کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 186 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 31 شهریور ماه 1330  

 

فهرست مطالب:

1 - طرح صورت مجلس جلسه 17 شهریور

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: صفایى، تیمورتاش، شوشترى.

3 - تصویب صورت مجلس جلسات 10 و 17 شهریور

4 - بیانات آقاى بهادرى راجع به حریق میانه‏

5 - قرائت نامه دانشگاه راجع به موضوع تبصره 38 ماده 2 قانون بودجه 1328

6 - بیانات آقاى فرامرزى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه‏

7 - بیانات آقاى رئیس راجع به آقاى مشار وزیر پست و تلگراف‏

8 - طرح فوریت لایحه راجع به کمک مسلولین‏

9 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 186

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 31 شهریور ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - طرح صورت مجلس جلسه 17 شهریور

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: صفایى، تیمورتاش، شوشترى.

3 - تصویب صورت مجلس جلسات 10 و 17 شهریور

4 - بیانات آقاى بهادرى راجع به حریق میانه‏

5 - قرائت نامه دانشگاه راجع به موضوع تبصره 38 ماده 2 قانون بودجه 1328

6 - بیانات آقاى فرامرزى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه‏

7 - بیانات آقاى رئیس راجع به آقاى مشار وزیر پست و تلگراف‏

8 - طرح فوریت لایحه راجع به کمک مسلولین‏

9 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت 9 و پنجاه دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - طرح صوت مجلس جلسه 17 شهریور.

رئیس - صورت غایبین جلسات پیش خوانده می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

غیبت و دیر آمدگى آقایان نمایندگان در جلسه یکشنبه 17 شهریور ماه 1330

غایبین با اجازه - آقایان: یوسف شکرایى، محمودى، پالیزى، اورنگ، منصف، صاحب جمع، ظفرى، اسکندرى، دکتر هدایتی، دکتر کاسمى، قراگزلو، غضنفرى، دکتر شایگان، طباطبایى، بهادرى. حمیدیه، موقر.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: خاکباز، صفوى، مکرم، عرب‌شیبانى، عزیز اعظم‌زنگنه، عباسى، مرتضى حکمت، دولتشاهى، نصرتیان، شوشترى، محمدعلى مسعودى. خسرو قشقایى. سنندجى، تولیت، اکبر، غلامرضا فولادوند، ابتهاج، تیمورتاش. صفایى، افشار، قرشى، قاسم فولادوند، ثقه‌الاسلامى، سلطان‌العلما. عماد‌تربتى، محسن طاهرى، حاذقى، سودآور، دکتر راجى، پیراسته، امیر افشارى. رستم‌گیو. آزاد، جمال امامى، صدر میرحسینى، خزیمه علم، آبکار.

دیر آمدگان بى‌اجازه - آقایان: ارباب دو ساعت - پناهى یک ساعت.

غیبت و دیر آمدگى آقایان نمایندگان در جلسه یکشنبه 24 شهریور 1330

غایبین با اجازه - آقایان: شکرایى. پالیزى. ظفرى. موسوى. صفوى. منصف. عامرى. آصف. صاحب‌جمع. سرتیپ‌زاده. غضنفرى. گنجه. طباطبایى. خزیمه علم. بهبهانى. آبکار. سالار بهزادى. کوراوغلى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: خاکباز. مکرم. عرب‌شیبانى. عباسی. دولتشاهى. موقر. نصرتیان. شوشترى. محمدعلى مسعودى. خسرو قشقایى. سنندجى. تولیت. غلامرضا فولادوند. ابتهاج. تیمورتاش. صفایى. افشار. قراگزلو. پناهى. ثقه‌الاسلامى. قاسم فولادوند. عماد‌تربتى. حاذقى. سودآور. هراتى. پیراسته. امیر افشارى. کهبد. حکیمى. رستم‌گیو. آزاد. جمال امامى. صدر میرحسینى. معین‌زاده. سلطانى. عزیز اعظم‌زنگنه.

رئیس - نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى نبوى‏

نبوى - آقاى منصف نمایده محترم بیش از دو هفته است که بیمار و بسترى هستند و قادر به حرکت نبودند و اگر در دو جلسه حاضر نشده‌اند به علت کسالت فوق‌العاده بوده و گواهى پزشک هم تقدیم خواهند کرد و نظر خاصى از نیامدن نداشته‌اند

رئیس - ایشان اجازه داشتند و با اجازه نوشته شده‌اند. آقاى شوشترى نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟

شوشترى - بسم الله الرحمن الرحیم. چون نطق خواهم کرد و در وهله سوم نوبت به من خواهد رسید و عرایضم را می‌کنم فعلاً خواستم عرض کنم این دو جلسه را که مرا غایب بى‌اجازه نوشته‌اند روى آیین‌نامه بى‌اجازه بودن و غیبت کردن باید روى اصول باشد. ما دسته جمعى به مقام ریاست مجلس شورای ملى و بنده منفرداً بالاخص شرحى عرض کردم که ما غیبت نداریم و معتقد نیستیم که مجلس را به حال تعطیل بگذاریم مثل دوره 14 که سه ماه مجلس آن صورت را گرفت و آن فجایع در آذربایجان در اثر آن تعطیل پیش آمد و چون ما در ارعاب و اخفه و تهدید بودیم و ناسزا و فحاشى و هر نسبت دزدى و خیانت اجنبى پرستى به ما دادند به شما نوشتیم که ما تا محیط آزاد و امنیت براى‌مان حاصل نشود ما در مجلس حاضر نمی‌شویم. این نوشتن دلیل بر تحصیل اجازه است یعنى ایجاد امنیت از طرف مقام ریاست که مسئول حفظ حیثیات نمایندگان و عظمت مجلس و مشروطیت ایران است، براى آن بوده و شما در نامه‌اى که به ما مرقوم فرموده بودید و اعتراض می‌کنم به من نبود به همه بود، فرموده‌اید من در این محیط آزادى نطق و خطابه را براى شما تضمین کردم بنا علیهذا ما را نمی‌توان غایب بى‌اجازه خواند، بلکه استثنا‌یی است و باید اصلاح بفرمایید. (صحیح است، احسنت)

رئیس - این نظر نسبت به 14 نفرى که نوشته‌اند از حضور خوددارى کرده‌اند طور دیگرى عمل می‌شود البته در هیأت رئیسه نسبت به این اشخاص تصمیم اتخاذ مى‌شود، اگر غیر از این 14 نفر نسبت به غیبت خودشان نظرى دارند بفرمایند آقاى ارباب.

ارباب - در جلسه اسبق اسم بنده را در دیر آمدگان بى‌اجازه درج کرده‌اند در حالى که مجاز بودم، به عرض جناب آقاى رئیس هم رسانده بودم، عذر موجه داشتم.

رئیس - شما اجازه داشتید بفرمایید آقاى صفوى.

صفوى - بنده را غایب بى‌اجازه نوشته‌اند در صورتى که شرحى به مقام ریاست نوشته بودم و استدعا کرده بودم و غایب نبودم خواهش می‌کنم چون غایب نبودم دستور بفرمایید اصلاح نمایند.

رئیس - آقاى شهاب خسروانى‏

شهاب خسروانى - یک تلگرافى به امضاى طبقات مختلف به طرفدارى از آقاى دکتر مصدق رسیده که تقدیم می‌کنم.

رئیس - راجع به صورت مجلس گفتم اگر نظرى دارید بفرمایید. آقاى فقیه‌زاده‏

فقیه‌زاده - بنده خواستم عرض کنم در این دو جلسه‌اى که آقاى صاحب‌جمع نبودند و ایشان را غایب بى‌اجازه نوشته‌اند خواستم به عرض مقام ریاست برسانم که آقاى صاح‌ جمع مریض بودند نه غایب.

+++

رئیس - قبلاً به ایشان اجازه داده شده اغلب اجازه داده شده و آقاى صاحب‌جمع هم جزو آن 14 نفر نبودند و غایب با اجازه هستند. دیگر اعتراضى نیست؟

امامى‌اهرى - حالا عده کافى نیست جناب آقاى رئیس.

رئیس - البته می‌دانم تصویب صورت مجلس پس از این که اکثریت براى رأى شد اعلام می‌شود.

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: صفایى - تیمورتاش - شوشترى.

رئیس - آقاى صفایى‏

صفایى - به طوری که آقایان نمایندگان محترم استحضار دارند جناب آقاى دکتر مصدق در مجلس شوراى ملى ضمن نطق تهدید آمیز خود درخواست نمودند مخالفین دولت ایشان بدون واهمه از سنگ و چوب و چماق و فحش که براى آنان تدارک دیده‌اند از پشت‌تریبون مجلس دلایل مخالفت خود را بیان نمایند. به شهادت آقایان بنده هر وقت فرصتى به دست آورده‌ام با کمال اختصار انتقاداتى که بر روش و سیاست دولت آقاى دکتر مصدق داشته‌ام بیان کرده‌ام ولى اکنون که مشاهده می‌کنم دستگاه تبلیغاتى دولت و روزنامه‌هایى که هزینه آنان از محل تعاون عمومى یعنى صدقه فقرا تأمین مى‌شود و مبلغین و دروغ پردازان و شاگردان مکتب گوبلز که اخیراً در این دولت جان تازه‌اى گرفته‌اند براى فریب ملت ایران و الغا شبهه در آنان به هر وسیله نامشروع و نامردانه توسل جسته و دیوانه‌وار می‌خواهند مردم این کشور را به خاک و خون بکشند لازم دیدم با کمال وضوح دلایل مخالفت خود را با روش این دولت به اطلاع نمایندگان محترم و ملت ایران برسانم و نظر به این که ایادى این دولت اشتباه کارى و دروغ سازى را به جایى رسانیده‌اند که هویت اشخاص را دیگرگون جلوه داده و حقى با نامم که عبدالصاحب است و افتخار بندگى امام دوازدهم حضرت صاحب‌الامر را به من مى‌بخشد با کمال بى‌شرمى از در شوخى و مزاح درآمده‌اند ناگزیرم بر خلاف رویه و عادت خود که همواره از خود ستایى و خود نمایى پرهیز داشته‌ام اندکى وقت عزیز آقایان را به معرفى خود اشغال کنم تا همه بدانند من که با این دولت مخالفت مى‌کنم کیستم و از چه خانواده‌اى برخاسته‌ام و سپس رئیس دلایل مخالفت خود را با دولت آقاى دکتر مصدق به عرض آقایان برسانم، جد بلافصل من مرحوم حاج ملامحمد زمان سوادکوهى‌الاشتى را مرحوم محمدحسین خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات و دارالترجمه ناصرالدین‌شاه در کتاب التدوین فى احوال جبال شروین چنین معرفى مى‌کند (الحاج ملامحمدزمان سوادکوهى‌الاشتى عالمى تحریر و فاضلى خبیر و متبحرى جامع و مقدامى بارع است و در فنون فضایل و صنوف کمالات و علوم عقلیه و نقلیه و حقایق و دقایق و اسرار حکم و هندسه و حساب و غیرها قصب‌السبق او راست و از مکارم اخلاق و صفات حسنه و تحریر و تقریرش در انجمن دانایان سخن‌ها است) اعتمادالسلطنه پس از شرح مفصلى که از دوران تحصیل و اساتید و مسافرت‌هاى او که سه بار سفر به مکه و یک سال مجاورت در مدینه منوره نموده و همچنین از ریاضات سخت او که من جمله این است که هرگز در بستر راحت نمى‌غنوده نگاشته مى‌نویسد (سخى‌ترین مردم زمان و خوش خوى و مهربان سالک طریقه رئیس‌الموحدین و یکى از اقطاب زمان است) و اما پدرم مرحوم شیخ محمدعلى یکى از اساتید مسلم عالم روحانیت و از مراجع تقلید در سال‌هاى اخیر بوده و بسیارى از علما فعلى در حوزه درس او چه در سامره و چه در نجف و چه در قم کسب فیض و علم نموده‌اند و هم امروز تصانیف طبع شده او در علم فقه و اصول از کتب درسى و مورد استفاده طلاب و فقهاى عصر است و براى اطلاع از مقام علمى و درجه زهد و تقواى مرحوم پدرم بهتر است از حضرت آیت‌الله کاشانى که از محضر درسش استفاده علمى و از خرمن فضلش خوشه‌چینى کرده‌اند استفسار شود. اما من چون در شب مبارک نیمه شعبان سال 1327 قمرى یعنى در شب تولد ولى عصر و صاحب‌الزمان روحى فدا در سامره متولد شده‌ام پدرم مرا به نام عبدالصاحب نامی‌ده است براى آنان که پیرو مذهب حقه جعفرى هستند و از امام حى و غایب خود حضرت صاحب‌الامر پیروى می‌کنند لازم نیست که علت انتخاب این نام را ذکر کنم و به آنهایی که مذهب و دین خود را مانند لباس عوض مى‌کنند و یک روز در کنیسه یهود و روز دیگر در کلیساى نصارا و گاهى در حضیره‌القدس بهائیت به سر می‌برند و کار بى‌پروایى و هرزه درایى را به جایى می‌رسانند که به نام دشمنى با من نام مقدس ائمه هدى علیهم‌السلام را شیطان صفت تصحیف و تلبیس مى‌کنند کارى ندارم خود مى‌دانند و هر چه دل تنگ‌شان مى‌خواهد بگویند. پس از تحصیل مقدمات به نجف اشرف رفته در حوزه درس آیت‌الله اصفهانى و بسیاری از علماى معاصر و همچنین قم در حوزه درس مرحوم آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم به تحصیل پرداخته‌ام و از این هر دو بزرگوار اجازه روایت و تدریس و اجتهاد را دریافت کرده‌ام که خواندن متن آنها باعث خستگى آقایان محترم را فراهم مى‌کند (دکتر بقایى - نه بفرمایید آقا) و فقط به قرائت گواهینامه حضرت آیت‌الله آقاى عصار که نه تنها در حوزه علمى روحانیت عرشه منبر تدریس را اشغال نموده‌اند بلکه دانشگاه ما نیز به مقام شامخ علمى ایشان واقف و مذعن است اکتفا می‌کنم.

بسم الله الرحمن الرحیم. بعد الحمد و الصلوات چون جناب مستطاب عمده‌العلما الاعلام و زبده الفضلا العظام آقاى آقا میرزا عبدالصاحب صفایى علاوه بر شرافت حب و نسب سالیان دراز در تحصیل علوم دینیه و اکتساب مهمات مسائل شرعیه و ادراک غوامض علمیه و استنباط احکام شرعیه از مدارک اصولیه و ادله تفصیلیه تحمل زحمت بسیار نموده و رنج بی‌شمار برده‌اند تا بحمدالله به ذروه عالى مراد ..

دکتر بقایى - به ذروه‏

شوشترى - ذروه غلط است گوش کن تا من اینجا نشسته‌ام این ایرادات را نگیرید.

صفایى - آقاى دکتر بقایى بهتر نیست که این گونه اشکالات ادبى را نگیرید. اجازه بفرمایید عرایضم را بکنم.

رئیس - بین‌الاثنین صحبت نکنید، اینجا مکتبخانه نیست.

صفایى - به ذروه عالى مراد که حصول ملکه اجتهاد و دارا شدن قوه قدسیه استنباط است نائل گردیده‌اند و قصار مجتهداً قادراً على رد الفروع الى الاصول على انهج المعمول بین الفحول لهذا از باب ‌ترویج شعائر شایسته هر گونه تعظیم و اکرام و لایق هر قسم اعزاز و احترام مى‌باشند چه احترام علما اعلام تعظیم شرع انور است و بر عهده ایشان است نشر احکام و سعى در استنباط قواعد شرع اسلام با رعایت کمال احتیاط حرره‌العبد محمد کاظم‌الحسینى‌الطهرانى المشتهر بالعصار.

پس از پایان دوره تحصیل در سال 1310 با سمت ریاست دفتر اسناد رسمى به بابل رفته‌ام.

در آن هنگام چون بعضى از مباشرین املاک اختصاصى در تنظیم اسناد رعایت موازین و مقررات قانونى و شرعى را نمى‌کردند از تنظیم و ثبت اسناد آنان خوددارى نموده و در صدد بر آمدم به هر وسیله‌اى که میسر باشد من جمله به وسیله مرحوم آقاى عبدالباقى جمشیدى دائمى خود که در آن وقت نماینده مجلس و در تمام عمر مردى با تقوى بود (صحیح است) حقایق را در مورد اعمال ناپسند مأمورین املاک به عرض اعلیحضرت شاه فقید برسانم.

ولى متأسفانه قبل از آن که من و آن مرحوم توفیق حاصل نماییم بدخواهان شاه و مردم توانستند با سعایت از من به عنوان این که صفایى مخالف با ملک دارى اعلیحضرت است و جمشیدى از نظریات او پشتیبانى مى‌کنند مرا به تهران تبعید و زندانى کنند و مرحوم جمشیدى را از صف نمایندگان خارج سازند خلاصه من هم مدت‌ها در زندان به سر برده‌ام و چون آقاى دکتر مصدق طعم ناگوار این گونه مصائب را چشیده‌ام.

