کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره‏19
[1396/05/31]

جلسه: 18 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یک‌شنبه هشتم مهر ماه 1335  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: سلطان‌مراد بختیار - فضایلى - ارباب

 3 - طرح و تصویب گزارش مجلس سنا راجع به تمدید برقرارى فرماندارى نظامى در تهران و راه‌آهنى سراسرى‏

4 - تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان قنات‌آبادی و سلطان‌مراد بختیار

5 - تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر بهدارى‏

6 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره‏19

 

 

جلسه: 18

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یک‌شنبه هشتم مهر ماه 1335

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: سلطان‌مراد بختیار - فضایلى - ارباب

 3 - طرح و تصویب گزارش مجلس سنا راجع به تمدید برقرارى فرماندارى نظامى در تهران و راه‌آهنى سراسرى‏

4 - تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان قنات‌آبادی و سلطان‌مراد بختیار

5 - تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر بهدارى‏

6 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت نه و چهل پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 -تصویب صورت‌مجلس

رئیس - صورت غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد.)

غایبین با اجازه - آقایان: دکتر حسن افشار - دکتر بینا - دکتر اسدى - قبادیان - دکتر عدل -غضنفرى - سعیدى - شادلو - دکتر امین - مهندس فیروز - مهندس فروهر - برومند - مهندس هدایت - خرازى - مهندس ظفر - جلیلى - هدى - علامه وحیدى - بیات ماکو - امامى خویی - صادق بوشهرى - عرب - شیبانی - قراگزلو.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: دکتر طاهرى - تجدد – دکتر امیر اصلان افشار - عامرى - بزرگ ابراهیمى - دکتر سعید حکمت - باقر بوشهرى - سنندجى - مهندس شیبانی - تیمورتاش - دولت‌آبادى - قرشى - فرود - معین‌زاده - مجید - ابراهیمى - سالار - بهزادى - دکتر دادفر - مسعودى - دکتر وکیل - اریه - صراف‌زاده - دهقان - ساگینیان.

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه - آقایان: قنات‌آبادی - دولتشاهى - پردلى - صدرزاده - طباطبایی قمى - یار افشار - مهندس بهبودى - بهبهانى - مرتضى حکمت - دکتر پیرنیا - دکتر شاهکار - کدیور - موسوى - امید سالار - خزیمه علم - رامبد.

زودرفتگان بى‌اجازه - آقایان: دکتر هدایتى - دادگر  - دکتر عمید - فضایلى - اقبال.

رئیس - آقایان که کارى برایشان پیش مى‌آید و بیرون تشریف می‌برند خوبست همان وقت چیزى بنویسند و اطلاع بدهند حالا هم این اصلاح می‌‌شود نظرى نسبت به صورت‌مجلس نیست؟ آقاى کیکاوسى‏

کیکاوسى - چند اصلاح مطبعه‌اى هست در عرایضم اصلاح می‌کنم و تقدیم می‌کنم. ‏

رئیس - بدهید اصلاح شود دیگر نظرى نیست؟ (اظهار نشد) صورت‌مجلس جلسه پیش تصویب شد.

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: سلطان‌مراد بختیار - فضایلى - ارباب

رئیس - سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند. آقاى سلطان‌مراد بختیار

سلطان‌مراد بختیار - چون مدتى مجلس تعطیل بود روزهاى آخرى که قرار بود تعطیلات مجلس شروع شود سیل خانمان ‌براندازى که یک عده زیادى از هموطنان ما را بى‌خانمان کرده بود جارى شده بود می‌خواستم جریان را به اطلاع آقایان نمایندگان مجلس شوراى ملى برسانم چون که تاکنون بعد از افتتاح مجلس گزارشى از جریانات سیل به عرض مجلس شوراى ملى نرسانیده‌اند در اواخر مرداد ماه اطلاع دادند که در قسمتى از مناطق اصفهان و یزد و کرمان و کاشان سیل جارى شده (مهران - اواخر تیر ماه) ببخشید اواخر تیر ماه اولین دفعه‌اى خواستند بروند براى رسیدگى سیل‌زدگان جناب آقاى علم وزیر کشور و جناب آقاى حکیم‌الملک و یک عده‌ای رفتند آنجا بازدید کردند و یک رسیدگى‌هایی کردند و چون در ابتداى کار بود یک قدرى بازار گرم‌تر از حالا بود و بیشتر سعى می‌شد که به مردم کمک شود و یک وعده وعیدهایی به مردم دادند تا این‌که چند روز گذشت البته باید عرض کنم وقتى که اعلیحضرت همایون شاهنشاهى تشریف‌فرما شدند حقیقتاً یگانه موضوع این بود که مردم سیل‌زده به قدرى خوشوقت شدند که شاید هیچ یک از کمک‌ها این قدر ارزش نداشت دیدند که اعلیحضرت همایونى شخصاً تشریف‌فرما شدند و چند نقطه را بازدید فرمودند و دستوراتى هم راجع به این کار دادند که شاید اکثر آن دستورات اجرا شد با این کمک‌هایی که تاکنون شده است چه از داخلى و چه از خارجى از دول خارجى 20 هزار تن گندم دولت آمریکا داده ده هزار تن شوروى داده یک مبالغى هم از خود مردم جمع‌آورى شده که البته بایستى مؤسسه شیر و خورشید سرخ تقسیم بکند ما بین سیل‌زدگان هم گندم و هم بقیه وسایلى را که از طرف اشخاص کمک شده است ولى موضوعى که به عقیده بنده از اینها مهمتر است این است که این سیلى که امسال آمده است به قنوات خسارت بسیار زیادى وارد کرده (صحیح است) اشکال کار این است که ممکن است از این کمکى که شده است ده تا اتاق بسازند یا اگر دو تا اتاق نتوانستند بسازند یک جورى زندگى خودشان را به سر ببرند ولى قنوات جورى نیست که بشود با کمک شیر و خورشید سرخ یا آقاى دریانى که اتفاقاً کمک بسیار بزرگى کرده و کاشکى در این مملکت مثل ایشان پنجاه نفر بود از این کمک‌ها بشود نتیجه گرفت چون در حدود هفتصد رشته قنات در این مملکت در اثر این سیل مسلماً یا صدمه دیده یا به کلى خراب شده براى این هفتصد رشته قنات که صدمه دیده و یا خراب شده دولت فقط یک میلیون تومان کمک کرده است یعنى داده است به بانک کشاورزى

