کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15
[1396/05/28]

جلسه: 167 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه هشتم خرداد ماه 1328  

 

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مشروح مذاکرات مجلس

2. بیانات قبل از دستور سه نفر از آقایان نمایندگان

3. بقیه مذاکره در اطراف لایحه جمع‌آورى مازاد غله

4. تقدیم یک لایحه از طرف وزیر بهدارى راجع به بهداشت شهرها

5. موقع جلسه آینده - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15

 

 

جلسه: 167

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه هشتم خرداد ماه 1328

 

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مشروح مذاکرات مجلس

2. بیانات قبل از دستور سه نفر از آقایان نمایندگان

3. بقیه مذاکره در اطراف لایحه جمع‌آورى مازاد غله

4. تقدیم یک لایحه از طرف وزیر بهدارى راجع به بهداشت شهرها

5. موقع جلسه آینده - ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت و نیم قبل از ظهر به ریاست رضا حکمت تشکیل گردید.

1. تصویب صورت مشروح مذاکرات مجلس

رئیس - نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟

دهقان - اجازه بفرمایید بنده عرضى داشتم چون در جلسه قبل غایب بودم عرضى را که نسبت به صورت مجلس ماقبل داشتم اجازه بفرمایید عرض کنم در آن روز مقام ریاست به بنده اخطار کردند و بنده آن روز عرض کردم که عملى نکردم که مستلزم اخطار مقام ریاست باشد و چون بنده مقام ریاست را شخص بی‌طرف می‌دانم (صحیح است) امیدوارم که رفع سوءتفاهم شده باشد و یقین داشته باشند که انقلاب اسلامى ایران روز بنده عرضى نکرده بودم که مستلزم اخطار باشد و تقاضا می‌کنم که اخطار را لغو بفرمایید (صحیح است)

رئیس - بنده هم نظر خاصى به سرکار نداشتم و سرکار هم این را تصدیق می‌کنید که نظر مخصوصى نداشتم آن وقت هم گفتم که اخطار خواهم کرد و نکردم همین طور هم در صورت مجلس هست گفتم اخطار خواهم کرد و نکردم آقاى مکى بفرمایید.

مکى - بنده هم می‌خواستم همین قسمتى را که آقاى دهقان فرمودند به جناب آقاى رئیس تذکر داده باشم که مطابق آیین‌نامه جدید باید مقام ریاست تذکر بدهند بعد اخطار، بنده اصلاً نشنیدم که آقاى رئیس تذکرى به بنده داده باشد.

رئیس - تذکر بود در صورت مجلس تذکر است اخطارى نکردم.

مکى - بنده اصلاً خودم نشنیدم که آقاى رئیس تذکر داده باشند.

رئیس - در صورت مجلس هم تذکر است، بچند نفر از آقایان براى این که متوجه باشند تذکر دادم. دیگر نظرى به صورت مجلس نیست؟ (ملک‌پور - اجازه بفرمایید؟) بفرمایید آقاى ملک‌پور.

ملک‌پور - ارقامى را بنده راجع به صادرات و واردات عرض کردم اشتباهاً در صورت مجلس تن نوشته شده است در صورتی که بنده پوند گفتم تقاضا می‌کنم که اصلاح بفرمایند

2. بیانات قبل از دستور سه نفر از آقایان نمایندگان

رئیس - بسیار خوب اصلاح می‌شود دیگر نظرى به صورت مجلس نیست؟ (گفته شد - خیر) چند نفراز آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده اندآقاى سزاوار بفرمایید که به طور اختصار گفته شود.

سزاوار - بنده هیچ وقت عادت ندارم که به عنوان نطق قبل از دستور وقت مجلس شوراى ملى را اشغال کنم جز این که ضرورت ایجاب کرده است و با حضور جناب آقاى وزیر دارایى یک تذاکراتى دارم راجع به وضع اسف‌آور حوزه انتخابیه‌ام به عرض مى‌رسانم و البته هم اینجا تذکر می‌دهم که مقام ریاست متوجه باشند که بنده یک ربعى را که بایستى از وقت استفاده کنم بیش از چند دقیقه استفاده نمی‌کنم

+++

و مقدارى ازوقت خودم را می‌گذارم در اختیار آقاى دکتر معظمى‏

رئیس - این سابقه گذاشته نشود بهتر است که چند دقیقه خودتان استفاده بکنید و بقیه را بگذارید براى دیگرى.

سزاوار - عرض کنم که البته خاطر مبارک آقایان مستحضر است که حوزه انتخابیه بنده ساوه و توابع آن زرند و نوبران که قسمت‌هاى ییلاقش است صادرات آنجا یک قسمت انار و انجیر است و یک قسمت دیگر انگور و در هذه السنه متأسفانه تمام اشجار انار و انجیر خشک شده و واقعاً به طورى شده است که بنده تلگراف متعددى داشتم و تا از نزدیک کسى نبیند و ناظر این وضعیت نباشد نمی‌داند که چه ظلمى طبیعت با این اشخاص کرده است، صاحبان باغات در آنجا خرده‌مالک هستند هیچ وقت آنجا یک باغى که 50 جریب باشد یک نفر مالک ندارد و تمام خرده‌مالک هستند سالى چهار میلیون تومان صادرات انار البته بیشتر و کمى انجیر و به طور کلى خشک شده و به طوری که آقایان می‌دانند تا پنج سال بار نمی‌دهد و بعد از پنج سال که باید بار بدهد باز آن بار اولیه را نمی‌تواند صاحبش از آن استفاده کند مدت هفت سال طول می‌کشد (آقاى وثوق - اگر بگذارید که آقاى وزیر دارایى توجه کنند) و خطرى که تهدید می‌کند این وضعیت را این است که البته در هر کجا یک عده سرمایه‌دارها هستند که اینها ممکن است به ثمن بخس مالک این قسمت‌هایى که زارعین توانسته‌اند با دسترج خود آباد بکنند و باغى تهیه کنند بشوند و این باغات را به ثمن بخس بخرند بعد یک مشت برهنه و گدا گرسنه تهیه بکنند البته بنده یک تقاضاى فوق‌العاد‌ه‌اى ندارم و یک تحمیل فوق‌العاد‌ه‌اى نمی‌خواهم بکنم ولى چیزى که هست این است که یک وام طویل المدتى به اشخاص داده شود آن هم نه به طورى که مقرارت بانک کشاورزى اجازه می‌دهد بلکه بایستى یک قرضه تضمینى بدهند زیرا اگر بنا شود بیایند و بروند به سراغ این که املاک ثبت شده باشد و مطابق آیین‌نامه که بانک کشاورزى دارد وام بدهند باز منظور حاصل نیست و یک مشت برهنه و عور و گرسنه بر افراد این مملکت افزوده خواهد شد حالا گذشته از این که اخیراً بنده شنیدم که بانک کشاورزى یک قسمت از پول‌هایی که به کشاورزان داده از کشاورز جزء البته از مالک که نمی‌گردد شروع کرده به مطالبه آنها و به علاوه که وعده کرده‌اند که در قسمت زرند و نوبران که بلوکاتى است درحدود چهل پنجاه هزار نفر یک شعبه تأسیس کنند بنده از جناب آقاى وزیر دارایى استدعا می‌کنم که نسبت به این موضوع یک اقدام عاجلى بفرمایند (اردلان - راجع به راه هم بفرمایید) نکته‌اى که قابل توجه است این است که تمام ساختمان‌هاى خشت و گلى آنجا به واسطه همین بارندگى زیاد امسال از بین رفته تمام اشخاص تمام گوسفند‌هایشان از بین رفته یک خانواد‌ه‌اى که هفتصد رأس گوسفند داشته منحصر شده به 14 گوسفند آن وقت ملاحظه بفرمایید خانواد‌ه‌اى که هفتصد رأس گوسفند داشته و خودش را اداره می‌کرده اینها رسیده به 14 گوسفند که البته اینها واجب الرعایه هستند والبته اینها دو قسمت است یک قسمت این که سرما خشک کرده است و قسمت دیگر این که اخیراً در نوبران و محال دیگر تگرگى آمده است و مقدارى از دهات آنجا را از بین برده است و اگر آقایان بخواهند قسمتى از دهات آنجا را که صورتش در نزد بنده است و به بنده داده‌اند در این جا اسم ببرم: نورعلى بیک، یاقوت آباد، یحیى‌آباد، عبدالله آباد، شورآباد، کچکان، جرج انبان، چهل قپان، انجیلاوند و صدها دهات دیگر که اینها تمام درخت‌هاى انار و انجیر این محال خشکیده است و دیگر یک درخت وجود ندارد (صحیح است) بنده واقعاً باز هم استدعا می‌کنم مجلس شوراى ملى توجه بکند صد و پنجاه هزار نفر سکنه حوزه انتخابیه بنده باید عرض بکنم که اینها همه از طبقات کشاورزان هستند که با دسترنج خودشان با اسباب کار سابق باید قوت لایموت به دست بیاورند و امسال با این وضعیتى که پیش آمده باور بکنید اقلاً دو ثلث اینها قوت لایموت ندارند و همین طور متحیر و سرگردان هستند. یکى از چیز‌هاى دیگرى که ممکن است در وضع اینها تأثیر داشته باشد و کمک بکند موضوع راه است راه ساوه را البته شروع کرده‌اند گذشته از این که این را بنده یک وقتى عرض کردم در مجلس که این راه یکى از راه‌هاى اساسى است زیرا اگر امتداد پیدا بکند به همدان ملاحظه خواهید فرمود که در سال چقدر از مخارج و سایر چیزها را از گردن دولت برمی‌دارد (صحیح است) مضافاً به این که راه را 85 کیلومتر کوتاه می‌کند و آن وقت این راه ساخته نشده و از اول سال شروع کرده‌اند و همین شروع کردن راه یک قسمت از این کشاورزان بدبخت را مشغول می‌کند و بنده از جناب آقاى وزیر دارایى که نظارت دارند استدعا می‌کنم که دستور بفرمایند در تمام طول راه‏ یعنى از قسمت اول خاک ساوه تا قسمت رزن در تمام طول راه مشغول شوند تا بتوانند یک قسمت از این کشاورزان بدبخت در آنجا مشغول بشوند (صحیح است) این عرض بنده بود فقط چیزى که هست از مقام ریاست استدعا می‌کنم که مقام ریاست چند دقیقه‌اى از وقت بنده را جناب آقاى دکتر معظمى بدهند براى ضایعه بزرگى که فوت مرحوم قزوینى پیش آورد که همه مملکت را دچار تحیر کرده است زیرا یک مرد دانشمند و فاضل فوق‌العاده باشخصیتى در این مملکت بوده بنده از فوت آن مرحوم کمال تأثر و ماتم را دارم و مجلس شوراى ملى هم همین طور نسبت به این ضایعه بزرگ کمال تأثر را دارد (صحیح است) و بقیه را به آقاى دکتر معظمى واگذار می‌کنم.

رئیس - آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى - اینجانب چون افتخار ریاست کمیسیون فرهنگ مجلس شوراى ملى و عضویت دانشگاه تهران را دارم وظیفه خود میدانم که احساسات خودم را به واسطه فقدان ناگوار دانشمند شهیر و علامه بى‌نظیر ایران یعنى میرزا محمد خان قزوینى اظهار دارم (صحیح است) مرحوم مغفور قزوینى قریب به نیم قرن از عمر خود را در ممالک مغرب زمین صرف تحقیق و مطالعه و تصحیح و نشر آثار تاریخى و ادبى اسلامى نمود و کتب گرانبهاى فارسى را که نسخه‌‌هاى خطى آن نادر یا منحصر بفرد بود تصحیح و طبع و از خطر نابودى نجات داد احساسات لطیف اسلام‌دوستى و وطن‌پرستى او بر همگان آشکار است (صحیح است) مرحوم قزوینى با وجود سوابق درخشان و خدمات شایانى که نسبت به علم و ادب این کشور انجام داده بود هرگز تظاهر نمی‌کرد ولى دوستداران علم و ادب در تمام ممالک مغرب زمین قدر و قیمت او را می‌دانستند و نام او را با احترام می‌بردند. وجود او در کشور ما نشان می‌داد که این آب و خاک هنوز استعداد پروراندن مردن بزرگ را دارد میزرا محمد قزوینى به حقیقت افتخار ملت ایران بود (صحیح است) یقین دارم نمایندگان محترم مجلس به نام ملت ایران در این گفتار با من همدل و هم داستان هستند (صحیح است) و در تعظیم آن استاد بزرگ و تقدیر آثار جاویدان او هم‌آهنگ و هم‌زبانند (صحیح است) خداوند آن مرحوم را غریق انوار رحمتش بدارد (انشاءالله) امیدوارم جوانان کشور چنین مردان بزرگ را در حقیقت‌پرستى و دانش‌پرورى و میهنطدوستى سرمشق خود قرار دهند و خدمات آنان را هیچ گاه فراموش نکنند. در این موقع با نهایت تأثر و ملال مراتب تسلیت آقایان نمایندگان محترم و خودم را نه تنها به بازماندگان آنمرحوم بلکه به پیشگاه دانشمندان ایران و تمام ملت ایران تقدیم می‌دارد (صحیح است. احسنت).

رئیس - آقاى یمین اسفندیارى.

یمین اسفندیارى - بنده هم از موقع استفاده می‌کنم نظر بارادتى که به آن مرحوم قزوینى پیدا کردم که در دوره اول محصلین اعزامى به اروپا بنده افتخار داشتم به این که خدمتگذارى آقایان را عهده‌دار باشم در اروپا مرحوم قزوینى را در پاریس خدمتشان رسیدم و در آنجا از ایشان استدعا کردم که چرا به ایران نمى‌آیید فرمودند که من در اینجا می‌توانم به ایران خدمت بکنم تا در خود ایران ولى آرزویی که من دارم این است که در ایران فوت بکنم و در ایران به خاک سپرده شوم و اینک قسمتى از بیانات ایشان بود و واقعاً بایستى بگویم:

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز             مرده آنست که نامش به نکویى نبرند (صحیح است)

بنده عرایضى دارم راجع به حوزه انتخابیه خودم و موضوع مسافرتى که شش ماه و هفده روز طول کشید ولى فعلاً چون آقاى معتمد دماوندى وقت خودشان را به بنده دادند و بنده امتنان دارم از ایشان که وقتشان را به بنده لطف کردند استفاده می‌کنم براى یک موضوع مهمترى که به عرض آقایان برسانم و بعد اگر فرصت و مجالى پیدا شد در آتیه عرایضم را عرض خواهم کرد و آن موضوع راجع است به بیانات آقاى دکتر بقایى که در مجلس شوراى ملى در موقع استیضاح نسبت به مسافرت برادرم آقاى نورى اسفندیارى کردند.

آقاى دکتر بقایى در ضمن استیضاحى که اخیراً از دولت ساعد نموده‌اند در خصوص مسافرت آقاى نورى اسفندیارى برادرم به لندن نیز با همان لحن استیضاح کننده که نسبت به دولت داشتند این موضوع را هم وسیله کرده و از یک مطلب کهنه و غیرواقعى مجدداً یادآورى فرمودند البته بهتر بود ذکاوت ایشان استنباط نماید که تجدید مطلع کردن بعضى مطالب زننده حتى برخلاف مصلحت سیاسى و آزادى کشور است که آن قدر مورد علاقه شخصى ایشان نیز می‌باشد.

