کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏18
[1396/05/30]

جلسه: 17 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه دوم خرداد ماه 1333.  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقاى دکتر بینا.

3- تقدیم چند فقره تلگراف از طرف آقایان امید سالار و مهندس اردبیلى.

4- طرح خاتمه مذاکره لایحه اجازه پرداخت یک دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت اردیبهشت 1333.

5- مذاکره و تصویب سه فوریت واصل طرح پیشنهادى مربوط به الغا طرح قانونى مصادره اموال آقاى قوام.

6- طرح و خاتمه مذاکره لایحه اضافه اعتبار وزارت دفاع ملى.

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏18

 

 

جلسه: 17

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه دوم خرداد ماه 1333.

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقاى دکتر بینا.

3- تقدیم چند فقره تلگراف از طرف آقایان امید سالار و مهندس اردبیلى.

4- طرح خاتمه مذاکره لایحه اجازه پرداخت یک دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت اردیبهشت 1333.

5- مذاکره و تصویب سه فوریت واصل طرح پیشنهادى مربوط به الغا طرح قانونى مصادره اموال آقاى قوام.

6- طرح و خاتمه مذاکره لایحه اضافه اعتبار وزارت دفاع ملى.

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه.

 

مجلس ساعت ده و سى و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس.

غائبین با اجازه آقایان- اخوان، کى‌نژاد، احمد فرامرزى، صفارى، قوامى، قراگوزلو، دکتر شاهکار، اقتدار صادقى.

غائبین بى‌اجازه آقایان- سلطانى، ثقه‌الاسلامى.

رئیس- نسبت به صورت جلسه پیش نظرى نیست، آقاى صفایی.

عبدالصاحب صفایی- در موضوع غائبین در رأى بنده با اجازه بودم و از حضور مبارک‌تان اجازه گرفتم بى‌اجازه قید شده.

رئیس- اصلاح می‌شود آقاى نورالدین امامى.

نورالدین امامى- آقاى ثقه‌الاسلامى را غایب بى‌اجازه نوشته‌اند در صورتی که بنده به استحضار مقام ریاست رساندم.

رئیس- بسیار خوب آن هم اصلاح می‌شود دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نبود (اظهارى نشد) صورت مجلس مذاکرات جلسه پیش تصویب شد.

2- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقاى دکتر پیرنیا

رئیس- آقاى دکتر پیرنیا.

دکتر پیرنیا- آقایان استحضار دارند که یک بودجه سنگینى با کسر شش میلیارد ریال پیشنهاد شده و چون به نظر بنده این یک اثر سویى از نظر اقتصادى و سیاسى داشت این است که بنده یک سؤالى تهیه کرده‌ام که تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

میراشرافى- آقاى دکتر لباس کهنه‌هاى جهودها را هم می‌گذارند توى بودجه مملکت لباس کهنه جودها به بودجه مملکت چه کار دارد؟ (زنگ رئیس).

3- تقدیم چند فقره تلگراف از طرف آقایان امید سالار و مهندس اردبیلى

رئیس- آقاى امید سالار.

امید سالار- عرض کنم همه روزه تلگرافاتى مبنى بر غارت مردم از طرف قشقایی‌ها در جنوب می‌رسد که براى نمونه سه فقره‌اش را تقدیم مقام ریاست می‌کنم و استفاده می‌کنم از حضور آقاى وزیر دفاع ملى (نمایندگان- وزیر جنگ) از آقاى وزیر جنگ استدعا می‌کنم که زودتر دستور فرمایند در آباده یک پادگان قوى تشکیل گردد خواهد ماند (نمایندگان- خدا نکند) براى نمونه سه فقره از تلگرافات را تقدیم می‌کنم.

رئیس- آقاى فرامرزى.

عبدالرحمن فرامرزى- چون حالا صحبت از ناامنى پیش آمده من هم از آقاى وزیر جنگ استدعا می‌کنم در صحراى باغ لارستان که یک عده دزد نفر همیشه مزاحم مردمند آنجا هم یک یادگان بگذارند (صحیح است).

رئیس- این مذاکرات خارج از ترتیب آیین‌نامه مجلس شده است، آقاى مهندس اردبیلى سؤالى دارید؟

مهندس اردبیلى- یک شکایتى از آقاى مهندس طاهرزاده رسیده که تقدیم می‌کنم برود به کمیسیون عرایض.

رئیس- این قبیل مطالب نباید در صورت مجلس گفته شود عین شکایت را به کمیسیون عرایض بفرستید.

 (4- طرح و خاتمه مذاکره لایحه اجازه پرداخت حقوق و هزینه کل کشور بابت اردیبهشت 1333.)

رئیس- لایحه یک دوازدهم مطرح است. قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد.)

ماده واحده- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود حقوق و کمک مزایاى کارمندان و خدمتگزاران و مصارف مستمر وغیر مستمر وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هاى دولتى و سایر مخارج کشور را بابت اردیبهشت ماه 1333 در حدود یک دوازدهم اعتبارات سال 1332 و با رعایت مقررات قانون بودجه و مصوبات سال مزبور و سایر قوانین و مقررات مالى از درآمد عمومى کشور پرداخت نماید. اعتبار بودجه مجلس سنا به مأخذ یک دوازدهم بودجه سال 1331 با احتساب مبلغ کمک برسم على‌الحساب پرداخت و پس از تصویب بودجه سال جارى محسوب و واریز خواهد شد.

نخست وزیر- سپهبد زاهدى‏

رئیس- آقاى بهادرى.

بهادرى- قبلاً از طرف آقایان نمایندگان آذربایجان از مقام ریاست استدعا می‌کنم نسبت به طرح اعتبارنامه آقاى ایلخانى‌زاده توجهى بفرمایند که زودتر در مجلس مطرح شود (صحیح است) اصولاً بنده براى خاطر رفاه وضعیت کارمندان دولت موافقم که هر چه زودتر حقوق و اضافات به مستخدمین دولت پرداخت شود فعلاً در این کشور به نظر بنده از کارمندان دولت بیچاره‌تر طبقه‌اى نداریم در این گرانى روزافزون با وضعیت

+++

بدى زندگانى می‌نماید و با مختصر حقوقى باید زیست کنند یکى هم طبقه کارگر است که اصولًا دولت باید براى جلوگیرى از این گرانى طاقت فرسا تدابیرى اتخاذ نماید چون فعلًا مجال کافى نداریم به طور مختصر علل مخالفت خود را در این لایحه به عرض می‌رسانم مخالفت بنده با این لایحه یک دوازدهم براى این است که تقریباً یک دوازدهم چند دوره است که بدعتى شده یعنى از دوره 14 این بدعت گذاشته شده و در این چند دوره همیشه دولت‌ها می‌خواهند با یک دوازدهم عمرشان را بگذرانند در ادوار گذشته به خاطر دارم که فقط دوبار آن هم در آخر سال یعنى اسفند ماه آن سال بودجه مملکت تصویب شده بقیه ادوار همه‌اش یک دوازدهم گذشته، آقایان یکى از وظایف عمده مجلس شوراى ملى رسیدگى به دخل و خرج مملکت است که قانون اساسى این وظیفه مهم را مختصاً به مجلس شوراى ملى واگذار نموده است مملکت ما امروز محتاج اصلاحات فورى است و مادامى که بودجه منظم و مرتبى نداشته باشیم نمی‌توانیم این دستگاه‌‌هاى زنگ زده اقتصادی‌مان را راه بیندازیم و موفق نخواهیم شد آقایان قریب سیزده سال است که رضا شاه فقید از ایران رفته ما نتوانسته‌ایم این برنامه‌هاى عمرانى و اقتصادى خودمان را راه بیندازیم سهل است آنچه هم که درست شده بود از دست می‌دهیم مثلا در این 13 سال بقیه ساختمان راه‌آهن یکى مال مشهد و دیگرى راه‌آهن تبریز است که همین طور راکد مانده است (صحیح است) حالا هم با این وضعیتى که ما داریم یعنى حکومت در حکومت ما یک دستگاه وزارت بهدارى داریم عین آن دستگاه را در سازمان برنامه داریم (صحیح است) همین طور سایر دستگاه‌ها یکى دولتى است یکى هم مال برنامه اینها هیچ کدام به درد مملکت نمی‌خورد (صحیح است) علت همه اینها به نظر بنده عدم تصویب بودجه و عدم نظارت مجلس در امور دخل و خرج مملکت است من از آقاى وزیر دارایی متشکرم که براى اولین بار به موقع بودجه را تقدیم مجلس کردند ولى صراحتاً عرض می‌کنم منحصراً مجلس این ماه به عنوان کمک به وضعیت کارمندان اجازه یک دوازدهم را می‌دهد فکر می‌کنم اکثریت همکاران محترم دیگر اجازه نخواهند داد به عنوان طرح یک دوازدهم لایحه‌اى دولت به مجلس بیاورد عقیده دارم اعضاى محترم کمیسیون بودجه تا 15 روز بودجه مملکتى را مورد مطالعه و رسیدگى قرار داده و گزارش آن را به عرض مجلس شوراى ملى برسانند و عقیده دارم که مجلس شوراى ملى در عرض یک ماه صبح و عصر و شب تمام اوقات خودشان را صرف کنند براى بودجه مملکتى (شوشترى- قانون هم همین را می‌گوید) تا تکلیف بودجه مملکتى را تعیین نمایند بلکه امسال به یارى خداوند برنامه‌هاى عمرانى و اصلاحى این مملکت شروع بشود در ضمن بنده از موقع استفاده کرده و تذکراتى به عرض می‌رسانم نمی‌دانم آقاى وزیر دارایی براى کسر بودجه مملکتى چه فکرى نموده‌اند گرچه بنده هنوز بودجه را کاملًا مطالعه نکرده‌ام ولى مبالغ هنگفتى شما کسر بودجه دارید آقاى وزیر دارایی دیگر ملت ایران قادر نیست که مالیات غیرمستقیم بدهد هزینه زندگى طورى بالا رفته که دیگر امکان ندارد کسى بیشتر از این مالیات بپردازد.

رئیس- آقاى بهادرى مذاکره در یک دوازدهم غیر از این مطالب است.

بهادرى- بنده راجع به یک دوازدهم عرض می‌کنم.

رئیس- شما به عنوان یک نفر مخالف صحبت می‌کنید و بیشتر از این نمی‌شود صحبت کرد از موضوع خارج نشوید و راجع به همان مطلب بفرمایید قسمت دوم ماده 138 آیین‌نامه قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد.)

هیچ گونه پیشنهاد یا تبصره یا ماده الحاقیه چه در حین تقدیم از طرف دولت و چه در موقع مذاکرات از طرف نمایندگان راجع به دوازدهم بودجه مجاز نخواهد بود و موقع طرح آن هم بعد از توضیحات مختصر پیشنهاد کننده و جواب مختصر یک نفر مخالف اخذ رأى به عمل خواهد آمد.

رئیس- توجه فرمودید حالا به طور مختصر در خود یک دوازدهم بودجه وارد بشوید حالا بفرمایید.

بهادرى- عرض کنم حالا در این کشور علاوه بر مالیات عوارضى هم هست من حساب کردم که ملت ایران بیشتر از مالیات عوارض می‌دهد به عناوین مختلف (صحیح است) و هر کس هم که دستش می‌رسد یک عوارضى تحمیل می‌کند من در تبریز بودم یک چیزى شنیدم آقاى رئیس بانک ملى تبریز براى این که یک دستگاه فیلمبردارى عوارض درست کرده ملاحظه بفرمایید کار طورى شده است که وضع عوارض به بانک ملى هم رسیده است باید جلوى اینها را بگیرند (اردبیلى- کى به کیه) واقعاً حیف است باید مخصوصاً دستگاه‌هاى اقتصادى را راه بیندازید با داشتن این همه اراضى و آب و زمین شما می‌توانید کسر بودجه را از اینها تأمین کنید آقایان توجه بفرمایید مثلاً ما در آذربایجان دشت مغان داریم آمده‌اند یک شرکتى در آنجا تأسیس کرده‌اند حالا سرمایه آنجا نگذاشته‌اند دویست هزار هکتار زمین است در سال گذشته هیچ گونه بهره‌بردارى در آنجا نشده است و سالى مبالغى دولت ضرر می‌کند من نمی‌دانم این دستگاه‌هاى وزارت کشاورزى ما چه می‌کنند از آنجا ما سالى صد هزار تن پنبه و سایر حبوبات (یک نفر از نمایندگان- گندم) می‌توانیم به دست بیاوریم اینها یک تذکراتى است که چون مقام ریاست اجازه نفرمودند بنده نمی‌خواهم بیش از این در اطراف این موضوع صحبت کنم و بر خلاف امر ایشان رفتار کنم یکى هم موضوع راه‌ها است که استدعا دارم که آقا توجه بفرمایید که این بودجه‌هایی که از طرف وزارت راه خواسته شده فوراً داده شود (شوشترى- اصلاً راه نیست) چون راه اکثر نقاط مملکت خراب است بنده فعلاً از بقیه عرایضم صرف‌نظر می‌کنم و موکول می‌کنم به موقع طرح بودجه (احسنت).

رئیس- در این لایحه یک دوازدهم یک کلمه‌اى است که خود آقاى وزیر دارایی هم توجه دارند آقاى اردلان توضیح می‌دهند و خود ایشان اصلاح می‌کنند، آقاى اردلان.

اردلان- چون در یک دوازدهم پیشنهاد نمی‌شود داد بنده با جناب آقاى وزیر دارایی هم صحبت کرده‌ام فعلاً به نام توضیح یک کلمه‌اى از این پیشنهاد دولت حذف شود و یک کلمه صحیح و بهترى گذاشته شود آن موضوع این است که در اینجا نوشته شده قانون بودجه آقایان مطلع هستند که سال 32 قانون بودجه از مجلس شوراى ملى نگذشته قانون چیزى است که مجلس شوراى ملى تصویب بکند و به صحه ملوکانه برسد (صحیح است) کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى نسبت به بودجه پیشنهادى دولت نظریاتى داده و رایزنى به مجلس شوراى ملى داده و حالا به جاى کلمه قانون بودجه باید گذاشه شود مصوبات سال 32 کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى (صحیح است).

عمیدى نورى- پیشنهاد اصلاحى بدهید.

عبدالصاحب صفایی- در یک دوازدهم پیشنهاد نمی‌شود داد.

رئیس- آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایی (آقاى دکتر امینى)- عرض کنم راجع به تذکرى که جناب آقاى اردلان فرمودند بنده موافقم که به جاى قانون بودجه گذاشته شود که مقررات مصوبه کمیسیون مجلس شوراى ملى (صحیح است).

رئیس- پس لایحه به این طور که اظهار داشتند اصلاح می‌شود.

وزیر دارایی- ضمناً بنده خواستم به طور اختصار راجع به فرمایشاتى که جناب آقاى بهادرى فرمودند جوابى عرض کرده باشم ایشان فرمودند که تأخیرى در تقدیم بودجه از طرف دولت‌ها به مجلس شوارى ملى همیشه بوده بنده تصدیق می‌کنم همان طورى که فرمودند سیاست مالى اقتضا دارد که بودجه در موقع خودش تسلیم بشود و آقایان نمایندگان هم در اطراف دخل و خرج مملکت اظهار نظر کامل بکنند بنده به گذشته کارى ندارم ولى در این دوره به موقع خودش بودجه تقدیم مجلس شده و همان طورى که در جلسه گذشته عرض کردم امیدوارم که هر چه زودتر جلسه کمیسیون بودجه تشکیل شود و به بودجه رسیدگى کنند چنان که امروز جناب آقاى اورنگ هم فرمودند که کمیسیون بودجه را براى روز شنبه دعوت کرده‌اند و امیدوارم همان طوری که آقاى بهادرى تذکر فرمودند شب و روز کار بکنند تا این که زودتر گزارش بودجه به مجلس تقدیم شود بنده خوشوقتم که جناب آقاى دکتر پیرنیا سؤالى فرموده‌اند راجع به درآمد دولت و کسر بودجه دولت که در موقع خودش جواب عرض خواهم کرد که به چه ترتیب این کسر تأمین خواهد شد که رفع نگرانى آقایان بشود راجع به تذکرات کلى آقاى بهادرى می‌خواهم عرض کنم چنانچه قدرت مالى دولت اجازه بدهد البته دقت خواهد شد ولى با کسرى که در بودجه مشاهده می‌فرمایید که با آن سرعت انجام شود نسبت به مالیات‌هاى غیرمستقیم که اشاره فرمودند البته در این بودجه ملاحظه خواهید فرمود که به مالیات‌هاى غیرمستقیم چیزى اضافه نشده است ولى نسبت به اصل مالیات مستقیم و غیر مستقیم بنده عرایضى دارم که در موقع خودش عرض خواهم کرد (انشاءالله).

رئیس- نظر دیگرى نیست لایحه براى مجلس سنا فرستاده می‌شود (شوشترى- به چه عنوان؟) به عنوان اظهار ملاحظات مطابق قانون اساسى (احسنت).