+++

 که بدهند براى تمام این قنوات و مردم هم حرف‌شان حسابى است کمک مجانى نمی‌خواهند فقط مردم می‌‌گویند دولت همین‌طورى که ما مالیات می‌‌دهیم و همین‌طور که ما رعیت این دولت هستیم دولت به ما پولى قرض بدهد ما هم قنوات‌مان را تعمیر کرده مشغول کاشت بشویم املاک‌مان هم گرو می‌‌گذاریم در مقابل این گروگان هر وقت که ما پول را پرداختیم املاک‌مان را پس بدهند ولى متأسفانه همان‌طورى که آقایان اطلاع دارند اولاً سرمایه بانک کشاورزى سرمایه زیادى نیست در ثانى به قدرى مقررات بانک کشاورزى خشک است که هیچ‌گونه کمکى به این مردم نشده است (صحیح است) مسلماً نشده این کمک نشدن شاید خودش حالا معلوم نباشد ولى در سال آینده خسارات بسیار بسیار زیادى هم به صادرات این مملکت و هم به غله این مملکت خواهد زد چنان‌که ملاحظه می‌فرمایید در امسال آمدند و یک کمک‌هاى گندم و یا پول و یا چیزهاى دیگرى به مردم کردند اولاً این کمک‌هایی که شد یک کمک‌هایی موقتى بود یک کمک‌هایی نبود که بتوانند برگردانند این کمک‌ها را یک کمک‌هایی نبود که بشود با آن زندگى کرد بردند و خوردند و تمام شد اما اگر بخواهیم به مردم کمکى بکنیم لازم است که یک پولى را در اختیار بانک کشاورزى بگذارند تا بتواند قرض بدهد (صحیح است) با این مقررات ملاحظه می‌فرمایید که بانک کشاورزى ما الساعه که پول را به زارعین و مالک قرض می‌‌دهد که صدى دوازده نزول می‌گیرد (صدرزاده - با مخارجى که تعلق می‌گیرد صدى پانزده می‌شد ) همین‌طور است که می‌فرمایید با مخارجى که باید بپردازند صدى 15 می‌شود آن وقت صدى پانزده نزولى که می‌دهند تازه اگر می‌دادند عیب نداشت با همان صدى 15 نزول براى گرفتنش زحمات زیادى باید کشید که به چند نفرى آیا داده شود یا داده نشود (عرب شیبانی - پول ندارند وضع مالی‌شان اجازه نمی‌دهد) بنده‏ هم قربان علت را عرض می‌کنم ملاحظه می‌فرمایید بنده این موضوعات را یک قدرى رویش دقت کردم که به عرض آقایان برسانم در زمان اعلیحضرت فقید که دستور دادند بانک کشاورزى تأسیس شود این بانک ده میلیون تومان سرمایه داشت که در همان تاریخ یک ثلث اسکناس در جریان در مملکت متعلق به بانک کشاورزى بوده است در صورتى که امروز بانک کشاورزى را شصت میلیون تومان سرمایه دارد ولى یک بیست و چهارم اسکناس در گردش در اختیار بانک کشاورزى است با این تفاوت که شاید آن روز این‏قدرها مردم متوجه نبودند یا انتظار نداشتند دولت کمک کند ولى امروز چه دولت بخواهد چه نخواهد مردم می‌خواهند که حق‌شان را بگیرند و حق هم این است هم به آنها کمک بشود براى این‌که اگر ما بیست میلیون نفر جمعیت داشته باشیم حتماً 12 میلیون نفرش کشاورز است و بایستى که دولت بیاید بگوید براى این 12 میلیون نفر کشاورز و ایلات و عشایر چه اقدامى کرده براى این‌که اگر از طرف بانک ملى کمک‌هایی می‌شود به تجار و غیره این نتیجه‌اش براى کشاورزها چیزى نیست مثلاً فرض بفرمایید اینجا یادداشتى من دارم راجع به بانک ملى بانک ملى پانصد میلیون تومان اعتبار به تجار می‌‌دهد این 500 میلیون تومان را هم اگر بانک ملى می‌‌دهد به سه چهارهزار نفر می‌‌دهد که آن سه چهار هزار نفر هم می‌روند با آن پول خرید و فروش زمین و سفته‌بازى می‌کنند اگر مى‌آمدند بیست درصد اعتبار آقایان تجار را کم می‌کردند که شاید ضررش به بنده و بعضى از آقایان می‌‌خورد اگر این مبلغ را به بانک کشاورزى می‌دادند که براى زارعین بیچاره فکرى بکنند و درنظر می‌‌گرفتند که آنها هم در این مملکت سهمى دارند همه‌اش مال یک عده معدودى نباشد هم آنها از بیچارگى خلاص می‌شدند و هم به تولید مملکت کمک می‌شد در این صورت اگر آقایان بیایند این اقدام را بکنند اشکالى که هست دفع می‌شد و نمی‌توانند بگویند که ما پول نداریم چون آن روز جناب آقاى وزیر دارایی اینجا تشریف آوردند و فرمودند 9 میلیون تومان ما می‌‌دهیم به بانک کشاورزى فکر کردند این موضوع خیلى مهم است در صورتى که بانک کشاورزى صد تا شعبه دارد عجالتاً به هر شعبه 10 هزارتومان می‌رسد در همین چند روزى که جناب آقاى وزیر دارایی خیال کردند که خدمت بزرگى به کشاورزان کرده‌اند وعده داده‌اند این پول را در اختیار بانک کشاورزى بگذارند در صورتی که اگر دولت تصمیم بگیرد واقعاً کمک کند احتیاجى هم به پول نیست که دولت تهیه بکند یا از خزانه بدهد بانک ملى 20 درصد اعتبارات را کم بکند و در اختیار بانک کشاورزى بگذارد و بانک کشاورزى دستور بدهد که یک قدرى این مقررات را کمتر کند این مردم بیچاره به این بدبختى و سیاه‌روزى دچار نمی‌شدند باور بفرمایید بنده رفته بودم اطراف اصفهان چند تا ده دیدم که یکى از آن دهات اسمش باغ سرخ است اینها می‌گفتند که یک کسى پیدا شود با دولت بیاید نصف آب مملکت ما را بگیرد فقط قنات ما را درست کند خوب آقا آدم خجالت می‌کشد به اینها چه جواب بدهد حاضرند نصف کلیه دارایی‌شان را براى خرج قنات‌شان بدهند بنده چندین بار رفتم و سفارش کردم متأسفانه نه فقط به نتیجه کامل نرسیده‌ام به نتیجه ناقص هم نرسیدم مثلاً آقاى رئیس بانک کشاورزى می‌گوید 50 هزار تومان می‌توانم کمک بکنم در صورتی که امروز کارگر که روى قنات کار می‌کند حداقل هفت تومان مزد می‌گیرد و با 50 هزار تومان که ایشان می‌دهند شاید بشود یک قنات را تعمیر کرد چطور می‌شود تمام این خرابی‌ها را درست کرد حالا اگر دولت تصمیم ندارد این کار را بکند جناب آقاى ذوالفقارى بنده اینجا یک عرض دارم و آن این است که وقتى رادیوى ما هر روز می‌گوید ما کمک می‌کنیم کمک می‌کنیم نتیجه این می‌شود که این بدبختی‌هاى گرسنه پانصد ششصد تومان داده‌اند به من تلگراف کرده‌اند و می‌‌گویند که ما هر روز می‌‌شنویم که رادیو گفته است که به شما کمک می‌کنیم این کار را می‌کنیم آن کار را می‌کنیم و آن وقت بدبختى بنده این است که خیال می‌کنند به همه مملکت کمک شده و فقط به همان یک حوزه کمک نشده در صورتى که می‌دانم به همه جا کمک اساسى نشده جناب آقاى ذوالفقارى می‌دانم که ظلم بالسویه عدل است و براى همه یک صورت داشته فرقى نکرده و بنده مخصوصاً آمدم امروز این مطلب را به عرض آقایان برسانم مخصوصاً خود جناب آقاى علم که تشریف داشتند ملاحظه فرمودند که خرابی‌ها آنجا چقدر زیاد بود و وعده‏وعیدهاى بسیار زیادى هم دادند و شیر و خورشیدسرخ مرکز هم یک کمک‌هایی کردند اما کافى نبود آقاى دریانى بسیار مرد خیرى است کمک بسیار مؤثرى کرده کار خوب کرده امیدوارم چند نفر دیگر مثل آقاى دریانى (مهندس اردبیلى - آذربایجانى است) بله آذربایجانى است و یک میلیون تومان هم کمک کرده به استان دهم (بهادرى - کمک‌هاى دیگرى هم کرده) ولى این یک میلیون تومان بهانه شده است براى این کار دولت و بانک کشاورزى و شیر و خورشید سرخ می‌‌گویند ببینیم آقاى دریانى چه می‌کند آقا تا آقاى دریانى که یک میلیون تومان می‌دهند کار خوبى هم کرده آقا تا وقتى بخواهد نتیجه بگیرد آن وقت آن بدبخت‌ها از گرسنگى تلف می‌شوند آنجا هوا سرد است البته بنده و آقاى وزیر دارایی و آقاى مدیر شیر و خورشید سرخ جای‌مان گرم است و اشکال ندارد اما آن بدبخت‌ها از گرسنگى و سرما می‌‌میرند بیشتر این مناطق سردسیرى است اگر نمی‌خواهید کمک کنید راهش این است که دولت اعلامیه بدهد که امکان کمک براى ما نیست و آن وقت خود آنها بروند و یک فکر بکنند مثلاً یکى از چیزهایی که بنده باید به اطلاع مجلس شوراى ملى برسانم این است که بانک ملى ما پولى را که در اختیار بانک کشاورزى که آن هم یک بانک دولتى است می‌گذارد صدى 6 نزول می‌گیرد در صورتى که همان بانک ملى وقتى که پول به بانک خصوصى می‌‌دهد صدى 4 نزول می‌گیرد (شادمان - به بانک‌های خصوصى پول نمی‌دهند) (مهندس اردبیلى - خیلى بد کارى می‌کنند) (دکتر شاهکار  - چطور ممکن است این؟) قربان می‌دهند این را عرض می‌کنم آقایان تشریف ببرند تحقیق کنید بانک ملى به بانک کشاورزى با صدى 6 پول می‌‌دهد و به بانک‌هاى خصوصى و اشخاصى که پول می‌‌دهد صدى چهار نزول می‌گیرد یعنى صدى دو از بانک‌های خصوصى کمتر نزول می‌گیرد (مهندس اردبیلى - خیلى بد کارى می‌کند) بنده هم نخواستم بگویم که خوب کارى می‌کند همین را خواستم به استحضار آقایان برسانم حالا بنده استدعا می‌کنم که جناب آقاى انتظامى ان‏شاء‌الله در اولین جلسه هیئت‌ دولت این موضوع را مطرح کنند که اگر حقیقتاً این وضع صحت دارد جلوگیرى کنند براى این‌که این به آنکه بالاخره بانک دولتى است و کمک به کشاورزان است ولى آن بانک بانک خصوصى است و منافعش به جیب یک عده می‌‌رود که باید بانک ملى با آنها جنگ بکند موضوع دیگرى که می‌‌خواهم به عرض آقایان محترم برسانم موضوع اطلاعاتى است که از بانک کشاورزى ترکیه بنده پیدا کرده‌ام بانک کشاورزى ترکیه در زمان گذشته به قدرى به کشاورزان کمک کرده است که در اثر آن کمک‌ها نود میلیون لیره انگلیسى صادرات داشته‌اند که بنده بعضى از ارقام آن را یادداشت کرده‌ام صد هزار تن گندم 890 هزار تن غلات 98 هزار تن خشکبار 230 هزار تن توتون و سایر اجناس صادراتى 100 هزار تن که جمع قیمت آنها می‌شود 90 میلیون لیره انگلیسى موضوع دیگر که می‌خواستم عرض کنم موضوع غله مملکت است هر سال ملاحظه می‌فرمایید که ما گرفتار کمى غله براى مصارف داخلى خودمان هستیم در صورتی که این اشکال از اینجا است که غله ما اولاً قیمت بین‌المللی ندارد یعنى قیمت آن با قیمت بین‌‌المللى تطبیق نمی‌کند و در ثانى این‌که معلوم نیست قیمت غله در این مملکت چقدر است اگر یک کسى تراکتور بخرد شصت هزار تومان امید این را ندارد این غله را که می‌کارد اگر گندمى که مى‌کارد اکثر این مملکت هم دیم کارند از این دیم فرض کنید که چهل تن بهره‌بردارى کنند و امکان این را دارد که اقساط را بپردازد وقتى قیمت گندم معلوم نیست این شخص نمی‌آید ریسک را بکند براى این‌که این پول را قرض کند که یک منافعى خودش ببرد و یک خدمتى هم به مملکت کرده باشد و زارعت بکند در صورتى که اگر دولت می‌آمد و مى‌گفت ما حاضریم براى مدت سه سال گندم را در این مملکت فلان قیمت بخریم و زارعین می‌‌توانند که با اطمینان کاملى بهره‌بردارى از زراعت خودشان و این بهره‌بردارى هم براى دولت نتیجه دارد و هم براى مردم و اشکال دیگرى که هست که ما گرفتارى کمى غله هستیم این است که در سر حدات ما چون قیمت گندم در داخل

+++

مملکت پایین‌تر است تا قیمت گندم در مناطق که با ما هم‏ کمتر مرز هستند آقایان خوب اطلاع دارید این گندم را چون رعایا وضع مالی‌شان خوب نیست این گندم را می‌خرند و می‌برند خارج بعد باید ما خودمان برویم‏ و گندم را از خارج بخریم با قیمت چند برابر و بیاوریم اینجا اگر دولت در هر فصلى بیاید و قمیت گندم را طورى معین کند که ممالک همسایه نتوانند گندم بخرند مسلماً ما این قدر کسرى گندم نمی‌داشتیم خاطرم هست یک روز جناب آقاى وزیر کشاورزى تشریف آوردند اینجا و فرمودند که ما پانصد هزار تن براى یک سال کسر داریم و حالا همین گندمى را هم که کمک شده است هنوز تقسیم نشده است آقایان اطلاع دارند که امروز هشتم مهر ماه است اگر رعایا گندم نکارند دیگر فایده ندارد چون حالا وقت این است که گندم کاشته شود می‌‌گویند براى این‌که مخارج کرایه موجود نیست بپردازند که گندم‌ها از خرمشهر حمل شود یا اشکال دیگرى هست نمی‌دانم. (مهندس اردبیلى  - نوش دارو پس از مرگ است‏)

رئیس - آقاى بختیار وقت شما تمام شده است.‏

سلطان مراد بختیار - الساعه قربان تمام می‌شود هنوز این گندم به دست مردم نرسیده است و اگر بخواهند به مردم کمک شود بایستى دولت به اسرع وقت گندم‌ها را به مردم برساند لااقل این کمکى که دیگران کرده‌اند به موقع به دست‌شان برسد و مثل همه کارهاى مملکت به کاغذبازى نگذرد این تلگرافات هم که شده است تقدیم می‌کنم که به کمیسیون عرایض برود بلکه آنها بتوانند جواب بدهند. (احسنت)

رئیس - آقاى فضایلى‏

فضایلى - بنده اصولاً این رویه را می‌پسندم که یک نماینده موفق دولت اگر یک تذکر یا نظرى داشته باشد راجع به کار دولت به وزیر مسئول تذکر می‌‌دهد و نسبت به موضوع که امروز مزاحم وقت شریف آقایان می‌‌شوم هم به همین رویه عمل کرده‌ام اما چون یک نگرانى پیدا کردم که ممکن است وقت بگذرد و وظیفه‌اى که بایستى در همین ماه انجام شود انجام نشود این است که خواستم به این وسیله هم خاطر محترم آقایان را مستحضر بکنم و هم به دولت تذکرى بدهم که دولت به اهمیت موضوع توجه داشته باشد هشت سال قبل مجلس شوراى ملى براى انجام سرشمارى عمومى در سراسر کشور مبلغ دویست و پنجاه میلیون ریال اعتبار در بودجه کل کشور منظور داشت تا این قدم مقید و مؤثر در راه حسن اداره کشور برداشته شود متأسفانه به علت تهى بودن خزانه دولت وسایل کار فراهم نشد و این منظور اساسى انجام نگرفت اما از آنجا که موضوع سرشمارى و تهیه آمار عمومى چیزى نیست که تأخیر در آن جایز باشد در بودجه سال 1335 مبلغ یکصد میلیون ریال از اعتبارات دولت براى این امر تخصیص داده شد و سازمان‌ برنامه هم مبلغ دویست میلیون ریال اعتبار جزء برنامه‌هاى فورى خود براى سال‌هاى 1334 و 1335 جهت اجرا سرشمارى منظور داشت.

اداره آمار که وابسته به وزارت کشور است در تهیه مقدمات کار از ترسیم نقشه کلیه شهرها و قراء و قصبات و تقسیم واحدهاى سرشمارى و اجرا سرشمارى‌هاى محلى و تهیه آمار عمومى از نقاط مختلف به منظور آزمایش و کارآموزى و تربیت افراد تهیه ماشین‌هاى مختلف استخراج آمار و استخدام و تربیت متخصصین آمارشناسى و آمارگیرى و غیره و اعزام مأمور و محصل به خارج به جهت تأمین همین منظور اقدامات مفصل به‌عمل آورد و از لحاظ فنى خود را آماده و مجهز کرده است که این امر خطیر را در پایان مهر ماه جارى براى اولین مرتبه در سراسر کشور انجام بدهد امروز این مسئله در شمار بدیهیات و امور مسلمه قرار دارد که هیچ قدم اصلاحى با اطمینان کامل و شئون مختلف یک کشورى نمی‌توان برداشت مادام که آمار و اطلاعات صحیح از تعداد نفوس و نتایج فعالیت آنان و منابع مورد استفاده ساکنین آن کشور در دست نباشد.

مثلاً موضوع بالابردن سطح تولید یا پایین‌آوردن قیمت ارزاق یا افزودن بر قوه خرید افراد که همیشه مورد توجه نمایندگان محترم مجلس است تا هنگامی که از تعداد افراد و نفوس و تعداد زارع و کارگر میزان زمین و آب و دیگر منابع تولید مقدار مصرف و میزان کمبود اندازه استعداد‌هاى نهفته و استفاده نشده در نقاط مختلف کشور و غیره اطلاعات جامع نداریم مطمئن باید بود هر اقسامى که به ‌عمل بیاید نتایج آن مشکوک و غیر مسلم است تجربه نشان داده است که در امور مشکوک دولت‌ها جرئت اقدام ندارند و اگر یک بار قدمى به جلو بردارند بار دیگر قدم به عقب می‌گذارند و بالاخره هیچ کارى به نتیجه نمی‌رسد.

بارها هیئت‌هاى مختلف از کارشناسان معروف جهان با خرج مبالغى هنگفت به این کشور دعوت شده‌اند تا یک برنامه جامع و مقید براى اصلاحات این مملکت تنظیم کنند آنها وقتى به ایران آمدند اول چیزى که خواستند آمار و اطلاعات بود و چون دانستند که ما حتى از تعداد نفوس و صاحب آن حرف و مشاغل خود بى‌خبریم از دادن هرگونه پروژه قطعى اظهار عجز کردند و حق هم داشتند.

