کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/17]

جلسه: 179 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 16 تیر ماه 1322  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- سؤال آقاى صفوى از آقاى وزیر کشاورزى و پاسخ ایشان

3- شور در گزارش کمیسیون بودجه نسبت به 500 میلیون ریال اعتبار براى خرید خواربار

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 179

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 16 تیر ماه 1322

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- سؤال آقاى صفوى از آقاى وزیر کشاورزى و پاسخ ایشان

3- شور در گزارش کمیسیون بودجه نسبت به 500 میلیون ریال اعتبار براى خرید خواربار

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

(مجلس یک ساعت و سه ربع قبل از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید)

صورت مجلس روز 12 تیر ماه را آقاى (هاشمى) (منشى) قرائت نمودند.

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین با اجازه- آقایان: فاطمی، دکتر سنگ

غایبین بی‌اجازه- آقایان: مجد ضیایی، دکتر سمیعی، منصف، تولیت، دکتر ضیاء، نوبخت، شهدوست، سمیعی، اورنگ، رحمت سمیعی، مشیردوانی، مکرم افشار، شجاع، نایینی، مهذب، معتصم سنگ، فرشی، دادور، کازرونیان، نمازی، سلطانی، صادق وزیری، کامل ماکو، فرمانفرماییان)

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ (اظهار نشد) صورت مجلس تصویب شد.

جمعى از نمایندگان- دستور دستور.

افشار- بنده قبلاً اجازه خواسته‌ام. قبل از دستور عرض داشتم.

رئیس- بفرمایید.

2- سؤال آقاى صفوى از آقاى وزیر کشاورزى و پاسخ ایشان

صفوى- بنده سؤالى از آقاى وزیر کشاورزى کرده‌ام ایشان هم براى جواب حاضرند اجازه بفرمایید سؤالم را بکنم بعد وارد دستور شویم.

رئیس- آقاى وزیر کشاورزى براى جواب حاضرید؟

وزیر کشاورزى (آقاى اعتبار)- بلى.

رئیس- آقاى صفوى بفرمایید.

صفوى- سؤال بنده از آقاى وزیر کشاورزى راجع به زراعت اراضى شبانکاره و استفاده از سد سبان‌کاره است که دو سال قبل آماده شده است و در دسترس کشاورزان گذاشته شده و از نظر توسعه کشاورزى خیلى قابل توجه است و با وضعیت اقتصادى امروز کشور و با این که ما خیلى از حیث وضعیت اقتصادى در زحمت هستیم بنده تصور می‌کنم هر قدر

+++

به امور کشاورزى بیشتر توجه کنیم و براى پیشرفت کارهاى کشاورزى جدیت کنیم بیشتر به صرفه و صلاح کشور است و مورد استفاده خودمان هم خواهد بود البته به طورى که خاطر محترمشان مسبوق است سد شبانکاره در سال 1318 برحسب پیشنهاد عده‌ای از خیرخواهان از طرف دولت به تصدى بانک کشاورزى شروع به ساختمان شد و این سد روى رودخانه شاهپور و مجاور با اراضى شبانکاره ساخته شده است با اصول علمى در ظرف دو سال ساخته شد به اتمام رسید و از اول سال 1320 براى بهره‌بردارى آماده شد و وقتى که براى بهره‌بردارى آماده شد آب در دسترس کشاورزان و زارعین گذاشته شد سد هم با نهایت خوبى آماده براى آبیارى شده از محل سد که محل بنگاه آبیارى باشد یک کانال آب آورى ساخته شده است که بنده خودم در مسافرت اخیر خودم دیدم که تا حدود 6 کیلومتر این کانال می‌رود به اراضى در واحى و از آنجا منشعب می‌شود به دو شاه جوى و دو نهر عمده که یکى نهر کاو یکى نهر ته و داراى یک نهر چپ آب است که از آن طرف زیادى آب را باز می‌برد و می‌ریزد توى رودخانه و می‌رود به دریا و این سد 8 متر مکعب آب می‌دهد و گنجایش این را دارد که 30000 هکتار اراضى آنجا را که همین طور بایر افتاده است و استفاده‌اى از آن نمی‌شده است مشروب کند در صورتی که ما بتوانیم استفاده از آب شبانکاره و سد شبانکاره بکنیم و این اراضى را مشروب کنیم بنده خیال می‌کنیم با وضعیت امروز کشاورزى و با این که ما خیلى احتیاج داریم به امور کشاورزى نه فقط این قسمت‌ها ما را بى‌نیاز خواهد کرد بلکه بنده تصور می‌کنم جنوب را در این قسمت بى‌نیاز خواهد کرد تماماً و اگر چنانچه دو سال هم خداى نکرده باران نیاید هیچ نگرانى نخواهد بود که مردم آنجا مثل دو سال قبل دچار گرسنگى قحطى و بدبختى بشوند این سد عجالتاً ساخته شده است و این آب هم از آن کانال آب آور هشت متر مکعب می‌آید. در 6 کیلومترى در اراضى در واحى ولى متأسفانه به طور که باید توجه نشده است که در سال 1320 و 1321 با حداکثر استفاده را از این سد کرده باشیم و رعایاى آنجا بتوانند از زراعت آنجا بهره‌اى ببرند در آنجا همیشه زراعتش دیم بوده است و هر وقت باران نیامده است زراعتى نبوده و خشکسالى بوده و مردم از گرسنگى و سختى تلف می‌شدند حالا هم که این سد ساخته شده به این اراضى توجهى نشده و فقط مطابق تحقیقاتى که بنده کرده‌ام با این که این اراضى داراى آب شده متأسفانه پارسال فقط سه هزار هکتار از این اراضى زیر زراعت رفته و چون دولت و وزارت کشاورزى آن زمان متأسفانه توجهى نکردند و هر چند بنده آن وقت رفتم التماس کردم خواهش کردم اداره بهره‌بردارى که بایستى اراضى را واگذار کند به رعایا می‌گفت این اراضى خالصه است و باید علامتگذارى شود و میسیونى برود آنجا بنده گفتم آقا این را شما چندین میلیون خرجش کردید (12 میلیون خرج ساختمان این سد شده) بگذارید حالا که سد تمام شده اراضى حاصل‌خیز اینجا که حقیقتاً اراضیش مثل طلا است و با یک شخم خیلى مختصر یک خراشى به زمین می‌دهند آن هم براى این که حیوانات و پرندگان تخم را نبرند تخم را زیر‌زمین می‌کنند و خیلى خیلى حاصل خوب می‌دهد چنانچه امسال هم که باران آمده بحمدالله حاصلش خیلى خیلى خوب شده و امید بخش بوده و امیدواریم جبران گرسنگى سال گذشته را بکند گفتم بگذارید زراعت بکنند بعد تشریفاتى که می‌خواهید انجام بدهید و نگذارید موقع زراعت از بین برود و این اراضى زرخیز بى‌استفاده بماند ولى اداره بهره‌بردارى با تمام این جدیتى که بنده کردم و مکرر رفتم و صحبت کردم التماس‌ها و خواهش‌ها کردم با وزیر دارایى و با وزیر کشاورزى سابق مکرر صحبت کردم متأسفانه نخواستند حداکثر استفاده را از اراضى شبانکاره کرده باشیم اگر مقدار کافى بذر در سال گذشته در اختیار رعایاى آنجا گذاشته بودند.

و اگر وزارت دارایى کمک کرده بود و اشکال نمی‌کرد که این اراضى یک وقت خالصه بوده و چه بوده امسال خیلى خیلى محصولش بیشتر بود ولى باز هم با این مخارج و با این سدى که بسته شده باز قسمت اعظم این اراضى بایر مانده و نگذاشته‌اند کاشته شود من گفتم آقایان این اراضى را بدهید بکارند این دستور مذهبى ما است الزرع للزارع بگذارید

