کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهاردهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره 14
[1396/05/24]

جلسه: 179 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه بیستم دی ماه 1324  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان صادقی، اردلان و مهندس فریور.

3- اظهارات آقای وزیر دارایی.

4- نطق قبل از دستور آقای صفوی.

5- بیانات آقای دکتر مصدق به عنوان اخطار نظامنامه‌ای در پاسخ آقایان وزیر دارایی و صفوی.

6- سؤال آقای فرمانفرمائیان از آقای وزیر جنگ.

7- اخطار آقای نایب رئیس و تعطیل جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره 14

 

 

جلسه: 179

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه بیستم دی ماه 1324

مجلس یک ساعت و چهل دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقای ملک‌مدنی نایب رئیس تشکیل گردید.

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان صادقی، اردلان و مهندس فریور.

3- اظهارات آقای وزیر دارایی.

4- نطق قبل از دستور آقای صفوی.

5- بیانات آقای دکتر مصدق به عنوان اخطار نظامنامه‌ای در پاسخ آقایان وزیر دارایی و صفوی.

6- سؤال آقای فرمانفرمائیان از آقای وزیر جنگ.

7- اخطار آقای نایب رئیس و تعطیل جلسه.

 

صورت مجلس روز قبل را آقای هاشمی (منشی) به شرح زیر قرائت نمودند.

1- تصویب صورت مجلس

مجلس یک ساعت و سه ربع پیش از ظهر به ریاست آقای ملک‌مدنی نایب‌ رئیس تشکیل گردید. صورت مجلس قبل قرائت و با تذکرات اصلاحی عده‌ای از آقایان نمایندگان مبنی بر اجازه غیبت و لزوم تجدیدنظر در تصمیم هیئت رئیسه راجع به طرز تشکیل جلسات و نطق قبل از دستور نمایندگان تصویب گردید.

غایبین با اجازه - آقایان: حسین تهرانی، رحیمیان، نبوی، شهاب فردوس

غایبین بی‌اجازه - آقایان: مخبر فرهمند، امیر تیمور، عماد تربتی، مظفرزاده، مؤید ثابتی، خاکباز، دکتر کشاورز، نقابت، کفایی، آصف، امیر ابراهیمی، مقدم، سنندجی، صمصام، تولیت، بوشهری، دکتر معاون، سید ضیاءالدین طباطبایی، جواد مسعودی، دکتر رادمنش، سیف‌پور، دکتر عبده، بهبهانی، دشتی، مسعودی، افشار صادقی، شریعت‌زاده، معدل، رفیعی، مجد، کامبخش، ایرج اسکندری، حشمتی، مهندس پناهی، دکتر آقایان، جمال امامی، دکتر کیان، آرداشس آوانسیان، مراد آریه، حسین لنکرانی، پوررضا.

آقای ثقه‌الاسلامی بدواً مشعر به تنقید از روش اقتصادی و دخالت بی‌مورد دولت در امور بازرگانی و بی‌ترتیبی وضع تجارت، صادرات و واردات و تباین تصویب‌نامه‌ای صادره از هیئت وزیران راجع به صدور برنج و ورود لباس و قند و شکر با قوانین موضوعه و سوء استفاده جمعی به ضرر دولت و مصرف‌کنندگان شرح مبسوطی بیان و در باب سیاست خارجی نظر به اخبار منتشره اظهار نمودند با تشکیل هر کمیسیونی برای کشف حقایق و مشاهده اوضاع رقت‌بار اهالی آذربایجان که مال و جان و ناموس‌شان زیر چنگال مشتی اشخاص ناشناس افتاده و وضع ساختگی آنجا که مورد تنفر تمام ملت است کمال موافقت را دارند ولی چنانچه کمیسیون مزبور به مسائل دیگری مانند السنه محلی ایران بخواهد توجه کند کاملاً بی‌مورد است زیرا در ایران اختلافات نژادی وجود نداشته زبان تمام اهالی ایران زبان فارسی است و هیچ مقام خارجی حق ندارد در ایران فرض بودن چندین زبان را بکند و هر تصمیمی برخلاف اصول حاکمیت و وحدت ملی ایران گرفته شود قابل قبول نیست و در ختام سخن با اشاره به اظهارات آقای تیمورتاش در جلسه گذشته شمه‌ای مبنی بر دفاع از آقای تقی‌زاده و شرح خدمات و زحمات نامبرده در راه آزادی مشروطیت ایران و وطن‌پرستی ایشان اظهار و اضافه نمودند در این زمان بایستی تمام طبقات یکدل و یک‌زبان برای نجات مملکت بکوشند.

آقای تیمورتاش به عنوان اخطار نظامنامه‌ای مختصری دایر به لزوم رسیدگی به کلیه پرونده‌های زندگانی سیاسی و طومار حیاتی رجال کشور برای تشخیص خائنین از خادمین به میهن بیان و عقیده داشتند صرف‌نظر از هر چیز امروزه ریاست هیئت نمایندگان ایران در سازمان مجمع ملل متفقه بایستی با شخصی باشد که در سنوات اخیره عمر خود را در ایران صرف کرده به اوضاع و احوال کشور کاملاً آشنا و بصیر باشد آقای وزیر

+++

دارایی به مناسبت بیانات آقای ثقه‌الاسلامی اظهار داشتند در باب پیشنهادی که اشاره شده چنانچه در اعلامیه رسمی وزارت امور خارجه متذکر است هیچ گونه تصمیمی تا به حال گرفته نشده و موضوع از مرحله مطالعه تجاوز نکرده است و بدیهی است بدون مشورت مجلس شورای ملی هیچ گونه اقدامی نخواهد شد راجع به سیاست اقتصادی دولت و علل صدور تصویب‌نامه آزادی ورود البسه و صدور برنج تا میزانی که مضیقه در معیشت عمومی ایجاد ننماید همچنین اجازه ورود قند و شکر به واسطه عدم تکافو و تناسب سهمیه معینه در کمیته خاورمیانه با جمعیت ایران و وجود بازار سیاه و نرخ آزاد قند و شکر و بدی وضع جیره‌بندی و بی‌ترتیبی توزیع کوپن و نرسیدن سهمیه قسمتی از ایالات و ولایات و سوء استفاده جمعی از تجار و مستخدمین شرح مفصلی اظهار و تشریح نمودند اجازه ورود هزار و دویست تن شکر موجوده در گمرک نه تنها باعث زیان دولت نبوده بلکه در جلوگیری از ترقی نرخ بازار آزاد نیز ممکن است تا اندازه‌ای مؤثر باشد.

آقای دکتر مصدق به مناسبت انتشار خبر رادیو لندن مشعر به پیشنهاد دو سفیر کبیر انگلستان و آمریکا به دولت ایران در باب تشکیل کمیته سه نفری از نمایندگان شوروی و انگلستان و آمریکا شرح مفصلی در مضار این پیشنهاد و تناقض آن با مصالح مملکت و تنافی با قانون اساسی و حاکمیت و استقلال کشور ایران بیان و تصریح نمودند هیچ دولتی نمی‌تواند در این قبیل امور که حیات سیاسی مملکت را قطع و استقلال آن را بر باد می‌دهد قبل از عرضه آن به مجلس شورای ملی موافقت کند و هر دولت وطن‌پرستی باید بدون مطالعه این قبیل پیشنهادات را رد نماید و در باب اختلافات محلی معتقد بودند جز در قسمت آذربایجان در هیچ نقطه دیگر اختلافی موجود نیست و آن را هم بدواً بایستی با مذاکره‌ با خود اهالی آذربایجان رفع نمود و چنانچه نتیجه نداد با مذاکره‌ مستقیم با دولت اتحاد جماهیر شوروی حل اختلاف بشود و به هیچ‌ وجه صلاح نیست که با دولتین آمریکا و انگلستان به نام سه دولت وارد مذاکره بشویم.

از دولت شوروی نیز که با این پیشنهاد موافقت نکرده سپاسگزاری نموده و راجع به لزوم حفظ موازنه سیاسی و بی‌طرفی دولت‌ها شمه‌ای بیان و اضافه نمودند آقای تقی‌زاده برای ریاست نمایندگان ایران در سازمان ملل متفقه صلاحیت نداشته و از نظر صلاح و صواب ملت ایران مقتضی می‌دانستند که آقای نخست‌وزیر از کار کناره‌جویی نمایند و تصریح کردند امروزه دولتی لازم است که در بی‌طرفی او هیچ یک از همسایگان تردید ننمایند و قادر باشد که برای مشکلات مملکت راه‌ حلی پیدا کند و اگر راه ‌حل پیدا نشد تا سازمان ملل متفقه در لندن است چاره‌جویی بشود، راجع به عملیات اقتصادی دولت آقای دکتر مصدق اظهار داشتند با هر انحصاری اصولاً مخالف هستند و باید انحصارها به تدریج لغو شوند چنانچه نسبت به ورود دارو که انحصار آن لغو شده در آینده نزدیکی اثر آن مشهود خواهد شد - بودجه بنگاه دارویی نیز بایستی به مجلس تقدیم و رسیدگی شود تا در صورت عدم لزوم این بنگاه را منحل نمایند - در موضوع لغو انحصار قماش و قند و شکر نیز شرحی بیان و عقیده داشتند با تعیین سهمیه قماش در کمیته تدارکات خاورمیانه و کسر واردات و عدم توانایی مردم بخصوص مستخدمین دولت معلوم نیست فعلاً لغو آن چندان مفید باشد باضافه بایستی معلوم شود با وجود انحصار تجارت خارجی چگونه تجار قند و شکر در گمرک وارد کرده و چند برابر قیمت بازار دنیا خواسته‌اند به دولت بفروشند با عمل اخیر دولت و از این ممر قریب سه میلیون و پانصد هزار تومان به ضرر مردم استفاده نمایند پس از آن رونوشت استعفانامه آقای فولادوند را از عضویت کمیسیون دادگستری به مناسبت عدم رسیدگی به اعلام جرم‌های ارجاع شده و دفع‌الوقت کردن کمیسیون قرائت و در توضیح نظریه خود در یکی از جلسات قبل نسبت به مطبوعات و رفع سوء تفاهم تفسیر نمودند مقصودم تمام مطبوعات نبوده بلکه مطبوعاتی هستند که با هیچ سرمایه‌ای اداره نشده و نظری جز خدمت به کشور ندارند.

در خاتمه راجع به اعلام جرم برعلیه آقای بدر وزیر اسبق دارایی که به کمیسیون عرایض ارجاع شده به استناد مواد 283 و 153 و 20 قانون جزایی نامبرده را مجرم و قابل تعقیب دانسته تقاضا نمودند کمیسیون با در نظر گرفتن این نکات گزارش مقتضی صادر نمایند.

آقای وزیر فرهنگ یک فقره لایحه راجع به اصلاح قانون شورای عالی فرهنگ به قید فوریت تقدیم و آقای وزیر دارایی مجدداً شرحی در پاسخ آقای دکتر مصدق توضیحاً ایراد و آقای وزیر بهداری نیز مختصری دایر به لزوم نگاهداری بنگاه دارویی جهت تهیه دوا برای وزارت بهداری و بنگاه‌های دولتی به قیمت ارزان و جلوگیری از گران‌فروشی دارو و تعدی به مردم اظهار نمودند آقای وزیر کشاورزی نیز یک فقره لایحه راجع به سازمان بنگاه مستقل آبیاری به مجلس تقدیم و تقاضا نمودند در تصویب آن همچنین قرائت لایحه ایجاد صندوق تعاون کشاورزان مجلس شورای ملی تسریع نمایند جلسه آینده روز پنجشنبه بیستم دی ماه سه ساعت پیش از ظهر موکول و دستور آن بقیه مذاکرات آقایان نمایندگان و طرح لوایح موجوده تعیین و مجلس سی و پنج دقیقه بعد از ظهر ختم شد.

نایب رئیس - آقای امینی در صورت جلسه اعتراض دارید؟

امینی - بلی.

نایب رئیس - بفرمایید.

امینی - مخصوصاً استدعا می‌کنم آقای مخبر روزنامه اطلاعات توجه بفرمایند دیروز جناب آقای دکتر مصدق در بیانات خودشان فرمودند کاری نکنید که در اول جوانی یک نامی داشته باشید که عمری به زشتی از شما یاد بشود (صحیح است) بنده استدعا می‌کنم آقای دکتر مصدق این موضوع را توجه بفرمایند و اگر خلاف حقیقت است تذکر بدهند در یک قسمت هم در روزنامه اطلاعات خواندم که اصلاً قضیه مسخ شده است (طباطبایی - این که مربوط به صورت مجلس نیست) مربوط به صورت جلسه است (طباطبایی - صورت جلسه آنجا است) در روزنامه اطلاعات نوشته است که آقایان متوجه این مطالب شده و در رأی خود تجدیدنظر بکنند و مثل آقای امینی در اول جوانی نامی به زشتی برای خود تهیه نکنند این درست مسخ مطلب است استدعا می‌کنم مطلب را تصحیح بفرمایید. دیگر این که در صورت جلسه ذکر شد که آقای ثقه‌الاسلامی در بیانات‌شان دیروز راجع به صدور برنج فرمودند که دولت با یک تصویب‌نامه صدور برنج را آزاد می‌کند و باعث گرانی برنج می‌شود بنده خواستم عرض کنم که آقا توجه بفرمایید در مطالبی که ذکر می‌فرمایید مخصوصاً در مطالب اقتصادی و سیاسی هر دو را توجه بفرمایید که درش دقت بیشتری بشود. آقایان نمایندگان گیلان اطلاع کامل دارند و مخصوصاً آقایانی که در گیلان علاقه دارند و یا بوده‌اند تمام اطلاع دارند که در سال در حدود چهل هزار تن برنج از گیلان و مازندران صادر می‌شود، برنج چمپایی که ابداً مصرف محلی ندارد اگر این برنج صادر نشود و بماند می‌پوسد و رعیت هم که باید این برنج را بفروشد والا در حقیقت دچار فقر و مسکنت می‌شود (صحیح است) و قوه خریدش کم خواهد شد بنده استدعا می‌کنم که مخصوصاً این نکته را توجه بفرمایید.

نایب رئیس - آقای امینی در صورت جلسه بفرمایید.

امینی - اجازه بفرمایید این در صورت جلسه ذکر شده آخر بنده چطور می‌توانم نگویم. عرض کنم که بنده یک تلگرافی دارم و شاید آقایان هم اطلاع داشته باشند.

پوررضا - مربوط به صورت جلسه بفرمایید.

نایب رئیس - مربوط به صورت جلسه نیست.

امینی - استدعا می‌کنم اجازه بفرمایید چون این موضوع مربوط به برنج است و مربوط به صورت جلسه است عرض کنم کراراً هر یک از آقایان می‌آیند اینجا راجع به همه چیز صحبت می‌کنند بنده ممکن نیست از آن بگذرم این تلگراف از طرف صد نفر از تجار گیلانی است که الان مقیم تهران هستند و شهرداری جلوی برنج صادراتی آنها را گرفته است و چون اینها در رشت دیگر خرید نمی‌کنند رعایا دچار مضیقه شده‌اند و شکایت کرده‌اند و برنج‌ها مانده است و بنده تقاضا دارم که دولت شخصاً توجه بکند و شهرداری هم در این قضیه تجدیدنظر بکند و این ارتباط با مصرف تهران ندارد چون برنج صدری در اینجا در حدود پانزده هزار تن موجود است که آن هم مصرف شهر تهران است و آنچه که آقای دکتر مصدق اشاره فرمودند راجع به سوء سیاست دولت اعم از مطالب سیاسی و اقتصادی یکی‌اش هم این قسمت است که بدون مطالعه این قسمت را انجام داده‌اند و بنده دیگر بیش از این عرضی ندارم.

نایب رئیس - آقای شریعت‌زاده راجع به صورت جلسه نظری دارید؟

شریعت‌زاده - اجازه‌ای که بنده خواستم هم راجع به صورت جلسه بود و هم راجع به مطلب دیگر. در صورت جلسه بنده را دیرآمده بی‌اجازه نوشته‌اند در صورتی که بنده مدتی مریض بودم (صحیح است) و به ریاست مجلس شورای ملی هم اعلام کردم با تصدیق طبیب. مطلب دیگری هم که می‌خواستم عرض کنم و اجازه بنده محفوظ است مستند است به ماده 109 نظامنامه مجلس شورای ملی که دیروز راجع به کمیسیون قوانین دادگستری صحبت شده است و بنده اجازه می‌خواهم در آن باب صحبت کنم.

