کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/28]

جلسه: 181 صورت مشروح مذاکرات جلسه روز شنبه یازدهم تیرماه 1328  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مشروح مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: آصف، ضیاء ابراهیمی، کشاورز صدر

3- بقیه مذاکره در بودجه کل مملکتی

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 181

صورت مشروح مذاکرات جلسه روز شنبه یازدهم تیرماه 1328

 

مجلس سه ساعت و سى و پنج دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مشروح مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: آصف، ضیاء ابراهیمی، کشاورز صدر

3- بقیه مذاکره در بودجه کل مملکتی

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

[1- تصویب صورت مشروح مجلس‏]

رئیس- نسبت به صورت جلسه روز پنجشنبه اگر آقایان اعتراضى دارند بفرمایند، آقاى یمین اسفندیارى‏

یمین اسفندیارى- در اینجا نوشته شده در بیانات بنده که اعلیحضرت همایونى همیشه متوجه افراد کشور و همقطاران ما هستند در صورتی که بنده همقطاران نگفته‌ام و هموطنان گفته‌ام تقاضا دارم اصلاح بفرمایید.

رئیس- اصلاح مى‌شود دیگر نسبت به صورت مجلس اعتراض نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس روز پنجشنبه تصویب شد. صورت غائبین روز پنجشنبه را بخوانید. (به شرح زیر خوانده شد)

غائبین با اجازه‌ آقایان: محمد‌حسین قشقایى- حاج حاذقى- مهندس احمد رضوى- ابوالقاسم امینى- معین‌زاده- نصر‌الله لاهوتى- دکتر راجى- عبد‌الله وثوق- دکتر فلسفى- رحیمیان- اورنک- عباس نراقى- اسد‌الله موسوى- على اقبال- مهندس هدایت- حسین وکیل- بهادرى- على بهبهانى- محمد‌‌تقى بهار- اسد‌الله مامقانى- دکتر شفق- تقى‌زاده- نیک‌پور- امامى اهرى- محمد‌تقى خوئیلر- فتحعلى افشار- عباس فاضلى- نیک‌پى- دولتشاهى- عدل اسفندیارى.

غائبین بى‌اجازه- آقایان: اردشیر شادلو- عباس قبادیان- ابوالفضل تولیت- صدر‌زاده- ناصر‌الدین ناصرى- شهاب خسروانى- دکتر مصباح‌زاده- دکتر على امینى- ابوالفتح قهرمان- عباس اسکندرى- منوچهر گلبادى- حبیب‌الله امین- مهدى باتمانقلیج- خسرو قشقایى.

دیر آمدگان با اجازه و آقایانى که آخر وقت با اجازه خارج شده‌اند- آقایان: جعفر کفایی- ضیاء ابراهیمى- گنابادى- حسن اکبر- عامرى- دادور- دکتر اعتبار- رفیع- محمد ذوالفقارى- منصف- ناصر ذوالفقارى- افخمى- سزاوار- امیر‌تیمور- نبوى- شریعت‌زاده- اسلامى- على‌اکبر ملکى- برزین- اسدى- حسن مکرم- صفوى.

دیر آمدگان بى‌اجازه‌ آقایان: عزیز زنگنه- سلطانى- آقاخان بختیار- رضوى- ثابتى روزنامه یومیه فهرست مندرجات صورت مشروح مذاکرات صد و هشتاد و یکمین جلسه دوره پانزدهم از صفحه 1 تا 17 آگهى‌هاى رسمى از صفحه 19

رئیس- آقاى وثوق فرمایشى دارید؟

وثوق- در جلسه ما قبل بنده حاضر بودم معذالک جزء غائبین با اجازه‌ام و بنده با این که مرخصى دارم همیشه حاضر هستم‏

رئیس- آقاى دکتر مصباح‌زاده‏

دکتر مصباح‌زاده- اسم بنده را جزء غائبین بى‌اجازه نوشته‌اند در صورتی که اجازه گرفتم‏

رئیس- آقاى کهبد

کهبد- رادیو اعلام کرد ساعت جلسه در ساعت 9 جزء اخبار در صورتی که آقاى رئیس فرمودند یواش فرمودند و رادیو ساعت 9 اعلام کرد جزء اخبار داخله و غالب آقایانی که دیر آمده‌اند براى همین است.

رئیس- البته آن چیزى که آقاى ایلخان در مجلس گفته‌اند (صحیح است) چند نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته اند (دستور- دستور) بفرمایید آقاى فولادوند

 [2- بیانات قبل از دستور آقایان: فولادوند- آصف- ضیاء ابراهیمى- کشاورز صدر]

فولادوند- بنده همیشه مختصر صحبت می‌کنم کمتر از یک ماه به خاتمه دوره 15 قانونگذارى باقى مانده است با جریانات عجیبى که در کشور ما به دست اجانب درست نموده بودند افتخار داریم که بحمد‌الله در تحت توجهات اعلیحضرت همایون شاهنشاه محبوب اشکالات زیادى مرتفع شده و موانع بى‌حدى از پیش پاى این ملت نجیب برداشته شده و رشته‌هایى که با تحریک اجانب براى اضمهلال این مملکت پاره کرده بودند دو‌باره به هم پیوسته شده و به امر اعلیحضرت

+++

همایونى شروع به انجام اقدامات مفیدى گردیده است بنده باید عرض کنم اگر در ابتداى گشایش مجلس بدخواهان کشور نمی‌گذاشتند کارى از پیش برود ولى بحمد‌الله چند ماه است که مجلس با نهایت علاقه‌مندى اقدامات مفیدى نموده و می‌نماید‌ قوانین نافعى در این مدت گذشته. بودجه کل کشور که سال‌ها است مطرح نشده در دستور مجلس و مورد بحث واقع است کمیسیون دادگسترى لوایح لازمى را که در بهبود اوضاع کشور و عدالت اجتماعى مؤثر است تصویب نموده و لوایح زیادى نیز تحت شور ومطالعه می‌باشد که یکى از آن لوایح تصویب شده لایحه تصفیه کارمندان دولت است‌ البته کشور ما از جهت سیاست بین‌المللى و وضعیت جغرافیایى همیشه مورد حمله و تحریکاتى بوده‌ و در جنگ گذشته نیز بر خلاف حق و عدالت اشغال گردید‌ و لطمات زیادى به آن وارد شده و از طرفى طبیعت نیز از جهت کم آبى و غیره به ما ظلم کرده و به این جهت و جهات عدیده دیگر نمى‌توان انتظار داشت که به این زودى مملکت گلستان شده تمام اشکالات رفع گردد به عقیده من باید قدرى پر مدعایى را کنار گذاشت و به جاى حرف زیاد عمل نمود و از حسادت‌ها و خصومتهاى داخلى دست برداشت تا انشاء‌الله کارها بهتر گردد و با خواست خداوند یکى از نیات بزرگ شاهنشاه که اجراى برنامه هفت ساله است تحت نظر والا حضرت دانشمند شاهپور عبدالرضا اجرا گردیده وضعیت مادى و معنوى مردم از صورت فعلى خارج شود هیئت تصفیه ادارات دولتى که اخیراً شنیده‌ام تعیین شده‌اند نیز با علاقه به بقاء کشور و شجاعت و دقت ادارات را سر و صورتى داده و دلبستگى مردم را به آب و خاک اجدایشان بیشتر نموده فکر رفتن به خارج از کشور را از سر جوانان و متمولین بیرون بیاورند تا در‌صدد بهبود حال کشور خود بر‌آمده نیات خیر‌خواهانه و بلند اعلیحضرت محبوب را اجرا نمایند.

بنده از ابتداى دوره قانونگذارى همیشه رویه‌ام این بود که سعى کنیم مردم را به دولت و مجلس بیش از پیش امیدوار نماییم و احترام دستگاه‌هاى مؤثر را نزد جامعه زیاد کرده تا اطاعت از قانون بیش از پیش در دل‌ها راه یابد و یه این جهت همیشه از دولت‌ها و مجلس دفاع کرده اگر غفلتى از ناحیه دولت یا رفقاى مجلس مشاهده کرده‌ام بدون آن که به حیثیت کشور لطمه وارد آید و به دست اجنبى بهانه داده شود گوشزد نموده و باز سعى کرده‌ام از عرایض من به ضرر مملکت اتخاذ سند ننمایند و به قول معروف معتقدم احترام امام‌زاده را باید متولی‌هاى او حفظ کنند. من هر زمان دیده‌ام که به مقامات مؤثر مملکت اهانت می‌شود چنان بى‌اختیار شده و دفاع کرده‌ام که شاید صاحبان آن مقامات راضى به این اندازه دفاع نبوده‌اند و گاهى مورد اعتراض شدید و اهانت نیز واقع شده و حتى تهدید به قتل و مرگ نیز شده‌ام‌ خداى را شکر می‌کنم که موفق شده‌ام علاوه بر خدمت به وطن به حوزه انتخابیه‌ام نیز آن قدر که بودجه کشور و وضعیت مالى شخصى اجازه می‌داد خدمت نمایم. حوزه شاهرود بیمارستان نداشت با اقدامات و تذکرات مفید و پى در پى بحمدالله داراى بیمارستان شد و الساعه یک مریضخانه در آنجا تأسیس شده است که در تحت سرپرستى رئیس باشرافتى یعنى آقاى دکتر مازى از بیماران پذیرایى می‌شود در این قسمت باید از جناب آقاى دکتر اقبال به نام موکلین تشکر کنم زیرا این مرد وطن‌پرست و دلسوز در زمانی که تصدى وزارت بهدارى را داشتند در این امر خیر کمک بسیار فرموده استدعاهاى بنده را با حسن قبول تلقى کردند و معاون فعال و دانشمند ایشان جناب آقاى دکتر نفیسى نیز از هر گونه مساعدت دریغ نفرمودند در شاهرود به ناى آبرومندى جهت دبیرستان و کتابخانه با تمام رسید و جوانان آنجا مشغول تحصیل هستند‌ شخصاً نیز کمک‌هایى به ساختمان‌هاى فرهنگ و کتابخانه محل کرده‌ام. دبستان‌هاى زیادى در شهر و قراء و قصبات تأسیس گردیده است و با کمک مأمورین درستکار دولتى محل خدمات دیگرى به اهالى آنجا شده است.

از طرف دیگر در تمام این مدت در انجام کارهاى موکلین که مراجعه کرده‌اند با نهایت علاقه‌مندى و صداقت کوشا بوده به قدر امکان در این راه زحمت کشیده‌ام. براى بهبود شهر و وضعیت شهردارى عوارض قابل توجهى از نفت و بنزین با کمک جناب آقاى هژیر نخست وزیر سابق و محبت جناب آقاى ساعد رئیس‌الوزرا فعلى و مساعدت جناب آقاى گلشائیان وزیر محترم دارایى تهیه شد که شهردارى آنجا هم دارد رونقى پیدا می‌کند. با ذکر این مقدمه و بیان رویه‌اى که داشته‌ام در جلسه گذشته وقتی که نسبت به آقایان وکلا بدون ذکر نام به طور کلى اهانت شد بنا به عادت دیرین خود بدون آن که کوچکترین ارتباطى به بنده داشته باشد نتوانستم از دفاع خوددارى کنم این بود که خواهش کردم براى جلوگیرى از سوء‌ظن نسبت به همه وکلا اسامى کسانی را که مورد نظر معترض بوده است سریعاً اعلام نمایند تا موجب بدنامى تمام نمایندگان نشده و اشخاصى که با شرافت و قناعت زندگى می‌کنند بى‌جهت مورد اهانت قرار نگیرند و نتیجه مردم به مجلس و وکلاى آن و دولت و اعضاء آن بدبین نشوند و اگر واقعاً کسانى دست به اقداماتى مخالف شئون نمایندگى زده‌اند در پیشگاه مجلس و ملت معرفى گردند ولى متأسفانه آقاى دکتر بقائى که از جلسه‌هاى گذشته دلخوشى از من نداشتند (دکتر بقائى- چرا دل خوشى هم دارم) مجالى براى انتقام پیدا کرده پیش از آن که بگذارند بیانات بنده به سمع آقایان نمایندگان برسد شروع به تظاهرات نمودند (دکتر بقائى- چون به عنوان اعتراض به صورت جلسه حق نداشتید جواب بدهید) و چون با اطلاعى که از طرز و وضع خدمت بنده در حوزه وکالتى خودشان یعنى ایالت کرمان داشتند و نمی‌توانستند نسبتى بدهند و مکرر هم این موضوع را در مجلس اعتراف کرده‌اند (دکتر بقائى- صحیح است) به برادرم حمله کرده و خواستند از این راه هم مرا عصبانى نمایند و هم اهانتى نسبت به خانواده ما کرده باشند‌ آقاى مکى هم موقع را مغتنم شمرده (مکى- شما فرمودید ما مأموریت داریم براى لجن مال کردن) بنده چنین عرضى نکردم اگر کرده‌ام معذرت می‌خواهم (مکى- بنده هم معذرت می‌خواهم) آقاى مکى به حمایت رفیقشان خواستند خرده حساب‌هاى سابق را تصفیه کنند بنده قضاوت درباره خود مرا به عهده خود آقاى دکتر بقائى و مجلس و عموم اهالى شهرستان‌هایی که در آنجا افتخار خدمتگذارى داشته‌ام از جمله کرمان و اراک یعنى حوزه اننخابى همین دو آقا واگذار مى‌کنم اما به هیچ‌وجه نمی‌توانم از حیثیت و شرافت نظامى برادرم که بنا حق و به خاطر مخالفت و انتقام جویى از من مورد حمله قرار گرفته دفاع نکنم (غضنفرى- برادر شما افسر با شرفى است) (قبادیان- از افسرهاى بسیار باشرافت است) این است که لازم دانستم ایشان را مختصراً به آقایانی که شاید ندیده و نشناخته‌اند معرفى نمایم تا معلوم شود حیثیت چه اشخاصى در معرض اهانت قرار می‌گیرد. سرهنگ على فولادوند قریب ده سال در فرانسه تحصیل کرده هفت سال از این مدت را با خرج خود ما بوده که تحمیل به ملت نشود‌ و بعد مدرسه سن سیر که پیاده نظام فرانسه است تمام نموده و با نمره خیلى عالى تر نظامى را تمام کرده و به ایران مراجعت نموده است (رئیس- آقاى فولادوند وقت شما دارد تمام مى شود) چندین سال در دانشکده افسرى خدمت می‌نموده و عهده‌دار تدریس بوده در زمانی که اعلیحضرت همایون در دانشکده افسرى تحصیل می‌فرمودند او را از نزدیک شنا‌خته‌اند و به تصدیق اولیاء ارتش یکى از افسران جدى و لایق و درستکار است (صحیح است) سپس در هنگ‌هاى مختلف خدمت نموده در غائله آذربایجان ریاست هنگ بهادر را عهده‌دار بوده. در تمام این قشون‌کشى‌‌‌ها شرکت موثر داشته است و بعد به فرماندهى تیپ مستقل کرمانشاهان تعیین شده است شاید اعلى حضرت همایون شاهنشاهى این افسر خدمتگذار را خیلى بهتر از بنده و آقاى دکتر بشناسند ایشان نه رئیس گمرک غرب است و نه مأمور گارد سر‌حدى و نه مسئول وقایعى که ابداً به شغل نظامى او ارتباط نداشته می‌باشد و به عقیده بنده ساحت او مقدس است که بتوان به او نسبت ناروا داد نمایندگان غرب عموماً و جناب آقاى دکتر زنگنه وزیر محترم فرهنگ که از بزرگان کرمانشاهان هستند خصوصاً شاهد صدق اظهارات بنده مى‌باشند (صحیح است) علیهذا به عقیده بنده از یک نفر نماینده شایسته نبود نسبت به افسرى که هیچگاه او را ندیده و نمی‌شناسد صرفاً براى عصبانیت و از میدان در کردن برادر او این طور ابراز خصومت نمایند و نسبت‌هایى بدهند که خودشان هم ‏شاید وجداناً تصدیق بکنند به کلى بى‌اصل و بر‌خلاف حقیقت است آقاى دکتر بقائى شما که در همین مجلس وقتى چند کلمه بسیار ملایم درباره پدر مرحومتان گفته شد به آن حال دچار شدید حق این بود که به نداى وجدان خویش گوش داده و راضى نشوید به خاطر رنجه کردن من به یکى از افسران شریف و خدمتگذار کشور که دوست و دشمن او را مى‌شناسنند و به خدمات و شایستگى و پاکدامنیش اعتراف دارند حمله کنید (رئیس- آقاى فولاد‌وند تمام کنید) تمام شد این حمله شما تأثیرى ندارد ولى از کجا که مزید دلسردى عده معدودى که تمام دلخوشى‌شان به امانت و لیاقت خویش است نشود. این بود عرایض بنده و امیدوارم در مورد سایر خدمتگذاران دقت بیشترى بشود که اگر مدافعینى در مجلس ندارند یا آنها را نمی‌شناسنند که دفاع کنند مأمورین دلسرد نشوند.

رئیس- کار بودجه آقایان تصدیق مى‌فرمایند که خیلى مهمتر از دستور را اجازه نمى‌دهم (صحیح است) حالا بگذارید آقاى آصف هم صحبت خودشان را بکنند.

دکتر بقائى- بنده یک کلمه توضیح مى‌خواستم

+++

عرض کنم که بنده اسمى از برادر ایشان نبردم چون که صحبت کردند که کسانی را که سوء‌استفاده می‌کنند معرفى کنید بنده فقط گفتم که راجع به قاچاق گندم از مرز کرمانشاه که اطلاع دارید توضیح بدهید چون بنده تا وقتى که مدرک نداشته باشم اسم کسى را نمى‌برم و اسم برادر ایشان را بنده هیچ وقت نبردم اگر هم سوء‌تفاهمى شده بنده معذرت می‌خواهم اسم برادر ایشان را نبردم ولى گفتم که شما اطلاع دارید از مرز کرمانشاه غله‌هایى قاچاق شده شما که می‌فرمایید اسم ببرید خوب است توضیح بدهید و حالا هم خوشحال می‌شوم اگر اسم ببرید و الّا راجع به برادرتان بنده چیزى نگفتم.

فولادوند- من که اطلاعى از کرمانشاه ندارم.

آصف- خاطر آقایان محترم مستحضر است یعنى در نظر دارند که در جلسه 26 فروردین بنده تقاضا کردم اجازه داده شود مطالبى را به عرض مجلس برسانم. آن روز موافقت نفرمودید بعد هم چون لوایح مهمى در دستور بود بنده هم در این گونه موارد زیاد مبرم نیستم مانده تا امروز. از آن روز تا به حال هم قریب هفتاد روز می‌گذرد و چون کار بودجه مهم است بنده از چند جمله اظهاراتم صرف نظر می‌کنم و به اختصار می‌کوشم. از وقتى که جناب آقاى محمود جم نخست وزیر بودند به شهادت صورت جلسات مجلس شوراى ملى تاکنون در موارد مقتضى بنده راجع به نواقص اصلاحات کردستان به دولت‌هاى وقت تذکرات لازم را داده‌ام (اردلان- صحیح است) خود جناب آقاى ساعد که در دوره چهاردهم دو دفعه مأمور تشکیل کابینه شدند و فعلاً هم نخست وزیر هستند و بنده هم از ارادت کیشان ایشان بوده و هستم گواه و آگاهند و چند روز قبل هم در کاخ وزارت خارجه با ایشان ملاقات شد در این زمینه مذاکرات مفصلى نمودم. در مواقعى هم که به افتخار شرفیابى به حضور اعلیحضرت همایونى نائل گشته‌ام به عرض رساندم‏

ایشان هم با علاقه سرشارى که به اصلاح امور و آسایش و رفاه عامه دارند امر فرموده‌اند، از طرف دربار هم به دولت‌هاى وقت تذکر داده شد لیکن متأسفاته تاکنون به طوری که شاید و باید به مقصود نائل نگشته‌ایم یعنى در هر موقعى به یک محظور برخورده‌ایم حالا فرض از عرض این مقدمه براى همین منظور است چون در دو جلسه قبل یک عده‌اى از همکاران محترم تقاضا فرمودند لایحه مربوط به برنامه در جزء دستور روز دوشنبه قرار گیرد بنده هم البته خودم موافقم (صحیح است) (یمین اسفندیارى- و مال املاک هم) در زمستان گذشته وقتى که لایحه برنامه در مجلس مطرح بود بنده در کردستان بودم. تلگراف مبسوطى خدمت جناب آقاى رئیس محترم مجلس عرض کردم که به واسطه شدت برودت هوا و انسداد جاده‌ها بنده از سعادت حضور در مجلس شوراى ملى محرومم ولى نیازمندی‌هاى اهالى کردستان را در آنجا تذکر دادم ایشان هم لطفاً در جواب بنده فرموده‌اند که تلگراف شما به کمیسیون ارجاع و تأکید شد لکن آن ذره که در حساب ناید ما بوده‌ایم به این معنى یک هیئتى از متخصصین و مهندسین ایرانى و آمریکایى که مأمور بودند براى مطالعه در امور کشاورزى و آبیارى و بهداشت و سدسازى و راه‌سازى هنوز به کردستان نرفته‌اند بنده انتظار دارم هیئت محترم دولت توجه بیشتر و کاملترى به اوضاع آن سامان بفرمایند خصوصاً اعضاى محترم کمیسیون برنامه اظهارات و تقاضاهاى مشروع بنده را کاملاً در نظر بگیرند یعنى ترتیب نظر به آن بدهند انشاء‌الله باعث استظهار و خوشنودى و آسایش اهالى کردستان گردد (صحیح است) چون مجلس کارهاى دیگرى هم دارد بقیه عرایضم را براى وقت دیگرى مى‌گذارم (احسنت، احسنت)

رئیس- آقاى ضیاء ابراهیمى.