+++

بکارند محصول را بردارند بعد دو مرتبه بنشینید و تقسیم کنید گفتند خیر ما نمی‌توانیم تقسیم کنیم بعد ممکن است حاصل چطور بشود خلاصه با نهایت زحمت فقط براى تمام بنادر پارسال 360 تن گندم و 200 تن جو که از عراق خریده بودند آوردند و این یک خمس احتیاجات آنها هم نبود و کافى براى آنها نبود مع هذا کاشته شد و محصول آنجا خیلى خیلى خوب شد آقاى وزیر خواربار تشریف دارند و می‌دانند امسال از وضع همین اراضى تلگرافاتى رسیده هم به بنده و هم به ایشان و همه اظهار رضایت کرده‌اند مازادشان را هم با کمال میل و رغبت به وزارت خواربار فروخته‌اند مع هذا از تمام این اراضى هنوز استفاده کامل نشده و الان 8 متر مکعب آب می‌آید ولى می‌ریزد به دریا چندین میلیون هم خرج آنجا شده ولى متأسفانه کسى نیست که توجه بکند یعنى وزارت دارایى نمی‌آید این اراضى را واگذار بکند که یک نفر مهندس بفرستد آنجا این نهرهاى فرعى را بسازند و اراضى را در دسترس رعایا بگذارند آنجا دو ماه دیگر باید شروع به زراعت بکنند چون هواى آنجا گرم است غیر از اینجا است آب هست زمین هم هست زارعین هم هستند ولى متأسفانه هنوز اختلافات بین وزارت کشاورزى و وزارت دارایى در این قسمت هنوز مرتفع نشده است و قسمت اعظم این اراضى بایر افتاده و از سى هزار هکتار زمین که باید استفاده شود فقط سه هزار هکتار در سال گذشته بهره‌بردارى شده و بقیه افتاده است از طرف دیگر بنده خدمت آقاى وزیر کشاورزى مکرر عرض کردم که براى پیشرفت و توسعه امر کشاورزى مقرر بدارند که در آنجا شعبه بانک فلاحتى دایر شود تا مردم بتوانند از این فقر و بدبختى و بیچارگى راحت بشوند چون آنها خودشان که وسیله ندارند و دولت باید وسیله براى مردم فراهم بکند و در دسترس‌شان بگذارد. ما اگر در بودجه یک مبلغى براى سرمایه‌هاى بهره‌بردارى منظور بداریم و براى توسعه فلاحت و کشاورزى و آبیارى بگذاریم براى سد سازى و براى احداث قنوات این پول‌ها هیچ وقت آقا به هدر نخواهد رفت و بعد از یکى دو سال برمی‌گردد و سود فراوانى هم دارد و در فاصله یکى دو سال چندین برابر استفاده خواهد داد. به علاوه این مردم بدبخت و گرسنه که الان در آنجا یک لنگ بسته‌اند و زندگى می‌کنند و صدى 98‌شان تراخم دارند اینها نجات پیدا می‌کنند. بهترین خرج‌ها که ما باید بکنیم این نوع هزینه‌هایى است که براى کشور نتیجه دارد یعنى خرج‌هایى که براى بهره‌بردارى است که براى توسعه و پیشرفت امور کشاورزی است و خرج‌هایی است که برای امور انتفاعى کشور باید بشود که هم مردم و هم دولت از آن استفاده بکنند و نتیجه ببرند ولى در این قسمت‌ها هیچ توجه نشده است به طور خلاصه سؤالى که بنده داشتم این بود که آقاى وزیر کشاورزى جواب بدهند که براى بهره‌بردارى از سد شبانکاره که مبالغى آن صرف شده و زحماتى کشیده شده و مدتى صرف وقت شده چه فکرى کرده‌اند و براى تقسیم اراضى چه در نظر گرفته‌اند و آیا امسال می‌شود یک مقدارى بیشترى از این اراضى را براى بهره‌بردارى در دسترس مردم بگذارند یا خیر و مثل سال گذشته همان سه هزار هکتار است و وضعیت مردم هم به همان بدبختى است.

وزیر کشاورزى- جریان شبانکاره و سد شبانکاره مفصلش همان بود که خود آقاى صفوى نماینده محترم فرمودند و البته گزارش مفصلى هم اینجا داده شده است که چون مفصل است و وقت مجلس را می‌گیرد بنده از خواندن آن قسمت صرف‌نظر می‌کنم و ممکن است در خارج خودشان و سایر آقایان ملاحظه بفرمایند. از اراضى که سد شبانکاره و ساختمانى که فعلاً در آنجا شده است استفاده می‌شود کرد این را آقا هم اطلاع دارند و با فرستادن متخصصین آبیارى همان طور که ایشان فرمودند ملاحظه شد که ما می‌توانیم تا آنجا که الان ممکن و میسر است این اراضى را مورد استفاده قرار بدهیم و قرار داده‌ایم و اراضى را که الان می‌توان مورد استفاده قرار داد بین 17 قریه تقسیم شده است که در این 17 قریه 600 نفر زارع هست که از این آب الان استفاده می‌نمایند و به هر نفر زارع دو هکتار و نیم واگذار شده با این

+++

قید که اگر آنها در صدد عمران بربیایند این اراضى براى همیشه به ملکیت آنها در خواهد آمد. نسبت به بقیه اراضى و استفاده‌اى که ممکن است از آنها بشود همان طور که خودشان هم فرمودند احتیاج به احداث انهار جدیدى است تا بتوانند از فاضل‌آب سد هم استفاده بکنند. بنابراین براى این کار در بودجه آبیارى ما پانصد هزار تومان محل گذاشتیم که این انهار را بسازند و در دسترس کشاورزان بگذارند. البته این را خود آقا مسبوق هستند که در شبانکاره 20 قربه بیشتر نیست و کلیه شبانکاره تشکیل می‌شود از 20 قریه که 17 قریه‌اش به این ترتیبى که عرض کردم از آب سد شبانکاره استفاده می‌کنند و دو یا سه تاى دیگر نمی‌توانند فعلاً استفاده کنند براى این که آن انهارى که خودتان فرمودید هنوز ساخته نشده و آنها که ساخته شد البته استفاده خواهند کرد لکن وضعیت شبانکاره و سد آنجا و اهمیتى که اراضى آنجا دارد به طورى که خودتان هم تذکر دادید این سد یک سد مهمى است و می‌تواند تمام شبانکاره را مشروب کند اما این قسمت برمی‌خورد به نبودن جمعیت و کشاورز و زارع به اندازه‌اى که بتوان از آنجا استفاده کرد و فعلاً به اندازه استفاده از این آب و زمین در آنجا زارع و جمعیت نیست و براى این کار هم متخصصینى که رفته‌اند آنجا مطالعاتى کرده و گزارشاتى داده‌اند که این اراضى را به عنوان اجاره به یک شرکت‌هاى و یا اشخاصى که علاقه‌مند باشند در فارس یا جاه‌هاى دیگر به اجازه واگذار کنند تا آنها بتوانند از خارج زارعین را به آنجا جلب کنند و از این اراضى زیاد استفاده کنند. الان هم ما پنج هزار هکتار اراضى داریم که آب هم می‌گیرد ولى زارع ندارد باز در اینجا هم یک عده‌اى پیشنهاد کرده‌اند که ما این را اگر ممکن است به اجاره واگذار کنیم منتها با این قید که مستأجر مقید باشد در مدت اجاره طورى استفاده بکند و کارى بکند و کارى بکند که زارعین آنها در آنجا بمانند و همان طور که نسبت به 17 قریه تقسیم شده است بین بقیه هم تقسیم بشود. البته این اراضى که فعلاً تقسیم شده زارعین آن نهایت علاقه‌مندى را نشان داده‌اند در این 17 قریه و خیلى راضى هستند و از این حیث این خودش یک اسباب خوشبختى است و ما هم درصدد برآمدیم که هر قدر ممکن باشد اراضى دیگرى هم بتوانیم تهیه کنیم و در دسترس آنها بگذاریم. ولى این کار البته وقتى عملى می‌شود که آن انهار را ما بسازیم و وقتى که ساخته شد البته اشکال ندارد اگر این زارعین از عهده زرع و آبادى این اراضى که به آنها داده شده است برآیند اراضى بیشترى به عهده آنها گذاشته شود ضمناً وزارت کشاورزى در نظر گرفته است که دو نفر هم آنجا بفرستند براى یاد دادن به زراعین آنجا چون تا به حال همان طور که فرمودید در آنجا دیم کارى می‌کردند و می‌رفتند و اصلاً بلد نیستند آبیارى و زراعت را دو نفر را فعلاً ما در نظر گرفته‌ایم بفرستیم آنجا فقط براى این که مواظب باشند و نظارت کنند که وضعیت زراعت و وضع آبیارى را به آنها حالى کنند و بیاموزند و یادشان بدهند و با این ترتیب خوب می‌شود استفاده بکنند و این کار هم قریباً خواهد شد و مأمورین ما هم به زودى معین می‌شوند و می‌روند. البته همان طور که فرمودید باید یک کمک‌هاى بیشترى به آنها بشود براى آبادى و عمران. این را هم بنده مشغول مذاکره هستم که یک شعبه از بانک کشاورزى در آنجا تأسیس شود تا کشاورزان براى تدارک و وسایل کار از جهت خرید گاو و وسایل زراعتى در زحمت نباشند و امیدوارم این قسمت را هم موفق شویم و انجام بدهیم. این که فرمودید راجع به استعداد اراضى البته همان طور است که آقا هم مطالعه کرده‌اید اراضى آنجا فوق‌العاده مستعد است متخصصین هم که رفته‌اند در گزارش خودشان این اراضى را اهمیت داده‌اند و امیدوارم که استفاده بیشترى بشود. راجع به بذر هم در نظر گرفته شده است چون وضعیت آنجا خوب است محصولى که امسال از اینجا به دست می‌آید هر چه هست دولت نگیرد و نگهدارد براى کشت پاییزه و هر چه هست بدهد براى بذرشان و در هر حال آن عده زارعى که الان در آنجا هستند هم از حیث زمین و هم از حیث آب و هم از حیث بذر وضعیت‌شان تأمین است.

صفوى- بنده متشکرم خیلى از آقاى وزیر کشاورزى

+++

که توجه فرمودند به کشاورزى آنجا و تمنا می‌کنم براى کمک به رعایاى آنجا به جاى دو نفر چند نفر بفرستند و رعایاى دیگرى هم از حدود قم - یزد - کاشان یا نقاط دیگر یک دسته رعایایى بفرستند به آنجا که با طرز زراعت فعلى آشنا باشند که به آنها بیاموزند که آنها هم که از دیم کارى درآمده‌اند استفاده‌هاى زیادى از این آب و زمین براى کشور برسانند.

