کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/17]

جلسه: 187 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 12 امرداد ماه 1322  

فهرست مطالب :

1- تصویب صورت مجلس

2- بقیه لایحه (فورى) تشدید مجازات اشخاص بد سابقه و شرور و تصویب آن

3- شور لایحه استخدام مستشار شهربانى

4- معرفى آقاى صدر به سمت وزارت دادگسترى از طرف آقاى نخست وزیر

5- اقتراع جهت شرفیابى حضور همایونى براى عرض تبریک عید مشروطیت

6- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 187

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 12 امرداد ماه 1322

فهرست مطالب :

1- تصویب صورت مجلس

2- بقیه لایحه (فورى) تشدید مجازات اشخاص بد سابقه و شرور و تصویب آن

3- شور لایحه استخدام مستشار شهربانى

4- معرفى آقاى صدر به سمت وزارت دادگسترى از طرف آقاى نخست وزیر

5- اقتراع جهت شرفیابى حضور همایونى براى عرض تبریک عید مشروطیت

6- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

(مجلس یک ساعت و نیم قبل از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید)

صورت مجلس روز ششم امرداد ماه را آقاى (نبیل سمیعى) منشى قرائت نمودند.

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین با اجازه- آقایان: دکتر سمیعی، طوسی، دادور، فاطمی، فتوحی، حریری

غایبین بی‌اجازه- آقایان: روحی، مرآت اسفندیاری، فیاض، شهدوست، ارگانی، دکتر تاج‌بخش، مشیردوانی، شجاع، اکبر، عطا‌ءالله پالیزی، دکتر سنگ، مهذب، هدایت‌الله پالیزی، فرشی، سلطانی، تهرانچی، صادق وزیری، شباهنگ، مستشار، نقابت، کامل ماکو، نصرتیان، همراز، فرمانفرماییان

دیرآمدگان بی‌اجازه- آقایان: لیقوانی، نیک‌پور، خسروشاهی، اردبیلی، بوداغیان)

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى نراقى‏

نراقى- در صورت مجلس که قرائت شد یک اشتباهى به نظر بنده رسید در ماده 16 قانون تعلیمات عمومى که بنده و چند نفر دیگر از آقایان پیشنهاد کردیم آقاى وزیر فرهنگ اصرار داشتند جمله‌ای در آنجا الحاق کنند و آن این بود که با تصویب شوراى عالى فرهنگ مجلس هم این را نپذیرفت و به نظر بنده آمد که نوشته شده بود با الحاق این جمله تصویب شد.

سمیعى- اسقاط نوشته شده نه الحاق‏

منشور- حذف مى‌نوشتند بهتر بود.

اورنگ- اسقاط هم مثل حذف است‏.

نراقى- بنده این طور شنیدم.

معاون وزارت دادگسترى- اجازه می‌فرمایید لایحه‌اى

+++

است به قید دو فوریت که تقدیم...

رئیس- صبر کنید آقا تا صورت مجلس تصویب شود آن وقت.

طباطبایى- تشریف ببرید پشت تریبون آقا.

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست.

جمعى از نمایندگان- خیر

رئیس- صورت مجلس تصویب شد.

2- تقدیم لایحه (فورى) تشدید مجازات اشخاص بد سابقه و شرور و تصویب آن

رئیس- آقاى معاون وزارت داد گسترى‏

معاون وزارت دادگسترى (آقاى زرین کفش)- لایحه‌ای است به قید دو فوریت تقدیم می‌شود.

طباطبایى- راجع به چیست؟

معاون وزارت دادگسترى- راجع به چاقوکش‌ها

دکتر ملک‌زاده- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- هفده نفر از آقایان قبل از دستور اجاره خواسته‌اند.

دکتر ملک‌زاده- بنده راجع به دستور عرض دارم.

آزادى- بگذارید این لایحه مطرح شود آن وقت.

دکتر ملک‌زاده- من اخطار نظامنامه دارم‏.

رئیس- اسمتان نوشته شده است وقتى نوبت شما رسید اجازه داده می‌شود. اجازه‌ها محفوظ است.‏

دکتر ملک‌زاده- عرض بنده راجع به دستور است.‏

رئیس- بگذارید حرفم را بزنم آن وقت. آقایان کارپردازان هم مخصوصاً خواهش می‌کنند که امروز جلسه را قدرى زودتر ختم کنیم به جهت این که دارند مقدمات جشن را فراهم می‌کنند این است سعى بفرمایید زودتر وارد دستور شویم حالا سرکار اگر در باب دستور فرمایشى دارید بفرمایید.

دکتر ملک‌زاده- عرض کنم اگر چه این لایحه‌ای که آقاى معاون وزارت دادگسترى تقدیم کرده‌اند اهمیت به سزایى دارد و دو فوریتش را هم تقاضا کرده‌اند ولى بنده خواستم به عرض برسانم مدتى است لایحه قانون بیمه کارگران تقدیم شده است به مجلس شوراى ملى و شور اول آن هم خاتمه یافته است و خواستم تقاضا کنم آن لایحه براى شور دوم جزو دستور شود که زودتر بگذرد.

عده‌ای از نمایندگان- باشد بعد از این لایحه‏

رئیس- لایحه وزارت دادگسترى خوانده می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

مجلس شوراى ملى چون مدتی است در کشور عده‌ای از اشرار از قبیل دزد و چاقوکش پیدا شده‌اند که موجب سلب امنیت عمومى گشته و با این که اغلب آنها به دادگاه جلب و تنبیه شده‌اند کیفر مقرر در روحیه آنان تأثیر ننموده و امید نمی‌رود جامعه از دستبرد و تهدید آنها مصون بماند براى حفظ امنیت افراد و استقرار نظم عمومى ماده واحده پیوست پیشنهاد و تصویب آن به قید دو فوریت درخواست می‌شود.

ماده واحده- وزارت کشور می‌تواند اشخاص بد سابقه و شرور از قبیل چاقوکش و دزد و جیب‌بر و امثال آنها را که سابقه ارتکاب این گونه اعمال را دارند براى مدت معینى از دو ماه تا دو سال تبعید یا بازداشت نماید.

اجراى این قانون به موجب آیین‌نامه‌اى که از طرف وزارت دادگسترى و وزارت کشور تنظیم و به تصویب هیئت وزیران می‌رسد خواهد بود.

رئیس- فوریت اول مطرح است: آقاى طباطبایى

طباطبایى- بنده با فوریت لایحه مخالفم...

مؤید احمدى- آقاى مستشار‌زاده بگذارید آقاى رئیس به کار مجلس برسند این کاغذها را بگذارید براى بعد.

سمیعى- اکثریت نیست.

مؤید احمدى- براى مذاکره که کافى است فعلاً فوریت مطرح است و مذاکره می‌شود.

طباطبایى- عرض کنم با این که عده‌ای از آقایان به من فرمودند که در این باب یعنى در باب فوریت لایحه مخالفتى نکنم مع هذا فکر می‌کنم که موجبى ندارد که یک لایحه‌ای که هنوز درست رویش مطالعه نشده از لحاظ مجلس ما مقید باشیم که یک همچو لایحه مهمى با این فوریت و با این دست پاچگى از مجلس بگذرد (همهمه نمایندگان) این طور نیست. زنگ رئیس:

+++

طباطبایى- اجازه بفرمایید بنده عرضم را بکنم آن وقت هنوز یک هفته بیشتر نگذشته که ما اینجا یک لایحه‌ای تصویب کردیم براى تشدید مجازات چاقوکش‌ها و اشخاصى که موجب ناامنى هستند در داخله شهر و از آن لایحه بنده نمی‌دانم چه نتیجه‌ای گرفته شد و چرا نتیجه گرفته نشد و لازم شد که وزارت دادگسترى یک لایحه دیگرى بدون مطالعه به این شکل آن هم به قید دو فوریت تقدیم مجلس شوراى ملى بکنند بنده البته نمی‌خواهم وارد متن لایحه بشوم براى این که حالا فوریت مطرح است و خواستم از آقایان تقاضا کنم که موافقت بفرمایند که این لایحه یک فوریت داشته باشد و برود به کمیسیون دادگسترى و در آنجا با حضور وزیر دادگسترى و وزیر کشور از لحاظ تأمین شهر و از جهت حفظ انتظامات و از نظر مأمورین نظمیه این لایحه را بیشتر مورد توجه قرار دهند و به مجلس گزارش دهند و یک شور بشود و در هر حال یک لایحه جامع‌الاطرافى به مجلس بیاورند که باز یک هفته دیگر ده روز دیگر ما محتاج نشویم که یک لایحه دیگرى را بیاورند و رویش صحبت کنیم و به نظر بنده اگر همان یک هفته قبل هم آقایان موافقت می‌فرمودند و در آن لایحه قبلى بیشتر صحبت می‌شد و به کمیسیون می‌رفت و زیادتر رویش مطالعه مى‌کردیم امروز محتاج نبودیم وقت مجلس و وقت خودمان را بگیریم حالا هم چون عجله می‌فرمایید من از نتیجه این کار مأیوسم که با این تشبثات بتوانیم امنیت واقعى را در شهر برقرار کنیم.