آقاى وزیر خارجه در آن روز متأسفانه در مجلس نبودند بعداً هم گویا مجالى پیدا نکردند که طیق اظهار خودشان و آقاى نخست وزیر که به بنده فرمودند این مطلب را جواب داده باشند ولى بنده برحسب تکلیف ملى و خانوادگى خودم نمی‌توانم این موضوع

+++

را بلاجواب بگذارم آقاى نورى اسفندیارى وزیر خارجه کابینه هژیر به سمت ریاست هئت اعزامى نمایندگان ایران در سازمان ملل متفق به پاریس عازم شدند سفراى کبار و وزراى مختار ایران در خارجه خواستند از این موقع استفاده نموده و ایشان را در محل مأموریت خود از بعضى مطالب که می‌بایست حضوراً بیان کنند مستحضر دارند چنان که خود اینجانب هم قبل از مسافرت ایشان در سوئد لندن سویس ایتالى که رفته بودم شاهداین تمایلات و علاقه آقایان سفرا و وزراى مختار ایران بودم دادگسترى را این صورت اگر آقاى نورى اسفندیارى در سوئد و رم و لاهه و سایر نقاط نمایندگان ایران را ملاقات و به مطالب آن‌ها رسیدگى نمودند به هیچ وجه تعجب‌آور نیست که به لندن هم براى دیدار سفیر ایران که انتظار ملاقاتشان را داشتند مسافرت کرده باشند طبیعى است که در دنیاى حاضر مخبرین جراید و رادیوها میل دارند براى این گونه مسافرت‌ها جنبه دیگرى هم مطابق فکر و سیاست خودشان قائل شده منتشر سازند آقاى مخبر رادیو لندن از آن مخبرین هستند که شاید معتقدند براى جلب توجه مردم حتى گاهى هم از انتشار خبر دروغ نباید خوددارى نمود (حائرى‌زاده - تمام آنها بعداً تأیید شد) لذا خبر سراسرى مجعولى که در حقیقت از یک طرف لطمه به حیثیت ملى و سیاسى ایران زد و از طرف دیگر هم موجب این توهم شد که کشور‌هاى بیگانه از مسائل اساسى و داخلى کشور‌هاى دیگر به خود اجازه مداخله می‌دهند غافل از این که امروز ایران در سایه پادشاه عظیم الشأن محبوب و بیدار و آزادی‌خواهى اداره می‌شود که در عین حال که علاقمند هستند روابط حسنه با کلیه دول همجوار و غیرهمجوار روى اصل معاملات متقابله با نهایت حسن تفاهم برقرار باشد هرگز اجازه نمی‌فرمایند که کمترین مداخله از طرف هیچ کشورى در امورى که مربو ط به سیاست داخلى ایران است اعمال شود خوشبختانه پس از انتشار آن خبر دروغ رادیو‌هاى انگلستان و ایران به طور رسمى هر گونه مذاکره را از طرف وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه انگلستان تکذیب نمودند در این صورت دیگر جا نداشته و ندارد که نماینده فهیم وطن‌پرست براى استیضاح خود متوسل به این خبر مجعول تکذیب شده بشوند زیرا خودشان هم باید تصدیق داشته باشند که اقتضاى ایران‌دوستى این است که این گونه مطالب غیرواقع را که ممکن است مولود اغراض خاصى هم باشد هرگز رجال سنجیده مجرب ایران نباید مورد قبول قرار داده براى مغرضین هم تهیه زمینه سوءاستفاده نمایند انشار این خبر علاوه براین که مورد تنفر مجلس شوراى ملى و قاطبه ملت ایران است حتى از این نظر که انتساب این مصاحبه به آقاى نورى اسفندیارى علاوه بر این که ایشان از رجال سیاسى مجرب ایران محسوب می‌شوند و در موارد سخت و مهم و حساس در مأموریت‌هاى مختلفه خود همه گونه امتحان وطن‌پرستى داده‌اند چون از افراد خانواده هستند که در هیچ عصرى جز خدمت به ایران و هموطنان نظرى نداشته غیرقابل قبول است چنان که یکى از نمونه‌‌هاى بارز وطن‌پرست این خانواده که هنوز ملت ایران و عموم آقایان نمایندگان مجلس شوراى ملى از خاطر محو نکرده‌اند شادروان حاج محتشم‌السلطنه بوده‌اند.

در خاتمه عرایض خود از همکاران محترم و هموطنان عزیز صمیمانه استرحام می‌کنم حال که وضعیت سیاسى دنیا خیلى درهم و آشفته است ما که جز آسایش نوع بشر و سعادت همه ملل عالم نظرى نداشته و نداریم لااقل خودمان کارى نکنیم و متوجه باشیم که ندانسته آلت اغراض و ملعبه سیاسى بیگانگان نشویم (احسنت)

نمایندگان - دستور، دستور.

رئیس - یک نفر دیگر هم هست آقاى حاذقى اجازه بفرمایید صحبت کنند.

حاذقى - بنده براى روز دیگر عرایضم را عرض خواهم کرد.

معتمد دماوندى - بنده اخطار دارم.

رئیس - مطابق چه ماده اى؟

معتمد دماوندى - مطابق ماده 169 که الان می‌خوانم:

دولت مکلف است جواب سؤال نمایندگان را منتها تا یک هفته بدهد و در صورتى که بعد از یک هفته حاضر به جواب نشد از طرف رئیس بازخواست می‌شود مگر در مطالبى که دولت استتار آنها را اظهار می‌نماید. بنده در حدود بیش از یک هفته است که سؤالى از آقاى وزیر امور خارجه کرده‌ام و هنوز حاضر جواب نشده‌اند.

رئیس - سؤال‌هایی که به عنوان آقایان وزرا فرستاده شده است این ماده آیین‌نامه جدید هم دادگسترى در ذیل آن نوشته شده است آقایان وزرا توجه بفرمایند که به سؤالاتى که از وزارتخانه‌ها شده قبل از این که وقت مقرر منقضى بشوند. این قسمت هم تذکر داده می‌شود.

معتمد دماوندى - بسیار خوب، خیلى متشکرم.

3. بقیه مذاکره در اطراف لایحه جمع‌آورى مازاد غله

رئیس - دستور بقیه لایحه جمع‌آورى مازاد غله بوده آقاى اردلان بفرمایید.

اردلان - بنده از آقایان نمایندگان محترم استدعا می‌کنم که لایحه غله را امروز تصویب بفرمایند که هم تکلیف مالکین و اشخاصی که که باید مازاد غله بدهند معلوم بشود و هم دولت بداند که به چه نحو رفتار بکند خاصه این که قسمتى از کشور ما که گرمسیر است محصولش هم به دست آمده و باید هر چه زودتر تکلیف این کار معلوم بشود (صحیح است) در جلسه گذشته نماینده محترم آقاى رحیمیان فرمایشاتى فرمودند و جناب آقاى مسعودى نماینده محترم مجلس هم در روزنامه اطلاعات سه چهار مقاله مفصلى راجع به مازاد غله و آزادى نان و غله مرقوم داشته بودند که بنده خواستم در جواب آقایان فقط یک کلمه عرض کنم که ما تا زمانى که سیلوهایمان را پر نکرده باشیم به هیچ وجه صلاح نیست که این طور نظر داشته باشیم وقتى که ما آنچه که لازم بود در سیلوها پر کردیم و انبارها را پر کردیم آن وقت ممکن است به فکر دیگرى بیفتیم (رفیع - سیلوها هیچ وقت پر نمی‌شود) و الان این ممکن است موجبات زحمت عد‌ه‌اى را فراهم بکند در کمیسیون قوانین دارایى وقتى که صحبت شد براى یک چیز بود و آن آقاى رحیمیان این بود که هر مالکى چقدر باید مازاد غله بدهد و روى تشخیص مأمور اسباب زحمت مالکین فراهم می‌شد بعضی‌ها را زیادتر از میزان خودشان مطالبه می‌کردند و صداى آنها درمی‌آمد این بود که ما در کمیسیون قوانین دارایى با حضور آقاى وزیر دارایى نشستیم و گفتیم که دولت در سال دویست هزار تن احتیاج به غله دارد و بنابراین ما بیاییم یک مأخذ ثابتى قرار بدهیم که دیگر اشکال براى هیچ کسى پیش نیاید و هر مالکى بداند آن میزان مالیاتى که باید بدهد یک مقدار هم مازاد دارد و دولت و مردم هم راحت می‌شوند 47 هزارتن جزو جمع مالیاتى در سراسر کشور بوده به اضافه 20 هزار تن جو که سه برابر این به اضافه یک برابر در حدود 188 هزار تن گندم و 20 هزار تن جو می‌شود بنابراین منظور دولت به این ترتیب تأمین می‌شود و مردم هم راحت می‌شوند و هر کسى می‌داند که چه میزانى باید غله بدهد. در سال 28 وزارت دارایى معتقد بود چون در بعضى از نقاط کشور ایران ممکن است محصول خیلى خوب باشد بتواند مازاد را تا 5 برابر گندم و سه برابر جو بگیرد به این ترتیب 5 برابر به اضافه یک برابر جزو جمع می‌شود 280 هزار تن گندم به اضافه 80 هزارتن جو منظور این بود که این اضافه بر 180 هزار تن در انبارها بماند وقتى که در انبار گندم ماند گندم آزاد قیمتش ارزان می‌شود و تهیه‌اش راحت‌تر می‌شود بنابراین عقیده بنده آقایان نمایندگان محترم امروز یک تصمیمى اتخاذ بفرمایید که زودتر به این لایحه رأى بدهیم البته دو مسئله مهم هم هست که جناب آقاى وزیر دارایى هم باید توجه داشته بفرمایند که یکى را در هئت وزیران مذاکره بفرمایند که در وزارت کشاورزى در طرز کشت ما یک تغییرى بدهد، ما نمی‌توانیم قرن‌ها در این مملکت با گاوآهن زراعت بکنیم باید کشت ایران را زیاد کرد آن هم البته به وسیله تراکتورهایى که الان در گمرک‌ها موجود است آنها را به راه بیندازد که ما اصلاً هیچ وقت مضیقه گندم نباشیم و بتوانیم حتى یک مقدار زیادى گندم از مملکت خودمان صادر بکنیم و یکى دیگر همان تذکرى بود که نماینده محترم آقاى سزاوار فرمودند راجع به راه‌ها و این یکى از مسائل بسیار مؤثرى است در جمع‌آورى غله، ما الان بیش از صد میلیون ریال در بانک ملى ایران بابت آسفالت پول داریم این پول را همین طور راکد گذاشته‌اند و هیچ کدام از معایب ما هم اصلاح نمی‌شود بنده گمان می‌کنم که دولت بتواند با این پول یک شرکت بزرگى ایجاد کند و اعتبارى باشد که بتواند راه‌هاى عمده مملکت را آسفالت بکند یکى از راه‌هاى مهم همین راه بین تهران و همدان است که از نوبران می‌گذرد قسمت دیگر راه ورامین است قسمت غار و فشافویه تمام اینها از راه‌هاى لازمى بود که باید آسفالت بشود و وقتى انجام بگیرد بهبودى کاملى در اوضاع به وجود خواهد آمد، جناب آقاى سلطان‌العلما هم سه مطلب داشتند که بنده به جناب آقاى وزیر دارایى عرض می‌کنم یکى این بود که نگرانى داشتند از این که ما نوشته‌ایم پنج برابر، البته این کار مشکلى است و اگر تشخیص با خود جناب آقاى وزیر دارایى است هیچ مشکلى به وجود نخواهد آمد (صحیح است) ولى ممکن است پار‌ه‌اى از مأمورین در بعضى از

+++

شهرستان‌ها بروند و مزاحم مردم بشوند و بگویند که این املاک شما 5 برابر است از این حیث ما می‌خواهیم که جناب آقاى وزیر دارایى نگرانى ما را رفع کنند، دیگر این که در کجا تحویل بدهند چون در قانون می‌نویسند که باید تحویل انبار‌هاى دولتى بدهند ممکن است این انبار با ملک خیلى فاصله داشته باشد شما یک ملکى دارید که باید 50 خروار گندم بدهد و با انبار دولت 50 فرسخ فاصله داشته باشد این براى مالک یک تحمیل بسیار سنگینى است که باید در آیین‌نامه یا در خود قانون پیش‌بینى کرد که تا چه فاصله‌اى‏ باید مالک حمل کند، نکته دیگر راجع به نرخ است، نرخ را هم بعضى از آقایان نگران هستند و می‌گویند ممکن است دولت در این خصوص نرخ عادلانه‌اى تعیین نکند این را هم بنده گمان مى‌کنم که آقاى وزیر دارایى در این قسمت توجه خواهند فرمود که شکایتى از این قسمت فراهم نشود و جناب آقاى کهبد هم یادداشتى مرقوم فرمودند که راه شهریار را هم بنده عرض کنم البته راه شهریار هم جزء راه‌هایی است که بایستى اصلاح بشود بنده بیش از این عرضى ندارم و خاتمه می‌دهم و از آقایان نمایندگان محترم استدعا می‌کنم که به این لایحه امروز رأى بدهند چون کار‌هاى مهم دیگرى که داریم مطرح بشود

