کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/28]

جلسه: 190 صورت مشروح جلسه روز چهارشنبه 22 تیر ماه 1328  

 

فهرست مطالب:

1-بیانات قبل از دستور آقایان:مسعود ثابتی- آزاد- باتمانقلیج- نراقی

2-قرائت اسامی غائبین چند جلسه

3-قرائت استیضاح‌نامه آقای آزاد

4-قرائت گزارش کمیسیون بودجه و ادامه مذاکرات در بودجه کل کشور

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

 

جلسه: 190

صورت مشروح جلسه روز چهارشنبه 22 تیر ماه 1328

 

فهرست مطالب:

1-بیانات قبل از دستور آقایان:مسعود ثابتی- آزاد- باتمانقلیج- نراقی

2-قرائت اسامی غائبین چند جلسه

3-قرائت استیضاح‌نامه آقای آزاد

4-قرائت گزارش کمیسیون بودجه و ادامه مذاکرات در بودجه کل کشور

 

سه ساعت و بیست دقیقه قبل از ظهر مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

رئیس- نسبت به صورت جلسه قبل نظرى نیست؟ آقاى دکتر بقایى‏

دکتر بقایى- عرض کنم بنده همان طور که تا حالا دو دفعه هم تذکر دادم راجع به سؤالى که از دولت کرده‌ام و باید هفته گذشته جواب داده باشند ولى تا امروز که روز چهارشنبه است جواب نداده‌اند و جناب آقاى رئیس هم تعارف می‌فرمایند با دولت چون دولت بر طبق این آئین‌نامه مکلف است به این سؤال‌ها در ظرف یک هفته جواب بدهد و دولت هم پشت گوش مى‌اندازند و هیچ اعتنایى به مجلس نمی‌کند بنده عقیده‌ام این است که یک قدرى سعى بشود که این چند روزی که به آخر عمر مجلس مانده است دولت یک قدرى احترام مجلس را بهتر نگهدارد و من می‌دانم که ما مفتضح هستیم ولى احترام مجلس باید سعى بشود که بهتر نگهدارى بشود. مطلب دوم که می‌خواستم عرض بکنم این است که بنده هنوز نتوانستم اجازه انتشار روزنامه به دست بیاورم و این را عرض کردم مرتباً تذکر می‌دهم که به یادگار بماند در این عصر آزادى و عدالت اجتماعى.

رئیس- راجع به سؤال‌ها یک نامه‌اى نوشته شده است که براى جواب حاضر بشوند و تقاضاى دولت این است که یک روزى را مجلس اختصاص بدهد که جواب سؤال آقایان نمایندگان داده بشود.

آزاد- بنده هم اعتراض دارم.

دکتر متین دفترى- کى انشاء‌الله.

دکتر بقایى- بعد از ختم مجلس یک روز دعوت می‌کنند براى جواب سؤالات.

رئیس- یک روز یک جلسه یک ساعت یک ساعت و نیمى تشکیل بدهید تا دولت جواب بدهد آقاى آزاد

آزاد- بنده دیروز که اینجا صحبت کرده ام در اینجا اشتباه نوشته‌اند بنده گفتم که آن کمپانى که پیشنهاد کرده صدى ده ضمانت بانکى می‌داده در اینجا نوشته شده است که صدى پنج تخفیف می‌داده خواستم عرض کنم که این را اصلاح بفرمایید.

رئیس- اصلاح می‌شود. آقاى دولتشاهى.

دولتشاهى- دیروز در ضمن نطق؟ آقاى حاذقى بنده عبارتى را عرض کردم که در صورت ‌مجلس نیست در صورتی که نظیر آن را دیگران گفته‌اند و هست و حال این که بنده معتقد بودم که باشد و از لحاظ علاقه‌ای که اعلیحضرت همایونى نسبت به این قسمت داشتند بنده نسبت به آن ماده عرض کردم که اعلیحضرت همایونى اظهار نظر خاصى نفرمودند و فرمودند بسته بنظر مجلس است این عبارت را خواهش می‌کنم در صورت مجلس دستور بدهند نوشته شود.

رئیس- آقاى معتمد دماوندى.

معتمد دماوندى- صورت جلسه گذشته و جلسه اسبق را در جلسه گذشته دیردادند و من نتوانستم به عرایضى که کرده بودم مراجعه کنم امروز که مراجعه کردم مى‌بینم که در بعضى از قسمت‌هایش یک اشتباهات عجیب و غریبى شده است که ناگزیرم اینجا تذکر بدهم یکى در خصوص عوارض شهردارى آنجا بود که عرض کرده بودم که سور تاکسى به این مردم اضافه کرده‌اند اینجا نوشته‌اند که سور تاکسى به این بودجه اضافه شده است و یکى هم عرض کرده بودم که موضوع چایست که آقاى نواب هم در مورد ابتلائشان هست اینجا نوشته شده است موضوع کتیراست بعد یکجاى دیگر عرض کرده بودم که آخر این جنس یک مرتبه عوارض خودش را داده است اینجا نوشته شده است آخر این داده است در جاى دیگر هم عرض کرده بودم که مالیات‌هاى غیرمستقیم در کشور توسعه یافته در اینجا دلیلى است یکجاى دیگر نوشته شده است بنده عرض کرده بودم بانک ملى مدعى است که اعتبارات را کم نکرده است اینجا نوشته شده است بانک ملى

+++

مدعى است که عایدات را کم نکرده بعد یکجا هم عرض کرده بودم که یکى از آقایان فرمودند اینجا چاپ شده است که یکى از آقایان نفرمودند. اینها البته اشتباهات چاپخانه است.

دکتر متین دفترى- تمام صورت مجلس چاپ نشده است.

معتمد دماوندى- بنده باز هم در صورت مجلس اعتراضى دارم از این قبیل اشتباهات خیلى هست.

رئیس- بسیار خوب بدهید اصلاح می‌شود آقاى یمین اسفندیارى.

یمین اسفندیارى- عرض کنم بنده فقط امیدوارى که داشتم این بود که آقایان تندنویس‌ها یک توجه بیشترى داشته باشند که متن صحبت نمایندگان را کاملاً توجه داشته باشند که در روزنامه درج بشود و امیدى نداشتم که مخبرین جراید و رادیو توجه داشته باشند، حالا مى بینم که آقایان متوجه نیستند قسمتى از بیانات بنده را به کلى حذف کرده اند که در این اینجا هیچ نوشته نشده است. بعد هم این چیزى که اینجا نوشته‌اند چند غلط دارد و یکى این که بنده از آقاى دماوندى خواهش کردم گوششان را پنبه بگذارند اینجا نوشته‌اند که گوششان را بند بگذارند بعد هم پهناب را پهناک نوشته‌اند با این عجله‌اى که الان این روزنامه به دست ما رسیده است بنده بیش از این چیزى ندارم که عرض کنم اما چون چند روز بیشتر نمانده موردى ندارد که ما پیشنهادى راجع به این مطلب بکنیم که این قضیه یک طورى بشود که رفع این اشکال شده باشد فقط از مقام ریاست می‌خواستم استدعا کنم اجازه بفرمایند آقایان تندنویسان اگر خسته می‌شوند زود به زود عوض بشوند که بتوانند در این چند روزه آنچه که نمایندگان می‌گویند در روزنامه درج بشود.

رئیس- این به علت آن همهمه‌اى است که در مجلس می‌شود و اینها نمی‌توانند تشخیص بدهند و اشتباه می‌شود و الّا اگر طورى باشد که مجلس ساکت باشد آنها وظیفه خودشان را بهتر انجام می‌دهند معذلک تأکید می‌شود که مواظبت بیشترى بکنند آقاى دکتر متین دفترى.

دکتر متین دفترى- این صورت مجلس بقیه‌اش نیست خواهش می‌کنم حق اعتراض بنده محفوظ بماند براى جلسه بعد

رئیس- یک قسمت الان منتشر شده و چون زیاد بوده همین یک قسمت چاپ شده است بقیه هم چاپ می‌شود دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (اظهارى نشد) چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند (جمعى از نمایندگان- دستور) آقاى مسعود ثابتى مدت‌هاست که می‌خواهند یک بیاناتى بکنند بفرمایید.

2- نطق قبل از دستور آقایان نمایندگان

مسعود ثابتى- آقاى معتمد دماوندى توجه فرمایید عرض می‌کنم از عمر مجلس بیست و سه ماه و پانزده روز گذشته است و این چند روز هم خواهد گذشت. ما بالاخره با آرزوی‌هاى خیلى زیادى به مجلس آمدیم و خیلى امیدوار بودیم که در این مجلس بتوانیم به نفع مملکت و برای کشور خدماتى انجام بدهیم خوب، تا حدى هم البته خدماتى انجام شده است ولى آنچه آروزى ما بود به عمل نیامد خلاصه بنده می‌توانم عرض کنم که امیدوار به مجلس آمدیم و ناامید برمی‌گردیم بنده این اولین فرصتى است که از نطق قبل از دستور استفاده می‌کنم و تابحال یک مرتبه هم صحبت نکرده‌ام و امیدوار بودم که عملاً کارها پیش برود و محتاج بگفتم و مذاکره کردن و صحبت کردن در اینجا نباشد متأسفانه حالا دیگر نزدیک به آخر عمر مجلس است ناچارم مطالبى را که دارم، آن هم با این وقت محدود، فقط فهرست بعضى از مطالب خودم را به عرض آقایان برسانم در صورتی که من مخصوصاً خیلى متأسفم از این که شاید بیش از ده سال مطالعه کرده بودم و زحمت کشیده بودم راجع به یک قسمت از امور کشاورزى و آمارى در این قسمت تهیه کرده بودم و پیشنهاداتى که در این موضوع داشتم و در اولین مرتبه‌اى هم که اینجا راجع به موضوع نفت و شیلات عرایضى کردم اشاره به این موضوع کردم و امیدوار بودم که فرصت باشد مطالب خودم را در اینجا عرض بکنم متأسفانه یک لایحه مفید کشاورزى هم ما در این مدت نتوانستیم بگذرانیم چندین کابینه در این مدت عوض شد، وزراى کشاورزى آمدند هر کدام که آمدند آنچه آن دیگرى گفته بود قبول نداشتند دو مرتبه از سر گرفتیم و بالاخره یک کار هم پیش نرفت. من در سؤالى که در یکسال قبل از دولت کردم و متأسفانه در آن جلسه‌اى که من سؤال کردم وزیر دارایى وقت جوابى به من نداد به عنوان این که این سؤال یک سؤال فنى است و متکى به ارقام و بایستى مطالعه بیشترى بشود و جواب داده شود ولى تا وقتی که عمر آن کابینه بود و وزراى بعد از او هیچکدام جواب سؤال من را در مجلس ندادند و این سؤال و حساب من یک حساب خیلى ساده بود راجع به نفت در مجلس ایران در این دوره خیلى زیاد صحبت شد ولى من مطلبى را که گفته بودم و حسابى را که داده بودم خیلى حساب ساده‌اى بود یعنى بنده حساب کرده بودم که آقا در همان قرارداد سابق که در زمان مظفرالدینشاه، آن اشخاص بى اطلاع و هرچه اسمش را بگذارید، آن درباری‌هاى آن موقع آمدند و یک قراردادى گذراندند نتیجه آن قرارداد این بود که از سى تا 23 هفت سال قبل مطابق اظهار خود سرجان سایمون در مجمع اتفاق ملل به طور متوسط ما سالیانه یک میلیون و سیصد هزار لیره طلا از کمپانى گرفتیم در مقابل چهار میلیون تن استخراج و وقتى ما با آن قرارداد یک میلیون و سیصد هزار لیره طلا یعنى قوه خرید مطابق صد میلیون تومان یا بیشتر بنابرانى من در اینجا استدلال کردم که وقتى حالا 18 میلیون تن استخراج است که از آن سال به بعد هم باز بیشتر شده 18 میلیون تن چهار برابر بیشتر از آن سال است بنابراین لااقل با همان حساب ما باید قوه خرید چهارصد میلیون داشته باشیم این حساب حالا به چه صورتى در مى‌آید که نتیجه در بودجه ما 67 میلیون نوشته می‌شود بنده اینجا سؤال کردم و متأسفانه عرض کردم جوابى به بنده داده نشد امیدوارم که این مذاکراتى که می‌کنند به نتیجه برسد مذاکراتى را هم کردند یک اطلاعات کافى و کاملى به ما ندادند ولى امروز من وظیفه ملى خودم می‌دانم مه مخصوصاً این موضوع را تذکر بدهم این موضوع یکى میزان است یعنى ما بایستى حتى‌المقدور از قراردادهاى کمپلیکه و از این ترجمه‌هاى مختلف و کلمات خیلى قلمبه حذر کنیم خیلى ساده است آقا ما بایستى میزان محصول املاک را بگیریم یعنى اگر به شما با 18 میلیون تن استخراج ده میلیون لیره می‌دهد این ده میلیون در مقابل 18 میلیون باید تصریح بشود یعنى وقتى که 36 میلیون تن شد باید 20 میلیون لیره بدهند و این میزان محصول بایستى ملاک عمل باشد و یکى دیگر مهمتر از میزان محصول ذخیره نفت مملکت است این شوخى نیست و مهمتر از جنبه مالى است نفت این مملکت که الان همه چیزش با نفت است مختصر ذغال سنگى هم که بوده از بین رفته و از بین خواهد رفت که من الان عاشق وضع‏ کشاورزى و تبدیل وسایل کشاورزى هستم و پیشنهادى اگر بکنم راجع به تبدیل وسایل کشاورزى است ایمان دارم که این مملکت تراکتور لازم دارد، عقیده دارم که این مملکت تراکتور لازم دارد، تراکتور لازم دارد، و بایستى تراکتور وارد این مملکت کرد در عین حال وقتى فکر می‌کنم که ما دولت بیدارى نداشته باشیم و فردا این وسایل زراعت ما هم بالاخره با نفت خواهد بود و فردا یک ذخیره کافى نباشد هر ساعتى اگر نخواستند به ما نفت بدهند تمام زندگى ما فلج می‌شود این است که من عرض می‌کنم که دولت در درجه اول بایستى ذخیره نفت را در نظر بگیرد و این مهمترین موضوعى است که وجود دارد حتى راجع به خراسان، البته این موضوع را که حالا امیدوارى داریم که دولت قبل از این که مجلس تمام بشود لااقل جواب بنده را بدهد و اگر مذاکراتشان هنوز تمام نشده لااقل نتیجه اقدامات خودش را به مجلس اطلاع بدهد راجع به خراسان هم بنده عرض کردم متکى به اطلاعاتى بود که خودشان به ما داده بودند که راه‌آهن خراسان 25 میلیون مخارج دارد که تمام بشود و در مقابل مطابق حسابى که خودشان داده بودند آقاى عزت‌الله هدایت مدیر کل راه‌آهن، این بود که سالیانه سى میلیون تومان منافع این راه خواهد بود بنده در آن عرضى که در آن موقع کردم عرض کردم که براى خاطر خراسان خیر، براى منفعت خودتان، شما که تجارت می‌کنید، آیا این بد تجارتى است که شما 25 میلیون تومان بدهید و سالیانه 30 میلیون تومان منافع داشته باشید متأسفانه متعذر به این هستند که ریل نداریم دلار نداریم و این حرف‌ها، من آن روز وقتى پیشنهاد آقاى دکتر متین دفترى راجع به اتومبیل سوارى مطرح بود در اینجا مجهز نبودم و رأى هم ندارم ولى من فکر مى‌کنم که یکى از اصلاحاتى که باید در نظر داشته باشد در آئین‌نامه راجع به همین موضوع باید باشد که پیشنهادها را در یک روز بخوانند و موافق و مخالف صحبت کنند و در یک روز دیگر رأى بگیرند. براى این که من مجهز نیستم یک وقت یک پیشنهادى ابتدا به ساکن می‌آید اینجا من دیشب با یک عده اشخاص متخصص که عقیده و ایمان دارم به آنها صحبت کردم و گفتند این بالاترین خدمت است و استدلال کردند گفتند آقا شما این اتومبیل را انواع و اقسام نکنید لااقل هر چهار سال یک مرتبه وارد کنید از یک سیستم یعنى مدل 47 و 48 و 49 اما سال به سال انواع و اقسام مختلف با لوازم یدکى وارد کنید این واردات شما را مختل می‌کند البته این راجع به قسمت بنده نبود ولى مقصود بنده این است که بنده مجهز نبودم خوب ما پول

+++

را می‌دهیم اینجا آن وقت پول براى ریل نداریم که راه خراسان را تمام بکنیم (امیر‌تیمور- پول دارند آقا علاقه ندارند) یا به قول شما پول دارند و علاقه ندارند اما موضوع دیگرى که بنده عرش داشتم موضوع کشاورزى است، دهان بنده هم خشک است و متأسفانه نمی‌توانم درست صحبت بکنم موضوع کشاورزى خیلى مهم است و بنده در این موضوع یادداشت‌ها و عرایض خیلى مفصلى دارم و بالاخره خلاصه‌اش این است که دولت فاقد یک سیاست کشاورزى است (صحیح است) دولت باید یک سیاست کشاورزى داشته باشد آخر با وزارتخانه که درست نمی‌شود، یک وزارتخانه داشتن و تشریفات که درست نمی‌شود، مقصود از مملکت وقتى مى‌گویند مملکت ایران یعنى قوه خرید و حجم محصول این مملکت ما اگر اقدامى می‌کنیم باید حجم محصول را اضافه کنیم یعنى اگر ما دو میلیون تن گندم داریم این دو میلیون تن، سه میلیون تن بشود و الّا تشریفات فایده ندارد بایستى وسایل کشاورزى تغییر بکند یک روز هم من حضور اعلیحضرت عرض کردم در اینجا راجع به املاک گفته می‌شود که آقا املاک را باید تقسیم کنید که خرده مالک درست بشود، بلى من هم می‌گویم املاکى است که اگر خرده مالک بشود صد در صد به نفع مملکت خواهد بود بروید و ببینید، تجربه خوب چیزى است تمام دنیا روى آمار و تجربه کار می‌کنند املاک خورده مالک که از چشمه سارها آب می‌گیرد و املاک انتهاى کوه صددرصد آبادتر است اگر خرده مالک بشود ولى شما برمی‌دارید معکوسش املاک سیستان را خرده مالک می‌کنید ملک سیستان را خرده مالک کردن یعنى فناى املاک سیستان همانطور که شد این مملکت مقتضیات خاصى دارد املاکى هست که بایستى مسئول و مراقب داشته باشد املاکى هست که باید خرده مالک بشود، این را می‌گویند سیسات کشاورزى دولت بایستى یک کشاورزى داشته باشد و وقتى این نظر را داشت می‌گوید آقا املاکی که‏ آب چشمه سار دارد باید پنجاه درصد مالیات بدهد اما اگر کسى رفت یک قنات دایر کرد یا کنار رودخانه کارون یک تلمبه گذاشت اصلاً از مالیات معاف باشد این را مى گویند سیاست کشاورزى ولى دولت اصلا سیاست کشاورزى ندارد اصلا وقتى مالیات مى گذارند نظرى ندارد و این درست نمی‌شود به این ترتیب (امامى خویى- باقیش براى جلسه آینده) من هنوز صحبت نکرده‌ام شما اول جلسه خسته شده‌اید (امامى- خسته نشده ایم وقت تمام شده است) اگر وقتم تمام شده بنده عرضى ندارم اگر اجازه بفرمایید باقى را یک روز دیگر عرض می‌کنم.

رئیس- حالا دو دقیقه دیگر هم وقت است بفرمایید.

مسعود ثابتى- بسیار خوب بنده حالا که آقاى وزیر کشاورزى نیستند میخواستم از ایشان سؤال بکنم که بچه عات مردم الان یک سال است منتظر شده‌اند و ما خوشحال شدیم که اقدام کردیم و تعقیب کردیم که لااقل صد تا تراکتور وارد این مملکت بشود و وارد هم شد آقا این وزارت کشاورزى با این عرض و طول و این صدور ذیل یکسال است هنوز نتوانسته اند قیمت این را تعیین بکنند که مردم آسوده باشند و بروند بدانند چقدر باید پول بدهند همین طور مردم متزلزل هستند آقا چقدر است؟ قیمتش زیاد است، خیر کم است، خیر شما بیخود می‌گویید، آقا من درست می‌گویم این دلیل ندارد دولت نباید این طور باشد باید کارهایش مرتب باشد، دولت بایستى سیاست کشاورزى داشته باشد بنده الان یک سال تمام است که آقاى باتمانقلیج مى‌دانند تمام معاشرت بنده با آقاى باتمانقلیج است اصلا آدرس ثانى بنده شرکت آسودان است 70 مرتبه به وزارت کشاورزى 80 مرتبه به اداره گمرک مراجعه کرده‌ایم تمام اینها چرا؟ براى این که دو تا تراکتور بیاورند آقا این نباید این قدر زحمت داشته باشد این قدر مقررات پیچ در پیچ داشته باشد این تماس با مردم کشاورزى را فلج مى کند وقتى این تصویب شد یک از اشخاصى که سنگ به سینه می‌زد براى این که دو برابر سه برابر مأخذ داشته باشد من بودم یکروز یکى از رفقا به من گفت که آقا شما عجب خدمتى به مالکین کردید؟ گفتم چه کردم؟ گفت تمام مبلغى که مى‌گرفتید 130 هزار تومان بیشتر نبود در صورتی که با این حسابى که شما حالا چهار برابر کردید این دویست هزار تن هم تجاوز می‌کند من کى گفتم که مدافع مالکین هستم که گندم کم می‌دهند من مى‌گویم آن مالکى که گندم عمل آورد و به دولت براى نان مردم عرضه نکرد اصلاً سرش را تخماق کنید مالش را تاراج کنید من کى مدافع یک چنین مالکى هستم من می‌گویم آقا مأخذ داشته باشد آن مالک و کشاورزى که زارع را اولاد خودش می‌داند در عروسى آنها خوشحال است در عزاى آنها متأثر است این مالک را من دفاع می‌کنم من کى خواستم کم بشود البته اگر این مأخذى که داریم دویست هزار تن بود سیصد هزار تن بود ...