پس از شهریور 20 مشى سیاسى من این بود که با هر دسته و جمعیتى که بر علیه استعمار خارجى و استعمار داخلى مبارزه می‌کرده همکارى مى‌نمودم و تا آنجا که این گونه جمعیت‌ها بر حسب علم و اطلاع من آلت اغراض بیگانگان نبودند در راه سعادت و بیدارى خلق و برکندن ریشه‌هاى فساد و کوتاه ساختن دست مزدوران و عمال اجنبى از دستگاه‌هاى دولت فداکارى و مبارزه کرده‌ام و بالاخره با وجود مخالفت‌هاى شدید و علنى دولت وقت از طرف مردم مازندران که خدمتگزارى‌هاى صادقانه مرا از نزدیک در مواقع بحرانى و سخت دیده بود به نمایندگى دوره شانزدهم انتخاب شدم (دکتر بقایى - از حزب توده هم بفرمایید) آن را شما بفرمایید از آقاى صالح که حزب توده و دمکرات را خوب می‌شناسند استفسار کنید. و این که با کمال افتخار از پشت این‌ تریبون به حق‌شناسى مرد رشید مازندران و موکلین با وفاى خود سر تعظیم فرود مى‌آورم.

رئیس - آقاى صفایى وقت شما تمام شده.

صفایى - آقاى رئیس 5 دقیقه اجازه بفرمایید.

دکتر کاسمى - آقاى رئیس سه دقیقه از وقت باقی است.

رئیس - کى می‌گوید سه دقیقه دیگر باقی است؟ تأمل بفرمایید رأى گرفته شود ..

(در این موقع عده براى رأى کافى شد)

رئیس - آقایانی که موافقند ایشان پنج دقیقه صحبت کنند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بفرمایید.

صفایى - تشکر مى‌کنم از لطف آقایان.

این مختصر از سوابق زندگى خود را براى این به استحضار آقایان محترم رسانیدم که مردم منصف و بى‌غرض بتوانند درباره من که یکى از مخالفین دولت آقاى دکتر مصدق هستم با بصیرتى کامل و دور از گفتار مغرضین قضاوت نمایند.

و اما دلائل مخالفت با دولت آقاى دکتر مصدق را مختصراً به عرض می‌رسانم. من اصولاً معتقدم کسى مى‌تواند زمامدار خوب و شایسته‌اى براى مردم کشور خود باشد که همیشه دور از حساسات و با منطق و دلیل و رعایت اوضاع زمان و مکان به کارها تمشیت دهد.

از تظاهرات بپرهیزد و به حقایق اصول بپردازد. ریا نه تنها مبطل عبادت و ستایش خدای متعال است بلکه مبنا و اساس

+++

زندگانى اجتماعات را نیز بر باد و متلاشى مى‌نماید.

بنابراین اجمال و اشاره با کمال صراحت مى‌گویم که من نمى‌توانم به زمامدارى اشخاصى معتقد شوم که به احساسات بیش از منطق و دلیل ارزش می‌دهند.

زیرا سرنوشت یک ملتى را نباید تابع احساسات نمود مللى که چنین کرده‌اند هیچ گاه روى سعادت را ندیده و حتى به حداقل آمال و آرزوى خود نرسیده‌اند بنابراین مقدمه زمامدارى آقاى دکتر مصدق را در این موقع حساس که احساسات عمومى به هیجان آمده است و خود سر منشا آن بوده‌اند مناسب نمى‌دانستم از این گذشته پس از تشکیل دولت و انتخاب همکاران متوجه شدم که آقاى دکتر مصدق که برنامه‌اش فیصله دادن به مهم نفت و بر آوردن آرزوى ملت ایران یعنى ملى ساختن نفت است اکثریت دستیاران او اشخاصى هستند که سالیان دراز بر مملکت حکومت کرده و بارها شاغل مقام وزارت با پست‌هاى حساس دیگرى بوده‌اند و با همین دستگاه نفتى که آقاى دکتر مصدق با آن به مبارزه برخواسته است همکارى کرده‌اند با این وصف و به امید این که شاید موفقیتى به دست ‌آید سکوت را بر مخالفت جدى‌ ترجیح داده و منتظر عواقب کار شده ولى متأسفانه هر چه از عمر کابینه آقاى دکتر مصدق مى‌گذرد معایب و مفاسد امور ظاهر و روشن‌تر مى‌گردد که لاعلاج به مخالفت جدى و علنى برخواسته تا از این راه وظیفه وجدانى و نمایندگى خود را انجام داده باشم و مانند بعضى به لحاظ حفظ وجاهت و بر خلاف عقیده واقعى سکوت نکرده باشم. آقایان آقاى دکتر مصدق پیوسته اظهار مى‌داشتند منظورى جز اجرای قانون ملى شدن نفت و اصلاح قانون انتخابات ندارم اکنون چه شده که برخلاف گفته سابق خود دست به اقداماتى زده که باعث تشنج مجلسین گردیده است ایشان مکرر اظهار داشته‌اند از هر عملى که باعث تشنج و تأخیر اجراى قانون ملى شدن نفت است خوددارى می‌کنم ولى امروز به هر عملى که باعث تشنج و تفرقه است دست مى‌زنند با مجلس به تندى و تهدید و تحقیر رفتار مى‌نماید از انجام تقاضاى مشروع نمایندگان سر پیچى مى‌نمایند روزنامه‌هاى منتسب به دولت از هیچ گونه فحاشى و هتک حرمت نمایندگان پرهیز نمى‌نمایند آیا این رویه دلالت بر این ندارد که آقاى دکتر مصدق از ادامه زمامدارى منصرف و از اجراى قانون ملى شدن نفت عاجز و مى‌خواهند به این وسیله نمایندگان را عصبانى و موجبات برکنارى خود را فراهم نمایند؟ مقصودم از این بیان این است که آقاى دکتر مصدق خود شخصاً متوجه شده‌اند که با اقدامات تند و دور از منطق نمى‌توان مملکتى را اداره نمود و امروز در عوض این که با شهامت و شجاعت حقایق را اظهار بدارند و در مقام لجبازى و کارشکنى برآمده و به دفع‌الوقت مملکت را به طرف سقوط حتمى سوق مى‌دهند؟ به هر تقدیر اکنون نتایجى که از روش دولت آقاى دکتر مصدق در اجراى قانون ملى شدن نفت براى ملت ایران به دست آمده است فهرست وار معروض مى‌دارم زیرا به تفصیل و توضیح نیازى نیست.

اولاً دستگاه عظیم نفت خوابیده و درآمد دولت از این راه از بین رفته است ثانیاً ماهیانه بالغ بر دویست میلیون ریال هزینه کارگران بی‌کار شرکت سابق نفت تحمیل بر بودجه کشور گردیده است که ابداً محلى براى پرداخت آن نداریم.

ثالثاً طرفیت با یک شرکت مبدل به طرفیت با دولت انگلستان گردیده رابعاً دولت امریکا را به دست خود وارد در این معرکه نموده که در نتیجه آقاى هریمن رسماً بر علیه ما تبلیغ مى‌نماید آقایان بزرگ‌ترین اشتباه سیاسى حکومت حاضر مداخله دادن آقاى هریمن در موضوع نفت است آقایان انتشار نامه آقاى دکتر مصدق به آقاى هریمن و پاسخ آقاى هریمن که همه ملاحظه فرموده‌اید بزرگ‌ترین ضربت بین‌المللى را در این موقع حساس بر پیکر ملت ایران وارد آورده است ما که مى‌خواستیم از مداخلات شوم سیاسى یک دولت خارجى برهیم چرا و به چه جهت دولت دیگرى را به عنوان واسطه در کارهاى خود مداخله دهیم که نتیجه آن دریافت چنین نامه تحقیر آمیزى باشد یکى دیگر از نتایج روش غلط دولت آقاى دکتر مصدق در موضوع نفت صدور قرار دیوان داورى لاهه است که احتیاجى به توضیح زیان آن ندارم اینها همه نتایج سیاست دفع‌الوقت و دست به دست مالیدن است که عاید ملت ایران گردیده و مطمئناً روز به روز مفاسد امور افزوده‌تر مى‌شود و مطمئناً بحران اقتصادى و ‌ترقى کالاها و نداشتن ارز وارداتى به اعتراف خود آقاى دکتر مصدق ما را در پیشگاه خصم به زانو در مى‌آورد و این همان آرزوى نهانى شرکت سابق نفت است من معتقدم دولت دکتر مصدق نمی‌باید موضوع را به مذاکرات بى‌نتیجه به جایى بکشاند که شیرازه امور سیاسى و اقتصادى ما از هم بپاشد

به نظر من اصلاً خیال استفاده از تأسیسات نفت خیز به مغز این حکومت رسوخ نکرده همیشه در عرض این پنج ماه در انتظار تسلیم شدن انگلستان بوده و هستند و درباره این موضوع که شاید ایشان تسلیم نشوند فکر و چاره‌اى نیندیشیده که از وسائل دیگر براى جلوگیرى از خطر بی‌کارى و به کار انداختن تأسیسات نفت و استخدام کارشناسان مجرب دیگر استفاده نماید آقاى دکتر مصدق باید فرض کنند اولتیماتم خود را به انگلیس‌ها داده و پانزده روز از تاریخ آن گذشته و کارشناسان هم رفته‌اند باید تصمیم گرفته باشند و نقشه‌اى هم کشیده باشند که در این صورت چه کنند و بالاخره برنامه به کار انداختن تأسیسات نفت را تنظیم نموده باشند ولى ما مى‌دانیم که چنین کارى نکرده و پنج ماه از عمر کابینه خود را به امید تسلیم انگلیس‌ها گذرانده‌اند آقایان اگر ضرب‌الاجلى براى همکارى با متخصصین نفت و شرکت سابق و یا دولت انگلستان لازم بوده است امروز نیست باید در روز اول زمامداری خود آقاى دکتر مصدق این عمل را انجام می‌دادند تا فرصت از دست نمی‌رفت و احساسات عمومى ملل آزاد بر علیه ما تحریک نمی‌شد در این چند روزه بعضى از من پرسیده‌اند که نظر اقلیت مجلس در موضوع نفت چیست پاسخ من این بوده است که دولت باید برنامه صریح و مشخصى در چگونگى استفاده از منابع نفت داشته باشد تا ما به آن رأى داده و از دولت پشتیبانى بکنیم تنظیم برنامه دولت از وظایف مجلس نیست این دولت است که باید بگوید چه مى‌خواهد و چه مى‌کند دولت باید بگوید پس از خلع ید چه راهى براى بهره‌بردارى و استفاده از منابع عظیم نفتى ایران در نظر گرفته است

آقایان چون دولت برنامه منظمى در این زمینه تنظیم ننموده و از خلع ید مورد ادعا جز ضرر و زیانى عاید ملت ایران نگردیده من نمى‌توانم با چنین دولتى موافقت کنم.

آقایان این نتیجه اعمال دولت در زمینه اجرای قانون ملى شدن نفت است ولى در سایر امور وضع بدتر سیاست و امنیت عمومى به کلى متلاشى و از بین رفته است دولت آنچه در قدرت داشته است براى تحریک احساسات عمومى بر علیه مخالفین خود به کار برده و با اعزام منتظرالوکاله‌ها استان‌ها و شهرستان‌ها را دستخوش اغتشاش و هرج و مرج نموده است روزنامه‌هاى منتسب به دولت دست به فحاشى و هتاکى و ارعاب هولناکى زده‌اند رسماً مردم احساساتى را دعوت به قتل و کشتن مخالفین خود مى‌نمایند به طوری که امروزه عده زیادى از آقایان نمایندگان خطرات آتیه و عقبات وخیمه این سوء سیاست را احساس مى‌کنند ولى به ملاحظه آبرو و از ‌ترس هو و جنجال دم فرو بسته و صدایى از آنها در نمی‌آید ولى ما جان خود را به کف دست گرفته و با قیمت حیثیت و آبرو بزرگ‌ترین فداکاری‌ها را انجام مى‌دهیم و به خواست خدا و دست غیبى که همیشه حافظ و نگهبان ایران بوده است امیدوارم کشور و ملت ایران از خطر عظیمى که رو به رو شده است به خوبى و سرفرازى بدهد. (صحیح است - انشا الله)

فرامرزى - وکلایى که بیشتر از شما می‌ترسند کی‌ها هستند؟

صفایى - آنها معرفى‌شان لازم نیست، عمل‌شان معرف آنها است.

دکتر بقایى - ولى آن دست غیب در کانال سوئز قطع شده، دیگر به اینجا نخواهد رسید

پیراسته - انشا الله که قطع شده باشد.

دکتر بقایى - شده مطمئن باشید.

رئیس - آقاى تیمورتاش بفرمایید

تیمورتاش - بنده از حضور آقایان محترم استدعا مى‌کنم که بر ما خرده نگیرند اگر یک قدرى به خودمان مى‌پردازیم و از خودمان دفاع مى‌کنیم، حقیقت این است که سیل افترا و همت و ناسزا به حدى در این مدت به طرف ما سرازیر شده که مى‌خواهیم در این زمینه اقلاً با یادى از پدران و گذشتگان‌مان نشان بدهیم که کى هستیم چه هستیم.

اگر همکاران گرامى به خاطر داشته باشند چندى پیش از پشت همین‌تریبون به عرض مجلس شورای ملى رساندم که باید نظریات خود را در خصوص نفت به سمع ملت ایران برسانم و لو آخرین روز عمر سیاسى ما باشد.

احساس مى‌کنم آن روز فرا رسیده اکنون مى‌خواهم از پیشگاه مقدس مجلس شورای ملى استدعا کنم به من اجازه فرمایند آنچه دیری است چون آتش سوزانى در اعماق قلبم نهفته بود بر زبان آورده و سپس از محضر شما همکاران ارجمندى که نزدیک دو سال مرا مشمول عنایات خویش فرموده‌اید مرخصى طلبم.

زیرا در پایان عرایضم استعفاى خود را از نمایندگى دوره شانزدهم تقنینیه تقدیم مقام منیع ریاست مجلس شورای ملى میدارم به پاس این همکارى و انس و الفت و به عنوان تودیع دو استدعا از حضور جملگى دارم.

یکى آن که بر من منت نهاده اجازه فرمایند عرایضم پایان پذیرد و وقت را از من دریغ نفرمایند و دیگر آن که حتى‌المقدور از ابراز احساسات له و علیه خوددارى فرمایند اگر چه صندلى دولت خالی است و می‌خواستم خواهشى از آقاى دکتر فاطمى بکنم چون نیستند امیدوارم به سمع‌شان برسد یعنى مى‌خواستم از آقاى دکتر فاطمى استدعا کنم که مقرر فرمایند بر خلاف معمول تمام عرایضم در رادیو خوانده شود تا ملت ایران از آخرین دفاع من مستحضر و آگاه گردند گو این که نمى‌دانم این تقاضاى کوچک مشروع من پذیرفته نخواهد شد (شوشترى - این تعلیق به محال است، انحصارى است) نمى‌دانم حدیث و نامه چون است.‏

ولى دانم که آغازش به خون است‏

اگر امروز ملت ایران قد مردانگى

+++

افراشته و استیفاى حقوق حقه خود را از یک شرکت غاصب ستمگر استعمار طلب مى‌خواهند و براى نیل به این منظور مقدس تا پاى جان ایستاده درست هیجده سال پیش در شب تاریک و هولناکى خون یکى از فرزندان پاک نژاد همین ملت به جرم همین گناه و با شقى‌ترین نحوى به پاى خدایان نفت به خاطر نفت و براى نفت ریخته شد.