رئیس - آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى - نظر آقایان هست در موقعى که آقاى وزیر دارایى لایحه‌اى راجع به غله تقدیم مجلس کردند و منجر به این لایحه شد در فوریت آن بنده موافق بودم و علت موافقت هم این بود که وزیر دارایى یک اختیاراتى خواسته بود که بتواند با آن اختیارات غله را جمع‌آورى بکند ولى وقتى گزارش از کمیسیون آمد دیدیم که این گزارش کاملاً برخلاف آن منظور اولیه بود و به این جهت بنده به عنوان مخالف با این گزارش خواستم صحبت بکنم و بنابراین این قسمت را خواستم توضیح بدهم که سوءتفاهم نشود موقعى که مسایل مربوط به غله مطرح می‌شود سه موضوع را باید در نظر گرفت یکى اصولاً مسئله تولید غله است و دیگر حمایت کشاورزان و قسمت سوم هم آذوقه مردم است حالا می‌خواهم ببینم که با این توضیحات این قسمت‌ها با توجه به سیاست دولت از طرف دولت آیا این مسایل بحث شده است یا نه متأسفانه در قسمت اول که عبارت باشد از حمایت کشاورزان و تشویق و تولید بایستى گفت که در این اواخر به هیچ وجه توجه نشده است (صحیح است) و وقتى ما داراى یک وزارت کشاورزى هستیم که بودجه‌اش نسبت به پرداخت حقوقش زیاد است ولى متأسفانه نه کشاورزان استفاده می‌کنند و نه مالکین (صحیح است) بنابراین در قسمت سیاست کشاورزى دولت با این کیفیت بایستى گفت که دولت هیچ سیاست کشاورزى در این قسمت ندارد و معلوم نیست که آیا مالکین بزرگ را تقویت کند یا مالکین کوچک را یا هر دو را اذیت کند بنابراین ما می‌بینیم که وضعیت کشاورزى روز به روز بدتر می‌شود نمونه‌اش فرار کشاورزان از مزارع است بسیار جاها دولت اگر توجهى نداشته باشد در آتیه نزدیک تمام مزارع خراب خواهد شد و تمام مردم هم هجوم می‌آورند به تهران و معلوم هم نیست که براى چه کارى می‌آیند بنابراین توجه بفرمایید که یکى از مسایل مهمى که بایستى توجه دولت را جلب کند این فرار مردم از مزارع است، مردم دهات را تخلیه می‌کنند و به مرکز می‌آیند اینهایی که می‌آیند به عنوان نظام وظیفه در تهران می‌مانند مى‌بینند که تهران مزایایش از دهات بیشتر است یعنى می‌بینند برق هست طبیب هست همه وسایل هست و حتى ژاندارم هم نیست پس در نتیجه این قسمت‌ها مردم می‌آیند در تهران و این یکى از خطراتى است که متوجه مملکت و متوجه پایتخت ما است بنابراین در این موقعى که لایحه غله مطرح است می‌خواستم توجه دولت را به این قسمت جلب کنم که دولت کافى نیست که اگر یکى دو من گندم داشته باشد به زور یک من را از او بگیرد باید یک سیاستى در پیش بگیرد که یک مملکتى که از سال‌هاى متمادى مملکت کشاورزى بوده است باید محصول کافى داشته باشد و دولت براى حمایت کشاورزان بی‌خود نبود که نرخ را بالا برد براى این که آنها از بین نروند ولى حالا وضع طوری است که یک مملکت دارد کاملاً به صورت قبرستان در می‌آید تمام مزارع را تخلیه می‌کنند به عنوان مثال عرض می‌کنم خوزستان، آقایانی که تشریف برده‌اند و مخصوصاً نمایندگان خوزستان از نقاط حاصلخیز این مملکت است امسال وقتی که من از آنجا عبور مى‌کردم دیدم زمین‌هایی که آنجا افتاده بود و نهر کارون هم بود مرتعش شدم که چطور ممکن است در یک کشورى یک قسمتش مثل خوزستان که به اندازه مصر ممکن است حاصل بدهد ما به حال رکود انداخته‌ایم و نظرم است که به یکى از آقایان که همراهم بود گفتم که بایستى بااین علمایی که وقتى باران نمی‌آید می‌روند به مصلى و درخواست می‌کنند که باران بیاید گفت که بیایند سجاده‌شان را آب کارون بیندازند و نفرین بکنند به وزرا و وکلایى که این نواحى را دیدند و می‌بینند و کمک نکردند به این نواحى که آباد شود (صحیح است) یک چنین نقاطى را ما داریم ولى وقتى صحبت گندم می‌شود می‌بینیم که اهالى خوزستان یک نانى می‌خورند که من واقعاً آنجا رقت کردم و همین طور دشت گرگان، دشت گرگان را شما اگر ملاحظه بفرمایید از قسمت بندرشاه تا گنبد یک دشت وسیعى است که اگر توجهى بشود و این توجه چیست یک صحرایى است که این زراعت دیم به عمل می‌آورد چند تا تراکتور لازم دارد و مقدارى بذر و یک مقدارى هم همت و غیرت که این ناحیه آباد شود متأسفانه بایستى ما بگوییم که در این قسمت‌ها هیچ توجهى نشده است و بنده مخصوصاً الان از این موقع استفاده می‌کنم  و می‌خواهم از دولت درخواست کنم و مخصوصاً آیین‌نامه ما هم یک موضوعى را در نظر گرفته که موضوع تذکر به دولت که اگر صلاح‌اندیشى بشود بنده می‌خواستم از دولت فعلى درخواست کنم که کار‌هاى جارى را بگذارند فعلاً کنار دو سه روز بنشینند دور هم فکر بکنند که براى این مملکت چه چیز لازم است این کار‌هاى جارى امروز مردم را راضى نمى‌کند مردم انتظار دارند که دولت یک کارهایی را بکند خدا می‌داند به انداز‌ه‌اى گدا و گرسنه و بیکار ما روزها با آنها موجه هستیم تمام نمایندگان در واقع مى‌بینند (صحیح است) که ما جواب اینها را نمى‌توانیم بدهیم از هیئت برنامه هم بنده درخواست مى‌کنم که برنامه هفت ساله را اگر بخواهند حالا همین طور کارها را عقب بیندازند و منتظر نقشه‌‌هاى دامنه‌دار باشند این درد مردم را دوا نمى‌کند و مردم را راضى نمى‌کند یک کار‌هاى تولیدى در دسترس مردم بگذارند و این خطرى را که متوجه مملکت است ما اجتناب کنیم بنابراین لازم بود که در موقع طرح این لایحه این قسمت‌ها گفته شود ملاحظه کنید دولت یک املاک خاصه دارد و یک املاک واگذارى و در نتیجه عدم توجه تقریباً سالى 1700 تن گندم عاید دولت می‌شود در صورتى که اگر توجهى داشت به این املاک خالصه و آنها را به وسایل جدید مجهز می‌کرد تمام گندم مورد احتیاج خودش را از این قسمت می‌توانست تأمین کند بنابراین املاک خالصه یک قسمتش الان در حال مخروبه است نه به مردم واگذار می‌کنند و نه خوب اداره می‌کنند و می‌خواستم توجه دولت را به این موضوع جلب کنم و اما مخالفتى که راجع به خود لایحه است به عقیده من این لایحه منظور وزارت دارایى را تأمین نمی‌کند چرا؟ براى این که وزارت دارایى مایل است از اشخاصی که مازاد دارند تأمین آذوقه مملکت بشود و نظر کمیسیون هم این بوده است که حتى‌الامکان تماس مأمورین را با مردم کم بکند (صحیح است) ولى تصمیماتى که در اینجا گرفته شده است به عقیده من متضاد است یعنى در یک جا تماس را کم کرده ولى نسبت به خرده‌مالکین زیاد کرده است و بنده سؤالى از آقاى وزیر دارایى دارم آقاى وزیر دارایى در لایحه‌اى که تقدیم کرده‌اند پنج دلیل آورده‌اند که آن تبصر‌هایى که در اینجا تصویب شد آن تبصره صحیح نیست یکى از دلایلشان این بود که پایه و اساس مالیات املاک مزروعى دولت را دچار اشکال شده است ولى دو مرتبه در این لایحه دیده شده مورد عمل قرار داده‌اند این یک قسمت، قسمت دیگر هم می‌گویند که حساب جزو جمع سابق در عمل موجب بی‌عدالتى می‌شود با این که خود شما این اقرار را می‌کنید که مالیات جزو جمع باعث بی‌عدالتى است باز در این جا پایه را روى قسمت جزو جمع قرار داده‌اند این یکى، یک قسمت دیگر این که وصول مالیات را در تبصره پنج تصویب شده نوشته‌اید که ضمانت اجرایى ندارد در این گزارش هم که تصویب شده است بنده باز ثابت مى‌کنم که ضمانت اجرایى ندارد یک دلیل دیگر ضمن تبصره 3 از ماده 9 قانون گذشته مالیات وصولى تا آخر بهمن باشد این هم اشکال دارد پس بنابراین با دلایلى که دولت آورده این لایحه را داد و بعد هم مورد موافقت کمیسیون واقع شده و گزارش آن آمده است بنده اسباب تعجبم شد وقتى این را دیدم که نوشته است در سال 1328 در بعضى از نواحى عوض سه برابر پنج برابر، و همین ماده واحده همان تبصره 5 قانونى است که به تصویب رسیده به عقیده بنده این تبصره یک اشکالات اساسى دیگر براى مردم دارد و همچنین براى دولت، دولت در سابق که به وسیله املاک مزروعى جنس جمع‌آورى می‌کرد یک تحصیلدارها و یک انبارهایی در همه جا داشت براى وصول غله و در اینجا باز ناچار است که

+++

زیاد کند و این اسباب یک مخارج اضافى خواهد شد و باز هم تماس مأمورین دولتى را با مردم زیاد خواهد کرد براى این که ایجاد کردن انبارها و استخدام تحصیلدار تمام اینها باعث تماس زیاد می‌شود این یک دلیل در سابق مازاد از یک مناطق معینى گرفته می‌شد پس اگر منظور این بود که تماس کم شود مى‌بیبنیم فعلاً در تمام مملکت بایستى مازاد بگیرند و بنابراین تماس بیشتر می‌شود در صورتی که قبلاً در مناطق معینى مازاد می‌گرفتند و حالا در سرتاسر مملکت انباردار و مأمور و تحصیلدار ولى باید باشد و کار به مراتب مشکل‌تر می‌شود فرض بفرمایید یک مالکى در گلپایگان، در صورتى که گلپایگان چنین مالکى ندارد اگر 80 خروار داشته باشد باید حالا 60 خروار مازاد بدهد و این در حوزه گلپایگان نتیجه چه می‌شود این می‌شود که تماس مأمورین با مردم زیادتر می‌شود مالیات املاک مزروعى به طور تحقیق 45 هزار تن می‌شود این 45 هزار تن را در تصویب‌نامه‌ای که صادر شده است اجازه داده‌اند که در بعضى از جاها مشمول تخفیف بشود در این قانون معلوم نیست که آیا باید جنس بدهند یا این که باز هم می‌شود مشمول تخفیف بشود سابق در یک جایى محصول خوب نمی‌شد تخفیف می‌دادند در یک جایى که آفت بود تخفیف می‌دادند و در وزارت دارایى یک ادار‌ه‌اى بود به اسم اداره تخفیفات پس بنابراین اگر پایه را 45 هزار تن بگیریم و 5 برابرش براى تأمین غله مملکت لازم باشد نتیجه چه خواهد شد؟ نتیجه این خواهد شد که آنهایی که تخفیف می‌دهند با تخفیف ندهند و اگر بدهند میزان غله کم می‌شود پس بنابراین عاقبت این لایحه این خواهد شد که به خرده‌مالکین فشار زیاد وارد شود و در نتیجه گندم هم به قدر لازم جمع‌آورى نشود و ممکن است ناچار شود که از خارج گندم بخرند یا براى مردم گرسنگى بیاورند پس این هم اشکالاتى است که هست اما اشکالاتی که در خود ماده است یعنى به اصطلاح در تدوین این ماده است می‌خواستم آقایان توجه داشته باشند اولاً اینجا اسم خرده‌مالک برده شده خرده‌مالک باید معین شود کیست در جا‌هاى دیگر خرده‌مالک را تعریف می‌کند که مقصود از خرده‌مالک کیست، ممکن است یک کسى چندین میلیون ثروت داشته باشد و داراى چندین اولاد باشد و فوت کند ثروتش بین اولادش تقسیم مى‌شود و به هر کدامشان یک میلیون می‌رسد ولی ممکن است به هر کدامشان از هر دهى یک تکه برسد این می‌شود خرده‌مالک؟ و چون کسی که دو جریب یا یک هکتار زمین دارد خرده‌مالک است او هم خرده‌مالک می‌شود پس بنابراین خرده‌مالک باید معین شود که چه اشخاصى هستند، این یک قسمت. یک قسمت دیگر که به عقیده من غیرقانونى است حق بود که خرده‌مالکین خودشان زراعت بکنند آنهایی که دیگران ملکشان را زراعت می‌کنندخرده‌مالک نیستند آنهایی که خودشان می‌آیند در شهر منزل می‌کنند و دیگران ملک آنها را زراعت می‌نمایند اینها را به عقیده من باید مازادشان را گرفت براى این که می‌آیند تهران از نان یک من 9 ریال استفاده می‌کنند ولى آن خرده‌مالکى که در ده زراعت می‌کند از این چیزها استفاده نکند و او را باید تشویق کرد او را سراغش نباید رفت ولى یک قسمت دیگر هم هست که باید تماس را کم کنیم. می‌گویند در بعضى از نقاط حاصلخیز است فلان مقدار باید بدهد ولى ممکن است یک منطقه‌اى حاصلخیز باشد ولى امسال نداشته باشد یک جایى ممکن است حاصلخیز باشد ولى امسال آفت‌زده باشد و این را قبلاً نمی‌شود تعیین کرد و اعلان کرد پس بنابراین به عقیده من این عیب هم در خود قانون است یک اشکال دیگرى که هست اشکال ضمانت اجرایى آن است که آقاى وزیر دارایى فرمودند چون آن لایحه ضمانت اجرایى نداشت پس می‌گیرم ولى این هم ضمانت اجرا ندارد ضمانت اجرایی که تکلیف تخلف کنندگان را معلوم کند و فقط آخر ماده یک چیزى نوشته که اگر بنده قاضى باشم از این ماده چیزى نمى‌فهمم با این که درس حقوق هم می‌دهم اینجا نوشته است آیین‌نامه آن براى اساس آیین‌نامه اسناد رسمى از تصویب کمیسیون قوانین دارایى و کمیسیون دادگسترى مجلس شوراى ملى خواهد گذشت، این یعنى چه؟ من نمی‌فهمم قانون که اساسش بر آیین‌نامه باشد منظورش چیست؟ من خیال می‌کنم که میطخواهد بگوید که تعهداتى که از مالکین گرفته می‌شود به منزله اسناد رسمى است من خیال می‌کنم از نقطه‌نظر سند می‌خواهد بگوید آخر اسناد دو قسم است یکى اسناد رسمى است می‌خواهد بگوید که با وجودی که از مالکین اسناد عادى می‌گیریم این به منزله اسناد رسمى است اگر منظور این باشد که عیب بزرگى خواهد داشت و عیب بزرگى که دارد این است که این عبارت ناکافى است اینجا می‌گوید آیین‌نامه اسناد رسمى که از کمیسیون مجلس بگذرد عیبش این است که مقررات جمع‌آورى غله در اختیار کمیسیون قوانین دادگسترى گذاشته می‌شود، از بقیه این دوره مجلس 58 روز بیشتر نمانده است و اگر در این 58 روز همه آقایان جمع بشوند و کار‌هاى خودشان را بکنند ممکن است و الا وضع جمع‌آورى غله مشکل خواهد شد و به علاوه بنده اصلاً می‌گویم این که کار غله و نان تمام به کمیسیون قوانین دارایى واگذار می‌شود براى چیست؟ براى این که یک امر حیاتى است و ضرورت دارد یکى از دو کار را باید کرد یا این که باید دولت در انحصار کامل داشته و آن وقت بازار سیاه هم پیدا خواهد کرد در ترتیب با فکری که ما بخواهیم تماس را کم کنیم منافات دارد یک طریق دیگر این است که ما آزادى مطلق بدهیم بگوییم که هر کس هر طور که می‌خواهد خرید و فروش کند و البته این نظرى است که آقاى مسعودى در روزنامه‌شان ابراز فرمودند و این صحیح بود ولى در صورتی که مملکت یک طورى بود که بتوانیم سرحداتمان را نگاه بداریم متأسفانه سرحدات ما خوب نگهدارى نمی‌شود و وسایل فرار گندم هست پس به عقیده بنده یک طریقه صحیح این است که دولت یک قسمت را آزاد بگذارد و یک قسمت را خودش اخذ کند ولى در این اخذی که می‌خواهد بکند یک قدرت لازم دارد اما در این قدرتی که می‌خواهد داشته باشد این تبصره این قدرت را تأمین نمی‌کند اما عقیده شخصى بنده این است که دولت به هر ترتیبی که هست یا به فشار یا با اختیارات یا با از خارج وارد کردن یا به هر ترتیب که هست باید یک سال آذوقه مملکت را تأمین کند پس از این که تأمین کرد خودش بشود ناظم قیمت یعنى مثلاً بگوید که هرکس گندم بیاورد من با این قیمت می‌خرم بعد مردم بیاورند این گمان می‌کنم تنها راهى که هست یک سال گندم را در انبار داشته باشد بعدخودش ناظم خرید گندم باشد یعنى بگوید که من با این قیمت می‌خرم و در انبارهایش هم بایستى باز باشد که سایرین نتوانند بخرند یعنى بازار سیاه نباشد و به این ترتیب تنها طریقه‌ای است که می‌شود تماس با مردم را قطع کرد و چون من نماینده خرده‌مالک هستم با این میزان معافیت خرده‌مالک مخالفم و کم است بایستى قسمت کرد یکى این قسمت خرده‌مالکین را باید بالا برد که از چند تن بیشتر معاف باشند و یکى این که بین مالکی که در شهر زندگى می‌کند و کارش هم با مالکینى که در دهات زراعت می‌کنند تفاوت داشته باشد

رئیس - آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایى - فرمایشات آقاى دکتر معظمى یک قسمتش را ممکن است این طور عرض کنم که یک توضیحاتى بنده داده بودم که یا تشریف نداشتند یا توجه نفرمودند و ناچار بنده مجدداً عرض کنم ولى قبل از این که وارد خود ماده شوم ناچار یک توضیحاتى بدهم و آن این است وقتی که دولت یک لایحه‌اى می‌آورد به مجلس و اجازه می‌گیرد که خودش هر طور مصلحت بداند گندم را جمع‌آورى کند، آقایان اعتراض می‌فرمایند که نمی‌شود عنان و اختیار مملکت را، نان مملکت را به دست دو تا مأمور بدهند و بروند توى دهات پدر مردم را در بیاورند این که وضع نمی‌شود وقتى نظر مردم را تأمین بکند، آقایان اعتراض می‌فرمایند با این طرز که نمی‌شود گندم جمع‌آورى کرد بهتر این است که به خود دولت اختیار تام داده شود که خودش برود، بنده واقعاً نظر وزارت مالیه را صریحاً عرض می‌کنم نظرى بود که روز اول در لایحه دو دوازدهم آوردیم به مجلس نظر وزارت دارایى این بود که جمع‌آورى غله امسال هم مثل پارسال باشد (صحیح است) آقایان یک عد‌ه‌اى اعتراض فرمودند که چطور می‌شود که یک عده مأمور را بفرستید به دهات از یک عده پول بگیرند یک عد‌ه‌اى را ببخشند، یک عد‌ه‌اى را نبخشند چرا مالکین اطراف تهران گندم ندهند یک پیشنهادى آقایان اینجا کردند بنده هم فکر کردم چون مقصود دولت و مجلس این است که یک کمکى به هم بکنند براى جمع‌آورى غله و تأمین نان‌هاى شهرها که مردم از حیث نان در مضیقه نباشند فورى قبول کردم بعد رفتیم نشستیم حساب کردیم دیدیم که براى آن منظوری که ما داریم کافى نیست بنده باز آمدم به کمیسیون دارایى عرض کردم از سال 1313 که تثبیت غله در ایران دائر شده است به طور متوسط گندم نانوایی‌هاى شهرستان‌ها که دولت می‌دهد در حدود دویست و چند هزار تن است ما باید دویست هزار تن خلاصه گندم داشته باشیم ولى ما یک روزى هم در انبارها نداشتیم البته همیشه طرز جمع‌آورى ما بهتر و شاید شتابزدگى هم نداشته باشیم شاید این فکر هم از روز اولى که اداره غله تأسیس شد این فکر بود اینجا یک چند دقیقه‌اى وقت آقایان را می‌گیریم یک تاریخچه‌اى از تثبیت غله و تأسیس آن در ایران عرض می‌کنم تأسیس آن موقعى بود که وضع طورى شده بود که صرف می‌کرد براى مالکین و زارعین که گندم بکارند مثلاً در سیستان و زابل گندم را گاهى آتش می‌زدند براى این که از کاه ارزان‌تر بود در کرمانشاه خروارى 2 تومان و 25 ریال بود دولت آن موقع این فکر را کرد که براى کمک به زارعین و تشویق

