کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى ، دوره ‏15
[1396/05/28]

جلسه: 176 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سهشنبه سی و یکم خرداد ماه 1328  

فهرست مطالب :

1 - تصویب صورت مجلس

2 - بیانات قبل از دستور آقایان : امامی اهری - مهدی ارباب - دکتر مجتهدی و سؤال آقای رضوی از وزارت راه

3 - تصویب طرح مربوط به اعلیحضرت فقید

4 - طرح بودجه مجلس

مشروح مذاکرات مجلس ملى ، دوره ‏15

 

 

جلسه: 176

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سهشنبه سی و یکم خرداد ماه 1328

 

فهرست مطالب :

1 - تصویب صورت مجلس

2 - بیانات قبل از دستور آقایان : امامی اهری - مهدی ارباب - دکتر مجتهدی و سؤال آقای رضوی از وزارت راه

3 - تصویب طرح مربوط به اعلیحضرت فقید

4 - طرح بودجه مجلس

 

دو ساعت و 35 دقیقه قبل از ظهر مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس‏

رئیس - نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى دکتر عبده بفرمایید.

دکتر عبده - بنده می­خواستم توجه مقام ریاست را به این نکته جلب کنم که آقاى دکتر متین دفترى پیشنهادى دادند نسبت به این پیشنهاد 46 رأى موافق داده شد و 16 رأى مخالف و 36 رأى ممتنع، خواستم توجه مقام ریاست را به ماده 166 نظام‌نامه جلب کنم به موجب این ماده هر یک از نمایندگان در کلیه مسایل مطروحه که منتهى به اخذ رأى می‌شود باید رأى خود را نفیاً یا اثباتاً اظهار کند در صورتى که امتناع نماید جزو موافق یا مخالف محسوب نخواهند شد و در هر مطلبى طبق قانون اساسى باید نصف به علاوه یک عده حاضر در جلسه نسبت برد یا قبول آن مطلب صریحاً رأى دهند و در غیر این صورت آن مطلب بلا تکلیف می­ماند. استحضار دارید که نصف به علاوه یک موافق این پیشنهاد رأى ندادند ولى نصف به علاوه یک هم برد این پیشنهاد رأى ندادند، بنابراین مشمول ماده 166 آئین­نامه است و بر طبق این ماده بلاتکلیف است تا نظر مجلس نسبت به این مورد روشن شود.

رئیس - در جلسه پیش نظر آقایان هست من مکرر گفتم که تصویب نشد و الان هم همین را می­گویم تصویب نشده و اگر پیشنهاد دیگرى باشد باید البته مطابق ماده 166 عمل شود. آقاى برزین بفرمایید.

برزین - بنده این عرض را می­خواهم حضور محترم آقایان بکنم که پیشنهاد آقاى دکتر متین دفترى تصویب نشده است ما هم نمی­گوییم که تصویب شده است ولى رد هم نشده است بلا تکلیف است‏

رئیس - آقاى دکتر طبا فرمایشى دارید؟ بفرمایید.

دکتر طبا - مقام ریاست اطلاع دارند که جلسه قبل بنده اجازه خواستم که نیمساعت خارج بشوم چون در اداره مالیات بر درآمد کار داشتم و چون پیشنهاد آقاى دکتر متین دفترى که خیلى مهم بوده است و مطرح شد خواستم و لازم دانستم که عرض کنم بنده با پیشنهاد ایشان موافق بودم عده از آقایان خیال کردند که بنده نظرى داشتم در صورتى که بنده با اجازه مقام ریاست در جلسه نبودم و اطلاعى هم از موضوع نداشتم ولى حالا اینجا نظر خودم را عرض می‌کنم که بنده با پیشنهاد ایشان موافق بودم.

رئیس - آقاى ایلخان بفرمایید

ایلخان - چون آئین­نامه در مرحله آزمایش است و اگر اصلاحى باشد باید تذکر داده شود بنده خواستم تذکر بدهم که قبل از مذاکره در صورت مجلس غائبین خوانده می‌شود که در صورت مجلس اگر کسى خواست تذکر بدهد که یا اشتباهاً او را غایب نوشته­اند یا این که دیر آمده یا نیامده یا غایب بوده بتواند در صورت مجلس جواب بدهد.

رئیس - بلى هر روز باید قرائت بشود.

ایلخان - منظور این بود که قبل از این که صحبتى بشود و این را تذکراَ عرض کردم که این کار اصلاح بشود.

رئیس - آقاى آصف بفرمایید.

آصف - بنده در ضمن عرایضم عرض کردم اهل سنت و جماعت نظر به عقیده مذهبى شاه عادل را ذی­شوکت می‌دانند این جا نوشته شده است ذى شوکت باید این موضوع اصلاح بشود یکى هم این است که نوشته شده است بنده عرض کردم که بدون رعایت نزاکت بعضى از آقایان فرمودند یک عده حیوانات

عده حیوانى نمی‌شود بنده عرض کرده­ام که آقایان بدون نزاکت فرمودند یک مقدار حیوانات

+++

در صورتى که بنده عرض کردم یک هیئت انسانى به طرف صندوق می­روند.

رئیس - آقاى امیرحسین خان مسبوقند که این صورت مجلس قطعى مذاکرات نیست این براى همین است که اگر این جا اعتراضى هست و آقایان نظرى دارند می­گویند و بعد از اصلاح به روزنامه رسمى داده می‌شود منظور از اسامى غائبین و حاضرین هم که خوانده می‌شود این است که اگر اصلاحى لازم است در جلسه ذکر می‌شود بعد تصویب می‌شود، این صورت مجلس قبل از اصلاح قطعى نیست آقاى ملک مدنى بفرمایید.

ملک مدنى - آقایان مسبوقند که از اول مشروطیت تاکنون این عمل مجرى بوده که نصف به علاوه یک براى تصویب لازم بوده و اگر نصف به علاوه یک نبوده آن موضوع تصویب نشده است بنده خواستم این را عرض کنم‏.

بعضى از نمایندگان - صحیح است.

دکتر عبده - رد هم نشده است.

رئیس - در آئین­نامه جدید یک تغییرى راجع به رأى داده شده است در این جا می‌شود گفت که مورد ندارد چون در این آئین­نامه بلا تکلیف گذاشته شده است یعنى نفیاً و اثباتاً باید اظهار نظر بشود آقاى مکى بفرمایید.

مکى - آقاى دکتر عبده فرمودند ولى قسمتى را که بنده خواستم توجه مقام ریاست را جلب کنم این است که همان طور که آقاى رئیس هم فرمودند این بلا تکلیف است چون رد نشده است تصویب هم نشده پس پیشنهاداتى از این قبیل قابل طرح است و اگر مثل این پیشنهاد داده شود خوب است مقام ریاست اجازه بفرمایند مطرح شود.

رئیس - آقاى امیر تیمور بفرمایید.

امیر تیمور - همکار عزیز بنده آقاى دکتر عبده استعداد زیادى براى تکرار مطلب دارند و می­خواهند آن چیزى که مورد عقیده ایشان است حتماً به کرسى عمل بنشانند. مقام ریاست در جلسه قبل با کمال صراحت تشخیص فرمودند که این نظر اکثریت حاصل نکرده است (بعضى از نمایندگان - رد هم نشده) تصویب نشده باز اینجا اعتراض می‌شود.

رئیس - آقایان هم اظهار نمی‌کنند که تصویب شده است.

امیر تیمور - و در این تذکر آقاى ایلخان هم می­خواهم عرض کنم در ماده 78 مصرح است که صورت غایبین هم باید در صورت مذاکرات طبع و نشر شود اگر مقرر بفرمایید در صورت مذاکرات طبع و نشر کنند اشکال رفع خواهد شد.

رئیس - صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه - آقایان : محمدحسین قشقایى - محسن گنابادى - مهندس احمد رضوى - نصرالله لاهوتى - دکتر راجى - ابوالفضل تولیت - غلامحسین رحیمیان -على اقبال - مهندس خسرو هدایت - محمدقلى قوامى - حسین وکیل - نیک­پور- امامى اهرى - عباس فاضلى - عدل اسفندیارى.

غائبین بى­اجازه - آقایان : اردشیر شادلو - عبدالحسین اورنک - آقاخان بختیار - جواد گنجه - دکتر شفق - دکتر علی امینى - على وکیلى - منوچهر گلبادى - عباس اسکندرى.

دیرآمدگان با اجازه - آقایان : منصف - افخمى سزاوار - شریعت­زاده - عباس اسلامى - اسدى - دکتر طبا.

 دیرآمدگان بى­اجازه - آقایان : محمد­تقى بهار - مسعود ثابتى - خسرو قشقایى.

2 - بیانات قبل از دستور آقایان‏ امامى اهرى - مهدى ارباب - دکتر مجتهدى و سؤال آقاى رضوى از وزارت راه‏

رئیس - چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده­اند. آقاى نورالدین امامى بفرمایید.

نورالدین امامى - بنده نوبتم را داده­ام به آقاى امامى اهرى.

امامى اهرى - چنان که آقایان اطلاع دارند فراکسیون اتحاد ملى از طرفداران جدى کابینه حاضر بوده و نسبت به شخص جناب آقاى ساعد که از افراد همین فراکسیون بوده­اند کمال احترام و علاقه را نشان داده است، بنده هم که از اول دوره افتخار عضویت فراکسیون اتحاد ملى را داشته­ام به همین جهت که عرض کردم و به جهات دیگرى که موردى براى ذکر آن در اینجا نمى­بینم از طرفداران کابینه و از علاقمندان شخص جناب آقاى ساعد بوده­ام و چون در مجلس سعى داشته­ام که در جریانات پارلمانى رعایت اصول پارلمانى را بکنم از نظر موافقت با دولت جایز ندانسته­ام که در مقام تعرض و اعتراض و سؤال و استیضاح از دولت برآیم و هر وقت موضوعى به نظرم رسیده به شخص جناب آقاى نخست وزیر یا به سایر آقایان وزیران متذکر شده­ام و اینک در تعقیب همان نظر لازم دانستم نکات چندى را در اینجا متذکر شوم و چون این تذکرات راجع به آذربایجان است و بنده هم افتخار نمایندگى آن سامان را دارم براى این که اظهارات بنده بر تعصب فوق­العاده نسبت به آذربایجان و خداى نکرده نداشتن آن تعصب و علاقه نسبت به سایر نقاط کشور حمل نشود عرض می‌کنم که ماها همه ایرانى و نسبت به کلیه نقاط ایران بدون استثنا همان عشق و علاقه را داریم (صحیح است) و اگر راجع به آذربایجان و آلام آن تذکرات بیشترى داده می‌شود براى آن است که آذربایجان از نقطه نظر موقعیت حساسى که دارد شایسته آن است که توجه بیشترى به آنجا مبذول گردد (صحیح است) و علاقه و محبت فوق­العاده که کلیه آقایان نمایندگان نسبت به آذربایجان و آذربایجانى در موارد مقتضى معمول داشته­اند قابل تقدیس و تشکر است (صحیح است) چنان که عرض کردم آذربایجان از نقطه نظر موقعیت جغرافیایى و غیره واجد اهمیت خاصى است و جا دارد که باز آقایان بیش از پیش در فکر آذربایجان بوده و در مقام رفع آلام و دردهاى آنجا برآیند (صحیح است) و به نحوی که آقایان به خوبى استحضار دارند چنان که هر مریضى دو نوع معالجه دارد یکى معالجه آنى و فورى براى تسکین درد و رفع تب و دیگرى معالجه قطعى و اساسى در مورد اصلاح اوضاع مملکت و از آن جمله آذربایجان هم دو راه ما در پیش داریم یکى اصلاح اساسى و تهیه نقشه­هاى چند ساله عمرانى و آبادى و کشاورزى که فعلاَ مورد نظر من نیست و بنده درخواست خود را از دولت جناب آقاى ساعد به حداقل تقلیل می­دهم و با اتکاء به عشق و علاقه خاص کلیه آقایان نمایندگان آذربایجان می­خواهم که همه آقایان یا نمایندگان آذربایجان هم صدا شده و جناب آقاى ساعد را که خود آذربایجانى هستند مخاطب قرار داده می­گویم جناب آقاى ساعد جنابعالى و سایر آقایان وزراء آذربایجانى شما با اطلاع کافى که از روحیه آذربایجانی­ها دارید با من هم عقیده هستید که آذربایجانى زحمتکش و قانع و نجیب و نسبت به ­شاه و مملکت خود حداکثر علاقه را دارد (صحیح است) و تحت تأثیر هیچ گونه تبلیغاتى قرار نمی­گیرد و آن احساسات پاک ملى آنها کلیه آثار تبلیغاتى خائنین به کشور و شاه و میهن را خنثى می­نماید (صحیح است) ولى در مقابل انتظار دارد که لااقل موجبات حداقل زندگى را براى آنها فراهم دارید چنان که اطلاع دارید وضع محصول آذربایجان در اغلب نقاط بد است (بهادرى - اصلاَ نیست) و نان در اغلب جاها غیر مأکول و نایاب است و مردم از این حیث در زحمت هستند آذربایجانى قانع و زحمتکش که از تولید کنندگان عمده گندم و جو می­باشد و همواره دسترنج خود را در طبق اخلاص گذاشته و براى رفع نیاز هم­ میهنان خود مردانه عرضه داشته است امروز انتظار کمک آنى و فورى را از شما آقایان نمایندگان دارد که از دولت جداً بخواهید در این باب اقدام لازم و فورى را معمول دارد و با ازدیادی که نسبت به سرمایه به آنک کشاورزى به عمل آمد در کلیه نقاط آذربایجان شعب به آنک کشاورزى تأسیس نموده به زارعین و کشاورزان آن ناحیه که بر اثر سختى زمستان گذشته و عدم امکان کشت و نیامدن به موقع باران به حال فلاکت بارى افتاده­اند کمک عاجلى مبذول دارند. چنان که اطلاع دارید اغنام و احشام ایلات آذربایجان به کلى از بین رفته و محتاج کمک­هاى فورى می­باشند این افراد غیور و وطن­پرست که در مواقع سخت میهن­پرستى خود را نشان داده­اند از این مخمصه نجات پیدا کنند ضمناً از موقع استفاده کرده از توجه‏ خاصى که اعلیحضرت همایونى همواره نسبت به آذربایجان مبذول داشته و با اعزام نماینده خاص خود در مقام تفقد و دلجویى و کمک به آذربایجانى بر آمده­اند از صمیم قلب سپاسگذارى می­نمایم و از دولت جناب آقاى ساعد می­خواهم که منویات و اوامر اعلیحضرت همایونى را در آنجا به موقع اجرا گذارده سرو صورتى به اوضاع اقتصادى آنجا بدهند و صادرات را تشویق و به کارخانجات دستى و غیردستى کمک کنند که از بین نروند در خاتمه به استحضار دولت جناب آقاى ساعد می­رسانم که در مرز آذربایجان نقطه­اى واقع است به نام ارسباران که از لحاظ وسعت خاک و کثرت جمعیت و سایر جهات همان موقعیتى را که آذربایجان نسبت به ایران دارد همان موقعیت را ارسباران در آذربایجان دارد (برزین - صحیح است) و متأسفانه در بدبختى­ها و بیکارى و فقر و فلاکت هم سهم بیشترى را دارا می­باشد (برزین - صحیح است) و چون راه آنجا تا­کنون اصلاح نشده آمد و رفت به آنجا مشکل بوده و نتیجتاَ از کمک­هایى که به سایر نقاط آذربایجان می‌شود آن ناحیه محروم می­باشد (برزین - صحیح است) چنان که اخیراً چون حضرتعالى آقاى برزین بسیار صحیح است می­فرمایید و توجه می­فرمایید بسیار متشکرم

+++

والاحضرت شاهپور علیرضا از طرف اعلیحضرت همایونى به آذربایجان تشریف بردند، یک کمک­هایى به ایلات شاهسون اردبیل و خیاو فرمودند تنها نقطه­اى که موفق نشدند تشریف ببرند ارسباران است در صورتى که این ناحیه سیصد هزار نفر جمعیت دارد (صحیح است) اغلب ایلات و عشایر در آنجا زندگى می‌کنند چنان که عرض کردم در بدترین مواقع وطن­پرستى و علاقه و شاه­دوستى خودشان را نشان دادند و کشور را حفظ کردند وضع بهدارى آنجا به قدرى خراب است که یک نفر قابله براى سیصد هزار نفر جمعیت معین شده، آن یک نفر هم در وزارت بهدارى از محل آنجا حقوق می­دهند و در تهران نمی­دانم مشغول چه کارى است که در محل حاضر نمی‌شود و من از آقاى وزیر بهدارى سؤال کردم و باز در اینجا هم رسماً اظهار می‌کنم که اگر کسى را براى آنجا استخدام نمی‌کنند لااقل از محل حقوق آنجا استخدام دیگرى نکنند، و محفوظ بماند.

بهادرى - آقاى امامى صحبت بهدارى نکنید فایده ندارد.

ذوالفقارى - اول بودجه بدهید.

بهادرى - فایده ندارد.

امامى اهرى - از وزارت فرهنگ هم تقاضا می‌کنم که دبیرستان آنجا با عطیه­اى که اعلیحضرت همایونى لطف فرموده بودند تأسیس شده است و باید از این اقدام و از این عمل نتیجه گرفت پس تقاضا می‌کنم که در سال جارى کلاس­هاى چهار و پنج متوسطه آنجا دایر بشود (یمین اسفندیارى - در موقع بودجه هم آقاى امامى اهرى تقاضا بفرمایید) این بسته بلطف آقایان است و از وزارت راه هم تقاضا می‌کنم که یک چنین ناحیه بزرگى به علت نداشتن راه به کلى از آذربایجان آمد و رفت و ارتباط آن قطع شده با ساختن پل که تمام موجبات آن فراهم است یعنى سیمان آنجا حاضر است و اعتبار هم منظور شده استدعا می‌کنم زودتر انجام بدهند (احسنت) یک نکته کوچکى را که در خاتمه عرایضم به عرض آقایان می­رسانم این است که همه نقاط آذربایجان این طور است مخصوصاً آن ناحیه‌اى که عرض کردم ناحیه ارسباران مردمانى دارد زارع و کشاورز که زندگى آنها با نان و چاى می­گذرد استدعا می‌کنم در این موقع که ماه رمضان می­رسد توجهى بکند که قند و شکر بدست اهالى آنجا برسد (بعضى از نمایندگان - به هیچ جا نداده­اند) عرض می‌کنم که هفت هشت ماهست آنجا .... (همهمه نمایندگان) (زنگ ممتد رئیس).

رئیس - آقایان چرا نمی­گذارید صحبت کنند؟ این چه طرز رفتارى است؟ آقاى امامى اهرى وقت آقا از یک ربع بیشتر شده.

امامى اهرى - استدعا می‌کنم که در این قسمت هم توجهى بفرمایید

نمایندگان - احسنت‏

رئیس - آقاى مهدى ارباب بفرمایید.

