کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهاردهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏14
[1396/05/18]

جلسه: 19 صورت مشروح مجلس روز شنبه 26 فروردین ماه 1323  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس

2 - قرائت پیشنهاد تشکیل کمسیونی برای رسیدگی به عملیات میسیون امریکایی

3 - طرح گزارش نمایندگی آقایان : سید محمد طباطبایی- محمد بهادری- یمین اسفندیاری و رحمانقلی خلعتبری

4 - بقیه شور و تصویب برنامه دولت

5 - تقدیم لایحه سه دوازدهم از طرف آقای وزیر دارایی

6 - قرائت طرح مربوط به اجرای مراسم سوگند از طرف آقایان وزیران

7 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏14

جلسه: 19

صورت مشروح مجلس روز شنبه 26 فروردین ماه 1323

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس

2 - قرائت پیشنهاد تشکیل کمسیونی برای رسیدگی به عملیات میسیون امریکایی

3 - طرح گزارش نمایندگی آقایان : سید محمد طباطبایی- محمد بهادری- یمین اسفندیاری و رحمانقلی خلعتبری

4 - بقیه شور و تصویب برنامه دولت

5 - تقدیم لایحه سه دوازدهم از طرف آقای وزیر دارایی

6 - قرائت طرح مربوط به اجرای مراسم سوگند از طرف آقایان وزیران

7 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مجلس یک ساعت و نیم قبل از ظهر به ریاست آقاى عامرى(نائب رئیس) تشکیل گردید

صورت مجلس روز پنجشنبه 24 فروردین ماه را آقاى جواد مسعودى(منشى) قرائت نمودند

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده :

غایبین بی­اجازه - آقایان : حسن کفایی- مؤید قوامی- تهرانچی- ذوالقدر- کاظمی)

1 - تصویب صورت مجلس ‏

نائب رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى یمین اسفندیارى در صورت مجلس نظرى دارید؟

یمین اسفندیارى- نه قربان قبل از دستور عرضى داشتم . . .

نائب رئیس- در صورت مجلس آقایان فرمایشى ندارند؟

(گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد. عده از آقایان اجازه خواسته­اند قبل از دستور صحبت کنند .

جمعى از نمایندگان- دستور. دستور

یمین اسفندیارى- راجع به گرگان دو سه کلمه عرض دارم .

‏2 - قرائت پیشنهاد تشکیل کمیسیونى براى رسیدگى به علمیات میسیون امریکایى

نائب رئیس- آقاى دکتر اعتبار

دکتر اعتبار- بنده در خصوص عرایضم که در روز سه­شنبه هفته قبل عرض کردم پیشنهادى تهیه شده است که عرض می­کنم:

مجلس شوراى ملى- نظر به این که نسبت به اقدامات

+++

آقایان مستشاران امریکایى عموماً اظهار نگرانى می­شود و ملت ایران از صحت و سقم این مذاکرات بى­اطلاع است امضا کنندگان ذیل موضوع را از نقطه­نظر حفظ مصالح کشور مورد دقت دانسته و پیشنهاد می­نمایند که براى بررسى موضوع کمیسیون مخصوصى از شعب انتخاب شده و کمیسیون مذکور موظف است گزارش خود را حداکثر تا 15 اردیبهشت سال جارى به اطلاع مجلس برساند. رفیع- دولت آبادى- آشتیانى- شجاع- فرخ- دکتر آقایان- سیف­پور- امینى- دکتر معاون- دکتر عبده- اردلان- صمصام- ذوالفقارى- دکتر اعتبار- منصف- تولیت- غفارى- ظفرى- تیمورتاش- طوسى- حسن اکبر

دکتر طاهرى- رجوع شود به کمیسیون مبتکرات‏

نائب رئیس- آقاى فاطمى .‏

فاطمى- اولاً خواستم یک نکته را عرض کنم مذاکراتى که در اینجا می­شود راجع به برنامه و راجع به میسیون امریکایى شاید یک سو اثرى در خارج کرده باشد که مجلس شوراى ملى با میسیون امریکایى مخالف است در صورتی که گمان می­کنم اکثریت آقایان نمایندگان مخالفتى با میسیون امریکایى ندارند اگر نظرى هست راجع به نواقصى است که در کارها هست خود بنده هم شاید آن را در موقع خودش تذکر بدهم بنده از آقایانى که پیشنهاد داده­اند تقاضا می­کنم تأمل بفرمایند رأى اعتماد که به دولت داده ­شده بعد این پیشنهاد را بفرستند به کمیسون مبتکرات همان طورى که آقاى دکتر طاهرى فرمودند یا هر کمیسیون دیگرى که آقایان صلاح می­دانند و در آنجا مطالعاتى بشود و یک گزارش مشروحى براى مجلس شوراى ملى تقدیم بشود.(صحیح است)

دکتر اعتبار- بنده هم موافقم

جمعى از نمایندگان- دستور- دستور

نائب رئیس- چند فقره گزارش از اعتبارنامه­هاى آقایان نمایندگان تهیه شده اگر آقایان اجازه می­فرمایند قرائت شود پیشنهادى هم در این زمینه آقاى امینى کرده­اند خوانده شود:

چون تکلیف عده از آقایان نمایندگان محترم به واسطه مطرح نشدن اعتبارنامه­هاى آنها نامعلوم است پیشنهاد مى­کنم قبل از ورود به دستور اعتبارنامه­ها مطرح شود .

جمعى از نمایندگان- پیشنهاد لازم ندارد .

3- طرح گزارش نمایندگى آقایان: سید محمد طباطبائى. محمد بهادرى- یمین اسفندیارى و رحمانقلى خلعتبری

نائب رئیس- آقاى فاطمى‏

(گزارش شعبه پنجم راجع به نمایندگى آقاى محمد طباطبایى از سبزوار را آقاى فاطمى به شرح ذیل قرائت کردند)

گزارش شعبه پنجم به مجلس شوراى ملى‏

انتخابات سبزوار براى چهاردهمین دوره تقنینیه مجلس از تاریخ 13/ مرداد/ 22 شروع و در تاریخ 10 دی ماه/ 22 خاتمه یافته است. نظر به وصول شکایات بسیارى و آمدن عده از اهالى محل به منظور شکایت، پرونده مزبور مورد توجه شعبه واقع پس از رسیدگى در چند جلسه خلاصه جریان انتخابات سبزوار و فهرست شکایات و دلایل آن و نظر شعبه برابر محتویات پرونده به طورى است که ذیلاً به عرض می­رسد :

در تاریخ 13/ مرداد 22 از طرف فرماندارى از طبقات شش­گانه و معتمدین محل براى انتخاب اعضا انجمن نظارت دعوت به عمل آمده اعضا انجمن اصلى طبق مقررات تعیین و پس از انتخاب هیئت رئیسه انجمن­هاى فرعى را براى بخش­هاى تابعه تشکیل داده­اند و مقرر بوده است در روز 14 شهریور ماه/ 22 نشر تعرفه و اخذ آراء به عمل آید نظر به تصادف با ماه رمضان به روز نهم مهرماه موکول گردیده است در روز مزبور فرماندار سبزوار باز عده دیگرى را براى تشکیل انجمن دیگرى مجدداً دعوت نموده و انجمن دیگرى تشکیل داده­است. ضمن تلگراف شماره 3161 مورخ دهم مهرماه تشکیل انجمن جدید را به وزارت کشور اطلاع داده و براى بخش­هاى فرعى هم انجمن­هاى تازه نیز تعیین شده است. وزارت کشور ضمن تلگراف 3680 مورخ 14 مهرماه دستور داده است از تشکیل انجمن جدید خوددارى شود تا براى تحقیق از چگونگى بازرس فرستاده شود. فرماندار محل

+++

به استناد امر شفاهى جناب آقاى استاندار که به سبزوار شخصاً مسافرت نموده بودند متعذر گردیده و در تلگراف خود اشعار داشته است که اعضا انجمن اصلی که از انجام وظیفه خود مستنکف و بعضى مستعفى گردیده­اند در صورتی که در پرونده آثارى از استعفاى اعضا انجمن دیده نمی­شود و ضیا الحق حکیمى رئیس انجمن در همان روز نهم مهرماه که مقرر بوده انجمن را تشکیل و اخذ آرا به عمل آورد از تشکیل انجمن جدید شکایت نموده که تلگراف نامبرده در پرونده بایگانى است. به هر صورت انجمن جدید تشکیل یافته انجمن­هاى فرعى را هم تغییر داده و انجمن­هاى دیگرى تعیین و شروع به کار نموده­اند شکایاتى به طور استمرار و مکرر و متوالیاً ضمن تلگرافات و نامه­هاى مشروح از ب دو شروع به انتخابات تا آخر هفته اول افتتاح مجلس رسیده و حتى هنوز هم تلگرافات له و علیه ادامه دارد. امهار و امضاهاى عده شکایت کنندگان بیش از سه هزار است و چند نفرى هم که به نام نمایندگى اهالى به تهران آمده بودند براى توضیح شکایات در شعبه حاضر و اصول شکایات اجمالاً به قرار ذیل است:

1 - انجمن اولیه قانونى بوده کسى استعفا نداده و استنکاف نکرده و بر فرض استنکاف و استعفا از اعضا على­البدل باید دعوت شود و با فرض استعفا اعضا اصلى و على­البدل انجمن اصلى چون انجمن هاى فرعى در موقع خود تشکیل شده و قانونى بوده و کسى ادعاى استعفاى انجمن­هاى فرعى را نکرده است انحلال انجمن­هاى فرعى هم به کلى بى‌مورد بوده است و باید تشکیل انجمن جدید به دستور وزارت کشور باشد و بالعکس وزارت کشور به عدم تشکیل انجمن جدید دستور داده است. چون منظور فرماندارى به وسیله انجمن­هاى اولیه عملى نبوده انجمن اصلى و انجمن­هاى فرعى را منحل کرده است. وحیدى نائب رئیس انجمن اصلى در شعبه حاضر و اظهار داشت در روز نهم مهرماه که براى انجام وظیفه و اخذ آراء به محل انجمن رفته بود مأمورین شهربانى نامبرده را راه نداده­اند .

2- انجمن ثانوى از عده اى بی­سواد و بعضى از محکومین جزایى تشکیل شده .

3- پنج نفر از اشخاص مؤثر که بعضى نائب رئیس انجمن اصلى و بعضى منشى و نائب رئیس انجمن هاى فرعى بوده­اند توقیف و تا ختم انتخابات زندانى و پس از صدور اعتبارنامه آزاد شده­اند

4- انجمن قبل از انقضا موعد قانونى و بدون رسیدگى به شکایات منحل شده .

5- درخواست نموده بودند کلیه پرونده­هاى شهربانى سبزورار که مبنى بر توقیف جمعى و پرونده دیوان کیفر که مبنى بر شکایت از مأمورین است و دفاتر انجمن و کلیه اوراق مربوطه به انتخابات سبزوار خواسته شود و در شعبه رسیدگى گردد .

6- در بخش کوه میش- ششتمد- چون بخشدار آنجا براى جعل و تعویض آراء حاضر نبوده بخشدار مزبور منفصل گریده و به جاى او بخشدار بخش(داورزن) که در بخش مزبور از عهده دستورات برآمده و آراء بخش خود را عوض کرده برقرار گردیده است و نسبت به هر یک از بخش­هاى ششتمد- جغتاى- داورزن شرح عوض کردن آراء و جزئیات و خصوصیات هر یک از بخش­ها را و طرز عملیات مأمورین و مداخله و تهدید و تعویض را تشریح نموده­اند که حاجتى به ذکر خصوصیات نیست .

7- انتخاب شدگان در محل معروفیت نداشته­اند و مردم مایل بوده­اند از اهالى محل خود نمایندگانى انتخاب نمایند .

هر چند شکایات بیش از میزان معمولى وعده کثیرى شکایت نموده بودند و دلایلى براى اثبات شکایات خود ذکر نموده بودند ولى چون ممکن بود شکایات شاکیان بر اثر دسته بندى و تحریک اشخاصى باشد که از انتخاب محروم شده­اند. لذا به دلایلى که در پرونده بایگانى بود و شکایات را تأیید می­نمود توجه گردید .

اینک دلایلى که مبنى بر مداخل مأمورین سبزوار و مشعر بر صحت قسمتى از شکایات است و از مقامات رسمى دولتی از قبیل نخست وزیرى- وزارت کشور- وزارت جنگ وزارت

+++

دربار- ژاندارمرى کل- شهربانى صادر شده است به طور فهرست به عرض می­رسد :

1- نامه محرمانه و مستقیم شهربانى کل کشور و به امضا سرتیپ خسرو پناه شماره 6074 مورخ 3/ 5/ 22 که مبنى بر مداخله ژاندارمرى سبزوار در امر انتخابات است و به وزارت کشور گزارش گردیده است .

2 - نامه وزارت کشور به اداره کل ژاندارمرى مبنى بر مداخله ژاندارمرى سبزوار در امر انتخابات و دستور رفع مداخله

3- تلگراف شماره 10516 ورخ 19/ 6/ 22 به امضا سرتیپ سطوتى به ژاندارمرى مشهد مشعر بر مداخله سروان ضرابى در انتخابات سبزوار و دستور جلوگیرى از عملیات سروان نامبرده .

4- تلگراف شماره 3680 مورخ 16/ 7/ 22 وزارت کشور مبنى بر این که انجمن جدید تشکیل نشود تا بازرس فرستاده شود .

5- تلکراف دیگر وزارت کشور شماره 3711 عطف به تلگراف فوق که تا دستور مجدد و اعزام بازرس از هرگونه اقدامى فرماندار سبزوار خوددارى نماید ولى مع­الوصف فرماندار انجمن جدید را تشکیل داده است و وزارت کشور هم بازرس اعزام نکرده است .

6- نامه شماره 4560 مورخ 5 آبان/ 22 وزارت کشور به وزارت جنگ مبنى بر درخواست اطلاع و از اقدامى که از طرف وزارت جنگ رأى رفع مداخله مأمورین نظام وظیفه در امر انتخابات به عمل آمده است .

7- تلگراف شماره 4815 مورخ 26 مهرماه/ 22 دفتر مخصوص شاهنشاهى به فرماندارى سبزوار مبنى بر توصیه در آزادى انتخابات و منع مداخله شیبانى عضو دربار .

8- نامه شماره 15893 مورخ 23 آبان/ 22 نخست وزیر پاسخ به نامه دربار شاهنشاهى مبنى بر این که از طرف استاندار استان نهم مداخلاتى در امر انتخابات سبزوار به عمل آمده و تغییراتى در انجمن نظار داده شده و ضمناً اشعار شده است که از طرف نخست وزیرى به وزارت کشور دستور اعزام بازرس داده شده .

9- نامه شماره 6600 مورخ 6 دی ماه 22 وزارت کشور به اداره کل ژاندارمرى مبنى بر مداخله و اعمال نفوذ ژاندارمرى سبزوار در امر انتخابات و تعقیب مأمورین متخلف.

از نامه مزبور که فقط چهار روز بیشتر به خاتمه انتخابات سبزوار نبوده است و در تهران صادر شده است و مدت کافى نبوده تا دستور جلوگیرى از اعمال نفوذ و تعقیب مأمورین مشهد و سبزوار برسد به خوبى روشن می­گردد که مداخله ژاندارمرى در انتخابات در جریان بوده و محرز می­گردد که نامه­هاى قبلى مقامات مربوطه مبنى بر جلوگیرى از مأمورین یا صورت‌سازى بوده یا این که اگر حقیقت داشته در سبزوار اثرى نبخشیده که تا ختم انتخابات چنین نامه­هایى صادر می­گردیده .

10 -تلگراف شماره 6673 مورخ 10 دیماه 1322 وزارت کشور مبنى بر دستور توقیف انتخابات سبزوار به فرماندارى سبزوار: تاریخ تلگراف مزبور درست مصادف با تاریخ ختم انتخابات سبزوار است که معلوم می­شود یا این که وزارت کشور از جریان انتخابات سبزورا بى­اطلاع بوده و مستقلاً فرماندار محل انتخابات را جریان می­داده است و یا این که وزارت کشور اطلاع از جریان مزبور داشته است. ولى می­خواسته است خود را بى­اطلاع جلوه دهد .

11 - تلگراف شماره 1349 مورخ 19 دی ماه 22 وزارت کشور به فرماندارى سبزوار مبنى بر استیضاح از این که چرا دستور توقیف انتخابات را به مورد اجرا نگذاشته است این تلگراف هم نه روز بعد از خاتمه انتخابات بوده است .

12 - نامه شماره 4549 مورخ 19 دیماه 22 وزارت دربار به وزارت کشور مبنى بر دستور مبنى بر دستور منع مداخله مأمورین در انتخابات و آزادى انتخابات سبزوار و جلوگیرى از مأمورین این نامه هم نه روز بعد از خاتمه انتخابات بوده است .

13 - نامه وزیر جنگ به امضا سرتیپ انصارى شماره 59329 مورخه 22 دی ماه/ 22 مبنى بر دستور رسیدگى به لشگر 8 خراسان نسبت به دخالت رئیس نظام وظیفه سبزوار.

+++

14- تلگراف شماره 7272 مورخ اول بهمن ماه 22 وزارت کشور پاسخ به اهالى سبزوار که از توقیف جمعى از اعضاى انجمن و مداخله مأمورین نظامى و ژاندارمرى شکایت نموده­اند و به آنان پاسخ داده­است براى آزادى توقیف‌شدگان اقدام شده .

15- نامه شماره 21191 مورخ 29 دیماه 22 نخست وزیرى به وزارت کشور مبنى بر مداخله مأمورین در امر انتخابا‌ت سبزوار و توقیف عده استعلام از چگونگى موضوع و جواب وزارت کشور در ذیل همان نامه مبنى بر این که اخیراً توقیف شدگان آزاد شده­اند .

16 - نامه 7320 مورخ 2 بهمن 22 وزارت کشور به مقام نخست وزیرى مبنى بر توقیف وحیدى سلیمان صبورى علوى و غیره و رفع توقیف و مبنى بر این که شهربانى محل تحت عنوان و اتهام دخالت در امور سیاسى آنها را توقیف نموده است .

نظر به این که 16 نامه و تلگرافات فوق که از مقامات رسمى دولتى صادر شده حاکى و مشعر بر مداخله مأمورین نظام و ژاندارمرى در امر انتخابات و توقیف جمعى است و از بایگانى شدن اوراقى که مشعر بر توقیف آنهاست در این پرونده انتخابات معلوم می­شود براى امر انتخابات توقیف شده­اند یا انجمن­هاى انتخابى و ابسته بوده­اند و به حکایات تاریخ نامه­ها و تلگرافات یاد شده از ابتدا تا انتهاى انتخابات مداخله مأمورین دولتى مسلم است و با جریان مزبور شکایات متوالى اهالى تأیید می­گردید .

و نظر به این که شکایت عمده شاکیان مبنى بر جعل و تعویض و اعمال نفوذ مأمورین دولت مربوط به بخش­هاى داورزن- جغتاى- ششتمد از حوزه­هاى فرعى سبزوار بوده و در صورت مجلس ختم انتخابات هم که از طرف اعضا انجمن اصلى تنظیم شده است به سو جریان بخش ششتمد- دوار زن اشاره شده و به شکایت موسوى رئیس انجمن فرعى و سه نفر اعضا انجمن دیگر اشاره شده و تغییر بخشدار دوارزن به جاى مشارالیه نیز در صورت مجلس انجمن تصدیق شده و شکایات اهالى و سایر دلایل را نیز در این بخش­ها بیشتر تأیید و اثبات می­نمود و بازداشت جمعى که دخالت در کار انتخابات داشته و بعضى عضو انجمن بوده­اند مسلم بود در نظر اکثریت اعضاء شعبه قدر مسلم آراء بخش­هاى ششتمد و جغتاى و داورزن باطل و بى‌اعتبار و غیرقانونى تشخیص گردیده و چون با احراز صحت انتخابات شهر سبزوار و بخش­هاى حومه سبزورار و بام وصفى آباد و سر ولایت آقاى سید محمد طباطبایى از 6474 آراء مأخوذه در این قسمت­هاى اخیر­الذکر داراى 3722 رأى می­باشند و از این آراء حائز اکثریت بوده­اند. لذا گزارش نمایندگى ایشان به شرح فوق به عرض رسید و شعبه به اکثریت نمایندگى ایشان را تصدیق می­نماید .

نائب رئیس- دو فقره پیشنهاد در این موضوع رسید . . .

نقاب- بنده اخطار نظامنامه دارم .

نائب رئیس- بفرمایید .

نقابت- در موقعى که هر کدام از آقایان نواب رئیس و همین طور رئیس اصلى مجلس آن بالا تشریف دارند گویا یک قدرى توجه کامل به مقررات نظامنامه نمی­فرمایند وقتى یک گزارشى مبنى بر تخریب انتخابات یک صندوق یا نقص انتخابات یک محلى است بر طبق ماده 5 نظامنامه می­افتد به جلسه بعد به علاوه بنده شخصاً هم مخالف هستم و توضیحاتم را در جلسه بعد عرض می‌کنم .

نائب رئیس- می­ماند برای جلسه بعد- آقاى دکتر کشاورز .

دکتر کشاورز- بنده پیشنهادى داشتم دیگر مورد ندارد ولى مخالف راپورت شعبه هستم .

اسکندرى- بنده هم مخالف هستم .

نائب رئیس- یک نفر از آقایان پیشنهاد کرده بودند که این موضوع از دستور خارج شود ولى مورد نداشت این است که می­ماند برای جلسه بعد آقاى ملک­مدنى هم مخالفید؟

ملک‌مدنى- بنده می­خواستم عرض کنم که خوب است آیین­نامه را توجه بفرمایند همان طوری که اظهار شد این گزارش باید طبع و توزیع شود و در جلسه بعد مطرح شود .

هاشمى- یک عده اجازه خواستند بنده خواستم مخالف و موافق ذکر شود که اسامیشان معلوم شود.

+++

دشتى- آقایانى که مخالفند اسامی­شان را بخوانند که معلوم بشوند کیست .

نائب رئیس- آقایان دکتر کشاورز و نقابت و اسکندرى مخالفند می­ماند براى جلسه بعد. گزارش دیگر هست از طرف شعبه چهارم چون مخبر غایب است یکى از منشى­ها آقاى فرهودى تشریف بیاورند بخوانند .

(آقاى فرهودى گزارش شعبه چهارم را راجع به نمایندگى آقاى محمد بهادرى به شرح ذیل خواندند) انتخابات حوزه انتخابیه ارسباران به موجب دستور وزارت کشور در تاریخ 16 مرداد 1322 شروع انجمن طبق مقرراً لازمه تشکیل و آگهى­هاى لازمه منتشر گردیده که از دوم شهریور ماه از وزارت کشور دستورى دایر بر توقیف انتخابات رسیده و در ششم شهریور شکایاتى از سو جریانات انتخابات به وزارت کشور رسیده و درخواست اعزام بازرس مخصوص نموده­اند در دوازده بهمن ماه موقعى که کفیل استاندارى نموده­اند در دوازده بهمن ماه موقعى که کفیل استاندارى آنجا انتخابات را به جریان می­گذارد شکایات دیگرى به وزارت کشور رسیده است مبنى بر این که بخشدار برخلاف بیطرفى به نفع شخص غیرمحلى اعمال نظر می­نماید وزارت کشور مجدداً به توقیف انتخابات امر می­دهد اهالى و انجمن غیرقانونى بودن این توقیف و لزوم جریان امر را به وزارت کشور تذکر داده و از روز نهم اسفند ماه اخذ آراء می­نمایند در خلال این احوال عده معدودى به وزارت کشور شکایت می­کنند و براى سومین دفعه نیز جریان انتخابات توقیف و اهالى و انجمن غیرقانونى بودن این توقیف را به وزارت کشور تذکر داد به قرائت آراء شروع نموده و بالنتیجه آقاى محمد بهادرى با اکثریت 12943 رأى از کلیه 21372 رأى به نمایندگى چهاردهمین دوره قانونگزارى انتخاب و در مدت مقرره قانونى انجمن شکایات واصله را دریافت و رسیدگى نموده چون شکایات را غیر وارد دانسته به نام آقاى محمد بهادرى استوارنامه صادر کرده است شعبه چهارم نیز با رسیدگى به محتویات پرونده جریان انتخابات و نظر انجمن را صحیح دانسته و صحت انتخابات حوزه ارسباران و نمایندگى محمد بهادرى را تصدیق و اینک گزارش آن را به عرض مجلس شوراى ملى می­رساند مخبر شعبه چهارم .‏

نائب رئیس- مخالفى نیست؟(اظهارى نشد) رأى گرفته می­شود به انتخاب آقاى محمد بهادرى از ارسباران موافقین برخیزند(اکثر برخاستند) تصویب شد آقاى امینى بفرمایید .

آقاى امینى گزارش شعبه دوم راجع به نمایندگى آقاى اسدالله یمین اسفندیارى را از بابل به شرح ذیل قرائت کردند) گزارش از شعبه دوم به مجلس شوراى ملى‏

گزارش انتخابات بابل مربوط به آقاى اسدالله یمین اسفندیارى جریان انتخبات بابل به شرحى است که ذیلاً به عرض می­رسد:

انجمن نظارت انتخابات روز چهارشنبه 19 مرداد ماه 1322 تشکیل و از روز 18 آبان 1322 به توزیع تعرفه و اخذ رأى اقدام کرده است. در نتیجه آقاى یمین اسفندیارى با اکثریت 17970 از 37254 رأى به سمت نمایندگى دوره چهاردهم قانونگذارى از بابل انتخاب شدند .

انجمن نظارت انتخابات روز چهارشنبه 19 مرداد ماه 1322 تشکیل و از روز 18 آبان 1322 به توزیع تعرفه و اخذ رأى اقدام کرده است. در نتیجه آقاى یمین اسفندیارى با اکثریت 17970 از 37254 رأى به سمت نمایندگى دوره چهاردهم قانونگذارى از بابل انتخاب شدند .

انجمن نظارت در مدت مقرره طبق قانون انتخابات به شکایات واصله رسیدگى نموده و چون اعتراضات را وارد ندانسته است اعتبارنامه به نام آقاى اسدالله یمین اسفندیارى صادر کرده است .

شعبه دوم با دقت کامل به پرونده رسیدگى و شکایات واصله را مورد بررسی قرار داده است و چون اعتراضات را غیر وارد تشخیص داد صحت انتخاب ایشان را تصدیق می­نماید .

نائب رئیس- رأى گرفته می­شود به انتخاب آقاى یمین اسفندیارى .‏

شریعت‌زاده- مخالفم آقا

نائب رئیس- آقاى شریعت­زاده مخالفند می­ماند به جلسه آتیه. گزارش شعبه دوم راجع به نمایندگى رحمانقلى خلعتبرى از بابل قرائت می­شود .

(آقاى امینى به شرح ذیل قرائت نمودند)

گزارش از شعبه دوم به مجلس شوراى ملى

+++

گزارش انتخابات بابل مربوط به آقاى رحمانقلى خلعتبرى‏

پیرو گزارش شماره 12 مربوط به انتخاب آقاى اسدالله یمین اسفندیارى از بابل آقاى رحمانقلى خلعتبرى با اکثریت 10936 رأى از 37254 رأى به سمت نمایندگى بابل انتخاب شده اند .

شعبه دوم با دقت کامل در پرونده و رسیدگى به شکایات واصله، صحت انتخاب ایشان را تصدیق می­نماید .

شریعت­زاده- بنده مخالفم

نائب رئیس- می­ماند براى جلسه آتیه

4- بقیه شور و تصویب برنامه دولت

نائب رئیس- برنامه دولت مطرح است آقاى مظفرزاده‏

مظفرزاده- بنده در یکى از جلساتى که در کاخ وزارت امور خارجه از نمایندگان دعوت شد و در آنجا به تنهایى با کمال صراحت به آقاى نخست وزیر عرض کردم که ملت ایران امروز زیربار مفاسد و فجایع ادارى کمر خم کرده و از مجلس دوره چهاردهم استمداد می­کند تصور می­کردم عقیده مجلس چهاردهم این است که براى رفع این بدبختى­ها و بحران­ها یک دولت کافى لایقى روى کار بیاید و مردم را از این وضعیت فعلى نجات بدهد متأسفانه دولتى را که بعداً ایشان معرفى کردند کمى پیرتر از دولت قبل به نظر می­رسد و بعد که یک کمى به وضعیت موافقین و اکثریتى که تشخیص کرده­اند مراجعه کردم معلوم شد که بنده در تشخیص خودم اشتباه کرده بودم و آقایان موافقین که گویا اکثریتى تشکیل داده­اند با همین دولتى که ایشان معرفى کرده­اند موافقت دارند ببینیم حالا استدلال آقایان موافقین در تصویب این دولت چیست؟ یک منطق آنها این است که باید از بحران جلوگیرى کرد حالا به بینیم این بحران را کى به وجود آورد؟ و چرا به وجود آمد؟ اگر آقایان نمایندگان محترم خاطرشان فراموش کار نباشد قبل از رسمى شدن مجلس شوراى ملى در آن جلسات معارفه که ما داشتیم اکثر همین آقایان موافقین قیام می­کردند و نسبت به بدبختى اوضاع فریاد می­کردند و نسبت به دولت شکایت داشتند و حالا مى­بینیم همان هیئت دولت سابق روى کار آمد و اکثریتش همان اشخاصى هستند که بودند همان آقایان مخالفین پریروز امروز به عنوان این که می­خواهند بحران رفع شود. می­خواهند به آنها رأى بدهند. بنده از یک شخصیتى که پرورش یافته دوره مشروطیت و آزادى ایران است آقاى کاظمى در اینجا گله می­کنم ایشان پس از این که دو ساعت بدبختى مملکت را تشریح کردند آن چیزهایى را هم که نباید بگویند گفتند بعد اظهار کردند که من به همین دولت رأى می­دهم این چه استدلالى است آقا؟ مگر از واقعه شهریور تاکنون اکثریت همین دولت زمامدار امور نبوده­اند؟ مگر تغییرى در اینها پیدا شده است؟ من از آقایان موافقین دولت سؤال مى­کنم آقایان حقیقتاً وجداناً شما ایمان و اعتقاد دارید که آقاى وزیر جنگ امروز غارتگرى­هاى امثال سرباز ایران را حفظ خواهند کرد این اختلافى که در ارتش هست جلوگیرى می­کنند؟(گفته شد- خیر) این اختلالى که نظام وظیفه این مملکت تولید کرده است جلوگیرى خواهند کرد من خبر دارم که تمام مساعده را که در گیلان به توتون­کارها داده­اند این آقایان نظام وظیفه­ها مثل مرغى که دانه جمع می­کنند همه را برچیدند آن وقت شاید مجبور بشویم براى برگ توتون در این مملکت زراعتى برویم از جاى دیگر برگ توتون بخریم آقاى اردلان از وزارت دارایى به وزارت پیشه و هنر رفتند در آنجا چه می­خواهند بکنند؟ این دسته­بندی­ها و این غارتگری­هایى که در آن وزارتخانه هست ایشان عهده­دار هستند که اصلاح بکنند؟ نمی­دانم همین طور وزارتخانه­هاى دیگرمان بنده در برنامه دولت وارد نمی­شوم زیرا وقتى که صلاحیت افراد دولت و شخصیت آنها را با مقتضیات و اضطرار تطبیق نکردم بحث در برنامه دیگر مورد ندارد. برنامه مال یک دولتى است که خودش ایمان و اعتقاد به برنامه و اصلاحات داشته باشد آقاى اردلان در توضیحات پریروز خودشان هم به یک زبانى فرمودند که این برنامه عملى نیست(اردلان- نه خیر) با آن اگر و مگرهایى که فرمودید با آن چیزهایى که توضیح دادید از مجموع فهمیده می­شد که اعتقادى به اجراى

+++

برنامه نیست بنابراین فقط بگوییم که این طور برنامه­ها فقط براى حفظ ظاهر و تحکیم موقعیت دولت و نقش برآب است بنابراین چه لازم است در اطراف برنامه حرف بزنیم هر وقت یک دولت با ایمان و یک دولت توانایى روى کار آمد برنامه هم ارائه داد آن وقت اگر حرف­هایى داریم خواهیم زد. آقاى ممقانى تازه تشریف آورده­اند به وزارت دادگسترى یکى از قضات عالیرتبه ایرانند و استقلال قضایى خودشان را هم به ثبوت رسانده­اند اما ایشان توانایى دارند این قضات دیمى که در این بیست سال روى آن جریاناتى که ما مسبوق هستیم به این دادگاه­ها و دادسراها وارد شده­اند و افتضاحاتى بار آورده­اند که شرم آور است براى قوه قضایى ایران اینها را اصلاح کنند! این قانون املاک واگذارى هیئت­هایى را مأمور اجراى این کار کرده­اند دو سال است گذشته هیچ کارى نکرده­اند و نمی­کنند(صحیح است) اینها فقط می­خواهند معاینه بکنند معاینه تازه اداره املاک واگذارى در روزنامه می­خوانیم که تشکیلات می­دهند براى همین املاک ‏زیرا معلوم می­شود که عقیده ندارند املاک به مردم واگذار شود باید این قانون را اصلاح کرد باید یک مردمى روى کار بیایند صرفاً از نظر دلسوزى به ملت و وطن کارهایى بکنند که به درد امروز کشور ما بخورد تعارف را باید کنار بگذاریم دوستى و خاطرخواهى را باید موقوف کنیم آقا(صحیح است) ملت ایران از ما انتظاراتى دارد اگر ما انتظارات او را برآورده نکنیم مأیوس می­شوند و خدا می­داند که از این یأس براى آتیه چه پیش آمد خواهد کرد بنابراین بنده به عرایضم خاتمه می­دهم و کسى نیستم که با دولت موافقت کنم .

نائب رئیس- آقاى فرهودى‏

فرهودى- بنده هم مثل اکثر آقایان در زندگانى پارلمانى مبتدى هستم(صحیح است) اما در این سه جلسه که برنامه دولت مطرح است این طور احساس می­کنم که ما آن نظم منطقى که در مذاکرات بایستى داشته باشیم نداریم. دولتى تشکیل شده است و برنامه خودش را داده است البته این برنامه راجع است به مسائلى که دولت عهده­دار است براى آینده اقدام بکند و در نقشه گذاشته است که کارهایى را براى آینده صورت دهد آن وقت در موقع طرح این برنامه مسائلى راجع به ده سال 15 سال پیش گفته می­شود اینها گمان می­کنم که یک قدرى از حدود مذاکره و دستور خارج باشد بعد هم عده از آقایان همکاران به عنوان موافق و مخالف صحبت می­کنند البته آن کس که موافق است هم از برنامه باید دفاع کند هم از نظر خودش دفاع کند هم جوابى به مخالفین دولت بدهد جوابى که داده نمی­شود به جاى خود خود آن موافق هم یک بار جدیدى بر دوش آن مذاکراتى که شده است می­گذارد و مطلب را جنبه منفى می­دهد ماده ما در نظامنامه داریم که مخصوصاً اشاره می­کند که مذاکرات باید در اطراف موضوع باشد و اگر آن ماده را که ماده 110 است رعایت نکنیم کمتر موفق خواهیم شد یک مسئله را به صورت منطقى در بیاوریم و مرتب کنیم و حلاجى کنیم و به نتیجه برسیم حالا می­رویم به سر برنامه به نظر بنده هر دولتى وقتى برنامه خودش را می­نویسد قبلاً باید فکر کند که چه منظورى دارد از نوشتن این برنامه و اجراى این برنامه آن منظور هم البته باید متناسب باشد با اوضاع و احوالى که مملکت دچار است. هر دولتى وقتى تشکیل شد یک نظر عمومى به اوضاع مملکت می­اندازد و یک هدف و منظورى را براى خودش تشخیص می­دهد و برطبق آن هدف و منظور برنامه می­نویسد ببینیم که اساساً برنامه چه جور باید باشد؟ برنامه به نظر بنده نقشه عملى است پیش از این که به جاى پروگرام فرهنگستان لغت برنامه وضع کند ما می­گفتیم دستور عمل یعنى یک مقررات عملى را در نظر بگیریم و آن را برنامه کار قرار بدهیم نمونه خیلى کاملش برنامه مدارس است که دروس را در نظر می­گیرند و جزئیات آن دروس را معلوم و آن را تقسیم می­کنند به ساعت­ها و کلاس­ها و درس می­دهند به نظر بنده با این که موافق دولت هستم . . . آنچه را که دولت آورده کاملاً برنامه نمی­توان گفت .

اقبال- عده کافى نیست آقا تأمل بفرمایید تا کافى شود.

+++

(در این موقع عده کافى شد)

فرهودى- در اینجا مذاکره شد از اصلاحات متعددى که دولت می­بایستى حقاً در نظر بگیرد شک هم نیست که مملکت ما فعلاً احتیاج دارد به رشته­هاى متعددى از اصلاح چه در اشخاص چه در طرز کار اما به نظر بنده مشکل است که با محدود بودن وسایل و با تشکیلات کنونى تمام اصلاحات منظور را یک دفعه شروع بکنیم به نظر بنده بایستى پیش از شروع به اصلاحات زمینه اصلاحات فراهم و حاضر شود یعنى اوضاع و احوال و استعدادى تولید شود که یک قسمت از آن اصلاحات به خودى خود شروع شود و به جریان بیفتد آن قسمت هم که سهم دولت است دولت اقدام کند ما براى تهیه زمینه اصلاحات دو منظور اساسى را باید داشته باشیم دولت هم از سیاق برنامه­اش معلوم است که این دو منظور را داشته است و در برنامه­اش تذکر داده است یکى امنیت است یکى هم تولید و توسعه ثروت عمومى البته مملکتى که امنیت آن مرتب نباشد تا چرخ­هاى تولید ثروتش آن طور که بایستى کار بکند دیگر زمینه و استعدادى براى سایر اصلاحات باقى نمی­ماند و آن مملکت دائماً دچار الفباى زندگانى است و دیگر به حروف و دروس بعد نمی­تواند برسد اینک مسئله امنیت را مورد دقت قرار می­دهیم انصاف باید داد که امنیت اساساً در ایران موجود است و این را هم که می­گویند نیست در نبودش هم نباید مبالغه کرد و به نظر بنده یکى از موجبات عدم امنیت همین است که می­گوییم امنیت نیست یعنى روحیه مردم را خراب می­کنیم و آن کسى هم که فکر می­کند امنیت هست و زندگانى خودش را مرتب می­کند او هم در زندگانى خودش دچار تزلزل و اختلال می­شود یک اساس بزرگ امنیت در ایران موجود است و آن عامل معرفت­الروحى است که در ایران است مردم ایران طبیعتاً صلحجو و مطیع قانون و عاشق آرامش­اند وقتى یک مملکتى مردمش داراى این صفات اخلاقى باشند انصاف باید داد که زمینه حقیقى براى وجود امنیت آماده است اما آنچه براى امنیت در این جنبه عملى دارد به نظر بنده مسئله عشایر است عشایر ایران اکثراً داراى روح و خون ایرانى هستند احساسات وطن پرستى اینها هم مورد قبول و ستایش عموم است(صحیح است) و اکثریت­شان به واسطه جنبه فلاحتى که دارند خودشان بوجود امنیت علاقه­مند هستند یکى از آنها عشایر بنى­طرف و هویزه است که بنده نماینده‌شان هستم و اگر فعلاً در مسئله امنیت آقایان اشکالى مى­بینند یا حرفى می­شنوند مربوط به این است که اکثر عشایر راضى نیستند. . .

بعضى از نمایندگان- عده کافى نیست .

(پس از چند دقیقه عده کافى شد)

فرهودى- شکایاتى که عشایر دارند مربوط به گذشته است و بیشتر آن هم راجع است به تصرفات نابه جایى که در املاک آنها شده است دولتى که حقیقتاً به وجود امنیت علاقه­مند باشد طبعاً می­بایستى رویه عادلانه و متینى بگیرد و این شکایات را مرتفع کند یک شکایاتى هم راجع به اوضاع فعلی­شان دارند و آن این است که وسایل زندگانى در محیط عشایر فعلاً مفقود است مثل اجناس انحصارى دولت قند قماش و غیره و حقاً بایستى گفت که عشایر ایران از آنهایى که در کنار باتلاق هورالعظیم در خاک بنى طرف برنج کارى می­کنند تا آنهایى که روى تپه­هاى سرخس و کلات دیم کارى می­کنند همه زحمت می­کشند همه کار می­کنند همه تولید ثروت می­کنند مالیات به دولت می­دهند ولى خوب انصاف باید داد که در مقابل این زحمات لباس ندارند سلامتى ندارند اساس زندگانى ندارند املاکشان دستخوش تصرفات شده است و نسبت به آینده هم نگران هستند مثلاً همین عشایر بنى‌طرف پانصد سال وظیفه سرحددارى ایران را انجام دادند پیش از آن که قشون جدید تشکیل شود این وظیفه را آنها انجام می­دادند در موقعى که دولت می­خواست خوزستان را امن کند با قواى دولتى کمک کردند الان هم به حفظ امنیت آنجا کمک می­کنند و امنیت آنجا در حقیقت به عهده خودشان است اما با این وضعیت آقایان ملاحظه بفرمایند بنده یک قسمت کوچکى را از کاغذى که نوشته­اند می­خوانم تا روحیه آنها معلوم شود: به طوری که تواریخ پیشینه و آثار موجوده شاهد و گواهى می­دهد اراضى

+++

دشت میشان که از رودخانه کرخه مشروب می­شود و عمده زراعت آن شلتوک است تقریباً در پانصد صال قبل صحراى غیرمسکون و لم یزرع بوده به وسیله آبا و اجداد و سلف این فدویان آن زمین لم یزرع رفته رفته آباد و عشایر بنى­طرف فعلى را به وجود آورده است: از همان تاریخ تا اوایل سلطنت پهلوى به طور اربابى مطلق کلیه اراضى دشت میشان در تصرف پدران و این فدویان بوده است. در زمان مرحوم شیخ خزعل جابرى شیوخ سالیانه مبلغ جزیى به نام تأمین طرق به طور کلى در سال پرداخت می­نمایند. در زمان سلطنت پهلوى به واسطه غرض­رانى و سوء استفاده مأمورین دولت که بر هر فرد وطن‌پرست مخفى و پوشیده نیست به ویژه براى وکلاى صالح این دوره هیچ شبه و تردید ندارد بدواً فدویان را بدون هیچ گناهى و محاکمه از ملک و وطن خود دور ساخته به تهران و گرگان و سایر شهرستان­هاى ایران تبعید نمودند در این سیزده سال تبعیدید تمام اموال و دارایى و احشام و حتى اطفال خردسال ما تلف و از هستى ساقط شده­ایم در این مدت غیبت فدویان مأمورین دولت هزار نوع و شکل استفاده نامشروع در اراضى ملکى فدویان معمول داشته گاهى به نام خالصه­جات دولت قلمداد نموده موقعى به طور فروش به اشخاص خارجى که از عراق عرب طرد و به ایران مهاجرت می­نمایند با رشوه و تطمیع مأمورین محل زمین آباد رعیت بیچاره به آنها داده پس از مدتى اشخاص خارجى هزار گونه خیانت و فساد در عشایر تولید و به وطن خود معاودت می­نمایند. این یک مراسله است که یک قسمت آن را خواندم یک مراسله دیگر هم این است که براى این که زیاد وقت آقایان را نگرفته باشم از آن هم یک قسمتش را می­خوانم .

اینجانبان مشایخ بنى­طرف و پدران ما از پانصد سال قبل به این طرف در دشت میشان مشغول زراعت و فلاحت بوده و در زمان شیخ خزعل با گرفتن جزیى مالیات قناعت می­شد و پدران و رعایان زحمت کشى ماها با زحمات و سختى­هاى زیادى اراضى لم یزرع و بایر را آباد و قابل کشت نموده­اند و بعداً در زمان اعلیحضرت شاه سابق املاک ماها را از دست­مان گرفته و من غیر حق سال­ها به اشخاص دیگرى واگذار و در نتیجه رعایاى ما را بدبخت و از هستى ساقط نموده­اند و لى در این موقع امیدواریم که با مراحم عالیه اعلیحضرت شاهنشاه ایران ارواحنا فداء املاک ما به خود ما مسترد گردد .

پس اگر دولت اصلاحى بکند در وضعیت آنجا و این املاک را به حال اولش برگرداند و اسباب رضایت عمومى عشایر شود یک قسمت عمده از مشکلات امنیت خود به خود حل می­شود و دیگر نگرانى از این قسمت باقى نمی­ماند امنیت همان طور که همکار محترم من فرمودند با زور و اسلحه درست نمی­شود زور و اسلحه براى راهزنان و آشوبگران است امنیت اساسش عدالت است یکى از طرق عدالت هم رفع مظالم گذشته است این مسئله به این سادگى را بنده نمی­دانم چطور است دو سال است دولت­هاى ما نتوانسته­اند حل کنند و اشکالش کجا است؟ عنصرى که براى امنیت داخلى لازم است از لحاظ جلوگیرى از راهزنان و آشوبگران عنصر قواى انتظامى است که از ارتش و شهربانى و ژاندارمرى مرکب است ما الان مواد و مصالح این عنصر را داریم، ارتش داریم ژاندارمرى داریم و سالى یک میلیارد و نیم خرج این دستگاه می­شود یعنى مالیاتى را که این مردم می­دهند خرج این تشکیلات می­شود اینها هم باید به یک صورتى دربیاید که بتواند حقیقتاً امنیت را حفظ کند بنابر این ما در مسئله امنیت یکى احتیاج داریم با صلاح و تقویت قواى تأمینیه که بتواند وظیفه­اش را انجام دهد یکى هم شروع به اجراى عدالت حقیقى و الّا مسئله دیگرى در بین نیست. عرض کردم مسئله دیگرى که باید مورد توجه باشد و زمینه براى اصلاحات فراهم بکند استفاده حداکثر از قواى صنعتى و کشاورزى مملکت است یعنى ما واقعاً به تولید و توسعه ثروت عمومى آن طورى که باید خدمت کنیم و علاقه به خرج بدهیم و زمینه را براى کار و فعالیت افراد حاضر کنیم کارخانه­جاتى در ایران هست که از حداکثر قواى مولده­اش استفاده نمی­شود مزارعى هست که آن طورى که باید زراعت نمی­شود آب­هایى هست که به جاى این که به مصرف زراعت برسد نمی­رسد و هدر می­رود اگر دولت بتواند این چرخ­هاى تولیدى را به کار بیندازد ثروت عمومى توسعه پیدا می­کند بنده به آقایان قول می­دهم که در نتیجه یک قسمت زیادى از این عدم رضایت­هایى که هست خود

+++

به خود از بین می­رود و یک زمینه­هاى صحیحى براى اصلاحات فراهم و آماده می­شود، یک نکته هم هست و آن این است که حاصل این ثروت چه آنهایى که حالا تولید می­شود یا بعد تولید بشود بایستى عادلانه میان تولید کنندگان ثروت قسمت بشود، بزرگ­ترین طبقه مولدین ثروت ایران زارعین هستند اگر ملت ایران ثروتى داشته است و دارد بایستى تصدیق کرد که در نتیجه و زحمت زارعین است آقاى ضیاءالملک در جلسه گذشته فرمودند که ما نمی­خواهیم دولت به زراعین کمک بکند فقط انتظار داریم مأمورین دولت به دهات نروند البته مأمور متعدى و متجاوز نباید به دهات برود ولى به عقیده بنده باید مأمور فرهنگ و بهداشت مخصوصاً به دهات برود ولى این فقر و تنگدستى که ما در دهات مى­بینیم به نظر بنده یک قسمتش از عدم توجه مالکین است. تقسیم محصول بین زارع و مالک در ایران هنوز به یک صورت عادلانه و صحیحى در نیامده، بنده انتظار دارم که دولت مخصوصاً آقاى ممقانى که مرد عادلى هستند یک قانونى تهیه کنند و تکلیف تقسیم حاصل بین مالک و زارع معلوم باشد(بعضى از نمایندگان- معلوم است آقا) مطابق یک اصولى و عادلانه باید باشد و زارع واقعاً از آنچه که زحمت می­کشد و تولید می­کند براى وسایل زندگانیش بیشتر استفاده کند، یک عملى هم مجلس باید دقت و همت کند و آن این است که در قوانینى که تصویب می­شود بیشتر هم خود را صرف توسعه خرده مالک بکند چون این مسئله یکى از مواد مرام مشروطه خواهان اولیه این کشور است ما سیزده دوره است مجلس داریم حالا وارد مجلس چهاردهم شده­ایم و هنوز یک قدم عملى صحیح براى توسعه خرده مالک در ایران برداشته نشده است بالاخره با توجه به زحمت حقیقى زارعین و سهم بزرگ آنها در تولید ثروت باید در تأمین زندگانى صحیح براى آنها از حاصل دسترنج خودشان دوره چهاردهم اقدام کند و همت کند که پایه­هاى عدالت اجتماعى را کار بگذارد و بعد البته دوره­هاى دیگر این پایه­ها را بالا می­برند و عدالت حقیقى هم برقرار می­شود .

