کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/28]

جلسه: 199 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه چهارم مردادماه 1328  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مشروح مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان : اردلان ، نخست وزیر، معتمددماوندی، لاهوتی، دکتر بقایی

3- بقیه مذاکره نفت

4- تعطیل جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 199

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه چهارم مردادماه 1328

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مشروح مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان : اردلان ، نخست وزیر، معتمددماوندی، لاهوتی، دکتر بقایی

3- بقیه مذاکره نفت

4- تعطیل جلسه به عنوان تنفس

 

1- تصویب صورت مشروح مجلس‏

نائب رئیس- درصورت جلسه دیروز و دیشب اعتراضى نیست؟

حائرى‌زاده- بنده اعتراض دارم.

نائب رئیس- آقاى حائرى‌زاده بفرمایید.

حائرى‌زاده- طبق آئین‌نامه سابق صورت جلسات قرائت می‌شد آقایان توجه می‌کردند اگر اعتراضى داشتند اظهار می‌کردند در این آئین‌نامه جدید نوشته شده است که صورت مجلس یعنى صورت مشروح مذاکرات طبع و توزیع می‌شود هرکس اعتراضى دارد نظرى دارد اظهار بکند ولى حالا بدبختانه براى این که جلسات ما صبح و ظهر تشکیل می‌شود به علاوه کمیسیون‌هایی که اختیار قانونگذارى برخلاف اصول در این مجلس به آن‌ها داده شده آن‌ها هم گرفتارى زیاد دارند اداره تندنویسى نمی‌رسد روز و شب صورت مشروح جلسات را براى جلسه بعد چاپ شده تحت اختیار نمایندگان بگذارد تا در اطراف آن مطالعه کنند و اگر اعتراضى هست به عرض مجلس برسانند. این صورت جلسه‌اى است که امروز به ما داده‌اند این صورت جلسه فقط قسمت اول نطق آقاى وزیر دارایی را چند سطرى فرصت کرده‌اند چاپ کنند تمام نطق ایشان و بیانات آقاى مکى، مذاکراتى که بعد شده مال پیش از ظهرش نیست عصر هم که هنوز چاپ نشده آن وقت جناب آقاى رئیس می‌فرمایند اگر به صورت مجلس اعتراضى هست بگو ما هنوز صورت مجلس سابق و عصر و جلوترش را ندیده‌ایم تا اگر اعتراض داشته باشیم بگوییم این شکل تشکیل جلسات صبح و عصر و شب پشت سر هم و این کمیسیون‌هایی که با 6 نفر ممکن است قانونى بگذارند و قطعه‌اى از مملکت را تجزیه کنند به دیگرى بدهند کمیسیون قوانین دارایی کمیسیون کشور و این کمیسیون‌ها‌ى دیکر که اختیار قانونگذارى به آن‌ها داده شده است این‌ها باید دقت بشود من دیروز عصر و پرىروز عصر درد و کمیسیون، سه کمیسیون گرفتار بودم شب هم مجلس بود گرفتار شدم صورت جلسه طبع شده‌اى هم نیست که من مطالعه بکنم ببینم چیست و این از نقایصى است که آئین‌نامه موجود ما ایجاد کرده است که من معتقدم مقام ریاست دستور بدهند که این صورت جلسات گذشته تمامش مرتب بشود و براى روز پنجشنبه صبح که اینجا حاضر مى‌شوم این هفت هشت جلسه اخیر طبع و توزیع شده با مطالعه رأى داده شود و مطرح شدنش حالا غیر از تضییع وقت مجلس هیچ نتیجه‌‌اى ندارد.

نائب رئیس- این فرمایشات آقاى حائرى‌زاده بالاخره در صورت جلسات اصلاح خواهد شد. آقاى دکتر متین دفترى.

دکتر متین دفترى- در جلسه قبل از ظهر دیروز آقاى وزیر دارایی فرموده‌اند براى مشورت در موضوع مذاکرات با کمپانى نفت جنوب چند نفر منجمله بنده را به آقاى نخست وزیر پیشنهاد کرده‌اند و هیچ کدام غیر از آقاى عدل قبول نکرده‌اند بنده در صحت اظهار آقاى وزیر دارایی راجع به پیشنهاد اشخاص تردید ‌نمی‌توانم بکنم و از حسن‌ظن ایشان هم تشکر می‌کنم اما با بنده کسى مذاکره نکرده نه آقاى نخست وزیر نه دیگرى نه کتباً نه شفاهاً و ابداً از بنده دعوتى نکرده‌اند آقاى وزیر دارایی بنده را خوب می‌شناسند در تمام مدت کاری را دارى و سیاسى هیچگاه از انجام وظیفه شانه خالى نکرده‌ام خصوصاً در مواردی که مصالح عالیه کشور موضوع بحث بوده است بنده خودم را همیشه براى کشور عزیزم یک سرباز دانسته و می‌دانم همین مسئله نفت در زمانى که بنده داخل در کار دولت بودم یک دفعه دیگر موضوع مذاکره و گفتگوى جدى واقع شد اعلیحضرت فقید مکرر از کمى عایدات نفت اظهار عدم

+++

رضایت می‌فرمودند و احتیاج مبرم کشور به پول مخصوصاً اسعارخارجى براى عمران و تکمیل صنایع داخلى و راه آهن تذکر و دولت را طرف عتاب و خطاب قرار می‌دهند ما هم به پیروى از نیات و اوامر شاه صمیمانه مذاکرات و تعقیب می‌کردیم و ابداً محافظه کارى نکردیم اعلیحضرت فقید انصافاً در آن زمان استقامت و شهامت و پافشارى بى نظیرى از خود نشان دادند و موفق هم شدند و عایدات نفت را بیش از دو برابر سنوات قبل ترقى دادند.

خلاصه بنده هرچه هستم و هر حیثیتى دارم از ایران است چطور ممکن است براى ایران خدمتى را مضایقه نمایم افسوس که عادت ندارم در مجلس از خودم صحبت کنم والّا معلوم می‌شد مصائبى که بر بنده وارد شده است نتیجه همین رویه بوده است که هر جا پاى مصالح ایران در میان بوده چه در امور داخلى و چه در مسائل خارجى هیچ وقت محافظه کارى نکرده‌ام و همیشه با اجانب مانند نماینده و خادم یک مملکت قوى و مستقل مذاکره و گفتگو کرده‌ام و اگر به مشیت الهى تا به حال محفوظ مانده‌ام و عمرى دوباره دارم عقیده‌ام این است که همین نیت و رویه نجاتم داده است بنابراین امیدوارم تا زنده هستم تغییر نخواهم کرد و همیشه براى خدمتگذارى هر قدر محظور و خطر داشته باشد در اختیار کشور خواهم بود.

نائب رئیس- فرمایشات آقاى دکتر متین دفترى مربوط به صورت جلسه نبود تذکرى بود. چهار نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند (بعضى از نمایندگان- دستور، دستور) جزء این که خودشان صرف‌نظر بکنند راهى ندارد (نمایندگان- بنابراین مختصر بگویند) فقط استدعا و تقاضا می‌نمایم که خیلى زود مطالبشان را بیان کنند و هرچه می‌توانند مختصرتر صحبت کنند.

نورالدین امامى- بنده اخطار نظامنامه دارم در آئین‌نامه مطرح است که اگر کار فونى و فورى باشد باید از نطق قبل از دستور صرف‌نظر شود ما الان کارهاى زیادى داریم و وقت هم نداریم‏

2- بیانات قبل از دستور آقایان: اردلان- نخست وزیر- معتمددماوندى لاهوتى- دکتربقایی‏

نائب رئیس- خودشان اظهار می‌دارند که کار ایشان هم فورى است. بفرمایید آقاى اردلان‏

اردلان- آقاى امامى استدعا می‌کنم توجه کنید اگر عرض من مهم و مربوط به امور مملکت نبود  اعتراض بفرمایید بنده مطابق نظامنامه حق دارم چند کلمه صحبت بکنم والبته بنا به فرمایش آقاى رئیس مختصر صحبت خواهم کرد ولى بنده نمی‌توانم از یک قضیه حیاتى مملکت صرف‌نظر کنم موضوع عرض بنده راجع به لایحه اصلاح قانون انتخابات است فردا مجلس شورای ملى عمر این دوره‌اش تمام می‌شود بنده باید بدانم که وظیفه دولت بعد از این راجع به اجرای قانون انتخابات چه خواهد بود بنده می‌خواهم از لحاظ یک نفر نماینده مجلس شوراى ملى این موضوع را مورد بحث قرار بدهم (صحیح است) من این مختصر را عرض خواهم کرد آقایان هم استماع می‌فرمایند البته من نظر شخص خودم را می‌گویم ممکن است موردپسند و قبول آقایان نمایندگان واقع بشود ممکن هم هست نشود بنده چند کلمه به طور مقدمه عرض می‌کنم که بسیارى از نمایندگان محترم در این مجلس شورای ملى هستند که حسن شهرت محلى آنها به حدى است که چه اشخاص بروند رأى را بنویسند اسم آن‌ها را خواهند نوشت چه بدهند به اشخاص بنویسند باز هم آنها وکیل خواهند نوشت ولى ما که آمده‌ایم اینجا در نظر گرفته‌ایم که اشخاص بروند خودشان رأى خودشان را بنویسند و در آن جلسه تاریخى شب 23 تیرماه این ماده ششم پیشنهادى جناب آقاى تقى‌زاده و آقاى دکتر عبده و آقاى حاذقى و سایر آقایان را رأى دادیم براى این بود که در قانون انتخابات به طور صریح نوشته شده است که رأى باید مخفى باشد و رأى مخفى آقایان مسبوق هستند. بنده خودم یادم می‌آید و‌قتى در مدرسه درس می‌خواندم استاد من این شعر را به من می‌گفت: (کل سرجاوزالاثنین شاع) پس وقتی که یک کسى به دیگری گفت رأى من را براى من بنویس این مخفى نمیتواند باشد ولى وقتى خودش نوشت رأى مخفى است بنابراین ما دو مسئله در پیش داریم یا مجلس شورای ملى فرداعصرى، امشب یاوقت دیگرى که جلسه فوق العاده تشکیل می‌دهد و تکلیف قانون انتخابات را به طور مسلم معین و معلوم می‌کند و یا اگر این کاررانکرد بنده ازآنچه تصویب شده است یک چیز استنباط می‌کنم وآن این است که آن رأیی که ما در شب 23 تیر ماه اینجا دادیم تفسیر کردیم قانون انتخابات را راجع به مخفی بودن رأى (صحیح است) بنابراین دولت به استناد تفسیرى که مجلس شورای ملى کرده «پروسدور» انتخابات را مطابق قانون باید این طور اجرا بکند (همهمه و اعتراض نمایندگان) (زنگ رئیس) آقایان همهمه نکنید بنده آزادم رأى خودم را بگویم (عده از نمایندگان- صحیح است) شما هم اگر صحبتى دارید بفرمایید اینجا اظهار کنید

نائب رئیس- آقایان شلوغ نکنید توجه بفرمایید.

اردلان- ... بنابراین دولت حاضر براى این که انتخابات دوره شانزدهم را انجام بدهد باید به استناد تفسیری که مجلس شوراى ملى در قانون انتخابات راجع به مخفی بودن راى کرده «پروسدور» انتخابات را این طور انجام بدهد و اشخاص بیایند در حضور انجمن و یک گوشه‌ای بنشینند و رأى خودشان را بنویسند و در صندوق بیندازند (یک عده از نمایندگان- صحیح است) (یک عده دیگر از نمایندگان- صحیح نیست) (زنگ نائب رئیس) دولت حاضر مخصوصاً جناب آقاى نخست وزیر اینجا تشریف دارند بنده حضورشان عرض می‌کنم که البته در قانون انتخاباتى که ما اینجا مورد بحث قرار دادیم یک مواردى داشت که باید اسامى داوطلبان نوشته بشود باید 1200 تومان ودیعه گذاشته بشود این‌ها را تکلیف قطعش را مجلس شورای ملى معین نکرده ولى مجلس شورای ملى در شب تاریخى بیست و سوم تیرماه مطابق رأیی که داد قانون انتخابات را تفسیر کرد به این که رأى مخفى به این صورت انجام خواهد گرفت که رأى دهندگان بیایند رأى خودشان را بنویسند و در صندوق بیندازند بنابراین اگر امروز مجلس شورای ملى در دوره پانزدهم فرصت نکرد که بیاید این کار را تمام بکند وظیفه دولت به موجب رأیی که مجلس شورای ملى داده این خواهد بود که پروسدور انتخابات، طرز رأى گرفتن این باشد (دکترعبده- در آئین‌نامه تجدید‌نظر کنند برطبق رأى مجلس) دراصل 27 متمم قانون اساسى می‌نویسد: تفسیر قانون با مجلس شورای ملى است ما که نمایندگان مجلس شورای ملى بودیم اکثریتمان تفسیر کردیم که رأى مخفى وقتى صورت می‌گیرد که رأى دهنده خودش رأى را بنویسد بنابراین این در صورتى است که مجلس فرصت پیدا نکند و اگر فرصت بکند بنده عقیده‌ام این است که ما مى‌بینیم اینجا ممکن است یک راه حلى پیدا بکنیم فرض بفرمایید اگر ما شهر تهران را ده نفرش را بدهیم به شهر دو نفرش را به حومه بدهیم این ممکن است یک راه حلى باشد یا راه حل‌های دیگر و این عرضى که من کردم فقط براى این است که اگر عمر این دوره مجلس شوراى ملى تمام شد و تکلیف این قانون معین نشد وظیفه دولت این است که مطابق آنچه مجلس شورای ملى در جلسه شب 17 رمضان رأى داده اشخاص باید بیایند رأى خودشان را بنویسند (همهمه شدید نمایندگان) (زنگ رئیس)

نائب رئیس- آقایان توجه بفرمایند.

دهقان- پرت می‌گوید آقا ولش کن اطلاعات هم شب می‌نویسد.

دولتشاهى- توجه قربان وقتى باید کرد که بشود جواب داد.

اردلان- ...آقاى دولتشاهى مطمئن باشید روى سوابق خانوادگى که شما دارید از کرمانشاه انتخاب خواهید شد اجازه بفرمایید بنده بقیه عرایضم را بکنم. بنده دیگر از این موضوع صرف‌نظر می‌کنم براى این که آقاى رئیس فرمودند مختصر عرض کنم دو مطلب دیگر هست که تقاضا می‌کنم آقاى وزیردارایی توجه بفرمایند. ما در کردستان یک زراعتى داریم که فقط توتون است و باید مردم کردستان از این معیشت زندگى کنند یا شما باید توتون کردستانى‌‌ها را بخرید یا باید اجازه بدهید که خودشان صادر کنند و بفروشند. دوم این که ما براى برق سنندج 50 هزار دلار خواستیم جناب آقاى آصف هم چند مرتبه این را گفتند استدعا می‌کنم اجازه بفرمایید این ارز داده شود.