میثاق من و تو ‌اى ملت ستمدیده و رنج کشیده ایران براى غلبه بر این دستگاه آدمکش غارت‌گر از همان شب آغاز گردید با خود عهد و پیمان کردم که در راه اعتلاى تو در راه رهایى تو در راه آزداى تو از چنگال مهیب استعمار تا پاى جان بایستم و اکنون به شما آقایان محترم اطمینان مى‌دهم که با همان صراحت لهجه همیشگى آنچه در دل دارم به عرض رسانده و آنگاه از محضر محترم‌تان مرخص شود. می‌روم نه از این جهت که ‌ترس و وحشتى داشته و یا از رعاب و تهدید مخالفین خود هراسناکم نه از این جهت که از مبارزه بازمانده و مى‌خواهم کنج عزلت گزینم نه از این جهت که جان ناچیز را مافوق مصالح کشور پنداشته براى حفظ آن میدان را خالى مى‌گذارم بلکه می‌روم تا به این وسیله به آن تنک چشمانى که براى یک روز وکالت حاضرند دنیایى را به خاک و خون کشند ثابت کنم که مبارزه من هدفى عظیم‌تر بزرگ‌تر و رساتر از جاه و مال و مقام و منصب دارد می‌روم تا آنان که دینار و درهم را محرک زندگى خود مى‌دانند بگویم این خان یغمایى که شما فرض می‌کنید براى ما گسترده‌اند از آن خودتان باشد می‌روم تا به آنهایى که مدعى هستند برای وکالت با بیگانه بسته و خود را مزدور اجنبى ساخته و آبروى چند صد ساله خود و خاندانم را کفه ‌ترازوى پول و رشوه و اتومبیل انداخته‌ام بفهمانم که می‌توانم از این جمله صرف‌نظر کنم زیرا اتومبیل بگیر از سفارت باید کسى باشد که از آغاز طفولیت چشم به اتومبیل نگشوده. می‌روم زیرا سیل تهمت و افترا فحش و ناسزا چنان بهترین احساساتم را مجروح ساخته و اعصابم را در هم شکسته که حتی به دوستان و فامیل سر جنگ و ستیز دارم و یکى را بعد از دیگرى از خود رنجانده و دور می‌سازم. شاهد بارز من دوست دیرینم فرامرزى است که امروز به امید وکالت فردا در وصف موافقین دولت قرار گرفته و چه در روزنامه و چه در مجلس از هیچ گونه اهانتى نسبت به ما فروگذار نمی‌کند. می‌روم چون کار هتاکى و فحاشى به جایى رسیده که دیگر از حدود انتقاد و حتى تهدید به قتل گذشته و به زن و مرد خانواده من به مرده و زنده من ابقا نمی‌کنند. گرچه خود از این گفته شرم دارم ولى براى آن که ملت ایران بداند بازار هتاکى چقدر گرم است می‌گویم.

می‌روم زیرا ورق پاره‌هایى که در کمال وقاحت خود را آیینه افکار ملتى می‌دانند که برای احقاق حق خود قیام نموده‌اند از من گذشته و حتى به مادرم دختر مرحوم عضدالملک نایب‌السلطنه ایران پرداخته از هیچ اهانتى فروگذار نمی‌کند

می‌روم زیرا پدارن من که در طى صدها سال مرزدارى ایران را بر عهده داشته و سینه خویش را سپر تیر بلاى اجانب ساخته‌اند در قبر از این بی‌شرمى‌ها برخود می‌لرزند. چقدر جاى افسوس است که این بازار آشفته در زمان حکومت کسى به وجود ‌آید که خود از خانواده‌هاى محترم این کشور و باید به حفظ نوامیس خانوادگى پایبند باشد. جناب آقاى دکتر مصدق به قول خودتان رفیق چهل ساله پدر و پدر بزرگم چه حیف که ایادى آن جناب من و خانواده‌ام را جیره‌خوار خوان نعمت نفت دانند و زنازاده سفارت انگلیس خوانند (فقیه‌زاده - این صحبت‌ها خوب نیست) (شوشترى - ساکت شو آقا چرا نمى‌گذارى حرف بزند) ای کاش به همان فتواى قبل من قناعت می‌شد تا امروز مجبور نبودم مهر سکوت را درهم شکنم. من نمی‌خواهم رجز خوانى و مدیحه سرایى کنم فقط به همین اکتفا می‌کنم که بگویم چند روز پیش جناب آقاى نخست‌وزیر از پشت همین ‌تریبون فرموده بودند یک ایرانى اصیل پیشنهاد بین‌المللى ساختن خرید نفت به من داده است من آن ایرانى اصیل را امروز به شما معرفى می‌کنم وى شاهزاده خسروانى است که در غوغاى قرارداد 1933 به جرم وطن پرستى دچار سرپنجه شهربانى وقت شد. بروید و استنطاق‌هاى وی را بخوانید بروید و ببینید در همان هنگام این مرد به تمام معنى اصیل چه گفت‏

(آشتیانى‌زاده - این تقصیر پیشوا است که گریه مى‌کند و همه هم گریه‌شان می‌گیرد) (شوشترى - فرق است بین حق و باطل آن دروغ است و این راست)

متشکرم آقاى آشتیانى‌زاده این را من نگفته‌ام بلکه شخصى اظهار مى‌کند که بر فرداى خود در امان نیست بروید و ببینید چند صد هزار لیره به پدرم می‌دادند که فقط خود را از میدان نفت کنار بکشد ولى او نه به گفتن بلکه عملاً تا پاى جان ایستاد من استدعا مى‌کنم اوراق استنطاقى آقاى خسروانى را بخواهید (اگر شهربانى همین امروز آنها از بین نبرد) و صدق عرایضم را دریابید.

آیا حیف نیست که امروز ننگ اجنبى پرستى و مهر جاسوسى بر ما زنند؟ چرا؟ مگر ما چه گفتیم.

من به پیروى از گذشتگان خود آن روز مخالفت با سیاست‌هاى استعمارى را شروع کردم که هنوز کسى جرأت تفوه آن را نداشت.

من آن روز با یک شرکت غاصب ستمگر خارجى در افتادم که هنوز کلمه انگلیسى مترادف با بیگانه پرستى نگردیده بود

بروید مذاکره دوره چهاردهم را ملاحظه کنید بروید صفحات روزنامه رستاخیز ایران را ورق زنید تا ببینید ما از کى و کجا این مبارزه مقدس را شروع و آغاز نمودیم. چرا کدام عقل سلیم قبول مى‌کند آن زمانى که قهرمانان امروز نفت که هر یک به نحوى از انحا سفره گسترده کام مى‌گیرند حتى از بردن نام شرکت بیم داشتند من و خانواده‌ام در این مبارزه پیش قدم باشیم و امروز که ملتى براى احقاق حق خود قیام نموده علیه جریان طبیعی شنا بنماییم نوکر اجنبى، فروخته بیگانه، جاسوس انگلیس و خائن به ایران قلم رویم اندکى به عقب برگشته و ببینم مباینت من با قهرمانان کنونى نفت از کى و کجا است‏ آقایان گرام به خاطر دارم که تا نخست‌وزیرى جناب آقاى منصور موضوع نفت حدت و شدت کنونى خود را نداشت جملگى در پى راه حل معقولى بودیم.‏

در کابینه مرحوم رزم‌آرا هنگامی که مى‌خواستند لایحه را از دستور خارج نمایند اولین کسی که به مخالفت شدید برخاست من بودم زیرا از همان اوان عقیده‌مند بوده و هستم که مجامله کارى و اتلاف وقت در مقابل حریف کهنه‌کار مسلماً به زیان ملت ایران تمام می‌شود به همت همه آقایان کمیسیون نفت تشکیل شد کار از دست دولت‌ها خارج و به عهده مجلس افتاد.

من هم به حکم علاقه دیرین به اتفاق دوست عزیزم آقاى صمد سودآور پیشنهادى دادیم که همان روز نسخ عدیده‌اى از آن را ماشین نموده منتشر کردیم.

از همان اوان یک حس لجاج و عناد خاصى براى ما مشهود بود عاقبت با اداى نطق قبل از دستور اجازه توضیح گرفتم. بیانات من و جناب آقاى دکتر مصدق هر دو در صورت جلسات کمیسیون نفت هست پس از آن که جناب ایشان استدلال فرمودند که یگانه راه الغا قرارداد منحوس 1933 اعلام ملى شدن صنعت نفت در سراسر کشور مى‌باشد بنده هم متقاعد گردیده و به عنوان بهترین حربه براى نیل به این منظور مقدس با قانون 29/ 12/ 29 به طیب خاطر رأى دادم ولى آقایان محترم می‌دانند و پوشید و پنهان نمی‌دارم که با 9 ماده اجرایى مخالف بودم و به آن رأى ندادم آغاز اختلاف نظر ما از اینجا است که من آن روز خواستم دلایل مختلفت خود را بیان کنم ولى رأى مطاع مجلس به کفایت مذاکرات مجال صحبت نداد ولى به عنوان پیشنهاد ملت ایران را از مشکلاتى که در کمینش نشسته اندکى آگاه ساختم و گفتم از آنجایى که بشر جایزالخطا است به احتمال اشتباه هر قدر هم ضعیف و ناچیز باشد بهتر است مجلسین ایران یعنى آخرین سنگر و پناه ملت را بیش از حد لزوم در این گیر و دار مداخله نداده هیئت مختلط را از میان افراد مبرز خارج از مجلس انتخاب کنید این ذنب لایغفر و گناه غیر قابل بخشش من بود این درسى است که در سفارت انگلیس به من داده و با بذل رشوه و پول و اتومبیل خواسته است به رخ مردم کشم.

از علل دیگر مخالفت خود با 9 ماده مى‌گذرم زیرا بدبختانه هر روز پیش‌بینى‌هاى من به طرز هولناک‌ترى در برابر ملت ایران نمودار مى‌گردد از تعهدات یک جانبه که ناظر بر مقدار بهره‌بردارى استخراج و فروش بود مى‌گذرم مدت نامحدود حق تقدم و اثرات آن را مى‌گذارم غراماتى را که باید از این ملت بدبخت با هزاران خون دل گرفته و به مصرف سیاست جدید صنعتى انگلستان دایر بر پراکندگى واحدهاى صنعتى و به وجود آوردن دستگاه‌هاى مستقل کوچک به جاى آماج‌های بزرگ هوایى براى تخفیف خاطر بمباران‌هاى دامنه‌دار هست مى‌گذرم زیرا براى هر یک باید فصلى علیحده باز نمود.

به هر تقدیر جناب آقاى دکتر مصدق شرط قبول زمامدارى خود را در یکى از خطیر‌ترین دقیق کشور تصویب مواد نه گانه قرار داده و اجرای آنها را تقبل فرمودند و حال آن که چون جناب ایشان شخصاً من حیث رئیس دولت مأمور مذاکرات بودند شائبه هر گونه سوء ظنى منتفى و می‌توانستند با دست باز‌ترى وارد میدان شوند تا امروز دنبال تعمیر و تقسیر و تأویر کلمات و مضامین گوناگون نگردند.

رئیس - آقاى تیمورتاش وقت شما تمام شده‏

تیمورتاش - ده دقیقه تا یک ربع التفات بفرمایید

رئیس - آقایانى که با ده دقیقه جهت ادامه نطق آقاى تیمورتاش موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد

دکتر بقایى - اجازه بفرمایید یک ساعت صحبت کنند تا اسرار نفت را که وعده داده بودند بگویند. ما همه رأى می‌دهیم به شرط این که ایشان مهر را بشکنند و همه اسرار نفت را بگویند.

رئیس - به شما چه مربوط است مجلس

+++

باید رأى بدهد، شما هم یک رأى دادید، هر کس یک تذکر بدهد مجلس انتظامش از بین می‌رود، بفرمایید بقیه بیانات‌تان را بکنید.

تیمورتاش - با وجود همه این احوال من و جمله کسانی که امروز به جرم اقلیت بودن مهدورالدم شناخته شده‌ایم به جناب ایشان رأى دادیم تا شاید بتوانند به وعده وفا نموده و ایران را از گرداب مهلکه بیرون کشند متأسفانه‌ این آرزو انجام نگرفت و هر روز مشکلى تازه بر مشکلات گذشته افزود تا آنجا که به جاى طرفیت با یک شرکت غاصب و ستمگر نخست و با دولت انگلیس و بعد در اثر عدم موفقیت دست راست رئیس جمهور آمریکا در مأموریتى که به علت شکایت و در دل دولت حاضر تقبل نموده بود با تمام بلوک غرب طرف شدیم  قیاس پاسخ اخیر هریمن و آنچه در گذشته از وى به خاطر داریم مرا بى‌نیاز از توضیح بیشترى می‌نماید. همچنین لازم نمى‌دانم اقدامات و اظهارات خود را چه در کمیسیون خارجه و چه نزد هیئت مختلط در میان گذارم فقط اکتفا مى‌کنم که عرض کنم هرگاه به سؤالاتى که از جناب آقاى نخست‌وزیر نمودم پاسخ داده مى‌شود جمیع این نکات روشن مى‌گردید.

آیا ابراز نگرانى از این همه ناکامی‌ها جرم و خدمتگذارى به خارجى است؟ آیا اگر سؤال شود که نقشه و برنامه چیست باید مهر مزدورى بر ما زنند؟ آیا اگر بپرسیم که همین مجلسى که روزى جناب آقاى دکتر مصدق براى اخذ رأى اعتماد آن را رفراندم ملى خواندند چرا اکنون تا این اندازه غریبه و دور از جریان است خیانت و وطن فروشى است؟

آیا اگر سؤال شود چرا روزگارى تمام جریان نفت بر ملا و از ملت ایران پوشیده نبود ولى امروز استردادنامه و ارسال پیشنهادات جدید را باید از خلال خبرگذاری‌هاى خارجى جستجو کرد جاسوسى اجنبى و نوکرى سفارت انگلیسى است؟

براى آن که برهان قاطع براى این دولت بیاورند عرض مى‌کنم هریمن در نامه اخیر خود خطاب به دکتر مصدق از ابراز نگرانى جناب ایشان راجع به حل مسأله نفت سخن مى‌گوید.

چرا این ابراز نگرانى براى آقاى نخست‌وزیر که خود عامل انجام کار مى‌باشند عین وطن پرستى ولى براى ما کسانى که از چون و چند امور جز آنچه به عنوان گزارش بدون بحث خوانده می‌شود خبرى نداریم جاسوسى انگلیس و خائن به مصالح عالیه کشور است.

آیا اگر عده‌اى نخواستند در رأى اعتماد شرکت کنند و تصور نمى‌کردم موجبى براى تجدید اعتماد موجود است بلکه باید در انتظار نشست و دید که عاقبت کار چه خواهد شد اگر عده‌اى نمى‌خواستند مجلس را بیش از این در این دقایق تاریک آلوده بببینند گناه‌کارند و باید ننگ بیگانه پرستى را به خود هموار کنند آیا مفهوم دولت آزادى خواه آن است که شبانه روز نامه تهدید به قتل و کشتن به وسیله دستگاه‌هاى گوناگون خود فرستاده در روزنامه‌هایى که خود را منتسب و مدافع دولت مى‌دانند علناً قیام بر علیه مجلس و نمایندگان را تبلیغ کنند.

آقایان ارجمند من می‌روم زیرا نه تحمل این همه دشنام و فحش و ناسزا را دارم و نه مى‌توانم سکوت اختیار کنم من این فداکارى را نیز در راه ملت ایران نموده براى آن که تصور نکنند خار راهى هستم به طیب خاطر کرسى وکالت را ‌ترک مى‌کنم. شما مى‌دانید و سرنوشت این مملکت - شما دانید مقدرات این ملت. اجازه می‌خواهم به عنون وداع جسارت نموده نکته‌اى را به عرض برسانم.

انتخابات آینده انگلستان نزدیک است اگر شما دولت کارگرى را به زانو در نیاورید بیم آن دارم که با سیاست منفور استعمارگران بزرگ‌ترى مواجه شوید در این مدت کوتاه که تا 25 اکتبر باقى است شما مى‌توانید نقش بزرگى در تاریخ حیات کشور باستانى ایران بازى نمایید و نسل‌هاى آینده را از مهلکه نجات دهید آقایان امروز من از حضور شما مرخص مى‌شوم ختم کلام خود را این بیت نظامى قرار مى‌دهم.‏

زمین عجم گور گاه کى است‏

در او پاى بیگانه وحشى پى است‏

رئیس - بفرمایید آقاى شوشترى‏

شوشترى - بسم الله الرحمن الرحیم. بنده بر خلاف رویه و عادتم، مخصوصاً براى این که از ادب خارج نشوم اگر چه هیچ وقت عادتم نیست این دو کتاب را آورده‌ام در اینجا حاضر است در 19 ماه که من در مجلس بوده‌ام ملاحظه بفرمایید یک نکته از ادب خارج نشده‌ام و اگر یک روز یک جوابى را به فردى دادم روى حقیقت بود و اگر مجلس استعلام مى‌کرد ادله آن یک کلمه‌اى که از من پسندیده نبود همین جا می‌گذاشتم در دسترس تا بدانند که همان یک کلمه را که عصبانى شد و از ادب خارج شدم بى‌منطق نگفته‌ام از این جهت نطقم را تنظیم کرده‌ام و امیدوارم طورى بشود که آقایان اجازه بدهند توجیه بکنند که بازار سحر تمام بشود و پرده معجزه بالا برود و از آقایان مخبرین جراید خواهشمندم توجه بفرمایند که مطالبى که مى‌گویم عیناً نوشته شود چون من یواش یواش حرف مى‌زنم مثل مصاحبه، گرچه بنده مصاحبه نکردم حرف‌هاى خصوصى به عنوان مصاحبه نیست، مصاحبه آن است که مصاحبه‌دهنده امضا کند ذیل آن را و بدهد. حرف‌هاى خصوصى را نباید به عنوان مصاحبه در روزنامه نوشت که من بیایم بگویم که این منطبق با آنچه که من گفتم نبوده بنا علیهذا امیدوارم آقایان محترم اجازه فرمایند لااقل نمایندگان اقلیت بتوانند در مجلس شوراى ملى آزادانه نظریات خود را اظهار و عقیده خود را در معرض قضاوت افکار عموم قرار دهند و سعى فرمایند مجلس شوراى ملى را از اختناق به دور نگاهدارند زیرا در خارج از محیط مجلس دولت فعلى نمى‌گذارد افکار نمایندگانى که به آنها عنوان مخالف اطلاق مى‌کند در دسترس عموم قرار گیرد براى آن که اداره رادیو و تبلیغات که متعلق به عموم ملت است انحصارى شده آنچه را که دولت و آقاى فاطمى را و دستور مى‌دهد عمل می‌کنند ولا غیر یعنى نطق‌ها و بیانات نمایندگان موافق را با آب و تاب و تام مخصوص در چندین نوبت مى‌گویند و به زبان‌هاى خارجى هم‌ ترجمه کرده منعکس مى‌سازند ولى از گفته نمایندگان مخالف چیزى گفته نمى‌شود و اگر هم گاهى مختصرى را بگویند آن قسمتى است که به حال دولت مفید دانسته و شاید همان مختصر را هم تحریف کنند.

