کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/17]

جلسه: 182 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 23 تیر ماه 1322  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- بقیه شور دوم لایحه آموزش و پرورش عمومى از ماده سوم

3- تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى نخست وزیر راجع به انحلال وزارت خواربار و معرفى آقاى تدین به سمت وزیر مشاور

4- بقیه شور دوم لایحه آموزش و پرورش عمومى

5- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 182

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 23 تیر ماه 1322

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- بقیه شور دوم لایحه آموزش و پرورش عمومى از ماده سوم

3- تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى نخست وزیر راجع به انحلال وزارت خواربار و معرفى آقاى تدین به سمت وزیر مشاور

4- بقیه شور دوم لایحه آموزش و پرورش عمومى

5- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

(مجلس دو ساعت و ربع پیش از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید)

صورت مجلس روز 21 تیر ماه را آقاى (هاشمى) منشى قرائت نمودند.

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است:

غایبین با اجازه- آقایان: دکتر سنگ، دادور، فاطمی

غایبین بی‌اجازه- آقایان: دکتر سمیعی، فیاض، طوسی، شهدوست، مؤید احمدی، اورنگ، طالش‌خان، دکتر تاج‌بخش، مشار، مشیردوانی، شجاع، عطاءالله پالیزی، حمزه‌تاش، مهذب، معتصم سنگ، فرشی، سلطانی، طهرانچی، صادق وزیری، دولتشاهی، لاریجانی، شباهنگ، کامل ماکو، حریری، بوداغیان، فرمانفرماییان، یاراحمدی

دیر‌آمدگان بی‌اجازه- آقایان: نصرتیان، لیقوانی، اکبر، امامی)

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس- در ضمن غایبین آقاى دکتر سمیعى را هم نوشته‌اند ایشان ناخوش هستند و باید اصلاح شود آقاى دولتشاهى هم همین طور اشخاصى که ناخوش هستند نباید غایب نوشته شوند آقاى پالیزى در صورت مجلس فرمایشى دارید؟

پالیزى- خیر قبل از دستور

رئیس- آقاى صفوى در صورت مجلس فرمایشى دارید؟

صفوى- خیر قبل از دستور

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد.

2- بقیه شور دوم لایحه آموزش و پرورش عمومى‏

رئیس- ماده سوم لایحه تعلیمات عمومى مطرح بود و خوانده شد.

جمعى از نمایندگان- ماده خوانده شود هنوز کسى صحبت نکرده است.

رئیس- ماده سوم خوانده می‌شود.

ماده سوم- آموزش و پرورش در دبستان‌هاى دولتى در

+++

تمام کشور مجانى است و به هیچ عنوان نباید از دانش آموزان وجهى مطالبه شود به دانش آموزان بى‌بضاعت کتاب درس مجانى داده خواهد شد.

رئیس- چون آقاى فیاض غایب هستند امروز هم آقاى هاشمى به عنوان مخبر انجام وظیفه می‌کنند. آقاى رضوى فرمایشى داشتید.

رضوى- عرض کنم با این وضعیت بودجه‌اى که وزارت فرهنگ دارد بلاخره در امسال نمی‌تواند آموزش و پرورش اجبارى را در مملکت جارى بکند و بالاخره پیدا است که یک بودجه قوى که بتواند در اطراف و اکناف مملکت در هر گوشه و کنار این منظور را عملى بکند و تعلیمات اجبارى را در مملکت جارى کند نیست بنابراین باید از همان وسایلى که فعلاً تا موقعى که می‌خواهند قانون را اجرا کنند در دست هست استفاده بکنند و یکى از آن وسایل که از مدتى به این طرف در ممکلت ما بوده و حق تقدم در این خدمت بزرگ فرهنگى دارند مدارس ملى است این مدارس هم البته در یک موقعى دامن همت به کمر زدند و شروع کردند به آموزش و پرورش که اسمى از وزارت فرهنگ هم شاید نبود و در حقیقت آنها با یک عشقى به تعلیم و تربیت آمدند و شروع کردند به اقدامات مهمى‌تا امروز و با این که توانستند از راه آموزش چیزهایى که شاید با برنامه‌هاى امروزى هم دست تطبیق نمی‌کرد خدماتى به این کشور بکنند و آقایانى که مدارس ملى قدیم را دیده‌اند و توجه فرموده‌اند می‌دانند که در معنویات و تحصیلات مجاهدت آنها اگر زیادتر برنامه‌هاى امروزى نبود کمتر هم نبوده است (صحیح است) بنابراین باید یک کارى کرد که آنها هم تصویب بشوند چون کمک به آنها کمک به وضعیت دولت و کمک به فرهنگ عمومى است و آنها هم با سوابق ممتدى که دارند و زحماتى که در این کار کشیده‌اند به وسیله دولت تضعیف می‌شوند اینجا نوشته‌اند آموزشو پرورش در دبستان‌هاى دولتى در تمام کشور مجانى است و به هیچ عنوانى هم نباید از دانش آموزان وجهى مطالبه شود این ماده بسیار ماده خوبى است و در مدارس دولتى هم خاصه و حتى که بخواهند تحصیلات را اجبارى کنند نباید پول بگیرند اما یک عده‌ای که دارا هستند و مستطیع هستند و می‌توانند به فرهنگ کمک بکنند نباید آنها را هم مجانى کرد و حتى‌الامکان بنده عقیده‌ام این است که وزرات فرهنگ یک پیش‌بینى بکند یا در قانون یا در آیین‌نامه که به تصویب کمیسیون فرهنگ خواهد رسید و دستورى به مدارس دولتى بدهند که حتى‌الامکان از پذیرفتن شاگردان مستطیع خوددارى شود به کله به این وسیله هم کمکى به بودجه شده و هم وسیله‌اى شود این مدارس ملى که حالا نمی‌توانند از دولت کمک خرج بگیرند تقویت بشوند و بالنتیجه به کار خودشان ادامه بدهند و به اجراى این قانون که دولت در مقام اجراى آن بر آمده است کمکى کرده باشند.

رئیس- آقاى انوار

انوار- بنده کاملاً با اظهارات آقاى رضوى موافق هستم و باید آقاى وزیر در این باب جواب بدهند چون دولت مسلماً باید توجه کند و تقویت کند مدارس ملى را که یک خدماتى کرده‌اند و باید هم به خدمات خودشان ادامه بدهند این است که خوب است آقاى وزیر جواب آقاى رضوى را بدهند و این قسمت را تأیید کنند (صحیح است)

وزیر فرهنگ- عرض کنم بنده در جلسه گذشته هم عرض کردم مدارس ملى ما به حال خودش باقى است و کمک‌هاى مادى هم وزارت فرهنگ مى‌کند و یک اعاناتى هم هست که به آنها داده مى‌شود و آنها هم استفاده می‌کنند و ما هم به آنها احتیاج خواهیم داشت و بیشتر هم به آنها کمک می‌کنیم و اما این که آقاى رضوى فرمودند اشخاص با بضاعت را ما منع کنیم از ورود در مدارس دولتى تصدیق بفرمایید این کار مشکلى است البته حتى‌الامکان رعایت خواهد شد ولى نمی‌توان مانع شد که اشخاصى که استطاعت دارند وارد مدارس دولتى نشوند شاید در آیین‌نامه‌هایى که با نظر کمیسیون فرهنگ تنظیم خواهد شد ممکن باشد رعایت نظر جنابعالى بشود ولى تصدیق بفرمایید در قانون کار مشکلى است و جا ندارد نوشته شود.

+++

رئیس- پیشنهاد آقاى نراقى خوانده مى‌شود.

پیشنهاد مى‌کنم در ماده 3 در سطر آخر بعد از کلمه کتاب درس کلمه و نوشت‌افزار هم اضافه شود

نراقى- چون در آخر ماده نوشته شده است به محصلین بى‌بضاعت کتاب درس داده مى‌شود بنده پیشنهاد کردم نوشت‌افزار یعنى قلم و کاغذ و لوازم‌التحریر هم به آنها داده شود مخصوصاً خورده فروشى نوشت‌افزار خیلى گران است و براى اشخاص و اطفال بى‌بضاعت بسیار گران تمام مى‌شود و توانایى خرید آن را ندارند ولى براى دولت که یک جا بخرد ارزان و مناسب تمام مى‌شود حالا که کتاب درس می‌دهند قلم و کاغذ هم به بى‌بضاعت‌ها بدهند.