ارباب - من از آقایان نمایندگان عزیز کمک می­طلبم که به تظلم و استمداد کارمندان پست و تلگراف بلوچستان و سیستان و شاید آبادان و همچنین خرمشهر و این نقاط حاره ، توجهى بشود این بدبخت­ها که سر و کارى با پارچه ندارند، با قند و شکر ندارند با عمل تصفیه مالیات سر و کار ندارند از صبح تا آخر شب ناچارند عرق بریزند و چکش بزنند، با کاغذ سر و کار داشته باشند اینها از تمام مزایا و اضافاتى را که نسبت به سایر مأمورین داده می‌شود نسبت به اینها انجام و اجرا نشده است (صحیح است) (یمین اسفندیارى - بندرعباس را هم بفرمایید) و بندرعباس چون بدبخت­ها مخصوصاً ، این قسمت را تمنى می‌کنم آقایان توجه بفرمایید. بدبخت­هایى که در نقاط بلوچستان و سیستان انجام وظیفه می‌کنند اگر مریض بشوند دارو ندارند وسیله معالجه ندارند. اگر عیال یک نفر عیال از آنها وضع حملش بشود ماما وجود ندارد با یک چنین وضعیتى انجام وظیفه می‌کنند. مثلاَ مأمور گمرک مزایا و اضافاتى را می­گیرد و به توسط همان تلگرافچى مخابره می‌کنند و همان تلگرافچى می­داند و تلگرافى را مخابره می‌کند که به هم قطارهاى دیگرش این مزایا پرداخت می‌شود و به آنها داده نمی‌شود من نمی­دانم از اولاد صیغه دولت هستند و مأمورین دیگر از اولاد عقدى دولت هستند؟ آخر فرق فاحشى در عمل ملاحظه می‌شود آنها بهتر انجام می­دهند حقوق و مزایا را دریافت نمی‌کنند، اینها جمع شدند دو روز پیش در فرماندارى بلوچستان و دست به اعتصاب زدند و تلگرافى رسیده است که 90% مزایاى سال 27 و اضافات را دریافت نداشته­اند و فقط عده معدودى 70% مزایا دریافت و عده­اى هم به کلى محروم مانده­اند 10% سال جارى هم براى هیچ یک نرسیده فرماندار محترم بلوچستان و سیستان به آنها نصیحت کرده و وعده داده براى مدت کمى تا بنتیجه برسد و آنها را قانع کرده که دست از اعتصاب بکشند و اعتصاب نکنند ولى اینها بیچاره­اند بدبختند دو سال است التماس می‌کنند دو سال است التجا می‌کنند. هیچ توجهى به آنها نمی‌شود آیا فرق سایر مأمورین با این بدبخت­ها چیست؟ چرا باید مزایا و اضافات به سایر مأمورین داده شود و به آنها داده نمی‌شود آیا هیچ توجهى مبذول هست که آنها در چه نقطه­اى انجام وظیفه می‌کنند؟ در نقاطى انجام وظیفه می‌کنند که آتش می­بارد و حتى آب سرد هم بدست آنها نمی­رسد که بخورند بنده از جناب آقاى دکتر طاهرى وزیر محترم مشاور که از طرف دولت اینجا تشریف دارند و همیشه نسبت به افراد ضعیف خیرخواه بوده و هستند استدعا می‌کنم که توجه دولت را به این بدبختى آن طبقه مردم بیچاره مبذول داشته و ترتیبى بدهند که تبعیضى بین آنها و مأمورین دارایى و گمرک و سایر مأمورین ادارات بلوچستان نشود همان مزایا و اضافاتى که به آنها داده می‌شود به مأمورین پست و تلگراف بلوچستان و سیستان هم داده شود و بیش از این این مأمورین را دلسرد نکنند اینها را تشویق بفرمایید، اینها خدمتگزارترین افراد مأمورین دولت هستند (صحیح است) دیگر بنده عرضى ندارم‏

یمین اسفندیارى - انشاءالله جناب آقاى جمال امامى هم کمک می­فرمایند.

رئیس - آقاى کهبد (تشریف ندارند) آقاى دکتر مجتهدى بفرمایید.

دکتر مجتهدى - چنان که آقایان می‌دانند اینجانب اخیراً مسافرتى به آذربایجان کردم حال می­خواهم نتیجه مشاهدات خود را فهرست­وار حضورتان عرض کنم در این مسافرت آنچه بیشتر جلب توجه کرد این است که بیکارى و فقر عمومى به حدى رسیده که بیم آن می­رود که بنیان جامعه را متزلزل سازد اوضاع اقتصادى آذربایجان بى‌نهایت وخیم است در حدود ده هزار دستگاه بافندگى دستى تعطیل شده (صحیح است) و کارخانجات بزرگ در شرف تعطیل هستند (صحیح است) تجارت از بین رفته (احسنت) هر چه تاجر سرمای­دار بوده براى تحصیل ارز ارزان و استفاده کلان رو به طهران آورده­اند و وضعیت بازار آنجا را می­توان از همین بازار طهران فهمید اینجا باید با کمال تأسف عرض کنم که تمام مساعى و اقدامات ما نمایندگان و مواعید دولت درباره تقسیم سهمیه و اختصاص مقدارى از آن به آذربایجان بى­نتیجه مانده است مثلاَ براى یک تاجر آذربایجانى مقدور نیست حتى یک اتومبیل جیپ بدون مسافرت به طهران و صرف وقت و زد و بند با این و آن وارد کند. آنچه بیشتر اسباب تأسف است این است که طبیعت هم در ظرف این دو سال روى خوشى به آذربایجانی­ها نشان نداده است سال گذشته محصول آذربایجان خوب نبود و در نتیجه کشاورزان نتوانسته­اند مثل سال­هاى قبل کشت کنند سرماى سخت امسال هم باعث از بین رفتن سردرخت و هم خود درخت­ها شده است. در اثر سرماى شدید و ممتد بسیارى از اغنام و احشام تلف شده‌اند (احسنت) عدم بارندگى امسال وضع جدیدى پیش آورد که بى­شباهت به سال مجاعه 1336 قمرى نیست و به این مناسبت کشاورزان به شهرها روى آور هستند.

موضوع خیلى قابل توجه بیکارى در شهرهاى آذربایجان است مثلاَ براى یک کار هزاران داوطلب پیدا می‌شود. مزد کارگر در تبریز بیست ریال در مراغه هشت ریال (باتمانقلیج - کار باید تهیه بشود) آن هم اگر باشد تعجب اینجا است که وزارت راه هم از این بحران استفاده کرده و به عمله 15 ریال مزد می‌دهد اگر این مزدها را با قیمت نان و سایر مایحتاج زندگى مقایسه فرمایند طرز زندگى کارگر در نظر آقایان مجسم خواهد بود

شهر تبریز چندین ماه است تقریباً در تاریکى به سر می­برد شرکت برق هم نه حاضر است دست از امتیاز انحصارى بکشد و نه برق را به شکل آبرومندى اداره کند (بعضى از نمایندگان - مثل همه جا) اهالى شهر تبریز از این وضع به تنگ آمدند و شرکت برق را تعقیب کردند و حکم محکومیت مدیر شرکت صادر شد اما وزارت دادگسترى پرونده امر را به طهران خواست موضوع تعقیب منتفى شد این امر مردم تبریز را از دادگسترى دلتنگ ساخته و می­گویند می‌خواهیم بدانیم علت خواستن پرونده به طهران چه بوده از بنده که سؤال کردند جواب نداشتم بدهم به آقایان وعده دادم که موضوع را در مجلس عرض کنم خواهشمندم این قسمت از عرایض بنده را به منزله سؤال تلقى کنند و جواب بدهند. شهردارى تبریز پول ندارد در یک شهرى که گرفتار بحران است نباید هم پول داشته باشد از بودجه حقیر شهردارى تبریز را صدى سه اداره کل امور شهرداری­ها برمی­دارد و در عوض مداخلات بیجا در هر امر می‌کند و مانع اقدامات جزیى شهردارى است و ما نمایندگان ولایات هر چقدر زحمت کشیدیم نتوانستیم مداخله این اداره بى­موضوع را رفع کنیم. جاى تعجب است اعلیحضرت همایون شاهنشاهى می­فرمایند که مردم باید کار خود را خود انجام دهند این اداره که منطق تأسیس آن معلوم نیست خود را قیم شهردارى هاى کشور کرده است در تبریز مدت دو سال است می­خواهند لوله­کشى کنند مبلغى هنگفت هم

+++

صرف کرده­اند اما کار چنان چه لازم است پیشرفت نمی‌کند و مردم از نتیجه کار آن مأیوسند و آن اقدامات را هم حمل بر تظاهر می‌کنند. دو سه فقره ساختمان که در اثر مساعى آقاى منصور شروع شده بود همه نیمه تمام مانده ساختمان­هایی که از عطیه ملوکانه قرار بود ساخته شود به واسطه تقلب کنتراتچى آن همه ناتمام مانده است بنده مدارکى دارم که این کنتراتچى، یک قمار باز چطور آمده است کنتراتچى شده است مالیات سنگین آذربایجان درد بی­درمان شده من نمی­دانم ایالتى که گرفتار قحطى و بحران است وزارت دارایی ما چه می­خواهد سال گذشته محصول خوب نبود فعالیت اقتصادى وجود نداشت تازه وزارت دارایی سهمیه مالیات بر درآمد را اضافه کرده است.

وضعیت بهدارى نقاطى را که دیدم در غایت درجه تأسف انگیز است وزارت بهدارى عوض توجه به بهداشت مردم مأمورین بهدارى را تغییر و تبدیل می‌دهد سال گذشته طبق مدارکى که موجود است آبله و امسال سرخک تلفات زیاد به اطفال دهات وارد کرده است. وضعیت آموزگاران فرهنگ اسباب تأسف است من باب مثال می­گویم اینجانب یک باب دبستانى با خرج خود ساخته­ام اداره فرهنگ یک نفر آموزگار و یک نفر فراش به این دبستان داده - در این مسافرت تحقیق کردم معلوم شد که حقوق آموزگار دبستان که پنجاه و چهار نفر را تربیت می‌کند درست معادل حقوق پیشخدمت دبستان است. از وضعیت سایر ادارات صحبت نمی‌کنم آقایان از عدم نظم و ترتیب ادارت مرکزى پى به خرابى ادارات ولایات می­توانند ببرند فقط نمی­توانم کتمان کنم که وضع ارتش و ادارات لشگرى در اثر توجهات ملوکانه و حسن اداره افسر لایق و محبوب تیمسار سپهبد شاه بختى مایه امیدوارى است اینجانب با غالب طبقات تماس گرفتم بدون شائبه مى­توانم عرض کنم که هیچ کس از نظام و ارتش شکایتى نداشت. (صحیح است)

بارى مطلبى را که همشهری­هاى من سفارش کرده­اند که حضور جناب آقاى ساعد عرض کنم که آذربایجانی­ها از شخص جناب آقاى ساعد که آذربایجانى هستند بیشتر از این انتظار دارند و می­گویند در اثر عدم توجه دولت ایشان دیر یا زود شهرهاى آذربایجان خراب­تر و ویرانه­تر در خاتمه عرض می‌کنم که امید مردم از همه جا سلب شده فقط چشم به ذات مقدس شاهانه دوخته­اند چه می‌دانند فقط ایشان هستند که به حال رعیت دلسوزند و مهربه آنند امیدوارند که گزارش والاحضرت شاهپور علیرضا مورد توجه اعلیحضرت­شان که از نزدیک اوضاع را مشاهده فرمودنده‌اند قرار گیرد اوامر اکید براى اصلاح امور صادر فرمایند و همچنین به برادر ارجمند خود والا حضرت شاهپور عبدالرضا که سمت نظارت عالیه اجراى برنامه 7 ساله را دارند دستور فرمایند در طرح­هاى عمرانى آذربایجان را بر سایر طرح­ها مقدم دارند در خاتمه راه علاجى که به خاطرم می­آید این است که اولیاى امور قدرى وسعت نظر داشته و از دریچه چشم خود تنها شهر طهران را ننگرند بلکه قدم فراتر گذاشته و به ولایات هم توجه داشته باشند و از مزایاى زندگى طهران قدرى به شهرستان­ها ارزانى دارید همه چیز را در طهران به خاطر طهران متمرکز نسازید امنیت مادى و قضایى را تأمین کنید خود به خود قسمت اعظم مشکلات حل خواهد شد (احسنت - احسنت)

رئیس - وارد دستور می­شویم سؤالى از وزارت راه آقاى رضوى کرده­اند ، آقاى معتمد دماوندى هم دو سؤال کرده‌اند آقاى رضوى بفرمایید.

امینى - بودجه مجلس را مطرح بفرمایید.

رضوى - بنده مدتى است که این سؤال را خودم داده­ام به وزارت راه و تاریخ آن مصادف بود با همان موقعى که تازه از شیراز مراجعت کردم اهمیت راه و به طور کلى طرق و شوارع و جاده­ها در ازدیاد عمران و آبادى نواحى به اندازه‌اى زیاد است که بنده براى گفتگو محتاج به تهیه مقدمه نیستم بنابراین اگر در یک استانى براى این که راهشان نامناسب است یا راه بهتر می­خواهند سر و صدا داشته باشند و تقاضا زیاد بکنند و سؤال و جواب بکنند راه بی­خودى و زیادى نرفته­اند وضعیت راه­هاى فارس را به دو کیفیت و به دو نوع می­توانم حضور آقاى معاون محترم وزیر راه عرض می‌کنم یکى موضوع وعده وزارت راه بود راجع به آسفالت کردن جاده شیراز به تهران که قبل از سال 1327 داده و حتى در موقعی که 7 و 8 ماه قبل آقاى اردلان وزیر راه بودند که الان استاندار محترم فارس هستند همان موقعی که بنده سؤال کردم ایشان در همین پشت تریبون وعده دادند و قول دادند که تا آخر سال 1327 لااقل 150 کیلومتر از این راه آسفالته شده تحویل شما داده خواهد شد البته در صورت مجلس هست این را اخیراً که بنده از آنجا می‌آمدم دیدم آسفالته نشده که هیچ یک قسمتى از راه را روى قسمتى که شاید آسفالته خواهد شد و البته جاده­کوبى و تسطیح جاده هم چون انجام نیافته معلوم نیست براى چکار دست بهش زده­اند، شاید براى این خیال که این درست بشود از شهر شیراز تا نزدیکى پلخان که هفت فرسخى شهر شیراز است جاده را زیر و رو کرده­اند یک قسمت زیادى یک طرف جاده خاک زیادى خاکریزى شده در نتیجه جاده اتومبیل رو به دو قسمت یک قسمت مرتفع­تر دو سه متر بلندتر است و یک قسمت پآئین­تر است.

بهادرى - بله صحیح است بنده خودم آنجا بودم و دیدم.

رضوى - و در این قسمت جناب آقاى بهادرى و آقاى اسکندرى و سایر آقایان که تشریف داشتند همه این نقاط را مشاهده کردند خوب این جاده علاوه بر این که عرض کردم آسفالت نشده در سال گذشته بنده نتوانستم احصائیه‌اى بدست بیاورم که چقدر موجب شکستن اتوموبیل­ها و تلفات شده است به حدى رسیده است که اهالى فارس به بنده می­گفتند از خیر وزارت راه گذشتیم اجازه بدهید این راه­ها به همان صورت اولیه خاکریزى بشود که ما بتوانیم با اطمینان بیشترى ایاب و ذهاب کنیم این آسفالتش که حالا من نمی­دانم که چه شد و حالا بودجه آنجا در کجا مصرف شد و پادار بود یا نبود من نمی­دانم و وزارت راه نسبت به ترمیم و اصلاح جاده چه نظرى دارد، به نظر خودم باز به طور اختصار عرض می‌کنم که سه جاده تاریخى در فارس وجود داشته که این سه جاده تاریخى معمولاَ مرکز فارس را به نواحى مهم کشور و خارج کشور مربوط می‌کرده است یک راهى بوده است که میان بندر (طاهرى) فعلى که سابقاً سیرات بود و شیراز وجود داشته و شاه جاده تاریخى بود یکى راه شیراز به اهواز است که در راه آن این دو پل فهلیان و شاهپور وجود دارد. دولت در صدد ساختن آن بوده و هنوز به هیچ وجه من­الوجوه کار به جایى نرسیده است موضوع سوم که توجه نکرده­اند جاده شیراز به ایزدخواست است عده زیادى از اهالى فارس تقاضایى کرده­اند مشعر بر این که اگر این راه به حال قدیمى خودش که در سابق بوده است از ایزدخواست از طریق سرحد چهاردانگه به طرف شیراز کشیده شود، هم ارزان­تر و هم نزدیک­تر و هم آبادتر خواهد بود نه مخارج این طرف را دارد و طول جاده هم کمتر است و تمامش هم در بین آبادی­ها می­گذرد. این موضوع اخیر که به هیچ وجه مورد توجه قرار نگرفته و با این که در آن دفعه هم بنده یادآورى کردم معذلک براى این که معلوم شود آیا این جاده عملى هست یا نه از طرف وزارت راه اقدامى نشده است اما از لحاظ جاده شیراز و اهواز موضوع دوپلى که بنا بوده است آنجا ساخته شود خود آقاى معاون وزارت راه می‌دانند که الان قریب یک سال و نیم بلکه دو سال است که اعلان مناقصه ساختمان این پل­ها شده و محتاج نبوده که بنده یادآورى کنم که متصل شدن دو استان مهم جنوبى با همدیگر که نتایج گرانبهایى از نظر هر دو دارد و به خصوص از نظر فارس خوشبختانه این جاده خیلى مشکل و پر پیچ و خمى نیست با این که براى ساختن آن وقت زیادى هم نمى­خواهد صرف بکنند براى این دو پل هم مدت ها به ما وعده داده­اند به نمایندگان فارس، که اعتبار آن تضمین و تأمین شده و به مناقصه هم واگذار شده معذلک کله تا این اواخر به هیچ وجه خبرى نبود اخیراً شنیده­ام که یک مناقصه جدیدى از طرف وزارت راه یکى دو تا از شرکت­ها آمده­اند و تقاضا کرده­اند و پیشنهاد داده­اند و معذلک نمى­دانم به چه جهت هنوز از واگذارى به آن شرکت که اسمش شرکت فرکار است مسامحه شده است وعده زیادى از مردم فارس که الان در تلگرافخانه براى یک قسمت از همین احتیاجات متحصنند و مطالبشان را روزمره به دولت مرتب عرض می‌کنند منجمله سه تلگراف کرده بودند در این موضوع که ماحصل این شرکت فرکار که برنده مناقصه شناخته شده است سابقه بسیار خوب در ساختمان­هاى فارس دارد و بالاخره اگر بنا بشود در این وعده این مناقصه خاتمه نیابد و کار به این شرکت واگذار نشود کار این پل به هیچ وجه من­الوجوه انجام نخواهد یافت دو مرتبه می­رود در همان بوته اجمالى که سابقاً بود، بنده متأسفانه چون در اواخر عمر مجلس است از توضیح بیشترى که راجع به راه­هاى فارس دارم غالباً براى احترام و تضییع نکردن وقت مجلس عرضى نمی‌کنم بودجه راه فارس به طور کلى کم است بنده در این سفر از راه اصفهان تا بوشهر که رفته­ام شاید اگر فراموش نکرده باشم فهمیدم 30 نفر عمله فقط در راه میانه شیراز و بوشهر کار می‌کنند تصدیق می­فرمایید یک چنین جاده اى داریم که هر دقیقه اتومبیل هاى سنگین بارى از آنجا عبور و مرور می‌کنند. با این بودجه کم و با این عده قلیل به هیچ وجه من­الوجوه نمی­توانیم اسم راه به آن گذاشت همین طور بود که با تزلزل کامل مسافر عبور می‌کند در روزى هم نیست که یک حوادث خطرناک آنجا اتفاق نیفتد بنابراین بنده فعلاَ به همین اندازه اکتفا کردم و در عین حال براى این که فراموش نکنم رئیس اداره راه بسیار آدم خوبى است و تا حدى

+++

که براى او مقدور بوده کوشش خودش را می‌کند ولى نداشتن اعتبار و نداشتن وسیله دست او را بسته است و ما را هم از داشتن راه خوب محروم کرده است.

رئیس - آقاى معاون وزارت راه.