5- مذاکره و تصویب سه فوریت و اصل طرح پیشنهادى مربوط به الغا طرح قانونى مصادره اموال آقاى قوام

رئیس- طرحى که به مجلس شده به قید سه فوریت قرائت می‌شود. (به شرح زیر خوانده شد.)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى.

چون اصل شانزدهم متمم قانون اساسى مقرر می‌دارد «ضبط املاک و اموال به عنوان مجازات و سیاست ممنوع است» توجه به اصول دیگر ماده واحده ذیل را پیشنهاد می‌نماییم-

ماده واحده- قانون مصادره اموال آقاى احمد قوام ملغى و کان لم یکن است.

مشایخى، محمودى، باقر بوشهرى، اورنگ، مسعودى، مکرم، امیر تیمسار افشار، امیر احتشامى، عبدالصاحب صفایی، صادق نراقى، بزرگ‌نیا، تیمورتاش، پور سرتیپ، غضنفرى، اردبیلى، موسوى و 63 امضاى دیگر.

رئیس- پیشنهاد کننده یک توضیح مختصرى می‌دهد. آقاى مشایخى.

مشایخى- بنده آن قانونى را که به نام قانون مصادره اموال قوام‌السلطنه دوره هفده مجلس شوراى ملى به تصویب رسیده است قانونى نمی‌دانم و عقیده دارم نام آن را باید تصمیم گذاشت. نه قانون

+++

(یک نفر از نمایندگان، روى عصبانیت بود) زیرا آن چیزى که بر خلاف قانون اساسى و قانون شرع وضع شود قانون نیست واین عنوان را نمی‌توان به آن داد این تصمیمى که در دوره هفده مجلس شوراى ملى گرفته شده است و اسم آن را قانون گذاشته‌اند برخلاف قانون اساسى است و هر تصمیمى که برخلاف قانون اساسى گرفته شود باید بى‌اعتبار و بلااثر اعلام شود (صحیح است) قانون اساسى که پایه و شالوده محکم مشروطیت است و کلیه قوانینى که در مجلس وضع می‌گردد باید بر اساس آن استوار باشد شامل اصولى است که سریعاً این طور کارها را منع کرده است اصل 9 متمم قانون اساسى حاکى است که افراد مردم از حیث جان و مال و مسکن و شرف محفوظ و مصون از هر گونه تعرضى هستند و متعرض احدى نمی‌شود شد مگر به حکم و ترتیبى که قوانین مملکت تعیین می‌نماید (صحیح است) اصل 15 متمم قانون اساسى مثمر است که هیچ ملکى را از تصرف صاحب ملک بیرون نمی‌توان کرد.

رئیس- آقاى مشایخى فوریت مطرح است راجع به فوریت صحبت کنید بعد اگر در اصل موضوع صحبتى دارید در خود ماده واحده بفرمایید.

مشایخى- بسیار خوب، هیچ ملکى را نمی‌شود از تصرف مالک ملک بیرون کرد مگر به موجب قانون، در اصل 16 واصل 27 و 28 هم ...

رئیس- این مربوط به اصل قضیه است اینها مربوط به فوریت نیست.

مشایخى- به هر صورت بنده این قانون را مخالف قانون اساسى می‌دانم و معتقد هستم که بدون فوت وقت نقض شود.

رئیس- فوریت اول مطرح است آقاى قنات‌آبادى با فوریت مخالفید؟

قنات‌آبادى- بله بنده با فوریت و عدم فوریتش مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

قنات‌آبادى- قبل از این که علت مخالفتم را با این طرح تقدیمى آقایان نمایندگان بیان کنم اسامى آقایان محترمى را که پاى این طرح را امضا کرده‌اند قرائت می‌کنم براى این که در فوریت‌هاى بعدى و موقعی که خود ماده واحده مطرح می‌شود مقام ریاست توجه داشته باشند که این آقایان محترمى که خودشان این لایحه را امضا فرموده‌اند یعنى با قید سه فوریت تقدیم مقام ریاست کرده‌اند حق نداشته باشند به عنوان مخالف با فوریت و یا اصل لایحه صحبت کنند (مهدوى- تمام اینها مسلمانند) گر مسلمانى از این است که ماها داریم- واى اگر از پس امروز بود فردایى، ماشاءالله آقاى سعید مهدوى ماشاءالله امضاکنندگان این آقایان هستند. مشایخى، محمودى، باقر بوشهرى، اورنگ، مسعودى، مکرم، امیر نیرومند، افشار، امیراحتشامى، عبدالصاحب صفایی، (چند نفر از نمایندگان- این چه ارتباطى با فوریت دارد؟) صادق نراقى، بزرگ‌نیا، تیمورتاش، پورسرتیپ، غضنفرى، اردبیلى، موسوى، بهبهانى (همهمه نمایندگان، زنگ رئیس، اینها چه ارتباطى دارد؟)

رئیس- اینها چیست که می‌خوانید؟

قنات‌آبادى- اولاً تمنا می‌کنم از مقام ریاست که به آقایان نمایندگان بفرمایند که اگر لازم است که تذکرى داده شود مقام ریاست باید تذکر بدهند.

رئیس- گفتم که آقایان ساکت باشند.

قنات‌آبادى- اجازه بفرمایید این اسامى آقایانى است که پاى این طرح را امضا کرده‌اند.

رئیس- این مربوط به فوریت نیست اسامى قبلاً اینجا خوانده شده.

عبدالرحمن فرامرزى- جناب آقاى رئیس ایشان می‌خواهند بفرمایند که این آقایان حق ندارند که مخالفت بکنند قصد ایشان این است والا قصد دیگرى ندارند.

صفایی- مگر امضای‌شان را پس بگیرند.

قنات‌آبادى- مطابق آیین‌نامه حق پس گرفتن امضاى خود را ندارند بله بنده قصدم این بود اول هم که عرض کردم، توماج، تجدد، امید سالار، سرمد، دکتر پیرنیا، سالار بهزادى، خلعتبرى، هدى، دکتر مشیر فاطمى، سعیدى، فرود، میراشرافى، رضایی، اریه، بهادرى، شادلو،، کاشانیان، مهدوى، کدیور، دکتر آهى، زنگنه، دولتشاهى، افخمى، معین‌زاده، اکبر شاهرخ‌شاهی، دکتر وکیل، داراب، شفیعى، بیات ماکو،، جلیلوند، قراگوزلو، امامى، بوشهرى، دکتر عدل، عباسى، حمیدیه، ابراهیمى، خرازى، ظفر، جفرودى و چند امضاى دیگر (مهدوى- مهدوى را دروغ می‌گوید، بنده امضا نکرده‌ام) (حشمتى، بنده هم امضا کرده‌ام).

قنات‌آبادى- من این را از آقاى نقیب گرفته‌ام از خودم ننوشته‌ام اما فوریت معمولاً روى موضوعاتى قرار می‌گیرد که اگر در موقع خودش و موقع مقتضى آن عمل انجام نشود و آن موضوع تصویب نشود و آن قانون مورد تأیید نمایندگان مجلس شوراى ملى قرار نگیرد یک مصلحت بزرگى یک مهمى راجع به اجتماع از بین برود و دفن شود مثلاً دولت ما موظف است که آخر برج که می‌شود به کارمندان دولت حقوق بدهد و چون بودجه هم در مجلس تصویب نشده و کارمندان ما هم احتیاج به پول دارند لازم است لایحه یک دوازدهم وقتى به مجلس می‌آید با فوریت بیاید که نمایندگان با فوریت به آن رأى بدهند که یک مصلحتى فوت نشود و کارمندان بى‌بضاعت آخر برج پول داشته باشند و بتوانند زندگیشان را اداره کنند و نظیر این مطلب است که لازم است وقتى این قبیل لوایح تقدیم مجلس می‌شود با فوریتش مخالفت نشود امااین لایحه‌ای که با قید سه فوریت آمده و فریاد واسلام اى یک عده‌اى هم بلند شده بنده نمی‌دانم که چه لزومى داشته و چه مصلحتى از بین می‌رفته است و چه مفسده‌اى مترتب می‌شده است که این طرح با قید سه فوریت داده می‌شود ممکن بود یک آدم بدبخت و گرسنه و فقیرى یک حقى از او گرفته شده باشد یا یک پولى را از او به زور به زعم آن عده‌ای که خیال می‌کنند به زور گرفته شده است و این واقعاً گرسنه بود و می‌آمدند یک تصمیم فورى راجع به آن اتخاذ می‌کردند و حال آن که معنى انجام موضوع به خصوص که خارج شدن املاک آقاى قوام‌السلطنه از قید ملکیت ایشان. این به معنى خود آن قانونى است که در دوره هفده بعد از کشتار سى‌ام نیز در مجلس تصویب شده بود در این مورد هیچ یک از این معانى انجام نشده است در این مورد به هیچ وجه این قانون اجرا نشده است در معنا ایشان حکومت‌شان را بر املاک‌شان داشته‌اند و در معنى تصرفات غیر قانونى با وجود این قانون هم می‌شده است (مشایخى- قانون نبوده است) اولاً این مطلب را یک بار دیگر هم اینجا عرض کردم که مجلس می‌تواند تصمیم بگیرد و یک موضوعى را قانونى بداند یا قانونى نداند البته با تشریفات قانونى و با تشریفاتى که آیین‌نامه معین کرده اما یک فردى در هیچ زمانى و در هیچ موردى حق ندارد عمل یک مجلس را تخطئه کند (مهدوى- مجلس نبوده یک عده چاقوکش بوده‌اند این برخلاف قانون اساسى است) البته آقایان نمایندگان محترم همه شان می‌توانند به فوریت این طرح رأى بدهند و اسم آن بشود یک قانونى که آن قانون گذشته را نسخ کرده یا به قول آقایان کان لم یکن کرده است اما یک فرد به هیچ وجه حق ندارد که بگوید یک مجلسى کارش قانونى نبوده یا قانونى بوده است (عبدالرحمن فرامرزى- چطور حق ندارد؟) زیرا تصمیمى که مجلس می‌گیرد این دیگر قانونى است و اگر بنا بشود که زیرش بزنیم می‌شود به زیر خیلى از این حرف‌ها زد بنابراین بنده که با این فوریت مخالفم با فوریت دوم هم مخالفم و با فوریت سوم هم مخالفم و با خود ماده واحده هم مخالفم می‌خواهم به آقایان محترم عرض کنم که واقعاً شما براى فقرا و مجروحین مملکت هم به همین فوریت تصمیم می‌گیرید؟ (سالار بهزادى- حقوق فقرا بهتر حفظ می‌شود) حقوق فقرا را با حفظ حقوق اشراف حفظ می‌کنید اشتباه می‌فرمایید. این مجلس براى این درست نشده است که ما بیاییم دور هم جمع بشویم و تمام هممان صرف این بشود که حقوق طبقه اشراف را حفظ کنیم (مهدوى- آقاى قنات‌آبادى این حرف‌ها را بگذارید. از رئیس شهربانى شاهرود پول گرفتن حفظ حقوق فقرا است؟!) و ما مال و جان آنها را ولو هر کارى که مرتکب بشوند و هر جرمى را که مرتکب بشوند حفظ بکنیم به این دلیل بنده به این فوریت مخالفم (مهدوى- چرا باید این مزخرفات را بشنویم).

رئیس- اسم موافقى که اینجا نوشته شده آقاى عمیدى نورى است (عمیدى نورى- بنده موافقم جواب عرض می‌کنم) بفرمایید.

عمیدى نورى- جناب آقاى قنات‌آبادى، بنده از کسانى هستم که این طرح را امضا نکرده‌ام مع‌هذا موافق هستم با فوریتش (احسنت) دلایلش را هم خدمت‌تان عرض می‌کنم.

رئیس- راجع به فوریت باشد.

عمیدى نورى- راجع به فوریت است هر عملى که بر خلاف قانون اساسى و به نام تصمیم مجلس شوراى ملى یا قوه مقننه عنوان بشود یک دقیقه هم ازش بگذرد این عمل باید لغو بشود و هر تأخیرى ولو یک دقیقه هم در عمل غیر قانونى که حیثیت و احترام مملکت را می‌برد بشود این غلط است و باید به فوریت آن را لغو کرد (میراشرافى- خوب بود راجع به کارمندان بازنشسته هم آقایان این رعایت را می‌کردند که آن را به چاه‌ویل نفرستند) این هم صحیح است و به همان دلیل جناب آقاى میراشرافى صحیح می‌فرمایید بنده و جنابعالى عقیده داشتم که به فوریت باید بشود و آقایان هم رأى دادند و آن طرح هم باید به فوریت تصویب می‌شد و انشاءالله باز هم تمام خواهید شد یک دلیلى که می‌خواهم آقاى قنات‌آبادى را قانع کنم همین است که جنابعالى در دوره هفده تشریف داشتید و همین لایحه غیر قانونی که آبرو و حیثیت قضایی مملکت را برده با سه فوریت گذراندید شما که طرفدار سه فوریت یک عمل غیر قانونى که بر خلاف موازین قانون اساسى است بودید چطور حالا می‌گویید لغو یک چنین عمل غیرقانونى نمی‌بایستى با سه فوریت باشد بنده از عمل خودتان اتخاذ سند می‌کنم از اقرار خودتان و عمل غلطى که در دوره گذشته شد و معتقد بودید که بایستى با فوریت و سه فوریت این لایحه بگذرد دیگر حاجتى به دلیل نیست چون اقرار خودتان را دلیل گرفتم.

رئیس- به فوریت اول رأى گرفته می‌شود، آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد فوریت دوم مطرح است، آقاى قنات‌آبادى.

قنات‌آبادى- اولاً جناب آقاى عمیدى نورى بعضى موضوعاتى هست که مرهون اوقاتش است در مجلس هفدهم که به این لایحه قانونى با قید سه فوریت رأى داده شد علتش این بود که در و دیوارهاى این شهر تهران رنگین به خون ابناى وطن ما بود و افکار عمومى آن روز جداً عصبانى بود براى این که

+++

متأسفانه توى این مملکت با طبقه حاکمه و با این قبیل اشخاص محترم هیچ وقت از روى جد عمل نمی‌شود اگر یک وقت یک تحولى بشود یک درى به تخته بخورد یک اوضاعى برگردد اغلب پزشک احمدی‌ها را محاکمه می‌کنند و از بین می‌برند این را من و شما و همه افراد این مملکت می‌دانیم و حال آن که اگر بنا بشود توى این مملکت گناهان و جنایات را قسمت بکنند این افراد امثال پزشک احمدی‌ها نسبت گناهان‌شان به طبقه حاکمه مثل یک می‌ماند به صد (مهدوى- این دو سه ساله را هم بفرمایید) جناب آقاى عمیدى نورى آن روزى که مجلس این تصمیم را گرفت آن روز در مقابل یک خلبان سرتاسرى در سراسر کشور مواجه بود (مهدوى- هیچ همچو چیزى نیست فقط از طرف توده‌ای‌ها بود) شما آقایان محترم به سهم خودتان می‌توانید تکذیب بکنید (مهدوى- همه مردم می‌دانند) شما نمی‌توانید هیچ وقت از طرف همه مردم صحبت بکنید.

مهدوى- به خصوص شما هم نمی‌توانید از طرف طواق‌ها بفرمایید.

فرامرزى- این یکى که حسابى بود.

رئیس- آقایان صحبت نکنید والا به شما تذکر بدهم.

قنات آبادى- بنده به مقام ریاست عرض می‌کنم تذکر بفرمایید آقایان از حدودى که آیین‌نامه برایشان تعیین کرده تجاوز نکنند آقاى مهدوى امیدوارم شما اجرتان را از خود آقا بگیرید، مضاعف، آقاى مشایخى شما از طرف آقاى قوام‌السلطنه از آقاى مهدوى تشکر بکنید خیلى جوش می‌زنند و عصبانى هستند على‌ایحال آقاى عمیدى نورى آن روز مردم عصبانى بودند خود شما هم که قطع نظر از جنبه وکالت و قطع نظر از همه حب و بغض‌ها و مخالفت‌ها و موافقت‌ها با این حرف‌ها یک روزنامه نگارید یعنى ناظر به حقایق و واقعیات اجتماع هستید می‌دانید آن روز به قدرى عصبانیت در سرتاسر کشور حکومت می‌کرد که مجلس هفدهم مجبور بود براى این که به این همه احساسات و به این همه علاقمندى و به این همه مبارزات و این همه خون‌هاى بی‌گناهى که ریخته شده جواب داده شود این لایحه را با قید سه فوریت تصویب کند و حال آن که هیچ یک از آن شرایط آن روز حالا وجود ندارد.

رئیس- آقاى عبدالصاحب صفایی در فوریت موافقید (بلى) به طور مختصر صحبت بفرمایید.