نایب رئیس - مرخصی جنابعالی تصویب می‌شود. آقای ثقه‌الاسلامی راجع به صورت جلسه اعتراض دارید؟

ثقه‌الاسلامی - بنده مختصر اعتراضی داشتم، اعتراضی نداشتم و فقط می‌خواستم تصحیح

+++

بکنید آنچه را که بنده عرض کردم راجع به برنج و غیره بنده مخصوصاً راجع به برنج حرف نمی‌زدم برای تصویب‌نامه‌هایی بود که تصویب‌نامه صادر می‌کنند امروز آزاد می‌کنند فردا دوباره لغو می‌کنند و دوباره آزاد می‌کنند در نتیجه این تصویب‌نامه‌ها برنج در خود تهران موجود است آن وقتی که تصویب‌نامه صادر نشده بود برنج نمره یک در تهران دوازده قران بود حالا شده تقریباً بیست و پنج قران و دست ما نمی‌رسد بخریم و این هم که ایشان فرمودند که چمپا را از رشت و مازندران و گیلان نمی‌گذارند بیاید اینجا و صادر بکنند این محسوس است والا خود من که چهل هزار تن یا بیست هزار تن اجازه می‌گرفتم مقصودم تصویب‌نامه بود نه برای برنج.

نایب رئیس - در صورت جلسه اعتراض دیگری نیست؟ (گفته شد - خیر) صورت جلسه تصویب شد - دو سه نفر از آقایان پیشنهاد ورود به دستور را کرده‌اند و پنج شش نفر هم از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند.

محمد طباطبایی - رأی بگیرید.

صادقی - بنده مخالف هستم.

نایب رئیس - آقای مجد ضیایی و آقای حاذقی پیشنهاد ورود به دستور کرده‌اند، پیشنهاد آقای مجد ضیایی قرائت می‌شود:

(این طور خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم لایحه سه دوازدهم در دستور امروز قرار گیرد.

هاشمی - و همچنین آقای حاذقی هم به همین مضمون پیشنهاد داده‌اند.

مجد ضیایی - عرض کنم ده روز مانده است که حقوق مستخدمین پرداخت شود و لایحه بودجه باید بگذرد و در این دو تا ماده‌ای که هست و چند بند دارد در آن بندها سیل نطق جاری خواهد شد استدعا می‌کنم در آن بندها آقایان اگر مطالبی دارند بفرمایند و بودجه را مطرح کنیم تا مردم هم بلاتکلیف نباشند (صحیح است) هیچ گونه پولی نمی‌دهند برای این که می‌گویند بودجه تصویب نشده است مطرح فرمایند و هر مطلبی آقایان دارند در موقع بندها بفرمایند (صحیح است)

محمد طباطبایی - رأی بگیرید.

نایب رئیس - آقای صادقی

صادقی - بنده آقا با ورود به دستور مخالف هستم و متأسفانه و بدبختانه در کشور عزیز ما هر قدر یک نفر بخواهد خونسرد باشد و قادر بر اداره اعصاب خودش باشد وضعیتی پیش می‌آید مخصوصاً در مجلس ما که او را از حال عادی و طبیعی خارج می‌کند (صحیح است) بنده تقریباً چهار پنج جلسه است اینجا عرض می‌کنم که مطالبی دارم قسم خوردم و باز هم قسم می‌خورم که مطالب من برعلیه بانک ملی نباشد (قبادیان - شما چند جلسه است اجازه می‌خواهید بنده دو ماه است) چون آقای وزیر دارایی تشریف ندارند در بودجه نمی‌شود صحبت کرد بنده اجازه می‌خواهم در حدود چهار پنج دقیقه مطالبی دارم عرض کنم مطالب بنده آقا عبارت از این بود.

نایب رئیس - آقای صادقی شما مخالفت‌تان با ورود در دستور است من باید اول رأی بگیرم.

بعضی از نمایندگان - عده برای رأی کافی نیست.

صادقی - حالا که عده برای رأی کافی نیست می‌شود مذاکره کرد.

فداکار - وزیر دارایی نیست که لایحه بودجه مطرح شود.

نایب رئیس - مجلس باید اجازه بدهد که شما صحبت‌تان را بکنید. آقایان موافقت می‌کنید که ایشان صحبت‌شان را بکنند؟

بعضی از نمایندگان - بفرمایید صحبت‌تان را بکنید.

نایب رئیس - بنابراین نوبت آقای اردلان است بعد آقای صادقی.

اردلان - بنده نوبت خودم را می‌دهم به آقای صادقی.

نایب رئیس - آقای مجد ضیایی پیشنهادتان را پس گرفتید یا رأی بگیریم؟

فداکار - وزیر مسئول نیست.

نایب رئیس - باید نظامنامه را رعایت کنیم.

فرمانفرمائیان - بگذارید ایشان حرف‌شان را بزنند بعد رأی بگیریم.

نایب رئیس - ایشان به نام مخالفت با ورود در دستور اجازه خواسته‌اند حضرت والا که مخصوصاً آگاهی به آیین‌نامه مجلس دارند من نمی‌توانم به ایشان اجازه بدهم که حرف بزنند باید اول رأی بگیریم. رأی می‌گیریم به ورود در دستور آقایانی که موافق هستند قیام بفرمایند (عده کمی برخاستند) تصویب نشد. حالا آقای صادقی بفرمایید.

2- بیانات قبل از دستور آقایان صادقی، اردلان و مهندس فریور

صادقی - همه ما می‌دانیم بانک ملی یک مؤسسه‌ای است هر قدر تأیید یا تنقید از دستگاه هیئت حاکمه یا وضع خودش بشود به مناسبت حسن اداره و نظم کاملی که در این بنگاه هست شامل بانک ملی نخواهد شد چنانچه تا حال هرچه گفتگو راجع به بدی دستگاه دولت و هیئت حاکمه شده است هیچ تنقیدی نسبت به وضع بانک ملی ایران نبوده است. چرا؟ برای این که بانک ملی ایران یک بنگاهی است که به عقیده بنده از سال 1307 که این بنگاه تأسیس شده است و تا به حال که در حدود هفده سال است مشغول کار است این بنگاه با نهایت خوبی و با نهایت نظم کار خودش را انجام داده است و تا کسی ارتباط به امور بانکی نداشته باشد و نرود و نبیند در کشورهایی که آنها معاملاتی با بانک ملی ایران دارند چه احترام و چه عظمتی برای بانک ملی ایران قائل هستند نمی‌داند که این بانک چه نظم و نظاماتی داده و برای ما خیلی قیمتی است و این را به هر نحوی هست باید نگاه داشت من تردید ندارم که بانک ملی ایران اعم از کارمندانش یا مدیرانش اشخاصی هستند که من قسم می‌خورم و مدافع این هستم که در بانک ملی ایران در ظرف این هفده سال تأسیس به خدای احد و واحد یک کار بی‌قاعده نشده است و اگر اشخاصی هم بوده‌اند سه نفر یا چهار نفر از کارمندان بانک که بد بوده‌اند بعضی کارمندان کوچک بانک آنها به قدری به عقوبت و کیفر خودشان رسیده‌اند که هیچ در سایر ادارات ما نظیر نداشته است.

اخیراً در آذربایجان وضعی برای بانک ملی پیش آمده است بانک ملی تبریز خودش در سال 1307 یعنی در اواخر 1307 تأسیس شده است و به قدری منظم کار کرده است که من برای اطلاع آقایان عرض می‌کنم که بانک ملی ایران فعلاً در وضعیتی است و در وضعیتی بود که بانک شاهی که تمام کارهای مالی کشور ایران را در دست داشت مجبور شد که تمام شعب را جمع کند و به غیر از مرکز و سه چهار شعبه دیگر شعب دیگرش هیچ قابل استفاده و قابل صرفه نبود.

به طوری که بنده می‌شنوم آنجا وضعیتی پیش آمده است که وجوه مردم را بانک نمی‌دهد (یک نفر از نمایندگان - در کجا؟) در تبریز این البته نتیجه‌اش این می‌شود که در سایر جاها هم در بانک ملی ایران که مؤسسه‌ای است که به قدر چشم من عزیز است و البته بانک ملی ایران مثل خانه پدری من است. خانه پدری که از آن نرنجیده‌ام مدت خدمت من بیشتر در وزارت دارایی بوده است من دوازده سال در بانک ملی ایران کار کرده‌ام والله هر وقت از بانک می‌گذرم مثل خانه پدری به آنجا نگاه می‌کنم خانه پدری که از آنجا نرنجیده‌ام در وزارت دارایی شاید مرا رنجانده‌اند ولی بانک ملی مؤسسه‌ای است که مرا نرنجانده است و همه آن را دوست دارند این نتیجه‌اش این شده که یک دفعه اگر در تبریز فرض بفرمایید در مقابل چک یک نفری که وجهی در حساب خودش دارد پرداخت نشد این مؤثر می‌شود در مرکز در سایر ایالات و حتی در سایر کشورها من تردیدی ندارم در لیاقت و حسن نظر آقای ابتهاج مدیر بانک ملی اولاً من مدافع آن هستم که آقای ابتهاج یک مرد وطن‌پرست بسیار صمیمی است (صحیح است) ثانیاً یک آدمی است مسلط بر اوضاع در بانک خوشبختانه حتی در زمان سابق هم شاه سابق هم نخواست بانک ملی ایران هم وضعش با تعیین رؤسای بد خراب بشود به طوری که می‌بینیم بانک ملی ایران رؤسایش پس از رفتن آلمانی‌ها اول آقای زند بود بعد آقای علا بعد مرحوم فرزین بود بعد امیر خسروی بعد هم آقای ابتهاج اینها مردمانی هستند که به هیچ کدام از آنها نمی‌شود بد گفت (تهرانچی - امیر خسروی آقا) امیر خسروی هم در بانک ملی بدی نکرد (تهرانچی - تمام خرابی‌های بانک ملی از امیر خسروی است) تمام بانک را به نظم و عظمت امروزی امیر خسروی رساند بی‌انصافی نکنید آقای تهرانچی من وارد هستم استدعا می‌کنم اجازه بفرمایید من عرضم را بکنم به طور خلاصه عرض می‌کنم من اطمینان این را دارم که اگر امروز یک وضعی پیش می‌آید بالاخره به این منجر می‌شود (البته من نمی‌گویم سلب اعتماد مردم می‌شود) ولی تا اندازه‌ای رنجش مردم از بانک ملی ایران فراهم می‌شود چرا؟ برای این که بانک ملی ایران عرض کردم باز هم تکرار می‌کنیم که شما اگر بروید به مراکز مهم مالی دنیا می‌بینید که بانک ملی ایران یک عظمتی دارد یک اهمیتی دارد آنجاها حتی در کشورهایی که متأسفانه خود ایران را خوب نمی‌شناسند بانک ملی ایران شناخته شده است این را تمام آقایان بازرگانان می‌توانند تأیید کنند (صحیح است) بنابراین وضعیتی که در بانک تبریز پیش می‌آید فرض کنید یک سربازخانه‌ای را اشغال کنند یا یک قسمت از کشور به یک حالی بیفتد با اعاده و با پس گرفتن از افراد عیناً باز می‌گردد ولی موضوع اعتبارات مالی و موضوع بانک

+++

ملی طوری نیست وقتی که تا اندازه‌ای جریحه‌‌دار شد آن را فوری نمی‌شود برگرداند (صحیح است) این محقق است. این دیگر حدود و ثغور و انتقال و تصرف و اینها را نمی‌شنود (صحیح است) بنده حس می‌کنم و تا اندازه‌ای می‌بینم امروز اغلب بازرگانان و متمولین که اینجا هستند احتیاط دارند از این که حساب خود را و وجوه خودشان را در بانک ملی ایران بگذارند (صحیح است) البته به عقیده بنده این خیلی بیجا است و نظر بنده این بود که خواستم آقای وزیر دارایی یا خود مدیر کل بانک توضیح بدهند که وضع معاملات بانک‌های آذربایجان چه بوده؟ و اگر وجوهی پرداخت شده از چه راه بوده است؟ این تا اندازه‌ای اطمینان خاطر دیگران را هم جلب می‌کند حالا به عقیده بنده بانک ملی ایران در آنجا فرض کنید بانک آنجا یا چهار میلیون یا پنج میلیون بدهی داشته است به اشخاص این را ندادنش شاید ضررش بیشتر از دادنش باشد چرا؟ برای آن که طلبکاران دو جور هستند یکی بازرگانانی هستند که وجوهی دارند باید بگیرند و بدهند به طرف‌هاشان و اعتبارات‌شان را حفظ بکنند و یکی هم مردمی هستند که ما آنها را تشویق کردیم. ترغیب کردیم برای سپردن وجوه خودشان به بانک فرض بفرمایید یک زنی و یا یک بچه‌ای که پنجاه تومان پول خود را به صندوق صرفه‌جویی آنها سپرده است اگر بانک آن را نداد مضافاً به این که باعث رنجاندن او می‌شود یک قدری صدمه به اعتبارات بانک می‌زند و این تقاضا را بنده از اشخاصی که امروز در تبریز کارها را اداره می‌کنند از آنها هم دارم من به آنها خطاب می‌کنم و می‌گویم که بانک ملی ایران مؤسسه‌ای است که اگر کسی خودش را ایرانی می‌داند باید آن را حفظ کند (صحیح است) (یک نفر از نمایندگان - آنها رسمیت ندارند) باید ترتیبی کرد که این مؤسسه هم اعتبارات داخلی و هم اعتبارات خارجی خودش را کاملاً حفظ بکند بنابراین بنده استدعا می‌کنم که هم آقای وزیر دارایی و هم آقای مدیر کل بانک در این مورد بخصوص یک توجه خاصی بکنند اگر وجوه مردم آنجا پرداختنی است آنجا بپردازند یا راه را باز بکنند اشخاصی که مطالباتی در تبریز دارند اینجا بپردازند. اینجا بتوانند بگیرند اینجا دفاتر هست این که می‌گویند ممکن است دفاتر تطبیق نکند خلاف است و این را خود آقای ابتهاج هم می‌دانند والله بانک ملی ایران نمونه‌ای است که ایرانی قادر است خودش خود را اداره بکند (صحیح است) بانک ملی ایران نمونه‌ای است بر این که ایرانی مختلس نیست. ایرانی بد نیست. دزد نیست. بنده در بانک ملی ایران دوازده سال خدمت کرده‌ام به قدر یک روز این مجلس عصبانی نشدم چرا؟ برای این که هر کار به دقیقه خودش، به ساعت خودش انجام می‌شود به قدر نیم ساعت که بنده را امروز اینجا عصبانی کردید در دوازده سال خدمت بانک عصبانی نشدم (تهرانچی - خوب است بانک یک قدری هم به جنبه اقتصادی مملکت کمک کند تنها جنبه صرافی نداشته باشد) بنده فعلاً از آقایان نمایندگان محترم و هم از آقای وزیر دارایی و هم از آقای مدیر کل بانک استدعا می‌کنم به این کار ترتیبی بدهند تا همه بفهمند که بانک ملی ایران همان بانک سابق است و بنده نروم حساب خودم را آنجا بکشم و دارایی خودم را از آنجا بکشم و ببرم به جای دیگر بگذارم این یک صدمه‌ای است برای بانک و اعتبار بانک و اگر این رویه ادامه داشته باشد شما به تدریج می‌بینید که در ظرف ده روز یک قسمتی از سرمایه‌ها به تدریج و غیرمستقیم منتقل می‌شود به جاهای دیگر. بنده برای این که زیاد وقت آقایان را نگرفته باشم با خیلی اصرار آمدم اینجا با امتنان برمی‌گردم و خواهش می‌کنم که در این باب توجه خاصی بکنند و یا آقای وزیر دارایی یا خود آقای مدیر کل بانک بیایند اینجا توضیح بدهند و یا در جراید توضیح بدهند و وضع بانک تبریز را ترتیبی بدهند که اگر اشخاص در آنجا وجوهی دارند یا اماناتی دارند امانت خودشان را بتوانند از آنجا بگیرند (صحیح است) بنده نمی‌دانم این بانک دست کیست ولی ترتیبی می‌شود داد (صحیح است) ترتیبی می‌شود داد که هم آن نظری که آقا دارند تأمین شده باشد هم به یک بانک ملی ایران صدمه و لطمه نخورده باشد این را می‌شود اصلاح کرد.

