کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/24]

جلسه: 17 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه شهریور ماه 1326  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس

2 - بقیه مذاکره در برنامه دولت

3 - تقدیم دو فقره سؤال از طرف آقای دهقان

4 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 17

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه شهریور ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس

2 - بقیه مذاکره در برنامه دولت

3 - تقدیم دو فقره سؤال از طرف آقای دهقان

4 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس یک ساعت نیم پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس‏

صورت مجلس روز پنجشنبه بیست و نهم شهریور ماه را آقاى فولادوند (منشى) به شرح زیر قرائت نمودند.

مجلس یک ساعت و ربع پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه‏ قبل قرائت و تصویب شد.

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائبین پنجشنبه 19 شهریور

غائبین با‌اجازه - آقایان: معین‌زاده - بهادرى.

غائبین بى‌اجازه - آقایان: گنابادى - پالیزى - ابوالقاسم بهبهانى - تقى‌زاده - على وکیلى - خوئیلر.

دیرآمدگان با اجازه - آقایان: رضوى - شریعت‌زاده‏

دیر آمدگان بى اجازه - آقایان: صولت قشقایى - آشتیانى‌زاده - حسن اکبر - دکتر اعتبار - دکتر راجى - آقا خان بختیار - منصف دکتر طبا - محمد‌على مسعودى - سزاوار - دکتر عبده - دکتر آشتیانى - مسعود ثابتى - اسدى.

غائبین روز یکشنبه 22 شهریور

غائبین با اجازه - آقایان: بهادرى - على بهبهانى - آقا خان بختیار

غائبین بى اجازه - آقایان: گنابادى - پالیزى - ابوالقاسم بهبهانى - سید حسن تقى زاده - على وکیلى - خوئیلر

غائبین روز دوشنبه 23 شهریور ماه‏

غائبین با اجازه - آقایان: اورنگ - رضوى - على بهبهانى‏

غائبین بى اجازه - آقایان: گنابادى - پالیزى - آقا خان بختیار - ابوالقاسم بهبهانى - بهادرى - تقى‌زاده - على وکیلى - خوئیلر

صورت غائبین روز سه‌شنبه 24 شهریور

غائبین با اجازه - آقایان: اورنگ - على بهبهانى‏

غائبین بى اجازه - آقایان: گنابادى - پالیزى - آقا خان بختیار - ابوالقاسم بهبهانى - تقى‌زاده - على وکیلى - خوئیلر

دیر آمدگان با اجازه - آقایان: معتمد دماوندى - منصف - نراقى - دکتر عبده - بهادرى - شریعت‌زاده - مصباح‌زاده‏

دیرآمدگان بى اجازه - آقایان: بیات - عامرى - دکتر اعتبار - دکتر راجى - سلطانى - رستم گیو - دکتر طبا - دکتر آشتیانى - ناصرى - شهاب خسروانى - ملکى - نیکپور - ساعد - اسدى.

صورت غائبین روز پنجشنبه 26 شهریور ماه‏

غائبین با اجازه - آقایان: معین‌زاده - ملک پور

غائبین بى اجازه - آقایان: گنابادى - حسن اکبر - جواد عامرى - هدایت الله پالیزى - تولیت - تقى‌زاده - على وکیلى‏

دیر آمدگاه بى اجازه - آقایان: آشتیانى‌زاده - مهدى ارباب - دکتر اعتبار - لاهوتى -

+++

دکتر راجى - سلطانى - ارباب رستم گیو - منصف - دکتر طبا - فرامرزى - محمد‌على مسعودى - سزاوار - قوامى - دکتر عبده - صدر‌زاده - شریعت‌زاده - دهقان - اسلامى - شهاب خسروانى - على اکبر ملکى - نیکپور - مشایخى - قهرمان - کلبادى - ساعد - اسدى.

چون با ورود در دستور مخالفى نبود بدواً آقاى ناصر ذوالفقارى بر حسب استجازه قبل طبق ماده 109 نظامنامه داخلى مجلس اظهار داشتن آقاى بهار اعتراضات من را بر‌خلاف مراد تعبیر فرموده و مقصود من از مخالفت آقاى ارسنجانى با قانون اساسى این نبود که کسى حق اظهار مخالفت اساسى را براى ایران غیر قابل هضم دانسته و اظهار مخالفت اساسى با آن کرده و حال آن که هر قانونى مادام که از طرف مجلس تغییر داده نشده به قوت خود باقى و کاملًا محترم است و کسى که با قانون اساسى مخالف است حق ندارد جزء نمایندگان و حافظ و حامى آن باشد به علاوه همکارى ایشان با متجاسرین و انقلاب قلابى آذربایجان دفاع از آزادى نبوده و قیام بر علیه مملکت بوده است و کسانى که آن بساط را برچیدند مرتجع نبوده و نیز ملک داشتن یک خانواده قدیمى هم دلیل بر ارتجاع آن‌ها نیست و در صورت تجدید اساس پیشه‌ورى و امثال او هم حمایت از مملکت را تجدید خواهیم کرد و بالاخره من نسبت دزدى به آقاى ارسنجانى ندادم گفتم کلاهبردارى نموده و چک‌های بى محل صادر کرده ضمناً ورقه گراورى را به عنوان مدرک این موضوع از روزنامه مرد امروز ارائه و شرح ذیل آن را قرائت نمودند. سپس آقاى بهار نیز به عنوان ماده 109 بعد از اشاره به لزوم آزادى نطق و بیان در مجلس و توجه به سخنان موافق و مخالف و بیان در مجلس و توجه به سخنان موافق و مخالف و دارا نبودن هیچ ملک و عقارى غیر از یک خانه مسکونى راجع به آزادى خواهى آقاى ارسنجانى و عضویت ایشان در حزب دموکرات ایران و رأى دادن افراد حزب به نمایندگى ایشان و گناه نبودن تنوع افکار و این که انتقام از گذشته شاید موجب تجدید گذشته شود و لزوم ایجاد اتحاد و رفع اختلاف در مملکت شرح مبسوطى بیان نمودند، آقاى عباس اسکندرى نیز طبق ماده 109 اظهار داشتند مراد من در جلسه گذشته این بود که در مملکت مشروطه باید اصول رعایت شده و روزنامه که یکى از ارکان مشروطیت است باید آزاد باشد و بایستى در مسائل خارجى از آن استمداد کرد و منظور از قابل هضم نبودن قانون اساسى عدم تطبیق آن با شعور و ادراک مردم است و بالاخره باید با عدالت کارى کرد که همه متمول شده و آسایش پیدا کنند. آقاى محمد‌على مسعودى نیز به عنوان ماده 109 در جواب آقاى بهار اظهار داشتند که ما در روزنامه به آقایان نمایندگان توهینى نکرده و مخالف آزادى نطق و افکار نبوده و مرتجع هم نیستم آقاى دکتر مجتهدى به عنوان مخالفت با نمایندگى آقاى ارسنجانى از لحاظ عدم صلاحیت ایشان به واسطه همکارى و موافقت با پیشه‌ورى و متجارسین وطن فروش اجنبى پرست که صدماتى بر اهالى آذربایجان وارد کرده‌اند و داشتن مدال 21 آذر و لزوم جلوگیرى از وقوع نظیر این انقلابات قلابى به سبب رد نمایندگى امثال مشاراله شرحى بیان نمودند و آقاى آشتیانى‌زاده اظهار داشتند چیزهایی را که به آقاى ارسنجانى نسبت می‌دهند تمام بدون دلیل و خلاف واقع است کما این که ایشان به هیچ وجه مدال 21 آذر ندارند و با دموکرات‌های آذربایجان مبارزه نموده‌اند و بالاخره خود آقاى ارسنجانى در مقام دفاع از خود اظهار داشتند باید پرده از روى همه کارها برداشته شده و چون تمام اسناد و مدارک قضایاى آذربایجان در ستاد ارتش جمع آورى گردیده اگر کوچک‌ترین مدرکى از مداخلات من در آن قضایا ارائه شد براى هر‌گونه مجازات حاضرم و نیز با ذکر امثله تاریخى از قرون وسطى و دستگاه پاپ‌ها در اروپا و همچنین اشاره تمام این نسبت‌ها تهمت و از قبیل تکفیرهایى است که قدما نسبت به جوانان تحصیل کرده و متجددین نموده و می‌نماید و من از پیش قدمان در مبارزه با متجاسرین و براى فداکارى و دفاع از مملکت همیشه حاضر بوده‌ام و بالاخره این مملکت تا صد سال دیگر هم نمی‌تواند رژیم کمونیستى پیدا کند.

در این موقع یک ساعت و چهل دقیقه بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و مجلس روز یکشنبه 22 شهریور 40 دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى حکمت تشکیل شد.

بدواً مقام ریاست شرحى مشعر بر اظهار تأسف از فوت مرحود آقا میر سید احمد بهبهانى و خدمات پدر بزرگوار و خود آن مرحوم و نه دوره نمایندگى و خانواده ایشان که به اسلام و آزادى و مشروطیت ایران نموده بیان و بالاخره تعزیت و تسلیت از طرف عموم نمایندگان به فامیل جلیل ایشان تقدیم نموده از خداوند متعال ترویح روح آن مرحوم را خواستار شدند و به پاس احترام این ضایعه عظمى مدت یک دقیقه عموم حضار به حال قیام سکوت نمودند و بعداً آقاى اورنگ نیز در تعقیب و تأیید بیانات مقام ریاست شرحى دائى به اظهار تأثر و تأسف از رحلت مرحوم حسن و حسین پیرنیا و مرحوم می‌رسید احمد بهبهانى بیان نمودند.

آقاى رئیس وصول تقاضایى از طرف آقاى دکتر معظمى و جمعى را به استناد ماده 23 نظامنامه داخلى مشعر به ارجاع گزارش کمیسیون‌های قوانین دارایى و بودجه دوره قبل راجع به ساختمان‌ها‌ى پنج هزار باب خانه ارزان به کمیسیون‌ها قوانین دارایى و بودجه فعلى را اعلام و چون مخالفى نداشت به کمیسیون‌های مزبور ارجاع گردید.

در این موقع هیئت دولت به مجلس وارد و آقاى نخست وزیر پشت تریبون حضور بهمرسانیده پس از قرائت گزارش مفصلى دائر بر تشریح اوضاع کشور در ابتداى تشکیل دولت ایشان (هشتم بهمن ماه 1324) و اشاره به مشکلات داخلى و خارجى آن زمان از قبیل وجود ارتش‌های بیگانه در داخله کشور و خرابى اوضاع اقتصادى و وجود بازار سیاه در نتیجه عدم کنترل مرزها و انقلاب آذربایجان و کردستان و خوزستان به قصد تجزیه طلبى و تاریکى روابط با همسایه شمالى اظهار داشتند در آن موقع فقط به منظور نجات وطن بنا به فرمان اعلیحضرت همایونى زمام امور را به دست گرفتم و پس از اشاره به علت تعویق انتخابات دوره پانزدهم و تشریح اقدامات و زحمات نوزده ماهه دوره تصدى خود از قبیل ایجاد روابط حسنه و حسن تفاهم با دولت اتحاد جماهیر شوروى و درنتیجه مسافرت به مسکو و تخلیه کشور از ارتش متفقین و تجدد امنیت عمومى و بهبود وضع قواى تأمینیه کشور و بسط قدرت دول و تحکیم اساس مالکیت به وسیله تعدیل سهم مالک و اضافه کردن سهم رعیت و ایجاد قانون کار به منظور اصلاح روابط کارگر و کارفرما و بهبود وضع معیشت کارگران و رفع غائله آذربایجان و کردستان و خوزستان و اصلاح وضع اقتصادى کشور و بازرسى مرزها و اجراى انتخابات دوره پانزدهم بدون هیچگونه اعمال نفوذ بیگانه با پشتیبانى و مساعدت اعلیحضرت همایونى و اتکاء به حق شناسى و محبت‌های ملت ایران و تهیه و تنظیم برنامه هفت ساله براى بهبود کلیه اوضاع کشور و بالاخره رئوس مسائل برنامه دولت حاضر را در ضمن ده فقره به استحضار مجلس رسانیده و آقایان وزیران را به شرح زیر به مجلس شوراى ملى معرفى نمودند:

آقاى جم وزیر دارایى - آقاى على اصغر حکمت وزیر مشاور - آقاى منصورالسلطنه عدل غایب وزیر مشاور - آقاى موسى نورى اسفندیارى وزیر امور خارجه - آقاى هژیر وزیر دارایى - آقاى دکتر صدیق وزیر فرهنگ - آقاى دکتر سجادى وزیر پیشه و هنر که بعد به وزارت اقتصاد ملى تبدیل خواهد شد - آقاى دکتر اقبال وزیر بهدارى - آقاى احمد‌حسین عدل وزیر کشاورزى - آقاى فروهر وزیر راه - آقاى جواد بوشهرى وزیر پست و تلگراف. وزیر دادگسترى بعداً معرفى خواهد شد وزارت کشور به عهده خود اینجانب خواهد بود.

در این موقع ختم جلسه از طرف آقاى اورنگ پیشنهاد و آقاى فرامرزى به عنوان مخالفت راجع به لزوم ذکر حقایق در مجلس و اعتراض بر تعویق انتخابات بوشهر مختصرى بیان نموده به پیشنهاد ختم جلسه رأى گرفته شد - بقیه مذاکرات راجع به انتخابات لاهیجان شروع شده و آقاى ارسنجانى در دنباله مذاکرات جلسه سابق پس از توضیح و تصحیح بعضى از آن مطالب و اشاره به خدمات ایلات ایران و همچنین نسبت به عملیات آقایان ذوالفقاری‌ها در زنجان و ارائه ورقه‌ای راجع به مدافعه یکى از آقایان از حزب دموکرات آذربایجان و اشاره به علت مخالفت آقایان با اعتبار‌نامه ایشان به عمل شعبه از حیث طرز تقدى گزارش اعتراض نمودند پس از آن راجع به اظهار نظر نمودن خودشان در مسائل نفت در روزنامه داریا و اشاره به اعمال نفوذهاى سیاسى انگلستان در جنگ اول و هجوم ارتش متفقین به خاک ایران و عملیات آن‌ها در این جنگ با قرائت چندین مقاله روزنامه داریا و لزوم تغییر رویه سیاسى به مقتضاى زمان و تمجید از پیمان مرحوم فروغى با متفقین و مخالفت خود را با عملیات پیشه‌ورى اظهار و بالاخره اشاره به امضاى خودشان در قطعنامه مطبوعاتى تقدیمى مجلس دائر به قبول نمایندگى پیشه‌ورى که از طرف اکثر مدیران جراید نیز امضاء شده بود نمودند.

در این موقع یک ساعت و چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر بنا به پیشنهاد آقاى دهقان جلسه به عنوان تنفس

+++

 تعطیل و روز دوشنبه 23 شهریور چهل دقیقه از ظهر به ریاست آقاى امیر‌حسین ایلخان نایب رئیس مجدداً تشکیل گردید.

آقاى ارسنجانى نیز در تعقیب و تأیید اظهارات جلسات قبل خود بدواً با اشاره به موضوع نفت و قرائت مقالاتى مبتنى بر پیش‌بینى اهمیت آینده نفت و مود تهدید و تطمیع واقع شدن خود و تعطیل و توقیف روزنامه داریا و تکذیب نسبت خالى از محل بودن چک‌های مستنده و قرائت نامه شکایت سفارت انگلیس و مقایسه نامه‌ای که بیست سال قبل از طرف همان سفارت نوشته شده اظهار داشتند در تمام مدتى که کافتارادزه در ایران بود چیزى در اطراف نفت ننوشته و همچنین در ظرف 6 سال اخیر با هیچ یک از سفارتخانه‌ها رفت و آمدى نداشته‌اند، سپس راجع به دعوت اقامت قشون خارجى در ایران که به ایشان نسبت داده شده بود با اشاره به ورود و اشارات سید ضیاء‌الدین طباطبائى و مبارزه با آن‌ها مقاله‌ای دائر بر لزوم تخلیه ایران از ارتش متفقین از روزنامه داریا قرائت کردند - پس از آن راجع به روابط با پیشه‌ورى بعد از اشاره به قطعنامه جراید و همچنین مقالات روزنامه آذربایجان مقاله‌ای نیز از روزنامه داریا مشعر برمخالفت با دموکرات‌های آذربایجان قرائت نمودند و راجع به لزوم زمامدارى آقاى قوام‌السلطنه به مقتضاى رعایت سیاست خارجى و حسن اداره و وطن پرستى معظم‌له شرحى بیان نموده و راجع به فروش اموال آمریکایی‌ها با اشاره به مقاله روزنامه داریا و توقیف آن این معامله را به زیان کشور دانستند و در خصوص مخالفت با قانون اساسى با اشاره به قدمت قانون اساسى بلژیک که مورد اقتباس آن بوده و ذکر شواهدى از اصول این قانون و اظهار عقیده به لزوم اصلاح آن ضمناً اظهار داشتند به هیچ وجه منظور مخالفت با سلطنت نبوده است.

در خاتمه با ذکر علت اتخاذ امضاى مستعار براى مقالات خود و اشاره به مقاله‌هاى سرلشکر ارفع و ضرورت لزوم رفرم اجتماعى در مملکت مانند انگلستان به منظور عدم انحصار امور مهمه ادارى به حفظ حیثیت اجتماعى خود بیش از موضوع اعتبار‌نامه اهمیت می‌دهند و لذا تقاضاى قضاوت حقیقى از مجلس شوراى ملى دارند.

آقاى ذوالفقارى به عنوان ماده 109 بعضى اظهارات آقاى ارسنجانى را از قبیل دعوى سلطنت پدران خود و تهیه نطق به وسیله اشخاص دیگر و وجود کند و زنجیر در زنجان تکذیب نموده راجع به حزب دموکرات منتسبه به برادر خود اظهار داشتند این حزب غیراز حزب دموکرات آذربایجان بوده است.

آقاى آشتیانى‌زاده نیز نسبت به اخطارهاى طبق ماده 109 ایراد نموده و آقاى شریعت‌زاده نیز به همین عنوان اعتراض نموده اجازه خواستند آخرین دفاع از آقاى ارسنجانى را طبعاً بایستى بعد از تمام ناطقین باشد به ایشان واگذار شود.

آقاى نورالدین امامى نیز به عنوان ماده 109 با اشاره به معناى کلمه مرتجع شرحى از خدمات مرحوم والدخود و همچنین مرحوم میرزا حسن مجتهد را در اداره مشروطیت بیان نموده و نیز از خدمات مرحوم سرلشکر ریاضى قدردانى نمودند.

در این موقع دو ساعت و ربع بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و روز سه شنبه بیست چهارم شهریور یک ساعت و چهل و پنج دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

آقاى دهقان بیانیه‌ای از طرف اهالى طهران براى قرائت در مجلس تقدیم کردند آقاى رئیس نیز اظهار داشتند هیئت دولت براى طرح برنامه حاضر شده‌اند.

آقاى جواد عامرى پیشنهاد مبنى بر تقدم برنامه دولت تقدیم و پس از توضیح مختصرى آقاى ملک مدنى مخالف و معتقد بودند از نظر رعایت اصول بایستى تکلیف اعتبار‌نامه‌ای که مطرح است معلوم و یا بر حسب رأى مجلس موکول به بعد شود و همچنین بایستى روح مجلس بى‌جهت تلف نشود و به پیشنهاد آقاى عامرى رأى گرفته شده تصویب گردید.

در این موقع برنامه دولت مطرح شده آقاى مکى پس از اشاره به این که مقصودشان مخالفت را دولت نبوده و فقط ذکر بعضى مطالب را لازم می‌دانند به شرح جریانات مدت تصدى دولت آقاى قوام در زمان فترت پرداخته و با اشاره به علت تاریخى پیدایش قانون حکومت نظامى و لزوم اجازه مجلس در برقرارى آن در موقع ضرورى و ذکر عملیات خلاف قانون آن از قبیل توقیف بدون دلیل اشخاص و جراید و جلب نظر دولت به احترام قانون اساسى و اعتراض به قانون کیفر گران‌فروشان و لزوم قائل شدن تجدید‌نظر در رأى دادگاه‌ها و اشاره به تأثیر نامطلوب تصویب‌نامه هیئت وزیران راجع به تعیین سهم زارع و مالک و نسبت به 24 میلیون بودجه اتومبیل‌های دولتى با جلب توجه آقاى وزیر دارایى معتقد بودند لااقل نصف این مبلغ باید به مصرف کارهاى تولیدى کشور برسد.