معاون وزارت راه (آقاى سعیدى) - بنده مقدمتاَ باید از همه آقایان اظهار امتنان بکنم براى این که توجه خاصى به موضوع راه دارند و متوجه هستند که مسئله راه و راه­سازى مهم‌ترین مسئله حیاتى کشور است (صحیح است) و مهم‌ترین دلیل توجه آقایان هم این بوده است که امسال اول سال بعد از دو سال بعد از شهریور اولین دفعه بودجه وزارت راه را یک جا و دربست با اضافاتش و با آنچه که ما تقاضا کرده بودیم تصویب فرمودید و در اختیار ما گذاشتید و این یک کمک و مساعدتى است که هیچ وقت فراموش نمی‌شود (صحیح است) و همین تشویق کرده است ما را که هر قدر بتوانیم سعى کنیم وضع راه مرتب شود مقدمتاَ اگر خاطر آقایان باشد ما یک عمل دمکراتیک کردیم یعنى سال گذشته در اسفند ماه من از غالب آقایان یعنى از همه آقایان تقاضا کردم که تشریف آوردند در وزارت راه و برنامه ساختمانى و تعمیراتى هر استان و شهرستان را ملاحظه فرمودند (صحیح است) و این یک عمل بسیار مفیدى بود براى ما براى این که برنامه کارمان معلوم شد و از اول سال که تکلیف کار وزارت راه معلوم نبود، تکلیف ما معلوم شد و بلافاصله هم شروع به کار کردیم البته یک گرفتارى نابهنگامى پیش آمد و یک مقدارى از برنامه وزارت راه را به تأخیر انداخت و آن مسئله بارندگی­هاى بسیار شدید و بى­سابقه­اى بود که در اسفند سال گذشته و فروردین و اردیبهشت امسال جریان پیدا کرد و به طورى که آقایان همه مسبوقند ما تا دو ماه اخیر مشغول بودیم که بعضى راه­ها را مجبور شدیم از نو بسازیم مثل راه قزوین و زنجان که آقایان ذوالفقاری­ها خوب می‌دانند که این راه از نو ساخته شد و کمى هم برنامه ساختمانى ما را به تأخیر انداخت و عذر می­خواهیم و سعى می­کنیم که آن را جبران کنیم (احسنت) اما سؤال جناب آقاى رضوى خیلى باعث امتنان بنده است براى این که به ما مجال می‌دهد که توضیحاتى در اطراف کارمان راجع به آسفالت راه عرض کنیم براى این که یک مطالبى جسته گریخته به عرض آقایان می­رسد که اینها با حقیقت تطبیق نمی‌کند و بعدها هم ممکن است خداى نکرده راجع به اعمال ما یک قضاوتى بکنند که با اعمال ما تطبیق نکند مسئله آسفالت از این قرار است‏ در سال 1325 دولت تصمیم گرفت که لیترى دهشاهى از بنزین عوارض اخذ بکند ولى منحصراً براى آسفالت جاده­ها و خیابه آن­ها اختصاص بدهند البته عوایدى که از این راه حاصل می‌شود خیلى زیاد نیست و سالى از ده میلیون تومان که بنده به خاطر دارم تجاوز نکرده در مقابل احتیاجات ما چقدر است ما قریب 20 هزار کیلومتر الان راه داریم که این راه­ها را اگر حساب کنیم از قرار هر کیلو مترى هشتاد هزار تومان که الان خرج آسفالتکارى است خود آقایان یک محاسبه دم دستى بفرمایند و سالیانه بدست ما مى­آید مصلحت نبوده است که شروع به آسفالتکارى بشود مگر این که یک اساس و شالوده محکمى براى این کار ریخته شود متأسفانه در اثر مراجعات متوالى که از طرف خود آقایان شده است شاید هم تا حدى حق می­داشتند براى این که اشخاصی که پول می­دهند حق دارند مراجعه کنند براى ارضاى همین مراجعات وزارت راه از سال 1326 تصمیم گرفت که بعضى نقاط را آسفالت بکند و بعد هم براى این که رعایت اعتدال و موازنه را کرده باشد در هر شهرستانى یک قسمت کار را شروع کرده یک قسمت بین تخت­جمشید و شیراز از یک قسمت هم بین مورچه خورت و اصفهان یک قسمت هم بین بستان آباد و تبریز و بعضى نقاط دیگر اطراف تهران که باعث رضایت خاطر آقایان شد این کار در درجه اول لوازم فنى لازم دارد کار ساختمانى نیست که با بیل از این طرف یک مقدار خاکى بردارند بریزند آن طرف وسط جاده و این بشود راه آسفالتکارى ماشین می­خواهد لوازم می­خواهد آسفالت ریز می­خواهد جاده­کوب می­خواهد هزار چیز دیگر می­خواهد آقایان ملاحظه فرمودند که در این قسمت تخت­­جمشید چه پیش آمدهایى رخ داد در صورتی که کنتراتچى­ها را همه می­شناسند که چه آدم­هاى شریفى بودند دیوسالار بود که در تمام فارس معروف است آقاى نظام وفا که معروفیت به سزایى دارد و مهندس بسیار معروفى در آنجا نیز مشغول کار است ولى آنها لوازم کار نداشتند و این اواخر که ما بسیار فشار می­آوردیم تازه بشکه­هاى قیر را بر­ می­داشتند به اسب و گارى مى­بستند و آنها را روى جاده می­کشیدند براى این که می‌خواستند آسفالت‌کارى بکنند در تمام این کشور بیشتر از 15- 16 تا جاده­کوب سنگین نیست و با این ترتیب پراکنده کردن اسباب و لوازم کار نتیجه خوبى نمی­توان به دست آورد ما که نمی­توانیم بگوییم وقتی که قرارداد بسته شده وسط کار به نام این که کار پیشرفت نمی‌کند قراردادش را لغو کنیم ما مجبور بودیم تا آخر کار تأمل کنیم آن وقت جرایمى که به آن تعلق می­گیرد از آن وصول کنیم ولى تصدیق می­کنیم این جرایمى که وصول می‌شود خسارات و زیان­هایی را که وارد شده است به هیچ وجه جبران نخواهد کرد خرابى راه شیراز امسال فجیع­ترین وضعى پیش آورد یعنى کامیون­ها وسط جاده ماندند و ما هیچ وسیله­اى هم نداشتیم که آنها بروند جز این که ما صبر می­کردیم تا این که مقاطعه­کار کارش را تمام کند تا ما قانوناً حق داشته باشیم در آخر کار به او ایراد کنیم اخیراً هم همین طور شد به طوری که مقاطعه­کار قسمتى از کار را انجام داد و قسمت دیگر را انجام نداده بود ما به همان ترتیبى که بود تحویل گرفتیم این آسفالتکارى را بکند و این قسمت کار انشاءالله شاید تمام شود ولى البته عرض کردم این بدترین تصمیمى بود که از طرف وزارت راه براى این که تازه تفکیک عمل زیرسازى آسفالت و روسازى آسفالت خودش یک مشکلاتى ایجاد می‌کند وقتى کار خراب شد مثل بین راه قم که آقایان ملاحظه فرموده­اند هنوز یک سال نیست که آسفالت شده است و به آن صورت افتضاح درآمده است و این براى این بوده است که از روى اصول فنى کار نشده است چرا کار نشده براى همین اشکالاتى بوده است که پیش آمده عرض کنم بر اثر همین پیش آمدها و همین کارهایی که نتیجه خوبى نداشت وزارت راه از دو سال پیش به فکر افتاد که این قضیه آسفالت­کارى را بر یک اساس صحیحى بگذارد اولاَ با این مختصر ممکن نبود که آسفالت یکى از همین جاده­ها را انجام دهد همین راه شیراز و تخت­جمشید را که عرض کردم. جناب آقاى رضوى درست توجه می­فرمایید براى این کار مختصرى که عرض کردم چقدر پول آسفالت آنجا خواهد شد بدون هیچ خرج دیگرى که پیش بیاید تازه ما موفق نخواهیم شد این کار را بکنیم بنابراین آمدند چون کار مهم آسفالت­کارى نظارت در آن است زیرا نظارت در آسفالت­کارى بسیار دقیق است و لابراتوارهاى متعددى می­خواهد و هیئت فنى می­خواهد که در درجه اول نوع آسفالت را رسیدگى کند و حتى خاک و شن جایى که می­خواهد آسفالت بکند بازرسى بکند که مبادا بعدها خرابى حاصل کند چون این دستگاه را ما نداشتیم و فاقد آن بودیم براى نظارت دولت در نظر گرفت یک عمل نظارتى به وسیله یک دستگاه خارجى یا داخلى داشته باشد که مطمئن باشد آسفالتی که می‌کنند به طور صحیحى انجام بشود اینجا براى این که رفع هر گونه سوءتفاهمى بشود عرض می‌کنم که قرار بود هر گونه آسفالت­کارى بدست ایرانى بشود ولى مسئله نظارتش را ما به مناقصه گذارده­ایم که یک شرکت خارجى بیاید براى این که آنجا دست و بالشان بازتر است و وسایل آماده­ترى دارند آنها می­توانند متخصصین خارجى بیاورند و از آنها در عمل نظارت استفاده بکنند در صورتی که ما نمی­توانیم بعد از مطالعات زیادى که این عمل به مناقصه گذارده شد و چند شرکت در این کار وارد شدند بالاخره کنسرسیوم کامپساکس که معروفیت زیادى در نزد آقایان دارد و راه­آهن سرتاسرى ایران را هم او ساخته در این کار موفق شد و برنده مناقصه شناخته شد با یک شرایطى قرار شد که عمل نظارت را کامپساکس به عهده بگیرد البته این تمام مراتب را پیمود در وزارت دارایی مورد رسیدگى قرار گرفت یک سال و نیم تمام طول کشید بالاخره رفت در هیئت دولت چندین وزیر در وزارت راه در این کار مداخله کردند نظر داشتند و بالاخره به صورت یک کار صحیحى درآوردند و تصویب شد بعد هم غالب آقایان که حاضر هستند در اینجا اگر خاطرشان باشد یک یک را دعوت کردیم و این مورد تمجید و تصدیق آقایان قرار گرفت (صحیح است) هنگام عمل، این نکته­ای که می­خواهم عرض کنم استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند براى این که این ملازمه دارد با پیشرفت کار و ارتباط دارد به اتمام دستگاه­هاى دولتى که می­خواهند این کار مثبت را انجام بدهند بعد از این که این کار به اتمام رسید و مقدماتش انجام شد تازه روز اجراى قرار داد بلافاصله ما شنیدیم از گوشه و کنار سر و صدایى برخاست که امضاء قرارداد کامپساکس بنا­بر مصلحت نبوده و نظریاتى در این کار بوده است مقارن همین اوقات خوشبختانه یا بدبختانه این را هم عرض کنم که کامپساکس در موقع امضاى قرارداد یک رزروى براى خودش قائل شده بود که چون شرایط را نمی­دانست 15 روز وقت گذاشته بود که اگر موافقت کردند ادارات مرکزى آن را امضاء بکنند والا لغوش بکنند در سر این موضوع هم گفتگوها بود تا بالاخره دولت از کامپساکس شنید که چون این قرارداد به نفع ما نیست نمی­توانیم امضاء کنیم و امضاء قبلى ما کان لم یکن است. این از یک طرف اسباب تأسف بود که این کار انجام نشده ولى از طرف

+++

دیگر در اثر آن هو وجنجال راضى بودند چون گفته بودند که این عمل به صلاح نبوده است لااقل این قرارداد کامپساکس از بین رفت ولى باز گفتند که این هم یک علتى داشته است خوب حالا بفرمایید واقعاً چکار باید کرد و تکلیف این دستگاهی که می­خواهد یک کارى بکند چیست؟ اینجا است که جواب می­دهند راه خراب شد جهنم جاده خراب شد جهنم آسفالت خراب شد جهنم جز این چه می‌شود کرد؟

ابوالحسن رضوى - هر چه مصلحت کار است شما باید بکنید.

اردلان - شما مسئولیت دارید هر چه مصلحت مملکت است باید انجام دهید

معاون وزارت راه (آقاى سعیدى) - ... دلیل این کار چیست این باید براى یک دفعه در این مملکت رسیدگى شود باید یک محیطى و افکار عمومى ایجاد شود که مردم به آن احترام بگذارند و خود این سبب جلوگیرى سوء­استفاده مأمورین خواهد بود ولى قبلاَ باید افکار عمومى را تصفیه کرده باید تحت تأثیر هر رجاله­ای که به منافعش لطمه خورده در خارج در خانه این و آن رفت حمله کرد گوش نکردند که ما براى مردم قدم شایسته­اى برداریم در این سال گذشته دیدید که کوچک­ترین عمل مثبتى را نتوانستند با این کار انجام بدهند هیچ وقت دیده نشده که یک نفر که محکوم شد پسرش، نوه­اش، نواده­اش در صدد این بر بیاید که اعاده حیثیت بکند براى پدرش براى این که به افکار عمومى اهمیتى نمی­دهند و احترام لازمه را رعایت نمی‌کنند عرض می‌کنم خدمتتان اگر روى قضاوت صحیحى باشد آن وقت مردم ترس و واهمه دارند و این قدر مرتکب خلاف نمی­شوند براى همین کار کامپساکس به آقاى ذوالفقارى گفته بودند که ما هر کیلومترى 36 هزار تومان حق­النظاره معین کرده­ایم براى کامپساکس بعد که خودشان تشریف آوردند و دیدند پنج هزار تومان بیشتر نیست توجه می­فرمایید که غرض تا چه اندازه این ها را جرى کرده است که می­روند یک چیز پنج هزار تومانى را 36 هزار تومان جلوه می­دهند خوب آقاى ذوالفقارى از آن کسى که این را به شما عرض کرده بود یک بازخواستى کردید که چرا بر خلاف حقیقت چنین دروغ­هایى را گزارش دادند در پشت همین تریبون چقدر نسبت به افراد خدمتگذار این مملکت نسبت­هاى ناروایى داده شده که بعداً بطلان آن به همه آقایان معلوم شد چقدر در پشت همین تریبون گفته شد. یک روز باید این وضعیت خاتمه یابد که افکار عمومى تصفیه شود و مردم به راستى از افکار عمومى بترسند و به آن احترام بگذارند حالا درباره همین عمل آسفالت­کارى عرض کنم چاره­اى نیست جز این که یک اساس منظمى براى آن گذارده شود با آن جریان گذشته قیمت آسفالت را از هر کیلومترى 25 هزار تومان در سال 1324 رسانیده­اند به هشتاد هزار تومان براى جلوگیرى از آن نمی‌شود جز این که یک نظارت خیلى دقیق در کارش بشود البته مقاطعه­کاران هرگز نمی­خواهند که چنین نظارتى بشود آنها می­خواهند همان داستان راه قزوین و راه قم را که ملاحظه فرموده­اید تکرار کنند ولى ما نخواهیم گذارد که این چنین کارى بشود و هم آن کسانى را که به جرم عقیده سیاسى و یا به جرم کارهاى بد از وزارتخانه طرد کرده­ایم آنها بروند در هر محفلى بنشینند و هزار گونه ناروا به ما نسبت بدهند ما اهمیتى به آن نسبت­ها نمی­دهیم و کار خودمان را خواهیم کرد در مورد داوطلبه آن نظارت و کمپانى­هایى که براى این کار پیشنهاد داده­اند وزارت راه از خودش سلب مسئولیت کرده و همه پیشنهادهاى واصله را به دولت پیشنهاد کرد کسانی که داوطلب این کار هستند اعم از داخلى یا خارجى و هر کدام را مطابق مصالح دیدند آن را اقدام کنند ولى باز هم تکرار می‌کنم که عمل نظارت دولت وجب به وجب مسلماً و دقیقاً باید انجام شود ما بدون آن نخواهیم توانست کارى بکنیم بنده صریحاَ عرض کنم با ترتیبى که در راه قزوین در راه شیراز و در راه اصفهان شد بنده مخصوصاً حاضر نخواهم بود ولو هر قدر ملامتم کنند باز هم بنده نخواهم کرد (نبوى - صحیح است، احسنت) به عقیده بنده :

شعر ناگفتن به از شعرى که باشد نادرست

بچه نازادن به از شش ماهه افکندن جنین

با این ترتیب جز این که پول مملکت را نفله کنیم و وقتمان را تلف نماییم چه کرده­ایم؟ اما راجع به راه شیراز که فرمودید یک جریان خاصى دارد که محتاج نیست بنده به آقایان عرض کنم همه آقایان در جریان وارد هستند و همه آقایان به وزارت راه و ادارات راه تشریف آورده و دیده­اند همین آقاى دکتر مصباح­زاده ، آقاى منصف ، آقاى ذوالفقارى نسبت به پول­هایى که خرج شده و نتایجى که گرفته شده واردند آقاى دهقان هم در قسمت خلخال خودشان اطلاع دارند اما همین قدر عرض کنم که آن تصفیه­ای که لازم است ما در دستگاه راه کرده آنهایى را که جز اخلال و خرابکارى کارى از ایشان بر نمی‌آمد و الان دلایل و براهین مسلمى پیدا شده که عمل سابوتاژ در کار راه­ها بوده و الان چون وقت نیست به عرض آقایان برسانم همین قدر عرض می‌کنم آن تصفیه­ای که لازم بوده ما کرده­ایم و دیگر اجازه نخواهیم داد که سابوتاژ بشود و مسئله راه‏ آستارا که آقاى قائم مقام الملک به خوبى واقفند و تاریخچه­اش را مسبوقند که از بهترین راه­هاى کشور بوده و بعد به چه کیفیت دچار شده است و یا در موضوع راه چالوس هم همین طور قصدى که داشتند آقا ما اینها را دیگر اجازه نخواهیم داد خاطر آقایان مسبوق باشد در مورد پل فهلبه آن ما دوباره اقدام کردیم و دو دفعه این کار را به مناقصه گذاردیم دو تا مقاطعه­کار پیدا شدند و حتى سپرده­اى هم سپردند ولى بعد گویا چون شنیدند در آنجا امنیت نیست به این خیال از سپرده خودشان هم صرف­نظر کردند بنده نمی­گویم امنیت نیست آنها این طور خیال می‌کردند به همین جهت ما این را دو مرتبه در مناقصه گذاردیم ولى متأسفانه یک مقررات و موازینى هست که دست ما را بسته در این مناقصه اخیر مناقصه اصابت کرد به همین کسى که  الان آسفالت شیراز را انجام می‌دهد و مقاطعه­کار خوبى هم هست او برنده این کار شد ولى چون یک نفر بیشتر نبود وزارت دارایی از نظر حفظ مقررات اجازه نداد و دو مرتبه موضوع به مناقصه حضورى گذاشته شد یک شرکت دیگرى که الان مشغول کار است آن شرکت برنده شد با تخفیف صد هزار تومان یا صد و پنجاه هزار تومان ما در صدد هستیم که قرارداد را با او منعقد بکنیم که این کار را برود انجام دهد البته بنده خودم تصدیق می‌کنم که چون کار آسفالت­کارى شیراز خیلى خوب انجام شده بود بهتر آن بود که به همان شرکت واگذار شود ولى چون این شرکت برنده شد به آن واگذار شد ولى این را هم عرض کنم با نظارت بسیار دقیقى که می­کنیم با مؤسساتى که الان داریم با تضمینات کافى که از مقاطعه­کاران می­گیریم دیگر جاى این که کار را نیمه کاره بگذارند بنده گمان می‌کنم باقى نخواهد ماند و امسال این کار قطعاً خواهد شد براى این که مناقصه­اش تمام شده شاید الان که اینجا خدمت آقایان عرض می‌کنم اداره مربوطه­اش مشغول هستند و راجع به آسفالت هم مناقصه داده شده و شرط اولش کسانى که خواسته باشند بیایند وارد کار شوند این است که هر شرکتى براى آسفالت­کارى و هر مقاطعه‌کارى اسباب و وسایل لازم را داشته باشد ولى تا تمام ماشین­آلات را ارائه ندهد ممکن نیست که بپذیریم ولى همان­هایى که تقاضایشان رد می‌شود می­روند در خارج جار و جنجالى راه می­اندازند ولى چاره­اى نیست چه می­توانیم بکنیم اینجا اشاراتى راجع به راه آذربایجان شد جناب آقاى تقى­زاده هم سؤالى فرموده بودند.

رئیس - آقاى سعیدى هر وقت آقاى تقى­زاده سؤالشان را کردند بعد جواب بدهید.

معاون وزارت راه - چون جناب آقاى نخست وزیر به بنده فرموده بودند که جواب سؤال ایشان را هم عرض کنم رئیس - خیر هر وقت ایشان سؤال کردند جواب بدهید.

سعیدى - آقاى نورالدین امامى هم سؤال کرده بودند بعد از این که سؤال ایشان هم مطرح شد توضیحات کافى عرض خواهم کرد

یکى از نمایندگان - آقا راجع به راه همدان هم بفرمایید.

رئیس - بدون سؤال نمی‌شود ترتیب سؤال را دیگر بهم نزنید.

سعیدى - اما راجع به راه میاندواب یک قسمت از آن را به مقاطعه­کار داده­ایم و مقاطعه­کار هم مشغول انجام آن شده است و از همین اعتبار اخیرمان که آقایان مسبوقند یک میلیون تومان اعتبار داده­ایم تا راه میاندواب تمام شود در خاتمه لایحه­اى براى استخدام متخصصین خارجى تقدیم می­گردد.