نائب رئیس- بنده می‌خواستم به آقای اردلان جواب عرض بکنم براى اطلاع تمام نمایندگان هم باشد البته آقایان خودشان اطلاع دارند قانون وقتى قانون است که تمام تشریفات قانونى آن انجام شده باشد (صحیح است) قانون را براى تفسیر در مجلس نیاورده‌اند براى این قانون می‌آورند که به اتمام تشریفات قانونى از تصویب مجلس بگذرد اگر این قانون تمام تشریفات نگذرد ارزش قانونى براى دولت ندارد (صحیح است) آقاى نخست وزیربفرمایید.

نخست وزیر- عرض کنم راجع به انتخابات که دستور انتخابات داده شده بود و داده شده است و خیلى جاها هم هتى انجمن‌هایی انتخاب شد وقتى این لایحه آمد به مجلس براى تجدید‌نظر در قانون انتخابات دولت منتظربود تکلیف این قانون روشن روشن و معین بشود ولى همین طوری که جناب آقاى رئیس فرمودند تا یک قانونى مراسم و مراتب قانونش را طى نکند قانون نیست و دولت نمی‌تواند اجرا بکند (صحیح است) امیدوارم که مجلس شوراى ملى فرصت پیدا بکند و تکلیف این قانون را معین بکند در هر حال دولت مصمم است که در 15 مرداد ماه در تمام جاها انتخابات را شروع کند.

+++

نمایندگان- احسنت.

دهقان- ما هم اتخاذ سند می‌کنیم از فرمایشات شما.

نائب رئیس- آقاى معتمد دماوندى بفرمایید. خواهش دارم از آقاى معتمد دماوندى که مختصر مطالبشان را بگویند.

معتمد دماوندى- موضوعى که امروز می‌خواستم ... آقاى دهقان توجه بفرمایید. عرض کنم چون روز پنجشنبه ممکن است که به من نوبت نرسد و نتوانم عرایضى اینجا بکنم روز آخر مجلس هم هست می‌خواستم عرض کنم که در این مدت دو سالى که افتخار همکارى با آقایان را داشته‌ام اغلب آقایان یعنى اغلب قریب به اتفاق آقایان به من منت‌های محبت را داشته و دارند و این براى زندگى من و این مدتى که واقعاً در مدت عمرم بهترین ایام زندگى من محسوب شده و برای بقیه عمرم هم بهترین ذخائر و گرانبهاترین احساسات را با خودم از مجلس می‌برم فقط می‌خواستم این نکته را عرض کنم که آقایان می‌دانند که بنده در عرض این دو سال هیچ وقت روى اغراض شخصى هیچ مطالبى نگفته‌ام و یا یک جریاناتى اگر در مجلس پیش آمده روى اغراض شخصى اظهارنظر نکرده‌ام و من اگر گاهى به بعضی از آقایان یک مختصر جسارتى کرده‌ام باید اذعان کنم فقط صرفاً روى عقاید سیاسى یا عقاید دینى من بوده است که همیشه براى من محفوظ است و برای مادام‌العمر هم محفوظ خواهد بود بنده خواستم امروز که تقریباً روز آخر مجلس، تقریباً نزدیک به آخر است عرض کنم که نمی‌خواهم از نقطه‌نظر این که پیروى از عقاید سیاسى یا دینى من می‌کردند از آقایان معذرت بخواهم ولى از نقطه‌نظر شخصى می‌خواهم از آقایان اگر راجع به بعضی جریانات یک پیشامدهایی شده است حلت بخواهم و استدعا بکنم که با نظربلند همت خودشان اغماض بفرمایند (احسنت) یک موضوع مختصرى هم که داشتم راجع به این بود که می‌خواستم از جناب آقاى سیاح وزیر محترم راه و آقاى سعیدى معاون محترمشان تشکر کنم در ایام تعطیل که براى سرکشى به بندرپهلوى تشریف برده‌اند عرایضى که بنده اینجا راجع به حوزه بندرپهلوى و پاک کردن مرداب بندرپهلوى از نقطه‌نظر حفظ ذخایرماهى و همچنین از نقطه‌نظر دادن اعتبارات لازم به اداره بندرپهلوى عرض کرده بودم و همه را مورد نظر قرار داده بودند و تقریباً دارد به مرحله اجرا می‌رسد خواستم اظهار سپاسگذارى و تشکر بکنم و عرض کنم این نظریاتشان را هرچه زودتر تعقیب بفرمایند که بندرپهلوى از وضعیت بندرى و وضعیت آبرومندى که سابقاً داشته است نیفتد و مخصوصاً خواستم از جناب آقاى وزیردارایی تشکر بکنم که لطف فرمودند راجع به بندرپهلوى اعتباراتش را بفرستند و حالا هم استدعا می‌کنم تا زمستان نیامده که مورد تهاجم امواج خروشان دریاى خزر واقع نگردیده و بقیه سد‌ها هم خراب نشده و از این راه به بودجه ضعیف شهردارى بندرپهلوى خسارت هنگفتى نرسیده است این پول برسد و مشغول تعمیر بشوند یکى هم خواستم تشکر بکنم از وزارت راه که یک مهندس جوانى به نام آقاى امیرابراهیمى که از خاندان پاک و محترم کرمان است و رئیس اداره راه فارس بوده است و از جوانان بسیار پاک می‌باشد یک سوابق ممتدى با بنده دارند موقعی که در بندرپهلوى بودند این عضو بسیار بسیار پاک است و متخصص در امور بندرى هم بود و اخیراً به ریاست اداره بندرپهلوى ایشان را انتخاب کرده‌اند و فرستاده‌اند (صحیح است- صحیح است) و گویا هنوز هم آنجا نیامده، بنده خواستم از این حسن انتخاب تشکر کنم. ضمناً بنده راجع به امور جارى و مخصوصاً رفع قاچاق که در این چندسال آنجا پیدا شده است بنده نظریاتى دارم که اگر یک کمیسیونى تشکیل بشود و آقایان تشریف بیاورند و نظریات بنده را ببینند و رسیدگى بفرمایند و بنده هم آنچه که در خور قدرتم باشد راجع به امور بندرپهلوى در بندرپهلوى به ایشان می‌کنم و از هیچگونه کمکى براى پیشرفت منویات دولت و رفاه مردم مضایقه نخواهیم کرد. این بود عرایض من.

نائب رئیس- آقاى لاهوتى.

لاهوتى- تمام آقایان نمایندگان محترم مجلس شورای ملى شاهدند که در این مدت د‌و سال دوره 15 بنده نه به عنوان نطق قبل از دستور و نه در موقع طرح لوایح به عنوان اظهار عقیده وقت مجلس را نگرفتم (دکتربقایی- یک قدرت بلندتر بفرمایید که شنیده شود.) و علت هم این بوده که براى خود دو وظیفه تصور می‌کردم یکى در قسمت اصلاحات حوزه انتخابیه‌ام و دیگرى در قسمت منافع عمومى کشورم و برای هر دو قسمت مقتضى نمی‌دانستم وقت مجلس را بگیرم زیر آنچه مربوط به امور عمران و آبادى اقتصادى- بهدارى فرهنگ و شکایات حوزه انتخابیه بود که هریک از آن‌ها در تشکیلات دولتى مرجع خاصى دارد به آن مراجع مراجعه می‌کردم و اما در قسمت عمومى منافع کشور اغلب آقایان را از خود واردتر می‌دانم مخصوصاً جنابان آقایان تقى‌زاده- شریعت‌زاده- دکترمتین دفترى- دکترمعظمى- امیرتیمور- دکترامینى- ملک مدنى- حاج آقارضارفیع- صادقى- مسعودى- دکترعبده- سزاوار و غیره و درموقع طرح مطالب و لوایح متوجه نظریات این قبیل آقایان بودم و پس از مذاکره و روشن شدن مطلب به نفع کشورم رأى مثبت یا منفى داده‌ام و خدای تعالى را شاهد می‌گیرم طبق همان قسمی که در پشت این تریبون خورده‌ام که نسبت به پادشاه عادل و کشورم وفادار باشم تاکنون کوچک‌ترین غفلتى نکرده‌ام و چون در قسمت اول یعنى بهبود اوضاع عمومى انتخابیه‌ام به نتیجه مطلوبه نرسیده‌ام و مدت این دوره هم به پایان رسید وظیفه خود دانستم مراتب ذیل را به عرض مجلس شورای ملى و هیئت دولت برسانم شاید مورد توجه قرار بگیرد و خیال می‌کنم بنده در پیشگاه خدایتعالى و اهالى حوزه انتخابیه برحسب وظیفه که داشتم انجام نموده و خجل نباشد.

1- خاطر محترم عموم نمایندگان مسبوق است شهر قزوین یکى از شهرهاى تاریخى ایران و نزدیکترین شهرهاى پایتخت و حکم دروازه طهران را دارد و براى حفظ و بقاى مشروطیت ایران از اغلب نقاط ایران بیشتر خسارت برده و تلفات داده- فداکارى کرده زیرا چه در موقع جنگ بین‌المللى اول و چه در موقع جنگ بین‌المللى دوم این شهر تاریخى از جهت موقعیت جغرافیایى که دارد مرکز ستاد قشون خارجى بوده و متحمل چه خسارات و تلفات شده و از تفصیل و توضیح آن فعلًا خوددارى می‌کنم و شاید از نظر اغلب نمایندگان محترم و هیئت دولت پوشیده نباشد متأسفانه به جاى این که بیشتر مورد توجه باشد از بدو مشروطیت الى حال ابداً دولت‌های وقت توجهى به این شهر نداشته‌اند که به صورت وقت آورى درآمده است و اگر به همین منوال بگذرد تبدیل به یک تل مخروبه خواهد شد و انهدام این شهر براى پایتخت و مرکز ثقل مملکت خطرناک و برای ورود اجانب و متجاسر خداى ناکرده بى‌‌دروازه خواهدشد- وذکربیچارگى وبیکارى اهالى بدبخت آنجا هم وذکر بیچارگى و بیکارى اهالى بدبخت آنجا هم فعلاً جز صورت در دل نتیجه دیگرى نخواهد داشت و تأسف از غفلت‌های گذشته هیچ سودى ندارد ولى اگر از این تاریخ مورد توجه قرار گیرد و با موقعیتى که در پیش است تمام بدبختی‌های آنجا جبران خواهد شد یعنى همان طورى که سازمان عالى برنامه به اینجانب مرقوم داشته‌اند (و خوشبختانه برنامه 7 ساله هم دارد به صورت عمل در می‌آید) مبلغ یکصد میلیون تومان اختصاص به قزوین داده شد و اگر صحیحاً و به دست اشخاص درست و بصیر مصرف گردد تمام خرابی‌ها ترمیم می‌گردد و با این وجه می‌توان آب کافى یا از طریق سد شاهرود یا حفر چاه‌های آرتزین تمام اراضى مرغوب ولم یزرع بین آبیک تا قزوین همچنین قسمت جنوبى قزوین را به صورت دهات ومزرع آباد درآورد که مصرف غله تهران نیز تأمین گردد (احسنت) و جاده‌هاى نیمه تمام از قزوین به زهرا و از قزوین به رودبار و الموت و آبیک به طالقان خاتمه پیدا کند و تمام خیابان‌ها اسفالته و داراى روشنایی صحیح و قسمت بهدارى و کشاورزى آن تکمیل خلاصه با مصرف صحیح بودجه برنامه تمام نواقص امور اقتصادى آنجا تکمیل مخصوصاً باغستان اطراف شهر و اگر داراى آب و از حیث دفع آفات هم مورد توجه وزارت کشاورزى واقع گردد مقدار معتنابهى خشکبار براى صدور تهیه خواهد شد.

ضمناً ناگفته نماند اگر این شهر تاریخى مورد توجه دولت‌های وقت واقع نشده ولى در چند سال اخیر کاملًا مورد توجه شخص اعلیحضرت همایونى بوده و از عطیه ملوکانه چاه آب آشامیدنى و مشروب بودن باغات داخله شهردر رفاه بودند و همچنین از طرف سازمان شاهنشاهى دو درمانگاه در سه بلوک طالقان و الموت و رودبار تأسیس شده و در جدود یکصد و پنجاه هزار نفر اهالى کوهستانى سه بلوک نامبرده که در موقع بروز امراض مزمن براى نداشتن وسیله نقلیه سریع و جاده شوسه دست رسى به شهر نداشتند و با حال رقت‌آورى تلف می‌شدند امروز با بودن درمانگاه‌ها که داراى اطبا تحصیل کرده و داروى لازم در رفاه هستند و بنده در اینجا از طرف عموم اهالى شهر و سه بلوک- از توجه مخصوص شاهنشاه محبوب و سازمان شاهنشاهى سپاسگذارى می‌نمایم.

سه موضوع دیگر که باید مورد توجه فورى دولت قرار بگیرد این است که امسال محصول قزوین براى بارندگى زیاد و سرماى سخت زمستان و بهار به کلی از بین رفته یعنى بلوکات کوهستانى به وسیله سرماى سخت و بلوکات دشت که به وسیله قنوات آباد بوده و بارندگى زیاد قنوات را از بین برده و اغلب مالکین از هستى ساقط شده‌اند و شکایات مفصلى هم کرده‌اند و آیا دولت چه تصمیمى گرفته بى‌اطلاعم و فقط یک فقره شکایت انجمن شهر براى اطلاع قرائت می‌شود تمنا دارم دولت دستور رسیدگى داده در صورت صحت

