کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/28]

جلسه 187 صورت مشروح مذاکرات جلسه روز یکشنبه نوزدهم تیر ماه 1328  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مشروح مجلس

2-بیانات قبل از دستور آقایان:آصف - وزیر کشاورزی- دکتر عبده- وزیر مشاور- پالیزی- دکتر بقائی

3-بقیه مذاکره در بودجه کل کشور

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه 187

صورت مشروح مذاکرات جلسه روز یکشنبه نوزدهم تیر ماه 1328

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مشروح مجلس

2-بیانات قبل از دستور آقایان:آصف - وزیر کشاورزی- دکتر عبده- وزیر مشاور- پالیزی- دکتر بقائی

3-بقیه مذاکره در بودجه کل کشور

 

مجلس ساعت هشت و نیم صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

[1- تصویب صورت مشروح مجلس‏]

رئیس- نسبت به صورت مجلس پیش نظرى نیست؟ آقاى امیر‌تیمور بفرمایید

امیر‌تیمور- در این صورت مجلس یک قسمت اشتباهات لفظى بوده است چون مواردش خیلى زیاد است اگر بخواهم عرض کنم وقت مجلس را می‌گیرد البته بایستى در موقعش به بنده اجازه بفرمایید بنده آن موارد را تاکنون ننوشتم.

رئیس- بسیار خوب یاد‌داشت کنید بنویسید به تند‌نویسى دیگر نظرى نیست به صورت مجلس (آزاد- اجازه می‌فرمایید؟) بفرمایید.

آزاد- در اینجا نصف صورت مجلس را نوشته‌اند و استفاده نمی‌شود کرد.

رئیس- البته تمام نشده چون جلسه دیروز پنج ساعت و نیم طول کشید البته براى چاپ شدن آن وقت زیاد لازم است یک قسمتش باقى مانده است که یک ساعت دیگر چاپ می‌شود، دیگر نظرى نیست؟ (اردلان- بنده هم عرضى دارم) بفرمایید.

اردلان- بنده دیروز در صورت جلسه عرض کردم که در ماده واحده که رأى می‌گیریم چون بنده مخبر کمیسیون محاسبات هستم بودجه مجلس با این رقمش فرق دارد این است خواهش می‌کنم در رأى نهایى اصلاح شود.

رئیس- دیگر نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) چند نفر تقاضاى نطق قبل از دستور کردند آقاى آصف بفرمایید.

[2- بیانات قبل از دستور آقایان: اصف- وزیر کشاورزى- دکتر عبده- وزیر مشاور پالیزى- دکتر بقائى‏]

آصف- بنده هر وقت مطالبى پیش می‌آید حتى‌المقدور تصمیم این است که در خارج مجلس با هیئت دولت و زمامداران وقت حل کنم مگر در دو مورد یکى این که کار فورى و فوتى باشد یکى هم در موردی که اصلاحش در خارج مجلس میسر نشود در ان موقع به عرض آقایان نمایندگان محترم می‌رسانم از چند سال قبل موضوع سن در کردستان شروع شد اول یک قریه بود بنده به وزارت کشاورزى مراجعه کردم و از بنده خواستند نمونه آنها را به تهران بفرستم ما هم فرستادیم و خود بنده هم حاضر بودم آمدم اینجا در دوره چهار دهم در دولت جناب آقاى ساعد همین موضوع را تذکر دادم بعد از چندى از وزارت کشاورزى به من جواب دادند که این سن نبوده و یک حشره غله‌خوارى بود خوب مثل این است که یک زلزله در یک شهرى بیاید عده بروند براى رسیدگى و بگو‌یند زلزله نبوده در نتیجه سیل بود تا این سؤال و جواب‌ها شد آن سال گذشت یک مقدارى به زارعین و مردم ضرر وارد آمد بنده هر سال این موضوع را تکرار کرده‌ام همه‌اش به سؤال و جواب‌هاى تلگرافى و کتبى گذشته است و این عرضى که بنده می‌کنم موضوعى را تکرار کرده‌ام همه‌‌اش به سؤال و جواب‌هاى تلگرافى و کتبى گذشته است و این عرضى که بنده می‌کنم موضوعى نیست که بنده بگویم وزیر محترم فعلى قصور کرده خیر ایشان از وزراى جوان فعال هستند و میل دارند کار بکنند (صحیح است) ولى آوردن دوا براى آنجا و همچنین موضوع‌هاى فورى که پیش می‌آید مثل این است که ما منتظریم تا تریاق از عراق بیاوردند مار گزیده مرده باشد امسال به مشیت الله این طور بوده که طبیعت در موضوع محصول لطفى به آن سامان نداشته باشد اصولاً محصول خوب نیست و آن هم که هست حالا تقریباً اسفند آباد را گفتند سن زده و تهدید می‌کند تمام آن بخش را به علاوه پریروز یک تلگرافى از یکى از مالکین آنجا رسیده بنده عرض می‌کنم موضوع ملخ است ملخ زیادى

+++

به دهات بخش قروه مهیم و حوزه حسین آباد هجوم اغلب محصول آنجا را منهدم اداره کشاورزى سنندج اظهار می‌دارد وسیله دفع آفت نداریم متمنى است به وزارت کشاورزى تذکر فرمایید اقدام عاجل به عمل که بقیه محصول از بین نرود حالا ملاحظه بفرمایید کشاورز از یک سال قبل زحمت می‌کشد تا سر خرمن این می‌آید سن یا ملخ علاوه از زحمت یک ساله نان و بذر یک سال دیگرش را از بین می‌برد و اگر مالک به او کمک ندهد به کلى بدبخت و مستأصل مثل فقراى تو کوچه‌ها می‌شود از روزى هم وزارت کشاورزى این شعبه را در کردستان دایر کرده بایستى بدانند چقدر در سال آنجا بودجه دارند و چقدر تحمیل می‌شود به جامعه یک قران فایده نداشته براى کردستان فقط یک تابلو نوشته‌اند یک خانه را اجاره کرده‌اند موضوع این است ما مراجعه می‌کنیم می‌گویند ما بودجه نداریم سن را دفع بکنیم وظیفه کشاورزان است آن هم موضوع ملخ است که به عرض رساندم چنانچه توتون انجا هم خوب اداره بشود از مها‌باد تا کرمانشاه مصرف داخلى ایران را تأمین می‌کند یک من هفت تومان از زارع ‌می‌گیرند در نتیجه سیگار درست می‌شود 90 تومان به مردم می‌فروشند این هم معامله بازار عین است این بود که بنده هفته گذشته به آقاى وزیر کشاورزى تذکر دادم حالا این بخش در بین کردشتان و همدان و کرمانشاه و گروس واقع است ممکن است اگر اینجا سیصد و چهار‌صد آبادى را بگیرد به جاى دیگر هم سرایت می‌کند موضوع دیگر‌ی که خیلى خیلى مهم است و علاقمند‌ى تمام ایرانی‌ها هم این موضوع است موضوع برنامه هفت ساله است برنامه هفت ساله یکى از شاهکارهاى عصر سلطنت اعلیحضرت محمد‌رضا شاه پهلوى است (صحیح است) یعنى همان طوری که نام نامى این شاهنشاه معظم در جزء سلاطین بزرگ دنیا محسوب است همین طور این هم زاییده فکر بزرگ ایشان است و به عقیده بنده اگر چنانچه سازمان این برنامه را مطابق منویات‏

اعلحضرت و امال ایرانیها عمل بکنند در درجه اول بایستى اشخاص نیک و پاک و صحیح- العمل و یک قدرى هم در کارها وارد و متخصص باشند مأموریت بدهند در اطراف و اکناف یعنى بروند در شهرستانها و مقید هم نباشند که سن این به تقاعد رسیده یا لشگرى است و کشورى پى اشخاص درست بگردند پى اشخاص میهن‌پرست و پى‌اشخاص شرافتمند بگردند و هزینه این برنامه هم عبارت از مقدارى از محل نفت جنوب یک مقدارى هم از داخله وام بگیرند یا از بانک بین‌المللى ولى موضوعى که مربوط به نفت است متأسفانه همان طوری که چند نفر دیگر از همکارهاى محترم ما چه در این دو سه روزه صحبت کردند چه سابق مثل این است که دولت نمی‌خواهد وضعیت مذاکراتى که با شر‌کت نفت کرده است و در پرده استتار است به نمایندگان بگوید (صحیح است) همه ماها که در اینجا نشسته‌ایم نماینده 15 میلیون ایران هستیم این نفت مخصوص به یک عده نیست این نفت مال 15 میلیون ایرانى است یا وزیر باشد یا وکیل باشد یا تاجر باشد یا کاسب باشد یا یک سپورى باشد یعنى آن که جاروب می‌کشد بنده عقیده‌ام این است در درجه اول وظیفه دولت است که هرچه زودتر نمایندگان و ملت ایران که نتیجه این موضوع مهم و حیاتى است خاتمه بدهد به این موضوع و بیاید در مجلس شورای ملى بگوید ما بفهمیم از دو سال قبل موقعی که جناب آقاى قوام‌السلطنه کابینه را تشکیل دادند تا حال ملت ایران و مجلس شورای ملى و اشخاصى که در خارج این کشور هستند انتظار نتیجه این عمل را دارند و ما یگانه امرمان در این کارها امروز به وجود شخص شخیص اعلیحضرت است و بنده امروز استدعا می‌کنم هیئت دولت هم این عرض بنده را به عرض بندگان اعلیحضرت همایونى برسانند و ایشان هم که علاقه خاصى دارند امر بفرمایند که هرچه زودتر نتیجه این مطلب را به اطلاع عامه برسانند زیرا حیات و ممات این کشور موکول است به اجراى این برنامه، این برنامه که سرمایه عمده‌اش همین موضوع پول هفت است اگر چناچه این برنامه این عده‌اى که مأمور این قضیه هستند خوب انجام وظیفه بکنند باعث سعادت ابدى این کشور است اگر غیر از این باشد نتیجه را برعکس می‌گیریم بدبختى و بد نامى الى‌الابد براى مجلس شوراى ملى و براى متصدیان امور باقى می‌ماند بنده خواستم این تذکرات را به دولت بدهم و یک موضوع دیگرى هم اگر چه خیلى مختصر است ولى چون مدتش طول کشیده است تذکرش لازم است از یک سال قبل موضوع برق کردستان مختل شد بنده از اینجا که با اجازه مجلس رفتم یک قسمت از اقداماتم این بود که یک شرکت جدیدى براى برق کردستان تشکیل دادم حسن اتفاق عرض کنم همین جناب آقاى اشرفى وزیر اقتصاد بودند حالا هم هستند از یک سال قبل تنده مرجعه کردم که ایشان 50 هزار دلار ارز دولتى بدهند و یک موتورى از امریکا وارد کنیم از بنده افر خواستند بنده زمستان مانع از مراجعت بود چندى قبل که مراجعت کردم با جناب آقاى نخست وزیر مذاکره کردم و به چند نفر از آقایان وزر‌ا تذکر دادم که در هیئت دولت براى این امر مهم موافقت کنند که این 50 هزار دلار که در واقع صدى صد با آن عرضى که بنده به دولت کردم در ظرف این یک ساله ملاحظه می‌فرمایید میلیون‌ها به اشخاص مختلف صحیح یا به غلط داده شده براى این 50 هزار دلار کردستان الان در خاموشى است بنده همان طور که عرض کردم حتى‌المقدور ساعى بودم مطالب را در خارج حل کرده باشم حالا هم جناب آقاى اشرفى را یکى از وزراى میهن‌پرست خوب صحیح‌العمل می‌دانم و به ا‌یشان هم ادارات دارم تمنى دارم هیئت وزیران 5 دقیقه وقت صرف کنند موافقت بکنند این 50 هزار دلار را به ما بدهند آن وقت کمپانى را که بنده مذاکره کرده‌ام تلگراف بکنیم به امریکا که این موتور را کرکت بدهند حالا بنده استدعا می‌کنم آقایان وزرا‌ این عرایض بنده را در نظر بگیرند و زودتر نتیجه مطلوب به دست بیاید و موضوع برنامه و نفت مورد توجه ملت ایران است و در این دو قسمت خصوصاً اهالى کردستان راحت شوند و بنده این عرایضى را که عرض می‌کنم اگر چه در غالب موارد به تجربه رسیده مطالبى که قبل از دستور گفته می‌شود ترتیب‏

رئیس- آقاى وزیر کشاورزى‏

وزیر کشاورزى- فرمایشات آقاى آصف را در این قسمتى که مربوط به وزارت کشاورزى است بنده حواب عرض می‌کنم موضوع سن کردستان را هفته قبل با آقایان مذاکره کردیم (بعضى از نمایندگان- بلند‌‌تر بفرمایید) صداى بنده همین قدر است این بلند‌گو هم گویا کار نمی‌کند هفته گذشته موضوع سن را با بنده مذاکره فرمودید به حضر‌تعالى عرض کردم که فوراً اقدام خواهد شد در همان روز تلگرافى به نمره 8158 کشاور‌زى کردستان مخابره کردم که اقداماتى که لازم است به عمل بیاورند و اگر هم نواقصى در کارمان هست اطلاع بدهند که نواقص رفع بشود دیروز هم تلگرافى از طرف آقاى فرماندار کردستان‏ رسیده بود که در کردستان ملخ مشاهده شده همین دیروز هم اقدام شدکه وسایلى که براى دفع ملخ هست فراهم بشود و به کردستان ارسال بشود ولى امروز هم دستور خواهم داد که از طهران مأموران سریع به کردستان اعزام شوند که با مأمورانى که در کردستان هستند کمک بکنند که رفع سن و ملخ آنجا بشود فقط می‌خو‌استم عرض کنم که انتظارى که مجلس و آقایان نمایندگان از وزارت کشاورزى گذاشته است گله خیلى زیاد است بنده تصدیق می‌کنم که وزارت کشاورزى د‌ر این دوره و مخصوصاً از شهریور 20 تا به حال آن طوری که بایست نتوانسته رضایت عمومى را جلب کند وزارت کشاورزى محتاج به اصلاحات بسیار زیادى است ولى چرا نتوانسته وزارت کشاورزى و تا به حال این نواقص را رفع بکند بنده بودجه‌اى را که دولت با تصویب مجلس شوراى ملى در اختیارات وزارت کشاورزى گذاشته براى آقایان محترم تشریح می‌کنم تا معلوم بشود تقصیر با وزارت کشاورزى است یا تقصیر با همه در سال 25 و 26 و 27- 14 میلیون و 800 هزار تومان بودجه کل وزارت کشاورزى بوده است و شش میلیون و 800 هزار تومان ان تخصیص به مخارج عمرانى داده شده و بقیه مربوط بهزینه پرسنلى و غیره بوده است آقایان محترم سابقه دارند که اراضى زیر کشت ایران با رعایت آیش‌ها ده میلیون هکتار است اگر ما شش میلیون و هشتصد هزار تومان بودجه کشاورزى را به این ده میلیون هکتار بدون رعایت 18 میلیون هکتار جنگل‌هاى ایران تقسیم بکنیم به هر هکتارى شش ریال و 16 شاهى ما با این دوازده شاهى د‌ر هر هکتار چه باید بکنیم؟ داراى 18 میلیون هکتار جنگل هستیم 8 میلیون هکتار از جنگل‌ها‌یمان از بین رفته و محتاج است که مجدداً جنگل‌کارى بکنیم و همین باقى مانده جنگل‌ها را حفظ کنیم داراى ده میلیون جنگل خوب قابل بهره‌بردارى هستیم و داراى سه میلیون هکتار جنگل‌هاى بسیار خوب در شمال ایران هستیم بودجه‌اى را که دولت ایران در اختیار وزارت کشاورزى براى حفظ 18 میلیون هکتار جنگل گذاشته 150 هزار تومان است د‌ر سال چطور ممکن است با 150 هزار تومان بودجه سالیانه 18 میلیون هکتار جنگل ایران اداره بشود و چه انتظارى از وزارت کشاورزى براى حفظ این جنگل‌ها داریم؟! ما براى امور دامپرورى و دامپزشکى 25 میلیون رأس احشام و اغنام ایران 750 هزار تومان بودجه داریم یعنى براى هر رأس حشم در این

+++

مملکت 6 شاهى پول داده شده است در صورتی که براى یک دزواکسن براى یک مرتبه تزریق به یک حشم 5 ریال قیمت تمام شده یک دزواکسن است آقایان چه انتظارى دارند که با رأسى شش شاهى آفات حیوانات ایران را دفع بکنیم و بتوانیم براى این مملکت دام‌پرورى کنیم و اصلاح نژاد براى این مملکت دام‌پرورى کنیم و اصلاح نژاد دام بکنیم براى دفع آفات در سر‌تاسر ایران براى ده میلیون هکتار ارضى که عرض چهار میلیون و 950 هزار ریال تخصیص داده شده است یعنى هر یک هکتار نزدیک به پنج ریال و حال آن که مخارج ما براى دفع سن هر هکتارى 75 ریال دفع ملخ مراکش هکتارى 85 ریال مبارزه با ملخ بومى هکتارى 50 ریال مبارزه با آفت چغندر هکتارى 290 ریال دفع موش هکتارى 37 ریال مبارزه با سیاهى گندم هر تنى 890 ریال دفع پشه هر اصله درخت 7 ریال آفات میوه هر اسله سه ریال مبارزه با آفات مرکبات درختى 28 ریال مبارزه با نخیلات درختى تقریباً 9 ریال از اقایان انصاف می‌خواهم کى و کدام وزارت کشاورزى می‌تواند با این بودجه‌ای که در اختیار دارد دفع آفات را بکند.(آصف- پس همه بودجه را بدهند به شما) خیر قربان توجه نفرمودید عرض کردم ما براى تمام وزارت کشاورزى گذاشته شده فقط شش ریال در هکتار بودجه داریم اگر ما بخواهیم در موقع بروز آفات اعم از آفات حیوانى یا آفات نباتى آن طوری که نظر آقایان و مورد انتظار آقایان است اقدام بکنیم این بودجه براى ما کافى نیست ده برابر این بودجه هم کافى نیست (آصف- جنابعالى مال کردستان را به بنده بدهید من خود اداره می‌کنم) فردا صبح می‌دهم (دکتر عبده- وزارت دارایى هم موافق نیست) نقص وزارت کشاورزى فقط موضوع بودجه نیست و بودجه اسباب کار زیادى لازم است متأسفانه هیچ گونه اسباب کارى در اختیار وزارت کشاورزى گذاشته نشده براى مثال عرض می‌کنم در این که بنده به وزارت کشاورزى رفتم محتاج بودیم که یک کتابى براى وزارت کشاورزى بخریم و وقتى به فکر تجدید سامان وزارت کشاورزى بودم محتاج به چند جلد کتاب بودم به اداره حسابدارى نوشتم کتاب بخرید به من جواب دادند که مطابق تصمیم کمیسیون بودجه سال 26 خرید کتاب براى وزارت کشاوزى ممنوع است کمیسیون‌هاى متعددى در وزارت کشاورزى شد که راه حلى براى خرید چند جلد کتاب پیدا بکنند بالا‌خره به بنده گزارش دادند که خرید کتاب بر‌خلاف مقر‌رات است و نمی‌شود خرید و هیچ راه حلى ندارد تنها راه حلى که بنده فکر کردم این بود که به اداره حسابدارى دستور دادم که کتاب را بخرند و از حقوق خودم کسر کنند وزارت کشاورزى اجازه خریدن کتاب علمى را براى انجام وظایف خود ندارد وزارت کشاورزى داراى هیچ گونه وسیله براى کار نیست ما همیشه می‌گوییم التماس می‌کنیم کسى توجه نمی‌کند کسى گوش نمی‌دهد ولى در موقع آفت در موقعی که بلا براى ما می‌آید همه انتظار دارند و کسى به جواب ما گوش نمی‌دهد بنده وقتی که وارد وزارت کشاورزى شدم در یک مدت خیلى کوتاهى به نواقص وزارتخانه توجه کردم و تشخیص دادم دادم که این نواقص باسانى قابل رفع نیست طول زمانى لازم است وقت فوق‌العاده‌اى لازم است تا ما بتوانیم وزارت کشاورزى را آن طوری که منظور نظر است و آن طوری که ممکن است براى مملکت مفید باشد دو‌باره تأسیس کنیم ولى در همان حال می‌باییستى امور جارى وزارت کشاورزى که زیاد مورد توجه مردم بود به خوبى اجرا بشود و از مفاسدى که در آن موقع وجود داشت و شاید امروز خیلى کم شده است جلوگیرى بشود کار عمده وزارت کشاورزى بدواً موضوع جو‌از چوب و بعداً موضوع دفع آفات بود آقایان نمایندگان محترم که در اینجا تشریف دارند محققاً از جریان امور قطع چوب در جنگل‌هاى شمال که همان جریان قطع مسبب از بین رفتن جنگل‌هاى ما شده است مسبوقند جنگل براى این ایجاد شده بود فرضاً که هر سالى اشخاصى بدون تناسب و بدون استحقاق داراى جوازهاى قطع چوب بشوند و از این راه امرار معاش کنند یا از این راه متمول بشوند در صورتی که حق این بود که جو‌از جنگل جواز قطع چوب به صاحب جنگلى داده بشود که ملک خودش را مراقبت کند و از ملک خودش استفاده کند تا به جنگل ملکى خود علاقمند بشود بنده افتخار دارم بآقایان عرض کنم که سال گذشته بساط جواز دادن و جواز گرفتن و جواز فروختن و توهم سوء‌استفاده که غالباً در این مملکت بود در باب جنگل و حتى چندین بار در مجلس شوراى ملى منعکس شده بود از وزارت کشاورزى رفت و براى اولین مرتبه در این مملکت قانون جنگل احرا شد به هر کس سهمى داده شد که با رعایت اصول فنى صاحب آن مستحق آن بشود سال گذشته 6 میلیون متر مکعب تقاضاى جواز قطع چوب کرده بودند چرا 6 میلیون متر مکعب تقاضاى جواز قطع چو ب شد روى اصول فنى 160 هزار متر مکعب وزارت کشاورزى می‌توانست اجازه قطع چوب تنها کافى نیست و باید داراى وسایل مراقبت و نظارت در قطع چوب باشیم و به علاوه آن میزان چوب مورد احتیاج مملکت نبود بنده تشخیص دادم که با دادن جواز 125 هزار متر مکعب می‌‌توان احتیاجات این مملکت را اعم از احتیا‌جات مصرف داخلى براى مردم و مصرف دولتی ‌رفع کرد طرز عمل را که این طور قرار دادیم که یک میلیون و ششصد هزار متر مکعب چوب قابل ا‌ستحقاق را به 125 هزار متر چوبى که ما تصور کردیم براى این مملکت لازم است ما تقسیم کردیم و بنابراین تشخیص دادیم که هر صاحب جنگلى می‌تواند در حدود 8 درصد از جنگل خود را بردارد اسامى جنگل‌ها را نوشتیم اسامى صاحبان جنگل‌ها را داشتیم از طرف وزارت کشاورزى اعلان کردیم که جنگل فلان می‌تواند فلان قدر متر مکعب اجازه قطع چوب داشته باشد با این ترتیب کسى محتاج نبود به وازرت کشاورزى متوسل شود یا وسایطى ایجاد بکند که اجازه قطع چوب بگیرد ضمناً اجازه قطع چوب داده شده بود و دیگر ترتیبى براى سوء‌استفاده باقى نمی‌ماند به این شکل صاحبان جنگل غالباً فهمیدند داراى جنگلى هستند و بدون هیچ گونه تبعیضى فقط به صاحب جنگل اجازه قطع چوب داده شد و موضوع ارتشاء و یا موضوع خرید و فروش جواز از بین رفت (صحیح است) قسمت دوم موضوع دفع آفات است ما معمولاً در باب دفع آفات دیر خبر می‌شویم وقتى آفت در این مملکت می‌آید وسایل کار نداریم پارسال براى اولین مرتبه در سال 1327 بنده برنامه براى دفع آفات سال 1328 تنظیم کردم و براى غالب آقایان نمایندگان محترم فرستادم این برنامه‌اى بوده است که براى سال 1328 تنظیم شده به طورى که عرض کردم در حدود 4 میلیون و 500 هزار تومان دولت براى ما به عنوان دفع آفات نباتى تأمین اعتبار کرده است 4 میلیون و 500 هزار تومان به این برنامه تقسیم شده است هر کدام از آقایان که مدعى هستند در حوزه انتخابیه آنها این برنامه‌اى که بنده برایشان فرستادم اجرا نشده به بنده بفرمایند جواب بدهم (دماوندى- آفات مرکباتى اجرا نشده) اطلاع ندارید (دماوندى- شما اطلاع ندارید) براى این نکاتى که در این برنامه است مطابق آن پولى که داشتیم آن پول را به این برنامه تقسیم کردیم عرض کنم اظهاراتى که دیروز آقاى امیر‌تیمور آقاى ارباب مهدى همین طور قبلاً آقاى مسعود ثابتى کرده اند که پیشنهاد حذف بودجه وزارت کشاورزى را فرموده بودند ایجاب می‌کرد که بنده این توضیحات را عرض کردم بنده کو تا‌ه می‌کنم عرایض خودم را در نظر داشتم که وزارت کشاورزى را به آقایان تقاضاى کمک بکنم ولى اگر آقایان ترجیح می‌دهید که به مذاکرات بنده خاتمه داده شود خاتمه می‌دهم فقط اشاره می‌کنم که ما براى اصلاح مجبوریم که با یک اصول علمى و فنى و با یک رویه صحیح کار کنیم بنده روزها‌ی اول و دوم به وازرت کشاورزى ممکن بود یک لوایح زیادى تقدیم آقایان بکنم تا تصور بفرمایند که وزیر جدید کشاورزى هم می‌تواند به مجلس تقدیم کردیم که اساس کا‌ر وزارت کشاورزى خواهد بود ما چنانچه عرض کردم قادر نیستیم و هیچ مملکتى قادر نیست که تمام احتیاجات کشاورزى مملکت را دولت به عهده بگیرد ما محتاج تکمک مردم هستیم یکى از لوایحى که به مجلس تقدیم شد لایحه تأسیس صندوق‌هاى روستایى و تعاون روستایى است بنده متأسفم که عرض بکنم که کمیسیون کشاورزى بیش ا‌ز 25 جلسه براى رسیدگى به این لایحه تشکیل داد و اکثریت حاصل نشد آقاى امیر‌تیمور ارباب مهدى آقاى مسعود ثابتى آقایانى که به امور کشاورزى علاقمند هستند آقایانى که در مجلس براى امور کشاورزى تذکراتى می‌دهند نتوانستند تشکیل اکثریت کنند و این لایحه را انجام بدهند که ما بتوانیم یک خدمتى به این مردم به نام کشاورزى بکنیم بنده ا‌ز این موقع استفاده می‌کنم و استفاده می‌کنم ا‌ز این آئین‌نامه جدید مجلس و از آقاى رئیس محترم مجلس تمنى می‌کنم دستور بفرمایند لایحه دولت در باب صندوق تعاون روستایى نظر به این که در کمیسیون کشاورزى در ظرف مدت یک ماهى که مدت قانونى رسیدگى بوده است تمام شده است و نظر به این که یک ماه مدتى که ممکن بود کمیسیون تمدید بکند تقاضاى تمدید نکرده و به علاوه آن مدت هم منقضى شده است تمنى می‌کنم مقرر فرما‌یند که لایحه صندوق تعاون روستایى به حکم آئین‌نامه جدید مجلس در دستور مجلس قرار گیرد.

آصف- این فرمایشات براى نسل آینده صحیح است ولى علاج فورى نمی‌کند.

وزیر کشاورزى- آن را عرض کردم که اقدام شده و فردا هم بودجه‌اش را خدمت آقا واگذار می‌کنم.

+++

رئیس- آقای دکتر عبده بفرمایید.

