کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/17]

جلسه: 184 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 30 تیر ماه 1322  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات آقاى وزیر فرهنگ

3- سؤال آقاى ثقةالاسلامی از آقاى وزیر راه و پاسخ ایشان

4- بقیه شور دوم لایحه آموزش و پرورش عمومى

5- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 184

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 30 تیر ماه 1322

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات آقاى وزیر فرهنگ

3- سؤال آقاى ثقةالاسلامی از آقاى وزیر راه و پاسخ ایشان

4- بقیه شور دوم لایحه آموزش و پرورش عمومى

5- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه

(مجلس دو ساعت و ربع پیش از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید)

صورت مجلس روز 28 تیر ماه را آقاى (هاشمى) منشى قرائت نمودند.

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است:

غایبین با اجازه- آقایان: دکتر سمیعی، دکتر سنگ، دادور، فاطمی

غایبین بی‌اجازه- آقایان: تولیت، فیاض، طوسی، شهدوست، دکتر تاج‌بخش، مشیردوانی، شجاع، عطاءالله پالیزی،معتصم سنگ، فرشی، یاراحمدی، سلطانی، صادق وزیری، نقابت، کامل ماکو، حریری، مهذب، فرمانفرماییان

دیرآمدگان بی‌اجازه- آقایان: مسعودی خراسانی، سزاوار، لیقوانی، ناصری، اکبر، نیک‌پور، خسروشاهی، نصرتیان)

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- در صورت مجلس نظر نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد.

2- بیانات آقاى وزیر فرهنگ

وزیر فرهنگ (دکتر سیاسى)- توجه آقایان نمایندگان محترم را یک بار دیگر به لزوم تسریع تعیین تکلیف قانون تعلیمات اجبارى که مطرح است جلب می‌کنم عده کثیرى از مردم انتظار تصویب این قانون را دارند بنده عرض نمى‌کنم همه ملت ایران در انتظار هستند زیرا که بدبختانه همه ملت ملتفت این نیستند که این قانون اجرایش در سرنوشت این کشور و اوضاع و احوال آنان چقدر مؤثر است ولى هزاران آموزگار و معلم و کارمندان فرهنگى هستند که همه در انتظار و نگرانند این قانون پس از آن که تصویب شد باید آیین‌نامه‌هاى آن از کمیسیون فرهنگ بگذرد و این کار هم البته وقت مى‌خواهد در صورتی که ما چند روز بیشتر به شهریور ماه یعنى آغاز کار مدارس نداریم این است که تقاضا می‌کنم نمایندگان محترم امروز را لطفاً از نطق قبل از دستور صرف‌نظر بفرمایند (صحیح است) شاید امروز با لطف آقایان محترم بقیه مواد این قانون به تصویب برسد.

+++

3- سؤال آقاى ثقةالاسلامی از آقاى وزیر راه و پاسخ ایشان

رئیس- آقاى ثقةالاسلامی از آقاى وزیر راه سؤالى داشتید ایشان براى جواب حاضرند بفرمایید.

ثقةالاسلامی- عرض کنم که یک ماه قبل بنده از آقاى وزیر راه به توسط مقام ریاست سؤالى کرده بودم راجع به راه‌آهن بین میانه و زنجان با فقدان وسایل حمل و نقل و نبودن لاستیک و اتومبیل آذربایجانى‌ها و کسانی که به آذربایجان رفت و آمد مى‌کنند بین زنجان و میانه و آذربایجان خیلى در زحمت هستند و این راه‌آهن سال گذشته تمام شد و می‌بایستى در همان پارسال هم افتتاح بیابد حالا هم این خط حاضر است ولى بدبختانه نمی‌دانم به چه علت بهره‌بردارى و مسافرت با آن به تأخیر افتاد و با این که این راه حاضر است متأسفانه به واسطه این که آمد و رفت نمی‌شود این ایستگاه‌هاى بین راه را دارند خراب مى‌کنند تمام اشخاصى که رفته‌اند و دیده‌اند می‌دانند از جمله آقاى مجد ضیایى که می‌گویند ایستگاه‌هاى راه‌آهن را در عرض راه در و پنجره‌هایش را در می‌آورند و خراب می‌کنند و می‌برند آهن‌هایش را مى‌کنند و می‌برند حالا دیگر حقیقت دارد یا ندارد نمی‌دانم در هر حال وقتى راه‌آهن متروک شد و رفت و آمد با آن نشد طبیعى است در و پنجره و چوب و تخته و آهنش را مى‌کنند و می‌برند و بنده مى‌خواستم از آقاى وزیر راه خواهش کنم چون آذربایجانی‌ها و کسانی که به آذربایجان رفت و آمد مى‌کنند و اهالى زنجان علاقه‌مندند به این راه و البته در واقع این راه را از خودشان می‌دانند و نمی‌دانم چرا بهره‌بردارى نمی‌شود البته این راه باید باز شود و هفته‌ای دو دفعه یا ماهى سه دفعه چهار دفعه این راه بین زنجان و میانه آمد و رفت کنند تا بقیه راه را هم دولت بتواند درست کند و از میانه تا زنجان عجالتاً رفت و آمد بکنند و بقیه راه را هم که سى و پنج فرسخ است تا تبریز سرویس اتوبوس‌رانى درست کنند که این خط از زنجان تا میانه و تبریز لااقل هفته‌ای دو مرتبه ماهى سه چهار مرتبه کار کند و این موضوع را باید مورد توجه قرار بدهند (صحیح است) آقایان نمایندگان آذربایجان و زنجان همه به این موضوع و اصلاح آن علاقه‌مند هستند (صحیح است) این یکى. دیگر این که از قراری که مهندسین خود راه‌آهن اظهار می‌کردند از میانه تا مراغه هم تقریباً خط تمام شده و فقط ریل‌ گذارى و یک قدرى ساختمان پل‌هایش مانده است این را هم در نظر داشته باشند که ساخته شود چون خیلى طرف احتیاج است و اهمیت حیاتى براى مملکت و براى یک ایالت پرجمعیت و بزرگ ایران دارد که آذربایجان را به مرکز مملکت متصل می‌کند (صحیح است) و این راه خیلى درآمد و رفت مسافر و تجارت و خواربار تسهیل و کمک مى‌کند خصوصاً با فقدان وسایل فعلى با ساختمان و اهتمام این راه شما مى‌توانید از آذربایجان حبوبات غله، روغن پنیر بیاورید به تهران و حالا چون راه نیست و وسیله نیست به زحمت هستند و وسایل نقلیه فعلى اگر هم باشد و گیر بیاید به قدرى گران است که صرف نمى‌کند مثلاً پنیر یک من ده تومان در اینجا سى تومان تمام می‌شود و اگر این راه درست بشود براى عموم مفید است هم از حیث تجارت و اقتصاد هم براى رفاهیت حال عموم و من مخصوصاً از آقاى وزیر راه خواهش می‌کنم هر چه زودتر تصمیم بگیرند و مخصوصاً تمام نمایندگان آذربایجان و نمایندگان محترم مجلس هم خواهش می‌کنند (صحیح است) که این کار عملى شود و حرف نباشد یک قدرى فعالیت به خرج بدهند راه درست است فقط باید تکمیل بشود و یک مختصرى کار دارد آن را هم درست کنند که هم براى دولت و کارهاى آن اهمیت و ضرورت دارد هم براى مردم که در رفاهیت مى‌افتند و راحت می‌شوند. (صحیح است)

وزیر راه (آقاى هژیر)- شرحى که از طرف مقام ریاست به بنده مرقوم شده بود راجع به این بود که جنابعالى سؤالى فرموده‌اید در باب به کار انداختن راه‌آهن بین میانه و زنجان و همان طور که فرمودید در حدود بیست و پنج روز قبل این نامه به بنده رسید ولى اگر زودتر شرفیاب نشدم براى آن بود که می‌خواستم بلکه به یک نتیجه رسیده باشم که وقتى که خدمات آقایان می‌رسم عرض کرده باشم که مشغول شده‌ایم ولى چون مجدداً یاد‌آورى کردند لازم دانستم قبل از این که به نتیجه

+++

برسیم شرفیات شده و توضیحاتى عرض کنم البته همان طورى که یاد آورى فرمودید دولت هم همیشه همین نظر را داشته است که آنچه در قوه مالى و توانایى اقتصادى مملکت باشد به مصرف برساند براى این که روابط آذربایجان و تهران از هر حیث تأمین بشود و مرتباً رفت و آمد بین مرکز و آنجا چه از نظر باربرى و چه مسافرى امکان پذیر باشد اما اگر تا به حال این نتیجه انجام نگرفته علتش این بودجه که قراردادهایى که قبل از شهریور ماه گذشته با مقاطعه‌کاران گذاشته شده بود در نتیجه حوادث شهریور 320 قطعه شد و قیمت‌ها هم مرتباً بالا رفت و وضع مالى مملکت هم اجازه نمی‌داد که مبلغ دیگرى بر آنها اضافه شود یعنى بر آن اصول قراردادهایى که بسته شده بود با مقاطعه کاران ولیکن هر طور شد یک قرارى راجع به این کار داده شد و راه‌آهن بین زنجان و میانه هم مدتى است تمام شده و به طور آزمایش به تدریج بهره‌بردارى به وسیله واگن‌هاى بارى هم شروع شده است. از حیث مسافربرى که مضیقه داشتیم یکى نداشتن واگن مسافرى به قدر کافى، یک بار دیگر هم حضور آقایان عرض کردم که ما بالفعل فقط داراى 42 واگن درجه یک و دو و سه در تمام کشور هستیم که با این 42 واگن باید 2500 کیلومتر راه را به کار بیندازیم البته این کافى براى این که گفته شود مرتب با آسایش کافى مسافر در تمام این خطوط رفت و آمد بکند نبود یک اشکال دیگر هم این است که وقتى بنا باشد مسافر بین زنجان و میانه حمل شود اگر یک روز اتفاق افتاد لوکوموتیف به قدر کافى نبود و براى کشش بار و مسافر یا خراب شد و باید در سه روز در وسط بیابان بماند تصدیق می‌فرمایید بار اشکال ندارد ولى مسافر را که نمی‌شود در وسط بیابان معطل کرد از این جهت لازم شد کارخانه تعمیرات لوکوموتیف در زنجان و میانه دایر شود براى تعمیرات و براى لوازم و ملزات و آبگیرى و غیر آن این کار هم مدتى طول کشید و همان طور که خودشان سابقه دارند این کار مدتى طول کشید فعلاً هم ما مشغول هستیم که این که عیب را به ترتیب عملى فعلى و تا حدى که ممکن است رفع کنیم و عن قریب آن وسایل کارخانه تعمیر که اگر لوکوموتیف عیب پیدا کرد بتوانند تعمیر کنند و مسافر و بار معطل نماند تکمیل خواهد شد و عیب دیگر که نداشتن واگن بود آن را هم یک تریبى برایش داده‌ایم که اگر واگن‌هاى مسافربرى فعلاً نمی‌توانیم تهیه کنیم سایر واگن‌ها را تخته بندى کنند که بتوانند مسافرین را در این فاصله بین زنجان و میانه که چهار پنج ساعت بیشتر نیست ببرند و بیاورند ولى خاطر آقایان نمایندگان محترم آذربایجان مستحضر باشد که اگر ما این کار را شروع کردیم بدانند همین قدر که وزارت راه مشغول عمل است و با اقدامات دیگرى هم که شده است شاید بتوانیم وسایل راحت‌ترى در اختیارشان بگذاریم ولى مشکل خواهد بود در عمل که بگوییم حتماً از روز اول شاید از جاى دیگر برداریم و در این خط بگذاریم و این کار زحمت دیگرى دارد اما از حیث قسمت دوم که فرمودید اشکال ما دو چیز است یعنى راه میانه را بخواهیم امتداد بدهیم و فرمودید راه حاضر است یک اشکال ما نداشتن ریل است که مدتى است در این خصوص با متفقین مشغول صحبت هستیم و در هر حال ممکن است انتظار داشته داشتیم وسیله‌اى فراهم شود که ریل بگذاریم و یکى دیگر موضوع تأمین مخارج این کار است در بودجه و مدتى است با وزارت دارایى در این باب داریم صحبت می‌کنیم البته رئیس کل دارایى هم خودش متوجه این مطلب بود که اگر الان ما نخواهیم شروع کنیم به ریل گذارى که به نتیجه برسیم ممکن است خرابی‌هایى در آن قسمتى که ساخته شده است وارد بیاید به همین جهت خودشان به طیب خاطر یک مقدار اعتبارى منظور داشتند براى نگاه دارى این قسمت‌هاى ساخته شده و نیم ساخته که از این‏ حیث خرابى و ضررى پیش نیاید تا وسیله تأمین اعتبارات کافى براى تهیه و کشیدن ریل به دست بیاید به هر صورت در قسمت اول مشغول هستیم و امیدواریم هر چه زودتر در این قسمت نیتجه مقدماتى گرفته شود که مردم بتوانند استفاده کنند و همان طور که فرمودید از میانه تا تبریز را هم همه یک سریس اتوبوس‌رانى باید برایش تأمین کنند که مردم وسیله

+++

داشته باشند و بتوانند به آسانى در این خط مسافرت کنند.