رئیس- آقاى انوار

انوار- موضوع چاقوکش‌ها یک موضوعى است که شاید یک سال است در اطراف آن بحث می‌شود و تمام اطراف متوجه هستند که دولت در این باب یک توجه عاجلى بکند خوشبختانه وقتی که آقاى حکمت آمدند به وزارت دادگسترى چند تا قانون آوردند از آن جمله قانون چاقوکش‌ها و مجازات آنها بود این مسأله مرکوز ذهن همه ماها است و یک چیز جدیدى نیست یک تبهکارى جدیدى نیست که ما براى آن فکر کنیم که آیا این مجازات لازم دارد یا ندارد نظر ما به موضوع ناامنى است که امروزه امنیت جامعه متزلزل شده و ما باید امنیت جامعه را مرتب کنیم و جامعه باید امنیت داشته باشد و این عمل امنیت جامعه را متزلزل کرده است که نظر به همین که امنیت جامعه متزلزل شده است اقدام کرد دولت آمد و یک لایحه آورد به مجلس و رفت به کمیسیون دادگسترى و در آنجا هم در تحت شور قرار داده شد و پس از شور اول گزارش آن به مجلس داده شد مجلس به اعتبار شوق زیادى که داشت به امنیت جامعه خودش تقاضا کرد که فورى باشد و الا وزارت دادگسترى تقاضاى فوریت نکرده بود مجلس خودش تقاضاى فوریت کرد و این لایحه را گذراند و حالا این لایحه جدید که امروز آمده است در واقع متمم و تکمیل آن است و در تعقیب آن توجه مجلس است که این لایحه با قید دو فوریت آمده که این کار زودتر بگذرد و عملى بشود و کیفر چاقوکش‌ها عملى بشود نظیر چاقوکش‌ها هم هستند کسانى که متزلزل کرده‌اند امنیت عمومى را و این لایحه حالا آورده شده است و تقاضاى فوریت هم شده است حالا اگر آقایان رأى می‌دهند به فوریت که مطرح می‌شود اگر رأى ندهند ممکن است بیاید به کمیسیون در هر صورت دو مرتبه لایحه خوانده بشود آقایان تمام متوجه هستند اگر نظرى دارند پیشنهادى دارند می‌دهند ماده الحاقیه یا تبصره پیشنهاد مى‌کنند یا مجلس قبول می‌کند یا رد می‌کند و هر طور مجلس نظر داد همان طور عمل می‌شود یا لااقل یک فوریتش تصویب بشود و بیاید به کمیسیون در هر صورت نظر مجلس چون با فوریت در آن جلسه موافق بود الان هم موافق است.‏

جمعى از نمایندگان- رأى رأى‏

رئیس- رأى می‌گیریم به فوریت اول آقایان موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. رأى می‌گیریم به فوریت دوم آقایان موافقین برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شده. ماده واحده مطرح است خوانده می‌شود.

(به شرح سابق خوانده شد)

رئیس- آقاى دشتى‏

دشتى- عرضى ندارم.

+++

رئیس- آقاى اوحدى‏

اوحدى- بنده مخالف با اصل این لایحه هستم و این مخالفت من از نقطه‌نظر حمایت دزد و چاقوکش و جیب‌بر نیست بلکه مخالفت من براى این است که این اختیار برخلاف صریح قانون اساسى به یک وزارتخانه داده می‌شود.

جمعى از نمایندگان- این طور نیست.‏

اوحدى- ماده واحده را بخوانید آن وقت درست ملتفت نشدید.

اقبال- خودتان بگیرید بخوانید

(آقاى سمیعى مجدداً قرائت نمودند)

اوحدى- ملاحظه فرمودید؟ بنابراین وزارت کشور می‌تواند این کار را بکند اینجا دیگر عنوان حکم محکمه نیست یک قدرى التفات بفرمایید این کار را نکنید عزیز من روى احساسات نبرید ما اقلاً بایستى در اطراف لوایح قانونى با یک اطلاعات قانونى اقدام کنیم. بنده عقیده‌ام این است که براى چاقوکش وقتى که چاقو کشید اگر نزده است باید اعدامش کنید اگر زد قصاصش کنید. خیلى دلم مى‌خواهد یک نفر یا به ایما یا به اشاره از من علت بخواهد که چرا وقتى که نزده است باید اعدام بشود و وقتى که زد باید قصاص بشود حالا مى‌گویم وقتى که نزده است به حکم محاربى باید او را کشت چون محارب است آن وقتی که با چاقوى به دست به یکى حمله مى‌کند یا در بازار گردش می‌کند محارب است و باید کشته بشود ولى وقتى که زد باید قصاص بشود این حکم خدا و رسول و حکم دیانت است بنده مى‌گویم به حکم خدا دزد باید دستش قطع بشود (صحیح است) ده تا دست که بریده شد پانزده میلیون جمعیت راحت خواهند شد دو تا دست (صحیح است) ما از احکام اسلامى صرف‌نظر کردیم که به این روز سیاه گرفتار شدیم قاتل را نکشتیم دست دزد را نبریدیم که به این روز افتادیم اگر مطابق احکام اسلامى حرکت مى‌کردیم این قدر دزد و مرتشى و مختلس و جیب‌بر در مملکت ما پیدا نمى‌شد و حالا هم صریح مى‌گویم این چاقوکشى را که وزارت کشور مى‌خواهد تبعیدش بکند به کجا تبعیدش مى‌کند؟ از تهران مى‌گوید برو به کرمانشاه. خوب در کرمانشاه چاقو مى‌کشد.

منشور- به کلات- به اردبیل مى‌فرستند.

افشار- به جزیره قشم‏

ناصرى- تحت نظر باید باشد.

اوحدى- از اینجا تبعیدش می‌کند به خراسان در خراسان چاقو مى‌کشد دزد را تبعید مى‌کنید از اینجا می‌رود جاى دیگر دزدى مى‌کند دزد را باید دستش را قطع کرد تبعید چه اثرى دارد؟ بنابراین بنده با این بیاناتى که عرض کردم ثابت کردم که مخالفت من از نقطه‌نظر حمایت این اشخاص رذل و پست و بد نیست حالا اگر مجلس با من موافقت مى‌کند کند که طبق قانون اساسى براى جیب‌بر و دزد و چاقوکش قانونى به مجلس پیشنهاد کنید و تصویب شود موجب تشکر من تنها نیست بلکه 15 میلیون نفوس ایران تشکر مى‌کنند و اگر نمی‌دانم به همین طریق این قانون حاضر را تصویب می‌کنند مختار هستند.

انوار- آقاى واحدى با این که از علما هستند مع‌الوصف...

طباطبایى- شما به چه عنوان حرف می‌زنید؟

انوار- به جاى مخبر کمیسیون‏

طباطبایى- لایحه به کمیسیون رفته است که شما مخبر شده‌اید؟

انوار- بنده یک پیشنهادى دارم روى آن صحبت مى‌کنم.‏

طباطبایى- حالا که موقع پیشنهادات نرسیده، ماده واحده مطرح است.‏

انوار- مانعى ندارد پیشنهاد می‌کنم و در اطراف آن صحبت می‌کنم.

طباطبایى- شما یا مخالفید یا موافق اگر مخالفید که دو تا مخالف پشت سر هم صحبت نمى‌کند اگر موافقید که حرف زدید و هنوز هم نوبت شما در ماده واحده نرسیده است آقاى رئیس توجه مى‌فرمایید برخلاف نظامنامه است.

+++

انوار- بسیار خوب

رئیس- آقاى طباطبایى

طباطبایى- این قسمت را که آقاى اوحدى فرمودند سر جاى خودش صحیح است.

انوار- شما هم که مخالفید آقاى اوحدى هم که مخالف بوده، من موافق بودم.

طباطبایى- شما به عنوان مخبر رفتید پشت تریبون و حق نداشتید. آن قسمتى را که آقاى اوحدى فرمودند سر جاى خودش صحیح است من عنایت آقایان را توجه آقایان را مخصوصاً مى‌خواهم جلب کنم به این نکته اساسى و آن این است که مأمورین دولت در هیچ مرحله در مراحل مورد اعتماد و اطمینان نیستند مجلس حکم تبعید نباید صادر بکند در هیچ جاى دنیا همچو چیزى نیست محکمه باید حکم تبعید صادر بکند شما قانون تصویب مى‌کنید به اسم قانون اختیار تبعید مى‌دهید اما حقیقتش و روحش این است که مجلس شوراى ملى حکم تبعید می‌دهد این را می‌دهید به دست این مأمور در صدر لایحه هم صحبت چاقوکش و دزد و جیب‌بر و اشخاص بد سابقه است جریان انتخابات هم هست اختلافات هم هست عرض کنم دسته‌جات و احزاب هم هستند غوغایى که به پا کرده‌اند. ناامنى‌ها کدورت‌ها اختلافات شخصى و جمعى و فردى و اجتماعى هم بین ما متأسفانه هست خیلى هم هست شما این قانون را می‌دهید به دست مأمورین دولت که هر کس را ریشش را بگیرد و بگوید تو سابقه بد دارى‏...