+++

مردم قزوین اقلاً امسال اهلى آنجا از تأدیه مازاد معاف دارد که مردم بتوانند امور کشاورزى خود را دائر نمایند و عرایض خود را با این چند جمله خاتمه می‌دهم بعد از تصویب لایجه املاک واگذارى به اعلیحضرت محمد‌رضا شاه پهلوى بعضى براى آن تبصره پیشنهادى از طرف بنده نسبت‌های ناروایی داده که من جمله این که لاهوتى خواسته از پیشنهاد مزبور باتماسیکه اهالى طالقان در مازندران و تنکابن با ورثه خلعتبرى داشتند و شاید از طرف بعضى از ورثه اجحافاتى نسبت به آنها شده باشد درصدد تلافى برآمده‌اند و در صورتى که چنین اظهارى با رویه و اخلاق بنده نهایت بى‌انصافى است و می‌توانم قسم بخورم چنین فکر سخیفى هیچ وقت در مغز بنده نبوده و نخواهد بود و عموم اهالى قزوین و بلوکات که در مدت مأموریت متمادى که هر فرد شهرى و بلوکات با بنده تماس داشته و می‌توانم ادعا بکنم در قزوین و بلوکات کسى نباشد که بنده را نشناسد و یا در زمان مأموریت با من تماس پیدا نکرده باشند همه شاهدند که چنین اخلاقى در بنده وجود ندارد علاوه از این اغلب ورثه مرحوم خلعتبرى با بنده دوست و مورد احترام بنده می‌باشد و اغلب آنان هم با بنده هم عقیده یعنى مردمان تحصیلکرده و حقوقدان هستند و چگونه ممکن است در مقابل علم و حقایق و اسناد رسمى منکر باشند و خود آنان نیز نظرى نداشتند و دیگران که طمع بردن املاک خلعتبرى را دارند این تحریکات را کرده‌اند قطع‌نظر از مراتب دوستى بنده با آقایان خلعتبرى اهالى طالقان پس از تحولى که در زمان سلطنت رضا شاه کبیر به وجود آمد سطح فرهنگى و معلومات اهالى به قدری ترقى کرده که امروز داراى مطلع‌ترین وکلاى دادگسترى و قضات پاکدامن و دکترها و مهندسین و لیسانسه‌ها و اروپا دیده‌ها و خلاصه به نسبت سایر نقاط شبیه به طالقان بیشتر از هر جا مردمان روشنفکر دارد و امروز در حدود سه هزار خانوار اهالى طالقان در تهران ساکن و همه آن‌ها با سایر افراد و ساکنین شمال بستگى دارند نوعاً اهالى طالقان به حق خود قانع و هیچ وقت به حق دیگران تجاوز نکرده و از دفاع حقوق حقه خود هم عاجز نیستند البته این اظهارا‌ت و تبلیغات از طرف کسانی است که تعداد آنان از ده نفر تجاوز نمی‌کند که از ابتداى دوره 10 تا حال روى رقابت سیاسى با بنده مبارزه می‌کنند اجازه بفرمایید چون نسبت‌هاى ناروایی به بنده داده‌اند بنده چون یک نماینده ساکن آن محل بودم و امروز هم آخر مجلس است استدعا می‌کنم توجه بفرمایید من می‌خواهم چند کلمه درددل بکنم و مرخص بشوم. عرض کنم جمعى گفتند که فلانى از اهل قزوین نیست و ایشان را کسى در قزوین نمی‌شناسد من می‌خواهم از هیئت دولت و مقامات حساس بخواهم که این خبر صرفاً از ناحیه چند نفر حقه باز که با تشبثات در آنچا با چه کیفیتى املاکى به دست آورده‌اند و حالا آمده‌اند خودشان را از اشراف قزوین معرفى می‌کنند و حالا هم در نظر دارند که نوکرهاى در اینجا بفرستند که بیایند آن مقاصدى را که دارند اجرا بکنند و فقط این اشخاص آمده‌اند این حرف‌ها را زده‌اند بنده اهل طالقان هستم و طالقان قسمت اعظم حوزه‌ی انتخابیه قزوین را تشکیل می‌دهد و ما حکم یک خانواده ملى را داریم و تمام آن‌ها در نهایت علاقه‌مندى نسبت به بنده رأى داده و همین طور بنده در تمام دوره تحصیلاتم در قزوین بوده و در موقع استخدام دولت هم مأموریتم یک مرتبه 9 سال و یک دفعه 5 سال در قزوین بوده و در تمام شداید هم با فامیل‌های محترم قزوین بنده فداکارى کردم و از اصلاح آنجا هیچگونه خوددارى نکردم. اگر توجه بفرمایید بنده عرایضم را خیلى کوتاه می‌کنم (دکتر بقایی- بفرمایید همه حاضرند شما یک دفعه هم صحبت نکرده‌اید در مجلس همه حرف‌هایتان را بزنید) همه خانواده‌های محترم قزوین شاهد جریان کار من بوده‌اند و آنها می‌دانند که من در قزوین چه فداکارى کرده‌ام. فرد فرد اهالى قزوین و بلوکات بنده را از صمیم قلب خواهان هستند و این حرف‌هایی که آقایان می‌گویند تمام بی‌ربط است و بنده از مقامات حساس دولت تقاضا می‌کنم به این موضوع رسیدگى‏ کنند و ببینند در آنجا وضعیت بنده چطور بوده بنده نمی‌خواهم این حرف‌ها را بزنم و در این موقع حساس که لایحه نفت مطرح است و بایستى وقت مجلس را براى این مطلب مهم برگذار کرد بنده هم چون غرضى نداشتم این کلمه را بنده مختصراً توضیح دادم و نسبت به محصول امسال که مخصوصاً باید مورد توجه جناب آقاى گلشائیان واقع شود بنده از ایشان خواهش می‌کنم به این قسمت توجه کنند (احسنت)

نائب رئیس- آقاى دکتر فلسفى.

دکترفلسفى- بنده خیلى به اختصار عرض می‌کنم.

دکتر بقایی- نخیر مفصل بفرمایید.

 دکتر فلسفى- مجلس شوراى ملى از ششم مرداد تعطیل و دوره آقایان خاتمه پیدا می‌کند و فترتى پیش می‌آید که معلوم نیست کوتاه یا طولانى خواهد بود در هر حال آنچه که به تجربه ثابت شده است وجود و حضور مجلس اگر خیلى نافع واقع نشده است از خیلى مضرات جلو‌گیرى نموده است و اگر از طریق مجلس و به وسیله مجلس آن طورى که باید مصالح ملت ایرا‌ن تأمین نگردیده است ولى به وسیله مجلس و از راه مجلس از خیلى عدم مصلحت‌ها جلوگیرى گردیده و مخصوصاً در مقابل تقاضاهاى غیر مقبول اجانب مجلس بوده است که دست رد به سینه آنان زده است در هر جال اکنون که دو روز دیگر این مجلس را ترک می‌کنیم بسیار خوشوقتیم از این که در رأس این مملکت شخص اعلیحضرت همایونى قرار گرفته‌اند که واجد تمام صفات و خصائل عالیه مملکت‌دارى می‌باشند و بنده خیال نمی‌کنم در این خصوص محتاج به توصیف و توضیح باشم و مخصوصاً با وقوف و اطلاع کاملى که شخص ایشان از اوضاع و احوال مملکت دارند و علاقه تامى که به اصلاحات و رفاه و آسایش مردم مبذول می‌دارند ملت ایران امیدوار است که در سایه توجهات پادشاه عظیم‌الشأن خود به کمال ترقى و تعالى و سعادت برسد.

اما این را باید متذکر بود که بعد از شهریور 1320 متأسفانه به علل زیادى وضع ما رو به قهقرا رفت و در این مدت به واسطه عواملى از جهت اقامت قشون خارجى و معایب و مضراتى که از این توقف به ما توجه نمود داشتن رجال شایسته و لایقى که بتوانند از موقعیت و زمان استفاده نمایند- نداشتن نقشه اقتصادى و آشفتگى وضع مالى مملکت نبودن وضع ثابتى در مجلس و در نتیجه عدم ثبات دولت‌ها بدتر از همه عدم رشد افراد ملت ایرا‌ن تمام این‌ها سبب شده که رشته امور مملکت از هم گسیخته و یک بى‌نظمى و بى‌تربیتى در تمام شئون ظاهر گردیده کلیه امور از مجارى خود منحرف شد به طوری که آثار آن را امروز در تمام مراحل اجتماعى خود مشاهده می‌نماییم و نتیجة بیشتر از آنچه را که از زمان اعلیحضرت فقید در راه اصلاحات پیش رفته بودیم از دست دادیم و بدبختانه بعد از آن هم که خیلى از این علل و موانع مرتفع گردید باز هم نتواستیم در هیچ یک از شئون پیشرفت نموده و یا لااقل به وضع سابق خود عود نماییم و در نتیجه باید اعتراف کرد که امروز گرفتارى و سختى و مصیبت مردم ایران فوق‌العاده زیاد و از حد تصور خارج است زیرا اگر بگوییم که ده میلیون جمعیت این مملکت به کلی فاقد تمام وسائل حداقل زندگى است گمان نمی‌کنم اغراق گفته باشم و اگر اقرار کنم که بیش از نصف مردم این مملکت از فرهنگ عارى و حتى سواد نوشتن و خواندن را ندارند و در نتیجه بى‌فرهنگى در منت‌های ضلات و گمراهى به سر می‌برند گمان نمی‌کنم اشتباه کرده باشم و اگر بگوییم که بهداشت ندارند وگرفتار انواع واقسام بیماری‌های مختلف هستند ومانند برگ خزان به زمین ریخته می‌میرند و هیچگونه ارزشى در حیات براى آن‌ها قائل نیستند گمان می‌کنم حقیقت را بیان کرده باشم و اگر بگوییم که از نظر امرار معاش براى قوت لایموت و ستر عورت خود معطلند و در منت‌های استیصال و پریشانى و فلاکت و بدبختى به سر می‌برند خیال می‌کنم راه مبالغه نپیموده‌ایم.

پس ملت ایران در یک وضعى قرار گرفته است که احتیاچ مبرم و عاجلى به توجه و اصلاحات دارد. شخص اعلیحضرت همایونى در اینمدت منت‌های حسن‌نیت و علاقه و توجه را همیشه اظهار فرموده‌اند و حتى از تفویض هستى خود در راه بهبود وضع ملت ایران مضایقه ننموده‌اند.

مؤسسات خیریه مانند سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى شیر و خورشید هر کدام به وسیله خواهران والّا تبار شاهنشاه با کمال جدیت و علاقه اداره می‌شود و به درماندگان و ضعفا کمک می‌کند. برنامه هفت ساله در تحت سرپرستى والا حضرت شاهپور عبدالرضا با منت‌های درایت و علاقه و حسن‌نیت اداره می‌گردد و از این که هر یک از افراد خاندان پهلوى مصدرخیر و برکت می‌باشند موجب کمال شکر‌گزارى ملت ایران است. اما بنده یک نکته را می‌خواهم عرض کنم و خیال می‌کنم در این موقع که باید اصلاحاتى در این مملکت شروع شود این عرض بنده حائز کمال اهمیت می‌باشد و آن این است که یک عده از رجال و اصلاح‌طلبان این مملکت چه در دولت و چه از خارج باید صدیقانه از منویات شاهانه پیروى نمایند باید آن‌ها مقاصد و نیات شخصى ایشان را صمیمانه از قوه به فعل بیاورند. این اشخاص باید خیر‌خوا‌ه ملت و مملکت و داراى تجارب و سوابق روشن باشند باید از غرض و نظریات شخصى و از هرگونه خودخواهى و خود‌پرستى به دور باشند. باید با فضیلت و متقى و خدا‌پرست باشند و به غیر از ملک و ملت هیج چیزى را در نظر نداشته باشند الان انتخاب و تقویت این قبیل اشخاص با شخص اعلیحضرت همایون شاهنشاهى است و بدون امعان نظر و تدقیق در این موضوع هیچ اصلاحى در این مملکت میسر نیست.

معایب و علل نواقص مملکت ایران بر همه واضح است لکن آنچه که فعلاً مشکل به نظر می‌رسد

+++

 راه چاره اصلاح آن می‌باشد. آنچه که امروز ثابت شد موجب این همه تباهى و فساد گردیده است و آن را در واقع علت‌العلل خرابى این مملکت می‌دانند این بوده است که تاکنون امور به مردان شایسته و لایق و به اصطلاح کار به کاردان سپرده نمی‌شده است تناسب اشخاص در کار رعایت نمی‌گردیده- تقوى و فضیلت سوابق و تجربه در پیشرفت امور مؤثر نبوده است می‌گویند هیچ چیز بیشتر از این در ارکان مملکت تزلزل وارد نمی‌آورد که کارهاى بزرگ به اشخاص کوچک و نامتناسب سپرده شود و اشخاص بزرگ را به کارهای کوچک بگمارند و به عقیده بنده مبناى هر اصلاحى باید از اینجا شروع شود و مخصوصاً در مملکت براى اصلاحات اول باند در جستجوى مردمان ذی‌صلاحیت بود. زیرا ملت ایران چه از نظر منابع طبیعى و ثروت خدادادى و چه از نظر استعداد فطرى مستعد همه گونه پیشرفت و تکامل است و وسایل ترقى و تعالى و ترفیه و آسایش این ملت از هر جهت در این سرزمین وسیع و غنى فراهم است فقط آنچه که ما امروز به آن از هر چیزى بیشتر احتیاج داریم مردان شایسته و اصلاح‌طلبان بى‌غرض است که بتوانند نیات شاهانه را اجرا نمایند (احسنت) این عقیده شخص بنده بوده است که در پی ‌این فرصت بودم که عرض کنم ولى چون مجلس دارد ختم می‌شود خواستم به عنوان نطق قبل از دستور به عرض مجلس برسانم اما یک مطلب دیگرى است که راجع به حوزه انتخابیه بنده است و آن این است که شش‌ماه است گرگان فرماندار ندارد گرگان یکى از شهرهای بسیار مهم و حساس است گرگان یک منطقه مرزى بسیار مهم است و سابقاً هم اشخاص فوق‌العاده مثل سپهسالار و علاء‌الدوله و همین آقاى سردار فاخر و حاج عزالممالک اردلان و اینها فرماندار آنجا بوده‌اند ولى الان 6 ماه است که تمام کارهاى گرگان راکد مانده و به کلی وضع آشفته‌ای پیدا کرده است و بسیار وضع بدى پیدا کرده است وضع آنجا یدرک و لایوصف است، من نمی‌دانم چه بگویم، نمی‌توانم توصیف کنم که چگونه است بخشدارکرج متصدى فرماندارى آنجاست. آقاى وزیرکشورشخص جنابعالى هم تصمیم داشتید که یک فرماندار ذى‌علاقه و شایسته‌اى آنجا بفرستید و این فرماندار یک آدمى باید باشد که رئیس شهربانى آنجا از او تمکین داشته باشد، رئیس دارایی آنجا از او تمکین داشته باشد، رئیس دادگسترى آنجا از او تمکین داشته باشد و یک وضعى در آنجا باشد که تناسب با وضعیت آنجا داشته باشد. فرماندار هر شهرى باید جنبه شیخوخیت در میان رؤساى ادارات داشته باشد و نباید یک عضو کوچکى که دستش براى 5 تومان پیش آنها دراز است و شب سر قمار می‌زنند توى گوشش این نمی‌تواند فرماندارى آنجا را اداره کند من شخصاً هیچ نظرى ندارم و به شخص جنابعالى هم ارادت دارم و مجلس هم فردا پس فردا تمام می‌شود و نمایندگى ما از بین می‌رود و من هیچ مسئولیتى ندارم هیچ علاقه‌ای هم به نمایندگی ندارم و شاید هم زیاد دارم در دوره 15 که خیلى اشخاص به من فشارى آوردند چه در اینجا او چه در محل که من نماینده بشوم و من قبول نمی‌کردم (صحیح است) آقاى سیدهاشم وکیل شاهدند آقاى صادقى شاهدند آقاى سردارفاخر حکمت هم شاهدند (صحیح است) بنابراین من هیچ علاقه‌ای به نمایندگی ندارم ولی وظیفه خودم می‌دانم که در این روزهاى آخر مجلس این را اینجا عرض کنم شما هر چه نظرتان باشد من این نظر را دارم که یک فرماندار شایسته، لایق، استخواندار انتخاب کنید و بفرستید که بتواند امور آنجا را اداره کند که نظر شخصى را در امور مملکت راه دادن بسیار بد است من از جنابعالى تقاضا دارم یک فرماندار لایق براى آنجا تعیین کنید و بفرستید

نائب رئیس- آقاى مکى.