صفایی- به نظر بنده جناب آقاى شمس قنات‌آبادى در عوض مکرر به پشت تریبون آمدن و یادى از گذشته کردن خوب بود که خواهش دوستان‌شان را قبول می‌فرمودند و یک مقدارى از عصبانیت کم می‌کردند من به ایشان حق می‌دهم که هم مخالف باشند و هم با حرارت صحبت کنند ولى تعجبم از رفقاى دیگر بنده است که بى‌جهت در برابر عصبانیت ایشان حرارت نشان می‌دهند و اخلاقاً رفقا نمی‌بایست این کار را بکنند زیرا اکثریت همیشه حاکم است و اقلیت هم حق دارد که حرفش را بزند آقاى شمس که در آن روز با آن شدت صحبت می‌کردند اگر امروز دفاعى از گذشته نکنند خوب خود ما به ایشان ایراد می‌گیریم که چرا مخالفت نکردید رفقا باید توجه کنند که عصبانی‌شان نکنند به هر حال بیانات‌شان صحیح بود که در قوانین عادى سه فوریت لزوم ندارد و در جریان عادى همین طور که فرمودند اگر حق آنى فوت نشود بایستى همان جریان عادى خودش را سیر کند ولى در این مورد که یک اصولى از بین می‌رفته است نظر امضاکنندگان یعنى ما امضاکنندگان انى طرح معتقدیم قانونى بر خلاف شرع و بر خلاف قانون اساس گذشته است (صحیح است) خود جناب آقاى شمس حق باید بدهند که اگر قانونى بر خلاف قانون اساسى و برخلاف شرع گذشت کوشش باید بشود که اثر آن را در اولین ازمنه امکان از بین برد (صحیح است) درست است کسى امشب بى‌نان نمی‌ماند یا اثر آنى فوت نمی‌شود ولى اگر اثرى برخلاف شرع مطهر اسلام در اثر یک تحریک احساسات و یا امیال فقط همان احساسات غلطى که مکرر به جناب آقاى شمس عرض کردم یک ملتى را احساسات نمی‌تواند رهبرى کند و افکار گاهى به غلط تحریک می‌شود مجلس شوراى ملى کانون ارشاد و رهبرى ملت است نه این که کورکورانه از آن احساسات غلط پیروى کند اگر بنا بشود مجلس شوراى ملى، دولت‌ها از احساسات غلط افراد از احساسات تحریک شده افراد بدون لاونعم پیروى کند همیشه گمراه خواهیم بود ما باید مجلس شوراى ملى را تبدیل به یک کانون ارشاد و رهبرى عوام بکنیم ما باید مردم را هدایت بکنیم و متوجه‌شان کنیم که این تفکرى که برایشان پیش آمده صحیح بوده و یا غلط بوده است در روز سى‌ام تیر احساساتى پیدا شد ...

رئیس- آقاى صفایی خواهش می‌کنم تمام بفرمایید چون فوریت مطرح است.

صفایی- بنابراین چون فوریت این لایحه از این لحاظ تقاضا شده بود که قانونى برخلاف شرع و برخلاف قانون اساسى گذشته این بود که نمایندگان محترم عجله داشتند این اثر را خنثى کنند و ثابت کنند که در اولین زمان امکان قوانین بر خلاف قانون شرع و قانون اساسى کان لم یکن است.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به فوریت دوم آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد فوریت سوم مطرح است آقاى شوشترى.

شوشترى- بسم الله الرحمن الرحیم، بنده خیلى متأثرم که چرا آقایان یک قدرى بیشتر غور نمی‌فرمایند در اینجا پیشنهادى که شده مطالعه بفرمایند و راجع به فوریت غیر فوریت روى یک اصولى صحبت بشود که آن اصول در خارج منعکس به حسن اثر بشود بنده امور آتى و فوتى را مثلاً راجع به کنکره که چهل و چند امضا از نمایندگان محترم شد وقتی که جناب آقاى رئیس آن تقریر را فرمودند و شروع شد در اصل قضیه که آن بلافاصله از میان نرود قانع شدم و اینجا اگر به نام فوریت صحبت می‌کنم از نظر موازین شرع است اگر در قانون مصادره اموال آقاى احمد قوام چون بنده در تاریخ اسرار حادثه خراسان که نوشته‌ام چون من این طرح را امضا نکرده‌ام آنجا نوشتم آقاى احمد قوام همیشه با من مخالف بوده و به من لطف نداشته و من هم اغلب سیاست ایشان مورد پسندم نبوده است، اگر این طور نبود و بوى مخصوصى برده نمی‌شد ازش وارد می‌شدم به مراحل دیگر و اما این که مخالفت می‌کنم اما چون در اصل موضوع آقاى قنات‌آبادى خیلى متأسفم که در آن موقع یک عده روحانى آشنا به قواعد فقه و آیات قرآنى توى مجلس نشسته بودند مقدمه قانون را مفسد فى الارض نوشتند اگر هم به فرض محال این طور باشد مصادره مال حرام است مصادره مال غلط است مصادره مال برخلاف نص صریح قرآن کریم است مرتد را هم باید گردن زد کسی که به ذات مقدس پروردگار یا قرآن کریم و یا اصولى از کتب مقدس آسمانى اهانت کرد باید گردنش را بزنند ولى مالش مال وراث است این را به شما بگویم یک قانونى روى هیجان و بى‌مطالعه آورده‌اند این قانون حتماً در اول امکان باید از بین برود آقایان فکرى بکنید بیایید یک روز دو روز مطالعه کنید طورى بشود که اینجا ما انشا کنیم و بفهمانیم که روى نادانى یا عدم توجه برخلاف نص قرآن کریم بر خلاف قانون اساسى بر خلاف اسلام و طریقه حقه جعفریه اثنى عشرى چیزى از مجلس شوراى ملى گذشته و اگر اشتباهاً صادر شود قانونیت ندارد (صحیح است) و به همین دلیل وقتى گفته‌اند در قرضه ملى 6 درصد جایزه است آمدم اینجا گفتم که قانونیت ندارد احل الله البیع و حرم الربوا جایزه رباهست و حرام است، حرام است آقایان این قانون اصلاً قانونیت ندارد (صحیح است) چرا بى‌مطالعه باشد بگذارید برگردد توى مجلس بگذارید بیاید به مجلس، من گفتم که انتصابات دوره 17 بسیار متأسفم که سه قانون از آن مجلس گذشته که پشت اسلام و مذهب جعفرى را لرزانده است.

رئیس- آقاى شوشترى نباید از فوریت خارج بشوید.

شوشترى- روى فوریت است اجازه بفرمایید این سه قانونى که گذشته که کمر اسلام را شکست یکى توقیف و تعطیل احکام اسلام بود و متأسفم که روحانوین در مجلس بودند و این طور شد (فرامرزى- اسلام کمر ندارد) پس بگذارید در فوریت سوم برود مطالعه شود و بیاید و بگوییم که اصلاً قانون نبوده تصرفى که کرده‌اند حرام بوده حلال همان است که اسلام گفته حرام همان است که اسلام گفته این برخلاف اسلام است و حرام بوده لذا با فوریت سوم به این جهت مخالفم که اصلاً باید بگوییم این مطلب طبق قانون اسلام بشود یعنى بگوییم که حرام بوده و قانونیت نداشته است.

رئیس- آقاى نورالدین امامى.

نورالدین امامى- بنده وقتى که مریض هم نبودم مثل جناب آقاى شوشترى نمی‌توانستم صحبت کنم خیلى خوشوقتم که بنده از ایشان به عنوان موافق صحبت می‌کنم بیانات ایشان مام موافقت بود و توجه دارند نمایندگان محترم این قانون اصلا قانون نبوده است و برخلاف قانون اسلام بوده است الناس مسلطون على اموالهم و انفسهم این برخلاف نص صریح قرآن بوده و برخلاف نص صریح قرآن مجلس ایران نمی‌تواند قانونى وضع کند هر کس مجرم است قانون باید او را مجازات کند اموالش مال ورثه است همان طور که گفتم احتیاجى به برگشتن نیست ما می‌گوییم کان لم یکن یعنى عمل غلطى شده است و آن عمل غلط لغو است والسلام احتیاج به توضیح بیشترى هم ندارد.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به فوریت سوم آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده واحده مطرح است اصلاحى باید در ماده واحده شود که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد.)

ماده واحده- طرح قانونى مصادره اموال آقاى احمد قوام ملغى و کان لم یکن است.

رئیس- کلمه قانون را باید بنویسند طرح قانونى یعنى طرحى است که از طرف مجلس پیشنهاد شده آقاى قنات‌آبادى مخالفید (قنات‌آبادى- بله) بفرمایید.

عمیدى نورى- بنده پیشنهاد داده‌ام و می‌خواهم چند کلمه عرض کنم.

بزرگ‌ابراهیمى- بنده تذکر نظامنامه‌اى دارم اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- طبق چه ماده‌اى (ابراهیمى- ماده 90) ماده 90 وقتى است که اگر کسى نسبت به کسى اظهاراتى بکند آن شخص توضیح بدهد و رفع اشتباه بکند به شما که مربوط نمی‌شود (ابراهیمى- به بنده خیر به تیپ بنده) این که حرف نشد. اینجا مجلس است و باید حرف صحیح زد (خنده نمایدگان) بفرمایید آقاى قنات‌آبادى.

قنات‌آبادى- بر خاک شهیدان مدوان مرکب را. با خیر باش که خون از سرزین می‌گذرد بنده علت این که در مخالفت با فوریت‌ها

+++

در مخالفت با اصل این لایحه صحبت نکردم موجه بودن این طرح را از نظر شرع و از نظر قصاص و از نظر این که خداوند تبارک و تعالى در قرآن کریم می‌فرماید ولکن فى القصاص حیوه یا اولى الالباب و سایر موارد دیگر مطلبى عرض نکردم (فرامرزى- مربوط به مصادره نیست) یک قدرى تأمل بفرمایید جناب آقاى فرامرزى، بنده می‌خواهم راجع به این مطلب مفصلاً صحبت بکنم انشاءالله به مطالب یکى یکى می‌رسیم و هر جایى که برخلاف حق بود جنابعالى که بنده احترام عمیقى براى جنابعالى قائل هستم می‌توانید تشریف بیاورید و توضیح بدهید (فرامرزى- قصد بنده اینست که اسلام خیلى لاستیکى نشود که به هر دو طرف بچسبد) آقایان محترم فرمودند که احساسات غلط نباید منشا اثر باشد من هم قبول دارم که احساسات غلط چه فرد چه مقام چه دسته بهش ترتیب اثر نباید داده شود این بسیار کار بیجا و بی‌موردى است اما اگر آمدیم احساسات حق بود اگر آمدیم هیجانات حق بود اگر آمدیم و دیدیم که خواست یک عده صرفاً احساسات نیست بلکه توأم با آرزوها و آمال و سعادت آن قوم است دیگر ما نمی‌توانیم روى این احساسات و این هیجانات عنوان احساسات غیرصحیح بگذاریم زیرا آن احساساتى صحیح نیست و نباید منشا اثر باشد که منشا عقلایى نداشته باشد اما اگر احساسات یک قوم یا یک فردى روى یک مبناى عقلایى تحریک شد روى یک مبناى عقلایى به هیجان آمد این احساسات را دیگر نمی‌شود فرد یا اجتماعى نادیده بگیرند بعد از این که 43 نفر آمدند در این مجلس و در این سالن و همین جا نشستند و به آقاى قوام‌السلطنه رأى تماید دادند در صورتی که 27 هشت نفر از نمایندگان در خارج بودند تاکنون هم همچو سابقه‌اى نداشته و فقط یک 43 نفرى بروند یک جایى بنشینند و رأى بدهند به تمایل نخست‌وزیر مراجعه می‌توانید بفرمایید به مجالس گذشته و مواقعى که رأى تمایل می‌گیرند ببینید که این رأى تمایل گرفتن در موقع خودش بى‌نظیر بوده (یکى از نمایندگان- دوره 14) مجلس 70 نفرى که آیین‌نامه (فرامرزى- همین دوره هم) آن مطلب را بنده در موقع خودش عرض کردم مجلس 70 نفرى یا 136 نفرى باید تابع آیین‌نامه باشد فرمان نخست وزیرى ایشان را از اعلیحضرت شاه گرفتند براى تمایل در این مطلب هیچ کارى ندارم من می‌خواهم در اینجا به این آقایان که خیال می‌کنند که آن هیجان عمومى که در سرتاسر کشور و در این طهران که خود ما ناظر و شاهد بودیم می‌خواهند این احساسات را بدون اهمیت و ارزش جلوه و تجلى بدهند می‌خواهم به این آقایان بگویم اولاً این طور نیست و این احساسات و هیجانات چند روزه یک علت حقیقى داشت که این علت را شخص قوام‌السلطنه به وجود آورد (یکى از نمایندگان- توده‌اى‌ها بودند) به این مطلب هم می‌رسیم مردم ایران سال‌ها بود که همان طور که همه شما می‌دانید به وسایل گوناگون از شرکت غاصب سابق نفت مورد تجاوز و تعدى قرار گرفته بود استعمار انگلستان هم براى حفظ موقعیت خودش به انواع و اقسام وسایل متشبث می‌شد، روزبه‌روز فشار خودش را به مردم زیادتر می‌کرد، مردم ایران قیام کردند بر حسب موقعیت هم جلو رفتند حالا چه آنهایى که باطناً خوششان نمی‌آید قبول بکنند و چه قبول نکنند على‌ایحال در صحنه مبارزات مردم ایران پیروز و موفق شدند و حیثیت و آبروى ایران در دنیا روزبه‌روز بالاتر رفت و یک عده‌اى هم در خلال قیام مردم ایران به انواع و اقسام وسایل و لطایف صف شکنى می‌کردند سنگ لاى چرخ و چوب لاى چرخ نهضت و جنبش مردم می‌گذاشتند اینها سرافکنده و بدبخت شدند و توى کوچه‌ها متوارى شدند هر یک از گوشه فرار رفتند مردم ایران با روشن‌بینى کامل توجه داشت که چه می‌خواهد و براى چه قیام کرده و چه اشخاصى مانع و رادع او در پیشرفت هستند بنده نمی‌خواهم (تیمورتاش- در درجه اول حکومت وقت بود) نفهمیدم چه فرمودید هر وقت خواستید بنده بفهمم یادداشت کنید و بفرستید این نکته را آقایان محترم خوب می‌دانند که نهضت ملى نهضت مقدس ملى که گفته می‌شود معناى بسیاربسیار بزرگى دارد و ما آن دسته که می‌گوییم نهضت ملى و علاقمند به این مطلب بوده‌ایم و هستیم و فردا هم خواهیم بود و براى این مطلب هم تا پاى مرگ ایستادگى خواهیم کرد گرفتار لفظ نیستیم با معناى این جمله «نهضت مقدس ملى ایران» سروکار داریم معناى این جمله در درجه اول کوتاه کردن دست هر سیاست بیگانه از حق حاکمیت ملت ایران است (صحیح است) و معناى دومش طرد آبادى و اشخاص و افرادى است که در این مملکت شناخته شده‌اند که با عقیده‌شان با وجودشان به نفع سیاست‌هاى بیگانه کار می‌کند (صحیح است) (یک نفر- این را همه قبول دارند) (مهدوى- مثل جبهه ملى) (شوشترى- مخصوصاً حسین فاطمى) این معناى دومش بود حالا بعضى از این معنا عصبانى می‌شوند چون معروف است چوب را که برمی‌دارند گربه دزده حساب کار خودش را می‌کند حالا اینها عصبانى بشوند ما چه کار داریم ما می‌گوییم معنى دوم و مفهوم دیگرى که ما از معناى نهضت مقدس ملى ایران درک کرده‌ایم و همه مردم درک کرده‌اند این بوده که همه آنهایى که خودشان خانواده‌شان غاشیه کش استعمار در این مملکت بوده‌اند از صحنه سیاست ایران طرد بشوند (صحیح است) این معناى دوم است البته یکى از این معانى هم ملى کردن صنایع نفت بوده است و حکومت و تسلط مردم ایران بر این منابع زرخیز یک مطلبى را که بنده امروز می‌خواهم عرض کنم و از آقایان نمایندگان استدعا می‌کنم به این مطلب توجه کنند آن مطلب این است که هیچ بدى محور براى بد دیگر نمی‌تواند باشد یعنى اگر خداى نکرده یک کسى عمل بدى را مرتکب شد یک شخصى با آن عامل بدى مخالف بود نباید یک بد دیگرى را مرتکب بشود، اگر کسى بدى کرد باید جزاى همان بد را به او داد والا یک عمل بدى مجوز براى اعمال بد دیگر نمی‌شود آن آقایانى که وقتى صحبت گذشته می‌شود همان طورى که یک روز در این مجلس و پشت این تریبون کردم یک گذشته پرافتخارى است، همه چشم‌شان متوجه کارهاى بدى است که در گذشته شده است من می‌خواهم از اینها انصاف بطلبم که آقایان محترم یک کار بدى اگر یک شخصى و یک اشخاصى کردند مجوز نیست که بنده و شما هم امروز همان بد را مرتکب بشویم یعنى اگر آن روز آزادی‌کشى شده است هیچ مجوزى ندارد که ما امروز آزادی‌کشى بکنیم، اگر دیروز حق کشى شده است هیچ مجوزى ندارد که ما هم امروز حق کشى بکنیم چون کارهاى بد مال افراد است مال اشخاص است ولى نهضت‌ها و جنبش‌ها مال ملت‌ها و مردم است ما نباید تلافى فلان مرد و فلان شخص که کار بد کرده است سر مردم دربیاوریم و با مردم مخالفت بکنیم یعنى کسانی که با آقاى مصدق السلطنه مخالف هستند تلافى مصدق السلطنه را نباید سر ملت ایران در بیاورند. آقاى قوام‌السلطنه فرمان نخست وزیری‌شان را از اعلیحضرت شاه گرفتند (پورسرتیپ- بعد از رأى تمایل) و جریان آن را عرض کردم، قدم اول حکومت ایشان آن اعلامیه کذایى ایشان بود که اگر شما تاریخ را ورق بزنید و به احوال دیکتاتورهاى دنیا مراجعه بکنید و بررسى بکنید و سرگذشت نرون‌ها را بخوانید همچو اعلامیه‌اى به این قرصى علیه آزادى، علیه حمایت، علیه حیات یک اجتماع هیچ کس صادر نکرده و هیچ کس ... (پورسرتیپ- او گفت و نکرد دیگران کردند) مجوز نمی‌شود بنده الان این مقدمه را براى این گفتم جناب آقاى پورسرتیپ که اگر بنده بد کردم مجوز عمل بدى براى دیگرى نمی‌شود، بد را باید گفت هر کس بد کرده باید بدیش را گفت باید با بدى مبارزه کرد، بنده نمی‌گویم چون به ما بد کردند، مال ما را نباید گفت، هر کس بد کرد باید گفت آقاى شوشترى باید با بدیش مبارزه کرد، حرف گفتن فایده ندارد، یک آدم باشرف وقتى در مقابل خودش زمامدار بد می‌بیند با او می‌جنگد، با او مبارزه می‌کند همان طورى که دیگران کردند آن چیزى که براى مردم ایران از اعلامیه کذایى آقاى قوام‌السلطنه بسیار بسیار ایجاد نگرانى کرد آن این بود که مفهوم این اعلامیه تهدید یک عده و یک دسته نبود این اعلامیه نهضت ملت ایران و جنبش قهرمانى مردم ایران را تهدید کرده بود و می‌خواست محکوم کند آقایان محترم جناب آقاى عبدالصاحب صفایی می‌فرمایید احساسات تحریک شده به غلط را نباید بهش ترتیب اثر داد، من هم قبول دارم، ولى احساسات مردم قهرمان تهران در 27 و 28 و 29 و 30 تیر به غلط تحریک نشده بود، احساسات آنها را آقاى قوام‌السلطنه با صدور آن اعلامیه تحریک کرد و مردم دیدند که موجودیت و نهضت و همه چیز آنها را دارد تهدید می‌کند (میراشرافى- متنش را آقاى مورخ الدوله نوشته بود) بنده کارى به متنش ندارم‏ (فرامرزى- حریت نبود یک نقطه بالاى حریت بود می‌دانید یک نقطه بالاى حریت چیست) بنابراین جناب آقاى صفایی مجلس 17 در مقابل احساسات غلط مردم تهران و شهرستان‌ها قرار نگرفته بود مجلس 17 در مقابل احساسات صحیح و منطقى مردم قرار گرفته بود (پورسرتیپ- احساسات آمیخته با چوب و چماق هم بود) (صفایی- احساسات بدون چوب چماق پیشرفت نمی‌کند (زنگ رئیس).