پس انتقادکنندگان از روش دولت بهره و نصیبى از رادیو ملى نمى‌برند و از این راه نمى‌توانند نظریات خود را به ملت بفهمانند و گوشزد کنند یک راه دیگر باقى مى‌ماند و آن روزنامه‌ها است اولاً روزنامه مجبور و موظف نیست که تمام بیانات نمایندگان را نقل کند و دیگر آن که روزنامه‌ها دو دسته‌اند آن دسته که سابقه ممتد دارند و در اثر خدمات گذشته وزنى در جامعه پیدا نموده و آبرویى تحصیل کرده‌اند وضعیت متشنج فعلى آنها را وادار به احتیاط و محافظه‌کارى کرده که مبادا آبروى خود را از دست بدهند و دچار افترا و تهمت قرار گیرند مثل آن چند روزنامه با شهامتى که با کمال شجاعت از نظر انجام وظیفه از هیچ چیز نهراسیده حقایق را در معرض افکار قرار داده و قلم حق خود را به کار بردند ملاحظه بفرمایید کدام افترا و تهمت ناسزا است که نسبت به آنها ننوشته‌اند دسته دیگر روزنامه‌هایى هستند که در این چند ماه پا به عرصه وجود گزارده و کسى نیست در مقام پرسش و تحقیق برآید که این افراد کیانند و چرا دولت به آنها پروانه داده و مخارج آنها را از کجا تأمین می‌کنند و همچنین هویت و ماهیت این تازه کارها را مردم نمى‌دانند تا قضاوت کنند اظهارات آنها از روى چه دستور و غرض است این افراد طبق نقشه منظم و دستور مخصوص و مأموریتى که به آنها داده شده وظیفه خود را انجام می‌دهند وظیفه آنها لجن مال کردن - تهمت و افترا وارد ساختن - از راه فحش پدر - مادر - مذهب نسبت دزدى، خیانت، اجنبى پرستى و امثال آنها به مردم مؤثر کشور تاختن است - چون زیاد نمى‌خواهم در این باره حرفى بزنم و قلوب نمایندگان محترم را جریحه‌دار سازم مى‌گذرم و به موقع دیگر موکول مى‌نمایم.

با مقدمه فوق راه منحصر به فرد نمایندگان که روش دولت را نمى‌پسندند و از نظر انجام وظیفه مى‌خواهند اعمال دولت را انتقاد کنند همان نطق در مجلس است و بس و اگر در مجلس هم ما نتوانیم حرف‌هاى خود را بزنیم ناچار باید در مقام سؤال برآییم و بخواهیم که یک نفر پیدا شود معنی حکومت مشروطه و آزادى را به ما حالی کند و همچنین تشخیص نماییم که در حکومت آقاى مصدق روش سیاسى ما باید چگونه باشد این جانب با نخست‌وزیرى آقاى دکتر مصدق مخالف بودم و فعلاً هم مخالفم و از نظر خود عدول نکرده و با آقایان مخالفین دیگر همصدا شده در جلسات گذشته حضور پیدا نکردیم به طوری که ملاحظه فرمودید علت عدم حضور در مجلس را به مقام ریاست نوشتیم زیرا وضع آن روز را به هیچ کیفیت نمى‌توانستیم در تاریخ سیاسى ایران محفوظ نگاهداریم مگر به همان طریق زیرا به قول عوام دیوار حاشا بلند است بعد از گذشتن چند ماه موافقین آقاى دکتر مصدق انکار مى‌کردند و به کلى نفى مى‌نمودند که در آن روز هیچ کس درب مجلس نیامده بود و وکلا را تهدید نمی‌کرد.

عدم حضور در چند جلسه مجلس به علت ‌ترس نبوده زیرا اگر مى‌ترسیدیم آن اعلامیه مفصل را نمى‌دادیم و امروز هم حضور پیدا نمى‌کردیم خواستیم به ملت ایران و دنیا بفهمانیم چه وضعیت را دولت فعلى فراهم کرده و چطور آزادى افکار و افراد در معرض تهدید ‌ترور قرار گرفته است فعلاً این دو کتاب را که ملاحظه مى‌فرمایید مجموعه صورت مجلس‌ها و نطق‌هاى جامع نمایندگان است در این دو مجله مربوط به سال اول - شش ماه سال دوم صورت مجلس‌ها موجود و نزد همه آقایان محترم نمایندگان است - قبل از شروع به بحث در آن از مقام محترم ریاست استدعا دارم امروز مقرر فرمایند لاک و مهر مجلس را آورده این وصیتنامه هفت برگى که ذیل آن را رئیس محترم و سه نفر از نمایندگان آقایان محترم رفیع و اورنگ و گنابادى تصدیق و امضا فرمودند لاک و مهر شده در مجلس حفظ شود و پس از مرگ طبیعى یا کشته شدنم در مجلس قرائت

+++

شود اشتباه نفرمایند این جانب وصیتنامه را نه از ‌ترس نوشته‌ام و نه آن که دارای املاک و مستغلات و پول و جواهرم که محتاج به مهر بوده شاید اثاثیه منزل و تمام آنجا را که اسباب و اتومبیل دارم تکافوى پرداخت قروض آن را نمى‌کند من شرعاً این عمل را لازم دیدم که از این راه هم افراد مشتبه ایرانى را متنبه کرده و بعد از مرگم معلوم شود آیا گناهى کرده بودم و یا خیانتى ورزیده‌ام‏

رئیس - اجازه بفرمایید در هیئت رئیسه با حضور خودتان این کار را مى‌کنم چون وقت مجلس گرفته مى‌شود خدمت خودتان باشد

شوشترى - خدمت خود جنابعالى باشد 7 برگ است و خودتان هم امضا کرده‌اید (7 برگ وصیت نامه را تقدیم مقام ریاست نمودند)

حالا برگردم به اصل مطلب آقایان نمایندگان محترم یقین دارم بدانید چه مسئولیت سنگینى را بر عهده دارید از شما و ملت ایران مى‌خواهم و استدعا می‌کنم با مراجعه به این کتاب‌ها و صورت مجلس‌ها ببینند آیا در تمام 18 ماه اینجانب حتى یک کلمه از دهانم بیرون نیامده است که استشمام بوى اجنبى خواهى و حمایت از اجانب از او بشود؟ مراجعه بفرمایید ببینید تمام گفته‌هاى اینجانب بر خلاف اجانب بوده یا نه رسیدگى بفرمایید که آیا شدت عمل اینجانب در مخالفت با شرکت غاصب سابق نفت و عمال اجانب از دیگران اگر بیشتر نبوده کمتر بوده است؟ این دو جمله مختصر را مى‌خوانم یکى در کابینه منصور است که آنجا داد می‌زدم ‌اى دنیا ما روى طلا داریم راه می‌رویم منابع تحت‌الارضى داریم جنوب و شمال ایران مردم ایران با سیاست مرموز دولت تمام مردم ستر عورت ندارند سقاخانه درست کرده‌اند و قتل ماژورایمبرى درست کرده‌اند یا در کابینه رزم‌آرا در صورت مجلس نوشته شده که گفته‌ام ‌اى ملت ایارن دست گدایى دراز کردن بس است زیر بار ظلم رفتن بس است تعدى کشیدن بس است تحمل بس است آیا ما باید دست گدایى به مال خودمان دراز کنیم که آقای مکى آن موقع گفتند هزار احسنت این ‌ترتیب شده که یک چنین آدمى امروز زنازاده خوانده مى‌شود مزدور اجنبى خوانده مى‌شود (ارباب - این حرف غلط است) آقا جان بگذار حرف بزنم گوش کن مزدور خوانده مى‌شود خائن خوانده مى‌شود من 60 سال خدمت به اسلام و مملکت کرده‌ام آقایان شب مى‌نشینند دستور می‌دهند که آن عبارات صبح در آن روزنامه‌هایى که پولش از بیت‌المال ملت گرفته مى‌شود نوشته می‌شود پس چرا با اینجانب این طور عمل می‌شود باید علل آن را عرض کنم.

موقعى را که در برنامه آقاى دکتر با برنامه ایشان و زمامدارى‌شان مخالفت ورزیدم و ده ماده پیشنهاد اصول کردم و با کمال ادب علت مخالت خود را با نخست‌وزیر ایشان اظهار داشتم چه گفتم عرض کردم آقاى دکتر مصدق وجودشان در مجلس از نظر انتقاد انفع است و ایشان در انجام عمل مثبت عاجزند و در ایفاى نقش منفى ماهرند و گردش کارهاى دولت در نخست‌وزیرى ایشان متوقف خواهد گردید و همه را دچار زحمت خواهد ساخت در عین اظهار این نظر راجع به اصل ملى شدن نفت کاملاً موافق و با نمایندگان محترم دیگر عموماً به این موضوع رأى دادیم و هر یک زیان و ضررهایی که از شرکت سابق به ملت ایران وارد شده بود آنچه توانستیم اظهار کردیم گواه بنده اظهارات مضبوطه است که قبل از آمدن آقاى دکتر مصدق و وکلاى محترم تهران به مجلس چند مرتبه این موضوع را عرض کرده بودم مخالفت با زمامدارى ایشان و آن بیانات استدلالى آقاى دکتر و طرفداران‌شان را به خیالات دیگرى انداخت و وجود مرا مخل به کار خود تشخیص داده پس از گذشتن چند روز یک مرتبه متوجه شدم که از تهران و ولایات کم و بیش نامه‌هاى تهدید آمیز متحدالمضمون یا قریب‌المضمون که معلوم است به دستور مرکز تهیه و فرستاده می‌شود و روزنامه‌هاى مخصوص طرفدار دولت دچار حمله و فحاشى شدم لیکن‌ ترتیب اثر به آنها نمی‌دادم زیرا آن را که حساب پاک است از محاسبه باک ندارد

در همان اوقات بود جناب آقاى بوشهرى وزیر محترم راه که سال‌ها است با این جانب دوستى دارد و مورد اعتماد آقاى دکتر مصدق است چند مرتبه با اینجانب صحبت و جداً اصرا می‌ورزیدند این جانب از مخالفت خود با آقاى دکتر دست بکشم غیر از ایشان جنابان آقایان معدل - کشاورزصدر - اللهیار صالح - و بعضى دیگر که نسبت به این جانب ابراز لطف می‌فرمایند بنده را نصحیت و مشورت می‌دادند که شما مخالفت نکن وسیله آقاى بوشهرى دو مرتبه در مجلس با آقاى دکتر مصدق ملاقات مدتى را صحبت کردیم ایشان در عین آن که به من اظهار لطف مى‌کردند و مى‌فرمودند به تو ارادت دارم کما این که همه آقایان ملاحظه فرمودید و در صورت مجلس ضبط است آقاى دکتر در آن اوقات که هنوز این اندازه قوت نگرفته بودند صریحاً در مجلس خودشان را خویشاوند بنده مى‌گفتند عرایض بنده را تا حدى تصدیق ولى مى‌گفتند فعلاً صلاح نیست شما این حرف‌ها رابزنید چون اظهارات ایشان از نظر اصول نمی‌توانست مرا قانع سازد بین ما نگرفت ولى در عین حال راجع به اصل ملى شدن نفت مخالفتى از این جانب بروز نکرد بلکه به شدت هر چه تمام‌تر از ایشان و دولت ایشان در این خصوص پشتیبانى کرده و همه ملاحظه فرمودید آن روزی که ایشان رأى موافق و اعتماد خواستند در مجلس خصوصى چه اظهاراتى کردم و متن آن اظهارات آن بود که همین آقاى معدل برخواستند و مرا تمجید فرمودند و حتى در روزنامه تهران مصور منعکس کردند که شوشترى با تمام مخالفت جدى که داشت در این باره حداکثر موافقت را به خرج داد و مردانه‌وار آمد پاى رأى و رأى سفید خود را دایر بر اعتماد به دولت در ظرف انداخت چند روز از ‌رأى اعتماد نگذشته بود راجع به حملات بعضى از روزنامه‌ها گله کردم و همین آقاى فاطمى تصدیق می‌کرد که آنها بد می‌کنند آقاى معدل هم اظهار تأثر می‌کرد تا آن که در وزراتخانه معینى وزیر محترمى در حضور دو نفر دیگر به این جانب اظهار کرد مخالفت شما با آقاى دکتر مصدق عاقبت بدى را براى شما به بار آورده زیرا از دیشب تصمیم گرفته و دستور داده شد که شما را بکوبند و لجن مال سازند و له نمایند (پیراسته - کى گفته) یک وزیر در حضور دو نفر مجاز نیست اسمش را بگویم به آن وزیر من هم گفتم آیا این تصمیم را روى حق و واقع گرفته‌اند و در من گناهى پیدا نموده‌اند اگر این طور است آنها حق دارند و اگر من گناهى را مرتکب نشده عدل الهى انتقام خواهد کشید و چرخ و فلک دنیا را میخکوب نکرده‌اند روزگار هر روز گردشى نو دارد.

رئیس - آقاى شوشترى وقت شما تمام شد

شوشترى - استدعا می‌کنم اجازه بفرمایید بقیه صحبتم را تمام کنم‏

رئیس - چقدر وقت مى‌خواهید

شوشترى - نمی‌دانم تا آنجا که این تمام بشود وقت بدهید

آشتیانى‌زاده - یک ساعت وقت بدهید.

رئیس - آقایانى که با ادامه صحبت آقاى شوشترى موافقند قیام بفرمایند (تمام نمایندگان برخاستند) تصویب شد بفرمایید

دکتر شایگان - مطالب ایشان اغلب مکررات است‏

شوشترى - از لطف آقایان متشکرم و شاید آقایان از عرایض بنده ضرر نبینند و مى‌فرمایند مکررات زیاد دارد ولى تصدیق مى‌فرمایند که این مکررات را از نظر تنظیم این مطلب و این نطق مجبور بودم عرض کنم و الا آقاى دکتر شایگان متوجهم که مکررات دارد و ناچارم این عرایض را عرض بکنم آقایان نمایندگان محترم نباید پرسید در صورتى که گفتار و بیانات نمایندگان در صورت مجلس‌ها ضبط و محفوظ است و بر احدى پوشیده نیست (در این موقع آقاى وزیر کشاورزى با یک نفر از آقایان نمایندگان صحبت مى‌کردند) آقاى وزیر گوش کنید ..

رئیس - آقاى شوشترى صحبت خودتان را بکنید بین‌الاثنین حرف نزنید.

