کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/24]

جلسه: 18 صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 31 شهریور ماه 1326  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بقیه مذاکره در برنامه دولت

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 18

صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه 31 شهریور ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بقیه مذاکره در برنامه دولت

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس یک ساعت و چهل دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

صورت مجلس روز یکشنبه بیست نهم شهرویور ماه را آقاى معتمد‌دماوندى (منشى) قرائت نمودند.

مجلس یک ساعت و نیم پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه قبل قرائت و پس از تذکرات آقایان آشتیانى‌زاده- رضوى- کشاورز صدر- نورالدین امامى- سزاوار- اردلان به عنوان اعتراض همچنین پاسخ مقام ریاست تصویب شد.

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائب با اجازه- آقاى: عامرى‏

غائبین بى اجازه- آقایان: گنابادى- پالیزى- تولیت- دکتر عبده- ملک پور- تقى‌زاده- على وکیلى- فرامرزى.

دیر آمدگان بى اجازه- آقایان: محمد حسن قشقایى- آشتیانى‌زاده- حسن اکبر- دکتر اعتبار- سلطانى- آقاخان بختیار- دکتر طبا- دکتر آشتیانى- ناصرى- شریعت‌زاده- اسلامى- شهاب خسروانى- قهرمان- اسدى.

آقاى حاذقى پیشنهاد جلسه گذشته خود را مشعر بر طرح اعتبار‌نامه آقاى ارسنجانى مسترد داشته و آقاى حائرى‌زاده طبق ماده 108 نظامنامه اخطار نموده و عقیده داشتند وزرا و معاونین و مخبرین کمیسیون‌ها مذکوریه در این ماده هم در حکم سایر ناطقین می‌باشند والّا حق اقلیت ممکن است تضییع بشود، پس از پاسخ مقام ریاست بقیه مذاکره در برنامه دولت شروع شد. آقاى ممقانى به عنوان مخالف دولت پس از اشاره به اهمیت مقام نمایندگى شرح مبسوطى در‌باره عظمت حکومت اسلامى و ذکر خصائص آن از قبیل لزوم جهاد و دفاع از نظر اقتصادى و نظامى و همچنین ذکر امثله و شواهد تاریخى از طرز حکومت صدر اسلام و احترام قضات اسلامى و نیز لزوم حفظ بیت‌المال مسلمین و اشاره به اهمیت و مقام حاکمیت ملت و استناد به قول علماى حقوق که حق حاکمیت قابل تجزیه نبوده و منحصراً در دست دارالشوراى ملى می‌باشد.

سپس با اشاره به نظر علماى حقوق دائر بر تقسیم حاکمیت دولت به سیاست داخلى و خارجى و ضرورت توجه به مسائل مربوط به استقلال مملکتى شرحى راجع به قضایاى زمان تصدى دولت حاضر و مستقل و مسئول بودن وزرا در مقابل مجلس ولزوم عدم مداخله نخست وزیر در امور وزارتخانه‌ها و شهردارى به منظور رعایت حفظ اصول بیان نموده و راجع به قانون استخدام عقیده داشتن بایستى به عوض اعطاى رتبه‌های زیادى اشل را بالا می‌بردند و همچنین پس از تذکر در موضوع گرانى هزینه زندگى و ترقى ارز خارجى و لزوم جلوگیرى از ورود اشیاء لوکس به منظور حفظ ثروت کشور و انتقاد از بازرسى نخست وزیرى که مؤسسه زایدى است راجع به بودجه مملکتى با اشاره به لزوم تأدیه مخارج ضرورى در زمان فترت عقیده داشتد با وجود فقر عمومى از تحمیل مخارج زاید از قبیل مخارج تبلیغات بایستى جلوگیرى نمود. در خصوص قضایاى آذربایجان با مقایسه قیام ستار خان و باقر خان و با قیام پیشه‌ورى و همچنین انتقاد از مندرجات جراید عملیات و اقدامات معاون سابق نخست وزیرى در اصفهان و آذربایجان و تمجید از وطن‌پرستى آذربایجانی‌ها عقیده داشتند اختلاف زبان به هیچ وجه ارتباط با وحدمت ملى ندارد راجع به مطبوعات نیز با تصدیق لزوم هفت قلم اظهار

+++

 داشتند دولت هم نباید آزادى مطبوعات را محدود نماید. آقاى دکتر فلسفى به عنوان موافق با برنامه بدواً در جواب بیانات آقاى کشاورز صدر راجع به لزوم تقویت قوه قضائیه با تصدیق به کمى حقوق قضات حتى نمایندگان و لزوم تقلیل هزینه زندگى با اشاره به ماده 9 برنامه و ضرورت تجدید نظر و وضع قوانین مذکوره در آن نموده پس از تشریح اهمیت انقلاب آذربایجان و اضطراب عمومى در آن زمان و لزوم قدردانى از اقدامات آقاى نخست وزیر در رفع غائله آنجا و حفط تعادل و توازن سیاسى راجع به اسراف و تبذیر هاى مالى از اقدامات آقایان وزیر دارایى و اقتصاد ملى اظهار امیدوارى نمودند و سپس در جواب هر یک از ایرادات آقاى ممقانى از قبیل موضوع اتومبیل‌های دولتى و حاکمیت مجلس نسبت به دولت و وضع مستخدمین ادارى و گرانى هزینه زندگى و خصوصاً قضیه آذربایجان به ترتیب شرح مختصرى بیان نموده پس از آن به شرح نظریات اصلاحى خود در برنامه پرداخته راجع به لزوم حفظ روابط خارجى و احترام متقابل با اشاره به صدمات وارده به کشور در زمان جنگ و همچنین لزوم توجه در اقتصادیات و بانک صنعتى و کارخانه‌جات و بهبود زندگى زارعین و بهداشت آن‌ها و تقلیل کارمندان و موضوع مالیات شرحى بیان نمودند در خاتمه احتیاجات حوزه انتخابیه خودشان گرگان را از قبیل لزوم توجه به بیمارستان مینودشت و آب مشروب گمیشان و لزوم تفکیک دشت از گرگان گوشزد نمودند.

آقاى دکتر اعتبار به عنوان مخالف پس از اشاره به موضوع اقلیت و انتظارات از دولت بدواً به شرح ایرادات خود از قبیل سنگینى بودجه مملکتى و عدم استطاعت پرداخت مردم و زیادى هزینه زندگى در نتیجه تصویب‌نامه‌هاى دولت و نیز تنزل شخصیت‌ها و مقام رواج رشه و صدور یک فقره جواز جو و امر انتخابات شهریار و ساوجبلاغ پرداخته به برنامه معتقد بودند رسیدگى به عمال گذشته بى فایده و رأى اعتماد به دولت شامل برنامه آینده است پس از آن با اشاره به مسافرت آقاى نخست وزیر به مسکو بدون رأى اعتماد مجلس عقیده داشتند اگر اسنادى امضاء شده رسمیت ندارد ولى دولت می‌تواند براى این که مشمول قانون آذر 1323 نشود براى افتتاح باب مذاکره استجازه از مجلس بنماید.

و پس از اشاره به سیاست خارجى و عدم اطلاع به ملت و همچنین اهمیت سازمان ملل متفق براى اصلاحات مملکتى معتقد به یک انقلات قانونى بوده، راجع به شخص آقایان وزرا هم با اشاره به اصول 60 و 61 قانون اساسى تذکراتى دادند.

آقاى مهدى ارباب به عنوان موافق پس از اشاره به اهمیت مقام و وظایف نمایندگى و لزوم وجود اقلیت راجع به عملیات و اقدامات دولت و پایین آوردن هزینه زندگى و ایجاد امنیت و لزوم قدردانى از رئیس دولت و حسن انتخاب همکاران به مقتضاى وقت و تمجید از زحمات آقایان وزیر دارایى و وزیر اقتصاد ملى و لزوم همکرى مجلس براى پایین آوردن سطح زندگى و انتخابات شهریارو ساوجبلاغ توفیق دولت در رفع مشکلات و موضوع رأى اعتماد و آزادى انتخابات شرح مبسوطى بیان نمودند.

پس از آن راجع به هریک از تذکراً اصلاحى خود از قبیل لزوم سازمان مخصوص در ادارات براى رسیدگى به تقاضاهاى نمایندگان و قطع تماس مأمورین دولتى با مردم و لزوم هم آهنگى ادارات و جلوگیرى از دزدى و وضع مقررات زاید و لزوم امنیت قضایى و سپردن امور به دست اشخاص لایق و توجه به امنیت عمومى براى پیشرفت عمران و آبادى و وضع مقررات شدید براى رانندگى و دقت در تربیت عمومى و لزوم تشویق از صادرات و رسیدگى به وضع گمرک و لغو انحصارها و جلوگیرى از رواج قاچاق و لزوم عرضه و تقاضا شرح مختصرى بیان نمودند.

آقاى رئیس نسبت به ماده 108 نظامنامه مورد اخطار آقاى حائرى‌زاده شرحى توضیحاً بیان و اظهر نمودند طبق همین ماده رفتار شده است.

آقاى دکتر اقبال وزیر بهدارى صدور پروانه جو را که آقاى دکتر اعتبار اظهار داشته بودند تکذیب نموده و با اشاره به صدور دیپلم‌های تقلبى اظهار داشتند ممکن است این جواز هم نظیر همان‌ها باشد آقاى رضا تجدد معاون وزارت دادگسترى نیز در جواب آقاى مهدى ارباب نسبت به امور قضایى توضیح مختصر دادند.

دو فقره سئوال از طرف آقاى دهقان تقدیم و آقاى رئیس اظهار داشتند براى اطلاع دولت ارسال می‌شود جلسه آینده به روز سه‌شنبه 31 شهریور ماه موکول و مجلس یک ساعت و سه ربع بعد از ظهر ختم شد.

رئیس- نظرى به صورت مجلس نیست؟

مهدى ارباب- نسبت به صورت جلسه نظرى نداریم، یک اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس- نسبت به چه ماده‌ای؟

مهدى ارباب- راجع به ماده 109.

رئیس- بعد بفرمایید صورت مجلس روز یکشنبه 29 شهریور تصویب شد. آقاى ارباب بفرمایید.

مهدى ارباب- البته به پاس خدمات گرانبهاى دولت آقاى قوام بنده موافق با دولت بودم و هستم، ضمناً یک تذکرات اصلاحى دارم دیروز آقاى تجدد معاون محترم وزارت دادگسترى جوابى دادند که به نظر بنده قدرى جنبه کم لطفى داشت ول فرمودند بنده دادگسترى را ستایش کردم بنده قضات پاکدامنى که در مقابل تمام مشکلات فداکارى می‌کنند آن‌ها را ستایش کردم و خواهم کرد دوم فرمودند قاضى وقتى که قضاوت می‌کند توجه به کسى ندارد (بعضى از نمایندگان- این 109 نیست)

رئیس- آقاى ارباب این با 109 تطبیق نمی‌کند، همان روز اگر اخطارى داشتید بایستى می‌فرمودید این سابقه می‌شود که بعد از چند جلسه آقایان بیایند به عنوان 109 صحبت کنند همان روز می‌بایست بفرمایید.

ارباب- ... عرض کنم این سابقه حالا نسبت به بنده دارد جلوگیرى می‌شود می‌فرمایید صحبت نکنم نمی‌کنم.

رئیس- چون این سابقه می‌شود خواهش می‌کنم این صحبت‌ها را به عنوان ماده 109 نفرمایید، آقاى منصف تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند (نمایندگان- دستور، دستور)

منصف- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- ممکن است به جلسه آینده بگذاریم جلسه بعد آقایان اگر حرفى داشته باشند بفرمایند.

منصف- بنده تقاضاى نطق قبل از دستور کردم چون گفته شد دستور بنده مخالفم با دستور و چون عرایض بنده مورد علاقه تمام نمایندگان است اجازه بفرمایید.

رئیس- آقاى منصف آخر جلسه بفرمایید ممکن است آقایان تشریف داشته باشند آخر جلسه همین امروز شما بیاناتتان را بفرمایید. آقاى دکتر متین دفترى.

2- بقیه مذاکره در برنامه دولت‏

دکتر متین دفترى- نظر به این که مدت یک سال و نیم کشور ما دچار فترت بوده است و در واقع اصول پارلمانى در این مدت تعطیل شده بود حالا که بحمدالله مجلس شوراى ملى تشکیل شده است و دولت هم معرفى شده است و در مجلس یک اکثریتى هست و یک اقلیتى، بنده اجازه می‌خواهم از آقایان که یک چند کلمه راجع به این مسئله عرض کنم و در واقع حدود تکلیف این سه ارگان، این سه دستگاه که دستگاه هیئت دولت و اکثریت مجلس واقلیت مجلس است، روابطشان و حدودشان روى اصول و مقررات و رسوم پارلمانى مشخص بشود. یک اکثریتى هست که قسمت اعظمش خودش را متکى به یک حزبى می‌داند، یک اقلیتى هم هست که تشکیل شده است از یک فراکسیون موسوم به فراکسیون اتحاد ملى و یک عده‌اى هم از منفردین که منفردین با این فراکسیون اتجاد ملى در مشى اقلیت همکارى می‌کنند و ائتلاف دارند اما ما که در اقلیت هستیم از روش اکثریت یک قدرى گله داریم، مثل این که کارها وارونه شده باشد، در پارلمان‌ها همیشه اکثریت زمامدارى می‌کند و اقلیت هم اعتراض می‌کند و این حق مشروع است و این حق را از اقلیت نمی‌شود سلب کرد در هر رژیمى یک اقلیتى، یک معترضى لازم است تا این که تعدیل کند کارها را، بنده خوب خاطرم می‌آید یک شبى در هیئت وزیران اعلیحضرت فقید رو کردند به ما فرمودند که در این رژیم شما، در این دستگاه شما اقلیت نیست؟ این عین عبارتشان است، ما نمی‌دانستیم چه جواب بدهیم فرمودند چرا اقلیت هست، در اینجا هم اقلیت هست بعد خودشان فرمودند اقلیت در این دستگاه من هستم، شماها کار می‌کنید و من هم به شما اعتراض می‌کنم و شما را تعدیل می‌کنم و با اعتراضات و مؤاخذه‌هایی که از شما می‌کنم شما مجبور می‌شوید به کار کردن، پس وقتى که حتى در رژیم معروف به رژیم دیکتاتورى یک اقلیتى لازم باشد مسلماً در رژیم پارلمانى لازم است گله ما از اکثریت چیست؟ اکثریت، اتفاقاً در اکثریت بنده بعضى از آقایان را نمایندگان را می‌بینم که واقعاً حیف هستند براى اکثریت، حقش این بود که در اقلیت باشند (بعضى از نمایندگان- صحیح است) (بعضى از نمایندگان- خیر این طور نیست) (زنگ رئیس) ما اعتراض می‌کنیم رویه تا به حال این بوده که ما وقتى اعتراض می‌کنیم عوض این که جواب اعتراض را بدهند، شروع می‌کنند به ناسزا و بدگویى به معترض، به خودش، به پدرش، به کسانش، این رویه پارلمانى نسیت و ما حقیقتاً گله داریم از این مسئله اگر می‌خواهید اقلیت بشوید بیایید توى اقلیت و با ما

+++

همکارى کنید ما همه چیز را براى اکثریت قائل هستیم، همه وسایل دولتى، مزایا همه چیز دست شما است، یک اعتراضى هم براى ما است، این را عرض کنیم خدمت آقایان که اقلیت ما هم صرف این که یک عده دوره هم جمع شده‌اند و اسمشان را گذارده‌اند اقلیت نیست، همان طورى که آقایان اکثریت دارید و متکى به یک حزى هستید ما هم داراى فراکسیون اتحاد ملى که یک فراکسیون تشکیل شده ایست، یک مرامى دارد و روى یک اصولى ما جمع شده‌ایم و به قید شرافت متعهد شده‌ایم که این مرام را در مجلس شوراى ملى تعقیب کنیم و بیاناتى که بنده امروز این جا می‌کنم، اعتراضاتى که به دولت خواهم کرد روى این مرام است و بنده انتظار دارم آقایان اکثریت هم در آتیه چون آن‌ها متکى به مسلک حزبى هستند روى مرام به ما جواب بدهند و روى مرام با ما صحبت بکنند. ما مخالف حزب نیستیم خیلى هم خوشوقت هستیم یک حزبى به اسم حزب دموکرات در ایران تشکیل شده است، ولى به شرط این که حزب به معناى احزابى که در کشورهاى دموکرات است یعنى حق حیات براى دیگران هم قائل بشوند (صحیح است) و به وسائلى که در کشورهاى دموکراسى مجاز نیست متشبث و متوسل نشوند، در این باب بیشتر توضیح عرض خواهم کرد، ما در این سرلوحه فراکسیون اتحاد ملى یک جمله‌ای نوشتیم که می‌خواهم براى آقایان عرض کنم که در سیاست داخلى اولًا تقویت حکومت قانون، خیلى جاى تأسف است که بعد از 42 سال مشروطیت یک امرى که از بدیهیات باید باشد حکومت قانون، اصل مشروطیت حکومت ملى قانون است، ما مجبور شدیم که در سرلوحه مرام خودمان بنویسیم حکومت قانون، براى چه؟ چى محرک ما شد که ما این را در سرلوحه مرام خودتان بنویسیم؟ این تجربیاتى است که در سنوات اخیر به خصوص در این یک‏ سال و نیم فترت دیده‌ایم چندى پیش یکى از سران حزب یکى از احزاب آزادى خواه تهران صحبت می‌کرد و شکایت داشت از اوضاع و می‌گفت ملاحظه می‌کنید در این یک سال و نیم فترت صورت برداشته بود، که قریب 30 اصل از اصول قانون اساسى که به کلى نقص شده است در این مورد بحث کردیم او به من این طور گفت که 41 اصل از اصول قانون اساسى در این دوره نقش شده است. حالا بنده همه آن‌ها را یادداشت نکرده‌ام ولى او این طور به من می‌گفت: می‌گفت مگر على رغم اصل دوازدهم قانون اساسى در جلوى مجلس هتک مصونیت وکلا را در آخر در جلوى مجلس هتک مصونیت وکلا را در آخر مجلس نکرده و به ایشان، به آقاى امیر تیمور ودیگران ضرب و شتم وارد نکردند؟ (محمد‌على مسعودى- مظفر فیروز کرد) ما فعل را می‌گوییم به فاعل کارى نداریم. آیا مرتکبین این عمل را مجازات کردند بعد از آن واقعه؟ می‌گفت مگر آزادى مطبوعات که به موجب اصل 20 متمم قانون اساسى تأمین شده محترم مانده است؟ مگر اصل شانزدهم قانون اساسى که وضع قوانین را از مختصات مجلس شوراى ملى دانسته و با تصویب‌نامه‌هاى دولت زیر پا گذاشته نشده است؟ می‌گفت مگر جرح و تعدیل بودجه و تفسیر در وضع مالیات‌ها و رد و قبول عوارض به موجب اصل هیجدهم قانون اساسى و اصل نود و چهارم متمم قانون اساسى از حقوق مسلم مجلس شوراى ملى نیست؟ و این حق در دوره فترت رعایت شده است؟ آیا بعضى مالیات‌ها را نسخ نکرده‌اند مگر مطابق اصل نوزدهم قانون اساسى تقسیم ایالات ولایات کشور از وظایف مجلس نیست؟ بر خلاف قانون مصوب مجلس استان‌های جدید در این دوره ایجاد نکرده‌اند مطابق اصل هشتم متمم قانون اساسى اهالى مملکت در مقابل قانون مساوى نیستند در این حکومت در تقسیم مایحتاج زندگى بین مردم رعایت این موضوع را نکرده‌اند و با پروانه‌ها براى معدودى بهشت و براى عامه مردم دوزخ فراهم نکرده‌اند مگر آزادى افراد مطابق اصل نهم و دهم و چهاردهم متمم قانون اساسى رعایت شده و افراد را بدون مجوز صحیح حبس و تبعید نکرده‌اند و قانون حکومت نظامى را بدون انطباق به موارد وسیله سلب آزادى افراد قرار نداده‌اند مگر بر‌خلاف اصل 62 متمم قانون اساسى وزارت کار و تبلیغات تأسیس نکرده‌اند و بعد آن را موجب اعمال نفوذ در امور انتخابات ننموده‌اند؟ ما مخالف قانون کار نیستیم، قانون کار یکى از قوانین لازم بوده و ماهم با آن موافق هستیم ولى ممکن بود که به احترام قانون اساسى یک اداره مستقلى تابع وزارت پیشه و هنر به اسم اداره کار درست کنند چه لزومى داشت که وزارت کار و تبلیغات بدون تصویب مجلس در مملکت تأسیس بشود؟ اما حالا اگر از این‌ها بگذریم قانون اساسى، قانون اساسى است، واجب‌الاحترام است قابل زوال نیست (صحیح است) و اساس مملکت روى قانون اساسى است (صحیح است) ما یک گله‌ها بلکه اعتراضات مهم‌تر و اساسی‌تری داریم به آقاى نخست وزیر، ایشان در مقدمه برنامه خودشان یک جمله‌ای نوشته‌اند که خیلى جلب توجه می‌کند می‌نویسند که «من اعتراف می‌کنم که هیچ گاه در صد سال اخیر ملت ایران تا این درجه عشق به میهن و وطن‌پرستى و وحد ت (مقصودم این کلمه وحدت است می‌خواهم آقایان بیشتر توجه بفرمایند) وحدت و اتفاق خویش را در مقابل مصائب خارجى آشکار نکرده» (صحیح است) بنده اعتراضى که می‌خواهم بکنم این است که آن موقعى که ایشان به زمامدارى دعوت شدند همان طورى که خودشان در مقدمه برنامه‌شان اشاره کردند البته موقعى بحرانى بزرگى بود و اکثریت صلحی کشور، صلحی پایتخت معتقد شدند که براى نجات کشور در این موقع البته بایستى یک فکر اساسى کرد و اکثراً معتقد شدند که نظر به شیخوخیتى که آقاى قوام دارند در بین رجال ایران ایشان توانایى شاید داشته باشند که همه را دور هم جمع کنند و وحدتى را که در همین جمله اشاره شده است آن وحدت را عملى بکنند و ایجاد بکنند که آن نقارها نقاصت‌هایى که بعد از شهریور در این چند سال این کشور را دچار بدبختى و مصائب کرده است شاید ایشان آن توانایى را داشته باشند که وحدت را ایجاد بکنند، حالا ببینیم ایشان کردند یا خیر؟ متأسفانه این آرزوها حقیقت پیدا نکرد و ما انتظار داشتیم که ایشان وقتى که زمامدار می‌شوند تمام سوابق، هر چه سوابق و بغض دارند فراموش‏ بکنند و همان طور که عرض کردم این وحدت را بین تمام ایرانیان و تمام صنوف و تمام طبقات و تمام دسته‌جات ایجاد بکنند، ولى ایشان بر عکس از ابتداى زمامدارى کار را طورى بر داشت کردند که با آن روحیه‌ای که درمردم ایجاد شده بود، با آن روحیه‌ای که حاضر بودند استقبال بکنند هر کسى که بخواهد به وحدت کلمه ایران را جمع بکند این طور نشد. ایشان برعکس از ابتداى زمامداریشان شروع کردند به تولید نفاق و دو دستگى و ترجیح دادن کى عده بر دیگران و جمع کردن دور خودشان یک اشخاصى را که اغلب آقایان می‌شناسند. بنده لازم نیست اسم ببرم. پریروز آقاى ممقانى اشاره به حجب آقاى نخست وزیر کردند، من نمی‌دانم حجب است یا هر چه هست نتیجه‌اش یکى است، نتیجه‌اش این شد که در این کشور در هفده ماه یک حکومت ترور، یک حکومتى که زیر پا بگذارد تمام قوانین را بر پا کردند، رجال را حبس، تبعید کردند و آن‌هایی را هم که تبعید نکردند دچار یک وضعیتى مثل تبعید تحت نظر تفتیش بودند (مهندس رضوى- نمونه کوچکى از حکومت دوره رضا شاه) آن را باید جداگانه صحبت بکنیم (نراقى- زمان وزارت دادگسترى شما) طورى طبقات را به جان هم انداخت این دستگاه سازمان‌های چاقو کشى که حتى به جوان‌های این کشور جوان‌های دانشجوى این کشور هم رحم نکردند. جوان‌ها کشور در تمام دنیا مشعلدار اصلاحات هستند (صحیح است)