راجع به مستشاران آمریکایى که فعلاً عهده­دار امور مالى و اقتصادى ما هستند مذاکراتى اینجا شده ولى به نظر بنده اگر به خاطر بیاوریم به تصدیق همه آقاى دکتر میلیسپو در آن دفعه خدماتى عالیه به ایران کرد و با چه طرز نامناسبى از ایران رفت متوجه می­شویم که در این مرتبه به حقیقت قضایا و مسایل باید توجه بکنیم، در مسئله مستشار به نظر بنده بایستى درست دقت کرد به مفهوم مستشار در همین مجلس یادم می­آید که مرحوم مدرس در قسمت راجع به مسشارهاى خارجى گفت که ما معلم می­خواهیم اما حاکم و فرمانده نمی­خواهیم مستشار هم می­باید طرز کار را به ما نشان بدهد و البته مسایل اقتصادى و روش­هاى جدیدى که در دنیا پیدا شده است وجود مستشار را الزام می­کند بنابراین متد کار را مستشار باید براى ما معلوم کند اما عامل اجراى این متد خود ایرانی­ها باید باشند یکى از چرخ­هاى سنگینى که ملت ایران از دسترنج خودش پرداخته است پولى است که براى اعزام محصل به اروپا داده است و پولى که براى تأسیس دانشگاه پرداخته شده است نتیجه این اعزام محصل به اروپا داده است و پولى که براى تأسیس دانشگاه پرداخته شده است نتیجه این اعزام محصل و تأسیس دانشگاه این شده است که عده­اى از جوانان که تخصص در رشته­هاى مختلف دارند فارغ‌التحصیل شده­اند و اکثرشان هم در وزارتخانه­ها تجارب عملى فراگرفته­اند از آن مقدماتى هم که آقاى اردلان وزیر پیشه و هنر فرمودند گذشته­اند یعنى طى مراحل هم کرده­اند کار را باید به دست این اشخاص داد البته مستشار یک فکرى می­دهد و طرح کارى را معلوم می­کند اماعوامل کار باید ایرانی­ها باشند و خدمات حساس باید به دست این طبقه باشد تا هم ما از وجود مستشاران استفاده بکنیم و هم آنها در پیش بردن نقشه و فکر خودشان موفق بشوند و الّا اگر تمام جزئیات کارها را خودشان بخواهند در دست بگیرند نتیجه این می­شود که عوض شصت تا ششصد تا بایستى بیاورند و در نتیجه افراد جوان و تحصیل کرده از خدمت در دوایر مالى و اقتصادى دورى می­کنند و به طورى که الان معلوم است اوضاع مالى و اقتصادى ما می­افتد به دست یک عده مترجم پس آقایان مستشاران یک قدرى باید طرز کار خودشان را اصلاح بکنند و الّا حقیقت مطلب این است که در مجلس هیچ روح مخالفتى با مستشاران امریکایى

+++

نیست مثلاً یکى از خدمات میسیون مالى طرح قانون مالیات بر درآمد بود که پیشنهاد کردند و مجلس هم تصویب کرد و حالا موقع اجراى این قانون است و باید از بروز هر پیش آمدى که مانع اجراى این قانون بشود جلوگیرى کنیم. حالا دقتى هم در خود برنامه کنیم. در سیاست خارجى خوشبختانه سیاست خارجى ما روشن است دولت هم یک فرمولى در برنامه گذاشته است که این روشنایى را حفظ خواهد کرد ولى اینجا دو نکته را باید تذکر بدهم یکى این که قراردادهایی را که ما داریم اجرایش واقعاً باید دو جانبه باشد دولت کاملاً مراقبت بکند که اجراى قراردادها یک طرفه نباشد یکى هم این که حالا که تأیید شده است و تصدیق شده است و مسلم شده است که دولت ایران در راه پیروزى متفقین خودش چه زحماتى کشیده است از حالا مطالعه بشود که آن سهم پیروزى ایران هم در موقع خودش جبران و تأمین بشود. در قسمت سیاست داخلى هم مطالب قسمت­بندى شده است: تهیه وسایل تأمین خواربار و حوایج ضرورى مردم و سعى در تعدیل قیمت­ها بنده خواستم از آقایان وزرا خواهش کنم نقشه خودشان را براى این کار واقعاً در اجرایش قبلاً فکرى شده باشد ولى یک وقت هم هست که نسبت به آن فکر شده است و سنجیده شده است و نقشه هست و اجرا می­شود چون این مسئله الان مورد توجه عمومى است و بستگى به حیات مردم دارد بنده بى­میل نیستم اگر دولت نقشه­اى دارد و اصول آن را در اینجا بگوید و مطلب از این صورت کلى بیرون بیاید قسمت تأمین حداقل مایحتاج زندگانى براى افراد کارگر و برزگر این هم به نظر بنده به یک ماده مرامنامه بیشتر شبیه است تا به یک ماده برنامه خوب است دولت جزییاتى که براى این کار در نظر گرفته بفرمایند(یک نفر از نمایندگان- آقا شما موافقید یا مخالف؟) خوب نواقصى دارد که باید عرض کنم. در قسمت تجدید نظر در قانون تقسیمات کشور و شهردارى­ها مطلب اساسى می­خواستم عرض کنم که آن ساده کردن تشکیلات است. در آبادى­هاى کوچک ما مى­بینیم که‏ تمام وزارتخانه­ها نماینده دارند تمام ادارات کل هم نماینده دارند وزارت کشور بخشدار دارد آمار هم نماینده دارد، وزارت داراى دارد، گمرک هم دارد، فرهنگ دارد، ژاندارمرى دارد، کلانتر مرز در نقاط سرحدى هست به طورى که عده این مأمورین و اعضاء و اجزا آنها غالباً بیش از عده مردمى هستند که آنجا ساکنند و حقوق مأمورین هم کافى نیست و به این جهت مزاحم مردم هستند به نظر بنده باید در این نقاط کوچک مشاغل را ادغام کرد و مشاغل مختلف را به دو سه نفر داد و حقوق کافى به آنها داد که وظایف خودشان را به خوبى انجام بدهند. ماده پنج برنامه از مواردى است که اولین دفعه است به مجلس شوراى ملى آمده و مطرح شده است و آن راجع به تنظیم نقشه­هاى چند ساله است که بسیار ماده صحیحى است ولى بنده در برنامه فرهنگ دو نکته را خواستم تذکر بدهم یکى این که برنامه تعلیمات عمومى تنها شامل اطفال دبستانى نباید باشد برنامه فرهنگ عمومى باید شامل تمام طبقات جامعه باشد به طورى که همه در یک ردیف بتوانند در سطح فرهنگی­شان ترقى کنند بعد هم در ضمن اجراى این برنامه که براى تمام طبقات خواهد بود سعى بشود که ایمان و عقاید مذهبى و احساسات مذهبى بیدار بشود براى این که با این تزلزلى که در عقاید مذهبى رخ داده است بیشتر گرفتاری­هاى ادارى و قضایى ما ناشى از این است که عقاید مذهبى مردم متزلزل شده و اصول پاک ایمانى از بین رفته است و یک وجدانى هم جایش را نگرفته است این است که مردم از حیث عقاید و احساسات دچار سرگردانى شده­اند ما به جاى این پاسبان و ژاندارمی که عده کافى نداریم خوب است یک پلیس­هاى اخلاقى بگذاریم که مردم خودشان خودشان را اداره کنند. اما راجع به آقایان وزرا: به نظر بنده در انتخاب آقایان وزرا مثل سایر کارها می­بایستى از یک اصول و قواعدى پیروى بشود در کشورهاى دیگر دموکراسى یک سوابق و سنت­هایى به وجود آمده است که این سوابق و سنت­ها جانشین اصول شده است، اما در ایران متأسفانه هنوز آن ورزش در کار به اندازه کافى نیست و هنوز

+++

ما اصولى را نداریم که یک رئیس­الوزرایى موافق با آن اصول وزرایش را انتخاب کند ناچار اصل تشبث پیش مى­آید و این هم البته اصل صحیحى نیست یک رفیق ظریفى بنده دارم چند سال پیش می­گفت که در ایران ترقى در مقامات تناسب معکوس دارد با مقدار معلومات و اطلاعات مثلاً ورود به خدمت دولتى مطابق قانون استخدام با تصدیق سه ساله متوسطه است براى وکیل شدن که طبقه بالاتر است از ادارات دولتى خط و سواد فارسى مطابق قانون انتخابات کافى است و براى میزان معلومات وزارت قانون ساکت و معلوم نکرده است که چه حدود معلومات و اطلاعاتى را باید از وزیر انتظار داشت اینجا آنچه که بنده راجع به برنامه گفتم تذکر یک نواقصى بود اما تذکر دیگرى هم در قسمت آقایان وزرا دارم و آن تذکر زواید است و آن راجع به آقایان وزراى مشاور است وزیر مشاور به نظر بنده همان انگشت ششمى است که شیخ سعدى فرموده و در این دو ساله خزانه ایران دچار این انگشت ششم شده است هر وزیرى حقوقش و اتومبیل و سایر لوازمش در سال بیست و پنج هزار تومان لااقل خواهد شد و دو وزیر مشاور سالى پنجاه هزار تومان خرجش است بنده هر چه واقعاً در قانون اساسى دقت کردم که خودم براى خودم یک راه حلى پیدا کنم براى انتخاب آقایان وزراى مشاور مجوزى ندیدم(افخمى- موافق هم هستید؟) بلى ولى با وزیر مشاور مخالف هستم .

بعضى از نمایندگان- اگر وزیر مشاور باشد رأى نخواهید داد .

فرهودى- اصل 62 متمم قانون اساسى می­گوید که عده وزرا به موجب قانون معین می­شود من از آقاى نخست وزیر می­پرسم آن قانونى که اجازه تأسیس وزارت مشاور را داده و ایشان به موجب آن وزراى مشاور را انتخاب کردند چیست؟

در دوره دیکتاتورى هم که معروف این است که به قوانین توجه نمی­شد هر وقت می­خواستند یک وزارتخانه جدیدى تأسیس کنند قانونش به مجلس مى­آمد وزارت اقتصاد خواستند تشکیل بدهند قانونش به مجلس آمد بعد خواستند همان وزارتخانه را تقسیم کنند باز قانونش به مجلس آمد در دوره دمکراسى هم این اصل رعایت شد خواستند وزارت بازرگانى و پیشه و هنر را یکى بکنند قانونش به مجلس آمد اما نسبت به وزراى مشاور ما هیچ قانونى نداریم و این روحاً مخالف قانون اساسى است اصل 61 قانون اساسى براى وزرا دو جور مسئولیت قائل شده است یکى مسئولیت مختصه به امور خودشان یکى مسئولیت مشترک در امور عمومى بنده می­پرسم مسئولیت اختصاصى وزیران مشاور چیست؟ باز اصل 69 قانون اساسى راجع به محاکمه وزرا:

در آخر ماده می­گوید مگر وقتى که به موجب قانون اتمام و اقامه دعوى از دایره ادارات دولتى مرجوعه به شخص وزیر خارجه باشد پس معلوم می­شود مطابق قانون اساسى هر وزیرى می­باید یک دستگاهى یعنى اداراتى وزارتخانه­اى تحت نظر داشته باشد که وقتى که در مسائل راجع به آن دستگاه مورد اتهام واقع شد بشود تعقیبش کرد و مجازاتش کرد و این اصل را ماده اول قانون محاکمه وزرا توضیح داده است و می­گوید هر وزیرى که در امور تحت اداره خود متهم شد، پس در هر حال قانون اساسى ما در مقابل عنوان وزارت یک مسئولیتى را قائل شده بلکه دو مسئولیت قائل شده مسئولیت مختصه و مسئولیت مشترکه و این حقوقى را هم که ملت ایران می­دهد از خزانه به این آقایان سالى پنجاه هزار تومان این هم البته در مقابل یک کار و مسئولیتى باشد بنده هر چه دقت می­کنم مى­بینم آقایان وزراى مشاور هیچ مسئولیتى و کارى ندارند و حقوقى هم که می­خواهند بگیرند از لحاظ قانونى اشکال دارد(بوشهرى- نفرمودید رأى موافق خواهید داد یا مخالف؟) در موقع رأى دادن یک پیشنهادى خواهم کرد البته اگر آن پیشنهاد قبول شد رأى موافق خواهم داد و الا رأى مخالف .

نائب رئیس- آقاى ملک­مدنى .

ملک­مدنى- بنده به آقایان بشارت می­دهم که خیلى مختصر صحبت می­کنم براى این که چندین جلسه است که در

+++

اطراف مصایب و بدبختى­هایى که در این مملکت هست مذاکره کافى شده است معایب و نواقصى هم که در کشور مشهود است و عامه انتظار دارند براى اصلاح و بهبود حال عمومى قدم برداشته شود به اطلاع همه رسیده است ولى به نظر بنده جهت و سبب این بدبختى­ها و گرفتاری­ها که در این دو ساله توفیق پیدا نشده است . . . (عده کافى نبود و پس از چند دقیقه تأمل عده کافى شد) بنده خواستم خواهش کنم قبل از این که وارد صحبت بشوم اگر آقایان منشى­ها اسامى اینهایى را که بیرون هستند یادداشت کنند و به اطلاع آقایان برسانند که همه خیال نکنند همه اعضا مجلس اشخاصى هستند که بیرون می­روند و علاقه به کار ندارند باید بدانند که آقایان موظف هستند در روزهاى جلسه اینجا باشند و خلاف وظیفه­شان رفتار می­کنند بیرون می­روند بنده اینجا صریح عرض می­کنم. عرض کنم در این چند جلسه مذاکره زیاد شد ولى جهت و سبب این بدبختی­هایى که هست گفته نشد بنده می­خواستم مختصراً جهت و سبب این بدبختی­هایى که هست و همه از آن اطلاع دارند عرض کنم بعد از شهریور ماه که آن قضایا واقع شد جامعه ایرانى مخصوصاً طبقه روشنفکر کشور متوجه شدند که چرا یک همچو پیشامدى شد و دولت­هایى که متکى به افراد هستند اینها همیشه ممکن است دستخوش اشتباه واقع شوند که آن اشتباهات براى کشور یک موقع ممکن است ضرر و زیان بزرگى وارد آورد. باید دولت متکى به ملت و مجلس و نمایندگان باشد که در مواقعى که مشکلاتى پیش می­آید با مجلس شوراى ملى که مرکز صلاحیت­دارى است که قضایاى این مملکت را که پیش می­آید بین خود تابع فکر افراد نشود تصمیماتى اتخاذ بکند که براى کشور یک وقتى زیان بزرگى وارد کند که قابل جبران نباشد خوشبختانه بعد از آن که این پیش آمد شد مجلس و افکار عمومى توجه پیدا کردند که آن اشتباه باید اصلاح شود و آن اشتباه خوشبختانه اصلاح شد و آن مناسبتى است که همیشه با حسن تفاهم و مناسبات بین ما و دولتین شوروى و بریتانیاى کبیر بود به وسیله آن عهدنامه که در مجلس شوراى ملى منعقد شد با حسن تفاهم به تمام معنى برقرار شد ملت و جامعه ایران نشان داد که این پیش آمد مربوط به افکار عمومى نبوده است بلکه یک پیش آمدى بوده که مایه تاسف همه بوده البته براى به دست آوردن یک حکومت ملى و برقرار کردن یک دولتى که متکى به ملت باشد یک مبارزه شروع شد و بنده اینجا تصدیق می­کنم که مبارزه را اول مطبوعات و جراید شروع کردند و انصافاً این طبقه که یکى از ارکان اساسى مشروطیت هستند براى به دست آوردن حکومت ملى و برقرار کردن حکومتى که ملت و جامعه از آن راضى باشند شروع به مبارزه کردند و الان هم مشغول مبارزه هستند و به عقیده بنده وظایف خودشان را به طورى که شایسته بود انجام دادند ولى دولت­هایى که در این دو سال و نیم آمده است متأسفانه این وظیفه را انجام نداده­است یا این که نخواسته­اند تمکین حکومت ملى بشوند و افکار عمومى را رعایت کنند و احترام کنند همان طورى که اصول حکومت دموکراسى است که دولت­ها باید متکى به مجلس شوراى ملى باشند متأسفانه در این مدت دولت­ها توجه به این نکته نکرده­اند دلیلش هم این است که یک افکارى که مخالف قوانین حکومت ملى بوده است آن افکار و آن ایادى و دست­هایى که در کار بود به تمام معنى شروع به کار کرد و براى این که مجدداً وضعیت گذشته را برقرار کند از هر اقدامى مضایفه نکردند علت و جهت این ناامنى و این ضعف و این عدم انتظاماتى که در کشور پیدا شده است و سو جریانى که د امور ادارى ما هست بنده عقیده­ام این است که می­خواهند این قدر زحمت و سختى براى مملکت پیدا نشود تا مردم تمایل پیدا کنند که وضع گذشته وضع خوبى بوده است و مردم از آن راضى بوده­اند و حال آن که این طور نیست این ناامنى این وضعیتى که در ایران پیدا شده است مصنوعى است حکومت باید با ملت باشد ملت باید حکومت بکند امنیت برقرار کند امنیتى که در سایه عدالت و قانون نباشد آن امنیت نیست امنیت وقتى است که هم در ده آسایش داشته باشند و هم در خانه­شان آسایش داشته باشند این یک چیزى است که پیش همه مسلم شده است در این جلسات متعدد صحبت شد از ارتش بنده از اشخاصى هستم که از روز اول(سوابق

+++

مذاکراتم موجود است) طرفدارى از ارتش کردم عقیده­ام این است که همه نمایندگان از ارتش طرفدارى می­کنند تردیدى هم نیست براى چه؟ براى این که آقا ارتش ما یک ارتش وظیفه است برادر و پسرهاى ما در این ارتش دارند خدمت می­کنند به علاوه هر شخص وطن­پرستى معتقد است که مملکتى که می­خواهد برقرار باشد باید یک ارتش قوى و مقتدرى داشته باشد ولى ارتش باید اتکایش به ملت باشد ارتش نباید تحت تأثیر دیگرى باشد بنده صریح اینجا عرض می­کنم که به گوش افراد سرباز و افسران عالى و دانى برسد مجلس و نمایندگان و افراد عمومى طرفدار این ارتش هستند و شکایتى هم از ارتش ندارند ولى می‌خواهد که این ارتش به تمام معنى ملى باشد و وظایف خودش را ا‌نجام بدهد. چرا ارتش ما امروز موفق نمی­شود هیچ نقطه را امنیت بدهد دوازده هزار نفر سرباز در فارس دارید پشت شهر شیراز را غارت می­کنند سرباز پایش را بیرون نمی­گذارد جلوگیرى کند اینها یک مسایلى است که همه می­دانند و نمى­خواهند امنیت برقرار شود من قسم خورده­ام به قرآن که برخلاف مصالح مملکت اقدامى نکنم و خیانت می­دانم اگر این مطالب و این قضایا را اینجا نگویم اینها یک مسایلى است که هر کدام شما که قسم خورده­اید اگر وظیفه‌تان را انجام ندهید بنده عرض می­کنم که . . .(فاطمى- خائنند) قصور کرده­اید، حقایق را بگویید تا درست بشود مطالب را ماست مالى نکنید به بارى به هر جهت نگذرانید، تمام مصایبى که در این مملکت ایجاد شده است و در این دو سال و نیم ما موفقیت پیدا نکردیم براى این بود که ما محافظه­کارى کردیم ما هنوز هم تابع آن جریانات گذشته هستیم یعنى نمی­خواهیم بگوییم ما مردمى هستیم که باید حکومت را به دست ملت بدهیم و ملت و نمایندگان باید حاکم باشند(صحیح است) اینها یک مسایلى است که همه مردم از نمایندگان دوره چهاردهم انتظار دارند آقا باید کنه مطالب و رئوس مطالب گفته شود .

بالاخره والله کسى با سرباز و نظامى مخالف نیست چرا باید سوء تفاهم بشود هیچ فاصله بین ما و ارتش نیست ولى حرف اینجا است که ما می­گوییم ارتش باید ارتشى باشد که مال ملت باشد ارتشى باشد که اگر فداکارى کرد و کشته شد روح جامعه و ملت براى او غمناک باشد این عقیده و رویه همه ماها است که در زندگانى داریم ما عدلیه که می­خواهیم عدلیه باید باشد که تحت تأثیر هیچ نوع عواملى واقع نشود ما عدلیه نمی­خواهیم که پرونده­هایى باشد و از جریان خارج کند و یک دانه آنها به جریان نیفتد(صحیح است) چرا قضایاى 17 آذر را معلوم نمی­کنید باید قضایاى 17 آذر معلوم شود چرا خانه ملت را توهین بهش کردند کى باعث بود؟ باید معلوم شود شما آقاى ممقانى مرد وطن­پرستى هستید و به شما هم بنده خودم اعتقاد دارم و احترام می­گذارم اگر شما آن پرونده­ها را بیرون آوردید و به جریان انداختید مسببین آن را به جامعه معرفى کردید آن وقت شما مرد امین و خوبى هستید اگر نکردید شما هم مثل سایرین هستید بنده صریح عرض می­کنم مثل آنهایى هستید که آمدند ماست مالى کردند(ضیاءالملک- وکلاى دوره سیزدهم درش شرکت داشته­اند) هرکسى بوده است باید آقاى ضیا­ءالملک اگر وکیلى هم شرکت داشته است سلب مصونیت ازش بکنند تا ما یک قدمى برداریم هى گفته می­شود اصلاحات اصلاحات اینها است آقا بالاخره اگر می­خواهید بکنید و الّا یک مشت شکایت به مجلس می­رسد و مجلس باید تصمیم بگیرد شما حاکم بر وضعیت هستید بنده اینجا این مطالب را عرض می­کنم براى این که یک قدرى خاتمه به عرایضم بدهم عرض کنم آقاى ساعد نخست وزیر و شما وزرایى که اینجا نشسته­اید اگر شما در خودتان این قدرت را مى­بینید که متکى به ملت باشد و تحت تأثیر هیچ گونه عواملى واقع نشوید مجلس و اکثریت از شما حمایت و طرفدارى می­کنند بروید و وظایف خودتان را تعقیب کنید اگر نمی­توانید اسم خودتان را بدنام نکنید بروید کنار و بگذارید دولتى بیاید که بتواند افکار ملت و نیات مجلس شورای ملى را برقرار کند این عقیده تمام است(صحیح است)

نائب رئیس- آقاى سید ضیاء‌‌الدین طباطبایى .

سید ضیاء‌الدین طباطبایی- بنده اسم خودم را جز

+++

ناطفین موافق یا مخالف ننوشته بودم و خیال مذاکره هم نداشتم لیکن جریان مذاکرات مجلس بنده را مجبور کرد که از یکى از آقایان همکاران خودم خواهش کنم که نوبت خودشان را به بنده بدهند ایشان هم این کار را کردند و نهایت تشکر را دارم قبل از این که وارد مذاکره شوم و در اصل موضوع صحبت کنم اجازه می­خواهم یک عرضى بکنم(دکتر مصدق- بلندتر بفرمایید) موقعش می­رسد نزدیک­تر بنشینید عرض شود هر یک از آقایان نمایندگان حق دارند صحبت کنند یک ساعت 10 ساعت 20 ساعت حق اینها است براى این هم به مجلس شوراى ملى آمده­اند ولى مذاکرات یک اصولى دارد یک صحبت امروز می­شود یک صحبت دیگر بعد از چهل و هشت ساعت این معنى ندارد آقایان نمایندگان اگر حاضر بشوند صبح جلسه تشکیل بدهند عصر جلسه تشکیل بدهند شب جلسه تشکیل بدهند سه چهار ساعت جلسه تشکیل بدهند حق دارند صحبت کنند ولى اگر بنا بشود همان طور که عرض کردم هفته که هفت روز است جلسه تشکیل دهند به تشخیص بنده با اصول پارلمانى خصوصاً در مقتضیات فعلى ایران مناسب نیست بنابراین از آقایان استدعا می­کنم(بنده مانع نظر اکثریت نیست) که اگر مذاکراتى که شده است یا بشود کافى ندانند و هر یک از آقایان بخواهند باز هم صحبت کنند جلسات را بیشتر و زودتر تشکیل دهند. در جلساتى که در مجلس شوراى ملى یعنى جلسات خصوصى راجع به اظهار اعتماد به آقاى رئیس­الوزرا صحبت شد بنده شرکت نکردم و همین طور در کمیسیون‌هایی که کردند بنده باز شرکت نداشتم ولى پس از آن که رأى اکثریت را شنیدم و خود من هم عقیده دیگرى نداشتم نظرى نداشتم که پیشنهاد کنم وظیفه خودم دانستم که تابع اکثریت باشم زیرا معتقد هستم که یک وکیلى یک جنبه مثبت یا یک جنبه منفى نسبت به قضایا باید داشته باشد ممتنع نمی­تواند باشد اگر موافق است دلایلى براى موافقت خودش اظهار کند اگر مخالف است یک دلایلى براى مخالفت خودش اظهار کند پس از آن که رأى اکثریت مجلس شوراى ملى را شنیدم تابع اکثریت شدم و امیدوار بودم در یک چند جلسه تکلیف دولت روشن شود و در اول امر هم همان طور که عرض کردم خیال صحبت کردن را نداشتم لیکن پس از جریان­هایى که پیش آمد نمی­توانستم رویه سکوت را اختیار کنم این است که عرایض خودم را عرض می­کنم حکمیت عرایض بنده با نظر آقایان نمایندگان است(دکتر کشاورز- به عنوان مخالف یا موافق؟) صبر کنید گوش کنید من به عنوان موافق صحبت می­کنم و بنابراین لازم می­دانم قبل از هر چیز دلایل موافقت خود را با کابینه آقاى ساعد به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم من با کابینه آقاى ساعد موافق هستم براى این که خود را موظف می­دانم رأى اکثریت مجلس شوراى ملى را محترم بشمارم اکثریت مجلس شوراى ملى تقریباً یک ماه قبل آقاى ساعد را نامزد ریاست وزرایى کرده است و تا اندازه که من اطلاع دارم اکنون هم در رأى اکثریت مجلس شوراى ملى تغییر حاصل نشده است یکى از اصول حکومت ملى احترام اقلیت نسبت به رأى اکثریت است و این براى من دلیل کافى است که براى شخص خود رأى اکثریت را واجب­الرعایه بدانم. دلیل دوم موافقت من با کابینه آقاى ساعد از این است که تا درجه که من مستحضر هستم اکثریت مجلس شوراى ملى شخص دیگرى را که نسبت به آقاى ساعد مزایاى قطعى داشته باشد براى ریاست وزرا فعلاً در نظر ندارد از طرف دیگر شنیده می­شود که آقاى ساعد در صورتی که به کابینه فعلى ایشان رأى اعتماد داده نشود حاضر نخواهند بود کابینه دیگرى تشکیل بدهند و در واقع هم شاید آقاى ساعد خرسند شوند اگر بار این مسئولیت سنگین از دوش ایشان برداشته شود در این صورت اگر به کابینه آقاى ساعد رأى اعتماد داده نشود معلوم نیست کى مجلس شوراى ملى موفق گردد شخص دیگرى را براى ریاست وزرایى نامزد بکند و صرف‌نظر از این که معلوم نیست در چه تاریخ چنین نامزدى تعیین شود به هیچ وجه محرز نیست که این شخص ثانوى وقتی که معلوم شد مزایایى نسبت به آقاى ساعد داشته باشد و نیز مسلم نیست که

+++

این شخص ثانوى کابینه را که به مجلس شوراى ملى معرفى بکند بهتر از کابینه فعلى باشد اگر کابینه ثانوى بهتر از کابینه آقاى ساعد نبود مجلس شوراى ملى طبیعتاً ناچار خواهد بود از دادن رأى اعتماد به آن کابینه نیز خوددارى نماید با در نظر داشتن این مقدمات اگر به کابینه آقاى ساعد رأى اعتماد داده نشود ممکن است بحران کابینه مدت­ها ادامه پیدا کند. در این موقع با تزلزل امنیت و وضعیت خواربار و تراکم مصایب و بیچارگى مردم و صدها دردهاى متراکم باید از بحران جلوگیرى شود و مسئولینى براى سرنوشت مردم در پیشگاه مجلس شوراى ملى تعیین کرد. بنابراین به کابینه رأى خواهم داد براى این که مبادا بحران به اندازه ادامه پیدا کند که اصل حیات حکومت ملى ایران در معرض مخاطره واقع شود من امیدوار هستم تمام آقایان نمایندگان این یک نکته را مورد توجه خاصى قرار دهند. ممکن است پرسیده شود چرا وضعیت ما فعلاً طورى است که باید به کابینه آقاى ساعد رأى اعتماد بدهیم و یا این که در انتظار یک بحران بسیار طویلى باشیم که ممکن است برای حیات دموکراسى ایران مهلک باشد آقایان نمایندگان محترم بهتر از من می­دانند که هر رژیمى فقط در صورتى ممکن است به طرز صحیح کار بکند که موجبات کار آن رژیم فراهم باشد. اصل و اساس رژیم حکومت ملى وجود احزاب قوى است که نمایندگان آن احزاب در مجلس شوراى ملى تشکیل اکثریت و اقلیت بدهند اگر چنین احزاب و چنین اکثریت و اقلیتى در ایران و مجلس شوراى ملى امروزه وجود داشت البته کار ما نسبتاً سهل و آسان می­گیرید زیرا سقوط کابینه فقط در صورتى ممکن بود که یکى از احزاب و یا بعضى از اعضاى آن که تشکیل اکثریت را مى­دادند از اکثریت جدا شده و به اقلیت ملحق شوند و بنابراین تشکیل اکثریت جدیدى را بدهند در این صورت لازم نبود که ما مدت مدیدى مواجه با بحران بشویم و گذشته از آن قبلاً اطلاع داشتیم رئیس­الوزراى بعدى چه کسى خواهد بود در صورتی که اگر امروز این هیئت فعلى رأى اعتماد به اینها داده نشود گمان نمی­کنم در مجلس شوراى ملى کسى باشد که بتواند به طور قطع ادعا کند که رئیس­الوزراى آینده چه کسى خواهد بود یا وزراى آن چه کسانى خواهند بود(صحیح است) و بنابر این دادن رأى منفى در آن صورت براى ما به مراتب سهل­تر از امروز است. بدبختانه وضعیت امروزه مملکت ما همین است که آقایان ملاحظه می­فرمایند با وضعیت فعلى من گمان نمی­کنم آقایان نمایندگان محترم که طبعاً مصالح عالیه کشور را در نظر دارند ناچار باشند مماشات نمایند مماشات و مدارا کردن در این مورد بالخصوص این مفهوم را دارد که ما به کابینه آقاى ساعد رأى اعتماد بدهیم و با ایشان تشریک مساعى بکنیم یعنى برنامه معینى را به ایشان پیشنهاد و از کابینه ایشان تقاضاى اجراى آن را داشته باشیم . اگر برنامه پیشنهاد شده از طرف کابینه آقاى ساعد اجرا شد چه بهتر و گرنه آن وقت ما باید با کابینه ایشان در هر لحظه که میل داریم مخالفت کنیم. پس وظیفه من اکنون این است که نظریات خود را شرح دهم و از کابینه آقاى ساعد تقاضاى اجراى آن را بنمایم من از آقایان نمایندگان محترم اجازه می­خواهم توضیح دهم که عوام فریب نیستم و عوام فریبى نمی­کنم براى من ممکن بود امروز از فرصت استفاده و یا سوء استفاده کنم و برنامه را اینجا تشریح کنم و توجه همه را به یک رشته مسایلى معطوف سازم که اجراى آن براى کابینه آقاى ساعد و یا هر کابینه دیگر با وضعیت فعلى امرى محال باشد و یک ماه دیگر براى جلب وجهه براى خود با کابینه مخالفت کنم من چنین کارى نخواهم کرد و در هیچ مرحله از مراحل زندگانى خود از اغفال عامر و بى‌تکلیفى ملت و مملکت براى خود وجاهتى نخواسته­ام به دست آورم آنچه تاکنون عرض کردم به نظر من وظیفه امروز آقایان نمایندگان ملت می­باشد و اما راجع به فردا البته من هم امیدوار هستم و امید بسیار دارم که در آتیه نزدیکى موجبات استقرار حکومت ملى به وسیله توسعه مؤسسات مشروطیت و پیدایش احزاب قوى در ایران فراهم گردد اگر در ضمن عرایض خود یک مطالبى آقایان محترم بشنوند و تصور کنند خارج از موضوع است شاید هم

+++

به طور کلى خارج از موضع باشد ولى در مورد خاص بنده ارتباط با موضع دارد این شبهات و تصوراتى که ممکن است در بعضى از اذهان باشد رفع گردد از وقتى که من به ایران مراجعت نمودم پیشنهادهاى فریبنده به من شد مقامات رسمى از من تقاضا نمودند به عنوان سفیر کبیر به واشنگتن روم یا در همین جا با سایر رجال تشکیل شوراى عالى بدهم(راجع به این موضوع در موقع خودش عرایضى خواهم کرد)

اسکندرى- آن مراجع را معرفى بفرمایید .

سید ضیاء‌الدین- در موقع خودش عرض کردم صحبت خواهم کرد .

امینى- حالا بفرمایید .

سید ضیاء‌الدین- هر وقت خواستم عرض می­کنم .

امینى- اینها به عقیده بنده خارج از موضوع است در برنامه صحبت بفرمایید .

سید ضیاء‌الدین- اول عرض کردم ولى چون در مورد بنده این اشکال ندارد و داخل در موضوع است .

دکتر کشاورز- اینها خارج از موضوع است .

نائب رئیس- بفرمایید آقا .

سید ضیا‌ءالدین- اجازه بفرمایید تا من توضیحات خودم را بدهم .

جمعى از نمایندگان- بفرمایید. بفرمایید .

سید ضیاء‌الدین- بله دوستان من به سبب محبت و حسن ظنى که به من دارند از من تقاضا کردند ریاست مجلس شوراى ملى را به عهده بگیرم و یا خود را آماده کنم در آتیه نزدیکى مسئولیت ریاست دولت را عهده دار شوم. این توضیحاتى را که می­دهم براى این است که می­خواهم بگویم بنده نسبت به کابینه نظر شخصى ندارم نمی­خواهم وزیر شوم نمی­خواهم رئیس­الوزرا بشوم و آنچه می­گویم عقیده­ام است و خواهش می­کنم آقاى نائب رئیس به آقایان بفرمایید و نظامات مجلس را محترم بشمارند. من تمام این پیشنهادها را رد کردم زیرا تصمیم راسخ دارم تمام هم و سعى و کوشش و وقت خود را صرف فراهم نمودن موجبات برقرار داشتن رژیم حکومت ملى در ایران بکنم من مصمم هستم آنچه در قوه من است کوشش کنم براى این که یک حزب قوى در ایران به وجود بیاورم و بحمدالله موفقیتى که تاکنون در این راه نصیب من شده است ما فوق انتظار است من آرزویى ندارم جز آن که آقایانى که فعلاً در خارج از وطن خود می­باشند و شاید در نظر داشته باشند در آتیه نزدیکى به ایران مراجعت کنند موفق گردند احزاب قوى دیگرى به وجود بیاورند تا انشاءالله در اثر تشریک مساعى همگى ماها موفق شویم آتیه بهتری را براى ایران عزیز فراهم بکنیم و اما برنامه که اجراى آن به عقیده من نهایت ضرورت را دارد این که عرض کردم برنامه فورى باید توضیحى عرض کنم در اطراف برنامه دولت صحبت­هاى زیادى شد و باید هم بشود این را هر وکیلى حق دارد تشخیصات و ملاحظات خود را با نهایت صراحت اظهار دارد ولى یک نکته را نباید از نظر دور داشت و آن این است که طرز کار کردن ما در متقضیات فعلى ایران نمی‌تواند شباهتى با طرز مباحثه یا کارکردن ممالک مشروطه دیگرى داشته باشد. هنوز ثلث وکلاى مجلس شوراى ملى یا انتخاب نشده یا اگر هم شده باشند در تهران نیستند و وجود این یک ثلث همکاران ما در سرنوشت تصمیمات مجلس شوراى ملى راجع به برنامه دولت اگر براى مدت مدیدى باشد بى تأثیر نخواهد بود و نباید در تعیین مسئولین لحظه مسئول است اگر فردا ثلث ایران به ما گفت شما در تعیین مسئولین یک ماه مشغول مذاکره بودید و وزرایى که در آینده به سبب عدم لیاقت یا اهمال یا غفلت مقدمات تأمین آذوقه و جمع­آورى خواربار را انجام ندادند آیا راضى هستید مسئول آن را مجلس شوراى ملى بدانند؟ بنابراین باید مسئول معلوم شود و مسئول به عقیده من دولت است(صحیح است) دولت باید تکلیفش معلوم شود یا بماند یا برود یک ماه که نمی­شود راجع به برنامه صحبت کرد بنده به سهم خودم این عرایض را می­کنم که اگر فردا مردم این مملکت مواجه با گرسنگى شدند و اگر مجلس شوراى ملى را مسئول خواستند قرار

+++

بدهند من به سهم خودم عرض می­کنم در مجلس شوراى ملى عقایدم را اظهار کردم ولى البته تابع اکثریت مجلس هستم در پارلمان انگلستان اگر در اطراف برنامه زیاد صحبت می­شود براى آن است که خط مشى دولت را براى چند سال معین می­کند زیرا تمام امور مملکت در تحت تنظیم قوانین و نظاماتى به حال طبیعى جریان دارد در حالتی که در مملکت ما تمام رشته­هاى زندگانی اجتماعى اقتصادى زراعتى مالى بهدارى امنیت و حتى خواربار گسسته و هیچ یک از چرخ­ها به طرز مطلوبى جریان ندارد بنابراین در عین این که مسایل اساسى و آنى را باید در نظر داشته باشیم ولى فعلاً و درحال حاضر یک سلسله مسایل آنى داریم که ممکن است طرح آن مسایل را پیشنهاد و در فلاصله دو سه ماه اجراى آن را تقاضا کنیم. زیرا اصلاحات اساسى آتیه فرع حل این مسایل ضرورى آنى و فوتى است و به مجرد فراغت و یا اطمینان از تسویه این مسایل فرصت و مجال بحث در مسایل مهم و مابعدى را خواهیم داشت. آقایان نمایندگان بهتر می­دانند که وجود و یا سقوط هر کابینه و دولتى بسته به رأى آقایان نمایندگان است و وزرا امروز متوجه این نکته هستند که تنها تکیه گاه آنان مجلس شوراى ملى می­باشد زیرا مطابق مقررات قانون اساسى فقط در پیشگاه مجلس مسئول شناخته شده و فقط در مقابل این کرسى خطابه است که باید جواب پرسش نمایندگان ملت را بدهند بنابراین رأى اعتمادى اگر امروزه داده شده ممکن است به مجرد احساس اهمالى از طرف وزرا در ایفاى وظایف­شان منتج به اظهار رأى عدم اعتماد بشود و چون در بیست و چهار سال پیش هنگامی که به سمت ریاست هیئت اعزامیه فوق­العاده ایران ‏را به قفقاز داشتم مدتى با آقاى ساعد همکارى کرده و از نزدیک به روحیات و اخلاق و وطن‌پرستى ایشان آگاهم امیدوام که ایشان کوشش خواهند کرد موافق انتظارات مجلس شوراى ملى رفتار و فرصت پیدایش سوءتفاهم بین مجلس و دولت را فراهم نیاورند. قبل از آن که در این موضوع عرضى کرده باشم به احترام برنامه دولت که اشاره راجع به سیاست خارجى شده بود اجازه می­خواهم عقیده خودم را اظهار کنم. قسمت یکم برنامه دولت که راجع به سیاست خارجى است حقیقتاً مورد تصویب همه نمایندگان محترم می­باشد. ملت ایران و مجلس شوراى ملى آرزویى ندارد جز آن که در روابط سیاسى و تجارتى و فرهنگى ما با کشورهاى همجوار و کلیه کشورهاى متفق مخصوصاً اتخاذ جماهیر شوروى و بریتانیاى کبیر و کشورهاى ممالک متحده امریکاى شمالى روز به روز بهبودى زیادترى حاصل شود تا دوستى و صمیمیت واقعى در آتیه بین ما و کشورهاى نامبرده برقرار گردد در طى جنگ کنونى ملت ایران تحمل مصایب و دشواری­هاى بى­شمارى را نموده است ولى در مقام دول معظم متفق کمک­هاى شایان و گرانبهایى به ما نموده­اند. دولت ایران باید از یک طرف نهایت سعى و کوشش را بنماید تا درجه که در قوت و قدرت ایران و ملت ایران است در راه تحصیل پیروزى نهایى متفقین تسهیلات لازمه فراهم بشود و از طرف دیگر دولت باید منافع اساسى ایران را براى دول متفق شرح داده و روشن بکند تا در کنفرانس صلح عمومى از لحاظ سیاست خارجى شالوده یک ایرانى که حکم پل ارتباط بین کشورهاى معظم متفق را داشته باشد ریخته شود. دشمنان چنین سیاستى در ایران امروز در درجه اول آنهایى هستند که براى حفظ منافع خصوصى از سیاست یک جانبه پیروى می­کنند و کیفر چنین اشخاص به عقیده من باید سخت­ترین مجازات­ها باشد. قسمت دوم برنامه دولت که راجع به سیاست داخلى است بسیار مفصل است و در موقع مطالعه آن چنانچه عرض کردم براى من تردید پیدا شد که آیا امروز با وضعیت داخلى ایران و وضعیت بین­المللى دولت قادر به اجراى این برنامه خواهد بود یا نه. البته اگر دولت در اجراى برنامه خود موفقیت کامل حاصل بکند چه بهتر ولى اگر در حین عمل به اشکالات لاینحلى بربخورد باید در نظر داشته باشد که ملت ایران انتظار دارد در درجه اول هم و سعى و کوشش خود را در راه حفظ جان اهالى این کشور صرف بکند اولاً نان توده ایرانى باید تأمین شود. به طوری که همه آقایان مستحضر هستند محصول سال جارى در بسیارى از نقاط کشور کاملاً رضایت­بخش نبوده است معهذا با وجود خشکسالى ایرانى نباید دیگر از گرسنگى بمیرد در سال گذشته محصولى به دست آمد که زیادتر از

+++

احتیاجات سالیانه کشور بود و بنابراین مازادى باید موجود باشد که براى رفع احتیاجات سال جارى باید از آن استفاده بشود لهذا باید از همین فردا مواد اولیه و مایحتاج زندگانى توده در سرتاسر کشور طبق اصول صحیحه جیره بندى شود تا آنچه هست به طور متساوى بین تمام اهالى این کشور تقسیم شود دولت باید در اقل وقت تعیین بکند آیا کمبودى وجود دارد یا نه و اگر کمبودى هست دولت موظف است فوراً با متفقین معظم ما داخل مذاکره شده و از متفقین خواهش بکند کمبود مزبور را اعم از این که غله یا قند و شکر و چاى و قماش در موقع لازمه در اختیار ما بگذارند با اشکالاتى که در مذاکرات و مناسبات بین­المللى و اشکالاتی که در وسایل حمل و نقل هست شاید امروز یک روز تأخیر رأى اعتماد در سرنوشت سکنه این مملکت بعد از شش ماه تأثیر زیادى داشته باشد موقع موقع عادى نیست کشتى­ها در اختیار ما نیستند آذوقه در اختیار ما نیست در کنفرانس­ها باید صحبت کنند به عقیده بنده اگر یک ماه پیش تکلیف کابینه معین شده بود شاید امروز ما می­توانستیم بفهمیم که آیا چه مقدارى می‌توانند متفقین ما در اختیار ما بگذارند پرواضح است که نظر به احتیاجاتى که خود متفقین به تمام کشتى­هاى موجوده براى باز کردن جبهه دوم دارند انجام چنین تقاضایى سهل و آسان نخواهد بود ولى ملت ایران از متفقین خود مخصوصاً ممالک متحده آمریکاى شمالى که بیش از همه وسایل وسیعى را در اختیار دارد و مساعدت­هاى گرانبهایى به سایر متفقین براى پیروز و فتح کرده انتظار دارد با وجود تمام مشکلات با اراده و تصمیم راسخ در حل این مسئله که براى ایرانى جنبه حیاتى دارد سعى و کوشش کرده و موضوع را به طور رضایت‌بخش حل بکنند. در عین حال دولت باید متوجه مقادیر هنگفتى مال­التجاره که ماه­ها است در گمرک­ها خوابیده گشته و علت منع ورود را توضیح و در صدد رفع مشکلاتى که براى تجار فراهم شده برآید و همچنان در موضوع انحصار بعضى از امتعه و یا طرز انحصار و کیفیت فعلى که به عقیده بسیارى از عوامل مشکلات فعلى است تجدید نظرى نماید مسئله بهداشت و فقدان دواجات هم ما را دچار سخت­ترین مخاطره کرده به دفعات شنیده شد که ایرانى براى رفع احیتاجات خود دوا براى مدت سه سال در تمام داخل کشور موجود دارد. فعلاً به طوری که اخیراً شنیدم در یکى از دهستان­هاى اطراف مشهد در سال گذشته در حدود شش هزار بچه مبتلا شدند به مرض آبله و به سبب عدم وجود قطره مایه آبله تلف شده­اند و در همین تهران در بیمارستان­هاى دولتى عادى ترین داروها پیدا نمی­شود و شاید اگر در تعیین تکلیف دولت تأخیر بیشترى بشود شماره اطفال بدبختى که تلف می­شوند بیشتر خواهد شد و ما نمی­توانیم بگوییم که مسئول نیستیم اگر در تعیین مسئول تأخیر را جایز بدانیم در همین تهران در بیمارستان­هاى دولتى عادى­ترین داروهاى لازمه پیدا نمی­شود دولت باید در نهایت جدید تعیین بکند بنگاه­هاى دولتى با دواجاتى که متفقین تحویل داده­اند چه کرده­اند. و باید به اولین وسیله از مصرف و مقدار دواجات گذشته و موجوده بیانیه براى اطلاع مجلس شوراى ملى و عامه منتشر و هر اقدامى در این مورد بشود در جراید اعلام دارند. اما مسئله امنیت امنیت جان امنیت مال امنیت عقیده راجع به امنیت جان و مال ناچار هستم راجع به ارتش و راجع به شهربانى و ژاندارمرى توضیحاتى عرض کنم. ارتش ما در چه حالى است؟ جاى نهایت تأسف است که در برنامه دولت از این مسئله اشاره نشده و حتى اسم ارتش هم ذکر نشده نمی­خواهم خیال کنم که سوء نیتى بوده است زیرا در حسن نیت آقاى رئیس الوزرا تردیدى ندارم و البته چون وزراى ایشان محل اعتماد ایشان هستند نسبت به آنها هم نمی­خواهم تصور ناشایسته بکنم و چنانچه در مقدمه عرایض خودم عرض کردم فقط تذکر می­دهم و گمان می­کنم نظر آقاى وزیر جنگ این بوده که در موقع پیشنهاد بودجه وزارت جنگ خواسته­اند خاطر نمایندگان ملت را به طور مفصل مستحضر سازند در انتظار مذاکره بودجه وزارت جنگ اجازه می‌خواهم نظر هیئت دولت را به نکات چندى که همه نمایندگان به آنها بسیار علاقه­مند هستند جلب نماید. اولاً افراد ارتش ما چند نفر است آقاى وزیر جنگ باید بدانند تا صورت ریز افسران