ضیاء ابراهیمى- عرایض من خیلى مختصر است. عرض کنم بنده مکرر از حضور جناب آقاى وزیر دارایى استدعا کرده‌ام که در خدمت سایر آقایان نمایندگان کرمان حضور ایشان شرفیاب شوم و راجع به غله کرمان صحبت کنم ایشان فرمودند شما وقتى در مجلس براى ما باقى نمی‌گذارید که در وزارتخانه برویم کار انجام بدهیم و من دیدم واقعاً صحیح است این است که براى این که اتخاذ سند هم کرده باشم عرض می‌کنم و چون مى‌خواهم مختصر عرض کنم تلگرافى که از استاندار کرمان رسیده است می‌خوانم و استدعاى خودم را از جناب آقاى وزیر دارایى عرض می‌کنم به طوری که استحضار دارند وضعیت محصول و احتیاج اهالى کرمان به کمک دولت اخیراً به طور مشروح به وزارت کشور گزارش و رونوشت آن به شماره 3037- 17 ر 3 ر 28 براى ملاحظه خدمت جنابعالى ارسال گردید چون هنوز جوابى نرسیده است خواهشمندم فوراً جناب آقاى وزیر کشور و جناب آقاى وزیر دارایى را ملاقات و آقایان معظم له را متوجه وضعیت رقت‌آور اهالى بنمایند و مستقیماً تصمیمى اتخاذ کنند و کار را در جریان ادارى نگذارند، بنده چیزى را که مى‌‌خواستم استدعا بکنم از جناب آثاى وزیر دارایى این است که در این موضوع توجه خاصى بفرمایند که همان طوری که جناب آقاى استاندار کرمان فرموده‌اند کار را در جریان ادارى نگذارند که خیال می‌کنم بسال نو هم مى‌افتد و ضمناً یادآورى می‌کنم حضورشان اگر توجهى به این قسمت نشود خدا شاهد است در سال نو هم در کرمان غله نخواهد بود اهالى کرمان منتظر هستند که دولت توجه مخصوصى به آنجا مبذول دارد (صحیح است)

مخبر (آقاى ذوالفقارى)- آقا ما هم تلگراف داریم از همه جا تلگراف هست.

رئیس- آقاى کشاورز صدر بفرمایید.

کشاورز صدر- بنده خیلى معذرت مى‌خواهم از این که در موقعی که بودجه مطرح است وقت مجلس را مى‌گیرم ولى این مطلبى است که در خارج از این اتاق کنار اتاق جناب آقاى رئیس عده‌اى از آقایان نمایندگان جمع شده بودند که بنده هم جزء آنها بودم و یک طرحى داشتند تهیه می‌کردند که به قید دو فوریت تقدیم مجلس شوراى عالى بکنند که به موجب آن طرح دولت را مکلف کنند که در ظرف یک هفته مکلف است که راجع به قاچاق گمرکى در جنوب و راجع به قند و شکر که در لابلاى آن مغرضین گاهى اسم نمایندگان مجلس را می‌برند در اینجا نتیجه تحقیقات را بفرمایند (صحیح است) این است که بنده حضور آقایان عرض مى‌کنم و توجه جناب آقاى وزیر دارایى را که خودشان از قضات بسیار شریف و خوب بوده‌اند و مدتى دادستان دیوان کیفر بوده‌اند و آن توقعى که از ایشان می‌رود از دیگر وزرا‌ نمى‌رود جلب می‌کنم که زودتر به این کار رسیدگى بکنند بدون رودربایستى وضع طورى است که نبایستى نمایندگان تحمل کنند که به امساک و مسامحه به نام بعضى از نمایندگان صحبت جمیع نمایندگان و مجلى شوراى ملى بشود (صحیح است) بنده اینجا صریح عرض مى‌کنم که کشف قضیه و اعلامش در مجلس بسیار سهل است اگر از آقایانی که در خارج هستند ساخته نیست بنده به شهادت این جناب آقاى امیر‌تیمور و آقایان دیگر وقتى که به خراسان رفتم آن جریان‌ها را غیر قابل کشف می‌دانستند بنده رفتم و بعد هم آقاى لطفى آمدند و کشف کردیم می‌خواستم عرض کنم بنده حاضرم بروم کشف کنم. از جناب آقاى وزیر دارایى استدعا می‌کنم علاوه بر این دستگاهى که الان مشغول کار هستند آقاى لطفى و آقاى محسن قریب که هر دو به شدت عمل معروف هستند (یمین اسفندیارى- و صحت عمل) این دو نفر آقایان را امروز هیئت دولت بخواهد و مأموریت بهشان بدهد اینها بروند در ظرف یک هفته قضیه را کشف کنند مطلب خیلى روشن است ما تا یک ماه دو ماه قبل از این وقتى مى‌گفتیم یک کیلو شکر بده مى‌گفت بیا پنج کیلو بگیر و حالا جاى تعجب است که وضع طورى شده و طورى تغییر کرده است که خداى واحد شاهد است مردم بیرون مجلس بما فحش مى دهند، تف تو روى ما مى‌اندازند، به یکى از نمایندگان گفته بودند که اگر مجلس شورای عالى تمام شد آن وقت موضوع قند و شکر خاتمه پیدا می‌کند و این ظلم است به مجلس، من قطع و یقین دارم یعنى از لابلاى تحقیقاتى هم که شده است معلوم است که نمایندگان مجلس شوراى ملى عموماً که در اینجا هستند و در خارج هستند در قضیه قند و شکر مطلقاً دخالت ندارند، قند و شکر مربوط به دیگرى است و این را آقاى وزیر دارایى اینجا صریحا باید بفرمایند که اسمى از نماینده اى برده شده یا نه؟ این که مى فرمایند مربوط به انتخابات دوره 16 خواهد بود و آن را آقاى دکتر گفته‌اند و در خارج هم همین طور اظهاراتى غیر رسمى گفته مى‌شود این را بیایند اینجا بگویند اگر مجلس حیثیت نداشته باشد ما هیچ چیز نخواهیم داشت کشف این مطلب هم بسیار سهل و آسان است زیرا از دو صورت خارج نیست یکى این که مى‌گویند چرا شکر وارد نشده وارد کنند یکى این که مى‌گویند این قند و شکر را حیف و میل کرده‌اند و خورده‌اند و مسلماً صحیح است زیرا تنى دو هزار تومان فرق معامله است من در اینجا نمى‌دانم در 200 تن، 400 تن نمى‌دانم چقدر است این چهار صد هزار تومان، پانصد هزار تومان دخلش است اینها را باید شدیداً مجازات کرد در دیوان کیفر یک قانونى است که به موجب آن قانونى به محض سوء‌ظن مى‌شود اشخاص را توقیف کرد کسانى که در این شرکت بوده‌اند، هیئت مدیره این شرکت و آن کسانى که از دست شرکت خارج کرده‌‌اند و دادند به دست اینها و وضع بدتر شده هیئت مدیره آنها را باید جمیعاً توقیف کرد زیرا ممکن نیست بقال و چقال بخورند حتماً شرکت مى‌خورد بقال و چقال و شاید صد دینار، یکشاهى بخورند این است که محققاً و مسلماً کسانى که در این شرکت هستند استفاده کرده‌اند و تا حالا معلوم نیست که چرا توقیف نشده‌اند باید توقیف بشوند

+++

(دهقان- دادستان دیوان کیفر مشغول فعالیت است) دادستان دیوان کیفر را باید تأیید بکنند در این قسمت این است که‏ بنده استدعا دارم جناب آقاى وزیر دارایى در این قضیه در ظرف دو روز تحقیقات کافى بفرمایند.

همین را بیایند بگویند «بگویند این شخص استفاده کرده، ولى دلیل هنوز به دست نیامده» یک مطلب دیگر که بنده مى‌خواستم عرض کنم مربوط به سرهنگ فولادوند است که لازم می‌دانم عرض کنم یک قسمت از حوزه انتخابیه بنده در حوزه فرماندهى ایشان است بنده به آقایان عرض می‌کنم که سرهنگ فولادوند از افسران بسیار صحیح‌العمل و درستى است که در موضوعات قاچاق و بازرسی‌هایى که در آنجا بوده او خودش کمک در کشف آنها می‌کند نباید نسبت ناروا به او بدهند و یک تک مضراب‌هایى بزنند و اسم یک اشخاصى را ببرند یک عرض دیگرى که دارم که دو کلمه هم هست این است که از جناب آقاى وزیر دارایى استدعا دارم که در خرم آباد عموماً و جمیعاً مالکینى که در آنجا هستند مالک جزء هستند یعنى از چهار صد هزار نفر جمعیت آنجا شصت هزار مالک دارد یعنى بالنتیجه تمام افرادشان مالکند هر کدام یک جفت، حداکثر دو جفت و سه جفت دارند و در آنجا کسى که غیر مالک باشد نیست در آنجا ما براى جمع‌آورى غله خود جناب آقاى وزیر دارایى هم تصدیق می‌کنند آقاى لقمان نفیسى هم اظهار امتنان کردند از این که در آنجا 350 تومان هر تن گندم را خریده‌اند گفته‌اند براى این‌ که آنجا را تعیین کردند که در مرز است قاچاق نشود مردم با میل بدهند حالا من شنیده‌ام که امسال 300 تومان معین کرده‌اند و آمده‌اند در تلگرافخانه که ما نباید از پارسال کمتر بدهیم پارسال 350 تومان بوده امسال 300 تومان است استدعاى بنده این بود که نسبت به این موضوع هم توجه بفرمایند.

[3- بقیه مذاکره در بودجه کل مملکتى‏]

رئیس- آقاى حائرى‌زاده دنباله مذاکرات خود را در کلیات بفرمایید.

حائرى‌زاده- قبل از این‌ که وارد مذاکرات بودجه شده باشم لازم می‌دانم راجع به نطق قبل از دستور یک نذکرى بدهم، یک روز دیگر هم تذکر دادم در موقعى که بنا باشد صورت مشروح مذاکرات طبع و توزیع شود قانونى از مجلس گذشت براى این‌ که نطق‌هاى قبل از دستور هیچ اثر قانونى ندارد و فقط جنبه تبلیغاتى دارد گفته شد که طبع و توزیع اینها لزومى ندارد حتى در متن قانون هم تصریح شد که صورت طبع مشروح مذاکرات به استثنا نطق‌هاى قبل از دستور، این مجلاتى که من هر روز مى بینم این نطق‌ها چاپ مى‌شود مادامى که چاپ بشود نطق‌هاى قبل از دستور هم روز به روز طولانى تر مى‌شود (صحیح است) (اردلان- بعضى مواقع خیلى مفید است) این لزومى ندارد وقتى مجلس به آخر می‌رسد روى بعصى زمینه‌هایى یک صحبت‌هایى در اینجا می‌شود که مردم خیال می‌کنند ما خیلى خوب به مملکت خدمت می‌کنیم این لزومى ندارد اینها چاپ کردنش لزومى ندارد (یمین اسفندیارى- هر چه در مجلس گفته مى‌شود باید چاپ شود) یک موضوع دیکرى که لازم است عرض کنم موضوع توقیف جراید است این نطق‌هایى که در مجلس در اطراف بودجه در اطراف برنامه در اطراف لوایح می‌شود این فقط براى تضییع وقت ناطق و وکلا‌ نیست، براى این است که جامعه و کسانى که باید این مالیات را بدهند کسانى که با این تشکیلات سروکار دارند از حسن و قبح این مطلع بشوند فقط مجله رسمى که بعد از مدتى آن هم معدودى به دست اشخاص می‌رسد کافى نیست در هر مملکت مشروطه‌اى در دنیا احزابى است، دسته‌جاتى است، موافق دولت مخالف دولت هر کدام از اینها روزنامه‌هایى دارند مطالبى که در مجلس گفته می‌شود هر قسمت مطبوع طبع هر طبقه‌اى که شد وسیله نشرش را فراهم می‌کنند ولى در مملکت ما که اسم مشروطه را داشتیم در دوره بیست ساله که اصول قلدرى و دیکتاتورى بود خوب تکلیف معلوم بود حالا هم یک قوانینى گذشته است که مشروطییت ما شیر بى‌یال و دم و اشکم شده است روز‌نامه‌ها که توقیف شده بود یکى دو تا روزنامه هم اخیراً باز این چند روز شنیدم که توقیف شده است که آقاى دهقان پریروز توضیح دادند یکى روزنامه ستاره است و یکى هم مجله صبا است در صورتی که مجله صبا یک فحش‌هاى بى‌ربطى هم به من داده بود ولى من آزادى را مقدم بر این می‌دانم که آزاد نباشد به من فحش بدهد، فحش بدهد و آزاد هم باشد بهتر از این است که زبانش را قطع بکنند، این رویه دولت براى گمراه کردن مملکت خیلى مفید است دولت اگر خواسته باشد زبان جراید را قطع کند براى این‌ که مردم گمراه بشوند مفید است صحبت نفت را نکنند موضوع بانک شاهى از خاطرها فراموش بشود این تعدیاتى که به لباس نظامى در این مملکت مى‌شود و چپاول و غارتگرى و اینها سر و صدایش کمتر باشد، هر که هر کار می‌خواهد بکند، هر قلدرى نسبت به ضعیف‌تر از خودش هر چه مى‌خواهد بکند و هر فشاری که مى‌خواهد وارد بکند این سر و صدایش بلند نشود موقتاً عیب ندارد دنیاى امروز بالاخره این آتشى را که زیر خاکستر هست یک روزى شعله‌اش را بلند می‌کند و دامن همه ما را می‌گیرد فقط آنهایی که موجبات بدبختى را فراهم کردند دامنشان را نمى‌گیرد بنده هم که انتقاد کردم دامن بنده را هم مى‌گیرد آن بیچاره‌اى هم که مالیات داده و مالیات او وسیله بدبختى این مملکت را فراهم کرده دامن او را هم مى‌گیرد گاو و گوسفند زارع را هم می‌برد این است که ما به خودمان رحم کنیم، مردم به جهنم ما به خودمان اگر رحم کنیم باید آزادى بدهیم باید مردم را از جریانات و اوضاع مطلع بکنیم این روز نامه توقیف کردن من نمى‌فهمم معنایش چه بود؟ براى این‌ که عجالتاً کسى خبر نشود هر کارى مى‌خواهند بکنند بالاخره پس فردا خبر می‌شوند دنیا همیشه خاموش و تاریک نخواهد بود در دوره 20 ساله خوب صبا مدیر روزنامه ستاره را شلاق زدند مدیر روزنامه را گرفتند زدند روزنامه‌اش را توقیف کردند ولى قانونى که براى خفه کردن در این مجلس ما رأى دادیم و این وضع که ما پیش گرفته‌ایم خیلى بد است ما الان خیلى بدتر از آن دوره بیست ساله داریم رفتار مى کنیم اگر دولت ما فعلاً افراد بدى و مردمان بدى نباشند یا قدرت اجرای این دستورهاى تند را نداشته باشند ولى این لوایح و این قوانین و این مقرراتى که مى گذرد حکم فشنگ و تفنگ‌هایى را دارد که در صندوق ایران می‌ماند تا روزى به دست دشمن‌هاى ما می‌افتد و آنها استفاده می‌کنند این قوانین یک روزى به دست یک دولت‌هایى خواهد افتاد که خیلى اسباب زحمت درست می‌کنند این اختیاراتى که به کمیسیون دادگسترى داده شد البته کمیسیون دادگسترى در دوره‌هاى پیش هم اختیار می‌گرفت از مجلس ولى مبناى اختیار چه بود؟ چون در قانون اساسى نوشته شده بود که قوانین باید طبق اصول شرع باشد و هیئت علما نظارت بکنند که اگر مخالف با قانون اسلام هست طرد و رد بشود در آن کمیسیون داد‌گسترى علماى مجلس عضو بودند مثل مرحوم امام جمعه خویى، مرحوم مدرس، مرحوم آقا شیخ حسین اینهایی که در مجلس بودند از علماء طرف توجه عامه و عضو آن کمیسیون بودند مجلس اختیارات خودش را به آنها می‌داد که ما دیگر نیاییم یک قانونى بگذاریم آن وقت شما صرافى بکنید در کمیسیون وقتى شما تصویب کردید مورد اجرا گذاشته می‌شود اگر اشکالاتى پیدا شد بعد در اطرافش بحث شود مرحوم مشیر الدوله که رئیس‌الوزرا و یا وزیر دادگسترى بود در موقع تعطیل مجلس هم از آقایان حجج‌الاسلام براى تنظیم آن قوانین تشکیلات یا قوانین اصول محاکمات استفاده مى‌کرد و این اختیار به کمیسیون دادگسترى داده مى‌شد که آنها عمل بکنند حالا این کمیسیون اخیر دادگسترى با وضعی که مجلس در یک سراشیبى تند افتاده یک قوانینى دارد می‌گذراند من نمى‌دانم با این قوانین مشروطیت دیگر معنى دارد یا ندارد؟ حکومت مشروطه یعنى حکومت احزاب یعنى اشخاص باید مطیع قانون باشند نه قانون به اراده اشخاص بگذرد احزاب هم لازم نیست همه‌شان طرفدار حکومت باشند البته احزاب مخالف حکومت هم هستند هر کدام داراى مرامى، نظرى، فکرى هستند و روى مرام و فکر خودشان تبلیغات می‌کنند ولى ما آمدیم از کمیسیون دادگسترى قانون می‌گذرانیم که دولت را هر جمعیتى مخالف مصالح مملکت تشخیص داد یکى از اعاى دولت مدعى شد که این حزب ایکس که تشکیل شده این مخالف با مصالح مملکت است ولى در مرامنامه‌اش که نگاه می‌کنیم می‌بینیم همچو چیزى نیست افرادش را که نگاه می‌کنیم می‌بینیم بدتر از افرادى که عضو دولت هستند نیستند و همه آنها سر و ته یک کرباسند وقتی که یک نفر از وزرا ادعا کرد هیئت دولت هم خودش قاضى مى‌شود، هم مدعى است هم قاضى، قضاوت می‌کند که که این حزب این حزبى که بنا است پس فردا تشکیل بشود این حزب مخالف با مصالح عمومى است اموالش را ضبط کنند و افرادش را هم بگیرند مجرى هم خود دولت است هم مدعى است هم قاضى هم مجرى پس حزبى ممکن نیست تشکیل بشود، مگر یک حزبى که پارتیزان دولت باشد، طرفدار دولت باشد، تسلیم اراده دولت باشد من فکر مى‌کنم چه جور مشروطه‌‌اى است؟ این جور مشروطه را کجاى دنیا داریم؟ این جور حکومت ملى کجا در دنیا وجود دارد که در مملکت ما هست؟ بله در همسایگى ما روس‌ها یک چنین بازى را در آورده‌اند و دیگران را خورد و نابود می‌کند ما که بلشویک نیستیم (دهقان- پس چرا از حزب توده طرفدارى مى‌کنید؟) ما که حکومت روسیه نیستیم ما باید آزادى دموکراسى را طرفدارش باشیم این قانونی که در کمیسیون گذشت