دکتر عبده- بنده خیلی معذرت می‌خواهم اگر امروز هم مصدع آقایان می‌شوم ولی مژده می‌دهم که صحبتم خیلی طولانی نخواهد بود (احسنت) بنده در اواخر صحبتم راجع به یک موضوعی که کمال اهمیت را دارد و آقایان محترم علاقمندند اشاره‌ای کردم ولی متأسفانه نتوانستم از لحاظ وقت کوتاهی که در اختیارم گذاشته شده بود آن طوری که باید راجع به این موضوع صحبت کنم. از این لحاظ امروز اجازه گرفتم که در ظرف چند دقیقه در تکمیل عرایضی که سابق کرده‌ام صحبت بکنم عرض بنده امروز راجع به کار نفت است بنده خواستم یادآوری بکنم قسمت ب ماده واحده مصوب 29 مهرماه 1326 را عین ماده این است دولت مکلف است در کلیه مواردی که حقوق ملت ایران نسبت به منابع ثروت کشور اعم از منابع زیر زمینی و غیر آن که مورد تضییع واقع شده است به خصوص راجع به نفت جنوب به منظور استیفاء حقوق ملی تذکرات و اقدامات لازم را به عمل آورده و مجلس شورای ملی را از نتیجه آن مطلع سازد به طوری که ملاحظه می‌فرمایید این ماده مرکب از چند جزء است جزء اولش این است که دولت برای استیفای حقوق کشور ایران نسبت به منابع ثروت کشور اعم از منابع زیر زمینی و به خصوص نفت اقدامات لازم را بکند جزء دومش این است که مجلس شورای ملی را از نتیجه اقداماتی که کرده مطلع سازد بنابراین دولت دو تکلیف داشته است یکی تکلیف به اقدام تکلیف دوم که دولت داشته این بوده که از نتیجه اقداماتی که کرده مجلس شورای ملی را مطلع بکند از مهرماه 1326 تا به حال که بیش از یک سال و نیم می‌گذرد متأسفانه رسماً مجلس شورای ملی ایران از جریان کار نفت و اقداماتی که در این باب شده مطلع نگردیده است چند روز دیگر هم بیشتر به آخر دوره پانزدهم باقی نمانده است به اعتقاد من دولت وظیفه‌دار است که این تکلیفی را که به موجب قانون برایش معین شده انجام بدهد و انجام دادن تکلیف و وظیفه‌ای که به موجب این قانون پیش‌بینی شده در این نیست که اقدامات بکند بلکه می‌بایستی نتیجه این اقدامات را به مجلس شورای ملی  دوره پانزدهم گزارش بدهد متأسفانه این گزارشات داده نشده است چند روز دیگر هم به تعطیلات ماه مبارک باقی است و بعد هم چند روز پیش تا آخر دوره مجلس پانزدهم باقی نخواهیم داشت بنده می‌خواستم استدعا بکنم از نمایندگان محترم که بیش از پیش توجه بکنند که بخواهیم از دولت که گزارش مربوط به اقداماتی را که شده هرچه زودتر تقدیم مجلس شورای ملی  بکند تا ما هم بتوانیم به این وظیفه قانونی که داریم اقدام بکنیم البته من یقین دارم دولت همان طوری که در شأن یک دولت وطن‌پرستی است حتی‌الامکان سعی خواهد کرد که حقوق ملت ایران را به تمام معنی استیفا بکند (یمین‌ اسفندیاری - انشاءالله) و اجازه ندهد که منافع تحت‌الارضی ایران همین طور در دست دیگران باشد و ما خودمان احتیاج داشته باشیم برای راه انداختن برنامه هفت ساله برای سایر کارهای عمرانی و تولیدی که داریم به اعتباراتی و من خیال می‌کنم اگر دولت وظیفه اش را انجام بدهد ما می‌توانیم قسمت مهم منابع را برای به راه انداختن نقشه 7 ساله از طریق نفت به دست بیاوریم این جا بنده می‌خواستم توجه دولت انگلستان را که در هر حال نسبت به کار شرکت نفت بی نظارت نیست به این نکته جلب بکنم که اصولاً دولت انگلستان که داعیه دارد از طریق حکومت ملی اداره می‌شود و انصافاً هم یک دولتی است که از طریق حکومت ملی اداره می‌شود. همین طور که به افکار عمومی ملت انگلستان احترام می‌گذارد به اعتقاد من باید به افکار عمومی ملت ایران هم احترام بگذارد (یمین اسفندیاری- بیشتر) تا این که دشمنان آنها و بدخواهان آنها وسیله به دستشان نیفتد که بگویند آن‌های که داعیه دارند که به افکار عمومی احترام بگذارند وقتی پای حقوق یک ملت ستمدیده می‌شود شاید آن احترامی که برای حقوق خودشان قائل هستند برای حقوق سایر ملل قائل نیستند البته این انتظاری است که ما از دولت داریم انتظار ما از دولت منحصر به این نیست دولت به ما وعده‌هایی ضمن برنامه خودش داده که من تصادفاً نگاه می‌کردم مواد برنامه دولت را متأسفانه هیچ کدام از مواد برنامه تا‌کنون اجرا نشده برای این که به خاطر آقایان بیاورم قسمت چهار برنامه دولت که در هفت ماه پیش تقدیم مجلس شده است این است فراهم کردن احتیاجات عمومی از حیث لوازم اولیه مانند کارگاه برق- لوله کشی آب شهرها سایر مواد زندگانی تامین بهداشت و فرهنگ برای عموم (یمین اسفندیاری - و تلفن) بنده از آقایان سؤال می‌کنم که در ظرف این 7 ماهه که دولت فعلی سرکار است برای تمین رفاه عمومی چه قدمی برداشته قسمت دوم سعی در بهبود حال کارگران و کشاورزان است باز بنده سؤال می‌کنم از دولت که برای اجرای همین قسمت برنامه چه قدمی برداشته است؟ قسمت هفت برنامه دولت راجع به اقدام دولت برای استرداد اراضی ایران است که هیچ گونه اقدامی نشده است قسمت نهم که متأسفانه معلوم شد درست نیست این است تنظیم بودجه مملکت 1328 بر اساس تعادل و توازن با توجه به این نکته که قسمت عمده درآمد کشور صرف کارهای تولیدی و عمرانی بشود این وعده‌ای است که دولت در هفت ماه پیش داده است که بودجه مملکتی را طوری تنظیم بکند که اولاً تعادل و توازن بین درآمد و هزینه برقرار باشد ثانیاً قسمت عمده درآمد کشور صرف کارهای عمرانی بشود. من خیال می‌کنم احتیاج به استدلال زیادی ندارد و هر کس گزارش کمیسیون بودجه را از نزدیک مطالعه بکند متأسفانه خواهد دید که بودجه دولت، بودجه مملکت توازنی ندارد به علاوه قسمت عمده درآمد کشور یعنی 92 درصد درآمد کشور صرف کارهای غیر عمرانی شده است (صحیح است) قسمت دهم که اشکال زیادی نداشت و خیال نمی‌کنم انجام شده باشد تقدیم لوایح قانونی است برای سازمان وزارتخانه‌ها بر اساس قانون استخدام هفت ماه از دوره زمامداری این دولت می‌گذرد متأسفانه به طوری که ملاحظه می‌فرمایید هیچ یک از مواد برنامه‌ای که دولت تقدیم کرده اجرا نشده است و این کمال تأسف را دارد برای این که آقا دولت‌ها که سرکار می‌آیند وظیفه ندارند که تنها اقدام بکنند برای این که بمانند دولت‌ها وظیفه دارند که برای تامین رفاه و آسایش مردم اقدام بکنند بنده در عین حال که ارادت دارم به آقای ساعد و خیلی از وزرای ایشان که اینها را مردمان وطن‌پرستی می‌دانم ولی خیال می‌کنم عنصر اساسی کمال یک دولت که عبارت از وجود تجانس بین عناصر مختلف دولت است این عنصر آن طوری که باید شاید فراهم نباشد برای این که اینها که اکثرشان مردمان شایسته‌ای هستند اگر تجانس بین آقایان بود اگر همکاری می‌کردند انتظار می‌رفت در این هفت ماهه لااقل یک قدم برای تأمین رفاه و آسایش مردم برداشته شود متأسفانه باید عرض کنم که به هیچ وجه هیچ یک از این کارها انجام نشده در هر حال انتظار ما از دولت فعلی این است که قسمت ب ماده واحده مصوب 29 مهر ماه 1326 را مبنی بر تقدیم گزارش و مطلع کردن از نتیجه اقدامات خودشان در کار نفت همین طور در شیلات همین طور طلای ما در مسکو نمایندگان را قبل از انقضای دوره تقنینیه مطلع بکند و اگر خدای نکرده باز هم قصوری در این راه بشود من خیال می‌کنم ما در آستانه تحول عظیمی هستیم، وقت زیادی هم نداریم برای این که این مملکت را تغییری درش ایجاد بکنیم. تحولی درش ایجاد بکنیم و اگر به موقع این کارها را را نکنیم من می‌ترسم مخاطراتی این مملکت را تهید بکند مخاطراتی که جبران پذیر هم نباشد.

رئیس- آقای عدل بفرمایید

وزیر مشاوره (آقای عدل) – این که بنده خواستم چند کلمه راجع به این موضوع نفت صحبت بکنم در غیاب آقای وزیر دارایی علت این است که خود بنده گاهی شرکت داشته‌ام در مذاکرات راجع به نفت البته همان طور که آقای دکتر عبده فرمودند اول دولت مطابق قانون بایستی اقدام بکند دوم این که نتیجه را به اطلاع مجلس برساند همه آقایان می‌دانند که دولت از بدو تشکیل خودش اقدام کرده است در موضوع نفت و هنوز هم مذاکراتش جریان دارد (نمایندگان – تا کی؟) اگر تا به حال نتیجه به اطلاع مجلس نرسیده است علت این بوده که دولت هنوز نتیجه‌ای را که تمام حقوق حقه ملت ایران را حفظ بکند هنوز این نتیجه را به دست نیاورده است (دکتر عبده - از جریان کار باید مجلس را مطلع کنید بیایید بگویید چه کرده‌اید و چه شده؟) جریان را البته همان طوری که آقای دکتر عبده گفتند دولت به طور غیر رسمی به آقایان گفته است و در جریان هنوز خبر تازه‌ای نشده که دوباره بگوید و امیدوار هستم دولت قبل از اختتام این دوره تقنینیه نتیجه مطلوب را به دست بیاورد و به عرض مجلس شورای ملی برساند (امامی- یک سال دارند حرف می‌زنند) بعضی از مذاکرات هست که ممکن است سه سال یا چهار سال طول بکشد. (دکتر عبده - با این ترتیب ما سه سال یا چهار سال دیگر با این دولت کار داریم و دولت باید بماند) البته هر مطلب این مذاکره هر قدر مهم‌تر است بیشتر طول می‌کشد و این مطلب به این مهمی را نمی‌شود در ظرف یک ماه دو ماه خاتمه داد شاید اگر یک حسن نیت کاملی در طرفین بود ممکن بود که در ظرف یک هفته مذاکرات تمام شود ولی این نظریات طرفین فقط یک جور نیست این است که ممکن است چندین ماه طول بکشد و دیده شده است در بعضی مواقع مذاکرات چندین ماه طول می‌کشد (یکی از نمایندگان - مجلس را در جریان بگذارید) تا زمانی که دولت مأیوس نشده است و امید دارد که مطابق این قانونی که از مجلس گذشته است عمل بکند صلاح نیست که بیاید بگوید موفق نشده است دولت هنوز امیدوار است که موفقیت‌هایی پیدا بکند و امیدوارم

+++

که قبل از اختتام مجلس دولت نتیجه مطلوب را به مجلس عرض کند.

دکتر عبده- در هر حال قبل از تعطیلی مجلس دولت باید جریان را در پشت تریبون به عرض مجلس برساند

وزیر مشاور- بله قبل از اختتام مجلس شورای ملی 

رئیس- آقای پالیزی بفرمایید

پالیزی- عرض شود بنده دو مطلب دارم که به عرض مجلس شورای ملی  می‌رسانم یکی راجع به قسمت نفت است در قانونی که در تاریخ 29 مهرماه 1326 از مجلس گذشت مخصوصاً در قسمت آخر آن تصریح شده بود دولت مکلف است در کلیه مواردی که حقوق ملت ایران نسبت به منابع ثروت کشور اعم از منابع زیرزمینی و غیر آن مورد تضییع واقع شده است به خصوص راجع به نفت جنوب به منظور استیفای حقوق ملی مذاکرات و اقدامات لازمه را به عمل آورد و مجلس شورای ملی را از نتیجه آن مطلع سازد البته با حسن ظن و اعتماد کاملی که به جانب آقای ساعد و هیئت دولت ایشان داریم متأسفانه تاکنون نتیجة مذاکرات مربوط به موضوع نفت جنوب که برای ملت ایران یک امر حیاتی است به اطلاع نمایندگان مجلس نرسیده و انتظار دارد دولت جناب آقای ساعد هرچه زودتر این امر مهم را در معرض افکار عمومی قرار داده مجلس شورای ملی  و ملت ایران را از جریان امر آگاه سازد موضوع دیگری که می‌خواستم عرض کنم این است که چون فعلاً چند روزی بیشتر به آخر دوره مجلس باقی نمانده است و بودجه مملکتی در دستور است غیر از بودجه لوایح مفیدی است که باید مطرح و اخذ تصمیم شود در این بین در اثر بیانات آقای دکتر بقایی نسبت به یک نفر از خدمتگذاران صدیق که در یک قسمت از کشور برحسب امر و اراده اعلیحضرت همایون شاهنشاهی مشغول انجام وظیفه و خدمتگذاری است مورد حمله و اتهام دکتر بقایی واقع می‌شود در اثر حمله ناروا و اتهامات غیر وارد به آقای سرهنگ فولادوند که عقیده شخصی ایشان بوده و البته مجلس شورای ملی  این نظریه را قبول ندارد احساسات اهالی کرمان را تحریک می‌نماید که جداً بیانات آقای دکتر بقایی را تکذیب و بلکه اظهار علاقه و قدردانی از این خدمتگذار صدیق نمایند و تلگرافی از اهالی محترم کرمان به بنده در این موضوع رسیده که به عرض مجلس شورای ملی می‌رسانم و انتظار دارم بعد از این آقای دکتر بقایی به خدمتگذاران صدیقی که در تمام کشور مشغول انجام وظیفه هستند حمله ناروا و اتهامات را روا ندارند و از خدمتگذاران صدیق که در تمام کشور مشغول انجام وظیفه هستند قدردانی نموده و درود می‌فرستم. تلگرافی هم راجع به این موضوع از کرمانشاه برای بنده رسیده برای این که از تضییع وقت جلوگیری بشود از خواندنش صرف نظر می‌کنم و تقدیم مقام ریاست می‌کنم که به عرض مجلس شورای ملی برسد.

رئیس- آقای دکتر بقایی بفرمایید

دکتر بقایی- چند سال قبل که افتخار ریاست فرهنگ کرمان را داشتم از آقای مهندس رضوی که برای چند روزی به کرمان داشتم از آقای مهندس رضوی که برای چند روزی به کرمان آمده بود خواهش کردم یک کنفرانس علمی بدهند- ایشان هم تقاضای مرا پذیرفتند و در سالن دبیرستان پهلوی کرمان کنفرانس جالب توجهی راجع به ساختمان ماده طبق نظریات جدید ایراد کردند. پس از خاتمة کنفرانس شنیدم شخص ابلهی که ضمناً خالی از شائبة عرض هم نبود گفت پس به عقیده آقای مهندس معلوم می‌شود خدا نیست در صورتی که بیچاره مهندس معلوم می‌شود خدا نیست در صورتی که بیچاره مهندس ابداً راجع به خدا صحبتی نکرده بود. نه تنها صحبتی از نبودن خدا نبود بلکه هر خردمندی که آن صحبت‌ها را می‌شنید بیشتر و بهتر به عظمت خداوند پی می‌برد – ولی‌ آن ابله نتیجه می‌گرفت که آقای مهندس رضوی قایل به وجود خدا نیست - در آن موقع من هیچ فکر نمی‌کردم که ممکن باشد در مجلس شورای ملی مواجه با چنین وضعیتی بشوم. اگر آقایان محترم به خاطر محترم داشته باشند ضمن انتقاد از برنامه جدید فرهنگ من عرض کرده بودم که جناب آقای دکتر زنگنه برای این که بعضی اعضاء شورایعالی فرهنگ را تحت تاثیر قرار دهند فرموده‌اند که این برنامه به عرض اعلیحضرت همایونی رسیده و اعلیحضرت هم اظهار موافقت یا علاقه اعلیحضرت همایون ملاک عمل است همین اعلیحضرت همایونی راجع به لایحه انتخابات اظهار علاقه فرموده بودند چطور شد که همان‌هایی که خودشان را فدایی شاه می‌دانند با کمال شدت با آن مخالفت می‌کنند در هیئت دولت مخالفند در بین وکلاء هم تبلیغات علیه می‌کنند و کارشکنی می‌کنند که نگذرد؟

آقایان محترم آیا از این عرایض من استنباط می‌شود که اعلیحضرت همایونی به فرهنگ علاقمند نیستند؟ آیا معنی این عرایض این است که اعلیحضرت همایونی بخیل هستند یا وطن‌پرست نیستند؟ حالا ملاحظه کنید جناب آقای دکتر زنگنه به جای این که جواب بدهند که چرا بعضی از فداییان اعلیحضرت به جای پیروی از نیابت مقدس ایشان در باب اصلاح قانون انتخابات برعکس کارشکنی و مخالفت با معنویات ملوکانه کرده‌اند به جای این که توضیح بدهند چرا اعضای شورایعالی فرهنگ را خواسته‌اند با این حرف‌ها تحت تأثیر قرار بدهند می‌فرمایند کسی را در این کشور سراغ دارید که بیشتر از ذات ملوکانه در بذل مال و حتی خون مقدس خودشان در راه فرهنگ مضایقه نکرده باشند؟

آقایان مگر من گفتم اعلیحضرت همایونی مخالف فرهنگند یا از بذل مال و حتی خون مقدس خودشان مضایقه کرده‌اند؟ البته من از این سفسطه جناب آقای دکتر زنگنه هیچ گله‌ای ندارم زیرا استاد بزرگوار ایشان جناب آقای دکتر اقبال هم هرجا در برابر استدلال منطقی من در مانده می‌شدند می‌خواستند ثابت کنند که من مخالف مقام شامخ سلطنت هستم و ایشان فدایی آن هستند در صورتی که حقیقت امر در موقع طرح قانون اصلاح انتخابات بر همه کس واضح شد و در هر صورت یقین دارم که اعلیحضرت همایونی پس از تجربیات تلخ دوره اعلیحضرت فقید روحشان از تملق گویی و چاپلوسی بیزار است.

اما اصولاً راجع به جواب عرایض این جانب بهتر این بود که جناب آقای دکتر زنگنه همان رویه قدیم خود و سایر آقایان وزراء را تعقیب می‌فرمودند و بدون دادن توضیح فقط به تکذیب خشک و خالی اکتفا می‌فرمودند و برای خالی نبودن عریضه هم اتهامات خودشان را نسبت به من چرب‌تر می‌کردند زیرا این رویه که در ضمن جواب استیضاح بدان عمل شد بی‌حکمت نبود برای این که جناب آقای دکتر اقبال وزیر کشور خود اسناد گندزدایی در دانشکده طب هستند بهتر می‌دانند که بعضی چیزها را اگر به هم بزنند گندش بیشتر می‌شود کما این که جناب آقای دکتر زنگنه در جواب‌هایی که فرمودند اسباب خجالت من و همة فرهنگیان را در قسمت احاطه و معلومات به امور فرهنگی خود را فراهم فرمودند و دلایل بیشماری بر صحت عرایض من به دست دادند.

من ادعا کرده بودم که ایشان نمی‌توانند اصلاً تفاوت یک برنامه ثلاثی را با یک برنامه رباعی بیان کنند - ایشان می‌فرمایند آن چه تا کنون صحبت شده است برنامه نبود و فقط تقسیم سنوات تحصیلی و انواع مدارس است. آقایان محترم درست تأمل بفرمایید و ببینید آیا کسی این جمله را می‌گوید آیا اصلاً فهمیده است برنامه یعنی چه؟ جناب آقای دکتر زنگنه مگر تقسیم سنوات تحصیلی بدون تغییر برنامه ممکن است اصلاً این حرف معنی ندارد شما اساس فرهنگ کشور را واژگون می‌کنید و خیال می‌کنید که برنامه تغییر نمی‌کند؟ برنامه فعلی ما روی اساس تلایی بنا شده است اگر این اساس را تغییر بدهیم باید تمام کتب درسی را تغییر بدهیم و این اسمش می‌شود تغییر برنامه - شما را به خدا قبل از این که پشت تریبون صحبت کنید یک قدری بیشتر تحقیق کنید. یکی از دوستان حکایت می‌کرد که شخصی را می‌شناختم که خداوند به او پسری اعطاء فرموده بود این پسر در موعد معین زبان باز نکرد و پس از چهار و پنج سال معلوم شد اصلاً لال است – سال‌ها گذشت و آن طفل چهارده ساله شد روزی پدر طفل را در کوچه دیدم که یقه خود را پاره کرده و مثل دیوانه‌ها به سر و روی خود می‌زند علت را پرسیدم گفت امروز که به خانه رفتم دیدیم هیاهویی برپاست- گوسفند کشته‌اند و اسفند دود کرده‌اند مطرب‌ها مشغول بزن و بکوب هستند – از جریان استفسار کردم گفتند پسرت زبان باز کرده- خیلی خوشحال شدم و مرا به اطاق بردند دیدم بچه را خوابانیده‌اند و زاغ می‌سوزانند و دعا می‌خوانند -چون چشم پسر به من افتاد با زحمت زیاد دهان باز کرد و با لکنت زبان گفت نه نه؟‌ای کاش هرگز زبان باز نمی‌کرد که پس از چهارده سال به پدرش بگوید ننه؟ پس بهتر این بود که آقای دکتر هم چیزی نمی‌فرمودند.

ضمن استیضاح من عرض کرده بودم که یک شخص را بدون داشتن هیچ نوع سابقه خدمت اداری با حقوق رتبه نه استخدام کرده‌اند آمده‌اید جواب دادید آدم خوبی است و سر‌دفترها آدم‌های خوبی هستند آیا این‌ها دلیل استخدام خلاف قانون می‌شود؟ حالا هم می‌فرمایید ما تقسیم سنوات را تغییر داده‌ایم صحبتی از برنامه نبود واقعاً ماشاءالله به آن مشاوری که این نطق را برای وزیر تهیه کرده است یک مدال هم به او بدهید.

اگر جناب آقای وزیر فرهنگ و معاون دانشگاه ادعا داشته باشند که این را کسی برایشان تهیه نکرده است - عرض می‌کنم اگر همدان دور است گرتش نزدیک است – ممکن است همین حالا جناب آقای دکتر زنگنه یک صفحه از فرمایشاتشان را از حفظ همین جا مرقوم بفرمایند (البته بدون مراجعه به صورت جلسه چاپی) تا من شرمنده شوم. اما این که می‌فرمایید دوره متوسطه را به قسمت‌های علمی‌ و فنی و کشاورزی تقسیم فرموده‌اید آیا فکر معلم فنی و معلم

+++

کشاورزی هم کرده‌اید؟

مطالبی را که جناب آقای دکتر زنگنه به طور شکسته بسته فرموده‌اند من همه‌اش را می‌دانستم فقط آن روز نخواستم وارد تفصیل بشوم - شاید ایشان هنوز هم ندانند ولی بنده می‌دانم که اساس این برنامه جدید تقلید بسیار ناقص از برنامه مجارستان است (بلی مجارستان؟) و اساس مطالعات کمیسیون را یک کتاب مربوط به فرهنگ مجارستان تشکیل می‌داده است - بنده می‌دانستم که مدتی است - بنده می‌دانستم که مدتی این موضوع در شورایعالی فرهنگ مطرح بود و جناب آقای دکتر اقبال هم می‌خواسته‌اند این را به تصویب برسانند بنده که خودم اقرار کردم برنامه ناقص بوده است و حتی ایراد بنده این بوده است که همین برنامه ناقص هم هیچ وقت درست انجام نشده و به همین دلیل هم از شرکت در امتحانات متوسطه از شش سال به این طرف با وجود آن که مرتباً دعوت می‌شدم امتناع کرده‌ام ولی اینها دلیل تسریع در تغییر برنامه نمی‌شود.

من گفتم که برای تغییر برنامه نظر اساتید فن تعلیم و تربیت را نپرسیده‌اند جناب آقای دکتر زنگنه جواب می‌دهند مردمانی مانند دکتر حسابی و دکتر سحابی و امثال آنها که بسیار فاضل‌تر و فهمیده‌تر و عالم‌تر از بنده و ایشان هستند اظهار نظر کرده‌اند و در میان استادان تعلیم و تربیت هم تا‌کنون کسی نظر مخالفت ابراز نکرده است به قول جناب آقای نورالدین امامی هیچ دخلین وار؟ اولاً شما کدام استاد تعلیم و تربیت را برای این کار دعوت کردید کجا نظریه خواستید که مخالفت بکنند یا نکنند؟ آیا شورای عالی فرهنگ آمار صحیحی یا غیر صحیحی راجع به بناء این آب و خاک تهیه کرده آیا توانستید سن ورود به مدرسه را از روی مبانی صحیح علمی تشخیص بدهید تغییر برنامه جناب آقای دکتر زنگنه از خیلی پیشتر مورد بحث و مداقه بوده است و گمان می‌کنم پیش قدم در این کار هم جناب آقای دکتر صدیق بودند - آیا نظر ایشان را که سمت استادی نسبت به همه ما‌ها را داشته‌اند و یکی از بزرگترین متخصصین فن هستند خواسته‌اید - نه بلکه این جا به مصداق حفظت شیئاً و غابت عنک اشیاء فقط برای این که عمل شایانی انجام داده باشید بدون این که وسایل لازم تغییر برنامه را در نظر بگیرید تصمیم به تغییر گرفته‌اید درست است خدا بزرگ است فعلاً ما تغییر می‌دهیم و مدتی باد در آستین می‌اندازیم بعد هم هرچه می‌خواهید بشود - آن وقت اگر یک نسل دو نسل هم از درس خواندن افتادند و عمرشان تلف شد به جهنم!