+++

و نفرات ارتش و نقاطى که در آن توقف دارند به عرض مجلس شوراى ملى نرسد نباید انتظار پرداخت هزینه را داشته باشند گفته می­شود نفرات بالغ بر نود هزار نفر است ولى بعضی­ها معتقد هستند شاید پنجاه هزار نفر هم در تحت اختیار وزارت جنگ نداشته باشیم. بیست و چهار سال تمام منابع مالى و اقتصادى این مملکت صرف ارتش شد نتایج آن را به واسطه عدم لیاقت امرا و افسران عالی­رتبه دیدیم اگر بنا هست مجلس شوراى ملى بودجه ارتش را تصویب کند باید از تمام جزئیات خاطر نمایندگان ملت را مستحضر سازند. ثانیاً تشکیلات ارتش در چه حالى است فرماندهى با چه مقامى است گفته می­شود در ارتش چهار مرکز فرماندهى موجود است اول نسبت داده می­شود به مقام سلطنت عظمى از اتکا به تصویب‌نامه مجلس شوراى ملى راجع به اعطاء اختیارات و فرماندهى کل قوا به اعلیحضرت شاه سابق دیگرى رئیس ستاد ارتش سومى وزیر جنگ چهارمى مستشاران امریکایى در نتیجه این تشتت یک وضع هرج و مرجى در ارتش پیش آمد که منجر به وقایع بسیار ناگوارى شد که از حوادث شهریور و فرار سرلشگرها و افسران و غیره اشاره نمی­کنم لیکن واقعه سمیرم که منجر به لخت کردن هزار نفر افراد ارتش شاهنشاهى و گرفتن 53 متر الیوزو چند عراده توپ و صدها خمپاره و مقادیر زیادى فشنگ و مهمات گردید دریافته می­شود که فرماندهى کل قواى ارتش ما در چه حالى است آنچه عرض می­کنم جنبه منفى ندارد جنبه مثبت دارد براى این که راهش را هم عرض می­کنم و البته آقایان این را بهتر می­دانند آنهایى که سمیرم بوده­اند پنج ماه بالاى تپه سنگربندى کردند استحکامات نظامى ساختند و آنهایى که به آنها حمله کردند و لخت کردند یک عده با چماق بودند که هزار نفر را لخت کردند اینها یک نکاتى است که شاید بعضىی­ها معتقد نیستند که در مجلس بحث شود ولى باید در مجلس شوراى ملى ‏بحث شود و حل شود(صحیح است) اگر ما در اشتباه هستیم و اگر دروغ شنیده­ایم رفع اشتباه از ماها بشود ولى اگر حقیقت است باید چاره بشود البته خود آقایان بهتر می‌دانند بیست و چهار سال اهل این مملکت از حرف زدن مرعوب بودند حتى از شنیدن هم مرعوب بودند امروز بزرگ­ترین وظیفه را که دوره چهاردهم به این مملکت می­کند و انجام می­دهد این است که یک حرف­هایى باید زده شود و با صراحت گفته شود و امیدواریم با حسن نیتى که تمام آقایان دارند ملت هم در اثر بدبختى تراکم مصائب پشتیبان شما است موفق به حل یک قضایایى بشود بحث از تحقیق و پرسش وقایع ناگوار گذشته فعلاً از موضوع بحث خارج است این تذکرات براى اصلاح وضع فعلى و جلوگیرى از وقایع ناگوار دیگرى می­باشد هیئت دولت باید بدانند که فقط شخص وزیر جنگ مسئول در پیشگاه مجلس شوارى ملى مسئول کلیه امور ارتش می­باشد و هیچ مقامى حق و صلاحیت ندارد در امور ارتش کوچکترین مداخله را به خود اجازه بدهد آقاى وزیر جنگ در اخلاق و شرافت نفس شما من تردیدى ندارم براى این که سابقه زندگانی­تان جز صحت عمل چیز دیگرى نبوده است این جسارت شما را هم تقدیر می­کنم که جرأت کردید مسئولیت سرنوشت ارتش را به عهده بگیرید منتظر باشید از این کرسى از لحظه که رأى اعتماد به کابینه وزرا داده شد شما باید جواب بدهید هر لحظه باید جواب بدهید جواب را باید به خدا و به خلق خدا و به مردم و به مجلس شوراى ملى بدهید(صحیح است) این جرأت شما را تقدیر می­کنم حالا باید دید در این بى­تکلیفى براى ارتش چه باید کرد؟ انتخاب رئیس ستاد ارتش به عقیده بنده باید با پیشنهاد وزیر جنگ و تصویب هیئت وزرا باشد سایر وزرا در انتخاب اعضایشان آزادند و مدیران فنی­شان را باید خودشان انتخاب کنند ولى در ارتش وزیر جنگ نباید تنها به اعتماد شخصى خودش باشد به تشخیص شخص خودش باشد راست است که او هم وزیر است ولى روى مسئولیت مشترک باید باشد اگر در ارتش یک غلط‌کارى شد البته وزیر جنگ مسئول است بنابراین فرماندهى ارتش که مسلط بر صد هزار نفر است و امنیت مالى و جانى پانزده میلیون نفوس را عهده دار است نباید به عقیده بنده به اختیار شخص وزیر جنگ باشد بنابراین باید وزیر جنگ رئیس ستاد را پیشنهاد کند

+++

هیئت وزرا هم انتخاب کنند و تصویب کند عقیده او را انتخاب رئیس ستاد ارتش باید با پیشنهاد وزیر جنگ و تصویب هیئت وزرا باشد(صحیح است) فقط رئیس ستاد ارتش در پیشگاه وزیر جنگ هم باید بداند که مسئولیت تمام امور ارتش را در پیشگاه مجلس شورای ملى عهده­دار خواهد بود او البته با اصل مسئولیت مشترکه وزرا هم نخواهند توانست شانه خود را از زیر بار مسئولیت مشترکه وزارت جنگ خالى نمایند در زمان سابق قبل از وقایع شهریور براى این وزارت جنگ یک شوراى نظام موجود بود که تمام مسایل فنى و تصمیمات وزارت جنگ با اطلاع و تصویب شوراى نظام بود و اقلاً در صورت ظاهر اگر هم اعلیحضرت وقت می‌خواستند به اعضاى شورا می­گفتند این طور بکنید این کار را بکنید و خود وزیر جنگ و رئیس ستاد هم نمی­توانستند تصمیمى اتخاذ کنند بعد از وقایع شهریور این شوراى نظامى الغا شد حالا دیگر هیچ نیست خود وزیر جنگ و رئیس ستاد و بعضى مقدمات و حالا هم مستشاران امریکایى هر کدام هر تصمیمى را می­خواهند اتخاذ می­کنند بنابراین بنده پیشنهاد می­کنم براى جلوگیرى از این هرج مرج لازم است شوراى عالی جنگ از ده نفر معتمدین افراد و یا افسران ارشد ارتش بنابر موافقت وزارت جنگ و ستاد ارتش تعیین و کلیه مسایل مهمه ارتش و نکاتى که در آیین­نامه و قوانین مربوطه پیش­بینى نشده در آنجا مطرح و تصمیم اتخاذ شود فعلاً در این باب بیش از این تذکرى نداده و منتظر اقدامات آقاى وزیر جنگ خواهم بود ثالثاً نظام وظیفه مسموعات راجع به سوء سلوک مأمورین نظام وظیفه در ولایات اطلاعات شرمناکى می­رسد که حتى از گفتن و بیان آن باید شرمسار بود در این باب نه امروز ولى در اولین فرصت توضیحاتى که از این حرکات جلوگیرى شود از آقاى وزیر جنگ انتظار داریم رابعاً به طوری که در جراید خوانده شد امسال هشت نفر سرلشکر و دوازده نفر سرتیپ تعیین شد به طوری که مطلع هستم موافق قانون ترفیع درجات و با سابقه غیر مطلوب صلاحیت رسیدن به این مقام را حائز نبوده­اند در حالتی که صدها افسران لایق و درستکار تحصیل کرده سال­ها در انتظار ترفیع رتبه مانده و نه فقط تاکنون از آنها تشویقى به عمل نیامده بلکه به جرم تحصیل و جوانى و مقرب نبودن از تمام مزایا و ترقیات محروم مانده­اند قانون ترفیع درجات را برحسب پیشنهاد وزارت جنگ در موقع خود مجلس شوراى ملى تصویب کرد سابقاً هم این قانون رعایت می­شد ولى اخیراً مراعات نشد نمی­خواهم بگویم در مقابل چه خدمتى و آیا لازم بود یا نبود نمی‌خواهم داخل این بحث بشوم تا این اندازه عرض می­کنم که این طور شده در اینجا یک نکته به نظرم آمد که خدمت آقاى وزیر جنگ عرض می­کنم مطابق اطلاعاتى که بنده به دست آورده­ام عده افسرانى که ما داریم 5 هزار نفر هستند از این پنج هزار نفر گویا چهارهزار نفر تحصیل کرده هستند و مدرسه دیده هستند هزار هزار و پانصد تا هم یک اشخاصى هستند که داراى یک تجربیاتى بوده­اند و مقامات مهمى داشته­اند حالا فرض کنیم این 5 هزار نفر خیلى خوب مطابق نظام تشکیلات دنیا براى هرسى هزار نفر قشون ما پنج هزار نفر صاحب‌منصب لازم داریم بنابراین اگر بنا است آقاى وزیر جنگ به ما صورت بدهند که براى صد یا پنجاه یا سى هزار افراد تصویب بودجه بکنید باید این را در نظر داشته باشند که عده افسران صالحى که صلاحیت سرپرستى این افراد را داشته باشند به ما تذکر بدهند زیرا ما نمی­توانیم جوان­هاى مملکت را مردهاى آینده ایران را زیر دست هر کسى که مقتضى بدانند تسلیم و واگذار کنیم بنابراین این نکته را در نظر داشته باشید روزى که بودجه را به ما پیشنهاد خواهید فرمود عده و عدد افسران تحصیل کرده که صلاحیت فرماندهى جوان­هاى ایران را خواهند داشت به ما صورت بدهید خامساً وسیله­هاى سیاسى و تشکیلات منفى براى حتى تهید به قتل معلومه مدتى است در ارتش شروع شده آقاى وزیر جنگ از من تقاضا فرمودند اسم کسى را نبرم زیرا ایشان مشغول تحقیقاتى هستند من هم در انتظار اقدامات ایشان اسم کسى را ذکر نخواهم کرد ولى تذکر می­دهم که دسایس و دسته­بندى­هاى سیاسى در ارتش عواقب وخیمه را براى مرتکبین و محرکین خواهد

+++

داشت و باید آقاى وزیر جنگ با سرعت و جدیت به این دسایس خاتمه بدهند. سادساً قبل از تسلیم بودجه باید آقاى وزیر جنگ نظریات خود را راجع به عدد نفرات ارتش که با تصویب رئیس ستاد و شوراى نظامى و رعایت خزانه مملکت لازم می­دانند پیشنهاد کنند و باید این نکته را در نظر داشته باشند که دلایل قطعى و موجه گفته شود یا سابقه بیست و چهار ساله ما حاضر نخواهیم بود نفهمیده اعتباراتى براى وزارت جنگ تصویب نماییم روشن شدن مسئله ارتش تأثیر عظیمى در حل مسئله امنیت داخل خواهد داشت ولى قبل از ارتش موضوع شهربانى و ژاندارمرى و آزادى را باید مورد دقت قرارداد و در این مسائل مخاطب مستقیم من آقاى وزیر کشور و غیر مستقیم تمام هیئت وزرا هستند شهربانى ما در این بیست و چند ساله به غیر از پرونده سازى و دسیسه و جرم و خیانت بر ضد افراد اهالى این مملکت کارى نداشته و اکنون هم از عوامل مؤثر اختلال و سلب امنیت عموم افراد است در دفتر اداره کل شهربانى و نگارشات شصت و سه نفر عضو از اداره اطلاعات شهربانى 57 نفر و از اداره گذرنامه 34 کارمندى موجود است این 154 نفر مأمورین جز جاسوسى و دسیسه و تهیه راپورت­هاى جعلى براى تقدیم به دربار و یا پرکردن جیب خودشان و همدستى با دزدان کارى ندارند. در جریان سال گذشته دو هزار تذکره تمدید غیرقانونى پیدا کرده امور تذکره و گذرنامه اتباع داخله باید به اداره سیاسی به وزارت کشور محول شود و جان مردم بدبخت را از شر مأمورین شهربانى باید نجات داد شهربانى چه حقى دارد تماس دائمى با دربار داشته و هر روزه راپورت­هاى جعلى را تقدیم مقام سلطنت نماید. بیست و چهار سال این کار شهربانى بود البته وزرا ما خوب در مقابل شاه سابق مسئولیت هایى داشتند ولى انصاف بدهید دسیسه و تفتین از شهربانى می­شد می­رفتند به شاه می­گفتند فلان پنج نفرجمع شده­اند و بر ضد شما بمب ساخته حرف زده­اند نجوى کرده­اند دسیسه کرده­اند شاه است می­ترسد آن حکایت خدا بد نده مثنوى را که شنیده­اید می­گویند می­گویند بیچاره هم باورش می­شود البته اگر گفتم بیچاره نه بیچاره به تمام معنى بلکه بیچاره از حیث عقل و ادراک باورش می­شود می­گوید بگیرید یکى از کارهاى شهربانى و رؤساى نظمیه دائماً این بود که شاه را بترسانند تا شاه محتاج به وجود آنها باشد و از نتیجه این بیست و جهار سال تمام اعضاى نظمیه کارشان این بود که براى مردم پاپوش بدوزند من نمی­خواهم وقت آقایان را راجع به این قضایا زیاد بگیرم و تضییع کنم حالا آن رضا شاه بیچاره رفت و اینجا نیست و این شاه بیچاره و جوان معصوم ما اینجا است این را که می­گویم باید آقاى وزیر کشور بدانند که اگر اعلیحضرت همایونى اطلاعاتى می­خواهند باید از وزراى مسئول بخواهند و الّا رئیس شهربانى نباید با شاه کارى داشته باشد تازه اگر کارى هم در شهر می­شود اداره سیاسى و وزراى مسئول باید بدانند و بفهمند یا آقاى رئیس­الوزرا و الّا رئیس نظمیه در دربار چه کار دارد آقا .

یمین اسفندیارى- این فرمایش آقا صحیح است ولى نسبت به آقاى جهانبانى صدق نمی­کند .

سید ضیاء‌الدین- بنده نسبت به اشخاص نمی­خواهم صحبت کنم عرض کنم مدارکى . . . بنده نمی­خواستم این را عرض کنم ولى چون فرمودید ناچارم عرض کنم که مدارکى در دست است که ایشان هم همان رویه رؤساى سابق شهربانى را ادامه می‌دهند و بیش از این هم نمی­خواهم عرضى کرده باشم .

یمین اسفندیارى- ولى به سرکار خلاف گفته­اند .

سید ضیاء‌‌الدین- شاید همه کارى ممکن است انشاءالله این طور نباشد. در تهران جان و مال گذشته حتى سیم­هاى تلفن و برق هم امنیت ندارند در تهران در شمیران سیم­هاى برق را مى چینند می­برند حالا آقایان نگفتید چطور می­فرمایید چطور سیم چراغ برق را پاره می­کنند ابتدا جریان را قطع می­کنند بعد سیم را پاره می­کنند براى این که بیاید آدم را بکشد اتفاقاً هم شد موردش را هم عرض می­کنم. . .

مهندس فریور- بدون قطع جریان هم ممکن است سیم را پاره کرد .

سید ضیاءالدین- آن دیگر تخصص می­خواهد بنده که

+++

تخصص ندارم(خنده نمایندگان) موردش را هم عرض می­کنم یمین­الدوله در شمیران این بیچاره دیوانه شده بود و گفت معلوم می‌شود که این دزدها همه جا دست دارند هم در شهر هم در شمیران که حتى کوران الکتریک را هم قطع می­کنند تا مردم را بکشند حالا نمی­دانم دویست متر سیصد متر سیمش را دزدیدند و برندند خطر جانى هم براى مردم داشت با این حال در نظمیه صدو پنجاه نفر دویست نفر پشت میر می­نشینند .. . و گزارش می­دهند که امروز دکتر عبده و دکتر معظمى در فلان کوچه با هم پچ پچ مى­کردند سه نسخه هم مى­نویسند براى این که حضرتعالى نفرمایید که این کارها را نمی­کنند عرض می­کنم یکى از این سه نسخه هر روز به وزارت کشور فرستاده می­شود یکى براى رئیس­الوزرا یکى هم براى اعلیحضرت شاه صحیح است آقاى وزیر کشور؟ .

وزیر کشور- براى بنده می­فرستند.(خنده نمایندگان)

سید ضیاء‌الدین- این بود که بنده عرض کردم شهربانى امروز هم مثل شهربانى­هاى گذشته است بنده این راپورت­ها را خوانده­ام و دیده­ام مثلاً می­گویند امروز در فلان کوچه فلانکس فلان حرف را می­زد اداره اطلاعات نظیمه کارش همین است و جز این کارى ندارد که برود و مراقب باشد شب و روز ببیند کى به کى چه حرفى می­زند تا این را بهدربار خبر بدهد گمان می­کنم براى حضرتعالى هم می­رسد آقاى رئیس الوزرا؟ .

نخست وزیر- بلى‏

سید ضیاء‌الدین- از حسن اتفاق نسخه هم براى بنده می­رسد و اگر می­خواهید مال این ماه را هم خدمت­تان تقدیم کنم(خنده نمایندگان)

یمین اسفندیارى- جنابعالى چرا قبول می­کنید آقا؟

سید ضیا‌ءالدین- اجازه بدهید این را بعد عرض می­کنم در تهران از جان و مال گذشته حتى سیم­هاى تلفن و برق امنیت ندارند به جاى کارمندان دسیسه جوى پشت میز باید اداره شهربانى مراقب امنیت عمومى بشود و به نفرات پلیس بیفزاید به علاوه باید افراد درستکار پاکدامن براى وظایف پلیسى با حقوق کافى انتخاب بشود کارگر امروز 5 تومان اجرت می­گیرد پلیس بدبخت با یک خانواده چگونه ممکن است با ماهى یکصد تومان زندگانى کند؟ . . .

بنده یک قسمت از عرایضم باقى مانده و شاید نیم ساعت یک ساعت دیگر هم عرایضم طول بکشد این است که بنده پیشنهاد کردم حالا جلسه به عنوان تنفس تعطیل شود و چهار بعد از ظهر مجدداً تشکیل شود(صحیح است) تا سایر آٌقایان هم مطالب خودشان را بگویند و وقت داشته باشند(صحیح است)

نائب رئیس- مخالفى نیست؟(اظهارى نشد)

(در این موقع یک ساعت و ربع بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و پنج ساعت و نیم بعد از ظهر مجدداً به ریاست آقاى امیر تیمور نائب رئیس تشکیل گردید)

نائب رئیس- آقاى آقا سید ضیاء‌الدین بفرمایید بقیه اظهارات خودتان را بفرمایید

سید ضیاء‌الدین طباطبایى- علاقه بنده در تعیین تکلیف دولت چنانچه عرض کردم به واسطه حل مسایل ضرورى و فوتى و آنى است آقاى تیمورتاش یک قطعه نان براى بنده فرستاده­اند این نان تلخ است خوراکى نیست(تیمورتاش- تلگرافى بود که رسیده بود) بلى بلى بنده یک قدرى از این نان را خوردم اگر آقایان وزرا و وکلا هم میل داشته باشند ممکن است بچشند. سکنه این شهر این نانشان است اگر ما دولت داشته باشیم وزرا را می­خواهیم می­گوییم این نان اهالى تهران خوب نیست و اگر تعیین تکلیف هیئت دولت پنج روز ده روز یا یک ساعت به تعویق بیفتد من در سهم خودم تشخیص می­دهم که من مسئول این نان بد مردم هستم این را به طور حاشیه عرض کردم. بنده عرض کردم امنیت عقیده و آزادى سال­ها بود سکنه این مملکت نه فقط امنیت جان و مال نداشتند آزادى عقیده و فکر و ایمان هم نداشتند در اینجا از آزادى مطبوعات و حریت فکر سیاسى صحبت شد باید آزادى مطبوعات و عقیده تأمین بشود از آزادى مطبوعات فقط چند هزار نفر استفاده می­کنند ولى از آزادى عقیده تمام سکنه مملکت اکثریت سکنه ایران با این که مسلمان هستند در این سال­هاى اخیر مسلمانان ایران از این

+++

آزادى محروم بوده­اند. اقلیت­هایى در این مملکت بودند که حق داشتند به کنائس و معابد خودشان بروند ولى مسلمانان را منع می­کردند از این که به مسجد بروند و جاى تأسف است که فقط از آزادى فکر و آزادى مطبوعات صحبت شد لیکن از آزادى عقیده و ایمان صحبت نشد ما اگر نماینده این ملت هستیم باید آزادى عقیده و آزادى مذهب و ایمان را براى ایرانیان تأمین کنیم ممکن است بعضى­ها معتقد باشند که سکنه این مملکت در تشخیصات مذهبى خودشان مواجه با یک خرافاتى هستند این مسئله ممکن است صحیح باشد لیکن به زور سر نیزه و فشار و قدرت نباید آزادى آنها راسلب کرد با دلیل و منطق با استدلال با فرهنگ باید اشتباهات مردم را رفع کرد. مبانى آزادى یک ملتى در قدم اول روى فکر و عقیده است امیدوار هستم، نه فقط امیدوار هستم بلکه یقین دارم تمام آقایان نمایندگان محترم با من همفکر هستند که سکنه این مملکت مخصوصاً اکثریت آن که مسلمان هستند باید داراى آزادى عقیده و مذهب و ایمان خودشان باشند جاى بسى تأسف است که پاره از مطبوعات در محدود کردن این آزادى با حکومت جور و ظلم همقدم بودند با این حال باید آزادى مطبوعات در درجه قصوى تأمین شود و نمی­بایست جرایم مطبوعاتى در حکومت نظامى تعقیب شود. و بنده مخصوصاً توجه نظر آقاى رئیس­الوزرا و آقاى وزیر جنگ را متوجه می­سازم که باید محاکمه جرایم مطبوعات را از وظایف حکومت نظامى ندانسته تعجب در این است که قوانین مملکتى اجازه می­دهد اگر افراد نظامى مرتکب جرمى شدند به محاکم غیر نظامى رجوع شود در این صورت من نمی­فهمم چگونه نویسندگان و ارباب قلم و ارباب مطبوعات باید محاکم­شان در حکومت نظامى بشود انتظار بنده این است که آقاى رئیس­الوزرا و هیئت دولت این موضوع را مورد توجه قرار بدهند. گویا هیچ کس در ایران از آزادى مطبوعات به قدر من مورد مهاجمه واقع نشده باشد با این حال من یکى از طرق اصلاح امور این مملکت را آزادى مطبوعات می­دانم در اوایل ورودم که بعضى جراید مرا مورد انواع فحش و ناسزا قرار دادند من به یکى از ارباب جراید پیغام دادم سینه من براى قبول تیرهاى تهمت شما آماده است تیرهاى خود را پرتاب کنید تا اقلاً تیراندازى را یاد بگیرید فحش بدهید تا اقلاً جسارت فحش دادن را آزمایش بکنید می­گویند فحش بد است و البته هم بد است ولى مادام که در یک مملکت دزدى جنایت و انواع جرم­ها مجاز است باید فحش هم مجاز باشد زیرا این تنها وسیله فعلاً به نظر می­رسد تا دزدى و جنایت تا حدى محدود بشود کسى باید از فحش بترسد که مرتکب کار بدى شده باشد من چون از گفتار کردار و اعمال خود مطمئن هستم از شنیدن فحش هراسى ندارم بنابراین آزادى مطبوعات را به هر قیمتى باشد طرفدار و خواهانم اگر دولت می­خواهد فحش دادن را محدود کند قانون هیئت منصفه را راجع به جرم ارباب قلم هر چه زودتر به مجلس شوراى ملى پیشنهاد کند.(بعضى از نمایندگان- این قانون هست) اجرا کند(بعضى از نمایندگان- اصلاح هم می­خواهد) هم اصلاح کند هم اجرا کند. ولى نباید راجع به محدود بودن ‏مطبوعات اقدامى کند و همچنین باید قیود منافى آزادى را در محدود کردن ارباب جراید از میان بردارد چون که صحبت از آزادى شد نظر هیئت دولت مخصوصاً آقاى وزیر کشور را متوجه انتخابات می­کنم بقیه انتخاباتى که باقى مانده است باید با آزادى تمام جریان پیدا کند(صحیح است) و به آقایان وزرا اطمینان می­دهم که کوچک­ترین خدشه و اشتباهى اگر از طرف دولت یا مأمورین وى در امر انتخابات بشود در این کرسى از هیئت وزرا پرسش و بازخواست سختى خواهد شد(صحیح است) خواهش دیگرى که دارم این است نقاطى که در انتخابات توقیف است فوراً امر بدهند انتخابات شروع بشود(صحیح است) چون که از اقلیت صحبت شد سزاروار نیست که ثلث سکنه ایران را فراموش کنند و از نظر دور کنند آنها عشایر هستند عشایر بدبخت ما یکى از مهم­ترین منابع ثروت ایرانند. پشم ما شیر ما روغن ما اسب­هاى ما گوسفندهاى ما گاوهاى ما فقط از عشایر ما می­آید آقایانی که در ایالات و ولایات هستند دیده­اند و می­دانند که در دهات ایران فلاحین و زارعین در پرورش مواشى اقدام نمی‌کنند هر چه ما در این

+++

رشته­ها داریم از عشایر است بدبختانه در این بیست سال نه فقط توجهى به حال عشایر نشد بلکه شدید‌ترین مصایبى را این مردم بدبخت متحمل شدند(اقبال- گوسفندها تخت قاپو شده­اند) مردمى که اجدادشان چندین قرن با خون خود ایران را حفظ کردند ما آنها را از میان بردیم. افسران ارتش شاهنشاهى به زن­هاى قشقایى حکم دادند شیر خودشان را بدوشند و به سگ‌هاى افسران ارتش شاهنشاهى بدهند(قبادیان- در کلهر هم همین طور بود) املاک آنها را گرفتند دارایى آنها را گرفتند و امروز از مسلح شدن آنها نگران هستند من که به روحیه عشایر ایران واقف هستم جاى نگرانى و اندیشه از مسلح شدن آنها نمى­بینم و ناراضى نیست زیرا همین عشایر مسلح هر وقتى که اطمینان پیدا کردند در تهران دولتى هست مجلس و مطیع حکومت ملى ایران خواهند بود(صحیح است) کسانی که می­خواهند موضوع مسلح شدن عشایر را بهانه براى یک اقداماتى قرار بدهند در اشتباه هستند و چرا من مسرور هستم از این که آنها مسلح هستند زیرا آنها وسیله دیگرى براى حفظ نوامیس خود از تعدیات مأمورین ارتش و غیرارتش ندارند بنده برا ى حل این قضایا یعنى قضیه عشایر معتقدم مجلس شوراى ملى و دولت باید توجه خصاى بکنند و تنها طریق آن این است که به عقیده بنده باید یک اداره عشایر‌ى در وزارت کشور تأسیس بشود و از نمایندگان تمام عشایر ایران یک شوراى ملى عشایر در تهران تشکیل بشود و مداخلات مأمورین ارتش را در امور ایلات و عشایر خاتمه بدهند و در امور عشایر ایران با مطالعه و دقت یک طریق اصلاحى را پیش بکشند و یک کمکى بشود در استقرار امنیت حقیقى این گروه و بنده این اندازه که مطلع هستم خدمت آقایان عرض می­کنم که از مسلح شدن عشایر نباید نگران باشند(قبادیان- هستیشان را دزدیند) زیرا اینها غیر از حفظ نوامیس خود و اطاعت حکومت مشروطه عادله قصدى ندارند(صحیح است) . . .

فاطمى- صحیح نیست آقاى این طور نیست پس این دزدی­ها را کى می­کند؟

نائب رئیس- بى اجازه نباید صحبت کرد .

سید ضیاء‌الدین- عرض کنم چرا دزدى می­کنند موافق حسابى که بنده خودم پیش خودم کردم اگر یک خانواده ایلاتى امنیت داشته باشد که از پشم خودش از اسب خودش از گاو خودش از گوسفند خودش استفاده کند و کسى مال او را نبرد آنوقت شاید عده دزدها در هر ایلى پنج درصد باشد(فاطمى- این صحیح است) این پنج درصد در غیر عشایر هم هست ما باید به وسیله قوانین و اصلاحات امنیت این نود و پنج درصد عشایر را تأمین کنیم درباب آن پنج درصد دزدها هم به وسیله مجلس شوراى عشایر و نظاماتى که بعد مقرر خواهند اشت تأمین می­کنیم(فاطمى- صحیح است این خوب است) بنابر این باید دانست که عشایر اگر بعضى افرادشان دزد هستد دزدى پنج نفر یا ده نفر را نمی­شود مقیاس قرارداد و یک ایلى را به طور کلى محکوم دانست .

فاطمى- صحیح است این غیر از آن است که اول فرمودید .

سید ضیاء‌الدین- موضوع دیگرى را که بنده می­خواستم عرض کنم راجع به مستشاران امریکایى یعنى میسیون مالى امریکایى است در اینجا اجازه می­خواهم از آٌقایان تاریخ پیدایش یعنى آوردن مستشاران را به این مملکت خدمت آقایان عرض کنم زیرا شاید بسیارى از آقایان واقف نباشند چه شد ما مستشار آوردیم؟ قصدمان از آوردن مستشار چه بود؟ بنده چون در اوایل مشروطیت نه فقط در جریان بودم بلکه خودم در این باب اظهار عقایدى هم کرده­ام مقالاتى هم نوشته­ام شاید صلاحیت داشته باشم که براى روشن شدن ذهن آقایان توضیحاتى عرض کنم. مملکت ایران مشروطه شد حکومت ملى تشکیل شد در تمام دوایر ایران یک ورقه و یک مدرکى در دست حکومت ملى نبود تمام اسناد مالیاتى ما در دست مستوفى­ها بود مستوفى­ها هم این اسناد را قایم کرده بودند و به ما نمی­دادند یعنى به حکومت ملى امروز فردا پس فردا انقلابات شد چه شد دولت قادر نبود که براى اداره

+++

امور خود عوایدى جمع کند زیرا مدارکى نداشت یک وزارت مالیه نبود یک وزارت مالیه تشکیل دادند البته بعضى از مستوفى­ها بودند یک اسناد و مدارکى را می­دادند به وزارت مالیه ولى اغلب نمی­دادند ولایات و ایالات هر کدام یک مستوفى محلى داشت اسناد مالیاتى هم پیش او بود وزیر مالیه که مجلس شوراى ملى تعیین کرده بود قادر نبود که برود از او خواهش کند و راجع به مالیات­ها یک اطلاعات و اسنادى را به دست بیاورد مجلس شوراى ملى و حکومت وقت مصمم شد مستشار از خارجه بیاورد اول مستشار مالى که ما به ایران آوردیم مسیو بیزو بود یکى از رجال کارآگاه شریف فرانسه آمد به تهران یک دوسالى هم اینجا بود و رفت زیرا شرافت ملى او اجازه نمی­داد که در ایران باشد و مصالح ملت را حفظ نکند و چون که دولت فرانسه در آنزمان با بعضى از دول متفق بود خیال می­کرد که یک مستشار عالی­رتبه فرانسوى در تهران مجبور است نظریات مقامات غیرایرانى را در اصلاحات امور ایران مورد دقت قرار بدهد فرانسوى رفت از ممالک کوچک هم ما نمی­توانستیم مستشار بیاوریم زیرا مستشارهاى ممالک کوچک تحت تأثیر نفوذ دول قوى در تهران واقع می­شدند و مستشاران ممالک کوچک نمی­توانستند طابق النعل بالنعل عقاید خودشان را راجع به اصلاحات ایران تطبیق کنند بنابراین پس از مطالعاتى که شد تصمیم گرفته شد از آمریکا مستشار خواسته شود چرا؟ براى این که خیال می­کردند و همین طور هم بود ملت امریکا یک ملت بزرگى است یک ملت مستقلى است و دلیل ندارد که مستشار امریکایى به واسطه حریت فکرى و سیاسى که دارد در تهران مادامی که ملت و دولت ایران یک کارى را به او داده­اند برخلاف عقیده و مصالح ملت ایران یک اقدام بکند یا یک قدمى را براى استرضاى مقامات خارجى بردارد این بود که تصمیم گرفته شد مستشار از امریکا بیاورند یعنى علت حقیقى توجه مجلس شوراى ملى دوره دوم به مستشاران امریکایى از این جهت بود. مستر شوستر آمد و در حدود توانایى خودش خدمت کرد و حتى در موقعی که شهر تهران مورد مهاجمه چهل پنجاه هزار نفر قشون یعنى افراد چریک از شمال و جنوب شده بود و در خزانه یک دینار پول نبود او وسایل تجهیز و تسریع قشونى که از مجاهدین بختیارى و سایر افراد نظامى چریک و مسیو یپرم و جوان­هاى ارمنى تشکیل شده بود فراهم کرد البته بختیاری­ها و ارامنه و سایرین با منتهاى رشادت فداکارى کردند آقاى اسعد با مرحوم برادرشان مرحوم جعفرقلى‌خان سردار اسعد و سردار محتشم و غیره و غیره قشون مخالف و قشون ارتجاع را از پشت دروازه­هاى تهران راندند و موافق اطلاعات بنده اگر در آن موقع مستر شوستر در ایران نبود و این کمک را به خزانه مالى ایران نمی­کرد شاید وضیعت دیگرى پیش می­آمد بالاخره مستر شوستر رفت و وقتی که بنده رئیس­الوزرا بودم به مستر گلدمن صحبت کردم به سفارت آمریکا دستور دادم که ما یک مستشارانى را از امریکا مى­خواهیم براى امور اقتصادى و بانک ملى در همان موقعى که از دولت سوئد هم براى ژاندارمرى مصمم شدم یک عده صاحب­منصب استخدام کنم بعد از رفتن بنده و مواجه شدن مملکت با یک امور اقتصادى غیرمطلوبى سبب شد که دوره چهارم مجلس شورای ملى تصمیم گرفتند که از امریکا مستشارانى بیاورند مستشاران مالیه آمدند دکتر میلسپو و هیئتى که بود بنده در آن موقع در این مملکت نبودم لیکن آنچه شنیدم مجلس شوراى ملى و اکثر مردم از خدمات دکتر میلسپو در آن زمان راضى بودند دکتر میسلپو از ایران رفت چرا رفت؟ این یک حقیقتى است که باید بدانیم دکتر میلسپو به واسطه تربیت فکر ى و اعتمادى که ملت ایران و مجلس شوراى ملى ایران به او اظهار کرده بود نخواست در ایران بماند تا در یک جریان­هایى که به عقیده او مخالف مصالح اقتصادى یا مالى مملکت است شرکت کنند و گمان می­کنم همه آقایان تصدیق خواهند فرمود که اگر دکتر میلسپو حاضر شده بود یک میرزا بنویسى بشود دلیلى نداشت از ایران برود این رفتن او در آن موقع از ایران دلیل علاقه­مندى او به ملت ایران و مصالح ایران بود و بنده گمان می­کنم آقایان نمایندگان موافق هستند که از خدمات دکتر میلسپو در آن موقع تقدیر بفرمایند(صحیح

+++

است) اینجا یک نکته مهم دیگر را هم باید عرض کنم زیرا پریروز صحبت شد آیا ما در ایران اشخاصى داریم که کار امریکایى­ها را بکنند یا نه؟ آیا رجال لایق و آزموده هستند یا نه؟ این نکته را می­خواهم خدمت آقایان توضیح ندهم که در آن زمان(چون بنده حالا تازه آمدم و شاید صلاحیت نداشته باشم) راجع به قضایاى چندى چون که مطالعات بسیار عمیقى نکرده­ام چیزى عرض کنم ولى آن موقع یعنى بیست و هفت هشت سال یا سى سال پیش قصد ما از احضار مستشاران امریکایى دو نظر بود یکى نظر فنى یکى نظر شهامت. یعنى چه؟ شاید ما در آن موقع در ایران داشتیم رجال و اشخاصى که معرفت داشتند می­توانستند کار مالیه یا سایر کارها را هم اداره کنند لیکن حاضر نبودند که در یک کرسى بنشینند و در مقابل یک خواهشى بگویند نه. ببینید یک نکته خیلى مهمى است قصد ما این بود که یک اشخاصى باشند که مجلس شوراى ملى به آنها هم اعتماد داشته باشد و وقتى که مجلس شوارى ملى به آنها یک اجازه و اختیارى می­دهد مقید باشند که آن نظر و اختیار را حفظ کنند و اگر وزیرى اگر مدیر اداره اگر یک مقام دیگرى یک خواهشى یک تکلیفى از او کرد بگوید نه حالا بنده نمی­دانم آیا در ایران چنین اشخاصى در مدت­هاى اخیر بودند یا نه؟ البته به عقیده بنده در ایران هستند بین پیرها بین جوان­ها اشخاصى که بدون شک داراى معرفت هستند و داراى اطلاع هستند داراى بصیرت هستند حالا ما می­خواهیم اینها را بیاوریم سرکار موضوع اول این است که ما به آنها اختیار بدهیم یا خیر؟ یعنى زیر بار خواهیم رفت که به آنها یک اختیارى بدهیم یا نه تازه وقتى که ما اختیار دادیم آنها حاضرند که حقوق و صلاحیت و اقتدار و اختیار خودشان را به کار ببرند یا خیر؟ این دو نکته مهم است تا ما این قضیه را حل نکنیم نمی­توانیم مسئله مستشاران خارجى را حل کنیم بنده شخصاً معتقد نیستم که ما باید به یک مستشارى اختیار بدهیم ولى باید از فکر یک مستشار و از معلومات و تجربیات او استفاده کنیم لیکن اگر این استفاده فکرى وقتى را هم کردیم چه کسى اجرا کننده خواهد بود؟ کى مجرى باشد آن کسى که می­آید امروز یک اختیاراتى را به عهده می­گیرد علایق خانوادگى مناسبات شخصى تشبث در فکریه او در سنجش او و در مسئولیت او تأثیرى خواهد داشت یا نه؟ در حقیقت مسئله مستشاران خارجى در آن زمان براى ما نه فقط از نظر فنى بود بلکه از نقطه­نظر شهامت جسارت و انجام مسئولیت بود در پارسال یا یک سال و نیم پیش درست خاطرم نیست مجلس شوراى ملى دوره سیزدهم تصمیم به احضار میسیون امریکایى براى امورمالى گرفت در این اقدام مجلس بعضى از آقایان خطبا که نطقى فرمودند مجلس سیزدهم را مورد ملامت و عتاب قرار دادند بنده در دوره سیزدهم وکیل نبودم و خود را هم هیچ مکلف نمی­دانم از اقدام آنها مدافعه کنم ولى وجدان من به من می­گوید که این تصمیم آنها دلیل برحسن نیت آنها بوده است اینها مملکت را مواجه با یک مشکلاتى دیدند و به خیال خودشان خواستند خدمتى بکنند بنابر این حسن نیت وکلایى را که به جلب مستشاران امریکایى رأى دادند باید تقدیس کرد و گمان می­کنم در وهله اول من که نبودم ولى این طور خیال می­کنم وکلایى که مستتشاران امریکایى را دعوت کردند قصد آنها یک هیئت مالى مستشار بود میسیونى که با دکتر میلیسپو آمدند به ایران شاید در موقعى که آنها را احضار کردند قصدشان این نبود که یک اختیارات کم یا زیاد یا فوق­العاده به آنها بدهند آنها آمدند به قصد اصلاح مالیه ایران وقتى که اینها آمدند اگر آنها می­بایستى یک کارى بکنند یک تقاضاهایى می­کنند و اختیاراتى لازم دارند براى موفقیت خودشان از مجلس شوراى ملى بکنند این تقاضاهاى آنها به جا بود یا نه؟ و اختیاراتى که مجلس شوراى ملى به آنها داد صحیح بود یا نه؟ موضوعى است که از صلاحیت بنده خارج است قضاوت بکنم زیرا در آن موقع در ایران و مجلس نبوده­ام .

ولى چیزى که بر بنده مسلم است و خیال می­کنم مسلم باشد این است که اگر مجلس در دادن اختیارات زیاد مقاومت نکرد باز دلیل بر حسن نیت مجلس شوراى ملى است و غیر از اصلاح امور نظر دیگرى نداشت(صحیح است) چرا این

+++

کار را مجلس شوراى ملى کرد البته هر وقتى که در اطراف این موضوع بحث بشود یک مطالعات دقیق­ترى می­شود. ولى آنچه من تشخیص می­دهم این است مردم ایران بعد از بیست سال یک حکومت جور و ظلمى چشم­شان باز شد نمى­فهمیدند کارهاى مملکت در چه حال است؟ رشته امور در دست کى است؟ خزانه در چه حالى است؟ بالاخره یک حالت حیرت زدگى به همه دست داده بود گمان می­کنم در آن موقع اگر رجال و کسانى بودند که در خود قدرت و توانایى اصلاح امورمالى ایران را می­دیدند و پیش مى­افتادند و می­گفتند ما هم هستیم مجلس شوراى ملى هم مجبور نمی­شد از امریکا مستشار بیاورد کسى نیامد کسى نگفت پیشنهادى نشد نه از جوان­ها نه از پیرها مجلس شوراى ملى در این حیرت­زدگى تنها راه علاج را در جلب مسشاران امریکایى دانست حالا برویم سر موضوع از اظهاراتى که در چند جلسه اخیر مجلس راجع به هیئت مالى امریکایى در ایران شده است .

شخصاً متاسف هستم و اصولاً با هر گونه اتهامى نسبت به هر فردى اگر قبل از رسیدگى کامل در پشت تریبون مجلس اظهار شود مخالفم انتشار این مسایل شاید در جراید مفید و لازم باشد ولى مجلس شوراى ملى نباید به عقیده بنده یک کسى را متهم کند و آن کس اجازه داشته باشد فردا پشت کرسى خودش بنشیند. مقام مجلس شوراى ملى اقتدار مجلس شوراى ملى عظمت مجلس شوراى ملى طورى است که چیزی که گفته می­شود اگر اکثریت قبول کرد فورى باید ترتیب اثر داده شود و باید مجرم و مسئول را از پشت صندلى که نشسته است برداشت دور انداخت به عقیده من موضوع هیئت مالى امریکایى همان طوری که نماینده محترتم آقاى کاظمى پیشنهاد فرمودند از طرف مجلس در کمیسیون مخصوصى مورد بررسى کامل قرار گیرد و از این نقطه­نظر آیا اگر به دادن پیشنهاد اکتفا و پس از بررسى کمیسیون و مراجعه به آقاى دکتر میلسپو نظریات به عرض مجلس رسیده بود به مراتب بهتر بود حالا آنچه گفته شده گذشته است یک صحبت­هایى ما کرده­ایم البته باید هم تحقیق کرد چون که در بعضى جاها نه اینجا بلکه در خارج بعضى از اشخاص گفته می­شود آقاى دکتر میلسپو داراى یک سوء نیتى است بنده معتقدم که دکتر میلسپو ممکن است اشتباه کرده باشد خبط کرده باشد غلط هم کرده باشد همه اینها ممکن است ولى سوء نیت غیرمعقول است یک امریکایى که در ده سال 15 سال پیش امتحال خدمتگزارى را داده است و حالا در موقع جنگ دعوت ملت ایران را قبول کرده است از مسافت بعیدى با تحمل مخاطرات جنگى به ایران آمده به خیال خدمت بنده گمان نمی­کنم سوء نیتى داشته باشد یا به طورى که می­گویند مأموریت خرابى این مملکت را داشته باشد بنده گمان می­کنم وظیفه وجدانى ما است که از این شایعات بى­مأخذ جلوگیرى کنیم(صحیح است) اکنون باید تحقیق کرد و رسیدگى نمود فرض کنیم اینها گه گفته شد همه اش صحیح است باید دکتر میلسپو را خواست و از او پرسید اظهاراتش را شنید پس از شنیدن اظهارات و توضیحات او البته آنچه مجلس شوراى و آقایان نمایندگان تشخیص دادند بنده گمان می­کنم اطاعت تصمیمات مجلس را خواهند کرد دکتر میلسپو و میسیون آمریکایى تابع تصمیمات مجلس شوراى ملى هستند زیرا او مستخدم دولت و ملت ایران است(صحیح است) راجع به اعضاى میسون آمریکایى یعنى میسون دکتر میلسپو هیئت مالى امریکا از دو نوع کارمند تشکیل شده است یکى آنهایى که در امریکا استخدام شده­اند و یکى آنهایى که در ایران استخدام شده­اند .

مهندس فریور- آن اولی­ها برگشته­اند .

سیدضیاء‌الدین- شاید. اطلاعات بنده این است که عرض می­کنم حتى من شنیده­ام بعضى از این آقایان در ادارات دولتى امریکا عهده­دار مشاغل مهمى بوده­اند و چون امریکا مایل بوده است به ایران اشخاص صلاحیت­دار بفرستد از آنها تقاضا نموده از مشاغل خود استعفا داده و به ایران بیایند از طرف دیگر من بى­نهایت متأسفم که در پشت تریبون مجلس این اظهارات شد و گفتند(در این موقع از روى ورقه خوانده شد) «که یک دولت ثالثى در این مملکت باشد از نظر سیاست و یک کارهایى بکند همه متفق بودند آیا این نظر عملى شد

+++

(بعضى از نمایندگان- ابداً) آیا این مجلس که مستشار را تصویب کرد پرسید از آن دولت که این عده را که می­آورید از دولت امریکا مى­آورید دولت آمریکا این شخص را معرفى کرده است؟ بنده گمان می­کنم مجالس شوراى ملى هر وقت مستشارى از یک مملکت آورده­اند نخواستند از دولت آن مملکت بیاورند اگر هم مراجعه به دولت آن مملکت که مستشار از آنجا خواسته شده باشد فقط از نقطه­نظر تحقیقات راجع به سابقه این شخص بوده است پس ما از دولت آمریکا مستشار نخواستیم و نخواهیم خواست ما از ملت امریکا خواستیم و اگر مراجعه هم شده به دولت امریکا فقط براى تشخیص صلاحیت و حسن سابقه و معرفت مستشار است نه این که از طرف دولت باشد باشد ما همیشه از ملل می­خواهیم منتهى البته چون که ما در امریکا یا در بلژیک یا در فرانسه نیستیم براى وثیقه و معرفت به هویت آن شخص یک اطلاعاتى را که به طور دوستانه تقاضا مى کنیم خواستم بنده این را توضیح بدهم که ما از هیچ دولتى مستشار نخواسته­ایم و حتى یک مرتبه هم که دولت انگلیس متعهد شده بود که به ایران مستشار بدهد مستخدم بدهد ما آن قرارداد را هم ملغى کردیم(صحیح است) و یکى از علل الغا قرارداد ایران و انگلیس همین بود که دولت انگلیس می­خواست به ایران مستشار بفرستد (صحیح است) پس ما این مستشارانى را که خواستیم از دولت امریکا نخواستیم بلکه از ملت امریکا خواستیم البته راجع به هویت آنها از دولت امریکا یک تحقیقاتى کردیم و اما این که هیئتى که با دقت لازمه انتخاب شده است موفق نگردید طبق انتظارات ما کارهاى محوله را انجام بدهد نباید فراموش کرد که در مدت بیست سال سیاست اقتصادى و تجارى و مالى ما کاملاً غلط بوده است و شاید یکى از اسباب استعفا و دورى آقاى دکتر میلسپو در 15 سال قبل پیش­بینى از سیاست و رویه دولت­هاى گذشته بوده است در مدت بیست سال تمام ثروت ملى ایران صرف مخارج غیر منتج و به اصطلاح امپر و دو کتیف شد یعنى یا به کلى دور ریخته شد مثلاً درباره راه آهن وقتى که به تاریخ ساختمان راه آهن این دنیا مراجعه بفرمایید، خواهید دید که یک شرکت­هایى تشکیل دادند و یک یک قرضه­هایى کردند و به وسیله قرضه داخلى یا خارجى یک راه‌آهن­هایى کشیده است ما آمدیم از نان مردم از خوراک مردم از چاى مردم از قند مردم پنجاه میلیون لیره صرف راه‌آهن کردیم و امروز هم نمی­دانم شاید سالى چندین میلیون تومان خرج نگاهدارى آن می­کنیم این خودش یک سرمایه­ای است البته لکن سرمایه غیر منتج سرمایه­اى که از وجود او ملت یا دولت یا مملکت از نقطه­نظر مالى یا اقتصادى نمی­تواند استفاده استفاده کند در ایران از روى عدم آشنایى اصول اقتصادى و مالى این عمل انجام شد و نتیجه این سیاست غلط بحرانى است که اما امروز مشاهده می­کنیم در جنگ هیجده 1914 بنده خوب یادم است بازارهاى ایران مملو بود از امتعه تجارتى تجار به طمع نفع یا به امید نفع هر چه می­توانستند مال­التجاره آوردند و بازارهاى ایران را پر کردند جنگ که شد سه چهار سال هم طول کشید ملت ایران به ده یک مشکلاتى که امروز با آن رو به رو شده است مواجه نشد(صحیح است) این انحصارات و محدودیت­ها همه قبل از میسیون امریکایى بوده است و نمی­توانست مشکلاتى را که امروز فراهم است تمامش را از میسیون امریکایى دانست قبل از آنها هم بوده است .