4- بقیه شور دوم لایحه آموزش و پرورش عمومى

رئیس- ماده ششم لایحه آموزش و پرورش عمومى‌خوانده مى‌شود:

ماده ششم- هر گاه ولى طفل در موعد مقرر بدون داشتن عذر موجه طفل خود را براى تحصیل منظم به دبستان نسپارد علاوه بر این که مجبور است غفلت خود را جبران کند به حبس تأدیبى از یک هفته تا یک ماه و پرداخت مبلغى از صد تا هزار ریال محکوم می‌گردد وجوه حاصل از این جرایم به مصرف تهیه کتاب و لوازم تحصیل براى دانش آموزان بى‌بضاعت خواهد رسید چنانچه ولى طفل زن باشد باشد فقط به جزاى نقدى محکوم خواهد شد.

رئیس- آقاى نراقى‏

نراقى- ماده شش قانون تعلیمات عمومى مهم‌ترین مواد این قانون است و اسمش که تعلیمات اجبارى شده است به واسطه وجود همین ماده است که ملزم کرده است و اولیاى اطفال را که بچه‌هاى خودشان را به مدرسه بگذارند و تحصیل کنند ولى این قدر این ماده کش‌دار نوشته شده است که هیچ موردى براى اجراى این قانون پیدا نخواهد شد نوشته است هرگاه ولى طفل در موعد مقرر بدون داشتن عذر موجه طفل خود را براى تحصیل به دبستان نسپارد الخ...

این کلمه عذر موجه خیلى کش‌دار است از جمله عذرهاى موجه در مملکت ما که خود موجب عدم اجراى این قانون خواهد شد عدم بضاعت مردم است الان در طهران کمتر بچه‌ای است که بضاعت داشته باشد و به مدرسه نرود آقایان درست مطالعه بفرمایید بچه‌هایى که در دکان‌هاى ارسى دوزى – نجارى – آهنگرى - کله‌پزى – پالان‌دوزى – لحاف‌دوزى و غیر آن مشغول کارند اینها تمام اطفال بى‌بضاعت هستند که یا ولى ندارند یا خودشان ملزمند نان خودشان را شخصاً به دست بیاورند یا ولى‌شان فقیر است و الا بچه‌ای که صاحب ولى متمکن باشد محال است از رفتن به مدرسه خوددارى کنند یا کسانش او را ملزم نکند که به مدرسه برود واقعاً اگر عدم بضاعت را عذر موجه بگیرید بنده اطمینان می‌دهم در تمام سراسر ایران صد نفر بر تعداد دانش آموزان فعلى اضافه نخواهد شد الان در طهران نصف بچه‌ها به مدرسه می‌روند و نصف دیگرشان بلکه بیشتر مشغول کسب و کار و پیدا کردن نان هستند (صحیح است) اگر عذر موجه عدم بضاعت باشد این نصفى که مشغول کسب و کار هستند همین طور سر جای خودشان باقى خواهند ماند و آن عده‌اى هم که بالفعل به مدرسه می‌روند باز هم خواهند رفت بنابراین عدم بضاعت را نباید عذر موجه دانست و باید توجه کرد به یک موضوع مهمى و آن این است که یک کسى که 5 تا 6 بچه دارد هیچ چیز هم ندارد چطور می‌شود او را به موجب این قانون حبس و جریمه کرد که چرا بچه‌هایت را به مدرسه نگذاشتى؟ و این ظلم است باید دید سایر ممالک دیگر دنیا در این قبیل موارد چه می‌کنند هیچ مملکتى قانون آموزش خشک و خالى را نمى‌برد به مجلس شوراى ملى که تصویب کنند و این قانون با سایر قوانین و مقررات مفید دیگر توأم است اول قانون کار را گذرانده‌اند که هیچ هنگامى نباید طفلى را که کمتر از 15 سال داشته باشد به عنوان کارگر نپذیرند بعد قانون بیمه کارگران باید گذشته باشد که قبله حیات کارگران و کشاورزان را تأمین کند تا این که یک کارگر و کشاورز از عده برآید که بچه‌اش را به مدرسه روانه کند به علاوه بنگاه‌هاى خیریه و وسایل مفید عمومى به اندازه‌اى در جامعه هست که اگر طفلى بى‌بضاعت در جامعه باشد به اتکا آن بنگاه‌هاى خیریه می‌تواند برود و به تحصیل ادامه دهد آقایان همه توجه‌شان معطوف به تهران نباشد که قسمت عمده‌اى از متمکنین ساکن طهرانند بلکه ولایات ایران که قسمت اعظم از بچه‌هاى آنجا خودشان متصدى پیدا کردن نانشان هستند باید منظور نظر قرار بدهند. اولین صنعت ملى ما در مملکت قالى بافى است آقایان می‌دانند این قالی‌ها را کى تهیه می‌کند این قالى را دست بچه‌هاى شش ساله و هفت ساله و هشت ساله تهیه می‌کند همان بچه‌هایى که باید بروند به دبستان و درس بخوانند باید بروند از صبح تا غروب در دخمه‌هاى تاریک این قالی‌ها را تهیه کنند تا از دسترنج آنها سالى چهل پنچاه

+++

میلیون عاید این مملکت بشود پس باید کارى کرد که هم تمام اطفال به مدرسه بروند و هم عدم بضاعت عذر موجه نباشد و باید نگاه‌هاى خیریه و وسایل دولتى و ملى این قدر فراهم بشود در هر شهرستانى که هر پدر و مادری که نتوانستند بچه‌شان را نگهدارى کنند یا به دبستان بفرستند و براى تأمین نانشان ناچار شدند آنها را به کار بفرستند با آنها کمک کنند که پدر و مار بتوانند از اطفا‌لشان تا 15- 16 سالگى نگاهدارى کنند که آنها بروند و درس بخوانند و زنده بمانند و الا بدون این مقررات و صرفاً به این که ما قانون تعلیمات عمومى و اجبارى داریم و هر پدرى هم بچه‌اش را به مدرسه نگذاشت قانون او را مجازات و جریمه خواهد کرد تعلیمات اجبارى عمومى در مملکت راه نمى‌افتد امروز پدرى که پنج تا پسر و چهار تا دختر دارد با روزى دو تومان و سه تومان چطور مى‌تواند بچه‌اش را به مدرسه بگذارد و اگر نگذاشت جریمه هم بشود الان یک ورق کاغذ در این شهر دو ریال قیمت دارد و یک مداد ارزشش پنج ریال است چطور مى‌شود اینها را بر بودجه قلیل یک مزدور تحمیل کرد تا هزینه گزاف تحصیل دبستانى اولادش را تأمین کند؟ پس این قانون صرفاً یک دل خوشى است پس فردا هم مى‌آیند و مى‌گویند بیا برو حبس چون بچه‌ات را به مدرسه نگذاشتن او هم می‌گوید فقیرم عذرم موجه است محلکه هم قبول می‌کند هیچ کس هم نمى‌تواند به او اعتراض‏ کند پس گذاشتى این همه چه ضرروتى دارد و غیر از تعارف با مردم چه نتیجه‌اى از آن عاید خواهد شد؟ این قضیه درست مثل این است که آقاى وزیر بهدارى هم پس فردا بیاید اینجا و لایحه‌اى بیاورد و بگوید براى جلوگیرى از مرض (تیفوس) لازم است که تمام ایرانى‌ها هفته‌اى یک بار باید بروند به حمام و خودشان را صابون بزنند و هر کدام نرفتند مجازات‌شان می‌کنیم باید گفت آقاى وزیر بهدارى با صابون یک من سى تومان کدام مزدور ایرانى مى‌تواند یک قالب صابون بخرد و برود به حمام یا لباس خودش را بشوید پس این هم شد تفریح و شوخى بنابراین تعارف نباید کرد باید اول موجبات اجرا را فراهم کرد مؤسسات خیریه دولتى و و سایل مساعدت را قبلاً در دسترس مردم گذاشت آن وقت به ولى طفل گفت که اگر بچه‌ات را به مدرسه گذاشتى جریمه و مجازات می‌کنیم و الا همین جور یک دفعه بگویند چون بچه‌ات را مدرسه نگذاشتى باید مجازات شوى او هم ابداً اعتنا نمى‌کند و در موقعش هم هیچ محکمه‌اى قدرت ندارد او را محکوم کند چون عدم بضاعت عذر موجهى است که هیچ کس نمی‌تواند رد کند این بود عرایضم و حالا آقایان توجه بفرمایید که این ماده با این وضعیت آیا صورت یک تعارفى بیشتر دارد.

وزیر فرهنگ- اظهارات نماینده محترم اگر از طرف یکى از آقایانى بود که خودشان عضو کمیسیون فرهنگ نبودند این اندازه اسباب تعجب بنده نمی‌شد ولى آقاى نراقى که خودشان عضو کمیسیون فرهنگ هستند می‌دانند که در آنجا این موضوع مفصل بحث شد و رویش اظهار نظر شد و بالاخره قبول شد و به این صورت در آمد که بنده تعجب می‌کنم که این اظهارات را می‌فرمایند این که فرمودند در جاهاى دیگر همه ممالک دنیا بنده شاید اطلاع نداشته باشم ولى تا آن حدى که اطلاع دارم اول در هیچ کجاى دنیا نیامده‌اند قانون بیمه و قانون کار و اینها را بگذرانید بعد بروید سر قانون تعلیمات اجبارى قانون بیمه و قانون کار یک قوانین تازه‌ای است که از بیست سال به این طرف پیدا شد و حال آن که قانون تعلیمات اجبارى در بعضى از کشورها از 200 سال پیش تهیه شده است و اگر ما بخواهیم تمام محظورات و مشکلاتى که براى اجراى این قانون هست در نظر بگیریم البته هیچ وقت نخواهیم توانست که تمام مردم کشور را باسواد کنیم و باید بگوییم باشد تا تمام مردم کشور با بضاعت شوند و وسایل تحصیل از برای همه‌شان فراهم گردد آن وقت این را هیچ وقت نخواهیم توانست این قانون براى این است که فعلاً دولت وسایل کار را فراهم کند و دولت را مجبور به این کار می‌کند از لحاظ تهیه آموزگار و مربى و مدرسه و همین طور به تدریج راجع به سایر قسمت‌ها اما این که فرمودید بچه‌ها وسیله کسر معاش کسانشان هستند و بنابراین اگر ما آنها را به مدرسه

