع زرخیز بهره‌مند شویم متأسفانه مردم این کشور تحت تأثیر تبلیغت اجانب اصل را فراموش کرده‌اند، بیگانگان ما را از کلمه نفت فرارى داده‌اند وقتى گفته می‌شود نفت در نظر ما یعنى غول، یعنى ابوالهول، یعنى یک کارى که محال است ایرانی‌ها بتوانند انجام دهند و حال آن که قضیه از لحاظ استخراج و بهره‌بردارى به قدری ساده است و طورى ما را از آن ترسانده‌اند که اگر براى آقایان محترم توضیح مختصرى عرض کنم تعجب خواهند کرد که چگونه یک موضوع به این سادگى را اینقدر به آن پیرایه بسته و بغرنج و معما جلوه داده‌اند که ما خود را براى استخراج نفت عاجز و زبون فرض کرده‌ایم و منتظریم دیگران بیایند و این منابع‏ را از ما بگیرند و نان خشکى جلوى ما بیاندازند (صحیح است) شک نیست که مملکت پس از احراز حق استفاده از لوله‌کشى از لحاظ نفت موقعیت بین‌المللى پیدا کرده است و در نتیجه معاملات کارشناسان چه زمان اعلیحضرت فقید و چه بعد از آن محقق شده است که سرزمین ایران منابع نفتى بسیارى در بردارد و به همین جهت چشم عالمیان به این سرزمین دوخته شده و می‌خواهند بدانند ایران با این منابع زرخیز و ذخایر نفتى خود چه خواهد کرد آیا باز هم می‌خواهد در زیر زمین مخفى و مستور نگاهدارد؟ این را عرض کنک که اگر کشورى مواد مورد احتیاج ملل جهان را دارا بود و سعى در مخفى و مستور نگاه داشتند و در دسترس استفاده قرار ندادن آن را داشت این روش را دنیاى امروز نمی‌پسندد و در روابط بین‌الملل این اصل طرفدار پیدا کرده است که شایسته نیست ملتى منابع و مواد خود را مخفى نگاهدارد و خود و دنیا را از آن موادى که مورد حاجتش می‌باشند محروم سازد. از این گذشته چرا باید ملت ایران گرسنه و بدبخت بر روى این منابع ثروت ناله کن و این سیل طلایی که زیر‌زمین ایران جارى است موجب پریشانى و مذلت ما گردد؟ این گناه متوجه دولت‌های مابوده است که تاکنون وسایل استخراج نفت را فراهم ننموده و تصور کرده‌اند که حتماً خارجی‌ها بیایند و نفت ما را در دست بگیرند. هر وقت در برابر تأسیسات عظیم نفت آبادان ایستاده و چشم بر آن کارخانه‌جات و مؤسسات بزرگ دوخته‌ایم بیشتر در خود احساس ناتوانى کرده‌ایم و حال آن که تمام آن تشکیلات و تأسیسات عجیب و غریب مخلوق و محصول چشمه‌های طلایی است که از این کشور جارى شده و آن عظمت را به وجود آورده است (صحیح است) به علاوه این شهر امروز بزرگ‌ترین تصفیه‌خانه دنیا است که سالى 18 میلیون تن نفت تصفیه می‌کند و به خارج می‌فرستد بنابراین پیدایش آبادان در اثر قدرت پول و قدرت صنعت و اختراعات امروز دنیا است و الّا چند سال پیش آبادانى وجود نداشت چند تا چاه زده بودند و با لوله نفت خام را به کشتی‌های نفت‌کش می‌رساندند کم کم و در طى سال‌های متمادى آبادان به این صورت در آمده است. پس نباید مرعوب این دستگاه‌ها شد و تصور کنیم که دایر کردن و یا اداره نمودند آن از قوه قدرت ما خارج است. استخراج و بهره‌بردارى از نفت در دنیاى امروز کارى است بس ساده و عملى که فقط اراده دولت و نمایندگان مجلس شوراى ملى می‌تواند این طلسم را بشکند و این موفقیت را نصیب کشور ما سازد. این امر مهم‌ترین مسائلى است که می‌بایستی در برنامه دولت قرار گرفته باشد و هزار بار اهمیتش بیشتر از سایر موادى است که در برنامه هفت ساله گنجانیده شده. حالا هم دیر نشده و دولت می‌تواند در برنامه خود ماده‌ای بگذارد مبنى بر این که مصمم باشد براى اکتشاف منابع طبیعى ایران به خصوص نفت فوراً شروع به عمل نماید و بهره‌بردارى از آن را از شرکت‌های داخلى با سرمایه‌های ایرانى واگذر نماید (صحیح است) در این راه هیچ مشکى نخواهیم داشت (صحیح است) و یقین بدانید که راه رستگارى و سعادت ملت ایران همین است. اکنون ما یک اداره‌اى به نام اداره کل امتیازات و نفت داریم این اداره براى چه به وجود آمده است این اداره چه می‌کند این گروه جوانانى که رفته‌اند و در قسمت اکتشاف و بهره‌بردارى و تصفیه و چگونگى استخراج نفت مهندس و متخصص شده‌اند براى چه روزى تحصیل کرده‌اند؟ براى چه این مهندسینى که عده آن‌ها اکنون به سى نفر می‌رسد و بیش از این عده هم در حال حاضر در آمریکا و سایر نقاط دنیا رشته‌های مختلف نفت را می‌خوانند باید بروند با روح پژمرده براى امرار معاش خود میزهاى ادارات را اشغال کنند امروز می‌خواهیم تازه به سراغ صنعتى برویم که یک صد سال است در دنیا روى آن کار مى کنن و زحمت می‌کشند و جزء صنایع عادى به شمار می‌آید.

در صد سال پیش وقتى در امریکا یا در همین همسایگى ما کشور اتحاد جماهیر شوروى شروع به بهره‌بردارى نفت نمودند این اختراعات و اکتشافات امروزى که کار را بسیار سهل و ساده می‌کند وجود نداشت در آن وقت در همین بادکوبه هر بازرگانى و یا کاسب کارى چاهى را استخراج می‌کرد و نفت خام آن را میفروخت و چه بسیار از بازرگانان ایرانى که مالک و صاحب عده زیادى از چاه‌های نفت باد‌کوبه

+++

 بودند. کم کم صنعت نفت ترقى کردو در بادکوبه شرکت‌هایی از مردم به وجود آمد و تأسیسات نفتى تدارک شد و رفته رفته تصفیه‌خانه ساختند و استفاده از نفت اهمیت جهانى پیدا کرد تا بعد از مؤسسات نفتى صورت دولتى پیدا کرد و اکنون در اختیار و اداره دولت شوروى می‌باشد.

در آمریکا نیز همین طور بود و اکنون هم همین طور است هر مالکى که در خانه یا مزرعه و زمین خود ولو پنج متر مربع باشد معدن نفتى کشف می‌کند آن معدن متعلق به خود او است دولت ابداً کارى به بهره‌برداری از آن ندارد و معتقد است در زیرزمین ملک هر فردى از افراد کشور طلا و نفت و هرگونه ذخایرى پیدا می‌شود متعلق به مال و صاحب آن است و جز مالیات و عوارضى که هر فرد عادى می‌پردازد صاحب معدن چیزى نخواهد پرداخت. اگر مالک زمین استطاعت بهره‌بردارى و استخراج نداشته باشد شریک می‌طلبد و شرکت تشکیل می‌دهد و اگر مالک استطاعت داشت چاه را می‌کند و نفت را بیرون می‌آورد و بعد مشترى را براى خرید به پاى چاه دعوت می‌کند خریداران نفت امریکا چند شرکت بزرگ هستند که می‌آیند و قرارداد با صاحب معدن می‌بندند و نفت را پاى چاه هر روز به هر مقدار استخراج می‌شود مى‌خردند و با لوله به مخازن نفتى خود و تصفیه‌خانه‌ها انتقال می‌دهند اکنون قسمت اعظم نفتى که در آمریکا استخراج می‌شود متعلق به مردم و یا شرکت‌های کوچک کوچکى است که هر کدام صاحب یک یا چند چاه می‌باشند البته شرکت‌های بزرگ مانند استاندار، اویل، سینگلر، شل و غیره خود داراى چاه‌های نفت هستند لیکن قسمت مهمى از محصول نفتى خود را از مردم و شرکت‌های کوچک کوچک آمریکایى به همین ترتیب در سر چاه‌ها می‌خرند و می‌برند و توزیع می‌کنند. این را هم عرض کنم که علت عمده مشکلاتى که تا به حال براى استخراج نفت در نظر ما مجسم می‌کرده اند و آن را بزرگ و غیر قابل عمل می‌دانسته‌اند چگونگى توزیع و فروش نفت بوده است که این کار محتاج به داشتن سرمایه‌های هنگفت و تدارک بازارهاى دنیا و رقابت با کمپانی‌های بزرگ عالم می‌باشد. من این قسمت را تصدیق می‌کنم ولى ما چون ابتداى کارمان است باید همان کار را بکنیم که در اول اکتشافات و بهره‌بردارى از نفت سایر ملل دنیا نمودند یعنى نفت را بیرون بیاوریم و آماده فروش بنماییم و خریدار با پاى چاه بطلبیم و همان جا معامله کنیم تا بعدها بتوانیم به تأسیسات و تشکیلات بزرگ تصفیه‌خانه و لوله‌کشی‌ها و صدور از کشور که مستلزم داشتن کشتى‌رانى و سایر وسایل است بپردازیم، یا اگر سرمایه ما تکافو کند و حتماً کافى خواهد بود همان عملى را که شرکت نفت ایران و انگلیس در کرمانشاه نمود فرضاً در همین قم آن را مدل قرار بدهیم. در حوالى کرمانشاه سه چهار حلق چاه نفت پیدا شد کمپانى نفت براى این که بتواند محصول این چند چاه را در داخله ایران مصرف کند چون صرف نمی‌کرد که لوله‌کشى نموده و به آبادان برساند تصفیه‌خانه کوچکى در کرمانشاه متناسب با احتیاجات ساخت و اکنون محصول همین چند حلقه چاه است که به قسمت زیاد کشور حمل می‌گردد. اما در رقم براى اکتشافات نفت مطالعات بسیار شده، در زمان اعلیحضرت همایون شاه فقید در سال 1315 و 1316 متخصصین از خارج آمدند و در نزدیکى دریاچه نمک قم وجود معادن نفت را تشخیص دادند. آنچه اطلاع دارم شاه فقید تصمیم داشت که براى تأمین احتیاجات داخلى کشور این معادن را بهره‌بردارى کند ولى مثل خیلى از چیزها متوقف ماند. دولت می‌تواند به وسله متخصصینى که دارد نقاط نفت خیز کشور و همین منطقه نفتى قم را مطالعه کند و بعد از آن که مهندسین ایرانى مطالعات خود را دادند ممکن است دولت یک متخصص عالیمقامى را موقتاً براى مطالعه در گزارش مهندسین ایرانى از کشور بی‌طرفى استخدام نماید و پس از تشخیص و تصدیق او فوراً امتیاز استخراج و بهره‌بردارى به شرکت‌هایی که از سرمایه‌های ایرانى تشکیل می‌شود برگذار شود و این شرکت‌ها مسلماً قادر خواهند بود نفت قم را بهره‌بردارى کنند و مصرف قسمت عمده کشور را تأمین سازند و ساختن تصفیه‌خانه و یا لوله‌کشى نفت قم به نقاط دیگر ایران با وسایل امروز و اختراعات حیرت‌انگیزى که وجود دارد کار مشکلى نیست. ما تا کى باید چشم بر عایدات ناچیز کمپانى نفت جنوب بیفکنیم؟ چرا خود را آماده نمی‌سازیم که بهره‌بردارى از معادن نفت جنوب را خودمان روزى در دست بگیریم؟ من تردید ندارم که کمپانى نفت جنوب هرگز راضى نخواهد شد و نمی‌خواهد بگذارد از چاه‌های قم بهره‌بردارى شود یا نفت بلوچستان استخراج‏ گردد و رقیبى در برابر او پیدا شود آن هم رقیبى که روزى معادن نفت جنوب را هم در اختیار خود خواهد گرفت و عذر او را خواهد خواست آن‌ها هرگز نمی‌خواهند و راضى نمی‌شوند که ما در نقاط مرکزى و جنوبى ایران دست به کار استخراج و بهره‌بردارى نفت شویم و مخصوصاً می‌خواهند نگذارند ایرانى آشنا به این صنعت گردد و روزى استعداد و توانایی اداره امور نفت جنوب را پیدا کند و باز راضى نخواهند شد ما صنعت نفت را بیاموزیم و خود را آماده نفت فروش کنى زیرا میل ندارند مقیاسى از عایدات نفت به دست ما بیفتد و بنزین داخلى کشور که هر آن می‌توانند گلوى ما را گرفته فشار دهند رهایی بیابیم (صحیح است) این نظر آن‌ها است. ما هم تکلیفى داریم و براى تأمین سعادت مردم تکالیف خود را باید انجام دهیم (صحیح است) اما براى استفاده از منابع نفتى شمال کشور شک نیست طبق همین برنامه که امیدوارم مورد توجه دولت قرار گیرد عمل خواهد شد یعنى قسمت اولیه که عبارت از مرحله اکتشافى است دولت انجام می‌دهد بعد قسمت بهره‌بردارى و استخارج نفت مناطق شما را به شرکت‌های ایرانى و سرمایه‌های صد در صد ایرانى برگذار می‌نمایند. براى فروش نفت‌های شمال به نظر نمی‌رسد خریدارى جز دولت اتحاد جماهیر شوروى وجود داشته باشد یعنى پس از آن که نفت استخراج گردید و نزد خریداران عالم عرضه شد تصور نمی‌رود خریدارى جزء دولت شوروى پیش بیاید زیرا نکته مهم براى فروش نفت حمل و نقل آن است که جز با لوله‌کشى با وسایل دیگرى نمی‌تواند حمل کرد و لوله‌کشى از سواحل دریاى خزر به دریاى عمان و خلیج‌فارس متضمن مخارج هنگفتى است که فعلا تا مدتى از توانایی شرکت‌ها و سرمایه‌های ایرانى خارج می‌باشد گویا در سال 1312 بود که امتیاز استخراج و بهره بردارى نفت شمال به کمپانى سینکلر آمریکایی از مجلس گذشت ولى عقد قرارداد آن با کمپانى عقیم ماند (مکى- 1304 خورشیدى بود) نخیر 1312 بود کمپانى مزبور پس از مطالعات بسیار از زیر قبول قرارداد شانه خالى کردن و رفت علتش چند چیز رود یکى خرابى بازار نفت در آن تاریخ بود که قیمت مواد نفتى در بازار بین‌المللى تنزل فاحشى کرده بود دیگرى مخارج سنگین لوله‌کشى نفت از شمال به جنوب کشور بود و در این ضمن تحریکاتى هم از جانب رقیب تجارتى سنکلر در ایران یعنى کمپانى نفت جنوب وجود داشت که این عوامل دست به هم داد و کمپانى سنکلر منصرف شد و رفت. این نکته را هم عرض کم در همان مواقع دولت شوروى اکتشاف و بهره‌بردارى نفت شبه جزیره ساخالین را به همین کمپانى سینکلر واگذار کرده بود و متخصصین سینکلر یا در شرف شروع به کار بودند و یا مشغول کار شده بودند همین سابقه سینکلر را متوجه ساخته بود که اگر امتیاز نفت شمال ایران را بگیرد شوروی‌ها موافقت خواهند کرد و اجازه می‌دهند که کمپانى مزبور از داخل خاک شوروى نفت را با لوله عبور داده به دریاى آزاد برساند. البته این موافقت را نکردند و همین علت موافقت یکى دیگر از دلایل قطع مذاکرات سینکلر با دولت ایران بود. در سال 1933 دولت شوروى تصمیم بسیار خوبى گرفت، یک تصمیم عاقلانه و میهن‌پرستانه و آن تصمیم این بود که عذر کلیه متخصصین و کارشناسان داخلى را از داخل خاک خود خواست و گفت ما خودمان قادر هستیم که منابع طبیعى خودمان را استخراج کنیم و دیگر به وجود کارشناسان خارجى احتیاج نداریم، این متخصصین از اروپا مخصوصاً دسته‌های بزرگى از آمریکا منجمله دسته معروف کویر در داخل خاک شوروى مدت‌ها کار می‌کردند عذر همه را خواستند منجمله عذر کمپانى سینکلر را هم از دخالت در معادن نفتى شبه جزیر ساخالین خواستند آن‌ها را هم بیرون کردند و من در اینجا نظر دولت شوروى را کاملًا تقدیس می‌کنم و حق هم همین است که حاکمیت اقتصادى هر کشورى باید در دست خود آن کشور باشد (صحیح است) بارى در نتیجه ترقى فاحش بازار نفت و رواج آن فعالیت کمپانی‌های امریکایى متوجه بحرین و حجاز و کویت گردید و اکنون تأسیسات عظمیى در سواحل عربستان به وجود آمده است، این سعود موقعیت خاصى از لحاظ داشتن منابع نفتى در کشور خود احرازکرده و استفاده هنگفتى می‌کند، این کمپانى لوله‌کشى از صحراى عربستان را بدریاى مدیترانه شروع نموده و در حقیقت از دو سمت می‌خواهد نفت را به دریا برساند، همچنین کمپانی‌های آمریکایی با شرکت نفت جنوب نیز قراردادى براى خرید نفت جنوب ایران منعقد نموده و در صدد هستند از آبادان به دریاى مدیترانه لوله‌کشى کنند و گویا شروع هم کرده‌اند و باز همین کمپانی‌های آمریکایی در بحرین شروع به بهره بردارى نفت نموده تأسیسات و بندرگاه‌های مهمى در آنجا به وجود آورده‌اند (کشاورز صدر- آقا بحرین مال ما است که اسم می‌برید) (صحیح است) اینجا راجع به نفتش صحبت می‌کردیم موضوع امتیاز نفت است (اردلان- نفتش هم مال است)

+++

 در کویت هم که سالى در حدود یک میلیون تن نفت استخراج می‌شود شرکت انگلیس و امریکایى آن را اداره می‌نماید و نیز در شبه جزیره بحر عمان کمپانی‌های آمریکایی مشغول اکتشاف نفت شده‌اند همین طور پانزده درصد نفت عراق متعلق انگلیس‌ها و بقیه‌اش در اختیار آمریکائی‌ها و فرانسوی‌ها می‌باشد بنابراین ملاحظه می‌فرمایید که احتیاجات آمریکائی‌ها که ابتدا به ایران آمده بودند و می‌خواستند نفت شمال ایران را استخراج کنند از کشورهاى عربى تأمین گردیده است معهذا ممکن است باز خریدار نفت ایران باشند و اگر ما در صدد بیافتیم که چاه‌های نفتى بلوچستان قم و شمال ایران را باز کنیم البته زودتر براى خرید نفت نوحى مرکزى و جنوب شرقى ایران به واسطه کمى مسافت تا دریاى مشترى خواهند شد و بنابراین خریدار منحصر نفت‌های شمال ما شوری‌ها خواهند بود که خود ما خواهیم توانست تا دریاى خزر را به سهولت لوله‌کشى کنیم و مواد نفتى معادن شمال ایران را به آنها بفروشیم، پس ما بدون این که حق فروش انحصارى براى دولت شوروى قائل شویم خود به خود فروش نفت معادن ما علاوه بر مصارف داخلى به کشور همسایه شمالى منحصر خواهد شد ولى این آرزو را هم داریم که مشتریان دیگرى نیز بیایند و خواهان خرید نفت شمال ما باشند تا بتوانیم رقابت تجارتى به وجود آورده و سود بیشترى به دست آوریم، آقایان نمایندگان محترم به طورى که عرض کردم یگانه عامل مؤثر تولید ثروت و ایجاد کار و ترقى ایران استفاه از منابع نفتى آن است که با رقابت‌های شدیدى که در دنیار امروز وجود دارد حتماً باید بدون دخالت هیچ خارجى منحصراً به دست ایرانى و با سرمایه افراد این مملکت بهره‌بردارى شود و هر خریدارى که محصول ما را با شرایط بهترى خرید باید به او بفروشیم (صحیح است) تا کم کم وسایل ایجاد تصفیه‌خانه و استفاده بیشتر از محصول خود را در داخله مهیا سازیم و اگر روى پاى خود بایستیم و سیاست ملى خود را بدون توجه به اجانب تعقیب کنیم حتماً موفقیت پیدا خواهیم کرد و ازاین راه ملت ایران را از فقر و کشور ایران را از انحطاط نجات خواهیم داد (صحیح است) بنابراین اجازه بفرمایید پیشنهاد و تقاضا نمایم که یا دولت در برنامه خود این ماده را نیز به عنوان ماده یازدهم علاوه کند و یا اگر مقتضى می‌دانند که به صورت لایحه قانونى به مجلس تقدیم شود بعد به صورت لایحه از طرف دولت پیشنهاد شود و بدیهى است چنانچه هیچ یک از این دو نظر انجام نشد به صورت طرح قانونى به مجلس تقدیم خواهد شد این است که پیشنهاد بنده:

ماده 11- اقدام فورى براى اکتشاف منابع طبیعى ایران به خصوص نفت به وسیله دولت شروع می‌شود و بهره‌بردارى از آن منابع را دولت منحصراً به شرکت‌هاى داخلى و سرمایه‌های ایرانى با شرایط سهل و ساده واگذار می‌نماید و شرکت‌های بهره‌بردار حق خواهند داشت براى فروش مواد مستخرجه قراردادهاى لازم پس از تصویب هیئت دولت با خریداران خارجى منعقد نمایند. این بود عرایض بنده.

رئیس- آقاى دکتر شفق.

دکتر شفق- آقایانى که از دوره چهارده در این مجلس تشریف دارند تصدیق خواهند فرمود که بنده صحبت‌هایی که در مجلس کرده‌ام به اختصار بوده است در این موقع هم همین اصل را رعایت خواهم کرد. نهایت آن که چون مورد بحث برنامه دولت است ممکن است کمى از حد معمول تجاوز بکنم در این صورت معذرت می‌خواهم. در باب برنامه دولت به عقیده بنده تمام مذاکرات و صحبت‌هایی که تاکنون به عمل آمده است چه از ناحیه مخالفین و چه از ناحیه موافقین مورد استفاده کامل هست و امید بنده این است که هیئت محترم دولت مذاکرات نمایندگان مجلس را مورد توجه خاص قرار دهد (صحیح است) بنده براى مثال دو نکته را که از آقایان شنیده‌ام، فقط براى مثال، عرض می‌کنم یکى چند نفر از نمایندگان محترم این مطلب را فرمودند که دولت باید از استخدام اشخاص که شهرت بد در جامعه دارند خوددارى کند، نسبت به اشخاص با کمال تأسف باید عرض کنم در کشور ما به واسطه تشنج‌هایی که حاصل شده است، و با این که بنده طرفدار آزادى کامل مطبوعات هستم و خواهم بود حتى بعضى از روزنامه‌نویسان هم از این بدگویی و بدبینى بى‌لزوم و به ناحق خوددارى نکردند ولى اشخاصى هم در کشور ما هستند مثل تمام کشورهاى دیگر که در بدى شهرت دارند و به اصطلاح معمولى شیاع دارند و جا دارد دولت، این قبیل اشخاص را لااقل در مقامت حساس نگذارند (صحیح است) و اگر چنین اشخاصى هنوز سر کار هستند نه از بابت این که این‌ها مجرم باشند ما نمی‌دانیم بلکه از بابت این که در باب این‌ها شهرت سوء است بالاخره مشهورات هم در منطق و هم در دستگاه برهان یک ارزشى دارد شهرت سوء و شیاع به فساد یا نادرستى کافى است که حداقل اشخاص در مقامات حساس وارد نشوند این قسمت گذشته از این که مردم را مأیوس می‌کند، نسبت به دولت هم مضر است. مثال دومى که بنده از مذاکرات نمایندگان محترم دریافته‌ام تکراراً عرض می‌کنم مربوط بود به صرفه‌جویی، یک ارقام و اقلامى هست که قطعاً تجملى است و قطعاً می‌شود از این ارقام صرفه‌جویی کرد، عملى است این صرفه‌جویی‌ها، براى اطلاع آقایان نمایندگان محترم عرض می‌کنم که سه ماه، چهار ماه پیش آقاى نخست وزیر هیئتى را معین فرمودند مرکب از آقاى نجم، آقاى دکتر امینى و آقاى هاشم وکیل و آقاى حائرى‌زاده و آقاى صهبا و بنده که در این باب‌ها مطالعاتى بکنیم کمیسیون مزبور یک پیشنهادهایی کرد به دولت از لحاظ صرفه‌جویی و این مواد قبلُا به تصویب آقاى وزیر دارایی هم رسیده بود چون در دو جلسه ایشان حاضر بودند و جناب آقاى نخست وزیر دستور فرمودن به وزارتخانه‌هاى مختلف که این مواد را در نظر بگیرند و ترتیب اجراى آن را بدهند ولى با کمال تأسف سه چهار، پنج هفته قبل از استعفاى دولت وقت گذشت و نتیجه دیده نشد امیدوارى این قسمت‌ها بعداً تصحیح بشود خلاصه این که بنده این دو مطلب را براى نمونه عرض کردم که معین باشد آقایان نمایندگان از هر دو طرف مطالب صحیحى گفته‌اند اگر خدا نکرده در بعضى از این مطالب اشتباهى روى داده باشد یا اغراض مؤثر شده باشد یک قسمت مطالب صحیح که از هر طرف گفته شود باید مورد توجه قرار بگیرد. خواستم مقدمتاً با اجازه نمایندگان محترم یک مختصر حسابى با جناب آقاى وزیر دارایی تصفیه کنم و این حساب، حساب مالى نیست، چون گویا ظاهراً نه بنده نه ا‌یشان مالى نداریم که خصومتى داشته باشیم، یک تصفیه حساب ادبى است و چون ایشان در این میدان هم پهلوان هستند تفریغ حساب با ایشان در اینجا هم بى خطر نیست و امیدوارم کار به جنگ تن به تن نکشد، ایشان در باب ذکر کلمه هزینه و مخارج اسمى از بنده بردند، به این مناسبت بعد از این که 15 سال بنده عضو فرهنگستان ایران بوده‌ام حق دارم یک دفعه در مجلس دو دقیقه یک نکته را عرض کنم. در دوره گذشته یک رشته کارهاى بسیار خوب شده است و تاریخ رفته رفته این کارهاى بسیار خوب را روشن‌تر می‌سازد ولى بدون تردید یک مقدار کارهاى بد و ناروا هم شده است و گویا بعضی‌ها بودند در آن دوره که این کارهاى ناروا را در محافل با وجود امکان خطر می‌گفتند و شاید در همین مجلس دو دقیقه یک نکته را عرض کنم. در دوره گذشته یک رشته کارهاى بسیار خوب شده‏ است و تاریخ رفته رفته این کارهاى بسیار خوب را روشن‌تر می‌سازد ولى بدون تردید یک مقدار کارهاى بد و ناروا هم شده است و گویا بعضی‌ها بودند در آن دوره که این کارهاى ناروا را در محافل با وجود امکان خطر می‌گفتند و شاید در همین مجلس هم اشخاصى بودند با در آن موقع حضور داشتند و شهادت می‌دهند و اقاماه شهادت که از لحاظ اداى حق از وظایف دینى و وجدانى است. یکى از کارهاى خوبى که به عقیده بنده در آن موقع شده بود تأسیس فرهنگستان بود در باب فرهنگستان مثل مسائل دیگر همین که دوره سابق سپرى شد یک اشخاصى جمعاً با نهایت شدت به انتقاد و بدگویى نسبت به دوره سابق پرداختند. این انتقاد و بدگویی دو جهت یا در حقیقت می‌شود گفت سه جهت داشت، یکى از ناحیه آنهایی بود که حتماً مغرض بودند و موضوع کلمه حق یراد بهاالاباطل در باب آن‌ها صدق می‌کرد بزرگ‌ترین فاجعه تاریخ بشر و تاریخ اسلام در این کلمه خلاصه شده است یعنى بسا حرف‌های خوش ظاهر که گفته می‌شود افسوس که نیت باطل است دیگر از مخالفین دوره گذشته اشخاصى بودند که زیان و ضرر دیده بودند ولى بعضى اشخاص هم حقیقت را می‌گفتند. ولى در باب فرهنگستان هم گفته شد که فرهنگستان تأسیس شده بود براى این که زبان حافظ و سعدى را از بین ببرد، یکى از کارهاى فرهنگستان این بود که براى کلمات اجنبى که هجوم می‌کرد به زبان ما فکرى بشود، این کلمات بر دو قسم بود یکى کلماتى که جنبه بین‌المللى داشت مثل پست و تلگراف و رادیو و اتم یکى کلماتى که مربوط به علوم وادبیات و این‌ها بود که مطلقاً بایستى تعیین شود و الّا زبان ما از بین می‌رفت، فرهنگستان یکى از کارهایش این بود که در مقابل این اصطلاحات یک مقابل‌های فارسى پیدا کند، مثالى عرض می‌کنم در شهربانى یک موضوع فنى است که در آنجا در ضمن تحقیقاتى که از مجرم به عمل می‌آید تن او را اندازه می‌گیرند از قبیل دست و پا و انگشت‌ها و صورت و قد این یک اصطلاح فرنگى دارد اسمش آنتروپومترى است شهربانى می‌خواست براى آن لغت پیدا کند، مرجع صلاحیت دار فرهنگستان بود که اعضاى آن فروغى، مرحوم فاطمى، آقاى حاج سید نصرالله تقوى و مرحوم رهنما و نظایر این اشخاص بودند، اصطلاح تن پیمایی که فارسى صحیحى است

+++

وجود ندارد این مردم دیر تشخیص می‌دهند ولی تشخیص می‌دهند در روزنامه‌ها همان روزنامه‌هایی که بعضی‌ها با کمال تأسف مغرضانه می‌نویسند از زبان همان روزنامه‌ها از زبان نمایندگان ولو مخالف باشد از زبان مردم که این طرف و آن طرف چیزهایی می‌گویند باید شنید و عمل کرد درد را بالاخره دوا کرد همین بازرسی نخست‌وزیری بهتر می‌تواند گوش باز کند ببیند مردم چه می‌خواهند افکار عمومی از چه می‌رنجد و چه می‌خواهد به افکار عمومی می‌باید ترتیب اثر داده شود و بنده امیدوارم جناب آقای نخست‌وزیر چنانچه متوجه این قسمت هم هستند بیشتر متوجه این موضوع شوند (نمایندگان)

نمایندگان- احسنت- احسنت

رئیس- آقای امامی اهری.