روحى- منتها اینها را آوردند اصلاح کنند .

سید ضیاء‌الدین- حالا عرض می­کنم ایران در درجه اول یک کشور کشاورزى است و اگر در بیست سال اخیر نصف پول­هایى که تلف شد براى توسعه کشاورزى به مصرف رسیده بود ما قطعاً دچار چنین بحرانى نمی­شدیم سیاست غلط 20 سال اخیر بحران فعلى را به وجود آورد و پیش آمدهاى جنگ شروع این بحران را تسریع نمود حالا به نظر من منطقى نمی­آید اگر ما از هیئت مالى امریکایى انتظار داشته باشیم در ظرف یکى دو سال آن هم در زمان جنگ غلط­هاى بیست ساله ما را جبران کند هیچ هیئتى در هیچ نقطه دنیا قادر نخواهند بود چنین امرى را انجام بدهد. آقایان نمایندگان نباید فراموش کنند که قبل از آمدن میسیون امریکایى دولت براى پرداخت اضافه حقوق مستخدمین از

+++

ذخیره کشورى استفاده نمود و گویا مبلغ چهل میلیون تومان هم از اعلیحضرت شاه وام گرفت .

بنده در تهران نبودم ولى شنیدم ساعت چهار بعد از نصف شب قشون متفقین وارد ایران شدند و خواص تهران ساعت 10 صبح یعنى دو به ظهر مانده مطلع شدند و ظهر در تهران نان نبود من نبودم ولى شنیدم .

مهندس فریور- نه این طور هم نبود. روز بعدش بود .

طباطبایى- سه روز بعدش نبود بسیار خوب بنده حالا نمی­خواهم وارد در جزئیات بشوم که افراد ارتش در گوشه و کنار مملکت افتاده بودند و نان نداشتند بخورند(صحیح است) اینها بود در پست و تلگراف شما که مستشار امریکایى نیست ولى تلگراف از اینجا به قم چهارده روزه و کاغذ پانزده روزه می­رود این خرابى در همه جا هست(صحیح است) اگر گفته شود میسیون امریکایى یکى از عوامل خرابى است این یک حرفى است ولى به طور قطع نمی­شود گفت میسیون امریکایى عامل تمام خرابى مملکت است (صحیح است) اگر ما یک حقایقى را بگوییم و کشف نکنیم به خودمان و به افکار عمومى و به صفت قدر شناسى ملت ایران خیانت کرده­ایم .

فاطمى- کسى هم این ادعا را نکرده است .

سید ضیاء‌الدین- بلى حالا توضیح می­دهم. در ثانى کارمندان هیئتى که از امریکا به ایران آمدند البته به وضیعت اقتصادى و مالى ایران و امروز آشنایى کامل نداشتند و این عدم آشنایى گمان نمی­کنم براى آنها تقصیرى شناخته شود زیرا بالاخره مجلس و دولت ایران تصمیم گرفتند امورمالى و اقتصادى ایران را با مشورت با یک هیئت خارجى تنظیم و درست بکنند کارمندان بیگانه هیئت باید البته مدتى در ایران بمانند تا آن طوری که باید و شاید به امور مالى و طرز کارها را از سر شروع کند تا در حین عمل به چگونگى و معضلات امور آشنا بشود بحران­هاى مالى و اقتصادى چیزى نیست که در یکى دو سال مرتفع بشود مگر آقایان فراموش کرده­اند که بحران­هاى مالى و اقتصادى در آلمان و انگلستان که ناشى از جنگ گذشته بود سال­ها به طول انجامید و چون حل نشد بالاخره منجر به جنگ فعلى شد و براى حل این موضوع جنگ دیگرى شد نظر به این که مملکت ایران یک مملکت کشاورزى است امیدوار هستیم بحران ما زودتر خاتمه پیدا کند ولى بالاخره صبر لازم است و اما کارمندانى که در ایران براى هیئت مالى امریکایى استخدام شدند باز به دو قسم­اند یکى کارمندان خارجى و یکى کارمندان داخلى- در انتخاب کارمندان خارجى که در ایران استخدام شدند آقاى دکتر میلسیو و قطعاً دچار اشتباهاتى شده­اند و اگر عجله نکرده و دواطلبان خارجى را با دقت زیادترى انتخاب یا آن که اصولاً همه همکاران خود را از امریکا خواسته بودند بلاتردید کمتر مواجه با اشکالات می­شدند ولى تصور نمی­کنم مانعى داشته باشد که به محض این که این نوع کارمندان هم عدم صلاحیت خود را در عمل نشان دادند از مشاغل خود منفصل شوند اما کارمندان ایرانى البته در انتخاب کارمندان ایرانى اشتباهاتى شده است ولى من نمی­دانم مسئول این اشتباهات آقاى دکتر میلسپو یا وزراى وقت بوده­اند .

فاطمى- آقاى وزرا چه تقصیرى دارند؟

سید ضیاء‌الدین- حالا عرض می­کنم اجازه بدهید من سؤال می­کنم حالا تصدیق خواهید کرد یک کمى صبر کنید آیا وزیران وقت ایرانیان لایق و کارشناس و صالحى را به دکتر میلسپو پیشنهاد کرده و دکتر از استخدام آنها خوددارى نمود؟ بگویید آیا آقایان وزرا کردید و او امتناع کرد البته او مقصر است ولى اگر ایرانیان لایق را ایرانیان درستگار را ایرانیان کارآگاه را به دکتر میلیسپو معرفى نکرده باشید من نمی­دانم آیا تقصیر با دکتر میلیسپو است؟ یا با بنده .

یکى از نمایندگان- با بیات است(خنده نمایندگان)

سید ضیاء‌الدین- بلى؟

دکتر طاهرى- هیچ بفرمایید آقا بفرمایید .

و یا آن که چون وزرا از معرفى چنین اشخاص خوددارى

+++

نمودند دکتر ناچار بود هر کسى را که داوطلب همکارى با میسیون شد بپذیرد اگر قبل از ورود هیئت مالى ایرانیان لایقى در نظر گرفته شده بودند البته اشکالات راجع به همکاران ایرانى میسیون پیش نیامده بود و اما این که گفته شد کارمندان خارجى از حیث تعداد زیاد هستند من گمان نمی­کنم ما بتوانیم از یک طرف وظایف بسیار دشوارى به شخص و یا به اشخاص واگذار کرده و از طرف دیگر به این سهولت به نظریه او و یا آنها حتى راجع به تعداد همکارانى را که باید داشته باشد اعتراض کنیم. یک شخصى مسئولیتى را به عهده می­گیرد باید تا اندازه هم آزادى عمل داشته باشد بالاخره گفته شد مجلس سیزدهم قانوناً حق نداشته است اختیارات معینى را به دکتر میلیسپو تفویض کند من نمی­گویم که این اقدامى که شده است خوب است و نمى­گویم که بد است داخل در این جزئیات نمى­شوم فقط از نظر حقوقى و قانونى یک قضیه را می­خواهم حل کنم بنده شخصاً هیچ معتقدم نبودم که یک اختیاراتى به مستخدمین خارجى به اندازه داده شود که دست و پاى دولت یا مجلس یا وکلاى ملت را ببندد و این توضیح را که دادم فقط از نقطه نظر حقوقى و قانونى بود .

تا اندازه­اى که من اطلاع دارم قانون اساسى ایران اقتباس از قوانین اساسى ممالک دموکراتیک اروپا می­باشد اگر مثلاً پارلمان فرانسه می­توانست در بدو جنگ اختیارات تامى به دولت فرانسه بدهد به چه دلیل ما نمى­توانیم اقدامات متشابهى بکنیم؟

رفیع- حق قانونگزارى با مجلس است آقا و قابل انتقال هم نیست .

سید ضیاء‌الدین- اجازه بدهید آقاى قائم مقام براى مزید اطلاع جنابعالى عرض بکنم امروز ملت انگلستان به چرچیل ملت امریکا به روزولت ملت اتحاد ممالک شوروى به کمیسرها اختیار می­دهد که در هر موقع هر قانونى را که مربوط به جان و مال و حیات ملت باشد به نام مصونیت مملکت وضع کند .

فداکار- آنجا روى قانون اساسى خودشان است نه روى قانون اساسى ما .

سید ضیاء‌الدین- بگذارید حرفم را بزنم توضیح می­دهم وقتى در ممالک انگلیس و امریکا با سایر ممالک دموکراسى این کار می‌شود اصولاً یا قانوناً یا حقاً بوده است حالا اگر آقا می­خواهید مخترع اصول دمکراسى جدیدى باشید بنده مخالفتى ندارم بلکه دیگران را هم هدایت کنید ولى همان طور که عرض کردم من طرفدار دادن اختیار نیستم و فقط خواستم بگویم که مجلس سیزدهم را نمی­توان متهم کرد که کار خلاف قانون کرده است مجلس فلج شده بود مجلس نمی­توانست کارى بکند کسى هم نبود بین ایرانی­ها از رجال شما از جوان­هاى شما از پیرهاى شما که بیاید پیشنهاد اصلاحاتى بکند .

ایرج اسکندرى- فراوان بود .

سید ضیاء‌الدین- اجازه بدهید این بود که مجلس کرده و گفت آمریکایی­ها بیایند آنها هم گفتند ما می­آییم کار می­کنیم با این شرط پس بنده عرض نمی­کنم خوب بود یا بد بود می­گویم در موقع استیصال و در موقع فلج شدن کارهاى مملکت نمى­توان به مجلس سیزدهم ایرادى کرد که کار خلاف قانونى کرده است و الّا بنده در دوره سیزدهم نبودم علاقه به مدافعه از آن آقایان ندارم ولى می­گویم حسن نیت داشته­اند و ضمناًهم خواستم یک مسئله حقوقى و قانونى را حل کرده باشم

آقاى هاشمى- الان یک یادداشتى به بنده نوشته­اند که مجلس سیزدهم حق قانونگذارى را به کسى نداده است و در آنجا تصریح شده است که در حدود قوانین موضوعه کار کند (صحیح است) بسیار خوب پس اگر هم بنده یک توضیحى در این باب دام خیلى متأسف هستم که آن نماینده محترمى که اینجا ایستاد و به مجلس سیزدهم توهین کرد آقاى هاشمى چرا این توضیحش را آن وقت نداد که بنده به حل این موضوع مجبور باشم تا رفع شبهه بکنم در هر حال به عقیده من نمى­بایست این هیئت مالى فعلى را بدون اقامه دلیل کافى و قانع کننده از مشاغل محوله منفصل کرد ما حق نداریم عالی­ترین مصالح کشور را به این سادگى به مخاطره بیندازیم من گمان می­کنم

+++

پس از جنگ امریکا زیادتر از هر دولتى می­تواند احتیاجات مادى و معنوى کشورهاى ضعیف را مرتفع بکند بنابراین باید آقاى دکتر میلسپو را دعوت کرد یک کمیسیونى در تمام شعب همان طور که آقایان مقتضى می­دانند تشکیل بدهند تمام اعتراضات تمام نسبت­هایى که به میسیون مالى داده مى­شود باید یک به یک تذکر داد و گفت و از او جواب خواست و باید فهمید اصولاً میسیون آمریکایى و دکتر میلسپو یکى از عامل وضعیات امروزه است یا خیر؟

دکتر عبده- یکى از عوامل است.

سید ضیاء­الدین- بسیار خوب اگر یکى از عوامل است تا چه درجه او مسئول است و تا چه درجه ما شرکت کرده­ایم در عدم موفقیت او پس از این که این قضایا روشن شد و ما فهمیدیم البته هر تصمیمى را که مجلس شوراى ملى مقتضى بداند راجع به میسیون مالى امریکایى باید اتخاذ شود و الّا بنده گمان می­کنم با جار و جنجال و با هیاهو یک میسیونى را از ایران طرد کردن شایسته شئون مجلس شوراى ملى و ملت ایران نباشد (صحیح است) و بنده عقیده و یقین دارم که هیچ یک از نمایندگان دارای این نیت نیستند.آنچه بنده عرض می­کنم خیال می­کنم نظر آقایان نمایندگان باشد ولی اجازه بدهید اگر بنده دارای یک اطلاعات خارجی باشم و یک وسایلی داشته باشم و محرک گفتار...آن وسایل و آن مسموعات باشد بر بنده اعتراض خواهند نمود(صحیح است) و البته این را هم تشخیص می­دهند که در یک موقعى که مردم بدبخت برهنه گرسنه بیچاره و مستأصل هستند و خیال می­کنند تمام این بدبختی­هاى آنها و فلاکت آنها از میسیون امریکایى است آمدن و مدافعه کردن از میسیون امریکایى براى بنده البته وجاهتى باقى نمی­گذارد این را تشخیص می­دهم ولى در عین حال خیال می­کنم مصالح ملى و وظیفه من در تنویر فکر آقایان مرا وادار می­کند که اندیشه نداشته باشم و آنچه را که معتقد هستم در مجلس شوراى ملى و در پیشگاه آقایان عرض کنم (صحیح است) براى این که تصور نشود بنده می­خواهم نفهمیده و نسنجیده از میسیون مالى دکتر میلسپو یک مدافعاتى کرده باشم یک اطلاعاتى دارم که خدمت آقایان عرض می­کنم در ایران تقریباً 20 یا 25 تا کارخانه است عددش را درست نمی­دانم و اینها مواد خامش را می­گیرند بعد می­سازند و به مردم می­دهند پنبه و پشم را می­سازند و به مردم می­دهند مصرف مواد خام کارخانه­جات در سال بالغ بر 24 هزار تن پنبه و پشم است و محصول اینها از نظر قیمت بیش از سیصد ملیون تومان می­شود.

فاطمى- چهل هزار تن.

سید ضیاء­الدین- فعلاً امسال بیست هزار تن پنبه برده و چهار هزار تن پشم سابق را بنده نمی­دانم شاید این طور بوده و امسال به دوازده هزار تن رسیده است بنده امسال کوشش کردم... آنچه عرض می­کنم از روى یک اطلاعات و مدارک صحیحى است قیمت مواد خام صد میلیون تومان است قیمت ساختنش و به عمل آوردنش هم صد میلیون تومان قیمتى که می­باید قاعدتاً از روى اصول تجارتى به فروش برسد سیصد میلیون تومان است این به دست مردم می­رسد چهارصد پانصد ششصد هشتصد نهصد هزار میلیون تومان نمی­دانم خدا می­داند چقدر می­رسد به دست مردم قطعاً این از حسن اداره مأمورین آقاى دکتر میلسپو نبود اگر از حسن اداره بود این طور نمی­شد ولى حالا باید فهمید آیا حقیقتاً تقصیر با کیست؟

ملک‌مدنى- تقصیر دولت است آقا که نتوانسته است کار را اداره کند.

خلاصه بنده مطالب زیادى داشتم ولى بنده مى­بینم که خیلى از آقایان نمایندگان می­خواهند صحبت کنند و بنده کوتاه مى­کنم عرایض خودم را و به اینجا ختم مى­کنم بنده گمان می­کنم که هر یک از آقایان نمایندگان وقت و فرصت خواهند داشت در هر موقعى که می­خواهند هر موضوعى را در مجلس به دولت تذکر بدهند وزرا را احضار کنند و آنچه لازم است خاطر نشان نمایند بنابراین در این مورد اگر خیال می­فرمایید مذاکراتى که شده است کافى است

+++

که هیچ و اگر هم کافى نمى­دانید آن هم البته بسته به نظر خودتان است بنده با این که مذاکراتم کافى نیست راجع به امور ولایات و انجمن­هاى ایالتى و ولایتى راجع به املاک واگذارى راجع به دادگسترى راجع به هزارها بدبختى­هاى دیگر نیز عرایضى دارم که 5 ساعت و 10 ساعت باید عرض کنم عرض هم می­کنم و مسلماً هم یک روزى عرض خواهم کرد ولى فقط از نقطه­نظر این که خیال می­کنم هر چه زودتر تکلیف هیئت دولت روشن بشود در درجه اول می­گویم و قطعاً هم امیدوار هستم که تکلیف آقایان روشن بشود آن وقت تکلیف این نان و این بدبختى و فلاکت مردم هم روشن خواهد شد و همان طور که عرض کردم خود آقایان بهتر می­دانند مجلس شوراى ملى در هر لحظه اختیار و اقتدار دارد که تمام هیئت دولت یا هر یک از وزرا را که به آنها اظهار عدم اعتماد بکند از کار خارجشان بکند بنابر این اگر آقایان مقتضى بدانند این قضیه را زودتر روشن کرده باشیم و به کارهاى مهمترى بپردازیم و وقتى آقایان در آتیه ملاحظه فرمودید لوایح قانونى راجع به اصلاحاتى که منظور نظر بنده است پیشنهاد و تقدیم خواهم کرد و به بنده هم فرصت خواهند داد که دو روز سه روز بیایم اینجا صبح و عصر بایستم و صحبت کنم ولى فعلاً قصد بنده از این اظهارات فقط این است که به کارهاى فورى و فوتى و آتى بپردازیم و تکلیف دولت را روشن کنیم از این جهت بیش از این دیگر عرضى نمی­کنم (آفرین- احسنت)

دکتر مصدق- اخطار نظامنامه دارد.

نائب رئیس- بفرمایید.

دکتر مصدق- ماده 109 نظامنامه را بخوانید.

ماده 109- اگر در ضمن مباحثات و نطق افترا و تهمتى به یکى از انمایندگان زده بشود یا عقیده و اظهار او برخلاف واقع جلوه داده شود (دکتر مصدق- منظورم همین قسمت است) و نماینده مذکور براى تبرئه و رفع اشتباه اجازه نطق بخواهد بدون رعایت نوبت اجازه داده خواهد شد.

نائب رئیس- توضیح بفرمایید اما به طور اختصار.

دکتر مصدق- به اختصار نمی­شود. چون مربوط به مصلحت کشور است باید به تفصیل صحبت کنم نمی­خواهید اصلاً حرف نمی‌زنم (به طرف صندلى خود حرکت نمودند) (جمعى از نمایندگان- بفرمایید بفرمایید) مجداً پشت کرسى خطابه حاضر شدند. آقاى آقا سید ضیاء­الدین تصور کرد که دکتر مصدق در این مجلس نیست خیر من هستم و در مقابل شما مى­ایستم و مطالب شما را تکذیب می­کنم و عقاید شما را رد می­کنم. من به قانون اساسى قسم خورده­ام که به این مملکت خدمت کنم و خیانت هم نمی­کنم و هیچ چیز هم برخلاف حقیقت نمی­گویم. اول این که فرمودید در این مملکت کسى نبود که داوطلب کار بشود من داوطلب کار شدم من حاضر شدم که وزارت مالیه را منظم کنم. من حاضر شدم که اصلاحاتى در امور مالى این کشور بکنم. مجلس چهارم به من سه ماه مهلت داد که در ظرف این سه ماه تشکیلات مالیه را به معرض آزمایش بگذارم و به مجلس شوراى ملى پیشنهاد کنم متأسفانه دو ماه و ده روز بیشتر طول نکشید که مرا از کار برداشتند و تمام اعمال مرا به کلى از بین بردند و مرا در نزد عمومى هموطنانم خجل کردند چرا؟ به جهت این که هر مصلحى اول باید خراب کند بعد آباد کند. من خراب کردم ولى مجال آبادى به من ندادند پس من اول کسى بودم که مقدم براى اصلاحات شدم ولى مجلس چهارم نسبت به من واقعاً منصفانه رفتار نکرد. این جواب قسمت اول فرمایشات شما. اما قسمت دوم که فرمودید تاکنون کسى مستشار از دولت دیگرى نخواسته است و مستشار را از ملت مى­آورند و من اگر عرض کردم از سر هوا آوردند آقا این حرف بنده را خیلى کوچک گرفتند خیر آقا جان مستشار از دولت می­آوردند مسیو بیزوانسپکتور ژنرال مالیه فرانسه بود و مسیون بیزورا از دولت فرانسه خواستم و دولت فرانسه او را فرستاد می­خواهید تحقیقات بکنید تا حقیقت معلوم بشود و من عقیده ندارم که مستشار را از یک ملتى همین طور ندیده و نشناخته

+++

بیاورند. مستشار ضامن می­خواهد اگر شما یک نوکرى بخواهید استخدام کنید از یک شخص مطلعى می­پرسید که این اخلاق و احوالش چه جور است کجا بوده و چه می­کرده پس از تحصیل این اطلاعات او را استخدام می­کنید پس یک مستشارى که شما می­خواهید بیاورید و مالیه مملکت­تان را به دست او بسپارید که اداره کند این نباید کمتر از یک آدم عادى باشد که هیچ کس او را نشناسد و بروند یک شخص غیر معروفى را بردارند بیاورند که هیچ کس هم ضامن او نباشد بنده این نظریات را در باره دکتر میلسپو عرض نمی­کنم چون او شخص معروفى است ولى جواب آقا را عرض می­کنم که می­فرمایند مستشار را از دولت نمی‌خواهند و از ملت می­خواهند ملت کیست؟ الان یک کسى بخواهد از توى ملت ایران یک مستشار بخواهد خوب این می­آید می­گردد توى این وزارتخانه توى آن وزارتخانه بالاخره دست یکى را می­گیرد و می­برد؟ این طور که نمی­شود. این یک ضامن می‌خواهد، معرف می­خواهد، همین طور که نمی­شود بروند یک نفر را بیاورند و بگویند این مستشار است آخر ضامن او کیست؟ معرف او کیست؟ هیچ کس؟ بنده که این را نمی­دانم و معتقدم اگر مستشار می­آورند ضامن مستشار همان دولت متبوع او است بنده با دکتر میلسپو امروز مخالف نیستم بنده با دکتر میلسپو در عصر پهلوى مخالف بودم. در وقتی که پهلوى در این مملکت همه مردم را غارت کرد وقتى که پهلوى تمام آن بلیات را بر سر این مردم آورد همان پهلوى که خودش در منزل من با حضور تقى­زاده‌ مخبرالسلطنه و حسین علاء اقرار کرد که مرا انگلیس­ها آوردند و شما در این مجلس گفتید که پهلوى را من آوردم و به شما دادم الحمدالله وزر و وبال پهلوى را به گردن گرفتید.

سید ضیاء­الدین- جنابعالى وزیر خارجه­اش بودید.

دکتر مصدق- بین صحبت من حرف نزنید. بلى خیلى متشکرم که آن روز در آن جلسه خودتان ثابت کردید که پهلوى به این خوبى را من به شما دادم و امروز معایب پهلوى را مورد مذاکره قرار دادید.

نائب رئیس- آقاى دکتر از پایین نوشته­اند که این مذاکرات از موضع خارج و جنبه خصوصى دارد.

دکتر مصدق- بسیار خوب- اگر اجازه نمی­دهید پس من صحبت نمی­کنم.

دکتر عبده- قبل از شروع به عرض یادداشت­هایى که دارم از این جریانى که بین دو مرد سیاسى که تقریباً در هر جلسه پیش می­آید اظهار تأسف می­کنم (صحیح است) و بنده که یک جوانى که تازه کار هستم مایل بودم که این دو مرد بزرگوار نمونه بهترى براى جوان­هایى که وارد در صحنه سیاست شده­اند باشند و یک اثرى از خودشان براى سایرین به عنوان نمونه و سرمشق بگذارند. آقایان مملکت کارهاى مهمى در پیش دارد و نمى­بایست وقت مجلس صرف این حرف­ها بشود. بنده نه از این دسته هستم نه از آن دسته ولى واقعاً از این جریانات پى در پى که جنبه شخصى دارد اظهار تأسف می­کنم و امیدوارم تکرار نشود (صحیح است)

فرمند- مجلس بى­مبارزه نمی­شود آقاى دکتر عبده‏

اقبال- این مبارزه نیست آقا مبارزه شخصى و خصوصى است.

دکتر عبده- از روزی که بنده وارد کاریر سیاسى گردیده و از تهران انتخاب و وارد مجلس شدم بعد از بررسى چند هفته دیدم که بر سر دو راهى عجیبى واقع گردیده­ام یا می­بایستى همان طورى که عادت ما بوده است سیستم بارى به هر جهت و مسامحه و رعایت و دوستى­ها را مورد نظر قرار دهم یا می­بایستى در رویه سیاسى که اتخاذ می­کنم صاف و راست و با صراحت لهجه باشم و نظریاتى که داریم به عرض همکاران محترم برسانم بنده رویه ثانى را انتخاب کردم (صحیح است احسنت) و علم قطعى دارم که با اتخاذ این رویه ممکن است مورد گله­مندى و شکایت هم واقع بشود (ابداً ابداً) ولى تصور می­کنم مصالح مملکت مافوق شخصیات و مافوق دوستى است. وقتی که اسم جناب آقاى ساعد براى نخست­وزیرى برده شد من اظهار تمایل کردم ولى در فراکسیون منفردین به وسیله چند نفر از نمایندگان منفرد به عرض ایشان رساندم که ما در صورتى به نظریه خودمان باقى خواهیم ماند که دو شرط

+++

رعایت شود یکى این که قیافه کابینه تغییر بکند یعنى اکثر کسانی که در کابینه دعوت خواهند کرد از آنهایى نباشد که در طى مدت این دو سال و نیم یا قبلاً متصدى پست وزارت بوده­اند عرض دومى هم که بنده داشتم این بود که ما محتاج به وزرایى هستیم که تنها تحت تأثیر مصالح مملکت انتخاب شده باشند بدون این که مقاماتى برخلاف قانون اساسى در انتخاب آنها مؤثر واقع شده باشد و مداخله کرده باشد ما تشکیل چنین کابینه را براى اداره امور مملکت انتظار داشتیم وقتی که کابینه اول آقاى ساعد معرفى شد بنده متأسفانه دیدم که جناب آقاى ساعد این نظریات بى­غرضانه اقلیت مجلس را مراعات نکردند و به همان جهت هم بنده با کمال صراحت عرض می­کنم که با کابینه ایشان مخالف هستم و بنده اگر مخالف هستم بدون منطق نیست در اینجا موافق و مخالف حرف­هایى زدند از اوضاع اقتصادى و اجتماعى مملکت شکایت کردند از هرج و مرج اجتماعى که در این کشور حکم­فرما است موافقین و مخالفین هر دو بحث کردند و شرح دادند بنده می­خواهم عرض بکنم که در این دو سال و نیم بدبختى و بیچارگى اهالى این مملکت را از هر طرف فرا گرفته و احاطه کرده آیا مسئول این بدبختى­ها بیچارگى­ها فقر و فاقه ناامنى کى است؟ مگر دولت­هاى گذشته نبودند اگر دولت­هاى گذشته مسئولیت اوضاع فلاکت بار مملکت ما را داشتند نه تنها شخص نخست وزیر وقت مسئول این هرج و مرج بود. بلکه روى اصل مسئولیت مشترک وزرا که در قانون اساسى ما تصریح شده است کلیه آقایان وزیران در این جریان شرکت داشته­اند و مسئولند حالا که ما به این نتیجه منطقى می­رسیم حالا که وزیرانى را که در کابینه­هاى پیش کم و بیش مداخله داشته­اند در ایجاد این هرج و مرج و بدبختى شریک می­دانیم نتیجه منطقى این مقدمه این می­شود که کابینه­ای که اکثر افراد آن از زمامداران گذشته بوده­اند و به طور غیر مستقیم موجبات بدبختى ما را فراهم کرده­اند سرکار نیاید و به آن اظهار اعتماد نکنیم این عقیده بنده و نتیجه منطقى عرض بنده است این همان موضوعى است که در جلسه خصوصى هم بحث شد وقتى که هنوز وزرا معین نشده بودند و نظریات زید و عمرو نرسیده بود ما همه همین نظریه را به آقاى نخست وزیر اعلام کردیم ولى متأسفانه وزرا معین شدند و طبعاً یک عده راضى هستند و یک عده ناراضى ولى یک عده هم اگر ناراضى هستند از این جهت نیست که نظر خصوصى دارند بلکه معتقدند با این دستگاه زنگ زده هیچ کارى براى این مملکت نمی­شود کرد (صحیح است) بنده خیال می­کنم که وضعیت بدبختى مملکت ما دیگر مجال اغماض و مسامحه به ما نمی­دهد ما می­بایستى با کمال رشادت عده از زمامداران صالح و فعال را در نظر بگیریم و تا این مملکت را از بدبختى و بیجارگى که در تمام شئون اجتماعى ما حکم­فرما شده نجات بدهند آزمایش و امتحان بیش از یک مرتبه معنى ندارد.... ببخشید خیلى معذرت مى‌خواهم با رجالی که سرکار آمده­اند این منظور و این هدف میسر نیست جناب آقاى آقاى سید ضیاء­الدین براى ابراز موافقت خودشان نسبت به دولت دو دلیل اظهار کردند یکى این که کسى را براى نخست وزیرى در نظر نداریم بنده عقیده­مندم این دلیل کافى نباشد براى این که اگر منظور از اداره مملکت همان طرز اداره‏ای­ است که در ظرف این دو سال و نیم داشته­ایم بهتر این است که نداشته باشیم و اگر منظور اداره مملکت به معنایى است که در کشورهاى راقیه عمل و اجرا می­شود اگر منظور این است که من قول می­دهم با این هیئت وزیران مطمئناً و به طور قطع که نخواهیم داشت اما راجع به خطرات ادامه بحران گفتند که اگر ما به این وضع ادامه بدهیم بحران طول خواهد کشید آقایان این وضعى که ما فعلاً داریم تصدیق بفرمایید که از هر بحرانى بدتر است (صحیح است) اگر باور ندارید از خیابان شاه رضا خیابان شاه به اتفاق برویم به جنوب شهر به آن قسمت گودال­هاى انتهاى تهران آن وقت خواهید دید که اکثریت مردم تهران مردم ایران مردم شهرستان­ها در چه بدبختى و بیچارگى به سر می­برند بنده به شخص نخست­وزیر اطمینان و اعتماد کامل دارم و ایشان را شخص شریف و با سلامت نفس و پاکدامن می­دانم. من به بعضى از وزیران ایشان

+++

که در مواقع مختلفه ابراز شخصیت کرده­اند و استقلال خودشان را کاملاً با ثبات رسانده­اند معتقدم و میل داشتم که تمام اعضاى کابینه ایشان از همان تیپ انتخاب می­شدند ولى براى این که بى­انصافى نکرده باشم این عرض را هم می­کنم که در عین حال که عوامل فعالیت در این کابینه وجود ندارد باید این افتخار را هم براى آقاى نخست وزیر قائل بشویم که تمام کسانى که در این کابینه شرکت کرده­اند مردمانى درست و صحیح­العمل هستند اما صحت عمل و سلامت نفس فقط آن هم در این مورد باریک که مملکت ما سر دو راهى خطرناکى است کافى نیست و بنده خیال نمی­کنم این عرض بنده بى­مأخذ باشد و تجربه گذشته هم عرایض بنده را تأیید مى کند (بعضى از نمایندگان- صحیح است) آقایان من به درستى و سلامت نفس خیلى علاقه­مند هستم و بیشتر مایل بودم که جناب آقاى نخست وزیر که در مدت وزارت خارجه­شان خدمات شایانى به این کشور کردند منحصراً در پست خودشان باقى می­ماندند تا نام ایشان در تاریخ ایران به خوبى ثبت می­شد آقاى نخست وزیر شما مرد شریفى هستید اما جنابعالى نمی­توانید این بار سنگین را به دوش بگیرید شما هم اگر درست فکر کنید درست دقت کنید شاید قانع بشوید که شما نمی­توانید این بار را به منزل برسانید کما این که در حضور چند نفر از نمایندگان فرمودید من خودم رأساً مایل به این کار نیستم من اهالى این کشور را درست نمى­شناسم. من اگر عقیده دارم به جنابعالى و اگر می­دانم که این بار را تا به آخر به منزل نخواهید رسانید براى این است که طبق نظر خودتان اهالى این کشور را درست نمی­شناسید در صورتی که براى زمامدارى قبل از هر تچیز میبایستى خوب مردم را شناخت و اگر جنابعالى این کابینه را معرفى کردید براى همین است که مردم را نمی­شناسید.

اما مخالفت من با برنامه اگر ما کشور پارلمانى به معنایى داشتیم که در تمام کشورها از آن فهمیده می­شود محتاج به این حرف‌ها نبودیم بالاخره هر اکثریتى که سرکار می­آید داراى برنامه و داراى مرامى بود و براى نمایندگان مجلس هم کاملاً میسر است که با مطالعه برنامه و مرام آن اکثریت کم و بیش به خط مشى آن دولت آگاه شود در ایران ما که متأسفانه هنوز حکومت پارلمانى همان طور که آقاى آقا سید ضیاءالدین فرمودند کاملاً حکم­فرما نیست یعنى متأسفانه ما داراى احزاب قوى نیستیم که در انتخاب نمایندگان مجلس شرکت کنند و انتخاب کنند و بعد دولتى که سرکار می­آید از همان نمایندگان باشد تا آن برنامه را به موقع اجرا بگذارد و در برنامه دولت ما باید مسائل مبتلا به روز کاملاً ذکر شود و رویه سیاسى و اقتصادى و ادارى آن دولت ضمن برنامه معین مى­کند اما اینجا که این طور نیست ما امروز مسائل مختلفى داریم یکى مسئله مستشاران آمریکایى است بنده به دلایلى که عرض خواهم کرد با آقاى آقا سید ضیاء­الدین در این مورد موافق نیستم و ایشان فوق­العاده هم ارفاق و اغماض به خرج دادند و من امیدوارم که در سایر موارد این قدر ارفاق و اغماض در قضایا نداشته باشند و این دفعه ایشان مقهور احساسات و عواطف شده­اند و به نظر من باید در امور مملکت­دارى و اصول سیاست و اجتماع عواطف و احساسات نقش خیلى کوچکی را بازى کند البته ایرانى مهمان‌نواز است و کمال تأسف را هم خواهد داشت اگر ببیند که دکتر میلسپو که در دوره گذشته به این مملکت خدمت کرده است آن طورى که باید با او رفتار نشود و از این مملکت به طرز بدى برود ولى خوب ما بدبختى­ها بیچارگی­ها را از نزدیک مشاهده می­کنیم و نمی­توانیم منکر آن بشویم بنده نمی­خواهم احساسات به خرج بدهم و نظر هم ندارم که راجع به امور مالى ما و اقتصادى مفصالاً بحث کنم زیرا یادداشت­هایى که من دارم خوشبختانه رفقاى من قست اعظم آن را بیان کردند و من راجع به آن قسمت­ها دیگر اظهار عقیده نمی­کنم ولى بیانات ایشان مبنى بر موافقت میسیون امریکایى بنده را وادار کرد که هر چه هست با رقم و عدد و بالاخره با ذکر دلیل مطالب را به عرض آقایان برسانم تا آقایان متوجه باشند که ما صرفاً روى احساسات از آقاى دکتر میلسپو که یک نفر بیگانه است سلب عقیده نمی­کنیم ما قبول داریم مثل شما که دکتر میلسپو سوءنیت ندارد ولى دکتر میلیسپو امروز دکتر میلیسپوى

+++

20 سال پیش نیست دکتر میلسپو تقریباً الان 70 سال دارد و قسمت مهم اوقات خودش را در ایران در تب بیمارى گذرانده است دکتر میلسپو داراى همکاران خوب نیست دکتر میلسپو با برکنار کردن مردمان صحیح­العمل و جوانان روشنفکر آن طوری که باید وظایف سنگینى را که دارد نمی­تواند انجام بدهد دکتر میلسپو روزى به این مملکت آمد که تنها ما یک بودجه 20 میلیون یا 30 میلیون داشتیم آن روز هم مسئله خواربار مثل امروز مورد توجه نبود دکتر میلسپو آمد مالیه کشور را تحت اختیار گرفت و بعداً هم بالاخره به موجب قوانین قسمت خواربار را هم اضافه کردند به طوری که امروز تمام دستگاه مالى و اقتصادى ما در دست او است مزاج و استعداد او اجازه نمی­دهد که این بار سنگین به منزل برساند این که ایشان فرمودند دادن اختیار قانونگذارى به دکتر میلسپو برخلاف قانون اساسى نیست بنده در این بحث حقوقى که آیا مجلس می­تواند اختیارات خودش را به هیئت یا شخص دیگرى بدهد یا نه وارد نمى­شوم و از این قسمت صرف­نظر می­کنم ولى در مورد شخص دکتر میلسپو بنده عرض می­کنم که این اختیاراتى که داده شده مطابق قانون اساسى نیست مطابق قانون اساسى ما هر وزیرى نسبت به اموری که مربوط به مشاغل آن وزیر است مسئول است شما آمده­اید به موجب دو قانون به دکتر اختیار داده­اید و در قانون اخیر که امور مالى و اقتصادى کشور را اداره کند اصلاً براى وزیر دارایى اختیارى قائل نشده­اید در قانون 13 اردیبهشت 1322 که اختیارات مخصوص شخص رئیس مالیه و به موجب قانون استخدام دکتر میلسپو نیز اختیار اداره امور مالى کشور را به دست او سپرده­اید و فقط براى وزیر دارایى یک نظارت عالیه قائل شده­اید و حال آن که نظارت غیر از اداره است لازمه اداره کردن داشتن حق اتخاذ تصمیم است و حال آن که نظارت به معنى بازرس و کنترل است به نظر بنده وزیر مسئول در مقابل پارلمان می­باید حق اتخاذ تصمیم داشته باشد اگر رل وزیر تنها منحصر شد به نظارت این وزیر نمی­تواند مسئول اموری که مربوط به شخص او و وزارتخانه او است واقع شود بنابراین با لحاظ این اصل قانون اساسى و با لحاظ این اختیاراتى که به موجب این قوانین که عرض کردم به شخص دکتر میلسپو داده شده عقیده­مندم که باید در این قوانین تجدیدنظر کرد و اختیارات ایشان را به موارد معین و خاصى که مصالح کشور اقتضا می­کند محدود نمود تصور نفرمایید که صرفاً کلیاتى به عرض می­رسانم. خیر من اطلاع دارم که وزیران دارایى ما از وقتى که دکتر میلسپو آمد و عملیات­شان منحصراً به امضا کردن اوراقى بوده است که قبلاً به امضاى دکتر رسیده است وزیران دارایى شما از موجودى خزانه مطلع نبوده و نیستند (چند نفر از نمایندگان- اسم ببرید کی­ها بوده­اند) خودتان بهتر می­دانید با این قوانین ایراد زیادى هم به آقایان وزیران دارایى نمی­توان داشت می­خواهم عرض کنم که وزراى شما با این قوانین و با طرز رویه دکتر میلسپو نمی­توانستند موجودى خزانه و مملکت را که این امر کلى مالى است و مرتبط با سرنوشت دولت و کشور است اطلاع داشته باشند ممکن بود یا ممکن است با این قوانین یک روزى این هیئت دولت یا هیئت دیگرى بدون این که قبلاً اطلاعى پیدا کرده باشد با ورشکستگى خزانه عمومى مواجه شود چون قبلاً اطلاعى نداشته نمی­تواند در صدد اتخاذ اقدامات اساسى و احتیاطى برآید و اگر یک وزیر دارایى پیدا شود و نسبت به اقدامات دکتر حق اظهارنظر براى خود قائل شود و یک مستشارى را که او معرفى کند بپرسد که این شخصى را که شما معرفى کردید داراى کدام سابقه تحصیلى و ادارى است این شخص در کابینه دوم جنابعالى نمی­بایستى شرکت کند بنده با کمال تأسف باید عرض کنم که این طرز رفتار با مأمورین درست و پاکدامن و با شهامت ما موجب یأس مردمان پاکدامن و درست این کشور را فراهم خواهد کرد عرض کردم بنده کلیات نخواستم به عرض­تان رسانده باشم و براى روشن کردن اذهان فقط چند قسمت را که در وضع مالى و اقتصادى کشور مؤثر است عرض می­کنم قانون مالیات بردرآمد از مجلس سیزدهم گذشت و مجلس سیزدهم مقاومت­هایى کردند که مفید فایده واقع نشد و بالاخره این قانون گذشت بنده قول دادم که قانون مالیات بردرآمد

+++

سابق مطابق با وضعیت این کشور نبود و متناسب نبود و تفاوت فاحشى بین ثروت اشخاصى پیدا شده بود که می­بایست از آن مالیات متناسبى گرفته شود ولى قانون مالیات بر درآمد جدید به ترتیبى که گذشت امر تقلب و تزویر و بالاخره اغتشاش را در این کشور تشدید کرده است (صحیح است) در هر حال نتیجه اداره دکتر میلسپو همان است که پریروز آقاى کاظمى ضمن آن بیاناتى که کردند و احصائیه­ای که نشان دادند متذکر شدند و معلوم شد که درآمد سال 1322 خیلى از سال­هاى گذشته کمتر بوده و امسال هم همان طور خواهد بود من نمی­خواهم عرض کنم که دکتر میلسپو مواجه با اشکالات نیست البته دکتر میلسپو مواجه با اشکالات هست و این اشکالات منتشر زائیده دوره گذشته است ولى می­خواهیم یک مقایسه هم بکنیم بین طرز جریان کارهاى قبل از آمدن ایشان و طرز عمل و جریان کار امروز وزارت دارایى اگر ما مى­بینیم که مقدار مالیات­هاى وصول شده کمتر از پیش است اگر ما می­بینیم هرج و مرج اقتصادى و مالى در این کشور در اثر اقدامات بی­رویه ایشان فزونى یافته به این نتیجه قطعى می­رسیم که آقاى دکتر در کارهاى خودشان دچار اشتباه شده­اند و کارى هم براى ما نکرده­اند ملاحظه می­کنید تقریباً یک سال است که شما قانون مالیات بردرآمد را گذراندید و هنوز آئین­نامه مربوط به آن قانون نگذشته است و اداره املاک مزروعى که براى ممیزى املاک لازم است درست نشده و هنوز املاکى که باید مطابق این قانون مالیات بدهند ممیزى نگردیده است و حال آن که شما از یک رشته مالیات­ها و درآمدهاى حتمى مثل مالیات صدى سه صرف­نظر کرده­اید و با این ترتیب اگر این کشور خزانه­اش تهى شد آن هم با این مخارج کمر شکن بنده نمی­دانم چه باید بکنیم و مسئول این سوء جریان کى است؟

یکی از نمایندگان- وزیر دارایى.

دکتر عبده- و به مردم چه جواب باید داد در قسمت اقتصادى بنده عرض زیادى ندارم همین قدر مطلبى را لازم می­دانم به عرض آقایان برسانم و اتفاقاً از طرف رفقاى من هم این موضوع مفصلاً به عرض آقایان رسید مطابق قانون اقتصادى اجازه می­فرمایید آقاى آقا سید ضیاء­الدین.

سید ضیاء­الدین- بفرمایید آقا.

دکتر عبده- عرضه و تقاضا می­بایستى دکتر میلیسپو یا هر کس که زمامدار امور اقتصادى کشور ما است سعى کند که در داخله کشور مال­التجاره زیادى در بازار وجوا پیدا کند اگر مقدار کالا در بازار زیاد شد طبعاً قیمت مال­التجاره پایین مى­آید و اگر میزان کالا در بازار کم شد و تقلیل یافت با این که تقاضا روز به روز زیاد می­شود طبیعى است قیمت کالا بالا می­رود و رو به افزایش می­گذارد بنده می­خواهم عرض بکنم که در اثر سوء سیاست آقاى دکتر میلیسپو این قانون بدیهى اقتصادى رعایت نشده و قیمت کالا روز به روز رو به فزونى گذاشته متفقین ما آمدند براى ما سهمیه قائل شدند و بنده درست آن رقمى را که در شش ماهه دوم سال 1943 متفقین در اختیار ما گذاشتند خدمت­تان عرض می­کنم جمع کل سهمیه شش ماهه دوم سال گذشته تقریباً 47 هزار تن است از این مقدار فقط 4 هزار تن استفاده شده است وقتى که شما درست احصائیه کالاهایى که متفقین در اختیار ما گذاشتند نگاه کنید مى­بینید که از سهمیه شش ماهه دوم سال گذشته در نتیجه فلج بودن دستگاه اقتصادى و عدم لیاقت متصدیان مربوطه نتوانستید سى میلیون کیلو شکر و ده میلیون کیلو چایى و مقدار زیادى کاغذ سیگار و قماش نخى و نخ کلاف و لوازم ساختمانى و غیره وارد کشور کنید حاصل آن که اگر این کالاها وارد کشور می­شد قطعاً وضع ما غیر از این بود و ما می­توانستیم امروز در قبال تمام مشکلاتى که داریم تا اندازه­ای در بهبود اوضاع عمومى قدمى برداریم بدتر از همه این است که دکتر میلیسپو نه اجازه می­دهد که این کالاها را تجار بیاورند نه خودشان اقدامى براى ورود این کالاها می­کنند و امروز که چهار ماه از سال 1944 می­گذرد نسبت سهمیه سال مزبور اقدامى نشده و ممکن است ماه­هاى دیگر هم بگذرد و از این مقدار سهمیه­ای که در اختیار ما گذاشته­اند استفاده نشود بنده عقیده­مندم که

+++

این عدم استفاده از سهمیه نه تنها در ترقى قیمت­ها در این کشور مؤثر است مضار دیگر هم دارد و اگر این کالاها وارد کشور می­شد به نسبت خیلى زیادى مالیات و عوارض و گمرک و کرایه راه­آهن پرداخته می­شد ما هم می­توانستیم این خزانه تهى را با این عواید سر و صورتى بدهیم خطر دیگرى که ما را تهدید می­کند این است که چون ما از این سهمیه استفاده نکرده­ایم متفقین ما حق دارند به ما اعتراض کنند که معلوم می­شود احتیاجات داخلى شما کمتر از میزان سهمیه­ای است که ما براى شما تعیین کردیم و شاید سال دیگر سهمیه­ای که در نظر می­گیرند خیلى کمتر از میزانى باشد که امسال در نظر گرفته­اند. عوامل دیگرى هم در ترقى قیمت­ها مؤثر بوده است یکى نداشتن برنامه براى توزیع یکى جلوگیرى از مرخص نمودن کالاهاى متعلق به تجار و همین طور راکد گذاشتن کالاهاى وزارت پیشه و هنر یا کالاهایى که وزارت دارایى وارد کشور کرده است بدیهى است وقتى بازار کشور از این کالاها محروم شد قیمت خودبه خود بالا می­رود از این عرایضى که کردم نباید نتیجه گرفت که من مخالف استخدام مستشار از آمریکا هستم من مخالفتى با مستشار آمریکایى ندارم من عقیده مندم که با استخدام مسشار آمریکایى ممکن است خدمات شایانى به این کشور بشود چه از لحاظ مالى چه از لحاظ اقتصادى منتهى عرض بنده این است همان طور که آقاى فرهودى ضمن بیاناتشان گفتند ما نمی­بایستى اختیار قانونگزارى براى مستشار قائل بشویم (صحیح است) ما معلم مى­خواهیم نه حاکم مسئله امنیت عمومى نیز از مسائلى است که در برنامه ذکر شده بنده در قسمت امنیت عمومى خیال می­کنم تنها اجراى قانون کافى نیست براى تأمین امنیت عمومى ما احتیاج داریم که مسئولیت­ها کاملاً روشن شود امروز براى تأمین و امنیت راهها کاملاً معلوم نیست که مسئولیت ادارات ژاندارمرى و مسئولیت قواى ارتشى تا چه اندازه است غالباً ژاندارمرى مسئولیت را از ارتش تقاضا می­کند و حال آن که قواى ارتش هم تأمین عمومى را از ژاندارمرى انتظار دارد بنده عقیده­مندم اگر یک کمیسیون عالى براى تعیین تکلیف مسئولیت و حدود اختیارات این دو نیرو که امروز عهده­دار امنیت عمومى در خارج شهرها هستند تشکیل و اتخاذ تصمیم بشود از لحاظ امینت عمومى کشور کاملاً مفید و مؤثر باشد در قسمت ارتش هم مطالب زیادى بود که آقایان فرمودند بنده هم معتقد به یک ارتش نیرومند و ملى هستم ولى متأسفانه عامل مؤثر تنظیم قواى ارتش یعنى انضباط که می‌بایستى در ارتش حکمفرما باشد امروز از بین رفته افراد ارتش به عقیده بنده نمى­بایستى وارد احزاب بشوند و حزب تشکیل بدهند (صحیح است) به همان اندازه­ای که بنده معتقدم در خارج از ارتش می­بایستى اقدام به تشکیل احزاب کرد عقیده دارم که ارتش را باید کاملاً از جریان احزاب کنار گذاشت (صحیح است) عدم تشویق خادمین و بى­مجازات ماندن مقصرین بازنشسته کردن افسران تحصیل کرده نگهداشتن مردمانى که به درد ارتش ملى و نیرومند نمى­خورند اینها تمام عواملى است که بر بى­انضباطى و بى­ترتیبى ارتش ما کمک می­کند بنده می­خواستم از آقاى وزیر جنگ که شخصاً به ایشان ارادت دارم تمنا کنم که امور وزارت جنگ را کاملاً تحت نظر خودشان بگیرند و اجازه ندهند که مقاماتى غیر از وزیر مسئول یا ارکان وزیر مسئول در امور ارتش دخالت کنند بنده عقیده­مندم یکى از علل این بى­نظمى­ها و بى­ترتیبى­ها همان لوث مسئولیت است وظایف رئیس ستاد معلوم نیست معلوم نیست فرماندهى با کیست؟ اگر ما بتوانیم رئیس ستاد را در مقابل وزیر و تحت نظر او عملاً مسئول قرار بدهیم اگر وزیر جنگ هم همان طور که انتظار می­رود در مقابل مجلس شوراى ملى کاملاً از عهده توضیحات و مسئولیت خودش برآید آن وقت است که ما مى­توانیم امیدوار باشیم که انشاء­الله یک ارتش نیرومندى خواهیم داشت (صحیح است) اما راجع به تأمین امنیت قضایى به طورى که در برنامه ذکر شده تنها اجراى قانون کافى نیست عقیده­مندم که یکى از اشکالات کار ما این است که ما مقدار زیادى از قوانینمان صرفاً روى نظریات خصوصى و اغراض شخصى گذشته است

+++

بنده اشاره می­کنم به قانونى که در سال 1310 براى مجازات کسانى که برعلیه امنیت عمومى اقدام می­کنند گذشته است به موجب این قانون صرفاً داشتن عقیده سیاسى بدون این که صاحب عقیده اقدام عملى کرده باشد برخلاف تمام اصول مسلمه حقوقى جرم شناخته شده است.