+++

من خدمت جناب وزیر دادگسترى عرض کردم خدمت بعضى از افراد کمیسیون هم عرض کردم که آقایان این احزابى که شما می‌گویید اسم ببرید بگویید حزب توده، حزب دموکرات حزب ایکس حزب تقى حزب نقى اینها غیر قانونى دارائیشان ضبط من حرفى ندارم ولى به طور کلى دولت هم مدعى باشد هم قاضى باشد هم مجری باشد این طرز در هیچ جاى دنیا رسم نیست مگر روسیه آن سیستم دیگرى است ما به آنها کارى نداریم آنها براى خودشان خوبند و ربطى به ما ندارند ولى این‌ که روزنامه‌ها را توقیف کنند احزاب را با قانون محدود بکنند این چه جور مشروطه‌اى است هنوز من سر در نیاورده‌ام، در آنجا می‌روند هى اقتدارات نظام را زیاد مى‌کنند حکومت مشروطه اگر در قانون اساسى ما هم تصریح نداشت باز دستگاه قضایى با دستگاه قوه مجریه اینها در عرض هم بودند قاضى مطیع قوه اجرائیه نبود قاضى مستقل بود ولى به تدریج هى دارند مقراض می‌کنند از دستگاه قضایى و اقتدارات قضات و مى‌دهند به محاکم نظامى، جرایم سیاسى در محاکم نظامى؟ رسیدگى مى‌شود هیچ چیز هم توى این مملکت‏ نیست که آویخته به سیاست نباشد همه چیز یک رنگ سیاسى دارد آن هم چه محاکمى! چگونه محاکم نظامى که قضاتش در ظرف 20 سال 25 سال تربیت شده‌اند که اگر اوامر مافوق را اطاعت نکردند بروند به حبس. چهار روز پیش بود در قضیه توده‌ای‌ها بود یا ارباب جراید یک محکمه نظامى یک قاضى ادله دادستان را وافى ندانسته بود براى حکومیت این مجرم، این اسیران بدبخت ولى دیگران محکومش کردند پدرش را در‌‌آوردند ولى این‌ که در اقلیت واقع شده بود براى این‌ که توانسته بود اظهار عقیده بکند که من ادله دادستان را براى جرم کافى نمى‌دانم به همین جهت بردندش بدو سال حبس محکومش کردند یک سال یا دو سال نمى‌دانم (مکى- سرهنگ بزرگ امید را به دو سال محکوم کردند) این جور محاکم را ما اختیار دادیم نمى‌خواهم قضات دادگسترى را به مقام عصمت قائل شوم قوانین ما شکلى است که استقلال را از افراد گرفته وقتى فشار اقتصادى وارد شد درستى و صحت عمل اگر کسى دارد آن شخص نزدیک به مقام عصمت است و در دادگسترى داریم این جور اشخاص که با گرسنگى با بدبختى با فشار حاضر نیستند پا روى حق بگذارند اگر چه عده شان کم است ولى داریم چرا؟ براى این‌ که پایه‌اش روى استقلال فکر و آزادى بوده است، در زمان شاه سابق که تکلیف همه معلوم بود غیر از این بود که عشقى بدبخت را که چهار تا شعر گفته بود و روزنامه نوشته بود کشتند و ما خودمان تا ابن بابویه تشییع کردیم در همان موقع قضات استقلال خودشان را از دست ندادند در قضیه محاکمه منصور‌الملک که به دیوان کشور آمد و اتهاماتى نسبت به او بود نظر به این‌ که تمام این جرایمى که به او نسبت داده شده بود پس از این‌ که هیئت وزراء تصویب‌نامه صادر کرده بود و امضاء کرده بود اگر جرمى بود همه مجرم بودند او طرف بى‌مهرى واقع شده بود آورده بودندش به محکمه، دیوان کشور این را صحیح ندانستند و تبرئه‌اش کردند شاه وقت هم رنجیده خاطر شد و بیچاره رئیس تمیز مرحوم نیر‌الملک را سه روز بعدش از کار بیکار کردند بعد هم رفت در خانه‌اش و مرد ولى قضات در هر صورت استقلال خودشان را حفظ کردند آن جور تربیت شده بودند حالا هم ما داریم قضاتى که استقلال خودشان را حفظ کنند گزسنگى هم بکشند و زیر بار زور نروند اگر چه عده‌شان کم است ولى داریم، در دستگاه قشونى هم افسرهاى خوب و رشید داریم حالا وقایع شهریورى پیش مى‌آید که معرفى می‌شوند اینها چه جور مردمى هستند ولى تشکیلات و هیکلشان و وضعیتشان خیلى خوب است من در اطراف اینها نمى‌خواهم حرفى بزنم اطلاعات نظامى ندارم که بتوانم در اطراف امور نظامى بگویم که چه نقص‌هایى در کار است ولى وقایع شهریور یک قدرى پرده را از روى کار برداشت این است که من با این اختیاراتى که به کمیسیون دادگسترى دادیم مخالفم همین اختیارات را دادند که آقایان مشروطیت ما را، و استقلال قضات ما را عملاً از بین دارند مى‌برند، ریشه احزاب را با تیشه قانون دارند مى‌زنند تمام افرادى که به عنوان سیاسى تهمتى بر ایشان وارد بشود اطمینان نمى‌کنند که تسلیم محاکم دادگسترى بکنند اینها را مى‌خواهند تسلیم محاکم نظامى بکنند آن هم، امثال محاکمى که قاضى بیچاره در اقلیت هم باشد اگر اظهار عقیده بکند دو سال حبس مى‌شود این را در مقدمه لازم دانستم که عرض کرده باشم حالا وارد مى شویم در یادداشت‌هایى که من راجه به قسمت بودجه کرده‌ام به عرض آقایان مى‌رسانم:

آقاى موسى شیبانى که از مأمورین قدیم و مطلع و با تجربه وزارت دارایى است (دهقان- آقاى کى؟) آقاى موسى شیبانى مقاله راجع به بودجه 28 در مجله اقتصادى و مالى منتشر کرده چون اطلاع دارم که اطلاعات ایشان در امور مالى بیش از من و فرصت مطالعه و دقت نیز داشته‌اند مختصرى از اشکالات اساسى که یشان نموده‌اند به عرض آقایان می‌رسانم: اول- قسمت کسر بودجه است- جمع کل هزینه یازده میلیارد و کسرى است جمع کل درآمد هفت میلیارد و کسرى است تفاضل هزینه و درآمد 847 ر 888 ر 413 ر 3 ریال است که تقریباً چهل و پنج درصد درآمد مى‌شود بنابراین اگر بودجه سال جارى به همین قسمى که پیشنهاد شده تصویب گردد تکلیف مملکت معلوم نیست چه خواهد شد و مواعید دولت که از طریق ازدیاد عایدات و کسر مخارج جبران این تفاوت بودجه را خواهد کرد امید‌بخش نیست و چون در مقدمه گزارش کمیسیون بودجه این نقص تذکر داده شده است توضیح بیشتر لازم نیست. دوم لزوم استهلاک وام‌ها است- در صورتى در آخر اسفند 27 بیش از 5 میلیارد ریال قرض دولت از بانک ملى بوده و خود بانک از پول ودیعه‌اى که منافع آن به مصرف بنگاه صغار مى‌رسد صدى پنج سود مى‌دهد بایستى دولت لا‌اقل فقط در سال زاید بر دویست و پنجاه میلیون ریال سود این قرض را در بودجه منظور دارد (دکتر معظمى- چقدر؟) دویست و پنجاه میلیون ریال بانک ملى یک عملى که خود من واسطه بودم راجع به بنگاه صغارى است که تحت نظر اداره سرپرستى تهران است این بودجه عایداتى نداشت مذاکره کردیم موقعى که مرحوم فرزین رئیس بانک بود امیر خسروى هم وزیر دارایى مرحوم آهى هم وزیر دادگسترى براى این‌ که یک محل ثابتى پیدا بکنیم که کمک خرجى براى این بنگاه صغار باشد به فکرمان رسید که ما بیش از دو میلیون تومان پول همیشه بوسیله دادگسترى در صندوق ودیعه داریم اشخاصى بودند در پار که چیزهایى که متنازع فیه است اموال صغار و غیره اینها را مى‌فرستد به مالیه به وسیله صندوق عدلیه مى‌رود به مالیه حالا مدتى است که من خبر ندارم آن موقع در حدود بیست میلیون ریال ما ودیعه عندالمطالبه در وزارت دارایى داشتیم ما صحبت کردیم که این ودیعه تغییر مى‌کند ولى هیچ وقت تمامش اخذ نمى‌شود این 20 میلیون ریالى را که ما بعنوان ودیعه در بانک ملى داریم امروز می‌آیند صد هزار تومان حواله مى‌دهند می‌گیرند فردا دویست هزار تومان پول وارد صندوق مالیه مى‌شود بر سر هم از اول سال تا آخر که نگاه کنیم این دو میلیون تومان بیشترش راکد است من پیشنهاد کردم که خوب است یک قسمت از این را به حساب راکد بگذاریم عملاً که راکد هست از حساب جارى به حساب راکد بگذاریم و منافع آن را به مصرف بنگاه صغار برسانیم پانصد هزار تومان از آن پول که پنج میلیون ریال باشد به حساب راکد گذاشته شد در بانک ملى با صدى پنج، (دهقان- با صدى چند؟) با صدى پنچ بله صدى پنج از آن پول را در بانک ملى گذاشتیم مرحوم فرزین آقاى امیر خسروى و مرحوم آهى هم کمک کردند تا سالى 25 هزار تومان ما از این محل براى بنگاه صغار تهیه کردیم محل‌هاى دیگرى داشتیم و پول تهیه مى‌کردیم وقتى بانک خودش صدى پنج سود مى‌دهد این طلبى که از دولت دارد کمتر از مبلغ سودى که خودش می‌دهد معقول نیست سود بگیرد (وزیر دارایى- کمتر مى گردد) اگر ما بگوییم که این مبلغ قرضه‌اى که دولت به بانک دارد روى صدى پنج سود دولت به او بدهد دویست و پنجاه میلیون ریال سود این فروش را باید به بانک بدهد و فکرى براى استهلاک و پرداخت اصل قرض خود بنماید و نمی‌توان بى‌حساب و کتاب با دستگاه اقتصادى مملکت بازى کرد و دولت از بانک پول گرفته فکرى براى پرداخت آن نکند و این رفتار براى اشخاص ورشکست شده مناسب است اگر چه در قسمت 58 مخارج صد میلیونریال بابت قسط وام دولت به بانک ملى ایران پیش‌بینى شده است و این مبلغ کافى براى دو خمس سود بانک نیست چگونه اصل وام پراخت مى‌شود و اگر فرض بکنیم که بانک خود سود صدى پنج مى‌دهد ولى قربه الى الله از دولت فقط سود صدى دو دریافت می‌کند باز هم محلى براى پرداخت اصل قرض معلوم نشده و این ترتیب اگر راه حلى براى آن پیش‌بینى نشود بانک ملى و دولت هر دو ورشکست خواهند بود زیرا که سرمایه بانک فقط سى میلیون تومان است از محل اعتبار اسکناس و ودایعى که نزد او بوده بیش از پانصد میلیون تومان که در حدود 17 مقابل سرمایه او است به دولت علیه ایران قرض داده حالا فروش شهرداری‌ها و غیره به جاى خود و در بودجه عمومى مملکت محلى براى پرداخت قرض پیش بینى نشده. آیا اسم این عمل را غیر از ورشکست بانک و دولت اسم دیگرى مى‌توان گذارد؟

سوم- عدم تناسب اقلام هزینه است- البته این مطالعات قبل از اصلاح بودجه‌اى است که اداره ژاندارمرى را از وزارت کشور گرفته به وزارت جنگ دادند. خمس از عایدات به وزارت جنگ داده شده صد هفت به ژاندارمرى و صد شش به شهربانى که جمعاً

+++

صد سى و سه به مصارف قواى مسلح می‌رسد این مبلغ علاوه بر دیونى است که دولت ایران براى خرید اسلحه به آمریکا دارد و سایر مخارج وزارت دارایى و دخانیات و گمرکات صد هفده در صورتی که بودجه خرج ادارات اقتصادى و ارزاق عمومى و بانک‌هاى دولتى و شرکت‌ها و بنگاه‌هاى دولتى به حساب نیامده که اگر آنها را نیز مزید کنیم نمی‌دانم چیزى براى سایر مصارف مملکتى باقى می‌ماند یا نه، وزارت بهدارى صد دو ونیم وزارت دادگسترى و ثبت اسناد صد سه آقایان محترم عدالت و بهداشت بیشتر لزوم دارد در مملکت یا قواى مسلحى که براى آشوب کردن و تضییع حقوق جماعت مجهز است؛ اقایان محترم دستگاه دارایى فقط دستگاه وصول است در تمام بانک‌ها و مؤسسات حق‌الوصول را از صد نیم منتهى تا صد پتج بیشتر قرار نمی‌دهند، این مملکت را باید گفت که بودجه آن وقف مأمورین وصول و قواى مسلح است و سایر تأسیسات ملعبه و مسخره است چند شب پیش من در یک نقطه‌اى بودم یکى از مأمورین وزارت پست و تلگراف انجا بود من راجع به بدى اوضاع پست و تلگراف شکایت کردم یک حرف‌هایى زد که من جواب نداشتم حالا هیئت دولت اگر جواب دارد من نمی‌دانم می‌گفت شما بودجه وزارت پست و تلگراف را مقایسه کنید نسبت به سایر وزارتخانه‌ها و سیر قهقرایى کنید بروید به بیست سال پیش 25 سال پیش تناسبی که بودجه وزارت پست و تلگراف با سایر دستگاه‌هاى مملکتى 25 سال پیش داشته آن تناسب به کلى از بین رفته و هى تنزل کرده آمده پائین در حوادث جنگ یک مشت دستگاه‌هاى تلگراف بیسیم به دست وزارت پست و تلگراف افتاد در مناطقى که می‌خواهند بروند دستگاه‌ها را نصب کنند یک نفر مأمور سیم مى‌خواهد آن را مواظبت کند غلام سیم باید باشد مأمورى باید باشد که برود اینها را نصب کند دستگاه را به راه بیاندازد ما این تصمیماتى که کمیسیون بودجه با موافقت دولت گرفته اگر چه جنبه قانونى ندارد ولى جنبه عمل به خود گرفته که حق ندارند استخدام جدید بکنند این صحیح است ولى در این همه مدیر کل‌هاى وزارت دارایى مى‌شود یکى را مأمور کنید برود در جندق سیم کشى آنجا را اداره بکند این عملى است؟ این را باید یک مستخدم محلى را به عنوان روز مزد یک حقوقى بهش بدهند که مواظب آنجا باشد پیشخدمت آنجا باشد در بافت یا در شهر بابک (در این موقع جلسه از اکثریت افتاد و پس از چند لحظه مجدداً اکثریت حاصل شد) در شهر بابک یا نقاط دوردستى که تلگرافخانه نبوده جدیداً بیسیم یا با سیم می‌خواهند دایر بکنند آن مأمور جزء محلى را نمی‌توان از مأمورین زیادى که در تهران هست فرستاد عملى نیست این جناب مدیر کل‌ها را که ما عده زیادى در وزارتخانه‌هایمان داریم و از حساب خارج شده رتبه‌هاى 9 و 10 و 11 اینها هیچ کدام حاضر نیستند به این که حقوق رتبه خودشان را بگیرند ولى در بافت انجام وظیفه کنند و از آن طرف هم دست و پاى دولت را بسته‌اند که استخدام جدید نکنند اعتبارى باید به او داده نشود وجهه این دستگاه‌هایى که باید تأسیس شود یک اثاثیه و ملزوماتى که دارد بخرد گفته‌‌اند اثاثیه و ملزومات را هم حق ندارد خرید کند، آن وقت مى‌گویند چطور شما توقع مى‌کنید دست و پاى وزارت پست و تلگراف را که لاى پوست گردو گذاشته‌اید با این وضع مى‌توانید تا سیاست ایجاد بکند چه کند دست و پایش بسته شده است چرا براى این‌ که در هیئت‌هاى دولت هر وزیرى که دست و پایش بیشتر بود قدرت و نفوذ و پشت هم اندازیش زیادتر بوده در موقع سهم‌بندى بودجه بیشتر سهم برده در هر حال همین بازى بوده و درهر حال یا وزارت پست و تلگراف وزیرى نداشته یا اشخاص نجیبى بوده‌اند که آنجا نشسته‌اند و گفته‌اند هر چه به ما بدهید ما قبول مى‌کنیم کشمکش نمى‌‌کردند که سهمشان زیاد بشود این وزارتخانه‌اى که یک قسمتش رفع حوایج عمومى را می‌کند به این روزگار بدبختى افتاده بنده ایام عید رفتم به آبادان خواستم تلگراف کنم به‏ خانه خودمان که اینجا مریض هستم چند روز تلگرافچى پیدا نبود عمارتش را هم دولت نداده است کمپانى نفت داده است می‌گویند سیم نیست و نمى‌شود مخابره کنید ولى کمپانى که یک مملکتى در مملکت ایران است چرا دستگاه‌هاى تلگراف بى‌سیم متعدد دارد آقایان قوانین سخت براى دکترها گذراندن که آنها را مجبور کنند در بندر‌عباس و بلوچستان انجام وظیفه کنند اصلاح نیست بلکه باید موجبات توسعه فرهنگ و بهداشت را در بودجه مملکتى طرف توجه قرار دهند، به عدالت مملکت آباد مى‌شود نه با زور! قضات خوب و سیر باید داشته باشید تا حقوق جامعه محفوظ باشد و اشخاص قلدر به ضعیف تعدى و تخطى نکنند تا مملکت آباد شود آیا این مناسب است که تناسب بودجه دستگاه عدالت و دستگاه مسلح تناسب یک و یازده باشد بودجه قواى مسلح ما یازده مقابل دستگاه عدالت است اقتدارش الى ما‌شاء‌الله قانون اساسى ما قوه قضائیه را در عرض قوه مجریه قرار داده به گذرانیدن قوانین و گرفتن اختیارات از محاکم عمومى و دادن اختیار به قواى مسلح نظامى مملکت را به سوى نیستى و بدبختى بردن است. ملت ضعیف چاره‌اى جز بله قربان گفتن ندارد باید دستگاه بهدارى فرهنگ و دادگسترى در بودجه تقویت شود تا ملتى سالم، عالم، متکى به عدل و قانون داشته باشیم و بتواند در مقابل حوادث دنیا حاضر و آماده باشد و در مقابل هر کس و ناکسى تسلیم نشود.

طرز برآورد اقلام بودجه درآمد در کشورما با هیچ یک از قواعد و اصول علمى بودجه تطبیق نمى‌کند. بیشتر ارقام قلمدادى مخصوصاً نسبت به اقلام مهم درآمد روى نظریات شخصى یا زیادتر از واقع یا کمتر از میزان حتمى وصولى تعیین می‌گردد.

این اوضاع بودجه و عایدات مملکت است حقیقتاً دستگاه دولت دستگاهى است که هر قدر فشار توانسته تا به گاو و ماهى فشار آورده هر وقت هم زورش نرسیده یک چیزى هم دستى داده فکر این‌ که دولت و هیئت حاکمه حکم دکتر اجتماع را دارد یعنى بعضى از مالیات‌ها را بایستى حتماً وضع بکند تا این عدم تعادلى که در زندگى اجتماعى ما هست مرتفع بشود فاصله بین طبقات کم بشود و بضى مالیات‌ها را باید به کلى لغو بکند تا مملکت آباد شود املاک مزروعى شندر غاز ازش مالیات گرفتن و بدبخت کردن مالک و رعیت جز این‌ که گندم را جناب آقاى وزیر دارایى بفرستیم از امریکا بگیریم ما چرا تریاک بفرستیم و گندم بگیریم تریاک را بفرستیم ماشین کشاورزى بیاوریم به این مملکت و این مالیاتهاى مزروعى را موقوف بکنیم تا مردم تشویق بشوند و آباد کنند زمین خودشان را این مملکت سابقه داشته که گندم براى صادرات داشته است حالا کم کم یک اصل مسلمى دارد مى‌شود و گندم را باید از خارج وارد مملکت بکنند (باتمانقلیج- بى‌لیاقتى ما است). راجع به موضوع بودجه خرج وارد اقلام مى‌شویم. قسمت اول هزینه دستگاه سلطنتى و وزارت دربار است در نظر دارم در دوره چهارم مجلس شوراى ملى موقع طرح بودجه مطالبه صورت جزء مخارج دستگاه سلطنتى شد و صورتى هم به طور غیر رسم به آقایان نمایندگان داده شد که البته در آرشیو مجلس مضبوط است و گفته شد که معمول دنیا است که در اول سلطنت هر سلطانى مبلغى براى مخارج در نظر گرفته می‌شود و همه ساله قابل تجدید نظر نیست و احترام این مقام مقتضى است که در اطراف این موضوع کمتر بحث شود لذا من در این موضوع صحبتى نمى کنم فقط عرض مى‌کنم که به گوش من کلمه عطیه ملوکانه زیاد خورده و شخص و مقامى که سال میلیون‌ها به عنوان عطیه ملوکانه به مؤسسات و اشخاص مى‌دهد احتیاج ندارد که در بودجه ایران که صد چهل و پنج تقریباً کسر دارد انتظار کمک را داشته باشد و فتوت و بزرگوارى مقتضى است که از آن مقام براى تعادل بودجه و جلوگیرى از این کسر فاحش توجه مخصوص شود. قسمت دوم نگاهدارى بیوتات و قرق و باغات سلطنتى است که مقتضى است این قلم جزء بودجه وزرات دارایى منظور شده و دخلاً و خرجاً به حساب عمومى گذارده شود. البته براى استفاده مقامات مؤثر مملکتى مانند سلسله زنجیر به یکدیگر مرتبط و در موقعی که باید استفاده شود هر موقع و مقامی که حاجت داشته باشد تحت اختیار آن موقع و مقام گذارده خواهد شد. جمله معترضه عرض شود (آیا وزارت دادگسترى براى چند روز اشغال کاخ دادگسترى اجاره مطالبه کرده یا قانون و مقرراتى بوده)

قسمت سوم مجلس سنا- به عقیده من در این مملکت باید سعى کرد که از خرج کاست و بر عایدات افزود تا تعادلى در بودجه حاصل شود و مجلس سنا چون از اعیان و محترمین و رجال با احتشام و با ثروت تشکیل مى‌شود اعضاء آن افتخاراً البته خدمت خواهند کرد و از حیث مخارج دفترى نیز چون با مجلس شوراى ملى باید همکارى کنند خرج اضافى نخواهند داشت و همین دشتگاه ادارى مجلس شوراى ملى کافى براى کارهاى هر دو مجلس خواهد بود فقط مقرى براى آنها لازم است که در جنب مجلس شوراى ملى اطاقى که گنجایش 60 نفر را داشته باشد تهیه نمود که در مواقع لازم گرد یکدیگر جمع شوند و خرج دیگرى ندارد لذا این قسمت را زاید مى‌دانم.