امامی اهری- بنده از آن قسمت اخیر بیانات آقای دکتر شفق که اشاره به افکار عمومی کردند استفاده کرده و زیاد مقدمه نمی‌چینم چون بنده معتقدم که افکار عمومی در این مملکت وجود دارد و خوب هم قضاوت می‌کند بنابراین اظهاراتی که فقط روی احساسات ملی و برای این که وظیفه وجدانی خودم را انجام داده باشد و اینجا آمده‌ام و بعضی حرف‌ها زده باشم مقدمه را لازم نمی‌بینم و برای این که وقت دیر است وقت آقایان را هم بیشتر نمی‌خواهم بگیرم مستقیماً می‌روم سر مطلب از مواردی که یک نماینده می‌تواند صحبت کند موقعی است که برنامه دولت مطرح می‌شود. زیرا برنامه مشی سیاسی دولت را تعیین می‌کند و برنامه دولت چیزی است که تکلیف مملکت را معلوم می‌کند و در این برنامه است که دولت هم باید از نظریات جمیع نمایندگان راجع به سیاست مملکت، راجع به اقتصاد مملکت اطلاع پیدا کرده و اصول و افکار لازم را برای اداره مملکت اتخاذ نماید پس هر چند که آقای قوام در مقدمه برنامه خود متذکر شده‌اند که گزارش اعمال گذشته دولت‌هایی که تشکیل داده‌اند بعدها به مجلس تقدیم خواهند داشت و این خود تصریح است که رأی تمایل و بعد دادن یا ندادن رأی اعتماد به هیچ‌وجه مربوط به گذشته نبوده و مربوط به دولت حاضر است (صحیح است) ولی به اعتقاد من چون آقای قوام در دوران 19 ماهه زمامداری خود مرتکب عملیات خلاف قانونی زیاد شده است و وضعیت وزرای فعلی هم طوری نیست که بتواند در رویه اتخاذی آقای قوام تغییر بدهد لذا تفکیک شخصیت آقای قوام در کابینه‌های گذشته و کابینه فعلی را میسر نمی‌بینم و لذا عقیده دارم تمام عملیات خلاف قانون و خلاف مصلحت نبوده است) که مرتکب شده‌اند و بهترین معرف طرز رفتار و رویه اتخاذی ایشان در آینده خواهد بود باید به اطلاع نمایندگان و ملت ایران رساند تا آقایان نمایندگان بدانند که مقدرات مملکت را به دست چه کسی می‌‌دهند. عقیده من این است که در عرض 19 ماه دوران زمامداری آقای قوام همه چیز ایران زیر و رو شده و چیزی برای ملک و ملت باقی نمانده کلیه رجال پاکدامن و درستکار و خانه‌نشین و اشخاص نادرست میدان‌دار گردیده‌اند. خائن‌ترین، بدنام‌ترین، کثیف‌ترین عناصر به سفارت و وزارت و مقامات دیگر رسیده‌اند. جوازفروشی، کسر بودجه، حبس احراز، نقض قوانین موضوعه، زیر پا گذاشتن قانون اساسی، ترقی هزینه زندگانی، هرج و مرج ادارات، شیوع بی‌کاری، نقصان صادرات ازدیاد واردات همه از مفاخر این دوره است که چون در این باب گفتنی‌ها گفته شده من تکرار آنها را جایز نمی‌دانم (آشتیانی‌زاده- شما که فحش می‌دهید) (دهقان- شما گوش بدهید بعد جواب بدهید) (زنگ رئیس) به اعتقاد شما آقای آشتیانی‌زاده فحش است ولی به اعتقاد اغلب بیان حقایق است (آشتیانی‌زاده- استدلال بکنید آقا) می‌رسیم هنوز مقدمه است. عرض کردم چون در این باب گفتنی‌ها گفته شد من تکرار آنها را جایز نمی‌شمرم فقط عرض می‌کنم یک حرف‌هایی اینجا گفته شد، یک نسبت‌هایی به دولت داده شد ملت ایران باید قضاوت کند. برای این اصل با این که می‌دانیم عملی هم نخواهد شد پیشنهاد می‌کنم یک هیئت رسیدگی از اشخاص مبرز و درستکار و صحیح‌العمل تشکیل بشود و در صورت صحت آمرین و عاملین منفعت‌برنده و منفعت‌رساننده و آنهایی که به هر نام و عنوان سوءاستفاده کرده‌اند تعقیب و محاکمه و مبالغ مورد استفاده را از منفت‌برندگان گرفته به نفع خزانه بی‌پول دولت ضبط نمایند (صحیح است) و اگر حقیقت ندارد آن وقت فرمایش آقای آشتیانی‌زاده صحیح است و ما جسارت کردیم، آن وقت گزارش خلاف حقیقت بودن این جریانات را اعلام دارند که حقایق امر بر ملت فقیر و بدبخت هم روشن شود. عرض کردم که بنده وارد آن مباحث نمی‌شوم فقط همان پیشنهادی است که عرض کردم. از بدبختی قضات و بیچارگی سایر مأمورین پاکدامن دولت هم صرف‌نظر می‌کنم شرح این جزئیات احتیاجی ندارد عقیده دارم که آنها به جهاد خودشان ادامه خواهند داد از اظهارنظر در وضع بد و اسف‌آور اقتصادی مملکت از بدی تشکیلات اداری هم چیزی نمی‌گویم و بحث در اطراف آن را به موقع فرصت، به موقعی که به اعتقاد من یک دولت صالحی سر کار آمد و این بدبختی‌ها را برای خودش درد دانست آن موقع در اطراف این موضوع‌ها زیاد بحث می‌کنیم. فعلاً چیزی که بحث در اطراف آن را لازم می‌دانم بحث در اطراف ماده یک برنامه دولت فعلی است یعنی راجع به سیاست خارجی مملکت، همان طوری که آقای دکتر شفق فرمودند. در این موضوع بنده تصور نمی‌کنم کسی مخالف آن عقیده باشد که آقای دکتر شفق گفتند منتهی ما عمل می‌خواهیم. در ماده یک برنامه دولت قید شده دوستی و اصل احترام کامل متقابل و جلوگیری از مداخله خارجی در امور داخلی مملکت. آقای قوام در بهمن‌ماه 1324 وقتی که تشریف آوردند مجلس در دوره چهاردهم به عنوان این که برنامه‌های تقدیمی دولت به هیچ‌وجه عملی نشده و ملت ایران از حرف به تنگ آمده و تشنه عمل است برنامه‌ای به مجلس نیاوردند و حق هم داشتند زیرا به اعتقاد من عملیات 19 ماهه ایشان قابل درج در هیچ برنامه‌ای نبود. (نخست‌وزیر- چطور تکرار بفرمایید آقا) عرض کردم که برنامه‌ای نیاوردید وقتی که تشریف آوردید و فرمودید- دولت درست نظرم نیست- دولت آمده‌اند هر کدام با برنامه مفصلی و متأسفانه برنامه هیچ کدام عملی نشده جنابعالی هم برنامه نیاوردید و فرمودید ملت از حرف به تنگ آمده و تشنه عمل است. عرض کردم حق با حضرتعالی بود ولی به یک نکته اشاره فرمودید ضمن همان بیانتان و بعداً ضمن اعلامیه‌های مفصل که به جلوگیری از مداخله خارجی در امور داخلی مملکت اشارات صریح کردید اما مثل برنامه‌های دولت نه تنها این نکته عملی نشد بلکه حداکثر مداخلات را خارجی‌ها در امور داخلی ما در دوره زمامداری جنابعالی نمودند. من تصور نمی‌کنم در میان آقایان نمایندگان برای نمونه هم یک نفر پیدا شود که در روابط ما با دول بزرگ و همسایگان معظم و به قول آقای دکتر شفق همسایگان عزیزمان مخالف دوستی و سیاست متقابله باشد اما این که نباید حرف باشد. راه این که چیست؟ دوستی وقتی صحیح است که روی اصل تبادل منافع و احترام باشد نه این که هرچه به ما تحمیل کردند ما زیر بار رفته قبول کنیم یا این که کشور ما را میدان رقابت سیاسی و اقتصادی خود قرار داده و ما را از هستی ساقط نمایند و ما به عنوان نزاکت سیاسی متحمل این بدبختی‌ها شده و صدامان درنیاید و اسمش را بگذاریم دوستی. خیر بنده عقیده‌ام این است که تسلیم شدن در مقابل امیال و درخواست‌های اجانب را دوستی نمی‌توان اطلاق کرد اسم این آقایی و نوکری است. آقایان ما باید یک اصل را رعایت کنیم و همواره در نظر داشته باشیم و آن رعایت منافع مملکت خودمان و این ملت فقیر و بدبخت و بیچاره است که سرنوشت و مقدرات خود را به دست ما سپرده است. ما باید سیاست پوسیده و مضر موازنه و یکجانبه را زیر پا گذارده و اصل سیاست متقابله را در نظر بگیریم این لازم به توضیح نیست که عرض می‌کنم علائق ملی هم مانند علاقه فردی روی اصل محبت بنا می‌شود آن دولت و مملکتی که به ما می‌خواهد زور بگوید و در عین حال انتظار محبت ملت ایران را داشته باشد کاملاً در اشتباه است. همان طور که آقای دکتر شفق اشاره فرمودند ما امروز با سه دولت بزرگ و قوی در تماس هستیم و به دوستی و محبت و کمک هر سه دولت اهمیت می‌دهیم اما من صریح می‌گویم که هر وقت آن حسن‌‌ نیت لنین پیشوای بزرگ دولت شوروی و انصراف او را از سیاست جابرانه مستعمراتی و سیاست اقتصادی استعماری دولت تزاری در مملکت ما در نظر می‌آوریم نسبت به آن با یک نظر احترام نگاه می‌کنیم و یا کمک‌های دولت انگلستان را که در راه تحصیل آزادی و مشروطیت ما یاد می‌آوریم به آنها هم با نظر احترام نگاه می‌‌کنیم یا اعلامیه‌های دولت امریکا را در راه کمک به سعادت و حفظ استقلال به یاد می‌آوریم و متذکر می‌شویم نسبت به این کشور بزرگ جهان با حس تکریم و تعظیم نگاه می‌کنیم و برعکس هر وقت متذکر می‌شویم که حرص و آز بر این دولت‌ها غلبه کرده و به عنوان این که وقتی صغیر بودی کلاه تو را آن یکی برداشته حالا هم ولو کبیر شده‌ای، عقل هم پیدا کرد، ای قدر مال خودت را می‌دانی برای حفظ اصل توازن متهم باید کت تو را دربیاورم اینجا است که ایرانی ابراز تنفر و انزجار می‌کند این آقایان اگر مدعی هستند برای آزادی و نجات مدنیت وارد جنگ شده‌اند باید بدانند که ملت ایران تاریخ چند هزار ساله مشعشعی پشت سر داشته و روزی مشعلدار مدنیت جهانی بوده باید بدانند که در راه موفقیت آنها ما هم سهم بزرگی داشته و فداکاری کرده و همه چیز خود را

 

 در اختیار آن‌ها گذاشتیم و ایثار به نفس کردیم تا افتخار کسب لقب پیروزى را پیدا کرده‌ام در دنیاى که استقلال و احترام ملل ضعیت و کوچک محترم شمرده می‌شود تصور نیمکنم دولت و ملتى هر قدر هم پاى بند اصول باشد در مقام تخطى و تعدى به حقوق و حدود ما باشد دنیاى امروز محیط سیاس و ا‌جتماعى امروز ما را حمایت می‌کند. در چند جلسه پیش اینجا آقاى وزیر دارایی اشاره به کتیبه تاریخى داریوش کردند که در چند هزار سال پیش نقش شده که منم داریوش بزرگ، منم شاه شاهان، منم شاه ایران، بنده امروز با متذکر شدن همان مطالب عرض می‌کنم اما حماسه سریی تنها کافى نیست باید خودمان تصمیم بگیریم اگر می‌خواهیم زنده بمانیم، اگر واقعاً فرزندان آنچنان مردانى هستیم که وقتى بیرقشان از به سفر تا اژه سند در اهتزاز بوده اگر واقعاً و حقاً ما می‌خواهیم شایستگى انچنان پدرانى را داشته باشیم باید تصمیم بگیریم و اعلام کنیم و فریاد بزنیم و به جهانیان بفهمانیم که ما هرگز زیر بار عبودیت سیاسى و اسکلاواژ نخواهیم رفت (صحیح است) بنده از این مقدمه می‌گذرم و عرض می‌کنم آقایان با این که حاکمیت و استقلال حق طبیعى هر ملتى است هر ملتى حق دارد در کشور خودش بدون مداخله بیگانگان زندگى کند وقتى قبول می‌کنیم که حاکمیت ملى غیر قابل تجزیه، غیر قابل ترک و توکیل است با کمال تأسف می‌خواهم سؤال کنم چگونه آقاى نخست وزیر با یک سفیر بیگانه و پیشه‌ورى خائن و متجاسر شخصاً کنفرانس دو ساعته در نخست وزیرى تشکیل می‌دهند و با چند نفر اوباش و مهاجر مقاوله‌نامه تنظیم می‌کنند آن وقت در آن موقع و حالا هم می‌فرمایند که من مخصوصاً متذکر شدم که اجانب به کارهاى داخلى ایران مداخله نکند. یکى از بزرگ‌ترین خدمات رضا شاه به این ملت الغاء کاپیتولاسیون بود آقاى ممقانى این قسمت را گفتند ولى زیاد بهشت توجه کافى نشد کاپیتولاسیون معنی‌اش این است که حاکمیت ارضى ما محترم نبود اگر افراد اجانب در این مملکت مرتکب‏ جرمى می‌شدند حق رسیدگى و مجازات او را نداشتیم این را می‌گویند کاپیتولاسیون یعنى باید بگوییم اگر به بزرگ‌ترین اشخاص، بزرگ‌ترین رجال ما هم تعدى بکنند، مرتکب هر جرمى شوند خلاصه حق نداریم بگوییم بالاى چشمت ابرو است باید بهش تحویل بدهیم به هر نحوى بخواهند انعامش بدهند یا مجازاتش بکنند یکى از بزرگ‌ترین خدمات رضا شاه به این ملت این بود که کاپیتولاسیون را الغاء کرد و می‌خواهم عرض کنم بزرگتیرن خدمت آقاى قوام هم این بود که براى افراد ایرانى حمایت اجانب را شناخت (کلبادى- آقا مهمل نگویید، آقا، یعنى چه آقاى رئیس ایشان حق ندارندأ) عرض می‌کنم آقاى کلبادى گوش بدهید (حائرى‌زاده- حقیقت را می‌گوید) آقاى قوام موافقت‌نامه 15 فروردین 25 را امضاء فرمودند یا نه یک قدرى هم عصبانى نشوید گوش بدهید بنده هم عرض کنم (ابوالحسن رضوى- بنده اخطار نظامنامه دارم اینجا چند دفعه خواندند. این اخطار چند دفعه خوانده شد که اگر کلمات زننده گفته شود) اگر کلمات زننده باشد شما حق دارید... (رضوى- نباید گفتار شما زننده باشد) به نظر بنده شاید زننده باشد بنابراین بنده عرض می‌کنم آیا آقاى قوام مقاوله‌نامه 15 فروردین 1325 را امضاء کردند یا امضاء نکردند و قبول ترتیب مسالمت آمیز در مورد آذربایجان یعنى حمایت اجانب براى افراد ایرانى (نخست وزیر- حمایت اجانب نیست) (مهندس رضوى- این مفهوم را ما قائل نیستیم اگر این مفهوم را داشته باشند هم مخالفیم) ما در داخل مملکت خودمان مختار هستیم به اجانب چه مربوط است که ما مسالمت آمیز رفتار خواهیم کرد یا مخاصمت آمیز (دکتر طبا- در شروعش نوشته شده امر داخلى است) در امر داخلى چرا خارجى مداخله می‌کند.

رئیس- ماده 129 را درست توجه کنید که درباره شما اجرا نکنیم بیاناتتان را درست بکنید، بیانات خودتان را ادامه بدهید.

امامى اهرى- شما بر خلاف قوانین موضوع کشورى و بر‌خلاف قانون اساسى و مخصوصاً بر‌خلاف نص صریح قانون 11 آذر 1323 در مورد تشکیل شرکت نفت شمال با سفارت کبراى شوروى موافقت‌نامه امضاء کردید هر چند این عمل شما خارج از حدود ... (رضوى- به این مجلس مربوط نیست مجلس این را قبول ندارد) بنده هم می‌خواهم عرض کنم که ایشان حق نداشتند، صلاحیت اما کاملًا ممنوع بودند مذاکره در اطراف این موضوع را هم حق نداشتند انجام بدهند در عین حال هم می‌خواهم آقاى رضوى بگویم از این لحاظ این قبیل اعمال ایشان براى ملت ایران کوچک‌ترین اثر و ارزشى ندارد (مهدى ارباب- خدمات ایشان قابل تقدیر است) در مقال آن‌ها هیچ خدماتى را قبول نداریم ولى چون این عمل خلاف رویه و قانون و خلاف مصلحت شما از نظر مصالح و منافع کشور، از نظر استقلال و تمامیت ارضى ایران داراى اهمیت فوق‌العاده می‌باشد ناچار باید غلط بودند آن اقدامات شما را در این جا متذکر بشوم تا موقع رسیدگى و تصفیه حساب آن برسد (مهدى ارباب- بحث در اطراف برنامه است) آقاى قوام بنده می‌خواهم عرض کنم که هیچ در نتایج شوم آن عمل درست تعمق کرده‌اید بدانید که در یک صد و پنجاه سال اخیر یعنى از عهدنامه ترکمانچاى به بعد موضوعى مضرتر، ننگین‌تر، خطرناک‌تر از این قضیه نبوده است بلکه از این نظر مقتضیات زمان و اوضاع و ا حوال بین‌المللى و موقعیت کنونى ایران عملى شدن این کار که هیچ گاه تا یک فرد ایرانى زنده است صورت عمل به خود نخواهد گرفت از حیث خطرات ماده‏ و معنوى خیلى بیشتر و خطرناک‌تر از معاهده ترکمنچاى می‌باشد و همان طورى که عرض کردم که تا یک فرد ایرانى زنده است عملى نخواهد شد زیرا در آن پیمان اگر 17 شهر زرخیر ایران از دست رفت در این کار اگر خداى نکرده زبانم لال عملى می‌شد سر تا سر ایران و یگانه منبع عایدى ایران برباد رفته پس از نیم قرن نامى از ایران و ایرانى باقى نمی‌ماند این اظهار من مبالغه نیست این حقیقتى است که در نظر ارباب بصیرت مانند قواعد ریاضى واضع و نتیجه آن قطعى و هر کسى جزء این اندیشه نماید یا خائن است یا نادان چون که نظایر این موضوع در طول مدت تاریخ گذشته و معاصر مکرر در مکرر دیده شده است هندوستان با آن عظمت در اول به بهانه و دست آویز تشکیل یک کمپانى بازرگانى استقلالش را از دست داد (ایلخان- ایران هندوستان نیست) در مثل مناقشه نیست (ایلخان- مثل بزنید) (صحیح است) چه نتیجه گرفت 150 سال تحت نفوذ انگلستان ماند تازه تازه دارد استقلال پیدا می‌کند در صورتى که هندوستان در حدود 350 میلیون نفوس دارد و انگلستان 45 میلیون و هزاران فرسنگ فاصله سرحدى دارند در این صورت تکلیف معامله یک ملت دویست میلیونى با یک ملت شانزده میلیونى معلوم است آن هم با همجوارى ممتد چه خواهد شد علاوه بر این بر آقایان محترم پوشیده نیست که افکار عمومى ملت ایران بر اثر تجارب متعدد و ناگوار یادگاری‌های تلخى که از دادن امتیازات به خارجه در یاد دارد از اول مشروطیت به این طرف هموار با وسایلى که در دست داشته با اعطاى هر گونه امتیاز به دولت‌ها و شرکت‌های خارجه مخصوصاً همسایگان قوى و مداخلات آنان مخالفت کرده و حتى می‌توانم بگویم که یکى از دلایل بزرگ انقلاب براى به دست آوردن مشروطه و گرفتن قانون اساسى همانا جلوگیرى از دادن امتیازات بوده است که پادشاهان قاجاریه در دوره استبداد امتیازات خانمان برانداز مهمى بى‌مهابا و بدون مطالعه به خارجیان می‌دادند که عموماً اسباب نگرانى ملت و تزلزل استقلال مملکت شده بود به همین دلیل میهن‌پرستان و روشنفکران و آزادى خواهان صدر مشروطیت ایران بر طبق اصل 24 قانون اساسى اعطاى هر گونه امتیازات و انحصار و غیره را موکول به تصویب مجلس شوراى ملى قرار داده‌اند (صحیح است) هر گاه در تاریخ چهل ساله مشروطیت و مبارزات مطبوعاتى و پارلمانى ادوار گذشته به دقت امعان نظر شود این نکته به خوبى روشن می‌شود که همیشه نمایندگان افکار عمومى احساسات وطنى ایرانیان نسبت به این اصل اساسى که عدم اعطاى امتیاز به اجانب باشد وفادار مانده و زمامداران هر دوره پیوسته از این نظر مقدس کاملا پیروى کرده‌اند در اینجا نکته را لازم میدان به عرض آقایان برسانم که نه تنها زمامداران کشور ما باید از قانون اساسى وسایر قوانین موضوعه اطلاع داشته باشند واقدام به یک چنین عملى بکنند بلکه دولت خارجى هم که می‌خواهد با یک دولت وارد مذاکره بشود به منظور عقد قرارداد یا عهدنامه آن‌ها هم بایستى از قوانین اساسى و قوانین موضوعه طرف مقابل آگاه باشند که در موقع بستن قرارداد یا عهد‌نامه رعایت قوانین کشور طرف مقابل با رعایت قوانین بین‌المللى به عمل آید. بارى از صدر مشروطیت تاکنون سیاست علیه کشور ایران که مورد احترام و ملاحظه کلیه سیاسیون و ملت ایران بوده مخالف اعطاى امتیاز و تشکیل شرکت و آوردن مستشاران و غیره بوده ناچارم با کمال تأسف عرض کنم تنها موردى که بر‌خلاف این اصل خواستند عمل بکنند در 1919 بود که آقاى وثوق‌الدوله برادر آقاى قوام و نصرت‌الدوله پدر همین مظفر فیروز بود که در 1919 خواستند قراردادى با انگلیس‌ها منعقد نمایند که برطبق آن قرارداد مستشارانى براى وزارت جنگ و دارایى بیاورند که خوشبختانه با مخالفت شدید ملت و مخصوصاً علما

+++

 و روشنفکران و رجال وطن‌پرست ایران مواجه گردیده و بالاخره افکار عمومى دنیا مانع عملى شدن قرارداد گردید من عقیده‌ام این است که آقاى قوام شما با این ملت بدبخت چه از لحاظ سیاست خارجى و چه از لحاظ نقض قوانین به تبذیر و تفریط اموال دولت کارى کرده‌اید که درهیچ دوره هیچ دولت قاهرى که با غلبه به یک ملتى فائق شده باشد چنین اعمالى را نمی‌کند. امروز هم یک سیاست استثمارى پیش گرفته‌اید که ملت و مجلس را از جریان امور بى اطلاع گذاشته و معلوم نیست براى این ملت بدبخت چه خواب هولناکى دیده‌اید افکار عمومى و نظر ملت را در هیچ کارى دخالت نداده و ارزش قائل نیستید، اگر رژیم ما رژیم مشروطه است، اگر در این مملکت اصول دموکراسى حکمفرما است باید از تمام جریان ملت را مستحضر بکنید تا ملت در تعیین مقدرات و سرنوشت خود تصمیم بگیرد (صحیح است) البته با تصویب مجلس در اینجا یک مثالى عرض کنم وقتى دولت آمریکا طرح کانال پاناما را بدون مقدمه و با قید دو فوریت به کنگره آمریکا داد نمایندگان کنگره به عنوان این که سابقه فکرى نداریم و صلاحیت تشخیص آن را نداریم و هنگام انتخاب ما چنین موضوعى در اذهان سابقه نداشت نمی‌توانیم وارد مذاکره شویم باید بماند بارى دوره دیگر همان طور هم شد آیا ما از آمریکائی‌ها در مسائل فنى جلوتر هستیم چرا هیئت‌های حاکمه ما نمی‌خواهند از آزمایش‌های گذشته عبرت بگیرند و چرا نمی‌خواهند از نیروى ملت قدرت بگیرند بنده می‌خواهم عرض کنم آقاى قوام وقتى دولتى خود را حاکم مطلق معرفى کرد تحمیل بر او با فشارهاى خاصى که آسان است ولى اگر دولتى در برابر خارجی‌ها ملت را به حساب آورد دستش باز است و در موقع باریک و حیاتى ملت خود تصمیم کار خود را می‌گیرد و اقدام می‌کند ولى بدبختانه ما باید به وسیله جراید و رادیوهاى خارجى نسبت به موضوعات مربوط به خودمان اطلاع حاصل کنیم. آقاى قوام صرف‌نظر از این که این عملیات شما در 19 ماهه گذشته غلط بوده است، امروز نظر ملت ایران این است یعنى نظر توده و افکار عامه که به هیچ وجه زیر با تحمیلات اجانب در مورد دادن امتیاز یا تشکیل شرکت و غیره نخواهد رفت ودر این باب تا آنجا مصمم است که تا یک نفر ایرانى زنده است این کارها صورت نخواهد گرفت اعم از این که متقاضى آمریکا باشد یا شوروى و یا انگلستان اما در مورد آذربایجان که غالباً گله می‌کنید آذربایجانی‌ها حق سپاسگذارى خدمات شما را به جا نمی‌آورند من چون یک نفر آذربایجانى و نماینده آذربایجان هستم (سید هاشم وکیل- آذربایجانی‌ها سپاسگذارند، شما به توصیه خدایار خان و سپهبد شاه بختى انتخاب شدید چرا می‌گویید، آذربایجانی‌ها سپاسگذار نیستند بنده خودم در جریانش بودم خدایار خان حاضر است) (زنگ رئیس)

دکتر اعتبار- این حرف چیست می‌زنید.

سید هاشم وکیل- خوب است خجالت بکشید یک قدرى.

معتمد دماوندى- نخیر ایشان معتقدند که پا‌کند.

رئیس- آقاى وکیل ساکت باشید.

معتمد دماوندى- فحش می‌دهید آقاى رئیس شما زنگ می‌زنید.

سید هاشم وکیل- آذربایجانی‌ها نسبت به دولت سپاسگذارند.

رئیس- آقاى وکیل ساکت باشید.

حائرى‌زاده- آقاى رئیس نظامنامه را اجرا بفرمایید.

رئیس- آقاى امامى اهرى بیاناتتان را ادامه بدهید.

امامى اهرى- در مورد آذربایجان گله می‌کنید آذربایجانی‌ها حق سپاسگذارى خدمات آقاى قوام را به جا نمی‌آورند و چون خودم یک نفر آذربایجانى و نماینده آذربایجان هستم می‌خواهم پرده از روى حقایق بردارم عقاید آذربایجانی‌ها را در این مورد بگویم آذربایجانی‌ها با احساسات پاک و تندى که دارند در مورد مأمورین درستکار دولت و خادمین پاک ملت تا پاى جان نثارى حاضرند اما در این مورد که واقعاً خجالت می‌کشم عرض کنم آقاى قوام در دستگاه شما صحبت‌هایی می‌کنند می‌گویند صد و هفتاد هزار لیره حق دلالى بابت خرید کارخانه قند گرفته شده (نخست وزیر- کارخانه قند چى شده؟) صد و هفتاد هزار لیره دلالى گرفتند (نخست وزیر- به کى داده است؟)

یا در مورد بخشیدن املاک خوزستان به ورثه شیخ خزعل چه مبلغى نقداً به او داده شده (کى گرفته آقا) بنده اول عرض کنم پیشنهادى کردم که یک کمیسیون تحقیق معین بشود تحقیقاتى بکنند (معتمد دماوندى- جزئیاتش را بفرمایید) در موقع تحقیقات ممکن است بیاییم عرض کنیم هر وقت شما آن کمیسیون را که عرض کردم تشکیل دادید بنده مدار را براى اثباتش می‌دهم خلاصه منظورم این است که آذربایجانی‌ها به چنین دستگاهى نمی‌توانم خوشبین باشند.

سید هاشم وکیل- آذربایجانی‌ها خوشبین هستند.

جواد گنجه‌ای- شما چه می‌گویید آقاى وکیل؟

امامى اهرى- عقیده آذربایجانى در مورد آقاى قوام بر‌خلاف عقیده آقاى وکیل است آذربایجانى می‌گوید موقعى که شما زمامدار شدید حزب توده وجود نداشت (معتمد دماوندى- چه می‌گویید آقا حزب توده در 1322 تشکیل شد) در زمان حکومت صدر و حکیمى از نظر این که این اجتماعات را برخلاف مصالح کشور و آن‌ها را خائن تشخیص داده بودند درب اجتماعات آن‌ها را 4 نفر ژاندارم بسته بود ولى به محض این که آقاى قوام زمامدار شد براى استفاده خودتان این قبیل اشخاص و اجتماعات را تقویت کردید و تمام شئون مملکت را به دست آن‌ها سپردید و چهار وزارتخانه مهم و مؤثر را در اختیار آن‌ها گذاشتید و آنقدر آن‌ها را تقویت کردید (آشتیانى‌زاده- کابینه صدر آن‌ها را تقویت کرد) موقعى که آقاى قوام تشریف آوردند حزب توه درش بسته بود (فرامرزى- صحیح بود درب یک حزبى را ببندند؟) از لحاظ این که خائن تشخیص داده بودند عرض کنم که در مهر ماه سال 1325 در صدد انجام کودتاى عظیمى برآمدند و نقشه خیلى خطرناکى داشتند که می‌خواستند انجام بدهند و اگر موفق شده بودند امروز خیلى از چیزهاى مقدس ایرانى از بین رفته بود شما وقتى از نقشه‌های آن‌ها اطلاع حاصل کردید فقط به استعفاى کابینه اکتفا کردید و در صدد تعقیب و محاکمه آن‌ها برنیامدید (محمد‌على مسعودى- مشغول محاکمه مظفر فیروز هستند جلوگیرى می‌شود) ولى امروز هم به آقاى ایرج اسکندرى روزى ده لیره در فرنگ داده می‌شود (نراقى- همچو چیزى نیست) که با یک عده خائن دیگر ایران آزاد در آنجا تشکیل بدهند (نخست وزیر- چنین چیزى نیست) آقاى فرامرزى فرمودند درب یک حزب را بستن صحیح نیست بنده می‌خواهم با اجازه آقایان توده‌ای‌ها که شما به آن‌ها همکارى می‌کردید به غیر از خیانت به وطن به هیچ چیز معتقد نبودند (مهندس رضوى- آقاى امامى سرکار تحصیل کرده هستید مبارزه با افکار با ژاندارم در مملکت ایران عملى است؟) بنده می‌خواهم عرض بکنم چون افراد حزب توده ایمان و اعتقاد نداشتند و منظورشان خیانت به مملکت بود (نراقى- یک عده‌شان آقاى امامى نه همه‌شان) (مهندس رضوى- تمام دانشگاهی‌ها، تمام اداری‌ها، تمام افراد این حزب خائن بودند؟ این حرف شما صحیح نیست) تمام اصول سیاسى که عبارت از مبارزه با خرافات اتاتیسم یعنى تمرکز قواى اجتماعى در دست دولت باشد تعمیم فرهنگ، ترویج فرهنگ، آزادى نسوان، تأسیس کارخانه‌جات و ایجاد تشکیلات کارگرى و ایجاد بهدارى باشد این‌ها را رضا شاه انجام داد (مهندس رضوى- اگر داده بود که این طور نمی‌شد) همه این‌ها بدست رضا شاه انجام گرفت و همه این‌ها اصول سوسیالیستى بود، توده‌ای‌ها روى این جریانات با رضا شاه مخالف بودند براى این که توده‌ای‌ها پاى بند اصول نبودند (زنگ رئیس) بارى از مطلب دور افتادم می‌خواستم شرح دهم آذربایجانی‌ها نسبت به شما امپرسیونى دارند با کمال صراحت باید عرض کنم که آذربایجانی‌ها شما را شریک جرائم پیشه‌ورى می‌دانند (همهمه نمایندگان) (زنگ رئیس)

کلبادى- آقاى رئیس چرا جلوگیرى نمی‌کنید هر چى دلش می‌خواهد نباید بگوید.

رئیس- شما فریاد نکنید، ساکت باشید، آقاى امامى ماده 129 قرائت می‌شود توجه داشته باشید.

 (به شرح زیر خوانده شد)

ماده 129- مؤاخذه با منع حضور در موارد زیر است:

اولًا- نماینده‌ای که پس از مؤاخذه در همان جلسه مجدداً از دایره نظم خارج می‌شود، ثانیاً نماینده‌ای که در ظرف 6 ماه دو مرتبه مؤاخذه شده، ثالثاً- نماینده‌ای که مردم را در جلسه علنى به زد و خورد یا جنگ خانگى یا به ضدت و نقض قوانین اساسى دعوت و ترغیب نماید، رابعاً- نماینده‌ای که نسبت به مجلس یا قسمتى از مجلس یا به رئیس هتک شرف نماید خامساً- نماینده‌ای که نسبت به یک نفر از هیئت دولت فحش داده یا تهدید نماید سادساً- نماینده‌ای که نسبت به دولت توهین نماید.

رئیس- فقط به شما اخطار می‌شود بیانات خود را ادامه بدهید متوجه این ماده باشید.

+++

 امامى اهرى- بفرمایید کجاى اظهارات بنده مربوط به این ماده است.

رئیس- وقتى می‌گویید شریک جرم، این اهانت است، بیانات خودتان را ادامه بدهید.

امامى اهرى- بقیه بیانات من همه‌اش از این قبیل است به اعتقاد من فقط جلوگیرى از اظهار عقیده یک نماینده است. (در این موقع هیئت دولت از جلسه خارج شدند).

رئیس- بفرمایید آقاى امامى (عده‌ای از نمایندگان- اکثریت نیست) چون اکثریت نیست جلسه را به عنوان تنفس ختم می‌کنیم.

(یک ساعت و ربع بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل شد)

 

شماره 8874 و 18895             2-7-26

آقاى مهدى ملک صادقى سردفتر اسناد رسمى شماره 8 قم‏

چون به موجب دادنامه قطعى مورخه 9-6-26 دادگاه تجدید‌نظر انتظامى سردفتران رسیدگى به تخلفات شما منتهى به محکومیت مندرج در شق دو از ماده 43 قانون دفتر اسناد رسمى (توبیخ با درج در پرونده) گردیده لذا از اداره کل ثبت بدین وسیله مفاد دادنامه مزبور را در مورد شما اجرا می‌نماید.   

‌مدیر کل ثبت‏

تصویب‌نامه‌ها

شماره   14152         ‌7‌-7-326

وزارت کشور

 

هیئت وزیران در جلسه ششم مهر ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 195- 7499 وزارت کشور شش تن آقایان کارمندان دوره هشتم انجمن شهردارى تویسرکان به ترتیب زیر:

خلیل فرزانه- ابوالحسن جهانگیرى- رضا محمودى- ابوالفضل حق‌شناس- ناصرامامى- حاج اسدالله امامى تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3785 از طرف نخست وزیر

شماره 14212     7-7-326

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلسه ششم مهر ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 29861 وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه از اغنام و احشام عبورى شهر شادکان به شرح زیر:

1- از هر رأى گوسفند و بز 3 ریال‏

2- از هر رأس گاو 15 ریال‏

3- از هر رأس گاومیش 20 ریال‏

از صادر‌کنندگان به نفع شهردارى شادکان دریافت گردد.

م- 3784 از طرف نخست وزیر

 

شماره 18948/ 9131          2-7-26

آقاى سید على کاظمى سردفتر اسناد رسمى و ازدواج شهر رشت‏

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به تهران تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 18986/ 9163        2-7-26

آقاى سید حبیب الله نفیسى اصفهانى‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه دوم تهران منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 9162/ 18984      2-7-26

آقاى عبدالحسین نجم آبادى سردفتر اسناد رسمى شماره 15 تهران‏

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفتر اسناد رسمى پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى

+++

 بقیه جلسه 20

صورت مشروح مذاکرات روز سه‌شنبه هفتم شهریور ماه 1326

مجلس یک ساعت و ربع بعد از ظهر به ریاست جناب آقاى رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید.

رئیس- جلسه پیش به واسطه تشنجى که در مجلس رخ داد به عنوان تنفس تعطیل شد بنده می‌بینم در بعضى از جراید حوادث و وقایع مجلس را به طور حقیقت درج نمی‌کنند و در جلسه پیش پس از این که مجلس از اکثریت افتاد من تنفس دادم و بلند شدم (صحیح است) ولى دیدم در یک روزنامه‌ای نوشته شده که رئیس وقتى بلند شد جلسه از اکثریت افتاد هم آقایان مشاهده کردند که این طور نبود (صحیح است) و به واسطه همهمه من مطابق ماده نظامنامه می‌توانستم بلند شوم و مجلس را هم تعطیل کنم (صحیح است) ولى این کار را نکردم و پس از این که مجلس از اکثریت افتاد تنفس دادم قسمت دیگر که من دیدم نسبت به آقاى گلبادى که نماینده سارى است نوشته شده است که من یک عبارتى است گفته‌ام که البته حالا ذکر نمی‌کنم ولى این طور نبود من به ایشان گفتم حرف نزنىد و ساکت باشید (صحیح است) و البته در نظر هست و در هیئت رئیسه هم مذاکره شد که ما بتوانیم یک روزنامه‌ای به عنوان مجلس دایر بکنیم که حقایق مذاکرات مجلس را همه روزها براى اطلاع مردم منتشر کنیم (صحیح است) و اما نسبت به تماشاچی‌هایی که آن روز از حدود دایره نظمر خارج شدند یکى دو مرتبه این مسئله در مجلس رخ داده و حالا باز براى تذکر این دو ماده‌ای که مربوط به ارباب جراید و تماشاچی‌ها است قرائت می‌شود و من امروز دستور اکید دادم که هرکس به خلاف نظم رفتار کند فوراً از جلسه خارجش کنند حالا ماده را قرائت می‌کنم و تمنا می‌کنم رعایت نظامات مجلس را چه تماشاچى و چه آقایان نمایندگان هر کس در حدود خودشان بکنند آقاى فولادوند ماده نظامنامه را قرائت کنید:

 (مواد 142 و 143 و 144 نظامنامه داخلى توسط آقاى فولادوند به شرح زیر قرائت شد)

ماده 142- مخبرین جراید و تماشاچیان با داشتن بلیط در محل مخصوصى که خارج از محل اجلاس نمایندگان براى آن‌ها معین شده است حق دخول دارند.