اما آن چه که راجع به آقایان دکتر حسابی و دکتر سحابی فرموده‌اید - آقای دکتر حسابی یکی از استادان عالیقدر دانشکده علوم ما هستند و به طوری که آقایان شنیده‌اند ایشان در قسمت فیزیک دارای تحقیقات بسیار ذیقیمتی هستند که مایه افتخار و آبروی ما ایرانیان در نزد ملل متمدن دنیا شده است و بنده یقین دارم که از لحاظ تواضع علمی ایشان آقای پروفسور البرت آنشتین را به استادی خود در قسمت فیزیک قبول دارند – حالا شما بروید از آقای انشتین راجع به برنامه مدارس و تغییر آن بپرسید البته از اظهارنظر عذر خواهد خواست زیرا خودش را صالح در اظهار نظر در این قسمت نمی‌داند - من هم با اذعان به مقامات فضلی و علمی آقای دکتر حسابی و با کمال ارادت و احترامی که نسبت به ایشان دارم خودم را مجبور نمی‌بینم نظر ایشان را نسبت به تغییر برنامه قبول کنم یا ایشان را برای این کار صالح بدانم اما آقای دکتر سحابی ایشان هم یکی از اساتید فاضل و عالیقدر ما هستند گذشته از مقامات علمی ایشان یکی از بهترین مردمان این کشور از لحاظ تقوی و اخلاق می‌باشند و بنده افتخار دارم که یکی از ارادتمندان ایشان هستم و از لحاظ عدالت پشت سر ایشان هم نماز می‌خوانم و هیچ وقت هم نسبت به چنین اشخاصی نسبت سوء نیت نخواهم داد ولی تغییر برنامه فرهنگ را مادام به تصویب کمیسیونی که مرکب از اساتید تعلیم و تربیت مانند جناب آقای دکتر صدیق، آقای دکتر هوشیار، آقای دکتر صدیقی، آقای دکتر جلالی، آقای دکتر بیژن، آقای دکتر کنی و آقای دکتر امیرهوشمند و امثال آنها که استادان این فن هستند و اکثرشان دارای تألیفاتی بسیار ذیقیمتی در این فن می‌باشند مادام که تغییر برنامه به تصویب چنین هیئتی نرسد برای من قابل اجرا نخواهد بود و مضر خواهد بود و من نمی‌دانم چرا شورایعالی فرهنگ از نظریات این استادان نخواسته است استفاده کند حالا آقایان محترم ملاحظه بفرمایند که مخالفت من با این تغییر برنامه این است که تمام اهالی کشور طبیب باشند یا حقوقدان؟

من در آن جلسه عرض کرده بودم جناب آقای تقی‌زاده تشریف آوردند به این مملکت و از لحاظ سوابق فرهنگی و خدمات که ایشان داشته‌اند فوراً شورایعالی فرهنگ ایشان را به عضویت خودش دعوت کرد این یک چیزی بود ایشان یک جلسه رفتند یک سال و نیم پیش و دیگر تشریف نبردند البته نماینده مجلس بودند گرفتاری‌های سیاسی داشتند وقت نداشتند بروند حالا تصادف پیش آمده دو هفته قبل ایشان تصادفاً تشریف بردند شوری تصادفاً در همان جلسه این تغییر برنامه مطرح شد تصادفاً هم ایشان طرفدار تغییر برنامه بودند این بود عرایض من طبق صورت جلسه موجود جناب آقای دکتر زنگنه در جواب می‌فرمایند.

گفتید که آقای تقی‌زاده مدتی در شورایعالی فرهنگ حاضر نشده‌اند راست است زیرا ایشان می‌فرمودند که من از حضور در شواریعالی فرهنگی که فقط کارش تصویب دیپلم و تصدیق و ارزش اداری باشد بیزارم بیزارم و هر وقت شورایعالی فرهنگ وارد بحث در کار خودش شد خواهم آمد خوشبختانه در این اواخر شواریعالی فرهنگ متوجه کار خودش شده است و به همین جهت جناب آقای تقی‌زاده چند جلسه قبل از این جلسات هم تشریف می‌آوردند این بود عین فرمایشات جناب آقای دکتر زنگنه در جواب عرایض من اگر آقایان محترم به خاطر داشته باشند یا اگر به صورت جلسه مراجعه بفرمایند ملاحظه خواهند فرمود که بنده پس از قسمت اول فرمایشات جناب آقای دکتر زنگنه در این خصوص عرض کرده‌ام بنده از همین اتخاذ سند می‌کنم من نمی‌خواستم آن روز بگویم و قسمت آخر را هم تکذیب کردم مجدداً در این جا به شهادت صورت جلسات شورایعالی فرهنگ من تکذیب می‌کنم که قبل از جلسه طرح تغییر برنامه جناب آقای تقی‌زاده در جلسات شورای حاضر شده باشند اما راجع به قسمت اول همان طور که در آن جلسه ضمن فرمایشات جناب آقای دکتر زنگنه عرض کردم من از اظهار بیزاری جناب آقای تقی‌زاده نسبت به شورایعالی فرهنگ ایران و طرز کار آن اطلاع داشتم و آن روز نخواستم بیشتر پرده دری کرده باشم و برای این هم بود که گفتم بهتر این بود که جناب آقای دکتر زنگنه توضیح ندهند و کند قضایا را در نیاورند. من از فرمایشات وزیر محترم فرهنگ نسبت به بیزاری جناب آقای تقی‌زاده از شواریعالی فرهنگ اتخاذ سند کردم خوب من از جناب آقای دکتر زنگنه سؤال می‌کنم آیا حق با جناب آقای تقی‌زاده است یا با شورایعالی فرهنگ یا باید بفرمایید که طی این یک سال و نیم شورایعالی فرهنگ کار مفیدی کار مفیدی انجام نداده و هر کار کرده موجب تنفر و بیزاری شما است یا باید بفرمایید جناب آقای تقی‌زاده در نظر خودشان اشتباه کرده‌اند. به شورایعالی فرهنگ توهین کرده‌اند. شق ثالث وجود ندارد اگر همین یک امر را امروز توانستید جواب بدهید خواهم گفت وکیل مدافع خوبی هستید.

موضوع دیگر این که اگر جناب آقای تقی‌زاده از این شورای بیزار بودند چرا استعفا ندادند؟ معمولاً اگر انسان از یک چیزی بیزار شد استعفا می‌دهد ایشان چه می‌دانستند که شوری وضعش تغییر خواهد کرد؟ و یک سال و نیم صبر کردند؟! آقایان این حرف‌ها جواب لازم دارد اما درباره خود جناب آقای دکتر زنگنه ایشان فرمودند خوشبختانه در این اواخر شورایعالی فرهنگ متوجه کار خودش شده است یعنی تا این اواخر متوجه کار خودش نبوده است و اعضاء آن که تغییر نکرده‌اند شما به من حمله می‌کنید ولی خودتان توجه ندارید که به یک عده از مردمان محترم (گو این که یک عده‌شان ضعیف هستند) این مملکت توهین می‌کنید که تا حالا متوجه کار خودشان نبوده‌اند و یک دفعه مثل باباطاهر عریان (امسیت کردیاوا صحبت عربی) صبح بیدار شدند و اشراق شد و متوجه کارشان شدند پس این‌ها مدت یک سال و نیم نمی‌فهمیدند چه کار بکنند و یک دفعه متوجه شدند از طرف شورایعالی فرهنگ از این اظهار محبت سرکار تشکر می‌کنم.

از جناب آقای دکتر زنگنه خواهش می‌کنم این قضاوت جناب آقای تقی‌زاده را راجع به شورایعالی فرهنگ جای دیگر تکرار نفرمایند چون اولاً مؤید عرایض این جانب است ثانیاً دیگر آبرویی برای این شوری باقی نخواند ماند که مدت یک سال و نیم وقت خود را هدر کرده است.

اما درباره توضیحاتی که جناب آقای دکتر زنگنه راجع به تقاضای روزنامه اینجانب داده‌اند باید عرض کنم که خوشبختانه ایشان پس از خرابی بصره تازه متذکر حدود محدودیت‌های سخیف این قانون ننگین مطبوعات شده‌اند که به دست و همت خود ایشان به مجلس شورای ملی تقدیم شد و بزرگترین و برنده‌ترین اسلحه را بر ضد آزادی بیان و قلم و عقیده به دست عمال زور و قلدری دادند و سند خیانت خودشان را به مشروطیت ایران و آزادی تسجیل فرمودند و حالا پی به معایب آن برده‌اند عیناً مثل عملی که در باب تغییر برنامه دارند انجام می‌دهند.

من نمی‌دانم آن روزی که این قانون را می‌آوردند معایب آن را می‌دانستند یا بعداً فهمیدند.

در این موقع می‌فرمودند که تصویب این قانون برای حفظ آزادی ضرورت دارد حالا خود اعتراف می‌نمایند.

به هرحال این معایب در تبصره قانون هست ولی قانون است و مادام که تغییر نیافته و یا بر طبق اصول

 

+++

پارلمانى تفسیر نشده باشد باید اجرا گردد» با این وصف اگر نمی‌دانستند چه می‌کنند زهى نفهمى و اگر متوجه معایب آن بودند زهى خیانت!

در هر صورت تقصیر مستقیم این معایب که خود اقرار می‌کنید به گردن خود شما است. از طرفى می‌فرمایید «قانون است و باید اجرا شود» چطور در این کشور ممکنات که خود جنابعالى در موارد متعدد مثلاً در مورد اجراى تبصره اخیر دانشگاه همه قسم قانون را تحریف و به نفع مصالح ارباب نفوذ تفسیر و تعبیر و اجرا می‌فرمایید در مورد این قانون ننگین عملدار اجراى نص قانون می‌شوید آن هم با این اصرار و جلادت و موشکافى آن هم در مورد من این تنها بالاخره آقایان محترم به خاطر داشته باشید که وزارت جلیله فرهنک با این که من قسمت مقررى را هم اصلاح کرده‌ام و از آن صرف‌نظر کرده‌ام هنوز به من اجازه انتشار روزنامه را نداده‌اند.

جناب آقاى دکتر زنگنه فرمودند. «آقاى دکتر بقائى نماینده مجلس و استاد دانشگاه هستند و بدو عنوان مشمول مقررات این تبصره می‌شوند و الّا چه بیمى بود که ایشان روزنامه منتشر کنند.» اولاً من خوشوقتم که اقلاً به جناب آقاى دکتر مصباح‌زاده که عیناً در وضعیت من هستند اجازه انتشار روزنامه می‌دهند و ثانیاً همان طور که جناب آقاى دکتر زنگنه فرمودند تبعیض در بین نیست زیرا جناب آقاى دکتر مصباح‌زاده نماینده مجلس و استاد دانشگاه می‌توانند روزنامه بنویسند و دکتر بقائى نماینده مجلس و استاد دانشگاه نمی‌تواند بنویسد این که بحمدالله تبعیض نیست به قول مرحوم عبید زاکانى معناى تبعیض را هم فهمیدیم.

بالاخره فرمودند (و الّا چه بیمى بود که ایشان روزنامه منتشر کنند) من که تهدیدى نکرده بودم که ایشان صحبت از بیم می‌کنند پس معلوم می‌شود که بیمى در بین است و حقیقت امر هم این است که دولت علیه از آزادى قلم من واهمه دارد واگر مجلس شوراى ملى در این باب به من کمک نکند و حق مرا ایفا ننماید مسلم است که به هیچ قیمتى دولت به خودى خود حاضر نیست که اجازه بدهد من صاحب روزنامه بشوم. در آغاز فرمایشات جناب آقاى دکتر زنگنه فرموده‌اند «گویا استیضاح دکتربقائى هنوز ادامه دارد- می‌توان گفت که استیضاح هم نیست بلکه دامنه فحاشى ادامه پیدا می‌کند» بلى جناب آقاى وزیر فرهنک مادام که افتضاحات دولت ادامه داشته باشد استیضاح اینجانب هم ادامه خواهد داشت- ما راجع به فحاشى گویا اشتباهى براى مقام وزارت رخ داده باشد من هیچ وقت فحاشى نکرده و نمی‌کنم این فرمایش جنابعالى حاکى از این است که تیرهاى من به هدف اصابت کرده ولى بین فحاشى و پرده‌درى را نتوانستند فرق بگذارند- بلى من پرده‌درى می‌کنم- پرده عملیات ننگین و بى‌اسم دولت را همواره پاره می‌کنم و حقیقت را می‌گویم ولى چون حقیقت تلخ است حرف‌هاى من فحش به نظر می‌رسد. در انجام فرمایشات جناب آقاى دکتر زنگنه فرمودند. شما فرهنگى را می‌خواهید که به جاى درس در کلاس‌هاى آن حوزه حزبى تشکیل دهند و اطفال کارت حزبى در جیب داشته باشند- شما فرهنگى را می‌خواهید که نه اداره‌اش انضباط داشته باشد نه معلمش پى تدریس و نه محصلش پى تحصیل باشد- من در‌صدد اصلاح این فرهنک هستم و پیش از این افتخار را کرده‌ام. آقایان ملاحظه می‌فرمایند که باز همان حربه زنک زده تکفیر به میان آمد و این هم دلیل دیگرى بر این است که تیر من به هدف اصابت کرده.

آقایان محترم اکنون من سلسه انتشارات شوروى را در ایران دردسترس دارم بیائید ببینید که در اخبار مربوط به کنفر‌انس‌ها و پذیرایی‌هاى مختلفه آیا اولیاى سیاسى و فرهنگى و پزشکى شوروى جام شراب خود را به سلامتى من می‌نوشیده‌اند یا به سلامتى گاسبادین پروفسور دکتور اخبال؟ و آیا من ود‌کا به سلامتى آنها و اولیاء‌شان نوشیده‌ام یا ایشان.

جناب آقاى دکتر زنگنه فراموش فرموده‌اید که در دوره چهاردهم کى با توده‌ها همکارى می‌کرد من براى آن همکاری‌ها نمی‌گویم شما مجرم هستید ولى شما و دوستانتان مرتباً مرا براى ائتلافی که نکرده‌ام و همکارى که نداشته‌ام متهم می‌کنید.

حالا ببینید که معلوم شده من می‌خواسته‌ام شاگردان کارت حزبى در جیب داشته باشند. تعجب در این است که این آقایان همه‌اش با این حربه مرا تکفیر می‌کنند در حالی که من خود در ضمن استیضاح گفته‌ام که اگر جناب آقاى سردار فاخر و جناب آقاى ساعد و جناب آقاى دکتر طاهرى وجداناً حاضر شوند پشت این تریبون چنین نسبتى را به من بدهند من حاضر خواهم بود که در همین میدان بهارستان سنگ‌سار شده یا بدار مجازات آویخته شوم آیا شما و دوستانتان هم حاضر هستید که قدرى تاریخ‌هاى گذشته را روشن کنیم و قدرى ورق بزنیم؟ جناب آقاى دکتر زنگنه به من می‌فرمایید از کجا آمده‌ایى و که انحصار وطن‌پرستى را به شما داده عرض می‌کنم اگر طرف من فقط شما و امثال شما باشید وطن‌‌پرستى انحصار من است‏

در خاتمه در جواب این که فرمودید «شما ده جلسه مجلس را به تعریف خود و ذکر افتخار پدر محترم مرحوم خود پرداخته زیرا خدمت به مملکت کرده است» و فرمودید «اگر به این حساب باشد من می‌توانم بیش از سه قرن افتخارات خانوادگى را به اسم و رسم بشمارم و گویا خود شما هم چند بار نام شیخعلى خان رحمة‌الله صدراعظم خیرخواه و مقتدر ایران را بردید الخ» عرض می‌کنم اولاً اگر مرحوم شیخعلى خان رحمةالله علیه وزیر مقتدرى بوده است دخلى به وزراى نامقتدر فعلى ندارد و از این که جنابعالى صفت مقتدر را درباره آن مرحوم ذکر بفرمایید چیزى از ضعف و سستى شما نمی‌کاهد ثانیاً من باز می‌توانم افتخار کنم که مقارن اعلان مشروطیت و حتى چند ماه قبل از آن پدر بزرگوارم به همراهى چند تن از راد‌مردان آزادیخواه کرمان به تأسیس اولین مدرسه جدید در آن شهر اقدام می‌فرمودند در حالی که در همان زمان در بعضى نقاط دیگر مملکت بعضى اشخاص پیدا می‌شدند که سرب گداخته در گلوى مردم می‌ریختند و گمان می‌کنم لازم به تذکر نباشد که جناب آقاى وزیر فرهنگ آن اشخاص را بهتر و نزدیک‌تر از بنده می‌شناسند و به خاطر دارند آقایان محترم توجه داشته باشند که این عرض اخیر بنده به هیچ وجه جنبه فحاشى ندارد ولى تصدیق می‌کنم که در برابر توهینات و اتهامات نارواى جناب آقاى دکتر زنگنه یک پرده‌درى لازم واعلام حقیقت تلخ تاریخى است.

در خاتمه دو سه موضوع دیگر هست که اجازه می‌خواهم به عرض آقایان برسانم.

اولا- جرم مستمر دولت را درباره تخلف از اجراى قانون انتخابات متذکر ‌می‌شوم و در این خصوص کتباً اعلام جرم می‌کنم.

ثانیا- تذکر می‌دهم که دولت هنوز جواب سؤالات مرا راجع به سیاست خارجى که در جلسه سرى عرض شده بود نداده است و از موقعى که متن سؤالات را کتباً به وسیله مقام ریاست به هیئت دولت تقدیم کرده‌ام یک هفته می‌گذرد.

ثالثا- موضوع مذاکرات نفت دوباره در پرده رفته است من نمی‌دانم دولت چکار می‌کند- نتیجه مذاکرات با مسترگس چه شد؟ دولت موظف است مجلس را در جریان بگذارد. دولت نوکر مجلس است و به فرض این که خیانت هم نکند باید جریان کار را مرتباً به مجلس عرض کند (وزیر دارایى- تمام شده) همچنین راجع به استیفاى حقوق ایران درسایر قسمت‌ها- در قسمت طلاها و شیلات چه کرده‌اند چند روزى بیشتر از عمر مجلس باقى نیست و باید این قضایا روشن شود

رابعاً- در جواب جناب آقاى پالیزى من نمی‌دانم آقایان چه اصرارى دارند که صحبت از سرکار سرهنگ و فولادوند بکنند- من که هیچ وقت اسمى از ایشان نبرده‌ام من فقط راجع به قاچاق شش هزار تن غله از مرز کرمانشاه حرف زدم اگر آقایان خودشان می‌خواهند قاچاق را که چندى قبل صورت گرفت با اشخاص تطبیق کنند من گناهى ندارم ولى بهتر این می‌دانم که آقایان راچع به خود قاچاق مزبور صحبت کنند و بگویند که این شش هزار تن را کى برده و استفاده‌اش را کى کرده دیگر عرضى ندارم.

[3-بقیه مذاکره در بودجه کل کشور.]

رئیس- وارد دستور می‌شویم.

دکتر معظمى- بنده عرضى داشتم.

رئیس- بر طبق ماده 128 دو پیشنهاد از آقایان نمایندگان رسیده است که متجاوز از سى امضاء دارد یکى قانون املاک و یکى قانون انتخابات فردا جزء دستور باشد (نمایندگان- صحیح است) اگر آقایان موافقند باید رأى گرفته شود.

مکى- چرا تابلو قانون املاک را نگذاشته‌اند که اسامى مخالف و موافق نوشته شود؟

رئیس- پیشنهاد قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

امضاء‌کنندگان ذیل پیشنهاد می‌نماییم روز دوشنبه بیستم تیرماه جارى جلسه فوق‌العاده براى بحث در اطراف لایحه املاک واگذارى تشکیل شود همین طور امضاءکنند‌گان زیر پیشنهاد می‌نماییم روز دوشنبه بیستم تیرماه لایحه اصلاح قانون انتخابات مجدداً مورد بحث و رأى قرارگیرد.

رئیس- آقایانى که موافقند با این که جلسه فردا به طور فوق‌العاده تشکیل شود. (اردلان- کدام اول باشد) اول املاک واگذارى و بعد قانون اصلاح انتخابات آقایانى که با این پیشنهاد موافق هستید قیام کنند (عده زیادى قیام نمودند) تصویب شد

+++

بنابراین فردا ساعت 9 جلسه خواهد بود. آقاى دکتر معظمى بفرمایید.

دکتر معظمى- بنده می‌خواستم خاطر آقایان نمایندگان محترم را متوجه این امر بکنم توجه بکنند که این بودجه زودتر از تصویب مجلس بگذرد اگر بودجه تصویب نشود باز مواجه هستیم با ایام فترت و چون یک سند قانونى نخواهیم داشت دو مرتبه یک بدبختى براى این مملکت ایجاد میشود که چندین میلیون تومان بر بودجه مملکت اضافه خواهد شد بعد ما اینجا مواچه با این اشکال می‌شویم که نمی‌توانیم کارى بکنیم اما راجع به بودجه خواستم عرض کنم کا آقایانى که پیشنهاداتى داده‌اند آن پیشنهاد‌هایى که واقعاً ضرورى است نگاهدارند ولى آن پیشنهاداتى که ضرورى نیست قبلاً مسترد بفرمایید یا مختصر صحبت بفرمایند که متوجه هستند تبلیغاتى که برعلیه ما می‌شود روى این زمینه است که مجلس بودجه مملکت را تصویب نمی‌کند و اگر شما تصویب نفرمایید خرج‌هایى زیادى و برخلاف قانون می‌شود این است که تمنى می‌کنم آقایان توجه بفرمایند هرچه زودتر این کار تمام بشود و بودجه از تصویب مجلس بگذرد (احسنت)

رئیس- آقاى معتمد دماوندى.

معتمد دماوندى- نوبت به اولیاء که رسید آسمان تپید نوبت به ما که رسید آقایان نطق قبل از دستور کردند آن هم این همه طول کشید (یکى از نمایندگان- اولیاء به شما چه مربوط) تقریباً جزء اولیا هستم چون تا به حال گناهى نکرده‌ام اما راجع به بودجه بحث ما در ماده دوم بودجه سال 1328 کشور است که از طرف دولت حاضر تقدیم گردیده در ماده دوم به وزارت دارایى اجازه داده شده است که درآمدهایى را که پیش‌بینى کرده‌اند به شرح فهرستى که ضمیمه بودجه است وصول نمایند. بنابراین بنده مختصرا در بعضى از مواد این فهرست و بودجه عرض می‌کنم و امیدوارم که خیلى زود به عرایض خودم خاتمه بدهم بحث ما در ماده دوم بودجه سال 1328 کشور است که از طرف دولت حاضر تقدیم گردیده و کمیسیون بودجه با کمال تأسف و با آن که اذعان بعد هم موازنه بودجه نموده و از این که 92 درصد بودجه مزبور صرفاً صرف امور پرسنلى مملکت گردیده و بقیه نیز درکش و قوس مقررات دارى زیر و رو شده و به هیچ‌وجه صرف امور عمرانى و تولیدى مملکت نمی‌گردد این بودجه غیرموازنه شده را بدون توجه به عاقبت امرو همچنین بدون توجه به بازپرس اخروى با علم بر این که کلیه مبلغ هزار و صد میلیون و کسرى هزینه پیش‌بینى شده باید از ملت بیچاره و بدبختى که فاقد همه گونه وسایل زندگى است تنها به امید خداوند متعال و ایمان راسخ به دین حنیف اسلام و توجهات خاصه شخص اعلیحضرت همایون شاهنشاهى با آن که از طرف نمایندگان ملت براى این که موازنه‌اى در این بودجه بشود تقاضاى حذف کردند ولى نمایندگان دیگر توجهى نکردند و این بودجه سنگین بر دوش این ملت ستمکش و بدبخت تحمیل می‌شود این مبلغ که در صدر ماده دوم کمیسیون بودجه به وزارت دارایى اجازه وصول آن داده شده است از چه اشخاصى وصول می‌شود؟ در درجه اول از رعیت فلاح، کاسب، بقال، عطار، سقط فروش دست‌فروش، فرش‌فروش، سلمانى و سایر اصناف و سایر مردمى که در طبقات سوم و چهارم این مملکت زندگى می‌کنند اینها باید از طریق مالیات‌هاى مستقیم و غیر‌مستقیم بیشتر وصول بشود این سیصد میلیون تومان واقعاً طاقت فرسا است اصلاً خود آن هشتصد میلیون هم طاقت فرساست این ملت باید تمام این بودجه را بدهد به اضافه سیصد میلیون تومان که کسر دارد از کجا باید بدهد از همین قند و شکر و قماش فلفل و زردچوبه و الکتریک و برق آب و غیر ذالک از همه مهمتر یک مسئله دیگرى که آقایان توجه نمی‌کنند موضوع شهرداری‌ها است شهرداری‌هاى ولایات در اثر فقدان وسایل به کلى خوابیده‌اند و از بین رفته‌اند آنها چکار کرده‌اند؟ آمده‌اند یک تاکسى به این بودجه اضافه کرده‌‌اند امروز یک مسابقه‌اى بین شهرداری‌ها است براى تدوین و وضع عوارض جدید بر کلیه مایحتاج عمومى مردم این هم خودش یک مالیات غیرمستقیمى است ملاحظه بفرمائید شهردارى تهران براى برق براى آب براى مستقلات و همه چیز عوارض وضع کرده است آن بیچاره بدبخت دست‌فروشى که می‌خواهد سیب بفروشد باید برود جواز بگیرد باید عوارض به شهردارى بدهد از صبح تا شام در این هواى گرم و آفتاب سوزان او حاصل زحمتش را که باید با زن و بچه‌اش بخورد باید برود

به شهردارى تهران عوارض بدهد نه تنها شهردارى تهران بلکه در تمام شهرداری‌ها امروز شما ملاحظه کنید به تمام مایحتاج عمومى اعم از اجناسى که از شهرى به شهر دیگر صادر می‌شود در واقع دو نوع عوارض می‌گیرند یکى عوارض صادراتى مثلاً چوب و برنج و پیاز و سیب زمینى که از بندرپهلوى خارج می‌شود آنها ناچارند عوارض بگیرند براى این که شهردارى بندر پهلوى یا شهردارى فسا یا اصفهان شهردارى شهر می‌خواهد پول به سپور بدهد پول ندارد چکار کند تنها راه حلى که دارد این است که عوارض بگیرد مثل این که ما همین گرفتارى را پیدا کردیم چکار می‌کند عایداتى که ندارد ناچار است عوارض ببندد به چه به همین اجناس مایحتاج عمومى ملاحظه بفرمایید من حساب براى یک جنس 4 مرتبه در چهار جا عوارض می‌گیرند یکى همین موضوع کثیرا که آقاى نواب مورد ابتلایشان بود از یزد که خارج می‌شود باید عوارض بدهد به اصفهان که وارد می‌شود باید عوارض بدهد و اخیراً شهردارى گیلان آمده است یک کارى کرده است آنهایى که از شهر خارج می‌شود با اتومبیل عوارض می‌گیرد چطور می‌شود فردا شهردارى بندر پهلوى هم ناچار می‌شود براى نکث عایداتش مجبور می شود براى عابرین و واردین و کسانى که خارج می‌شوند عوارضى تعیین بکند و بگیرد نتیجه این می‌شود یک نفرى یک نفرى که از پهلوى می‌آید برشت یک عوارضى باید براى ورود به رشت و همین طور براى خروج از رشت و ورود به بندر‌پهلوى یک عوارضى از او می‌گیرند در نتیجه این سعى مختصر و فعالیت کمى که در مردم هست از بین می‌رود باید چکار کرد مستغلات راباید داد به شهرداری‌ها شاید این مختصر فعالیت اقتصادى را که بکنند و بتوانند خودشان را یک طورى جمع وجور بکنند و در این برنامه 7 ساله باید کمک‌‌هاى مؤثرى به شهرداری‌ها بشود یعنى شهرداری‌هاى ولایت که بتوانند برق و آب درست بکنند یعنى کارخانه برق وارد کند و لوله‌کشى آب درست نمایند خوب با این عوارض‌هایى که درست می‌شود هى عوارض روى عوارض بنده حساب کردم به تمام جزئیات امور مردم عوارض بسته شده است به قند و شکر به قماش به توتون به تمام مایحتاج عمومى تقصیرى هم متو‌جه شهردارى نیست براى این که شهردارى باید به سپور پول بدهد بایستى امور پرسنلى خودش را اداره کند حالا می‌رسیم به این که یک روزى هم می‌خواهد اسفالت بکند که آن روز واقعاً هم شق و قمر کرده است و اگر هم بخواهد اسفالت کند مردم حاضرند که زندگى خودشان را بدهند