رئیس-آقاى مسعود ثابتى وقت شما گذشته است‏

مسعود ثابتى- چشم قربان بنده عرایضم را البته حالا که می‌فرمایید وقت شما تمام شده بنده نمی‌توانم دیگر صحبت کنم براى یک جلسه دیگر از حضورتان خواهش می‌کنم اجازه بفرمایید (احسنت)

رئیس- آقاى آزاد.

آزاد- بنده راجع به بانک ملى یکى دو ماه قبل از آقاى نخست وزیر سؤالى کردم و با این که نظامنانمه هم تعیین کرده است اینها در ظرف یک هفته باید اینجا تشریف بیاورند و جواب سؤالات را بدهند و تشریف نیاوردند و بنده ناچار شدم چون آقاى نخست وزیر تخلف کردند از مواد نظامنامه ایشان را استیضاح کنم و گمان می‌کنم که چون پانزده روز دیگر به آخر مجلس باقى نمانده است حاضر نشوند (دکتر بقایى- البته که حاضر نمی‌شوند چون کارى با مجلس ندارند) دیروز بنده راجع به بانک ملى خواستم یک صحبت‌هایى بکنم متأسفانه آقاى نایب رئیس به عقیده من برخلاف نظامنامه به من اجازه ندادند و حالا من استفاده می‌کنم از نطق قبل از دستور یک مختصر مطالبى که راجع به ترازنامه بانک ملى هست به عرض آقایان می‌رسانم (آشتیانى‌زاده- راجع به شکر هم فرمایشاتى داشتید آقاى آزاد؟) شکر هم بلى عرض کنم حضورتان مطابق این بیلان‌هایى که آقاى ابتهاج همه ساله منتشر می‌کند هر سال یک مقدار زیادى نقره مملکت را از مملکت خارج می‌کنند آقاى مکى چند روز پیش راجع به این موضوع یک تذکرى دادند و آقاى ابتهاج در روزنامه نوشته‌اند که فروش این نقره‌ها به خارج مطابق قانون 13 تیر 1310 و آنچه را که در تهران فروخته است مطابق قانون 10 مهرماه 1322 است بنده می‌خواهم اینجا در حضور آقایان ثابت کنم که در این مملکت تمام کارهایش سفسطه است (مکى- اگر مطابق قانون بوده است چرا لایحه قانونى آورده‌اند؟) آقاى مکى خواهش می‌کنم که اجازه بدهید که بنده توضیح بدهم آقاى ملک مدنى اینجا تشریف دارند (مکى- مطابق قانون نبوده است اگر بود قانون نمى‌آوردند مجلس چهاردهم این را رد کرده است) آقاى ابتهاج گفته‌اند که این نقره‌هایى که به فروش رسیده به خارج مملکت مطابق قانون 13 تیر ماه 1310 است بنده تمام این قوانین را اینجا جمع‌آورى کرده‌ام و به عرض آقایان می‌رسانم که هیچ قانونى تا به حال وضع نشده است که بتوانند نقره را به خارج صادر کنند من در حضور آقایان تمام موادش را می‌خوانم و بعد از آقاى دکتر معظمى خواهش می‌کنم که چون ایشان از طرف مجلس ناظر بوده‌اند در بانک ملى و هم دکتر در حقوق هستند و هم نماینده مجلس هستند و بعد از آقاى ملک‌مدنى که ایشان هم چندین دوره بوده‌اند در مجلس و قوانین با حضور ایشان وضع شده است و ناظر هستند در بانک ملى باید بیایند اینجا توضیح بدهند که مطابق کدام قانون ابوالحسن ابتهاج حق داشته است نقره صادر کند. آن قانون 13 تیرماه 1310 این است:

ماده واحده- وزارت دارایى مجاز است در مواردى که دولت خروج نقره مسکوک سالم را از ایران صلاح بداند اجازه خروج بدهد مشروط بر این که خارج کننده تعهد فروش اسعار به نرخى که بیشتر از نرخ رسمى نباشد بنماید ولى صدور نقره مذکور مجوز دادن تصدیق صدور به صادرکننده نخواهد بود این قانونى است که آقاى ابوالحسن ابتهاج به آن استناد کرده است که من نقره را مطابق این قانون فروخته‌ام به خارجه در صورتی که این قانون وضع شده است براى تجار و در اینجا هم تصریح دارد که وقتى می‌خواهند صادر بکنند بایستی تقاضاى اجازه صدور بکنند و به هیچ وجه من‌الوجوه این قانون اجازه نداده است به بانک ملى که نقره‌اى را که پشتوانه اسکناس است بخارج صادر کند بعد از این توجه بفرمایند آقایان یک قانون وضع شده است در تاریخ 22 اسفند 1321 یعنى ده سال و نیم بعد از آن که این قانون وضع شده است که حالا می‌خوانم:

قانون راجع به حفاظت پشتوانه فلزى اسکناس مصوب 13 اسفند ماه 1321 یعنى ده سال و نیم بعد از این قانون که آقاى ابوالحسن ابتهاج به آن استناد کرده‌اند.

ماده دوم- هرگونه نقل و انتقال و تبدیل و تعویض و فروش زر و سیم مسکوک و غیر مسکوک و جواهرات پشتوانه اسکناس موجوده در کشور ایران ممنوع است. در موقعی که متفقین آمدند به ایران مجلس شوراى ملى یک قانون وضع کرده است که به طور مطلق فروش و نقل و انتقال نقره را در ایران و در خارجه ممنوع کرده است مطابق این قانون، این قانون اولى هم نسخ می‌شود به جهت این که بعد از ده سال و نیم مجلس شوراى ملى نقل و انتقال و فروش زر و سیم را به طور مطلق ممنوع کرده و بعد از این که این قانون وضع شده است دولت در نظر گرفته است که یک مقدار از نقره‌ها را براى این که اسکناس زیاد

+++

بوده در داخل مملکت جمع آورى بکند و قانونى آورده است به مجلس که آقاى ابوالحسن ابتهاج هم به این قانون استناد کرده است:

قانون اجازه مبادله زرهاى موجوده در خارج ایران به اسم موجوده پشتوانه اسکناس مصوب 10 مهرماه 1322 که آقاى ابوالحسن ابتهاج می‌گوید به موجب این قانون من نقره فروخته‌ام‏

ماده واحده- هیئت نظارت اندوخته پشتوانه اسکناس مجاز است از طلاهایی که جزء پشتوانه اسکناس در خارج از ایران به دست آمده یا به دست خواهد آمد به ایران وارد نموده و با سیم موجوده در پشتوانه تبدیل و سیم مزبور را به فروش برساند.

وقتى این قانون به طور کلى قدغن کرد فروش زر و سیم را، بعداً این قانون را آوردند به مجلس که نقره را بفروشند و آقاى زرین کفش هم وزیر دارایى بوده و اینجا آمده توضیح داده است مطابق صورت جلسات که چون اسکناس زیاد در دست مردم است ما ناچار شدیم یک مقدار از نقره‌ها را بفروشیم و اسکناس‌ها را جمع‌آورى بکنیم بعد دولت آمده است با این قانون اجازه بگیرد از مجلس شورای ملى که به خارجه نقره صادر کند که بنده براى آقایان می‌خوانم به تاریخ 19 4 23

ماده واحده- هیئت نظارت اندوخته اسکناس مجاز است در مقابل طلایى که در آمریکا به نام قسمت نشر اسکناس بانک ملى ایران نزد فدرال رزرو بانک نیویورک (بانک مرکزى) امانت گذارده می‌شود به نرخ قانونى نقره در تهران یا شهرستان‌ها تحویل بانک ملى ایران نماید تا بانک نامبرده بتواند نقره را به مصرف مسکوک جدید و یا فروش در داخله و خارجه برساند البته اگر چنانچه یک قانونى وضع شده بود که بانک ملى می‌توانست به استناد نقره را به خارجه بفروشد دیگر دولت لازم نداشت یک قانونى بیاورد به مجلس شورای ملى و اجازه بخواهد که من نقره را می‌خواهم بفروشم به خارجه و این قانون را مجلس تصویب نکرده است (مکى- صحیح است) پس بنابراین به هیچ‌وجه من‌الوجوه قانونى در اینجا وجود نداشته است که آقاى ابوالحسن ابتهاج به استناد آن نقره‌هاى مملکت را به خارج بفروشد و این عملى که ایشان کردند به عقیده من برخلاف قانون است و جرم است و هر کسى در این زمینه خواه شورای‌عالى بانک است خواه هیئت نظارت است هرکس در این زمینه دخالت داشته باشد به عقیده من مسئول است و مجرم است حالا این نقره‌ها را فروخته است آقایان توجه کنید چون می‌خواهم به آقایان توضیح بدهم که چطور شده است یک فقره از این نقره‌ها در حدود 74 تن آمده‌اند فروخته‌اند به هندوستان در صورتى که در دنیا دو دولت هست که اینها فقط صادرکننده نقره هستند یکى هندوستان است و یکى هم آمریکا و خود هندوستان آمده خریدار نقره شده است آقاى ابوالحسن ابتهاج آمده این نقره را فروخته قیمت هر انسى که 31 گرم باشد به 22 پنس یعنى یازده قران و 15 شاهى در صورتی که همان موقع نقره در ایران مثقالى چهار قران و ده شاهى بوده است و یک نفر از مطلعین بانک گفته است پیش آقاى وزیر به وزیر دارایى گفته است که آقا این کار را نکنید به ضرر ایران است و ایشان هم گوش ندادند بالاخره نقره ره که فروختند بعد از شش هفته قیمت نقره شده است 44 پنس یعنى دو مقابل شده است و از این معامله تقریباً چندین میلیون به خزانه مملکت ایران ضرر خورده است و علاوه بر این در سال گذشته آن طورى که بنده شنیدم در حدود ششصد و یا هفتصد تن فرستاده به انگلستان براى فروش و قیمت نقره در آنجا تنزل داشته است این نقره‌ها را همین طور در آنجا گذاشته‌اند حالا کرایه حمل و نقل و برگشتش مساوى قیمت نقره است توجه بفرمایید در حدود 600 الى 700 تن نقره ایران را به کلى از بین برده است و یک عملى کرده است مخالف قانون یعنى قانون اجازه نداده است که این کار را بکنند و نقره این مملکت را بفروشند و موقعى که خواستند بفروشند تمام نقره‌هاى این مملکت که پشتوانه اسکناس بوده نفله شده است و به تمام آن کسانى هم که در این قضیه دخالت داشته‌اند من اعلام جرم می‌کنم و خواهش می‌کنم آقاى دکتر معظمى چون ناظر اندوخته بوده‌اند تشریف بیاورند اینجا توضیح بدهند (دکتر معظمى- من آن وقت جزء هیئت نظار نبودم) جنابعالى هم آنجا تشریف داشتید و زیر اینها را امضاء کرده‌اید (دکتر معظمى- من نبودم) یک موضوع دیگر هم هست اجازه بدهید توضیح بدهم تمام می‌شود. آقاى ابوالحسن ابتهاج اینجا در ترازنامه می‌نوسند که سود معاملات فلزى 000/ 400/ 19 تومان در این یکى دیگرش مى نویسند سود معاملات فلزى 11 میلیون تومان بنده می‌خواهم در اینجا این قضیه را مطرح کنم که معاملات فلزى عبارت از این است که یا در مملکت استخراج نقره بشود و در مقابل هر صد کیلو نقره‌اى که استخراج می‌شود 50 کیلو خرج استخراج بشود و 50 کیلو منفعت مملکت باشد و یا این که یک نقره‌اى از خارج بخرند و بردارند و بیاورند بعد قیمتش ترقى کند در این مملکت به هیچ‌وجه نه اسخراج نقره‌اى شده است و نه نقره‌اى خریدارى شده است و این نقره‌هاى که بانک فروخته است نقره‌هاى مردم را برده است که گذاشته‌اند در بانک ملى و در مقابل این نقره‌هاى که آنجا گذاشته‌اند در مقابل هر مثقال نقره 90 عیار یک اسکناس ده ریالى به ما داده‌اند و این نقره‌ها را آنجا جمع کرده‌اند و حالا که قیمت اسکناس پایین آمده است و ده مثقال نقره بنده مطابق 5 اسکناس یک تومانى شده است این نقره‌ها را فروخته است آن وقت این پول را برداشته و به منفعت بانک ملى حساب کرده است در صورتی که این ثروت مملکت است در این معامله اى نشده است که ترقى داشته باشد بنده می‌خواهم به آقایان عرض کنم که قیمت نقره و طلا و اجناس در ایران ترقى نکرده است ممکن است این قضیه یک قدرى در ابتدا پیچیده باشد ولى توضیح می‌دهم قیمت یک نیم اشرفى طلا در سنه 18 یا 19 یک نیم اشرفى طلاى 9 نخودى مطابق بود با دو تومان یا 22 قران و اگر آقایان این نیم اشرفى را می‌دادند یک من روغن می‌خریدند یا 5 من برنج می‌دادند یا 10 متر چیت می‌دادند الان هم همین طور است و اگر آقایان این نیم اشرفى طلا را حالا هم بدهند یک من روغن می‌دهند همین نیم اشرفى را بدهید 5 من برنج به شما می‌دهند همین نیم اشرفى را بدهید ده متر چیت می‌دهند به شما پس قیمت نقره و طلا و اجناس در ایران ترقى نکرده است قیمت این کاغذها آمده است پایین قیمت این اسکناس‌ها آمده پایین و قیمت نقره و طلا بالا نرفته است آن وقت ایشان این نقره‌هایى که امانت بوده است در بانک ملى و مال ملت ایران است این را برداشته و فروخته‌اند آن وقت در مقابل 10 مثقال نقره‌اى که ما دادیم یک اسکناس که در واقع به منزله فته طلب است از ایشان گرفته‌ایم حالا این را که فروخته است به پنج تومان این چهار تومانش را آمده است سود معاملات بانکى حساب کرده و از این صدى پنچ برداشته است و آن هم در مقابل این همه خرج‌تراشى کرده است براى مملکت یعنى وقتی که می‌نویسند 19 میلیون و چهارصد هزارتومان درآمد بانک از سود معاملات فلزى در مقابل این هم براى بانک خرج‌تراشى کرده است این چیزى که متعلق به خزانه مملکت است و این چیزى که متعلق به عموم مردم است که در بانک ملى امانت گذاشته‌اند این سود بانک حساب نمی‌شود.

رئیس- آقاى آزاد پنج دقیقه دیگر می‌توانید صحبت کنید.

آزاد- بسیار خوب، عرض کنم یک موضوع دیگر هم که می‌خواستم خدمت آقایان عرض کنم این است که وقتى که آقاى گلشائیان می‌‌خواستند شکر بخرند به کمپانی‌هاى بزرگ دنیا تلگراف کردند که ما شکر لازم داریم و هرکس که شکرى دارد به ما عرضه کند یک کمپانى است به نام گلبان که این پیشنهاد کرد که من حاضرم 40 هزار تن شکر بفروشم به ایران از قرار هر تنى 130 دلار و 20 سنت و صدى پنج هم ضمانت بانکى می‌دهم که اگر چنانچه من نتوانتسم از عهده برآیم پولى که در بانک گذاشته می‌شود از بابت خسارت بردارند. آقاى ابوالحسن ابتهاج به این تلگراف جواب نمى‌دهد یعنى سه روزه جواب می‌خواهد او جواب نمی‌دهد بعد او می‌رود این معامله را مى کند از کمپانى انگلیس 40 هزار تن شکر میخرد از قرار هر تنى 135 دلار و 46 سنت یعنى تفاوت این تقریباً هر تنى 5 دلار است بعد از آن می‌رود یک معامله دیگر مى‌کند با کمپانى چرنیکف 30 هزار تن و این شکرها را مى‌خرند از قرار تنى 136 دلار که مجموع تفاوت این دو خرید با آن خریدى که از آن کمپانى کرده است در حدود 400 هزار دلار مى‌شود مخصوصاً با آقاى امیرتیمور عرض می‌کنم که هر روز اینجا تشریف می‌آوردند و راجع به بودجه صحبت مى‌کردند خواستم عرض کنم که این عدل تعادل بودجه در اثر این نفله‌هایى است که مى‌شود و این غارت‌هایى که مى‌کنند و تمام را مى‌چاپند، و تمام را مى‌چاپند، در اثر اینها است، اگر نا واقعاً مى‌خواهیم بودجه مملکتمان تعادل داشته باشد بایستى ما جلوگیرى از این دزدی‌ها و از این کمبینزون‌ها به عمل آوریم و الان یک عهد کارمند دولت هستند که صبح تا شام زحمت مى‌کشند و حقوق مى‌گیرند بیرون کردن آنها چیزى نمی‌شود کسر بودجه در اثر این نفله‌هایى است که آقاى ابوالحسن ابتهاج کرده و من باز فردا صحبت خواهم کرد من با دلیل ثابت مى‌کنم که رئیس بانک ملى 35 میلیون این مملکت را نفله کرده علاوه بر این که میلیون‌ها پول نقد این مملکت را فرستاده است به خارجه و از بین رفته است در خود این قسمت‌ها ایشان آمده است نفله کارى کرده است من جمله در بیلان 1327 می‌نویسد 5 میلیون ریال خرید اثاثیه، این خرید اثاثیه

+++

که خودش می‌نویسد 5 میلیون ریال نه به مناقصه گذاشته است و نه کسى نظارت در این کرده است در صورتی که 5 میلیون ریال اثاثیه بانک ملى اینها را چه کرده جناب آقاى دکتر عرض کردم و ممکن است مجدداً هم دو مرتیه عرض کنم.

مکى- آقاى رئیس بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم.

رئیس- بر طبق چه ماده‌اى‏

مکى- بر طبق ماده 78

رئیس- بفرمایید

مکى- طبق این ماده نظامنامه صورت کامل مذاکرات هر جلسه بلافاصله طبع و قبل از از انعقاد جلسه بعد بین نمایندگان توزیع مى شود بنده راجع بجلسه دیروز عرایضى داشتم که تاکنون هنوز طبع و توزیع نشده است در روز گذشته هم بنده عرضى داشتم از روز دوشنبه هم تاکنون به دست بنده نرسیده است در صورتی که در جلسه آن روز اعتراضى داشتم و مطابق این آئین‌نامه هم صورت مجلس تاکنون طبع و توزیع نشده و این غفلتى است که یا اداره تندنویسى و یا چاپخانه نموده‌اند و نمی‌دانم کجا کرده است.

حائرى‌زاده- مال دوشنبه هم چاپ نشده است.

رئیس- آقاى باتمانقلیج.