ماده بعد- مخبرین جراید و تماشاچیان باید ساکت بنشینند و اگر از طرف یکى از آن‌ها علامت تکذیب یا تصدیق مشاهده شود فوراً اخراج خواهد شد.

ماده بعد- هر تماشاچى که باعث اغتشاش مذاکرات یا اختلال نظم شود فوراً به محاکم مرجع جلب می‌شود.

رئیس- آقاى امامى اهرى بقیه مذاکراتتان را بفرمایید.

امامى اهرى- بنده مجبورم مقدمتاً شعرى را که چندى پیش آقاى قوام در اعلامیه خودشان نوشته بودند آن را بخوانم و بعد به بیاناتم ادامه بدهم هزار جهد بکردم که سرعشق بپوشم‏... یا نگویم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم، تأثرات باطنى و انجام وظیفه ملى پریروز من را وادار کرد که در اینجا حقایقى را به عرض آقایان برسانم ولى با یک عملى مواجه شدم که شاید در هیچ یک از ممالک مشروطه دنیا سابقه نداشته باش و آن عبارت بود از خروج دولت با حال اعتراض و توام با ابستروکسیون اکثریت در برابر نماینده اقلیت، من با رفتن دولت کارى ندارم بیاید، برود، آنچه باقى است، مجلس است تعصب از طرفدارى دولتى آن هم با اشاره رئیس دولت که نمایندگان ملت به عنوان اعتراض خارج شده و در محیط خارج این طور قلمداد شود که اکثریت مجلس مرعوب و فرمانبردار رئیس دولت است (سزوار- این طور نیست) (فولادوند- همچو چیزى نبود، حیثیت وکلا را حفظ کنید) درست توجه بفرمایید بنده عرض می‌کنم در خارج این طور وانمود می‌شود (سزاوار- شما به خارج چه کار دارید) (فولادوند- به مجلس اهانت نکنید) بنده می‌خواهم عرض بکنم مقام آقایان بالاتر از این‌ها است (سزاوار- ما خودمان هم می‌دانیم) مقدرات مملکت

+++

 دست شما است، سرنوشت دولت و تعیین تکلیف آن با شما است (صحیح است) چنان که اینجا کراراً گفته شده و حقیقتاً هم همین است. مجلس خالق است و دولت مخلوق مجلس است (صحیح است) آقایان باید بدانند که هروقت تصمیم گرفتند دولت آقاى قوام یا هر دولت دیگرى، باید برود و آقاى قوام هم این قسمت را در نظر بگیرد که اگر در یک مملکت پارلمانى و مشروط می‌خواهند حکومت بکنند باید تحمل شنیدن حقایق را در اینجا به خودشان هموار بکنند (نخست وزیر- اگر حقایق باشد بلى) (فرامرزى- حقایق مقصودشان حرف مخالفت است) (معتمد دماوندى- این‌ها که گفتید حقایق نبود) بارى چند نکته‌ای را در جلسه گذشته که آن اتفاق روى داد و متأسفانه مجال نشد در اطراف آن توضیحاتى داده شود توضیح می‌دهم در جلسه گذشته آقاى رئیس و بعد چند نفر از آقایان نمایندگان اکثریت حرف مرا قطع کردند که در نتیجه مجلس متشنج شد درصورتى که این اعمال آقایان طبق ماده 112 نظامنامه ممنوع است و به اعتقاد من لازم بود به آن آقایان اخطار بشود و اگر به تخلفات خودشان ادامه می‌دادند و تکرار می‌کردند تنبیهات قانونى در آنان اجرا شود بالعکس بنده مورد اخطار واقع شدم در حالی که ندانستم و حالا هم نمی‌دانم من چه عمل خلافى مرتکب شدم (فولادوند- فحش دادید) (جواد گنجه‌ای- گوش کن آقا) با این که تحصیلات من در رشته حقوق بوده قسمت عمده عمر من درباره قضاوت گذشته و در فهم مطالب قانونى هم اینقدر استعداد دارم نتوانستن بفهمم به چه عنوان می‌خواستند من را مشمول ماده 112 بکنند آیا نوبت صحبت با من نبود؟ آیا من به عنوان مخالف دولت حق صحبت نداشتم؟ آقایان متوقع بودند من که به نام مخالف اینجا نوشته‌ام بیایم منهم مدیحه‌سرایی بکنم؟ بنده قصد توهین به کسى نداشتم، ندارم و نخواهم داشت (صحیح است) اما آنچه به نظرم می‌رسد و آن‌ها را حقایق می‌دانم و صحتش را در نظر ملت و دنیا هم آشکار گفته‌ام می‌گویم و باز هم خواهم گفت...

رئیس- گوش بدهى آقا چون شما اخطار را گفتید اینجا البته بنا به وظیفه نمایندگى حق دارید آنچه مصلحت میدانى بگویید اما البته با رعایت نظامنامه و با نزاکت والّا هیچ ایرادى به شما نیست شما مختارید آنچه به نظرتان می‌رسد اینجا به آزادى بیان کنید و آزادى عقیده و افکار هم دارید اما با نزاکت که مخالف نظامنامه نشود، بفرمایید (صحیح است)

امامى اهرى- ... هر کس مخالف عقیده من است باید اینقدر صبر داشته باشد که حرف‌های من را بشنود و بعد جواب بدهد و اگر جریانات آن روز تکرار شود که بین تماشاچی‌ها کشمکش ایجاد بشود و بین آقایان نمایندگان و داخل مجلس هم تظاهرات زننده و بیجا و اهانت آمیز به نمایندگان اقلیت ظاهر بشود من براى عنوان مصونیت وکیل مجلس دیگر چیزى و عنوانى قائل نیستم. همین طور که آقاى رئیس الان تذکر دادند وکیل قبل از هر چیز در نطق آزاد باشد و خصوصاً قبل از همه باید در مجلس آزادى کامل داشته باشد (صحیح است) بنده دیشب ضمن بعضى حرف‌هایی که شنیدم و باز هم انشاء الله صحیح نیست شنیدم عرض می‌کنم انشاء الله هم صحیح نیست، موافقین دولت گویا تصمیم گرفته بودند در برابر اظهارات من هیاهو و جار و جنجال بکنند و باز مورد اخطار واقع بشوم و حق نطق از من سلب بشود انشاء الله که این طورى نیست و نخواهد شد ولى اگر چنین نقشه‌ای عملى بشود، مى باب خیرخواهى عرض می‌کنم که به ضرر اکثریت تمام خواهد شد زیرا علاوه بر این که افکار عمومى را بر علیه خود تحریک خواهد کرد اقلیت هم زیر بار چنین عمل خلاف قانونى نخواهد رفت (صحیح است) در جلسه قبل من تذکر دادم که تعهد حل مسالمت آمیز موضوع آذربایجان و اصلاحات آنجا مخالف استقلال و مصالح عالیه میهن عزیز ما است در برابر این اظهارات من چند نفر از آقایان نمایندگان فریاد زدند که آقا توهین نکنید، فحش ندهید. من سؤال می‌کنم وقتى تذاکر چنین عملى را فحش و ناسزا می‌دانید پس چرا به عامل آن عمل با نظر تکریم و تعظیم می‌نگرید و زمامدارى کشور را به دست او می‌دهید؟ آیا این جریان حقیقت ندارد؟ آیا چنین عملى واقع نشده؟ بجاى این که به من تعرض بکنید به‏ ‏آن عامل عمل اعتراض بکنید که چرا مبادرت به کارى کرده که امروز از شنیدن آن آقایان متأثر می‌شود. موضوع دیگرى که در جلسه قبل راجع به عملیات خلاف قانون خلاف مصلحت دولت صحبت کردم یکى از آقایان اکثریت اظهار کرد خارج از موضوع است، من معنى این حرف را نمی‌فهمم، از آقایان اکثریت تقاضا می‌کنم تعصب و طرفدارى را کنار بگذارند به حقیقت مسائل اندکى توجه کنند اگر آقایان اکثریت می‌گویند اساساً به کارهاى گذشته آقاى قوام کارى نداریم و نسبت به کابینه حاضر اظهار‌نظر می‌کینم یا بالعکس آقاى قوام را از حیث اعمال گذشته و حال و آینده مورد نظر قرار می‌دهیم اگر آقاى قوام کسى است که تازه می‌خواهد نخست وزیر ایران شود و از روى حق و وجدان هم تصدیق دارد که ایشان در گذشته هم رأى اعتماد به مجلس را نداشته‌اند در این صورت قبل از من بایستى به ایشان اعتراض بکنید که چرا در موقع تقدیم برنامه از گذشته خود صحبت می‌کنند و حال این که می‌دانند و اگر نمی‌دانند باید بدانند که گذشته ایشان براى هیچ ایرانى علاقه‌مند به کشور قابل قبول نیست (صحیح است) (بعضى از نمایندگان- این طور نیست آقا) در این صورت باید به هر نحوى که ممکن است مجلس روشن کند که به گذشته آقاى قوام مطالبى که خودشان ضمن معرفى دولت و تقدیم برنامه اظهر کردند و به عملیات گذشته خود از اواخر دوره چهاردهم مجلس تاکنون اشاره نمودند باید با کمال صراحت اینجا گفته بشود که قسمتى از عملیات ایشان خلاف قانون اساسى و قوانین عادى بوده است (صحیح است) منتهى بعضى از آقایان خیال می‌کنند که مطرح نکنیم بهتر است من هم عقیده‌ام این است که سکوت در این باب به مصلحت کشور نیست امروز که مجلس شوراى ملى ایران مقتدر و آزاد است باید مطالب گفته بشود مسائل در اینجا طرح بشود چرا سکوت کنیم در حالى که نمی‌دانیم فردا چه وضعى در دنیا ایجاد می‌شود و این دولت با این سوابقى که دارد اگر رأى گرفت چه نقشه هایی اجرا خواهد کرد، مگر آقاى قوام تاکنون هر عملى که کرده با کسى در این کشور مشورت کرده است یا کسى قبلًا می‌دانسته او چه می‌خواهد بکند؟ این مسئله بسیار عجیب و براى کشور خطرناک است که صرفاً روى تعصبى مصالح کشور را زیر پا بگذاریم، مگر خیال می‌کنید که من با آقاى قوام خداى نکرده دشمنى یا سابقه خصومتى دارم؟ خیر فقط احساسات ملى مرا موظف کرده که این اظهارات را در اینجا بکنم من معتقدم که عدم اعتماد به آقاى قوام بیشتر روى‏ این اصل است که می‌بینیم ایشان نه تنها از تجارت گذشته دیگران استفاده نمی‌کنند بلکه به تجارت گذشته خود هم بى اعتنا هستند و سیاست استتار را پیروى می‌کنند. ایشان خواسته‌اند در نظر ملت ایران و مجلس ایران مجسم سازند که خدمت کرده‌اند بنده هم عقیده‌ام خلاف این است براى روشن شدن این امر معتقدم اوضاع کشور را در آغاز زمامدارى ایشان در نظر گرفته و آن اوضاع را با اوضاع امروزى مقایسه کنیم در جلسه پیش عرض کردم در امور داخلى مملکت آنقدر عدم اعتنا به قانون شده است که اگر بخواهیم به شرح آن‌ها بپردازیم بایستى چندین جلسه وقت مجلس را بگیرم ولى من نظرم اجمال است فقط من باب مثال به یکى دو مورد اشاره می‌کنم. دولت خالصه‌جات را بدون اجازه مجلس تقسیم کرده من البته مخالف تقسیم خالصه‌جات نیستم بلکه عقیده دارم خالصه‌جات باید بین زارعین و خرده مالکین تقسیم بشود (صحیح است) اما هر اقدامى که بدون توجه و رعایت قانون در مملکت انجام بشود من با آن اقدام مخالفم (صحیح است) این عمل هم بایستى با تصویب و اجازه مجلس شوراى ملى بشود. موضوع دیگرى که امروز صبح با آقاى گنجه‌ای وقتى می‌آمدم مواجه با او شدم به وضع شهردارى تهران که از قرار اطلاع مبالغ هنگفت و قابل توجهى در اثر مخارج بدون ملاحظه در آمد مدیون شده و حالا هم عده زیادى هم روز از طلبکاران شهردارى به آقایان نمایندگان مراجعه می‌کنند بایستى که تکلیف این قسمت‌ها روشن شود ولى این‌ها را من زیاد اهمیت نمی‌دهم من آن قسمت بیانات ایشان را همیشه متذکر شده‌اند در مدت زمامدارى خود انجام داده‌اند دو موضوع بود که بیشتر به رخ مردم ایران می‌کشند یکى تخلیه ایران بود از ارتش بیگانه و دیگرى موضوع آذربایجان است در صورتى که ارتش بیگانه بر طبق قرارداد منعقده بین ایران و متفقین ملزم بودند در مدت معین کشور ما را تخلیه کنند (صحیح است) و هیچ تصور نمی‌رفت کسانى که در راه آزادى و استقلال ملل ضعیف جوانان خود را به خاک و خون کشیده‌اند و میلیاردها ثروت ملى خود را به باد داده‌اند بر خلاف امضاء و تعهد خود رفتار نمایند. دوم هم حل مسئله آذربایجان است که من عقیده‌ام این است که اگر در سیاست خودشان راه غلط را نمی‌پیمودند مسلماً در ابتداى امر وقتى که موافقت‌نامه غیر قابل قبول ملت ایران را امضاء‌کردگان در همان موقع موفق به حل قضیه متجاسرین می‌شدند آیا این خدمت است که به وسیله مظفر‌فیروز (ممکن است آقاى حاذقى باز

+++

 بگویند اسمش را نبرید و به اعتقاد بعضی‌ها هم خائن شماره یک نامیده می‌شود) (محمد‌على مسعودى- صحیح است) اینجا نقشه قبول 700 نفر متجاسرین را که اغلبشان مهاجر بودن و شاید در رأس آن‌ها غلام یحیى معروف بود می‌خواستند درجات قلابى ژنرال مایور آن‌ها را با درجات ارتش ما تطبیق بکنند و داخل قشون ایران بکنند و بدین وسیله انحلال ارتش ما را فراهم بکنند؟ البته می‌دانند آقایان که ارتش این پیشنهاد را نپذیرفت قرار شد با تصویب‌نامه این عمل را انجام بدهند ولى پناهیان که از صاحب‌منصبان سابق ارتش بود و گویا سرهنگ هم بود و تا اندازه‌ای از قوانین ارتش ایران مسبوق بود و می‌دانست که تصویب‌نامه تأثیرى در این باب ندارد مظفر فیروز پناهیان را حضور اعلیحضرت همایونى برد و استدعا کرد که در این باب فرمانى صادر شود ولى بندگان اعلیحضرت همایونى با کمال صراحت عدم موافقتشان را با این درخواست اظهار کردند و من مطمئنم که نسل حال و آینده ایرانى این نوع خیانت‌ها را در موقع بحرانى که ارتش جوان ما در اثر پاره‌ای اقدامات و خیانت‌ها دچار تزلزل روحى شده بود هیچوقت فراموش نکرده است و دیر یا زود مسببین را به پاى محاکمه و مجازات خواهد کشید به شرطى که دادستان عوض نشود و به جاى خودش باشد. آیا مبادله چند نفر مهاجر متهم به قبل و سایر اعمال خلاف با نمایندگان رسمى دولت که در آذربایجان بدست متجاسرین اسیر شده بودند عمل صحیحى بود؟ آیا می‌دانید که با استخلاص آن متهمین و برگشتن آنها به آذربایجان چه فجایع ناهنجارى در آنجا رخ داد؟ و چه خانمان‌هایی به دست همان اشخاص به باد رفت؟ آیا دولت منکر است که با پیشه‌ورى قرارداد بسته اگر این مرد خائن نفهم آن 7 ماده را قبول می‌کند و از لحاظ تظاهر و اغفال مردم دست به یک رشته اصلاحات می‌زد آذربایجان تجزیه نشده بود و سر ایران بریده نشده بود؟ آیا شما در هر موقع پیشه‌ورى را آزادیخواه خطاب نکردید و با این عمل خود یک مشت آذربایجانى را از طرفدارى دولت مأیوس ننمودید؟ براى مذاکره با متجاسرین مظفر فیروز را نفرستادید؟ در صورتى که اولین منظور آقاى فیروز مخالف با استقلال و سلطنت ایران بود. پس از آن قضایاى که در آذربایجان پیش آمد هر کدام از متجاسرین که خواستند مصون بمانند خود را به مرکز رساندند و از تعرض هم مصون ماندند این قسمت خیلى آن موقع اشتهار داشت که آقاى رئیس دولت که فعلًا رأى اعتماد از مجلس می‌خواهد به سرهنگ آیرم صریحاً دستور دادند که سردشت را تحویل متجاسرین بدهد (نخست وزیر- کجا را؟) سردشت را.

نخست وزیر- کى دستور داده بود؟

امامى اهرى- این طور اشتهار داشت که آقاى قوام دستور داده بود. من این افسر با شهامت را نمی‌شناسم و ندیده‌ام ولى این شهامتش را می‌پرستم و از لحاظ این که خون ایرانى در رگ‌های او وجود داشت اطاعت از چنین دستور و امرى نکرد، عقیده عده زیادى بر این است که دولت سعى و کوشش لازم را بجا آورد که شکایت ایران از شوراى امنیت مسترد شود و در همان اوقات علاء با کمال ایمان به وطن خود، به میهن خود خدمت می‌کرد کارى درباره او شد که یکى از روزنامه‌های فرانسه نوشت تاکنون هیچ سفیر کبیرى در تاریخ سیاسى دنیا اینقدر خفت نکشیده بود (محمد‌على مسعودى- مظفر کرد آقاى امامى پیش خود آن کار را کرد)

نخست وزیر- این‌ها که می‌گویید تمام دروغ است از سرهنگ آیرم تا چیزهاى دیگر.

امامى اهرى- منهم شنیده‌ام، آقاى امینى که مطلع هستند البته می‌فرمایید (امینى- البته به موقع) ولى ما هم باید حرف‌هایمان را بگوییم (امینى- بفرمایید) ...

نخست وزیر- اگر به مجرد استماع یک مطالبى را باید اظهار کرد من هم نسبت به شما خیلى چیزها شنیده‌ام.

معتمد دماوندى- هر چه دروغ بگویید.

امامى اهرى- عقیده مردم بر این است که چون نمی‌توانند آقاى قوام به مخالفین خودشان و روزنامه‌ها جواب قطعى و قانونى بدهند و این‌ها را از راه قانون تعقیب کنند متوسل به حکومت نظامى می‌شوند و متوسل به سرنیزه می‌شوند، آقایان نمایندگان تحت تأثیر تعصب حزبى یا رفاقت یا قرابت یا تعهدات اخلاقى واقع نشوید این مسائل را در نظر بگیرید و صلاح ملت وکشور ایران را منظور نظر خودتان قرار بدهید، صلاح ملت ایران در این موقع این است که آقاى قوام بروند (سزاوار- هیچ همچو چیزى نیست) و کار را به دسته‌ای بسپارند که بلکه بتوانند با نیروى اراده و اتکا به ملت ایران این خراب کاری‌ها را اصلاح بکنند در چنین موقعى که باید حداکثر استفاده را از اوضاع بین‌المللى بکنیم وقت خود را به دادن جواز و بعضى زد و بندها تلف نکنیم، من شخصاً روى دلائلى که عرض کردم اعتماد به آقا قوام ندارم و زمامدارى ایشان را مخالف مصلحت کشور می‌دانم ولى اکثریت اگر یک چنین اعتمادى داشته باشد باز هم باید تصریح بکند که رأى اعتماد به آقاى قوام شامل گذشته ایشان نیست و الا بزرگ‌ترین بدبختی‌ها را براى این کشور فراهم خواهد کرد، من چون از تشنج پریروز مجلس بى نهایت متأثرم و حقایق تا اندازه‌ای گفته شده و زیاد هم وقت آقایان را نمی‌خواهم اینجا بگیرم فقط این نکته را در خاتمه به عرض می‌رسانم که بر‌خلاف اشتهارى که موافقین دولت فعلى در خارج انعکاس داده‌اند و اشتهار داده‌اند ایران خالى از مردان وطن‌پرست نیست (صحیح است) و در هر گوشه از این مملکت مردان وطن‌پرست مدبر و لایق وجود دارد که قادرند کشتى شکسته مملکت را به ساحل نجات و سعادت برسانند (معتمد دماوندى- یکیش خود شما هستید) بعضى یادداشت‌ها به من رسیده ولى چون متأثم و حال مزاجیم هم خوب نیست وقت مجلس را هم نمی‌گیرم و عقیده دارم که وقت مجلس هم خیلى شریف است و باید صرف اصلاحاتم عمومى و نکات مهمه دیگر بشود از گفتند آن‌ها صرف‌نظر می‌کنم آقاى مکى هم یک تلگرافى فرستاده‌اند که از قرائت آن عذر می‌خواهم.

رئیس- آقاى آصف.

آصف- بنده هر وقت پشت تریبون می‌آیم یک تابلویی از صورت آن قسم‌نامه‌ای که به کلام الله مجید مکرر یا کرده‌ام از نظرم می‌گذرد خصوصاً یک جمله‌ای از آن که نصب‌العین بنده است نوشت شده است «هیچ مقصود و منظورى نداشته باشم جزء حفظ مصالح دولت و ملت ایران» (صحیح است) این عده‌ای که در اینجا به سمت نمایندگى در مجلس حاضر هستیم اکثریت یا اقلیت یا یک عده‌ای امثال بنده منفردین در نیک و بدى کشور شرکت داریم، همین طور در اوایل تشکیل مجلس عرض کردم چون حالا هیئت محترم دولت هم حضور دارند یادآور می‌شوم بعد از تصویب اعتبار‌نامه نمایندگان نه تنها نماینده حوزه انتخابیه هستند بلکه نماینده 15 میلیون ایرانى هستند (صحیح است) ما خودمان جزء این جامعه هستیم و البته این افتخارى که به ما داده شده بسى مباهات دارد زیرا ملت ایران در واقع ما را ولى خود قرار داده‌اند ولى به عقیده بنده مستخدم هستیم، تکلیف و ظائف ما بسیار دشوار است، راست است نماینده از بعضى تعرضات مصون است لکن در مقابل هم مسئولیت‌های بسیار دشوارى دارد. سایر افراد این یک جا حساب پس می‌دهند ولى محاسبه ما در دو جا خواهد بود اول به درگاه احدیت، دوم پیشگاه ملت یعنى همان طور که احکام مذهبى ما به ما می‌گوید، کرام‌الکاتبین اعمال شما را می‌نویسد و در روز آخر در دیوان عدل الهى محاکمه خواهید شد از این طرف هم در پیشگاه ملت باز بایستى ما یک حسابى را پس بدهیم، بنده همان طور که عرض کردم عرایض بنده به رعایت همان اصلى است که در بدو عرایضم تذکر دادم هر وقت وارد تالار تنفس می‌شوم به آن تابلو نظر می‌اندازم و به گذشته ایران نظر می‌افکنم، رجال گذشته ایران را در نظر می‌آورم وقتی که به مرحوم مظفرالدین شاه و مرحوم مؤتمن‌الملک می‌رسد یک بهتى بر بنده مستولى می‌شود زیرا این پادشاه به اقتضای آن زمان لباس سلطنت را در برداشته و مملو از جواهرات، مرحوم مؤتمن‌الملک با آن وقار و متانت و آن محبوبیت را که همهتن می‌دانید و یا هر دوى این‌ها از شاه الى گدا وقتى که رفتند چه با خود می‌برند و چه از خود جا می‌گذارند آنی که خیلى محترم است 12 متر چلوار و یک متر و نیم طول سه چارک عرض زمین نصیبش می‌شود (صحیح است) آن یکى دیگر هم که فقیر است به عوض چلوار، کرباس می‌برد ولى معلوم نیست در تفریغ این حساب کدام آن‌ها تبرئه می‌شوند و مورد عطوفت ذات احدیت می‌گردند؟ این یکى، این موضوع بدهى محرز، ولى موضوع دنیایی و حساب ما در جامعه، بنده تصور می‌کنم که ماها که شاگر این مدرسه هستیم هیئت ممتحنه امتحان می‌کنند یک عده‌ای هم از استادان محترم و دانشمندان در مجلس تشریف دارند و یک عده‌ای هم در خارج هستند این‌ها دقت می‌کنند در تحصیلات آن‌ها خوشبخت آن کسى است که موفق می‌شود به اخذ دیپلم از دست استادان مشفق مثل جناب آقاى دکتر شفق و آقاى دکتر معظمى یا سایر آقایانى که در بیرونن اخذ می‌کنند و البته باعث مباهاتشان است ولى واى به حال آن روزى که عکس این باشد و خداى نکرده ما در مقابل جامعه به اخذ آن موفق نشویم و رفوزه بشویم، بنده همیشه این حساب‌ها را در نظر خود دارم وکیلى هم که 10 دوره 11 دوره در خدمات ملى بوده و امروزه که همه ماها یک نژاد هستیم از یک

+++

فامیل و یک خانواده بزرگ که درایران است (صحیح است) و بنده هم جزء این خانواده هستم و همه یک شاخه‌هایی هستیم از یک کنده سبز شده است آنچه از روى صلاح این جامعه به نظرم می‌رسد همان را عرض می‌کنم و امیدوارم یک قدمى را حتى‌المقدور تا آجایی که می‌دانم به خطا برندارم (صحیح است) لکن لطف مجلس به تشکیل اکثریت و ا‌قلیت است اکثریت دولت را به وجود می‌آورد اقلیت هم رل خودش را بازى می‌کند و اگر این طور نباشد برنامه دولت یا سایر لوایحى که می‌آید چاپ می‌شود و به دست ماها می‌دهند و قرائت می‌کنیم یک قیام و قعود می‌کنیم و تمام می‌شود دیگر این زحمت و خرج و گفتگو و قال و قیل در کشور براى نمایندگان لازم نیست، خود دولت تنظیم می‌کند یک عده‌ای را هم دعوت می‌کند به او رأى می‌دهند ولى به عقیده بنده در جلسه اول صلاح همان است عده یا حزب یا خارج حزب اکثریتى را تشکیل می‌دهد و دولتى را به وجود می‌آورند براى همین است که بیشتر در اطراف مطلب مذاکره بشود حلاجى بشود تا بقول بعضى از آقایان دکترها اگر بگویند این ادویه چه چیز است می‌گویند این عصره و شیره فلان نبات و فلان درخت است بایستى مطالب را طورى دراطرافش دقت کرد وقتى به صورت قانونى در‌بیاید و بدست دولت داده شود به نفع جامعه به موقع اجرا بگذارد و هر‌کس تصور بکند که در بین نمایندگان مجلس شوراى ملى خداى نکرده یک اختلاف اصولى هست این به خطا رفته است زیرا بنده چون همان طور که در ایرانیت و ملیت هم متعصب هستم در مذهب هم همین طور است اگر گاهى هم بعضى از مسائل مذهبى را داخل می‌کنم آن جزء غریزه باطنى من است زیرا مذهب من اسلام و مسلک من ایران است ما در مذهب یک اصل دین و یک فرع دین داریم خوشبخت آن کسى است که مطابق آن اصول رفتار کند عکسش هم که معلوم است، در اینجا در کارهاى اجتماعى و ملى هم در مجلس شوراى ملى ما یک اصلى داریم و یک فرعى داریم این اختلافات و مذاکرات و مشاجرات و حرارت‌هایی که تولید می‌شود و گاهى هم منجر به تشنج خواهد بود مربوط به آن هدف اصلى نیست، آن هدف مشترک این است که همه ماها بعد از تمام این گفتگوها و مشاجرات وقتى مواجه می‌شویم ... پنجه‌های خودمان را مثل حلقه‌های زنچیر آهنین و فولاد به هم وصل می‌کنیم براى حفظ مصالح عالیه کشور (صحیح است) و اگر کسى چنین خیالى را در مغز خود بپروراند کاملًا به خطا رفته است اگر در یک موقعى یا تشکیل دولت یا برنامه‌ای که طرح می‌شود اینجا یک آقایانى به عنوان مخالفت اظهار عقیده بکنند به عقیده بنده آن هم بر‌خلاف مصلحت نیست زیرا جناب آقاى دکتر متین دفترى عقیده‌شان این است که از این در باید وارد پارلمان شد بنده عقیده‌ام این است از آن در باید وارد شد ولى در هدف اصلى که سعادت جامعه است هر دو مشترکیم هیچ اختلافى در این قسمت بین ماها نخواهد بود و اختلافات تمام نظرى است و به عقیده بنده این گفت و شنودها در مجلس لازمه تشریفات پارلمانى است چون در خارج بعضى از دوستان در ضمن صحبت دیدم تصوراتى کرده‌اند بنده براى روشن شدند افکار عامه مردم دانستم به رعایت این اصول این مطالب را به عرض برسانم که رفع هر گونه سوء‌تفاهمى بشود آقایان موافقین دولت قبل از بنده مذاکرات لازمه را فرموده‌اند بعضى از همکاران که در ادوار مختلف تشریف داشتگان با اخلاق بنده سابقه دارند می‌دانند که شهوت سخنرانیم زیاد نیست ولى البته در موقع خودش در انجام وظیفه باید بکوشیم، آقایان همکار محترم، دانشمندان مثل آقاى دکتر شفق، آقاى شریعت‌زاده و سایر همکاران عزیز آنچه لازم بوده گفته‌اند، بنده مگر حالا یک قاموسى را بیاورم و یک لغت‌های جدیدى را پیدا بکنم، پس براى این که به اندازه سهم خودم منهم یک مطالبى و یک اداى وظیفه‌ای کرده باشم به طوراختصار رئوس مسائل را به عرض می‌رسانم، اولًا چون اخیراً بنده مواجه شدم با مخالفت همکار عزیزم آقاى امامى اهرى گاهى در خارج هم با هم صحبت می‌کردیم می‌گفتیم طرفین ملایم برویم بنده همیشه در مخالفتم یا موافقتم سعى می‌کنم عنان زبان را در کف بگیرم و از حد اعتدال خارج نشوم (صحیح است) و بعداً هم همین رویه را تعقیب خواهم کرد چون قبل از این که وارد شوم در موضوع مواد برنامه که مورد موافقت و مخالفت است، جناب آقاى نخست وزیر در مقدمه خطابه و برنامه‌شان، در یک جزء آن مرقوم فرموده‌اند «یک عده از ماجراجویان در آذربایجان و کردستان» آقاى دکتر متین دفترى نماینده محترم هم آن روز در ضمن اسمى از کردستان بردند و بنده عرض کردم در یک قسمت از کردستان، اجازه می‌خواهم چون همان طور که آقاى اهرى اهل آذربایجان بودند ویک چیزهایی گفتند و یک اظهار عقیده‌هایی راجع به آنجا کردند بنده هم البته ذیحقم در همه موارد اظهار عقیده بکنم خصوصاً راجع به مسقط‌الرأسمان که البته حقش بیشتر است اینجا نوشته شده است «ماجراجو در آذربایجان و کردستان» بنده لازم می‌دانم توضیح بدهم که کردستان از دامنه کوه آرارات یک سلسله جبالى است که حد فاصل بین جلگه عراق و ایران می‌شود و این امتداد دارد تا کرمانشاه و کردستان (نخست وزیر- کردستان آذربایجان است) صحیح‏ می‌فرمایید متشکرم ولى این توضیحات را براى افکار عامه باید به عرض برسانم. تا می‌رسد به کوه‌های بختیارى ولى این کردستان مرکز اصلش سنندج است و حومه و قصباتى که دارد تقریباً ساکنین اینجا افراد آنجا چهار صد و پنجاه الى پانصد هزار جمعیت می‌شود به شهادت تاریخ یک اشخاص بزرگى همیشه به وجود آمده از این‌ها و در مواقع مهم عقیده میهن‌پرستى خودشان را عملًا ابراز داشته‌اند (صحیح است) باید در خاطر جناب اشرف باشد موقعى که مرحوم مستوفى‌الممالک دولت را آور اینجا و معرفى کرد و خودتان نماینده بودید بنده دیدم مرحوم نصرت‌الدوله و سلیمان میرزا یکى موافق و یکى مخالف راجع به کردستان یک مطالبى را اظهار کردند. مرحوم نصرت‌الدوله یک روزنامه‌ای را بیرون آورد و گفتیان قسمت مربوط به کردستان است البته شاهزاده سلیمان میرزا هم چون اکثریت تشکیل داده بود یک دفاع‌هایی کرد که بنده در آنجا مقتضى بود توضیحاتى دادم و حالا هم این تاریخچه را مانعى ندارد تکرار بکنم در ضمن بیانم، بنده این را گفتم یکى از افتخارات کرد و خود آقا آن وقت تشریف داشتند عرض کردم به جناب مستوفى‌الممالک حالا عرض می‌کنم مرحوم مستوفى‌الممالک رحمت الله علیه زیرا والده ماجده اش کردستانى است و آن گوهر گرانبها را در دامن خود براى خدمت به میهن پروراند. خود مرحوم مستوفى‌الممالک هم تصدیق فرمودند و گفتند صحیح است و بنده هم چون در ضمن بیانم گفتم از یک طرف خون شیرین کرد را دارد وقتى رفتم بیرون همین جناب آقاى نخست وزیر از بنده سؤال کرد، یعنى شوخیه فرمودند معلوم می‌شود خون کرد شیرین است عرض کردم بلى آن‌هایی که عقیده مذهبی‌شان و علاقه‌مندى و میهن‌پرستى شان این طور است اکثر این طورند حالا آن شخص بزرگوار که یک طرفش کرد بود آن طور به جامعه امتحان داد و بعد در مواقع مهم رجال آنجا حاضر شدند از کردستان بروند به هرات وقتى که مرحوم سلطان محمد‌میرزاى حسام‌السلطنه مأموریت داشت آن وقت میرزا رضى که بنى اعمم مرحوم پدر بوده به ریاست یک لشکر به آنجا رفته و در آن فتح شریک بوده و در پاى دیوار قلعه هرات آنجا جام شهادت را نوشیده و چون بنده نمی‌خواهم زیاد وقت آقایان را بگیرم و وارد بشوم در یک قسمتى که جنبه خود‌خواهى داشته باشد، این را دیگران بگویند بهتر است فقط یک جمله مختصى تذکراً عرض می‌کنم خود بنده هم از اول مشروطه به شهادت آزادى خواهانى که بوده‌اند خود همین جناب اشرف هم در همان موقع وزیر کشور بودند و آقایان بختیاری‌ها که بعضی‌شان در مجلس تشریف دارند و بعضی‌ها در خارج چه اقداماتى کرده براى حفظ آزادى و میهن پرستى، در سنوات اخیرش هم در تحولات شهریور و در این دو ساله قضیه آذربایجان، آن را هم شخص شخیص اعلیحضرت که همه می‌دانند این پادشاه سناً جوان ولى به تدبیر پیر با آن فکر عمیق و دوراندیشى همیشه مصالح کشور و میهن‌پرستى را در نظر گرفته و بنده را مورد عطوفت خودشان قرار داده‌اند جناب اشرف خودشان هم از جریان مستحضر می‌باشند و من در جریانش وارد نمی‌شوم، سایر عشایر آنجا هم اگر یک مواقعى یک مختصر ترک اولایی از ایشان سرزده باشد این دلیل نخواهد بود که خداى نکرده دراصل مطلب از صراط‌المستقیم منحرف بشوند زیرا ممکن است در هر قومى، در هر شهرى، در هر استانى، در هر خانواده‌ای، البته خوب هم هست بد هم هست ولى باید حساب کرد که این‌ها نیکان و پاکدامنان و میهن‌پرستان و علاقه‌مندانشان به کشور بیشتر است یا بالعکس، بنده می‌توانم با دلائلى که عرض کردم ثابت بکنم که اهالى کردستان همیشه قائل به مرکزیت بوده‌اند و میهن پرستند (صحیح است) و دست اجانب در مواقعى که به کشور ایران بعضى حمله‌ها شده است کمتر در آنجا رخنه کرده (صحیح است) این‌ها از همان نسل آریا هستند و مذهب خودشان و میهن خودشان را همیشه محترم شمرده‌اند و باید بشمارند (صحیح است) عرض کنم اما یک موضوعى که بنده عرض کردم این مربوط به کردستان نبوده است و در مهاباد بوده این را عرض کنم بنده حمایت از اشخاص تجزیه‌طلب و کسانى که بر‌خلاف حکومت مشروطه قیام کرده باشند نداشته و ندارم (صحیح است) و در نظر بنده ترک و کرد و فارس و عرب تمام مللى که دراین کشور زندگى می‌کنند یعنى نسبت به این 15 میلیون مخلوق من با همه‌شان برادرم (معتمد دماوندى- احسنت) اما دولت و شاه مملکت صورت پدر را نسبت به افراد