متأسفانه نمی‌شود برنامه 7 ساله آقاى وزیر دارایى باید کمک‌هاى موثرى به شهرداری‌ها بکند و این عوارض را ازبین ببرند آخر مردم این همه عوارضى را بر همه مایحتاج خودشان چه جور بدهند قند و شکر کیلویى 4 ریال وارد این مملکت می‌شود بسیار خوب با کمال شهامت ملت ایران این قند و شکر را به این قیمت از شما می‌خرد و مازاد پولش را از شما می‌گیرد و می‌ریزید به خزانه همین قند و شکر را می‌برند به بندر پهلوى و وقتى وارد می‌شود ازش عوارض و این مالیات‌هاى غیر‌مستقیم به قدرى دامنه‌اش وسیع است که تمام ایران را گرفته است حالا سیصد میلیون تومان کسر بودجه داریم باید از این عوارض بدهیم چاره هم نداریم و براى این کار باید یک سور تاکسى یک فشار دیگرى بیاوریم فشار را کى می‌آورد مأمورین دارایى اخیراً جناب آقاى وزیر دارایى فرموده‌اند مالیات‌ها را دو برابر وصول کنند حالا بنده عرض می‌کنم ملاحظه بفرمایید حوزه انتخابیه بنده که سى هزار نفر جمعیت دارد بیش از هشتاد هزار تومان استضاعت پرداخت مالیات ندارند حالا مرقوم فرموده اند که صد و شصت هزار تومان مالیات بگیرند کى باید بدهد؟ صیاد بدبخت از کجا از همین عوارضى که از کسب و کار از سایر محل‌ها می‌گیرند (کشاورز صدر- موافق بودجه هستید یا مخالف؟) بنده عنوان موافق مشروط نام‌نویسى کرده‌ام که عرایضى عرض کنم تا فکرى به حال این مردم بشود و من امیدوارم که دولت یک فکرى بکند که این سیصد میلیون تومان واقعاً تحمیل نشود بر مردم و الّا زندگى مشکل است از طرف دیگر با این وضع و اوضاع اسفناکى که در مملکت پیش آمده مخصوصاً در اوضاع اقتصادى بانک ملى هم آمده است یک رل بسیار مرموزى بازى کرده است و آن این است که اعتبارات مردم را بریده است و آن این است که اعتبارات کم کرده قیمت‌ها پایین آمده است در صورتی که آقایان می‌دانند قیمت‌ها به خود خود رفته است بالا همین طور که یکى از آقایان می‌فرمودند که من حساب زندگى خودم را دارم در هر مبلغ هنگفتى هزینه زندگى من رفته بالا در صورتی‌ که خرج اضافه هم نمی‌کنم چرا بانک ملى این کار را کرده به عقیده من براى نشر اسکناس این کار را کرده است که فشار بیاورد بمردم تجار را بورشکستگى ببرد مملکت ر ابورشکستکى سوق بدهد و با نتیجه مجبور شوند مردم و دولت افکارى را که در بانک ملى دور می‌زند و واقعاً اقتصادیات مملکت رادردست دارند تسلیم آن افکار بشوند که بالاخره نشر اسکناس را که از اهم وظایف بانک است دست

+++

بزند و به عقیده بنده و هر مقتصد دیگر هر چند که بنده اطلاعات زیاد اقتصادى ندارم ولى به عقیده مقتصدین این موضوع رل بزرگى در اقتصادیات مملکت بازى می‌کنند نشر اسکناس جدید به منزله یک خیانت براى ملت ایران است زیرا تورم جدید می‌آورد و بالنتیجه باز هزینه‌ها می‌رود بالا از مقدارى که به عنوان عایدات پیش‌بینى شده و بر طبق آن باید دولت وصول کند ردیف 12 و 13 و 14 و 15 و 16 درآمد پیش‌بینى شده است ملاحظه بفرمایید یکى از آن قسمت‌ها که قسمت 16 است رقم 4 پوست بره است، در قسمت صادرات و واردات به اندازه کافى صحبت شده است و بنده نمی‌خواهم آنها را تجدید کنم در دنیا هر ملتى براى صادرات خودش یک چاره‌اى می‌اندیشد و می‌گوید هر کسى زیادتر صادرات کرد فلان مقدار پول بهش زیادتر می‌دهد ما براى این که تشویق کنیم که پوست بره بیشتر صادر بشود و ارز بیشتر وارد مملکت بشود اینجا بابت 4 ر پوست بره فرستاده به کشورهاى خارجه چهار میلیون ریال عایدات پیش‌بینى شده است خوب اگر این طور باشد کسى دیگر پوست صادر نمی‌کنند جنابعالى آقاى وزیر دارایى جناب آقاى وزیر مشاور (آقاى وزیر اقتصاد نیستند) فکرى براى صادرات مملکت بکنید باید تمام وسایل را وزارت کشاورزى در اختیار صادرکننده بگذارد که صادر بشود (دکتر عبده- جلوگیرى از کشتار بره است) تفاوت نمی‌کند چیز دیگر هم همین طور است یکى یکى می‌رسیم به اقلام و بنده عرض می‌کنم این از لحاظ بره کشى و فروش آن مانعى ندارد ولى از لحاظ صادرات دیگر چه می‌گویند این موانع را باید از روى مملکت برداشت واقعاً یک وضع بیچارگى ما را گرفته است در تمام مدت سلطنت اعلیحضرت رضاشاه کبیر ملاحظه فرمودید که هیچ وقت واردات فزونى بر صادرات نداشته است از جمله اقلام صادراتى یک برنج است در تمام دوره سلطنت علیحضرت فقید برنج صادراتى نه برنج خوراکى (چون برنج صادراتى قابل خوراک نیست یعنى آن برنج را اگر شما در دیک براى پخت بریزید قابل خوردن نیست و یک چیزى در می‌آید که به هیچ‌وجه قابل خوردن نیست) حتى در زمان سلطنت علیحضرت فقید که کمبود خواربار و غله بود و از خارج مجبور بودند غله بیاورند در همان اوقات برنج صادراتى هم صادرات می‌شد مشترى‏ بزرگ ما روس‌ها بودند امروز خوشبختانه مشتری‌هاى دیگرى هم دارد این برنج و به جاى این که تسهیلى در امر صادرات این کالا بشود هر سال چهل هزار تن کالاى صادراتى برنج داریم اگرخشکسالى بشود و اگر خشکسالى نشود و باران بیاید و بهبودى حاصل شود شاید در حدود هشتاد هزار تن بشود بعضی‌ها معتقدند 120 هزار تن ولى بنده معتقدم 80 هزار تن سال 27 که از بهترین سال‌هاى خوبى محصول برنج بود با وجود این که مقدارى جنس به قاچاق حمل شده و صادر شده معذلک هنوز هم در حدود 30 هزار تن برنج صادراتى موجوداست بیست روز دیگر تازه به شهر می‌آید بیست روز دیگر شروع به حمل برنج جدید می‌شود و یک ارقام هنگفتى را تشکیل می‌دهد و برنج موجود تا یک ماه دیگر اگر بماند تمام از بین خواهد رفت و شپشک می‌زند خرد می‌شود آرد می‌شود خوب سى هزار تن برنج موجود است مقدارى را هم که قاچاق برده‌اند و از آقاى وزیر دارایى خواهش کردیم که بیایند اینجا و معرفى کنند کسانى را که قاچاقچیگرى می‌کنند

ایشان تشریف نیاوردند و نفرمودند آن موقع صرف می‌کرد براى این که در جزایر و بنادر اطراف خلیج فارس برنج را قاچاق می‌بردند و اسکناس می‌آوردند حالا چه می‌آورند هیچ براى این که صرف نمی‌کند بالاخره در نتیجه تقاضاى اهالى ازجناب آقاى قائم‌‌مقام‌الملک ایشان به عرض اعلیحضرت همایونى رساندند و دستور فرمودند که صدور برنج را آزاد کردند ما این از لطف دولت متشکریم اما استدعاى بنده این است فکر کنید از 20 روز دیگر محصول جدید شروع می‌شود و لااقل چهل هزار تن که مصرف داخلى ندارد آماده می‌شود این را استدعا می‌کنم که یک فکرى بفرمایید که این هفتاد هزار تن هشتاد هزار تن مبالغ هنگفتى لیره و ارز می‌شود چرا این را به رایگان از دست می دهید که در نتیجه رعیت بدبخت و مالک بیچاره و بازرگان به ورشکستگى دچار بشوند استدعاى من این است که رسیدگى بفرمایید. (وزیر دارایى- بسیار خوب) یکى از اقلام دیگر که در بودجه پیش‌بینى شده است موضوع انحصار دخانیات است یک روز بنده درحجره یکى از بازرگانان بودم که از اهل بندر پهلوى است که اخیراً به واسطه فشار اقتصادى و به علت این که در این شهر می‌گویند فعالیت اقتصادى نیست دچار شدند بیایند به طهران ایشان می گفت من با چهار رقم بودجه این مملکت از می‌رسانم یکى از آن ارقام همین موضوع دخانیات است شاید درسال بیش از دویست میلیون تومان براى مملکت استفاده داشته باشد اگر بتواند صادر بکند و بازار تهیه بکند براى این کارولى این جا بیش از 60 میلیون تومان پیش بینى نشده انحصار دخانیات در ماده 11 (وزیر دارایى- 180 میلیون تومان) ببخشید 180 میلیون تومان شما ملاحظه بفرمایید از این 180 میلیون تومان چه چیزى گیر رعیت گیلانى می‌آید به تمام مقدسات عالم قسم با دهن روزه و کمال شهامت عرض می‌کنم که تمام رعایاى گیلان ضرر می‌کنند بروید نگاه کنید دفاتر انحصر دخانیات گیلان را که مساعده گرفته‌اند اغلب قرضشان مانده است اغلب آنها سال به سال نمی‌توانند حتى مساعده خودشان را بپرازند آخر آقا شما 180 میلیون تومان حاصل دسترنج یک مشت رعیت را میبرید بنده عرضى ندارم ولى آخر یک چیزى هم بدهید به این بدبخت‌ها که بتوانند زندگى کنند استدعاى ما این بود و در ظرف این دو سال هر قدر کوشش و تلاش کردیم که یک مقدارى را اضافه کنیم موفق نشدیم و حریف نشدیم (وزیر دارایى- پارسال علاوه کردند) از این عایدات هنگفت پنج درصد را صرف رعیت بکنید (صحیح است) که این بدبخت یک خانه‌اى داشته باشد زندگى بتواند بکند نه این که ضرر بکند از آقاى اکبر که تشریف ندارند سؤال کنید قسمت عمده ملک ایشان زیر کشت توتون است و بپرسید که رعایاى ایشان جه به دست می‌‌آورند 180 میلیون تومان کم پولى نیست استدعاى ما این است که آقاى وزیر دارایى به این یک مشت رعیتى را که به خزانه دولت کمک می‌کند یک توجهى بفرمایند (صحیح است) یکى از موارد دیگر عبارت از این است سود ویژه ردیف 64 است موضوع درآمد بانک صنعتى بنده از کلیات این کار صرف‌نظر می‌کنم و آنچه که مربوط به حوزه انتخابیه بنده است صحبت می کنم قسمت عمده از فلاحت گیلان پیله است این پیله در اختیار بانک صنعتى است اداره نوغان آنجا هم خیلى زحمت می‌کشد براى بهبود و تربیت کرم ابریشم عرض کنم از لحاظ مساعده توسعه باغات توت از زحمات آنها عموم مردم گیلان و بنده متشکریم مخصوصاً در قسمت اداره نوغان آقاى حاتم که از یک فامیل بسیار نجیب هستند و خیلى علاقمند هستند ایشان هم در این مدت زحمت کشیده‌اند و امسال هم محصول پیله از هر سال بهتر شده یعنى درست دو برابر شده شما را به خدا ملاحظه بفرمایید بانک ملى ایران مثل این که مأمور هرج و مرج در این مملکت است می‌گوید هیچ پول نمی‌دهم و جلوى این کار را می‌گیرد و مانع از این است که پول به رعیت داده شود اگر بخواهند این سیاست را در مملکت بازى بکند دست خودش را باز می‌کند آخر آن رعیتى که چهل روز زحمت می‌کشد و پیله را تهیه می کند و به بازار می‌آورد آن که نمی‌داند شما پول نمی‌دهید که بانک صنعتى پیله را از او بخرد اگر شما نمی‌خرید اجازه بدهید دیگران بخرند اگر می‌خرید چرا بانک ملى این طور می‌کند؟

به هرحال آقاى قائم‌مقام‌الملک که خیلى از ایشان متشکریم ایشان به عرض اعلیحضرت همایونى رساندند که و اعلیحضرت همایونى که بیدارند و تنها چشم بیدار در این مملکت وجود شریف ایشان است دستور فرمودند وزارت دارائى که خیلى از ایشان متشکریم از خزانه دولت پرداختند ملاحظه بفرمایید بانک صنعتى که می‌گوید 19 میلیون تومان جنس موجود داریم 3 میلیون تومان سفته تضمینى معتبر بازار داریم 3 میلیون تومان سفته تضمینى وزارت دارایى داریم 47 میلیون تومان هم از وزارت دارایى طلبکار هستیم این را بانک ملى اعتبار نمی‌کند و در نتیجه مردم نمی‌توانند پیله خودشان را بفروشند حالا تکلیف مردم چیست؟ امسال ما متوسل شدیم و دست توسل به سوى اعلیحضرت همایونى دراز کردیم براى هر چیز که نباید وجود مقدس ایشان را آزرد و از آقاى وزیر دارایى متشکرم که لطفا از خزانه دولت دستور خرید دادند ولى این کارها را باید معلوم کنید مثل سنوات گذشته که مردم تمام باغات توتشان را از بین می‌بردند دوباره که به دست دولت افتاد یک سر و صورتى گرفت و یک نرخ ثابتى پیدا کرد و مردم باغ توت درست کردند رعیت نگاه می‌کند که چه چیز صرف می‌کند به همان کار می‌پردازد اگر ببیند مرغدارى برایش صرف کرد مرغدارى می‌کند و اگر گاودارى صرف داشته باشد گاودارى می‌کند او هر کارى را که برایش بکند می‌رود آن کار را می‌کند اگر برنج صرف کرد می‌رود دنبال برنج و اگر چیز دیگرى صرف کرد می‌رود دنبال آن او که منتظر این نیست که خرید پیله در مرکز مملکت چه وضعى دارد و چه سیاستى در جریان است اختلاف نظرهاى شخصى بین دو نفر که مثلاً این آقا گفته که تو شکلت بد است؟ این به عالم صد میلیون زارع گیلانى چه مربوط است این را استدعا می‌کنم توجه بفرمایید بعد ازاین رعایت بشود بنده خیلى معذرت می‌خواهم براى این که دوره پانزدهم مجلس شورای‌ ملى به آخر می‌رسد و بنده هم که افتخار نمایندگانى مردم پهلوى و گیلان را دارم صرف‌نظر می‌کنم از واردشدن در موضوع‌هاى دیگر براى این که یک بار دیگر اوضاع اسفناک

+++

اقتصادى گیلان را به عرض آقایان برسانم وظیفه وجدانى مرا با زبان روزه وادار کرد که این مطالب را به عرض برسانم و آخرین حرف‌هاى خودم را عرض کنم این مطلب دیگر موضوع چاى است بنده یک روز این جا را راجع به چاى عرضى کردم جناب آقاى وزیر دارایى فرمودند که رعایاى گیلان آن چای‌ها را که از دولت می‌خرند دوباره می‌برند به مأمورین دولت در گیلان تحویل می‌دهند چون قیمت این چاى در بازار کمتر است با نرخ کمترى می‌خرند و با نرخ بیشترى می فروشند و به دولت تحویل در صورتی‌ که این طور نبود یک تصویب‌نامه‌اى صادر شد ملاحظه بکنید در سال 1326 براى حفظ چاى داخله و چند نفر وارد کننده بى‌رحم که از هندوستان چاى وارد می‌کنند و نوکر لیره و روپیه هستند دارند به این وضع می‌رساند موضوع چاى را حیف است که یک میلیون رعیت گیلانى که زیر بار قرص چاى است از بین برود شما به قیمت چاى کمک بکنید و بعد ببینید که قسمت عمده خرج این مملکت را از همین چاى می‌توانید تأمین بکنید چه ضرر دارد که کمک بکنید و حمایت بکنید از خرید چاى و محصول چاى ما که نگفتیم چاى ما از بهترین چای‌هاى هندوستان هم بهتر است با فقدان وسایل این چاى که الان عرضه میشود از بهترین چایهاى دنیا بهتراست. با فقدان وسایل هندوستان داراى کارخانه‌جات بزرک است و رقم صادراتش سرسام‌آور است ما داریم یک مقدار کارخانه‌جات و یک دسته چرخ‌هاى دستى که مردم آنها را به زحمت تهیه می‌کنند. دولت باید پول بدهد و کارخانه وارد کند تا این چاى به نحو احسن تبدیل شود. جناب آقاى وزیر دارایى توجه بفرمایید تصویب‌نامه صادرشد که وارد کنند چاى خارجى نصف از چاى داخلى با آن مخلوط کند که ازاین راه کمکى بپیشرفت این فلاحت شده باشد این کار از دو نظر مفید بود یک این که چاى داخلى رونق پیدا می‌کند و دیگر این که چاى داخلى به مذاق مردم آشنا می‌شود چکار کردند؟ این آقایان چون چاى خارجى منفعتش خیلى زیاد بود دولت هم نمی‌توانست جلویش را بگیرد رفتند نفوذ کردند پول خرج کردند قیمت این چاى را به دولت دادند و چاى را از انبار دولت خارج نکردند و دولت هم هیچ فشار نیاورد که واردکننده چاى چاى داخله را با آن مخلوط کند. آنها به جاى این که چاى محصول داخلى را از انبار دولتى خارج کنند قبض آنها را گرفتند و در بازار آزاد فروختند یعنى قبضى را که 5 یا 6 تومان از دولت خریدند در بازار آزاد با بهاى نازلترى فروختند آن وقت این ضرر را از فروش چاى خارجى جبران کردند و به این ترتیب روز به روز توى سر چاى داخلى خورد و این چاى‌ها را از انبار دولت کشیدند بیرون و با دسته‌بندى مأمورین دولت به جاى محصول جدید مجدداً به دولت فروختند و روح فلاح گیلانى از این انفعال‌ها خبر ندارد و بنده باید به نمایندگى از آنها از لطف جنابعالى که نسبت به چاى مبذول فرمودید و مأمورینى که اعزام کردید که الان مشغول خرید هستند کمال تشکر را بکنم ولى یک عرایض کوچکى هم دارم که می‌خواهم به عرض برسانم ایشان فرمودند که چاى لشکرى بخورند یعنى غربال شده ایکاش دستور می‌فرمودید که چاى داخله هم لشکرى خریدارى می‌کردند و کارخانه‌اى می‌آوردند و چاى را همین جا غربال می‌کردند در نتیجه در خرید چاى لشکرى یک اختلاف فاحشى پیدا می‌شود این را مأمورین خرید باید توجه بکنند یکى دیگر این که باید دستور بفرمایید که چاى را مخلوط کنند اگر چاى را مخلوط بکنند با کمال خوبى این چاى بازار پیدا می‌کند و آن را می‌خورند در تمام خراسان این چاى بازار داشت ولى یکى دو سال است که در اثر این فعل و انفعالات بازار داخلى خود را از دست داده است اگر این چاى را مخلوط بکنند امید است که بازار‌هاى فروشش را به دست بیاورد و یک کمکى به فلاحت آنجا بشود. از این نقطه‌نظر است که ملاکین و فلاحین تشویق می‌شوند و مجبور می‌شوند که زراعت چاى خودشان را ادامه بدهند و توسعه بدهند امیدوارم به جایى برسد که گیلان بتواند تمام چاى داخلى مملکت را بدهد و مملکت را از این نیازمندى به چاى هندوستان که دست خودش را به طرف او دراز می‌کند نجات بدهد و بى‌نیاز بکند (انشاء‌الله)

یکى از نمایندگان- آقاى دماوندى هنوز خیلى باقى است.

رئیس- در بودجه محدودیت ندارد بفرمایید.

دماوندى- می‌دانم ولى بنده زودتر تمام می‌کنم. یک موضوعى است که اینجا صحبت شد و بنده هم می‌خواهم صحبت کنم و آن موضوع نفت است امروز هم مجلس تویش بوى نفت می‌آید نمی‌دانم براى چى اما می‌خواهم بگویم که برخلاف آنى نشریات و تبلیغاتى که بر علیه دوره پانزدهم همه آقایان افتخار خدمتگزارى در آن را دارند باید بگویم که دوره 15 از مشعشع‌ترین دوره‌هاى ایران است براى این که در هیچ یک از پارلمان‌هاى دنیا نمى‌بینید که راجع به یک موضوعى این همه از طرف مجلس مذاکره و استیضاح و سؤال بشود و این خودش می‌رساند که نمایندگان ملت در مورد خودشان بیدار بوده و خواسته‌اند تا آخرین حدممکنه که امروز هم آخرین دقایق خودش را مى‌پیماید در این کار دقت کنند دولت‌هاى وقت را موظف کنند به گرفتن حقوق ملت ایران نه تنها راجع به نفت راجع به شیلات نه تنها راجع به شیلات راجع به بحرین نه تنها راجع به بحرین راجع به طلاهاى مسکو نه تنها راجع به طلاهاى مسکو راجع به خساراتى که ناشى از جنگ بوده و به ملت ایران وارد شده و هنوز هیچ گونه اقدامى درباره آنها نشده است و بنابراین باید دوره 15 این افتخار را براى خودش حفظ کند و اگر دریک لحظه تبلیغات مخالف می‌شود این تبلیغات از ناحیه خارجى است و باید جلوى این تبلیغات را گرفت و در آینده نزدیک تاریخ خودش گواهى خواهد داد که مجلس دوره 15 قانونگذارى از افتخارات بزرگ و مهمش این است که در خصوص استیفاى حق ملت ستمدیده ایران را مکیده‌اند دقیقه‌اى فروگذار نکرده است یکى از موضوعاتى که موضوع عرض بنده است و در آن هم به اختصار می‌کوشم بودجه وزارت راه و اداره کل راه شوسه و بنادر است. این دو سه بودجه را باهم مخلوط کرده‌اند حالا چرا عرض می‌کنم؟ علاوه براین که راه‌هاى شوسه ما خیلى خراب است و باید درست بکنند موضوع بندر خیلى مهم است براى بندر پهلوى که بنده اهل آنجا هستم و از طرفى بنده در ظرف این دو سال به بهترین وجهى از حقوق آنجا دفاع کرده‌ام الان درآنجا وضعى است که مردم کسب و کارندارند. یعنى از روزی‌ که روسیه باین حال درآمد و بندر پهلوى از یک وضع بازرگانى که در ایران شاخص بود بیرون آمد و به یک نفر فقر شدید اقتصادى افتاد مردم آنجا دیگر جز صیادى حرفه‌اى ندارند مردم صیاد باید از کجا استفاده کنند؟ از مرداب بهره‌بردارى می‌کنند فعلاً اعاشه سى هزار نفر از همین جاست متأسفانه در اثر سهل‌انگارى در این چند سال اخیر و ندادن اعتبارات اداره بنادر به طور کلى هم مرداب خشک شده و هم کانال خشک شده بنده یادم هست هر وقت اعلیحضرت فقید تشریف می‌آوردند قبل از این که این شن کش جدید را بخرند از روسیه شن‌کش می‌آمد اگر احیاناً کانال شن‌کشى نشده و پاک نشده بود مگر رئیس اداره بندر یا فرماندار می‌توانست آنجا بماند؟ مگر جرأت داشتند باعلیحضرت همایونى عرض بکنند که امسال به واسطه نبودن اعتبار کانال خوابیده است؟ بنده عرض کردم که چون اعلیحضرت همایونى مکرر در آن قسمت تشریف داشته‌اند از وضع بندر پهلوى مطلع هستند یک حرکت شنى دارد در بندر پهلوى از شمال به جنوب این شن در نتیجه این اسکله‌اى که دربندر پهلوى ساخته‌اند می‌رود و کانال را پرمی‌کند وقتی که کانال را پر کرد مرداب مجراى قوى ندارد که گل و لاى این را بکشد به دریا و در نتیجه خشک می‌شود در نتیجه چه می‌شود مرکز و مخزن تمام ذخایر ماهى بحرخزر در مرداب بندر پهلوى است این چند سال در نتیجه وضع بد صیادى که اداره شیلات به وجود آورده بود یک تنزل فاحشى درانواع ماهی‌ها شد اصلاً چند نوع ماهى از بین رفت از قبیل سیم و کوپور که انشاء‌الله آقایان مسافرتى به آنجا بفرمایند و ببینند چه چیز خوبى است (دهقان- دعوت بفرمایید) با کمال میل امروز هم یک تنزل فاحشى دارد و راجع به ماهى سفید پیش می‌آید چون این نژادها که در بحر خزر زندگى می‌کنند باید بیایند براى تکثیر خودشان در آب شیرین و تنها آب شیرین در دو جا هست یکى در خلیج گرگان است یکى هم بندر پهلوى است چون بندر پهلوى وسعت کانالش ووسعت مردابش بیشتر است ماهی‌‌ها به آنجا هجوم می‌آورند حالا اگر خشک بشود چه می‌شود؟ نتیجه‌اش این که علاوه بر این که یک ضرر هنگفتى از جهت ذخایر طبیعى بر مردم ایران وارد می‌شود بسى هزار نفر مردمى که چشمشان فقط به این دریاست و این سه ماه زمستان را باید بروند براى مدت یک سال کسب و اعاشه بکنند از بین می‌روند استدعاى من این بود که این بودجه اعتباراتى بندر را مستقیماً به خود بندر بدهید. یک موضوع‏ دیگر که مبتلا به شهر ما با شیلات است آقاى وزیر کشور تشریف ندارند این موضوع عوارض است چون مسئله حیاتى است عرض می‌کنم ما به موجب یک تصویب‌نامه‌اى از ماهى سفید عوارض می‌گیریم

+++

 در امتیازنامه شیلات ماهى سفید نیست یعنى شیلات حق دارد از ماهى حرام صید کند پس اگرشیلات کنتراتچى گرفت و صیاد گرفت از این نوع ماهى را صید کرد باید عوارض ما را بدهد اعم از این که این ماهى را بخواهد به داخله کشور بیاورد یا خارج بیرد چهار سال تمام است سالى صد هزار ریال به بودجه ناچیز شهردارى بندر پهلوى ضرر می‌خورد. از امسال جلوش را می‌گیریم ما دیگر با زور پاسبان تمام نقاط صیادیش را نگاهدارى می‌کنیم ما امسال براى حفظ نزاکت این کار را نکردیم که شاید یک طورى کنار بیاییم ولى سال دیگر تمام معابر را از طرف شهردارى مأمور می‌گماریم و می‌گیریم و یا می‌گوییم بروید تهران این تصویب‌نامه را لغو کنید یا سهم ما را بدهید حالا چه می‌گویند می‌گویند آن مقدار از ماهى که به تهران حمل می‌کنند عوارض می‌دهند اما راجع به آن مقدار که به خارج می‌کنند و مطابق امتیاز‌نامه حق صید ماهى سفید ندارند می‌گویند طبق متن امتیاز‌نامه نباید عوارض بدهیم بنده می‌خواهم عرض کنم که آقایان شما حق صید ماهى سفید ندارید اگر ما می‌آمدیم از ماهى حرام عوارض می‌خواستیم حرفى نبود ولى حالا که ماهى سفید می‌برید ما حرفى نداریم عوارض ما را بدهید اخیراً رفته‌اند با اداره امور شهردارى عوارض چهارساله را بسى هزار تومان تصفیه کرده‌اند ما به این اعتراض داریم این بودجه براى ما خیلى مهم است آقاى وزیر دارایى براى این که شهردارى بندر پهلوى با آن اوضاع اسفناک مانده هیچ‌گونه وسیله‌اى ندارد به تمام مقدسات براى پرداخت حقوق ماهیانه سپور هم مطلع است. استدعاى من این است که توجهى بفرمایید آقاى دهقان یاداشت فرموده‌اند که چندى پیش به اتفاق آقاى سعیدى معاون وزارت راه تشریف برده‌اند به اداره بندر و دستور فرموده‌اند که شن‌کشى بشود بسیار متشکرم ولى بایستى دستور می‌دادند که بودجه اداره بندر داده شود چون کشتى مازندران روزى ده تن مصرف مازو دارد و مبلغى پول می‌خواهد و اگر این مبلغ تأمین شده باشد کمال تشکر را دارم عرض کنم آخرین عرض بنده راجع به دو لایحه بود که از طرف وزیر محترم کشور و وزیر دادگسترى بمجلس داده شده است یکى راجع به انجمن‌هاست آقایان اگر مطالعه کرده باشند اینها اختیاراتى ندارند دوباره تمام اختیارات را می‌خواهند متوجه خودشان بکنند انتظار ما این بود که در لایحه یک جورى پیش‌بینى می‌شد که اهالى خودشان می‌توانستند شهرداری‌ها را انتخاب کنند. مقدمات امر درست است همه خود انجمن‌ها را انتخاب می‌کنند آقایان به بز‌نگاه که می‌رسد آن را به دست خودشان گرفته است یعنى گفته‌اند انجمن را مردم انتخاب کنند بسیار خوب ولى وقتى می‌رسد به آن کسى که باید دستور انجمن را اجرا بکند باز گفته است که دو درجه‌اى انتخاب بشود یعنى انجمن باید از بین اعضاى دولت و یا از بین خودشان 3 نفر را انتخاب بکند و وزارت کشور از این 3 نفر یکى را انتخاب بکند این نشد.