مهندس رضوى- بنده تصدیق می‌کنم اما عملیات خود حضرتعالى را در آن دوره‌ها فراموش نمی‌کنم.

دکتر متین دفترى- ... هر وقت موضوع بنده طرح شد البته آن وقت دفاع خواهم کرد. حالا موضوع برنامه است حتى کسانى که دور ایشان بودند که بر خلاف رژیم کشور بر علیه رژیم کشور با تجزیه طلبان مملکت توطئه داشتند تبانى داشتند، و اگر تکذیب بشود ما به تکذیب قانع نمی‌شویم وقتى که به پرونده‌ها مراجعه شد آن وقت مطلب روشن می‌شود. ممکن است آقاى نخست وزیر بفرمایند که به من مربوط نیست، من مسئول اعمال کسانى که دور من بودند نیستم ولى این جواب دارد، مکرر در مکرر خیر خواهان ایشان به ایشان تذکر دادند ولى ایشان اظهار علاقه کردند به نگاهدارى آنان و بعد هم ما فراموش نمی‌کنیم که آقاى نخست وزیر در موقعى که یک قیامى در جنوب شد یک تلگرافى به ناصر خان قشقایى کردند، ایشان گفتند در آن تلگراف به ناصر خان که وزراى من، وزراى کابینه من بدون اجازه من، هیچ کارى نمی‌توانند بکنند اطرافیان من بدون اجازه من هیچ کارى نمی‌تواند بکنند، یعنى دولت من هستم. حالا نمی‌دانم ایشان در این عقیده خودشان باقى هستند؟ این حرف «دولت منم» آقایان همه می‌دانند که «دولت منم» حرف یکى از مستبدین دنیا است و آیا در این عقیده خودشان باقى هستند؟ و آیا این هیئت وزرایى که امروز به مجلس معرفى کردند با این عقیده معرفى کردند؟ یا این که آقایان وزیر تمام مطابق قانون اساسى هستند. باز هم تکرار می‌کنم که البته وجود حزب لازم است ما منفى‌باف

+++

 نیستیم، ما خودمان که فراکسیون تشکیل دادیم روى یک مرامى فراکسیون تشکیل دادیم، بنده افتخار عضویت این فراکسیون را دار و همه‌مان در مجلس روى مرام همکارى می‌کنیم شما حزب دارید، حزبتان باید روى یک اساس دموکراتیک باشد، ماهم شاید موفق بشویم، احزاب خارج، رفقاى خارج، این‌ها با هم نزدیک شوند حزب درست کنند روى یک اساس شرافتمندانه مبارزه بکنند. بنده قول می‌دهم که هر وقت مصالح عالیه کشور در خطر باشد حزب و اختلافات حزبى را می‌گذاریم کنار، اختلافات فراکسیونى را می‌گذاریم کنار وبری حفظ مصالح کشور حاضر به همکارى هستیم (صحیح است- انشاء الله) چندى قبل که در موضوع انتخابات صحبت بود یکى از نمایندگان محترم نسبت به فراکسیون دموکرات اینجا آمدند و اعتراف کردند که ما چاقو کش تجهیز کردیم، دستجات چاقو کشى تجهیز کردیم و گفتند که ما این چاقو کش‌ها را تجهیز کردیم براى مبارزه با اشخاص ماجراجو، با دستجات ماجراجو با تجزیه طلب‌ها بنده نتوانستم بفهمم در کشور، در یک کشور منظمى که داراى سازمان منظم باشداحتیاج به چاقو کشى نیست، چاقوکشى چاقو کش ایجاد می‌کند، آن وقت کارها سیاسى مملکت می‌افتد توى کوچه‌ها، زنده باد مرده باد، خونریزى، آن وقت ما که فراموش نکرده ای‌ام آن روزهای آخر دوره چهاردهم را آن روزهایى که مجلس باید تصمیمات مهمى بگیرد لااقل یک تکلیفى براى دوره فترت معین بکند آمدند و ریختند و بعد هم به رئیس مجلس اخطار کردند که مجلس در خطر است مجلس حافظ و مستحفظ به قدر کفایت ندارد و وکلا را مرعوب کردند و وکلا متفرق شدند بدون آنک تعیین تکلیفى براى دوره فترت معین بکنند (صحیح است) حالا گذشته‌ها گذشت (دکتر معظمى- آقاى دکتر وکیلى که می‌ترسد لیاقت این کرسى را ندارد) (فولادوند- استدعا می‌کنم این وکیل را اسمش را ببرید) (اردلان- ما تا آخرین دقیقه اینجا بودیم) حالا انتظار داریم که اقلاً این تجهیزات این کارها بهش خاتمه داده شود. حزب بایستى متکى به نیروى مالى هم نیروى سعى و عمل افراد خودشاباشد، روى مرام خودش تبلیغ بکند ما هم که اینجا مباحثه می‌کنیم اقلیت و اکثریت روى مرام باشد و این تجهیزات و تشکیلاتى که مملکت را به خطر می‌اندازد و مسائل سیاسى داخل کوچه و بازارها و زدو خوردها می‌شود این‌ها در این مملکت بایستى موقوف بشود، این‌ها یادگاری‌هایی است که متأسفانه از اشغال ایران پیش آمده است ما از این چیزها نداشتیم، خوب یادم می‌آید که یک شب اول سالى اروپایى بود شرکت هواپیمایى ایران دعوتى کرده بود در آنجا بعضى از نمایندگان خارجى هم بودند مصادف بود با زمان انتخابات تهران، آن هجومى که به دانشگاه آورده بودند و به جزب مردم و سایر دسته‌جات هجوم آورده بودند، آنجا به اصطلاح موضوع صحبت روز بود وبعضى از آقایان صحبت می‌کردند، یکى از آقایان نمایندگان خارجى گفت من یک سئوالى دارم از شما گفتم چیست گفت آقا از شما می‌پرسم انتخابات شما انتخاباتى ایرانى نیست که شما اینقدر گله می‌کنید و یا این انتخابات ایرانى است یا تقلید از خارجه است، ما گفتیم خیر انتخابات ایرانى نیست. در دروه‌هاى گذشته هم انتخابات بود و این اتفاقات پیش نمی‌آمد چاقو کش نداشتیم این چاقو کشى در نتیجه اشغال ایران از طرف قواى خارجى به وجود آمده در این کشور. در این کشور یک دسته‌ای به وجود آمد دسته دیگر براى این که جواب او را بدهند تشکیل دادند، دسته دیگر هم براى این که همه این‌ها را از بین ببرد تشکیل دادند با این ترتیب نمی‌شود مملکت دارى کرد، مملکت باید متکى به قانون باشند و به قواى تأمینیه کشور (صحیح است) تما احزاب هم که تابع قانون اساسى هستند و در حدود قانون اساسى فعالیت می‌کنند باید آزادى عمل داشت باشند و تحت حمایت قوانین باشند و دولت هم باید به همه آنها به یک نظر نگاه بکند و هر کدام خواستند از حقوق خودشان تجاوز بکنند قواى تأمینیه و محاکم تکلیفشان را معین کند (صحیح است) براى این که این بحث را خاتمه بدهم مجبور هستم به آقاى نخست وزیر تذکر بدهم که خاطرتان هست این دفعه اولى نبود که فترت در ایران پیش آمد فترت‌هایی طولانی‌تر ما داشتیم، درآن موقع باز یک رجال مملکت، رئیس‌الوزرا‌هاى وقت همیشه در مواقع فوق‌العاده مردم را به اتحاد دعوت می‌کردند. بنده خوب به خاطرم می‌آید که وقتى مسائل مهمى در کشور پیش می‌آید نخست وزیرهای وقت از تمام رجال مملکت از تمام طبقات تجار، وزارى سابق، رئیس‌الوزرا‌هاى سابق، وکلاى سابق، حتى وکلاى آن آخرین دوره را که در تهران بودند جمع می‌کردند، مشورت می‌کردند و با هم همکارى می‌کردند، حالا چطور شده است و ما به چه بدبختى گرفتار شده‌ایم که در مملکت ما عوض این که مسائل مشورتى رو به ترقى برود این طور باید عقب به رودم که در این دوره عوض این که رجال و طبقات مختلفه را دعوت به اتحاد بکنیم با این عنوانى که خودشان می‌کنند با این روحیه‌ای که در ایرانیان بود عوض این که از مردم استفاده بکنند، همفکرى بکنند و دعوت به اتحاد بکنند این کارها شد در این کشور؟ این مقدمه‌ای از عرایض بنده بود، حالا وارد می‌شویم در بحث در مقدمات برنامه: آقاى نخست وزیر در برنامه‌شان نوشته‌اند که در این دوره فترت موقعیت‌هایی نصیبشان شده، لازم می‌دانم به اختصر موفقیت‌هایی که بدست آمده است گوشزد آقایان نمایندگان بسازم بنده راجع به همه‌اش صحبتى ندارم، بنده راجع به چند فقره از آن موفقیت‌ها سه موضوع را آن را موفقیت‌ها می‌خواهم صحبت بکنم. اولش راجع به این جمله است می‌نویسد که «استقلال اقتصادى کشور که در مدت پنج سال لفظ بى‌معنایى شده بود کم کم مفهوم خود را بدست آورد مرزهاى کشور تحت مراقبت و پاسبانى مأمورین ایرانى قرار گرفت تعرفه گمرکى که چند سال اجرا نمی‌شد به موقع اجرا در آمد و تجاوزات اقتصادى خاتمه پذیرفت» دست شما درد نکند (خنده نمایندگان) حقیقتاً که بایستى یک رئیس دولتى این طور اظهار خوشوقتى بکند و اعتراف بکند که ما راضى هستیم پنج سال کشور را اشغال کردند، تمام سازمان و استروکتور و تجهیزات و استقلال اقتصادى کشور ما را از هم پاشیدند، ما را به خاک سیاه نشاندند و حالا باید خوش وقت بشویم که دو سال و نیم بعد از جنگ الحمدالله مرزهایمان دست خودمان است؟، در صورتى که خیلى چیزهاى دیگر هم هست خساراتى که به این کشور وارد آمده است باید جبران بشود. در این مدت لااقل براى وصول خساراتى که به راه آهن وارد شده بود چه کردند؟ مطالبات راه آهن ما را بدهند ما هیچ کمک‏ نمی‌خواهیم امروز حتى کشورهاى مغلوب آن‌هایی که در صف مغلوبین بودند به آن‌ها کمک می‌شود ولى ما در صف غالبین بودیم و لقب پل پیروزى به ما دادند (مهندس رضوى- خدا ما را به روز آن‌ها نیندازد) موقعیت دوم که در برنامه اشاره شد موضوع مشکل و بغرنج آذربایجان و کردستان با تمام موانع و محظوراتى که در کار بود به حسن تدبیر و با زحمات و فداکاری‌های شبانه روزى خاتمه پذیرفت (آصف- یعنى یک قسمت از کردستان) (اردلان- صحیح است، یعنى مهاباد) البته کسى نیست که از نجات آذربایجان خوشوقت نباشد، اگر کسى ایرنى باشد بایستى خوشوقت باشد که الحمدالله بعد از این مصائبى که به آذربایجان وارد شده بالاخره آذربایجان به ایران بر گشت. اما اینجا مطلبى هست و آن این است که آذربایجانی‌ها شکایت دارند، ناراضى هستند از این که نجات آذربایجان این مدت تأخیر افتاده، و معتقد هستند به دلایل که آذربایجان مى‌بایسیتى در اول سال 1325 آزاد شده باشد، حالا بنده نمی‌خواهم وارد این مبحث بشوم که موجبان نجات آذربایجان چه بود، البته همه سعى کردند، هرکسى سهمى دارد در این کار تمام مقامات کشور البته سهمى دارند در این مسئله، ولى نمی‌شود انکار کرد که یک خبط‌های بزرگى دولت کرد که نجات آذربایجان را به تأخیر انداخت و این خبط‌ها طورى مؤثر بود که زبان من لال خداى نکرده ممکن بود آذربایجان از بین برود. خبط بزرگ دولت همان تصمیمى بود که آن روز هم آقاى ممقانى اشاره کردند به آن، منتهى خیلى در پرده و آن را تفسیر کردند به کاپیتولاسیون. یک دولتى دست خودش را ببندد، حاکمیت خودش را محدود بکند و بگوید من مکلف هستم با وسائل مسالمت آمیز قضیه آذربایجان را حل بکنم و به عبارت آخرى خودش را منع بکند از استعمال قوه تأمینیه و این البته بدعت بزرگى است، بدعتى است که در حقوق بین‌المللى همچو چیزى سابقه ندارد. پارسال دانشجویان از ما می‌پرسیدند این چیست؟ این چه ترتیبى است؟ و با کدامیک از موازین حقوق بین‌المللى تطبیق می‌کند؟ و من نمی‌دانستم چه جواب بدهم به آن‌ها، این خبط و خبط‌های دیگرى که حالا عرض می‌کنم اصولًا روحیه آذربایجان را متزلزى کرد در آذربایجان مردان و شیرانى هستند که می‌توانند از خودشان دفاع بکنند و قتى که آن‌ها مأیوس شدند از حمایت دولت، از مساعدت‌های دولت و از تقویت‌هایی که دولت از متجاسرین و از تجزیه‌طلبان