دکتربقایی- بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم.

حاذقى- بنده هم اخطارنامه‌اى دارم.

نائب رئیس- بفرمایید.

حاذقى- طبق ماده 43 آئین‌نامه مجلس از وظائف کمیسیون بودجه تصویب لایحه بودجه دولت و متمم بودجه بوده است کمیسیون بودجه به وظایف خودش عمل کرده و خوشبختانه مجلس شواری ملى هم لایحه بودجه دولت را بعد از شش هفت سال براى اولین مرتبه تصویب کرده است و حالا به مصداق الاکرام بالاتمام باید لایحه متمم بودجه دولت را هم تصویب بکنیم که کار دولت فلج نباشد و من استدعا کردم که آقاى وزیردارایی هم در مجلس این موضوع را بخواهند که مطرح بشود.

وزیردارایی- بعد از لایحه نفت.

باتمانقلیج- جناب آقاى رئیس بنده هم اخطارنظامنامه‌اى دارم.

نائب رئیس- بفرمایید.

باتمانقلیج- الان ده روز است که ماده واحده‌اى به امضای عده‌ای از نمایندگان محترم براى استخراج معادن ایران با قید دو فوریت تقدیم مجلس شده و معلوم نیست که چرا قرائت نشده و رأى نسبت به آن گرفته نشده است بنده تقاضا دارم از مقام ریاست که این را مطرح بفرمایید و شاید سه دقیقه بیشتر هم وقت مجلس را نمی‌گیرد، تقاضا می‌کنم این قرائت بشود و رأى به دو فوریت را از نمایندگان آقایان بگیرند. نائب رئیس- در موقعی که فرصت بشود رأى گرفته می‌شود.

باتمانقلیج- دیگر وقت پیدا نمی‌شود آقاى رئیس.

دکتربقایی- بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم.

باتمانقلیج- جناب آقاى رئیس بنده تقاضا می‌کنم این تقاضاى بنده را براى آخرین دفعه قبول بفرمایید.

نائب رئیس- آقای دکتربقایی بفرمایید.

دکتربقایی- عرض کنم یک توضیحى است که بنده دو دفعه دیگر هم در همین مجلس تذکر دادم و حالا موقع خیلى مناسب و لازم است براى این تذکر تذکر من راجع به ماده 11 نظامنامه است راجع به مراسم سوگند که در حدود سى نفر از آقایان وکلا هنوز قسم نخورده‌اند و یک موضوع بسیار مهمى مثل موضوع نفت مطرح است و باید راجع به این رأی‌ها داده شود بنده می‌خواستم از مقام ریاست تقاضا کنم که دستور بفرمایند در تنفسى که داده می‌شود هیئت رئیسه تشکیل بشود و مطابق نظامنامه آقایانى که قسم نخورده‌اند قسم بخورند تا رأیی راکه می‌خواهند بدهند با خوردن قسم داده باشند (آزاد- این اعتراض وارد است آقاى رئیس) این را بنده می‌خواستم تذکر بدهم یک موضوع دیگر هم هست که بنده راجع به این موضوع هم کراراً تذکر دادم ولى در این موقع لازم است که عده حاضر در مرکز درست بشود این تابلو نوشته شده است عده حاضر در مرکز 92 نفر و این غلط است و الان یک عده در این مجلس حاضر هستند که اسمشان جزء غائب است و جزء کسانى است که در شهرستان‌ها ثبت شده‌اند بنده تقاضا می‌کنم مقام ریاست دستور بفرمایند اسامى عده حاضر در مرکز قرائت بشود که معلوم بشود صحت عرایض بنده چطور است و تابلو را هم درست کنید چون این براى رأى اسباب اشکال خواهد شد و این خلاف قانون‌هایی هم که تا به حال اتفاق افتاده است که این لایحه به کمیسیون خارجه نرفته، به کمیسیون بودجه نرفته، در غیر موقع چاپ شده در غیر چاپخانه مجلس چاپ شده این هم یک چیز دیگرى است که اضافه می‌شود به این ایرادات.

نائب رئیس- راجع به قسم آقایان در هیئت رئیسه تشریف آورده‌اند و قسم هم خورده‌اند فقط شاید در حدود سه نفر یا چهار نفر هستند (دکتربقایی- بیشتر هستند) و راجع به تابلو هم که فرمودید هیئت متصدى که مشغول این کار است نهایت دقت را می‌کنند.

دکتربقایی- نه آقا این چند نفرى را که من عرض کردم همین دو روزه آمده‌اند و اضافه نشده است.

نائب رئیس- بفرمایید آقاى مکى‏

باتمانقلیج- جناب آقاى رئیس رأى به فوریت آن طرح چطور شد؟ دکتربقایی- خوب این را طرح کنید این دو فوریت چه عیبى دارد؟

نائب رئیس- آقاى دکتر بقائی این دیگر تکلیف من است، ملاحظه بفرمایید شما دارید در وظائف من دخالت می‌کنید (چشم دخالت نمی‌کنم.) اجازه بفرمایید تا بنده یک تذکرى هم به آقاى عدل عرض کنم در آئین‌نامه جدید چهار نفر بیشتر نمی‌توانند نطق قبل از دستور بکنند و جنابعالى نفر پنجم و آقاى قبادیان نفر ششم اسم نوشته‌اند بنابراین به آقایان نوبت نمی‌رسد.

دکتربقایی- مجلس می‌تواند اجازه بدهد. آقاى قبادیان حرف‌های حسابى می‌خواهند بزنند ممکن است به ایشان اجازه بدهید آقاى عدل هم می‌خواهند یک چیزهاى لازمى به عرض برسانند

نائب رئیس- آقاى دکتر بقایی من از شما استدعا می‌کنم.

قبادیان- اتفاقاً بنده دو سه موضوع بسیار لازم داشتم که می‌خواستم به عرض مجلس برسد حالا اگر اجازه بفرمایید نوبت بنده بماند براى جلسه بعد.

نائب رئیس- آقاى مکى.

3- بقیه مذاکرات نفت‏

مکى- عرایضى را که بنده راجع به قرارداد نفت ایران و انگلیس و همچنین راجع به مواد الحاقى در این جا عرض کردم و نیز عرایضى را که به سمع آقایان محترم می‌رسانم تمام اینها ادعانامه‌ای است که از طرف ملت ایران بر علیه شرکت نفت ایران و انگلیس تدوین می‌شود و من امیدوار هستم ملل آزاد دنیا که مدعى هستند از ملل ضعیف پشتیبانى می‌کنند به متن این ادعانامه وقتى رسیدگى کنند و ببینند به این ملت ستمدیده

+++

تا چه اندازه و تا چه حدود ستم شده است و برای گذراندن این قرارداد در تحت چه شرایط و با چه اتمسفر فشارى در این مجلس مطرح کرده‌اند و دیشب بنده عرایضى کردم راجع به خیابان اسلامبول بیرون که آمدم چند نفر را هم پشت در مجلس زده بودند با این که تظاهر هم نکرده بودند فقط دور هم جمع شده بودند و ابراز احساساتى می‌خواستند بکنند این به عقیده بنده شرط آزادى و دموکراسى نیست همان طور که دیشب عرض کردم یک مردم زنده بایستى ابراز احساسات بکنند خواه مخالف خواه موافق حالا اگر موافقى ندارد نبایستى با سر نیزه گردن مخالفین رازد. در دوره استبداد قراردادى بین رژى و دربار وقت راجع به تنباکو منعقد شد و ملت ایران در آن دوره پر مشقت و دوره‌اى که زنجیر استبداد برگردن افراد این مملکت بوده نتوانستند مانع این تظاهرات بشوند و بالاخره همان تظاهرات آن قرارداد ننگین را از بین برد ما باید بدانیم که اگر فشارى در کار باشد هیئت حاکمه ایران زودتر در زیر این فشار از بین خواهد رفت باید حق آزادى و اظهار عقیده به افراد ملت داد زیرا ملت‌هاى آزاد دنیا که در سایه آزادى و دموکراسى ترقى کرده‌اند می‌دانند که:

هزار بار بود به ز صبح استبداد

براى دسته پابسته شام آزادى‏

یکى از قضات صبح جلو چاپخانه ایستاده بود پاسبان به او می‌گوید آقا متفرق بشوید او از من سؤال کرد که من یک نفرى چگونه متفرق بشوم من به شوخی به او گفتم که مثل روزنامه آقاى دکتربقایی به رأى مجلس واگذار می‌کنیم بببینم یک نفرى چطور باید متفرق بشویم. اکنون رسیدیم سر مطلب تا قسمت هفتم را دیشب عرض کردم حالا بقیه آن را به عرض می‌رسانم.

هشتم- طبق ماده 16 قرارداد جدید شرکت تعهدمینماید

8- طبق ماده 16 قرارداد جدید شرکت تعهد می‌نماید که حداعلاى منتج بودن و صرفه‌جویی را نسبت به محصول به دست آمده مراعات نماید و ضمناً به صورت امر مسلمى ذکر می‌شود که کمپانى صنعتگران و مستخدمین فنى و تجارى خود را به اندازه‌اى که اشخاص ذی‌صلاحیت  و باتجربه در ایران یافت شود از افراد ایرانى انتخاب خواهد نمود و حال آن که ضمن قرارداد دارسى تعهد شرکت منحصر به کارگماردن کارگران ایرانى بوده است ولى در اجراى مفاد این تعهد نیز شرکت به حد اعلى منافع حقه ایران را با استفاده از طرح ناصحیحى که بر‌خلاف نص صریح قسمت سوم ماده بالا متأسفانه توسط دولت‌های وقت تهیه شده و به شرکت ابلاغ گردیده است پایمال نموده است توضیح این که ضمن بند 3 ماده بالا قید شده است «که طرفین موافقت می‌نمایند در این که طرح عمومى مطالعه و تهیه نمایند که بر طبق آن هر سال و مرتباً مستخدمین غیر ایرانى را تقلیل داده و به جاى آن‌ها به طور تصاعدى در کوتاه‌ترین مدت ممکن از اتباع ایرانى بگمارد»

گو این که طرح تنظیم شده را یک سند سرى تلقى نموده و وزارت دارایی این سند را در اختیار علاقه‌مندان به بررسى این موضوع نگذارده است ولى تا آنجا که به قول اشخاص مطلع می‌توان اطمینان داشت طرح مربوط نوعى تنظیم شده است که شرکت با پیروى از آن اقلاً بر‌حسب ادعاى خود شرکت به جاى این که طبق صریح بند 3 ماده بالا که عیناً به عرض آقایان رسانیدم مرتباً و به طور تصاعدى از تعداد کارمندان خارجى خود بکاهد درست برخلاف آن عمل نموده و با وجود افزایش تعداد کارمندان و کارگران ایرانى که در شرکت مشغول انجام وظیفه بوده‌اند و آن خود نتیجه مستقیم افزایش میزان محصول استخراجى شرکت از شش‌هزار تن در سال 1932 به 21 هزار تن در سال 1947 بوده است از تعداد کارمندان خارجى خود نه تنها نکاسته بلکه تعداد آن‌ها افزایش نیز یافته است‏.

براى این که صحت این مدعا را ثابت کنیم با متوجه ساختن آقایان به مفاد عبارت بند 3 ماده 16 که قسمتى از آن را مجدداً تکرار می‌کنم.

«... که برطبق آن هرسال و مرتباً مستخدمین غیر ایرانى را تقلیل داده ... مستخدمین غیر ایرانى را تقلیل داده و به جاى آن‌ها به طور تصاعدى در کوتاه‌ترین مدت ممکن از اتباع ایرانى بگمارد» و سپس به عرض آقایان می‌رسانم که طبق آمار به دست آمده از منابع شرکت نفت تعداد کارمندان خارجى شرکت که طبق مفاد بالا بایستى به طور تصاعدى و در کم‌ترین مدت به وسیله افراد ایرانى جانشین شوند از 1900 نفر به طور متوسط در سال 1933 مرتباً بالا رفته و در سال 1946 این تعداد به 4113 نفر بالغ شده است یعنى به جاى نقصان تصاعدى به میزان یکصد و شانزده درصد افزایش یافته است.

آقاى ساعد در مقابل این حقیقت غیر قابل انکار که به طور وضوح با مفاد متن امتیاز‌نامه متضاد است شما و دولت شما که به قول خودتان از طرف مجلس مأمور شد تا نسبت به استیفای حقوق ملت ایران با شرکت وارد مذاکره شوید بفرمایید چه کرده‌اید‌؟ و چگونه جرأت می‌کنید که پشت این تریبون آمده و به تبعیت از دوستان شرکت نفت خود با تفسیرهاى کج و معوج آئین‌نامه مجلس شورای ملى که مسلماً از حدود اختیارات شما خارج بوده است درصدد بر‌آیید که دهان نماینده ملت را با محدود کردن مدت صحبت بسته و نگذارید این تقصیرات دولت شما در پیشگاه نمایندگان مجلس شورای ملى مطرح و به اطلاع کلیه افراد ملت ایران برسد من این تقصیر وزیر دارایی و بنابراین دولت شما و توقعات بی‌جایتان است به نام ملت ایران توبیخ و اعتراض و از دولت شما راجع به این تقصیر و عدم انجام وظیفه محوله که سالیانه حد اقل معادل چهار میلیون لیره ارز به این کشور زیان وا‌رد می‌آورد استیضاح می‌کنم و قهراً خواستارم که اقدامات خود را در این زمینه براى اطلاع و قضاوت مجلس و ملت ایران به عرض مجلس برسانید. حال اگر به آمار کارمندان بالا رتبه ایرانى مراجعه نماییم ملاحظه می‌کنیم که تعداد آن‌ها از 22 نفر در 1933 به 1765 نفر در سال 1946 افزایش یافته و تعداد کارمندان دفترى ایرانى از 341 نفر درسال 1933 تا 1500 نفر براى سال 1938 ترقى یافته و سپس منظماً رو به نقصان رفته و در سال 1946 به 852 نفر تقلیل یافته است ودر صورتیکه جمع تعدادکارمندان بالارتبه وکارمندان دفترى ایرانى را در نظر بگیریم مشاهده می‌شود که تعداد تقریباً منظماً از 363 نفر در 1933 تا 2617 نفر در 1946 افزایش یافته مگر در سال‌هاى جنگ که از 1939 تا 1943 که جمع بالا نسبت به تعداد کل کارمندان در سال 1938 نقصان‌ هم یافته است.

بنابراین حتى نسبت به افزایش تعداد کارمندان ایرانى که ظاهراً متن موافقت‌نامه را با تفسیر غلط مشمول آن نموده‌اند نیز اصل افزایش تصاعدى مراعات نگردیده است.

آقایان ملاحظه فرمایید که این ماده که به نفع ایران بوده است تا چه اندازه شرکت برخلافش رفتار نموده است و وزراى ما نیز ضمن مواد الحاقیه از هر چیز صحبت نموده‌اند جز از این حق مسلم پایمال شده.