امروز اداره آمار به استناد سرشمارى‌هاى محلى که انجام داد به این نتیجه رسیده است که شاید نزدیک ده هزار ده در مملکت وجود دارد که از نام آنها در نقشه‌ها و ثبت و سیاهه‌هاى دولتى که تاکنون منتشر شده ذکرى به میان نیامده است.

این سازمان ‌برنامه که در جواب انتظارات مجلسین و بالاخره افراد ملت می‌گوید باید مطالعه کرد و من مشغول مطالعه هستم بدون آمار و اطلاعات صحیح متکى به ارقام قطعى هرگز نمی‌تواند در هیچ یک از مسائل اساسى با طریق علمى که منتهى به نتایج متیقن گردد حتى مطالعه کند مگر آن‌که  پیوسته شعر بگوید و مغازله کند.

خلاصه آمار به منزله چراغ راهنما است که بدون آن هر اجتماعى همیشه در خطر گمراهى است.

البته انجام و اجرا این امر مهم با توجه به وسعت مملکت و کمى آشنایی مردم و پراکندگى آبادی‌ها و نبودن راه در بین قراء و قصبات مختلف آسان نیست خاصه که اداره آمار درنظر گرفته به اتکاء مطالعات ممتد و تجربیاتى که در این چند ساله حاصل کرده و با استفاده از نظر کارشناسان خارجى و اداره همکارى در عرض یک هفته در سراسر کشور بدون تعطیل عمومى اطلاعات کاملى که جواب تقریباً 60 تا 80 سؤال مختلف است که از کلیه افراد کشور بگیرد و از این راه نه تنها جمعیت وافعى کشور را استخراج کند بلکه در هر یک از شهرها و دهات تعداد و نام جنیست سن تأهل سواد درجه تحصیلات حرفه ممر معیشت افراد هر خانواده وضع سکنى و اشتغال به کار و کسب و نوع آن و صنایع خانوادگى و در هر ده و مزرعه موقعیت فرهنگ بهداشت منابع آبیارى و انواع محصولات و درآمد را تعیین نمی‌آید.

بدین‌ترتیب در کشور بسیج عمومى به وسیله قریب چهل هزار نفر مأمور آزموده باید عمل بیاید که از روى نقشه معین تمام شهرها و قراء و قصبات و کلیه خانه‌ها و مساکن را اعم از شهر و ده و کوه و دشت در زیر پاى بگذارند و از هر رئیس خانواده قریب 60 سؤال مختلف راجع به مهام امور زندگانى کرده و جواب اخذ خود جهت استخراج آمار و اطلاعات بدهند.

بدیهى است انجام این کار با مشکلاتى که ذکر شد جز با همکارى جدى تمام تشکیلات دولتى میسر نیست.

من وقتى تحقیق کردم تا چند روز پیش جیپ‌ها و وسایل نقلیه‌اى که قسمتى براى یک ماه و قسمتى براى 15 روز طبق نقشه که قبلاً طرح شده لازم است و باید از طرف وزارتخانه‌ها مخصوصاً وزارت جنگ در اختیار اداره آمار گذاشته شود تحویل نشده بود.

همین موضوع و موضوعات مشابه آن ممکن است موجب شود که ما زحمت‌هایی که کشیده شده به هدر برود و این قدم اساسى در راه اصلاح وضع کشور برداشته نشود.

این است که خواستم توجه دولت را به این امر خطیر جلب کنم و متذکر شود که به علت کمى وقت از نظر فصل مساعده جهت اجرا سرشمارى عمومى اگر مختصر غفلت و مسامحه بنمایند و همکارى و هماهنگى لازم نشان ندهند یا مأمورین وزارت کشور و مأمورین سایر وزارتخانه‌ها که همکارى آنها ضروری است کوتاهى و قصور کنند بیم آن می‌‌رود که موفق نشوند و این کار باز هم در محاق تعویق و تعطیل بماند.

چون به عقیده من انجام سرشمارى و تهیه آمار عمومى از ضروریات اولیه است و با وجود اعتباراتى که تصویب شده و مقدماتى که فراهم کرده‌اند و قطعاً مخارجى هم تاکنون متحمل شده‌اند خداى ناخواسته عدم توفیق دولت در این راه به کلى برخلاف انتظار است و قابل تحمل نیست از این جهت به نظر من اقتضا دارد جناب آقاى وزیر کشور اقداماتى که در راه انجام این منظور کرده‌اند به طریقى که اطمینان خاطر ایجاد نمی‏نماید هر چه زودتر به عرض مجلس شوراى ملى برسانند.

یادداشتى براى بنده رسیده است اظهار فرمودند که ممکن است ده هزار ده نباشد به اطلاع آقایان می‌‌رسانم که بنابر تحقیق قطعى که کرده‌ام 7 هزار ده را پیدا کرده‌اند و در نقشه نوشته‌اند (مهندس اردبیلى  - 7 هزار و خورده‌اى است) (یکى از نمایندگان  - سه هزار باقیش را هم پیدا می‌کنند) و به همین ترتیب اطمینان دارم که بیشتر از سه هزار ده دیگر برمی‌خورند به هر صورت رقم همین است که عرض کردم، عرض کنم همین الان اطلاع حاصل کردم که یک آیین‌نامه براى انجام سرشمارى در جریان تصویب کمیسیون‌ها دادگسترى و کشور مجلسین است و به خصوص امیدوار هستم با توجه اعضاى محترم کمیسیون مذکور تصویب و ابلاغ این آیین‌نامه کمکى خواهد شد به حسن انجام کار مطلب دیگرى که خواستم عرض کنم تذکرى است که خواستم به وزارت راه بدهم راجع به راه‌هاى بین شهرستان‌ها مازندران را براى خاطر اساسى کردن راه به هم زده‌اند و مشغول کارند (اردلان  - همه جا همین‌طور است) متأسفانه چون بارندگى در نواحى بسیار شدید است بیم صدى هشتاد صدى نود (نه بیم خیلى مختصر) می‌‌رود که امسال در پائیز در زمستان به کلى راه‌هاى بین شهرهاى مازندران قطع شود

+++

و حتى اهالى تصور می‌کنند حتماً این کار خواهد شد متأسفانه بنده آنچه که خودم از نزدیک دیدم دیدم وسایل کار مقاطعه‌کار هم آماده نیست یعنى غلطک‌هاى وزین و سنگینى که باید براى چنین راهى داشته باشد در کنار جاده ندیدم و معروف هم این است که پولى هم به او نرسیده است و ممکن است که موجبات تعویق کار را فراهم بکند این است که از وزارت راه هم تقاضا دارم که نسبت به این موضوع هم توجه بفرمایند که راه‌هاى بین شهرها مازندران و البته همان‌طور که فرمودند بین سایر شهرها قطع نشود (مهندس اردبیلى  - حالا قطع شده است) همین‌طور است اهالى مازندران هم به همین مشکل دچار هستند و هر چند روز یک مرتبه گرفتار انسداد و قطع راه‌ها می‌شوند.

رئیس - آقاى مهدى ارباب

ارباب - بنده دیدم بازار نطق قبل از دستور کساد شده و بیشتر از دو نفرم اسم ننوشته‌اند این است که از موقع استفاده کردم که یک موضوع ضرورى که ما به الابتلاء آقایان محترم و خود بنده و مردم هست در این موقع اینجا یادآورى شوم و آن موضوع اعزام طبیب و جراح و همکاران آنها به ولایات و نقاط دور از مرکز است که با این حقوق ناچیز حاضر نیستند بروند و الان در ناحیه جنوب اکثر نقاط بدون پزشک و پزشک‌یار هستند و حتى با امراض غیر مهم تدریجاً مردم تلف می‌شود وزارت بهدارى متعذر است که با دادن حقوق کافى در سایر قسمت‌ها اطباء و پزشکان حاضر نیستند بروند جان خودشان را به خطر بیندازند براى یک حقوق ناچیز درست هم هست مسلماً بنده با خواهش و تمنا با بیان الکن خود درب‌هاى بهشت را به روى یک جراح درجه دوم نشان دادم و او را استخدام کردم که براى بیمارستان علیا حضرت ملکه ثریا پهلوى برود در بندرعباس رفته در آنجا و ابلاغى که صادر شده ماهى پانصد تومان حقوق این جراح است آقایان پانصد تومان را یک راننده یک شوفر حاضر نیست بگیرد برود یک تکنسین که کار رادیولوک را هم می‌کند براى رادیولوژى همان بیمارستان فرستادیم با عائله‌اش ماهى 240 تومان به او می‌دهند در آن هواى سوزان بندرعباس بدبخت باید با عائله‌اش زندگى بکند با ماهى 240 تومان و یقین دارم در حوزه‌هاى انتخابى آقایان هم همین ابتلائات هست این بود که قانونى هم سابق اینجا به تصویب رسید که نمی‌دانم کجا مدفون شد که کار ندارم البته آنچه مصلحت کشور است خواهد شد ولى این موضوع را خواستم آقایان توجه بفرمایند و یک فکرى بشود که بتوانیم پزشک و پزشک‌یار و جراح و وسایل حیاتى مردم را به حوزه‌هاى انتخابى آقایان بفرستیم و بنده هم نسبت به آن ناحیه‌اى که سمت وکالتش را دارم شرمنده نمانم بیشتر مصدع نمی‌‌شود. (احسنت)

3 - طرح و تصویب گزارش مجلس سنا راجع به تمدید برقرارى فرماندارى نظامى در تهران و راه‌آهنى سراسرى‏

رئیس - وارد دستور می‌شویم. از سنا راجع به حکومت نظامى شرحى رسیده است که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى

لایحه تمدید برقرارى مقررات فرماندارى نظامى در تهران و حومه و راه‌آهن سراسرى و پل‌هاى که طبق نامه شماره 9814 -3449 -17/5/1335 از طرف دولت تقدیم مجلس سنا شده بود در جلسه فوق‌العاده مورخ هشتم شهریور ماه 1335 به قید یک فوریت به تصویب مجلس سنا رسید.

اینک یک نسخه از لایحه مزبور براى تصویب مجلس شوراى ملى ایفاد می‌شود. رئیس مجلس سنا  - سیدحسن تقى‌زاده

لایحه مربوط به اجازه تمدید برقرارى مقررات فرماندارى نظامى در تهران و حومه و راه‌آهن سراسرى و پل‌ها

ماده واحده - به دولت اجازه داده می‌شود که مقررات فرماندارى نظامى را در نقاط مشروحه زیر

1 - شهرستان تهران و حومه تاریخ انقضاء 15/5/35

2 - راه‌آهن سرتاسرى پل‌ها و تاریخ انقضاء 9/5/35

از تاریخ انقضاء به مدت 3 ماه دیگر تمدید نمی‌آید لایحه فوق که مشتمل بر ماده واحده است در جلسه مورخ پنجشنبه هشتم شهریور ماه یک هزار و سیصد و سى و پنج به تصویب مجلس سنا رسید. رئیس مجلس سنا - سیدحسن تقى‌زاده‏