فاطمى- یکى و دوتا نبود- صدها قانون بود.

دکتر عبده- بلى همین طور قوانین راجع به بانک ایران قانون محاکمات وزارت دارایى و صدها قانون دیگر که باید همه اینها ملغى بشود و ما امیدواریم هیئت دولت لوایح آن را تهیه کند اما در قسمت دادگسترى صحبت از استقلال قضایى خیلى زیاد مى­شود بنده البته طرفدار استقلال قضایى هستم کسى که پانزده سال از عمر خودش را در دادگسترى گذرانده باشد غیر از این نمی­تواند فکر کند ولى اشکالى که به نظر بنده می­رسد این است که متأسفانه کادر قضایى ما در این کشور کاملاً درست نیست و تعداد و تعداد قضات صالح ما در این کشور شاید خیلى زیاد نباشد قوانین که در ظرف این چند سال اخیر گذشت اجازه داد بایگان‌ها و ثبات­ها وارد این کادر قضایى بشوند و امروز وظایف مهم قضایى مملکت اکثراً در دست اینها است و بنده خیال می­کنم استقلال قضایى به جاى خودش کاملاً درست باشد ولى باید قبل از تأمین استقلال قضایى فکر تهیه کادر صحیح قضایى براى تأمین امنیت قضایى این کشور باشیم (صحیح است) قسمتى که راجع به مطبوعات مذاکره شد بنده هم با آقایان هم عقیده هستم نمى­بایستى روزنامه­نویس را با دزد و جانى و چاقو‌کش پشت یک میز اتهام محاکمه کرد و خوشبختانه قانون اساسى ما هم کاملاً تکلیف را روشن کرده به موجب قانون اساسى محاکمه مطبوعات با هیئت منصفه است حتى در قانونى که چند سال پیش گذشت تصریح شده است که عده از جرایم جرم مطبوعاتى نیست و اگر ما درست به احصائى که در قانون شده است دقت کنیم مى­بینیم افراد جبلى جرایم مطبوعاتى جزو جرایم غیرمطبوعاتى ذکر شده است بنده از آقاى وزیر دادگسترى استدعا مى‌کنم که قانون مطبوعات را هر چه زودتر تهیه بکنند و به مجلس بیاورند مضافاً به این که بنده در روزنامه خواندم رئیس شعبه جنحه دادگاه فرماندارى نظامى به استناد قانون اساسى قرار عدم صلاحیت خودش را نسبت به این قبیل جرایم صادر کرده و گفته محاکمه مطبوعات باید با حضور هیئت منصفه به عمل آید و این خودش تنها دلیل بارزى است که هر چه زودتر باید تکلیف این موضوع روشن شود تا قضات ما در زحمت نباشند و قانون اساسى هم رعایت شود.

راجع به تجدیدنظر در قانون تقسمیات کشور من عقیده­مندم که این اقدام خیلى مفیدى است براى این که تقسیمات کشور ما از روى اصول نیست و مقتضیات طبیعى و اقتصادى نقاط مختلفه کشور ابداً رعایت نشده (صحیح است) و من معتقدم که تقسیمات کشور باید براساس احتیاجات و مقتضیات اقتصادى باشد و بالاخره نقاطى که داراى احتیاجات و مقتضیات اقتصادى واحدى هستند باید اینها را در حوزه یک استان یا یک شهرستان قرار بدهند.

راجع به واگذارى اختیار به معتمدین محل این هم یکى از اقدامات نافعى است که ما هم از هر دولتى که سرکار بیاید این انتظار را داریم. بالاخره آقایان ما هر چه بتوانیم تماس مأمورین دولت را با مردم کم کنیم این موضوع به نفع مردم این کشور است (صحیح است) بنده همان طور که در مورد انحصارها این عقیده را دارم اگر واقعاً ما داراى مأمورین صحیح و سالمى بودیم انحصار در موقع جنگ یکى از بهترین و لازمترین چیزها بود ولى متأسفانه چون اغلب مأمورین ما داراى صفات لازم براى اجراى وظیفه نیستند انحصارات را باید به حداقل محدود کرد به هر اندازه که ما بتوانیم تماس مأمورین دولت را با مردم کم کنیم خدمتى براى این مردم انجام داده­ایم (صحیح است) و این فکر که امروز در برنامه دولت پیدا شده کاملاً قابل توجه است و من امیدوارم که قانون اساسى چنانچه در مورد اعطاى اختیار به انجمن­هاى ایالتى و ولایتى تصریح شده هر چه زودتر عملى شود راجع به برنامه­هاى کشاورزى و صنعتى هم البته این امر مفیدى است فقط بنده یک عرض دارم و آن این است

+++

که شنیده­ام بعضى از مستشاران آمریکایى عقیده دارند که کارخانه­جات فعلى ما درست دخل و خرج نمی­کند و می­بایستى از آنها صرف­نظر کرد بنده عقیده­مندم که سیاست اقتصادى هر مملکتى هر ملتى ایجاب می­کند که موجبات تأمین و توسعه مؤسسات اقتصادى خودش را فراهم کند مخصوصاً در مواقع فوق­العاده هر کشورى باید داراى کارخانه­جاتى باشد که در امور صنعتى برایش کار کند البته امور کشاورزى که جاى خود دارد از این کارخانه­جات که به قیمت خون دل پیره زنان و بیوه زنان ما تهیه شده است صرف­نظر کنیم گذشته از این که ضرر جبران ناپذیرى به کشور ما خواهد خورد استقلال اقتصادى ما هم که بایستى در هر حال دیر یا زود تأمین شود تا بتوانیم در مواقع فوق­العاده مثل موقع جنگ مایحتاج صنعتى و مایحتاج کشاورزى خود را تا اندازه­ای که می­توانیم در داخله تهیه کنیم متزلزل خواهد شد (صحیح است) بنده معتقدم که به کارخانه­جات دست نباید زد و باید در تکمیل و توسعه آن هم کوشید و یقین دارم که هر دولتى هم سرکار بیاید باید براى توسعه امور صنعتى ما اقدام عاجلى به عمل آورد در قسمت هفتم برنامه که راجع به استفاده کامل از جوانان تحصیل کرده نوشته شده است بنده اصولاً غیر مقتضى می­دانم که مبارزه بین پیر و جوان در این مملکت شروع بشود یا اگر شروع شده ادامه پیدا کند به نظر من هر کس در هر مقام و هر مرحله از سن همین قدر که کاردان باشد باید کار بکند و اگر ما عقیده­مندیم به تیپ جوان باید توجه بیشترى بشود براى این است که به قیمت مالیات­هایى که مردم پرداخته­اند به قیمت پول­هاى گزافى که براى اعزام محصل به خارجه خرج شده که در کشور یک دسته دکتر یک دسته مهندس یک دسته جوانانی که با حربه علم و دانش و معرفت مجهزند تهیه شده و اسباب افتخار ما هستند بایستى در کشور ما از این جوانان استفاده بکنیم تصور نکنید که این جوانان اشتیاقى و علاقه به مقامات دولتى دارند بنده اطلاع دارم که در اثر عدم توجه و عدم مراقبت و عدم تشویق قسمت مهمى از جوانان تحصیل کرده و دانشمند و فعال ما امروز از کارهاى دولتى کناره گرفته­اند و مشغول کار خارج و کار شخصى شده­اند بنده به نظرم می­آید آن روزى که اولین دسته محصلین اعزامى به فرنگ اعزام می­شدند نطق­هایى از طرف رجال وقت ایراد شد بیاناتى شد تذکراتى داده شد و گفته شد که شما کاروان علمید می­روید و برمی­گردید و رجال کشور ما را تشکیل می­دهید و به مملکت خدمت می­کنید اما متأسفانه امروز می‌بینیم که صرف داشتن عنوان دکتر یا مهندس در نزد رجال ما جرم تلقى می­شود و به هر وسیله که ممکن است از پیشرفت آنها جلوگیرى می­شود در وزارت دادگسترى امروز فقط 47 تا لیسانسه است و اغلب دکترها از کار کنار رفته­اند. (صحیح است) ملاحظه می­فرمایید آقایان؟ اگر قبول ندارید مراجعه بفرمایید به اداره کارگزینى وزارت دادگسترى من نمی­گویم یک مدیر مسنى که برحسب درستى و برحسب امانت یک مقامى را اشغال کرده است از کار کناره کند و برود ولى از رجال خودمان از اشخاص مجرب خودمان و از مدیران بزرگ و محترم خودمان انتظار داریم که نسبت به پسران خودشان نسبت به برادران خودشان رعایت بیشترى بکند بنده آقایان روى احصائیه صحبت می­کنم اگر قبول ندارید

بروید به کارگزینى وزارت دادگسترى و ببینید که از سال پیش تا به حال چندین دکتر حقوق از کار کناره­گیرى کرده و رفته­اند این یک نمونه است حالا بروید همه جا در تمام وزارتخانه­ها ببینید نسبت به محصلین و دانشجویان اعزامى به فرنگ و توده تحصیل کرده این کشور چقدر ابراز سوء ظن و عدم توجه می­شود افکار عمومى ایران امروز به دلیل این که بنده الان اینجا پشت این تریبون حرف می­زنم به دلیل این که رفقاى تحصیل کرده من کرسی­هاى مجلس را اشغال کرده­اند توجه به این تیپ دارد چقدر خوب بود آقاى ساعد در تشکیل کابینه خودتان همان اندازه­ای که ملت ایران به این موضوع نظر داشت توجه می­فرمودید. (صحیح است) در هر حال من خیلى معذرت می­خواهم خیلى پرحرفى کردم چاره چیست باید گفت می­بایستى در این دوره چهاردهم سعى کنیم یک تحول و جنبش تازه در این کشور ایجاد کنیم توقف به نظر من در حکم انحطاط است اگر ما بخواهیم متوقف باشیم حتماً چند قدم

+++

رو به عقب گذاشته­ایم بنده معتقدم با رجال سابق با وجود مشارکت اکثر رجال سابق در این کابینه ما مثل گذشته قدمى به جلو نخواهیم گذاشت (صحیح است) من معتقدم که سکون و آرامش معنى ندارد سکون و آرامش در حکم مرگ است شما در مدت بیست سال در این کشور سکون و آرامش داشتید چه کردید؟ مشت شما در سوم شهریور باز شد معلوم شد ارتش ندارید سازمان ندارید هیچ چیز و در ظرف این دو سال و نیم هم همان رویه مشئوم ادامه داده شده (صحیح است) باید این رویه تغییر بکند (صحیح است) در اینجا روى سخن بنده با همکاران محترمم یعنى نمایندگان دوره چهاردهم است توقعى که مردم از شما دارند غیر از انتظارى است که از دوره­هاى گذشته داشتند بنده شخصاً در این مبارزات انتخاباتى شرکت داشتم و می­دیدم که مردم تنها روزنه امید خود را نمایندگان دوره چهاردهم می­دانند نه براى آن که به رویه سابق که عبارت از توقف و درجا زدن است ادامه بدهند بلکه براى این که قدمى به جلو بردارند و براى این که قدمى به جلو بردارند احتیاج به مردان تازه نفسى دارید و با عوامل سابق نمی­تواند کار بکند. حالا ممکن است به بعضى­ها بربخورد ولى بنده با کمال صراحت و وضوح عرض می­کنم اگر هم برمى­خورد بربخورد تا در این کشور تحول ایجاد نکنید جز سیر قهقهرایى جز بدبختى و بیچارگى چیزى سهم و نصیب ما نخواهد شد ادامه این رویه یعنى سیاست بارى به هر جهت این مردم را ناامید خواهد کرد و ناامیدى مردم خطراتى را ایجاب خواهد کرد براى حفظ حاکمیت ملى براى برقرارى یک دولت صالح و فعال با هم همکارى کنیم سوءظن به یکدیگر نداشته باشیم و گرنه این ملت ما امروز یا فردا عکس­العمل شدیدى از خود بروز خواهد داد و آن روز مطمئن باشید که خشک و تر با هم خواهند سوخت در هر حال اگر این رویه تغییر نکند بنده می­ترسم که این دو سال هم بگذرد و ما این کرسى­ها را ترک کنیم بدون این که قدمى در راه سعادت و خوشبختى این ملت برداشته باشیم و معناى نمایندگى ملت غیر این است (صحیح است)

نائب رئیس- آقاى اقبال پیشنهادى تقدیم کردند که قرائت می­شود.

بنده پیشنهاد می­کنم که جلسه به عنوان تنفس تا فردا صبح ختم شود. (صحیح است)

اقبال- عرض کنم موقع گذشته است و به طوری که بنده می­بینم همه آقایانى که اجازه خواسته­اند می­خواهند صحبت کنند این است که پیشنهاد کردم جلسه به عنوان تنفس تعطیل و فردا صبح تشکیل شود تا همه آقایان حرف­هاشان را بزنند.

دکتر معظمى- بنده مخالفم به همان دلیلى که آقاى اقبال فرمودند که اشخاص باید حرف­شان را بزنند الان ساعت شش است.

جمعى از نمایندگان- آقا ساعت 8 است.

دکتر معظمى- بلى ساعت 6 تشکیل شد (عده­ای از نماینده- پنج و نیم تشکیل شد) بسیار خو ب ما فقط الان دو ساعت و نیم است که داریم کار می­کنیم.

هاشمى- آخر فکر آقایان تند نویس­ها را بفرمایید سه ساعت صبح جلسه بوده دو ساعت و نیم هم حالا استخراج هم باید بکنند یا خیر؟

دکتر معظمى- و باید در هر حال تکلیف دولت هم معین شود بنابراین ممکن است یک ربع تنفس داده شود که آقایان رفع خستگى­شان را بکنند.

نائب رئیس- آقایانى که با پیشنهاد آقاى اقبال به عنوان ختم جلسه براى فردا صبح موافقند قیام فرمایند. (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. آقاى نقابت بفرمایید.

نقابت- بنده از آقاى اقبال خیلى متشکرم که به آقاى دکتر عبده ثابت کردند نمایندگان دوره چهاردهم براى کار مهیا مى­باشند یعنى حاضر هستند تا پاسى از شب گذشته بنشینند و تکلیف یک موضوعى را معین کنند بنده خیال می­کنم در مذاکرات مربوط به برنامه­ها یعنى برنامه دولت یا مربوط به بودجه بهتر این است که آقایان نمایندگان محترم وظایف خودشان را تقسیم کنند و هر کدام در هر قسمتى که تخصص دارند قبول کنند و داوطلب بشوند که در آن موضوع بخصوص بحث و صحبت بکنند زیرا در غیر این

+++

صورت ممکن است مسائلى که در مجلس گفته مى­شود و یک جنبه کلى و عمومى دارد و یا ذکر معایب است و یا ذکر مشکلات است در جلسات قبل اغلب آنها گفته شده و البته تمام این مسائل هم اهمیت دارد یعنى همه ارائه طریق و چاره­جویى براى رفع مشکلات مملکت است اگر ما بخواهیم معایب و مشکلات و موارد مبتلابه را تعداد کنیم بى­حساب خواهد شد. (صحیح است). زیرا در یک ادوار متوالى بنابراین نبوده است که ما معایب را بگوییم و تذکراتى بدهیم و اوضاع محلى و عمومى را روشن کنیم و تشریح کنیم اگر احیاناً صدایى هم بلند می­شد و تذکرى هم داده می­شد برمی­خورد و تولید اشکال می­کرد مثلاً یکى از نمایندگان ادوار سابق اینجا صحبتى کرده بود که این طلاهایى که مى­آورند و در بانک ملى ذخیره می­کنند چه عیبى دارد که مسکوکش کنند و انتشار بدهند پادشاه وقت در روز آن جلسه­اى که همه آقایان بودند به او ایراد گرفت و گفت به تو چه که این حرف­ها را می­زنى آن کسى که آورده است خودش هم می­داند چکار بکند ملاحظه می­فرمایید نمى­شد یک مسائلى را گفت و توضیح داد پس اگر حالا هم ما بخواهیم ذکر معایب بکنیم و به گذشته ارتباطش بدهیم خیلى خیلى زیاد خواهد شد و وقت آقایان را هم می­گیرد (صحیح است) پس بهتر است همان طور که عرض کردم رئوس مسائل را تذکر بدهیم و یک فکرى به دولت بدهیم زمینه بدهیم که دولت برود کار کند و ترتیبى براى آنها بدهد وقتى که این فکر براى ما پیدا شد ما تصمیم گرفتیم که این کار را بکنیم و کردیم یعنى فراکسیون میهن که مرکب از 20 نفر از آقایان نمایندگان می­باشد چندین جلسه قبل از طرح برنامه دولت نشستیم و صحبت مفصل و ممتدى بین خودمان کردیم البته موافق زیاد بود مخالف هم زیاد بود مطالب هم زیاد بود و دلایل بسیارى هم بود این مسائلى را که اینجا صحبت می­کنیم ما در فراکسیون قبل از طرح برنامه مطرح کردیم و رویش صحبت کردیم و آنجا دو طرف قضیه را گرفتیم و روى همه­اش مذاکره کردیم جوانى، پیرى، استعداد، عدم استعداد، صلاحیت، مشکلات، وضع جنگ، معایب، میسیون امریکایى، دکتر میلسپو، و چه و چه و همه را مطرح کردیم البته چون محیط کوچکى بود و بین رفقا بود صحبت زیاد شد و توانستیم خیلى از مطالبى را که اینجا نمى­توانیم بگوییم گفتیم و به این نتیجه رسیدیم که ضرورت ایجاب مى‌کند که باید به دولت حاضر ورقه موافق داد حال بنده در مقام این نیستم که دلایل له و علیه را اینجا تشریح کنم یکى از دوستان ما هم این مأموریت را داشت که در اینجا نظر فراکسیون را بیان کند و اینجا بگوید به نام 20 نفر اعضاى فراکسیون که ما به این نتیجه رسیده­ایم بنابراین ما 20 کارت موافق به دولت خواهیم داد منتهى وقتى تشریف آوردند اینجا به قدرى احساسات وطن پرستانه که همیشه دارند و با کمال صراحت بیاناتى مى­فرمایند مانع شد و فراموش فرمودند که این جمله را تذکر بدهند و من این جمله را تذکر می­دهم و به عرض آقایان می­رسانم و تصور نمی­کنم که دیگر کسى از فراکسیون­ها صحبت کند.

صفوى- چرا؟ بنده عرض دارم.

نقابت- خوب آقاى صفوى اجازه خواسته­اند پس بنده معذرت می­خواهم، مطالبى که در اینجا گفته می­شود یک قسمت معایبى است که صحیح است و یک قسمت معایبى است که صحیح نیست آنچه که صحیح است گرانى زندگانى است مسلم است که زندگانى گران و غیرقابل تحمل است. (صحیح است) و مردم در زیر بار گرانى دارند خورد می­شوند و راجع به این موضوع آقایان دکترها هستند و این وظیفه آنها است که بحث کنند ولى ما هم که گاهى به کتاب مراجعه می­کنیم مى­دانیم که چندین تئورى هست که بیان می­کند چرا؟ در موقع جنگ و در این حالات زندگانى گران مى­شود یکى تئورى کاتیتاتیف دیگرى مسئله انفلاسیون کمى جنس زیادى حجم پول، عدم تناسب بین حجم پول و و حجم مال­التجاره اینها البته یک مسائلى است که موافق و مخالف هم زیاد دارد آنچه که براى وضعیت فعلى ما می­شود تصدیق و تطبیق کرد این است که ما در یک حالتى هستیم که به حالت ما می­شود

+++

اطلاق انفلاسیون کرد اما با یک اختلاف اختلافش هم این است که در کشورهایى که انفلاسیون بروز می­کند پول­شان بعد از جنگ قوه خرید ندارد مثل پول آلمان بعد از جنگ 1914- 1918 اما مملکت ما غیر از آن است زیرا پول ما قوه خرید دارد چون که پشتوانه طلا دارد و صد در صد طلا دارد بالاخره مقدار زیادى اسعار در خارج دارد پول دولت­هاى معتبر را دارد حالا هم می­تواند بخرد و خریده است بنابراین از لحاظ ظاهر فقط ما دچار انفلاسیون هستیم یعنى مقدار پول­مان زیادتر است از مقدار کالا و تناسبى در بین نیست اما براى بعد از جنگ ممکن است انفلاسیون نداشته باشیم یعنى زمان را دخالت می­دهیم در این امر حالا که ما زمان را دخالت می­دهیم معتقدم که این وضع در یک زمانى که خواهد آمد که اصلاح خواهد شد نکته که قابل توجه است این است که باید دولت توجه کند که تا آن موقع این مریض تا وصول به آن زمان نمیرد و باید به طور حتم دولت آقاى ساعد با متفقین ما مذاکره کند و بر حجم مال­التجاره و بر مقدار جنسى که باید به کشور وارد شود بیفزایند و به وسایل مقتضى از حجم پول بکاهند تا این که این تناسب برقرار شود.

دکتر عبده- آنهایى را که دادند نگرفتند آقا.

نقابت- مسئله دادن و نگرفتن نیست حرف­ها را نباید پراند آقا ما در مجلس بایستى هر وقت یک مسائلى را بحث و صحبت می‌کنیم لازم است آن چیزهایى را که تماس پیدا می­کند با سیاست خارجى ما در تحت یک اصول و یک پرنسیپى باشد ما روى یک قانون و یک قراردادى یک معاملاتى کرده­ایم اینها تمام معتبر است تمام طرف اعتماد است نه تنها براى ما بلکه براى دنیا معتبر است.

دیگر از عیوبى که صحیح است مسئله سوء اداره است و سوء اداره مخلوق سوء فکر است و سوء فکر مخلوق یک زمانى است که ایجاد این فساد را کرده است. تا یک مدتى روى این ادارات ما یک سرپوشى بود و مدت­ها از زیر این سرپوش کسى خبر نداشت و کسى هم قدرت نداشت که خبر داشته باشد حتى جراید هم قدرت نداشتند که سؤالى بکنند و تذکرى بدهند و چیزى بگویند اگر مى­گفتند به عنوان اشاعه اکاذیب و به عنوان تشویش اذهان عامه توقیف می­شدند به این جهت آزادى نبود عذر همه هم خواسته بود آن کسى هم که وکیل بود نمى­گفت آن کسى هم که نبود نمى­گفت و در زیر این سرپوش اگر یک فساد و سوء­اداره بود که براى مرتکبین ملکه شده بود و امروز که آن سرپوش برداشته شده معلوم شد که زیر سرپوش چه خبر بود و ما مى­بینیم چه فساد در آن زیر حکمفرما است پیر می­دزدد جوان می­دزدد متمول می­دزدد غیر متمول می­دزدد اما در این کشاکش و سرقت­ها یک عده مردمان پاک و شریفى هم هستند که اگر نان­شان کفایت براى سیرى عائله­شان نمى­کند مرد دزدى نیستند و نمی­دزدند.(صحیح است) باز هم خدمت می­کنند. (صحیح است) باز هم ابراز علاقه می­کنند و باید اینها را پیدا کرد اگر آقایان می‌شناسند. یک یک دانه دانه معرفى کنند حمایتشان کنند تشویق­شان کنند چون اینها هم هستند و می­شود از وجود آنها استفاده کرد یک تیپ را نباید گرفت و یک تیپ را بیرون کرد و همیشه باید این روحیه و این طرز و ترتیب و این جریان که براى اصلاح وضعیت یک انسان کامل در نظر گرفته می­شود مراعات کرد و اصلاح را در نظر داشت مسئله دیگر راجع به انحصارها صحبت شد قضیه انحصار آقا یک قضیه­ای است عرض کنم مثل قلیان آقاى مرشد می­ماند اگر این قلیان ترک داشته باشد باد مى­کشد و وقتى که می­کشید نفس می­دهد و دود نمی­دهد انحصار هم در یک مملکتى وقتى مفید است که تام و مطلق باشد یعنى شامل تمام افراد یک جامعه باشد و استثناء نداشته باشد کسى از این انحصار فرار نکند یعنى باد ندهد این دستگاه نفس ندهد اگر شما توانستید ایجاد انحصار قند بکنید اما بعدش هم به فلان تاجر اجازه بدهید که قند را یک من 50 تومان در بازار بفروشد نتیجه­اش این می­شود و با کوپن­ها قند انحصارى خریده می­شود به قیمت نازل و بعد می­رود در بازار به قیمت یک من 50 تومان فروخته می­شود این

+++

مفر است این همان رخنه است که عرض کردم از اینجا باد می­دهد و قاچاق می­شود و از این سوراخ فرار می­کند (صحیح است) یک نکته دیگرى هم که می­خواستم توضیح بدهم این است که چرا ما نمی­توانیم این مفر را ببندیم و دلیلش چیست براى این است که ما دو نوع مشترى در بازارمان داریم که یکیش در اختیار ما نیست وضعیت هم وضعیت جنگ است در دنیا آن مشترى که در اختیار ما نیست مثلاً مشترى خارجى ما می­رود در بازار و کفش را جفتى صد تومان می­خرد تولید کننده هم به او می­فروشد حالا شما نرخ دولتى و نرخ شهردارى هم تعیین کنید که که از سى تومان بیشتر نفروشند شهردارى هم تعیین قیمت کرده او مى‌گوید قبول ولى چون من مشترى در مقابل دارم می­فروشم نتیجه این ترتیب چه می­شود این انحصار باز یک سوراخى پیدا می­کند و از اینجا فرار می­کند و یک سوراخ و یک سروکارى است که بین تولید کننده و اداره تعیین نرخ پیدا می­شود آن وقت یک اختلاف و یک کش مکش بین اداره و تولید کننده ایجاد مى­شود و ماها هم نتیجه عملى از انحصار نمى­گیریم قند انحصار است این است وضعیتش چیز دیگر هم همین طور مثلاً راجع به گندم و قضیه سهمیه آرد براى خانه­ها دکتر میلسپو پارسال سخت ایستادگى کرد و در مجلس هم نظرم نیست یکى از آقایان نمایندگان که نمی­دانم کى بود گفت این عمل دکتر میلسپو شبیه به این است که یک قسمت شهر آتش بگیرد و مانع شوند و نگذارند که این قسمت خاموش شود بلکه آن قسمت دیگر را هم آتش بزنند که همه یکسان بشود ولى نظر او این نبود بلکه نظرش این بود که ایجاد انحصار به تمام معنى بکند و استثناء قائل نشود و آن مفر را ببندد و حالا در عمل هم نمی­تواند آن را ببندد و صاحبخانه­ها هم این ایمان را به خرج نمی­دهند و با هر وسیله با اتومبیل و صندوق اتومبیل و هر وسیله شده مى­آورند حتى من دیدم که یکى از صاحبخانه­ها دوچرخه سوار می­شد از همین دوچرخه­هاى پایى که یک خورجینى هم وسطش آویزان است با این خورجین هى می­رفت پر می­کرد و برمی­گشت مثل مورچه وقتى که ایجاد نگرانى در افکار عمومى می­شود آن وقت درست حالت مورچه پیدا می­شود که آذوقه را به این وسایل جمع می­کند چون مضیقه است و معتقد است اگر تهیه نکند خواهد مرد ثانیاً معتقد است که دولتى نیست براى او نان تهیه کند افراد عائله­اش را بیش از افراد کشورش دوست می­دارد. این افکار است که این وضع را ایجاد کرده است و حال آن که به این طورى زندگانى کنیم و افکار طورى باشد که فداکارى در مقابل مملکت چندان اهمیت نداشته باشد و بگوییم اگر همه مردند ما هم می­میریم و یک حالت تعاون و توافق و کمک به اشخاص بین عمومى ایجاد شود دیگر از معایب صحیحه­ای که تذکر دادند مداخلات دولت در انتخابات بود و مسئله مداخله در انتخابات را مثال زدند این جمله را بنده می­خواهم از موقع استفاده کنم و عرض کنم و یک عذرى از مجلس چهاردهم بخواهم بین کسانى که به مجلس 14 لعنت می­کنند و می­گویند چرا آقایان چشم­شان را هم گذاشته­اند و اعتبارنامه‌هاى ناقص یا قریب به نقص را تصویب کرده­اند. اکثریت نمایندگان این طور فکر کردند که اگر ما مجلس داشته باشیم و اعتبارنامه‌هاى بعضى از آنها هم ناقص باشد بهتر است یا این که اصلاً مجلس نداشته باشیم و بیاییم نسبت به هر اعتبارنامه این قدر دقت بکنیم که منتهى شود به عدم تشکیل یا تأخیر مجلس کدام بهتر است؟ البته اگر اعتبارنامه­هایى هم ناقص بود شاید ما چشم‌پوشى کردیم در مقابل خیر کثیر که وجود مجلس باشد گوارا است اما حالا به یک موقعى رسیده­ایم که دیگر این عذر را از ما نمی­شنوند و مى­گویند حالا که مجلس شوراى ملى اکثریت دارد کار را هم که در دست دارد از این به بعد دولت دیگر لطفاً مداخله در امر انتخابات نکند مداخله در انتخابات هم یک عملى است غیرمشروع و این مداخله یعنى اعمال نفوذ غیر‌مشروع فرقى ندارد چه از طرف دولت باشد غیرمشروع است چه از طرف نمایندگان مجلس باشد غیرمشروع است به هر صورت فراموش نکنید که نمایندگان مجلس هم حق ندارند که پشت این تریبون تشریف بیاورند و به یک وسایلى اعمال نفوذ در انتخابات یک محل

+++

بکنند بلکه باید آزاد بگذارند هر کسى را جامعه محل دلش خواست انتخاب بکند بکند ولى این قول را هم باید بدهیم که اگر وضعیت آنها آمد و روشن و معلوم شد که غیرقابل تحمل است و غیر قابل تصویب است و دوسیه خراب است قطعاً ردشان کنیم این مطلب را هم بایستى توجه بکنند. مسئله دیگر موضوع امنیت بود البته امنیت مملکت متزلزل و متشنج شده است در داخل شهر و در خارج شهر و این نکته باز مربوط است به همان تشنجاتى که ادامه پیدا کرده است تا حالا و مربوط است به وضع ارتش که باید خدمات بیشترى را براى امنیت کشور ایجاد کند و بایستى یک گارد ناسیونال که حافظ امنیت کشور باشد تشکیل شود بایستى آن بودجه­ای که تهیه و تصویب می­شود صرف قواى تأمینى مملکت بشود آن وقت ملاحظه بفرمایید در خوزستان در یک محلى دزدى شده است دزد پیدا شده است ژاندارم نوشته است به ارتش که بیایید به ما کمک کنید برویم از این دزدان جلوگیرى کنیم آنها هم درجواب گفته­اند ما ماهى هفت قران و ده شاهى مى­گیریم و شما در ماه شصت تومان حقوق مى­گیرید گلوله­اش را هم شما بخورید این جواب­ها مبادله شده است بین ژاندارمرى و قشون البته این جواب صحیح و منطقى نیست آقایان توجه بفرمایید که دیگر از این جواب­ها مبادله نشود و این پول­هاى گزافى که خرج می­شود صرف امنیت محل بشود اما معایب غیر صحیح. چند جمله بود که من تذکر نمی­دهم و از آنها عبور می­کنم یکى این بود که گفتند دکتر میلسپو در امور قضایى کشور مداخله کرده است و آن نامه مفصل او را هم آقاى کاظمى قرائت کردند این مطلب آقا اشتباه شده است در سال 1306 تصویب‌نامه از هیئت دولت صادر شد که آن وقت وزیر دارایى آقاى تقى­زاده بودند که هر گاه بخواهند مأمور ذى­حسابى را تعقیب و توقیف کنند باید که وزارت دارایى مطلع بشود و به پرونده او برسد از نظر فنى در صورتی که قابل تعقیب بود اداره بازرسى دوسیه او را به دیوان کیفر ارجاع بکنند، این تصویب­نامه دولت بود و بعضى از آقایان قضات هم تذکر دادند که این مخالف قانون است و تصویب­نامه رافع مسئولیت قانونى نیست این حرف صحیح اما این براى کیست؟ براى کسى است که اینجا قضاوت می­کند بر طبق اصول ولى یک نفر مستشار خارجى وقتى که پا شد و آمد اینجا و می­گوید آقا مقرراتتان را ترجمه کنید و به من بدهید من جمله از این چیزهایى که ترجمه شده و به او داده شده همین تصویب­نامه هیئت وزرا است او که نمى­تواند فکر کند که هیئت وزرا برخلاف قانون رفتار کرده است و برطبق این تصویب­نامه به وزارت عدلیه پیشنهاد می­کند که آقا رسماً بیایید و رویه متحدى را تعقیب و اتخاذ کنید هر وقت خواستید شما یک ذى­حسابى را توقیف کنید به من اطلاع بدهید که یک کسى را جایش بگذارم و پول را هم دزد نبرد و بعد آن کسى را که می­خواهید می­گیریم می­دهیم به دست پاسبان که ببرند و تعقیبش کنند این حرف خیلى منطقى است اگر صندوقدار شما را پاسبان بخواهد ببرد شما باید یک کسى را جایش بگذارید صندوق را تحویل بدهد بعد برود (دکتر عبده- مضمون نامه غیر از این است) مضمون نامه را اینجا آقاى طوسى خواندند مدتى هم صرف وقت کردیم حالا اگر غیر از این بخواهیم بفهمیم نمی­دانم ولى من گمان می­کنم که مقصود نویسنده همین بوده است و این یک کاغذى است که با خلوص نیت نوشته شده است اینجا یک نکته هم راجع به استخدام بعضى­ها گفتند که بنده نمى­شناسم من جمله اسم سالومون برده شد که پیشکار دارایى خوزستان است این شخص اگر آشپز بوده اگر رمال بوده کارش را خوب بلد است و در مدتى که در خوزستان است در جمع­آورى گندم و کارهایى که به او محول بوده است خوب اقدام کرده است. نکته دیگر که تذکر دادند این بود که گفتند یک وردستى هم این پیشکار مالیه دارد که عرب است این حرف یک قدرى زننده است اولاً یک قسمتى از جنوب و ایلات و عشایر خوزستان عربى زبانند اما ایرانى هستند (صحیح است) همان طورى که در بعضى از نقاط کشور به عنوان اختلاف ترک و فارس بعضى حرف­ها زده می­شود که کاملاً مضر و به ضرر مملکت است در اینجا هم عده­ای اختلاف بین عرب و عجم را ایجاد کرده و بعضى تذکراتى می­دهند که

+++

ایجاد اختلاف کرده است (صحیح است) بنده اطلاع دارم آن کسى که آنجا است عرب نیست پسر حاج آقا کاظم علوى تاجر اهل شوشتر و مقیم اهواز است، عرب ایرانى است، یک تذکر دیگرى هم می­خواهم بدهم که آن این است که اعراب خوزستان به قدرى وطن‌پرستند و به قدرى به مملکت علاقه دارند (صحیح است) که اگر یکى از بستگانشان از این طرف کارون به آن طرف شط برود شوهر کند یا زن بگیرد دیگر اسمش را هم نمى­برند و می­گویند وطن را ترک کرد همین اعراب در 1315 که اعلیحضرت سابق به خوزستان رفته بودند آمدند از شادگان در خود اهواز تمام با کلاه سیلندر براى شرفیابى آمده بودند و گریه و زارى می­کردند که آقا برنج کارى ما را از ما گرفتند و گفتند که نکارید و به جایش پنبه بکارید... چون اینها یک برنجى می­کارند برنج قرمز است آن را با آب می­جوشانند و با خرما مخلوط مى­کنند نواله درست می­کنند هم خودشان می­خورند هم شترهاشان خلاصه گفتند که برنج نکارید ما هم نکاشتیم پنبه کاشتیم حالا پنبه­ها فاسد شده خراب شده نه برنج داریم نه پنبه و براى تأدیه قرض­مان که دولت به ما داده باید محصول خرمایمان را بفروشیم و بابت پول پنبه بدهیم دیگر براى ماها چه می­ماند، زدند دو دستى توى این کلاه سیلندر و شروع کردند به گریه کردن بنده آنها را آوردم نزد مرحوم آقاى بیات که رئیس کل فلاحت بودند در آنجا باز آن سن را تجدید کردند و ایشان هم دیدند که اینها گریه می­کنند و ممکن است صدا به آن بنگله مجاور برسد در آن سال آنها را معاف کردند معذالک با این وضع این اعراب ایرانى ایران را ترک نکردند. (صحیح است) براى آن که اینها ایرانى هستند در آن وقت کسى که به درد آنها خورد کسی که براى آنها فداکارى کرد کسى که نه سال سلامتى خود و عائله­اش را روى آنها گذاشت.‏

آن کسى بود که پیشنهاد کرد در همان موقع براى علاقه­مندى آنها که دربار همایونى اجازه بدهد این املاک خوزستان را بین این عشایر تقسیم کنند تا اینها پادار شوند و علاقه­مند شوند و در آنجا زراعت کنند شاه پسندید این پیشنهاد را و قانون تقسیم املاک خوزستان آمد به مجلس شوراى ملى و تصویب شد و ارجاع شد و اینها آنجا ماندند و تمام املاک آباد شد و آنها داراى ثروت و زندگانى شدند این شخص این خدمت را به آنها کرد هفت هزار خانه ساخت براى آنها...

چند نفر از نمایندگان- اسم ببرید.

نقابت- ریا می­شود اگر اسمش را بگویم بابت تخت قاپو کردند عشایر کسى هفت قران هم به آنها نداد (اسم ببرید آقا) خوب حالا که می­فرمایید اسم ببرم اسم می­برم این شخص آقاى تیمسار سرلشگر معینى بود که به پاس خدماتى که در آنجا کرده است امروز یک حکم بازنشستگى در سن 35 سالگى توى جیبش دارد و بیکار می­گردد این حرف را رفتم به رئیس ستاد گفتم به آقاى سرتیپ ریاضى گفتم که آقاى سرتیپ ریاضى این دوسیه است این طرز کار است این طرز عمل است این شخص در رضائیه در حوزه مأموریت نظامی­اش دستگیر شده فرار نکرد در حال اسارت در حالتى که در دست دشمن اسیر شده بود در حالى که او را به اسارت می­بردند فرار کرد در مقابل دشمنى که بعد دوست شدیم با آن دشمن بالاخره این شخص براى خدمات گرانبهایى که کرده است تمام اسباب و زندگانى خود و عائله­اش را سارقین محلى زدند و بردند و غارت کردند و بعد هم دزدش پیدا شد گفتند که بلى ما آخر یک ادعانامه دادیم بر علیه­شان رفته به محکمه حالا چه کارش کنیم؟ یک عده هم هستند که دزد بودند و ما دیدیم و نمی­توانستیم کاریش بکنیم دیدیم محکمه تبرئه می­کند آمدیم این راه بازنشستگى را برایش پیدا کردیم... مگر این شخص دزد بود؟

صدر قاضى- ولى در رضائیه این طور نبود آقا آنجا را آتش زد.

نقابت- این است نتیجه خدمات نه ساله او در خوزستان؟ الان هر کس که برود به خوزستان هر عربى را که در بیابان ببینید اسم این مرد را نزد او بیاورید فورى دست خود را می­بوسد و به چشم می­گذارد (با اشاره دست به پیشانى) و او را احترام می­کند. آیا این شخص دزد بود.

+++

نظر به این که بنا بود اشخاصى که خوب باشند معرفى کنیم این یکى از آن اشخاص بود که معرفى کردم. پس از فراغت از بیان معایب کلى صحیح و کلى ناصحیح حال باید نتیجه بگیریم که چه باید فکر کنیم؟ این یک قسمت البته نتیجه قضیه مذاکرات است. راجع به چاره­جویى قضایا به عقیده بنده اول مسئولیت مهم متوجه وزیر دادگسترى است گفت که هر که نقش خویش مى­بیند در آب من خیال می­کنم قوه قضائیه که یک رکنى است در مقابل دو رکنى دیگر یک قوه­ای است که در مقابل دو قوه دیگر ملجأ و پناه است. (صحیح است) این قوه­ای است که مردم به آن قوه باید اتکا بکنند. (صحیح است) و به او پناه ببرند این قوه باید اصلاح بشود اصلاحش هم دو راه بیشتر ندارد آقاى وزیر دادگسترى آن هم خیلى ساده است اول آن که صلاحیت­هاى از دست رفته وزارت دادگسترى به خودش برگردد و قوه مجریه را تحت سلطه بگیرند آمدنى هى تیکه تیکه از پهلویش بریدند یک دیوان محاکمات مالیه درست کردند و یک مقدارى از صلاحیتش را گرفتند آمدند دیوان حرب را درست کردند یک قسمت عظیمش را آنجا بردند دیوان جزاى عمال دولت درست کردند و در آنجا برخلاف اصول یک جریاناتى ایجاد کردند آخر آقا این معنى دارد که مدعى­العموم دیوان جزا حق داشته باشد در تمام این کشور هر کس را که دلش خواست توقیف کند و از توقیفش هم نشود به هیچ کس استناف داد مگر به وزیر دادگسترى یعنى از یک عمل صد درصد قضایى ما استیناف بدهیم به قوه مجریه؟ چه معنى دارد؟ این برخلاف اصول است. مال هر کس را دلش خواست مى­تواند توقیف کند؟ یک وقتى مرحوم داور خدا رحمتش کند یک قانونى آورد و نظرش هم این بود که مى­گفت جهاد با دزدى باید کرد و در نتیجه این قوانین و این عمل و بالاخره در نتیجه عقاید علماى حقوق دنیا معلوم شده است که مجازات سخت رافع جرم و گناه نیست. (صحیح است) مجازات جلوگیرى از جرم نمى­کند اخافه مى­کند کمى اثر می­کند ولى آن را رفع نمی­کند این عقیده علماى حقوق دنیا است. بلکه تربیت مى­خواهد پلیس دماغى مى­خواهد مذهب می­خواهد.

رفیع- ایمان مى­خواهد.

نقابت- بلى ایمان و روح پاک و تربیت حسابى می­خواهد از براى این که اشخاص بخواهند در جامعه خدمت کنند که مفید به حال خودشان و جامعه باشند و مضر به حال رفیق­شان و هم نوع­شان نباشد.(صحیح است) پس اول راه اصلاح که یکى از قدم­هاى اساسى است اصلاح قوه قضاییه است آقاى وزیر دادگسترى هم مورد علاقه دو طرفند آقاى دکتر عبده هم که از تیپ جوان هستند گویا به آقاى وزیر دادگسترى دیگر ایرادى نداشته باشند ایشان موفق خواهند شد و شرطش ایمان و عمل است و براى اقدامات عملى ما یک قسمتى هم رفع زحمت از شما کرده­ایم یعنى در اول دوره سیزدهم یک طرح قانونى اینجا تهیه کردیم که این طرح متضمن اصلاحات کلى بود و راجع به قوانینى که در یک موارد خاصى وضع شده بود و به نظر مخصوصى تصویب شده بود این را تهیه کردیم نوشتیم دادیم ولى اینجا متأسفانه وزراى دادگسترى با ما مخالفت کردند و در کمیسیون دادگسترى و دائماً مزاحم ما شدند و مخالفت کردند و فقط ما موفق شدیم و توانستیم یک ماده­اش را از بین ببریم و آن راجع به شوراى عالى قضایى یا کیوتین قضات بود که استقلال قضات ما را از بین می­برد ما آمدیم و آن را از بین بردیم اما بقیه امورش باقى است هنوز هست دیوان محاکمات هست دیوان کیفرش هست همه اینها هست و باید براى اینها فکر عاجلى کرد طرحش هم حاضر و موجود است و این نکته را هم مى خواهم عرض کنم که خیلى قابل توجه است یک وقتى یکى از این جوراب فروش­هاى خیابان یک جفت جوراب فروخته بود به یک مأمور تأمینات او رفته بود بپوشد پاره شده بود آمده بود به صاحب مغازه گفته بود که جوراب را بگیر و پول مرا بده صاحب مغازه بهش گفته بود این نخ کارخانه شاهى است که این طور است خوب دیگر ما چه کار بکنیم ما هم پول داده­ایم و خریده­ایم این آدم فورى رفت و یک گزارش داد به اداره­اش که این شخص به مقامات عالیه توهین کرده است و

+++

می­گوید که این نخ را به زور سرنیزه به ما تحویل دادند و این شخص را چهار ماه گرفتند و در حبس نگاه داشتند بعد از آن هم فرستادنش به محکمه رئیس محکمه هم بدون تعیین وکیل حکم برائتش را داد و نوشت مرخصش کنید این شخص را مرخص نکردند آن حکم برائت را بهش عمل نکردند و آن قاضى را هم فوراً معزول کردند ملاحظه فرمودید و علاوه بر آن یک ماده هم فوراً به عنوان اصلاح بعضى از موارد قانون دیوان کیفر به سرعت آوردند و گذراندند که اگر حکم برائت متهمى صادر شد مدعى­العموم حق دارد آن شخص را در حبس نگاه دارد.