و آن وقت هم با گردن بلند اینجا آمده و اظهار می‌دارند که دولت تا آنجا که در حیطه توانایی‌اش بوده است در استیفاى حق ایران پافشارى کرده است.

اگر این اظهار را حقیقى فرض نماییم بحث در موضوع بالا نشان می‌دهد که دولت با این اظهار به ناتوانى و بیچارگى خود اقرار نموده و در نتیجه براى مجلس ایجاد تکلیفى نموده است و اگر نمایندگان حقیقة علاقه‌مند به حفظ حقوق ملت ایران در موضوع نفت می‌باشند بایستى پیشنهاد رأى اعتماد به دولت نموده و با اظهار عدم اعتماد آن را ساقط کنند تا دولت توانایی به سر کار آمده و به مذاکرات با شرکت به منظور استیفاى حق دولت ایران وارد مذاکره شود.

9- موضوع دیگرى که می‌توان به عنوان برترى قرارداد جدید شمرد موضوع وضع مقرراتى طبق ماده 19 قرارداد جدید دایر به تعیین قیمت فروش بنزین و نفت و مازوت تهیه شده از نفت ایران در داخل کشور می‌باشد بنده دیروز خیلى متأسف شدم وقتى که جناب آقاى گلشائیان فرمودند که ما خودمان خواستیم تمدید کنیم (گلشائیان- وزراى وقت خواستند) همان را عرض می‌کنم من خیال می‌کنم در آخر وقت هم زیر چنین قراردادى نمی‌رفتند خود آقایان می‌دانند فشار بوده است حالا اگر وضع بین‌المللى آن روز طورى بوده است که دولت ایران را و بالاخره رضا شاه را مجبور کرده باشد ولى من اطمینان دارم که وجدان هیچ کدام آن‌ها از روى راحتى و آرامش این قرارداد را امضاء نکرده کما این که اگر آقایان به وجدان خودشان مراجعه کنند هیچ کدام آن‌ها از روى آزادى و آرامش این قرارداد را به مجلس نیاوردند کما این که شنیده‌ام که خود جناب آقاى گلشائیان در آن جلسه‌ای که در وزارت خارجه تشکیل شده بوده است که بنده افتخار حضور نداشتم در گزارشى که آقاى وزیر دارایی به جناب آقاى نخست وزیر نوشته‌اند اقرار می‌فرمایند در آن گزارش ایشان مصلحت انعقاد چنین قراردادى را نمی‌دانند من نمی‌دانم (وزیر دارایی- تکذیب می‌کنم) همه آقایانى که آنجا بوده‌اند می‌گویند این طور بوده که خود وزیر دارایی چنین گزارش می‌دهند حالا چه فشارى وارد شده است که مجبور است خدا می‌داند (دکتراقبال- فشار نبوده) آقاى دکتراقبال که می‌فرمایند فشار نبوده اگر الان به وجدان خودشان هم مراجعه کنند و یک دستگاهى باشد که منعکس بکند آنچه را که در قلب ایشان هست قلب ایشان هیچ وقت اجازه نمی‌دهد که چنین قراردادى بسته شود و این طور حقوق ملت ایران تضییع شود ما همه‌مان ایرانى هستیم و باید حفظ منافع اتباع ایرانى را تا آنجایی که به قیمت جانمان تمام می‌شود بکنیم اگر یک قدرى مداهنه و مسامحه را کنار بگذاریم می‌توانیم به بدبختی‌های ملت ایران

+++

خاتمه بدهیم به هر حال بنده خواستم عرض کنم که بیان آقاى گلشائیان در جلسه دیروز به عقیده بنده صحیح نبود زیرا این بیان را باید نماینده شرکت نفت بکند نه نماینده دولت و ملت ایران نماینده دولت و ملت ایران بایستى حق ملت ایران را بگیرد و بیان ایشان که در آن روز ما این قرارداد را حاضر به تمدید بودیم و مدتش را افزودیم به عقیده من برخلاف واقع است و نه شاه آن روز و نه وزراى آن روز هیچ کدام قسم می‌خورم که با رضا و رغبت این قرارداد را امضاء نکردند کما این که تاکنون ملت ایران و مجلس شوراى ملى ایران راجع به این قراداد امضایی ننموده است و این نوع قراردادها اگر به فرض محال از تصویب این مجلس بگذرد از تصویب افکار عمومى و ملت ایران و آنهایی که وطنپرستى شعارشان است نگذاشته است حال برویم سر مطلب...‏

نائب رئیس- آقاى مکى چقدر دیگر طول می‌کشد.

مکى- یک ساعت دیگر طول می‌کشد شاید، بنده چیز اضافه‌اى ندارم همین یادداشت‌ها را آوردم بنده صبح هم حضور آقاى رئیس عرض کردم ممکن است کیفم را بدهم دست شما و با همین چند تا کاغذ کار دارم بنده باز می‌خواهم از نمایندگان محترم از همکاران عزیز خودم که دو سال افتخار ارادتمندى ودوستى آقایان راداشته ام و در حقیقت این جلسات یک جلسات تودیعى است که دیگر ما از این همکارى شاید بى‌نصیب باشیم بنده خودم را عرض می‌کنم این است که استدعا می‌کنم همان طوری که عرض کردم این‌ها مفاد و مدارک و اسناد و ادعا‌نامه ملت ایران است برعلیه شرکت نفت دقت بفرمایید که این‌ها باید در آتیه این مملکت مفید واقع شود اگر آتیه بنده از بین می‌رود سعادت و آتیه‌ام را فداى ایران می‌کنم ایران سعادتمند و سربلند بماند من خدا می‌داند در این چند روزه شبى دو ساعت نخوابیدم با حال کسالت و شب با حال تب بودم من جملات را نمی‌توانم بخوانم چشمم سیاه شده اینقدر خودم را در شکنجه و فشار گذاشتم شاید بتوانم به مملکتم و ملتم که من افتخار یک فردش را دارم خدمت کرده باشم و همه آقایان هم اگر به قلب خودشان مراجعه کنند می‌دانند که من در این چند روز چقدر از خودگذشتگى و تا چه حد در انتحار سیاسى خودم تعجیل می‌کنم نفت و سیاست نفت همه آقایان می‌دانند که چقدر قوى است به قدری قوى است که قنسول امریکا را در ایران می‌کشند ایمبرى را در ایران می‌کشند براى این که می‌خواستند از قراردادى که در ایران بسته شده بوده است امریکایی‌ها هم استفاده کنند یا در دنیا چقدر سلاطین تاج و تخت‌هایشان براى نفت ازبین رفت ولى بگذارید این ادعانامه تنظیم شود و در اوراق رسمى مجلس شورای ملى ایران باقى بماند تا آنهایی که در دنیا مدعى آزادى و دمکراسى هستند در خود انگلستان که البته در مملکت خودش آزادى دارد من اطمینان دارم که در انگلستان آزادى به تمام معنى حکومت می‌کند و آنها به رجال خودشان که فداکارى می‌کنند احترام می‌گذارند من معتقد هستم که باید به کسانى هم که براى مملکت خودشان می‌خواهند فداکارى کنند احترام بگذارند.

الف- طبق ماده 1 امتیاز جدید کمپانى یعنى شرکت و شرکت‌هاى تابعه اعم از شرکت‌هاى تابعه‌ای که در زمان عقد قرارداد یعنى سال 1933 وجود داشته‌اند و یا بین 1933 تا به امروز به میل شرکت و به اقتضاى مانورهاى او تشکیل گردیده و یا بالاخره آنچه شرکت تابعه که بعداً به اقتضای موقع براى استفاده بیشتر از این دیزى در باز و ایجاد خسارت و فقر بیشترى براى کشور ولى به نفع شرکت یا دولت انگلستان تشکیل خواهد گردید داراى حقوق و مزایایى است که طبق آن شرکت با آن همه تفسیرات ناروا و غلط خود می‌تواند دولت و ملت ایران را از حق ایجاد هرگونه مؤسسه یا شرکت یا کارخانه براى استفاده از مواد نفتى که حتى کمپانى به دلیلی از آن بهره‌بردارى ننموده و یا آن‌ها را بلااستفاده می‌سوزانند محروم نموده و یا اقلا در این زمینه تا مراجعه به حکمیت و صدور رأى نهایی که آن هم ممکن است بر علیه دولت ایران باشد موجبات تأخیر و اتلاف وقت دولت ایران را فراهم آورد و با این ترتیب در صورتی که کمپانى نخواهد و مسلماً هم نمی‌خواهد ایجاد و توسعه هر صنعتى (اقلاً در حوزه امتیازى) که یکى از مواد اولیه آن نفت بوده باشدتابع هوس و میل کمپانى خواهد بود.

ولى برخلاف با استفاده از معناى وسیع این کلمه می‌تواند هر گونه صنعت و یا تجارتى را به وسیله شرکت‌های تابعه خود که از تمام مزایاى امتیاز برخوردار شده و جزء سهم ناقابلى آن هم به طور غیرمستقیم به دولت ایران نمی‌پردازد دایر نماید و در صورتى هم که با تفسیر ناروایی مانع ایجاد صنعت‌هاى ملى به مبنای نفت نشود می‌تواند با ایجاد صنعت‌هاى رقیت که شرکت اداره کننده آن از تمام مزایاى این قرارداد برخوردار بوده و بنابراین نه گمرک می‌دهد عوارض راه- نه مالیات- نه عوارض شهردارى- بلکه از کلیه زمین‌های دولتى و منابع جنگلى و معدنى آن نیزدر حدود نیازمندی‌های خودمیتواندمجاناً استفاده نمایدوبنابراین اولویت ورجحان اقتصادى غیرقابل تصورى به شرکت ایرانى رقیت دارد صنعت ایجاد شده را از راه رقابت از بین برده و به طور غیر مستقیم ایجاد هرگونه صنایع ملى در ناحیه امتیاز را غیرممکن و متعسر سازد. نیز بایستى توجه کنیم که توسعه مسلم آتى شرکت همان طوری که توسعه تدریجى آن از 1933 تاحال باعث شده است که کمپانی‌های تابعه جدیدى به وجود آید کم پا نی‌های تابعه جدیدى بعداً نیز به وجود خواهد آورد و توجه فرمایید که این مطلب تا چه اندازه بى‌معنى و مسخره است که طبق مفاد قرارداد امتیازى جدید کلیه این شرکت‌های نوزاد که در تاریخ امضاى امتیاز در عالم عدم بوده‌اند پس از ایجاد از جمیع مزایاى این امتیازنامه گل و گشاد به نفع شرکت و به ضرر دولت ایران استفاده می‌نمایند.

به نفع شرکت براى این که اگر منافع نداشته باشد شرکت آن‌ها را ایجاد نخواهد نمود به ضرر ما براى این که این شرکت‌ها می‌توانند با صنایع ملى نوزاد ما که از مواد اولیه نفتى بهره‌بردارى می‌نماید رقابت نموده و آن‌ها را با ایجاد بدبختى بیشترى از بین هم ببرند.

باز هم عیب کمترى وجود داشت اگر این اولویت‌های شرکت منحصر به حوزه امتیازى او که فعلاً نیز وسایل ویرانى کامل آن را فراهم آورده است می‌بود و شرکت نمی‌توانست با استفاده از اولویت‌هاى مالیاتى و گمرکى و غیره در خارج حوزه امتیازى خود همین رل شوم را بازى کند ولى باز هم می‌گوییم که آنقدر در دیزى باز است که حیاى گربه معنى ندارد و ممکن است که با تفسیرهاى سهل‌الحصول شرکت اگر بخواهد از مفاد امتیاز‌نامه به ضرر ما و به نفع خود و از طرفى چنانکه بدان اشاره شد موجبات انهدام بسیارى از صنایع نوزاد کشور ما را فراهم آورده و قید رقیت و اسارت اقتصادى را با ایجاد فقر و بیچارگى جدیدى به گردن ما بگذارد. شرکت هم اکنون در دخالت در امر تولید مواد کشاورزى پیشرفت بسزایی نموده و حتى کار کشاورزى و گله‌دارى و تولید شیر و کره و غیره را باترتیبى که پیش می‌رود ممکن است از دست ایرانیانى که سر نسپرده‌اند بگیرد و سیاست خلایی را که بدان اشاره نمودم بانهایت سهولت عملى نماید البته هدف سیاست خلاء خالى نمودن ناحیه نفت‌ خیز ایران از اغیار یعنى از افراد باشرف و وطن دوست ایرانى می‌باشد نه خالى نمودن از اجنبى و اجنبى‌پرست.

2- اگر در قرارداد دارسى حق معافیت از گمرک و عوارض براى عملیات استخراجى و بهره‌بردارى منظور گردیده بود و با این ترتیب وارد کردن ماشین‌های کشاورزى را مثلاً از حق پرداخت گمرک معاف نمی‌نمود. کما این که در این زمینه اختلافاتى ایجاد شده بود. تعریف عبارت «عملیات کمپانى در ایران» که شامل تمام عملیات فنى و تجارى و صنعتى است که کمپانى یعنى شرکت نفت و شرکت‌هاى تابعه او منحصراً براى اجراى این امتیاز انجام می‌دهند کمپانى عملاً از پرداخت گمرک و عوارض این نوع اجناس نیز معاف شده است نتیجه این بى‌احتیاطى این که شرکت فعلا سالیانه میلیون‌ها ریال جنس وارد کشور ایران کرده و مثلاً در سال 1926 طبق آمار گمرکى براساس قیمت اعلام شده شرکت معادل یک هزار و یکصد و بیست و هشت میلیون ریال جنس از اقسام مختلف حتى اقلامى که معاف بودن آنها از گمرک براساس همین امتیازنامه گل و گشاد هم به نظر عجیب می‌رسد وارد ایران کرده و از پرداخت گمرک آن که معادل سیصد و هشتاد و دو میلیون ریال بوده است از طرفى و از پرداخت عوارض راه آن که معادل هفتاد میلیون لیره می‌شود از طرف دیگر معاف بوده است.

در صورتی که میزان گمرک و مالیات راه واردات شرکت را براساس بیلان‌های گمرکى رسمى خودمان براى مدت 1933 تا 1947 که آمار منتشر شده است حساب نماییم مشاهده می‌شود که میزان گمرک کل وارداتى از 1933 تا 1947 سه هزار و هشتصد و نود و سه میلیون ریال و میزان عوارض راه کل وارداتى از 1933 تا 1947 چهار‌صد و پنجاه میلیون ریال و جمع میزان گمرک و عوارض راه بالابری 1933 تا 1947 چهار هزار و سیصد و چهل و سه میلیون ریال بوده است اما نسبت به صادرات شرکت از حیث محصولات نفتى نیز اگر عوارض راه و گمرک را براساس آمار گمرکى و تعرفه فعلى حساب کنیم این اعداد به دست می‌آید: گمرک محصولات صادراتى از 1933 تا 1947 معادل پنج هزار و ششصد و هشتاد و شش میلیون ریال، عوارض راه محصولات صادراتى از 1933 تا 1947 معادل چهار هزار و هشتصد و پنجاه میلیون ریال و چون طبق تعرفه گمرکى دولت حق دارد عوارض راه صادراتى را به منظور تشویق تا میزان صددرصد ببخشد این رقم بزرگ چهارده هزار و هشتصد و پنجاه میلیون ریال را بخشوده فرض کرده و بنابراین کلاً ‌بابت عوارض راه و گمرک محصولات صادراتى شرکت از سال 1933 تا 1947 شرکت

+++

در صورت عدم معافیت از گمرک وعوارض پنج هزار و ششصد و هشتاد و شش میلیون ریال به دولت ایران می‌بایستی پرداخته باشد.