قسمت چهارم مجلس شوراى ملى و چاپخانه و باغ بهارستان و روزنامه رسمى کشور- در اول مشروطیت این فکر براى آزادیخواهان بود که اگر مطالبى از طرف مجلس شوراى ملى لازم شد انتشار یابد و دولت و دربار موافقت نمودند مطبعه خاصى تحت اختیار مجلس باشد ولى خوشبختانه یا بدبختانه بعد از 43 سال کار به جایى رسیده که یک نماینده اقلیت عقاید خود

+++

را میل دارد در مطبعه مجلس در موقع تحصن طبع و توزیع کند مخالف مصالح عمومى تشخیص داده شده و عملاً مانع از طبع آن می‌شوند بر ضد احزاب و بر‌خلاف اصول کلیه دنیا بدولت اجازه داده می‌شود که هر جمعیت و حزب را که منافى مصالح کشور تشخیص دهد دارایى او را ضبط کرده افراد او را متفرق سازد در این مورد دولت هم مدعى است و هم قاضى است و هم مجرى در دوره استبداد هم همچه دستگاه وجود نداشت که شخص هم مدعى و هم قاضى و هم مجرى باشد با این اوصاف وجود مطبعه مجلس که ضمیمه دستگاه قانونگذارى باشد چه لزومى دارد؟ و دولت مقتضى است که مطابع متعددى که دارد در هر وزراتخانه و مؤسسه و بانک متحد ساخته و سعى کند که در ایران در موضوع مطبوعات دولتى یک بام و دو هوا نباشد روزنامه رسمى کشور با مجلات وزارت جنگ و بانک ملى را اگز شخص بیطرفى با یکدیگر مقایسه کند باور نمی‌کند که مال یک مملکت است از حیث کاغذ از حیث حروف از حیث تصحیح و سایر جهات این روزنامه رسمى که همه روزه به دست ما می‌رسد از حیث کاغذ و حروف و غلط گیرى و غیره بقدرى مفتضح است که قابل جمع‌آورى و استفاده از نظر تاریخى نیست و اگر دولت تمام مطابع اعم از مطبعه بانک ملى یا قشونى یا راه‌آهن یا مجلس شورای ملى و غیره را تمرکز داده و هر کدام را براى یک نوع کارى که احتیاج دولت مقتضى نگهدارى آن مطبعه مى باشد تخصیص دهد و بقیه را به اشخاص بنگاه‌هاى فنى دیگر نقد یا اقساط بفروشد که براى کارگر کار تهیه شده و دولت رقییب مطابع نباشد فقط کارهاى اختصاصى فنى خود را در قسمت‌هایی که ارجاع به دیگران منافى مصالح دولت است انجام دهد ولى مع‌التأسف آنچه من اطلاع دارم قسمتى از اوراق بهادار از قبیل اسکناس در خارج ایران به طبع مى‌رسد و چگونه کنترل مى‌شود خدا بهتر مى‌داند.

پنجم قسمت نخست وزیرى ششم وزارت کار هفتم اداره انتشارات و تبلیغات اگر این سه دستگاه تشکیلات و عمل سودمندى براى جامعه داشتند این اعتبار هم ممکن بود براى آنهاکم باشد ولى عملاً این ادارات بر‌خلاف مقصود و نظر عمل مى‌نمایند. قبل از اداره کار یا وزارت کار اختلاف بین کارگر و کارفرما بود ولى مانند اختلاف بین دو شریک مقررات و اصولى که اسلام براى حقوق تمام افراد برقرار کرده هیچ طبقه را بر طبقه دیگر مزیت نداده و تحت قانون عرضه و تقاضا که یک قانون طبیعى است قراردادى بین کارگر و کارفرما متعقد می‌شود البته با رضاى طرفین، ممکن نبود مارگر را مجبور به کار کرد و یا کارفرما را مجبور به ارجاع کار و همین رویه در عمل مالک و مستاجر، مالک و زارع برقرار یود. در کتب فقیهه شروط و قیود و حدود هر یک روشن و مورد بحث قرار گرفته بود یک دست‌هاى ناپاک اجنبى در این مملکت ایجاد اختلاف بین کارگرو کارفرما مالک و زارع کردند با این‌ که هر دو مسلمان و معتقد به اصول و قوانین اسلامى بودند طرفین را علیه یکدیگر مجهز ساختند و وزارت کار قوز بالاى قوز شد تا به حال من ندیدم یک کارگر بى‌پشت و پناهى که وابسته به یکى از دسته‌هاى مرموز سیاسى نباشد طرف تعدى واقع شده و وزارت کار از او حمایت کرده باشد چرا. یک عده اشخاصى به عنوان نمایندگى از کارگر که روح کارگر از رفتار آنها بیزار است در مجامع بین‌المللى و حتى مجلس شورای ملى سنگ کارگر را به سینه می‌زنند و در موقع استقبال و بدرقه، انتخاب و تضییع حقوق عامه از وجود این کارگرها مانند یک گرگ که از گله استفاده می‌کند استفاده می‌کنند. اما اداره نشریات- چند روز پیش براى دیدن دوستان قدیم به حوزه دیوان کشور رفتم یک نفر از آقایان به طور تمرض و حمله به من گفت که آیا لازم است به وسیله رادیو دخترها و پسرها را به عمل منافى عفت و معاشقه تعلیم دهند گفتم من نشنیدم دیگران تصدیق کردند که جزیى از برنامه ایران از این قبیل چیزها است لازم نیست ما شعر بگوییم تا در قافیه آن درمانیم. اگر این دستگاه رادیو و انتشارات را به یک کمپانى براى اعلان‌هاى تجارتى کرایه دهند و در موقع انعقاد مجلس شورای ملى یا مجالس نطق سیاسى یا اخلاقى دیگرى نیز به آن مرکز اتصال دهند و اشخاص چاپلوس همه روزه وقت مردم را تضییع نکنند بهتر نیست؟ و ممکن است عایدات آن به تدریج بیش از مخارج آن بشود و دختر‌ها و پسرهاى ما کمتر به وسیله رادیو درس معاشقه و فساد اخلاق را بگیرند این مطلبى را که بنده عرض می‌کنم تصور نشود از نظر شخصى است روزنامه‌ها که تکلیفشان معلوم است باید روزنامه‌هایى را که فکرشان با فکر دولت یکى است آنها آزاد باشند هر چه می‌خواهند بنویسند ولى روزنامه‌هایى اگر طرفدار طرفدار فکر مخالف دولت شدند باید ببندنش یک دستگاه رادیو هم داریم که من در این دوره پانزدهم آنچه اخبار مجلس را شنیدم این دستگاه منتشر می‌کند نمیتوانم جسارت بکنم بگویم تحریف مى کند ولى ادله و منطق مخالف را به کلى ذکر نمی‌کند که جامعه بفهمد که این شخص که مى‌گفت این دستگاه خراب است باید منحلش کنند به چه دلیل گفت این دیوانه شده بود می‌گفت این دستگاه خراب است باید منحلش بکنند یا منطق و دلیل هم داشت این را برنامه رادیو منتشر نمى‌کند ولى درس معاشقه را چرا خوب مى دهد درس فساد اخلاق را می‌دهد قسمت هشتم و نهم و دهم از آقایان استدعا دارم عرایض من را قبل از این‌ که تمام بشود مورد انتقاد قرار بدهند و مبتداى بى‌خبر مستند هو و جنجال قرار ندهید کلمه لا اله بدون الا‌الله را با عجله کفر نشناسید صبر کنید تا مطلب تمام شود عقیده یک فرد اقلیت در تاریخ این مجلس ضبط شده ممکن است بعد‌ها کسانى این مطالب را بپسندند و به نفع جامعه تشخیص بدهند.

در اسلام براى دفاع از حوزه اسلام عموم مسلمین را وظیفه‌دار قرار داده که هر کس به سهم خود باید مجهز باشد و سپاهى و قشون را صنف خاص قرار نداده البته براى خانم‌ها که وظایف سنگینى در اجتماع دارند معافیت موقت داده ولى اگر خطر بزرگى براى اسلام پیش آمد کرد زن‌ها نیز باید مجهز شده دوشادوش مردها بجنگند. البته پیش قراول این قافله مدافع جوانان و اشخاص مجرب و با سابقه خواهند بود امروز موقعیت ایران با فرونت‌هاى مختلفى که در جهان تشکیل شده به عقیده من غیراز بى طرفى کامل و طرفدارى از عدالت و قانون و شرکت در مجامع صلح عمل دیگرى صلاح ما نیست یک ملت قلیل‌العده با وسعت خاک و نبودن وسایل ارتباط کامل و سرحدات خشکى و دریایى و هوایى با دول مقتدر نمی‌تواند با سرنیزه دفاع بکند باید با نطق و قلم باید با عمل مفید به حال صلح و احتراز از اعمالی که تحریک حس رقابت و حسادت یکى از طرفین را ایجاب کند نمود.

در این بیست و چند سال اخیر که جوان‌هاى ما را از پشت گاوآهن کشیده و تحت سلاح آوردند غیر از خرابى این مرز و بوم و احتیاج ایران بگندم خارج که تاریخ چند هزار ساله ما هیچ وقت ما را محتاج نساخته بود که ارزاق عمومى را از خارج وارد بکنیم نتیجه دیگرى نداشت این حوادث اخیر که بیشتر از امواج دنیا ما متضرر شدیم و قسمتى از جهل یا طمع زمامداران وقت شدند. من افسرانى را سراغ دارم که در آن موقع خطر فقط در فکر غارت اموال عمومى بودند و سربازهاى بى‌گناه حتى اسب‌هاى زبان بسته بلا‌تکلیف و گرسنه و سرگردان شدند بلى یک عده نیز فرار کرده مردم و نفرات را تسلیم قشون مجاهم ساختند حتى در تربت حیدریه انبار گندم یک نفر سید تاجر را در موقع فرار غارت کردند و آنها امروز نیز مصدر کارند. من تا آن روز به جناب سپهبد احمدى به چشم بد نگاه می‌کردم فقط از آن روز نظر من نسبت به ایشان عوض شد با این‌ که در کنار بود و کسانی که مصدر کاربودند فرار مى‌کردند حاضر براى کار شد و مشغول جمع‌آورى سرباز‌هاى گرسنه بى‌سرپرست که بین قم و تهران از گرسنگى و تشنگى نزدیک به هلاکت نبودند من به سهم خود این عمل را کفاره اعمال سابق دانستم به عقیده من باید بودجه وزارت جنگ و ژاندارمرى فقط براى انتظامات داخلى قسمتى که لازم است نگاهدارى شده و بقیه ضمیمه فرهنگ و بهداشت و دادگسترى شود و تعلیمات نظامى را در تمام دبیرستان‌ها اجبارى ساخت و به جاى این برنامه‌هاى خسته‌کننده فرهنگى ورزش‌هاى بدنى و تعلیمات مفید جنگى به آنها داد قهراً تمام افراد تحصیلکرده این مملکت که عملیات مقدماتى را در شش سال متوسطه و چند سال عالى عهده‌دار باشند در موقع خطر مى توانند افسرهایی براى حفاظت مملکت باشند مدارس نظام فقط براى تکمیل معلومات افسران لازم است و بس 2- تمرکز دادن اسلحه در ایران غیر از ذخیره کردن براى دشمنان نتیجه ندارد ما در وقایع شهریور دیدیم صندوق‌هاى اسلحه که در مخزن بود و از خارج وارد ایران شده بود و هنوز در آن صندوق‌ها باز نشده بود به دست مهاجمین افتاد کارخانه‌جات اسلحه‌سازى خودمان با سعى و عمل ایرانى و بودجه و ضرر ایران براى دیگران اسلحه ساخت و تحویل داد و به هر قیمتى که خواستند به حساب گذاردند آن مبلغ را هم در بانک مسکو نگاهداشتند به ما ندادند اگر مصالح فرونت‌هاى مختلف دنیا مقتضى است که سلسله زنجیرى براى جنگ‌هاى بعد تهیه کنند صلاح ایران نیست که با اسلحه دست وارد این سلسله شود بلکه از نظر اقتصادى و فرهنگى هر چه مقتضى است بشود ولى قواى مسلح در مرزهاى آبى و خشکى و هوایى با کمى عده‌ها و مهم بودن حملات جنگ‌هاى آینده غیر از انتحار نتیجه ندارد و من راضى نیستم که موجبات نیست و نابود شدن نسل‌هاى آتیه را ما به دست خودمان

+++

فراهم کنیم، ما باید روابط فرهنگى و اقتصادى خود را مطابق مصالح مملکت خودمان که هیچ شبیه به سایر ممالک از حیث موقعیت نیست با طرفین تحکیم کنیم. داشتن قواى مسلح زاید بر احتیاجات داخلى خودمان و اسلحه و مهمات زاید بر مصارف آن عده به ضرر ایران و دنیاست. ممکن است ارباب طمعى چه در داخله و چه در خارجه با عقیده من موافق نباشند و موقع را براى استفاده‌هاى زیاد مناسب بدانند ولى من معتقدم که این بوى کباب نیست ... واضحتر از این مقتضى نیست در این موضوع بحث شود.

موضوع قسمت 11 و 14 اگر چه در 25 سال پیش در همین مجلس در موقع بودجه اظهار عقیده کردم که وزارت کشور لازم نیست خوبست منحل شود اگر چه به حرف من رسما ترتیب اثر داده نشد ولى عملاً وزارت کشورى وجود ندارد و منحل شده است، اداره شهربانى و ژاندارمرى که حساب و کتابى با وزارت کشور ندارند در دوره شاه سابق رئیس‌الوزرا‌ وقت مجبور بود باج سبیلى به رئیس شهربانى وقت بدهد که از گزارش‌هاى خطرناک راست یا دروغ احتراز کند فعلاً اگر چه شخص رئیس شهربانى بیشتر توجه دارد که بر‌خلاف وظیفه عملى انجام ندهد ولى دستگاه و مأمورین و تشکیلات و عرف و عادت همان است که بوده و احتیاجى ندارد که از وزارت کشور کسب دستورى کند و تعلیماتى بگیرد بلکه وزارت کشور همین ترتیب که از سایر دوایر و ادارات مملکتى در مواقع حاجت استفاده و مراجعه مى‌کند با شهربانى هم همان رفتار مى‌شود و اما قسمتى از ژاندارمرى این صورتی‌ که فعلاً به ژاندارمرى داده شده است به یاد دوره مرحوم شوستر آمریکایى باید افتاد که مرحوم شوستر براى اجراى امور مالیه اعتمادى به ادارات قشونى و شهربانى و امنیه نداشت یک دشته ژاندارم به طور داوطلب استخدام کرده بود که با مأمورین مالیه چند نفر آنها به ولایات می‌رفتند و مأمور وصول از تحصیلدارها و قوه مجریه دارایى وقت بودند و آن ژاندارم خزانه چند سالى در این مملکت بوده ولى کارى غیر از اجراى اوامر مأمورین دارایى و تشریفات نداشت این قسمت ژاندارمرى که به نام قسمت انضباطى و اجرایى در بودجه نوشته شده است شبیه همان ژاندارمرى شوستر است و آن مصلحتى که در تمام دنیا قواى مسلح مأمورین انتظامات داخلى را از قواى مسلح مدافع در مقابل دشمن‌هاى خارجى جدا ساخته که در مواقع عادی به یکدیگر کمک کنند و اگر یکى از آنها خیال کودتا و طغیانى کرد دیگرى جلوگیرى کند در این موضوع فوت شده و با این بودجه جزیى و چند نفر مأمور اجرا جلو طغیان قواى نظامى را که خواهد گرفت (دهقان- خواب دیده‌اید) نه خیر در بیدارى است در مملکت ما سابقه دارد 28 سال قبل یک دسته قزاق یاغى شد و به پایتخت حمله کرد و پادشاه ضعیف آن روز احمد شاه را تحت نفوذ قرار داد و عاقبت تاج و تخت را از دست او گرفت (دهقان- حقش بود) (دکتر بقائى- ما می‌خواهیم جلو این جریان را بگیریم) آقایان نمایندگان محترم اگر نقشه تغییر رژیم و اوضاعى در پیش است که من خبر ندارم شما را ملامت نمی‌کنم از تصویب این بودجه و اگر خیر براى خوش آمد زید و عمرو و تفنن قواى مسلح را در یک نقطه متمرکز می‌سازید آتیه بسیار خطرناکى در جلو خواهید داشت در مملکت خودمان 28 سال پیش عمل شد در مقابل خودمان چند ماه پیش عمل شد بیشتر صحبت کردن در این موضوع با این‌ که مجلس در یک سراشیبى تندى است غیر از تضییع وقت نتیجه ندارد.

یک قسمت از کارهاى وزارت کشور اداره کل آمار و ثبت احوال است. سابقین گفته‌اند وجود ناقص به از عدم صرف است من هم همین عقیده را دارم این اداره آمار ما یک اداره ناقصى است امروزه در دنیا پایه اغلب مطالعات و تصمیمات و اجتهادها حتى حکم‌ها متکى به آمار است خسارتى که به وسیله امراض فلاحتى و حیوانى عاید این مملکت می‌شود اگر آمار صحیحى بود معلوم مى شد که سهل‌انگارى و بى‌اطلاعى دستگاه دولت چقدر افراد را از هستى ساقط کرده و چقدر خسارت عمومى به مملکت وارد شده من در بودجه جزء سایر وزارتخانه‌ها یک شهبه آمارى می‌بینم از فرهنگ و دادگسترى گرفته تا وزارت دارایى و کشاورزى بیرون رفته هر کدام یک دستگاه آمار و مقایسه دارند مخصوصاً در مطبوعات بانک ملى و بانک صنعتى اطلاعاتى که آمار مى‌دهد و مقایسه که در موضوعات مى‌شود حاکى است که دستگاه آمارى در آنجاها وجود دارد چه ضرر دارد که تمام اینها در یک نقطه تمرکز حاصل کنند که اگر متخصصین ماوراء بحار وارد مملکت شدند و آمار تلفات به وسیله مالاریا یا گرسنگى یا امراض دیگر را خواستند موجود باشد یا خسارات سن و ملخ و زنک و کم آبى و غیره را که به محصول وارد می‌شود طرف حاجت آنها شد دستگاه مجهزى باشد که تسلیم کند روى این آمار و وسعت خاک ایران و محصول و عایدات مرئى و غیر مرئى میتوان طرح ریزى اساس انتظامى و فزهنگى و اقتصادى را نموده فقط اداره آماری که در نتیجه حوادث انتخابات امثال مجلس مؤسسان روزى به مصلحتى عده نفوس زیاد شود روزى که باید پخش قند و شکر نمایند عده نفوس کم شود نتیجه نداردمافقط براى اصلاح جدول قانون انتخابات از نظر قرب و بعد و جمعیت بعد از 43 سال مشروطیت نتوانستیم یک نظر قطعى بدهیم که آیا نائین که یک نماینده دارد یا بلوچستان که یک نفر نماینده دارد عده هر یک چقدر است؟ اگر اداره آمار صحیح بتمام معنى که در سایر ممالک جهان وجود دارد ما داشتیم می‌توانستیم تشخیص دهیم که این مملکت به چند معلم و دبیر و آموزگار احتیاج دارد به چند قاضى و امین صلح و و امور ثبت اسناد احتیاج دارد به چند نفر دکتر و پرستار و داروساز محتاج است و براى تعلیم و تربیت آنها برنامه صحیحى تنظیم کنیم. امروزه اغلب تجارتخانه ها و ممالک و مؤسسات دنیا راجه به هر موضوع علمى و اقتصادى محتاج به آمار هستند اداره آمار در مملکت آئینه سر تا پا نماى همه چیز آن مملکت باید باشد چند نفرى البته نه بر حسب تشخیص دولت و تشویق مافوق بلکه از روى عشق و علاقه و ایمان زحماتى در اداره آمار متحمل شده و نقشه و اطلاعاتى تهیه کرده البته آنهم ناقص. لازم است وزارت کشور اگر منحل نشده و وجود خارجى دارد این ادارات آمارى که در هر وزارتخانه چند نفرى مشغول هستند و براى احتیاجات همان دستگاه تحمل رنج و زحمت مى‌کنند جمع آورى کرده و یک اداره آمار به معنى حقیقى خود که هر کس هر حاجت آمارى داشته باشد مراجعه نموده مستفیذ شود تشکیل دهد موضوع وزارت بهدارى و دادگسترى و کمى بودجه آنها و اصلاحاتى که اول باید بودجه آن تهیه شود لازم است حق ندارم من صحبت کرده باشم زیرا که نماینده پیشنهاد اضافه خرج نباید بکند بلکه باید دولت را متوجه نقایص و عدم تناسب در بودجه مملکتى سازد.

از قسمت وزارت امور خارجه و وزارت پست و تلگراف و وزارت فرهنگ و کشاورزى و وزارت اقتصاد ملى و وزارت راه که هر کدام موضوع سخن بسیار است براى تنگى وقت و حفظ نوبت دیگران فعلاً صحبتى نخواهم کرد.