+++

بگذاریم آنها از زندگى باز می‌مانند بنده سابقاً در شور اول هم عرض کردم که ما حق نداریم بچه شش هفت ساله را بفرستیم به کارخانه که کار بکند که هم مسلول بشود و هم مریض بشود و هم بمیرد (صحیح است). افراد این کشور چرا باید این قدر کم باشند توجه نمی‌شود آن پدر و مادر آن ولى طفل که بچه شش ساله را از صبح تا غروب به کار وا می‌دارد جنایت می‌کند و حق ندارد این کار را بکند سابق هم عرض کردم دولت باید حمایت بکند از اطفال کى باید اطفال این کشور را حمایت بکند؟ در سایر جاها انجمن‌هایى براى حمایت حیوانات هست که زیاد از حد معمول حیوان را به بارکشى نبرند و اذیت نکنند در این کشور ما می‌خواهیم اطفال را حمایت کنیم و وادار کنیم که بیایند و درس بخوانند و تربیت شوند و اولیا آنها مجبور باشند که این کار را بکند آن وقت اشکالاتى فراهم می‌کنیم که این قالى بافى کند البته صنعت قالى خیلى مهم است براى مملکت ولى اگر به قیمت جان نوباوگان این کشور تمام شود اصلاً فایده ندارد و وجودش ابداً لازم نیست (صحیح است) پس باید اول کارى کرد که اطفال این کشور تربیت شودند و سواد داشته باشند خواندن و نوشتن را یاد بگیرند آن وقت بعداً یقین داشته باشید درصدد تهیه کارهاى خوب برخواهند آمد و اقتصادیات مملکت خوب خواهند شد (صحیح است). در تمام کشورهاى دنیا بنده تصور می‌کنم که هیچ کس امروز نمی‌تواند منکر این بشود که تعلیمات عمومى اجبارى مهم‌ترین کارهاى مفید و ضرورى مملکت است حتى از بهدارى هم واجب‌تر است چرا؟ به دلیل این که تا افراد به مدرسه نروند ندانند بهداشت چه فوایدى دارد و آب آلوده نباید بیاشامند و مفید نباشد. به این که سلامتى خود را تأمین کنند هیچ فایده‌اى ندارد و شما تمام وسایل بهداشت را هم که در دست آنها بگذارید باز به حمام خزانه‌دار خواهند رفت و آب آلوده خواهند آشامید بنابراین اگر به تاریخ تمدن ملل رجوع کنید خواهید دید که هر جامعه‌اى که در مراحل تمدن بالاتر رفته است موضوع فرهنگ در آنجا لزومش و ضرورتش بیشتر شده است چرا؟ به دلیل این که تمام کارهایى که در یک جامعه متمدن مى‌شود در زمینه اقتصادیات، بهداشت، اجتماعات در هر زمینه‌اى که تصور بفرمایید روى یک اصول علمى و فنى است دیگر مثل زمان قدیم نیست مثل دوره‌هاى بدوى نیست که بدون ترتیب و بدون قاعده و قانون یک کارهایى بکنند و جامعه‌هاى متمدن امروزى دنیا هر قدر که پیشرفت می‌کنند و هر قدر تمدن جلوتر می‌رود و ترقى می‌کند این امور هم روى اصول علمى و فنى قرار می‌گیرد و به این جهت است که در جامعه‌هاى متمدن امروز دیگر هیچ کارى بدون فرهنگ پیشرفت نمى‌کند چنان که در یکى از جلسات گذشته هم عرض کردم حتى حمالى هم در مملکت متمدن امروزى دیگر بدون داشتن حداقلى از سواد و معلومات ممکن نیست بنابراین بنده عرض می‌کنم که با وسایل و مقدماتى را که در جامعه تعلیمات عمومى و اجبارى بشود تا حدى فراهم‏ داریم و باز هم فراهم می‌کنیم و نبایدبیش از این ما مشکلاتى را در نظر بگیریم و از این کار اجتناب کنیم و استدعا می‌کنم آقایان محترم بیش از این در این کار ما را نترسانند و محتاطمان نکنند و اجازه بدهند که این قانون بگذرد و بنده اطمینان دارم که در ظف این ده سال مهلت اگر قدرى همت به خرج بدهیم آن را اجرا خواهیم کرد تمام محظورات و مشکلاتى که این کار دارد بنده تصدیق کردم که خیلى محظورات دارد و بنده خودم مسبوق هستم زیرا هفت هشت ماه است که مشغولیم براى تهیه آیین‌نامه‌ها و امیدواریم در آیین‌نامه‌ها یک راه حلى در نظر بگیریم و اگر همت بکنیم این کار عملى خواهد شد. (صحیح است)

رئیس- آقاى منشور

منشور- بنده موافقم و نظرى که داشتم در لایحه کمیسیون تأمین شده است عرضى ندارم.

رئیس- آقاى انوار

انوار- با این که نهایت ارادت را به آقاى معدل دارم آن روز آقاى معدل نمی‌دانم چرا خارج از موضوع شدند و به من تعرض کردند شما می‌گویید بنده عرض کردم که تکلیف من

+++

است خیر تکلیف همه است آقاى رئیس هم توجه دارند بنده خارج از رویه هیچ وقت عرض نمی‌کنم (صحیح است) مثلاً الان ماده ششم مطرح است و شور دوم هم هست صحیح است؟ با این که شور دوم است باز آقاى نراقى که یک از فضلاى مجلس است و رفیق محترم بنده است وارد می‌شود در کلیات که ما معارف عمومى داریم تعلیمات عمومى حالا موقعش نیست آقا مجلس رأى داد و ما وارد شور کلیات شدیم و از شور کلیات هم گذشتیم به مواد وارد شدیم حالا شور دوم است ماده ششم است...

نراقى- آقاى شما حق وارد شدن به مذاکرات بنده را ندارید بنده عرض نکردم حالا موقعش نیست، با آقاى رئیس است این کارها.

انوار- خوب آقاى رئیس اجازه می‌دهند. بنده عرض کردم حالا شور دوم است نه شور در کلیات آقاى رئیس هم باز جلو نگرفته و خارج از موضوع شد و من ناچارم عرض کنم چون مى‌ترسم این لایحه بماند این دوره هم تمام بشود و بنده حاضر نیستم که این تعلیمات عمومى از مجلس نگذرد این است عرض بنده (صحیح است) یک پیشنهاداتى راجع به این ماده بنده دارم و خیلى با جمال عرض می‌کنم و می‌گذرم پنچ شش تا پیشنهاد دارم در این ماده یکى کلمه نسپارد است که نوشته شده هر گاه ولى طفل در موعد مقرر طفلش را به دبستان نسپارد عقیده بنده این است که به جاى نسپارد باید نوشته شود روانه ننماید براى این که این قانون براى اجرا به دست مأمورین خارج که افتاد آن وقت یقه این بچه‌ها را می‌گیرند که باید در مدرسه بماند و حال آن که مقصود روانه کردن است این را تصدیق بفرمایید آقاى وزیر معارف که عیبى ندارد. یکى دیگر اینجا باید بعد از کلمه نسپارد علاوه شود پس از اخطار از طرف دبستان چون می‌دانند هنوز مردم این قدر آشنایى قوانین ندارند که تکالیف خود را عمل کنند ابتدا باید اذان بگویند مؤذن صدا بکند تا بعد مدرم برخیزند براى نماز. پس باید از طرف دبستان اول اخطار بشود بعد از اخطار اگر نیاورد آن وقت بگویند چقدر جریمه. یکى دیگر مبلغ جریمه است که به عقیده من از ده تومان تا صد تومان خیلى زیاد است (صحیح است) مردم ندارند آقاى وزیر فرهنگ توجه بفرمایید من پیشنهاد کرده‌ام از یک تومان تا 5 تومان باشد (صحیح است) یکى دیگر راجع به آخر ماده است که نوشته‌اند چنانچه ولى طفل زن باشد فقط جریمه نقدى بدهد چون به حسب قواعد شرعى زن را ولى قرار نمی‌دهیم مگر این که از طرف حاکم شرع باشد (صحیح است) این را هم پیشنهاد کردم از چنانچه به بعد را تا آخر ماده را حذف کنید و زائد است یک پیشنهاد دیگرى هم دارم به عنوان تبصره است که اگر در دهات و قرا یک نفرى است کدخدا است یا دیگرى است که می‌تواند در خارج از دبستان طفل خودش را به تحصیل وا دارد که تحصیلات شش کلاسه را مطابق برنامه وزارت فرهنگ تمام کند بعد هم در امتحانات نهایى شرکت کند اگر امتحانش را داد آن را از آن عقاب و کیفرى که برایش معین شده است معاف بدارید و دیگر کیفر نداشته باشد این پیشنهادات شده است که تقدیم می‌کنم.

رئیس- آقاى رضوى‏

رضوى- بنده با کمال موافقتى که با این لایحه دارم معتقدم که اساساً ماده ششم ضرورت ندارد و اگر احیاناً ماده ششم از این قانون برداشته شود به اصول تعلیمات اجبارى هیچ خللى وارد نخواهد آمد برای این که امروزه یک حس فرهنگى در عموم مردم پیدا شده به طوری که هیچ پدرى نیست که میل نداشته باشد طفلش درس بخواند و مدرسه را تمام کند و اصولاً به عقیده بنده و اکثر از آقایان نمایندگان پیدا است که هر عملى که با جبر و زور و فشار انجام بگیرد و مجازات پیدا کند این نه تنها موجب رغبت نمى‌شود بلکه مردم نفرت پیدا می‌کنند (صحیح است). به علاوه کیفیت جرایمى هم که در این ماده پیش‌بینى شده است ناقص است به نظر بنده براى این که ما نوشتیم اگر بچه‌اى شش ساله شد و ولى طفل آن را به مدرسه نگذاشت یک جریمه‌اى بدهد و غفلت خودش را جبران کند بنده عرض می‌کنم بسیار خوب این گناه کرده است وظیفه‌اش هم این است که بیاید و غفلتش را جبران کند خوب این

+++

ندارد اگر درصدد جبران بود از اول غفلت نمى‌کرد سال اول گذشت سال دوم باز جریمه شد سال سوم باز جریمه‌اش می‌کنند این که نمى‌شود و عملى نیست باید کارى کرد که کلیه مأمورین و اشخاص برجسته‌اى که در دهستان‌ها و بخش‌ها هستند موظف باشند به وسایل تبلیغات و روشن کردن فواید و منافع تعلیمات عمومى مردم را تشویق و تحریک بکند که خودشان به رغبت بچه‌ها را به مدرسه بسپارند و الا به صورت مجازات در آوردن این چه طور مى‌شود و اگر ما بخواهیم براى اشخاص بى‌بضاعت وسایل فراهم شود و خودشان راغب باشند این ماده شش باید حذف شود و با حذف آن هم غرض کردم هیچ نقصى در قانون پیدا نمى‌شود حتى معتقدم که موجب مى‌شود اساساً جریان معمولى قانون هم بهتر و بیشتر خواهد شد.

هاشمى (به جاى مخبر کمیسیون)- قانونى که به طور عموم باید در کشور اجرا شود البته براى ترک آن باید یک مجاراتى هم داشته باشد این که فرمودید یک حس اقبال براى فرهنگ در همه کشور هست صحیح است اما باز یک شهرستان‌ها و یک محل‌هایى از این حس فاقدند و آن شهرستان‌هایى است که فقر و فاقه در آنجاها شیوع دارد و به فرمایش آقاى نراقى همان جاهایى که قالى بافى رواج دارد بچه را پدر و مادر از شش و هفت سالگى از نهایت فقر و فاقه می‌برند و مى‌فروشند به استاد کار و پولى به عنوان تقدمه می‌گیرند و متعهد مى‌شوند که حق نداشته باشند آن بچه را به جاى دیگر ببرند آن وقت این بچه شش ساله از اوایل عمر دست و پایش کج و معوج می‌شود و به انواع امراض مبتلا مى‌شوند و همان قالى‌هایى که زینت قصرهاى مجلل دنیا است از زیردست همین بچه‌هاى ضعیف و نحیف بیرون مى‌آید این فرهنگ را هم نمى‌فهمد آقاى رضوى و باید پدر و مادر او را ملزم کرد و تا یک اجبارى نباشد ممکن نیست این بچه را از قالى بافى بردارد و به مدرسه بگذارد و این وضع هم البته نباید ادامه یابد و باید موقوف شود بر فرض اصلاً صنعت قالى از بین برود قابل تحمل است (صحیح است) ولى وضع این اطفال در دنیاى امروز قابل تحمل نیست اما آن اشکالاتى که آقاى نراقى فرمودند بسیار اشکال به موقعى است و همان طور که در قانون هست بعداً باید وسایل فراهم شود و یکى از وسایل هم همین است مادامى که این فقر و فاقه عمومى شیوع دارد و بدون الزام قانونى برداشتن بچه‌ها از قالى بافخانه و گذاشتن به مدرسه امکان پذیر نیست ولى با بودن موجبات و تهیه کردن وسایل بدیهى است یکى از وسایل بنا به فرمایش ایشان مبارزه کردن با بیکارى و فقر عمومى و گرسنگى است و بدون آن اجراى قانون امکان پذیر نیست ولى بدیهى است یکى از وظایف حتمى دولت در آینده این است که با بی‌کارى و فقر و گرسنگى با هر وسیله‌اى هست مبارزه کند و با بر طرف شدن آنها این قانون هم اجرا می‌شود.