پس از آن راجع به تشکیلات زائده دولتى و بازرسى نخست وزیرى و تشکیلات کار و کارگرى شرحى بیان نموده و با ذکر قلم بودجه بانک صنعتى و حقوق‌های گزاف آن و مقایسه با رقم بودجه فرهنگ عمومى کشور و لزوم صرف مقدارى از آن براى امور ضرورى معتقد بودند صرف مقدارى از آن براى امور نفعى از این بانک عاید دولت نشده بلکه زیان هم خواهد برد. در خاتمه راجع به وضع جنگل‌های ایران و تأثیر وجود آن در آب و هوا و همچنین صدور پروانه‌های قطع اشجار و مأمورید خودشان و کشف مبلغ مهمى اختلاس و لزوم غرس اشجار و محدویت صدور پروانه نیز شرح مفصلى بیان نمودند.

آقاى مهدى ارباب به استناد ماده 109 صدور پروانه منتسبه به خود را تکذیب نموده و آقاى دکتر اقبال وزیر بهدارى نیز صدور پروانه قطع چوب منتسبه به آقاى اعزاز نیک‌پى را تکذیب نمودند.

آقاى محمد گرگانى به عنوان موافقت با برنامه شرح مبسوطى راجع به تذکر مصائب گذشته و لزوم جبران و جلوگیرى آن‌ها از قبیل هجوم اجانب و هرج و مرج ادارى و تشکیل دسته‌جات و احزاب و بى‌تربیتى وضع اقتصادى و فرهنگ کشور و عدم بهداشت و بى‌نظمى ارتش و خرابى راه‌ها و عدم استفاده از منابع ثروتى و معدنى و اوضاع کشاورزى و ترتیب صادرات و واردات و بیکارى و فقر عمومى و لزوم اصلاح قوانین و ایجاد امنیت و رسیدگى به شکایات مردم و طبقه زحمتکش بیان نموده تدارک و جبران این امور به وسیله ایجاد یک اکثریت قوى پارلمانى و انتخاب افراد صالح در تشکیل دولت و تجدیدنظر فورى در کارمندان دولت و انتخاب جوان‌های تحصیل کرده و بالاخره اجراى نقشه هفت ساله و مخصوصاً حسن روابط و رعایت بى طرفى و دوستى کامل و احترام متقابل با همسایگان میسر خواهد بود. در خاتمه نیز شرحى مشعر بر خدمات واطاعت و جانبازى موکلین خود ملت نجیب و وطن پرست تراکمه به عرض مجلس شوراى ملى رسانیدند.

آقاى وزیر کشاورزى باتشریح وضع جنگل‌های ایران و طرز بهره‌بردارى و ذکر مقدار مساحت آن‌ها و اشاره به سوء تفاهمات مربوط به صدور پروانه اظهار داشتند مقدار بهره‌بردارى سالیانه از جنگل‌های ایران به مراتب کمتر از رشد طبیعى آن‌ها است معذلک این عمل با موافقت مالکین و رعایت اصول فنى انجام می‌شود به علاوه در صدد تهیه طرحى در این زمینه نیز می‌باشند آقاى معتمد دماوندى نیز به عنوان ماده 109 راجع به صدور پروانه و مالکیت خودشان از جنگل شرح مختصرى بیان کردند. آقاى کشاورز صدر پس از اشاره به شرح مأموریت خود از گلپایگان به عنوان نواقص برنامه شرح مفصلى مشعر به لزوم تهذیب قوه قضائیه کشور و رسیدگى به پرونده‌های معوقه و عدم مداخله دولت و وزراى دادگسترى و کار قضات به منظور رعایت اصل تفکیک قوا و استقلال قضات و همچنین مقایسه بودجه کل وزارت دادگسترى با بودجه اداره املاک واگذارى و لزوم تعیین حقوق مکفى براى قضات و رسیدگى به تخلفات آنان معتقد بودند بایستى این مسائل برنامه دولت ذکر شده است.

پس از آن شرح مفصلى مبنى بر شیوع دزدى و اختلاس در کشورو لزوم ذکر مبارزه با این عمل ضمن برنامه دولت و قرائت یک صفحه از روزنامه صداى وطن دائر به اعلام جرم‌هایی معتقد بودند رسیدگى به این امور که از حد عادى خارج شده به وسیله هیئتى مرکب از شصت نفر از قضات رشید و درستکار به ترتیبى که از وکلاء وزراء و اشخاص غیر مستخدم شروع شده به مستخدمین برسد انجام گیرد.

در این موقع ختم جلسه از طرف آقاى دهقان پیشنهاد و آقاى آصف پس از توضیحات مختصرى اظهار داشتند براى رسیدگى به امور مملکتى بایستى به جلسات مجلس ادامه بدهیم. در این هنگام (یک ساعت بعد از ظهر) حلسه به عنوان تنفس تعطیل و روز یکشنبه 26 شهریور ماه ساعت ده و ده دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکل گردید.

آقاى کشاورز صدر دنباله مذاکرات جلسه پیش راجع به قانون حکومت نظامى و عدم تأمین قضایى و آزادى قلم و زبان و سوء استفاده‌هایی که ا‌ز ماده 5 و 8 این قانون شده از قبیل توقیف اشخاص و جراید معتقد بودند اگر هم نباید این قانون الغاء شود لااقل بایستى اصلاح این دو ماده در برنامه دولت قید شود و نیز راجع به اهمیت و احترام جراید با اشاره به مندرجات بعضى از آن‌ها و لزوم پشتیبانى

+++

 جراید از دولت معتقد بودند رسیدگى به جرائم آن‌ها بایستى در سازمان مخصوصى به عمل بیاید.

راجع به مالیات بر درآمد با اشاره به کسر رقم مالیات بر درآمد با لحاظ عدم تحمیل بر درآمدهاى زائد بر حد طبیعى و همچنین لزوم وضع مالیات بر اتومبیل و اشیاء لوکس و مراقبت در اجراى تعرفه گمرکى شرحى بیان نموده و پس از توضیحات نسبت به طرح قانون کار موضوع ماده سوم برنامه و بانک صنعتى ومقایسه آن با مؤسسات شخصى معتقد بودند بهبود حال کشاورزان جزء با یک انقلاب فلاحتى صورت پذیر نیست پس از آن نسبت به تقلیل کارمندان موضوع ماده شش برنامه شرحى بیان نموده در خاتمه پس از ذکر صداقت و وطن‌پرستى اهالى حوزه انتخابى خودشان (لرستان) نسبت به احتیاجات آن‌ها از قبیل بهبود وضع زراعت و بهدارى و لزوم استرداد املاک آن‌ها از طرف اداره املاک واگذارى و هم چنین نسبت به استرداد املاک این کلهر جلب توجه دولت را نمودند.

آقاى وزیر دارایى در پاسخ بیانات آقاى مکى و کشاورز صدر با اشاره به سکوت و تصدیق ضمنى مجلس‌های گذشته مواقع برقرارى حکومت نظامى و لزوم کیفر گران‌فروشان و ضرورت تکثیر صدى پانزده سهم زارع از نظر رفاه حال آنان و ایجاد کمیسیونى از اشخاص بی‌غرض براى تقلیل مخارج زائده و اتومبیل‌های دولتى و نیز اشاره به وضع بانک صنعتى و جلوگیرى از تبلیغت موجوده در آن راجع به استقلال قضات و عدم دخالت قوه قضائیه معتقد بود هیچ یک از ارکان چهارگانه مشروطیت نباید در اختیارات دیگرى مداخله کنند.

راجع به بودجه اظهار داشتند کسر عواید به مقدارى که آقاى کشاورز صدر اظهار کردند نیست معذلک در شش‌ ماه گذشته علاوه بر پرداخت مخارج و قسمتى از قروض دولتى مقدارى هم زیادى موجود است. در موضوع مبارزه با دزدى و شروع آن از مجلس با تذکى و تأکید لزوم حفظ احترام و شئون مجلس شوراى ملى که همیشه حافظ استقلال و عظمت کشور و مظهر افکار مردم می‌باشد عقیده داشتند تنها وسیله این مبارزه و راه منحصر آن تطبیق دخل و خرج عمومى به یکى از دو راه تکثیر ثروت یا تقلیل مخارج می‌باشد چنانکه در برنامه دولت هم اهمیت زیادى به نقشه اقصادى داده شده و در سایه وحدتى که امروز در مملکت ایجاد شده و بایستى مورد قدر‌دانى نیز واقع شود زمینه اصلاحات مهیا شده است.

آقاى اردلان به عنوان مدافع برنامه پس از مقایسه اوضاع کشور در ابتداى زمامدارى دولت حاضر با وضع فعلى و لزوم تثبیت و نگاهدارى این دولت تا آخر دوره 15 و تأیید حسن روابط با همسایگان خصوصاً از نظر روابط اقتصادى و تذکر اهمیت قضیه آذربایجان و تأسیس حزب دموکرات ایران معتقد بود نه فقط با دزدى مبارزه باید کرد بلکه به وسیله پشتیبانى دولت باید در این راه به جهاد پرداخت. راجع به استقلال قضات با اشاره به اصول مربوطه قانون اساسى و تفسیرى که در مجلس به عمل آمده تقاضاى توجه دولت را داشته و نیز پس از اشاره به مندرجات جراید و لزوم حفظ حیثیت و شرافت اشخاص از طرف نویسندگان نسبت به سیاست اقتصادى کشور و قانون انحصار تجارت خارجى نیز توجه دولت را جلب نمودند. در خاتمه پس از اشاره به قانون انجمن‌های ایالتى و ولایتى به شرح احتیاجات حوزه انتخابیه خود کردستان از قبیل ساختمان راه شوسه بین کرمانشاه و میاندوآب و فروش کارخانه برق همدان که تصمیم فروش آن نیز گرفته شده است به شهردارى سنندج و گذرنامه زیارت بیت الله و تأسیس کارخانه قند‌سازى پرداخته نسبت به زمامدارى و حسن سیاست خارجى و داخلى آقاى نخست وزیر اظهار امیدوارى نمودند.

در این موقع آقاى نخست وزیر آقاى رضا تجدد را به سمت معاونت وزارت دادگسترى به مجلس شوراى ملى معرفى نمودند و بقیه مذاکره در برنامه به تقاضاى آقاى نخست وزیر به جلسه آینده موکول شد.

آقاى حاذقى پیشنهاد نمودند اعتبار‌نامه آقاى ارسنجانى مطر‌ح شود. آقاى رحیمیان به عنوان مخالف توضیح مختصرى دادند چون عده کافى نبود جلسه به روز یکشنبه 29 شهریور ماه ساعت هشت و نیم و دستور بقیه همین جلسه تعیین و مجلس نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد.

رئیس - آقاى حائرى‌زاده نسبت به صورت جلسه نظرى دارید.

حائرى‌زاده - راجع به صورت جلسه عرضى نداشتم.

رئیس - آقاى مسعودى نسبت به صورت جلسه است؟

محمد‌على مسعودى - اخطار نظامنامه‌ای داشتم.

کشاورز صدر - بنده نسبت به صورت جلسه عرضى دارم.

رئیس - آقاى دهقان نسبت به صورت جلسه نظرى دارید؟

دهقان - بنده عرض دیگرى داشتم.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده نسبت به صورت جلسه نظرى دارید؟

آشتیانى‌زاده - بلى بنده باید با کمال تأسف عرض کنم اظهاراتى که در مجلس می‌شود، در پارلمان می‌شود در موقع انعکاس در بعضى از جراید این اظهارات کاملًا مسخ می‌شود روى نظر خصوصى و اغراق خصوصى که با بعضى اشخاص دارند، عرض می‌کنم بنده در موقع دفاع از اعتبار‌نامه آقاى ارسنجانى عرض کردم در پارلمان که آقاى ارسنجانى به بعضى از سران ارتش که آن سران ارتش به مرحوم رضا شاه فقید هم خیانت کرده بودند حمله کردند بعد در جراید دیده شد...

رئیس - جراید را کارى ندارم نسبت به صورت جلسه صحبت کنید.

آشتیانى‌زاده - بلى صورت جلسه را عرض می‌کنم تقاضا می‌کنم در صورت جلسه قید شود که بنده تمام سران ارتش را عرض نکردم و به ارتش توهین نکردم البته ارتش محترم ملت است و ملت محترم ارتش است و اگر گفته‌ام مربوط به بعضى از سران ارتش بوده که خیانت کردند.

رئیس - اصلاح می‌شود. آقاى رضوى (امامى - آقاى رئیس بند اول اجازه خواستم) اگر بود منشی‌ها می‌نوشتند.

رضوى - عرض بنده نسبت به اصل صورت جلسه است بنده در جلسه اسبق تقاضا کردم که حتى‌المقدور مقرر بفرمایند صورت جلسه به عنوان تنفس تعطیل نشود الان ملاحظه می‌فرمایید که صورت جلسه هفت جلسه را اینجا خواندند، ابتدا باید عرض کنم که صورت جلسه نماینده هر جلسه است و روحیه هر دوره است و از این جهت است باید حتى‌الامکان خالى از عیب و نقص باشد از این جهت بنده تقاضا می‌کنم از مقام ریاست که هر جلسه تا هر جا که خاتمه پیدا می‌کند همان جا را خاتمه جلسه قرار بدهند و بعد جلسه دیگرى مقرر بفرمایند که قرائت بشود.

رئیس - آقاى کشاورز صدر نسبت به صورت جلسه نظرى دارید؟

کشاورز صدر - بنده راجع به بانک صنعتى عرض کردم که به طور اجمال و اختصار گفته شد روزنامه‌ها هم همان اجمال و اختصار را نوشتند چون سوء تفاهمى رخ داده است بنابراین خواهش می‌کنم که عرایض بنده را در صورت مجلس وارد کنند و آن این است که بند عرض کردم که وضع بانک صنعتى خوب نیست و استدلال بنده هم این بود بانک صنعتى که کارخانه‌های عظیمى دارد و متعلق به آن بانک است می‌بایستی از این راه یک درآمد هنگفتى داشته باشد که بتواند وضع کارگران این مملکت و زندگانى آن‌ها را اداره و مرتب بکند وراجع به آقاى هراتى نیز اشاره‌ کردم این را که بنده از این باب عرض کردم که واقعاً عدم رضایت کامل و ایراد کافى را به آنجا کرده باشم و به این دلیل نسبت به یک عده‌ای از آقایان مهندسى پاکدامن و مأمورین فنى لایق و پاکى که در کارخانه‌جات دولت هستند ممکن است بر بخورد بنابراین بنده توضیح می‌دهم که مقصود بنده این بوده که اگر آزادى عمل و اختیار تام به امثال آقایان مهندسین مثل مهندس معظمى، مهندس زنگنه بدهند این‌ها بانک را خیلى بهتر از این اداره می‌کنند و وضع بانک بهتر از این خواهد شد این اشخاص بسیار مردمان صحیح‌العملى هستند یکى هم گفتگوى آقاى برخوردار و آقاى دکتر نصیرى بود که بنده عرض کردم این‌ها هم مردمان بسیار صحیح‌العملى هستند و بایستى آقایان را فرستاد در بانک صنعتى از وجودشان استفاده کرد بدبختانه این عرض بنده مصادف بوده است با خنده حضار و آقایان خیال کرده‌اند که بنده از باب تمسخر گفتم و حال آن که این نیست و هر دو نفر این آقایان از مردمان صحیح‌العمل و درستند.

رئیس - بسیار خوب. آقاى امامى.

امامى - عرض کنم مطابق تصمیمى که گرفته شده صورت جلسه‌ها را خیلى خلاصه می‌کنند و روزنامه رسمى هم صورت جلسه‌ها، یعنى مال هر جلسه را طبع نمی‌کند که در جلسه دیگر در دسترس نمایندگان بگذارند چند جلسه است که مثلًا حالا هنوز جلسه روز دوشنبه را آقایان نمایندگان می‌بینند و آن وقت این صورت جلسه خلاصه تصویب می‌شود و وقتى صورت جلسه مفصل را در روزنامه رسمى می‌خوانیم می‌بینیم با این صورت جلسه فرق دارد و این ممکن است در

+++

 بعضى موارد تأثیر مهم داشته باشد مقام ریاست باید در یکى از این موارد تصمیم بگیرند یا صورت جلسه رسمى که در روزنامه رسمى نوشته می‌شود آن را قبل از تشکیل جلسه به آقایان نمایندگان بدهند که هر اعتراضى دارند در صورت جلسه بکند یا این که صورت جلسه مشروح باشد.

رئیس - پنج جلسه به طوری که آقایان اطلاع دارند به عنوان تنفس تعطیل شده است و اگر صورت مشروح جلسات طبع و نشر نشده است به این جهت است والّا اداره روزنامه رسمى موظف است که روز بعد صورت جلسه را طبع و نشر بکند (صحیح است) آقاى سزاوار.

سزاوار - بنده عرضم راجع به صورت مجلس و خلاصه‌نویسى بود که این قضیه مکرر در مجلس توضیح داده شده و باز هم توجهى به این موضوع نشده زیرا اگر بنا شود که این اظهاراتى که از طرف نمایندگان می‌شود به طور مشروح و مفصل نوشته شود سه ربع ساعت است که الان وقت ما صرف شده است براى پنج جلسه یعنى براى قرائت صورت جلسه بنابراین بنده عرض کردم، در یک جلسه دیگرى هم آقایان و خود بنده این تذکر را دادم خلاصه‌نویسى اشاره به رئوس مطالب است رئوس مطالب را اگر به آن اشاره کردند کافى است آن وقت اگر کسى صورت مشروح را می‌خواهد البته مذاکرات مفصل را که در مجله رسمى از طرف مجلس طبع و نشر می‌شود آن را مطالعه می‌کنند و به نظر به ‏آقایان می‌رسد.

رئیس - ملاحظه می‌کنید که یک عده‌ای از آقایان عقیده دارند که مشروح‌تر نوشته شود و آقایانى که بیاناتشان مشروح نوشته نشده هر جلسه اعتراض می‌کنند. آقاى امینى.

امینى - اشتباهاً آقاى جواد عاملى را غائب بدون اجازه نوشته‌اند در صورتى که به وسیله بنده از مقام ریاست کسب اجازه کردند.

رئیس - اصلاح می‌شود. آقاى حاذقى.

حاذقى - آقایان نمایندگان محترم مسبوقند در جلسه روز پنجشنبه بعد از آن که در اثر کسالت ریاست محترم دولت تشریف بردند بیرون، بنده پیشنهاد کردم که اعتبار‌نامه آقاى ارسنجانى مطرح بشود و غرض این بود که مجلس بنیشیند، بنده معتقد به این اصل هستم که بایستى مجلس نمونه پرکارى و فعالیت بیشترى باشد (صحیح است) زیرا مملکت ما احتیاج به فعالیت تمام طبقات مؤثر دارد فعالیت مجلس به تمام معنى در شئون مملکت مؤثر است. از لحاظ این که آن روز اکثریت باىد اخذ رأى نبود و از طرفى یکى دو نفر از آقایان نمایندگان محترم مستحضرند که با حضور هیئت محترم دولت الان برنامه هیئت دولت مطرح می‌شود بنابراین با موافقت آقایان پیشنهاد خودم را مسترد می‌دارم و امیدوارم که برنامه دولت مطرح شود (صحیح است)

رئیس - بنده خیال کردم آقاى حاذقى هم نسبت به صورت جلسه اعتراضى دارند، صورت جلسات 19 و 22 و 24 ...(اردلان - آقا بنده نسبت به صورت جلسه عرضى داشتم)... شما اعتراض دارید؟

اردلان - بلى‏

رئیس - اسم شما را نوشته‌اند یا خیر؟

اردلان - عرض بنده این بود که اگر خلاصه نوشته شده بود بنده اعتراض نمی‌کردم (بعضى از نمایندگان - اعلام رأى شده است آقا) ولى در صورت جلسه یک اشتباه خیلى بزرگى شده بود راجع به عرض بنده و آن این بود که آقاى منشى فرمودند که بنده عرض کردم تفسیر قانون اساسى راجع به استقلال قضات در مجلس است و حال آن که بنده گفتم کمیسیون قوانین دادگسترى برخلاف قانون اساسى حق نداشته این را تفسیر بکند و تفسیر کرده است.

رئیس - بسیار خوب اصلاح می‌شود.

فولادوند - اتفاقاً در مجلس تفسیر شده است.