3 - تصویب طرح مربوط به اعلیحضرت فقید

رئیس - بسیار خوب به کمیسیون مربوطه فرستاده می‌شود طرح آقایان نمایندگان راجع به اعلیحضرت فقید مطرح است آقاى سلطانى راجع به این طرحى که داده­اید توضیحى اگر دارید؟ بفرمایید.

سلطانى - بسمه تعالى، به طوری که همه می­دانیم انسان را خداوند طورى آفریده است که به هر حال و هر چیز و هر مکان به زودى انس می­گیرد و معتاد می‌شود تا به حدی که وضع و حال و مکان سابق بر آن را به کلی از یاد می­برد و به همین نظر گفته­اند النفس عوادة فعودوه بالخیر و ورد زبه آن عامه است که بنى آدم بنى عادت است و بنابراین اصل اگر بعضى از ما وضع فعلى مملکت را وضعى همیشگى بپنداریم و تصور کنیم ملک و ملت همیشه به این حال بوده جاى ملامت و اعتراضى نیست (یمین اسفندیارى - آقاى سلطانى بلندتر بفرمایید) تا آن اندازه که صدایم برسد عرض می‌کنم اگر نمی­شنوید تشریف بیاورید جلوتر. براى تمثیل عرض می‌کنم ما

+++

امروز نرخ ارزاق و اجناس مورد احتیاج را به میزانى که مشهود است می­دانیم و طورى به آن انس گرفته­ایم که تصور می­کنیم همیشه به این میزان بوده و فى­المثل اگر پارچه مترى بیست تومان 19 تومان بشود آن را نوعى از ارزانى می­شماریم و یادمان نمی­آید که همین پارچه در بیست سال پیش مترى پانزده یا بیست ریال بوده است این اشتباه فکرى ناشى از انس و عادت در تمام شئون زندگى جاری است و به همین سبب است که بعضى از ما نهایت علاقه­اى که به درستى عقاید و افکار و پاى­بندى به حق­گویى و حقیقت­جویى داریم ما خدمات گرانبهاى بزرگان گذشته و آثار عظیمى را که مترتب به آن بوده است یا فراموش می­کنیم و یا آن قسم که بوده و هست تصور نمی­کنیم یعنى نمی­توانیم تصور کنیم زیرا با استفاده از آن خدمات و انتفاع از آن آثار عادت کرده و به قول عامه خوگرفته­ایم و زمانى را که از آن آثار اثرى مشهود نبوده نمی­توانیم به خاطر بیاوریم (صحیح است) براى جلوگیرى از نتایج سوء این غفلت است که فن تاریخ یعنى مدون ساختن اوضاع نیک و بد هر عصر و زنده داشتن نام رجالى که در بوجود آوردن آن آثار عامل مهم بوده­اند بوجود آمده و باز براى همین مقصود است که ملت­هاى هوشمند و عاقبت اندیش وسایلى براى فراموش نشدن خدمات و اعمال رجال گذشته فراهم آورده­اند تا فرزندان هر عصر به یاد بزرگان گذشته خود باشند و نه تنها خدمتگذاران به جامعه بلکه بدکاران نسبت به جامعه را هم فراموش نکنند و بیان اثرى که این امر در تهذیب اخلاق عامه و افزودن عده خدمتگذاران و کاستن شماره تبه­کاران توضیح واضحات است و گمان نمی‌کنم کسى منکر آن باشد، امروز در کشورى زندگى می­کنیم که داراى راه­آهن و انواع کارخانه­هاى صنعتى و مدارس ابتدایى و متوسطه و عالى ، منظم و دانشگاهى آبرومند با استادان عالى مقام و دکترهاى در اروپا و آمریکا تحصیل کرده و هر یک در فن خود متخصص و کتابخانه­هاى بزرگ و موزه­هاى متعدد و راه­هاى تسطیح شده و بناهاى خیر و مؤسسات عام­المنفعه از بیمارستان و پرورشگاه ایتام و داراى قوانینى که حفظ حقوق عامه را به طور تساوى ضامن است و بناها و عمارات باشکوه که شایسته و درخور کشورى تاریخى و ملتى عظیم­الشأن می­باشد و مؤسسات اقتصادى از قبیل به آنک­ها و اطاق­هاى تجارت و شرکت­هاى مفید و نافع و بالاتر از همه داراى ارتشى به آنهایت نظم و قدرت و تجهیزات کامل که به رهبرى و راهنمایى شاهنشاهى محبوب و بزرگوار و تعلیمات رؤساء و صاحب‌منصبه آنى تحصیل کرده و وظیفه شناس حفظ و نگاهدارى این کشور را با آثار و مؤسساتی که مختصرى از آنها یاد شده بر عهده دارد می­باشد بلى داراى اینها و بس آثار و مؤسسات آبرومند دیگر که احصاً نمی‌توان کرد می­باشد و به حکم عادت و انسى که در مقدمه عرض شد تصور می­کنیم که مملکت ما همیشه به همین حال و داراى همین آثار و مؤسسات بوده است و نه تنها جوانان بلکه مردان کامل و سالخورده نیز که سى سال پیش را خوب دیده و به خاطر دارند دچار همین اشتباه فکرى یا توهم ناشى از انس و عادت هستند و جاى بحث و ملامت هم نیست اما اگر ساعتى فکر کنیم و به راستى سى سال قبل را همان طور که بوده است به خاطر آوریم مملکتى به نظر ما می­رسد که سرتاسرش را هرج و مرج و بى­نظمى و فقر و فاقه فرا گرفته است از یک طرف قشون بلشویک تا حدود قزوین پیش آمده و مرکز را تهدید می‌کند و لشگرى که دولت در برابر آنها دارد از گرسنگى و برهنگى و نرسیدن حقوق به فریاد آمده در حال طغیان و شورش است از طرف دیگر انگلیس­ها سپاهیان بومى و هندى خود را در بیشتر نقاط کشور مستقر ساخته و براى سکناى آن ها کنار بعضى از شهرها شهر دیگر به نام شهر نو ساخته­اند در بعضى از نقاط مخصوصاً ولایات سرحدى و اماکن ایل نشین حکام خودسر و تقریباً نیمه مستقل بر جان و مال مردم مسلط شده و آتش بیداد برافروخته­اند متنفذین و ملا نمایان و اعیان هر شهر همى به جز سر­پیچى و تخلف از قوانین مملکت و مقررات دولت ندارند و به این عمل ناپسندیده بر یکدیگر مباهات و با یکدیگر رقابت می‌کنند در نهایت ضعف و عجز و مرعوب حزب­هاى خلق­الساعه از قبیل حزب خنجر گذار و حزب آهن پوش دموکرات شرقى، دموکرات غربى و تشکیلى و ضد تشکیلى و امثال آنها است و قدرت و نفوذ او نه تنها از چهار دیوار تهران تجاوز نمی‌کند بلکه در خود تهران و حتى در خود وزارتخانه­ها اثرى از آن دیده نمى­شود طبقه روشنفکر که تعزیه­گردان سیاست روز بودند ارتباط با بیگانگان و بدخواهان کشور را ننگ عار نمی­داند روزنامه‌ها هم از نشریات خود جز جلب نفع شخصى مقصود و منظورى ندارند و آنچه به خاطر هیچکس نمی­گذرد وطن و خدا و دین و ایمان است از مدرسه و دانشگاه و کارخانه­ها و دیگر مؤسسات که شرح دادیم اثرى دیده نمی‌شود و راه­آهن منحصر به راه مفتضح و رسواى شهر رى است و در قرن بیستم در پایتخت کشور واگون اسبى آن هم در نهایت کثافت و تنها در یک خط معین کار می‌کند و براى نمونه بدبختى و فلاکت دولت و ملت کافى است که براى مخارج حرکت والى آذربایجان به محل مأموریت خود دولت مدت­ها به انتظار استقراض مبلغى ناچیز می­نشیند که سفراى بیگانه به به آنک­هاى منسوب به خود اجازه پرداخت دهند. احکام صادر از دادگاه­ها در هیچ یک از بلاد مجرى و نافذ نیست و مختصر این که از آثار آبادى و عمران که امروز می­بینیم اسمى و رسمى مشهود نیست. قوانین موضوعه به کلی فراموش و کأن لم یکن شده و حاصلى که از مشروطیت اسمى عاید ملت شده این است که حکومت مرکزى به کلی از میان رفته و طبقات عامه ملت زیر بار ظلم و تعدى و تجاوزات مشتى متنفذ جانشان به لب آمده و جز پناه بردن به خداوند چاره­اى نیافته و به زبه آن حال و قال از درگاه او درخواست می‌کنند که نجات دهنده­اى توانا نظیر کوروش کبیر و داریوش و شاه عباس و نادر شاه برساند تا این اساس نکبت و مذلت را زیر و زبر و به جاى آن اساس نو که پایه­اش بر نظم و امن باشد مستقر سازد. تیر آه مظلومان به هدف رسید و دعا و استغاثه آنها از طرف پروردگار اجابت یافت، سربازى توانا و پاکدل و بلند همت قد مردانگى برافراشت و زمام کشورى را که شیرازه­اش از هم گسیخته بود در کف کفایت گرفت و به سرعتى که در تاریخ کمتر نظیر دارد آن مملکت سى سال پیش را به صورتی که امروز می­بینیم و به حکم انس و عادت تصور می­کنیم که امر تازه و عجیبى نیست و همیشه چنین بوده است درآورد و بر تاریخ ایران صفحه­اى روشن و تابناک که الى­الابد به نام تحول عظیم اجتماعى یا رنسانس علمى و ادبى و صنعتى و اقتصادى ایران باقى خواهد بود علاوه کرد. آقایان محترم از شما انصاف می‌خواهم و استدعا می‌کنم 30 سال پیش را به نظر آورید و با امروز مقایسه کنید و منصفانه بفرمایید که آیا نباید مرد بزرگى که این تحول عظیم را بوجود آورده است از دل و جان ستایش کنیم؟ (صحیح است) و آیا روا است که به بزرگى او معترف نباشیم و او را به صفت و نعت کبیر و عظیم یاد نکنیم ممکن بود در حیات آن مرد بزرگ و عظیم‌الشأن در این امر به سبب معلوم نبودن عاقبت تردید داشته باشیم اما بعد از آن که آنمرد بزرگ دوره خدمت خود را به پایان رسانید (یا از بدبختی­ها به پایان رسانیدند) و دیدیم که بد­خواهان کشور ما چگونه اسباب مهاجرت او را فراهم کردند و آن مرد بزرگ چگونه براى حفظ مملکت و ملت خود دورى از وطن و مرگ در غربت را اختیار کرد و حاضر نشد به نفع بدخواه و زیان کشور سخنى گوید یا زیر بار سخنى‏برود.

آقایان 7 سال است که رضاشاه کبیر از ایران رفته و چند سال است که دار فانى را وداع گفته و همه شما دیده­اید و شاهدید که روز به روز آثار و نتایج حیات بخش خدمات او نمایان­تر و ارادت و محبت عامه مردم نسبت به او بیشتر می‌شود. او به مملکت خدماتى کرد که هیچ یک از سر سلسله­هاى پادشاهان ایران نکرده­اند، خدمات آنها منحصر به یک امن و نظم بود که براى تحکیم سلطنت و بقاى سلسله خود برقرار می‌کردند اما اعلیحضرت رضاشاه کبیر در خدمات خود تحول و ترقى نسل­هاى آینده را در نظر گرفته بود و نه تنها مملکت را نظم و آرامش بى­نظیر بخشید و مردمان عصر خود را به شاه راه ترقى و تعالى دلالت فرمود بلکه براى ترقى و تعالى نسل­هاى آینده اقداماتى اثر بخش از قبیل فرستادن جوانان براى تحصیل علم و هنر به خارجه بناى دانشگاه تأسیس به آنک ملى، ایجاد راه­آهن، تسطیح طرق و شوارع، متحد­الشکل کردن مردم و رفع حجاب و برقرار ساختن نظام وظیفه تشویق جوانان به ریاضت و ورزش­هاى بدنى و ایجاد قوانین بسیار نافع از قبیل قانون مدنى و بالاتر از همه الغاء کاپیتولاسیون که یگانه سد راه استقلال و حیات ملى ایران بود از آن مرد بزرگ به ظهور رسید که براى شرح و بیان تأثیر هر یک در ترقى و تعالى نسل­هاى آینده کتابى مفصل می­توان نوشت در نتیجه این خدمات است که ملت ایران عموماً (صرف­نظر از سیاست بافان بى­مغز که در هر عصر و زمان هستند و براى خودنمایى وسیله­اى جز متهم ساختن بزرگان و خدام حقیقى مملکت ندارند) او را از جان و دل می­ستایند و هر روز که از زمان فقدان او می­گذرد محبتشان شدیدتر و اعترافشان به بزرگى مقام و علوشان او محکم­تر و راسخ­تر می‌شود.

نظر به این حقایق بود که بنده در مقام ترجمه احساسات عامه ملت ایران برآمدم و پیشنهاد تصمیم تقدیمى را تهیه و بر همکاران محترم خود عرضه داشتم و دیدم که ایشان هم به آینده هم عقیده و در مترجم شدن از احساسات عموم شریکند و پیشنهاد بنده را که پریروز به مقام محترم ریاست تقدیم شد با عقیده و ایمان تمام حسن استقبال و با شوق و محبتى حاکى از وطن­پرستى امضاء فرمودند امیدوارم که مورد قبول عموم همکاران معظم بشود.

و اما این که یکى از همکاران محترم با اعتراف

+++

به خدمات بزرگ اعلیحضرت رضاشاه کبیر معتقد بودند که این امر به صد سال بعد از آن مرد موکول شود ظاهراً نظر به این داشتند که اشخاص بزرگ وقتى به خوبى شناخته می­شوند که امتحان خود را تا آخرین لحظه عمر داده باشند ما هم همین عقیده را داریم با این تفاوت که مهلت صد سال را غیر لازم بلکه مضر می­دانیم درست است که شخص بزرگ بعد از مرگش شناخته می‌شود اما این شناختن حق کسانی است که زمان آن مرد بزرگ و زمان بعد از او و بلکه زمان قبل از او را دیده باشند نه کسانی که صد سال بعد از او می­آیند و به حکم انس و عادتی که در مقدمه عرض کردم ذهن­شان مستعد براى مقایسه این سه زمان نیست یا این که اتفاقاً به نوشته­هاى بعضى سیاست­بافان تهمت زن که سابقاً اشاره کردم بر می­خورند و آنها را مطابق واقع مى­پندارند. ناپلئون را ملت فرانسه پس از مرگش کبیر نامید ما نیز اعلیحضرت رضاشاه پهلوى را به وصف کبیر یاد می­کنیم و به انتظار صد سال نمى‌نشینیم و از خداى ایران بقاى سلطنت را در خاندان او و توفیق دودمان او را بر خدماتى نظیر خدمات او مسألت می­کنیم بنابراین مقدماتى که عرض کردم آن طوری که همه می­دانیم در عرض بیست سال اوضاع و اصول را به کلی تغییر داده و براى سپاسگزارى از یک چنین مردى بود که ما این طرح را تهیه کردیم و به دوستان عرضه داشتتم و همه از روى ایمان و از روى عقیده امضاء کردند به این جهت است که از پیشگاه مجلس شوراى ملى استدعا می‌کنم که عموماً نسبت به این طرح پیشنهادى اظهار موافقت خودشان را با رأى موافق خود اعلام فرمایند (صحیح است، احسنت، احسنت)

رئیس - آقاى حائرى­زاده.

حائرى­زاده - 35 یا 36 روز بیشتر به آخر دوره مجلس 15 نمانده است با این تعطیلاتى که در پیش است هفت، هشت، ده جلسه دیگر ما بتوانیم گرد هم جمع شویم و در مسائل مهم مملکتى بحث کنیم و لوایح خیلى مهم در دستور و جریان هست که مملکت احتیاج فورى و فوتى به تصویب آن لوایح دارد یکى از آنها لایحه بودجه است که مهم‌ترین کارهایى که مجلس عوام در دنیا دارد کار بودجه است و این هنوز آنجا خوابیده است یکى دیگر راجع به حقوق ملت ایران است به نام انتخابات که چند روز است ما مشغولیم و این جریانى است که ما تماشا می­کنیم این طرح را من غیر تضییع وقت چیزى نمی­دانم زیرا با صغیرى را کبیر یا کبیرى را صغیر گفتن تغییر وضع داده نمی‌شود (کشاورز صدر - تشویق خدمتگذاران است.) اجازه بفرمایید فامیل پهلوى رضاشاه یا رضا خان متعدد نداشته که یکى صغیر باشد تا دیگرى را کبیر نامید فامیل صفویه شاه عباس متعدد داشتند یکى خدمات بیشترى کرده است شاه عباس کبیر شده است دیگرى کمتر کرده صغیر شده همین حالا در همسایگى ما فیصل دوم یعنى این فیصل فعلى است آن فیصل مرحوم بزرگتر است و پسرش که قاضى بود کشته شد این پسر کوچکش شاه شد این فیصل دوم فیصل کوچکى است ولى ما رضا­شاه متعددى نداشته­ایم تا بیاییم یکیش را اینجا کبیر به نامیم این جور موضوعات یک چیزى نیست که ما بیاییم اینجا در این مملکت با این تنگى وقت و کارهاى زیادى که داریم روى آن بحث کنیم که این کبیر است یا صغیر در وقایعى که دنیاى امروزه ما بین جنگ اول و دوم بین­المللى اتفاق افتاد حوادث زیادى دیدیم دیکتاتورها، قلدرها و رؤساى جمهور زیادى در جریان آمدند و رفتند بعضى خودشان آمدند و بعضى را آوردند برخى خدماتى کردند و بعضى خدمت و خیانت با هم کردند تاریخ باید قضاوت کند نه فتواى ما در آخر مجلس که به صورت تملق بیشتر شباهت دارد تا به صورت قدردانى و قدرشناسى این حرف براى بچه گول زدن بد نیست ولى براى دیگران فایده ندارد و اساساً نتیجه­اى ندارد این موضوع امثال هیتلر موسولینى آتاتورک و دیگران در این فاصله دو جنگ آمدند هر کدام در ملت و مملکت خودشان یک اعمالى داشتند، پرده­هاى زشت و زیبا البته زیاد بوده است اگر مقصود از این طرح این بوده است که من بیایم پرده­هاى زشت را اینجا بگویم و آنها براى خود شیرینى استفاده کنند بنده ذکر نمی‌کنم پرده­هاى زشت خیلى است اشخاصی که در محبس کشته شده­اند براى ضبط املاکشان زیاد هستند آقاى برزین و آقاى دکتر عبده دیروز آقاى مکى تذکر دادند که اینها در محکمه حکم محکومیت رژیم گذشته را دادند اینها پرده­هاى زشت و زیبا زیاد داشته­اند و ما وارد آن بحث نمی­شویم باز هم باید این قسمت را روشن کنیم فرض کنید نادر افشار در این مملکت یک کار حسابى کرد وقتى مرد ماده تاریخ خیلى بدى روى او گذاشتند و گفتند نادر به درک رفت ولى روزگار کم کم او را معرفى کرد که نادر یک خدمات بزرگى به این مملکت کرده است و یک مرد بزرگى بوده است به عقیده بعضى نادر افشار جزو مفاخر این مملکت شمرده می‌شود به عقیده برخى دیگر هم ممکن است همان ماده تاریخ صدق بکند این است که این کار با این کار زیادى که مجلس دارد من این موضوع را یک چاپلوسى بی­جایى می­دانم یک کار بى­ربط و بى­اثرى است که با این نه صغیر کبیر می‌شود و نه کبیر صغیر.

رئیس - آقاى نورالدین امامى.

