کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهاردهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملی دوره 14
[1396/05/24]

جلسه: 173 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 27 آذرماه 1324  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت جلسه

2 - بیانات آقای نخست‌وزیر به مناسبت وقایع آذربایجان

3 - مذاکره در باب پیشنهاد آقای لنکرانی دائر به تشکیل جلسه خصوصی و تعطیل جلسه به واسطه کافی نبودن عده برای مذاکرات

مشروح مذاکرات مجلس ملی دوره 14

 

 

جلسه: 173

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 27 آذرماه 1324

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت جلسه

2 - بیانات آقای نخست‌وزیر به مناسبت وقایع آذربایجان

3 - مذاکره در باب پیشنهاد آقای لنکرانی دائر به تشکیل جلسه خصوصی و تعطیل جلسه به واسطه کافی نبودن عده برای مذاکرات

 

مجلس مقارن ظهر به ریاست آقای سید محمد‌صادق طباطبایی تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس

صورت مجلس پنجشنبه 22 آذر ماه را آقای هاشمی (منشی) به شرح زیر قرائت نمودند

چهل دقیقه بعد از ظهر مجلس به ریاست آقای آقا سید محمد‌صادق طباطبایی تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت و تصویب گردید.

غایبین با اجازه- آقایان: فاطمی، دهستانی، بهبهانی، تهرانی، رضا تجدد، گله‌داری، اعتمادی، لنکرانی.

غایبین بی‌اجازه- آقایان: مظفرزاده، خاکباز، دکتر کشاورز، اخوان، کفایی، آصف، امیر ابراهیمی، تولیت، بوشهری، دکتر معاون، سید ضیاءالدین طباطبایی، جواد مسعودی، سیف‌پور، بهادری، رفیعی، ایرج اسکندری، مهندس پناهی، دکتر آقایان، آرداشس آوانسیان،‌مراد آریه، قشقایی.

دیرآمدگان بااجازه- آقایان: اقبال، فولادوند، دولت آبادی.

دیرآمدگان بی‌اجازه- آقایان: رستم گیو، نقابت، حیدرعلی امامی، سنندجی، صمصام، حسن اکبر، ذکایی، ایپکچیان.

آقای رئیس اظهار داشتند که چون شکایات زیادی از تهران و اکثر نقاط و اخیراً از آذربایجان راجع به مالیات بر درآمد به دفتر مجلس شورای ملی رسیده است محض تعیین تکلیف دولت و مردم در این تنگنا جلسه کردیم تا اگر آقایان موافقت نمایند زودتر وارد دستور شویم و این کار انجام شود.

آقای صدر‌قاضی با ورود به دستور مخالف بوده اظهار داشتند که زندگی دویست هزار نفر اهالی مهاباد و اشنو و سلدوز از فروش توتون می‌گذرد و اداره دخانیات محصول زارعین نقاط یاد شده را خریداری و طبقه‌بندی و تصرف کرده ولی بهای آن را نپرداخته‌ است محض رعایت آسایش فروشندگان از وزیر دارایی تقاضا نمودند هر چه زودتر نمایندگان زارعین را با پرداخت بهای توتون خریداری شده به محل‌شان معاودت دهند.

آقای وزیر دارایی در پاسخ ایشان تقاضا کردند که لایحه قانونی مالیات بر درآمد زودتر مطرح و تصویب بشود.

آقای طوسی تقاضا کردند مطالبی را که در جلسه پیش آغاز کرده‌اند اجازه داده شود در جلسه آینده به عرض مجلس برسانند.

آقای امیر تیمور لایحه اصلاح شده در کمیسیون دارایی را با توضیح این که بر طبق پیشنهادهای واصله با حضور غالب پیشنهاددهندگان توافق کامل حاصل شده است طی ماده واحده و هشت تبصره قرائت نمودند.

آقای معدل مخالف بودند و ضمن اظهار مخالفت با اشاره به علل وضع آیین‌نامه‌ها و این که این لایحه به غیر عادی و به خلاف نظامنامه به کمیسیون ارجاع شده و مضار اموری که بدون مطالعه انجام می‌شود عقیده و تقاضا داشتند که یادداشت‌های تلفیق شده به صورت لایحه منظمی طبع و توزیع شود و مجالی باشد که آقایان نمایندگان با مطالعات کافی و اصلاحات مقتضی به آن رأی دهند و باز مانند قانون گذشته بدین صورت مورد اشکال و اصلاح و الغاء واقع نشود.

آقای کاظمی در پاسخ ایشان ماده واحده و تبصره‌های لایحه را تعریف و تشریح و اضافه نمودند که با حضور اعضای کمیسیون دارایی و وزیر دارایی و اکثر پیشنهاد دهندگان نظر آقایان کاملاً تأمین شده بالاخص مؤدیان ضعیف مورد ارفاق کامل قرار گرفته‌اند همچنین کسانی که از طرق غیرمشروع در سنوات اخیر فواید کثیر برده‌اند بر طبق این قانون مجبور می‌شوند مالیات حقه دولت را بپردازند بالأخره به ماده واحده و هشت

+++

تبصره مذکور با ورقه اخذ رأی به عمل آمد و از 86 نفر عده حاضر به اکثریت 81 رأی تصویب شد جلسه آینده به روز جمعه 23 آذر موکول و مجلس یک ساعت و نیم بعد از ظهر ختم شد.

رئیس - آقای صدر‌قاضی راجع به صورت مجلس نظری دارید؟‌

صدر‌قاضی - بلی عرض کنم راجع به پرداخت بهای توتون مهاباد و سلدوز و اشنو که در جلسه گذشته بنده عرض کردم چون در وضعیت زندگی آنها فوق‌العاده تأثیر دارد و آن روز هم آقای وزیر دارایی پشت تریبون قول دادند که بهای توتون‌ها را بپردازند در صورت مجلس فراموش شده است این جمله نوشته شود این است که بنده استدعا می‌کنم این جمله را قید کنند که مردم امیدوار بشوند که آقای وزیر دارایی موافقت فرمودند.

رئیس - شرح موضوع در صورت مشروح مجلس قید می‌شود این به طور اشاره است. آقای تهرانچی در صورت مجلس نظری دارید؟‌

تهرانچی - خیر قبل از دستور عرض دارم.

رئیس - آقای نقابت در صورت مجلس نظری دارید؟‌

نقابت - قبل از دستور عرایضی دارم.

رئیس - آقای اردلان

اردلان - عرض کنم که در صورت جلسه یک عرضی بنده دارم و آن این است که همیشه معمول بود که وقتی رأی به یک لایحه‌ای می‌گرفتند هم مخالف و هم موافق را می‌نوشتند چون لایحه در جلسه پیش مخالف هم داشت در صورت مجلس ننوشته‌اند که چقدر مخالف و چقدر موافق بوده است.

رئیس - آن یک نفر مخالف را می‌فرمایید ننوشته‌اند.

اردلان - بلی یک نفر مخالف بود باید نوشته شود (حاذقی- تأثیری ندارد)

رئیس- بسیار خوب ده نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند (عده‌ای از نمایندگان دستور)

تهرانچی - بنده مخالفم با ورود در دستور

چند نفر از نمایندگان - تصویب صورت جلسه را اعلام نفرمودید.

رئیس - در صورت مجلس مخالف دیگری نیست؟ صورت مجلس تصویب شد، آقای تهرانچی.

تهرانچی - عرض کنم بنده در چند جلسه قبل عرض کردم و باز هم عرض می‌کنم برای این که ما قبل از هر دستور و قبل از هر چیزی باید فکر اصلاح و حل اوضاع حاضره باشیم دولتی را که فعلاً ما داریم با این که عرض کردم شخص آقای حکیم‌الملک مردی درست و امین و از حیث درستی و عمل طرف توجه عموم هستند با وصف این مردم و یک عده زیادی از نمایندگان ایشان را صلاح نمی‌دانند (جمعی از نمایندگان با همهمه- این طور نیست) یعنی نه این که صلاح ندانند (همهمه نمایندگان- زنگ رئیس).

رئیس - آقا راجع به دستور حرف بزنید.

تهرانچی - با وضعیات حاضره ایشان نتوانستند در این قضایا موفق بشوند و حل بکنند (همهمه نمایندگان)

معدل - آقای رئیس مجلس بفرمایید فقط راجع به دستور حرف زنند.

تهرانچی - ... و به این جهت عرض می‌کنم هر دستوری که با این وضع بنا شود برای ما نتیجه خواهد داشت راجع به دستور این عقیده بنده است که عرض کرد و به همین علت عرض می‌کنم که هر دستوری که به این نحو باشد برای ما مفید نیست.

حاذقی - ایشان به اتفاق کلمه آمده‌اند و تغییر ماهیت هم نداده‌اند در این یک ماه (صحیح است).

2 - بیانات آقای نخست ‌وزیر به مناسب وقایع آذربایجان

رئیس - آقای نخست‌وزیر فرمایشی دارند؟‌

نخست‌وزیر (آقای حکیمی) -چون آقایان نمایندگان محترم انتظار داشتند که دولت اطلاعات بیش‌تری راجع به آذربایجان به عرض مجلس شورای ملی برساند و استحضار هم‌میهنان عزیز نیز از اوضاع این قسمت مهم کشور ما که همه به آن علاقه‌مند هستیم ضرورت دارد اجازه می‌خواهیم گزارشی در این باب عرض و تصمیم دولت را نیز اعلام دارم، از چندی به این طرف در آذربایجان از طرف عده معدودی نغمه‌هایی برخاست این اشخاص به عنوان اصلاحات دست به اقداماتی زدند که راه اصلاح را مسدود و بر عکس باعث بی‌نظمی شدند (صحیح است) و اظهاراتی نمودند که بر خلاف قانون اساسی و سایر قوانین مملکتی بوده (صحیح است) و ممکن نمی‌شد که دولت به این قبیل اظهارات ترتیب اثر بدهد و لهذا ابتدا در نظر گرفتیم بلکه با وسایل مسالمت‌آمیز و نصیحت از طرف مأمورین رسمی دولت این اشخاص را اگر ایرانی و علاقه‌مند به مصالح عالیه کشور باشند از این خیالات خام و ناپخته منصرف نماییم که امنیت در مملکت مختل نگردد تا دولت بتواند به اصلاحات اساسی در تمام کشور شروع نماید متأسفانه این عده در اجرای مقاصد سوء و ناصواب خود اصرار ورزیدند و وقتی هم دولت استاندار تازه به تبریز فرستاد باز ایستادگی کردند و مشغول تعقیب نقشه‌های شوم خود به ضرر تمامیت کشور و آسایش عمومی شدند (صحیح است) تا آنجا کهبه قول خودشان و برخلاف صریح قانون اساسی (صحیح است) مجلس ملی تشکیل داده و حتی اخیراً عده را به نام وزیر معرفی و ادارات دولتی را تصرف نموده و تجاسر را به جایی رسانیدند که به قوای تأمینیه دولتی نیز تعرض و دست‌‌اندازی نموده‌اند حالا که استاندار به تهران آمده و گزارش خود را رسماً به اطلاع دولت رسانید و معلوم شد این اشخاص می‌خواهند به عملیات خود رسمیت دهند این جانب مجلس شورای ملی را از کیفیت امر مستحضر می‌دارم.

دولت نظر به قلت عده قوای تأمینیه در استان‌های 3 و 4 و برای جلوگیری از وقایع سوء و نا امنی و تجری اشخاص نادان و مغرض و تأمین آسایش و آزادی مردم تصمیم نمود پادگان‌های موجود در آن استان‌ها را تقویت نماید و قوای امدادی از مرکز روانه دارد که فرمانده لشکر آنجا قادر به استقرار نظم و آرامش و امنیت در سراسر استان‌های 3 و 4 بشود ولی به طوری که استحضار دارند دولت دوست و مجاور ما برخلاف انتظار مانع این اقدام شد و قوای اعزامی از تهران مدتی در شریف‌آباد ماند تا این که اخیراً ناچار به بازگشت گردید نیروی جزئی و غیرکافی موجود در آن استان‌ها نیز آزادی عمل نداشتند در نتیجه مأمورین دولت و عده قلیل قوای تأمینیه این استان‌ها د رمقابل متجاوزین و متجاسرین دست بسته و محصور شدند و هیچ اقدامی از طرف مأمورین دولت میسر نگردید زیرا نه آزادی عمل داشتند و نه امید تقویت از مرکز از طرف دیگر متجاسرین که اسلحه هم به دست آورده بوند و همه قسم تقویت می‌شدند و اشخاص مجهو‌ل‌الهویه هم در میان آنها پیوسته زیاد می‌شد و با وجود ذلت عده و عدم موافقت مردم آذربایجان با اعمال آنها توانستند همه را مرغوب کرده و به اجرای نقشه‌های خائنانه و ناروای خود آزادانه موفقیت حاصل و مجلس محلی تشکیل و وزیر معرفی نمایند. دولت مخاصمه و منازعه و خونریزی را به مناسبت حضور پادگان و پست‌های شوروی در آن استان مضروبی نتیجه داشته دستور مقابله با این جماعت را که البته به وسایل عدیده تقویت می‌شدند صلاح تشخیص نداد. این جانب ناگزیر هستم صریحاً در مقابل مجلس شورای ملی اظهار دارم که این اقدامات که در آذربایجان به عمل آمده از طرف هر دسته و جماعت که باشد خلاف مصلحت کشور و خلاف مصرحات قانون اساسی و سایر قوانین کشور است (صحیح است) کلیه ایرانیان پاک و بی‌غرض که هواخواه تمامیت و عظمت کشورند با این قبیل اقدامات و اظهارات خانه خرابگن مخالفت دارند (صحیح است- صحیح است) و مبارزه می‌نمایند (دکتر مصدق- بعد از آقای نخست‌وزیر بنده عرض دارم) (فاطمی- من هم سؤالی دارم) و نخواهند گذارد این قبیل اظهارات خائنانه و جاهلانه ریشه دوانیده کشور را پاره آتش نماید. این جانب هم به عنوان یک فرد ایرانی و هم به نام دولت با این که اساساً اهل صلح و مسالمت بوده و به هیچ قیمت راضی نیستم از بین یک نفر هم وطن من قطره خونی جاری شود تصمیم جدی به مقاومت در مقابل این نغمه‌ها گرفته و نخواهیم گذارد یک عده قلیل مغرض نادان به عمد یا اشتباه مقاصد شوم و ناصواب خود را بر برادران آذربایجانی ما که همه وطن‌پرست و ایران دوست هستند و بارها امتحانات فداکاری و از خود گذشتگی را داده‌اند با زور و ترور و آدمکشی و تجاسر تحمیل و کشوری را دچار زحمت و مرارت نمایند (صحیح است- احسنت) بدیهی است مجلس شورای ملی و همه مردم ایران پشتیبان دولتی که چنین تصمیمی را داشته باشد هستند (صحیح است) و عملیات چنین دولتی را تقویت خواهند نمود (صحیح است) از دولت‌های دوست و متحد خودمان هم چنان که رسماً و علناً گفته و نوشته و خواسته‌ایم برای رفع این مشکلات که نتیجه ادامه توقف نیروی خارجی در ایران است در مقابل خسارات طاقت‌فرسا و فداکاری‌ها که از شروع جنگ تاکنون تحمل نموده‌ایم توقع و انتظار داریم هر چه زودتر نیروی خودشان را از ایران ببرند (صحیح است) و ما را آزاد بگذارند. در این فاصله هم طبق شرایط و اصول یکه بین میهمان و میزبان مقرر است آزادی عمل را که حق حاکمیت ما است برای نیروی ایران و مأمورین دولتی مانع نشوند و بگذارند به وظایف خود برسیم و به رفع مشکلات موفقیت حاصل نماییم. (صحیح است- احسنت)