رئیس - آقاى عمیدى نورى‏

عمیدى نورى - بنده که به نام مخالف در لایحه برقرارى حکومت نظامى اسم نوشته از منتقدانم این است که همیشه در مملکت بایستى سعى کرد امور و پایه‌هاى هر کشور بر مبانى اصولى و واقعى خودش استوار باشد و کارهاى استثنایی که در جامعه‌هاى دموکراسى به وجود می‌آید باید طورى از آن استفاده بشود که از آن حالت استثنایی خودش را خارج نکند متأسفانه موضوع حکومت نظامى در کشور ما یک صورتى پیدا کرده از بعد از شهریور بیست الى حال که از جنبه استثنایی و غیرعادى خودش خارج شده و جاى حکومت عادى پارلمانى و حکومت دموکراسى را گرفته و عکس شده بنده یادم می‌آید که اسم حکومت نظامى را اولین بارى که در عمرم شنیدم موقعى بود که کودتاى 99 به وجود آمد. در آن روز من آشنا شدم با اسم حکومت نظامى بعد از او باز خاطرم می‌آید یک روزى قنسول دولت آمریکا در ایران کشته شد واقعه سقاخانه و قتل ماژور رایمبرى آن وقت هم یک حکومت نظامى به وجود آمد ولى تا سوم شهریور 20 در آن روز که مرحوم فروغى ذکاء‌الملک که خدا بیامرزدش ایشان حکومت ایران را به دست گرفتند یک اعلان حکومت نظامى در تهران به گوش‌ها خورد شاید خیلى‌ها فکر می‌کردند یعنى چه رژیم حکومت نظامى؟ براى این‌که این مطلب اساساً در تاریخ مشروطیت پنجاه ساله جز به صورت فوق‌العاده و استثنایی سابقه نداشت همان‌طوری که این اصل در دنیا هست که موضوع حکومت نظامى یک امر استثنایی غیرعادى است و از او در گذشته به صورت استثنایی استفاده شد یعنى وقتى که لازم بود استفاده شد البته در هر سه موردى که به عرض آقایان نمایندگان محترم رسانیدم و البته بهتر از من تاریخ مشروطیت ایران و تاریخ پنجاه ساله را به خاطر دارند این امر محقق بود که صورت استثنایی خودش را داشت و حقاً هم استفاده شده حادثه بسیار بدى که براى مملکت در شهریور ماه 20 پیش آمد و وضعى که آن روز مملکت ما را فرا گرفته بود لازمه‌اش این بود که رژیم حکومت نظامى در تهران برقرار شود براى این‌که امنیت کشور ما به صورتى که آن حادثه پیش آمد در مقام تزلزل بود و به صورت عادى شاید نمی‌شد وضع مملکت را و امنیت مملکت را تأمین کرد این بود که حکومت نظامى برقرار شد اما از شهریور بیست بنده عکسش را می‌بینم همین‌طور که عرض کردم اصل بر این شد که در این مملکت ما رژیم حکومت نظامى باشد دنبال استثناء داریم می‌رویم استثناء می‌خواهیم رژیم حکومت عادى و مشروطیت داشته باشیم به نظر من این برخلاف آن نظرى که همه ما داریم که می‌خواهیم کشور مترقى و متکاملى در راه تمدن و اصول دموکراسى و همدوش بودن با کشورهاى دموکرات دیگر داشته باشیم سیر می‌کند اگر به تاریخ وضع قانون حکومت نظامى (اعضاى هیئت محترم دولت که در اینجا تشریف دارند بهتر می‌‌دانند) توجه بشود می‌بینیم یک روزى مشروطه ما در خطر بود یعنى در ابتداى انقلاب مشروطیت ایران که هنوز هسته مشروطیت تقویت نشده بود و مستبدین مشغول عملیات و فعالیت‌هایی بودن که رژیم مشروطه جوان ما را به هم بزنند نهضت سالارالدوله نهضت مسلحانه‌اى که بر علیه رژیم مشروطیت ما پیش آمد سبب شده که واضعین قانون اساسى و پیشقدمان مشروطیت در همین مجلس شوراى ملى که نمایندگان محترم جلوس فرموده‌اند و در کار آزادى مملکت مراقبت می‌فرمایند نشستند و این قانون حکومت نظامى را وضع کردند براى این‌که به صورت غیرعادى با مستبدین که با رژیم مشروطه مبارزه می‌کردند مبارزه کرده باشند پس این تاریخچه وضع قانون حکومت نظامى بود آن هم که در بیست سال سلطنت اعلیحضرت فقید استفاده شد مورد استثنایی بود. موقع هم استفاده شد و ماهیت قانونى حکومت نظامى هم از بین نرفت کاملاً از آثارى حکومت نظامى هم استفاده می‌شد ولى عرض کردم متأسفانه از بعد از شهریور حکومت نظامى اصل شد در این مملکت و حکومت عادى استثناء شد و به همین جهت حکومت نظامى ما هم ماهیتش تغییر کرد یعنى آن اثر حکومت نظامى را ندارد و بنده با موضوع حکومت نظامى در کابینه سابق هم در دوره 18 مخالفت کردم و عقایدم را عرض کردم و حالا هم که عرض می‌کنم از نظر بحث اصولى است به‌هیچ‌وجه این مطلب مربوط به شخص تیمسار سرلشکر بختیار که خودم به ایشان ارادت دارم و ایشان را از افسرهاى شریف مملکت می‌دانم نیست بحث بنده این است که دولت جناب آقاى علاء دولتى که از وزراى متجدد تحصیل کرده آشنا به رژیم حکومت‌هاى دموکراسى دنیا هستند البته باید انتظار این برود که علاقه داشتن باشند حکومت نظامى در این مملکت به این کیفیت برقرار نماند در تاریخچه حکومت نظامى متأسفانه در مواقعى که هنوز قانون برایش نبود این نکته را هم باید اینجا به عرض آقایان برسانم چون من که روزنامه‌نویس هستم بیشتر با حکومت نظامى از شهریور به این طرف سروکار داشتم و روزنامه‌ام توقیف می‌شد و خودم در معرض حمله و هجوم و زندان و اختفا قرار می‌گرفتم و همه اینها با حربه حکومت نظامى براى من پیش آمد این است که می‌بینم هر چه رفتیم عملى بکنیم که این رژیم حکومت نظامى حال استثنایی و غیرعادیش را پیدا کند درست برعکس شد (قنات‌آبادی  - ما هم یواش یواش به آن عادت کردیم) همین را عرض می‌کنم ما همیشه در رژیم حکومت نظامى هستیم الان اگر شما در دنیا بگردید هم دنیا بلوک شرق و پشت پرده آهنین و هم دنیاى دموکراسى و بلوک غرب فقط یک کشور می‌توانید پیدا کنید به نام کشور ایران که از شهریور بیست الى حال در آن حکومت نظامى بوده است هیچ کشورى دیگرى نمی‌توانید پیدا کنید به‌هیچ‌وجه اگر یک کشور دیگرى را اسم بدید که این جور است بنده حرفم را پس می‌گیرم حالا چرا این جورشد؟ عرض می‌کنم تاریخ تحول حکومت نظامى را که نگاه می‌کنم همه‌اش را به عکس مى‌بینم وقتى شهریور بیست شد و مرحوم فروغى اعلان حکومت

+++

نظامى را کرد تازه گوش‌هاى ما آشنا شد که یک چیزى به عنوان حکومت نظامى در قوانین سابق هست وقتى رفتیم دنبال تحقیق ریشه‌اش دیدیم این راجع به سالارالدوله بود که می‌خواسته مشروطه را از بین ببرد و آمدند آن قانون را وضع کردند و گفتن از این راه جلو مستبدین را می‌گیریم آن روز قانون حکومت نظامى طورى بود که در اختیار دولت بود دولت حق داشت که هر وقتى دلش می‌خواهد حکومت نظامى را اعلان کند و هر وقتى هم دلش خواست بردارد ما در مبارزاتى که در مطبوعات و دولت‌ها راجع به رژیم حکومت نظامى کردیم برخوردیم به این موضوع که دیدیم این اختیار دست دولت بودن که هر وقتى تصمیم بگیرد اعلان بکند و هر وقتى دلش بخواهد لغو بکند این خوب نیست خوبست این بیاید بر یک مبناى قانونى که قوه مقننه ما این را محدودش بکند این بود که شاید در دوره شانزدهم بود که در مجلس شوراى ملى قانونى وضع شود که دولت‌ها خودش نمی‌توانند مستقلاً اعلان حکومت نظامى بدهند مگر با تصویب قوه مقننه و در واقع این عملى را که مجلس شانزدهم کرد براى این بود که آن را اصلاحش کند یعنى یک صورتى پیدا بکند که حکومت نظامى کمتر در مملکت ایجاد بشود ولى متأسفانه بعد از وضع این قانون به عکس شد یعنى این طور معلوم شد که دولت می‌تواند هر موقع که دلش خواست حکومت نظامى اعلام بکند و در ظرف یک هفته فقط الزام قانون دارد که لایحه‌اش را بیاورد خدمت آقایان این کار را همیشه دولت‌ها کرده‌اند بنده خوب یادم می‌آید موقعى که بنده در زندان مصدق بودم می‌دیدم که مصدق این حکومت نظامى را که تمدید می‌کرد قبل از یک هفته به مجلس می‌داد در مجلس می‌ماند و در حکومت سابق و حکومت فعلى هم دولت این وظیفه قانونیش را انجام داده یعنى آمده و لایحه‌اش را قبل از هفت روز داده و بعد در مجلس مانده است بنابراین بنده در اینجا نمی‌‌خواهم گله بکنم که چرا دولت کار بدى کرده دولت وظیفه‌اش را انجام داده و تشخیص داده که حکومت نظامى لازم است و یک مدت قانونى هم دارد ولى این وظیفه قوه مقننه‏ ایران است که بالاخره یک مرتبه که راجع به حکومت نظامى بحث می‌کند این گونه لوایح را رد کند و بگوید آقا مملکت ما در رژیم عادى است مملکت ما احتیاج به حکومت نظامى ندارد و حکومت نظامى براى وجود یک سانحه‌اى است یک واقعه استثنایی یک هجوم اصلى به مشروطیت یک همچو مواقعى باید در کشور حکومت نظامى باشد بنابراین عرضى که بنده خدمت آقایان نمایندگان محترم می‌کنم از نظر بحث این مطلب اصولى است که ما که عضو قوه مقننه کشور ایران هستیم می‌بایستى به وظیفه‌مان من‏بعد توجه بکنیم البته با دولت موافق هستم جنبه مخالف با دولت نداریم ما در خارج با دولت ممکن است مشورت کنیم و بگوییم آقا خوب نیست دیگر حکومت نظامى بشود یا واقعاً اگر دولت قبول نکرد باید یا قانع‌شان بکنیم و یا تصمیم بگیریم یک لایحه حکومت نظامى دولت را رد بکینم که تکلیف این کار معلوم بشود بنده عقیده دارم که موجبات که دولت قائل هست که در مملکت حکومت نظامى بایستى باشد اصلاً وجود ندارد اگر فرض این نبود که یک عدم رضایت‌هاى مخفیانه‌اى ممکن است در مملکت وجود داشته باشد که اینها باعث یک وضع غیرعادى خواهد شد که ماده 5 قانون حکومت نظامى براى توقیف آنان لازم است به عقیده بنده خوب است که دولت چاره این کار‌ها را بکند دولت با وضعى که فعلاً درآید امنیتى را هم که او معتقد هست فعلاً وجود دارد به عقیده من خودش باید یک لوایحى و یک افکارى را منعکس نکند که آن لوایحى و افکار خودش باعث تشنج اجتماع می‌شود لایحه‌اى که به اسم مطبوعات و لایحه‌اى که به اسم امینت داده شده به مجلس سنا به عنوان کمیسیون مشترک دادگسترى که در تمام مطبوعات این روزها نمایندگان محترم بحث و نظریات نویسندگان را ملاحظه می‌کنند به عقیده بنده من یکى از مسائلى است که خودش شاید ایجاد یک تشنج و اختلاف فکرى بین مردم می‌کند شاید بگویند که این براى این بوده که بگویند حکومت نظامى باشد (قنات‌آبادی ‏ـ اصلاً هجوم به مشروطیت است) باید او را بگیرد حتى بنده دیدم یکى از نویسندگان محترم مخصوصاً یک نویسنده متفکرى در یک نامه‌اى که به همکار خودش نوشته بود همه‌اش تعریف کرده بود از حکومت نظامى و گفته بود که واقعاً این حکومت نظامى چه رژیم خوبى است که تا وقتى سروکار مطبوعات با حکومت نظامى باشد اقلاً به ما تلفن می‌کنند و می‌‌گویند اینجا یک دسته گل به آب دادى خوب است دیگر نگویی خوب ما حساب کارمان را می‌کنیم اگر فردا یک عبارتى نوشتیم که این عبارت را بدشان آمد و برخلاف مصلحت مملکت دانستند می‌‌گویند این شماره را نمى‌گذاریم توزیع شود یک چند هزار تومانى هم به ما ضرر می‌خورد ولى آن درجه آخرش موقعى است که روزنامه را بخواهند توقیف کنند و خوشبختانه ما چنان حسن تفاهمى با حکومت نظامى داریم که قسمت توقیف اصلاً پیش نمی‌آید این را من توى مجله فردوسى خواندم آقاى دکتر مصطفوى مدیر مجله روشنفکر نوشته بود بسیار هم مؤثر نوشته بود گفته می‌شود حالا که حکومت نظامى می‌خواهد برود می‌خواهند سروکار ما را بیندازند به شهربانى که اول سر را ببرد بعد بفرستند براى محاکمه اول روزنامه را توقیف می‌کنند بعد پرونده روزنامه‌نویس را می‌فرستند به محکمه و می‌گویند برو ثابت کن که بی‌گناهى ملاحظه کنید بنده تأسف می‌خورم که چرا ما به جاى این‌که رژیم حکومت نظامى را برداریم و اصلاحاتى که در مملکت شروع شده واقعاً هم دولت یک قدم‌هایی برداشته است و این قدم‌ها را هر قدر ادامه بدهد به صورت تکامل ممکن است براى مملکت مفید باشد خوب به جاى این‌که ما این قدم‌هاى تکاملى اصولى را برداریم و ادامه بدهیم برمی‌گردیم به تهیه یک افکارى یک عقایدى یک نظریاتى که بیشتر شبیه به آن عقاید دوره انگیزیسیون در تاریخ و دوره قرون وسطى است که به کلى مخالف آن هدف و روشى است که یک دولت متمدن چیز فهمى مثل دولت جناب آقاى علاء باید داشته باشد که من به اغلب آقایان وزرا ارادت دارم و با ایشان همکارى داشتم ارادت داشتم با سه نفر از وزراى این کابینه با هم در 1306 در یک اتاق همکار بودیم با هم کار می‌کردیم یک همچو دولتى که شاید اعضایش مورد اعتماد شخص من هم باشد چرا باید متأسفانه یک چنین چیزهایی پیش بیاید که اگر بعداً تاریخ و پرونده این حکومت و دولت را بیایند مطالعه کنند ببینند یک چنین افکارى در اینجا هست که با دوره‏ قرون وسطى هم تطبیق نمی‌کند و عقب‌تر رفته است یا فرض بفرمایید همین موضوع فرهنگ کشور بچه‌هاى مدارس ما جا ندارند کار ندارند پدران‌شان بیچاره هستند هیچ محلى هم براى سرگرمى ندارند جز این‌که بروند خیابان لاله‌ز‌ار بعد هم به عنوان ژیگولى بگیرند سرشان را بتراشند خوب آقاى چرا براى اطفال خودمان و نوباوگان خودمان به جاى این‌که درهاى مدارس را به روی‏شان باز بکنیم می‌آییم یک مقررات و یک مضیقه‌هایی ایجاد می‌کنیم که اینها مدرسه نروند. بنده در این تابستان گرفتارى داشتم از مازندران و تهران و همه جا اشخاص مراجعه می‌کردند می‌گفتند ما نداریم دویست تومان پول بدهید بچه‌مان برود دبیرستان چرا ما دنبال این کارها می‌رویم خوب کشورى داریم امن و امان و موقعیت سیاسى کشورمان هم بسیار خوبست الان هم در یک اکازیون‌هایی هستیم که می‌‌توانیم استفاده بهتر و بیشترى براى تثبیت وضع مملکت خودمان بکنیم چرا برویم دنبال یک افکارى و لایحه امنیت بیاوریم و اختیار بدهیم به فرماندارى که صدها فرسخ دور است تهران است که اگر از یک کسى بدش آمد پاپوش برایش بدوزد و بگوید تو نطق کردى یا در یک اجتماعى حرف‌هایی علیه دولت زدى باید تبعید شوى چرا لایحه امنیت درست کنیم چرا راجع به مدارس و فرهنگ این تشنج را ایجاد کنیم خدا شاهد است در این روزها در این تابستانى که مجلس باز نبود اغلب اشخاص به بنده مراجعه می‌کردند خوب بنده به عنوان روزنامه‌نویس بیشتر با مردم تماس دارم بنده یکى از کارهایم این است که ستونى دارم در روزنامه به اسم پشت‌پرده و بعضى‌ها می‌آیند و می‌پرسند پشت‌پرده چه خبر است گفتم من که عقلم نمی‌رسد و چیزى به نظر من نمی‌آید من می‌بینم یک مملکتى داریم امن و امان و یک پادشاه بزرگى داریم که بسیار خوب فکر می‌کند خوب تشخیص می‌‌دهد والله والله آن یک ساعت و نیمى که آن روز اعضاى کمیسیون مشترک دادگسترى حضورشان شرفیاب بودیم من لذت بردم از بحثى که آنجا پیش آمد و بسیار خوب تشخیص می‌دادند بسیار خوب جواب را گوش می‌دادند بسیار خوب قضاوت نمی‌کردند خوشبختانه از وجود یک چنین پادشاهى بهره‌مند هستیم و در یک چنین موقعیت سیاسى خوب هم هستم و دولت هم همکارى دارد با مجلس که در هیچ دوره‌اى دیده نشده والله بالله من علت این‌که اسم نوشتم راجع به حکومت نظامى دیدم یک موافق دولت اسم نوشته مجال ندارد که حرف بزند من آمدم اسم نوشتم که عقاید خودم را بگویم و ایشان بیایند از دولت دفاع کنند و تعریف کنند ما الان در یک چنین پارلمان و وضعیتى هستم یک چنین همکارى بین دولت و مجلس هست ما چرا در این موقع نباید به خوبى استفاده بکنیم بعد این طور در خارج منعکس کنیم که این قدر چیز‌ها پشت ‌پرده هست لایحه امنیت لایحه مطبوعات تشنج در مملکت هیچ این چیزها به عقیده بنده نیست باید یک خرده به مغزهای‌مان فشار بیاوریم بهتر فکر کنیم گوش بدهیم به حرف‌ها صحیح. مملکت‌مان هم که فعلاً مبناى اصولى پیشرفت کارش روى مبانى اقتصادى و کارهاى بهداشتى است کارهاى سازمان‌ برنامه است که کار‌هاى اقتصادى است باید تمام قوای‌مان را صرف این قسمت‌ها بکنیم حتى‌المقدور از تشنج افکار و از اختلاف و این چیزها برکنار برویم امنیتى که باید به معنى واقعى توى مملکت باشد موضوع راحت بودن مردم است موضوع خواربار باید درست بشود موضوع خانه‌سازى براى مردم درست بشود موضوع تنزیل زندگى باید درست بشود موضع خانه‌سازى باید دنبال شود نه دنبال ایجاد یک افکارى که این افکار ایجاد تشنج بکند و بیشتر تصور کنند که بایستى حکومت نظامى در این مملکت باشد بنده واقعاً تأسف می‌خورم اختیارات اینجا داده شد براى اصلاح عدلیه سه ماه می‌‌گذرد یک لایحه براى اصلاح عدلیه داده نشده ما باید شب و روز کار کنیم جلسات چهار ساعت پنج ساعت در تابستان کمیسیون مشترک دادگسترى کار کرد ولى لایحه اصلاح عدلیه داده نشد پس بببینید