رئیس- بگذارید صحبت‌شان را بکنند.

قنات‌آبادى- خواهش می‌کنم جناب آقاى پورسرتیپ رعایت حال بنده را بفرمایید و اما این که آقایان محترم هى اینجا دم از دین زدند و اظهار تأسف فرمودند که مجلس ایران این لایحه را چرا گذرانده و این بر خلاف شرع است البته اگر ماده واحده را مطالعه فرموده باشید این ماده واحده دو قسمت دارد، یک قسمت تعقیب خود آقاى قوام‌السلطنه است، یک قسمت هم خارج شدن اموال ایشان از ملکیت ایشان براى خون‌ بهاى شهداى سى‌ام تیر این لایحه این دو قسمت را داشت، قسمت تعقیب ایشان قانون تعقیب و مجازات وزرا را معلوم کرده است و متأسفانه براى مملکت همان طورى که عرض کردم وزرا و امرا و اشراف و برجستگان قوم از تعرض مصونند. من امروز در مقابل مجلس شوراى ملى و در مقابل ملت ایران یکى از حقایق گذشته را می‌خواهم فاش بکنم- آقایان می‌دانید که یکى از علل مخالفت ما با آقاى دکتر مصدق‌السلطنه بعد از 30 تیر چه بود (مهدوى- بله، راه ندادن بعضى نظریات و چیزهاى شخصى) آقاى مشایخى یک پوآن دیگر براى ایشان اضافه کنید.

فرامرزى- آقا شما سؤال کردید ایشان هم جواب دادند.

قنات‌آبادى- یک یو آن هم براى خودتان اضافه کنید. یکى از علل واقعیش این بود که بعد از این که کشتار فجیع در تهران و شهرستان‌ها شد و یک عده از هموطنان ما خون‌شان بر در و دیوار ریخته شد و بعد از این که حکومت دوباره به دست آقاى

+++

مصدق‌السلطنه افتاد ما دیدیم آن طور که باید و شاید تعقیب مسببین این قتل و خونریزى نمی‌شود ما در مقابل شما و ملت ایران عرض می‌کنیم چون شنیده بودیم که مؤمنین می‌خواهند بگذارند و بروند ما شب‌ها می‌رفتیم تا صبح در فرودگاه مهرآباد نه این که با کسى کار داشته باشیم، من می‌رفتم با آقاى دکتر بقایى و چند نفر دیگر براى این که مبادا کسى یک عملى برخلاف قاعده بکند چون شنیده بودیم که آقاى قوام‌السلطنه می‌خواهند نیمه شب بروند بعد هم فهمیدیم که خیر دولت و شخص آقاى مصدق‌السلطنه چندان علاقه‌اى به تعقیب مسببین حادثه 30 تیر ندارند. حالا هر که هر چه می‌خواهد قضاوت بکند (مهدوى- این قابل تحسین است) یک پوآن دیگر اضافه کنید (مهدوى- پوآن چیست؟) یک نقطه، آخر این نطق من براى بعضی‌ها نان و آب دارد (شوشترى- این حرفها چیست؟) آخر آقاى شوشترى این نطق براى بعضی‌ها نان و آب دارد (مهدوى- یک مزخرفى می‌گوید) (زنگ رئیس).

رئیس- چى گفتى؟ ساکت باشید. حرف نزنید آخر شما هى حرف می‌زنید و ایشان هم جواب می‌دهند، آخر این چه جور مجلسى است، مگو آقا بفرمایید آقا (نورالدین امامى- آقا یک قدرى مؤدب‌تر حرف بزنید پشت بلندگو می‌گویید و همه می‌شنوند).

رئیس- چى گفتى؟

نورالدین امامى- آقا یک قدرى مرتب‌تر، مؤدب‌تر صحبت کنید، صدایتان توى صفحه پر می‌شود، چى گفتى، چى گفتى چیست؟

رئیس- آقایان بنشینید که صحبت بکنند رعایت آیین‌نامه را چرا نمی‌کنید دائم حرف می‌زنید ناطق دارد صحبت می‌کند همه هم که موافقید بگذارید حرفش را بزند.

نورالدین امامى- واقعاً مجلس را خوب اداره می‌کنید!

رئیس- فردا شما بیا اداره کن. شما نایب رئیس هستید.

امامى- آقا مؤدب صحبت کن، بنده معاون آقا نمی‌توانم باشم.

رئیس- عادت کرده‌اند به مزخرف گفتن، خیال می‌کنند مکتب خانه است.

نورالدین امامى- (در حال خروج از تالار جلسه) مؤدب صحبت کن (همهمه شدید نمایندگان، زنگ رئیس، دعوت به سکوت).

رئیس- آقایان گوش بدهید بفرمایید آقاى قنات‌آبادى.

قنات‌آبادى- بنده از این پیش آمد خیلى متأسفم و ضمناً هم تشکر می‌کنم از مقام ریاست که از حق یک فردى که در موقعیت خاصى دراقلیت قرار گرفته با نهایت شجاعت و شهامت دفاع می‌کنند (صحیح است).

رئیس- باید همیشه دفاع از اقلیت کرد اخلاقاً باید آقایان اجازه بدهند که اقلیت صحبت بکند (صحیح است، صحیح است).

قنات‌آبادى- آقاى قوام‌السلطنه به دنبال آن اعلامیه که یک سندى است از آزادی‌کشى و تاخت و تاز به نهضت ملى ایران دستور دادند که مردم را در کوچه و بازار به مسلسل ببندند اولاً این مطلب را اینجا امروز براى همیشه حس می‌کنم و به عرض آقایان نمایندگان می‌رسانم بعضى از کسانی که می‌خواهند قیام ملى سى‌ام تیر را تخطئه بکنند می‌گویند که آن روز توده‌ایها بودند تهرانى که یک میلیون و 200 هزار نفر جمعیت دارد، این یک میلیون و دویست هزار نفر آن روز در طهران به هیجان آمده بودند این عده خائن در طهران عده شان خیلى کمتر از آن است که عده‌اى فرض می‌کنند هیچ وقت آنها تعداد واقعی‌شان از دو سه هزار نفر تجاوز نمی‌کند و دو سه هزار نفر هیچ وقت نمی‌توانستند تمام کوچه‌ها و خیابان‌هاى تهران را مملو از آدم بکنند و حال آن که اینها همان طوری که در روزهاى اول مبارزه براى ملى شدن نفت در سراسر کشور با اعلام این مطلب که بیایید نفت جنوب را ملى کنید و بیایید قرارداد 1933 را لغو کنید صف شکنى و کارشکنى می‌کردند، در آن روز یعنى در روزهاى 29 و 30 تیر هم توده‌ای‌ها کارى جز صف شکنى و کارشکنى نداشتند و کارشان این بود که می‌رفتند پشت صفوف مقتدر ملت قرار می‌گرفتند، سنگ و آجر به طرف نیروى انتظامى را که تحریک می‌کردند خودشان فرار می‌کردند و این مطلب را بنده بعد از جریان 30 تیر در مجلس هم گفتم، بنابراین خواهش می‌کنم آقایان محترم توجه بکنند که اینها ارزش آن را ندارند، قدرت آن را ندارند که چنین جنبشى به وجود بیاورند این جنبش متعلق به ملت بود و مجلس 17 هم روز جنبش ملت را روز قیام ملى شناخته است و اگر ما هم قبول نداشته باشیم روز روز قیام ملى بوده است چه بخواهیم قبول بکنیم و چه نخواهیم قبول بکنیم مجلس 17 در مقابل این امر قرار گرفت که یک عده‌اى به دستور جناب آقاى قوام‌السلطنه به مسلسل بسته شدند (فرود- ابداً آقاى قوام‌السلطنه همچو دستورى نداند) اصل مسئولیت وزرا را مطالعه بفرمایید رئیس‌الوزراى مسئول آن روز مملکت کى بود؟ آقاى قوام‌السلطنه به زعم آن وکلایی که به ایشان رأى تمایل دادند و مأمورین انتظامى هم در اختیارشان قرار داشته و مأمورین انتظامى هم به دستور ایشان مردم را به مسلسل بسته بودند آقا کشتار از روز 27 تیر شروع شده بود آقاى عمیدى نورى روز 28 تیر دو نفر از رفقاى خود بنده را دم بازار با گلوله یکى را مغزش را داغان کردن و یکى را با گلوله به قلبش زدند که متأسفانه من نمی‌دانستم امروز این لایحه مطرح می‌شود و بعد از یک دوازدهم ما به این مطلب می‌پردازیم والا آن اوراق و آن عکس‌ها و آن نوشته‌جات را می‌آوردم و تقدیم نمایندگان محترم می‌کردم مجلس هفده روى احساسات بى‌ارزش مردم قیام نکرد و به این لایحه رأى نداد بلکه مجلس هفدهم یک تصمیم بزرگ قانونى گرفت که دیگر در این مملکت کسانى که بر مسند نخست وزیرى تکیه می‌زنند حق نداشته باشند دستور قتل عام مردم را بدهند لذا تصمیم گرفت که حداقل کارى که ممکن است در قصاص از خون‌هاى پاک آن همه شهیدان بی‌گناه گرفته شود، این بود که ثروت آقاى قوام‌السلطنه در اختیار بازماندگان شهداى 30 تیر قرار بگیرد و حال آنکه آن روز من به بعضى از رفقام که شاید راضى نباشند اسمشان را بیاورم همآن روز گفتم که در کشور ایران گمان نمی‌کنم آقاى قوام‌السلطنه و امثال ایشان هر کس که می‌خواهد باشد مورد مجازات قرار بگیرد، البته آقایان منکر آن نیستند که در آن چند روز یک عده‌اى توى این مملکت کشته شدند در خود این میدان بهارستان و خیابان ناصریه و در سایر نقاط شهر یک عده‌اى کشته شدند اگر بنا بشود رئیس دولت وقت مسئول این کشتار نباشد، پس مسئول این کشتار کیست؟ اگر آن کسی که اعلامیه می‌دهد که گشتبان را سیاستى دیگر آمد و آن سیاست دیگر را با حمله و هجوم به نهضت ملى ایران بکمک سرنیزه نشان می‌دهد اگر او مسئول نباشد پس مسئول کیست؟ آقایان نمایندگان محترم قطع نظر از همه حب و بغض‌ها و همه این موافقت‌ها و مخالفت‌ها ناظر بر اعمال ورفتار آشکار و نهان ما خداى بزرگ است شما که امروز می‌خواهید به این لایحه رأى بدهید شما که پاى این طرح را امضا کرده‌اید و شما که اینجا نشسته‌اید و مصممید که به این ماده واحده رأى بدهید متوجه باشید که یک عده‌اى در اثر حکومت چند روزه آقاى قوام‌السلطنه یتیم‏ و در به‌در شده‌اند و خون یک عده‌اى بی‌گناه بدون جهت به دست مأمورین حکومت آقاى قوام‌السلطنه در این شهر ریخته شده است، بنابراین آن موقعى که می‌خواهید رأى بدهید و قیام بکنید خدا و ارواح بازماندگان آن شهدا را در نظر بگیرند، دیگر عرضى ندارم.

شوشترى- ماده 90 قربان.

رئیس- آقاى شوشترى بگذارید براى بعد، موقعش برسد.

شوشترى- استدعا کردم قربانت بروم آقا به من توهین شده است احکام قرآن را نمی‌شود عوض کرد من می‌خواهم به این آقا بفهمانم که تو سواد ندارى من تحمل ندارم آقا توهین شده است این بی‌سواد عامى مطالبى گفت ...

رئیس- عصبانى نشوید آقاى شوشترى، حق شما محفوظ است آقاى صفایی.

عبدالصاحب صفایی- معلوم می‌شود طبع این طرح جنجال دارد (میراشرافى- مثل طبع صاحبش است) ملاحظه بفرمایید واقعاً از یک جریان خیلى عادى آقاى رئیس عصبانى شدند.

رئیس- بنده از بى‌نظمى مجلس عصبانى شده‌ام والا هر کس هر چیزى که می‌خواهد بگوید به بنده مربوط نیست من رئیس هستم البته نمی‌شود همه با هم حرف بزنند (شوشترى- آقا توهین شده است من باید جواب بدهم به این اراذل و اوباش) بسیار خوب آقاى شوشترى نوبت شما هم می‌رسد.