جمع کل عوارض و مالیات راه براى کل محصولات صادراتى و وارداتى به فرض بخشودگى عوارض راه صادراتى مساوى می‌شود با ده میلیون ریال (یعنى ده میلیارد) حال اگر براساس متوسطه نرخ ارز از 1933 تا 1947 معادل 105 ریال هر لیره میزان کل عوایدى را که از بابت حق‌الامتیاز در این مدت دریافت داشته‌ایم به ریال تبدیل کنیم کل پرداختى شرکت براى مدت بین 1933 تا 1948 تنها بالغ بر شش هزار و سیصد وسى و سه میلیون ریال می‌شود بنابراین اگر شرکت نفت فقط براساس تعرفه گمرکى فعلى با شرایط بالا حقوق گمرکى و عوارض راه پرداخته بود و هیچگونه وجهى بابت حق‌الامتیاز نمى‌پرداخت میزان عایدات دولت ایران از واردات و صادرات شرکت سه هزار و هفتصد میلیون ریال یعنى براساس هر لیره به طور متوسط 105 ریال معادل سى و پنج میلیون و سیصد هزار لیره بیشتر از میزان حق‌الامتیاز پرداخت شده که از 1933 تا 1947 به جاى شصت میلیون لیره حق‌الامتیاز و مالیات نود و پنج میلیون و سیصد هزار لیره بابت گمرک و عوارض راه پرداخته بود. اعداد بالا اهمیت فداکارى کشور ایران را با قبول معافیت شرکت نفت از پرداخت گمرک و عوارض به طور روشنى هویدا می‌نماید.

3- کمپانى مجبور نیست هیچ قسمت از پول حاصله از فروش نفت صادراتى را به ریال تبدیل نماید و حال آن که اگر چنین اجبارى وجود داشت شاید کمپانى بیش از آنچه که تاکنون در افزودن تعداد کارمندان ایرانى جدیت و سعى به کار برده و برخلاف وضعیت فعلى شاید طبق مفاد بند 3 ماده شانزده قرارداد به نفع دولت ایران رفتار نموده بوده.

4- تعیین هفتصد و پنجاه هزار لیره به عنوان حداقل حق‌الامتیاز چهار شلینک در تن و بیست درصد آنچه علاوه بر ششصد و هفتاد و یک هزار و دویست و پنجاه لیره به سهامداران عادى تقسیم می‌شود میزانى ناچیز است و با استخراج کمتر از چهار میلیون که از سال 1924 به بعد هیچ وقت کمتر از آن استخراج نشده سهل است از 1933 به بعد بین دو برابر تا شش برابر آن نفت استخراج شده است این حداقل تأمین می‌گردد بنابراین تعیین این حداقل قیدى بوده است زاید که به نفع شرکت بوده است زیرا طبق تز آقاى دکتر حمید زنگنه وزیر فعلى فرهنگ صفحه 178 قید این حداقل باعث شده است که کمپانى که قبول داشته است بدون قید آن حداقل براى هر تن پنج شیلنک به جاى چهار شلینک حق‌الامتیاز بپردازد در صورتی که این حداقل قید نشده بود از سال 1933 تا 1945 معادل هشت میلیون و پانصد هزار لیره سهم حق‌الامتیازى دولت ایران افزایش میافته است.

5- پرداخت مبلغى به دولت ایران معادل 20 درصد آنچه اضافه بر ششصد و هفتاد و یک هزار و دویست و پنجاه لیره به صاحبان سهام عادى به عنوان منافع سالیانه و یا از محل افزایش میزان ذخایر نسبت به سال 1932 تقسیم می‌شود با قید این که در موقع انقضاء و یا ترک امتیاز کمپانى مبلغى معادل 20 درصد افزایش ذخیره‌ها (ذخیره عمومى) و موجودى که به حساب منقول می‌شود به دولت خواهد پرداخت ولى هیچ جا مانع صریحى براى کمپانى در تبدیل قسمتى از ذخیره‌های خود به سرمایه و یا مصرف در عملیات دیگرى که عنوان ذخیره وموجودى را از آن‌ها بردارد پیش‌بینى نشده و بنابراین با طرز عملى که در کمپانى سراغ داریم به احتمال قوى در موقع لزوم از این ضعف حداکثر استفاده را خواهد نمود فى‌المثل در سال 1937 شرکت در حدود شش میلیون و نیم لیره از محل ذخیره‌های خود تبدیل به سرمایه نموده و به دارنده هر دو سهم عادى یک سهم به بهای اسمى یک لیره که ارزش واقعى آن در حدود چهار لیره بوده است مجاناً تقسیم نموده و بنابراین حق ما را تضییع کرده است به علاوه وجوهی که کمپانى علاوه بر ششصد و هفتاد و یک هزار و دویست و پنجاه لیره استفاده برده و بین صاحبان سهام تقسیم نشده است و فى‌الحقیقه 20 درصد آن متعلق به دولت ایران است به صورت ذخایر یا منقول به سال بعد نزد شرکت مانده است و شرکت در به دست آوردن منافع خود از آن سرمایه استفاده می‌نماید بدون این که نفعى از بابت تأخیر در پرداخت این مبلغ که به دولت ایران تعلق دارد پرداخت نماید.

البته در صورت پیشامد اتفاق غیرمترقبه که موجب زیان شرکت و پرداخت هزینه‌های استثنایی بشود چون کمپانى این مبالغ را در محل ذخایر و موجودی‌هاى منتقل شده خود برداشت و پرداخت خواهد نمود دولت ایران هیچ گاه به قسمتى از 20 درصد حق خود که در نزد کمپانى از سال‌هاى گذشته باقى مانده است و از قبل آن نفعى هم نبرده است نخواهد رسید

6-  در صورتی که طبق قرارداد دارسى دولت حق داشته است که در کلیه دفاتر و محاسبات و عملیات فنى و غیرفنى شرکت کنترل و رسیدگى نماید طبق جزء 4 ماده دهم قرارداد جدید این حق از دولت ایران عملاً گرفته شده و فقط حق رسیدگى به میزان نفت صادراتى و فروش رفته در ایران براى او باقى مانده است که آن هم بدبختانه به علت عدم توجهى که شده و کمى تعداد کارمندان که در اختیار مأمورین ذی‌صلاحیت از طرف وزارت دارایی گذارده می‌شود عملاً‌ هیچ ارزش و اهمیتى نداشته و فقط به طور ناقص دولت ....

بهادرى- برخلاف آئین‌نامه آقاى شریعت‌زاده در ردیف جلو نشسته‌اند آقاى رئیس اخطار دارم.

نائب رئیس- آقاى شریعت‌زاده خواهش می‌کنم. آقاى مکى یک پیشنهاد از آقاى دکتر بقایی رسیده است که چند دقیقه تنفس بدهیم ولى قبل از این که بنده تکلیف این کار را معلوم کنم می‌خواستم مجلس را متوجه کنم و مخصوصاً خود آقاى مکى چون که البته تصدیق می‌فرمایید مطابق آئین‌نامه یک نماینده‌ای می‌تواند صحبت کند و برای این که ثابت بشود که در مجلس ایران آزادى نطق به قدری است که هر کس هرچه می‌خواهد می‌تواند بگوید و در نطق ایشان کاملًا آزاد هستند (صحیح است) علیهذا آقاى مکى آلان خودشان هم اگر انصاف دهند پنج روز تمام است چهار روز است اوقات مجلس به نطق ایشان برگذار شده است و حال آن که رفقاى ایشان اکثریت مجلس هم حق نطق و بیان دارند مخصوصاً در این موقع که مجلس خیلى وقت کم دارد همه از آقاى مکى به طور دوستانه تقاضا دارند که به نطق خودشان خاتمه بدهند (صحیح است) چون نطق وبیان هر چه هم باشد این در ظرف یک ساعت دو ساعت تمام مطالب را می‌شود گفت یک وقت مقصود طول کلام دادن است این به صلاح مجلس و صلاح یک نماینده و‌طن‌پرست مثل ایشان نیست البته رفقایشان که انتظار دارند مخصوصاً خود آقاى مکى که بنده از ایشان پرسیدم فرمودند من دو ساعت بیشتر دیگر حرف ندارم الان 5 ساعت است که صحبت می‌کنند من از ایشان خواهش می‌کنم و خیال می‌کنم که حاضر باشند حالا ده دقیقه تنفس می‌دهیم و بعد از تنفس ایشان یک ربع ساعت صحبت کنند (نیم ساعت قبل از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و پس از نیم ساعت مجدداً تشکیل گردید)

نائب رئیس- آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایی- با اجازه آقایان عرض کنم که آقایان تصدیق می‌فرمایند که این طور مذاکره راجع به لایحه نفت یک طرز مذاکره عادى نیست و مثل این است که آقایان نمی‌خواهند راجع به این موضوع نفیاً یا اثباتاً اظهار عقیده کرده باشند فقط نظر گذراندن وقت و گذشتن روز است چون دو روز به آخر مجلس بیشتر نمانده است و دولت لایحه‌ای به مجلس داده است تقاضا دارد که نسبت به این لایحه از طرف مجلس تعیین تکلیف شود براى این که اگرصحبت هم بنا بود بشود شده است در ظرف چند جلسه گفته شده و با آن که عادت ندارم پشت تریبون شعر بخوانم ولى به قول نظامى: لاف از سخن چو در توان زد- آن خشت بود که پر توان زد (دکتر بقایی- بنده هم گفتم که خشت بر در‌یا زدن بی‌حاصل است) با آ‏نچه که دیروز گفته شد یک مطالبى البته روشن شد اگر نظر آقایان این باشد که به امرار وقت بگذرانیم این بهترین رویه است ولى نظر دولت این است که نسبت به این لایحه‌ای که داده است نفیاً یا اثبا‌تاً تعیین تکلیف شده باشد و ضمناً چون علاوه بر این لایحه یکى دو لایحه دیگرى هم هنوز باقى مانده است مثل لایحه متمم بودجه و انتخاب هیئت نظار برنامه و یکى دو لایحه دیگر خواستم استدعا کنم آقایان موافقت بفرمایند مثل دیشب امشب هم جلسه برقرار باشد (صحیح است)

نائب رئیس- آقاى مکى.

مکى- متأسفانه خود آقایان وزرا کارى می‌کنند بهانه‌ای می‌دهند که بنده هم جوابى عرض کرده باشم دو چیز طیره عقل است دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى (وزیر دارایی- طیره عقل است یعنى خفت عقل) هر چه شما می‌گویید دو چیز طیره عقل است دم فرو بستن- به وقت گفتن  و گفتن به وقت خاموشى. الان در موقع طرح نفت این تماشاچیانى که آمده‌اند اینجا نشسته‌اند اگر با زور سر نیزه می‌خواستند بیاورند نمی‌شد تمام ملت ایران به این موضوع علاقه‌مند است. بنده دم فرو ببندم که این لایحه به این کیفیت با آن قرار‌داد ننگینى که طرح الغایش را توى همین مجلس امضا کردند شما تصویب بکنید؟ آن را هم تأیید بکنید؟ این مجلس اظهار نارضایتى و تردید نسبت به آن قرارداد در تحت زور و فشار بسته شده (صحیح است) و در موقع بسته شدن آن قرارداد ملت ایران در تحت

+++

منگنه و فشار بوده و به شاه سابق فشار آورده‌اند به مجلس فشار آورده‌اند، سیاست بین‌المللى به ما اجازه نمی‌داده و شاید موقعیت جهان طورى بوده است که نمی‌شده است افکار دنیا را متوجه ایران کنیم و بگوییم ما در زیر این مظالم داریم نابود می‌شویم یک قراردادى را به ما تحمیل کردند با این کیفیت، حالا مجلس شورای ملى ایران این را تصویب می‌کند و یک ننگ در تاریخ ایران از خودش به یادگار بگذارد که تصویب و تأیید بکند این قرارداد را؟ ابداً، اینجا موقع جهاد است براى بنده این موقعى است که خیال می‌کنم دم فرو‌بستن خیانت و جنایت به وظیفه ملى و وظیفه نمایندگى خودم است (دکتر بقایی- صحیح است) جناب آقاى نائب رئیس محترم قبل از تنفس بیاناتى فرمودند من از حسن‌ظن ایشان و هم چنین از حسن‌ظن اکثریت نمایندگان مجلس شورای ملى ایران تشکر می‌کنم. من قسم می‌خورم به خدای لایزال که اکثریت مجلس شورای ملى ایران قلباً و باطناً با این قرارداد شوم موافق نیست (صحیح است) منتهى فشار و بعضى محضورات، محافظه کارى یاچیزهاى دیگرى که هرکس مصلحت خودش می‌داند مانع از این شده است که بتوانند در این آخر مجلس یک مقاومت شدید و رشیدانه‌اى کرده باشند ولى همین که مجلس شوراى ملى ایران من فردش را مى‌بینم و از قیافه‌هاى آنها می‌خوانم می‌دانم همه‌شان مرا تأیید خواهند کرد و اگر هم نکنند تاریخ این مملکت و قضاوت نسل‌های آینده این مملکت بایستى قضاوت بکند که من و آن کسان که با ما کمک کردند و مانع از تصویب این قانون شده‌اند به این مملکت خدمت کرده‌ایم نتیجه این قضاوت صد سال دیگر معلوم می‌شود و آن روز نه من زنده هستم و نه آقاى گلشائیان و نه سایر آقایان این اگر افتخارى داشته باشد یا اگر ننگى باشد در تاریخ براى من بماند این است در این فرصتى که در این ساعت ملت ایران به من داده است که از آن فرصت استفاده کنم از حق ملى و نمایندگى خودم استفاده خواهم کرد و تا سر حد جانبازى خوددارى نخواهم کرد.

نائب رئیس- درضمن هم آقاى مکى بایدمتوجه باشند که کلمه فشار که اظهار کردند فشارى در کار نیست (مکى- امیدوارم) و بعد هم ایشان وقتى قول می‌دهند باید قول خودشان را حفظ بکنند آقاى مکى فرمودند مخصوصاً امروز بعد از تنفس هم فرمودند که بیش از بیست صفحه از نطق من باقى نیست و گفتند که تقریباً یک ساعت طول می‌کشد حفظ قول هم خودش یک مسئله مهمى است.