+++

زارعین قیمت گندم را بالا ببریم قیمت گندم را که بالا بردیم ده تومان و دوازده تومان شد، در سال اول تثبیت غله کار به جایى رسید که تمام کاروانسراها و حتى صحن مساجد پر شد از گندم و سایر مستأصل شده بودیم از جمع‌آورى گندم ولى این جریانى که پیش آمده یک عوامل دیگرى هم در کار بود و آن این بود که در مملکت ما که یک مملکت فلاحتى اساسى یک مرتبه شروع شد به یک اقدامات صنعتى این اقدامات صنعتى طبیعه الرعایا را از دهات به شهر کشاند و کارگر و کارخانه می‌شدند این عوامل موجب این شده که اینجا من منکر نمی‌شوم که ممکن است مأمورین دولت هم مزاحم اشخاص شده‌اند براى این که در یک مملکت پهناورى پیدا کردن ده دوازده هزار نفر مأمور که تمام باتقوى باشند این کار آسانى نبود از افت و غیر افت و زود تحویل گرفتن و دیر تحویل گرفتن اینها هم البته موجب یک دلتنگی‌هایی شد در 1316 دولت در نظر داشت که همین نظرى را که آقا دارند رعایت کند چون براى این کار احتیاج به یک انبار‌هاى صحیح و سالم مطابق اصول متداوله دنیا بود از سال 1314 که تثبیت غله درست شد شروع کردیم به تأسیس سیلوها که آنها را هم آقایان ملاحظه فرموده‌اند ظرفیت این سیلوها اگر تمام اینها کار می‌کرد در حدود 150 هزار تن بود یک قسمتش البته ساختمانش ناتمام مانده و ماشین‌آلات ندارد و یک قسمتش تمام شده است بدبختانه همه ساله وضع طورى بوده است که به مناسبت این که سال‌هاى بدى در پیش بوده است یک مقدار خشکسالى بوده همیشه ما نتوانستیم بیشتر از احتیاج سالیانه گندم جمع‌آورى کنیم و اگر یک سال‌هاى خوبى هم بوده است روى عدم مراقبتى که شاید در سرحدات شده است یک قسمت از گندم مملکت خارج شده است و به اصطلاح معمول کار ما در قضیه غله کار دست به دهان است یعنى هر چه جمع کنیم خرج می‌کنیم است این نظرى هم که فرمودید این نظر خود من است براى این که این منظور عملى شود باید عرض کنم که مشغول هستیم که در مقابل تریاکى که داریم و می‌دهیم به آمریکا گندم بیاوریم یعنى هشتصد هزار تن گندم می‌گیریم در مقابل چهار هزار و خرد‌ه‌اى صندوق تریاک یعنى 900 تن تریاک می‌دهیم و 800 هزار تن گندم می‌گیریم و اگر این معامله ما انجام شود و امیدواریم که انجام شود ما بتوانیم یک روزى «رزروى» براى مملکت داشته باشیم ولى قبلاً تا آن عمل نشده است ما ناچاریم حالا که آخر سال هم هست و موجودى انبار‌هاى ما روز به روز دارد کمتر مى‌شود برویم یک وسیله‌اى براى جمع‌آورى غله داشته باشیم شخصاً از نقطه‌نظر خودم عرض کنم هیچ نظر خاصى نه با این ماده دارم و نه این که به آن ماده که سابقاً پیشنهاد کردیم زیاد به آن تعصبى دارم فقط نظرم این است که یک راه عادلانه‌اى پیداشود که ما بتوانیم غله را جمع‌آورى کنیم (احسنت) در کمیسیون دارایى بعد از آن که آن لایحه ما به این صورت‏ در آمد آقایان آنجا استدلال کردند که دادن اختیار تام به مأمورین ممکن است ایجاد زحمت بیشترى بکند (صحیح است) و این برخلاف نظر مجلس و دولت است که تماس مأمورین را با مردم باید کم کرد (صحیح است) به این جهت آمدند این طرز را در نظر گرفتند که خوب است همان ممیزی‌هایی که بالاخره یک پایه‌اى بوده است براى این کار آن را پایه وصول مازاد قرار بدهیم منتها در نقاطی که ممیزى نشده تصریح بکنیم مطابق آخرین تعهداتى که در سال گذشته گرفته شده است یا اگر اختلافى پیدا شد تجدید ممیزى شود بعد هم در آن نقاط حاصلخیز آن روز بنده توضیح دادم که یکى از آقایان پیشنهادى کرده است که من آن پیشنهاد را قبول هم کردم که تبعیضى نشود که یا وزیر دارایى یا رئیس اداره غله بگوید که اینجا حاصلخیز است یا خیر پرسیدند چرا از حالا تعیین نمى‌کنى گفتم که این کار عملى نیست براى این که نقاط حاصلخیز مملکت ما دیده شده است در سال‌هاى مختلف متفاوت است چه بسا یک نقطه‌اى مثل حوزه خراسان که از نقاط حاصلخیز مملکت است یک سالى که خشکسالى است قحطى می‌شود چه بسا در تاریخ اخیر دیده شده این را نمی‌شود پیش‌بینى کرد که وضع محصول خوب است یا خیر چون در مملکت ما آقایان ملاحظه کرده‌اند وضع محصول ما بسته است به آن آلات و ادوات 3000 سال قبل و مهر و قهر طبیعت یک وقتى مساعد باشد مخصوصاً دیم‌کارى که دو ثلث مملکت ما در دیم کارى است ممکن محصول خوب شود و اگر خشکسالى باشد از بین می‌رود پس اگر ما بتوانیم بگوییم که نقاط حاصلخیز کدام نقطه است این یک فکر غلطى است ما پیشنهاد کردیم که نقاط حاصلخیز را کمیسیون‌هایی که از معتمدین محلى و رئیس کشاوزى و رئیس کمیسیون کشاورزى و فرماندار و استاندار و بازرسى دارایى یعنى خلاصه 7 نفرى که 3 نفرشان نماینده مالک یا زارعین هستند تشکیل می‌شود تعیین کنند، فرض بفرمایید امسال کرمانشاه که جزو نقاط حاصلخیز است چقدر غله داریم بعد هم تا میزان 5 برابر یعنى ممکن است بگوید اینجا امسال بهتر است وضعش 4 برابر 4 برابر و نیم یعنى حد اعلایش آن مقدارى که باید به مأمورین بدهند تعیین می‌کند ولى الزامى نیست بعد اینجا اشاره فرمودید که این قانون ضمانت اجرایى ندارد اگر توجه فرموده باشید اینجا نوشته شده است در صورت تأخیر یا عدم تحویل مشمول جرایم خواهد شد که آیین‌نامه آن بر اساس آیین‌نامه اسناد رسمى تهیه شده باشد اگر توجه فرموده باشید در کمیسیون قوانین دادگسترى یک اساسنامه‌اى براى اسناد رسمى گذشته است تمام قوانینى که ما می‌خواهیم اجازه حفظ دارایى و فروش دارایى و برداشت دارایى دولت را داشته باشیم مثل قانون مالیات‌هاى معمولى است مثل قانون مالیات بر درآمد گذشته است و اساس آیین‌نامه اسناد رسمى است یعنى تشریفات آنها معین است به آن اخطار می‌کنند می‌گویند که در ظرف ده روز باید تعهدش را انجام بدهد و اگر در ظرف ده روز به آن ترتیب اثر نداد و حاضر نشد که پولش را بدهد مقرراتى دارد که اجرا می‌شود این یک چیزى نیست که ضمانت اجرایى نداشته باشد با این عملى که هست ممکن است که یک مخارج اضافى تولید شود براى مخارج اعلان و غیره ما چه می‌کنیم یک عده مأمور داریم که می‌روند در دهات براى گرفتن تعهد اگر آن نظر اول را داشته باشیم همان تبصره اول دولت نظر ما را تأمین می‌کند همان را هم ما بیشتر مجبور بودیم که مأمور بفرستیم براى این که اگر خداى نکرده نظر شخصى خودش را هم در برخورد با مالک اعمال می‌کرد ممکن است که هیچ محصول نداشته باشد بگوید 5 برابر یک جایى که حاصلخیز است و محصول دارد بگوید هیچ ندارد حالا یک ملاکى و روشى هست و این املاک سابقاً ممیزى شده است ورقه ممیزى معین است سال 1316 یا 18 یا 20 که این ملک ده خروار گندم داشته است این ده خروار را امروز معین می‌کند که چقدر باید بگیرد این یک پایه و ملاکى دارد و بیشتر از این هم نمی‌تواند حرف بزند و جاى شکایت هم دارد یعنى اگر کسى از دهات گلپایگان شکایت کرد که مأمور نسبت به ملک من تبعیض کرده است این شخص را وزارت دارایى چه می‌تواند بکند جز فرستادن یک مأمور متخصص با یک هزینه هنگفت ولى اگر این آدم فردا آمد شکایتى کرد ورقه ممیزى را درآورد و از روى ورقه ممیزى او هر مأمورى که در تهران نشسته باشد می‌تواند تعیین کند که این ورقه ممیزى ملک حسن‌آباد است و 50 خروار ممیزى شده است چقدر مازادش مى‌شود و اگر بیشتر گرفته تخفیفش ممکن است و اما این که فرمودید که مطابق این قانون از همه جا باید مازاد بگیریم ولى سابق از همه جا نمی‌گرفتیم الان از همه جا می‌گیریم منتها از نقاطى که گندم ندارد نمی‌توانیم بگیریم مطابق این قانون ما می‌خواهیم بگوییم اگر محصولى نداشته باشد ما چیزى نمی‌گیریم مگر مالیات چطور است اگر فرض کنیم که این قانون، قانون مالیاتى بوده اگر یک دهى آفتی داشته باشد یا یک دهى باشد که آفت دیده باشد و اصلاً محصول نداشته باشد مالیات که دیگر نمی‌دهد یعنى وقتى پایه مالیاتى ندارد پایه مازاد هم از بین می‌رود چه فرق دارد این هم مثل مالیات است بعد هم یک قسمت فرمودند راجع به 45 هزار تن این توضیح را دیروز بنده دادم نمی‌دانم آیا تشریف داشتند یا خیر عرض کردم پایه 45 هزار تن که ما داریم با مقرراتى بود که تصویب آن تبصره که گذشت حساب کرده شد تا 240 تومان معاف هستند 240 تومان نمونه یک تن گندم بود یعنى قیمت یک‏ تن گندم بود با یک تن گندم نمونه دارایى ده تن گندم است که مالیاتش می‌شود یک تن پس اگر ما بخواهیم روى آن اصل آن تبصره را مراعات می‌کردیم بعد هم می‌شد به جاى این دو برابر یا سه برابر این را حساب می‌کردیم که 220 هزار تن می‌شد، ما ناچار شدیم که این تبصره‌ای که از مجلس گذشت روى مقدارش تجدید نظر بکنیم حالا می‌آییم راجع به این که این جنس باید بدهد یا تسعیر باید بکنیم این طبیعى است که باید جنس بگیریم و تسعیر نکنیم در قانون هم این را تصریح کرده است که جنس بگیریم و دیگر تسعیر نکنیم مالیات نقدى و جنسى نقدى را علیحده و جنسى را علیحده، یعنى اینجا که مازاد می‌گیریم بدیهى است که جنسى است براى این که ما خودمان پول داریم می‌خواهیم که گندم داشته باشیم و بدیهى است که گندم نمی‌گیریم پول می‌خواهیم بدهیم گندم بخریم، یک موضوع دیگر راجع به جمع‌آورى غله حالا نظر دولت را که عرض کرده‌ام باز هم تکرار می‌کنم اصولاً نظر مجلس بر این است که دولت مداخله در امر جمع‌آورى غله امسال شهرستان‌ها نکند بنده باید صریحاً عرض کرده باشم که متشکرم یک چنین مسؤلیتى را قبول نکنم که از فردا بگویند دولت مداخله در امر جمع‌آورى غله در امر نانوایی‌ها نکند من خیال می‌کنم که هر دولتى نهایت رضایت را از این عمل دارد منتها بنده اینجا پیش‌بینى می‌کنم

+++

که اگر فردا قیمت نان از 9 قران رسید به 4 تومان و 5 تومان دیگر مسؤلش دولت نیست و از نقطه‌نظر مصلحت مملکت هم که شده مصلحت نمی‌دانم براى این که امروز وضع دنیا وضعى نیست که بشود موضوع نان را آزاد بگذاریم پس ما باید بیاییم روى این که مجبوریم نان شهرستان‌ها را بدهیم اگر این نظر را قبول کردیم آن وقت باید ببینیم چه جور جمع‌آورى بکنیم عرض کردم اگر مجلس اطمینان به مأمورین دولت دارد (غضنفرى - ندارد) همان تبصره‌ای که دولت پیشنهاد کرده همان را تصویب بکند و اگر ندارد باید یک ملاکى براى این کار داشته باشند که غله جمع‌آورى شود و مأمورین از آن تخطى نکنند این که بیشتر پیش‌بینى شده است حداقل مقدارى است که براى احتیاج نان مملکت است.

رئیس - پیشنهاد کفایت مذاکرات داده شده است.

ملک مدنى - مخالفم اجازه بفرمایید عرض کنم.

رئیس - باید رأى گرفت چون مطابق ماده 91 آیین‌نامه براى مرتبه دوم که پیشنهاد می‌شود دیگر بحث ندارد (صحیح است) آقایانى که با پیشنهاد کفایت مذاکرات موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد قرائت شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد آقاى مکرم، پیشنهاد می‌کنم اختیارات وزارت دارایى در قسمت جمع‌آورى غله مازاد غله سال 1328 که ضمن ماده ماحده واحده این طور ذکر شده «و نیز وزارت دارایى می‌تواند استثنائاً در سال 1328 در نقاط حاصلخیر کشور که محصول خوب باشد میزان مازاد را تا پنج برابر گندم و سه برابر جو مالیاتى ترقى داده و قیمت آن را به نرخ رسمى پرداخت نماید» به شرح زیر اصلاح می‌شود: «و نیز وزارت دارایى می‌تواند در سال 28 و سال‌هاى بعد در نقاط حاصلخیز کشور که محصول خوب باشد مطابق نظر و تشخیص کمیسیونى مرکب از استاندار یا فرماندار و پیشکار و یا رئیس دارایى و رئیس کشاورزى و رئیس دادگسترى و رئیس شوراى کشاورزى و دو نفر از معتمدین محل که از طرف این کمیسیون تعیین و دعوت خواهند شد میزان مازاد نقاطى را که محصول آنجا خوب عمل آمده باشد تا میزان 5 برابر گندم و سه برابر جو مالیاتى از مالکین مطالبه و قیمت آن را مطابق نرخ رسمى بپردازد»

رئیس - آقاى مکرم.