شوشترى - کجا نمایندگان از تقویت آقاى دکتر مصدق راجع به حمل نفت سر باز زده‌اند و کوتاهى کرده‌اند در کدام مملکت مشروطه است نمایندگان حق نداشته باشند نظر خود را راجع به امور اظهار بدارند در کجاى عالم مملکتى پیدا مى‌شود که نمایندگان آن حق نداشته باشند به دولت بگویند پایه و اساس کار مملکت‌دارى باید عقل و استدلال علم و تجربه باشد نه احساسات و عشق مگر در دنیا فردى پیدا می‌شود حتى دشمنان خونین هیتلر و موسیلینى که به آن دو نفر نسبت خیانت بدهد ولى عموم عقلا احساسات تند و عشق دو نفر را راجع به خدمتگزارى دو کشورشان از حد اعتدال خارج و به جنون تشبیه کرده و در نتیجه آن جنون دو مملکت و دو ملت را به آن خسارات عجیب دچار ساخت گرچه این قیاس مع‌الفارق بود ولى از نظر روشن شدن اذهان این مقایسه را کردم بنده هر قدر فکر می‌کنم چه گناهى کرده‌ام و چه بدبختى در دین گذارده‌ام که باید لجن مال شوم نمى‌فهمم آقاى دکتر مصدق مکرر در همین مجلس این اظهار را نمودند رأیى را که بالاتفاق نمایندگان مجلس شوراى ملى راجع به نفت داده باعث اعجاب دنیا گردیده و حقاً نمایندگان این دوره بزرگ‌ترین خدمت را در ادوار مشروطیت ایران نموده‌اند آیا گفته‌هاى سابق خود را حالا انکار می‌کنند چنانچه انکار نمی‌فرمایند بیان نمایند این بنده یا سایرین درباره نفت چه عمل خلافى انجام داده‌ایم که مستحق این اهانت و لجن مالی‌ها و تهمت‌ها شده‌ایم آیا آقاى دکتر مصدق معتقد به مسئولیت سنگین خود نیستند و متوجه به جزئیات و کلیات نمى‌توانند باشند من ناچارم جزئى از یک خبر را معروض دارم در روز دوم از خلافت على علیه‌السلام مغیره بن شعبه شرفیاب حضور امیرالمؤمنین شد عرض کرد یا على شنیده‌ام فرمان عزل معاویه را از حکومت شام صادر فرموده‌اید من این عمل را زود می‌دانم و مصلحت نمی‌دانم بگذارید چند ماهی او بماند و با شما بیعت کند و پس از بیعت او را عزل فرمایید این گفته که به تزویر و نیرنگ شباهت داشت و در قاموس امیرمؤمنان تزویر و نیرنگ راه نداشت و فرمود مقبول اسدالله الغالب نیفتاد و فرمودند من اهل خدعه نیستم از ساعتى که زمام امور مسلمین را به دست گرفتم خود را مسئول مى‌دانم و دیگر اجازه نمی‌دهم یک آن و به چشم بر هم زدن ظالمى بر مظلوم

+++

حکومت کند چون اهل خیرم باید این موازین شرعى گفته شود این است معنى امارت و معنی حفظ آبروى مردم بابى انت امى یا امى یا امیرالمؤمنین آقاى دکتر مصدق اگر شما پایبد باحکام دینى هستید بدانید از ساعتى که شما نخست‌وزیر شده‌اید و زمام امور بیست میلیون و اندى ایرانى به دست شما سپرده شده مسئولیت تمام کارها برعهده شما است و هر عمل خلافى واقع شود شما در آن شریک‌اید لذا از شما می‌پرسم در کدام دوره و زمان این اندازه فحاشى و هتاکى و تعرض به عرض و ناموس مردم رایج‌المعامله بوده. آقاى دکتر مصدق از آغاز مشروطیت تا حال کجا شنیده شده افرادی که ذکر سوابق آنها در مجلس دون‌شأن مجلس است و هر قدر بتوانند به زنده بتازند. و به مرده‌ها هم ابقا نکنند. مگر سوابق زحمات و خدمات مرحومین آیات‌الله العام بهبهانى و طباطبایى خویى را به اسلام و مملکت مى‌توان انکار کرد که این معلوم‌الحال‌هاى بر آنها هم بتازند و آنها را خائن و اجنبى پرست بنویسند تأسف در آنجا است که آن افرد از ناحیه دولت شما تقویت مى‌شوند و شنیده مى‌شود از پول تعاون که دولت سابق براى جمع آورى نفر در نظر گرفته شده بود و جمع آورى مى‌شود به آنها کمک مى‌شود این است معنى حفظ آبروى مردم و نگاهدارى شرافت خدمتگزاران - آقاى دکتر مصدق روزنامه عکس شما را مى‌کشد بنددار به دست گرفته‌اید و عده را من جمله بنده می‌خواهید به دار بزنید واقعاً لباس وضعیت عجیبى است که به تن شما پوشانده و یا مى‌پوشید بد نیست در آخر عمر آدمکش هم مى‌شوند بالعیاذ بالله من اگر کشته شوم شهادت ارث من است و شکر مى‌کنم خدا را و معتقد هستم به این اصل که به مدلول ایه کریمه لاتقلو النفس اللتى حرم‌الله علیکم الا بالحق، الا بالحق را هم تفسیر کرده‌اند مگر هر کسى حق دارد هر کس را بکشد؟ من اگر کشته شدم روى موازین اسلام شاید خودم در نظر نداشته باشم و اگر دینى داشته باشم قادر به تأدیه نباشم ولى تمام دین من به گردن قاتل من است و اگر گناهى هم داشته باشم به گردن قاتل من است چرا؟ شاید مى‌ماندم و از گناهانم توبه مى‌کردم و به درگاه ذوالجلال پناه مى‌بردم. مى‌گفتم استغفرالله ربى و اتوب الیه‏

هیچ کس حق ندارد غیر از آنچه قرآن کریم و اسلام دستور داده فردى را بکشد و هر کس را کشت باید کشته شود و من قتل مظلوما لقد جعلنا لولیه سلطانا این مذهب ما است آیا این جریان و اهانت و تهدیدات و فحاشى‌ها و تهمت‌ها و افترا‌ها وناسزاها تجاوز به نوامیس مردم از نظر شما پوشیده است اگر مى‌دانید چرا این کتب ظلال را جلوگیرى نمى‌کنید فرمود من از آزادى قلم جلوگیرى نمى‌کنم پس چطور از آزادى نطق و بیان جلوگیرى مى‌کنید مگر واقعه 23 تیر ماه و دستور جلوگیرى از آنها را شما نداده‌اید در آنجا شنیده شد فرموده‌اید چنانچه جلوگیرى نمى‌شد حزب توده به مجلس حمله مى‌کرد و مجلس را مى‌چاپید و خراب مى‌نمود شاید هم این عذر و استدلال موجه باشد و اما جلوگیرى از نطق و بیان و تجمع فداییان اسلام در مسجد شاه آن هم براى آن بوده که آنها مى‌خواستند مسجد شاه را بچاپند و خراب کنند (نورالدین امامى - به بندر عباس تبعیدشان کردند) اشتباه نفرمایید من طرفدار دسته و جمعیت مخصوصى نیستم و همان طور که در برنامه شما راجع به انتخابات نفت جبهه ملى و اختصاص آن دسته طرفدار شما را جایز نشمردم و اظهار کردم خود این عنوان کاشتن نفاق است در ملت حالا هم مى‌گویم هر کس مسلمان است و پاى بند به احکام اسلام است بالملازمه فدایى اسلامى است آقاى دکتر مصدق همه مى‌دانند این اوراق و روزنامه‌هاى خلق‌الساعه از کدام دلارها مخارج آنها تأمین می‌شود زیرا با حساب ساده اگر به خرج و دخل آنها رسیدگى شود مطلب خیلى روشن است و کسی در شبهه باقى نماند جناب آقاى دکتر اگر نماینده بگوید ما نباید غافل باشیم و به اختلاف نظر در سیاست انگلیس و امریکا و شوروى توجه نکنیم و اخبارى که همه روزه از امریکا و انگلیس و سایر جاها راجع به رقابت شرکت‌ها مخابره مى‌نمایند ما را وادار به احتیاط نکند و از روى عقل و حساب باید قدم برداریم اظهار چنین وکیلى دلیل بر آن است آن نماینده طرفدار سیاست استعمارى انگلیس است آقاى دکتر چنانچه وکیلى اظهار کند از آمدن آقاى هریمن به ایران من همچه استنباط مى‌کنم بین ایشان و سفیر کبیر امریکا اختلافاتى بوده و سفیر امریکا به آتش اختلاف دامن می‌زند و ما باید کاملاً به این اختلافات و نکات متوجه باشیم آیا وکیل خائن است آقاى دکتر اگر وکیلى بگوید خفتن در بستر به عنوان بیمارى یا تعارض با وضعیت پریشانى ملت ایران سازگار نیست آن وکیل اجنبى پرست است اگر وکیلى از شما بپرسد نقشه اقتصادى این دولت چیست و چرا تقریباً در یک ماه قبل بر قیمت دلار یک ریال و نیم ‌افزودید و فعلاً هم مى‌خواهید سه ریال دیگر بیفزایید و این افزایش‌ها بازار اقتصاد ایران را بر هم مى‌زند و متشنج مى‌سازد آن وکیل خائن به این کشور است و اگر وکیلى بیانات شما را در رادیو مستند قرار بدهد و انتقاد کند این که مى‌فرمایید دولت من فقط کارش امر نفت است و بس و اصلاحات کشور را در کلیه قسمت‌ها موکول به خاتمه امر نفت قرار مى‌دهیم بر خلاف اصول مملکت‌دارى است و استدلال کند که ایران چندین هزار سال استقلال خود را محفوظ داشت در صورتی که نفتى از آن بیرون نیامده بود و در این پنجاه سال هم که نفتش استخراج شده منافع آن را انگلیس‌ها برده‌اند نه ایرانى این بیان با مملکت‌دارى اصلاحات شئون دیگر وفق نمی‌دهد و بگوید شاید این کار به این مدت‌هاى کم خاتمه پیدا نکرد و سیاست مرموز انگلیس باعث به طور انجامیدن آن شود آیا آن وکیل واجب‌القتل و مهدورالدم است یا مثلاً نماینده بگوید آقاى دکتر راجع به نفت شما هر وقت رأى خواستید مجلس مضایقه نکرد و داد پس چرا شما راجع به سؤالات وکلا در مجلس حضور به هم نمى‌رسانید و جواب نمى‌دهید و از این راه عظمت مجلس را می‌کاهید آن وکیل وظیفه ناشناس و اجنبى پرست است؟

آقاى دکتر اگر وکیلى از شما گلایه کند که شما در مجلس سنا چرا وکلاى مجلس و مخالفین خود را تحقیر مى‌کنید و اظهار مى‌نمایید مخالفین چه اشخاصى هستند کى هستند و چکاره‌اند آن وکیل بى‌حیثیت و شرافت است؟ آقاى دکتر ما مگر باید به زمان جاهلیت برگردیم و توى میدان بیاییم و رجز خوانى کنیم و هر کس نسبت خود را بیان کند همه مى‌دانند جنابعالى فرزند مرحوم وزیر دفتر همشیره‌زاده مرحوم شاه‌زاده فرمانفرما دایى آقاى مظفر فیروزید بنده هم پسر مرحوم آقا سید حسن نوه آقا میر محمدعلى اولاد هفتم سید نعمت‌الله جزایرى فرزند بیستمى عبدالله ابن موسى ابن‌جعفر صلوات الله علیه به فاصله بیست و هفت پشت به رسول اکرم مى‌پیوندم و از طرف مادر از سادات رضوى نبیره سید مجاهد استرآبادیم چه خوب بود آقاى دکتر نسبت‌شان را تا پشت هفتم مى‌گفتند تا ببینند این کلمات صحیح است و چه خوب بود اشخاصى مثل طاوس به ساق پاى خود نگاه مى‌کردند و این اندازه بلند پروازى و خود خواهى نمى‌کردند آقاى دکتر اگر شما راست مى‌گویید با کمال شجاعت در مجلس حضور به هم رسانید ادله‌اى که عقلا بپسندد خیانت‌هاى مخالفین خود را صریحاً اعلام کنید آقاى دکتر اینجانب دو سؤال از شما کردم راجع به بیانات خودتان در مجلس که فرمودید دو اقلیت در ایران هست و صریحاً یک دسته از آنها را به وجود آمده از شرکت سابق معرفى کردید چرا اگر راست مى‌گویید حاضر نمى‌شوید و آنها را معرفى نمى‌کنید و همچنین راجع به سؤال مربوط به 23 تیر چرا جواب نمى‌دهید آیا سؤال وکلا از رئیس دولت یا وزرا دلیل بر حقانیت آنها است آقاى دکتر اگر وکیلى بگوید شما در رادیو مى‌گویید ملت ایران باید اتحاد و اتفاق خود را از دست ندهد و اظهار کند اتحاد ملت لوازمى دارد پایه اول آن صراحت راستگویى و بی‌غرضى لهجه رئیس دولت است که با دلیل و مدرک خائنین را معرفى کند تا مردم تکلیف خود را با خیانتکاران بدانند آن وکیل از وظیفه نمایندگى خود خارج شده و خیانت ورزیده آقاى دکتر چطور ممکن است رئیس دولتى آن هم مثل شما بیاید صریحاً در مجلس بگوید افرادى هستند که از شرکت سابق نفت استفاده مى‌کنند و به برکت خارجى‌ها (که خدا آن برکت را از همه جا ببرد) به وجود آمده‌اند و آنها را با نام و نشان و دلیل معرفى نکنید چطور از این راه مى‌شود اتحاد اتفاق ملت را به وجود آورد

آشتیانى‌زاده - آقاى دکتر معظمى حق با کدام دسته است؟

رئیس - ساکت باشید.

شوشترى - آقاى دکتر بنده در مخالفت با برنامه شما ده ماده پیشنهاد کرده بودم یکى از آن مواد بستن درب سفارتخانه‌هاى خارجى بود به روى مردمان غیر مسئول حتى وکلا چطور اعتراض نکنم به مصاحبه‌هایى که اشخاص غیر مسئول با نمایندگان خارجى و مخبرین آنها در تهران و آبادان مى‌نمایند همه به خاطر دارید جناب آقاى حائرى‌زاده چند ماه قبل در همین مجلس راجع به مصاحبه دربار نطق اعتراض آمیز مفصلى نمود در صورتى که آن مصاحبه امرى عادى بود و حالا این مصاحبه‌ها مى‌شود و دولت آقاى دکتر مصدق سکوت اختیار مى‌کند آقاى دکتر تشکیل این جمعیت‌ها که طبق حساب صحیح روزى بیش از بیست هزار تومان مخارج آنها است و اگر بخواهید بنده اینجا ثابت مى‌کنم از کدام دلار و لیره تأمین مى‌شود در این موضوع موقع دیگر با حساب دقیق مطالب را فاش خواهم کرد ولى اگر وکیلى به رئیس دولت بگوید ما در گذشته دچار دو سیاست بودیم و حالا به سیاست سوم هم در اثر اشتباه شما دچار شده‌ایم آن وکیل الهام از خارجى گرفته و خائن به کشور است؟

آقاى دکتر عموم نمایندگان راجع به موضوع نفت مکرر اظهار داشته‌اند که ملت ایران طرف معامله‌اش شرکت تجارتى بوده نه دولت انگلیس و اگر وکیلى در مقام پرسش برآید چرا شما عدول از این نظر کرده‌اید و رسماً پاى دولتین انگلیس و آمریکا را در این کار وارد ساخته و توجه به رقابت سرى آنها نداشته‌اید و ممکن است از این اقدام ملت ایران زیان ببرد آن وکیل حق این اظهارنظر را نداشته آقاى دکتر نباید وکیل در مقام سؤال برآید و بپرسد ملت ایران چه مدتى را باید محرومیت بکشد و تحمل ختام این امر را بنماید آقاى دکتر دستور تعطیل بازار و آوردن یک عده را درب