رئیس- آقاى معدل‏

معدل- آقاى وزیر فرهنگ حقیقتاً کمال استادى را به خرج دادند که در جواب بیانات منطقى و حسابى آقاى نراقى فقط با ذکر محاسن تعلیم عمومى‌خواستند که جوابى نفرموده باشند البته وقتى که مرد دانشمند و فهمیده وزیر فرهنگ باشد نمی‌آید اگر یک جایى جواب ندارد بیاید خود آن موضوع را بگیرد بلکه می‌رود یک موضوع دیگرى را می‌گیرد که مخالفى نداشته باشد وقتى که تعریف می‌کنند از تعلیم عمومى همه هم می‌گویند صحیح است- احسنت آقاى نراقى اظهار می‌کند که آقاى این طفلى که امروز نمی‌رود درس بخواند نان ندارد بخورد بابایش هم نان ندارد بهش بدهد آقاى وزیر می‌فرمایند من عقیده‌ام این است که تعلیم عمومى از بهدارى هم واجب‌تر است حالا این مخالفش کیست؟ ولى آیا موافق بودن با بیانات آقاى وزیر فرهنگ یعنى مخالف بودن با بیانات آقاى نراقى؟ نه بنده عرض می‌کنم که یک وقتى است یک قانونى مثل سایر قوانین که در مجلس گذشته است مثل قوانین جلوگیرى از خلاف انتظامات یا جلوگیرى از تخلفات قانونى که براى هر گونه خلاف انتظامى که در کشور رخ می‌دهد مجازاتى معین شده نباشد این قوانین را ما هم گذراندیم خیلى هم خوب بود هى پشت سر هم دادید و ما هم

+++

گذراندیم خیلى هم صرف وقت شد چاپ هم شد در دسترس همه مردم کشور هم گذاشته شد با وصف این آیا اجرا شد؟ خیر هنوز هم چاقوکش‌ها و دزدها مشغول چاقوکشى و دزدى هستند آدم‌کش‌ها آدم می‌کشند و مشغول کار خودشان هستند و هیچ کس هم جلوگیرى نمی‌کند اگر می‌خواهید این قانون هم آن جورى باشد ما هم اطاعت می‌کنیم خیلى خوب باشد اصلاً دیگر خواندن ندارد ممکن است همه‌اش را یک دفعه رأى بدهیم اگر نیت اجرا ندارید خوب چه فایده‌ای دارد چه نتیجه‌اى دارد ولى اگر واقعاً می‌خواهید اجرا کنید که اینجا باید معین بشود و ذکر بشود اگر این اندازه محیط استعداد پیدا کرد که اگر کسى توانایى دارد که فرزندش را ببرد تخلف کند و نبرد جرم و سیاستى را هم براى این کار فراهم کرده است با این که تمام وسایل برایش حاضر و آماده است طفلش را به دبستان نبرده است ولى خودمان شاهد و ناظر هستیم که در مملکت ما در دهات ما آن حاجى ریش سفیدى هم که یک وسیله‌اى فراهم کرده است بچه‌اش را یک قدرى سواد یاد داده است ولى همه مردم که وسیله ندارند این موضوع را که آقاى هاشمى فرمودند خودشان توجه دارند که می‌گویند بچه‌اش را می‌برد می‌فروشد در حقیقت به عنوان تقدمه یا غیر آن هر چه می‌خواهید اسمش را بگذارید بچه‌اش را می‌برد می‌فروشد آیا این عمل سببش این است که چون قانون نگذشته بود و فقط لنگیش براى همین بود و فردا که فهمید قانون گذشته دیگر بچه‌اش را نمی‌برد به قالى‌بافى بگذارد و تقدمه بگیرد؟ بنده عرض می‌کنم این طور نیست شما اصلاً وسایل کار را ندارید وسایل را فراهم بکنید وقتى فراهم کردید آن وقت همه استقبال می‌کنند فردا در یک بلوکى که بیست سى پارچه ده است شما یک اطاق هم درست می‌کنید یک آدم هم می‌آید آنجا اسمش را هم می‌گذارید مدرسه به حدی که در هشت فرسخى ده فرسخى بیست فرسخى سى فرسخى آنجا است مکلفش می‌کنید که فقط پا شوید بروید آنجا مثلاً این اطاق گنجایش بیست تا بچه داشته باشد و این بلوک که هزار تا بچه دارد آن وقت این یک عنوانى می‌شود که اسباب زحمت مردم و اسباب زحمت جریمه کردن اولیا اطفال و حبس کردن آنها خواهد شد حالا نظام وظیفه نه این که یک قدرى سست شده است این قانون جانشین آن می‌شود و آدم تا جریمه نظام وظیفه را می‌دهد نوبت این یکى می‌رسد این یکى را که داد باز نوبت آن یکى می‌رسد بنده نمی‌گویم که خداى نکرده جنابعالى سوءنیت دارید البته ندارید خیلى هم حسن‌نیت دارید و این هم مزید بر افتخاراتتان است که این قانون مهم را می‌گذرانید و ما را مشمول عواطفتان قرار می‌دهید و ما هم متشکریم که در دوره وکالتمان این اتفاق افتاد ولى آقا عرض می‌کنم اشخاص باریک بینى هم نشسته‌اند که ما را متوجه می‌کند که این قانون با این ترتیب عملى نمی‌شود با این حرف‌ها درست نمی‌شود و همان طور که گفته شده است قورمه سبزى را چه با غین چه با قاف می‌نویسد فرقى ندارد گوشت و سبزى و روغن می‌خواهد یعنى اگر می‌خواهید این قانون تعلیمات عمومى به‏ نفع عموم در تمام مملکت درست بشود معلم و کتاب و خرج می‌خواهد و به نظر بنده خوب بود ما به جاى این می‌نوشتیم هر دهی که داراى یک مالک عمده‌ای است و اصلاً مالکى که 20- 30 گاو زراعت دارد ملکف باشد که در دهش یک مدرسه درست بکند و الا مالک جریمه و مجازات می‌شود و الا الزام آن رعیت بدبخت بیچاره و مجازات و جریمه او چه فایده‌اى دارد که او را شکم گرسنه و بدن عریان از 7- 8 فرسخ راه مجبورش بکند که بچه‌اش را بیاورد تحصیل کند شما مالک را بفرستید بیاید آنجا و بگویید آقا شما که سالى پنج هزار تومان- ده هزار تومان از این ده استفاده می‌کنید چرا در اینجا یک دبستان درست نکرده‌اید اگر ما این را می‌نوشتیم اصلاً یک عده کمترى به ما اعتراض می‌کردند تا یک عده زیادترى.

یکى از نمایندگان- این مالیات است آقا. پیشنهاد کنید.

معدل- بسیار خوب پیشنهاد می‌کنم ولى این مالیات نیست این اصلاً تحمیل معقول‌تر و معتدل‌ترى است که

+++

مجلس شوراى ملى به یک طبقه‌اى در کشور بکند و من معتقدم و مطمئنم آن پدر و مادرى که دست و پاى بچه‌اش کج و معوج می‌شود در توى قالى‌بافخانه یا علیل و مریض می‌شود او هم متوجه این کار است. او هم غصه می‌خورد دلش هم می‌سوزد بیشتر هم می‌سوزد ولى چاره‌ای ندارد آقا. شکم بچه گرسنه است بدن بچه هم عریان است از سرما هم می‌لرزد ناچار است این را روانه بکند که کار کند. آقاى وزیر فرهنگ می‌فرمایند که این یک شالوده‌ای است براى انجام منظور و ما باید تا می‌توانیم این مطلب را انجام بدهیم خیلى خوب این کلمه اول این خشت اول روز به روز و ساعت به ساعت جلو بروید و به مصداق این که اگر انسان نمی‌تواند یک مطلبى را کاملاً انجام بدهد همه‌اش را هم نباید ترک کند بسیار خوب این هم یک حرفى است الان از ایشان تمنا دارم یک وسیله‌اى ندهند به دست افراد ناجنس در مملکت که اینها مزاحم مردم بشوند یعنى اگر ما نتوانستیم از این بابت خدمتى بکنیم زحمتى را هم ایجاد نکنیم براى آنها اینها را که عرض کردم از این نظر است که قطع دارم ایشان حسن‌نیت دارند ولى دلم می‌خواهد این حسن‌نیت را آیندگان هم از خلال سطور این قانون متوجه و متذکر باشند ولى حالا اگر اصرارى داشته باشند به این که این ماده قانون به همین ترتیبى که هست و درست شده بگذرد پیشنهاد مرا قبول کنید و آن پیشنهاد این است که وزیر فرهنگ حق داشته باشد که این مجازات‌ها را در هر مرحله‌اى که هست تعلیق نماید یعنى اگر بنده خبر شدم که رئیس نظمیه یا امنیه فلان جا یک نفر را که بدبخت و بیچاره است آورده است به فلان جا به عنوان این که تو چرا بچه بدبخت را با بدن عریان و شکم گرسنه به مدرسه نفرستادى باید مجازات بشوى و حبس بشوى و به ایشان اطلاع دادیم که این جریان این طور است و این مرد قابل مجازات نیست ایشان دیگر مانع قانونى نداشته باشند که بگویند باید برود به (محبس) و جریمه هم بدهد بلکه ایشان حق تعلیق داشته باشند در هر حال آقاى وزیر فرهنگ حضرتعالى طورى بفرمایید که آیندگان سوء‌استفاده از این قانون نکنند و ما همه این عرایضى را که به عنوان مخالفت می‌کنیم این را مطمئن باشید هیچ فرد ایرانى که سواد فارسى داشته باشد و خون ایرانى در رگ داشته باشد ممکن نیست با قانون تعلیمات عمومى مخالفت داشته باشد و همه ما شکر‌گزار جنابعالى هستیم که پیش قدم شدید در این کار ولى افرادى هم در این کشور هستند که از هر چیز خوبى سوء‌استفاده می‌کنند و این هم بهترین وسیله خواهد شد براى این که مردم بتوانند مردم را اذیت کنند.

وزیر فرهنگ- بنده فقط تقاضایى که داشتم این است که آقایان محترم در خود مواد صحبت بفرمایند آقاى معدل قسمت اخیر بیانات‌شان کاملاً صحیح و منطقى بود پیشنهادشان هم که رسید بنده شاید بپذیرم ولى قسمت اول بیاناتشان خارج از این ماده و ناظر به کلیات بود و اگر در هر ماده‌اى بنا باشد در کلیات صحبت بشود هیچ وقت این قانون نخواهد گذشت اینجا همه می‌گوید اگر فلان کار را نکرد فلان قدر باید جریمه بدهد اگر زیاد است پیشنهاد کنید کمتر شود اگر زائد است پیشنهاد بفرمایید حذف شود این بحث زیادى ندارد در خود این ماده البته راجع به کلیات بحث زیاد است زیاد هم بحث شده است ممکن است بعد از تصویب مواد بار هم در کلیات مذاکره بفرمایید ولى استدعاى بنده این است اگر در خود مواد آقایان پیشنهادى دارند بفرمایند تا مطرح شود بنده هم یا قبول می‌کنم یا به نظر مجلس واگذار می‌کنم تا زودتر این ماده بگذرد.

رئیس- آقاى بهبهانى‏

بهبهانى- عرض کنم در موضوع قانون تعلیمات اجبارى بنده و یا سایر آقایان هیچ کدام به عنوان مخالف صحبت نمی‌کنیم براى این که یکى از آرزوهاى دیرین عموم ایرانیان تعلیمات اجبارى و عمومى است (صحیح است) حالا وضعیت قانون طورى است که ما را مجبور می‌کند به عنوان مخالفت این قانون صحبت کنیم اینجا یک قدرى باید درست به وضعیات مملکت و وضعیات عمومى اجرا مملکت توجه کنیم وضعیت مردم امروز طورى است که همه در فشارند.