مهندس فریور- آن وقت هم شما وکیل بودید.

نقابت- بلى بنده مخبر کمیسیون بودم جاى شما هم بسیار خالى بود که مى­آمدید آن وقت در زمان پهلوى اینجا پشت تریبون حرف می­زدید و یخنى می­خوردید.

دکتر معاون- ما زبان­مان را داشتیم آقا حرف­مان را هم زدیم هیچ طور هم نشد یخنى هم شما بخورید.

همهمه نمایندگان- صداى زنگ رئیس‏

دکتر معاون- این حرف­ها چیست؟ ما حرف­مان را زدیم گرفتند حبس­مان هم کردند. (زنگ رئیس)

نقابت- اجازه بفرمایید آقا اجازه بفرمایید معروف است که یک کسى رفته بود چرس بخرد رفت و خرید و خورد بعد با یک حالت پریشان آمد بیرون و گفت آقا این چرسى که دادید اثر نکرد گفت خوب اثرش همین که شما لخت آمده­اید بیرون آقاى دکتر می‌فرمایند هیچ طورى نشد آقا ما افتخار می­کنیم که یک اشخاصى در این دوره آمده­اند به مجلس که توى این مملکت حبس هم بوده­اند صدمه هم خورده­اند ولى آقا شما تنها حبس نبودید آن آقاى اسکندرى هم حبس بود 53 نفر دیگر هم حبس بودند و من هم وکیل مدافع بودم در محکمه جنایى اما شما این حرف را هم به من نمى­توانید بزنید و به من بگویید که شما مخبر کمیسیون بودید... بلى متهم خودم این سن­ها را تماشا کرده­ام از آقایان وزرا هم آقاى وزیر کشاورزى هم حبس بودند این که ایراد نشد عرض می­کنم آقا تقیه در مذهب اسلام یک اصلى است.

صدر قاضى- حرام است آقا

نقابت- آقا جان امروز هم جریان آزادى این آزادى که به شما داده شده است این آزادى را که ما نگرفتیم اگر با همان احساسات پاک با همان نیروى ملى و احساسات ملى که آقاى دکتر معاون داشته و دارند گرفته بودیم امروز چندین دستگاه کابینه و دولت به طور رزرو حاضر می­داشتیم و به وضعیت امروز گرفتار نبودیم متأسفانه باید بگوییم ما نگرفتیم بلکه دنیا این آزادى را به ما داد خدا به ما داد آه مظلومى از هفت عرش الهى عبور کرد به هدف رسید و به ما آزادى داده شد مسئله دیگرى که خیلى قابل توجه است و تمام شد قضیه آبیارى و کشاورزى است آقا این مسئله را فراموش نکنید و سرسرى نگیرید (صحیح است) مملکتى که نمی­تواند صنعتى باشد مملکتى که این همه خاک وسیع دارد مملکتى که رودخانه کارون با آن پاکى و صافى به دریاى شور می‌ریزد و به ما نفع نمى­دهد در دو طرفش فرسخ­ها اراضى شیرین و قابل زرع وجود دارد در این ملک که نباید گذاشت این آب به دریا بریزد و این زمین­ها خشک باشد و در کنار این آب مردم از گرسنگى بمیرند براى این کار تمام عشایر خوزستان از دولت عصبانى هستند به قدرى عصبانى هستند مثل یکى از مواد محترقه که اگر مختصر جرقه بهشان برسد می­ترکد اینها فوق­العاده عصبانی­اند و می­گویند در ظرف این 20 سال حکومت بسیارى ولایات مثل مازندران و تهران یا جاهاى دیگر درست شد آباد شد اسفالت شد جاهاى دیگر درست شد خرج­ها کردند چطور شد که صد دینار پول ما خرج نشده است یک وجب راه ساخته نشده است یک مدرسه دو کلاسه در خرمشهر ساخته نشد و تمام این عشایر با همان وضع عادى و طبیعى خودشان مانده­اند الّا این که آن وقت شخصى بود کسانى بودند از رؤسای­شان که ایلجار می­کردند و نهرى را پاک می­کردند آبیارى می­کردند خدمتى می‌کردند حال که کار دست آنها هم نیست و دست شهردارى است که از حیث بودجه بسیار عوایدش کم شده و وضعیت آنها به کلى خراب شده است (صحیح است) روزنامه مهر ایران راجع به بهدارى و راجع به وضعیت خوزستان و خرم

+++

خرم شهر شرح مبسوطى نوشته به طوری که حقیقت امر بیش از آن چیزى است که در آن روزنامه نوشته شده و این مختصرى است از آنچه که در آنجا مشهود است این یک حقیقتى است باید اعتراف کرد متأسفانه آنجا وسیله نیست هیچ چیز نیست یک مرد خیرى پیدا شد یک مریضخانه ساخت و تقدیم دولت گرد پیشنهاد هم کرد که مریضخانه را می­دهند تا به خرج دولت اصلاح شود و به کار بیفتد ولى چه شده است در آن ناحیه و تا وقتى که دولت آنجا را اداره نکند مال دولت است این مریضخانه در حدود سى چهل پنجاه تا مریض می­آیند آنجا به سر می­برند چرا؟ براى این که آنجا کارخانه­جات مهمى تأسیس شده است ژنرال موتور در آنجا کارخانه دارد تأسیس می­کند که 50 هزار تا عمله لازم دارد و در خرمشهر کار می­کند آن وقت به اینها حقوق می­دهد یک کیلو آرد می­دهد یک سیر شکر می­دهد یک قدرى چایى می­دهد در حدود 70- 80 تومان حقوق می­دهد و با این حقوق اینها آنجا زندگى می­کنند آن وقت به پرستار این مریضخانه می­دهند ماهى چهل تومان پرستارى که با مریض سر و کار دارد و باید اطلاع فنى داشته باشد با چهل تومان حقوق نمی­تواند کار کند.

رئیس بهدارى آنجا تلگراف می­کند اجازه بدهید عمله روزمزد استخدام کنیم چنانچه دیگران استخدام می­کنند به او می­گویند مقررات اجازه نمى­دهد آن وقت در این مریضخانه آن کسى که می­تواند خودش را به کنار ظرف آب برساند او پا مى­شود و براى مریض دیگر خدمت می­کند این وضع رقت بار مریضخانه آنجا است و حقیقتاً قابل تأسف است بالاخره نه پول دادند نه کمک کردند فقط کارى که شد بنده آمدم اینجا با کمک آقاى دکتر غنى یک قدرى دوا از ایشان گرفتیم فلان چیز از فلان جا با دو تا قیچى از صلیب سرخ یک مقدار پتو از جاهاى دیگر تهیه کردیم و فرستادیم آقا اینها کافى است؟ تنها دروازه ایران همین خرم شهر است تنها محلى که شما را اتصال می­دهد با دنیا خرم شهر است.

صفوى- بوشهر هم هست.

نقابت- البته بوشهر شما هم هست آنجا را گذاشتم براى شما اگر آنجا را بگویم چیزى براى شما نمى­ماند که بگویید (خنده نمایندگان) لهذا با تمام این امیدوارى­ها و با تمام این تذکرات ما 20 رأى موافق تقدیم دولت خواهیم کرد به امید کا ر و خدمت.

نائب رئیس- اگر موافقت بفرمایید جلسه به عنوان تنفس تعطیل شود (صحیح است)

در این موقع (ساعت هشت و نیم بعد از ظهر) جلسه به عنوان تنفس تعطیل و یک ساعت و سه ربع قبل از ظهر روز یکشنبه بیست و هفتم فروردین مجدداً به ریاست آقاى عامرى نائب رئیس تشکیل گردید.

نائب رئیس- چون جلسه به عنوان تنفس تعطیل شده بود صورت مجلس نیست. آقاى طوسى.

طوسى- تذکر بنده به مجلس شوراى ملى راجع به مذاکراتى بود که در موضوع وضعیت گرگان چند روز قبل عرض کردم بنده استدعا کردم از مجلس شوراى ملى که بهتر این است که یک دفتر مستقلى مجلس شوراى ملى مخصوص خودش داشته باشد که اعانه که می­دهند جمع­آورى شود بنده آنچه که دیدم وضعیت مجلس را موافق دیدم ولى این کار عملى نشده است در قسمت دوم آقاى تجدد پیشنهاد کردند که کمیسیونى شش نفره از شعب تشکیل شود که در همین موضوع رسیدگى کنند این پیشنهاد هم طرف توجه مجلس واقع شد خواست از مجلس تقاضا کنم و آقای رئیس هم امر بفرمایند که زودتر شعب تشکیل شده و این عده انتخاب شوند و به کارهایى که لازم است رسیدگى کنند و اقدام عاجل بکنند.

نائب رئیس- از آقایان استدعا می­شود که زودتر در ظرف امروز و فردا این موضوع را عملى فرمایند.

آقاى مهندس فریور

مهندس فریور- عرایض بنده خیلى مختصر خواهد بود براى این که مذاکره در اطراف برنامه شده است انتقاد و عیب­جویى هم نسبت به مراحل مختلفه مخصوصاً مراحل اقتصادى و مالى زیاد شد بیشتر انتقاداتى که می­شد در موضوعات اقتصادى بود و مخصوصاً متوجه بود به میسیون آمریکایى ولى

+++

اکتفا می­شد صرفاً به انتقاد بدون نسبت مسئول و راه اصلاح به نظر بنده یک موضوعاتى بود که بیشتر باید درش صحبت شده باشد ولى نشد متأسفانه راجع ­به این موضوع بعد از این که این قدر انتقاد شد راجع به میسیون آمریکایى بنده مراجعه کردم به صورت مذاکرات مفصل مجلس در موقع استخدام دکتر میلسپو این صورت مجلس تاریخ 21 آبان 1321 است موقعى است که استخدام دکتر میلسپو مطرح است که بنده متن ماده را مى­خوانم: رئیس کل دارایى تحت نظارت کلى وزیر دارایى تصدى مستقیم نسبت به کلیه اداره امور دارایى خواهد داشت مشارالیه با تصویب وزیر دارایى اختیار تام براى تهیه بودجه خواهد داشت و در صورتى که احتیاجى به تجدید سازمان باشد با تصویب وزیر دارایى در وزارت دارایى و سایر دوایر دولتى که بستگى مستقیم با وصول محاسبات و صرف وجوه عمومى دارند تجدید سازمان خواهد نمود و حق دارد پس از استشاره با وزیر دارایى و طبق قوانین استخدامى...الى آخر در این ماده بحث شده است آقایانی که بحث کرده­اند مخصوصاً نسبت به موضوع تعیین مسئولیت آقاى رئیس دارایى آقایان امیر تیمور. دهستانى و تهرانچى بوده­اند و مخصوصاً ایراد کرده­اند که مسئولیت وزیر در اینجا چطور می‌شود آیا وزیر مسئول است یا خیر باید قید شود مخبر کمیسیون جوابى که داده است عیناً مى­خوانم: از طرف دیگر مطابق قانون اساسى وزیر دارایى است که در مقابل مجلس مسئول است به این جهت نمی­شود دخالت وزیر دارایى را سلب کرد بنابراین با توضیحاتی که در کمیسیون داده شده و این توضیحاتی که در مجلس داده می­شود و عبارت هم به عنوان تحت نظر تلقى می­شود تصور می­کنم که مقصود آقایان تأمین باشد. و چون مقصود آقایان تأمین شده است پیشنهاد خودشان را مسترد داشته­اند این صورت مجلس آقا مفسر قانون است در اختیارات بعدى هم که به دکتر میلسپو داده شده است همین کلمه تحت نظارت کلى هست بنده این طور استنتاج می­کنم که آقایان وزراى دارایى هم در تمام موارد انتقاداتی که شد این که عرض می­کنم وزارى دارایى البته منظور آقاى بیات و آقاى اردلان هستند و حالا هم آقاى فروهر اینها هم نشستند و دیدند و نخواستند یا نتوانستند مطابق این تفسیرى که ملاحظه فرمودید راجع به این انتقادات وارد شوند حالا این مسئولیت نه تنها متوجه وزراى دارایى بلکه به موجب قانون اساسى همه وزرا مسئول هستند (صحیح است) این مطلب مربوط به تعیین مسئول است اما اقدام به اصلاح ما اساساً یکى از علل خرابیمان به نظر بنده ناچیز این است که در هر موردى سعى می­کنیم که صرفاً مسئولیت را از گردن خودمان سلب کنیم حالا گردن هر که افتاد افتاد (صحیح است) و این رویه در تمام مراحل زندگى ما حکمفرما است در وزارت مالیه وزیر می­نویسد به معاون آقاى معاون در فلان موضوع نظریه بدهید آقاى معاون به رئیس اداره می­نویسد نظریه بدهید بالاخره رئیس اداره به پایینتر بالاخره تا می­رسد به آن عضو کوچک که تصمیم با آن عضو کوچک است عضو کوچک می­نویسد نظریه بنده این است که به عرض می­رسد و بسته به نظر عالى است به همین نحو بالعکس بسته به نظر عالى است رئیس اداره هم می‌نویسد عین نظریه به عرض مقام معاونت می­رسد معاون هم زیرش می­نویسد نظریه فلان اداره اداره عیناً به عرض می­رسد بالاخره مسئولیت را کسى قبول نمی­کند همین قدر که از خودمان که مسئولیت را سلب کردیم دیگر فکر دیگرى نداریم (صحیح است) بنده در این چند روزه راجع به برنامه دولت استدلالى که از موافق و مخالف شنیدم مخالفین که تکلیف­شان معلوم است موافقین استدلالی که براى بقاى این دولت می­کنند این است که الان اگر ما موافقت کنیم مسئولیت گردن مجلس می­افتد ولى بنده گمان نمی­کنم که هیچ یک از آقایان معتقد باشند که این هیئت اجتماع که آمده است اینجا می­تواند کارى در این موقع سختى براى این مملکت بکند و بتوانند بارى از دوش این مملکت بردارند براى این که بعضى از وزراى قدیم و وزراى جدید را که ارادت خدمتشان دارم ارادت شخصى به کنار قدرت شخصى­شان را می­دانم خیلى فعال و جدى هستند ولى این

+++

هیئت بالاجتماع عقیده­ام این است که کارى براى این مملکت نمی­توانند بکنند این نظر موافقین است که براى این که مسئولیت متوجه مجلس نباشد بحران ادامه پیدا نکند ما این دولت را نگاه می­داریم آقا چه بحرانى ادامه پیدا می­کند بنده عرض مى­کنم تمام مدتى که این دولت سرکار خواهد بود و این مدت هم طولانى نخواهد بود بحران است با یک تفاوت که اگر بحرانى ایجاد شد بحران پنج روز ده روز پانزده روز طول می­کشد در صورتی که دولت ممکن است دو ماه یا سه ماه چهار ماه سرکار بماند و ممکن است بارى هم از دوش مملکت برندارد در صورتی که دولت این اوقات هر ثانیه­اش و هر ساعتش شاید به اندازه سال­ها ارزش داشته باشد از نظر گرفتارى­هایى که ما در پیش داریم و وقت از دست می­رود آن وقت یک روز چشممان را باز می­کنیم در مقابل سختى و فشار و شاید پیشامد وقایع ناگوارى را که کم و بیش ممکن است پیش­بینى کرد. بیشتر مذاکراتى که اینجا شد روى اصلاحاتى شد که ممکن است بشود حالا این دولت می­کند یا نمی­کند مثلاً یکى از مسائل بسیار عمیقى که گفته شد بیان آقاى دکتر شفق بود که فرمودند ما خیلى اصلاحات احتیاج داریم و سررشته اصلاحات داشتن پول است اول باید کشاورزى را ترقى داد پول تهیه کرد و آن وقت اقدام به اصلاحات کرد آقاى اردلان هم در ضمن بیاناتى که فرمودند فرمودند که یک روز می‌خواستیم بودجه بهدارى را بنویسیم رسیدیم به چهارصد میلیون حالا نمی­دانم مقصودشان از این مبلغ تومان بود یا ریال اینجا که رسیدیم دفتر را هم گذاردیم بنابراین این مؤید نظر آقاى دکتر شفق بود که ما براى اصلاحات در درجه اول پول لازم داریم پول هم از راه کشاورزى به دست می­آید بنده می­خواستم عرض کنم که مجلس سیزده وظیفه که داشته است انجام داده ولى دولت در انجام وظیفه خودش کوتاهى کرده است قانون آبیارى را که مجلس سیزده تصویب کرده است آیین­نامه این قانون به امضاى یازده وزیر است که امضاى آقاى بیات و اردلان را هم بنده پایش دیدم ولى کجا اجرا شد کى اجرا شد چرا اجرا نکردند گفتید دکتر میلسپو یک کاغذى نوشته به وزارت کشاورزى که این موضوع بند شش اختیارات من مغایرت دارد براى این که با من شور نشده است در صورتى که این قانون بعد از اختیارات بوده است و منطقاً و قاعدتاً قانون وارد است بر آن قانون وضع کردن کارى ندارد مجرى می­خواهد مجرى خوب می­خواهد هیچ قانونى بد وضع نشده است تمام قوانین خوب است و به جا است ولى به دست مجرى خوب نیفتاده است. (صحیح است) لانقربواصلوتش را گفته­اند و انتم سکارى از یادشان رفته آن وقت دست و پاى مردم این طور گم شده است. (صحیح است) پنبه آقا در موضوع معامله پنبه در کشاورزى رسم این بود دولت زارعین را جمع می­کرد حالا براى این مقدمات و تهیه پنبه یک چیزى به عنوان پیش قسط می­دادند به زارعین سال گذشته پیش قسطى را که وزارت کشاورزى بایستى بدهد به زارعین وزارت دارایى موافقت نکرد و وزارت کشاورزى از بودجه جارى خودش تل و بل کرد و یک مقدارى پیش قسط به زارعین داده در موقع پیدایش محصول وزارت کشاورزى پول لازم داشت که بدهند به زارعین و پنبه را تحویل بگیرد باز در وزارت دارایى موافقت نشد یک مقدار موجودى پنبه داشت که ده میلیون تومان تقریباً می­شد خواست او را بفروشد و دو مرتبه بدهد پنبه تحویل بگیرد این را هم موافقت نکرد وزارت کشاورزى یک فورمولى درست کرد و رؤساى وزارت پیشه و هنر را دعوت کرد که با آنها مشور کنند و اینها آمدند و کمیسیون کردند و مذاکره کردند که وزارت پیشه و هنر که مصرف کننده پنبه است یک مقدارى پول بدهد به وزارت کشاورزى و وزارت کشاورزى بدهد به زارعین پنبه و پنبه را تحویل بگیرد وزارت ضاعت هم موافقت کرد باز اینجا وزارت دارایى موافقت نکرد آن وقت نتیجه چه شد یک مقدار زیادى وزارت کشاورزى پنبه از زارعین تحویل گرفته است و پولش را نداده است و مقدار زیادى هم پنبه دست زارعین ماند است حالا شما می­خواهید فلاحت را این طور ترقى بدهید (صحیح است) این است ترتیب ترقى فلاحت چطور دیگر این فلاح زراعت پنبه بکند (صحیح است) قانون آبیارى که تصویب شد و اجرا نکردید حالا

+++

شما با کدام آب می­خواهید زراعت کنید این که عرض می­کنم قانون به موقع خودش خوب وضع شده است و مجرى نداشته است همین­ها است که ملاحظه می­فرمایید و مجرى همین آقایان بوده­اند بنده عقیده­ام این است که براى قانون مجرى خوب لازم است یادداشت به بنده نوشته است از طرف آقاى نبوى که در نیشابور سه ماه است پنبه مردم را گرفته­اند و پول نداده­اند (یمین اسفندیارى- مازندران هم همین طور است) (بعضى از نمایندگان- کرمان هم همین طور) بله بالاخره در همه جا این گرفتارى هست این زارع را دیگر دستش را قلم کنید پنبه نخواهد کاشت. (صحیح است) بنده دیگر بقیه­اش را خجالت کشیدم عرض کنیم بعد رفتند پیش متسرلمپ او گفته است خیر آقا ما از مصر پنبه می­آوریم بنده خیلى مایل بودم که بدانم که آقاى بیات و یا آقاى اردلان که تشریف داشتند در وزارت دارایى چه کردند چه اقدامى کردند بنده می­خواهم بپرسم آقاى فروهر شما که فردا می­روید به وزارت دارایى چه می­کنید و چطور اقدام می­کنید برنامه نوشتن و اصلاح امور مردم اینها ادبیات است و شعر است معنى ندارد آقاى اردلان تشریف می­آورند اینجا و می­گویند بله واقعاً دزدى بگیرى در این مملکت کار مشکلی شده است و من هر چه دوسیه فرستادم بالاخره تبرئه می­کنند آقا قاضى که تحت نفوذ وزیر عدلیه واقع می­شود. (صحیح است) و رأى خلاف می­دهد یک دفعه که تحت نفوذ او واقع شد رأى خلاف داده بعد هم می­گوید من که باید رأى خلاف بدهم و تحت نفوذ واقع شوم به نفع خودم واقع می­شوم آقا از اصل کار خراب است با این مقدمات بنده خیال می­کنم که بیش از این در این موارد گفت و گو بشود صبح گفته شد که قاچاقچى­گرى توى این مملکت زیاد شده است آخر این را به که می­شود گفت خانم­هاى رئیس­الوزراى ما تا روز گذشته کارشان این بود که از اینجا مسافرت می­کردند به مصر و هفته دو مرتبه می­رفتند به مصر براى این کار مرد محترمى چند روز قبل از مصر آمده بود و می­گفت در ظرف 15 روز که من در مصر بودم فلان خانم محترمه و فلان خانم­هایى که بستگى به جاهاى بالاتر دارند اینها در ظرف 15 روز دو مرتبه آمدند و برگشتند و کارشان قاچاقچى­گرى است آخر به کجا می­شود گفت اینها گفتنش خجالت دارد ولى باید گفت الان عقیده خارجى­ها این است که ایران دارد به دست کسانى اداره می­شود که غیر از جیب­شان چیزى در نظر ندارند. (صحیح است) بنابراین از کمک به ما خوددارى می­کنند چون می­گویند به نفع همه نیست به نفع یک عده خاصى تمام می­شود بنده عقیده دارم که اینها را باید گفت در هر صورت بنده بیش از این وقت مجلس را نمی­گیرم چون گفتنى­ها گفته شد­ه است بنده شخصاً چون تجربه کرده­ام و دیده­ام و این هیئت بالاجتماع را قادر به برداشتن بارى از دوش مملکت نمی‌دانم رأى به این کابینه نخواهم داد و استدعایى هم که دارم این است که تعارف و مجامله را در کارها کنار بگذاریم در هر کارى یا ملاحظه دوستى و تعارف و سلام و علیک است این را بنده معتقد نیستم حالا آقایان وزرا از من می­رنجند ولى امروز بنده از طرف یک ملت پانزده میلیونى صحبت می­کنم فلان وزیر می­رنجد به درک یا بردارش با من رفیق است باشد چون بنده می­دانم که کارى نمی­توانند بکنند (صحیح است احسنت).

نائب رئیس- پیشنهادى راجع به کفایت مذاکرات رسیده است از طرف آقاى نبوى بنده پیشنهاد می­کنم به کفایت مذاکرات رأى گرفته شود.

نبوى- چند جلسه است در اطراف برنامه دولت صحبت شده است البته موضوع مهم بوده است و باید هم صحبت شود ولى هر موضوع مهمى هم که درش زیاد صحبت شود شاید مفید نباشد و نتیجه معکوس گرفته شود بنده چون کسالت داشتم در چند جلسه نتوانستم شرفیاب حضور آقایان بشوم ولى مذاکرات را اجمالاً در روزنامه­ها خواندم قدر مسلم این است که هر چه گفتنى بوده است گفته شده است و دردهاى ما یکایک تشریح شده است و بنده تصور می­کنم که هر چه دیگر صحبت شود تکرار همان مذاکرات است بنده هم یک عرایضى داشتم ولى چون دیدم آقایان قبل از بنده وافى­تر عرایض بنده را هم اظهار داشته­اند بنابراین بنده منصرف شدم براى

+++

این که اگر بنده هم می­خواستم عرایض خود را عرض کنم یک مقدارى وقت مجلس را می­گرفتم به این جهت پیشنهاد ختم مذاکرات را کردم.

جمعى از نمایندگان- کافى نیست آقا رأى بگیرید.

صفوى- بنده مخالفم آقا- براى این که در مذاکرات مخالف و موافق خیلى مطالب هست که روشن می­شود هم براى دولت و براى مردم خیلى ضرورت دارد که نظریات مجلس شوراى ملى را بدانند و دولت هم تذکرات آقایان نمایندگان که در موضوع­هاى مختلف می­دهند یادداشت کنند که در صورتی که رأى موافق به آنها داده شد عمل کنند در هر صورت بنده با کفایت مذاکرات مخالفم و عقیده­ام این است که سایر آقایانى هم که اجازه گرفته­اند مطالب خودشان را باید بگویند و البته سایرین مثل آقاى مهندس فریور مطالب خودشان را به طور خلاصه بیان خواهند کرد بنابراین بنده تقاضا می­کنم آقایان اجازه بفرمایند حالا که چند جلسه در اطراف برنامه صحبت شده آقایان دیگر هم صحبت­هاى خودشان را بفرمایند.

نبوى- بنده هم مخالف نیستم که سایر آقایان هم مطالب خودشان را بفرمایند ولى چون معتقد هستم که هر چه باید گفته شود گفته شده حالا آقایان هم م خالف با کفایت مذاکرات هستند بنده هم عرضى ندارم و پس گرفتم.

اردلان- دولت هم نظر دارد که باید صحبت شود براى این که آقایانى که صحبت کردند تنها به قاضى رفتند بایستى صحبت شود تا موضوع روشن شود.

نائب رئیس- آقاى فرخ.

فرخ- در اطراف برنامه دولت به قدر کافى مذاکره شده است ولى البته مذاکرات از نظر تنفقید و عیب­جویى و نکات و معایب را گفتن سهل است ولى باید در عین حال دید از چه را‌ه و به چه ترتیب می­توان به نتیجه رسید آقاى ساعد تقاضایى نکرده بودند براى پست نخست وزیرى مجلس شوراى ملى بالاتفاق قریب هفتاد و شش نفر از هشتاد و چهار نفر به ایشان رأى دادند و اظهار تمایل کرد ایشان هم اطاعت کردند و به امر اعلیحضرت شاهنشاهى قبول کردند وزرایى را هم در نظر گرفتند یک عده از آقایان نمایندگان موافق نبودند ایشان مراجعه کردند به فراکسیون­ها که اگر فراکسیون­ها هم نظرى دارند نظرشان را بدهند بعضى نظر دادند و بعضى ندادند آقاى دکتر شفق در یک جلسه که خدمت­شان بودم راجع به یک شخصى صحبت می­کردند که این شخص انژینوراگریوم بود و می­فرمودند که این شخص گندم را از جو تشخیص نمی­دهد حالا بنده آقاى مهندس فریور را می­گذارم جاى آقاى ساعد و نمی­دانم که ایشان چه امپرسیونى می­کنند و چه کارهایى خواهند کرد آقاى ساعد یک اشخاصى را وارد کابینه کرده­اند این اشخاص مردمانى هستند که کاربر اینها سابقه اینها عمل اینها کاملاً نشان می­دهد در ادوارى که خدمت کرده­اند به قدرى که میسر بوده است خدمت کرده­اند و وظایفى را انجام داده­اند البته بنده هم با آقایان موافقم زیرا کثرت فشار و کثرت بیچارگى و فشار زندگانى مردم همه آقایان نمایندگان را تحت فشار قرار داده است و همین فشارها موجب می­شود که ما بیشتر در امورکریتیک کنیم ولى باید راه­حل را هم پیدا کرد و دید آن دولتى را که ما مى­خواهیم بیاوریم که این فکر را صد در صد اجرا کند از چه راه بکند در منزل آقاى دکتر اعتبار یک عده از آقایان محترم بودند گویا آقای مهندس فریور تشریف نداشتند که بنده عرض کردم ولى کسى عرض بنده را گوش نداد بعد از دو ماه آقایان گفتند که فرخ درست می­گوید آن منظور ى را که ما داریم آن منظور با این رویه انجام­پذیر نیست شما یک اکثریتى را در مجلس معین کنید رئیس­الوزرا و سایر وزرا و پروگرام را هم معین کنید بدهید به دستش برود عمل کند این اکثریت با یک فراکسیون نیست رئیس­الوزرایى که مى خواهد اکثریت پیدا کند باید به چند فراکسیون مراجعه کند همان کسى که فرخ می­گوید فلان کس خوب است دکتر معظمى می­گوید خوب نیست (دکتر امینى- آقا مجلس کسى را معرفى نکرده است و تحمیل نکرده است) چرا آقا بنده

+++

چندین جلسه بودم و دیدم بنده کسى را به آقاى ساعد تحمیل نکردم (مهندس فریور- نباید زیر بار تحمیل رفت) بالاخره یک اشخاصى که سوابقى داشتند آنها را آوردند به مجلس معرفى کردند ما بایستى یک قدرى از نقطه­نظر عمل قضایا را دقت کنیم آقاى مظفرزاده در فرمایشات روز قبل­شان نسبت به آقاى کاظمى فرمودند که ایشان معایب را فرمودند و گفتند من رأى موافق می­دهم البته یکى از مسائل موافقت با دولت هدایت دولت است چون ممکن است بعضى نکات را دولت فراموش کرده باشد و البته آن تذکرات را یادداشت می­کند و در نظر می­گیرد که صالح بکند. آقاى دکتر عبده در مذاکرات دیروزشان فرمودند که یک عده از همین لیسانسیه­ها و فضلا مجبور شدند که وزارتخانه را ترک کنند.

(مهندس فریور- همه ترک کردند رفته­اند بقالى می­کنند زراعت می­کنند)

فرخ- براى این بوده است که حقوق­شان مکفى نبوده است و بقالى نفعش بیشتر بوده است از آن طرف بودجه هم که دولت دارد از حدود آن بودجه که نمی­توان خارج شد اگر این موضوع را در نظر بگیرید تصدیق می­فرمایید که وزیر عدلیه هم شاید آن قدر مسئول نیست براى این که شما یک بودجه­اى به او داده­اید یک قانون استخدامى هم هست و اینها باید رعایت این قوانین را بکنند اگر رعایت نکنند خود شما و بنده از آنها استیضاح خواهیم کرد سؤال خواهیم کرد که چرا قانون را اجرا نمى­کنید بنابراین بایستى امور را از هر دو جهت تحت مطالعه قرار داد بنده از همین نظر که باید در تعیین امور مشورت به دولت داده شود در کیى دو موضوع تذکر می­دهم به عقیده بنده در برنامه دولت یک موضوع فراموش شده است و او اسم وزارت جنگ است وزارت جنگ امروزه ما وزارت جنگى نیست که به درد کار مملکت بخورد به عقیده بنده بایستى از سر نو تشکیلات جدیدى بدهد و مقدار قواى تأمینیه مملکت را معلوم کند و از افسران تحصیل کرده مجرب و با ایمان استفاده کنند و اشخاص فاسد را خارج کنند و یک اصل تازه بریزند اگر آقاى زند واقعاً شما قادر به این عمل باشید زهى خوشوقتى ولى بدانید که اینها را از شما می­خواهند همین قدر که رأى اعتماد داده شد از چند روز که بگذرد سؤال از شما شروع خواهد شد خود بنده از قضیه سمیرم سؤال خواهم کرد اینها را در نظر بگیرید و ببینید که قادر به انجام هستید یا خیر ولى این نکته را هم خدمت­تان تذکر می­دهم که وضعیت وزارت جنگ قابل ادامه نیست بنده مى­شنوم سرلشگرى افسرها را قسم می­دهد به وفادارى با خودش من نمى­فهمم این مطلب آیا صحیح است یا خیر اگر صحیح است چرا این شخص را به دیوان حرب تسلیم نمى­کنند (بعضى از نمایندگان- اسمش را بفرمایید) حالا اسمش را نگویم بهتر است (بعضى از نمایندگان- خیر بفرمایید) سرلشگر ارفع افسرها را می­برند قسم می­دهند که به آقا وفادار باشند این کیست چه سمتى دارد آقا چرا این را به دیوان حرب تسلیمش نمى­کنید شنیدم که یک سروان امینى است که دارد حزب درست می­کند کلمه حزب از در وزارت جنگ تو نمى­آید وزارت جنگ جاى حزب و سیاست نیست وزارت جنگ محل قواى تأمینیه مملکت است جز امر مافوق نباید چیزى بدانند ما اینها را از شما می­خواهیم امیدواریم جنابعالى موفق بشوید به انجام این خدمات زیرا اصلاحات وزارت جنگ ممکن نیست مگر با امنیت مملکت امنیت ممکن نیست مگر با قواى منظم قواى منظم ممکن نیست مگر با وزارت جنگ منظم اسلحه در مملکت باید در دست سرباز باشد و دیگرى نباید مسلح باشد (صحیح است) معتقد بنده این است که فقط باید سرباز مسلح باشد و با اصول کمال ملایمت و با اصول عدالت این قواى تأمینیه وظایف خودش را انجام بدهد و امیدواریم جنابعالى موفق بشوید ولى این را بدانید که از فردا صبح که تشریف می­برید این اصلاحات را از جنابعالى مى­خواهیم موضوع دیگر که می­خواستم عرض کنم آقاى ممقانى الحمدالله در رأس وزارت عدلیه تشریف دارند بنده همیشه دو کلمه را تذکر می­دادم اصلاح قوه قضاییه و استقلال قوه قضاییه این دو کلمه را به طور اختصار عرض می­کنیم از آقا انتظار ما این است

+++

و باید از شما هم انتظار داشته باشیم براى این که سوابق خدمت شما و عدالت‌خواهى شما و آزادى خواهى شما شما را هدایت می­کند و ما باید از شما این انتظار را داشته باشیم ولى راه وصولش را هم صلاحیت شما از ما بیشتر هست باید آقا خودتان در نظر بگیرید. موضوع دیگرى را که بنده می­خواستم عرض کنم راجع به وزارت فرهنگ است و در وزارت فرهنگ در درجه اول آسایش معلم است که بدون وجود معلم در وزارت فرهنگ این کار را نمی­شود کرد بنده هم مدتى افتخار خدمتگزارى این وزارتخانه را داشتم در ولایات حقوق معلم پانزده تومان بود در این تغییرات ماهى سى تومان شد و بعد هم شصت تومان شد ما به معلم ماهى شصت تومان حقوق می­دهیم در صورتی که یک نفر کارگر روزى شش تومان اجرت می­گیرد با این حال چطور می‌توانیم معلم خوب داشته باشیم پس اولین قدمى را که وزارت فرهنگ برمی­دارد باید براى آسایش معلم و تأمین آسایش آنها قدم بردارد اگر این قدم را آقا برداشتید سایر قدم­ها را موفق می­شوید این را هم می­دانم که به محض این که آقا این پیشنهاد را بکنید وزارت دارایى می­گوید بودجه نداریم اینجا است که بایستى هیئت دولت با المشاوره الاهم فالاهم را در نظر بگیرند و واقعاً یک کمکى به وزارت فرهنگ است اگر ما فرهنگ نداشته باشیم چیزى نخواهیم داشت و دیگر موضوع برنامه است بنده خیلى خوشوقتم آقاى دکتر غنى که یک کسى مثل جنابعالى در رأس فرهنگ هستید که اهل تحقیق و تطبیق و کتاب و درس هستید در موقعى که مرحوم اعتمادالدوله که خداوند رحمتش فرماید وزیر فرهنگ بود خدمات مهمى به وزارت فرهنگ کرد من جمله شاید آقا هم بى­اطلاع نباشند که با مشاوره دبیرهاى ادبى و استادان بالاخره پروگرام علمى و ادبى سه سال که با هم بود سه سال و سه سال ایشان جدا کردند و این لازم بود چرا براى این که شعبه ادبى محتاج است به معلومات صرف و نحو عرب و ادبیات عرب و غیر از این باشد نمی­توان وارد در فهم مسائل ادبى شد متأسفانه آقاى اسمعیل مرآت وزیر فرهنگ شد آن وقت این آقا سه خدمت بزرگ کرد در فرهنگ یکى در عتیقات و یکی در معارف و یکى هم در اوقاف در عتیقات که امامزاده یحیى را از بیخ صاف کرد اوقاف را هم قانون آورد بفروشند فرهنگ را هم پرگرامى درست کرد که چون سایرین چنین کردند ما هم چنین می­کنیم آمدند پروگرام را عوض کردند شاگرد ادبى که باید برود به شعبه لیسانس و باید صرف و نحو و تاریخ و جغرافیا و منطق و بدیع این شعب را ببیند حالا دو سال مثلثات و دسکریپتیف و هندسه فضایى می­خواند البته این علوم در جاى خودش خوب است ولى به درد شاگر ادبى نمی­خورد نتیجه این است شاگرد که می­رود لیسانس می­شود آن اطلاعات ادبى را نمی­داند صرف و نحو نمی­داند چیست سواد فارسى را ندارد لیسانسیه شده ولى صفت مشبهه را نمی­داند چیست این است که بنده از آقاى دکتر غنى وزیر فرهنگ تمنا می­کنم امتحان امسال که گذشت در مدت تعطیل تابستان دبیرهاى قسمت ادبیات و استادان دانشسرا را جمع کنید و شوراى عالى فرهنگ را تشکیل بدهید و استاتیستیک و صورت این معلمین را در قسمت ادبى بخواهید و ببینید واقعاً این پروگرام آن منظور ادبى را تأمین می­کند یا خیر اگر ملاحظه فرمودید نمی­کند توجهى بفرمایید که این عیب مرتفع شود قسمت دوم عرض بنده راجع به قسمت اوقاف است کلمه اوقاف در وزارت فرهنگ قبل از آقا جزو تیتر واقع شده بود هیچ توجهى به او نیست مثل این که وزارت معارف و اوقاف سابق اوقافى در آن نیست البته به عرضتان رسیده است که در فارس یک مقدارى از املاک وقف تبدیل به ملک شخصى شده است در تهران هم سرایت کرده است قاسم آباد یک ملکى است که صد و هفتاد سال است وقف است وزارت دادگسترى حکم وقفیت داده اجرائیه صادر کرده تصرف وقف داده وزارت فرهنگ و اوقاف عمل وقف کرده چند روز قبل یک محکمه براى رعایت نظر یک امیر لشکر حکم ملکیت داده در هر صورت اگر اداره اوقاف جزء وزارت فرهنگ است باید

+++

حفظ کرد حالا ممکن است آقایان متولیان با یک عده هم دست شوند و تمام وقوفات ملک بشود با این قیمتى که پیدا کرده است.

یکى از نمایندگان- ملک شده است‏

فرخ- خوب بعد از این هم خواهد شد که تمام موقوفات و رقبات ملک را وقف کنند تمنا می­کنم آقاى رئیس اوقاف را بخواهید که اینها نظارت کنند و رقبات را حفظ کنند و البته این مسئولیت مربوط به آقا نیست متوجه وزرا سابق فرهنگ است ولى تمنا می­کنم که آقا در این باب رعایتى و دقتى بفرمایند موضوع دیگرى که بنده خواستم عرض بکنم راجع به استفاده از جوانان تحصیل کرده است این موضوع بسیار خوب است ولى این را خواهش می­کنم کاملاً توجه کنید شاگردهایی که از مدرس بیرون می­آیند دو طبقه هستند یک عده­اى هستند که می­توانند شغل­شان را در خارج پیدا کنند مانند طبیب مهندس یک دسته دیگر هستند که دولت باید از وجود آنها استفاده کند مانند دکتر بیطار به اصطلاح اروپایى­ها اترنیر‌چرا؟ براى این که رعایا ما هنوز متوجه نیستند که براى ضبط اغنام و احشام­شان مراجعه کنند اخیراً بنده شنیده­ام که یک عده­اى که دیپلمه بودند از وزارت کشاورزى اینها را بیرون کرده‌اند اگر شما الان طاعون گاوى که در سمت غرب هست چنان که همیشه از آنجا سراى می­کند یا از سمت هرات یا از سمت جنوب شما که این دیپلمه­ها را خارج کرده­اید و اینها هم می­روند هر کدام کار دیگرى پیدا میکنند آنوقت شما دیگر بیطار ندارید شما که اینها را بکلى خارج کرده اید اینها که میروند در خارج کار پیدا می­کنند اینها را باید دولت از وجودشان استفاده کند چون کمتر کسى می­رود به فکر بیطارى بیفتد این عده­اى که هستند تشویق کنید تا مأیوس نشوند قسمت دیگرى که خواستم عرض کنم و آن یک قسمت خوبى است در برنامه دولت این قسمت تعقیب و مجازات آنهایی که از مقام خود به ضرر دولت و ملت استفاده کرده­اند این را بنده خواهش می­کنم که همان آفتابه دزد نباشد رئیس­الوزرا دزد و وزیر دزد را را هم تعقیب کنید از بالا شروع کنید آن مقامات بالاتر که حالا بنده اسم نمی­برم و باید محکمه و مقامات صلاحیت­دار تعیقب کنند آن قسمت­ها را تحت تعقیب قرار دهید و کابینه خودتان را نیکنام کنید یک عرض مختصر دیگرى داشتم و آن یک پیشنهادى است که در این باب تقدیم مقام ریاست می­کنم و اگر توضیحى لازم پیشنهاد آقاى فرخ به شرح زیر خوانده شد:

اینجانب پیشنهاد می­کنم ماده زیر به برنامه دولت اضافه شود.

ماده- دولت موظف است که حساب وزارت خواربار را از دو الى سه ماه دقیقاً رسیدگى کند و نتیجه قطعى آن را به عرض مجلس شوراى ملى برساند.

نراقى- در پایان مذاکره برنامه باید مذاکره شود.

نائب رئیس- اینجا یک مذاکره راجع به تحمیل شد چون بنده می­ترسم از طرف آقایان نمایندگان و تماشاچیان یک سوءتفاهمى بشود بنده خواستم براى رفع این سوء تفاهم توضیحى داده باشم آنچه که بنده خواستم براى رفع این سوء تفاهم توضیح داده باشم آنچه که بنده اطلاع داشتم هیچ کس نه مجلس شوراى ملى نه فراکسیون­ها نه منفردین نظرى نداشته­اند که وزیرى به کابینه تحمیل کنند از ابتداى امر چیزی که مورد توجه آقایان نمایندگان بود این بود که با وضع فعلى کشور یک اشخاص، جدى. فعال بصیر دانایى وارد کار شوند که هم بارى از دوش مردم بردارند و هم مجلس با اینها تشریک مساعى بکند شاید کشتى شکسته مملکت را به ورطه نجات برسانند بنابراین هیچ کدام از آقایان نظرى نداشته­اند فقط از نقطه­نظر همکارى و تشریک مساعى با دولت گفتند که با دولت همکارى کنیم و ممکن است یک صورت­هایى داده شود که آقاى ساعد بتواند از آن صورت­ها استفاده کند و مخصوصاً گفته شد که به هیچ وجه نظرى نخواهد بود که حتماً از توى این صورت­ها وزرایى انتخاب بکنند حتى بعضى از آقایان از دادن صورت هم امتناع کردند بنده این موضوع را لازم دانستم که توضیح بدهم که کسى تحمیل به دولت نکرده است (نمایندگان- صحیح است)

+++

نائب رئیس- آقاى فاطمى‏

فاطمى- بنده تصدیق می­کنم که هم مجلس خسته است و هم آقایان وزرا و هم آقایان تماشاچی­ها به این جهت خیلى خیلى مختصر عرایض خودم را عرض می­کنم و آنچه را که می­خواستم عرض کنم چون آقایان مذاکره کرده­اند صرف­نظر می­کنم و فقط می­پردازم به آن قسمت­هایی که مذاکره نشده است اولاً آقاى اردلان و هم آقاى آقا سید ضیاء­الدین فرمودند که در این مدت گذشته اشخاص می­ترسیدند حرف بزنند و هم می­ترسیدند که گزارش بدهند می­خواهم عرض بکنم که این جور نبود یک عده­اى بودند که نمی­ترسیدند و در مواقع خودش حرف­هاى خودشان را زدند بنده خودم مخصوصاً راجع به دادگسترى گفته­ام چون عرایض بنده بیشتر در دادگسترى است همان روزی که قانون اساسى را آوردند و همان روزی که فرمودید هیچ کس جرأت نداشت حرف بزند بنده در دو جلسه در این مجلس صحبت کرده­ام و براى این که مختصر می­خواهم حرف بزنم بنده یک قسمتش را از اداره بایگانى مجلس گرفته­ام اینجا عرض می­کنم بعد از آن که رئیس به بنده اجازه می­دهد (بنده در جلسه قبل راجع به لایحه تقدیمى آقاى وزیر عدلیه که به عقیده خودم راجع به تغییر قانون اساسى است در اینجا عرایضى کردم اگر چه از طرف آقاى وزیر عدلیه و از طرف آقاى رئیس جوابى به بنده داده نشد بى­لطفى بود (کازرونى- صحیح است) براى این که بنده اعتراض کردم به این که قانون اساسى را کمیسیون عدلیه حق ندارد تفسیر کند (کازرونى- صحیح است) آقا به بنده جواب دادند که ما قانون محاکمه وزرا را گذراندیم ما اعتراضى نداریم البته کمیسیون عدلیه از طرف مجلس شوراى ملى مأموریت دارد یک قوانین قضایى را که وزیر عدلیه به مجلس پیشنهاد می­کند براى آزمایش موقتى به تصویب برساند به دست وزیر عدلیه بدهد که در موقع اجرا اگر عیوبى چیزى هست معلوم شود بعد رأى تصویب قطعى به مجلس شوراى ملى بیاید بنده در این خصوص ابداً حرفى ندارم هیچ اعتراضى ندارم ولى این مربوط به قانون اساسى نیست اینجا یا به عقیده آقاى وزیر عدلیه براى تفسیر آورده­اند یا به عقیده بنده براى تغییر قانون اساسى است بنده عین ماده قانون اساسى را اینجا الان قرائت می­کنم. دو اصل است که براى تغییر است یکى اصل هشتاد و یکم می­گوید «هیچ حاکم محکمه عدلیه را نمی­توان از شغل خود موقتاً یا دائماً بدون محاکمه و ثبوت تقصیر تغییر داد مگر این که خودش استعفا نماید» اصل هشتاد و دوم خیلی واضح می­کند می­گوید« تبدیل مأموریت حاکم محکمه عدلیه ممکن نمی­شود مگر به رضاى خود او» یعنى نمی­شود این حاکم عدلیه را از صندلى تمیز هم برش داشت به شعبه دیگر تمیز فرستاد حالا چون اصل موضوع مطرح نیست موضوع را می­گذارم به موقع خودش و نظر خودم را در آنجا عرض می­کنم و برخلاف من آقایانی که عقیده دارند فرمایشات خودشان را می­کنند بعد اکثریت آقایان هر چه رأى دادند مطاع و متبع است ولى بنده یک عرضى دارم و آن این است که اصلاً آقاى وزیر عدلیه قانونى را که به مجلس پیشنهاد کردند خودشان بعنوان تفسیر قانون اساسى پیشنهاد کردند خودشان بعنوان تفسیر قانون اساسى پیشنهاد کردند تفسیر قانون اساسى هم به موجب خود همان قانون اساسى می­گوید اختصاصاً با مجلس شوراى ملى است در ذیل اصل بیست و هفتم می­گوید اختصاصاً با مجلس شوراى ملى است. بنده گمان می­کنم اگر تفسیر یک ماده قانون اساسى را یک روزى دولت لازم بداند و بیاورد به مجلس شوراى ملى این مانعى دارد که ما بدون هیچ دلیل و جهت و سببى یک کارى که برخلاف قوانین عادى و قانون اساسى است بکنیم که قانون اساسى بیاید اینجا محرمانه برود کمیسیون عدلیه تصویب بشود؟، براى چه؟! به چه مناسبت؟ به چه دلیل حالا عقیده بنده غلط است حالا بنده نمی­گویم تغییر قانون اساسى است تغییر نیست تفسیر است. غیر از تفسیر که معناى دیگر تویش نیست تفسیر است خودشان نوشته­اند تفسیر ولى چون تفسیر است باید بیاید به مجلس شوراى ملى و اینجا بنده در آخر عرضم از مقام ریاست هم تقاضا می­کنم که چون اینجا اصلاً برخلاف نظامنامه

+++

داخلى مجلس به کمیسیون عدلیه رفته امر بفرمایند اداره تقنینیه از کمیسیون عدلیه مسترد کند) موارد زیادى هم دارد که اگر بخواهم عرض کنم اسباب دردسر می­شود بنده را وقتی که یکى از حضرت اجل­ها مورد تهدید قرار داده بود جواب بهش دادم چون من در زندگانى یک مرتبه می­میرم از هیچ مقامى نمی­ترسم و در عین حال به تمام مقامات و نظامات احترام می­گذارم همین آقاى دکتر میلیسپو که استخدام ایشان مورد بحث است بنده با ابقاى ایشان در ایران موافق بودم در هیئتى که به ریاست مرحوم مستوفى­الممالک بود در آنجا سه چهار نفر بودند که با ایشان موافق بودیم بنده بودم آقاى علاء بود آقاى حاج مخبر­السلطنه بود و یکى دو نفر دیگر یک عده­اى هم مخالف بودند ولى با موافقت ما نتوانستند که این کنترات را درست کنند و حتى در شب آخر یادم هست که مرحوم داور آمد به منزل و گفتند موافقت بکن این کار را اگر نکنى تو را در کابینه دعوت نمی­کنند گفتم نکنند حالا شاید دیگران هم بودند که نترسیدند اما موضوع عرض بنده بیشتر راجع به قضیه دادگسترى است بنده هم وزیر دادگسترى بوده هم محبوس واقع شدم عرض کنم این دادگسترى که فعلاً آمده­اند صورت داده­اند و اسمش را دادگسترى گذارده­اند و فعلاً ما داریم این دادگسترى به عقیده بنده اگر نباشد به مراتب بهتر است (نمایندگان- صحیح است) بنده لازم نیست که توضیح زیادترى بدهم الان در وزارت دادگسترى معمول فعلى این است که هر موضوعى که از آفتابه دوز تجازو کرد و تا موضوع رسید به دو هزار تومان به بالا فوراً یا آن دادستان مربوطه یا حاکم محکمه تلفن می­زند به وزیر که نظر مبارک چیست که باید تبرئه کرد یا او را محکوم کرد.