+++

مجلس و صدور اعلامیه مبنى بر تهدید و ارعاب وکلا که اگر رأى اعتماد ندهید به عاقبت وخیم گرفتار مى‌شوید جزء اساس آزادى و مشروطیت است خوب است تشریف بیاورید و معنى دیکتاتور را براى ماها تعریف فرمایید آقاى دکتر شما وقتى رأى بالاتفاق مجلس را تحسین و تقدیس کردید چرا یک رأیى را که وکلا به اتفاق از روى صمیمیت داده‌اند خودتان مخدوش می‌سازید از یک طرف وکیل جبهه آقاى مصدق در مجلس مى‌گوید عده از وکلا ‌ترسیدند و روى خوف رأى دادند از طرف دیگر این تهدیدات را مخبرین خارجى با آب و تاب مخصوصى به دنیا مخابره مى‌کنند و شخص شما در مجلس سنا می‌گویید سر مخالفین را باید بکوبند و مسجل مى‌سازید که مخالفین وجود دارند و مؤثر در قضایا هستند آیا فکر نمى‌کنید با این کیفیت قوانینى که در دولت شما بگذرد به چه صورتى پیدا خواهد کرد واقعاً مثل گاو نه من شیر را در اینجا باید بیاوریم دوشیده مى‌شد و دوشیده مى‌شد و آنگاه لگدى مى‌انداخت و پاشیده می‌شد - آقاى دکتر شما صریحاً در مجلس اظهار داشته‌اید که مهر سلطنتى انگلیس موقعى که به ایران آمد فکر مخصوصى داشت و در موقع مراجعت فکر او عوض شد براى آن که جمعى دور او را گرفته و او را صاحب و پدر خود خواندند من که نمى‌فهمم مراد از این حرف چیست زیرا آقاى هریمن یا مهردار انگلیس دولت براى آنها برنامه معینى قرار داده بود هر کس آنها را نمی‌توانسته است ملاقات کند شما که این اظهار را مى‌کنید اگر راست مى‌گویید چرا این بى‌شرف‌هاى ناموس فروش را نام نمى‌برید و معرفى نمى‌کنید و اگر حقیقت نمى‌گویید قضاوت آن با افکار ملت ایران است من مى‌گویم آنها را معرفى کنید مگر این که بخواهید اختلاف بیندازید به جان همدیگر من از این مجلس نمى‌روم بعد تا آخر هم نخواهم رفت بیرون و خواهید دید که ممکن نیست از این فحاشى‌ها هتاکى‌ها از این فحش نامه‌ها انصراف پیدا بکنم فاش مى‌گویم و از گفته خود دلشادم بنده شرعم و نه عشق بنده شرعم و از هر دو جهان آزادم بنده عشق نیستم بنده شرعم (آشتیانى‌زاده - عشق شما وقتش گذشته) شما مأیوس نباشید. آقاى دکتر فعلاً راجع به نطق شما در مجلس سنا و مجلس شورا وارد بحث نمى‌شوم و اگر بخواهم جزء به جزء حرف‌هاى شما را با دلیل و مستدل رد مى‌کنم ولى این جمله را مى‌گویم بیان بى‌سابقه شما راجع به دربار و به زبان آوردن لفظ جمهورى و آن حرف‌ها بر خلاف مصلحت کشور است آقاى دکتر یقین به آن ملت ایران نسبت به شاهنشاه خود و حفظ دربار با هزاران دلیل موافق است (صحیح است) و این حرف‌ها را پسندیده نمی‌داند (صحیح است) آقاى دکتر این سه جمله دیگر را می‌گویم و فعلاً به عرایض خود خاتمه می‌دهم چون دیگر از مجلس بیرون نمی‌روم و می‌مانم تا وضعیت روشن شود و بیش از این تحمل را جایز نمى‌شمارم زیرا یک عمر خدمت کردم دست دزدى و تعدى به مال مردم دراز نکردم غیر از خدمتگزارى. به قدرى که در استطاعتم بوده لایکلف الله نفسا الا وسع‌ها به عقیده خود عمل برخلاف مصلحت مردم انجام نداده حالا که مویم سپید شده و قسمت اواخر عمر را مى‌پیمایم به علت حس جاه طلبى و عوام فریبى و خود خواهى خدمتگزاران آبروى خود را از دست می‌دهند و در جامعه خادم به صورت خائن جلوه‌گر می‌شود دیگر براى من‌ این زندگانى ارزش ندارد و چه فرق مى‌کند حالت سکوت به خود گیرم و یا سکوت را بشکنم و چند روزه آخر عمر پرده را بدرم چرا صریحاً نگویم آقاى رئیس دولت آنچه اسباب و لوازم کار و مایحتاج هفتاد هزار کارگر شرکت نفت که تهیه شده بوده متعلق به ملت ایران است و حتى یک شاهى آن را بدون مجوز قانونى کسى حق ندارد در آن دخل و تصرف کند مى‌گویند نزدیک به دویست میلیون تومان آن اشیا به طور قاچاق از بین برده شده کامیون کامیون هر یک ماشین را در بست به پنج هزار تومان می‌فروشند و دیگر چیزى باقى نمانده و دولت شما در خواب است و یا چشم خود را روى هم گذارده و متعمداً نمى‌خواهد خود را به بیدارى بزند (دکتر طبا - راجع به مریضخانه‌هایش که خیلى اغراق بود این را هم بفرمایید) آقاى دکتر مصدق اعلامیه شما راجع‌ به عفت قلم که اخیراً صادر فرموده‌اید داروى بعد از مرگ سهراب است اگر معتقد به این اصل بودید چرا قبلاً جلوگیرى نکردید! حالا که عرض و ناموس و آبرو و همه چیز مردمان بیگنان برباد رفته به چه درد می‌خورد مگر این که به طورى که اهل نظر مى‌گویند چون حس کرده‌اید اکثریت جراید دیگر پیمانه صبرشان لبریز گشته در مقام انتقاد از کارهاى شما بر آمده‌اند از این را می‌خواهید اختناق آنها را فراهم سازید آقاى دکتر مصدق این گفته شما در مجلس که من روزی دو سه امضا بیشتر نمى‌کنم و به هیچ کارى مداخله نمى‌کنم، براى ملت تشنه‌اى که سال‌ها از اصلاحات به قول شما دور افتاده و از هر جهت محرومیت کشیده‌اند گریه‌آور است تشنگان از دور آب زلال نبوده بلکه سراب و شوره‌زارى بیش نیست‏ آقاى دکتر این رأى اعتمادى که از مجلس سنا گرفته‌اید اگر خوب توجه کنید و اهل علم و تحقیق قضاوت کنند رأى عدم اعتماد بوده نه اعتماد، زیرا نمایندگان حاضر در مجلس 27 نفر بوده‌اند سه نفر از نصف هم کمتر بوده. این چطور رأى اعتمادى است و چطور می‌توانید به او استناد بجویید خنده‌آور است هر کس آشناى به علم حقوق و اصول مشروطیت است مى‌داند رأى مجلس یا سنا وقتى معتبر است که دو ثلث از نمایندگان براى مذاکره حاضر باشند و سه ربع حتماً در موقع اخذ رأى حالا اگر به استناد آیین‌نامه مخصوص می‌خواهند خود را قانع سازند آن آیین‌نامه اگر وجود داشته باشد غلط محض است (فرامرزى - استیضاح کنید و رأى بهش ندهید)

اجازه بدهید آقا این فلسفه مشروطیت و حقوق مجلس را ساقط مى‌کند زیرا غرض از تشکیل مجلس شورا و یا سنا حکومت اکثریت است بر اقلیت نه اقلیت بر اکثریت اینها سفسطه است آقاى دکتر تا اینجا پرده‌درى نکرده‌ام و از ادب خارج نشده‌ام زیرا با توقف در مجلس موقع برایم پیدا مى‌شود ولى الآن آقایان شما حرکت کنید به حوزه نمایندگى من بروید تحقیق کنید من یک نفرم که در عالم خودم عقیده‌ام این است که هر کسى پیدا کردید یک شاهى صد دینار گرفته‌ام براى این که انجمن شهر گرگان گوش نکرد حرف مرا مردم براى اصلاحات افتادند به جان یکدیگر صریحاً اعلام کردم من دیگر نمایندگى شما را قبول نمى‌کنم آقا فرستادن پول یا پیدا شدن لیست از جیب یک کسى خودش در حال مستى و مملکت را متشنج کردن شش ماه قبل از انتخابات این روى مصلحت مملکت است؟ مى‌گویم و قضاوت را براى آقایان مى‌گذارم این معنى مشروطیت است؟ این معنى آزدى است؟ این جمله را مى‌گویم و به عرایض خودم خاتمه مى‌دهم عرض از قانون ملى شدن نفت نزد نمایندگان و ملت ایران آن بود که استفاده تمام و کامل را ملت ایران ببرد نه این که از گیر دزد در‌آید به گیر رمال افتد و یا این که سیاست‌هاى دیگر در استخراج نفت به کار رود که کشور ایران را بیش از پیش در فشار قرار دهد این قسمت را سر بسته گفتم و در موقع خود تشریح خواهم کرد خیلى مایه تعجب و تأسف است نمى‌خواهم امروز این پرده را پاره کنم راجع به عمل نفت مجلسین به اتفاق رأى خود را داد و آرا عمومى بر آمده و نمایندگانى به شهرستان‌ها مى‌فرستند با جار و جنجالى مخصوص در بعضى جاها طومار در قسمت‌هاى دیگر تحصن در تلگرافخانه و باز داشتن مردم را از کسب و کار براى چیست هر کس آشناى با سیاست است مى‌داند آقاى دکتر و طرفدارانش چه خواب‌هاى وحشتناکى براى این ملت و مملکت دیده‌اند در خاتمه صریحاً مى‌گویم مثل این که مکرر گفته‌ام آقاى دکتر ما با شرکت تجارتى طرف معامله بوده‌ایم نه با دولت انگلیس و حال مى‌بینیم که شما این کار را از صورت اولى خارج ساخته ما را با دولت انگلیس و دولت امریکا طرف ساخته‌اید چه حق دارند دیگران در امور داخلى ایران مداخله کرده و بکنند خداوند خودش تفضل فرماید و ملت ایران را از اشتباهات شما متخلص سازد این بوى من است این خوى من است این سوى من است این گفته من است ‌این کرده من است من از اصلاب شامخه و ارحام مطهره به وجود آمده‌ام آقاى دکتر مصدق بیایید اینجا بگویید چرا باید فحش بنویسید عکس من را آن طور بکشید آن عبارت‌ها خوب بود؟ (فرامرزى - آقاى دکتر مصدق که مدیر روزنامه نیست) همه مى‌دانند شما هم مى‌دانید من هم مى‌دانم جانم شما چهارشنبه پول پیدا کرده‌اید و من چهارشنبه گم کرده‌ام (خنده نمایندگان) (فرامرزى - خمسش را مى‌دهم به شما) نمى‌خواهم بر من حرام است اگر عمله‌گى کنم پول در مى‌آورم خمس مال فقراى سادات است و آنهایى که باید مسلمان‌ها به آنها کمک کنند این حرف‌ها را به شوخى تلقى نکنید.

رئیس - به واسطه وقوع یک حریقى در میانه آقاى بهادرى نماینده آنجا مى‌خواهند که دو دقیقه جریان را به عرض مجلس برساند.

نمایندگان - بفرمایند

نورالدین امامى - مخالفى نیست آقاى رئیس اجازه بفرمایید صحبت بشود

رئیس - مخالفى نیست بفرمایید

اسلامى - پس اجازه بفرمایید هر کس مى‌خواهد صحبت بکند بکند ما هم تا چهار بعد از ظهر هستیم همه صحبت‌ها را گوش مى‌کنیم.

رئیس - آقاى بهادرى تأمل کنید براى این که سابقه نشود اجازه بفرمایید من رأى بگیرم.

امامى‌اهرى - مقام ریاست این اختیار را دارند که اجازه بدهند.

رئیس - من مى‌خواهم رأى بگیرم تا سابقه نشود که دیگر کارى در مجلس نشود کرد

نورالدین امامى - 69 نفر حاضر در مجلس موافقند

رئیس - با این حال رأى مى‌گیریم و این سابقه را نمى‌گذارم که باعث اختلال در مجلس مى‌شود (پس از لحظه‌اى عده براى رأى کافى شد) آقایانی که موافقند ایشان بیانات‌شان را بکنند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

+++

3 - تصویب صورت جلسات 10 و 17 شهریور.

رئیس - چون عده براى رأى کافى است تصویب صورت مجلس جلسات 10 و 17 شهریور اعلام می‌شود.

4 - بیانات آقاى بهادرى راجع به حریق میانه.

رئیس - آقاى بهادرى‏

بهادرى - بنده خیلى از اظهار لطف آقایان متشکرم البته آقایان نمایندگان محترم از واقعه دلخراش و حریق شهر میانه استحضار دارند این حریق شوم چندین هزار نفر را بى‌خانمان و فاقد هستى کرده و تصور مى‌شود ‌این جریان به این سادگى نبوده اولاً از دولت تقاضا داریم و شدیداً مى‌خواهیم هر چه زودتر رسیدگى دقیقى در این موضوع کرده نتیجه را به عرض مجلس شورای ملى برساند.

ثانیاً با عرض تشکر از هیئت محترم شیر خورشید سرخ که کمک‌هایى فرموده‌اند از پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاهى و نمایندگان محترم و هیئت دولت و عموم ملت ایران استمداد می‌کنم که هر چه زودتر با تمام وسایل ممکنه کمک و مساعدت به این بى‌خانمان‌ها و از هستى ساقط شده‌ها بفرمایند ضمناً تلگرافى رسیده که به مقام ریاست تقدیم مى‌کنم.

5 - قرائت نامه دانشگاه راجع به توضیح تبصره 38 ماده 2 قانون بودجه 328

رئیس - وارد دستور مى‌شویم یک نامه‌اى است از دانشگاه که به اطلاع آقایان نمایندگان می‌رسد.

فرامرزى - بنده اخطار دارم.

رئیس - این قبل از این که وارد در شور بشویم در اول جلسه مطالب آیین‌نامه باید اظهار بشود قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى - به طوری که خاطر محترم مستحضر است پیشرفت سریع علوم و فنون ایجاب مى‌کند که دانشگاه تهران هر چند وقت یک بار استادان خود را به مراکز علمى و فنى کشور‌هاى مترقى اعزام دارد که در رشته خود مطالعاتى نموده معلومات خود را همسطح معلومات آن کشورها بنمایند تا وجودشان براى تعلیم در دانشگاه و ‌تربیت جوانان کشور به حد اعلى مفید و مؤثر واقع شود دانشگاهیان نیز که خود به اهمیت این امر حیاتى وقوف دارند حاضرند بدون استفاده از مزایایى که به هنگام مأموریت مطالعات براى همکاران دیگر دولتى آنان منظور است یعنى دریافت هزینه سفر و فوق‌العاده مسافرت مدت یک یا دو سال به خارجه بروند و با همان پولى که در قبال خدمت در دانشگاه دریافت می‌دارند (حقوق و مزایا) به مطالعه پردازند بدیهى است این پول باید به ارز قابل مصرف در کشورى که براى مطالعه انتخاب می‌کنند تبدیل شود براى تأمین این منظور تبصره 38 ماده 2 قانون بودجه 328 کشور چنین مقرر مى‌دارد «دانشگاه تهران مى‌تواند با تصویب شوراى دانشگاه و بر طبق مقرراتى که وضع مى‌نماید براى یک یا دو سال به دانشیاران و استادان و رؤساى درمانگاه‌ها اجاره دهد که فقط با حقوق خود که به ارز تبدیل مى‌شود براى مطالعه و تکمیل معلومات خود به خارجه بروند» دانشگاه از عبارت قانون این طور استنباط می‌کند که استادان از دریافت هزینه سفر و فوق‌العاده مسافرت محروم خواهند بود ولى مجموع آنچه از دانشگاه در مقابل خدمت دریافت می‌دارند (حقوق و مزایا) به آنان قابل پرداخت و قابل تبدیل به ارز می‌باشد و خزانه‌دارى کل هم با این استنباط موافق است چون مرجع صالح براى توضیح قوانین مجلس شوراى ملى است مراتب به این وسیله به استحضار خاطر محترم می‌رسد و تمنا دارد استنباط خود را از کلمات «حقوق خود» مندرج در تبصره 38 ماده 2 قانون بودجه 1328 براى مزید اطلاع به دانشگاه و وزارت دارایى اعلام فرمایند.

با تقدیم احترامات فائقه‏

رئیس دانشگاه - دکتر على‌اکبر سیاسى‏

رئیس - چون اینجا یک اختلافى حاصل شده که آیا فقط حقوق داده شود یا آن مزایایى هم که در ماه دریافت مى‌کنند این است که از مجلس استفسار کرده‌اند. آقاى ملک‌مدنى‏

ملک‌مدنى - عرض کنم این موضوع در اثر پیشنهاد بنده در 1328 بوده آقایانى که بودند در آن موقع به خاطر دارند که آن پیشنهاد را خود بنده تقدیم کردم و نظر بنده هم این بود که حقوق و مزایا باشد زیرا حقوق که گفته شده مجموعه دریافتى شخصى است که در آنجا هم استادان دانشگاه در ماه دریافت می‌کنند و به این جهت به نظر بنده مجلس شوراى ملى با این نظر موافق است زیرا حقیقتاً اساتید و اشخاصى که در دانشگاه کار می‌کنند مورد احترام همه مجلس همیشه بوده‌اند و حقاً هم باید اینها هر چند سال یک دفعه به خارج بروند تا همان طوری که از دانشگاه نوشته شده استادان بتوانند خودشان را با وضعیت علوم جدیده آشنا کنند و مورد استفاده قرار بگیرند بنده هم در موقع تقدیم پیشنهاد نظرم همین بود و حالا هم نظر خودم را توضیحاً عرض کردم.

رئیس - فقط بدون خرج سفر و فوق‌العاده. آقاى دکتر سیدامامى موافقید؟

دکتر سیدامامى - موافقم.

معدل - این را باید وزارت فرهنگ نظر بدهد

اسلامى - بنده مخالفم اجاز بفرمایید عرض دارم.

رئیس - بفرمایید

اسلامى - اولاً طرح این موضوع را آقایان متوجه باشند که همیشه ما را غافل گیر می‌کنند تفسیر قوانین آقا یک شرایط و خصوصیاتى دارد یک شرایطى دارد آقاى رئیس فرمودند که یک نامه‌اى از دانشگاه رسیده باید قرائت شود

رئیس - تفسیر نیست شما اشتباه مى‌کنید.