باتمانقلیج- بنده خیلى متأسفم که قوه بیان ندارم (آشتیانى‌زاده- نه ماشاء‌الله بد هم نیسیتید) و به هر حال بنده خیلى متأسفم که آن سوز دلی که دارم نمى‌توانم به زبان بیاورم و وضع مملکت را از وضعى که هست بلکه بتوانم آقایان را حاضر نمایم که با آن آرایی که مى‌دهند تغییر بدهند من از آقایان علماى اقتصادى مى‌پرسم وقتى ما سیل را باز کردیم رو به مملکت و کشورمان چه جور می‌خواهیم اصلاح نماییم آقایان چه جور مى‌خواهیم جلوگیرى کنیم از فقر اقتصادى من به آقاى وکیلى و آقاى اخوان ارادت کامل دارم و ایمان دارم ولى با عملى که دیروز پیش آمد به کلى متأثر شدم قبول بفرمایید که من دیشب تا صبح نخوابیدم و فکر کردم که اگر یک پیشنهاد مفید در کشور. در این مجلس در بودجه کشور داده شد جلوگیرى از سیل اتومبیل بود که به ایران وارد مى شود اتومبیل لوکس ما نگفتیم اتوبوس نیاورند ما نگفتیم کامیون نیاورند ما نگفتیم همان کارخانه‌هایى که سه نوع مارک دارند مارک عالى و مارک پستشان را نیاورند گفتیم که نرود کادیلاک 20 هزار تومانى بیاورد همان کارخانه اتومبیل پست‌ترى دارد برود آن را بیاورد که 12 هزار تومان از ایران خارج شود من می‌خواهم ببینم آقایان ما بگذاریم شما را به خدا قسم می‌دهم دم نظرتان بیاورید ببینید مگر در این خیابان‌هایى که راه مى‌روید نمى‌بینید که طلاى ایرانى چه جور رفته و این اشیایى که کنار خیابان‌ها ریخته‌اند آورده‌اند؟ .. (صحیح است) شما را به خدا ببینید که ما محتاج گندم باشیم که از استرالیا بیاوریم و از زیادى اتومبیل هم در خیابان‌هایمان راه نباشد شما نمى‌توانید از یک طرف خیابان به طرف دیگر بروید شما آقایان انگلستان رفته‌اید؟ خداوند شاهد است که یک اتومبیل خارجى نمى‌بینید من پیشنهاداتى دارم و روز اول هم که وکیل شدم به حدى خوشحال بودم با آن افکارى که دارم می‌آیم سرنوشت اقتصادى مملکت را عرض کنم ممکن است من عقل نداشته باشم، از حیث عقل نه سن، فکر مى‌کردم در درجه اول همان کارى را که در انگلستان می‌کنند ما با کارخانه اتومبیل‌سازى قرارداد ببندیم. یک کارخانه بیاورد اینجا، چنان که فورد کارخانه‌اى برده در انگلستان کارخانه‌اى برده در فرانسه تأسیس نموده و افرادشان هم آموش پیدا کرده‌اند طلاشان را هم از مملکت خارج نمى‌کنند اسمش را گذاشته فور انگلیسى ما که در واقع شرق میانه هستیم ما می‌توانیم با این عمل بهترین فرصت براى ایران مى توانیم فرصت را براى ایران درست کنیم. این پیشنهاد را من حاضر کردم آن روزهاى اول مجلس هم بود، آوردم جلوى هر کدام از وکلا گفت آقا حالا کارهاى دیگر واجب‌تر از این داریم، حالا دو سال بسنجید در حدود دو هزار اتومبیل فرانسوى آمده که یکى از آقایان توى آن جا می‌گیرند یک قوطى کبریتى را 13 هزار تومان طلاى ایران را برده‌اند و این را آورده‌اند فکر این را بکنید ببینید آقا از کجا باید طلا برگردد من حالا به طور کلاسه نمى‌توانم عرایضم را عرض بکنم هرچه به خاطرم می‌آید مى‌گویم آقایان البته مرا می‌بخشید در زمان اعلیحضرت شاه کبیر من یک قرارداد با کارخانه (م. آ. ن) داشتم در قرارداد ذکر شده بود که بایستى ماهى 10 هزار دلار بدهم و ذکر شده بود که من اگر بخواهم دلار ندهم 9 ریال و پنج شاهى دلار را باید تسعیر کنم و ریال بدهم امروز که دلار 5 تومان است می‌خواهم ببینم چطور شد این قیمت پیش آمد پوند 13 تومان است چرا باید 13 تومان باشد ما که بعد از دو مملکت متمولترین کشورها هستیم آن روز هم این را عرض کردم که متمولترین ممالک دنیا هستیم پشتوانه اسکناس ما غیر از آنچه که ما در بانک داریم آن معادنى است که دست نخورده و ملیاردها دلار ارزش دارد چرا باید 5 تومان ما یک دلار باشد جز اینکه سیساست اقتصادى نداریم؟ یک پیشنهادى آقاى دکتر متین دفترى کردند من با کمال ارادتى که به آقاى وکیلى داشتم برخلاف میلشان پا شدم و فعالیت کردم که این تصویب شود و این کار را کردم چرا این کار را کردم بنده فکر کردم اگر قرار باشد به این نحوه‌اى که ما داریم جلو مى‌رویم و این طور که اتومبیل دارد وارد مملکت می‌شود، اتومبیل لوکس اگر آن اتوبوس هم که دارد این طور سیل آسا مى‌آید ایران مرده هاى سیستان را مى‏آورد به تهران توى یک مشت فقیر و گدا وقتى که این طلاها رفت دیگر چیزى براى ما باقى نمى‌ماند دیروز یک کسى براى بچه بنده تعارف آورده بود من دیدم یک لاک پشتى است که با تکان دست راه مى‌رود من دود از کله‌ام برخواست آقا مملکت را اصلاح کنید ما کدام سیاست اقتصادى داریم؟ ... چرا مى‌گذارید که اینها وارد این مملکت شود من یک سال هم رفتم انگلستان دیدم سیب زمینى که پیش خدمت مى‌آورد دو تا دانه در ظرف بنده است گفتم آقا زیادتر بیاور گفت این جیره‌بندى است وقتى که سیاستمداران دنیا ارزاق روزانه مملکتشان را جیره‌بندى مى‌کنند نمی‌گذارند بیاید ما اتومبیل لوکسى که شب توى این را شمیران ملاحظه مى‌کنید پنج هزار تایش می‌آید این را نباید بگذارید لردهاى انگلستان سردستشان را چرم مى‌گذارند، لردهاى انگلیسى برای این که باز محصولات کارخانه‌جاتشان را صادر کنند. خوب ممکن است عده‌اى عرایض بنده را نپسندند بیایند بگویند حرف می‌زند ولى خدا شاهد است اگر عقب افکارم مى‌آمدند صد تا یکیش را اجرا مى‌کردند به کلى وضعیت عوض می‌شد ببینید آقا ما اعلیحضرت رضا شاه فقید را مگر هر روز در لباس وطنى نمى‌دیدیم؟ اینجا سه تا پیشنهاد کردند کفش فرنگى نیاید کفش فرنگى حلا کسى نمى‌پوشد باز پیشنهاد کردند سیلک مصنوعى نیاید سیلک مصنوعى هم هیچ کدام از این طبقه نمى‌پوشد همه‌شان چیت مترى 4 قران و 5 قران چرا رأى ندادید، به من جواب بدهید من حق ندارم از وکیل سؤال کنم ولى به من بگویید که چرا رأى ندادید؟. (آشتیانى‌زاده- لعنت‌الله علیهم) (وکیلى- من جوابشان را می‌دهم) یکى دیگر راجع به ماده واحده آقایان نمایندگان محترم امضاء کردند برای این که به افراد ایرانى اجازه داده شود معادن ایران را استخراج کنند و تقدیم مقام ریاست شده من می‌خواهم یک چیز کوچکى در این خصوص عرض کنم زیاد موضوع را بزرگ نکنید چون یکروز دیدم مجلاتى که از طرف شرکت نفت براى بنده که مودى این کار بودم فرستاده شده است در اینجا نوشته شده بود بعضى از نمایندگان خیال مى کنند استخراج نفت مثل آب از چاه درآوردن است من می‌گویم که آب از چاه درآوردن نفت درآوردن آسانتر است این ادعا را مى‌کنم عمل هم مى‌کنم بیاید بنشینید فکر کنید آقا (آشتیانى‌زاده- نفتش را چکار مى کنید؟) نفت خامش را مى فروشم (آشتیانى‌زاده- به کى؟) به دنیا، اجازه بفرمایید آقایان به اوضاع قدیم نگاه کنید که وسایل نبود تقى اوف نقى اوف حاج على عباس و دیگران استخراج نفت مى‌گردند در بادکوبه در شصت سال قبل و نفت خامش را مى فروختند اگر می‌خواهید به آمریکاى متمدن که سرمایه‌شان را به دنیا قرض مى‌دهند نگاه کنید افراد آمریگائى با سرمایه‌هاى شخصى چاه‌هاى نفت را د‌ر املاک خودشان می‌زنند و نفت خامش را به کمپانى می‌فروشند آن وقت شما می‌گویید آقا چه جور ما استخراج کنیم دستگاه‌هاى مخصوصى دارد با کامیون می‌آیند می‌ایستند و تا 5 هزار پا هم می‌رود پایین، منهم از کارخانه‌اش می‌توانم 10 ساله ماشین‌آلاتش را بگیرم، آقاى وکیلى خدا شاهد است که من می‌لرزم و این عرایض را مى‌کنم (وکیلى- نلرزید آقا) چون انتظار ندارم شما که دنیا رادیده اید خلاف اینرا بفرمائید در پانزده سال قبل یک زمین 4000 متر من از آقاى مهدى منصور در شمیران خریدارى کردم آب نبود در شمیران و هیچکس هم فکر نمى کرد که در همه شمیران بتوان چاه کند من چون قنات احداث مى کردم در املاک مزروعى و در شمیران هم چاه زده و یک ماشین خریدم گذاشتم آنجا و بالاخره یک سنگ آب آنجا درآوردم وقتى این چاه را مى کندم چندین نفر آمدند به خنده و استیضاح به من نگاه کردند (عده‌اى از نمایندگان- استهزاء) من عصبانیم شما خنده نکنید (عده‌اى از نمایندگان- بفرمایید آقا) بله استهزاء .... آقا استهزاء .. بله وقتى بنده شروع کردم آمدند و به طور خنده‌هاى مسخره‌آمیزى شروع کردند من گفتم آقا من آب در می‌آورم ببینید امروز این آقاى مسعودى یک سنگ و نیم آب توى یک زمین خشک شمیران درآورده کم کم شروع شد تمام شمیران بلکه تمام ایران وضع آبیاریش عوض شد نفت هم همین طور است آقا اگر شما موافقت کردید

+++

چند نفر از کسانی که داوطلب هستند بیایند با هم شرکت بکنند وقتى که شرکت کردند مته را می‌گذارند می‌رود پایین وقتى که نفت خام‏ فوران پیدا کرد می‌گوییم آقا ما این را می‌فروشیم نفت در قم، کاشان، آذربایجان بلکه در سرتاسر مملکت همه جا زیر این زمین نفت است یعنى نفت است یعنى زیر ایران نفت است.

رئیس- آقاى باتمانقلیج وقت شما گذشته است.

باتمانقلیج- دو دقیقه دیگر اجازه بدهید گمان می‌کنم این حرف‌ها زیان نداشته باشد من در این پیشنهاد استخراج نفت 50 گذاشته‌ام یعنى صدى 50 مال دولت باشد 50 درصد مال استخراج کنندگان همان طور که در همه جاى دنیا هست و ما یک گرفتارى عجیبى پیدا کرده‌ایم که صحبت سر دو شیلینگ و یک شیلینگ می‌کنیم یکى دیگر راجع به برنامه هفت ساله است من خیلى معذرت می‌خواهم از هیئت برنامه که من معتقدم این برنامه بدون پول اجرا نمی‌شود و عنوان این برنامه فعلاً قفلى است که روى برنامه‌هاى کوچک کوچک گذاشته شده است در زمان اعلیحضرت کبیر همان برنامه‌هاى کوچک کوچک ببینید خیلى بزرگتر از این عنوان برنامه بزرگ بود کارهاى که اجرا شد. اگر شما معتقدید که ما با متفقین خودمان همکارى نزدیک کرده ایم علناً و رسماً از ایشان کمک بخواهید آقا ما شوخى نمى‌کنیم از آمریکا که نمى‌توانیم بگیریم و از انگلستان هم که طلب حقه ما را چه برای گذشته و حال نمى‌دهند من از اینجا پیام مى‌دهم به مملکت انگلستان و شرکت نفت که آقا ما صد میلیون پوند احتیاج داریم در دنیا هم معمول است که سلف خرى هم می‌کنند، گذشت داشته باشید ...

رئیس- آقاى باتمانقلیج وقت گذشته است.

باتمانقلیج- این کلمه را هم بگویم نمی‌شود که حرف ناقص گذاشت، آقا مال گذشته را حساب کنید به ما بدهید که ما از این فقر اقتصادى بیرون بیاییم برنامه هفت ساله‌مان را اجرا کنیم و در آتیه هم با ما به صورتى که دنیا پسند است با ما عمل کنید من مخالف انگلستان نیستم و منفى‌بافى هم بلد نیستم حتى معتقدم که آنها در مواقع سخت به ما کمک کردند و می‌کنند ولى در امر اقتصادى یک سیاست تخریب در این مملکت پیدا شده من آن دست را نمی‌بینم کجاست هیچ کار اقتصادى ما را نمى‌گذارد شروع شود هرجا هر وقت وزیر دارایى یک کارى مى‌خواهد شروع کند با یک عوامل مختلف او را متزلزل می‌کنند و یکى دیگر راجع به بانک ملى است من معتقدم یک مؤسسه اى داریم که دارد به خوبى اداره مى شود این را باید حفظ کرد و اگر نواقصى در کار مشاهده می‌شود باید رفت به خودشان گفت و اصلاحش را خواست و الّا تنها اداره اى که در ایران آبروى ایران است و به خوبى اداره مى‌شود بانک است (احسنت)

على وکیلى- بنده ماده 90 اخطار دارم‏

رئیس- آقاى نراقى.

نراقى- آقاى حسین مکى در جلسه چهار شنبه 8 تیر ماه و آقاى عبدالغدیر آزاد در جلسه دیروز به بانک ملى و چاپ اسکناس اظهاراتى نمودند. اظهارات آقایان را به دو قسمت مى‌توان تقسیم کرد.

 1- بیانات و اعتراضات آقایان مکى و آزاد در خصوص چاپ اسکناس‏

2- اظهارات و ایرادات نسبت به سایر امور بانک از قبیل هزینه اعتبارات ساختمان‌ها و غیره راجع به قسمت دوم یعنى اعتراضات آقایان نسبت به امور بانک غیر از چاپ و نشر اسکناس اینجانب وظیفه ندارم که توضیحاتى به عرض مجلس شوراى ملى ندارم برسانم و اطلاعات دقیقى هم راجع به قسمت‌هاى مزبور ندارم ولى راجع به قسمت دیگر اظهارات آقایان یعنى مطالبى که در باب اسکناس فرمودند اینجانب بنا به وظیفه که از طرف مجلس شورای ملى در هیئت نظارت اندوخته اسکناس دارند لازم مى‌دانم توضیحاتى براى رفع هرگونه سوء تفاهم و القاء شبهه به عرض مجلس شوراى ملى برسانم. خلاصه اظهارات آقایان آزاد و مکى اینست که کلیشه اسکناس‌ها را بدون جهت مدیر کل بانک تغییر داده و با تغییر کلیشه‌هاى و سفارش چاپ اسکناس هزینه هنگفتى به بانک تحمیل شده در حالی که مقدار زیادى از اسکناس‌هاى قبلى نو و دست نخورده موجود بوده و یا سوخته شده باید بعرض نمایندگان محترم برسانم که به موجب بند اول ماده 22 قانون اساسنامه بانک ملى ایران مصوب 22 مرداد ماه 1317 اجازه چاپ کردن اسکناس به جریان انداختن یا از جریان خارج نمودن آن از وظایف شوراى بانک است و شوراى عالى بانک مرکب از هفت نفر اتباع ایران که مجمع عمومى از اشخاص صلاحیتدار براى مدت سه سال انتخاب نماید اعضاء فعلى شوراى عالى بانک عبارتند از بیات جلالى ساعد نخست وزیر حکیم‌الملک (آزاد- من نسبت به همه‌شان اعلام جرم می‌کنم) دکتر صدیق و چند نفر دیگر از آقایان که همه از اشخاص موجه و مورد اعتماد عموم می‌باشند (عبدالرحمن فرامرزى- آقاى نراقى شمس جلالى که هست حاجیه ربابه هم هست این همان شمس جلالى معروف است) شمس جلالى که معروف است و همه او را مى‌شناسند بنابراین هر موقع که کلیشه اسکناس تغییر داده شده با اجازه و بنا به تصویب شوراى عالى بانک بوده و علل و جهات آن مشروحاً در صورت جلسات شوراى عالى بانک ذکر شده است و بعلاوه اساساً تغییر کلیشه براى بانک هیچگونه هزینه نداشته و تهیه کلیشه همیشه به عهده کمپانى چاپ کننده اسکناس مى‌باشد و هر موقع که اسکناس چاپ شده طبق تشخیص شوراى عالى و بنا به احتیاج و با رعایت مقررات مربوطه بوده است آقاى آزاد اظهار داشتند که در زمان اعلیحضرت فقید کلیشه اسکناسها تغییر نکرده و از سال 320 تاکنون چندین مرتبه تغییر کرده مخصوصا متذکر شدند که کلیشه اسکناس‌هاى صد ریالى 3 مرتبه تغییر کرده (آقا بنده اخطار دارم) خوب بعد بفرمایید و این موضوع موجب نهایت تعجب ایشان گردیده است و تصور کرده‌اند هردفعه براى کلیشه جدید مخارج زیادى پرداخته شده و با این که از اسکناس‌هاى قبلى موجود بوده بدون جهت سفارش چاپ اسکناس داده شده در صورتی که اولاً به طوری که عرض شد کلیشه براى بانک خارجى نداشته و سفارش جدید هم بنا به احتیاج و تصویب شوراى عالى بوده و روى هوى و هوس و دلخواه مدیر بانک نبوده است (مکى- آفرین خوب از مدیر کل بانک دفاع مى‌کنید) و اما این که آقاى آزاد فرمودند در سابق کلیشه‌ها تغییر نمی‌کرده و بعد از تصدى مدیر کل فعلى بانک کلیشه‌ها تغییر داده می‌شود این مطلب صحیح نیست آقاى آزاد در این باره بدون تحقیق و اطلاع اظهار نظر کرده‌اند زیر در زمان اعلیحضرت فقید نیز کلیشه‌هاى اسکناس مکرر تغییر داده شده است بنده براى این که ذهن آقاى آزاد کاملَا روشن شود میزان کل اسکناس منتشره را در زمان اعلیحضرت فقید و تغییرات آنها را در آن زمان با میزان کل اسکناس منتشره و از اسفند 1310 یعنى از بدو انتشار اسکناس تا فروردین  1320  135 میلیون تومان بوده در این مدت که تقریباً 9 سال می‌باشد اسکناس‌ها به شرح ذیل تغییر شکل داده‏

اسکناس‌هاى 5 و 10 و 20 و 50 و 100 و 1000 ریالى چهار دفعه تغییر شکل داده از فروردین 1320 تا این تاریخ یعنى در مدت 8 سال میزان اسکناس منتشره 645 میلیون تومان اضافه شده و تغییر کلیشه‌ها به این ترتیب بوده است.

اسکناس‌هاى 5 ریالى 1 دفعه تغییر شکل داده‏

اسکناس‌هاى 20 ریالى 2 دفعه تغییر شکل داده‏

اسکناس‌هاى 50 ریالى 2 دفعه تغییر شکل داده‏

اسکناس‌هاى 100 ریالى 3 دفعه تغییر شکل داده‏

اسکناس‌هاى 500 ریالى 2 دفعه تغییر شکل داده‏

اسکناس‌هاى 1000 ریالى 2 دفعه تغییر شکل داده‏

با توجه به این مقایسه و با در نظر گرفتن میزان اسکناس منتشره ملاحظه می‌شود که تغییر شکل اسکناس نسبت به سابق فوق العاده کمتر بوده است.

آقاى مکى نیز اظهار داشته‌اند که با اینکه مقدارى اسکناس نو در خزانه موجود بوده و یا سوزانده شده است مدیر بانک اسکناس جدید سفارش داده این اظهار آقاى مکى با حقیقت تطبیق نمى کند زیرا اولاً به موجب ماده 30 قانون اساسنامه بانک بازرسى و دریافت اسکناس‌هاى چاپ شده و نگاهدارى اسکناس‌ها و تحویل آن به بانک در مقابل پشتوانه قانونى و دریافت اسکناس‌هاى باید باطل شود و رسیدگى به عملیات مربوطه آنها و معدوم کردن آنها که با تشریفات خاصى انجام مى‌گیرد از وظایف هیئت نظارت اندوخته اسکناس سوزانده باشد و حتى یک عدد اسکناس نو را سوزانده و یا نابود نشده و راجع به این که مقدارى از اسکناس‌هاى سابق در خزانه موجود است چون کلید اسکناس‌هاى نو به محض وصول به بانک زیر کلیه هیئت نظارت اندوخته اسکناس قرار مى‌گیرد رسماً به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم که حتى یک عدد از اسکناس‌هاى سابق از 5 ریالى الى یک هزار ریالى در خزانه اسکناس موجود نیست سوزاندن اسکناس‌هاى فرسوده نیز به طوری که مکرر تذکر داده شد مطابق مقررات و تشریفات خاصى انجام می‌گیرد و از سال 1320 تا این تاریخ پانصد و چهارده میلیون و دویست و چهل و سه هزار تومان اسکناس فرسوده توسط هیئت نظارت اندوخته اسکناس سوخته و نابود شده است چون ممکن است اظهارات آقایان راجع بچاپ اسکناس و نشر اسکناس در خارج اثراتى داشته باشد (مکى- ولى مطمئن باشید که این سفسطه شما اثر ندارد) تقاضا می‌کنم اگر بخواهند در این باب مذاکراتى بفرمایند و احتیاج بتوضیحى داشته باشند قبلا با آقاى

+++

اردلان و اینجانب مذاکره بفرمایند که اطلاعات لازمه در دسترس آقایان گذاشته شود (مکى- به شما اعتماد نداریم) اظهارات امروز آقاى آزاد راجع به فروش نقره و هزینه بانک و دخالت بانک در سفارش قند و شکر و غیره به هیچ‌وجه ارتباطى با وظایف هیئت نظارت اندوخته اسکناس ندارد و آقاى وزیر دارایى باید توضیحات در این خصوص بدهد بنده از آقایان آزاد و مکى استدعا می‌کنم لااقل قانون اساسنامه بانک ملى را مطالعه بفرمایند که لااقل از پشت تریبون یک مطالبى بعداً راجع ببانک و هیئت نظارت برخلاف گفته نشود (مکى- تمام دزدی‌هایى که می‌شود مطابق مقررات است) آقاى مکى شما راجع به هیئت نظارت چه اعتراضى دارید؟ ... براى اطلاع آقایان بنده ماده 30 قانون اساسنامه بانک ملى ایران را که راجع به وظایف هیئت نظارت اندوخته اسکناس است قرائت می‌نمایم که آقایان محترم حدود وظایف هیئت نظارت اندوخته اسکناس را بدانند. ماده 30 قانون اساسنامه بانک ملى ایران، هیئت نظارت اندوخته اسکناس عهده‌دار وظایف ذیل است:

1- بازرسى و دریافت اسکناس‌هاى چاپ شده‏

2- نگاهدارى اسکناس‌ها و تحویل آن به بانک در مقابل پشتوانه قانونى- تحویل اسکناس به بانک از لحاظ حساب پشتوانه در حکم به جریان گذاشتن آن خواهدبود.

3- دریافت اسکناس‌هاى که از جریان خارج مى شود

4- دریافت اسکناس‌هایی که باید باطل شود و رسیدگى به عملیات مربوطه آنه و معدوم کردن آنها در موقع معدوم کردن اسکناس‌ها صورت مجلس در دفتر مخصوص تهیه شده و رونوشتى از آن به وزارت دارایى فرستاده مى‌شود

5- نگاهدارى حساب‌هاى پشتوانه اسکناس طبق قوانین و مقررات، براى انجام وظایف فوق دفترى از طرف هیئت نظارت اندوخته اسکناس تشکیل مى شود.

این بود وظایف هیئت نظارت اندوخته اسکناس و خواستم عرض کنم چه در این دوره و چه در دوره سابق نمایندگان هیثئت نظارت به بهترین وجهى وظیفه نمایندگى خود را انجام داده اند ولى راجع به این که آقاى ابتهاج عصابى هستند و یا ساختمان مى‌کنند اینها مربوط به هیئت نظارت نیست اینها را باید آقاى وزیر دارایى توضیح بدهند همچنین راجع به فروش نقره و سایر موارد ایشان توضیح مى دهند.

آزاد- برطبق ماده 90 اجازه مى خواهم ایشان اظهارات مرا تحریف کرده اند. مکى بنده هم بر طبق ماده 90 اجازه مى خواهم.

2- قرائت اسامى غائبین چند جلسه قبل‏

رئیس- صورت غائبین دو جلسه قرائت مى‌شود.

