کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 187 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه دوم مهر ماه 1330  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: جمال امامى - پیراسته و دکتر بقایى‏

3 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 187

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه دوم مهر ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: جمال امامى - پیراسته و دکتر بقایى‏

3 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت ده و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى نورالدین امامى (نایب رئیس) تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس.

نایب رئیس - صورت غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

غایبین با اجازه - آقایان: شکرایى-  بزرگ‌نیا - اورنگ - منصف - گنجه - اردلان - سرتیپ‌زاده - قاسم فولادوند - غضنفرى - صالح آزاد - طباطبایى - شادلو.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: موسوى - عرب‌شیبانى - دولت‌آبادى - موقر - نصرتیان - خسرو قشقایى - سنندجى - غلامرضا فولادوند - فتحعلى افشار - قراگزلو - ثقه‌الاسلامى - حاذقى - امیر افشارى - ناصر صدرى - حکیمى - رستم‌گیو - صدر میرحسینى - خزیمه علم.

دیر آمدگان با اجازه - آقاى حسین مکى یک ساعت و نیم - آقاى صاحب‌جمع یک ساعت‏

دیر آمدگان بى‌اجازه - آقاى هراتى سى دقیقه - آقاى برومند یک ساعت - آقاى سلطانى سى دقیقه - آقاى حسن اکبر یک ساعت.

نایب رئیس - نسبت به صورت جلسه آقاى کشاورزصدر اعتراضى دارید؟ بفرمایید

کشاورزصدر - بنده نسبت به صورت جلسه از این جهت اعتراض دارم که جناب آقاى رئیس در جلسه قبل فرمودند یک نامه‌اى از دانشگاه اینجا قرائت شود بنده مى‌خواهم توضیح بدهم و عرض بکنم که در مجلس شوراى ملى جز آنچه آیین‌نامه مقرر داشته است نمى‌توانیم ما کارى بکنیم (صحیح است) بنده هم عقیده دارم که به دانشگاه و اساتید دانشگاه بایستى کمک کرد ولى راهش این نیست دولت باید لایحه بیاورد و یا طرح نمایندگان باشد و الا این فتح بابى خواهد شد و اسباب زحمت می‌شود

نایب رئیس - آقاى کشاورزصدر بدبختانه به آیین‌نامه توجهى نفرمودند هم قانون اساسى این موضوع را رعایت کرده و هم آیین‌نامه اصل قانون اساسى قرائت مى‌شود و جواب آقا مطابق آیین‌نامه هم داده می‌شود.

(اصل 27 قانون اساسى به شرح ذیل قرائت شد)

شرح و تفسیر قوانین از وظایف مختصه مجلس شوراى ملى است‏.

کشاورزصدر - این اصل ارتباط به این کار ندارد

نایب رئیس - نامه در مجلس طرح شده موافق و مخالف مى‌توانند صحبت کنند

کشاورزصدر - این طور نیست این آقایان بى‌حساب گفته‌اند و اشتباه کرده‌اند.

نایب رئیس - فعلاً این موضوع مطرح نیست در موقع طرح آقایان مى‌توانند صحبت بفرمایند، آقاى نبوى‏

فرامرزى - این اصلاً معنى ندارد اگر مطابق قاعده نباید باشد خوب است ما همه نباشیم‏

نبوى - جناب آقاى فرامرزى توجه کنید

اسلامى - شرکت فرش هم یک کاغذى نوشته آن را هم قرائت کنید.

نبوى - در جلسه گذشته جناب آقاى تیمورتاش نماینده محترم در اثر تأثر شدید که آن تأثیر بیانات‌شان کاملاً مشهود بود از نمایندگى استعفا دادند (مکرم - قبول نشده آقا) غالباً اقداماتى که در حال تأثر انجام بگیرد یک اقدامات پسندیده‌اى نیست جناب آقاى تیمورتاش از نمایندگان تحصیل کرده و از خانواده‌هاى محترم است جراید یا اشخاصى نسبت به ایشان مطالبى نوشتند در ایشان تأثر شدیدى ایجاد کرده بود که بر اثر آن تأثر دیروز استعفا دادند بنده خواستم که از مقام ریاست استدعا کنم که اجازه بفرمایند که استعفانامه ایشان قرائت نشود و اگر اجازه بفرمایند نمایندگان خراسان یا چند نفر دیگر از نمایندگان که مقام ریاست معین بفرمایند برویم و از جناب آقاى تیمورتاش خواهش کنیم که به مجلس بیایند این قبیل نوشته‌جات یا نسبت‌ها براى غالب آقایان هست و در جریان کارهاى سیاسى اینها چیزهاى بى‌اهمیتى است نباید منتهى به یک چنین تصمیمى بشود و حالا اگر مقام ریاست اجازه بفرمایند در جلسه بعد از ایشان خواهش بکنیم که تشریف بیاورند.

نایب رئیس - نظر مقام ریاست هم نسبت به این موضوع بوده است و حال هر کدام از آقایان میل داشته باشند ممکن است تشریف بیاورند در جلسه دیگر به اتفاق خود بنده برویم و آقاى تیمورتاش را بیاوریم، آقاى فرامرزى.

فرامرزى - بنده هم چیز دیگرى نداشتم که بگویم و همین را می‌خواستم که بگویم چون بعضى‌ها گفتند که استعفاى ایشان صورى بوده در صورتی که همچو چیزى نیست حقیقه و جداً ایشان تصمیم دارند که به مجلس نیایند ولى همان طور که من عرض کردم که یک عضو شریف و جدى قهر کرده از یک قضیه‌اى که به ما مربوط نیست یعنى هیچ وکیلى به او بى‌احترامى نکرده است یک چیزهایى است در خارج و چون هر دو عصبانى هستند از حدود معقول خارج مى‌شوند این است که من خواستم همین استدعا را بکنم که یک عده‌اى از آقایان نمایندگان با نظر هیئت رئیسه برویم و آقا را راضى کنیم که برگردند گو این که اطمنیان ندارم به برگشتن ایشان چون جداً تصمیم گرفته‌اند.

نایب رئیس - آقاى صدر‌زاده‏

صدر‌زاده - عرضى ندارم‏

نایب رئیس - آقاى معدل‏

معدل - بنده نسبت به نامه دانشگاه که در جلسه گذشته اینجا قرائت شد معترضم این طور نامه‌ها را نمى‌شود به این قسم در مجلس قرائت نمود دانشگاه در امور داخلى خود مستقل است و البته اتکایش به وزارت فرهنگ است (صحیح است) وزارت فرهنگ

+++

مى‌بایستى هر نوع مطلبى که دارد عرضه بدارد (صحیح است)

نایب رئیس - آقاى صدرزاده‏

صدرزاده - عرض کنم که مطابق مقررات آیین‌نامه مقام ریاست هر وقت استحضار مجلس را براى مطلبى لازم بدانند می‌توانند آن مطلب را به اطلاع مجلس برسانند در این موضوع نامه‌اى از دانشگاه به عنوان مقام ریاست رسیده بود و مقام ریاست هم آن نامه را در جلسه به استحضار آقایان رسانیدند و از آن طرف هم تفسیر و توضیح قانون از مختصات مجلس شوراى ملى است این مربوط به این که وزیر مربوطه در مجلس باشد نیست براى این که قانونى را مجلس مى‌گذراند و تفسیر آن هم از وظایف خاصه خود مجلس است.

نایب رئیس - آقایان باید توجه بفرمایند که فعلاً آن نامه مطرح نیست که در اطراف آن صحبت بشود راجع به صورت جلسه اگر مطلبى هست آقایان صحبت بفرمایند آقاى ملک‌مدنى.

ملک‌مدنى - چون موضوع مطرح شد در جلسه گذشته بنده نظرم را عرض کردم و لازم است یک تذکرى بدهم بنده شاید به آیین‌نامه و مقررات هم بى‌توجه نیستم اگر ایراد آقایان از این جهت است که دانشگاه حق ندراد که مستقیماً با مجلس شوراى ملى مکاتبه بکند این یک بحث دیگرى است و بنده این را قبول دارم و وارد آن نمى‌شوم. اما اگر چنانچه مربوط به این استعلام است در موقعش بنده توضیح مى‌دهم این صورت مذاکرات است روزى که بنده پیشنهاد دادم قصدم این بود و حکایت از این مى‌کند که منظور مجموع حقوق است.

نبوى - راجع به آن حرفى نیست.

نایب رئیس - با اجازه آقایان نطق‌هاى قبل از دستور شروع می‌شود.

شوشترى - آقا بنده اجازه خواستم راجع به صورت مجلس عرض دارم.

نایب رئیس - آقاى شوشترى‏

شوشترى - بسم الله الرحمن الرحیم. بنده راجع به صورت جلسه حرف مى‌زنم مراد از اعتراض به صورت مجلس نه همین چند برگى است که تنظیم مى‌شود روى تصور ما مثل این که مجلس اطلاق به بنا نمى‌شود مجلس وقتى اطلاق مى‌شود که نمایندگان ملت بیایند و بنشینند در امور مملکت اتفاق‌نظر بکنند و قانون وضع بکنند مجموع آن مجلس است و مجموع صورت مجلس و نطق نمایندگان آن چیزى است که منظور ملت و علم ملت به او حاصل می‌شود با وضعیتى که آقاى رئیس مجلس شوراى ملى طبق نامه‌اى که به ما نوشتند تأمین کردند منظور ما را از نطق و بیان مفهوم اصلى آن این است که ملت ایران از گفته و نظر و فکر نمایندگان اقلیت مطلع بشود و این نتواند شدن مگر آن که با وسائل مفید ملى ممکلت به سمع موکلین محترم و تمام ملت برسد نه آن که پریروز شجاع شفا با آن سوابق که خواهر‌زاده فلان وزیر یا دست راست آقاى نخست‌وزیر حسین فاطمى که موقع صحبت نیست و در موقع خودش تشریح خواهم کرد دستور داده‌اند که نطق نمایندگان اقلیت را در رادیو براى ملت ایران گفته نشود و منعکس نشود که مردم در خارج نفهمند منظور چیست و سیاست مرموز چیست خرد خرد با دست از خیک شیره بکشیم و خیک شیره دست از ما نکشد چهار ماده را دیدم که رد کردند خوب باید دقت کرد یا از طرف مقام ریاست صورت مجلس تصویب نشود صورت مجلس تصویبش این است که مردم ایران از افکار نمایندگان مطلع شوند آن وقت تصویب شود وگرنه این حرف‌ها نیست و این لوطى بازى باید تمام شود.

نایب رئیس - متأسفانه آقایان از اعتراض به صورت جلسه سو استفاده مى‌کنند در این موضوع به خصوص هم البته در رادیو باید یا نطق تمام نمایندگان گفته بشود یا آن که اصلاً گفته نشود این است که از آقاى وزیر جنگ و آقاى وزیر کار خواهش مى‌شود که این موضوع را طرح بکند و یک تصمیمى گرفته بشود یا باید نطق هیچ نماینده‌اى خوانده نشود یا بدون استثنا خوانده شود (شوشترى - باید همه قرائت بشود)

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: جمال امامى - پیراسته و دکتر بقایى.