+++

مى‌گوییم حرف می‌زنیم ولى عمل‌مان مربوط به آن مبانى اصلاحى که باید باشد نیست بعد می‌بینم کارمان پیشرفت نکرد.

رئیس - آقاى عمیدى نورى عدلیه و اینها مربوط به موضوع نیست از موضوع خارج نشوید.

عمیدى نورى - از تذکر تشکر می‌کنم بعد به جاى این‌که کار خودمان را درست کنیم فکر می‌کنیم که حکومت نظامى در این مملکت لازم می‌شود این است که بنده روى تذکر جناب آقاى رئیس عرایض خودم را خاتمه می‌دهم فقط عرض بنده خلاصه‌اش این است که در این حکومت اصل بر این شده که حکومت نظامى عادى شده و حکومت پارلمانى استثنایی بیایید آقایان یک دفعه بگویید که این اصل خلاف را عوض کنید بگویید آقا مملکت ما مشروطه است اکنون که ما اینجا جمع شده این اجتماع را داریم به موجب قانون حکومت نظامى اجتماعات ممنوع است چون یکى از مقررات حکومت نظامى منع اجتماعات است چون ما اینجا که نشسته‌ایم و اجتماع پارلمانى تشکیل می‌شود خلاف مقررات حکومت نظامى است. حکومت نظامى براى این است که یک واقعه استثنایی پیش آمد نمی‌آید آن روز روى ضرورت آزادی‌ها توقف مطبوعات متوقف اجتماعات هم متوقف می‌شود خودم یادم می‌آید در کودتاى 99 دو نفر در خیابان ناصریه با هم حرف می‌زدند بنده خودم ایستاده بودم مأمور آمد گفت دو نفر نباید بایستد حکومت نظامى است امروز ماهیت حکومت نظامى ما تغییر کرده است حکومت نظامى ما رسیدگى به کار قاچاق می‌کند رسیدگى می‌کند هروئین کجا است مبارزه با تریاک می‌کند (بزرگ‌نیا  - چه ضررى دارد) بنده تصدیق می‌کنم ولى این مربوط به کارهاى عمومى است که در این مملکت دستگاه عادى دارد غیرعادى یعنى حکومت نظامى حکومت نظامى روى اصل حفظ مشروطیت است اجتماعات منع می‌شود این هم نه براى این است که می‌بینند یک دستگاه خوب است اثر دارد براى این‌که از این دستگاه استفاده بکنند می‌‌گویند این کار را هم برسید در صورتى که باید این کار را دادگسترى بکند باید تقویت کرد دادگسترى را راست می‌‌گویند جناب تیمسار وزیر جنگ در یک مصاحبه گفته‌اند که دستگاه دادگسترى خوب کار نمی‌کند حکومت نظامى دارد جایش کار می‌کند بنده نمی‌‌گویم این طور نیست یا هست بنده می‌گویم وظیفه دولت جناب آقاى علاء که دولت تثبیت شده قوى و مورد اعتماد هست این است که یک کارى بکند که مملکت صورت عادى خودش را داشته باشد و دیگر وضع غیرعادى حکومت نظامى لازم نداشته باشد این است عرض بنده بنده تا دیروز اى یک دادستان شهرستان نامه‌اى داشتم که در یک نقطه‌اى که چهار فرسخ طول و ده فرسخ عرض این منطقه است می‌گوید من تنها هستم دادیار و معاون و مدیر دفتر ندارم و نمی‌توانم به کارم برسم بنده علت این‌که توضیح عرض کردم از این نظر هست که می‌‌خواهم عرض کنم حکومت نظامى لزوم و وجودش وقتى بایستى معتقد باشیم که در مملکت دستگاه‌ها امنیت نباشد بنابراین به عرایضم خاتمه می‌دهم و تمنا می‌کنم همان‌طور که جناب آقاى علاء در مجلس سنا قول دادند که این آخرین حکومت نظامى است که هست امیدوارهستم که در خدمت دولت حاضر که تا هفت سال وعده فرمودند تشریف دارند دیگر حکومت نظامى در اینجا نبینیم. (احسنت)

رئیس - آقاى پرفسور جمشید اعلم‏

پرفسور جمشید اعلم - عرض کنم که بنده باید از جناب آقاى عمیدى نورى همکار محترم تشکر کنم که فرصتى به بنده دادند خدمت آقایان عرایضى بکنم و از طرف دولت هم از ایشان تشکر بکنم چون نهایت موافقت را با دولت کردند قبل از شروع به عرضم از تمام ایرانیانى که در این مصیبت سیل‌زدگى و از تمام دول دوست و از شیر خورشید سرخ که در این مصیبت نهایت کمک را کردند تشکر می‌کنم (احسنت) و این تشکر گمان می‌کنم از طرف تمام آقایان نمایندگان این نواحى از من خواسته‌اند که از دولت بخواهم که فکر عاجلى راجع به بذر این نواحى بکند. (صحیح است)

رئیس  - این یک جمله خارج از موضوع بود و مضر هم نبود اما بعد از این سعى بفرمایید که در موضوع صحبت بفرمایید.

پروفسور جمشید اعلم - بنده خیلى خارج خواهم شد.