اینجانب از این مقام رسمی با صدای بلند که به گوش تمام مردم جهان و مخصوصاً ملل دوست و متحد ما

+++

و همه ایرانیان برسد اعلام می‌دارم: نغمه‌های شوم معدودی نادان و مغرض در آذربایجان به هیچ وجه رسمیت ندارد (صحیح است) و باید حتماً این قبیل تظاهرات بی‌اساس که به نام اصلاحات برخاسته و مانع اقدامات اساسی دولت برای تهیه موجبات آسایش و اصلاح حال مردم ایران منجمله برادران آذربایجانی ما شده و لطمه‌های بزرگ به کشور ما وارد خواهد نمود خاموش شود واین نغمه‌ها برخلاف تمام موازین قانون اساسی کشور و سایر قوانین مملکتی است از جمله مخالف اصل 2 و3و16و21و22و23 قانون اساسی و همچنین اصل 3و9و12و13و14و21و26و27و46و48و49و75و94 متمم قانون اساسی (صحیح است) که به بهای خون آزادی‌خواهان واقعی کشور گرفته شده و ضامن آسایش و عظمت ایران است می‌باشد (صحیح است)

اصل 2 قانون اساسی می‌گوید:

مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است (صحیح است)

اصل 3 قانون اساسی:

مجلس شورای ملی مرکب است از اعضایی که از تهران و ایالات انتخاب می‌شوند و محل انعقاد آن در تهران است (صحیح است) اصل 16 قانون اساسی: کلیه قوانینی که برای تثبید مبانی دولت و سلطنت و انتظام امور مملکتی و اساس وزارت‌خانه‌ها لازم است باید به تصویب مجلس شورای ملی برسد (صحیح است) اصل 3 متمم قانون اساسی:

حدود مملکت ایران و ایالات و ولایات و بلوکات آن تغییرپذیر نیست مگر به موجب قانون (صحیح است)

اصل 26 متمم قانون اساسی:

قوای مملکت ناشی از ملت است طریقه استعمال آن قوا را قانون اساسی معین می‌نماید (صحیح است) چنان که همه می‌دانند اینجانب خود یکی از آزادی‌خواهان و از جمله کسانی هستم که برای برقراری این اصول مساعی زیاد به کار برده و فداکاری نموده‌ام از طرف دیگر اینجانب یکی از فرزندان آذربایجان و پرورش یافته آن سامان هستم (صحیح است) با تمام طبقات و عناصر مختلفه آنجا در عمر خود تماس و آمیزش داشته‌ام و کاملاً بر احساسات میهن‌پرستی و ایران دوستی فرد فرد برادران آذربایجانی خود و همشهری‌های عزیز واقف بوده می‌دانم آن که آذربایجانی است هرگز بر ضد قانون اساسی و برخلاف شئون و حیثیت کشور و تمامیت ایران قدم برنداشته (صحیح است) و امکان ندارد این مردمان وطن‌رست در این موقع باریک به این قبیل بی‌احتیاطی‌ها قیام و اقدام و خدا نخواسته پنجه به روی هموطنان خود بیندازند اگر چند نفر معدودی که سوابقی در آذربایجان ندارند و کسی آنها را شاید به خوبی و به برجستگی نمی‌شناسد و هیچ گاه در غم و شادی شریک برادران آذربایجانی نبوده حالا خواهند به سهو و یا به عمد اظهاراتی خلاف اصول میهن‌پرستی و آذربایجان دوستی بنمایند و با ترور و زور دیگران را هم شریک کردار و گفتار خود کنند باید مردم آذربایجان پاک را که طبق شواهد تاریخی همیشه در اعتلای نام ایران با سایر مردم این کشور شرکت داشته‌ ازش این قبیل اشخاص نا اهل و نادان و مغرض و یا خارجی‌ها که به لباس آذربایجانی در آمده‌اند نجات داد (صحیح است) تا تمام دنیا بدانند احساسات واقعی اهالی آذربایجان مانند اهالی سایر استان‌های ایران براساس غیرت و عفت و میهن‌پرستی بوده (صحیح است) و آذربایجانی همواره برای آزادی و تمامیت و استقلال و عظمت کشور جانبازی و فداکاری‌ها نموده است (صحیح است) آذربایجان همواره جزو لاینفک ایران بوده و خواهد (صحیح است) و اینجانب و دولت حاضر برای توجه به اظهارات اصلاح‌طلبانه قاطبه هموطنان عزیز منجمله اهالی آذربایجان از صمیم قلب مهیا هستیم و برادران آذربایجانی ما باید با سایر ایرانیان در اجرای برنامه و نقشه و اصلاحاتی که دولت در نظر دارد و به واسطه توقف بی‌مورد نیروی خارجی در این کشور معوق و معطل مانده کمک و مساعدت نمایند تا به منظور خودمان نایل شویم و تأسف می‌خوریم از این که عده زیادی از مردم اصلاح طلب و صلح جوی آذربایجان توانسته اقدامات این عده معدود و ناامنی در آن سامان با خانواده‌ای خود ناچار از مهاجرت به تهران و سایر نواحی ایران شده‌اند.

در خاتمه عرایض خود لازم می‌دانم این نکته را به استحضار برسانم:‌

چنان که سابقاً در مجلس شورای ملی اعلام داشتم به منظور توسعه و تثبید روابط دوستی و یک جهتی با دولت و ملت دوست و همسایه خودمان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی چندی پیش به وسیله سفیر کبیر شاهنشاهی در مسکو پیشنهاد نمودم که به اتفاق آقای وزیر امور خارجه به مسکو بروم و چون این تمام این ما به رفتن مسکو با تشکیل کنفرانس وزیران خارجه سه دولت دوست و متحد در مسکو مصادف گردید پیشنهاد خودمان را تعقیب نمودیم و ضمناً به موجب یادداشت‌های رسمی که در تاریخ 22 و 23 آذر جاری ارسال شده به هر سه دولت دوست و متحد بزرگ خودمان اطلاع دادیم که تنها موضوع مهم و فوری که از سه دولت بزرگ انتظار داریم بین خودشان در کنفرانس وزیران خارجه در مسکو طرح و تصمیم مساعد اتخاذ نمایند تخلیه فوری و کامل تمام ایران از قوای هر سه کشور می‌باشد (صحیح است) و ضمناً تذکر دادیم هر گاه غیر از این موضوع مطلبی راجع به ایران مطرح گردد باید نظر به استقلال و حق حاکمیت ایران و در اجرای فصل ششم پیمان سه جانبه و اعلامیه سران سه دولت در تهران با استشاره و رضایت دولت ایران باشد (صحیح است- کف زدن عده از نمایندگان)

دکتر مصدق - بنده عرض دارم.

جمعی از نمایندگان - دستور. دستور

دکتر رادمنش - این وضع مملکت داری نیست چرا نمی‌گذارید مردم حرف بزنند بس است.

رئیس - قبل از بیانات آقای نخست‌وزیر به عنوان نطق قبل از دستور، اجازه‌هایی خواسته شده بود و بعد از ایشان هم هفت هشت ده نفر اجازه خواسته‌اند (بعضی از نمایندگان- دستور)

دکتر رادمنش - اجازه بدهید حرف بزنم اینها مقدرات مملکت است باید حرف بزنند آقا حرف می‌زنند و آقای روحی هم می‌گویند صحیح است و آقایان دست می‌زنند این قدر دست زدید که مملکت را به این روز انداختید.

رئیس - آقای فاطمی هم سؤالی دارند چند پیشنهاد هم شده است.

بعضی از نمایندگان - پیشنهادات را بخوانید.

اقبال - شما رأی بگیرید به ورود در دستور اگر رأی دادند که وارد دستور می‌شویم.

فاطمی - بنده سؤالی دارم از آقای وزیر جنگ اجازه می‌فرمایید؟

معدل - سؤال جزو دستور است.

دکترمصدق - بنده بعد از نخست‌ وزیر عرض داشتم.

4- مذاکره در باب پیشنهاد آقای لنکرانی دائر به تشکیل جلسه خصوصی و تعطیل جلسه به واسطه کافی نبودن عده برای مذاکرات

رئیس - سه پیشنهاد رسیده است می‌دهیم بخوانند، پیشنهاد آقای لنکرانی قرائت می‌شود:

پیشنهاد می‌کنم الآن جلسه خصوصی تشکیل گردد.

بعضی از نمایندگان - بسیار خوب

رئیس - آقای لنکرانی

لنکرانی - بنده این پیشنهاد را آن وقتی کرده بودم که این نقشه خائنامه برای آتش زدن بقیه مملکت در مجلس اجرا نشده بود آن وقت بعد از صورت مجلس این پیشنهاد را کردم و نخواندید پیشنهاد من را چه حق داشتید پیشنهاد مرا نخوانید؟ الآن چه پیشنهادی آن وقت گفتیم این صورتی که از لحاظ منافع دیگران در مملکت ایران تهیه شده، قانون اساسی است؟ راستی در نتیجه کشتن قانون اساسی این مشکلات برای ملت ایران ایجاد شده آقای طباطبایی شما چه حق داشتید این پیشنهاد را عقب بیندازید؟ من آن وقتی که پیشنهاد کردم قبل از صورت مجلس نظرم این بود این مطالبی را که حکیم‌الملک می‌گوید در جلسه خصوصی مطرح شود جنبه‌های مضرش سلب شده باشد به طوری که ما بتوانیم یک نتیجه نافعی بگیریم معلوم می‌شود در جلسه اخص مطرح شده. دارند آتش می‌زنند آقایان به خودتان رحم کنید چند نفری بیش‌تر نیستند که می‌خواهند مملکت را آتش بزنند. می‌خواهند ایران را آتش زده باشند ما هر وقت هم می‌خواهیم راه‌حلی ایجاد بکنیم نمی‌گذارند. متأسفانه آقای طباطبایی هم به شکل استمزاج به شکل استفسار همین طور اوقات ما را به مسامحه گذراندند آن وقت به آقای هاشمی دستور دادند اول تقاضای لنکرانی را بخوانید؟ آقا پیش از اظهار حکیم‌الملک من خواسته بودم. چرا آتش می‌زنید؟

هاشمی - من آتش‌زن نیستم لنکرانی. مرد، حرف را بفهم نقشه خائنانه را حکیم‌الملک کشیده است؟ بنشین سر جایت، همین طور عادت کرده است هر چه می‌خواهید بگوید؟

لنکرانی - چی؟ چی؟ نقشه خائنانه را حکیم‌الملک نکشیده نوکرهای رضاخان کشیده‌اند که مملکت ما را بر باد دهند خدا ذیلیل‌شان کند یک ملتی را بدبخت کردند، خدا نابودشان کند، چرا نفت پاشیدید به آتش؟ راه‌حل ایجاد بکنید، آقایان فرار می‌کنند، خدا اجرتان بدهد، خدا نابود کند کسانی را که به ضرر مملکت قیام می‌کنند: گفتم که روی این آتش نفت نپاشید. آب بپاشید:

رئیس - آقا اجازه می‌دهید جواب‌تان را بدهم؟‌

جمعی از نمایندگان- عده کافی نیست

+++

لنکرانی- عده کافی نیست. جلسه رسمی نیست.

(بعد از چند دقیقه چون عده کافی نشد سی و پنج دقیقه بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید).

رئیس مجلس شورای ملی- سید محمدصادق طباطبایی

اخبار مجلس

روز پنجشنبه 22/9/24 دو ساعت قبل از ظهر کمیسیون بهداری با حضور آقای وزیر بهداری به ریاست آقای دکتر مجتهدی تشکیل لایحه سازمان آن وزارتخانه برای شور دوم مطرح چون پیشنهادی از طرف آقایان نمایندگان نرسیده بود عین گزارش شور اول به تصویب رسیده و قرار شد از طریق ریاست محترم مجلس به وزارت بهداری ابلاغ شود و یک ساعت قبل از ظهر کمیسیون خاتمه یافت.

 

قبل از روز جمعه بیست و سوم آذرماه در اطاق ریاست مجلس هیئت رئیسه با حضور عده‌ای از وزرا و نمایندگان تشکیل گردید سپس بر حسب تمایل نمایندگان مجلس جلسه خصوصی تشکیل یافت.

جلسه خصوصی

پنج دقیقه به ظهر جلسه خصوصی با حضور اکثر وزرا تشکیل شد، آقای مرتضی قلی بیات استاندار آذربایجان که روز گذشته با هواپیما از آذربایجان به مرکز آمده بودند نیز حضور یافتهو به طور تفصیل راجع به حوادث آذربایجان گزارش دادند و جلسه تا یک ساعت و نیم بعد از ظهر ادامه داشت و آقای بیات پرسش‌های گوناگون پایندگان راجع به آذربایجان پاسخ می‌دادند.