نورالدین امامى - تصور می‌کنم زیاد احتیاج به مذاکره و بحث در اطراف این طرحى که اغلب و بلکه تمام آقایان نمایندگان با آن موافقند نیست و تصور می­شد که بدون صحبت موافق و مخالف این طرح به فاصله چند دقیقه بگذرد و مجلس دوره پانزدهم این نام نیک را از خودش باقى بگذارد آقاى حائرى­زاده فرمودند که 5- 6 روز بیشتر از وقت مجلس باقى نمانده براى چه ما این را انجام بدهیم و ما چه الزامى داریم این کار را بکنیم به عقیده بنده الزام داریم از خدمتگذاران تشویق بکنیم (صحیح است) الزام داریم قدردانى بکنیم الزام داریم که در مدت 20 سال کسى که تمام آثار تمدن ایران را زنده کرده و در این هفت ساله هم آنچه دست بدست دادند که آثار او را از بین ببرند و هنوز نتوانسته­اند بحمد الله از او قدر دانى و تشویق بکنیم (صحیح است) راه­آهن از آثار مرحوم رضاشاه است تمام مؤسسه­هاى کنونى از مرحوم رضاشاه است تمام این جوان­هاى تحصیل کرده فرهنگ ایران بهداشت ایران، تمام زحمات و خدمات مرحوم رضاشاه است دانشگاه ما مال رضاشاه است فرهنگ ما مال رضاشاه است (بهادرى - ایران امروز مال رضا­شاه است) تمدن ایران و تخت جمشید ما عظمت ما در نتیجه زحمات رضاشاه است چرا فراموش کردید آقایان عدلیه و دادگسترى که جناب آقاى حائرى­زاده از آنجا بیرون آمده­اند همین عدلیه را آن مرحوم بنا نهاد و چقدر مرحوم رضاشاه نسبت به قضات عدلیه علاقه به خرج می­داد آقایان اگر هر روز که ما نسبت به خدمتگذاران تشویق بکنیم در آن روز مملکت پنج قدم جلو رفته است یک کارى کنید که دوست و دشمن نخندند شما چرا می­آیید این صحبت­ها را می­کنید در مقابل آن خدمات بزرگ رضاشاه مرد بزرگى بود ولى بشر جایزالخطا است خود پیغمبر اسلام می­فرماید «انا بشر مثلکم» یعنى من بشرم مثل شما (قائم مقام الملک- خدا می‌گوید) (سلطان العلماء - خدا می‌گوید: قل انما انا بشر مثلکم) درست منظورم این بود که بشر جایز الخطا است و ممکن است در مقابل بیست سال خدمت اشتباه­هایى هم کرده باشد اما در مقابل آن همه خدمت، آنه مه جانفشانى، این ایجاد ارتش به این عظمت که همه به افسران رشید خود تعظیم می­کنیم، افسرانى از قبیل سپهبد رزم­آرا، شاه بختى که شب و روز در بیغوله­هاى آذربایجان براى آسایش مردم می­کوشد، همه اینها تربیت شده دست مرحوم رضاشاه است آقا باید تشویق کرد، قدردانى کرد تا بعدها هم بتوانند یک چنین فرزندانى تربیت کرده و به مملکت تحویل دهند (صحیح است - احسنت)

رئیس - آقاى مکى.

مکى - می­گویند وقتى که یعقوب لیث صفار در حال احتضار بود وصیت کرد (یکى از نمایندگان - کى آقا؟). عرض کردم وقتى که یعقوب لیث صفار در حال نزع و بستر مرگ بود وصیت کرد که بعد از او بر سنگ قبرش بنویسند:

 «تلک آثارنا تدل علینا فانظر و ابعدنا الى الاثار یا ان آثار نا تدل علینا» یعنى به درستى که بعد از ما آثار ما شهادت می‌دهد، گواهى می‌دهد بر اعمالى که ما کرده­ایم و پس از ما به آثار ما نگاه کنید شاه عباس کبیر که امروز دنیا به او لقب کبیر داده است یکى از سلاطین فوق­العاده سفاک و خونریز این مملکت بود تاریخ سفاکی­هاى او را با خطوط درشتى ضبط کرده است به قدرى این مرد سفاک بود (صفوى - خدماتش را هم ضبط کرده است) اجازه بفرمایید به قدرى این مرد سفاک بود که از فرزند شش ماهه خود نگذشت و اولاد 6 ماهه خودش را هم کشت ولى در قبال این سفاکی­ها و خونریزى­ها هزاران کاروانسراها و طرق شوسه و مدرسه­ها و دارالعلم­ها ساخت و جهان‌گشایی‌هایى هم کرد و از دانشمندان و هنرمندان تشویق نمود که پس از یک صد سال که از مرگ او گذشت اعمال زشت او کم کم محو شد و کارهاى خوب او کم کم رو آمد و امروز شما به هر کجایى که بروید در ایران نگاه کنید آثارى از کاروانسراهاى سنگى و جاده­هاى شاه عباسى و مدارسى که او ساخته و تشویقى که از هنرهاى زیبا مانند موزائیک و میناتور و کاشى­کاری­هاى اصفهان و غیره نموده و پل­هاى عظیمى که بنا کرده خواهید دید و اینها به واسطه تشویق دوران سلطنت شاه عباس کبیر بوده است که به واسطه عظمت این کارها و فتوحات او کم کم تاریخ و مردم اعمال زشت او و سفاکی­هاى او را فراموش کردند و امروز دنیا و مورخین دنیا به او لقب گراند (Grand) یعنى کبیر به او می‌دهد پس این یک لقبى نبوده است که در عصر سلسله خودش به او لقب کبیرى داده باشند همه آقایان می‌دانند که نادرشاه افشار در اواخر سلطنت خودش خیلى سفاکى کرد و بسیار خونریزى نمود ولى در قبال این خونریزی­ها و این سفاکی­ها فتوحات بسیار عظیم

+++

و خدمات بسیار درخشانى به این مملکت کرد که یکى از آثار فتوحات او همین جواهرات گرانبهاى سلطنتى امروز است و آثارى است که از او در موزه سلطنتى باقى مانده و موجب افتخار ایران و ایرانیان امروز است و خلاصه ایران از چنگال آن هرج و مرج و یکدسته افاغنه نجات داد و ایران بزرگى را بوجود آورد ولى کار نادرشاه افشار یک عیب داشت که چون به اصول دیکتاتورى بود به محض این که او را کشتند مملکت متلاشى شد و آن همه فتوحات بى‌نتیجه ماند و دیکتاتورى همیشه در دنیا این نتیجه را می‌دهد به محض این که همان کسى که در رأس قرار گرفته از بین می­رود به صورت هرج و مرج در می­آید البته در رأس سلسله­ها اشخاصى شایسته و باهوش قرار گرفته­اند هیچکس نمی­تواند انکار بکند که شاه اسماعیل اول یک جوان یا طفل 14 ساله بیش نبود این شخص داراى نبوغ و عظمت فکرى و استعداد خارق­العاده بوده یک جوان 14 ساله قیام می‌کند و ایران را از چنگال هرج و مرج نجات می‌دهد این جوان داراى نبوغ و عظمت فکرى بوده رضاشاه سر سلسله پهلوى را هم هر کس بخواهد انکار کند که داراى نبوغ نبوده است کاملاَ اشتباه می‌کند او داراى نبوغ و داراى یک فطانت و یک هوش زیادى بوده است و این خاصه تمام سر سلسله­هاى سلاطین است که در ایران قبل از اسلام و یا بعد از اسلام سلطنت کرده­اند و هر کس بخواهد راه بى­انصافى به پیماید به عقیده بنده دنیا و تاریخ این بى­انصافى را قبول نمی‌کند که بگوید رضاشاه آدم باهوشى نبود یا رضاشاه نابغه و با استعداد نبود- او مرد باهوش و با استعدادى بود ولى مشتى اشخاص ناباب و جمعى متملق دور او را گرفتند و از یک چنین هوش و استعداد نگذاشتند ملت ایران آن طوری که می­بایست استفاده کند و کار را به جایى رساندند که مهر او را از دل مردم بیرون کردند (صفوى - بیرون نکردند آقا) (دهقان - تبلیغ خارجى را هم در نظر داشته باشید) بنده خواهش می‌کنم آقایان هر چه بعد از من می­خواهند بگویند تشریف بیاورند اینجا بگویند ولى حالا اجازه بفرمایید که بنده عرایضم را بکنم (یمین اسفندیارى - اگر آقاى رئیس اجازه بدهند) قطعاً آقاى رئیس اجازه می­فرمایند- کارهایى را که خوب بوده این هم گفته شود جانشینان و آیندگان از زندگى رضا­شاه درس عبرتى بگیرند و کارهاى خوب او را که متأسفانه کمتر دیگر در این دوره شده است از وى پیروى بکنند و از کارهاى بد او احتراز نمایند - البته رضا­شاه با تأسیس دانشگاه تهران به عقیده من یک خدمت فوق‌العاده بزرگى کرد و قدم بزرگى در راه ترقى و تعالى این مملکت برداشت اعزام محصلین به اروپا یکى دیگر از خدمات بزرگ او است در هر روز از مدت سلطنت او آقایان اگر توجه کنند می‌دانند یک کار مهمى شده است (یکى از نمایندگان - این که خیلى واضح است) اجازه بفرمایید خواهش می‌کنم بعد شما هر فرمایشى دارید تشریف بیاورید اینجا بفرمایید....

رئیس - آقاى مکى صحبت خودتان را بفرمایید

مکى - به عقیده بنده روح رضاشاه از این قبیل گفته­ها و تملقات بیزار است براى این که اعمال او است، (باتمانقلیج - از گفته­هاى شما بیزار است) اعمال او است و بناهاى او است که باید بعد از او قضاوت بکنند که کبیر یا صغیر بوده است و این تظاهرات به عقیده بنده به زیان او تمام خواهد شد زیرا اگر او امروز زنده بود و امروز از جزیره موریس برگشته بود نسبت به اعمال گذشته خود قطعاً تجدید­نظر می­کرد و بر کارهاى خیرش می­افزود و کار بد نمی­کرد و این قبیل تظاهرات را هیچ وقت زیر بارش نمی‌رفت و می‌گفت تاریخ و آینده و دنیا باید بعد از من قضاوت کند که من پادشاه کوچکى بوده‌ام یا نه این است که به عقیده بنده در دنیا عنوان این که از طرف مجلس شورای ملى لقب کبیر به او داده شود این هیچ مورد و ضرورتى ندارد ممکن است آقایان به ابنیه‌ای که در زمان سلاطین بزرگ ساخته شده مراجعه بفرمایند می‌بینند که در رأس آن ابنیه با کاشى و با خط خیلى خوب و درشت عناوین زیادى به آن سلاطین داده‌اند از قبیل در عهد سلطنت اعلیحضرت قدر قدرت قوى شوکت جمجاه و فلان و فلان و هزاران تملق و القاب دیگر گفته‌اند که سر مسجدها و ابنیه کاشى‌هایش هست ولى اعمالی که دلیل عظمت آن پادشاه باشد نبوده است و اگر پادشاهى چنین ابنیه‌اى را نداشته دلیل بر کوچکى او نیز نبوده است چیزی که دلیل بر عظمت و قدرت یک سلطان می‌شود اعمال و فتوحات او است که بعد از 150 سال دویست سال 300 سال تاریخ در آن باره قضاوت می‌کند وقتی که حب و بغض از بین رفته و اعمال خوب کم کم نمودار می‌شود و آن وقت روی هم رفته می‌گویند فلان پادشاه وجودش براى یک ملتى مفید بوده یا وجودش به حال یک ملتى مضر بوده است این عنوانى که آقایان پیشنهاد کرده‌اند، این هیچ اشکالى ندارد که آن را روى طلاى سفید بکنند و ببرند آنجا بگذارند و یا با الماس زینت دهند و ببرند آنجا بگذارند ولى این که مجلس شوراى ملى این را بیاید و یک چنین عنوانى را بدهد مجلس شوراى ملى مگر جامعه مورخین دنیا است یا متخصص تاریخ است که تمام وقایع زندگى را ثبت کرده باشد و تمام بدی‌هاى او را هم ذکر کرده باشد بعد مجموعه‌اش را در یک شاهین و ترازوى فوق‌العاده حساس گذارده باشند و بگویند ما سنجیدیم و مجموعه کارهاى خوب او بر کارهاى بد او می‌چربد خیر این طور نیست لقب کبیر را خارجی‌ها و مستشرقینى که می‌آیند قضاوت می‌کنند و به آنها می‌دهند کما این که در دوره اسکندر یک کسى لقب کبیر به او نداد یا داریوش کبیر یا شاه عباس کبیر در دوره خودشان به آنها کبیر نگفته‌اند خیر کارهاى آنها بعداً مورد قضاوت قرار گرفته و دنیا به آنها در اثر فتوحات و جنگ‌ها لقب کبیر داده و عظمت کارهاى آنها آنها را کبیر است - به علاوه این تصمیم از طرف مجلس شوراى ملى ایران بنده خیال می‌کنم و از نظر خارجی‌ها هم مسخره باشد که مجلس شوراى ملى بنشینند و قیام و قعود کنند و بگویند کبیر بوده یا نبوده این را تاریخ باید قضاوت کند و دنیا باید قضاوت کند صد سال که گذشت 150 که گذشت باید تصدیق کرد که قضاوت مورخین آن عصر هر چه باشد صحیح است و قضاوت امروز هم من گمان می‌کنم هر چه باشد درست نیست و این شتابزدگى است و عجله و بنده خیال می‌کنم روح رضاشاه هم از این شتابزدگى بی‌جا بیزار باشد براى این که کارهاى بزرگ او را کوچک می‌کند و بدی‌هایش را بزرگ و نمودار می‌سازد بنده تصور می‌کنم اگر دقت شود به کارهاى خوب رضا‌شاه خود آقایان می‌دانند یک دینار ارزى که از مملکت صادر می‌شد اهمیت می‌داد نمی‌گذاشت این همه پودر و ماتیک وارد این کشور شود تمام حساب‌ها را تا آخرین دینار داشت و امروز شما مى‌بینید تصویب‌نامه‌اى که هیئت دولت‌ها صادر می‌کنند چه جور 5 هزار لیره 8 هزار لیره 60 هزار لیره خرج مسافرت فلان می‌کند رضاشاه ارز مملکت را دینار دینار جمع کرد و این کارخانجات را که امروز به این وضع فلاکت آورى افتاده است آنها را با یک وضعى وارد این مملکت کرد که قوه تولید مملکت را زیاد کند بنده خیال می‌کنم که این کارها ارزشش بیشتر از این است که ما بیاییم لقب کبیر و یا به قول آقاى حائرى‌زاده لقب صغیر به او بدهیم‏ اگر رضاشاه زنده بود روح و جسمش از این تملقات بیزار بود و بنده هم چنین شنیدم که از کارهاى بدى که در زمان او شد گردن اطرافی‌هاى او بوده است، آن کسانى که از اطرافی‌هاى او کارهاى او را به خارجی‌ها گزارش می‌دادند به عقیده من آنها خیانت کردند و یکى از مواردى را که بنده خودم اطلاع دارم یک روز یک سفیرى می‌رود یک مطلبى را با نخست وزیر با تغیر و تشدد حرف می‌زند به گوش رضا‌شاه می‌رسد خیلى متغیر می‌شود می‌گوید می‌خواستی آن سفیر را از پنجره بیرون بیفکنى نیم ساعت بعد این خبر در لندن بود اینها هم خیانت کردند که اطرافش را گرفته بودند و جاسوسى و نمامى می‌کردند و این طور بین ملت و او را از همدیگر جدا کردند بله در دوره حیات رضاشاه و سلطنت او مستشرقین و مورخین به این مملکت آمدند و مخصوصاً من به خاطرم هست که یک کتابى گویا به نام لوسولى دولاپرس که تصور می‌کنم نویسنده‌اش یک نفر بلژیکى و یا فرانسوى باشد که عملیات او را نوشته است و نسبت به یک قسمت از عملیات رضاشاه شدیداً انتقاد کرده است و مخصوصاً راجع به راه‌آهن گفته است که از لحاظ ترانزیت این راه‌آهن مفیدى نیست و یک راه‌آهن استراتژیکى است و هر وقتى که یک جنگ عمومى در بگیرد این راه‌آهن مورد استفاده فاتحین جنگ قرار خواهد گرفت و باعث بدبختى ملت ایران خواهد بود برله این عقیده هم بعضى چیز نوشته‌اند راجع به راه‌آهن شمالى به عقیده بنده و همچنین راجع به سایر کارها یک ترازو و شاهین حساسى پیدا نمی‌شود که مجموعاً کارهاى خوب او را با کارهاى بد او بسنجد و بگوید کارهاى بد او زیاد بوده و یا کارهاى خوب او و اصولاً یک چنین شاهینى در هیچ کجاى دنیا نمی‌توانیم پیدا کنیم مگر بعد از صد سال، مرور زمان این شاهین را در دسترس مورخین می‌گذارد که مجموعه کارهاى خوب و بد او وحتى با آن قتل‌ها و آن کشتارهایى که در مشهد و در زندان‌ها و در آن محیط وحشت بی‌جهت شده است قضاوت کنیم که کارهاى بزرگ او زیاد بوده است یا عملیات زشت او.

رئیس - راجع به کفایت مذاکرات پیشنهادى رسیده است.

(پیشنهاد آقاى کشاورز صدر به شرح زیر قرائت شد)

چون دیگر مخالفى نیست پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌دهم.

(پیشنهاد آقاى صفوى هم به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم که بعد از بیانات آقاى مکى مذاکرات کافى است‏

یمین اسفندیارى - بنده مخالفم‏

کشاورز صدر - به نظر بنده به اندازه کافى

+++

در اطراف این موضوع مذاکره شده است فقط یک نکته‌اى بنده به عرض آقایان می‌رسانم که آقایان دیگر به این مطلب اشاره نکرده‌اند و آن موضوع این است که در مقابل خدمات یا در مقابل خیانت تعظیم به آن خادم و تحقیر آن خائن تأثیر زیادى در روحیه دیگران می‌کند اگر ما به یک خائنى تحقیر و یا نسبت به خادمى تعظیم روا داشتیم مردم عموماً که مادى نیستند و نسبت به این معنویات بیشتر ترتیب اثر می‌دهند در این مملکت در نتیجه تصویب همین قانون ممکن است اشخاص فداکارى پیدا شوند که همه چیز خودشان را در راه مملکت بگذارند (صحیح است) یک نکته بسیار حساس دیگرى هم که رفقاى دیگر به آن اشاره نکردند این بود که آقایان به قدر کافى متذکر شدند که اعلیحضرت فقید در اصلاحات کشاورزى و خدمات اقتصادى ....

رئیس - آقاى کشاورز صدر در‌باره کفایت مذاکرات بفرمایید.

کشاورز صدر - چشم، چشم یک نکته کوچکى را بنده متذکر می شوم و آن بسیار براى وضع ما و توجه آقایان مؤثر است این است که فراموش نفرمایند آقایان که پیش از اعلیحضرت فقید خارجی‌ها براى عدم الغاى کاپیتولاسیون بر ما حکومت می‌کردند و آن کسى که آمد حکومت خارجى را از روى سر ما برداشت و ما را به تمام معنى مستقل کرد این مرحوم رضاشاه فقید بود و آقایان می‌دانند که آخرین لحظه‌اى که مقرر و وضع طورى شد که او برود از همه افراد وطن‌پرستى‌اش بیشتر بود و روى همه چیز پا گذاشت و مقاومت کرد، و او براى مملکت ایران رفت (صحیح است) این است که بنده بیش از این توضیح نمی‌دهم و استدعا می‌کنم که آقایان رأى بدهند به کفایت مذاکره تا این تعظیم نسبت به مرحوم رضاشاه که خدمت به ایران کرده بشود.

رئیس - آقاى یمین مخالفید؟ بفرمایید

یمین اسفندیارى - اجازه می‌خواهم از آقاى رئیس و آقایان نمایندگان که یک چند دقیقه‌اى هم اجازه بفرمایند.

رئیس - نه آقا راجع به همان کفایت مذاکرات بفرمایید.