نایب رئیس - آقای اردلان (اجازه)

قبادیان - این چه ترتیبی است؟ این که نمی‌شود همیشه یک عده مخصوصی بروند پشت میز صحبت کنند و کسی دیگر صحبت نکند من مدتی است اجازه خواسته‌ام (صدای زنگ)

اردلان - آقای قبادیان اجازه بفرمایید اتفاقاً حالا یک نفر از هم‌ولایتی‌های شما می‌خواهد صحبت کند بنده با کمال اطمینان قول می‌دهم که خیلی مختصر صحبت کنم ولی ملاحظه بفرمایید بعضی مطالب هست که نمی‌شود صرف‌نظر کرد و باید گفت و راهی هم ندارد جز این که قبل از دستور صحبت کرد. بنده فکر می‌کنم که چیزی به آخر دوره چهاردهم نمانده و ما هیچ فکری برای دوره فترت نکرده‌ایم این بود که بنده فکر کردم و در این خصوص مطالعه کردم و به قانون اساسی مراجعه کردم و خواستم نظری که در این خصوص دارم به آقایان عرض کنم (فداکار - واقعاً خیلی صحیح است) اگر به نظر شما اهمیت ندارد عرض نمی‌کنم ولی به نظر بنده قضیه بسیار مهمی است و در نتیجه عرایضی که بنده اینجا خواهم کرد و امیدوارم که آقایان مدیران جراید و ارباب قلم در این خصوص کمک فکری بکنند که ما بتوانیم یک راه‌هایی را پیدا کنیم که با قانون اساسی وفق بدهد و به صلاح و صواب مملکت هم باشد این را برای مدت فترت عمل کنیم. اولاً بنده فکر کردم که آیا ممکن است که اصلاً فترتی به وجود نیاید، هرچه فکر کردم دیدم غیرممکن است. دو اشکال در مملکت به نظر بنده رسید یکی این بود که به نظر بنده اهالی مملکت ایران انتظار دارند که انتخابات دوره پانزدهم را با یک قانون جدید انتخابات شروع کنیم و با این قانون قدیم زیاد موافقت ندارند و درخواست‌های متوالی چه به مجلس شورای ملی و چه به آقایان نمایندگان رسیده است و درخواست تجدیدنظر در این قانون را کرده‌اند. این قانون هم لایحه‌اش از کمیسیون تجدیدنظر به مجلس تقدیم شده و جزء دستور هم هست بنده چند بار تقاضا کردم که اجازه بدهند شور اول این قانون مطرح بشود و نظر نمایندگان نسبت به تجدیدنظر در قانون انتخابات معلوم شود در شور اول رأی هم که نمی‌گیرند باز هر پیشنهادی هست هر مطلبی هست برمی‌گردد دوباره به کمیسیون دولت هم هر نظری که دارد می‌آید در آن کمیسیون اظهار می‌کند و این مطلب را بنده مخصوصاً در موقعی که آقای حکیم‌الملک داشتند کابینه‌شان را تشکیل می‌دادند یک هفته هم وقت بود کاری هم نداشتیم التماس کردم استدعا کردم ولی مثل بسیاری از مطالبی که عرض کردم و توجه نشد این هم مثل آنها توجهی بهش نشد در هر صورت حالا هر چقدر هم ما در این کار سریع اقدام کنیم و همین تجدیدنظر قانون انتخابات را جزء دستور بگذاریم تصور نمی‌کنم که زودتر از آخر بهمن حاضر بشود چون باید این طبع و توزیع بشود البته باید اهالی مملکت مسبوق بشوند که با چه قانونی سر و کار خواهند داشت این یکی از عللی است که بنده تصور می‌کنم حتماً این فترت را به وجود خواهد آورد یکی هم این قانونی است که اسمش را گذاشته‌اند قانون تحریم انتخابات و به نظر بنده اسم درستی برای آن نگذاشته‌اند برای این که ما نگفتیم که محروم باشیم از انتخابات ما گفتیم هر وقت خانه ما از اغیار خالی شد انتخابات را شروع می‌کنیم و این هم حرف مشروعی بود که به عقیده بنده در همه جای دنیا هم قابل قبول است (فرهودی - اسم آن قانون اناطه انتخابات باید باشد) (پروین‌گنابادی - اسمش را مبطل مشروطیت بگذارید) بالاخره اسمش قانون تحریم انتخابات گذاشته شده و به نظر بنده بی‌‌انصافی است من خودم از اشخاصی بودم که به این قانون رأی دادم و آن روز هم که رأی دادم و حالا هم که این عرض را می‌کنم روی این عقیده رأی دادم که بعد از یک دوره دیکتاتوری که انتخابات دستوری بود باید ما در مملکت یک انتخابات آزادی را شروع بکنیم انتخابات آزاد لازمه‌اش این است که امنیتی در مملکت ایجاد شود و لازمه امنیت مملکت هم این است که دست دولت باز باشد آقایان توجه دارند که دیروز سر انتخابات انجمن‌های ایالتی و ولایتی در قزوین یک نفر را کشتند و دو نفر را هم مجروح کردند (تهرانچی - تلگراف هم کرده‌اند) بنده هم دیدم آن تلگراف را اگر دست دولت باز باشد که امنیت را برقرار کند اصلاً انتخابات آزاد میسر نیست برای این که آزادی انتخابات وقتی میسر است که عقاید و افکار مختلف با هم تماس پیدا کنند و اصطکاک پیدا کند و هرکس هر نظری دارد عقاید خودش را بگوید و هرکس توانست عقیده خودش را پیش ببرد اکثریت به دست بیاورد و این کار فقط در سایه امنیت انجام می‌شود بنابراین نتیجه فکر من این بوده که ممکن نیست ما فترتی نداشته باشیم بعد بنده فکر کردم که این فترت چه مدت خواهد بود در این مدت هم مطالعه کردم به نظر من زودتر از خرداد 1325 نمی‌شود که مجلس دوره پانزدهم افتتاح شود پس حداقل سه ماه دوره فترت خواهیم داشتیم حالا ببینیم که در ظرف این سه ماه چه کار ما باید بکنیم نظرهای مختلفی در این خصوص اظهار شده بنده شخصاً معتقدم با این که احترام می‌گذارم به مقام سلطنت ولی صلاح نیست که در آن موقع شخص پادشاه با چند نفر وزیرش در یک چنین موقع خطیری عهده‌دار مسئولیت امور مملکت باشند باید پشتیبانی داشته باشند و اگر یک وضعیت عادی بود چندان اشکالی نداشت ما خیلی دوره فترت دیدیم بنده خودم در دوره عمر خودم در مملکت فترت چند ماهه، پنج ماهه، شش ماهه، یک ساله بلکه چند ساله دیدم ولی حالا به نظر بنده صلاح نیست دلیلش هم همین کمیسیون سه‌جانبه بود که به آن آقایان این قدر اعتراض می‌کنند که ما آن بیانیه را که ما نوشتیم و امضا کردیم و جناب آقای دکتر مصدق هم امضا فرمودند و

+++

به دولت تذکر دادیم باعث شد که دولت نظریه ما را قبول کند ولی اگر یک پشتیبانی نباشد برای دولت ممکن است قضایایی پیش بیاید که برای دولت گران تمام بشود یک نظر دیگری هم برای موقع فترت به وجود آمده بودکه گفتند که مجلس شورای ملی یک هیأتی مرکب از بیست و پنج نفر معین کند که این هیئت در موقع فترت پشتیبان دولت باشند به نظر بنده این قضیه هم به هیچ‌وجه صلاح نیست.

چون این قضیه در مجلس گفته شد دو نفر از آقایان نمایندگان در این باب صحبت کردند آقای طوسی پیشنهاد دادند و آقای آصف نماینده کردستان هم در این زمینه مذاکراتی فرمودند من این را به ذهن سپردم به نظر من این هم صلاح نیست چرا ما اهل این مملکت هستیم توی این شهر هستیم گله و شکایت مردم از این چراغ برق مجلس یا فرش مجلس نیست گله از تصمیمات مجلس است تصمیمات مجلس هم مال اکثریت مجلس است کی آن را آن بیست و پنج نفر را معین خواهد کرد؟ همان اکثریتی که مردم اظهارنظر خوبی نسبت به آن نمی‌کنند. نتیجه‌اش این می‌شود که مجلس فعلی اختیارات خودش را به یک عده محدودتری واگذار کرده که نماینده مستقیم همان اکثریت خواهند بود در مقابل هم یک اقلیتی نیست که در یک موقعی بتواند فریاد بکند بنابراین به نظر بنده صلاح نیست، یک راه دیگری نماینده محترم گمان می‌کنم آقای مهندس فریور بودند که فرمودند چون در قانون اساسی یک ماده راجع به وکلای شهر تهران داریم ما می‌توانیم از این اصل قانون اساسی استفاده کنیم که چون قشون خارجی هم در تهران نیست این وکلای تهران بیایند انتخاب بشوند به انتخاب مردم و در موقع فترت کار کنند (صفوی - وکلای تهران بر سایر وکلا امتیازی ندارند) اجازه بدهید به نظر بنده این هم به هیچ‌وجه صلاح نیست من چون این قضیه را تماماً مطالعه کرده‌ام به هیچ‌وجه صلاح نیست چون یک موقع باریکی است ما نمی‌توانیم اصلاً مرکز و ولایات را از هم تفکیک کنیم (هاشمی - صحیح است) چون اهالی تهران به هیچ‌وجه نمی‌توانند (مهندس فریور - پیشنهاد من این نبود) پیشنهاد شما این نبود؟ بسیار خوب این فکر در هر صورت بود حالا ببینیم چه راه دیگری به نظر می‌رسد بنده مطالعه کردم این قسمت را در ابتدا خواستم این مطلب را بگویم و حالا هم عرض می‌کنم که هرچه در اینجا عرض می‌کنم نظر شخصی خود بنده است در مجلس نظر هر شخصی قابل بحث است و قابل انتقاد مجلس شورای ملی هم برای همین است ما آمده‌ایم فکری بکنیم بنده فکر می‌کنم که اگر ما در قانون اساسی تمدید دوره‌ای را مخالفش را پیدا نکنیم یعنی نبینیم در قانون اساسی یک اصلی که منع بکند که دوره‌ای را بشود تمدید کرد و بعکس یک اصلی باشد که اجازه بدهد که تمدید بکنند دوره‌ای را گمان می‌کنم که این مشکل حل شده باشد (شهاب فردوسی - این را قانون اساسی اجازه نمی‌دهد) اجازه بفرمایید اگر عرض نکردم آن وقت اعتراض بکنید یک قدری تأمل بفرمایید (شهاب فردوسی - در قانون اساسی همچو اجازه‌ای داده نشده) این قضیه بسیار مهمی است اگر اجازه نمی‌دهید عرض نمی‌کنم (نمایندگان - بفرمایید آقا) در اصل پنجم و اصل پنجاهم قانون اساسی به طور صریح معین کرده است که دوره مجلس شورای ملی دو سال است یک عبارت فارسی است و ابداً قابل تعبیر و تفسیر نیست و در آن تفسیری هم نمی‌شود داد و اگر تنها این اصل قانون اساسی در قانون اساسی بود که دوره دو سال است و یک موادی هم نبود که با این اصل تناقض داشته باشد بنده عرضی نمی‌کردم ولی در این قانون اساسی یک اصل دیگری هست اصل هفتم متمم قانون اساسی که می‌گوید اساس مشروطیت جزئاً و کلاً تعطیل‌بردار نیست یعنی اگر یک فورس ماژور و یک حوادث غیرمترقبه‌ای پیش آمد اساس مشروطیت نباید تعطیل بشود چیزی که خیلی روشن است و فارسی صاف است که الان می‌خواهم اصل چهل و دو متمم قانون اساسی است. در اصل چهل و دو متمم قانون اساسی به طور صریح پیش‌بینی شده است که اگر به جهاتی مجلس شورای ملی دوره‌اش منقضی شد و وکلای دوره بعد هم انتخاب نشده بودند وکلای سابق باید انجام وظیفه بکنند اگر این اصل را بنده برای آقایان خواندم و روشن شد قبول خواهند فرمود و قضیه حل شده است اصل چهل و دو متمم قانون اساسی اجازه بفرمایید بنده تا آخر بخوانم بعد توضیح می‌دهم. «هرگاه دوره وکالت وکلای هر دو یا یکی از مجلسین در زمان حیات پادشاه منقضی شده باشد و وکلای جدید در موقع رحلت پادشاه هنوز معین نشده باشند وکلای سابق حاضر و مجلسین منعقد می‌شود» . . .

یکی از نمایندگان - چه ارتباطی با این اوضاع دارد.

شهاب فردوسی - این تفسیرها را در قانون اساسی کردید که کار به اینجا رسید.

اردلان - شما نمی‌خواهید من حرف بزنم . . .

شهاب فردوسی - حیف از شما که این افکار را تعقیب می‌کنید.

فداکار - خوب بود در مورد رضا شاه این حرف را زده بودید.

اردلان - بنده اولاً خیلی متأسف هستم که اینجا موضوع رحلت پادشاه مطرح است البته این قضیه را بسیار به دل ناگوار می‌گیرم از این موضوع می‌گذرم (خنده نمایندگان) ولی در قانون اساسی یک موضوع را پیش‌بینی می‌کند، پیش‌بینی می‌کند که اگر به این دلیل که بنده عرض کردم دوره‌ای منقضی شد و پادشاه وقت نبود که فرمان انتخابات را صادر کند و انتخابات در مملکت انجام بشود و وکلای دوره بعد بیایند وکلای دوره سابق می‌توانند انجام وظیفه نمایند (پوررضا - قیاس مع‌الفارق است) عرض کردم یک قضیه‌ای است که قابل بحث است من نگفتم که شما قبول بکنید (پوررضا - پیشنهادش را هم نکنید) اجازه بدهید بنابراین وقتی که در سرتاسر قانون اساسی یک اصلی نیست که منع کرده باشد تمدید یک دوره‌ای را و در صورتی که در قانون اساسی حق داده باشد که وکلای سابق می‌توانند انجام وظیفه کنند (پروین گنابادی - از وکلای سابق مردم چه خیری دیدند) به نظر من می‌توان از این اصل قانون اساسی استفاده کرد، آقای پروین گنابادی صحیح می‌فرمایند که از این وکلای دوره چهاردهم مملکت خیری ندید (فداکار - مملکت را خراب‌تر هم کردند) اجازه بدهید این فرمایش اگر هم صحیح باشد یک فرمایشی شما باید در قبال آن بفرمایید این مجلسی را که می‌فرمایید اکثریت آن صحیح نیست یک اقلیت صالحی را قائل هستید برای آن یا خیر؟ (صمصام بختیاری - خیر آن را هم قائل نیستیم) اگر در همین مجلس یک اقلیت صالحی برای آن قائل هستید پس بنابراین همین مجلس ناقص وجودش بهتر از عدمش است شما فکر کنید که مجلس نداشته باشید انتخابات دوره پانزدهم هم تمام نشده باشد آیا صلاح هست که با این وضع مملکت ما مملکت را همین طور نگاهداریم و با این وضعیت دشوار مملکت کسی نباشد که پشتیبان دولت باشد (امینی – اگر الان مجلس نبود این کمیسیون سه نفری را تصویب می‌کردند) الان تأیید عرض بنده را آقای امینی فرمودند بنده خودم هم عرض کردم اگر همین چند روز پیش آقای دکتر مصدق این کاغذ را نیاورده بودند من و چند نفر دیگر امضا نکرده بودیم این چیز سه‌گانه رد نمی‌شد. همین مجلس ناقص که شما به او اعتراض دارید یک همچو قدرتی به خرج داد و نگذاشت (فداکار - فایده‌ای نداشت) باز هم اگر شما می‌گویید که این راه غلط است من قبول دارم که یک راه بهتری نشان بدهید (هاشمی - انتخابات را شروع کنید) به نظر بنده صلاح نیست و حالا می‌خواهم از عرض خودم نتیجه بگیرم چون آقای مهندس فریور فرمودند بیش از پانزده دقیقه طول نکشد (مهندس فریور - بفرمایید بیست و پنج دقیقه طول کشید) (حاذقی - خیر طول نکشید) به عرض خودم خاتمه می‌دهم آن این است که بالاخره باید خواهی نخواهی این مطلب را در مجلس بیاوریم و مطرح بکنیم غیر از این راهی برای این کار متصور نیست. بنده این را به صورت یک طرحی تهیه کرده‌ام من نمی‌گویم آقایان با این طرح موافق باشند و این طرح من تصویب بشود، ابداً، ولی همین قدر که شما این را امضا کردید می‌توانیم این را جزء دستور بگذاریم و درش بحث بکنیم، من نظرم این است، شما نظرتان این است، بحث می‌کنیم (فداکار - مخالف قانون اساسی است) (شهاب فردوسی - خواهش می‌کنم شما این طرح را تقدیم نکنید) اجازه بفرمایید بنده از اشخاصی هستم که اگر دلیل منطقی هر کدام از آقایان بگویند من سر تسلیم فرو می‌آورم (فداکار - اینجا جای منطق نیست؟ رأی اکثریت است که رأی می‌دهد) من اطاعت می‌کنم و قبول می‌کنم که منطق قوی در این قسمت حکومت ‌کند اگر منطق قوی دارید بفرمایید نمی‌شود که مملکت را به هرج و مرج انداخت (فداکار - اینجا جای منطق نیست اینجا جایی است که باید رعایت قانون اساسی را کرد) بنده خودم می‌دانستم که این موضوعی است که ممکن است اصطکاک عقیده و افکار در این قسمت پیدا شود ولی راهی جز این نداشت که ما در مجلس این را مطرح کنیم و بیاییم با هم بنشینیم در مجلس این را بحث بکنیم (صحیح است) حالا یا باید دولت یک لایحه‌ای به مجلس بیاورد و یا خودمان یک طرحی را تهیه کنیم دولت که لایحه نیاورده است، من این طرح را تهیه کرده‌ام اگر آقایان موافق هستند این را قبول می‌کنند و جزء دستور می‌گذارند دو جلسه صحبت می‌کنیم هر منطقی که صحیح بود آن را قبول می‌کنیم.