غائبین با اجازه آقایان: کفایى. گنابادى، حاذقى. ظفرى. مهندس رضوى. دکتر اعتبار. غضنفرى. معین‌زاده. فولادوند. لاهوتى. دکتر راجى. دکتر فلسفى. رحیمیان. اورنگ. آقاخان بختیار. منصف. ناصر ذوالفقارى. نراقى. موسوى. افخمى. اسدى. افشار. عرب‌شیبانى. اقبال. سزاوار. مهندس هدایت. قوامى. دکتر آشتیانى. حسین وکیل. بهادرى. على بهببهانى. بهار. شریعت‌زاده. دهقان. اسلامى. مامغانى. دکتر شفق. برزین. لیقوانى. تقى‌زاده. نیک‌پور. امامى اهرى. خوئیلر. مکرم. فاضلى. صفوى.

غائبین بى‌اجازه آقایان: محمدحسین قشقایى. اردشیر شادلو. حسن اکبر. قبادیان. عزیز زنگنه. تولیت. اخوان. رضوى. صدرزاده. ناصرى. مسعود ثابتى. شهاب خسروانى. ملکى. دکتر مصباح‌زاده. دکتر امینى. قهرمان. گلبادى. عباس اسکندرى. شریف‌زاده. هراتى. حاج امین صفا. امامى. عدل اسفندیارى. خسرو قشقایى.

صورت غیبت و دیر‌آمدگى آقایان نمایندگان در جلسه دوم پنجشنبه 16- تیر غائبین با اجازه: کفائى، ظفرى، مهندى رضوى، معین‌زاده، فولادند، لاهوتى، دکتر ارجى، رحیمیان، اورنگ، آقا خان بختیار، نراقى، اقبال، مهندس هدایت، حسین وکیل، بهادرى، على بهبهانى، بهار، مامقانى، دکتر شفق، لیقوانى، محمدتقى خوئیلر، تقى‌زاده، نیک‌پور، حائرى‌زاده، امامى اهرى، حسن مکرم، افشار، فاضلى، عرب‌شیبانى.

 غائبین بى‌اجازه آقایان: محمدحسین قشقایى، اردشیر شادلو، حسن اکبر، عزیز زنگنه، تولیت، صدر‌زاده، ناصرى، شهاب خسروانى. على‌اکبر ملکى، دکتر مصباح‌زاده، دکتر امینى، قهرمان، گلبادى، شریف‌زاده، عباس اسکندرى، حبیب‌الله امین، صفا امامى، عدل اسفندیارى، خسرو قشقایى.

دیر آمدگان با اجازه و نیز آقایانی که در آخر جلسه رفته‌اند آقایان: دکتر اعتبار، غضنفرى، منصف، ناصر ذوالفقارى، سزاوار، شریعت‌زاده، اسدى، دولتشاهى، صفوى، برزین.

دیر‌آمدگان بى‌اجازه: مسعود ثابتى، محمدعلى مسعودى. صورت غیبت و دیرآمدگى آقایان نمایندگان در جلسه شنبه 18 تیرماه 1328.

غائبین با اجازه آقایان: محمدحسین قشقایى، ظفرى، کفایى، مهندس رضوى، دکتر اعتبار، معین‌زاده، فولادوند، لاهوتى، رحیمیان، اورنگ، منصف، ناصر ذوالفقارى، عباس نراقى، افخمى، اقبال، مهندس هدایت، حسین وکیل، بهادرى، شریعت‌زاده، هاشم وکیل، نیک پور. حائرى‌زاده، امامى اهرى محمد تقى خوئیلر، حسن مکرم، سلمان اسدى، فاضلى، عربشیبانى، صفوى.

غائبین بى‌‌اجازه آقایان: اردشیر شادلو، دادور، غضنفرى، آقا‌خان بختیار، صدرزاده، ناصرى، مسعود ثابتى، دکتر مصباح‌زاده، دکتر امینى، قهرمان، حاج امین، صفا امامى، عدل اسفندیارى.

دیر‌آمدگان با اجازه آقایان: تولیت، دکتر فلسفى، عبدالرحمن فرامرزى، سزاوار، دکتر مجتهدى، تقى‌زاده، وثوق، مکى.

دیر‌آمدگان بى‌اجازه آقایان: حسن اکبر، قبادیان، عزیز زنگنه، سلطانى، هراتى، خسرو قشقائى، رضوى، محمدعلى مسعودى، دهقان، بهبهانى.

دهقان یکى دو دفعه اسم بنده را جزء غائبین بى‌اجازه نوشته‌اند در صورتی که هر دو دفعه بنده کسب اجازه کرده بودم از مقام ریاست و موافقت نیز فرمودند.

رئیس- اصلاح مى‌شود آقاى قبادیان.

قبادیان- بنده جزء غائبین بى‌اجازه یا دیرآمدگان بى‌اجازه نوشته‌اند در صورتی که بنده در جلسه بوده‌ام و مأمور مربوطه بعضى مواقع اشتباه می‌فرمایند.

رئیس- اصلاح مى‌شود آقاى دولتشاهى.

دولتشاهى- بنده را هم غائب ‌بی‌اجازه نوشته‌اند بنده فقط براى نیم ساعت قبل از جلسه اجازه گرفتم.

رئیس- اصلاح مى شود آقاى ملک‌مدنى.

ملک‌مدنى- بنده مى خواستم عرض کنم مقام ریاست که در کار کمیسیون کشور که جلسه پیش رأى داده شد آقایان باید حاضر شوند در کمیسیون کشور در جلسه دیروز بنده آمدم دو ساعت نشستیم ولى کسى نیامد باید در مجلس عنوان کرد که آقایاندر کمیسیون حاضر شوند

رئیس- همین طور مثل مجلس باید با آنها رفتار کرد ملک‌مدنى همین کار را کردى ولى خواستم عرض کنم که این کار مورد علاقه آقایان است و همه آقایان باید توجه داشته باشند که این کار بگذرد.

آزاد- آقاى رئیس پنج دقیقه وقت مى‌خواهم.

رئیس- وارد دستور مى‌شویم.

مکى- آقا بنده راجع به غائبین اجازه مى‌خواستم.

3- قرائت استیضاح‌نامه آقاى آزاد

رئیس- می‌دانم شما مرخصى داشتید جزء دیرآمدگان بى‌اجازه نوشته‌اند اصلاح مى‌شود استیضاح آقاى آزاد قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد) چون راجع به بانک ملى و خساراتى که به خزانه دولت وارد شده است از دولت سؤال کردم براى جواب حاضر نشدند دولت آقاى ساعد را استیضاح مى کنم موارد استیضاح:

1- چاپ بى‌جهت اسکناس‏

2- حساب سازى راجع به فروش نقره‏

3- خرید اثایه بدون مناقصه.

4- خرج‌تراشی‌هاى بى جهت- عبدالغدیر آزاد.

دهقان- این که براى دوره 16 مى‌ماند.

رئیس- آقاى وکیلى طبق ماده 190 اخطار دارید؟ بفرمایید.

وکیلى- اولاً این که آقاى باتمانقلیج نمی‌دانم اینجا تشریف دارند یا نه بنده ادعاى تخصص اقتصادى ندارم فقط یک عرضى به آقایان نمایندگان دارم مجلس جایى است که قانون می‌گذرد. قانون تماس دارد با تمام شئون زندگانى افراد این جامعه چه از نقطه نظر اخلاقى، چه از نقطه‌نظر زندگى، چه از نقطه‌نظر اقتصادى، از نقطه‌نظر تمام روابطش هر وکیلى که یک پیشنهادى مى‌کند نباید براى تظاهر و براى روزنامه یا بیحساب باشد باید آن را قبلاً مطالعه کند و بیاید مثل نسخه یک دکترى که نتوانند به آن ایراد بگیرند. مقصود من این ست و الّا آمدن اینجا یک کلیاتى گفتن یک پیشنهادى بامداد

+++

نوشتن و دادن باقى گذاردن و مردم را در گرفتارى گذاشتن که بعداً نشود لغو کرد ... صدها قوانین داریم الان در این مملکت که بدون مطالعه شده است و این قوانین امروز بدبختى جامعه را ایجاد کرده است یک پیشنهادى آقاى صفوى کرده‌‌اند که تمام واردات با ارز دولتى با 10/. به مصرف کننده به فروش برسد با احساسات پا شدند. می‌دانید یعنى چه؟ یعنى اگر دو صندول کپسول آوردند تمام این کپسو‌ل‌ها را دانه دانه به مصرف کننده یعنى به مریض‌ها بفروشند یعنى یک تاجرى اگر چند عدل پارچه آورد، باید این پارچه‌ها را به گلپایگان نفرستد و به خراسان نفرستد همه را باز کرده و در سبز میدان ذرع ذرع بفروشد. دکانداران بمانند، مردم بیجهت بمانند اینهاست بى‌مطالعه شده بنده عرض نمی‌کنم که اتومبیل لوکس توى این مملکت بیاید بنده عرض مى‌کنم که قانون انحصار تجارت داریم دولت مطابق این قانون حق دارد هرکارى بکند اگر ما تظاهر نداریم با دولت وارد مذاکره شویم راه نشان بدهیم اگر تظاهر است که البته وارد مذاکره می‌شویم بنده کمترین روزى است که با دولت تماس نداشته باشم بنده یک پیشنهاد فلاحتى به دولت کردم یه برنامه دادم در پنج صفحه مى‌گذارم در مقابل تمام فلاحین این مملکت، سال چهارصد میلیون ریال فایده دارد اگر کسى توانست ایراد بگیرد که تو اینجا اشتباه کردى چرا باید تظاهر بکنیم اینرا در پشت تریبون میگویم من پیشنهاد کردم امروز مرا مجبور کردید نوشته ام سالى 400 میلیون ریالبزارعین نفع میرسد. اگر یکى از متخصصین فلاحت یا در مجلس یا در خارج ایراد بگیرد قبول می‌کنم. به وزیر کشاورزى به وزیر اقتصاد ملى فرستادم به برنامه هم فرستادم اگر آمدند گفتند على وکیلى تو اینجا اشتباه کردى، بنده هیچ حرفى نمی‌زنم، چرا؟ براى این که 6 ماه مطالعه کردم عجله نکردم و با مطالعه این کار را کردم راجع به اتومبیل هم گفتم اتومبیل شوروله 1600 دلار خریدش است، اتومبیل آستین که بنده از انگلستان نمایندگى داشتم ول کردم که آزاد حرف بزنم در حدود 400 لیره، آن هم می‌شود 1600 دلار اینها لوکس نیست بلکه مفید هستند. مقصود بنده این است استدعا می‌کنم که در پیشنهادها مطالب با مطالعه بدهند و الّا بنده را متهم کردن که بهترین پیشنهاد را داده بودیم على وکیلى متخصص نگذاشت، همچو چیزى نیست.

رئیس- آقاى آزاد، به طور اختصار هم بگویید. با اجازه آقایان دیگر تا تمام شدن بودجه دیگر هیچ کس حق نطق قبل از دستور ندارد.

آزاد- به جهت آن که آقاى نراقى اینجا صحبت‌هایى را که بنده دیروز کردم تحریف کردند مى‌خواستم مختصر توضیحى بدهند اولاً بنده نگفتم در دوره اعلیحضرت فقید یک مرتبه اسکناس چاپ کردن من گفتم که یک مقدار اسکناس در دوره رضاشاه فقید چاپ کرده بودند کلیشه‌هاى آن هم موجود بود بعد آقاى ابوالحسن ابتهاج این کلیشه‌ها را شکست و از بین برد بعد مطابق این چیزى که حضورتان عرض مى‌کنم آمدند اینها را (در حالی که به سه اسکناس 100 ریالى اشاره می‌کردند) چاپ کردند عرض کردم یکى به این، یکى به این یکى، صحبت بنده در این بود که چرا آمدند کلیشه‌ها را عوض کردند؟ ممکن است با این کلیشه در مدت 20 سال، 30 سال، 40 سال صد میلیون اسکناس چاپ بکنند ولى کلیشه اسکناس را هر روز عوض کردن این مستلزم نفله کارى است، و الّا عرض کردم آن روز اگر چنانچه این اسکناس که چاپ کردند؟ چرا این را عوض کردند؟ اگر از روى بى‌مطالعه‌گى بود چرا این کار را کردند؟ صحبت من این بود که در این قسمت‌ها نفله شده است.

نمایندگان- دستور آقا، دستور.

4- قرائت گزارش گزارش کمیسیون بودجه و ادامه مذاکره بودجه کل کشور.

رئیس- پیشنهادها قرائت می‌شود، فعلاً هم یک گزارشى است از کمیسیون بودجه رسیده راجع به پیشنهاد آقاى دکتر متین دفترى که قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) گزارش از کمیسیون بودجه به مجلس شوراى ملى پیشنهاد آقاى دکتر متین دفترى راجع به فروش بعضى از کارخانه‌جات و املاک براى تأدیه دیون دولت و خرید حق استخدام خدمتگزاران که در ضمن طرح ماده دوم بودجه 1328 در مجلس نموده بودند و به کمیسیون ارجاع گردید، با حضور نمایندگان در کمیسیون مورد بحث و مطالعه واقع شد پس از مذاکراتى در این خصوص کمیسیون با پیشنهاد مزبور موافقت ننمود ولى اظهار عقیده نمود چون این پیشنهاد شامل مطالب مهمى است دولت در صورتی که لازم بداند پس از مطالعات بیشترى لایحه آن را جداگانه تهیه و تقدیم نماید.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌نمایم تبصره ذیل به ماده دوم اضافه شود- مکى.

تبصره- دولت مکلف است املاک خالصه دولتى را به کشاورزانى که در همان املاک به عمل کشاورزى مشغولند به اقساط ثابت ده ساله به فروش رساند.

حاذقى- آقاى مکى نیستند.

رئیس- راجع به پیشنهاد آقاى دکتر متین دفترى باید رأى بگیریم فعلاً عده کافى نیست بعد که عده کافى شد رأى می‌گیریم.

دکتر متین دفترى- اجازه می‌دهید یک توضیحى عرض کنم؟

رئیس- بفرمایید.

دکتر متین دفترى- آقاى دکتر معظمى توجه بفرمایید عرض کنم بنده دیروز که این تقاضا شد که برو به کمسیون بنده پیش‌بینى می‌کردم که این طور خواهد شد نمی‌دانم که از نمایندگان دولت کى بود؟ آقاى وزیر دارایى خودشان بودند؟ (وزیر دارایى- نه خیر) دیروز در حضور همه آقایان. آقاى وزیر دارایى با صراحت هرچه تماتر این پیشنهاد را تأیید کردند، حق هم با ایشان بود یک وزیر دارایى که مراقب هزینه و درآمد کشور است، مواجه با یک بودجه سیصد میلیون کسر است واقعاً باید این طور فکر بکند. من هم از ایشان تشکر می‌کنم بنده نمی‌دانم تکلیف این مملکت چیست؟ به هر جایى که دست بزنید بیک منافعى برمی‌خورد. بنده صراحه خدمت آقایان عرض می‌کنم که اشخاصى هستند که می‌خواهند این کارخانه‌ها را به یک روزى برسانند که به قیمت آهن پاره به فروش برود (دکتر مصباح‌زاده- کارخانه کنسرو سازى بندرعباس سالى چهار‌صد هزار تومان ضرر می‌دهد) بنده وقتى که آن‌ روز پیشنهاد کردم به کسر بودجه نظرم گذراندن این پیشنهاد بود و الّا بنده یک آدم غیر عملى نیستم بنده معتقد نیستم که مستخدمین را حتى یک نفر را بیرون بریزند. این عقیده بنده است که ما به عنوان این که بودجه نداریم نباید یک نفر مستخدم را بیرون کنیم. بایستى این کمسیون بودجه همچو کارى بکند و بنده از این کمسیون بودجه هم غیر از این انتظارى نداشتم. یک کمسیون بودجه‌اى که با سیصد میلیون تومان کسر بودجه به مجلس می‌آورد شما فقط بودجه را براى اسم بودجه‌اش نمی‌خواهید. آقا یک بودجه سیصد میلیونى این خجالت دارد براى مجلس و راه‌هایى که به نظر می‌رسد عملى نمی‌کنند براى این که به منافع برمی‌خورد. این مهمتر است یا مسئله نشر اسکناس شما اگر فکرى براى این کار نکنید ممکن نیست که بانک ملى از نشر اسکناس صرف‌نظر بکند. من نبودم دیروز و در غیاب بنده پیشنهاد بنده رسیدگى کردند بدون حضور آقاى وزیر دارایی و بدون آن که از بنده توضیح بخواهند و آنجا گفته‌اند که فلانى گفته است کارخانه‌ها را اسهام بکنید و اسهام را بدهید به بانک ملى. بنده چنین حرفى نزدم. بنده گفتم از دارایى غیر‌منقول دولت آنچه مسلوب‌المنفعه افتاده آنچه که مسلوب‌المنفعه است البته کارخانه قند خوب کار مى کند باید دست دولت بماند کارخانه‌هایى که مسلوب‌المنفعه مانده املاک و مستغلاتى که مسلوب‌المنفعه مانده املاک و مستغلاتى که مسلوب‌المنفعه مانده یک دولتی که 300 میلیون تومان کسر بودجه دارد یک دولتی که 540 میلیون تومان قرض به بانک ملى دارد نبایستى به این وضعیت خودش ادامه دهد. شما فردا جواب بانک ملى را چه خواهید داد که تقاضاى نشر اسکناس از شما می‌کند. امروز بانک ملى به بهانه این که لایحه‌اش را اجازه نمی‌دهند، به هیچ‌کس اعتبار نمی‌دهد تمام عمران و آبادى و تمام فعالیت مردم معطل مانده. بانک ملى یک دینار به کسب اعتبار نمی‌دهد و حتى به این کارخانه‌ها نمى‌دهد، این کارخانه‌هایى که مى خواهید نگاهدارید. الان کشمکشى بین بانک ملى و بانک صنعتى هست یک کشمکش خطرناک است آقایان‌. کمیسیون بودجه نشسته است گفته است بله- این پیشنهاد بنده عملى نیست. اگر دولت بهتر می‌داند خودش بدهد. صریح تز از آن بیاناتى که اینجا آقاى وزیر دارایى در حضور همه آقایان کردند چى ممکن بود گفت؟ مگر وضعیت اقتصادى وخیم‌تر و خطرناکتر از وضعیت فعلى مملکت چیست؟ آقایان بنده یقین داشتم به هر جا که دست بزنم به یک منافعى برمی‌خورد اتومبیل را مى خواستم متوقف کنیم بیک اشخاصى پنبه پاک کنى، کارخانه چاى خشک کنى خوب اگر اینها کارخانه خوبیست، خرابى آن قدر هست- آن قدر وضعیت بانک صنعتى بد است. بانک صنعتى الان واقعاً ورشکست است یک دست‌هایى است یک دست‌هاى مرموزى در کار است که می‌خواهند این کارخانه‌ها را به یک وضعیت برسانند که به عنوان آهن پاره به فروش برسد. خلاصه مطلب این است ما هیچ وقت نگفتیم که کارخانه قند را بفروشند یا یک کارخانه‌هایى که وجودش به حال دولت مفید است بفروشد. بنده محال است بگذارم مه این کارخانه‌ها به یک وضعیت بیفتد یعنى آنچه در قدرت بنده است و یک سرمایه‌دارهاى

+++

بزرگى بخرند. بنده گفتم که آنها را اسهام بکنند و یک اسهام کوچک به دست مردم بدهند و پولش را بدهند به بانک ملى بنده نگفتم اسهامش را بدهند به بانک ملى.

رئیس- آقاى مخبر.

مکى- آقا پیشنهاد بنده چطور شد؟

رئیس- صدا کردم شما نبودید.