فقط یک اطلاعاتى را که یک نفر تاجرى دیروز به من داد به عرض مجلس مى رسانم من ندیدم سیاهه بانک ملى گفتند در رادیو هم گفته شده من فرصت نداشتم بروم راجع به کمک مالى که بانک ملى براى پائین آوردن هزینه زندگى کرده است نرخ اجناس را مقایسه کرده است که امسال و سال گذشته چقدر سعى کرده که نرخ‌ها را پائین آورد که این را از مقررات وزارت اقتصاد ملى و بازرگانى یا کشاورزى باید بشناسیم و الّا بانک ناشر اسکناس که ربطى به این کارها ندارد این کار را باید وزارت اقتصاد ملى انجام بدهد شما که اطلاع ندارید آن اشخاصی که اطلاع دارند این حرف‌ها را مسخره مى‌کنند یک صورتى را داده است مى‌نویسد آهن تیر در سال قبل در اروپا 38 پوند بوده امروز 36 پوند شده یعنى قطعاً تنزل کرده بازرگانى ما در پائین آوردن قیمت آن در اروپا موثر نبوده یک چیزى است قهرى که وقتى آنجا نرخ‌ها پائین آمد اینجا هم پائین مى‌آید این چه ربطى به وزارت بازرگانى یا بانک ملى دارد خیلى عجیب است اگر گندم در اثر بارندگى زیاد بشود چه ربطى به اداره ارزاق دارد، یکى دیگر قیمت قماش نخى در سال قبل یاردى 32 سنت بوده و 18 سنت شده و 32 سنت در اروپا قهراً پائین آمده این چه ربطى به مبادلات بازرگانى داشته هم چنین نیل و رنک و کاغذ و اینها فهرست مفصلى در این قسمت داده است آن وقت یک گله‌هایى کرده است این شخص چون من اطلاعات مفصل ندارم خیلى مختصر هم هست براى این‌ که جناب وزیر بازرگانى توجه بفرمایند عرض می‌کنم که مى گوید دولت براى قماش و آهن و کاغذ و غیره دروازه مملکت را باز نموده و با ارز دولتى اجازه ورود داده و حال آن که کارخانه‌جاتى که خود سازنده اجناس فوق هستند و در اثر کار آنها مملکت از واردات بى نیاز می‌شود تا حالا در اثر اشکالات دولتى و مقررات ارزى کسى نتوانسته وارد کند مقصود این است که همیشه دست احتیاجش براى مایحتاج خود به دول بیگانه دراز باشد و خود روزى نتواند قماش مورد احتیاجش را خودش تهیه نماید. در سال 1327 جناب وزیر بازرگانى توجه بفرمایید در سال 1327 چند میلیون تومان سهمیه قماش بوده 170 میلیون تومان وارد شده و این مقدار مصرف تقریباً 5 سال مملکت است اگر فقط مصرف یک سال وارد می‌شد یا لااقل همان چند میلیون تومان وارد مى شد و مازاد آن را کارخانه وارد مى‌کردند براى ساختن همین قماش خارجى دیگر کارگرها هم سرگردان نمى‌ماندند این را او نوشته و من چون اطلاعات اقتصادى ندارم فقط نقل قول کردم نظرى بر له و علیه‌اش من نمى‌دهم

+++

موضوع وزارت دارایى و دیوان محاسبات و وظایفى که در قانون براى دیوان محاسبات قائل شده وآن لایحه تفریغ بودجه که پایه وریشه بودجه مملکتى است باید در آن دیوان حلاجى شده و به مجلس بیاید باید صحبت کرد آیا این تشکیلات براى این است که براى اشخاص کار تهیه شده بیکار و موى دماغ دولت نباشند و یا براى انجام وظایفى این تشکیلات در قانون پیش‌بینى شده وزارت دارایى اگر اعضاء دیوان محاسبات را براى انجام آن وظایف لایق و شایسته نمى‌دانسته چرا آنها را انتخاب و به مجلس معرفى نموده است؟ و اگر لایق و شایسته مى دانسته آنها انجام وظیفه نکرده و لایحه تفریغ بودجه 42 سال در کشو میز دیوان محاسبات محبوس بوده چرا مؤاخذه نکرده و اگر آنها به وظیفه خود عمل کرده‌اند چرا لایحه تفریغ بودجه تا بحال به مجلس نرسیده؟ و همچنین دادسراى دیوان محاسبات در اطراف این موضوع بیشتر صحبت شود ضرر ندارد قبل از تشکیلات ادارى وزارت دارایى در دوره مشروطیت طریق مقاطعه در مملکت معمول بود البته صورت جزء جمعى به خراسان پهلوى مستوفی‌هاى خراسان بود مأموری که به خراسان مى‌رفت تعهد وصول پرداخت آن مبلغ را می‌نمود البته خود او اجازه داشت که محل‌هاى لا‌وصول را در مقابل محل‌هاى جدید‌النسق گذاشته کسر عایدات در مقابل اضافه عایدات مورد توجه باشد و اقساطى براى پرداخت مالیات ابواب جمعى خود قرار مى‌داد و هر ساله یک وزیر بقایا بود که به حساب ابواب جمعى اشخاصى که مقاطعه کار دولت در وصول مالیات بودند به حساب آنها رسیدگى و بقایا را وصول می‌نمود در دوره مشروطیت و امانى شدن وصول مالیات‌ها امناء مالیه شخصاً مسئولیت نقدى و جنسى نداشتند بلکه آنها وظیفه‌دار رسیدگى به محاسبات و اجراى اوامر مرکز بودند البته لازمه این عمل رسیدگى بعدى است به مقدار و وصولى و خرج تا رسیدگى به به جمع و خرج نشود حساب مالیه معوق و تسویه نشده محسوب است و دادسراى دیوان محاسبات مى توان گفت قسمتى از کار وزیر بقایاى قدیم را عهده‌دار است و در این تقسیم کار نتیجه و ثمره‌ای که عاید مملکت شده غیر از استفاده نامشروع بعضى از مأمورین دارایى و فقر و بیچارگى عمومى فایده و نتیجه‌اى نداشته و باید دولت دنبال معنى و ماحصل و نتیجه ببیشتر برود تا تشکیلات صورى «وظایفى که اشخاص خوب سنبل مى‌کنند و اشخاص بد وسیله غارت و چپاول قرار مى‌دهند این رویه براى مملکت مفید نیست بلکه مضر است.»

اداره کل گمرک یکى از ادارات قدیمى که قبل از مشروطیت تحت سرپرستى مستخدمین خارجى تأسیس شده می‌باشد ولى جاى تعجب است که اشخاص پر سابقه طرف اعتماد جامعه امثال محمد آبادى مجبور می‌شوند که از کار کناره کنند در تعرفه گمرک به عقیده من تجدید نظر لازم است زیرا که به ضیغ مختلف از بعضى مال‌التجاره‌ها حقوق به درجه زیاد گرفته شده که دستگاه قاچاق در این مملکت به درجه مهم و مفید است که کمپانی‌هاى بزرگ از سرمایه‌دارهاى درجه اول از داخلى و خارجى از بهودى و غیر یهودى و مأمورین مهم از وکیل و وزیر استاندار و گمرکچى شرکت دارند و در بازار تهران براى تجار جاى دیگر دستور حمل چاى از خارج صرف ندارد بلکه باید یا دست از کار بشویند و یا با قاچاقچى‌ها هم دست و همنوا شوند. این مملکت تا اشخاص بیش از قانون احترام دارند تا وقتی که رأى قاضى تحقیق تحت‌الشعاع اراده فلان منتفذ است روى رستگارى نخواهیم دید من وارد جزئیات نمى‌شوم وقایع اخیر خوزستان و مأموریت اکرمى و لطفى و ماست مالى شدن به دستور مقامات عالى من را از توضیح بیشتر معاف کرده اگر خواسته باشم بیشتر توضبح دهم فریاد بلند مى‌شود که به مقامات عالى و مقدسه توهین شده است و قانون اخیر من را منع کرده که بیشتر در اطراف این موضوع توضیح بدهم. این رویه عاقبت خوشى نه براى مقامات دارد و نه اقتصاد عمومى مملکت را حمایت مى کند بلکه با نظر دقیق مى توان گفت این تشکیلات و این مقررات براى ترویج نادرستى و تقلب و خیانت مفید است و ایران بهشتى است براى قاچاقچى‌ها و کلاهبردارها و غارتگرها اعم از رعایاى خارجى یا داخلى ایران. یهودى سرگردان چندى را به من معرفى کردند که چند سالى در ایران با همدستى بعضى اشخاص میلیاردها سرمایه تحصیل کرده و از مملکت خارج کرده است. این موشهاى دزد در نتیجه این قوانین و مقررات غیر مفید به سرمایه ملى مملکت حمله مى کنند.

از این قسمت نیز بگذریم موضوع اداره کل ساختمان است. یک جمله معترضه در این قسمت عرض کنم بعد وارد بحث شوم دولت علیه ایران براى کمک به کارمندان خود اراضى یوسف آباد را بلى فقط اراضى نه آب یوسف آباد براى کمک به کارمندان خود به چند مقابل قیمتى که به دولت انتقال یافته بود به طور قرعه بین یک عده تقسیم کرد که آشیانه براى خود بسازند. صاحبان این اراضى که البته به اقساط خریده بودند گرد هم جمع شدند و طبق نقشه اى که دولت طرح کرده بود و در آن نقشه خیابان و دبستان و سایر تأسیسات شهرى پیش‌بینى شده بود در مقام ساختمان برآمدند البته این کارمندها اغلب سرمایه دار نبودند آنچه توانستند قرض‌هاى متفرقه نموده یا اشیایى که کمتر مورد حاجت آنها بود فروخته و ساختمان‌هاى کوچک بى تناسب در یک قسمت‌هایى ایجاد شد من یکى دو دفعه با وزرا‌ دارایى وقت یا مأمورینى که موثر بودند صحبت کردم که خوب است دولت از صندوق تقاعد بین کارمندان مبلغى به یک کمپانى ساختمانى اعتبار بدهد که نقشه‌هاى مختلف تهیه کرده از عمارت‌هاى ارزان قیمت و گران قیمت پس از تعهد کارمند در زمین اختصاصى او در ظرف یک سال بسازند و در ظرف ده سال با دخالت شرکت بیمه اقساط آن را بپردازند این پیشنهاد من دو حسن داشت یکى این‌ که یک محله جدید که داراى یک الى دو هزار خانه و ساکنین آن طبقه روشنفکر هستند در ظرف یک سال تهیه میگردد که ما در مقابل خارجی‌ها عملیات ساختمانى جدید خود را که براى طبقه عامه از طرف دولت کمک شده است بتوانیم نشان بدهیم و لیاقت ایرانى و استعداد خود مختارى خود را مدلل کنیم حسن دیگرى که داشت این بود که کارمند دولت همان مبلغ اجاره‌ای که امروز در شهر براى سکونت خود و فامیل خود می‌پرداخت براى اقساط دین خود پرداخت می‌کرد و پس از ده سال خود و عیال و اولاد او صاحب آشیانه بودند و آنها را تشویق به صحت عمل و انجام وظیفه می‌کرد ولى مع‌التأسف دولت به این حرف‌ها علاقه نداست و حلال تشریف ببرید یک عده کارمند که شروع به بنایى کرده مبالغى مقروض شده و قابل سکونت نیست. این دستگاه که کار به این سهل و سادگى را انجام نداده تحت نمره 45 اداره کل ساختمانى تأسیس کرده که 000 ر 434 ر 8 میلیون ریال بودجه پرسنلى او است و وظیفه این اداره این است که هر یک از وزارتخانه‌ها اگر ساختمانى لازم داشته باشند تحت نظر این اداره انجام بشود.

موضوع 47 اداره منع کشت و مصرف تریاک است. این مملکت یک بام و دو هوا از عملیات همین اداره ظاهر و هویدا است از طرفى مأمورین دولت علیه به بهانه این‌ که فلان زید ضعیفى که پشت و پناه ندارد یک جریب زراعت تریاک کرده هزار جور براى او زحمت درست کرده و با گرفتن حق و حساب‌ها آزاد می‌گذارید از طرفى مأمورین عالى رتبه همه ساله براى خرید و جمع‌آورى تریاک جیب‌هاى گشادى دوخته و مأمور ولایات شده اتوموبیل‌ها و کاخ‌هاى رفیع در این مأموریت مهم در این مملکت تهیه می‌نمایند سپس در روزنامه‌ها اغلب روزها خبر کشف قاچاق مندرج است که از فلان شوفر یا راهگذر فلان مقدار تریاک قاچاق گرفته شد. آقایان محترم اگر منع کشت تریاک صحیح است پس این مأمورین عالیمقام و این پول‌هاى بى‌حساب براى خرید تریاک چرا مصرف می‌شود. اگر منع کشت تریاک دروغ است و زراعت تریاک آزاد و مقرراتى براى باندرل و حقوق دولت نیست آیا به چه عنوان تریاک فلان رهگذر و یا کاسب و تاجر را مأمورین دولت به عنوان قاچاق ضبط می‌کنند و جریمه مطالبه مى‌کنند بر طبق کدام قانون اشتباه نشود که من طرفدار تریاکى یا طرفدار زراعت خشخاش هستم یک زن زنجانى در منزل ماست که محتاج به تریاک مى‌شود من تریاک غیر قاچاق براى او نمى توانم در این شهر تحصیل کنم اگر آقایان مرکز فروش تریاک غیر قاچاق سراغ دارند به من معرفى کنند. این عرایض را فقط براى برداشتن پرده از روى این کثافت‌هاى ادارى و عملیات نامربوط مأمورین دولت علیه است می‌دانم به گفتن این مطلب اصلاح نمی‌شود ولى در گفتن اثرى است که در نگفتن نیست.

موضوع 48 اداره املاک واگذارى و خالصه‌جات است در مملکت ما خالصه‌جاتى که داریم به آن مستوفی‌هاى قدیم که مراجعه می‌کنیم هر کدامش یک اسمى دارد یک قسمت خالصه‌جاتى است که زمان نادر افشار تصرف کرده‌اند حلال یا اوقاف مردم را ضبط کردند یا دارایى مردم را ضبط کردند پس از آن که نادر رفت آنجایى که رفت این املاک به عنوان خالصه در دست دولت باقى ماند در زمان قاجار به خالصه‌جات نادر باز خالصه‌جاتى مزید شد که هر کدام اسمى دارد مثلاً مرحوم حاج میرزا آغاسى که چندى صدراعظم ایران بوده یک عده قنات و ده و اینها درست کرده بوده است که بعدا فرار کرد و رفت به عتبا و دارائیش را هم یا صلح کرد یا هرچه بود شد مال دولت خالصه شد به نام خالصه‌جات حاج میرزا آغاسى، یک اشخاصى در گوشه و کنار مملکت یاغى شدند در دوره مشروطیت خودمان نایب حسین کاشى یاغى شد اموالش را ضبط کردند شد خالصجات دولتى، شاه سابق املاک مردم را ضبط کرد یا خالصه یا املاک دیگر زدند

+++

بستند هر کار کردند یک املاکی به اسم املاک شاه سابق ضبط شد آن‌ها املاک خالصه‌جات یا املاک واگذاری اسمش شد. این خالصه‌جات به صیغ مختلف و در دست نمایندگان دولت به این شکل بد دارد اداره می‌شود. این‌ها سوابقش بود. برای ضبط عایدات این املاک 674000 و 93 ریال خرج پیش بینی شده در صورتی که عایدات این دستگاه طبق رقم 31 – 690/963/188 ریال است این دستگاهی که نصف عایدات آن خرج اداره و وصول آن می‌شود علاوه بر مخارج غیر مرئی که تحمیل به طبقه زارع شده یکی از آقایان نوشته نطق شما همه را خسته کرد بس است من برای آقایان نطق نمی‌کنم برای دنیا نطق می‌کنم که بفمند ما گرفتار چه وضعی هستیم من برای آن دنیا می‌گویم.

رئیس - بفرمایید آقای حایری‌زاده

حایری‌زاده - این دستگاهی که نصف عایدات آن خرج اداره و وصول آن می‌شود علاوه بر مخارج غیر مرئی که تحمیل به طبقه زارع شده از بودجه عمومی این مبلغ بزرگ پرداخته می‌شود اگر دولت برای تقسیم خالصه‌جات و املاک واگذاری به همان طریق که در دوره ناصری و مظفری معمول بوده هر ملک را به یک داوطلب که عهده‌دار پرداخت حداکثر عایدات آن ملک باشد با شرط آباد کردن آن ملک واگذار کند البته یک شاهی خرج وصول برای دولت نخواهد داشت و چون اشخاص خود ذینفع در آبادی ملک هستند محصول مملکت بیشتر شده و من اطمینان دارم که اگر دولت دست از خالصه‌جات و املاک واگذاری بر دارد و آن را بین رعایا به ترتیب فوق تقسیم کند طولی نخواهد کشید که ایران یکی از صادر کنندگان گندم خواهد شد و احتیاجی نیست که دولت اسعار خارجی خود را برای خرید گندم مصرف کند. توقع دارم در عرایض من بیشتر دقت شده و برای امتحان و آزمایش مدت ده سال دولت املاک مزروعی را اعم از خالصه و غیره از دست تطاول مأمورین خود نجات دهد بدبختانه علاوه بر این که لایحه تقسیم خالصه‌جات و املاک واگذاری تقدیم مجلس نشده لایحه تاسیس دستگاه ضبط املاک عمومی و خصوصی که در دوره بیست ساله بعد از کودتا در این مملکت برقرار بوده تقدیم مجلس شد و آقایان نمایندگان محترم بنده ملکی نداشتم که شاه سابق ضبط کرده باشد شما اغلب برای گردش هم باشد به صفحات مازندران تشریف برده‌اید رفتار مأمورین غارتگر املاک مردم را که شاه سابق ضبط نموده بود و مأمورین و مباشرین آن دوره چشم از مال و ناموس مردم نپوشیده و کردند آنچه کردند البته شنیده‌اید اگر میل داشته باشید بشنوید استدعا دارم از یک نفر مازندرانی از هر طبقه که ملاقات کردید رفتار آنها را بپرسید روشن شوید که چه بوده در ماه گذشته دو روز به مازندران رفتم در یک آبادی یک شب توقف کردم ساکنین آن آبادی داستان‌ها از مظالم مأمورین می‌گفتند من جمله برای سوخت کوره‌ها رعایا را مجبور می‌ساختند که درخت‌های مرکبات را قطع نموده برای سوخت تسلیم کنند پس از تشبت‌های زیاد مأمورین املاک راضی می‌شدند که ده مقابل آن مقدار چوب مرکبات از جنگل برای سوخت تسلیم شده صرفنظر از قطع اشجار بنمایند. با این که شاه سابق شخصاً مرد مقتدری بود و زیردست‌های او از او ترسناک‌تر بودند آیا فکر نمی‌کنید که مجدداً همان املاک را به دست همان مأمورین بسپارند و از مافوق هم وحشتی نداشته باشند چه خواهند کرد؟

موقعی که من این لایحه را دیدم یقین کردم که دست قوی در پشت پرده برای تخریب اساس سلطنت و ایجاد بغض در قلوب رعیت مقصود دیگری نداشته آقایان محترم من نظر دارم در موقع وزارت جنگ شاه سابق اعلانی در روزنامه دیدم که شاه سابق به واسطه نداشتن عایدات از کسانی که بلیط سینما و تاتر و غیره به عنوان همت عالی برای او می‌فرستادند در روزنامه معذرت خواسته بود. آیا اشخاصی که در زمان وزارت جنگ به واسطه نداشتن عایدات از پرداخت قیمت بلیط ارباب توقع و جاجت عذر بخواهد این ثروت و دارایی که در موقع رفتن به جزیره موریس تحصیل کرده بود مشروع و قانونی بود که برای امور خیریه تخصیص بدهید. خیری بالاتر از این نیست که این املاک بین اشخاص محتاج که استطاعت آبادی آن را داشته باشند تقسیم شود و دستگاه غارتگری قدیم تجدید نشود. این عمل نه صلاح مقام سلطنت است و نه مفید به حال مملکت. چون من به واسطه کسالت مزاج مجبورم پس از ختم این نطق مسافرت و راحت کنم در اطراف لایحه واگذاری املاک مغصوبه در ضمن بودجه مجبور شدم مطالبی به عرض برسانم.