وزیر فرهنگ- در این ماده اگر نظر آقایان باشد اول نوشته شده بود تحصیل در مدارس دولتى مجانى است و قسمت دادن کتاب مجانى به کودکان بى‌بضاعت بعد اضافه شد در کمیسیون بنده با این که تصدیق کردم در کمیسیون و گفتم که باید همه نوع کمک به اطفال بى‌بضاعت شود تأمل داشتم در قبول این قسمت براى این که وسایلى که این کار را انجام بدهیم باید اول فراهم کرد البته همه می‌دانند که این کار خوب است که اطفال بى‌بضاعت را نه تنها کتاب بدهیم بلکه نوشت‌افزار هم بدهیم شاید لباس هم اگر باشد بدهیم هیچ کس منکر نیست که به اطفال بى‌بضاعت باید همه نوع کمک کرد و وسایل تحصیل و لباس و حتى اگر ممکن باشد شام و ناهارشان را تهیه کنیم و بدهیم این خیلى خوب است ولى باید دید وسایل داریم یا نداریم بنده مکرر عرض کرده‌ام باید سعى کنیم این قانون طورى تنظیم شود که به عمل نزدیک باشد وضعیت تئورى و یک امر غیرقابل اجرایى را نداشته باشد و تأمل بنده هم در قسمت کتاب مجانى از همین جهت بود براى این که وسایل را باید فراهم کرد و باید فکر کرد که به چه ترتیب مى‌توان کتاب تهیه کرد و به دانش آموز داد و چون آقایان اعضا کمیسیون وزرات فرهنگ اصرارى داشتند بنده هم ناچار موافقت کردم و البته باید فکر کنیم که به چه ترتیب ممکن است قسمت کتاب را تأمین کنیم براى اطفال بى‌بضاعت ولى نوشت‌افزار یک اعتبار خیلى خیلى زیادى لازم دارد این را خواهش می‌کنم آقاى نراقى مسترد بفرمایند و قناعت بکنند به همان که در ماده نوشته شده البته وزرات فرهنگ نهایت کوشش را خواهد کرد که به بچه‌هاى بى‌بضاعت نوشت‌افزار مجانى داده شود و شاید در آیین‌نامه‌هایى که نوشته مى‌شود و به تصویب کمیسیون فرهنگ می‌رسد این را شاید در نظر بگیریم ولى با نوشتن در قانون ممکن است و شاید وزارت فرهنگ نتواند از عهده این کار برآید که موظف باشد این کار را بکند بنابراین تقاضا می‌کنم مسترد بفرمایید و در آیین‌نامه‌ای که به تصویب کمیسیون می‌رسد شاید راهى براى این کار در نظر بگیریم‏

نراقى- چون فرمودند شاید در نظامنامه‌ها پیش‌بینى بشود بنده مسترد می‌کنم.

رئیس- پیشنهاد آقاى طباطبایى

پیشنهاد می‌کنم ماده هم این طور اصلاح شود:

ماده سوم- آموزش و پرورش در دبستان‌هاى دولتى براى فقرا و اشخاص بى‌بضاعت در تمام کشور مجانى است و به هیچ عنوان نباید از دانش آموزان وجهى مطالبه شود به دانش آموزان مزبور کتاب و لوازم‌التحریر مجاناً داده خواهد شد.

طباطبایى- عرض کنم که مدرسه درست کردن مدرسه مجانى براى عامه تأسیس کردن شعبه کار وزرات خواربار است که گندم در سال سختى و قحطى خروارى 400 تومان بخرد از جیب مردم از خزانه عمومى و بعد بیاید آن گندم را نان کند و به ثلث قیمت بدهد به همه افراد و همه طبقات و بعد اوضاع وزارتخانه از لحاظ بودجه و تشکیلات به یک صورتى نیفتد که در اینجا دوسه جلسه رویش صحبت کردید و دیدید شما می‌دانید که اینجا شکایت مى‌کردند از نداشتن پول و بودجه حالا شما می‌خواهید مدرسه درست کنید و اطفال تمام طبقات را از غنى و متوسط و فقیر آنجا قبول کنید براى تحصیل براى چه؟ طبقاتى که توانایى دارند شما چرا برای‌شان تحصیل مجانى قائل مى‌شوید الان هم همین طور است و این غلط است ملاحظه بفرمایید مدارس دولتى از

+++

کلاس اول تا ششم مجانى است بعد اگر یک کسى آمد این 6 کلاس را تمام کرد خواست پایش را بگذارد بالاتر از اول پول مطالبه مى‌کنید اعم از این که داشته باشد یا نداشته باشد از آن سمت حالا می‌آیید و یک همچو لایحه‌اى پیش‌بینى می‌کنید که در مداس ابتدایى اطفال تمام طبقات مجانى باشد الان هم می‌فرمایید ما وسیله نداریم پول نداریم این است که من پیشنهاد کردم در این ماده سوم که لازم هم نبود در قانون ذکر شد اگر بیانات به همین حال بماند چرا براى همه مجانى باشد باید دبستان‌هاى دولتى براى فقرا و طبقات بى‌بضاعت مجانى باشد و طبقات دیگر که دارند و الحمدالله متمکن هستند طبقات اول و دوم که مى‌توانند هر ماهه براى اطفالشان دو سه تومان شهریه بدهند پول ندهند یا بروند به مدارس ملى آقا هیچ پدرى نیست که براى فرزند خودش در این راه از دادن ماهى دو سه تومان امساک بکند یا به طیب خاطر ندهند اگر هم یک چنین فردى در این مملکت پیدا شود بهتر است طفل او اصلاً درس نخواند پس از این طبقات پول بگیرید که بودجه داشته باشید و بتوانید با این پول‌ها افراد بى‌بضاعت اطفال بى‌پدر و مادر را که همین طور توى خیابان‌ها ولو هستند جمع کنید و ببرید به مدرسه آن وقت همین پیشنهادى که الان شده بود بنده هم در پیشنهاد اصلاحى خودم قید کردم به این اطفال بى‌بضاعت کتاب و لوازم‌التحریر هم بدهیم کمک هم بکنیم و هر ماهه مبلغى هم به آنها پول بدهیم دروزارت فرهنگ مدتى یک کمک خرج‌هایى هم به بعضى از اشخاص بى‌بضاعت داده مى‌شد که آن را هم در آنى اواخر نمی‌دانم چه طور از محل اوقاف قطع کردند دیگر یا کمک نمى‌کنند یا کمتر کمک مى‌کنند یکى دیگر هم این که بعضى از وزارتخانه‌ها و ادارات یک آموزشگاه‌هاى اختصاصى دارند که اینها از ولایات شاگرد مى‌طلبند و این بیچاره‌ها مى‌آیند اینجا دو ماه سه ماه شش ماه در این وزارتخانه در آن اداره معطل و سرگردان گرسنه و پریشان بلاتکلیف می‌ماندند بارها به خود من مراجعه کرده‌اند و وزرات فرهنگ یکى از کارهایى که باید بکند این است که تمرکز بدهد فرهنگ یک کشور را در یک جا و وزارتخانه‌هاى مختلف نباید براى شهرت هر کدام یک مدرسه داشته باشند وزرات راه بگوید این مدرسه من است و وزارت فرهنگ هم بگوید به من مربوط نیست یا وزارت پست و تلگراف و امثال آن اینها را تمرکز بدهید اطفال مردم را که از ولایات دعوت می‌کنید به اینجا اقلاً زندگى‌شان را تأمین کنید خیلى سخت است گرانى است مردم نباید بلاتکلیف باشند محصل قبل از این که به مدرسه برود در درجه اول زندگانى می‌خواهد در درجه دوم کتاب و لوازم‌التحریر در درجه سوم معلم و توى کلاس نشستن و به درس گوش دادن اگر شما آن دو مقدمه را که لازم و اساسى است بهش توجه نکنید هیچ نتیجه‌اى نخواهید گرفت و این لایحه شما هیچ نتیجه‌اى نخواهد داد جز دردسر انداختن یک مشت رعیت و زارع بدبخت در خارج به وسیله امنیه.

هاشمى(به جاى مخبر کمیسیون)- جمله اخیرى که فرمودید که بعضى از آموزشگاه‌هاى اختصاصى شاگرد از ولایات می‌طلبد امروز گمان نمی‌کنم دیگر همچو چیزى وجود داشته باشد.

طباطبایى- چرا آقا آموزشگاه شهربانى هست دیروز چند نفر از آنها در دفتر خود من بودند.