نایب رئیس - آقای روحی پیشنهاد کرده‌اند که وارد در دستور شویم پیشنهادشان خوانده می‌شود: پیشنهاد می‌کنم که بعد از بیانات آقای اردلان وارد دستور شویم.

امینی - بنده مخالف هستم.

یک نفر از نمایندگان - عده برای رأی کافی نیست.

نایب رئیس - آقای روحی

+++

روحی - عرض می‌کنم این جلسه آقا به پول ملت اداره می‌شود حساب کنید چقدر خرج می‌شود و اینجا مبدل شده است به مجلس سخنرانی و کنفرانس می‌دهند این معقول نیست هر روز از آغاز تا انجام نطق قبل از دستور این همه بیاناتی که واقعاً انسان باید آنها را مثل در ضبط بکند دولت اینجا حاضر است آقا بگذارید کار بکند کارهای مهمی در این مملکت هست شما می‌خواهید صحبت کنید و نمی‌گذارید که این دولت کار خودش را بکند اگر می‌خواهید صحبت کنید در روزنامه‌ها منتشر کنید (فداکار - حکومت نظامی اجازه نمی‌دهد) مجلس جای این مطالب نیست جای خدمت به جامعه است بنده با این وضع مخالف هستم و اجازه می‌خواهم وارد دستور بشویم.

نایب رئیس - آقای امینی

امینی - بنده با ورود در دستور مخالف هستم آقایان توجه بفرمایید اولاً مطالبی که اینجا ذکر شد کنفرانس نبود و بسیار مطالب مفیدی بود (صحیح است) ثانیاً دولتی که اکثریت ندارد در مجلس (جمعی از نمایندگان - با همهمه این طور نیست) اجازه بفرمایید آقا دولتی که در مجلس اکثریت ندارد و لوایحش نخواهد گذشت باید اول تکلیف خودش را روشن کند بنده این دولت را دارای اکثریت نمی‌دانم و هر لایحه‌ای که این دولت بخواهد بگذراند به اشکال برمی‌خورد و نخواهد گذشت (فیروزآبادی - آقا صلاح نیست دولت برود) اگر اینجا نطق قبل از دستور بشود بهتر است تا این که دولت بخواهد لوایحش را بیاورد و روزها بحث بشود و بالاخره نگذرد.

روحی - بنده مسترد می‌کنم.

نایب رئیس - آقای مهندس فریور

مهندس فریور - نوبت بنده است؟

نایب رئیس - بلی، بفرمایید.

مهندس فریور - عرض کنم که مدتی قبل یعنی چند روز قبل از انعقاد کنفرانس وزرای امور خارجه در مسکو بنده یک روز آمدم اینجا و برای پیش‌بینی نسبت به این مسئله که تصمیمی در غیاب ملت ایران، در غیاب نماینده ملت ایران راجع به ایران گرفته نشود که مستلزم مضاری برای کشور ایران باشد عرایضی کردم و چون مطلب مسبق به یک سوابقی بود اینجا عرض کردم که نمی‌باید (یک نفر از نمایندگان - مسبوق بفرمایید) مسبوق یا مسبق هر دو هست (طباطبایی - از باب تفعل ندارد) بسیار خوب مسبوق باشد من اینجا عرض کردم که نباید بهانه‌هایی که فعلاً از زبان بیگانگان شنیده می‌شود از قبیل عدم لیاقت هیئت حاکمه ایران، به حساب ملت ایران گذاشته بشود و برای ملت ایران خدای نکرده تصمیمی گرفته بشود برخلاف منافع او (صحیح است) آن روز جناب آقای هژیر وزیر دارایی برخاستند در جواب من و بدواً تعریف هیئت حاکمه را برای بنده کردند که مراد از هیئت حاکمه مجلس است و دولت مجموعاً، بنده هم در این تعریف تردیدی نداشتم و فرمودند که هیئت حاکمه برای اعتلای ملت ایران کار کرده است، این نظر هم تا چه اندازه صحیح است باید دید نتیجه‌اش چیست؟ باید به نتیجه مراجعه کرد نتیجه هر روز و هر ساعت در مقابل چشم‌مان مشهود است، آن وضع مملکت است آن وضع ملت، بنابراین بنده زیاد راجع به این موضوع لازم نیست دلیل و برهان تهیه کنم و ضمناً چون من اظهار نگرانی کرده بودم که مبادا تصمیمی گرفته بشود که به ضرر ملت ایران باشد ایشان از ذکر این نقطه خیلی اظهار نگرانی کردند که بنده مختصراً بعد از نطق ایشان عرض کردم که من آقا از خود مرض می‌ترسم نه از اسم مرض، اسم مرض را بردن و احتیاطات لازمه را کردن برای این که مرض مستولی نشود عیبی ندارد نباید غفلت کرد و نباید سایرین را غافلگیر کرد که یک مرتبه آدم مبتلی بشود خوشبختانه در کنفرانس مسکو بعد از خاتمه‌اش معلوم شد که نظر بعدم توافق سه دولت تصمیمی راجع به ایران گرفته نشد بنده این که عرض می‌کنم خوشبختانه نه برای این است که معتقدم هر وقت تصمیمی در غیاب نمایندگان حقیقی ملت ایران در بین بیگانگانی که در سرزمین ایران منافعی دارند گرفته شود و موافقت حاصل بکنند علی‌الاطلاق (تهرانچی - بر ضرر ما است) چیزی که کمتر مورد توجه آنها قرار خواهد گرفت منافع ما است (صحیح است - صحیح است) آن کنفرانس خاتمه پیدا کرد، چند روزی گذشت از زبان رادیوهای بیگانه اخباری منتشر شد مردم به ما رجوع می‌کردند که ناسلامتی تو وکیل هستی بگو ببینیم این کنفرانس، این کنفرانس سه دولت راجع به ایران چیست؟ اطلاع رسمی مطلقاً ما نداشتیم کم و بیش سر و صداها زیاد شد تا بالاخره به همت چند نفر از آقایان نمایندگان قرار شد ملاقاتی بشود از آقای حکیم‌الملک در وزارت امور خارجه و معلوم بشود اصلاً موضوع چیست؟ روز دوشنبه عصر یک عده‌ای برحسب دعوت آقای رئیس مجلس به وزارت خارجه رفتند (اردلان - یک عده معینی) . . . بلی عده معینی، یک عده‌ای را دعوت کرده بودند بنده که آن را بحث نمی‌کنم (اردلان - بنده دعوت نداشتم) (فاطمی - چیز بدی که نگفتند) (اردلان - آخر ما هم وکیل هستیم) (زنگ نایب رئیس) وقتی که رفتیم آنجا خواستیم اول موضوع قضیه را بفهمیم که چی هست؟ آقایانی که تشریف داشتند اغلب‌شان حاضر هستند دولت یعنی آقای حکیم‌الملک و آقای وزیر امور خارجه یک ورقه همین طوری که دیروز جناب آقای دکتر مصدق فرمودند بدون امضا، فارسی و انگلیسی آوردند ارائه دادند و در بدو امر هر قدر اصرار شد از طرف نمایندگان حاضر که نظر خودتان را هم اضافه بکنید گفتند که ما نظر خودمان را بعد از نظر نمایندگان خواهیم گفت. حتی خوب یادم می‌آید که آقای ملک‌مدنی نایب رئیس محترم مجلس خیلی تندی کردند که دولت قوه مجریه است دولت باید نظرش را بگوید و بعد ما اظهارنظر بکنیم ولی مطلقاً اظهارنظر نکردند و موکول کردند به نظر مشورتی نمایندگان حاضر و البته ابتدای امر آقای وزیر امور خارجه خیلی گله کردند از این که در این مملکت ما هیچ مطلبی مخفی نمی‌ماند من مطالبی را که در کمیسیون خارجه صحبت کردم بعد در روزنامه‌ها منعکس شده است و از این قبیل بنده عرض کردم آقا مسائلی که منعکس شده است در روزنامه‌ها بیشتر از رادیوها بوده است و این موجب کمال بدبختی است که ملت ایران در جهل و نادانی و عدم اطلاع از وقایع باید بماند و منتظر شنیدن خبر از رادیوهای بیگانه باشد (صحیح است) و در این صورت شما که وزیر امور خارجه هستید انتظار نداشته باشید که اخبار را آن طوری که هست ملت مطلع بشود چرا؟ برای این که هر رادیویی هر خبری را مطابق مذاق و سلیقه شخصی خودش منتشر می‌کند و اشخاصی هم که رادیو را می‌شنوند بسا اوقات آن مطالب را مطابق سلیقه شخصی خودشان ترجمه و تعبیر و تفسیر می‌کنند یکی می‌شنود به آقا می‌گوید، به آقا می‌گوید یک چیزی تویش در می‌آید که معلوم نیست تا چه اندازه صحیح است به هر صورت تا آن تاریخ شخص بنده و خیال می‌کنم اغلب نمایندگان که آنجا تشریف داشتند تصور می‌کردند که این موضوع مربوط است به یک کمیسیونی که بیاید به ایران برای رسیدگی به بعضی وقایعی که اخیراً اتفاق افتاده است یک رسیدگی یک کسب اطلاعاتی برای تهیه گزارش بکند ولی بعد از این که آن یادداشت‌ خوانده شد (آن ورقه در اصطلاح سیاسی که با یادداشت به معنای اخص اشتباه نشود) آن ورقه بعد از این که خوانده شد معلوم شد این ورقه مشتمل بر موادی است 11 ماده است که روی هم رفته همان طوری که دیروز جناب آقای دکتر مصدق به عرض آقایان رساندند صد رحمت به قرارداد وثوق‌الدوله دو سه ماده‌اش البته من عین مواد را چون ندارم عین عبارت را (و در مسائل سیاسی هم عبارات و جملات و کلمات معانی خاصی دارند) نمی‌خواهم تکرار بکنم ولی مفاد دو سه تا را دیروز جناب آقای دکتر مصدق به عرض‌تان رساندند که یکیش این بود راجع به وظایف انجمن‌های محلی آن کمیسیون راجع به وظایف انجمن‌ها راجع به اجرای قوانین مشروطیت در ایران راجع به طرز تهیه و تدارک وجوه توصیه‌هایی خواهد کرد یعنی تمام امور مملکت (شریعت‌زاده - برای انجمن‌ها) یکی دیگر استعمال زبان، استعمال زبان‌های بعضی اقلیت‌ها از قبیل‌ کردی و عربی و ترکی را به منظورهای فرهنگی تعلیماتی و منظورهای دیگر توصیه خواهد نمود (تیمورتاش - و غیره) بلی از قبیل و بالاخره ماده آخرش است یا ماقبل آخرش که می‌گوید نمایندگان سه دولت (حاذقی - ماده هشتم) بلی ماده هشتم نمایندگان سه دولت دولت ایران را متقاعد می‌سازند که توصیه‌های مزبور را به صورت قانونی درآورد این مواد آقا خیلی قابل دقت است خیلی قابل توجه است (صحیح است) (تیمورتاش - به قدری واضح است که قابل دقت نیست) (صادقی - باید رد کرد قابل دقت نیست) بلی حالا می‌رسم به آنجا یعنی یک سه نفری بیایند اینجا یک توصیه‌هایی بکنند و آن توصیه‌ها هم به صورت قانونی دربیاید خوشبختانه در نتیجه مذاکرات مفصلی که آن شب شد همه بالاتفاق به رد این ورقه با پیشنهاد رأی دادند یعنی به دولت توصیه کردند (صحیح است) و خود آقای حکیم‌الملک هم در آخر کار فرمودند من هم مخالف هستم و می‌بینم مسائلی هست که من هم مخالف هستم (بعضی از نمایندگان - همه مخالف هستند) از جمله بحث‌هایی که آن شب شد بنده عرض کردم که چون این مطلب پیش آمده بود که آیا سه دولت متفقاً این پیشنهاد را داده بودند یا دو دولت از طرف سه دولت و دیروز هم اینجا جناب آقای دکتر فرمودند بنده بحثی از آن شب کردم این بود که اگر این سه دولت متفقاً این پیشنهاد را داده باشند به ضرر ما است و اگر دو تا از طرف سه‌ تا داده باشند باز هم به ضرر ما است اگر یکی هم داده باشند از طرف سه تا باز به ضرر ما است ما هر سه صورت هر سه شق مسئله را باید مطالعه بکنیم در هر سه صورت به ضرر ما است و دیگر رد کردنش معطلی ندارد برای این که مطابق همان اصلی که در اول عرض کردم اگر سه دولت متفق شده باشند بر این امر کار ما ساخته است اگر اختلاف باقی

+++

باشد وضع فعلی تشدید می‌شود یعنی موافقت نکنند روی این امر بد به هر صورت بعد از آن جلسه و بعد از بیانات جناب آقای دکتر مصدق بنده لازم نیست توضیح زیادی در اطراف این مسئله بدهم ولی یک نکته است که بنده اینجا خواستم توجه بدهم و بیشتر خطابم به آزادیخواهان این مملکت است به اشخاصی است که ایده‌آل و کمال مطلوب‌شان رفاه و سعادت ملت ایران است و آن این است که خوب در نظر بگیرید آقایان تشابه وضع موجود امروز را با وضع ایران بعد از جنگ بین‌المللی اول (صحیح است) (پوررضا - چه دوره‌ بود؟) 1919 همان وقتی که قرارداد وثوق‌الدوله را برای ما آوردند (اردلان - آقای مهندس فریور اگر ما به آلمان اعلان جنگ نداده بودیم وضع‌مان بهتر از این بود) (تیمورتاش - به آلمان اعلان جنگ دادیم) صحیح است نظایر همان قراردادها، من باز از جناب آقای هژیر معذرت می‌خواهم که وارد تخصص ایشان شدم و دارم در تاریخ صحبت می‌کنم ولی اشکالی ندارد نظایر همان قراردادها نظایر همان اوضاع و احوال همان فترت‌ها را دارند برای ما درست می‌کنند (صحیح است) بدبختانه همیشه دام یک رنگ نیست اگر همیشه دام یک رنگ بخصوصی داشت مرغ تویش نمی‌افتاد نوعش عوض می‌شود ظاهرش عوض می‌شود من مقصودم از تمام این تصدیع این بود که آزادیخواهان ایران را متوجه رنگ‌های مختلف دام‌هایی که هر روز در راه مصالح و منافع ایران گسترده می‌شود بکنم بدون این که باکی از حمله به بعضی عناصر معلوم داشته باشم همان عناصری که آن روز از قرارداد وثوق‌الدوله حمایت می‌کردند امروز کم و بیش با همین طرح اظهار موافقت می‌کنند و به مردم می‌خواهند این طور بفهمانند که این کمیسیون فقط برای رسیدگی است برای نظارت است بنابراین من خواستم دو مرتبه تکیه کرده باشم روی بعضی از مواد این پیشنهاد که ملت ایران بداند این پیشنهاد چه پیشنهاد خانمان‌‌براندازی است برای ملت ایران (صحیح است) این صحبت نظارت نیست صحبت کمیسیون اطلاع نیست (صحیح است) به مردم خلط مبحث نکنند به مردم الغای شبهه نکنند اگرچه مردم کم و بیش می‌دانند که کی چه کاره است.