 

روز شنبه که مصادف با روزنامه تاسوعا و تعطیل عمومی بود برحسب تصمیم قبلی آقایان نمایندگان در مجلس حضور یافتند نخست بر حسب دعوت آقای رئیس مجلس در ساعت ده و نیم صبح با حضور عده‌ای از وکلا در اطاق ریاست تشکیل و سپس جلسه خصوصی نیز تشکیل گردید و مانند روز گذشته تا بعد از ظهر مذاکرات ادامه داشت.

روز دوشنبه بیست و ششم از صبح تا دو ساعت و ربع کم بعد از ظهر نمایندگان برای تشکیل شعب و تعیین هیئت رئیسه هر شعبه و نیز تشکیل بعضی فراکسیون‌ها حضور یافتند.

 

انتخاب هیئت رئیسه و اعضای کمیسیون‌های عرایض و مبتکرات

شعبه اول مقترعه 20 آذر 1324 در تاریخ 26 آذر تشکیل و هیئت رئیسه و اعضای کمیسیون‌های عرایض و مبتکرات را به شرح زیر انتخاب نمودند:‌

رئیس، جناب آقای سید محمد‌صادق طباطبایی نایب رئیس، آقای دکتر عبده مخبر: آقای مهندس فریور منشی: آقای امینی برای کمیسیون عرایض آقای امینی برای کمیسیون مبتکرات: آقایان لنکرانی- عامری.

شعبه دوم مقترعه 20 آذر ماه 1324 در تاریخ 26 آذر تشکیل و هیئت رئیسه و اعضای کمیسیون‌های عرایض و مبتکرات را به شرح زیر معین نمودند:‌

رئیس: آقای ملایری نایب رئیس: آقای گرگانی مخبر: آقای فولادوند منشی: آقای دکتر رادمنش برای کمیسیون عرایض آقای خلیل دشتی برای کمیسیون مبتکرات. آقایان گرگانی ظفری.

شعبه سوم مقترعه 20 آذر ماه 1324 در تاریخ 26 آذر تشکیل و هیئت رئیسه و اعضای کمیسیون‌های عرایض و مبتکرات را به شرح زیر معین نمودند:‌

رئیس: آقای رفیع نایب رئیس: آقای مجد ضیایی مخبر: آقای صفوی منشی- آقای فداکار برای کمیسیون عرایض، آقای سلطانی برای کمیسیون مبتکرات: آقای صدریه.

شعبه چهارم مقترعه 20 آذر ماه 1324 در تاریخ 26 آذر تشکیل و هیئت رئیسه و اعضای کمیسیون‌های عرایض و مبتکرات به شرح زیر معین نمودند:‌

رئیس: آقای امیر تیمور نایب رئیس: آقای حشمتی مخبر: آقای دولت‌آبادی منشی: آقای اردلان برای کمیسیون عرایض: آقای افشار صادقی برای کمیسیون مبتکرات آقای فرهودی.

شعبه پنجم مقترعه 20 آذر ماه 1324 در تاریخ 26 آذر تشکیل وهیئت رئیسه و اعضای کمیسیون‌های عرایض و مرخصی و مبتکرات را به شرح زیر انتخاب نمودند:‌

رئیس: آقای فاطمی نایب رئیس: آقای سرتیپ‌زاده مخبر: آقای کاظمی منشی، آقای ذوالفقاری برای کمیسیون عرایض: آقای سنندجی برای کمیسیون مبتکرات: آقای امامی.

شعبه ششم مقترعه 20 آذر ماه 1324 در تاریخ 26 آذر تشکیل و هیئت رئیسه و اعضای کمیسیون‌های مرخصی و عرایض و مبتکرات را به شرح زیر انتخاب نمودند:‌

رئیس: آقای مرآت اسفندیاری نایب رئیس، آقای دکتر فلسفی مخبر: آقای کام‌بخش منشی: آقای حاذقی رأی کمیسیون عرایض: آقای حاذقی برای کمیسیون مبتکرات: آقایان صدر‌قاضی- گله‌داری.

 

کمیسیون عرایض در تاریخ 26 آذر ماه 1324 تشکیل و هیئت رئیسه خود را به شرح زیر انتخاب نمود:

رئیس: آقای سلطانی نایب رئیس، آقای افشار صادقی مخبر: آقای حاذقی منشی: آقای سنندجی.

انتصابات و احکام

وزارت کشور

آقای محمد قراگزلو کارمند منتظر خدمت از تاریخ 21/9/1324 به سمت بازرس وزارتی منصوب شدند.

 

آقای غلام‌رضا دانش ابلاغ انتظار خدمت ایشان ملغی و از تاریخ اشتغال بخشدار جدید به سمت بخشداری به زمان منتقل شد.

اخبار رسمی

یادداشت دولت ایران به سفارت‌های کبرای شوروی انگلستان و امریکا

وزارت امور خارجه شاهنشاهی با اظهار تعارفات خود به سفارت کبرای ... در تعقیب یادداشت به تاریخ 22 آذر ماه 1324 محترماً به استحضار می‌رساند:‌

دولت ایران پیش از اطلاع از تشکیل کنفرانس وزیران خارجه در مسکو به وسیله سفیر کبیر شاهنشاهی در مسکو به دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی پیشنهاد نمود که نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه ایران برای ملاقات اولیای دولت همسایه و تثبید و توسعه روابط دوستی فی‌مابین به مسکو بروند در این ضمن خبر انعقاد کنفرانس وزیران خارجه در مسکو رسید و خیلی از این تصادف خوش وقت گردید و مجدداً سفیر کبیر شاهنشاهی در مسکو تلگراف نمود که هر چه زودتر موافقت دولت شوروی را اطلاع دهند تا نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه از تهران به مسکو عزیمت نمایند.

آنچه مصرانه درخواست می‌نماید که در کنفرانس وزیران خارجه در مسکو حتماً مطرح و تصمیم فوری اتخاذ شود همان است که در یادداشت به تاریخ 22/9/1324 وزارت امور خارجه مشروحاً به استحضار رسانده است بدیهی است مطابق فصل 6 عهدنامه مورخ 29 ژانویه 1942 بین ایران از یک طرف و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و انگلستان از طرف دیگر هر گاه کنفرانس وزیران خارجه بخواهند غیر از مسئله تخلیه کامل تمام ایران از قوای خارجه و عمل فوری به آن که مورد تقاضای دولت شاهنشاهی است موضوع دیگری راجعبه یاران مطرح نمایند باید با دولت شاهنشاهی ایران مشاوره نمایند و پیمان‌هایی نبندند که با مقررات پیمان سه جانبه مورخ 29 ژانویه 1942 منافات داشته باشد تهران به تدریج جمعه بیست و سوم آذر ماه 1324.

پاسخ تلگراف

در پاسخ تلگرافی که از طرف آقای نخست‌وزیر به مناسبت آغاز دومین سال امضای اعلامیه تهران مخابره شده بود این پاسخ از طرف مستر اتلی نخست‌وزیر بریتانیای کبیر رسیده است.

از لندن

جناب آقای حکیمی نخست‌وزیر

ایران- تهران

از تلگراف جنابعالی که به ماسبت تجدید سال امضای اعلامیه تهران مخابره فرموده بود صمیمانه تشکر می‌کنم من این موقع را مغتنم می‌شمارم که بار دیگر عزم دولت اعلیحضرت پادشاهی را برای حفظ استقلال و حاکمیت و تمامیت اراضی ایران تأیید نمایم.

اتلی

+++

بقیه جلسه 173

و مجدداً مجلس نیم ساعت پیش از ظهر روز چهارشنبه بیست و هشتم آذر ماه به ریاست آقای ملک‌مدنی نایب رئیس تشکیل گردید.

 

فهرست مطالب:

1- بیانات آقای دکتر مصدق راجع به اوضاع کشور

2- مذاکره در باب دستور و پیشنهاد چند نفر از نمایندگان

3- بیانات آقای فرهودی راجع به سیاست دولت

4- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

نایب رئیس- چون جلسه قبل به عنوان تنفس تعطیل شد دنباله جلسه قبل مذاکره می‌شود آقای رئیس هم چون کسالت دارند نتوانستند در جلسه حاضر شوند. بنده حاضر شدم. آقای دکتر مصدق بفرمایید.

1- بیانات آقای دکتر مصدق راجع به اوضاع کشور

دکترمصدق - تا شهریور 1320 که دوره دیکتاتوری خاتمه یافت در این مملکت یک سیاست بیش‌تر مؤثر نبود و من گمان نمی‌کنم کسی انکار کند از آن به بعد که دولت شوروی یا به صحنه سیاست این مملکت گذاشت به جای سیاست موازنه منفی که متجاوز از یک قرن این مملکت از آن پیروی می‌کرد همان سیاست یک طرفی مجرا و معمول بود. من از خیانتی که بعضی وزرا بعد از شهریور به این مملکت کرده‌اند چیزی عرض نمی‌کنم فقط عرض می‌کنم در این دوره هم ه من افتخار نمایندگی مجلس مفتخر شدم چون انتخابات آزاد نبود مجلس هم از همان سیاست پیروی کرد و برای مثال انتخابات تبریز و جریان آن را در مجلس عرض می‌کنم: در تبریز نه نفر وکیل به یک صورت انتخاب شدند که هفت نفر از آنها را قول کردیم و دو نفر رد شدند دو نفر را در این مجلس رد کردید و هیچ دلیلی هم نداشته اگر اعتراض به صلاحیت شخصی بود اشکالی نداشت ممکن بود بگوییم صلاحیت نداشتند ولی به هیچ‌وجه اعتراض به صلاحیت شخصی نشد. روی جریان انتخابات رد شد در صورتی که جریان انتخاب هر نه نفر یکی بود و همان وقت هم بنده در همین مجلس این نکته را عرض کردم (کام‌بخش- وکلای اول و دوم تبریز) سیاست یک طرفی مجلس من وعده‌ای از نمایندگان را ناراضی کرد ما چند ماه با مجلس و دولت صدر مبارزه کردیم (صدای زنگ)

کاظمی - درست نیست آقا.

دکترمصدق - از مجلس رفتیم و باز آمدیم و سیاست یک طرفی در مجلس همان طور که بود هست ما تصور می‌کردیم که به واسطه سوابق نیک آقای حکیمی آن کسی هستند که یک دولت بی‌طرف تشکیل دهند. انتخاب بعضی از وزرای اهل بند و بست و رنگین دلیل است که نتوانستند آن چیزی که ما در نظر داشتیم بکنند.

آقای حکیمی را چه وا داشت که آقای فهیمی را که مورد اعتماد خودشان هم نیست وزیر کشور کنند و آقای فهیمی را چه واداشت که بلافاصله بعد از تشکیل دولت انتخاباتی که جنبه یک طرفی داشت بکنند. آقای حکیمی را چه وا داشت که وزرا رنگین که رنگ بعضی از آنها به قدری سیر است که در این وقت از زمان در این مجلس از دولت‌های قرارداد و کودتا دفاع کند وارد دولت خود نمایند تشکیل این دولت و وقایع چندی از آن جمله قانون تحریم انتخابات که قبل از تشکیل دولت روی داده بود سبب شد که در آذربایجان وقایعی روی دهد. همان روزهایی که این طرح تهیه شده بود برای این که به مجلس نیاید من در یکی از جلسات چنین اظهار کردم اگر قشون خارجی سبب انتخابات غیر آزاد است در دوره 20 ساله که قشون خارجی نبود چرا مجلس شورای ملی از نمایندگان حقیقی ملت محروم بود (یکی از نمایندگان- صحیح است) (چند نفر از نمایندگان- درست نیست).

وقتی که نمایندگان خواستند این طرح را به مجلس بیاورند از نمایندگان اکثریت و اقلیت کمیسیونی تشکیل شد و نظریات من در آن کمیسیون این بود که اول قانون انتخابات اصلاح شود (صحیح است) اگر دیدیم که باز ممکن است اعمال نفوذ نمود آن وقت تا قشون خارجی در مملکت هست انتخابات تحریم شود من تصور می‌کنم که اگر اشخاص با سواد رأی بدهند و انتخابات مثل

+++

همه جا یک روز خاتمه یابد که رأی‌ها را نتوانند عوض کنند هیچ قشونی نمی‌تواند در انتخابات مؤثر واقع شود (صحیح است) مگر قشون خارجی خودش رأی می‌دهد وقتی که رأی دهنده باسواد رأی خود را در حضور هیئت نظار نوشت و در صندوق انداخت دیگر تهدید و تطمیع در چنین انتخاباتی بی‌مورد است برای این که آقایان نمایندگان به انتخاب خود در دوره پانزدهم اطمینان پیدا کنند من حاضر شدم که قانون فعلی انتخابات و تمام دهستان‌های کشور و 126 کرسی را به اختیار ایشان بگذارم و فقط از 200 نفر عده نمایندگان که اصل 4 قانون اساسی معین می‌کند 74 نفر را (حاذقی- 64 نفر را) اهالی باسواد شهرها انتخاب کنند که در مجلس عده‌ای از وکلا نمایندگان حقیقی ملت باشند نظریات من قبول نشد و طرح نمایندگان مطرح شد و بدون این که جریان قانونی خود را طی کند مجلس آن را به دولت ابلاغ نمود.

رفتار هیئت حاکمه سبب شد که مردم آذربایجان همان استانی که نه ماه استاندار نداشت و چنانچه یک دهی یک ماه بدون کدخدا باشد رشته نظم و امنیت در آن مختل می‌شود ناراضی شوند (صحیح است) و عده قلیلی هم از عدم رضایت آنها استفاده نموده دعوی خود مختاری می‌کنند (جمال امامی- مردم آذربایجان نکردند) گوش بدهید بعد صحبت کنید.

نایب رئیس - خواهش می‌کنم آقایان در بین نطق یک نفر ناطق صحبت نکنید. باعث بی‌نظمی می‌شوید.