رئیس  - غیرممکن است ماده 87 را از اول به شما تذکر می‌دهم. ‏

پرفسور جمشید اعلم - براى این‌که نتیجه بگیرم باید یک خورده‌اى هم از مرز خارج شوم عرض کنم چند ماه پیش بنده یک تذکرى دادم که قدرت مجلس دست خود آقایان نمایندگان است و خوشبختانه مجلس نوزدهم واقف به این امر است و در تمام موارد قدرت خودش را نشان داده و باز هم خوشبختانه ما رئیسى داریم که در تمام مورد همیشه با نهایت جدیت تذکرات لازم را داده‌اند (صحیح است) و قدرت مجلس را حفظ کرده‌اند و من از ایشان تشکر می‌کنم نکته دیگرى که بنده در عرایضم غالباً مراجعه خواهم کرد و مجبورم که به عرض آقایان نمایندگان برسانم این است در این مجلس صحبت از کارمندان دولت شد و گفتند کارمند دولت بد است بنده مقصودم این است که به عرض نمایندگان محترم و آقایان برسانم که مقصود به طور اعم نبود و از بعضى از کارمندان گله‌اى بود و خود دولت هم اقرار می‌کند که ما کارمندانى داریم در تمام شئون مملکت‌مان چه لشکرى و چه کشورى که به وجود آنها مفتخریم ما کارمندانى داریم که با گرسنگى می‌سازند و از حد عفاف منحرف نمی‌شوند ما کارمندانى داریم که در بندرعباس و در آن شدت گرما و حرارت زندگى می‌کنند و پاک و بی‌غرض کار می‌کنند (احسنت) همین‌طور کارمندانى داریم که در نقاط سردسیر و در بازرگان و در آذربایجان در آن سردسیر با برف و سرما می‌سازند و محال است که راه عفاف خارج شوند کارمندان بدانند که مجلس واقف به این امر هست و اگر ایرادى می‌شود به همه نیست من یک گله از کارمندان دارم و آن این است که حالا که دولت می‌خواهد کار کند و معایب را می‌بینند و بد‌ها را می‌خواهند کنار بگذارند شما هم بدون سر و صدا کمک بکنید نشان بدهید که در مورد کارمند بد این کمک را به دولت خودتان که می‌خواهد کار کند بکنید جناب آقاى عمیدى نورى از شهریور 20 بحث فرمودند. من هم مجبورم به آنجا برسم از شهریور بیست به این طرف کارها از مدارش خارج شده از مدارش به قدرى خارج شد و شد و شد تا رسید به آن دولت یا مرگ یا فلان کس که دیگر به کلى شیرازه کارها پاره شد و اصلاً از هم پاشیده شد هر کس گفت مملکت گفتند جوجه است و کس هر کس گفت ملت گفتند تخم‌مرغ چرچیل هر کس گفت آزادى دندانش را شکستند این حرف‌ها بود تا این‌که 28 مرداد مردم تهران ملت ایران آن چنان مشتى بر این گروه زد که سر از تنه جدا شد ولى گاهگاهى آدم بعضى از اینها را می‌بیند مثل این‌که اثرش را طلبکار است یک افاده‌اى می‌کنند مثل این‌که واقعاً خدمت کرده‌اند به این مملکت و یادشان نیست که اینها آن چنان ضربه‌اى به مملکت زده‌اند که شاید مغول نزده از نقطه‌نظر اخلاقى از نقطه‌نظر ماده باشد مانعى ندارد بنده سندى اینجا دارم خدمت آقایان عرض می‌کنم که در 1330 در تمام ارتش ایران 120 افسر مشکوک به توده‌اى بود در 1332، 600 افسر مسلم توده‌اى در ارتش بود ببینید چه ضررى به این دستگاه و این مملکت زدند و چه روحیه جوان‌ها را خراب کردند و چه بدبختى ایجاد کردند ضرر مادى قابل جبران است می‌شود جبران کرد ولى ضرر اخلاقى غیرقابل جبران است و سال‌ها طول می‌کشد تا یک نسل جوان دیگرى بیاید و این مصائب را فراموش کند و اخلاقش تغییر کند این مشکل است و این دولت با این مشکلات دست‌ به گریبان آن است و حالا هم که باز گذشته و رفته است و خودشان دیده‌اند چکار کرده‌اند بعضى از اینها به قدرى پررو و وقیح هستند که وقتى به آدم می‌رسند مثل این است یک چیزى طلبکارند و البته این رو نیست این سنگ پاى قزوین است (خنده نمایندگان) و من از دولت تقاضا دارم که اینها را به جای‌شان بنشاند ما نمی‌‌گوییم چه کارهایی کرده‌اند و این دسته ملعون چه ضررهایی زده‌اند شما اینها را بیرون‌شان کنید نه ما مى‌بخشیم و می‌‌گوییم حقوق‌شان را بدهید اما می‌‌گوییم اینها را طلبکار نکنید و سوار گردن ما نکنید ما با اینها مبارزه کردیم من از دولت می‌‌خواهم در این بابت فکرى بکند اینها کارى کردند که همه کارها از مدارش خارج شد معانى کلمات هم از بین رفت. (عمیدى نورى - معنى کلمه حکومت نظامى هم از بین رفت) می‌رسیم معنى کلمات هم از بین رفت وقتى که گفتند دایم این‏ موقت و موقت یعنى دایم 24 ساعت شد 48 ساعت 48 ساعت هم وعده کردند که اگر این لایحه را بگذرانید روزى سیصد هزار لیره منفعت است همه چیز معنایش را از دست داد یکى از این لغاتى که معنیش را از دست داد کیریتک است انتقاد است انتقاد یعنى نقد کردن یعنى نقادى یعنى صرافى یعنى خوب و بد کردن من که سنم اجازه نمی‌‌دهد آقایان هم گمان نمی‌کنم هیچ‌کدام سن‌شان اجازه بدهد ولى قدیم صراف‌هایی بودند توى این مملکت که کیسه‌هاى پول روى دوش‌شان بود پول را نقد می‌کردند محال بود که یک کیسه 250 تومانى ببرید پیش یک صراف و صراف بگوید همه این قلب است 33/ 10/ 20 سکه را می‌گذاشت کنار و می‌گفت اینها خراب است و بقیه درست است بردار و برو معنى انتقاد هم به کلى عوض شده ما انتقاد وقتى می‌کنیم به جاى این‌که بد و خوب را بیاوریم خوب را کنار بگذاریم یا بد را کنار بگذاریم مقایسه کینم که خوبى می‌چربد یا بدى و تصمیم بگیریم همه‌اش عیب‌جویی می‌کنیم می‌‌گوییم ببینیم کجایش بد است آن را بگیریم و بگوییم روى گله‌اش اما این‌که کار نشد دولت علاء آن روزى که آمد اینجا و دولتش را معرفى کرد گفت که آقاى من حاضرم انتقاد بشنوم دیگر نگفت حاضرم بد بشنوم دیگر نگفت که حاضرم هر کار خوبى که کرده‌ام بگویید نکرده‌ام بنده معتقدیم دولت علاء بسیار خوب کار کرده و دولت علاء همین لایحه را که تقدیم مجلس کرده روى کارهاى خوبش است الان ثابت می‌کنم می‌‌گویند دولت علاء اشکالاتى در کارش نیست بنده معتقدم که سر تا پاى کار دولت اشکال درش است یعنى اینجا توش اشکال گذاشته می‌شود و با یک زور و قدرتى باید اشکالات را کنار بگذارد حقیقتاً باید گفت با وجود این اشکالات کار کردن واقعاً معجزه کردن است (وزیر کشور  - خوشبختانه از ناحیه مجلس نیست) بنده عمومى عرض کردم عرض می‌کنم که بنده دو

+++

اشکال خیلى مختصر را به عرض آقایان می‌‌رسانم که ملاحظه بفرمایید چه اشکالاتى در کار دولت است وزارت کشور این دولت دارد کار می‌کند خوب هم کار می‌کند دو قسمت از این وزارت کشور یکى شهربانى است و یکى شهردارى که به همه دستگاه‌ها آن فحش می‌دهند اگر اتومبیل به هم بخورد فوراً می‌‌گویند پدر شهربانى لعنت این چه مربوط به شهربانى است سرعت است گاز است پا را روى گاز بگذارى فشار بدهى می‌خورى به اتومبیل دیگر مسلماً هر چه سرعت بیشتر باشد خطر بیشتر است آیا شما شنیده بودید که دو الا غ به هم بخورد یکى بمیرد.

رئیس - آقاى از موضع خارج نشوید دیگرى هم اسم نوشته و باید صحبت کند.

پرفسور جمشید اعلم - بله قربان چشم چشم اشکالاتى هست که عرض می‌کنم خالصه این دولت در تمام شئون و دستگاه این مملکت این دولت با نهایت جدیت مشغول کار است اشکال هم بسیار زیاد است خیلى معذرت می‌‌خواهم از جناب آقاى رئیس که این قسمت را عرض می‌کنم بنده از جناب آقاى علم پرسیدم این اتوبوسرانى که شما قرار بود قبل از این‌که بروید فرنگ درست کنید چطور شد گفت سؤال بفرمایید جواب می‌دهم گفتم وزیر که از سؤال خوشش نمى‌آید گفت براى این‌که اتوبوسرانى درست بشود باید اتوبوس باشد و باید اتوبوس بخرم و براى این‌که اتوبوس بخرم چهار وزیر باید رأى بدهد خوب آقا این اشکال را شنید حق هم دارد براى این‌که اگر چهار وزیر رأى ندهد آن وقت به این وزیر که چنین تصمیمى گرفته هزار لکه می‌چسبانند بنابراین آیا با این اشکال اگر آمدند خط اتوبوس را هم درست کردند اتفاقاً کار کرده‌اند و زحمت کشیده‌اند تمام کارهایی که در این مملکت می‌شود نمونه‌اى از فعالیت دولت است در شهربانى این افسر‌هاى جوانى که در این شهر انجام وظیفه می‌کنند این کارهایی که شده این زحماتى که کشیده شده این دانشکده‌اى که براى شهربانى درست شده این بیمارستان‌ها این رسیدگى به کارها تمام نمونه‌اى از فعالیت دولت است شما همین دانشگاه‌تان را نگاه کنید و همین دانشگاه تهران در هر آن و هر ساعت هزار بلوا بود ولى امروز الحمدالله دانشگاه محیطى شده است ساکت و امن و همه به کارشان مشغولند شاگرد به درس خواندن و معلم پى درس دادن و یک محلى شده که امروز دنیا به نظر احترام به آن نگاه می‌کنند اما حکومت نظامى همان‌طورى که آقاى عمیدى نورى فرمودند یک اصل بسیار صحیحى است که در حکومت مشروطه حکومت نظامى به طور مداوم نباید باشد صحیح است این را بنده هم قبول دارم ولى یک اصل دیگرى که هست که آن اصل را چون کریتیک می‌فرمایید توجه نمى‌فرمایید و نمی‌خواهید بگویید چون اگر بفرمایید اصل اولى از بین می‌‌رود در کدام حکومت مشروطه در آن حکومت مشروطه‌اى که قوه قضاییه و قوه مجریه‌اش کاملاً قوى باشد و به داد مردم برسند خود آقایان آمده‌اید الان لایحه‌اى را تصویب کرده‌اید که وزارت دادگسترى باید اصلاح شود پس اقرار دارید که آن تکه مى‌لنگد مى‌لنگد آن تکه دیگرش را هم که عده ندارد شهربانى عده زیادى ندارد شهربانى افسر باید تربیت کند افسر را نمی‌‌شود با یک روز و دو روز تربیت کرد جان باید کند تا افسر را از آن توده‌اى بودن درآورد و وطن‌پرست کرد (شمس قنات‌آبادی - شهربانى افسرانش توده‌اى نیستند) بودند ولى الان تمام‌شان افسران بسیار وطن‌پرست و شاه‌دوست و افسرانى هستند که باعث افتخار ما هستند پس آن اصل دوم را بفرمایید چون وقتى اصل دوم را فرمودید آن وقت متوجه می‌شوند که آن اصل دوم را وقتى که بگویید اصل اول از بین می‌‌رود شما یک مرتبه دستگاه حکومت نظامى را می‌توانید بگویید نباشد که ما دادگسترى را درست کنیم خوب این نقض غرض است بگذارید این باشد کارش را هم بکند روزى که قوه قضاییه و مجریه‌تان درست شد اتوماتیک‌مان حکومت نظامى خودش از بین می‌‌رود و این دولت هم دیگر لایحه حکومت نظامى نمی‌‌آورد دولت مرض ندارد بیاورد و ما هم دیگر رأى به حکومت نظامى به این ترتیب نمی‌دهیم ولى حالا آقاى عمیدى نورى این همان موقع اکسپسیونل و همان موقع استثنایی است (عمیدى نورى - تا 15 سال؟) بله 15 سال 20 سال وقتى که بلبشوست 15 سال باشد ما داریم کار می‌کنیم مجلس با دولت دارد همراهى می‌کند مجلس با دولت دارد همکارى می‌کند که این دستگاهى که از ریل خارج شده بگذارد روى ریل تا راه بیفتد وقتى که این دستگاه درست شد آن وقت دیگر حکومت نظامى لازم ندارید حالا 15 سال طول می‌کشد (قنات‌آبادی - بکشد) سى سال می‌کشد (قنات‌آبادی - بکشد) (خنده نمایندگان) زودتر کارتان را بکنید که زودتر از بین برود عرض کنم که خیلى معذرت می‌‌خواهم حکومت نظامى من را به فکر یک حکایتى انداخت یک مردى در خیابان راه می‌رفت یک چماقى دستش بود با شدت این چماق را به سرش می‌زد به او گفتند آقا مگر این درد ندارد گفت چرا درد دارد گفتند چرا مى‌زنى گفت نمی‌دانى چه لذتى می‌برم وقتى نمی‌زنم به قدرى راحتم وقتى نمى‌زنم اما من قدر این چماق را می‌دانم‏.

قدر عافیت را می‌دانم ما بلا‌هایی که به سرمان آمد به قدرى شدت درد داشت و به قدرى ما را به مخاطره انداخته بود که قدر عافیت به خوبى خوب مى‌دانیم و هیچ احتیاجى به آن چماق مردکه نداریم مبحثى هست در روان‌شناسى که راحتى باعث ناراحتى بعضى‌ها هست این حرف یک مبحثى است ولى ما از این راحتى خوشمان می‌آید من حالا که شب می‌روم خانه‌ام صبح که بلند می‌‌شوم 25 هزار تا نارنجک که سهل است از یکیش هم ترسم ممکن است جناب آقاى دکتر صالح که کاشى هستند زهره ترک شوند (شمس قنات‌آبادی - خیر کاشی‌ها شجاع‏تر از قزوینى‌ها شده‌اند) بنده می‌‌خواهم وقتی صبح مى‌آیم بیرون آن بساط را نبنیم که دکان‌ها را آتش بزنند و هى کرکره‌هاى مغازه را بیاورند پایین و هى مغازه‌ها را آتش بزنند و یک عده‌ای بگویند یا مرگ یا فلان کس هى بگویند زنده‌باد این حرف‌ها را نمی‌‌خواهم اگر یک عده‌ای می‌خواهند من نمی‌‌خواهم من نمی‌‌خواهم این را یک عده‌ای که اکثریت هستند نمی‌خواهند این حکومت نظامى را نه شما می‌خواهید نه دولت می‌خواهد مردم حق‌شناس تهران می‌خواهند (عمیدى نورى - آن کارها در سایه حکومت نظامى مصدق می‌شد) اگر آن بد بود این را بگذارید باشد بابا این‌که بد نیست نکته‌اى که مسلم است این است که همه آقایان از موافق و مخالف به درستى و پاکى و خوشرفتارى و درستکارى این دستگاه معتقدند و مخالفى ندارند. (بهبهانى - بنده موافق نیستم شما از طرف خودتان بفرمایید )

رئیس - آقاى بهبهانى شما هم اسم نوشته‌اید در موقع بفرمایید .