+++

 می‌کرد روحیه آذربایجانی‌ها، قوه مقاومت اهالى آذربایجان از بین رفت، خبط دوم شناختن متجاسرین بود و مقاوله‌نامه بستن با آن‌ها، اگر نمی‌بستند چه می‌کردند آن‌ها؟ همان متجاسر باقى می‌ماندند چه لزوم داشت دولت متجاسرین را بشناسد و با آن‌ها مقاوله‌نامه و قرارداد ببندد؟ در اعلامیه‌های دولت چه لزوم آقاى نخست وزیر بنویسد جناب آقاى پیشه ورى؟ براى خوش آمد آن‌ها و براى این که فحش بدهند به وکلاى دروه چهاردهم و به تمام رجال مملکت خودشان و آن‌ها را مرتجع بخوانند فقط براى دلخوشى آقاى پیشه‌ورى؟ قدم سومش یعنى خبط سوم که باز روحیه آذربایجان را متزلزل کرد شرکت دادن طرفداران تجزیه آذربایجان را در کابینه خودشان بود، آقایان همه می‌دانند کسانى که طرفدار تجزیه طلبان بودند در کابینه ایشان وارد شدند و چندین ماه با ایشان همکارى می‌کردند، ملاحظه می‌فرمایید یک دولتى که طرفداران تجزیه‌طلبان در آن عضویت داشته باشند دیگر در آذربایجان چه روحیه‌ای باقى می‌ماند؟ خبط چهارم کمک‌های مالى بود که به آن‌ها می‌کردند، حتى از کمک مالى درباره متجاسرین دولت مضایقه نکرد، درست شاید یک ماه قبل از سقوط متجاسرین بود که به امر دولت مقرر شده بود دو میلیون تومان از تهران پول فرستاده شود به عنوان کمک به بودجه ادارات آذربایجان، در صورتى که متجاسرین را اگر به حال خودشان واگذار می‌کردند همه آقایان می‌دانند که دچار یک بحران مالى بزرگى شده بودند و همین بحران مالى ممکن بود آن‌ها را از بین ببرد، خوشبختانه به واسطه مقاومت ادارات و آن کندی‌هایی که در ادارات هست موفق نشدند که این دو میلیون را بفرستند، یک قسمتش فرستاده شد و یک قسمتش هم ماند که لاوصول بود، قسمت کمش فرستاده شد. آقاى هژیر در قسمت کمک مالى یک یادداشتى هم بنده داشتم که فراموش کردم عرض کنم چهار صد تن پروانه چاى به آقاى دکتر جاوید در مهر ماه 1325 داده شد (نقل از روزنامه کیهان حالا صحت و سقمش با روزنامه کیهان است و هیچ کس هم تکذیب نکرد) که‏ تفاوت قیمتش با بازار هر کیلو یکصد ریال جمعاً مبلغ چهار میلیون ریال می‌شود و این یک کمک مالى است که به آقى دکتر جاوید شده است و اگر سکوت شده است باید جوابش را در روزنامه کیهان بدهد. در صفحه چهار برنامه، آقاى نخست وزیر مرقوم می‌فرمایند اگرچنان شده بود امروز معلوم نبود چه کسانى روى این صندلی‌ها نشسته بودند این را ما نمی‌دانیم که باید ممنون ایشان باشیم یا ممنون حوادث؟ براى این که ایشان تصمیم داشتند انتخابات آذربایجان را با حضور متجاسرین به دست متجاسرین انجام بدهند (مهدى ارباب- خیر این طور نیست) مقاومت ملیون، مقاومت صلحی کشور، علما، تجار، فراموش نکردیم، آقاى نیکپور کجا هستند اینجا تشریف دارند این‌ها تحریم انتخابات در آن دوره کردند، ما این‌ها را فراموش نکرده‌ایم آقایان، بعد هم در مصاحبه‌ای که دکتر جاوید در روز هشتم آبان 325 با مطبوعات طهران کرد در روزنامه کیهان منتشر شد عیناً همین عبارت را می‌گوید «انتخابات آذربایجان با دستور دولت عملى خواهد شد و حواله مخارج آن پس از مدتى دوندگى دیروز از طرف وزارت کشور به خزانه‌دارى کل ارسال و امید است در این دو سه روزه به تبریز حواله شود» حالا از آقایان می‌پرسم انصاف هست با این تقویت‌هایی که دولت از متجاسرین کرده است (مهندس رضوى- ما فکر می‌کنیم که این‌ها تاکتیک سیاسى بوده است) (یکى از نمایندگان- بگذارید حرفش را بزند) (مکى- چطور از طرف شما مجاز است) با این تزلزل روحیه که در اهالى آذربایجان بود اگر یک بدبخت‌هایی، چهار تا رعیت، کاسب، از نظر اضطرار و از نظر تأسى از دولت با دستگاه متجاسرین همکارى یعنى زندگى کرده باشد امروز این‌ها را تعقیب می‌کنند و بعضى از این اشخاص را حبس می‌کنند و آن مسببن واقعى این بساط تجزیه‌طلبى همین طور قرین افتخارات باشند و با کمال آزادى و خوشى زندگانى بکنند؟ حالا از این‌ها گذشته این‌ها تاکتیک سیاسى بود، بسیار خوب حالا ببینیم از زمان سقوط آذربایجان، در واقع براى این آذربایجانى که بیش از یک سال این طور دچار زحمت شد، این طور خون‌ها ریخته شد و اموالش غارت شد براى مرمت این بدبختی‌ها دولت چه کرده؟ از اطلاعاتى که به بنده رسیده از یک عده از شاگردان سابق خود بنده که از آذربایجان هستند از آنجا درد‌دل‌هایی می‌کنند و کاغذهایى می‌نویسند بنده یک قسمت از آن‌ها را براى آقایان می‌خوانم می‌گوید که «عمال دولتى از روزى که پاى به خاک آذربایجان گذاشته‌اند به جاى آن که در جلب قلوب مردم بکوشند همچون غارتگران با گروهى از مالکین دست به یکى کرده و از هیچ ظلم و ستمى فروگذار نمی‌کنند، دهقانان نفهم و جاهل را که ندانسته وارد فرقه دموکرات شده بودند چون قرون وسطى و زمان تفتیش عقاید به چون می‌بندند و چهار میخ می‌کنند» (یکى از نمایندگان- این طور نیست) بلى جوان است که نوشته (فولادوند- این را آقایان مالکین آذربایجان باید جواب بدهند) دیگرى می‌نویسد «گله اهالى این است که مسببین اصلى نه تنها مجازات ندیدند (اسامى آن‌ها را برده که بنده نمی‌خواهم اسامى را بخوانم) و صدها نفر آن‌ها آزادند همچنین دکتر جاوید و شبسترى از طرف دولت حمایت می‌شوند (صحیح است) رسیدگى به وضع پرونده‌های متهمین و بازداشت شدگان بسیار کند پیش می‌رود» می‌نویسد که «مأمور خوى کسى که در خوى است از یک طرف کشاورزان را تهدید می‌کند که 15% حق شما است و از مالکین بگیرید و از طرف دیگر مالکین را تشویق می‌کند که چون هنوز تصویب نشده ندهید و این طور نفاق می‌اندازد و استفاده می‌کند» بلى بعد از توصیف‌هایی از طرف دارایى می‌نویسد «دیگر بالاخره صدور احشام از مرز به طرف ترکیه آذربایجان را دچار مضیفه زندگى خواهد کرد» و بالاخره می‌گوید «راه‌های آذربایجان در نتیجه کثرت رفت و آمد غیر قابل استفاده شده‌اند خلاصه براى تهیه کار در آذربایجان اقدام مؤثرى نشده است» راجع به بهدارى می‌نویسد که «چهار ماه است حقوق کارمندان بهدارى آذربایجان را نداده‌اند این طور می‌نویسد» از وزیر بهدارى باید پرسید که این مأمورین بیچاره از فروش داروهاى شما نان به خوردن «بعد یک شرحى از مأمور بهدارى آنجا که راجع به شیر و خورشید سرخ یک مطالبى می‌نویسد و خلاصه آخرش این طور نتیجه می‌گیرد این جوان و می‌گوید که «اهالى آذربایجان با وجود تحمل این همه مفاسد یک نکته مهم را از نمایندگان خود انتظار دارند که به گوش ملت برسانند که علیرغم تمایلات بعضى از عناصر در تهران بساط پیشه‌ورى به هیچ‏ وجه و هیچ بهانه تکرار نخواه شد ولى اهالى آذربایجان به نام پاداش مقاومت‌ها و خدمات خود انتظار توجه بیشترى دارند (صحیح است) یکى از انتظارات ما مسئله دانشگاه تبریز است که این متجاسرین با همه مظالمى که در آنجا کردند براى این که کار تبلیغاتى هم کرده باشند یک دانشگاهى تأسیس کردند که این دانشگاه همان طور به حال بلاتکلیفى مانده بالاخر هرچه هم دولت می‌گوید مقدمات دارد فراهم می‌شود، بالاخره امروز که روز آخر شهریور و اول سال تحصیلى است هنوز یک اقدام عملى براى تأسیس دانشگاه تبریز نشده است» (صحیح است) جوان‌ها آنجا بلاتکلیف هستند و دائماً به ماها می‌نویسند ولى ما گرفتار آن روتین وزارت فرهنگ و سایر دوایر مربوطه هستیم در صورتى که بایستى تصدیق بفرمایید آقایان که اساساً شهر تبریز نظر به اهمیتى که دارد می‌بایستی خیلى بیش از این‌ها در آنجا دانشگاه تأسیس شده باشد (صحیح است) به خصوص از همه قسمت‌ها مهم‌تر دانشکده پزشکى است، بنده خاطرم می‌آید وقتى که خود بنده در کار دولت دخالت داشتم و در زمانى که در وزارت دادگسترى بودم و ریاست کل بازرسى کشور با من بود در اغلب شهرستان‌های ایران سرکشى می‌کردم نه فقط براى دستگاه قضایى بلکه براى تمام شئون کشور، مسئله‌ای که بیش از هر چیز توجه بنده را جلب می‌کرد مسئله بهدارى بود چون بنده اساس اصلاحات این کشور را بهدارى می‌دانم (صحیح است) تا ما مردم سالمى نداشته باشیم ممکن نیست هیچ اصلاحى در این کشور پیشرفت بکند، مثلًا بنده یادم مى‌آىد که یک وقتى در کردستان بودن در حوزه انتخابى آقاى اردلان، گفتند به من که شهر سنندج بین چهار نفر کلیمى تقسیم شده است یعنى نقشه شهر را کشیده‌اند گذاشته‌اند جلو خودشان و شهر را تقسیم کرده‌اند به چهار منطقه که چهارنفر کلیمى که نمی‌دانم سابق عطا بودند این‌ها امور بهدارى این شهر را به عده گرفته‌اند و هیچ از مرز خودشان تجاوز نمی‌کنند و از صبح اول آفتاب این یهودى راه می‌افتد عقب مردم و آدم کشى به اصطلاح، خیلى متأثر شده (آصف- حالا به کلى منع شده‌اند) بنده عرض کردم این مال هشت سال پیش است آقا، بنده معتقد شدم که بایستى یک فکر اساسى براى بهدارى کشور کرد، هر قدر بودجه به وزرت بهدارى بدهند مادامى که عده کافى پزشک در کشور نباشد این عملى نیست، پول‌ها تبذیر خواهد شد صرف امور ادارى و میز و صندلى و اتومبیل و سایر چیزها خواهد شد، به این مناسبت بود که دولت در آن وقت تصمیم گرفت اصلاح بهدارى را از دانشکده پزشکى شروع کند و پرفسور ابرلین براى همین منظور خواسته شد و تمام اختیارات به پروفسور ابرلین داده شد براى این که بهدارى را از پایه درست بکند. براى بهدارى یک ارتش طبیب لازم است براى مبارزه در این ولایات با این مرض‌های بزرگ مثل مالاریا و سایر امراضى که هستند، این‌ها مبارزه بزرگ لازم دارد و ما بر خوردیم به این نکته که تکمیل

+++

 دانشکده پزشکى در تهران کافى نیست براى این که فارغ‌التحصیل‌هاى دانشکده پزشکى در تهران اکثراً بیرون نمی‌روند، آقاى حکمت هم یک قانون گذاردند مشروط بر این که دو سال در خارج توقیف کنند، و آن هم که وسائل تحریف قانون خیلى آسان است مثلًا می‌رفتند بیمارستان فیروز‌آبادى و می‌گفتند این خارج از تهران است، دو سال می‌ماندند این بود که ما تصمیم گرفتیم که دانشکده‌های پزشکى در پنج مرکز استان تأسیس کنیم و خود بنده مراقبت کردم و اولین دانشکده در شهر مشهد دایر شد به مناسبت بودن مریضخانه و بلافاصله در شهر تبریز و اصفهان و شیراز به نابود تأسیس بشود خلاصه مسئله دانشکده و بهدارى چه براى آذربایجان باشد چه براى سایر جاها باشد خیلى لازم است وقتى که ما موفق بشویم که یک دانشکه پزشکى در شهر تبریز دائر بشود و اهالى آذربایجان آنجا تحصیل بکنند با این وضع وزارت بهدارى موفق خواهد شد که در تمام نقاط جزء آذربایجان پزشک بفرستد ولى از تهران البته نمی‌روند... اینجا که اسم بهدارى آوردم یک مطلبى یادم آمد که در آن مقدمه می‌بایستی عرض کرده باشم ولى فراموش کردم، براى بهدارى کشور هر کس هر خدمتى می‌تواند بکند بایستى قابل تقدیر باشد، چند روز پیش به من خبر دادند که آقاى حاج سید رضا فیروز‌آبادى مریضخانه‌ای که به اسم او است، مردم این شهر همه می‌دانند یک مریضخانه‌ای است در در شهر رى و اسمش مریضخانه‏ فیروز آبادى است و این مرد سال‌ها در تأسیس این مریضخانه زحمت کشیده و شخصى هم هست که مورد احترام همه آقایان است در دوره پیش هم وکیل بوده است در این مجلس، بنده شنیدم که تصمیم گرفته‌اند این مرد را به بیمارستان راه ندهند و چند روز پیش شاهدش ذکر می‌کرد که در حضور یکى از محترمین خواسته است برود به مریضخانه و آنجا را دیدن کن حالا یا وزارت بهدارى یا رئیس آنجا قدغن کرده که فیروز‌آبادى در مریضخانه فیروز‌آبادى نباید وار بشود بنده نمی‌دانم حالا این تشویقى است که از مردم می‌شود، بنده چه عرض کنم صحت و سقمش را باید آقاى وزیر بهدارى تحقیق کنند از این سه موضوع که گذشتیم وارد اصل برنامه می‌شویم بنده راجع به سه ماده از برنامه صحبت خواهم کرد یکى راجع به سیاست خارجى در برنامه این عبارت هست، می‌نویسند که: در روابط خارجى دوستى و اصل احترام کامل متقابل این یک فرمول کهنه و کلاسیکى است که همیشه زینت تمام برنامه‌های دولت گذشته بود و در ادوارى که فرشته صلح سرتاسر جهان را زیر بال و پر خود گرفته و به اصطلاح گرگ و بره از یک جوى آب می‌خوردند یک همچو فرمولى براى سیاست خارجى در برنامه گذاشتن کافى است نه در عصرى که رب‌النوع جنگ هنوز از آتشى که شش سال در جهان افتاده بود فارغ نشده باز ما را دچار دغدغه و اضطراب می‌کند، امروز تمام ملل عالم، اگر آقایان خوب توجه کرده باشند، تمام ملل عالم، متوجه یک نکته هستند و آن امنیت بین‌المللى است، ملل نگران امنیت بین‌المللى خودشان هستند (صحیح است) حتى دولت‌های آمریکا، دولت اتازونى حتى دولت اتازونى که آن ور اقیانوس‌ها است از امنیت خودش اظهار نگرانى می‌کند چه رسد به ما با این وضعیت جغرافیایى که داریم، تشریح وضعیت جغرافیایى ایران مسائلى نیست که بنده بیاناتى بکنم، وقتی ما تجربه‌ای که در دوره جنگ بین‌المللى کرده‌ایم در نظر بگیریم خوب مجسم می‌شود که وضعیت جغرافیایى ایران خیلى وضعیت دقیق و حساس و قابل توجهی است (بعضى از نمایندگان- همیشه بوده) بلى همیشه بوده است در آن جنگ بین‌المللى اول البته دولت خودش را بى‌طرف اعلام کرد ولى بى‌طرفش را رعیت نکردند و از همان اول کار قشون‌های مختلف آمدند و ایران را اشغال کردند و فقط فرقى که آن جنگ با این جنگ داشت این بود که به واسطه تصادف و یا به واسطه عقل رجال و یا به واسطه انصاف متخاصمین آن اندازه ضرر اقتصادى در این جنگ که کشور مار وارد شد در آن جنگ وارد نشد. پول زیادى، بیشترش هم پول طلا، متخاصمین می‌آوردند در این کشور خرج می‌کردند به قیمت روز و پول فراوانى در این کشور جمع شد البته نمی‌خواهم عرض کنم که خساراتى به این کشور وارد نشد ولى بالنسبه در مقابل آن نهب و غارت‌هایى که در بعضى از نواحى ایران شده اقلاً از نظر اقتصادى و از نظر پولى یک منافعى هم عاید این کشور شد، اما در این جنگ دوم به واسطه سهل انگارى دولت‌های ما، دولت‌های ضعیف یا مستضعف بگویم، طورى شالوده کار را ریختند از اول که واقعاً ما را سوق دادند به طرف انقراض اقتصادى (صحیح است) (مهندس رضوى- مخصوصاً لیره را از 8 تومان بردند به 13 تومان و خورده‌ای با یک دلایل واهى) (ملک مدنى- از 6 تومان و خورده‌ای) در این جنگ دوم تصمیم قطعى دولت حفظ بى‌طرفى بود و انصافاً بنده می‌توانم به آقایان عرض کنم چون خودم قریب یک سال شاهد بودم و وارد بودم در کار و دیدم که واقعاً اعلیحضرت فقید بر حسب امر ایشان دولت ایران جازم و ساعى بود در حفظ بى طرفى این هیچ تردیدى ندارد (صحیح است) حتى در سال 1318، بنده یک مسائلى که شاید بعضی‌هایش هنوز افشا نشده باشد عرض کنم خدمتتان در سال 1318 موقعى بود که یک قواى بزرگى از طرف متفقین در سوریه جم شده بود و در تحت فرماندهى ژنرال ویگان، یک قواى زیادى هم در شوروى جمع کرده بود و مرز ایران، در مرز آذربایجان، این دو قوه همدیگر را تهدید می‌کردند براى این که آن وقت آن‌ها با هم متفق نبودند، این‌ها می‌خواستند یک بهانه‌ای بدست بیاورند که زودتر بتوانند خاک ایران را اشغال کنند و خودشان رازودتر به باد‌کوبه برسانند، آن‌ها هم می‌خواستند پیش دستى بکنند و قبل از این که یک‏ بهانه‌ای به دست این‌ها بیفتد یک عملى بکنند زودتر بیایند، هر دو منتظر یک فرصت و یک بهانه‌ای بودند و وضعیت ایران فوق‌العاده دچار مخاطره بود و ما هر روز انتظار اشغال ایران را داشتیم، خلاصه بنده خوب به خاطر دارم که آن روزها به حداکثر بحرانى رسید و انتظار وقوع این حادثه این سانحه را داشتیم حتى یک روزى اعلیحضرت فقید خیلى متأثر بودند و نگران بودند و به بنده مأموریت دادند که با بعضى از آقایان وزرا مشورتى بکنیم که هر چه باید کرد چه پیش‌بینی‌هایی باید کرد براى احتراز از این پیش آمد این پیش آمد حتمى‌الوقوع. بنده با بعضى از آقایان صحبت کردم راجع به مناسبات خارجى و این‌ها که به ما حمله بکنند تکلیف ما چیست؟ و خلاصه بعضى از آقایان وزرا اخیراً این عقیده را دارند حالا چون جنگ تمام شده افشا این حرف‌ها ضرورتى ندارد بعضى از آقایان وزرا این عقید ه را داشتند که ما به متفقین بفهمانیم که اگر به ما حمله کردند ما دفاع خواهیم کرد هیمن اندازه بنده گزارش کردم به عرض شاه رساندم شاه خیلى متغیر شدند فرمودند خیر ما از هرکارى از هر مذاکره‌ای که ما را وارد یک دسته‌بندی‌هایی بکند باید احتراز بکنیم، اگر بخواهیم وارد یک دسته‌بندی‌های سیاسى بشویم حتماً در مخاطره واقع می‌شویم و ما را از بى‌طرفى خارج خواهد کرد و خیلى هم از این اظهار و از این تفوه ناراضى شدند، خوشبختانه مساعى بکار بردیم با حسن نیت (حالا این تفصیلى دارد) خوشبختانه موفق شدیم، که همان روز‌هایی که انتظار ورود قشون اجنبى را در ایران داشتیم و اگر واقعاً آمده بودند باور بفرمایید که یک اوضاع خیلى وخیم‌تر و بزرگ‌تر از شهریور پیش می‌آمد براى این که در شهریور دو متفق ایران را اشغال کردند بر خلاف حق ولى آنجا صحبت بود که دو دشمت به هم می‌ریختند، با هم مصادم می‌شدند و ایران وسط دو سنگ آسیا خورد و له می‌شد، موفقیتى پیدا کردیم قراردادهایى بستیم و خلاصه تضمین کردیم، اطمینان دادیم چیزى که طرفین متخاصمین به خصوص دولت شوروى را قانع کرد اطمینان دادیم که ما وارد هیچ کدام از دسته‌بندی‌های بین‌المللى نیستیم مطمئن شدند که ما واقعاً بى‌طرفیم و می‌خواهیم بى طرف بمانیم در این جنگ، این سوابق را البته باید درنظر گرفت و به عقیده بنده همیشه مصلحت ایران تا هر وقت باشد اگر یک جنگى پیش آمد بایستى در درجه اول سعى کنیم بى‌طرف باشیم، وارد دسته‌بندى نباشیم، براى این که امتحان کردیم که آن دفعه بى‌طرفى و در این جنگ اول بى‌طرفى بعد هم قرارداد اتحاد وارد جنگ شدیم از این کار هیچ چیزى عاى ما نشد جزء ضرر وزیان و هدف اصلى سیاست خارجى ما از امروز تا همیشه باید این باشد که امنیت بین‌المللى براى خودمان تأمین کنیم یعنى با وضعى جغرافیایى که ما داریم کارى بکنیم که در جنگ‌های آتیه خطراتى که ایران را اشغال بکند ازش احتراز بشود، این باید هدف اصلى سیاست خارجى ما باشد براى همیشه، بله بنده خوشوقتم که می‌بینم در این برنامه اضافه شده است که دولت ایران عضو صدیق سازمان ملل متفق می‌باشد اما بایستى بدانیم که براى این که اطمینان حاصل کنیم و از امنیت بین‌المللى خودمان بایستى متوجه دو نکته باشیم اولًاً سازمان ملل متفق را درست به جا بیاوریم، بعد هم اشکالى نباشد، مبالغه نکنیم در این سازمان ملل متفق، به طور خیلى خلاصه عرض می‌کنم وقتى که هنوز جنگ تمام نشده بود و پیش‌بینى می‌کردند که براى صلح یک زمینه همکارى بین‌المللى بیند دول متحد فراهم بکنند یک طرح منشورى که معروف شد به طرح دمبارتن اکس تهیه شد و فرستادند براى دول متحد که یکى هم ایران بود که خودشان را آماده کنند که در کنفرانس سانفرانسیسکو در انجمن سانفرانسیسکو این طرح تصویب بشود و قطعى بشود که زمینه همکارى بین‌المللى بین کشورهاى دنیا برقرار بشود.