3- شور در گزارش کمیسیون بودجه نسبت به پانصد میلیون ریال اعتبار براى خرید خواربار

رئیس- گزارش کمیسیون بودجه راجع به پانصد میلیون ریال اعتبار وزارت خواربار مطرح است گزارش کمیسیون خوانده می‌شود:

خبر از کمیسیون بودجه به مجلس مقدس شوراى ملى

لایحه شماره 18406 دولت راجع به اجازه استقراض پانصد میلیون ریال از بانک ملى براى خرید مواد ارزاقى از طرف وزارت خواربار در کمیسیون بودجه مورد شور و مطالعه واقع گردیده بعد از مباحثات مفصل ماده واحده پیشنهادى تصویب و اینک گزارش آن براى تصویب به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌شود.

ماده واحده- به وزارت دارایى اجازه داده می‌شود که از این تاریخ تا آخر شهریور ماه 1322 به تدریج و به تناسب احتیاجى که براى خرید مواد ارزاقى از طرف وزارت خواربار پیدا می‌شود مبلغ پانصد میلیون ریال از بانک ملى ایران وام گرفته و به مصرف مزبور برساند. مبلغ مورد اعتبار از محل فروش اجناس به تدریج در ظرف یک سال تا آخر شهریور 1323 مسترد خواهد شد.

رئیس- آقاى طباطبایى

طباطبایى- اولاً بنده خواستم به آقاى تدین عرض کنم مطالبى که اینجا درش وارد می‌شویم و بحث می‌کنیم البته صرفاً از لحاظ مملکت و از لحاظ مردم و از نظر اوضاع عمومى است و امیدوار هستم ایشان اگر بنا باشد جوابى به عرایض من بدهند با یک حلم و متانت بیشترى که در خودشان دارند و فقط در حدود جریان کار و مجلس و لایحه صحبت بفرمایند. دیگر این که گزارش کمیسیون به نظر من هنوز طبع و توزیع نشده است و هنوز من نمی‌دانم لایحه‌اى که مطرح است کمیسیون روى آن چه گزارش داده و این که در دست من است به عنوان لایحه دولت است و این برخلاف ترتیب است که اکثر در مجلس صحبت می‌شود و تذکر داده می‌شود باز هم ما متأسفانه نمی‌توانیم در داخله خودمان آن طورى که لازم است منظم باشیم راه اصل مطلب یعنى اعتبارى که وزارت خواربار حالا خواسته است یک ورقه‌اى من در دسترس آقاى امیر تیمور دیدم این را از ایشان خواهش کردم که به امانت بدهند به من و یک مقدارى از آن را اگر فرصت شد یا همه ورقه را بد نیست که بخوانم و آقایان توجه کنند. یک دفعه سى میلیون تومان دادند دفعه دیگر 50 میلیون تومان و یک دفعه هم 25 میلیون تومان که مجموعش می‌شود 105 میلیون تومان براى خرید جنس وزارت خواربار دولت پول دریافت داشته است. این پول به نرخ قانونى مساوى است با یک میلیارد پنجاه میلیون مثقال نقره که مساوى است با یک میلیون و ششصد و چهل هزار و ششصد و بیست و پنج من نقره و معادل است با شانزده هزار و چهارصد و شش خروار و 25 من نقره که به نرخ آزاد اگر از بازار می‌خریدیم این نقره را از قرار مثقال 6 ریال می‌شد 175 میلیون مثقال نقره که اگر به حساب من در بیاوریم مساوى خواهد بود با 273437 من و خورده‌اى نقره و باز معادل خواهد بود با 2734 خروار نقره و 37 من. یک حساب بدى نیست به نظر من و یک قدرى بى‌تفنن نیست این حساب ملاحظه می‌فرمایید این ارقام اگر این طور واقعاً باشد چون من خودم که اهل این جور حساب‌ها نیستم و نکشیدم و نمی‌دانم این قدر نقره را اگر بگذارند چقدر خواهد بود. ملاحظه بفرمایید که معده این وزارت خواربار را که چه جورى به این زودى این همه نقره را فرو برده و هضم کرده و تحلیل برده و حالا آمده دنبال باقیش. با این پول نقره یعنى با این یک صد و پنج میلیون تومان یا 210 کرور تومان پول از قرار نرخ رسمى خروارى صد تومان که مقرر شده است اینها باید یک میلیون و پنجاه هزار خروار گندم

+++

خریدارى کرده باشند. اینجا ندارد و این را واقعاً چون فرصت نداشتم مطالعه بیشترى بکنم رد می‌شوم ازش به هر حال من فکر کردم مصرف روزانه تهران چقدر است و چند خروار است؟ و از این مقدار پول اگر گندم خریده شده بود یا اگر نصف آن را خریده بودند می‌دیدیم چند ماه و چند هفته و چند روز و چند سال تهران را اداره می‌کرد و مردم همان طور که دیدید در زمستان به بدبختى و عسرت گرفتار نمی‌شدند و هرگاه از خرید گندم و فروش نان معتقد شدیم که دولت به نصف ضرر داده است زیرا که دولت جنس را به یک قیمتى می‌خرد و ارزان‌تر به مردم می‌دهد و تفاوت آن را ضرر می‌کند بنابراین طبیعى است که دولت در هر روز مبلغى ضررتان را داده و می‌دهد خیلى خوب نصف ضرر داده است خیال می‌کنم که نصف متضرر شده است نصف باقی مانده که 52500000 تومان می‌شود باید موجود باشد یعنى شما که وزارت خواربار هستید این مبلغ پول را گرفته‌اید و متأسفانه ما که پول نداشتیم که به شما بدهیم و این مبلغ را از بانک ملى ایران قرض کرده‌اید نصفش را ضرر کرده‌اید حالا چرا ضرر کرده‌اید و اگر یک دولتى بود عوض این که وقت خودش را صرف نگهدارى خودش بکند و صرف نگهدارى و توجه به حال مردم و مملکت کرده بود و فکر می‌کرد یک راه عاقلانه‌تر و بهتر و صحیح‌ترى پیدا می‌کرد این طور خودش و مملکت را متضرر نمی‌کرد این یک مبحث علیحده است و بنده خودم معتقدم که ممکن بود و می‌شد یک کارى کرد و یک راهى پیدا کرد که دولت ضرر نکند یا لااقل این قدر ضرر نکند و خیال می‌کنم که نبایستى نصف این مبلغ را دولت ضرر داده باشد و داده است خوب نصف دیگر باقى می‌ماند 52500000 تومان شما حالا باید حساب این مبلغ را تصیفه کنید یعنى باید بفهمید که این پول کجا است؟ اگر جنس دارید کجا است و پیش کیست؟ مسئولش کیست؟ ضامن این موجودى کیست و کجا است؟ به این حساب اگر ما رسیدیم از این حساب تا همین حد که غمض عین و صرف‌نظر است شما اگر درست بیرون آمدید آن وقت می‌شود وارد این مبحث شد که وزارت خواربار از حالا به بعد لازم است یا نه و اگر م لازم است با این سازمان و با این تشکیلات باید باشد یا خیر و آن وقت در درجه سوم باید دید باز پنجاه میلیون دیگر را شما لازم دارید که از بانک قرض کنیم یا نه باز بد نیست یک حداقلى هم در این محاسبه آقاى امیر تیمور قائل شده‌اند و آن این است که اگر از نصف زیادتر دولت ضرر کرده باشد و بگوییم دو خمس باقى مانده که باشد یعنى 42 میلیون تومان پول است که باید موجود باشد الان بنده اطلاع ندارم واقعاً اطلاع ندارم صمیمانه عرض می‌کنم من از این بابت اطلاعى ندارم و نمی‌خواهم اتّاکى کرده باشم ولى نمی‌دانم که چه شده است که با ثروت عمومى و سرمایه کشور این طور معامله شده و آیا این را دارید یا خیر در هر حال این موضوع قابل توجه است و باید حساب آن کاملاً معلوم شود و آن کسانى که این پول را مصرف کرده و حیف و میل کرده‌اند معین شوند با این ترتیب این اعتبار تازه و این پنجاه میلیون دیگر براى کشور چه صورت خواهد داشت؟ واقعاً این مطلب باید روشن بشود بنده دیروز یک تلگرافى داشتم یعنى کپیه بود یکى هم به اسم بنده بود از اهواز و من فراموش کردم بیاورم و روى میز دفتر روزنامه‌ام مانده ولى آقایان دارند. آنجا عده‌اى از آقایان نوشته‌اند و خواهش کرده‌اند که این آقاى نفیسى را که بنده نمی‌شناسم ایشان را قربة الى ‌الله بردارند و به جاى دیگر بفرستند و این تلگراف امضاى خیلى زیادى هم داشت که بعضى از امضاها را دیدم قابل انکار و تردید نبود که اشخاص محترم و درستى هستند و معروف می‌باشند که نوشته‌اند از گرسنگى از فلاکت و از بدبختى نالیده بودند و می‌گویند اگر اینجا چهار سیر جنس هم داشتیم و وارد شده بود یا از این ور و از آن ور آورده بودیم این آقا بلطایف الحیل آنها را جمع کرد و مردم را برد به سمت بدبختى و گرسنگى و قحطى بنده خوب به نظرم می‌آید وقتى که آقاى سهیلى این دفعه مأمور تشکیل دولت شدند در خارج یا خودم از ایشان شنیدم یا با واسطه خیلى کمى که ایشان معتقد بودند که وزارت خواربار اصلاً لازم نیست حالا که مستشار وزارت دارایى آورده‌ایم و او یکى