رئیس - صورت مجلس جلسات پنج‌گانه قبل تصویب شده چون آقاى حاذقى استرداد کردند پیشنهاد خودشان را آقاى ممقان تمنا می‌کنم تشریف بیاورند بیاناتشان را بکنند.

حائرى‌زاده - اخطار قانونى دارم.

رئیس - برطبق چه ماده‌ای است؟ تأمل بفرمایید قرائت بشود، مخالفتى با نظامنامه نداشته باشد.

حائرى‌زاده - بر طبق ماده 102 (ماده 102 به شرح زیر قرائت گردید)

ماده صد و دوم - افتتاح حساب و حفظ ترتیب مذاکرات و اجراى نظامنامه و حفظ نظم به عهده رئیس است هر‌یک از نمایندگان در صورتى که از نظامنامه تخلفى شود حق دارد مراتب را اخطار نماید.

حائرى‌زاده - متمم این ماده را بخوانید.

رئیس - تخلف از چه ماده‌ای شده است.

حائرى‌زاده - از ماده 108 من توضیح می‌دهم حق من از ماده 102 است ماده 108 را هم می‌خوانم، (در مباحثات ناطقین باید متناوباً به ترتیب مخالف و موافق نطق نمایند) این رویه از قدیم بود موافقین اعم از اینک وکیل باشد یا وزیر باشد یا معاون وزیر باشد یا مخبر کمیسیون باشد...

رئیس - بقیه ماده را بخوانید آقاى حائرى‌زاده تأمل کنید بقیه ماده را بخوانند.

حائرى‌زاده - چشم چشم اطاعت «درباره وزراء یا معاونین آن‌ها و یا مخبرین کمیسیون‌ها که مأمور تأیید و دفاع لوایح یا طرح قانونى هستند لازم به ثبت اسم نیست» (صحیح است) این‌ها وزیر یا معاون...

رئیس - تمام را بخوانید آقا «هر وقتى که اجازه نطق بخواهند به آن‌ها داده می‌شود»

حائرى‌زاده - شما توضیح مرا اجازه بفرمایید تمام شود آن وقت قرائت بفرمایید. این ماده قانون دو تکلیف معلوم کرده است یک تکلیف این است که یک موافق یا مخالف صحبت بکند، آقایان وزراء و معاونین و مخبرین هم جزء ناطقین هستند البته صامت نیستند آن‌ها ناطقند وقتى جزء ناطقین هستند می‌گوید یک موافق یک مخالف حرف بزند (صحیح است)

فولادوند - این طور نیست.

حائرى‌زاده - وقتى که یک وزیرى آمد حرف زد جاى یک موافق را می‌گیرد (صحیح است) (بعضى از نمایندگان - صحیح نیست) (زنگ رئیس)

رئیس - شلوغ نکنید آقایان اجازه بفرمایید.

حائرى‌زاده - اجازه بفرمایید حرف بنده تمام بشود. اگر باب این مفتوح شد که وزراء بدون نوبت حرف بزنند ما هم قبول داریم وقتى نوبت موافق شد آزاد هستند که جاى یک موافق را بگیرند (صحیح است) و حرف بزنند ماشاء الله ما در حدود 22 و 23 نفر وزیر و معاون داریم یک نفر وقتى که به عنوان مخالف برنامه حرف زد 22 نفر به موجب تفسیرى که شما می‌کنید حق دارند متناوباً بیایند از این لایحه دفاع بکنند و نوبت به مخالف نرسد این ترتیب صحیح نیست این جا حقى است که از اقلیت تضییع شده است من اخطار می‌کنم (صحیح است)

رئیس - همچو چیزى نیست.

فرامرزى - آقا اجازه می‌خواهم، صحیح نیست آقا.

رئیس - این طور نیست در برنامه دولت یا لوایحى که هست، مخصوصاً در برنامه دولت، در خارج تابلویى گذاشته می‌شود، مخالف و موافق ثبت اسم می‌نمایند وزراء هر وقت اجازه نطق بخواهند به آن‌ها داده می‌شود و آنها جزء‌ موافق یا مخالف دولت حساب نمی‌شوند و این اعتراض آقا وارد نیست بنابراین وزرا علیحده صحبت می‌کنند. آقاى ممقانى بفرمایید.

حائرى­زاده - آنها جزو موافقین دولت هستند.

سزاوار - بنده اجازه خواستم یک توضیحى در این باره بدهم.

2 - بقیه مذاکره در برنامه دولت‏

رئیس - توضیحى ندارد بفرمایید آقا توضیح لازم ندارد. آقاى ممقانى.

ممقانى - آقایان نمایندگان محترم در این موقع که برنامه دولت مطرح است و آقایان نمایندگان از سوء اداره دولت و اختلاس و ارتشا بعضى از مأمورین شکایت می‌نمایند از موقع استفاده نموده لازم دیدم البته در اطراف اهمیت و قدست وظیفه نمایندگان دولت که امروز اداره حکومت اسلامى به دست آنها سپرده شده صحبتى نمایم آقایان الحمدالله ما مسلمان هستیم و بر طبق قانون اساسى دین رسمى ایران اسلام است (صحیح است) دولت ما دولت لائیک نیست (بعضى از نمایندگان - دولت چیست آقا؟) و به مقتضاى احکام دین حنیف اسلام باید متوجه قدسیت و اهمیت وظایفى که بر عهده گرفته‌ایم باشیم و احترام مقام نمایندگى خود را رعایت نماییم زیرا این مقام که ما آن را اشغال نموده‌ایم مقام خلفا و اولیای اسلام است، آقایان دین اسلام مثل سایر ادیان به تنهایى دین اخلاق و موعظه نیست حضرت مسیح می‌فرماید اگر سیلى به صورت­تان زدند آن طرف صورت­تان را برگردانید ولى قرآن کریم می‌فرماید من اعتدى علیکم فاعتدو اعلیه به مثل ما اعتدى علیکم، دین اسلام فقط عبارت از فروع نیست بلکه اساس آن توحید و محفظه آن وجود حکومت اسلامى است که علماى اسلام به بیضه اسلام و علماى حقوق به حاکمیت ملیه تعبیر می‌نمایند معنى الست اولى بالمؤمنین من انفسهم را در اسلام بیان فرموده، حاکمیت ملیه و سازمان حکومتی و استقلال تام دولت در اداره امور خود بدون مداخله بیگانگان لازم و ملزوم دین اسلام است اهمیت این تشکیلات در اسلام به درجه‌ای بزرگ است که صاحبان دین اسلام و اصحاب گرامش در راه حفظ

+++

آن از جان می‌گذشتند، قضیه غزوه احد و خندق شاهد مدعى است که هر آن احتمال شهادت آن وجودهای مقدس داده می‌شود در دین اسلام جهاد برزن واجب نیست ولى دفاع از بیضه اسلام که از آن تعبیر به حاکمیت ملیه می‌نماییم واجب است، البته کیفیت دفاع و نحوه آن در هر عصر به مقتضاى همان عصر مختلف است ملت باید مالیات قانونى خود را بپردازد این یک نوع دفاع ملى است و از اعمال هرگونه حیله و تزویر از دادن مالیات اجتناب نماید افراد ملت در تکثیر ثروت، تجار در صادرات، زارع در زراعت، اهل صناعت در صنعت باید بکوشند، این هم یک نحو دفاع ملى است، تجار به صادرات مملکت در هر زمان بیشتر از واردات اهمیت بدهند چون که ثروت این مملکت روح حیاتى آن ملت است، دولت در صرف بیت‌المال مسلمین (دارایى) باید کمال احتیاط را به عمل آورد (صحیح است) مأمورین وزراتخانه‌ها که هیئت حاکمه از آن‌ها تشکیل یافته انجام وظیفه نمایند امرا و افسر او و پایوران و افراد لشکرى و ژاندارمرى و شهربانى باید بدانند که این‌ها مقام اصحاب کرم را در اسلام دارند و حافظ و نگهبان بیضه اسلام هستند، دقت تمام در انجام وظیفه نماید آیه شریفه واعدوالهم ما استعطم من قوه و من رباط‌الخیل یک امر واجب‌الاطاعى الهى است که وظیفه مسلمین را در هر عصر و زمان معین فرموده (یکى از نمایندگان - چه ارتباط به برنامه دارد) لزوم انتخاب نمایندگان صالح و با ایمان و عالم به مقتضیات زمان براى حفظ استقلال و حاکمیت اسلام محتاج به دلیل نیست، حجج اسلام نجف اشرف چهل سال پیش تشخیص دادند که با اراده یک شخص ولو عاقل و کامل باشد نمی‌تواند حکومیت اسلامى را حفظ نمود فتوى دادند که مشروطیت لازم و واجب است (صحیح است) یعنى در مشروطیت عقلاء و علماى عالم به مقتضیات عصر از طرف ملت انتخاب بشوند این‌ها بیایند حاکمیت ملیه را اداره کنند و در آنجا حقیقتاً قوانینى که لازم است براى حفظ مملکت آن‌ها وضع کنند و چون ملت آن‌ها را مطاع می‌داند آن قوانینى را که وضع کرده‌اند لازم‌الاطاعه می‌دانند و فرمودند مخالفت با مشروطیت مخالفت با امام زمان است چرا؟ براى این که حقیقتاً تشخیص دادند که بدون مشروطیت، بدون آراء نمایندگان حقیقى ملت نمشود مملکت را اداره کرد تقریباً در این زمینه خداوند مکرم می‌فرماید و لیکن منکم امه یدعون بالخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عین‌المنکر (صحیح است) به درجه‌اى مقام حکومت اسلامى در اسلام بزرگ است که حضرت امیر بعد از رحلت پیغمبر وقتى که عشایر عرب اطراف مدینه مرتد شدند خیال حمله به مدینه را داشتند می‌فرماید من خود را مستحق خلافت می‌دانستم ولى دیدم اگر من به مقام اخذ حق مردم برآیم اختلافى بین مسلمین حاصل می‌شود و این تشکیلات حکومت اسلامى که مبناى اسلام از بین می‌رود رفتم سازش کردم تا نگذارم این حکومت اسلامى از بین برود اهمیت حکومت اسلامى در دین اسلام خیلى مهم است، ایرانیان وظیفه خودشان را نمی‌دانند در زمان خلافت حضرت امیر اختلافى بین آن بزرگوار و یک نفر یهودى واقع شد آمدند به محکمه خلیفه مسلمین خود آن حضرت در محکمه حاضر گردید قاضى به احترام حضرت خواست بلند شود حضرت منع فرمود و امر فرمود بنشین یعنى در مقابل قاضى که خودم نصب کرده‌ام نمی‌نشینم بلکه در مقابل تشکیلات حکومت اسلامى ایستاده‌ام و احترام به آن مقام احترام به دین اسلام است نه شخص قاضى. در رعایت بیت‌المال مسلمین آنقدر رعایت احتیاط را ملحوظ می‌فرمودند وقتى که رسیدگى به محاسبات بیت‌المال مسلمین می‌کردند یک شخصى فرا رسد و حضرت چراغ را خاموش کرد وارد از حضرت علتش را پرسید حضرت فرمود این شمع از بیت‌المال مسلمین خریده شده در امور شخصیه خودم نمی‌توانم مصرف بکنم. می‌فرماید یک روز دیدم بردارم عقیل دست اطفال خود را گرفته و خیلى پریشان بود دیدم رنگشان بر اثر فقر و پریشانى پریده می‌خواست یک صاع یعنى یک من زیاده از حق خودش به او بدهم گفتم تو برادر من هستى من اگر یک صاع بدهم می‌خواهی مرا در پیشگاه الهى مسئول قرار بدهى من چطور می‌توانم از بیت‌المال مسلمین به تو ببخشم. آقایانى که امروز از این بیت‌المال مسلمین از این فقرا و ضعفا، از این بدبخت‌ها براى حفظ مملکت اسلامى می‌گیرند، آیا سزاوار است که آن‌ها را در امور شخصیه خودشان استعمال کنند؟ (یکى از نمایندگان - ابداً، ابداً) شما در روزهاى جمعه بروید شمیران آن میدان تجریش را ببینى این اتومبیل‌های دولتى آن‌ها رژه می‌دهند، عجبا، این براى حمل و نقل زن‌ها مأمورین دولت به آن‌ها داده شده است یا براى اداره امور مسلمین؟ وقتى خلیفه ثانى از مدینه براب تسلیم بیت المقدس به آنج حرکت می‌کرد مردم بیت‌المقدس منتظر بودند که خلیفه مسلمین کى خواهد آمد که این مملکت را به او تحویل بدهند دیدند که یک عربى سوار شتر شده است افسار شتر در دست یک عرب دیگرى است پرسیدند که از خلیفه در راه خبرى دارد که کى می‌آید آن شخص که افسار شتر دستش بود گفت خلیفه منم آن‌ها تعجب کردند، ایشان نخواستند از بیت‌المال مسلمین در مدت سى، چهل روز مسافت طولانى یک شتر دیگرى کرایه کنند و با تناوب سوار شتر شدند و این همه مسافت را به همین نحو طى کردند ‌این طور نسبت به صرف بیت‌المال مسلمین که اساس حیاتى مملکت است احتیاط کردند. علماى حقوق می‌فرمایند حاکمیت و استقلال حق طبیعى هر ملت است هر ملت حق دارد در کشور خود بدون مداخله بیگانه زندگى کند (صحیح است) ژان ژاک روسو در باب سیم کتاب عقد اجتماعى می‌نویسد حاکمیت ملیه غیر قابل تجزیه و غیر قابل ترک و غیر قابل توکیل است (صحیح است) یک دولتى حق حاکمیت خودش را به دیگرى نمی‌تواند بدهد (صحیح است) و در جاى دیگر می‌نویسد حاکمیت امر وجدانى است شرکت برادر نیست (صحیح است) یک حکومت یک مملکت (صحیح است 9 علماى حقوق معتقدند مرجع حاکمیت ملیه یکى است و آن قوه تشریعیه (مجلس شوراى ملى) است و باید اراده ملت در آنجا تمرکز یافته و به وسیه قوه اجرائیه به ملت تحمیل شود حاکمیت حقیقى با نمایندگان ملت است (صحیح است) دولت بدون تصویب نمایندگان نمی‌تواند یک پشیز در اموال دولتى تصرف نماید (صحیح است) دولت محکوم است مجلس حاکم (صحیح است) به این مناسبت عرض کردم اهمیت و قدست مقام خودتان را بدانید باز یکى از علماى حقوق می‌نویسد وجود قوت دیگرى در مقابل دولت منطقى نیست بایست در مملکت فقط یک قوت باشد آن هم قوت دولت این امر در تاریخ 1793 از طرف مجلس کنوانسیون فرانسه اعلان و در قوانین اساسى فرانسه که کراراً تجدید گردیده تصویب و اعلام شده است علماى حقوق استقلال و حاکمیت ملى را این طور بیان می‌فرمایند که حاکمیت دست ملت و غیر قابل تجزیه است این امر در قوانین اساسى فرانسه که مکرر تجدید شده تصریح شده است که حاکمیت غیر قابل تجزیه است علماى حقوق معنى استقلال و حاکمیت ملیه با ‌این طور معنى می‌کنند استقلال دو قسمت است استقلال در سیاست داخلى، استقلال در سیاست خارجى، سیاست خارجى معلوم است استقلال در سیاست داخلى عبارتست از استقلال در اداره امور کشور، در امور قضائى، در امور مالى، در امور لشکرى هر دولتى که در تمام این امور استقلال نداشته باشد مستقل نیست مستقل ناقص است دولت‌هایی که به عنوان حقوق کاپیتولاسیون‏ در کشور آن دولت مداخله می‌کردند یعنى در به اره تبعه خودشان حق قضاوت داشته‌اند می‌گویند این تجاوز به حقوق دولت و ملت است نبایستى آن را قبول کرد کجا رسد درباره تبعه همان کشور (صحیح است) می‌گویند هر ملتى که در کشور دیگر زندگى می‌کند ولو این که تبعه دولت خیلى قوى باشد باید تابع قوانین آن کشور باشد (صحیح است) خدا رحمت کند رضا شاه فقیر را مسئله کاپیتولاسیون که یک بلاى عظیمى بود رفع نمودند و زنجیر اسارت را از گردن ایرانیان برداشت، کاپیتولاسیون مقدمه استعمار و استثمارى بود که به ملل شرق تحمیل گردیده بود (صحیح است) ملتى که حق نداشته باشد از در دارایى خودش تصرف نماید و حق طبع اسکناس نداشته باشد آن دولت وملت در این عصر چطور می‌تواند زندگى بکند با آقاى ساعد چندى قبل صحبت می‌کردم می‌فرمودند تقریباً ده پانزده سال پیش در نظرم نیست به مناسبت عید می‌خواستند به اعضاى وزارت خارجه حقوق بدهند دولت پول نداشت بیست و پنج هزار تومان خواستند استقراض کنند رفتند پیش بانک‌های خارجه استقراض کنند آنقدر شرایط مالایطاق تحمیل کردند که ما رفتیم یک عریضه‌ای نوشیتم به وزارت امور خارجه گفتیم ما حقوق نمی‌خواهیم. بعد از الغاى کاپیتولاسون که دولت ایران در امور اداره مالیه خودش مستق شد و موفق به چاپ اسکناس شد دیدند این همه راه‌ها، راه آهن و مؤسسات ایران ایجاد شد و الان هم آن حق را نداشتیم چرخ‌های دولت را کد می‌ماند (صحیح است) آقایان نتیجه این قبیل مداخلات در تاریخ بشر را ملاحظه کنید و تاریخ امم مشرق را نیز مطالع نمایید این قبیل مداخلات که به حقوق ملل شرق تحمیل شده منتهى به متلاشى شدن آن مملکت گردیده است. دولت عثمانى یک وقتى بزرگ‌تری دولت اروپا بود، در اثر بعضى از غفلت‌های رجال جاهل آن مملکت که ملتفت به عواقب وخیم کاپیتولاسیون نشده بودند نتیجه آن شد که دولت عثمانى متلاشى گردید و آن دولت عثمانى از بین رفت. بعد از مغلوبیت ایران در جنگ روس و عقد معاهده ترکمن چاى البته ما مغلوب بودیم دولت و ملت غالب هر تحمیلى را می‌توانند می‌کنند،