+++

 به جاى جامعه ملل سابق در آن اوقات وزارت امور خارجه از بنده مشورت کرد این طرح را به من دادند و گفتند شما مطالعه کنید اظهار‌نظر بکنید بنده هم مطالعه کردم و مقایسه کردم با جامعه ملل سابق در موقع تشکیل دیدم که جامعه ملل سابق تشکیل می‌شود اساسش از دو هیئت یکى هیئت مجمع عمومى که همان دول درش شریک هستند، یکى هم یک شورایى که فقط دول بزرگ و چند تا دولت‏ درجه دوم به تناوب در آنجا وارد می‌شوند منتها در آن جامعه ملل سابق این دو هیئت از حیث تکالیف و اختیارات و صلاحیت در واقع در عرض هم بودند بر خلاف در این طرحى که تهیه شده بود براى سازمان جدید متوجه شدم که تمام مرکز ثقل سازمان افتاده است در شوراى امنیت و مجمع عمومى تکالیف مهمى ندارد انتخاب تکالیف داخلى، انتخابات بعضى از قضات و از این چیزها، خلاصه در حفط امنیت بین‌المللى و حفظ صلح عالم این دستگاه‌هایی که همه ملل درش شریک هستند یک رل مهمى بازى نمی‌کند بنده همان وقت این‌ها را تذکر دادم و گفتمى یک نکته مهم که باعث خوشوقتى ملل ضعیف بود و لااقل در اساسنامه جامعه ملل سابق دیده می‌شد این بود که تمام دول عضو جامعه متعهد شدند به مقابله به حفظ تمامیت ارضى و استقلال سیاسى خودشان و این اصل که معروف است به اصل امنیت دسته جمعى در این منشور نیست بعد راجع به حق و تو همین حق و تویى که امروز در اطرفش خیلى صحبت می‌شود و بعضی‌ها هم هنوز نمی‌دانند که این حق وتو چیست در این موضوع ما اظهار نظر کردیم و تذکر دادیم که ما مسلماً از طرف مللى که در عرض ما هستند ملل کوچک به آن‌ها همصدا بشویم و یک اصلاحاتى در این منشور بکنیم و به همت نمایندگان ما در سانفرانسیسکو و کمک سایر ملل تا اندازه‌ای این اصلاحات در منشور سانفرانسیسکو که معروف است به منشور سازمان ملل متحد شد اما باید بدانیم آقایان که آن امنیت دسته‌ جمعى بالاخره آن طورى که باید بشود نشد و فقط اصلاحى که کردند این بود که تمام دول در جامعه سازمان مل متفق احتراز می‌کنند از این که به تمامیت ارضى و استقلال سیاسى یک کشورى تعرض یا تجاوزى بکنند ولى این که ملتزم بشوند تمامیت ارضى و سیاسى یکدیگر را تضمین بکنند و تأمین بکنند همچو چیزى در منظور نیست، بنده حالا دیدم، در سه روز قبل که تازه مستر مارشان به این فکر افتاده و در نطق خودش می‌گوید اعضاء انجمن ملل متحد بایستى در این فکر باشند که تمامیت ارضى و استقلال سیاسى یکدیگر را تأمین بکنند. خلاصه وضع سازمان ملل متحد این است، آقایان متوجه باشید، درست به جا بیاورید سازمان ملل متحد را سازمان ملل متحد اختیاراتش دست شوراى امنیت است شوراى امنیت هم پایه‌اش روى اتفاق دول بزرگ است مادام که دول بزر‌گ با هم اتفاق دارند البته این سازمان مؤثر است و نافذ است و می‌شود کاملًا بهش اطمینان کرد اما آن روزى که بین دول بزرگ اختلاف شد آن وقت این یک اصل صحیحى در سازمان ملل متحد نیست مگر تدابیر سیاسى و مذاکرات دیپلماسى و از این قبیل (یکى از نمایندگان- کى این جور نبوده؟) خلاصه این است نمی‌خواهم عرض کنم که این جور نبوده می‌بایستی طورى دیگر باشد خواستم آنچه هست به آقایان عرض بکنم (صحیح است) البته تمام امیدواری‌های ما امروز این است که همان طور که دولت در برنامه گفته ما عضو صدیق سازمان ملل متفق هستیم و البته باید عضو بى‌طرفى در سازمان ملل متفق باشیم و داخل هیچ گونه دسته‌بندی‌هایی نوشیم و از این سازمان مثل یک سازمان استفاده بکنیم (صحیح است) ولى البته این را هم باید بدانیم که آن روزى که پایه این سازمان که اتفاق دولت بزرگ است به هم خورد دیگر هر کس باید فکر خودش باشد، خلاصش این است، اگر خداى نخواسته در این دنیا جنگ شد به قول یکى از استادهاى خودم که در اروپا در حقوق بین‌الملل می‌گفت که حقوق بین‌الملل در جنگ معنى ندراد. جنگ که شد دیگر حقوقى در بین نیست، عرض کردم خدمت آقایان که فراکسیون اتحاد مالى روى مرامى است، ما در سیاست حارجى در فراکسیون اتحاد ملى در مرام خودمان این طور نوشتیم، ما نوشتیم در ساست خارجى تعقیب یک سیاست مستقل ایرانى، البته خیلى موجز است این چند کلمه، خیلى ولى موجز است و مفید است و خیلى جامع و داراى معانى بسیارى است این اصل که ما اتخاذ کردیم، ما معتقدیم که کشورى مثل ایران با این وضع جغرافیایى که دارد بایستى در فکر امنیت خودش باشد، در ایران بایستى یک سیاست مستقل ایرانى یعنى حکومت ایران، دستگاه حکو‌مت ایران مطابق قانون اساسى بایستى همیشه در سیاست خارجى یک رویه‌ای داشته باشد که آن رویه کاملًا ایرانى باشد، به این معنى که هیچ دولتى، دولت‌های خارج که ذی‌علاقه هستند در خاورمیانه به خصوص در ایران از نظر خودشان، بایستى اطمینان داشته باشند این که هر تصمیمى که دستگاه دولت ایران تمام دستگاه کامل دولت ایران (دولت که بنده عرض می‌کنم مقصود دولت به معناى وسیع کلمه است، وقتى دولت ایران عرض می‌کنم دولت و مجلس است، منظورم فقط دولت به معناى اخص نیست) تصمیماتى که اتخاذ می‌کند، تصمیمات ایرانى باشد یعنى ما طورى خودمان را معرفى کنیم طورى خودمان را نشان بدهیم، که هر تصمیمى می‌گیریم اگر یک روزى در مقابل یک دولتى مجبور شدیم یک تصمیمى اتخاذ کنیم هیچ وقت آن دولت فکر نکند، در فکرش خطور نکند که این تصمیم به تحریک یک دولت دیگراست (صحیح است) اگر موفق به این سیاست بشویم مطمئن باشید که کارهاى ما پیشرفت می‌کند (صحیح است) بنده فراموش کردم ببخشید در قسمت امنیت بین‌المللى که عرض می‌کردم راجع به سازمان ملل متفق این نکته را فراموش کردم، یک نکته اساسى است، که بعد از این که سازمان ملل متحد در سانفرانسیسکو تشکیل شد یعنى اساسش ریخته شد صحبت از کنفرانس صلح پیش آمد یعنى جنگ تمام شد و بنا شد که کنفرانس صلحى تشکیل بشود آنجا البته همه ملل متوجه این بودند که در کنفرانس صلح چه نصیبشان می‌شود. این مسئله در روزنامه‌ها تهران هم طرح شد و در دو سال پیش روزنامه امید بود یک شرحى به بنده نوشت و تقاضا کرد بنده نظریات خودم را راجع به این که دولت ایران که جزء متفقین بوده و بایستى در کنفرانس صلح دعوت بشود چه تقاضایى بکند؟ همان موقع که این دعوت به من رسید، بنده همیشه چون در این قسمت سازمان ملل متحد و مسائل مربوط به سازمان ملل متحد مطالعاتى دارم، متوجه یک نکته شدم و آن این است که ما بایستى فکرى بکنیم که باز همان هدف اصلى ما که تأمین امنیت بین‌المللى ما است فراهم بشود، بنده به نظرم این طور رسید آن وقت، باز نظر به تجربه‌ای که در جنگ داشتم براى این که ایران همیشه در معرض اشغال هست مقایسه کردم این کنفرانس صلح را با کنفرانس وین، کنگره وین که اگر ما بتوانیم هیتلر را با ناپلئون مقایسه بکنیم و همان اوضاع که در زمان ناپلئون در اروپا پیش آمد شبیه آن هم در این دوره پیش آمد، گفتند در آن موقع یک دولتى آمد و یک بلى گرفت و آن دولت سویس بود دولت سویس نظر به موقعیتى که شبیه به موقعیت ایران داشت از آن کنفرانس صلح تقاضا کرد که دول تضمین بکنند بی‌طرفى او را می‌گفت من اهل جنگ نیستم ما یک ملت کوچک و خیلى جزء هستیم که بین چند دولت بزرگ قرار گرفته‌ایم و ما می‌خواهیم که به صلح صفا زندگى کنیم و بیایید متعهد بشوید همه‌تان که دور این میز کنفرانس صلح نشسته‌اید متعهد بشوید که عیناً تقلید بکنید بکنم از وضیع بى‌طرفى سویس یا وضعیت دیگرى، وضعیت خاصى داشتیم بنده به نظرم رسید که ما در کنفرانس صلح تقاضا بکنیم که ایران را یک منطقه ممنوعه بشناسند و براى این که هیچ لطمه‌ای به استقلال سیاسى ما وارد نکنند این تقاضا را از طرف خود و ملت ایران بشود که ما می‌خواهیم به اتمام همسایگی خودمان با تمام دول عالم، ما صلح و صفه زندگى کنیم، خاک ایران در معرض مخاطره نباشد اینجا چون سر راه واقع شده است صرفه همه در این است، صرفه دنیا در این است که همه تصدیق کنند ایرانى یک منطقه ممنوعه باشد، یعنى چه ممنوعه باشد، یعنى هیچ عملى در این سرزمین نشود که باعث تحریکات بین‌المللى بشود، نه در شمال، نه در جنوب، وسیله و بهانه‌ای به دست همسایگان و دیگران که دراین ناحیه دنیا علاقه‌مند هستند داده نشود. تمام دول ملتزم بشوند که اینجا یک منطقه ممنوعه بشود، بى طرف به معناى منطقه ممنوعه، همه دول اقرار بکنند اینجا از یک کارهایى، یک تصمیماتى یک تأسیساتى نظامى و اقتصادى هرچه اسمش را بگذارید که در اینجا تحریکات و مسائل بغرنج بین‌المللى پیش می‌آید، اینجا ازش احتراز بکنند این نظر را بنده اظهار کردم و همین طور هم نوشتم و اتفاقاً در مطبوعات تهران هم خیلى انعکاس پیدا کرد، در اطرافش صحبت کردند، در مطبوعات خارجه درش صحبت کردند مورد بحث قرار دادند، ولى دولت ایران نمی‌دانم آن وقت مشغول چه کار بود به این نکته اساسى توجه نکرد؟ و متأسفانه در این دو ساله اوضاعى پیش آمده در دنیا که البته یک همچو نقشه‌هایی را کشید مشکل بکند و ممکن است احتراز بکنند دولى که عضو سازمان دول متحد هستند که یک همچو سرزمین با این توصیف را قبل بکنند و شاید بگویند بى‌طرفى منافات داشته باشد با ورود در سازمان ملل متحد ولى این حرف است، این حرف را راجع به سویس هم سابق می‌زدند در آن دوره‌ای که جامعه ملل تأسیس شد

+++

 و مملکت سویس با یک مهارتى توانسته یک فرمولى تهیه بکند که تطبیق بکند بى‌طرفى خودشان را با سازمان ملل متحد و آن را قبول کردند، حالا هم اینجا ما نباید ببینیم دیگران چه فکرى می‌کنند، ما باید در فکر خودمان باشیم ما صلاحمان این است که ایران امنیتش تأمین بشود (صحیح است) و به هر قیمتى که هست تأمین بشود اساس سیاست خارجى ما باید این باشد و براى این کار براى که ما بتوانیم لااقل یک اقدامات اساسى بکنیم که ما را تا اندازه‌ای به آینده خودمان، به امنیت خودمان مطمئن می‌کنند، ما بایستى سعى کنیم در سیاست خارجى خودمان همان طورى که در برنامه خودمان نوشته شده یک سیاست مستقل ایرانى داشته باشیم و بایستى سعى بکنیم که مورد اطمینان و ا‌حترام تمام دولى بشویم که با ما سر و کار دارند، براى این کار البته چند چیز لازم است، اولاً صلاحیت رجال ما که در رأس سیاست خارجى ما هستند، رجال ما که در سیاست خارجى ما دخالت می‌کنند بایستى حتى‌المقدور رجال بى‌طرف و بیرنگى باشند (صحیح است) و شجاعت اخلاقى داشته باشند، صراحت لهجه داشته باشند، رفتارشان با مأمورین دول خارجى خیلى اهمیت دارد، بنده این جا مجبورم که باز یک پرانتزى باز کنم، در ایران قبل از الغاء رژیم کاپیتولاسیون، وقتى که ایران کاپیتولاسیون بود آقایان تا وقتى که این مسئله را درک نکرده باشید که این کاپیتولاسیون در این کشور ما را از دخالت در تمام شئون داخلى خودمان محروم می‌کرد تا این را کسى درک نکرده باشد نمی‌تواند بفهمد این یکى از یادگاری‌های بزرگ سلطنت اعلیحضرت فقید است که این ننگ را از ایران برداشت (صحیح است) و چون یاد گذشتگان می‌کنیم بایستى اینجا بند بگویم که دو نفر از رجال مملکت ما که امروز نیستند یکى مرحوم تیمور‌تاش و یکى مرحوم داور در این کار خدمت بسزایى کردند و سهم وافرى داشتند و من خودم شاهد این کار بودم، خلاصه وقتى که کاپیتولاسیون در این کشور برقرار بود رفتار مأمورین خارجه با مأمورین دولت هم البته در تحت تأثیر آن رژیم بود، بنده خوب خاطرم می‌آید یک تاجر‌باشى، یک کسى که معلوم نبود چه کاره است که لقب تاجر‌باشى داشت بنده در وزارت خارجه بودم که این تاجر‌باشى می‌آمد آنجا جلو میز رئیس اداره و مشتش را محکم می‌زد روى میز براى این که یک تقاضایى داشت، در وزارت خارجه هر وقت می‌خواستند یک سفیرى را ملاقات کنند، ولى بعد از الغاء کاپیتولاسیون و استقلال و استقرار حکومت رفتار ما با مأمورین خارجى تفاوت کلى کرد، مثل رفتارى که در تمام دول کشورهاى راقیه می‌کنند، هر وقت (بنده خودم در وزارت خارجه بودم) هر وقت که کار داشتم با یک سفیرى تلفن می‌کردم می‌خواستمش می‌آمد پیش ما، بر عکس آن زمان کاپیتولاسیون ولى بعد از وقایع شهریور 1320 و اشغال ایران یک قدرى متأسفانه در بعضى از موارد رفتار و رویه مأمورین خارجى آن طورى که باید باشد نیست، مطابق رسوم بین‌المللى نیست البته شخصیت رجال ما است که این‌ها را نباید بگذارند که از حدود خودشان تجاوز بکنند، خود بنده در وقتى که رئیس دولت بودم یک روز وزیر مختار آلمان از بنده وقت خواست، آمد پیش بنده شروع کرد به گفتن یک مطلبى به محض این که شروع کرد به گفتن، گفتم آقاى وزیر مختار شما این مطلب را به وزیر گفته‌اید یا نگفته‌اید؟ دیدم سرخ شد و گفت نگفته‌ام، گفتم پس به چه مناسبت با من صحبت می‌کنید براى امور خارجى؟ وزیر خارجه معین شده است من استیناف هستم شما باید حدود خودتان را بدانید، اگر شما مطالب را با وزیر خارجه میان گذاشتید و از آن ناراضى بودید و شکایت داشتید باید بیایید پیش من. این تفکیک وزیر خارجه از رئیس‌الوزرا یک مسئله مهم اساسى است براى این کشور، من یکى از اعتراضاتى که به آقاى نخست وزیر دارم این است که ایشان این مطلب اساسى را فراموش کرده‌اند که نخست وزیر حتى‌المقدور نبایستى خودش وزیر خارجه باشد، بایستى خودش را محفوظ نگهدارد که در موارد اختلافات سیاسى حکم بشود. (صحیح است) اگر بنا بشود که خود نخست وزیر با سفرا طرف مذاکره بشود اگر یک اشکالاتى مشاجراتى پیش آمد کى باید حل کند؟ ایشان وزیر خارجه نداشتند و اگر هم داشتند وزیر خارجه‌ای به معناى وزیر خارجه مستقل نبوده خلاصه اساس این نکته که مأمورین خارجه را می‌شود در حدود خودش نگهداشت این است که شخصیت رئیس‌الوزرا یا وزیر خارجه بتواند آن‌ها را بجاى خودشان بنشاند، شخصیت را باید در مقابل اجانب نشان بدهند، شخصیت رئیس‌الوزرا در مقابل اجانب است والّا اگر کسانى بخواهند وزراى مملکت را تحقیر کنند اجازه جلوس ندهند به یک وزیرى، رئیس مجلس را در اطاق انتظار نگهدارند این شخصیت نمی‌خواهد (زنگ رئیس) (رئیس- هیچ همچو چیزى نبوده بنده تکذیب می‌کنم) در هر صورت اگر نبوده که بنده خیلى خوشوقتم رئیس مجلس باید خیلى محترم باشد، رئیس مجلس مظهر مجلس است..

رئیس- اولاً تا لازم نباشد بنده ملاقاتى نمى کن بعد هم این اظهارى که فرمودید تکذیب می‌کنم.

نخست وزیر- مقصودشان تفکیک کردن است.

دکتر متین دفترى- دوم مراقبت است در رفتار مستشاران خارجى البته اصولًا بایستى حتى المقدور ما خودمان را از داشتند مستشاران خارجى بى‌نیاز نشان بدهیم، (صحیح است) و یک ضرورتى الزام نکند که ما محتاج به داشتن مستشار باشیم، در گذشه هم ما کاملًا ثابت کردیم که ایرانى وقتى وسائل کار برایش فراهم شود خیلى بهتر از اروپایى کار می‌کند (صحیح است) براى این که لااقل آن خارجی‌هایی که می‌آیند ایران آن صلاحیتى، آن ازرشى که باید داشته باشند ندارند و ارزششان از ایرانی‌ها خیلى کمتر است، سوم این که بایستى که وزارت خارجه مجهزى داشته باشیم، متأسفانه بنده خیلى متأثر هستم از این که می‌شنوم در وزارت خارجه ما که یک وقتى آشیانه بنده بوده است و حق تربیت به بنده دارد آنگونه که باید و شاید از تحصیل کرده‌ها و جوان‌ها تشویق نشده تا به حال و بعضى از اشخاص از آنجا یک قدرى ناراضى هستند و امیدوارم که وزارت خارجه ما یک طورى نباشد که به قول آن مثالى که سابق می‌زدند و به جاى مینیستر دزافر اترانژه می‌گفتند مینیستر اترانژه اوزافر یعنى بیگانه از کار نباشد وزارت خارجه باید مرکز اطلاعات باشد، وزارت خارجه باید وزیر خارجه را بگرداند نه این که وزیر خارجه وزارتخانه را. این مقدمات را براى این عرض کردم که در سیاست خارجى امروز بایستى مجلس شوراى ملى یک توجه خاصى داشته باشد ما بایستى یک مطالعه دقیقى بکنیم و یک نقشه اساس بریزیم روى همین مرامى که ما نوشتیم یک سیاست مستقل ایرانى که تأمین امنیت بین‌المللى ایران باشد.

من باز هم تکرار می‌کنم ما باید تا وقتى که سازمان ملل متفق هست و کار می‌کند باید اتکاء مان به آنجا باشد، ولى در عین حال هم باید بدانیم که با توکل زانوى اشتر ببند صرف توکل نباشد باید فکر دیگرمان هم باشیم و مسئله امینت بین‌المللى خودمان را فراموش نکنیم امیدوارم که ما موفق بشویم در این دوره شبیه یک قطعنامه شبیه به دکترین منرو در دروه 15، یک دکترینی از نظر سیاست خارجى خودمان وضع بکنیم و این را به دنیا اعلام بکنیم و انتشار بدهیم که سیاست خارجى ما این است و با همه دول این طور رفتار می‌کنیم و سیاست ما یک سیاست مستقل ایرانى است و داخلى هیچ دسته بندى نمی‌شویم و فقط متوجه امنیت خودمان هستیم این عرایض بنده بود در قسمت سیاست خارجى اما قسم دوم راجع به سیاست اقتصادى، عرض کنم اینجا در برنامه نوشته شده است که سیاست اقتصادى کشور بر پایه اصلى و اساسى قانون انحصار تجارت خارجى و حمایت از صنایع داخلى قرار گرفته، ما چه نوشتیم در مرامنامه خودمان که تکیه‌ام بر این مرامنامه فراکسیون اتحاد ملى است؟ ما می‌گوییم تجدید‌نظر در رژیم اقتصادى کشور و تقویت صنایع ملى به طوری که فعالیت افراد در مقدراتشان تأثیر داشته باشد و مداخله دولت در امور بازرگانى حتى‌المقدور سلب گردد و نفوذهاى اقتصادى که منشاء مفاسد بزرگ است جاى خود را به نفوذهاى معنوى بدهد این شعار ما است وبنده هم مجبورم که روى این شعار صحبت کنم، البته یک هدف دیگرى هم داریم که در اینجا بحث خواهم کرد و آن راجع به هزینه زندگى، پایین آوردن هزینه طاقت فرساى زندگى، و استقرار عدالت اجتماعى به طوری که مسکن و خوار و بار و پوشاک و بهداشت و فرهنگ براى طبقه سوم تأمین شود.