نایب رئیس - با اجازه آقایان نطق‌هاى قبل از دستور شروع می‌شود آقاى شوشترى نوبه خودشان را به آقاى جمال امامى داده‌اند (شوشترى - صحیح است) آقاى جمال امامى‏

جمال امامى - بنده امروز قصد نداشتم اینجا عرایضى بکنم ولى رفقا امر فرمودند و بنده هم ملزم به اطاعت بودم بنابراین مطلب خاصى در نظر ندارم عرض بکنم ولى بدبختى ما به اندازه‌اى است که هر چه بگوید آدم جا دارد قبل از این که وارد موضوع شوم یک نکته مهمى را تذکر می‌دهم به مقام ریاست آقاى رئیس مجلس شوراى ملى به وسیله بنده نامه‌اى به نمایندگان اقلیت مرقوم فرمودند و در آنجا تأمین جانى و همچنین تأمین آزادى و نطق و بیان را براى آقایان نمایندگان اقلیت تصریح فرمودند ولى از قراری که بنده شنیدم دیشب که دو نفر از نمایندگان اقلیت در مجلس بوده‌اند یک نفرى به عنوان سوء قصد آمده است و اینجا از قرارى که شنیدم او را تعقیب کرده‌اند و فشنگ او را هم برداشته‌اند که در بازرسى مجلس هست ملاحظه می‌فرماید که در مجلس شوراى ملى تأمین ندارند این تذکرى بود که به مقام ریاست دادم تا اگر راستى نمى‌توانند محیط مجلس را ایشان چنانچه باید حفظ بکنند بهتر است که مجلس نشود عرض کنم ما هرچه بگوییم مى‌دانم موجب سرازیر شدن سیال فحاشى و هتاکى و تهمت خواهد بود ولى از آنجایى که آن روزنامه‌هاى فحاش مزد می‌گیرند و فحاشى مى‌کنند بنده بحثى بر آنها ندارم و مزد آنها هم به نسبت غلظت فحاشى آنها است و دیگر این که در قاموس فارسى دیگر گمان نمی‌کنم جناب آقاى فرامرزى فحشى مانده باشد که نداده باشند و ناسزایى نمانده که نگفته باشند (فرامرزى - به کدام یک از دو دسته) بنابراین، حالا عرض مى‌کنم دیگر چیز تازه‌اى نخواهند داشت و چیزى که گفته شد دیگر مبتذل است و اثر خودش را از دست می‌دهد بنابراین روى سخن بنده و نمایندگان اقلیت با آن روزنامه‌هایى است به آن اشخاصى است که گمراه شده‌اند مى‌خواهم عرض کنم که اینها چرا این قدر فحش به ما مى‌دهند

5 ماه است از تصدى آقاى دکتر مصدق مى‌گذرد اقل مایقنعش این این است که ما پنج ماه پیش از دیگران قضایا را پیش‌بینى کردیم در این 5 ماده آن چیزهایى را که ما گفتیم صورت تحقق به خود گرفته حالا آقاى فرامرزى ممکن است بفرمایند که ما امیدواریم خوب ما همه امیدواریم به این که قضایا حل شود ما هم از خدا مى‌خواهیم بگذارید این قضایا حل بشود بر طبق دلخواه جنابعالى آن وقت بیایید تف بیندازید به صورت من و عجالتاً که ما از شما جلوییم ما چند ماه است که این بدبختى‌ها را پیش‌بینى کردیم که وضعیت داخلى‌مان و وضعیت اقتصادی‌مان وضعیت تأمینیه‌مان این است وضعیت مشروطه‌مان این است در سیاست خارجى خودشان آقایان بهتر از بنده مى‌دانند عوض این که دوستى براى خودمان بتراشم دشمن می‌تراشند وضعیت نفت هم این است که مى‌بینید ما کجایش را تاکنون خلاف گفته امیدوار باشیم انشا الله بر طبق دلخواه آقایان انجام خواهدشد ما همه از خدا مى‌خواهیم که شما حق داشته باشید و ما اشتباه کرده باشیم ولى بگذارید اگر آن روز رسید آن وقت شما به ریش ما مى‌خندید و ما می‌آییم استغفار مى‌کنیم ولى حالا چرا؟ عرض می‌کنم که در دوره 14 این دوست عزیز من جناب آقاى فرامرزى که سال‌ها است با من دوست است من هم به او ارادت دارم او را آدم شریفى هم مى‌دانم گو این که گاهى کج سلیقه است (فرامرزى چیز عجیبى است عقیده مرا نسبت به خودتان مى‌فرمایید) ولى تاکنون آقا تصدیق مى‌فرمایید که من اشتباه نرفته‌ام تاکنون که من حق داشته‌ام خودتان اقرار دارید عرض بکنم که به تبعیت آقاى دکتر مصدق ایشان هم خیلى سمپاتى به حزب توده داشت و گاهى هم به ما بى‌لطفى مى‌فرمودند (اشاره به آقاى دکتر معظمى) جنابعالى هم در صف‌شان بودید (دکتر معظمى - بنده)

بنده یک نامه سرگشاده‌اى عرض کردم به ایشان نوشتم که من براى شما حسن نیت قائلم و شما را خادم مى‌داند ولى بگذارید جریان قضایا شما را از اوضاع آگاه خواهد کرد بعد ایشان آگاه شدند و قلم برانش را به کار انداخت و براى مملکت یک دنیا قیمت داشت چنانچه ما وقتى حبس بودیم تمام دلخوشی‌مان به این بود که مقالات فرامرزى را بخوانیم بعد که قضایاى آذربایجان حل شد و ما از حبس بیرون آمدیم یک روزى به من گفت که فلانى تفاوت من و تو این است که تو دو سال قبل از من مى‌فهمى ولى حالا هم اگر من امیدوارم بودم که دو سال وقت خواهد بود باز عرض نمى‌کردم ولى مى‌ترسم در این قضیه دو سال فرصت نداشته باشیم و اوضاع و احوال شما را زودتر آگاه بکند (فرامرزى - خدا نکند) خدا نکند ولى این طور نیست آن دفعه شما مى‌گفتید خدا نکند شد.

در جلسه‌اى که آقاى نخست‌وزیر تشریف آورده‌اند در مجلس و ما نبوده‌ایم دلخوشى به ملت ایران داده است و گفته است اگر حریف بخواهد ما را به زانو در بیاورد حریف قوى‌تر از او ما را خواهد بلعید این دلخوشى است که به شماها داده است قضیه آن کاشى به نظر آدم مى‌آید گفت پا را از خط بیرون گذاشتم این هم دلخوشى است این چه دلخوشى خوبى است که به ما مى‌دهند ما تمام این کارها را کرده‌ایم تمام این نهضت‌ها را کرده‌ایم نفت را ملى کردیم براى چى؟ براى این که عواید این ملت بیشتر بشود و ریشه کمونیسم را از این مملکت بکنیم ایشان آمده‌اند قضیه نفت را وسیله از بین رفتن مملکت و تسلط کمونیسم بر مملکت قرار داده‌اند ما مى‌خواهیم نفتى نباشد که این فکرها پیش بیاید آقاى فرامرزى وقتى که قید تعصب و احساسات را از پا برمی‌دارد راستى اعجاز مى‌کند در یکى از مقالاتش دیدم که خطاب به آقاى مهندس حسیبى نوشته بود شما آقا قیمت استقلال مملکت را دو چلیک نفت مى‌دانید؟ ببینید بهتر از این مى‌شود گفت حالا من نمى‌دانم قیمت استقلال مملکت ما چیست همان است که فرامرزى گفته دو چلیک نفت؟ آقاى دکتر مصدق ما را می‌ترسانند که حریف قوى‌تر ما را خواهد بلعید ما هم از همین می‌ترسیم ولى خود این آقایان عجب اینجا است مى‌نویسند و مى‌گویند که دست حریف دیگرى هم در این کار هست اینها را آنها تقویت مى‌کنند و حزب توده را آزاد گذاشته‌اند که هر چه مى‌خواهد مى‌کند و مسلط بر مملکت و اوضاع بشود و چون ما مى‌گوییم دست اینها را ببرید مى‌گویید ما اجنبى پرستیم و آنها خادمند ما خائنیم و آنها خادمند می‌گویم

+++

بله شما خادمید هر دو دروغ گفته باشیم (مکى - قیاس به نفس مى‌فرمایید) این طور هست یا نیست؟ مگر شما نمى‌گویید که حزب توده را بیگانگان تقویت مى‌کنند و انگلیس‌ها هم دست دارند مگر اینها را نمى‌گویید و نمى‌نویسید ده دفعه در این مجلس نگفته‌اید؟ چرا ریشه‌اش را نمى‌کنید؟ این تنها من بودم که ده دفعه در این مجلس هى داد زدم که چرا ریشه‌اش را نمى‌کنید؟ (مکى - ریشه‌اش نفت جنوب است) چه به وسیله شوروى چه به وسیله انگلستان چه نفت جنوب هر چه باشد فعال این اوضاع بهانه‌اى شده که آن حزب بیاید و مسلط بشود. پیشواى شما مى‌آید ما را تهدید مى‌کند که آنها مسلط خواهند شد چیزى عجیبى است حالا وقتى مى‌گویم که بیایید به این سؤال من جواب بدهید که شما خودتان این حرف‌ها را می‌زنید خودتان مى‌بینید حزب توده مسلط بر این مملکت شده چرا جلویش را نمی‌گیرید می‌آیند آسمان و ریسمان به هم می‌بافند آقاى کشاورزصدر می‌فرمایند فلان و آقاى فرامرزى هم مى‌فرمایند فلانى حرف‌هاى تو حسابى است ولى حالا صلاح نیست (فرامرزى - خواهیم گفت یا گفته‌ایم؟) خواهد فرمود عرض کردم اگر بنده نگران نبودم که دو سال وقت نخواهیم داشت جناب آقاى فرامرزى باز هم این عرایض را اینجا نمی‌کردم ولى باکم از این است که دو سال وقت نداشته باشیم آقایان راستى آدم متأثر مى‌شد شنیده‌ام این اواخر رادیو مسکو از جناب آقاى دکتر مصدق تعریف می‌کند و ایشان را وطن پرست می‌داند مى‌دانید که مفهوم وطن پرستى در قاموس رادیو مسکو یعنى چه؟

این را دیگر من توضیح و تشریح‏ نکنم مفهومش را براى آقایان بهتر است. یک جوانى اینجا متحصن شده مدیر یک مجله‌ای است به من هم یکی دو کاغذ نوشته مى‌گوید آقا من در مجله خودم یک چیزى نوشته‌ام که عده‌اى توطئه‌اى کرده بودند براى تغییر رژیم اسم آنها را هم بردم حالا کشته شدن بنده هم بود این را اهمیت نمى‌دهم که کشته بشوم سر خم مى‌ سلامت شکند اگر سبویى آقاى دکتر بقایى سلامت باشند (دکتر بقایى - شما سبو شدید) کشته شدن ما به جهنم این مدیر مجله مى‌نویسد یک عده‌ای توطئه چیدند براى تغییر رژیم من جلسات آنها را گفتم اسم آنها را گفتم حالا عوض این که آنها را تعقیب کنند که ببینند چه بوده صحیح است یا نه من را تعقیب مى‌کنند بیایید از من تحقیق کنید ولى آن اشخاصى را که من گفته‌ام و اسامی‌شان را منتشر کرده‌ام آنها را هم با من رو به رو کنید عوض این کار می‌روند توطئه دروغى درست مى‌کنند که بعد هم فردا تکذیبش مى‌کنند که در قبلاً این یک کارى کرده باشند یک چیزى گفته باشند آقا این که مملکت دارى نیست آقا ما نفت را ثروت را مملکت را حتى براى رفاه مردم مى‌خواهیم براى رفاه و آزادى خودمان مى‌خواهیم اگر بنده با این وضعیت بخواهم زندگى کنم مرده شوى ببرد نفت را اگر بنده بخواهم هر روز از خانه‌ام به خانه دیگر که می‌روم با گارد بروم با عده‌ای بروم مرده شوى نفت را ببرد و این در زمان کسى است که چهل سال داد مشروطیت زده داد آزادى زده چهل سال ما‌ها را فریب داده و من براى این گفتم او نخست‌وزیر شود که خیال مى‌کردم اقلاً آزادى را رعایت خواهد کرد شنیده‌ام به دو نفر از وکلاى آذربایجان گفته من با مجلس شوراى ملى کارى ندارم امیدمان به دکتر مصدق چه بود ایشان حرف‌هایى می‌زدند که غالبش صحت نداشت.‏

نایب رئیس - جناب آقاى امامى وقت آقا تمام شده.

عده‌اى از نمایندگان - رأى بگیرید رأى می‌دهیم.

آشتیانى‌زاده - وقت مى‌دهند آقا

نایب رئیس - چقدر وقت لازم دارید آقا؟

جمال امامى - یک ربع وقت لازم دارم‏

نایب رئیس - اجازه بدهید رأى می‌گیریم آقایانى که با یک ربع اجازه صحبت کردن آقاى امامى موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصوب شد، بفرمایید.