مخبر- عرض کنم که جاى تعجب است، آقاى دکتر متین دفترى مجلس جاى بحث است و براى اینست که اینجا نوشته اند امرهم شورى بینمهم و شاورهم فی‌الامر و بنابراین اگر در نتیجه مشورت یک پیشنهادى از کسى قبول نشد نبایستى که اوقاتش تلخ شود و ایراد بگیرد بیک عده از اعضاى کمیسیون بودجه که در حسن نیت آنها بنده هیچ تردیدى ندارم و علت این که پیشنهاد جنابعالى موافقت نشد خطراتى که براى اموال غیرمنقول دولت هست با پیشنهاد جنابعالى بنده اینجا توضیحاتى عرض مى‌کنم اگر این پیشنهاد آقاى دکتر تصویب نشد براى این که بدانند سوء‌نیتى نبوده برعکس حسن نیت بوده. آقاى دکتر متین دفترى پیشنهادشان این است که بعد هم آقاى وزیر دارایى اصلاح کردند ولى آن اصلاح نیز باز رفع عیب نکرد، پیشنهاد اول آقاى دکتر متین دفترى دولت مجاز است تمام یا قسمتى از دارایی‌هاى غیر منقول اعم از املاک یا کارخانه‌جات غیر ضرورى را (غیر ضرورى تشخیص می‌دهد در ایام فطرت که همه‌اش غیر ضرورى است) پس از ارزیابى با نظر یک هیئت بفروش برساند و سرمایه یک یا چند شرکت با اسهام یک هزار ریالى قرار دهد و آن اسهام را ... (محمدعلى مسعودى- مقصود پولش است) ... و آن اسهام را براى تأدیه دیون دولت به بانک ملى و خرید حق استخدام قانونى به خدمتگزاران زائد تخصیص بدهند. نتیجه چیست؟ نتیجه این است که در زمان فترت دوت دستش آزاد است که هرچه دارایى ملت ایران دارد، هرطورى دلش می‌خواهد بفروشد، نه مزایده‌یى باشد نه مناقصه‌یى این اولش و حال این که بانک ملى پول مردم را در تصرف دارد اگر بخواهیم پولش را بدهیم نمی‌توانیم سهم کارخانه بهش بدهیم قسمت دوم مى‌فرمایید که دولت مستخدمین را اخراج کند بعد سهم بهشان بدهد، سهم که آخر ماه نمی‌تواند زن و بچه‌اش را اداره بکند. (یکى از نمایندگان- خودشان موافقند) عملى نبود و بعلاوه آقاى دکتر صلاح در مورد فروش کارخانه‌جات نبود اگر یک کارخانه بخواهد بفروشد باید بانک مقدمه جالب توجهى با شیفر و ارقام لایحه‌اش را بیاورد چون توى این مملکت هر چیزى را ممکن است بد بهش بگویند بندرعباس کارخانه‌اش ضرر مى‌کند درست است ضرر مى‌کند اجازه بفرمایید بنابراین، این با این وقت کوتاه یعنى وقت این کار بشود به همین جهت کمیسیون بودجه براى آن که دارایى مملکت در خطر نباشد، این پیشنهاد را تصویب نکرده و امیدوارم آقایان نمایندگان هم این پیشنهاد را تصویب نکنند چون حتماً بضرر مملکت است. محمدعلى مسعودى- پیشنهاد خوبى است‏

آقا رئیس- آقاى ملک‌مدنى‏

ملک‌مدنى- بنده از جناب آقاى دکتر متین دفترى تعجب مى کنم با این که همیشه خونسرد بودند چطور شد امروز خونسردیشان را حفظ نفرمودند فرمودند کمیسیون بودجه بدون صلاحیت بوده، عمل بتکالیف خودش نکرده و بعد هم ایراد کردند که چرا ما این پیشنهاد را قبول نکردیم. اولاً بنده تعجب مى‌کنم که نماینده دولت آقاى خواجه‌نورى معاون آقاى وزیر دارایى آنجا نشسته بودند و با حضور ایشان بود کمیسیون وقتى که تشکیل شد معاون آقاى وزیر دارایى که بجاى ایشان کار مى‌کند حضور داشت ثانیاً مگر آقاى دکتر متین دفترى فراموش کردند که در ایام فترت بعد از دوره 14 چه مطالبى توى این مملکت واقع شد. حالا که ما ده روز داریم به آخر دوره و هنوز هم انتخابات شروع نشده ما بیائیم تمام دارایى ملت را که بیست سال تمام رنج و الم را ملت کشیده و یک مشت کارخانه براى دولت تهیه شده است این را با یک ماده واحده اختیارش را بدهیم بدست دولت که در زمانى که مجلس نیست نظارت در کار دولت بکند، هر کارى که دلش خواست بکند بنده یقین دارم خود جنابعالى هم با عطف بگذشته اشخاصى که همیشه مترصدند که از ضعف دولت‌ها، از این فترت‌ها و از این هرج و مرج‌ها سوء‌استفاده کنند و در نتیجه همین قبیل سوء‌استفاده‌ها بوده است که این ثروت‌ها و این پول‌ها جمع‌آورى شده است. (صحیح است) اینها باز حالا هم سوء‌استفاده می‌کنند این گناه را مجلس نباید به گردن بگیرد (صحیح است) کمیسیون بودجه به عقیده بنده بزرگترین وظیفه‌شناسى را کرده که اجازه نداده در این موقعى که ده روز بیشتر به آخر دوره نمانده کارخانه‌جات را بدیهم بدست دولت، با چهار تا تصویب‌نامه این ثروت ملى را بدهد به اشخاصى که هزارگونه کار کرده‌اند، ما با فلسفه و دلیل این کار را کردیم، جنابعالى از نقطه‌نظر اصول شاید نظرتان صحیح باشد آقا ما از این دو سیستم اداره کارخانه‌جات دنیا، یکى را باید قبول کنیم یا باید سیستم ملى باشد و یا سیستم به اصطلاح آزاد باشد که هر دوى اینها را یا دولت باید در امورش دخالت داشته باشد یا بدهیم به دست مردم. این یک مطالب حیاتى است که باید با یک دقت و ترتیب صحیح رویش بحث شود. با عجله و شتابزدگى ما نمى‌توانیم این کار را بکنیم. ما روى این نظر رأى گرفتیم همان طور که آقاى معظمى توضیح دادند، انشاءالله اگر چنانچه دوره 16 وکلاى حقیقى ملت آمدند و روى این صندلی‌ها نشستند هرچه مصلحت بود عمل می‌کنند. ما در انجام وظیفه خودمان تشخیصمان این بود که بنده هم به عرضتان رساندم.

دکتر متین دفترى- جواب نشر اسکناس را بفرمایید افزایش اسکناس را بفرمایید.

ملک‌مدنى- درباره نشر اسکناس و کسر بودجه بنده علت این که نخواستم وارد بشوم این بود که فکر کردم مقام ریاست اعتراض می‌فرمایند که خارج از موضوع است.

رئیس- آقاى ملک وقت گذشته و از موضوع خارج نشود.

ملک‌مدنى- و حق هم دارند. این مطرح نیست، این موضوع علیحده‌اى است هر وقت لایحه نشر اسکناس در مجلس مطرح شد، بنده عقیده خودم را عرض مى کنم.

رئیس- رأى می‌گیریم ..

دکتر معظمى- درخواست شده است با ورقه رأى گرفته شود.

یکى از نمایندگان- می‌خواهید چه کنید؟

حاذقى- وقت تلف می‌شود

رئیس- موافقت بکنید همین طور رأى بگیریم

دکتر معظمى- پس توضیح بفرمائید که به گزارش کمیسیون رأى گرفته می‌شود

نبوى- اگر گزارش کمیسیون رد شد تازه پیشنهاد ایشان هست.

رئیس- بسیار خوب اشکالى ندارد راهش همین است وقتى تصویب شد گزارش کمیسیون پیشنهاد ایشان رد شده بگزارش کمیسیون بودجه رأى می‌گیریم که موافقت نکرده، آقایانی که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. (مجدداً به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- آقاى مکى.

نبوى- قانون دارد این.

مکى- جناب آقاى وزیر دارایى فرمودند ما قانون این کار را به مجلس شورای ملى ایران داده‌ایم که با اقساط 15 ساله بفروشند، بنده عرض می‌کنم تشریفات قانون با این کمى وقتی که از مجلس شورای ملى باقیمانده من خیال می‌کنم با این دوره وصلت ندهد و اگر آقاى وزیر دارایى موافقت بفرمایند من پیشنهادم را به 15 سال اصلاح می‌کنم که مطابق همان لایحه‌یی که ایشان برداشته‌اند آورده‌اند بنده قبول می‌کنم که ضمن تصویب بودجه این کار را تصویب کنیم و ضمناً خواستم متذکر شوم که اگر ما املاک خالصه‌مان را تقسیم کنیم به کشاورزان یا به مستخدمین دولتى که حاضر هستند استخدام دولت را کنار بگذارند و بروند تا اندازه‌اى که می‌توانند کشاورزى بکنند به آنها هم یک مقدارى واگذار شود، این یک قدم مفیدى است که همه کشورها دارند برمی‌دارند، ما امروز دو سیستم بیشتر در دنیا نداریم یا سیستم کلخوز شورى است یا سیستم سایر ممالک سرمایه‌دارى است. در ممالک سرمایه‌دارى بزرگ هم امروز مالکیت‌هاى بزرگ را محدود کرده‌اند اصلا ملک بزرگى دیگر در دنیا مثل زمان قرون وسطى وجود ندارد که فئودال‌هاى بزرگى در دنیا باشد و املاک بزرگى در دست خود داشته باشد براى تعدیل زندگى در ایران و جلوگیرى از بعضى خطرها ما بایستى مقدم شده باشیم ولى حالا که سایر کشورها کرده‌اند ما می‌بایستى این سیستم را در کشورمان برقرار کنیم من استدعا می‌کنم آقاى وزیر دارایى با این موافقت بفرمایند که ضمن همین بودجه این کار بگذرد، و به تصویب برسد. پیشنهاد را هم ممکن است بنده به لایحه دولت تبدیل کنم که لایحه دولت در ضمن این بودجه تصویب بشود.

رئیس- آقاى دهقان.

دهقان- در موضوع تقسیم خالصه‌جات لایحه بسیار مفیدى دولت داده است که بسیار جامع است و به این خشکى که جنابعالى پیشنهاد کرده‌اید ضمن یک تبصره که املاک بین کشاورزان تقسیم شود و ممکن است این که چند جور تقسیم بشود. با چه شرایطى این کافى نیست. موافقت بفرمایید. که در فرصتى که

+++

هست (مکى- فرصت نیست) با پیشنهادتان همه موافقند که این زودتر تصویب شود این با چند کلمه تصویب نمی‌شود و یک مطلب دیگر هم که فرمودید فئودال چطور، این به کار دولت چه ربطى دارد و به کار خالصه‌جات چه مربوط است؟ بسیار دولت‌ها هستند در دنیا که جنبه سوسیالیستى و اینها هم دارند و املاک بزرگ را هم در دست خودشان گرفته‌اند و اداره می‌کنند و این صحبت‌ها اینجا معنى ندارد و به علاوه این پیشنهادتان مخالف آن قسمت اخیر است که قسمتى از املاک به مستخدمین دولت داده شود، اگر این پیشنهاد شما تصویب شود همچو نظرى نمی‌تواند اجرا گردد.

رئیس- آقاى وزیر دارایى.

وزیر دارایی- پیشنهاد آقاى مکى را در چند ماه قبل خود دولت به مجلس داد یک لایحه‌یى هم الان هست در کمیسیون دارایى که نه تنها به اقساط 15 ساله بفروشیم بلکه این قید شده است پولى که می‌گیریم براى کمک و تأسیس صندوق‌هاى تعاونى باشد که کمک باشد به حال کشاورزان، آن لایحه بسیار جامع است و البته آن قسمتى که الان می‌خواهید مطرح بکند خیال می‌کنم برخلاف نظامنامه باشد که ضمن یک لایحه یک لایحه دیگرى را بگذرانند. ولى چون ما اختیار گرفتیم براى کمیسیون قوانین دارایى موافقت بفرمایید پس از آن که کمیسیون دارایى تصویب کرد به مورد اجرا گذاشته شود منظور ایشان هم تأمین می‌شود.

مکى- خیلى خوب پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد آقاى قبادیان قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم به واسطه خساراتى که امسال به احشام ایلات غرب در اثر سرماى شدید و ملخ خوردگى وارد شده مراتع دولتى که در قسمت کرمانشاهان واقع است و هر ساله مبلغ ناچیزى عوائد دارند، دولت به نفع ایلات کرمانشاهان صرف‌نظر نماید و به آنها بلاعوض واگذار نماید مخصوصاً در قسمت مرزى باغچه و قطار که متعلق بایل سنجابى است و هیچ مرتع ندارد بلاعوض واگذار مى‌شود

رئیس- وارد نیست‏

رئیس- قبادیان اجازه بدهید توضیح عرض کنم شاید آقاى وزیر دارایى موافقید با این پیشنهاد؟

وزیر دارایی- پیشنهاد خرج است قربان.

قبادیان- امسال زمستان به مردم خیلى سخت کذشت.

رئیس- چرا خودتان توجه نمی‌کنید بپیشنهادتان؟ پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى ملک‌پور به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌نمایم تبصره زیر به ماده 2 اضافه شود

تبصره- دولت مکلف است پس از تصویب این قانون فوراً با بانک ملى ایران وارد مذاکره شده کلیه دیون خود را به یک حساب با ربح معتدلى انتقال و از محل مالیات بر درآمد بانک تدریجاً استهلاک نماید.

رئیس- آقاى ملک‌پور بفرمایید.

ملک‌پور- آقایان محترم از قرضى که دولت به بانک ملى ایران دارد اطلاع دارند، تاکنون هم از طرف دولت نسبت به تصفیه این قروض اقدامى نشده بنده اینجا حداقل پیشنهادى است که کردم اگر جناب آقاى وزیر دارایى راه حل بهتر از این به نظرشان رسید، که در یک مدت کمترى این قروض را تأدیه بکنند بنده موافقم و پیشنهادم را پس مى‌گیرم و خود بنده مستحضرم که در حدود 40 یا 50 سال طول مى‌کشد که به این ترتیب قروض دولت پرداخته شود در کمیسیون بودجه جناب آقاى تقى‌زاده پیشنهاد کردند که 000/ 800/ 2 لیره‌اى که از محل اندوخته نفت موجود است از محل آن 40% که براى برنامه در سال 27 بوده این را بابت قروض دولت به بانک بدهند جناب آقاى وزیر دارایى موافقت نکردند، این پیشنهاد را بنده کردم حالا ببینم جناب آقاى وزیر دارایى راه بهترى نظرشان برسد و قبول بفرمایند کمال تشکر بنده خواهد بود.

وزیر دارایى- اصولاً بنده چند مرتیه عرض کردم که اگر بخواهیم قرض دولت را به ببانک ملى بدهیم که بسیار به جا و به مورد است ولى این حسابى که من الان می‌کنم احتمالاً با نظر آقاى ملک‌پور اگر ما فرع ندهیم و تمام اصل پولمان را هم بدون فرع بدهیم این 50 سال طول خواهد کشید و من تصور می‌کنم این دردى براى ما دوا نخواهد کرد مگر فکر دیگرى همان طور که پیشنهاد کرده بودند از محل‌هاى دیگرى بشود ولى من خیال می‌کنم که این پیشنهاد تأثیرى داشته باشد در تقلیل دیون دولت براى این که ما در سال 10 میلیون تومان تنزیل مى‌دهیم و سالى 10 میلیون تومان مالیات بر درآمد بدهد و در صورتی که این تنزیل را هم ندهیم این 50 سال طول خواهد کشید. این است که تمنى می‌کنم که پیشنهادشان را آقاى ملکپور مسترد بدارند و بعد راجع به این موضوع اساسى تبادل افکار بکنیم.

ملکپور- پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت مى شود. (به شرح زیر قرائت می‌شود) هرگاه در نتیجه حوادث غیرمترقبه از قبیل سن‌زدگى، تگرگ، زلزله، ملخ و غیره 50% خسارت به ملکى یا محصولى وارد شود مالیات همان سال ملک خسارت دیده به کلى بخشوده می‌شود. کهبد.

رئیس- این هم وارد نیست پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود پیشنهاد آقاى سلطان‌العلماء (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌نمایم که املاک موقوفه که متولى خاصه دارند اداره اوقاف حق مداخله‌اى جزء نظارت نداشته باشد آن هم در مصرف و همچنین نسبت با ثلاث ابدى هم حق نداشته باشد مداخله نماید.

رئیس- توضیح بفرمایید ولى یک قانون خاصى می‌خواهد و یک قانونى هم هست مربوط به بودجه نمی‌شود.

سلطان‌العلماء- پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (پیشنهاد آقاى مکى بشرح زیر قرائت شد) پیشنهاد مى‌نمایم تبصره ذیل در ماده اول اضافه شود.

تبصره- لوازم روشنایى خیابان‌ها و کوچه‌هاى شهرستان‌ها از یک ثلث حقوق گمرکى و عوارض معاف می‌باشند.

رئیس- این پیشنهاد در درآمد دولت مؤثر است و آن وقت هم وکیل نمی‌تواند چنین پیشنهادى بدهد

مکى- ولى چون وضع روشنایى تمام شهرستان‌ها خراب است و این هم تحمیلى به دولت نمی‌شود ..

رئیس- مجدداً قرائت می‌شود (به شرح سابق قرائت شد)

وزیر دارایى- پیشنهاد خرج است‏

رئیس- توضیح بدهید.

مکى- عرض کنم همه آقایان از وضع روشنایى شهرستان‌ها اطلاع دارند غالب از شهرستان‌هاى ایران به واسطه نداشتن وسایل و نداشتن بودجه در خاموشى به سر می‌برند بنده خودم از غالب شهرستان‌ها که اطلاع دارم و دیده‌ام، می‌دانم که شب‌ها در خاموشى محض دارند زندگى می‌کنند (صحیح است) و اگر یک کمکى یک تشویقى دولت بکند یک قدرى تسهیلات براى آنها فراهم بکند خرجى که نمی‌شود براى دولت براى این که پیشنهاد خرج است) من که نمی‌گویم که دولت از کسانی که براى امور روشنمایى شهرستان‌ها می‌خواهد یک کارخانه‌جاتى ایجاد می‌کند، یک وسایلى ایجاد کند از یک قسمت عوارض گمرکى معافشان بکند تا یک تسهیلاتى فراهم شده باشد، همه آقایان می‌دانید که وضع شهرستان‌ها در چه حال است و این یک کمکى است به شهرداری‌هاى شهرستان‌ها

رئیس- تصور می‌کنم که این پیشنهاد خرج است و وارد نباشد. پیشنهاد دیگر آقاى مکى قرائت می‌شود پیشنهاد می‌کنم کارمندانى که تمول آنها بیش از 250 هزار تومان است از خدمت برکنار و یا ارگ مایلند بدون دریافت حقوق کار کنند.

رئیس- آقاى مکى‏

مکى- یک پیشنهادى بنده دادم و همه آقایان به وضع مستخدمین دولت کم و بیش آشنا هستند و خاصه این که مى‌بینیم یک عده‌اى از مستخدمین دولت در مجلس متحصن می‌باشند و همه آقایان توجه به مستخدمین دولت دارید و می‌خواهید یک ارفاقى بشود و ضمناً هم می‌خواهید به بودجه دولت تحمیلى نشود و ما هم مى‌بینیم که مستخدمین درست و شریف دولت دارند گرسنگى می‌خورند و براى معاش روزانه شان دچار گرفتارى هستند در عین حال مى‌بینم که مستخدمین خیلى متمکن و متمولى در این مملکت هستند که آنها اصولاً احتیاجى به استخدام دولت ندارند بنده براى این که از این بودجه پرسنلى دولت کاسته باشم تا راهى براى دولت باز شده باشد که بتواند به مستخدمینى که بى بضاعت هستند کمک بکند و از ترفیعات آنها جلوگیرى بکند حتى یک تعدیلى هم در بودجه کشور شده باشد پیشنهاد کردم که مستخدمینى که از 250 هزار تومان به بالا تمکن دارند از خدمت برکنار شوند یا اگر بخواهند خدمت کنند افتخاراً خدمت کنند و در تمام وزارتخانه‌ها اگر شما ملاحظه بفرمایید مستخدمینى هستند که یک میلیون تومان دو میلیون تومان ثروت دارند بنده خودم یک عده از اشخاصى را مى‌شناسم کسانى هستند که در ماه شاید هفت، هشت هزار تومان عایدات داشته باشند و این اشخاص می‌آیند حقوق از صندوق دولت می‌گیرند اتومبیل آخرین سیستمشان نیز زیر پایشان هست خوب آنها احتیاجى ندارند اگر این قدر مجلس سنگ به سینه

+++

می‌زند که باید خرج را کم کرد خوب در این بودجه این کار را بکنید بگویید آقا مستخدمینى که بیش از 250 هزار تومان تمول دارند آنها بروند خدمت دولت را ول کنند دولت که نباید تا آخر عمر به آنها حقوق بدهد زیرا آن تمول و تمکنى را که دارند در راه ازدیاد آن زحمت بکشند و کار دولت را هم ول کنند، بنده خیال می‌کنم به گاو و گوسفند کسى هم لطمه‌یى وارد نمی‌کند براى این که از 250 هزار تومان به بالا خودش یک سرمایه کلانى است ربع میلیون است کسى که یک ربع میلیون ثروت دارد نمی‌تواند استخدام دولت را قبول کند.

رئیس- آقاى نورالدین امامى بفرمایید.

نورالدین امامى- عرض کنم جناب آقاى مکى باید توجه کرد تشخیص این که یک مستخدمى 250 هزار تومان سرمایه دارد علاوه بر این که مشکل است بلکه محال است ممکن است آن مستخدم زنش متمکن باشد و یا باسم دخترش خانه خریده باشد و علاوه ما تمام داد و بیداد‌هایمان براى این است که اگر خداى نکرده بعضى از مستخدمین نادرست هستند براى این است که گرسنه مى‌باشند (حاذقى- اینطور نیست) ما باید جدیت کنیم که این گرسنه‌ها سیر کنند، کار تولید کنند که آن مستخدمینى که 250 هزار تومان سرمایه دارند این کار را رها کنند و بروند دنبال تولید و آن کسیکه با پانصد تومان کار مى‌کند مى‌رود با سرمایه اش پنج هزار تومان درمى آورد ما باید کوشش کنیم که این مستخدمین را سیر نگهداریم من حتى موافقم با این که این اضافه حقوق مستخدمین را بدهند براى این که مستخدم گرسنه به درد نمى‌خورد آدم توى خانه‌اش نوکر اگر دارد و گرسنه است این نوکر با دلسوزى کار نمى‌کند و مستخدم را باید سیر کرد و دزد را هم باید مجازات کرد (صحیح است) این خیلى فرق دارد، من حالا که پشت تریبون آمده ام از آقایان استدعا مى کنم 20 روز است که ما آمده اینجا و این پیشنهادات غیر وارد را گوش کرده‌ایم شما را به خدا شما را به حضرت عباس به خودتانه به مردم رحم کنید این پیشنهادات زیادى را پس بگیرید و این بودجه را بگذرانید تا ساعت ده شب هم نیائید اینجا پیشنهاد بدهید این پیشنهادات فایده‌اش چیست، شما را به خدا به زن و بچه خودتان رحم کنید و به مردن این مملکت رحم کنید پس بگیرید این پیشنهادها را بگذارید این بودجه را تمام کنیم و امشب بیائیم قانون انتخابات را بگذرانیم (صحیح است)

یمین اسفندیارى- آقا بنده مخالفم.

رئیس- یک موافق یک مخالف صحبت کردن ایشان پس چه چیز صحبت کردند.

یمین اسفندیارى- ایشان که مخبر نبودند.

رئیس- پس چرا ردیف جلو نشسته بودند

دکتر بقایى- ماده 270 را هم رعایت بفرمایید.