+++

 البته هر چه که دولت غالب گفت مغلوب باید قبول بکند یعنى اگر یک نفر از تبعه آن‌ها مرتکب جرم و جنایتى می‌شد دولت ایران حق محاکمه و مجازات آن‌ها را نداشت، البته می‌دانید که این امنیت مملکت را متزلزى می‌کند دولت باید خودش در مملکت خودش حاکم بالاستقلال باشد. هر کس می‌خواهد باشد، ولى ما هم مغلوب بودیم چاره نداشتیم، البته دول معظمه هم از آن استفاده کردند ولى تعجب می‌کنم که ما این حق را به بلژیک، یونان، هلند، و امثال آن‌ها که نه با ما همسایه و نه قوى هستند به آن‌ها داده‌ایم و تا به حال من نفهمیدم چرا ما این حق را به آن‌ها داده‌ایم؟ اگر یک تبعه یونانى می‌آمد در مملکت ما نسبت به شخص اول مملکت یک سوء قصدى می‌کرد دولت ایران حق تعقیب و محاکمه او را نداشت (اردلان - کاپیتولاسیون لغو شده آقا) (بعضى از نمایندگان - حالا همچو چیزى نیست) (زنگ رئیس) (بعضى از نمایندگان - آقا بگذارید صحبت کنند) البته، عرض کردم که خدا رحمت کند رضا شاه فقید را که این زنجیر اسارت را از گرد ما برداشت (صحیح است) قسمت دیگر راجع به حکومت 18 ماهه آقاى قوام‌السلطنه است البته هیچ وقت فراموش نمی‌کنم نسبت به آذربایجان لطف فرمودند وعده‌هایی دادند که براى آذربایجان کمک بکنند ولى ما چون وکیل ولو این که از هر ناحیه‌اى انتخاب شود وکیل تمام کشور است (صحیح است) آن وکیل باید در تمام شئونات کشور مداخله نماید و مداقه کند و اگر ببیند یک عملیاتى مخالف قانون شده است ولو این که به آدم خیلى لطف داشته باشد وظیفه شخص این است که آن عملیات را بگوید (صحیح است) البته آقایان می‌دانید در دولت مشروطیت وظایف وزراء و رئیس‌الوزراء معین است این‌ها تماماً حدود وظایفشان تصریح شده است در سیاست عمومى دولت کفالت متسلسبه ولى دارند یک وزیر حق ندارد در کارهاى وزیر دیگر مداخله بکند، یک وزیر دارایى به وزیر دادگسترى نمی‌تواند بگوید که تو وقتى می‌خواهی قاضى را تعقیب بکنى باید با موافقت من تعقیب کنى و همچنین وزىر دادگسترى هم حق ندارد ولى هر کسى در اداره خودش مستقل است و رئیس‌الوزراء وظیفه‌اش ریاست در کابینه است و‌ظیفه‌اش این است که در مسائل داخلى اگر اختلافى بین وزراء واقع شد ایشان‏ مداخله کنند ولى حق ندارند شخصاً در امور وزارتخانه‌ها مداخله بکنند (صحیح است) (سزاوار - نظارت بکنند) این در قاون معین شده است در این موقع هم که خود ایشان تشریف دارند عرض می‌کنم آقایان هم می‌دانند ایشان اخلاقشان معلوم است البته فضایل اخلاقشان قابل انکار نیست و چون همه ما به ایشان احترام داریم (صحیح است) ولى باید این نکته را فراموش نکرد این حسن نیت و حجب و حیا تنها در امور مملکتى کافى نیست علاقمندى به خویش و اقربا و دوستان ولو نالایق باشند در امورات مملکت نتیجه وخیمه را دارد (صحیح است) تاریخ اسلام و سایر تواریخ عالم نشان داده که هر وقت اشخاص نالایق از طرف رؤسا و امراء و حکام به امور حساس کشور معین شده‌اند نتیجه آن خیلى وخیم بوده است (صحیح است) بایستى در انتخاب مأمورین و رجل دولت فقط مصالح مملکت را در نظر گرفت، به طورى که شنیده‌اید و باید اینجا گفته شود، شهردارى اساساً تابع وزارت کشور نبوده در ضمن صحبت با یکى از وزراء گفت راجع به یخ آقاى شهردار گزارشى به آقاى نخست وزیر داده بودند و رونوشت آن را براى من فرستاده بود، من پرسیدم مگر شهردارى جزء مقام نخست وزیرى است و مربوط به وزارت کشور نیست گفت چرا؟ گفتم پى به ایشان چه ارتباطى دارد که براى ایشان فرستادند و رونوشتش را براى من؟ کجا هستند آقاى شهردار؟ (جمعى از نمایندگان - شهردار سابق) در آن روز مسئله امضاى لوله‌کشى شما چه اقدامى کردید؟ و درهیئت وزراء چه گفتید بنده به تشخیص تعرض نمی‌کنم (صحیح است) حرف می‌زنیم، البته همه احترام ایشان را دارند نه فقط شما احترام ایشان را دارید ما هم از شما بیشتر به ایشان احترام می‌گذاریم (صحیح است) ولى فقط رعایت اصول تشکیلات مملکتى بادوستى تناسبى ندارد او مسئله علیحده است (نخست وزیر - بیشتر توضیح بدهید چه دوستى؟) ایشان گفتند نمی‌شناختم وزیر کشور را گفتم به وزارت کشور چرا می‌فرستادید؟ گفتند آقاى نخست وزیر باید دستور بدهد (نخست وزیر - من خودم وزیر کشور بودم) آقاى سرلشکر آق اولى بودند وزیر کشور شما نبودید بنده خودم آن موقع از ایشان شنیدم، این چیزهایى است که خودم شنیده‌ام و الّا اگر وزیر کشور بودید بنده که این جسارت را نمی‌کردم، مسئله قانون استخدام قانون استخدام را البته آقایان می‌دانند که براى چه وضع شده قانون استخدام اهمیت معنوی‌اش از اهمیت مادش بیشتر است. اینجا قانونگذار پیش‌بینى کرده، لیاقت و حسن خدمت کارمندان را در نظر گرفته، گفتند اگر یک کارمندى حقیقتاً خدمت کرده باشد، و در استخدام خودش لکه‌ای نداشته باشد در مدت معینى بایستى به او ترفیع داد ولى اگر این مستخدم تنبلى بود و در ایفا وظایف محوله هیچ اقدامى نمی‌کرد و اول صبح می‌آمد امضا می‌کند بعد می‌رود پى کارش و این کار هم خیلى معمول است نباید به او ترفیع داد براى این که این انتظام از بین می‌رود در اصول اداره حفظ انتظام لازم است از نقطه‌نظر معنویت بایستى به زندگانی یک مستخدم وارد شد، بنده اعاشه مستخدمین را چون بیشتر تماس دارم بهتر می‌دانم که با چه فلاکت و بدبختى به سر می‌برند ولى بهتر نبود که اشل را بالا می‌بردند و این قانون استخدام به کلی هرج و مرج نمی‌شد، الان دیگر از رتبه 9 پایین‌تر نداریم، حتى پیش خدمت‌ها هم رتبه 9 شده‌اند، یک امین صالح و یا یک بخشدار نمی‌توانیم پیدا کنیم، همه رتبه 9 شده‌اند پایین‌تر نداریم، از قرارى که شنیدم 152 رتبه نه و ده رتبه 11 امسال در عدلیه داده شده است بهتر نبود که این اصول محفوظ می‌ماند ولى از نقطه‌نظر اعاشه این اشل را بالا می‌بردید، این قسمت انتظام محفوظ می‌ماند و علاوه از این یک کارهایى ایجاد شده است که حقیقتاً من عقلم سر در نمی‌آورد، بنده قبلًا در نجف تحصیل کرده‌ام بعد مدرسه حقوق را تمام کرده‌ام و بیست سال در خدمت قضاوت بودم این اسم مستشار حقوقى عالى قضایى نفهمیدم چندین مستشارى به این طور اینجاد شده است که در قانون تشکیلات ذکرى از آن‌ها نیست و اسمى از آن‌ها نشنیده‌ام و در مملکت هم سابقه‌ای نداشته است. ترقى سطح زندگى آقاى قوام‌السلطنه از روزى که به مقام نخست وزیرى رسیدید پس از مدتى یک بیان نامه در رادیو فرمودید و منتشر هم شد از تنزل زندگى در زمان حکومت خودتان بیان فرمودید (جمعى از نمایندگان - هزینه زندگى) همه هم شنیدند نه یک دفعه نه دو دفعه، در زمان جنگ که ما گرفتار بودیم، اولًا متفقین ارتششان این جا بود مجبور بودیم که به آن‌ها ارزاق، خواربار بدهیم و پول هم به این‌ها می‌رساندیم و همه آقایان می‌دانند و مجلس محترم هم تصویب کرده بود در این هیچ تردیدى نیست، الان نه لشگر خارجى اینجا هست، نه یک جمعیت دیگرى به این مملکت وارد شده بهاى خواربار وسطح زندگى به درجه‌ای بالا رفته است که غیر قابل تحمل شده است (صحیح است) ثروت مملکت، ثروت ملیه مملکت که پول مملکت است ببینید به چه حالى افتاده است، در اوایل جنگ لیره 6 تومان‏ و کسرى بود و دلار 14 ریال و 12 ریال بود در زمان جنگ 12 تومان و 8 ریال یا 13 تومان شد، آقایان هم به این قیمت‌ها معترض بودن ما مجبور بودیم چاره نداشتیم، من به آن ایرادى ندارم، امروز تقریباً سه ماه است پول ایران که ثروت ملیه این مملکت است به چه حال افتاده است لیره 24 - 25 تومان، دلار 7 تومان و 6 قران است، ثروت مملکت نصف شده چرا ‌این طور شده است؟ بلى اجازه داده شده ثروت مملکت براى آوردن ابریشم‌های مصنوعى اتومبیل‌ها لوکس و عروسک بروند، خیلى لازم بود براى مملکت؟ تا عروسک‌هایی که می‌بینید در این مغازه‌ها، این‌ها را تمام اجازه داده‌اند، ارز داده‌اند تا این که اینها به این مملکت آمده در صورتى که حیات و بقاى ملت بسته به ثروت آن مملکت است، هر ملت یا مملکتى غنى باشد حق حیات آن مملکت بیشتر است هیچ تردیدى نیست، این وضعیت پولمان، این وضعیت اداری‌مان آمدیم به وضعیت ادارى آقایان یک قسمتشان را عرض می‌کنم به طورى که من سابقاً شنیده‌ام 72 بازرس فقط در پیشه و هنر هست غیر از بانک صنعتى پیشه و هنر چه کارى داشته است که 72 بازرس داشته است؟ من نمی‌دانم. سابقاً در تشکیلات مملکتى یک بازرسى کشورى داشتیم، در زمان مرحوم داور قانونش گذشت و وزیر دادگسترى و‌قت همیشه رئیس این بازرسى کشورى بود ما غیر از او بازرسى نداشتیم و بازرس نخست وزیرى در تشکیلات ایران موضوعى نداشت، اگر یک شخصى اختلاس کرده و رشوه گرفته است، ابتدا بازرس‌های کشور می‌روند او را تفتیش می‌کنند وقتى که دیدند این شخص شریک اخذ رشوه شده است یا اختلاس کرده آن وقت به دیوان کیفر گزارش می‌دادند و دیوان کیفر او را تعقیب می‌کردند از طرف نخست وزیرى یک تشکیلات بازرسى نداشتیم، من در شوراى مرکزى انتخابات نشسته بودم، آقایان موسوى‌زاده و صالح با هم بودند یک مکتوبى آوردند باز کردند صاحب مکتوب را خواستن پرسیدند آقا چه می‌خواهید گفت می‌خواهم در بازار بازرسى نخست وزیرى باشم، گفتد حالا چه می‌کنی گفت در بازار کار می‌کنم ماهى چند در می‌آوری گفت ماهى 1500، دو هزار تومان آقاى موسوى‌زاده آقاى

+++

صالح بودند گفتند در صورتى که تو در تجارت ماهى هزار و پانصد تومان در می‌آوری به چه مناسبت می‌گویى من بازرس نخست وزیرى می‌خواهم باشم، گفت منفعت آن بیشتر است من می‌توانم از این راه در بازار خیلى بیشتر استفاده کنم. در خیابان ژاله دکان دارى دکانش را بسته است، بازرسى نخست وزیرى شده است (خنده حضار) در قانون ما بازرسى نخست وزیرى نیست، نخست وزیر بایستى تذکر بدهد، به بازرس کشور دستور دهد که فلان جا شما بازرس بفرستید. در شمیران بودم، غروب بود آقاى پیرنیا را دیدم گفتم این جا چه کار می‌کنید گفت می‌روم براى تفتیش نیاوران پرسیدم براى چه، گفت بادمجان را آنجا گران می‌فروشند من می‌روم تفتیش کنم عجبا وظیفه رئیس بازرسى تفتیش گرانى بادمجان است؟ (خنده حضار) (آشتیانى‌زاده - این بهتر است عیبى ندارد) در زمان فترت ما یک بودجه‌ای داشتیم، آن بودجه البته در مجلس دوره چهاردهم تصویب شده بود و دولت‌های وقت طبق آن بودجه رفتار می‌کردند و بعد از دوره چهاردهم که دوره فترت بود هیچ قابل انکار نیست که در دوره فترت بعضى کارهاى فوق‌العاده پیش می‌آید نمی‌شود جلو اقدامات دولت را گرفت نمی‌شود گفت پیش نیاید ممکن است یک قضیه ناامنى رخ دهد دولت به آنجا باید ارتش بفرستد، یا یک زلزله بشود یک خرابى بار آورد براى تعمیر آنجا پول بدهد کسى انکار نمی‌کند ولى در زمان فترتى که با کمال بدبختى افتاده است فقر و فلاکت دارد ملت را از بین می‌برد و ثروت هم در دست عده‌ای اشخاص معدودى تمرکز یافته که خود این بالنتیجه موجب بدبختى مملکت خواهد شد و در این موقع نه تجارتى، نه زراعتى و نه صادراتى هست ما هر قدر بخواهیم زیاد خرج کنیم باید به این مملکت بدبخت تحمیل بکنیم والّا از جاى دیگر که نمی‌آوریم (صحیح است) شما آقاى نخست وزیر وزرات کار و تبلیغات ایجاد کردید در صورتى که در زمانى که بنده در هیئت وزراء بودنم سید هزار تومان کلیه هزینه این کا‌ر و تبلیغات بود چهار میلیون تومان براى وزارت کار و تبلیغات بودجه معین شد، چه لزومى داشت بگذارید یک سال دیگر هم ساز و آواز کم بشنویم، واجب نبود (یک نفر از نمایندگان - براى انتخابات بود) بنده این قدر خشک نیستم و می‌دانم که براى ملت رادیو هم‏ لازم هست این یک غذاى روحى است ولى این براى ملتى است که نان داشته باشد ملتى که شب تقریباً اولادش گرسنه هستند نان ندارند براى آن ملت لازم نیست ساز و آواز گوش کند، اگر راجع به تبلیغات است، این اداره تبلیغات، در آذربایجان رادیو دارد، این اداره نمی‌دانم دویست سیصد، چهار صد هزار تومان می‌گیرند، البته براى آذربایجان تبلیغات لازم است چند نفر قفقارى هستند که در زمان متجاسرین آمده بودند آن‌ها زبان فارسى بلد نیستند آن‌ها حالا شروع کرده‌اند فارسى یاد می‌گیرند، لهجه ارمنى با فارسى چقدر خوش خواهد شد و چه تبلیغات وطن‌پرستى خواهند نمود به آن دهاتی‌ها که در اثر جهل و نادانى در تحت تأثیر متجاسرین رفتند نه از حب وطن خبرى داشتند نه از ضعف اسلام مطلع بودند نه از عملیات این متجاسرین این بدبخت‌ها در اثر نفهمى زیر تحمل افکار آن‌ها رفتند، بایستى تاریخ ایران را به آن‌ها فهماند و به آن‌ها با زبان خودشان گفتگو کرد و باید گفت که شما مسلمانید، این مملکت اسلام است شما نباید نسبت به وطنتان خیانت کنید، این‌ها را باید به آن‌ها فهماند و الّا اگر بخواهند که آنجا ساز و آواز بشنوند ما طهران را می‌گیرند که بهتر است معنى ندارد که در رادیو تبریز با زبانى حرف بزنند و آن‌ها آن را نتوانند بفهمند چهار میلیون تومان براى وزارت کار و تبلیغات لازم نیست، ولى مورد انکار هم نیست یک کارهایى لازم است بشود وممکن نیست آن را انکار کنیم شاید در آن موقع دولت لاز م داشته است ولى ببینید آقایان چهار میلیون تومان با این بدبختى لازم بود؟ آن اداره را با ده نفر مأمور می‌شود اداره کرد، عرض کردم آقاى نخست وزیر از بس که خداوند عالم به ایشان حجب و حیا داده است نمی‌دانم چطور شده است که ایشان همین طور خجالت می‌کشند، آقایان عرض کردم هر کس یک وظیفه‌ای دارد و آن وظیفه را تشکیلات مملکتى معین کرده است، در اوایل زماندارى آقاى نخست وزیر یک شخصى به ایشان مسلط شد یک، یک مصیبتى باید گفت نه شخص، این مصیبت یک مرتبه دیدیم طیاره سوار شده تشریف برده به اصفهان رجال آنجا را به عنوان این که شما در‌صدد انقلاب بوده و می‌خواستید با بیگانه‌ها همکارى کنید توقیف کرد و اختیارات ارتش و دادگسترى را در دست گرفت، یک داد و بیدادى یک جار و جنجالى راه انداخت و آن‌ها را به تهران آورد اینجا حبسشان کرد، آقا جان شما معاون نخست وزیر هستید چه صلاحیت داشتید در کارهاى مملکتى مداخله کنید؟ اگر این‌ها را بگیرند به تو چه تو چه کاره بودى در این مملکت؟ اینجا مگر حبشه است؟ در حبشه هم ‌این طور نبود، براى این که در حبشه یک اصولى هست، تو چه کاره بودن که خودسرانه بدون امر مافوق و بدون رعایت تشکیلات مملکتى بروى این اعمال مفتضحانه را اجرا کنی‌ ای مصیبت (خنده حضار) در این مملکت باید اصول را رعایت کرد هر کس را باید رعایت کرد هر‌کس محترم است وظیفه هر کس را باید رعایت کرد دیگر در این موضوع نمی‌خواهم وقت آقایان را تلف کنم، قضیه آذربایجان: آقایان آذربایجان در تاریخ ایران خدمت‌های بزرگى به کشور ایران کرده (صحیح است) از آن روزى که تاریخ ایران نوشته شده و نقشه ایران کشیده شده آذربایجان جزء ایران بوده است (صحیح است، احسنت) و خواهد بود (انشاء الله) هر قدر بلا و مصیبت بر سر این ملت آمده گفته‌اند ما ایرانى هستیم (صحیح است) در دوره سلطه متجاسرین می‌دیدند براى آن‌ها می‌خواهند دانشگاه تأسیس کنند در مدت یک سال تمام خیابان‌ها تبریز را آسفالت کردند، امنیت را به درجه‌ای رساندند که هیچ دوره‌ای نظیر آن نبوده ابداً دزدى پیدا نمی‌شود ولى این اعمال در نظر ملت آذربایجان یک پول ارزش نداشت (صحیح است) چرا؟ براى این که آن‌ها عظمت ایران را می‌خواستند آن‌ها حاضر بودند در لجنزارها زندگى کنند و تحت اسارت دیگران نروند (صحیح است، احسنت) نه حالا درزمان محمد‌على شاه وقتى که قیام آذربایجان خیلى اهمیت پیدا کرد و قضیه ستارخان و باقر خان پیش آمد، و قشون تزارى خواستند وارد آذربایجان شوند مرحوم ستارخان و باقر خان و همین امیر حشمت نیسارى اینها به محمد‌على شاه تلگراف کردند که ما حاضریم با دست شما اعدام شویم و راضى نیستیم که اجنبى را در مملکت خودمان راه بدهیم (صحیح است، احسنت) آن هم قشون تزارى در سال 1326 چند نفر شیاد از قبیل پیشه‏ورى و غلام یحیى و پادگان و غیره (بعضى از نمایندگان - 24) که در آذربایجان سابقه سکونتى نداشتند وارد تبریز شدند و از وضع اسفناک آنجا استفاده کرده علم طغیان بلند و نغمه استقلال و تجزیه‌طلبى را شروع کردند چنانکه خود آقاى نخست وزیر در مقدمه برنامه‌شان از آن ذکر کردند که این‌ها خیال تجزیه‌طلبى را داشتند، ما می‌دانستیم، مجلس مؤسسانى تأسیس کردند، دولت تشکیل دادند هیئت وزراء تعیین کردند ارتش تشکیل دادند آقایان آذربایجان در مدت 40 سال شاهد قیام‌های عدیده شده، قیام ستار خان و باقرخان، قیام خیابانى ولى این قیام‌ها تماماً براى حفظ استقلال ایران بر پا شده بود نه براى تجزیه طلبى (صحیح است) این‌ها می‌گفتند در ایران باید یک حکومت صالحى باشد، نمی‌گفتند که آذربایجان غیر از ایران است، ولى قیام پیشه‌ورى قیامى بود که در صورت موفقیت با وضعیت اجتماعى ایران احتمال قوى می‌رفت که به سایر نقاط ایران هم سرایت کند و در اندک مدتى ایران شاهد صحنه‌های خونینى شده و خدا نکرده ممکن بود ایران منتهى به مجو و اضمحلال گردد (صحیح است) آذربایجانیان حقیقى که از این نهضت قلابى منزجر بودند که دولت آن‌ها را از چنگال بى‌رحمانه متمردین نجات بدهد و در آن مدت در تمام نقاط آذربایجان با متمردین و تروریست‌ها درنبرد بودند و منتظر بودند که قوا به آذربایجان رسیده و اهالى را ا‌ز دست متجاسرین نجات خواهند داد، یک مرتبه دیدند معاون آقاى نخست وزیر با هیئتى با کمال دبدبه و احتشام از طیار پایین آمد پس از چند روز اقامت در شهر تبریز و حضور در میهمانى استخر شاهى یک مرتبه در را دین و روزنامه‌ها خواندند که سند اضمحلال ایران را آقاى نخست وزیر امضاء کرده است، مردم آذربایجان از این عمل دیوانه شدند، اشخاص بى‌سواد که در نتیجه بیسوادى هیچ نمی‌فهمیدند که اول و آخر این کار به کجا منتهى خواهد شد ناچار شدند و رفتند تسلیم شدند چاره‌ای نداشتند وقتى دیدند ‌این طور شده جز تسلیم چاره‌ای نداشتند چاره دیگرى داشتند؟ بعداً هیئتى براى تکمیل خیانت ایران ویران کن در تحت ریاست پیشه‌ورى وارد تهران شد با فرم نظام بیگانه و با القاب ژنرال، مایود و فلان در میدان طیاره استقبال شد، او را بدوش گرفتند، زنده باید گفتند، بعضى از روزنامه‌ها عکس پیشه‌ورى و غلام یحیى را کشیدند و اینها اگر هم می‌خواهید بیاورم (صحیح است) در مهمانی‌های حزب توده و حزب ایران اشخاص صالح و طالح فریاد زدند زنده باد پیشه‌ورى بابا پیشه‌ورى اولیاء است