+++

و هیچ کس غیر از یک عده معدود وسیله زندگى ندارد وسیله معشیت ندارد فرمایشات آقاى نراقى هم فرمایشات اساسى و صحیحى است فقط یک عده اشخاص محدودى هستند که مى‌توانند زندگى خود را بگذرانند و باقى مردم ناچارند خودشان به زحمت با فلاکت و سختى کار کنند هر کارى که باشد زراعت و غیر آن اولادشان را هم بفرستند که کار بکنند تا بتوانند جانى به در ببرند و این قانونى که گذاشته شده است و مخصوصاً این ماده ششم خیلى ماده کش‌دارى است و نظامنامه‌هایى را هم که آقاى وزیر فرهنگ اینجا وعده دادند که با نظر کمیسیون فرهنگ نوشته مى‌شود نمی‌دانم چه جورى است مطالعه نکردیم یکى از چیزهایش این مسأله عذر موجه است. بنده این را طورى خیال می‌کنم که شما جور دیگرى خیال کنید. امروز باید این عذر موجه را منطبق کرد با احتیاجات مردم. آقاى نراقى گفتند عدم بضاعت و نداشتن یکى از عذرهاى موجه است و راست هم گفتند واقعاً مردم ندارند چطور می‌توانند بچه‌شان را بفرستند به مدرسه؟ او ممکن است یک کمى به معیشت پدر خودش بکند و شما این را می‌گیرید و می‌برید به مدرسه و می‌گویید باید حتماً این بچه تو برود به مدرسه و اگر هم نگذاشت جریمه بشود؟ دولت باید فکر کند دولتى که هنوز نتوانسته است معیشت مردم را به طورى که صورت ظاهرى هم پیدا کند اداره بکنید و هر روز نرخ هزینه زندگى و گرانى معیشت زیادتر می‌شود و اشخاص هر چه درآمد داشته‌اند امروز چندین برابر آن باید خرج بکنند نمی‌شود گفت به فلان زارع یا فلات رعیت که چون پسرت را نیاوردى به مدرسه باید فلان مقدار حبس بشوى یا فلان مقدار پول بدهى. این قانون هم حبس دارد و هم مجازات و جریمه دارد علاوه بر این هر کارى در دنیا در آن اول وهله و اول اجرایش یک رفاهیتى براى اشخاص باید داشته باشد مثلاً در دین اسلام هم در اول دین اسلام گفته شده قولوا لاالله الاالله تفلحوا و اول فقط همین بود دیگر بعداً که یک قدرى نضج گرفت و مردم موافقت کردند کم‌کم احکام دیانت درش باز شد مسأله تعلیمات اجبارى هم در این مملکت یک مسأله تازه‌اى است و تمام مردم امروز متوجه این هستند که اطفالشان اگر باسواد باشند بهتر است از این که بى‌سواد باشند و اگر یک جایى مدرسه باشد خودشان عاشق‌ترند و راغب‌ترند که اطفا‌لشان را به مدرسه بگذارند. این کار هم عیناً مثل مسأله تعلیمات سالخوردگان بود که دیدیم که یک عده زیادى متوجه شدند و رفتند و حالا وضعیت یک طورى بود که اجرا نشد کارى نداریم و نتوانستند درست از عده برآیند. حالا هم توجه عامه هست که اطفال خودشان بفرستند به مدرسه که روزگار آتیه‌شان روشن‌تر باشد و همان طور که آقاى وزیر فرهنگ فرمودند باید دقت نمایند که اگر یک وقتى مدارس تشکیل شد و مردم خودشان توجه کردند اطفالشان را بیاورند ولى اگر یک نفر نیاورد یا نتوانست بچه‌اش را بفرستد به مدرسه در گرماى تابستان یا سرماى زمستان نتوانست بچه‌اش را یک کیلومتر دو کیلومتر راه ببرد این دیگر جریمه نباید داشته باشد. نظر بنده و عقیده بنده این است که همان طور که آقاى رضوى فرمودند این ماده اگر هم نباشد به مسأله تعلیمات اجبارى ضررى وارد نمى‌آید حالا اگر وزارت فرهنگ شدیداً احتیاج خودش را به این ماده احساس می‌کند بنده عقیده‌ام این است که حتى‌المقدور این جریمه را بردارند و این جریمه را برداشتن مانعى هم ندارد و وقتى که مردم متوجه شدند و زمینه‌اى پیدا کرد این قانون بعداً آن وقت ممکن است جریمه هم کرد و الا حالا فرض هم جریمه‌ای هم خواستید معین بکنند این شخص که معیشت خودش را نمی‌تواند تأمین کند چطور می‌تواند جریمه بدهد؟ چرا هم بدهد؟ براى چه؟ جریمه مال عملیات خلاف قانون است که و مال یک کسى است که کارى برخلاف قانون بکند. این فقط تقصیرش این است که‏ براى نداشتن معیشت زندگى نتوانسته است بچه‌اش را بفرستد به مدرسه این تقصیر او نیست این است که بنده خواستم خواهش کنم اگر ممکن است آقاى وزیر فرهنگ مساعدت بفرمایند که این ماده یا حذف بشود یا این که جریمه را بردارند این بهتر است و خیلى متشکر می‌شوم و پیشنهادى هم بنده می‌کنم.

+++

وزیر فرهنگ- بنده فقط در جواب آقاى بهبهانى این را عرض می‌کنم و استدعاى سابق را تکرار می‌کنم که در موضوع این ماده دو مطلب است با عنوان دین است که حذف بشود و یا این که جریمه و مجازاتش تخفیف پیدا کند در هر حال پیشنهاد بفرمایید بسته به نظر مجلس است یا قبول می‌شود یا رد می‌شود.

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- عرض کنم بنده در شور اول پیشنهاد حذف این ماده را کرده بودم متأسفانه کمیسیون توجه نکرد و با حسن‌نیتى که آقاى وزیر فرهنگ در گذراندن این قانون دارند نمایندگان محترم مجلس هم موافقت دارند که تعلیمات عمومى عملى بشود این را اطمینان می‌دهم که با همه این حسن نیت‌ها دهاتى ایران را به آتش خواهد کشید. این ماده 6 می‌گوید که اگر ولى طفل بچه‌اش را نفرستد به مدرسه این باید این را جبران کند و بعد هم به حبس تأدیبى از یک هفته تا یک ماه و پرداخت مبلغى از صد تا هزار ریال محکوم می‌شود. این جریمه از صد تا هزار ریال که تعیین شده بنده آقاى وزیر فرهنگ به جنابعالى اطمینان می‌دهم که دهاتى ایران سالى هزار ریال عایدى ندارد این که عرض می‌کنم و‌الله از روى کمال عقیده عرض می‌کنم بنده حتم دارم که دهاتى ایران سالى 1000 ریال عایدى ندارد و اگر این مبلغ گیرشان بیاید کلاه‌شان را به آسمان مى‌اندازند ولى الان در زیر بار زندگانی‌شان دارد خورد می‌شود. آقاى وزیر فرهنگ مگر مجرى این قانون در تمام دهات آقاى دکتر سیاسى وزیر فرهنگ هستند؟ مجرى این قانون امنیه است مجرى این قانون یک شخصى است که در تمام عروق و شریان آن حس تجاوز و تعدى و حس مردم آزارى جریان دارد حالا یک همچو گرگى منتظر یک همچو وسیله‌اى و فرصتى است که دست بدهد این هر کسى که بتواند می‌گوید آقا بچه تو نیامده است به مدرسه و تو متخلف شناخته شده‌اى او را می‌فرستد به حبس و شلاق بر سر او زدن و به دهان او زدن و مبلغى هم او را جریمه می‌کنند آقا خدا را خوشش نمى‌آید. شما از اوضاع ایران و دهات ایران اطلاع ندارید شما حسن‌نیت دارید ولى همان طور که عرض کدرم از اوضاع ایران اطلاع ندارید. تعلیمات اجبارى عبارت از این است که شما مدرسه درست بکنید کتاب درست بکنید که تمام اطفال بیایند آنجا و درس بخوانند الان در شهرستان‌هایى که معارف مدرسه دارد بروید ببینید که عده داوطلب زیادتر از جایى است که شما دارید. هر سال مقدار زیادى داوطلب هست که جا نیست براى آنها بنده اطمینان می‌دهم به شما که اگر در دهات موجبات تحصیل فراهم بشود همه مردم اطفال خودشان را مى‌آورند این هى جریمه آن هم دست این مأمورین خداشناس و متعدى این اهالى دهات ایران را به آتش خواهند کشید. ما که نیامده‌ایم براى مردم اسباب روسیاهى و خانه خرابى درست کنیم و جنابعالى هم که نیستید که بنده دست شما را بگیرم و در دهات ببرم و نشان شما بدهم آقاى دکتر سیاسى ببینید وضعیت مردم چقدر رقت آور است. آقا شما را به خدا این کار را نکنید بگذارید که این مردم بدبخت سر کارشان باشند این هزار ریال جریمه را که شما در نظر گرفته‌اید این هزار ریال را یک دهاتى از کجا بیاورد که بدهد آقا؟ ندارد والله ندارد (صحیح است) اگر داشته باشد کلاهش را به آسمان مى‌اندازد.

مخبر- عرض کنم آقا فایده قانون دنیا این است که جریان‌هاى کج و معوج گذشته را اصلاح بکند نه این که قانون را وقتى وضع می‌کنم همه‌اش را سعى داشته باشیم که اگر بچه شش ساله می‌رود به قالى‌بافى و کمرش کج و دولا می‌شود حتماً این الى الابد در این وضع باقى بماند. آقاى این یکى از معایبى بوده است که در این کشور بوده است این عیناً مثل این است که بگوییم اگر تعلیمات اجبارى را قرار دادیم این بچه که لخت توى کوچه و توى خاک‌ها مى‌غلطد تکلیفش چه است همین موضوع باید توسط قانون تعلیمات اجبارى اصلاح بشود می‌آیند آقا از این بچه‌ها عکس برمى‌دارند و در جراید دنیا این عکس‌ها منتشر می‌شود. دختر 16 یا 17 ساله موقع وضع حمل می‌میرد اینها یک چیزهایى است

+++

که باید اصلاح شود یعنى باید به وسیله فرهنگ عمومى اصلاح شود و براى اعاشه هم باید وسیله دیگرى غیر از بچه شش ساله پیدا کنند. (بعضى از نمایندگان- ندارد آقا) اگر ندارد خودش برود پیدا کند (همهمه نمایندگان) اجازه بفرمایید عرض کنم دولتى که به مقتضیات و مطابق احتیاج یک مملکت درست می‌شود و باید براى مدرم اول کار پیدا کند و هر جا که کار پیدا شد براى بزرگترها و تشویق از کار شد و توانستند اولیاى اطفال کار پیدا کنند و اطفال خودشان را به مدرسه بفرستند آنجا تعلیمات اجبارى اجرا می‌شود و الا این که نشد الى الابد ما وضعمان این باشد ولى مطلبى که حضرت آقاى بهبهانى راجع به احکام اسلام فرمودند خواهش می‌کنم ایشان یک جا را به بنده نشان بدهند که مذهب اسلامى متوسل به مجازات نشده باشد آقاى بهبهانى آقاى انوار به بنده نشان بدهید. (انوار- بنده که حرفى نزدم آقا) (خنده نمایندگان)

رئیس- چندین جلسه است در سر این موضوع صحبت می‌شود و پنج ماده‌اش گذشته است و این صحبت‌هایى که در این موضوع می‌شود. همه یک طرز صحبت می‌شود. به طورى که آقاى وزیر فرهنگ هم اظهار کردند آقایانى که پیشنهاد دارند پیشنهاد خودشان را بدهند یا قبول می‌شود یا رد مى‌شود آن وقت کار هم انجام می‌گیرد و الا هر کدام هم تذکرى که می‌خواهید اظهار کنید بفرمایند و بالاخره پیشنهاد هم بدهید این که نمی‌شود بلاخره چندین جلسه گذشته است و چهار ماده تصوب شده است شما پیشنهادات خودتان را بدهید براى اصلاح قبول کردند که خیلى خوب است و اگر مجلس قبول نکرد که هیچ چیز دیگر پیشنهادات قرائت می‌شود:

پیشنهاد آقاى مؤید احمدى

پیشنهاد می‌کنم ماده 6 حذف شود.