یمین اسفندیارى - خیلى خوب راجع به همان کفایت مذاکرات عرضى دارم. اولاً این پیشنهادى که آقاى سلطانى و عده‌ای از نمایندگان تقدیم مجلس کردند این فقط منحصر به خودشان نبود و به موقع هم تقدیم کردند زیرا که این پیشنهاد مربوط به اشخاص باسواد بود اشخاص باسوادى که در سایه سلطنت اعلیحضرت فقید در این مملکت توانسته‌اند خدمت بکنند کسانى بودند در موقعى که به اروپا روانه شدند در دفعه اول بنده هم افتخار سرپرستى آنها را داشته‌ام اشخاصى بودند که در این شهر دبستان و دبیرستان و دانشکده نداشتند و رضاشاه پهلوى بود که از وجود او و از اثر اقدامات او این تشکیلات فرهنگى در این مملکت پیدا شد. اگر بخواهیم در اطراف رضاشاه صحبت کنیم مطلب زیاد است بنده چون دو مطلب را از خود آن مرد شنیدم و از خود آن پادشاه به گوش خودم شنیدم این نقل قول نیست، یکى فرمود که تو می‌روى مازندران با تمام افراد فامیل من با قدرت رفتار کن و با تمام مردم با عدالت آن حرفى است که از رضاشاه پهلوى شنیدم اگر شاه عباس کبیر را بخواهیم اسم ببریم که قریب چهل سال خدمت کرد در این مملکت ولى در عین حال هم همان طوری که خودتان می‌دانید شاه عباس کبیر از افرادى و از پادشاهانى بوده است که بدست خودش هم قتل می‌کرده است براى مصالح کشور. ما کارى به آن نداریم سیاست است و سلطنت است و کشوردارى و شاه عباس در آن موقع هر تصمیمى را اتخاذ می‌کرد و قرار بود آن تصمیم اجرا شود از مورد بحث ما خارج است همین طوری که گفتید افرادی که خدمتگذار بوده‌اند به کشور باید تشویق شوند تا در آتیه هم نظیر آنها پیدا بشود در اصفهان می‌رفتم قراپط مرحوم پسر بوداغیانس می‌آمد گفتم ببینید این پل صد سال است باقى مانده حرف غریبى زد که این پل را تمام آنهایى که ساخته‌اند از شاه تا آن عمله‌اى که اینجا خدمت کرده است تمام مقصودشان خدمت بوده است به این جهت آن پل باقى مانده است. رضاشاه پهلوى همان طوری که آقاى مکى گفتند، آقاى حائرى‌زاده گفتند و بعضى از صحبت‌هاى‌شان هم به موقع است و باید گفته شود اشخاصى بودند که منحرفشان کردند و به اسم خودشان استفاده‌هایى می‌کردند و از اسم آن مرحوم سوء‌استفاده می‌کردند براى این که بتوانند جیب خودشان را پر بکنند این است که بنده استدعا می‌کنم که به این پیشنهاد رأى داده شود.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به کفایت مذاکرات آقایانی که با کفایت مذاکرات موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. پیشنهادى از آقاى اردلان رسیده است که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

در طرح تقدیمى پیشنهاد اصلاحى زیر را تقدیم می‌کنم، به جاى کلمه کبیر کلمه بزرگ نوشته شود

رئیس - در اصل موضوع صحبت بفرمایید.

اردلان - بنده فقط دو کلمه توضیح عرض می‌کنم، شاهنشاه ایرانى است، مملکت هم ایران است و زبان هم پارسى است به عقیده بنده این هم اگر پارسى باشد بهتر است.

سلطانى - آن معنى کبیر را نمی‌دهد.

رئیس - آقاى رفیع مخالفید؟ بفرمایید.

رفیع - آقاى اردلان اگر توجه بفرمایند معناى کبیر تنها بزرگ نیست این عنوان را که ملت می‌دهد به اعلیحضرت فقید براى این است که دنیاى اسلام بفهمد. این کلمه کبیر را همه ملل اسلامى می‌فهمند کلمه بزرگ را نمی‌دانند. کلمه کبیر را می‌دانند.

رئیس - پس رأى بگیریم آقاى اردلان؟

اردلان - نه خیر پس گرفتم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم طرح تقدیمى به شرح زیر اصلاح شود، تصمیم مجلس شوراى ملى از لحاظ ابراز حق‌شناسى ملت ایران در برابر خدمات بى‌نظیر اعلیحضرت شاهنشاه فقید و تجلیل از تحول عظیمى که آن اعلیحضرت در کلیه شئون مملکت بوجود آورده‌اند و فصل جدیدى در دوران مجد و عظمت تاریخى ایران باز کرده‌اند تصویب می‌نماید الى آخر ....

رئیس - آقاى دهقان.

دهقان - بنده افتخار می‌کنم که اولین ایرانى بودم که در موقعى که تبلیغات خارجى بر علیه وطن‌پرست‌ترین مرد این مملکت یعنى رضاشاه پهلوى سراسر این مملکت را فرا گرفته بود از حق آن مرد به نام یک ایرانى دفاع کردم (صحیح است) تا کم کم که امروز بر همه افراد ایرانى مشهود شده است که رضاشاه بزرگترین فرد خدمتگذار این مملکت بوده است (صحیح است) از این جهت می‌خواستم عرض کنم که رضاشاه قطعاً بزرگتر از زمان و مکان خودش بود. حالا یواش یواش هر چه عقب می‌رویم یک دفعه در یکى از مقالاتم هم عرض کرده بودم که رضاشاه را می‌توان بیک کوهى تشبیه کرد که یک سر مجسمه‌اى ساخته باشند که آدم پایش که ایستاده است درست چشم و گوش و ابروى آن مجسمه را نمى‌بیند ولى هر چه عقب‌تر و دورتر می‌رود این مجسمه و عظمت آن در برابر آدم بهتر مشهود می‌گردد آدم می‌فهمد که رضاشاه چه بوده است و چه خدماتى به این مملکت کرده است البته آقایان هر چه باید بگویند در این مورد گفتند و گمان می‌کنم این پیشنهاد آقاى سلطانى که قرار بود در مجلس مؤسسان مطرح شود و در آنجا به جهاتى مطرح نشد و اینجا مطرح شد، عقیده همه نمایندگان (صحیح است) و نظر ملت ایران است که امروز به نام ملت ایران از دهن ما بیرون مى‌آید و همان طور هم که گفتند باید از خدمتگذاران ملت تشویق کرد تا مردم براى خدمتگذارى تشویق شوند و همان طورى که می‌دانید این پیشنهادى که بنده کردم چون لایحه فعلى پیشنهادى آقایان تصویب می‌شود و در یک لوحه طلا حک می‌شود و در آرامگاه شاهنشاه فقید براى همیشه باقى می‌ماند، بنا‌بر‌این باید جامع نظر آقایان باشد. تصمیمى که آقایان نمایندگان پیشنهاد کردند و آنجا حک می‌شود که مجلس شوراى ملى به پاس حق‌شناسى ملت ایران تصویب می‌کند، در صورتی که باید گفت که حق‌شناسى ملت ایران از چى؟ (سلطانى - تحولات) باید ذکر شود آن خدمت که ملت ایران به پاس چه خدمات این مرد حق‌شناسى می‌کند و الان موقع این است در آن لوحه‌ای که ملت ایران به پاس خدماتش در مقبره‌اش نصب می‌کند ذکر شود. این است که بنده چند جمله که شمه‌اى از خدمات آن مرد است در این تصمیم ذکر کردم، دیگر بسته به رأى آقایان است، بنده عقیده‌ام این است که قسمتى از خدمات آن مرحوم در این تصمیمى که در آرامگاه آن مرحوم گذاشته می‌شود، ذکر گردد که چه خدماتى کرده است.

رئیس - آقاى شریعت‌زاده.

شریعت‌زاده - پیشنهادى که از طرف عده‌اى از نمایندگان شده در حقیقت پیشنهاد قضاوت است به یکى از فرزندان تاریخى ایران که موجب تحولات عظیم در مملکت شده است، اگر شخصاً با من مشورت می‌شد وضوح این مطلب به درجه‌اى بود که لزوم نداشت که پیشنهاد شود ولى حالا که شد مجلس شوراى ملى باید اجازه بدهد که توضیحات کافى و منطقى که مثبت لزوم تصویب این طرح است بیان شود عمل نمایندگان هم نشان می‌دهد که ضرورت داشت اجازه داده شود در این باب بیشتر صحبت بشود، زیرا به علت شدت لزوم عده‌اى بر‌خلاف نظام‌نامه به عنوان بیان دلایل کفایت مذاکرات راجع به اصل مطلب صحبت شده است و آن کسى هم که به عنوان مخالف نظام‌نامه با کفایت مذاکرات صحبت کرد باز در اصل موضوع توضیح داد و سکوت

+++

مجلس نشان می‌دهد که این پیشنهاد کفایت مذاکرات مورد نداشته است (صحیح است).

رئیس - کسى دیگر اجازه نخواسته بود، خود شما هم خارج از موضوع صحبت نکنید حالا همین را هم خودتان رعایت بفرمایید.

شریعت‌زاده - بنابراین اظهار مقدماتى بنده در حکم اخطار نظام‌نامه‌اى راجع به تخلف از نظام‌نامه بود اما راجع به این پیشنهاد. این پیشنهادى که شده است بنظر بنده هیچ نوع تصریحى لازم ندارد زیرا کلمات مندرجه در آن با مطالعه و با دقت تدوین شده که اجمالاً نشان می‌دهد که این قدردانى ناشى از چه علتى است و از حیثیت جنبه ادبى هم آن پیشنهاد قبلى مساعدتر است. به این مناسبت بنده معتقد هستم هیچ نوع اصلاحى لازم نیست و همان طرح اول جامع است و به همان رأى گرفته شود.

رئیس - استرداد می‌کنید یا رأى بگیریم؟

دهقان - پس گرفتم.

رئیس - رأى می‌گیریم به ماده واحده ....

رضوى شیرازى - بنده اخطار دارم، یک پیشنهاد اصلاحى داده‌ام.

بعضى از نمایندگان - نمی‌شود آقا، اعلام رأى شده است.

رئیس - بفرمایید آقاى رضوى.

عده‌اى از نمایندگان - پیشنهاد را قرائت کنید.

رضوى - موضوع پیشنهاد بنده این است که کلمه به پاس که در سطر اول نوشته شده است به کلمه به نام تبدیل شود، بنده در عرف زبان فارسى این طور می‌فهمم که کلمه به پاس حق‌شناسى معنى ندارد بنابراین به پاس حق‌شناسى در زبان فارسى بى‌معنى می‌شود از این جهت بنده تصور می‌کنم که اگر مجلس که خودش را مظهر ملت ایران قرار می‌دهد بنویسید به نام قدر‌شناسى ملت ایران این لقب را اعطاء می‌کند کلمه مناسبى شده و اصلاح مناسبى خواهد شد.

یمین اسفندیارى - چطور است آقاى رضوى.

رئیس - آقاى ملک در این قسمت به نام و به پاس توضیحى دارید؟

ملک مدنى - همان طورى که آقاى شریعت‌زاده در اینجا بیان کردند طرحى که براى تصویب تقدیم مجلس شده است با مذاکره با اغلب آقایان تهیه شده و بنده خیال می‌کنم که جناب آقاى رضوى هم موافقت بفرمایند همان طور که تهیه شده و اغلب آقایان امضاء کرده‌اند تصویب شود زیرا به پاس هم معنى می‌دهد و تغییر و اصلاح عبارت تأثیرى ندارد. می‌خواهم عرض کنم که کارها و خدمات بزرگ شاهنشاه فقید بهترین عنوان و لقبى است براى او منتهى مجلس شورای ملى به نام ملت ایران از این خدمتگذار میهن می‌خواهد قدردانى کرده باشد و این آثار نتیجه افکار آن مرد است که در هر گوشه کشور باقى مانده به علاوه این همه دانشمندان و دکترها و فضلایى که ما امروز داریم آثار افکار شاهنشاه فقید است که همه هم خودشان می‌دانند بنابراین به نظر بنده کلمه فارسى است و ضرورت ندارد که اصلاح شود استرداد بفرمایید.

رئیس - رأى می‌گیریم به این اصلاح آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (جمعى برخاستند) مورد توجه نشد. رأى گرفته می‌شود به همان طرح به عنوان تصمیم، آقایانى که با این تصمیم مجلس شورای ملى موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

4 - طرح بودجه مجلس‏

رئیس - دستور امروز دنباله قانون انتخابات است ماده 6، ولى هم آقاى وزیر کشور تشریف ندارند و هم براى تغییر دستور مجلس به امضاى 30 نفر پیشنهادى رسیده است که بودجه مجلس مطرح شود قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شورای ملى بموجب ماده 80 آئین‌نامه داخلى مجلس شورای ملى نظر به لزوم تصویب بعضى از اعتبارات بودجه مجلس شورای ملى و مواد مربوطه آن اینجانبان پیشنهاد می‌نماییم که بودجه 1328 مجلس شورای ملى جزو دستور گذاشته شده و مطرح گردد.

دکتر معظمى - مخالفم‏

رئیس - آقاى ملک مدنى مخالفید؟

ملک مدنى - نه خیر موافقم.

رئیس - آقاى دکتر معظمى مخالفید؟ بفرمایید

دکتر معظمى - بنده به دو جهت با این طرح مخالفم یکى براى این که تکلیف قانون انتخابات معین نشده است بعضى از اشخاص هستند که معتقدند بایستى نفیاً یا اثباتاً راجع به این موضوع مجلس شوراى ملى تصمیم بگیرد. یکى دیگر صلاح نیست ما بودجه مملکتى یعنى الان تکلیف پرداخت حقوق مستخدمین را تعیین نکنیم و بودجه مجلس را مطرح کنیم.

رئیس - باید علاوه بر این 30 نفرى که پیشنهاد می‌کنند از مجلس رأى گرفت.

دکتر عبده - آقاى وزیر دارایی توضیحى دارند.

رئیس - راجع به همین موضوع؟

وزیر دارایی - خیر راجع به برنامه بود.

رئیس - بعد از تصویب قانون انتخابات ولى حالا که سى نفر پیشنهاد کردند، باید مطرح شود

وزیر دارایی - دستور مجلس تصویب شده بود که لایحه سازمان و بعد بودجه مطرح شود.

رئیس - چون می‌خواهیم رأى بگیریم آقایانى که بیرونند مطابق آئین‌نامه بهشان ابلاغ شده و نیامده‌اند مشمول جریمه خواهند بود، چون دو مرتبه اطلاع داده شده (عده‌اى از نمایندگان - آمدند) معهذا مشمول جریمه خواهند شد، نمی‌شود که اینجا نشست و منتظر آقایان شد.

فولادوند - عده کافى است قربان.

رئیس - آقایانى که با این پیشنهاد که به امضاى سى نفر رسیده است موافقند که بودجه مجلس مطرح شود قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بودجه مجلس مطرح است، آقاى کشاورز صدر مخالفید؟

کشاورز صدر - بنده موافقم.

رئیس - آقاى دکتر عبده.

دکتر عبده - بنده با اساس بودجه مجلس مخالفتى ندارم البته این یکى از موضوعاتى است که باید در مجلس مطرح بشود ولى یک موضوعات مهم‌ترى داشتیم که به اعتقاد بنده حق این بود که مجلس تکلیف آن موضوعات را تعیین می کرد بعد به بودجه مجلس می‌پرداخت یکى از موضوعاتی که چندین روز است در اطرافش مذاکره می‌کنیم و ذهن آقایان کما بیش حاضر است براى تصمیم قطعى همین لایحه انتخابات است بعد از آن که چندین روز مخالف و موافق در اطراف این موضوع مهم و اساسى صحبت می‌کنند و عقاید مخالف و موافق شنیده می‌شود ذهن آقایان مهیا است براى این که تصمیم بگیرند، اثباتاً و یا نفیاً یک وقت می‌بینم که یک طرحى با امضاى عده‌اى از آقایان نمایندگان تقدیم مجلس می‌شود و این موضوع را دفن می‌کنند براى ابد و یک موضوع دیگر را که من خیال نمی‌کنم از لحاظ اهمیت به اندازه لایحه انتخابات باشد مطرح می‌کنند به علاوه مطلب دیگر که قابل توجه است این است که تصمیماتى که مجلس می‌گیرد باید یک هم آهنگى داشته باشد همین جلسه گذشته همین مجلس تصمیم گرفت که بلافاصله بعد از قانون انتخابات بنا‌بر پیشنهاد آقاى گلشاییان وزیر دارایی اول ماده واحده مربوط به برنامه مطرح بشود بعد هم بودجه عمومى کشور. (در این موقع یک ساعت به ظهر آقاى رئیس صندلى ریاست را ترک کردند و آقاى ایلخان نایب رئیس به جاى ایشان قرار گرفتند.)

نایب رئیس - آقاى دکتر عبده توجه بفرمایید که بایستى در کلیات صحبت شود مجلس رأى داده که بودجه مجلس مطرح شود فرمایشاتی که آقا می‌فرمایید مربوط نیست.

دکتر عبده - ... بنده راجع به کلیات هیچ عرضى ندارم ولى این طریقه‌اى که بعضى از آقایان اتخاذ فرموده‌اند به نظر من یک عمل غیر مستقیم براى دفن کردن قانون انتخابات است و این عمل از لحاظ مصلحت مملکت درست نیست.

رئیس - آقاى مخبر.

مخبر (آقاى اردلان) - بنده با این که خودم مخبر کمیسیون محاسبات هستم به این لایحه رأى ندادم براى این که معتقد بودم که اول لایحه انتخابات مطرح بشود ولى اکثریت مجلس رأى داد به این که امروز بودجه مجلس در دستور قرار گیرد و مطرح شود بنابراین ما هم تابع رأى اکثریت مجلس هستیم مخالفتى که نماینده محترم آقاى دکتر عبده فرمودند با اصل موضوع نبود حالا که آقایان رأى داده‌اند به این که بودجه مجلس مطرح شود نیم ساعت بودجه مجلس را تصویب بفرمایید بعد انشاء‌الله در اولین فرصت قانون انتخابات را هم مطرح می‌کنیم.

نایب رئیس - آقاى ملک مدنى موافقید؟

ملک مدنى - بله.

نایب رئیس - بفرمایید.

ملک مدنى - آقاى دکتر عبده با این که قبل از این که به مجلس تشریف بیاورند خیلى با منطق و خیلى با مقررات سر و کار داشتند. نمی‌دانم چطور شده از وقتى که تشریف آورده‌اند به مجلس یک قدرى فکرشان را تغییر داده‌اند (دکتر عبده - مجال است قربان مجال است) با این که ایشان نماینده تحصیلکرده و دانشمند ما هستند توجه ندارند به این که همیشه مجلس می‌تواند دستور خودش مطابق آئین‌نامه‌ای که دارد عوض کند (صحیح است) اولاً آقاى وزیر کشور مادرشان مرحومه شده است و چون ایشان وزیر مسئول لایحه هستند و موضوع هم به طوری که خودتان فرمودید اهمیت دارد و باید

+++

خوب در اطرافش بحث بشود و نظر وزیر مربوطه هم معلوم بشود به این جهت نمایندگان گفتند حالا که این طور است فعلاً بودجه مجلس که خیلى اهمیت دارد مطرح شود بنده هم بالصراحه اینجا عرض می‌کنم هیچ کارى از کار مجلس شوراى ملى مقدم‌تر نیست مجلس شوراى ملى مظهر اراده ملت ایران است همیشه هم دیده شده است بودجه مجلس مقدم بر بودجه مملکتى بوده و در چهارده دوره قانونگذارى اگر مراجعه بفرمایید همیشه بودجه مجلس از بودجه دولت زودتر تصویب شده این یک تشریفاتى بوده و سرمونى بوده که اجرا و انجام می‌شده حالا هم ما کارى نداشتیم اگر قبلاً آقاى وزیر دارایی تشریف آورده بودند تقاضا می‌کردند که آن لایحه راجع به برنامه هفت ساله مطرح شود بنده خودم هم از اشخاصى بودم که با آن موافق بودم براى این که آن زیاد بحث و صحبتى نداشت یک ماده واحده بود و زود تصویب می‌شد ولى حالا 30 نفر از آقایان نمایندگان تقاضا کرده‌اند که بودجه مجلس جزء دستور قرار گیرد و مطرح شود این هم زیاد بحث و گفتگو ندارد براى این که ادارات مجلس کار و وظایف خودشان را به خوبى همیشه انجام داده‌اند و یک بودجه مدونى است و با بودجه سال گذشته خیلى فرق ندارد بنده خواهش می‌کنم که آقایان موافقت بفرمایند حالا که جزء دستور قرار گرفته زودتر تصویب بشود و از جلسه آینده هم همان قانون انتخابات که مورد علاقه جنابعالى و سایر آقایان نمایندگان است مورد بحث قرار گیرد.

نایب رئیس - پیشنهادى براى کفایت مذاکرات رسیده قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقاى فولادوند به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌کنم.

نایب رئیس - آقاى فولادوند توضیح بفرمایید.