مخبر- بلکه داوطلبانه خودشان می‌آیند وقتى داوطلبانه شاگردى از یک ولایتى آمد بدیهى است وضعیت خود را هم نسنجیده است و وارد شده است به آموزشگاه اما موضوع دیگرى که فرمودید بچه‌هاى اغنیا یک شهریه بدهند در همه جاى دنیا تعلیمات مقدماتى به طور عموم مجانى است حالا هم داریم مى‌بینیم که کشور ما یک مقتضیات خاصى دارد و بنده هم زیاد در این قسمت مصر نیستم و عرض می‌شود که خیلى اصرار ندارم بسته به رأى مجلس است و شخص آقاى وزیر اشکالاتى بیان می‌کردند که فردا در ضمن عمل مشکل است بیایند از یک عده شهریه بگیرند یک عده را معاف کنند و بروند تصدیق اعسار و تصدیق عدم بضاعت تهیه کنند براى اطفال‌شان تا در مدرسه ابتدایى پذیرفته بشوند. این خیلى مشکل است دبستان نخستین پایگاه و جایگاه است که باید

+++

تمام اطفال به طور تساوى در آن جاى بگیرند و آن که شهریه می‌دهد آیا تصور نمی‌کند که از طرف فراش مدرسه از طرف آموزگاران مدرسه از طرف مدیر مدرسه یک امتیازى و تبعیضى برایش قائل شود نسبت به آن دیگرى که شهریه نمی‌دهد و آیا تصور نمی‌کنند که اولیاى مدرسه این شهریه بده را بر آن دیگرى ترجیح ندهند؟ اگر این تبعیض و این امتیاز ایجاد نشود بنده البته بحثى ندارم و بسته است به رأى و نظر مجلس ولى مسلماً تبعیض خواهد شد (صحیح است)

وزیر فرهنگ- بنده در شور اول هم عرض کردم که همیشه در همه کشورهاى متمدن تعلیمات عمومى اجبارى است و مجانى هم هست علت این که مجانى است این است اجبارى است و نمی‌شود کسى را مجبور کرد و گفت پول هم بده اجبارى هم باشد براى این که ضمناً زبان دولت هم دراز باشد و بگوید آقا من وسایل تعلیم طفل تو را فراهم کرده‌ام طفلت را بفرست به مدرسه کسى هم حق ندارد از او پول بگیرد (صحیح است) و کسى هم حق ندارد استنکاف کند از این که بچه‌اش را بفرستد به مدرسه از طرف دیگر در چهار سال تا شش سال که پیش‌بینى شده است همه افراد ممکلت متساوى هستند براى اطمینان همه دولت قطع نظر از (آن روز هم عرض کردم) وضع زندگانى افراد متمول یا بى‌بضاعت باید بفرستند به مدرسه و دولت هم همه را به یک نظر نگاه مى‌کند و تربیت و تعلیم همه را یکسان تلقى می‌کند بنابراین از چندین نظر قبول پیشنهاد آقا مورد امکان نیست اولاً از نظر عمل ملاحظه بفرمایید که تشخیص آن فوق‌العاده مشکل است که ما ببینیم واقعاً کسى با بضاعت است و کسى بى‌بضاعت (طباطبایى- در مورد کتاب چطور تشخیص می‌دهد؟) آن را بعد عرض می‌کنم. پس تشخیص مشکل است که کسب با بضاعت است که کسى بى‌بضاعت ثانیاً از نظر اصلاحى ما نباید بچه‌ها را از کودکى تحقیر و تخفیف کنیم و عادت بدهیم به پستى و خفت بچه که ناچار شد به وسیله گرفتن گواهی‌نامه عدم بضاعت انگشت نما باشد بین بچه‌ها این عمل اثر بسیار بدى در اخلاق و روحیه او خواهد گذاشت این بچه این کودک شش هفت ساله وقتی که بى‌بضاعت هم هست با آن با بضاعت باید خود را کاملاً برابر و مساوى بداند و مشمول عنایت و توجه دولت و در قابل دولت هر دو یکسانند بنابراین از لحاظ اخلاقى هم شایسته نیست که ما فرقى قائل شویم بین افراد افراد (صحیح است) اما براى کتاب که فرمودید بالاخره براى کتاب که لازم نیست برود از شهربانى یا کلانترى تصدیق بیاورد خود مدرسه تشخیص می‌دهد هر طفلى که کتاب خواست باید به او داد بنابراین بنده تصور می‌کنم که آقا موافقت بفرمایند که این ماده به همان صورتى که هست تصویب شود و براى بى‌بضاعت‌ها هم شاید در همان آیین‌نامه‌هایی که از کمیسیون خواهد گذشت یک راه‌هایى را در نظر بگیریم که به بى‌بضاعت‌ها کمک بیشترى بشود که نظر آقایان تا حدى تأمین شود.

شاهرودى- اجازه می‌فرمایید

رئیس- عضو کمیسیون هستید.

شاهرودى- بلى‏

رئیس- بفرمایید

شاهرودى- بنده خواستم عرض کنم سابق هم همین موضوع تبعیض بین اشخاص متمکن و غیرمتمکن در مدارس دولتى بود و واقعاً ما گرفتار محظوراتى بودیم و در چند سال قبل از دولت تقاضا شد که این ترتیب را بردارند و عموم را مجانى کنند حالا هم عقیده بنده این است که بایستى مجانى باشد و تبعیض در کار نباشد.

طباطبایى- اجازه می‌فرمایید؟ باید جوابى عرض کنم و توضیحى بدهم.

رئیس- بفرمایید

طباطبایى- عرض کنم بنده نگفتم که به اطفال بى‌بضاعت بروید و بگویید که تو بى‌بضاعت هستى یک چنین حرفى در پیشنهاد من نیست من پیشنهاد کردم که اطفال اشخاص توانا و با بضاعت به مدارس دولتى که می‌آورند یا شهریه بدهند یا ببرند به مدارس ملى حالا شما وحشت دارید از این که یک بدبختى که پایش برهنه است و شکمش گرسنه است شما اگر به دیگرى بگویید تو پول بده او بدش بیاید این منطق اگر صحیح است

+++

این شد جواب بنده و بنده از مجموع فرمایشا‌تشان بیش از این نتوانستم چیزى استنباط کنم که اگر طفل آقاى شاهرودى که می‌آید به مدرسه به او بگویند تو باید دو تومان بدهى آن وقت طفل بنده که ندارد چون از او دو تومان مى‌خواهند من می‌رنجم پس ما بیاییم و با پول مردم مدرسه درست کنیم که اطفال اغنیا و توانگران مدرسه مجانى بروند.

مخبر- اولاً یک اصلى است که در همه جاى دنیا تعلیمات ابتدایى عمومى و اجبارى و مجانى است.

طباطبایى- دنیا به اینجا مربوط نیست.

مخبر- چرا باید مربوطش کرد و الا پس باید مدرسه هم نباشد وقتى انسان تابع یک اصولى شد باید گفت ره چنان رو که رهروان رفتند بدبختانه اتومبیل را اینجا از خارج وارد می‌کنند ولى دستور اتومبیل‌ساز را که چه اندازه بارش کنى و بار گیریش چقدر باشد رعایت نمی‌کنید و ملاحظه نمی‌کنید و اتومبیل را از بین می‌برید ما همه چیز را درش این جور می‌کنیم یک فکرى را از خارج و از سایر ملل می‌گیریم ولى به جزئیات آن اهمیت نمی‌دهیم بنابراین نه مقلد خوبى هستیم نه مجتهد خوبى. ملل قدیمه آنهایى که داراى تمدن بودند مثل یونانی‌ها، رومن‌ها بالاخره امتیازى بین افراد هیچ وقت قائل نبودند از حیث خوراک و لباس نمی‌شود گفت بچه غنى که می‌آید به مدرسه یک متکایى هم براى خودش بیاورد مدرسه مثل سربازخانه باید باشد منظور این است که افراد به طور تساوى زندگى کنند و تحصیلاتى به طور تساوى بیاموزند با یکدیگر رفیق باشند و رفیق بار بیایند که به فرمایش آقاى انوار وحدت ملى ملحوظ شود بدیهى است وقتى شاگرد غنى پول برداشت آمد مدرسه در روحیه شاگردان فقیر تأثیر دارد آقاى طباطبایى محیط مدرسه غیر از سایر جاها است آن پول‌دار عزیزتر از سایر بچه‌ها خواهد بود که فقیر هستند پیش نظر اولیاى مدرسه پیش نظر فراش مدرسه او را به اطفال بى‌بضاعت امتیاز می‌دهند و آن کسى که می‌خواهد بگوید من بى‌بضاعت هستم در این صورت به محض این که هر کس آمد گفت من ندارم که نبایستى بپذیرند باید یک سندى بیاورد در صدور این سند و آوردن آن از روز اول باید نفس خودش را به ذلت بدهد تا آن سند را تهیه کند اگر این عیوبى که عرض کردم وارد نیست این پیشنهاد را تعقیب کنید و بفرمایید پول بگیرند.