مکى- بنده وقتی که آقاى رئیس در اطاق جلسه خصوصى به بنده فرمودند این چند ورق رآوردم وگفتم چیزى بر این اوراق اضافه نمی‌کنم و آقایان هم دیدند موقعى که بیرون رفتم چیزى بر این اضافه نکردم و حتى گفتم کیفم را در ا‌ختیار شما می‌گذارم (بهادرى- همین حرف‌ها اضافه است) شهادت دروغ در ماه رمضان خوب نیست و روزه را باطل می‌کند برویم سر مطلب .... میزان استخراج نفت آن هم میزان صادرات وفروش رفته در ایران را کنترل می‌نماید.

7- حق‌الامتیاز به جاى آن که از کلیه مواد مستخرجه طبق معمول دنیا گرفته شود فقط براساس میزان صادر شده و فروش رفته در ایران دریافت می‌گردد و با این ترتیب از کلیه موادی که شرکت نفت با اسراف و تبذیر بی‌مانندى معروف نموده و یا دور ریخته و یا آتش می‌زند و ثروت پر ارزشى است که توسط شرکت از بین برده می‌شود هیچگونه مبلغى عاید ما نمی‌گردد.

میزان نفتی که از 1933 تا آخر 1948 توسط شرکت تلف شده است مساوى با سه میلیون و نهصد هزار تن و میزان نفت مصرفى توسط خود شرکت در همین مدت مساوى است با سیزده  و نیم میلیون تن که جمع آن بالغ بر هفده میلیون و چهارصد هزار تن شده و براساس قیمت متوسط نفت در این شانزده ساله که تقریباً بالغ بر دو لیره در هر تن فرض شده است ارزش بین‌المللى آن بالغ بر سى و چهار میلیون و هفتصد هزار لیره می‌شود و بنابراین معادل مبلغ بالا ثروت از دل خاک این کشور استخراج و توسط شرکت مصرف و ریخت و پاش شده است و ما از آن حتى یک شاهى هم استفاده نبرده‌ایم.

در صورتی که موضوع گازها را نیز در نظر بگیریم و با توجه به این نکته که میزان گاز حاصله از منابع نفت ایران به طور متوسط معادل 11 درصد نفت خام استخراجى است از سال 1933 تا 1948 وکلا در این مدت در حدود یکصد و هشتاد و شش میلیون تن بوده است میزان گاز سوخته شده معادل بیست میلیون و نیم تن گاز می‌شود که اگر فقط ارزش سوختى آن را از قرار هر تن یک لیره فرض نماییم ارزش کلى آن نیز بالغ بربیست میلیون لیره براى مدت 1933 تا 1948 می‌شود.

به این ترتیب از بابت نفت تلف شده و مصرفى شرکت و گاز سوخته شده شرکت معادل پنجاه و پنج میلیون لیره مواد گازى از زمین ایران استخراج و از دست رفته است و کشور ایران هیچگونه نفعى از این بابت نبرده است.

در صورتی که فرض کنیم منافع ما از این میزان نفت طبق میزان تقریبى قرارداد بالغ بر 15 درصداین ارزش می‌شده است حق‌السهم از دست رفته ایران از این بابت رویهمرفته هشت میلیون و سیصد هزار لیره می‌شده است. و اگر بگوییم که چون شرکت این مقدار را نفروخته فقط حق‌الامتیاز 4 شلینک و مالیات تقریبى هرتن یک شلینک را پرداخت می‌نمود زیانى که ازاین نقطه‌نظر به دولت ایران وارد آمده بود به جاى هشت میلیون و سیصد هزار لیره فقط بالغ بر یک میلیون وچهارصدهزار لیره می‌شد و در صورتی که در حالت اخیر مبناى نرخ طلا را نیز در نظر بگیریم میزان بالا یعنى وجهى که از دست ایران رفته است معادل دو میلیون لیره می‌گردد.

8- طبق ماده 14 و برخلاف قرارداددارسى دولت ایران با به کار بردن عبارت «تفتیش عملیات فنى شرکت» و با وجودى نفع بودن در منافع حاصله از عملیات شرکت حق رسیدگى به عملیات مالى و تجارى شرکت را از خود سلب کرده و شرکت هم به ظن قوى طبق محاسباتى که به عمل آمده و بعداً ارائه می‌شود از این فقدان حق رسیدگى دولت حداکثر استفاده را به ضرر کشور ما نموده است.

مثلاً‌ اگر استفاده شرکت را از فروش نفت صادر شده و فروش رفته در ایران براساس قیمت‌های متوسط سال‌های مربوط و قیمت استخراج هر تن سال‌های مربوط که از منابع موثقى به دست آمده است حساب کنیم مشاهده می‌شود که براى سال‌های 1933 تا 1948 میزان استفاده که در شرکت بایستى نشان دهد بالغ بر سیصد و هفتاد میلیون لیره بایستى باشد و حال آن که شرکت در بیلان خود میزان استفاده به دست آمده را در همین مدت معادل دویست و چهل  و پنج میلیون لیره نشان داده است و بنابراین اختلاف آن دو که ضررى است که به بیلان شرکت به نفع دریادارى انگلستان وارد شده است معادل یکصد و بیست و پنج میلیون لیره می‌باشد.

چون طبق قرارداد میزان 20 درصد از این مبلغ بالمآل به ایران تعلق داشته است خسارتى را که دولت ایران در نتیجه این سود دریادارى انگلستان متحمل شده است بالغ بر بیست و چهار میلیون لیره می‌شود.

 (آزاد- وقت منقضى شده است) قبل از این که بنده بخواهم قسمت 8 عرایضم را بگویم در همین قراردادالحاقى که آقاى گلشائیان به مجلس داده‌اند سه چهار موردش را عرض می‌کنم که افکار عمومى و خود آقایان نمایندگان هم متوجه شوند که بیاناتى که ایشان دیروز کردند هیچ کدامش وارد نبود و بنده باید جواب بدهم براى این امر به عرض این چند کلمه مبادرت می‌کنم.

ماده سوم بند الف- در ماده سوم قرارداد بند الف قید شده است که حق‌الامتیاز دولت از چهار شلینک به شش شلینک ترقى داده شده است. شاید نمایندگان محترم تصور فرمایند که به این ترتیب به حق‌الامتیاز دولت 50% اضافه شده است در صورتی که این طور نیست و اصلاً مبلغى اضافه نشده است (صحیح است) (گلشائیان- صحبت بازار لندن است) حالا بنده مجبورم که موضوع شرکت دادن ایران را در بانک بین‌المللى مطرح کنم که چه جور سر این ملت کلاه گذاشتند براى این که در این مواقع بتوانند استفاده کنند. طبق قرارداد 1933 چهار شلینک حق‌الامتیاز به طلا تضمین شده است به این ترتیب که طبق بند پنجم از ماده دهم آن هرگاه قیمت هر انس طلا از 120 شلینک ترقى نماید حق‌الامتیاز به همان نسبت ترقى خواهد نمود این است که بنده عرض می‌کنم کلاه سر ما رفته است. در طى چند سال اخیر قیمت طلا نسبت به لیره به مقدار زیادى ترقى کرده چنانچه در بازار متعارف جهان هرانس طلا 252 شلینک قیمت دارد ولى دولت انگلیس که صاحب سهم اصلى شرکت نفت است قیمت هر انس طلا را 172 شلینک تعیین نموده بود و به این ترتیب در طى این چند سال حق‌الامتیاز دولت ایران به نسبت 172 بر 252 کم پرداخت می‌گردید (وزیر دارایی- در قرارداد هم هست) کدام ماده‌اش؟ (وزیر دارایی- ماده 10) تردیدى نیست که نامه آقاى هژیر نیز على رغم منافع کشور به نفع شرکت نفت صادر شده است ولى در عین حال صحت ادعاى دولت ایران بر این طرز محاسبه امرى است که در هر محکمه ذی‌صلاحتى به آسانی به ثبوت می‌رسید و طبق قرارداد 1933 ما این حق را داریم که نسبت به این طرز محاسبه اعتراض نموده و به حکمیت رجوع کنیم. قرارداد الحاقى در عین حال که در بند (الف) ماده سوم حق‌الامتیاز را از چهار شلینک به شش شلینک ترقى می‌دهد در ماده نهم آن تصریح می‌کند که شرکت تعهدات خود را نسبت به ماده دهم قرارداد 1933 انجام

+++

 داده است. یعنى در واقع عملاً حساب حق‌الامتیاز را بر حسب هر انس طلا مساوى با 172 شلینک قانونى می‌نماید و حق هر گونه ادعایی را در این زمینه در آتیه براى ما خواهد بست. پس در عین حال که چهارشلینک به شش شلینک ترقى کرده نرخ تسعیر آن براى همیشه از 252 شلینک به 172 شلینک تنزل کرده و به این ترتیب نه تنها بهیچوجه حق‌الامتیاز ما اضافه نشده بلکه هرگاه در آتیه باز هم نرخ لیره تنزل نماید و دولت انگلستان با کنترل مصنوعى نرخ آن را ثابت نگاهدارد ما حق ادعایی نداشته و ضرر هنگفتى خواهیم کرد (آزاد- صحیح است) با توجه به مذاکراتی که راجع به تنزل نرخ لیره چند روز قبل در پاریس در جریان بود کلاه بزرگى که از این راه سر ما خواهد رفت کاملاً معلوم می‌شود.

ماده هفت (بند الف)

ازدیاد وجوه لازم‌التأدیه از 9 پنس به یک شلینک که در ماده هفت بند (الف)

قرارداد الحاقى ذکر شده نیز تابع استدلال فوق بوده و در واقع مبلغى اضافه نشده است و حق ادعاى دولت را در این زمینه نیز ساقط می‌نماید.

ماده چهارم بند (الف)

من مطمئن هستم که اکثریت آقایان نمایندگان محترم از جملات این ماده به هیچوجه چیزى نفهمیده‌اند (آزاد- صحیح است) و آقاى نخست وزیر و آقاى وزیر دارایی هم یا متن فارسى این ماده را نخوانده‌اند و در واقع قرارداد الحاقى را چشم بسته امضاء فرموده‌اند یا این که در اثر استماع بیانات مؤثر مسترگس در عرض این چند ماهه فارسى آقایان آب کشیده است.

به هر حال مقصود از این ماده چیست؟ آیا می‌خواهید بگویید که دولت انگلستان از این به بعد از 20 درصد منافع شرکت که متعلق به دولت ایران است مالیات نخواهد گرفت؟

در این صورت چرا صاف و پوست کنده این حرف را نمی‌زنید و کلمه «ذخیره عمومى» را که هیچ مبناى محاسباتى ندارد و تعریف نشده به میان آورده‌اید؟

آقاى وزیر دارایی تعریف «ذخیره عمومى» و چرا در قرارداد تعریف نشده.

در این ماده می‌گویند که رقم «ذخیره عمومى» را به نسبت مالیات بر درآمد دولت انگلستان بالا می‌برند و بیست درصد رقم افزایش یافته را به ایران می‌پردازند بنده می‌خواهم عرض کنم که این ماده بهیچوجه با منافع ایران تطبیق نمی‌کند زیرا اولاً مالیات بر درآمد دولت انگلستان کماکان بر قسمتى از 20 درصد سهم دولت ایران تعلق خواهد گرفت و این عمل غیر قانونى یعنى اخذ مالیات یک دولت از دولت دیگر به این ترتیت جنبه قانونى پیدا خواهد کرد.

ثانیاً چون در بیلان‌های شرکت تقریباً ده نوع «ذخیره» به اسم‌هاى مختلف هست و هیچ قاعده‌ای ولو به طور مبهم رابطه ذخیره عمومى را که یکى از این ذخائر است با سایر ذخائر معین نمی‌کند و قرارداد الحاقى هم در مثال‌های منتشره تصریح کرده است که «ذخیره عمومى» طبق «بیلان‌های منتشره» است یعنى ما هیچگونه حق اعتراضى نسبت به رقم «ذخیره عمومى» در آتیه نخواهیم داشت و هر چه که شرکت صلاح بداند به اسم «ذخیره عمومى» در بیلان خود منتشر می‌کند و طبق فرمول پیشنهادى سهم ما را حساب خواهند کرد و ما هم نه حق بازرسى خواهیم داشت و نه حق اعتراض. به این ترتیب ادعاى واقعى دولت ایران از بابت مالیات بر درآمد دولت انگلستان براى همیشه سلب خواهد شد.

ثالثاً- مهم‌ترین عیب این ماده این است که براى همیشه حق ایران را نسبت به تأسیسات خارج از ایران و شرکت‌های تابعه شرکت نفت انگلیس و ایران سلب خواهد نمود و حال آن که کلیه شرکت‌های تابعه از جمیع برتری‌های قرارداد اصلى استفاده می‌نمایند. از تاریخ نسبة مفصلى که به عرض آقایان رسید معلوم می‌شود که در عرض 48 سال گذشته چون همیشه دولت ایران در منافع شرکت ابتدا 16 درصد و بعداً 20 درصد شریک بوده است لذا در هر گونه بسط و توسعه شرکت در خارج ایران نیز قاعدتاً باید سهیم باشد.

تصفیه‌خانه‌ها، دستگاه‌های پخش نفت، شرکت‌های مهم تابعه شرکت نفت انگلیس و ایران در خارج و سهم متعلق به ما از این بابت پنجاه میلیون لیره می‌شود ولى طبق ماده پنج قرارداد الحاقى در مقابل دریافت پنج میلیون و کسرى لیره این پنجاه میلیون را مصالحه کرده‌ایم.

جناب آقاى وزیر دارایی اینجا است که بنده اعتراض دارم و باعث مخالفت تمام مردم است و به قول شما مورد مخالفت منفى‌باف‌هاى این مملکت است هر طور حساب می‌کنید، (وزیر دارایی- تمام منافع شرکت نفت 130 میلیون لیره است) این بیلان آن‌ها است آن‌ها حساب سازى می‌کنند، شما که در این بیلان نظارتى نداشته‌اید، شما که حق مداخله در امور تصفیه‌خانه‌ها نداشته‌اید، آن وقت می‌آیید تمام مبالغ را به 5 میلیون لیره مصالحه می‌کنید (وزیر دارایی- فقط ژنرال رزور است) اینجا است که می‌فهمیم چرا باید جملات ماده چهارم اینقدر پیچیده باشد زیرا منظور این است که با ایجاد ابهام مصنوعى در جملات مخصوصاً لغت «ذخیره عمومى» و «بیلان منتشره» را داخل در قرارداد نموده و به عذر این که موضوعى فنى است مطلب را پیچانده و حق ایران را در نظارت و بازرسى دفاتر شرکت و در عدم پرداخت مالیات به انگلیس و از همه مهم‌تر در تأسیسات خارج از ایران و شرکت‌های تابعه از بین ببرد (صحیح است)

ماده چهارم بند (ب)- بنده از خواندن بند (ب) ماده چهارم وحشت کردم- در این جا تصریح شده است اگر شرکت در ایران نفت استخراج نکرد مجبور نیست حد‌اقل 4 میلیون لیره را بپردازد آقایان شرکت چه موقع از ایران نفت استخراج نخواهد نمود؟ آقایان این موضوع خیلى حیاتى است توجه کنید، طبیعتاً فقط در جنگ آتیه وقتى که در اثر وجود همین دستگاه شرکت نفت خاک ایران مورد تجاوز قواى خارجى گردد- در چنین موقعى مطمئن باشید که کم‌ترین دفاعى از این سرزمین از طرف انگلستان نخواهد شد و از همین حالا نیز پیش‌بینى این امر را کرده و این ماده را در قرارداد الحاقى گنجانده‌اند- در آن وقت هم ایرانى باید از خودش دفاع کند (وزیر دارایی- البته ایرانى باید از خودش دفاع کند و نباید از خارجه استمداد کند)

دکتر بقایی- این اتویی است که بتوانند از منافع خودشان دفاع کنند آقاى رئیس جواب سؤالات بنده را چرا نمی‌دهند؟ سؤالات بنده راجع به سیاست خارجى بود، مجلس دارد تمام می‌شود با این بلوک سازى که می‌کنند ما نمی‌توانیم از خودمان دفاع کنیم فردا وقت خطر ما را اول می‌کنند و خودشان می‌روند کنار آخر جناب آقاى رئیس جواب بنده را چرا نمی‌دهند؟ فردا هم مجلس تمام می‌شود، ملت ایران این سیاست استتار را قبول ندارد، با این سیاستى که دولت پیش گرفته چرا جواب سؤالات مرا نمی‌دهند؟

نائب رئیس- حالا موقع این سؤالات نیست شما بدون اجازه وسط نطق ناطق حرف می‌زنید

حائرى‌زاده- سه ساعت بیشتر صحبت شده است.