دکتر مصدق - من عرض نمی‌کنم که دولت خود مختار در بعضی از ممالک مثل دول متحده آمریکای شمالی و سوئیس نیست ولی عرض می‌کنم که دولت خود‌مختار باید با رفراندوم عمومی تشکیل شود (صحیح است) قانون اساسی ما امروز اجازه تشکیل چنین دولتی نمی‌دهد (صحیح است) ممکن است که ما رفراندوم کنیم اگر ملت رأی داد مملکت ایران مثل دول متحده آمریکای شمالی و سوئیس دولت فدرالی شود (صحیح است) هیچ نمی‌توان گفت که رد یک مملکت یک قسمتش فدرال Federal باشد و یک قسمت دیگرش دولت مرکزی باشد. قانون اساسی یک قرارداد اجتماعی است کنتراکلکتیف (Contrat Collectip) این کنتراکلکتیف تا از طرف جامعه اصلاح یا نقض نشود قابل اجرا است بنده هیچ مخالف نیستم که مملکت ایران دولت فدرالی شود شاید دولت فدرالی بهتر باشد که یک اختیارات داخلی داشته باشند بعد هم با دولت مرکزی موافقت کنند و دولت مرکزی هم جریان بین‌المللی را اداره بکند ولی هر تغییری هر قسم تغییری که در قانون اساسی باید داده شود باید با رفراندوم عمومی باشد (نمایندگان- کاملاً صحیح است).

آقای نخست‌وزیر گزارش واقعیاتی را دادند که مردم همه می‌دانستند همه می‌دانند که در استان سوم فرقه‌ای به نام دموکرات و مجلس شورایی تشکیل شده و وزرایی تعیین نموده‌اند. من نمی‌دانم آقای نخست‌وزیر غیر از این چه فرمودند و چه راه‌ حلی پیشنهاد کردند که نمایندگان به جای این که از قرائت گزارش ایشان گریه کنند اکثریت مجلس برای ایشان دست زدند (صحیح است) (یکی از نمایندگان- اکثریت نبود) (تهرانچی- معلوم هم نبود چی بود)- از وقتیکه این نغمات ناموزون در آن استان بلند شده بعضی اشخاص نزد من آمده و خواسته‌اند تظاهراتی کنند چون ممکن بود که عناصر فاسد و مفسده‌جو از تظاهرات آنها سوءاستفاده نموده و امنیت شهر را مختل کنند من مراجعین را به تأمل و صبر دعوت کرده و از آنها خواهش نمودم که از هر گونه تظاهر خودداری کنند. این را هم عرض بکنم که مراجعین به من تنها شکایت از بعضی از هموطنان آذربایجانی نمی‌کنند بلکه از هیئت حاکمه هم شکایت می‌کنند و همه می‌خواهند مثل اولادی که در یک خانواده با پدر خود زندگی می‌کنند زندگی کنند.

ولی افسوس که در این خانواده پدری نیست که آسایش و عدالت را برای افراد خود تأمین کند (صحیح است).

طبق اصل 26 متمم قانون اساسی که خود آقای نخست‌وزیر هم روز قبل در نطق خود به آن اشاره فرمودند « قوای مملکت ناشی از ملت است » و یکی از قوای ثلاثه مملکت قوه مجریه است من از خود ایشان که شخص منصفی هستند سؤال می‌کنم که اغلب از وزرایی که داخل در این دولت شده‌اند چه ارتباطی با ملت دارند من هیچ وقت نمی‌خواستم با دولت شخصی مثل آقای حکیمی مخالفت کنم ولی سکوت سبب می‌شود که نزد خدا و خلق و موکلینم مسئول شوم.

از آمدن ایشان اگر مقصود گزارش (کار از کار گذشت) بود اشکالی نداشت معروف است زمانی که دکتر محمد کزمانشاهی از اروپا آمده بود از کلیه مریضی سنگ بزرگی در آورد و آن وقت مخبرالدوله وزیر علوم بود و در مجلس او تعریف از دکتر مزبور می‌کنند و می‌گویند سنگی که از کلیه مریض در آورد بزرگ‌تر از تخم‌مرغ بوده است مخبرالدوله می‌پرسد مریض چه شد می‌گویند مرد می‌گوید اگر این طور بود من می‌توانستم قلوه مریض را در بیاورم (خنده نمایندگان)‌

از آمدن ایشان مقصود این نبود که به مجلس یک چنین گزارشی بدهند و بالصراحه اقرار کنند که راه هر گونه مذاکرات برای دولت ایشان مسدود است.

بلکه مقصود این بود که ایشان دولت خود را از عناصر بی‌طرف تشکیل و بلافاصله اصلاحاتی کنند که کار به این جاها نرسد.

از وقتی که ایشان آمده‌اند قدمی برای اصلاحات بر نداشته‌اند (چند نفر از نمایندگان- صحیح است) و عنقریب این دوره تمام می‌شود و حتی لایحه اصلاح انتخابات را که در برنامه خود نوشته‌اند تنظیم نکرده‌اند، فقط کاری که کرده‌اند شهردار را منفصل نموده‌اند و آن کسی هم که شهردار را در دادسرا تعقیب می‌کند از کرده خود پشیمان شده است – از هیچ کجای مملکت نیست که مردم شکایت نکنند من اجازه می‌خواهم چند تلگراف و نامه که به مجلس رسیده است قرائت کنم (صدر‌قاضی- یک جا هم شکایت کردها است) اول شکایت فرقه دموکرات آذربایجان این شکایت در 28 آبان 1324 به من رسیده که به عرض مجلس شورای ملی برسانم و رونوشتش نزد من است که الآن قرائت می‌کنم: اینک قسمتی از فجایع مأمورین دولت و نامه‌هایی که درباره قانون‌شکنی‌های آنها به دادسرا و سایر مراجع صلاحیت‌دار نوشته شده یادآور می‌شود.

در تاریخ 9/7/1324 در ده عجمی از محال هشترود محمد‌صادق مجتهدی به معیت عبدالحسین ساسانی با عده از مأمورین امنیه مسلحانه به دهقانان حمله می‌کنند ابتدا گلوله به دست زلفعلی می‌زنند چون وی بر زمین می‌افتد حسن آقا غلام فتح‌علی و مشهدی عبادالله را هدف گلوله قرار داده می‌کشند و پنج نفر را چنان مجروح می‌سازند که اکنون بستری هستند.

دکتر مجتهدی - دروغ است آقا، دکتر مصدق دروغ می‌گویی.

دکتر مصدق - من شکایت دیگران را می‌گویم اگر دروغ می‌گویند باید رسیدگی و معلوم شود. شکایت را می‌کنند باید رسیدگی کنید. شما اینها را ساکت کنید.

مهندس فریور - بگذارید صحبت کنند.

مجد - دروغ می‌گویند. آنها را نخوانید خلاف مصلحت مملکت است.

مهندس فریور - تو ساکت بنشین دزد مردکه دزد. بی‌شرف تو ملک مازندران را خورده‌ای) (مجد - دزد تو هستی به تو چه، خفه‌شو مزدور خارجی) (همهمه نمایندگان- صدای زنگ نایب رئیس) (مهندس فریور- تو دلت برای ملک زوارت می‌سوزد ولی دیگر گذشت)

دکتر مصدق - باید در این مجلس به شکایات رسیدگی شود ملت ایران باید حرفش را بزند شکایت رسیده است. باید تکلیف شکایت معلوم شود من نماینده ملت ایرانم باید شکایاتشان را به عرض مجلس برسانم اگر نگذارید خودم را خفه می‌کنم (جمال امامی- بکن جهنم) شما می‌خواهید به کلی مردم را مأیوس کنید مجلس باید رسیدگی کند اگر شکایت نکنند می‌گویید متمرد هستند اگر شکایت کنند این طور می‌گویید پس به کجا شکایت کنند؟!

فداکار - آقای مجد برای این که محکوم شده‌اند عصبانی هستند (زنگ رئیس)

دکتر مصدق - مردم شکایت می‌کنند باید شکایت آنها را خواند رسیدگی کرد (نمایندگان بفرمایید) باید به شکایات آنها رسیدگی شود چرا رسیدگی نمی‌کنید پس به کجا آنها شکایت بکنند (نمایندگان بفرمایید آقا بفرمایید)

نایب رئیس - آقای مجد من به شما و مهندس فریور اخطار کردم که ساکت باشید وگرنه مجبور می‌شوم رأی بگیرم.

مهندس فریور - ایشان کلام ناطق را قطع کردند.

نایب رئیس - بلی بنده تصدیق می‌کنم که ایشان ابتدا برخلاف رفتار کردند. ولی شما هم برخلاف نزاکت رفتار کردید کلمه دزد نباید در مجلس گفته شود (یکی از نمایندگان- تکرار نفرمایید)

فداکار - حرف صحیح که نسبت نیست آقای رئیس.

نایب رئیس - این دفعه بنده رأی می‌گیرم و الا مجلس را ترک می‌کنم.

نمایندگان - آقای دکتر مصدق بفرمایید.

دکتر مصدق - با این حال قائلین تعقیب نشده و بر عکس کشاورزان بی‌گناه را بدون ذکر علت بازداشت می‌کنند (رفعیع- صحیح است) در قوشابولاغ ویان بولاغ دو نفر کشاورز به نام محرم و قنبر به دست اصلان

+++

همایون و استوار ابراهیمی کشته می‌شوند و در اثر حمله مسلحانه مأمورین ژاندارمری کشاورزان با خانواده‌های مودی به بیابان فرار می‌کنند در شریبان عده از مأمورین ژاندارمری به سر کردگی گروهبان مقدس عده‌ای از ریش سفیدان و معتمدین محلی را در طویله توقیف کرده سپس به خانه کشاورزان مسلحانه حمله می‌نمایند و پس از غارت اموال و مجروح ساختن عده کثیری از آنان یکی از آنها در اثر جرح وارده کشته می‌شود و چند نفر زن سقط جنین می‌نمایند در تکمه داش مأمورین ژاندارمری اثاثیه منازل آزادی‌خواهان را غارت می‌کنند و دویست نفر از دهقانان با زن و فرزند خویش راه بیابان را پیش می‌گیرند بیست و دو نفر از مأمورین ژاندارمری سرکردگی سروان دیبا به مال و جان دهقانان تجاوز کرده و کوی می‌کنند که صد و پنجاه تن از رعایا سراسیمه برای نجات خود به تبریز آمده به فرقه دموکرات آذربایجان پناهنده می‌شوند. در قریه سلطان‌آباد امنیه با علی نام به وسیله تفنگ یک زن را به طوری مجروح ساخته که مشرف به موت است و فرزند او در اثر ضرب تفنگ ژاندارم کشته می‌شود، در کل تیه سروان عابدینی با عده زیادی ژاندارم آزادی‌خواهان را به چوب بسته افراد برجسته آنها را زندانی می‌کنند، مرتجعین مردان قیم با استفاده از حمایت ژاندارمری به ساکن آزادی‌خواهان حمله شده و پس از غارت اموال و اثاثیه مردم کاری می‌کنند که عده کثیری از دهقانان متواری می‌شوند در اثر ضربات وارده 36 نفر از اهالی به طوری مجروح می‌شوند که هنوز نیز بستری می‌باشند.

اینک نامه‌هایی که حاکی از اعلام جرم بر علیه مأمورین متخلف ژاندارمری و مرتجعین محلی است متذکر می‌شویم (78 اعلام جرم است).

در تمام این موارد تقاضای مردم این بوده که مقامات مسئول در حدود قانون اساسی و اصول محاکمات جزایی مرتکبین را تعقیب و از مداخلات غیرقانونی مأمورین ژاندارمری در امور حقوقی جلوگیری نمایند و با احترام به اصل تفکیک قوا طبق دستور بخش‌نامه شماره 3536-11/5/24 دادسرای استان 3 و 4 مانع از مداخله مأمورین ژاندارمری در کارهای حقوقی شده و نگذارند که مأمورین آن اداره به جای تأمین آسایش خود سبب قتل و غارت و سلب آسایش عمومی گردند. (اسکندری امضایش را هم بفرمایید) تلگرافی است که فرقه دموکرات می‌کند دوم شکایت از شاهی است دوازدهم آذر به مجلس شورای ملی تلگراف می‌کنند و رونوشت به بنده داده شده است توجه اولیای دولت به اجرای کامل قانون اساسی و اجحافات و ناروایی‌هایی که سال‌ها نسبت به مردم از طرف ساکنین این استان تقاضا داریم به درخواست‌های قانونی ما فوری ترتیب اثر داده و بیش از این اجازه ندهید مردمان این ولایت از مزایای حقه قانون محروم بمانند.

1 - دولت باید فوراً دستور انتخابات انجمن ایالتی و ولایتی را صادر نماید.

2 - به امور فلاحتی و کشاورزی مازندران که در اثر عدم توجه اولیای امور نزدیک است متوقف شود توجه کامل شود.

3 - راه‌های شوسه و طرق به اندازه‌ای خراب شده که به طور کلی تجارت و حمل بار متوقف گردیده بایستی در اسرع وقت دستور ساختمان داده شود.

4 - اصلاحات شهری توضیح آن که شهرها در اثر عدم مراقبت شهرداری‌ها خراب و بدون چراغ و کثیف و همین باعث بروز امراض مختلفه گردیده.

5 - بیش از ده هزار نفر زارع و کارگر و گرسنه روز به روز به فحشا و سرقت اضافه می‌شود.

6 - املاکی که توسط شاه سابق از مردم گرفته شده و هنوز به صاحبانش واگذار نشده هر چه زودتر داده شود.

7 - وضع بهداشت مردم مازندران به اندازه رفت بار است که نهایت ندارد دولت بایستی فوراً در صدد تأسیس پست‌های بهداری با وسایل کامل برآید.

8 - خواربار مردم هیچ گاه تأمین نشده تاکنون که بایستی نرخ خوار و بار سالیانه ارزان باشد روغن نایاب و قیمت برنج فوق‌العاده ترقی کرده.