این جمله را لازم است من به عرض مجلس برسانم که یک استفاده غیر مستقیم آن طبقه حاکمه‌ای که به عقیده من مخرب مملکت است از نطق من نکنند و بگویند اگر آزادی در ایران نیست فلانی چطور این حرف‌ها را می‌زند که دیده مدرس را کشتند تشییع عشقی را دیده دیروز محمد مسعود را کشته دیده این جنایات را دیده من این حرف‌ها را که می‌زنم برای حیات قیمتی قائل نیستم ولی این آزادی نیست که من این حرف‌ها را می‌زنم من انجام وظیفه می‌کنم برای حیات هم قیمتی قائل نیستم مملکتی که افرادش برای حیات خود قیمتی قایل باشد محکوم به زوال و نیستی است (صحیح است) باید فداکار باشند و برای احقاق حق جامعه بکوشند در قسمت 62 شش میلیون تومان برای کمک به سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی منظور شده دفعه دیگری من در این موضوع مختصر مطلبی عرض کردم ثانیاً برای روشن شدن مطلب باید عرض کنم که اگر بنگاهی برای کمک به مامور خیریه تاسیس می‌شود باید موسسین آن بنگاه و افرادی که عضو آن دستگاه می‌شوند به وسیله کمک و اعانه انجام وظیفه بنمایند نه این که مالیات و عوارضی که از مملکت گرفته می‌شود سه میلیارد و کسری کسر بودجه دارد برای این که به نام امور خیری انجام شود از صندوق عمومی کمک بگیرند من با پرداخت این 6 میلیون تومان برای مصارف خیریه البته به وسیله وزیر مسئول مخالف نیستم ولی پول مملکت به نام امور خیریه بدون این که نظارت از طرف نمایندگان ملت بشود نباید به هیچ اسم و رسم در بودجه منظور شود (همهمه نمایندگان) من میل ندارم در اطراف عایدات سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی زیاد صحبت کنم ولی همین قدر عرض می‌کنم که این دستگاه که سرمایه آن به وسیله قمار یا تحمیل عوارض به مایحتاج عمومی یا از صندوق مملکتی است به نفع ایران نیست (یک نفر از نمایندگان - چرا به نفع مردم نیست) (یمین اسفندیاری - اطلاع ندارد) (یک نفر از نمایندگان- پا روی حق نگذارید) من این حرفم را پس می‌گیرم به شرطی که از حرف‌های سابقم یکی را قبول کنید و عمل کنید لااقل یکیش را اجرا کنید دهقان اگر اطلاع داشتید این طور نمی‌فرمودید).

ترسم نرسیم به کمیت‌های اعرابی

در قسمت 66 - ربان عملکرد غله و نان موضوع قانون دوازدهم 28 سیصد میلیون ریال پیش بینی شده من کراراً در این موضوع به طور اختصار عرض کردم که جمعیت ایران نسبت به دوره ناصری زیادتر نشده بلکه از فشار مأمورین بنادر جنوب ما و اغلب شهرستان‌ها جمعیت آن خیلی کمتر از سابق است و در آن دوره راه‌های شوسه و راه آهن و کامیون وجود نداشت و دولت نیز هیچگونه دخالتی در عمل ارزاق عمومی نداشت فقط برای مبارزه با محتکرین در آخر سال گندم خالصه در انبار ذخیره بود که اگر خرده مالکین گندم‌های خود را فروخته و جنس منحصراً در انبار چند نفر تمرکز یافت اسباب زحمت مردم نباشد فقط همین سیاست و آزاد گذاردن و خرید و فروش و پخت نان هیچ گونه عوارض و محدودیت و اجازه نداشتن من نظر دارم در مشهد انواع نان‌ها که هر طایفه و ایل و جمعیتی مطابق ذوق خود ریخته بودند در اطراف آستانه می‌فروختند و خبازخانه و غیره کنترل و حساب و کتابی نداشت و همین رقابت و آزادی ارزانترین و بهترین نان را به دسترس عموم می‌گذارد فقط در دوره پنجاه سال سلطنت ناصرالدین شاه یک سال بعضی از شهرستان‌ها گرفتار قحط و غلا شدند و آن هم به واسطه نبودن وسایط نقلیه بود و الّا در همان سال در بعضی نقاط گندم به حد وفور موجود بود این دخالت دولت و تعیین نرخی که بی تناسب با سایر زراعت‌های مشابه می‌باشد موجب کمی گندم و احتکار و انحصارها شده است و به عقیده من یک قسمت این قحط و غلا یا در نتیجه خیانت مأمورین و یا حماق آنهاست . البته در آن روز خبازهای میلیونر کمتر داشتیم و دکان‌های خبازی مثل امروز سرقفلی نداشت و یک دسته از مأمورین ارزاق صاحب پارک و اتومبیل نمی‌شدند. آقایان چه ضرر دارد دولت فقط سیلوهای خود را برای یک دفعه پر ساخته و به کلی این اداره ارزاق را و همچنین خبازخانه را منحل سازد فقط قبل از نوروز خروج ارزاق عمومی را از مرز قدغن کند و در داخل ایران حمل و نقل و خرید و فروش آزاد بوده مردم از زارع و تاجر و حمل و تلفنچی و مصرف کننده از شر مأمورین راحت باشند. من نمی‌گویم تمام مأمورین دولت فاسد و خراب و غارتگر هستند لکه اشخاص متدین و امین و درست در صف مأمورین زیاد می‌باشند. بدبختانه تشکیلات مملکتی ما شکلی است که اشخاص درست را که تخصص در قسمتی دارند مأمور آن قسمت نمی‌سازد بلکه رویه این شده که عالم انگلیسی را برای مترجمی چینی انتخاب می‌کنند و بالعکس و یک دسته شیاد از این بازار آشفته سوء استفاده کرده در صف کارمندان دولت اعمالی را انجام می‌دهند که برای یک دستمال قیصریه را آتش می‌زنند کار به جایی رسیده که مالکین جزء اگر مجبور نباشند از زراعت گندم صرف‌نظر می‌کنند در شهری که پیاز را در بازار سه مقابل گندم زارع می‌فروشد و آزاد هست در زراعت و خرید و فروش و حمل و نقل بدیهی است زراعت گندم با این ترتیبی که دولت عمل می‌کند حقاً از بین خواهد رفت و اگر دستگاه تخریبی با نقشه اساسی میل داشت یک مملکتی مانند ایران که جمعیت کم و اراضی دیم‌زار

+++

زیاد دارد گرفتار قحط و غلا سازد بهتر از این نقشه که دولت فعلى عمل مى‌کند ممکن نبود طریقه اتخاذ کرد رئیس: یک ربع تنفس داده می‌شود و بعد از یک ربع ساعت مجدداً تشکیل می‌شود و دنباله بیانات آقاى حائرى‌زاده ادامه پیدا مى‌کند. (ساعت 11 صبح جلسه به عنوان تنفس تعطیل و پس از بیست دقیقه مجدداً به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.)

رئیس- آقاى حائرى‌زاده بفرمایید

حائرى‌زاده- قبل از این‌ که در موضوع قسمت 66 موضوع زیان عمل کرد غله و نان صحبت بشود یکى از رفقا به من تذکر داد که شما موضوع سود را هم در نظر بگیرید مخصوصاً امروز صبح یکى از دکترهایى که سرپرست یک دسته از محصلین براى مطالعات علمى در قسمت‌هاى جنوب رفته بود آمده بود در منزل ما صحبت می‌کرد میگفت ما در وسط این راه در کویر و کوه‌ها تمام آثار جنگل می‌دیدیم ولى به مرور زمان قطع شده جنگل‌ها. من بچه بودم نظرم هست در مشهد زغال‌هایی که مى آوردند مال جنگل پسته بود همان نزدیکی‌هاى مشهد جنگلى بود قطع می‌کردند و زغال می‌کردند و مى‌آوردند چند سال پیش که مشرف شده بودم به آستان حضرت رضا دیدم دیگر از آن زغال‌ها نیست به قدرى سخت شده است که دیگر درختى را که بسوزانند بیاورند براى ذغال در آن نزدیکى‌ها نیست البته ممالک دیگر هم همین درد را مبتلا بودند بشر در اولی که آشنا به تمدن نبوده توى مغاره زندگانى می‌کرده از آن سوراخ مغاره که بیرون مى‌آمده براى رفع سرما و براى پختن مایحتاج خویش از بوته‌ها و درخت‌هایى که در اطرافش بوده استفاده مى‌کرده این مدت دوره بربریت بود ولى امروز دنیا براى سوخت یک فکرى می‌کند حتى شنیدم در بعضى قسمت‌ها که لوله‌کشى براى گاز یا مقدور نبوده یا صرف نداشته گازهاى منجمدى تهیه می‌کردند براى مصرف سوخت و توزیع می‌کردند بین قرا و نقاط نختلفى که سوخت داشته باشد و حوائجشان را با گازهاى طبیعى و مصنوعى مرتفع کنند مسافرتى که من در ایام عید رفتم به آبادان یک شعله‌هاى خاموش نشدنى که چند تا لوله بود و شبانه روز می‌سوخت دیدم در آنجا پرسیدم چیست؟ گفتند اینها گازهایی که است که کمپانى آتش می‌زند این ثروت ملت ایران را آتش میزند معلوم شد که در آبادان تنها نیست در تمام مناطق نفتى این آتش از لوله‌ها زبانه می‌زند و می‌سوزد این آتش هیچ وقت خاموش نمی‌شود آتشى است که کمپانى نفت در ایران روشن کرده جنگل‌هاى ما دارد از بین می‌رود و دولت باید فکر یک نقشه و اصولى براى این کار بکند از این گازهاى طبیعى که دستى آتش می‌زنند این را براى مصرف سوخت شهرها حمل بکنند تا این جنگل‌هاى ما از بین نرود در اطراف کاشمر آنجا کویرى هم هست، کوهى هم هست درخت‌هاى جنگلى که پیوند پسته به آن زده بودند در سال پیش که من رفتم مستوره اى از آن پسته هاى پیوندى براى من آورده بودند بسیار پسته مطلوب و خوبى بود یک عده از این رعایاى رفسنجانى و اردکانى و یزدى آمده بودند آنجا در کرمان هم یک تاجرى اقدام کرد ولى دولت بلایى به سر آن کسى که در این قسمت سعى کرده آبادى درست بکند آورده که دیگران توبه کنند آقاى دکتر طاهرى بیشتر وارد هستند در این قسمت من دیگر شخصش و موضوعش را توضیح نمیدهم یک موضوع دیگرى که لازم است توجه بشود وصول مالیات‌هاى غیر قانونى است دکتر میلیسیو فهمیده یا نفهمیده مطابق مصالح بوده یا نبوده یک قوانینى از مجلس آنروز راجع به مالیات بر عایدات گذرانده تا صدى هشتاد هم از عایدات مطالبه مالیات کرده مجلس هم راى داده ولى چون این مالیات تحمیل بر یک افراد با نفوذ و با ثروتى بوده دولت هم همیشه عاجزکش است، بعضاً زور می‌گوید نسبت به اقویا باج می‌دهد گفتمد عملى نیست قابل اجرا نیست هنوز از مجلس نسخ نشده ولى گفتند عملى نیست یک تصویب‌نامه‌هایى گذراندند اسمش را مقررات گذاردند در آنجا هم نوشتند وقتى مجلس تشکیل شد می‌دهیم به مجلس براى تصویب چند سال است که دارند این پول را از مردم می‌گیرند از مردم شکایاتى هم هى می‌رسد از ولایات ولى گوش شنوایى نیست من براى آخرین دفعه در این مجلس تصور می‌کنم که حال مزاجى من مقتضى نباشد که در مجلس حاضر بشوم در سال دیگر هم مطابق قانون انتخابات من قطع دارم که مورد توجه ملت ایران واقع نمی‌شوم و اینجا نخواهم بود آن لیستى که تهیه می‌شود بنده مشمول مقررات نیستم این است که باید براى آخرین دفعه آه و ناله این مظلومین را به سمع دنیا به وسیله مجلس برسانم آقاى امیر‌تیمور گفتند از این مالیات‌هاى غیر‌قانونى یک مشت شکایت کرده‌اند شما یک نان و آبى از خراسان خورده اید باید ناله اینها را به سمع جماعت برسانید بنده هم براى‏ انجام وظیفه می‌گویم با آن که می‌دانم گوش شنوایى هم نیست. برگردیم به موضوع غله‌اى که صحبت خودمان بود یک چند سطرى جلوتر برگردیم که مطلب مهمى بود ضرر ندارد که در این موضوع به طور اختصار کراراً عرض کنم. عرض کردم که جمعیت ایران نسبت به دوره ناصرى زیادتر نشده بلکه از فشار مأمورین مأمورین بنادر جنوب ما و اغلب شهرستان‌ها جمعیت آن خیلى کمتر از سابق است و در آن دوره راه‌هاى شوسه و راه‌آهن و کامیون وجود نداشت و دولت نیز هیچ گونه دخالتى در عمل ارزاق عمومى نداشت فقط براى مبارزه با محتکرین در آخر سال از گندم خالصه در انبار ذخیره بود که اگر خرده مالکین گندم‌هاى خود را فروخته و جنس منحصراً در انبار چند نفر تمرکز یافت اسباب زحمت مردم نباشند فقط این سیاست و آزاد گذاردن خرید و فروش پخت نان هیچ گونه عوارض و محدودیت و اجازه نداشت من نظر دارم در مشهد انواع نان‌ها که هر طایفه و ایل و جمعیتى مطابق ذوق خود پخته بودند در اطراف آستانه می‌فروختند و خبازخانه و غیره و حساب و کتابى نداشت و همین رقابت و آزادى ارزانترین و بهترین نان را به دسترس عموم می‌گذاشت فقط در دوره پنجاه سال سلطنت ناصرالدین شاه یک سال بعضى از شهرستانها گرفتار قحط و غلا شدند و آن هم به واسطه نبودن وسایط نقلیه بود و الّا در همان سال در بعضى نقاط گندم به حد وفور بود. این دخالت دولت و تعیین نرخى که بى‌تناسب با سایر زراعت‌هاى مشابه مى‌باشد موجب کمى گندم و احتکار و انحصارها شده است و به عقیده من یک قسمت این قحط و غلا یا در نتیجه خیانت مأمورین و یا حماقت آنها است البته در آن روز خبازهاى میلیونر کمتر داشتیم و دکان‌هاى خبازى مثل امروز سرقفلى نداشت و یک دسته ار مأمورین ارزاق صاحب پارک و اتوموبیل نمى‌شدند آقایان چه ضرر دارد دولت فقط سیلوهاى خود را براى یک دفعه پر ساخته و به کلى این اداره ارزاق را و همچنین خباز خانه را منحل سازد، فقط قبل از نوروز خروج ارزاق عمومى را از مرز قدغن کند و در داخل ایران حمل و نقل و خرید و فروش آزاد بوده، مردم از زارع و تاجر و حمل و نقل چى و مصرف کننده از شر مأمورین راحت باشند، فعلا کار به جائى رسیده که مالکین جزء اگر مجبور نباشند از زراعت گندم صرف نظر می‌کنند بدیهى است زراعت گندم با این ترتیبى که دولت عمل مى کند، حقا از بین خواهد رفت و اگر دستگاه تخریبى با نقشه اساسى میل داشت یک مملکتى مانند ایران که جمعیت کم و اراضى دیم زار زیاد دارد گرفتار قحط و غلا سازد بهتر از این نقشه که دولت فعلى عمل می‌کند ممکن نبود طریقه‌اى اتخاذ کرد و جاى تعجب است که با این خرابکاری‌ها با این‌ که بیش از سه میلیارد ریال کسر بودجه داریم سیصد میلیون براى خسارت این عملیات تخریبى دولت باید پول بدهیم مرا به خیر تو امید نیست شرم رسان. قسمت 64- اعتبار کمک کارمندان دولت- یک میلیارد و سیصد و پنجاه میلیون ریال. آقایان محترم چه لزومى دارد بالضیغ مختلف به کارمندان حقوق بدهیم و براى نگاهدارى حساب حقوق ثابت و فوق‌العاده و کمک کارمندان دولت و غیره حساب‌هاى مخصوص داشته و لیست مخصوص تهیه کنیم چه ضرر دارد اشل را براى کلیه مستخدمین اشل واحد قرار داده و این ضیغ مختلف از بین برود اگر روزى پول ایران به قیمت واقعى خود رسید و از این ورشکستگى نجات یافت و چهل ریال مساوى یک لیره طلاى انگلیس شد آن وقت اشل را مجدد سیصدو بیست ریال قرار مى‌دهیم.

قسمت 70- اعتبار قسط اول بهاى فرودگاه آبادان که در اسفند 1328 باید تأدیه شود صد و چهل و هشت هزار تومان و کسرى است من این را لازم مى‌دانم دولت توضیح مى‌دهد که این امتیاز آبادان بر سایر نقاط چیست بلى در آبادان من یک دولت مستقل نفتى را دیدم که ایستگاه طیاره، تلگراف بى سیم و سایر چیز هائیکه یک دولت باید داشته باشد موجود بود بلى تلگرافخانه ایران براى قبول تلگرافات مجهز نبود و همچنین پست و حتى یک پل از خرمشهر به این مملکت مستقل که اسم آن آبادان است براى ایرانى وجود ندارد حتى اتوموبیل‌هاى متفرقه که کمپانى به آنها جواز عبور نداده حق عبور در بعضى محلات دارند البته مأمورین دولت علیه در آبادان تشریف دارند ولى باید براى سکونت خود از کمپانى تقاضاى عمارت مجانى نمایند حتى بعضى از مأمورین ما اتوموبیل سوارى مجانى هم از کمپانى براى رفع حوایج خود مى‌گیرند ولى آیا این مأمورین غیر از اجراى دستور کمپانى وظیفه دیگرى دارند اگر خداى نکرده یکى از مأمورین در کلاسى که باید فارغ‌التحصیل شده باشد نشده و احساسات و عرق ایرانیت داشته باشد طولى نخواهد کشید که اگر مأمور بسیار درستى است و نمى‌توان براى او دوسیه‌سازى کرد البته تغییر مأموریت خواهد یافت. بدیهى است کمپانى تشکیلات خیلى منظمى دارد که من در چند روز توقف آنجا با این‌ که مریض بودم آنجا با این‌ که مریض بودم روح انتظام و انضباط

+++

و انجام وظیفه را در تمام طبقات مأمورین کمپانى از شوفر، گلکار، مهندس، دبیر و سایر مأمورین مشاهده می‌کردم و از خدا آرزو می‌کردم که یک روح انضباط در دستگاه دولت علیه شبیه دستگاه کمپانى دمیده شود زیرا که اغلب متصدیان اموری که من با آنها تماس حاصل کردم و کارمند کمپانى بوده‌اند ایرانى بوده‌اند ولى چون تشکیلات منظم بوده و آنها مى‌دانستند که قانون بلى قانون فقط حکومت دارد و و خاله‌زاده حسن و عموزاده حسین بودن نتیجه ندارد به وظیفه خود عمل می‌کردند بدیهى است وقتى بیم و امید در کار باشد در مقابل خدمت انعام در مقابل خیانت مجازات باشد و فقط قانون حکومت کند ایرانى چون افراد باهوش زیاد دارد به عقیده من بهتر و زودتر از دیگران مى‌تواند انجام وظیفه کند هر چه خرابى است در دستگاه گرداننده این چرخ حکومت است که جامعه را به طرف فساد قهراً مى برد. آقایان محترم چه امتیازى است بین آبادان و سایر شهرستان‌ها که ایستگاه طیاره باید اقساط آن را در آبادان دولت بپردازد. اگر این دستگاه را خارجی‌ها موقعى که بدون اجازه ما و برخلاف رضاى ما وارد مملکت شدند براى منافع خود ساختمان کرده‌اند قرض آن را چرا ما باید بدهیم چرا دولت قبول کرده است که مخارج ساختمان بدون اجازه ما را اقساطاً بپردازد؟ من ایرادى به خارجی‌ها، روس‌ها‌‌ انگلیسی‌ها ‌آمریکایی‌ها ندارم. اگر قشون ما وارد خاک آنها شده بود و همین رفتارى که آنها با ما کردند با آنها کرده بودیم و حاضر شده بودند که در مقابل تعدیات ما مخارجى را که براى بهره‌بردارى خودمان در آنجا کرده بودیم به ما بپردازند البته قبول می‌کردیم. ایراد من به مأمورین با شرف خودمان هست. شماها که حقوق از ملت ایران گرفته بر کرسی‌هاى وزارت و وکالت و آقائى جلوس می‌فرمایید چرا مدافع حق ملت خود نیستید و آنچه دیگران از شما مى خواهند بر طبق اخلاص گذارده تسلیم مى شوید بیشتر در این موضوع بحث کردن نتیجه ندارد قسمت 71 و 72 اعتباراتى است که مربوط به وزارت جنگ است قبلاً راجع به وزارت جنگ و مصالح مملکت ایران و ضررهایی که از تمرکز اسلحه در ایران خواهد شد صحبت کردم تکرار آن موردى ندارد. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