اسلامى - تفسیر همین است که مى‌فرمایید یک ابهامى در اصل موضوع هست که بایستى در آن اظهارنظر بشود یعنى چه؟ یعنی ما تشخیص بدهیم که این عقیده صحیح است یا آن عقیده دیگر صحیح است بنابراین در این مورد باید صحبت بشود بنده با تمام احترامى که به جناب آقاى ملک‌مدنى رئیس کمیسیون بودجه دارم (صحیح است) و خودم عضو کمیسیون بودجه هستم عقیده دارم که باید در این موضوع صحبت بشود لااقل باید این تشریفات انجام شود ما آمدیم به دانشگاه یک اختیارات تام و تمام دادیم که در کار بودجه و سایر امور اختیار داشته باشند ولى الآن اگر در دانشگاه یک کار خلافى بشود ما نمی‌توانیم بگوییم مسئول امر کیست یکى از این کارهاى بودجه موضوع تأسیس کور دکتراى حقوق است پولى گرفته‌اند از مردم دویست هزار تومان پول گرفته‌اند سه سال است که یک عده زیادى را آقایان استثمار کرده‌اند من باید با صراحت هر چه تمام‌تر عرض کنم این یک عده آقایان اصلاً استثمار کرده‌اند دانشکده حقوق را یک عده مردم مى‌خواهند اینجا تحصیل کنند مانع می‌شوند حالا اینها می‌روند که تکمیل بکنند سایر مردم هم که بضاعت ندارد آنها هم مى‌خواهند بروند تحصیل بکنند این را کى باید بکند؟ مردم بیچاره وسایل ندارند آنها هم می‌خواهند مهندس بشوند روزنامه شاهد این موضوع را مکرر نوشت آقاى حاجى حاذقى بارها در مجلس گفت کسى توجه کرده است؟ حالا که یک نامه‌اى آمده است که مربوط به کار خودشان است مى‌گویند هیچ چیز نگویید شما هم خشک بزنید و حرف نزنید و باید تصویب بشود آخر این خلاف قانون است پس ما اینجا چکاره‌ایم؟ (فرامرزى - طرحش غلط است) اصلاً طرحش غلط است بنده با تمام احترامى که به فرد فرد اساتید دانشگاه دارم ولى به این بى‌عدالتى که با عده‌ای از دانشجویان حقوق می‌کنند کاملاً مخالفم براى این که یا باید یک ‌ترتیبى قرار بگذارند که همان کنکورى که قرار بود بدهند یا کلاس دایر کنند و هزار نفر شرکت کنند این که دانشکده طب نیست که باید یک دستگاهى باشد یک عده اساتید حاضر باشند و لابراتوارهای مخصوصى لازم باشد اینجا اتفاقاً قسمت عمده کور دکترا بیشتر مربوط مى‌شود به قوانین اسلامی و در ایران هم شاید فقهاى اسلامى از تمام کشورهاى دیگر بیشتر باشند ولى چون عنوان دکترا دارند نمى‌خواهند دیگران تحصیل بکنند خیلى خوب اسم دکتر هم روى آنها بگذارید قانونى بگذرانید که جز طبیب هیچ کس نمى‌تواند دکتر باشد و عنوان دکترى داشته باشد اما راه تحصیل را باز کنید بنده به این جهت مخالفم که الآن چهار سال است اینجا فریاد مى‌کشیم دانشگاه که بیایید اینجا رسیدگى بکنید راه تحصیل را باز کنید کسى توجه نمى‌کند ولى الاآن یک کارى که مربوط به خودشان است چون منافع خودشان به خطر افتاده و مى‌خواهند بروند به اروپا حقوق بخوانند برگردند حتماً مى‌گویند باید مجلس تصویب کند که یک مبلغ اضافه‌اى هم به آنها داده شود بنده عقیده‌ام این است که باید این برود به کمیسیون رسیدگى بکند بیاید اینجا مخالف و موافق صحبت کنند بعد رأى داده بشود.

معدل - اصلاً باید وزیر فرهنگ این تقاضا را بکند باید وزیر فرهنگ اینجا باشد دانشگاه حق مکاتبه مستقیم ندارد

رئیس - بر طبق آیین‌نامه مطلبى که لازم باشد به اطلاع مجلس برسد می‌رسد و اگر محتاج به بحث باشد با رأى مجلس مورد بحث قرار مى‌گیرد (صحیح است) یک اشکالى براى دانشگاه پیدا شده باید این اشکال رفع بشود آقایان اگر موافقند حالا مطرح مى‌شود و رأى گرفته مى‌شود و الا مى‌ماند براى بعد

بعضى از نمایندگان - باید وزیر فرهنگ باشد.

رئیس - به وزیر فرهنگ مربوط نیست دانشگاه استقلال دارد حالا براى این که مورد بحث باشد رأى مى‌گیریم (دکتر کیان - بماند براى اول جلسه بعد حالا عده هم براى رأى کافى نیست) ممکن است آقایان در نظر بگیرند اول جلسه آینده مورد بحث قرار گیرد که آقایان هم ذهن‌شان حاضر باشد و بتوانند اظهارنظر موافق یا مخالف بکنند آقاى فرامرزى اجازه نطق خواسته‌اند آقاى فرامرزى بفرمایید

6 - بیانات آقاى فرامرزى به عنوان ماده 90 آیین‌نامه.

فرامرزى - آقایانى که معتقد هستند که رأى دولت در مجلس کافى نیست مى‌توانند استیضاح بکنند و دولت تقاضاى رأى اعتماد خواهد کرد (بعضى از نمایندگان - یعنى چه؟) فرمودند رأیى که در مجلس سنا به دولت داده شده صحیح نبوده..

رئیس - حالا موقع این صحبت

+++

نیست سنا خودش یک مقرراتى دارد چه ربطى به مجلس شوراى ملى دارد.

فرامرزى - عرض کردم وکیل مجلس شوراى ملى که معتقد است دولت رأى ندارد مى‌تواند استیضاح کند این دیگر توضیح ندارد و به او مربوط نیست که کجا رأیش درست است کجا درست نیست عرض کنم که چون بنده در واقع حق دو ماده 90 دارم که ماده 116 مى‌شود (بعضى از نمایندگان - 180) راجع به فرمایش آقاى دکتر مصدق هم مى‌خواستم عرض کنم ولى حالا عرض نمى‌کنم ولى فقط راجع به جناب آقاى مشار من منتهاى تأسف را دارم که واقعاً نتوانستم اعصابم را حفظ کنم و این قضیه پیش آمد و جناب آقاى دکتر مصدق اظهار لطف فرمودند و اگر آقاى مشار و بنده با هم بخواهیم محاسبه کنیم او از من طلبکار مى‌شود براى این که من پیش از او در واقع خارج شدم از حدود آنچه که یک انسان عاقل باید خودش را نگهدارد این است که من بسیار متأسفم یک مطلبى را هم مى‌خواستم از جناب آقاى معاون وزارت جنگ بپرسم که سرلشگر معتضدى مطابق چه ماده از چه قانونى حبس است فرمانده لشگرى که خودش مسئول است که نمى‌خواهد ذخایرش آتش بگیرد که بعد مسئول بشود من تصور نمى‌کنم یک آدم عاقلى این کار را بکند مخصوصاً که او مى‌گوید که من نامه‌هاى بسیارى نوشته‌ام و تلگرافاتى کرده‌ام که گذاشتن این ذخایر در اینجا خطر دارد این را من براى یک کسى که الآن در محبس است و دستش از همه جا کوتاه است یک تذکرى بدهم و همچنین یک سرلشگر دیگرى هم هست به اسم عطاپور راجع به او هم همین توضیح را مى‌خواهم عرض کنم که من به اجازه‌اى که همیشه نسبت به نطق‌هاى قبل از دستور داده می‌شود از لحاظ اصول اعتراض دارم مجلس وقتى یک آیین‌نامه‌اى نوشت و در آیین‌نامه گفت که فقط یک ربع می‌شود حرف زد دقیقه به دقیقه نباید خلاف آیین‌نامه رفتار کند (نورالدین امامى - آقاى فرامرزى همان آیین‌نامه اجازه داده مگر با اجاز مجلس) اگر اجازه داده پس عرضی ندارم عرض کنم لعنت به سیاست که حتى بین دوستان کار به جایى مى‌کشد که موجب قطع دوستى مى‌شود حتى ممکن است مبدل به خلاف دوست هم بشود آقایان اشاره به انتخابات کردند هم جناب آقاى تیمورتاش هم جناب آقاى صفایى و گفتند چون آقاى فرامرزى وکیل طبیعى است و این را مسخره کردند. (صفایى - چنین چیزى نبود مسخره نکردیم) این پرونده من را که تمام تلگرافاتش بر علیه من است این را بروید بخوانید یک شب قبل از این که اینها را بکشند مرحوم دانش از آنجا تلگراف کرده است که از تهران خبرى نشد ولى خبر مرگ ما به شما خواهد رسید و من مکرر به رزم‌آرا و همه اینها گفتم شما نمى‌توانید جلوى انتخاب شدن مرا بگیرد ولى فقط آدم کشته مى‌شود دکتر متین دفترى شاهد است آقاى کشاورزصدر شاهد است گفتم که کسى نمى‌تواند از وکیل شدن من جلوگیرى بکند ولى مى‌خواهم آدم نکشند من از آدم‌کشى مى‌ترسم همین طور هم شد نتوانستند از انتخاب شدن من جلوگیرى کنند مطالبى که شما راجع به صحراى کربلا که مى‌گویید و مى‌خوانید همین است.

اینها مى‌دانستند کشته مى‌شوند ولى ماندند و کشته شدند براى این که حقشان را یک آدم گردن کلفتى نتواند از بین ببرد با این حال من وکیل طبیعى نیستم؟ بروید اینها را بخوانید عرض کنم راجع به آقاى تیمورتاش که حقیقتاً من متأثر شدم از این قضیه و از این تأثرى که ایشان داشتند براى این که من یکى دو سه مرتبه شوخى کردم در مجلس و خیال کردم که خارج از شوخى نیست ولى ایشان عصبانى بودن این را جدى تصور کردند اجازه بدهید چند کلمه‌اى اساساً عرض کنم و گرچه ممکن است یک قدرى هم مفصل بشود عرض کنم که اقلیت براى حمله است براى اعتراض است براى انتقاد است اما امروز اقلیت همه از خودش دفاع کرد مثل این که خودش را محکوم می‌دانست و حتى آقاى تیمورتاش فرمودند من آخرین دفاع خودم را مى‌کنم باید دید چرا این طور است باید دید اقلیتى که در همه جاى دنیا قوى است چرا این طور شده براى این که اقلیت حرف حق می‌زند اقلیتى که مورد تأیید ملت است در همه جاى دنیا همه به اقلیت احترام می‌کنند تعظیم می‌کنند براى این که حقایق را مى‌گوید در تمام دنیا اقلیت مورد تأیید و احترام ملت هستند چطور شده است که در این مورد این طور نیست و اقلیت محکوم ملت است و از خودشان دفاع مى‌کنند عرض کنم که آقاى تیمورتاش که فرمودند نسبت اجنبى پرستى مى‌دهند و این را به من نسبت دادند من العیاذ بالله که این کار را بکنم خیلى متأسفم که خود ایشان اینجا نیستند اگر همه مردم تیمورتاش را نشناسند من مى‌شناسم من به جرأت مى‌توانم بگویم که در میان چند میلیون جوان ایرانى چند تایش مثل تیمورتاش از حیث پاکى از حیث عقیده از حیث اخلاق از حیث ایمان پیدا نمى‌شود.

من چطور به او نسبت اجنبى پرستى می‌دهم؟ یا نسبت مزدورى اجنبى پرستى می‌دهم؟ فقط من تأسف دارم که پسر مرحوم تیمورتاش که خودشان مى‌گویند پدرم فداى نفت شد خودشان مى‌گویند براى دفاع از حقوق ملت ایران با دانستن و دیدن خطر ایستاد تا از بین رفت در صورتى که مى‌توانست قبول کند و صد هزاران لیره استفاده کند و زیر بار نرفت پسر این آدم باید برود شیر نفت را ببندد نه این که متهمش کنند به خلاف آنچه که عقیده‌اش است به خلاف آنچه که رویه‌اش است و به خلاف آنچه رویه پدرش بوده و پدرش روى آن فدا شده من تأسف مى‌خورم که رندان سیاسى بازیگران سیاسى چطور جوانان پاک و بى‌آلایش را پیدا مى‌کنند و احساسات آنها را تحریک مى‌کنند و آنان را مى‌برند تا آنجایى که خودشان مى‌دانند به مرحله خطرناکى رسیده است تیمورتاش منزه از این است که نسبت اجنبى پرستى بهش بچسبد منزه از این است که خیانت به مملکت بهش بچسبد و من هم منزه از این هستم که به کسانى که مى‌دانم مردم پاک و شریف هستند نسبت اجنبى پرستى یا خیانت یا مزدورى بدهم فرمودند افترا، تهمت، این صحیح است ولى آقایان انصاف بفرمایید این تهمت و افترا فحاشى فقط از یک طرف است؟ شما روزنامه‌هاى مخالف دولت را نمى‌خوانید؟ مگر این فحش‌هاى عرضى و ناموسى که هیچ چارپا دارى حاضر نیست اگر یک قدرى عزت نفس و مناعت طبع داشته باشد به زبان بیاورد اینها به زبان قلم مى‌آورند و به دکتر مصدق و دولت و اتباعش و طرفدارانش از این چیزها مى‌گویند (صفایى - مربوط به اقلیت نیست) البته بسیار جاى تأسف است ولى یک طرفه نیست آقایان. و شما مى‌دانید که دکتر مصدق شخصى نیست که بیاید روزنامه‌ها را تحریک بکند و به فحاشى وادار کند شما که مى‌دانید چرا گناه دیگران را به گردن او بار مى‌کنید؟ (صفایى - او رئیس دولت است که باید جلوگیرى کند) او هم در حدود قدرت و امکان و قانون مى‌تواند جلوگیرى بکند بیشتر که نمى‌تواند بکند و متأسفم از این که آقاى تیمورتاش استعفا دادند از دو جهت: یکى از این که یک عضو شریف پاک با ایمانى (صحیح است) که دوست ما هم هست از مجلس برود و استدعا مى‌کنم جناب آقاى رئیس این را قبول نکنند دوم این که اگر ایشان در راه عقیده‌شان مبارزه مى‌کند چرا میدان را خالى مى‌کنند و مى‌روند. اگر راه‌شان را صحیح می‌دانند همین طور جلو بروند و اگر این طور نیست برگشتن از خطا که عیب نیست ادامه دادن به خطا با علم به این که خطا است عیب است من خودم در همین قضیه نفت کتابچه نفت هست - من در کمیسیون نفت معارضه کردم با دکتر مصدق، مباحثه کردم با دکتر مصدق، مجادله کردم با دکتر مصدق بعد که قانع شدم قبول کردم و رفتم دنبالش. این که عیب نیست وقتی که آدم اول خیال مى‌کند این راه خوبی است، بعد نگاه می‌کند مى‌بیند نه این راه بهتر است چه عیبى دارد برگردد ایشان بیایند اینجا اگر این مباره را مفید مى‌دانند ادامه بدهند و اگر مفید نمى‌دانند برگردند ولی به هر حال تشریف داشته باشند (صحیح است) عرض کنم که ایشان خیلى اسم از مهدورالدم بردند آقایان هم زیاد اسم از قتل بردند من نمى‌فهمم چه کسى چه کسى را مهدورالدم گفته (شوشترى - رئیس دولت پشت‌تریبون مجلس سنا گفته)

رئیس - آقاى فرامرزى از ماده 90 خارج شدید خواهش می‌کنم در حدود ماده نود بفرمایید

فرامرزى - چشم الآن تمام می‌کنم این هم در حدود ماده نود است راجع به دولت هم با تمام اعتراضاتى که به دولت شد من یک دلیلى ندیدم که اقدامات و عمل دولت را تخطه کند (صفایى - گوش ندادید) چرا گوش دادم مخصوصاً ذى‌المقدمه جنابعالى که ماشاءالله ماشاءالله به از مقدمه بود مخصوصاً این که مقدمه‌تان این قدر زیاد بود که ذى‌المقدمه محتاج رأى شد و هریمن را اگر دکتر مصدق میانجی‌گری‌اش را قبول نکرده بود اعتراض مى‌کردید. مگر شما نفرمودید که چرا اینها رفتند خواهش مى‌کنم این را دیگر بیرونش نکنید شما این را گفتید، حالا مى‌گویید چرا آمده است اما سیاست ثالث این یک بحثى است - می‌دانید که دو سیاست ما را حفظ کرده اگر یکى بود ما را خورده بود (شوشترى - آقا این حرف‌ها را نزنید، خدا ما را حفظ کرده) چه عیبى دارد که آن هم باشد که در اینجا هم تعادلى باشد. این بحثى است که من حالا نمى‌خواهم بکنم ولى هر کس که وضع دنیا را بداند هر کس علوم ژئو پلیتیک را خوانده باشد و موقع جغرافیایى را بداند این را مى‌داند. این روشن است قابل بحث نیست.