نمایندگان - صحیح است - احسنت

3- اظهارات آقای وزیر دارایی

نایب رئیس - آقای وزیر دارایی نظری دارید؟ بفرمایید.

وزیر دارایی (آقای هژیر) - بنده تصدیع زیادی ندارم فقط خواستم در این مطالبی که فرمودند چون اشاره به بنده فرمودند فقط خواستم توضیحی عرض کنم و آن این بود که بنده دوباره نمی‌خواهم وارد بحثی که آن روز مطرح شده بود بشوم البته هر وقت فرصت داشته باشم حاضر هستم در خارج بنشینم و توضیح بدهم که مقصود بنده از عرایض آن روز چه بود خلاصه عرض بنده این است که مملکت ایران یک وقت به صورت واحدی با ملل و دول خارجه روبرو می‌شود یک وقت در داخله خودش وظیفه که هر دولتی در مقابل خارجی‌ها دارد آن وظیفه عبارت از حفظ مصالح و منافع مملکت و دولت ایران است قطع نظر از این که از چه حزبی است، از چه دسته‌ای است (صحیح است) از چه مسلکی است چه مذهبی دارد اینها اهمیتی ندارد بنده می‌خواستم عرض کنم هر مملکتی هر دولتی این اختصاص به ما ندارد به غیر از مملکت ما ممالک دیگری هم هستند ممالک دموکراسی هستند وقتی انتخابات‌شان عوض می‌شود یک حزبی می‌رود و حزب دیگری می‌آید و با وجود این که حزب‌شان مرام‌شان مسلک‌شان مختلف است از لحاظ مصالح عمومی و سیاسی خارجی مملکت مطابق و عین همان رویه که آن دولت وطن‌پرست گذشته داشت این دولت هم دوام می‌دهد (صحیح است) دولت ایران هم البته باید این طور باشد (مهندس فریور - بله باید باشد!) این بود خلاصه نظریات بنده در آن روز و بحثی هم در این باب با جنابعالی و هیچ کس نداریم. اما راجع به این مطلب هم که فرمودید بنده این طور خاطرم می‌آید جنابعالی هم آن روز فرمودید که باید این دول سه‌گانه و بخصوص خاطرم می‌آید که تأکید فرمودید دولت آمریکا باید بداند که هر تصمیمی که آنجا می‌گیرند بایستی با اطلاع مملکت و ملت و دولت ایران باشد (صحیح است) بنده باز یادم می‌آید در جوابی که به جنابعالی دادم این را گفتم که ما هم جز این نظری نداریم دولت هم جز این نظر ندارد که هر تصمیمی که در آنجا گرفته شود باید با موافقت دولت ایران باشد (صحیح است) (جمعی از نمایندگان - ملت ایران) ملت ایران، به هر حال عرض می‌کنم که در این هم هیچ اختلاف‌ نظری نه آن روز و نه حالا نداریم و از این هم که در کنفرانس مسکو هیچگونه تصمیمی گرفته نشده است و احاله شده است که هر تصمیمی که بنا است گرفته شود بایستی با موافقت دولت ایران باشد البته هم دولت ایران متشکر است که هیچ تصمیمی نگرفته‌اند و هم مجلس شورای ملی و هرچه هست باید با موافقت و رضایت فقط ما باشد (فداکار - موافقت مجلس بفرمایید) نه در کنفرانس مسکو در تمام کنفرانس‌ها و در تمام اوضاع در این قضیه اصلاً اختلافی نیست، اما راجع به این تذکاریه که فرمودید این هم هرچه آقایان نمایندگان لازم بدانند نظرشان را در تأیید و تشدید این نکته که این تذکاریه و هر تذکاریه دیگری و هر یادداشت دیگری و هر تقاضای دیگری که محفل مصالح و منافع مملکت ایران باشد دولت و ملت و مجلس شورای ملی آن را نمی‌شناسد و نخواهد شناخت این بجا است و بمورد است هرچه لازم بدانید (صحیح است) چندین جلسه مکرر صبح و عصر تشکیل بدهند آقایان فرد فردشان این نظریات را اعلام بفرمایند که این اسباب تقویت روح ملیت است اسباب تقویت هر دولتی است که سر کار باشد و هرچه بخواهند این نظریات را ادامه بدهند هرچه تکرار بفرمایند جایز است و ما آماده هستیم برای شنیدن فرمایشات شما این را هم مطمئن باشید که از روز اولی هم که رسید دولت نپذیرفت و قبول نکرد (صحیح است) منتهی به مرحله‌ای رسیده بود که می‌گفتند قبل از این که به اصطلاح اسباب تصدیع خاطر آقایان نمایندگان بشویم خودمان درست حلاجی بکنیم زیر و روی کار را بدانیم که چیست اگر رد قطعی می‌کردیم و مطلب به کلی تمام می‌شد خوب شاید به شکل گزارش به عرض آقایان می‌رسید (پوررضا - چرا منتشر نکردید آقای هژیر؟) عرض کنم آقایان خودشان تصدیق می‌فرمایند که اگر یک مطالبی در رادیوهای خارجه گفته می‌شود دولت ایران اساساً مداخله در آن رادیوها ندارد که چرا گفتند و چرا می‌گویند اصل مطلب این بود که یک چیزی را به دولت رجوع کرده بودند دولت هم باید خوب متوجه باشد و بداند که چرا نمی‌تواند قبول بکند و یا اگر نظر دیگری هم دارد به عرض مجلس شورای ملی برساند آقایان نمایندگان فرمودند ما می‌خواهیم مستحضر بشویم دولت هم البته استدعا کرده بود آقایان تشریف بردند آنجا (یعنی عده‌ای از آقایان حاضر) هم دولت و هم آقایان نظرشان این بود که قابل قبول نیست. و هم در آن جلسه دولت نظرش این بود که قابل قبول نیست و هم قبل از آن جلسه همین نظر را داشت که قابل قبول نیست بنابراین عرض کردم که اصل مطلب بین دولت و مجلس مفروق عنه این بود که پیشنهاداتی که شده بود نه دولت قابل قبول می‌دانست نه مجلس (یمین اسفندیاری - فعلاً در چه مرحله است؟) هیچ آقا رد شده است.

4- نطق قبل از دستور آقای صفوی

نایب رئیس - آقای صفوی

صفوی - دیروز در ضمن بیاناتی که چند نفر از آقایان کردند و همین طور در جلسات گذشته راجع به اعتراض به دولت که یک هزار و دویست تن قند اجازه داده است به تجار جنوب وارد بکنند و به ضرر کشور بوده است بنده اجازه خواستم ولی متأسفانه دیروز نوبت به بنده نرسید و امروز اول جلسه اجازه خواسته بودم که رفع این سوء تفاهم را بکنم چون از چند جلسه به این طرف مذاکره این است که هزار و دویست تن قند دولت اجازه داده است به تجار جنوب که وارد کنند و کمیته خاورمیانه این 1200 تن را جزء سهمیه دولت ایران حساب کرده و به جای این که هر کیلویی 19 ریال جزء سهمیه به مردم بدهند کیلویی شش تومان در بازار آزاد می‌فروشند و از این راه میلیون‌ها به تجار جنوب و محتکرین نفع می‌رسد متأسفانه این همان مثل حسن و حسین و دختران معاویه شده است من این را برای توضیح و این که چندین ماه است این موضوع مطرح است می‌خواهم به عرض مجلس شورای ملی برسانم و از آقایان رفع سوء تفاهم بکنم اولاً قند نیست شکر است ثانیاً به تجار جنوب اجازه نداده‌اند بلکه به یک عده زیادی از پیله‌ورها، کسبه جزء، اشخاصی که شاید همین پنج گونی و ده گونی و 15 گونی شکر سرمایه‌شان است اینها از بیست ماه به این طرف زمانی که هنوز مستشاران آمریکا در خدمت وزارت دارایی بودند این شکر را در مقابل تعویض اجناس . . . (نمایندگان - اکثریت نیست) (اردلان - بفرمایید بیایند) بنده از آنهایی هستم که هر روز تا آخر جلسه می‌نشینم و بیرون نمی‌روم.

نایب رئیس - اکثریت شد بفرمایید.

صفوی - عرض کنم که این شکرها را پیله‌ورها اشخاصی که، مردمی که با کمال زحمت، با کمال رنج، با کمال مشقت، آنجایی که آب شیرین پیدا نمی‌شود از چاه‌ها با کمال زحمت آب درمی‌آورند و به معنی حقیقی رنجبر و زارع آنها هستند آنها زراعت می‌کنند سبزی به دست می‌آورند و سیب‌زمینی به دست می‌آورند آن وقت جنس‌شان را با اطلاع شورای شهرستان یعنی شورای شهرستان مطرح می‌کنند آنچه برای آذوقه محل مورد احتیاج است بهشان اجازه صدور نمی‌دهند و بقیه را که اضافه است و زیادی دارند و بایستی آن یک لقمه نانی با زن و بچه‌شان بخورند آنها را اجازه می‌دهند که با بلم ببرند بنادر. با بلم‌های دستی با کمال زحمت با طوفان با غرق شدن با از بین رفتن در مقابل جان‌شان حقیقتاً، آن وقت چند تا گونی سیب‌زمینی می‌برند و در مقابل از سهمیه آنها پنج تا گونی شکر می‌آورند، ما در بنادر بوشهر اشخاصی