اینجا آقاى نخست وزیر در برنامه خودشان اشاره کردند به گرسنگی و به مرگ سیاه که مرجعش البته گرانى است و بنده می‌خواهم عرض کنم که سبب این گرانى غفلت‌هایی است که دولت در ایجاد گرانى کرده است یعنى دولت در این نوزده ماه زمامدارى خودش نه فقط براى پائین آوردن هزینه زندگانى کارى نکرده بلکه اعمالى کرده که خود آن اعمال موجب گرانى شده البته این دلایل من دلایل عملى و دلایل اقتصادى است براى این که پایه گرانى روى وضعیت پول هر کشورى است. پول متعلق به دولت است و سیاست پول در دست همین دولت می‌باشد. ما تردیدى نداریم که در نتیجه جنگ یک انفلاسیونى

+++

 که حالا اسمش را تورم می‌گذارند یا انفلاسیون یا تورم خاصه پول زیاد توزیع شده و ارزش خودش را از دست داده است و این را نمی‌توانیم ما فراموش کنیم که بهاى اجناسى که ما می‌خریم با پولى که متورم است می‌دهیم و با این پولى که متورم هست اندازه گرفته می‌شود به اصطلاح اقتصادى بهترین قرینه‌ای است که بنده دارم این است که طلا امروز در تهران، حتى خود بانک ملى طلا را تقریباً سه برابر بهاى قانونى خودش می‌فروشد یعنى در واقع تنزل پول است یعنى اینقدر پول متورم است مثل این که سه برابر ارزشش کمتر شده است، در زمان اشغال کشور اختیار اقتصادی‌ات و مثلًا گمرک و غیره در دست دولت نبود و دارندگان اجناس اعم از داخلى و خارجى براى تأمین سود خود از هیچ نوع اجحاف و گران‌فروشى دریغ نکردند و اقداما غیر کافى دولت‌های ضعیف مثمر ثمر نشده اما بعد از جنگ، ببینیم بعد از جنگ چه شده؟ دولت به جاى این که به وسیله وصول مالیات‌های عادلانه و سایر تدابیر اقتصادى و مالى از تورم بکاهد، براى تبذیر و حاتم بخشی‌ها خود را محتاج به پول دیده است و به وسیله دریافت عوارض قانونى و غیر قانونى بهاى اجناس را ترقى داده است، عجب‌تر این است که دولت براى به دست آوردن پول کالاهاى خودش را گران کرده است، فراموش نمی‌کنم که در این دوره قیمت سیگار را دولت چقدر ترقى داد همین طور قند و همین طور بنزین، بنزین را نمی‌شود گفت که تأثیر ندارد در زندگى اقتصادى، تأثیر زیادى دارد، براى این که بنزین عامل مهم حمل و نقل است حمل و نقل هم تأثیر دارد بر زندگى اقتصادى، خود دولت شروع کرد به گران‌فروشى، به گرانبازى، با این حال آیا انتظار داشتند که این عمل در نرخ سایر اجناس تأثیرى نداشته باشد و لااقل گران‌فروشان را جری‌تر نکند؟ الناس على دین ملوکهم، بدیهى است وقتى که دولت فروشنده باشد و رحم نداشته باشد و خون مردم را بمکد سایر فروشندگان هم از دولت سرمشق گرفته براى بالا بردن قیمت‌ها به همدیگر سبقت می‌جویند، خلاصه دولت زندگى را گران‌تر کرد، با گرفتن این پول‌ها، مخصوصاً طبقه زحمتکش را فقیر‌تر کرد، حالا هم همه این پول‌ها را با این ولعى که دولت جمع آورى کرده صرف چى کردند؟ آیا بودجه را تأمین کردند، در بین هزینه و درآمد تعادل برقرار کردند؟ کسر بودجه را از بین بردند؟ البته خیر. آقاى نخست وزیر در چند ماه پیش در تاریخ 21 اردیبهشت همین امسال اعتراف کردند که میزان خرج مملکت در آخر سال 1324 به 456 میلیون تومان یعنى بیش از چهار میلیارد و نیم ریال رسیده بود و درسال 25 دولت ایشان این مبلغ را به 610 میلیون تومان ترقى دادند یعنى 154 میلیون تومان بر مخارج دولت اضافه کردند و با همه اجحافتی که از راه گران‌فروشى به مردم شد همین الان هم بیش از 200 میلیون تومان به اعتراف آقاى وزیر دارایى در آن جلسه قبل تقریباً همین قدر کسر دارند (هژیر- که بنده همچو حرفى زدم) در قبال حرف آقاى کشاورز صدر به ایشان گفتید سه میلیارد را از کجا پیدا کرده‌اند و فرمودید دو میلیارد (هژیر- رقم را عرض نکردم که عملًا کسر است) حالا جواب می‌دهم در نتیجه این وضعى که در بودجه ما دارد یک اعتراف خیلى تلخى که آقاى نخست وزیر کردند و بنده را ازخیلى از استدلال‌ها بى‌نیاز کردند که خودشان در صفحه 11 برنامه‌شان می‌گویند «نه تنه حسن انتظام ادارى مبدل به هرج و مرج شده بلکه قسمت کلى عواید دولت و بودجه مملکت به مصرف حقوق و مقررى رسیده و محل اعتبار کافى براى مصارف تولیدى و مخارج ضرورى مملکتى در بودجه باقى نمانده است» بنده می‌خواهم اینجا ثابت بکنم روى موازین اقتصادى علم اقتصاد که علت‌العلل‏ فلاکت مردم و این گرانى طاقت‌فرساى زندگى مردم در درجه اول همین بودجه ما است. بنده وارد جزییات نمی‌شوم آقاى نخست وزیر فقط یک نکته را توضیح می‌دهم (نخست وزیر- بشوید آقا وارد جزئیات بشوید الان یک ساعت و نیم است که وقت ما را گرفته‌اید) اعتبار دولت به موجب آخرین بودجه مصوب مجلس آخرین بودجه‌ای که به تصویب مجلس رسیده بود 14 میلیون ریال است، اعتبار یعنى یک مبلغى است در بودجه که به موجب تصویب‌نامه به مصرف برسد سابق که ما در کار بودیم سالى 200 هزار تومان بیشتر اعتبار نداشته است این اعتبارى که 14 میلیون ریال بود به 60 میلیون ریال ترقى داده شد در این دوره فترت، نمی‌خواهم عرض کنم که این 60 میلیون ریال صرف چه چیزهایى شده، به عنوان پاداش حق‌السکوت این و آن خرید اتومبیل، از همه قابل تأسف‌تر صرف دستگاهى شده که در نخست وزیرى یک شهربانى جدید، یک شهربانى مخصوص خلاصه یک اداره جاسوسى براى مشوب کردن ذهن ایشان (نخست وزیر- چه شده است؟) خرج تجهیزات این دستگاه اطلاعاتى که در نخست وزیرى هست (نخست وزیر- کجا شده؟) یعنى از این 60 میلیون ریالى که...‏ (نخست وزیر- همچو چیزى نیست آقا) بنده آن بخشش‌هایی که به موجب تصویب‌نامه‌هاى مختلف از این محل 60 میلیون ریال شده است واردش نمی‌شوم، فقط یکى را براى نمونه خدمت آقایان عرض می‌کنم کار بخشش به جایى رسیده است یک تاجرى یک قرض 60 هزار ریالى داشته و مقروض بوده ا‌ست به بانک رهنى، لابد قرض بانک رهنى هم مربوط به قرض‌های ساختمانى هست و بانک رهنى قرض‌های دیگرى نمی‌دهد تاجرى که 600 هزار ریال قرض داشته است هیئت دولت به موجب تصویب‌نامه اگر آقاى دکتر اقبال منشى هیئت بخواهند تکذیب کنند بنده نمره‌اش را هم ممکن است ارائه بدهم 600 هزار ریال به یک تاجرى انعام می‌دهند که برود قرضش را به بانک رهنى بدهد، دولت ما اینقدر تمول پیدا کرده این قدر پول دار شده و این قدر دارایى پیدا کرده است که می‌تواند به خودش اجاز بدهد که از این قبیل خرج‌ها بکند (آشتیانى‌زاده- تاجر کى بوده است آقا؟) بنده وارد اسم اشخاص نمی‌شوم از منشى هیئت خودتان بپرسید. ما بخیل نیستیم که بخشش بکنند پول داشته باشند البته ببخشید عیب ندارداما فقط نتیجه‌اش این است که این ولخرجی‌ها در کاستن ارزش پولى، پولى که بایستى اساس زندگى ما باشد تأثیر دارد هر تدبیر و هر اقدامی که براى پایین آوردن هزینه زندگى باید بکنیم این است که باید پولمان را برایش ارزشى قائل شویم، پولمان را تثبت بکنیم، این حاتم بخشی‌های دولت علت‌العلل کسر بودجه است، علت‌العلل تمام این گرانبهایى است که لازم نیست بنده استناد بکنم به کتاب بانک ملى و شاخص بانک ملى را عرض کنم محتاج به دلیل نیست همه مردم که در این شهر زندگى می‌کنند از نرخ‌ها اطلاع دارند، بنده محتاج به اقامه دلیل نیستم ولى چیزى که ثابت کنم این است که علت اصلى و اولى این کار همین بودجه این کشور است و می‌خواستم آقایان را متوجه بکنم که اساسی‌ترین اقدامى که در این مجلس که باید بشود این است که یک بودجه‌ای داشته باشیم که تعادل درش کاملًا محفوظ باشد به هر ترتیبى شده اولًا سازمان ادارى وزاتخانه‌ها را بایستى قانونى کرد و به موجب قانون معین کرد تا معلوم بشود هر وزارتخانه‌اى چند مدیر کل دارد هر اداره‌ای چند کارمند رتبه‌ای دارد و این به موجب قانون یک دفعه به تصویب مجلس برسد تا دیگر دولت‌ها نتوانند از آن سازمان مصوب مجلس تجاوز بکنند و بودجه را هم روى آن سازمان منظم بکنند و ما بایستى مقاومت بکنیم با این اصل یک دوازدهم و دو دوازدهم و مجلس پانزدهم دیگر اشتباه چهاردهم را نکند و قدم اول جلو دولت را ما بگیرى و تقاضا بکنیم که هر کارى که دارند بگذارند کنار و بودجه مملکت را با تعادل هزینه و درآمد تقدیم مجلس کنند که یک دفعه تصویب بشود و کارهاى مملکت به جریان بیفتد، این اولین قدمى است که شما می‌توانید براى پایین آوردن هزینه زندگى مردم بردارید، اما البته علت‌ها منحصر به این نیست، علت گرانى علت‌های دیگرى هم دارد وقتى که شهردارى طهران به عناوین مختلف از بارفروش‌ها براى مخارج سیاسى دولت روزى 20 الى 25 هزار تومان بگیرد مسلم است که البته آن وقت خوار و بار ارزان نمی‌شود (نخست وزیر- تکذیب می‌کنم آقا) با این تکذیب‌ها قانع نمی‌شوم هر وقت‏ که یک کمیسیون تحقیقى از مجلس تعیین شد و با بنده رفتیم این چیزها را تحقیق کردیم آن وقت معلوم می‌شود، بنده این حرف‌ها را نمی‌فهمم فایده‌اش چیست؟ (ارسنجانى- انشاءالله همه چیز تحقیق بشود) همه چیز باید تحقیق بشود. بله دیگر حالا از جوازها و سایر چیزها صحبت نمی‌شود، یک مسئله اساسى که بنده در اینجا می‌خواهم عرض کنم این انحصار تجارت است، انحصار تجارت البته در آن روز آقاى مهندس رضوى بودند که گفتند که انحصار خوب است البته از نظر تئورى اصول قابل دفاع است اما در این کشور به دلائلی که بایستى یک ساعت صحبت بکنم انحصارها براى ما ضرر دارد در این کشور (صحیح بودند که گفتند که انحصار خوب است البته از نظر تئورى اصول قابل دفاع است اما در این کشور به دلائلی که بایستى یک ساعت صحبت بکنم انحصارها براى ما ضرر دارد در این کشور (صحیح است) براى این که اساس انحصار داشتن یک دستگاه با تقوایى است که متأسفانه نیست (مهندس رضوى- کنترل نیست) وقتى که نیست، نیست این است که ما حتى‌المقدور می‌بایستی انحصارها را محدود بکنیم و در مرامنامه فراکسیون اتحاد ملى هم درج شده است، ما نظرمان این است که انحصارهاى دولت یعنى آنچه دخالت‌های مستقیم و مباشرت‌هایی که دول در امور تجارت می‌کند حتى‌المقدور در صورت لزوم تنزل پیدا بکند، ولى اگر حالا انحصار را هم ما

+++

 قبول کنیم بازار آزاد در مقابل انحصار مثل کوسه و ریش پهن است این را دیگر هیچ نمی‌شود هضمش کرد، یک چیزى که انحصارى باشد، تابع جیره بندى باشد، و در مقابلش بازار آزاد باشد، بازار آزاد براى این است که قاچاق‌های انحصار را در آنجا آب بکنند (صحیح است) این را به هیچ وجه نمی‌توانیم تحمل بکنیم، این باید به کلی از بین برود (ارسنجانى- این ربطى به انحصار ندارد) این مسئله مالى بود، و اما در قسمت اقتصادى با آن که ناطقین قبل از بنده راجع به بانک صنعتى خیلى صحبت کردند بنده زیاد وارد جزئیات نمی‌شوم، وقتی که این بانک را تأسیس می‌کردند بنده خیال می‌کردم بانکى است براى این که سرمایه بدهد به ارباب صنایع، به کسانى که بخواهند معادن را استخراج بکنند، و برای این که در واقع کاپیتال براى پیشرفت صنایع بشود، ولى وقتى که شروع به کار کردند دیدیم که به کلی این انتظار ما بر‌‌خلاف بوده براى این که کارخانه‌ها به موجب ماده 38 قانون متمم بودجه سال 1313 به وزیر پیشه و هنر سپرده شده بود که او بیلان هر مؤسسه‌ای را تهیه بکند و منتشر بکند، بعد در قانون 1321 براى احتراز از مقررات ادارى که با کارهاى صنعتى سازشى ندارد اجازه داده شد که این مؤسسات را با ترتیب بازرگانى اداره بکنند ابتدا یک بنگاه صنعتى درست کردند و بعد آن هم به هم زدند، خلاصه در خرداد 1325 به موجب تصویب‌نامه دیگرى بانک صنعتى به وجود آمد، بانک با سرمایه‌ای به مبلغ دویست و پنجاه میلیون تومان یک برآورد خیالى بود ازقیمت کارخانه‌ها و متعلقاتش سرمایه نقدش هم عبارت بود از محصولات موجود که سر آن نشستند و تدریجاً فروختند و خوردند خلاصه بنده حالا این جا نمی‌خواهم تنگ نظرى بکنم و بگویم که مثلاً بانک صنعتى بودجه‌اش قبل از تأسیس دویست هزار تومان اهمیتى ندارد، با این که اشخاص بانک اگر بانک بود و کارخانه و چرخ‌هایش به راه مى‌افتاد این‌ها حلالشان باشد اما وقتى که به معاملات بانک، به بضى از معاملات بانک به طرز نمونه مراجعه می‌شود آدم واقعاً متحیر می‌شود که چه جور می‌شود که یک بانک چنین معاملاتى می‌کند، مثلًا راجع به قند، سابق قندهایى که از کارخانه‌جات دولتى به دست می‌آمده همه را تحویق وزارت دارایى می‌دادند که به نرخ دولتى توزیع می‌شد بعد بانک صنعتى اجازه گرفت که در حدود ماهى هزار تن به نرخ بازار، خودش به نرخ وقت بفروشد، حالا در این معاملات به چه اشخاصى فروخته شده اغلب آن اشخاص که طرف معامله بانک بودند هیچ کدامشان تاجر نبوده‌اند و از این سیاست‌باف‌ها بوده که بنده وارد آن نمی‌شوم (صحیح است) معامله راجع به پنبه، پیشنهاداتی می‌گویند شده، این‌ها را باید از روى پرونده‌ها رسیدگى کرد، این طور گفتند پیشنهاداتی راجع به فروش پنبه می‌شود 24 الى 25 ریال بعد از توش در می‌آید که پنبه را یک شخص معینى بخرد به قیمت 29 ریال حتى بیشتر از آن قیمتى که از مصر وارد ایران می‌شود. راجع به گونى، می‌گویند گونی‌هایی که در کارخانه گونى‌بافى بوده آن‌ها مورد احتیاج کارخانه‌های دیگر دولتى که محتاج به گونى هستند بود، آن‌ها خریدار بودند بانک صنعتى ارزان‌تر از آن قیمتى که براى خودش تمام شده باز هم به یک شخص معینى می‌دهد بنده نمی‌فهمم این چه معامله‌ای است؟ خلاصه بنده از روى قرینه و مقایسه آنچه معاملاتى که این بانک کرده و معاملاتى که شنیده‌ام راجع به بانک صنعتى شده است می‌توانیم اسم این بانک را بگذاریم بانک ملا نصرالدین، براى اینک ملانصرالدین از این کارها می‌کرد، حالا بودجه کارخانه‌ها به صفر رسیده است کارى ندارم، خلاصه بنده این جا این طور می‌خواهم نتیجه بگیرم که این بانک یک آلت معطله‌ای است که یک آلتى هست که روز به روز نکث پیدا خواهد کرد خلاصه یک عده از مهندسین شکایت داشتند و می‌گفتند که ما در این دستگاه بانک به کلى عاطل و باطل شده‌ایم، اصلا تئودولیت را فراموش کرده‌ایم، تئودولیت را نمی‌توانیم در دست نگهداری‌ام، در صورتى که در مملکت ما اینقدر کار براى مهندسین هست می‌خواهم به عرض آقایان برسانم و توجه آقایان نمایندگان محترم را جلب بکنم مسئله اکتشاف معادن است، یکى از کارهاى بزرگى که در مملکت باید بشود اکتشاف معادن است، وقتى این همه ذخایر تحت‌الارضى داریم و فقط یک اسمى است، معدن وقتى ارزشش معین می‌شود که از نظر فنى مهندسین بروند ارزشش را معلوم کنند این هم مهندس بی‌کار بنشینند در دوائر مختلفه بانک صنعتى یا جاهاى دیگر و این همه کارها هم عاطل بماند خلاصه من نمی‌خواهم ایراد بگیرم به آن اشخاصى که این کارها را کرده‌اند و این بانک را ایجاد کرده‌اند و واقعاً اینجور دولت به موجب دلایل متقنه که ما داریم دلائل علمى که ما داریم دوت نه تاجر خوبى است و نه کارخانه چى خوبى است هر کس وارد این کارخانه بشود من نمی‌خواهم ایرادى به اشخاص بگیرم که متصدى بانک هستند اصلا این کارهاى دولتى این طور است که دولت نباید متصدى کارخانه بشود این کارخانه‌ها را بایستى هر چه زودتر به وضعیتش خاتمه بدهیم این کارخانه‌ها به عقیده بنده بایستى تبدیل بشود به یک شرکت‌های سهامى اسهامش را بفروشند به اشخاصى که سرمایه کوچک دارند حتى بدهند به مستخدمین دولت، به مستخدمین بى‌بضاعت، به آن‌ها یا در مقابل حقوقشان و یا با اقساط واگذار کنند تا دولت از شر این کارخانه‌های خلاص بشود (مهندس رضوى- بیفتیم گیر کارخانه‌چی‌هاى عادى) بله موقعى که مردم ازش بهره نبرند، والّا اگر قدرى فکر کنید. بنده حالا نمی‌خواهم وارد خصوصیات اشخاص بشوم شما نمی‌دانید این کارخانجات با چه زحتمى براى ملت تهیه شده حالا دو نفر از وزرا در این هیئت دولت حاضرند یکى آقاى حکمت و یکى آقاى دکتر سجادى ایشان خاطرشان هست که اعلیحضرت فقید راجع به اسعار اجازه نمی‌داند چون این کارخانه‌ها به اسعار تهیه شده چقدر ایشان دقیق بودن در مصرف اسعار حتى شما آقاى حکمت نبودید که وزیر کشور بودید و براى معالجه رفتید به اروپا و بنده هرچه سعى کردم که اجازه خرید اسعار که یک وزیر مملکت بودید براى شما بدهند ندادند و نتوانستیم و آقاى جم حاضرند که براى خانواده خودشان اجازه اسعار نمی‌دادند جزء این که مصرف تجهیزات اقتصادى کشور بشود. این کارخانه‌ها این طور تهیه شده است حالا بایستى که دست دولت و بانک صنعتى بیفتند و یک اشخاصى، سیاست‌باف‌هایى بیایند مبالغى یا به عنوان معامله و یا به عنوان حقوق بگیرند، بنده البته به مطبوعات خیلى احترام دارم خود بنده در مطبوعات سابقه زیادى دارم ولى هیچ انصاف هست که یک کارخانه‌ای که به این خون جگر تهیه شده بدهند به یک اشخاصى، بنده سراغ دارم یک شخصى را که الان یک روزنامه دارد و دائماً هم به ما فحش می‌دهد که این شخص در عدلیه سوابقى داشت مدعى‌العموم بود یک وقتى یک جایى تمام پول صغار را برداشت برد بعد از آن رفت یک جاى دیگر آنجا کارهایى کرد که نگفتنى است که رئیس استیناف محل می‌گفت وقتى که کارهایش کشف شد قرآنى پیش من آورد که آبروى من را نبرید و ما فقط اکتفا کردى که از عدلیه خارجش کردیم این آدم در آن یک ساله روزنامه‌اش هم وقف تبلیغ براى پیشه‌ورى و تجزیه‌طلبان بود و بعد مدلل 21 آذر گرفت حالا این شخص بایستى از بانک حقوق معنى در ماه بگیرد (یک نفر از نمایندگان- اتومبیل هم بهش می‌دهند) کسى که بایستى به موجب قانون 1310 تعقیب بشود. بنده این قانون را براى شما می‌خوانم می‌گوید: هر کسى به نحوى از انحاء براى جدا کردند قسمتى از ایران و یا براى لطمه آوردند به تمامیت و استقلال ایران اقدام نماید محکوم به حبس ابد با اعمال شاقه خواهد شده بعداً این جور می‌گوید، هر کسى به نفع مجرمینى که مشمول این ماده هستند کوچک‌ترین تبلیغى بکند محکوم به سه سال حبس می‌شود یک شخص یک چنین اشخاصى باید بروند به زندان، نباید دولت از یک چنین اشخاصى نگهدارى کند، بهشان پول بدند، از بانک صنعتى که شریان حیاتى اقتصادى ما است اینجور انگل‌ها بیایند و استفاده بکنند و به ما فحش بدهند، ودر یک همچو موقعى روزنامه‌های آزادى خواه روزنامه‌هایی که فقط گناهشان این است که به دولت اعتراض می‌کنند در همان موقعى که ما داریم در برنامه صحبت می‌کنیم توقیف می‌کنند؟ من از شما می‌پرسم روزنامه آتش چرا توقیف شده است؟ اگر راست گفته است که خوب بایستى اعتراض را بشنویم چرا توقیفش می‌کنید؟ اگر دروغ گفته است افترا زده است این محکمه است، در موقعى که برنامه‌تان هنوز به تصویب مجلس شوراى ملى نرسیده این کارها را می‌کنید (صحیح است) بعد چه خواهید کرد؟ خلاصه آقا بنده در مسئله اقتصادى راجع به گرانى زندگى معتقد هستم که دولت بایستى و خودم هم با جرأت این را دعا می‌کنم به وسیله یک نقشه اقتصادى نمی‌خواهم جزئیاتش را عرض کنم (نقشه اقتصادى که براى هزینه زندگى و پایین آوردند آن باشد اگر قبلًا افشا شود دیگر اثرى نخواهد داشت) بنده به شما اطمینان می‌دهم که دولت اگر یک تدابیر اقتصادى با حسن نیت شروع بکند می‌توانیم در ظرف شش ماه حتماً هزینه زندگى را به میزان قبل از جنگ پایین بیاوریم، اما در آن جلسه آقاى هژیر بى‌لطفی‌هایی کردند که مجبورم جوابشان را بدهم ایشان واقعاً مردى دانشمند فصیح، بلیغ هستند و من افسوس می‌خورم که حق این نعمت‌های خداداد را خوب داده نکردید، فصاحت و بلاغت براى این است که در محل خودش اعمال بشود مجلس شوراى ملى یک جایى است که هر کس، وزیر، نخست وزیر، وکیل هر‌کسى