رئیس- این که راجع به بودجه نیست.

دماوندى- در هر حال بنده راجع به این موضوع عرضم تمام شده و خواستم تقاضا کنم که کمیسیون کشور جناب آقاى ملک‌مدنى هم تشریف ندارند حالا اگر خواستند یک اختیاراتى براى گذراندن این لایحه بگیرند این موضوع را اصلاح کنند یکى موضوع لایحه انتخابات بود که آقایان در اطرافش صحبت زیاد کردند و لایحه انتخابات تقصیر مجلس شورای ملى نیست دولت هم یک کمى قصور کرده شاید هم تقصیرى نداشته و دولت خواسته است که بودجه زودتر بگذرد و بعد قانون انتخابات را بگذرانند و حق هم با دولت است انشا‌ءالله بودجه دولت که گذشت قانون انتخابات را هم زودتر می‌گذرانیم که فترتى پیش نیاید

رئیس- آقاى کهبد.

امامى- پیشنهاد کفایت مذاکرات داده‌ام.

رئیس- بعد از نطق آقاى کهبد.

کهبد- بنده خیلى مختصر عرض می‌کنم عرایض خیلى زیادى ندارم مطالبى است که به عقیده بنده باید گفته شود و جایش در همین بودجه است اگر بنا شود که در بودجه مطالب گفته نشود صحیح نیست و بالاخره می‌ماند به شهادت خود آقایان بنده همیشه سعى کرده‌ام که وقت مجلس را کم بگیرم در تمام این مدت بنده بیش از یک دفعه صحبت نکرده‌ام و مذاکرات خودم را همیشه خلاصه کرده‌ام این است که خواهش می‌کنم که توجه بفرمایید که زودتر تمام شود مطالبى را که به سمع شریف نمایندگان و بالنتیجه به استحضار ملت ایران می‌رسانم کمال لزوم واهمیت را دارد و مخصوصاً از اعضاى محترم دولت تمنى دارم با کمال دقت به عرایض و پیشنهادات این جانب توجه فرمایند از اوضاع هرج و مرج و بى‌‌تربیتى‌ها و گشادبازی‌ها و نداشتن امنیت عمومى و بالابردن هزینه زندگى و فقر و بیکارى مردم و ناراحتى و یاس و عدم رضایت آنان و اضمحلال وضع کشاورزى و کشاورزان و حال رقت‌آور بعضى از مستخدمین دولت و غیره گفتنى‌ها چه جراید و چه در مجلس گفته است و تذکرات مفید و لازمه را داده‌اند و حقیقت قضیه این است که گوش مردم این کشور از شنیدن حرف خسته شده و عموم تشنه و منتظر عمل مثبت هستند. اینک به اصل موضوع مى‌پردازیم اولاً در ردیف یک و دو 20 میلیون تومان به عنوان مالیات املاک مزروعى و 90 میلیون تومان مالیات بردرآمد جزء و عواید قلمداد شده است.

آقایان محترم به طوری که استحضار دارید این کشور از حیث منابع طبیعى خدادادى و استعداد فلاحتى و داشتن مواد اولیه بى‌نظیر بوده و از حیث اخلاق پسندیده و نجابت و بردبارى و تحمل مشقات کمتر ملتى به پایه مردمان این کشور می‌رسد بنده با ارقام صحیح و دلایل روشن ثابت می‌کنم که هیچ ملتى به نسبت خود به اندازه ملت ایران مالیات نمی‌دهد ملت ایران بیش از چهار برابر میزان حقه مالیات بدهد ولى متأسفانه حتى یک عشر آنچه را که چه مستقیم و چه غیرمستقیم مالیات می‌پردازد به مصرف اصلاح وضع و آسایش خود او نمی‌رسد. مردم براى چه مالیات و خرج این دستگاه عجیب و غریب را می‌دهند؟ مردم مالیات می‌دهند که امنیت- فرهنک- بهداشت- راه و راحتى داشته باشند آیا با چنین وضعى که آقایان استحضار دارند براى نمونه داراى یکى از آنها هستند؟ البته خیر قبل از سنوات 20 یعنى در زمان شاهنشاه کبیر فقید عشر این مالیات و عوارض گرفته نمی‌شد و از آن عشر این همه عمران و آبادى که در هر قدم خاک این کشور نظر به بننده را جلب می‌نماید بوجود آمد که متأسفانه اغلب آنها خراب و رو به ویرانى می‌رود و فعلاً با گرفتن این همه مالیات حتى مبادرت به تعمیر و نگاهدارى آنها نمی‌شود آقایان کمر مردم زیر بار فشار و تعدى مأمورین دولت و هرج و مرج و مالیات‌هاى سنگین و طاقت‌فرسا خسته و شکسته شده است و این همه فشار براى آنها غیرقابل تحمل است دوم موضوع درآمد در ردیف 64 مربوط به در‌آمد اقتصادى کشور که تحت نظر دولت و از سرمایه ملت اداره می‌شود چه قدم مفیدى برداشته است؟ قند وشکر را هر کیلو کمتر از چهار ریال می‌خرند و بیش از 20 ریال می‌فروشند. سیمان هر تن در حدود 490 ریال تمام می‌شود و هر تن تا 2270 ریال رسمى به فروش می‌رسد از هر کیلو چاى در حدود 50 ر 57 ریال گرفته می‌شود از هر متر پارچه 10% به عنوان عوارض موقت 15% حق انحصار 6% پول تصدیق صدور و 38% تفاوت ارز و بین 10% تا 12% حقوق گمرکى و 5% حق بیمه و متفرقه گرفته می‌شود که مجموع آنها بالغ بر 96% می‌شود و همچنین مبالغى که از سایر اجناس ضرورى مردم گرفته می‌شود سربه میلیاردها می‌زند ولى در ستون در‌‌آمد بودجه سال 27 که دولت تقدیم مجلس نمود اگر ملاحظه فرموده باشند رقمى به شماره 62 مشاهده می‌شود که فقط مبلغ چهل و سه میلیون و هشتصد هزار تومان به عنوان سود ویژه معاملات اقتصادى وبازرگانى قلمداد شده و در بودجه سال 1328 رقم 64 شصت میلیون تومان قلمداد شده است و تعجب در این است که سود بانک صنعتى هم ضمیمه است خلاصه آن که در حدود پانصد میلیون مالیات و عوارض غیرمستقیم به وسیله دوایر اقتصادى از خوراک و پوشاک اهالى گرفته می‌شود و فقط چهل و سه یا شصت میلیون تومان به عنوان سود ویژه اقتصادى و بازرگانى وارد بودجه شده و می‌شود و معلوم نیست بقیه آن چه می‌شود آیا معقول است که از 500 میلیون تومان عواید 440 میلیون تومان آن صرف وصول شود این سود ویژه چیست چه مبلغى وصولى و چه مبلغى خرج است چه مبلغ هزینه و عواید بانک صنعتى چه مبلغ است دستگاه اقتصادى کجا است و چه می‌کند؟ آقایان به موجب قانون اساسى و سایر قوانین موضوعه تمام در‌آمدهاى کشور مخصوصاً مالیاتى که از مردم گرفته می‌شود و هزینه‌هاى آن باید وارد بودجه شده و در مجلس شورای ملى مورد بحث و رسیدگى قرارگیرد. نمی‌دانم آقاى نخست وزیر و هیئت دولت ایشان مخصوصاً جناب آقاى وزیر دارایى حقیقتاً میل دارند قدمى در راه اصلاح بردارند یا خیر اگر واقعاً مایل هستند استرحاماً تمنى می‌کنم که این دستگاه عریض و طویل اقتصادى را به هم زده و این لانه رشوه ارتشاه و دستگاه حیف و میل از بیت‌المال ملت را براندازند و از این چهل و سه میلیون یا شصت میلیون تومان که موجب بدبختى کشور است و می‌توان از محل صرفه‌جویی‌هاى دولت تأمین کرد و شاید با خوددارى از خرید اثاثیه تجملى و یا اجاره محل دوائر زاید مالیات‌هاى سنگین و غیر‌ضرورى طبعاً بهاى کالاى مورد احتیاج عامه تنزل فاحش نموده و هزینه زندگى پایین آمده و قسمت عمده رشوه و ارتشاء از بین خواهد رفت و موجب رفاهیت عموم افراد ملت اعم از کشاورز و کارمند دولت و کارگر و غیره خواهد بود و مردم اززیر بار سنگین هزینه زندگى خلاص خواهند شد مطلب بسیار مهم موضوع بیلان یعنى موازنه دستگاه‌هایی است

+++

که با سرمایه دولت اداره می‌شوند بنده چند فقره سؤال از وزارت دارایی راجع به این موضوع نموده‌ام صورت دخل و خرج موسسات مزبور را خواستم ولی ابداً توجهی به آن نشد و جوابی مرحمت نفرمودند چون وضعیات آنها روشن نیست و به حدی خراب است که متأسفانه نتوانسته و یا نخواسته‌اند جواب بدهند اینک از دولت تمنی می‌کنم بودجه و ریز خرج و دخل تمام موسساتی که از سرمایه دولت کار می‌کنند تهیه و به اختیار نمایندگان محترم بگذارند تا مورد رسیدگی قرار گیرد. آقایان این پول‌ها که به عنوان مالیات گرفته می‌شود دسترنج مردم زحمتکش کشور و حاصل مشقات شبانه روزی آنان است و وظیفه نمایندگی به ما حکم می‌کند که نهایت دقت و مراقبت را در مصرف صحیح آن بنماییم مهمترین وظیفه نمایندگان رسیدگی به دخل و خرج کشور است متأسفانه این وظیفه به خوبی انجام نمی‌شود.

آقایان محض رضای خدا قدری توجه کنید و ببینید ما چه وضعی داریم و چه به سر اهالی این کشور می‌آید تمام ولایات جنوبی ما خالی از سکنه می‌شوند شهرها خراب و جمعیت ایران رو به نقصان می‌رود و علت آن را هم جز در سوء اداره دستگاه حکومت در جای دیگری نمی‌توان یافت. عرض دیگر بنده موضوع ردیف شماره 64 ستون خرج به عنوان اعتبار کمک به مستخدمین دولت به مبلغ 135 میلیون تومان وضعیت کارمندان دولت به طور روشن بر آقایان محترم معلوم و بر هیچ کس پوشیده نیست. مادامی که وضعیت کارمندان دولت روشن نشود نظریات اصلاحی به مرحله عمل نخواهد رسید. بنده معتقدم که کارمندان دولت را عناصر تحصیل کرده و روشنفکر مملکت تشکیل داده و به هیچ وجه نمی‌توان تصور نمود که عده معدودی که شاید از 5 روز تجاوز نکند تا درست باشند و به نظر بنده باید عوامل اصلی را در نظر گرفت تا معایب مرتفع شود عوامل اصلی نبودن کار آزاد است که مردم را مجبور می‌کند به ادارات دولتی هجوم آورند سبب نبودن کار آزاد مولد ثروت چه چیز است؟ اولاً امنیت و اطمینان عمومی برای به کار‌انداختن سرمایه‌ها از بین رفته و از بس دولت در امور مردم دخالت بیجا نموده است و عمل او موجب ضرر و حتی از بین رفتن سرمایه‌های اشخاص شده است دیگر مردم جرات و اعتماد ندارند سرمایه‌های خود را برای انجام کارهای عام‌المنفعه و مولد ثروت به کار ‌اندازند در نتیجه به طوری که بر آقایان مشهود است سرمایه‌های عمده را در بانک‌ها راکد و حبس کرده و یا در راه خرید و احتکار زمین و ابنیه به کار می‌برند که علاوه بر عدم تولید ثروت برای عموم سبب گرانی سرسام آور زمین‌ها و مضیقه و ابتلای عمومی شده است کما آن که پیش از شهریور 1320 و در زمان سرپرستی شاهنشاه کبیر فقید کار در هر گوشة کشور موجود بود سرمایه‌ها به جریان کار مولد ثروت افتاده به حدی که اشخاص برای استخدام دولا رغبت نشان نمی‌داند عمله و کارگر نایاب به طوری که روستاییان به مناسبت وجود اجرت خوب ترک کار خود نموده و دنبال کار به کارخانجات و راه‌آهن و راه‌های شوسه هجوم می‌آورند حالا بر اثر اخلال وضع و عدم توجه دولت بیکاری حکم فرما شده و فارغ‌التحصیل‌های مدارس دائماً برای استخدام به دوایر دولتی هجوم می‌آورند و همان افراد رعیت و روستایی از نبودن کار و شرایط تا مساعد زندگی در دهات و خرابی وضع زراعت و تعدیات گوناگون به شهر رو می‌آورند درست دقت بفرمایید در هر شهر و معبری گدا و سائل چقدر زیاد شده است تمام آنها کشاورزان و مولدین ثروت هستند ثانیاً دولت کارها و دستگاه‌ها و کارخانجات را که باید به دست خود مردم اداره شود و افراد از سرمایه‌های کوچک کوچک را روی هم گذارده و برای اداره خود و بسط کار و تولید در آمریکا برند قضیه کرده و چون بنای کار را بر صرف هزینه‌های تجملی و توسعه پرسنل گذارده مخارج بیهوده صرف می‌کنند و درآمد هم ندارند نگاهی به آمار و درآمد و هزینه کارخانه‌ها و بنگاه‌های تولیدی که به وسیله دولت اداره می‌شوند این نکته را به خوبی ثابت می‌کند که دولت کارفرما و مدیر و تاجر و مالک خوبی نیست و از سوء اداره در این قبیل کارها عموماً ضرر می‌کند و به مردم هم ضرر می‌رساند این قبیل امور را باید خود مردم مستقیماً اداره کنند و دولت نظارت و تشویق و حمایت و راهنمایی نماید اینک نظریات اصلاحی خود را در زمینه عرایض فوق به استحضار می‌رسانم.

درباره مستخدمین دولت قبل از هر عمل باید پرسشنامه و اطلاعاتی که با حقیقت وفق دهد راجع به وضعیت مستخدمین خود تهیه و اشخاصی که ثروتشان از دو میلیون ریال تجاوز نماید از خدمت مرخص کند.

الف- دولت به فاصله یک ماه حداقل احتیاجات خود را برای اداره امور وزارتخانه‌ها در نظر گرفته و تکلیف کارمندان زاید را به قرار زیر تعیین کند.

ب- از بین کارمندان دولت اشخاصی که به سن تقاعد رسیده و یا سنوات خدمتی آنها طوری است که بتوان آن‌ها را متقاعد نمود فوراً آن‌ها را متقاعد نماید منتهی دولت برای این که حسن نیت خود را در مورد کارمندان بازنشسته نشان بدهد وضع معیشت آنها را رسیدگی و به قدر کافی معاش آنان را از محل ردیف 64 خرج و تأمین کند.

ج- دولت خدمات عده‌ای از مستخدمین دولت را (آنهایی که مایل باشند) بازخرید نماید. مثلاً خدمات ده ساله یک کارمند را به مبلغ یکصد هزار ریال خریداری و در مقابل از املاک خالصه به آنها داده و بانک کشاورزی را مجهز کنند که قرضه طویل‌المدت با بهره کم به آن‌ها بدهد.

د- تعداد زیادی قراء و قصبات متعلق به دولت است که کل درآمد املاک مزبور روی هم رفته مبلغ بسیار جزیی است دولت می‌تواند دویست شرکت سهامی کشاورزی با آنها درست نموده و سهام شرکت مزبور را بابت باز خرید حقوق مستخدمین دولت و حقوق تقاعد به آن‌ها داده که مشمول عمران و آبادی باشند و با این ترتیب تقریباً معادل بیست هزار نفر از کارمندان دولت مشغول امور فلاحتی شده و سطح تولید بالا رفته و بر سرمایه عمومی اضافه خواهد شد و دستگاه دولت هم از هجوم مستخدمین و اخلال و فساد حاضر خلاص خواهد شد.

ه- دولت مقرراتی وضع کند که مستخدمین خود در مقابل مراجعات عمومی مردم با نهایت ادب رفتار و برای انجام کارهای مراجعین امروز و فردا نکنند به این معنی که هر کس به هر یک از ادارات راجع به کار و امری مراجعه کرد مسئول مربوطه مکلف باشد در ظرف 24 ساعت تکلیف مراجعه کننده را مثبت یا منفی روشن کند و اگر معلوم بشود کاری که مسئول مربوطه ارجاع شده قابل انجام بوده و از باز کرده آن مستخدم برای ابد از خدمت دولت معاف و محاکمه و مورد تعقیب قرار گیرد که تکلیف کارها روشن گردد و با این ترتیب از مراجعه اشخاص به مقامات بالاتر جلوگیری و وقت وزرا بیهوده تلف نخواهد شد.

و- بانک صنعتی باید حتماً از وضع و شکل فعلی خارج و با سرمایه آن تشکیل شرکت‌های سهامی داده و چهل درضد از سهام آن را به مهندسین و مستخدمین دولت بابت بازخرید حقوق آنها تخصیص و بقیه را در دسترس فروش سایر اهالی کشور (اتباع ایرانی) قرار دهند و از وجه فروش بقیه سهام بدهی سنگین خود را به بانک ملی پرداخت نماید و در نتیجه از طرفی بدهی خود را پرداخته و از طرف دیگر کار مولد ثروت تهیه کرده و یک عده از مستخدمین را از شر ادارات خلاص و راه معیشت را برای آنها فراهم کرده و این دستگاه عریض و طویل بانک صنعتی را به هم زده و به صورتی در آمورده که نتیجه حقیقی تولید کار و تقویت بنیه مالی کشور و حمایت صنایع کشور به دست می‌آید.

3 - در خصوص وزارت دادگستری و دستگاه قضایی کشور آقایان از نواقص کار آن مستحضرند بنده عقیده دارم اول کاری که در این قسمت لازم است آن که هیئتیاز صفحای بصیر را تعیین و مامور نمایند به وضعیت حال و سوابق اعمال و پرونده کلیة مامورین قضایی رسیدگی و آن‌هایی را که در گذشته عمل سویی از آنها سرزده و سوابق نامطبوعی دارند از کار عدلیه و قضاوت برکنار و دستگیر را از عناصر فاسد تصفیه و مأمورین و قضات پاکدامن و با فضیلت و تقوی را در رأس امور دعاوی قضایی بگمارند (رئیس-  زود تمام کنید) چیزی نمانده الان تمام می‌شود ثانیاً تشکیلات و ادارات دوایر قضایی را در تمام کشور متناسب با احتیاجات و با رعایت آسایش و حل و فصل دعاوی و امور مردم قرار دهند فی‌المثل فلان دهاتی بدبخت را برای ادای یک تحقیقات به عنوان شاهد از فرسنگ‌ها مسافت احضار و بدون تأمین خسارت احضار و بدون تأمین خسارات او را از خانه و کاشانه خود دور و از هستی ساقط کنند. ثالثاً این همه مقررات پیچ در پیچ و گیج کننده که به هیچ وجه مناسب با وضع حال کشور ما نیست تجدید نظر و قوانین و مقرراتی موجب سهولت و تسریع در حل و فصل دعاوی و احقاق حق فوری متظلمین شود برقرار نمایند باور بفرمایید که مردم از این وضع به ستوه آمده‌اند و به کاخ فعلی وزارت دادگستری با نظر نفرت نگاه می‌کنند از اغلب اشخاص می‌شنوم که حسرت زمان استبداد  را می‌کشند و می‌گویند هرچه بود دعاوی و مرافعات مردم فوری و فی‌المجلس قطع و فصل می‌شد حالا یک دعوی حقوقی نتیجه مثبت یا منفی آن به نسل دوم یا سوم اصحاب دعوی هم وصلت نمی‌دهد و در ضمن اقدامات بالا باید استقلال قضات را هم تأمین و تثبیت نمود که قاضی مستقل کار خود بوده  و از هرگونه اعمال نفوذ

+++

و تحمیلات بر کنار و دستخوش اغراض و نظریات خصوصی یا سیاست‌های دولت نگردد باید حتماً معیشت و زندگی قضات را هم تأمین نمود به عقیده بنده اگر کیفیات بالا به نحو احسن تأمین شود و دستگاه شهربانی و ژاندارمری هم تصفیه و اصلاح گردد و مانند دیگر ممالک زنده دنیا ضابطین دستگاه دادگستری را اشخاص درستکار و طرف اطمینان جامعه تشکیل دهند می‌توان اطمینان پیدا کرد که امنیت قضایی عمومی مردم تأمین و اهالی کشور می‌توانند مطمئن باشند که در سایه پرچم عدل و امنیت زندگی می‌کنند در غیر این صورت و با ادامه وضع فعلی جز این که هر روز بدتر از روز پیش شود و اضمحلال قطعی ما پیش آید نتیجه دیگری را نمی‌توان پیش‌بینی نمود یک نکته دیگری را که از لحاظ وضع قضایی به نظر بنده ضرورت اقدام دارد آن است که وجود محاکم مختلف اختصاصی از قبیل دیوان کیفر- دیوان محاکمات - وزارت دارایی - اداره تعدیل مال‌الاجاره‌ها و محکمه املاک واگذاری زاید و تحمیل بر بودجه است و از هر حیث بهتر آن است که این تشکیلات زاید را حذف و کارهای مربوطه جز وظایف محاکم و دادگاه‌های عمومی قرار گیرد.

4 - ردیف شماره 60 خرج به عنوان هزینه محاکمات مبلغ 2500000 ریال وزارتخانه‌ها هر کدام برای خود دارای ادارات متشابهی از قبیل کارپردازی آمار ؟- بازرسی - بهداری و غیره هستند چه ضرورتی بر وجود این تشکیلات عریض و طویل و مخارج بلانتیجه آن هست معلوم نیست به عقیده بنده این قبیل ادارات آنچه زاید است حذف و آن چه هم ضرورت داشته باشد در یک تشکیلات جامع متمرکز کنند مثلاً برای تمام وزارتخانه‌ها سازمانی به نام سازمان بازرسی کشور ایجاد و ادارات بازرسی وزارتخانه‌ها را منحل و در این سازمان متمرکز گردانند و بالنتیجه در مخارج صرفه‌جویی و کار هم بهتر پیشرفت می‌کند همین طور بهداری وزارتخانه‌ها و غیره

5- ردیف شماره 15 خرج مبلغ 242500000 ریال بودجه وزارت بهداری است و تقریباً صدوی دو و نیم از بودجه کل کشور است و به طور وضوح همه آقایان می‌دانند که این بودجه برای مبارزه با امراض گوناگون اهالی این کشور فقیر بدبخت را احاطه کرده کافی نیست ولی بودجه وزارت دارایی که دستگاه وصول و مزاحمی بیش نیست.

ردیف شماره 40 تا 48 خرج مبلغ 1500046440 ریال به علاوه کمک هزینه که از ردیف 64 خرج می‌کرد تقریباً صدی 18 بودجة کل کشور را تشکیل می‌دهد. همچنین بودجه وزارت راه ردیف 35 و 36 در حدود مبلغ 28 میلیون تومان است و بودجه وزارت فرهنگ ردیف شماره 24 مبلغ 77 میلیون تومان است که جمع بودجه و اعتبارات ساختمانی راه‌ها و بهداشت مردم و فرهنگ عمومی کشور یعنی 3 وزارتخانه مهم و مفید جمعاً به مبلغ 129 میلیون تومان و کمتر از خرج دستگاه وصول 150 میلیون تومان است لابد آقایان صورت بالا بلند وزارت دارایی را که از کتاب شاهنامه زیادتر است ملاحظه فرموده‌اند ملت ایران چه گناه‌ها را مرتکب شده  که این همه مالیات جورواجور باید بدهد و قسمت اعظم خرج وصول شود ‌ای کاش وزارت دارایی به همین اندازه‌ای قناعت می‌کرد و به عناوین مختلف پدر مردم را در نمی‌آوردند در هر صورت بنده معتقد هستم و پیشنهاد هم کردم که از اعتبارات وزارت دارایی باید حتماً کسر و برای بهداشت و راه و فرهنگ اهالی کشور یعنی همان مالیات بده‌ها افزوده بشود و وزارت بهداری با نقشه صحیح در صدد مبارزه با مالاریا و تراخم و امراض گوناگون برآید وزارت فرهنگ سعی کند با اصول منظمی مردم را با سواد کند وزارت راه هم راه مردم و جاده‌های شوسه را مرمت و تعمیر نماید این عمل کمک بسزایی بر پایین آمدن هزینه زندگی خواهد بود.

باید مردم را در اداره امور به خصوص امور محلی دخالت و مشارکت دهند و از تماس زاید و اجحافات مامورین دولت با مردم جلوگیری شود.

6- ردیف 34 مربوط به وزارت اقتصاد ملی در وزارت اقتصاد ملی اصلاحاتی باید به عمل آید اولاً ترتیب صادرات و واردات کشور از وضع نامنظم فعلی خارج و سهمیه واردات کشور همه ساله با نظر خبرگان و متخصصین معین و به بانک‌های مجاز برای اجرا واگذار شود و موازنه واردات و صادرات را هرچه زودتر مورد توجه قراردهند و اقدامات لازم برای عقد پیمان‌های بازرگانی و حمایت و ترویج صنایع داخلی و تکثیر صادرات به عمل آید ضمناً از آقای نخست وزیر و هیئت دولت تمنی می‌کنم توجه عاجلی به وضع فعلی ارز بنمایند. دست‌های مرموزی که مانع تنزل نرخ ارز هستند باید قطع گردد و در مورد تصویبنامه اخیر ارز هم باید حتماً تجدید نظر نموده یا جلب نظر خبرگان ترتیب صحیحی برای این کار بدهند و به هر صورت نباید به هیچ عنوان بر بهای ارز افزوده شود و وضعیات مالی و اقتصادی را بدون نقشة صحیح نمی‌توان دچار تحولات بیجایی نمود. کشور رو به ورشکستگی می‌رود و نزول پول تا میزان 30% هم رسیده و باید هرچه زودتر با اسلوب صحیحی از این ورشکستگی نجات پیدا کرد.