+++

 در تمام عمرش ترک اولى نکرده در آذربایجان زیر سلطنه اجنبى این حرف شنیده نمی‌شد ولى این جا چه عرض کنم (بعضى از نمایندگان - کى گفت آقا؟) همه می‌دانید روزنامه جبهه را بخوانید می‌دانید کى گفته است تمام روزنامه‌ها نوشتند غلام یحیى و پیشه‌ورى را از رجال درجه اول دینال مثل جرج واشنگتن و غیره صفرند، پس از مراجعت پیشه‌ورى هیئت دیگرى در تحت ریاست دکتر جاوید و شبسترى وارد تهران شدند اینها براى تکمیل خیانت خودشان اینجا آمدند و الان هم خرامان خرامان در تهران حرکت می‌کنند و آن بدبخت‌هایی که هیچ نفمیدند قضیه از چه قرار است تیر باران شدند و دچار چه مصائبى گردیدند، شنیدم گویا آقایان حقوق هم می‌گیرند البته قابل انکار نیست و این که اهمیت موقع را ما هم نمی‌فهمیم ‌این طور نیست در آن موقع که تقریباً رجال آذربایجان در طهران بودند چه آن‌هایی که اینجا ساکنند و چه آن‌هایی که از آذربایجان امده بودند یک کلمه به آن‌ها مشاوره نشد که بابا ا‌ین مملکت بدبخت شما که تمام شماها در آنجا به دنیا آمده‌اید امروز در مقام خطر است نظر شما چیست آخر با آن‌ها یک صحبتى می‌کردید، حتى در آن کابینه که مقدرات این ملت بدبخت تعیین می‌شد یک نفر وزیر آذربایجانى نبود مملکت، مملکت مابود ما در آنجا به دنیا آمده‌ایم به هر ترتیب و تقدیر خدا رحم کردم آذربایجان نجات یافت، به طوری که خود جناب آقاى نخست وزیر مستحضر بودند اگر سیاست بین‌المللى هم مساعد نمی‌شد و تصمیم قطعى و اراده آهنین اعلیحضرت همایونى براى نجات آذربایجان علاقه نمی‌گرفت و در آن جلسه هم که این تصمیم گرفته شد جناب آقاى نخست وزیر هم تشریف داشتند و خودشان هم موافقت و جدیت و اهتمام فرمودند تا این که آذربایجان نجات یافت و در تاریخ ایران اسم این اشخاص دائماً با خیر ذکر خواهد شد (صحیح است) یک قسمتى هم هست که حالا عرض نمی‌کنم و می‌گذارم براى وقت دیگر، خیلى جاى تعجب است این را هم می‌گویم اشکال ندارد. من اینجا با بعضى از آقایان تماس داشتم از رفتن آذربایجان متأثر نبودند ولى می‌گفتند آن‌ها ترکى می‌نویسند تأثرشان این بود که ترکى می‌نویسند مرحوم حاجى میرزا عیلنقى گنجه‌ای (خدا رحمت کند) گفتند، در زمان رضا شاه در تبریز یک کنگره‌ای تشکیل شد آنجا مرحوم سرتیپ محمد حسین خان یک کنگره‌ای تشکیل داده بود، رفتم آنجا بنده هم نماینده تبریز بودم مرحوم حاج میرزا احمد هم آدم شوخى بود گفت من رفتم به زنم گفتم پدر سوخته بعد از این به یوقورت باید ما است بگویى اگر نگویى پدرت را در می‌آورم (خنده حضار) در این قسمت ملاحظه بفرمایید اگر به تاریخ ایران مراجعه کنید از بدو امر رجال فداکار ایران غزنوی‌ها، سلجوقی‌ها، صفوی‌ها، همچنین سلاطین قاجاریه ترکى حرف می‌زدند ولى میهن‌پرست درجه اول ایران بودند (صحیح است) مرحوم شاه عباس کبیر که یکى از رجال نامى ایران بوده براى نجات آذربایجان در مدت پنج الى 6 روز از اصفهان خودش را رسانید به تبریز این‌ها ایرانى بودند این غلط است که می‌گویند زبان باید فارسى باشد، در سویس در لوزان یک قسمت به زبان فرانسه حرف می‌زنند زوریخ آلمانى حرف می‌زنند بال ایتالیایى حرف می‌زنند، امریکایى انگلیسى حرف می‌زند و انگلیسى هم انگلیسى مگر این‌ها ملت واحد هستند؟ زبان چه ارتباطى دارد؟ مسئله ملیت یک امرى است اگر یک موقعى اقتضا پیدا کرد عرض خواهم کرد که ملیت نتیجه یک حوادثى است که در نتیجه آن یک ملتى داراى پک کولتور خاصى می‌شود (صحیح است) آذربایجانى همیشه نوروز را عید ملى خودش می‌دانسته تاریخ آذربایجان غیر از این نبوده بعضى از آقایان مطالبى فرمودند که انشاء الله در وقت خودش عرض خواهم کرد وبه حسابشان می‌رسیم، مطبوعات رکن رکین مشروطیت است هیچ قابل تردید نیست ولى این را مجبورم عرض کنم که به درجه‌ای عفت قلم، عصمت قلم لازم است که باید آن را خیلى مراعات بکنیم (صحیح است) اهمیت قلم به درجه‌ای است که حتى علماى ما شاید به این قسمت درست توجه نفرمودند، پیغمبر اکرم (ص) می‌فرماید اختلاف امتى رحمت معنایش این است که تنقید و انتقاد کردن رحمت است یعنى تنقید و انتقاد بین مسلمین رحمت است براى آن‌ها معنى این عبارت این است که می‌فرماید از تبادل افکار و اختلاف افکار حقیقت پیدا می‌شود. خدا قلم را آنقدر اهمیت داده که می‌فرماید نون و القلم و مایسطرون. به قلم و به آن سطرهایى که می‌نویسید قسم یاد می‌کنم، این خیلى اهمیت دارد پیغمبر اکرم وقتى که کعب آن حضرت را هجو نمود با این که رحمت للعالمین بوده رحمت للعالمین به درجه‌ای متأثر شده بود امر فرموده بود هر جا کعب را دیدید او را اعدامش کنید برادرش به مکه نوشت، برادر جان کار از کار گذشته و دیگر چاره‌ای ندارى یک کارى بکن خودت را حضور پیامبر اکرم برسان او یک قصیده‌ای ساخته بود آمد یک لثامى به صورتش انداخت وارد مسجد شد پیغمبر اکرم نشسته بو بنا کرد آن قصیده معروف را به خواندن، به درجه‌ای در روح پیغمبر تأثیر کرد که حضرت خرقه‌اش را انداخت، آن خرقه همان خرقه‌ای است که در زمان عبدالملک بن مروان از ورثه همان کعب خریدند، قلم خیلى اهمیت دارد اهمیت قلم را باید حفظ کرد ولى دولت هم در مقابل مطبوعات بایست متأثر نشود آن‌ها را هدایت کند و جلو مطبوعات را نگیرد (صحیح است) هر وقت جلو مطبوعات گرفته شد نتیجه خوبى نخواهد داشت ولى باید طورى کر‌د که مطبوعات عفت و عصمت قلم را حفظ کنند (صحیح است)

رئیس - آقاى دکتر فلسفى.

مشایخى - بنده اجازه خواسته‌ام.

رئیس - شما بیاناتى نکردید که خلاف واقع جلوه کند.

مشایخى - در بیانات بنده تحریف شده است، اجازه بدهید در موقعى که دفاع از اعتبار‌نامه خود می‌کردم اظهاراتى شد و ایشان اظهارات بنده را تحریف کردند.

رئیس - خیر تحریفى نشده اگر ایشان افترایى به شما زده‌اند می‌توانید صحبت کنید، آقاى دکتر فلسفى بفرمایید.

دکتر فلسفى - از مجموع بیاناتى که آقایان نمایندگان مخالف اینجا اظهار کردند و مطلب اظهار شده، یکى این که نظریات اصلاحى داشتند و معتقد بودند بایستى در برنامه گنجانیده شود و گنجانیده نشده یکى هم این که بعضى انتقاداتى داشتند که نسبت به بعضى از دستگاه‌های دولتى اظهار کردند والّا دلایل موجه و مقنعى در مخالفت با دولت در بیانات و اظهارات آقایان دیده نشد (صحیح است) مثلًا آقاى کشاورز صدر راجع به ضعف قوه قضائیه فرمودند و اظهار کردند که در برنامه دولت راجع به این موضوع اشاره‌ای نشده، البته کسى منکر صعف قوه قضائیه نیست بنده هم با جنابعالى همداستانم و دولت معتقد به تقویت قوه قضائیه است. زندگانى اجتماعى اصولًا مقضى عدالت اجتماعى و تقویت قوه قضائیه است و در برنامه دولت هم راجع به این موضوع در بند 9 اشاره شده و تصریح شده است و بنده براى اطلاع جنابعالى می‌خوانم 9 - لازم به تذکر نیست که قوانین موجوده ایران در شئون مختلف زندگانى قضایى و اجتماعى و اقتصادى داراى نواقص فراوان بوده و احتیاج کامل به تجدید‌نظر دارد و حتى وضع قوانین جدیدى نیز در شئون مذکور مورد لزوم و ضرورت می‌باشد.

البته دولت راجع به این موضوع اشاره کرده است و اقدام هم خواهد کرد (صحیح است) و اما راجع به استقلال قضات فرمودند این کار از شأن مجلس است و قانونش از مجلس باید بگذرد و دولت هم جزء قوانینى که خواهد آورد می‌آورد به مجلس (صحیح است) راجع به حقوق قضات فرمودند که حقوق قضات کم است، در همین مجلس راجع به قلت حقوق وکلا هم صحبت شد حقوق همه کم است، البته بایستى کارى کرد که هزینه زندگى تنزل پیدا کند و راجع به این موضوع هم دولت در برنامه‌اش پیش‌بینى کرده است (صحیح است) و در یک قسمتى از بیانات آقاى کشاورز صدر اشتباه شده بود که فرمودند دولت در این مدت هیچ کارى انجام نداده است بنده از این جمله ایشان اظهار تأسف می‌کنم براى این که آقا در 20 ماه قبل وضع این مملکت را فراموش کردید که ما در چه موقعیت بسیار بدى قرار گرفته بودیم مملکت ما از هر سود تهدید می‌شد، سرتاسر این مملکت در ناامنى و فتنه و آشوب قرار گرفته بود، شمال ایران همین آذربایجان که امروز بحث شد در آتش قتل و غارت می‌سوخت و از ایران عملًا مجزى شده بود، در آن روز در همین مجلس جلسات مفصلى تشکیل شد و همه نمایندگان محترم دوره چهاردهم مضطرب بودند، نگران بودند که سرنوشت این مملکت و ملت چه خواهد شد در آن موق افکار عمومى متوجه شخص قوام‌السلطنه شد که ایشان آمدند با کمال پشتکار، با کمال علاقه البته در تحت توجهات اعلیحضرت همایون شاهنشاهى که خود ایشان نیز در برنامه‌شان به آن اشاره کردند مملکت ما را از این مخمصه نجات دادند، چطور دولت کارى انجام نداده است؟ (صحیح است) کارى از این بهتر چیست؟ (صحیح است) انصاف را نبایستى از دست داد (فولادوند - فراموش کردند) آن روز یک روزگارى بود که ما همه از همدیگر می‌پرسیدیم که وضع ما چه خواهد شد؟ حالا فراموش کردند. اما یک جمله دیگر فرمودید که فرمودید من از این

+++

 دولت مأیوسم و دلایل خودتان را هم نفرمودید اتفاقاً من امیدوارم براى این که ما در یک موقعى محتاج بودیم و همیشه می‌گفتیم یک مردى باید زمامدار شود که بتواند توازن سیاسى را حفظ کند این زبان حال ما و ملت ایران بود و شخص ایشان آمدند اینجا و توازن سیاسى را حفظ کردند (صحیح است) نفوذ بیگانگان را عملًا جلوگیرى کردند (صحیح است) این اولین چیزى بود که آمال و آرزوى ما نمایندگان و ملت ایران بود (صحیح است) (فولادوند - به عقیده آقاى ممقانى هیچ کارى نکردند) (زنگ رئیس) اما یک قسمت را راجع به وضع مالى مملکت فرمودند که اسراف و تبذیر شده است دولت در این باب اقداماتى خواهد کرد و در رأس امور اقتصادى و مالى مملکت دو نفر قرار گرفته‌اند یکى آقاى هژیر هستند که خود جنابعالى هم اظهار اعتماد به ایشان کردید، مورد اعتماد مجلس هم هستند مورد علاقه مجلس هم هستند (صحیح است) یک شخص صاحب نظرى هم هستند، متخصصند، باهوشند و سوابقى هم در امور الى دارند (سزاوار - پاک هم هستند) صحیح است پاک هم هستند و آوردن ایشان در کابینه خودش معرف اصلاح وضع مالى است، یکى هم آقاى دکتر سجادى هستند که ایشان مدتى است در تمام امور مملکتى خدمت کرده‌اند وزیر راه بودند شهردار بودند رئیس کمیسیون ارز بودند کارهاى دیگر داشتند تمام هم کارهاى مالى بود ولى یک نفر من ندیدم که راجع به ایشان صحبتى بکند و روزنامه‌ای چیزى بنویسد (صحیح است؟) و همین دو انتخاب معرف این است که این کابینه می‌خواهد اصلاحات اقتصادى و مالى بکند (سزاوار - بقیه اعضا کابینه هم خوب هستند) اما راجع به بیاناتى که آقاى ممقانى فرمودند البته یک قسمت از بیاناتشان راجع به اهمیت اسلام و حکومت اسلامى بود و یک سلسله نصایحى دادند که البته براى ما متین و مفید است ولى این مسائل البته ربطى به برنامه دولت ندارد. راجع به اتومبیل‌های دولتى هم فرمودند که این قسمت راجع به اتومبیل‌ها البته در جلسات قبل هم صحبت شد دولت از خیلى وقت کمیسیونى براى این کار تهیه کرده است و مشغول اقدامات است. یک قسمتى فرمودند که دولت محکوم است مجلس حاکم است این قسمت را نمی‌دانم ولى قانون اساسى راجع به این موضوع تکلیفى معین کرده است (سزاوار - دولت مجرى است) فرمودند دولت محکوم است مجلس حاکم. مقصود بنده این است که قانون اساسى راجع به این موضوع تکلیف معین کرده است البته قوه‏ مقننه است و قوه مجریه و قوه قضائیه (سزاوار - و هیچ کدام محکوم هم نیستند) قوه مقننه البته واضع قانون است و ناظر بر اجراى قانون است (صحیح است) یک قسمت هم از بیاناتشان این بود که آقى نخست وزیر چون محجوب هستند این است که بعضی‌ها در امور مملکتى مداخله می‌کنند البته حجب یک صفت خوبى است اما اتفاقاً این یکى از امتیازات ایشان است که ایشان قدرت اراده دارند و تسط بر امور مملکتى دارند (صحیح است) و این وجه امتیاز ایشان است یک قسمت از بیانات ایشان راجع به بدى استخدام و بدى وضع مستخدمین بود که البته مدتى بحث شده و گفتگو شده و عده‌ای معتقدند که قانون استخدام بد است و مستخدمین وضعشان بد است و دولت هم راجع به این موضوع البته تصمیماتى گرفته است و اقداماتى خواهد کرد. راجع به هزینه زندگى این یک مطلبى است که هیچ منکر ندارد مردم هم دیگر طاقتشان و تحملشان نسبت به این هزینه زندگى طاق شده، مخصوصاً بنده در اداره بازرسى وزارت بهدارى بودم وقتى که از اطاق یکى از آقایان اطبا آمدم بیرون سه چها رتا از این مستخدمین آمدند جلوم را گرفتند و گفتند آقا ما 120 تومان حقوق داریم من یک زن دارم و دوتا بچه و مدتى است که می‌خواهیم یک اطاق خالى پیدا کنم پیدا نمی‌کنم واقعاً بنده متأثر شدم گفتم بنده که وکیل این مملکت هستم من هم را براى منزل معطل هستم و نمی‌توانم پیدا کنم، البته این موضوع در برنامه دولت هست و بایستى دولت اقدام بکند البته تصمیم هم دارد. راجع به اهمیت آذربایجان هم اینجا بیاناتى فرمودند البته سوابق درخشان و تاریخ آذربایجان معرف آذربایجانی‌ها است (صحیح است) آذربایجانی‌ها همیشه وطن‌پرست بوده‌اند و براى استقلال مملکت ما اول و در رأس همه مردم این مملکت قرار داشته‌اند یک سوابق تاریخى دارد که لازم به بحث نیست و البته در این جریانات اخیر بیشتر از همه مملکت مردم آذربایجان و آذربایجان صدمه دید که واقعاً سرگذشت بسیار غم انگیزى دارد که مردمش چه حالت فلاکت بارى داشتند. همین مسائل، مسائل آذربایجان همه این‌ها موجب شد که جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه بیایند روى کا‌ر و همین گرفتارى مردم آذربایجان همه این‌ها موجب آمدن ایشان شد و البته در امر آذربایجان بایستى تصدیق کرد که اعلیحضرت همایون شاهنشاهى که ایشان یک پادشاه بیدارى هستند یک پادشاه مراقبى هستند و توجه دارند و البته سیاست دولت یعنى حسن تدبیر، علاقه، پشتکار دولت و بیدارى دربار، بیدارى شاه مملکت و قدرت ارتش همه این‌ها دست به دست هم داد و وضع مملکت را از آن مهلکه و مخمصه بیرون آورد و کسى انکارى راجع به این موضوع ندارد. بنده خودم هم یک نظریاتى راجع به بعضى از مواد برنامه داشتم و البته به نام تذکر عرض می‌کنم یکى راجع به همین موضوع روابط خارجى ما است بنده به طور اجمال عرض می‌کنم البته ما نهایت دوستى را با دول شوروى و انگلستان و دولت امریکا داریم و احترام آن‌ها را هم داریم و البته ما در مقابل این همه احترام به آن‌ها معتقدیم که آن‌ها هم به ما احترام بگذارند خاصه که ما در این جنگ چقدر فداکارى کردیم و چقدر زحمت کشیدیم و آن وقتى که مهمات را در زمان جنگ کارگران ما با دوش خودشان از خلیج فارس تحویل بحر خزر دادند. آن موقع که قشون متفقین در ایران بود آن‌ها با کمال تنعم در این مملکت زندگى می‌کردند و در کمال نعمت زیست می‌کردند ولى افراد این مملکت در کمال عسرت و ذلت می‌زیستند (صحیح است) این‌ها یک مسائلى است که به ما حق می‌دهد ما امروز متوقع باشیم، منتظر باشیم که آن‌ها هم به حقوقمان به حیثیتمان احترام بگذارند در مسائل اقتصادى البته بنده اطلاعات کافى ندارم و همین قدر می‌خواهم عرض کنم که اقتصادیات ما در این مملکت بازیچه اشخاص قرار گرفته و روى اراده اشخاص می‌چرخد یک عده تجار عرب و یهودى قرار گرفته است و بایستى از این رویه خارج شود (صحیح است) راجع به صنایع هم البته بحث زیادى راجع به بانک صنعتى و حمایت صنایع و این‌ها شد و بنده وارد آن مسائل نمی‌شوم فقط استدعا می‌کنم که یکى دو تا کارخانه‌ای که براى ما تهیه شده این کارخانه‌جات براى ما محفوظ بماند (صحیح است) بنده به طوری که اطلاع دارم این کارخانه‌ها دارد از بین می‌رود، کارخانه‌جات ما دارد تحلیل می‌رود کارخانه بهشهر نصف از ماشین‌هایش دارد تحلیل‏ می‌رود و بایستى اقداماتى بشود و زیاد هم وارد نمی‌شوم راجع به این ماده 4 و بهبود زندگانى زارعین بنده می‌خواستم عرض کنم یک بحثى است یعنى همیشه در برنامه‌های دولت راجع به بهبود زندگانى زارعین یک ماده گذاشته می‌شود ولى یک قدم هم برداشته نمی‌شود (صحیح است) اگر 16 میلیون جمعیت این مملکت را ما در نظر بگیریم ده میلیون جمعیتش را همین طبقه زارع و کشاورز تشکیل می‌دهد (صحیح است) این‌ها تمام گرسنه و برهنه و براى قوت لایموت و ستر عورت معطلند حتى بنده در اطراف کرمان اطلاع دارم بعضى نقاط با یونجه تغذیه می‌کنند و امراض مختلفه فرض بفرمایید تیفوس تب راجعه بین آن‌ها رواج دارد این‌ها را من منظورم انتقاد از آقاى وزیر بهدارى نیست براى این که در همین جا باید انصاف بدهم که ایشان کمال مراقبت را دارند ولى البته یک نقص‌هایی در کار ایشان هست بنده هر وقت به ایشان مراجعه کردم مطابق مقدوراتشان کمک کردند به بنده ولى نقصى که در کار ایشان است و فعالیت ایشان را عقیم می‌گذارد متأسفانه آن بودجه وزارت بهدارى است (صحیح است) این بودجه بایستى در رأس همه قرار بگیرد در صورتى که در ذیل همه قرار دارد از چهارصد، پانصد میلیون بودجه کل کشور 15 میلیون بودجه وزارت بهدارى است (فولادوند - با صدى 15 مخالفند آقایان و کلا بعضی‌ها) موضوع تقلیل کارمندان دولت را البته دولت موکول کرده است به اجراى برنامه هفت ساله درصورتى که بنده معقدم باید از آنجا شروع بشود همین وزارت دارایى یک وقتى در سال 1308 و 1309 دو تا مدیر کل بیشتر نداشت یک دهم کارمند فعلى را که الان دارد نداشت ولى دخل و خرجش مرتب بود بودجه‌اش مرتب بود مالیات مملکت خوب وصول می‌شد، زحمتى براى دولت نبود زحمتى براى ملت نبود ولى امروز مالیات مملکت خیلى بد وصول می‌شود، یکى موضوع مالیات املاک مزروعى است، مالیات املاک مزروعى یک اشکالى هم براى مردم دارد و هم براى وزارت دارایى داردو یک مشکلاتى زیادى هم براى مردم فراهم شده است که آقاى وزیر دارایى می‌دانند راجع به حوزه انتخابیه هم بنده عرضى دارم (یک نفر از نمایندگان - قدرى مختصر بفرمایید) عرض کنم که بنده کمتر صحبت می‌کنم، کمتر حرف می‌زنم، الان هم مقید هستم که زود از پشت تریبون بروم هیچ وقت هم مزاحم نیستم اجازه بدهید این چند کلمه را عرض کنم بعد این دو سال را وامی‌گذارم به آقا، عرض کنم عرض اول بنده راجع به بیمارستان مینودشت است که آقاى دکتر اقبال باید توجه بفرمایند 50 و 60 هزار تومان آنجا خرج