+++

را داریم که پنج گونی 10 گونی بیست گونی، حداکثر هفتاد گونی شکر دارند و بیست ماه قبل آنها را وارد کرده‌اند و به والله قسم که تمام ثروت و سرمایه‌شان همین ده دوازده گونی شکر بوده که با بلم آورده‌اند و برای این که صحت عمل نشان بدهند آورده‌اند در گمرک. سابقاً هم که دکتر میلسپو روی کار بود آیین‌نامه صادر می‌کرد و اجازه می‌داد که آنها را غیر از سهمیه به آنها بدهند برای این که به آنها شکر نمی‌دهند آقایانی که نماینده ولایات هستند اطلاع دارند که سهمیه را در ولایات نمی‌دهند (صحیح است شکر که قاتق نان مردم است و با آن یک استکان چای می‌خورند و چای که اغلب قاتق نان مردم است به آنها نمی‌دهند، در تهران شکر می‌دهند ولی به والله قسم که الان چهار ماه است که به بوشهر و بنادر یک کیلو شکر نداده‌اند و پنج ماه است چای نداده‌اند هرچه شکایت می‌کنند و از تلگرافاتی که جیب بنده هم پر است به وزارت دارایی تلگراف می‌کنند، جواب به آنها نمی‌دهند آن وقت دکتر میلسپو اجازه می‌داد این شکرهایی که می‌آورند بدون این که جزء سهمیه حساب بشود از آنها یک منافعی می‌گرفتند حق‌الارض هم می‌گرفتند حق عشور هم می‌گرفتند و به آنها اجازه می‌دادند که این شکرها به آنها داده شود ولی از بیست ماه به این طرف که این شرکت تأسیس شده در تمام بنادر ایران نه تنها منحصر به بوشهر بلکه در بندرعباس هست در بوشهر هست در خرمشهر هست در سایر بنادر هم هست همین طور در بندرهای مختلف در حدود 1200 تن است آن وقت آمدند چه کردند بنده خودم رفتم در گمرک بوشهر در اول خرداد امسال که مردم شکایت می‌کردند دیدم که تمام اینها در بوشهر بیش از هزار کیسه نیست ولی بقیه در سایر جاها است، من رفتم در هوای گرم در انبارها در جاهای رطوبتی زیر انبار و به آقای دکتر مصدق هم همین را عرض کردم که از زیر کیسه یک شیره سرخی سرازیر شده بود و توی انبار را متعفن کرده بود و تعجب این است که حق‌الارض را هم می‌گیرند همین طور بیست ماه است آقای دکتر معظمی که این شکر آنجا مانده آقای وزیر دارایی از یک دینار حق‌الارض هم نمی‌گذرد و پریروز حساب کردند گفتند کیلویی هم یک تومان سود بازرگانی بدهند سه قران و ده شاهی هم حق انحصار بدهند و بالاخره اینها چقدر برای مردم تمام شده است منفعت زیادی برده‌اند صورت دارد چهار تومان و نیم برایش تمام شده است، چهار تومان و شش قران وارد شده سه تومان و هشت قران وارد شده است سه ماه قبل به آقای دکتر مصدق استرحام کردند از آنجا که آقا به داد ما برسید هستی ما رفت شکرها آب شد از بین رفت. به داد ما برسید، این شکر را اگر ما نبایستی وارد بکنیم چرا به ما اجازه دادند، مردم بنفیس گمرک را برده‌اند مأمورین گمرک چرا اجازه داده‌اند مال ممنوع‌الورود وارد شود، ما وارد کرده‌ایم. بیست ماه، شانزده ماه هجده ماه مال ما آنجا خوابیده نه اجازه می‌دهند دربیاوریم به مصرف مردم برسانیم نه لااقل در بازار آزاد به فروش برسد که به این طریق بازار قدری تنزل بکند و نرخ شکر ترقی نکند و مردم در زحمت نباشند. بنده خودم یک مرتبه به آقای هژیر عرض کردم اجازه بدهید این را برگردانند بدبختی که تمام هستی‌اش این چهار تا گونی شکر است، ده تا گونی شکر است اجازه بدهید وارد کنند مثل همیشه یا برگردانند، خودم رفتم اجازه گرفتم برگردانند، پنبه را هم گفتند از سایر جاها پنبه آزاد می‌آید و گفتند پنبه را برگردانند و این شکر را هم گفتند اجازه بدهید برگردانیم گفتند خیر ما باید سود بازرگانی بگیریم به ما ضرر می‌خورد. گفتند باشد تا تکلیفش معلوم شود، اخیراً هم آقای دکتر مصدق گفتند به ایشان تلگرافاتی کرده‌اند از تمام بنادر، تمام بدبختی‌هایی که سی گونی، چهل گونی سیب‌زمینی داشته‌اند برده‌اند تلگراف کرده‌اند. آن وقت آن روز آقای دکتر مصدق آمدند گفتند که این شکرها را تجار رفته‌اند یک من چهار قران و ده شاهی خریده‌اند و وارد کرده‌اند و می‌خواهند کیلویی شش تومان بفروشند اینها آقا یک سوء تفاهمی است، اینها این شکر را که نرفته‌اند از جاوه وارد کنند، اینها از جاسک و چابهار و بحرین آورده‌اند، از سایر بنادر آورده‌اند اینها با معاوضه جنس آورده‌اند همین طور که عرض کردم اینها رفته‌اند سیب‌زمینی برده‌اند با اطلاع شورای شهرستان، بدبخت‌ها مدت بیست ماه است دوندگی می‌کنند بیست ماه است به دولت تظلم می‌کنند، تظلم‌شان هم به جایی نرسیده، آن وقت دیروز اینجا گویا رفیق محترم من آقای ثقه‌الاسلامی هم فرموده‌اند اینها را دولت بهشان اجازه داده است، و یک مبالغ هنگفتی به جیب محتکرین ریخته‌اند، اینها آقا محتکر نیستند آقا محتکر کیست؟ درست رسیدگی بفرمایید دقت بفرمایید که این شکر را اگر اجازه داده بودند که شکر الان در بازار تهران یا همان بازار کرمان، بلوچستان کیلویی شش تومان، پنج تومان نبود و قیمتش می‌آمد پایین جلویش را گرفتند و کمیته خاورمیانه هم گفت که ما جزء سهمیه شما حساب می‌کنیم مردم را هم متضرر کردند، به خاک سیاه نشاندند اگر گمرک اجازه نمی‌دهد چرا تلگراف می‌کنند که کیلویی یک تومان می‌خواهند از ما سود بازرگانی بگیرند هر کیسه‌ای بیست و پنج تومان حق‌الارض بگیرند من به آقای وزیر دارایی گفتم مثل این است که یک کسی را بگیرند دو سال حبس بکنند و بعد از مدتی ازش کرایه اتاق بخواهند شکر مردم بدبخت را گرفته‌اند نگاه داشتند و حالا هم که می‌خواهند بدهند می‌گویند کیسه‌ای بیست و پنج تومان حق‌الارض بده شکر آب شده، خراب شده بازار تنزل کرده خسارت به مردم وارد شده حالا هم بعد از مدتی می‌خواهند این طور با مردم رفتار شود و در مجلس هم گفته می‌شود تجار محتکر، بازرگان‌های محتکر بازرگان‌های خوب که محتکر نیستند همان حسن و حسین بود که عرض کردم این است که بنده از آقای وزیر دارایی تقاضا می‌کنم که یک توجهی به این موضوع بفرمایند و یک بدبخت تاجر بیچاره‌ای که عرض کردم پیله‌ور آقای فداکار پیله‌ور بیچاره ده کیسه شکر آورده 25 کیلو سیب‌زمینی بهش اجازه داده است شورای شهرستان با کشتی یا با بلم برده ده کیسه شکر آورده است هجده ماه است از گمرک آورده است (فرمانفرمائیان - جمعش چقدر است؟ 1200 تن را با بلم آورده‌اند؟) عرض کردم ده کیسه، بیست کیسه در مقابل سبزی و سیب‌زمینی و لوبیا (فرمانفرمائیان - در دولاب تهران این قدر سبزی به عمل نمی‌آید) در دولاب تهران خیر آقا (گله‌داری - بله. از زاهدان تا خرمشهر است) این که عرض کردم از بوشهر از خرمشهر از بندرعباس برده‌اند و از سایر بنادر تمام اینها پرونده دارد در وزارت دارایی و اداره گمرک تهران پرونده دارد تمام مطلبی که عرض کردم این بود که بنده خواستم از آقای وزیر دارایی خواهش کنم که در این تصویب‌نامه تجدیدنظری بفرمایند و طوری نکنید اینهایی که چهار تومان و نیم خریده‌اند یک تومان سود بازرگانی بدهند بیست و پنج تومان هر کیسه حق‌الارض بدهند سه قران و ده شاهی عوارض و حق انحصار بدهند عشریه بدهند برای آنها شش تومان هفت تومان تمام می‌شود خوب است توجهی بکنید که این طور نشود مطلب دیگری که می‌خواستم عرض کنم این بود که البته آقایان اطلاع دارند آقا این روزها در تشکیلاتی که از طرف وزارتخانه‌ها و ادارات مستقل دولتی داده می‌شود یک عده زیادی از اشخاص را از کار خارج می‌کنند اگر توجه داشته باشند از اداره انحصار از اداره پخش، از اداره جیره‌بندی و همین طور از سایر ادارات وزارت دارایی و اداره باربری و سایر جاها شاید در حدود هزار و دویست یا هزار و سیصد نفر از مستخدمین دولت بیکار شده‌اند اعم از پیمانی و اعم از مستخدمین رسمی اینها همین طور بی‌تکلیف هستند و در ضمن یک تصویب‌نامه‌ای آقای وزیر دارایی اطلاع داده‌اند که ممکن است پانزده روز تا حداکثر به این اشخاص حقوق داده شود بنده تصور می‌کنم حالا که دولت می‌خواهد دست به اصلاحات بزند و در ضمن اصلاحات داخلی اشخاصی که بیکار هستند و کار ندارند از وجود آنها استفاده بکند اول برای آنها بایستی کاری فکر بکند این سزاوار نیست که در این فصل زمستان یک عده زیادی هزار و سیصد، چهارصد نفر مردمی که عائله دارند، زندگانی دارند در این موقع و در این وقت زمستان اینها را بیکار بکنید بعد هم پانزده روز حقوق بهشان بدهیم بروند پی کارشان این صحیح نیست، این سزاوار نیست مکرر گرفته‌ایم که آقایان برای بیکارها کار فراهم کنید بعد اینها را بیکار بکنید؟ مردم حاضر هستند برای زحمت‌ کشیدن و نان خوردن آقا همین طور علی‌العمیا یک عده‌ای را بیرون می‌کنید یک اداره را منتظر خدمت می‌کنید سی نفر یک اداره، هفتاد نفر یک اداره، پنجاه نفر یک اداره، پریشب عده زیادی از این منتظرین خدمت آمده بودند به اداره روزنامه کوشش، قریب هفتاد هشتاد نفر می‌گفتند که ما تأمین نداریم که نان خانواده‌مان را بدهیم یک تبصره دهم در این گزارش کمیسیون گذاشته شده است که دولت می‌تواند در مورد مستخدمین پیمانی هم همین کار را بکند این اسباب نگرانی و اضطراب اینها شده بود و آمده بودند که تکلیف ما چیست البته دولت بایستی برای این عده مردم تعیین کار بکند بنده می‌خواستم عرض کنم قسمتی از اراضی خیابان پهلوی را که سابقاً شهرداری فروخته است به یک عده زیادی به قیمت ارزان هم فروخته است از آنها هم التزام گرفته است که در ظرف یک سال خریداران بایستی بسازند، الان یک سال یا دو سال فروخته است چرا اینها را مجبور نمی‌کنند که بسازند تا یک عده اقلاً کاری داشته باشند بروند عملگی بکنند فعلگی بکنند و متأسفانه آقای وزیر دارایی تشریف ندارند. آقای وزیر فرهنگ، آقای وزیر بهداری، آقای وزیر کشاورزی تشریف دارند من از دولت تقاضا می‌کنم اول برای مردم کار تهیه کنید و بعد مردم را

+++

بیکار بکنید، بعد مردم را بی‌نان کنید مردم گناهی ندارند آقا حاضر هستند با کمال زحمت روزی هشت ساعت، ده ساعت زحمت بکشند برای خانواده‌شان نانی تهیه بکنند، شما هم همین طور فوج فوج هزار نفر، هزار نفر، پانصد نفر پانصد نفر اینها را بیکار می‌کنید و منتظر خدمت می‌کنید اینها اصلاً صلاح نیست و بنده می‌خواستم این تذکر را بدهم که فکری بکنید اول برای این مردم کاری فراهم کنید بعد آنها را بیرون کنید.

5- بیانات آقای دکتر مصدق به عنوان اخطار نظامنامه‌ای و پاسخ آقایان وزیر دارایی و صفوی

دکتر مصدق - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

نایب رئیس - بفرمایید.

دکتر مصدق - قبلاً می‌خواستم عرض کنم که بسیار خوشوقت هستم که دولت فهمید احساسات ملت ایران با این کمیسیون مخالف است (صحیح است) و این کمیسیون را برخلاف صلاح مملکت تشخیص داد یعنی کمیسیونی که سه نفر بود و دولت می‌خواست با پنج نفر تشکیل بدهد و بالاخره امروز اظهار می‌کنند که از بین رفت ملت ایران هیچ وقت زیر بار اسارت نخواهد رفت (صحیح است) این قبیل کمیسیون‌ها هیچ وقت برای مملکت جز ضرر چیزی ندارد ما در یک جا اختلاف داریم مملکت را نباید دچار اختلاف بکنیم حتی باید سعی کنیم هرچه زودتر این اختلافی که در قسمت شمالی است مرتفع شود من امروز در روزنامه خواندم که موضوع ایران را آقای تقی‌زاده آنجا در جزء دستور قرار نداده‌اند نمی‌دانم مقصودشان این است که در اول جلسه نباشد یا این که در تمام جلسات جزء دستور نمی‌تواند بشود وقتی که ما معتقد به کمیسیون نیستیم و کمیسیون را مخالف صلاح مملکت می‌دانیم باید راه ما در سازمان ملل متفق مسدود نباشد تا بتوانیم هرچه زودتر قضایا را آنجا حل کنیم (صحیح است) و باید دولت هرچه زودتر تکلیف مملکت را معلوم بکند و یک دولتی بیاید که سازمان ملل متفق هست با دولت شمالی مذاکراتی بکند تا این قسمت حل بشود (صحیح است) هیچ وقت نباید بیشتر از این مدارا و مسامحه قائل بشود. این قسمت عرایض بنده راجع به این موضوع بود. قسمت دیگر از عرایض بنده راجع به فرمایشات آقای صفوی بود بنده با قسمت آخر بیانات‌شان موافق هستم و با قسمت دیگر موافق نیستم راجع به قسمت پرسنل که آقای وزیر دارایی اظهار نمودند که ما می‌خواهیم اقتصادیات را منحل بکنیم چون استفاده نمی‌کنیم هیچ کس را امروز نمی‌توان بیکار کرد مردم بی نان می‌شوند بنده گمان می‌کنم اگر اقتصادیات را منحل بکنند باید این اشخاص را جای دیگر نگهدارند، البته آن قسمت از اقتصادیات را آنچه را که لازم نیست باید منحل کرد و برای این اشخاص هم باید فکر کاری کرد امروز روزی نیست که مردم را بیکار کرد (صحیح است) باید فکری برای این مردم کرد این یک قسمت اما راجع به قند فرمودند این مسئله خیلی مسلم است که چهار هزار خروار قند را با بلم نمی‌شود آورد و چهار هزار خروار قند را به اشخاص زارع کوچک آنها نمی‌دهند این مال یک تجار بزرگی است که با یک اشخاصی در این مجلس عرض کنم توحید مساعی دارند که آقای وزیر دارای به جای این که خودشان در صلاح مملکت هرچه لازم است بکنند می‌گویند که ما یک تصویب‌نامه‌ای صادر کرده‌ایم می‌خواهید تصویبش نکنیم تصویبش نمی‌کنیم می‌فرمایید نقض بکنیم نقض می‌کنیم بعد چند نفر از آقایان می‌گویند نخیر نخیر نکنید به صرفه مملکت است (صفوی - اسم ببرید آقا) عرض کنم این موضوع که چهار هزار تن شکر است (مهندس فریور - چهار هزار خروار آقا) بله چهار هزار خروار است آن اشخاصی که خریده‌اند. آنجاهایی که خریده‌اند این شکر را از بابت سهمیه به همان جا دادند اگر این طوری که ایشان می‌فرمایند این شکر از بابت سهمیه به اشخاص داده شده است مثل فرض بفرمایید عمان یا بنادری که نزدیک ایران است خوب اینها جنس سهمیه خودشان را که به قیمت ارزان بوده است آورده‌اند در بنادر ایران و اگر تجار از بنادر بزرگ خریده‌اند باز هم به همان قیمت کارخانه که قیمت مبدأ همیشه معلوم است چند است خریده‌اند هیچ کس نمی‌آید برود یک من 6 تومان 5 تومان شکر و قند بخرد بیاورد در سرحد ایران و آنجا خود را دچار اعتراض یک عده‌ای بکند که بعضی‌ها اعتراض کنند که شما حق ندارید این را در ایران بفروشید. مسلماً این شکر به قیمت تجارتی خریده شده و مسلماً این شکر جزء سهمیه ایران حساب می‌شود این که فرمودید سهمیه به ما نمی‌دهند، نمی‌دهند، دلیل حساب نمی‌شود بروید بگیرید، آنها سهمیه معین کردند اگر هم نمی‌دهند با توافق همین دولت است که نمی‌دهند آن وقت که دکتر میسلپو بود دکتر میلسپو گفت که ما قند احتیاج نداریم یک شکری عرض کنم که آمده به قیمت نازلی یعنی به قیمت خرید تمام مال‌التجاره‌هایی که وارد بنادر ایران شده این شکر را هم اجازه نداشتند بیاورند این شکر را بنده که حساب می‌کردم الان منی پنج تومان بیشتر داد و ستد می‌شود (صادقی - کیلویی پنج تومان) بله کیلویی پنج تومان و شاید بیشتر داد و ستد می‌شود این شکر عرض کنم دو تومان تقریباً وقتی که حساب کنید اگر 19 قران به مردم بدهید نه هزار به تولیدکنندگان می‌رسد یک تومان هم سهمیه دولت است که دولت از هر کیلویی می‌گیرد استفاده دولت است، اگر آقای صفوی دل‌شان به حال این مملکت و به حال اهالی بنادر می‌سوزد می‌بایست این شکر را دولت به همین قیمت بخرد و بین آن عده‌ای که سهمیه ندارند و قند ندارند بین آنها توزیع بکند نه این که به تجار اجازه بدهد که این تجار بیاورند در بازار آزاد به قیمت پنج تومان، شش تومان بفروشند و مسلماً این شکر را آن طوری که بنده حساب کردم اگر بخواهند با مزایده بفروشند سه میلیون و پانصد هزار تومان برای دولت ایران فایده دارد و وزیر دارایی هیچ نباید در اینجا ملاحظه نمایندگان مجلس را بکند که نمایندگان طرفداری از یک عده تجار سرمایه‌دار می‌کنند. نه ماه قبل که اقدام به این کار می‌کردند به من هیچ نگفتند که جزء سهمیه ایران است. گفتند شکری است مال خودشان است می‌آورند می‌فروشند آیا شما موافق هستید گفتم بله وقتی که بیش از سهمیه به ایران شکر نمی‌دهند هر قدر شکر مردم می‌توانند وارد بکنند بیاورند بفروشند مفید است اگر جزء سهمیه نشود البته بایستی فرمایشات آقا را استقبال بکنم شکری آورده‌اند می‌خواهند بفروشند اسباب رفاه و آسایش مردم می‌شود ولی شکری که جزء سهمیه است خدا شاهد است یک عده‌ای از این شکر استفاده‌های هنگفت می‌کنند و فقط مقصود همین است و چیز دیگری نیست.

وزیر دارایی - اجازه می‌فرمایید؟

امینی - بس است آقا موضوع شکر و قند.

نایب رئیس - آقای امینی صحبت نکنید، آقای وزیر دارایی.