7- ردیف 65 درآمد کمیسیون ارز عرض دیگر بنده مربوط به اشکالات ارزی است که برای محصلین ایجاد گردیده کمیسیون ارز به اتکای قسمتی از تصویب‌نامه دولت به محصلینی که به خرج خود برای تکمیل تحصیلات به خارجه می‌روند ارز به نرخ رسمی نداده و به آن‌ها می‌گوید وسایل تحصیل شما در ایران فراهم است در صورتی که چنین نیست و غالباً مشاهده شده مثلاً از هزار نفر داوطلب دانشکده طب به علت فقدان وسایل و ابزار کار فقط دویست نفر قبول می‌شوند و بقیه سرگردان می‌مانند یا باید دولت تمام ابزار کار و وسایل تحصیلی شاگردان ایرانی را در داخله کشور تهیه و به اختیار آن‌ها بگذارد و یا اقلاً به آن‌هایی که به خرج خود به خارجه می‌روند ارز به نرخ رسمی فروخته و از هیچ کمکی درباره آنها دریغ نکند. آقایان محترم ترقی این کشور بسته به تشویق دانشجویان است. باید سعی کرد به هر نحوی که هست آنها را تشویق و وادار به تحصیل نمود (احسنت) از جناب آقای نخست وزیر و جناب آقای وزیر فرهنگ تمنی می‌کنم در این خصوص توجه فرموده وسایل راحتی و موجبات تحصیل دانشجویان را به هر قیمتی هست فراهم کنند و یقین دارم که هرگونه لوایحی هم که در این خصوص به مجلس تقدیم شود مورد تصویب نمایندگان محترم قرار خواهد گرفت.

8-ردیف 30- خرج مربوط به وزارت کشاورزی موضوع بسیار مهم وضع خراب کشاورزی و کشاورزان کشور است. حقیقتاً شرم آور نیست در دنیایی که امروز با ابر و باران مصنوعی زمین‌ها را آبیاری می‌کنند و با جدیدترین ماشین آلات عملیات کشاورزی را انجام می‌دهند هنوز ابزار کار ما را که جزیی از این دنیای مترقی هستیم گاوآهن زمان حضرت آدم و دلوزمان حضرت نوح تشکیل دهد؟ دهقانان ما با زحمات و مشتقات شبانه‌روزی به وسیله گاو و ناخن زمین را آماده نموده و تازه هنگام برداشت باید منتظر قضا و قدر باشند مثلاً اگر باد نیاید می‌بایست محصول یک سال زحمت خود و خانواده خود را از روی لاعلاجی در زیر باران و برف در جریان اضمحلال قرار دهد و قابل توجه است که چنین کشوری را با این قبیل ابزار فلاحتی کشور کشاورزی تام نهاده‌اند. آقایان به طوری که استحضار دارید کشاورزی کشور با این قبیل ابزار فلاحتی عهد عتیق نه برای زارع و نه برای مالک صرف نکرده و نمی‌کند شما یک نفر مالک را نشان دهید که عمل کشاورزی برای او صرفه داشته و املاک او در گرو طلبکار نباشد حتی مالکین عمده از قبیل سپهسالار اعظم – سپهدار رشتی عین‌الدوله – اتابک اعظم به طوری که همه می‌دانند در حالی که تمام املاکشان در گرو این و آن بوده با وضع بدی از بین رفته‌اند مگر سپهسالار اعظم از فشار طلبکار انتحار نکرد؟ مگرخانه عین‌الدوله در ازای فرض حرج نشد. برای این که به آقایان محترم ثابت کرده باشیم که وضعیت فعلی کشاورزی در ایران به هیچ وجه نفعی ندارد یک دلیل زنده و بارزی دارم و آن این است اگر کشاورزی در ایران صرف می‌کرد به طور قطع آقایان کلمبی‌ها از آن صرف نظر نمی‌کردند در حالی که به طور واضح می‌دانیم که یکی از این آقایان برای نمونه هم پیدا نمی‌شود که مشغول امر کشاورزی باشد در سال‌های اخیر این همه پودر و عطر وارد کشور شد ولی من از آقایان محترم سؤال می‌کنم کدام یک از دولت‌هایی که کوس برنامه مترقیشان در تمام جهان گوش مردم را کر می‌کرد اقدامی برای ورود تراکتور و سایر ادوات و آلات کشاورزی نمودند کدام یک از این دولت‌ها حتی یک صدم ارزی را که برای ورود اجناس تجملی اختصاص دادند برای وارد کردن لوازم کشاورزی در اختیار کشاورزان گذاشتند ما با این استعداد فلاحتی حتی می‌توانیم سالیانه علاوه بر مصرف داخلی میلیون‌ها تن خواربار و سایر مواد کشاورزی به خارج حمل کنیم ولی بر اثر بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی و عدم توجه دولت‌ها و تعدیات گوناگون مأمورین دولت نتیجه این شده است که در سرخر من فریاد گرسنگی مردم از هرگوشه کشور عرش را به تکان آورده به طوری که دولت مجبور شده برای رفع نیازمندی‌های کشور با مبلغی گزاف مقداری گندم از خارجه خریداری کند. آقایان محترم یک نظر به کشورهای دیگر انداخته و وضعیت فلاحتی دیگران با این کشور مقایسه کنید و ببینید تفاوت ره از کجاست تا به کجا کشور ما که نام کشور فلاحتی روی خود گذاشته است باید زارعین به همان ادوات قدیمی که جز اتلاف وقت و فرسودگی زارع نتیجه دیگری ندارد گذران کند. وضع کشاورزی ما باید حتماً اصلاح شود و با یک مختصر توجه بدون هیچ گونه خرجی می‌توان نتیجه مطلوبه را به دست آورد. حسن اتفاق زارع و کشاورز

+++

 ایرانی هم قانع است و هم متدین و اگر تا حدی وسایل کار او فراهم شود نتیجه خوبی به دست خواهد آمد دولت باید مردم را به تأسیس شرکت‌هایی به منظور شیار برای کمک به زارعین تشویق کند. همچنین برای اصلاح راه و فرهنگ و بهداشت رعایا با نظر خبرگان اقدام عاجل به عمل آورد و 30 میلیون تومانی را که به عنوان زیان عمل کرد غله و نان ردیف شماره 66 خرج در بودجه کل کشور قلمداد فرمودند اگر دولت با حسن نیت و با نقشه صحیح و به وسیله اشخاص درستکار و با تقوی به مصرف کمک و به تقویت زارعین و کشاورزان و تهیه ماشین آلات فلاحتی برساند و این همه اراضی لم یزرع خوزستان و دشت مغان (که به شهادت کارشناسان خارجی و داخلی فقط در خوزستان می‌توان آذوقه 50 میلیون جمعیت را تأمین نمود) را زیاد کنند قطعاً علاوه بر آن که مصرف کشور تأمین می‌شود عین این پول با منفعت برخواهد گشت و جناب آقای وزیر دارایی با گردن بلند در پشت کرسی خطابه به خود نبالند که تریاک داده‌اند و گندم گرفته‌اند.

مالیات حتماً باید از امور زراعتی برداشته شده و تماس مأمورین دولت را با زارعین برداشته شده و تماس مامورین دولت را با زارعین کم نمود. یکی از بدبختی‌هایی که موجب دلسردی کشاورزان را فراهم کرده موضوع آفاتی است که همه ساله مرتباً محصول کشاورزان را دستخوش فنا و نیستی قرار می‌دهد زارع بیچاره و بدبخت چندین ماه زحمت کشیده و در سرما و گرما با چنگ و ناخن محصول خود را آماده نموده به امید این که از دسترنج خود بتواند مختصری از فقر و بدبختی خود را ترمیم کند ولی متأسفانه به مناسبت نداشتن وسایل در اثر کوچکترین آفتی کلیه محصول او از بین رفته و زارعی که یگانه هستی خود را که بایستی کلیه سال را از درآمد آن گذران کند از دست داده اجباراً و برای تأمین مخارج خود و خانواده‌اش دست از کارهای فلاحتی خود کشیده و به شهرها هجوم آورده و جزء گدایان قرار می‌گیرند

آقایان ملاحظه بفرمایید غالب این گدایان همان زارعین خسارت دیده هستند که اگر مختصر توجهی به وضع آنها بشود دو مرتبه بدعات خود مراجعه و مشغول امور کشاورزی خواهند شد.

در خاتمه با معذرت از طول کلام توجه دولت و نمایندگان محترم را به وضع رقت بار اهالی حوزه انتخابیه خود شهریار ساوجبلاغ معطوف می‌دارم. متأسفانه مالاریا اهالی بیچاره شهریار و ساوجبلاغ را به رروز سیاه نشانیده و تلفات جانی به قدری زیاد شده که حدی بر آن متصور نیست خلاصه آن که خانواده‌ای نیست که داغدیده نباشد حتی مالاریا شهریار اهالی پایتخت را هم تهدید میکند و باید هرچه زودتر اقدام عاجلی برای از بین بردن آن نمود و با این که قانونی در چند سال پیش راجع به خشکانیدن چمن‌های کمال آباد از تصویب مجلس شورای ملی گذشته معذلک تا‌کنون کوچکترین توجهی به این موضوع حیاتی نشده است. بنده تا آن جایی که مقدور بوده اقدام کرده‌ام ولی این اقدامات کافی نیست و باید دولت طبق نقشه مخصوصی با کمک اهالی که از هیچ گونه کمکی مضایقه نخواهند کرد وسایل مبارزه با این مرض خانمان برانداز را فراهم و هرچه زودتر شروع به عمل کرد این است که استرحاماً از جناب آقای نخست وزیر و هیئت دولت تمنای توجه مخصوص در این قسمت می‌نمایم بنده عرضم تمام شد فقط یک نکته خیلی کوچکی است عرض کنم و این عریضه‌ای است که به نام مجلس شورای ملی داده‌اند که تقدیم بکنم ملاحظه بفرمایید قانونی در 12 خرداد 28 راجع به مازاد از مجلس شورای ملی گذشت در قانون مازاد به وزارت دارایی اجازه داده شده که در نقاط حاصل‌خیز تا میزان پنج برابر مالیات به عنوان مازاد غله خریداری نماید ولی متأسفانه وزارت دارایی از این اجازه قانونی سوء استفاده کرده و تصور نمی‌کنم که در تمام ایران محلی باشد که جزء نقاط حاصل‌خیز به نظر وزارت دارایی نرسیده باشد حتی در محل‌هایی که کسر دارند آن نقاط را هم حاصل‌خیز معین کرده‌اند از آن جمله ساوجبلاغ و شهریار تصور می‌کنم اغلب آقایان استحضار دارند که ساوجبلاغ و کوهپایه و شهریار هم حتی به اندازه مصرف غله نداشته و بقیه آذوقه خود را از بخش‌های دیگر تأمین می‌کنند این عمل وزارت دارایی جز ایجاد وحشت عمومی‌ و قحطی مصنوعی فقط و فقط برای سوء استفاده برای چیز دیگری نیست شرحی شورایعالی کشاورزی به مجلس شورای ملی و دولت عرض کرده که عیناً به عرض مجلس شورای ملی  می‌رسانم که تمنی می‌کنم عطف توجه بفرمایید عین عریضه را تقدیم می‌کنم

اردلان- طبق ماده 123 اخطار دارم

رئیس- بفرمایید

اردلان- چون نظامنامه مجلس در آزمایش است لازم است مشکلی که راجع به پیشنهادات داریم رفع بکنیم این جا گفته‌ایم وزیر یا معادت یا یک نفر مخالف می‌تواند در مورد پیشنهاد یک کس دیگر صحبت بکند بنابراین الزامی نیست برای سرعت کار این است که آقای رئیس ممکن است این موضوع را روشن کنند.

رئیس- این اخطار نبود. اگر بخواهند می‌توانند صحبت کنند ولی وقتی نخواستند صحبت کنند صحبت نمی‌کنند. پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده است قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنیم بعد از بیان آقای کهبد به کفایت مذاکرات رأی گرفته شود.

نبوی-  ضیاء ابراهیمی

رئیس- آقای نبوی

نبوی- در کلیات بودجه بیش از حد لزوم صحبت شده و می‌خواهم عرض کنم که آن چه حالا گفته می‌شود خارج از نظامنامه است کلیات همان بود که قبل از ورود در مواد گفته شده و حالا اصولاً راجع به کلیات نمی‌باید صحبت شود باید در مواد صحبت شود حالا اگر آقایان موافقت می‌فرمایند مذاکرات در ماده دوم کافی است و اگر آقایان نظریاتی دارند آن نظریات وقتی تأمین می‌شود که قرائت پیشنهادات بشود مادام که این کار نشده است هر حرفی زده می‌شود بی فایده است و تأثیری در کار بودجه ندارد بنابراین استدعا می‌کنم که آقایان رأی بدهند به کفایت مذاکرات

آزاد- بنده مخالفم

رئیس- بفرمایید

آزاد- بنده با کفایت مذاکرات از این جهت مخالف هستم که متأسفانه قبل از این که بودجه مملکتی مطرح شود دولت یک لوایحی می‌آورد و یک نفر صحبت می‌کرد و فوری رای به کفایت مذاکرات می‌گرفتند تا آقایان پیشنهاد می‌کردند یک نفر فوری پیشنهاد می‌کرد که پیشنهادات برود به کمیسیون روی هم رفته این اواخر حق وکلا را از بین می‌بردند آقای گلشاییان تشریف نبرید بفرمایید با جنابعالی کار دارم. بنابراین بنده عقیده دارم امروز که بودجه مملکتی مطرح است آقایان بگذارند مطالبی که لازم است گفته شود (صحیح است) زیرا خیلی بی‌ترتیبی‌ها در بودجه‌ها هست که باید گفته شود که من الان یک قسمتش را می‌خواهم به آقای گلشاییان در موقعی که می‌خواستند شکر بخرند تلگرافی کردند به کمپانی‌های بزرگ دنیا.

رئیس-راجع به کفایت مذاکرات بفرمایید

آزاد-راجع به همین قسمت است خیلی مختصر است دو دقیقه تلگرافی کردند به کمپانی‌های بزرگ شکر دنیا که هرجا ارزانتر می‌دهد اطلاع بدهد تلگرافی از کمپانی ولگان آمریکایی که این کمپانی به پادشاه شکر در آمریکا معروف است رسید که من چهل هزار تن شکر می‌دهیم از قرار هر تنی 130 دولار و 20 سنت و در ظرف سه روز هم منتظرم که جواب طرف داده شود و 5 روز هم حاضرم که تخفیف بدهم. به این تلگراف آقای ابتهاج رئیس باک جوابی نداد رفتند چهل هزار تن شکر از کمپانی انگلیس کلووتس خریداری کرده‌اند از قرار هر تنی 33 لیره و یازده شلینگ.

رئیس- این مربوط به کفایت مذاکرات نیست

آزاد- دلیل مخالفت بنده با کفایت مذاکرات این است که این یک مسئله لازمی است  و باید این صحبت‌ها در مجلس بشود دلیل مخالفت بنده با کفایت مذاکرات این است که باید عرض کنم که چهل هزار تن شکر خریدند از کمپانی کلووتس انگلیسی از قرار هر تنی 33 لیره

رئیس- آقای آزاد مگر نمی‌بینید چه می‌گویم شما آمده‌اید به عنوان مخالف پیشنهاد کفایت مذاکرات صحبت کنید این هیچ ربطی به شکر و این موضوع‌ها ندارد عده هم کافی نیست که رأی بگیریم تمام کنید می‌خواهم تنفس بدهم.

آزاد-پانزده میلیون در این معامله اختلاس است.

رئیس- اگر مطلبی دارید پیشنهاد بدهید

آزاد- بسیار خوب پیشنهاد می‌دهم.

رئیس-چون عده کافی برای رأی نیست یک ربع تنفس داده می‌شود

(در این موقع ساعت یازده و ربع جلسه به عنوان تنفس تعطیل و پس از نیم ساعت مجدداً تشکیل گردید)

رئیس- آقایانی که با کفایت مذاکرات در مادم دوم موافقند قیام کنند (اکثربرخاستند) تصویب شد.

پیشنهادات ماده دوم قرائت می‌شود پیشنهاد آقای مهدی ارباب

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم تبصره ذیل به ماده دوم لایحه کمیسیون بودجه اضافه شود:  دولت مکلف است منتهی تا یک ماه لایحه تأمین اعتبار ساختمان اسکله چاه بهار را به مجلس شورای ملی  تقدیم و به تصویب برساند.

رئیس- تأمل بفرمایید آقای ارباب تا تبصره ماده 113 قرائت شود یا خودتان این تبصره را قرائت کنید.

+++

(تبصره ماده 113 توسط آقای ارباب به شرح زیر قرائت شد)

تبصره- نمایندگان و دولت نمی‌توانند تصویب مطالب و مواد یک لایحه یا طرح قانونی یا گزارش را به عنوان طرح یا لایحه به صورت ماده واحده پیشنهاد نمایند در این موارد هر مطلبی که به عنوان طرح با لایحه پیشنهاد می‌شود باید مواد و تبصره‌های آن جزء طرح باشد.

رئیس- علاوه بر این که پیشنهاد آقای ارباب پیشنهاد خرج است یک چیز مستقلی را به موجب این تبصره نمی‌شود در یک لایحه دیگر گنجانید سابقاً پیشنهاد می‌کردند و سابقه پیدا کرده بود که یک کاری را در یک کار دیگری داخل می‌کردند.

ارباب- اجازه بدهید بنده توضیح بدهم

رئیس- دیگر توضیح ندارد ماده 80 آیین‌نامه را هم قرائت کنید تا معلوم بشود توضیح لازم ندارد و به موجب این ماده فقط قرائت می‌شود

ارباب- مشابه این‌ها باید برگردد

رئیس- البته هر کدام این طور باشد بر می‌گردد پیشنهاد آقای عباس اسلامی قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم شرح زیر به عنوان تبصره به ماده دوم بودجه کل کشور اضافه شود.

وزارت دارایی مکلف است از تاریخ تصویب این قانون در ظرف دو ماه به کلیه پرونده‌های مالیاتی اشخاصی که صورت ریز آن‌ها در حکومت آقای حکیم‌الملک به کمیسیون بودجه تقدیم شد و طبق اقاریر صریحه وزیر وقت در توافق مالیاتی آنها سوء‌استفاده به عمل آمده و توافق‌ها برخلاف قانون و مقررات عملی گردیده تجدید نظر نموده برای اظهار نظر نهایی به دادگاه تجدید نظر دادرسی دارایی ارسال دارد

رئیس- این هم همان حال را دارد

اسلامی-این مربوط به مالیات است آقای رئیس پرونده‌های مالیاتی را عرض می‌کنم رسیدگی کنند.

رئیس- رأی نمی‌شود گرفت (اسلامی- چطور نمی‌شود؟) گرفت چون مربوط به کار بودجه نیست نمی‌شود رای گرفت (اسلامی- اجازه بفرمایید توضیح بدهم این مربوط به مالیات است) آقا یک مرتبه دیگر این پیشنهاد را قرائت کنید ببینیم.

(پیشنهاد مجدداً به شرح سابق قرائت شد)

اسلامی- این ازدیاد درآمد است بنده توضیح عرض می‌کنم این جا نقض قوانین شده و بایستی وزیر دارایی حقوقی را که از دولت تضییع شده احیا کند اجازه بدهید بنده توضیح عرض کنم آقایان قضاوت می‌کنند.

رئیس- این به مجلس مربوط نمی‌شود مربوط به من است حالا بفرمایید توضیح بدهید.

اسلامی- عرض کنم یک شخصی وزیر دارایی بود آقای نجم الملک که همه به او اعتقاد و اعتماد دارند (یمین اسفندیاری – همه خیر) آقای یمین جنابعالی این را نفرمایید (یمین اسفندیاری – جهتش را هم می‌گویم) بسیار خوب جنابعالی خیر خلاصه اکثریت مجلس به او اعتقاد و اطمینان داشت و دولتی که آقای حکیم‌الملک تشکیل داده بود بسیار دولت خوبی بود گذشت و بنده هم نمی‌خواهم بگویم حالا دولت چطور است و تبلیغات انتخاباتی بکنم دولتی بود و رفت پی کارش شاید هم افرادش در این کابینه نباشند (دکتر سجادی- چرا هستند) آقای دکتر سجادی در این کابینه هستند که ایشان هم یکی از افراد شریف هستند عرض می‌کنم که هم مجلس شورای ملی به ایشان اعتقاد و ایمان داشت و هم افکار عمومی ایشان این جا آمدند و گفتند به موجب این صورتی که آورده‌ام این جا یک زیر و بالایی شده است در این پرونده‌ها و یک خلاف مقرراتی شده است (نورالدین امامی- آن هم دروغ می‌گفت) دروغ می‌گوید خیالی خوب رسیدگی کنید. رسیدگی کردن که عیبی نیست (مخبر- ما قبول می‌کنیم به شرط این که کم توضیح بدهید) خیر آن دفعه کم توضیح دادم صورت دیگری پیدا کرد عرض کنم اگر که مأمورین یک اداره‌ایی یک گزارش مختصری برای یک عضو بدهند می‌فرستند دیوان کیفر پدرش را در می‌آورند.

رئیس- آقای اسلامی این رأی گرفته نمی‌شود (اسلامی – چطور گرفته نمی‌شود تشخیص این با من است رأی گرفته نمی‌شود.

اسلامی- بسیار خوب اینها باشد برای ضبط در تاریخ

رئیس- هیچ گزارش یا لایحه‌ای را نمی‌توان در ضمن لایحه دیگر پیشنهاد کرد. مجدداً تبصره ماده 113 را قرائت کنید.

(تبصره مجدداً به شرح سابق قرائت شد)

اسلامی- هر که این آیین‌نامه را به این نحو تنظیم کرده خیانت کرده است

مخبر-اجازه می‌فرمایید توضیح بدهم؟

رئیس- بفرمایید

مخبر- چون ممکن است که سابقه بشود خواستم عرض کنم که منظور ما در کمیسیون...

اسلامی- من مدارکی آورده‌ام که می‌خواهم سیصد میلیون به خزانه دولت کمک کنم.

رئیس- ساکت باشید آقای اسلامی. آقای دکتر معظمی

مخبر- عرض کنم منظور از این ماده که ما در کمیسیون تنظیم کردیم این بود که یک لوایحی به صورت ماده واحده نگذرد مثلاً بعضی‌ها پیشنهاد می‌کردند که لایحه سنا یا لوایح دیگری که صد تا ماده است به صورت ماده واحده تصویب بشود منظور ما جلوگیری از این بود منظور ما این نبود که یک تبصره‌ای که آقایان پیشنهاد کردند مطرح نشود. منظور بنده این بود.

رئیس- بسیار خوب. منظور این بود که مثلاً قانون بازرگانی جزء تبصره برنج نیاید. منظور این بود. آقای اسلامی شما هم یک طرحی تهیه کنید که فوریت داشته باشد چون این پیشنهاد را نمی‌شود رای گرفت پیشنهاد آقای باتمانقلیچ قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شورای ملی برای تشویق امر استخراج معادن و ایجاد سد اینجانب پیشنهاد می‌نمایم تبصره زیر به ماده دوم بودجه سال 1328 کل کشور ضمیمه شود.

تبصره 1 - به هر فرد ایرانی که پدر او ایرانی باشد و به هر شرکت ایرانی که از افراد ایرانی با دارا بودن شرط فوق تشکیل شده و صد درصد سهام آن از سرمایه ایرانی تشکیل شده باشد اجازه داده می‌شود برای کشف هر نوع معادن تحت‌الارضی در خاک ایران.

رئیس- این هم یک قانون خاصی است (باتمانقلیچ- اجازه بدهید قرائت بشود) بسیار خوب بخوانند

غیر از مناطقی که قانوناً منع شده باشد اقدام به استخراج نماید. ورود لوازم استخراج از هرگونه عوارض معاف خواهد بود.

از درآمد خالص این گونه معادن استخراج شده تا سی سال 25 درصد متعلق به دولت خواهد بود و پس از سی سال چهل و نه درصد متعلق به دولت پنجاه و یک درصد متعلق به صاحبان سهام می‌باشد.

کلیه درآمد حاصل از کشف معادن و فروش محصول آن در سی سال اول از پرداخت هرگونه عوارض و مالیات معاف خواهد بود.

2 – هر ایرانی یا شرکت ایرانی می‌تواند با موافقت دولت در ایران ایجاد سد نماید. درآمد حاصل از سدبندی تا 15 سال از هرگونه عوارض و مالیات معاف خواهد بود و صددرصد بهره متعلق به صاحبان سهام می‌باشد بعد از 15 سال 49 درصد از کلیه درآمد حاصل به دولت می‌گردد و 51 درصد به صاحبان سهام تعلق خواهد گرفت.

آیین‌نامه‌های لازم مربوط به این تبصره را دولت تهیه و حتی‌المقدور کمک‌های لازم را ده داوطلبین استخراج معان و ایجاد سد خواهد نمود.

رئیس- یک پیشنهاد دیگر را قرائت کنید (باتمانقلیچ – اجازه بدهید) این مربوط به لایحه بودجه نیست و یک قانون خاصی است (باتمانقلیچ – این قفل آهنی از روی معادن ایران برداشته می‌شود اجازه بفرمایید توضیح بدهم) شما که علاقمندید یک طرح تهیه کنید. پیشنهاد آقای نبوی قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم مادة 11 تصمیمات کمیسیون بودجه مورخة 28/2/28 اعتبار ساختمان ابنیه دولتی در سال 1328 منحصراً برای تکمیل ساختمان‌های نیمه تمام قابل مصرف خواهد بود برای ساختمان‌های فرهنگی و بهداشتی (صحیح است)

رئیس- آقای نبوی

نبوی- علاوه بر لایحه بودجه که الان مطرح است یک تصمیماتی در کمیسیون گرفته شد به نام تصمیمات کمیسیون بودجه و به دولت هم ابلاغ شده و الان اجرا می‌شود حالا کار نداریم به این که این چقدر قوت قانونی دارد یا ندارد در مادة 11 این تصمیمات نوشته شده که اعتبار ساختمانی امسال منحصراً صرف بناهای نیمه تمام سابق خواهد شد و دولت نمی‌تواند بنای تازه‌ای بسازد در حالی که وزارت فرهنگ و همچنین وزارت بهداری در یک جاهایی تعهد کرده‌اند که بیمارستان بسازند یا دبستان بسازند و به عقیده بنده لازم است و بهترین مصرف وجوه ساختمانی این است که صرف ساختمان دبستان‌ها و بیمارستان‌ها بشود در صورتی که این تصمیمات کمیسیون بودجه مانع آن است این است که امسال دبستان تازه‌ای یا بیمارستانی نمی‌توانند بسازند بنده پیشنهاد کردم که ساختن دبستان و بیمارستان شامل آن تصمیمات نباشد و دولت بتواند بسازد و این را استدعا می‌کنم موافقت بفرمایید (صحیح است)

رئیس- آقای مخبر

+++

مخبر- آقای وزیر دارایی موافقت کردند و بنده موافقم (احسنت)

مکی-بنده مطابق ماده 113 اخطار دارم

اسلامی- الان یک طرحی امضاء می‌کنیم که نظامنامه ملغی بشود تا دیگر چشمان کور بشود و چشم بسته به چیزی رأی ندهیم.

رئیس- رأی گرفته می‌شود به پیشنهاد آقای نبوی آقایانی که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) قابل توجه شد پیشنهاد آقای اسلامی قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

وزارت دارایی مکلف است که از تاریخ تصویب این قانون در ظرف دو ماه کمیسیونی برای تعیین تکلیف روستایی‌های شمال از نماینده خود و رئیس انجمن شهر و هر کسی که لازم بداند تشکیل و به سوابق ساختمان آنان و مالکیت روستایی‌ها رسیدگی و احقاق حق نمایند.

اسلامی- این حالا مربوط به کار بودجه می‌شود؟

رئیس- این هم یک قانون خاصی می‌خواهد.

اسلامی- این خانه‌ها دارد خراب می‌شود. این مربوط به بودجه است. کسر درآمد می‌شود دولت می‌گوید مال من است مردم می‌گویند مال من است قانونش هم در 1322 گذشته است.