(همهمه نمایندگان- این طور نیست آقا. هر کس نیست هر کس نیست آقا)

طباطبایى- لایحه را بخوانید من روى لایحه دارم صحبت می‌کنم آقا یک دفعه لایحه را خواندید از روى هوا دارید به من جواب می‌دهید لایحه را ببینید و بگویید دو مرتبه بخوانند در توى لایحه هست که اشخاص بد سابقه را مأمورین دولت مى‌توانند بگیرند و تبعید کنند اولاً عرض کردم مجلس شوراى ملى حکم تبعید نباید بدهد یک بد سابقه یا دزد یا جانی یا قاتل یا هر چه هست باید تسلیم محکمه بشود محکمه باید حکم مجازات بدهد حکم تبعید بدهد و به علاوه جیب‌بر و دزد و جانى را که تبعید نمى‌کنند آخر شما مى‌خواهید اصول مجازات را هم از بین ببرید. تبعید مال اشخاصى است که مجرم سیاسى هستند یک علل مخصوصى پیدا می‌شود یک نظر خاصى ممکن است دولت در مورد این کار پیدا کند و تبعید باشد...

همهمه نمایندگان- سیاسى چیست؟ چه سیاستى است آقا...

طباطبایى- و یک نفر دو نفر سه نفر پنج نفر ده نفر را از یک جا به جاى دیگر تبعید کنند. آقا توجه بفرمایید. شما محکمه دارید دستگاه عدلیه دارید اینجا قانون مجازات چاقوکش‌ها گذشت اگر کم است ممکن است مجازات را بیشتر بکنید وقتى محکمه حکم داد مجازات می‌شوند و دولت اجراى حکم می‌کند در یک همچو موقعى من توجه آقایان را دوباره تکرار می‌کنم آقا جلب می‌کنم به این نکته که اگر در تهران آقایان خاطر جمعى دارند در ولایت و شهرهاى کوچک که مأمورین مستعدى بسیار هستند و آلت دست و اغراض سایرین هستند این را حربه‌ای خواهند کرد و آزادى و آسایش را از مردم سلب خواهند کرد و آزادى مردم به خطر خواهد افتاد.

رئیس- پیشنهاد آقاى انوار

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده واحده اضافه شود آیین‌نامه بالا در کمیسیون دادگسترى مطرح پس از تصویب کمیسیون به موقع اجرا گذاشته شود.

انوار- بنده اولاً از آقاى رئیس حفظ حقوق و حفظ حیثیت خودم را مى‌خواهم به واسطه این که اینجا معین شد بنده چون مخبر نبود دفاع کردم آقاى اوحدى آمدند مخالفت کردند بنده به این عنوان آمدم جواب بدهم آقاى طباطبایى هم حمله کردند به من شما هم عوض این که زنگ بزنید...

رئیس- نه خیر مگر من نگفتم شما مخبرید مى‌توانید حرف بزنید.

انوار- باید زنگ بزنید که ایشان سر جایشان

+++

بنشینند در یک مجلس محاکمه نمى‌توانم حقوق خودم را حفظ کنم. اشتباه مى‌کنید آقاى طباطبایى حفظ انتظامات مجلس براى همه لازم است نه براى من تنها احترامات شما محفوظ باید باشد مال من هم محفوظ است و احترام من هم باید محفوظ باشد مال شما هم محفوظ است.‏

حیثیت همه کس محفوظ است. نظامنامه براى چه چیز است؟ براى حفظ انتظامات است بنده به این عنوان آمدم اینجا باز می‌بینم شما به من حمله می‌کنید بنده که نباید با شما کشتى بگیرم شما این جریان‌ها را ملاحظه نمی‌کنید در هر صورت حالا براى بعد از این عرض می‌کنم که باید حفظ نزاکت و حفظ نظامنامه را در مجلس بکنید از مقام ریاست هم استرحام می‌کنم و استدعاى عفو می‌کنم که توجه نکردم که فرمودید (رئیس- بله بنده عرض کردم) بنده صدایتان را هم درست نمی‌شنوم. اما این تبصره را که بنده اضافه کردم براى این است که جلب نظر آقاى طباطبایى را بکنم که بیاید در کمیسیون و این قانون که نوشته شده است نظامنامه‌اش در کمیسیون نوشته شود که هم مورد توجه آقایان باشد و هم نظریات ما درش ملاحظه بشود این است که بنده پیشنهاد کردم این که نوشته شده است که نظامنامه در وزارت داخله یا دادگسترى معین بشود این طور نباشد بیاید در مجلس که نظر آقایان هم متوجه باشد و امیدوارم که آقاى معاون هم قبول کنند.

معاون وزارت دادگسترى (آقاى زرین کفش)- بنده با پیشنهاد آقاى انوار نمى‌توانم موافقت کنم براى این که کلیه آیین‌نامه‌ها را باید قوه مجریه تهیه کنند و قوه مقننه حق دخالت در آیین‌نامه‌ها ندارد (بعضى از نمایندگان- دارد دارد) اجازه بدهید عرضم تمام نشده است اگر هیئت محترم مجلس مقتضى بدانند نظر به این که این لایحه به قید دو فوریت تقدیم شده و مهم است آیین‌نامه‌اش به کمیسیون بیاید بسته به نظر مجلس است و الا بنده مقتضى نمی‌دانم.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى انوار موافقین برخیزند (عده‌اى قیام کردند) تصویب نشد.

پیشنهاد آقاى دهستانى

پیشنهاد می‌کنم در عوض دو سال نوشته شود سه سال‏

رئیس- آقاى دهستانى‏

دهستانى- عرض کنم بنده استفاده می‌کنم از موقع که یک جمله مختصرى را به عرض مجلس برسانم. ما از دولت انتظار داریم که در سر تا سر کشور انتظامات را براى جامعه برقرار کند متأسفانه می‌بینیم که در خود مجلس هم بى‌نظمى به اعلى درجه حکم‌فرما است (همهمه نمایندگان) آقا چهارده نفر از نمایندگان براى امور مهمه تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند حتى آقاى بهبهانى آقاى دشتى و بدون این که رأى بگیرند. (نبیل سمیعى- آقا راجع به پیشنهادتان صحبت کنید) بنده می‌دانم که زنگ رئیس صدا می‌کند و بدون این که رأى بگیرند وارد دستور شدند و اعتنا به تقاضاى نمایندگان نکردند و بعد هم دستور چیز دیگرى بود بودن مقدمه این لایحه را مطرح کردند.

(رئیس- در پیشنهادتان صحبت کنید آقا) راجع به دستور و تغییر آن هم باید رأى گرفته شود (رئیس- این صحبت خودتان کمال بى‌نظمى است) اما راجع به پیشنهاد بنده مجازات براى اشخاص خودسر هر قدر زیاد باشد بهتر است این بود که بنده این پیشنهاد را کردم که عوض دو سال سه سال باشد حالا بسته به نظر آقایان است.‏

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقاى دهستانى برخیزند (عده کمى قیام نمودند) تصویب نشد.

پیشنهاد آقاى تهرانچى- پیشنهاد می‌کنم پس از جمله اشخاص بد سابقه و شرور اضافه شود و یا محرکین آنها.

رئیس- آقاى تهرانچى‏

تهرانچى- به عقیده بنده اینها همه محرکین دارند اگر می‌خواهید حقیقتاً این قانون به حال جامعه مفید باشد باید آن اشخاص را هم که اینها را تحریک می‌کنند مجازات کنید (بعضى از نمایندگان- محرک در محاکمه باید محاکمه شود) بله خوب البته محرک در محکمه باید محاکمه بشود بعد از ثبوت مجازات بشود و الا اینها که بد سابقه هستند محرک دارند به عقیده بنده محرک را باید ضمیمه بکنند و الا به مجرد

+++

ادعایی که می‌شود این کار را نمی‌کنند اشخاص که بد سابقه هستند بدون رسیدگى که مجازات نمی‌شوند و به نظر بنده باید محرکین آنها هم مجازات بشوند البته پس از رسیدگى شناخته می‌شوند و باید مجازات شوند و تنها کیفر همان کسی که بد سابقه است کافى نیست باید دید آیا اینها محرکینى دارند یا نه اگر محرک دارند آنها را هم مجازات کنند خیلى بهتر است چون بعضى از اینها هم جاهلند و به تحریک اشخاص کارهایى می‌کنند (هاشمى- براى محرک قانون است) خوب اگر هست که براى اینها هم قانون هست به هر صورت نظر بنده این بود. عرض دیگر بنده راجع به این بازداشت یا تبعید است تبعید به شهرهاى داخلى می‌شوند خوب در آنجا می‌روند و مرتکب جنایت می‌شوند این است که در محل تبعید هم باید بازداشت‌شان کرد و اگر بازداشت کردید تبعید نمی‌خواهد این قسمت را به عقیده بنده توضیح بفرمایید که در محل تبعید هم بتوانند بازداشت بکنند و الا می‌روند آنجا اسباب زحمت می‌شوند.