+++

از آن شاهکارهایش اگر موفق بشود تأمین زندگى و تثبیت قیمت‌ها است طبیعتاً من خیال می‌کردم که آن موضوع مهمى که باید توجه کند در درجه اول مسأله نان است نان یعنى مادر زندگى و مادر اجتماع اگر شما از عهده ناه برآمدید و توانستید نان براى مردم تهیه کنید همه نرخ‌ها خودش طبیعتاً می‌آید پایین به عقیده بنده یک موادى هست که اگر مردم نتوانستند و نگرفتند و نخریدند خودش می‌آید طبیعتاً پابین یک وقت یادم هست لایحه اختیارات دکتر میلسپو که مطرح بودن اینجا گفتم راجع به اختیارات دکتر میلسپو که کلمه غیر از مواد خواربار را برداریم چون ما غیر از خواربار در این مملکت کار لاز‌متر و امر مهم‌ترى نداریم اول خواربار است و در درجه دوم سایر حوایج زندگى از حیث جوراب و حریر و غیره آقاى تدین فقط جوابى که آن روز به بنده دادند این بود که پس وزارت خواربار را چه کار کنیم یا وزارت خواربار نباید باشد؟ آن روز هم عرض کردم حالا هم عرض می‌کنم خوب وزارت خواربار نباشد کسى نگرانى از این قسمت ندارد آقا! کسى نمی‌خواهد یک وزارتخانه‌اى بسازند جور به جور از ادارات مختلف از اعضا ادارات دولتى و وزارتخانه‌ها جور کنند و یک مقدارى هم تله بگذارند و به عناوین مختلف از اینجا و از آنجا بکشند آن تو با این پول و با این وضع مملکت وزارتخانه درست کنند. شما بروید آقا راپورت‌هاى مستشار مالیتان را بخوانید ما تا یک سال پیش که بحث می‌کردیم می‌گفتند موقع باریک است بگویید احتیاط کنید حالا دیگر مطالب فاش شده و روى آب افتاده است آقا پول نیست شما یک بانک را که نمی‌دانم سرمایه‌اش چقدر است آقاى مؤید احمدى چقدر است؟

مؤید احمدى- سى میلیون تومان. سیصد میلیون ریال‏

طباطبایى- سیصد میلیون ریال

صفوى- بانک اعتبار دارد آقا. خیلى اعتبار دارد. اعتبارات بانک به هم می‌خورد آقا.

نراقى- سرمایه کشور متعلق به بانک است.

طباطبایى- اجازه بدهید آقاى صفوى این حرف‌ها از آن حرف‌هاى مرده و بی‌روح است که اعتبارات را به هم می‌زنید ما که رودرباسى نداریم این مجلس است من در مجلس باید حرفم را بزنم پس در کجا بگویم این سیاست غلط و پدر سوخته استتار این مملکت را به این روز انداخته است. اینجا مجلس است آقا اینجا نگویم کجا بگویم شما یک بانک دارید بنده محاسب نیستم می‌گویند سى میلیون تومان سرمایه‌اش هست پس این پول‌ها را از کجا می‌آورد می‌دهد؟ اینها مال کیست آقا؟ بانکى که سرمایه‌اى سى میلیون تومان است چطور صد و پنج میلیون تومان قرض داده است حالا هم می‌خواهد 50 میلیون به شما قرض بدهد به اضافه آن استقراض‌هاى دیگرى که از بانک شده است و این در را ما باز کردیم و هر وقت دولت در می‌ماند می‌آید سر این بانک نتیجه چه می‌شود؟ نیتجه این می‌شود که یک ورقه اسکناس اعتبارش متأسفانه از یک قوطى کبریب کمتر است این کار را ما داریم می‌کنیم استقراض از کجا براى چه براى کى؟ شما واقعاً می‌خواهید نان مردم را تأمین کنید؟ این اداره نان است که شما درست کرده‌اید؟ چرا در رأس اداره نان شما یک کسى را گذاشته‌اید؟ (خداى احد و واحد شاهد است من او را نمی‌شناسم) ولى معروف است به این که این آدم متهم است به خلاف کارى‏....

منشور- بلکه محکوم شده است این همان سرهنگ نقدى است اسمش را عوض کرده است.

طباطبایى- این چه جورى است این چه اداره نانى است یعنى چه؟ در راستى اداره نان باید مؤتمن‌المک باشد. اداره نان اداره اى است که مربوط با جان مردم است و نباید با جان مردم بازى کرد.

یکى از نمایندگان- آقاى مؤتمن‌المک رئیس اداره نان بشود.

طباطبایى- منظورم مثل ایشان است. شما آقا در پشت تریبون می‌گویید مأمورین من حق ندارند در انتخابات مداخله کنند آن وقت وزیر پشت میزش نشسته است و اتصالاً مشغول حزب سازى است و جمعیت بازى است و شما

+++

می‌آیید اینجا و می‌گویید مأمورین ما در انتخابات مداخله نمی‌کنند.

وزیر خواربار- کى آقا؟

طباطبایى- شما را عرض نمی‌کنم کلک شما را عرض می‌کنم (خنده نمایندگان) من که گفتم آقاى مؤتمن‌المک را بگذارید سر نان یعنى مثل آقاى مؤتمن‌الملک البته ایشان مقام‌شان در نزد جامعه و در نزد همه عالى و رافع است منظور این است که اشخاص پاکدامن که طرف اعتماد مردم باشند باید آنها را بگذارند در سر کارهاى حساس و حسابى و این قبیل اشخاص در کار مردم مداخله کنند. عرض کنم الان سر خرمن است و در دو سه جلسه پیش هم عرض کردم گویا آقاى تدین تشریف نداشتند حالا تکرار می‌کنم من یک درشکه یک بدبختى را یک روزى سوار شده بودم یک اسب مردنى داشت که لک و لک این بدبخت و مرا می‌برد. من و آن سورچى هم بى‌جهت تحمیل به این حیوان مظلوم و بى‌آزار شده بودیم. از او پرسیدم جو را چند می‌خرید؟ گفت 240 تومان بنده اینجا گفتم حالا که جو در سر خرمن 240 تومان است به چه دلیل دو ماه دیگر 600 تومان نخواهد بود و شما چه فکرى کرده‌اید درباره مردم و نان آنها در صورتی که اوضاع جوى هم بحمدالله واقعاً به قدرى مساعد و مناسب بوده است که هیچ سالى از 10 یا 15 سال به این طرف سابقه نداشته است و محصول هم خیلى خوب شده است دیروز هم بنده ندیدم ولى شنیدم که کامیون‌هاى متفقین با یک تشریفاتى که رویش تابلوهایى هم نسبت شده بود نوشته بودند که غله و نان آوردیم براى ایران خوب این چه عملى است و چه عاملى است که این مردم را باز هم به گرسنگى و قحطى تهدید می‌کند؟ مسئول این اوضاع جز دولت آیا آقایان کس دیگرى را سراغ دارند؟ به من بگویید تا طرف خطاب من و صحبت من او باشد. اگر متفقین هستند آقا که شما عوض این که صرف وقت بکنید به کارهاى دیگر بروید به روس‌ها و انگلیس‌ها صریحاً بگویید که این مملکت را که نباید از گرسنگى و بدبختى مضمهل کرد. آنها که مى‌بینیم از یک سمت کامیون‌هاشان می‌آید و براى ما غله می‌آورند روس‌ها هم که گفتند 25 هزار تن گندم به ما داده‌اند از این سمت هم که کامیون‌هایى دیروز رسیده خوب شما عوض این که وزارت خواربار درست کنید پانصد تا خانم ماشین‌نویس تویش باشد پانصد نفر مرد را بفرستید به سرحدات که هر کس آذوقه و خواربار به سرحد بیاورد همان جا اعدامش کنید عرض کردم باز هم تکرار می‌کنم اگر خداى نکرده از طرف متفقین است شما که دولت هستید و مسئول هستید باید بروید و با متفقین حل کنید و اوضاع ایران را بدتر از سال گذشته نکنید به علاوه بنده شنیدم که مستشار وزارت خواربار هم یعنى در روزنامه‌ها خواندم اطلاع ندارم او هم استخدامش خاتمه پیدا می‌کند و راپورتى هم تنظیم و به دولت داده است که دیگر وزارت خواربارى لازم نیست به عقیده بنده هم لازم نیست براى آقاى تدین مشاغل عالی‌تر و بهتر هست و بنده هم قطع دارم که ایشان علاقه‌ای به میز و پست وزارت خواربار ندارند (منشور- خودشان هم گفتند) و چون خودشان هم البته گفتند و داعیه‌شان هم همین است پس بنابراین عوض این که این ماده را تصویب کنیم همان طور که دولت خودش هم عقیده داشت و نظر داشت که این وزارتخانه را ببندد درش را و منحل کند و یک اداره کامل یک اداره دقیق با دخالت اشخاص معتمد و صحیح‌العمل با مسئولیت رئیس کل دارایى و وزارت دارایى باید تشکیل شود و مراقب نان و مراقب تأمین آذوقه ملى باشند و حالا اگر آقاى تدین الان در مجلس هستند خودشان تعهد می‌کنند که تا سال آتیه این وقت مردم از حیث نان در مضیقه نباشند و نان ایران تأمین است اما نه آن طور تعهدى که من از اولین کابینه آقاى سهیلى پرسیدم وزیر مالیه‌اش بدر بود گفت همه خاطرتان جمع باشد ما خرمن‌ها را جمع کرده‌ایم از لحاظ نان آسوده باشید به آن نشان که وقتى رفت یک سیر گرد و خاک هم در انبار غله نبود البته آن طورى نه واقعاً شخص ایشان با هر کس در این مملکت حالا اگر آمد اینجا و تعهد کرد که از حیث نان مردم گرفتارى ندارند و نان به حد لازم و حد

+++

وفور است. وفور یعنى نه این که بریزند توى خیابان‌ها و نه آقا این طور که جاوى دکاکین خبازى مردم جان بسپارند اگر تأمین می‌کنند و ضامن هستید ما کت شما را می‌بوسیم و از آن فرمایشات و تعرضاتى هم که نسبت به آقاى دکتر کردند زیاد گله‏ نمی‌کنم.