7 - بیانات آقاى رئیس راجع به آقاى مشار وزیر پست تلگراف.

رئیس - خاطر آقایان محترم مستحضر است که در چند جلسه قبل در موقعى که آقاى مشار بیاناتى مى‌کردند یک سوء تفاهم و سوء تصادفى رخ داد که مایه تأسف بنده و اکثریت نمایندگان گردید. آقاى یوسف مشار از رجال میهن دوست و یک فاضل این کشور هستند و مورد اعتماد مى‌باشند (صحیح است) بنده خیلى مسرورم که آقاى فرامرزى توضیحی را که لازم بود در این باب اظهار کردند.

8 - طرح فوریت لایحه راجع به کمک کارگران مسلول.

رئیس - مطالبى که در دستور داریم یکى راجع به فوریت است مربوط به لایحه کمک به مسلولین که آقاى وزیر کار داده‌اند. یکى بخشودگى نظام وظیفه است که یکى از قوانین خوب است (صحیح

+++

 است) وعده زیادى از مشمولین را تکلیف‌شان را معین مى‌کند و یکى هم راجع به نطق قبل از دستور است که آقایان تقاضا کرده‌اند که هر نماینده‌اى پنج دقیقه از وقتش را بتواند به دیگرى بدهد بدون این که تمام مدت نطق قبل از دستور از سه ربع ساعت تجاوز بکند حالا اگر آقایان موافق باشند فوریت لایحه مسلولین را مطرح کنیم چون این را قبلاً اعلام کرده بودیم لایحه قرائت مى‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

مجلس شوراى ملى: به طوری که استحضار دارند چند سال متوالى است کارگران مسلول کشور شکایت زیادى مبنی بر معالجه و پرداخت دستمزد ایام بیمارى و سایر مزایاى خود تقدیم داشته‌اند. براى رسیدگى به شکایات مکرر آنها کمسیون‌هاى متعددى تشکیل گردیده طبق بررسی‌ها و مطالعات فنى که نسبت به این موضوع به عمل آمده معلوم شده است درآمد صندوق تعاون و بیمه کارگران که مجموعاً شش در صد دستمزد و مزایاى کارگران است تکافوى کلیه وظایف مصرحه را که به موجب مواد 16/ 8/ 6 قانون کار عبارت از:

1 - حوادث و امراض ناشى از کار

2 - حوادث و امراض غیر ناشى از کار

3 - حوادث و امراض خانواده بلافصل کارگر

4 - پیرى و از کار افتادگى کارگر

5 - ازدواج و حاملگى - عائله متصدى و وضع حمل و هزینه کفن و دفن و کمک به بازماندگان قانونى کارگر در موارد عسرت و استیصال‏

6 - کمک به کارگران اخراجى.‏

7 - مرخصى زنان باردار مى‌باشد نخواهد نمود و بینه مالى این دستگاه قادر نخواهد بود هزینه کمرشکن بیمارى خانمان سوز سل را که متأسفانه به جهات اقتصادى و بهداشتى رو به تزاید است انجام دهد از همین نظر است که تاکنون با وجود کوشش و مجاهدت فراوان موضوع شکایات کارگران مسلول لاینحل مانده و موجبات نارضایتى آنها فراهم گردیده است.

چون اصولاً براى دستگیرى و حمایت کارگرن مسلول وضع و ایجاد قانون مخصوصى ضرورى مى‌باشد به این جهت لایحه قانون حمایت و معالجه کارگران مسلول را که براى این نظر تهیه گردیده تقدیم داشته با قید دو فوریت تقاضاى تصویب آن را می‌نماید:

لایحه قانون حمایت و معالجه کارگران مسلول:

ماده 1 - از تاریخ تصویب این قانون کلیه کارفرمایان و مؤسسات اقتصادى بازرگانى صنعتى و معدنى - باربرى راه - راه آهن و به طور کل هر مؤسسه‌اى که مشمول مقررات قانون کار مى‌شود مکلفند علاوه بر چهار در صد مندرجه در ماده 16 قانون کار معادل یک درصد دستمزد و مزایاى کارگران خود را به منظور حمایت و معالجه کارگران مسلول و ترتیب نگاهدارى از آنها به صندوق تعاون و بیمه کارگران بپردازند.

تبصره 1 - وزارت کار آیین‌نامه‌اى براى اجرای این قانون و طرز رسیدگى به تلفات آن تهیه و پس از تصویب هیئت وزیران به موقع اجرا خواهد گذارد.

تبصره 2 - این قانون شامل کارگرانى که از تاریخ اول سال 1329 مسلول شده و بیمارى آنها ناشى از کار تشخیص داده شده و به هزینه شرکت سهامى بیمه ایران در آسایشگاه تحت معالجه بوده‌اند نیز خواهد بود.

ماده 2 - عدم تأدیه و تأخیر پرداخت یک درصد مذکور در ماده 1 در موعد مقرر مستلزم پرداخت جریمه معادل دو برابر مبلغ اصل و در صورت تکرار معادل چهار برابر مبلغ اصل در هر مورد خواهد بود که به نفع صندوق تعاون و بیمه کارگران اخذ و محسوب خواهد شد.

ماده 3 - وزارت کار مأمور اجراى این قانون می‌باشد.

رئیس - فوریت این لایحه مطرح است آقاى نورالدین امامى مخالفید؟ (امامى - مخالفم) بفرمایید.

نورالدین امامى - عرض کنم که بدبختانه جناب آقاى وزیر کار خیلى مورد احترام و علاقه من بوده و همیشه خواهند بود. ایشان یک مرد وطن پرست هستند و علاقه به مملکت دارند من همیشه به ایشان خیلى ایمان داشتم و امیدوارم تا آخر هم به همین چشم ایشان را نگاه بکنم اما من یک استدعایى دارم که اگر این استدعاى من را عمل بکنند آن بدبختانه را برمی‌دارم و خوشبختانه می‌گذارم و آن استدعاى من این است که ایشان مدتى از این جریان و این سر و صداى نفت به کنار بروند و یک قدم براى کار مملکت که همین کار مسلولین است بردارند ایشان سال‌ها این بنگاه مسلولین را هم اداره مى‌کردند. آقایان بهترین نقاط مملکت ما یعنى خوش آب و هواترین نقاط ایران آذربایجان است و الآن مى‌خواهم ادعا کنم که یک خمس اهالى آذربایجان مسلولند (صحیح است) و بدبختانه چون وسایل کار مثل سایر نقاط ایران ندارند نمى‌توانند تشخیص بدهند، تا مدتى چند ماه که مى‌گذرد بعد تشخیص مى‌دهند و مى‌آیند اینجا. هر روز بیست نفر سى نفر آذربایجانى مى‌آیند در منزل براى این که بفرستیم آنها را به آسایشگاه براى معالجه مرض سل این است که بنده با این قانون مخالفم و تقاضا مى‌کنم آقاى وزیر کار این قانون را پس بگیرند و یک قانون بیاورند که صدى یک یا صدى دو از تمام حقوق بگیرهاى دولت کسر بکنند و در تمام نقاط خوش آب و هواى ایران بیمارستان بسازند آقا با این کمى جمعیت با این کمى زاد و ولد و با این مرض پدر سوخته خانمان برانداز که از گرسنگى از فقر، از بیچارگى تولید شده اگر با این وضع پیش برود چند سال دیگر پنجاه در صد ملت ایران مسلول خواهند شد این است که بنده علت مخالفتم را عرض می‌کنم که این را عمومیت بدهید براى تمام مملکت و در تمام نقاط خوش آب و هواى ایران مریضخانه براى مسلولین بسازید و اگر بودجه هم ندارید از حقوق‌هاى ما از حقوق تمام مستخدمین کسر بکنید.

رئیس - آقاى کشاورزصدر

کشاورزصدر - جناب آقاى نورالدین امامى همکار عزیز بنده مخالف با این لایحه نبودند نهایت فرمودند که به تمام افراد مملکت یک فکرى بشود هم به جاى خودش صحیح است اما در لایحه اگر عنایت می‌فرمودند ملاحظه می‌شد به این که کارفرمایان می‌بایسى براى کارگر که در کارخانه آنها هستند یک مبلغی براى سلامت مزاج آنها بدهند و آقاى وزیر کار که یکى از بهترین کارهای‌شان تقدیم همین لایحه است این را خواسته‌اند تأمین بکنند و ما نباید عقیده داشته باشیم وقتى مى‌شود کارگر را از مسلول شدن نجات داد یا معالجه این را متوقف بکنیم و بگوییم اگر تمام نقاط مملکت وسائل فراهم نشود که مسلولین را معالجه بکنند و جلوگیرى نکنند این هم باشد و عملى نشود هر جا که دستمان می‌رسد و کار خوبى مقدور است باید اقدام بکنیم و موافقت کنیم که دولت انجام بدهد و در صدد باشد و در نظر هم باشد که بعداً تأمین نظر آقای امامی را نسبت به سایر مملکت هم بکند آقایان می‌دانند که وضع کارگران این مملکت نقطه‌نظر سیاسى یک صورتى دارد نهایت ضرورت را دارد که دولت هم بتواند راجع به این صنف از مردم کمک و همراهى بکند و تشویق بکند آنها را زیرا آنهایى که مى‌توانند استقلال مملکت را حفظ بکنند همین دسته و کشاورزان و فلاحین هستند که در خارج زحمت مى‌کشند علیهذا من استدعا مى‌کنم از عموم آقایان رفقا که قطعاً خودشان هم همین نظر را دارند که به این فوریت رأى بدهند بلکه بتوانیم انشا الله یک قدمى براى کارگرها برداریم.

(جمعى از نمایندگان - عده کافى نیست)

9 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه.

رئیس - چون عده در بیرون کافى نیست و وقت هم منقضى شده جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز سه‌شنبه خواهد بود دستور بقیه مذاکره در فوریت اول لایحه و سایر لوایحى که گفته شد.

(مجلس 20 دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت

+++

شماره 16642 6/18/30

تصویب‌نامه‌ها

هیئت وزیران در جلسه مورخ هفدهم شهریور ماه 330 نظر به پیشنهاد شماره 5531 وزارت کار مقررات مربوط به (طرز انتخابات نماینده کارگران - کارفرمایان در کمیسیون سازش و شوراى توافق) را که مشتمل بر 5 ماده است و به موجب ماده 13 قانون کار مصوب 17 خرداد 328 از طرف وزارت کار تهیه و به تصویب شوراى عالى کار رسیده تصویب نمود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست‌وزیر است‏

م 5405 نخست‌وزیر

طرز انتخابات نماینده کارگران و کارفرمایان در کمیسیون سازش و شوراى توافق‏

قسمت اول - انتخاب نماینده کارگر

ماده 1 - شرایط انتخاب کننده (اعم از مرد یا زن)

1 - هیجده سال تمام داشته باشد

2 - تبعه ایران باشد

3 - کارگر کارگاهى باشد که در آن رأى می‌دهد.

ماده 2 - شرایط انتخاب شونده‏

1 - لااقل سى سال تمام داشته باشد

2 - تبعه ایران باشد

3 - داراى سواد خواندن و نوشتن باشد.

4 - منتسب به سازمان‌ها و احزاب غیرقانونى نبوده و محکومیت جزایى نداشته باشد.

5 - داوطلب نمایندگى کارگران نباید فعالیت‌هاى سیاسى در داخل کارخانه و کارگاه بنماید متخلف از خدمت کارخانه و حق رأى دادن و انتخاب شدن و انتخاب کردن مرحوم خواهد بود.

6 - داوطلب نمایندگى نباید سابقه ایجاد اعتصاب غیر قانونى داشته باشد که در این صورت نیز از حق انتخاب شدن - انتخاب کردن محروم خواهد بود.

7 - لااقل دو سال سابقه کارگرى در کارگاه مربوطه داشته باشد.

8 - لااقل ده در صد از کارگران کارگاه تمایل خود را نسبت به نمایندگى داوطلب کتباً اعلام نموده باشد.

9 - هر شخصى که داراى شرایط فوق باشد می‌تواند خود را داوطلب انتخاب معرفى نموده لااقل یک هفته قبل از آغاز انتخابات با تسلیم ورقه تمایل کارگران موضوع (بند 8) داوطلب بودن خود را به اداره کار محل اعلام نماید داوطلب بایستى نیز برگ عدم سوء سابقه جزایى را از مقامات قضایى تحصیل و به اداره کار تسلیم نماید و اداره کار نیز نسبت به سوابق داوطلب رسیدگى نموده و اوراق مربوطه را در پرونده او ضبط مى‌کند.

10 - انتخابات در کارگاه بایستى سه هفته قبل از آغاز اعلام شود تا داوطلب بتواند خود را به اداره کار محل معرفى نماید.

11 - نام داوطلب یک هفته قبل از آغاز انتخابات هر کارگاه بایستى در محل کار نصب شود.

ماده 3 - طرز انتخابات - هیئت نظارت انتخابات از اشخاص زیر تشکیل می‌شود:

فرماندار یا نماینده او - رئیس اداره کار در محل یا نماینده او - دو نفر نمایندگان کارگر (به انتخاب و تشخیص اداره کار محل) دو نفر نماینده کارفرما

تبصره 1 - هیئت نظارت یک هفته قبل از شروع انتخابات اعلانى مبنى بر ساعت و روز شروع انتخابات تهیه و به اطلاع کارگران کارگاه مربوطه خواهد رسانید.

تبصره 2 - دادن رأى مخفى بوده و کارگران باید قبلاً رأى خود را در روى کاغذ نوشته با حضور هیئت نظارت در صندوق رأى بیندازند.

تبصره 3 - پس از اتمام اخذ رأى بلافاصله قرائت آرا شروع و اگر قرائت در یک جلسه تمام نشود صندوق رأى از طرف هیئت نظارت مهر و موم و تا جلسه آتیه در محل امنى نگاهدارى خواهد شد حضور داوطلبان در موقع باز کردن صندوق‌ها و شماره و قرائت آرا آزاد است. پس از قرائت آرا نتیجه انتخابات در صورت مجلسى که به امضاى هیئت نظارت خواهد رسید در سه نسخه تنظیم و خلاصه آن در جایگاه آگهى‌هاى کارگاه نیز اعلام می‌شود اوراق رأى تا یک هفته پس از اعلام نتیجه انتخابات محفوظ و سپس به وسیله انجمن نظارت معدوم خواهند شد و نیز نتیجه انتخابات در دفاتر محل و مرکزى ادارات کار ثبت خواهد گردید و اعتبارنامه از طرف اداره کار محل صادر خواهد گردید.

قسمت دوم - انتخابات نماینده کارفرما

ماده 4 - کارفرما شخصاً در شوراى کارگاه حاضر یا نماینده‌اى از طرف خود انتخاب و کتباً معرفى خواهد نمود.

ماده 5 - اعتبار نمایندگى نمایندگان فوق از تاریخ تشکیل اولین جلسه شوراى کارگاه براى مدت یک سال خواهد بود مگر این که دو سوم کارگران کتباً تغییر نماینده خود را از اداره کار محل تقاضا نمایند و در مورد تغییر نماینده کارفرما هم بایستى توسط کارفرما کتباً به اداره کار محل اطلاع داده شود در این صورت نمایندگان جدید براى بقیه مدت به طریق فوق انتخاب خواهند شد.

سؤالات نمایندگان‏

مقام محترم ریاست معظم مجلس شوراى ملى‏

با کمال احترام مستدعى است مقرر فرمایید از جناب آقاى وزیر جنگ دعوت به عمل‌ آید که در مجلس حضور یافته و در جواب سؤال بنده نتیجه تحقیقاتى که در علل وقوع حادثه انفجار انبار مهمات شیراز به عمل آمده است توضیح فرمایند.

براى مزید توضیح چون بنده یکى از موافقین جدى دولت حاضر مى‌باشم سؤال فوق هیچ گونه جنبه حمله و مخالفت نخواهد داشت خاصه که حادثه نامبرده در زمان دولت حاضر نبوده است ولى نظر به این که ضمن سؤال و جواب‌هاى سابق دولت وعده کرده بود نتیجه تحقیقات را بعداً به اطلاع مجلس برساند و مردم شیراز انتظار دارند که به علل وقوع حادثه بهتر آگاهى یابند البته توضیحات جناب آقاى وزیر جنگ موجب امتناع عموم خواهد گردید.

رضوى نماینده فارس‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294705!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)