رئیس- موافقین با این پیشنهاد... (چند نفر از نمایندگان- عده براى رأى کافى نیست) بنده واقعاً خیلى تعجب می‌کنم به تکرار اظهار هم به خرج آقایان نمی‌رود. این لایحه شور دومش است و باید رأى گرفت یا به پیشنهادات یا به مواد بنابراین هر دقیقه و هر ساعت باید براى چند نفر که اکثریت را کفایت کند باید معطل شویم و نمی‌دانم چند دفعه باید در هر روز این حرف را زد و به خرج هم نمی‌رود؟

طباطبایى- اجازه می‌فرمایید بنده یک اخطار قانونى دارم یک ماده‌ای است که بنده می‌خوانم بعد رأى بگیرید. ماده 25 قانون اساسى معارف است. مکاتب و مدارس مجانى که به خرج دولت اداره می‌شود فقط براى تمتع اطفال فقرا و اشخاصى است که رسماً عدم بضاعت آنها از طرف مأمورین رسمى محلى تصدیق شده باشد.

وزیر فرهنگ- این قانون اساسى کشورى نیست این ماده را که قرائت فرمودند قانون اساسى معارف است ثانیاً این قانونى وقتى تصویب شده است در سى سال پیش که یک عده معدودى مدارس دولتى داشتیم و وسیله‌ای هم براى تأسیس مدرسه بیش از آن نداشتیم این بود که در قانون اساسى معارف قیده شده که در مدارس دولتى اشخاص بابضاعت نیایند و البته آن وقت با امروز خیلى با امروز فرق دارد که شما می‌خواهید تعلیمات عمومى و اجبارى را در مملکت اجرا کنید و حالا تصور نمی‌کنم اشکالى داشته باشد که تصویف بفرمایید که مدارس ابتدایى مجانى باشد.

رئیس- رأى بگیریم یا مسترد می‌کنید؟ (طباطبایى- بسته به نظر مجلس است) موافقین با پیشنهاد آقاى طباطبایى برخیزند (عده کمى قیام نمودند) تصویب نشد. پیشنهاد آقاى ساکنیان:

پیشنهاد می‌کنم ماده سوم این طور اصلاح شود:

ماده سوم- آموزش و پرورش در دبستان‌هاى دولتى دهات

+++

و از این اهالى کم بضاعت در شهرها در تمام کشور مجانى است و به هیچ عنوان نباید از این دانش آموزان وجهى مطالبه شود.

نبیل سمیعى- عین پیشنهاد آقاى طباطبایى است که رد شد فقط انشایش با آن فرق دارد.

رئیس- آقاى ساکینیان

ساکینیان- اصل منظور این قانون بسط و توسعه تعلیمات ابتدایى هر چه زودتر در تمام مملکت و این منظور عملى نمی‌شود مگر این که از طرف اهالى هم مساعدت شود و به عقیده بنده از براى تعلیمات ابتدایى تمام کشور وزارت فرهنگ اساساً به ده هزار دبستان احتیاج دارد و مخارج و هزینه هر مدرسه هم در سال اقلاً هزار تومان می‌شود و باید وزارت فرهنگ هر ساله ده میلیون تومان مخارج این دبستان‌ها را بپردازد در صورتی که عهده‌دار تعلیمات متوسطه و تعلیمات عالیه هم هست و پرداخت این مبلغ براى وزرات فرهنگ نه فقط مقدور نیست بلکه مقتضى هم نیست در عین حال که اغنیا در تمام حوایج دیگر حاضرند براى فرزندان خود مخارج لازمه را به عهده بگیرند حاضر هستند مخارج مدرسه اطفال‌شان را هم بپردازند البته ممکن است وقتی که یک اندازه از این اقتصادیات حالیه خلاصى پیدا کردیم آن وقت براى تمام اهالى مجانى باشد ولى با وضع فعلى اگر بخواهید تا دو سه سال دیگر در تمام کشور تعلیمات ابتدایى بسط پیدا کند باید در شهرها از آنهایی که توانایى دارند اجرت تعلیمات ابتدایى را بگیرند.

رئیس- پیشنهاد آقاى ساکینیان عم عین پیشنهاد آقاى طباطبایى است که رد شد تکرار رأى نمی‌شود.

پیشنهاد مى‌کنم تبصره زیر به ماده سه اضافه شود:

تبصره- اطفال در دبستان‌هاى دهات و قصبات از حیث لباس آزادند.

وزیر فرهنگ- حالا هم آزاد است در همه جا

رئیس- آقاى انوار

انوار- آقاى وزیر معارف می‌فرمایند آزاد است در کجا است؟ آزاد نیست آقا پس از آن که دستور دادید به کارخانه‌هاى اصفهان که فلان رنگ خاکسترى باشد و آنها هم با قیمت گزافى آن پارچه‌ها را فروختند یادتان رفته است باید لباس شاگردان مدارس ابتدایى آزاد باشد که یک تحمیلى هم از این حیث به مردم نشود در ضمن خواستم یک نکته را هم عرض کنم که آقاى طباطبایى توجه بفرمایند و آن این است که هر کارى را که دولت می‌خواهد اجبارى کند باید خرجش را هم بدهد و نمی‌شود یک کارى را اجبارى کنند و تو سر من هم بزنند و بگویند خودت خرجش را بده حکومت دموکراسی و ملى معنایش این است اولاً آقا باید مردم را باسواد کرد و تعلیمات ابتدایى را عمومی کرد و خرجش را هم باید دولت بدهد ولى اگر بخواهند به تعلیمات عالیه بروند خرجش با خودشان است باسواد شدن عموم مردم این یک تکلیف عمومى است و ما نمی‌توانیم در اینجا فرق طبقاتى قائل شویم و بگوییم که چون فلان کس دارد از او بگیریم و خرج دیگرى که ندارد بکنیم این نمی‌شود وقتی که تکلیف خواندن و نوشتن براى همه اجبارى شد بر دولت واجب است که از خزانه عمومى خرج این کار را بدهد و این موضوع چون عمومیت دارد باید مقنن قوانین وقتی که آن قانون را وضع می‌کند اول باید یک قدم‌هاى سهل و آسانى براى اجراى آن بردارد که از اول اجراى قانون یک تحمیلاتى به مردم نشود و به همین جهت است که بنده پیشنهاد کردم که قید متحدالشکل هم در لباس دبستان‌ها مخصوصاً در دهات و قصبات از بین برود حالا آقاى وزیر بفرمایند که در شهرها هم آزاد است این پیشنهاد بنده را آقاى لاریجانى و آقاى محیط و آقاى دهستانى هم کرده‌اند بنده نظرم این بود که قیدى در دهات براى شاگردان دبستان‌ها نباشد و به همین نظر این پیشنهاد را تقدیم کردم‏

هاشمى (مخبر کمیسیون فرهنگ)- البته اگر وسایلش بود وحدت شکل دخلى به اختلاف آن نداشت خاصه براى دختران آقاى انوار اگر دختران آزاد باشند باز دختران اغنیا می‌روند روى لباس فاخر پوشیدن (صحیح است) و این چیز عجیبى از کار در می‌آید و به نظر بنده

+++

تکلیف مدرسه است که یک لباس ساده متناسب با قوه فقرا دستور بدهد که اغنیا هم از همان لباس مجبور باشند بپوشند و راجع به لباس هم گویا از سال قبل در زمان وزارت آقاى تدین بود که این قید برداشته شد چون دیدیم سال سخت است به محض یادآورى معلوم شد خودشان دستور داده‌اند که این قید برداشته شود مخصوصاً که اخیراً صاحبان کارخانه‌ها هم از این حیث یک تعدى و تجاوزاتى می‌کردند براى یک نوع پارچه به خصوص که می‌دیدند مورد احتیاج است ولى الان آزاد است در همه کشور بدیهى است در مدارس ابتدایى هم سخت‌گیرى نخواهد شد.

انوار- چون نظر بنده تأمین شده است استرداد می‌کنم‏

رئیس- پیشنهاد آقاى مجد ضیائی:

پیشنهاد می‌کنم پس از کلمه دانش آموزان بى‌بضاعت نوشته شود کتاب‌هاى درسى مجانى داده خواهد شد.

رئیس- آقاى مجد ضیائی‏

مجدضیائی- اینجا در ماده نوشته شده است کتاب مجانى داده خواهد شد این کتاب مقصود یک کتاب است یا تمام کتاب‌ها است این را توضیح بفرمایند.