رئیس- چون قسمتى از فرمایشات آقاى طباطبایى مربوط به بانک و حیثیات بانک بود و چون آقاى نراقى نماینده مجلس در بانک می‌باشند جوابى دارند که می‌فرمایند.

نراقى- با اصل موضوع فرمایشات آقاى طباطبایى بنده کار ندارم و آقاى وزیر خواربار جواب خواهند داد که این اعتبار لازم است گرفته شود و صرف تأمین کسور امسال بشود یا خیر اما ضمن فرمایشات‌شان موضوعى راجع به بانک فرمودند که اگر با همان کیفیت در خارج منتشر بشود حیثیت و اعتبار یک مؤسسه بزرگى که همه اشخاص کشور درش شریک هستند متزلزل خواهد شد. فرمودند که بانک فقط سى میلیون تومان سرمایه دارد و 340 میلیون تومان از دولت طلب‌کار است. و الان می‌خواهیم 50 میلیون تومان دیگر هم ازش قرض کنیم اینها زائد بر اعتبارش است و این برخلاف است اینجا بى‌مهرى فرمودند و الا بنگاه تجارتى هیچ وقت راست سرمایه‌اش که معامله نمی‌کند ممکن است یک تاجر هزار تومان سرمایه داشته باشد ولى در نتیجه کار، حسن شهرت، فعالیت، جدیت، جلب اعتماد مردم، انضباط ایجاد سرمایه می‌کند و ممکن است صد برابر هزار برابر سرمایه‌ای که دارد اعتبار پیدا کند و معامله انجام دهد. بانک سى میلیون تومان سرمایه‌اش بوده است ولى امروز با سرمایه تمام کشور دارد معامله می‌کند و به علاوه بانک ملى بانک ناشر اسکناس است و بانک ناشر اسکناس سرمایه‌اش غیر محدود است یعنى اندوخته کشور در اختیار بانک ملى است بنده خواستم به آقاى طباطبایى عرض کنم بانک ناشر اسکناس کاملاً بانک متعبرى است و یک درم یک شاهى یک دینار نه تفریط می‌شود نه از بین می‌رود و کاملاً حفظ می‌شود و اسکناس هم که منتشر می‌کند کاملاً متکى است به پشتوانه محکم بنده عرض کنم که از تاریخ 18 آبان که اختیار انتشار اسکناس به بانک داده شده است و به هیئت نظارت واگذار شده تا به حال 150 میلیون تومان اسکناس ما منتشر کردیم و این 150 میلیون تومان اسکناس در مقابلش صدى 60 طلا حاضر و موجود می‌باشد که 101 خروار طلا حاضر و موجود پشتوانه این 150 میلیون تومان اسکناس است که ما منتشر کردیم صدى 40 هم ارز است یعنى لیره و دلارى است که تنزلش نسبت طلا تضمین شده است به وسیله دولت انگلیس و آمریکا یعنى صد در صد به عنوان پشتوانه موجود است و هر چه اسکناس هم از این به بعد منتشر شود به همین جور تأمین خواهد شد حالا آن روزى که آن لایحه استجازه انتشار مسکوک طلا در مجلس مطرح شود بنده گزارش جامعى در خصوص اسکناس و پشتوانه‌اش با ارقام صحیح تهیه کرده‌ام و به اطلاع آقایان خواهم رساند که آقایان ببینند پول ما از پول‌هاى محکم دنیا است و به اندازه کافى پشتوانه درش موجود است و هر چه اسکناس منتشر می‌شود قبلاً پشتوانه‌اش تهیه می‌شود: این قدر می‌خواستم بگویم بانک ناشر اسکناس که سرمایه‌هاى موجود کشور در اختیارش است تنها با چند میلیون تومان سرمایه خودش که داد و ستد نمی‌کند و با سرمایه کشور داد و ستد می‌کند و نباید اعتبارش متزلزل شود اما راجع به پنجاه میلیون تومان خواستم به آقاى وزیر خواربار تذکرى بدهم و آن این است که این مقدار پولى که دولت از بانک خواسته است به او قرض بدهد بانک ندارد و اگر بخواهد اسکناس منتشر کند پشتوانه می‌خواهد و ندارد و بدون پشتوانه هم نمی‌تواند اسکناس منتشر کند مگر این که اسعارى که دولت در بانک دارد واگذار کند که پشتوانه بشود یا قرض کند تا بتواند بهتان پول قرض دهد و الا بانک سرمایه‌ای موجودى ندارد که بتواند به شما پول قرض بدهد.

وزیر خواربار (آقاى تدین)- بنده خیلى سعى می‌کنم که مطالب مفصلى که هست حتى‌الامکان مختصر به عرض مجلس برسانم تا این که ضمناً خیلى از حقایق روشن بشود و شایعات و مسموعات هم که بین مردم است حقیقت و عدم حقیقت آن

+++

ظاهر شود قبل از این مکرر عرض کردم و حالا هم عرض می‌کنم علت تصدى بنده به وزارت خواربار صرفاً بدى موقع و آن سختى و اوضاع ناگوارى بود که در چند ماه قبل در خود طهران همه آقایان مشاهده می‌کردند گمان می‌کنم که در این مدت البته فراموش نشده است این قضیه آن سختى‌ها گرفتاری‌ها آن وضعتان که اسمش نان بود و شاید در صد جز ده جز آن آرد گندم نبود (صحیح است) بنده صرفاً همان طور که در جلسه اولى که به عنوان وزیر خواربار معرفى شدم در مجلس عرض کردم و الان هم همان را عرض می‌کنم صرفاً از نظر تأثرى بود که بنده خودم پیدا کردم از اوضاع و احوال و تصور کردم شاید بتوانم خدمتى به طهران و سایر نقاط ایران بکنم هیچ نظر دیگرى نداشتم اصلاً در تشکیل وزارت خواربار و خودم عقایدى دارم و حالا هم بنده علاقه‌ای ندارم نه به وزارت خواربار نه به هیچ وزارتى بنده می‌دانید هیچ حب جاه نداشته و ندارم حالا شرح می‌دهم وضعیت وزارت خواربار را قبل از تصدى بنده و بعد از تصدى بنده قبل از این که بنده متصدى بشوم وزارت خواربار یک وزارتخانه جدیدالتأسیس بود که تازه تأسیس شده بود و در اثر بدى اوضاع و احوال و پریشانى حواس مردم از حیث خواربار راجع به آینده دولت وقت صلاح این دید که این وزارتخانه را تشکیل بدهد آن وزارتخانه براى تأمین خواربار مردم اقداماتى کرده است که آن اقدامات را بنده به طور خلاصه به عرض مجلس می‌رسانم و ضمناً هم معلوم می‌شود که این پول‌ها چطور شده است اولاً اینجا ذکر کردند که 30 میلیون تومان اول اعتبار داده شده است به وزارت خواربار این طور نیست 30 میلیون تومان به وزارت دارایى اعتبار داده شده بود قبل از تشکیل وزارت خواربار و حسابش با آنجا است پنجاه میلیون تومان قبل از این که بنده متصدى بشوم به وزارت خواربار اعتبار داده شده بود و بعد از تصدى بنده هم 25 میلیون تومان بعد از تصدى بنده خود مجلس رأى دادند و تصویب کرد حالا بنده از نظر خدمت بایستى رسیدگى کنم به اوضاع گذشته در صورتی که بنده مسئول ایام گذشته نیستم ولى چون ایام گذشته مقدم است براى این ایام از نظر خدمتگزارى و انجام وظیفه باید به این اوضاع و احوال رسیدگى کنم عملى که وزارت خواربار قبل از تصدى بنده نسبت به خرید مواد خواربار انجام داده است به طور خلاصه عوض می‌کنم اشیایى که وزارت خواربار خریدارى کرده عبارت است از گندم- جو- برنج- ذرت- ارزن- نخود- لوبیا- سیب زمینى- روغن- زغال- هیزم- ماش- عدس- باقلا- خرما- لپه اما راجع به خرید اینها و جمع‌آوری اینها تماماً دستوراتى قبل از بنده داده شده است بنده هیچ انتقادى نسبت به گذشته خودم نمی‌کنم فقط اوضاع و احوال آن روز که در تحت فشار واقع شده‌اند این وضعیت را ایجاب کرده است مثلاً گندمى که خریدارى شده است از داخل و خارج تقریباً در حدود 280 هزار تن بوده است و جو هم یک مقدار زیادى است که ضمیمه نان است و برنج هم مقدار زیادى صرف نان طهران شده است به این معنى که گندم و جو و ذرت نبوده است مقدار زیادى چند هزار خروار برنج گران قیمت مخلوط شده است با نان طهران و آن نان کذایى را به مردم دادند مثلاً ذرت خریدارى شده است از قرار هر تنى 600 تومان ارزن به طور متوسط 450 تومان نخود 800 تومان لوبیا 800 تومان سیب زمینى تنى 600 تومان گندم به طور متوسط 350 تومان این اصل خرید است ولى مخارجى هم که براى به دست آوردنش و کرایه و مخارج آسیا و حمل و نقل تا وقتی که وارد دکان نانوایى شده است و به صورت نان در آمده است شده است علاوه می‌شود بنابراین از این مواد قسمت بیشترش که به جاى نان استعمال شده است یا مستقیم مخلوط سیب زمینى است گندم است جو است برنج است ارزن است نخود است لوبیا است ذرت است روی هم رفته این صورتى را که عرض کردم می‌توانیم به دو قسمت تقسیم کنیم یک قسمتى را خود وزارت خواربار وقت متصدى خرید آن بوده است یک قسمت دیگر هم از آن که الان عرض می‌کنم برحسب دستور وزارت خواربار بانک ملى متصدى خریدارى آن شده است و صورتى که بانک ملى اخیراً فرستاده‏ است براى وزارت خواربار به عرض مجلس می‌رسانم. سیب زمینى از قرار کیلویى