جمال امامى - عرض کنم البته من مى‌دانستم دکتر مصدق آدم کج سلیقه‌ای است آدم لجوجى است، آدم منفى بافى است می‌دانستم تحت تأثیر عوامل خارجى و داخلى خارجى منظورم خارج از ممکلت نیست خارج از دولت است می‌رود ولى این امید را نداشتم که دکتر مصدقى که چهل سال سنگ آزادى را به سینه زده است اول کارش اعدام آزادى باشد سلب آزادى حتى از وکلا باشد این را باور نمی‌کردم این نقض غرض است یک کسى با وسایلى بیاید پیشواى ملى بشود و تا آمد لگد به تمام گفته‌هاى قبلیش بزند این عجب است بنده یک دفعه دیگر اینجا عرض کردم خاطر مبارک آقایان هست آقاى دکتر مصدق پنج دقیقه به مجلس مهلت نداد براى تصویب نه ماده گفت همین امروز در همین جلسه باید تصویب بشود ما گفتیم آقا یک خرده صبر کن یک خرده مدارا کن نخست‌وزیر بشو مطالعه بکن بگذار ما مطالعه بکنیم قبول نکرد گفت همین جلسه باید تصویب شود هر روز که بگذرد و سیصد هزار لیره از جیب ما می‌رود پنج ماه است که گذشته آن روز اگر در دو روز مهلت مى‌داد به مجلس این پنج ماه پیش نمی‌آمد هنوز چند ماه دیگر ما گرفتار این مسائل نفت و این تعبیر تفسیر خواهیم بود من نمى‌دانم (شوشترى - چند سال دیگر) پیشنهاد اندر پیشنهاد یک روز مى‌گویند ما با انگلیس‌ها قطع کردم اولتیماتوم دادیم بعد پشیمان مى‌شوند پس مى‌گیرند براى هریمن مى‌فرستند او پس مى‌فرستد براى انگلیس مى‌فرستد آنها هم پس مى‌فرستند این چه مسخره بازى است؟ این چه خیمه شب بازى است؟ کجاى دنیا چنین سابقه‌اى داشته است خجالت هم نمی‌کشیم که رادیوى لندن بر دارد بگوید پیشنهادى بدون امضا بدون تاریخ براى ما فرستاده‌اند (ابریشم‌کار - شاید دروغ گفته) خدا کند دروغ گفته باشد بگویند دروغ گفته من نمى‌فهمم ما تمام امیدمان این بود در این گیر و دار من بارها با این آقایان مخصوصاً آقاى دکتر بقایى صحبت کرده بودم که آقا ما یک کارى بکنیم که جلب دوستى و اعتماد امریکا را به خودمان بکنیم که ما را این وسط نگهدارد و از شر این حریف‌ها ما را حفظ کند نتیجه حکومت پنج ماهه آقاى دکتر مصدق این شده است که امریکا هم از ما روگردان شده است هریمن بر مى‌دارد به ما جواب فحش مى‌دهد آن جواب در آنال دیپلماسى جناب آقاى دکتر معظمى باید به فحش تعبیر شود (مکى - بر دامن کبریاش ننشیند گرد) ولم کن آقا این حرف‌ها چیست! راستى که بر دامن کبریاش ننشیند گرد راست که به چه چیز دلخوشیم با حرف بر دامن کبریاى خیلى از بزرگتر‌هاى ما گرد مى‌نشیند (دکتر بقایى - ولى بر دامن ایران نمى‌نشیند) مگر آقا تشریف ببرند (اشاره به آقاى مکى) آنجا کارها را اصلاح کنند مسخره است بر دامن کبریایش ننشیند گرد یعنى خلاصه هر چه می‌شویم بشویم (مکى - پس زنجیر اسارت انگلیس‌ها به گردن بگیریم) (زنگ نایب رئیس)

نایب رئیس - آقاى مکى اجازه بفرمایید صحبت‌شان را بکنند نطق قبل از دستور است.‏

جمال امامى - مفهوم خوب و بد در این مملکت از بین رفته است خود دکتر مصدق باور بفرمایید مفهوم خاصى و ثابتى براى خوب و بد قائل نیست امروز یک چیزى در نظرش خوب است فردا بد کجا است دکتر شایگان یک روزى من و او این ور و آن ور دکتر مصدق نشسته بودیم در تحصن دربار او از طرف کابینه قوام‌السلطنه آمده بود و از انتخابات قوام‌السلطنه دفاع می‌کرد بنده با ایشان متحصن بودیم حالا چرا متحصن بودیم طولانى است آن روز من بایزید بودم او یزید بود امروز او بایزید است من یزید آن روز در کمیسیون نفت تشریف داشتیم که آن قدر پایه لطف را بالا بردند که خواستند وضو بگیرند دست من را ببوسند همین آقاى مکى وساطت کردند که به روبوسى قناعت بکنید امروز من چون گفتم این کارت غلط است من شده‌ام خائن من شده‌ام جانى حتى من شده‌ام دزد ملاحظه بفرمایید همین چندى قبل آقاى کشاورزصدر و آقاى اسلامى در قضیه قانون تصفیه اینها به آنها بد می‌گفتند آنها به اینها بد مى‌گفتند حالا شده آن بایزید چرا؟ براى این که امروز بر وفق مراد ایشان قدم بر می‌دارند حالا کى‌ها هستند من نمی‌دانم اهمیتى ندارد آن روز غالب این آقایان در صف مخالف ایشان بودند غالب اینهایى که نشسته‌اند بد بودند من خوب بودم حالا من بدم اینها خوبند فردا بدانید که شما هم بد مى‌شوید یکى دو تا نیست وقتى ملاک و تشخیص عمل در یک مملکتى این شد شما خیال مى‌کنید این جامعه روى سعادت مى‌بیند این جامعه را باید ازش انتظار داشته باشید که تشخیص خوب داشته باشد

دیشب شنیدم اینجا یادداشت کردم رئیس بانک دماوند دویست و هشتاد هزار تومان پول برداشته برده داده به حزب توده براى جشن مهرگان (محمدعلى مسعودى - صحیح است قبلاً هم گزارشى داده بودند در چهار ماه پیش که این توده‌ای است برش دارند) ما مسلط بر هیچ جریانى نیستیم یک قدرى فکر کنید آقایان یک قدرى تأمل کنید به نام نفت مملکت دارد از بین می‌رود این یعنى چه رئیس بانک پول بانک را بر مى‌دارد می‌برد مى‌دهد به حزب توده براى این که جشن مهرگان را بگیرد حزب توده احتیاجى هم ندارد ماهى میلیون‌ها می‌گیرد این را هم برده داده به آنها راستى بر سر ما خاک مرده پاشیده‌اند اگر شما‌ها مى‌گویید که ما وخامت اوضاع را نمى‌بینم من باور نمی‌کنم یا تحت تأثیر احساسات قرار گرفته‌اید که وکیل ملت نباید تحت تأثیر احساسات قرار بگید و یا این که خداى نکرده مغرضید (شوشترى - و یا ترسیده‌اید) آقاى فرامرزى عزیزم مرقوم فرموده بودند که اقلیت نقش انگلیس را بازى می‌کند یا قریب به این مضمون شما را به خدا شما را به وجدان‌تان یک نظر بیاندازید از چپ و راست این مجلس ببینید خدا نکرده آن اشخاصى که عمال انگلیس نام دارند در این مملکت در صف اقلیت هستند یا در صف شما آن اشخاصى را که شما از دست‌شان داد داشتید در جنوب و چنین و چنان مى‌کنند به دستور انگلیس‌ها آنها در صف شما هستد یا در صف ما، آن اشخاصى که شما آمدید به من گفتید به دستور انگلیس‌ها نمی‌گذارند من از لار وکیل شوم آنها در صف ما هستند یا در صف شما (محمدعلى مسعودى - هیچ ایرانى در صف خارجى قرار نمی‌گیرد) به زعم ایشان من مى‌گویم آقا، به نظر ایشان من عرض مى‌کنم چه باید کرد نمی‌دانم عاقبت این مملکت چه خواهد شد ولى بر ما بود مثل همیشه که بگوییم حالا آقایان مى‌پذیرد نمی‌پذیرند ملت آگاه مى‌شود نمی‌شود دیگر بر ما هرجى نیست ما یک اقلیتى بیش نیستیم توانایى بیش

+++

از این هم نداریم هر چه تهمت بوده فحش بوده ناسزا بوده ارعاب بوده است و تهدید بوده تحمل کردیم و این هم جانبازى و فداکارى است آدمى که جانش را در مهلکه مى‌اندازد که مزد نمى‌گیرد هیچ وقت آقاى دکتر معظمى براى جان که مزد نیست آقایان یک قدرى تأمل بفرمایید پنج ماه است وقت مملکت ما به این طریق تلف شده و تمام این اوضاع و احوال هم باید به این طریق ادامه پیدا بکند تا نقش‌هاى دیگر معلوم شود بنده یک سال پیش اینجا عرض کردم متوجه باشید انگلستان با چین چه رفتارى کرد چین را کمونیست کرد براى این که دست امریکا را از چین کوتاه بکند نیایید بگویید انگلستان مانع خواهد شد از این که ایران کمونیست بشود نه خیر مانع نخواهد شد بلکه به قول خودمان تحریک خواهد کرد که‏ به این بهانه او هم بیاید (دکتر بقایى - ولى آرزوى جنوب را به گور خواهد برد) آرزو وقتى ما بیدار شدیم به آرزوى شما خوش باشیم؟ نوشته بودند به جناب آقاى شوشترى در ملجس که بنده با ایشان نزاع کردم بنده با هیچ کس نزاع نمی‌کنم بالاخص با یک دوست ...

نایب رئیس - آقا بدبختانه یک ربع دیگر هم باز تمام شد

جمال امامى - بنده عرایضى داشتم که باید عرض کنم و جرایدى است که مى‌خواهم به آقایان نشان بدهم این مجله تهران مصور را که آقاى معدل می‌نویسد بردارید ببینید راجع به حزب توده چه مى‌نویسد که در این پنج ماه حزب توده به کجا رسیده این را آقاى معدل می‌نویسد طرفدار دولت مى‌نویسد بردارید ببینید چه نوشته است بله تهران مصور را ایشان مى‌نویسد ..

نایب رئیس - اجازه بدهید اگر بخواهید صحبت بفرمایید باید رأى گرفت‏.

دکتر مجتهدى - اجازه بفرمایید که نطق‌شان را تمام کنند یک ربع یک ربع یعنى چه‏

نایب رئیس - رأى مى‌گیریم، آقایانى که موافقند ایشان ادامه بدهند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

حائرى‌زاده - پنج ساعت هم وقت بخواهند ما موافقیم ما همیشه طرفدار آزادى بیان بوده و هستیم.‏

نایب رئیس - بفرمایید آقاى جمال امامى‏

جمال امامى - پریروز آقاى تیمورتاش این قدر متأثر شدند که مرا هم متأثر کردند گمان مى‌کنم که تمام آقایان را متأثر کرد یک جریانى است در جامعه‌اى بشر آمده یک مقرراتى وضع کرده براى این که جامعه از هم نپاشد یک الفاظى را منع کرد که اینها گفته نشود براى این که فرض کرده گفتن و شنیدن این الفاظ جامعه را از هم می‌پاشد باور بفرمایید اگر یک قطره از این الفاظ در یک جامعه زنده ریخته شود آن جامعه تحلیل می‌رود من نمی‌توانم بگویم این چه چیز است (روزنامه اصناف را نشان دادند)

فرامرزى - این روزنامه اصناف است.