+++

دارند یعنى به عقیده بنده همان طور که یک پدر واقعى که اولًا خودش را تربیت می‌کند و اگر در پاره‌ای مواقع مقتضى بشد به او اندرزى بدهد نصیحتى بکند و اگر بر‌خلاف او رفتار بکند یک سیلى هم به او می‌زند و بعد هم نوازشش می‌کند امروزه اعلیحضرت محمد رضا پهلوى اگر سناً جوانند ولى مقاماً پدر همه سالخورده‌ها هستند (صحیح است) و باید لازمه مقام پدرانه را کاملًا به جاى بیاورند و همان طورى که دولت تشکیل می‌شود از یک عده‌ای از افراد این کشور بنده خودم در ادوار زندگانى در همین جا از دوره مرحوم مستوفى‌الممالک تا حالا دیدم دولت‌های مختلفى آمده است ولى این دولت‌ها از چه افرادى است البته از افراد این کشورند همین طور که ما از افراد یک خانواده هستیم این دولت هم همینطور است، ما دولتیم، دولت ما است ما ملتیم، ملت این مجلس است بایستى دولت همان مقام پدرانه را نسبت به افراد رعایت بکند (صحیح است) اهالى مهاباد همان طور که خودشان فرمودند یک عده‌ای، یک عده‌ای گفته شد که این‌ها به عنوان تجزیه‌طلبى یا ماجرا‌جویی یا هر چه که اسمش گذاشته شد البته بر‌خلاف مصلحت ما بود و با خود بنده مذاکرایى کردند من همیشه جواب نفى به آن‌ها دادم خاطر مبارک اعلیحضرت هم در همان موقع مستحضر بود خود جناب اشرف هم از جریان اطلاع پیدا کردند بنده چرا جواب منفى می‌دادم بیشتر به مصلح کردها می‌گفتم یک وقتى بایستى این عنوان را بکند که به رشد سیاسى تعبیر شود و الّا هر ملتى در سرنوشت خودشان البته آزادند ولى به موقعش، خدا می‌داند تمام این پیش آمد ها را من گفتم خصوصاً مرحوم صدر قاضى که در مجلس بود با بنده جنبه دوستى داشت گفتم که، این ره که تو می‌روی به ترکستان است بعد برایش شرح دادم و بعد از خاتمه این قضایا آمد اینجاو در سرسراى وزارت خارجه بنده او را دیدم گفتم دیدید من خیر‌خواه کرد بودم، می‌گفت اگر شما با ما موافقت می‌کردی ما صدى صد می‌بردیم، گفتم صدى صد زیان است و من راضى نخواهم شد به همچو کارى، به خود جناب اشرف عرض کردم صدر این اطاق بود و چنین تذکرى به او دادم ولى از آنجا که المقدر لایغیر یک عده‌ای از این‌ها وارد شدند و باشد مجازات هم رسیدند ولى تأسف بنده یک جا است آنهایی که مسبب و مؤسس این کار بودند بایستى قبل از این‌ها مجازات شوند (صحیح است) ولى مجازات خت نصیب این‌ها شد و گذشت عرضى ندارم ولى بعد از این باید همان طور که عرض کردم آن پدر واقعى محبت بکند مرهمى را بر جراحات قلوب این‌ها بگذارد اخیراً یک چیزى به گوش بنده رسیده وبعضى ازاهالى مهاباد اظهار کرده‌اند امیدوارم این طور نباش زیرا بنده تصور نمی‌کنم دولت در موضوع انتخابات دخالتى بنماید ولى گفته می‌شود بعضى از مأمورین چنین نظرى پیدا کردند چند نفرى از اهالى از آنجایی که بنده از موافقین دولت هستم و براى دولت می‌خواهم هیچ وسوسه‌ای که من و رفقاى من به آن دولت رأى می‌دهیم در کار نباشد و بهانه‌ای بدست مخالفین نیفتد یک تذکراتى عرض می‌کنم یک جمله‌اش این است که اگر چنانچه یک نفر مجرم واقع شد و مورد مؤاخذه و تنبیه واقع شد از او یک هزار تومان، ده هزار تومان، صد هزار تومان بگیرید اسمش ظلم است ولى ظلم فاحش غصب حقوق یک ملتى است یا یک قومى است و بنده همیشه عرایضم دو طرفى است یک جانبى نیست چه در خدمات ملى بودم چه در مشاغل دولتى بودم چون دولت و ملت را از هم جدا نمی‌دانم بنده از روى مصلحت دولت استدعا می‌کنم وزارت کشور تحت نظر خود جناب آقاى نخست وزیر است و هم جناب آقاى جم که از رجال نیک نفس این کشور هستند به مأمورین دستور بدهند مهاباد، امسال، آن روز مهاباد را در نظر نگیرند خوب گفته‌اند به شکرانه بازوى توانا از کشتن این شکار بگذرید نگذار مرغ روى تخم مرغابى بخوابد که ناجنس دربیاید، بایستى از صندوق مهاباد کرد در بیاید (صحیح است) بنده در دوره سابق اگر چنانچه به آقاى حبیب‌الله محیط که از سقز انتخاب شده مخالف بودم و تشکر می‌کنم از نمایندگان دوره چهاردهم که تا آخر دوره به اعتبار‌نامه ایشان رأى‏ ندادند، این براى چه بود؟ براى این بود که اهالى آنجا امیدوار باشند که حالا یکى مثل آقاى محمد عباسى از اهل محل میهن‌پرست (صحیح است) معروف (صحیح است) هم به دولت خدمت کرده هم به جامعه خدمت کرده است بیاید اینجا بنشیند یک نفر از ساوجبلاغ دربیاید، نخارد کسر اندر جهان پشت من- به غم‌خوارگى چون سرانگشت من و حتماً بایستى نماینده ساوجبلاغ کرد باشد (دکتر معظمى- اگر غیر از کرد کسى دیگر بیاید ما رأى نمی‌دهیم) این هم تذکرى بود که عرض کردم هم از نقطه‌نظر دولت و هم از نظر مصلحت ملت. بنده چون به عنوان موافق اسم خودم را در ستون موافقین نوشته‌ام، مخالفین هم صحبت می‌کنند عرض کردم به اندازه این که زیاد وقت مجلس را نگیرم و حرف موافقین را تکرار نکنم چند جمله‌ای از آنها به ذهن سپرده شد، یکى گفته شد عملیات نوزده ماهه جناب آقاى نخست وزیر، آقاى نخست وزیر در اینحا در همین خطابه و برنامه خودشان تذکر داده‌اند و فرموده‌اند آن را به عرض مجلس خواهند رساند (صحیح است) ولى یک قسمت از این عملیات که بنده در کردستان از دور مشاهده کرده‌ام و بعضى را هم از نزدیک دیده‌ام عقیده بنده غیراز این است که آقایان مخالفین فرمودید، زیرا ما بیاییم و مقایسه بکنیم، بنده در آن موقعى که آخر دوره چهاردهم بود در اینجا نبودم من در کردستان بودم و همکاران پارلمانى من اظهار تمایل کرده بودند به زمامدارى ایشان (صحیح است) ولى در آنجا هم بنده موافق بودم با این نظر به دو جهت یکى ما رجال سیاسى و مجرب نیاز نداریم، در این کشور آن‌هایی که بودند یکى بعد از دیگرى رفتید، ولى خوشبختانه از چند سال به این طرف در جوانان ما یک رغبت به سزایی به تحصل علم و دانش پیدا شده است و یک عده‌شان را حالا که بنده دروه پانزدهم را مقایسه می‌کنم با ادوار سابق می‌بینم دربین همکارانم یک عده دانشمندان زیادى دکترهاى زیادى هستند و البته بعد از ورزیدگى و تجارب بالطبع زمام امور دست این جوان‌هایی که امروز در مجلس ویا در خارج هستند خواهد افتاد (صحیح است) آن وقت از مخلص هم یادى بکنند ولى امروز یا در آن روزى که 19 ماه قبل بود اگر همکاران بنده یک عده ایشان موافقت کرده‌اند به زمامدارى آقاى قوام‌السلطنه به عقیده بنده از روى یک حسابى بوده و اگر بنده هم حالا اظهار موافقت می‌کنم، با رعایت همان توضیح که اینجا عرض کردم با رعایت همان عرایض تشخیص می‌دهم، تشخیص بنده این طور است که مصلحت کشور در این است زیرا از همان موقعى که آقاى قوام‌السلطنه وزیر کشور بودند و بعد چندین مرتبه زمامدار شده‌اند علم بنده این است که این شخص همیشه خواهان بوده اگر بتواند خدمتى را به جامعه بکند (صحیح است) زیرا قبول کردن در این کبر سن براى همچو خدمت مهمى وبعد از خیلى مقامات حالا خوب، امروزه اگر خداى نکرده پشت هفت کوه سیاه، رفتار بکنند رأی‌شان قرار بگیرد که بنده نخست وزیر شوم، خوب اگر بنده قبول کردم شاید بگویید که شهوت مقام است ولى براى بنده نمایندگى این طور نیست بنده که یازده دوره را طى کرده‌ام باور بفرمایید اگر براى انجام وظیفه و مقتضیات وقت نبود این دوازدهمش را قبول نمی‌کردم ولى دیدم موقع موقعى نیست که بنده شانه را از کار خالى کنم و قبول ننمایم، اگر آقاى قوام‌السلطنه هم به عقیده بنده البته خودشان بهتر می‌دانند ولى تشخیص بنده این است که در این موقع که این کار را قبول کرده‌اند براى نخست وزیر نبوده است ایشان بیست و پنج سال قبل از این نخست وزیر بوده‌اند و چند دفعه دیگر هم شده‌اند البته براى این قبول کردند که در این موقع مهم یک خدمتى به این کشور بکنند (صحیح است) و تشخیص ما هم که جزء موافقینم ادله‌ای داریم زیرا آن‌ها که مخالفند یک دلیل‌هایی اقامه می‌کنند البته نظرشان مقدس است این را از روى عقیده می‌گویم تمام نمایندگان عقیده‌شان روى تشخیص است و خیال می‌کنند از روى مصلحت است بنده هم خیال می‌کنم این طور مصلحت است بالاخره قاضى یعنى آن کسى که قضاوت می‌کند در فرمایشات آقایان مخالفین و به عرایض بنده و موافقین برهان قاطع رأى مجلس شوراى ملى است و هیچ گونه دعوایی با هم نداریم، زیرا بنده در زندگانیم دو پرونده دارم و دو دفتر دارم یکى دوسیه‏ شخصى است که تا دم پارلمان است بنده وارد پارلمان که می‌شوم آن پرونده و دفتر بسته می‌شود یکى هم موضوع سیاسى و اجتماعى است بنده اینجا اگر عرضى می‌کنم از روى همین موضوع سیاسى و اجتماعى است که برمیگردد به مصالح عمومى، یک وقتى در سه سال قبل همین جناب آقاى ساعد دولت را تشکیل دادند آوردند به اینجا بنده با ایشان سوابقى نداشتم ولى دوستان من راجع به صفات حسنه ایشان یک چیزهایى گفتند بنده هم چون اعتماد داشتم به حرف دوستانم با دولت ایشان موافقت کردم و حالا می‌بینم از خودم راضى هستم آن رأیی که بنده دادم به آقاى ساعد بسیار به موقع بود مرحوم مدرس که از بزرگان علماء بودند رحمت الله علیه ایشان گاهى یک صحبت‌هایی را می‌کردند بنده یک قسمت‌هایش را در نظرم هست می‌گفت رجال ما صورت اسحله‌هاى مختلفى دارند هر کدامشان در یک موقعى بایستى براى جامعه بکار بیفتند و خدمت بکنند البته این رجالى

+++

 که امروزه هستند رجال مجرب سیاسى هستند و حالا هم چند نفر از نخست وزیران سابق در اینجا تشریف دارند بنده به همه‌شان ارادت دارم در هر موقعى به اقتضای آن روز به کشور خدمت کرده‌اند و البته یک روزى هم خواهد آمد که مصدر خدمات مهمى بشوند ولى اثبات شییی نفى ما عدا نمی‌کند امروز بنده به دو سه جهت موافقم با زمامدارى جناب آقاى قوام‌السلطنه یکى این که بنده در کردستان هستم و اهل آنجا هستم و افتخار نمایندگى آنجا را هم داشته و دارم من خودم را براى ایران و براى کردستان می‌خواهم حالا من بیایم بدون جهت به آقاى قوام‌السلطنه و امثال آقاى قوام‌السلطنه رأى بدهم این از محالات است تا نبینم که یک صفاتى در این زمامدار هست و می‌تواند در اینجا در این دنیاى مشوش، در این وضع مبهم یک خدماتى به جامعه بکند من از روى آنها به ایشان رأى می‌دهم (صحیح است) من می‌خواهم امروزه به یک کسى رأى بدهم که با مقتضیات امروز بتواند در مقابل زمامداران دنیا عرض اندام بکند (صحیح است) به نفع این جامعه (صحیح است) بنده در کردستان در بعضى موقع‌ها یعنى در موقع‌های بحرانى و اهمیت، دولت یک توجهى به بنده می‌فرمایند و امر می‌کنند به یک خدماتى هر وقت در خارج مجلس بوده‌ام، دو سه مرتبه امر داده‌ام، این دفعه هم که به امر اعلیحضرت همایونى و جناب آقاى نخست وزیر در آنجا مشغول انجام وظیفه بودم، هم از رد و بدل تلگرافی که در بین بنده و دولت می‌شد هم وقتى که به تهران احضار می‌شدم یا خودم می‌آمدم به شرف حضور اعلیحضرت همایونى یا جناب آقاى نخست وزیر می‌رسیدم مطالب عرض می‌شد اولًا یک روز در یک مصاحبه‌ای با یکى از مخبرین جدید گفتم و در روزنامه ایران هم نوشته بودند گفتم هر وقت شرفیابى من در حضور اعلیحضرت همایونى تکرار می‌شود عقیده‌ام به فکر این شاهنشاه جوان و علاقمندیش به کشور و تعمق و دوراندیشى ایشان خصوصاً جنبه دموکراسی‌اش بیشتر می‌شود این شخص اعلیحضرت همایونى، قولى است که جملگى برآنند اما جناب آقاى قوام‌السلطنه من آنچه را در وزارت، در ریاست وزرایی، در این جزر و مدهاى سیاسى دیدم و از دور هم ناظر بودم چیزى را ندیده‌ام بر خلاف مصلحت این کشور یا به من که مصدر شغلى بوده‌ام دستور بدهند یا در دور خودم مشاهده بکنم (صحیح است) بالعکس در آن بحبوحه تیرگى روابط آذربایجان و آن قسمت مهاباد، کردستان با تهران، همان سرنوشتى که الان آقاى اهرى اسمى از آن بردند مقصودم این است که وضعیت کشور را در آن موقع که ایشان زمام امور را در دست داشتند و قبول زحمت کردند در چه حالى بود چون بنده با فرمانده کردستان تماس داشتم و بااین لباس وظایف سربازى را انجام می‌دادم مطالب را می‌شنیدم آنجا در سردشت که در محاصره بودند آن روح سلحشورى آنها به قدرى بود قاطرها را خوردند محصور مانده بودند و اگر تا ده روز دیگر این عمل تصفیه نمی‌شد چه عرض کنم حالا بعضی‌ها می‌گویند کى کرد بعضی‌ها می‌گویند آقاى قوام‌السلطنه کرد، بنده می‌خواهم حقایقش را بگویم اگر این طور نشده بود سرنوشت آن عده در سردشت چه می‌شد؟ چقدر از جوان‌ها ما به ضمیمه آنهایی که رفتند و وطنشان را وداع می‌کردند و من از همان فرمانده آنجا یک تلگرافى دیدم چقدر باعث امیدواى شد راجع به این که گفته می‌شود راجع به افسرها و در بین‏ افسرها بسیار اشخاصى به تمام معنى سرباز و میهن‌پرست هستند (صحیح است) من دیدم که فرماندگان قسمت وقتى که تلگراف کرده است که روحیه ما تزلزل ناپذیر است و ما براى فداکارى و براى مصالح میهن به حد توانایی‌مان کوشش می‌کنیم (صحیح است، احسنت) همین طور بود مقاومت هم کردند تا به واسطه حسن تدبیر همان سیاست ملایمى که می‌گویید عیب بوده، بنده همان سیاست ملایم را حسن می‌دانم (صحیح است) زیرا میوه نارس را از درخت چیدن چه فایده دارد، اما سیاست خارجى، سیاست خارجى که در اینجا شرح دادند آقایان هم خوانده‌اند بنده هم یک دفعه دیگر می‌خوانم «در روابط خارجى دوستى و اصل احترام کامل متقابل با تما دول مخصوصاً با دول معظمه مراعات گردیده و در تشبید روابط حسنه و حسن تفاهم کامل با اتحاد جماهیر شوروى و بریتانیاى کبیر و ممالک متحده آمریکا با توجه به اصل مذکور سعى وکوشش لازم شده و خواهد شد، این مطلب را باید متذکر شوم که اینجانب از بدو زمامدارى خود ساعى بوده‌ام از هر گونه مداخله خارجى در امور داخلى مملکت جلوگیرى شود و این تذکر را رسماً به نمایندگان سیاسى دول داده‌ام و در اجراى آن نهایت مراقبت را داشته و خواهم داشت و حاجت به توضیح نیست که دولت ایران عضو صدیق سازمان ملل متفق می‌باشد و براى عضویت خود وظایفى که از این لحاظ به عهده دارد اهمیت فراوان قائل است» خوب سیاست خارجى دیگر از این بهتر چه بگوید (صحیح است) و حالا بنده در این قسمت چه توضیحى بدهم و آن که مورد ایراد است کدام است و آقاى وزیر راه هم گفتند که سیاست خارجى ما به طورى محکم است که هواپیماهاى خارجى را هم ممنوع کرده‌ایم که هواى ایران هم محفوظ باشد (صحیح است) این که گفته می‌شود در اقدام براى استخلاص آذربایجان از ماجراجوها تأخیر شده البته نمایندگان محترم آذربایجان در آن قسمت از بنده اطلاعاتشان بیشتر است ولى بنده آنچه را می‌دانم اینجا عرض می‌کنم، شخص سیاسى، رجل سیاسى یکى از شاهکارش این است که به اقتضای روز عمل بکند، به اقتضای ایام زمان عمل بکند تند و کند موتور کشور را در دست بگیر در عین حال به نفع جامعه خاتمه بدهد آن کار را چون بنده در یک قسمت کردستان اطلاعات دارم گمان نمی‌کنم همان اقدامات ایشان صدى صد به نفع آن طرف‌ها تمام شد و بنده من باب مثال عرض می‌کنم اگر یکى از ماها خداى نکرده یک مریضى پیدا کنیم یکى از خانواده‌مان یکى از نزدیکانمان مریض شده همان طورى که شد و بنده مسائلى که عرض می‌کنم تمام دلیلش نزدیک است امسال بنده مریض داشتم و با آقاى وزیر محترم بهدارى شور کردم و ایشان فرمودند پروفسور فرانسوى البته بهتر است ما اگر در ایران یک مریضى را پیدا کردیم یعنى یکى از کسان ما مریض شد و محتاج شدیم که به یک طبیب حاذق مجربى مراجعه بکنیم وقتى که دور می‌زنیم بالاخره می‌گویند آقاى دکتر امیر اعلم هم علماً و هم سناً و هم تجاربش بیش از سایرین است خوب امروزه هم بنده از آن اشخاصى هستم که به جناب آقاى وزیر بهدارى ارادت دارم ولى البته ایشان خودشان منکر نیستند که آقاى دکتر امیر اعلم تجاربشان از ایشان بیشتر است و شاید سمت استادى هم دارند خوب، رفتیم یک طبیبى را پیدا کردیم که این مریض را معالجه بکند در موقعى که زمستان است کوه‌ها را برف گرفته است و جاده‌ها هم مسدود است و وسایل هم نیست بایستى پنى‌سیلین تزریق بکنند پنى‌سیلین ما نداریم از قضا در کردستان ما پنى‌سیلین نیست جناب آقاى وزیر بهدارى یخچالى فکر بفرمایید براى پنى‌سیلین درکردستان، به هر حال این مریض بایستى یک غذاهاى مخصوصى بخورد و آن شخص هم که ولى این مریض است فاقد وسایل است بعد از آن که معالجه کرد و ادویه بهش داد و غذا بهش داد این را به حال صحت آورد و به بنده تسلیم کرد آن وقت عوض این که بنده از آقاى دکتر امیر اعلم تشکر بکنم نا سپاسگذارى بکنم گمال می‌کنم از انصاف و عدل دور است (صحیح است) ما در یک موقع مهم خطرناکى تقاضا کردیم جناب آقاى قوام‌السلطنه نخست وزیر باشند، شاهنشاه ما با همین علاقه به ایشان امر فرمودند و ایشان هم زمامدارى را قبول کردند و بعضى از آقایان خرده‌گیرى می‌کنند از نقطه‌نظر قانون من چون بیشتر عمرم در قانونگذارى صرف شده است نمی‌توانم منکر بدیهیات بشوم ولى بایستى دید که اگر چنانچه یک پولى خرج شده و در غیاب مجلس یک قانونى تغییر داده شده است مثل این قانون مالیات بر درآمد، از چه نظرى بوده است، این خرجى به نفع جامعه بودن یا خداى نخواسته به ضررش بوده، این قانون، البته بنده از آن کسانى هستم که مخالف بودم شاید سایر رفقاى من هم با این عمل مخالفند و هیچ قانونى در کشور بى اجازه مجلس قابل اجرا نیست (صحیح است) و لى نگرانى من براى آن موقع نیست زیرا موقع موقعى بود که فوق‌العاده اهمیت داشت و الان بنده‏ به خاطرم آمد یک روز مرحوم مشیرالدوله در همین مجلس بود و بنده هم مفتخر بودم یک مذاکراتى شد و وقتى که بیرون رفت گفت این رفقاى ما همه از قانون صحبت می‌کنند در صورتى که این قوانین به دست من انشاء شده است خود من موافق بودم، خود من آزادى خواهم ولى فلان کس یک روز ممکن است من هم به اقتضاى آن روز مصلحت کشور را در آن ببینم که یک ماده‌ای ازقانون را زیر پا بگذارم زیر پایم بگذارم خدا گواه است این عین عبارت مرحوم مشیر الدوله بود، او رفته است من هم خواهم رفت دیگران هم خواهند رفت، آقایان اگر در آن موقع از لابدى، از ناچارى یک پول‌هایی را خرج کرده‌اند اگر چه آقاى هژیر مثل هژیر تشریف آورده‌اند این جا جواب‌ها را داده‌اند با زهم می‌دهند ولى بنده می‌خواهم به سهم خودم این عرایض را کرده باشم و ظیفه ام را انجام بدهم و بگویم من موافق نیست با هیچ خرجى بدون اجازه مجلس با هیچ قانونى بدون تصویب مجلس

+++

 و البته باید کارى کرد که نگرانى تولید نشود و نگرانى بیشتر نمایندگان روى این قسمت است که سابقه نشود و براى پاره‌ای مواقع به ضرر خود دولت هم هست دیگر مجلس به وجود نیاید و قانونى هم از مجلس نگذرد پس بایستى در اینگونه موارد خود دولت هم ساعى باشد که مطابق قانون امور جریان نماید و بایستى جبران بشود، بعدها سابقه نشود آن موضوع، براى این که عرض کردم عرایضم یک طرفى نیست لازم دانستم این‌ها را هم تذکر بدهم راجع به نفت یک غوغایی در این کشور راه افتاد مثل این که خداى نکرده یک نفتى بیرون آمده است ریخته‌اند روى ایران و یک کبریتى می‌کشند و ایران را می‌سوزاند و در صورتى که این طور نیست در آن موقع باز به همان تشبیه مریض بنمایند این وجعى که شدت کرده یک اسکات فورى داده شود (صحیح است) چنانچه هم آقاى نخست وزیر در غیاب مجلس به اقتضای آن روز موکول کرده است به تصویب مجلس مقتضى دیده است و یک مقاوله‌نامه‌ای را رد و بدل کرده است این براى ما مدرک قانونى نمی‌شود، ما ملزم نیستیم (صحیح است) در اینجا عجالتاً هم نفى و اثباتى نمی‌گوییم تا این که ببینیم آقاى نخست وزیر واقعاً این را می‌آورند یا نه و به چه صورتى می‌آورند و البته همه ماها موافقیم به این که این خزائت تحت‌الارضى ما رو بیاید تا کشور ما آباد شود و به این حال فلاکت خاتمه داده شود و مملکت ما از این منابع استفاده بکند ولى چه جور در بیاید و به چه نحو از این منابع به نفع جامعه استفاده بشود، البته بایستى یک قدرى خونسردى در این قسمت به خرج بدهیم مسلم است این دولت هم به اندازه من فهم دارد بیشتر از من علاقه‌مند نباشد کمتر از من نیستند من که می‌گویم من خودم و آقاى نخست وزیر و سایر وزراى سابق و اسبق را ما براى ایران می‌خواهیم و البته آن‌ها هم ایران را می‌خواهند (صحیح است) این‌ها که از حبشه نیامده‌اند و ما ایرانى باشیم آقایان محترم همه ایرانى هستیم من همان مسئولیتى را که در اول عرایضم براى نمایندگان عرض کرد باید دو جا حساب پس بدهیم و وزرا هم همین حال رادارند البته این‌ها حساب کار خودشان ر ا می‌کنند، اگر چنانچه مقتضى شد به نفع جامعه تمام شد انجام می‌دهند بنده نمی‌دانم خواه دولت، شوروى یا انگلیس یا آمریکا هر کدام از این‌ها باشند و خواه بدست خود ایرانی‌ها استخراج شودالبته لایحه آن می‌آید به مجلس و حالا که غیاب مجلس نیست ایشان مجبور باشند مقاوله‌نامه را ترتیب بدهند البته باید بیاید اینجا در اطرافش صحبت بشود، حلاجى بشود ما در اطراف آن دقت می‌کنیم، اگر دیدیم به نفع جامعه است چه بهتر اگر نبود هیچ یک از ماها رأى نخواهیم داد همکار عزیزم آقاى اردلان در بیاناتشان یک جمله‌ای گفتند حالا من هم به ایشان تذکر بدهم و بگویم که عقل شما از من بیشتر است ولى تجربه بنده هم از شما شاید زیادتر باشد (اردلان- بنده قبول دارم) گفتند دولت را نگهدارید تا آخر دوره بنده این عرض را نمی‌کنم می‌گویم دولت را نگاه می‌دارم تا موقعى که کار خوب براى ما بکند (صحیح است) ریش و قیچى دست خودمان است بنده عرض کردم تا آنجا که می‌آییم تو دفتر خصوصى است وقتى به اینجا رسیدیم دفتر سیاسى‏ ما است بنده براى جناب آقاى نخست وزیر خواه مصدر شغلى باشد یا نباشد به حال من فرق نمی‌کند، آن مقام و احترام پدرانه را براى ایشان رعایت کرده‌ام و باز هم رعایت خواهم کرد ولى اینجا حساب مردم است، حساب 15 میلیون ایرانى است که من جزء آن‌ها هستم می‌خواهم نسل آتیه مادر این کشور زندگانى بکند براى این موضوع است که این عرایض را عرض می‌کنم جناب آقاى نخست وزیر باید عرایض بنده را توجه بفرمایید، آقایان وزرا همیشه در حضورتان هستند، عرض کنم اگر چنانچه این اظهار عقیده‌ای که بنده و موافقین دولت در اینجا می‌نماییم بعدها هم عملًا ثابت خواهد شد و سایر رفقا هم که هیچ نظرى ندراند در این نتقیدات جز حفظ مصالح کشور نظر سویی ندارند آن‌ها هم در اساس با من هم آواز هستند امیدوارم پس از مذاکرات در موقع رأى اعتماد یک عده بیشترى اظهار تمایل بکنند، اگر هم نشد ممکن است در عملیات جنابعالى و دولت شما خدمات بیشترى را به نفع جامعه انجام دهند چون ما نمایندگان با یکدیگر دعوا نداریم تمام حرف‌های ما از روى مصالح مملکت است شاید در یک لایحه‌ای که به مجلس بیاید به اتفاق آراء به دولت جنابعالى رأى بدهند ولى من می‌گویم دولت همان طور که در مقابل مجلس شوراى ملى مسئول است بایستى در بیم و رجا بماند که بیشتر در کارها ساعى باشد و ما سرحدى براى خدمات شما قائل نمی‌شویم زیرا کشور ایران احتیاج به اصلاحات زیادى دارد آقاى اهرى گفتند مثلًا صد و هفتاد هزار دلار گرفته شده است آن هم جوابش با آقاى هژیر است بنده هم نه دخالتى داشتم در این قسمت نه اطلاعى دارم صحت و سقمش را هم نمی‌دانم، اما در خصوص حزب توده، حزب توده در موقعى که بنده در تهران بودم آن‌ها تشکیلاتى داشتند و کلوپ آن‌ها دائر بود و همه می‌دانید، بنده همان طور به مذاهبى که داراى کتب آسمانى هستند احترام می‌گذارم مسالک هم در نظر من محترم است (صحیح است) اولاً در موقعى که ایشان زمامدار شدند حزب توده هم بود، در ولایات نیز تشکیلات کاملى داشتند الان نماینده محترم کرمانشاه اینجا تشریف دارند و از جریان آنجا مسبوقند منتهى خدا خواست کردستانی‌ها هم موافقت کردند صلحی قوم تشخیص دادند به آن عرایضى که بنده می‌کردم از روى مصلحت بود و بعد هم فهمیدند که این طور است و نگذاشتیم در آن موقع تشکیلات و اختلافات حزبى آنجا تولید شود ولى بنده می‌دیدم به منت‌های فعالیت در تمام ایران مشغول هستند، خوب باید دید این سیاستمدار حسن سیاست بوده که چند نفر از لیدرهاى آن‌ها را می‌آورد وارد دولت می‌کند یا سوء سیاست (صحیح است) به عقیده من حسن سیاست بوده این کار به موقعى بوده که آن وقت کرده است و بعد هم آن بحران برطرف شد و یک عده دیگرى را تعیین کردند (صحیح است) همان طور که عرض کردم البته در هر قومى، در هر حزبى، در هر شهرى خوب هم هست بد‌هم هست در حزب توده سراغ دارم اشخاص خوب هستند منتها عقیده‌شان با بنده مخالف است و من به عقیده آن‌ها چندان موافقتى ندارم، این قسمت مربوط به اساس کار نیست، اما یک جمله‌ای که همکار عزیزم آقاى اهرى پریروز گفت اگر بنده قبلًا در ضمن آن صحبت‌هایی که در خارج با هم برادرانه می‌کردی زیرا ما موافق و مخالف به طوری که عرض کردم ما می‌رویم بیرون از دهن همدیگر گل می‌چینیم و روى مصالح کشور صحبت می‌کنیم و در ملاقات‌های خصوصى راجع به کارهاى سیاسى با برادر مکرم و همکار عزیزم آقاى مسعودى با هم شور می‌کنیم خوشوقت می‌شویم از سر مقاله‌هایی که ایشان در روزنامه می‌نویسند و به نفع جامعه تمام می‌شود (صحیح است) ما در اساس هیچ گونه اختلافى نداریم، هدف مشترکمان مصلحت ملت ایران است (صحیح است) ولى عقیده دارم در موافقت و مخالفت همان طورى که جناب آقاى رئیس هم تذکر دادند در گفتن آقایان نمایندگان آزادند ولى عقیده بنده این است که تیر تهمت را زهر آلود کردند و به همدیگر پرتاب کردن این عمل خارج از انصاف است، (صحیح است) خارج از ابهت مجلس شوراى ملى است، زیرا مجلس شوراى ملى براى ادب و نزاکت و خیلى چیزها مخصوصاً در این قسمت‌ها بایستى سرمشق بشود براى سایر افراد ایرانى (صحیح است) ما اگر مؤدب باشیم و رعایت نزاکت را بکنیم و مقام دولت را حفظ بکنیم به خودمان احترام گذاشته‌ایم زیرا ما ازطرف یک عده‌اى‏ اینجا نشسته‌ایم سرنوشت 15 میلیون بدست ما افتاده و یک مقام ارجمندى است هر چه بیشتر متانت و وقار و نزاکت رعایت بشو بر ابهت جامعه ما در نظر داخلى و خارجى افزوده می‌شود (صحیح است) بنده اگر چنانچه در ضمن صحبت طرف شور همکار عزیزم آقاى اهرى قرار می‌گرفتم خواهش می‌کردم این جمله که گفتند آقاى نخست وزیر همکار پیشه‌ورى است نفرمایند، بنده معتقد نیستم اگر آقاى نخست وزیر یک قدم‌هایی بردارند، یک ملاقات‌هایی بکنند این‌ها بر‌خلاف مصح کشور است، زیرا به خودشان عرض کردم، گفتم، شما تشریف بردید به یک پایتخت کمونیستى همسایه محترم ما، امید است به نفع جامعه اقداماتى نموده باشید بعد از تغییر کابینه جناب آقاى حکیمى بود، در اینجا بعضى از رفقایم می‌گفتند ما اندیشه داریم از این که ایشان به یک طرف تمایلى نشان بدهند و موازنه سیاست را نگه ندارند، بنده یک عبارتى را در جواب آن‌ها گفتم بعد به خودشان هم عرض کردم، حالا نمی‌خواهم تکرار بکنم تشریف بردید به مسکو و برگشتید و من هم تصور می‌کنم به نفع ایران یک اقداماتى را کرده‌اید (صحیح است) حالا هم بنده عرض می‌کنم اگر چنانچه با پیشه ورى یا از او بدتر و ظالم‌تر ملاقات کنند کسی که محل اعتماد ما است و می‌دانیم که این شخص حاضر نیست به هیچ وجه قدمى بر خلاف مصلحت کشور بردارد چه مانعى دارد، در این صورت آقاى نخست وزیر آقا باید با هیچ کدام از سفرا یا خارجی‌ها صحبت نکنند، یا این سفرا یکى از آن‌ها اگر نفت بخواهد دیگرى ذغال بخواهد و یکى هم معدن آهن بخواهد با سفرا نباید صحبت کرد، بنده این گونه ملاقات‌ها را مانعى به رایش نمی‌دانم و منافاتى با زمامدارى ایشان به اقتضای روز بوده ولى عمل ایشان را باید ببینیم این موقع بنده چرا عرض می‌کنم جناب آقاى ساعد یکى از زمامدارهاى شریف و میهن‌پرست این کشورند (صحیح است) براى عملشان در همین جا بود مطالبى را