+++

6 ریال و پانزده دینار مقدارى که خریدارى شده 2851 تن و 38 کیلو قیمتش البته می‌شود 17455308 ریال اینها خریدهایى است که بانک ملى کرده است براى وزارت خواربار مطابق صورت ارزن از قرار یک کیلو سه ریال و ده دینار مقدار خریدارى شده 186 تن و 578 کیلو و قیمتش شده است 571054 ریال لوبیا خریدارى شده است از قرار یک کیلو هفت ریال و ده دینار مقدار 2522 تن و 255 کیلو پولش می‌شود 17851627 ریال. عدس از قرار کیلویى شش ریال و پانزده دینار مقدار خریدارى شده 282 تن و 984 کیلو قیمت 1405551 ریال نخود خریده شده است از قرار یک کیلو شش ریال و هشتاد و پنج دینار مقدار خریدارى شده 1228 تن و 566 کیلو قیمت مجموع می‌شود 8401392 ریال لپه خریدارى شده است از قرار هر کیلو پنج ریال و سى دینار مقدار خریدارى شده 65 تن و 113 کیلو پولش شده است 344854 ریال ذرت خریدارى شده است از قرار کیلویى پنج ریال و پنجاه دینار مقدار خریدارى شده 177 تن و 817 کیلو قیمت 978992 ریال خرما خریدارى شده است از قرار کیلویى چهار ریال و چهل و پنج دینار مقدار خریدارى شده 1274 تن و 717 کیلو قیمت 7639655 ریال باقلا خریدارى شده است از قرار کیلویى سه ریال و سى دینار مقدار خریدارى شده 17 تن و 871 کیلو قیمت 61678 ریال ماش خریدارى شده از قرار کیلویى 7 ریال مقدار خریدارى شده 117 تن و 996 کیلو قیمت 827760 ریال باقلاى پاچ (منشور- مال رشت است) بنده اسمش را نمی‌دانم از قرار کیلویى 3 ریال و هفتاد و پنج دینار (طباطبایى- اینها را آقا برای کى خریده‌اند) بعد عرض می‌کنم مقدار خریدارى شده 21921 کیلو قیمت 82601 ریال. گندم مقدارى که بانک خریده است علاوه بر آن مقدارى که وزارت خواربار خریده است از قرار هر کیلویى 3 ریال و چهل و پنج دینار مقدار خریدارى شده 391 تن و 128 کیلو که قیمتش 1358376 ریال می‌شود جو از قرار کیلویى دو ریال و شصت و پنج دینار مقدار خریدارى شده 396 تن و 237 کیلو قیمت 1042391 ریال هزینه‌ای که براى خرید اینها داده شده است یعنى براى خرید و جمع‌آورى مطابق صورتى که از بانک داده شده است 1661324 ریال جمع این صورت عبارت است از 563/ 682/59 ریال این چیزهایى که دستور داده شده است از طرف وزارت خواربار به بانک که خریدارى بشود علاوه بر این براى کمک به کارمندان دولت یک دستور دیگرى داده شده است به بانک ملى که مقدارى هیزم و زغال بخرند بیاورند به طهران مقدارى که بانک ملى تاکنون خریده است و اطلاع داده است هیزم تقریباً در حدود 60000 تن زغال تقریباً در حدود 60000 تن اینها هنوز قیمتش و صورت خرید قطعى و سایر مخارجش از طرف بانک نرسیده است این عملى است که در سابق کرده‌اند این حبوبات یک قسمتش به طور کلى صرف نان شده است یعنى با گندم و ذرت و سایر مواد مخلوط شده است و به صورت نان درآمده است اینجا لازم است عرض کنم که کمکى که وزارت خواربار کرده است و زیانى که برده است منحصر به طهران نیست در آن جلسه‌ای که اعتبار 25 میلیون تومان اینجا مطرح بود بنده صورت تقریباً 90 محل را از محل‌هاى شهرستان‌هاى ایران به عرض مجلس رساندم وزارت خواربار نه این است که به تهران تنها نظر می‌کند اکثر آقایان مسبوق هستند مخصوصاً آقایان نمایندگان ایالات و ولایات که به نود نقطه که یکى از آنها طهران است وزارت خواربار کمک کرده است در تمام این نقاط به آن قیمت که خریده است صرف‌نظر از مخارج باز نتوانسته است در محل بفروشد و در نقاط خارج حد متوسط یک ثلث هم کمتر از آن قیمتى که خریده است فروخته است (نه به قیمتى که برایش تمام شده است) در طهران 350 تومان خریده است به مبلغ 170 تومان فروخته است یعنى نصف قیمتى که خریده است خود تهران را در صورتى که بخواهند نانش تأمین بشود روزى به طور اول دویست و پنجاه تن گندم یا آرد لازم دارد که بنابراین در سال در حدود نود هزار تن خود مصرف تهران است سایر نقاط هم همین طور کم یا زیاد هر چه توانسته است وزارت خواربار کمک کرده است این