ساسان- فعلاً معکوس است بالاتر حکم می­کند که این کار را بکند یا نکند.

فاطمى- بنده عقیده­ام این است وزرا دادگسترى باید رابط باشد بین قوه قضاییه و قوه مقننه هیچ کار دیگرى نباید داشته باشد (نمایندگان- صحیح است) این عقیده کلى بنده است عرض کنم این عدلیه دنیا پسندى را که آوردند براى ما درست کردند البته بنده روز اولش قضایایش را استنباط کردم آن وقتى که خودم استنباط کردم وارد شدم در عمارت برلیان دیدم قوه قضاییه را در درجه سوم قرار داده­اند اعتراض کردم آقاى معاون­الدوله غفارى گفتند که دستور دربار است گفتم باید یا عوض کنید یا این که همه­شان را برمی­دارم و می­روم فردا هم رفتم در هیئت دولت گفتم که بنده نمی­توانم هر روز این دعوا را داشته باشم بنده وقتی که دیدم آقاى حاج سید نصرالله رئیس تمیز و سایر قضات زیر دست نائب سرهنگ شهربانى درعمارت موزه ایستاده­اند دو سه نفر از آقایان که شاید یکیش همین آقاى میرزا محمدرضاى وجدانى بود قهر کردند و آمدند ولى متأسفانه آقا حاج سید نصرالله قهر نکرد در صورتی که همین طور که بنده دولت را گناهکار می­دانم بعضى از قضات را هم گناه­کار می­دانم بنده عقیده­ام این است که آقاى حاج سید نصرالله رئیس دیوان کشور که مقامش با مقام نخست وزیر یا رئیس مجلس یکى است با یک تفاوت که به آقاى نخست وزیر هر وقت رأى ندادیم و هر وقت اظهار عدم اعتماد کردیم رئیس­الوزرا نیست ولى او را قانون اساسى مقامش را معین کرده اگر آن روزی که آقاى نیرالملک را از عدلیه برداشتند که چرا آقاى منصور تبرئه شده است و به ایشان گفتند بروید رئیس دیوان کشور بشوید ایشان قبول نمی­کرد یا در روزی که ایشان را بردند زیر دست فلان سرهنگ شهربانى یا امنیه که جزء ضباط عدلیه است ایشان را نگاه می­داشتند اگر قبول نمی­کرد هیچ اتفاقى نمى­افتاد (نمایندگان- صحیح است) البته بودند اشخاصی که تحت تأثیر واقع نشدند مثل این که شعبه تمیز را روى یک چیزهایى منحل کردند پس آن قضاتى که شجاعت کردند و تحت تأثیر واقع نشدند هیچ اتفاقى برایشان پیش نیامد به هر حال اساس وزارت دادگسترى یعنى آن نظرى که بنده دارم راجع به دادگسترى که اساس آن علاوه بر سایر قسمت­ها محاکم مختلط است که دیروز هم اینجا صحبت شد که یک محکمه جدیدى هم برایش درست بکنیم بنده با دیوان کیفر کارکنان دولت

+++

مخالفم با دیوان دارایى مخالفم با هر محکمه­اى که غیر از خود وزارت دادگسترى و محاکم عمومى باشد مخالفم (نمایندگان صحیح است) چرا؟ براى این که بنده عرض کردم یک تاجر را می­برند در یک محکمه دیگر محاکمه می­کنند و آن یک نفر مستخدم و نوکر دولت را می­برند در یک جاى دیگر این براى یک مقصودهایى بود ولى امروز فایده ندارد محاکم باید یکى باشد یکى دیگر مسئله قوانین خصوصى است دیروز یکى از آقایان ذکر کرد که قوانین ما اسامى دارد مثلاً همین قانون اساسى معروف است در بین وکلاى دادگسترى به قانون دکتر افشار خود مرحوم داور بردش در عدلیه و داور به او یک دستورى داد که فلان کار را بکن گفت نمی­کنم و حکم تغییر مأموریتش را داد گفت به موجب قانون اساسى نمی­توانى بکنى دیگر قانون­هایى که معروف است قانون حاج رحیم آقا قانون فلان قانون فلان اینها را آقاى وزیر دادگسترى باید بیاورد و از بین ببرد بنده عرض نمی­کنم که فردا که تشریف بردند این پیشنهاد قانون اساسى را بیاورند تغییرش بدهند خیر تشریف ببرند آنجا خودشان بهتر از من می­شناسند آن قضاتى را که با یک تلفن نائب سرهنگ که می­گفت حضرت اجل فرموده­اند چنین و چنان بکنید و هزار دلیل غیر موجه براى آن موضوع درست می­کرد اینها را بگذارید کنار آن خوب­ها را بیاورید آنهایی که در آن عصر شجاعت کرده­اند آنها را تشویق بکنید و به کارهاى خوب بگمارید آن وقت وقتی که فراغت پیدا کردید باید این قانون اساسى به قوت خود برگردد و الّا تا وقتى که قاضى مستقل نباشد کارى نمی­تواند بکند باید استقلال کامل بهش داد بنده استدعایم راجع به دادگسترى از آقا این است یک موضوع دیگر که اینجا هیچ گفته نشد این تجاوزاتى است که شده یک گزارشى است اینجا توى روزنامه نوشته شده به امضاء سرتیپ علایى راجع به نظام وظیفه بنده یک قسمتش را مجبورم بخوانم گزارشى است که به ستاد ارتش می­دهد محرمانه: (خنده نمایندگان)

(در هر مرتبه که سربازان جمع­آورى می­شدند مدت دو سه ماه آنها را در کاروانسراهاى بم و کرمان به حال اسف­آورى نگاهدارى و بعد از آن که عده­ای مریض می­شدند از بقیه هر چه ممکن باشد اخاذى کرده مرخص می­نمودند و این کار را در عرض سال چند مرتبه تکرار می­نمایند.

هاشمى- بنده باید بگویم صحیح است و صحیح هم هست.

فاطمى- موارد از این بدتر هم دارد چون نمی­خواهم زیاد دردسر بدهم براى اطلاع آقاى وزیر جنگ عرض می­کنم زیرا بنده از سایر جاها اطلاع ندارم ولى در ناحیه خودم اطلاع دارم که رؤساى حوزه یا منطقه قسمت­هاى معین دارد مثلاً یک بلوک پنج هزار تومان است آنجا ده هزار تومان آنجا سه هزار تومان چند ماه قبل نمی­دانم چطور شد که قدرى وضعیت بهتر شد نمی­دانم در نتیجه مراقبت رئیسى که داشت بود یا یک جهات دیگرى داشت دو مرتبه صد در صد بدتر شده است این را باید یک توجه کاملى مبذول فرمایید که علاج اساسى بشود. یکی هم موضوع مسئله کشاورزى است که مهم است مسئله کشاورزى را هر چه باید بگویید گفتند ولى این که گفته نشد موضوع دفع آفات نباتى و حیوانى است ما همه چیز را به کشاورزى مصالحه می­کنیم مشروط بر این که براى ما متخصصین دفع آفات نباتى و حیوانى بیاورند بنده اطلاع دارم که در اغلب نقاط یک آفاتى وارد می­شود ولى به واسطه جهالت و بى­اطلاعى اقدامى نمى­شود مثلاً بنده خودم را عرض می­کنم که مورد ابتلاى خود بنده است بنده خودم با برادرهایم چهار هزار درخت پسته داریم این درخت­ها گل می­کند و پسته هم می­دهد ولى سال­ها است که به واسطه شته­اى که دارد می­ریزد ولى ما نمی­دانیم چکار بکنیم بنده یادم هست موقعی که آقاى فرخ رئیس کشاورزى بودند در این موضوع یک مقالاتى در شفق سرخ نوشتم و از آن روز به دولت تذکر دادم کشاورزى مطبعه می­خواهد چه بکند مطبعه به این طول و عرض براى چه بنده با این فرم مدل­هایى که درست می­کنند با تمام اینها مخالفم یک کارى بکنید که به درد مردم بخورد امروز امریکایی­ها در این مملکت هستند باید از وجود آنها استفاده کنند بنده شنیده­ام که اینها یک ماشین­هایى آورده­اند در نقاط همدان و سایر جاها

+++

استفاده از آب می­کنند چون عرض کردم در سابق وسایل نبود رویه­اى نبود که بخواهند از نقطه­نظر عمران و آبادى اقدام بکنند براى این که در تمام این مدت مراقب بودم آقا کدام سد بسته شد؟ تمام حرف بود عمل نبود کوچک­ترین چیزى ما ندیدیم باید این حشو و زواید را بریزید دور آن چیزى که به در مملکت می­خورد اقدام کنید الان وزارت کشاورزى چندین ملک از وزارت دارایى اجاره کرده است ولى بنده به آقایان قول می­دهم که وزارت کشاورزى به قدر یک مالک عادى که می­توانست از ملکش استفاده کند وزارت کشاورزى نتوانست استفاده کند در صورتی که هزار جور وسایل هم در دست داشته کامیون­هاى متعدد کودهاى شیمیایى این است که به اندازه یک مالک عادى نتوانسته­اند استفاده کنند این است که بنده معتقدم بایستى این رویه را عوض کرد بنده سایر قسمت­ها را عرض نمی­کنم فقط می­پردازم به یک قسمت به آقاى هژیر و وزارت کشور که باید یک قدرى شجاعت داشته باشید حالا که موقع ترس نیست شجاعت کنید نترسید باید این اصول هرج و مرج برداشته شود این اصول دموکراسى نیست معاون حرف وزیر را نمی­شنود. مدیر کل حرف او را نمی­شنود. حاکم حرف همه را نمی­شنود حالا بنده یک موضوعى را نمی­خواهم عرض بکنم شاید جنبه غرض شخصى باشد در همین روزنامه اصفهان است که یکى از حکام لغات فرهنگستان را ملغى کرده است به دستور خودش بنده خودم طرفدار لغات فرهنگستان نیستم ولى هرکارى یک مقرراتى دارد این حاکم برداشته است یک متحدالمالى داده است به ادارات و لغات فرهنگستان را ملغى کرده است این دموکراسى نیست این لجاجت است این خوب نیست باید توجه کنید یک کسیکه یک قدرى لجاجت کرد یک کسی که برخلاف رویه­اش رفتار کرد منفصلش کنید بکشیدش تحت محاکمه یک موضوع دیگر که خواستم عرض کنم موضوع انتخابات است که شنیده­ام انتخابات بعضى جاها را توقیف کرده­اند و هنوز مانده است حالا دیگر دلیلى ندارد مجلس باز شده است استدعا می­کنم که امر بفرمایید هر جا که انتخاباتش مانده است زودتر شروع کنند بنده دیگر عرایض خودم را خاتمه می­دهم.

نائب رئیس- آقاى دولت آبادى.

دولت آبادى- بنده نه به نام موافق و نه به نام مخالف اسم ننوشته­ام ولى مذاکراتی که پیش آمد در نظر گرفتن وضعیت مملکت ایجاب کرد که بنده صحبت بکنم و به نام موافقین دولت هم صحبت بکنم با تمام شرایطى که در موافقت جمع است البته می­توانم به ملت تبریک بگویم که در مجلس یک آزادى و یک وضعیتى پیش آمده است که همه کس و همه آقایان نمایندگان می­توانند منویات خودشان را روى مصالح مملکت با کمال آزادى بگویند و مورد توجه و دقت قرار بگیرد و امیدوارم از این آزادى نتایج بزرگى عاید مملکت شود اما چرا من به نام موافق صحبت می­کنم اتفاقاً در خارج از مجلس جلسات عدیده با دوستان عزیز خودم دیدم که به نام مخالفت با دولت صحبت کرده­اند مباحثه کردند من به آنها گفتم که اوضاع رقت بار مملکت ایجاب می­کند که به بحران و به این جریان زودتر خاتمه داده شود منى که به نام موافق با دولت صحبت می­کنم تصدیق می­کنم که این کابینه کابینه ایده­آل نیست و خود آنها هم همچو ادعایى ندارند.

یکى از نمایندگان- مقدمه ایده­آل است.

دولت‌آبادى- ولى نباید فراموش کرد که اوضاع مملکت اجازه نمی­دهد که موجودى را ببریم و به جاى او موجود دیگرى نداشته باشیم بگذاریم این نکته را باید توجه کرد بنده به رفقاى خودم گفتم که اگر شما در نظر دارید که کابینه دیگرى بیاید من هم موافقم و آقاى ساعد هم موافق است ولى باید بگویید که رئیس­الوزرا کیست و وزرایش کى است اگر خواستید دخالت بکنید با رفقاى دیگر هم صحبت بکنید دست و پا بکنید براى او اکثریت تحصیل کنید اگر ادله مثبته دارید که اینها بروند و دیگرى بیاید روى فضایل و مناقب آنها صحبت بکنید و رفقاى خودتان را حاضر بکنید و بعد از آن بگویید که آقاى ساعد و کابینه آقاى ساعد برود کابینه حسن بیاید کابینه حسین بیاید ولى

+++

فکر کنم که موقعیت رقت بار مملکت اجازه نمی­دهد که بیشتر از این مملکت را معطل کنیم دوستان بنده که می­فرمایند بحران نیست خواهش می­کنم که پایشان را از تهران بیرون بگذارند ببینند بحران هست یا نیست (یکى از نمایندگان- دو سال است بحران هست) بالاخره این فکر هم بکنیم که مجلس با یک نظر اجمالى به مملکت بایستى راضى شود که مملکت را دچار بلاتکلیفى نگذارد چرا؟ بنده می­خواهم من باب مثال براى استحضار خاطر نمایندگان م حترم عرض کنم که هیئت دولت روز شنبه دیروز اینجا بودند بنده اطلاع دارم که در دفتر نخست وزیرى یک کمیسیونى بود براى رسیدگى به وضعیت خواربار مملکت ولى دولت در آن روز نتوانست برسد چه روزى بود؟ روزى بود که باید براى مملکت یک تصمیم قطعى بگیرند روزی که بایستى در آن روز بهاره کارى شده باشد روزی که باید نقشه براى مملکت که تهدید به قحطى می­شود تهیه کرد.

اردلان- این طور نیست باران آمد.

دولت‌آبادى- امیدوارم این طور باشد البته من هم بدبین نیستم اینها را می­گویم که پیش بینى بشود آقایانی که با دولت مخالفت فرموده­اند و روى اجزا صحبت کرده­اند البته حق دارند صحبت بکنند و البته به جا و به موقع است ولى بعد از آن که نسبت به آقاى ساعد رأى داده شده است و ایشان کابینه را تشکیل دادند این که می­گویند مطلقاً به ایشان نظر داده نشده است من منکرم نظر داده شده است لااقل نظر فراکسیون این را نمی­شود مجلس منکر شود در صورتی که از روز اول به این نظر مخالف بودم و به آقایان عرض کردم یک نکته دیگر که قابل توجه است که آقایان تصور می­کنند که اگر کابینه آقاى ساعد بدکار کرد فردا یا هر روز دیگر هر وقت که وظایف خودشان را انجام نداد یا کابینه ایشان خوب کار نکرد نمی­توانند دولت­شان را استیضاح کنند و بگویند بروید خوب کار نکرده­اید من که به نام موافق دولت اینجا صحبت می­کنم اگر کوچکترین قصورى را از فرد فرد آقایان وزرا با وضعیت رقت بار فعلى امروز ببینم شخصاً از آنها استیضاح خواهم کرد ولى قصاص قبل از جنایت نخواهم کرد می­گویم آنها را بگذارید بروند کار بکنند یک موضوع دیگرى که در کار ما است و خیلى بد هم هست و باید آن اصلاح شود این است که ما دفع‌الوقت زیاد داریم و این بدى در تمام شئون زندگى ما پیدا کرده است همان رفقاى من که من با آنها صحبت کردم که یک افرادى را نامزد بکنید براى شغل ریاست وزرایى که اگر فردا دولت مشغول کار شد مانعى ندارد که از همان فردا شروع کند و روى آن نظریات خودشان را ایجاد کنند ولى متأسفانه این طرز نمی­شود این کار را نمی­کنند می­گذارند در یک موقعى که باید این کار را بکنیم دیگر کسى را نداریم در جلسات خصوصى مجلس با کمال تأسف و تأثر ابراز داشتم که این بدبختى مملکت است که وقتى که صحبت در وزرا می­شود ما باید بین سهیلى و ساعد مراغه صحبت بکنیم چرا نباید در مملکت کسى دیگر را نداشته باشیم.

مهندس فریور- صحبت سهیلى هیچ نبود.

دولت آبادى- آن روز را عرض کردم جاى بسى تأسف و تأثر است که ما 30 سال قبل از این که قافله­هاى فصل و دانش را که به اروپا فرستادیم در همین مملکت بیش از سى نفر از رجال و مردمان بزرگ بودند که ما می­توانستیم آزادانه و با اعتماد کامل به فضیلت و تقواى ایشان بین آنها دولت­هایى انتخاب بکنیم.

یکى از نمایندگان- حالا هم هستند.

دولت‌آبادى- اگر هم هستند من منکر نیستم کابینه هنوز مهیا و معرفى نشده چنانچه در همان جلسه بنده با کمال شدت و حدت و با کمال علاقه قلبى ابراز داشتم که باید دست جوانان فاضل و تحصیل کرده را گرفت و آورد روى کار و امروز هم منکر این عقیده نیستم و شاید هم تا حدى گله­مند باشم از نظر تحصیل که چرا استفاده از جوان­هاى ما در کابینه نشده است من با رفقاى خودم مخصوصاً در همین مجلس با آقاى رئیس­الوزرا صحبت و مذاکره کرده­ام که در معاونت و پست­هاى مؤثر و مهم از وجود جوانان استفاده نمایند.

+++

مهندس فریور- به خدا نخواهند کرد.

دولت‌آبادى- اما از این موضوع که بگذریم من دلیل خودم را بر موافقت تشکیل این کابینه و شروع آنها به کار گفتم که چیست بنده عقیده دارم که بهتر این است که قضایا را از هم تجریه کنیم به جاى تذکرات که لازم است داده شود و البته باید هم داده شود و البته لازم است که مجلس راهنماى دولت باشد ولى باید سعى کرد که آنها را طبقه­بندى کرد البته دردهاى بی­درمان زیاد است مشکلات فراوان است ولى باید سعى کرد که طبقه­بندى کرد الا‌هم فالاهم را در هر کارى در نظر گرفت بنده عقیده­ام این است که امروز موقع فلسفه اجتماعى در مملکت نیست امروز باید فکر نان کرد براى مملکت امروز باید فکر اساسى کرد بنده در چهارماه پیش از این که آقاى دکتر میلسپو را در اصفهان ملاقات کردم به ایشان تذکرى دادم گفتم آقاى دکتر میلسپو حتماً طبق قانون جدیدی که آورده­اند درست یا نادرست بایستى از املاک مزروعى مالیاتى وصول کرد و شروع بکنید به ممیزى تا فرصت دارید این ممیزى املاک را شروع بکنید ضمناً یک میزانى به دست شما می­آید که میزان عایدى املاک چیست زیرا که بنده دو سال قبل از نزدیک مشاهده می­کردم روزگار بد این مملکت را با پریشانی­ها و دردهاى بی­درمانى که دارد به جاى پنج هزار نفر، شش هزار نفر مأمورین غله بفرستید میزان استعدادى هر محل را پیش­بینى کنند وضعیات طبیعى سال حکم می­کند که آن سال خوب است یا متوسط است یا بد است به آن میزان از آنها بگیرید این قدر مردم را تحت شکنجه مأمورین قرار ندهید الان هم باید تذکر بدهیم که از آقاى وزیر دارایى و هیئت دولت تمنا می­کنم براى این که قدم عملى برداشته شده باشد و اوقات کمیسیون­ها به هدر نرود پیشنهاد می­کنم و تمنا می­کنم کمیسیون­هایى که مورد اعتماد باشد تا وقت نگذشته است تشکیل دهند چون الان در بعضى نقاظ مملکت ضبط غله شروع شده است یا لااقل حصار شروع شده است باید کمیسیون­ها را معین کنند و به تمام نقاط مملکت اعزام دارند و میزان متوسط ضبط محصول را معین کنند و هر کجا که کسر دارد از جاهایى که انشاءالله زیاد دارد آن کسرى را تأمین کنند تا بشود یک قدمى براى تأمین خواربار عملاً برداشت موضوع دیگرى که کمال اهمیت را دارد موضوع امنیت است الان نه تنها خارج از شهرها بلکه در همین شهر تهران هم مردم خواب راحت در خانه­هایشان ندارند و این اعتراض به دولت فعلى نیست نواقص گذشته است و باید تذکر داد که در رفع آن بکوشند و لازم است عرض شود که این 125 میلیون تومان که از بودجه این ملت و این مملکت ناتوان صرف وزارت جنگ و تشکیلات آن می­شود اقلاً باید این استفاده را بکنید که این نیروى موجوده کمک بکند و شهربانى و قواى ژاندارمرى براى حفظ امنیت و این هم خیلى کار ساده و عملى است الان یک تشکیلاتى داریم از همین تشکیلات موجوده براى امنیت مملکت استفاده کنید و این را مخصوصاً خواهش می­کنم از آقاى وزیر کشور و آقاى وزیر جنگ که با هم تشریک مساعى کنند و یک قدم عملى در این موضوع بردارند موضوع دیگر موضوع بهدارى است آقایانى که روى امور کشاورزى صحبت کردند نکاتى که فرمودند صحیح است و کشاروزى و توجه و توسعه کشاورزى فوق­العاده براى مملکت را صرف کارهاى بیهوده کردیم یک قدم­هاى اساسى روى کارهاى کشاورزى برداشته بودیم امروز مملکت ما غنى بود و همه کار می‌توانستیم بکنیم ولى متأسفانه آن موقع از دست رفت انشاءالله در آتیه توجه خواهد شد ولى یک درد بی­درمانى که در کار زراعت و کشاورزى هست قضیه بهداشت رعایا و بهدارى آنها است من اطلاع دارم عده زیادى از رعایاى یزد اصفهان براى زراعت به تهران آمده­اند ولى اینها بیش از یک سال نتوانستند در اینجا دوام بیاورند براى این که مرض مالاریا با تمام عوارض خطرناکش در اینجا هست بایستى با این مرض مبارزه کرد و اگر مبالغه نشود بایستى عرض کنم که مالاریا با تمام مردم ایران کارى کرده است که آنها را از استعداد کار کردن انداخته است و موضوع مبارزه با مالاریا در این مملکت و براى اصلاح همه چیز این مملکت یک مسئله قابل توجهى است اما براى این که قدم عملى براى این کار برداشته شده باشد بنده یک پیشنهاد کوچکى به آقاى وزیر بهدارى

+++

تقدیم می­کنم: از اتومبیل­هایى که زیر پاى مأمورین‏ و رؤساى ادارات و مأمورین وزارت جنگ هست تعداد زیادى از آنها بیهوده و بدون فایده زیر پاى آنها است من پیشنهاد می­کنم در هیئت دولت صحبت کنند پنجاه تا از این کامیون­ها و اتومبیل­ها را بگیرند و پست­هاى سیار بهدارى براى مبارزه با مالاریا بفرستند و از مصارف بیهوده که در وزارت بهدارى و جاهاى دیگر می­شود بزنند و صرف این کار کنند و مردم سالم تهیه کنند و مخصوصاً تمنا دارم نسبت به این موضوع بخصوص توجه بیشترى بکنند راجع به فرهنگ و اصلاحات دادگسترى تمام موضوع­هایى بود که آقایان دیگر مخصوصاً آقاى فاطمى متذکر شدند که نقص قوه قضاییه از کجا است استقلال قوه قضایى با بودن محاکم اختصاصى معنى ندارد راجع به فرهنگ هم امیدوارم موردى پیش بیاید که بنده مفصلاً صحبت کنم و افکار و عقاید خود را از نقطه­نظر نمایندگى بگویم ولى یک موضوع دیگرى را هم که نمی­خواهم فراموش شود و باید بگویم این است که در موضوع پنبه و صحبت­هایى که آقاى مهندس فریور دوست عزیز بنده فرمودند بنده هم علاقه­مند بودم و تلگرافاتى از نقاط مختلف مملکت داشتم که خواستم روى آن اقدام شود تلگرافاتى از گرگان و سارى و سایر نقاط مازندران و اصفهان داشتم در این موضوع در اولین فرصتى که دست داد بنده از آقاى وزیر کشاورزى وقت گرفتم و رفتم به وزارت کشاورزى دو ساعت تمام راجع به موضوع پنبه با حضور رئیس اداره پنبه صحبت کردیم مشکلات خیلى زیاد است ده میلیون پنبه در نواحى مختلف ممکت زیر نظر وزارت کشاروزى است و هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است و یک مقدارى هم در حال تلف و در دست تضییع افتاده است پول هم به مردم داده نشده است در این موضوع چنان که به آقاى وزیر کشاورزى هم گفتم من معتقدم که بایستى دو اداره داشت یعنى کشاورزى دو اقدام باید بکند یکى از نظر جمع‌آورى محصول و یکى هم از نظر بهبود زراعت پنبه که یکى از مایحتاج اساسى ما است البته این کار یک برنامه وسیع زراعتى می­خواهد که بایستى روى آن اقدام کنند و فعلاً اقدامى که مؤثر بوده است و ایشان کرده­اند (دولت نکرده است) خدمت آقایان نمایندگان لازم است عرض کنم که یک مقدارى پول براى پرداخت به صاحبان پنبه فرستاده شده است و یک مشکل دیگرى هم که در کار پنبه بود این بود که مقدارى پنبه در شمال مانده بود که وسایل باربرى نبود اخیراً موفق شده­اند که وسایل بیشترى براى حمل پنبه از باربرى شمال استفاده کنند و امیدوارم تا حدى این مشکل رفع شود. موضوع دیگرى که اینجا صحبحت شد و بنده ناچارم توضیحاتى عرض کنم که رفع ابهام شده باشد راجع به ایلات است آقاى آقا سید ضیاء‌الدین بیاناتى فرمودند و متأسفانه خودشان تشریف ندارند که بشنوند ولى به خود ایشان در خارج گفتم ایشان تجویز کردند یا فتوا دادند که ایلات اگر مسلح باشند خوب است بنده به ایشان مثل سایر آقایان نمایندگان که ارادت دارم ارادت دارم ولى مرید متعبد هیچ کس نیستم مرید با اراده هستم و تسلیم منطق هستم حرف خوب ایشان خوب است حرف بد ایشان بد است تصدیق می­کنم که در بدن افراد ایلات و عشایر بهترین خون پاک ایرانى موجود است ایلات و عشایر بدون تردید با خون فرزندان رشید خودشان در مواقع عدیده براى مملکت قداکارى کرده­اند و از آزادى مملکت دفاع کرده­اند تصدیق می­کنم که با ایلات بدرفتارى شده است و آنها را اذیت کرده­اند و مالشان را برده­اند (صحیح است) وقتى که بنده سیماى آقاى اسعد را مى­بینم هنوز آثار آزار و شکنجه­هاى دوره حبس را در سیماى ایشان مطالعه می­کنم و همچنین سایر آقایان (یک نفر از نمایندگان- آقاى قبادیان را هم بفرمایید) بنده راجع به همه گفتم اما با تمام این وضعیات مجبور نخواهیم بود که اسلحه دست آنها بدهیم بنده با حکومت ملو ک­الطوایفى مخالفم و این ترتیب مخالف با استقلال مملکت است (صحیح است) ایشان در اظهار این عقیده بى­لطفى کردند یا بى­مطالعه فرمودند این را بنده تصدیق می­کنم و باز هم تصریح می­کنم به ایلات و عشایر باید املاکشان را پس داد بلکه با ضعاف مضاعف آنچه غرامت آنها متحمل شده­اند بایستى مملکت به آنها بدهد و آنها را در آسایش و رفاه قرار بدهد

+++

من باز تکرار می­کنم که ایلات و عشایر مایه امید قطعى و قلبى این مملکت هستند

و بایستى همان طور که پیشنهاد شد شوراى عالى عشایرى تشکیل شود بایستى با آنها همدردى کرد بر جراحات گذشته آنها مرهم گذاشت و التیام داد و از آنها باید تشویق کرد ولى در عین حال تنها و فقط اسلحه باید در دست دولت باشد تسلیح عشایر موضوعى ندارد و نباید اسلحه در دست آنها باشد و تقاضایى که بنده در خاتمه عرایضم دارم این است که اگر چه خود بنده گفتنى زیاد دارم ولى تا حدى که لازم بوده است مطالب گفته شده است اگر آقایان وجود بحران را قائل هستند به اختصار بکوشند و زودتر مذاکرات کافى شود که تکلیف دولت معلوم شود.

وزیر مشاور (آقاى بیات)- آقاى نخست وزیر در این دو سه روزه که در اطراف برنامه مذاکره می­شد این طور نظر داشتند که از طرف دولت کمتر صحبت شود و آقایان موافق و مخالف هر نظر اصلاحى که دارند اظهار بفرمایند که حقیقتاً براى دولت اطلاعاتى به دست بیاید که شاید بتواند از آنها استفاده کند و به موقع اجرا و عمل بگذارد و به همین جهت بود که آقایان رفقاى ما در صحبت کمتر وارد شدند و البته مذاکرات و فرصت را به آقایان نمایندگان دادیم که آنچه نظر دارند بفرمایند ولى بنده براى این که یک قسمت مذاکرات در اطراف وزراى دارایى این مدت و همچنین راجع به میسیون امریکایى شد لازم داسنتم که در جواب اظهاراتى که شد مختصرى عرض کنم. آقایان مستحضر هستند که بنده در دوره سیزدهم به سمت نمایندگى مفتخر و در مجلس بودم البته موقعى که میسیون امریکایى از طرف دولت پیشنهاد شد که براى خدمات مالى استخدام بشوند یک نظر سیاسى اساسى در این قسمت بود که همان طور که بعضى از آقایان هم اظهار داشتند از همان نقطه­نظر سیاسى هم دولت و هم مجلس شوراى ملى صلاح دیدند که براى اصلاح اوضاع مالیه مملکت و وضع اقتصادى مستشارانى از دولت امریکا خواسته شود و استخدام شود البته در این موقع به واسطه این که جنگ بود و وضعیاتى که بود بالاخره موفق شدیم که آقاى دکتر میلیسپو را براى این خدمت استخدام کنیم و به ایشان اجازه داده شد که هشت نفر نه نفر را همراه خودشان براى معاونت در کارهاى خودشان استخدام کنند و بیاورند ایشان به ایران آمدند و روى همان سابقه که داشتند در ایران با یک حسن نظرى که از طرف مجلس شوراى ملى ایشان مشغول کار شدند البته بعد از چندى از طرف دولت وقت از بنده تقاضا شد که بنده وارد خدمت وزارت دارایى بشوم در صورتی که خود بنده مایل نبودم که از طرف مجلس کناره­گیرى کنم ولى برحسب تقاضاى بعضى از دوستان مجبور شدم ولى باز هم از نقطه­نظر صلاح مملکت و از نقطه­نظر این که بلکه بتوانم این نظر سیاسى که هست تصویب بکنیم و بتوانیم از این مستخدمینى که استخدام کرده­ایم استفاده کامل کنیم و خدماتى را که انتظار داریم به طور خوبى انجام دهند بنده از این جهات این خدمت را قبول کردم و در وزارت دارایى مشغول شدم البته در قسمت وزارت دارایى و امورى که مربوط به وزارت دارایى بود از جمع­آورى و چیزهاى دیگر البته قدرى بهتر شد ولى نمی­شود گفت که آن اصلاحاتى که در نظر بود کاملاً اجرا شد با این که قضایاى تثبیت و قضایاى خواربار طرف اهمیت و طرف توجه دولت واقع شده بود و اجناس روز به روز ترقى می­کرد دولت در نظر گرفت این قسمت را هم به دکتر میلسپو واگذار کند و ایشان براى این کار اختیاراتى خواستند که آن اختیارات را دولت به مجلس شوراى ملى پیشنهاد کرد و در مجلس شوراى ملى هم آن اختیارات براى دکتر میلسپو تصویب شد. در قسمت قرارداد و استخدام اولیه البته همان طور که مذاکره می­شود یک اختیاراتى در قانون استخدام به ایشان داده شده که آن اختیارات در تحت نظر وزیر دارایى و با تصویب وزیر دارایى است ولى در قسمت اختیارات اخیر التبه این اختیارات مشخص دکتر میلسپو داده شده حتى اگر به آن اختیارات توجه بفرمایید ملاحظه خواهید فرمود که نظر دولت و نظر دیگران در این اختیارات مدخلیتى ندارد اختیاراتى است شخصى که ایشان می­توانند نسبت به امور تثبیت قیمت­ها و

+++

خواربار و نسبت به سایر چیزهایى که در آن اختیارات هست خودشان شخصاً تصمیم بگیرند و آیین­نامه­هایى بنویسند و به موقع اجرا بگذارند (مهندس فریور- پس وزیر دارایى لازم نیست) البته در قسمت امور وزارت دارایى که در تحت­نظر وزیر دارایى بوده است تا مدتى که بنده بودم با شور و مشورت بنده انجام می­شد و در این امور هیچ اختلاف نظرى در اوایل امر بین بنده و ایشان نبود و امور مالى جریان طبیعى خودش را داشت و ملاحظه می­فرمایید بودجه پارسال هم که تنظیم شد به همان ترتیب که تصویب شد جمع و خرج آن انجام شد یعنى آنچه که باید پرداخته شود پرداخته شد و آنچه که باید وصول بشود وصول شد و وضعیت مالى ما هم آن طور که اینجا اظهار شد در بحران نبود پارسال به طور عادى جمع و خرج مملکت به عمل آمد و احتیاج به هیچ نوع کمک و قرض خارجى پیدا نکرده است ولى البته در قسمت‏ تثبیت قیمت­ها و خواربار به طورى که عرض کردم اختیارات را مجلس شورای ملى به او داده است و دولت و هر وزیرى که سرکار باشد فرق نمى­کند چه بنده باشم چه آقاى اردلان و چه آقاى فروهر تفاوتى در این قسمت نیست آن اختیارات را ایشان دارند دولت هم موظف است تا موقعى که آن اختیارات به حال خودش باقى است اطاعت قانون را بکند یعنى هر وزیر دارایى یا هر دولتى که باشد تا وقتى که این قانون به قوت خودش باقى است مطابق آن قانون با میسیون امریکایى و دکتر میلسپو رفتار کند و ما نمی­توانیم با بودن آن قانون و این که مجرى قانون هستیم برخلاف قانون رفتار و عملى کنیم و البته مشکلات مملکت هم زیاد است و این هم یک چیزى نیست که بشود منکر شد دنیا در حال جنگ است اوضاع اقتصادى در همه جا مشکلات فراوان دارد از حیث حمل و نقل و تهیه اجناس در همه جا یک مشکلات زیادى هست و تا وقتى هم که این جنگ هست تا حدى این مشکلات خواهد بود ولى در قسمت تثبیت قیمت­ها و غیره نظریات امریکایی­ها با مقتضیات مملکت ما تا یک حدى اختلاف دارد فرض بفرمایید در همین قسمت انحصار در جاهاى دیگر با امریکا طرز عمل انحصار یک طرز منظم و مرتبى است و به همان ترتیب مرتب عمل می­کنند و پیش می­روند ولى در مملکت ما امروز آن مقتضیات موجود نیست و البته طرز عملى که در امریکا هست در مملکت ما قابل اجرا نیست و در این امورات این که ملاحظه می­فرمایید خوب پیشرفت نکرده­ایم و یک نکس­هایى پیدا شده است و یک عیب­هایى پیدا شده است یک اندازه آن از این جهت است که عرض کردم براى این که در آنجاها اگر قبول کنند که باید انحصار باشد کاملاً به معناى انحصار عمل می­شود بازار سیاه دیگر وجود ندارد ترتیب تقسیم هم از هر جهت وسایلش فراهم است ولى این کار در اینجا یک تئورى است زیرا نه وسایل کافى داریم و نه اسباب کارش را البته نمی­توانیم آن طور که باید عمل کنیم و آن وقت یک مشکلاتى پیش مى­آید. بنده تا زمانى که در مالیه بودم همان طور که عرض کردم مطابق قوانینى که از مجلس شوراى ملى گذشته است نسبت به میسیون امریکایی عمل می­کردم حتى در بعضى قسمت­ها اختلاف­نظرى اگر پیدا می­کردیم رفع می­شد ولى یک اختلاف­نظرى در اواخر با دکتر میلسپو بنده پیدا کردم در آن روزهاى آخرى که در وزارت دارایى بودم راجع به قیمت دخانیات که بنده نظر دادم که نباید قیمت بالا برود و ایشان برخلاف نظر بنده قیمت را بالا بردند بنده هم اعتراضى به ایشان نوشتم و جوابى هم داده شد و بعد هم مطابق قرارداد ایشان به ایشان نوشتم اگر این قسمت را رعایت نکنید و اصلاح نکنید من مجبور هستم مطابق آن ماده از قرارداد شما که تکلیف این قسمت را معلوم کرده است امر به مجلس مراجعه کنم این بود که بعد مجلس خواست بنده از کار وزارت دارایى برکنار شدم و مجلس هم دوره­اش تمام شد و سابقه این قضیه در وزرات دارایى هست و این طور نبوده است که آنچه آنها بخواهند ما اجرا کنیم یا تسلیم محض باشیم ما آنچه را که قانون معین کرده بود البته طبق قانون با آنها رفتار می­کردیم و همان طور عمل می­شد حالا یک موضوعى است که بایستى تحت نظر بیاید و این قضیه یک موضوع مهمى

+++

است از نقطه­نظر سیاسى و از نقطه­نظر مملکتى و در این اختیارات و در این قرارداى که هست حالا که از طرف مجلس شوراى ملى یک اظهاراتى می­شود دولت باید در این موضوع یک مطالعاتى البته با خیلى احتیاط باید بکند و همان طور که عرض کردم خیلى با احتیاط در اطراف این موضوعات باید رسیدگى کند ببیند امروز مطابق مقتضیات چطور باید عمل شود و هر طورى که به نظر دولت رسید با مجلس شوراى ملى هم مشورت می­کند و هر طورى که مقتضى شد نسبت به این اختیارات و قرارداى که هست تجدیدنظر می­شود ولى به طور کلى بنده عقیده­ام این است که بایستى تا موقعى که یک قانونى هست آن قانون به قوت خودش باقى باشد و هرکس مأمور اجراى آن قانون است باید آن قانون را محترم بشمارد و هر ساعتى هم که مجلس شوراى ملى و دولت در یک قوانین نقصى ببینند باید البته مطالعه کنند و آن نقص قانون را رفع کنند نه این که برخلاف آن قانون قبل از آن که نقص آن رفع شود عمل کنند بنابراین لازم است عرض کنم این که آقایان اظهاراتى فرمودند نسبت به وزراى دارایى البته وزراى دارایى هیچ کدام نمی­توانستند برخلاف قانونى که مجلس شورای ملى وضع کرده است رفتار کنند و ما هم هر عملى کرده­ایم برخلاف قانون نبوده است و گمان نمى­کنم هیچ کدام از رفقاى بنده و بنده نسبت به مملکت خودمان و نسبت به مصالح مملکت خودمان بى­قید و یا لاقید باشیم و کمتر از بعضى از آقایان دلسوزى در این قسمت داشته باشیم و چنانچه به تاریخ زندگانى هر کدام مراجعه شود ملاحظه خواهید فرمود که زندگانى هر کدام ما روى چه اصول و ترتیبى بوده است. راجع به یک قسمت دیگرى که آقاى فریور اینجا خیلى با حرارت مذاکره نمودند تصور می­کنم نسبت ببعضى از رفقای­شان به طور بى­انصافى حکمیت کردند و بنده امروز هیچ مقتضى نمی­دانم که در مذاکرات مجلس طورى صحبت شود که آن مذاکرات به یک اشخاصى بربخورد و ماها هیچ کدام حقیقتاً امروز آرزویى که در مقام خودمان باقى باشیم نداریم و شاید اگر حاضر براى خدمت شده­ایم براى این بوده است که امروز لازم است در این مملکت یک اصلاحاتى کرد و شخص آقاى نخست وزیر حقیقتاً یک آدم وطن‌پرست و صالحى هستند و هیچ وقت راضى نبوده­اند که براى ریاست وزرایى یک جزئى اقدام به قدر سر سوزنى بفرمایند از طرف مجلس شورای ملى به ایشان اظهار تمایل شد و ایشان هم البته به ماها اظهار تمایلى فرمودند که با ایشان همکارى کنیم و ما هم از نقطه­نظر ارادت و ایمان و عقیده­اى که به ایشان داشتیم و از نظر این که امروز بر هر فردى لازم است که در مملکت هر چه از عهده­اش برمی­آید خدمت کند حاضر شدیم که با ایشان همکارى و کمک کنیم البته ایشان هم انتظار از مجلس شورای ملى دارند هم آقاى نخست وزیر و هم هیئت دولت در این موقع سختى که ایشان این مسئولیت را قبول کرده­اند با ایشان با نهایت صمیمیت هم­فکرى و کار بکنند بلکه انشاءالله ما هم موفق شویم براى این مملکت در این موقع خدمتى بکنیم و اگر انشاءالله مجلس شورای ملى این موافقت را بفرمایند این مساعدت را بفرمایند کمک به ایشان بکنند امیدوار هستیم که بتوانیم یک خدماتى بکنیم از آن طرف هم همان طور که اظهار شد اختیار به دست مجلس شورای ملى است و هر ساعتى که خداى نخواسته آقایان نمایندگان دیدند که یک اقدامى برخلاف مصالح مملکت کردند آن ساعت می­توانند نسبت به آن وزیر یا آن دولت یا شخص نخست وزیر هر نظرى دارند اظهار بفرمایند ولى البته حکومت کردن قبل از عمل مقتضى نیست و امروز هم بنده عقیده ندارم که یک نماینده محترمى که مسئولیت امور مملکت را دارد امروز بگوید که من ناظر می­شوم به نظر بنده هیچ مقتضى نیست امروز باید هر کس که یک مسئولیتى را در مملکت به عهده می­گیرد بایستى حقیقتاً عقیده و آن نظریه خودش را اظهار بکند اگر واقعاً بودن این دولت را صلاح می­داند و می­داند که باید کار کند و صلاح است روى کار باشد کمک کند و موافقت کند و اگر صلاح نمی­داند البته یک دولت دیگرى را در نظر بگیرند که بتواند کار بکند و الّا یک دولت ضعیفى را درست کردن یک عده ممتنع شدن یک عده مخالف شدن یک عده موافق

+++

شدن به عقیده بنده با مصالح امروز مملکت مقتضى نیست (صحیح است) این نظر به بنده بود و امیدوار هستم که مجلس شوراى ملى با این دولت یا هر دولتى که امروز آقایان نمایندگان مجلس شوراى ملى در نظر می­گیرند یک صورت واحدى را در نظر بگیرند و با آن دولت با وحدت­نظر و یک جهتى مشغول کار شوند که این گرفتارى­ها و این مشکلات و تمام این قسمت­هایی را که آقایان اظهار فرمودند و ما هم تصدیق داریم که باید اصلاح شود اصلاح شود و اصلاح تمام این امور فقط و فقط منوط به وحدت دولت و مجلس شوراى ملى است و اگر انشاءالله موفق به این قسمت شدیم ممکن است موفق به اصلاحات هم بشویم و الّا ممکن نیست که موفق به هیچ اصلاحى بشویم (صحیح است)