مؤید احمدى- عرض کنم بنده نمى‌خواهم نه به آن تندى که آقاى امیر تیمور فرمودند و نه به آن وضعى که آقاى هاشمى فرمودند عرض کنم. نقداً عرض می‌کنم وضع مملکت را باید در نظر گرفت با قانون تعلیمات عمومى عرض کردم احدى مخالف نیست و در کلیات هم که نمى‌خواهیم حرف بزنیم ما حرف در عمل داریم در ماده 6 می‌گوید چنانچه بدون عذر موجه اطفالشان را به مدرسه نیاوردند از 10 تومان تا 100 تومان جریمه بدهند و چند روز هم حبس بشوند بنده در نظر می‌آورم فلان ده نرماشیر را که می‌خواهند به آقاى فلان وزیر شکایت کنند اگر پول داشت که جریمه را می‌داد چطور می‌تواند تلگراف کند یا وضعیت دیگرى نظایر اینها که براى او پیش می‌آید یا باید طورى رفتار کنید که فلان طفل که پدرش مرده است و جدش ولی او است و این طفل را نفرستاده است به مدرسه حالا بروند این پیرمرد را صد تومان ازش بگیرند و جریمه کنند و حبس کنند؟ آخر این قانون عملى نیست آن عملى نمی‌شود و از آن طرف یک عده مردم فقیرند و معاش ندارند و خرجى ندارند و شب شام ندارند بخورند و باید بروند در مزرعه تخم کارى کنند و پول بگیرند و معاششان را تأمین کنند. خیلى خوب برود به مدرسه بنده مخالف نیستم ولى می‌گویم باید وسیله برایش فراهم بشود یا باید گرسنگى بخورد و برود به مدرسه؟ البته آقاى وزیر فرهنگ هم همچو عقیده‌اى ندارند که گرسنگى بخورد و برود به مدرسه. من عقیده‌ام این است که اصولاً باید این همه اوقافى که در این مملکت وقف شده است بدانیم کدام مدرسه هست که از عایدات این موقوفات بهره‌مند می‌شود؟ این عایدات موقوفات را به گذارند براى خرج تحصیل و صرف کنند براى اطفال بى‌بضاعت و معاششان را بدهند ما این ماده را تصویب می‌کنیم که آقاى گرسنه بیا به مدرسه گر نیامدى به مدرسه تو را حبس می‌کنم این به نظر بنده عملى نیست؟ پیشنهاد بنده این است که این ماده را حذف کنیم و بقیه‌اش را بگذرانیم و تصویب کنیم.

اوحدى- بنده با پیشنهاد ایشان مخالفم اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- قاعده پیشنهاد این است که پیشنهاد دهنده یک اظهارى می‌کنند و توضیح می‌دهند و به عرض مجلس می‌رسد و اعضا کمیسیون فقط می‌توانند اظهار نظر بکنند ولى شما که عضو کمیسیون نیستید نمی‌توانید پیشنهادات دیگر قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى بهبهانى- بنده پیشنهاد می‌کنم ماده 7 به جاى ماده 6 گذاشته شود.

+++

جمعى از نمایندگان- این هم که پیشنهاد حذف است آقا.

وزیر فرهنگ- این هم پیشنهاد حذف است وقت می‌گذرد آقا.

رئیس- آقاى بهبهانى‏

بهبهانى- اجازه بدهید آقا در نظامنامه هست که پیشنهاد حذف را رأى نمی‌دهند ولى براى طرح این پیشنهاد یک پیش‌بینى شده است در نظامنامه که اگر کسى بخواهد به این طریقه پیشنهاد کند ممکن است رویش رأى گرفته شود این صریح نظامنامه است لهذا است که بنده به موجب همان نظامنامه پیشنهاد کردم که ماده 7 به جاى ماده 6 برقرار شود بنابراین روى این پیشنهاد می‌شود رأى گرفت پیشنهاد حذف را نمى‌شود رأى گرفت و از این جهت بنده توضیح دادم که آقایان بدانند که این پیشنهاد حذف نیست که به موجب نظامنامه نشود به آن رأى گرفت این یک پیشنهادى است که نظامنامه این را تصریح کرده است و حالا بسته به رأى آقایان است.

رئیس- پیشنهادات دیگر خوانده می‌شود:

پیشنهاد آقاى طباطبایى‏

پیشنهاد می‌کنم از ماده 6 حبس تأدیبى حذف شود و مبلغ جریمه از 50 تا پانصد ریال تعیین شود.

رئیس- آقاى طباطبایى (وزیر فرهنگ- بنده قبل از فرمایش آقاى طباطبایى پیشنهادشان را قبول می‌کنم)

طباطبایى- اجازه بفرمایید. (همهمه نمایندگان- آقاى وزیر قبول کردند دیگر حرف ندارد آقا) اجازه بفرمایید اگر مجلس موافق باشد با حذف این ماده بنده این پیشنهاد را پس می‌گیرم بنده معتقدم که جریمه‌اى نباشد با آقاى وزیر فرهنگ قبلاً صحبت کردم که حبس حذف شود و جریمه هم تخفیف پیدا کند آن وقت که آقا موافقت کردند بنده این پیشنهاد را کردم که مبلغ جریمه از 50 تا 500 ریال باشد. ولى حالا که عواطف آقایان را دیدم و همه موافق هستیم که جریمه اصلاً نباشد یا خیلى کم باشد این بود که از آقا تقاضا کردم که پیشنهاد من را اصلاح کنند از 50 تا 100 ریال کنند و این را بنده یک یادداشتى هم دادم خدمت‌تان که تا 100 ریال باشد و این چیزى نیست که مورد نگرانى باشد خواهش می‌کنم با این پیشنهاد موافقت کنید. (بعضى از نمایندگان- رأى رأى)

مخبر- بنده استدعا کردم از آقایان که به پیشنهاد آقاى بهبهانى رأى گرفته نشود چون اگر رأى گرفته شود و تصویب شود سایر پیشنهادهایى که در این موضوع شده است هیچ می‌شود اما از آقاى طباطبایى بنده تعجب می‌کنم که این پیشنهاد را کرده‌اند در صورتی که ما قبول کردیم دیگر احتیاج به توضیحى نداشت. (بعضى از نمایندگان- دو مرتبه قرائت شود)

رئیس- پیشنهاد آقاى طباطبایى دو مرتبه قرائت می‌شود. (به شرح سابق قرائت شد)

طباطبایى- همان طور که عرض کردم یادداشت هم دادم تا صد ریال باشد. همان زیر پیشنهاد مبلغ را نوشتم تا صد ریال. آقاى سمیعى اصلاح بفرمایید.

رئیس- آقاى دکتر طاهرى‏

دکتر طاهرى- مطابق نظامنامه پیشنهاد پولى که می‌شود در مواد از اول باید مبلغ کمتر را رأى بگیرند یکى یکى اگر قبول شد که قبول می‌شود و دیگر بالاترش خوانده نمی‌شود ولى اگر قبول نشد مبلغ بالاتر را رأى می‌گیرند بنابراین پیشنهادهایى که در این ماده براى جریمه شده است آن که از همه کمتر است اول باید رأى گرفت اگر قبول نشد آن که یک قدرى بیشتر است آن قرائت می‌شود و رأى گرفته می‌شود همان طور به تدریج پیش می‌رود این را بنده خواستم تذکرى داده باشم.

نبیل سمیعى- اینجا پیشنهادى از آقاى انوار است که کمتر از مال آقاى طباطبایى است.

رئیس- پیشنهاد آقاى انوار

پیشنهاد می‌کنم در ماده 6 در سطر دوم بعد از کلمه نسپارد اضافه شود پس از اخطار از طرف دبستان.

پیشنهاد می‌کنم در ماده 6 کلمه نسپارد تبدیل به کلمه روانه نکند بشود.

+++

پیشنهاد می‌کنم در ماده 6 مبلغ از 100 تا 1000 ریال تبدیل بشود به از 10 تا 50 ریال.

پیشنهاد می‌کنم در آخر ماده 6 چنانچه ولى طفل زن باشد تا آخر ماده حذف شود:

دشتى- پیشنهاد آقاى بهبهایى را بخوانید و رأى بگیریم.

رئیس- پیشنهاد آقاى بهبهانى: بنده پیشنهاد می‌کنم ماده 7 به جاى ماده 6 گذارده و مطرح بشود.

مخبر- فایده ندارد این باید یکى یکى خوانده شود و رأى گرفته شود تا تکلیف معلوم شود. بنده تقاضا می‌کنم اول به پیشنهاد آقاى طباطبایى که مورد قبول شد رأى گرفته شود.

رئیس- پیشنهادى که کمتر باشد از حیث مبلغ پیشنهاد آقاى انوار است.

دشتى- من فقط یک تومان کرده‌ام مال بنده را اول باید رأى بگیرید.

رئیس- پیشنهاد آقاى دشتى‏

من پیشنهاد می‌کنم مبلغ جریمه فقط 10 ریال باشد.

رئیس- آقاى دشتى

دشتى- عرض کنم که اولاً این را جسارت می‌کنم که عرض می‌کنم و از آقایان خواهش می‌کنم که توجه بفرمایند مجلس شوراى ملى مجلس مناظره و مجادله و سخنورى نیست موضوع حل قضیه است و باید با این نظر موافقت کرد که مطلبى را که دولت قبول کرد دیگر معنى ندارد شخصى باز برود پشت تریبون و حرف بزند. چیزى که مسلم است این است که مجلس موافق نیست یک جریمه زیادى از براى این که تهیه بشود چرا؟ براى این که معمولاً مأمورین ما خیلى استعداد دارند براى شمرخوانى و این یک وسیله خوبى است که براى شمرخوانى به دست مأمورین دولت می‌دهیم که بچه بدبخت که نرود به مدرسه مأمورین می‌روند می‌زنند توى سرش یک مبلغى هم ازش پول می‌گیرند و نظر مجلس عموماً این است. از طرف دیگر آقاى وزیر فرهنگ یک نظر صحیحى دارند و می‌گویند قانون بى‌مجازات نمی‌شود و از طرف دیگر می‌خواهیم که اجبارى باشد پس این یک حرف صحیحى است و این که بنده عرض کردم که مسکوت بماند براى این بود که گفتم این از سال اول کار به اینجاها نرسد که وزارت فرهنگ مجبور شود بچه‌هاى مردم را بگیرد بیاورد درس بدهد براى این که ممکن است 7 سال یا 8 سال دیگر طول بکشد تا کار به اینجا برسد که وزارت معارف برود و مجبور کند مردم را. ولى گمان نمی‌کنم حالا این قدر وسایل داشته باشد وزارت معارف که برود این کار را بکند و بچه‌هاى مردم را بگیرد ببرد مدرسه درست بکند و بهشان درس بدهد بعداً در حین عمل هر قانونى که لازم شد بیاورد به مجلس و تصویب شود. زیرا بهترین قوانین آن است که در موقع عمل و احتیاجات وضع شود پس هر وقت که دیدند لازم است یک مجازاتى براى متخلفین در این قانون وضع شود آن وقت یک قانونى می‌آورند ولى حالا در این موقع جایز نیست که این ماده تصویب شود. اگر از اول از این ماده شش صرف‌نظر کرده بودند راحت می‌شدند الان در این ماده هم نظرتان کاملاً صحیح است باید سانکسیون و مجازاتى در ماده باشد ولى تصور نمی‌کنم به این زودى‌ها این قدر وسایل ندارد که بتواند تمام اطفال را بیاورد و درس بدهد و در نتیجه یک عده متخلف خواهند شد و به نظر بنده باید حتى متخلف را هم در یکى دو سال اول مجازات نکنند سال‌هاى بعد اگر وسایل فراهم شد و شاگرد هم کم بود و البته چون باید تمام بچه‌هاى مملکت را درس بدهند آن وقت ممکن است وزارت فرهنگ یک ماده مجازاتى بیاورند اینجا اگر هم موافق هستند که این جریمه بشود خوب است مختصر بکند به جریمه نقدى که از یک تومان شروع بشود و حبسش را هم حذف بکنیم و استدعا می‌کنم سایر پیشنهادها را هم آقایان صرف‌نظر بکنند و بگذارند این ماده بگذرد و راحت بشویم. (صحیح است)

رئیس- پیشنهاد آقاى دشتى با وضع حاضر دهات ما خیلى مناسب‌تر است و چون وزارت فرهنگ هم می‌تواند در

+++

ضمن عمل اگر یک چیزهایى مى‌بیند پیشنهاد اصلاح بکند مانعى نخواهد بود همین پیشنهاد را قبول بکنند و بعد اگر وزارت فرهنگ لازم دید پیشنهاد بکند فعلاً مانعى ندارد که همین مقدار باشد. رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى دشتى

وزیر فرهنگ- اجازه می‌فرمایید حقیقیت امر این است که پیشنهاد آقاى دشتى موافق نظر بنده نیست ولى چون بنده جسارتاً باید عرض کنم خسته شدم از این ماده و مواد دیگر جلسه قبل هم یک ماده تصویب شد آنجا هم همچو دلسوزى به حال مردم نبود که جریمه در کار باشد در این ماده هم تصدیق مى‌فرمایید خیلى زیاد مذاکره شد پیشنهادات زیادى هم هست اگر قرار بشود به همه رأى گرفته شود تا جلسه دیگر هم طول خواهد کشید بنده براى این که زودتر این قانون بگذرد پیشنهاد آقاى دشتى را قبول می‌کنم به شرط این که سایر پیشنهادات را آقایان پس بگیرند.