رئیس- آقایانى که با پیشنهاد آقاى تهرانچى موافقند برخیزند (عده‌اى برخاستند) تصویب نشد.

پیشنهاد آقاى سزاوار

پیشنهاد می‌کنم بعد از عبارت اشخاص بد سابقه از قبیل چاقو‌کش و جیب‌بر و امثال آنها علاوه شود طبق حکم کتبى دادگاه بزه آنها مسلم شده باشد.

رئیس- آقاى سزاوار

سزاوار- بنده تعجب می‌کنم از آقایان که مسائل قانونى وقتى که مطرح می‌شود آقایان دقت نمی‌کنند که بیشتر در اطرافش بحث بشود و یک ماده قانونی که در مجلس تصویب می‌شود بعدها در اطرافش در عمل اشکال تولید می‌شود آن وقت ایراد می‌شود که چرا دولت روى این ماده با این که قانون گذراندیم عمل نمی‌کند. اینجا در این ماده واحده دو قسمت است یکى اشخاص بد سابقه یکى هم نوشته شده از قبیل چاقوکش و جیب‌بر و امثال آنها اشخاص بد سابقه را البته باید توجه کرد آنهایى را که می‌گیرند اشخاصى باشند که طبق حکم قطعى دادگاه گناه آنها مسلم و ثابت شده باشد و الا به صرف اتهام ولو این که یک کسى پنج مرتبه هم تعقیب شده باشد ولى محکومیتش ثابت نشده باشد این را نمی‌شود گفت بد سابقه یکى دیگر هم از قبیل چاقوکش‌ها و اشخاص شرور این هم کافى نیست هر کس ممکن است فردا به دادستان شکایت بکند که فلان کس دیشب براى من چاقو کشیده آن وقت اجازه بدهید وزارت کشور او را تبعید کند بنابراین به نظر بنده وقتى این قسمت درست اجرا می‌شود که گناه اینها ثابت و مسلم شده باشد آن وقت این ماده درباره‌اش اجرا بشود این یک مسأله قانونى و اصولى است که باید درش بحث بشود و روشن بشود و الا ما اینجا هم چند روز قبل راجع به چاقوکش‌ها قانونى گذراندیم و قوانین دیگرى هم داریم که در عمل دچار اشکال خواهد شد آن وقت قضات دادگسترى را تخطئه می‌کنند در صورتی که قضات دادگسترى تقصیرى ندارند آنها باید از روى استنباط قانونى‌شان با تطبیق مواد و اتهام رویش رأى بدهند مگر این که آقاى معاون وزارت دادگسترى یک توضیح بیشترى بدهند که مطلب روشن بشود و الا در عمل دچار اشکال می‌شویم‏.

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقاى سزاوار برخیزند (عده کمى برخاستند) رد شد.

پیشنهاد آقاى مهدوى

در ماده نوشته شود اشخاصی که سابقه دزدى و چاقوکشى و جیب‌برى آنها در محکمه محرز شده باشد.

بعضى از نمایندگان- این رد شده است‏.

رئیس- پیشنهاد آقاى طباطبایى

پیشنهاد می‌کنم کلمه بد سابقه از ماده حذف شود.

رئیس- آقاى طباطبایى‏

طباطبایى- به عقیده بنده آقایان باید توجه بفرمایند به این نکته که قانون باید صریح گویا و بدون مجادله و طورى باید نوشته شود که مجال سوء‌استفاده به یک نفر ولو مأمور بد باشد در اقصى نقطه مملکت ما ندهیم. بنده نمی‌دانم دولت آقاى زرین کفش اگر مطالعه کرده‌اند این قانون را واقعاً

+++

با کى طرف هستید؟ نظرتان چیست؟ آقا شما راستى راستى مى‌خواهید توى این شهر چاقو‌کشى نشود یا دزدى نشود؟ می‌خواهید شما از جیب‌برى واقعاً جلوگیرى کنید توى این شهر؟ اگر منظورتان این است چطور یک شهر به این بزرگى یک شهرى که هشتصد هزار جمعیت دارد شما این شهر را سپرده‌اید دویست نفر پاسبان! تمام عده پلیس نظمیه در حدود هشتصد نفر است یعنى خیلى کمتر از آن وقتی که سوئدى‌ها در این مملکت بودند و جمعیت این شهر در حدود سیصد هزار نفر بود از این عده شاید چهارصد نفر راحت می‌کنند چون بیست و چهار ساعت به بیست و چهار ساعت خدمت می‌کنند و دویست نفر در خود ادارات تابعه نظمیه و کلانترى‌ها و زندان و زهرمار مشغول هستند بقیه می‌ماند دویست نفر در این شهر به این بزرگى‏... (معدل- آقاى طباطبایى آیا این مصلحت است که شما اینجا می‌فرمایید) نه خیر، ده هزار نفر پلیس داریم سر تا سر مملکت امنیت حکمفرما است دزد نیست جیب‌بر هم نیست چاقو‌کش هم نیست اگر دلتان به این خوش است مردم را با همین حرف‌ها می‌شود زندگی‌شان را تأمین کرد شب راحت بخوابند بفرمایید هر چه می‌خواهید من دروغ می‌گویم، وقتی که بنده می‌گویم ببرید در کمیسیون هر چه صحبت لازم است آنجا زده بشود نمی‌گذارید و من ناچارم یک حرف‌هاى جدى‌تر بزنم تا این که شما خنده را موقوف کنید. من اول عرض کردم مأمورین مورد اعتماد نیستند اینجا نوشته اشخاص بد سابقه آقاى تهرانچى گفتند محرکین‌شان را هم بگیرند پدر و مادر آن محرک را هم ممکن است بگیرند آن وقت هم بیاورند ببرند جزیره قشم یا موریس (خنده نمایندگان) یا جاى دیگر هیچ معنى دارد آقا مجلس حکم تبعید بدهد براى مردم! آقا محکمه هست دستگاه قضایى هست من رأى بدهم به این که هر کس چاقوکش بود نظمیه او را تبعید کند و هر کس بد سابقه بود او را تبعید کنند نتیجه چه می‌شود نتیجه این می‌شود هر کس را بیاورندش نظمیه بگویند تو هم برو، این هم شد قانون آقا! یک پیشنهادى کردند (آقاى انوار این براى این نیست که حالا بخواهم دل ایشان را به دست بیاورم و بخواهم آشتى کنم با ایشان) واقعاً دیدم که پیشنهاد خوبى است که آیین‌نامه‌اى که ضامن اجراى این قانون است بیاید به مجلس برود به کمیسیون دادگسترى آنجا بحث بیشتر بکنیم تا شما بیشتر اسباب این کار را فراهم کنید و قانون را موشح کنید و توى مجله رسمى منتشر کنید و تشریفاتى که دارد از دستگاه عدلیه بگذرد آیین‌نامه را هم کمیسیون عدلیه تنظیم کرده است ممکن است آن نظریاتى که هست و یک نظریات دیگرى هم بعد پیدا شود اینها وقتى تأمین شد و خاطر جمع شدید آن وقت ممکن است بدهیم به دولت ببرد اجرا کند این بود که پیشنهاد کردم لااقل موافقت بفرمایند که کلمه بد سابقه برداشته شود غیر از دزد، جیب‌بر، چاقوکش هر کس دیگر هم که هدف شما است می‌گویید تبعیدش باید کرد توى آیین‌نامه بگذارید.

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقاى طباطبایى برخیزند (عده‌اى برخاستند) تصویب نشد.

پیشنهاد آقاى منشور

پیشنهاد می‌کنم عوض بد سابقه نوشته شود اشخاصی که سابقه محکومیت دارند.