رئیس- رأى گرفته مى شود پیشنهاد آقاى مکى آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (جمعى برخاستند) قابل توجه نشد پیشنهاد آقاى صاحب دیوانى قرائت مى شود. (به شرح زیر قرائت شد) ریاست محترم مجلس شوراى ملى، چون به تجربه ثابت شده که نظارت اداره اوقاف بر موقوفات و آئین‌نامه‌هایی که وضع نمود آبادترین املاک این مملکت را به صورت ویرانه‌ها بیرون آورده، پیشنهاد مى‌کنم مبلغ سه میلیون و پانصد هزار ریال به نامه هزینه اداره اوقاف از بودجه حذف و عایدات 5% که به نام حق‌النظاره بر موقوفات وصول مى‌شد و همچنین نظارت بر موقوفات توسط انجمن‌هاى شهردارى هر محل وصول و انجام و توسط اداره فرهنگ هر محل به مصرف تعلیمات اجبارى برسد و کارمندان اوقاف نیز که خوشبختانه اغلبشان که حقوق دریافت مى دارند یکى در وزارت فرهنگ و یکى به نام فوق‌العاده کار اوقافى در قسمت وزارت فرهنگ و تعلیمات اجبارى اجراى وظیفه نمایند و نیز کلیه قوانین مربوط به اوقاف از تاریخ تصویب این پیشنهاد ملغى است.

رئیس- آقاى صاحب دیوانى قانون دارد و یک قانونى را با پیشنهاد نمى‌شود حذف کرد.

صاحب‌دیوانى- این یک چیز مفیدى است.

رئیس- باشد ولى نمى شود قانون را حذف کرد طرح یا لایحه‌اى لازم دارد.

صاحب‌دیوانى- بنده دلایل آنرا عرض مى‌کنم‏

رئیس- آقا با یک پیشنهاد نمى شود تشکیلات یک بنایى را از بین برد یکى دیگر را قرائت کنید: وزارت دارایى موظف است به دانشجویان ایرانى که بخواهند در کشورهاى خارجى اعم از اروپا و آمریکا تحصیل نمایند ارز ممالکى که در آنجا به تحصیل مشغول مى‌شوند به قیمت دولتى بفروشند و به هر طریق که مقتضى مى‌دانند به وسیله وزارت فرهنگ مراقبت کامل در حسن جریان امور تحصیلى آنها بنمایند‌

معتمد دماوندى- موسوى.

رئیس- آقاى معتمد دماوندى بفرمایید.

معتمد دماوندى- در سنوات اخیر یک عده زیادى از پدرها حاضر شدند اولادشان را بعد از این که تحصیلاتشان را تکمیل کنند بفرستند به خارجه براى تحصیلات و اخیراً عده زیادى از دانشگاه‌هاى تهران مخصوصاً دانشکده حقوق و طب به آمریکا بردند امروز در ممالکى که در آنجا محصل تحصیل مى‌کند مثل انگلستان و فرانسه به آنها ارز داده مى شود ولى از یک ماه پیش وزارت فرهنگ اعلان کرده است که محصلینى که در آمریکا مشغول تحصیل هستند ارز داده نمى‌شود آقایان مى‌دانند که یک عده زیادى به آمریکا رفته‌اند و الان آنجا مشغول تحصیل مى‌باشند یک عده‌اى هم کارهاى مقدماتى خودشان را کرده‌اند و حتى به دانشگاه‌هاى آمریکا معرفى شده‌اند پذیرش آنها از دانشگاه‌هاى آمریکا آمده است تمام کارهایشان را کرده‌اند می‌خواهند بروند آن وقت وزارت فرهنگ اعلان کرده است که به آنهایی که به آمریکا مى رون ارز داده نمى‌شود این ترجیح بلا‌مرجح براى چیست آقا؟ اگر به انگلستان بروند به او ارز داده می‌شود، اگر به فرانسه برود ارز به او داده مى‌شود اما اگر به دانشگاه‌هاى آمریکا بخواهند بروند ارز داده نمى‌شود همه این ممالک یکى است چه مزیتى است بین دانشگاه‌هاى فرانسته و انگلستان است که در آمریکا نیست، براى دانشگاه‌هاى انگلستان ارز مى‌دهند براى فرانسه ارز مى‌دهند (دکتر بقایى- خودمانى هستند باید بدهند) به علاوه این عده‌اى که آنجا هستند تکلیف آنها چه مى‌شود. بنده آقا تقاضا کرده‌ام جزء این عده محصلین اعزامى باشد، بنده پیشنهاد کردم اشخاصى که مى‌خواهند با خرج خودشان بروند خارجه دولت موظف باشد به آنها ارز خارجه بفروشد

وزیر دارایى- نمى تواند.

رئیس- آقای وزیر دارایى بفرمایید.

وزیر دارایى- تصور مى‌کنم اطلاعاتى که آقاى نماینده محترم دارند صحیح نباشد براى هرکس که مى‌خواهد به دانشگاه‌هاى خارج برود ارز مى‌دهیم. باید صریحاً عرض کنم که اشخاصى که مى‌خواهند براى تحصیلات ابتدایى و متوسطه بروند ما ارز نمى‌دهیم در خارج از ایران براى تحصیلات عالى به همه کس ارز مى‌دهیم آمریکا و انگلستان و فرانسه براى ما فرق نمى‌کند. (معتمد دماوندى- براى تحصیلات عالى) (دکتر بقایى- ولى براى تحصیلات در امریکا ارز نمی‌دهند) مى‌دهیم آقا به بنده اطلاع رسید که 900 نفر به عنوان دانشجو الان در امریکا هستند یک عده از آنها رفته‌اند زن امریکایى گرفته‌اند و رفته‌اند پى کارشان ما گفته‌ایم باید به کار آنها رسیدگى شود آنهایى که واقعاً درس مس خوانند در مدرسه هستند ارز مى‌دهیم و باز هم خواهیم داد ولى آنهایی که رفته‌اند آنجا درس نمی‌‌خوانند ارز نمی‌دهیم (معتمد دماوندى- البته) حتى یک نکته‌اى را فراموش نفرمایید آقاى معتمد دماوندى ارز کشور محدود است از یک طرف همه ناخوش مى‌شوند ارز می‌خواهند کارخانه‌جات دولتى ارز می‌خواهند براى وزارت خارجه ارز می‌خواهیم محصلین ارز می‌خواهند، این باید یک حدى داشته باشد اگر شما بخواهید تمام اشخاص را بفرستید به اروپا تحصیل کنند به عقیده من این را آقاى وزیر فرهنگ باید توضیح بدهند این موضوع برمی‌خورد به دانشگاه ما براى این که ما دیگر باید در دانشگاه خودمان را ببندیم ما نمى‌گوییم که ارز نمى دهیم ارز مى‌دهیم ولى در حدود تواناییمان، الان یک میلیون آدم بخواهد برود به فرنگستان باید این را عرض کنم آنهایى که رفته‌اند به امریکا به اسم تحصیلات عالیه الان 906 نفر در امریکا به این اسم از ما ارز می‌گیرند. در سال دو میلیون دلار پول مى‌گیرند (موسوى- مجانى که نمی‌دهید) و این اشخاص بایستى بوضعیتشان رسیدگى شود و الان هم که سرپرستى رفته است و رسیدگى مى‌کند براى همین موضوع است آن اشخاصی که درس مى‌خوانند باز هم به آنها ارز داده خواهدشد ولى آنهایی که براى تفریح و گردش می‌روند ارز نمی‌شود داد و کسانی که می‌خواهند بروند اگر شورای‌عالى فرهنگ تصدیق بکند که براى دانشگاه است البته ارز داده خواهدشد.

رئیس- آقاى وزیر فرهنگ بفرمایید.

وزیر فرهنگ- عرض کنم توضیحى که جناب آقاى وزیر دارایى فرمودند دیگر احتیاجى به مطلب جدیدى نیست راجع به امریکا هم هیچ تضییقى درکار نیست (معتمد دماوندى- شما اعلان کردید) اجازه بفرمایید ما دیدیم که در امریکا یک اشخاصى رفته‌اند آن جا مشغول تجارت شده‌اند حتى تبعیت خارجه را هم قبول کرده‌اند و دارند از ما ارز مى گیرند (حاذقى- دینارى به آنها ارز ندهید) این وضع که نباید ادامه پیدا کند این است که مقصود ما این است که یک

+++

رسیدگى بیشترى هم بشود وقتى که رسیدگى شد بعد از هرکس که براى تحصیلات عالیه بخواهند به خارجه بروند ارز داده خواهدشد و همین طور که گفته شد براى تحصیلات ابتدایى و متوسطه ما امروز احتیاجى ندارم (معتمد دماوندى- پس آنهایى که امروز می‌خواهند بروند به انگلستان چیست) و ارزى هم براى این اشخاص داده نخواهد شد.

رئیس- آقاى کشاورز صدر.

کشاورز صدر- بنده اصولا با این پیشنهاد مخالفم و حتى تا آن مقدارى که دولت اظهار نظر میکند عقیده ام این است که درست هست که جز به محصلین فنى و مهندسى به اشخاص دیگر نباید اجازه بدهیم... (معتمد دماوندى- بنده نظرم تأمین شد پس گرفتم) خوب بنده مقصودم این بود که ایشان پس بگیرند.

رئیس- پیشنهاد دیگر آقاى معتمد دماوندى قرائت می‌شود. (بشرح ذیل قرائت شد) ریاست محترم مجلس شورای‌ ملى تبصره ذیل را به ماده واحده بودجه پیشنهاد می‌نمایم.

تبصره- از تاریخ تصویب این قانون نظارت اوقاف هر محلى به انجمن شهرداری‌‌هاى همان محل واگذار و صدى 5 حق‌النظاره (بعضى از نمایندگان پس گرفتند)

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود پیشنهاد آقاى دهقان. (به شرح ذیل قرائت شد) تبصرة ذیل را براى الحاق به ماده دوم پیشنهاد می‌نمایم.

تبصره- از تاریخ تصویب این قانون حقوق معلم در تمام کشور از یک هزار و پانصد ریال کمتر نخواهدبود.

رئیس- آقاى دهقان.

دهقان- یکى از آموزگاران صبح به بنده مراجعه کرده بود و از بنده تشکر می‌کرد گفتم از بنده تشکر نکن همه آقایان معتقدند که حقوق معلم ترمیم بشود و بهترین وسیله براى آسایش و رفاه آنها فراهم باشد اینجا از جناب آقاى وزیر دارایى که دیروز وعده فرمودند که یک ترتیبى بدهند که معلمین راحت بشوند می‌خواهم تشکر کنم و می‌خواهم عرض کنم که بعضى از این آموزگاران از یک پیشخدمت هم کمتر حقوق مى‌گیرند بنده بیش از این عرضى ندارم و از ایشان هم تشکر مى‌کنم که قبول فرمودند که این ترتیب مراعات بشود.

رئیس- آقاى وزیر دارایى بفرمایید.

وزیر دارایى- با این که وضع بودجه را همه آقایان مى‌دانند و هر پیشنهادى را که بفرمایند و اضافه بشود تأثیر دارد بر بودجه ولى وضع معلمین را هم آقایان می‌دانید که نسبت به سایرین فرق دارد و آموزگاران به عقیده بنده شریفترین مردم این مملکت هستند بچه‌هاى ما را تربیت مى‌کنند بچه‌هاى خودمان را به آنها سپرده‌ایم و همه امیدواریم که آنها خوب تربیت بکنند همه آنها حق معلمى به گردن ما دارند اینها اگر خیالشان ناراحت باشد نمی‌توانند آن طورى که لازم است بچه هاى ما را تربیت کنند و حقیقت میشود گفت که این عده از مستخدمین هیچ راه امرار معاش هم جز از راه معلمى ندارندو اگر خداى نکرده بعضى از مستخدمین دیگر راه سوء استفاده اى دارند این بیچاره ها این را هم ندارند باین جهت بنده موفقم بآن ها صد در صد کمک بشود البته مبلغى که براى این کار لازم هست در حدود چند میلیون تومان میشود و چون همه آقایان توجه دارند باین طبقه آموزگار خواستم پیشنهاد کنم که آقایان موافقت بفرمایید که باین عبارتى که تهیه شده عمل بشود که صد یک از حقوق مستخدمینى که از 500 تومان به بالا دارند کم بشود البته این چیزى نخواهد بود کسى که 500 تومان حقوق مى‌گیرد 5 تومان آن را می‌دهد و این 5 تومان هم در زندگى او تأثیرى ندارد چون این مبالغ در سال ممکن است ترمیم کند حقوق این آموزگاران را و بعد هم ممکن است کمکى به آموزگاران بشود و همچنین آن نظرى که آقایان داشتند که اشخاصى که حقوق زیادتر می‌گیرند کمتر بگیرند تأمین می‌شود و به عقیده بنده براى آن آقایان هم که از 500 تومان بیشتر حقوق می‌گیرند تأثیرى ندارد براى این که آنها هم بچه دارند و این آموزگاران بچه‌هاى آنها را هم درس می‌دهند در تمام کشور (صحیح است).

رئیس- همین طور اصلاح می‌شود بعد تبصره می‌شود که آقاى وزیر دارایی پیشنهاد کرده‌اند بعد رأى گرفته می‌شود دو سه تا نظیر هم دارد و همین طور که قبول کردند اصلاح بشود. بعد رأى گرفته شود. پیشنهاد آقاى دکتر متین دفترى قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد)

تبصره- دکتر مکلف است صدى بیست از هزینه عمومى بودجه 1328 بکاهد به این ترتیب که سهم چهار دیوارى هر یک از وزارتخانه ها با کسر صدى بیست منظور شود هر وزارتخانه‌اى معادل این کسر از هزینه‌هایى که بالنسبه ضرورت آن کمتر است حذف نماید.

رئیس- آقاى دکتر متین دفترى آقاى‏

دکتر متین دفترى- این پیشنهاد را بنده با این فرض داده بودم که آن پیشنهاد سابق قبول خواهدشد و اینها با هم ملازمه داشت و چون پیشنهاد بنده در کمیسیون بودجه این صورت درآمد دیگر به این پیشنهاد احتیاجى نیست.

رئیس- بسیار خوب پیشنهاد آقاى دکتر ملکى قرائت می‌شود: (به شرح ذیل قرائت شد) پیشنهاد مى‌کنم تبصره ذیل به لایحه بودجه اضافه شود.

تبصره- هر ایرانى که پدر و مادرش ایرانى باشد مجاز است چاه نفت حفر و نفت استخراج نماید نصف نفت خام استخراجى متعلق به دولت و نصف دیگر متعلق به استخراج کننده خواهد بود.

رئیس- این موضوع هم به بودجه مربوط نیست رأى ندارد بفرمایید.

دکتر ملکى- آقایان اینجا همه شکایت مى کنند از این که اولاً بودجه کل کشور کسر دارد و ثانیاً عایدات دولت طورى است که مخارج را تأمین نمى‌کند و مستخدمین دولت را هم که نمی‌توانند بگویند بروید بیرون بنابراین هیچ گونه پیشنهادى که عایدات مملکت یعنى قوه تولیدى مملکت را زیاد کند داده نشده است این پیشنهاد را بنده دادم در برنامه 7 ساله داده بودم و همان طور که تصویب شد ارجاع گردید به کمیسیون، در کمیسیون بنده هم عضو کمیسیون بودم پیشنهاد بنده در کمیسون مطرح شد و مورد شور قرار گرفت ولى از آن روز به بعد دیگر کمیسیون متأسفانه تشکیل نشد و تکلیف این پیشنهاد هم معلوم نگردید، آقایان بعد اطلاع دادند که استخراج نفت در همسایگى شمالى ما و در آمریکا همین طور بوده است و حتى ایرانیان آذربایجان شمالى رفتند به باکو و چاه‌هاى نفت در آنجا ایجاد گردید و ثروت هنگفتى از آنجا به دست آمد، در مملکت ما هم بیائیم همین کار را بکنیم یعنى اهالى کشور حق داشته باشند چاه‌هاى حفر کنند و از این مقدار نفتى که استخراج مى‌کنند نصفش را هم به دولت بدهند و هم عایدات دولت زیاد خواهد شد و هم قوه تولیدى کشور افزایش خواهد یافت در خود امریکا همین طور است و چون این پیشنهاد را در برنامه داده بودم به تشخیص هیئت برنامه هر طور که صلاح مى‌دانند اقدام شود و یک مذاکراتى راجع به این پیشنهاد کردم و حالا چون نمى‌دانستم پیشنهادم مطرح خواهدشد یک نقشه از امریکا نیاوردم ارائه بدهم خدمت آقایان، در خود آمریکا همین طور است، متخصص نفت هیئت برنامه با بنده یک مذاکراتى راجع به این پیشنهاد کرد و ایشان عقیده داشتند که این پیشنهاد خیلى خوبى است فقط ممکن است از نقطه‌نظر این که گازهاى نفت که در چاه‌هاى نفت موجود است یک ضررى داشته باشد چون گازهاى نفتى که در چاه‌هاى نفت باید موجود باشد بوسیله زیاد بودن چاهها 25% از آن گازها تلف شود بنده به ایشان گفتم که ما یک ملت فقیرى هستیم و الّا از گرسنگى و بدون بهداشت و عدم فرهنگ و فقدان وسایل زندگى مى‌سوزیم و اگر صدى 25 گاز از چاه‌هاى نفت ما هم هدر برود اگر یک چاره اى براى بدبختى ما بشود اهمیت ندارد این است که پیشنهاد بنده بسیار عملى است بنده پیشنهادکردم که هرکس ایرانى‌الاصل باشد که پدر و مادرش ایرانى باشد بتواند این عمل را بکند و حق داشته باشد در یک جایى چاه نفت بزند و نفت استخراج کند همان طور که عرض کردم در باکو اینکار را کرده‌اند در خود امریکا کرده‌اند چاه نفت مى‌زنند و استخراج مى کنند چاه‌ها را مردم مى‌ زنند و شرکت‌هاى نفت با کامیون‌هاى نفت‌کش می‌آیند پهلوى پمپ‌هاى آن و مى‌ایستند نفت مى‌گیرند.

رئیس- پیشنهاددیگر آقاى دکتر ملکى قرائت می‌شود چون این قانون دارد قانون معادن. (به شرح ذیل قرائت شد) پیشنهاد مى‌کنم تبصره زیر به ماده 1 بودجه اضافه شود:

تبصره- دولت مکلف است در مدت یک ماه کادر لازم وزارتخانه ها و ادارات و بنگاه‌هاى دولتى را تعیین و مستخدمین اضافى را با بودجه آنها براى اجراى تعلیمات عمومى در تمام کشور به اختیار وزارت فرهنگ بگذارد

رئیس- آقاى دکتر ملکى بفرمایید

دکتر ملکى- بنده پیشنهاد کردم که دولت کادر وزارتخانه‌ها را معین کند چون هیچ کس نمی‌داند که در هر وزارتخانه‌اى چقدر کارمند اضافى دارد، بنده اینجا پیشنهادکردم که اولاً دولت کادر هر وزارتخانه‌اى را معین کند یعنى وزارتخانه‌ها مکلف باشند تا سه ماه تا چند ماه که اینجا پیشنهاد شده است کادر لازم خودشان را معین بکنند آن وقت اضافه کارمندان که بعضى‌ها شکایت می‌کنند که در وزارتخانه‌ها کارمند اضافى زیادى است و باید برکنار

+++

شوند و مبلغى به آنها بدهند و بروند بیرون و از نان خوردن بیفتند بنده این پیشنهاد را کردم که کارمندان اضافى وزارتخانه‌ها با بودجه‌شان به وزارت فرهنگ منتقل شوند و وزارت فرهنگ هم آنها را براى اجراى تعلیمات عمومى به کار گمارد خود آقایان مى‌دانند که الان ما براى انتخابات یک قانونى در دستور داریم و در آنجا گفته‌ایم که باسوادها رأى بدهند و این یک کمکى خواهد شد به ملت ایران که همه حق رأى داشته باشند این است که از آقایان خواهش مى‌کنم که رأى بدهید به این پیشنهاد چون آقاى وزیر دارایى فرمودند که یک ماه کم است خوب است سه ماه بشود بنده موافقت می‌کنم که بجاى یک ماه هم اصلاح بشود به سه ماه.

رئیس- آقاى کشاورز صدر.

کشاورز صدر- بنده این پیشنهادآقاى دکتر ملکى را خیلى مفید مى‌دانم به حال ملت ایران، این بود که خواستم یک تذکرى خدمت ایشان بدهم که راجع به گماشتن مستخدمین اضافى در کارهاى فرهنگ در کمیسیون دادگسترى در شور دوم مذاکراتى شد قرار شد این را به عهده آن هیئت تصفیه بگذاریم و الان قانون مصوبش هست که مى‌بایستى مستخدمین اضافى پس از تشخیص هیئت تصفیه به این کار بپردازند اما راجع به این کیفیت که فرمودید در ظرف یک ماه باشد چون براى هیئت تصفیه یک مدتى قائل شدیم گفتیم که هیئت تصفیه بنشینند مستخدمین را معلوم کنند آنهایى که بایستى در کادر استخدام باشند ضرورت دارد و خودشان آنها را مجزا کنند بعد آن اشخاصی که ناصالح هستند اخراج کنند و آنهایی که درست و صحیح‌العمل هستند و زاید بر سازمان هم هستند آنها را در امور فرهنگى و تولیدى ازشان استفاده کنند. خوب است آقا یک مدتى را معین کنند جناب آقاى دکتر که در ظرف آن مدت هیئت هم توانسته باشد روى این کار یک اظهار نظرى بکند به نظر بنده اگر این را قبول بفرمایید که شش ماه باشد بنده هم موافقم.

دکتر ملکى- بنده به چهار ماه پیشنهادم را اصلاح می‌کنم و به وسیله هیئت تصفیه باشد.

رئیس- رأى می‌گیریم پیشنهاد آقاى دکتر ملکى با این اصلاحى که شده آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) قابل توجه شد پیشنهاد آقاى دهقان قرائت می‌شود.) پیشنهاد زیر را تقدیم می‌دارد: تبصره- از اول مرداد تا دو سال ورود اتومبیل سوارى به ایران به کلى ممنوع است

رئیس- دیروز به آن رأى گرفته شد و رد شد.

دهقان- دیروز پنج سال بود و یک شرایطى هم داشت ولى امروز دو سال است اجازه بدهید توضیح عرض بکنم.

رئیس- دیروز رد شده است، پیشنهاد آقاى تولیت قرائت می‌شود. (به شرح ذیل قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم شرکت‌هایى که براى تأمین مصرف آب شهرستان‌ها تشکیل می‌شود از هر نوع مالیات و عوارض معاف باشند.

رئیس- آقاى تولیت.