جمال امامى - بله روزنامه است‏

صفایى - بازش کنید

جمال امامى - لازم نیست زیرش است که بنده و آقاى آزاد را برده به قتلگاه آن اهمیت ندارد این عبارت چیست (مکرم - عبارتش را بخوانید) خواندن ندارد (شوشترى - از آن پدر این پسر لازم است ابراهیم خالدار معروف است پسر اسمعیل هکه‌اى) این حرف‌ها را نزنید نگاه کنید! اینجا یک کلیشه انداخته‌اند (روزنامه دیگرى را نشان دادند) که من سیگار استوکس را آتش مى‌زنم اولاً بنده اگر با استوکس مواجه مى‌شدم و سیگار دستم بود حتماً سیگارش را آتش می‌زدم هر کسى نکند بى‌ادب است ولى آن روز که استوکس آمد در مجلس من با او مواجه نشدم که سیگارش را آتش بزنم آن روزى که آمد مجلس در جایى که نشسته بود آقاى رئیس و آقاى رفیع کنارش نشسته بودند اولاً سیگارت نمى‌کشید سیگار مى‌کشید و من هم که آنجا بودم سه متر با ایشان فاصله داشتم و وقتى صحبت مى‌کردیم من ازش سوال کردم که کى با شما تماس گرفته براى تنظیم هشت ماده گفت یک عده‌اى من جمله اعضاى خلع ید حالا راجع به آن موضوع عرضى نمى‌کنم بنده با او مواجه نشدم اگر مواجه شده بودم سیگارش را آتش مى‌زدم اگر نمى‌کردم بى‌ادبى بود این دستورى است که پیشواى روحانى ما داده است من که کارم سیاست است آن روحانى وقتى که با او نشسته است هم سیگار به دستش داده و هم مى‌خندد (مجله‌اى را نشان دادند) این کلیشه را که مرا با استوکس کشیده‌اند ساخته‌اند آقاى فرامرزى شما به آقاى دکتر فاطمى بفرمایید اصل کلیشه‌اش را بیاورند اگر آوردند من قبول دارم، مى‌گویم چه احتیاجى دارد خبر لغوى را کلیشه‌اش بسازید و منتشر کنید آخر این کار بدى نیست که بنده سیگار استوکس را آتش بزنم مى‌گویم آیت‌الله کاشانى هم سیگار می‌دهد هم گل مى‌دهند هم مى‌خندد ولى این را چرا درست مى‌کنى می‌سازى این یک چیز لغوى است پایه فکرشان را ببینید چقدری است حق دارند وقتى رئیس دولت مى‌آید در مجلس شوراى ملى می‌گوید یک عده‌اى رفته‌اند به استوکس گفته‌اند پدر عزیز من اینها حق دارند که فحش زن و بچه بدهند آن که را رهبر چنین گمره بود حسابش با کرام‌الکاتبین است آخر این هم حرفى است که نخست‌وزیرى بیاید در مجلس شوراى ملى بگوید یک عده‌اى ایرانى رفته‌اند به استوکس گفته‌اند پدر عزیز من ما را رها نکن این از یک رئیس دولتى شایسته است حالا اگر یک روزنامه‌اى مى‌نویسد عیبى ندارد ولى از رئیس دولت عیب است نخندید آقاى دکتر معظمى در قهقهه کبک دو صد صد چنگل باز است‏ اندر پى هر خنده دو صد گریه مهیا (شوشترى - سؤال هم مى‌کنیم نمى‌آیند جواب بدهند) جواب بدهند؟ آخر شما را به خدا شما را به انصاف‌تان این نوشته‌ها این روزنامه‌ها که شما حتى اسامى‌شان را نمى‌دانید اینها شده‌اند خادم مملکت ما شده‌ایم جیره‌خوار انگلیس من تا امروز یک انگلیسى را نمى‌شناسم انگلیسى هم حرف هم نمى‌زنم سایر زبان‌ها را حرف مى‌زنم ولى انگلیسى حرف نمى‌زنم امسال براى اولین دفعه براى این که نفت را ملى کرد بودیم رفتم به سفارت انگلیس براى این که نگویند ملتى با ملتى دشمنى دارد ما احقاق حق خودمان را کردیم وقتى وارد شدم آنجا حتى یک نفر از آنها هم من را نشناخت گویا گفته بودند که این همان لندهور است (فرامرزى - چى چى آقا) هیچى (خنده نمایندگان) خوب حالا مى‌خندید انشا الله خدا خنده را از شما نگیرد آقاى فرامرزى انشا الله همیشه بتوانید بخندید ولى من که دل ندارم بخندم اوضاع را خیلى خراب‌تر از آنچه هست مى‌بینم (شوشترى - انشا الله خدا خودش ما را نگهدارد) آقا آن روزى که آمدیم در مجلس لغو قانون مطبوعات را تصویب کردیم عصرى آقاى رئیس مجلس یک چاى داد و به بنده هم تلفن فرمودند که شما هم بیا که از این مدیران روزنامه‌ها خداحافظى بکنیم آنجا من عرض کردم آقایان این کار را که ما کردیم براى این بود که به شما در قضیه نفت احتیاج داریم مرحوم رزم‌آرا هم زنده بود (دکتر بقایى - افکار کودتا هم داشت حالا کشف شد) و در چنان دولتى که ممکن است در پس پرده افکارى داشته باشد ما مى‌خواهیم از شما استفاده کنیم و از شما استدعا مى‌کنم که عفت قلم را مراعات کنید و حفظ کنید که آزادى قلم کار را به جایى نکشاند یک قانونى شدیدتر از این بیاورند، یکى از آقایان مدیران جراید که گمان مى‌کنم آقاى عمیدى‌نورى بودند به من جواب داد که فلانى شما حق دارید و ما نخواهیم گذاشت این کار بشود کوشش خواهیم کرد که در بین ما‌ها افرادى نباشد که لطمه به حیثیت ما بزنند، آخر شما را به خدا تاکنون شنیده‌اید. دیده‌اید که یک همچو سابقه‌اى باشد که این همه سیل فحاشى و به این وقاحت در روزنامه‌ها نوشته شده باشد. آخر یکى ابقا کرده‌اند چى نگفته‌اند آقا به ناموس افراد هم کار دارند این را چرا مى‌پذیرید همه افراد در دنیا حیثیت می‌خواهند شما وکیل مى‌شوید براى چه؟ براى این که حیثیت‌تان محفوظ باشد اگر حیثیت نداشته باشید مرده شوى این زندگى را ببرد چرا استفاده مى‌کند آیا شما‌ها هم استفاده مى‌کنید؟ (فرامرزى - دولت استفاده نمى‌کند) (شوشترى - دولت به ایشان کمک می‌کند) خوب کوته فکرها خیال می‌کنند که دولت استفاده مى‌کند این عاقبتش چیست ملت ایران آمد یک نهضتى کرد براى یک منظورى حالا آمده‌اند به این نموده‌اند که بین ملت دو دستگى هست دو هیئت هست عده زیادى مزدور اجنبى هستند، عده‌اى تحت رعب قرار گرفته‌اند عده‌اى مجبور شده‌اند این نقض غرض است آن حرف‌هایى که زده‌اید معنایش پوچ مى‌شود، آخر شما براى لغو قرارداد 1933 چه ایرادى داشتید گفتید آزادى نبود و حالا خودتان مى‌آیید دستى دستى ثابت مى‌کنید که حالا هم آزادى نیست آقا این خیانت است نه آن کسى که مى‌آید تنقید مى‌کند در هر صورت بنده آنچه مى‌بینم این است که این مملکت چهار نعله به طرف کمونیست و انقلاب کمونیسم می‌رود و گمان مى‌کنم شواهد و قرائن هم دارم که آرزوى انگلستان هم این است و حالا هم ما نقش آنها را بازى مى‌کنیم و خواهید دید که آتش‌ تر و خشک را خواهد سوخت.

آقاى دکتر مصدق و طرفداران ایشان را هم مى‌بینیم از این آتش مصون نخواهند بود. آن روز را دریابید و آن روز هم خواهد آمد ولى مطمئناً خواهیم دید و هر کسى هم که بگوید نیست یا نمى‌بیند یا مغرض است یک جماعت در این مملکت مسلط بر تمام اوضاع شما است و کاملاً هم متشکل است و چیز دیگرى هم جلویش نیست متشکل به وسیله اجنبى یا اجانب. پول دارند وسیله دارند تمام تشکیلات‌شان را اجانب متشکل کرده‌اند همه چیز دارند و در این حال هم ما توى سر هم مى‌زنیم تمام مراکزى که باید دفاع کنند آنها را هم تیشه به ریشه‌شان مى‌زنید آنها را هم سبک‌شان مى‌کنیم و این است که بر ما مسلط خواهند شد، بنده دیگر عرضى ندارم.‏

کشاورزصدر - آقاى رئیس بنده طبق ماده 90 یک توضیحى دارم‏

نایب رئیس - آقاى پیراسته بفرمایید

پیراسته - مقدمه راجع به اداره تبلیغات که یک اداره‌ای است که باید براى مملکت مفید باشد و حالا به صورت بسیار مفتضح در آمده چند جمله به عرض می‌رسانم تأسیس اداره رادیو یکى از اقدامات مفید دوره گذشته به شمار می‌رود و اینک به جاى آن که صرف نشر اخبار کشور و جهان بشود و مردم را در جریان واقعى امور مملکت خود بگذارید به صورت یک دستگاه دروغ

+++

پردازى و تملق و چاپلوسى از چند نفر در آمده و مهم‌ترین مسائل کشور یعنى جریان مذاکرات مجلس که از جزء جزء آن باید ملت ایران مستحضر شود به میل گردانندگان آن تحریف مى‌نماید و ما نمایندگان اقلیت تصمیم گرفته‌ایم اگر از امروز این اداره تغییر رویه ندهد هنگام طرح لایحه بودجه یا یک دوازدهم براى حذف بودجه این اداره پافشارى و اقدام کنیم زیرا اگر قرار است این مؤسسه به نفع چند نفر اداره شود چرا هزینه‌اش را از بودجه فقیر مملکت بپردازیم و خود آن چند نفر از اواید شخصى یا از محل ثروت‌هاى هنگفت باد آورده اخیر خود هزینه‌اش را بپردازند در هر صورت مخبر رادیو بگوید به اولیاى رادیو که ما در موقع دوازدهم نخواهیم گذارد که بودجه رادیو تصویب شود (دکترطبا - صحیح است تمام غرض شخصى است.) اما در جلسه گذشته یکى از آقایان نمایندگان محترم اکثریت اظهار داشتند که چرا وکلاى اقلیت به جاى حمله و انتقاد که شأن اقلیت است به دفاع از خود مى‌پردازند نماینده محترم توجه نفرمودند (فرامرزى - نماینده محترم بنده بودم) که اقلیت فعلى با این که هیچ وسیله تبلیغاتى در اختیار ندارد و با تمام مبارزات ناجوانمردانه‌اى که با آن مى‌شود اگر از تریبون مجلس براى دفاع از خود استفاده نکند چه کند مگر نمى‌بینید که با ما چگونه رفتار مى‌کنند و چطور آزادى و امنیت را از همه ما سلب کرده‌اند با کدام یک از اقلیت‌ها تاکنون این طرز رفتار شده که با ما مى‌شود بنده با وجودی که حق بود قدرى به جواب گویى حملات ناجوانمرادانه که به فرد فرد ما می‌شود بپردازیم و در مورد انتشارات بعضى اوراق معلوم‌الحال و خلق الساعه که هر چه لایق و درشان اداره کنندگان و حامیان و بانیان آنها است به ما مى‌گویند و این که از چه بودجه‌هایى اداره مى‌شوند مطالبى به عرض برسانم از این قسمت صرف‌نظر نموده و مطالب دیگرم را به عرض مى‌رسانم. راجع به نفت بالغ بر نیم قرن پیش هنگامى که زمامداران و ملت ما در کمال بى‌اطلاعى به سر مى‌بردند و ابداً واقف به اهمیت نفت و سایر ذخایر زیر زمین نبود و کسانى بر مملکت حکومت می‌کردند که سنخ فکر رجال‌شان این بود که در مورد دریاى خزر یکى از آنها گفته بود ما کام شیرین دوست را براى قدرى آب شور تلخ نمى‌کنیم شخصى به اسم دارسى از حکومت خواب آلود ایران امتیاز استخراج نفت را گرفت و پس از چندى شرکت سابق وارث او شد در این مدت این شرکت که ظاهراً و عنواناً یک شرکت تجارى بود به تمام معین شروع به اخلال و دخالت در امور کشور ما را گذاشت و دست به فجایعى زد که بدون تردید در تاریخ فجایع بشرى مقام بزرگى را احراز کرده است و تمام افراد ملت ایران ناراضى بودند این شرکت که سیل طلاى ما را می‌ربود براى آن که بتواند همیشه به غارتگرى خود ادامه دهد سعى مى‌کرد به هر طریق هست از رشد فکرى و علمى ملت ما جلوگیرى کند الحق و‌الانصاف آنچه لازمه رسیدن به این هدف بود با کمال شدت وحدت انجام داد و براى این که ما نتوانیم هیچ وقت شانه از زیر بار آن خالى کنیم فقر اقتصادى و انحطاط اخلاقى را تا مى‌توانست ترویج مى‌کرد نفوذ شوم این شرکت و سرمایه‌داران آن برنامه فرهنگ ما را به صورت پست‌ترین فرهنگ‌هاى مستعمراتى درآورد که وقت جوانان مستعد در عین حال که ظاهراً به تحصیل مشغول‌اند به هدر برود و در آخر نیز جز کارمندى دولت و تحمیل به بودجه کشور چیزى نیاموخته باشند.