9 - فرهنگ مازندران کافی نیست و به احتیاجات محلی هم تطبیق نمی‌کند ما بدون در نظر گرفتن اختلاف طبقاتی از لحظاتی که عموماً مازندرانی و ساکن این دیاریم اعلام می‌داریم که بایستی احتیاجات و تقاضهای مشروع این استان در کم‌ترین فرصتی برآورده شود ما از دولت انتظار داریم که بیش از این راضی نشوند مازندرانی‌ها که سال‌ها زیر فشار مأمورین املاک و حکومت استبدادی بودند هنوز هم به وضع سابق باقی بمانند در صورتی که دولت به عرایض ما توجهی نکند ناچاریم برای حفظ دموکراسی رأساً اقدامات لازم را طبق موازین قانون اجرا نماییم (یمین اسفندیاری- صحیح است) از ساری همین طور تلگراف شده است.

سوم - شکایت از بهشهر که در 4 آذر رسیده تقریباً به همان مضمون که دیگر وقت مجلس را نمی‌خواهم تلف کنم.

تهرانچی - بهترین وقت مجلس آن وقت است که به شکایات مردم رسیدگی شود.

دکتر مصدق - شکایتی است که در بیست و یک آذر از ساری شده است می‌نویسد: برای رفع حوائج حیاتی مازندرانی علی‌العموم اهالی شهرسازی علی‌الخصوص نسبت به نکات زیرین جلب می‌نماییم و تقاضا داریم در اسرع اوقات برای ترمیم خرابی‌ها و علاج دردهای ما اقدامات مؤثر و لازم به عمل آید.

1 - کار دادگاه استرداد املاک ساری فریب بیابان است ولی احکامی که حتی در بدو شروع به کار این دادگاه صادر شده هنوز از دادگاه تجدید نظر برنگشته و در نتیجه هم مالک و هم زارع بلاتکلیف مانده‌اند و هم سطح کشت زراعت پایین آمده و روش اداره املاک واگذاری نیز به این خسران کمک شایان می‌کند.

2 - از شهریور 1320 به این طرف هنوز حتی یک متر قماش به کشاورزان عریان مازندران داده نشده و متجاوز از دو سال است که به اهالی شهر هم قماش نداده‌اند (تهرانچی- به هیچ جا داده نشده است) (مهندس فریور- قماش‌شان را آقایان گرفته‌اند خورده‌اند)

3 - هر سال هنگام شیوع مالاریا عده بیشماری از این مرض مهلک می‌میرند و اداره بهداری یا به هیچ وجه قدرت کوچک‌ترین مبارزه با این وضع رقت‌بار ندارند یا نمی‌خواهند کوچک‌ترین قدمی بر دارند البته ما در اینجا از امراض دیگر (سیفلیس تراخم- آبله) که در تقلیل نفوس مازندران بیش از مالاریا مؤثر است صحبتی نمی‌کنیم در هر صورت نمی‌شود مسئولیت مقامات دولتی را انکار کرد.

4 - وضعیت طرق مازندران که مبالغ هنگفت صرف احداث آنها شده رقت‌بار است چنان که با ادامه این وضع ممکن است در آتیه نزدیک عبور و مرور مقطوع شود و پل‌های بزرگی که میلیون‌ها تومان برای ساختن هر یکی از آنها خرج شده در اثر عدم توجه در شرف ویرانی است.

5 - اوضاع برق و آب شهرهای مازندران (به خصوص ساری) که جزء اولیه‌ترین وظایف شهرداری است بسیار اسف‌انگیز است شهر ساری متجاوز از دو سال است که در ظلمت فرو رفته و آب آشامیدنی آن آبی است که از آلوده‌ترین مجاری می‌گذرد.

6 - با آن که مازندران مرکز تهیه مواد خواربار پست در نتیجه عدم توجه دولت و سوء اداره قیمت روغن به هر سه کیلو (450) ریال رسیده است سایر مواد عمده خوار و بار را از همین جا قیاس فرمایند.

7 - مفاسد و معایب اجتماعی مازندران و شهر ساری به عقیده اینجانبان ناشی از کوتاه بودن دست افراد محلی در اداره اوضاع اجتماعی است و تنها طریق رفع مفاسد همانا اجرای اصول مقدس قانون اساسی و تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی است که نه فقط مورد تقاضای ما بلکه مورد تقاضای قاطبه اهالی ایران است در خاتمه اگر دولت در یکی از موارد فوق تردیدی دارد و امضا کنندگان را در دعاوی خود صادق نمی‌پندارد ممکن است با اعزام بازرس‌های صالح (نه مانند بازرس‌هایی که تاکنون اعزام شده‌اند) صدق قول ما را تحقیق نمایند جانب آقای استاندار که هنوز دو روز بیش‌تر از ورود ایشان به مازندران نگذشته است خود شاهد این اوضاع رقت‌بار می‌باشند مسلماً با عدم توجه به مطالبات حقه فوق احتیاجات مردم را به رفع مستقیم معایب وادار خواهد کرد. یکی از تقاضاهای شکایت‌ کنندگان این است که انجمن‌های ولایتی و ایالتی تشکیل شود (کدام انجمن) همان انجمنی که اصل 29 قانون اساسی لازم دانسته و می‌گوید « منافع مخصوصه هر ایالت و ولایت و بلوک به تصویب انجمن‌های ایالتی و ولایتی به موجب قوانین مخصوصه آن مرتب و تسویه می‌شود » همان انجمنی که خود این دولت در ایام اخیر آن را لازم دانست ولی به واسطه نفوذ نمایندگان نتوانست نظریه خود را اجرا کند همان انجمنی که بعضی از نمایندگان هیئت 16 نفر که برای کمک آقای نخست‌وزیر از فراکسیون‌های مجلس تشکیل شد و چون بعضی از اعضا تشکیل انجمن را لازم دانستند هیئت دیگر تشکیل نشد و منحل گردید علت مخالفت نمایندگان با این انجمن‌های ولایتی و ایالتی این است که اگر انجمن‌های ایالتی تشکیل شود در انتخابات موفقیت حاصل نخواهند کرد و الا انجمن ایالتی و ولایتی بر طبق اصل 29 قانون اساسی باید تشکیل بشود قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی در دوره اول مجلس گذشته است آن شب آ]ری هم که ما در هیئت 16 نفری بودیم یکی از نمایندگان می‌گفت شما که عقیده دارید که انجمن ایالتی و ولایتی تشکیل شود این قانون را مطالعه بفرمایید اگر آن را صلاح دانستید و اصلاحات ضروری لازم نداشت

+++

از روی همان انجمن‌ها تشکیل بشود بنده وقتی رفتم منزل قانون انجمن‌های ولایتی را خواندم دیدم به هیچ وجه این قانون ضرری ندارد و بسیار هم مفید است و حتی این که اگر دولت هم بخواهد به سلیقه خودش یکی از موادش را اصلاح بکند این چه مانعی دارد که امروز انجمن‌های ایالتی را در هر جایی تشکیل بکنیم و رفع این شکایات بشود چون اینها یک شکایاتی است که مطابق قانون می‌کنند و حق دارند (صحیح است).

اگر ما به آنها جواب ندهیم ظلم کرده‌ایم درباره آنها (صحیح است) ملت ایران کجا شکایت بکند فرقه دموکرات یا هر فرقه دیگر وقتی به این مجلس شکایت می‌کند نظر اطالعت دارد ما باید به شکایتش رسیدگی بکنیم اگر حرفش حساب است هر چه که می‌گوید انجام بدهیم اگر حرفش ناحساب است جواب بدهیم (صحیح است) حالا از شمال خارج و به ناحیه جنوبی کشور وارد می‌شویم قریب دو سال است اهالی چهار محال عموماً و خوانین بختیاری خصوصاً از رفتار آقای مرتضی قلی‌خان صمصام و اولاد و کسان ایشان شکایت می‌کنند (صحیح است)

نامه‌ای که اخیراً آقایان امیر مفخم و سردار محتشم به من نوشته‌اند قرائت می‌کنم 19 آبان 1324 جناب آای دکتر مصدق نماینده محترم مجلس شورای ملی چون تلگرافات شکوائیه رؤسای عشایر بختیاری به عرض جنابعالی رسید و در غالب جراید نیز طرز عملیات آقای مرتضی قلی‌خان و عمال ایشان را در بختیاری و چهارمحال ملاحظه فرموده‌اند به طور اختصار خلاصه وقایع را خاطر نشان می‌سازم شک نیست که در بدو امر انتخاب آقای مرتضی قلی‌خان به حکومت بختیاری و چهارمحال موجب رضای همه خوانین و ایل بختیاری بود ولی بدبختانه رویه نامطلوب ایشان و عمال‌شان در این مدت به قدری شدید بوده که به هیچ وجه قابل تحمل نیست در حقیقت از هیچ گونه جریمه و زجری نسبت به ایل بختیاری که اکثر خویشان و بستگان خوانین هستند فروگذار نکرده‌اند چون ادامه این رویه ممکن است حوادث ناپسندی به وجود آورد این است که به وسیله جنابعالی از نمایندگان محترم مجلس شورای ملی و هیئت دولت تقاضا و استدعا داریم آقای مرتضی قلی‌خان را از کار بر کنار و به تهران احضار فرموده و برای کشف حقایق هیئتی مرکب از اشخاص صالح به بازرسی عملیات ایشان و عمال‌شان به چهارمحال و بختیاری اعزام فرمایند تصور می‌رود هر فردی در احقاق حق خود می‌تواند چنین درخواستی را از مجلس و دولت بنماید به انتظار نتیجه و اقدام هستیم با تقدیم احترامات فائقه از طرف لطف‌علی بختیار غلام‌حسین بختیار خوب آقا وضعیات جنگی اقتضا می‌کرد که آقای مرتضی قلی‌خان با یک اختیاراتی در بختیاری، چهارمحال حکومت بکند، امروز جنگ بین‌المللی تمام شده است. هیچ مجوز قانونی نیست که یک جماعتی را تحت فشار و ظلم و استبداد ایشان بگذارند (صحیح است) چه مانعی هست که دولت یک آدم بی‌طرفی را که طرف اعتماد اهالی باشد به آنجاها روانه کند (صحیح است) که نسبت به اهالی یک رویه عادلانه داشته باشد. بنده واقعاً هم صلاح نمی‌دانم که دولت و مجلس شورای ملی یک قسمت از مملکت را که هنوز ناامن نشده است آنجا را هم مجبور بکند که حزب دموکرات تشکیل بدهد (صحیح است) چرا مجلس شورای ملی و دولت نباید به این شکایات ترتیب اثر بدهند، اوضاع ادارات به طوری است هیچ کس نمی‌تواند اعتماد کند که کاری در آنجا از روی صحت و درستی تمام شود از طریق انحصار بعضی اشخاص منافعی می‌برند که زندگی بر مردم این مملکت‌ شاق و رقت‌بار شده است (صحیح است) هیچ کس نمی‌‌تواند برای مریض خود به واسطه گرانی قیمت دارو تهیه کند (صحیح است) و انحصار دارو به نفع بعضی اشخاص به صورتی که بود مانده است، انحصار دارو چرا بود؟ برای این که یک اجناسی را تجار خودشان نمی‌توانستند تهیه بکنند می‌بایستی کمیته تدارکات آنها را تهیه بکند و دولت آنها را بین مردم تقسیم بکند، بعد آمدند صدی بیست به قیمت دارویی که وارد می‌شود بدون مجوز قانونی بدون تصویب‌نامه و قانون اضافه کردند این کار را کردند فقط برای استفاده و تأمین نظریه شخصی خودشان این وجه را گرفتند و تناول کردند (صحیح است) و الآن هم دارند تناول می‌کنند و حاضر نیستند که از این انحصار صرف‌نظر بکنند برای این که دارو وقتی وارد این مملکت می‌شود به توسط یک عده اشخاص به فروش می‌رسد که نظریات آن اشخاص تأمین می‌شود، چه مانعی هست که این انحصار برداشته شوم و مردم بتوانند آزادانه دارو وارد کنند و دارو هم به قیمت نازلی تمام شود. امروز آقا یک نسخه داروخانه کم‌تر از سی تومان بسته نمی‌شود (یکی از نمایندگان- شصت تومان، هفتاد تومان) آقایان مردم در همه جا از این اوضاع شکایت دارند (صحیح است) و اگر این وضعیت تغییر نکند طغیان بر علیه حکومت مرکزی در همه جا ظاهر می‌شود (صحیح است) آن روزی که آقای نخست‌وزیر بیایند و تمام مملکت را متجاسر قلمداد کنند معلوم نیست که دولت در کجا حکومت می‌کند (لنکرانی- در لندن) من به جرئت عرض می‌کنم که اگر ما عدالت را پیشه خود قرار دهیم و هر چه زودتر در اوضاع ناگوار خود اصلاحاتی کنیم وضعیت ما خیلی بهتر می‌شود در هر کجا وقتی از دولت کاری پیشرفت نکرد مملکت را فدای دولت نمی‌کنند (صحیح است) دولت را روانه می‌کنند و دولت دیگری می‌آورند شاید از آن استفاده کنند و بر طبق مصالح مملکت اقدام شود (نمایندگان- صحیح است) با مردم آذربایجان که از مؤسسین بزرگ مشروطیت هستند و در وطن‌پرستی آنها تردید نیست نباید شک کرد؟ (نمایندگان- صحیح است) عقیده من این است که باید با آنها داخل مذاکره شد و رفع شکایت نمود و آنها را مطیع مرکز کرد (صحیح است- احسنت) آقای صدر‌قاضی هم به بنده مرقوم می‌فرمایند که اهالی مهاباد اشنو، سلدوز در تهران سرگردان هستند و انحصار دخانیات پول‌شان را نمی‌پردازد.

لنکرانی - انشاءالله خدا درست می‌کند.

نایب رئیس - آقای تیمور‌تاش پیشنهادی کرده‌اند که قرائت می‌شود.

بنده پیشنهاد می‌کنم وارد دستور شویم.

نایب رئیس - آقای تیمورتاش

تیمورتاش - این پیشنهاد را کسی می‌کند که دیروز اینجا فریاد می‌کرد باید صحبت بشود، برای چه بنده این پیشنهاد را کردم برای این که ما بیهوده نمی‌توانیم اینجا نطق قبل از دستور بکنیم منظور ما این بود که دولت حضور داشته باشد و این حرف‌ها را بشنود و به اینها جواب بدهد، این بی‌اعتنایی که دولت به شماها کرده است یعنی به کسانی که بنا بود صحبت بکنند کرده است و یک نفر از افراد دولت حاضر نشده است به نظر من موضوع را منتفی کرده است (لنکرانی- اجازه نداشته‌اند بیایند) اگر عرض کنم این کم محلی و این بی‌اعتنایی که دولت در مقابل افکار عمومی کرده است این توهین نیست؟ به عقیده بنده دستور باشد یا نباشد و نطق هم بکنند یا نکنند تأثیری ندارد و به نظر من آقای دکتر مصدق باید توجه داشته باشند که دولتی که حاضر نیست و نمی‌تواند حرف حق را بشنود چه فایده دارد.