آقاى مکرم - با توضیحات مفصلى که در جلسه گذشته و این جلسه جناب آقاى وزیر دارایى دادند و بحث‌‌هاى مفصلى هم که شد و بیاناتى که سایر آقایان فرمودند بنده زاید می‌دانم که تجدید مطلع کنم و اینجا توضیحات گذشته را تکرار می‌کنم اما نکاتى را که مجبورم و لازم می‌دانم تذکر بدهم حضور آقایان یکى این است که اینجا از طرف بعضى از آقایان به طور کلى نسبت به مأمورین دارایى و جمع‌آورى غله اهانت‌‌هاى ناروایى شده است یعنى همه را نادرست می‌دانند هیچ این طور نیست (معتمددماوندى - تمام آنها صحیح بوده است) به نظر بنده کمال بى‌انصافى است بنده نمی‌خواهم عرض کنم که در دستگاه دولت مأمورین نادرست و غیر صحیح‌العمل نیستند البته در تمام دستگاه‌هاى دولتى ممکن است که مأمورین نادرستى وجود داشته باشد ولى آقایان نمایندگان محترم بایستى انصاف بدهند که آنهایی که بایستى امور مملکت راداره بکنند احیاناً نادرست باشند انگشت‌شمار هستند ولى مأمورین صحیح‌العمل که در اطراف و اکناف کشور به خدمتگزارى مشغولند تعدادشان خیلى زیاد است به هر صورت آقایان نمایندگان محترم باید در نظر داشته باشند که این قبیل مأمورین را تشویق کنند به خدمتگزارى نه این که آنها را دلسرد کنند و خداى ناخواسته سبب بشود که از جاده تقوى و درستى منحرف بشوند به هر حال مسئله مهمى که پیدا است که مورد توجه کامل مجلس شوراى ملى است تأمین نان کشور از طریق جمع‌آورى مازاد غله و بدیهى است که تأثیر فراوانى هم این مطلب در ترقى و تنزل سطح زندگانى و نرخ‌هاى سایر اجناس خواهد داشت بنده زاید می‌دانم که توضیحات زیادى عرض کنم پیشنهادى که بنده دادم از این نظر بود که جمع‌آورى غله به طور عادلانه تأمین شده باشد و انبار‌هاى دولت پر بشود که شاید بعد از پر شدن انبارها سال آینده و سال‌هاى بعد احتیاجى به اجراى این قانون و جمع‌آورى مازاد نباشد براى این منظور بنده پیشنهاد کردم که مأمورین دولت یعنى مأمورین وصول مستقیماً اختیارات فراوانى نداشته باشند از طرفى هم این ماده به صورتى که نوشته شده آقایان ملاحظه فرمودند کافى نیست یعنى تکلیف را روشن نمی‌کند که معلوم شود که مثلاً نقاط حاصلخیز کشور که محصولش خوب عمل آمده و باید 5 برابر بدهند این نقاط حاصلخیز چطور باید عمل کرده باشد یعنى تخمى چند تخم اگر عمل آمده باشد خوبا ست به این جهت بنده پیشنهاد کردم که کمیسیونى مرکب از استاندار یا فرماندار و پیشکار دارایى یا رئیس دارایى رئیس شوراى کشاورزى که از خود مردم است دو نفر معتمدین محل که از حود مردم هستندشرکت بکنند با مطالعاتی که قبلاً کرده‌اند اطلاعاتى که جمع‌آورى کردند یک تصمیمى بگیرند نقاط حاصلخیز را تعیین کنند که کجاست مقدار را تا 5 برابر تعیین بکنند یعنى سه برابر و نیم تا چهار برابر یا بیشتر تا 5 وقتى این را تعیین کردند صورت مجلس کردند بعد اعلان می‌کنند مردم هم مازاد محصول خودشان را می‌برند تحویل می‌دهند من تصور می‌کنم که این پیشنهاد همان طورى که جناب آقاى وزیر دارایى هم اشاره کردند ضمن فرمایشات خودشان تصور می‌کنم که قبول بفرمایند و محصول هم جمع‌آورى می‌شود و آقایان هم تصویب می‌فرمایند و رفع اشکالات و محظورات هم خواهد شد.

رئیس - آقاى امیرتیمور

امیر تیمور (مخبر) - بدواً باید به استحضار آقایان برسانم مطابق اطلاعاتی که رسیده با بارندگى‌‌هاى نافع و مفیدی که در تمام مملکت امسال بحمدالله شده است جاى نگرانى از بابت محصول فعلى نیست امید است که محصول خوب باشد و نان در همه نقاط مملکت انشاءالله به طور فراوانى و خوبى وجود داشته باشد و از این بابت به هیچ وجه من الوجوهى نگران نیست و این موضوعى را که در خبر کمیسیون دارایى ملاحظه می‌فرمایید کمیسیون قوانین دارایى با نهایت صمیمیت و حسن نیت منتهاى سعى و جهد را به عمل آورد که دو منظور اصلى و اساسى در اینجا تأمین بشود منظور اول این بود که نان کشور را تأمین بکنند و منظور دوم این که تماس مأمورین با مردم وجود نداشته باشد یا اگر هست کم باشد و تصور می‌کنم که اگر دستور مسلم و معین و روشنى در کار باشد که از آن دستور مأمور نتواند تخلف کند و معین باشد که از هر دهى هر محلى تا چه مقدار میزان مازاد ممکن است مطالبه و دریافت کنند (صحیح است) و این منظور در اینجا کاملاً تأمین شده است بنده از فرصت استفاده می‌کنم به عرض آقاى دکتر معظمى می‌رسانم که سال گذشته با قانونى که تصویب شده بود بزرگترین گناه شده بود زیرا با قانون گذشته که قانون دوره جنگ بود شما اختیارات نامحدود به مأمورین داده بودید با حیثیت مردم با آبروى مردم بازى کنند من خودم مردمى را دیدم که ابداً نه جنسى دارند نه مازاد دارند در توقیف نگه داشته آبروى آنها را بردند براى این که منافع خصوصى خودشان را تأمین کنند پارسال به قدرى به طبقه ضعیف و رعیت و همان خرده‌مالکین که مورد توجه جنابعالى است ستم وارد شده که به راستى در هیچ عصر و دور‌هاى سابقه نداشته است و این فرمول کنونى این موضوع را رفع می‌کنند و نگرانى دیگر وجود ندارد دستور معین و روشنى است که از آن دستور نمى‌تواند تجاوز کند اما راجع به پیشنهادى که آقاى مکرم تقدیم داشتند یک قسمت از توضیحات آقا مربوط به پیشنهاد نبود خود پیشنهاد هم اصل فکرتان صحیح است ولى آن پیشنهاد همان طور نیست و کفایت منظور را نمی‌کند به این مقصود که ما استثنائاً سال 1328 در نقاط حاصلخیز اجازه دادیم که میزان مازاد را تا 5 برابر ترقى بدهند و بنده با این پیشنهاد موافقت مى‌کنم که کمیسیونى در هر محل یعنى در هر استانى از استاندار و رئیس دارایى و دو سه‏ نفر از معتمدین محل تعیین شود و نقاط حاصلخیز را آنجا تعیین بکنند و اعلام بکنند این پیشنهاد را به این طرز اصلاح کنید بنده موافقت مى‌کنم.

رئیس - آقاى ملک مدنى

ملک مدنى - این موضوع غله یکى از موضوعات حساس و مؤثرى است که اگر در اطرافش بیشتر بحث بشود به نظر بنده شایسته هست زیرا تماس کلى با مردم دارد و از طرف دیگر هم نان مردم این مملکت باید تأمین شود اصل ایجاد اداره غله اگر خاطرتان باشد در موقعى شد که مقصود دولت آن روز این بود که حمایت از ملاک کشاورز بشود (صحیح است) زیرا آن روز گندم را نمی‌خریدند گندم در دست کشاورز و زارع و ملاک در انبارهایشان مى‌پوسید و خریدار نداشت چرا؟ دلیلش هم معلوم بود دولت آن روز اقتدار داشت که سرحدات کشور را محفوظ کرده بود از سرحدات ما غله خارج نمی‌شد بنده این عرض را مى‌کنم و حاضرم ثابت کنم که اگر سرحدات کشور را دولت بتواند سرحدات جنوبى و غربى را غربى که به عراق و بین‌النهرین می‌رود و البته یک قسمت کمى هم سرحدات خراسان را ببندد که خارج نشود هر سال بدى هم که در ایران بارندگى نشود ایران بیش از مصرفش گندم دارد این عرض را بنده مى‌کنم بنده یک مردى هستم که هم فلاحت مى‌کنم هم ملاک هستم وارد هستم بیخودى نیست دلیلش این بود که در تمام دوران رضا شاه فقید چون دولت مقتدر بود سرحدات بسته بود قاچاقچى هیچ وقت قاچاق نمی‌کرد وقتى هم سال‌هاى

+++

سختى در خراسان می‌شد از آذربایجان زنجان جنس می‌رساندند همان گلپایگان جناب آقاى دکتر معظمى هم که حاصلخیز نیست و همیشه احتیاج به خارج دارد از جا‌هاى دیگر فرستادند به عقیده بنده اول کارى بکنید جناب آقاى وزیر دارایى که حسن نیتتان مورد اعتماد و قبول همه ما هست این به نظر بنده این اشکال را رفع کنید که سرحدات خودتان را ببندید و فرصت ندهید که گندم از کشور خارج بشود بنده با این فکرموافق نیستم که ما تریاک را بدهیم و عوضش گندم بگیریم براى این که اگر تریاک را می‌دهیم باید ارز عوضش بگیریم و با آن ارز سایر امور مملکت را تأمین بکنیم این عمل خلاف اصول اقتصادى ما است این کار را ما تا قبل از شهریور می‌کردیم که اوضاعمان به این صورت شده بود حالا که خوشبختانه وضعیت این طورشده است و امنیت در مملکت ایجاد شده است این که بنده اجازه خواستم و مخالفت با لایحه آقاکردم براى دو سه موضوع بود که یکى همین بستن سرحدات و اجازه ندادن که غله از سرحدات کشور خارج بشود خود به خود گندم مملکت تأمین خواهد شد امسال هم از سال‌هایی است که وضع بارندگى و محصول خیلى خوب بوده اگر دولت سرحدات را ببندد و از خارج شدن گندم از سرحدات جلوگیرى بکند در مملکت آن قدرگندم هست که دولت محتاج نباشد که بخواهد قانون بگذارد دوم این که بنده می‌خواستم عرض کنم که هر فردى از افراد این کشور و مخصوصاً طبقه ملاک هدف و مقصودش این است که نان افراد این مملکت تأمین بشود (صحیح است) این یک چیزى است که بنده گمان می‌کنم و هیچ کس تردیدى نداشته باشد منتها در نحوه تأمین شدن نان مردم حرف داریم علت آن که ماها نگران هستیم دلیلش این است که همه مأمورین درستکارى نیستند بنده می‌گویم که بین مأمورین غله اشخاص درستکارى هم هست اشخاص صحییحطالعملى هم هست ولى تویشان یک عده اشخاص ناصحیحى هم هست مردم منتفذ مردم متشبث ولایات جناب آقاى مسعودى که جنابعالى در این موضوع هم مقاله نوشته بودید و حق همین بود براى این که باید بنویسید براى این که در روزنامه مؤثر این مملکت در مسائل جارى روز باید بحث بشود شما وقتى که اختیار دادید به مأمورین غله آن کسى که آقا صد تن گندم می‌خواهد بدهد صد تن گندم صد تا صد تا تفاوتش است ببخشد تنى سیصد تومان تفاوتش است می‌شود سى هزار تومان اگر پنج هزار تومان به مأمورین غله بدهد صد تن را ده تن می‌کند و ملاکى که ندارد قاعده که دستش نداده‌اید ما آمدیم اینجا گفتیم که آن ملاک و قاعده را جزو جمع قرار بدهیم اتفاقاً خود وزیر دارایى که واقعاً می‌خواهند از فساد جلوگیرى بکنند گفتند که این راه عملى است و راه صحیحى است اما این که باید تشخیص داده شود که کجا حاصلخیز است کجا حاصلخیز نیست آمدند یک اختیار خواستند از کمیسیون دارایى که من هر جایى که تشخیص دادم حاصلخیز است یعنى امسال حاصلش خوب است حاصلخیز قصداین نیست که به طور کلى گفته شودهمین سال جارى را تشخیص دادیم که حاصلش خوب است پنج برابر از آن بگیرند به عقیده بنده خیلى هم خوب است براى چه؟ براى این که نان مردم شهرستان‌ها تأمین بشود قرار شد یک کمیسیونى براى تشخیص حاصلخیز تشکیل شود این نظر آقاى مکرم که پیشنهاد کرده‌اند همان طور که آقاى امیر تیمور هم فرمودند درست است نه به این کیفیت پنج نفر مأمور دولت باشند دو نفر معتمد محل آن معتمدین محل در اقلیت هستند کمیسیون را باید طورى تشکیل داد که اکثریت و اقلیت با هم مناسب باشند بنده اعتقادم این است که رئیس دارایى فرماندار یا استاندار رئیس دادگسترى یا کشاورزى دو نفر هم از معتمدین محل پنج نفر باشند که تأثیر در رأى داشته باشند این را که عرض کردم مقصودم این بود که مثل سر حکم باشد که اگر ملاکین و معتمدین محل گفتند که اینجا حاصلخیز نیست فرماندار و رئیس دارایى می‌گفت که خیر حاصلخیز است رأى آن رئیس دادگسترى به عنوان سرحکم باشد بنده عقیده شخصى‌ام را عرض می‌کنم و خیال می‌کنم آقایان هم جناب آقاى وزیر دارایى و هم جناب آقاى مخبر آقاى امیر تیمور قبول بفرمایند (امیرتیمور - بنده قبول‏ می‌کنم) بنده به طور قطع عرض کنم اگر قاعد‌ه‌اى قائل نشوید با این که روى حسن‌نیت می‌فرمایید پولدارها از دادن تعهد فرار می‌کنند و خرده‌مالکین و مردم بیچاره و بدبخت می‌شوند اینجا پشت تریبون عرض می‌کنم این مأمور دارایى که نشسته است قادر نخواهد بود یا یک پشتش به آن وکیل مجلس است بنده اینجا صراحتاً عرض می‌کنم برای این که فردا می‌خواهد تعهدش را تغییر دهد و التماس می‌کند یا این که پولدار است پول می‌دهد یا متنفذ است از این دو حال خارج نیست پولدار پول می‌دهد کارش را درست می‌کند یا قوم خویش فلان وکیل است و از او حمایت می‌کند باید آقا قاعده قائل شد و این عدم تساوى را از بین برد مجلس شوراى ملى وظیفه‌اش این است که مقررات کلى وضع کند و نظارت کند که دولت این مقررات را به طور عادلانه و به طور تساوى اجراکند (صحیح است).

رئیس - این پیشنهاد با اصلاحى که شده قرائت می‌شود بعد رأى می‌گیریم.

(قسمت اصلاح شده پیشنهاد به شرح زیر قرائت شد)

و نیز وزارت دارایى می‌تواند در سال 1328 در نقاط حاصلخیز کشور که محصول خوب باشد مطابق نظر و تشخیص کمیسیونى مرکب از استاندار یا فرماندار پیشکار یا رئیس دارایى رئیس دادگسترى و دو نفر از معتمدین محل که از طرف این کمیسیون تعیین و دعوت خواهند شد میزان مازاد نقاطى را که محصول آنجا خوب عمل آمده باشد تا میزان 5 برابر گندم و سه برابر جوى مالیاتى از مالکین مطالبه و قیمت را هم مطابق نرخ مقرر بپردازند.

رئیس - رأى گرفته می‌شود با این پیشنهاد آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى گنجه‌ای به شرح زیر قرائت گردید)

پیشنهاد می‌کنم خرده‌مالکینى که بهره مالکانه آنان از سه تن غله تجاوز نمی‌کنداز پرداخت مازاد معاف باشند.

فولادوند - آقاى رحیمیان هم عین همین پیشنهاد را داده‌اند.

رئیس - آقاى گنجه‌اى

نمایندگان - تشریف ندارند.

رئیس - پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود.

رحیمیان - پیشنهاد من چطور است.

رئیس - بعد قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى کهبد به شرح زیر قرائت شد).

پیشنهاد می‌کنم که کلمه یک هزار کیلو تبدیل به سه تن شود.

نمایندگان - نیستند آقا.

رئیس - پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى نورالدین امامى به شرح زیر قرائت شد).

تعهداتى که درسال 27 گرفته شده و به واسطه عدم توانایى مالک و نبودن محصول تاکنون قسمتى از آن تحویل نشده دیگر مطالبه نخواهد شد.