+++

راجع به کردستان به ایشان گفتم گفتند حالا به آنجا هم می‌رسیم و بنده در اوایل بیانات خودم عرض کردم رئوس مطالب را می‌گویم و رد می‌شوم براى این که شایر سایرین هم صحبت بکنند عقیده‌‌مندم که ما امروزه یک راه صوالى را می‌پیماییم چون این شخص محترم هم طرف توجه شخص شخیص اعلیحضرت همایونى است هم معتمد ما خواهد بود در مجلس یعنى مقصودم عده‌ای که به ایشان رأى می‌دهند جناب آقاى نخست وزیر بعد از این که راجع به کردستان عرایضم تمام شد آن وقت خاتمه می‌دهم، این موضوع موضوع عمومى بود بنده عرض کردم و شما یک مدافعینى هم دارید و سابق هم زمامدار بوده‌اید در ایام فترت هم یک اقداماتى کرده‌اید البته بعد از این که خودتان فرمودید صورت عملیات را هم به مجلس تقدیم خواهید کرد ما هم بیشتر روشن می‌شویم ولى پس از این همه مشاجرات و مذاکرات وقتى که رأى اعتماد به جنابعالى داده شد بنده عقیده‌ام این است به شکرانه سه نعمت یکى اولاً توجه شاه نسبت به شما یکى معتمد مجلس واقع شدید و در واقع معتمد اکثریت جامعه ایرانى هستید، یکى هم خداى تبارک و تعالى شما را این طور در میان یک عده‌ای که لایق هم هستند خلق کره ما می‌گوییم شما لایقید، به شکرانه سه نعمت در منزع عرض فرزند خودتان را هم اینجا می‌پذیرید یا نمی‌پذیرید، زانو به زمین بزن و دعا بکن و حضور اعلیحضرت هم شرفیاق بشو و فکر نکن. (نخست وزیر- چه شکرى بکنم آقا این‌ها چه چیز است می‌گویید، از کى تشکر کنم تشکر کنم از اینجا، اینجا آمده‌ام از نمایندگان تشکر کنم، تشکر کنم از این که اینجا مورد اهانت واقع شده‌ام، چه حرفى است) اهانت نیست موازنه بفرمایید آن‌هایی هم که به شما تذکر می‌دهند اهانت نیست، اهانت را قبول نکنید زیرا شخص بزرگ باید اندیشه و فکرش بزرگ باشد می‌گویند شخص بزرگ باید اندیشه و فکرش بزرگ باشد می‌گویند بعضى از مرغ‌ها هستند چینه دان آن‌ها یعنى حوصله‌شان سنگ را آب می‌کند جنابعالى بایستى حوصله داشته باشید عصبانى نشوید (نخست وزیر- چقدر حوصله بایستى داشته باشم، چند روز است که برنامه در مجلس مطرح مذاکرات است، چقدر حوصله داشته باشم چقدر حرف مخالف را بشنوم، کارهاى مملکت به تعویق افتاده همین طور راکد مانده است، هر کس موافق و مخالف می‌رود اوراقى تهیه می‌کند اینجا می‌خواند چه نتیجه دارد براى مملکت، خواهش می‌کنم بنده را ارشاد نفرمایید) ملت ایران میدان که این قانون مطرح شده و به نفع آن‌ها هم اجرا خواهد شد مردم ایران می‌دانند این قانون در مجلس حلاجى شده و به نفع آن‌ها دولت اجرا می‌کند، همان طور که موقع فوق‌العاده‌اى بود براى زمامدارى جنابعالى حالا هم این مجلس فوق‌العاده است بنده عرض می‌کنم که بایستى حوصله به خرج بدهید اگر چنانچه یک عده دیگرى هم مذاکره کنند مانعى ندارد (یک نفر از نمایندگان- ولى نه غرض‌ورزى) این عقیده بنده بود، اما راج به اصلاحات عمومى، بنده عقیده‌ام این است که بایستى یک کارى بشود که این ملت همان طور که خودتان می‌فرمایید این برنامه 7 ساله اجرا شود و مردم از این فقر و فلاکت بیرون بیایند و بایستى در درجه اول در اقتصادیات کشور کوشش کنید، یعنى آن ملتى که 15 میلیون صادرات دارد و سى میلیون واردات دارد این ملت سرنوشتش چه خواهد شد، مخارج زاید را روى آن قلم نه باید کشید، ما در کمیسیون بودجه این روزها یک لایحه دیدیم در دوره زمامدارى آقاى حکیمى آقاى هژیر آورده‌اند ولى همین طور بلاتکلیف مانده است و آنجا صدى دخل و خرج کشور را تطبیق کرده است البته ما هم در کمیسیون بودجه هستیم نظرمان همین است که خیلى دقیق باشیم و در خرج‌های زاید هم همان قلم نه را رویش خواهم کشید زیرا ایران زندگانى لوکس لازم ندارد نه براى وزیر نه براى وکیل نه براى سایر اشخاص بنده یکى از دوستانم چندى قبل از انگلستان برگشته بود می‌گفت در یک جایی بودم مستر ایدن وزیر خارجه انگلستان وارد شد با اتومبیل تاکس بعد یکى از رفقایش به او تعارف کرد در برگشتن، خندید گفت من وزیر خارجه انگلستان هستم ولى در موقع کار استفاده می‌کنم از اتومبیل وزارت خارجه، آن روز خود جناب آقاى نخست وزیر و جناب آقاى هژیر تصدیق کردند یک مخارج زائدى در این مملکت هست و دولت هم خودش مایل است که این مخارج زاید را حذف کند، ما اگر چنانچه به عنوان موافق در اینجا تذکراتى می‌دهیم از نقطه‌نظر علاقه‌مندى به کشور است و براى حسن عمل دولت جنابعالى است ولى موضوع کردستان بنده کمتر فرصت مثل امروز پیدا می‌کنم (نخست وزیر- آنچه راجع به کردستان می‌خواهی بگویید پیش من نیایید همه را اطاعت می‌کنم، راجع به کردستان هر چه می‌خواهید بفرمایید تشریف بیاورید پیشنهاد بدهید تمام را اطاعت می‌کنم) من چند روز قبل حضور اعلیحضرت همایونى تشریف حاصل کردم در ضمن فرمودند می‌خواهم بیایم به کردستان، در جواب عرض کردم در درجه اول باعث افتخار است و در درجه دوم باعث انفعال. فرمودند چرا عرض کردم از موقعى که جناب آقاى جم نخست وزیر بودند بنده پى اصلاحات آنجا می‌گردم زیرا خود جناب آقاى جم می‌دانند، لطف کردند لایحه‌ای را آوردند به مجلس راجع به اصلاحات کردستان و از مجلس هم گذشت حالا چون آقاى نخست وزیر این جا تشریف دارند خواسته‌اند کار برنامه خاتمه پیدا کند از جزئیات آن صرف‌نظر می‌کنم ولى همینقدر عرض می‌کنم که وضعیات کردستان به تمام معنى در حال فلج است فرمودید که به خودمان مراجعه می‌کنم ولى مطالبى را که شخص خودتان می‌رسید نتیجه‌اش در 48 ساعت نفى و اثباتش معلوم است ولى بایستى اینجا عرض کنم تا آقایان وزرا هم متوجه باشند هر مطلب، هر حرفى را نباید تنها به نخست وزیر گفت ولى بنده مقصودم این است که کردستان یک مریضى است دستش، پایش، معده‌اش، روده‌اش تمام اعضاى آن به استثناء قلب زیرا قلب او متوجه است به خدا و به میهن، قلبش به حال خودش باقى است و مابقى اعضایش مریض است و جناب اشرف که این موضوع را توجه فرمودید من معالجه این‌ها را می‌خواهم (صحیح است) و در خاتمه بنده براى خودم و هم براى عموم همکارانم از خداوند تبارک و تعالى توفیق خدمت می‌طلبم به نحوى که به صلاح جامعه باشد (انشاء الله) و همان طور که گفتم ما باید در امتحان پرى بگیرى تا ملت در قضاوتش نسبت به ما حسن ظن و اعتمادش بیشتر بشود (صحیح است، احسنت، احسنت)

رئیس- یک ربع ساعت تنفس داده می‌شود (صحیح است)

 (در این موقع مجلس 40 دقیقه بعد از ظهر به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید)

+++

 بقیه جلسه 20

 

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه هفتم شهریور ماه 1326

مجلس نیم ساعت پیش از ظهر به ریاست جناب آقاى رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید.

رئیس- چون جلسه قبل به عنوان تنفس تعطیل شد حالا نوبت آقاى اسکندرى است بفرمایید.

اسکندرى- بنده با برنامه حکومت جناب آقاى قوام‌السلطنه چنانچه نوشته‌ام در کلیات و مواد مخالف هستم و مراتب را هم به عرض آقایان نمایندگان محترم می‌رساند و البته قضاوت امر با خود مجلس شوراى ملى است ولى قبل از شروع به عرایض خودم لازم می‌دانم که یک مطالبى را اینجا به عرض برسانم، قسمتى از آقایان مخالفین مطالبى را اینجا عنوان کردند که حقاً از روى انصاف وارد نبوده و جزء اعتراضات و اشکالاتى که باید نسبت به یک حکومتى می‌شد به نظرم صحیح نبود مثلًا همکار محترم بنده آقاى کشاورز صدر و آقاى حسین مکى و یکى دو نفر دیگر از آقایان مخالفین در اینجا اظهار کردند که در مدت نوزده ماه حکومت آقاى قوام‌السلطنه حکومت نظامى در سرتاسر شهرستان تهران برقرار بود می‌زدند و می‌بستند و می‌گرفتند و آنچه می‌خواستند می‌کردند و این را هم به حساب این حکومت می‌گذاشتند این طور نبود چرا که هیچگاه مورد استفاده دولت‌هایی که در فترت و مجلس سوم بودند و چندین سال هم فترت طول کشید از طرف دولت‌های وقت مورد استفاده نشده بود ولى بعد از این که در یک شب تاریخى در این قبرستان تهران اشخاصى به صورت غیر قانونى با یک عده به تهران آمدند و اینجا کودتا کردند حکومت نظامى برقرار نمودند در مجلس چهاردهم هم این حکومت غیر قانونى نظامى عمل شد وبعد در مجلس پنجم سردار سپه رئیس‌الوزرا بعد از آن که رفیق مبارز ما میرزاده عشقى که یک روزنامه‌نویس بود به تیر بیدادگرى حکومت غاصب از پا افتد من و نه نفر از روزنامه‌نویسه‌ای دیگر به این مجلس براى اعتراض آمدیم و شصت و چهار روز در این مجلس بودیم ودر هیمن صندلی‌هاى جلو، رئیس‌الوزراى خاطى آمد نشست و از مجلس اجازه گرفته که حکومت نظامى برقرار شود از این تاریخ به حکومت نظامى صورت قانونى داده شد تقاضا براى حکومت نظامى عنوانش این بود که قنسول آمریکا ایمبرى در اینجا کشته شده کتابى که من موجود دارم حکایت می‌کند که هیچ‌گاه از طرف مردم ایران مستقیماً نسبت به قنسول آمریکا عملى نشد (صحیح است) و هیچ‌گاه ایرانی‌ها نسبته به همسایگان خودشان و نسبت به اقلیت‌ها و نسبت به خارجی‌ها عمل خلاف مهمان نوازى نکردند و هیچ‌گاه این قبیل کارها را مردم این مملکت نمی‌کنند (صحیح است) در این کتاب حکایت می‌کند که ایمبرى سابقاً چه می‌کرد و بالاخره از طرف مأمورین خارجى چه شدکتاب حاضر است و این یک نفر اسکاتلندى بود که از انگستان فرار کرد رفت آمریکا و بعد تبعه امریکا شد و بعداً به سمت قنسول آمریکا در تهران مأمور شد و آنهایی که قدم به قدم همراه او بودند او را در تهران کشتند ولى این به حساب دولت ایران گذاشته شدو یک بدنامى براى مردم پیش آمد که اگر این کتاب موجود نبود شاید تصور می‌کردند که مردم ایران نسبت به خارجی‌ها بدرفتارى می‌کنند این طور نیست در طى قرون ما ثابت کردیم که تا آنجایی که امکان داشته است همیشه به خارجی‌ها آن اصول اتیکت بین‌المللى را بیش از حد معمول ما اعمال کرده‌ایم پس اگر حکومت آقاى قوام‌السلطنه از حکومت نظامى قانونى استفاده کرده است این استفاده از یک قانونى بوده و نمی‌تواند مورد اعتراض باشد مثل یک اسپسیالیته‌اى را به نظر آورید که رویش نوشته این قرص را از دو عدد تا ده عدد می‌توانید بخورید خوب اگر کسانى خواستند آن ده عدد را بخورند گناه نکرده اند (خنده نمایندگان) ولى در هر حال بیشتر از آن نمی‌خوردند و کمتر از دو عدد هم نباید خورد، قانون است اجازه داده و یک ماده پنج گذاشته و یک ماده هشت ایراد وارد نیست اما من شخصاً خودم با قانون حکومت نظامى مخالفم و امیدوارم که مجلس شوراى ملى یا خود دولت، این دولت یا هر دولتى که می‌آید این حکومت نظامى را براندازد بنده با آقاى فرامرزى یک ورقه‌ای را امضاء کردیم حالا ما دو نفریم و اگر پانزده نفر شدیم، تا حالا نشده‌ایم این طرح را می‌آوریم به مجلس و قانون حکومت نظامى را لغو می‌کنیم (فولادوند- دو نفر نیستید آقا بنده هم امضاء کرده‌ام) قسمت دوم که صحبت شد اینجا گفته شده سوء استفاده از اتومبیل‌ها

+++

 می‌شود و بعد در نتیجه بیایید و این اتومبیل‌ها را بگیرند بالاخره آقا جان در زمانى که دنیا هواپیماهاى بى‌خلبان از اقیانوس عبود می‌دهد در یک مملکتى باید موتور کار بکند دیگر با شتر نمی‌شود رفت به عقیده من ده‏ میلیون تومان که کم است بیست میلیون تومان هم باید دولت اضافه در دست داشته باشد و براى وسایل نقلیه مصرف کند و از اقصى نقاط مملکت هم در 24 ساعت بتواند قواى فورى به نقطه که بخواهد برساند منتها باید گفت سوء استفاده نکنند و استفاده از وسایل دولتى باید تابع یک قانونى باشد (یکى از نمایندگان- تفریح نباید کرد با آن) بله اصولًا تفریح هم یک حدى دارد ولى دولت باید به تمام معنى مجهز باشد که در هر موقعى آن کارى را که می‌خواهد بکند، بکند حالا من با این دولت مخالفم اما یک دولتى که من با او موافقم آن دولت که نمی‌تواند وقتى و با آمده است مردم را نگاه کند و بعد چند تا قافله شتر حرکت بدهند که می‌خواهد دوا برساند بعد از این آقاى وزیر بهدارى چه کار باید بکند بنده نمی‌دانم، به عقیده من وسائل نقلیه کم است و باید زیادتر هم بشود تا کارهاى دولت انجام شود منتها باید تعهد بکنند که سوء استفاده نکنند. همین طور آقایان دیگر مذاکراتى کردند از جمله آقاى اهرى ایشان یک صحبتهایی کردند که بنده خیال کردم ایشا به نمایندگى از آقاى پیشه‌ورى آمده‌اند و گله از آقاى قوام‌السلطنه می‌کنند که چرا با من قرارداد بستید و بعد به آن قرارداد عمل نکردید و آن را نقض کردید و مرا از آنجا بیرون کردید من اول این طور خیال کردم که ایشان دارند گله می‌کنند (خنده نمایندگان) هیچ‌وقت در دنیا سابقه ندارد که از یک قشون فاتح حساب بگیرند بگویند آقا تو که فرمانده کل هستى و رئیس قشون هستى صحیح است که فتح کرده‌ای ولى چرا وقتى رفتى از پنجره رفتى و از در نرفتى می‌گویند من باید می‌رفتم و قلعه را می‌گرفتم دیگر اختیار در و پنجره‌اش با خود من بود مقتضاییات زمان در هر موقعى آنچه که اقتض بکند باید کرد وقتى امروز دست ما نمی‌رسد سعى می‌کنیم فردا وسائلش را تهیه می‌کنیم و نتیجه می‌گیریم حالا بنده موافقم یا مخالفم کارى ندارم ولى اصولًا این اعتراض غیر وارد است (صحیح است) وقتى ما نگاه می‌کنیم می‌بینیم که اینجا صحبت می‌شود و گفته می‌شود که شوراى امنیت این کار را طورى میزان بکند که شوراى امنیت را هم با آن موافق کند (صحیح است) این‌ها را مقدمتاً می‌گویم آقایان این صحیح است‌ها را یک خورده بگذارید وقتى که شروع به مخالفت می‌کنم آن موقع هم بگویید (خنده ممتد نمایندگان) (سزاوار- مطمئن باشید که وقتى به مورد باشد، می‌گوییم) اما موضوع مخالفت بنده با برنامه (سزاوار- به این زودى؟) (ابوالقاسم امینى- مقدمه‌اش کوتاه بود) آقایان به صورت موافق نخواستید آن طورى که باید و شاید و یا فرصت نکردید صحبت کنید اما بنده که مخالفم من این‌ها را از روى اصل عرض کردم والّا بایستى آقایان موافقین بگویند که نگفتند اصولًا بنده خیال می‌کنم هیچ برنامه‌ای از طرف یک دولتى به مجلس شوراى ملى داده نمی‌شود که در آن ذکر شود که ما می‌خواهیم روابط حسنه‌مان را با دول خارجى قطع بکنیم و با آن‌ها بد رفتارى بکنیم ما در داخل خیال داریم سدها را بشکنیم مخالف عمران و آبادى هستیم، هیچ‌وقت چنین برنامه‌ای نه درایران و نه در سایر نقاط دنیا و ممالک دیگر از طرف دولت‌ها داده نمی‌شود (صحیح است) هر دولتى هر وقت که برنامه می‌آورد البته می‌گوید من می‌خواهم روابط حسنه با دول همجوار داشته باشم، سدها بسازیم، عمارت‌ها درست بکنیم، فرهنگ عمومى را تعمیم بدهیم و از این صحبت‌ها می‌کند بهدارى را بسط بدهیم و بالاخره تمام کارهاى خوب و زیبا را برشته تحریر در می‌آورد و از این نوع برنامه در این مجلس از حدود 150 متحاوز است کابینه‌های مختلفى که از اول مشروطیت تاکنون آمده‌اند همه این‌ها داراى همین نوع برنامه‌ها هستند که این حسن‌نیت‌ها در آن برنامه‌ها وجود دارد ولى من خیلى خیلى تعجب می‌کنم با این همه برنامه‌های خوب ما چرا هى عقب رفتیم اگر واقعاً به این‌ها عمل شده بود و به یک نتیجه‌ای رسیده بود ما بایستى الان در مدت 42 سال یکى از بهترین ممالکى باشیم مجهز از حیث فلاحت، از حیث امور صنعتى، بسط و توسعه عدالت و امنیت در مملکت و چیزهاى دیگر باید بگردیم که چرا با تمام این حسن نیت‌ها ما به نتیجه خوبى نمی‌رسیم. اگر به این سؤال جواب داده شد و به نظر من اگرما بگردیم و آن علت‌العلل بدبختی‌ها را پیدا کنیم بهتر به نتیجه می‌رسیم تا بیشتر را به تعارف برگزار بکنیم من شخصاً به شما می‌گویم که در مدت بیست و چند سال با این آقاى قوام‌السلطنه بنده رابطه نزدیک و ارادت و صمیمیت دارم مخالف بنده یک مخالفت اصولى است بنده خیال می‌کنم که با این وضع پروگرامى که اینجا موجود است و ایشان به مجلس تقدیم داشته‌اند به این طریق ما به نتیجه می‌رسیم باید دردها را گفت اساس برنامه را درست تهیه کرد و بعد به نتیجه رسید. جناب آقاى قوام‌السلطنه با این نقشه‌ای که به اسم برنامه دولت است و یک عده مهندس و معمار با آنها به اسم وزیر مجلس تشریف آورده‌اند و می‌خواهند یک عمارت ایران آباد را درست بکنند و می‌گویند این شکل می‌خواهیم درست بکنیم لازم است مطالب را طبقه بندى کنیم بنده با این برنامه مخالف هستم و خیلى جسارت است که با آقایان وزرا هم بنده مخالفم و دلایلى دارم که عرض می‌کنم و سعى هم می‌کنم که کمال رعایت ادب را انجام بدهم جاهایی که خواستم یک کلمه‌ای را پیدا کن که در قالب بریزم و نتوانستم براى این که تصور نشود اسائه ادب است از خود آقایان می‌پرسم که چه بگویم براى این که شماها راضى باشید (مهندس رضوى- رضایت وزرا شرط نیست قوانین داخلى مجلس را باید رعایت بکنید) رضایت آقایان نمایندگان عرض کردم، یعنى شما یعنى آقایان نمایندگان مسبوق باشند که من چه میگویم. در فصل اول برنامه سیاست خارجى دولت بنده اعتراض دارم اصولًا بنده موافقم که در این کشورى که ما زندگانى می‌کنیم و یک وضعیت خاصى دارد اول وضعیتش را در نظر بگیریم و بعد ببینیم که چه باید بکنیم براى این کار یک خلاصه‌ای براى اطلاع آقایان بنده عرض می‌کنم، ما در دهلیز آسیا واقع شده‌ایم کشور ما نه حالا بلکه در مدت چندین سال همیشه مرکزى بوده است که در آن به انواع و اقسام روزهای بسیار دچار تندبادهاى حوادث وسیله‌ای تهاجم بوده است و یک روزهایی هم با یک صورت‌های ملایم معقول یک تهاجماتى را این مملکت تحمل می‌کرد در 1747 درست دویست سال قبل و در 1754 یعنى 193 سال قبل خداوند متعال به ایران موهبت کرد و دو تا همسایه خیلى عزیزى به ما ارزانى کرد خوب این‌ها را ما دعوت نکرده بودیم، به همسایگى نخوانده بودیم، نبوغ و جوانى آن‌ها، وضعیت مملکت آن‌ها آن طور اقتضا می‌کرد یکى از سمت جنوب یکى از سمت شمال آن‌ها آمدند و از یک طرف در پشت سلسله جبال البرز و طرف دیگر هم در پشت کوه‌های هندوکش ایستاندند و در ضمن هم با هم مغازله می‌کردند هم با ما اظهار محبت می‌کردند. در این جریان دولت‌هایی که در این مدت در ایران حکومت می‌کردند بسیار دچار زحمت بودند وقتى نگاه می‌کنیم به تاریخ سیاسى ایران می‌بینیم این‌ها همیشه مجبور بودند یک نکاتى را رعایت کنند و براى این هم در مدت چهل و چند سال مشروطیت می‌بینیم در پروگرام‌هایى که آورده‌اند در اینجا همیشه نوشته می‌شود که سیاست موازنه و دوستى با دول همجوار مخصوصاً با این دو همسایه گرامى بنده خیال می‌کنم تنها راه صلاح این کشور هم همین سیاست موازنه است، ما بایستى در حالی که خودمان را مجهز می‌کنیم به وسایل جدید دنیا بسط امنیت بدهیم زراعت و صناعت را پیش ببریم باید در سیاست خارجى این نکته را رعایت بکنیم که وسیله‌ای داده نشود به دست دیگران که جلوى ترقى ما را بگیرند بنده عقیده به وحدت کامل ایران دارم و تصور می‌کنم که ایران یک جسم و پیکر واحدى است آنچه که اعتراض دارم در این برنامه نقضى در وحدت ایران می‌بینم یک مراسله‌ای اینجا دارم که یکى از شیوخ جزیره بحرین که از آنجا فرار کرده و آقاى فرامرزى شاید محلشان را بدانند به دوبى رفته و به من می‌نویسد که من هر روز می‌شنوم «در مقدمه یک خورده هم از بنده تمجید کرده آن را می‌گذارم کنار» که بله نطق شما را خواندم خیلى خوششان آمد و خیال کردیم حالا موقعى است که ما هم حرف خودمان را بزنیم بعد می‌نویسد در تهران و مجلس شوراى ملى هر روز صحبت می‌شود از سر و پاى ایران ما می‌خواهیم بدانیم که ما در کجاى ایران هستیم آیا ما ناخن ایران هستیم که گرفتند و به دور انداختند؟ چرا با ما صحبت نمی‌شود ما می‌دانیم در مدت هشتاد سال هیچ سندى هم هیچ دولتى نداده است که ما جزء ایران نیستیم؟ ما جزء لا‌یتجزاى ایران هستیم (صحیح‏ است) و در هر موقعى که پاسگاه‌هایی دولت بخواهد در جزیره بحرین برقرار کند ما خودمان را به کشتن می‌دهیم (صحیح است، احسنت) و آن‌ها را برقرار می‌کنیم بنده می‌خواهم از دولت جناب آقاى قوام‌السلطنه بخواهم براى وحدت ایران، تا هیچ گونه حرفى در هیچ صورتى نباشد امر بشود به این قشونى که 150 میلیون تومان در سال می‌گیرد اول یک تلگرافى بکنند به شیخ بحرین بیاید به تهران و البته خواهد آمد اگر مقتضى هم دانستند حکومتش را به خود او می‌دهند مقتضى ندانستند قواى ایران می‌رود در بحرین و مستقر می‌شود (صحیح است. صحیح است) امروز بهترین موقعى است که ما بحرین را می‌توانیم بگردانیم چنانچه باید و شاید همان طور که بوده است