پرفسور جمشید اعلم - بنده تصور می‌کنم وقتى که رأى بگیرند معلوم می‌شود از طرف خودم است یا از طرف همه عرض کنم در درستى و درستکارى این دستگاه هیچ کس شک ندارد و همین مراجعه همه مردم به این دستگاه خود دلیل خوبى این دستگاه است چرا براى این‌که این مردم یک ملجایی پیدا کرده‌اند.

قنات‌آبادی - پس معلوم می‌شود که دولت براى مردم ملجایی نیست حرف شما صحیح است قبول کردیم.

پرفسور جمشید اعلم - اجازه بفرمایید مگر این دستگاه از کره مریخ آمده این دستگاه دستگاه دولت است آقا این حرف‌ها چیست؟ (قنات‌آبادی - صحبت خوبى دستگاه دولت است) پس در خوبیش شکى نیست چون هر جا رفته‌اند دیده‌اند گرفتارى دارند آقا این تلفن را ملاحظه بفرمایید شب دو بعد از نیمه شب تلفن می‌کنند که آقاى پرفسور سلا م‌علیکم می‌گویم بفرمایید می‌گوید عرضى داریم می‌گویم آقاى چه خبرى است خونریزى شده زودتر بگو آقا بگو آقا بالاخره پس از یک ربع می‌گوید شیرهاى بانک ملى کدامش نر است کدام ماده این تلفن که باعث....

رئیس  - پس مردم را باید تربیت کرد.

پرفسور جمشید اعلم - خوب این طول می‌کشد. عرض کنم حضور آقایان خلاصه این تلفن که باعث خوشوقتى مردم باید بشود به چه صورتى درآمده و چه بدبختى ایجاد می‌کند من اگر پریز تلفن را می‌کشیدم تلفن نمی‌گوید پریز را وصل کنید اگر مى‌گذاشتم دوباره تلفن می‌کرد و رفتم به دادگسترى گفتم آقا چکار باید کرد گفت آقا شما باید از شخص ثالثى شکایت کنید تا بعد ما برسیم و بعد از سه سال می‌رسیم در ظرف سه سال پدر بنده را درمی‌‌آورد در عرض 24 ساعت این حکومت نظامى قضیه تلفن را حل کرد این حکومت نظامى مزاحم تلفن را گرفت تنبیهش کرد و انصافاً راحتم کرد حالا آقایان همه‌تان می‌بنید که تلفن اسباب زحمت نمی‌شود و اگر کسى مزاحمت ایجاد کند به محض این‌که بگویید به حکومت نظامى تلفن می‌کنم فوراً گوشى را می‌گذارد زمین اگر این را نگویی همین‌طور ناراحتى ‌دارى و زرزر می‌کند عرض می‌کنم که ایراد می‌کنند به حکومت نظامى که چرا در هر کار دخالت می‌کند حکومت نظامى که نیامده اعلان بکند در همه کار‌ها دخالت می‌کنم مردم می‌روند مراجعه می‌کنند دستگاه می‌‌رود مراجعه می‌کند حکومت نظامى خودش را خادم این مردم می‌بیند خدمت می‌کند حکومت نظامى که از بیرون نیامده حکومت نظامى که از یک دستگاه خارجى نیست مال همین دولت است خدمتگزار همین ملت است و عضو همین دستگاه است خوب حالا رفته ارز را وصول کرده است وصولى وزارت دارایی یک قدرى کندى کرد تا آقاى وزیر دارایی تلفن کرد به وزارت جنگ که آقا خواهش می‌کنم به حکومت نظامى دستور بفرمایید ارز را وصول کند این گناه کبیره که نکرده ارز را وصول کرده داده دست دولت خوب می‌خواستید ندهید که حکومت نظامى وصول کند چطور شده وقتى آتش‌نشانى می‌آید یک جایی را خاموش کند وقتى می‌بینید که زورش کم است به ارتش تلفن می‌کند به تخشایی تلفن می‌کند که آقا به داد برس نظامى مى‌آید دستگاه ارتش می‌آید آتش را خاموش می‌کند این خدمت به وطن کرده مگر این دستگاه نظامى نیست این خدمت در اینجا خوب است ولى در آنجا بد است این حرف‌ها کدام است آقا وقتى چاه نفت قم پیدا می‌شود خطر آتش‌سوزى می‌شود که من اینجا لازم است از تمام کارمندانى که که در این راه زحمت کشیدند طعنه خوردند بد دیدند گرما را کشیدند و ما نشستیم توى کولى و توى سرما از ایشان تنقید کردیم زحمت کشیدند نشان دادند که کارمندان ایرانى قادر است مهندس ایرانى لایق است و نفت را درآوردند تقدیم می‌کنم و می‌دانم که از طرف تمام آقایان

+++

نمایندگان براى این تقدیر وکیل هستم (صحیح است) اینها کار کردند زحمت کشیدند وقتى که نفت می‌آید بیرون تلفن می‌کنند آقایان نظامى‌ها برسید دور تا دور این میدان را بگیرید سربازان توى این گرما تفنگ‌شان روى دوش‌شان که کسى نیاید سیگار بیندازد ذخیره کشور از بین برود اینجا ارتش خوب است (عده‌ای از نمایندگان - صحبت ارتش نیست) نه نه حکومت نظامى هم جزء ارتش است آن هم دستگاه ارتش است اگر ارتش مال ملت است که حکومت نظامى هم مال ملت است من هم همین را می‌‌خواهم بگویم عرض کنم که اینها نه از کره مریخ آمده‌اند نه از خارج آمده‌اند آنها یک دستگاه از دستگاه‌هاى دولت است و به همین مملکت خدمت می‌کند حالا اسم‌شان را گذاشته‌اند حکومت نظامى روزى که دادگستری‌مان درست شد روزى که قوه مجریه ما محکم و متین شد و من آن روز را روز نمى‌بینم همین حکومت نظامى خودش حاضر است برود و دولت هم به‌هیچ‌وجه حاضر نیست که حکومت نظامى را دو مرتبه بیاورد ما هم حکومت نظامى نمی‌خواهیم (قنات‌آبادی - پس معلوم می‌شود که همه دستگاه‌ها خراب است) (حشمتى - درست است می‌گوید دارایی کار نمی‌کند) آقاى رئیس ببیند وادار می‌کنند من را که بروم گوشه‌ها آقا چرا مفهوم مخالفش را می‌‌گیرید چرا حرف صریح نمی‌زنید وزارت دارایی وصولش را کرده منتهى چون کار زیاد است از حکومت نظامى کمک می‌خواهد هر کس کمک خواست کار نمی‌کند؟ دلیل کمک خواستن این است که کار زیاد است؟ (حشمتى  - پس گرفتم) پس گرفتید قربان یا نه؟ عرض کنم من همان‌طور که عرض کردم این دولت روزى که بداند که حکومت نظامى لازم نیست مسلماً لایحه‌اش را به مجلس نخواهند آورد و قدرت مجلس هم که عرض کردم همین جاست که بنده می‌‌خواهم اتخاذ سند کنم و بگویم قدرت مجلس دست خود مجلس است آقایان این قدرتى که‏ حکومت دارد متکى به رأى آقایان نمایندگان و متکى به رأى همین مجلس است پس ما قدرت داریم که چنین قدرتى به وجود می‌‌آوریم و کسى که قدرت دارد ترس ندارد روزى که بخواهد پس می‌گیرد و رأى نمی‌‌دهد و این حکومت نظامى هم جز خدمت عمل انجام نمی‌‌دهد جز خدمت به خلق کارى نمی‌کند و تا این دستگاه‌هاى مختلف هم درست نشود به عقیده من این حکومت نظامى لازم است تا خطر یک نارنجک و نه خطر یک برق چاقو هست خدا این حکومت نظامى را قوتش بدهد بنده چون آقاى رئیس فرمودند که دو دقیقه بیشتر وقت ندارم حالا لابد یک دقیقه بیشتر نمانده است به عرایضم یک نکته‌اى را خدمت آقایان عرض کنم و آن نکته این است که دولت با نهایت قدرت به پیروى از رهبرى شاهنشاه تمام دستگاه‌هاى این مملکت را روى چرخ عادى می‌خواهد بیندازد مجلس هم به همین دلیل نهایت پشتیبانى را می‌کند و آنهایی هم که پنبه توى گوش‌شان کرده‌اند و نمی‌خواهند بشنوند یا پنبه را دربیاورند بنده درمی‌آورم چون تخصص بنده است (حشمتى  - پول هم می‌‌گیرید؟) براى خاطر سرکار نخیر و بدانید که محال است این مجلس اجازه بدهد در راهى که دولت در پیش گرفته توقفى حاصل شود چه رسد به این که به عقب برگردد این محال است مجلس پشتیبان دولت است ما نهایت سعى را خواهیم کرد ما نهایت قدرت را به دولت خواهیم داد براى این‌که این دستگاه‌هایی که 14 15 سال جاده‌اش منحرف شده بود تمام این دستگاه‌ها را به راه سعادت و ترقى ببرد من امیدوارم که کارهاى دولت به قدرى سریع و به قدرى روشن پیش رفته باشد که فقط براى عرض تشکر بیایم اینجا (انشاء الله) (شمس قنات‌آبادی - مثل جت دارد سریع می‌‌رود که نمی‌‌شود دید)

رئیس - آقاى بهبهانى.‏

بهبهانى - این مطالبى که در اینجا گفته می‌شود به نظر بنده چه موافق چه مخالف از روى سوء‌نیت نیست تمام علاقه‌مند هستیم به رژیم مملکت به شاه مملکت به افراد مملکت نظامى‌هاى مملکت هم برادرهاى ما هستند (صحیح است) ما همه برادریم و تمام میل داریم که مملکت‌مان در جاده ترقى بیفتد ولى این صحبت‌هایی که اینجا می‌شود اختلاف سلیقه است و باید به نظر بنده هر کس عقیده خودش را بگوید همان‌طوری که آقاى پرفسور فرمودند که کلمات و الفاظ معانى خودش را از دست داده است بنده می‌‌خواهم بگویم که آمده‌ام اینجا در عین این‌که با حکومت نظامى مخالفم و حکومت نظامى را با رژیم و قانون اساسى مخالف می‌دانم و می‌گویم خدا پدر حکومت نظامى را بیامرزد براى آن‌که  بنده در روزنامه‌ها دیدم که یک قوانینى دارند می‌آورند که صد مقابل بدتر از عملى است که حکومت نظامى می‌کرد براى این‌که آقایان می‌دانند سرتیپ بختیار ببخشید سرلشکر بختیار یک آدمى است گرچه مأمور اجراى یک رژیم خشن است ولى شخصاً یک مردى است که با مردم بسیار خوب رفتار می‌کند یکى از همین وکلا به بنده می‌گفت که یکى از این مجرمین سیاسى را گرفته بودند و قرار بود که با ایشان صحبت کنند و آزادش کنند و ندامت حاصل کند یک روز من به اتفاق سرتیپ بختیار آن روز رفتیم پهلوى آن مجرم سیاسى مى‌گفت من خیال می‌کردم حالا با یک لحن خشن و یک صحبت‌هایی ممکن یک موجباتى فراهم کنند که این مجرم سیاسى هم جواب‌هایی بدهد کار بدتر شود ولى وقتى رفتیم آنجا به اتفاق در محبس به قدرى این آقا سرلشکر بختیار با ادب و نزاکت صحبت کرد و با منطق و دلیل حرف زد که من آفرین گفتم حالا بنده عقیده‌ام این است که حکومت نظامى با قانون اساسى مخالف است و طبق نص صریح قانون اساسى این حکومت نظامى براى موقت درست شده نه براى دایم و به نظر بنده در مملکت ما الان در حال حاضر به‌هیچ‌وجه احتیاج به حکومت نظامى نیست و اگر دولت رفتار خودش را خوب بکند و نگذرد به مردم تجاوز شود طبق قانون و خودش وظایف خودش را خوب انجام بدهد حکومت نظامى به‌هیچ‌وجه لازم نیست بنده یک دلیل می‌آورم و آن دلیل این است که ما می‌شنیدیم در دانشگاه که جوان‌هاى ما تحصیل می‌کنند که دانشگاه کانون فساد شده است دانشگاه جایی است که براى توده‌اى یک مکتب پرورش شده است و در دانشگاه که باید سروکار همه با علم و دانش باشد همه توده‌اى هستند یک کسى آمد یک مرد واقع‌بینى آمد و این جریان حکومت نظامى را از آنجا برداشت عدالت را هم اجرا کرد دیدیم یک نفر آنجا حرف می‌زد الان ما می‌بینیم که در دانشگاه با این‌که حکومت نظامى نیست هیچ کس به حقوق هیچ کس تجاوز نمی‌کند و دیگر به‌هیچ‌وجه آن سر و صداها نیست و آن حرف‌ها نیست و ایشان هم با کمال عدالت رفتار می‌کنند استادان دانشگاه هم بسیار محترم هستند هم به آنان احترام می‌گذارند از این جهت وقتى در دانشگاه دیدیم که حکومت نظامى لازم نیست در شهر به چه مناسبت لازم است؟ آقاى پرفسور فرمودند که ما دولت را خوب بکنیم و حکومت نظامى را برداریم (پرفسور اعلم  - من چنین چیزى نگفتم) الان اینجا فرمودید که وقتى کارها اصلاح شد حکومت نظامى را برمی‌داریم خود شما فرمودید ما که حرف نزدیم بنده با حکومت نظامى مخالفم و حکومت نظامى مخالف با رژیم مشروطیت است حکومت نظامى براى وقت است و اگر چنانچه حکومت نظامى دوام پیدا کند و نگذارند مردم حرف‌شان را بزنند و با سر نیزه جلوى عقاید و آرا مردم را بگیرند فایده ندارد مردم که کسى دیگر را ندارند مگر مردم می‌خواهند انقلاب کنند و ما جلوی‌شان را با سر نیزه گرفتیم؟ اگر دولت می‌گوید من کار خوب مى‌کنم و موافق منویات مردم قدم برمی‌دارم اگر دلت می‌گوید که من کارهاى عمرانى و تولیدى می‌کنم اگر دولت می‌گوید من پول‌هاى مردم را در جا‌هاى نامناسب خرج نمی‌کنم اگر دولت می‌گوید من تمام کارهایم طبق قانون اساسى است پس حکومت نظامى براى چه می‌خواهد؟ مگر مردم مملکت ما یاغى هستند؟ مگر مردمى نیستند که همیشه شاه‌پرستى خودشان را به منصه ظهور رسانیده‌اند مگر همین‌طور که فرمودید در 28 مرداد که حکومت نظامى باشد وجه اجرا می‌شد مگر مردم انقلاب نکردند؟ مگر دکان‌ها را نمى‌بستند؟ مگر 28 مرداد را مردم با وجود حکومت‏ نظامى به وجود نیاوردند؟ مگر در 9 اسفند مردم با وجود حکومت نظامى شدید براى جلوگیرى کردن از تشریف بردن اعلیحضرت همایونى اقدام نکردند؟ پس حکومت نظامى در حال حاضر که شما مدعى هستید که مردم همه موافق با دولت و کارهاى دولت هستند منفى با قانون اساسى هم هست من نمی‌دانم چه اصرارى دارد دولت که این حکومت نظامى را ابقا کند؟ بنده دیگر عرضى ندارم.‏