رئیس- آقاى منشور

منشور- عرض کنم آقاى سزاوار که پیشنهاد کردند پیشنهادشان واقعاً خیلى صحیح و به جا بود آقاى طباطبایى هم آنچه فرمودند صحیح است باید وجه مشترکى بین این دو پیشنهاد تهیه کرد بنده کاملاً اطلاع دارم و سابقه از امور قضایى دارم یک عده از چاقوکش‌ها که در عدلیه محکوم شده‌اند در محکمه ابتدایى محکوم شده‌اند به پنج سال حبس بعد رفته استیناف داده از این حکم در استیناف تبدیل شده است به سه سال و مع هذا بنده نمی‌دانم به چه علت و روى چه جریانى آن شخص محکوم از حبس آمده است بیرون و دارد راه می‌رود البته براى این جور اشخاص وزارت داخله باید اجازه داشته باشند و اینها را تبعید کند که در طهران نباشد یا در شهرى که تبعید می‌شود آنجا هم تحت نظر باشد و الا

+++

هر کس را بهش بچسبانند و بگویند تو بد سابقه‌اى، بد سابقه یعنى چه؟ ممکن است کسى اخلاقش بد باشد عمل دیگرى کرده باشد کارهاى منافى عفت کرده باشد ممکن است محکومیت داشته باشد و مجازات کشیده باشد یا محکومیت داشته باشد و مجازات نکشیده باشد البته اشخاصى که مجازات شده‌اند که دو مرتبه مجازات نمی‌شود کرد اشخاصى که مجازات نشده‌اند و محکومیت دارند دولت باید مخبر باشد آنها را تبعید کند یا حبس کند یا هر نظرى که وزارت کشور دارد اینها باید در نظامنامه معین شود و مسلماً بدون نظر وزارت دادگسترى نخواهد بود و وزارت کشور همیشه قبل از این که قانونى را عملى کند قطعاً سابقه این اشخاص را که وجودشان در تهران مضر است خواهد خواست بنده خیلى متأسفم خیلى از اشخاصى که تشریف برده‌اند شمیران و شاید از تهران اطلاع ندارند شاید در تهران هم اطلاع دارند آقایان شاید در روزنامه‌ها خواندند یک نفر جواهرى شکایت مى‌کند که مکان جواهرى مرا دزد زده صد و بیست هزار تومان دزدیدند و من دزد را پیدا کردم دادم به نظمیه نظمیه ولش کرد حالا می‌گویند رفته به فلسطین یک همچو آدمى را می‌شود ولش کرد؟! این شخص را بید نجات داد! باید نظمیه اجازه داشته باشد توقیفش بکند هر شب مى‌بینید در شهر دزدى می‌شود پریشب در این خیابان شمیران چند نفر رفته‌اند دزدى کرده‌اند حتى آژانسى را هم که بوده است او را گرفته است مع هذا او را ول کرده‌اند! الان براى بنده تلگرافى از همدان آمده است یک نفر (همهمه نمایندگان- آقا در پیشنهاد صجبت کنید) راجع به همین جریانات است چرا همهمه می‌فرمایید نمی‌خواهم یک نفر از اداره‌اش مرخصى داشته به مرخصى رفته وقتى برگشته است دید تمام اثاثیه‌اش را دزدیده‌اند برده‌اند (هاشمى- همیشه از این اتفاقات می‌افتد باید جلوگیرى کرد) صحیح است باید به وسیله قانون جلوگیرى کرد باید نوشته شود اشخاصى که سابقه محکومیت دارند براى این که فردا مأمورین شهربانى فقط بتوانند پاپى اشخاص بشوند که سابقه محکومیت دارند و الا این که بتوانند توى خیابان مزاحم اشخاص بشوند بگویند تو بد سابقه هستى چرا؟ براى این که پریشب توى فلان کافه بودى و فلان کار را کردى.

رئیس- آقایانى که با پیشنهاد آقاى منشور موافقند برخیزند (عده کمى قیام نمودند) تصویب نشد. موافقین با ماده واحده پیشنهادى دولت برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

وزیر دارایى- آقا تقاضا می‌کنم لایحه تیمرمن امروز جز دستور بشود.

3- شور لایحه استخدام مستشار شهربانى

رئیس- لایحه استخدام تیمرمن مستشار شهربانى مطرح است.‏

گزارش کمیسیون کشور

کمیسیون کشور با حضور آقاى نخست وزیر لایحه شماره 76767 دولت راجع به استخدام آقاى تیمرمن تابع دولت آمریکا را براى اداره شهربانى در جلسه 14 خرداد 1322 کمیسیون کشور تحت شور و مداقه قرار داده و بالاخره با مواد زیر موافقت حاصل شده اینک گزارش آن براى شور اول تقدیم می‌شود.

ماده 1- مجلس شوراى ملى به دولت اختیار می‌دهد که آقاى ال. استیفان تیمرمان تبعه دولت آمریکا را براى اصلاح تشکیلات شهربانى ایران استخدام نماید.

گزارش از کمیسیون خارجه به مجلس شوراى ملى‏

لایحه شماره 76767 دولت راجع به استخدام آقاى تیمرمان تابع دولت آمریکا با حضور نماینده دولت در کمیسیون امور خارجه مطرح در نتیجه از لحاظ ملیت با پیشنهاد دولت موافقت شده و اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

گزارش از کمیسیون بودجه به مجلس شوراى ملى‏

کمیسیون بودجه لایحه شماره 76767 دولت راجع به استخدام آقاى استیفان تیمرمان را براى خدمت در اداره کل شهربانى در جلسه 29 تیر ماه 22 کمیسیون بودجه مطرح نموده در نتیجه با مواد 2/3/4 گزارش کمیسیون کشور از نظر جنبه مالى آن موافقت و اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید.

+++

رئیس- مذاکره در کلیات است آقاى انوار

انوار- عرض کنم این لایحه مدتى است در مجلس آمده بنده با بعضى قسمت‌هاى این لایحه موافقت دارم و بعضى قسمت‌ها را مخالفم یک موادى در اینجا ذکر شده که در آن مواد بحث خواهم کرد ولى اساساً در این که ما بیاییم این اختیارات را به ایشان بدهیم بنده مخالفم حالا بیشتر از این وارد موضوع نمی‌شوم که مخالفت من از چه جهت است ولى اساساً با انتخاب ایشان به نظمیه مثل چیزهاى دیگر فردا هم گرفتار نظمیه می‌شویم پس فردا هم گرفتار ژاندارمرى می‌شویم به کلى آنچه اختیارات براى ملت است آنچه راه نفس کشیدن براى ملت است آن را محدود کنیم و مسدود کنیم آن وقت دیگر چه می‌توانیم بکنیم بگوییم آقا این برخلاف قانون است نکنید آن وقت بگویند هوچى تا بگوییم برخلاف صریح قانون عمل گردید بردارند در روزنامه‌جات عوض آن عقایدى که ما داشتیم چه چیزهایى را منتشر کنند این است که من حقیقتاً از آن عقیده‌ای که داشتم به کلى منصرف شدم و از آن قاعده صرف‌نظر کردم و به قدر خودم هیچ قائل نیستم اختیار ملت ایران را به خارج از ایرانى بدهند و بگویند ایرانى در کف غیر می‌تواند زندگانى کند (صحیح است) خدا شاهد است این اشتباه است اشتباه صرف است که ایرانى نمی‌تواند اداره کند خدا می‌داند این اختیارات و اعتمادى که ما به خارجی‌ها مى‌کنیم اگر به ادارات خودمان بکنیم خیلى بهتر عمل می‌کنند و روز به روز ما در ترقى خواهیم بود نکنید این کار را و ملاحظه کنید الان راه نفس کشیدن براى ما بسته است هر قدمى برمی‌داریم برخلاف قانون جلویش گرفته می‌شود و وقتى هم می‌گوییم برخلاف قانون عمل کرده و با صریح قانون این عمل مخالفت دارد با بودن صریح قانون که نوشته شده است جواز به مردم بدهید، خواربار به مردم بدهید جواب می‌دهند هوچى‌ها حرف می‌زنند آن یکى حالا گذشت و فردا در شهربانى هم گرفتار می‌شوید تمام نفس مردم گرفته شد. این چیست آقا؟!

رئیس- آقاى نوبخت

معدل- ایشان مخالف هستند رعایت مخالف و موافق را بفرمایند.

نراقى- بنده موافقم.‏

رئیس- بفرمایید.

نراقى- هر وقت صحبت از شهربانى می‌شود خاطرات بسیار تلخى براى انسان پیش مى‌آید که واقعاً شرم‌آور است حکومت پانزده ساله یا بیست ساله مملکت ما را اعمال کثیف و نادان و جاهل و فاسد شهربانى آلوده کردند (صحیح است) آقاى انوار به اسم موافق اسم‌شان را ثبت کردند آن وقت اینجا حرارتى به خرج دادند و فرمودند ما خودمان باید خودمان را اداره کنیم و جناب آقاى آیرم و درگاهى و مختارى را می‌فرمایید دوباره زنده‌شان بکنند و جان و مال و ناموس مردم را دست آنها بسپاریم که به هیچ چیز ابقا نکنند و آثار قیمتى که از شاه سابق باقى بود روى سیئات عمل این عناصر بد و فاسد از بین رفت و همه تبدیل شد به بغض و کینه (صحیح است) روى اعمال نامناسب همین عده. نظمیه ما که حالا اسمش شهربانى شده است مرکز همه فجایع کشور بوده است و مسئول این اعمال سویى است که در طى این بیست ساله انجام شده است. هر کس این آشیانه فساد را به هم بزند یک خدمت بزرگ تاریخى به این مملکت کرده است و در این دو ساله هم تا به حال هیچ دست‌کارى نشد و همان عده که به قتل و غارت مردم مشغول بودند و به اعراض و نوامیس مردم تخطى می‌کردند شبانه مردم را خفه می‌کردند و ترور می‌کردند هنوز در پست‌هاى خودشان باقى هستند و هنوز دندان‌هاى خودشان را به مردم نشان می‌دهند که دو مرتبه آن روزگار سیام را به یاد مردم بیندازند این مستشار آمریکایى که پیشنهاد شده است احتمال می‌رود که رودربایستى را بگذارد کنار و این عناصر فاسد را بیرون بریزد و یک دستگاه خوبى درست کند و الا سرتیپ فلان رفت و یک سرتیپ دیگرى را سر جاى او آوردند بالاخره همه ایرانى هستند و با یکدیگر بستگى و رودربایستى دارند یا قوم و خویش و آشنایى دارند نخواهند توانست این دستگاه متلاشى کنند و آسایش فکرى براى مردم تهیه کنند رئیس فعلى شهربانى مردمى شایسته و عفیف