بنده چند بار راجع به فرهنگ و لزوم تغییر آن که سرچشمه تمام اصلاحات است در مجلس صحبت کرده‌ام ولى از طرف عده‌اى نمى‌دانم به چه علت مورد حمله شدید قرار گرفتم و هنوز هم طبق این برنامه عمل مى‌شود و در دولت فعلى هم اقدامى براى تغییر آن نشده است کار بى‌انصاف و استثمار شرکت سابق به جایى رسیده بود که از پست‌ترین اعمال غیر انسانى هم براى استفاده خود دریغ نداشت و مثلاً براى آن که کارگرانى با مزد کم بسیار ناچیز استخدام کند سهل‌ترین طرقى که پیدا کرده بود این بود که همه مردم خوزستان را در فقر و بدبختى نگهدارد و از عمران خطه خوزستان جلوگیرى کند تا براى مردم گرسنه و بدبخت آن سامان کار کردن و جان کندن و بالنتیجه مسلول شدن و از بین رفتن در مقابل روزى چند ریال در شرکت سابق فیضى عظیم و نعمتى بزرگ باشد.

اگر بخواهم شرح تمام فجایع و واقعاً بى‌انصافى‌هاى شرکت سابق را بدهم به این مختصرها میسر نیست و این اختصاص به خوزستان تنها ندارد همه ایران این طور شد و به علاوه چون آقایان و همه مردم از این فجایع مستحضرند محتاج به توضیح زیادترى نیست. در هر صورت این شرکت در تمام مدت تصدى خود همواره میخ چشم براى میهن پرستان و وطن خواهان بود و همیشه یکى از آرزوهاى ملى وطن خواهان این بود که فرصتى به دست‌ آید و به این غارتگری‌ها خاتمه داده شود و در فرصتى مناسب با یک قیام مردانه شانه‌هاى ملت را که زیر این بار گران ساییده و خرد شده بود رها سازند.

اما این کار بزرگ مقدماتى لازم داشت که قبل از همه بیدارى ملت ما و جلب توجه ملل آزاد به کمال مظلومیت ایران ستم دیده بود.

در این ده سال بعد از شهریور نویسندگان و کسانى که در هدایت افکار جامعه تأثیر داشتند شروع به عمل و اقدام نمودند و کم کم نداى دادخواهى از ملت ما بلند شد و روز به روز هماهنگى بیشترى در رفع این سرطان اجتماع ما افراد به وجود آمد تا این که در اسفند ماه 1329 نمایندگان مجلسین به اتفاق با فرد فرد ملت هم آواز شده و با یک عمل مردانه به این غارتگرى خاتمه داد و ملى شدن صنعت نفت را در سراسر کشور اعلام نمود.

عده‌اى از عناصر تندرو و مترقى از سال‌ها پیش معتقد بودند که باید ورق پاره بى‌ارزش امتیازنامه دارسى و قرارداد 1933 را به دور انداخت منتهى چون زمینه حاضر نبود و موقع اقدام نرسیده بود اقدامى به عمل نیامد کما این که در دوره چهاردهم هنگام تصویب قانون پیشنهادى جناب آقاى دکتر مصدق مبین بر منع دادن امتیاز جدید به شوروی‌ها هنگامى که یکى از نمایندگان آن دوره پیشنهاد لغو قرارداد 1933 را هم کرد جناب ایشان قبول نکردند منظور این است که رهایى از ستمگری‌هاى شرکت سابق نفت همیشه موردنظر عموم افراد ملت بوده است النهایه زمینه مساعدى نبوده است.

قانون اسفند ماه 329 مبنى بر ملى شدن صنعت نفت با شور و شعف زایدالوصفى از طرف ملت استقبال شد و دنیاى آزاد و ملل آزاده جهان هم همه بالاتفاق ما را در این تصمیم محق شمردند و تأیید کردند و سپس براى اجراى آن باز به اتفاق آرا به جناب آقاى دکتر مصدق رأى اعتماد دادند و ایشان زمامدار شدند.

از دولت ایشان کمال تأیید و پشتیبانى به عمل آمد تا بتوانند بر این مشکل بزرگ فائق آیند و حتى نسبت به حوزه انتخابیه خودمان به دولت مراجعه نکردیم و دولت حاضر در راه انجام وظایف خود به طرز بى‌نظیرى از حمایت ملوکانه و مجلسین و افکار عمومى برخوردار بوده است. این مدت که بالغ بر پنج ماه است به طریقى که همه اطلاع دارید بدون نتیجه گذشت و مهم‌ترین اقدامى که به عمل آمد آمدن چند هیئت از انگلستان براى مذاکره و دخالت دادن آمریکا در این امر و صدور رأى ظالمانه دیوان لاهه بود. نسبت به تمام این اعمال ایراداتى به نظر می‌رسید که به امید حصول نتیجه و براى این که بعداً بهانه‌اى نباشد از طرف نمایندگان ایرادى نشد.

مثلاً در مورد رأى دادگاه لاهه از جمله ایرادات این بود که چه لزومى داشت با داشتن وزارت مختار در هلند و تمام ممالک اروپا و داشتن تمام وسائل ارتباط جدید هیئتى به عنوان مستمع آزاد با تحمل هزینه گزاف و در آخرین ساعت با عجله تمام به آنجا اعزام کنیم و اگر به طورى که مى‌گویند اشخاصى براى کارهای شخصى و معالجه به رفتن اروپا داشته‌اند چرا باید هزینه‌اش آن هم به این صورت گزاف و در این امر مهم از بودجه مملکت پرداخت شود و با وجودى که قبلاً دولت و ملت ایران و تمام حقوقدان‌ها بى‌طرف جهان اعلام کردند که دادگاه مزبور صالح براى رسیدگى نیست و طرف ما دولت انگلیس نیست بلکه یک شرکت تجارى غاصب و غارتگر است آیا نمى‌شد این ایراد به عدم صلاحیت دادگاه را به وسیله وزارت مختار ایران چند روز قبل از موعد رسیدگى با مشورت حقوقدانان معروف ایران اعلام کرد.

آیا دخالت آمریکا آن هم به آن صورت از همان اول مورد اعتراض بود و اگر ایرادى نشد براى این بود که گفته نشود در کار تمام شدن نفت اخلال شده است و نتیجه این دخالت‌ها این است که آقاى هریمن با آن صورت بسیار زننده نامه دولت ما را برگرداند.

اصلاً چرا باید نامه دولت ما به وسیله دولت دیگرى فرستاده شود و آیا تفاوت بین کشور مستعمره و مستقل جز این است که کشور مستعمره باید روابط خارجى خود را با اذن و اجازه کشور استعمارگر با دیگران برقرار سازد؟ در خصوص مذاکره با انگلیس‌ها اگر مذاکراتى لازم بود ما چکار با دولت انگلیس داریم.‏

نایب رئیس - آقاى پیراسته وقت شما تمام شده‏

پیراسته - بنده اولین دفعه است که از یک ربع بیشتر صحبت مى‌کنم با وجود این که نمی‌خواهم وقت مجلس شوراى ملى را بگیرم معهذا چون اقلیت بایستى حرف‌هاى خود را بزند ما که روزنامه نداریم بودجه نداریم تعاون عمومى نداریم وسیله دفاع هم نداریم اجازه بفرمایید بنده یک ربع دیگر صحبت کنم‏

حائرى‌زاده - دکتر بقایى - اجازه بدهید هر چه مى‌خواهند صحبت کنند

نایب رئیس - اجازه بفرمایید باید رأى بگیریم آقایانى که با یک ربع ادامه صحبت آقاى پیراسته موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

پیراسته - عرض کنم ما چرا باید قبول کنیم که به هر عنوان و اسم و رسم هم می‌خواهد باشد دولت انگلیس در یک امرى که ابداً مربوط به آن نیست دخالت کند ما با دولت انگلیس طرف معامله و قراردادى نبوده‌ایم‏

نتیجه این دفع‌الوقت‌ها و خود را سرگرم

+++

کردن‌ها این شده است که سرمایه‌داران شرکت سابق که در اول این قیام ملى ما هراسناک بودند و کوچک‌ترین اظهار موافقت ما را براى شروع مذاکرات با شور و شعف فوق‌العاده تلقى می‌کردند و روزنه امید می‌شمردند اکنون پیشنهاد دولت ما را نخوانده رد می‌کنند و به قرارى که حدس زده مى‌شود سابقاً رقابتى بین آمریکایی‌ها و انگلیس‌ها وجود داشت که آن رقابت صد در صد به نفع ما بود و در این مدت که وقت را ما به سخن‌رانى و میتینگ و تظاهر گذرانیدیم در مقابل سازش‌ها و معاملات دیگرى که در نقاط دیگر دنیا با هم کرده‌اند در وارد کردن فشار نسبت به ما هم داستان شده‌اند.

بنده امیدوارم که این شایعه و حدس صحیح نباشد ولى نمى‌توانم محمل دیگرى براى این گونه رفتار آمریکایی‌ها با ایران بیابم.

در هر صورت امروز ما و تمام ملت ایران که با کمال بى‌صبرى منتظر عاید شدن روزى سیصد هزار لیره عواید شرکت سابق به خزانه مملکت بودیم مواجه با وضعى شده‌ایم که خطر افلاس و ورشکستگى و بالنتیجه به وجود آمدن وضعى که استقلال و مذهب و آیین و خلاصه همه چیز ما را تهدید مى‌کند نزدیک شده است ظن قریب به یقین این است که انگلیس‌ها به قول جناب آقاى دکتر مصدق حریف کهنه‌کار می‌خواهد ما را از طرق فقر اقتصادى و درهم ریختن اوضاع مملکت و گسیخته شدن رشته‌هاى مختلف کشور از پاى در آورد و این موضوع را خود جناب آقاى نخست‌وزیر هم مکرر تأیید کرده‌اند فعلاً ذنب لایغفرى که ما نمایندگان اقلیت مرتکب شده‌ایم این است که براى جلوگیرى از نقشه حریف و براى این که دو مرتبه شرکت سابق نتواند به عنوانى از عناوین تسلط شوم و مرگبار خود را بر کشور ما مستولى سازد چه راهى اندیشیده و چه برنامه‌اى دارید؟ ما می‌گوییم چه می‌خواهید بکنید و براى رفع خطر گرسنگى و برهنگى و بالنتیجه آشوب و انقلاب ایران برباد ده چه نقشه‌اى دارید؟

چرا برنامه‌اى طرح نمى‌کنید که ما بتوانیم به فرض این که مدتى هم از استفاده از نفت خود محروم ماندیم مقاومت کنیم و تا قبل از پایان مقاومت حریف به زانو در نیاییم.

ما می‌گوییم اگر نقشه صرفه‌جویى و امساک و مقاومت منفى است پس این حاتم بخشی‌ها این اسراف و تبذیرها و این که دست عده‌اى در غارت و چپاول نسبت به خزانه ملت و مملکت این طور به طرز بى‌سابقه باز گذاشته براى چیست؟

آیا اگر عده‌اى در محلى محصور شدند و مختصر آذوقه‌اى داشتند و حریف نیز در پشت دیوار منتطر تمام شدن آذوقه و تسلیم شدن آنان است اگر رهبران محصورشدگان دست به تطاول آذوقه گذاشتند آیا جز تسریع در تسلیم به دشمن کارى کرده‌اند و آیا اگر چند نفر از آنها زبان به ایراد و اعتراض بلند بکنند که چرا ما را ندانسته و یا دانسته می‌خواهید تسلیم کنید و اگر با نقشه و صرفه‌جویى کامل آذوقه ما خوراک حریف تمام و محاصره ختم می‌شود آیا آنها خیانت کرده‌اند و یا دشمن ساخته‌اند

در هر صورت ایراد ما به برنامه و بدون نقشه بودن دولت است و همچنین درهم ریختن اوضاع کشور که حدى بر آن متصور نیست هر وقت صدا از کسى در‌آید و لب به این ایرادات اصولى و منطقى بگشاید با فحش و ناسزا و تهمت و افترا و هو و جنجال و داد بی‌داد راه می‌اندازند که شما اخلالگر و خائن و نفتى هستید مگر نمى‌بینید عایدات نفت نیست و البته باید این هرج و مرج‌ها و ناملایمات را تحمل کرد.