عبدالصاحب صفایی- استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند که موضوع را به یک جاى حساس کشاندند و چون ما را حواله کردند به وراث شهدا بنابراین آقایان توجه بفرمایید که بد جایى گرفتار شده‌ایم اگر درست این قضیه حل نشود و واقعاً معلوم نشود که خون این شهدا به عهده کیست چه می‌شود چون بنده معتقدم که شهدایى هست و خون آن شهدا به عقیده بنده به عهده مجلس 17 است نه قوام‌السلطنه (صحیح است) و بنده ثابت می‌کنم که اگر قیامى شده بر علیه مجلس 17 شده نه بر علیه شخص قوام مجلس هفدهم باید جواب بدهد که آیا عملش صحیح بوده یا نه در حکومت مشروطه وقتى که یک حکومت طبق قوانین و مقررات مصدر کار شد اعمال آن حکومت قانونى است (فرامرزى- پس بنابراین ما یک چیزى هم طلبکاریم) و بر طبق قانون اساسى ما در موقعى که مجلس شوراى ملى باشد با رأى تمایل و فرمان اعلیحضرت همایونى شخصى نخست‌وزیر می‌شود و داراى اختیارات قانونى است و اولین مسئولیتش حفظ انتظامات کشور است در تاریخ 26 تیرماه 1330 مجلس با 42 یا 41 رأى به اکثریت رأى به نخست وزیرى آقاى قوام‌السلطنه می‌دهد و طبق آن رأى تمایل فرمان همایونى صادر می‌گردد (صحیح است) پس تا اینجا حکومت آقاى قوام‌السلطنه یک حکومت قانونى بوده و هر عملى که انجام داده است تا موقعى که استعفا نداده در حدود قانون بوده است، بعد از این فرمان اقلیتى در مجلس هفدهم پیدا می‌شود که به نظر بنده آن اقلیت بر علیه حکومت مشروطه قیام کردند (صحیح است) ده بیست نفر 26 یا بیست و پنج نفر از وکلاى دوره هفدهم مجلس شوراى ملى در مجلس متحصن می‌شوند بر علیه اکثریت یعنى اکثریتى که رأى تمایل به حکومت قوام داد، اکثریت در مجلس متحصن می‌شود و مردم را تحریک به قیام و شور و شر می‌کند (یکى از نمایندگان- اقلیت) بله اقلیت در مجلس متحصن می‌شود و مردم را تحریک به شورش و قیام بر علیه اکثریت می‌کند این یک امر مسلم تاریخى است که جاى بحث ندارد و بدون شک

+++

اعلامیه‌اى بنده متوجه نبودم که این طرح مطرح می‌شود والا سوابق این قضیه مخصوصاً آن اعلامیه‌اى را که بیست و پنج یا بیست و شش نفر اقلیت مجلس هفدهم اعلام کرد و مردم را تحریک به قیام کرد می‌آوردم و ثابت می‌کردم اگر کسى بر علیه مشروطیت و بر علیه قانون اساسى اقدام کرده آن اقلیت متحصن بوده است، زیرا اکثریتى رأى داد و فرمان همایونى صادر شد به حکم مشروطیت و عدد اقلیت باید متابعت کند و اجازه بدهد رئیس دولتى که اکثریت انتخاب کرده است بیاید به مجلس و اقلیت هم برود پشت تریبون در مجلس هر ایراد و مخالفتى دارند بکنند، ولى این آقایان اقلیت بر خلاف قانون اساسى، بر خلاف سیرت متحصن شدند در مجلس و مردم را تحریک کردند بر علیه قانون اساسى (صحیح است) این بود که عرض کردم مجلس شوراى ملى باید کانون هدایت افکار عمومى باشد، به این دلیل بود که عرض کردم که نمایندگان مجلس شوراى ملى باید رهبرى بکنند مردم رانه کورکورانه از دنبال اقلیت تحریک شده بر غلط باشند پس اگر قیامى شده است قیام صحیح بوده است بر علیه اکثریت مجلس بوده است و کسى که در آن میان جایى نداشته است قوام‌السلطنه بوده است (مشایخى- صحیح است) حکومت نظامى هم اگر آن روز بوده مولود حکومت قوام‌السلطنه نبوده حکومت نظامى در دوره مصدق السلنطه با اجازه مجلس هفدهم برقرار بوده، آقایان حکومت نظامى یعنى چه؟ حکومت نظامى یکى از مواد پنج یا هشتش تجمع را باید متفرق بکند، این حکومت نظامى را دوره هفدهم تأیید کرده بود، این حکومت نظامى را مصدق السلطنه تقاضا کرده بود و ابداً حکومت قوام کارى به این کار نداشت، این قضیه را در اینجا عرض می‌کنم، در این سه روز مجال رسیدگى به این قضیه به آن دولت داده نشد، واقع قضیه این بود بنده عصر همان روز جز متحصنینى از لحاظ روزنامه‌نگارى در مجلس شوراى ملى بودم، آقا فرارى تشریف آوردند و مژده این امر را به من دادند و واقعاً مژده بود، براى این که به عقیده من اگر آن روز مصدق السلطنه توى خانه‌اش نشسته بود و قوام‌السلطنه بر سر کار می‌ماند ملت ایران این قدر زیان و ضرر نمی‌دید واین همه بدبختى نمی‌کشید این همه کشته نمی‌داد و من واقعاً آن روز آقاى فرامرزى خبر شما را به عنوان مژده قبول کردم ولى واقعاً یک عده‌اى یا به عنوان اشتباه یا روى هر چیز در مجلس متحصن شدند آقاى قنات‏آبادى می‌فرمایند یک اعلامیه‌اى آقاى قوام‌السلطنه داده است البته این صحیح بوده است که سیاست گذشته تغییر کرده بوده است مگر نه این است که حالا همین حکومتى که ما امروز لوایحش را تصویب می‌کنیم سیاستش با سیاست مصدق السلطنه مخالف است؟ این اعلامیه بهانه‌جویى است به هر تقدیر مقصود بنده از این مقدمه این بود که حکومت قوام یک حکومت قانونى بوده حفظ انتظامات هم در وظیفه حکومت نظامى بود، حکومت نظامى هم مولود حکومت مصدق‌السلطنه و مجلس هفدهم بوده و تحریکى از طرف آن دولت نشده و عملى نشده است که ابعث قیام بشود، من نمی‌فهمم می‌گویند ملت قیام کرده براى چه؟ مگر قوام‌السلطنه چه کرد در آن سه روز. ارگ قیام منطقى و صحیحى باشد قیام، قیام 28 مرداد است، یعنى ملت می‌دید که دارد به طرف فنا و نیستى می‌رود، می‌دید دولتى که او را رهبرى می‌کند به غلط رهبرى می‌کند و تمام حقوقش پایمال می‌شود قیام می‌کند در سه روز حکومت قوام چه شده بود که ملت قیام کرد؟ جز این که یک عده‌اى در مجلس تحریک کردند قوام‌السلطنه کارى نکرده بود که مستلزم قیام ملت باشد همین نشان می‌دهد که قیامى از طرف ملت نبوده، تحریکاتى بود، انشاءالله از طرف اجنبى نبود، شاید یک روزى این معما حل بشود که این جریان 30 تیر چه بود، براى آن که نیم بعد از ظهر همه قضایا تمام شده بود، اوضاع آرام شده بود و مطلبى پیش نیامده بود که قیامى بشود، به هر حال بحث در این زمینه خارج از بحث بنده است، مقصودم این است که اگر قیامى بود در هر حال قوام کارى نکرد که مستلزم قیامى باشد و اگر قیامى شده بر علیه نمایندگان و مجلس شوراى ملى بوده، نه بر علیه شخص قوام، بعد از این مقدمه می‌آییم بر سر نفس قانونى که تصویب شده، این قانونى که از مجلس 17 گذشته است از سه جهت ایراد دارد، جنبه شرعیش را کنار می‌گذاریم چون از وظیفه من خارج است، زیرا بحث در امور شرعى و تطبیق قانون شرع شاید در صلاحیت بنده نباشد، ولى از این جهت که این قانون بر خلاف قانون اساسى بوده است مسلماً در حدود صلاحیت بنده است، عرض می‌کنم اصل 16 قانون اساسى می‌گوید- ضبط املاک و اموال مردم به عنوان مجازات و سیاست ممنوع است.

قنات‌آبادى- به عنوان مجازات نبوده، به عنوان خون‌بها بوده است.

عبدالصاحب صفایی- یک دفعه دیگر می‌خوانم (قنات‌آبادى- به عنوان دیه بود) آن هم مجازات است در شرع در مجازات‌ها یکى هم دیه است (قنات‌آبادى- دیه اخص از مجازات است) مجازات یکى دیه و یکى قصاص است، دوباره می‌خوانم ضبط املاک و اموال مردم به عنوان مجازات و سیاست ممنوع است، اصل پانزدهم هیچ ملکى را از تصرف صاحب ملک نمی‌توان بیرون کرد مگر با مجوز شرعى و آن نیز پس از تعیین و تأدیه قیمت عادله است اینها مصرحات قانون اساسى است (قنات‌آبادى- با خون قیمتش را داده بودند).

رئیس- آقاى قنات‌آبادى جنابعالى هم گوش کنید تا ناطق صحبت کند (قنات آبادى- چشم).

عبدالصاحب صفایی- آقا تشریف نداشتید عرض کردم که قیام بر علیه مجلس بود نه بر علیه قوام‌السلطنه، در آن سه روز که قوام کارى نکرد، براى این که مجلس رأى داد به حکومت او، در آن 3 روز که قوام کارى نکرد که مستحق قیام باشد، قیام بدون دلیل که قیام نیست (قنات‌آبادى- اعلامیه طلیعه‌اش را نشان داد) اعلامیه، مردم اعلامیه زیاد دیده‌اند، یک اعلامیه که باعث قیام ملت ایران نمی‌شود، یک اعلامیه چهار خطى یکمقدار عبارت تند فرضاً داشته باشد بیست میلیون ملت ایران قیام می‌کنند که چرا چنین اعلامیه‌اى نوشته شده؟

کریمى- قبول کردید که بیست میلیون نفر قیام کردند؟

قنات آبادى- عرض کردم آن اعلامیه نهضت ملت ایران را تهدید کرده بود.

رئیس- آقاى‌  قنات‌آبادى بین الاثنین صحبت نکنید، آقاى صفایی جنابعالى ادامه بدهید دیگر جملات را جواب نفرمایید.

عبدالصاحب صفایی- چون آقاى رئیس فرمودند وقت نیست ...

رئیس- وقت دارید راجع به فوریت صحبت کنید.

عبدالصاحب صفایی- قیام، قیام 28 مرداد بود که با منطق و دلیل در موقعى که آقاى مصدق‌السلطنه مسلط بوده است بر این مملکت مجلس را منحل کرده بود، شاه از مملکت خارج شده بود، تمام مخالفین در زندان بودند، هیچ دسته‌اى که بتوانند بر علیه او حرفى بزند وجود خارجى نداشت، آن عمال سیاستى که می‌فرمودند و به همان وسیله داد و فریاد می‌کردند از ایران خارج شده بودند ارتش در اختیار ایشان بود، ژاندارمرى در اختیار ایشان بود، هیچ قوایى که بتواند در مقابل حکومت قد علم کند وجود نداشت، مردم لخت پابرهنه قیام کردند به آن اندازه قیام‌شان قوى و شدید بود که ارتش اسلحه را زمین گذاشت، این را بهش قیام می‌گویند آقاى قنات‌آبادى نه در آن موقعى که فردى آمده با رأى مجلس بر سر کار و هیچ کارى انجام نداده (قنات‌آبادى- با رأى مجلس نبوده است.) 25 نفر از آقایان در مجلس مستحصن شده‌اند و مردم را تحریک به قیام کرده‌اند، اگر آن روز قیامى شده بر علیه مجلس شده اگر تحریک کننده بوده وکلاى اقلیت دورده هفدهم بوده‌اند، اینها یک حقایق تاریخى است و اگر امروز ما نخواهیم قبول بکنیم حتماً در آتیه نزدیکى قبول می‌شود، بنابراین یک طرحى که بر خلاف قانون اساسى بر خلاف قانون شرع و برخلاف مروت از مجلس با تهدید گذشته قانونى نیست من قیافه آقاى میراشرافى را می‌بینم متأثر می‌شوم، این طرح این طور گذشته که یک عده چاقوکش در بالا ریخته و نمایندگان مجلس شوراى ملى را از سالن مجلس بیرون کردند و رئیس مجلس تأیید کرد این قضیه را این طرح در آن مجلس و به آن صورت گذشته است که یک نماینده‌اى که حق سخن دارد بیرونش کردند از آن جلسه. بنابراین یک طرحى که با آن فوریت نه به طور عادى و نه مطابق شرع بود و نه با انسانیت تطبیق می‌کند آن باید لغو شود در این صورت من از جناب آقاى شمس قنات‌آبادى خواهش می‌کنم و استدعا می‌کنم توجه بفرمایند همه ماها ممکن است اشتباه بکنیم هیچ کس مصون از اشتباه نیست ولى مرد سیاسى و رشید و توانا کسى است که اگر یک روزى متوجه شد اشتباه کرده با کمال جوانمردى در مقابل ملت ایران تعظیم می‌کند و می‌گوید من اشتباه کردم ملت ایران (قنات‌آبادى- جانمى، احسنت) هیچ عیبى ندارد مسلماً کوچک نمی‌شود آن شخص معترف ولى لجاجت فرد را کوچک می‌کند و موجب اشتباهات پى‌درپى می‌شود، عرایضم را بنده ختم می‌کنم و امیدوارم جناب آقاى شمس یک مقدار حوصله بفرمایند.

رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد.)

مقام شامخ ریاست.

بنده پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌کنم. نقابت.

رئیس- آقاى فرامرزى هم همین پیشنهاد را داده‌اند، آقاى نقابت بفرمایید.

نقابت- بنده علت این که پیشنهاد کفایت مذاکرات تقدیم کردم این بود که قرار نبود امروز جلسه رسمى تشکیل بشود به لحاظ تعطیل و روزهاى قتل و روزهاى عزیز، مقتضى این بود که تعطیل بشود ولى مخصوصاً مقام ریاست و آقایان محترم موافقت کردند که امروز جلسه بشود، براى این که یک دوازدهم بگذرد و حقوق کارمندان دولت داده شود، حالا اگر از لحاظ مقتضاى فوریت این مسئله مطرح شده وقتی که مطرح شده چاره نیست، باید درش بحث کرد، اگر بخواهیم یک بحث سیاسى را بکشیم اینجا و اختلاف سلیقه بین دو دولت یا بین دو دسته از مردم یا بین دو دسته از نمایندگان را مطرح بکنیم، این یک فراغت بال، یک آرامش خاطر، یک راحت وجدان می‌خواهد که در محضر چند قاضى بی‌طرف این مسئله مطرح بشود و قضایا صحبت بشود اختلاف عقیده بسیار است ممکن است این طرف بکشد، آن طرف بکشد و صحیح نیست که یک مسائلى را ما به جزئیاتش وارد بشویم و اعمال تعصب بکنیم، شأن مجلس شوراى ملى عدالت گسترى است، اجراى عدالت است توأم با سیاست نه عدالت خشک و مطلق، البته اصولى در قانون اساسى مثل

+++

اصل هشتم است که تمام اهالى مملکت در مقابل قانون متساوى الحقوقند یعنى اگر مجرمى تقصیر کرد باید تعقیب بشود فرقى نمی‌کند اشراف باشد یا فقرا و مساکین (صحیح است) اصل پانزدهم هیچ ملکى را از تصرف صاحبش نمی‌توان خارج کرد و پشت سرش و بلافاصله دارد مگر به حکم قانون بنابراین این اصول که ایجاد حق می‌کند پشتش هم یک حکم قانونى دارد و آن حقى است که به مجلس شوراى ملى داده می‌شود وضع قانون بکند (حشمتى- این طور نیست در ماده اشتباه می‌کنید) نخواستم با نظرتان مخالفت کنم چون من مخالف نیستم ضبط املاک و اموال به عنوان مجازات وسیاست ممنوع است مگر به حکم قانون اصل هفدهم می‌گوید سلب تسلط مالکین و متصرفین از املاک و اموال متصرفه ایشان به هر عنوانى که باشد ممنوع است مگر به حکم قانون اصل 60 مجلسین تقصیر وزرا را در محضر دیوانه‌خانه تمیز عنوان خواهد کرد اصل 60 مهمتر از این اصول است اینجا به مجلس شوراى ملى حق می‌دهد که هر یک از وزار یا نخست‌وزیرها مرتکب تقصیرى شدند تقصیر آنها را در محضر دیوانه‌خانه تمیز عنوان کند و او را مورد تعقیب قرار بدهد تا قوه قضاییه از روى دلایل و از روى جهات مثبته به کار رسیدگى بکند اصل هفتاد، تعیین تقصیر و مجازات وارده بر وزرا را در موقعی که مورد اتهام مجلسین باشند یا در امور اداره خود دچار اتهامات مدعیان کردند منوط به قانون مخصوصى است که آن هم قانونى است که تصویب شده و عمل می‌شود ماده 83 قانون مجازات عمومى هر یک از وزار یا اعضا ...

رئیس- آقاى نقابت ملاحظه بفرمایید که اینها مربوط به پیشنهاد کفایت مذاکرات نیست.