رئیس- یک مرتبه دیگر قرائت کنید (پیشنهاد آقای اسلامی مجدداً به شرح سابق قرائت شد) یکی دیگر را قرائت کنید این وارد نیست. پیشنهاد آقای امینی قرائت می‌شود (جمعی از نمایندگان – ایشان نیستند) بسیار خوب پیشنهاد آقای اسلامی قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ورود کلیه اجناس لوکس و غیر ضروری و لوازمی که در ایران نظایر آن پیدا می‌شود در کشور به کلی ممنوع است وارد کنندگان و قاچاقچیان از 5 تا 10 سال حبس محکوم خواهند شد. وزارت اقتصاد ملی مکلف است صورت اشیاء مزبور را پس از یک ماهه از تصویب این قانون تهیه و در روزنامه‌ها اعلان نماید.

اسلامی-پیشنهاد کردن فایده ندارد بنده پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد آقای یمین اسفندیاری قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

وزارت دارایی مکلف است در ظرف سه ماه از تاریخ تصویب لایحه بودجه در مراکز شهسوار- نوشهر و آمل شعبه‌های بانک کشاورزی برای کمک به خره مالکین و فلاحین و جلوگیری از سلف فروشی زارعین تأسیس نماید.

یمین اسفندیاری-اگر پیشنهاد خرج نیست اجازه بفرمایید توضیح بدهم.

رئیس- پیشنهاد خرج است پیشنهاد هیچ قسم تأسیساتی را نمی‌شود کرد.

یمین اسفندیاری- بسیار خوب آقای وزیر دارایی انشاءالله یک توجهی خواهند فرمود بنده دیگر عرضی ندارم.

رئیس- پیشنهاد آقای اسلامی قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

بانک کشاورزی مکلف است با پرداخت مساعده ...

اسلامی- آقا این را هم پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد آقای یمین اسفندیاری قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

وزارت بهداری مکلف است عملیات مبارزه برضد پشه‌های مالاریا و حشرات موذیه راکه تا کنون در نقاط نوشهر - چالوس و شهسوار عمل شده تعقیب و تکمیل کرده و در سایر نقاط مازندران نیز عملیات مزبور را توسعه دهد.

یمین اسفندیاری- پیشنهاد خرج است

رئیس-وزارت بهدای از بودجه خودش می‌دهد علاوه که نمی‌گویید بدهند.

یمین اسفندیاری-امیدوارم که وزارت بهداری یک توجهی بکند برای این که مردم آن جا بیچاره‌ها دارند می‌میرند.

رئیس- اگر توضیحی دارید ممکن است بدهید.

یمین اسفندیاری- توضیحش همین است که بودجه وزارت بهداری مصرف می‌شود در یک نقاطی و برای شمال مصرف نمی‌شود چون آقای وزیر بهداری تشریف ندارند بنده همین قدر اکتفا می‌کنم و توضیحات زیادی نمی‌دهم.

جمعی از نمایندگان-پس گرفتند

رئیس- پیشنهاد آقای یمین اسفندیاری قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

وزارت بهداری مجاز است که آسایشگاه برای مسئولین مازندران در نقاط مناسب بابل آمل و شهسوار ساخته و مکلف است پزشکان سیار به قدر لازم برای مبارزه با امراض بومی محلی از قبیل مالاریا و تراخم به نقاط مختلف مازندران اعزام دارند.

رئیس- این پیشنهاد خرج است پیشنهاد آقای اسلامی قرائت می‌شود (اسلامی- بنده پس گرفتم) باید قرائت بشود آن وقت. این با نظامنامه تطبیق نمی‌کند که شما پس بگیرید می‌خواهید پس بگیرید باید بیایید این جا ببرید. آقا پیشنهاد را قرائت کنید.

(به شرح زیر قرائت شد)

وزارت دارایی و دیوان دادرسی دارایی مکلف هستند از تاریخ تصویب این قانون در ظرف سه ماه کلیه پرونده‌های ثبتی اراضی تهران و اطراف و حومه آن را که متعلق به دولت بود.

اسلامی- اگر مال بنده است پس گرفتم.

رئیس- همه را بخوانید بعد از قرائت پس بگیرند-پیشنهاداتی که می‌رسد باید قرائت شود شما آیین‌نامه را نگاه کنید باید قرائت شود می‌خواهید نخوانند باید بیایید از این جا بگیرید ببرید مادامی که این جا هست قرائت می‌شود.

(بقیه پیشنهاد آقای اسلامی به شرح زیر قرائت شد)

و یا جزو اموال عمومی شناخته شده و با خدعه و تزویر عده‌ای اسناد مالکیت آن را دریافت داشته‌اند و یا اراضی مزبور در دست حیف و میل است طبق اطلاعاتی که وزارت دارایی یا سایر مقامات و یا اشخاص داده و می‌دهند رسیدگی و گزارش آن را به مجلس شورای ملی تقدیم دارد.

مکی- این پینشهاد را بنده قبول می‌کنم

رئیس- پیشنهاد دیگری قرائت شود

(به شرح زیر قرائت شد)

وزارت راه مجاز است برای استفاده از دو معدن مهم ذغال سنگ ایلکا و گلند و رود راه بین پل زنگوله و بلده نور را شوسه نماید. یمین اسفندیاری

یمین اسفندیاری- پیشنهاد خرج است آقا

(پیشنهاد دیگری به شرح زیر قرائت شد)

وزارت راه مجاز است که در سال جاری راه از آب گرم تا آمل را شوسه نماید تا راه شوسه مهم هراز که در زمان مرحوم اعلیحضرت فقید فقط تا آب گرم ساخته شده است تکمیل گردد یمین اسفندیاری

یمین اسفندیاری- پیشنهاد خرج است آقا همین طور این راه‌ها بماند تا از بین برود

رئیس- پیشنهاد دیگری قرائت شود

(به شرح زیر قرائت شد)

وزارت بهداری مکلف است که هزینة نصب یک دستگاه رادیولوژی را که از محل عطیة اعلیحضرت همایونی خریداری سده است پیش‌بینی نماید که در سال جاری بیمارستان بابل مجهز شده و مورد استفاده قرار گیرد. یمین اسفندیاری

یمین اسفندیاری – آقای اجازه می‌فرمایید یک مختصری راجع به این موضوع عرض کنم؟

رئیس- بفرمایید

یمین اسفندیاری- این رادیولوژی فوق‌العاده مورد احتیاج مردم مازندران و بلکه گرگان و نقاط همجوار مازندران است اعلیحضرت همایون شاهنشاهی مرحمت فرمودند وجه آن را عطا کردند و این رادیولوژی وارد شده ولی متأسفانه وزارت بهداری تا به حال یا محل نداشته و یا توجهی نکرده‌اند که نصب شود باید از این رادیولوژی برای مردم یک استفاده‌ای بشود این است که اگر دولت توجه بفرمایند که مخارج آن را بدهند مردم را از یک بدبختی نجات داده‌اند.

دکتر معظمی- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید

دکتر معظمی- این مورد توجه آقای وزیر بهداری است تمنی می‌کنم که این پیشنهادشان را مسترد بفرمایند آقای نخست وزیر و آقای وزیر بهداری دستور خواهند داد که این مراقبت شود.

یمین اسفندیاری- مقصود بنده این بود که توجهی بشود. پس می‌گیرم

رئیس- پیشنهاد دیگری قرائت شود

(به شرح زیر قرائت شد)

وزارت راه مکلف است که مبلغ کافی برای هزینه ترمیم و حفاظت راه شوسه مخصوص که تا‌کنون مبالغ گزافی صرف ساختمان آن شده است پیش‌بینی نماید که از سال جاری عمل شود. یمین اسفندیاری

یمین اسفندیاری- اجازه می‌فرمایید راه مخصوص را هم آقایان عبور فرموده‌اید و مخارج هنگفتی که برای این راه شده از نظر گذرانیده‌اند وزارت راه هم کاملاً متوجه است که چه مبالغ زیادی صرف این راه شده است و حالا به واسطه عدم توجه این راه دارد از بین می‌رود این است که بنده استدعا می‌کنم که دولت یک توجه مخصوصی بفرمایند و یک اعتباری در بودجه پیش‌بینی کنند که این راه از بین نرود.

رئیس- دولت توجه می‌کند ماده 137 قرائت شود:

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده 137- هیچ یک از نمایندگان نمی‌توانند

+++

به هیچ عنوان چه مستقلاً و چه در ضمن لوایح طرح‌ها پیشنهاد خرج یا پیشنهادى که بالواسطه مستلزم خرج باشد نماید.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

تبصره ذیل به لایحه کمیسیون بودجه اضافه شود: نظر به وجود مخازن ذى‌قیمت در بلوچستان هیئت برنامه مکلف است از تاریخ این قانون وسایل عمل کاوش معادن بلوچستان را مقدم بر سایر نقاط کشور فراهم و اقدام نمایند و مردم آن سامان را از وضع خطیر و دلخراش کنونى نجات بخشند. مهدى ارباب.

مهدى ارباب- اجازه می‌‌فرمایید؟ ..

رئیس- یکى دیگر قرائت شود با این ماده‌اى که خواندن باز توضیح مى‌خواهید بدهید.

ارباب- مربوط است بآن توجه بفرمایید اگر مربوط به آن نیست که بنده عرضى ندارم.

رئیس- مجدداً قرائت شود.

 (مجدداً به شرح سابق قرائت شد.)

دولت مکلف است تا بیست روز لایحه تأمین اعتبار تشکیل دادگاه‌ها و ادارات ثبت املاک در تمام بلوچستان به مجلس شوراى ملى تقدیم و به تصویب برساند. مهدى ارباب.

رئیس- از آقاى وزیر دادگسترى تقاضا مى‌شود که این کار را اقدام بکنند.

وزیر دادگسترى- خیلى خوب در حدود اعتبارات اقدام مى‌شود.

رئیس- بلوچ‌ها هر وقت می‌خواستند معامله کنند و یا املاکشان را ثبت کنند نمی‌توانستند چون اداره ثبت آنجا نیست همیشه که مأمورین را نباید به نقاط خوش آب و هوا بفرستند آنجا هم بفرستید- پیشنهاد دیگرى قرائت شود.

 (به شرح زیر قرائت شود:)

هر کس در بلوچستان اقدام به تأسیس کارخانه صنعتى و کشاورزى نماید از تاریخ بهره‌بردارى تا پنج سال معاف از مالیات خواهد بود. مهدى ارباب.

رئیس- بفرمایید.

ارباب- بنده قبلاً خاطر محترم آقایان را متذکر مى‌شوم که همه آقایان وکیل و نماینده تمام مملکت هستند، آذربایجان، بلوچستان، خراسان، کرمان، هیچ فرقى نمى‌کند و همه آقایان مداع حقوق تمام نقاط هستند (مکى- هر چه آخرش نون بود فرمودید یزد و اراک و کرمانشاه را نفرمودید) بلوچستان یک منطقه‌اى است بیش از 230 هزار جمعیت و داراى سرحدات دریایى و خشگى است سر‌حد دریایى بلوچستان نسبت به تمام بنادر دریایى ایران کمال رجحان را دارد و استعداد همه گونه مواد تولیدى هم دارد متأسفانه در دوره اعلیحضرت فقید تنها توجهى که شده بود به این استان توجه نظامى بود و فرصت نشد که توجهات بیشترى به این منطقه شود اراضى دشتیارى اراضى حاصلخیزش مثل اراضى مصر است ولى نه کى مى‌داند و نه کسى توجه مى‌کند یک منطقه ویران و مخروبه‌اى افتاده که مردمش روى گنج‌هاى طبیعى گرسنگى می‌خورند و همه برهنه هستند دستگاه دولت هم مشوق این نیست که آن نقاط آباد شود این است که بنده پیشنهاد کردم که اگر کسى سازمان‌هاى صنعتى بخواهد آنجا بدهد این دلخوشى را داشته باشد که تا پنج سال معاف از مالیات و مرافعه با مأمورین مالیات خواهد بود که با این تشویق و این عمل بلکه یک عده‌اى سرمایه‌دار حاضر شوند در آنجا یک مؤسساتى ایجاد کنند که هم مردم از آن وضع فلاکت بیرون بیایند و هم آنها از این نظر اجتماعى که دارند منتفع شوند امیدوارم آقاى وزیر دارایى هم قبول کنند.

اردلان- به شرط این که ایرانى باشند.

دکتر معظمى- بنده قبول کردم آقاى وزیر دارایى هم قبول کرده‌اند.

اربابى- موافقم که ایرانى باشد.

رئیس- چون قبول کرده‌اند باید رأى گرفت.

باتمانقلیج- اجازه بدهید من یک توضیحى بدهم در این باره، بنده یک توضیح مختصرى دارم.

رئیس- بفرمایید.

باتمانقلیج- بنده آقا با پیشنهاد آقاى ارباب مخالف نیستم اما اینها را وعده‌‌اى می‌دانم به آبادى این مملکت (نورالدین امامى- حق صحبت ندارید) زیرا من پیشنهاد کردم قفل آهنینى را از روى استخراج معادن ایران بردارند و بگذارند که افراد ایرانى که پدر و مادرشان ایرانى باشد بتوانند معادن ایران را استخراج کنند و با صدور نفت خام طلا وارد ایران بکنید مورد توجه مقام ریاست واقع نشد و حق هم با مقام ریاست بود زیرا به موقع شاید نبود این پیشنهاد من، اگر پیشنهاد من را عملى می‌فرمودید و با یک قیام و قعود رأى مى‌دادید دیگر این پیشنهادات صرفه‌جویى از بین می‌رفت گاهى بعضى از آقایان مى‌‌آیند پشت این تریبون و فریاد می‌زنند که ملت ایران فقیر است بیچاره است این طور نیست من به دنیا اعلام می‌کنم ایران بعد از دو کشور متمول‌ترین ممالک دنیاست منتهى سیاست قفلى گذاشته روى معادن ایران و نمی‌گذارد این معادن را ما استخراج کنیم دولت هم به او اجازه می‌دهد که نفت در بیاورد ولى دست‌هایى هستند که دولت را نمی‌گذارند عمل کند من پیشنهاد کردم که هر فرد ایرانى بتواند معادن را استخراج کند شاید کمتر به سیاست بربخورد و ایرانى از این فقر نجات پیدا کند و الّا این وعده که یک مؤسسه‌اى از مالیات بر درآمد پنج سال معاف باشد یا نباشد یا اینها اصلاح نمی‌شود و الّا هر وقت ما حاضر شدیم معادن زیر زمینى ایران را اختیار دادیم به افراد ایرانى که استخراج کنند این پیشنهاد پیشنهاد تازه‌اى نیست به تصدیق کسانی که امریکا رفته‌اند و مشاهده کرده‌اند.

رئیس- آقاى باتمانقلیج این مربوط به آن پیشنهاد هم نیست (باتمانقلیج- دو کلمه دیگر عرض دارم بنده مخالف با آن هستم) دو کلمه چرا بیخود صحبت کنید. شما این را می‌توانید با یک لایحه‌اى بیاورید به مجلس.

باتمانقلیج- بدبختانه این را کسى امضاء نمی‌کند (عده‌اى از نمایندگان- چرا امضاء می‌کنم) پس بنده دیگر عرضى ندارم.

رئیس- یک دفعه دیگر پیشنهاد قرائت شود (مجدداً به شرح سابق قرائت شد) این پیشنهاد را آقاى مخبر و آقاى وزیر دارایى هم قبول کرده‌اند پیشنهاد اصلاحى آقاى کشاورز صدر داده‌اند که لرستان هم اضافه شود آنجا هم شبیه بلوچستان است.

عده‌اى از نمایندگان- در اینصورت همه ایران چرا نباشد.

رئیس- به عقیده بنده این عیبى ندارد چون راجع به کشاورزى است و کشاورزى هم باید تعمیم شود به تمام نقاط اما در امور صنعتى ارباب صنعت مى‌آیند و سرمایه‌اى می‌آورند آنها چرا معاف باشند من عقیده‌ام این است که کشاورزى باشد و به کشاورزى رأى گرفته شود و تعمیم هم داده شود به تمام نقاط مملکت در تمام مملکت مؤسسات کشاورزى پنج سال از مالیات معاف باشند.

ارباب- من کارخانه پیشنهاد کرده‌ام منظورم بیشتر امور صنعتى است.

رئیس- آقاى وزیر دارایى‏

وزیر دارایى- تشویق کشاورزى البته خیلى لازم است جزء برنامه دولت هم است و هر دولتى هم چون مملکت ما یک مملکت کشاورزى است باید توجه کند خواستم آقایان توجه بفرمایند چون تأسیسات کشاورزى باید روشن باشد و الّا یک کسى ممکن است بیاید بگوید که 4 سال است در بلوچستان یا 5 سال است در خرم آباد رفته‌ام اجاره‌دارى می‌کنم این نشد کشاورزى مقصود از این تأسیسات کشاورزى که اینجا ذکر شده این است که یک دستگاهى براى بهره‌بردارى کشاورزى بیاورد فرض کنید 50 تا تلمبه می‌آورد می‌گذارد روى رودخانه کارون یک قمست خوزستان را آباد مى‌کند 50 تا تراکتور می‌‌آورد در خراسان آنجا را آباد می‌کند اگر مقصود تأسیسات کشاورزى از این نوع تأسیسات است دولت موافق است و الّا اگر صرفاً یک اجاره‌دارى بگوید بنده تأسیسات کشاورزى کرده‌ام و یک دانه تراکتور سبزوار بیاورد این را ما موافق نیستیم این باید در صورت مجلس منعکس شود و در اینجا معلوم شود که مقصود از تأسیسات کشاورزى آن تأسیساتى است که به معناى اخص کلمه است یعنى یک تأسیساتى که ارزش این را داشته باشد که کار مفیدى بتواند انجام دهد.

ارباب- با این ترتیب پیشنهاد‌ بنده لوث شد بنده دو پیشنهاد داد‌ه بودم یکى راجع به کارخانه‌جات نوشتم هر کس در بلوچستان اقدام به تأسیس کارخانه صنعتى و کشاورزى نماید از تاریخ بهره‌بردارى تا پنج سال معاف از مالیات خواهد بود.

رئیس- نسبت به کارخانه‌جات آقاى وزیر دارایى موافقت نکردند.

ارباب- بنده مقصودم کارخانه‌جات است مثل نخ‌ریسى و از این قبیل کارخانه‌جات بلوچستان که مثل تهران نیست، براى کشاورزى علیحده بنده پیشنهاد داده‌ام.

رئیس- مؤسسات جدید کشاورزى در تمام ایران، این پیشنهاد این طور اصلاح شده.

ارباب- بنده مقصودم یک کارخانه پنبه پاک‌کنى براى نخ‌ریسى و از این قبیل کارخانه‌جات است که موافقت کنند از مالیات معاف شوند و مردم تشویق شوند.

رئیس- کارخانه را موافقت نمی‌کنند تأسیسات کشاورزى در تمام ایران از این تاریخ تا پنج سال از

+++

مالیات معاف خواهند بود (ضیاء ابراهیمى- تأسیسات جدید) بله جدید باید اضافه شود.

حاذقى- خیلى خوب شد.

رئیس- پس آقاى ارباب پیشنهاد را همان طور که آقاى وزیر داراى قبول کردند تأسیسات جدید کشاورزى کنید.

ارباب- صنعتى بنده پیشنهاد کردم رفت روى کشاورزى پس صنعتى و کشاورزى باشد.

رئیس- صنعتى را قبول نکرد آقاى وزیر دارایى گفت اگر کارخانه مى‌آورند باید مالیاتش را هم بدهند.

ارباب- این را رأى بگیرید من مقصودم این بود که اگر یک عده‌اى آمدند در بلوچستان کارخانه تأسیس کردند، کشاورزى را علیحده پیشنهاد کردم.

رئیس- بله کشاورزى، تأسیسات جدید کشاورزى در تمام ایران از تاریخ بهره‌بردارى تا پنج سال معاف از مالیات خواهد بود.

ارباب- بنده براى کشاورزى بلوچستان 10 سال پیشنهاد کردم هر کس مزرعه ایجاد کند هر کس قنات آباد کند.

رئیس- براى کارخانه‌جات رأى می‌گیریم کارخانه‌جات صنعتى، آقایانی که موافقند با این که کارخانه‌جات صنعتى 5 سال ازم الیات معاف باشند فقط در بلوچستان قیام کنند (یکى از نمایندگان- در تمام ایران) در بلوچستان است (اکثر برخاستند) تصویب شد (ارباب- از همه آقایان تشکر می‌کنم) کشاورزیش هم حالا در تمام ایران خواهد بود، تأسیسات جدید آن اختصاص به بلوچستان داشت، این مربوط به تمام ایران است. پیشنهاد قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

تأسیسات جدید کشاورزى در تمام ایران از تاریخ بهره‌بردارى تا پنج سال معاف از مالیات خواهد بود.

قبادیان- دهسال باشد.

رئیس- آقاى کشاورز صدر

کشاورز صدر- به نظر بنده مجلس گاهى از اوقات توجه نمی‌فرماید به مسائلى که پیشنهاد می‌شود خیال می‌کنید که واقعاً کمک است، اینجا مقام ریاست خوب تفرس فرمودند ولى بدبختانه آقایان التفات نکردند قضیه این است آقا اگر یک کسى کارخانه ریسندگى خواست تأسیس کند در یک نقطه سالى دو میلیون منافع می‌برد، یک تاجر به چه مناسبت معاف باشد اصلاً براى چه معاف باشد؟ بنده عقیده‌ام اینست که در تأسیسات کشاورزى چون مملکت ما کشاورزى است می‌بایستى که تأسیساتى که می‌شود مثلاً شرکت شیار تشکیل می‌شود یا شرکت سهامى در آنجا تشکیل مى‌شود براى آن که قنات بکند، چاه بکند، یا شرکتى تشکیل مى شود که تغییر نوع کشت را بدهد این در حال مردم زارع و کاسب مؤثر است و این یک مطلبى است که حقیقتاً مورد توجه و استفاده عموم است، بنابر‌این من از جناب آقاى وزیر دارایى استدعا می‌کنم موافقت کنند چون عموم آقایان می‌گویند 10 سال یک قانونى هم داریم که اگر یک قنواتى کنده شد و احداث شد تا ده سال از مالیات معاف است؟ این را اگر جناب آقاى وزیر دارایى موافقت بفرمایند به 10 سال این 5 سال را تبدیل می‌کنیم و آقایان هم رأى می‌دهند و این ابداً مربوط به صنعت نیست که یک تاجر و یک کمپانى برود آنجا پنج میلیون، ده میلیون استفاده کند هم فایده‌اش می‌رسد به زارعین و اهل محل و آقایان گمان می‌کنم با این مخالفتى نداشته باشند و گمان می‌کنم 10 سال باشد.

رئیس- آقاى ارباب‏

مکى- چطور پیشنهاد معافیت از مالیات را رأی می‌گیرید ولى وصول مالیات مال آقاى اسلامى را رأى نمى‌گیرید؟

رئیس- این معافیت نیست تأسیسات جدید کشاورزى است که باعث آبادى مملکت خواهد شد.

مکى- من خودم هم رأى دادم ولى چطور این را رأى نمی‌گیرید؟

ارباب- اجازه بفرمایید آن پیشنهاد بنده که مربوط به تأسیسات صنعتى در بلوچستان معاف از مالیات باشند، تصویب‏ شد. البته بلوچستان مال ایران است تمام آقایان هم نمایندگان ایران هستند و بنده به نام نماینده بلوچستان تشکر مى‌کنم. اما این که آقاى کشاورز صدر فرمودند که اگر یک کسى رفت در بلوچستان و کارخانه‌اى ایجاد کرد و دو میلیون منفعت کرد، چرا این دو میلیون مالیات ازش نگیرند! همین فکر است که مملکت را خراب نگاهداشته اگر یک فردى یا یک شرکتى حاضر شد رفت در آن صحراى سوزان بلوچستان که یک برگ سبزى پیدا نمی‌شود، بهداشت نیست، فرهنگ نیست، اگر مریض شد مجبور است که از بى‌دوایى و بى‌طبیبى بمیرد دو میلیون هم عایدش بشود نوش جانش (مکى- آقاى ارباب حکومت نظامى چطور، هست یا نیست؟) تنها دو میلیون که به فرض این که از هزار خطر بگذرد اگر عایدش بشود میلیون‌ها هم عاید اهالى و سکنه آنجا شده. بنابراین استدعا می‌کنم آقایان موافقت بفرمایید هر فردى هر شرکت ایرانى حاضر شد برود در یک چنین مناطق سوزانى تحصیل ثروت کند چه از لحاظ کشاورزى چه از لحاظ صنعتى این مساعدت در حق او شده باشد.

رئیس- آقاى ارباب صحبت شما مربوط به چیزى است که رأى داده شده.

ارباب- منظورم این است که براى این پیشنهاد نیست پیشنهادى دیگرى است راجع به قنوات اجازه بفرمایید بخوانند که توضیح بدهم...

رئیس- رأى گرفته مى‌شود به پیشنهاد آقاى کشاورز صدر تأسیسات کشاورزى در تمام ایران از تاریخ بهره‌‌بردارى تا 10 سال معاف از مالیات خواهد بود، آقایانی که با این پیشنهاد موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

هر کس در بلوچستان قنات احداف کند یا مزرعه‌اى ایجاد نماید از تاریخ بهره‌بردارى تا 10 سال معاف از مالیات مى‌باشد.

رئیس- این مشمول همان مى‌شود (ارباب- توضیح داده شود در مجلس که شامل همین است)

پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

دولت مکلف است از محل اعتبار افزایش سرمایه بانک رهنى شعبه بانک رهنى منتهى تا دو ماه در بلوچستان تأسیس نماید. ارباب‏

رئیس- این باید مذاکره شود موافقت بشود، تأسیس جدید‌ی را وکیل حق ندارد بکند پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

دولت مکلف است از اعتبار سرمایه اضافى بانک کشاورزى که به تصویب مجلس شورای ملى رسیده تا دو ماه شعبه بانک کشاورزى در بلوچستان تأسیس کند.

رئیس- این هم همین طور (ارباب- اجازه بدهید توضیح بدهم) توضیح ندارد وقتى من می‌گویم ندارد، ندارد.

ارباب- آقا یک قانونى گذشته در موقعش.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

دولت مکلف است تأسیسات و کارگاه‌هایی که در شهرها سلب آسایش مجاورین می‌نمایند و صدا و عفونت آنها ایجاد ناراحتى کرده و می‌کند متنها تا یک ماه به خارج شهر منتقل نماید. مهدى ارباب‏

رئیس- این ربطى به بودجه ندارد مربوط به شهرداری‌ها است.

ارباب- می‌گویند قانون ندارد، شهردارى می‌گوید قانون ندارد، اجازه بفرمایید توضیح بدهم آقایان متوجه شوند.

رئیس- توضیح ندارد و فقط قرائت می‌شود. پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

تبصره- مقصود از عبارت آخر قانون مصوب 12 خرداد 28 الغاء تبصره 5 قانون دو دوازدهم اول سال 28 فقط در قسمت غله بوده و فراز اخیر تبصره مزبور راجع به معافیت خرده مالکین از مالیات بر اعتبار خود باقى است. ضیاء ابراهیمى‏

ضیاء ابراهیمى- اجازه می‌فرمایید توضیحش را عرض کنم؟

رئیس- بفرمایید.