همه می‌دانند که در دوره بیست ساله گذشته عواید نفت صرفاً به منظور رفع احتیاجات ارتش می‌رسید که پس از حمله ناجوانمردانه خارجى‌ها در شهریور 1320 تمام به غارت آنها رفت و دینارى از این عواید جزو بودجه کشور نبود و معهذا ما موفق شده بودیم در سایه تشکیلات صحیح و منظم قدم‌هاى بسیار تند و سریعى براى پیشرفت امور کشور برداریم و اقدامات عمرانى و اجتماعى زیادى صورت گرفت که ایران را از صورت قرون وسطایى خارج ساخت و حال آن که بودجه کشور و میزان مالیاتى که از مردم گرفته می‌شد شاید کمتر از ثلث مبلغ فعلى بود ولى فعلاً که ما به یک چنین مبارزه بزرگ تاریخى دست زده‌ایم در اثر نداشتن تشکیلات صحیح و برنامه منظم و نقشه ثابت با سرعت بى‌نظیرى به سراشیب فقر و بدبختى می‌رویم.‏

ما مى‌گوییم دولت مى‌توانست با در جریان گذاشتن تمام مردم در حقایق امر و دعوت مردم وطن پرست و پرشور ایرانى به مقاومت و صرفه‌جویى با همان 14 میلیون لیره ارز پشتوانه اسکناس که مجلس در اختیار دولت گذاشت و تنظیم و طرح یک نقشه صرفه‌جویى اقتصادى و بستن سر حدات مملکت به روى استفاده از منابع نفت به وضع مطلوبى مملکت را اداره و بالاخره حریف را مجبور به تسلیم سازد.

راجع به سایر امور، آنچه به عرض رسید شمه‌اى از ایرادات اقلیت راجع به مسأله نفت بود که به اختصار رئوس مطالب به عرض رسید اما نسبت به سایر امور داخلى و خارجى آن قدر ایراد و اعتراض وارد است که ساعت‌ها وقت لازم است تا فهرست وار بتوان بیان کرد.

در سیاست خارجى دولت ما در این موقع که دولت عراق پایگاهى براى حمله به ملت ما شده و با اجازه دادن به آن که کشتى‌هاى انگلیسى در آب‌هاى آن کشور براى تهدید ما لنگر اندازد و ناجوانمردانه از پشت ما خنجر مى‌زند چرا مسأله شط‌العرب تعقیب نمی‌شود و یا چرا با دولت افغانستان که کمال احتیاج را به نفت ما دارد و قبل از قرارداد جدیدى که چند روز پیش با ما بست هر حلب نفت را به قیمت سى تومان مى‌خرید مسأله تجاوز آن دولت در موضوع رود هیرمند به میان نیامد و حل نگردید در طرز سوء اداره داخلى مملکت که دیگر قولى است که جملگى بر آنند. آیا یکى از آقایان هست که بتواند به پشت تریبون آمده و منکر وجود هرج و مرج و سوء استفاده‌هاى هنگفت در دستگاه‌هاى دولتى بشود؟ آیا محتاج به تذکر است و همه نمى‌دانید که چه وضع هر که هر که و بخور بخورى در مملکت حکومت می‌کند؟ آیا نمی‌دانید در وزارتخانه‌ها چه خبر است و حزب بازى و جبهه سازى چه روزى به روز بیت‌المال مردم و مملکت آورده است؟ ببینید چه خبر است که آقاى وارسته وزیر دارایى که مردى بردبار و حلیم است و حتى آن قدر سلامت نفس به خرج مى‌داد که اشخاصى از خراج و توى کوچه به مناسبت انتصاب با اشخاصی که به دستگاه دولت نزدیکند می‌رفتند و ابلاغات کارمندان را پاراف می‌کرند و به امضاى ایشان می‌رساندند از اعمال نفوذ و تحمیل اراده‌ها به تنگ آمده و استعفا داد و رفت.

چند روز پیش در پشت تریبون عرض کردم در حالی که اوراق قرضه ملى منتشر مى‌شود تنها در مورد گرد د. د. ت هفتاد میلیون ریال به بودجه کشور ضرر وارد شده است و شاید هر روز بیش از این مبلغ از بودجه مملکت به کسبه جمعى بخوبر که زیر سپر نفت پنهان شده‌اند و این موضوع را درخت جواهرى براى خود یافته‌اند می‌رود؟ در مورد سوء استفاده‌ها لازم به تصدیع زیاد آقایان نیست چون همان طور که عرض کردم در تصدیع این موضوع مخالفى نیست منتهى عده‌اى مى‌گویند به خاطر آقای دکتر مصدق و موضوع نفت باید اغماض کرد و چشم پوشى نمود و حال آن که به خاطر نفت بیشتر باید در این موقع که ما با فقر اقتصادى مواجهیم در این مسائل کنجکاو بوده و به علاوه مگر موضوع نفت ملازمه با دزدى و قاچاقگیرى عده‌اى دارد؟

هر گاه مریضى که احتیاج به جراحى چشم داشته باشد طبیعى او را به اطاق عمل جراجى ببرد و مشغول جراحى بشود و معلوم شود یک عده لاشخور و آدم خوار به صورت پرستار و کمک طبیب داخل شده و هر یک به کندن و خوردن یک قطعه از بدن مریض بپردازند اگر مریض و یا دیگران زبان به اعتراض بگشاید که با این وضع مرگ مریض حتمى است و مگر آقاى دکتر نمى‌توانستند و یا نمى‌توانند چند پرستار واقعى پیدا کنند و چه الزامى است که حتماً باید این لاشخوران به عنوان پرستار مریض بیمار را از بین ببرند کسانى که این اعتراض را مى‌کنند خائن به مریض هستند و آن لاشخوران آدم نما حق دارند با هو و جنجال و هیاهو به معترضین نسبت خیانت بدهند! این ایرادات راجع به رشا و ارتشا و سوء استفاده بود. اما سایر امور دست کمى از مسائل مالى ندارد. کار عدم امنیت به منتهى درجه رسیده است و هر روز به عنوانى مزاحم مردم مى‌شوند. دیروز شنیدم که عده‌اى از مسلمانان و روحانیون را به عنوان چاقوکش و به استناد قانون مجازات اشخاص شرور و بد سابقه به بندر عباس و خرم‌آباد و سایر نقاط تبعید کرده‌اند.

و در عین حال کسانى که علناً نمایندگان مخالف را تهدید به قتل مى‌کنند یا به ادارات جراید مخالف مى‌ریزند غارت مى‌کنند حمایت مى‌شوند و پاداش مى‌گیرند. امروز طورى عدم امنیت حکم فرما است که هر یک از نمایندگان اقلیت مجبورند همیشه مسلح و با چند نفر حرکت کنند و کم کم کار به جایى مى‌رسد که باید مثل ادوار قبل از مشروطیت هر کس براى خود چند سوار سیلاخورى استخدام کند و به پاسبانى منزل و جان خود بگمارد چرا این طور رفتار مى‌کنند و ما چه گفته‌ایم و چه مى‌گوییم که گرفتار این نوع زندگى شده‌ایم‏

انصاف بدهید اگر همان طور که عده‌ای که همه را به کیش خود مى‌پندارند مى‌گویند راست باشد و مخالفت ما براى مال و مقام و انتخابات است کدام دستگاه از دستگاه حاضر بهتر مى‌تواند این منظور را تأمین کند و کدام یک از بین مخالفین و از میان تمام افراد مملکت شخصیت‌شان کمتر و سوابق‌شان تاریک‌تر از جمعى است که امروز در دستگاه حاضر فعال مایشا هستند و چه مقام و عنوانى با این همه تهدیدات که امنیت را از ما سلب کرده و جان همه ما را در معرض خطر قرار داده است مى‌ارزد آتیه نزدیکى روشن خواهد ساخت خادم و خائن کیست و چه کسانى مردم را فریفته و چه اشخاصى مردانه جان در کف نهاده و در راه مصالح کشور فداکارى مى‌کنند.

ما از تهدید نمى‌هراسیم و اولاد پدرانى هستیم که جلوى توپ‌هاى لیاخوف فریاد یا مرگ یا آزادى بر مى‌کشیدند و شربت شهادت مى‌نوشیدند و متدین به دینى هستیم

+++

که پیشوایان آن را آخرین قطره خون و تا آخرین فرد خانواده خود را در راه حق و حقیقت فدا مى‌کردند و من افتخار انتساب به بزرگترین خانواده عالم بشریت خاندان نبوت را دارم که شجاعت و شهادت موروثى این خانواده است و به امید خداوند و پشتیبانى ائمه اطهار و توده وطن پرست و فهمیده کشور تا سر حد امکان در راه منافع کشورمان ایستادگى خواهیم نمود و براى ما کمال افتخار است که در راه انجام وظیفه در راه حق در راه چیزى که در آتیه خیلى نزدیکى ملت و تاریخ قضاوت خواهد کرد کشته شویم.

نایب رئیس - راجع به موضوعى که آقاى امامى در نطق‌شان فرمودند راجع به آن اتفاقى که دیشب افتاده و کسى را روى دیوار دیده‌اند قضیه شدیداً از طرف بازرسى و گارد مجلس مورد تعقیب است و نتیجه است هم در مجلس مورد تعقیب است و نتیجه‌اش هم در جلسه آتیه به عرض مجلس خواهد رسید آقاى دکتر بقایى بفرمایید.

دکتر بقایى - عرایض بنده یک قدرى از موضوع‌هایى که مطرح بود دور است و البته چون قبل از دستور است آقایان مانع نخواهند دید که موضوع دیگرى را مطرح کنیم بنده مدتى است که می‌خواستم توجه آقایان نمایندگان محترم مجلس شورای ملى را به وضع زحمتکشان این مملکت به خصوص طبقه کارگر جلب نمایم ولى مبارزه با شرکت سابق نفت و جریان وقایع اخیر مانع از اجراى مقصود بود بر آقایان محترم پوشیده نیست که محرومیت‌هاى طبقه کارگر و طبقه کشاورز و فشار و بى‌عدالتى فراوانى که بر آنها وارد مى‌آید بهترین دستاویز و بهانه براى تبلیغات افراد مشکوکى است که به نفع سیاست‌هاى مخالف استقلال این کشور فعالیت می‌کنند.

این بهانه و دستاویز را در حقیقت خود طبقه حاکمه به دست آنها داده است و اگر اندک توجهى به وضع زندگى و محرومیت‌هاى این طبقات زحمتکش که همه چیز ما را به وجود مى‌آورند بنماییم نه تنها بزرگ‌ترین قدرت اجتماعى را براى اجراى نقشه‌هاى اصلاحى به دست آورده‌ایم بلکه این افراد را از شر دار و دسته‌هایى سازشکار و خیانت پیشه‌اى که به انواع بهانه‌ها خود را به آنها مى‌چسبانند رها ساخته‌ایم و افراطی‌ها دیگر نخواهند توانست بهانه دفاع از حقوق زحمتکشان مقاصد و اغراض شوم و پلید خود را به نفع بیگانگان به مورد اجرا گذارند از طرف دیگر مى‌بینیم عده‌اى از افراد کارگران که با حسن نیت کامل ولى از روى اشتباه و فریب خوردگى به این سیاست چپ نماى مؤلف شرکت سابق نفت پیوسته‌اند این پیوستگى صرفاً در اثر فشار محیط و فقر و بی‌خبرى بوده است آقایان نمایندگان محترم البته توجه دارند که به کارگران مزد کافى داده نمی‌شود و احتیاجات حداقل یک خانواده کارگرى تأمین نشده است براى کارگر بهداشت و دارو موجود نیست و در مقابل حوادث کار بیمه نشده است و براى به دست آوردن نان بخور و نمیر و ادامه کار تأمین ندارد کارفرما هر وقت خواست کارگران را از کارخانه اخراج مى‌کند کودکان کارگران پوشاک و خوراک کافى ندارند و نمى‌توانند به دبستان و دبیرستان بروند و از مزایاى فرهنگ استفاده نمایند خانواده‌هاى کارگران در مقابل امراض به هیچ وجه پناهگاه تأمینى ندارند اغلب کارگران با خانواده‌هاى خود که به طور متوسط پنج نفر و گاهى به ده نفر می‌رسد در یک اطاق زندگى مى‌کنند در تهران خانه‌هایى هست که اطاق‌ها را نصفه نصفه اجاره می‌دهند این را خواهش مى‌کنم آقایان تشریف ببرید ببینید وسط یک اطاق سه در سه یک چادر نماز کشیده‌اند پنج نفر این طرف چادر زندگى مى‌کنند و پنج نفر هم آن طرف چادر و دائماً آسایش و آرامش آنها ملعبه دست صاحبخانه‌ها است که او هم یک فرد بیچاره‌ای است مثل آنها و با تمام این تفاصیل سال‌ها می‌گذرد و اضافه دستمزدى به کارگران پرداخت نشده ولى در این مدت کارگر صاحب اولاد شده است عائله‌اش زیاد شده خرج کرایه خانه و لوازم زندگى او افزایش یافته و به هیچ وجه درآمدش کفاف مخارجش را نمی‌کند معذلک باید با همان دستمزد ناچیزى که پنج شش سال قبل می‌گرفته زندگى بکند ما اسماً قانون کار داریم ولى در بسیارى از کارگاه‌ها ساعات کار از 8 ساعت تجاوز مى‌کند و در مقابل امراض ناشى از کار مانند سل و رماتیسم و غیر اینها به هیچ وجه وسائل دفاع از طرف کارخانه در اختیار کارگران گذاشته نمی‌شود در چنین شرایطى پیروان سیاست خانمان‌براندازی که پایه و اساس استقلال کشور را تهدید مى‌کند با فعالیت هر چه تمام‌تر به ایجاد نارضایتى و اعتراض دامن مى‌زنند و با وسائل مادى که بیگانگان در اختیار آنان می‌گذارند به انواع تبلیغات مى‌پردازند به نام هوادارى صلح زمینه جنگ داخلى را فراهم می‌کنند و به اسم آزادی خواهى اسباب دیکتاتورى سرخ را فراهم مى‌کنند و با شعار مبارزه با استعمار مقدمات مهلک‌ترین استعمارى‌هاى را ایجاد مى‌نمایند.