+++

 که می‌آید پشت این تریبون بایستى که تمام حقیقت را بگوید و هیچ وقت حقیقت را کتمان نکند جنابعالى آقاى هژیر آن روز راجع به قانون مالیات بر درآمد اظهاراتى فرموید که خلاصه قانون مالیات بر درآمد را ما زیاد نگرفتیم که گرفتیم همان قانون دکتر مسلپو است که ما کمتر گرفتیم، خلاصه یک بیاناتى فرمودید که خواستید بگویید هیچ کار بدى نشده در صورتى که کارى شده است که نقض صریح قانون اساسى و مشمول قوانین مجازات عمومى است (صحیح است) و جنابعالى که وزیر هستید این را نصب‌العین بکنید که آقا قوانین بایستى محترم باشند، لااقل توى مجلس یک حرفى زده نشود که دلیل بى‌احترامى و بى‌اعتنایى به قوانین بشد، شما قانون 1322 دکتر میلسپو (البته این مربوط به شما نیست) در کابینه اول آقاى قوام این تصویب‌نامه صادر شده بنده الان خلاصه‌اش را به رایتان می‌خوانم توجه بفرمایید این مسئله بسیار مهمى است حالابنده زیاد صحبت کرده‌ام آقایان خسته شده‌اند (نمایندگان- بفرمایید) در این تصویب‌نامه‌اى که در فروردین 1325 صادر شده البته در کابینه اول آقاى قوام می‌نویسد، از ابتدا سال جارى قانون مالیات بر درآمد مصوب آبان 322 که قانون دکتر میلسپو باشد و قانون اصلاحى آذر ماه 1324 که در مجلس 14 از کمیسیون قوانین دارایى گذشت براى واریز حساب دو سال مالیاتى 1323 و 1322 می‌گویند که این قانون ملغى و قانون مالیات بر درآمد سابق همان قانون منسوخ که مصوب 1312- 1317 و آئین‌نامه‌های مربوط به قوانین مذکور با اصلاحات و تحقیقاتى که در طرح مصوب کمیسیون قوانین دارایى شده که به هیچ وجه صورت قانونى ندارد به موقع عمل و اجرا گذرارده می‌شود (هژیر- بنده آن وقت وزیر دارایى نبودم) گفتم آقا من خودم قبل از این که آقا بفرمایید عرض کردم در کابینه اول آقاى قوام‌السلطنه شده است. این نسخ صریح و تغییر قانون اساسى است آقا (دکتر معظمى- هر کس کرده اشتباه کرده) قانون محاسبات عمومى یکى از قوانین صدر مشروطیت است قانون محاسبات عمومى می‌گوید هر کسى که مالیاتى غیر از مصوب مجلس شوراى ملى وضع بکند یا امر به اخذ مالیات‌های غیر مصوب بدهد یا متصدى وصول آن شود در حکم سارقین اموال دولتى است و ماده 154 قانون مجازات عمومى مجازات این کار را تعیین کرده است (عباس اسکندرى- وزیر مالیه کى بوده است؟) ماکه اشخاص را محاکمه نمی‌خواهیم بکنیم بنده تا به حال اسم هیچ کس را نبردم‏ (عباس اسکندرى- باید گفت پس شما مقصودتان چیست؟) بنده می‌خواستم متذکر بشوم که این کار نه فقط بر خلاف قانون اساسى است بلکه ماده 280 قانون مجازات عمومى این عمل را جرم می‌داند می‌گوید هر گاه یکى از وزرا به وسیله وضع نظامنامه یا تصویب‌نامه قانون را تغییر بدهد یا تفسیر نماید از خدمات دولتى دائماً منفصل می‌شود، آقا قانون است شوخى که نیست، حالا ایرادى که به جنابعالى دارم که حقیقت را کامل بیان نفرمودید این است که فرمودید ما مالیات را زیادتر نگرفتیم کمتر گرفتیم این طور نیست بنده ثابت می‌کنم که به موجب تصویب‌نامه شما زیادتر هم گرفتید در قانون دکتر میلسپو سه طبقه مردم بود که باید در نظر گرفت یکى از طبقه اول که تمول زیاد دارند و تمول سرشارى که میزانش زیاد بود اما طبقه دوم و سوم در طبقه سوم براى اشخاص یک میزان و یک حد بخشودگى داشت و بعد براى عیال و اولاد و اطفال یک میزانى تعیین کرده بود که از آن‌ها کسر می‌شد و خلاصه در عمل طبقه سوم خیلى کم اتفاق می‌افتاد که مشمول مالیات بشوند (امیر تیمور- به رعایا اصلًا تعلق نمی‌گرفت) طبقه دوم کسانى که یک درآمد کمى داشتند حداکثر مالیاتشان صدى پنج بود شما، شما که می‌گویم مقصود دولت است در این تصویب‌نامه‌اى که صادر کردید میزان را تا صدى شش و صدى ده بالا بردید براى اشخاصى که عایدات کمترى دارند، عایدات متوسطى دارند چطور می‌فرمایید که ما قانون را نقص نکردیم و کمتر گرفتیم آن بیاناتى که راجع به مالیات بر درآمد فرمودید اخیراً سردفترهاى اسناد رسمى شکایت می‌کنند که به موجب تصویب‌نامه هیئت دولت مقرر شده است که اولًا این‌ها مأمور مالیات بر درآمد بشوند و ثانیاً مالیات معاملات را حین‌المعامله از متعاملین بگیرند آن کسى که معامله می‌کند یک پولى قرض می‌دهد که یک سال دیگر منافعش را بگیرد یا این منافع وصول می‌شود یا نمی‌شود، موجب خواهد شد که حین‌المعامله سردفتر اسناد رسمى مأمور بشود که مالیات وصول کند، آقا در این وصول مالیات که نباید مردم را چاپید سردفتر که مأمور وصول مالیه نمی‌شود، سردفتر یک وظایفى دارد براى خودش، عرض سوم بنده در برنامه دولت راجع به قانون کار بود- البته در اساس قانون کار کاملًا موافقم و قدم خیلى مفیدى می‌دانستم که دولت برداشته و انشاء الله بزودى به تصویب مجلس برسد اما یک نکته‌ای را که می‌خواستم خدمت آقایان عرض کنم که البته براى حفظ طبقه کارگر و براى این که طبقه کارگر حداقل زندگى را داشته باشد خوراک و پوشاک و همه چیز داشته باشد منتها البته اساس قانون کار این است که باید حل اختلاف بین کارگر و کارفرما کرد نباید تولید اختلاف کرد، در این موقع دنیا و در این موقع مملکت ما کارى نکنیم که طبقات مردم را به جان هم بیاندازیم از این کار احتراز بایستى کرد، کارگرها البته باید حمایت بشوند و امور خودشان حتى‌المقدور به خودشان واگذار شود، طبقه کارگر متولى و قیم حتى‌المقدور نباد داشته باشد، عرض می‌کنم که در این جا عرایض بنده راجع به برنامه تمام شد حالا می‌خواهم یک مسئله‌ای عرض کنم و آن توضیحى است که در اطراف رأى اعتماد بنده می‌خواهم بدهم البته آقایان می‌دانید که در همه کشورها به خصوص در کشورهاى پارلمانى وزارت و صدارت براى کسى شغل دائم نمی‌شود یعنى تابع تحولات سیاسى است اگر کسى بخواهد شغل ثابتى داشته باشد باید مستخدم ادارى باشد، مستخدم دولت باشد، استاد ناشگاه ادارى باشد کار دیگرى داشته باشد، آن وقت می‌تواند انتظار داشته باشد که همیشه سر این کارباشد اما خدمات سیاسى مخصوصاً مقام وزارت و صدارت این‌ها قابل تطبیق با استخدام نیست، رجال سیاسى مملکت مثل لباس‌هایی می‌مانند که هر کدام براى یک فصل دوخته می‌شوند، یک لباسى براى تابستان یک لباسى هم براى زمستان یک لباس هم براى فصل‌های بهار و پاییز هیچ وقت لباس تابستان براى زمستان مصرف ندارد و همین طور هم لباس زمستان براى تابستان مصرف ندارد شما بهترین آستراکان‌ها را که 50 هزار تومان قیمتش باشد اگر به شما بگویند چون این خیلى قیمت دارد این را در تابستان بپوشید البته نخواهید پوشید می‌گویید این را بگذارید کنار در صندوقخانه محفوظ بماند تا زمستان بیاید، البته رجال مملکت هم همین طور هستند، رجال مملکت هر کدام براى یک موقعى ذخیره می‌شوند، رجالى هستند که تندرو، رجالى هستند معتدل یک رجالى هستند که عقاید مختلف و مسلک‌های مختلف دارند و هر وقت مقتضیات‏ کشور اقتضا کرد آن رجلى که براى آن موق ذخیره شده می‌آید روى کار، هنوز چندى از جنگ نگذشته آقایان یک شخصى مثل مستر چرچیل با این خدمات بزرگ که به انگلستان کرد و در واقع عامل مؤثر پیروزى انگلستان بود همین که جنگ تمام شد ملت انگلیس تشخیص داد که این باید برود کنار، این دیگر مرد این کار نیست، رجلى بیاید، مرد دیگر بیاید، کسى باید بیاید که آن چیزها را بگذارد کنار و حالا بساط صلح را فراهم بکند، تشکیلات صلح بدهد، البته این توهین نبود به چرچیل، وقتى به چرچیل گفتند آقا حالا نوبت شما تمام شد این توهین به او نیست پس به نظر بنده رأى اعتمادى که در مجالس به هیئت دولت‌ها می‌دهند این هیچ دلالت بر این ندارد که وارد یک صلاحیت شخصى است از نظر قواعد عمومى هر رجل سیاسى یک شرایط اصلى باید داشته باشد صحت امانت و خیلى شرایط دیگر که براى رجال آن شرایط البته هست چه این دولت و چه دولت‌های آینده این‌ها چیز بدیهى است البته هر رجل سیاسى باید امین باشد هر رجل سیاسى باید مطمئن باشد این‌ها را که نمی‌شود گفت جزء شرایط خصوصى قرار دارد این‌ها شرایط عمومى است اما شرایط خصوصى یک دولتى که بهش رأى اعتماد می‌دهند آن شرایط زمان است که این نخست وزیر و این هیئت متناسب با این زمان است والا در برنامه‌ای که دولت‌ها می‌نویسند ممکن است اختلاف مسلکى بعضى از اشخاص با برنامه‌ها داشته باشند متأسفان این‌ها را به قدرى کلى می‌نویسند و وارد جزئیات نمی‌شوند که اصطکاک با قسمت‌های مسلکى پیدا نکند و این برنامه را همین طور نوشتند به طورى که در این برنامه ملاحظه می‌فرماید تمام برنامه‌ها نسبتاً خوب نوشته شده اما نکته ایست که این برنامه آیا عملى هست یا نه؟ یا این که اطمینان به عملش هست یا نه؟ یعنى موجبات کار در دست این دولت هست دولتى که این برنامه را داده است شایستگى و وسائلش را دارد که این برنامه را عملى بکن یا خیر؟ چند روز قبل اینجا با همکاران محترم صحبت می‌کردیم منجمله آقاى دکتر مصباح‌زاده رسیدند راجع به این برنامه و رأى اعتماد صحبت شد یک نظرى اظهار کردند که قابل توجه است به نظر بنده ایشان گفتند که من به دولت‌ها کار ندارم این دولت یا هر دولتى که برنامه بدهد به شرطى که یک کار صجیح نشان بدهد ولو این که خیلى جزئى باشد یک کارى که جزئى باشد عمل بکند من به آن دولت رأى اعتماد می‌دهم مثلًا دولتى بگوید من چند

+++

 کیلومتر راه می‌سازم ولى بسازد این راه را واقعا بسازد و اطمینان باشد که این راه را می‌سازد و راه را با آن اسلوب علمى دنیا پسند بسازد من به هردولتى که یک چنین تصمیمى داشته باشد رأى اعتماد می‌دهم و الّا برنامه‌ها را نمی‌شود مأخد گرفت براى رأى اعتماد، رأى اعتمادى که به دولت‌ها می‌دهند این است که این دولت با سوابقى که دارد با منشى که دارد با مسلکى که دارد این رجل سیاسى آیا متناسب با اوضاع امروز هست یا نیست اگر هست بهش رأى می‌دهند اگر نیست نمی‌دهند والّا این رأى اعتماد در سوابق اشخاص اثرى ندار مثلَا اینجا آقاى نخست وزیر در برنامه‌شان اشاره کردند که من عملیات گذشته خودم را در آینده گزارش خواهم داد و به اطلاع ملت و مجلس شوراى ملى می‌رسانم البته هر وفت خواستند و دادند رسیدگى می‌شود و تحقیق می‌شود البته هر ذیحسابى وقتى که صورت حسابش را داد می‌تواند مفاصاً حسابش را بگیرد تا نداده است آن حساب همان طور مراعى و معوق است و رأى اعتماد مجلس به هیئت دولت چه دولت حاضر و چه آینده این هیچ دلالتى بر گذشته و اعمال گذشته اشخاص ندارد و نخواهد داشت (صحیح است) اما نظر خودم را عرض کنم راجع به این هیئت دولت البته به دو دلیل و به دو جهت بنده مخالفم و رأى اعتماد نمی‌توانم بدهم. یکى از لحاظ نگرانى است که دارم براى این که باز برمی‌گردم روى مسئله حجب یا هرچه هست بنده از وضعیت کشور و امنیت مردم و آزادى افراد که حتى سرایت خواهد کرد به مجلس به سوابقى که داریم بنده نگرانم آقاى نخست وزیر چگونه می‌توانند به ما اطمینان بدهند آزادى افراد آزادى مطبوعات مصونیت مجلس را چطور تضمین می‌کنند که ما مطمئن باشیم که می‌توانیم به آزادى کامل کار بکنیم و دچار یک حوادثى نظیر حوادثى‏ که در دوره‌های چهارده اتفاق افتاد نخواهیم شد از این جهت چون من تردید دارم و نگران هستم نمی‌توانم رأى اعتماد بدهم دیگر مسئله سیاست خارجى است که بنده متأسفانه اینجا نمی‌توانم زیاد توضیح بدهم کاشکى آقاى نخست وزیر خودشان هم توجه می‌فرمودند به واسطه طول زمامداریشان یک پیشآمد‌هایى شده است و خلاصه حساب سیاست خارجى ما در این موضوع با وضع حساب‌های شخص ایشان مخلوط شده است و بنده خیال می‌کنم با این بیاناتى که بنده عرض کردم خدمت آقایان ر اجع به مسئله امنیت بین‌المللى که ما باید هرچه زودتر در فکر آن باشیم و در تلاش این باشیم چه بهتر بود که این حساب‌ها از هم تفکیک می‌شد یک شخص بی‌سابقه‌اى (بنده هیچ کاندیدایى خودم ندارم خدا گواه است) مثلًا یک نفر از آقایان وزرائى که اینجا هستند مأمور تشکیل کابینه شود یک آدمى باشد که فارغ باشد، آلوده به این سوابق نباشد، حساب‌های شخصش داخل حساب‌های سیاسى مملکت نباشد، ما مسائل خیلى بغرنجى در پیش داریم و حق این است که یک آدم بی‌سابقه‌اى بیاید تا این که بتواند یک سیاست مستقل ایرانى تعقیب بکند و امیدوارم که انشاء الله در این قسمت موفق بشویم بنده دیگر عرضى ندارم.

رئیس- آقاى بهار بر طبق ماده 109 اجازه نطق خواسته‌اند همین طور آقاى مشایخى بر طبق ماده 109 اجازه نطقى خواسته‌اند بفرمایید آقاى بهار.

بهار- نو به نطق من حالا نبود لیکن ناطق محترم آقاى دکتر در ضمن فرمایشاتشان از لحاظ این که ایشان خیلى دقیقند که به همه جا دست ببرند و به همه جا اشاره بفرمایند و ذره‌ای فروگذار نمی‌کنند از بى‌مهرى بى لطفى شرحى راجع به اکثریت و بعد هم شرحى راجع به حزب بیان فرمودند که ناچار شدم از لحاظ دفاع از فراکسیون اکثریت و همچنین دفاع از حزبى که منسوب به او است از ماده 109 استفاده کنم و از آقاى رئیس وقت بخواهم (مکى- ماده 109 براى شما است فقط خدا کند براى همه باشد) ناطق محترم شرحى از وحدت کلمه و اتفاق و اتحاد بیان فرمودند و خودشان را طرفدار و آرزومند اتحاد کلمه ملى نشان دادند لکن ملاحظه فرمودند که در عمل بدون جهت اظهاراتى نسبت به اکثریت مجلس و نسبت به حزبى که طرفدار اکثریت است نمودند که خود این دلیل بر این بود که از وحدت کلمه و اتفاق نظر که امروز یکى از امهات مسائل است و به عقیده من تنها درمان بدبختی‌های مملکت است خودشان را دور کردند (صحیح است) فرمودند که از اکثریت گله دارم وبعد معلوم شد گله‌شان هم راجع به نطقى است که یکى از نمایندگان در دفاع از اعتبار‌نامه خودشان در اینجا نسبت به تاریخ زندگى بعضى از مهاجمین خودشان بیان کردند، آقاى ارسنجانى باشد، وا‌لّا اکثریت مجلس چنانکه مکرر عرض کرده‌ام ما به افراد سپرده‌ایم در موقعى که آقایان اقلیت صحبت می‌کنند به هیچ وجه تعرضى نکنند به آقایان و داد و فریاد راه نیندازند (صحیح است) چنانکه در عمل هم ملاحظه فرمودید به هیچ وجه ما عصبانى نمی‌شویم، همان طور هم که اشاره کردیم وظیفه‌مان نگهدارى نظم مجلس و بالاخره قضاوت صحیح و دادن رأى قطعى است (صحیح است) ما به هیچ وجه نمی‌توانیم اقلیت را تحبیب نکنیم، به زبان خودمان تمام می‌شود ما میل داریم که همیشه کارى بکنیم که اقلیت مجلس به ما محبت داشته باشند لکن متأسفانه از روزى که اکثریتى به وجود آمد و فراکسیونى سرو صورتى به خودش گرفت من حس می‌کنم از طرف بعضى از آقایان نه تمام آقایان اقلیت که یک عمدى در کار هست که نسبت به ما یعنى نسبت به فراکسیون مخصوصاً اهاناتى بشود و مخصوصاً مذمت‌هایی بشود، روزنامه‌هایی که منسوب به اقلیت هستند دیگر چه دشنامى است آقاى دکتر متین دفترى که به ما ندادند، انصاب بدهید خود جنابعالى مرد بزرگى هستند و روزنامه آتش که الان ازش این طور دلسوزى فرمودند برداشت نوشت (محمد‌على مسعودى- روزنامه آتش مستقل است مربوط به اقلیت نیست) آقا فرمایش نفرمایید، آقا ازش دفاع کردند و فرمودند منسوب به اقلیت است .