وزیر دارایی - والله بنده خواستم مطلب کوتاه بشود. دیروز دو دفعه توضیح عرض کردم و مطلب به نظر بنده کافی بود و الان برای اشاره‌ای که آقای دکتر مصدق‌السلطنه فرمودند مجدداً حضورشان توضیح عرض می‌کنم این شکرها همان طوری که دیروز فرمودند بیش از یک سال، یک سال و نیم است که آمده است آن روز قیمت شکر در بازار آزاد کیلویی 50 ریال و 53 ریال نبود خاطر آقایان مسبوق است کیلویی چهارده تومان و سیزده تومان و یازده تومان حداقل در یک سال و نیم قبل در بازار آزاد قیمتش بوده است (صحیح است) بنابراین اگر امروز یک عده‌ای رفته باشند آن شکرها را از قرار کیلویی دو تومان سه تومان چهار تومان خریده باشند از لحاظ تجاری ممکن بوده است حالا هم اگر از لحاظ احتمال می‌فرمایید احتمالش را عملاً می‌شود نشان داد که ما می‌بینیم از موزامبیک شکر می‌آورند (یک نفر از نمایندگان - از آفریقا می‌آورند) از آفریقا می‌آورند عملش را اگر می‌فرمایید ممکن است برسید و مسلم بشود از آقایانی که سابقه تجارت دارند ممکن است تحقیق کنید بنابراین این را نمی‌شود گفت که چون نمی‌شود از جای دور با بلم آورد اینها نیاورده‌اند احتمال عملش ممکن است حالا واقعاً این شکرها را همین طور که می‌گویند از آفریقا آورده‌اند یا از دبی بنده چه عرض کنم و اجازه دادن به تجار که شکر آزاد خودشان را بیاورند این کار این دو ماهه نیست دو سه مرتبه در ظرف این مدت اتفاق افتاده و اجازه داده‌اند چون اجازه داده‌اند باز هم رفته‌اند آورده‌اند به خیال این که بهشان اجازه می‌دهند اما ین که فرمودند جزء سهمیه حساب می‌شود آن روز هم این را توضیح دادم همیشه این را گفته‌اند که اشخاص هم بیاورند جزء سهمیه حساب می‌شود اما حالا می‌گوییم نگرفته‌اند نگرفته‌اند وسیله نداشته‌اند وزارت دارایی در ظرف این مدتی که سهمیه قندش را می‌گرفت همیشه منتظر بود که بهش خبر بدهند که آقا فلان کشتی رسید یک نماینده بفرستید سهمیه شما را تحویل بگیرد هیچ نمایندگی نداشت وزارت مالیه در خارج که بتواند سهم خودش را بخرد و بیاورد حالا باید یک ترتیب دیگر بشود بسیار خوب این کار این دو ماه نیست تمام این دو سه سال همین طور بوده است (دکتر مصدق - همه استفاده‌ها را روی این اصل کردند آقا) حالا هم عرض کردم دیروز هم عرض کردم که طوری نشده است. مجلس شورای ملی تصویب نمی‌فرمایند این تصویب‌نامه را بنده عرض کردم ملغی می‌کنیم مشکل نیست طوری نشده که بگوییم حالا کار گذشته است اما این مطلب که می‌فرمایید وزارت دارایی این را بخرد به نرخ رسمی که از سایرین می‌خرد این هیچ قانونی نیست و هیچ الزامی برای آنها نیست که اینها را به نرخ رسمی به وزارت دارایی بفروشند این یکی از چند راه را دارد یا باید بگوییم بردارید ببرید یا باید بگوییم این قدر آنجا بماند تا نابود بشود یا به یکی از این ترتیبات اجازه بدهیم وارد مملکت بشود به نظر بنده این قسم از بهترین شقوق است.

صفوی - آقا بنده اخطار دارم به بنده توهین کردند.

+++

نایب رئیس - بفرمایید.

صفوی - عرض کنم باز همان سوء تفاهم هست که آقای دکتر مصدق تصور کردند دو سه نفر تاجر رفته‌اند به جاوه و چهار هزار خروار شکر سفارش داده‌اند آورده‌اند به گمرک خیر این طور نیست آقای دکتر به سرکار که تلگرافات زیادی کرده‌اند تحقیق بکنید از اداره گمرک. انبار اداره گمرک توی خیابان سپه اشخاصی هستند همان طور که عرض کردم پنج گونی ده گونی بیست گونی اینها که تاجر محتکر نیستند اینها با کمال زحمت با اطلاع شورای شهرستان با اطلاع فرماندار اجناس خودشان را برده‌اند سیب‌زمینی لوبیا برده‌اند به (دبی) به مسقط به سایر بنادر و از آنجا ده گونی شکر بهشان داده‌اند این تاجر محتکر نیست که این برود سهمیه شکر را از جاوه بیاورد عرب‌ها که در آن بنادر هستند هیچ وقت شکر استعمال نمی‌کنند به جای شکر قهوه تلخ می‌خورند چون مورد استعمال ندارند سیب‌زمینی می‌گیرند آذوقه می‌گیرند شکر می‌دهند این بیچاره‌ها همان طوری که عرض کردم بیست ماه قبل شکر را آورده‌اند آن وقت کیلویی یازده تومان و دوازده تومان بوده است بنده یکی از صورت حساب‌ها را دیدم یک تاجر بدبختی هفت ماه دوندگی می‌کند که برای این شکری که نمی‌دانم هفتاد یا هشتاد تا کیسه شکر آورده این اشخاص آقا بیست ماه دوندگی کرده‌اند مکرر به آقای بدر گفتم مکرر به آقای بهنیا گفتم که آقا اجازه بدهید برگردانند گفتند اجازه نمی‌دهند حالا (دکتر مصدق - صورت واردکنندگان را منتشر کنید معلوم می‌شود) واردکنندگان کل که اینها نیستند واردکنندگان جزء هستند که همان طوری که عرض کردم رفته‌اند از دست سوم و چهارم خریده‌اند کیلویی چهار تومان و پنج قران خریده‌اند، چهار تومان خریده‌اند من تعجب می‌کنم آقا می‌فرمایید بعضی از وکلا شریک هستند من از این فرمایش تعجب می‌کنم کی شریک است؟ این را اسم ببرید موضوعی را که فرمودند بعضی از وکلا با آنها شریک‌ هستند کی شریک است آقا؟ این برای ما توهین است، تمام این حرف‌ها به ماها برمی‌خورد، ما با کمال صداقت داریم به ایران خدمت می‌کنیم اینها به من خیلی برمی‌خورد این فرمایشی که می‌فرمایید اینها شریک هستند، من شریک هستم؟ من با هیچ کس شریک نیستم من با کمال شرافت در این مملکت زندگی کرده‌ام و چیزی هم ندارم. من با کی شریک هستم آقا؟ چرا تهمت می‌زنید چرا افترا می‌زنید (یک نفر از نمایندگان - با جنابعالی نبودند) فرمودند که بعضی از وکلا شریک‌ هستند من مدافع آنها هستم از جنابعالی شایسته نیست که این فرمایشات را بفرمایید و همه را متهم کنید.

یک نفر از نمایندگان - اگر صورت را منتشر کنید درست می‌شود.

6- سؤال آقای فرمانفرمائیان از آقای وزیر جنگ

نایب رئیس - آقای فرمانفرمائیان یک سؤالی از آقای وزیر جنگ کرده‌اند اگر اجازه می‌فرمایید وارد دستور شویم؟ مخالفی نیست؟ (گفته شد - خیر) به آقای فرمانفرمائیان بفرمایید.

فرمانفرمائیان - عرض کنم بنده، مدتی قبل از آقای وزیر جنگ سؤالی کرده بودم این بود که حالا تشریف آورده‌اند و حاضر شده‌اند برای جواب (فداکار - آقای دکتر طاهری تشریف نبرید شما که تشریف ببرید مرده هم می‌روند) حالا موضوع سؤال را بنده به عرض آقایان می‌رسانم، البته آقایان در نظر دارند که در نتیجه حوادثی که در تبریز و در آذربایجان روی داده بود آقای وزیر جنگ هم یک روزی در ضمن تقدیم یک لایحه‌ای اشاره فرمودند که دولت مخصوصاً نظرش این بوده است که حتی‌الامکان حوادث سوئی روی ندهد و طرفیتی بین قوای مسلح دولت با قوای دیگر صورت نگیرد و دستوراتی هم در این زمینه فرمودند که صادر کرده‌اند و واقعاً هم امروز خیلی اسباب خوشوقتی فراهم شده که دولت لااقل تا این اندازه در فکر بوده است که نگذارد حتی‌المقدور در آنجا یک برادرکشی روی بدهد و بعد از همین مذاکرات یا مقارن همین بیاناتی که آقای وزیر جنگ فرموده بودند یک خبری در جراید تهران منتشر شد و آن این بود که آقای سرتیپ درخشانی که در شهر تبریز فرمانده قوای آنجا بودند، فرمانده قوای لشگر بودند ایشان در مراجعت مورد مؤاخذه شده و توقیف شده‌اند عرض کنم بنده دیدم که این بیانی که آقای وزیر جنگ به نام دولت فرمودند با این عملی که انجام گرفته است یک تناقض خیلی بین و روشنی دارد و این البته محتاج به این است که آقای وزیر جنگ یک توضیحاتی بدهند تا این که افکار مردم، افکاری که متوجه هستند به همین گفتگوهایی که در مجلس می‌شود به حقایق اوضاع خودشان پی ببرند. بنده شخصاً این آقای سرتیپ درخشانی را نمی‌شناسم و هیچ اصلاً هیکل و هیولای او را ندیده‌ام و او هم بنده را نمی‌شناسد ولی چیزی که بنده اطلاع دارم این است که اگر این شخص واقعاً یک افسر جلفی بود یا این که یک آدمی بود که یک قدری تفکر و تعقل نمی‌کرد ممکن بود که در نیتجه یک حوادث و یک عملیاتی و یک فرمان و دستورات غلطی یک حادثه بسی تأسف‌آور و خیلی تأسف‌آورتر از آنچه که فعلاً روی داده است در شهر تبریز روی بدهد یعنی مسلماً چندین هزار نفر تلف می‌شدند و عرض کنم شاید نصف شهر تبریز به یغما می‌رفته است بدون تردید (اردلان - حالا هم همین طور شده است) این بود که اینجا لازم شد بنده این سؤال را بکنم و البته حالا بنده ریشه قضیه را نمی‌خواهم شرح و طول بدهم تمام این حوادثی که آنجا روی داده است در یک محکمه‌ای که شما اگر تشکیل بدهید برای رسیدگی به اعمال یک نفر از اعضای وزارت جنگ معلوم می‌شود بنده آرزومند بوده و هستم که یک محکمه ملی هم تشکیل می‌دادند و اعمال ما نمایندگان را هم رسیدگی می‌کردند (صحیح است) بنده نهایت آرزو را داشتم تا در آنجا مسلم و معلوم بکنند که این قضایای آذربایجان یک چیزهای ساخته و پرداخته نبوده است که همین طور از آسمان سرازیر شده باشد به سر اهالی این مملکت این یک کارهایی بوده که به تدریج با سوء سیاست‌ها با سوء تدبیرها با یک قدری عمد در واقع این اوضاع کم کم به این صورت درآمد که ملاحظه می‌فرمایید غیر از این که ما خود نمایندگان آذربایجان در واقع قاصر و بلکه مقصر هستیم البته دولت‌های وقت هم نسبت به کلیه شئون اجتماعی مملکت آن قصور را همین طور به میراث بعد از سوم شهریور حفظ کرده‌اند و به همان رویه ادامه داده و هنوز هم ادامه می‌دهند و تمام این مذاکرات که پیش می‌آید اینجا و تمام این ایرادات که ما می‌گوییم آقا روی همین اصول سیاسی است که درست خط ‌مشی سیاسی دولت است و وقتی هم یک صحبتی می‌شود بعضی‌ها در واقع می‌گفتند که چرا این بیانات شده است در صورتی که اگر ما این قضایا را نگوییم و اخفا بکنیم دیگر آن وقت در همه جا بدتر از اوضاع آذربایجان فعلی پیش می‌آید و ما هم نمی‌توانیم جلوگیری بکنیم اما آقا ما می‌خواهیم حرف‌ها زده شود و گفته شود تا دولت ناگزیر و مجبور بشود که خط‌ مشیش را تغییر بدهد تا این که اوضاع به صورت عادی بلکه برگردد و حالا این مشی سیاست عمومی دولت بود اما در این قسمت بخصوص اگر جناب آقای وزیر جنگ از نقطه‌نظر ایرادات انضباطی به این اقدام مبادرت جسته بنده ایرادی ندارم بنده اول کسی هستم که معتقد هستم ما نباید پایه دیسیپلین و انضباط قشون را متزلزل بکنیم، بنده خودم همیشه موافق این فکر هستم اگر این فکر باشد، و موافق هستم که باید همیشه دقت و انضباط در قشون باشد و آن روز که آقا فرمودند یک شخصی مثل سرلشکر آق‌اولی را آورده‌اند در رأس محاکمات قشونی قرار داده‌اند، واقعاً به عقیده بنده آن آقایانی که آشنایی دارند به اوصاف و اخلاق این سرلشگر. واقعاً یک قدم اساسی برداشته‌اید و حالا اگر خودتان منصفانه قضاوت بفرمایید این سوء ظن و این عدم تمایلی که به اوضاع قشونی امروزه نشان داده می‌شود و خودتان هم برخورد فرموده‌اید که در این مجلس قسمت اعظم آقایان موافق هستند که با این اوضاعی که قشون اداره می‌شود ما همه می‌دانیم یک دست‌هایی که غیرمسئول هستند و نباید در امور لشکری دخالت کنند دائم دخالت می‌کنند و حق ندارند دخالت بکنند مطابق قانون اساسی ما چرا در قانون اساسی به فلان ماده‌اش می‌چسبیم و می‌گوییم ولی مواد دیگرش را همین طور زیر سبیلی رد می‌کنیم قانون اساسی تصریح دارد همه کس حق ندارد در امور لشگر دخالت بکند و ما می‌دانیم که امور وزارت جنگ تابع بعضی اراده‌ها است، تابع اراده‌های غیرمسئول است، و نباید باشد (صحیح است) از این گذشته خود تشکیلات وزارت جنگ چون مستقیماً مسئول در برابر مجلس شخص آقای وزیر جنگ هستند البته هرچه آقا بفرمایید ما هم آن قدر بی‌اطلاع نیستیم در وزارت جنگ آن طوری که باید، شخص وزیر جنگ تسلط به تمام شعبات و رشته‌های کنونی داشته باشد ندارد و نداشته است نه این که آقا ندارد، این که عرض می‌کنم نباید به آقا بربخورد این نواقصی است که بعد از شهریور و در تمام دوره سیزدهم و دوره چهاردهم به این منوال جریان داشته است و هیچ مسئولیتی هم به شخص شما متوجه نیست قبل از شما هم این ایرادات بوده حتی در دوره سیزدهم در کمیسیون بودجه خیلی بارزتر از آنچه که بنده اینجا عرض می‌کنم این مسئله در یکی از جلسات کمیسیون بودجه دوره سیزدهم که همین آقای ملک‌مدنی ریاست داشتند این مسئله شکافته شد و کاملاً در آنجا بحث شد و شخصی که وزیر جنگ بودند قول دادند به کمیسیون که حتی‌الامکان این کارها نخواهد شد و رفتند و یک تظاهراتی کردند در همان رشته‌های انضباطی وزارت جنگ حالا اگر این شخص را از نقطه‌نظر انضباط توقیف کرده‌اند البته بنده عرضی نداشتم خیلی هم موافق خواهم بود و خیلی هم مورد تحسین و تمجید بنده هم قرار خواهد گرفت ولی اگر همان طور که سوء ظن می‌رود و جمعی این عقیده را دارند از نقطه‌نظر همان کشمکش‌های داخلی وزارت جنگ از نقطه‌نظر همان حب و بغض‌هایی که در واقع جانشین مقررات و قوانین وزارت جنگ شده است البته در اینجا بنده و دیگران تعقیب خواهیم کرد این را

+++

به پای شخص آقای وزیر جنگ می‌گذاریم نباید این کار بشود وزارت جنگ شما آن طوری که ما اطلاع داریم مخصوصاً رفتاری که نسبت به افسران می‌شود کاملاً روی حب و بغض است (صحیح است) و روی اغراض خصوصی است و ما آرزومند هستیم که یک وزارت جنگی داشته باشیم که تمام مأمورین وزارت جنگ خودشان را مأمور دولت بدانند و در درجه اول بدانند مقامی که افسران و افراد ارتش در نزد نمایندگان و ملت دارند هیچ برابر نیست به عقیده بنده با مأمورین عادی دولت. اینها خیلی عزیزتر هستند پیش ما (صحیح است)، خیلی گرامی‌تر هستند (صحیح است) و این به شرطی است که ما بدانیم فلان افسری که در وزارت جنگ نشسته است آن افسران و افراد را مثل مستخدمین و برده و غلام فرض نکند، همان احترامی که افسر برای خودش قائل است به عقیده من قانون به آن سربازی که آن لباس را پوشیده است برای آن هم قائل است (صحیح است) برای ما سپهبد و سرلشکر و سرباز هیچ فرق نمی‌کند (صحیح است) اینها در رشته‌های انضباطی البته آن درجات مثل همان استاد و شاگرد است ولیکن بالاخره همه آنها یکسان هستند در مقابل ملت و بالاخص در مقابل قانون و به عقیده بنده هرچه مراتب درجاتش عالی‌تر باشد آن مسئولیت وظایفش به مراتب سنگین‌تر است در صورتی که امروز ما می‌دانیم تمام مسئولیت‌ها را روی گرده افسران جزء می‌گذارند و آن افسران ارشد که به قول معروف می‌گویند امرای آنها در واقع خارج هستند از تشکیلات و بنده کاملاً مخالف هستم و شما که خودتان فرمودید که پانزده سال در فرانسه بوده‌اید و تحصیل کرده‌اید بنده هم بوده‌ام، انصاف می‌خواهم از شما آن رفتار آن کردار، آن برخورد یک صاحب‌ منصب ارشد در فرانسه و در همه اروپا آیا مطابق است با این برخوردی که ما اینجا با افسران می‌کنیم و مشاهده می‌کنیم طرز و اسلوب برخورد آنها را با زیردستان خودشان این طور است؟ (قبادیان - آقا این اخطار نبود) هرچه بود شما باید گوش بکنید شما فقط حق دارید گوش بکنید.