+++

و درستکارى است این را بنده اطمینان دارم اما او که یک نفر خودش به همان جهاتى که عرض کردم نمی‌تواند و نخواهد توانست این شهربانى را تصفیه کند اما اگر به این مستشار آمریکایى قدرتى داده شود اختیاراتى داده شود البته این کار را خواهد کرد براى این که او دیگر از کسى رودربایستى ندارد این عمال و رؤساى شهربانى سابق اگر به اعمالشان رسیدگى شود اینها تمامشان باید براى عبرت جامعه به دار آویخته شوند ولى اینها دارند در این جامعه می‌گردند درگاهى دارد می‌گردد و به حال زار این جامعه می‌خندد آیرم هم که رفته است مختارى هم که با یک وضع محترمانه دارد زندگى می‌کند و هیچ مجازات حبس درباره او انجام نمی‌شود و آقاى رادسر هم که تا جلب شد به محاکمه فورى از مملکت فرار کرد و رفت. این دستگاه شهربانى ما است با این کیفیت! من نمی‌دانم چرا یک عده موافق نیستند که یک آمریکایى بیاید متصدى این کار بشود و یک اختیاراتى هم بهش داده شود تا بتواند این شهربانى را اصلاح کند و مملکت را از این شهربانى آسوده کند؟ شهربانى مأمور حفظ انتظامات است ولى اداره شهربانى در زمان شاه سابق مرکز آنتریک بود روزنامه‌ها را او باید سانسور بکند اشخاص را او باید هو بکند دستگاه و زمینه تبلیغاتى را آنها باید داشته باشند هر عمل بد و ناشایستى از شهربانى سرچشمه می‌گرفت، آقایان وزرا و وکلا و اشخاص بزرگ مملکت و عناصر مؤثر محکوم اداره شهربانى بودند (صحیح است) خود من یک روز ناظر بودم یک کسى که بعداً به مقام نخست وزیرى در این مملکت رسید نیم ساعت در مقابل رئیس شهربانى ایستاده بود و اجازه جلوس به ایشان نداد این قدر رئیس شهربانى متکبر بود مستقیماً با شاه مربوط بود و می‌توانست به سهولت اغراض خودش را به کار ببرد و همان آدمى را که مقام وزارت داشت و به مقام نخست وزیرى در همان زمان رسید به فاصله چند دقیقه معلفش بکند و مسافر قصر قاجارش کند و بعد از چند شب یک انژکسیون بهش بزنند و روزنامه‌ها بنویسند فوت کرد. آقا این بساط را باید از میان برداشت مردم هر وقت اسم شهربانى را می‌شنوند در نظرشان سیخ و سه پایه و سرنگ و دستبند قپانى و سایر آلات و اسباب شکنجه مجسم می‌شود (صحیح است) یک دفعه دیگر هم بنده عرض کردم اینها همه را باید جمع کرد و در موزه‌ای به نام آثار دوره گذشته حفظ کرد تا مردم بدانند در طى این بیست ساله به دست این اشرار چه به این مملکت وارد شد و خدمات و آثار خوبى که از دوره گذشته باقى ماند و البته خدمات خوبى است همه آنها زیر این بغض و کینه مردم نسبت به این دستگاه شهربانى دارد محو می‌شود. بنده کاملاً موافقم این مستشار شهربانى بیاید اختیارات کامل هم بهش داده شود و در درجه اول هم بهش تذکر بدهند که این آشیانه فساد را متلاشى کند. (صحیح است - احسنت)

رئیس- آقاى نوبخت

نوبخت- در این لایحه دو موضوع مورد بحث است یکى استخدام مستشار یکى استخدام مدیر کل.

در موضوع اول محتاج به اظهارات زیادى نیستم زیرا در جلسه‌هاى گذشته راجع به استخدام مستشار براى وزارتخانه‌ها مخالفت خود را اظهار کردم و معتقدم که این کار گذشته از تمام ضررهایى که دارد مخالف شئون اجتماعى و شخصیت ملى ما است.

جمعى از نمایندگان- این طور نیست آقا.

نوبخت- و سلیقه‌ای است که دولت ندانسته یا دانسته براى اثبات بى‌لیاقتى خود به کار می‌برد (جمعى از نمایندگان- این طور نیست آقا)

رئیس- استخدام مستخدمین خارجى هیچ وقت محل ایراد نبوده است.

نوبخت- مکرراً از وزارتخانه‌ها و ادارات دولتى افراد و اعضا را دسته دسته بیکار می‌کنند و با این حال دایماً خارجى را با حقوق‌هاى گزاف استخدام می‌نمایند اگر پول نیست همه می‌دانیم که حقوق یک نفر از این آقایان غالباً با حقوق پنجاه نفر کارمند دیگر برابرى می‌کنند خاصه آن که اگر نخواست کار بکند دو سال حقوق و مخارج برگشتن

+++

و مخارج یک بهره از زندگى او را این مملکت فقیر باید بپردازد و بدتر از همه عیوب این است که دولت روحیه ملت ایران را در اثر یک نوع عمل دایماً ضعیف می‌کند. اما موضوع دوم لقبى است که جدیداً به مستشارها داده می‌شود و آن لقب مدیر کل و رئیس کل است که براى هر مرد وطن پرستى غیر مقدور است که چنین عنوانى را براى خارجى در کشور خودش بپذیرد زیرا گذشته از این که با حیثیت و آبروى یک کشورى منافات دارد اساساً این عمل برخلاف قانون است مدیریت و ریاست یک اداره مستقل با وزارت و وکالت چه فرق می‌کند شما این حقوق و امتیازاتى که به خارجی‌ها می‌دهید و پیش خود تصور می‌کنید موفقیت بزرگى به دست آورده‌اید مواضعى است که تصور آنها در بادى امر براى خود آنها محال بوده است زیرا بر فرض یک دولتى با ایران بجنگد و در آخر کار بخواهد تمام تشخیص خود را به او تحمیل کند تازه همین کار را خواهد کرد یعنى یک رئیس بر دارایى و یک رئیس بر قواى ارتش و یک رئیس براى حفظ انتظامات شهرى و یک رئیس براى حفظ انتظامات داخلى او می‌گمارد تا تمام رگ و ریشه کشور در حیطه قدرت او باشد اما دولت ایران به طورى این عمل را با نزاکت تلقى می‌کند که همه گمان می‌کنیم ملت ایران راستى راستى به این کار مایل است و از لحاظ احتیاج زیاد به چنین عملى ناصواب مبادرت می‌کند فقط همین یک کار مانده است که دولت یک لایحه‌ای به مجلس بیاورد و به این آقایان صفت ایرانیت هم بدهد.