نقابت- زیادتر که از کفایت مذاکرات هست حق با آقاست به هر صورت منظور بنده این است که در قانون یک مقرراتى هست یک مطالبى هم جز دلایل موافق ومخالف هست دو دسته هم منطق مختلفى دارند کفایت مذاکرات از این جهت در مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌شود که اینجا همه آقایان که تشریف آورده‌اید مرمان مطلعى هستید مردمانى هستید که عمرى را در سیاست و مطالعه و تماس با افکار جامعه و حوایج عامه گذرانیده‌اید مبتدى نیستید خلاصه به اینجا آمده‌ایم مطلعیم یک قدرى به اوضاع و احوال آگاهیم می‌دانیم کى خوب کرد کى بد کرد قضاوت ما یا رأى ما معلوم می‌شود قضاوت ما آقایان با آن ورقه اى که میدهیم با آن رأیى که میدهیم معلوم می‌شود (صحیح است) اینجا عنوان طرفدارى اشراف یا فقرا هم مسلماً نباید باشد زیرا که حقیقت هم نیست (صحیح است) همه می‌دانند وقتى که کابینه مرحوم فروغى در دوره سیزدهم سر کار بود یکعده مخصوصاً ایستادند که فروغى ساقط شود و آقاى قوام داوطلب بود تنها کسانى که ایستادگى می‌کردند براى بقاى فروغى 65 نفر وکلا بودند که یکى از آنها هم بنده بودم علتش هم این بود که می‌گفتیم این قرارداد سه جانبى که با متفقین بسته شده شرط اول بستن قرارداد مالى است بگذارید این مرد که پشت این تریبون سنگ بر سرش خورد (شوشترى- خدا رحمتش کند) بگذارید این قرارداد مالى را ببندد این براى مملکت چند میلیارد فرق می‌کند آن وقت می‌خواهید برود برود نشد فشار آوردند آقاى قوام داوطلب بود بنده پشت همین تریبون ایستادم و اوضاعى از حکومت ایشان در خراسان بیان کردم ولى از روى تاریخ آقاى شوشترى نخواندم مشهوداتم بود دیدم در میدان ارک هیجده مرد را با گلوله تکه‌تکه کردند (نادعلى کریمى- احسنت) در مشهد این را دیدم بنده یازده ماده در اثر عمل قوام‌السلطنه با زن و بچه‌ام در به در بودیم همه می‌دانند (فرامرزى- این دیگر جز کفایت مذاکرات نبود) صحیح است آقاى فرامرزى به قول معروف هذا شقشقه من طرفدار شخص نیستم طرفدار کفایت مذاکرات هستم از این جهت که الکلام یجر الکلام ما طرفدار شخص نیستیم دل خوشى هم از قوام نداریم حقى هم از او نمی‌گیریم و طرفدارى هم از او نمی‌کنیم خدا گواه است که یک سال و نیم دو سال است که او را ملاقات نکرده‌ام اما به حکم عدالت به حکم این که دماغ من با منطق و در قانون دادگسترى تربیت شده در اینجا حق را حق و باطل را باطل می‌دانم و هر وقت هم وارد می‌شوم در این مجلس می‌گویم رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق را جعل لى من لدنک سلطاناً نصیراً. با این کیفیت موافقت بفرمایید مذاکرات کافى باشد ما یادى از گذشتگان کنیم خدا بیامرزد مرحوم تدین را یک روزى بر علیه تدین ...

رئیس- خدا رحمتش کند آن مرحوم را آقاى نقابت کافى است در پیشنهاد کفایت مذاکرات بفرمایید.

نقابت- به هر صورت من معذرت می‌خواهم اگر یکى دو جمله حاشیه رفتم چون خیلى مشکل است که ناطق خود را کنترل بکند واقعاً صحبت کردن مشکل است براى این که تمام جهات را باید رعایت کرد ضمناً هم مراحم آقاى رئیس را می‌خواهد هم توجه رفقا را می‌خواهد هم حدود نظامنامه رعایت شود خواهش می‌کنم به کفایت مذاکرات رأى بدهید و قضاوت ما رأى ماست.

رئیس- آقاى صارمى با پیشنهاد کفایت مذاکرات مخالفید؟ (صارمى- خیر) آقاى قنات‌آبادى مخالفید؟ (قنات‌آبادى- بله) بفرمایید (شوشترى- بنده مخالفم) شما ماده 90 خواسته‌اید محفوظ است.

قنات‌آبادى- بنده مخالفتم با کفایت مذاکرات به جهت این است که آقاى عبدالصاحب صفایی در موافقت با ماده واحده خواستند چنین وانمود بفرمایند که مردم آن روزها علیه مجلس قیام کردند و این بى‌لطفى است و این طور نبوده است بنده در عرایضم عرض کردم که مردم علیه کسى قیام کردند که نهضت ملى ایران را مورد تهدید قرار داده بود و دلیل این که عرض کردم نهضت ملى ایران مورد تهدید واقع شده بود مفاد اعلامیه آقاى قوام‌السلطنه است مفاد این نه این طور است که ایشان فرمودند به صورت یک اعلامیه و چون از این اعلامیه‌ها خیلى منتشر شده است اهمیتى ندارد ونباید برایش اهمیتى قائل شد این طور نبود این اعلامیه غیر از اعلامیه‌هاى دیگر بود در این اعلامیه آقاى قوام‌السلطنه مستقیماً به نهضت ملى ایران حمله کرده بود و مردم براى دفاع از نهضت خودشان علیه آقاى قوام‌السلطنه قیام کردند یکى از مطالب دیگرى که می‌خواهم عرض بکنم به پیروى از بیانات جناب آقاى نقابت واقعاً حق با ایشان است صحیح است مذاکرات کافى است اما یک نکته‌اى فقط اینجا می‌خواهم تذکر بدهم و آن این است که در این مجلس و در مجلسى که به قول جناب آقاى نقابت براى عدالت تشکیل بشود تاکنون آنچه که ما دیده‌ایم این اجراى عدالت و ایجاد عدالت در پیرامون منافع اشراف بوده است و لاغیر.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد کفایت مذاکرات، آقایان موافقین قیام بفرمایند (اکثر نمایندگان برخاستند) تصویب شد یک پیشنهاد از آقاى کریمى رسیده که وارد نیست.

عمیدى نورى- بنده پیشنهاد داده‌ام.

رئیس- پیشنهاد آقا هم تأمین شد.

عمیدى نورى- بنده پیشنهاد دادم طبق آیین‌نامه باید توضیح بدهم باید تعیین تکلیف بشود جناب آقاى رئیس مطالعه در قوانین بفرمایید مقصود این نیست که خودتان تشخیص بدهید و بفرمایید که وارد نیست باید مطرح بشود و رسیدگى بشود.

رئیس- بفرمایید توضیح بدهید پیشنهاد قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد).

پیشنهاد می‌نمایم کلمه قانون مندرجه در ماده واحده تبدیل به طرح شود. عمیدى نورى‏

رئیس- آقاى عمیدى نورى.

عمیدى نورى- عرض کنم که بنده این طرح را امضا نکردم براى این که یک اشکال اصولى در این طرح هست و آن این است که نوشته شده است قانون مصادره اموال قوام ملغى است اگر ما بخواهیم تصدیق بکنیم به این که آن یک قانون بوده و آن را لغوش کردیم البته در شأن مجلس هست که قانونى را لغو بکند ولى به قدرى این موضوع برخلاف موازین قانون و آن معناى واقعیش بود که صلاحیت این را ندارد که ما بنویسیم قانون مصادره اموال قوام‌السلطنه (صحیح است) مخصوصاً اگر آقایان خاطرشان باشد در موقعی که این طرح غیر قانونى و خلاف اصول از آن مجلس به صورت ارعاب و تهدید گذشت مجلس سنا دایر بود و طرح غیرقانونى مجلس هفدهم در مجلس سنا در کمیسیون دادگسترى ماند بنده تعجب می‌کنم چطور یک طرحى که در بودن مجلس سنا در کمیسیون دادگسترى سنا ماند این را ما قانون تلقى کنیم و اساساً آن دولتى که یک طرحى که در مجلس سنا تصویب نشده و در کمیسیون بوده این را دستور اجرا داده آن دولت دولتى است که باید تعقیب قانونى بشود (صحیح است) براى این که حق ندارد دولت یک طرحى را که نصفه کاره مانده است این را به صورت قانون عمل کند خصوصاً این که مجلس شوراى ملى قوه مقننه است طبق قانون اساسى اصل 26 و 27 که در فصل قواى مملکت نوشته شده قواى مملکت همیشه از هم متمایز است قوه قضائیه باید کار خودش را بکند به هیچ وجه مجلس شوراى ملى نمی‌تواند حکم مجازات شخصى را بدهد مجلس شوراى ملى می‌تواند قانون وضع بکند که از این تاریخ به بعد هر کس مرتکب فلان جرم شد فلان مجازات در حقش هست این قانون می‌رود در عدلیه و قوه قضائیه رویش قضاوت می‌کند و رأى می‌دهد و آن وقت آن کسی که طبق قانون باید تعقیب شود، تعقیب می‌شود مجازات می‌شود، بنابراین بنده این موضوع را عنوان قانونى برایش قائل نیستم و معتقد هستم یک طرح غیر قانونى و مخالف قانون اساسى است و پیشنهاد کردم کلمه قانون در این ماده واحده تبدیل بشود به طرح.

رئیس- مجدداً قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد.)

شوشترى- بنده مخالفم.

رئیس- پس اینجا نوشته می‌شود طرح قانونى آقاى فرامرزى اگر مخالفید بفرمایید.

شوشترى- بنده مخالفم.

رئیس- آقاى فرامرزى اولند.

میراشرافى- پیشنهاد دهندگان قبول کردند.

رئیس- حق دارد یک نفر مخالف صحبت کند. آقاى فرامرزى بفرمایید.

عبدالرحمن فرامرزى- اگر بنده حق دارم که در مخالفت به اندازه آقاى نقابت بروم که بیایم آنجا پشت تریبون.

رئیس- اگر تشریف نیاورید بهتر است ایشان خودشان هم قبول کردند می‌توانید در موضوع صحبت کنید بفرمایید.

عبدالرحمن فرامرزى- من هم مثل آقاى عمیدى نورى معتقدم که آن قانون نبوده براى این که قانون بودن شروطى دارد اول این که باید مطابق قانون اساسى باشد تا قانونیت پیدا بکند (صحیح است) و مطابق اصولى از قانون اساسى که خواندند این قانون دوره هفدهم مطابق قانون اساسى نبوده (صحیح است) و آنهایى هم

+++

که جناب آقاى نقابت همه جا اتکا فرمودند، فرمودند مگر به حکم قانون صدور حکم قانونى شروطى دارد شما که وکیل عدلیه هستید می‌دانید محکمه باید رأى بدهد که این طور بوده و باید مالش را ضبط کرد (صحیح است) عرض می‌کنم که این قانون دوره هفدهم مجلس من وضعیت آن روز چون من خودم آن روز رأى ندادم یعنى وقتى از اینجا آقاى میراشرافى را بیرون کردند من هم بیرون رفتم و یکى هم آقاى صراف‌زاده اینجا بودند آن هم گفت من رأى نمی‌دهم و رفتند (یکى از نمایندگان- آقاى هدى هم رأى ندادند).

میراشرافى- ولى آقاى قائم‌مقام بیرون نشسته بودند و آمدند که رأى بدهند.

فرامرزى- خوب حالا کارى نداریم مطابق آن صورتى که رفتند در عدلیه و اکثریت رأى نداده‌اند این را کارى ندارم عرض کنم این قانون عجیبش این بود که اول مصادره اموال قوام بشود و بعد محاکمه‌اش بکنند اول آقا رأى داده‌اند که مالش را مصادره بکنند بعد هم قانون گذرانده‌اند که رسیدگى بکنند ببینند که تقصیر دارد یا ندارد من از آقاى وزیر جنگ سؤالى می‌کنم من حالا وضعیت آن روز را نمی‌خواهم بگویم از شما آقاى وزیر جنگ می‌پرسم اگر الان یعنى امروز بازار تهران و مردم شور بدند و آمدند در خانه شما و رئیس الوزرا و باشگاه افسران چه کار می‌کنید؟ (وزیر جنگ- ما قانون را اجرا می‌کنیم) بسیار خوب حال کى مقصر است؟ مطابق ماده 70 قانون کیفر عمومى هر کسى که مردم را تحریک کرده من نمی‌خواهم وارد بحث بشوم ولى عرض می‌کنم که این واقعاً از لحاظ قانونیت صحیح نیست در تمام دنیا یک محکمه‌اى هست به نام سوپرم باست () به نام محکمه عالى اگر مجلس شوراى ملى و سنا هر دو رأى دادند به قانونیت یک امرى و آنها مطالعه کرده دیدند که این قانون بر خلاف اصل قانون‌گذاری است قانون مجلس شوراى ملى و سنا هر دو را آن محکمه لغو می‌کند به نظر من فرقى نمی‌کند حالا زیاد هم نمی‌خواهم حرف بزنم فقط خواستم سه تذکر بدهم، یکى این که قوام‌السلطنه یک عملى کرده در آن روز، قوام‌السلطنه در 30 تیر عملى را کرده که دکتر مصدق در 22 مرداد سال پیش کرده عده کشتگان را هم حساب کنید ببینید کدام یک بیشتر بوده (میراشرافى- عده کشتگان 28 مرداد در خانه مصدق را هم بفرمایید) جناب آقاى شمس قنات آبادى یک کلمه فرمودند براى دفاع از خودم می‌گویم فرمودند که اشخاصى متهم به صف شکنى می‌شدند بخود جنابعالى هم این تهمت را زدند بعد از این که از آن دستگاه آمدید بیرون (قنات‌آبادى- شما فراموش کردید که چه موقعى بود که من این کار را کردم) و تمام دلایلى که شما آوردید اگر جرم قوام السلطنه ثابت بود مجرمیتش مسلم بود، جنایتش مسلم بود، هیچ یک از اینها مجوز مصادره اموالش نیست (صحیح است) یک کسى وقتى من در اصفهان بودم ...

رئیس- آقاى فرامرزى خارج نشوید.

فرامرزى- قرار شد قربان که یک قدرى کش داشته باشد یک وقتى من در اصفهان بودم یک شخصى بود به اسم فتح‌الله کلانترى می‌گفت یک کسى آدم کشته بود او را بردند کلانترى اول جیبش را می‌گشتند ببینند چقدر پول دارد بردارند حالا شما جیبش را می‌گردید ببینید چقدر پول دارد بردارید یا خودش را محاکمه می‌کنید و محکوم می‌کنید خلاصه به جرم جنایت جیبش را چاپیدن درست نیست اگر دیه هم باشد در اسلام دیه هست ولى یک شروط و یک قانونى دارد بنده خواستم از خودم دفاع بکنم.

رئیس- رأ می‌گیریم به این اصلاح عبارتى که طرح قانونى به جاى قانون گذاشته شود آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى نرسیده نسبت به ماده واحده رأى گرفته می‌شود آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (اکثر نمایندگان برخاستند) تصویب شد. به مجلس سنا فرستاده می‌شود.

6- طرح و خاتمه مذاکره لایحه اضافه اعتبار وزارت دفاع ملى

رئیس- لایحه اضافه اعتبار وزارت جنگ مطرح است (شوشترى- پس ماده 90 بنده چه شد) بعد به شما اجازه می‌دهم از ماده 90 استفاده کنید (بهادرى- جلسه فوق‌العاده تعیین بفرمایید). ماده واحده قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد.)

مجلس شوراى ملى.

در بودجه پیشنهادى سال جارى کشور که جداگانه تقدیم گردیده مبلغى اضافه اعتبار براى وزارت دفاع ملى و مرزبانى منظور شده و چون براى امکان پرداخت بعضى از مصارف ضرورى احتیاج به استفاده قسمتى از اضافه اعتبار پیشنهادى دارند و بنابر ضرورت ایجاب نموده است که قبل از تصویب بودجه کل کشور مجوز پرداخت آن را استدعا دارد-

ماده واحده- از اضافه اعتباری که در بودجه پیشنهادى سال 1333 کل کشور براى وزارت دفاع ملى و مرزبانى منظور شده فعلاً مبلغ ششصد و سى و شش میلیون ریال به منظور امکان پرداخت ترفیع و اضافات قانونى افسران ودرجه‌داران وافراد و مزایاى مربوطه و تهیه خواربار و پوشاک و ساز و برگ و اعتبار بودجه سال جارى مرزبانى و همچنین پرداخت تعهدات سال گذشته وزارت مزبور تصویب و به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود به تدریجى که مورد احتیاج باشد از محل درآمد عمومى کشور با رعایت مقررات در اختیار وزارت نامبرده بگذارند.

نخست وزیر- سپهبد زاهدى- وزیر دفاع ملى- سرلشگر هدایت‏

رئیس- آقاى بهادرى مخالفید (میراشرافى- آقاى بهادرى چند کلمه هم راجع به قشقایی‌ها بگویید حالا که این بودجه تصویب می‌شود آن خائنین را هم بگیرند به دار بزنند).

رئیس- این به بودجه ربطى ندارد در موقعش هر چى می‌خواهید بگویید ولى به بودجه ربطى ندارد.