+++

وضع سابق بود بنده اول که آمدم البته دیدم که مقدار زیادى از آن پنجاه میلیون تومان قبلاً مصرف همین چیزها شده است که به عرض مجلس رساندم و لازم بود که مقدار دیگرى اعتبار به تصویب مجلس برسد پس در واقع از وقتى که بنده متصدى شده‌ام به این کار بیست و پنج میلیون تومان فقط به وزارت خواربار اعتبار داده‏ شده است و قسمت مهمى از این اعتبار قبلاً زمینه‌اش حاضر شده بود یعنى مدیون بود وزارت خواربار در هر حال بنده آنچه که شخصاً توانسته‌ام هیچ کوتاهى نکرده‌ام و منتهاى زحمت را کشیده‌ام و راحتى را از خودم سلب کرده‌ام و آن وضعیت ناهنجار و نامطلوب تهران را که آقایان به خاطر دارند اولاً به خواست خداوند و بعد در اثر مساعى صادقانه که بنده کرده‌ام و سایر مستخدمین و کارمندان کرده‌اند تمام آن قضایا را رفع کرده‌ام و وضع نان تهران طورى است که اصلش مورد توجه نیست (صحیح است) براى چه؟ براى این که اولاً از حیث جنس مدتى است که به هیچ وجه مخلوط ندارد الان گندم خالص است سایر نقاط هم که آقایان می‌دانند مخصوصاً نمایندگان محترم ایالات و ولایات به محض این که توجه داده‌اند بنده را به سختى آنجا بنده به هر وضعى که بوده از هر محلى که زیادى داشته به آنجاها فرستاده‌ام که در سختى نباشند. اخیراً وضع خرم آباد بسیار بد بود به بنده اطلاع رسیده بنده فوراً دستور دادم مقدارى گندم و ارزن به آنجا بفرستند که مردم تا اندازه از سختى بیرون بیایند بروجرد همین طور قزوین همین طور خلاصه هشتاد و نه محل دیگر بنابراین می‌خواهم عرض کنم که این وضعیت خواربار این مملکت است اگر دولت یا مجلس مقتضى می‌دانند که این مخارج نشود یعنى این زیان را دولت نبرد آن یک موضوعى است ممکن است به قیمت تمام شده نان به خوراک مردم داده شود و البته آن به نفع مملکت است یا به ضرر مملکت بنده وارد آن قسمت نمی‌شوم ولى بعد از این قسمت که نان تهران بحمدالله تأمین شد و الان هم عرض می‌کنم متجاوز از دوازده هزار تن غله در سیلوى تهران موجود است هر کدام از آقایان می‌خواهند خواهش می‌کنم تشریف ببرند ببینند معامله‌اى که با شوروى‌ها کرده‌ایم در حدود دوازده هزار تن گندم داده‌اند ما اینها را می‌خریم پول می‌دهیم از قرار تنى سیصد و بیست و پنج تومان ولى چقدر تمام می‌شود؟ چهارصد تومان بیشتر تمام می‌شود و آن وقت به تهران تا یک ماه پیش یک من شش قران می‌دادیم نان را و همچنین در سایر جاها و همین طور مقدارى برنج مصرف این کار شده است امر فوق‌العاده زیان آورى بوده حتى براى اثبات این مسأله بنده دلایل زیادى دارم یک موردش را عرض می‌کنم قبل از بنده یک وقت وضعیت انبار تهران کارش به جایى رسیده بود که وزیر وقت متوسل شده بود به یکى از کمیسیون‌هاى خیریه که از آنها آرد بگیرد و در مقابل برنج دم سیاه بدهد این سختى‌ها را آقایان از نظر دور می‌کنند بنده به هیچ وجه من‌الوجوه انتقادى از وزیر گذشته ندارم اوضاع و احوال این جور پیش مى‌آمد و چون حال هم ندارم نمی‌خواهم زیاد صحبت کنم امروز هم از نظر لزوم و ضرورت آمدم اما براى رسیدگى بنده کاملاً با تمام معنى حاضر هستم هر نوع می‌خواهید رسیدگى بفرمایید الان مدتى است رسیدگى از طرف مجراى قانونى یعنى از طرف رئیس کل دارایى در آنجا شروع شده است سه نفر بازرس رسمى و محاسب رسمى الان متجاوز از چهل روز است آنجا هستند و رسیدگى می‌کنند و تمام دفاتر و تمام اسناد محاسباتى را با کمال میل و رغبت بنده تحت اختیار آنها گذاشته‌ام اگر این را کافى می‌دانید چه بهتر و گر نه پانصد نفر دیگر هم بفرستید رسیدگى بکنید هر کس خورده است باید از حلقش درآورد ولو بنده خودم باشم بنابراین آمدیم راجع به ضرورت این لایحه این را هم عرض می‌کنم دیگر قضاوت با خود مجلس شوراى ملى است بعد از این که فراغت پیدا کردیم تا حدى از تأمین نان تهران و سایر نقاط ایران این را هم باید عرض بکنم که هنوز گندم نو نیامده است به طهران هنوز آن سیاه بهار است به اصطلاح معروف هنوز آخر سال است ولى در عین این حال برای این که در آینده نظایر اوضاع و احوال سال گذشته اتفاق نیفتد از مدتى به این طرف وزارت

+++

خواربار وقت خودش را صرف کرد که جمع‌آوری کند محصول را براى تأمین خواربار تمام مملکت بنده نمی‌خواستم حالا صحبت کنم ولى چون اشاره کردند که آیا تأمین خواهد شد یا نه یک مقدارش را عرض می‌کنم ولى وقتى که تمام شد و مطمئن شدم اینها توى انبارها آمده است آن وقت مى‌آیم و با کمال اطمینان صورت و رقم قطعى را به نظر مجلس می‌رسانم که تمام ملت هم مسبوق بشوند و هیچ نگرانى‏ نباشد براى جمع‌آوری یک تصویب‌نامه از هیئت وزیران گذشته که آن را همه آقایان دیده‌اند براى جمع‌آوری محصول دستورى داده شده است ولى در عین حال این فکر براى بنده لازم بوده است که حتى‌الامکان باید کارى کرد که مردم مخصوصاً زارعین و فلاحین از مزاحمت زیاد مأمورین دولت برکنار باشند براى این منظور اقداماتى شده است اولاً جمع‌آوری محصول خراسان (از آنجا شروع می‌کنم) مدتى است خواهش کردم از آقاى منصور استاندار آنجا که ایشان قبول کنند سرپرستى و نظارت در امر جمع‌آوری محصول خراسان ایشان طرف اطمینان و اعتماد بنده و همه خراسانی‌ها هستند ایشان هم قبول کردند به مأمورین آنجا دستور دادم که با نظر ایشان با در نظرگرفتن اوضاع و احوال جمع‌آوری محصول را بکنند به طورى که اولاً خواربار خراسان تأمین شود و بعد هم تهران مطابق معمول سابق از آنجا بهره‌مند بشود ایشان قبول کردند و خیلى هم متشکرم که اوضاع جمع‌آوری آنجا با کمال نظم و ترتیب به خوبى پیش می‌رود براى جمع‌آوری محصول زابل سیستان و قاینات خواهش کردم از آقاى علم که ایشان نظارت عالیه این کار را قبول کنند ایشان هم مجاناً قبول کردند و چندى قبل به من اطلاع دادند که محصول امسال سیستان به قرارى که بتوانیم جمع‌آوری کنیم و مازاد را بگیریم در حدود چهل و پنج هزار خروار غله است از اینجا که بگذریم فارس است آقا فارس را برحسب یک ترتیباتى که دادم بدون مزاحمت زیاد با فلاحین و مالکین خود آنها حاضر شدند یک تعهدى بدهند سى و شش هزار تن غله را فارس تعهد گرفته شده است که سى و دو هزار تن آن مربوط به فارس و چهل هزار دیگرش مربوط است به بوشهر از خودشان چهارده هزار تن تعهد گرفته شده است کرمان ده دوازده هزار تن هم آنجا تعهد گرفته شده است یک مقدارى باقى است آذربایجان به طورى که نمایندگان محترم آنجا اطلاع دارند اخیراً توافق کردیم براى این که زحمت به اهالى آنجا وارد نشود خرج زیادى هم براى اداره ایجاد نشود هشتاد هزار تن تعهد شده است این قدر اقل است که تعهد شده است بدهند و در تحت اختیار دولت بگذارند علاوه بر این می‌دانند آقایان که سهم زارع به کلى آزاد است و به کلى آزاد است و البته زارعین هم اگر بخواهند مازاد خودشان را بفروشند دولت به قیمت آزاد نه به قیمت مازاد به طور تراضى می‌خرد قیمت هم ممکن است پایین‌تر بیاید بنده هم امیدوارم هستم پایین‌تر بیاید این مقدارى است که بنده می‌توانم تا حالا به عرض مجلس برسانم بقیه نقاط را هم مشغول هستیم حالا مطلب این است آقا مطابق این پیشنهادى که به مجلس شده است از این هفتاد و پنج میلیون تومان تقریباً هفده میلیون تومانش چه کالاى موجودى است و چه پولى است که ما طلب داریم و البته آن پول برمی‌گردد بقیه‌اش هم مصرف شده به همین صورت‌هایى که عرض کردم امروز هم اگر چنانچه ما بخواهیم تأمین بکنیم آتیه خواربار این مملکت را چه بنده باشم چه وزارت خواربار باشد چه نباشد در صورتی که دولت و مجلس علاقه داشته باشد به این که باید خواربار آتیه تأمین بشود باید یک پولى را تصویب بکند این مربوط به بنده نیست این را هم عرض کنم حالا هم هنوز طورى نشده است هنوز هم سختى نشده است که بنده در موقع سختى این را عرض می‌کنم هنوز هم محصول در اغلب نقاط از خرمن برداشته نشده است هنوز وقت هست این کارهایى است که بنده تا حالا کرده‌ام با کمال صداقت از نظر خدمت به این مملکت نه از نظر شخص خودم و الا بنده سه خروار چهار خروار براى مصرف خودم لازم دارم پارسال خریدم دویست تومان امسال نمی‌دانم چقدر ولى آقایان توجه بفرمایند از نظر رسیدگى به حساب هر چه هست بروند رسیدگى بکنند. اما آن حسابى که دوست عزیزم فرمودند خروار

+++

خروار نقره برایمان درست کردند من منتظر بودم ببینم چند خروار هم طلا خواهد شد بنده هم می‌توانم یک مثالى عرض کنم و آن این است که این مقدار خواربارى که در سال گذشته صرف غذاى ایران شده است و صورتش هم دارم و سابق هم عرض کردم این را هم اگر بخواهند ردیف کنند من از ستاره نپتون و اورانوس هم که دوربین لازم دارد رد خواهد شد چندین مرتبه هم دور دنیا کشیده خواهد شد این معده وزارت خواربار نیست جونم این معده تمام مملکت است الان هیچ طور نشده براى بنده هیچ فرقى نمی‌کند و بنده این حقایق را با کمال صداقت و وضوح به عرض مجلس رساندم اگر میل دارید که تأمین آتیه بشود پول لازم است و اگر میل ندارید بنده حرفى ندارم و براى رسیدگى به حساب هم حاضرم.

منشور- پرسش نان را که آقا فرمودند آن را جواب بدهید.

وزیر خواربار- این را بعد رسیدگى می‌کنم و جواب عرض می‌کنم.