رئیس- آقاى ملک راجع به همان بیاناتى که ایشان کردند بفرمایید.

بهار- همان بیانات است روزنامه‌ها به اکثریت حمله کردند به افراد اکثریت بد گفتند مذمت کردند معذلک ما معارضه به مثل نکردیم یعنى اکثریت به هیچ وجه میل ندارد نسبت به اقلیت فشارى وارد سازد و یا تجاوزى بکند از روزى اول عرض کردم که بنا شد ما با هم متحد شویم و حالا و هم می‌گوییم و امیدوار هستیم افراد پاک اقلیت افرادى که واقعاً حیف است در اقلیت بمانند بیایند در اکثریت و مشغول حفظ مملکت باشند در چنین موقع مخوفى فرار نکنید از مسئولیت بیایید با ما همکارى کنید امیدوار هستم که اقلیت و اکثریتى در موقع رأى اعتماد ما نبینیم امیدوار هستم گله‌هایی که بعضى از آقایان مکرر و پى در پى می‌کنند این‌ها همه از لحاظ اداى وظیفه باشد و در عمل هم با هم برادر باشیم و همه با هم کار کنیم (انشاء الله)

رئیس- آقاى مشایخى طبق ماده 109 اجازه خواسته‌اند بفرمایید.

نورالدین امامى- بنده هم طبق ماده 109 اجازه دفاع می‌خواهم از طرف اقلیت می‌خواهم دفاع بکنم.

رئیس- به شما هم اجازه داده می‌شود.

مشایخى- آقاى دکتر متین دفترى تحت اعتراضاتى که در برنامه دولت داشتند موضوع گرانى هزینه زندگى را متذکر شدند وعلل و دلایلى براى ما ذکر کردند گرچه من به استناد ماده 109 صحبت می‌کنم و نمی‌توانم به تفصیل در اطراف این موضوع بحث کنم و فقط در حدود دفاع باید صحبت کنم ولى اجمالًا عرض می‌کنم که در زمان دولت جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه به مراتب هزینه زندگى تنزل فوق‌العاده شدیدى کرده است که به مراتب پایین‌تر از قبل از زمامدارى ایشان بوده است، با دلایل حاضر هستم ثابت کنم که در ظرف مدت نوزده ماه زمامدارى آقاى قوام‌السلطنه هزینه زندگانى در شهر تهران به هیچ وجه قابل مقایسه با سابق نبود براى نمونه می‌گویم شکر ... (دهقان- بعد از ایشان نوبت یک مخالف است) (زنگ رئیس) اما راجع به موضوعى که متذکر شدند که شهردارى تهران روزى بیست و پنج هزار تومان از صنف بار فروش دریافت می‌کرده است و این موضوع یکى از علل گرانى هزینه زندگى بوده است، بنده در دفاع از اعتبار‌نامه خودم در اطراف موضوع‌هایی که نسبت به شهردارى تهران اظهار می‌شد و اتهاماتى که به شهردارى زده می‌شد آن طورى که باید و شاید جواب دادم و دفاع کردم و تمام آن اظهارات وارد نبود به همین دلیل که یکى بعد از دیگرى را جواب‌های مثبت و دندان‌شکن دادم به طورى که مورد قبول آقایان واقع شد. اما راجع به این موضوع بنده می‌خواهم از آقایان تقاضا کنم که یک قضاوت منصفانه بکنید ببینید که اگر بیست و پنج هزار تومان در روز از طرف یک صنف بار فروش داده شود و در ازاء دادند بیست و پنج هزار تومان آن صنف چقدر باید استفاده بکند اگر بیست و پنج هزار تومان رشوه بدهد بیست و پنج هزار تومان رشوه به عقیده من حداقل براى این است که در روز دویست هزار تومان سوء استفاده کنند حالا ببینید بار‌فروش چه تأثیرى در امر خواربار دارد در صورتى که بار و محصول متعلق به مالکین است بار‌فروش یک واسطه‌ای است بین مالک و کسى که خرده‌فروش یعنى موزعین کالاى خواربار بین مردم بار‌فروش است فقط دلالى می‌گیرد و کمیسیون می‌گیرد بار فروش صاحب بار نیست که براى ترقى دادن قیمت بار خودش و براى این که محصول خودش را با على‌القیم بفروشد و استفاده ببرد و سود نا‌مشروع ببرد بیاید به یک دستگاهى به یک سازمانى رشوه بدهد، بار‌فروش اگر

+++

 رشوه بدهد براى این است که از کمیسیونى که می‌گیرد سوء استفاده بکند و از کمیسیون قانونش بیشتر بگیرد حالا من سئوال می‌کنم براى یک دستگاهى که دلال است و کمیسیون است از فروشنده و از خوار و بار فروش یعنى آن کسانى که این جنس را می‌خرند و به مصرف کننده توزیع می‌کنند آیا یک چنین دستگاه ارزش کارش اینقدر هست که بیست و پنج هزار تومان در روز رشوه بدهد؟ تصور می‌کنم نمی‌شود قبول بکنیم و منطق باید عقلایى باشد، گفتم 25000 تومان دستگاه بار‌فروشى تهران به شهردارى تهران می‌پرداخت مصرفش را هم تعیین نکردند اما این موضوع است که کراراً در جراید تهران بحث شده و موقع اعتراض به اعتبار‌نامه من هم گفتند 25000 تومان براى تقویت دستگاه حزبى از بارفروش‌هاى تهران گرفته می‌شده من در آنجا توضیح دادم که بارفروش‌هاى تهران از بدو زمامدارى بنده در شهردارى از بنده شاکى بودند دلیلش چیست؟ وقتى بنده شهردارى تهران را در اختیار داشتم در شهردارى تهران خدمات فوق‌العاده گرانبها یى به شهر تهران کردم با ارقام و مدارک مثبت محرز و مسلم خواهد شد که به شهردارى تهران خدمت کردم اما راجع به پولى که گفتید بارفروش‌ها به شهردارى تهران داده‌اند بنده از آن اشخاصى بودم که معتقد بودم که دستگاه بار‌فروشى یکى از علل عمده گرانى خوار و بار و تره بار در تهران خواهدبود، بر علیه بارفروش‌ها که میدان شهردارى را اجاره کرده بودند عرضحال به دادگاه تعدیل مال‌الاجاره دادم و تقاضاى خلع ید مستأجر را از میدان دادم داد که تعدیل مال‌الاجاره حکم بر حقانیت شهردارى صادر شد و از این حکم تقاضاى تجدید‌نظر کردند و در مراحل تجدید‌نظر باقیماند آقایان اینجا تشریف دارند اگر یک راه حل قانونى به نظر آقایان می‌رسد بنده حاضر هستم در مدت تصدى شهردارى عمل خلاف قانون نکردم و اینجا استفاده می‌کنم که جواب آقاى ممقانى را عرض کنم در آن موقع که گزارش راجع به لوله‌کشى‏ داده شد در آن موقع حناب اشرف سمت وزارت کشور را هم داشتند بنابراین در وقتى که بارفروش‌ها‌ى تهران می‌آیند اقامه دعوى می‌کنند و می‌خواهند این شخص را از ملک متصرفش خارج کنند آیا با این ترتیب می‌توانند از دستگاه بار فروشى تهران سوء استفاده بکنند در زمان آقاى آق اولى که وزیر کشور بودند در ظرف همان ده و پانزده روز همین بارفروش‌ها شکایت مفصل و بلند بالایى از شخص بنده و دستگاه شهردارى به وزارت کشور دادند و در ماه خرداد گفتیم هزار و پانصد نفر از گران‌فروشان شهر تهران را که یک عده‌ای همین کمیسیونر‌ها بودند.

رئیس- از حدود ماده 109 خارج نشوید و در حدود همان مطلب صحبت کنید.

مشایخى- بله در همان حدود است، بنده به دادگاه فرستادم مجازات کردند بنده در مدت تصدى خودم براى جلوگیرى از گران‌فروشى از هر اقدامى که قانوناً مجوزى به رایش داشت طبق قانون کیفر گران‌فروشان خوددارى نکردم بناء علیهذا به استناد این که بنده براى تخلیه میدان بار فروش‌های تهران به دادگاه تعدیل مال‌الاجاره رفتم و ورقه اجراییه براى اجاره معوقه بارفروش‌ها صادر کردم و به وزارت کشور نوشته‌ام بایستى ید بار‌فروش‌ها را از دستگاه شهردارى خارج کرد و خود صاحبان بار بایستى بارشان را در تهران بفروشند به این استناد می‌خواهم عرض کنم که فرمایشات آقاى دکتر متین دفترى صد در صد خلاف قاعده است.

رئیس- آقاى حکمت.

حکمت (وزیر مشاور)- وقت خیلى گذشته است و آقایان هم خسته شده‌اند و حال این که وارد مذاکرات مفصل بشویم نیست به علاوه مذاکرات و بیانات آقاى دکتر متین دفترى قسمت‌های مختلف داشت که می‌بایستی اشخاص مختلف جواب بگویند آنچه بنده لازم می‌دانم که در همین موقع گفته شود دو موضوع است یکى موضوع آذربایجان بود. در این دو ماه اخیر که افتخار شرکت در کابینه را داشتم خود بنده برحسب امر جناب آقاى نخست وزیر وارد شدم در کارهاى آذربایجان و شهادت می‌دهم آن طورى که ایشان گفتند که نسبت به کارهاى آذربایجان اقدامات جدى نشده است تا یک حدى این طور نیست و دولت از همان آذر 25 به این طرف که متجاسرین رفتند و اهالى شکایت زیادى کردند اقدامات جدى و مفیدى کرده است چنانچه بعداً هم یک شکایاتى رسیده است و عده‌ای از شاگردهاى آقاى دکتر متین دفترى هم درد‌دل‌هایی کرده‌اند این شکایات سه قسم است بعضى از این‌ها مربوط است به اشخاصى که بى‌غرضند و میل دارند واقعاً یک اقدامات سریع و عاجلى در کار آذربایجان بشود یک قسمت هم اشخاصى هستند ناراضى از انتخابات و میل داشتند وکیل شوند و وکیل نشدند و حالا این را شکایت عامه جلوه می‌دهند یک قسمت هم دعواى مالک و رعیت است که همیشه در آذربایجان بوده است و حالا هم مأمورین دولت از طرف دولت دستور دارند که رسیدگى کنند نمایندگان آذربایجان هم شرکت دارند در این کار امیدوارم انشاءالله رفع شود، در این دو ماهه کمیسیونى بوده بسیارى از آقایان نمایندگان آذربایجان شرکت داشتند و بعضى از وزرا هم بودند و یک اقداماتى هم شد و هر کى که بگوید اقداماتى نشده خلاف واقع است و مخصوصاً بنده از آقاى دکتر متین دفترى گله می‌کنم که چرا می‌گویند در آذربایجان بعضى عملیات در دوره پیشه‌ورى شده است که حالا مردم یاد از آن می‌کنند (دکتر متین دفترى- بنده اینجور نگفتم بنده تکذیب می‌کنم) بنده گمال نمی‌کنم که هیچ وقت کسى یاد از پیشه‌ورى بکند و اگر کسى بکند یاد او توأم است با نفرت و انزجار، و اما این که دانشگاهى که آن‌ها ساختند واقدامى نشده است آقاى وزیر فرهنگ بهتر می‌توانند بگویند ولى بنده چون شاهدم می‌توانم بگویم به مجرد این که قضیه آذربایجان خاتمه پیدا کرد دولت جناب آقاى قوام علاقه‌مند بودند به بقاى دانشگاه البته کارى که آن‌ها کردند یک ظاهرسازى بیشتر نبود (صحیح است) و چیزى نبود که اسمش را بشود گفت دانشگاه و نظر دولت این بود که یک دانشگاه به معناى حقیقى کلمه در آنجا درست بشود و افراد و جوان‌های آذربایجان در آنجا درس بخوانند و بى نیاز باشند از آمدن به تهران و ورود به دانشگاه تهران، نه تنها از تبریز بلکه دانشگاهى بشود که از تمام آن ناحیه یعنى از قفقاز و ترکیه و آنجاها هم بتوانند بیایند و در آنجا درس بخوانند و براى این مقصود فوراً بدون فوت وقت در صورتى که دولت پول کافى نداشت از براى دانشگاه آنجا هم اعتبارى منظور شد که همه آقایان مسبوق هستند و جناب آقاى وزیر فرهنگ با کمال عجله مشغول هستند براى انتخاب اساتید و دانشیارانى براى شعبه دانشگاه طب که مورد علاقه جنابعالى هست و همچنین براى دانشکده ادبیات، انتخاب می‌کنند به زودى به تبریز می‌فرستند و ما امیدوار هستیم که در بدو سال تحصیلى همان طورى که مناسب مقام آقایان نمایندگان آذربایجان و بلکه تمام مردم ایران و علاقه‌مندان به علم و فرهنگ هست دانشگاه آذربایجان به زودى تشکیل بشود و ما امیدوارى که هیچ کس خاصه آقایانى که منسوب به نمایندگى آذربایجان هستند هیچ وقت یاد از دوره متجاسرین و پیشه‌ورى نکنند مگر با نفرت و انزجار که احساسات اهالى آذربایجان است، اما موضوع دومى که بنده می‌خواهم عرض کنم موضوع سیاست خارجى بود سیاست خارجى یک ماده‌ای دارد که در صدر برنامه واقع شده و آقاى دکتر متین دفترى اسمش را گذاشتند یک فرمول آرکئیک و کلاسیک و آن این است که در روابط خارجى اصل دوستى با دول معظمه مراعات گردیده و در تشبید روابط حسنه و حسن تفاهم کامل با اتحاد جماهیر شوروى و بریتانیاى کبیر و ممالک متحده آمریکا با توجه به اصل مذکور سعى و کوشش لازم شده و خواهد شد بنده از آقایان انصاف می‌خواهم که آن فرمولى که ایشان گفتند که تعقیب سیاست مستقل ایرانى با این چه تفاوتى دارد؟ همین سیاست است هر ایرانى چه در اکثریت چه در اکثریت باشد چه در اقلیت باشد چه در شمال باشد چه در جنوب باشد همین رویه را تعقیب کرده است که این سیاست مستقل ایرانى یعنى حفظ اصول در روابط خارجى و رعایت احترام متقابل اجرا بشود. و اما این که چه جور اجرا بشود البته طریق ا‌جرایش مختلف است این که گفته‌اند مسئولیت وزارت خارجه را بر دوش خودشان جناب آقاى نخست وزیر گرفته‌اند این طور نیست براى این که در خود برنامه ملاحظه می‌فرمایید که ایشان وزیر خارجه تعیین کرده‌اند و در سابق هم وزیر خارجه داشتند و معرفى هم کردند و وزارت خارجه هم در سیاست خودش البته همان سیاست مستقل ایرانى را تعقیب خواهد کر و ما به حمدالله سرفراز هستیم که هیچوقت دولت ایران هیچ گونه تمایلى به هیچ یک از طرفین نداشته و بعد از این هم نخواهد داشت (صحیح است) و همیشه حافظ حدود و ثغور و گنجینه‌های مخفى زیر‌زمینى مملکت ما بوده و خواهد بود و هیچ گونه جاى نگرانى نیست بنده خودم شاهد بودم و این شهادت را می‌دهم و با کمال انصاف عرض می‌کنم که آقاى نخست وزیر به سفری خارجى با کمال صراحت مکرر فرمودند که شما اگر حرف مشروع و مطلب مشروعى دارید ما حاضر از براى استماع آن هستیم والّا گر بخواهید مثل ایام جنگ یا غیر ایام جنگ اعمال نفوذ بکنید یا تقاضاهای بى‌قاعده بکنید من به هیچ وجه من‌الوجوه گوش به حرف شما نمی‌دهم و نخواهم گذاشت آن مقاصدى که دارید اجرا شود (احسنت، احسنت) نمونه این منطق هم همان بیانیه‌ای است که پارسال دادند و اجازه ندادند که هیچ کس هیچ گونه روابط نامشروعى یا هیچ گونه آمد و شد خلاف قاعده‌ای با مراکز خارجى داشته باشد امیدوارم این سیاست همیشه اقتضا بکند و یقین دارم که هر دولتى روى کار

+++

باشد چه این دولت چه دولت‌های دیگر همه پیرو همان سیاست باشند و هر طورى باشد اجازه به مداخله اجانب در شئون و امور داخلى ندهند (صحیح است) و اما راجع به معامله ملل اظهار نظرى که در حق وتو و امنیت دسته‌جمعى کردند البته مطالبى که فرمودند بسیار مطالب علمى و بسیار نافع و مفید بود و خیلى هم تناسب داشت با یک کلاس درس و ما هم به سهم خودمان استفاده کردیم ولى خوب چه می‌شود کرد همین است که هست ما یک دولت ضعیفى هستیم تنها راه و تنها پناهگاه ما هم سازمان ملل متفق است، این سازمان ملل متفق است که اساس سیاست هر مملکت ضعیفى را تشکیل می‌دهد و ما هم خیلى ممنون هستیم از سازمان ملل متفق که در مواقع مهم به حمایت و جانبدارى دولت ایران اقدام کردند و بعد از این هم خواهند کرد و این سیاست همین است که در برنامه ذکر شده و خود جنابعالى هم موافقت کرده‌اید و البته امیدواریم وقتى که دنیا به یک درجه عدالت و انصاف برسد که اگر یک ملت ضعیفى هم تقاضا بکند که خاک او و مملکت او مثل منطقه ممنوعه‌ای مثل سویس بشود گوش به حرف او بدهند و فعلًا که بنده چنین چیزى نمی‌بینم و اما این که اظهار نگرانى کردید تمام دنیا امروز نگرانى دارند از اوضاع و شاید تمام انشاء الله یک روزى برسد که مملکت ما باقى و برقرار بماند همان طورى که مانده بعداً هم خواهد ماند و جزو منطقه ممنوعه هم بشود و اگر اوضاع جغرافیاى ما اجازه بدهد مملکت ما هم از این کشمکش‌ها و گیرو دار رقابت سیاست خارجى خلاص بشود.

رئیس- آقاى وزیر دارایى.