نخست وزیر- عرض کنم این قانون را اگر خوب آقایان مطالعه بفرمایند و یک مراجعه هم به اوضاع و احوال شهربانى چه در حال و چه در گذشته بفرمایند ملاحظه خواهند فرمود که اولاً در این قانون فزونى زیادى حاصل نشده و ثانیاً این که اوضاع و احوال شهربانى ایجاب می‌کند که ما یک اصلاح اساسى در آنجا بکنیم (صحیح است) (نوبخت- ما هم تصدیق می‌کنیم) اگر ما خاطرمان باشد شهربانى فعلى ما کم و بیش آثار خدمات سوئدی‌ها است یعنى تا وقتی که سوئدی‌ها به ایران و براى شهربانى ایران نیامده بودند ما اساساً شهربانى به آن معناى واقعى خودش نداشتیم آنها آمدند و مدتى در اینجا زحمت کشیدند و خدمت کردند و متأسفانه بعدها آن آثار کم‌کم تحلیل رفت و یک هیکل و بنا و میز و صندلى باقى ماند ولى اساس شهربانى متزلزل شد امروز ما به هر شخصى که مراجعه کنیم و بخواهیم در رأس این کار بگذاریم باید تصدیق کنیم که باز هم آن اصلاحاتى را که در نظر داریم انجام نخواهد شد براى این که کار شهربانى همه‌اش یک کارهایى نیست که همه کس بتواند انجام بدهد در شهربانى یک کارهایى هست که متخصص می‌خواهد بالاخص این که به عقیده بنده باید اهتمام کرد که یک کادر صحیحى براى شهربانى درست کرد و این کادر صحیح هم باید به تدریج درست بشود در تحت نظر یک آدم متخصص ما اگر توانستیم یک کادر صحیحى براى شهربانى درست کنیم در آتیه می‌توانیم بگوییم که یک شهربانى خوبى داریم و اختیاراتى هم که ما براى این شخص در نظر گرفته‌ایم و در این لایحه ذکر شده مثل اصلاح زندان و قسمت مدرسه شهربانى و چیزهاى دیگر یک چیزهایى است که ما براى آنها متخصص نداریم، آقاى نوبخت یک مطالبى است که باید اعتراف کرد البته ما سعى می‌کنیم یک اشخاص صحیحى را براى کار شهربانى می‌گذاریم ولى این کار درست نیست چرا؟ براى این که اشخاص باید براى این کار گذارده شوند که تخصص در این امور داشته باشند و ما فاقدیم شهربانى چیزى نیست که هر کس بتواند تمام قسمت‌هاى آن را خوب اداره کند. الان ملاحظه بفرمایید بعد از این که این جریانات واقع شد و یک دسته از شهربانى دور شده‌اند یک دسته از نظامى‌ها را آنجا برده‌اند ولى آیا واقعاً نظامى‌ها می‌توانند شهربانى را می‌‌توانند اداره کنند؟ (جمعى از نمایندگان- خیر) این را باید اعتراف کرد و از این جهت است که به عقیده بنده این لایحه مفید است و این شخص را هم براى دو سال می‌خواهیم استخدام کنیم و ابتداى استخدامش هم از تاریخ ورود به ایران است و الان هم مدتى است آمده است می‌بینم ملاحظه می‌کنیم اگر مرد لایقى شد و از وجودش توانستیم

+++

استفاده کنیم نگاهش می‌داریم و اگر قابل استفاده نبود ولش می‌کنیم ولى قدر مسلم این است که ما همه وقتى متوجه هستیم که یک شهربانى صحیحى براى این مملکت ایجاد کنیم بایستى کسى را در کار شهربانى بگذاریم که متخصص این کار باشد (صحیح است) اما این که فرمودند عنوان او مدیر کل نوشته شده است آقا این مستشار است و در ماده 6 که مدیر کل نوشته شده عنوان او را در خدمات دولتى معین کرده‌اند یک عنوانى است براى محل‌هاى رسمى که اگر یک جاى رسمى قرار شد بردند هر جا مدیر کل‌ها ایستاده‌اند او هم آنجا مى‌ایستد این فقط براى عنوان رسمى است که اگر یک مهمانى رسمى می‌شود او هم جز مدیر کل‌ها می‌رود و در لایحه هم نوشته شده است عنوان مدیر کل و حدود اختیاراتش هم در لایحه معین شده است و ما هم از حدود این اختیارات خارج نمی‌شویم و از این اختیاراتى که در اینجا نوشته شده است چیزى بیشتر براى او قائل نیستیم و بنده باز اعتراف می‌کنم و آقا هم باز باید اعتراف بفرمایید که ما وسیله‌اى براى اداره کردن این امور و دستگاهى که به اسم شهربانى است و عملیات صحیح شهربانى را از او می‌خواهیم نداریم و البته یک مستشار آمریکایى می‌خواهیم بیاوریم که چند سال کار کند و یک کادر حسابى تشکیل دهد و یک اشخاصى را تربیت کند که بعد ما بتوانیم یک شهربانى درستى ترتیب بدهیم و آن وقت او به امان خدا تشریف ببرد. (صحیح است، کافى است)

رئیس- آقاى معدل‏

معدل- بنده موافقم ولى مذاکرات را کافى نمی‌دانم مذاکرات را (رئیس- اگر موافقید بفرمایید) عرض کنم بنده متوجه هستم که آقایان موافقند به این که این لایحه تصویب شود ولى مطالبى که در مجلس طرح می‌شود کافى نیست که فقط نمایندگان مجلس متقاعد شوند این قدر باید روى آن بحث شود و صحبت شود که مردم همه بفهمند و متوجه شوند که چرا یک لایحه تصویب می‌شود. یک قسمت مطالب در اصول استخدام اشخاص خارجى است براى یک مصالحى و یک کارهایى در کشور. البته مجلس آن قدر حریت عقیده و آزادى افکار را براى نمایندگان محفوظ داشته است که هر یک بیایند و عقیده خودشان را بگویند و بنده در این باب بحثى به آقاى نوبخت ندارم که چرا ایشان مخالف هستند اما بایستى این مطلب روشن بشود که آن طوری که ایشان تصور کرده‌اند همه این فکر و این عقیده را ندارند. بنده می‌بینم ایشان می‌فرمایند که اگر یک ملتى یک نفر خارجى را براى یک کارى استخدام بکند این کار به شئون ملى و افتخارات آن ملت برمی‌خورد این مسأله عجیبى است دقت کنید و ملاحظه بفرمایید اگر یک نفر از حجج اسلام و یک نفر از پیشوایان دین ساعتش خراب شود و این ساعت را ببرد پیش یک ساعت ساز فرنگى بدهد درست کند فردا می‌خواهیم ببینیم آیا این مرد از نظر دیانت عمل خلاف شرعى کرده است؟ یا به حیثیتش برمی‌خورد که براى یک چنین کارى به یک نفر خارجى رجوع بکند؟ شما اگر مریض بشوید آیا به یک دکتر خارجى مراجعه نمی‌کنید و یک سر می‌روید پیش یک حکیم باشى از نظر این که به افتخار ملى شما برنخورد؟ اینها را در افکار عمومى رخنه‌دادن و این طور جلوه دادن به نظر من ایجاد یک ناراحتى است در حالى که همه می‌دانیم که ما در این کارها تا به حال هر چه رفته‌ایم راه خطا رفته‌ایم ما که بیست سال این عملى را که شما می‌فرمایید کردیم شخصى از شما بالاتر و قوی‌تر آمد به شما گفت به فرنگی‌ها کار نداشته باشید ما خودمان همه کارها را درست می‌کنیم همه هم دست به سینه تسلیم شدیم و گفتیم بسیار خوب درست بکنند فرصت کافى هم داشتند ولى ملاحظه می‌فرمایید نظمیه که الان دارید و در دنباله نظمیه گذشته است یکى از آثار وجودى این فکر شما است حالا شما می‌فرمایید باز هم این نظمیه را به همین ترتیب نگاه داریم؟ آقاى نخست وزیر رفته است زحمت کشیده است و یک فرد نجیبى را پیدا کرده است و گذاشته است روى این کار و تقریباً یک ترتیبى به این کار مردم داده است ولى نجیب بودن یک مرد و عزیز و عفیف بودن یک مرد کافى است که ما را دیگر در عملیات این دستگاه اقناع بکند؟

+++

بیایید ببینید این نظمیه چیست آقا این نظمیه را که شما امروز ملاحظه می‌کنید و دنباله نظمیه گذشته است دستگاهى است براى خبرچینى (سزاوار- حالا این طور نیست) توجه بکنید مال حالا را عرض نمی‌کنم ولى دنباله دستگاه سابق است اگر اصلاحش نکنید باز هم هست چرا نیست آقا. اشتباه نکنید آقاى سزاوار، آقایان می‌خواهند دفاع کنند و یک حقایقى را می‌خواهند مکتوم کنند. (همهمه نمایندگان)

سزاوار- شما حق ندارید به همه توهین کنید آقا شهربانى صاحب منصب خوب هم دارد صاحب منصب بد هم دارد آقا.

معدل- این هوا است که شما می‌کنید (سزاوار- تو هو می‌کنى) (زنگ رئیس)

رئیس- یواش‌تر صحبت کنید نباید حرف شما به کسى برخورد.