مخبر- همان طور که آقاى وزیر خواربار توضیحات مفصلى فرمودند در کمیسیون بودجه هم مباحثات زیاد شد و تصویب کردند که این پنجاه میلیون تومان را به وزارت خواربار بدهند و لایحه آن هم تهیه شد بنده هم که مخبر کمیسیون هستم امضا کرده‌ام که اینک تقدیم مجلس شده است و بسته به نظر مجلس است که اگر مجلس شوراى ملى تصویب کند وزارت خواربار خواهد گرفت و الا هیچ بنده از نظر این که مخبر هستم لایحه را امضا کرده‌ام ولى از نظر شخصی خودم یک نظری دارم برای این که ابهامی پیدا نشود نظر خودم را عرض می‌کنم. جاى تردید نیست از روزى که آقاى تدین در وزارت خواربار مشغول خدمت هستند وضع نان نسبت به قبل هم از حیث کمیت هم از حیث کیفیت خیلى خیلى بهتر شده یعنى فراوان شده است و زحمتى که قبل از ایشان براى نان مردم متحمل می‌شدند و هر روز عده زیادى در دکاکاین نانوایى باید باشند حالا این طور نیست که نان گیر می‌آید و حالا کمتر ازدحام در دکان‌ها هست بنده در سهم خودم از این زحمتى که آقاى تدین متحمل شدند واقعاً خرسند هستم و تشکر هم می‌کنم در کمیسیون بودجه هم از ایشان تقدیر کردم ولى این موضوعات به جاى خود صحیح حرف ما در گذشته است گذشته را هم باید روى رقم و حساب آورد و آقاى تدین نباید به خودشان بگیرند بنده معتقد هستم پولى که دولت گرفته چه قبل از آقاى تدین چه در زمان آقاى تدین مقدار عمل آن به ارزش پولش نبوده است فرمودند سى میلیون تومان وزارت دارایى بنده عرض می‌کنم پنجاه میلیون تومان را فرخ لایحه آورد اینجا مجلس شوراى ملى موافقت کرد بیست و پنج میلیون هم خود آقاى تدین لایحه آوردند این مجموعاً می‌شود صد و پنج میلیون این یادداشتى را که بنده کردم و آقاى طباطبایى این را به طور خصوصى از بنده گرفتند این از نظر روشن شدن حساب است و الا مقصود دیگرى نبوده است بنده عرض می‌کنم آقا با این یک صد و پنج میلیون تومان به نرخ رسمى که اگر هر ریالى را شما یک مثقال نقره قرار بدهید هزار و پنجاه میلیون مثقال نقره می‌شود و 1640625 خروار نقره است این نقره را براى تهیه خواربار این ملت تحویل وزارت خواربار داده است من که این حساب را کردم براى این است که معروف است در زمان یکى از سلاطین سابق حواله‌هایى می‌داد به خزانه‌دار خیلى زیاد و این خزانه‌دار برایش مقدور نبود در مقابل اوامر پادشاه اطاعت نکند و مجبور بود همه حواله‌جات را بپردازد یک روز مبلغى را که شاه حواله کرده بود این مبلغ را خزانه‌دار پول نقد آورد جلوى پادشاه گفت این مبلغ چیست جواب داد شما هر روز از خزانه مملکت این قدر پول حواله می‌دهید حالا هم بنده این حساب را از این نظر کردم که خاطر نمایندگان ملت و آقایان محترم را به مصوباتى که هر روز براى دولت می‌کنند متوجه کرده باشم این سى میلیون تومان این پنجاه میلیون تومان اهمیت واقعى اینها در نظرشان مجسم نیست فقط بنده خواستم اهمیت واقعى را در نظر آقایان مجسم بکنم که این وجوهى

+++

را که شما تا به حال داده‌اید معادل 16406 خروار نقره است و با این پولى که داده شده است اگر از قرار نرخ رسمى گندم که صد تومان مقرر شده است بایستى 1050000 خروار گندم خریدارى شده باشد اگر آقاى تدین می‌فرمایند خریدارى شده بنده تشکر می‌کنم اگر می‌گویید صد تومان خریدارى نشده مخارج هم داشته خروارى دویست تومان حساب می‌کنیم 525000 خروار گندم باید خریدارى شده باشد در صورتی که بنده اطلاع دارم نصف این مقدار هم خریدارى نشده است.

(انوار- برنج چقدر؟) الان می‌رسم آقاى انوار هر قدر دولت می‌گوید از خرید گندم و فروش نان ضرر کرده است یعنى رعایت طبقات بى‌بضاعت را کرده (و باید هم حقاً ضرر این کار را بدهد) نصف این مبلغ را کم می‌کنیم 52500000 تومان ضررشان است و باید 52500000 تومان دیگر پول نقد الان در صندوق وزارت خواربار باشد از محل فروش نان موجود باشد و براى بنده خیلى مشکل است قبول کنم که این مبلغ موجود باشد حالا اگر هم بگوییم سه خمس ضرر کرده است باز در حدود چهل و دو میلیون تومان پول باید موجود باشد این حساب را از حیث دیگر کردم زیرا در لایحه‌اى که دولت راجع به این موضوع تقدیم مجلس کرده است حساب کرده که از هفتاد و پنج میلیون تومان مبلغ پنجاه و هفت میلیون تومان زیان نان داده شده است و این مقدمه را هم کمیسیون بودجه موافقت نکرده است و بنده هم متحیرم که زیان یعنى چه و مخصوصاً روزى که آقاى وزیر خواربار تشریف آورده بودند به مجلس و بیست و پنج میلیون تومان اعتبار می‌خواستند بنده اینجا عرض کردم حضورشان که سى میلیون قبلاً گرفته شده است پنجاه میلیون هم یک دفعه این می‌شود هشتاد میلیون این به چه مصرف رسیده است اگر افراط و تفریط شده شما که دولت هستید وزیر هستید باید معلوم کنید آقاى تدین با یک تنى فرمودند من چطور می‌توانم نه آقایان عرض کنم بنده عرض کنم در پرتو این جدیت البته دزد نگرفته پادشاه است بنده عرض می‌کنم دولت براى روشن شدن این حساب باید دقت و توجه کند و نکرده است و این ثروت عمومى رفته است پس از چندى حالا می‌فرمایند سه نفر محاسب رفته به وزارت خواربار رسیدگى می‌کنند سه نفر محاسب که حساب صد و پنج میلیون تومان سرمایه کشور را که حیف و میل شده است نمی‌تواند رسیدگى کند بنده عرض کنم همان طور که قضیه هفدهم آذر را هم دولت آمد اینجا گفت رسیدگى می‌کنم این موضوع هم همان طور است این هم کشمکش کردن است بنده البته نمی‌توانم با ثروت عمومى کشور حقه بازى کنم از نظر این که یک نفر از افرادى هستم که این پول را که این مملکت داده و علاقه‌مندم که باید حسابش روشن بشود شما می‌فرمایید که هیزم و زغال خریده شده است کى به شما گفت بخرید شما براى خواربار پول گرفته بودید هیزم و زغال را باید بگویید علاف بخرد شما که براى هیزم و زغال پول نمی‌گرفته‌اید آقا هیزم و زغال می‌خواهید بروید از علاف بخرید. راجع به برنج هم که آقاى انوار می‌فرمودند وضعیت خرید برنج واقعاً تعجب‌آور است در تمام خطه گیلان شاید در سال بیش از سیصد تن برنج دم سیاه اصلاً نداشته باشد تمام محصول برنج دم سیاه بیش از سیصد تن نمی‌شود ولى به عنوان برنج دم سیاه هفتصد هزار تن خریدارى شده است، موضوع برنج این طور است آقا البته بنده عرض نکردم آقاى تدین هم نفرمودند چرا این حساب را می‌کنى و تا کى تکلیفش معلوم نشود نباید گفت، البته نباید گفت، دزد نگرفته هم پادشاه است با آن حمایتى که ازش می‌شود خوب آقا با این ترتیب اینها براى فاطى تنبان نمی‌شود و پول مملکت دوباره به دست نمی‌آید مگر با روشن شدن حساب عرض کردم عمل جنابعالى را هم بنده شخصاً تقدیر می‌کنم و همان طور که صمیمانه گفتم نان خوب شده است هم کماً هم کیفاً و فراوان شده است ولى با پولى که گرفته شده است با سرمایه‌اى که از کشور مصرف شده است البته تقدیر است جنابعالى به جاى خودش ولى روشن شدن حساب هم به جاى خودش و این رفع مسئولیت از شما نمی‌کند که می‌فرمایید سه نفر محاسب آمده‌اند دارند رسیدگى می‌کنند شما وزیر

+++

مسئول هستید باید حساب روشن بشود این حق براى مردم ایران همیشه باقى است که از وزیر وقت بپرسند که حساب چیست.

رئیس- شما طرز مخبرى‌تان با همه مخبرها تفاوت دارد مخبر یعنى کسى که قبول کرد مخبرى کمیسیون را باید از طرف کمیسیون دفاع کند. (امیر تیمور- بنده نظر شخصى خودم را عرض می‌کنم) اگر جنابعالى خودتان مخالف هستید خوب است مخبرى را قبول نکنید و مطالب خودتان را بگویید این طورى که شما اظهار می‌کنید با همه مخبرها فرق دارد.

4- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه

بعضى از نمایندگان- ختم جلسه‏

رئیس- اجازه مى‌فرمایید جلسه را ختم کنیم.

جلسه آینده روز یکشنبه چهار ساعت پیش از ظهر دستور همین لایحه‏

(مجلس مقارن ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى

+++‏

یادداشت ها
Parameter:294052!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)