هژیر- بنده خیلى عذر می‌خواهم که جزء یک کلیات در باب مسائل مالى عرض زیادى ندارم آقاى دکتر متین دفترى در ضمن فرمایشاتشان فرمودند منتظرند کسى که براى بهدارى خدمتى کرده است مورد تقدیر قرار بگیرد و امیدوارم این اصل کلى نسبت به هر‌کس و هر مقام و هر جا که کسى یک خدمتى کرد است تأمین بشود. فرمودند که در نتیجه پول‌هایی که پیشه‌ورى و اعوانش می‌خواستند چون طفره و تعلل در دستگاه ادارى ما هست پولى داده نشد و مقدار ناچیزى داده شد خواهش می‌کنم این تقدیر را براى این طفره و تعلل قائل شوید تایک وقت دیگرى خدمتتان عرض کنم (صحیح است) (خنده نمایندگان) در ظرف این چند ماه به قدرى آشکار و زحمت براى دولت فراهم بود که کشیدن این کشتى از همه این مصائب و رسیدن به ساحل که امروز مجلس مقدس شوراى ملى بتواند در تمام مسائل آزادانه بحث طولانى بکند و دولت‌ها را وادار بکند که تصمیم قطعى اکثریت را اجرا بکنند این خودش عملى است (صحیح است، احسنت) ایرادتی که فرمودید نمی‌خواهم عرض کنم وارد نبود خیلى از آن‌ها وارد بود ولى شأن اکثریت مجلس شوراى ملى این است که مشکلات مملکت را ببینید اقداماتى که امروز در درجه اول ازاهمیت است تشخیص بدهید دولت‌ها را مجبور بکند که آن‌ها را انجام بدهد بقیه (على قدر مراتبهم) والّا دولت در ظرف این مدت به قدر گرفتار مصائب بود که عرض کردم گفت:

اى برادر ما به گرداب اندریم آن که شمتت می‌کند بر ساحل است‏

 (صحیح است) عرض کنم اشخاصى که می‌فرمایید می‌بایستی دوششان را زیر بار مسئولیت می‌دادند و با وحدت کلمه بیایند و قبول نمایند وقتى که نمی‌آیند چکار باید کرد خوب می‌گویید رفتند این‌ها هر یک در گوشه‌ای و چرا رفتند خوب آن وقت چه می‌کنید به هر حال بایستى جمع کرد که حاضر شوند عملى بشود والّا نمی‌شود مردم را به زور آورد، در ادوار گذشته که می‌فرمایید قبل از کودتاى 1299 یک یادداشتى رسیده بود که اسباب پریشانى حواس دولت را فراهم کرده بود یک جلسه مشاوره عالى در دربار تشکیل دادند و عظما حاضر شدند مطلب را هم طرح کردند ببینیم چه شد؟ یکى از آقایان بزرگوار گفت ایران تهران نیست و تهران هم این مجلس نیست بلند شدند و رفتند خوب اگر بنش این جور بخواهند همکارى بکنند و درسیاست مملکت به چه نتیجه می‌رسند؟ پس قدر کسى را که با مرارت و مشقت حاضرمیشود مسئولیت را قبول می‌کند و خوشبختانه با کمک حوادث و تدبیر و جرئت خودش شهامت و پشتکار خودش موافقت پیدا می‌کند بدانید نه این که بینشینید و بنشینند و بشنوند ایرادات جنابعالى و سایر آقایان را والّا اگر بنا شود که بگوییم دولت‌ها فصلى باشند پائیز برود و زمستان بیاید، دولتى که در دوره بهار کارش را کرده و در تابستان برود پى کارش و بعد هم حکومت دوره پاییز بیاید این که نمی‌شود بر عکس به نظر بنده حکومت‌ها باید سال‌ها بمانند تا بتوانند کار بکنند (صحیح است) و الّا حکومت فصلى براى مملکت خدمتى نمی‌تواند بکند، حالا خلاصه عرض بنده این است که شأن اکثریت شأن کلیه نمایندگان اقلیت اکثریت این است که تمام بکنند و خرد بکنند با استنباط قضایى روزشان با استنباط سیاسى روزشان آن طورى که صلاح می‌دانند آن مطلب را عنوان بکنند والّا اگر بنا باشد هر شاگردى هر چه بنویسد آن را عنوان کنند پشت تریبون مجلس شوراى ملى به نظر بنده که نتیجه نمی‌گیرم یک جا می‌گویند این عریضه را خدمتتان فرستادم نوشته که خرمن‌ها را توقیف کردند و حقوق بهدارى را هم نمی‌دهند و هم نوحه‌سرایى کرده است که چرا حقوق بهدارى را نداده‌اند آخر باید مالیات را از خرمن گرفت و به بهدارى داد می‌گوید این را نگیر آن را بده این که از بنده برنمى‌آید بالاخره باید از یک جاى گرفت و داد، این چه جور ممکن است که تمام مسائل مختلف و متباین و متضاد را بشود در عین حال با هم حل کرد؟ راجع به مخارج خیلى مصطلح شده است هزینه زندگى می‌گویند هزینه زندگى از کجا آمده است آقاى دکتر متین خیلى عذر می‌خواهم مخارج زیاد شده است مردم تحمل نمی‌توانند بکنند در مطالبى که آقایان موافقت بفرمایند مخارج لازم را که دولت بکند بودجه تعدیل بشود تمام این مطالبى که می‌فرمایید درش تأمین بشود بنده با این جثه ضعیت اگر در این یک سال و چند ماه (حاذقى- آنقدر‌ها هم ضعیف نیستند) مگر در حقایق جنابعالى مردان کهن اینجا هستند از بنده که کارى برنمى آید عرض کنم بنده تصور می‌کردم آن روزى که مأموریت وزارت دارائى به بنده محول شده است منظور آقاى رئیس‌الوزرا‌ها نیست که امور مالى مملکت را به هر طورى که هست بگردانم حالا اگر بفرمایند بنده که نمی‌خواهم عرض کنم؟ البته قانون اساسى تمام موادش مطاع و متبع و لازم‌الاجرا است اگر قانون اساسى نباشد بنده نمی‌توانم اینجا بایستم و عرایض خودم را حضور آقایان بکنم تمام موادش لازم‌الاجرا است اگر تصور بفرمایید در نتیجه عملیاتى که در ظرف یک سال و نیم در وزارت دارایى به خصوص شده است موجب این است که یک سوء استفاده کرده باشد ولو شخص بنده باشم یا سلف بنده یا مأمورین درجه دوم وزارت دارایى بنده حاضرم به سهم خودم بنده باشم آن ماده‌ای را که راجع به سارقین اموال دولت فرمودید نسبت به بنده که سرقتى نکردم راجع به بنده غیر سارق اجرا بشود ولى این را تصدى می‌فرمایید که عملى که بایستى این مجلس بکند شایان تقدیر بوده و اگر هم تصور می‌فرمایید سوء نیتى در کار است یک مجازاتى هم در کار خواهد بود والّا اگر یک طرف را بگیرید به نظر بنده این نمی‌شود، که یک کسى در آتیه بدون نظر خصوصى حاضر بشود ک یک مسئولیتى قبول کند به طور خلاصه تا بودجه مملکت تعدیل نشده، است کاملًا فرمایش جنابعالى صحیح است که هیچ گونه اصلاحى در این مملکت نمی‌شود کرد و تعیش مردم و زندگى مردم هم بایستى بر اساس ثروت و توانایى مالى و بنیه اقتصادى مملکت تأمین شده باشد که این هم وظیفه دولت که پس از استجازه از مجلس شوراى ملى وظیفه‌اش را انجام بدهد البته بعد از برنامه دولت تصور می‌کنم بنده مهم‌ترین مطلى که اشاره فرمودند و همه آقایان هم به آن اشاره فرمودند تنظیم بودجه و موضوع مالى است اجازه بفرمایید که زودتر کار برنامه تمام بشود این مسائل هم به عرض آقایان می‌رسد هر جا تخلف یا سوء نیتى از قوانین بود البته بایستى مجازات شود هر جا تخلف بدون سوء نیتى بود بسته به رأى مجلس شوراى ملى قوه خودشان است که بایستى اجرا شود (صحیح است) ولى بدون این که نمایندگان مجلس شوراى ملى قوه خودشان را رأى قاطعشان را بدهند البته دولت به خودى خود موفق نمی‌شود به هیچ یک از این مسائلى که فرمودند توجه بنماید تصور می‌کنم از جمله مسائلى که فرمودند توجه به اصطلاح مسئله فلسفه مالیات‌ها است به انحصارها بنده خودم موافق نیستم خوب ممکن است نظریات مختلف باشد یک کسى با انحصار مخالف است که از این حیث خیال می‌کنم نظرم توافق با نظر آقاى دکتر متین دفترى دارد بنده معروف شده‌ام به مخالف جدى با انحصارهاى دولتى بنده به تجربه دیدم که وسیله بلاى اجراى منظور آقایان که انحصارها است نیست حالا یا باید این رسم را تعمیم کرد که مثل همه دنیا بتوانیم استفاده بکنیم با نظر جنابعالى صحیح است این فرصت ورود در مطلب می‌خواهم اگر در ظرف این یک سال و نیم به قروض مملکت اضافه نشده باشد تصدیق می‌فرمایید که این تورم پولى

+++

 که می‌فرمایید از این لحاظ مورد نخواهد داشت اجازه می‌فرمایید بنده نمی‌خواستم تصدیع بدهم والّا ارقامى که با تصویب مجلس شوراى ملى در ظرف سنوات اخیر از 1321 تا آخر 1324 با تصویب مجلس شوراى ملى قرض کردند یکى یکى حضورتان می‌خوانم 340 میلیون تومان از این قروض که دولت ما به بانک ملى ایران دارد همه با تصویب مجلس شوراى ملى است و برای امور اساسى در حضور مجلس خرج شده و در حضور مجلس موجب تورم شده حالا اگر یک دولتى هجده ماه نوزده ماه به فرمایش جنابعالى بتواند اراده این مملکت را بدون یک دنیا قرض بگرداند و حتى مقدارى از قروض گذشته را هم بپردازد این دولت قابل تقدیر نیست؟ طورى بفرمایید که عرض کردم بتوانیم فرصت کنیم بنشینیم با حال فارغ به اصل مطلب برسیم یعنى مطلب را از لحاظ خودش حل بکنیم هر چه تصمیم اکثریت شد البته دولت اطاعت خواهد کرد و به جاى خودش عمل می‌کند، امور مالى مملکت در ظرف این 18 ماه طورى نبوده است که به طور کلى و از لحاظ اصول مورد ایراد واقع شده باشد.

رئیس- آقاى امامى خوئى طبق ماده 109 اجازه نطق خواسته‌اند بفرمایید.

امامى- بنده تصور نمی‌کردم صحبت در برنامه دولت هم 109 داشته باشد لعنت به این 109 هر کس که حرف می‌زند 109 و آن وقت یک حرف‌هایی می‌شود که ما هم می‌گوییم 109 (یک نفر از نمایندگان- و ماده 108) هر دو تا اسباب زحمت شده (دکتر معظمى- ماده تقصیر ندارد) سوء استفاده می‌شود از هر دو طرف، ظلم بالسویه عدل است استاد محترم آقاى بهار باز هم از 109 استفاده فرمودند بنده هم که کوچک‌ترین عضو اقلیت هستم ناچارم مثل دفعات گذشته از 109 استفاده کنم و خیلى هم معذرت می‌خواهم که یک و نیم بعد از ظهر است (یکى از نمایندگان- بیشتر است) بنده معلوم می‌شود که مثل آقایان زیاد گرسنه‌ام نشده است فرمودند عقیده اکثریت به این است که مجلس بدون جنجال و سر و صدا انجام وظیفه کند این عقیده آقا است ولى عمل این طور نیست عمل را دیدیم هم در لژ جراید هم در داخل مجلس هم در خارج مجلس این عمل بود دو صد گفت چون نیم کردار نیست فرمودند روزنامه‌های اقلیت، اقلیت که یک بوک یک دسته معینى نیست که روزنامه داشته باشد بفرمایید روزنامه‌هایی که روش اقلیت را پسندیده‌اند و از آن‌ها حمایت می‌کنند چرا سر کار روزنامه‌های خودتان را نمی‌بینید که می‌نویسند نورالدین امامى لگورى، لگورى را که به یک مرد نمی‌گویند می‌خواستید روزنامه امروز را بخوانید ببینید به آقاى ممقانى پیرمرد هفتاد ساله چى نوشته چرا از او دفاع نمی‌کنید اعتبار‌نامه‌شان تصویب شده است (مهدى ارباب یزدى- همین فرمایش آقا 109 دارد) مورد اعتراض واقع نمی‌شود راجع به قسمت بنده عرایضم را عرض بکنم راجع به آن قسمت اخیر فرمایشاتشان که فرمودند یک عده معدودى از اقلیت اگر بگذارند بنده هم عرض می‌کنم اگر یک عده چند نفرى از اکثریت بگذارند با هم اختلافى نداریم و اگر هم اختلافى باشد می‌نشینیم حل می‌کنیم و به صلاح مملکت خدمت می‌کنیم (احسنت)

 رئیس- یک پیشنهادی آقاى اردلان کرده‌اند که جلسه هر روز باشد قرائت می‌شود:

 (آقاى فولادوند (منشى) به شرح زیر قرائت نمودند)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى- بنده پیشنهاد می‌کنم جلسه آتیه فردار چهارشنبه تشکیل شود.

یکى از نمایندگان- بنده مخالفم.

فولادوند- آقا بگذارید بخوانم بعد مخالفت کنید و تا اخذ رأى همه روزه جلسات مجلس تشکیل گردد، پیشنهاد دیگرى هم هست پیشنهاد اینجانب این است که فردا چهارشنبه به طور فوق‌العاده براى بحث در برنامه دولت جلسه رسمى تشکیل شود- حاذقى.

رئیس- با این پیشنهادى که رسیده مخالفى هست؟

اردلان- اجازه بفرمایید بنده توضیح عرض کنم.

رئیس- بفرمایید.

اردلان- عرض کنم آقایان نمایندگان محترم مسئله تازه این نیست پیشنهاد بنده موقعى که برنامه دولت مطرح بود آقایان نمایندگان تشریف می‌آورند حتى عصر هم تشریف می‌آورند تا این که این کار برنامه تمام می‌شد آقاى وزیر دارایى در این نطقى که فرمودند خواهش کردند که زودتى تکلیف برنامه دولت را معلوم کنیم که زودتر بتوانند به کارها برسند بنابراین بنده تقاضا می‌کنم که فردا چهارشنبه جلسه داشته باشیم و پنجشنبه هم جلسه داشته باشیم انشاء الله بلکه بتوانیم برنامه دولت را تمام کنیم رأى بگیریم و کارهاى مملکت را شروع کنیم.

رئیس- آقاى دهقان.

دهقان- بنده خیال می‌کنم که اگر همان روزهایى که جلسه را مقرر فرموده بودید تشکیل شود و آقایان سروقت تشریف بیاورند و از همان موقع شروع کنیم محتاج به جلسه فوق‌العاده نیستیم (صحیح است) بنده عاجزانه از خود آقایان استدعا می‌کنم رعایت وقت دیگران را بکنند و سروقت تشریف بیاورند و بنشینند و تکلیف دولت را معین کنند و محتاج به تشکیل جلسه هر روزى نیست.

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- رأى می‌گیرم آقایانى که موافقند که فردا جلسه تشکیل بشود قیام کنند (عده کمى برخاستند) رد شد، بنابراین جلسه را ختم می‌کنیم جلسه روز پنجشنبه ساعت هشت و نیم صبح آقایان سروقت تشریف بیاورند.

جلسه در ساعت یک و چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر ختم شد.

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت

 

تصویب‌نامه‌ها

شماره 10998         31-6-326

وزارت کشور

هیئت وزیران در جلسه 30 شهریور ماه 326 طبق پیشنهاد شماره 44642- 23586 وزارت کشور شش تن آقایان کارمندان دوره هفتم انجمن شهردارى دزفول به ترتیب زیر:

نظام مستوفى- کاظم قطب- محمد وصال- حسین ابوالحلاج- مجید عماد- مرتضى شیخ تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3675          از طرف نخست وزیر

شماره 9724     31-6-26

وزارت کشور

 

هیئت وزیران در جلسه 30 شهریور ماه 326 به موجب پیشنهاد شماره 26901- 12180 وزارت کشور آقایان کارمندان دوره پنجم تجدیدى انجمن شهردارى مشکین شهر (خیاو) را به ترتیب زیر:

ابوالفضل اسکندرى- حقیقت محسنى- مجید ناصرى- محرم مختارى- داداش اسکندرى- محمد صدر تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3631    از طرف نخست وزیر

شماره 8720       31-6-26

وزارت دارایى‏

 

هیئت وزیران در جلسه 30 شهریور ماه 326 طبق پیشنهاد شماره 36812- 17205 وزارت کشورتصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه از اغنام و احشام عبورى شهر شادکان به شرح زیر:

1- از هر رأس گوسفند و بز 3 ریال‏

2- از هر رأس گاو 15 ریال‏

3- از هر رأى گاومیش 20 ریال‏

از صادر کنندگان به نفع شهردارى شادکان دریافت گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 3632 از طرف نخست وزیر

شماره8712 ‌     31-6-26

وزارت دارایى

هیئت وزیران در جلسه 30 شهریور ماه 326 طبق پیشنهاد شماره 36807و69016 وزارت کشور به استناد تبصره 1 و 2 ماده 8 قانون آموزش و پرورش اجبارى و قسمت (ب) ماده 3 آئین نامه مذکور تصویب نمودند از تاریخ فروردین 26 از هر اصله نخل مثمره 15 دینار درسال از صاحبان نخیلات بخش شادکان به وسیله اداره دارایى جهت ساختمان دبستان‌های نوبنیاد دریافت و عیناً در اختیار فرهنگ شادکان گذارده شد و تصویب‌نامه شماره 34590 25/ 9/ 18 از این تاریخ در شادکان ملغى و کما فى‌السابق در خرمشهر قابل اجرا خواهد بود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 3624 از طرف نخست وزیر

شماره 10480 326/ 6/ 31

وزارت کشور

 

هیئت وزیران در جلسه 30 شهریور ماه 326 طبق پیشنهاد شماره 42427- 20648 وزارت کشور شش تن آقایان کارمندان دوره سوم انجمن شهردارى ایلام به ترتیب زیر:

محمد احمدى پور- سهراب عبدالهى- جوان میر بختیارى- اکبر نصیرى- على گلنام- حسینعلى رفعتى تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3625 از طرف نخست وزیر

+++

شماره 11492      31-6-326

وزارت کشور

 

هیئت وزیران در جلسه 30 شهریور ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 45571- 23670 وزارت کشور معرفى استاندارى آذربایجان شش تن آقایان کارمندان دوره هفتم تجدید شده انجمن شهردارى خلخال به ترتیب زیر:

یوسف ملک پور- عبادالله فتح‌الله زاده- بابا نصیرى- بیوک آقاشریفیان- تیمور فرهودى- عزیر رازقى تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3628 از طرف نخست وزیر

شماره ‌10998     31-6-26

وزارت کشور

 

هیئت وزیران در جلسه 30 شهریور ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 42446و68532 وزارت کشور شش تن آقایان کارمندان دوره هفتم انجمن شهردارى دزفول به ترتیب زیر:

نظام مستوفى- کاظم قطب- محمد وصال- حسین ابوالحلاج مجید عماد تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3269 از طرف نخست وزیر

شماره 7450       31-6-26

وزارت دارایى‏

 

هیئت وزیران در جلسه 30 شهریور ماه 326 طبق پیشنهاد شماره 13454- 24832 وزارت کشور تصویب نمودند عوارض مواد نفتى قریه شوسف که فاقد شهردارى است آنچه تاکنون وصول نشده و یا بعداً وصول شود به شهردارى بیرجند اختصاص داده شود که وجوه حاصله به مصرف ساختمان و نگهدارى و تربیت اطفال دارالتربیه برسد و نیز ساختمان کوچکى به نام آسایشگاه در قریه شوسف ساختمان و نگهدارى شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3623 از طرف نخست وزیر

شماره 13172- 31-6-326

وزارت دارایى‏

 

هیئت وزیران در جلسه 30 شهریور ماه 326 بنا به پیشنهاد شماره 54673- 3575 وزارت کشور تصویب نمودند که دهستان جعفر آباد ساوه تبدیل به بخش و تابعه آن شهرستان گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 3626 از طرف نخست وزیر

شماره 11456  31-6-26

وزارت کشور

 

هیئت وزیران در جلسه 30 شهریور ماه 26 طبق پیشنهاد شماره 47868- 24370 وزارت کشور شش تن آقایان کارمندان دوره هفتم انجمن شهردارى دماوند را به ترتیب زیر:

حاج سیدعلى اکبر حسینیان- سید جلال على حسینى- سید مطهر جلالى- مصطفى شجاعى- على اصغر امیر شاهى- مرتضى اسلامى- تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 3627 از طرف نخست وزیر

شماره 10568       31-6-26

وزارت کشور

 

هیئت وزیران در جلسه 30 شهریور ماه 326 بر حسب پیشنهاد شماره 35590 وزارت کشور تصویب نمودند که بخش سراسکند (هشترود) تابع شهرستان مراغه از شهرستان مزبول مجزى و ضمیمه شهرستان تبریز گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 3630           از طرف نخست وزیر

شماره 13998      1-7-26

وزارت اقتصاد ملى‏

 

هیئت وزیران در جلسه 30 شهریور ماه طبق پیشنهاد شماره 14822 مورخه 30-6-26 وزارت اقتصاد ملى تصویب نمودند:

نسبت به مقدار ابریشم و مشتقات آن که در دست مردم در کشور از سال‌های قبل از تاریخ تصویب این تصویب‌نامه باقى مانده اداره کل نوغان مجاز است در مدت 4 ماه (مهر، آبان، آذر، دى 26) آگهى صادر نموده در محل‌هایی که بعداً معلوم خواهد نمود ابریشم و مشتقات فوق را پلمب نموده و اجازه پروانه حمل و فروش بدهد مشروط بر این که دارندگان ابریشم از براى هر یک کیلو ابریشم خام مبلغ 20 ریال حق پلمب به بانک صنعتى و معدنى ایران پرداخت نمایند.

ابریشم‌هایی که ازسابق طبق تصویب‌نامه‌هاى قبلى پلمب شده ولى تاکنون در شعب اداره کل نوغان و ادارات دارایى شهرستانها به منظور دریافت حق پلمب باقى مانده است نیز مشمول این تصویب‌نامه می‌باشد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 3622   از طرف نخست وزیر

+++

یادداشت ها
Parameter:294327!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)