نائب رئیس- بفرمایید آقاى مکى.

مکى- این مطلب را یک بار دیگر براى آقایان تکرار کنم که کسانى که نصیحت می‌کنند و از جنگ آتیه ما را می‌ترسانند که بایستى از بعضى کشورها کمک بگیریم و طورى روش سیاستمان باشد که بتوانیم ایران را در موقع جنگ حفظ بکنیم بدانند که تمام این آوانتاژها و تمام این چیزهایی که ما بدهیم و یا به زور از ملت ایران بگیرند در موقع جنگ به قدر سرسوزنى به حال این ملت مفید نخواهد بود و ملت ایران ضربت خواهد خورد و آن‌ها هم خون ملت ایران را به وسیله همین نفت کشیده‌اند و برده‌اند در جنگ گذشته این تعهد را داشت و یک چیزى می‌پرداخت آقایان توجه بفرمایید آقایان شرکت نفت آن را استخراج نکرد حفظ مملکت ایران با ما است، آن روز ما باید سر نیزه بخوریم، ما باید از وطنمان دفاع بکنیم، وطن ما است ولى نفت وطن انگلستان است، این تمام منافع انگلستان است، آن موقع هم هیچگونه کمک و مساعدتى نیست و ما باید خودمان از وطنمان دفاع کنیم.

ماده 8- در این ماده صریحاً به شرکت اختیار داده شده است که مبناى قیمت‌های اساسى نفت وبنزین را در ایران طبق قیمت‌های خلیج مکزیک من‌های 25 درصد معین کند آقایان به علت نقصان ذخائر نفتى امریکا در عرض ساله‌ای اخیر قیمت نفت در خلیج مکزیک 260 درصد ترقى کرده و این که شرکت تا به حال نمی‌توانست قیمت نفت را در ایران بالا ببرد براى این بود که قیمت‌های رومانى ترقى نکرده وب‌های نفت و بنزین طبق قیمت‌های رومانى معین شده است حال اگر این ماده تصویب شود قیمت نفت در سال‌هاى آتیه لااقل دو برابر خواهد شد (وزیردارایی- هیئت موافقت نکرده‌اند) شما در این قرارداد نوشته‌اید آن وقت موافقت چى چى؟ گمان می‌کنم که حتى در انگلستان هم عده زیادى طرفدار این عقیده‌اند که لااقل نفت و بنزین مورد احتیاج مردم ایران به قیمت نازل باشد. آیا مضحک نیست که به شرکت نفت اجازه داده شود که میلیون‌ها تن مواد نفتى را بحریه انگلیس به ثمن به خس بفروشد و هشتصد هزار تن مصرف اهالى بدبخت ایران را طبق قیمت‌های متداول خلیج مکزیک حساب کند. این یک بام و دو هوا چه معنى دارد؟ وآنگهى اگر بحیه انگلستان با زورگویی از قیمت ارزان استفاده می‌کند چرا نباید ملت ایران از حق خودش استفاده بکند؟ چرا مصرف ارتش ایران را که تانک‌ها وزره پوش‌هایش هم زیاد نیست نباید استفاده کند؟ ارتش ایران روزى که اینها فرار مى‌کنند می‌روند آبادان را باید این سربازان بدبخت این افسران جوان ما بروند و دفاع بکنند بعد هم قیمت مصرفى بنزینشان را به قیمت خلیج مکزیک با یک پورسانى تخفیف از آن‌ها می‌گیرند شما که اینقدر خدمتگذار هستید می‌خواستید بگویید ما ارتش زیادى نداریم یک مقدار طیاره و یک مقدار کامیون و یک مقدار زره پوش داریم. بنزین این‌ها را اقلاً به قیمت بحرییه انگلیس حساب بکنید شما اگر این کار را کرده بودید یک مبلغى در بودجه ارتش ایران صرفه‌جویی می‌شد غیر از این است تیمسار سپهبد احمدى؟ آن وقت به عوض این که یک آوانتاژهایی براى ارتش خودمان بگیریم از وسائلى که داریم، بنده معتقدم که ایران باید یک ارتش قوى و فداکار و با ایمان داشته باشد براى این که روز سختى هیچ کس سراغ دیگرى نخواهد رفت، دایه مهربان‌تر از مادر هم دروغ است، ما باید خودمان از کشور خودمان دفاع کنیم، آن وقت بیاییم قیمت نفت خودمان را از انگلیس‌ها بخواهیم؟ اینجا را جواب بدهید آقاى گلشائیان چرا این کار را نکردید؟ (وزیر دارایی- تقاضاهایی که ما کردیم خیلى بیش از این‌ها بود که فرمودید ما شش برابر این تقاضا کردیم.) (حائرى‌زاده- آقا قبول نمی‌کنند، حضرت اشرف‌های بالاى سر ما قبول نمی‌کنند!) پس زور است و قراردادى که پایه‌اش به زور است ملت ایران با رضا و رغبت تسلیم نمى شود و من که نمایندگى ملت را دارم تسلیم این زورگویی و اجحاف نمی‌شوم، دولت هم انتظار داشتم که تسلیم زورگویی‌ها نشود: آن وقت در روز سختى هم بمباران بکنند زیرا امروز ملت ایران مورد توجه دنیا است ما چند هزار کیلومتر با شوروی‌ها مرز داریم، ما برویم و کشته بشویم همین طورى مفت و مسلم؟ من از تیمسار سپهبد احمدى که واقعاً یکى از افسران شرافتمند این مملکت هستند استدعا می‌کنم که این لایحه‌ای را که راجع به ترفیعات افسران ارتش آورده‌اند راجع به افسران جزء را باید تصویب نکرد، این‌ها را باید سیر نگاهداشت و بهشان کمک کرد و باید به عرض اعلیحضرت همایونى رساند که این‌ها تا ایمان نداشته باشند به درد نمى‌خورند یک کارى بکنیدکه این‌ها ایمانشان سلب نشود (حائرى‌زاده- گرسنگى که ایمان سرش نمی‌شود حقوقشان را بدهند) که در روزهاى مبادا بى‌تزلزل و با ایمان به میدان مبارزه بروند. این ترفیعات را طبق همین قانون باید به افسران جزء بدهید و اگر خواستید از آن‌ها یک قدرى درباره‌اش گفتگو کنید.

دکتر بقایی- جلسه را باید ختم کنید، سه ساعت بیشتر گذشته است.

نائب رئیس- آقاى مکى خارج از موضوع صحبت می‌کنید.

مکى- خیر قربان راجع به نفت ارتش است.

نائب رئیس- نوشته است حداقل سه ساعت.

دکتر بقایی- در بودجه هم حداقل 5 ساعت بود هر چه می‌گفتیم کسى گوش به حرفمان نمی‌کرد

 مکى- آقاى دکتر بقایی مطمئن باشند من خسته نمی‌شوم با این که کسالت دارم ولى ارواح شهداى آزادى این مملکت که قطعاً در این مکان حاضر هستند و ناظر اعمال ما هستند من را تقویت می‌کنند و من تا آخرین لحظه تا وقتى که بتوانیم اینجا بایستم از حقوق ملت ایران دفاع می‌کنم گمان می‌کنم که حتى در انگلستان هم عده زیادى طرفدار این عقیده اندکه لااقل نفت وبنزین مورد احتیاج مردم ایران به قیمت نازل باشد، آقا مضحک نیست که به شرکت نفت اجازه داده شود که میلیون‌ها تن مواد نفتى را به بحریه انگلیس به ثمن به خس بفروشد و ششصد هزار تن (آزاد- هشتصد هزار تن) هفتصد هزار یا ششصد هزارتن مصرف اهالى بدبخت ایران را طبق قیمت‌های متداول خلیج مکزیک حساب کند؟ این یک بام و دو هوا چه معنى دارد؟

ماده نهم- این ماده تصریح شده است که کلیه اعمال محاسباتى شرکت که طبق آنچه که گفته شد جز یک سلسله حساب سازى به ضرر ایران نیست از این تاریخ به بعد قانونى شده و ملاک عمل براى آتیه خواهد شد و ما هیچگونه حق اعتراض در آتیه نخواهیم داشت.

ماده 10- این ماده در حقیقت خنده‌ای است که شرکت نفت انگلیس و ایران به رئیس مجلس شوراى ملى ایران می‌نماید زیرا قرارداد تق و لق خودرا به این وسیله براى همیشه تحکیم و مسجل می‌نماید. بنده این قسمت‌های عین مواد الحاقى را که عرض کردم این‌ها معایب قرارداد الحاقى است که اگر ملاحظه می‌فرمایید یک عده‌ای در مجلس مقاومت می‌کنند یا مقاومت منفى می‌کنند یا احساسات ملى به هیجان می‌آید براى این است،دیشب عرض کردم که در خیابان اسلامبول مردم را می‌زنند، امروز شنیدم یک عده‌ای به جان مردم ریخته‌اند و آن‌ها را زده‌اند کاغذى هم که به من نوشته‌اند اینجا است.

نائب رئیس- آقاى مکى اجازه بفرمایید چند صفحه باقى مانده است.

مکى- تقریباً سى صفحه، همین یادداشت را دارم و تمام می‌شود 0 (یکى از نمایندگان- لابد هر دو رو نوشته‌اید) خیر یک رو هست.

4- تعطیل جلسه به عنوان تنفس‏

نائب رئیس- بنده می‌خواستم یک اظهارى بکنم به عقیده بنده یک لایحه‌ای که در مجلس می‌آید وکلاى مجلس باید به اندازه‌اى شجاع باشند که آن لایحه را یا رد کنند یا تصویب کنند والّا یک لایحه را هى مطول کردن و هى در اطرافش صحبت کردن صلاح و مصلحت نیست. اگر ما اینقدر شجاعت اخلاقى داریم که اگر یک لایحه آمده و به صلاح مملکت نیست باید رسماً آن را رد کنیم (صحیح است) و اگر اکثریت مجلس می‌بیند که به صلاح مملکت است تصویب کنیم والّا این طور اتلاف وقت کنیم و امروز را به فردا بیندازیم این به صلاح مملکت نیست. حالا جلسه را به عنوان تنفس ختم می‌کنیم و ساعت هشت و نیم بعد از ظهر جلسه تشکیل می‌شود.

آزاد- بنده مخالفم باید رأى گرفت.

دکتربقایی- بدون رأى نمی‌شود شب جلسه کرد بنده مخالف هستم با جلسه شب. (مجلس یک ساعت و پنج دقیقه بعد از ظهر به عنوان تنفس ختم گردید)

نائب رئیس مجلس شوراى ملى- امیر‌حسین ایلخان

+++

 شماره 5979                قانون                         2 و 5 و 28

وزارت دارایی‏

فرمان همایونى به انضمام قانون اجازه پرداخت یک دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت خرداد ماه 1328 که در جلسه پنجم تیر ماه یک هزار و سیصد و بیست و هشت به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است ذیلاً ابلاغ می‌گردد.

با تأییدات خداوند متعال ما پهلوى شاهنشاه ایران‏

محل صحه مبارک نظر به اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسى مقرر می‌داریم:

ماده اول- قانون اجازه پرداخت یک دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت خرداد ماه یک هزار و سیصد و بیست و هشت که به تصویب مجلس شورا‌ی ملى رسیده و منضم به این دستخط است به موقع اجرا گذاشته شود.

ماده دوم- هیئت دولت مأمور اجراى این قانون هستند به تاریخ سیزدهم تیر ماه 1328 قانون اجازه پرداخت یک دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت خرداد ماه 1328

ماده واحده- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود حقوق و هزینه‌هاى مستمر و غیر مستمر وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هاى دولتى و سایر هزینه‌های کشور اعم از مصارف عمومى و عمرانى در خردادماه سال 1328 در حدود یک دوازدهم اعتبارات سال 1327 و اضافه اعتباراتی که در سال 1328 به تصویب رسیده با رعایت تبصره 1 ماده واحده قانون مصوب دوم آبان ماه 324 و سایر قوانین و مقررات مالى و کمک هزینه کارمندان و خدمتگذارن کشورى و لشکرى را مطابق قوانین و آئین‌نامه‌هاى مربوطه از درآمد عمومى سال جارى کشور پرداخت نماید.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه پنجم تیر ماه یک هزار و سیصد و بیست و هشت به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

اصل فرمان همانونى و قانون در دفتر نخست وزیر است‏

م- 2450                                           نخست وزیر

بخشنامه‌ها

شماره 5675 و 10666                        22 و 4 و 28

نظر به اختیار حاصله از ماده 19 قانون دفتر اسناد رسمى مصوب سال 1316 به مدت مقرر در ماده 41 اصلاحى آئین‌نامه دفتر اسناد رسمى بیست روز اضافه و تبصره زیر به ماده 46 آئین‌نامه مزبور اضافه می‌شود:

تبصره- در صورتی که به تشخیص اداره ثبت که باید مبتنى به تحقیقات کافى باشد معلوم گردد که سر دفتران و دفتر یاران قادر به دادن وثیقه مال غیر منقول ثبت شده و ملکى که مدت اعتراض نسبت به آن منقضى گردیده و یا سپردن وجه نقد نمی‌باشند اداره نام برده می‌تواند در صورت احراز صلاحیت اخلاقى و عملى آنها به گرفتن ضامن معتبر اکتفا کند. تشخیص ضامن در هر حال با رئیس ثبت محل خواهد بود.

وزیر دادگسترى‏.

+++

یادداشت ها
Parameter:294516!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)