+++

 (یکى از نمایندگان- نرفته که برگردد) بله یعنى پاسگاه‌ها درآنجا مستقر شود و درست هم نوشته است او می‌نویسد مگر ما ناخن ایران هستیم من اصلًا می‌خواهم سر و پا را کنار بگذاریم، ایران در روزى زمین واقع شده و زمین هم یک جسم کروى است سطح مستوى هم وجود ندارد هر جا هست کروى است هر نقطه ایران را که دست گذاشتید سر و قلب ایران است، کرمان و آذربایجان و تهران قلب ایران است (صحیح است، صحیح است) همه جا قلب ایران است و ما نباید مردم را قبلشان را مجروح کنیم و سر و پا درست کنیم براى مملکت. خلیج‌فارس بزرگ‌ترین منطقه‌ای است که در مدت بیست و پنج قرن وسیله سیادت و آقایی دنیاى قدیم بوده امروز از 60 درجه عرض شمالى همسایه محترم ما امپراطورى انگلستان و بریتانیاى کبیر می‌آید خلیج‌فارس، ما که صاحب خلیج‌فارس هستیم اصلًا اسمى از خلیج‌فارس نمی‌بریم صاحب خلیج‌فارس کلید‌دار آسیا است باید در تمام این جزایر خلیج‌فارس دو تا استاندار که مثل نایب‌السلطنه و نماینده بزرگ دولت باشد آنجا فرستاده شود 50 میلیون، صد میلیون تومان یا بیشتر هم اگر لازم باشد باید شما خرج بکنید و این خلیج و جزایرى که بى قیمت است و ما در دست داریم این‌ها را این طور نباید مطرود و متروک گذاشت و ماه همه‌اش در پى سر و پا می‌گردیم. سر و قلب ایران همینجا است. اینجا ناخن نیست و اینجا سر ایران است ولى به عقیده بنده هر جا را دست گذاشتیم سر ایران است قسمت دیگر که لازم است همه بدانند بایستى تصور نشود که مبالغه شده مبالغه‌ای نیست (فرامرزى- راجع به آنجاهایى که دستمان است و خراب است حرف بزنید) همه دست ما است خلیج‌فارس در مدت پانصد سال وسیله آقایی پرتقالی‌ها، آقایی اسپانیولی‌ها و بعد فرانسوی‌ها بوده و حالا هم انگلستان سیادت خودش را در آسیا در این قسمت جنوبى ایران یعنى بحر عمان و اقیانوس هند و کشتىرانى در خلیج‌فارس اعمال می‌کند بنده عقیده‌ام این است که اگر دو دفعه و سه دفعه هم تکرار بشود عیبى ندارد و باید حتماً در این موضوع تصمیم مقتضى گرفته شود و در برنامه دولت راجع به بحرین و کلیه جزایر خلیج‌فارس یک اصل مستقیمى باید دولت‌ها پیش بگیرند (صحیح است، صحیح است، صحیح است) مطلب دیگر که باید دانسته شود اصولًا زمینى فى حد ذاته خودش قیمتى ندارد موقعیت آن‌ها و مردم آن زمین‌ها قیمت دارند به تبعیت از دستور آسمانى و ان اکرمکم عندالله اتقیکم آن‌هایی که متقى هستند و خوب کار می‌کنند باید طرف احترام واقع شوند باید دقت کنیم و توجه نماییم و تمام مملکت را هم در حکم واحد بدانیم نگفته نماند که متأسفانه در یکى دو ماه قبل در جراید خوانده شد که شیخ بحرین خودش با نماینده‌اش در کنفرانس نفتى عربستان حضور به هم رسانیده این قطعاً باید جلوگیرى بشود و هیچ قدرتى نمی‌تواند که راجع به تمامیت ایران جلوگیرى بکند و کسى نمی‌تواند ملت ایران را منع کند که آنجا وعده نفرستند و جلوگیرى نکنند و استقرار قواى دولتى در آنجا نشود و این موضوع کاملًا داخلى است و ارسال مرسول به دولت انگلستان هم مورد ندارد و من دوسیه وزارت خارجه را دیده‌ام و از آنچه دیده‌ام اظهار تأسف می‌کنم شوراى امنیت هم همین طور، قضیه کاملًا داخلى است و باید خودمان حل بکنیم در قسمت دوم این برنامه در فصل سیاست خارجى بنده بدواً مقدمه‌ای عرض می‌کنم رقابت بین دولتین انگلستان و روسیه تزارى تا 1901 در ایران به اقسام مختلف عرض اندام می‌کرد دولت روسیه تزارى هم دولت خیلى متجاوزى بود «اگر ما به قرارداد 1921 نگاه بکنیم می‌بینیم که در این قرارداد دولت اتحاد جماهیر شوروى مکرر قید کرده است که ما از منافع و امتیازاتى که دولت سبع تزارى، مخصوصاً این لفظ را قید کرده است یعنى این امرى است که بر آن‌ها بیشتر از ما مسلم است» در 1901 امتیازى یک نفر هلندى به اسم دارسى از دولت ایران گرفت براى مدت 60 سال در آن موقع این امتیاز از نظر خودش در دنیا بى اهمیت بود بعدها این امتیاز منتقل شد به یک کمپانى انگلیسى، از تاریخى که این امتیاز انتقال پیدا کرد یک رقابت شدیدى در بین دولت انگلیس و دولت روسیه تزارى پدید آمد به قدری شدت کرد که با دربار زمان مخالفت‌های زیادى شد و خوشبختانه ما هم از این مخالفت‌ها استفاده کردیم و مشروطیت فعلى ما هم در این موقع در 1906 به وجود آمد ولى همین اقدامى را که دولت انگلستان کرد، بعد تقاضا کرد از دولت روسیه که یک موافقتى راجع به آسیا و مخصوصاً راجع به فلات ایران حاصل بکنند در این موافقتى که بالاخره بنا بر دعوتى که خود انگلستان خواستار شده بود در روال...‏ در کنار دریاى بالتیک ادوارد هفتم پادشاه انگلستان و نیکلای دوم امپراطور روس در آنجا ملاقات کردند قراردادی راجع به ایران و راجع به دولت‌های دیگر آسیا منعقد کردند ولى این قرارداد از نظر ماهیت معروف به قرارداد 1907 است و خوشبختانه دولت‌هایی که ما داشتیم که در همان دولت هم شاید یکى دو مرتبه خود آقاى قوام‌السلطنه هم بودند جواب‌های رد نسبت به این قرارداد همیشه داده شده است و گفته‌اند که دولت ایران به هیچ وجه قراردادى که بین دو دولت راجع به ایران منعقد کرده باشند هیچ ارزش سیاسى ندارد (صحیح است، صحیح است) و دولت ایران هیچ وقت این قرارداد را قبول نکرد. در دنباله این قرارداد با این که ما قبول نکردیم به واسطه ضعف و بى‌زورى ما این دو دولت کلیه امورى را که در ایران انجام می‌گردید متفقاً یادداشت‌هایی می‌فرستادند و دولت‌های وقت را بیخود موجب مزاحمتشان می‌شدند گمرکات ما، سایر وسایل مالى ما و محصولاتى که داشتیم به وسیله امتیازات و غیره همه را در دست گرفتند، دولت روسیه تزارى امتیازات زیادى از ایران گرفته بود تا این که در جنگ بین‌المللى اخیر دولت روسیه شکست خورد و قرارداد جداگانه با آلمان بست و در این موقع از نظر سیاست داخلى خودشان (ولى ماهم ممنونیم) کلیه دیون و مطالبات مورث خودش را این وارث صرف‌نظر کرد گفت به هیچ کس دینى ندارم از هیچ کس هم طلب ندارم تمام آنچه که امتیاز گرفته بود و تمام آنچه را که طلب داشت همه را واگذار نمود و ما نتیجه خوب بردیم و همیشه از این پیش آمدى هم که شد ملت ایران ممنون است (صحیح است) و شخصاً هم من خیال نمی‌کنم که دولت اتحاد جماهیر شوروى هیچ گاه میل داشته باشد که آن رویه دربار قدیم را اعمال بکند و یک سرى امتیازاتى در مملکت ما یا جاهاى دیگر تحصیل بکند (صحیح است) رویه این دولت عملًا البته غیر از این است اما بعد از این که این قراردادها از طرف دولت روسیه شوروى لغو شد انگلستان تا چندین سال نمی‌پذیرفت آقاى امامى اهرى و یکى دونفر دیگر از آقایان اینجا صحبت کردند راجع به کاپیتولاسیون اصولًا یکى از آن حرف‌هایی که از بین رفت بعد از انقلاب هفتم اکتبر امتیاز خارج‌المملکتى بود که در ایران روسیه تزارى براى خودش اخذ کرده بود و عملًا بعد از او هیچ نوع قرارداد خارج‌المملکتى ما نمی‌توانستیم داشته باشیم (صحیح است) چرا؟ براى این که تمام این قراردادها بر پایه قرارداد ترکمان چاى است پس عملًا این قراردادهای خارج‌المملکتى لغو شده بود می‌توانیم بگوییم دولت‌های بعد نخواستند این کار را تجدید بکند البته این هم مشکل بود. در تاریخ 1918 که خاتمه جنگ بود به نام دولت انگلیس، للوید جرج رئیس‌الوزراى حکومت ائتلاف در مجلس مبعوثان انگلیس گفت فتح ما مدیون نفت ایران است (صحیح است) این تاریخى است که بر آن‌ها مسلم شد که این نفت چه ارزشى دارد تمام مؤسسات، کارخانجاتشان، کشتی‌هایشان تمام تبدیل به نفت شد آن‌ها در صدد برآمدند که این قرارداد دارسى را به هر صورتى هست به یک صورت نود و نه ساله در بیاورند این هم دوسیه‌اى دارد موجود است وقتى که روسیه تزارى در هم شکست دولت انگلیس که همیشه ملت ایران در موارد سخت از زمان مشروطیت تا این تاریخ که می‌گویم همیشه محرمانه حامى و پناهگاه مشروطیت ایران بوده‏ است به محض این که حریف را از میدان خارج دید یعنى او سقوط کرد و امپراطورى عثمانى از میان رفت و کمیسیون بین‌المتفقین در استانبول مستقر شد و در جنوب هم که دست خود آن‌ها بود از طرفى هم حکومت روسیه از بین رفته بود فوراً قواى ژنرال ماژور دنستر ویل آمد رفت به قفقاز و از آن طرف هم به ترکستان یعنى ایرارن و ایرانى که چشمش را باز کرد دید همه آب همه آب همه آب بود، هیچ چیز دور و برش غیر از انگلستان نبود بنده تصریح می‌کنم قرارداد 1919 به ایران صددرصد تحمیل شد از براى این که این قرارداد در موقعى بود که ایران مثل یک نگین در وسط انگشتر بود (صحیح است) این قضیه موجب شد که در اولین موقعى که اتحاد جماهیر شوروى از معارضین داخلى آسوده شد (معارضین بزرگ داخلى سه قسمت بود و سه رئیس داشتند) آمیرال کلچاک، ژنرال و رانگل و ژنرال دنیکن و ما با همین ژنرال دنیکن در اینجا صحبت داریم. ژنرال دنیکن از راه ولگا شکست خورده به بحر خزر آمد قواى شوروى هم آمد پشت سرش (در همان اول در بادکوبه من خدمت آقاى ساعد رسیدم) و آمدند تا سؤال جنوبى بحر خزر، که در زیر استیلاى قرارداد 1919 بود وقتى که ژنرال دنسترویل عقب نشست عملًا دیده شد اجراى این قرارداد عملًا امکان پذیر نیست در منجیل کنفرانسى تشکیل شد کنفرانس منجیل هم سند دارد در این کنفرانس

+++

 بالاخره تصمیم گرفته شد که در ایران حکومتى به وجود آید که این حکومت دو کار بکند، یکى این که از بادهاى سخت مخالف شمالى جلوگیرى کند که از کوه‌ها البرز نگذرد در دامنه کوه‌های هندو کش بماند و از دهانه خیبر به داخله هندوستان سرایت ننماید، قسمت دوم این بود که حکومتى به وجود آید که امتیاز نفت جنوب را براى 99 سال تمدید بکند حالا بایستى آقایان دقت فرمایند اینجاست که بنده دقت آقایان را جلب می‌کنم این نقشه‌ای که آقایان ملاحظه می‌فرمایند نقشه قرارداد 1907 است در اینجا روسیه و انگلستان (بعضى از نمایندگان- این نقشه پاره شده است) بله پاره شده است، این نقشه به وسیله خطوطى سهم بندى شده است، اینجا که ملاحظه می‌فرمایید در خلیج‌فارس، این جایی که خطوط دارد 1 سهم از 4 سهم را انگلستان براى خودش قبول کردو 4 سهم را براى روسیه (یکى از نمایندگان- سه سهم) نه، از پنج سهم یک سهم دختریو دو سهم پسرى اما قرارداد نفتى که باید تمدید شود و در موقعى که این قرارداد 1907 بسته شد در ماده پنجش که اینجا حاضر است تصدیق می‌کند دولت انگلستان از کلیه امتیازاتى که در منطقه براى روسیه تزارس دارد و داشته است از تمام این‌ها صرف‌نظر می‌کند یعنى همین قسمتى که خط کشیده می‌ماند در مقدمه این قرارداد می‌نویسد که فقط منظورمان حفظ استقلال و تمامیت مملکت ایران است. همیشه در این نوع قراردادها این تعارفات مرسوم است بعدها در 1933 حکومتى که در ایران به وجود آمده بود قرارداد نفت را منعقد کرد و منطقه نفتى تعیین نمود یعنى منطقه امتیار نفتى، منطقه‌ای که در آنجا کارهایى که می‌شود آن‌ها خارج از حدود کارهاى مملکتى است متن قرارداد دارسى یک قدرى کوچک‌تر است یعنى به ما محبت کردند و گفتند کویر اصفهان و کویر کرمان و کویر سیستان و قائنات را صرف‌نظر می‌کنیم آن‌ها مال شما و همان طورى که آن برادر بزرگ تقسیم کرد، آن قاط چموش لگد زن ازآن من، آن گربه معو معو کن بابا از آن تو، از سطح خانه تا به لب بام از آن من، از بام خانه تا به ثریان ازآن تو، چه داده شد؟ این نقشه امتیاز تمدید نفت است (حاذقى- سکوت مجلس دلیل موافقت یا مخالفت با این بیانات نیست) (صحیح است.- صحیح است) یعنى که البته آقایان موافق نیستند با این حرف‌ها (باتمانقلیچ- مربوط به برنامه نیست) در این تمدید قرارداد از قصر شیرین شروع می‌کند می‌رود تمام نواحى سمت جنوب، تمام خوزستان را دربر می‌گیرد می‌آید از کناره شیراز رد می‌شود و منتهى می‌شود به خلیج‌فارس و تمام خلیج را که رد می‌کند می‌رسد به بحر عمان. ما علت‌العلل ناراحتی‌های فعلى را بایستى جستجو کنیم، به عقیده بنده دولت آقاى قوام‌السلطنه باید در برنامه قید می‌کردند که این تمدید قرارداد نفت جنوب به این صورت مطابق میل ملت ایران نبوده است (صحیح است- صحیح است) (یمین اسفندیارى- تکلیف دولت نبوده، این تکلیف مجلس است) (مکى- بگذارید حرفشان را بزنند) دو ضرر ما از این قرارداد می‌بریم یکى 1650 میلیونلیره انگلیسى در مدت سى و سه سال در حداقل، از جیب فقیر این مملکت رفته است این برنامه براى هفت سال تهیه شده و پول هم نداریم و باید رحمت بکشیم و از مردم بیچاره بگیریم، این پول را داریم از آنجا بگیرید، قسمت دوم ملت ایران از این دو موضوع خارج المملکتى که یک بانک شاهى است که تمام شده و یکى هم این تمدید امتیاز است این هم رد می‌شود ملت ایران به کلی فارغ‌البال خواهد شد آقایان نمایندگان در این قرارداد حق فرودگاه و حق هواپیما به کمپانى داد شد می‌خواهم بگویم آیا لوله نفت را توى هواپیماى می‌گذارند؟ اینها تمام غلط است این‌ها باید تمام پاره بشود همین‌هاست که مملکت شما را دچار این همه زحمت کرده است باید مرض را تشخیص داد و معالجه کرد آقاى دکتر اقبال، دکتر هستند و می‌دانند مرض قند چیست آقاى یمین هم مبتلا به مرض قند هستند مرض قند را دملش را نمی‌شد معالجه کردم دملش را اگر معالجه کردید ممکن است به چشمتان بزند و کور کند مرض قند را باید یا انسولین بزنید یا اصولًا معالجه کنى شما فکر صحیح بکنید بگذارید مردم راحت و آسوده در زیر این آسمان کبودزندگانى بکنند فکر صحیحى بکنید (یک نفر از نمایندگان- اینها به هم ارتباط ندارد) چطور به هم ارتباط ندارد همه‌اش ارتباط است این مطالبى است که ما 42 سال است به آن مبتلا هستیم دولت‌های ما هم گرفتار آن هستند خوب، کسى نمی‌تواند بگوید علاء‌السلطنه بد بود، مشیرالدوله بد بود، قوام‌السلطنه بد بود آن‌ها هم از همین برنامه‌ها آوردند، سه ماه، شش ماه، یک سال، به جایی نرسید آقا مطلب را تمام کنید ملت ایران باید راحت و آسوده و فارغ‌البال باشد مطلب این است و بست (یک نفر از نمایندگان- در این مطلب حرفى نیست مطلب را بفرمایید) این اولش است و براى اینک آقایان ممکن ا‌ست از من اوقاتشان تلخ بشوند من هم نمی‌خواهم نه هر کس حق تواند گفت گستاخ، سخنى ملکى است جانب را مسلم، می‌گویم، نمی‌ترسم ملاحظه‌ای هم ندارم صلاح ملت ایران این است (ملک مدنى- کس ملاحظه نمی‌کند به نفع مملکت هر وقت هر چیز باشد همه موافقند) آقایان بایستى قبول بفرمایند یک حقیقتى را که البته ارفاق و اشفاق در ملل متنوعه مختلفه و ممالک مترقى عالم هست اما اگر یک کسى دستش را دراز کردم و گفت من گرسنه هستم چقدر به او رحم می‌کنند، یک تومان با او می‌دهند، پنج تومان می‌دهند، حق را باید مطالبه کرد، با التماس و تقاضاى استرحام کسى به کسى چیزى نمی‌دهد، نگاه کردیم هم به ما نشان می‌دهد هر وقت ما براى احتیاجات خودمان به دول دیگر مراجعه کردیم آن‌ها هم البته همه مردمان خوبى بودند آن‌ها همه مشفق طایفه بشر بودند اما گفتند الضرورات نتبیح‌المحظورات گفتند این کار حق است اما یک کار هم مال خودمان است که اگر مال شما را انجام بدهیم به منفعت شما و به ضرر خودمان تمام می‌شود ولى ما کلاهمان پس معرکه می‌ماند آقایان نمایندگان، باید کار خودمان را خودمان بکنیم آن وقت اگر مطالبى داریم به دنیا بگوییم اینجا مکرراً مذاکره شد از شوراى امنیت من خیلى خوشنود هستم چنین شورایی در دنیا تشکیل شده است مجمع ملل متحد بسیار خوب است جامعه ملل هم بسیار، بسیار خوب بود مردمى که آنجا می‌نشنیند همه فکرهاى خوب دارند اما اول فکر مملکت خودشانند ما نگاه می‌کنیم الان می‌بینیم اندونزى دچار فشار هلندی‌ها ست شوراى امنیت هم هست مجمع ملل متحد هم هست و این مسلمان‌های هم کیش ما زیر باران گلوله درو می‌شوند چه کار می‌شود کرد (مهندس رضوى- هلندی‌ها تنها نیستند) حالا ما می‌روم روى اصول روشن، یک دولت مسلمان همسایه‌ای داریم یک قدرى از همسایگى دور است ولى با ما دوست و هم کیش است دولت مصر اختلافاتى دارد 70 سال 80 سال قبل یک پیشآمدهایى کرد آن‌ها کمک خواستد و انگلیس‌ها به آن‌ها کمک کردند اما خوب همان‌هایی که کمک کردند آنجا ماندگان و نمی‌روند بالاخره خواندید در روزنامه‌ها که رئیس‌الوزراى مصر نقراشى پاشا رفت به شوراى امنیت گفت آقا یک فکرى بکنى به او گفتند شما خودتان با یکدیگر حل بکنید و دست خالى به مصر برگشت بنده عقیده‌ام این است که ملت ایران بایستى به خواست خدا استقلال سیاسى و اقتصادى را که داراست خودش حافظ خودش باشد و آن وقت یک کسى هم اگر ضامنش هست چه‏ بهتر (صحیح است) والّا ضامن براى زنده است از مرده کسى ضمانت نمی‌کند شما الان نمی‌روی قبرستان که با مرده قرارداد ببندید با آدم زنده شما قرارداد می‌بندید ملت ایران باید اثبات بکند زنده است پا برجا است آن وقت هر کس که آمد به کمک ما چه بهتر ما که بدمان نمی‌آید ضمانت بکنند در کنفرانس تهران سه دولت در اینجا حمایت کردند استقلال ایران را خوب بسیار خوب، معذلک بدانید ما بایستى حافظ خودمان باشیم آقایان نمایندگان این جنگى که 6 سال طول کشید و دنیا را به خاک و خون غلطانید این جنگ تمام آلمان را مبدل به تل خاک کرد انگلستان، فرانسه، روسیه همه این‌ها صدمه خورد اما با 20 سال آسایش همه این‌ها جبران می‌شود آلمان نو و قوى، فرانسه و انگلستان و روسیه تازه به وجود می‌آید اما در ایران اگر یک دیوار گلى خراب شد به آسانى و به این زودی‌ها ساخته نمی‌شود ما نباید بگذاریم که در اینجا دیوارى خراب بشود به خیال این که کى چه‌ کار می‌کند. ما باید خودمان فکر خودمان باشیم (فرامرزى- نتیجه بگیرید از حرف‌های خودتان) الان نتیجه می‌گیرم، دو جنگ در دنیا واقع شد و بنده البته نمی‌توانم قضاوت بکنم که جنگ سوم می‌شود یا نمی‌شود چون تنها حدود اطلاعات بنده و تمام هموطنان ما به استثناى آنهایی که وارد هستند در حدود اخبارى است که در روزنامه‌ها می‌نویسند و رادیوها خبر می‌دهند این‌ها تمام اطلاعات ماست از مخالف و موافق ولى ظاهراً یک کشمکش‌های بزرگى است که ممکن است یک روزى هم منتهى به جنگ بشود بنده می‌خواهم از همسایه مهربان دویست ساله خودمان انگلستان خواهش بکنم، تمنا بکنم که اولًا طورى بکنند که صلح جهان را نگهدارند و اگر نتوانستند نگهدارند میدان شروع مبارزه‌شان را ایران قرار ندهند (صحیح است. صحیح است) در ایران ما تحمل هیچ قسم ناراحتى را نداریم انگلستان هم در جنگ اول آقاى دنیا و سید دربارها بود در جنگ دوم قسمت بزرگى از عظمت دریایی خودش ر به آمریکا واگذار کرد تمام پایگاه

+++

هاى اقیانوس کبیر را 99 ساله به امریکا اجاره داد و بحریه او که در دنیا درجه اول بود امروز او و سایر دول تجربه‌شان به زحمت مساوى بحریه آمریکا می‌شود یعنى عظمت و بزرگى دریایی خود را هم از دست داده است و بنده تصور می‌کنم اگر در آینده جنگى در دنیا پیش بیاید بین اتحاد جماهیر شوروى یا امریکا خواهد بود در هر دو حال اگر اتحاد جماهیر شوروى فائق بشود انگلستان و دنیاى سرمایه‌دارى به هم می‌خورد و اگر آمریکا موفق بشود آقایی خودش را به عقیده من با انگلستان تقسیم نمی‌کند و دلیلى ندارد پس نظر من این است که این همسایه ما که حق همسایگى دارد از من بشنود و سعى بکند که دعوایى نشود و اگر خواست بشود این همسایه خود را رعاىت و جاى دیگرى جنگ را شروع کند (فرامرزى- کدام ضعیف سعى می‌کند که با قوى دعوى داشته باشد؟) و در این قرارداد موجود نفت دو ماده است که بنده استدعا دارم مادامى که لغو نشده است دولت توجه داشته باشد «ماده دهم بند الف از قسمت پنج تصریح دارد هر گاه موقعى قیمت طلا در لندن از شش لیره استرلینگ در مقابل یک انس تروى تجاوز نماید براى هم پنى که علاوه بر شش لیره استرلینگ در مقابل یک اونس تروى در روز پراخت و قیمت طلا ترقى نماید بر کلیه مبالغ لازم‌التأدیه به دولت از طرف کمپانى به موجب این قرارداد به استثناى مبالغ فلان و فلان باید به میزان 1440/ 1 افزوده شود» اى تثبیت می‌کند، ثابت می‌کند که سهمى را که ما براى این مدتى که هنوز ملغى نشده است و باید از طرف دولت انگلیس که قائم‌مقام کمپانى است بگیریم لیره طلا است و تفاوت این را هم هم باید به نرخ روز به ما بپردازند این چندین میلیون لیره است که به ضرر ایران است و همچنین در ماده 20 قرارداد می‌نویسد «که در تمام مدت قبل از ده سال آخر امتیاز به هیچ قطعه از اراضى را که کمپانى مجاناً از دولت تحصیل کرده است نمی‌توان انتقال دهد و همچنین هیچ یک از اموال منقول خود را نیز» مطلب اینجا است به استثنای آنچه غیر مفید می‌داند و یا این که دیگر مورد احتیاج عملیات کمپانى در ایران نیست نمی‌تواند خارج نماید یعنى تشخیص را نویسندگان این قرارداد گذاشته‌اند به عهده خود کمپانى نفت جنوب که آن چیزى را که گفت مفید نیست‏ می‌تواند خارج کند. نتیجه عمل چه می‌شود؟ نتیجه عمل این می‌شود که آن روزى که می‌خواهیم آنجا راتحویل بگیریم یک صحراى آبادان تحویل می‌گیریم مثل همان که در او بوده است باید فوراً در این قسمت تفسیر بشود که بدون نظر مأمورین دولت که حداقل سه نفر باشند مراجعه بشود که چه چیز را غیر لازم می‌دانند. قرارداد دارسى در زمانى بسته شده بود که مردم زیاد آشنا نبودند در آن قرارداد تمام اموال بلاعوض و مجاناً متعلق به ایران بود و نمی‌توانستند خارج بکنند این قرارداد می‌گوید که می‌تواند اگر لازم ندانست و اگذار می‌کند و معین کرده است اراضى که از دولت گرفته و از مالکین خریدارى کرده است وقتى که لازم ندانست به هرکس یا شرکت تابعه خود می‌تواند بفروشد و این صحیح نیست باید به همان مالکین بدهد یا باید به خود دولت ایران بفروشد، به خارج نمی‌تواند انتقال بدهد، این دو موضوعى است که در این قرارداد لازم است حتماً در نظر گرفته شود و قسمت دیگرى که در ماده پنج این قرارداد اشاره به پرواز هواپیمایى شده اینحق بایستى از کمپانى نفت جنوب سلب شود هواپیما می‌خواهد چه کار کند کمپانى نفت جنوب؟ کمپانى که هواپیمایى نباید داشته باشد این‌ها موارد ابتلا ما است... اما اعتراض بنده به هیئت دولتى که جناب آقاى قوام‌السلطنه به مجلس معرفى می‌کند براى این است که ما با این وضعیتى که اشاره شد و حاجت به تکرار ندارد باید دولت‌هایی داشته باشیم که افراد او مورد اعتماد جامعه ملت ایران باشد و سوابقى نداشته باشند چه از داخل و چه از خارج نشود به آن‌ها نسبت‌هایی داد (صحیح است) متأسفانه جناب آقاى نخست وزیر هیئت دولتى به مجلس معرفى می‌فرمایند .. آقاى محمود جم به سمت وزارت جنگ معرفى می‌شوند (نخست وزیر- بسیار خود انتخابى است) بسیار خوب!! آقایان نمایندگان که آقاى محمود جم یکى از 11 نفر عضو کمیته آهن هستند که در این مملکت کودتا کردند این کمیته هشت نفر (بعضى از نمایندگان- این طور نیست) من سندش را نشان می‌دهم (یک نفر از نمایندگان- مرحوم مشیرالدوله ایشان را به وزارت مجلس معرفى کردند) این کمیته هشت نفر عضو ایرانى و سه نفر هم عضو خارجى داشت ژنرال آیرنساید، کلنل اسمایس و سروالتر اسمارت، اى سه نفر عضو خارجى کمیته آهن بودند و هشت نفر هم عضو داخلى کمیته ایرانى بودند که جناب آقاى محمود جم هم ببینید بنده تمام ادب را هم رعایت می‌کنم، ایشان شرکت داشتند حالا شما می‌گویید نداشتند؟ از شما می‌پرسم یک جمعیتى می‌آیند با هم قرارى می‌گذارند که بیایند مسلحانه قیامى بر علیه حکومت شما بکنند کارشان صحیح است یا غلط کار نداریم، آیا ممکن است خود را به خطر مرگ بیندازند و بعد بی‌خود بنده و شما و کس دیگر را بردارند بیاورند، ایشان وزیر خارجه کابینه کودتا بودند ایشان وزیر مالیه کودتا بودند حالا می‌خواهند با دست ما و شما بعد از دوران حکومت سرى باز دست ایشان را بگیرند و از این آستانه مجلس عبور دهند و بیاورند من تصدیق می‌کنم که در این مملکت قبل از 1327 کودتاى دوم خواهد شد آقایان نمایندگان اجازه بفرمایید که اعلام کنم، آقاى محمود جم در 25 تیرماه 1314 وزیر کشور بوده‌اند، بزرگ‌ترین عملى را که نمی‌دانم اسمش را چه بگویم لقبش را شما بگویید بزرگ‌ترین عملى که در تاریخ ایران در 11 قرن پیش نیامده بود ایشان مرتکب شدند وزیر کشورى است که مطابق نوشته‌ای که موجود دارم دستور داد در سه و نیم بعد از نصف شب گنبد آستان قدس رضوى را به مسلسل بستند. (امیر تیمور- دروغ است، این طور نیست) (اسلامى- آقاى اسکندرى به مرد مسلمات این طور توهین نکنید) (زنگ رئیس- همهمه نمایندگان) (سزاوار- وزیر کشور آن وقت نمی‌توانست چنین دستورى بده) اصل 64 قانون اساسى تصریح دارد هیچ وزیرى نمی‌تواند فرمان پادشاه را مستمسک قرار بدهد و اصل 44 قانون اساسى می‌گوید وزرا مسئول مجلسین هستند و شخص پادشاه از مسئولیت مبرا است من به شما تصریح می‌کنم، پادشاه گذشته را هیچ قانونى نمی‌توانست محکوم بکند (سزاوار- این حرف‌ها را می‌خواستند قبل از شهریور بزنید) آقایان نمایندگان در مدت 11 قرن دو وجود محترم، دو وجود آسمانى یکى معصومه قم است یکى على بن موسى‌الرضا اینها به ایران آمدند مهمان این مملکت بودند در طى قرون هجوم‌هایی که به این مملکت شد، همیشه این‌ها از طرف ایرانی‌ها و حتى مهاجمین محترم بودند صاحب این آستانه پیشواى عالم تشیع است در عالم اسلام سیصد میلیون به این وجود محترم احترام می‌کنند، در این شبى که به‏ شما می‌گویم 800 نفر بدون سلاح، مردمى را سیاست دور، این‌ها اسلحه نداشتند، این‌ها که نمی‌خواستند مملکت را تجزیه کنند این‌ها در آنجا راحت و آسوده خفته بودند که درهاى صحن و مسجد را می‌بندند و سه و نیم بعد از نصف شب به موجب اعلامیه‌ای که به امضاى آقاى وزیر کشور آقاى محمود جم موجود و الان پیش من است (ملک مدنى- بخوانید آقاى اسکندرى که معلوم بشود) الان بنده به سرکار عرض می‌کنم (یک نفر از نمایندگان- خارج از موضوع است) من هیچ‌ وقت هیچ چیز خارج از موضوع نمی‌گویم (ملک مدنى- بسیار مطالب صحیحى است) قبول فرمودید این‌ها را آقاى ملک مدنى؟ (خنده نمایندگان) بنده خودم را ناراحت می‌کنم، مردم از ما می‌رنجند برنجند ما وظیفه داریم این کار را بکنیم این حرف‌ها چیست؟ از طرف وزارت داخله اعلامیه وزارت داخله است، بر طبق راپورت واصله از ایالت خراسان شب نوزدهم شیخ بهلول نامى که سوء سوابق او از شرارت و فساد معلوم و سابقاً تحت تعقیب واقع شده بود در مشهد مقدس جمعى از عوام سده لوح را در مسجد به عنوان موعظه دعوت کرده دو سه روز این عمل را مداومت داده و اراذل و اوبا را دور خود جمع و عنوان کلاه و لباس را پیش کشیده یاوه‌سرایی‌ها نموده و کار را به هتاکى رسانیده مأمورین انتظامات خواستند بدواً با ملایمت و نصیحت او را از این رفتار و گفتگوهاى خلاف و مفسدت‌آمیز باز دارند مساعى آن‌ها ثمرى نبخشید و بیم اختلال نظم رفته و مردم از این جهت اظهار نگرانى نمودند مأمورین انتظام درصدد تفرقه آن‌ها برآمدند مقاومت نموده مأمورین نظمیه را مورد حمله قرار دادند و بعضى از آن‌ها را مجروح و مقتول نمودند مأمورین ناچار از نظامیان استمداد کردند و اشرار با آن‌ها هم ستیزه نمودند و آلات حرب و قبل که همراه داشتند به کار بردند نظامیان هم مجبور شدند با استعمال اسلحه گرم حفظ نظم را به آن‌ها الزام نمایند در نتیجه اراذل و اوباش که باعث این بى‌نظمى شده بودند گرفتار و بعضى متفرق شدند ولیکن متأسفانه شیخ بهلول که این مفسده را بر پا کرده بود موفق به فرار شده امنیت و انتظام کاملًا برقرار گردید فعلًا نظمیه مشغول تعقیب قضیه و کشف حقایق می‌باشد وزارت داخله محمود جم.

بعضى از نمایندگان- چیزى نیست.

حاذقى- اظهار تأسف کردند که یک عده بى‌گناه کشته شدند.

عباس اسکندرى- جواب آن کشته‌ها را که می‌دهید آقایان، آن 800 نفرى که سر و دستشان

+++

قطع شد جوابشان را باید داد آن‌ها ایرانى و بی‌گناه بودند.

امیر تیمور- دروغ می‌گوید آقاى رئیس بنده اجازه می‌خواهم جواب بدهم و ماسک‌ها بر داشته شود.

بعضى از نمایندگان- این ارتباطى ندارد این مربوط نیست.

عباس اسلامى- چرا توهین می‌کنید آقاى اسکندرى اگر می‌خواهید ملت ایران از شما خوشش بیاید راجع به همه صحبت کنید (صحیح است)

ملک مدنى- آقاى اسکندرى راجع به نخست وزیر هم بفرمایید.

عباس اسکندرى- آقاى ملک مدنى راجع به نخست وزیر فرمودید عرض کنم در 26 شعبان 1317 آقاى محمود جم نخست وزیر بودند و سید حسن مدرس مبارز معروف وکیل شجاع نایب رئیس مجلس را آوردند به ترشیز و به وسیله مأمورین شهربانى که از طهران فرستادند خفه کردند کشتند (سزاوار- شهربانى مستقل بود) این حرف‌ها چیست؟ بنده قبول نمی‌کنم که بگویند دیگرى گفت کى گفت؟

برزین- قاضى این کار من بودم، من حکم دادم.

سزاوار- شهربانى مستقیماً زیر نظر شاه بود.

اخوان- آقا چرآن بمباردمان‌هایی که از شمال شد صحبت نمی‌فرمایید.

دهقان- آقا از قضیه زیر آب و آقاى ایرج اسکندرى صحبت کنید الان یک متلکى می‌گویید ولى این حرف‌هایی که شما می‌زنید هیچ مربوط به موضوع آقاى جم نیست (زنگ رئیس)

عباس اسکندرى- آقایان نمایندگان یک کلمه می‌گویم قصه کوتاه شما رأى می‌دهید که اگر وزیر کشورى کارى کرده مأمور جزء یا رئیس شهربانى مسئول است؟

رئیس- به شما اخطار می‌کنم.

عباس اسکندرى- ... من براى خود شما آقاى رئیس می‌ترسم من جهنم، بعد از 9 سال حالا دیگر نوبت شما است که بعد از نایب رئیس نوبت رئیس است (خنده نمایندگان)

رئیس- اینجا جاى تفریح نیست به شما هم بعد اخطار خواهد شد از مورد بحث خارج نشوید.