+++

کردند و امروز یک طبیب و 4 تا تختخواب ندارد و دارد از بین می‌رود خواهش می‌کنم به این مسئله توجه کنید آنجا یک جایى است که شاید سى چهل هزار نفر جمعیت دارد و باید از آن استفاده بکنند دور از گرگان هم هست 20 فرسخ فاصله دارد و آن بیمارستان دارد از بین می‌رود و بنده تأسفم این است که وقتى طبیب نبود و تختخواب نبود بیمارستان از بین می‌رود یکى هم راجع به آب گمیشان است که بنده یک دفعه هم تذکر دادم و صحبت کردم با آقاى وزیر کشاورزى، گمیشان یک حوزه‌ای است در دشت ترکمن شاید در حدود 8 هزار جمعیت دارد و آب مشروب هم ندارد تقاضا هم از دولت کرده‌اند از طرف وزارت کشاورزى هم مهندس رفته است آنجا، خیلى استدعا دارم از دولت در شش ماه قبل بنده را واسطه قرار دادند که حضور جناب اشرف برسم و راجع به این موضوع عرض کنم اتفاقاً توفیق دست نداد حالا می‌خواهم همین جا که فرصتى است در مجلس عرض کنم یک ماشینى است ماشین آبیارى در آزخ و در آنجا جناب آقاى وزیر کشاورزى اطلاع دارند این را ممکن است یک قسمت از هزینه‌اش را خودشان بدهند که بیاورند در کنار رودخانه گرگان مستقر کنند و به این ترتیب 8 هزار نفر جمعیت آنجا مشروب بشود درحالی که در نهایت عسرت هستند من استدعا می‌کنم که این موضوع را یادداشت بفرمایند و چنانچه ممکن شد اقدام بفرمایند. عرایض من یکى راجع به همین مالیات املاک مزروعى است که آقاى وزیر دارایى می‌دانند و مسبوقند و بنده عرض کنم راجع به دشت گرگان است که این الان دارد مجزا می‌شود از گرگان و از نظر اوضاع و احوال سیاسى و از نظر وضع جغرافیایى و از نظر اختلاط و امتزاجى که اهالى گرگان دارند مصلحت نیست و از اولش هم نبوده است و به عقیده بنده اصرار در این قضیه را بعضی‌ها بى‌مورد می‌دانند و دولت هم بایستى توجه بکند (صحیح است، احسنت)

رئیس - آقاى دکتر اعتبار - آقایان تشریف نبرید بیرون که مجلس از اکثریت نیفتد.

دکتر اعتبار - در دوره چهاردهم بنده در ردیف نمایندگانى بودم که از طرفداران خیلى جدى زمامدارى جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه بودم (ارباب - بسیار عقیده خوبى داشتید) آقا توى حرف بنده صحبت نکنید من آن روز آن طور تشخیص داده بودم که در بین رجال مملکت فقط قوام‌السلطنه توانایى حل مشکلات را دارد و براى نیل به این مقصود از هیچ گونه فداکارى خوددارى نکردم من و رفقاى مجلسى من در آن تاریخ جزء اقلیت بودیم ولى ایمان راسخ و پشتیبانى افکار عمومى مبارزه را به نفع ما تمام کرد و مجلس شوراى ملى به اکثریت یک رأى به آقاى قوام‌السلطنه ابراز تمایل نمود. امروز اگر با نظر دقت به اقلیت فعلى نگاه بکنید می‌بینید که اقلیت از دو دسته تشکیل شده است یک دسته نمایندگانى که در این دوره تازه انتخاب شده‌اند و دسته دیگر عده‌ای از همان طرفداران جدى ایشان در دوره چهاردهم چرا؟ همان دلائلى که در آن موقع ما را به فداکارى براى آمدن ایشان تحریک می‌نمود امروز محرک ما در مخالفت با زمامدارى ایشان شده است آن روز وضع اجتماعى و معیشت مردم بد و اسفناک بود امروز بدتر و اسفناک‌تر شده است از نقطه‌نظر سیاست خارجى مملکت در لب پرتگاه بود امروز همان پرتگاه ما را تهدید می‌کند.

حاذقى - ‌این طور نیست.

فولادوند - رفع شده است آقا چرا بى‌انصافى می‌کنید (زنگ رئیس) ما آخر آقا اجازه نمی‌دهیم که هر حرفى که می‌خواهند اینجا بزنند (همهمه نمایندگان)

ملک مدنى - چرا نمی‌گذارید حرفش را بزند.

فولادوند - آقاى ملک مدنى شما نمی‌توانستید ملایر بروید .

ملک مدنى - بنیشین سرجایت این حرف‌ها چیست می‌زنی آقاى فولادوند برادرت را گرفتند حبس کردند تو حرف نزدى.

رئیس - آقاى فولادوند به شما اخطار می‌کنم.

ملک مدنى - شما دارید اقلیت را خورد می‌کنید.

فولادوند – شما هم نظر دارید آقا.

مکى – شما هیچ نظرى ندارید آقاى فولادوند.

فولادوند - ما اجازه نمی‌دهیم شما این کار را بکنید یکى می‌خواهد پدرش وزیر بشود یکى می‌خواهد برادرش وزیر بشود.

دهقان - چرا نمی‌گذارید حرف بزند چرا خفه می‌کنید اقلیت را؟ بگذارید حرف بزند بعد جواب بدهید.

رئیس - آقاى فولادوند به شما اخطار می‌کنم.

دهقان – خود‌شیرینى است.

فولادوند – خود‌شیرینى شما می‌کنید بنده خود‌شیرینى نمی‌کنم.

رئیس - آقاى دکتر اعتبار بیاناتتان را بفرمایید.

دکتر اعتبار - تمام شد؟ ما آن روز امیدوار بودیم‏...

فولادوند - با چماق می‌روند وکیل می‌شوند خود‌شیرینى می‌کنند (خنده نمایندگان)

دکتر اعتبار - ما آن روز امیدوار بودیم که جناب ایشان از گوشه‌نشینى‌هاى چند ساله و مخصوصاً از زمامدارى دوره سیزدهم تجربیات مفیدى براى نجاب مملکت ذخیره کرده‌اند و انتظار داشتیم که با استفاده از نیروهاى جوان فعال عالم و با تقوى دردهاى بیشمار جامعه را البته تا سر حد امکان معالجه کنند (نخست وزیر - و خود شما) ولى سلیقه مخصوصى که ایشان از روز اول زمامدارى چه در انتخاب همکارهایشان و چه در انجام امور نشان دادند علاقه‌مندان به مملکت و به شخص ایشان را دچار بهت و حیرت نمود (نخست وزیر - عجب) کابینه‌های رنگارنگ دروه فترت جز تحکیم موفقیت‌های متفاوت شخصى ایشان منظور دیگرى را در برنداشت و به رفع ذلت و بدبختى مردم کمکى ننمود قانون یعنى پایه و اساس حکومت مشروطه مفهوم اصلى خود را از دست داد (فولادوند - ‌این طور نیست) بودجه مملکت در این مدت در نتیجه ایجاد تشکیلات اضافى و هزینه‌های زائت تقریباً دو برابر شد ولى در مقابل استطاعت پرداخت مالیات مردم ازنصف هم تنزل کرد. هزینه زندگى تا حد استیصال بالا رفته و در این مجله تیرماه امسال بانک ملى اگر به شاخص قیمت‌هایش مراجعه کنید می‌بیند که در سه ماه اول سال 25 یعنى اوایل زمامدارى جناب اشرف تنزل محسوسى در قیمت‌ها پیدا شده ولى بعد در نتیجه صدور تصویب‌نامه‌هاى پى در پى و نداشتن هیچ نوع مشى اقتصادى اوضاع تغییر کرد به طورى که الان حد متوسط هزینه زندگى نسبت به آخر سال 24 بالاتر است یکى دیگر از مشخصات این دوره تنزل شخصیت‌ها و مقام بود به طورى که امروز هیچ کس در مملکت براى هیچ مقامى احترام قائل نمی‌شود و این خود یکى از دلایل هرج و مرج دستگاه ادارى ما گردیده، رشاء و ارتشاء و فساد اخلاق در این دوره به حدی رسید که در تاریخ ایران در هیچ دوره‌ای چنین سابقه‌ای دیده نشده با وجود همه این‌ها انتظار می‌رفت که با افتتاح مجلس شوراى ملى آقایان به خود آمده و جلوى این اعمال تا اندازه‌ای گرفته شود ولى متأسفم که عکس آن را باید به اطلاع آقایان نمایندگان برسانم و براى نمونه فقط دو مورد را براى شما تشریح می‌کنم در بیست و پنجم تیر ماه مجلس شوراى ملى افتتاح شد و در چهار مرداد یعنى ده روز بعد یک پروانه صدور جو براى مقدار 3700 تن به آقاى فلیکس آقایان پسر آقاى دکتر آقایان داده شد چرا؟ (نخست وزیر - این طور نیست) امروز قیمت جو در اطراق تهران تنى 170 - 180 تومان است تا خرمشهر هم در حدود تقریباً 120 تومان کرایه برمی‌دارد از خرمشهر هم تا یک بندرى مثلًا در ایتالیا در حدود 19 دلار خرجش هست جمع این سه رقم با دلار هفت تومان و نیم امروز می‌شود 443 تومان یا 445 تومان این جو را آقاى آقایان از قرار تنى 135 دلار فروخته‌اند یعنى تنى 119 تومان استفاده خالص ایشان در هر تنى 569 تومان بوده یعنى از از این معامله ایشان دو میلیون و صد و پنج هزار تومان استفاده کردند (یکى از نمایندگان - کى آقا؟) آقاى آقایان. آقا این پول را بگیرید خودتان به درد مملکت برسانید. من این موضوع را اینقدر تعقیب می‌کنم که این پول را بگیرند و براى تأمین ساختن راه بروجرد و ملایر به آقاى وزیر راه بدهند موضوع دیگر انتخابات ساوجبلاغ و شهریار است که مجدداً با همان شدت و‌حدت و به وسیله همان عمال براى نمایندگى آقاى کهبد مشغول فعالیت شده‌اند (فولادوند - مثل بروجرد) آقاى رئیس تکلیف بنده را با این آقا معلوم کنید.

رئیس - بنده به ایشان اخطار کردم اگر باز هم حرف بزنند باز هم اخطار می‌کنم.

دکتر اعتبار - .... غافل از این که ماده 44 قانون انتخابات ایشان را براى یک الى دو دوره از انتخاب شده محروم می‌کند. بنده ماده 44 را می‌خوانم اینجا:

ماده 44 - انتخاباتى که مبنى بر تهدید یا تطمیع بوده باشد و از درجه اعتبار ساقط است و تهدید یا تطمیع کنندها از سه ماه الى یک سال محبوس می‌شود و براى یک الى دو دوره انتخابیه از حق انتخاب محروم خواهد بود...(صحیح است) بنده از وکلاى اکثریت و اقلیت هر دو دعوت می‌کنم به شهریار نزدیک هم هست یک روز همین دو روز دیگر برویم آنجا یک رسیدگى بکنیم (ابوالقاسم امینى - این که وظیفه

+++

 ما نیست) و اما برنامه، ببخشید قبل از آن ناراضى و مأیوس بودن اکثریت قریب به اتفاق تمام طبقا و عواملى که بسیار مختصر به آن‌ها اشاره شد دلایلى هستند که ما را نسبت به دولت حاضر خوشبین نمی‌کند و تصور نمی‌رود که کابینه فعلى بتواند مشکلات اجتماعى و تشنجات سیاسى مملکت ر رفع کن و اما برنامه دولت، داراى دو قسمت است قسمت اول گزارش مختصرى از اقدامات و عملیات گذشته و قسمت دوم برنامه آینده، در صفحه 4 برنامه دولت که دست آقایان هم هست می‌نویسد: اگر چه اقدامات 19 ماه زمامدارى من به طور تفصیل و به تدریج به استحضار نمایندگان محترم خواهد رسید ولى لازم می‌دانم به اختصار موفقیت‌هایی که به دست آمده است گوشزد آقایان نمایندگان سازم و مفتخر مملکتى را که 19 ماه پیش با چنان وضع آشفته تحویل گرفتم امروز با وضعى که قابل مقایسه با آن روز نیست تحویل مجلس شوراى ملى دهم (صحیح است) در زمینه سیاست خارجى با در نظر گرفتن تیرگى مناسبات میان ایران و دولت همسایه ما اتحاد جماهیر شوروى بزرگ‌ترین موفقیت در ایجاد حسن تفاهم در روابط میان دو مملکت نصیب کشور شده (صحیح است) و این پیشرفت در نتیجه مسافرت اینجانب به مسکو و مذاکرات مفصل با زمامداران دولت دوست و متفق شمالى حاصل گردید، در اینجا بنده این تذکر را ضرورى می‌دانم مجلس پانزدهم اگر بخواهد کار مثبتى انجام بدهد باید فقط فقط به فکر آینده باشد والّا و مطمئناً تمام وقت مجلس پانزدهم کافى براى رسیدگى به اعمال این 19 ماه نخواهد بود بنده معتقدم ملت و مجلس ایران باید یک قلم فراموشى روى تمام این عملیات بکشد و هم خود را صرف تأمین رفاه حال نسل حاضر و آینده مملکت بنماید و الّا رسیدگى به گذشته براى ملت ایران نان نمی‌شود و البته نتیجتاً باید تصریح نمود که رأى اعتماد به دولت فقط مربوط به برنامه است و به هیچ وجه شامل اعمال گذشته نمی‌شود (صحیح است) در اینجا که بنده خواندم مسافرت به مسکو و ایجاد حسن تفاهم این مسافرت اشاره شده نتیجه این مسافرت را هر روز رادیوها و جراید بیگانه به رخ ما می‌کشند آقایان همگى به خاطر دارند که جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه در اواخر مجلس چهاردهم بدون تسلیم برنامه و گرفتن رأى اعتماد از مجلس به مسکو تشریف بردند و بعد از مراجعت هم وضعى ایجاد شد که مجلس اصلًا دیگر تشکیل نشد مجلس حتى نتوانست یک جلسه براى تعیین تکلیف امور داخلى خود در زمان فترت تشکیل بدهد، خلاصه به دولت آقاى قوام‌السلطنه مجلس شوراى ملى ایران رأى اعتماد نداد. در ممالک مشروطه دولتى که مجلس به آن ابراز اعتماد نکرده باشد دولت قانونى شناخته نمی‌شود (ارسنجانى - ‌این طور نیست آقا، رأى تمایل داده بودند)

رئیس - آقا گوش بدهید و بعداً جواب بدهید بگذارید صحبتشان را بکنند.