رئیس - آقاى امامى‏

نورالدین امامى - توجه بفرمایید ممکن است خیال بفرمایید که با تصویب این پیشنهاد بنده کمک به بدحساب‌ها و ظلم به خوش‌حساب‌ها خواهد شد (جمعى از نمایندگان - همین طور است) ولى با یک توضیح مختصرى تصور می‌کنم جناب آقاى وزیر دارایى متقاعد بشوند و قبول کنند جناب آقاى وزیر دارایى توجه بفرمایید در اکثر نقاط آذربایجان مالک صد تن فرض بفرمایید تعهد کرده و 98 تن پرداخت کرده 2 تن مانده است یک تن و نیم مانده است حالا نمی‌خواهیم این موضوع را بگویم که وضع محصول امسال آذربایجان خوب است یابد ولى غله امروز آذربایجان خیلى بد است عمده‌مالکین مخصوصاً از ماکو آمده‌اند اینجا و از دولت تقاضا کرده‌اند و جناب آقاى وزیر دارایى هم به ایشان وعده کمک فرموده‌اند که براى آذوقه رعایا و بذر به آنها کمک بشود وقتى مالکى که گندم از خود دولت می‌گیرد براى بذر این نمی‌تواند 5/1 تن باقیمانده را بدهد به او می‌گویند که تو چرا تعهدت را اجرا نکردى و روى این موضوع اموالشان را توقیف می‌کنند نظر بنده این است نظر من این نیست که اگر کسى 50 تن تعهد کرده و نداده باز هم ندهد باید پدرش را هم درآورد و حبسش هم کرد و از او تعهدش را گرفت نظر بنده این است که به آن بدبخت‌ها کمک شود و الا البته بدحساب‌ها را باید گرفت و مجازات کرد و جریمه‌شان هم کرد و حق دولت را گرفت استدعا می‌کنم از آقاى وزیر دارایى توجه بفرمایند و عبارت بنده را هر طور که می‌خواهند اصلاح بفرمایند بنده حاضرم اصلاح کنم که یک ارفاقى به این دسته از مرد بشود و این در تمام ایران است آنها که از چند تن ممکن است نصف را نداده باشند خیر ولى آنهایی که دو تن یا مقدارجزیى نداده‌اند معاف باشند.

رئیس - آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایى - آقاى امامى توجه بفرمایید صرفنظر از این که آقایان توجه فرمودند که این پیشنهاد آقاى امامى کمک به بدحساب‌ها می‌کند و این عادت خواهد شد که هر کس خوش‌حساب شد بعد از این تعهدى که کرد دیگر اجرا نکند زیرا از پرداخت آن معاف می‌شوند و دیگر نه مالیات خواهند داد نه مازاد (صحیح است) من خیال می‌کنم اصولاً اگر بخواهیم این را چه در قسمت مالیات و چه در قسمت مازاد فتح باب بکنیم شایسته نیست بنده آن را که خیال

+++

می‌کنم که نظر آقاى امامى است این است که یک اشخاصى ممکن است تعهد کرده باشند یا به واسطه بدى وضع محصول که ناچار باشند به رعایایشان کمک کرده باشند و یا از لحاظ بذر، بذر لازمه را داده باشند ممکن است یک مقدارى از تعهداتشان را که انجام داده‌اند بقیه‌اش مانده باشد اگر این نظر باشد بنده گمان می‌کنم که اگر پیشنهادشان را این طور اصلاح کنند ممکن است مورد موافقت قرار بگیرد که اگر اشخاصی که تعهدات را داده‌اند و بعد قسمت اعظم آن را انجام داده‌اند قسمت باقیمانده را ممکن است از محصول 1328 بگیرند ولى معاف نشوند و این مقدار از بین نرود این را خیال می‌کنم موافقت می‌کنند (صحیح است)

نورالدین امامى - پیشنهاد بنده را این طور اصلاح بفرمایید.

آزاد - بنده مخالفم.

رئیس - نوبت شما نیست آقاى حاذقى مخالفید؟ بفرمایید.

حاذقى - بنده خیلى متأسف هستم که با این پیشنهاد همکار محترم مخالف هستم علت مخالفت همان نکته‌ای است که جناب آقاى وزیر دارایى فرمودند که باید در این مملکت سعى کرد که قانون محترم شمرده شود و مردم به قانون بگذارند براى این که ما سال‌ها است در این مملکت اجازه می‌دهیم به متخلفین از قوانین و دستورات مملکتى. آنهایی که مشمول نظام وظیفه می‌شدند و می‌شوند و باید‌ خدمت کنند طفره می‌روندو به یک وسائلى از این سال به آن سال می‌اندازند و از این ستون به آن ستون تا یک قوانینى وضع شود و یک موجباتى پیدا شود که آنها استفاده کنند 4 سال پیش از این در شیراز که بنا شد مازاد بدهند اشخاص خوش‌حساب فوراً مقدم شدند و آنچه که براى آنها تعیین سهمیه شده بود همه تحویل انبار دادند و با نرخ کم پولشان را دریافت کردند آن روز یک عد‌ه‌اى ندادند و اعتراض کردند که قیمت کم است بعد دولت حاضر شد و قیمت را بالا برد و آنهایی که بدحسابى کرده بودند یک مبلغى اضافه گرفتند در حالی که دولت حاضر نشد نسبت به خوش‌حساب‌ها حتى آن ما‌به‌التفاوت را بدهد (صحیح است) بنابراین اقتضا دارد که مجلس شوراى ملى در وضع قوانین همیشه سعى بکند که به اشخاص بدحساب و متخلف و آنهایی که از زیر بار قانون شانه خالى مى‌کنند هیچ گونه کمک و مساعدتى نکند تا مردم بدانند که بدحسابى و تخلف صرف نمى‌کند و باید قانون اجرا شود (صحیح است)

رئیس - با این اصلاحی که شده و آقاى وزیر دارایى قبول کردند رأى گرفته می‌شود حالا قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

تعهداتى که در سال 1327 گرفته نشده و به واسطه عدم توانایى مالک و نبودن محصول تاکنون قسمت جزیى از آن تحویل نشده در سال 1328 باید بپردازد

امیرتیمور - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید.

امیر تیمور - بنده تصورمیکنم که این محتاج به قانون نیست (صحیح است) زیرا وزارت دارایى باید بتواند تعهدات سال 1327 را در سال 28 بگیرد اینجا محتاج به قانون نیست.

نورالدین امامى - آقاى وزیر دارایى اجرا بکنند و دستور به اداره غله بدهند بنده پس می‌گیرم.

امیرتیمور - آقاى وزیر دارایى موافقت دارند.

وزیر دارایى - به اداره غله دستور داده شد.

امامى - بنده پس گرفتم.

رئیس - پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى فولادوند به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم که جمله ذیل به آخر قسمت اول ماده واحده اضافه شود. در هر حال میزان مازادى که از مالکین گرفته مى‌شود نباید از میزان تعهدى که در یکى از سنوات 325 و یا 326 و یا 327 به تشخیص وزارت دارایى گرفته شده اضافه وصول گردد.

رئیس - بفرمایید.

فولادوند - بنده چون یک شاگرد خوش‌حسابى هستم و از اول وقت مجلس می‌آیم این است که پیشنهاد هم نمره یک بود ولى پس از هشت پیشنهاد پیشنهاد خودم را خواندم بنده آقا دو جنبه در مدت خدمتم داشتم هم مالک جزیى بودم و هم مأمور دولت من مأمورین دولت را دو جور دیدم یک وقت من مدعى‌العموم بودم با ژاندارم سر و کار پیدا می‌کردم این البته مطیع محض من بود یک وقتى هم مالک بودم و آنجا هم طرز سلوکش را با مالک دیده‌ام بنده آقاى وزیر دارایى عرضم این است که این مأمورى که در اطاق وزیر دارایى می‌آید آن مأمورى نیست که می‌رود نیشابور وظیفه‌اش را انجام می‌دهد این فقط باید جنابعالى در نظر بگیرید این پیشنهاد بنده این است که ماده واحده می‌گوید وزارت دارایى می‌تواند علاوه بر مالیات مقرر تا میزان سه برابر گندم و یک برابر جو مالیاتى مازاد از مالکین مطالبه و قیمت آن را مطابق نرخ رسمى پرداخت نماید و نیز وزارت دارایى می‌تواند استثناء در سال 28 در نقاط حاصلخیز کشور که محصول خوب باشد میزان مازاد را تا 5 برابر گندم و سه برابر جو مالیاتى ترقى داده قیمت آن را بپردازد بنده اینجا این قسمت را گفتم که چون به عنوان بعضى مالکین در موقع ممیزى ضعیف بودند خلاصه نتوانستند حق خودشان را حفظ کنند مثلاً مالیاتى بر روى تعهدى بیش از آن که باید بدهند به پاى آنها حساب کردند و براى آنها تعیین کردند اگر آمد این 5 برابر واقعاً ظالمانه بود بروى براى مالک و خیلى اضافه شد وزارت دارایى به تشخیص خودش می‌گوید از سال 25 یا 26 یا 27 که از آن مازاد گرفته‌اند هر سال بیشتر گرفته‌اند دیگر بیشتر از آن سال از این شخص تعهد نگیرند.

رئیس - این رأى ندارد وقتى قانون شد نمى‌تواند بگیرند.

امیر تیمور - اجازه بفرمایید اولاً در اینجا هم نوشته شده تا 5 برابر می‌تواند حکم نیست که حتماً 5 برابر می‌تواند حکم نیست که حتماً 5 برابر گرفته شود این بسته به نظر وزارت دارایى است که در بعضى نقاط شاید 1 برابر یا 2 برابر یا بیشتر بگیرد این بسته به خوبى و بدى محصول است و زیادى و کمى آن معهذا با این پیشنهاد جنابعالى بنده که با آقاى وزیر دارایى صحبت کردم ایشان موافق هستند بنده هم موافق هستم.

رئیس - آقاى کشاورز صدر.

کشاورز صدر - همیشه وقتى که یک قانون مفیدى می‌آید براى این که بتواند دولت از آن بیشتر استفاده کند و جمع‌آورى غله را بهتر بکند باید موافقت کرد اگر جناب آقاى فولادوند همکار عزیز پیشنهاد می‌کردند که از این مقدار پرداختى کمتر نباشد صحیح بود زیرا آن مقدار قدر متقین و مسلم قابل پرداخت بوده است و داده ولى بسیار اتفاق افتاده و در نظر آقایان است به این که غالباً در تعهداتى که گرفته شده خیلى اعمال نظر و اعمال نفوذ شده و کم تعهد داده‌اند این محقق و مسلم است و اما این نکته را که فرمودند که ممکن است در ممیزى تجاوز شده باشد آقاى وزیر دارایى گوش بدهید آقاى منصف که نمی‌گذارند، و اما راجع به ممیزى که فرمودند ممکن است در جایى تجاوز شده باشد به اشخاصى همه تصدیق می‌کنند که به خرده‌مالکین تجاوز شده است و من با خود آقاى وزیر دارایى مذاکره کردیم که ایشان فرمودند که پیشنهاد بکنید که در مواقعی که مى‌بینیم که متنفذین اعمال نفوذ کرده‌اندو کم ممیزى شده تجدید نظر بکنیم و اگر به خرده‌مالکین هم تجاوزى شده آنجا هم تجدید نظر بکنیم بنده هم این پیشنهاد را داده‌ام و از آقاى فولادوند خواهش مى‌کنم که پیشنهاد را معکوس بکنند زیرا بسیار اتفاق افتاده که تعهداتى را که مالکین پرداخته‌اند خیلى بیشتر بوده و به این ترتیب از این قانون این نتیجه را نمى‌گیریم البته جناب آقاى امیر تیمور نمى‌دانم چرا فرمودند قبول می‌کنم این را شما این قانون را آوردید که بیشتر غله وصول کنید این هم راضى بوده است و اگر بنا شد کسى موافق ممیزى باید هزار تن بدهد و صد تن تعهد داده حالا ندهد این که خلاف مصلحت و منطق و قانون است اگر این طور است همان قانون فعلى را قبول کنید و اختیارات را به دولت بدهید.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى فولادوند آقایانی که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم کلمه یک هزار کیلو تبدیل به تن شود.

رئیس - آقاى کهبد.

کهبد - عرض کنم ملاحظه می‌فرمایید براى خرده‌مالکین بنده پیشنهاد کردم به جاى یک تن دو هزار کیلو باشد سه تن باشد آقایان استحضار دارند که غالب مالکین ایران خرده‌مالک هستند خرده‌مالک بیچاره باید خوراک خودش و بذرش خوراک زنش و بچه‌اش و کسانى را تأمین کند و با یک تن قطعاً تأمین نمی‌شود این است که بنده خواستم استدعا کنم که جناب آقاى وزیر دارایى موافقت بفرمایند به سه تن تبدیل شود و از مجلس هم تمنا مى‌کنم که توجه بفرمایند که قسمت اعظم این تماس مأمورین دولت را با مردم کم بکنند و اسباب راحتى مردم را تا حدى فراهم کنند.

رئیس - آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایى - در لایحه 3 دوازدهم که گذشت راجع به معافیت‌هاى خرده‌مالکین و مالکین

+++

بحث زیاد شد اگر آقایان در کمیسیون تشریف می‌آورند و حساب‌هاى ما را می‌دیدند که اگر بنا باشد ما به جاى 1 تن 3 تن را ملاک قرار بدهیم ملاحظه می‌فرمایید که دو ثلث مقدار گندمى که باید جمع‌آورى بکنیم جمع‌آورى نمی‌شود به این جهت این حسابى که شد ما خیلى خوشوقت شدیم و اینجا هم نوشته شده است کمیسیون خرده‌مالکینى که بهره مالکانه آنها، آقایانی که ملاکند خوب می‌دانند که یک ملکى وقتى عایداتش را حساب می‌کنند یا پنج و سه است یا سه و دو است سهم مالک 5 سهم خرده‌مالک هم بعد از وضع آن مخارجى است که براى رعیت لازم است رعیت می‌برد آن قسمت‌هایی که مال خوراک آنها است برمی‌دارند و آن سهمى که مال مالک است باید همان را بیاورد به اینجا بفروشد یا نگه دارد خداى نکرده به قیمت بیشترى بفروشد یا بدهد یا نه، پس اگر ما بتوانیم نسبت به آنها مقدارش را بالا ببریم و سه تن بکنیم آن نظرى که براى جمع‌آورى غله داریم تأمین نخواهد شد و این حسابى که در کمیسیون دارایى شد حساب خیلى دقیقى بود راجع به جمع‌آورى کردیم به غیر از این عملى نخواهد شد به این جهت بنده خواهش می‌کنم که آقایان توجه بفرمایند و این قانون را زودتر تصویب بفرمایند که ما بتوانیم به جمع‌آورى غله بپردازیم.

کهبد - بنده پیشنهاد را دو تن می‌کنم براى نظر جناب آقاى وزیر دارایى تأمین شود ولى پس نمی‌گیرم.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى کهبد آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) مورد توجه شد پیشنهاد آقاى رحیمیان قرائت می‌شود.

رحیمیان - من پیشنهاد خودم را پس می‌گیرم.

رئیس - پیشنهاد آقاى نورالدین امامى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

تبصره - مالکینى که به ممیزى املاک خود اعتراض دارند می‌توانند از تاریخ تصویب این قانون تا 3 ماه تقاضاى ممیزى جدید بکنند هزینه ممیزى به عهده مالک و بایستى قبلاً در صندوق دارایى ودیعه گذاشته شود.

رئیس - آقاى امامى.

نورالدین امامى - ممیزى از 1311 تا 1313 شده مخصوصاً در آذربایجان و وضع زراعت در آذربایجان از آن وقت تا به حال تغییر کرده در آذربایجان هم رعیت از محصول گندم و جو به مالک بهره نمی‌دهد در این سال‌هاى اخیر موضوع کشت گندم بلایى براى مالکین آذربایجان شده است که کشت گندم و جو را تبدیل به تخم کدو کرده است که رعیت به مالک کوچکترین بهر‌‌ه‌اى نمی‌دهد بنده خودم مالک نیستم که سنگ خودم را به سینه بزنم ولى عمده مالکین از این بابت ضرر دیده‌اند امروز هم خدمت جناب آقاى وزیر دارایى عرض کنم پیشنهاد تا شش ماه بود فرمودند اگر موافقت بکنند تا شش ماه ممکن است محصول برداشت شود اگر سه ماه بکنند بنده موافقم و آن هم چیزى نیست مالک مى‌آید تقاضا مى‌کند این است که شش ماه را تبدیل به سه ماه کردم استدعا می‌کنم که جناب آقاى وزیر دارایى هم موافقت بفرمایند تا قسمت عمده مردم هم خلاص بشوند.