مخبر- چون نظر مجلس محترم است بنده هم قبول می‌کنم.

رئیس- موافقین با ماده شش با این اصلاحى که شد برخیزند.

امیر تیمور- حبس حذف شده است حبس حذف شده است.

مخبر- بلى حبس حذف شد آقا.

وزیر فرهنگ- بلى حذف شده است.

(اکثر برخاستند)

رئیس- تصویب شد. ماده هفتم

ماده 7- در هر نقطه که دبستان دایر می‌شود که وزارت بهدارى و شهردارى محل باید با نظر وزارت فرهنگ وسایل معاینه طبى دانش آموزان را به قسمى فراهم سازند که هر یک از آنان در عرض سال تحصیلى لااقل دوبار مورد معاینه پزشک واقع شود و نیز مکلفند وسایل مداواى مجانى دانش آموزان بى‌بضاعت خاصه مبتلایان تراخم را فراهم سازند.

رئیس- آقاى اوحدى

اوحدى- در عین حالى که این ماده را خیلى ماده خوبى می‌دانم فقط سؤال می‌کنم از آقاى وزیر فرهنگ که ضامن اجراى این ماده کیست زیرا در اینجا قید شده است وزارت بهدارى و شهردارى ملکف هستند که این کارها را بکنند وزارت بهدارى اگر عذر آورد که من نه طبیب دارم که به این دهات بفرستم و نه دوا دارم براى این بچه‌ها ارسال کنم چه مجازاتى براى وزارت بهدارى در نظر گرفته شده است یا اگر شهردارى‌ها گفتند ما حاضر نیستیم چه مجازاتى براى شهردارى هست؟ این نکته را تأمین بفرمایید بنده هم با این ماده موافقم.

رئیس- آقاى دکتر ملک‌زاده

دکتر ملک‌زاده- قبلاً به عرض برسانم و حقیقتاً با حسن‌نیتى که مجلس راجع به این قانون دارد بر طبق اطلاعى که بنده دارم لوایح خیلى مهمى هم در کمیسیون‌ها هست که شاید براى جلسات آتیه تقدم مجلس بشود و من می‌ترسم که این لایحه به این مهمى بالاخره معطل بشود و استدعا می‌کنم آقایان موافقت بفرمایند چون در کمیسیون که از شانزده نفر آقایان تشکیل شده کاملاً این قانون تحت رسیدگى و دقت قرار گرفته شاید اگر بشود در این جلسه یا جلسه آتیه تمام بشود. اما چیزى که خواستم تذکر بدهم این است که به عقیده بنده و یک پیشنهادى هم کرده‌ام که آقایان توجه بفرمایند مسأله بهداشت یک مدرسه از خود مدرسه و تعلیم و تربیت در آن مدرسه مهم‌تر است و بدبختانه باید گفت که عموماً مرکز بروز امراض مخصوصاً امراض مسریه در جاهایى است که تجمع در آنجا می‌شود و مخصوصاً مدارس که اجتماع با هم دارند و کمتر توجه به وضع بهداشت‌شان هست این است که به عقیده بنده این موضوع باید در درجه اول از اهمیت واقع شود یعنى حالا که ما مى‌خواهیم بچه‌ها را تربیت کنیم نیاییم و هزارها کانون امراض مسریه در مملکت تولید کنیم بنابراین آقا توجه بفرمایید بنده یک پیشنهادى کرده‌ام که سه نکته است و قابل توجه است اولش این است که بدبختانه از حیث محل هر منزلى که دیگر قابل سکونت نبود و دیگر کسى اجاره نمی‌کرد می‌رفتند براى مدرسه اجاره می‌کردند و اغلب این منازل از نقطه‌نظر صحى به قدرى مضر

+++

است که اگر در بعضى ولایات و شهرهاى کوچک بروید واقعاً تعجب می‌کنید که این منازل از آن کارخانه‌هاى قالى‌بافى هم به مراتب مضرتر است، دوم آب مشروب آنها است آب مشروبى که تمام اطفال می‌خورند باید مورد توجه قرار بگیرد و بر طبق اصولى صحى آب آنها اداره بشود و اصولى هم که امروز در دست هست براى تصفیه آب خیلى کار مشکلى نیست سوم این است که کلیه مأمورین صحى را بنده پیشنهاد کردم از ولایات و دهات مکلف باشند مراقبت کامل در وضعیت صحیه مدارس بکنند و این جز وظیفه و مأموریت آنها باشد این عرض بنده بود.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

رئیس- پیشنهادات قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى دکتر ادهم‏

پیشنهاد می‌کنم در ماده 7 به جاى (در عرض سال تحصیلى لااقل دوبار) نوشته شود (لااقل ماهى یک بار) مورد معاینه پزشکى واقع شود الى آخر.

رئیس- آقاى دکتر ادهم‏

دکتر ادهم- چون اینجا دارد که در عرض سال دوبار لااقل معاینه بشوند ممکن است در این فاصله اطفالى مریض باشند از قبیل امراض مسریه تراخم کچلى و غیره به این جهت دوبار خیلى کم است بهتر این است که لااقل ماهى یک بار و در صورتى که ممکن بشود باید اقلاً هفته‌اى یک بار بشود ولى چون وسایل کافى نیست همان ماهى یک بار باشد.

وزیر فرهنگ- با وجود این که مدارس ما امروز خیلى کم است بنده خواستم عرض کنم سالى دوبار هم ما موفق نمى‌شویم و این که اینجا نوشته شده است لااقل سالى دوبار براى این است که حتى‌الامکان به عمل نزدیک‌تر باشد ولى مانعى نخواهد داشت که هفته‌اى یک بار هم بچه‌ها را معاینه بکنیم و البته باید سعى بکنیم که بچه‌ها در دبستان‌ها هفته‌اى یک بار معاینه بشوند و این که در قانون گذاشته شده است برای این است که الزام باشد و سالى دوبار را مجبور باشد و الا ممکن است اگر وسایل فراهم شد هفته‌اى یک بار هم باشد؟

دکتر ادهم- با این ترتیب که مى‌فرمایند بنده پس می‌گیرم:

پیشنهاد آقاى دکتر ملک‌زاده

بنده این را پیشنهاد می‌کنم- مأمورین بهداشت عمومى مکلفند که در هر محل بهداشت دبستان‌ها را مخصوصاً آب مشروب و مکان و بهداشت اطفال را مخصوصاً از نظر امراض واگیر تحت مراقبت کامل قرار بدهند.

پیشنهاد آقاى رضوى:

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده هفت اضافه شود تبصره دولت و مخصوصاً وزارت بهدارى مکلف است هر جا تعلیم اجبارى شروع می‌شود وسایل اولیه بهدارى را تهیه و در دسترس استفاده وزارت فرهنگ بگذارد!

رئیس- آقاى رضوى

رضوى- چیزى که باید در شهرستان‌ها محل توجه باشد نماینده وزارت بهدارى است اساساً وزارت بهدارى در مملکت ما وزارت نوزادى است و حال آن که قدم اول عمران و آبادى و مهم‌تر از همه قسمت‌ها کار بهداشت بوده که باید تحت مراقبت قرار بگیرد و بایستى بودجه کافى براى این کار تصویب شده باشد براى این که بتواند این بچه‌ها را نگاه بدارد تا به سن شش سالگى برسند و بتوانند مدرسه بروند و اگر بر سبیل قضا و قدر اطفالى به سن شش رسیده باشند لااقل براى اینها وسایل امراض در مدرسه فراهم نکرده باشند بلکه جلوگیرى بکنند که مدرسه کانون امراض نشود خطرناک‌ترین موضوعى که ممکن است تعلیمات اجبارى براى مملکت پیش بیاورد این است که اگر با بهداشت توأم نباشد این بچه‌ها که با هواى آزاد می‌توانند با امراض یک قدرى مقاومت بکنند وقتى در مدرسه اجتماع کردند وسایل بهدارى‌شان فراهم نبود به طور قطع وسیله سرایت امراض بهتر و بیشتر فراهم می‌کرد به این مناسبت بنده عقیده دارم که این تعلیمات اجبارى که یک عملى نیست که تفنناً انجام بگیرد بالاخره بودجه‌اى خواهد داشت و باید بودجه‌اى در نظر گرفته شود تا بتوانند این کارها را انجام بدهند بنده معتقدم که بودجه‌اى براى جاهایى که تعلیم

+++

اجبارى می‌خواهد شروع شود و در اختیار وزارت بهدارى بگذارند تا وزارت بهدارى هم وسایل بهدارى و اساس را از لحاظ پزشک فراهم بکند بنده مکرر عرض کرده‌ام نمونه وضع قوانین ما در مملکت نوعاً شهر تهران است همه ما تهران را مى‌بینیم و آن وقت فکر می‌کنیم وقتى قانون می‌نویسیم همه را روى این اصل می‌شود اقدام کرد و پیشرفت هم داشته باشد بنده عرض می‌کنم صد فسخ که از تهران دور شویم حالا جایى را که بنده خودم بلد هستم از چهل فرسخ که از سر حد فارس عبور کنید یک محیطى وجود دارد که اساساً تهران آن را نمى‌شناسد در آنجا پست نیست تلگراف نیست سایر وسایل فراهم نیست...

رئیس- آقا توضیحات شما ربطى به پیشنهادتان ندارد.

رضوى- آقا توجه بفرمایید ارتباط کافى دارد مقصود بهدارى بود بنده باید توضیح بدهم براى این که ارتباط بدهم شما تعلیمات را وسیله قرار می‌دهید و می‌خواهید وضع قوانین براى ولایات بکنید آن وقت این قوانین در شهرستان‌ها موجب سوء‌استفاده می‌شود بنابراین چون ما در ماده حرف می‌زنیم آقاى وزیر فرهنگ تصور می‌کنند که ما مخالف این قانون هستیم ما خودمان به جنابعالى پیشنهاد کردیم اصرار کردیم که این قانون بگذرد ولى باید قانون عملى باشد نه این که روى کاغذ بیاید اگر منظورى روى کاغذ نوشتن است که خیلى بیش از این مواد هم می‌شود روى کاغذ نوشت ولى واقعاً باید قانون عملى باشد. باید در این موضوعاتى که تذکر داده می‌شود مطالعه و دقت کرد.

رئیس- همین طورى که فرمودند باید قانون عملى بشود ولى باید طورى عمل شود که آن کسى که موظف به این کار است از عهده برآید اگر بنویسیم وزارت بهدارى مکلف است این کار را بکند ممکن است از عهده برنیاید.

مخبر- دو پیشنهاد شده است یکى مال آقاى دکتر ملک‌زاده که با جناب آقای وزیر مذاکره کردیم قدرى اشکال دارد قبولش بدیهى است آن چیزى که جنابعالى پیشنهاد کرده‌اید الان در شهرستان‌ها مورد عمل است الان در دبیرستان‌ها و دبستان‌ها سالى چند مرتبه اطفال را معاینه می‌کنند نسبت به سایر جاهایى که وسایل بهداشت نیست در قانون دارند پیش‌بینى می‌کنند و باید دولت همه وسایل را فراهم کند این تردید ندارد حالا این قسمت را مطالعه بفرمایید اگر ممکن است پس بگیرید. آقاى رضوى هم پیشنهادى کردند اینها در واقع مربوط به اجرا می‌شود ما یک قانون کلى می‌نویسیم براى این که قانون اساسى تعلیمات عمومى را مجلس وضع می‌کند حالا کیفیت اجراى این مربوط به هر یک از وزارتخانه باشد وسایل آن را تأمین می‌کند ولى ما اگر حالا ترتیب اجرا و تهیه وسایل را در اینجا پیش‌بینى کنیم این وسوسه قانونى است و ما را معطل می‌کند.