دکتر اعتبار - ... و تصمیمات آن دولت على‌الخصوص در مورد روابط سیاسى و اقتصادى خارجى به هیچ وجه براى ملت ایران الزام آور نیست (صحیح است) به این دلیل جناب اشرف در این مسافرت اجازه و حق امضاء هیچ سندى را نداشته‌اند. (صحیح است) و هر چه بوده مربوط به شخص خودشان بوده است و به همین دلیل در گزارش مبسوطى که تسلیم آن را وعده فرموده‌اند از این مقوله به عقیده بنده به هیچ وجه صحبتى نباید بشود و چنانچه مقامات خارجى فشار می‌آورند دولت اگر می‌خواهد مشمول مفاد مذکور در قانون مصوب 11 آذر 23 نشود می‌تواند ضمن لایحه جداگانه از مجلس شوراى ملى براى افتتاح باب مذاکره کسب اجازه نماید. نمایندگان ملت در این مورد و در تمام موارد حساس اعم از اقلیت و اکثریت کشمکش‌های داخلى خود را کنار گذارده و با در نظر گرفتن صرفه و صلاح مملکت تصمیم مقتضى اتخاذ خواهند نمود (صحیح است) محتاج به تذکر نیست که منابع طبیعى مملکت ایران متعلق به نسل حاضر و نسل آینده این مملکت ست (صحیح است) این منابع باید هرچه زودتر استخراج شود و مورد استفاده قرار گیرد (صحیح است) ملت ایران براى تأمین احتیاجات و اصلاحات ضرورى اجتماعى خود به عواید این منابع احتیاج مبرم دارد ولى ملت ایران باید در انتخاب راه استخراج و استفاده از گنجینه‌های طبیعى خود کاملًا آزاد باشد و در آنچه که تا به حال به خارجی‌ها تقریباً به رایگان داده تجدید‌نظر نماید (صحیح است) ماده اول برنامه مربوط به سیاست خارجى است. یک گرفتارى بزرگ ملت ایران با دولت‌های خودش همیشه این بوده که دولت‌ها ساعى بوده‌اند ملت را به کلى از جریانات بى خبر نگاهدارند حتى نمایندگان مجلس شوراى ملى هم باید گاهگاهى از رادیو و جراید خارجى بشنوند که در مملکت خودشان چه خبر است، این سیاست بدون تردید غلط است شرکت دادن مردم در حل معضلات خودشان همیشه مفید بوده وانگهى سیاست دنیا وما امروز خیلى روشن است و احتیاج به استتار ندارد امروز دنیا تشخیص داده است که صلح و آسایش ملل فقط درسایه همکارى و کمک متقابل میسر است و براى تأمین این نظر سازمان عظیمى به وجود آورده است این دستگاه عظیم همان سازمان ملل متفق است که ما را هم به عضویت آن دعوت کردند و ما هم قبول کردیم متأسفانه در مملکت ما هنوز خواص هم به عظمت این دستگاه پى نبرده‌اند. آقایان فراموش نفرمایید که یکى از عوامل مؤثر و شاید مؤثرترین آن‌ها در رفع غائله آذربایجان همین سازمان بود (صحیح است) وجود این سازمان جغرافیاى دنیا را تغییر داده و ملت ایران امروز می‌تواند موانعى را که سال‌ها راه ترقى و سعادت آن را سد کرده بود مرتفع دانسته و آنچه را که به صلاح و سلامت خود تشخیص می‌دهد اجرا نماید، بدون اغراق می‌توان گفت که در تاریخ سیصد ساله اخیر ایران هیچ فرصتى مناسب‌تر از امروز نصیب ملت ایران نشده است. ما باید عملًا تصمیم خود را به دنیا اعلام کنیم که ما با همین گرسنگى و مفلوکى مصمیم که زنده بمانیم خجالت هم نداریم از این که ضعیفیم و کمک لازم داریم دنیا هم ما راتنها نخواهد گذاشت (صحیح است) ولى شرط اول تصمیم خود ما است که بایک رویه روشن شرکت عملى خود را در این خانواده بزرگ ملل به دنیا اعلام کنیم (صحیح است) من بقیه مواد برنامه را همه را خوب می‌دانم یعنى حقیقتش این است که برنامه بد من تا به حال ندیده‌ام ولى جداً معتقددم که کار این مملکت دیگر طبق مقررات اصلاح پذیر نیست، من همان طور که در مجلس چهاردهم تذکر دادم علاج این مملکت را فقط و فقط در یک انقلاب می‌بینم ولى یک انقلاب قانونى، وضع حاضر اگر ادامه پیدا کند بدون تردید منجر به یک انقلاب خواهدشد ولى انقلابى که عنان از ید ایرانى خارج خواهد بود ولى ما می‌توانیم پیشدستى کنیم و نتیجه انقلاب را خودمان به وجود بیاوریم بیاییم و این دستگاه پوسیده را برهم بزنیم و دستگاه تازه نفسى سرکار بیاوریم که با افکار و روش تازه‌ای این مملکت را اصلاح کند. این دستگاه باید مقدم بر هر چیز ولو به زور باید هزینه زندگى را پایین بیاورد. این دستگاه باید یک حداکثر ثروتى براى افراد قائل شود (صحیح است) این دستگاه باید به وسیله محاکم فوق‌العاده دست این دزدها را ازجامعه کوتاه کند این دستگاه باید به این جنجال بازى در این مملکت خاتمه بدهد (صحیح است) این دستگاه باید آن گران‌فروش و محتکر بى شرف‏ را بیاورد و اعدام بکند (صحیح است) خلاصه این دستگاه باید به وضع فلاکت بار مملکت خاتمه بدهد این اقدامات را ما باید بکنیم قبل از این که سایرین بدون رضاى ما بکنند و هنوز هم فرصت باقى است. خدمت آقایان وزیران همگى سابقه ارادت دارم ولى معذرت می‌خواهم هیچکدام را این کاره نمی‌شناسم ولى از آنجایی که بالاخره چند صباحى در مجلس خدمتشان خواهم بو اجازه می‌خواهم یک تذکر قانونى عرض کنم و آن تذکر اصول 60 و 61 قانون اساسى است. در این دو اصل که گویا به کلی فراموش شده تصریح می‌شود که وزرا‌ء در مقابل مجلس شوراى ملى مسئولیت مستقیم و مشترک دارند و دستور مافوق حتى مقام سلطنت هم رفع مسئولیت از آن‌ها نمی‌کند. آقایان مطمئن باشید که ملت ایران اگر تا به حال چشم‌پوشى کرده در آتیه دیگر حاضر به اغماض و چشم‌پوشى نخواهد بود.

رئیس - آقاى وزیر بهدارى.

وزیر بهدارى - عرضى نداشتم.

رئیس - آقاى مهدى ارباب‏

مهدى ارباب - بنده اجازه می‌خواهم که در مقدمه عرایضم خاطر محترم حضار را متوجه به این نظر خودم کرده بعد بیان مطلب بکنم. البته آقایان محترم مسبوق هستند که خوشبختانه یا بدبختانه اولین دوره‌ای است که به مجلس آمده‌ام قبلًا شغل من وکالت نبوده، حرفه من بازرگان بوده و با یک انتظاراتى آمده‌ام اینجا قبلًا هر چه بوده‌ام، بوده‌ام امروز یک مطالب دارم که هیچ نمی‌شود توجه به وظایف ما قبل اوقات زندگى من کرد در مرحله اول آرزو و آمال من این است که با تمام رفقا و همکاران محترم صمیمانه یک دل و یک جهت براى رفع بدبختی‌های مردم اقدام کنیم و هیچ مایل نیست باعث و مسبب کوچک‌ترین کدورتى بشوم که طبعاً در وضع کشور مؤثر خواهد بود به همین نظر و به همین مناسبت حتى تشبیهى هم که نسبت به فرمایشات همکار عزیز خودم آقاى مکى از روى شدت تأثر کردم به گرامافون این جا معذرت می‌خواهم و نمی‌خواهم یک نفر از من مکدر باشد و نمی‌خواهم آقایان با هم کدورتى داشته باشند البته در مجلس وجود اقلیت لازم است ولى در حدود یک قواعد و مقرراتى بایستى انتقاد بکنند که کار مجلس صحیح‌تر انجام شود اما مستلزم این نیست که یک کدورت‌هایی

+++

 ایجاد بشود و یک دوئیت‌هایى ایجاد شود که به بدبختى کشور تمام شود. این بود مقدمه عرایض من بعد می‌پردازم اجمالًا به چند جمله از فرمایشات آقاى دکتر اعتبار که قدرى به نظر بنده از انصاف دور بوده است فرمودند اول وضع زندگانى ما امروز بهتر از قبل از زمامدارى جناب اشرف نیست، به خدای متعال این انصاف کشى شده است، بنده وارد زندگانى مردم هستم، قبل از زمامدارى جناب اشرف به خاطر دارم که فقراى بیچاره از سرما و نداشتن خاکه ذغال می‌مردند (یکى از نمایندگان - حالا هم می‌میرند) آقا بنده ارادتمند همه آقایان هستم از همه آقایان استدعا می‌کنم با مقدمه‌ای که عرض کردم توجه بفرمایند عرایض بنده تمام بشود هر جا خلاف عرض کردم شما هم بعد بفرمایید من از شما معذرت می‌خواهم. منصفانه قضاوت بفرمایید تمنا می‌کنم، نرخ گندم آقایان خروارى چهار صد تومان بود امروز که گران است صد و بیست تومان است روغن کیلویى پانزده تومان بود امروز ده تومان، نه تومان، هشت تومان است، قند کیلویى ثانزده تومان بود امروز که گران است پنج تومان است، امنیت و آسایش هم حکومت می‌کند که بنده و آقایان می‌توانیم شب راحت در منزل بخوابیم و آن وقت نمی‌توانستیم بخوابیم (صحیح است) فرق محسوس چه چیز است؟ آقایان مملکت ما هم با هزار گونه خطر مواجه شده است، معذرت می‌خواهم، خیلى از آقایان هم اموال خودشان را به خارج انتقال داده‌اند حسابى نیست که برگشته یا برنگشته است (یکى از نمایندگان - برنگشته است) آنقدر خوف و وحشت گرفته بود این کشور را که کسى انتظار نداشت تا فردا با عائله‌اش چه خواهند کرد، آقایان براى رضای خدا تشویق کنید تا اگر یک زمامداى هم بعدها آمد بداند خدمت با غیر خدمت فرق دارد آقایان، (صحیح است) یکى از عواملى که به مردان خدمتگذار و وطن پرست می‌افزاید خودش تشویق است، تقدیر است، انصاف است، مروت است، استدعا می‌کنم براى حفظ مصالح کشور توج به این عرایض این موراد بفرمایید موقعى که همین جناب اشرف آقاى قوام‌السلطنه زمام امور کشور را در دست گرفتند یک شهامتى لازم داشت که شخص زمامدار به روز بدهد که هیچ فرد شجاعى بالاتر از آن شهامت نمی‌تواند بروز بدهد، آن موقع معلوم نبود که به کجا می‌رود، آن موقع یک وقتى بود که مرد ضعیف قادر نبود بگوید من می‌توانم زمامدارى کنم، (صحیح است) آقایان فراموش کر‌ده‌اند بنده سه بعد از نصفه شب رفتم به فرودگاه مهرآباد شب سردى بود دیدم این پیرمرد با این وضع سن و ضعف مزاج چه زحمتى متحمل می‌شود چه فداکارى براى این کشور می‌کند، ما امروز نباید فراموش بکنیم بارى، دوم فرمودند که مملکت در پرتگاه بوده و امروز هم هست، امروز تشکیلات مملکت زیر پایش بسیار قرص و محکم است و پرتگاهى هم نیست (صحیح است) اما سلیقه و انتخاب همکاران روى مقتضیات وقت بود اگر نظر به اقتضاى زمان و اقتضاى وقت براى پیشرفت امور کشور، براى پیشرفت منویات، یک مرد سیاسى‏ اولا اگر ما هر کدام می‌بایست دخالت در فکر رئیس دولت بکنیم و اول اختیار بهش بدهیم بعداً برویم تک تک دخالت در کارش بکنیم این که اختیار نشد این که رئیس دولت نشد (حائرى‌زاده‏ - نباید یاد بدهند به دولت) این که مقررات نشد، او اختیارات دارد دیدم خدا را شکر که آقاى قوام‌السلطنه زنده ماند و امروز اینجا نشسته و کارها به نتیجه رسیده اگر خداى نخواسته شخص آقاى قوام‌السلطنه در وسط این جریان از بین رفته بود، هیچ کس نمی‌توانست ثابت بکند که آقا چه منظور خیر خواهانه و صائبى داشت، دیدید آقایان در نتیجه همان انتخاب همکاران چه نتایجى براى کشور گرفته شد، اگر کسى منکر است بى انصافى می‌کند، ایشان همکارانى انتخاب کردند که آقاى دکتر در این باب هم اشاره فرمودند، بنده نمی‌دانم، آقاى عدل از کشاورزى اطلاع ندارید؟ (خنده نمایندگان) یک وزیر مطلع دیگرى بیاورند اینجا بنده تمام فرمایشات ایشان را تصدیق می‌کنم آقاى هژیر در امور مالى این مملکت اطلاع ندارند با سابقه تر دارید؟ آقاى دکتر اقبال در امور بهدارى کشور سابه ندارند؟ و همین طور یک یک آقایان بنده نمی‌خواهم عرض کنم انتخاب از این بهتر نمی‌شود، و این جا یک خورده بى لطفى کردند، هر کدام از آقایان به جاى خود بسیار خوب و بجا هستند راجع به بودجه کشور صحبت فرمودند، آقایان ما در یک وضعیتى بودیم که اصلًا بودجه مملکت وصول نمی‌شد این آقاى وزیر دارایى از کجا پول می‌گرفتند؟ از فارس پول می‌گرفتند؟ از آذربایجان پول می‌گرفتند؟ از بلوچستان فقیر پول می‌گرفتند؟ آقا چرخاندن این دستگاه آن هم در یک همچو زمانى که در تاریخ مملکت بدبختانه پانصد سال یک مرتبه این بدبختى به یک مملکتى روى می‌آورد حفظ وضعیت مالى یک کشورى کار آسانى نیست، بنده خودم به خاطر دارم که متجاسرین از ایشان پول می‌خواستند و مملکت ما تا افراد تا برادران ما خواهران ما در گرو شقاوت این‌ها بود و بایستى این‌ها را طورى معتدل نگاهداشت که صدمه بیشترى نزنند و به خواهران و برادران ما، با این حال ایشان مقاومت کردند و ندادند پول به آن‌ها وخیلى هم آن عمل کار مشکلى بود، و به پایین آمدن سطح هزینه اشاره فرمودند، آقا این قبیل اصلاحات همه ناشى از همین مجلس است، این مجلس یک چند صباحى چند ماهى بیاید وظایف خود را صمیمانه انجام بدهد و با دولت همکارى بکند، اگر دولت وظایف خودش را انجام نداد آتشش بزنید اما فرصت نمی‌دهید. از اولش جنجال، از اولش معرکه، از اولش کار‌شکنى، اگر همکارى بکنید محققاً در تمام شئون زندگانى همه حسن اثر خواهد داشت، موضوع انتخاب آقاى کهبد را اشاره کردند، اولًا بنده خیال می‌کنم که دولت هم نمی‌داند کى انتخاب می‌شود، انتخابات مجدد شروع می‌شود آنجا، کهبد بشود، حسن بشود، حسین بشود آنجا معلوم نیست. اما این که طبق قانون اساسى اشاره کردید حق ندارد برگردد به مجلس (برزین- قانون انتخابات) در قانون انتخابات سابقه دارد آقاى درى در دوره 14 برگشتند به مجلس (یکى از نمایندگان - اعتبار‌نامه ایشان براى تطمیع رد نشده بود) عرض کنم براى بنده یادداشت رسیده است که مختصر کنم مجلس خسته است بنده مطالب لازم را عرض نکردم اجازه بفرمایید فردا صبح عرض کنم (بعضى از نمایندگان - خیر بفرمایید تمام کنید زودتر تمام کنید) نکته دیگرى که آقاى دکتر بى لطفى کرده و اشاره کردند این است که این کابینه به حل مشکلات فائق نخواهد شد، بنده عرض کنم در مدت صد سال یک مشکلاتى مثل این 19 ماه گذشته براى کشور ما پیش نیامده است، آقایان همین دولت این مشکلات را حل کرد و فائق آمد به این مشکلات آیا این دولت که مشکلات خارجى مشکلات داخلى را حل کرده حالا تازه می‌خواهد به اصلاحات داخلى بپردازد موفق به حل مشکلات نخواهد شد؟ زهى بى انصافى اما این که فرمودند رسیدگى به گذشته معنى ندارد بنده هم معتقدم، چون همیشه ما می‌پردازیم به گذشته و زمان حاضر را از دست می‌دهیم امیدوارم همه همکارى بکنیم با دولت و در حال حاضر یک خدماتى بکنیم که البته آن خدمات به کشور در تاریخ معاصر ثبت و باقى بماند، این که اشاره کردند در آخر دوره 14 که جناب اشرف زمام امور کشور را در دست گرفتند موفق نشدند به گرفتن رأى اعتماد البته آن هم محتاج به توضیح نیست که فرصتى به دست نیامد و خوشبختانه فرصتى هم بدست نیامد اگر آن مجلس بود همین اصلاحات هم پیش نمی‌آمد. (ارسنجانى - صحیح است) متأسفانه یک عادتى بین ما مردم رواج دارد در موقع اضطراب در موقع احتیاج تعریف می‌کنیم تقدیر می‌کنیم، ناجى می‌خوانیم وقتى که آن اضطراب و احتیاج رفع شد آن وقت به انتقاد می‌پردازیم، امیدوارم این رویه هم عوض بشود. چند نکته دیگرى را هم می‌خواهم متذکر بشوم و آن این است که اگر آقایان فراموش نکرده باشند در یک سال و نیم قریب دو سال پیش هیچ مالکى قادر نبود که در ملک خودش پا بگذارد و این بزرگ‌ترین عمل و خدمتى است که این دولت کرده است (یکى از نمایندگان - مالکینى که خوب رفتار کرده بودند با آن‌ها کار نداشتند) خیر ‌این طور نیست (بهادرى - آقا مگر شما مالک بودید؟ ) بنده متأسفانه خیلى ملک ندارم والّا من هم کتک می‌خوردم در دفتر آقاى نخست وزیر یک مرد محترمى را زدند حالا این حرف‌ها وجود ندارد، امنیت وجود نداشت آقا همه این‌ها مرهون توجهات همین آقاى نخست وزیر است. آقایان یک خدمتى دولت کرده است که هیچ کدام نمی‌توانید انکار بکنید و آن این است که قبل از انتخابات دوره 15 آنچه فکر می‌کردیم نمی‌توانستیم بیش از چهل درصد وکیل ملى انتخاب کرده باشیم و این مجلس صددرصد وکیل ملى است (خنده حضار) مجلس صد در صد ملى و در دوره 15 به وجود آمده مرهون توجهات همین شخص رئیس دولت است آقا منکر هستید؟ (اردلان - نخیر، صحیح است) (همهمه نمایندگان) (زنگ رئیس) البته این تنها خدمتى است که درتاریخ با خط طلایى باقى خواهد ماند که آقاى قوام‌السلطنه کرده است، اما تمام ما انتقاد می‌کنیم، نتیجه می‌خواهیم، ‏آقایان اگر یک باغبان شما استخدام کنید تا چهار فصل کامل را عمل نکند، نتیجه عمل خودش را نمی‌تواند نشان بدهد

+++

آقا شما یک دولت را می‌خواهید انتخاب کنید که یک مملکتی را از مشکلات خارجى و داخلى می‌خواهد اصلاح بکند آن وقت هم با دولت ملاقات کنند 6 روز هم حرف آقایان را دولت جواب بدهد، آن وقت چه کار می‌تواند بکند؟ به هیچ کار نمی‌رسد، حالا اجازه می‌خواهم یک موضوعاتى را به نام تذکر اصلاحى عرض کنم و هیچ جنبه اعتراض ندارد و آقایان محترم وزراء هم یادداشت بفرماند و در موقعش توجه بفرمایند. اولًا یک پیشنهاد دارم و آن این است که بیشتر اوقات آقایان وزرا را آقایان وکلاء ناچارند بگیرند و از حوزه‌های انتخابیه‌شان در تمام مملکت تقاضاهایى دارند مشکلاتى دارند، از طرفى یک وزیر هم وقت نمی‌کند که به امور مملکت برسد، اگر در هر وزارتخانه یک سازمان کوچکى بدهند که اوقات آقایان وزراء را نگیرند به شرطى که در ظرف 24 ساعت جواب مثبت یا منفى به آن وکیل بدهند (مهندس رضوى - پیشنهاد به دولت است یا به مجلس؟) (خنده نمایندگان)

رئیس - شما حرفتان را بزنید.

ارباب - در هیچ کجاى دنیا مصرف کاغذ نسبت به حجم کار بیشتر از مملکت ما نیست تمام کارها، تمام کار مملکت ما، تمام کاغذبازی‌ها و به مکاتبه و جواب می‌گذرد، این هم یک توضیحى بود، نکته دیگر که در وضع اصلاحى کشور مؤثر است قطع تماس مأمورین با مردم آنچه ممکن است تمام مفاسد بیشترش روى تماس مأمورین با مردم جزء و متوسط و کل با مردم ایجاد می‌گردد و قطع تماس مأمورین با مردم زمینه کار را باید طورى معین و کار را طورى تهیه کرد که حتى‌الامکان تماس مأمورین با مردم کم بشود. البته خیلى معایب کم خواهد شد، و همین طور مأمورین زایدى که هستن تمام حقوق را دولت به آن‌ها بدهد به شرط این که از پشت میزها بلند شوند، باز خیلى از معایب کشور کاسته می‌شود، و اینها که بیکارند و حقوق می‌گیرند پشت این میزها نشسته‌اند جزء این که اشکال بتراشند براى مردم، خداى نکرده تولید عمل ارتشاء و رشوه بشود، نتیجه دیگرى ندارد. خدا نکند، دیگر هم موضوع ادارات است، ادارات ما کمتر با هم هماهنگى دارند مثلًا یکى از بازرگانان هندى که چند سال است که یک کارهایى را به بنده داده است، یک چیزهایى آورده و در گمرک زاهدان است، گمرک توقیف کرده به دستور اداره کالاى اتومبیل، حالا 80 درصد تنزل کرده و هنوز هم مرخص نکرده‌اند، گمرک می‌گوید من گناهى ندارم، اداره کالاى اتومبیل دستور داده، اداره کالاى اتومبیل هم نخریده و کار به جایى رسیده که امروز نصف انبار‌‌دارى و نصف مخارج این کالا را نمی‌دهد و نتیجه یک مردى از بین رفته است در حالى که حاضر بوده است همه کالاهاى خود را بفروشد، نخریده‌اند و نه مرخص کرده‌اند و بیچاره‌اش کرده‌اند، این چیزهایى است که با هم هماهنگى ندارد. دو طبقه از مأمورین مسبب بدبختى و پریشانى مردم هستند، یک طبقه این آقایان جنت مکان که هیچ چیز براى هیچ کس و هیچ فهمى قائل نیستند، هر چه آن‌ها تشخیص دادند می‌گویند آن درست است و مردم را این‌ها بیچاره کرده‌اند و یک دسته هم ازآن دزدان بى انصاف که به اندازه رفع حوائج خودشان نمی‌برند زیاد‌تر می‌خواهند. البته در این دو طبقه هم بایستى تجدید‌نظر شود، صرفاً به اسم این که فلان جنت مکان نماز می‌خوانده این به درد‌کار نمی‌خورد هر کس که به دردکار می‌خورد باید سرکار باشد. اقدام دیگرى که مؤثر در اصلاحات کشور هست و امید است بشود، البته ین عرایضى که بنده می‌کنم مربوط به زمان دولت حاضر نیست، از دولت‌های پیش تقریباً ریشه پیدا کرده و دامن گیر مردم شده است، و تذکرى هم که عرض می‌کنم براى این است که دولت تصمیمى اتخاذ کند و براى اصلاحات اقدام نماید. از بیست سال پیش به این طرف یک نفر را به نام مفترى تعقیب کرده‌اند اگر یک نفر خدمتگذار بوده است پاداش ندیده است، اگر خائن بوده است مجازات ندیده است، تا تقدیر و تعقیب و تا پاداش و مجازات عملًا در این کشور پیدا نشود اصلاحات آن طور که منظور نظر ‏آقایان میسر نخواهد شد خیلى از عناصر پاکدامن هستند اگر آقاى رئیس اجازه بفرمایند تتمه مطالبم را فردا عرض کنم چون مطالب زیادى هست، موضوعات اقتصادى هست.