دکتر مصدق - حاضرین به غایبین می‌رسانند.

نایب رئیس - آقای دکتر رادمنش با پیشنهاد مخالفید بفرمایید.

دکتر رادمنش - بنده برای روشن شدن افکار عمومی ایران و افکار دنیا از طرز تفکر جامعه ایرانی لازم می‌دانم که تمام این مطالب در مجلس شورای ملی در پشت تریبون گفته شود (تیمورتاش- به شرط آن که دولت هم باشد) اما این که دولت باشد یا نباشد ما برای دولت‌ها صحبت نمی‌کنیم. این صحبت‌ها را ما برای دولت‌ها بارها گفته‌ایم و متذکر شده‌ایم و اشکالات را گفته‌ایم گفتیم که چه روزهای بدی ممکن است برای شما دنبال باشد، متأسفانه حرف‌های ما را گوش ن دادند ولی این حرف‌ها را ما با دولت می‌گوییم برای مملکت ایران می‌گوییم برای دنیا می‌گوییم که اوضاع حاضر ایران چگونه است و مسئولین را به ملت ایران معرفی کنیم و بشناسانیم که چه اشخاصی ما را به چنین پرتگاهی سوق داده‌اند بنده گمان نمی‌کنم این حرف‌ها هیچ لازم باشد که حتماً دولت اینجا حضور داشته باشد و چون آقای تیمورتاش پیشنهاد فرموده‌اند که وارد دستور شویم. دستور باید با حضور یکی از وزرا باشد هر پیشنهادی که اینجا مطرح می‌کنیم مجبوریم وزیر مربوطه‌اش اینجا حضور داشته باشد وزیر مربوطه هم که اینجاست، بنابراین این حرف‌ها نوشته می‌شود اگر گوش شنوا داشته باشد خواهیم گفت.

نایب رئیس - رأی می‌گیریم به ورود در دستور (بعضی از نمایندگان- پس می‌گیرند آقا)

تیمورتاش - پس گرفتم.

دکتر رادمنش - نوبت بنده است

نایب رئیس - اجازه‌های جلسه قبل محفوظ است نوبت آقای دشتی است...

(دشتی- بنده قبلاً (اجازه نگرفته‌ام) بعد نوبت آقای فرهودی است بعداً نوبت حضرتعالی است آقای فرهودی بفرمایید – (دکتر رادمنش- آقا اینها نطق‌های قبل از دستور نیست)

نایب رئیس - عرض کردم اجازه‌های دیروز است که نوشته‌اند.

طوسی - امروز قبل از همه بنده اجازه خواستم منتها فرمودند اول آقای دکتر مصدق صحبت خواهند فرمودند.

نایب رئیس - شما اول شخصی هستید که امروز اجازه خواسته‌اید.

فرمانفرماییان- بنده پیشنهادی کرده بودم. تقاضا دارم قرائت شود.

+++

نایب رئیس- پیشنهاد جناب عالی این است که قبل از دستور صحبت بشود آقایان به ترتیب اجازه خواسته‌اند.

مهندس فریور - پیشنهاد باید خوانده شود

نایب رئیس - پیشنهاد آقای فرمانفرماییان قرائت می‌شود؟‌

پیشنهاد می‌شود دو جلسه متوالی اجازه داده شود نمایندگان عموماً نظریه خود را نسبت به سیاست دولت اظهار و سپس دولت تقاضای رأی از مجلس بدارد.

نایب رئیس - آقای فرمانفرماییان.

فرمانفرماییان - اگر بنا باشد به عنوان قبل از دستور صحبت شود ممکن است در هر موضوعی صحبت شود. آقای فرهودی مثلاً راجع به طرح پیشنهادی خودشان مذاکره بفرمایند بنده مخالف با مذاکرات آقایان به هیچ وجه نیستم ولی معتقدم عموم نمایندگان می‌دانند دیروز نتیجه مناقشات و به هم خوردن مجلس در خارج به اینجا منجر شد که نمایندگان راجع به سیاست دولت چه از نقطه نظر داخلی و چه از نقطه نظر خارجی نظریات خودشان را اینجا بیان کنند، چنانچه الآن آقای دکتر مصدق اینجا اظهار عقیده کردند بعد این مسئله منجر به رأی بشود و این حرف‌ها در هوا نماند معلوم نبود که کدام یک از دسته‌جات و چه عده‌ای هواخواه سیاست دولت هستند به طرزی که جریان دارد وضعیت معلوم شود که چه اشخاصی مخالف هستند، و این مسئله امروز واضح و روشن بشود، امروز روزی است که باید مسئولیت را با کمال شجاعت به گردن بگیرند و هر راهی را که دولت‌ها به جریان می‌اندازند بدانند که پشتیبان این دولت‌ها کی‌ها هستند نظریات بنده این بود، تقاضا می‌کنم که همین پیشنهاد بنده را آقایان تصویب بفرمایند، راجع به سیاست عمومی دولت گفتگو شود.

نایب رئیس - آقای دکتر عبده راجع به این پیشنهاد مخالف هستید؟‌

دکتر عبده - عرض کنم پیشنهادی که آقای فرمانفرماییان فرمودند دو قسمت دارد یکی این که دو روز در این باب صحبت بشود بنده موافقم که حتی بیش از دو روز در این مجلس صحبت بشود و حقایق گفته بشود و مطالب واضح بشود تا این که مسئولیت‌ها روشن بشود ولی قسمت دوم پیشنهاد ایشان راجع به این که حتماً بعد از این دو روز رأی بگیرند که نمایندگان اعتماد به دولت دارند یا ندارند، بنده می‌خواهم عرض بکنم که این قسمت برخلاف نظامنامه است زیرا این در اختیار دولت است، دولت البته حق دارد هر موقعی که اطمینان ندارد رأی کافی برایش هست یا نه می‌آید و تقاضای رأی می‌کند تنها موردی که ما می‌توانیم دولت را مجبور کنیم که تقاضای رأی بکند استیضاح است. (یک نفر از نمایندگان- استیضاح می‌کنم) ولی ما نمی‌توانیم بر خلاف نظامنامه یک رأی بدهیم که دولت بیاید و بعد از دو روز مذاکره رأی بگیرد این حق ما نیست در اجازه ما نیست (مظفرزاده- آقا راجع به بیات هم مجلس همین کار را کرد) اجازه بفرمایید عرض می‌کنم، بیات خودش تقاضا کرد برای این که ذهن آقای مظفرزاده روشن شود بنده هم اصولاً معتقدم که دولت در وضعیت فعلی باید بیاید و تقاضای رأی بکند این عقیده بنده است، زیرا اگر دولت این کار را نکند ممکن است وضعیت مبهم و مشکوکی پیش بیاید که با این وضعیت دولت قادر به کار نخواهد بود این عقیده شخص بنده است، ولی مجلس از نظر اصول و نظامنامه نمی‌تواند دولت را ملزم بکند که بعد از دو روز مذاکره بیاید تقاضای رأی بکند، این در اختیار دولت است دولت از نقطه نظر وضعیت خودش می‌بایستی این کار را بکند.

نایب رئیس - یک قسمت از پیشنهاد آقای فرمانفرمائیان هیمن طور که آقای دکتر عبده تذکر دادند طبق آیین‌نامه است و موافقت داشتند صحبت شود ولی در قسمت دومش همان طوری که تذکر دادند خودتان هم از اشخاصی هستید که سابقه مجلس دارید قسمت اخیرش را موافقت بفرمایید مسترد بفرمایید.

فرمانفرماییان - بنده قسمت اخیرش را پس می‌گیرم.

تیمورتاش - حضور دولت لازم است.

نایب رئیس - اینجا سه قسمت اجازه هست هر کدام را مجلس رأی داد همان را بنده اجرا کنم یک قسمت اجازه‌هایی است که قبل از مذاکرات آقای نخست‌وزیر بود یک قسمت دیگر اجازه‌هایی است که مربوط به بعد از قرائت بیانیه آقای نخست‌وزیر است که اول کسی که اجازه خواسته بود آقای دکتر مصدق بودند یک قسمت هم اجازه‌هایی است که امروز خواسته‌اند حالا اجازه بدهید در این خصوص بنده رأی می‌گیرم که کدام قسمت از این اجازه‌ها را (همهمه نمایندگان) (جمال امامی- عمل کردید. چه رأیی؟) برای خاطر این که مطابق معمول آنچه که نظر خود بنده است اجازه‌هایی که بعد از نطق نخست‌وزیر خواسته شده آنها باید خوانده شود (صحیح است) این سوابقی است که در مجلس بوده است و نظر بنده این است دنباله همان صحبت بشود ولی مجلس ممکن است موافقت کند که آقایان به طور موافق و مخالف صحبت کنند که زیاد پشت سر هم صحبت نشود یکی بعد از دیگری صحبت شود فرض کنید اگر یک اشخاصی هستند که دو تا سه تا یک عقیده با هم دارند یک نظریه دارند یکی بعد از یکی صحبت کند که قدری زودتر نوبت به کسانی برسد که نظریات مخالف دارند (فداکار- از کجا می‌شود معلوم کرد) (امینی- پیشنهاد بنده هم در همین زمینه است) آقای امینی هم در این موضوع پیشنهادی کرده‌اند که بنده هم نظریات ایشان را ضمن این قسمت عرض کردم. پیشنهاد آقای امینی قرائت می‌شود:‌

پیشنهاد می‌ک نم. یک نفر موافق و یک نفر مخالف دولت صحبت بکنند.

امینی - بنده در این زمینه زیاد توضیح نمی‌دهم ولی عقیده دارم که باید پیشنهاد آقایان را کلیه در نظر گرفت. آقای فرمانفرمائیان پیشنهاد می‌فرمایند که باید دو روز صحبت شود گمان می‌کنم مجلس مخالفتی با این نظر ندارد ضمناً پیشنهاد آقای تیمورتاش هم تأمین شود که به دولت امروز بگویند و در نتیجه این مذاکرات فردا ممکن است خود دولت تقاضای رأی اعتماد بکند و برای روشن شدن وضع بنده عقیده‌ام این است که این هم برای روشن شدن اوضاع در اذهان و هم برای دولت خوب است.

نایب رئیس - آقای فداکار شما مخالف هستید؟‌

فداکار - عرض کنم پیشنهاد آقای امینی مخالف نظامنامه است چون موافق و مخالف دولت قبل از رأی اعتماد معلوم نیست الآن هم معلوم نیست کی موافق و کی مخالف است.

نایب رئیس - این هم به عقیده بنده صحیح است زیرا هنوز موضوع مخالفت با دولت مورد بحث نیست پس موافقت بفرمایید همین طور از روی اجازه‌ها صحبت بکنند (صحیح است) (نمایندگان - پیشنهادات را بخوانید).

نایب رئیس - آقای فرهودی بفرمایید.

فرهودی - اجازه‌ای که بنده خواسته بودم بعد از آن بود که حس کردم عده‌ای از آقایان نمایندگان محترم می‌خواهند در اطراف اعلامیه دیروز جناب آقای نخست‌وزیر که در این مجلس اظهار فرمودند صحبت بکند این بود که بنده هم بنا به موافقتی که با دولت داشته و دارم اجازه گرفتم که هر گاه مذاکراتی در این زمینه شروع شد بنده هم به سهم خودم شرکت کرده باشم و عقیده خودم را گفته باشم خوشبختانه امروز آقای دکتر مصدق این بحث را افتتاح فرمودند بنده با نظر آقای فرمانفرمائیان هم کاملاً موافقم و مثل این که نظامنامه ما یک خلأیی دارد برای این که در نظامنامه ما هیچ موردی برای بحث در سیاست عمومی مملکت جز موقع برنامه دولت‌ها پیش‌بینی نکرده و شاید یکی از جهاتی که دولت‌ها زود به زود تغییر می‌کنند همین باشد که در فاصله میان دو دولت در نظامنامه محل و موردی برای بحث در سیاست عمومی مملکت نیست (یکی از نمایندگان- ژال) و هر گاه این نظامنامه را به این وسیله تکمیل بکنند که هر دو ماه یک مرتبه سه ماه یک مرتبه، بالأخره مملکت یک مشکلاتی دارد و مملکت هم مثل یک شخص واحدی دارای یک تحولاتی است اگر ما این اصل را برقرار بکنیم که هر دو ماه یک مرتبه سه ماه یک مرتبه سیاست عمومی دولت وقت مطرح بشود در مجلس و موافق و مخالف صحبت بکنند و قضیه روشن بشود و همان طور که فرمودند منجر به رأی بشود دولت‌ها عموماً در سیاست خودشان به موازات مجلس جلو می‌روند و آن وقت فاصله‌ای پیدا نخواهد شد بین فکر مجلس و سیاست دولت، استیضاح و سؤال هم که در نظامنامه ما پیش‌بینی شده سؤال یک موارد به خصوص را می‌شود سؤال کرد استیضاح هم یک جنبه اتاک Attaque دارد در صورتی که بحث در سیاست عمومی لازم نیست که جنبه اتاک داشتهب اشد ممکن است که جنبه راهنمایی و تذکر داشته باشد و حالا خوش‌وقتیم که احتیاج ما را کشاند به این مرحله که این خلأی نظامنامه را پر کنیم و شاید این اولین دفعه باشد که بدون این که برنامه دولت مطرح باشد یا بدون این که استیضاح بشود ما بتوانیم از نظر احساسات در رویه دولت بحث کنیم (هاشمی- موقع فوق‌العاده است) بنده از وقتی که این نغمات در آذربایجان برخاست و بلند شد البته مطالب متفرقی برله یا علیه این وضعیت شنیدم اما اساس حقوقی که امروز آقای دکتر مصدق تذکر دادند واقعاً یک اساس بسیار صحیحی است که فرمودند یک قطعه از قطعات یک مملکت بر فرض هم که عده‌ای که این حرف را می‌زنند حرف خودشان باشد نمی‌توانند خود به خود یک وضع خاصی برای خود ایجاد کنند هر تغییری در وضع اداره هر قسمت از مملکت همان طور که ایشان تذکر دادند بر طبق اصول مسلم حقوقی باید متکی به آرای عمومی تمام مردم این مملکت باشد (صحیح است)