وزیر فرهنگ- نظر آقا تأمین است چون در مدارس ابتدایى یک کتاب بیشتر نیست هر سالى یک کتاب دارند و ثانیاً کتاب اسم جنس است وقتی که گفته می‌شود کتاب درس اگر چند کتاب هم باشد مشمول می‌شود.

مجدضیائی- پس می‌گیرم‏

رئیس- پیشنهاد دیگر آقاى مجد ضیائی (مجد ضیائی- آن را هم پس می‌گیرم)

پیشنهاد آقاى دهستانى:

تبصره زیر را پیشنهاد می‌کنم:

تبصره- هزینه تحصیلى اطفالى که کفیل و بضاعتى ندارند وزارت فرهنگ مکلف است از درآمدهاى خیریه اوقاف که مصرف معینى ندارد و صرفه‌جویی‌هاى آن وزارتخانه تأمین نماید.

رئیس- آقاى دهستانى‏

دهستانى- عرض می‌کنم اطفال بى‌پدر و مادر و بى‌بضاعتى که در شهر هستند اینها را اگر ملاحظه بفرمایید اول گدا هستند و مشغول گدایى می‌شوند و بالاخره ولگرد هستند و وقتى بزرگ شدند چاقوکش مى‌شوند بنابراین وزرات فرهنگ باید تکلیفى براى این قبیل اطفال معلوم کند و الا این ولگردى تا دامنه قیامت براى آنها باقى خواهد ماند.

از طرف دیگر اطفالى هستند در دهستان‌ها که براى آنها دارالایتام وجود ندارد البته در آنجاها این اطفال گدایى نمی‌کنند و این اطفال بى‌بضاعت را اشخاص دیگرى نگاه‌دارى می‌کنند عوض این که وقتى به سن شش سالگى و هفت سالگى رسیدند آنها را به کارهاى خودشان بگذارند و الا نمی‌کنند و ما اگر بخواهیم این عمل را بکنیم که در سن شش هفت سالگى آنها را براى تحصیل به دبستان بفرستیم اشخاص دیگر آن نگاه دارى را از اطفال بى‌بضاعت و بى‌پدر و مادر نخواهند کرد این بود که بنده خواستم از آقاى وزیر فرهنگ استدعا کنم که وسیله معاش و نگاه دارى این قبیل اطفال را از محل خیریه اوقاف فراهم بیاورند و آنها را تربیت کنند که وسیله‌ای براى نگاه دارى این بدبخت‌ها و بیچاره‌ها در دهات و شهرها باشد.

مخبر- این تکلیفى که آقاى دهستانى به وزرات فرهنگ می‌کنند البته خیلى خوب است ولى متأسفانه قوانینى که امروز در دست داریم براى انجام این منظور رسا نیست یکى دیگر این که این اطفالى را که می‌فرمایید در بچگى توجه می‌کنند و در پنچ سالکى به کار زارعت وا می‌دارند من زیاد این موضوع را سراغ ندارم شاید در حدود املاک هم باشد (محیط لاریجانى- در همه جا هست) یک چنین چیزى در همه جا نیست و باید قانون را مطابق همه جا نوشت و بایستى این نظر را مقایسه با همه جا کرد و براى این قبیل اطفال باید در شهرها دارالایتام تأسیس کرد که در آنجاها آنها را نگاه دارى کنند و در دهات با باز شدن مدارى مجانى باید یک فکر اساسى دیگر براى این قبیل اطفال کرد و آن هم

+++

تصور می‌کنم محتاج به یک قانونى خواهد بود که اجازه داده شود از محل اوقاف بدهند و الا این پیشنهاد در این قانون مورد ندارد.

دهستانى- بنده وظیفه داشتم این پیشنهاد را تقدیم کنم حالا آقاى وزیر فرهنگ اگر قبول کند یا نکند تأثرى ندارم و پس می‌گیرم‏.

رئیس- پیشنهاد آقاى محیط

بنده پیشنهاد می‌کنم که در ماده سوم تبصره افزوده شود که براى ایتام و اطفال بى‌پرستار دولت مکلف است از بودجه خود تحمل تحصیل و نگاه دارى آنها را بنماید.

انوار- این پیشنهاد خرج است.

رئیس- آقاى محیط

محیط لاریجانى- عرض کنم در همه دهات بدون استثنا ایتام و فقرایى هستند که مدام که بچه تا پنج شش ساله هستند اشخاص دیگر آنها را نگاه دارى می‌کنند تا آنها بزرگ شوند و همان طور که آقاى دهستانى تذکر دادند بعداً آنها را براى کارهاى زراعتى می‌برند ولى اگر این اطفال را بخواهند در این موقع براى تحصیل ببرند آنها دیگر پرستارى ندارند و آن اشخاص هم از آنها نگاه‌دارى نخواهند کرد این بود که بنده پیشنهاد کردم اگر واقعاً می‌خواهند اینها را تربیت کنند وزارت فرهنگ باید یک فکرى بکند که معاش و زندگى آنها را تأمین کنند و تربیت شوند.

روحى- این کار را مالکین دهات بکنند (سزاور- صحیح است)

رئیس- این پیشنهاد خرج است نمی‌شود رأی گرفت.

پیشنهاد آقاى اوحدى:

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده سه اضافه شود.

آموزش و پرورش مجانى تا کلاس چهارم عمومى و از 4 تا 6 نسبت به فقرا مجانى خواهد بود.

رئیس- آقاى اوحدى‏

اوحدى- در این ماده نوشته شده آموزش و پرورش در دبستان‌هاى دولتى در تمام کشور مجانى است و در ماده قبل در تبصره نوشته شده وزارت فرهنگ می‌تواند تا زمانى که وسایل کافى در اختیار ندارد و مقتضى می‌داند تحصیلات را در کلاس‌هاى 5 و 6 اختیار قرار دهد مشروط بر این که این مدت از تاریخ تصویب این قانون از پنج سال تجاوز نکند پس عقیده وزارت فرهنگ بر این است که تا کلاس چهار هم مجانى و هم اجبارى باشد.

ولى بنده پیشنهاد کردم که موافقت شود براى تأمین نظر دولت به این که اگر مقصود خواندن و نوشتن است که عمومیت داشته باشد که مردم بالاجماع و بالاجبار بروند دنبال خواندن و نوشتن تا همان کلاس چهارم این تکلیف را قرار بدهید زیرا شما در کلاس 5 و 6 می‌خواهید حرف و صنایع را داخل کنید و در دهات هم این اطفال می‌خواهند بروند دنبال کشاورزى بنابراین بنده براى این که جمع شده باشد بین نظرهاى مختلفى که امروز در مجلس اظهار شد این پیشنهاد را تقدیم کردم که تا کلاس چهارم اجبارى و مجانى براى همه باشد و براى کلاس‌هاى 5 و 6 اگر دنباله پیدا کرد و فقرا و ضعفایى هم هستند که می‌خواهند داخل حرف و صنایعى بشوند نسبت به آنها همین طور مجانى باشد ولى اگر کسى قادر بود و توانا بود و خواست حرفه و صنعت را یاد بگیرد از آنها حقوق بگیرید و از حقوقى که از آنها می‌گیرند خرج ضعفا و فقرا بکنید این بود نظر بنده والسلام والاکرام.

مخبر- اگر این فرض آقاى اوحدى در ماده سوم و تبصره ماده دوم درست بود می‌شد نظر ایشان را پذیرفت ولى در آن فرض اشتباه فرموده‌اند و اشتباه از اینجا است که در تصور فرموده‌اند تحصیلات ابتدایى چهار سال است و کلاس‌هاى 5 و 6 اختیارى است و حال آن که چنین نیست دوره تحصیلات اجبارى و مجانى در کشور شش سال است فقط در تبصره ماده دوم گفته شده است تا وقتى که وزارت فرهنگ وسایل ندارد مدارس چهار کلاسه باز کند و هر جا وسایل دارد کلاس 5 و 6 هم دایر کند و آن هم تا مدت پنج سال ولى اساساً دوره تعلیمات ابتدایى و عمومى و مجانى شش سال

+++

است از این جهت تکلیف کردن این که در دو کلاس آخر هر کس با بضاعت است پول بدهد وارد نیست و موضوعى ندارد.

اوحدى- من که اشتباه نکرده‌ام ماده را خوانده بودم و تبصره را هم خوانده بودم و پیشنهاد خودم را هم پس نمی‌گیرم.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى اوحدى موافقین برخیزند (چند نفر قیام نمودند) تصویب نشد.