رئیس - آقا بفرمایید تمام کنید.

ارباب - بنده یادداشت‌های زیادى دارم صرف‌نظر می‌کنم یکى از مشکلاتى که ایجاد شده است ایجاد مقررات خلق‌الساعه است فردا یک مقرراتى وضع می‌شود که ناسخ مقررات 20 روز قبل بوده این را توجه بفرمایید و کاملًا دیده شده است. اما موضوعى که بسیار قابل توجه است آن امنیت قضایى است که قبلًا هم مذاکره شده است و تمام هرج و مرج ها ناشى از ضعف این قوه است (سزاوار - یک قدرى هم مربوط به عمل تجار است) در کاخ دادگسترى یک نمی‌توانم عرض بکنم قاضى پاکدامن نیست مخصوصاً یک عده قضات جوان و معمر هستند که این‌ها فشار سختى روزگار هنوز آن‌ها را تسلیم به یک رفتار و عمل ناشایسته نکرده است ولى این‌ها کسانى هستند که فرزندانشان از تمام مزایاى حیاتى محروم هستند کمى هم توجه کنید (صحیح است) بایستى عملى بشود که آن‌ها تقدیر شود خدمتشان و آن‌هایی که خدمتگذار نیستند از این دستگاه خارج بشوند بنده براى نمونه عرض می‌کنم یک قاضى در شعبه 8 یک حکم غلطى به تصدیق تمام قضات صادر کرد که راجع به خودم بود بعد هم به من رسى توى یک کریدور وزارت دادگسترى و به من اهانت کرد من یک تقاضاى تعقیب قانونى کردم و تقدیم جناب آقاى معاون کردم ایشان هم به اداره نظارت فرستادند اداره نظارت اصلًا جواب ایشان را نمی‌دهد چه رسد که جواب مرا بدهد محکمه انتظامى هم که وجود ندارد و خوب اگر قاضى هم پاى بند به ایمان نباشد طبعاً آزاد خواهد بود که هر چقدر می‌خواهد نسبت به مقدرات مردم بکند. قضیه قتل مرحوم فرخزاد دو سال می‌گذرد آن بدبخت را ژاندارم‌ها قطعه قطعه کردند تا‌کنون معلوم نیست به کجا رسیده است این‌ها مربوط به دولت حاضر نیست مربوط به دولت‌ها پیش است امور جنحه و جنایت و خیریه و این‌ها همه همدوش تعقیب می‌شود. یک عده‌ای آمدند در شهردارى شرکت کردند براى توسعه برق تهران این‌ها هم را مثل امول جزایى مثل کسى که مرتکب جنایتى شده باشد تعقیبشان کردند این فکر را اصلًا کشتند، این فکر را که دیگر کسى فکر اقدام به امر خیر را هم نکند (اردلان - کار صحیحى نبود) البته این باید متمایز باشد. سپردن امور بدست اشخاص بصیر و با سابقه یک روز دیده می‌شود که مأمور دارایى می‌شود قاضى (سزاوار - سوابق قضایى دارد) البته این ضررش جبران پذیر نیست یکى دیگر امنیت عمومى براى پیشرفت عمران و آبادى لازم است اگر کسى رفت در یک قطعه‌ای از نقاط خوزستان زحمت کشید یک ملکى آباد کرد یک ملکى را عمران کرد آن را از دستش می‌گیرند و هزار اشکال می‌کنند که تشویق نمی‌شود بودجه شهربانى براى شهر تهران کم است بایستى تکمیل گردد مأمورین کار آزموده بیاورند روى کار وضع مقررات شدیدى را براى رانندگان لازم است، اگر به احصاییه تلفات وسائل نقلیه ملاحظه کنید می‌بینید که چقدر بى‌جهت و بى‌گناه مردم از دست رفته‌اند. اما موضوع فرهنگ، به عقیده بنده مقدم بر تعلیم تربیت لازم است یا به ا‌صطلاح امروز مقدم بر آموزش و پرورش لازم است ما خیلى اشخاص تحصیل کرده داریم که تربیت ندارند دلیل هم بسیار دارم هنوز مردم از پیاده‌رو و اتومبیل رو راه خودشان را تشخیص نمی‌دهند هنوز حدود خودشان را نمی‌دانند هنوز اخلاق نمی‌دانند (مهندس رضوى - آقاى ارباب جنابعالى که با اتومبیل خودتان توى پیاده‌رو راه می‌روید چرا به تحصیل کرده‌ها حمله می‌کنید) شما این چه حرفى است می‌زنید در مملکتى که دارند تحصیل می‌کنند شما به تحصیل کرده‌ها بد می‌گویید اول تربیت لازم است عرض می‌کنم مقدم بر تحصیل تربییت لازم است (یکى از نمایندگان - آقا این‌ها لازم و ملزومند) خواهش می‌کنم فکر بنده را خفه نکنید بنده عرض می‌کنم همین قضیه مطبوعات ما مطبوعات آبرومند خیلى داریم که نویسنده‌اش فاضل است ولى نمی‌داند چه بنویسد اگر منکر هستید بفرمایید (خنده حضار) (زنگ رئیس) بنده باز یادداشت‌های دیگرى داشتم صرف‌نظر کردم (برزین - احسنت، احسنت) از جناب اشرف هم خجالت می‌کشم، اما می‌پردازم به وضعیت بازرگاى و پیشه و هنر، امور بازرگانى در این چند ساله اخیر از دوره‌ای که اختیارات به دکتر میلسپو داده شد و اداره تثبیت قیمت‌ها تشکیل شد یک اداره عریض و طویل، هزارها درخواست دارد یک پروانه صادر نکرد و کسى به حساب اداره تثبیت قیمت آن زمان نمی‌رسد که چه جور خسارت‌هایی به کشور وارد آورده است و تمام به فکر این هستند که اگر پاسبان دو تومان گرفت به دیوان جزا می‌فرستند ولى به فکر این نیستند، از صادرات هم تشویق نمی‌شود امروز وضع گمرکات ما مخصوصاً خرمشهر خوب نیست، متأسفانه کمپانی‌های بیمه خارجى کالا را به مقصد ایران مخصوصاً جلب توجه جناب آقاى وزیر اقتصاد ملى را جلب می‌کنم مضرات انحصارها محتاج به شرح نیست و توجه آقاى وزیر دارایى را جلب می‌کنم (مهندس رضوى - انحصار اصلًا بد نیست بد عمل می‌شود.

+++

 انحصار یعنى نفع عامه) (زنگ رئیس) عرایض من را توجه بفرمایید امروز نتیجه این انحصارها این شده که طهران آباد شده است و ولایات خراب شده است یک مسافرتى بکنید به ایلات و ولایات ایران ببینید چه وضعیتى است (اردلان - صحیح است نتیجه انحصار است) فارسیان بلند همت مهمان‌نواز امروز گرسته و برهنه‌اند، در بلوچستان بیش از دویست هزار نفر شما پیدا می‌کنید که یک سانتیمتر ساتر بدن ندارند، و من اینجا از رئیس محترم دولت تشکر می‌کنم که توجه مخصوصى مبذول داشته‌اند به اصلاحات این نقاط (فولادوند - شما مخالفید یا موافق؟) بنده از موافقینم عرض کن عوارض واردات خیلى زیاد است قماض هفتاد و یک درصد مجموع قیمتش عوارضى است که بهش تعلق می‌گیرد همین طور شکر و چایى و با ندازه اى شده است که در نتیجه در خیابان اسلامبول را هلومیفروشند کیلویى 45 ریال و می‌گوید ما پارچه را گران می‌خریم، این‌ها مربوط به این دولت نیست مربوط به دولت گذشته است اعتراضى من به دولت فعلى ندارم و تشکر هم می‌کنم (بهار - آفرین) ولى بازار قاچاق رواج پیدا می‌کند براى نمونه از اثر عرضه و تقاضا حضورتان عرض کنم، مدتى است لاستیک آزاد شده است و به طورى آورده‌اند که امروز از آمریکا ارزان‌تر است، اگر قیمت را آزاد نگذارند هر جنسى هر روز ترقى می‌کند زیاد بیاورند تنزل پیدا می‌کند بنده مطالب زیادى دارم راجع به کشاورزى، راجع به پست و تلگراف، راجع به سایر ادارات، می‌گذارم یک روز قبل از دستور صحبت می‌کنم (یکى از نمایندگان - احسنت)

رئیس - چون ماده 108 فعلاً مبتلا به مجلس است و آقاى حائرى‌زاده هم اخطار فرموده‌اند بنده لازم می‌دانم یک توضیح بیشترى بدهم بدواً ماده را قرائت می‌کنم تمنا دارم آقایان توجه بفرمایند.

 (ماده 108 به شرح زیر توسط آقاى فولادوند منشى قرائت گردید)

ماده صد و هشتم - در مباحثات ناطقین باید متناوباً به ترتیب مخالف و موافق نطق نمایند درباره وزراء یا معاونین آن‌ها و یا مخبرین کمیسیون‌ها که مأمور تأیید و دفاع لوایح یا طرح قانونى هستند لازم به ثبت اسم نیست و هر وقتى که اجازه نطق بخواهند اجازه به آن‌ها داده می‌شود (صحیح است) به طوری که خود ایشان گفتند اگر بنا باشد 24 نفر آقایان وزراء و معاونین و همین طور یک عده‌ای از مخبرین صحبت بکنند تصدیق می‌فرمایید که حق نطق نمایندگان از بین می‌رود (صحیح است) مخصوصاً در این ماده ذکر شده که هر وقت وزراء اجازه نطق بخواهند به آن‌ها اجازه داده می‌شود و مقصود این است که خارج از نوبت نمایندگان است و تصور می‌کنم که آقایان نمایندگان هم راضى نمی‌شوند حقوق وزراء تضییع شود و این ماده هم عین همین است که من اجرا کردم آقاى وزیر بهدارى بیاناتى دارید؟

سزاوار - بنده یک توضیحى دارم اجازه بفرمایید چون این تفسیرى که می‌شود در صورت مذاکرات مجلس این مخالف سابقه عمل است اجازه بفرمایید توضیح بنده لازم است.

رئیس - سابقه عمل به بنده مربوط نیست سابقه اگر مخالف نظامنامه باشد معتبر است. آقاى وزیر بهدارى.

دکتر اقبال وزیر بهدارى - آقاى دکتر اعتبار ضمن اظهاراتى که بر علیه دولت فرمودند راجع به صدور جواز جو در تاریخى که بعد از اقتباس مجلس شوراى ملى اشاره شده شرح مبسوطى اینجا اظهار فرمودند بنده اینجا به دو عنوان صحبت می‌کنم یکى به عنوان عضو کابینه و یکى دیگر هم که افتخار منشى‌گرى هیئت دولت را دارم، اینجا رسماً اعلام می‌کنم که از اواخر اسفند ماه 1325 تا این تاریخى که بنده اینجا هستم حضور آقایان، به هیچ وجه من‌الوجوه از طرف هیئت دولت جوازى صادر نشده است براى این که بنده وقتى که یک تصویب‌نامه در هیئت دولت مطرح می‌شود و به تصویب هیئت دولت می‌رسد بایستى ثبت بکنم همین طور که مذاکرات آقایان در اینجا ثبت می‌شود و خوانده می‌شود تا وقتى که در آنجا ثبت نشود به هیچ وجه من‌الوجوه رسمیت ندارد بنده به هیچ وجه من‌الوجوه خاطر ندارم که از اسفند 1325 تا این تاریخ راجع به صدور جواز جو تصویب‌نامه‌اى صادرشده باشد و ثبت کرده باشم (صحیح است) و یک نکته دیگرى هم هست که لازم است یک توضیح مختصرى بدهم در دو ماه قبل در غیاب آقاى دکتر صدیق کفالت امور فرهنگ هم به اینجانب محول شد بعد از سه چهار روز گزارش دادند که یک مقدار تصدیق‌های جعلى از وزارت فرهنگ صادر شده است به عنوان این که این آقایان تحصیلات متوسطه را تمام کرده‌اند می‌توانند از مزایاى مالى آن تحصیلات استفاده کنند و این جوازى که صادر شده این تصدیقى که صادر شده است تقلبى است فوراً دقت بیشترى شد و یک بخشنامه‌ای کردم به تمام وزارتخانه‌ها که اگر از طرف اشخاص براى تقاضاى کار یک تصدیق‌هایی نشان دادند که تحصیلات متوسطه‌شان را تمام کرده‌اند خواهش می‌کنم تصدیق‌ها را به وزارت فرهنگ عودت بدهید که مطالعه شود متأسفانه در طى اقدام معلوم شد که مقدار زیادى تصدیق‌های جعلى صادر شده بود با مهر تقلبى و مارک تقلبى وزارت فرهنگ و با نمره تقلبى البته همه آن‌ها تحت تعقیب قرار گرفته‌اند و رفته‌اند به محکمه و اگر هم به آقا جوازى نشان دادند مسلماً بدانید که جواز تقلبى است و دولت هم در این باب اقدامات کرده است و بنده تکذیب می‌کنم که همچو عملى انجام شده است (دکتر اعتبار - ولى مطمئن باشید که معامله شده است)

رئیس - آقاى تجدد.

تجدد - بنده قصد داشتم وقت دیگر بیایم وقتى بیایم که تنقیدات یا انتقادات آقایان را نسبت به عدلیه کاملًا شنیده باشم و بیایم اینجا و عرایضى را که دارم عرض کنم ولى متأسفانه مجبور هستم در مقابل اظهارات آقاى ارباب مختصر توضیحى بدهم براى این که هر چند مجلس خسته بود ولى ایشان یک بیانى کردند که بنده ناچار بودم در مقابل ایشان توضیح بدهم، البته آقاى ارباب نسبت به دادگسترى ستایش کردند، دادگسترى احتیاج به ستایش ندارد هر چه دارد آن عملى است که دارد و همانست (صحیح است) وزارت دادگسترى داراى یک قضاتى است که کار امروز نیست سال‌های سال در این مملکت بوده‌اند و با نهایت شرافت و درستى و فداکارى کار کرده‌اند (صحیح است) انتظار ستایش هم از کسى ندارد (صحیح است) اما این موضوع به خصوصی که ایشان گفتند البته محاکم براى محکوم کردن و حاکم کردن هستند (صحیح است) قاضى که پشت میز نشسته است به اشخاص نگاه نمی‌کند دلایل و مدارک را می‌بیند و از روى دلایل و مدارک حکم می‌کند اگر محکوم شدید راه باز است که اسثتیناف بدهید و اگر در استیناف محکوم شدید راه باز بود که تمیز بدهید، اما اختلاف شخصی‌شان با یک قاضى، البته ایشان آمدند یک شکایتى به بنده کردند بنده آمدم این شکایت را فرستادم به اداره نظارت (دکتر معظمى - کى بود آقا اسمش را ببرید) اداره نظارت هم مشغول رسیدگى است نسبت به شکایتى که آقاى ارباب کرده است البته اداره نظارت آن شکایت را که از قاضى شده است به محکمه انتظامى می‌فرستد به علاوه این قضایا مربوط به مجلس نیست (سزاوار - بلى این چیزها مربوط به مجلس نیست) و این‌ها یک مسائلى است که باز مرجع دارد، مرجع رسیدگى دارد، مرجع شکایت دارد، وزارت دادگسترى هم با جناب اشرف آقاى نخست وزیر است بنده عرضى ندارم انشاء الله در موقعش عرایض خود را خواهم گفت.

3 - تقدیم دو فقره سئوال از طرف آقاى دهقان‏

رئیس - دو سئوال آقاى دهقان از آقاى رئیس دولت کرده‌اند که در موقع خودش فرستاده می‌شود که براى پاسخ حاضر شوند.

4 - موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه‏

رئیس - جلسه ختم می‌شود و جلسه آتیه به روز سه‌شنبه سى و یکم شهریور ماه ساعت هشت و نیم صبح موکول می‌گردد (مجلس یک ساعت و چهل دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت

اخبار مجلس

روز چهارشنبه اول مهرماه 26 پنج بعد از ظهر کمیسیون بودجه به ریاست آقای میرسیدعلی بهبهانی تشکیل در اطراف بودجه مملکتی در گذشته و آینده مذاکراتی به عمل آمده آقای دکتر شفق راجع به تقلیل بودجه‌های وزارتخانه‌ها پیشنهادی نمودند و در اطراف آن مذاکراتی به عمل آمد ولی تصمیم به جلسه بعد موکول شد.

ضمناً برحسب پیشنهاد یکی از آقایان اعضا جلسات کمیسیون بودجه موکول به روزهای سه‌شنبه عصرها گردید.

رئیس اداره کمیسیون‌ها

+++

 انتصابات و احکام‏

در وزارت کشور

جناب آقاى سید على اکبر موسوى‌زاده به سمت فرماندارى تهران که با مقام استاندارى مساوى می‌باشد منصوب شدند.

آقاى احمد باقریان کارمند منتظر خدمت از تاریخ اول مهر ماه 1326 به سمت ریاست دفتر فرماندارى دامغال منصوب شدند.

جناب آقاى عباس حشمتى فرماندار همدان از تاریخ 16 شهریور 1326 به سمت استانداى استان دوم منصوب شدند.

آقاى اسمعیل ایمن آبادى کارمند منتظر خدمت از تاریخ ورود به محل مأموریت به سمت ریاست دفتر فرمانداى شهسوار منصوب شدند.

آقاى محمد‌على اسعد پور بخشدار سراب از تاریخ ورود جانشین به سمت بخشدار بستان آباد منتقل شدند.

آقاى مصطفى وکیلى شاهمیر بخشدار بستان آباد از تاریخ ورود به محل مأموریت به سمت بخشدار سراب منتقل شدند

آقاى غلامحسین نیک نفس کارمند منتظر خدمت از تاریخ اول مهرماه 1326 به سمت بخشدار اترک (داشیرون) منصور شدند.

آقاى روح‌الامین اشترى منشى فرماندار آمل از تاریخ اول مهر ماه 1326 به سمت بخشدار لاریجان منتقل شدند.

آقاى معین منافى‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در بوکان مهاباد براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

آقاى غنى ایزد سرشت دفتر یار درجه اول و نماینده دفتر اسناد رسمى شماره 12 تبریز

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم قصبه هرپس منصوب می‌شوید طبق مقررات انجام وظیفه نمایید.

وزیر دادگسترى‏

آقاى محسن منافى دفتر یار دفتر اسناد رسمى شماره 50 تهران‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم بوکان مهاباد منصوب می‌شوید طبق مقررات انجام وظیفه نمایید.

وزیر دادگسترى‏

آقاى سید زین‌العابدین عدنانى‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در بابل براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

آقاى آبیل زیعا سردفتر ازدواج طایفه کاتولیک شهر رضاییه‏

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفتر ازدواج پذیرفته می‌شود

وزیر دادگسترى‏.

+++

یادداشت ها
Parameter:294326!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)