عباس اسکندرى- خوب بنده یک چنین موضوعى را می‌گویم که تمام ملت ایران از آن عزادار است شما می‌فرمایید تفریح می‌کند (اسلامى- شما باىد دو طرفه حرف بزنید آقاى اسکندرى) باید هم گریه کنند به هر حال من در این مقام جایى براى خنده نمی‌بینم بنده خیال می‌کنم در تمام آنچه در یک کشورى واقع می‌شود آن چیزى مجاز ست که قانون اجازه داده و آن چیزى به دو گناه است که قانون آن را منع کرده (حاذقى- آقا همین بیانات شما را قانون منع کرده است) (مکى- آقا بگذارید حرف بزنند) (فرامرزى- اگر مسئولیت وزرا نیست بگویید نیست) آقایان اگر مسئولیت وزرا نیست پس شما به آقایان چه کار دارید؟ خوب بروند هر‌کارى می‌خواهد بکنند اگر وزرا مسئول نیستند پس با آقایان ما چه حرفى داریم؟ رأى اعتماد چه می‌خواهند؟ فردا اگر جناب آقاى رئیس مجلس را (اگر خودم را بگیم می‌کشند می‌گویند جهنم) اگر شما را آقاى رئیس بکشند کى مسئول است (خنده نمایندگان) (زنگ رئیس) (امیر تیمور- آقا جنبه مسخرگى را شروع کردند) آقایان شما می‌خندید من نمی‌خندم من مسخرگى نمی‌کنم جدى صحبت می‌کنم شما می‌خندید بخندید، من جلو خنده شما را که نمی‌توانم بگیرم (خنده ممتد نمایندگان) آقایان یک روزى خواهد بود که ما نیستیم آقاى مکى هم آن روز شاید پیرشده‌اند و پسرشان را می‌فرستد از تند‌نویسى مجلس این مطالب را می‌گیرد و یک کتابى زحمت می‌کشند و تألیف می‌کنند و اظهار خواهند نمود و بعد معلوم می‌شود من چه گفته‌ام، درست گفته‌ام یا درست نگفتگانم آن اقلیت سابق را که من افتخار دارم ارگان آن بودم فقط از آن‌ها آقاى ملک‌الشعراء بهار و آقاى حائرى زاده مانده‌اند کسى دیگر از آن‌ها نمانده و من الان آن چشم‌های نافذ مدرسى را می‌بینم می‌گوید قابیل برادرت را چه کردى؟ چرا او را کشتى (برزین- من انتقام او را گرفتم) انتقام از آن بیچاره این بود که احمدى را دارد بزنند؟ (آصف- انشاء‌الله تجدید نمی‌شود) (حاذقى- اگر مطلب دیگرى هست بفرمایید) من شما را آدم مسلمانى می‌دانستم آقاى حاذقى، بالاخره آقا ما باید تکلیفمان را با دولت‌هایی که به آن‌ها رأى می‌دهم معلوم کنیم (صحیح است- صحیح است) بنده نمی‌دانم جرائمى را که نسبت به مخففه یا مشدده براى آن‌ها شما قائل می‌شود کدام است؟ بنده می‌بینم دریک شب تاریک اشخاصى می‌آیند می‌زنند، می‌بندند و فردا یک حکومتى تشکیل می‌دهند و بعد از آن می‌گویند خوب ا‌همیت ندارد عملى شد است آن وقت می‌بینیم بزرگ‌ترین مرجع مذهبى که در این مملکت است به مسلسل و توپ می‌بندند مردم بی‌گناه را می‌کشند و یک چنین عمل بزرگى را می‌گویند به وزیر کشور ربطى ندارد، پس به کى ربط دارد؟ آقا آن مأمور آن نظامى که به او امر می‌کنند او که تقصیرى ندارد باید همیشه انتظامات نظام محفوظ بماند، آقاى برزین می‌فرمایند تقصیر با مأمورین جزء است من رأى دادم مأمور بیچاره شهربانی را مجازات بکنند، یکى از چیزهایى دیگرى که من از حکومت آقاى قوام‌السلطنه می‌خواهم این است که بروند و مختارى را آزاد بکنند به جاى تمام فجایعى که در دوره خودسرى شده شما احمدى را آویزان می‌کنید وقتى درب زندان را باز می‌کنند، می‌گویند آقا برو آنجا انژکسیون بزن آن کسى که گفته او را مجازات نمی‌کنید آقایان فکر خودتان را بکنید، بنده جهنم، والله بدانید اگر شما اینجا مواظبت نکردید اگر محکمه تشکیل ندادید اگر نفرستادید جلوى همان آستانه حضرت رضا و بعد از آن که محکوم شد مجازات بشوند (برزین- به محکمه ثابت شد که مختارى مقصر بود و ما هم حکم محکومیتش را دادیم) آقاى برزین مختارى که به میل خودش این کار را نکرد با این شکلى که بنده می‌بینم واى اگر از پس امروز بود فردایی این صحبت‌ها را اینجا می‌کنید توى صورت‌مجلس هم نوشته می‌شود بعد هم یک رأى بغلش گذاشته می‌شود آن وقت رأى که دادید این‌ها تمام حجت است اگر یک کسى این کار را کرده چگونه می‌توانید او را مسئول بدانید می‌گویند سابقه دارد و مجلس وارد ندانست پس بیایید آقا یک کارى بکنید آن مأمور را که پى طناب ایستاده و اجراى حکم می‌کند او را مجازات کنید این که زندگانى نیست این که مجلس نیست (خنده ممتد نمایندگان- زنگ رئیس) به هرحال آقاى فرامرزى به این‌ها حالى کنید اصولًا بنده عقیده دارم که همیشه سیاست از دیانت تفکیک باشد و اینها با هم در دو خط متوازى باید باشند اما این معنى را نمی‌دهد که من طرفدار این هستم که اصول عقاید مردم محترم شمرد نشود، بنده بزرگ‌ترین عملى را که در دوره خودسرى واقع شده این قضیه آستانه رضوى می‌دانم و عقیده دارم باید تمام طبقه منورالفکر این مملکت، دانش آموزان، دانشگاه، طبقات روحی این مملکت، در تهران در ولایات و خارج از این مملکت مرکز مراجع تقلید نجف باید پرچم سیاه به علامت عزا بلند بکنند هم یک روز آستانه رضوى را به مسلسل می‌بندند آن وقت همان شخص را به عنوان وزیر کشور بود مسئول است این حرف‌ها کدام است این حرف‌ها چیست آقا من اینجا سند دارم نوشته دارم (سزاوار- همه ملت ایران می‌دانند که این قضیه ارتباط بایشان ندارد) بنده یقین دارم گوش‌های شنوایی در تمام این مملکت از ساکنین خلیج‌فارس تا کرانه ارس هست و می‌دانند که من چه می‌گویم، من نمی‌خواهم یک بدبختى دو مرتبه در این مملکت پیدا شود، من نمی‌خواهم این تجربه شده را شما دو مرتبه تجربه بکنید، مگر فراموش کردید نتیجه یک عملى را که یک دوران خود‌سرى و یک شوراى بیست ساله دراین کشور به وجود آورد مگر ندیدید که تمام قوانین مشروطیت در مدت بیست سال تعطیل شد می‌خواهید دوباره کودتا بکنید ما نخواهیم گذاشت مگر از روى جسد من عبور بکنند و من نمی‌گذارم کودتا بشود شما بدانید من نمی‌گذارم، به صدای بلند می‌گویم من نخواهم گذاشت کودتا بشود فهمیدید آقاى دهقان شما بمیرید من نمی‌گذارم من نخواهم گذاشت من را می‌بینید که یک نفرم ولى تمام مردم پشت سر من هستند من نمی‌گذارم (دهقان- بنده می‌خواستم کودتا بکنم) (خنده نمایندگان) (دهقان- آقا من شما را با این استعدادتان حاضرم در تماشاخانه استخدام بکنم خوب آکتورى هستید خوب می‌توانید بازى کنید در موقع بخندید و در موقع گریه کنید) من خیلى ممنونم از شما عیبش این است ...

رئیس- بنده به شما اخطار می‌کنم شما مواظب بیانات خودتان نیستید مجبور می‌شوم جلسه را تعطیل کنم.

اسکندرى- بنده آقاى دهقان اشتباه نفرمایید به اشخاصی که در تماشاخانه کار می‌کنند خیلى احترام می‌گذارم...

رئیس- آقا به اشخاص چه کار دارید بیانات خودتان را بفرمایید نظامنامه مجلس را رعایت بفرمایید.

اسکندرى- ... اصلًا آقا گوش نکردند من چه گفتم، بنده به دوستان و رفقاى خود خیلى علاقه‌مندم و میلى دارم مبادى را هم رعایت کرده باشم و باور کنید که اگر می‌توانستم نگویم و براى خودم مسئولیتى فرض نمی‌کردم، با این که بسیارى به بنده گفتند نگو، نمی‌گفتم، من این ملک‌الشعراء را دوست

+++

دارم این شخص در مدت 20 سال صحیح و سالم مانده حالا بعد یک مرتبه این وسط‌ها زیر دست و پا برود من نمی‌خواهم همین طور آقاى دکتر معظمى آدم خوبى است مقصودم این است که رعایت اصول بشود این بدبختى است در این مملکت آخر شما چرا بى‌لطفى می‌کنید چرا دقت نمی‌کنید مطالبى که گفته می‌شود غور کنید من چه می‌گویم اینجا می‌گویم که یک دیوان کشور داریم آقاى جم بروند به دیوان کشور و ثابت بکنند تمام این حرف‌ها دروغ است تشریف بیاورند روى چشم همه جا دارند اما اگر دروغ نیست ما بالاخره باید گناهکار را مجازات بکنیم شما بدبختى را به این مملکت می‌آورید آخر ما چرا این‌ها را تحمل بکنیم بدانید غرضى در بین نیست بدانید آقایان شما بیست سال رنج کشیدید بیست سال ظهر و شب وقتى که شهربانى تعطیل می‌شد درست موقعى بود که دیگر اعصاب براى کسى نمی‌ماند حالا امروز صحبت از حبس مردم می‌شود بنده اینجا می‌گویم تمام کارهاى خلاف قاعده همیشه بد است که کسى را بگیرند و آزادى او را سلب بکند ولى آن وقت آقا مردم را می‌بردند از صبح تا ظهر و از دو و نیم بعد از ظهر تا هفت بعد از ظهر و هفت بعد از ظهر تا صبح شکنجه می‌کردند می‌زدند و می‌کشتند و خفه می‌کردند می‌گویند نگویم، چرا نگویم، چه را نگویم؟ براى چه نگویم، به بد کارى چرا کمک بکنم؟ من نمی‌توانم این آلودگى را قبول بکنم این بدبختى را هر کس به حسبا خودش می‌گذارد بگذارد این حرف‌ها کدام است (فولادوند- حالا هم همان زمینه را دارند درست می‌کنند) ما حرف می‌زنیم براى چه ما حرف می‌زنیم روزنامه‌ها از چشم و ابروى ما صحبت می‌کنند وکیل که خوشگلى نمی‌خواهد ما براى خودمان داریم حرف می‌زنیم، به هر حال به هیچ صورت امکان پذیر نیست که بنده بتوانم با دولتى که چنین عضوى را داشته باشد موافقت بکنم بنده هم با کمال احترام تمام الفاظ و تمام القاب را به او اضافه می‌کنم به جاى مجرم هم می‌گویم متهم چون حکم محکومیت در دست نیست اما ملت ایراى این را بالاخره به حساب وزرا مسئول در زمان خودش می‌گذارند اگر این‌ها هم بخواهند به حساب دیگرى بگذارند مختارند ما مطابق قانون آن‌ها را مسئول می‌دانیم و الّا براى چه از ما رأى اعتماد می‌خواهند اگر مسئولیت را قبول ندارند آن‌ها می‌گویند دیگرى رفت و دیگرى گفت فردا هم می‌گویند رفتند و گفتند و بالاخره مسئولیتى در بین نیست (اسلامى- شما چرا در روزنامه‌تان درج نمی‌کنید) یک قسمت دیگرى که بند باید عرض کنم این است که وزرا باید داراى مقامى باشند که هیچ گونه عنوانى یا نسبتى به هیچ صورت راجع به آن‌ها نشود داد چطور؟ آقایان نمایندگان ما سعى می‌کنیم که حکومت مستقل باقى و پایدار تمام ملى داشته باشیم که بتواند در موارد سخت کارهاى کشور را انجام بدهد و هیچ کس به هیچ صورتى رنگى براى او نگذارد، بنده یکى از پایه‌هایی که براى وزارت در این مملکت اخیرا یعنى در همین دوره بیست ساله قبل از این هیچ‌وقت نبود و درست شده است اول که استخدام در سفارتخانه‌های خارجه است و بعد از آن سفارت است و وزارت است بعد هم نخست وزیر شدن، هیچ نظر خاصى ندارم، در اینجا به جناب آقاى هژیر ولى آقاى هژیر مستخدم رسمى سفارت اتحاد جماهیر شوروى بودند و در آنجا خدمت می‌کردند در جلوى میز یک سفیر و کارمند سفارتخانه می‌ایستادند و دستورات آن‌ها را هم انجام می‌دادند (یکى از نمایندگان- چه ارتباطى دارد) و بالاخره ترجمه یک صنعت خیلى محترم و مهمى است ولى مترجم خوب آن است که آنچه را که به او می‌گویند آن را بکند به مفهوم‏ در پس آینه طوطى صفتم داشته‌اند آنچه استاد ازل گفت بگو می‌گویم‏.

رئیس- آقا درست صحبت کنید اهانت نکنید که من مجبورم به شما اخطار کنم.

هژیر(وزیر دارایى)- بفرمایید بنده حاضرم هر چه بفرمایید جواب می‌دهم.

اسکندرى- آقاى رئیس اخطار می‌کنند می‌گویند نگو (وزیر دارایى- بنده جواب می‌دهم بفرمایید) (شریعت‌زاده- پس دکتر سیاسى هم چر در سفارتخانه بوده است) بنده می‌گویم داخل سیاست نمی‌تواند بشود آقاى رئیس دانشگاه چه ربطى به کار سیاسى دارد (شریعت‌زاده- مگر قانون اساسى خارجى قرار داده است) سفارتخانه‌های خارجى منابع مختلف دارند هر کسى را که آنجاها می‌پذیرند بی‌خود که نمی‌پذیرند این فرمایش‌ها چیست که می‌فرمایید بنده عقیده دارم اصلا قانونى از مجلس بگذرد که هر کس که در سفارتخانه‌های خارجى مستخدم شده باشد به مقام معاونت وزارت و سفارت و عضویت در وزارت خارجه نتواندبرسد این عقیده من است و خیال می‌کنم که این تنها صورتى است که ما می‌توانیم وضعیت مخصوص و مفیدى پیدا کنیم بنده هیچ نظرى ندارم که بگویم یک آدمى حتماً کار بد کرده است آقاى متین دفترى هم منشى زومر شارژدافر سفارت آلمان بودند بعد از این، این نردبان شد و بعد آمدند معاون شدند بعد هم وزیر شدند و بعد هم نخست وزیر شدند من می‌گویم مردم را راحت بکنید این نردبان بد نردبانى است. حالا آقایان اوقاتشان تلخ می‌شود من براى خودم دشمن درست می‌کنم همه به من می‌گویند به خدای واحد هیچ غرضى ندارم این‌ها مطالب اصولى است که بدانید به درد این مملکت می‌خورد و براى این مملکت لازم است من چه کار دارم و براى من چه فرقى می‌کند که وزیر دارایى که باشد یا وزیر جنگ که باشد این طور نیست آقایان شما خودتان نگاه کنید ببینید حکومت مشروطه را ما خودمان خلق نکردیم حکومت مشروطه را ما از ممالک دیگر گرفتیم شما حکومت‌های نیمه مستقل راجه‌هاى هند را هم ببینید اگر یک نفر که این طور آمده باشد با این سابقه به او کار سیاسى داده باشند من حرفى ندارم در هیچ کجاى دنیا این طور مرسوم نیست و در دوره مشروطه هم نبود و این مال همین دوره بیست ساله است (باتمانقلیچ- آقا شما رجال این مملکت را لجن مال می‌کنید و هیچ فایده‌ای هم ندارد) (خنده نمایندگان) بنده دیگر آقایان خشنودم به جاى این که آقایان ناراحت و خسته بشوند به خوشی می‌گذرانند، و حالا اعتراضات خودم را خلاصه می‌کنم و عقیده دارم که در برنامه دولت این دولت یا هر دولت که خواهد آمد ذکر و رعایت شود.

1-‌استقرار پاسگاه در بحرین مثل سایر بلاد ایران و تغییر وضع فورى در خلیج‌فارس با هر مقدار اعتبارى هم که دولت‌ها می‌خواهند از مجلس من عقیده‌ام این است که مجلس باید موافقت بکند (باتمانقلیچ- این یک حرفى است)

2- در برنامه دولت راجع به اقدام فورى راجع به الغای قرارداد نفت جنوب قید شود که بعد از 1960 مسلماً ملغى باشد و در این مدت هم طبق این قراردادى که هست آن قسمت‌هایی که لازم است و پرداخت نشده بشود و قسمت‌های دیگرش را هم بایستى انجام بدهند

3- در ماده 20 قرارداد نفت جنوب و ماده 10 آن و ماده پنجمش راجع به حذف هواپیمایى مورد دقت قرار گیرد و این‌ها حتماً باید اقدام شود نسبت به دو نفر آقایان محترم وزیر جنگ و وزیر دارایى عقیده دارم که آقاى محمود جم به دیوان کشور تسلیم بشوند و آقاى هژیر هم من از ایشان خواهش می‌کنم که از دولت کناره‌گیرى بکنند عقیده من این است و بنده خیال می‌کنم این رویه لازم‌الرعایه است و ایشان هم مردم دانشمندى هستند و ممکن است که موارد خوبى هم براى خدمتگذارى داشته باشند امروز باید گفت موقع ایران هم بسیار سخت هم بسیار خوب است، خوب است براى این که من عقیده دارم که اختلاف و رقابت بین همسایگان اصولًا براى ما خوب است وقتى که یک همسایه باشد ما در زحمتیم، دو تا باشد و به اهم موافقت بکنند براى ما بد و خطرناک است بهترین شکلى که خوب است براى سیاست خارجى این است که این‌ها با هم اختلاف دارند پس ما دریک موقعیت خوب و سخت هستیم من عقیده دارم که دولتى باید باشد که کاملًا صد در صد مورد اعتماد عامه باشد و بیرنگ باشد (ذوالفقارى- یعنى همه‌شان عوض بشوند) و همچنین قانون هم براى این قسمت یا طرح قانوى به مجلس تقدیم بشود که سابقه خدمت سفارتخانه و کارهاى رسمى دولتى مثل معاونت و وزارت و سفارت و وزارت مختار و عضویت وزارت خارجه (یکى از نمایندگان- و وکالت) بله وکالت را هم باید بگوییم نباشد، خوب شد وکالت را هم یادآورى کردید و آقاى متین دفترى یادم نبود و حالا که شما می‌فرمایید وکالت هم اضافه بشود- بنده ملت ایران را یادآور می‌شوم که بحرین باید به ایران برگردد (شادلو- راجع به آشوراده و فیروزه هم یک تذکرى بدهید) ... البته اگر شما موفق شدید و حکومت بى‌طرفى به وجود آوردید و این اقدام را کردید و برگرداندید آن چیزى که به شما داده‌اند مال شما است و خواهید داشت شما باید نشان بدهید سیاست ملى خود را، استقلال سیاسى داخلى و اقتصادى و خارجى خود را، من به شما می‌گویم از کمى جمعیت نترسید سه میلیون، ده میلیون، پانزده میلیون، همه می‌استند و همه می‌میرند در مقابل هر قسم تجاوز خارجى باشد اما از قدیم گفته‌اند سیاست کج‌دار و مریز یا سیاست موازنه بر ایران لازم است می‌دانید چقدر مشکل است شما اگر این ظرف را کج گرفتید می‌ریزد شما این سیاست را باید عمل کنید، این چیزهایی را که می‌بینید صحیح نیست و اشتباه است، اشتباه را باید رفع کرد. در خاتمه بنده خیلى افسوس می‌خورم که براى واگذارى عمارت اپرا به آقای دهقان مخالفت کردم این مخالفت با شخص ایشان نبود بنده مخالفت کردم از این که یک

+++

 جایی را که به یازده میلیون به حساب دولت گذاشته شده بود گفتند به نهصد هزار تومان بدهند به ایشان که بعد ایشان به شهردارى سهام بدهند بنده هم مخالفت کردم با این طور شرکت‌ها اصولًا مخالف هستم بنابراین این مخالفتى که کردم با ایشان نبوده است حالا خیال می‌کنید من با شخص ایشان مخالفم این را اگر آقاى حائرى‌زاده هم می‌خواستند بگیرند باز هم مخالف بودم خود من هم شاید اگر می‌گرفتم همین طور بود، یک جایی که 11 میلیون به رایش خرج شده بود 7- 8 میلیون به حساب آن در جاهاى دیگر خرج شده بود می‌فرمایند این را همین طور بدهند در مقابل همه نامه به 900 هزار تومان خیالى به جنابعالى یا یا دیگرى بعد بگویند به جاى پول سهم بدهید، بنده با شما غرضى ندارم آقاى دهقان شما اتفاقاً در آن کارى که دارید اسباب خدمت به مملکت است من هم خوشم می‌آید اگر یک روزى بنده را هم استخدام بکنید بنده حاضرم و حرفى ندارم (خنده نمایندگان) بنده با اصل موضوع مخالفم و باز هم اگراین کار را بکنید باز هم مخالفت می‌کنم غیر از این هم با شما مخالفتى ندارم مطالب را داخل هم چرا بکنیم آقا (دهقان- صحیح است آقا بنده توضیح می‌دهم) من می‌دانم اسباب زحمت خیلی‌ها هستم ولى امیدوار هستم که نتیجه‌اش براى ملت ایران خوب باشد این‌ها را که بنده گفتم این‌ها را گوش نکردند، و باز تکرار می‌کنم که اگر باز به این صورت باش بنده با آن مخالفم اگر نباشد بنده با آن موافقم بند به هیچ وجه حاضر نیستم بگذارم که دو مرتبه در این مملکت کودتا بشود و نمی‌گذارم.

رئیس- آقاى هژیر.

وزیر دارایی- بیش از دو هفته است که برنامه دولت در مجلس شوراى ملى مطرح است (نخست وزیر- سه هفته است) سه هفته، اوایل امر البته نشستن و فرمایشات آقایان را استماع کردن از وظایف و تکالیف مسلم دولت بود ولى تصدیق می‌فرمایید یک قدرى هم بیاناتى بود که همیشه موجب ملال و کدورت می‌شود اما امروز بعد از شنیدن فرمایشات آقاى عباس میرزاى اسکندرى بنده به سهم خودم البته نظریات آقایان دیگر همکاران را عرض نمی‌کنم خوشوقت شدم که اینقدر نشستیم و گوش کردیم که ایشان این بیانات شافى و وافى را در باب مخالفت با برنامه دولت طرح نمودند نخبه فرمایش ایشان این بود که خلاصه آقاى جم و بنده از مجلس و از دولت مرخص بشویم (یکى از نمایندگان- عقیده شخصى ایشان است) بند به سهم خودم عرض می‌کنم نه به زرق آمده‌ام تا به ملامت بروم (احسنت- احسنت) خیر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست (آفرین) قطع دارم که آقاى جم هم براى انجام خدمت مملکتى همین طورند (صحیح است) با این وجود وزرات بن ده و آقاى جم مزایاى زیادى دارد، یکى این است که نمکش مخالفت آقاى عباس میرزاى اسکندرى است سر تا پا نمک (صحیح است) بنده اول این را عرض بکنم بیش از 8 سال منشى رسمى مواجب بگیر سفارت اتحاد جماهیر شوروى در ایران بوده‌ام این مسلم و محرز بود همه واردین به سیاست ایران این مطلب را می‌دانستند بنده مترجم شخص اول مملکت تا آخرین سیاستمدار کوچک بودم از بسیارى از اسرار خبر داشتم بنده از کسانى نبودم که تنها در شب تا به ملاقات بروم (احسنت- احسنت- آفرین) (نورالدین امامى- بارک الله) آقاى جم جز خدمت به مشروطیت ایران و سمت مشى و مترجم سفارت فرانسه در ایران چه کرده‌اند؟ (صحیح است) جان اشخاص به همت و اقدام ایشان از خطر رست این تقدیر است؟ (صحیح است) (اسدى- آقاى جم مرد خیرخواه و خیرى است) بزرگان در دوره بیست ساله در مملکت فراوان بودند، کسانى که از موقع خود به نفع مملکت به خیر مردم، به صلاح عامه استفاده کردند در نظر همه مردم مملکت معروفند (صحیح است) احتیاج زیادى به جواب از بیانات ایشان راجع به آقاى جم ندارد آقاى عباس میرزاى کدورتى دارند که بعد از بیست سال یعنى در دوره 20 ساله کسانى که متصدى مشاغل مملکت بودند عوض شدند این از نتایج قهرى تغییر یک سلطنتى است، سلسله قاجاریه رفت حالا اگر ایشان ناراضى هستند تقصیر بنده چیست؟ ولى عرض می‌کنم به شهادت تمام مردمان وارد در سیاست بنده وظیفه مترجمى خودم را در تمام این دوره طولانى با نهایت درستى انجام داده‌ام (صحیح است) هر کسى می‌دانست که این سرى را که به من می‌سپارد بازگو نخواهد شد تاکنون بازگو نشده بعد هم بازگو نخواهد شد مطمئن باشید (صاحب‌جمع- خیالش راحت شد) (خنده نمایندگان) این را در مجلس شوراى ملى عرض کردم که آقایان هم بدانند و شاهد باشند اگر می‌خواستم از هشت سال خدمت خود در سفارت شوروى سوء استفاده بکنم در دوره‌ای که حوادث مهم و زیادى در مملکت اتفاق افتاد حالا لااقل نصف ایشان سرمایه داشتم یا یک مردى هستم ابله، نادان، غیر مطلع به امور زمان و دخیل در بست و بندهایی که بالمال به منافع مادى می‌رسد در این صورت بهتر از آن دوره کى بود که استفاده بکنم پس اگر چیزى نداشتم و مفرط و متلف هم نبوده‌ام و مبذر هم نبوده‌ام که هر چه به دست آورده باشم تلف کرده باشم و حالا هم چیزى ندارم بهترین دلیل است براى این که در آنجا هم که بودم جزء براى خدمت به مملکت سعرى و جهدى نداشته‌ام (صحیح است) هر چه کردم براى خدمت به مملکت بود اگر روزى که آن محکمه‌ای که یکى از آقایان فرمودند تشکیل شد آقاى جم و مرا هم، این که ایشان را از خودم مقدم می‌دارم، از لحاظ تقدم و سرورى و بزرگى است نه از لحاظ این که اول ایشان را بیاورند و الّا اول بنده را بیاورند بیائیم پاى میز محاکمه و آقا را هم بیاورند معلوم خواهد شد که کدام یک بیشتر به مملکت خدمت کرده‌ایم، خدمت مثبت و منفى هر دو را بنده حاضرم خدمات خود را نشان بدهم، اما قسمتى که فرمودید اگر شما از دوره بیست ساله شکایت و نگرانى دارید به دیگری نباید ایراد بگیرید، به کسى که تمام عمر می‌گفت ملت در وزارت معارف گفت من‏ غیر از سایر وزراى فرهنگ هستم چهل هزار سرنیزه پشت من هست (صحیح است) به او باید گفت بیست و چند سال مملکت مشروطه شد دور لواى دموکراسى مردم بی‌غرض جمع شدند معترضین رئیس حزب دمکرات را که تقى‌زاده بو فراراندند (صحیح است) نایب او ماند نایب او براى وزارت چند ماهه تمام سوابق ملى ایران را دو دستى تقدیم کرد اگر جایی بود که ضربه‌ای به دموکراسى ایران وارد شد آنجا از منسوب خودتان بود در دل شب وقتى راز و نیاز می‌کند از او گله کنید نه از من و آقاى جم، آقاى عباس میرزاى اسکندرى می‌فرمایند اگر می‌توانستم اینهایی که گفتم نگویم نمی‌گفتم پس در این صورت اگر مأمورند و معذور بنده عرضى ندارم. اما می‌فرمایند همه این مطالب را براى رضاى خدا براى ارضاى وجدان فرمودند انسان گاهى هم وسواسى است بنده به خصوص خیال می‌کنم که این دلیل نبود دلیل واقعى یعنى سبب اصلى محرک واقعى و نزدیک ایشان یک سال خدمت اخیر بنده در وزارت مالیه است یعنى اطاعت امر آقاى رئیس‌الوزرا بنده مکرر استدعاى معافیت کردم حتى روز اول که این را امر فرمودند بنا به احترامى که همیشه نسیت به ایشان دارم اطاعت کردم باز استدعاى معافیت کردم تا دو ماه الى سه ماه مقرر فرمدند در هیئت حاضر شوم اما وقتى رفتم و اطاعت امر کردم از نهایت اطمینان و اعتمادى که به بنده داشتند خواستم هم خدمتگذارى به ایشان بکنم و هم وظیفه‌ام را نسبت به مملکت انجام دهم خواه و ناخواه عملیاتى شد که مخالف با کسانى بود که با آقا همکار و همدم هستند، بنده چه بکنم خیلى مسائلى پیش می‌آید نمی‌توانم موافقت کنم چنان که ملاحظه فرمودید مملکت هر نتوانست با آن حرف‌ها موافقت کند (صحیح است) و حالا اگر این عمل را بنده به اطمینان کامل و وطن پرستى و بی‌غرضى و بى‌طمعى شخص آقاى رئیس‌الوزرا کردم (احسنت) نمی‌توانم قبول نکنم که دیگرى از این عملیات ناراضى بشود و به بنده اعتراض بکند، بنده از روزى که این عملیات می‌شده به دست من و به نیت آقاى رئیس‌الوزرا مکرر فکر می‌کردم که این عمل را بکنم و این قدمى که خطر دارد بردارم یا برندارم؟ همه آقایان می‌دانند چه روزهاى وحشتناکى بود (صحیح است) و من مدام به خودم گفتم همانا که از بهر این روزگار- تار پرورانید پروردگاه (احسنت) وظیفه‌ای داشتم که باید در آن روز انجام می‌دادم و دادم (احسنت) مطمئن باشید باز هم پیش بیاید باز هم انجام خواهم داد (احسنت) اما مطالبى را که فرمودند به نظر بنده بسیارى ا‌ز مصادیق تباین و تضاد درش بود مثلًا فرمودند حضرت والا شاهزاده عباس میرزاى اسکندرى با آقاى قوام‌السلطنه موافق هستند ولى هم با برنامه‌شان مخالفند هم با انتخاباتشان بنده نمی‌دانم با چه موافقند؟ فقط، یک چیز هر چه اینجا فکر کردم آیا یک چیزفقط به خاطرم آمد که با جد و جهد فوق‌العاده‌اى که آقاى قوام‌السلطنه فرمودند که مجلس زودتر باز شود و در این مدت ایشان از ین موقع توانستند استفاده بکنند و وکیل شوند و بیایند اینجا، دیگر هیچ موقعى بهتر از این نبود که بیایند (صحیح است) می‌فرمایند اگر انتخاباتى که فرمودند کنار بگذارید یعنى آن وزرایی که من نمی‌پسندم بروند برنامه را هم همان طورى که من می‌گویم بنویسید آن وقت بنده موافقم آن وقت ایشان هستند که با دیکتاتور مخالفند، می‌گویند برنامه دولت را آن جور که من می‌گویم بنویسید وزاریی را هم که من می‌گویم بگذارید کنار آن وقت من موافقم، این را بنده هر چه فکر کرده‌ام ازش چیزى نفهمیدم این دفعه اول نیست بنده آن اوقاتى که هنوز مجلس رسمیت

+++

 پیدا نکرده بود یعنى وزرا معرفى نشده بودند و نمی‌توانستند در جلسه حاضر بشوند در جراید می‌خواندم یک روزى براى دفاع از خودشان فرمودند که من یکى از ملیون هستم چرا؟ براى این که مردم و ملیون که مورد احترام عامه هستند به من اظهار اعتماد می‌کنند، کى؟ مشیرالدوله، آقاى بهاء‌الملک، اما در آن مورد باز عیناً آنچه به آقاى قوام‌السلطنه اظهار فرمودند صدق می‌کند، مشیرالدوله چون روزى بایشان سمتى در یک اداره دولتى دادند بنابراین ایشان مورد احترامش می‌دانند پس تشخیص مشیرالدوله نسبت به ایشان صحیح است، بهاء‌الملک هم کمک کرده است که ایشان از همدان انتخاب بشود تشخیص بهاء‌الملک نیز صحیح است، اما اگر یک روزى مشیرالدوله و بهاء‌الملک که مورد احترام ایشان هستند و علاء و یک عده دیگرى از مردم ایران عقیده‌شان این باشد، عقیده سیاسی‌شان این باشد که بایستى دور هم جمع بشوند و بایستى با هم همکارى بکنند و حزب ترقى درست بکنند این دیگر درست نیست و تقى‌زاده و دیگران اشتباه کرده‌اند! کوسه و ریش پهن که نمی‌شود! یا مشیرالدوله و بهاء‌الملک هر چه تشخیص داده‌اند صحیح است در آن صورت تشخیص همکارى آقایان با تقى‌زاده هم صحیح است واگر آن تشخیص را غلط داده باشند از کجا معلوم است که تشخیصشان نسبت به شما صحیح است؟ شاید فردا معلوم بشود که اشتباه می‌کنند، اما بنده عرض می‌کنم اگر از لحاظ سیاسى نمی‌پسندید بنده یک دفعه دیگر هم تکرار می‌کنم بنده هم جزء همان دسته‌ای هستم که شما به تقى‌زاده ایراد می‌کنید، و این عقیده را براى خدمتگذارى به مملکت ایران یکى از اصو خدمتگذارى می‌دانم، این‌ها مردمانى بودند و هستند و عملًا نشان د‌ادند گفت، تهى دست مردان پرحوصله بیابان نوردان بى‌قافله نگویی که بر آب قادر نیند که بر شاطى نیل و مستسقیند سه سال تقى زاده وزارت مالیه کرد چه داشت (اسکندرى- 1650 میلیون لیره داشت) و چه کرده و چه دارد؟ این حرف‌ها مزخرف است آقا، هیچ چیز ندارد آه در بساط ندارد یک جا می‌فرمایند خاک زمین ارزشى ندارد چیزى ارزش دارد که به هر حال در آنجا ساکنند یعنى مردمان یک خاک وزمین هستند که ارزش دارند و بایستى در فکر حفظ آن‌ها بود، از طرف دیگر می‌فرمایند اقتضاى مملکت ما طورى است که اگر یک دیوار گلى خراب شد دیگر کسى جایش نمی‌سازد اما هر دفعه پشت این تریبون تشریف آوردند همان مردمانى را که می‌فرمایند ارزش این مملکت به آن مردم است دانه دانه می‌خواهند ببرند و درو کنند و جلو بروند که ایران بشود قاعاً صف صف و کسى باقى نماند غیر حضرت والا، دیوان کشور حکم بدهد که آقاى جم آیا مجرمند یا نیستند، بالاتر از دیوان کشور مجلس شوراى ملى است، همان آقاى مشیرالدوله که ایشان خودشان را می‌خواهند به او بچسبانند و در جامعه عنوانى پیدا بکنند دست آقاى جم را گرفتند آوردند اینجا معرفى کردند، این همان مجلس شوراى ملى است که چندین دوره به ایشان رأى اعتماد داد، خوب حالا من نمی‌دانم این چه شکل است اگر مجلس شوراى ملى تصمیماتى که می‌گیرد محترم است و خوب رأى داده است همان موقعى که ایشان وزیر کشور بودند باز هم مورد اعتماد مجلس قرار گرفتند بعد رأى به نخست وزیر ایشان هم داده شد اگر ما بگوئیم آرایی که مجلس شوراى ملى به دولت داده است نسبت به نخست وزیر ایشان لازم‌الاجرا نبوده است، و اگر معتقد بشویم که بایستى خللى وارد بشود خوب در تصمیمات همه وزراى آن دوره هم بایستى خللى وارد بیاید، بر‌طبق مقررات مملکت مجلس‌هایی انتخاب شده و تصمیماتى گرفته قوانین وضع کردند اقداماتى به عمل آمده، وزراى روز در مقابل مجالس روز مسئول بودند، مجالس هم تصمیماتى درباره اقدامات وزراى وقت کردند، حالا بنده نمی‌دانم چطور ممکن است گفت به آرایی که مجلس آن وقت داده است ایرادى وارد است؟ یا آن آرایی که به اشخاص در مقابل عملیاتشان داده‌اند به آن‌ها ایراد وارد است؟ بنده نمی‌دانم مقصود چیست به هر صورت فصل مشبعى هم در باب مشهد مقدس و قم ایراد فرمودند بنده نمی‌دانم، کسى مخالف نیست، احترام این مقامات مقدس به جاى خودش محفوظ است، همه کس هم البته در باطن ارادت دارد وظایفش را اجرا می‌کند و احترام خودش را به جا می‌آورد، ولى حالا من‌الواقع ایشان از لحاظ انجام یک وظیفه دینى یک مطالبى را اینجا بیان فرمودند بنده نمی‌دانم عقیده‌اش این است یا نه؟