رئیس - آقاى وزیر جنگ‏

وزیر جنگ - عرایض بنده خیلى مختصر خواهد بود چون در این مورد توضیحات کافى داده شد و مخصوصاً ناطق مخالف جناب آقاى نورى ببخشید عمیدى نورى بیانات فرمودند و بنده یادداشت کردم که جواب عرض کنم اما در خاتمه فرمایشات‌شان یک موضوعى را فرمودند که جواب فرمایشات خودشان بود بنده با تمام این مسائل صددرصد موافقم و به‌هیچ‌وجه در وضع عادى حکومت نظامى نباید باشد و در هیچ جا دنیا هم نیست ولى خیلى چیز‌ها در ماه است که در هیچ جاى دنیا نیست ببینید علت این چه بود؟ علت این‌که بعد از شهریور حکومت نظامى حکومت عادى بوده است چیست؟ علت این‌که تمام دولت‌هاى که آمده‌اند تمام فرماندار نظامى را تقاضا کرده‌اند و ادوار مختلف مجلس هم همیشه تأیید کردند و رأى دادند به حکومت نظامى چه بود بنده دو علت می‌بینم یکى این‌که دستگاه عادى انتظامى ما ضعیف است اینجا آقاى پرفسور شمس (نمایندگان  - اعلم) ببخشید این دو اشتباه در اسم دو ناطق مخالف و موافق باید می‌شد که سیاست موازنه رعایت شده باشد فرمودند عده‌اش کم بود عده زیاد گمان نمی‌کنم مورد داشته باشد، قدرت

+++

 این در دستگاه انتظامى را کم کردند آن روز که مأمورین پلیس تیراندازى کردند به یک عده دسته‌جاتى که ظاهراً اغتشاش کرده بودند وآن وقت آمدند رئیس شهربانى را گرفتند حبس کردند و محاکمه کردند که چرا پلیس تیراندازى کرده است دیگر براى پلیس قدرتى نمی‌ماند و دلیل این‌که ارتش و حکومت نظامى بهتر انتظامات را برقرار می‌کند این است که سرباز اگر در حین انجام وظیفه مطابق قانون و مقررات تیراندازى کرد ما او را تشویق می‌کنیم تقدیر می‌کنیم درجه می‌‌دهیم که وظیفه خودش را انجام داده است پست خودش را حفظ کرده است بنابراین یک علت که حکومت نظامى برقرار بود این بوده است که پلیس ما ژاندارمرى ما ضعیف شد و خوشبختانه این ضعف در ارتش توسعه پیدا نکرد وقتى که پلیس ما قدرت قانونى خویش را تا حدى پیدا کرده و به دست آورده است مثل این‌که الان تا حدى این کار انجام شده و دیگر ما احتیاجى نخواهیم داشت و مخصوصاً وقتى که رشد ملى بالا رفت ملت با استعداد ما توانست درک کند که تا چه حد باید مراقب و مواظب اجراى قوانین شد خود مردم متجاوز نشدند شاید یک روزى بیاید که نه فقط حکومت نظامى را برچینیم بلکه اصلاً دستگاه پلیس را هم برچینیم در بلژیک بنده چند ماه پیش بودم دیدم اصلاً از کسى جواز رانندگى نمى‌خواهد اصلاً معمول نیست که کسى جواز داشته باشد ما که این قدر دقت می‌کنیم که همه راننده‌ها جواز رانندگى داشته باشند آن ملت به آن درجه از رشد رسیده که اگر کسى نتواند خوب اتومبیل براند می‌داند جان خودش و سایرین را در خطر است اصلاً نمی‌راند بنابراین آنجا آزمایش نیست. جوازى نیست اشخاصى که اتومبیل می‌رانند مطمئن هستم که خودشان شخصاً دقت در این کار دارند دلیل دومى که ایجاب کرده است که حکومت نظامى این اندازه دوام پیدا کند و طولانى باشد نظر بنده همین طورى که آقاى عمیدى فرمودند این است که قوانین ما روشن نیست نواقصى هست که ما قطعاً سعى می‌کنیم نواقص مرتفع شود و لوایحى می‌‌دهیم که بعد از تصویب این لوایح ما اصلاً از داشتن حکومت نظامى کاملاً بى‌نیاز باشیم دلیل این‌که ارتش در این کارها دخالت می‌کند اوضاع و احوال روز است والا دستگاه ارتش به‌هیچ‌وجه مایل نیست که براى خوش مسئولیت اضافى ایجاد کند و در کارهایی که به او مربوط نیست رسیدگى کند امروز ارتش شاهنشاهى وظایف بسیار مهمى دارد و مخصوصاً از موقعى که داخل پاکت بغداد شدیم ارتش ما مثل ارتش تمام ملل مترقى به وظایف مخصوص خودش باید برسد و تمام فکرش و همش باید صرف این کار بشود اما از طرف دیگر وقتى اوضاع ایجاب می‌کند امینت مملکت ایجاب می‌کند که ارتش در کارهایی مداخله کند قطعاً فروگذار نخواهد کرد مثل این‌که آقایان هم اینجا تذکر دادند ارتش در موارد مختلف براى کمک و همکارى با سایر دستگاه‌هاى دولت همیشه آماده است و شاید یکى از دلایلى که باعث شده است که ارتش در بیشتر کار‌ها مداخله کند سازمان مرتب و منظم ارتش است شاید بشود اظهار کرد که چون ارتش همیشه تحت توجهات خاص اعلیحضرت همایونى بوده نسبت به سایر دستگاه‌ها دولتى منظم‌تر و مرتب‌تر و آماده‌تر براى اجراى وظایفى که به آن رجوع می‌شود هست این است که تا وضعیت به این حال باقى است ما با کمال حسن‌نیت با تمام دستگاه‌ها دولتى همکارى و کمک خواهیم کرد فرمودند که این حکومت نظامى براى ما عادت شده است صحیح است عادت شده عیب کار این است که عادت شده است که ما امنیت داشته باشیم آسایش داشته باشیم و امنیت می‌خواهیم و این عادت شاید تا حد باعث شده که فراموش کنیم که سابق چه بود وچطور با کامیون می‌آمدند دزدهاى مسلح در می‌زدند و پول مردم اثاثیه مردم را جمع می‌کردند و مى‌بردن قطعاً این بیاناتى که فرمودند صحیح است که باید در دبستان‌ها را به روى اطفال و جوانان باز کنیم. ارزانى و فراوانى در مملکت باشد ولى بنده عرض می‌کنم که تمام اینها در سایه امینت برقرار می‌شود دانشگاه و دبیرستان و دبستان وقتى می‌تواند مرتب و منظم باشند که در شهر و در مملکت امنیت باشد قطعاً فراموش نکرده‌اید که دانشگاه مرکز فساد بوده است ولى ما هیچ وقت در دانشگاه حکومت نظامى برقرار نکردیم و به همین دلیل رئیس دانشگاه این طور اقدام کرده بود این طور تقاضا کرده بود و مذاکره می‌کردیم که براى دانشگاه یک گارد به خصوصى تهیه بکنند و مراقب امنیت آنجا باشند اگر در دانشگاه امینت برقرار است براى این است که تمام شهر و تمام مملکت امن است والا داخل خود دانشگاه هیچ وقت نظامى نبوده است و حکومت نظامى هم هیچ وقت در داخل دانشگاه نداشته‌ایم در هر حال خلاصه عرایض بنده این است که در خاتمه فرمایشات‌شان فرمودند که این حکومت نظامى قطعاً ما قبول داریم که نباید روش عادى باشد ولى تا وقتى که دولتى مسئول حفظ امنیت و آسایش مردم هست لازم بداند و قوانینى ما نداشته باشیم که آرامش و آسایش مردم را تأمین بکند به طور اضطرار و ناچار تسلیم می‌شویم و نهایت کوشش را داریم که هر چه زودتر این وضعیت غیرعادى از بین برود و دستگاه‌هاى انتظامى خودشان وظایفى را که به آنها محول می‌شود به نحو احسن انجام بدهند اما این‌که آقاى بهبهانى فرمودند که حکومت نظامى برخلاف قانون اساسى است بنده حالا ماده‌اش یادم نیست ولى ما همیشه وقتى تقاضاى حکومت نظامى می‌کنیم به استناد آن ماده از قانون اساسى تقاضا می‌کنم و نمایندگان محترم طبق اصول مشروطیت و قانون اساسى به ما رأى خواهند داد و روى موافقت آقایان و رأى موافق مجلس دولت حکومت نظامى برقرار می‌کند بنابراین به‌هیچ‌وجه کارى خلاف قانون اساسى به‌عمل نیامده و رفتار نشده است (صحیح است - احسنت) رئیس دیگر کسى اینجا نام‌نویسى نکرده است رأى می‌گیریم به این گزارش که از مجلس سنا آمده است آقایانى که تصویب می‌کنند قیام بفرمایند. (اغلب برخاستند) تصویب شد

4 - تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقایان قنات‌آبادی و سلطان‌مراد بختیار

رئیس - آقاى قنات‌آبادی

قنات‌آبادی - سؤالى است از وزارت کشور راجع به خرید کنتور آب مصرفى سازمان آب تهران‏

رئیس - آقاى سلطان‌مراد بختیار

سلطان مراد بختیار - بنده هم یک سؤالى دارم راجع به همین صحبتى که کردم چون به نطق‌هاى قبل از دستور جواب نمى‌دهند.

5 - تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر بهدارى‏

رئیس - بسیار خوب آقاى وزیر بهدارى لایحه‌اى دارید؟

وزیر بهدارى (دکتر صالح) - بنده با اجازه مقام ریاست لایحه‌اى داشتم خواستم تقدیم کنم که مربوط به دکتر بالتازار رئیس بنگاه پاستور که از 1325 تاکنون چند دفعه لایحه‌اش تقدیم شده است در مجلس و هنوز مطرح نشده است این لایحه براى تمدید و تأیید استخدام ایشان است که تقدیم می‌کنم.‏

6 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - به دو سه کمیسیون باید برود به کمیسیون‌هاى بودجه و بهدارى و خارجه فرستاده می‌شود جلسه را ختم می‌کنم جلسه روز سه‌شنبه خواهد بود دستور هم گزارشاتى است که حاضر می‌شود.

(مجلس ربع ساعت قبل از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:295080!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)