+++

و این اصلی که ایشان تذکر دادند واقعاً اسباب استفاده و تشکر است. یک اصل دیگر هم فرمودند آن را هم بنده کاملاً موافق هستم فرمودند که هر کس شکایتی دارد محل رسیدگی آن مجلس شورای ملی است. اگر مورد شکایت امور قانونی باشد مجلس شورای ملی است اگر در امور قضایی باشد عدلیه است بنده با این هم کمال موافقت را دارم چرا برای این که ناشی از حق حاکمیت دولت است اگر آن شاکی خارجی هم باشد باز باید شکایتش را چون مربوط به امور داخلی مملکت است رسیدگی کرد مثلاً طلبش را نداده‌اند و چون به حقش دست‌اندازی کرده‌اند و در یک جایی بهش تعدی کرده‌اند بایستی در مراجع صلاحیت‌دار این قضایا را حل و فصل بکنند اما یک مسئله مسلم است که گمان می‌کنم خود آقای دکتر مصدق هم تردید نداشته باشند و آن این است که اگر تأخیری در رسیدگی شکایت شد یا اشتباهی شد یا مسامحه شد این هیچ وقت به شاکی اجازه نمی‌دهد اسلحه دست بگیرد و مزاحم جان و مال یک عده که به هیچ وجه مربوط به آن کار نیستند بشود (صحیح است) تأخیر در رسیدگی شکایات مجوز این نمی‌شود که اقدامات برخلاف قانون و در خلاف مصلحت مملکت بشود به نام این که به شکایت من دیر رسیده‌اند این در هیچ جا تجویز شده و تصور می‌کنم خود ایشان هم تجویز نفرمایند اما این که اشاره فرمودند به اصلاحات، اصلاحات همیشه به نظر بنده در هر مملکت و در هر جامعه به مناسبت وضعی که دارد محتاج به اصلاحات است هیچ وقت هیچ جامعه و مملکتی را نمی‌شود گفت که به اصلاحات احتیاج ندارد و محتاج به هیچ گونه اصلاحی نیست چرا برای این که بشر در ترقی است و ترقی هم مستلزم این است که در اوضاع و احوالش اصلاحاتی بشود اما یک شرط اساسی اصلاحات همان طور که در بیانیه دیروز آقای نخست‌وزیر بود این است که محیط منظم و اوضاع عادی و آرام باشد برای این که آن شخصی که می‌خواهد اصلاح بکند بتواند در یک محیط آرامی نقشه‌اش را طرح بکند و با مسلط بودن به اوضاع نقشه‌اش را اجرا بکند (دکتر رادمنش - و مختاری هم رئیس شهربانی باشد تا بشود اصلاح کرد) این شرط اولیه اصلاحات است و الا در غیر این محیط در محیط منقلب اگر کسی بخواهد اصلاحی بکند قطعاً موفق نمی‌شود و در درجه اول باید سعی کرد که محیط منظم و آرام و قوانین حاکم باشد وقتی که این مقدمه انجام شد البته اصلاحات انجام می‌گیرد (فداکار- مجلس خودش نمی‌گذارد) آقای دکتر مصدق یک تلگرافاتی را در اینجا قرائت فرمودند که حکایت می‌کرد از شکایت‌های مختلفی که از نواحی مختلف مملکت شده است ولی بنده تصور می‌کنم این جریانی که به خصوص در آذربایجان پیش آمده است به هیچ وجه نمی‌شود آن را بستگی مستقیم داد به این نوع شکایات مسئله آذربایجان یک مسئله سیاسی است و مربوط به این که فلان کس شاکی بوده است یا نبوده است و یا رسیدگی شده یا نشده است نیست اما در سایر قسمت‌ها که قرائت فرمودند البته خود ما ها هم هر کدام در حدود خودمان شاید یک شکایت‌هایی از ادارات داشته باشیم ولی مسئله آذربایجان را نمی‌توانیم یک مسئله اصلاحی بدانیم عرض کردم شرکت بنده در این بحث به مناسبت موافقتی است که با دولت دارم موافقت بنده با کابینه آقای حکیمی از کابینه اول ایشان شروع شد بدون این که آشنایی مستقیمی با ایشان داشته باشم چون ایشان را به حکم افکار عمومی و به حکم آثاری که از زندگانی سیاسی و شخصی ایشان پیدا بود در سه مسئله مورد اعتقاد و اعتماد کامل قرار دادم یکی این که مرد با تقوایی هستند دوم این که مرد وطن‌پرستی هستند سوم این که مرد شجاعی هستند (صحیح است) روی این سه زمینه بنده با کابینه اول ایشان هم موافق بودم و سه روز هم در اینجا از ایشان دفاع کردم و بالأخره رأی هم دادم و در تمام مدتی هم که آقای صدر در سر کنار بودند آن جریان اقلیت و اکثریتی که پیش آمد به شهادت بعضی از آقایان بنده باز برای برگشت آقای حکیم‌الملک کار می‌کردم و دلیلش هم این بود که برگشتن ایشان را تنها راه‌حل اختلاف اقلیت و اکثریت تشخیص داده بودم چنانچه این تشخیص بنده هم عملاً سنجیده شد و به مورد امتحان گذاشته شد و رأی هم که یک ماه چهل روز قبل در اینجا داده شد یک اکثریت قریب به اتفاق بود و بنده هم یکی از افراد ضعیف آن اتفاق آرا بودم و حالا هم تغییر عقیده نداده‌ام و بر عقیده خود ایستاده‌ام و دفاعی که امروز می‌کنم دفاعی است که ناشی از ثبات عقیده است چون آقای دکتر مصدق حمله به دولتی کردند که طرف اعتماد و اعتاد بنده است بنده یک اصلی را از قول مرحوم مدرس خدمت ایشان عرض می‌کنم مرحوم مدرس همیشه اصول دموکراسی و مشروطیت را با بیانات ساده و افکار صریح خودش در قالب یک عبارات کوچکی در می‌آورد و می‌گفت هیچ متکی به نظامنامه و قانون اساسی نبود ولی روح مطالبش متکی به همه اینها بود عقیده مرحوم مدرس این بود که در مملکت مشروطه که ما هم یکی از آنها هستیم دولت باید با ورقه سفید بیاید و با ورقه کبود برود (صحیح است) کاغذ امضا کردن و هو و جنجال راه انداختن و در روزنامه‌ها دعوی این که دولت اکثریت دارد یا ندارد کردن نباید موجب رفتن یا آمدن دولت‌ها بشود باید سیاست عمومی دولت در مجلس شورای ملی مورد مذاکره قرار بگیرد و موافق و مخالف صحبت کنند اگر ماندنی است با ورقه سفید با رأی در مجلس بماند و اگر رفتنی است با ورقه کبود که در مجلس داده می‌شود برود. اگر خاطر آقایان باشد اولین روزی که قضیه آذربایجان در جلسه خصوصی مطرح شد و شاید همان هفته اول کابینه ایشان بود به محض این که جلسه خصوصی آماده شد برای این که این موضوع را طرح بکنند عده از آقایان پیشنهاد کردند که کمیسیون خارجه تشکیل بشود و دولت هم برود در آنجا صحبت کند (تیمورتاش - کی‌ها بودند پیشنهاد کردند) گویا آقای دکتر معظمی بود (دکتر معظمی- بنده پیشنهاد کرد؟) روز اولی که مجلس خصوصی تشکیل شد برای رسیدگی به کار آذربایجان عده از آقایان پیشنهاد کردند کمیسیون خارجه تشکیل بشود دولت هم در آنجا برود راجع به موضوع صحبت کند و همان طور هم شد و مخالفتی هم با این پیشنهاد نشد پس مجلس شورای ملی در جلسه خصوصی یک ماه پیش به محض این که قضیه آذربایجان را بهش نشان دادند این را یک قضیه داخلی تلقی نکرد یک قضیه سیاسی تلقی کرد (کام‌بخش- جلسه خصوصی مجلس شورای ملی نیست جلسه علنی مجلس شورای ملی است) بنابراین خودش اقدامی بود که ثابت می‌کند مسئله آذربایجان مربوط به اصلاحات کثیره که مملکت ما لازم دارد نیست این یک مسئله دیگری است اصلاحات متعدد و زیادی هم که مملکت ما لازم دارد و در تمام شئونش هم لازم دارد یک مسئله دیگری است. این دو مسئله را بنده از آقایان خواهش می‌کنم از هم تفکیک بفرمایند (کامبخش- این اقدام خصوصی است و مورد اعتراض هم هست) (در این موقع عده برای مذاکره کافی نبود) پس وقتی که ما بخواهیم (لنکرانی- آقا اگر حرف‌های جلسه خصوصی رسمیت دارد پس حرف‌های جلسه قبل بنده هم رسمیت دارد).

نایب رئیس - بگذارید صحبت کنند.

لنکرانی - چشم اطاعت می‌کنم.

(عده برای مذاکره کافی شد).

فرهودی - پس ما قضیه آذربایجان را بایستی با توجه به سیاست خارجی مورد مطالعه قرار بدهیم و راه‌حلی برای آن پیدا کنیم یعنی برگشت این مطلب مرجع این قضیه سیاست خارجی باشد پس باید یک عطف نظری یک توجهی یک مراجعه به سیاست خارجی خودمان بکنیم. آن طوری که بنده از روی رسالات و کتاب‌ها و روزنامه‌ها حتی عهدنامه‌هایی که چه قبل از مشروطیت و چه بعد از آن با دول خارجی بسته‌ایم تشخیص داده‌ام و تصور می‌کنم آن تشخیص بنده را هم مجلس شورای ملی انکار نکند این است که سیاست خارجی ایران همیشه مبنی بوده است بر داشتن روابط حسنه و صمیمانه با دول خارجه به خصوص همسایگانش (فداکار- پرورش افکار هم همین طور) در چهل سال عمر مشروطیت ایران هم تمام برنامه‌هایی که دولت‌های مختلف به مجلس شورای ملی داده‌اند و مورد تصویب قرار گرفته‌اند از دوره اول تا به حال ماده اولش همیشه این بوده است که تحکیم روابط حسنه با دول خارجه به خصوص با همسایگان و همیشه این ماده هم سر لوحه برنامه دولت‌ها و همواره مورد تأیید مجلس شورای ملی بوده است (صحیح است) چرا این طور است برای این که ملت ایران اولاً از سالیان قدیم و حتی از دوره‌های باستانی یکی از عوامل برقراری صلح و آرامش در محیط خودش بوده است بنده وارد تاریخ نمی‌خواهم بشوم فقط یک قسمت را عرض می‌کنم و آن این است که بزرگ‌ترین افتخار ایران در دوره هخامنشیان یک حمله بوده است که قبل از روی کار آمدن هخامنشیان سرزمین خاورمیانه و خاور نزدیک مورد تاخت و تاز یک دول مختلفی بود که آسوری‌ها و کلدانی‌ها و ایرانی‌ها بودند و شأنی که برای اولین دولت مرکزی ایران است همین است که وقتی آن دولت روی کار آمد تمام آن جنگ‌ها و جدال‌ها را از بین برد و یک وحدت سیاسی واحدی تشکیل داد و در این مدتی که این سلسله بر این قسمت از دنیا حکومت می‌کرد و جمیع قوانینی که در تمام این مدت در این قسمت از دنیا اجرا کرد روی اصول آرامش طلبی و صلح بوده است (صحیح است) پس آرامش طلبی و صلح دوستی یکی از غرایز قدیمی سیاسی ایران ما بوده است (تیمورتاش - غریزه خوبی نیست) خوب و بدش را به قضاوت جنابعالی واگذار می‌کنم (فداکار- مجلس را از اکثریت نیندازید) تاریخ می‌گوید در سیاست خارجی هر مملکتی علاوه بر این سوابق تاریخی و احساسات ملی دو موضوع دیگر هم همیشه مؤثر است یکی موقع و وضع جغرافیایی آن مملکت است که حکم می‌کند. به این که سیاست خارجی او دارای چه رویه باشد یکی هم عقاید و مذهب آن