خلقى زبان به دعوی عشقى گشوده‌اند اى من غلام آن که دلش با زبان یکى است‏ یک مطلب دیگرى که بنده نمی‌دانم به اصطلاح امروزه روزنامه‌نویس‌ها کابوس شده براى آقاى عباس میزراى اسکندرى این نفت است (ملک مدنى- میرزا نفرمایید) بله آقاى اسکندرى، اعتبار‌نامه تقى‌زاده مطرح است می‌فرمایند نفت چه شد، برنامه‌‌ آقاى قوام‌السلطنه مطرح است موضوع نفت است، از شیخ بحرین یاد می‌کنند به مناسبت این که رفته به کنفرانس نفت، از مبارزه دو دولت روس و انگلیس قبل از 1907 مذاکره می‌کند مربوط می‌شود به امتیاز دارسى، بالاخره هر چه پیش می‌آید موضوع نفت است، بنده نمی‌دانم چرا این نفت همه جا ایشان را تعقیب می‌کند؟ چیز غریبى است به هر حال در همه جامدم راجع به نفت چیزى می‌گوید دیگر نمی‌دانم چه عرض کنم، هر چه پیش آید به پیشم باز پندارم تویی. این چیز غریبى است که ما تمام امور را بخواهیم با نفت حل کنیم (نخست وزیر- کافى است آقا) بسیار خوب فقط یک اصلاح تاریخى خواستم عرض کنم در مطالبى که فرمودند، اصلاح تاریخى این بود که ایشان فرمودند وقتى که عهد نامه ترکمنچاى لغو شد آن وقت که بنده جزء دولت‌ها نبودم خصوصاً از لحاظ ذکر یک حقیقتى عرض کنم فرمودند دولت‌ها کوتاهى کردند ناخدمتى کردند و آمدند باز کاپیتولاسیون را باقى گذاشتند در صورتى که این طور نبود عهد‌نامه ترکمنچاى مبناى عهد‌نامه‌هایی بود که دولت ایران با سایر دول گذاشته بود یعنى ممالک دیگر آمدند استناد کردند به شرط دول کاملةالوداد و گفتند که چون روسیه در اینجا کاپیتولاسیون دارد ما هم بایستى داشته باشیم اما اتفاقاً بعد از آن با چند دولت دیگر که منجمله اسپانى بو یک قرارداد گذاشتند و موضوع کاپیتولاسیون را در آنجا نقل کردند ولى یک عهدنامه جداگانه‌ای بود و به این دلیل وقتى عهد‌نامه ترکمن چاى از بین رفت دولت‌هایی که قراردادهای جداگانه داشتند به استثناء قرارداد خودشان کاپیتولاسیون را می‌خواستند و سایر دول هم خواستند باز به همان شرط دول کاملةالوداد کاپیتولاسیون باشد خواستم عرض کنم که دولت‌ها قصورى نکرده‌اند وجه بیان در این امور از بنده و جنابعالى خیلى بیشتر بود (آصف- جناب آقاى نخست وزیر دیروز به بنده گفتند اطاعت کردم شما هم اطاعت بفرمایید) عرض بنده فقط در باب این شرط بوده در باب طلا گفتند در امتیاز نامه شرکت نفت ایران و انگلیس است خواستم عرض کنم وزارت دارایی هم متوجه بوده و مدام هم شده و نتیجه هم گرفته‌ایم در دوره جنگ بنا به قرارداد مالى ایران و انگلیس که به تصویب مجلس شوراى ملى هم رسیده است می‌بایستی کلیه لیره‌هایی که دولت ایران دارد به ترتیب مقرره در عهدنامه در قرارداد مالى تبدیل شود شصت درصدش به طلا، البته این شرط هم مشمول همان مقررات شده و طلا گرفته‌اند بعد از آن هم یک مرتبه قرارداد یک مرتبه دیگر در سال گذشته بود که به امر آقاى رئیس‌الوزرا (بفرموده آقاى دکتر شفق نخست وزیر) این عمل دوام پیدا کردو بعد از 14 ژوئیه چون قابل تبدیل به نابود باشد در یک چند روزى هم مجرى بود لیره به دلار و بالطبع طلا با وجود این از طرف وزارت دارایی در همان موقع نوشته شد که کلیه اختیارات و حقوقى که دولت ایران به موجب همین ماده‌ای که آقاى اسکندرى اشاره کردند محفوظ است و ما در موقع محاسبه البته در نظر خواهیم گرفت بعد از آن هم که آن تبدیل به یک صورتى از بین رفت مجدداً تعقیب کردیم و البته در آتیه به حساب می‌آوریم خواستم عرض کنم که قبل از توضیح جنابعالى ما این عمل را کردیم، در باب اراضى هم که فرمودید اراضى هم همین طور است آن هم البته نظرى که دارید تا به حال رعایت شده و بعد از این هم رعایت خواهد شد چنان که عملًا هم ملاحظه می‌کنند چیزى نبوده است که برده باشند یک چیزهاى خیلى مختصرى هم که بعد از این معلوم می‌شود که به دردشان نمى خور به موجب تصویب‌نامه هیئت وزرا برده‌اند که نه قیمت زیادى داشته و حتى در یک موردش تعهد کردند ببرند تکمیل کنند و برگردانند البته آن نظرتان بسیار صحیح است حقوق دولت و کلیه مطالبات محفوظ است و باید محفوظ هم باشد و بعداً هم محفوظ خواهد ماند.

رئیس- آقاى جم وزیر جنگ.

وزیر جنگ (وزیر جنگ)- آقاى عباس اسکندرى حملاتى به من کردند اگر چه اول نظرم این بود که به گفته گذشتگان خودمان عمل کنم و خاموش باشم ولى به اندازه اى حملات ایشان ناروا و غیر حقیقى بود که مجبور شدم چند کلمه عرض کنم ایرادهایی که به بنده وارد آوردند این بود که من عضو انجمن و یا حزب آهن بودم، یکى این که حکم قتل مرحوم نایب رئیس مجلس را من دادم دیگر بمباردمان گنبد رضا را بنده دستورد دادم، اولًا آقایان می‌دانند موقعى که کودتا شد در آن موقع من خزانه‌دار مملکتى بودم در کابینه مرحوم مشیرالدوله و وزارت آقاى حکیم‌الملک حکیمى و هیچ از مسئله کودتا یا این جریاناتى که ایشان گفتند بنده، اطلاعى نداشتم و دخالتى هم نداشتم چنانچه بعد از

+++

 کودتا من خودم از اشخاص بودم که توقیف شدم بعد مرخص شدم و آزاد شدم اما در باب قتل مدرس بنده امروز از ایشان می‌شنوم، بهترین شاهد همین دوسیه‌هاى دادگسترى است که به دقت تهیه شده است و کسانى که در امر داخل بودند یا این که دخالت داشتند و مسئولیت داشتند در دوسیه‌هاى دادگسترى منعکس است اما راجع به بمباردمان آستانه که گفتند عقاید ضد مذهبى من محرک شده است که من چنین امرى کرده باشم این را بنده تکذیب می‌کنم من ابداً دخالتى در امور نداشتم (صحیح است) و به علاوه می‌گویند که من دستور دادم به نظامی‌ها که آنجا را بمباران کنند و آن اعلامیه هم که به عنوان سند اینجا قرائت کردند خود آن دلیل است براین که آنجا اشخاصى طرف شدند با نظامی‌ها و نظامی‌ها هم دفاع کردند، البته در یک دعوایی اشخاصى ممکن است کشته شوند از طرفین، من اطلاعى ندارم، اما عقاید مذهبى من نسبت به مقام مقدس حضرت رضا صلوات الله علیه تمام اهالى مشهد شاهد هستند که از من صدیق‌تر و خدمتگذارتر کسیرا نداشتند نه این که فقط در خراسان این عقیده را دارند در تمام عتبات عالیه هم از مقامات روحانى سؤال بکنید من داراى چه عقیده‌ای هستم فقط یک خوشبختى بنده دارم و آن این است که در مدت متمامدى خدماتم در دولت فقط یک اعتراض به من شده است و آن هم به توسط آقاى عباس میرزاى اسکندرى نمره 16 است که یک خرده حسابى با من دارند براى این که دولت مصر (چون ایشان یک مصاحبه‌ای کرده بودند و خودشان را رئیس حزب توده یا نمی‌دانم کمونیست ایران نشان داده بودند و همین مسئله موجب سوء ظن دولت مصر شده بود) او را می‌خواستند از آنجا بیرون کنند و من نمی‌توانستم او را آنجا حفظ کنم، از من ناراضى هستند.

مهندس رضوى- اگر یک نفر وزیر به یک نفر وکیل یک چیزى نسبت بدهد باید سلب مصونیت کنند رسیدگى کنند اگر عباس میرزا جاسوس است که ما نمی‌توانیم ایشان را اینجا قرار بدهیم والّا آقاى جم وزیر جنگ محترمى هستند.

رئیس- آقاى دهقان.

دهقان- بنده با این که در صف اقلیت هستم و اقلیت یعنى مخالف دولت ولى می‌خواهم تأیید کنم سلیقه جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه را در انتخاب وزاریشان و هیچ ایرادى به هیچ یک از وزراى ایشان نیست و همه مورد احترام ما هستند (صحیح است) خیلى متشکرم که به بنده اجازه صحبت دادند، آقا به من اتهامى وارد کردند باید مقدمتاً عرض کنم آقاى اسکندرى در تاریک‌ترین دوره و سخت‌ترین وضعیت من یک تنه براى احقاق حق وظیفه خودم را انجام داده‌ام و مبارزه خودم را در این مملکت کرده‌ام به شهادت تمام افراد و اهالى این مملکت و اعتراض‌های شما هم مرا از میدان بیرون نمی‌کند آقاى اسکنرى بنده افتخار می‌کنم که به تأتر این مملکت خدمت کرده‌ام (صحیح است) و به این وسیله فرهنگى حس میهن پرستى و شاهدوستى و اخلاق حمیده و صفات پسندیده را در مرد ترویج کرده‌ام خدمات من مورد توجه مقامات دولتى مملکت است بزرگ‌ترین نشان را وزارت فرهنگ براى این خدمات فرهنگى به من داده است افتخار می‌کنم آقاى اسکندرى که براى ایرانى به دستور ایرانى و به معیت ایرانى بازى می‌کنم نه به معیت خارجى و به دستور خارجى. راجع به اپرا فرمایشى فرمودند یک توضیحى را بایستى براى آقایان عرض کنم چون این مکرر در روزنامه‌ها بحث شده و گمان می‌کنم آقایان بى میل نباشند صحبت بشود چون گفتند که بند اپرا را می‌خواستم بخورم و ایشان جلوگیرى کردند اپرا را همه وضعش را دیده‌اند در زمانى که آقاى ابتهاج شهردار تهران بودند براى این که این ساختمان را از این وضعیت نجات بدهند آمدند طرحى پیشنهاد کردند که این اپرا را یعنى آن قسمتى که مربوط به شهردارى باشد نه ملکین حسن و حسین و غیره طرح و سندش هشت قرار شد که اینجا ملک شهردارى باشد مال شهردارى باشد و پنج نفر اینجا را اداره بکنند از آن پنج نفر یک نفر هم بنده بودم در اولین صورت مجلس که نوشتیم نوشتیم که ما پنج سال باید بى حقوق براى اینجا کار کنیم تا بتوانیم این اپرا را از وضع آشغالدانى نجات بدهیم آمدیم نشستیم حساب کردیم دیدیم که پول می‌خواهد پیشنهاد کردیم اجازه بدهید شهردارى این اپر را قیمت کند سرمایه خودش را بگذارد بقیه مخارج را هم ما از بیرون تحصیل بکنیم و اینجا را ما تعمیر بکنیم شهردارى اینجا را قیمتى که برایش تمام شده بود در سهمش گذاشت و مابراى این که از بیرون پول نگیریم رفتیم متوسل شدیم به بندگان اعلیحضرت همایونى، اعلیحضرت همایونى هم که در تمام موارد نشان دادند که حسن نیت دارند و نخواستند که یک همچنین ساختمانى خراب بشود یک میلیون و پانصد هزار تومان خرج اینجا را که پیش‌بینى شده بود تعهد فرمودند که بپردازند که ما هیئت مدیره بدون حقوق که آقاى شهاب خسروانى هم گویا درش بودند اینجا تأسیس بکنیم و مخصوصاً هم ذکر کردیم که اگر روزى این شرکت به هم خورد و منحل شد صاحب پول یعنى صاحب یک میلیون و پانصد هزار تومان که اعلیحضرت همایونى باشند به نام مؤسسات خیریه قرار شد بدهند صاحب این پول حقى به بنا و به ساختمان و به زمین نداشته باشد و بنا و ساختمان و زمین متعلق به شهردارى باشد در صورت انحلال شرکت، تا این حد هم رعایت منافع شهردارى شد آقاى ابتهاج تشریف بردند آقاى نریمان تشریف آوردند براى این کار به ماها اعلام جرم کردند ما دیدیم کار خوب در این مملکت نباید کرد، چک یک میلیون و پانصد هزار تومانى را بردیم حضور اعلیحضرت همایونى تقدیم کردیم گفتیم یا کار از ما ساخته نیست، شما آقاى اسکندرى آن وقت نبودید پول‌های شرکت بیمه را برداشته بودید رفته بودید به مصر و رفقاى شما آنهایی که من با آن‌ها مبارزه می‌کردم خواستند که براى من پرونده بسازند ولى من در تمام دوره زندگى یک لکه سیاه ندارم، دزدى نکردم، مال کسى را نبردم و نتوانستند براى بنده پرونده‌سازى بکنند افتخار می‌کنم که خواستیم در اینجا خدمتى بکنیم و رفقاى شما نگذاشتند این هم توضیح بنده.

رئیس- آقاى عباس میرزا به موجب ماده 109 اجازه خواسته‌اند (بعضى از نمایندگان- 109 ندارد) پیشنهاد کفایت مذاکرات هم رسیده است قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

کفایت مذاکرات را پیشنهاد می‌کنیم مهندس خسرو هدایت- صادقى‏

عباس اسکندرى- در صورتى که می‌فرمایید در جلسه آتیه بنده اخطارم را عرض می‌کنم.

صادقى- اجازه بفرمایید بنده عرایضم را بکنم، تقریباً دو ماه و نیم است مجلس افتتاح شده است قریب به سه هفته هم هست که روى برنامه دولت ما مذاکره کرده‌ایم با امعان نظر به دوره‌های گذشته دیده می‌شود که در هیچ دوره‌ای و در هیچ وقتى از ایام مشروطیت سابقه نداشته است که نسبت به برنامه دولت اینقدر مذاکره شده باشد قریب ده پانزده نفر اسم نوشته‌اند و همه‌شان هم می‌خواهند صحبت کنند این دفعه براى این که از طرف اقلیت گفته نشود که اکثریت مخالف بود با بیانات اقلیت این بود که اکثریت موافقت کرد به این که هر کسى هر مطلبى دارد بگوید و بنده به نوبه خودم متأسفانه باید اقرار کنم که در ظرف این چند روزه هر چه گفته شد محققاً به ضرر مملکت و به ضرر مردم بود (صحیح است) هیچ یک از آنها به نفع نبود اعم از آن‌هایی که مخالف گفت یا موافق گفت همه‌اش باطل بود (صحیح است) بنده عرض می‌کنم آقا چقدر می‌خواهی مذاکره کنید مذاکره جز این که دولت و مجلس را معطل بکند و کارهاى فورى و فوتى بماند هیچ نتیجه دیگرى ندارد بنده استدعا می‌کنم از آقایان نمایندگان موافقت بفرمایید با کفایت مذاکرات و به برنامه دولت رأى گرفته شود.

رئیس- آقاى فرامرزى مخالفید؟ بفرمایید.

‌فرامرزى- عرض کنم حضور مبارک شما اینجا مطالبى گفته شد که خیلى مکرر بود و یک مطالبى هم می‌بایست گفته شود که گفته نشده است مثلا در بعضى قسمت‌ها یک حملاتى شد که می‌بایستی جواب داده شود و یکى از آنها راجع به بانک صنعتى صحبت‌هایی شد هیچ کس جواب نداد و بنده خودم از لحاظ این که جزء هیئت نظار بانک هستم می‌خواستم جواب بدهم حال اگر چنانچه مجلس به بنده اجازه می‌دهد که بعد از آن که رأى داده شد من حرف‌هایم را بزنم (بسیار خوب)

رئیس- عده براى رأى کافى نیست.

صادقى- آقاى رئیس ما می‌نشینیم که آقایان بیایند رأى بدهیم.

رئیس- یک نفر پیشنهاد کرد مخالفت هم شد باید اگر عده کافى شد رأى بگیریم والّا جلسه را خم کنیم اینجا یک عده هستند که نمی‌آیند الان حاضر هستند اگر می‌خواهند بیایند (اکثریت حاصل نشد) بنابراین جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه ساعت هشت و نیم صبح (مجلس دو ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت

+++

اخبار مجلس

روز سه‌شنبه هفتم مهرماه 1326 ساعت پنج بعد از ظهر کمیسیون بودجه بدواً به ریاست آقای میرسید علی بهبهانی و بعد به ریاست آقای دکتر بقایی تشکیل در اطراف کلیات بودجه مملکتی مذاکراتی شده چون مقرر شده بود آقایان نظریات خودشان را برای اصلاح بودجه‌ها و حذف هزینه‌های زائد و تجملی به میسیون بدهند آقای شهاب خسروانی نظریات خودشان را تهیه و قرائت نمودند چون کمیسیون قابل مطالعه تشخیص داد قرار شد چاپ و پس از توزیع مطرح شود و سپس مذاکراتی در اطراف قیمت قند و شکر و سایر مایحتاج زندگی به عمل آمده در خاتمه برحسب پیشنهاد آقای دکتذ شفق قرار شد جلسه بعد در اطراف مسائلی بحث شود که در هذه‌السنه قابل اجرا است و ساعت هشت جلسه ختم شد.

رئیس اداره کمیسیون‌ها

روز پنجشنبه 9 مهر 326 دو ساعت قبل از ظهر شعبه اول به ریاست آقای یمین اسفندیاری تشکیل چون آقای امیرتیمور از مخبری شعبه استعفا داده بودند به جای ایشان رأی گرفته شد آقای نراقی با اکثریت 13 رأی از 14 رأی به سمت مخبری شعبه اول انتخاب شدند.

رئیس اداره کمیسیون‌ها و شعب

روز یکشنبه 12 مهرماه دو ساعت ونیم قبل از ظهر شعبه چهارم به ریاست آقای رفیع تشکیل پرونده انتخابات اردبیل که به سو کمیسیون رجوع شده بود مطرح گزارش سو کمیسیون دائر به صحت انتخابات و نمایندگی آقای باتمانقلیچ قرائت پس از مذاکراتی برحسب پیشنهاد آقای رحیمیانقرار شد در جلسه بعد از آقای ممقانی دعوت شود که در شعبه حاضر شده و چنانچه در اطراف انتخابات آنجا توضیحاتی دارند بفرمایند و جلسه آتیه به روز یکشنبه 19 سه و نیم قبل از ظهر موکول شد.

رئیس اداره کمیسیون‌ها و شعب

 

 تصویب‌نامه‌ها

شماه 13852                         7-7-326

وزارت کشور

 

هیئت وزیران در جلسه ششم مهر ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 55832- 24078 وزارت کشور شش تن آقایان کارمندان دوره چهارم انجمن شهردارى قاین به شرح زیر:

محمد ابراهیم آذرى- حاج سید زین‌العابدین قائنى- محمد‌على صابرى- حاج محمد‌ولى موسوى- محمد حسن بقراط- حاج محمد‌على ضیایی تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3787 از طرف نخست وزیر

شماره 13960    7-7-326

وزارت جنگ‏

 

هیئت وزیران در جلسه ششم مهر ماه 326 بر حسب پیشنهاد شماره 49321- 5515 وزارت جنگ و بر طبق تصمیم کمیسیون بازنشستگى و مستمرى منعقده در ژاندارمرى کل کشور تصویب نمودند که وظیفه وررث قانونى ستوان یکم سید على فاطمى در تاریخ 24/ 8/ 27 در راه انجام وظیفه مقتول گردیده از تاریخ 24/ 8/ 28 به شرح زیر:

1- عذرا متینى 26 ساله عیال مقتول 700 ریال‏

2- سروش فاطمى 4 ساله پسر مقتول 700 ریال.

از صندوق بازنشستگى ارتش پرداخت و مراتب در فرمان عمومى ارتش درج شود. ضمناً افسرمذکور از تاریخ 24/ 8/ 26 طبق فرمان 49 ژاندارمرى کل کشور مستند به فرمان 5505 ارتش به درجه سروانى مفتخر گردیده و وراث افسر شهید طبق ماده 1 فرمان ارتشى 5556 از تاریخ 25/‌12/‌26 هر یک از ورثه ماهانه استحقاق دریافت مبلغ 100 ریال را دارند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 3786 از طرف نخست وزیر

شماره 13156      24-6-26

وزارت دادگسترى‏

 

در تعقیب تصویب‌نامه‌هاى شماره 1710- 48042، 25-12-325 و شماره 7621 (1324/ 4/ 16) هیئت وزرا در جلسه 21 شهریور ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 25710 وزارت دادگسترى تصویب نمودند که مدت مقرر در تصویب‌نامه شماره 7612 (16-4-1326) ازاول مهر ماه براى مدت پنج ماه دیگرى که منتهى تا آخر بهمن ماه 326 می‌شود تمدید شود و قیدى که راجع به عدم قبول عرضحال در آن تصویب‌نامه شده است الغاء می‌شود و وزارت دادگسترى مکلف است که قانون تعیین تکیف موجر و مستأجر را ظرف یک ماه براى تقدیم به مجلس شوراى ملى به هیئت وزرا پیشنهاد نماید.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 3793      از طرف نخست وزیر

شماره 14438     7-7-26

وزارت اقتصاد ملى

پیرو تصویب‌نامه شماره 3304 مورخ 4 تیر ماه 1307 و تصویب‌نامه مورخ 6 آبان ماه 1312 هیئت وزیران در جلسه ششم مهر ماه 1326 بنا به پیشنهاد شماره 1392- 10152 وزارت اقتصاد ملى تصویب نمودند:

1- سفارش دادند و وارد کردن زنگ‌های ترکیبى غیر مجار منوط به تحصیل پروانه قبلى را وزارت اقتصاد ملى می‌باشد. هر نوع رنگ‌های غیر مجار که بدون تحصیل پروانه‌وار کشور شود مشمول قانون قاچاق خواهد بود.

تبصره- اشخاصى که تا این تاریخ رنگ‌های غیر مجاز سفارش داده و یا در گمرکات موجود دارند موظفند که منتهى تا 2 ماه صورت مشروح آن‌ها را با اسناد مثبته (ورقه گشایش اعتبار و یا گواهى‌نامه موجودى در گمرک) براى اخذ پروانه به اداره کل شیمیایى و رنگ تسلیم نمایند.

2- وزارت اقتصاد ملى موظف است سهمیه وزنى رنگ‌های ترکیبى غیر مجاز را با در نظر گرفتن احتیاجات ضرورى کشور براى هر سال تعیین و در اسفند ماه سال قبل به اطلاع عامه برساند.

از این سهمیه احتیاجات ضرورى کارخانه‌جات مصرف کننده حقیقى تأمین و مابقى در درجه اول بین نمایندگان کارخانه‌های رنگ سازى که متخصص رنگرزى در مرکز و ولایات داشته باشن و در درجه دوم بین بازرگانانی که داراى سابقه و دفاتر منظم براى رنگ‌های غیر مجاز می‌باشند با در نظر گرفتن تقاضاى آن‌ها و به تناسب سوابق و رنگ‌های نسجى ثابتى که سال قبل وارد نموده‌اند تقسیم خواهد شد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 3783 از طرف نخست وزیر

شماره 14442    7‌ ‌-7-26

وزارت دارایى‏

 

هیئت وزیران در جلسه ششم مهر ماه 326 بنا به پیشنهاد شماره 27134- 50371 وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارض حنا و رسمه موضوع ماده 4 تصویب‌نامه شماره 20964 به شرح زیر اصلاح از بهاى حنا و وسمه صادره صدى دو از صادر کننده و به نفع شهردارى دریافت شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 3782 از طرف نخست وزیر

شماره   13850      7-7-26

وزارت کشور

 

هیئت وزیران در جلسه ششم مهر ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 55827- 27342 وزارت کشور شش تن آقایان کارمندان دوره هفتم انجمن شهردارى بیرجند به ترتیب زیر:

محمد‌مهدى صمدى- دکتر عبدالعلى احمدى- محمد‌رضا سپهرى- محمد ملک- محمد‌تقى نوربخش- حسن بهرمان تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3788 از طرف نخست وزیر

شماره 12880     7‌-7-26

وزارت دارایى‏

 

هیئت وزیران در جلسه شش مهر ماه 326 طبق پیشنهاد شماره 46726- 24209 وزارت کشور و موافقت وزارت فرهنگ تصویب که ازاول فروردین 1326 وجوه حاصله از عوارض فرهنگى که برابر تصویب‌نامه شماره 34590- 8-9-25 مقرر شده در اختیار اداره فرهنگ خوزستان گذارده شود به اختیار خود اداره فرهنگ خرمشهر واگذار گردد تا به مصرف ساختمان دبستان‌ها شهرستان مذکور برسد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3790 از طرف نخست وزیر

+++

انتصابات و احکام‏

در وزارت دادگسترى

 1-6-26 آقاى رضا هدایتى رئیس دادگاه جنحه کرمان به سمت مستشارى دادگاه استان هشتم

 4-6-26 آقاى ابوطالب مظفرى کارمند منتظر خدمت به سمت ریاست دادگاه جنحه کرمان

4-6-26 آقاى مرتضى ویشکایی رئیس دادگاه تجدید‌نظر املاک واگذارى به سمت مستشارى دیوان کیفر

4-6-26 آقاى محمد‌حسین موسوى امین معاون اول دادسراى دیوان کیفر به سمت مستشارى دادگاه استان 1 و2

 5-6-26 آقاى محمود منشى‌زاده کارمند منتظر خدمت به سمت کارمندى على‌البدل دادگاه شهرستان کرمان

11-6-26 آقاى على اصغرشریف دادیاردادسراى دیوان کیفر به سمت معاونت اول دادسراى دیوان کیفر

17-6-26 آقاى قریش قریشى بازپرس شعبه سوم دادسراى شهرستان تهران به سمت دادیارى دادسراى شهرستان تهران

17-6-26 آقاى زکى حسینى دادیار دادسراى شهرستان تهران به سمت بازپرس شعبه سوم دادسراى شهرستان تهران

 18-6-26 آقاى عبدالله سیاح پورامین دادگاه بخش شهردارى قم به سمت امانت دادگاه بخش گلپایگان

 18-6-26 آقاى محمد‌ابراهیم اسلامى امین دادگاه بخش گلپایگان امانت دادگاه بخش تویسرکان‏

18-6-26آقاى ابوالفتح ژند دادیار دادسراى یزد به سمت بازپرسى شعبه 2 دادسراى شهرستان کرمان‏

18-6- 26آقاى محمد هاشمى نائینى کارمند منتظر خدمت به سمت دادیارى دادسراى شهرستان یزذ

18-6-26 آقاى طهماسب رفیعى مستشار دادگاه استان پنجم به سمت ریاست دادگسترى بروجرد

18-6-26آقاى محمد رشید گودرزى رئیس دادگسترى بروجرد به سمت مستشارى دادگاه استان پنجم‏

21-6-26 آقاى على اکبر مقبول رئیس کارمند منتظر خدمت به سمت کارمندى على‌البدل دادگاه شهرستان تهران‏

21-6-26 آقاى محمد‌على وفا شریعتى کارمند منتظر خدمت به سمت ریاست شعبه 14 دادگاه شهرستان تهران‏

21-6-26 آقاى نعمت‌الله آشتى کارمند منتظر خدمت به سمت دادیارى دادسراى شهرستان تهران‏

21-6-26 آقاى حسن ارشادى کارمند دادگاه نخستین املاک واگذارى منتظر خدمت‏

21-6- 26آقاى غلامرضا داوریان امین دادگاه بخش آمل منتظر خدمت‏

21-6-26 آقاى ناصر محامدى کارمند على‌البدل دادگاه شهرستان خرم آباد منتظر خدمت‏

21-6-26آقاى جعفر دبیر وزیرى کارمند منتظر خدمت به سمت بازپرسى شعبه 1 دادسراى آبادان‏

21-6-26 آقاى صفى‌الله بلاغ کارمند منتظر خدمت به سمت مستشارى دادگاه استان آذربایجان‏

21-6-26 آقاى حسین پایانى مستشار دادگاه استان آذربایجان به سمت مستشارى دادگاه استان 1 و 2

21-6-26آقاى جعفر مجتهدى بازپرس شعبه 1 دادسراى قوچان به سمت امانت شعبه سه دادگاه بخش مشهد

21-6-26 آقاى على پارسى پور امین دادگاه بخش رودبار به سمت امانت دادگاه بخش نهاوند

21-6-26 آقاى محمد تقى حامد پور کارمند على‌البدل دادگاه نخسین املاک واگذارى به سمت کارمندى اداره دفتر بازپرسى کل کشور

21-6-26 آقاى ابوالفضل صدر کارمند اصلى دادگاه تجدید‌نظر املاک واگذارى به سمت مستشارى دیوان کیفر

22-6-26 آقاى جواد لطفى بازپرس شعبه یک دادسراى تبریز به سمت امانت دادگاه بخش آمل‏

24-6-26آقاى احمد داودى رئیس دادگسترى بیرجند به سمت دادستانى شهرستان زابل‏

24-6-26آقاى على اکبر نجفى رئیس دادگسترى زابل به سمت ریاست دادگسترى بیرجند

24-6-26 آقاى محمد شوشترى دادستان زابل به سمت ریاست دادگسترى زابل‏

24-6-26آقاى محمد طاهرى رئیس دادگسترى شاهرود به سمت بازپرسى دادسراى شهرستان تهران‏

25-6-26آقاى محمد فاضلى بازپرسى دادسراى شهرستان کاشان منتظر خدمت‏

26-6-26 آقاى عبدالله ملک محمدى دادیار دادسراى شهرستان مشهد به سمت امانت دادگاه بخش گناباد

26-6-26آقاى حسین سعیدى بیدختى لیسانسه دانشکده حقوق به سمت دادیارى دادسراى شهرستان مشهد

26-6-26آقاى فتح‌الله یاورى بازپرس شعبه 2 دادسراى قم به سمت بازپرسى شعبه دوم دادسراى اراک‏

26-6-26آقاى عبدالحسین فاطمى کارمند منتظر خدمت به سمت بازپرسى شعبه دوم دادسراى قم‏

26-6-26آقاى عبدالرحیم اسپهبدى بازپرس شعبه 2 دادسراى اراک به سمت بازپرسى قاچاق مشهد

26-6-26 آقاى موسى مجتهدى امین دادگاه بخش الیگودرز به سمت بازپرسى دادسراى شهرستان سمنان‏

26-6-26 آقاى رضا سادات گوشه امین دادگاه بخش گناباد به سمت امین دادگاه بخش الیگودرز

26-6-26 آقاى جواد اخوى دادیار دادسراى کرمانشاه به سمت کارمندى على‌البدل دادگسترى مشهد

26-6-26 آقاى محمد جعفر معزى بازپرس دادسراى دیوان کیفر به سمت دادیار دادسراى شهرستان تهران (ریاست اداره امور سرپرستى تهران)

26-6-26آقاى عباس جعفرى دادیار دادسراى شهرستان گرگان به سمت دادیارى دادسراى شهرستان تبریز

30-6-26 آقاى محمد طاهلى بازپرس دادگاه تهران منتظر خدمت‏

30-6- 26آقاى نورعلى الهى داستان شهرستان قم منتظر خدمت‏

30-6-26 آقاى محمد رشاد کارمند منتظر خدمت به سمت بازرسى قضایی در اداره نظارت‏

31-6-26آقاى ابوطالب ابراهیمى بازپرس شعبه دوم دادسراى یزد به سمت امانت دادگاه بخش شهرستان یزد

31-6-26 آقاى محمد جلالى طباطبایی امین دادگاه بخش شهرستان یزد به سمت بازپرسى شعبه دوم دادسراى شهرستان یزد

31-6-26 آقاى جواد نخجیرى دادیار دادسراى شهرستان رشت به سمت دادیارى دادسراى شهرستان لاهیجان‏

31-6- 26آقاى احسان‌الله نیکو دادیار دادسراى قزوین مأمور خدمت در دادسراى تهران منتظر خدمت‏‏.

+++

یادداشت ها
Parameter:294329!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)