فولادوند - بودجه مجلس یک بودجه‌ای است منظم بدون کم و زیاد آقایان هم همیشه دیده‌اند. و عبارت است از حقوق آقایان نمایندگان و حقوق کارگران چاپخانه و حقوق اعضاء ادارى و اینجا یک چیزى اضافه و کسر نمی‌شود بنده خیال می‌کنم مذاکرات کافى است (صحیح است).

نایب رئیس - آقاى امیر تیمور مخالفید؟ بفرمایید.

امیر تیمور - البته بودجه مجلس همان طوری که گفته شد همیشه قبل از بودجه دولت مورد توجه مجلس قرار می‌گرفته و البته حالا هم باید تصویب بشود بنده از این جهت مخالفتى ندارم خاصه این که آقایان کار پردازان محترم هم اظهار نظر در لزوم سرعت تصویب آن می‌کنند موضوعى که بنده می‌خواستم تذکر بدهم چاپ صورت مذاکرات ادوار گذشته مجلس بود که برحسب تصمیم دوره چهاردهم مجلس مقرر شد که اداره کار‌پردازى مجلس در طبع صورت مذاکرات ادوار گذشته بدون تأمل اقدام بکند آنچه که بنده اطلاع دارم یکى، دو دوره بیشتر از طبع خارج نشده و بقیه ادوار را نمی‌دانم چطور شد و حالا هم اگر در فراموشى بماند باز ما نمی‌دانیم در چه موقعى به این مقصود لباس عمل می‌پوشانند خواهش می‌کنم آقایان کارپردازان یک وعده قطعى بدهند که این دفعه یک وضعى داده بشود که این صورت مذاکرات مشروح حتماً طبع بشود.

نایب رئیس - آقاى امینى کارپرداز توضیح بدهید.

امینى - بنده فقط از نظر روشن شدن ذهن آقاى امیر تیمور عرض می‌کنم این قضیه در هیئت رئیسه مطرح شد و براى این که کارمند جدید براى استنساخ این صورت مذاکرات استخدام نشود قرار شد هر وقت که کارمندان مجلس فراغتى حاصل کردند این کار را بکنند علت طول کشیدن این کار همین است البته اجرا خواهد شد.

نایب رئیس - رأى می‌گیریم به کفایت مذاکرات آقایانى که مذاکرات را کافى می‌دانند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد رأى می‌گیریم بورود در شور مواد آقایانى که موافقند کنند (عده زیادى قیام نمودند) تصویب شد ماده اول مطرح است.

(ماده اول به شرح زیر قرائت شد)

قانون بودجه سال 1328 مجلس شورای ملى.

ماده اول - براى مقررى و هزینه 12 ماهه سال 1328 مجلس شورای ملى مبلغ سى و دو میلیون و نهصد و یازده هزار و یکصد و هفتاد و هشت ریال (178، 911، 32) مطابق فقرات یک تا پنج ضمیمه اعتبار به کارپردازى مجلس داده می‌شود.

تبصره - به کارپردازى مجلس اجازه داده می‌شود کمک هزینه مربوط به مجلس شورای ملى و اداره چاپخانه مجلس و اداره روزنامه رسمى کشور را تا آخر سال 1328 از محل درآمد عمومى کشور از وزارت دارایی دریافت دارد.

نایب رئیس - آقاى امیر تیمور.

امیر تیمور - آقاى امینى کارپرداز محترم فرمودند که صورت مذاکرات ادوار مجلس گذشته را این طور تصمیم گرفته و قرار گذارده‌اند که در ساعات بیکارى و ایام فراغت بعضى از کارمندان مجلس پاکنویس بکنند و براى طبع فورى آماده بشود خواستم به ایشان عرض کنم که اگر با این تصمیم بخواهند کار کنند شاید این عمل 20 سال دیگر هم تمام نشود یک عده زیادى ما کارمند در اداره روزنامه رسمى داریم عرض می‌کنم که اداره روزنامه یک بودجه هنگفتى هم دارد و داراى عده زیادى کارمند است خوب از آنجا ده، پانزده نفر را معین کنید که على‌الدوام پاکنویس کنند و صورت مذاکرات را براى طبع حاضر کنند تمنى می‌کنم بدون تأخیر و بدون تعلل این کار را انجام بدهند و اگر بخواهند بگویند ساعات بیکارى کارمندان مجلس باید این کار را انجام بدهند شاید ده سال دیگر این کار طول بکشد بهتر است چند نفر از کارمندان اداره روزنامه را معین کنند بگویند پاکنویس کنند و بدهند زودتر چاپ بشود.

نایب رئیس - آقاى ملک مدنى.

ملک مدنى - بنده از آقایان کارپردازان محترم مجلس یک پرسشى داشتم و آن این بود که ما در بودجه سال گذشته یک تبصره‌اى گذاشتیم که بیمارستان 12 تختخوابى براى مجلس تهیه شود هم مجلس کاملاً محتاج به یک چنین بیمارستانى است و هم این که شأن مجلس است که یک قدمى براى بهداشت کشور همان طوری که سایر مؤسسات برداشته‌اند برداشته باشد و مجلس شوراى ملى در این کار مفید اقدام کرده باشد خواهش می‌کنم که یک نفر از آقایان کارپردازان محترم توضیح بدهند تبصره‌ای که پیشنهاد شد و تصویب شد این کار ساختمان و تأسیس بیمارستان بکجا رسیده است.

نایب رئیس - آقاى امینى کارپرداز توضیح بفرمایید.

امینى - آنچه که آقاى امیر تیمور فرمودند راجع به طبع مذاکرات ادوار گذشته مجلس البته نظر ایشان تأمین خواهد شد در مورد بیمارستان هم که آقاى ملک مدنى فرمودند که البته خیلى مفید بود براى مجلس از محل جرایم باید بودجه آن تأمین بشود چون محل جرائم بیش از هفتاد هزار تومان نبوده لذا هیئت رئیسه تصمیم گرفت که درمانگاه فعلى را تا حدى تکمیل کند و همان طوری که اطلاع دارید تا حدى هم تکمیل شده و حالا داروخانه‌اى دارند و طبیب مجربى استخدام شده گرچه مطابق آئین‌نامه جدید کلیه جرایم مخصوص کتابخانه خواهد بود ولى قرار بر این شد که صدى پنجاه از براى جرایم کتابخانه تخصیص داده بشود و اضافه آن براى بیمارستان مجلس تخصیص داده شود.

نایب رئیس - آقایان تشریف بیاورند براى رأى، رأى می‌گیریم به ماده اول با تبصره آقایانی که موافقند قیام فرمایند (عده زیادى قیام نمودند) تصویب شد ماده دوم قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده دوم - براى حقوق و هزینه 12 ماهه سال 1328 اداره چاپخانه مجلس مبلغ ده میلیون و ششصد و سى و پنجهزار و ده ریال (010، 635، 10) مطابق فقرات 1 و 2 ضمیمه اعتبار به کارپردازى مجلس داده می‌شود.

تبصره - به کارپردازى مجلس اجازه داده می‌شود کمک هزینه کارگران فنى چاپخانه مجلس را تا آخر سال 1328 از محل درآمد چاپخانه مجلس بپردازد.

نایب رئیس - مخالفى با این ماده نیست؟ (اظهارى نشد) رأى می‌گیریم به ماده دوم و تبصره آقایانى که موافقند قیام کنند (عده زیادى برخاستند) تصویب شد. ماده سوم قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده سوم - براى حقوق و هزینه 12 ماهه سال 1328 اداره روزنامه رسمى کشور شاهنشاهى ایران مبلغ سه میلیون و سیصد و پنجاه و هزار سیصد و بیست ریال (- 320، 350 - 3) مطابق فقرات 1 و 2 ضمیمه اعتبار به کارپردازى مجلس داده می‌شود.

تبصره - به کارپردازى مجلس اجازه داده می‌شود از محل صرفه‌جویى‌هاى بودجه سال 1328 مجلس صورت مشروح مذاکرات مجالس از دوره سوم تا ششم را طبع و منتشر نماید.

نایب رئیس - آقاى شریعت‌زاده.

شریعت‌زاده - بنده عرضى ندارم.

نایب رئیس - آقاى امیر تیمور.

امیر تیمور - کاغذى که به مصرف طبع مذاکرات مجلس می‌رسد از جنس مرغوب نیست و کاغذ بسیار پست است با این بودجه هنگفتى که مجلس شورای ملى در نظر گرفته جا دارد که مذاکرات مجلس

+++

در کاغذ بهترى طبع و نشر بشود تمنى می‌کنم آقایان کارپردازان به این موضوع هم توجه بفرمایند حالا که ما بودجه‌اى می‌دهیم طبعش هم قشنگ و خوب باشد.

نایب رئیس - آقاى مخبر.

مخبر (آقاى اردلان) - عرض کنم آقاى امیر تیمور کاغذ خیلى خوب تصدیق می‌فرمایید براى ما گران تمام خواهد شد و ما صرفه‌جویى کردیم که براى ما گران تمام نشود کاغذش هم خیلى بد نیست معذلک بسیار کوشش می‌کنیم که کاغذى بهتر تهیه بشود که هم خوب باشد و هم ارزان.

نایب رئیس- یک پیشنهادى رسیده از آقاى کشاورز صدر راجع به ماده سوم قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم قسمت سوم از ماده سوم قانون بودجه سال 1326 مجلس شورای ملى حذف و به جاى آن به شرح زیر پیشنهاد می‌شود.

3- آگهى‌هاى وزارتخانه‌ها و بنگاه‌هاى دولتى و شهرداری‌ها و کلیه مؤسساتى که به سرمایه دولت اداره می‌شود باید در روزنامه‌هاى کثیر‌الانتشارى که در این تاریخ لااقل یک سال منظماً منتشر شده باشد درج شود.

نایب رئیس - آقاى کشاورز صدر.

کشاورز صدر - به نظر بنده در بودجه سایق که مورد تصویب مجلس قرار گرفت یک ظلم فاحشى بر جراید شد عموم آقایان تصدیق می‌کنند که بایستى مطبوعات و جراید خوب خودمان را تقویت بکنیم مشروطیت بدون مطبوعات نمی‌شود البته در ضمن مطبوعات قبل از تصویب قانون جلوگیرى از مطبوعات یک گله‌هایى بود ولى خوشبختانه بعد از تصویب آن قانون مشاهده کردیم که جراید خارج از حدود عفت و مسایلى که مفید به حال کشور است انحرافى پیدا نکردند این است که یکى از مسایلى که کمک می‌کند و جراید را به جریان می‌اندازد و خوشبختانه آقایان تصدیق می‌فرمایند که حالا دیگر آن روزنامه‌هایى که کلاشى می‌کردند و پول می‌گرفتند از این ور و آن ور دیگر منتشر نمی‌شود و حالا باید به این جراید حقاً و انصافاً کمک کرد و آن ماده را تغییر داد و اجازه داد به دولت که به جراید کثیر‌الانتشار که لااقل یک سال مرتباً و منظماً انتشار پیدا کرده است و آنهایى که بعداً بخواهند روزنامه انتشار بدهند آگهى داده شود و آقاى وزیر دارایی دستور بفرمایند که این کمک به مطبوعات بشود و ما که از مطبوعات استفاده می‌کنیم مطبوعات خوب را هم تقویت بکنیم.

نایب رئیس - آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایی - البته توجه به روزنامه‌ها و کمک به آنها یک امر خوبى است ولى صرف‌نظر از این که این پیشنهاد پیشنهاد خرج است براى بودجه مملکتى یک تفاوت هنگفتى دارد براى این که وقتى روزنامه رسمى کشور دایر شد گفتند که روز‌نامه رسمى در آمدش عبارت خواهد بود از پول اعلانات رسمى وزارتخانه‌ها (مکى - روزنامه رسمى نمی‌خواند) و اگر مازاد درآمدى هم پیدا کرد به بودجه مملکت کمک خواهد کرد متأسفانه تا این تاریخ کمک به بودجه مملکت نکرده هیچ در سال مبالغ هنگفتى هم براى هزینه طبع اعلانات روزنامه رسمى کشور داده شده است اگر نظر آقایان بر این است که چون روزنامه رسمى کشور زیاد خوانده نمی‌شود و ممکن است یک اعلاناتى از طرف دولت بشود در روزنامه رسمى کشور که مورد توجه اشخاص واقع نشود بنابراین در روزنامه‌هاى دیگر هم درج شود این عملى نخواهد بود که در سال هفتصد هزار تومان به روزنامه رسمى بدهد و هفتصد هزار تومان هم به روزنامه‌هاى دیگر چون این مبلغ مؤثر در بودجه عمومى خواهد بود و ضمناً پیشنهاد خرج است و این قسمت را آقایان توجه بفرمایند براى دولت فرقى ندارد که به روزنامه رسمى بدهد یا به روزنامه‌هاى دیگر یعنى خلاصه وزارت دارایی دو جا پول نمی‌تواند بدهد.

نایب رئیس - آقاى دکتر معظمى مخالفید؟ بفرمایید.

دکتر معظمى - عرض کنم منظور از مخالفت بنده این است که آنچه قرار شد در روزنامه درج شود در آن موقع منظور این نبود که اعلان به سایر جراید داده نشود منظور این بود که یک نسخه از اعلانات دولت همیشه در یک سند رسمى در یک روزنامه رسمى درج بشود ولى مانعى نبود که یک نسخه دیگر از اعلانات را به یکى از روزنامه‌هاى کثیرالانتشار بدهند که همین دو عیب از بین برود یکى این که مردم بتوانند اعلانات را بخوانند و هم این که بتوانند آن را کنترل کنند که مبادا تبانى در کار باشد پس بنابراین مخالفتى که بنده کردم روى این اصل بود و الا بنده مخالفتى ندادم که اعلان به جراید داده بشود ولى حتماً یک نسخه‌اش باید در روزنامه رسمى چاپ شود و یک نسخه دیگر را هم به روزنامه‌هاى دیگر بدهند که آنها هم کاملًا محروم نشده باشند براى این که محروم کردن آنها هم واقعاً خوب نیست چون روزنامه‌هاى دیگر با پول اعلانات اداره می‌شود ولى در هر صورت یک نسخه باید حتماً در روزنامه رسمى باشد یک نسخه دیگر به سایر روزنامه‌ها داده شود دیگر بنده عرضى ندارم.

نایب رئیس - رأى گرفته می‌شود پیشنهاد آقاى کشاورز صدر آقایانى که موافقند قیام کنند (جمعى برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

(پیشنهاد آقاى دکتر عبده به شرح زیر قرائت شد)

آگهى‌هاى مربوط به مناقصه‌ها و مزایده‌ها و همچنین آگهى‌هاى مربوطه به دادگسترى که طبق مقررات قانون باید در روزنامه کثیر‌الانتشار منتشر شود در روزنامه‌هاى کثیر‌الانتشار منتشر شود.

نایب رئیس - آقاى دکتر عبده.

دکتر عبده - بنده این پیشنهاد را کردم براى این که خیال می‌کنم اگر ما به طور کلى حکم کنیم که تمام آگهى‌ها در مجله رسمى منتشر شود این نقض غرض خواهد بود (صحیح است) و مسلماً اگر ما نظر داشته باشیم که به دولت کمک کرده باشیم از این راه نه تنها کمک نمی‌کنیم بلکه ضرر هم به دولت می‌زنیم مثلاَ در قسمت مزایده‌ها و مناقصه‌ها منظور از آگهى مزایده و مناقصه این است که اشخاص ذی‌نفع از آن اطلاع یابند و در آن مناقصه یا مزایده شرکت کنند آقایان تصدیق دارند که مجله رسمى را همه نمی‌خوانند (مکى - تازه غلط هم چاپ می‌شود) در هر صورت مجله رسمى طورى نیست که جلب نظر اشخاص ذی‌نفع را بکند ملاحظه بکنید یک مجله رسمى 24- 25 صفحه است یک قسمت مذاکرات مجلس است و چند تا آگهى هم در تمام آن گم شده است و این طور نیست که توجه اشخاص را جلب بکند و نتیجه این شده است که اشخاص معینى در مناقصه‌ها و مزایده‌ها شرکت می‌کنند و آن طوری که باید و شاید حقوق دولت تأمین نمی‌شود بنده خیال می‌کنم از لحاظ حفظ مصالح عمومى دولت باید کارى کرد که کلیه اشخاص ذی‌نفع از مفاد آگهی‌هاى مزایده و مناقصه مسبوق بشوند و این نظر تأمین نمی‌شود مگر این که آگهى‌هاى مزایده و مناقصه در روزنامه‌هاى کثیر‌الانتشار که در دسترس مردم است منتشر بشود، اما در قسمت آگهی‌هاى دادگسترى ملاحظه می‌فرمایید اغلب آگهى‌هایى که می‌شود مبنى بر حصر وراثت یا احضار یا جلب متهمین، این قبیل آگهی‌ها براى این است که اشخاص ذی‌نفع از مفادش مستحضر بشوند و در موقع معین به دادگاه بیایند و در موقع معین به حکم دادگاه که غیاباً صادر شده اعتراض کنند و غالباً این قبیل اشخاص با روزنامه رسمى سر و کار ندارند نتیجه این می‌شود که حکم قطعى صادر می‌شود و یا اشخاصى جلب می‌شوند به دوایر قضایى و از مفاد این احضار و علت جلب استحضار پیدا نمی‌کنند حکم صادر می‌شود، حکم محکمه قطعى می‌شود در این صورت ما حقش را از او سلب می‌کنیم بدون این که واقعاً از مفاد آگهى احضار و جلب استحضار پیدا کرده باشد و نتیجه این عمل ما که می‌خواهیم پول برسانیم به یک دستگاه دولتى این می‌شود که حقوق مردم تضییع خواهد شد و به نظر من یک میلیون تومان هم شاید در قبال ارزش حقوق یک آدم که ممکن است در اثر عدم استحضار از مفاد یک آگهى تضییع شود ارزش ندارد قبل از هر چیز باید حقوق مردم را محترم شمرد به علاوه قوانین فعلى اصول محاکمات حقوقى هم همین طور است یعنى به موجب قوانین فعلى اصول محاکمات حقوقى و جزایى آگهى‌هاى مربوط به جلب و احضار باید در روزنامه‌هاى کثیر‌الانتشار چاپ بشود بنده می‌خواستم استدعا کنم با توجه به مطالبى که عرض کردم نسبت به پیشنهاد بنده رأى بدهید.

نایب رئیس - آقاى دکتر مصباح‌زاده موافقید با این پیشنهاد؟

دکتر مصباح‌زاده - بلى موافقم.

نایب رئیس - آقاى امیر تیمور موافقید؟

امیر تیمور - بنده مخالفم.

عامرى - بنده اخطار نظام‌نامه‌اى دارم.

نایب رئیس - مطابق چه ماده‌اى؟

عامرى - عرض کنم که ماده 3 مطرح است، راجع به حقوق و هزینه 12 ماهه اداره روزنامه رسمى کشور به مبلغ سه میلیون و سیصد و پنجاه هزار و سیصد و بیست ریال اعتبار داده می‌شود آقایانى که در این ماده صحبت می‌کنند باید بگویند که این اعتبار یا کم است یا زیاد است ما رفته‌ایم روى حکم غیابى که اگر حکم غیابى صادر شود این حکم حق اشخاص ذی‌نفع را از بین می‌برد می‌خواهم عرض کنم که این چه ربطى به موضوع دارد.

نایب رئیس - اخطار آقا وارد است و بنده هم چند دفعه تذکر دادم که از موضوع خارج نشوید و حالا هم جداً جلوگیرى خواهم کرد. آقاى امیر تیمور بفرمایید.

+++

امیر تیمور - نهایت خوشبختى است که مقام ریاست هم توجه فرمودند که این پیشنهاد وارد نیست و پیشنهادى قبل از این داده شد و مورد توجه مجلس قرار نگرفت و این پیشنهاد مشابه آن است و یکى از کارهاى مجلس این است که مثلاَ مجلس تصمیم گرفت که کلیه آگهی‌هاى رسمى وزارتخانه‌ها و ادارات دولتى در روزنامه رسمى متمرکز و منتشر بشود (کشاورز صدر - این به ضرر دولت است) به اضافه روزنامه رسمى سه هزار آبونه دارد اگر در روزنامه رسمى اعلانات منتشر نشود در کجا باید منتشر بشود و به علاوه جایش اینجا نیست.