رئیس - آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایى - بنده خیال می‌کنم پیشنهاد آقاى امامى اگر روزى پیش بیاید که محتاج رسیدگى باشد رسیدگى خواهد شد (جمعى از نمایندگان - بلندتر بفرمایید) پیشنهاد آقاى امامى صرفنظر از این که مربوط به قانون مالیات املاک مزروعى است ولى اگر بخواهیم در اینجا به آن ترتیب اثر بدهیم اگر حکم کلى باشد بنده نمی‌توانم قبول بکنم ناچار باید بگویم اگر دولت تردید داشته باشد باید تجدید ممیزى بکند براى این که اگر حقى براى مالک هست براى دولت هم هست تصدیق بفرمایید خیلى املاک هم هست که ترقى کرده پس دولت هم حق داردکه ممیزى بکند

امامى - پس گرفتم.

رئیس - پیشنهاد دیگر آقاى امامى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

وزارت دارایى مکلف است مفاد ماده واحده رادر تمام کشور بدون استثنا اجرا کند.

امامى - اجازه بفرمایید بنده مختصراً عرض کنم.

رئیس - این وارد نیست توضیح ندارد قانون در همه جا باید اجرا شود.

امامى - تمام تعهدات ولایات را می‌آورند در تهران مصرف می‌کنند از مالکین تهران نمی‌گیرند بنده پیشنهادم براى همین است.

رئیس - قانون براى تمام مملکت است باید اجرا شود آقاى وزیر دارایى هم باید قانون را اجرا کنند و از تمام کشور بگیرند (امامى - بنده هم مقصودم همین بود که توضیح داده شود پیشنهادم را پس گرفتم) پیشنهاد آقاى امینى قرائت می‌شود. (به شرح زیرقرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم از برنج شمال نیز مازاد گرفته شود.

رئیس - آقاى امینى.

ابولقاسم امینى - من با استدلالی که جناب آقاى وزیر دارایى کردند ایجاد اداره غله در کشور براى تشویق تولید بوده است وقتى اسم غله به طور اعم برده شد برنج هم جزو غله حساب می‌شود در این صورت بنده استدعا می‌کنم که توجهى بفرمایید اگر در گیلان مازادى هست و دولت هم که اجازه صادرات نداده است لااقل خود دولت بخرد امروز در این جلسه صحبت شد که آذوقه دشت مغان یا آذربایجان خوب نیست بنده تعجب می‌کنم اگر واقعاً این طور است چرا دولت مازاد برنج را نمی‌خرد ببرد به دشت مغان یا آذربایجان مصرف کند؟ بنده پیشنهاد کردم که برنج را هم اضافه بفرمایید چون یک بام و دو هوا که نمی‌شود یعنى خرید و فروش را یا باید دولت خودش به عهده بگیرد و دو تمام مواردى که صادرات برنج می‌شود جلویش را نگیرد و قسمتى از برنج شمال منحصراً براى صادرات لازم است یعنى برنج چمپا مصرف محلى ندارد و باید صادر بشود بنابراین برنج صادراتى در شمال زیاد داریم و صادراتش هم به واسطه منعى که داشت و امروز به صورتى که درآمده در حقیقت منع است به طوری که خود آقاى وزیر دارایى هم می‌دانند لذا این پیشنهاد را که بنده تقدیم کردم قبول بفرمایید و باعث تشکر ما خواهد شد اگر هم قبول نفرمایید بنده اصرارى ندارم خواستم فقط متذکر شده باشم که ترتیبى قائل بشوند که واقعاً بتوانند صادر کنند.

رئیس - وارد نیست و الا یکى هم لوبیا یکى هم عدس را پیشنهاد می‌کند (امینى - لوبیا که غله نیست) برنج است؟ (امینى - البته برنج غله است) این مربوط به نان کشور است پیشنهاد شما وارد نیست پیشنهادات آقایان کهبد و مهندس هدایت و ضیاء ابراهیمى به علت این که در جلسه نیستند قرائت نمی‌شود بنابراین باید پیشنهاد آقاى معتمد دماوندى قرائت شود که شبیه به پیشنهاد آقاى امینى است ولى وارد نیست. پیشنهاد آقاى کشاورز صدر هم راجع به ممیزى شبیه به پیشنهاد آقاى نورالدین امامى است که وارد نبود و پس گرفتند معهذا قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود.

تبصره - در مواردی که وزیر دارایى لازم بداند می‌تواند دستور تجدید ممیزى را که ممیزى آن مورد شبهه و تردید است بدهد و ممیزى جدید را جهت جمع‌آورى غله و مالیات معتبر خواهد بود.

رئیس - آقاى کشاورز صدر.

کشاورز صدر - دو امر موجب شد که بنده این پیشنهاد را بکنم و با جناب آقاى وزیر دارایى هم در این قضیه مشورت کردم و ایشان هم با این نظر موافق بودند. این دولت موضوع را که بنده را وادار کرد که این پیشنهاد را بکنم این است که در موقع ممیزى بسیار اتفاق افتاده که اعمال نظر شده است و کسانى هستند که املاک خودشان را کم ممیزى کرده‌اند نکته دومى که اهمیتش از این قسمت اول زیادتر و عام‌تر است این است که از 1311 تا حالا وضع بعضى از املاک یعنى بسیارى از املاک خیلى بهتر شده است شاید در 1311 درآمد او مثلاً سى تن 50 تن بوده است الان چهار برابر پنج برابر شده است زیرا به وسیله تراکتور و آبیارى و کمک‌هایی که شده است زیاد شده است و یک مطلب مهمتر این است که در اکثر نقاط در موقع ممیزى خره‌مالکین مثلاً در لرستان که شاید خود آقاى وزیر دارایى هم تصدیق بفرمایند در 1311 رفته‌اند (خوشبختانه تیمسار سپهبد امیر احمدى تشریف دارند و استحضار کامل دارند) رفته‌اند دادگسترى در خرم‌آباد مأمورین دارایى و براى شصت هزار مالک لرستان: لرستان 60 هزار مالک دارد سیصد و پنجاه هزار نفر شصت هزار مالک است مالک عمد‌ه‌اى ندارد مالکى که 60 خروار داشته باشد ندارد همه خرده‌مالک ده خروار و بیست خروار است این است که براى ما یک مالیات عمد‌ه‌اى ممیزى کرده‌اند که دولت نتوانسته تا حالا وصول کند خودش هم نرفته است ببیند که براى یک کسی که یک خروار دارد چهار خروار مالیات خواسته‌اند همین طور نوشته‌اند این است که بنده این پیشنهاد را کرده‌ام و خوشبختانه جناب آقاى وزیر دارایى گلشاییان هستند و ما به ایشان اعتماد داریم و حتى بنده حاضر هستم که این پیشنهاد را این طور اصلاح کنم که وزیر فعلى دارایى براى مدت دو ماه شخصاً رسیدگى بکند و این در وزارت دارایى سابقه دارد نقاطى را که لازم می‌داند براى رفع تجاوز سابق یا براى کمتر ممیزى کردن ایشان در ظرف دو ماه حق دارند و بعد از دو ماه هم حق ندارند این را تجدید نظر کنند. این به نظر بنده مفید است هم به حال مردم و هم به حال دولت.

دهقان - بنده می‌خواستم استدعا کنم چون که پیشنهاد بنده هم نظیر این است همین حالا قرائت بفرمایید که تکلیفش معلوم بشود.

+++

رئیس - خیلى از پیشنهادات نظیر همدیگر است وقتى یکی‌اش تصویب شد تکلیف سایرین هم معلوم می‌شود آقاى امیر تیمور.

امیر تیمور - اگر قانون مالیاتى مطرح بود جا داشت که نماینده محترم یک چنین پیشنهادى تقدیم می‌کردند و چون قانون مالیاتى نیست این پیشنهاد مورد ندارد (صحیح است) به علاوه باید آقا بدانند که ممیزى در ایران لااقل ده سال طول می‌کشدو اقلاً 50 میلیون تومان خرجش است در این مدت قلیل چطور می‌توانند ممیزى کنند، راجع به این که می‌گویند آقاى وزیر دارایى دو ماهه نظر بدهند پنجاه هزار در کشور ایران هست چطور در ظرف دو ماه وزیر دارایى مجال خواهد داشت ممیزى کند این پیشنهاد به هیچ وجه من الوجوه قابل اجرا و عمل نیست وزیر دارایى هم مخالف است بنده هم مخالفم کمیسیون هم مخالف است.

رئیس - این را استرداد بکنید

کشاورز صدر - بنده اگر آقاى وزیر دارایى قبول کنند استرداد می‌کنم و الا باید رأى گرفته شود.

رئیس - این قابل رأى نیست پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود. (پیشنهاد دیگر آقاى کشاورز صدر به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود.

تبصره - خرده‌مالکینى که محصول گندم و جو آنان بیش از سه تن نیست معاف از پرداخت مازاد خواهند بود و مالکین عمده که جمع محصول غله آنان زاید بر شصت تن می‌باشد بعد از وضع بذر و یک عشر براى احتیاجات ملک و مالک بقیه هر چه هست به قیمت دولتى به اداره غله تحویل شود.

رئیس - کشاورز صدر

کشاورز صدر - حالا این را رأى می‌گیریم یا نه؟ اگر نمی‌گیرید بنده توضیح نمی‌دهم بنده در قسمت اول پیشنهاد چون پیشنهاد آقاى کهبد پذیرفته شد عرضى ندارم اما در قسمت دوم حالا یک که چنین حسن نیتى در بین است به عقیده بنده کسانی که از 60 تن که حساب کردم بنده از دویست خروار ضبط‌شان زاید است این زاید بر دویست خروار را (اردلان - کى تشخیص بدهد؟) چرا کلافه می‌شوید آقاى اردلان چرا خاطرتان مشوب می‌شود؟ (معتمد دماوندى - براى این که ایشان بزرگ مالک هستند اردلان بیچاره که چیزى ندارد چرا کلافه بشود؟) بنده مقصودم این است آقایانی که از 200 خروار ضبط‌شان زاید بر 200 خروار هست وصولش به این ترتیب باشد که بنده عرض می‌کنم یک عشر از 200 خروار به بالا مثلاً 400 خروار ضبطش است (امینى - برنج هم جزوش است) نه آقا شما نگران نشوید (امینى - من خوشوقت می‌شوم) پیشنهاد بنده این است که اگر از 200 خروار زیادتر دارد بذرش را جدا کنند براى خودش براى ملکش براى این که کشت و زرع بکند و یک عشر هم براى احتیاجات ملک و مالک کنار بگذارد به نظر بنده این بسیار منصفانه و عادلانه است زیرا اگر کسى فرض کنیم 500 خروار ضبط دارد 500 خروار براى احتیاج ملک خودش کافى مثلاً 10 خروار به مزرعه کارش سه خروار براى مهترش می‌خواهد بقیه 9 عشرش می‌ماند که آن 9 عشر را دولت بخرد و به خرده‌پا کمتر تجاوز کند متأسفم که آقایان گوش نمی‌دهند (بعضى از نمایندگان - پس می‌گیرم) چرا پس بگیرم؟ براى چه پس بگیرم؟ چرا آقا یک پیشنهادى براى مالک عمده می‌شود پس بگیرم؟ بنده پیشنهاد می‌کنم اگر آقایان رأى ندادند بسیار خوب این است که به عقیده بنده مالک بیش از 200 خروار در اختیارش نباید باشد یعنى لازم ندارد یک مالکى اگر 6000 خروار یا ده هزار خروار دارد باید یک عشر آن را بگذارد کنار براى مخارجش بقیه را بابت مازاد بفروشد به وزارت دارایى آن مقدار رزروى هم که آقاى وزیر دارایى فرمودند اگر این پیشنهاد تصویب شود تأمین خواهد شد.

رئیس - آقاى امیر تیمور.

امیر تیمور - وجود این پیشنهاد سبب می‌شود که آن اختلافات کذایى از نو در این مملکت به وجود بیاید (صحیح است) و باز این که فلان آدم مازاد دارد و یا ندارد یا زیادتر دارد یا کمتر دارد پیش بیاید و این مسئله مستمسک خواهد شد که مأمورین بتوانند هرطورى دلشان می‌خواهد تشخیص بدهند و این یک باب بزرگ براى پول پیدا کردن رشوه دادن، براى فساد اخلاق و بدبختى براى مردم ایجاد می‌کند. این حرف‌ها چیست آقا؟ دولت موافقت کرده در کمیسیون قوانین دارایى رویش بحث شده مقدارش معین شده شما هم این پیشنهاد را پس بگیریم که این قانون زودتر بگذرد.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى کشاورز صدر آقایانی که موافقند قیام بکنند (عده کمى برخاستند) مورد توجه نشد. پیشنهاد آقاى ملک مدنى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم جمله زیر سطر دوم آخرین لایحه (مازاد غله) افزوده شود و یا ممیزى شده است و مورد اعتراض واقع شده است.

رئیس - آقاى ملک مدنى.

ملک مدنى - بنده پیشنهادم را جناب آقاى وزیر دارایى و آقاى امیر تیمور می‌خوانم شاید مورد قبول شما باشد پیشنهاد می‌نمایم جمله زیر به سطر دوم آخر این لایحه افزوده شود و یا ممیزى شده است و مورد اعتراض واقع شده حالا سطر آخر را هم می‌خوانم که خوب روشن بشود این جا می‌گوید مالکین املاکى که ممیزى نشده است مطابق آخرین تعهدى که بابت مازاد غله داشته‌اند در سال جارى باید مازاد خود را پرداخت نمایند. هنوز دولت مجال و وقت نکرده که این موضوع را رسیدگى کند یک قرارى کرده است و مالیات گرفته چون تعهدى شده تعهدى به یک نسبتى در خلال این ده سال گرفته است همین طور که اینجا گفته شده است مالکین املاکى که ممیزى نشده است پیشنهاد کردم که آن املاک هم همان تعهداتى را که سابق مى‌دادند بدهند و بعد دولت ممیزى بکند (صحیح است).

وزیر دارایى - مانعى ندارد.

مخبر - بنده هم قبول می‌کنم.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى ملک مدنى آقایانى که موافقند قیام کنند (اغلب برخواستند) مورد توجه شد پیشنهاد آقاى محمد‌‌على مسعودى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم در دهات و خالصه‌جاتى که پس از سال 1313 فروخته شده مجدداً ممیزى به عمل آید و مازاد به عمل آید و مازاد مطابق وضع فعلى آن دهات گرفته شود.

رئیس - آقاى محمد‌على مسعودى.

محمد‌على مسعودى - عرض کنم که خالصه‌جات از سال 1313 که شروع شد به فروشش ما می‌دانیم که خرابه‌ترین و مخروبه‌ترین دهات ما دهات خالصه بوده است حالا هم همین طور بنابراین ممیزى که آن دوره شده است هیچ قابل تطبیق با وضع حالا نیست آقایان ملاحظه بفرمایند چند تا از این دهات ساوجبلاغ را که بنده خودم دیده‌ام و حالا هم رفتم دیدم بکلى فرق کرده است خالصه هم مال یک عده اشخاص پولدار و متمول است مال خرده‌مالکین نیست که مانع جلوگیرى از ممیزى باشد مقدارش فوق‌العاده کم است اما در عوض دولت می‌تواند از این دهات خالصه‌جات با تجدید ممیزى در سال شاید در حدود چهل پنجاه هزار خروار یا متجاوز بر این یک عایدى مشروعى تحصیل بکند بنده پیشنهادم فقط محدود به دهات خالصه است که از سال 1313 فروخته شده این را تمنا می‌کنم آقاى وزیر هم قبول کنند.

رئیس - آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایى - پیشنهاد آقاى محمد‌على مسعودى با توضیحاتى که بنده به آقا بدهم خیال می‌کنم موردى ندارد با این که با نهایت حسن نیت داده‌اند املاک خالصه ممیزى نشده است براى این که ما وقتى قانون ممیزى را می‌دادیم املاکى که مال دولت بودکه ممیزى نمی‌کردیم مالیات از آن گرفته نمی‌شد با بی‌مناسبت ممیزى نشده است و چون ممیزى نشده است مشمول قسمت اخیر این ماده است که املاکى که ممیزى نشده مطابق آخرین تعهد جنس بدهند.