ضیاء ابراهیمى- عرض کنم به موجب قانون یک دوازدهم مهر 237 این تبصره تصویب شد: کسانی که مجموع مالیات املاک مزروعى آنان در سال از 500 ریال نقد و 150 کیلو جنس تجاوز نکند از پرداخت مالیات املاک مزروعى معاف هستند بعدش که تبصره 5 دو دوازدهم که راجع به جمع آورى غله بود تصویب‏ شد. در آخرش این بوده خرده مالکینى که مالیات مشخصه آنها نقداً و جنساً از 2400 ریال تجاوز نکند از پرداخت مالیات معاف خواهند بود. وقتى قانون جمع‌آورى غله را باز ‌تجدید کردند اشتباهاً در آخرش نوشتند: تبصره 5 قانون دو دوازدهم مصوب 22 فروردین از این تاریخ ملغى مى‌شود این نکته به نفع خرده مالکین بود و خود دولت هم موافق بود حالا از بین رفته است پس مقصود از این تبصره تقریباً این بود که این قسمت آخر تبصره 5 راجع به معافیت خرده مالکین بر اعتبار خودش باقى باشد و جناب آقاى وزیر دارایى هم قبول بفرمایند (وزیر دارایى- 150 کیلو که هست) نه قربان آن هم متزلزل است چیزی که تصویب شده دیگر قبول بفرمایید.

وزیر دارایى- مانعى ندارد.

رئیس- هر پینهادى که قبول مى‌شود باز محتاج براى مجلس است، دوباره قرائت مى‌شود آقاى توجه بفرمایید.

 (مجدداً قرائت شد)

آقایانی که با این ترتیب موافقند که خرده مالکین

+++

از پرداخت مالیات معاف باشند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

از تاریخ تصویب این قانون ورود هر نوع اسباب بازى، مشروبات الکلى، هر قسم مواد خوراکى بیگانه و توتون‌هاى خارجى جوراب و روبان و زیر پیراهن و سایر اجناس تریکوتاژ. زینت آلات و جواهرات بدلى لوازم آرایش ممنوع و وارد‌کننده مشمول قاچاق گمرکى است. نبوى.

رئیس- آقاى نبوى‏

نبوى- در دوره اعلیحضرت فقید که امور سر و سامانى داشت یک قسمت از اشیاء لوکس و بی‌فایده از ورودش جلوگیرى شد و همین باعث شد که ثروت مملکت در خود مملکت ماند و نظایر آن در ایران ایجاد شد کارخانه‌هاى جوراب‌بافى و سایر اقسام تریکوتاژ در اینمملکت ایجاد شد و همه به کا‌ر مشغول شدند بعد از شهریور 1320 که یک سال بسیار بد و شومى براى مملکت ما بود اوضاع به هم خورد و از جمله کنترل واردات و صادرات برداشته شد مخصوصاً کنترل واردات یک مدتى گمرک ما باختیار ما نبود وقتى هم که به اختیار ما درآمد دیگر توجهى که به موجب قوانین دولت مکلف بود به واردات بکند نکرد نتیجه این شد که با این که ما مقدار زیادى هر سال سیگار تهیه می‌کنیم و انواع و اقسام توتون در مملکت ما هست و جاى این درد که هر سال مقدارى از آن صادر شود سیگژارهاى خارجى تمام دکان‌هاى این شهر و سایر شهرهاى ما را پر کرده و به طور کلى غالب اشخاص را ما مى‌بینیم که سیگارهاى خارجى استعمال می‌کنند، همچنین مشروبات خارجى که مثل سیل وارد مملکت مى‌شود و جوراب‌هاى امریکایى و سایر ممالک طورى شده است الان که دیگر براى جوراب‌باف‌هاى داخلى صرف نمی‌کند. تمام کارخانه هاى داخلى که جوراب مى‌بافند و سایر اقسام کشباف تهیه مى‌کردند تعطیل شده. بند‌ه اینجا پیشنهاد کردم و استدعا می‌کنم از جناب آقاى نخست وزیر و سایر آقاى وزرا‌ و مخصوصاً جناب آقاى وزیر دارایى که مسئولیت مخصوص دارند توجه بفرمایند راست است تصدیق می‌کنم که به موجب قانون تجارت خارجى دولت حالا هم می‌خواهد این کا‌‌ر را بکند، بدون قانون هم دولت می‌تواند این کار را ممنوع کند ولی  متأسفانه دولت از این اختیارش استفاده نکرده و آنها را ممنوع نکرده. نتیجه این شده که آنها همه روزه وارد می‌شود و روز به روز هم مقدارش زیاد مى‌شود پیشنهاد کردم که از ورود سیگار و بافتنی‌ها، مشروبات الکلى و اشیاء خوراکى از قبیل این آب نبات‌ها و شربت‌ها ممنوع شود این براى مملکت فوق‌العاده مفید خواهد بود اگر وضعیت به همین حال باقى بماند چیزى نمی‌ماند و اگر چهار تا کارخانه‌اى هم باقیمانده از بین می‌رود و همه ورشکست مى‌شوند.

رئیس- آقاى وزیر دارایى‏

وزیر دارایى- پیشنهادى که آقاى نبودى فرمودند بسیار بسیار صحیح است و بایستى که ما کى اجناس لوکس و تجملى را اجازه ورود به کشور ندهیم ولى می‌خواستم خود آقاى نبوى توجه بفرمایند که دولت مطابق قانون انحصار تجارت خارجى می‌تواند در هر موقع این کار را بکند خود ما هم در این فکر هستیم ولى این لایحه اگر امروز بگذرد نتیجه عملیش این خواهد شد که پنج و شش میلیون تومان پول به جیب یک عده همین امروز ریخته شود. یعنى نتیجه این مى‌شود تمام آنهایى که جوراب دارند تمام آنهایى که مشروب دارند و تمام آنهایى که اجناس لوکس وارد کرده‌اند، ما آماده‌ایم پنج شش میلیون تومان پول مفت به آنها داده‌ایم یعنى این جورابى که امروز می‌فروشند به پنج تومان فردا می‌کنند 10 تومان یک مرتبه سرمایه اینها را ما دو برابر کرده‌ایم این به هیچ‌وجه مصلحت نیست و فردا خواهند گفت براى راضى کردن پنج تاجر که یک پول مفتى ببرند آمدند یک پیشنهادى کردند و بنده خواهش می‌کنم از آقاى نبوى که پیشنهاد خودشان را پس بگیرند و دولت قول می‌دهد، اگر نظر آقا باشد در آن سابق هم که این کا‌ر را کرد، دولت یک مدتى قائل شد، بعد اجناس موجود را ضبط کرد بعد قیمت براى آنها معین کرد و الّا اگر بخواهیم این جوراب‌ها را از فردا ممنوع کنیم فوراً قیمت‌ها بالا خواهد رفت و این یک پول زیادى است توى جیب آنها مى‌رود.

رئیس- آقاى مکى.

مکى- بنده با ورود بعضى از کالاهاى خارجى مثل توتون، مشروبات خارجى و از این قبیل موافق نیستم و بایستى دولت جلوگیرى کند و خوشبختانه جناب آقاى وزیر دارایى توضیحات لازم دادند ولى یک موضوعى است که توجه بفرمایید آقایان می‌گویید جوراب بعضى از کالاهاى خارجى مثل توتون، مشروبات خارجى و از این قبیل موافق نیستم و بایستى دولت جلوگیرى کند و خوشبختانه جناب آقاى وزیر دارایى توضیحات لازم دادند ولى یک موضوعى است که توجه بفرمایید آقایان می‌گویید جوراب معین نمی‌کنید جوراب مردانه یا زنانه. نخى یا ابریشمى شما همین جوراب را یک دفعه به طور کلى، این کلمه کلى را در قانون بگنجانید همین جوراب‌هاى نخى ایرانى جفتى 10 تومان هم گیر کسى نمی‌آید باید این وزارت اقتصاد ملى و دستگاه‌هاى اقتصادى ما یک طورى نظارت کنند که همین مقدار زیرپیراهن مردانه نخى وارد مملکت اگر نشود اگر این زیرپیراهن‌هاى خارجى نیاید زیرپیراهن‌هاى متوسط و بد ایرانى را باید بده برابر قیمت فرنگى بخریم آن وقت یک مشت سرمایه‌داران کارخانه‌جات داخلى می‌خواهند خون این ملت را بمکند باید طورى کرد که هم صنایع داخلى ما تقویت بشود یعنى هم آنها بتوانند کالاهایشان را به بازار بیاورند و بفروشند و هم یک طورى نباشد که مردم را در مضیقه بگذارند و منحصر و مونوپول بشود و بتوانند به هر قیمتى که دلشان می‌خواهد به فروش برسانند بنابراین وزارت اقتصاد ملى باید یک کارى بکند که هم مصنوعات به فروش برسد و هم یک مقدارى پارچه‌هاى نخى مثل زیرپیراهنى و جوراب مردانه و زنان وارد مملکت بشود که کارخانه‌جات داخلى ما نتوانند مردم را غارت کنند.

نبوى- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- دیگر توضیح لازم ندارد.

نبوى- می‌خواهم پس بگیرم.

رئیس- بفرمایید.

نبوى- عرض کنم که بنده ضمن عرایض خودم عرض کردم که دولت هم الان قانونى دارد و می‌تواند جلوگیرى بکند متأسفانه تا حالا نکرده تا این همه ضایعات به مملکت وارد شد هر وقت بخواهند جلوگیرى کنند یک عده‌اى که این اجناس را دارند همین انتفاع را خواهند بود این کارى نیست که حالا این ضرر را داشته باشیم و بعد در آینده نداشته باشیم با این حال بنده با تصریحى که جناب آقاى وزیر دارایى فرمودند یک قسمت از پیشنهادم را پس مى‌گیرم و منحصر می‌کنم باسباب بازى و آن چیزى نیست که مردم استفاده زیادى ببرند (معتمد دماندى- مشروبات را هم بفرمایید) این آقایان همه ویسکى می‌خرند و می‌خورند و رأى نمی‌دهند مشروبات را هم قبول می‌کنم.

رئیس- آقاى نبوى این اصلاح را کردند فقط به اسباب بازى و مشروبات الکلى بنابراین رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى نبوى به قسمت اسباب بازى و مشروبات الکلى، آقایان که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) مورد توجه شد.

 (پیشنهاد آقاى کهبد قرائت مى‌شود)

تبصره- کشاورزان و رعایایى که محصول سهمیه مالک را اجاره مى‌نمایند از پرداخت صدى دو مالیات معاف می‌باشند.

رئیس- این پیشنهاد وارد نیست یکى دیگر قرائت مى‌شود پیشنهاد آقاى کهبد.

به منظور تشویق زارعین و توسعه امور فلاحتى مواد نفتى جهت مصرف ماشین‌هاى فلاحتى و آبیارى در تمام کشور از پرداخت هرگونه مالیاتى معاف مى‌باشند.

کهبد- سابقه دارد در خوزستان هم به موجب یک قانون مخصوصى در 1322 این عمل انجام شده است.

موسوى- آن براى تلمبه‌هاى آبیارى است براى ماشین‌هاى کشاورزى نیست.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود.

 (به شرح ذیل قرائت شد)

تبصره دولت مطالباتى که بابت بذر و اجاره و مالیات و غیره از کشاورزان و رعایا تا آخر سال 327 دارد در صورتى که دین آنها از هر جهت نقداً و جنساً از 3000 ریال پائین‌تر باشد خواه به موجب سند رسمى و عادى یا در مرحله اجرایى باشد بخشوده مى‌شود.

وزیر دارایى- این برخلاف نظامنامه است.

رئیس- آقاى کهبد

دهقان- بفرمایید پشت تریبون تاریختان را هم ببینیم.

کهبد- ملاحظه کنید آقایان غالباً رعایاى خالصه مخصوصاً دولت از آنها یک چیزهاى کوچکى طلب دارد و وصول این قرض خرجش بیشتر از اصل موضوع است بنده پیشنهاد کردم این گونه مطالبات که از 3000 ریال جمعاً بیشتر نمى‌شود تا آخر سال بخشوده شود که دستگاه دولت یک قدرى صاف و صوف بشود.

رئیس- این بخشش مالیاتى از طرف نمایندگان مجاز نیست، پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود.

 (به شرح ذیل قرائت شد)

تبصره- کلیه مؤسساتى که به هر عنوان با سرمایه دولت کار مى‌کنند مکلف هستند بودجه عواید و هزینه خود را به تصویب کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى برسانند- کهبد.

+++

رئیس- آقاى کهبد بفرمایید.

کهبد- دولت یک مؤسساتى را سرمایه بهشان داده است یعنى از مال مملکت و از خزانه دولت یک مبالغى به آنها سرمایه داده است و به طور قطع در این مؤسسات یک حیف و میل‌هایى بوجود آمده و به هیچ‌وجه من‌الوجوه حساب و کتابى در بین نیست، آقایان بنده معتقدم باید ببینید آنها چه خرج مى‌کنند و درآمدشان چیست؟ اقلاً در تحت کنترل کمیسیون بودجه مجلس قرار بگیرد. و این چیز بدى هم نیست و قانون اساسى هم به ما اجازه داده است و این حق خود آقایان است البته بسته به نظر آقایان.

رئیس- آقاى وکیلى.

کهبد- آقا می‌دانید که بانک صنعتى و بانک ملى چکار می‌کند؟

رئیس- آقا حق ندارید که آنجا هم صحبت کنید.

على وکیلى- مایه تعجب است که ما به طور کلى ادارات را اینجا تنقید می‌کنیم ولى یک دلایل قطعى نشان نمى‌دهد این مؤسسات دولتى که با سرمایه دولت اداره مى شود به موجب یک قوانینى تشکیل شده قانون شرکت‌ها از مجلس گذشته و به ثبت رسیده و اینها مطابق آن عمل می‌کنند. ناظر دارند، هیئت نظارت دارند، هیئت مدیره دارند، رسیدگى می‌شود ما همین طور بیاییم بگوییم که کمیسیون بودجه تمام اینها را رسیدگى کند اینها از تمام کارها باز می‌مانند اولاً هر مؤسسه مستقلى با عمل مثبت و مستقل جلو مى‌رود در سال آینده بانک ملى نمی‌داند چقدرم عامله خواهد کرد، امروز باید بودجه‌اش را به شما بگوید در حالى که این مؤسسه در تحت نظارت و انتظام و قانون اداره مى‌شود. بنابراین ما با این پیشنهاد تمام دستگاه‌هارا فلج می‌کنیم و کار مملکت را هم مرکزیت می‌دهیم به مجلس، مجلس باید قانون خوب بگذارند، پیشنهاد را باید قبلاً مطالعه کرد نه این که یک مرتبه پیشنهادى کرد، این میلیون‌ها که اینجا مذاکره می‌شود من نمی‌دانم کجا هست اصل اسکناس این مملکت 700 میلیون تومان است حالا به جاى میلیون میلیاردى ورد زبان شده بنده یک شیفرى نشان می‌دهم این میلیاردى که ما اینجا می‌گوییم به هر یک از آقایان که بگویم شما سال‌هاى زیادى وقت لازم دارد میلیارد را بشمارد اگر در یک دقیقه صد تا کمتر نشمارید، و روزى ده ساعت بشمارید به شرط این که دقیقه صد تا کمتر نشمارید یعنى از ثانیه تندتر بشمارید 50 سال طول می‌کشد، این حرف‌ها را بگذارید کنار مجلس باید قانون خوب بگذارند و با مطالعه این ظلم است که ما در مجلس پیشنهادهاى بى‌مطالعه بکنیم و زندگى را بر مردم تلخ کنیم، کار آنها فلج می‌شود، خواهشى که دارم از آقایان این است کارها را با مطالعه بکنند و بعد بیایید اظهار نظر بدهید.

رئیس- آقاى مخبر.

مخبر- عرض کنم این پیشنهادى که آقاى کهبد دادند اصولاً قابل توجه است از این لحاظ که مجلس شوراى ملى بایستى به این بودجه‌ها به یک ترتیبى واقف شود (صحیح است) ولى به این شکلى که ایشان پیشنهاد کردند براى این مؤسساتى که استقلال دارند ممکن است اسباب زحمت بشود باین جهت تمنى می‌کنم اجازه بفرمایید که با آقاى وزیر دارایى صحبت کنم تا یک راهى پیدا کنیم که بعداً هم مجلس شوراى ملى نظارت بکند.

کهبد- با توضیحاتی که جناب آقاى دکتر معظمى دادند بنده پس می‌گیرم (احسنت)

رئیس- پیشنهاد آقاى کهبد قرائت مى‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

تبصره- دولت مکلف است براى حفظ و سلامتى و بهداشت اهالى پایتخت و کشاورزان اطراف پایتخت حداکثر تا 6 ماه از تصویب این قانون وسایل مبارزه با مالاریا و از بین بردن باطلاق‌هاى اطراف تهران را فراهم و اقدامات اساسى را شروع نماید.

رئیس- اینها مربوط به بودجه نیست و جزء برنامه هفت ساله است عملى مى‌شود.

کهبد- بسیار خوب پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد دیگرى از آقاى کهبد است قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

دولت مکلف است در ظرف مدت 6 ماه کلیه املاک خالصه متعلق خود را ارزیابی و دولت شرکت سهامى کشاورزى تشکیل و سهام شرکت‌هاى مزبوره را بابت بازخرید حقوق مستخدمین دولت یا حقوق تقاعد به مستخدمین خود با شرایط خاصى واگذار کند و صدى 50 مبلغ جمع شده از تقاعد را به سرمایه بانک کشاورزى براى تقویت منظور بالا اضافه کند.

رئیس- این مربوط نیست. یکى دیگر را قرائت کنید اینها هر کدام یک لوایح مفصلى مى‌خواهد پیشنهاد دیگرى از آقاى کهبد قرائت مى‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

تبصره- کلیه محاکم اختصاصى از قبیل دیوان محاکمات وزارت دارایى. دیوان کیفر عمال دولت محاکم املاک اختصاصى و غیره منحل بودجه با پرونده‌هاى مربوطه با کلیه اعضاء و مستخدمین بودجه به وزارت دادگسترى انتقال و جزء محاکم عمومى قرار گیرد.

رئیس- این هم مربوط نیست یکى دیگر را قرائت کنید.

 (به شرح زیر قرائت شد)

از تاریخ تصویب این قانون ورود ابریشم مصنوعى و منسوجات به کشور ممنوع است- معتمد دماوندى.

رئیس- آقاى معتمد دماوندى‏

معتمد دماوندى- بنده امروز معذرت می‌خواهم که خیلى مزاحم مجلس شده‌ام و قبلاً در عرایض خود عرض کردم راجع به پیله و ابریشم، در زمان اعلیحضرت فقید که ما هر لحظه پیش برویم باید به روح آن مرحوم واقعاً درود بفرستیم توجه خاص به این منظور شده بود و براى پیشرفت صنایع ابریشم در ایران امر و مقرر فرمودند کارخانه حریر چالوس را از بهترین کارخانه‌جات آلمان سفارش دادند و آوردند این کارخانه امروز آقا در نتیجه فشار منسوجات ابریشم مصنوعى از خارج به کشور و همچنین وارد کردن ابریشم مصنوعى دارد فلج مى‌شود نه تنها حیف است که این کارخانه فلج بشود بلکه چند صد نفرى هم که در آنجا کار می‌کنند و اعاشه می‌کنند بالنتیجه خواهى نخواهى یک روز بیکار خواهند شد. یک نتیجه نهایى دیگر دارد و آن متوجه گیلان مى‌شود و آن این است که با این زحمتى که اخیراً براى توسعه ابریشم در گیلان بانک صنعتى و عمال دولت بخودشان تحمیل کرده‌اند آن زحمت هم از بین مى‌رود و یک مبالغ هنگفتى که عاید کشاورزان گیلان مى‌‌شود آن هم از بین خواهد رفت. این ابریشم هاى مصنوعى که به کشور وارد مى‌شود و این منسوجات ابریشم مصنوعى که به ایران مى‌آید با آن مبارزه کنید ملاحظه می‌فرمایید که منافع چند صد کارگر در کارخانه حریربافى چالوس و اصولاً خود کارخانه حریربافى چالوس و سرمایه‌اى که دولت براى این کار گذاشته است و هنوز مستهلک نشده است من می‌گویم که آقاى على وکیلى که فرمودید باید براى پیشنهادات مطالعه کافى شده باشد راست است اما چه کنیم دولت خودش قانون انحصار در دست دارد وقتى عمل نمی‌کند و دارد کارخانه از بین مى‌رود و جلوى این کار را نمی‌گیرد من هم اینجا نشسته‌ام می‌بینم که منافع رعایاى گیلان در خطر است مجبورم این پیشنهاد را بکنم تقاضا می‌کنم آقایان توجه بفرمایید و نگذارید که این ابریشم‌هاى مصنوعى که بیشتر از فرانسه و ایتالیا وارد مى‌شود به نفع کارگران فرانسه و ایتالیا پول نرود و به جیب آنها و کارگران مملکت ما بیکار و گرسنه باشند (صحیح است)

رئیس- آقاى وزیر دارایى بفرمایید.

وزیر دارایى- توضیحاتى که بنده در چند جلسه قبل دادم، آقاى معتمد دماوندى توجه کنید، آقا توجه نفرمودید بنده خودم وقتى که وزیر پیشه و هنر شدم یکى از فکرهایى که می‌کردم این بود که از ورود ابریشم مصنوعى به ایران جلوگیرى کنم، عرض کردم قانون انحصار تجارت به دولت این حق را داده که هر جنسى را صلاح بداند ممنوع کند ولى اگر امروز ما بدون مطالعه بخواهیم این کار را بکنیم و به طرز عجولانه یک چنین کارى کنیم عرض کردم چندین میلیون پول مفت توى جیب یک عدد تاجر ریخته‌ایم (معتمد دماوندى- تا آخر سال هم همین طور خواهد بود) وقتى صحبت این می‌شود که اجناس ممنوع‌الورود محدود می‌شود اول یک دفعه نمی‌شود ممنوعش کرد بایستى که از صورت غیر مقید مقیدش کرد بعد به مقدار سهمیه را کم کرد بعد یواش یواش دستگاهى درست کرد و اینها را جمع کرد و بعد آمد و ممنوعش کرد و بنده مخالف این امر نیستم و صد در صد موافقم ولى اگر یک مرتبه چنین تصمیمى گرفته شود یک مرتبه عده‌اى را متمول خواهید کرد یعنى آن کسى که این را آورده است با لیره‌اى 18 تومان وقتى شنید ممنوع شد می‌رود و پنهان مى‌کند و قیمت آن را گران مى‌کند و مردم هم می‌خرند چون می‌خرند پول زیادى تو جیبشان ریخته‌اید حالا این را توجه بفرمایید

+++

اگر بخواهید به یک عده‌اى یک همچو کمکى را بکنید بنده هم مخالف نیستم.

معتمد دماوندى- اقلاً ابریشم را اجازه بفرمایید ممنوع باشد.

على وکیلى- یک فکرى براى این کار بکنید و ورود اشیاء ابریشمى را ممنوع بکنید ولى خود ابریشم خام را بیاورند ضرر ندارد.

معتمد دماوندى- نخیر ضرر دارد.

رئیس- آقاى کشاورز صدر

کشاورز صدر- به اعتقاد بنده باید اختیار به دولت داد تمام خرابى ما از این امر است علاوه بر این نهایت موافقت کنید که به این ترتیب اصالح شود که اختیار در دست دولت باشد که در ظرف یک ماه ترتیبى براى آن کار بدهد که بتواند در ظرف یک ماه جلوگیرى از گران‌فروشى و تمول یک عده تاجر لوکس فروش را بکند به نظر بنده پیشنهادتان را پس بگیرید و اصلاح کنید جناب آقاى وزیر دارایى هم کوشش می‌کند خودشان می‌نشینند و فکر می‌کنند و حل می‌کنند بند‌ه عقیده دارم باید تحریم کرد و مجازات کرد کسى را که پارچه ابریشمى بپوشد ما آخر یک مملکت بیچاره و گدایى هستیم پیشنهاد خودتان را هم خواش می‌کنم پس بگیرید.

رئیس- پیشنهاد آقاى معتمد دماوندى دو مرتبه قرائت مى‌شود آقایان توجه کنید

 (به شرح سابق مجدداً قرائت شد)

[3-موقع‌ و دستور جلسه آینده ختم جلسه‏]

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى معتمد دماوندى آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (جمعى برخاستند) مورد توجه نشد، جلسه را ختم می‌کنیم و جلسه آینده فردا ساعت 9 خواهد بود بر طبق رأى مجلس موضوع املاک واگذارى و اصلاح انتخابات مطرح است.

 (در این موقع مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شورایملى- رضا حکمت‏

+++

شماره 787    19/4/328

روز و دستور جلسه آینده‏

حسب دستور ریاست محترم مجلس شورای ملى و نظر به ماده 93 آئین‌نامه داخلى مجلس شورای ملى روز و ساعت تشکیل جلسه آتیه مجلس و دستور آن براى درجه در روزنامه رسمى کشور شاهنشاهى به اطلاع مى رسد:

روز تشکیل جلسه- دوشنبه 20 تیر ماه 1328

ساعت تشکیل جلسه سه ساعت قبل از ظهر

دستور جلسه:

1- شور در گزارش کمیسیون‌هاى دادگسترى و دارایى و بودجه راجع به برگشت املاک واگذارى.

2- بقیه شور در گزارش کممیسیون کشور راجع به اصلاح قانون انتخابات.

اداره دفتر ریاست مجلس شورای ملى قوانین‏

شماره 4723 7- 4- 1328

وزارت دارایى‏

فرمان همایونى راجع به قانون مربوط به جمع‌آورى غله به انضمام قانون مزبور که در جلسه پنجشنبه دوازدهم خرداد ماه یکهزار و سیصد و بیست و هشت به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است ذیلاً ابلاغ مى‌گردد.

با تأییدات خداوند متعال‏

ما

پهلوى شاهنشاه ایران‏

محل صحه مبارک‏

نظر به اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسى مقرر می‌داریم:

ماده اول- قانون مربوط به جمع‌آورى غله که در جلسه دوازدهم خردادماه 1328 به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده و منضم به این دستخط است به موقع اجرا گذاشته شود.

ماده دوم- هیئت دولت مأمور اجراى این قانون هستند. به تاریخ 22 خرداد 1328

قانون مربوط به جمع‌آورى غله‏

ماده واحده- وزارت دارایى مى‌تواند تا میزان سه برابر گندم و یک برابر جو مالیاتى که بر اساس ممیزى که طبق قانون مالیات املاک اربابى‏

از 1305 تا 1313 به عمل آمده مازاد از مالکین و مستأجرین مطالبه و قیمت آن را مطابق نرخ رسمى پرداخت نماید. و نیز وزارت دارایى مى‌تواند استثناعاً در سال 1328 در نقاط حاصلخیز کشور که محصول خوب باشد میزان مازاد را تا پنج برابر گندم و سه برابر جو مالیاتى ترقى داده و قیمت آن را به نرخ رسمى پرداخت نماید. سهم زارع از پرداخت مازاد معاف است و خورده مالکین هم که بهره مالکانه آنها از دو تن تجاوز نخواهد نمود از پرداخت مازاد معاف مى‌باشند و مالکین مکلف هستند در تاریخى که براى تحویل جنس هر یک از نقاط وزارت دارایى تعیین و اعلام خواهد نمود جنس تعهدى را تحویل و در صورت تأخیر و یا عدم تحویل مشمول جرایم قانونى که آئین‌نامه آن براساس آئین‌نامه اسناد رسمى از تصویب کمیسیون قوانین دارایى و کمیسیون دادگسترى مجلس شوراى ملى خواهد گذشت خواهند بود. مالکین املاکی که ممیزى نشده است و همچنین املاکى که ممیزى آنها اعتراض شده مطابق آخرین تعهدى که بابت مازاد غله داشته‌اند در سال جارى باید مازاد خود را پرداخت نمایند.

تبصر‌ه 5 قانون دو دوازدهم مصوبه 29 فروردین 1328 از تاریخ تصویب این قانون ملغى می‌شود.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه پنجشنبه دوازدهم خرداد ماه 1328 به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت اصل فرمان همایونى و قانون در دفتر نسخت وزیر است.

م- 2022 نخست وزیر

+++

                       

یادداشت ها
Parameter:294503!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)