تولیت- اغلب شهرستان‌ها به این کار احتیاج دارند، در قم چندین شرکت تشکیل شده است با سرمایه‌هاى خیلى کوچک مثلاً سرمایه‌هاى صد تومان، دویست تومان تشکیل شده بنده این را خواستم استدعا کنم که موافقت بفرمایید اگر مدتى هم براى آن قائل بشوید بنده موافقم.

صاحب‌دیوانى- 20 سال باشد.

ارباب مهدى- 10 سال باشد.

دکتر معظمى- دو مرتیه قرائت بشود. (به شرح سابق مجدداً قرائت شد)

رئیس- آقاى دکتر

معظمى- بنده خودم موافقم ولى آقاى وزیر دارایى می‌فرمایند که پیشنهاد خرج است.

قبادیان- رأى بگیرید.

رئیس- اگر آقاى مخبر و آقاى وزیر دارایى قبول بکنند نمی‌شود رأى گرفت براى این که من غیرمستقیم مداخله در درآمد دولت است.

مخبر- اگر کلمه آب مشروب را اضافه کنید و 7 سال باشد موافقم.

رئیس- 7 سال بکنید.

تولیت- قبول مى‌کنم‏

رئیس- به این ترتیب این هم جزء آن تبصره‌ها گذاشته مى شود، پیشنهاد آقاى گنجه قرائت مى‌شود (به شرح ذیل قرائت شد) پیشنهاد مى‌کنم تبصره ذیل به ماده 2 قانون بودجه سال 1328 کل کشور اضافه شود:

تبصره- (رؤسا‌، استادان، معلمین محلى، دانشکده‌ها) کسانى هستند که مسکن و محل شغل اصلى آنان در محل و در همانجا استخدام مى‌شوند، محل تولد مندرج در شناسنامه دلیل محلى بودن و محرومیت نامبردگان از مزایاى مصرحه در تبصره 3 ماده واحده قانون تأسیس دانشگاه شهرستا‌ن‌ها نمى‌باشد.

رئیس- آقاى گنجه بفرمایید ولى اینجا مورد ندارد رأى نمى‌شود گرفت.

گنجه- جناب آقاى وزیر دارایى توجه بفرمایید براى رعایت حال استادان دانشگاه تبریز و معلمینى که براى دانشکده‌ها فرستاده مى‌شوند در قانون اخیرى که گذشته است در تبصره این قانون قید شده است

تبصره 3- رئیس و معاون دانشگاه و دانشکده‌ها و همچنین استادان و معلمین در صورتی که غیر محلى باشند تا یک برابر حقوق ممکن است علاوه بر فوق‌العاده قانونى به عنوان مزاى پرداخت شود، در این قانون براى رعایت این استادان و رئیس و معاون دانشکده‌‌ها مقرر شده است علاوه بر آن حقوق و مزایاى که دارند یک برابر اضافه بدهند آنهایی که محلى هستند در عمل یک اشکالى پیش آمده است که جناى آقاى وزیر فرهنگ هم بایستى مستحضر باشند از اینجا از یک عهده از استادان و دانشیاران اعزام شده‌اند به دانشگاه تبریز چون این اشخاص در شناسنامه‌شان محل تولدشان تبریز نبوده وزارت فرهنگ اشکال پیدا کرده‌اند که آنها غیر محلى هستند در صورتی که اینها ده سال یا بیست سال سوابق خدمت دارند یا استاد یا معلم یا دانشیار بودند. بنابراین بنده پیشنهاد کردم که در این مورد محل تولد مندرج در شناسنامه ملاک اعتبار نباشد زیرا اگر در محلى کسى استخدام شد البته مشمول این باشد این را مى‌شود گفت که محلى است به او تعلق نمی‌گیرد ولى اگر از اینجا اعزام مى‌شود آن محل تولدش را در نظر نگیرد دولت و آنها را مثل سایرین که از همه جا اعزام مى شوند فوق العاده شان داده بشود. من گمان میکنم این براى حل مشکلات وزارت فرهنگ و وزارت دارایى بهترین راه است.

مخبر- آقاى وزیر دارایى موافقت کردند من هم موافقم ولى در عبارتش باید اصلاح بشود که اشخاص نیایند اینجا و برگردند. رئیس- باشد براى بعد. پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) تبصره زیر به ماده دوم اضافه شود، دولت مکلف است بودجه سال 1328 وزارت بهدارى را به تناسب جمعیت بین شهرستانها تقسیم نماید انتقال بودجه از شهرستانى به شهرستانى دیگر منوع است ملک‌پور- قوامى.

رئیس- آقاى ملک‌پور.

ملک‌پور- از بیست و یک میلیون و پانصدهزار تومان اعتبار وزارت بهدارى ده میلیون و چهارصد هزار تومان در تهران خرج مى‌شود و بقیه آن بین ولایات تقسیم مى‌شود اعتبار بهدارى استان هفتم 640 هزار تومان است در صورتی که اعتبار مریضخانه فیروزآبادى یک میلیون و دویست هزار تومان یعنى یک استان نصف مریضخانه شهر‌رى است بنده ناچار شدم یک پیشنهادى دادم این اعتبارى که دولت براى بیمارستان‌ها در تهران دارد من زیاد نمی‌دانم ولى تا وقتی که اعتبار زاید به وزارت بهدارى داده نشده چرا اهالى شهرستان‌ها را محروم کنند و به تهران بدهند از آن جهت بنده پیشنهاد کردم که بودجه وزارت بهدارى به یک تناسب بین شهرستان‌ها تقسیم شود.

مخبر- عرض کنم این در عمل به اشکال برمى‌خورد براى این که بهدار استان‌ها و شهرستا‌ن‌ها متفاوت است و بعضى شهرستان‌ها داراى بودجه نسبتاً کثیرى هستند که اگر قرار شود از بودجه آن کسر شود وضعیت آنها مختل مى‌گردد، البته اگر قانون تقسیمات کشور تصویب شود و کارها به انجمن شهر واگذار شود در همه جا تناسب رعایت خواهد شد البته با قسمت دوم بنده موافق هستم و قسمت اول را جنابعالى صرف‌نظر کنید چون غیرعملى است. (امیرتیمور- قسمت دومش هم تعلیق به محال است که قبول مى‌فرمایید) الان در خراسان یک اعتبارى دارند می‌خواهید این را بردارید بدهید به گلپایگان نمى‌شود.

نورالدین امامى- پیشنهاد آقاى ملک‌پور خیلى پیشنهاد خوبى است ولى قربان اشکال کار یکى غیر عملى بودنش است ویکى هم مریضخانه فیروزآبادى را بودجه‌اش را کم کنیم این کار صحیحى نیست باید بودجه مریضخانه‌ها 5 برابر شود در همین تهران که مى‌فرمایید بودجه‌اش زیاد است مریض‌ها شب درب بیمارستان‌ها مى‌مانند و جا طورى نیست که بتوانند از مریضى پذیرایى کنند باید فکرى کنید که بودجه فارس یا آذربایجان و شیراز اضافه شود نه این که مال فیروزآبادى و تهران کم شود، الان در مریضخانه‌هاى تهران دم درش مریض مى‌میرد و جا براى پذیرایى مریض ندارند باید یک طورى بشود و صرفه‌جویى بشود به بودجه وزارت بهدارى اضافه بشود تقاضا مى‌‌کنم آقاى ملک‌پور این را پس بگیرند.

ملک‌پور- پیشنهاد بنده باشد تا با موافقت

+++

آقاى وزیر دارایى اصلاح شود و مسکوت بماند.

رئیس- یک ربع ساعت تنفس می‌دهم. مجدداً مجلس در ساعت یازده و چهل و پنج دقیقه به ریاست آقاى امیرحسین ایلخان نایب رئیس- به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید.

نایب رئیس- پیشنهاد آقایان ملک‌پور و قوامى قرائت می‌شود که رأى گرفته شود (به شرح زیر قرائت شد) دولت مکلف است بودجه سال 1328 وزارت بهدارى را به تناسب جمعیت بین شهرستان‌ها تقسیم نماید انتقال اعتبار یک شهرستان به شهرستان دیگر ممنوع است. ملکپور قوامى.

ملک‌پور- اصلاحى می کنم براى این که در بودجه 29 این منظور عملى بشود چون آقاى مخبر فرمودند حالا نمی‌شود.

رئیس- با اصلاح آقاى وزیر دارایى چه نظرى دارند دوباره با این قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت می‌شود) دولت مکلف است که بودجه سال 1329 وزارت بهدارى را به تناسب جمعیت بین شهرستان‌ها تقسیم نماید انتقال اعتبار یک شهرستان به شهرستان دیگر ممنوع است.

وزیر دارایى- هر وقت بودجه 29 مطرح شد آن وقت باید صحبت کرد دولت ممکن است در نظر بگیرد و در ضمن بودجه بیاورد. حالا مورد ندارد.

نایب رئیس- در هر صورت باید به همان صورت اول باشد اگر پى نمى‌گیرید رأى گرفته شود مجدداً خوانده شود (بشرح صورت اول قرائت شد)

نایب رئیس- قبل از این که رأى بگیریم اجازه بدهید می‌خواستم تذکر بدهم که الان تابلو 50 نفرشان مى‌دهد خراب است و اکثریت براى رأى در مجلس هست آقایانى که با این پیشنهاد موافقند قیام کنند اکثر برخاستند تصویب شد پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) تبصره ذیل را بر ماده دوم قانون بودجه پیشنهاد می‌نمایم: مجلس شورای ملى امتیاز انحصارى لوله‌کشى آب شهر مشهد را براى مدت 70 سال به آستان قدس واگذار می‌نماید آستانه نباید بیش از صدى 28 نفع برداشت نماید پس از گذشتن مدت تمام مؤسسات و لوله‌ها و کارخانه و غیره مجاناً به شهردارى مشهد واگذار مى‌شود و سایر خصوصیات این امتیاز به موجب تصویب‌نامه هیئت وزیران خواهد بود نبوى‏

نایب رئیس- آقاى نبوى.

نبوى- عرض کنم که ما در هر فرصتى باید براى انجام لوله‌کشى شهرها استفاده کنیم این کارى بود که می‌بایستى چند سال پیش مى‌شد ولى متأسفانه انجام نشده شاید چیزى در مملکت مهمتر از لوله‌کشى شهرها نباشد فعلا مؤسسه اى که با صورت نسبت آبرومندى اداره مى شود. که مراد آستان قدس است او حاضر است این کار را بکند ما نباید مخالفت بکنیم موضوع لازم این است که آقایان موافقت بفرمایند در این موضوع دولت یک لایحه‌اى آورده است و در کمیسیون مطرح شده است ولى چون مجلس وقت نخواهد کرد که آن لایحه با آن تفضیل مطرح بشود این است که من پیشنهاد کردم که موافقت بکنند مجلس که امتیاز لوله‌کشى شهر مشهد را به آستان قدس واگذار بکند (اسدى- هفتاد سال خیلى زیاد است) این یک کار مفیدى است و یکى از شهرهاى مهم ایران داراى آب لوله خواهد شد امیدوارم که ما در آتیه نزدیک بتوانیم در سایر شهر‌ها مثل تهران و تبریز این کار را انجام بدهیم فعلاً که یک فرصتى پیدا شده است براى لوله‌‌کشى یک شهر مقدسى که محل جمعیت کثیرى از مردم این مملکت و مردم مسلمان است ما هم از طریق مجلس نباید کارى بکنیم که این موضوع به اشکال بربخورد.

نایب رئیس- آقاى مخبر.

مخبر- این پیشنهاد آقاى نبوى مربوط به بهداشت یک شهرى است، یک کار خوبى است که ما باید همه کمک کنیم که انجام بشود و با دولت و وزیر دارایى که صحبت شد موافقت داشتند منتها چون یک شرایطى در آن امتیازنامه قید شده که ضرورى است قید شود من می‌خواستم تمنى کنم از آقاى نبوى اجازه بفرمایند که پیشنهادشان به همین ترتیبى که بنده نوشته‌ام با توجه به لایحه دولت ضمن تبصره‌اى در آخر وقتى که خواستند رأى بگیرند اضافه شود این است که من عین این ماده را تقدیم می‌کنم.

نبوى- چون منظور اصلاح و عمل است بنده با این طریق که آقاى مخبر گفتند موافقم و استدعا می‌کنم که ضمیمه لایحه شود. نایب رئیس- آقاى وزیر دارایى هم موافق هستند؟

وزیر دارایى- بله.

نایب رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم در ماده 2 گزارش کمیسیون بودجه تبصره زیر اضافه شود: گزارش شماره 3/ 6 مورخه 27/ 6/ 24 کمیسیون قوانین دارایى راجع به عوارض چوب‌هاى صادراتى عیناً تصویب و از طرف دولت به موقع اجرا گذاشته شود. یمین اسفندیارى.

نایب رئیس- آقاى یمین اسفندیارى.

یمین اسفندیارى- در وزارت آقایان بوشهرى و شاهرودى موافقتى شد مابین اشخاصى که جواز براى چوب مى خواستند وزارت کشاورزى که مبلغى بابت این جواز داده شود و اشخاصى هم پرداختند قسمتى را نقداً پرداختند و قسمتى هم تعهد دادند که قبل از این که قانون از مجلس بگذرد بپردازد و براى حفظ جنگلبانى این مبلغ فوق العاده لازم است و در کمیسیون کشاورزى و در کمیسیون دارایى هم مطرح شده و گزارش هر دو کمیسیون هم تقدیم شده چون که هم وزارت کشاورزى نسبت باین موضوع بى تکلیف است و هم مردم تکلیفشان معلوم نیست موافقت بفرمایید که این بگذرد که تکلیف مردم معین شود.

نائب رئیس- مخالفى ندارد (چیزى گفته نشد) آقاى وزیر کشاورزى شما موافقید.

وزیر کشاورزى- بله من موافقم (عده‌اى مجدداً خوانده شود). (به شرح سابق قرائت شد)

نبوى- مطابق ماده 113 اخطار دارم در ماده 113 ذکر شده که ضمن قانون بودجه یا یک لایحه دیگر که مطرح است یک قانون دیگر را به طور در‌بست نمی‌شود پیشنهاد کرد.

نایب رئیس- پس لوله کشى شهر مشهد هم همین طور است؟! رأى مى‌گیریم باین پیشنهاد آقایانى که موافقند قیام کنند (عده‌اى برخاستند) بفرمایید این تابلو بعضى وقت‌ها درست است بعضى وقت‌ها غلط اکثریت براى رأى نبود.

 (در این موقع اکثریت براى اخذ رأى حاصل شد) رأى مى‌گیریم به پیشنهاد آقاى یمین اسفندیارى که آقاى وزیر کشاورزى هم موافقت کردند آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) قابل توجه شد (یمین اسفندیارى- الحمدالله) پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد) ریاست مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده دوم بودجه اضافه شود:

وزارت دارایى مجاز است مالیات‌هاى معوقه و بقایاى مالیاتى تا آخر سال 27 که مؤدیان به واسطه مشکلات قانونى در پرداخت مسامحه کرده اند قطعاً در مدت دو سال از تاریخ تصویب این قانون وصول و مؤدیان مشمول جریمه دیر کرد نکردند. قوامى. آقا خان بختیار.

نایب رئیس- آقاى قوامى.

قوامى- خاطر نمایندگان محترم مسبوق است که در زمان فترت یک مالیات‌هایى با تصویب نامه گذشت و این آقایان مؤدیان مالیاتى معترض بودند که چون صورت قانونى ندارد نبایستى پرداخته شود اخیراً تصمیم بر این گرفته شد که این مالیات اخذ شود. بنده این پیشنهاد را دادم که یک کمکى به مؤدیان مالیاتى بشود این است که من استدعا مى‌کنم آقایان توجه بفرمایند که این مالیات‌هاى معوقه در ظرف دو سال پرداخته شود بدون جریمه دیر کرد

رئیس- آقاى وزیر دارایى.

وزیر دارایى- معنى پیشنهاد آقاى قوامى این است که خرج مملکت را هم تقسیم بکنیم و دو ساله بپردازیم اگر واقعاً نظر مجلس بر این است که یک خرجى را که آخر ماه می‌خواهیم بدهیم ندهیم و به اقساط دو ساله بپردازیم بنده هم حرفى ندارم و عرض می‌کنم اگر ممکن است جلوى خرج را بگیریم به جاى این که دو ساله بپردازند بفرمایید ده ساله اش کنیم در این صورت بنده هم با پیشنهاد آقا موافقم ولى مالیاتى که بنده باید امسال بگیرم در مقابلش خرج هم هست اگر یک وقتى بودجه ما اضافه داشت بنده می‌گفتم خوب اشکالى ندارد این پول را که می‌خواهیم بگیرم توى بانک بگذارم در آن صورت درست بود ولى ما خرج داریم آخر ماه باید پول داشته باشیم که خرج بکنیم اگر پول نداشته باشیم از کجا بیاوریم؟ یک موضوع را هنوز آقایان توجه نفرموده‌اند وزارت مالیه را تصور می‌فرمایید خروس طلایى دارد هى تخم طلا مى‌گذارد ما باید یک شاهى یک شاهى از مردم پول بگیریم که آخر ماه بتوانیم پول بدهیم آخر ماه اگر یک روز حقوق پرداخت نشود تمام چرخ مملکت مى‌خوابد اگر هم تصور می‌فرمایید که وزیر دارایى شخصاً یک چنین مکنتى دارد که ماهى شصت و هفتاد میلیون

+++

تومان بدهد یا اعضاء وزارت دارایى یک چنین تمکنى دارند. مالیاتى که باید پارسال مى‌پرداختند موافقت کردیم که اگر تا آخر شهریور آمدند پرداختند جریمه ازشان نگیریم حالا می‌فرمایید که تا دو سال دیگر بگیریم این که عملى نیست خواهش می‌کنم پیشنهاتان را پس بگیرید.

قوامى- پس گرفتم.

نایب رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. پیشنهاد آقاى امیر‌تیمور- پیشنهاد می‌کنم ...

بعضى از نمایندگان- تشریف ندارند

رئیس- آقاى نجومى فرمایشى دارید بفرمایید

4- تقدیم لایحه راجع به عضویت ایران در اتحادیه تلگرافى بین المللى با قید دو فوریت بوسیله معاون وزارت پست و تلگراف‏

معاون وزارت پست و تلگراف (آقاى نجومى)- براى هماهنگى امور ارتباطیه کلیه کشورهاى جهانى اتحادیه‌اى به نام اتحادیه تلگرافى بین‌المللى تشکیل و در ژانویه 1869 کشور شاهنشاهى ایران عضویت آن را قبول نموده است براى این که منظور اتحادیه به خوبى انجام و کلیه کشورهاى جهانى بر طبق مقرراتى که مورد موافقت آنان باشد امور ارتباطیه را حفظ و با متابعت از آن مقررات کارهاى مربوطه را انجام دهند پس از خاتمه جنگ در سال 1947 در آتلانتیک سیتى واقع در کشورهاى متحده امریکا کنفرانسى تشکیل و در قرارداد مزبور تجدید نظر و کشور ایران هم با اعزام نماینده در مذاکرات شرکت نموده و مقررات موضوعه نیز به امضاى نماینده دولت شاهنشاهى رسیده است اینک ترجمه قرارداد فوق‌الذکر با قید دو فوریت براى تصویب تقدیم مجلس شوراى ملى مى‌گردد. عرض کنم راجع به سؤالی که نماینده محترم آقاى صفوى فرمودند هروقت بخواهند جواب عرض مى شود ولى مقصودشان انجام شده.

نمایندگان- احسنت، آفرین.

5- بقیه مذاکره در بودجه‏

نایب رئیس- پیشنهادات قرائت می‌شود پیشنهاد دیگرى بخوانید. (پیشنهادات به شرح زیر خوانده شد) پیشنهاد دیگر آقاى امیرتیمور. (نمایندگان- نیستند آقا، نیستند) پیشنهاد آقاى جواد عامرى (نمایندگان- نیستند) پیشنهاد آقاى صفوى (به شرح زیر پیشنهاد آقاى صفوى قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شورایملى تبصره زیر را به لایحه بودجه سال 1328 پیشنهاد می‌کنم. صفوى. وزارت دارایى مکلف است ساختمان نیمه تمام اسکله محل قرنطینه بوشهر و بنادر را ردعباسک از بودجه ساختمانى پیش بینى شده رقم 78 هزینه عمومى کشور یا تمام برساند

نمایندگان- پیشنهاد خرج است.

نایب رئیس- آقاى صفوى بفرمایید.

صفوى- استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند این پیشنهادیکه بنده تقدیم کردم قبلا با جناب آقاى وزیر دارایی و جناب آقاى دکتر معظمى مخبر محترم کمیسیون بودجه مذاکره کرده‌ام و آقایان را توجه دادم و خاطرشان کاملاً مسبوق است عرض کنم که در بندر بوشهر یک قرنطینه ایست در عباسک آنجا تیمسار تشریف آورده‌اند ملاحظه فرموده‌اند آن قرنطینه از نقطه‌نظر مجاورت با هندوستان خیلى مورد توجه است و اگر چنانچه خداى نکرده یک مرض مسرى یک (اپیدمى) آنجا دیده شود یا یک کشتى بیاید در کشتى یک موش مرده درش باشد بر طبق مقررات بهداشتى کلیه مسافرین بهداشتى را مسلم قرنطینه می‌کنند (صحیح است) ولى قرنطینه بدبختانه هیچ وسیله‌اى ندارد در صورتی که اشخاصى را که به قرنطینه تحویل می‌دهند از آنها روزانه مثل مهمانخانه حق می‌گیرند از آنها شاید روزى 20 تومان، 25 تومان می‌گیرند ولى هیچ وسیله ندارند و اگر آنها را بیاورند قرنطینه باید یک قسمت را در دریا یک کشتى هست در دریا به نام کشتى ابن سینا که سابقاً وزارت بهدارى خریده بود که مى‌آید تا 500 مترى آنجا اشخاص محترم وزرا‌ و سفرا‌ هستند و مأمورین خارجى هستند اینها را کول می‌گیرند حمال کول می‌گیرد بنده سابقاً در دوره 12 و 13 این موضوع را مذاکره کردم خدا رحمت کند در زمان محروم آقى فروغى که تشریف داشتن رئیس‌الوزرا‌ بودند و بعد در زمان وزارت بهدارى آقاى دکتر لقمان‌الملک یک اعتبارى گذاشته شده 80 هزار تومان بنده در کمیسیون بودجه مذاکره کردم 80 هزار تومان اعتبار دادند که اسکله و آن محل قرنطینه را تعمیر کنند و آن را به طور آبرومندى درست کنند این هشتاد هزار تومان اعتبار شد و یک مبلغى خرج شد ولى پانصد متر ساخته شده و بقیه 220 متر ساخته نشده است و آن هم 2 سال است اعتبار ندارد و دارد از بین برود بنده پیشنهاد کردم از محل تعمیر ابنیه نیمه تمام که در بودجه پیش‌بینى شده ساخته بشود و استدعا کردم که این را موافقت بفرمایید آقاى وزیر دارایى هم قبول فرمودند.