پیشنهاد آقاى دهستانى:

پیشنهاد می‌کنم هزینه اطفال بى‌بضاعت با مالکین خواهد بود.

رئیس- آقاى دهستانى

دهستانى- آقاى وزیر فرهنگ قبول نفرمودند که از بودجه وزرات فرهنگ به این اشخاص اعانت و توجهى بشود بنده نظر خودم را اصلاح کردم به این که در دهى که صد نفر جمعیت باشد اگر پنج شش نفر چنین اطفالى وجود داشته باشد و آنها هم وقتى بزرگ شدند تمام منافع و دسترنج آنها به مالک برمی‌گردد نگاه دارى و اعاشه مدت تحصیل آنها به عهده مالک گذارده شود و هیچ مالک پست فطرتى هم نیست که صد رعیت داشته باشد و از نگاه دارى 4 و 5 نفر طفل بى‌بضاعت خوددارى کند و بنده تقاضا می‌کنم این پیشنهاد را قبول بفرمایید.

چند نفر از نمایندگان- این وضع مالکیت است.

روحى- اجازه می‌فرمایید بنده عضو کمیسیون هستم. عرض کنم من تعجب می‌کنم از این فرمایش آقایان در دهات و قرا و قصبات اطفالى هستند که سرپرست ندارند و امروز هم ما می‌خواهیم تعلیمات را عمومى کنیم باید براى این اطفال یک کسى باشد که خرج‌شان بکند و نگاه‌دارى کند دولت که قبول نمی‌کند مالک را هم آقایان می‌گویند وضع مالیات می‌شود خیر آقا من له الغنم فعلیه الغرم آن کسى که عایدات اینجا را می‌برد باید حتماً چهار نفر بى‌بضاعت را هم که در این ده هست نگاه دارى کند و بنده نمی‌دانم این دل‌سوزى آقایان براى این مالکین از چه نقطه‌نظر است یا باید دولت قبول کند یا مردم قبول کنند که این اطفال بى‌بضاعت بیچاره بى‌سرپرست و آواره نمانند (محیط لاریجانى- صحیح است) و الا نمی‌شود این اطفال بیچاره را همین طور سرخود ول کرد اینها چه کنند؟ نمی‌شود گفت که این طفل بى‌پدر چهار سال با این که نان ندارد بیاید درس بخواند این طفل در این مدت چطور می‌تواند درس بخواند پس باید مالک همان طور که وقتى بزرگ شد پول و گندمش را می‌برد این کار را هم بکند بالاخره اینها هم اهالى این کشور هستند و آن مالکین هم از این کشور سود می‌برند و نمی‌شود گفت یک اطفال بیچاره براى این که وسیله معاش ندارد از تحصیل بى‌بهره بماند.

رئیس- آقاى مرآت اسفندیارى هم پیشنهادى در این زمینه داده‌اند خوانده می‌شود:

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده 3 اضافه شود.

مالکین هر ده مکلفند که از اطفال بى‌سرپرست آن ده نگاه‌دارى نمایند تا دوره دبستان را به پایان برسانند.

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقاى دهستانى و آقاى مرآت اسفندیارى برخیزند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد رأى. گرفته می‌شود به ماده سوم موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

3- تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى نخست وزیر راجع به انحلال وزارت خواربار و معرفى آقاى تدین به سمت وزارت مشاور

نخست وزیر- همان طور که آقایان محترم به خاطر دارند در دولت سابق متقضى شده بود که یک وزارتخانه به اسم وزارت خواربار تأسیس شود در این دولت هم مدتى آقاى تدین تصدى این امر را داشتند و در این مدت بنده باید اعتراف کنم که با نهایت صداقت و صمیمیت انجام وظیفه نمودند (صحیح است) از چند به این طرف ایشان درصدد کناره‌گیرى برآمدند و بالاخره بنا به پیشنهاد وزارت خواربار و رئیس کل دارایى و تصویب هیئت دولت این طور متقضى دیده شد که به موجب اختیاراتى که از طرف مجلس شوراى ملى به رئیس کل دارایى داده شده است امروز باز هم تحت اختیار آقاى

+++

دکتر میلسپو قرار می‌گیرد بنابراین چون تأسیس وزارت خواربار به موجب قانونی بود و حالا با واگذارى امور خواربارى به وزارت دارایى یعنى به آقاى دکتر میلسپو دیگر براى وزارت خواربار کار زیادى نمی‌ماند لهذا قانون انحلال آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌کنم و ضمناً چون به وجود آقاى تدین احتیاج زیادى داریم و ایشان را لازم داریم ایشان را هم به سمت وزارت مشاور معرفى می‌کنم.

انوار- وزارت مشاور چرا تأسیس کرده‌اید وزارت عدلیه را که محتاج هستیم معرفى کنید. والله دستگاه قضاوت ما از بین رفته است.

نراقى- وزارت عدلیه را هم منحل کنید ما را راحت کنید.

4- بقیه شور دوم لایحه آموزش عمومى

رئیس- لایحه به کمیسیون می‌رود. ماده چهارم قرائت می‌شود.

ماده 4- وزارت فرهنگ در نقاطى که وسایل تعلیمات اجبارى فراهم گردیده اجبارى بودن آن را در فروردین ماه پس از صحه ملوکانه اعلام می‌نماید.

رئیس- آقاى امیرتیمور

امیرتیمور- ما در جمیع شئون زندگیمان قانون داریم و از حیث قانون به قدر کافى غنى هستیم و اگر یک قدرى زحمت مراجعه به قوانین را به خودمان بدهیم معلوم می‌شود که براى جمیع احتیاجات کشور قانون مخصوصى در موقع خودشان وضع شده است من جمله براى همین تعلیمات عمومى در دوره دوم مجلس قانونى گذاشته است بنده بعضى از مواد آن را الان عرض می‌کنم مثلاً ماده 3 تعلیمات ابتداییه براى عموم ایرانیان اجبارى است.

ماده 7- علل غیر‌اسلامى در مدارس دولتى حق تقاضاى تحصیل مذهب خودشان را ندارند مجبور به تحصیل شرعیات اسلامى نیز نخواهند بود.

ماده 17- پرگرام مکاتب و مدارس ابتداییه و متوسطه باید تعلیم واجبات دینى را به قدر لزوم شامل باشد. منظور این است که ما تمام آن قسمت‌هایى که در این قانون فعلى می‌خواهم از تصویب مجلس بگذرانیم در قانون اساسى فرهنگ موجود است و براى اجراى تعلیمات اجبارى و عمومى در کشور کوچکترین مانع و رادع قانونى وجود نداشته است و ندارد تا حالا اجرا نکرده‌اند حالا هم یا تعارف علیحده باز می‌خواهیم اضافه شود در هر حال گذشته از این موضوع ما اگر حساب را رعایت کنیم موفق می‌شویم تمام تصمیماتى را که می‌گیریم به موقع خودش اجرا کنیم طبق ماده بیست و پنج این قانون فرهنگ متعرض شده است تعلیمات ابتدایى براى اطفال فقرا مجانى است و آقاى طباطبایى پیشنهادشان روى همین اصل بود براى این است که از پول غیر فقرا می‌توانیم صرف خرج سایر اشخاص بکنیم و تعلیمات را در تمام کشور بسط بدهیم و اگر غیر از این باشد عملى نخواهد شد براى این که تقریباً 54 هزار ده و قریه و قصبه در این کشور داریم و براى هر یک یک مکتب ابتدایى اگر در نظر بگیریم مخارج سالیانه این مدارس بالغ بر پنجاه و چهار میلیون تومان می‌شود روى حساب ساده و البته حالا خواهند فرمود که دفعتاً واحده این پنجاه و چهار میلیون مورد خرج پیدا نخواهد کرد زیرا دولت و وزارت فرهنگ از عهده انجام این امر که تعلیمات ابتدایى را آناً در تمام مملکت بسط بدهد نخواهد برآمد این را هم بنده تصدیق می‌کنم ولى بعد از ده سال که مطابق این قانون تعلیمات ابتدایى اجبارى و مجانى را می‌خواهند در تمام کشور عملى بشود آیا می‌توانید بعد از ده سال پنجاه و چها میلیون تومان اختصاصاً براى مدارس ابتدایى‌تان خرج کنید. اگر چنین چیزى بود بنده هم کمال آرزو را دارم ولى با توجه به بنیه مالى کشور بنده قول قطعى بهتان می‌دهم که پنجاه و چهار میلیون تومان را براى مدارس ابتدایى شما موفق نخواهید شد خرج کنید براى کلیه بودجه فرهنگ هم موفق نخواهید شد پنجاه و چهار میلیون خرج کنید و این یک تعارف بیشترى نیست ولى اگر نیت شما این بود که تعلیمات ابتدایى را در تمام مملکت بسط بدهید راهش همان ماده بیست و پنج قانون اساسى فرهنگ است که از بچه‌هاى اغنیا و ثروتمندان پول گرفته شود و اشخاص بى‌بضاعت مجانى باشند بنده می‌خواستم به این که یک

+++

چنین ماده با کمال صراحت وجود دارد دلیل و منطقش هم با خودش است و آقاى طباطبایى هم استدلال کردند آقاى وزیر معارف هم قبول نکردند و این قبول نکردن این قانون شما را محکوم به نیستى می‌کند و عملى نخواهد شد و من به شما قول می‌دهم که این قانون عملى نخواهد شد و یک تعارف و تظاهرى است و عمل نخواهد شد.