در چنین شرایطى انتظار هم داریم عده از کارگران دچار فریب و نیرنگ این عناصر معلوم‌الحال نشوند و به دور آنها گرد نیایند در چنین شرایطى سیاستمداران ما تصور مى‌کنند با نطق و خطابه و مقاله نویسى مى‌توان جلوى سیل را گرفت.

آقایان نمایندگان محترم براى جلوگیرى از مخاطراتى که این کشور را تهدید می‌کند ما باید توجه بیشترى به طبقات زحمتکش بنماییم - باید حوائج اولیه کارگران را رفع کنیم و از ظلم و تعدى نسبت به حقوق آنها جلوگیرى بنماییم و وسائل رفاه و آسایش این طبقه را لااقل در حدودی که بتواند حداقل معیشت آنها را تأمین نماند فراهم آوردیم فقط و فقط در چنین وضعى مى‌توانیم امیدوار باشیم که کسى دور سازش‌کاران و افراطى‌ها جمع نشود و کوچک‌ترین تهدید از آن ناحیه متوجه استقلال مملکت نگردد. دولت فعلى و جبهه ملى زیادتر از دول‌هاى دیگر مدیون طبقه کارگر مى‌باشد کارگران کشور براى پیشرفت منظور ملى و موفقیت در مبارزه ضد استعمارى بزرگ‌ترین فداکارى‌ها را از خودشان نشان داده‌اند کارگران شجاع و رشید تهران از بدو مبارزه نفت با ما همکارى و همقدمى کرده‌اند.

ما هیچ وقت مبارزات کارگران کارخانه شماره پنج ونک و کارخانه سیمان و کارگران راه آهن کارگران کارخانه‌هاى دیگر را فراموش نخواهیم کرد که در انتخابات دوره شانزدهم چگونه با شرایط نامساعدى مبارزه کردند و مبارزاتى که طبقه کارگر تهران و اصفهان و خوزستان در پیشاپیش صفوف ملت ایران علیه استعمار بریتانیا نموده‌اند هیچ وقت از خاطر ما فراموش نخواهد شد ولى متأسفانه نه تنها توجه کافى به این طبقه مبذول نشده است بلکه در حدود ممکنات فعلى هم به نفع ایشان کارى انجام نگرفته است و کارگران همچنان با فقر و محرومیت دست به گریبان هستند.

اکنون کارگران اغلب کارخانه‌ها در حزب زحمتکشان ملت ایران متمرکز گردیده‌اند - کارگرانی که با ما تماس دارند دردها و نگرانی‌هاى فراوانى دارد ولى با کمال بزرگوارى و از خود گذشتگى به مناسبت مبارزه شدید ملت ایران بر ضد استعمار مهر سکوت بر لب زده‌اند. اما سکوت و صبر و تحمل حدى دارد به اکثریت کارگران در این چهار پنج سال اخیر دستمزد پرداخت نشده است در حالى که از راه صرفه‌جویى در مخارج زائد کارخانه‌ها پرداخت این اضافه دستمزد آسان بوده است‏

کارگران کارخانه شماره پنج ونک پنج سال است اضافه دستمزد خود را نگرفته‌اند و کارگران سیمان و آجر نسوز امین‌آباد و شیمیایى امین‌آباد و گلیسیرین و کارگران انبار نفت تهران و غیره نیز در چند سال اخیر اضافه دستمزدى دریافت نکرده‌اند فقط در اثر مبارزات اتحادیه‌هاى مستقل کارگرى و حزب زحمتکشان ملت ایران على رغم کوشش و خرابکارى توده‌ای‌ها در کارخانه سیمان و آجر نسوز این اضافات پرداخت شده است ولى آن هم متأسفانه در بعضى موارد خالى از تبعیض نبوده است.

این که گفتم على رغم کوشش و خراب کارى توده‌ای‌ها به نظرتان عجیب نیاید توده‌اى‌ها سنگ طبقه کارگر را به سینه می‌زنند فریاد مظلومیت آنها را بلند می‌کنند از محرومیت آنها مقاله می‌نویسند خیلى کارها می‌کنند ولى با کمال جدیت مانع از این هستند که کمکى به کارگرها بشود براى این که می‌دانند اگر کارگر راضى شد هیچ دلیلى ندارد که دور و بر آنها بیاید به این جهت شواهد و موارد عدیده‌اى ما داریم که یک مزایایى براى کارگران تحصیل کردیم و توده‌ای‌ها رفته‌اند و مانع شده‌اند و همان طور که آقایان به خاطر دارند در ابتداى مبارزه ملت ایران براى ملى کردن نفت روزنامه‌هاى مخفى و علنى توده‌اى با صراحت نوشتند که حالا وقت این کار نیست، روزنامه‌هایش هست، آن وقتى که حکومت ملى یعنى حکومت سرخ ایجاد بشود آن وقت باید براى ملى کردن نفت اقدام کرد حالا موردى ندارد ولى وقتى که پیشرفت ملت ایران را دیدند قدم به قدم اجباراً عقب جریان آمدند براى این که آبروى خودشان را حفظ بکنند زیرا آنها تمام سعی‌شان این است که ناراضى زیاد باشد. محروم و فقیر زیاد باشد تا زمینه براى تبلیغات‌شان باشد آقایان خواهش مى‌کنم توجه بفرمایید صحیح نیست که مدیران کارخانه‌ها و اولیاى سازمان برنامه در اتومبیل‌هاى سیستم 51 لم بدهند و کارگران پنج سال به پنج سال اضافه دستمزد قانونى خود را دریافت ننمایند.

در اغلب کارخانه‌ها بیمه کارگران اجرا نشده است - درآمد صندوق تعاون به مصارف نامعلوم غیر قانونى می‌رسد و کارگران در قبال مرض و سوانح و حوادث و موالید جدید بى‌پناه هستند.

(زنگ رئیس)

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى بدبختانه وقت آقا تمام شد

بعضى از نمایندگان - رأى می‌دهیم بقیه بیانات‌شان را بکنند.

فرامرزى - یک ربع هم به ایشان می‌دهیم.

نایب رئیس - آقاى دکتر بقایى چقدر وقت مى‌خواهید؟

دکتر بقایى - 20 دقیقه‏

نایب رئیس - آقا پنج دقیقه وقت خودتان را مى‌خواستید بدهید به آقاى پیراسته حالا 20 دقیقه وقت مى‌خواهید؟ آقایانى که با 20 دقیقه اضافه صحبت کردن آقاى دکتر بقایى موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید

دکتر بقایى - بهداشت کارگران تأمین نیست، در قطعنامه‌اى که اتحادیه مستقل کارگران سیمان صادر کرده است نوشته‌اند که عده‌اى از کارگران آنجا مسلول هستند و عده بیشترى به بیماری‌هاى

+++

دیگر دچارند در حالى که درآمد سیمان کشور هر سال زیادتر شده است و کارگران سیمان شرافت کارگرى خود را به این وسیله به اثبات رسانیده‌اند.

در یکى از کارخانه‌هاى ریسندگى اختصاصى حوالى تهران استثمار عجیب و سبعانه‌اى در جریان است - کارگران روزى ده ساعت کار می‌کنند (دکتر طبا - کدام کارخانه؟) یکى از کارخانه‌جات ریسندگى اختصاصى اطراف تهران مزدها از 35 الى 40 ریال تجاوز نمی‌کند و تعداد زیادى پسر بچه و فقیر بچه را در مقابل 8 الى ده ریال به کار گمارده‌اند (آشتیانى‌زاده - کارخانه‌ها را باید ملى کرد) و براى کارگاه نه ماسک وجود دارد و نه به کارگران شیر مى‌دهند.

در نتیجه این بى‌مبالاتى‌ها و بى‌انصافى‌ها چندى قبل عده‌اى مسلول شدند و کارفرما آنها را بیرون ریخت قانون کار و وزارت کار ما هم هیچ ضمانت اجرایى ندارد.

آقایان نمایندگان محترم این ظلم و فشار قابل تحمل و دوام نیست و کارگران بالاخره عاصى خواهند شد.

اگر فکر عاجلى نشود و احتیاجات ضرورى کارگران تأمین نگردد روزى خواهد رسید که همه پشیمان خواهیم شد هنگامى که پشیمانى سودى نداشته باشد

با کمال تأسف پیشنهاد می‌شود که عده از مسئولین امور در اثر بى‌شخصیتى و بى‌لیاقتى یا در نتیجه روح محافظه کارى و ترس و یا بدتر از همه به مناسبات سیاسى و به آرزوى خام استفاده‌هاى بعدى با توده‌ای‌ها همکارى می‌کنند و کارگران وطن پرست را تحت فشار قرار می‌دهند و این بیچاره‌ها از سرنوشتى که همفکران آنها در حکومت‌هاى کمونیستى در کشورهاى اروپاى شرقى دچار شدند عبرت نمی‌گیرند.