نایب رئیس- آقاى مخبر.

مخبر- عرض کنم که چون این قسمت مربوط به ساختمان‌هاى نیمه تمام است آقاى وزیر دارایى فرمودند که من دستور مى‌دهم که این قسمت را بسازند بنابراین محتاج به یک قانون خاص نیست.

نایب رئیس- نظر آقاى صفوى چیست؟

صفوى- بسیار خوب چون آقاى وزیر دارایى قبول مى فرمایند البته منظور من ساختمان است عرضى ندارم و پس مى‌گیرم.

نایب رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت کنید پیشنهاد آقاى دماوندى (نمایندگان- تشریف ندارند) پیشنهاد آقاى آزاد. (به شرح زیر قرائت شد) ریاست محترم مجلس شورای ملی راجع به هفتاد هزار تن شکرى که از کمرک وارد شده و حدود 13 میلیون ریال به خزانه دولت ضرر وارد شده کمیسیون سه نفرى براى رسیدگى به این پرونده از طرف مجلس شورى تعیین و در صورت روشن شدن تقلب مرتکبین مجازات شوند.

نایب رئیس- آقاى آزاد این پیشنهاد شما مربوط به بودجه نیست.

آزاد- چرا مربوط به بودجه است 13 میلیون به دولت ضرر خورده است بنده پریروز صبح یک مختصرى در این زمینه توضیح دادم و آن عبارت از این بوده آقاى گلشائیان تشریف دارند مى‌خواستند شکر بخرند و تلگراف کردند به تمام کمپانی‌هاى دنیا راجع به شکرى که مى تونید بفروشید تلگراف کنید کمپانى گلبان امریکایى تلگراف کرده بود که من حاضر هستم که چهل هزار تن شکر بفروشم از قرار هرتنى 130 دلار و 20 سنت تلگراف به بانک ملى رسیده بود و سه روز هم مدت معین کرده بود که در مدت سه روز به من جواب بدهند 5% هم ضمانى بانکى داده بودند که اگر من نتوانستم این تعهد را انجام بدهم به منفعهت خریدار ضبط شود بعد بانک ملى به این جواب نداده بود آنوقت دولت آمده بود خریده بود چهل هزار تن شکر از کمپانى کلووتس انگلیس هر تنى 135 دلار و 66 سنت بعد از آن یک سى هزار تن دیگرى هم خریده بودند از کمپانى چرنکف انگلیسى از قرار هر تنى 130 دلار و 68 سنت تفاوت این دو معامله در حدود چهارصد هزار دلار است که اگر چنانچه هر دلارى را 32 ریال حساب کنیم سیزده میلیون ریال مى شود نظر باینکه این عمل سریحا مطابق قانون جزاى عمال دولت جرم است آمدم در این قضیه به آقاى گلشائیان و عمال مسئول بانک اعلام جرم کردم و بعد هم اگر چنانچه مجلس شوراى ملى صلاح بداند (کشاورز صدر- آقاى گلشائیان چه تقصیرى دارد) ایشان وزیر دارایى هستند مسئول هستند از صبح تا شام تمام مالیه مملکت را دارند غارت مى کنند و اگر چنانچه مجلس شوراى ملى میل دارد یک عده اى را تعیین کند که رسیدگى کنند.

نایب رئیس- آقاى وزیر دارایى.

وزیر دارایى- چندین مرتبه راجع به این قضیه بنده توضیح دادم که روزى وزیر دارایى شدم دستور دادم که هیچ نوع خرید از خارج کشور به وسیله عمال وزارت دارایى انجام نشود ولى به وسیله بانک ملى انجام شود تمام خریدهاى شکرى که از خارج شده است به وسیله بانک ملى انجام شده است وزارت دارایى کوچکترین مداخله در خرید شکر نداشتند مأمورین هم الان که مشغول رسیدگی هستند چه نسبت به پرونده‌های داخلی و چه نسبت به پرونده‌های خارجی مشغول رسیدگی هستند اگر البته از مأمورین بانک اشخاصی باشند که تخلفی کرده باشند تعقیب می‌کنند. اما راجع به این پیشنهادی که می‌گویند این یکی از موضوعاتی است که مورد توجه مأمورین دیوان جزا است که آن پیشنهادی که از طرف امریکا شده است در موقع جواب داده شده یا داده نشده عمداً بوده است سهواً بوده است؟اما راجع به خرید‌هایی که از انگلستان شده است اخیراً باید بنده صریحاً اینجا بگویم که ما خریدی که می‌کنیم یا از دولت انگلستان یا از آمریکا می‌کنیم تمام خرید این مملکت نه امسال در سال‌های پیش تمام محصول را از یکی نمی‌توان خرید.( آزاد- من راجع به تفاوت قیمت عرض می‌کنم) اما راجع به قیمت بایستی که ایشان توجه کنند که قیمت قند و شکر چیزی نیست که در ظرف 6 ماه  ثابت بماند در ظرف امروز و فردا عوض می‌شود . شما اگر نگاه کرده باشید در همین موقع پارسال شکر را خریدند 39 لیره بسته به این است که مقدار محصول چقدر باشد و مقدار تقاضا چقدر باشد این یک چیزی نیست که ثابت باشد وقتی که افر مختلف خواستند اگر یک سفارش دهنده یک افر مختلف خواستند اگر آن سفارش قابل قبول باشد با آن معامله می‌کنند آن هم سفارش قابل قبول باشد با آن معامله می‌کنند آن هم البته بانک ملی معامله می‌کند این را هم باید گفت که همه سفارش را نمی‌شود قبول کرد یکی

+++

از مشکلاتی که پیدا شد همین سفارش‌هایی بود که یک عده‌ای برداشتند دادند مثلاً اگر یک عده سفارش می‌دهند 129 دلار 126 دلار 120 دلار ولی آقایان می‌دادند از امریکای جنوبی است از قرمز است ما مطابق قراردادی که با بانک انگلستان داریم لیره‌هایی که ما در انگلستان داریم محل خریدمان در امریکای شمالی است یعنی اگر امروز سفارش از آمریکای جنوبی بدهند 120 دلار ما نمی‌توانم بخریم برای این که ایران دلار ندارد و آن دلارهایی که اشخاص دارند مال خودشان است ما مقدار دلاری که داریم همان است که ما لیره در انگلستان داریم و مطابق قرارداد با بانک انگلستان قابل تبدیل به دلار است و وقتی خزانه‌دار انگلستان قبول کرده است لیره را تبدیل به دلار بکند باید حتماً از بانک امریکای شمالی باشد برای این که حساب قراردادی است که بین بانک انگلیس و بانک امریکا است و باز که در خود آن قرارداد قید دارد که ما وقتی حق داریم لیره را تبدیل به دلار کنیم در قیمتش که می‌خواهند به ما بدهند از آن نوع در انگلستان یافت نشود یا قیمت گزاف‌تری باشد و البته از حیث قیمت متساوی باشند حق نداریم باز دو مرتبه از امریکا بخریم مطابق مقرراتی که بین دولت ایران و دولت انگلستان هست بین بانک ملی ایران و انگلستان لیره وقتی قابل تبدیل به دلار است که اولاً در امریکای شمالی ثانیاً برای خرید‌هایی باشد که در انگلستان پیدا نشود یا اگر پیدا می‌شود به قیمت‌های خیلی گزاف‌تری به این مناسبت این قیمت‌ها را باید توجه بکنند اما راجع به این معامله‌ای که گفتند این یکی از چیزهایی است که بنده خودم توجه کردم و الان هم مورد رسیدگی است در دیوان جزا که معلوم بشود این سفارشی که داده شده است واقعاً این سفارش از طرف مأمورین بانک اعمال نظر و تقصیری شده است یا واقعاً نتوانسته است بدهد این یک چیزهایی است که مورد رسیدگی است حالا اگر آقا هم نظریه‌ای دارند مانعی ندارد.

نائب رئیس ـ آقای آزاد مسترد می‌فرمایید؟ (آزاد ـ بلی مسترد کردم) پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقای مسعود ثابتی به شرح زیر قرائت شد)

نظر به این که پیشنهادها تسلسل پیدا کرده و بالاخره باید یک حد یقفی داشته باشد پیشنهاد می‌کنم پیشنهاد‌های مربوط به بودجه را هر نظری که آقایان دارند امروز بدهند و بعد از امروز دیگر پیشنهادی قابل قبول نخواهد بود.

نائب رئیس ـ آقای مسعود ثابتی.

مسعود ثابتی ـ توضیحش واضح است دو کلمه است این دور تسلسل دارد و ما می‌خواهیم بودجه بگذرد عرض کنم که آقایان هر نظری که دارند امروز بدهند ما بدانیم بالاخره عده پیشنهاد‌ها دویست تا است سیصدتا است که متناسب با آن جلساتی معین بکنیم و تمام بکنیم ولی هر روز که جلسه می‌شود 50 تا پیشنهاد خوانده می‌شود و 50 پیشنهاد هم علاوه می‌شود و عیناً سرجای اول هستیم.

نائب رئیس ـ با وجود این که تمام آقایان علاقه دارند که هر چه زودتر بودجه مملکتی تصویب بشود ولی این پیشنهاد آقا مطابق اصول پارلمانی صحیح نیست. (صحیح است) پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقای ارباب به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم هر کابینه‌ای تشکیل می‌‌شود وزرای آن به تفاوت با وسیله نقلیه زمینی به تمام نقاط بلوچستان مسافرت کنند.

نائب رئیس ـ وارد نیست پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقای دکتر مصباح‌زاده به شرح زیر قرائت شد)

به منظور عمران و آبادی بنادر خلیج‌فارس و ایجاد تسهیلات برای عودت دادن ایرانیانی که به عربستان و عراق و هندوستان مهاجرت نموده‌اند به دولت اختیار داده می‌شود در ظرف چهار ماه تصمیم‌های لازم اتخاذ و بهم موقع اجرا بگذارد تصمیم‌های مزبور پس از افتتاح دوره شانزدهم برای تصویب به مجلس شورای ملی تقدیم می‌گردد.

نائب رئیس ـ چون این موضوع را خود دولت قبول کرد و خود دولت الان متوجه این اصلاحات در بنادر جنوب شده است و عموم نمایندگان هم موافقت دارند مخبر کمیسیون هم موافقت کرده است این است که احتیاجی به رأی نیست و تبصره دولت است و ضمیمه لایحه می‌شود.

یمین اسفندیاری ـ صحیح است خرج برای دولت ندارد و بسیار پیشنهاد مفیدی است.

نائب رئیس ـ باید مخبر و یا دولت تقاضا بکند که این جزء تبصره‌ها باشد.

دکتر مصباح‌زاده ـ آقای وزیر دارایی امضا‌ کرده‌اند.

وزیر دارایی ـ مانعی ندارد.

نائب رئیس ـ چون وزیر دارایی موافقت کرده‌اند لذا مانعی ندارد پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود.

دکتر بقایی ـ بنده راجع به این پیشنهاد خواستم عرض کنم که دقت بفرمایید عبارتش یک جوری نباشد که مجلس فترت را ضمناً تصویب کرده باشد.

این عبارتش را دقت بفرمایید چون بعد می‌آیند می‌گویند که شما گفتید بعد از چهار ماه دولت به مجلس بدهد یعنی شما قبول کردید که چهار ماه فترت باشد.

دکتر مصباح‌زاده ـ چنین مطالبی در تبصره قید نشده و روشن است.

دکتر معظمی (مخبر) برای رفع نگرانی‌های آقای دکتر بقایی نوشته شود چهارماه آزمایش.

نائب رئیس ـ پیشنهاد دیگری قرائت می‌‌شود. (پیشنهاد آقای کشاورز صدر به شرح ذیل قرائت شد)

از این تاریخ به بعد از کلیه منسوجات و اشیاء ابریشمی و اشیاء لوکس و غیرضروری نود درصد حقوق گمرکی گرفته شود.

نائب رئیس ـ آقای کشاورز صدر.

کشاورز صدر ـ گمان می‌کنم با این پیشنهاد بنده جناب آقای وزیر دارایی و آقای مخبر هم موافق باشند زیرا از نتیجه این گفتگویی که در این چند روزه شده بنده احساس کردم که مجلس میل دارد که یک چنین پیشنهادی بشود و بعد از احساس روحیه مجلس این پیشنهاد را دادم پیشنهاد بنده این است که از این تاریخ به بعد از کلیه منسوجات و اشیاء ابریشمی و اشیاء لوکس غیرضروری نود در صد حقوق گمرکی گرفته شود. (معتمد دماوندی ـ منظور این است که همه‌اش غیرضروری است.

محمدعلی مسعودی ـ اسامی آنها را باید ذکر بفرمایید.

کشاورز صدر ـ بنده نظرم این ا ست که اجازه بفرمایید یک جمله دیگری در این پیشنهاد اضافه کنم چون اشاره آقای مسعودی بنده را متوجه کرد که این را ممکن است بعداً ازش سوءاستفاده‌ای بشود البته در این پیشنهاد این جمله را اضافه می‌کنیم که دولت نوع آنها را تعیین بکند... آقای دکتر بقایی بگذارید صحبت کنم.

نائب رئیس ـ شما به صحبت خودتان ادامه بدهید.

کشاورز صدر ـ ایشان از آنجا اشاره می‌کنند... این است که بنده از جناب آقای وزیر دارایی استدعا می‌کنم این موضوع مورد توجه است هم از حیث حمایت از مصنوعات داخلی ایران که رواج پیدا می‌کند و کارگرها از این وضعیت داخلی استفاده می‌کنند و از طرفی هم لازم نداریم اگر بنده مجداً موضوع آن دستگاه الیزابت را در اینجا مطرح کنم که این دستگاه 36 هزارتومان است آن وقت به من اعتراض می‌کنند که خودت گران خریده‌ای این است که بنده معتقدم در این مملکت تاما صنایع داخلی خودمان را رواج ندهیم و تا دست از این اشیاء لوکس برنداریم کار این صنایع داخلی بهبودی پیدا نمی‌کند سی‌درصد هزینه زندگی مردم بدون اغراق مربوط به این اشیاء لوکس است ما چه احتیاجی داریم به این که لباس ابریشمی خارجی بپوشیم هم خانم‌ها و هم آقایان احتیاج ندارند من یادم هست در زمان اعلیحضرت فقید یک‌دانه کراوات خارجی به این مملکت وارد نمی‌شد تمامش از یزد تهیه می‌شد و می‌آمد. (صحیح است) واقعاً هم قابل استفاده بود حالا ببینید میلیون‌ها در سال می‌بایستی به مصرف اشیاء ابریشمی که مورد توجه آقا است. (اشاره به دکتر بقایی) برسد این است که بنده استدعا می‌کنم از جناب آقای وزیر دارایی اگر چه این پیشنهاد بنده یک قدری ناقص بود و اشاره هم کردم اینجا موافقت بفرمایید و بعد از این هم باید در چهار ماه یا پنج ‌ماه دیگر در همین مجلس پیشنهاد بکنیم که پارچه‌های پشمی هم در مملکت وارد نشود اگر این کار را بکنیم قطعاً و مسلماً به نفع کشور ایران و ملت ایران است و این پیشنهاد بنده موجب شد که آقایان یک‌قدری تفریح و تفنن کردند خواهش می‌کنم که رأی بدهند.

رئیس ـ آقای وزیر دارایی

وزیر دارایی ـ پیشنهاد آقای کشاورز صدر و هر پیشنهادی از این قبیل بشود شخصاً بنده موافقم چرا. در این مملکتی که وضع اقتصادی و مالیش این طور است حتی‌الامکان باید جلوی واردات گرفته شود. (صحیح است) ولی پیشنهاد ایشان یک نواقصی دارد که اگر نواقص را در پیشنهاد اصلاح کنند اولا از این تاریخ به بعد را بگویند از امروز چرا؟ برای این که تا روزی که این قانون بگذرد و ابلاغ بشود.

+++

بیست روز فاصله دارد و در این مدت معلوم نیست که اشخاص چقدر استفاده بکنند ولی اگر موافقت بفرمایند از مروز باشد بنده اینجا صریحاً باید عرض کنم که از فردا به گمرک دستور می‌دهم که هر کس بخواهد اجناس لوکس را از گمرک خارج کند نود درصدش را بگیرند به عنوان ودیعه تا روزی که قانون ابلاغ شود اگر این کار را نکنید یک عده زیادی سوء استفاده می‌کنند دوم اینجا نوشته شده نود درصد حقوق گمرکی این به ما ضرر می‌زند زیرا می‌رساند که ما نود درصد بگیریم بایستی نوشته شود که نود درصد علاوه بر آنچه که الان می‌گیرند این است باید نوشته شود که از تاریخ 22 تیر ماه از کلیه منسوجات ابریشمی و اشیاء لوکس غیرضروری نود درصد علاوه بر حقوقی که فعلاً دریافت می‌شود گرفته می‌شود.

علی وکیلی ـ بنده مخالفم.

نائب رئیس ـ آقای کشاورز صدر شما پیشنهادتان را اگر موافقید اصلاح کنید و پس از اظهار مخالفت آقای وکیلی قرائت خواهد شد. بفرمایید آقای وکیلی.

کشاورز صدر ـ بنده موافقت دارم که به همان طریق اصلاح شود.

علی وکیلی ـ اگر توجه بفرمایند آقایان این هم از همان پیشنهاداتی است که امروز هفت‌هشت میلیون در جیب اشخاص در تهران اضافه می‌شود. (همهمه نمایندگان) گوش کنید شما حرف زدید من ساکت بودم و گوش می‌کردم اجناس ممنوعه لوکس را امروز می‌توانید ممنوع کنید که استعمالش ممنوع باشد یعنی سیگار خارجی در این مملکت ممنوع است یک شاهی به دولت گمرک نمی‌دهند و تمام بازارهای ایران پر است اینجا شما یک سرحدی که چهار هزار کیلومتر است دارید و کنترل ندارید هر چه شما حقوق گمرکی را زیاد کنید تمام قاچاق وارد می‌شود چه پارچه و چه چیزهای دیگر: شما یک تعرفه گمرکی دارید قریب 3 هزار قلم است هر کدام اینها با یک مطالعه‌ای است که کدام مملکت از ما چه می‌خرد و ما از آنها چه می‌خریم بنده هم عقیده دارم اجناس لوکس که به مملکت ما وارد می‌شود گمرکس زیاد شود ولی رقم به رقم باید گفت. ورود پارچه ابریشمی و پشم طبیعی ممنوع است ولی تمام بازار ما پر است پارچه ابریشمی مصنوعی ممنوع نیست به شرط این که کسی دو متر از آن وارد می‌کند یک متر حریر چالوس باید بگیرد تمام این قوانین و اوضاع و احوال تشکیلات اجرائیه دولت را با یک پیشنهاد‌های بی مطالعه به هم می‌زنیم بعد هم می‌گوییم چه کار کنیم که مملکت به این وضع افتاده است این الیزابتی را که شما می‌فرمایید که 36 هزار تومان می‌فروشند این ممنوع است چه طور وارد کرده‌‌اند بنابراین خود دولت توجه دارد و در تعرفه گمرکی دارد تجدیدنظر می‌کند و همین‌طور به طور کلی نمی‌شود گفت که اشیاء لوکس ممنوع است یا این که نود درصد بگیرند و شما قوانین و قرارداد و تعرفه دارید و باید اینها را قوه اجرائیه بنشیند و مطالعه بکند و اجرا بکند تعجب هم کردم که آقای وزیر دارایی چطور سر بسته قبول کردند.

کشاورز صدر ـ بنده پیشنهادم را به همان صورتی که آقای وزیر دارایی قبول کردند اصلاح کردم.

دکتر معظمی (مخبر) ـ بنده هم از طرف کمیسیون قبول می‌کنم.

نائب رئیس ـ بسته برای مجلس است.

دکتر معظمی (مخبر) ـ البته بسته برای مجلس است.

نائب رئیس ـ متأسفانه عده کافی برای رأی نیست و باید پیشنهاد آقای کشاورز صد رأی گرفت اگر آقایان اجازه بفرمایند مجلس را ختم می‌کنیم مجلس امشب ساعت هشت‌ونیم بعداز ظهر البته دستور لایحه اصلاح قانون انتخابات است و به علاوه آقای وزیر دارایی و بعضی از آقایان هم خواهش کرده‌اند که لایحه مربوط به اختیارات کمیسیون دارایی که دو فوریتش هم تصویب شده است جزو دستور باشد آن هم جزء دستور خواهد بود.

(نیم ساعت بعد از ظهر جلسه ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی ـ رضا حکمت

شماره 790          روز و دستور جلسه آینده                  22/4/328

حسب دستور ریاست عظمی و نظر به ماده 93 آئین‌نامه داخلی مجلس شورای ملی روز و ساعت تشکیل جلسه آینده مجلس شورای ملی و دستور آن برای درج در روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ذیلاً اطلاع داده می‌شود.

روز تشکیل جلسه ـ 5 شنبه 23 تیرماه 1328

ساعت تشکیل جلسه ـ چهار قبل ا ز ظهر

دستور جلسه:

بقیه شور در گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه سال 1328 کل کشور     اداره دفتر مجلس

+++

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادداشت ها
Parameter:294506!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)