7- اخطار آقای نایب رئیس و تعطیل جلسه

فیروزآبادی - آقا اگر دیگران مداخله در مملکت ما نمی‌کردند این طور نمی‌شد.

پروین ‌گنابادی - ارفع را که آورده است این حرف‌ها چیست سید مگر سفیه هستی.

نایب رئیس - آقای گنابادی ساکت شوید به شما اخطار می‌کنم حرف‌تان را از آقای فیروزآبادی پس بگیرید.

پروین‌ گنابادی - بنده ساکت هستم چرا مزخرف می‌گوید.

قبادیان - چرا اهانت می‌کنی حرف نزن.

فداکار - خفه شو.

قبادیان - حرف نزن خفه شو دزد گردنه.

نایب رئیس - آقای قبادیان ساکت شوید به شما اخطار می‌کنم.

پروین ‌گنابادی - ملت ایران قضاوت خواهد کرد، ملت ایران همه را می‌شناسد.

قبادیان - بله همه مرا می‌شناسند، چرا بیخود حرف می‌زنی، خودم آزادیخواه بودم آبا و اجدادم هم آزادیخواه بوده‌اند . . . (زنگ رئیس - همهمه و قیل و قال و غوغای نمایندگان).

اخبار مجلس

شماره 71

به تاریخ 13/10/1324

گزارش از کمیسیون بودجه به مجلس شورای ملی

کمیسیون بودجه جدید در تعقیب گزارش لایحه چهار دوازدهم به طوری که در مقدمه گزارش اشاره شده مواد الحاقی دیگری که پیشنهاد شده بود مطرح نموده و با موافقت آقای وزیر دارایی مواد زیر را تنظیم و اینک گزارش آن را تقدیم می‌دارد که ضمیمه لایحه سه دوازدهم بودجه شود.

ذ - وزارت دارایی مجاز است از موجودی دلاری دولت مبلغ چهار هزار و نهصد دلار برای تأمین هزینه اداری صندوق و بانک بین‌المللی به دولت آمریکا پرداخت نموده و هرگاه موافقت‌نامه برتون و دز تا پایان نهم دی ماه 1324 به مورد اجرا گذاشته نشود وجه مزبور را مسترد نماید.

ض - دولت مکلف است بودجه بنگاه‌های صنعتی و کارخانه‌جات دولتی و بنگاه راه‌آهن را پیش‌بینی نموده جمعاً و خرجاً در سال‌های آینده ضمن بودجه کل کشور به مجلس تقدیم دارد.

ظ - به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود به هریک از مستخدمین اداری و اقتصادی وزارت دارایی که صاحب رتبه نباشند و قرار شود به خدمت آنها در دوایر دولت به طور قطع خاتمه داده شود به تناسب مدت خدمت‌شان تا میزان مبلغی که زاید بر شش ماه حقوق آنها نباشد برطبق تصویب‌نامه‌ای که به تصویب هیئت وزرا خواهد رسید یکجا بپردازد - در صورتی که اشخاص مزبور مجدداً به خدمت پذیرفته شوند باید مبلغ گرفته را نقداً مسترد دارند.

غ - تصدیق میزان حقوق تقاعد مستخدمینی که تاکنون از طرف هیئت وزرا به عمل می‌آمد منبعد از طرف وزارت دارایی به عمل خواهد آمد.

مخبر کمیسیون بودجه - فرهودی

الف/9246/245021

17/10/1324

بخش‌نامه‌ها

تبصره الحاقی به ماده 63 آیین‌نامه اجرای ثبت ذیلاً ابلاغ می‌شود.

تبصره در مواردی که وجود مال یا طلب نزد شخص ثالث به موجب سند رسمی محرز باشد صرف انکار شخص ثالث مانع از تعقیب اجرایی نسبت به او نیست.

م-5042              مدیر کل ثبت

نایب رئیس - آقا ساکت بشوید ترک می‌کنم ریاست را.

در این موقع (سی و پنج دقیقه بعد از ظهر) آقای نایب رئیس جلسه را ترک و مجلس تعطیل شد.

نایب رئیس مجلس شورای ملی-ملک‌مدنی

سؤالات نمایندگان

مقام ریاست مجلس شورای ملی

مستدعی است مقرر فرمایند سؤال زیر برای آقای وزیر خارجه ارسال گردیده و خاطرنشان شود هرچه زودتر و قبل از آن که فرصت از دست رود برای پاسخ حاضر شوند:

1- مأموریتی که دولت به نمایندگان ایران در سازمان بین‌الملل محول نموده چه بوده و آقای تقی‌زاده به چه دستور و امر اظهار داشته‌اند که از طرح موضوع ایران در اولین جلسه سازمان خودداری خواهند نمود.

2- آیا این خودداری برای تمام مدت تشکیل سازمان در لندن خواهد بود یا موقتی است.

3- آیا اظهارات آقای تقی‌زاده با تشکیل یک کمیسیون سه‌جانبه در ایران بستگی دارد یا خیر.

تیمورتاش

انتصابات و احکام

وزارت دادگستری

1- آقای تقی عدالت بخشدار باجگیران به سمت مأمور صلح باجگیران.

2- محمدعلی خورشیدی بخشدار شیروان به سمت مأمور صلح شیروان

3- حسین ارشادی کارمند منتظر خدمت به سمت امانت دادگاه بخش رفسنجان

4- عبدالعلی شجاعی ابیوردی معاون اداره گمرک بوشهر به سمت بازپرسی گمرک بوشهر

5- نصرت‌الله امینی معاون اداره بازرسی امور اداری به سمت ریاست دادگاه کیفر گران‌فروشی در مرکز شهرداری

6- اکبر داناسرشت بازرس قضایی به سمت ریاست دادگاه کیفر گران‌فروشی در مرکز شهرداری

در وزارت دادگستری

1- آقای احمد فرامرزی کارمند اداره حقوقی به وزارت دارایی منتقل شدند.

2- آقای علی صدیق ساوجی کارمند منتظر خدمت به سمت کارمندی دادگاه املاک واگذاری گرگان.

3- آقای علی صدارت رئیس دادگاه شهرستان شیراز به سمت ریاست دادگستری استان 5.

4- آقای باقر عاملی دادستان شهرستان شیراز به سمت ریاست دادگاه شهرستان شیراز.

5- آقای ابوالقاسم انوری‌پور کارمند منتظر خدمت به سمت مستشاری دادگاه استان 7.

6- آقای علی جهانشاهی بخشدار رشتخوار به سمت مأمور صلح رشتخوار.

7- آقای پرویز صفایی بخشدار خواف به سمت مأمور صلح خواف.

8- آقای مهدی عظیما رئیس دادگستری مراغه به سمت بازپرسی شعبه 12 دادسرای تهران.

+++

9- آقای فصیح خلعتبری امین دادگاه بخش ماکو به سمت دادیاری دادسرای شهرستان تهران.

10- آقای اسماعیل مزارعی دادیار دادسرای تهران به سمت بازپرسی شعبه 15 دادسرای تهران.

11- آقای محمد پیرنیا بازپرس شعبه 2 دادسرای شهرستان سبزوار به سمت بازپرسی شعبه اول دادسرای شهرستان سبزوار.

12- آقای نورعلی الهی مستشار دادگاه استان 5 به سمت دادستانی شهرستان قم.

13- آقای محسن گنابادی رئیس شعبه 4 دادگاه استان 9 به سمت ریاست دادگستری استان 10.

14- آقای عبدالله ناجی بازپرس دادسرای نظامی به سمت بازپرسی شعبه 17 دادسرای تهران.

15- لطفعلی بیگدلی بازپرس شعبه 16 دادسرای تهران به کارمندی علی‌البدل دادگاه بخش تهران.

16- دکتر عبدالعلی دهقان کارمند علی‌البدل دادگاه استان 7 به سمت دادستانی شهرستان شیراز.

17- آقای محمدباقر امین کفیل پارکه دیوان جزا به سمت ریاست دادسرای دیوان کیفر.

وزارت کشور

آقای محمدابراهیم نامور کارمند اداره دفتر وزارتی از تاریخ 20/10/24 به سمت بخشدار چهاردانگه منتقل شد.

آقای کریم مبصر روشن معاون استانداری 3 و 4 و فرماندار تبریز از تاریخ ورود به محل مأموریت به سمت فرمانداری ملایر منتقل گردید.

آقای ابراهیم شایان فرماندار گرگان از تاریخ ورود به محل مأموریت به سمت فرمانداری قزوین منتقل گردید.

آقای علی‌محمد صدیق شهبازی کارمند منتظر خدمت از تاریخ اول دی ماه سال جاری به سمت فرمانداری سیرجان منتقل گردید.

آقای علی‌اصغر طاهری از تاریخ 9/10/1324 به سمت بخشدار افجه منتقل شد.

آقای تقی اسعدی بخشدار افجه از تاریخ 19/10/1324 به سمت بخشداری کن منتقل گردید.

آقای مصطفی صدوقی کارمند بازنشسته از تاریخ 17/10/1324 به سمت بازرس وزارتی منصوب شد.

شهربانی کل کشور

رسدبان 1 حبیب‌الله افخمی رییس دایره رانندگی داخلی از تاریخ 1/10/1324 به ریاست شهربانی ساوه منتقل گردید.

وزارت کشاورزی

آقای مهندس جعفر مدنی به سمت بازرس کل منطقه شمال و ریاست اداره کشاورزی شهرستان رشت منصوب شد.

شماره 16340                  9/10/24

تصویب‌نامه‌ها

وزارت دارایی

هیئت وزیران در جلسه 21 آذر ماه 1324 بنا به پیشنهاد شماره 6238/1/20761 وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارض مشروحه زیر:

1- از بهای کارت‌های ورودی و بلیط به سینما‌ها، تئاترها، تماشاخانه‌های عمومی و هرگونه ضیافت‌ها منجمله مجلس رقص، رستوران‌ها، کاباره‌هایی که برای ورود به آنها حق ورودیه تعیین شده 20 درصد

تبصره - ضیافت‌ها و نمایش‌هایی که عواید حاصله آن برای امور خیریه تخصیص داده شود از پرداخت عوارض معاف می‌باشند.

2- از برگ‌های معاینه پیشه‌وران هر برگی 20 ریال.

3- از بهای محصول کوره‌پزی و مواد گچی که وارد و یا مصرف می‌شود 15 درصد

4- از وسایط نقلیه موتوری به شرح زیر:

الف - از اتومبیل‌های شخصی ماهیانه 100 ریال.

ب - از درشکه‌های شخصی و کرایه‌ای ماهیانه 30 ریال.

ج - از عرابه‌های اسبی ماهیانه 30 ریال.

د - از اتومبیل‌های کرایه سواری نفری 20 ریال.

هـ - از مسافرین اتوبوس که به شهرهای دیگر می‌روند به تناسب بعد مسافت از 2 تا 10 ریال.

و - از مسافرین هواپیما در صورتی که مبدأ مسافرت کرمانشاهان باشد نفری 50 ریال.

5 - از حیواناتی که در حوزه شهر کشتار می‌شوند:

الف - از هر رأس گوسفند 12 ریال.

ب - از هر رأس بز 6 ریال.

ج - از هر رأس بزغاله 4 ریال.

د - از هر رأس بره 6 ریال.

هـ - از هر رأس گاو 20 ریال.

و - از هر رأس گوساله 10 ریال.

ز - از هر رأس گاومیش 50 ریال.

ح - از هر رأس خوک 100 ریال.

6- از هر نمره تلفن غیر دولتی شهری سالیانه 120 ریال.

7- از هر رادیو سالیانه 360 ریال.

تبصره - فروشندگان رادیو ملزم به پرداخت عوارض رادیوهای موجوده خود نبوده لیکن موظف هستند از تاریخ فروش هر دستگاه رادیو منتهی تا ظرف 10 روز اداره شهرداری را از نام و آدرس خریداری رادیو مورد معامله مستحضر دارند.

8- از بهای تمبر معاملات دفاتر رسمی 20 درصد

9- از گاراژها به تشخیص شهرداری ماهیانه از ده تا 300 ریال.

10- از مهمانخانه‌ها به تشخیص شهرداری از 70 ریال تا 400 ریال در ماه.

به نفع شهرداری کرمانشاهان دریافت شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست‌وزیر است.

م - 5954                                    نخست‌وزیر

 

شماره 10990                  5/10/1324

وزارت دارایی

هیئت وزیران در جلسه 21 آذر ماه 1324 برطبق پیشنهاد شماره 22909-12383 وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ این تصویب‌نامه عوارض مشروحه زیر:

1- از درآمد خالص سینماها و تئاترها و تماشاخانه و هرگونه ضیافت‌ها منجمله مجالس رقص که ورودیه گرفته می‌شود صدی بیست.

2- از بهای محصولات کوره‌پزی صدی بیست.

3- از مال‌الاجاره محل کسب پیشه‌وران و بنگاه‌ها صدی ده.

4- از برگ‌های معاینه پیشه‌وران پنج ریال در ماه.

5- از اتوبوس‌های کرایه و کامیون‌هایی که مسافر می‌برند مشروط بر این که اتوبوس شهری بوده و مبدأ مسافرت نیز خود اهر باشد به نسبت مسافت نفری از 2 تا ده ریال.

6- از دوچرخه‌‌های پایی کرایه ماهیانه 40 ریال.

7- از دام‌هایی که در کشتارگاه کشتار می‌شوند به شرح زیر:

الف - از هر رأس بز ده ریال.

ب - از هر رأس گوسفند 15 ریال.

ج - از هر رأس گاو 35 ریال.

د - از هر رأس گاومیش 50 ریال.

7- از گرمابه‌های درجه 1 ماهیانه 20 ریال

8- از گرمابه‌های درجه 2 ماهیانه 10 ریال

9- از مستأجرین آسیاب‌ها سالیانه 100 ریال به نفع شهرداری اهر وصول شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست‌وزیر است.

م - 5955                                    نخست‌وزیر

شماره 12414                  9/10/24

 

وزارت دارایی

هیئت وزیران در جلسه 21 آذر ماه 1324 طبق پیشنهاد شماره 18269-3-34711 به تاریخ 2/7/1324 وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ 22/12/1323 عوارض ردیف‌های شماره 3 و 4 و 6 و 10 و 12 تصویب‌نامه شماره 22952-22/12/1323 راجع به عوارض شهرداری مشهد از پروانه کسب و پیشه‌وران و دفترچه معاینه پیشه‌وران و محصولات کوره‌پزی و خانه‌های مسکونی غیر اجاره و رادیو به شرح زیر اصلاح شود.

1- از پروانه کسب و پیشه‌وران نسبت به مال‌الاجاره محل کسب و حرفه ماهیانه صدی 3.

2- از دفترچه معاینه پیشه‌وران سالیانه بیست ریال.

3- از بهای محصولات کوره‌پزی صدی 15

4- از منازل استیجاری ماهیانه صدی 4 از مال‌الاجاره از مالک و از هر نوع محل کسب ماهیانه صدی 6 از مال‌الاجاره از مالک.

تبصره - منازل مسکونی که مالک سکنی دارد از عوارض معاف خواهند بود.

5- عوارض رادیو موضوع ردیف 12 تصویب‌نامه شماره 22952-22/12/23 ملغی و رادیو از عوارض شهرداری معاف خواهد بود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست‌وزیر است.

م - 5953                                    نخست‌وزیر

 

شماره 18672                  10/10/1324

هیئت وزیران در جلسه هشتم دی ماه 1324 برحسب پیشنهاد شماره 4956-48938 وزارت کشور تصویب نمودند که مرکز بخش طالقان که فعلاًَ در کولج است به شهرک انتقال یابد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست‌وزیر است.

م - 5959                        نخست‌وزیر

+++

یادداشت ها
Parameter:294294!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)