مخبر- فرمایشات آقاى امیر تیمور مربوط به ماده سوم است که از تصویب مجلس هم گذشت و این قانون را هم که ایشان در دست گرفته‌اند قانون اساسى کشور که نیست با تصویب ماده سه در پنج دقیقه پیش آن قانون معارف آن ماده از بین رفت و مرد دیگر به مرده نمی‌شود استناد کرد آن مرد و مجلس شوراى ملى که رأس داد آن از میان رفت اما این که فرمودند چهل و پنج هزار قریه داریم و چهل و پنج هزار دبستان لازم داریم خیر قرایى که قابل تأسیس دبستان چهار کلاسه و شش کلاسه باشد به طور تخمین بیش از چهار هزار یا چهار هزار و پانصد تا نداریم یعنى قریه‌اى که چهار پنج هزار جمعیت داشته باشد بیش از چهار هزار نداریم.

رئیس- آقاى رضوى

رضوى- بیانات آقاى امیرتیمور به نظر بنده مربوط به ماده سوم بود ولى در هر حال دهاتى که شایسته تأسیس مدرسه است در ایران به نظر بنده به دو هزار هم نمی‌رسد در جاهایى که ده قریه بیست قریه باشد در مرکز آن باید یک مدرسه تأسیس کنند همیشه هم باید قضایا را از طرف مفیدش در نظر گرفت براى این که ما تصدیق کردیم دواى این ممکلت تحصیلات اجبارى است باید هم دولت را مکلف کنیم و خودمان کمک کنیم که این لایحه عملى بشود براى این که اگر واقعاً در مملکت تعلیمات عمومى و اجبارى عملى می‌شد خیلى از این جنایاتى که واقع می‌شود واقع نمی‌شد و بهترین اصلاح این جهل‌ها به نظر بنده همان تعلیمات اجبارى است تنها عرض بنده در این ماده چهارم این است که هر مملکتى قوانینى که وضع می‌کند یک قدرى باید مطالعه اوضاع و احوال را هم بکند ما در تمام قوانینى که گذشته است و شروع به اجرا شده است از قبیل قوانین عمران و آبادى همه از پایتخت شروع شده است و در نیتجه به یک نسبت غیر متساوى پیشرفت عمران و آبادى پایتخت نسبت به شهرستان‌ها و دهات و بخش‌ها جلو رفته به این مناسبت بنده عقیده دارم که در ماده چهارم یک تبصره اضافه شود که شروع به اجراى این قانون را از شهرستان‌ها و جاهاى دور شروع کنند چون در مرکز وسایل تحصیل از مدارس ملى و دولتى آماده است دبیرستان‌ها دانشکده‌ها زیاد است بالاخره افراد هم همه باسوادند و وسایلى بوده است که اغلب تحصیل کرده‌اند و اغلب تحصیلکرده‌ها در تهرانند ولى جاهایى در کشور است که اسم مدرسه را هم نشنیده‌اند از این جهت بنده تصور می‌کنم بهتر است وزارت فرهنگ قبول کند که شروع به اجراى این لایحه را از شهرستان‌ها و بخش‌ها بکند و یک پیشنهادى هم بنده کرده‌ام.

مخبر- در دبستان‌هاى تهران الان جا براى قبول شاگرد نیست و در این قانون هم وزارت فرهنگ مطالعات لازم به عمل مى‌آورد در نقاطى که وسایل کار بهتر فراهم است البته تعلیمات اجبارى را در آنجا اعلام می‌کند و این هم که آقاى رضوى فرمودند اول تهران را جلو مى‌اندازند وسایل در اینجا هست خودتان تصدیق می‌فرمایید در دبستان‌ها الان در تهران جا براى قبول شاگرد نیست اى کاش در این قانون تهران را جلو بیاندازند براى این که در این شهر اطفال ولگرد بیش از همه جا است و کاش می‌شد تهران را جلو انداخت.

رئیس- آقاى انوار

انوار- بنده اگر عرض می‌کنم از نظر فهم خودم است عرض می‌کنم یک مرتبه ما وضع قانون می‌کنیم یک مرتبه وارد جزئیات می‌شویم ما براى وضع قانون آمده‌ایم اما اجراییات با دولت است ما این قانون را می‌نویسیم می‌دهیم به دست دولت و دولت مأمور اجراى آن است هر کجا دید نمی‌تواند باید بیاید اینجا پیشنهاد بکند این که در تهران می‌تواند یا در اصفهان نمی‌تواند این را باید خود او توجه کند این است که من خواستم به آقاى رضوى توجه بدهم که ما باید توجه به قانون داشته باشیم نه در اجراى قانون دولت در هر جا

+++

که در اجرا گیر کرد باید بیاید اینجا که فلان جا را توانستم این عرضم بود و خواستم یک کلمه سال هم اینجا چون عبارت خوب تنظیم نشده اصلاح شود در نقاطى که وسایل تعلیمات اجبارى بودن آن را در فروردین ماه همان سال اعلام خواهد کرد امسال هم می‌خواهد بعد از فروردین ماه گذاشته شود.

مخبر- نسبت به الحاق وزارت فرهنگ بعد از این جمله قبول می‌کنم.

وزیر فرهنگ- بنده هم قبول می‌کنم.

رئیس- آقاى طباطبایى‏

طباطبایى- این ماده به نظر بنده علاوه بر این که فایده ندارد زائد هم هست ملاحظه فرموده‌اید همه ساله یک اعلان‌هاى خیلى بزرگ از طرف شهردارى چاپ می‌شود و به دیوارها الصاق می‌شود که از ریختن زباله یا رخت‌شویى در مجارى آب‌ها احتراز کنید و آب تمیز بخورید و چه و چه کوچکترین اثر را نمی‌کند چون بنده از کار طبع خیلى بى‌اطلاع نیستم این اعلانات که منتشر می‌شود همین اعلان مربوط به مجارى آب لااقل بیست هزار تومان خرجش است اگر همین پول را بلدیه بدهد به مأمورین و مراقبت بکنند که مجارى آب‌ها این طور کثیف نباشد و مردم آلوده نکنند بنده عرض نمی‌کنم که آب‌ها آلوده نمی‌شود ولى در صدى سى تا چهل از این کار جلوگیرى می‌شود وزارت فرهنگ نمی‌دانم حالا این کار را می‌کند سال‌هاى گذشته اعلانات بزرگى داشت که عکس بزرگى را نشان می‌داد و یک چند کلمه حساب و یک بچه و نشان می‌داد که آموزش و پرورش لازم است و مردم بیایند کلاس‌هاى اکابر ممکن است این اعلام سى چهل تا پنجاه هزار تومان خرج آن بشود اگر قبول ندارند بیایم خدمتتان حساب کنیم با این پنجاه هزار تومان که خرج بیهوده شما می‌کنید ممکن است لااقل چهار پنج تا مدرسه درست کنید و نمی‌کنید، این کار غلط است که فقط یک جنبه تظاهر و خودنمایى داشته از سابق معمول شده و دست بردار نیستند و این ماده چهارم رفته است روى آن فکر پوسیده که هر سال در فروردین ماه یک اعلان گنده و بزرگ در بیاید که ما می‌خواهیم تعلیمات را اجبارى کنیم چه لزوم دارد قانون که از تصویب مجلس گذشت پس از صحه ملوکانه که شما هیچ نگرانى نداشته باشید قانون می‌شود و رسمیت دارد وزارت فرهنگ به تدریج در ظرف ده سال باید این کار را بکند خود وزارت فرهنگ هر کجا وسایل داشت و خودش را مهیا و آماده دید شروع به اجراى تعلیمات عمومى می‌کند. اما این کارى که می‌خواهد بکند مبالغ هنگفتى خرج اعلان خواهد شد با این گرانى کاغذ که از کیلویى سه قران و ده شاهى رسیده به 58 تومان و یک مدتى هم صرف وقت خواهند کرد و یک شعباتى از وزارت فرهنگ وقت خودش را صرف این کار خواهد کرد این ضررهایش بود که عرض کردم اما منفعتش هم هیچ این است که موافقت بفرمایید این ماده برداشته شود.