این بود قسمتى از فقرات بودجه دخلاً و خرجاً که براى نمونه به عرض آقایان رسید و گفتن کافى براى اصلاح نیست بلکه باید یک نقشه‌هاى مثبت عملى براى اصلاح جامعه در نظر داشت و اصلاحات در مملکتى که بیش از سه میلیارد ریال کسر بودجه دارد تا فکرى براى عایدات نشده و ایجاد کار براى کارگر نشود قدم‌هاى اصلاحى ممکن نیست برداشته شود و ما اگر تمام کارهاى مملکتى و اقتصادى را در یک طرف بگذاریم و حواس خود را بیشتر صرف موضوع نفت و جلوگیرى از تعدیات کمپانى که متکى به قرارداد شومى است که در پیشگاه ملت ایران ابدا ارزشى ندارد و خود کمپانى هم تشخیص داده است که این قرارداد قابل اجرا و عمل نیست عقیده دارم که دولت با مراجعه به گزارش آرمیتاژ اسمیت که متکى به قرارداد دارسى بوده و تمام شرکت‌هاى تابعه استخراج نفت از لوله‌کشى و غیره دولت ایران شریک در سود آنها بوده به کمپانى رسماً تذکر بدهد که این لوله‌‌نفتى که کمپانى با دولت سوریه قرارداد کرده است که از ممالک عربى و سوریه گذشته و دستگاه تصفیه را در سوریه خیلى وسیعتر و مهمتر از دستگاهى که فعلاً در آبادان است در خیال تأسیس مى‌باشد باید سهم ایران و عملیاتى که کمپانى در ایران باید بکند روشن شود. ما در امتیاز دارسى ذیحق بودیم طبق فصل نهم که اگر صاحب امتیاز یک یا چند شرکت به جهت انتفاع از امتیاز خود تأسیس نماید اسامى و نظامنامه و سرمایه آن شرکت‌ها به توسط صاحب امتیاز معین شده آن شرکت تمام حقوق و امتیازات را خواهند داشت ولى از طرف دیگر اینها باید تمام تعهدات و مسئولیت صاحب امتیاز را نیز در عهده خود بگیرند و طبق فصل دهم آن قرارداد مقرر شده بود که مبلغى بعد از تأسیس نقد و سهام به دولت ایران بدهند. علاوه بر آن شرکت‌هاى مزبور که ایجاد مى‌شدند موظف بودند از منافع خالص خود سهم دولت را همه ساله بپردازند (از طلا گشتن پشیمانیم ما را مس کنید) اگر دنیاى امروز به ملل ضعیفه اجازه نمى‌دهد که حقوق حقه خود را از اقویا مطالبه کنند ما به صد شانزده امتیاز دارسى در بقیه مدت دهسال اخیر راضى هستیم و با ما طبق قرارداد امتیاز دارسى رفتار شده و گزارش آرمیتاژ اسمیت که کارمند تحمیلى یه ایران بود و انگلیسى بود ولى مرد با شرفى بود مورد توجه قرار داده شود. براى حق العبور نفت ایران از کانال سوئز یا عبور لوله نفت از ممالک عربى مبالغى به عنوان حق‌العبور کمپانى به آنها پرداخت مى کند ولى ملت ایران که صاحب حقیقى این نفت است محروم و ملت انگلیس و مأمورین کمپانى به لباس دوستى استفاده از این منابع کرده و در دو جنگ فاتح دنیا شدند راضى نشوند که یک ملت قدیم که روزى علمدار تمدن دنیا بوده در این فشار سیاسى و اقتصادى محو و نابود شود. چون گویندگان در همین مجلس در اطراف این موضوعات بیاناتى کرده و بعد از من نیز ناطقین مطالبى به عرض خواهند رساند بیشتر مقتضى براى اطاله کلام نیست و به عرایض خود خاتمه مى‌دهم و استدعا دارم این مطالب را به مصداق «انظر الى ما قال و لا تنظر الیمن قال» از حائرى‌زاده که یک فرد اقلیت است نشنیده باشید و با دیده تعصب و مخالفت نگاه نکنید بلکه گوینده را فرض کنید آقاى دهقان یا گرگانى است و در اطراف آن مطالعه و تعمق فرمایید مخصوصاً راجع به سه موضوع اول نفت دوم تقسیم املاک خالصه به طریق دوره ناصرى و مظفرى سوم آزادى ارزاق عمومى و رقابت با محتکرین و منع خروج از مرز بیشتر توجه فرمایند بنده حالم مقتضى نیست که بیشتر از این حرف بزنم با ماه رمضان و هواى گرم مقتضى بیشتر نیست (احسنت) و در موضوع بودجه با آن که بودجه نبود این‌ که مطرح است آقایان اسمش را بودجه گذاشتند بودجه نبود یک گزارشى بود که دولت از عواید مشروع و نا‌مشروعى که در این مملکت توانسته وصول بکند و مخارجى که براى ترضیه زید و عمرو از مملکت نموده است بودجه آن است که لایحه تفریغ بودجه‌اش آمده باشد به مجلس و پایه عمل بودجه سال بعد روى لایحه تفریغ بودجه سال قبل باشد که ببینیم خرج‌هاى زیادى چیست حذف کنیم عوارض زیادى چیست حذف کنیم بودجه نبود یک چیزى به نام بودجه آورده‏ بودند اینجا جناب آقاى دکتر معظمى هم در مقدمه اش یک قدرى حلاجى کرده بودند وقتى که گزارش‌دهنده کمیسیون و خود کمیسیون معترف است که این بودجه نیست یک چیزى است حالا چه چیز است نمى‌دانم اثرى هم به عقیده من در اوضاع مملکت ندارد دولت گفته مناین خرج را لازم دارم کمیسیون هم همین جور کرده بازپرسى که در این مملکت نیست اگر لایحه تفریغ بودجه‌اى بود ترس بود مؤاخذه‌اى بود یک وزیرى را داده بودند پدرش را در آورده بودند حبسش کرده بودند اگر بر‌خلاف وظیفه رفتار کرده بود امید بود که وضعیت اصلاح شود، بنده عرایضم همین جا خاتمه می‌دهم.

رئیس- آقاى دکتر معظمى‏

مخبر کمیسیون بودجه- جناب آقاى وزیر دارایى با کمال وضوح و صراحت وضعیت بودجه کل را به عرض مجلس شوراى ملى رساندند و بنده هم مقدمه‌اى که به تصویب کمیسیون رسیده است وضعیت مالى مملکت را تا آنجایى که ممکن بود روشن کردم البته این گزارش که تقدیم مجلس شوراى ملى شده چون در کمیسیون بودجه به این قسمت برخورد کردیم که تا هم آهنگى کامل بین قسمت‌هاى مالى مملکت نیست ممکن بود که ما در آنجا سکوت اختیار کنیم ولى دیدیم که انصاف نیست که وضعیت مالى مملکت را ما روشن نکنیم به این جهت کمیسیون بودجه تصمیم گرفت که آن طورى که وضع مالى مملکت است به عرض آقایان نمایندگان برساند و از این جهت اغلب معایب را خودش مقدم شد که در مقدمه بگوید بنابراین وقتى که ما معایب را ذکر کردیم بیش از این به عرض آقایان نمى‌رسانم ولى فقط موضوعى را که باز در این مقدمه لازم است به عرض آقایان برسانم این است که وضع اقتصادى و مالى مملکت ما به هیچ وجه خوب نیست و پس از وقایع شهریور یک قسمت در نتیجه بحران‌هاى سیاسى و اشغال بدون جهت مملکت ما و یک قسمت هم راجع به این‌ که اولیاى امور دولت کار نکردند یک هرج و مرجى در دستگاه‌هاى اقتصادى دولت پیدا شد و در نتیجه این هرج و مرج در قسمت بودجه هم انعکاس پیدا کرده است آن طورى که امروز ملاحظه می‌فرمایید هیچ کدام از دستگاه‌هاى اقتصادى مملکت ما هم آهنگ نیستند و با آن که دولت‌ها قانون انحصار تجارت را داشته‌اند براى این‌ که صادرات و واردات را در دست داشته باشند از این قسمت هم آن طوری که باید استفاده نشده است بلکه طورى شده است که امروز کاملاً دستگاه تجارت ما هم فلج شده است و از طرفى هم صدور تصویب‌نامه‌هاى متضاد باعث شده است که یک اختلافى در کار اقتصادى مملکت پیش بیاید و از طرفى همین طور اشکالات گمرکى و همچنین یک قسمت افرادى که در مرکز بودند مالیات پرداخت نکرده‌اند و کلیه وضعیت مالى مملکت ما در یک وضع بحرانى است و این گزارش که اینجا داده شده است و آن مطالبى که آقاى وزیر دارایى فرمودند این ایجاب مى کند به این‌ که ما وزیر دارایى و بالاخره دستگاه اقتصادى مملکت را طورى متوجه کنیم که یک فکر اساسى براى قسمت اقتصادى مملکت بکنند و به عقیده بنده دولت باید در اینجا متد کارش را تغییر بدهد و اگر متد کار را تغییر ندهد و یک هم آهنگى براى دستگاه اقتصادى ایجاد نکند وضعیت وخیمى را براى مملکت ایجاد خواهد کرد بنده معتقد هستم و این قسمت را تذکر می‌دهم که دولت بایستى حتماً فکر اساسى بکند که واردات مملکت خیلى زیاد

+++

شده است و صادرات خیلى کم است سابقا ما با ارز صادراتى مقدار زیادى از واردات خود را می‌توانستیم وارد مملکت بکنیم امروز طورى شده است که با ارز دولتى مجبوریم مقدار زیادى واردات وارد بکنیم وضعیت بازار خوب نیست بیکارى هم همین طور که آقایان فرمودند سراسر مملکت را فرا گرفته است پس موقعش رسیده که دولت یک اقدام جدى کند که این قسمت‌هاى اقتصادى را با هم تطبیق بدهد و یک فکر اساسى براى مملکت بکند منتهى براى این‌ که این فکر اساسى را بکند شرط اولش این است که نظر نمایندگان محترم راجع به بودجه مملکت معلوم بشود و از همین جهت است که بنده مى‌خواهم درخواست کنم به این‌ که یکى از پایه‌هاى اساسى که دولت مى‌تواند اقدام بکند و یک بودجه ثابتى بنویسد این است که این بودجه مخصوصاً مورد توجه و تصویب قرار بگیرد تا این‌ که دولت اقدام بکند و یک هم آهنگى میان دستگاه‌هاى اقتصادى بوجود بیاورد پس از ذکر این مقدمه لازم است که من جواب آقایانى را که راجع به بودجه مطالبى فرمودند بطور اختصار عرض کنم آقاى مکى راجع به بودجه مطالب خیلى زیادى فرمودند که من یکى یکى آنچه که مربوط به بودجه است جواب می‌دهم زیرا آن قسمت‌هایى که راجع به دولت بود آقایان وزیر دارایى و وزیر جنگ و وزیر خارجه جواب دادند یک رقم هم راجع به بودجه راه‌آهن است راجع به بودجه راه‌آهن یک ایراداتى در اینجا ذکر کردند که البته خود من هم در مقدمه گفته‌ام که ما از بودجه راه‌‌آهن اطلاع نداریم به این جهت بنده نمى‌توانم پاسخ صریحى به این قسمت بدهم واگذار‏ می‌کنم به خود آقاى وزیر راه ولى نکته‌اى که لازم تذکر داده شود این است که اوضاع راه‌آهن چه از نظر خود راه‌آهن چه از نظر این‌ که خود ما مشاهده می‌کنیم وضعیتش خوب نیست (صحیح است) و بایستى کاملاً دولت در این مورد یک توجه مخصوصى داشته باشد و حتى یکى دو روز اوقات هیئت دولت را مصروف کند این راه‌آهن که ایجاد شده است ارزش این را دارد که دو روز وقت صرف کنند و یک تصمیمى بگیرند و ببینند که این سرمایه ملى را باید چه جور اداره کرد و البته قسمتى که لازم است بایستى سعى بکنند که سیاست از این مؤسسه خارج بشود راجع به قسمت بانک صنعتى چون آقاى وزیر دارایى راجع به بانک صنعتى چون آقاى مدیر عامل بانک جواب انتقادات آقایان را به آقاى وزیر دارایى داده‌اند و آقاى وزیر دارایى به عرض مجلس خواهند رسانید بنده عرضى نمی‌کنم ولى یک نکته‌اى که لازم است عرض کنم این است که براى این‌ که بانک صنعتى بتواند وظایف خود را انجام دهد باید یک اساسنامه قانونى داشته باشد که به طور ثابت بتواند بدون این‌ که دائماً دستخوش تحولات باشند وظایف خود را بر طبق اساسنامه انجام دهند که دولت‌ها کمتر بتوانند در آنجا به طور سهولت دخالت کنند.

راجع به قسمت املاک واگذارى آقاى مکى بیاناتى فرمودند در صورتی‌ که این گزارش قبل از تاریخ لایحه اى که دولت به مجلس داده تهیه شده است بنا‌بر‌این ما نمیتوانستیم راجع به این موضوع چیزى عرض کنیم بنابراین ایراد ایشان به هیچ وجه وارد نبود و علاوه بر این این لایحه هنوز مطرح نشده است که محتاج به ایراد یا جواب باشد بنابراین در آن قسمت هم بنده چیزى عرض نمی‌کنم راجع به قسمت بانک ملى هم یک اظهاراتى فرمودند چون آن قسمت را هم آقاى وزیر دارایى جواب خواهند داد بنده چیزى عرض نمی‌کنم فقط راجع به قسمت دخانیات بود مطلبى ایشان فرمودند که چرا انبارهاى دخانیات پر است و باز مشغول خرید هستند اتفاقاً چون خود بنده در این قسمت وارد هستم خواستم توضیح بدهم که واقعاً اداره دخانیات ولو انبارهایش پر باشد باید خریدارى کند به جهت این‌ که اگر خریدارى نکند لطمه بزرگى به کشاورزان وارد مى آید و یکى از طرق حمایتى که بایستى دولت از کشاورزان بکند این است که اجناس را باید خریدارى بکند ولو این‌ که در انبار بگذارد و علاوه بر این رئیسش را هم بنده مى‌شناسم بسیار مرد صحیح‌العملى است (صحیح است) راجع به بودجه دربار شاهنشاهى آقاى مکى یک ایراداتى فرمودند و بعد هم آقاى حائرى‌زاده مطالبى را ایراد کردند که بنده لازم می‌دانم راجع به این موضوع نظر خودم را عرض کنم. آقاى مکى و آقاى حائرى‌زاده نماینده محترم راجع به بودجه دربار شاهنشاهى بیاناتى ایراد فرمودند و آقاى وزیر دارایى در پاسخ ایشان شرح مفصلى نسبت به جزئیات اقلام این بودجه به عرض مجلس شوراى ملى رساندند اینجانب نظر به وظیفه مخبرى کمیسیون بودجه لازم می‌داند در این باب توضیح دهم که بودجه دربار شاهنشاهى در کمیسیون کاملاً مورد مطالعه و امعان نظر قرار گرفت و به اتفاق آراء تصویب شد حقیقتى که باید اینجا کفته شود این است که شخص شخیص اعلیحضرت همایون شاهنشاهى در این چند ساله دوران سلطنت خود عملاً امتحان داده‌اند که به هیچوجه پاى بند مادیات نیستند (صحیح است) و تمام ثروت خود را در راه رفاه حال مردم با کمال میل و رغبت بخشیدند و شاهد آن هم این همه بناهاى خیریه و مؤسسات آبیارى و بهداشت است که امروز در اکثر نقاط کشور از محل عطایاى ملوکانه ساخته شده و یا در جریان ساختمان است البته همان طور که مکرر و در مواقع مختلف آقایان نمایندگان محترم ملاحظه فرمودند هر‌گونه صرفه‌جویى در بودجه مملکت به عمل آید مورد کمال تأیید و پشتیبانى اعلیحضرت همایون شاهنشاهى قرار خواهد گرفت اما این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که ملت ایران با توجه مقام عالى سلطنت و شخصیت ممتازى که مخصوصاً در وجود اعلیحضرت همایون شاهنشاهى مشهود است ترتیبى فراهم آورد و یقین دارم که از این بابت هرگونه مخارجى که تصویب شود ملت ایران از روى کمال رضا و رغبت و میل و علاقه خاطر خواهد ساخت راجع به زمین‌هاى اطراف تهران هم شرح مبسوطى آقاى مکى بیان کردند که البته این قسمت مورد متوجه اکثریت قریب به اتفاق آقایان نمایندگان است که بایستى یک فکرى به این موضوع بکنند چون یک عده‌اى سابقاً اسلحه دست می‌گرفتند و مردم را مى‌چاپیدند حالا به وسیله ثبت اسناد و سند مالکیت می‌کنند (صحیح است) این موضوع باید مورد توجه دولت قرار بگیرد و راجع به قسمت ژاندارمرى هم شرحى آقاى مکى بیان کردند که جناب آقاى وزیر جنگ توضیحات کافى دادند و براى این‌ که وقت مجلس گرفته نشود بنده عرضى نمی‌کنم فقط ایرادى که به کمیسیون کردند این قسمت در کمیسیون مورد بحث واقع شد که آیا کمیسیون می‌تواند راجع به این موضوع رسیدگى بکند یا خیر چون در آن موقع نامه‌اى دولت نوشته بود و آقاى رئیس‌الوزرا‌ و آقاى وزیر جنگ و آقاى وزیر کشور توضیحاتى دادند بعد دولت استناد کرد به این‌ که چون من یک رقم بودجه را مى‌خواهم کم بکنم و بر رقم دیگر اضافه کنم و فرق نمی‌کند بنا‌‌بر‌این این قسمت هم وارد نیست یک قسمت دیگر راجع به وزارت خارجه بود که آقاى وزیر خارجه جواب فرمودند راجع به قسمت کوره‌هاى جنوب شهر یک قسمت از مردم را فوق‌العاده صدمه می‌زند و من تمنى داشتم که آقاى وزیر کشور راجع به این موضوع یک توجه بیشترى بفرمایند آقاى حائرى‌زاده- مطالبى که آقاى حائرى زاده‏

فرمودند یکى راجع به تفریغ بودج بود البته تصدیق مى‌فرمایید که از نظر قانونى صحیح است که دولت باید تفریغ بودجه را به مجلس شوراى ملى بیاورد ولى مجلس وظیفه اولیه‌اش این است که بودجه را تصویب کرده باشد تا بعد بر طبق تصویبات و تصمیمات مجلس وزارت دارایى روى آن عمل کند و بعد عمل وزارت دارایى مورد رسیدگى دیوان محاسبات واقع بشود و بعد تفریغ بودجه به مجلس بیاید متأسفانه چون در این ادوار بودجه تصویب نشده بود این بود که براى دیوان محاسبات یک ملاک صحیحى نبوده است که یک گزارش جامع و صحیحى به مجلس شوراى ملى تقدیم کند و البته پس از این‌ که بودجه تصویب شد در سال آتیه باید تفریغ بودجه را تقدیم بدارد و راجع به قسمت مالیات‌ها آقاى حائرى‌زاده بیاناتى فرمودند البته کمیسیون بودجه به هیچوجه نمى‌تواند راجع به مالیات‌ها اظهار‌نظر بکند فقط کمیسیون بودجه بایستى که قوانین مالیات‌هایى که ماخذ قانونى دارد در صورت در‌آمدش ذکر بکند بنابر این نمی‌تواند اظهار نظر کند که این مالیات خوب است و کدام مالیات بد است بنابراین این هم از وظایف کمیسیون قوانین دارایى است که وقتى که قانون مالیات‌ها مطرح شد ممکن است رسیدگى بشود یک توضیحى راجع به نفت فرمودند البته راجع به نفت هم چون هنوز مذاکراتش منتشر نشده است این قسمت را بنده نمى‌توانم جواب عرض کنم و البته تمام آقایان با کمال بى‌صبرى منتظرند که ببینند نتیجه اقدامات دولت در این بابت چیست و البته آقاى وزیر دارایى در این موضوع اقدام خواهند کرد یک قسمتى راجع به املاک خالصه فرمودند البته راجع به املاک خالصه ایشان اظهار نظر کردند که بایستى این قسمت املاک به افراد واگذار شود و گمان مى‌کنم که دولت راجع به این قسمت یک لایحه‌اى تقدیم کرده است که در کمیسیون‌هاى مربوطه همین طور معوق مانده است بنابراین این نظر را خود دولت داشته است. راجع به قسمت وام‌هاى بانک. آقاى حائرى‌زاده تذکراتى دادند که سالى 25 میلیون تومان دولت سود به بانک می‌دهد این قسمت را بنده مى‌خواستم توضیح بدهم که 25 میلیون تومان نیست و سالى