+++

مملکت است (لنکرانی - که رضاخان از بین برد) یکی هم احتیاجات اقتصادی آن مملکت است پس سیاست خارجی ما با توجه به آن سوابق تاریخی و با توجه به موقعیت جغرافیایی و احتیاجات اقتصادی همیشه مبنی بر این بوده است که بهترین روابط حسنه را با دول خارجی به خصوص دول همجوار داشته باشیم (فداکار - به استثنای بیست سال) عرض کردم وقتی به صفحات سیاسی خودمان که مربوط است به روابط ایران با دول خارجی نگاه کنیم می‌بینیم که ما با همه دول خارجی دارای یک عهدنامه‌ها و قراردادهایی هستیم که این سیاست ایران که عبارت است از داشتن حسن تفاهم و حسن مناسبات از این قراردادها به خوبی روشن و واضح خودش را نشان می‌دهد ما می‌توانیم که سیاست خارجی‌مان را از دو نقطه نظر مورد توجه قرار دهیم یکی داشتن روابط با همسایه‌ها و ممالک آسیایی و یکی هم با ممالک اروپایی با ممالک آسیایی که اکثر آنها با ما همسایه هستند یک هم کیشی و وحدت مذهبی بین ما و عده از ممالک شرقی که همیشه روابط سیاسی ما را با آنها خوب نگاه می‌دارد هست این که از خوب هم بالاتر به حال برادرانه نگاه می‌دارد و دولت‌هایی که امروز در شرق هستند و پیرو مذهب اسلام هستند (لنکرانی - اسلام گلادستون؟) از نظر اسلامی ما با آنها هم کیش هستیم و یکی هستیم و به علاوه عهدنامه‌هایی از متون سیاسی داریم با آنها دارای یک وحدت ملی و برادرانه هستیم با همسایگان اروپایی هم که این علاقه اخیر نیست مناسبات چغرافیایی و احتیاجات اقتصادی کمک می‌کند و به همین دو دلیل هم با همسایگان اروپایی خودمان همیشه روابط حسنه داشته‌ایم سیاست ما با دو تا از همسایه‌های اروپایی‌مان از شهریور 1320 از حالت عادی به یک حالت فوق‌العاده‌ای در آمده یعنی از شهریور 1320 روابط ما با آنها عادی بود ولی از شهریور 1320 به این طرف روابط دوستی‌مان زیادتر از آنچه بود شد به این معنی که در یک مسئله عمومی دنیایی ما با آنها اتفاق نظر پیدا کردیم و علامت این اتفاق نظر هم پیمان سه گانه‌ای است که بسته شد آن پیمان البته پیمان همکاری در جنگ بود ولی ما از آن پیمان به قدری صمیمیت کردیم و به قدری تند رفتیم که بعد از یک مدتی به اعلان جنگ اول دشمن آنها منتهی شد بنده در این مجلس به کرات از وزیر و وکیل و اینها شنیدم که این عبارت را گفتند که بلی ما با متفقین همراهی کردیم همکاری کردیم تا آنها فتح کردند (صحیح است) به نظر بنده در این بیان یک مسامحه‌ای هست حق این است که بگوییم ما این قدر با دول متفق همکاری و همراهی کردیم تا شریک فتح شدیم (اردلان - باز هم صحیح است) چرا؟ برای این که البته عهدنامه سه گانه ما عهدنامه همکاری بود ولی بعد از یک مدتی به اعلان جنگ منتهی شد که مطابق حقوق بین‌الملل آن روابطی که مابین دو مملکت بلیژران Belligerantsهست مملکت ما و دول دشمن دو همسایه ما برقرار شد بنا بر این حق است که بگوییم که ما در این جریان اخیری که در دنیا پیش آمده جزو فاتحین بودیم، چرا این طور شد؟ واقعاً ما در تحت اجبار این کار را کردیم؟ این طور که نبود برای این که عهدنامه سه گانه در همین مجلس شورای ملی مطرح شد و چه اشخاصی مخالف‌های شدیدی کردند حتی در خارج مجلس هم مخالفت‌ها شد در جراید شد این طرف شده آن طرف شده مقصود این استکه عهدنامه سه‌گانه در یک محیط کاملاً آزادی مطرح شد (صحیح است)

و در همان محیط هم به تصویب رسید و بعد هم که اعلان جنگ را ما به طیب خاطر دادیم و کسی به ما شارمنی نکرده بود و تقاضایی نکرده بود پس یک دلیلی باید داشته باشد که ما از چند صد فرسخ راه به یک مملکت اروپایی که از ما خیلی دور است اعلان جنگ داده باشیم،‌این دلیل به نظر بنده این است که ما معتقد به دلیل جنگ بودیم به کاروس بلی Carus-Belli  که در اصطلاح حقوق بین‌الملل آن را دلیل حقیقی می‌گویند ما به آن کاروس بلی معتقد بودیم. آن چه بود این جنگی که پیدا شد برای این بود که یک مسلکی ظهور کرده بود که این مسلک اساسش برد کی طلب بود اساسش تحمیل به ملل ضعیف بود. اضافش استعمار ملل ضعیف بود (لنکرانی- ومیلیتاریسم) اساسش استثمار از ملل ضعیف بود و مطابق این مسلک و رویه نسبت به ممالک کوچک اروپا نسبت به ملل کوچک اروپا عمل کرد چند ملت را زیر پا گذاشت استقلال چند ملت اروپایی را از بین برد و در یکی از آنها جنگ در گرفت پس ما چون عقیده داشتیم که یک مملکتی هستیم که می‌خواهیم استقلال خودمان را مثل سایر ممالک کوچک و ضعیف نگه داریم و این ملکی که پیدا شده بود و برخلاف این اصول عمل می‌کرد ما نپسندیدیم این مسلک را وقتی که دیدیم به او حمله شد ما هم در حمله شرکت کردیم یک دلیل دیگر هم داشت این مسلک چه چیز را مورد مهاجمه قرار داد این مسلک من در‌آوردی یک چیز را مورد مهاجمه قرار داد و آن عبارت بود از تمدن بشریت تمدن بشریت فعلی پایه‌های معنوی تمدن جدید سه چیز است اگر خوب دقت بکنید عبسویت است و اسلام و افکار آزادی‌خواهانه فلاسفه این سه چیز پایه‌های معنوی تمدن معاصر است و این مسلکی که در اروپا پیدا شد به چنین تمدنی حمله ور شد (دکتر رادمنش - این تئوری آقا است) این تشخیص بنده است (مهندس فریور - این سه تا بعد از پرورش افکار است) بعد از 25 قرن تمدن عالم ما که بیست و پنج قرن است به تمدن عالم خدمت می‌کنم نمی‌توانستیم یک روز حمله و تجاوزی را به چنین تمدنی مشاهده بکنیم و ساکت بنشینم بنابراین ما معتقد به دلیل جنگ بودیم و شرکت ما در جنگ از این نظر بود (فداکار- اگر نسبت به خودمان عمل کنیم چه طور است؟) عرض کنم این تمدنی که مورد دفاع دول منفق قرار گرفت... (بعضی از نمایندگان - اکثریت نیست) (اردلان- جلسه عصر باشد) (لنکرانی - آقا تنفس بدهید)

نایب رئیس - اکثریت شد بفرمایید آقای فرهودی.

فرهودی - عرض کردم این تمدنی را که تمام دول متفق برای دفاع از آن اسلحه برداشتند و در مقابل متجاوز دفاع از آن اسلحه برداشتند و در مقابل متجاوز دفاع کردند یک رشته عمده‌اش که شاید به سر همان رشته جنگ در گرفت یک رشته عمده این تمدن حقوق و اصول حقوقی بود (صحیح است) برای دفاع از این تمدن بود که ملت ایران رضا به امری داد که شاید در تمام طول تاریخ خود چنین رضایتی را نداده بود و آن رضایتی بود که به وقف قشون خارجی در ایران داد (صحیح است) چرا؟ برای این که او می‌دانست او تشخیص داده بود که تمدن معاصر حفظ شود و اصول این رضایتی که برای توقف قشون خارجی در ایران داده شد یک امری بود که در تاریخ ایران سابقه نداشت بهترین دلیل بود بر این که ملت ایران از صمیم قلب در این جنگ معتقد بوده است و خواسته است در این کار شرکت کند بنده دو اصل از اصول حقوقی را که جزو تمدن است و برای دفاعش قیام کردند فقط دو اصلی را تذکر می‌دهم یکی اصل عدم مداخله است یکی هم اصل دوام و اجرای قراردادهای بین‌المللی اصل عدم مداخله چیست؟ اصل عدم مداخله ناشی از یک حق مقدسی است که مربوط به استقلال ملل و حاکمیت ملل در خاک خودشان است این اصل را بشریت پس از سالیان دراز رنج و زحمت و جنگ و خونریزی پا به جا کرده و جزو اصول زنده حقوقی گذاشته است. به موجب اصل عدم مداخله هیچ دولتی در امور داخلی ... (عده از نمایندگان - اکثریت نیست - تنفس بدهید) (صمصام - فردا صبح ساعت 9) (اردلان- عصری) (فداکار - اگر یک نتیجه گرفته شود عصر).

4 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

نایب رئیس - اگر موافقت دارید چون کسی بیرون نیست که توی جلسه بیاید اجازه بدهید که بنده یک عرضی دارم، کمیسیون بودجه لایحه‌ای که راجع به چهار دوازدهم حقوق مستخدمین است تقریباً کارش را تمام کرده است آقایان اعضای کمیسیون بودجه که اینجا هستند مطلع هستند یک جلسه دیگری لازم است که یکی دو ماده که باقی مانده است تصویب کنند و خبرش را به مجلس بدهند و حالا هم بیست و هشتم ماه است و آقایان اگر موافقت دارند جلسه را روز سینه قرار بدهیم و فردا کمیسیون بودجه خبر چهار دوازدهم را به مجلس بدهد (دکتر رادمنش این مطالب مهمتر است) و دستور هم بقیه همین مذاکرات (صحیح است).

(مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شورای ملی -ملک‌مدنی

انتصابات و احکام

وزارت دادگستری

1 - آقای باقر شریفی رئیس شعبه 3 دادگاه تجدید نظر املاک واگذاری به سمت بازرس ویژه وزارتی.

2 - آقای محمدعلی مشیری کارمند شعبه 2 دادگاه تجدید نظر املاک واگذاری به سمت ریاست شعبه 3 دادگاه تجدید نظر املاک واگذاری

3 - آقای عزالدین بهرون کارمند شعبه 3 دادگاه تجدیدنظر املاک واگذاری به سمت کارمندی شعبه 2 دادگاه تجدید نظر املاک واگذاری

4 - آقای زین‌العابدین امیر ابراهیمی بازرس اداری در اداره کل بازرسی به سمت کارمندی شعبه 3 دادگاه تجدیدنظر املاک واگذاری

5 - آقای صالح امینی افشار بازپرس دادسرای اردبیل به سمت بازپرسی شعبه 4 دادسرای شهرستان تبریز

6 - آقای خلیل عارفی کارمند منتظر خدمت به سمت کارمندی علی‌البدل دادگستری کردستان.

 7- آقای ضیاءالدین هیئت دادستان شهرستان قم به سمت دادیاری دادسرای دیوان کیفر.

+++

وزارت بهداری

1 - تغییر مأموریت آقای علی اکبر شاهباز پزشک بهداری کردان به طالقان

آقای دکتر علی قاضی‌زاده منتظر به سمت رئیس بهداری هنگام برقرار شد.

آقای محمد نوعی پزشک بهداری کاشمر به سمت بهداری تربت‌جام برقرار شد .

آقای دکتر جواد آرین رئیس بهداری آذر شهر به سمت پزشک بهداری تبریز

آقای دکتر سید حیدر رفیعی طباطبایی رئیس بهداری شهرضا به سمت ریاست بهداری دزفول بر قرار شد.

آقای دکتر محمدعلی صدیقی رئیس بهداری دزفول به شهرضا منتقل شد.

آقای مصطفی بهجت وصال زشک بازرس استان هفتم به سمت رئیس درمانگاه سیار بهداری شیراز برقرار شد.

آقای جلال یزدانی پزشک بهداری سر ولایت نیشابور به سمت پزشک بهداری خرقان قزوین بر قرار شد.

آقای دکتر بیوک لطفی پزشک بهداری میاندوآب به سمت پزشک بهداری تبریز منتقل شد.

آقای دکتر احمد آلا به سمت رئیس بهداری میاندوآب برگزیده شد.

آقای دکتر محمدتقی رفیعی‌زاده رئیس بهداری شهرداری میانه به سمت رئیس بهداری خلخال بر گزیده شد.

آقای مسیح‌الله سپهری قمشه به سمت داروساز بیمارستان شهرضا

بانو مطلق‌نژاد به سمت مامای بیمارستان نجف‌آباد اصفهان.

آقای دکتر سید یوسف نبوی به سمت معاون بهداری دزفول.

بانو ایراندخت امیر نیرومند به سمت مامای بیمارستان خورشید اصفهان

آقای دکتر علی رشدی رئیس بهداری بندر جاسک به سمت پزشک بهداری برازجان برگزیده شد.

آقای دکتر ضیاء‌الله اشرافی پزشک بهداری برازجان به سمت معاون بوشهر برگزیده شد.

آقای دکتر علی حسامی رئیس بهداری فردوس به سمت ریاست بهداری شهرداری مشهد برگزیده شد.

آقای دکتر احمد سالاری رئیس بهداری شهرداری مشهد به سمت معاونت بهداری استان پنجم.

آقای عزیزالله وهاب‌زاده به سمت داروساز بهداری استان پنجم.

آقای دکتر نصرت‌الله بیدل به سمت رئیس بهداری شهرستان همدان

آقای دکتر عبدالله نوریان داروساز بهداری استان پنجم به سمت داروساز بهداری قصر شیرین

آقای پزشک هانزا کوسیان به سمت پزشک بهداری ازنا از توابع بروجرد.

آقای محمدعلی صادقی کارمند سابق وزارت بهداری به سمت پزشک بهداری بروجن اصفهان.

آقای دکتر عزیزالله فراست به سمت پزشک بهداری بندر شاهپور.

آقای یوسف بصلی به سمت پزشک بهداری درگز.

آقای دکتر غلام‌رضا شیبان رئیس بهداری مراغه به سمت رئیس بهداری شهرداری رضائیه.

آقای دکتر مراد جان‌پناه به سمت پزشک بهداری شهرستان همدان.

آقای محدحسن ناظم به سمت پزشک بهداری فریمان خراسان.

آقای دکتر حسن حبیبی به سمت ریاست بهداری ایلام.

شماره 13893 تاریخ 27/9/1324

وزارت کشور

آقای برزو کلهر بازرس وزارتی از تاریخ اول دی ماه سال جاری به سمت فرمانداری فردوس منتقل شد.

سؤالات نمایندگان

ریاست محترم مجلس شورای ملی

از آقای وزیر دارایی راجع به عدم پرداخت شکر و چای طوایف ترکمن صحرا که مدت چند ماه است نرسیده سؤال دارم در جلسه حاضر شده جواب بدهند.

نماینده دشت گرگان - گرگانی

تصویب‌نامه‌ها

وزارت دارایی

هیئت وزیران در جلسه چهاردهم آذر ماه 1324 بر طبق پیشنهاد شماره 29668/55865 وزارت کشور تصویب نمودند که از تاریخ صدور این تصویب‌نامه صدی نیم فروش کلیه محصولات کارخانه‌جات اصفهان به نفع شهرداری اصفهان وصول گردد مشروط بر این که صدی هفتاد و پنج از درآمد آن به مصرف آسفالت‌ریزی خیابان‌ها و صدی بیست و پنج بقیه به مصرف سایر اصلاحات شهر اصفهان برسد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست‌ وزیر است

م - 5560       نخست‌ وزیر

+++

یادداشت ها
Parameter:294288!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)