و این نکته را چون تبسمى بر لب‌هاى بعضى از آقایان مى‌بینم لازم مى‌دانم تذکر بدهم که این دستگاه حکومتى همان دستگاهى است که بوده است کراراً خود بنده پشت این تریبون عرض کرده‌ام با تغییر یک هیئت دولت دستگاه عوض نمى‌شود دستگاه را اگر بخواهید عوض بشود دقت و مجال و وسیله مى‌خواهد که هیچ کدام از اینها در اختیار دولت فعلى نبوده است ولى آن کسانى که در اثر عدم توجه و یا در اثر اهمال و یا در اثر دو دوزه بازى کردن این سیاست را تقویت مى‌کنند خودشان زودتر از دیگران پشیمان خواهند شد من بر حسب وظیفه اجتماعى خود و بنا بر وظیفه نمایندگى که از همین کارگران رشید تهران دارم حقایق را از پشت این تریبون عرض می‌کنم و به دولت و مسئولین امور تذکر مى‌دهم که به تقاضاهاى کارگران رسیدگى بکنند و حقوق آنها را بدهند و حوائج آنها را تأمین بکنند اگر غیر از این بکنیم کارگران ناگزیر خواهند بود با اتحاد و قیام حقوق خود را بگیرند و غاصبین را بر جاى خود بنشانند انتخاب یکى از این دو راه هنوز در اختیار مسئولین امر می‌باشد ولى ممکن است روزى برسد که دیگر در اختیار راه ما مختار نباشیم در هر حال حزب زحمتکشان ملت ایران به وظیفه‌اى که براى خودش در این مبارزه قائل شده است و براى استیفاى حقوق طبقات زحمتکش به کار ادامه خواهد داد و ضمناً از حضور آقایان محترم تقاضا مى‌کنم که در همین جلسه قانون حمایت معالجه کارگران مسلول را که از طرف دولت داده شده است توجه بفرمایید و تصویب بفرمایید مطلب دیگرى که می‌خواستم عرض کنم این است که مقدار زیادى تلگرافات از ولایات به پشتیبانى دولت رسیده و مقدراى طومارها و نامه‌هاى امضا شده که همه از بنده تقاضا کرده‌اند که مستدعیات‌شان را در مجلس قرائت بکنم ولى از لحاظ این که اولاً وقت نیست و ثانیاً اینها تقریباً متحدالمال است راجع به پشتیبانى دولت و راجع به آن موضوع که آن دفعه مورد تعرض بعضى از آقایان واقع شده بنده قرائت نمى‌کنم فقط ذکر مى‌کنم که از طرف چه طبقات و دسته‌جاتى این طومارها و این چلوارها فرستاده شده از تهران کسبه و سکنه بخش 6 خیابان مولوى - کارکنان اتوبوس‌هاى 5/6/25 کسبه و پیشه‌وران خیابان امیریه و فرهنگ ایزدى، انصارى، قزوین، پل امیربهادر، ساکنین بخش 5 خانى‌آباد - کسبه و پیشه‌وران خیابان ژاله - کسبه و پیشه‌وران بازارچه معیر - کسبه و پیشه‌وران و سکنه بازارچه حمام نواب جوانان خیابان مختارى کارمندان و کارگران سیلوى تهران از ولایات هم چند طومار رسیده است دو طومار هست از طبقات مختلفه اصفهان که یکى 1300 امضا و دیگرى 500 امضا دارد یکى هم از طبقات مختلفه کرمان با 1500 امضا از طبقات مختلف، از طبقات مختلف اراک، کارکنان وسائل مختلف موتورى دستگاه‌هاى حمل و نقل اصفهان به وسیله حضرت آیت‌الله کاشانى یک طومارى فرستاده‌اند با 500 امضا اهالى شهرستان بابل با 500 امضا کارگران و کارمندان و پیشه‌وران آغاجارى یک طومار مفصلى با سه هزار امضا از اهالى قم از اهالى مسجد سلیمان که تمام این را تقدیم مقام ریاست مى‌کنم چند طومار هم به وسیله آقاى حائرى‌زاده رسیده است یکى این است که در چهار راه مخبرالدوله امضا کرده‌اند چون آقاى حائرى‌زاده فرموده‌اند که بازش مى‌کنم (طومار امضا شده طویلى را باز کردند) داراى چندین هزار امضا است، این هم به وسیله آقاى نریمان ارسال شده، یک مقدارى هم تلگرافات از جاهاى مختلف رسیده است که تقدیم مقام ریاست مى‌کنم یک تلگراف هم از طرف بازرگانان و روحانیون و اهالى محترم آذربایجان به وسیله حضرت آیت‌الله کاشانى رسیده است که ایشان دستور فرموده‌اند در صورتى که ممکن باشد در مجلس قرائت بکنم ولى چون داراى ده صفحه است و خیلى مفصل است تقدیم مقام ریاست مى‌کنم یک کتابچه‌اى هم از طرف اهالى سارى رسیده است که در یک میتینگى به پشتیبانى دولت داده‌اند و این را به امضا رسانده‌اند و دو جلد کتاب از طرف اهالى خراسان رسیده است چون داراى قریب 40 هزار امضا است این را به این ترتیب که آقایان ملاحظه مى‌فرمایى بالایش نوشته اند «به نام سعادت ملت ایران من که یک فرد ایران هستم هماهنگى کامل خود را در این رستاخیز بزرگ ملت ایران که در راه بسط حق حاکمیت ملى صورت مى‌گیرد اعلام و به این وسیله قوانین مربوط به ملى شدن‏ نفت در سراسر کشور را تأیید مى‌نمایم» در حدود چهل هزار امضا دارد که این اوراق را یک به یک پخش کرده‌اند امضا شده و بعد صحافى و جلد کرده‌اند در دو جلد است و این دومین ابتکار اهالی خراسان خیلى اسباب تقدیر و تحسین است بعد از آن طومارى که فرستاده بودند با آن همه ظرافت و خوش سلیقگى این هم چون زحمت کشیده شده است اگر آقایان اجازه بفرمایید مقدمه‌اى که براى این دو جلد نوشته شده است به عرض آقایان برسانم «به وسیله مقام مقدس حضرت آیت‌العظمى کاشانى بزرگ رهبر مجاهد و فداکار عالم اسلام ساحت مقدس مجلس شوراى ملى:

خراسان که در طول تاریخ پر افتخار گذشته خود همیشه پیش‌قراول نهضت‌هاى آزادى بخش ایران بوده است امروز نیز افتخار فداکارى و جانبازى در راه پیروزى پیکار مقدس ما را که به منظور بسط حق حاکمیت ملى صورت مى‌گیرد نیز براى خود حفظ نموده و از نیات مقدس حضرت آیت‌الله براى انجام آن الهام مى‌طلبد» اینجا دو سه جمله هست براى این که تشنج نشود بنده از خواندنش خوددارى مى‌کنم. در خاتمه مى‌نویسد «لذا براى حفظ شرافت خراسانیت و زدودن ننگ از دامان خود به استناد قریب چهل هزار امضاى شخصى اهالى شهر مشهد ضمن تأیید دولت ملى جناب آقاى دکتر مصدق به مجلس شوراى ملى رسماً اعلام مى‌نماید:

که خراسانى بر اساس قدرت ناشیه از حق حاکمیت ملى خود براى همیشه حق اظهار نظر مخالف که اساس ملى شدن نفت را به أى نحو کان مخدوش نماید یا در راه اجراى کامل آن مشکلاتى ایجاد کند از وکلاى خود به طور ضمنى سلب و شخصاً به خود اختصاص مى‌دهد (قبادیان - از کرمانشاه هم خیلى تلگراف رسیده است) از کرمانشاه هم تلگرافات زیاد رسیده است شاید در حدود 1500 تلگراف در این مورد به وسیله خود بنده رسیده است آقاى طاهرى هم دو کتابچه‌اى داده‌اند که تقدیم کنم و بیشتر از 14 هزار امضا دارد به پشتیبانى از دولت آقاى دکتر مصدق از طرف اهالى مشهد به بنده نوشته‌اند که تقدیم مى‌دارم دو سه کلمه دیگر از عرایض بنده باقى مانده است یکى این که اینجا صحبت از آزادى روزنامه‌ها و گله از فحش‌هایى که مى‌دهند شده بنده البته طرفدار جدى آزادى کامل روزنامه‌ها هستم مخالف با فحش هم هستم ولى مى‌خواهم به این آقایانى که این قدر یقه‌درانى مى‌کردند فقط یک مطلب را یادآورى بکنم و آن این است که از سه سال قبل به شهادت پرونده‌هایى که خود بنده دارم خیلى معذرت مى‌خواهم که از خودم عرض مى‌کنم ولى شاهد مثالى در دستم نبود از سه سال پیش روزنامه‌هایى که از طرف دولت‌ها تقویت شده بود با دلیل مى‌خواهم ثابت کنم مرتباً به بنده و بعداً که حزب تشکیل دادیم به بنده و به حزب زحمتکشان فحش داده و مى‌دهند و بعد هم از این که ادامه بدهند هیچ باکى ندارم ولى این آقایان به مصداق شعر حافظ عمل کرده‌اند.

ببرى مال مسلمان و چو مالت ببرند

داد و فریاد بر آرى که مسلمانى نیست‏

(صفایى - این مال حافظ نیست مال سعدى است) آن روز که فحش مى‌دادند حالا هم باید یک قدرى طاقت شنیدن داشته باشند گو این که آن وقت به ناحق بود و حالا به حق اما راجع به آزادى اقلیت که این قدر یقه‌درانى فرمودند گمان مى‌کنم آقایان محترم فراموش نکرده باشند که در زمان رزم‌آرا این آزادى اقلیت مفهوم دیگرى داشت چاپخانه ما را محاصره کردند با سیصد تا پاسبان یک عده چاقوکش مجهز کردند بیایند آنجا کشتار بکنند هیچى نشد حالا همین که یک کسى مى‌بیند افکار عمومى با او مخالف است فورى مى‌گوید که من تأمین آزادى ندارم به فرض این که یک چنین باشد ما باید خودمان را اصلاح بکنیم یعنى باید افکار عمومى را جلب بکنیم آقایان در آن موقعى که رزم‌آرا سیصد پاسبان فرستاد منزل من و چاپخانه من را محاصره کردند مى‌خواست تمام متحصنین آنجا را بکشد چون افکار عمومى پشتیبان ما بود هیچ غلطى نتوانست بکند و خودش به درک رفت و حال شما هم تبعیت از افکار عمومى بکنید تا این که هیچ ترسى نداشته باشید و الا اگر افکار عمومى مخالف شما شد هیچ چیز نمى‌تواند به شما تأمین بدهد اما راجع به این که چرا اشخاصى را به لاهه فرستادند من خیلى

+++

تعجب کردم از جناب آقاى پیراسته که به جناب آقاى دکتر شایگان یک چنین بى‌انصافى کردند این که دولت یک عده را فرستاد به لاهه روى این نظر بود که چون اطمینانى به تلفن و تلگراف بین‌المللى نبود و ممکن بود اعتراض دولت ایران به موقع به دادگاه لاهه نرسد براى این که تمام احتیاط‌ها را کرده باشد در آن بعد از ظهر... (دکتر معظمى - بفرمایید که دادگاه لاهه 4 روز وقت داد و دکتر شایگاه با حال کسالت فداکارى کرد) همین را مى‌خواهم عرض کنم که دکتر شایگان با حال کسالت فداکارى کرد چون هیچ کس حاضر نبود این دو سه نفر آقایان را فرستادند آنجا براى این که آن نامه را تقدیم کنند و برگردند که براى معالجه رفتند و نه براى گرفتن خرج سفر و این کمال بى‌انصافى است و آقایان توجه داشته باشید که اگر اعتراض ایران به دادگاه لاهه به موقع نرسیده بود آن وقت همین آقایان مى‌گفتند مى‌خواستید با طیاره یک نفر را بفرستید حالا این عمل را دولت کرده بعد از چند ماه چون ایراد دیگرى نیست این حرف را می‌زنند هیچ ایرادى ندارند به دولت بگیرند آن وقت مى‌گویند که چرا آن وقت به دادگاه لاهه فرستادند یا این که در خرید گرد د. د. ت چه ربطى به کابینه دکتر مصدق دارد در ابتداى دولت دکتر مصدق یک عده‌اى را مأمور کردند که آقاى فرهودى هم بودند که به این موضوع رسیدگى بکنند این چه ارتباط به دولت دکتر مصدق دارد بیش از این نمى‌خواهم مصدع آقایان محترم بشوم و عرض مى‌کنم اگر آقایان ایراد‌هاى اساسى دارند و یک برنامه عملى دارند این را بفرمایند ما هم تا عملش را بخواهیم و ما هم هم‌آواز بشویم ولى به ذکر کلیات اکتفا نکنید ما هم یک روزى در اقلیت بودیم در همین مجلس بنده مى‌آمدم به کابینه رزم‌آرا دزدى‌ها را یکى یکى مى‌گفتم کلیات نمى‌گفتم راجع به لکوموتیو اعلام جرم مى‌کردم راجع به سایر چیز‌ها اعلام جرم مى‌کردیم و مى‌گفتیم آقایان مخالفین هم اگر حرفى دارند بیایند صریح بگویند این کلیات را هیچ فرد ایرانى از آنها قبول نخواهد کرد و بی‌خود به خودشان زحمت ندهند خیلى متشکرم از صبر و حوصله آقایان.‏

3 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه.

نایب رئیس - بیانات قبل از دستور تمام شد به 109 رسیدیم آقاى فرامرزى طبق ماده 109 مى‌خواهند صحبت کنند، بفرمایید آقاى فرامرزى‏

فرامرزى - متأسفم که جناب آقاى جمال امامى و حتى آقاى پیراسته که بنده را طرف خطاب قرار دادند تشریف ندارند (زنگ رئیس)

نایب رئیس - آقاى فرامرزى تأمل بفرمایید اکثریت نیست چون در خارج هم عده کافى نیست به جلسه دیگر موکول بفرمایید آقاى کشاورزصدر هم اجازه خواسته‌اند طبق ماده 90 (فرهودى - بنده هم اجازه خواستم) فعلاً جلسه را ختم مى‌کنیم جلسه آتیه ساعت 9 صبح.‏

(ده دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - نورالدین امامى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294706!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)