+++

 17 میلیون تومان است البته این هم یکى از مسائل اساسى است که بایستى مورد توجه دولت واقع شود الان مطابق این صورت چون بعضى از آقایان صورت خواسته اند مطابق این صورتى که بنده دارم تنزیل‌هاى مختلفى بانک ملى از دولت دریافت مى کند البته آقایان مى‌دانند که قرضى را که بانک ملى به دولت داده است دو قسمت است یک قسمت قروضى است که دولت ضمانت کرده است مربوط به شهرداری‌ها است و یک قسمت قروضى است که دولت خودش قرض گرفته است البته اینها اقلام مختلفى دارند که مجموعاً تقریباً 460 میلیون تومان مى‌شود که اینها هر کدام صدى یک صدى چهار، صدى چهار و نیم صدى شش، صدى هفت است بنابراین ملاحظه فرمایید تنزیل‌هاى مختلفى دولت پرداخت مى‌کند و موقعی‌ که آقاى هژیر وزیر دارایى بودند براى یک کاسه کردن این قروض یک لایحه‌اى به مجلس تقدیم کرده‌اند که این قسمت هم همین طور مانده است این راجع به این قسمت بود و بنده معتقد هستم و حتى در کمیسیون بودجه هم این قسمت مذاکره شد که بایستى دولت با بانک ملى مذاکره کند که در واقع به این قروض یک صورتى داده شود هم براى پرداختنش و هم براى تنزیلش به جهت این‌ که اگر دولت یک تنزیل کمترى بدهد ولى این قسمت از این پول را به بانک ملى پرداخت کند بانک ملى می‌تواند همان پول را با فرع بیشترى به بازار بدهد و از این راه یک مساعدت بیشترى به دولت شده و نه این‌ که دولت یک رقم بزرگى که 17 میلیون باشد تنزیل خواهد داد بنابراین این قسمت را البته آقاى وزیر دارایى توجه دارند و عمل خواهند کرد. راجع به قسمت بودجه وزارت پست و تلگراف فرمودند که در قسمت بودجه وزارت پست و تلگراف استخدام ممنوع است به هیچ وجه این طور نیست این قسمت را در کمیسیون بودجه مطرح کردند که سالیانه از مدرسه فنى پست و تلگراف یک عده‌اى بیرون مى‌آیند و از جهت سیم‌بان و افرادى که لازم دارند استخدام کنند و محل‌هایی‌ که می‌خواهد تأسیس بشود کمیسیون بودجه اجازه داد به این که وزارت پست و تلگراف مى تواند استخدام بکند راجع به قسمت مجلس سنا هم اینجا چون خود مجلس شوراى ملى تأسیس مجلس سنا را اجازه دادند این بود که ما این اعتبار را در بودجه گذاشتیم و این‌ که فرمودید استخدام جدید براى مجلس سنا نباید بشود در خود تبصره 14 که هست این قسمت پیش‌بینى شده است که نباید کارمند جدید داشته باشد و استخدام جدید براى مجلس سنا ممنوع شده است و قرار شده است که از کارمندان مجلس شوراى ملى و کارمندان دولت استفاده بشود و راجع به قسمت مجله رسمى و روزنامه رسمى فرمودند اینجا چون در خود بودجه مجلس بود و مطرح شد و مذاکراتى هم شد و مجلس هم راى داده است بنده چیزى عرض نمی‌کنم راجع به قسمت وزارت کار و تبلیغات البته راجع به وزارت کار میخواستم عرض کنم که یک وزارتخانه اى است که از بدو تاسیس وزارتخانه در بودجه نوشته شده است یکى از وزارتخانه‌هایى است که ضرورى است براى این‌ که امروز روابط کارگر و کارفرما ایجاب می‌کند که یک قدرتى از طرف دولت باشد که این قدرت دخالت بکند منتهى آقاى حائرى‌زاده نظرشان این بود که این قضاوت بیطرفانه باشد البته بعد از تصویب بودجه یک وزرایى انتخاب بفرمایید که لایق باشند و فعلاً هم تحت نظر جناب آقاى منصور‌السلطنه عدل که مرد لایقى هستند حتماً این قسمت رعایت مى‌شود. و اما راجع به قسمت تبلیغات البته قسمت اداره تبلیغات نیز غیر از این باید باشد که فعلاً هست و براى پیشرفت تبلیغات بایستى یک وسایل کافى فراهم کرد و حتى در ولایات و جای‌هاى دیگر باید کارى کرد که برق ایجاد و دایر کرد تا این‌ که تبلیغات به تمام مملکت به همه جا برسد و اینها مستلزم یک بودجه بیشترى است که گویا آقاى طباطبایى هم یک نقشه‌اى تهیه کرده‌اند و تقدیم دولت نموده اند که بد راجع به این قسمت اقدام بشود. یک قسمت راجع به وزارت جنگ و راجع به فراریان شهریور فرمودند البته در قسمت فراریان وزارت جنگ در آن موقع آقایان مى‌دانند که همه ما معتقدیم که بایستى آنها جدا بشوند از آنهایى که گناه ندارند (صحیح است) و روى همین زمینه هم در دوره چهاردهم یک ماده واحده‌اى از مجلس گذشت و البته آنهایى که فرار کرده‌اند بایستى مجازات بشوند و این نکته را می‌خواستم عرض کنم که در قسمت وزارت جنگ یک عده‌اى افسران تحصیل کرده و مردمان درستى هستند و به علاوه راجع به بودجه وزارت جنگ فرمودند در قسمت بودجه وزارت جنگ می‌خواستم عرض کنم که وضع وزارت جنگ با سابق خیلى فرق کرده است در نتیجه مراقبت شخصى وزیرجنگ تیمسار سپهبد احمدى و رئیس ستاد این قسمت‌ها مرتب‌تر از سابق شده است راجع به اضافات هم بنده توضیحاتى از مزارت جنگ خواستم که شرح آن را که برایم رسیده براى آقایان مى‌خوانم. امسال بودجه وزارت جنگ 31 میلیون تومان اضافه شده است البته غیر از بودجه ژاندارمرى از این 31 میلیون تومان در حدود دوازده میلیون تومان براى تأمین ترفیعات جدید و اضافه حقوق قانونى افسران و درجه داران و افزایش مزایاى مربوطه به تناسب حقوق و همچنین افزایش فوق‌العاده اشتغال خارج از مرکز در نقاط درجه 1 و 2، قسمت دوم در حدود هفت میلیون تومان و نیم براى تأمین تفاوت قیمت خواربار و پوشاک و تجهیزات که به علت ترقى بهاى اجناس منظور شده قسمت سوم اداره مهندسى است در حدود دو میلیون تومان براى تعمیر ساختمان‌هاى ارتشى در تمام نقاط کشور و همچنین تکمیل ابنیه نیمه تمام که به علت فقدان اعتبار در حال خرابى است قسمت چهارم یک میلیون تومان از لحاظ دوا و وسائل بیمارستان است. قسمت پنجم در حدود دو میلیون تومان براى خرید دواب منظور شده زیرا اغلب دواب فعلى فرسوده و پیر هستند که باید تعویض شوند ثانیا معادل پنجهزار اسب و قاطر کسر سازمان داریم قسمت هفتم اداره موتورى ارتشى که در حدود سه میلیون و نیم تومان براى تأمین سوخت و احتیاجات و لوازم فنى کامیونهائى است که از آمریکا خریدارى شده و تدریجاً وارد مى‌شود قسمت هشتم در حدود دو میلیون و نیم تومان براى تامین سوخت و احتیاجات فنى هواپیماهاى جدیدى است که از آمریکا خریدارى شده بنابراین این اضافاتی که داده شده روى یک اسناد و مدارکى است و از طرفى آقاى وزیر جنگ در کمیسیون بودجه قول دادند که نهایت مراقبت را خواهند فرمود که در این بودجه صرفه‌جویى بشود بنابراین در این قسمت هم نگرانى‏ نداشته باشید راجع به قسمت وزارت کشور که فرمودند وجود ندارد زیاد بى‌لطفى کردند براى این‌ که وزارت کشور یک وزارتخانه‌اى است فوق‌العاده اهمیت دارد براى این‌ که تمام کارهاى داخلى مملکت مربوط به وزارت کشور است و البته باید دستگاه‌هاى وزارت کشور تقویت شود تا این‌ که بتواند وظایف خودش را انجام بدهد راجع به دیوان محاسبات هم آقاى حائرى‌زاده فرمودند فعلاً قانون طورى است که دیوان محاسبات نمى‌تواند انجام وظیفه کند براى این‌ که وظیفه دیوان محاسبات به حال سابق برگردد آقاى وزیر دارایى یک لایحه‌اى تقدیم کردند که در خود همین مجلس شوراى ملى است اگر تسریع در تصویب آن بشود موجب خوشوقتى آقایان نمایندگان است راجع به قسمت گمرک هم آقاى حائرى‌زاده فرمودند آقاى وزیر دارایى در اینجا توضیحاتى دادند و این‌ که فرمودند که براى تعرفه جدید فکرى شده است یا خیر در این قسمت لایحه تهیه شده است که عنقریب تقدیم مجلس می‌شود راجع به سازمان شاهنشاهى هم فرمودند که این شش میلیون تومانى که داده شده است بى‌جهت داده شده است مى خواهم عرض کنم این قسمت در کمیسیون بودجه مطرح شدنظر به خدمات و کارهاى خوبى که سازمان خدمات شاهنشاهى انجام می‌دهد مخصوصاً در قسمت امور بهدارى که غالب شهرستان‌ها از آن استفاده کرده‌اند به این جهت کمیسیون با این قسمت شش میلیون تومان موافقت کرد و به علاوه در قسمت نظارت هم که فرمودند آن هیئتى که هستند کاملاً مراقبت می‌کنند و آقاى وزیر دارایى هم خودشان شخصاً در آنجا شرکت دارند و به علاوه در همه کشورها است که دولت به عنوان کمک به مؤسسات خیریه کمک مى‌کند مطلب دیگرى که آقاى حائرى‌زاده فرموده باشند نبوده بنابراین می‌خواستم حضور آقایان عرض کنم چون در این بودجه یک اختیاراتى به کمیسیون بودجه داده شده است که پس از تصویب ریز بودجه‌هاى وزارتخانه‌ها را مورد مطالعه قرار داده و تصویب کند و به علاوه از عمر مجلس هم بیش از 24 روز دیگر نمانده است مى‌خواستم تمنى کنم از آقایان که موافقت کنید این بودجه از مجلس بگذرد با این نواقصى که دارد این خودش یک پایه و شالوده‌اى خواهند شد براى این‌ که در سال آتیه یک بودجه در نطق کنند و هم صرفه جوئى در وقت.

رئیس- پیشنهادى رسیده که مذاکرات در کلیات کافى است قرائت مى‌شود (پیشنهاد آقاى کشاورز صدر به شرح ذیل قرائت شد.) پیشنهاد می‌کنیم بعد از اظهارات آقاى حائرى‌زاده مذاکرات در کلیات کافى است.

رئیس- آقاى کشاورز صدر.

کشاورز صدر- به نظر بنده این مذاکراتى که در کلیات شده است بعد از این و حتى در نظق جناب آقاى حائرى‌زاده یا مکررات است یا ضد و نقیض و با دلایلى که عرض می‌کنم به طور اختصار و از دو دقیقه تجاوز نمی‌کند خیال نمی‌کنم آقایان قانع شوند آقاى حائرى‌زاده در قسمت نطقشان راجع به دو موضوع صحبت کردند یکى راجع به درآمد و یکى راجع به خرج و در هر دو مورد یک مسائل ضد و نقیضى گفته شد و مطالبى را که آقاى مکى گفته بودند تکرار کردند به عقیده بنده راجع به درآمد اگر راست می‌گوییم بایستى که از حرف کم

+++

کنیم و بگذاریم قانون مالیات بر درآمد که آماد شده و حاضر به تصویب است که پس از تصویب آن قطعاً در‌آمد هم زیاد مى‌شود پس از بودجه مطرح شود راجع به خرج هم چون عضو کمیسیون بودجه بودم در آنجا ما نهایت دقت را کردیم بیش از این مقدارى که خود آقاى وزیر دارایى بیش از همه علاقه داشت که از این کسر بودجه بکاهد و هفده مورد بود که دادند مطلب دیگرى به نظر ما نرسید حتى در آن دو سه مورد هم به نظر بنده باید درش تجدید نظر بشود زیرا این مستخدمین بدبخت را ما نباید از حقوقشان کم کنیم وقتى که کسر بودجه داریم، این است که در آنجا نهایت دقت در کمیسیون شده و آقاى دکتر معظمى هم مخبر بودند دقت شده و آقایان هم خوب است که از تکرار مطالب بکاهند و اگر واقعاً عقیده دارند که فلان رقم خرج زیادى است ممکن است پیشنهاد کنند مثلاً اضافه حقوق مستخدمین را ندهیم یا پیشنهاد کنند فلان وزارتخانه بودجه‌اش کم شود یا بودجه‌اش حذف شود حرف حسابى بزنند بنده معتقدم که وزارت جنگ نهایت ضرورت را دارد آقاى حائرى زاده معتقدند که لازم نیست بنده معتقدم که یکى از کارهاى مفید موضوع سازمان خدمات اجتماعى است که بسیار براى این مملکت مفید است (صحیح است) ایشان معتقدند بد است به عقیده من بهتر است که آقایان پیشنهاد کنند و نظرشان را توضیح بدهند و اکثریت هم قضاوت بکند و بحث زائد هم نکنیم اختیار دارند مى‌توانند پیشنهاد حذف کنند اگر مجلس رأى داد پیشنهاد قبول است و دولت اطاعت مى‌کند به نظر من مذاکرات کافى است و آقایان موافقت کنند و رأى بدهند که در کلیات دیگر صحبت نشود پیشنهادات زیادى رسیده که باز وقت مجلس را می‌گیرد و عمر کوتاه مجلس هم وفا نمی‌کند که این لوایح فوتى و فورى بگذرد.

رئیس- آقاى دکتر بقائى مخالفید؟ بفرمایید.

دکتر بقائى- عده براى رأى کافى نیست بنده تقاضا می‌کنم که آقایانى که پیشنهاد کفایت مذاکرات داده‌اند مسترد نمی‌کنند بنده دلایل مخالفتم را عرض کنم.

کشاورز صدر- مسترد نمى کنم‏

رئیس- بفرمایید.

دکتر بقائى- آقایان به طورى که ملاحظه فرموده‌اید این بودجه یک نواقصى داشت که آقایان مکى و حائرى‌زاده به عرض مجلس رساندند و یک نکات دیگرى است که بنده می‌خواهم به عرض مجلس برسانم با وضعیت فعلى که الحمد‌الله عدالت اجتماعى سرتاسر مملکت ما را فرا گرفته و آزادى هم در همه جا هست و در روزنامه‌ها هم هر کسى هر چه بخواهد مى‌نویسد آقایان ملاحظه می‌فرمایید که تا یک روزنامه‌اى از حدود تملق خارج شد و خواست یک حرف حسابى بگوید فوراً توقیف می‌شود و هیچ وسیله دیگرى در این مملکت نیست و فقط این تریبون مجلس است که مى‌شود دو کلمه حرف زد بنده علت این که با کفایت در مذاکرات مخالفت می‌کنم نه فقط براى این است که هیچ راه دیگرى جز این تریبون فعلاً در مملکت وجود ندارد بنده که یک نماینده مجلس هستم و یک نماینده اقلیت هستم قریب دو ماه است که اقدام کردم به این که اجازه به من بدهند که یک روزنامه‌اى بنویسم با این که قانونى در این مملکت به تصویب رسیده که امتیاز را لغو کرده معذالک هنوز وزارت فرهنگ بهانه می‌تراشد بنده مى‌خواهم مجلس شوراى ملى و ملت ایران و دنیا را شاهد بگیرم که وزارت فرهنگ آخرین ایرادى که به بنده گرفته این بود که تو از مجلس حقوق می‌گیرى و این مقررى نیست، آنچه که وکلا می‌گیرند مقررى نیست و این مشمول قانون است (ملک‌مدنى- آقا وکلا مشمول نیستند حقوق نمی‌گیرند) بنده این جا امروز از پشت این تریبون اعلام می‌کنم که دیگر از مجلس حقوق نمی‌گیرم براى این که بتوانم روزنامه منتشر کنم اقایان می‌دانید که من متولى ندارم سرمایه‌اى هم ندارم و این کار را هم با زحمت و خون جگر و لا کمک رفقایم باید بکنم ولى معذالک این گذشت را بنده می‌کنم و از امروز دیگر حقوق نخواهم گرفت براى این که بتوانم روزنامه بنویسم.

امیر‌تیمور- مسعود ثابتى- آقاى دکتر بقائى این حقوق نیست مقررى است‏

دکتر بقائى- ولى خواهید دید که وزارت فرهنگ همین را می‌گوید حقوق است با وجود این‌ که 6 نفر از نمایندگان مجلس با گرفتن مقررى دارند روزنامه مى‌نویسند به من اجازه نمی‌دهند که روزنامه منتشر کنم من براى این‌ که دهن آنها را ببندم امروز اعلام می‌کنم که دیگر مقررى نخواهم گرفت و فردا می‌روم به وزارت فرهنگ براى این‌ که اجازه بدهند و اگر جریان دیگرى بود به وسیله این مجلس به اطلاع دنیا مى‌رسانم و اگر به وسیله مجلس نشد مجبور خواهم شد که مستقیماً به سازمان ملل متفق شکایت کنم‏

رئیس- آقاى دکتر بقائى راجع به مخالفت با کفایت مذاکرات صحبت کنید

دکتر بقائى- عرض کنم روى این اصل بنده تقاضا کردم چون عده کافى نیست براى رأى گرفتن و وقت مجلس هم تلف مى‌شود اجازه بدهند صحبت ادامه پیدا بکند و قول می‌دهم به آقایان آن طورى که آقاى کشاورز صدر فرمودند نه مکررات خواهد بود و نه ضد و نقیض و هر جا که مکررات بود بنده خواهش می‌کنم از ایشان یک یادداشتى به بنده بنویسند و تذکر بدهند

مسعود ثابتى- این را سابقه درست نکنید مقررى ربطى به حقوق ندارد

[4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏]

رئیس- تا عده حاضر شوند براى رأى یک پیشنهادى از طرف 37 نفر از آقایان نمایندگان رسیده که فردا دوشنبه به طور فوق‌العاده براى برنامه یک جلسه البته عادى و سه ساعته براى کار برنامه تشکیل بشود در این قسمت که مخالفتى نیست؟ پیشنهاد قرائت مى‌شود. (به شرح ذیل قرائت شد) ریاست محترم مجلس شوراى ملى؛ نظر به این‌ که اجراى برنامه هفت ساله براى بهبود اوضاع اقتصادى کشور کمال ضرورت را دارد و نظر به این‌ که موجبات اجراى برنامه با تصویب ماده واحده اى که از تصویب کمیسیون گذشته فراهم می‌شود امضاء کنندگان ذیل پیشنهاد می‌نماییم که طبق تبصره 138 آئین‌نامه داخلى مجلس روز دوشنبه فردا جلسه فوق‌العاده تشکیل شود.

رئیس- مطابق نظامنامه این هم محتاج به رأى است. 3 نفر مى‌توانند امضاء کنند ولى بایستى رأى گرفت. (اردلان- مخالفتى ندارد جلسه فردا اعلام بفرمایید) چون براى رأى پیشنهاد در کفایت مذاکرات عده کافى نیست جلسه را به فردا صبح ساعت 9 موکول می‌کنیم. (جلسه نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى‌ رضا حکمت

+++

قوانین‏

شماره4721           7- 4- 1328

وزارت بهدارى.

فرمان همایونى راجع به اجراى قانون اصلاح قانون استخدام پزشکان به انضمام قانون مزبور که در جلسه 29 اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و بیست و هشت به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است ذیلاً ابلاغ مى گردد.

با تأییدات خداوند متعال ما پهلوى شاهنشاه ایران‏

محل صحه مبارک‏

نظر به اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسى مقرر می‌داریم:

ماده اول- قانون اصلاح قانون استخدام پزشکان که در جلسه 29 اردیبهشت ماه 1328 به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده و منضم به این دستخط است به موقع اجرا گذاشته شود.

ماده دوم- هیئت دولت مأمور اجراى این قانون هستند. به تاریخ 22 خرداد 1328

قانون اصلاح قانون استخدام پزشکان‏

ماده واحده- دندانسازان- داروسازان- ماماها پزشکان و صاحبان سایر مشاغل طبى نیز مشمول ماده 4 قانون خدمتگزارى پزشکان مصوب 7- 5- 1328 خواهند بود.

تبصره 1- وزارت بهدارى و بیمارستان‌ها و کلیه مؤسساتى که با سرمایه دولت تشکیل شده و یا اداره مى‌شوند مکلف هستند مامایى را که به نام فن مامایى استخدام نموده و می‌نمایند فقط به کار زایمان بگمارند.

تبصره 2- وزارت بهدارى مکلف است که رؤساى فنى بیمارستان‌هایى که بیش از بیست تختخواب دارند و رؤساى بهدارى شهرستان‌ها را از بین پزشکان دیپلمه انتخاب نماید.

تبصره 3- به پزشکان و داروسازان و دندانسازان و ماماها که من بعد از دانشکده‌هاى داخله و خارجه فارغ‌التحصیل مى‌شوند مادامی که دو سال در خارج از تهران کار نکرده‌اند پروانه طبابت در تهران به آنان داده نخواهد شد.

هر یک از صاحبان مشاغل طبى که از طرف وزارت بهدارى مأمور خدمت خارج از مرکز مى‌شوند چنانچه به معاذیرى امتناع از انجام وظیفه نمایند از خدمت وزارت بهدارى برکنار و تا قبل از انجام دوره خدمت خود در خارج به خدمت پذیرفته نخواهند شد. یک سال طبابت در بنادر جنوب و نقاط بد آب و هوا مساوى با دو سال خدمت در سایر شهرستان‌ها مى‌باشد.

تبصره 4- مقصود از عبارت (خارج از مرکز) مندرج در ماده 4 قانون پزشکان شهرستان‌ها و بخش‌هاى خارج از حوزه تهران است و بالجمله شمیران و حضرت عبدالعظیم خارج از مرکز محسوب نمى‌شود.

تبصره 5- انتخاب پزشکان در وزارت بهدارى جز به شغل وزارت و معاونت و مدیر کلى فنى به کارهاى ادارى و غیر‌فنى مطلقاً ممنوع است.

تبصره 6- وزارت بهدارى مکلف است حد‌اقل و اکثرى براى دستمزد طبیبان و جراح‌ها تعیین کند و بعد از صدور تصویب‌نامه اعلام دارد.

این قانون که مشتمل بر یک ماده و شش تبصره است در جلسه 29 اردیبهشت ماه 1328 به تصویب شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت اصل فرمان همایونى و قانون در دفتر نخست وزیر است‏

م- 2021 نخست وزیر

+++

                       

یادداشت ها
Parameter:294497!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)