بهادرى- در موقع طرح فوریت این لایحه بنده مخالفت کردم و علت مخالفت خودم را به عرض رسانیدم البته این رقمى که آقاى وزیر جنگ لایحه آورده‌اند براى کمک درجه‌داران وسربازانى است که در مرز خدمت می‌کنند اصولاً فکر می‌کنم که همه آقایان نمایندگان محترم میل دارند و موافقند افسران و درجه‌دارانى که در حدود و ثغور این مملکت خدمت می‌کنند وسایل آسایش و زندگى آنها به نحو احسن فراهم بشود ولى بنده چون شخصاً یک قسمت‌هایى از این نواحى مرزى را دیده‌ام این بود که امروز صبح که به جلس آمدم دیدم که تابلو را آوردند بنده به نام مخالف اسم نوشتم عرض می‌شود البته این رقمى که آقا آوردند جز بودجه مملکتى هست حالا اصرار دارند که این زودتر به تصویب برسد و خرجش را زودتر بکنند این را من اصولاً موافق بودم که جز بودجه مملکتى مطرح بشود حالا اشکال دارید عجله دارید و نیاز دارید که زودتر مطرح بشود این هم یک حرفى است ولى آقاى وزیر جنگ آنچه بنده در مرزها دیدم وضعیت مرزهاى ما خیلى بد است و مصلحت نمی‌دانم که این مطالب را اینجا عرض بکنم وضعیت مرزهاى ما خیلى خراب شده است و بنده مجبورم این مطالب را عرض کنم که شما در مرز مسکن ندارید. وسایل ندارید. ارتباط ندارید. سرباز شما زندگى ندارد باید براى اینها یک فکرى بفرمایید یا بودجه اضافى بیاورید یا از بودجه‌هاى زائد وزارت جنگ و بودجه‌هاى تجملى غیر ضرورى نمی‌دانم به عنوان بازرسى اینها را بزنید و یک فکرى براى نواحى مرزى بکنید سرباز شما آنجا جلو بیگانه ایستاده و باید یک وضع آبرومندى داشته باشد بنده در قسمت‌هاى مغان و ارسباران دیدم که سرباز شما فاقد همه چیز است توى یک آلاچیق زندگى می‌کند، آب ندارد، خوراک ندارد، زندگى ندارد، انصافاً حالا نسبت به سابق تا اندازه‌اى خواربار به آنها می‌رسد سابق بر این آن هم نبود و اینها مزاحم دهات بودند ولى حالا خوب است که اینها می‌رسد ولى از لحاظ پوشاک و مسکن اینها با نهایت بدى زندگى می‌کنند و این آبروى مملکت است من عقیده دارم که از هر طریقى باشد آقایان توجهى بکنید لایحه‌اى بیاورید به مجلس و امیدوارم که نمایندگان محترم همگى علاقمند باشند که در مرزها درجه‌داران و سربازانى که براى این مملکت خدمت می‌کنند یک زندگى آبرومندى داشته باشند (صحیح است، احسنت) این بود که بنده خواستم این قسمت را به جنابعالى تذکر بدهم در این قسمت آقا یک ترتیبى بدهید که این منظور تمام آقایان عملى بشود و ضمناً یک چیزى را که خیلى متأسفم آن ساختمان گمرک بازرگان است و چون آقاى وزیر دارایی هم تشریف دارند متذکر می‌شوم ساختمان آنجا در دوره مرحوم رضا شاه خیلى آبرومند و مجلل بنا شده بود در حوادث شهریور این ساختمان از بین رفته و وزارت دارایی مجدداً داد به یک کنترات‌چى نمی‌دانم هفتصد هزار توممان یا ششصد هزار تومان اعتبار داده شد آنجا را ساختند (مهندس اردبیلى- با خشت ساختند) بعد از شش ماه از بین رفت و ساختمان خراب شد و الان سربازان ایرانى در آنجا وضعیت خیلى بدى دارند مخصوصاً آقاى افخم‌السلطنه که نماینده آنجا هستند به بنده می‌گفتند وضع آنها در مقابل ترک‌ها بسیار بد است و سربازها می‌روند از طرف ترکیه آب می‌آورند ببیند چه وضعى دارند این را من استدعا می‌کنم آقا یک توجهى بفرمایید (مهندس اردبیلى- شیروانیش را باد برده) این ساختمانى که خیانت شده آن مقاطعه‌کاران را تحت تعقیب قرار بدهید و عاجلًا اقدام بفرمایید که آن ساختمان خوب درست بشود بنده از موقع استفاده می‌کنم و ضمن این لایحه‌ای که شما آوردید عرض می‌کنم وضعیت ژاندارمرى ما باز خیلى بد شده اخیراً خیلى شکایت به ما می‌رسد که اینها مزاحم دهات هستند، آقا مگر شما به اینها حقوق نمی‌دهید، فوق‌العاده نمی‌دهید، خرج سفر نمی‌دهید، اینها دائماً مزاحم دهات هستند و هر دهى که یک بستى دارد مالک و زارع آن شاکى است که اینها را از اینجا بردارید و من نمی‌دانم بعد از چند سال چرا ژاندارمرى ما دوباره به وضع چند سال پیش برگشته که پست‌ها را اجاره می‌دهند (میراشرافى- رئیس ژاندارمرى آقاى گلپیرا را تفکیک بکنید، خیلى آدم خوبى است) خودش خیلى آدم خوبی است ولى مثل این که به دستگاه‌هایش توجه نمی‌کند.

رئیس- آقاى نقابت.

نقابت- عرض کنم که در متن لایحه قید شده است که ششصد میلیون یا شصت میلیون تومان از اضافه اعتبارى که براى وزارت جنگ در بودجه سال 33 پیش‌بینى شده است على‌الحساب براى ترفیعات و اضافات و کمک‌هاى افسران و افراد ارتش و مرزبانى داده شود. در ماه 38 آیین‌نامه

+++

که در مورد بودجه اجازه بعضى مذاکرات می‌دهد ممنوع نکرده است که در مورد بودجه یک وزارتخانه یا اضافه اعتبار مربوط به یک وزارتخانه نمایندگان یک مطلبى نگویند یعنى به اندازه پیشنهاد کفایت مذاکرات محدود نیست. بنده از این موقع و این ماده و به عنوان موافق، به دلیل این که رأى موافق به دولت دادم و اعتماد هم داریم، با اساس موافقم، طبیعى است که نسبت به مقدار و رقم و مصرف صورت ریز بودجه داده شده است که آن هم در موقع مقتضى مطرح می‌شود و موردنظر قرار می‌گیرد ولى یک مطلبى که مربوط به مرزبانى و مرزهاست واتفاقاً حوزه وکالت بنده هم در مرز است مجبورم تذکر بدهم و از حضور جناب آقاى وزیر دارایی هم استفاده کنم و آن این است که بین مأمورین دولت در سرحدات اعم از مأمور مرزبانى، لشگرى، وزارت کشور، وزارت دادگسترى، وزارت دارایی فرقى نیست، همه مأمور دولتند، همه مأمورین با احترام و نماینده شخص اعلیحضرتند در موقعى که این مأمورین را دسته جمعى دستگیر می‌کنید و تبعید می‌فرمایید توجهى به این حیثیت عمومى مأمورین هم باید کرد، مأمورین گمرک خوزستان دسته جمعى دستگیر و به تهران تبعید شده‌اند.

میراشرافى- رئیس گمرک خرمشهر ماهى 50 هزار تومان به آقاى آبتین باج می‌دهد این وضع باید اصلاح شود.

نقابت- در میان اینها یک مردمانى هستند، آقاى شیخ علیخاى جهانگیر یک مردی است که چهل سال در گمرک خدمت کرده (میراشرافى- یا درى هم همین طور) (کریمى- یاورى از خانواده‌هاى بسیار محترم کرمانشاه است و مرد بسیار پاکى است) متشکرم، بنده که قاضى قضیه نبودم که ببینم کى مقصر است کى بى‌تقصیر است در بین این مأمورین ممکن است مأمورین صحیح‌العمل یا مأمورین خاطى وجود داشته باشد على ایحال مأمور دولت است، على ایحال نماینده شما هستند و یک مطلب دیگر هم هست و آن این است که ملت شرافتمند خوزستان را در هر جایی که صحبت می‌شود می‌خواهند متهم کنند در صورتى که خوزستانى مرتکب قاچاق نمی‌شود، خوزستانى در داخل این نخلستان‌ها با دست‌هاى آبله‌دار و شکم گرسنه و بدن لخت زندگى می‌کند، نه آب دارد و نه برق دارد، نه غذا دارد، نه کولر دارد، یازدهد ماه به این درخت خرما نگاه می‌کند تا ده من خرما گیرش بیاید (میراشرافى- کى نگاه می‌کند؟) ملت خوزستان مردمى که توى این نخلستان‌ها هستند، اینها مرتکب قاچاق نمی‌شوند (میراشرافى- پس کى می‌شود؟) مرتکب قاچاق را حالا به شما معرفى می‌کنم، مرتکب قاچاق آنهایى می‌شوند که مقررات اقتصادى کشور را برخلاف حوایج اقتصادى می‌نویسند و اجرا می‌کنند، ریشه این کار در قوانین و مقررات است وقتى مقرر می‌شود که حوایج کشور به مقدار کافى نیاید یا محصول کشور به مقدار کافى صادر نشود، محصول برنج خوزستان، خوزستان یک برنجى دارد که برنج گرده قرمز است، این قابل خوردن نیست، جناب آقاى میراشرافى توجه بفرمایید.

میراشرافى- آقاى وزیر دارایی دارند از دزدهاى گمرک دفاع می‌کنند می‌گویم دفاع نکنید.

رضایی- مگر ممکن است که کسى بدون کمک مرزبانى قاچاق کند.

نقابت- ... عرض می‌کنم که به هر صورت ماه رمضان است و باید صلوات بفرستید جلسه هم طول کشیده در فاصله‌اش هم سیگارى نمی‌شود کشید از این جهت آقایان یک قدرى نگران هستند، به هر صورت محصول خوزستان یک قسمت عمده‌اش برنج است، در دشت میشان، در شادگان، در دزفول برنجى به وجود می‌آید قرمز و درشت واین برنج را به صورت نواله درست می‌کنند و اگر هم صادر شود محل مصرف برنج خوزستان یک قسمتى عمانات و بحرین هستند، جاى دیگر خریدار ندارد با ایتالیا وارد و یا صادر نمی‌شود و تنها محصولى است که هست یعنى در این باتلاق چیز دیگرى نمی‌توانند تهیه بکنند مگر چیزى به او تعلیم بدهند. این برنج مال پارسال مانده و مشرف به خرابى است و اجازه صدور به آنها نمی‌دهند اگر بگوییم آقا اجازه بدهید که در مقابل فروش اینها یک پرى یا پریم قائل شوند، می‌گویند که آقا جواز فروشى می‌شود. این بد است، این خوب است، بالنتیجه رعیت خوزستان فقیر مانده، مع‌ذلک همین رعیت مرتکب قاچاق می‌شود، نکته‌ای که واقعاً تشدید می‌کند قاچاق را، آقاى وزیر جنگ توجه بفرمایید، قضیه پلیس گمرکات و گارد مرزى است، مقرر داشته‌اند که 9 میلیون تومان بودجه داده می‌شود به پلیس گمرکات براى حفظ گمرکات و جلوگیرى از قاچاق، وقتى به بودجه این میلیون تومانى که در مرز خرج می‌شود مراجعه کنید می‌بینیم که این 9 میلیون تومان اکثراً خرج پرسنل شده و خرج افسران و درجه‌داران یا اشخاصى شده است که در مرز اقامت ندارند از این محل پول می‌گیرند ولى در تهران یا سایر نقاط هستند و این مصرف نمی‌شود، این دستگاه جلوگیرى کننده چهار تا جیپ نمی‌تواند بخرد، یک موتور لنج نمی‌تواند بخرد که توى شط جلوگیرى از قاچاق بکند، یعنى مبدا را جلوش را بگیرد، بعد از این که جلو مبدا را نگرفت طبیعتاً جلوگیرى از قاچاق نمی‌شود و کسانی که در ایران قاچاق می‌کنند ایادى خارجى هستند، آقا ایرانى مرتکب قاچاق نمی‌شود اشخاص خارجى، اهل بحرین (دکتر بینا- بحرین مال ایران است، خارجى نیست، بحرین مالى ایران است این را اصلاح بفرمایید) یک کسى گفت به بچه‌اش قربان چشم‌هاى بادامیت بروم بچه گفت من بادام می‌خواهم، چرا از یک حرفى به حرف دیگر می‌روید وقتى می‌گویم خارجى بعد اسم چند مملکت را می‌بریم یک محل هم اتفاقاً مال ما است این دلیل این نمی‌شود که آن خارجى منحصراً اطلاق به همان محل می‌شود این جور مذاکرات باعث می‌شود که متن حرف فراموش می‌شود. به هر صورت یک عده‌اى از خارج کشور می‌آیند یک مقدارى گوسفند می‌خرند، یک مقدارى خواربار می‌برند یک مقدارى کالاهاى دیگر می‌برند در مقابل یک مقدارى هم کالاهاى خارجى به وسایل مختلف وارد وارد می‌کنند، البته آنهایى که زمینه‌اش کم است، آنهایی که در مملکت کسر وارد شده و چاره‌اى ندارد جز این که از راه قاچاق بیاید و حالا اسم آن جنس‌ها را نمی‌برم براى این که اگر اسم آن جنس‌ها را ببرم (میراشرافى- دکتر امینى اوقاتش تلخ می‌شود) به دلیل این که تا اسم آن را ببرم یک عده‌اى می‌گویند ما از آن جنس‌ها تولید می‌کنیم البته تولید می‌کنیم ولى به مقدار کافى نیست به این جهت گران می‌شود و اختلاف قیمت دو محیط و تفاوت فاحش ایجاد این وضع را می‌کند که قاچاق وارد بشود بالنتیجه یک مردمى آلوده می‌شوند. مردم خوزستان در ادوار گذشته به عنوان این که شرکت نفت انگلیس و ایرانى در آنجا بوده است (میراشرافى- شرکت سابق) شرکت سابق و اسبق، به آن عنوان حقى از دولت ایران دریافت نمی‌داشتند آن طورى که سایر ایالات می‌گرفتند، اینها در قسمت زراعت در قسمت صناعت، در بهدارى و سایر شئون وارد نبوده‌اند هیچ چیز نمی‌دانند برخلاف بعد از این مدت ده سال اولین محلى که زیر پاى قشون اجانب واقع شد آنجا بود و بعد تیفوس آمد، مالاریا آمد، آبله آمد، و حمالی‌هایى که مردم در آنجا کردن، کمک‌هایى که کردند و به هیچ وجه این مرز ایران نسبت به اوضاع عمومى و سیاست دولت وقت هیچ عمل خلافى نکرد مالیاتش را سر وقت داد نظام وظیفه‌اش را سر وقت داد. امروز باید یک توجه و عنایتى به آنجا بشود (صحیح است) که هم خوزستانى را متهم به قاچاق نکنید و هم مأمورینى را که به خوزستان می‌فرستید براى این کارها استدعا می‌کنم از بهترین مأمورینتان جدا بکنید. ما وکلا حق داریم در جهت منفى اظهار عقیده بکنیم یعنى حق داریم بگوییم که فلان مأمور به فلان دلیل در فلان جا خطا کرده اما حق نداریم به شما اصرار کنیم التماس کنیم که آقا حتماً زید یا عمرو را بفرستید (صحیح است) زیرا ممکن است که ما با او بند و بست کنیم ممکن است مسئولیت براى ما داشته باشد ما کار نداریم کى را می‌فرستید، هر کسى را می‌فرستید بفرستید، اما آقا مردمى را که می‌فرستید پس فردا خودتان آنها را می‌گیرید می‌آورید، یک بازرس می‌رود آنجا گزارش می‌دهد بست نفر را توقیف می‌کنید، من شنیدم پشت سر آن در حدود دویست نفر از اهالى خوزستان را گرفتند، توقیف کردند و می‌آورند به طهران، هنوز اسم آنها را نمی‌دانم مشخصات آنهارا نمی‌دانم فقط تلگراف شده که آقا پاشو و بیا بنده با اجازه آقایان فردا صبح هم مرخص می‌شوم می‌روم جریان را هم حضور آقایان و نمایندگان محترم، آنچه حقیقت است می‌نویسم چون کار دیگر از این گذشته است که ما یک حقیقتى را بپوشانیم مع‌ذلک ما با این شصت میلیون موافقت می‌کنیم، می‌دهیم، آنچه را هم داشته‌ایم می‌گذاریم در طبق اخلاص ولى در مقابل از دولت مورد اعتمادتان توجه و عنایت و اصلاحات در تمام شئون مملکتى را می‌خواهیم (صحیح است).

رئیس- آقاى وزیر جنگ.

وزیر جنگ- بنده خیلى خوشوقت هستم که آقایان نمایندگان اینجا فرمودند که ما بایستى یک فکرى براى زندگانى سربازان به خصوص در مرز بکنیم، این نکته البته بسیار اهمیت دارد براى این که روبه‌روى آنها هم سربازان کشور همسایه که ما براى رفاه و آسایش آنها هم فکر بکنم و به همین دلیل هم هست که به عرض آقایان رسیده است که ما توجه کردیم که وضعیت مرزها و حفاظت مرز و وضعیت مرزبانى خوب نیست به این دلیل آمدیم و نشستیم و مطالعات بسیار کردیم و این عوامل مختلفى که در مرزها داشتیم که کدام یک کار علی‌هده می‌کردند و کار آنها هم توأم نبود و گاهى هم بر خلاف هم اقدام می‌کردند و نتیجه آن یک همچو عیوباتى است که می‌بینیم که قاچاق به این زیادى است و تمام دستگاه‌ها در این امر مسئولیت دارند و باید دست به دست هم بدهند تا این معایب مرتفع شود به این جهت تصمیم گرفته شد و یک اداره مرزبانى که عبارت از کلیه عوامل سابق است تشکیل شود و این بودجه هم براى کار به این سازمان جدید است و بنده امیدوار هستم که با این سازمان جدید و کمکى که می‌فرمایید و راهنمایى که می‌فرمایید بتواند یک قسمت از این کارها را انجام بدهیم و از این معایب جلوگیرى بکنیم (انشاءالله).

رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات از طرف آقاى محمود جلیلى رسیده است که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد.)

ریاست معظم، پیشنهاد کفایت مذاکرات را می‌نماید.

رئیس- آقاى جلیلى.

جلیلى- البته همان طور که آقایان مستحضر هستند این لایحه ولت هم تقریباً ضروری است و نظیر همان یک دوازدهم است براى این که در اینجا قید شده که این اعتبار

+++

باید به مصرف خواربار و پوشاک و لوازم ضرورى افراد مرزبانى و سایر افراد نظامى برسد و اینها هم مستخدم کشورندو نظیر همان‌هایى هستند که در یک دوازدهم کارش تمام شد بنابراین بنده می‌خواستم استدعا بکنم که آقایان موافقت بفرمایند با این پیشنهاد موافقت شود چون وقت هم گذشته است اگر هم صحبت بشود بالاخره این لایحه تصویب خواهد شد.

رئیس- آقاى دکتر بینا فرمایشى داشتید؟ با این پیشنهاد موافقید؟

دکتر بینا- راجع به فرمایشات آقاى نقابت عرضى داشتم.

رئیس- آقاى عمیدى نورى با کفایت مذاکرات مخالفید (عمیدى نورى- بلى مخالفم) بفرمایید.

عمیدى نورى- بنده در لایحه اسم ننوشتم براى این که آقایان دیگرى که اسم نوشته بودند فکر می‌کردم که از توضیحات آقایان از موافق و مخالف استفاده می‌توانم بکنم و تشخیص بدهم که منظور از این ماه واحده چیست؟ آقاى جلیلى که پیشنهاد کفایت مذاکرات را دادند فرمودند این دنبال همان یک دوازدهم است در صورتى که (جلیلى- من همچو چیزى نگفتم، گفتم مثل همان است) اگر دنبال همان یک دوازدهم قید می‌شد ولى پیداست که یک لایحه مستقلى است ولى بنده می‌خواستم علت این که مخالفم با کفایت مذاکرات عرض کنم و علت این است که بنده هنوز که می‌خواهم رأى بدهم و طرفدار دولت هستم تشخیص ندادم که موضوع چیست اینجا نوشته است که از اضافه اعتبارى که در بودجه پیشنهادى سال 1333 کل کشور براى وزارت دفاع ملى و مرزبانى منظور شده پس پیداست که یک لایحه بودجه سال 1333 است یعنى دولت می‌خواهد بگوید من یک طرف لایحه بودجه سال 33 را داده‌ام به مجلس و مجلس هم طبق مقررات و قوانین مالى مطرح کرده و به کمیسیون رفته است و یک طرف دیگر هم می‌گوید این بودجه سال 1333 که به مجلس دادم 636 میلیون ریالش را على‌الحساب اجازه بدهید پرداخت بشود به علاوه قید هم کرده‌اند اضافه اعتبار در حالى که جناب آقاى وزیر دارایی در لایحه‌اى که دادند در مقدمه لایحه بودجه تصدیق فرمودند که وضع مالى مملکت به قدرى بد است که ما امسال هیچ گونه عایدات جدید نداریم و در مقابل مخارج مستمرى ثابت‌مان چند میلیارد کسر داریم حالا این اضافه اعتبار منظور در بودجه سال 33 چه چیز هست البته اگر تشریح می‌فرمودند و روشن می‌شد آن وقت ممکن بود که بشود به کفایت مذاکرات رأى داد والا الان مجلس، یعنى بنده خودم نمی‌فهمم که این چیست یک جا می‌گوییم که اعتبارى نداریم، یک جا اضافه اعتبار قائل هستیم. نکته دیگر این که این مبلغ را دولت می‌خواهد براى یک ارقام کلى ترفیع اضافات قانونى افسران و درجه‌داران، مزایاى مربوطه تهیه خواربار و پوشاک و همچنین پرداخت تعهدات سال گذشته پس پیداست که این رقم کلى که در اینجا ذکر شده مقداریش مربوط به سال گذشته است، خوب این چه جوری است، سال گذشته که لایحه تفریغ بودجه نیامده (صدقى- اصل لایحه بودجه‌اش هم تصویب نشده) اصل لایحه بودجه هم تصویب نشده، حالا ما بیاییم تصویب بکنیم که 636 میلیون ریال داده بشود براى یک ارقامى که یکیش هم تعهدات سال گذشته است، به نظر بنده یعنى وجدان من، عرض می‌کنم آقایان همکاران محترم قانع نشدم که ما چه چیز را می‌خواهیم تصویب بکنیم، به این جهت بنده با کفایت مذاکرات مخالفم و استدعا می‌کنم که این نکته را جناب آقاى وزیر دارایی و جناب آقاى وزیر جنگ تشریح بفرمایند که ما بدانیم چه چیز را تصویب می‌کنیم.

رئیس- آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایی (دکتر امینى)- عرض کنم جناب آقاى عمیدى نورى که فرمودند تشخیص ندادم به نظر بنده خوب هم تشخیص فرمودند که این یک اضافه اعتباری است براى وزارت دفاع ملى چون در بودجه 1332 یک مبلغى از اعتبار وزارت دفاع ملى کسر شده بود که در سال گذشته اواخر سال که خود جنابعالى هم در هیئت وزرا تشریف داشتید تصویب کردیم که یک اضافه اعتبارى به وزارت دفاع ملى داده بشود و اگر ممکن بود که این را در دنبال یک دوازدهم بنویسم البته این کار را می‌کردیم، ولى معمولًا در یک دوازدهم جز همان یک دوازدهم به اصطلاح خشک، چیز دیگر نمی‌شود اضافه کرد، به این جهت بود و از نظر علاقه‌اى که همه آقایان به وضع ارتش دارند و براى این که خواربارشان زودتر تهیه بشود و ترفیعات‌شان هم که بر خلاف سایر ادارات کشورى تقریباً اترماتیکمان داده می‌شود ناگزیر شدیم که این طرح را بیاوریم که به عنوان على‌الحساب اضافه‌اى را که در سال 33 براى ارتش پیش‌بینى شده فعلاً پرداخته بشود اگر غیر از این می‌کردیم کار اردیبهشت و شاید احتمالًا ماه‌هاى بعد ارتش معوق می‌ماند، بنابراین می‌خواستم استدعا کنم که این را موافقت بفرمایید تصویب شود، اشکالى هم ندارد، اما راجع به کسر اعتبار بودجه در وزارتخانه‌هاى دیگر و به خصوص در وزارت دفاع ملى یک اضافاتى پیش‌بینى شده و کسر بودجه با توجه به این اضافات است و علاوه بر این ماده‌اى هم دارد در قانون بودجه که پرداخت این مخارج موکول بداشتن عواید است و على‌ایحال اگر درآمدى نبود، خرجى هم نخواهد داشت.

رئیس- آقاى اردلان.

اردلان- بنده مخالفم.

رئیس- آقاى دکتر پیرنیا مخالفید یا موافق؟

دکتر پیرنیا- بنده مخالفم، ببخشید موافقم.

رئیس- آقا پیشنهادتان را دادید و می‌توانید که بعداً صحبت بکنید.

دکتر پیرنیا- بنده موافقم با کفایت مذاکرات.

رئیس- اگر موافقید با کفایت مذاکرات بفرمایید.

یک نفر از نمایندگان- آقاى نقابت صحبت کردند.

رئیس- آن که مربوط به کفایت مذاکرات نبود، بفرمایید آقاى دکتر پیرنیا.

دکتر پیرنیا- اجازه بفرمایید اینجا جناب آقاى عمیدى نورى علت مخالفت‌شان با کفایت مذاکرات راجع به این کلمه اضافه اعتبار بود و عطف به بودجه سال 1333. بنده فکر می‌کنم که اگر جناب آقاى وزیر دارایی و جناب آقاى وزیر جنگ موافقت بفرمایند که این مقدار اضافه اعتبار پیشنهادى 1333 و کلمه فعلاً حذف بشود و فقط شصت میلیون تومان بودجه بدهند به وزار جنگ بدون این که اضافه اعتبارى قید شود مخالفت آقاى عمیدى نورى مرتفع می‌شود و ایشان هم متقاعد می‌شوند و می‌توانند رأى بدهند به هر حال اگر موافقت بکنید بنده این اصلاح را پیشنهاد دادم و اگر به این صورت اجزاه بفرمایید اصلاح شود بنده با پیشنهاد کفایت مذاکرات موافقم.

رئیس- آن پیشنهاد رسیده و بعداً مطرح می‌شود. رأى گرفته می‌شود به کفایت مذاکرات، آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. یک پیشنهادى از آقاى دکتر پیرنیا رسیده که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد.)

پیشنهاد می‌کنم ماده واحده به ترتیب زیر اصلاح شود-

به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود مبلغ 636 میلیون ریال به منظور امکان پرداخت ترفیع و اضافات قانونى افسران و درجه‌داران و افراد و مزایاى مربوطه و تهیه خواروبار و پوشاک و ساز و برگ و اعتبار بودجه سال جارى مرزبانى و همچنین پرداخت تعهدات سال گذشته وزارت مزبور به تدریجى که مورد احتیاج باشد از محل درآمد عمومى کشور با رعایت مقررات در اختیار وزارت نامبرده بگذارند.

رئیس- آقاى دکتر پیرنیا.

دکتر پیرنیا- جناب آقاى وزیر دارایی یک بودجه‌هاى پیشنهاد فرمودند که شش میلیارد ریال کسر دارد و این بودجه هزار میلیون تومانى براى مردم ایران بدون این که بخواهیم تظاهرى و عوامفریبى بکنیم وجداناً و انصافاً خیلى سنگین است (صحیح است) روزى سه میلیون تومان شما بایستى براى ادارات فقط بودجه بپردازید واین بودجه را شما می‌خواهید بکنید 5/ 4 میلیون تومان در روز و این غیر قابل تحمل است. از طرف دیگر تمام آقایان محترم علاقه دارند که اعتبارات وزارت جنگ و افسران و سربازان پرداخته شود و این موضوع ربطى به اضافه اعتبار ندارد به خصوص که یک رویه ناپسندى در ایران و در مجالس مقننه سایر ممالک وجود دارد به خصوص در مجلس فرانسه و آن این است که یک بودجه با کسر درآمد و اضافه اعتبار خیلى زیادى را می‌آورند و بعد هر یک ماه یک قسمتش را از تصویب مجلس می‌گذرانند و بعد آخر هر ماه که شد مثلاً وزیر فرهنگ می‌آید و یک قانون می‌آورد و یک مواردى هم ذکر می‌کند براى خدمت به فرهنگ و بعد وزیر بهدارى می‌آید یک چیزهاى دیگر صحبت می‌کند و به این جهت ملاحظه می‌فرمایید بعد از شش ماه یا بعد از سه ماه آقایان یک بودجه شانزده یا هفده میلیارد ریالى را تصویب فرمودند بدون این که محل درآمدش معین شده باشد و بدون این که مطالعه‌اى شده باشد به همین جهت براى این که جمع بین دو نظر شده باشد و این موضوع هم سابقه نشود و اضافه اعتبارات غیر مصوب ملاک تصویب یک خرج جدیدى قرار نگیرد بنده پیشنهاد کردم که اجازه بفرمایید که اولاً کلمه فعلاً حذف بشود و ثانیاً نوشته بشود که به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود مبلغ 636 میلیون ریال براى این چیزهایى که احتیاج داشته در اختیار وزارت جنگ بگذارند تا به این ترتیب حقوق اساسى پارلمان که نظارت در بودجه و تصویب بودجه است به این وسیله یواش یواش از دست نرود و روز بروز بودجه سنگین‌ترى بر ما تحمل نشود (صحیح است).

رئیس- آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایی- عرض کنم جناب آقاى دکتر پیرنیا که خودشان معاون وزارت دارایی بودند بنده تعجب می‌کنم که چنین پیشنهادى را چطور می‌کنند فرض بفرمایید که این اضافه اعتبار باشد یا اعتبار مطلق باشد بالاخره باید توى بودجه برود حالا فرض بفرمایید که شما این عبارت را بردارید، تصویب هم بفرمایید این را بنده کجا جا بدهم؟ قطعاً در بودجه کل کشور باید یک محلى باشد و از برداشتن این عبارت نگرانى جنابعالى مرتفع نمی‌شود. نگرانى جنابعالى را آنجا مرتفع می‌کند که اگر دقت فرموده باشید بنده دو جور خرج آورده‌ام یک جور خرج مسلم که 1200 میلیون تومان است و بقیه‌اش هم یک جور خرجى است که اگر یک درآمد اتفاقى براى کشور پیدا بشود پرداخت می‌شود و تصویب آن خرج مستلزم پرداخت نیست مقید و مشروط به درآمد است بنابراین

+++

چه نگرانى دارد؟ و جنابعالى که بودجه فرانسه را مطالعه فرمودید آنجا هم یک مقدارى به عنوان کردى بلو که هست، فرض بفرمایید که این هم همان کردى بلوکه است بنده اینجا اظهار فضیلت و علم نمی‌خواهم بکنم، ولى وقتى که این بودجه تقدیم شد بنده توضیح خواهم داد که به این ترتیب اگر درآمدى بود ما خرج می‌کنیم و اگر درآمدى نبود ما خرج نخواهیم کرد و یک حواله بی‌محلى است که انجام نخواهد شد. بنابراین بنده تقاضا می‌کنم که این را تصویب بفرمایید و به هیچ وجه من- الوجوه این پیشنهاد جنابعالى تأثیرى در مطلب ندارد.

دکتر پیرنیا- آقا بنده توضیح دارم.

رئیس- دیگر توضیح نمی‌شود آقاى مشایخى مخالفید (مشایخى- مخالفم) بفرمایید.

مشایخى- دولت وظیفه خودش را که تقدیم بودجه به مجلس است انجام داده و بعد از افتتاح مجلس شوراى ملى در اولین فرصت بودجه خودش را تسلیم کرده و وظیفه ماست که بودجه مملکتى را رسیدگى کنیم اقلامش را جز به جز رسیدگى کنیم. هزینه‌هاى ضرورى و لازم را تشخیص بدهیم و حشو و زوایدش را حذف بکنیم. آقاى رئیس کمیسیون بودجه هم دعوت کردند که پس فردا جلسه کمیسیون بودجه تشکیل بشود و در کمیسیون به بودجه رسیدگى بشود، اما همان طور که پرداخت آن یک دوازدهم ضرورت داشت و بر اساس توضیحاتى که آقاى وزیر جنگ و آقاى وزیر دارایی دادند این هم یک لایحه‌ای است که آورده‌اند از براى تصویب هزینه‌هاى ضرورى و هزینه‌هاى فوق‌العاده‌ای که امروز براى تقویت نیروهاى ارتش و مرزبانى کمال ضرورت را دارد من معتقدم که ما مقید به حفظ امنیت مملکت‌مان هستیم ما که معتقد هستیم که باید نیروى ارتش و مرزبانى و ژاندارمرى کشور را تقویت بکنیم و حمایت بکنیم مطلب را باید از این نظر مورد توجه قرار بدهیم که این بودجه را آقاى وزیر جنگ ضرورى تشخیص داده‌اند بنابراین به عقیده من تصویب آن همان طوری که یک دوازدهم ضرورت داشت بایستى مورد توجه واقع بشود و آن را تصویب بکنیم و البته وقتى که بودجه تفصیلى مورد توجه کمیسیون و نمایندگان مجلس واقع شد آقایان هم نظریات خودشان را در آنجا می‌توانند بفرمایند بنابراین بنده تقاضا می‌کنم که ایشان پیشنهادشان را پس بگیرند.

رئیس- این پیشنهاد آقاى دکتر هم چیزى نیست، اصلاح عبارتى است.

میراشرافى- پیشنهاد خوبى است آقاى وزیر جنگ قبول می‌کنند (جمعى از نمایندگان- یک بار دیگر قرائت شود.) (پیشنهاد آقاى دکتر پیرنیا یک بار دیگر به شرح زیر قرائت شد.)

رئیس- رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى دکتر پیرنیا آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (عده کمترى برخاستند) تصویب نشد دیگر پیشنهادى نیست. فرستاده می‌شود به مجلس سنا براى اظهار نظر.

7- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه.

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم این چند روز ایام تعطیل بود ولى متأسفانه این یک دوازدهم را آقایان دیر آوردند و ناچار شدیم جلسه داشته باشیم وحالا اگر مجلس سنا پس فردا که جلسه دارند فرستادند به مجلس پنجشنبه من اطلاع می‌دهم و اگر نیامد یکشنبه مجلس است و على‌ایحال مجلس روز پنجشنبه ساعت 10 خواهد بود. (یک ساعت و بیست دقیقه بعد از ظهر مجلس ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294843!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)