وزیر فرهنگ- این ماده حذفش جایز نیست براى این که در هر نقطه که وسایل اجبارى بودن تعلیمات فراهم شد باید اهالى مطلع بشوند باید به آنها اطلاع داد براى این که مواد بعد که ملاحظه خواهید فرمود آنها را ملزم می‌کند اطفال خودشان را به دبستان بیاورند و البته اگر به آنها اطلاع ندهیم بعد نمی‌شود براى آنها یک مجازاتى قائل شد اما ایرادى که فرمودند که این اعلام مستلزم این خواهد بود که ما خرج زیادى بکنیم و اعلانات بالا بلندى بکنیم چنین چیزى نیست به علاوه یک کلمه هست که توجه نفرمودید و شاید این توهم براى‌تان دست داده اینجا نوشته اعلام می‌نماید اعلام با میم با اعلام با نون البته یک تفاوت لطیف خیلى کوچکى است ولى وقتى که می‌گویند اعلام یعنى اطلاع خواهند داد ولى اعلان وقتى گفته می‌شود یعنى آن که در روزنامه و یا در و دیوار باشد و اینجا مخصوصاً نوشته شده است که به صحه همایونى می‌رسد و بعد این مطلب اعلام می‌شود مراد این نیست که پس از صحه همایونى اعلان می‌کنند بلکه مراد این است که به اطلاع عامه می‌رسد و اطلاع عامه هم مستلزم این نیست که اعلان‌هاى بلند بالایى و گران قیمت تهیه بشود.

رئیس- پیشنهاد آقاى مهدوى

+++

پیشنهاد می‌نمایم ماده چهارم به شرح زیر اصلاح شود:

ماده چهارم- وزارت فرهنگ بعد از تصویب این قانون در تمام نقاط کشور بالسویه و به تناسب ساکنین هر محل شروع به فراهم نمودن وسایل تعلیمات اجبارى می‌نماید و پس از داشتن وسایل کافى در سراسر کشور اجبارى بودن تعلیمات اجبارى را پس از صحه ملوکانه اعلام می‌نماید.

رئیس- آقاى مهدوى‏

مهدوى- به عقیده بنده این ماده چهار روى بى‌عدالتى تنظیم شده چون نمی‌شود تصور کرد که چطور در یک نقطه مملکت فرض بفرمایید یک سال دیگر وسایل تعلیمات اجبارى مهیا خواهد شد و در نقاط دیگر نخواهد شد مثلاً فرض بفرمایید در تهران یا در کرمان تا یک سال دیگر دولت دبستان جدید ایجاد خواهد کرد و مثلاً در سیستان تا ده سال دیگر دو تا سه تا دبستان جدید ایجاد نخواهد کرد این است که از لحاظ عدالت بنده عقیده‌ام این است که دولت شروع بکند به فراهم نمودن وسایل این کار در همه جا و بعد که در همه جا وسایل فراهم شد تعلیمات اجبارى را اعلام بکند.

مخبر- این پیشنهاد عملى نیست رأى بگیرید

رئیس- رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى مهدوى آقایانى که موافقند برخیزند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد

پیشنهاد آقاى دهستانى

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر اضافه شود:

تبصره- وزارت فرهنگ مجاز است در دهاتى که جمعیت زیاد نداشته و متفرق هستند تعلیمات اجبارى به طور سیار عمل نماید.

رئیس- آقاى دهستانى‏

دهستانى- عرض کنم چون آقاى دکتر سیاسى هیچ حاضر نیستند هیچ وقت حرف حسابى بنده را قبول کنند و علت هم این است که ایشان شهرنشین هستند و از حال رعیت ده نشین اطلاع ندارند دهات پرجمعیت البته داراى دبستان خواهد شد ولى از طرف دیگر معلم و سازمانى نداریم که در تمام کشور این نظر را تأمین کنیم بنده پیشنهاد کردم در دهاتى که ده نفر بیست نفر اطفال هستند و متفرق هستند دو فرسخ سه فرسخ در این قسمت‌ها به طور سیار مثل خارجه عمل بشود قبول بفرمایید ممنون قبول نمی‌فرمایند این هم مثل آن یکى اگر قبول بفرمایند متشکرم نمی‌فرمایند هم از نظر انجام وظیفه عرض کردم.

رئیس- پیشنهاد آقاى دهستانى معلوم می‌شود عملى نیست آقایانى که موافقند برخیزند (چند نفرى قیام کردند) تصویب نشد

پیشنهاد آقاى رضوى

بنده تبصره زیر را به ماده چهارم پیشنهاد می‌کنم:

تبصره- آموزش اجبارى از شهرستان‌ها و بخش‌ها شروع خواهد شد.

رئیس- آقاى رضوى‏

رضوى- یک مقدارى از ادله خودم را بنده آن وقت عرض کردم ولى چون آقاى هاشمى توضیحاتى فرمودند که برعکس خوب است از تهران شروع بشود شما یک عده اطفال ولگرد در کوچه‌ها مى‌بینید می‌گویید از تهران شروع بشود بهتر است اما فکر بفرمایید یک اراضى وسیعى که چند صد فرسخ اساساً مدرسه وجود ندارد وزارت فرهنگ در ظرف این مدت که برنامه‌اى نداشته بنده از فارس که روشن هستم و کاملاً اطلاع دادم عرض می‌کنم در تهران حتى رفتند موقوفات مدرسه سپهسالار را گرو گذاشتند مدرسه ساختند ولى در فارس چهار تا بیشتر ندارد آن هم از طرف شهرداری‌ها و از طرف وزارت فرهنگ نیست بنابراین باید الان این تبعیض جبران شود ما وقتى به این کار شروع می‌کنیم بنده پیشنهاد می‌کنم شهرستان‌ها و بخش‌ها مقدم باشد براى این است که اگر این بودجه یک ساله صرف تعلیمات اجبارى اطفال تهران بشود اساساً تا چندین سال به مصرف شهرستان‌ها نخواهد رسید ولى اگر از آنجاها شروع کنند ممکن است یک مقدار مملکت را شروع کرد و براى تهران هم شاگرد تهیه کرد و کم کم وسایل تعلیم و تربیت در همه جا فراهم خواهد شد و بنده عقیده ندارم که شهرستان‌ها را هم از نظر دور نگذارند براى این که آنها هم بالاخره ایرانى هستند همه جا حق دارند

+++

و به نظر بنده مطلبى نیست که قابل عدم موافقت باشد اگر آقایان موافقت بفرمایند بهتر است‏

وزیر فرهنگ- در این ماده پیش‌بینى نشده است که تهران مقدم خواهد بود بر شهرستان‌ها به هیچ وجه همچو چیزى نیست فقط نوشته است که وزارت فرهنگ به تناسب وسایلى که دارد در نقاط مختلفه تعلیمات را در آنجاها تعمیم بدهد نمی‌شود گفت اگر در تهران (حالا سابق بر این بیشتر توجه به تهران شده است بنده کار ندارم) یا در فلان نقطه وسایل فراهم‌تر است آن را باید عقب انداخت و بنده اطمینان می‌دهم به آقاى رضوى که وزارت فرهنگ شهرستان‌ها را بیشتر در نظر خواهند گرفت و آنجاها را جلو خواهد انداخت فقط تقاضاى بنده این است که دست وزارت فرهنگ باز باشد و مجبور نباشد که آن وقت اگر وسایلى در تهران دارد نتواند اینجا هم این کار را اجرا بکند بنده قول می‌دهم اطمینان می‌دهم که توجه بیشتر به شهرستان‌ها خواهد بود.

رئیس- رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى رضوى آقایانى که موافقتند برخیزند (عده‌اى برخاستند) تصویب شد رأى می‌گیریم به ماده چهارم با اصلاحى که شده آقایان موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

5- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه

رئیس- اگر اجازه بفرمایید جلسه را ختم کنیم‏

جلسه آینده روز سه‌شنبه چون روز شنبه عید است و براى یکشنبه نمی‌توانند صورت مجلس را تهیه کنند جلسه روز سه‌شنبه 4 ساعت پیش از ظهر دستور همین لایحه‏

(مجلس مقارن ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - حسن اسفندیارى

+++‏

یادداشت ها
Parameter:294055!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)