رئیس- آقاى دکتر ملک‌زاده‏

دکتر ملک‌زاده- آقاى وزیر فرهگ گویا توجهى به پیشنهاد بنده نفرمودند من عرض کردم در جاهایى که شما مأمورین صحى دارید اغلب در قصبات مأمورین صحى هستند و آنها هم به دهات رسیدگى می‌کنند یکى از وظایف‌شان این باشد که باید رسیدگى بکنند به وضعیت صحى این دبستان‌ها که محلى که انتخاب می‌شود مطابق اصول صحى باشد بنده نمی‌دانم این چه مانعى دارد قبولش من خواهش می‌کنم از دولت و مجلس که نظر اهل فن را هم در کارها قبول کنند.

وزیر فرهنگ- پیشنهادی که آقاى دکتر فرمودند موضوع را مورد توجه قرار داده‌ایم در آیین‌نامه هم باشد بهتر است.

دکتر ملک‌زاده- بسیار خوب پس می‌گیرم.

رضوى- بنده هم مسترد کردم.

رئیس- موافقین با ماده هفتم برخیزند (اکثر برخاستند) تصوب شد. ماده هشتم

ماده 8- دولت مکلف است همه ساله اعتبار لازم را در بودجه کل کشور براى ساختمان و تأسیس و نگاهدارى دبستان‌ها و تربیت آموزگار و به طور کلى تأمین اجراى این قانون در مدت مقرر پیش‌بینى نماید.

تبصره 1- شهردارى‌ها ملکفند در حدود قوانین مربوطه در

+++

تهیه وسایل ساختمان مدارس و توسعه معارف طبق آیین‌نامه مخصوص با وزارت فرهنگ تشریک مساعى نمایند.

تبصره 2- ساختمان همه دبستان‌ها مطابق نقشه‌هایى خواهد بود که مهندسین مخصوص وزارت فرهنگ باید متناسب با آب و هوا و موقعیت نقاط مختلف کشور تهیه نمایند در قرا و قصبات ساختمان دبستان‌ها با مساعدت مالى مالکین طبق آیین‌نامه مخصوص به عمل خواهد آمد.

رئیس- آقاى افشار

افشار- عرضى ندارم موافقم.‏

رئیس- آقاى مهدوى‏

مهدوى- بنده هم عرضی ندارم.‏

رئیس- پیشنهادات قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى دکتر ادهم:

در تبصره 2 ماده هشت بعد از نقاط مختلفه کشور اضافه شود (با رعایت اصول بهداشتى در ساختمان) تهیه نمایند الى آخر

رئیس- آقاى دکتر ادهم‏

دکتر ادهم- بنده راجع به تبصره دو ماده هشت پیشنهاد کردم ساختمان‌هایى که می‌شود براى دبستان‌ها طبق اصول بهدارى بشود براى این که خاطر آقایان مستحضر است مدارس و دبستان‌هایى که ما داریم اغلب طورى است که رعایت اصول بهدارى در آنجاها نشده است جاهاى مرطوب و تاریک از نظر صحى اطاق‌ها سقفش کوتاه و مطابق بهداشت نیست یا به تعداد متر مکعب که براى تنفس لازم است نیست این است که بنده پیشنهاد کردم بعد از آنجایى که نوشته شده است مطابق نقشه‌هایى خواهد بود که مهندسین وزارت فرهنگ تهیه نمایند نوشته شود با رعایت اصول بهداشت یعنى از حیث تنفس روشنایى آب و هوا متناسب با نقاط مختلف کشور باشد که نظر صحى در آن رعایت نشده باشد.

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- این چون مربوط به کمیسیون بودجه است و بنده مخبر هستم باید جواب عرض کنم گویا آقاى دکتر خاطرشان نیست که بنده در شور اول توضیحات عرض کردم این که نوشته می‌شود ساختمان‌ها مطابق نقشه‌هایى است که مهندسین مخصوص وزارت فرهنگ ترسیم می‌کنند مقصود این است که این نقشه‌ها با مقتضیات محل و آب و هواى هر نقطه وفق بدهد و چون ساختمان همه جا تحت نظر متخصص فنى خواهد بود تمام جهات رعایت خواهد شد و نظر جنابعالى هم از هر جهت تأمین خواهد شد مع ذلک مانعى ندارد.

مخبر- بنده قبول می‌کنم.‏

وزیر فرهنگ- بنده هم قبول می‌کنم.

پیشنهاد آقاى رضوى‏:

پیشنهاد می‌کنم در تبصره دو ماده هشت کلمات (مخصوص وزارت فرهنگ) حذف شود.

رئیس- آقاى رضوى‏

رضوى- بنده عقیده خودم است خواستم عرض کنم آیا وزارت فرهنگ یک اداره مهندسى دارد یا ندارد اگر ندارد البته باید تأسیس بکند و مهندسین معین بکنند که براى دبستان چه بنایى لازم دارد و هر نقطه از ایران یک مقتضیات مخصوص دارد این ضررى ندارد قبول بکنند قبول نکنند پس می‌گیرم.

مخبر- بلى فعلاً یک قسمت براى مهندسى است و باید تکمیل شود چون این قسمت لازم است.

رضوى- مسترد می‌کنم.‏

رئیس- رأى می‌گیریم به ماده هشت با اصلاحى که شد آقایانى که موافقند برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده نهم‏

ماده 9- براى تربیت و تهیه آموزگاران به عده کافى از اول سال تحصیلى 1322 وزارت فرهنگ مکلف است اقدامات زیر را به عمل آورد.

الف- در سال اول دانشسراهاى مقدماتى لااقل یک ثلث بیشتر از سال‌هاى پیش دانش آموز واجد شرایط بپذیرد و در صورت لزوم کلاس‌ها را متعدد کند.

ب- در شهرهایى که فعلاً دانشسرا نیست در صورت

+++

لزوم به تأسیس آن مبادرت نماید.

ج- در دانشسراها یا دبیرستان‌ها یا دبستان‌ها کلاس به نام کلاس کمک آموزگارى تأسیس کند که شرط ورود به آن داشتن گواهینامه تحصیلات شش ساله ابتدایى و دوره‌اش یک یا دو سال باشد آموزگارانى که لااقل پنج سال تدریس متوالى یا ده سال تدریس متناوب داشته باشند می‌توانند بودن شرط مذکور در این کلاس‌ها پذیرفته شوند یا دو سالى که براى دوره کلاس‌ها معین گردیده جزو سابقه خدمت آنان محسوب خواهد شد.

رئیس- آقاى انوار

انوار- این ماده ماده اساسى است و بنده توجه می‌دهم مجلس شوراى ملى را به این ماده براى خاطر این که اساس تعلیم و ترقى که انشاء‌الله سعادت آتیه براى اولادها است از این ماده برمى‌آید این ماده به حسب تحصیلاتش خوب است اما آن چیزى که بنده در شور اول عرض کردم که ما باید معلمینى را به کار بگماریم که داراى اخلاق و ایمان و دیانت (که انشاء‌الله که هست) باشند اینها را باید ملاحظه بفرمایید خواستم تذکر بدهم که در نظرتان باشد مخصوصاً اولیاى وزارت فرهنگ بیشتر توجه داشته باشند که فساد اخلاق ریشه ما را دارد می‌کند این هم ناشى نشده است مگر از عدم دیانت، عدم توجه به آداب به ایمان که این ملت داشته است نظر وزارت معارف بیشتر متوجه این باشد و ملاحظه سعادت آتیه ایران را بکند یک حال خیلى خیلى خطرناکى در جامعه ما پیدا شده است این است که من آقاى وزیر معارف را که امروز دامن به کمر زده است و انشاءالله خدا او را موفق بدارد تذکر می‌دهم که یک شالوه براى تربیت اخلاقى اولاد ما ایجاد بکند تربیت اخلاقى با درس خواندن نیست باید معلمى را انتخاب بکنند ولو هر چه کم باشد باید اخلاق پسندیده داشته باشد که بتواند اولاد ما را تربیت بکند و الا فایده ندارد.

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- بنده با این ماده کاملاً موافق هستم فقط این قسمت ج را که نوشته است کلاس کمک آموزگارى تأسیس می‌کنند که تحصیلات شش ساله ابتدایى داشته باشد و دوره‌اش یک یا دو سال باشد خواستم ببینم واقعاً با دوره یک ساله انجام این کار کافى خواهد بود یا خیر و چه ضرر دارد که همان دو سال باشد که یک سال را حذف کنند چون از نظر فنى آقاى وزیر فرهنگ باید بفرمایند هر طور عقیده‌شان باشد بنده هم موافقم.

وزیر فرهنگ- یک یا دو سال مراد این است که اگر تحصیلات شش ساله ابتدایى داشته باشند دو سال و آنهایى که تحصیلاتشان بیش از آن باشد دوره اول یا دوم متوسطه باشد و داوطلب شدند براى آنها یک سال و این دو سال براى کسانى است که بیشتر از شش ابتدایى سواد ندارند به این جهت نوشته شده یک سال یا دو سال.

رئیس- رأى می‌گیریم به ماده نهم موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده دهم‏

ماده 10- تحصیل در کلاس‌هاى کمک آموزگارى مجانى خواهد بود به علاوه کمک هزینه تحصیل که میزان آن را وزارت فرهنگ معین خواهد کرد به دانش آموزان پرداخته می‌شود دانش آموزان هنگام ورود تعهد کتبى خواهند سپرد که پس از فراغ از تحصیل که برابر مدت تحصیل را موظفاً آموزگارى کنند و الا سه برابر کمک هزینه دریافتى را به صندوق دولت بپردازند.

رئیس- آقاى رضوى‏

رضوى- در شور اول این ماده دهم یک ماده دیگرى داشته در این قانون هیچ نیست و آن یک کمکى بود راجع به اساتید و آموزگاران که آنها در جنبه استخدامى‌شان یک فرج و گشایشى حاصل شده بود بنده خواستم بپرسم که آن ماده اصلى چه شده است؟ کجا رفته است؟

مخبر- آن ماده سیزده بود در اول طرح این قانون عرض کردم در کمیسیون آن ماده برداشته شد که در ضمن لایحه جداگانه به مجلس بیاورند.

رئیس- موافقین با ماده دهم برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده یازدهم

+++

ماده 11- دولت موظف است کسانى را که از کلاس آموزگارى گواهینامه فراغ تحصیل گرفته‌اند و کمک آموزگار خوانده خواهند شد با رعایت شرایط مقرره در فقرات 1 و 3 و 4 ماده دوم قانون استخدامى کشورى در دبستان‌ها به خدمت بگمارد حقوق این کمک آموزگاران در آغاز کار از نصف حقوق آموزگارانى که گواهینامه دانش‌سراها را دارند کمتر و از دو ثلث آن بیشتر نخواهد بود این میزان همه ساله در قانون بودجه معین خواهد شد.

رئیس- آقاى انوار

انوار- آقاى وزیر معارف کمک کنند والله من این را مطالعه نکرده‌ام نفهمیده‌ام خواهش می‌کنم جلسه را ختم کنیم براى جلسه بعد باشد.

وزیر فرهنگ- این ماده خیلى واضح است در کمیسیون هم مطرح شده در شور اول هم که صحبت شده موافقت بفرمایید ماده بسیار مفیدى است.‏

رئیس- موافقین با ماده یازدهم برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده دوازدهم:

5- موقع و دستور جلسه آیته- ختم جلسه

جمعى از نمایندگان- ختم جلسه‏

رئیس- آقاى دشتى فرمایشى دارید؟

دشتى- بنده بعد از هرگز اجازه خواستم که دو کلمه قبل از دستور عرض کنم شاید برخلاف رأى یکى از آقایان که کم حرف می‌زنم شاید یکی دو سال است قبل از دستور حرف نزده‌ام امروز از آقاى رئیس اجازه قبل از دستور خواستم آقاى رئیس هم زود وارد دستور شدند حالا هم می‌بینم آقایان رفقا خیلى خسته هستند اگر اجازه می‌فرمایند بنده در اول جلسه آینده عرایض خودم را عرض کنم.

بعضى از نمایندگان- بفرمایید.

رئیس- آقاى دشتى خودشان می‌خواهند در اول جلسه آتیه صحبت کنند. تصویب می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم.‏

جلسه آینده روز یکشنبه چهار ساعت قبل از ظهر دستور بقیه این لایحه‏

(مجلس یک ربع ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - حسن اسفندیارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294057!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)