نایب رئیس - آقایان توجه کنید رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى دکتر عبده آقایانی که موافقند قیام کنند (جمعى برخاستند) مورد توجه نشد، پیشنهادات دیگرى هم در این زمینه هست که فقط خوانده می‌شود چون مشابه است وارد نیست. پیشنهاد آقاى کشاورز صدر قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم نصف آگهى‌ها به جراید کثیر‌الانتشار داده شود.

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى صفوى قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شورای ملى، پیشنهاد می‌کنم،

تبصره - یک نسخه از آگهی‌هاى دولتى به مجله رسمى انتشار داده شود و بقیه در جراید کثیر‌الانتشار منتشر خواهد شد.

صفوى - در ماده 6 این پیشنهاد را دادم.

نایب رئیس - پیشنهاد آقاى دهقان قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم مبلغ مندرج در ماده سوم به نصف تقلیل داده شود.

نایب رئیس - آقاى دهقان بفرمایید ولى خواهش می‌کنم در اصل موضوع صحبت بکنید.

دهقان - بنده یک پیشنهادى کردم خلاصه و مختصر و مفید که این سه میلیون و سیصد و پنجاه هزار و سیصد و بیست ریال بنصف تقلیل پیدا کند و اگر هم آقایان می‌ترسند که این کار مجله رسمى بخوابد بنده حاضرم با تضمین بانکى این روزنامه رسمى را به نصف مبلغ فعلى ظریف‌تر و آبرومندتر به چاپ برسانم و زودتر و به موقع‌تر هم انجام بدهم. و به آقاى امیر تیمور که تشریف ندارند این جا عرض می‌کنم (امیر تیمور - شرفیاب هستم) یکى از بدترین تصمیماتى که مجلس اتخاذ کرد و بدون مطالعه هم بود گرفتن آگهى از جراید بود این کار مفاسد بسیارى دارد شما آمدید مهم‌ترین قانونى را براى محدود کردن جراید گذرانیدید ولى حق مشروع آنها را که همه دنیا به آنها داده است از بین بردید، حالا بنده مثل دیگرى می‌زنم روى همین موضوع درج اعلانات و آگهى‌هاى مزایده و مناقصه که در روزنامه رسمى چاپ می‌شود و کسى نمی‌خواند دسته‌بندى‌هاى بسیارى بر ضد منافع مملکت می‌شود و آقایان هم چشم و گوش بسته رأى می‌دهید در حالى که روى مزایده‌ها و مناقصه‌ها دسته‌بندى می‌کنند و به ضرر مملکت تمام می‌شود. در هر حال من باز تکرار می‌کنم که با یک میلیون و پانصد هزار ریال مجله رسمى اداره می‌شود بنده تضمین بانکى می‌دهم که این کار را انجام بدهم و به بهترین وجهى اداره بکنم.

نایب رئیس - آقاى ملک مدنى مخالفید؟ بفرمایید.

ملک مدنى - موضوعى را که آقاى دهقان پیشنهاد فرمودند شاید در اصل مطلب صحیح باشد ولى اگر روزنامه رسمى به جنابعالى و یا امثال جنابعالى که اهل هنر هستید واگذار کنیم اساساً این کار با همان مبلغ ممکن است اداره بشود ولى این مطابق شأن مجلس شوراى ملى نیست، مجلس شوراى ملى اساساً مؤسسات و اداراتش لازمه وجود خودش است وقتى ما آمدیم گفتیم یک روزنامه رسمى باشد و بعد هم جزو بودجه مجلس باشد اگر 5 نفر 10 نفر عضو زاید داشته باشد نظر شما این است .... (دهقان - بنده به اعضاء آنجا کارى ندارم) جنابعالى که واقعاً حسن‌نیت و یک همچو نظر بلندى دارید به نظر بنده از شما متوقع این پیشنهاد نبودم (دهقان - بنده منافع مملکت را در نظر گرفتم) براى این که حضرتعالى نظرتان این است که به اشخاص کمک بکنید این کارمندان و اشخاصى که در روزنامه رسمى نشسته‌اند این ها هم جزو همان مستخدمین اضافى هستند که 70 هزار نفر از سال 1320 به بعد اضافه شده است و دولت به آنها حقوق دارد می‌دهد (یک نفر از نمایندگان - اینها از اداره ثبت اسناد آمده‌اند و اضافه شده‌اند) و یا به فرمایش حضرتعالى از ثبت اسناد اینجا فرستاده شده‌اند و آنها هم مستخدم دولت هستند و نشسته‌اند کار هم می‌کنند و بنده از جنابعالى که همیشه نظرتان با نظر این طبقات موافق بود منتظرم پیشنهادتان را پس بگیرید البته این مطلب اساسى که گفته شد خوب بود اعلانات به جراید داده شود و صحیح هم هست که بنده هم با آن نظر موافق بودم و بلکه با نظر آقاى کشاورز صدر هم موافق نبودم که جرایدى که یک سال منتشر شده است به آنها داده شود بلکه بایستى به تمام روزنامه‌ها داده شود ولى خوب معلوم شد که مجلس شوراى ملى با این فکر موافق نیست یکى از آقایان تذکر دادند به من که عده‌اى را از وزارت دادگسترى منتقل کرده‌اند به روزنامه رسمى آنها هم در اداره روزنامه رسمى هستند.

دهقان - بر می‌گردند به سر کارشان‏

نایب رئیس - رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى دهقان آقایانی که موافقند قیام فرمایند (جمعى برخاستند) مورد توجه نشد پیشنهاد آقاى صفوى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم از بودجه روزنامه رسمى یک میلیون کسر شود

نایب رئیس - آقاى صفوى بفرمایید.

صفوى - عرض کنم توجه بفرمایید آقایان وقت گذشته است آقایان هم سه ساعت است که در این جا تشریف دارید و خسته شده‌اید ولى توجه بفرمایید این گزارشى که آمده است و به آن رأى داده می‌شود بودجه آن از چه اشخاصى گرفته می‌شود و چطور صرف می‌شود، آقایان اگر وقت گذشته است ممکن است بنده عرایضم را بگذارم براى بعد.

نایب رئیس - به اختصار بفرمایید.

صفوى - عرض کنم به جمع این بودجه روزنامه رسمى که بنده نگاه می‌کنم مى‌بینم روزنامه رسمى کشور که چند ورق مذاکرات مجلس را چاپ می‌کند آن هم در موقعى بدست آقایان می‌رسد که فرصت مطالعه ندارند بعد از 48 ساعت چند ورق منتشر می‌کنند ملاحظه می‌کنید که در سال 3 میلیون و سیصد و پنجاه هزار و سیصد و بیست ریال بودجه دارد براى یک مجله‌اى که چند ورق چاپ می‌کند و این جا صورت ریزش هم موجود است رئیس مجله 800، 58 ریال دبیر 000، 42 ریال اندیکاتور نویس یک نفر 380، 40 ریال باز اندیکاتور نویس دو نفر 080، 10، مدیر بایگانى یک نفر بایگان سه نفر، بایگان دو نفر مدیر بایگانى را که یک نفر مصحح 4 نفر ماشین نویس یک نفر (بعضى از نمایندگان - تازه غلط هم چاپ می‌شود) آن وقت با این مقدار زیاد مصحح باز اعلاناتى که چاپ می‌شود شکایت دارند مردم، عرض کنم در آگهى‌ها رئیس یک نفر رتبه 9 معاون یک نفر رتبه 6 کارمند یک نفر رتبه 5 متصدى آگهی‌ها یک نفر رتبه 5 همین طور حسابدار و فلان و فلان بعد دایره حسابدارى جمع این عده‌اى که در اداره روزنامه رسمى کار می‌کنند متجاوز از 60 نفر است ملاحظه بفرمایید در تهران جناب آقاى امینى خودتان روزنامه داشتید و از کارهاى داخلى روزنامه اطلاع دارید بهترین روزنامه‌اى که چاپ می‌شود 8، 10 یا 12 صفحه شاید بیش از 15 نفر عضو ندارد و خرج سه سال آنها برابر یک سال خرج اداره روزنامه رسمى نیست براى این که اشخاصى که خودشان مسئول یک روزنامه‌اى هستند دقت دارند و توجه دارند و از روى مطالعه یک عملى را می‌کنند ولى اینها همین طور آمده‌اند بدون رعایت این که این پول را از کى می‌گیرند و کجا خرج می‌کنند خوب می‌گویند یک عده‌اى هم از ثبت اسناد منتقل شده‌اند در صورتی که وقتى که مجله در ثبت اسناد چاپ می‌شد مردم بیشتر از آن استفاده می‌کردند و این شأن مجلس نیست که مذاکرات مجلس را چاپ می‌کند و بعد زیرش می‌گذارند فلان سر دفتر به علت تخلفى که کرده بود معلق شده است به علاوه براى چاپ آگهى‌ها این آگهی‌هایى که در مجله رسمى چاپ می‌شود به ضرر دولت است ملاحظه بفرمایید بیشتر از 50 مراسله، بنده اطلاع دارم رسیده است به دفتر مجلس که می‌گویند این آگهى‌هایى که در روزنامه مجلس چاپ می‌شود خواننده ندارد و به ضرر دولت است اگر منظور این است که یک پولى همین طور از خزانه دولت گرفته شود و به صندوق مجله رسمى داده بشود این یک حرفى است ولى اگر با این ترتیب که یک پولى بگیرند و بعد سه میلیون و نهصد و پنجاه هزار ریال از آن را اختصاص بدهند به یک مجله و بخواهند مجله را اداره کنند این خیلى زیاد است و 80% آن هم زیاد است این است که بنده پیشنهاد کردم یک میلیون از این مبلغ کسر شود و با بقیه‌اش بهتر و ظریف‌تر و اعلاتر که منظور آقاى امیر تیمور هم هست چاپ بشود و هر روز به فاصله چند ساعت در دسترس مجلس گذارده بشود.

نایب رئیس - آقاى مخبر.

مخبر - بنده خواستم به نماینده محترم آقاى صفوى عرض کنم که این موضوع کارمندان اضافى تنها مختص مجلس شورای ملى نیست آقا توجه بفرمایید که این موضوع کارمندان اضافى اختصاص به هر وزارتخانه‌ها و ادارات دولتى دارد و مبتلا به تمام آنها است

+++

دولت شما چه کار می‌تواند بکند بودجه سال 1327 را با امسال مقایسه بفرمایید ما چیز اضافى پیشنهاد نکرده‌ایم و این کار براى ما مقدور نیست بنابراین ما دو راه به نظرمان رسید یکى این که در بودجه سال 1328 یک موادى براى بازنشسته کردن کارمندان مجلس شورای ملى پیشنهاد کردیم و به این وسیله ما می‌توانیم عده از کارمندان مجلس شورای ملى را بازنشسته کنیم و بعد هم در برنامه هفت ساله که اجرا خواهد شد یک عده از کارمندان مجلس را می‌فرستیم به آنجا و به این وسیله صرفه‌جویى خواهیم کرد و روزنامه رسمى تنها نیست که جنابعالى ملاحظه می‌فرمایید یکى هم راجع به آگهى‌ها که فرمودید (صفوى - هیچ کس نمی‌خواند) درست است که عادت نکرده‌اند الان 3000 نفر آبونه شده‌اند ولى البته به تدریج که عادت کردند بهتر خواهد شد و در تمام مملکت این مجله را خواهند خرید، ما کوشش خواهیم کرد که یک صرفه‌جویى کامل به عمل بیاید و از جنابعالى هم تقاضا می‌کنم که پیشنهاد خودتان را پس بگیرید براى این که ما نمی‌توانیم این اشخاص را خارج کنیم.

نایب رئیس - آقاى امینى اطلاع دارند و توضیحات لازمه را خواهند داد. بفرمایید آقاى امینى‏

امینى - عرض کنم براى این که وقت مجلس را نگیرم مختصر عرض می‌کنم بنده قبول می‌کنم که کارمندان را نمی‌شود خارج کرد و حقوق به آنها داد براى این که کارمندان مجلس و اشخاصی که از دولت حقوق می‌گیرند اینها در حقیقت حقوق شما را می‌گیرند. چون یک عمله‌اى وقتى که بیکار شد از آن دستگاه حق شماژ می‌گیرد این هم همان طور است دولت حقوق شوماژ می‌دهد، البته تمام معایب را اذعان دارم که یک دستگاهى که به صورت بازرگانى اداره می‌شود قطعاً به ثلث این کارمندان شاید بیشتر احتیاج ندارد بنابراین هیچ گونه تصمیمى نسبت به این گونه کارمندان درست نیست مگر این که تصمیم کلى در وضع مملکت گرفته شود اما راجع به این مجله‌اى که می‌فرمایید آقاى صفوى با این وضعى که مى‌بینید با این حروف ریز و مطالب زیاد بعد از این که آقایان ایرادات خودتان را کردید دو مرتبه براى طبع می رود و چاپ می‌شود و درنتیجه ضمیمه می‌شود به روزنامه رسمى و در سال شاید صد هزار تومان اعلان مجانى هم در آن چاپ می‌شود اعلاناتى که سابقاً هم بوده مال اشخاص بى‌بضاعت و غیره این ها ضمیمه می‌شود در صفحات زیاد روزنامه بعد هم 3000 آبونه دارد و بنده هم نمی‌گویم که خیلى خوب است و روزنامه جالب توجهى هم نیست نه کاریکاتور دارد و نه مطالب جالب توجهى یک روزنامه خیلى خشگى است که 3000 نفر خواننده دارد ممکن است بعد از این خواننده آن بیشتر بشود عواید این روزنامه به خزانه دولت برمی‌گردد بنده هم پیشنهاد حضرت عالى را تصدیق می‌کنم ولى ما ناچار یا باید مطابق پیشنهاد آقاى دکتر معظمى مجله رسمى داشته باشیم یا نمی‌خواهیم‏.

نایب رئیس - آقاى امینى کافى است وقت گذشته است.

امینى - چشم اطاعت می‌کنم بنده دیگر عرضى ندارم.

نایب رئیس - رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى صفوى آقایانى که موافقند قیام کنند (جمعى برخاستند) تصویب نشد چند پیشنهاد دیگرى هم رسیده است و بنده خیلى مایل بودم که این بودجه امروز تمام شود ولى متأسفانه 11 ماده است که به این زودى تمام نمی‌شود مجلس را ختم می‌کنیم جلسه روز 5 شنبه ساعت 9 دستور هم بودجه مجلس (مجلس 20 دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملى - رضا حکمت‏

 

تصمیم قانونى دایر به تصویب عنوان رسمى اعلیحضرت رضاشاه کبیر سر سلسله دودمان پهلوى مجلس شوراى ملى به پاس حق‌شناسى ملت ایران تصویب می‌کند عنوان رسمى سر سلسله دودمان عظیم‌الشأن پهلوى اعلیحضرت رضاشاه کبیر خواهد بود. این تصمیم باید در لوحه‌اى طلا حک و در آرامگاه شاهنشاه فقید نصب گردد تصمیم فوق در جلسه سه شنبه سى و یکم خرداد ماه یک هزار و سیصد و بیست و هشت از طرف مجلس شوراى ملى اتخاذ شده است.

رئیس مجلس شورای ملى - رضا حکمت

 

شماره 1015/ 11216                     22/ 3/ 28

نظر به مدلول ماده 25 قانون وکالت مصوب 1315/ 11/ 25 مقرر می‌دارد.

کسانی که در مدت بیش از 6 ماه به شغل قضایى یا بازرسى در شهرى اشتغال داشته‌اند نمی‌توانند در آن شهر از تاریخ انتهاء مأموریت تا مدت 5 سال مستقیماً یا به وسیله وکیل دیگر وکالت نمایند.

 م  1666                                وزیر دادگسترى

 

شماره 4905                              18/ 3/ 1328

اصلاح آئین‌نامه‏

چون در مرحله تجدید نظر نسبت به رسیدگى به صلاحیت کار‌شناسان اشکال بود براى رفع اشکال و تعیین مرجع رسیدگى تبصره به ماده 8 آئین‌نامه کارشناسان رسمى مصوب بهمن ماه 1317 به شرح زیر افزوده شده است که براى اطلاع عین ماده 26 قانون کارشناسان و ماده 8 آئین‌نامه و تبصره که به آن اضافه شده درج می‌گردد.

ماده 26 - طرز رفتار و اعمال یک ساله کارشناسان رسمى در تجدید انتخاب آنان براى سال بعد مؤثر خواهد بود.

ماده 8 - در شهرستان از رؤساى دادگاه و دادسرا و اداره ثبت کل در مرکز استان از رؤساى دادگاه و دادسراى استان و شهرستان و رئیس اداره ثبت کل - در مرکز از رؤساى دادسراها و دادگاه‌هاى استان و شهرستان و رئیس اداره فنى وزارت دادگسترى و نماینده اداره ثبت کل.

تبصره - تجدید انتخاب مقرر در ماده 26 قانون راجع به کارشناسان رسمى هم به وسیله کمیسیون معین در این ماده به عمل می‌آید.

م 1689                                 وزیر دادگسترى‏

 

شماره 2260 ح 7619                 26/ 2/ 28

بخش‌نامه به کلیه دادسراها

از قرار معلوم در مواردى که دادسراى دادگسترى و نظامى هر یک نسبت به اتهام متهمى داراى صلاحیت تعقیب مى‌باشند به استناد ماده 98 قانون دادرسى و کیفر ارتش بدواً پرونده در دادسرایى که صلاحیت تعقیب مهم‌ترین بزه را دارد مورد اقدام قرار گرفته و پس از خاتمه یافتن امر در دادگاه پرونده به دادسراى دیگر فرستاده می‌شود چون ماده نام‌برده در مقام تعیین تکلیف دادگاه‌ها بوده و نه دادسراها و اتخاذ این رویه موجب از بین رفتن آثار و دلایل بزه دیگر می‌گردد و ممکن است موضوع مشمول مرور زمان بشود لزوماً خاطر نشان می‌سازد دادسراها در این قبیل موارد باید بدون انتظار خاتمه رسیدگى بزه دیگر بزهى را که تعقیب آن در صلاحیت آنها است با نصب‌العین قرار دادن مفاد ماده 45 آئین دادرسى کیفرى مورد پیگرد قرار دهند

م 1559                         از طرف وزیر دادگسترى‏

 

شماره 2591- 5548                  9/ 3/ 28

آقاى محمد‌على فاضل‌زاده حبیب‌آبادى سر‌دفتر ازدواج و طلاق قصبه حبیب‌آباد بر‌خوار اصفهان‏

نظر به این که بر اثر گزارش واصله تحت تعقیب دادگاه انتظامى سردفتران قرار گرفته‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى تا خاتمه رسیدگى به تخلف شما در دادگاه نام‌برده شما را از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق معلق می‌نماید.

وزیر دادگسترى‏

 

شماره 2219- 5602                 9/ 3/ 28

آقاى حسین بیاتى‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در قریه میانده (جزء دهستان قلقل رود تویسرکان) براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى -

شماره 3551- 6048               16/ 3/ 28

آقاى مسیح جمارانى سر‌دفتر اسناد رسمى شماره 60 تهران‏

چون به موجب دادنامه قطعى مورخه 20- 2- 28 دادگاه بدوى انتظامى سردفتران محکوم به توبیخ با درج در روزنامه رسمى شده‌اید لذا اداره کل ثبت به این وسیله مفاد دادنامه مزیور را در مورد شما اجراء می‌نماید.

مدیر کل ثبت

شماره 3649- 6026                16/ 3/ 28

آقاى رضا ولایى سر‌دفتر اسناد رسمى آمل

پیرو ابلاغ شماره 4892- 2100 و 1/ 3/ 28 به این وسیله رفع تعلیق شما را از شغل سردفترى اسناد رسمى اعلام می­دارد طبق مقررات انجام وظیفه نمایید

وزیر دادگسترى

شماره 3701- 6174              18/ 3/ 28

الیگودرز

آقاى جمال­ الدین بربرودى کپیه ثبت شما به اتهام چند فقره جعل و تزویر از شغل سردفترى ازدواج و دفتریارى معلق می­شوید.

وزیر دادگستری

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294492!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)