معدل- به هیچ کس حرف من برنمی‌خورد و اشخاصى که می‌خواهند از یک شخصى دفاع کنند باید بیایند اینجا از آن شخص دفاع کنند حکم بر کلى می‌شود اگر می‌خواهید از فردى یا شخصى دفاع کنید باید بیایید اینجا اسم آن فرد را ببرید و مثتثنى کنید و الا عرض کردم حکم بر کلى می‌شود اگر در یک نظمیه که شما دارید پنج نفر را بشمارید که آنها مردمان شریفى هستند نمی‌توان براى خاطر آن پنج نفر یک دستگاهى را که یک مدت مدیدى شالوده‌اش بد ریخته شده است و به مردم فشار آورده‌اند و عکس‌العمل آن این است که پیدا شده است و شما مى‌نالید از دست مطبوعات شما فریاد می‌کنید از دست اجتماعات شما فغان می‌کنید از دست این عکس‌العملى که پیدا شده است بروید به سر منشأ این حرف‌ها دست بزنید و ببینید که آیا اینها همه از عکس‌العمل‌هاى اعمال نظمیه بوده است یا خیر؟ من نمی‌خواهم بگویم که توى نظمیه آدم خوب و صحیح‌العمل نیست که شما می‌خواهید مرا هو کنید و خفه کنید شما می‌خواهید نفس مرا بگیرید شما می‌خواهید که من سر پوش برندارم، امروز با من هم آواز بشوید که مردم لااقل بتوانند یک نفس راحتى بکشند امروز باید به درد دل مردم رسید بگذارید مردم ناله و فریاد کنند تا درد دل آنها تسکین پیدا کند مگر می‌شود یک ملتى را براى هزار سال خفه کرد؟ مگر می‌شود یک ملتى را براى هزار سال کشت؟ 20 سال 25 سال شد حالا باید به درد دل مردم رسید مگر می‌شود این مرگ‌هایى که در قصر قاجار شده است از بین برد مگر می‌شود این کارهایى که در نظمیه بوده است و این فجایع و اعمالى که در این شهر و شهرهاى دیگر مرتکب شدند از خاطرها برد؟ اینها را همه مردم می‌دانند و فراموش نمی‌کنند ولو این که عمه قزى من و خاله قزى شما آنجا است. این اشتباه است آقا. اشتباه شما در اینجا است باید حقایق گفته شود به مردم گفته شود باید به مردم فهمانده شود که ما هم می‌فهمیم باید با آنها هم آوازى کنیم که آقا آن دستگاه خراب بوده و آن دستگاه اصلاً غلط بوده است. شما کدام نخست وزیر گذشته را به قول آقاى نراقى دیدید که از این دستگاه مخوف در لرزه نبود و در ترس نبود کدام وزیر شما بود او را که پشت میز به آنجا نمی‌بردندش. آیا می‌خواهند تمام این کارهایى که در گذشته شده گفته نشود و می‌خواهید سر تا پایش را جا بگذارید و بگذرید و بگویید که کار صحیحى شده است؟ (سزاوار- شما حق ندارید خلط مبحث کنید) من خلط مبحث نمی‌کنم.

رئیس- آقاى سزاوار آهسته‌تر. چه خبر است شما هم بعد بیایید صحبت کنید.

سزاوار- ایشان نباید مرا مخاطب قرار دهند.

رئیس- گفتم آقا شما هم بیایید صحبت کنید.

معدل- آقاى سزاوار من اولاً با شما حرف نمی‌زنم با آقایان هم حرف نمی‌زنم بلکه من با ملت ایران دارم صحبت می‌کنم (سزاوار- شما از کجا وجیه‌المله شده‌اید) وکیل ملت وکیل ملت. شما جلوى روى من نشسته‌اید و دارید به من نگاه می‌کنید، ناطق اینجا با ملت صحبت می‌کند و فرد کوچک‌تر از این است که مورد خطاب یک نفر ناطقى که اینجا ایستاده است قرار بگیرد.

بنده این را خدمت آقایان عرض کنم که آنچه را روح ما متمایل به آن است عبارت از این است که این دستگاه غلط

+++

بوده و بد بوده و من ایرادى دارم به بیانات آقاى نخست وزیر دفاعى که آقاى نخست وزیر کردند از نظر دولت بود لکن این که فرمودند این مرد اختیارات زیادى ندارد بنده عرض می‌کنم پس این وجود مرد مؤثر نیست (نخست وزیر- محدود است اختیارات) شما اگر تیمرمن را می‌خواهید بیاورید اینجا و یک حصارى از موم اختیارات محدود دورش بگیرید و این یک آتشى می‌شود که یک عده به استثناى آن چند نفر عزیزى که در آنجا هستند و بهشان برنخورد او را احاطه کنند درست مثل این که یک من یخ بخرید و بریزید توى اقیانوس اطلس البته آن اقیانوس خنک نمی‌شود و فایده‌ای ندارد آقاى طباطبایى یک بیانى را در مورد چند وزارتخانه فرمودند و آقایان توجه نفرمودند که گفتند درب این وزارتخانه‌ها را ببندید اگر درب وزارت معارف را نمی‌شود بست یا در فلان وزارتخانه را نمی‌شود بست و نظرى را که ایشان فرمودند و حق هم داشتند ولى اینجا حقیقتاً اگر می‌خواهید این نظمیه اصلاح شود باید درش را بست و چهار نفر دیگر را که قابل هستند و در اقلیت هستند بعد می‌توان آورد، این دستگاه خراب است و باید درش بسته شود، اصولاً این دستگاه براى انتظامات نیست این دستگاه باید طورى ساخته شود به نظر بنده که عوض شدن کابینه‌ها درش تأثیر نکند عوض شدن رژیم درش تأثیر نکند عوض شدن اشخاص درش تأثیر نکند، اینجا باید یک دستگاهى باشد که مثل ساعت کار کند، حافظ قوانین و اعتراض مردم باشد، حافظ حیثیت و جان مردم باشد و اگر می‌گویند بین افراد ایرانى اشخاصى را سراغ دارید که می‌توانند این خدمت را انجام دهند این که ننگى نیست آقا براى این که پا شوید اینجا آنها را نام ببرید و معین کنید که فلان آدم و فلان آدم می‌توانند چه ضررى دارد؟ و الا همان طور که بلند می‌شویم اختیار جانمان را می‌دهیم به دست فلان دکتر فرنگى و هر چه می‌گوید عمل می‌کنیم اینک ننگ نیست در اینجا هم باید این کار را بکنیم و اگر این شخص هم از حیث عمل اختیارش محدود باشد و مثل یک مدیر ادارى که فقط و فقط بتواند از نظر ادارى اصلاحى بکند که قفسه کجاها را مرتب کند و پرونده کجا را چطورى بچینند و کاغذ را چه جورى چاپ کنند این چه اثرى دارد؟ و باید آقاى نخست وزیر جنابعالى قول بدهید که آیا این مرد می‌تواند دستگاه شهربانى ما را از وضعیت فعلى تغییرى بدهد و به وضعیتى که شهربانى‌هاى ملل راقیه دارند ملل متمدنه دارند در بیاورند بسیار خوب اگر نه این هم یک بدبختى است بر سر بدبختى‌هاى دیگر و یک آلتى است که می‌دهند به دست آن کسانی که در گذشته و حال همه بلاها را به سر ما وارد آوردند. (کافى است)

رئیس- گفته شده است اشخاصى که موافقند صحبت مى‌کنند.

طباطبایى- عرض کنم اگر در کلیات صحبت می‌شود بنده هم هستم.

جمعى از نمایندگان- ختم جلسه - ختم جلسه

4- معرفى آقاى صدر به سمت وزارت دادگسترى از طرف آقاى نخست وزیر

نخست وزیر- اهمیت قوه قضایى به حدى است که جا ندارد در اینجا بنده چیزى عرض کنم چیزی که باید تذکر بدهم این است که تأمین قضایى باید حقیقتاً در کشور طورى جریان پیدا کند که از هر جهت آسایش و راحتى خیال ملت فراهم گردد (صحیح است) از این لحاظ بنده پس از دقت و فکر خیلى زیاد آقاى صدر را براى وزارت دادگسترى در نظر گرفتم و به مجلس شوراى ملى معرفى می‌کنم (نمایندگان- صحیح است مبارک است انشاء‌الله) و امیدوارم این استمدادى را که از مجلس شوراى ملى کرده و ایشان را به همکارى خودم انتخاب کردم به حسن قبول تلقى بفرمایند. (صحیح است)

5- اقتراع جهت شرفیابى حضور همایونى براى عرض تبریک عید مشروطیت

رئیس- چون فردا روز جشن و عید مشروطیت است براى شرفیابى حضور اعلیحضرت همایونى اقتراع به عمل می‌آید (صحیح است)

(آقاى سمیعى اقتراع نمودند اشخاص ذیل تعیین شدند)

آقایان: اردبیلى- دشتى- طباطبایى- فروهر- گیو-

+++

همراز- معینى- حمزه‌تاش- عزیزى- معتصم سنگ- ذوالقدر- سزاوار.

رئیس- آقایان به اتفاق هیئت رئیسه شرفیاب خواهند شد سه ساعت و نیم به ظهر فردا تعیین وقت شده است از طرف وزارت دربار

6- موقع دستور جلسه بعد- ختم جلسه

رئیس- اگر اجازه فرمایید جلسه را ختم کنیم. (صحیح است)

جلسه آتیه روز سه‌شنبه 18 امرداد چهار ساعت قبل از ظهر دستور هم بقیه همین لایحه.

(مجلس نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى

+++

قانون‏

قانون تشدید مجازات اشخاص بد سابقه و شرور

ماده واحده- وزارت کشور می‌تواند اشخاص بد سابقه و شرور از قبیل چاقوکش و دزد و جیب‌بر و امثال آنها را که سابقه ارتکاب این گونه اعمال را دارند براى مدت معینى از دو ماه تا دو سال تبعید یا بازداشت نماید.

اجراى این قانون به موجب آیین‌نامه که از طرف وزارت دادگسترى و وزارت کشور تنظیم و به تصویب هیئت وزیران می‌رسد خواهد بود.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه سیزدهم مرداد ماه یک هزار و سیصد و بیست و دو به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294060!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)