نخست وزیر (آقاى ساعد)- آقایان نمایندگان محترم: البته بحث در اطراف برنامه خیلى از حقایق را براى ما روشن کرد و خیلى متشکرم از مذاکرات و تذکرات و اظهار آقایان نمایندگان محترم و انتقادات و اشاراتى که فرمودند با احترام تلقى می­شود و در قبول نظریات و رفع نواقص سعى و کوشش خواهیم کرد به خیلى نکات آقایان اینجا اشاره فرمودند و یکى یکى می­خواستم تشریح کنم ولى از آن طرف هم می­خواهم زیاد مزاحم آقایان نشوم. اینجا اشاراتى شد که چرا قانون تعلیمات عمومى اجرایش در برنامه ذکر نشده است قانون تعلیمات عمومى از وقتى که قانون شد براى هر دولتى اجرایش واجب و لازم است اجراى قانون که دیگر ذکر آن لازم نیست ما نیامدیم اینجا که قانون را نقض کنیم ما آمده­ایم قانون را اجرا کنیم. راجع به ارتش ایران اینجا صحبت شد که چرا در برنامه ذکرى از آن نشده است راجع به ارتش اینجا نوشته­ایم (استقرار امنیت عمومى) استقرار امنیت عمومى را بدون ارتش که نمی­شود انجام داد (صحیح است) راجع به تشکیلات ارتش این دولتى که امروز سرکار آمده است اول مرام او این است که تشکیلات ارتش را براساس محکم و صحیحى قرار بدهد. بنده خودم استاندار بودم در رضائیه دهات رضائیه را رفتم و گشتم مخصوصاً بچه­هاى آن دهات را جمع کردم و دقت کردم در چند ده از سى نفر بچه که آنجا بودند اغلب را ناخوش دیدم با شکم­هاى بالا آمده آن دهات به اصطلاح آنجاها دهات عجم بود که در آن دهات مخصوصاً حساب کردم از سى نفر شانزده نفر هفده نفر ناخوش بودند ولى از دهات کردنشین از سى نفر پنج نفر، شش نفر ناخوش بودند این هم نبود مگر این که کردها بیشتر به آیین اسلام معتقد بودند. (آصف- احسنت) و در خانواده­هایشان بیشتر رعایت قوانین اسلامى را می­کنند مخصوصاً برداشتم گزارش دادم اگر پادشاه وقت سرباز می­خواهد سرباز را باید از طفولیت تربیت کرد سربازى که تراخم دارد و مالاریا دارد این در بیست سالگى براى مملکت سرباز نمی­شود (صحیح است) در قدیم یونانی­ها پادشاهان ما را متهم کرده و می­گفتند پادشاهان ایران هر کس که بچه دارد از آنها می­خرند و هر خانواده که بچه زیاد داشت به آنها پول می­دادند و طفل آنها را می­گرفتند براى سربازى و در حقیقت پول خون آن بچه­ها را می­دادند ولى حقیقت امر این جور نبود پادشاهان قدیم ایران سرباز را از گهواره تربیت می­کردند. بنده نمی­خواهم اینجا در این برنامه یکى یکى و ماده به ماده دفاع کنم ولى لازم است بعضى توضیحات داده شود. در خصوص امنیت عمومى و قضایى و استقلال قضایى اینجا صحبت­هایى شد و آقایان موافقین هم جواب­هایى دادند بنده وارد جزئیات نمی‌شوم آقاى وزیر دادگسترى که براى این کار معین شده­اند بنده به ایشان عقیده دارم و ایمان دارم و امیدوارم تمام منظورات نمایندگان محترم را به جا بیاورند و عملى بفرمایند. صحبت خواربار و وسایل تأمین خواربار شد من معتقدم که این دولت می­تواند این کارها را انجام دهد. آقایان می­دانند که بنده داوطلب این مقام نبودم از آن طرف وقتى از طرف مجلس شوراى ملى و آقایان نمایند محترم به بنده اظهار تمایل شد بنده خدمتگذار مملکت هستم من سرباز هستم و از زیر خدمت به مملکت نمی­توانم شانه خود را خالى کنم (صحیح است) در تأمین خواربار بزرگ­ترین و جدى­ترین مساعى دولت براى تأمین خواربار به کار خواهد رفت. در قسمت سعى در تعدیل و تنزل قیمت­ها تعدیل قیمت­ها اگر نشود بنده معتقدم که اساس تمام تشکیلات

+++

ما به هم خواهد خورد آقایان نمایندگان می­دانند که امروز از وزیر گرفته تا آن منشى آخر شما به آنها فقط حقوق ده روز معاششان را می­دهید اگر نتوانید فعلاً لااقل مخارج بیست روز آنها را بدهید که با قناعت بتوانند زندگى کنند شما نمی­توانید هیچ کارى را انجام دهید. این است که اینجا نوشته شده است تأمین حداقل زندگانى براى افراد. اینجا ایراد گرفته شد که از کارگر و بیمه کارگر صحبتى نشده است آقایان نمایندگان می­دانند که در مجلس گذشته قانون بیمه کارگران از تصویب مجلس گذشت و عرض کردم ما براى اجراى قانون آمده­ایم نه براى نقض قانون و در این مملکت تا وضعیت کارگر و برزگر اصلاح نشود هیچ کارى اصلاح نخواهد شد و اینها اگر درست نشود و بهتر نشود نمی­شود کار مملکت را اصلاح‏ کرد زیرا آنها هستند که ما را بزرگ کرده­اند و به اینجا رسانده­اند در تاریخ است که هر ایرانى اجداش دهقان بوده است (صحیح است) در خصوص تقسیمات کشور بنده خودم چون والى بودم استاندار بودم این را به خوبى قبول دارم که باید در تقسیمات کشور تجدیدنظر بشود و اهالى محل را هم باید در امور محلى شرکت داد که مخصوصاً اهالى محل درد خودشان را خودشان دوا کنند البته کسانى که از مرکز می­روند آن طور که باید به دردهاى هر محل آشنا نیستند اهالى محل خودشان به کارهایشان بیشتر علاقه­مند هستند راجع به تنظیم برنامه چند ساله در این قسمت هم ایرادى به ما نیست ما می­خواهیم برنامه­اى تنظیم کنیم که هر دولتى آمد از روى آن برنامه اقدام کند همین طور در قسمت تجدیدنظر در وضع مأمورین دولت چون این درهایى است که خودم مأمور دولت بودم حس کردم نوشتم چون آقایانى که در کار نبودند هم دیده­اند ولى وضعیت را بنده از نزدیک دیدم موضوع دیگر استفاده کامل از جوانان تحصیل کرده است و این را ایراد گرفتند چرا خودم که پیرم جوان­ها را نمی­آورم شاید عرضى هم ندارم و بنده هم معتقدم که از وجود جوانان تحصیل کرده بهتر می‌شود استفاده کرد ولى اینها هم یک روزى جوان بوده­اند و اینها موهایشان را سرخدمت سفید کرده­اند این را باید گفت که ایرانى اصلاً شایسته است (صحیح است) چرا؟ چون ایرانى در وجود هر ایرانى تاریخ دو هزار و پانصد سال مؤثر است ایرانى نجابت دارد شرافت دارد ایرانى را اگر تشویق بکند بزرگ­ترین کار را براى شما می­کنند از آن طرف آنها را می­شناسم و به درستى آنها ایمان دارم و پاک دامن هستند و پاک دامنى در این محیط یکى از بزرگ­ترین صفات آنها است و در این وزرا این صفت به حد کامل هست چون می­توانم با وجود این وزرا اقلاً نگذارم در بیت­المال شما دزدى شود (یکى از نمایندگان- همین هم کافى است براى ما (بنده به شما اطمینان می­دهم که من خودم و یا فرد فرد هم­قطارانم اگر نتوانستیم بارى که بردوش گرفته­ایم به منزل مقصود برسانیم دولت و مجلس و ملت را معطل نمی­کنیم و بار دوش مجلس مقدس هم نمی­شویم و هر وقت هم اگر بخواهند یک دولتى تشکیل بدهند اول کسى که با شما همکارى خواهد کرد خود بنده خواهم بود در تشکیل دولت جدید و دولت نو و هم­قطاران بنده حاضر هستند هر دقیقه و هر آن این بارى را که به دوش گرفته­اند به زمین گذارند. راجع به مستشاران آمریکایى آقاى وزیر مشاور توضیحاتى دادند و بیش از آن نمی­توانم در اطراف آن صحبت کنم ولى این موردى است که مورد توجه تمام ماها است و ما نمی­توانیم در این موضوع بى­علاقه باشیم و اگر یک خطایى دیدیم سکوت اختیار کنیم. بنده به شخص دکتر میلیسپو شخصاً معتقد هستم که نیت پاکى دارد و می­خواهد خدمت بکند. اگر اشتباهاتى کرده است او را متوجه می­کنیم و از او می­خواهیم که اصلاح کند و درست کند زیرا دولت و مجلس یک وظایف و وضعیاتى را در جلو دارند و در مقابل ملت آنها را باید انجام دهند. ما نمی­توانیم ببینیم که وضعیت مملکت این طور باشد و ما بدون علاقه و نظارت بخواهیم کارها را همین طور بگذاریم راجع به موضوع آزادى جواب آقاى کشاورز را در موضوع آزادى دادم همان طور که عرض شد آزادى یک چیز مطلقى است و چیزى نیست که تازه روى کار آمده باشد و یا ما بخواهیم او را شروع کنیم. راجع به آزادى مطبوعات مطبوعات

+++

رکن چهارم مشروطیت است درباره آزادى مطبوعات خیلى صحبت شده است بنده شخصاً آزادى مطبوعات را محدود به حیثیت مردم می­دانم یعنى تا وقتی که حیثیت مردم و آزادى افراد محفوظ است آنها آزاد هستند. دولت علاقه مفرطى به جراید دارد زیرا آنها حقایق را می­گویند و ما همیشه می­توانیم به آنها عقیده داشته باشیم زیرا هر چه آنها می­نویسند کمک­هاى مهمى براى ما خواهد بود. در ضمن مذاکرات موضوع کشاورزى بیان شد کشاورزى از مهمترین چیزها است. امسال اگر نتوانیم در قسمت کشاورزى بهبود حاصل کنیم نه در حرف بلکه در عمل اگر بهبودى حاصل نشود وضعیات ما خیلى بد خواهد شد و این را البته مطابق نظریات مجلس شوراى ملى و نمایندگان که امیدواریم کمک بفرمایند هر کمکى و نظرى بفرمایند محترم شمرده خواهد شد. اینجا صحبت شد که ما وفق بدهیم روابط اقتصادى خودمان را با متفقین و روى این عمل ما این کار را در نظر گرفته­ایم و به قول مرحوم فروغى یک احتیاجاتى دارند آنها احتیاجاتشان البته رفع خواهد شد و ما هم باید با آنها مذاکره کنیم و احتیاجات آنها را رفع کنیم و آنها هم همکارى و تشریک مساعى کنند که احتیاجات ما هم رفع بشود و کمیسیون مخصوصى براى این کار تشکیل خواهد شد که در موقع خود به آنها و همچنین آنها به موقع خودش از مملکت ما و از ما و ما هم از وجود آنها استفاده کنیم. راجع به موضوع عشایر که گفته شد این موضوع هم مورد توجه دولت است عشایر را ما نمى­توانیم همین طور بگذاریم و از طرف هیچ کس اعتنایى به آنها نشود و به خودى خود باشد و همان طور که اینجا تذکر داده شده است در وزارت کشور و در دفتر نخست وزیرى مخصوصاً یک کمیسیونى و یک شعبه­اى براى عشایر دایر خواهد شد و نمایندگان عشایر را جمع می­کنیم و مطابق میل و مقتضیات عمومى با آنها رفتار خواهد شد. (صحیح است) و ما می­خواهیم هر چه از عشایر گرفته شده سعى کنیم تمام آنها را به آنها برگردانیم اما همان طور که گفتیم باید عشایر کمال ایمان و اطیمنان را به دولت داشته باشند. (صحیح است) در خصوص نظام وظیفه خیلى صحبت شد (من از نمایندگان محترم معذرت می­خواهم که نه حرارت جوانان مجلس را دارم و نه فصاحت پیران را و اگر ساده صحبت مى­کنم علت این است که لهجه من آذرى است ولى چون زبان ما شیرین است خواه به لهجه آذرى و خواه به شیوه دیگرى که با فارسى مخلوط می­شود صحبت شود باز هم شیرین می­باشد راجع به نظام وظیفه اینجا صحبت شد و خیلى هم شکایات شده است بنده خاطر دارم وقتى که در روسیه بودم روزى که قرار شد جوانان بروند به نظام وظیفه اشخاصى که رد می­شدند متشبث می­شدند که بروند به نظام وظیفه آنهایى که ردى می­شدند از دکترها کاغذ می­آوردند که ما قابل خدمت سربازى هستیم چون که می­دانند سربازخانه­هاى آنها کتابخانه دارد و صاحب­منصبان خیلى تربیت شده درس می­دهند درس اخلاق می­دهند درس شجاعت می­دهند سربازخانه­هاى آنجا یک جاى محترمى است اشخاص مجرم را از سربازى دور می­کنند سرباز باید منزه باشد از هر حیث این اصل را باید در ایران هم در نظر گرفت که سرباز خودش باید بیاید سربازى کند در این خصوص البته آقاى وزیر جنگ در اصلاح ارتش ما باید یک رویه جدید و یک اصول جدیدى اتخاذ کنند که سربازان ما اصلاح شوند. در اینجا درباره عدم اجراى برنامه از طرف دولت مذاکره شد بنده اطمینان دارم که این هیئت می­تواند برنامه را به خوبى اجرا کند. شما بنده را در مقابل عملیات 22 ساله قرار داده­اید در صورتى که بنده دو سال قبل آمدم در آن موقع وضعیت مملکت در هم و برهم بود ولى امروز وضعیات ما از لحاظ سیاسى بهتر شده است و وضعیات دیگر هم اصلاح­پذیر است اگر همین جوانان که می­خواهند زمام امور را در دست بگیرند اگر همین پیران به آنها کمک کنند می­توانند این کارها را بکنند و این پیران هم اشخاصى نیستند که از کمک جوانان شانه خالى کنند و نظریات آنها را رد کنند البته جوانان تحصیل کرده حرارت دارند و یک پیشنهادات جدید دارند

+++

که این پیشنهادها باید به توسط همان جوان­ها به موقع اجرا گذارده شود. شما می­دانید بیشتر کارهاى وزارتخانه­ها به دست جوانان است معاونین وزارتخانه­ها جوانان هستند شما می­دانید که وقت باقى نمى­ماند براى وزرا که کار خودشان را انجام بدهند زیرا بیشتر وقت آنها صرف حضور در جلسات و کارهاى دیگر می­شود و به طور کلى کار وزارتخانه­ها دست جوانان خوب و تحصیل کرده است سعى بکنید که در تمام موارد و رشته­ها در تمام وزارتخانه­ها قانون بگذرانید که تا یک حدى تا یک مقامى بتواند هر کسى برود بالاتر یعنى دیگر قدمت خدمت نباشد فقط به دکترا و لیسانس باشد آن وقت تا چند سال دیگر تمام ادارات ما تحصیل کرده خواهند شد موضوع دیگر این است که البته آقایان می­دانند که رکن قانون اساسى و رکن مشروطیت ما شخص اعلیحضرت و شخص شاه است و براى آن تمام اختیاراتى قائل شده­ایم. (صحیح است) شاه ما جوان است حساس و وطن­پرست بنده دو سال در حضور ایشان وقایعى دیدم که واقعاً از مختصر وضعیات نامطلوب ایشان متأثر می­شدند. شاه ما خوب است اگر شاه ما خوب شد ما مؤثر هستیم در وجود شاه. ما دو مظهر داریم یکى شاه مملکت است و یکى پرچم مملکت بنده در خارجه دیدم ترتیب احترام پرچم را شاه زانو می­زد و او را می­بوسید و ولیعهد مملکت هم همچنین زانو می­زد و او را می­بوسید. البته پرچم یک چوبى است با یک تیکه پارچه ولى سمبلى است که باید محترم شمرده شود. همین طور هم در اینجا شاه مملکت مظهر شجاعت ما است مظهر استقلال مظهر وحدت ما است او هرچه باشد باید همیشه احترامش گذاشت و نباید قلب او را جریحه­دار بکنیم شاهى که حقوق مجلس را حقوق ملت را رعایت می­کند بایستى کاملاً احترام بکنیم (صحیح است) و از نمایندگان محترم از جراید از مطبوعات و از مدیران جراید این اصل را بنده خواستارم. همین طور که عرض کردم بنده طالب مقام نخست وزیرى نبودم از یک سال به این طرف چندین بار در این باب به بنده تذکراتى داده می­شد و بنده هم به دلایل و براهین اشکالات خود را به عرض می­رساندم ولى بعداً چون تمایلات مجلس مقدس به بنده ابراز شد خودم را ذی­حق ندیدم از قبول مسئولیت و اجراى وظایف ملى و وطنى خود شانه خالى کنم و خود و دولت حاضره را به مجلس معرفى نمودم ولى قبلاً دو مرتبه در مقابل نظرها و اشارت­هاى مجلس سر تعظیم فرو آوردم و از این لحاظ بود که همواره این آرزو را دارم که با میل و اراده ملجس مقدس ملى و به اتکا کامل به تمایلات مجلس مملکت را اداره و همکارى و صمیمیت کامل بین دولت و مجلس برقرار نمایم. بنده با ایمان پاک و آرزوهاى بى‌آلایش مقدرات کشور را به دست گرفتم. در وجود هر ایرانى تاریخ دو هزار و پانصد سال و نجابت و شرافت ملى را منعکس مى­بینم و معتقدم که هر ایرانى که عضو دولت باشد با تقویت نمایندگان و مجلس شوراى ملى به هر کار و خدمتى که از آن عظیم­تر نباشد قادر خواهد بود. اوضاع امروز دنیا ایران را در موقعیت باریکى قرار داده و مختصر انحراف از وحدت ملى و یگانگى تأثیرات عمیقى در آینده ما خواهد داشت و این را هم مى توانم عرض نمایم همین که ایرانى تشویق و ترغیب شد کارهاى بزرگى از دستش برمی­آید. می­خواهم مختصر بکنم و نمی­خواهم زیادتر از این مزاحم آقایان بشوم و با اعتقاد و اعتماد به این اصل و به امید توجه نمایندگان محترم خود و دولتم را به حکمیت عادلانه مجلس مقدس ملى می­سپارم (صحیح است).

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

طوسى- سه پیشنهاد رسیده است راجع به کفایت مذاکرات از آقاى سیف­پور فاطمى و فرهودى و نبوى (بعضى از نمایندگان- بخوانید)

نائب رئیس- پیشنهاد آقاى نبوى.

چون مذاکرات به حد کافى به عمل آمده است پیشنهاد می­کنم به کفایت مذاکرات رأى گرفته شود.

نائب رئیس- آقاى نبوى‏

نبوى- اگر قائل شویم که مذاکره در برنامه واجب است تازه واجب کفایى است و به قدر کفایت هم در این موضوع صحبت شده است و لازم نیست که آقایان همان الفاظ را که

+++

سایر آقایان گفته­اند آن را دو مرتبه تکرار نمایند نتیجه­اى از آن حاصل نخواهد شد و این را قبلاً هم عرض کردم استدعا می­کنم که به کفایت مذاکرات رأى گرفته شود.

صفوى- مجلس شوراى ملى باید بردبار باشد و آقایان محترم توجه کرده­اند که معایب و معضلات مملکت گفته شد اینجا و یک روز دیگر هم اگر صحبت شود مانعى ندارد زیرا تنها دو مورد است که نمایندگان می­توانند کاملاً صحبت کنند یکى در موقع برنامه و یکى هم در موقع بودجه کشور. توجه بفرمایید آقایان در اطراف برنامه نیم ساعت سه ربع دو ساعت حرف زدند یک مشکلاتى را گفتند و دولت هم توجه کرد و آقاى نخست وزیر هم الان یادداشت کردند و به موقع اجرا می­گذارند شاید بنده ناچیز هم یک مطالب و تذکراتى داشته باشم که از نظر حوزه انتخابیه­ام و مردم مؤثر باشد. همکار محترم بنده آقاى آصف یک توضیحاتى براى مردم کردستان فرمودند راجع به صحیه راجع به دوا و بهدارى و غیره اینجا توجه بفرمایند من استدعا می­کنم از همکاران محترم اگر حالا هم خسته شده­اند مثل دیروز عصر تشریف بیاورند و تذکرات لازمه را بفرمایند. (صحیح است)

بعضى از نمایندگان- رأى رأى‏

نائب رئیس- رأى گرفته می­شود به کفایت مذاکرات به موجب پیشنهاد سه نفر از آقایان آقایان موافقین قیام نمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

رحیمیان- بنده یک گله دارم از نمایندگان که در موقعى که خودشان صحبت می­کنند تا خودشان صحبت نکرده­اند مذاکرات کافى نیست ولى خودشان که مذاکرات کردند مذاکرات کافى است.

نائب رئیس- آقاى دکتر مصدق تقاضا کردند که به موجب ماده 58 اظهاراتى دارند که بفرمایند.

روحى- سابقه ندارد.

نائب رئیس- ماده 58 نظامنامه.

ماده 58- وقتى که مباحثات لایحه به طور کلى ختم شد باید مواد آن لایحه یک یک مباحثه شود. رئیس در این خصوص از مجلس رأى می­خواهد اگر در باب مباحثات ماده به ماده رأى داده نشد رئیس رد لایحه را اعلام می­کند و اگر مباحثات ماده به ماده قبول شد شروع به مباحثات شده در باب هر یک از مواد و اصلاحات راجعه مذاکرات به عمل می­آید پس از آن درخصوص شور ثانى مجلس رأى می­دهد در شور ثانوى در خصوص هر یک از مواد لایحه و اصلاحات راجعه رأى گرفته می­شود بعد از این ترتیبات یک رأى قطعى در کلیه لایحه داده می­شود بعد از این ترتیبات یک رأى قطعى در کلیه لایحه داده می­شود ولى قبل از دادن این رأى هر یک از نمایندگان حق دارد ملاحظاتى که به طور کلى در رد یا قبول لایحه دارد اظهار نماید.

بعضى از نمایندگان- این که لایحه نیست آقا؟

دکتر مصدق­السلطنه- فرق نمی­کند برنامه یک لایحه­اى است که دولت آورده است.

یکى از نمایندگان- این لایحه نیست.

دکتر مصدق­السلطنه- پس این چیست؟ دو ماده دارد الف دارد و ب دارد و چهار بند دارد بنده می­خواهم رأى بدهم دلیل رأى خودم را باید بگویم ..

اردلان- بعد از کفایت مذاکرات نمی­شود صحبت کرد.

صفوى- مجلس به کفایت مذاکرات رأى داده است.

دکتر مصدق­السلطنه- اجازه بدهید می­گویم اجازه نمی­فرمایید نگویم و از حدود توضیح هم خارج نمی­شوم.

امیر تیمور- بنده اخطار نظامنامه دارم.

دکتر مصدق السلطنه- .. بنده به عنوان مخالف عرایضى دارم و مقصودم این بود که اگر دولت به عرایضم توجه کند جزء موافقین دولت باشم.

دکتر عبده- اجازه بفرمایید بنده مثل سایر آقایان نسبت به ایشان ارادت دارم ولى از ایشان انتظار دارم که مقررات و آیین­نامه را بیش از هر کس رعایت بفرمایند در همین ماده استدلالى آقاى دکتر کاملاً مشهود است که منظور لایحه است و برنامه غیر از لایحه است برنامه صرفاً عبارت است از پرگرامى که دولت می­دهد موادى هم ندارد.

+++

و به کمیسیون مراجعه نمی­شود بنابراین این ماده شامل آن نیست.

دکتر مصدق- بنده می­خواهم دو کلمه راجع به نان این شهر صحبت کنم این مجلس براى آسایش مردم است قانون براى آسایش مردم است بنده باید این حرف را بزنم.

عده­اى از نمایندگان (با همهمه)- آقا برخلاف نظامنامه است این ماده هم که قرائت شد مربوط به شور کلیات آخر لوایح است و این برنامه لایحه نیست.

صفوى- آقا در بوشهر بودم مردم از گرسنگى می­میرند و چون مجلس رأى به کفایت مذاکرات داد بنده نتوانستم بدبختى­هاى بوشهر را به عرض آقایان برسانم.

بعضى از نمایندگان (با همهمه)- (خطاب به آقاى دکتر مصدق) بفرمایید آقا توضیح بدهید.

(زنگ ممتد رئیس)

بعضى از نمایندگان- آقا این که نمی­شود برخلاف نظامنامه است مجلس رأى به کفایت مذاکرات داده است.

امیر تیمور- بنده اخطار نظامنامه دارم‏.

نائب رئیس- آقاى امیرتیمور بفرمایید.

امیر تیمور- بنده از اشخاصى هستم که همیشه خیلى رغبت داشته و دارم که بیانات آقاى دکتر مصدق را استماع کنم ولى سوابقى در مجلس است همان طور که آقاى دکتر عبده هم توضیح دادند وقتى مجلس به کفایت مذاکرات رأى داد دیگر نمی­شود راجع به برنامه صحبت کرد و بایستى رأى اعتماد به دولت داده شود و به علاوه برنامه را نمی­توان یک لایحه قانونى تلقى کرد و ماده 58 را که آقاى دکتر مصدق تذکر دادند نسبت به برنامه مورد ندارد. به موجب سوابق موجوده که در موقع رأى به پروگرام دولت مرحوم آقاى فروغى و دولت آقاى سهیلى و آقاى قوام­السلطنه عمل شده است وقتى رأى به کفایت مذاکرات داده شد دیگر نمی­شود در برنامه صحبت کرد و باید رأى اعتماد داده شود.

دکتر مصدق- من فقط توضیح می­دهم و از حدود توضیح هم خارج نمی­شوم.

نائب رئیس- ایشان می­خواهند توضیح بدهند و تصور نمی­کنم مانعى داشته باشد.

نقابت- من تصور می­کنم یک موضع است و آن این است که آقاى نائب رئیس خجالت می­کشند بگویند آقاى دکتر مصدق بفرمایید سرجایتان و با این طریق می­خواهید شهامت به خرج بدهید.

روحى- مجلس رأى داد به کفایت مذاکرات به احدى اجازه صحبت داده نمی­شود.

نائب رئیس- حالا توضیح­شان را بدهند بعد.

دکتر مصدق- بنده توضیح دارم (در این موقع عده­اى از نمایندگان خارج شدند)

صفوى- آقا نمی­توانید مجلس را اداره کنید.

نائب رئیس- عده کافى است بفرمایید.

دکتر مصدق- بنده به عنوان مخالف عرایضى نمودم و مقصودم این بود که اگر دولت به عرایضم توجه کند جزء موافقین دولت بشوم بدیهى است که اجرا بعضى از نظریات من موکول به مطالعات دقیقه است ولى کارى که دولت می­توانست بکند و به عنوان این که دکتر میلسپو اعتراض می­کند نکرد همان جلوگیرى از فرار جنس است که هر قدر دیرتر اقدام شود ذخیره مملکت حمل به خارج می­شود، همه اذعان دارند که محصول 1322 دو برابر سال­هاى عادى است که یک برابر آن براى مصرف سالیانه است و از یک برابر دیگر مقدارى به خارج رفته و مقدار دیگر که باقى است به واسطه این که دولت گندم را بیش از خروارى 60 تومان نمی‌خرد آن مقدار هم به خارج خواهد رفت من نمی­دانم براى دولت چه اشکالى داشت که اجازه دهد گندم و جو بدون هیچ گونه تشریفات وارد تهران شود. امروز مقدارى جنس در اطراف است که به واسطه گرمى هوا در انبارهاى فعلى فاسد می­شود و اگر به شهر وارد نکنند حمل به خارج می­شود در صورتی که اگر ورود جنس به تهران آزاد شود مردم جنس موجود را خودشان به شهر حمل می­کنند و چون وسایل نقلیه دولت کم است از باربرى می­کاهد و مصرف سیلو هم کسر می­شود و به واسطه آزادى ورود جنس قاجاق از بین می­رود و کرایه هم تنزل می­کند.

من متأسفم که اختیارات دکتر میلسپو که مقصود از آن اصلاحات و رفاهیت جامعه بود نتیجه معکوسى دارد و سد بزرگى براى اصلاحات و رفع حوایج مردم شد. مجلس از خود سلب اختیار نمود و ما در تحت قیمى گذاشت که خود محتاج قیم است من یقین دارم که مسامحه دولت در آزادى ورود جنس به شهر یکى از کارهایى است که براى مملکت مضر و برخلاف سیاست است و هرگونه خسارتى که به این مردم برسد مسئول آن دولت سهیلى و ساعد است و باز متأسفم که این دولت نخواست منافع عموم را در نظر بگیرد و نظریات جامعه را محترم بشمارد.

من از دولت سؤال می­کنم که مردم براى قانونند یا قانون براى مردم است! هر روز وزیر و مسشار هزار خلاف قانون می­کنند ولى امروز که لازم است براى حفظ جان مردم اقداماتى کند احترام قانون را بهانه قرار می­دهند تا هر چه جنس موجود است از مملکت برود بنابراین من به این کابینه رأى نمی­دهم و این کابینه را هم قابل دوام نمی­دانم، باید این کابینه­ها بیایند و بروند تا اشخاصى که می­خواهند براى جامعه کار کنند داخل در کار بشوند.

جمعى از نمایندگان- رأى بگیرید.

دشتى- چون اعلام رأى شده است بفرمایید آقایان بیایند رأى بگیرید.

نخست وزیر- اجازه می­فرمایید؟

دشتى- آقاى نخست وزیر حالا نمی­توانید صحبت کنید.

رفیع- مانعى ندارد دولت می­تواند هر موقع که بخواهد صحبت کند.

نخست وزیر- حالا که مجلس شوراى ملى به کفایت مذاکرات رأى داد بنده می­خواستم تقاضاى تعیین مقدرات را تقاضا بکنم.

بعضى از نمایندگان- رأى رأى‏

طوسى- اجازه بفرمایید راجع به همین است خواستم خاطر آقایان را تذکر بدهم.

نائب رئیس- یک پیشنهاداتى رسیده است.

بعضى از نمایندگان- اعلام رأى شده است دیگر نمی­شود.

اخذ و شماره آراء به عمل آمده 64 ورقه سفید.

و 8 ورقه کبود و 2 ورقه سفید بى­امضا شماره شد

نائب رئیس- عده حاضر در موقع اعلام رأى 85 ورقه سفید 64 ورقه کبود 8 دوازده نفر هم ممتنع بوده­اند بنابراین با 64 رأى به کابینه آقاى ساعد رأى اعتماد داده شد.

(اسامی موافقین- آقایان : تولیت - بهبهانی - کاظم جلیلی - سنندجی - امیر ابراهیمی - نقابت - ظفری - مرآت اسفندیاری - رفیع - صدر قاضی - گرگانی - ذوالفقاری - قبادیان - دکتر طاهری - یمین اسفندیاری- گیو - آصف - فرهودی - اردلان - روحی - مهدی فاطمی - دهستانی - دکتر شفق - جواد مسعودی - منصف – صفوی - فولادوند - افخمی - تیمورتاش - نجومی - مجد ضیایی - آشتیانی - مقدم - خلیل دشتی - سید ضیاءالدین طباطبایی - ذوالقدر - دکتر آقایان - صادق بوشهری - خاکباز - رضا حکمت - ملک­مدنی - طوسی - فرخ - عماد تربتی - هاشمی - تجدد - نبوی - دولت آبادی - اخوان - امیر تیمور - حسن تهرانی - ملایری - فرود - افشار صادقی - مؤٍید ثابتی - بیات - فتوحی - امامی - سیف­پور فاطمی - سلطانی - مخبر فرهمند - نمازی - بهادری - صدریه .

اسامی مخالفین :آقایان : ایرج اسکندری - ساسان خواجه نصیری - خلعتبری - دکتر کشاورز - شهاب فردوسی - فداکار- پروین گنابادی- کامبخش)

نخست وزیر- از ابراز لطف و اعتماد نمایندگان محترم متشکرم آنهایی که رأى اعتماد دادند مصالح عالیه کشور را در نظر گرفتند و آنهایی که رأى ندادند از آتیه کشور نگرانى­ها داشته­اند و رأى­شان محترم و مستحسن است در این موقع که با توجهات مخصوصه اعلیحضرت همایونى و به اتکا مجلس مقدس ملى زمام امور را به دست می­گیرم از نمایندگان محترم اجازه می­خواهم از این کرسى خطابه پیام دوستانه و صمیمانه به پیشوایان و ارتش­هاى مظفر متحدین خود بفرستم به پیشواى ارتش سرخ و فرماندهان آن که با سرعت برق آسا خاک مقدس

+++

وطن خود را از لوث وجود دشمن پاک می­کنند و به عالم و عالمیان درس آزادى و وطن­پرستى و فداکارى می­دهند و به نام آزادى حقوق و استقلال عموم ملل را محترم می­شمارند این فیروزی­هاى ارتش سرخ که پایه آن در استالینگراد (شهر قهرمان) گذاشته شد از صمیم قلب تبریک گفته پیشواى ملت و ارتش شوروى را با احساسات پاک تقدیر و تکریم می­کنم (صحیح است) پیشواى دولت بریتانیاى کبیر که با جدیت خستگى ناپذیر سازمان فتح نهایى را فراهم ساخته مورد احترام و تکریم ملت ایران فیروزی­هاى ارتش هشتم و پنجم در تاریخ جنگ عالم بى­نظیر بوده و پیروزی­هاى پى در پى ارتش امپراطورى را از این کرسى خطابه تبریک می­گویم و موفقیت­هاى بیشتر و سریعترى را خواهانم.

پیشواى معظم دولت امریکا که مورد احترام عموم عالمیان است پرچم آزادى را به اهتزاز در آورده و احترام به حقوق و آزادى و حاکمیت عموم دول را بشارت می­دهد مورد احترام و تکریم ما ایرانیان بوده و پیام دوستانه و صمیمانه خود را به این پیشواى دولت و ملت دوست ممالک متحده آمریکا و ارتش مظفر ایشان می­فرستم.

شهامت و مقاومت ملت چین در مقابل دشمن قوى مورد تقدیر و تکریم ما است و به پرچم آزادى دولت و ملت چین سلام دوستانه می­فرستم.

به برادران و همسایگان هم پیمان خود دولت و ملت ترکیه و دولت و ملت افغانستان و دولت و ملت عراق پیام صمیمانه و دوستانه می­فرستم و عموم متحدینمان را که براى آزادى و رفع ظلم واجحاف و تعدى در عالم جنگ می­کنند و علم استقلال و آزادى را براى حفظ حقوق مسلمه خود بلند کرده­اند با احترام و محبت پیام دوستانه می­فرستم (صحیح است احسنت)

5- تقدیم لایحه سه دوازدهم از طرف آقاى وزیر دارایى‏

وزیر دارایى- لایحه سه دوازدهم را تقدیم می­کنم و خواهش می­کنم که به کمیسون ارجاع شود و ضمناً متذکر می­شوم که حقوق ادارات را تا لایحه تصویب نشود نمی­توانیم بپرازیم و یک قسمت مهمى است که قابل توجه مجلس شوراى ملى است و بایستى به عرض برسانم این است که ما اعتبار کافى از براى تهیه خواربار و جمع­آورى بقیه محصول در دست نداریم. امیدوار هستم که کمیسیون را آقایان محترم زودتر تشکیل بدهند و در اطراف این موضوع زودتر بررسى شود و اقدام بفرمایند که براى جلسه آتیه این موضع جزء دستور بشود (صحیح است)

سید ضیاءالدین- راجع به فرمایش آقاى وزیر مالیه خواستم عرض کنم ممکن است براى یک مرتبه مجلس شوراى ملى یک دوازدهم را تصویب کند ولى باید بدانید که مجلس نمی­تواند هر ماه یک دوازدهم بودجه را تصویب کند باید اگر اعتبار مجلس را می­خواهید به اولین وسیله و کمترین زمانى بودجه گل را تقدیم مجلس شوراى ملى بنمایید و الّا نباید انتظار داشته باشند که مجلس در آتیه غیر از این لایحه لایحه دیگرى در این باب تصویب کند.

نائب رئیس- آقاى آصف‏

آصف- بنده خواستم این عرض بکنم جناب نخست وزیر در ضمن بیاناتشان قبل از این که رأى اعتماد داده شود یک بیاناتى مبنى بر وطن‌پرستی اکراد فرمودند که قابل تصدیق همه است بنده خیلى خوشوقتم از این که ما واقعاً ثابت کردیم که ملت ایران آزاد است و نمایندگان ایران می­توانند یک هفته در اطراف برنامه دولت مذاکره کنند این بهترین افتخار ملت ایران است که نمایندگان آن ملت آزاد هستند و می­توانند صحبت کنند. (صحیح است) و بنده حقیقتاً خیلى خوشبختم که در این دوره مشغول خدمتگذارى هستم.

آقاى نخست وزیر در ضمن بیاناتشان یک قدردانى از اکراد نمودند و بنده هم بنام اکراد از ایشان تشکر می­کنم و امیدوارم با همان خون پاکى که داریم با هم میهنان خودمان تا آخرین دقیقه نسبت به میهن خودمان خادم باشیم و دولت حاضره هم برخلاف دولت‌هاى گذشته با اکراد رأفت داشته باشد و قلوب جریحه­دار آنها که نمک پاشیده­اند بگذارد چون آنها که نمک پاشیدند رفتند شما باید مرحم بگذارید. ولى یک

+++

مطلبى را خواستم تذکر بدهم آقایان وزرا و آقاى نخست وزیر وقتى هم که تشریف می­برند پشت میزشان اول خدا دوم ملت سوم مجلس شوراى ملى را در نظر بگیرند.

اردلان- بنده اجازه می­خواهم یک موضوع مهمى است که می­خواهم عرض کنم چون نماینده محترم کردستان احساسات اکراد را به عرض مجلس شوراى ملى رساندند بنده هم چون نژاداً کرد هستم خواستم عرض کنم که کرد نژاد پاک ایرانى است.

همهمه نمایندگان- همه یکى هستند.

اردلان- عرض کنم که فرقى بین لر و کرد و بختیارى نیست و همه یکى هستند و همه ایرانى هستند و زبان­هاى حقیقى آنها هم همان زبان ایرانى است و نظر آقا هم همین بوده است.

6- تقدیم طرح مربوط به اجراى سوگند آقایان وزیران‏

نائب رئیس- پیشنهادى رسیده است به امضاى چندین نفر قرائت می­شود.

ریاست محترم مجلس شوراى ملى‏

ماده واحده ذیل را با قید دو فوریت پیشنهاد و تصویب آن را درخواست درایم. ماده واحده. نخست وزیر و افراد وزرا مکلفند بلافاصله بعد از رأى اعتماد مطابق قسم­نامه ذیل در مجلس شوراى ملى قسم یاد کنند: امضاء‌کننده ذیل (که کى و چه مقامى دارد ذکر شده) خداوند را به شهادت می­طلبم و به قرآن مجید قسم یاد می­کنم تکالیفى را که به من رجوع شده است مطابق قوانین مصوبه مجلس و مطابق قانون اساسى با کمال راستى و درستى و جد و جهد انجام بدهم و نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه متبوع عادل مفخم خود صدیق و راستگو باشم و به اساس سلطلنت و حقوق ملت خیانت ننمایم و هیچ منظورى نداشته باشم جز فواید و مصالح دولت و ملت ایران.

نائب رئیس- آقاى سید ضیاء­الدین.

سید ضیاء­الدین- آقایان نمایندگان محترم بهتر می­دانند که هر کارى یک تشریفاتى دارد مشروطیت هم یک تشریفاتى دارد وکلاى ملت وقتى که می­آیند به مجلس شوراى ملى ملزم هستند قسم بخورند که به قانون اساسى و شهریار معظم و به ملت و حقوق ملت ایران خدمت بکنند و خیانت نکنند. وکلاى چیزى در دست­شان نیست جز زبان­شان و قوه اجراییه در دست­شان نیست آنها فقط حرف می­زنند در اغلب ادارات دولتى هم قسم می­خورند و جاى تأسف است که در عرض این چهل سال مشروطیت ایران آن تشریفات بسیار ساده­اى که در هر اداره معمول است نسبت به مظاهر قوه مجریه یعنى وزرا رعایت نشود به این جهت یک طرحى شد همان طور که ملاحظه فرمودید و عده­اى هم از آقایان امضا فرمودند و بنده معتقد هستم مادام که همه ماها علاقه­مند به قانون اساسى هستیم و همان طور که آقاى نخست وزیر در بیانات خودشان اشاره فرمودند احترام مقام سلطنت را هم وظیفه خود می­دانیم در عین حال انتظار داریم مظاهر قوه مجریه یعنى هیئت وزرا یک وثیقه اخلاقى و ایمانى به ما بدهند که در وظایف خودشان که نه به شاه و نه به ملت و نه به حقوق مملکت ایران خیانت بکنند و گمان می­کنم مخالفى نباشد (صحیح است) بعد از فرمایش آقاى وزیر مشاور عرض می­کنم (نه بفرمایید) گمان می­کنم که آقاى وزیر مشاور می­خواستند بفرمایند که در انگلستان معمول است که وزرا در پیشگاه پادشاه قسم می­خورند و از این جهت می­خواستند به من اعتراض بکنند اگر این است‏

جمعى از نمایندگان- خیر این طور نیست.‏

سید ضیاء­الدین- ...که می­خواهم توضیحى عرض کنم که چهل سال قوه مجریه در توجه به این وظیفه غفلت کرد و عدم صلاحیت خودش را به واسطه غفلت در وظایفى که ملزم بود اعتراف کرد از آن گذشته با تمام احترامى که به شاه جوان معصوم خودمان داریم و حفظ حقوق و حیثیت و مقام ایشان را محترم مى­شماریم یک چیزى را نباید از نظر دور بداریم که در این مملکت و در این کرسى سلاطینى بودند قسم خوردند و نمی­دانم تا چه اندازه مطابق تعهداتى که در پیش خدا و خلق کرده بودند به وظیفه خودشان عمل کردند این را خود آقایان

+++

بهتر می­دانند بنابراین امروز تعیین محل ایفاء این وظیفه به عقیده بنده فقط به نظر آقایان نمایندگان مجلس شورای ملى است هر چه آقایان نمایندگان تصویب بفرمایند و صلاح بدانند همان خواهد بود. (صحیح است)

وزیر مشاور (آقاى عدل)- بنده می­خواستم یک نکته را عرض بکنم اتفاقاً یک تبادل افکارى بین فکر دولت و آقاى آقا سید ضیاء‌الدین بوده است و خود هیئت دولت یک قانونى تهیه کرده بود و الان هم حاضر است که بعد از تعیین تکلیف خودش تقدیم مجلس بکند و راجع به محل قسم هم راست است یک اختلافاتى بود که قسم در پیشگاه اعلیحضرت همایونى با حضور هیئت رئیسه مجلس و دیوان عالى تمیز خورده شود حالا البته هر طور که مجلس شورای ملى صلاح بداند همان طور عمل خواهد شد (صحیح است)

نائب رئیس- آقاى دکتر کشاورز

دکتر کشاورز- معمول مجلس شوراى ملى این است که وقتى یک پیشنهادى می­شود یک موافق از آن دفاع می­کند و یک مخالف هم صحبت می­کند. استدعا می­کنم آقایان اجازه بفرمایند بنده هم عرایضى که دارم عرض کنم شاید به عقل ناقص بنده هم چیزى برسد. بنده در مخالفت با قسم خوردن آقایان اتخاذ سند می­کنم از گفته آقاى سید ضیاء­الدین که فرمودند اینجا قسم خوردند و آن قسم را تا چه اندازه محترم شمردند نمی­دانم. پس منظورشان این است که صرف حفظ ظاهر کار را اصلاح نمی­کند. و اشخاص را مقید نمی­کند (با این که آقایان گرسنه­شان است و می­خواهند بروند) اجازه می­خواهم این را عرض کنم این قسمى را که ما اینجا خوردیم و قبل از ما هم آقایان نمایندگان دوره­هاى سابق یاد کرده­اند بعد از قسم به کلام­الله مجید گفته می­شود: مادام که حقوق مجلس و مجلسیان مطابق قانون اساسى محفوظ و مجرى است تکالیفى را که به من رجوع شده است مهما امکن با کمال راستى و درستى و جد و جهد انجام داده و نسبت به اعلیحضرت متبوع عادل مفخم خود صدیق و راستگو باشم و به اساس سلطنت و حقوق ملت خیانت ننمایم و هیچ منظورى نداشته باشم جز فواید و مصالح دولت و ملت ایران پس قانون اساسى در صفحه 57 اصل نهم متمم قانون اساسى می­گوید: افراد مردم از حیث جان و مال و مسکن و شرف محفوظ و مصون از هر نوع تعرض هستند و متعرض احدى نمی­توان شد مگر به حکم و ترتیبى که قوانین مملکت معین می­نماید قسم هم خورده بودند که این را اجرا کنند و اجرا نکردند. (صحیح است) بنده بیشتر وارد نمی­شوم براى این که مبادا توهین بشود. اما از نظر قانونى (البته آقاى عدل بهتر مسبوقند) این عمل صحیح نیست دلیلش چیست؟ دلیلش این است که معمولاً قسم را اشخاصى می­خوردند که در مقابل یک مقام معینى مسئول نیستند نمایندگان مجلس شوراى ملى قسم می­خورند چرا؟ براى این که نمایندگان جز در مقابل افکار ملت مسئولیتى ندارند و در واقع در مقابل مقامى مسئول نیستند. قاضى قسم می­خورد براى این که قانون اساسى قاضى را مستقل داشته و در مقابل هیچ مقامى مسئول نیست. این است که قانونگذار خواسته است او را اخلاقاً مقید و موظف بکند. اما وزرایى که ممکن است یک ماه و نیم دیگر در مقابل استیضاح یک نفر وکیل از کارشان منفصل شوند ... (بعضى از نمایندگان- این طور نیست تا اکثریت رأى ندهد از کار برکنار نمی­شوند) البته این که عرض کردم در مقابل استیضاح یک وکیل مقصودم با موافقت اکثریت بود. مورد ندارد که این آقایان قسم بخورند...

بعضى از نمایندگان- چرا؟ این حرف صحیح نیست.

دکتر کشاورز- بنده دلیلش را اول عرض کردم و همین آقایانیدکه حالا می­فرمایند چرا اول که از نظر قانونى عرض کردم فرمودند صحیح است. کسانی که مسئول هستند در مقابل یک مقامى مثل آقایان وزرا که در مقابل مجلس شوراى ملى مسئول می‌باشند دیگر لازم نیست این تعهد را بسپارند بخصوص که قانون اساسى هم براى قسم یاد کردن تشریفاتى قائل شده است. قسم یاد کردن را نباید آن قدر مبتذل کرد و پایین آورد که کسى را وادار به قسم خوردن نمایند و

+++

بعد از دو سه ماه آن شخص برود پى کارش. قسم یاد کردن و تشریفاتى را که براى قسم یاد کردن قائل شده­اند نباید کوچک کرد و پایین آورد حالا بسته است به نظر آقایان که هر طور صلاح می­دانند عمل نمایند.

بعضى از نمایندگان- بماند براى جلسه دیگر.

7- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

نائب رئیس- هفت هشت ده نفر از آقایان اجازه خواسته­اند که در این موضوع صحبت کنند و پیشنهاد ختم جلسه هم رسیده است اگر اجازه می­فرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است) جلسه آینده روز سه شنبه سه ساعت قبل از ظهر دستور هم طرح پیشنهادى آقایان‏.

مجلس یک ساعت و نیم بعد از ظهر ختم شد

نائب رئیس مجلس شوراى ملى- امیر تیمور

+++

تصمیم قانونى‏

دایر به ابراز رأى اعتماد به کابینه آقاى محمد‌ساعد نخست وزیر

مجلس شوراى ملى در جلسه یکشنبه 27 فروردین ماه 1323 پس از طرح برنامه به کابینه آقاى محمد‌ساعد نخست وزیر با اکثریت 64 رأى از 85 نفر عده حاضر رأى اعتماد داده است.

رئیس مجلس شوراى ملى- سید محمد‌صادق طباطبایى‏

متن برنامه دولت آقاى محمد ساعد نخست وزیر

الف- در سیاست خارجى:

همکارى کامل با متحدین خود بر اساس رعایت حقوق و منافع متقابل و تحکیم روابط دوستانه با دولت­هاى دوست و همسایه.

ب- در سیاست داخلى:

1 - استقرار امنیت عمومى و قضایى به وسیله تأمین اجراى کامل قانون در تمام شئون کشور و جهد در این که قانون در سراسر کشور اجرا تا عموم افراد کشور از عدالت واقعى برخوردار و آسایش عمومى برقرار شود.

2- تهیه وسایل تأمین خواربار و حوایج ضرورى مردم و سعى در تعدیل قیمت­ها.

3- تأمین حداقل مایحتاج زندگانى براى افراد کارگر و برزگر از حیث غذا و لباس و مسکن و بهداشت و تعلیمات مربوط به مشاغل هر یک از طبقات مذکور

4 - تجدیدنظر در قانون تقسمیات کشور و شهرداری­ها و اصلاح تشکیلات ادارى مملکت با توجه به این که اهالى اداره امور محلى خود بیشتر شرکت داشته باشند.

5 - تنظیم برنامه­هاى چند ساله در امور مربوط به کشاورزى و صنعتى و بازرگانى و بهداشت و فرهنگ و تقدیم آن به مجلس شوراى ملى‏

6 - تجدید نظر در وضع مأمورین دولت و تأمین زندگى آبرومند آنها تا بتوانند با کمال فراغت خاطر انجام وظیفه نمایند با تشویق کامل خدمتگذاران صدیق و درستکار و تعقیب و مجازات آنهایی که از مقام خود بر ضرر دولت و ملت سوء استفاده می­نمایند.

7 - استفاده کامل از جوانان تحصیل کرده که شایستگى علمى و عملى و اخلاقى آنها در اموری که برعهده داشتند به امتحان رسیده است.

+++

یادداشت ها
Parameter:294116!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)