محمد‌على مسعودى - نظر بنده تأمین است پس می‌گیرم.

رئیس - پیشنهاد آقاى قبادیان و آقاى کامل ماکویى و دو سه نفر دیگر از آقایان خوانده می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

مقام ریاست مجلس شوراى ملى - به منظور جلوگیرى از قاچاق غله امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می‌کنم بعد از جمله مطابق نرخ رسمى کشور جمله ده درصد در نقاط مرزى اضافه بر نرخ رسمى غله خریدارى خواهد شد اضافه شود.

رئیس - این پیشنهاد اضافه خرج است نمی‌شود رأى گرفت (قبادیان - وارد است اجازه بدهید توضیح عرض کنم آخر دولت این کار را کرده) خودش بکند وکیل نمی‌تواند پیشنهاد کند با دولت مذاکره کنید خود دولت بکند ولى در مجلس نمی‌شود پیشنهاد کرد.

قبادیان - اگر اجازه بدهید بنده توضیح می‌دهم پیشنهاد خرج نیست.

رئیس - پیشنهاد خرج است یک دنیار وکیل نمی‌تواند پیشنهاد کند، پیشنهاد آقاى معتمد دماوندى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

تبصره - مالکینى که نسبت به ممیزى املاک خود اعتراض دارند و یا اراضى مالکینى که تاکنون ممیزى

+++

نشده است می‌توانند با دادن مخارج ممیزى تفاضاى تجدید ممیزى نمایند.

رئیس - آقاى وزیر دارایى با توضیحى که دادند دیگر موردى ندارد (معتمددماوندى - پس گرفتم) پیشنهاد آقاى آزاد قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى - پیشنهاد می‌کنم جمله استثنائاً در سال 1328 در نقاط حاصلخیز که محصول خوب باشد مازاد را تا 5 برابر گندم و 3 برابر جو مالیاتى ترقى دهند به این ترتیب اصلاح شود. چنانچه وزارت دارایى تشخیص بدهد که میزان غله مالیاتى و مازاد کفاف مصرف را نمی‌دهد از بودجه اداره غله به نرخ روز کمبود را خریدارى نماید.

رئیس - آقاى آزاد این را مسترد بفرمایید.

آزاد - نخیر من مقصودم این است که عوض این که 5 برابر بگیرند آن 3 برابر را بگیرند اگر کسر داشتند بروند بخرند به نرخ آزاد.

رئیس - پس بفرمایید.

آزاد - من همیشه مخالف بودم با قوانینى که کش دارند این قانون به عقیده بنده در دو قسمت خیلى کشدار است یکى آن قسمتى است که تذکر داده است که در نقاطى که حاصلخیز است و محصول زیاد است عوض سه مقابل پنج مقابل بگیرند یکى دیگر این قسمت آخر نوشته است که دولت می‌تواند از سه تا پنج برابر بگیرد بنده عقیده‌ام این است که قانونى که مجلس وضع می‌کند بایستى تا انداز‌ه‌اى محدود باشد که مأمورین دولت نتوانند سوءاستفاده کنند. در دو جاى این قانون مأمورین دولت سوءاستفاده می‌کنند یکى این که می‌گویند نقاطى که محصول خوب هست می‌توانند عوض سه مقابل پنج مقابل بگیرند روى این قسمت مأمورین دارایى در شهرستان‌ها می‌توانند در این نقطه‌ای که محصول خوب نبوده است براى استفاده خودشان بگویند که اینجا محصول خوب بوده است بنابراین بنده معتقد هستم که وزارت دارایى اگر چنانچه می‌داند 45 هزار تن از بابت مالیات مطالبه می‌کنند سه مقابل هم مازاد می‌گیرد و اگر چنانچه تشخیص داد کم است از بودجه‌اى که اداره غله دارد مازادش را بخرد و دردسر براى مردم فراهم نشود.

رئیس - آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایى - پیشنهاد آقاى آزاد دو اشکال دارد اشکال اولش این است که وقتى یک چنین قانونى گذشت هیچ مالکى را دولت نمی‌تواند مکلف کند گندم را به نرخ رسمى به ما بفروشد گندم را نگه می‌دارد و به جاى این که هر تنى دویست تومان بفروشد و مامحتاج می‌شویم به جاى تنى سیصد تومان تنى دو هزار تومان بخریم اشکال دومش این است که وقتى ما تنى دو هزار تومان خریدیم ما به چه قیمت بفروشیم یک نرخ ثابتى هم براى نان در شهرها معین بکنیم به این جهت اگر چنین فکرى را بخواهیم عملى کرده باشیم هم در جمع‌آورى تأثیر دارد و هم قیمت بسیار بالا می‌رود و هم این نسبتى که فرمودید هزار درجه بدتر است وقتى ما گفتیم نرخ آزاد نرخ آزاد تشخیص با کى است اگر یک مالکى باید مأمورى با هم بسازند نرخ آزاد می‌شود هزار تومان اگر نسازند مى‌شود نرخ می‌شود صد تومان.

رئیس - آقاى رضوى.

ابوالحسن رضوى - بنده می‌خواهم عرض کنم آقا به طور کلى وزارت دارایى خاصه در یک لایحه قانونى نباید معترف بشود به این که نرخى از براى یک متاع انحصارى غیر از این که خودش خریدارى می‌کند وجود دارد خاصه بر این که دولت بیاید متعهد بشود در آخر سال هر چه کم بود پیدا برود به نرخ آزاد خریدارى کند نرخ آزاد نرخ غیر معلومى است و در هر سالى یک نرخ آزادى ما داریم و با یک تبانى خیلى مختصر ممکن است قیمت را خیلى بالا ببرد به این جهت بنده خواستم حضور آقا عرض کنم که اگر وزارت دارایى اعلام بکند که اگر کسر آوردیم از آقایان مالکین خریدارى نمی‌شود ممکن است جمع‌آورى کرد تا این طرز از این جهت با توجه به ارزاق عمومى و این که دست دولت در امر غله باز باشد و چون این امر مربوط به نان مردم است و بایستى توجه کرد بنده معتقدم که جنابعالى اساساً این پیشنهاد را مسترد بفرمایید یا بر فرض می‌خواهید بفرمایید طورى نباشد که وزارت دارایى اختیارش بیشتر باشد از براى این که به قیمت زاید بر قیمت اول سال خریدارى می‌کند این اشتباه را در غالب سنوات وزارت دارایى کرده است که در اول سال یک قیمت نرخ معین کرده در اواسط یا اواخر یک قدرى نرخ را بالا برده این اشتباه موجب شده است که اساساً تمام فعالیتى که از براى جمع‌آورى غله در ایالات و ولایات به کار می‌رود کاملاً فلج مانده و اگر چنین موضوعى هم در قانون باشد بنده می‌توانم دعوى بکنم که موجب جمع‌آورى غله در هیچ جاى مملکت نخواهد بود (صحیح است).

رئیس - باید رأى گرفته شود.

آزاد - بنده معتقد هستم که 2 برابر و 3 برابر و 5 برابر اسباب زحمت مردم می‌شود این را مقطوعش بفرمایید که معلوم شود.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى آزاد آقایانی که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) مورد توجه واقع نشدعرض کنم باز پیشنهاداتى هست آقایان به اختصار توضیح بدهند بلکه زود این لایحه بگذرد و الا ناچار می‌شوم از سه ساعت جلسه بیشتر شود چون حداقل سه ساعت است پیشنهادات را قرائت می‌فرمایید. (پیشنهاد آقاى حائرى‌زاده به شرح زیر قرائت گردید)

ماده واحده ذیل را به جاى خبر کمیسیون دارایى تقدیم می‌نمایم:

ماده واحده - وزارت دارایى مکلف است به نرخ رسمى گندم و جو و برنج خریدارى نموده در سیلو براى رقابت با محتکرین ذخیره نماید و تا حوایج داخلى رفع نگردیده از حمل و نقل به طرف مرز و خروج آن از کشور مانع شده در داخله حمل و نقل و خرید و فروش جزیى و کلى آزاد باشد:

 تبصره - قسمت اول تبصره پنج قانون دو دوازدهم 1328 لغو می‌گردد.

رئیس - آقا برنج را که اجبارى ندارد دولت بخرد.

ابوالقاسم امینى - چه اصرارى دارید جنابعالى فارس هم که برنج می‌کارند.

رئیس - دولت مجبور نیست که کنف جنابعالى را بخرد یا لوبیاى دیگرى هم بخرد این وارد نیست.

حائرى‌زاده - بنده در اصل این ماده مخالف بودم نوبت به من که عرایضم را بکنم نرسید. این پیشنهاد را که بنده تقدیم کردم برای این است که ما باید ببینیم که اداره غله فایده‌اش و نتیجه‌اش و ضررش براى مملکت چیست اصلاً دولت یکى از 3 عمل را می‌تواند انجام بدهد یا بکلى ارزاق عمومى را خودش در دست بگیرد حوایج عمومى را بدهد در روسیه هم این رویه را خواستند اتخاذ بکنند و مستأصل شدند این یک طریقه‌ای است که دولت در تمام ارزاق عمومى دخالت می‌کند جمع‌آورى می‌کند و معاش مردم را می‌دهد این رویه عملى نیست و نخواهد بود و دولت پیش هم نگرفته و نخواهد گرفت یک طریقه دیگر هست که دولت دخالت نکند در عمل ارزاق عمومى بگذارد مردم خودشان زراعت بکنند و بخرند و بفروشند این را هم اگر اخلاق عمومى و تربیت اسلامى بود خیلى مفید بود ولى اگر دولت بکلى بى‌دخالت باشد محتکرین پدر مردم را درمی‌آورند پس این قسمت هم عملى نیست یک شق ثالثى دارد دولت خنثى کند عمل محتکرین را یعنى رقابت کند با محتکرین، ارزاقى همیشه در سیلو ذخیره و موجود داشته باشد ولى تجارت خرید و فروش و حمل و نقلش در داخله ایران آزاد باشد یک نقطه‌ای که گندم زیاد دارد براى حملش به نقطه دیگرى که کسر دارد ژاندارم و مأمور مالیه تولید مزاحمت می‌کنند آزاد باشد این رویه که دولت رقابت بکند با محتکرین یک رویه‌ای است که با اوضاع و احوال مملکت ما مناسبت بیشتر دارد به ارزاق عمومى ما یک دفعه زیادتر از حاجت ممکن است باشد آن وقت البته باید اجازه حمل به خارج هم داد ولى اول خرمن اول محصول باید جلوگیرى بکنند که به طرف مرز و یا سرحدات حمل نشود، مرزها را جلوگیرى بکنند که خارج نشود وقتی که حوایج عمومى مرتفع شد دولت هم اجازه بدهد خارج بکنند در داخله یک بام و دو هوا هیچ منطقى ندارد در تهران نان را یک من 9 ریال می‌فروشند در میانه یک من 27 ریال می‌فروشند هیچ تناسبى بین این رویه نیست (صحیح است) چرا؟ این مبنى براى دخالت دولت است که روى منطق و فلسفه نیست دخالت دولت که دستگاه مجهزى که بتواند درست اداره بکند ندارد باید به همین اندازه باشد که سیلو‌‌هاى خودش را پر بکند بعد خودش کنار بنشیند و تهدید بکند محتکرین را که قیمت غله از قیمت عادى هیچ وقت تجاوز نکند در دوره استبداد زمان ناصر‌الدین شاه به این که وسائل حمل و نقل مثل حالا نبود جمعیت ایران هم مسلماً آن روز کمتر از حالا نبود مردم حالا خیلى از این مملکت هجرت کرده‌اند و رفته‌اند بدبخت و بیچاره و نفله و نیست و نابودشده‌اند ارزاق عمومی را آن روز اجازه حمل به خارج ایران نمی‌داد ولى در داخله هم دولت ما هیچ دخالتى نداشت فقط گندم خالصه را در انبار‌هاى خودش نگاه می‌داشت دولت براى تهدید محتکرین براى مرعوب ساختن آنهایی که می‌خواستند از زحمت مردم کسب و کار بکنند یکى، دو ماه، سه ماه، آخر سال اگر محتکرین جلو فروش جنس را می‌گرفتند انبار دولت و خالصه‌جات آذوقه شما را تأمین می‌کرد که جلوى احتکار بگیرند مابقى آزاد بود امروزه یکى از بدبختی‌هاى ما این است که تهران جمعیتش زیاد شده و فقر و فلاکت و بدبختى سرتاسر مملکت را گرفته است آن مرد دهاتى می‌بیند در ده نان گران‌تر از شهر تهران است این دو خروار سه خروار جنسى هم که دارد می‌فروشد و می‌آید به تهران براى این که

+++

نان ارزان‌تر است و عملگى می‌کند نه خانه و نه منزل و نه مسکن دارد دهات لم‌یزرع می‌افتد تهران هم فقر و بیچارگى دارد سرتاسرش را گرفته این پیشنهادى که بنده کردم نظر دولت را که موافق مصالح مملکت باشد تأمین می‌کند، انبار‌هاى خودش را، سیلو هایی که دارد از گندم و جو و برنج از ارزاق پر کند و آزاد بگذارد نانواها خودشان بروند خرید بکنند. آرد پیدا بکنند بپزند و بفروشند معنى ندارد که تهران نان ارزان بخورد ولى در شهرهایی که مرکز غله است مردم را از گرسنگى بگذراند تلف بشوند این دخالتى را که نمی‌تواند از عهده‌اش برآید این به عقیده من باید موقوف بکند این ماده واحده را من مجدداً قرائت می‌کنم که آقایان توجه بکنند که نظر دولت تأمین شده آزادى حمل و نقل جنس هم در داخله رعایت شده است من پیشنهاد کردم نوشته شود «وزارت دارایى مکلف است به نرخ رسمى گندم و جو و برنج خریدارى نموده در سیلو براى رقابت با محتکرین ذخیره نماید و تا حوایج داخلى رفع نگردیده از حمل و نقل به طرف مرز و خروج آن از کشور مانع شده در داخله حمل و نقل و خرید و فروش جزیى و کلى آزاد باشد» تا مردم این شکلى که گرفتار مأمورین هستند نباشد من در دو سه دوره 20 سال پیش، 28 سال پیش از طرف یزدی‌هایمان در مجلس بودم همه ساله دیدم مراجعه می‌کنند که آذوقه نداریم از همدان از کرمانشاه خریدارى می‌کنند و نان می‌خورند دولت که نان نمی‌دهد به آنها دولت در دو سه جا براى این که چه مصلحتى براى آنجا ایجاب کرده است به آنها غله می‌دهد مردم مابقى باید خودشان از نقاط دیگر غله تهیه کنند و حمل کنند آن هم مانع می‌شوند بنده می‌گویم آزاد باشد.

رئیس - این نمی‌شود رأى گرفت پیشنهاد برنج نمی‌شود رأى گرفت.

حائری‌زاده - برنج را من حذف می‌کنم.

رئیس - بسیار خوب آقاى مخبر بفرمایید.

مخبر - بنده به نماینده محترم اطمینان می‌دهم که دولت عملاً نظر جنابعالى را در نظر دارد و تأمین می‌کند به این طریق که دولت مصمم است در سال جارى تمام هم خودش را مصروف بدارد که سیلوها در هر جا که هست پر باشد و پس از این که این نظر را در همه جا تأمین کرد خود دولت هم تصمیم دارد آن وقت آزاد بکند بنابراین جنابعالى چون نظرتان با این وضع تأمین می‌شود مسترد بفرمایید.

حائرى‌زاده - پس می‌گیرم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت بشود. (پیشنهاد آقاى دهقان به شرح زیر قرائت گردید).

تبصره زیر را براى الحاق به خبر کمیسیون دارایى پیشنهاد می‌نماید.

تبصره از تاریخ تصویب این قانون تا یک ماه مالکینى که به ممیزى املاک خود اعتراض دارند می‌توانند اعتراض خود را با ذکر دلایل موجه به نزدیکترین اداره دارایى ارسال دارند در صورتی که وزارت دارایى اعتراضى را وارد بداند به خرج مالک مأمورینی براى تجدید ممیزى اعزام خواهند داشت و ملاک پرداخت مالیات و مازاد این قبیل املاک در سال جارى به مأخذ ممیزى جدید خواهد بود.

رئیس - آقاى دهقان.

دهقان - در اینجا چند پیشنهاد مختلف در این مورد داده شده و ‌صحبت‌هایی هم شده که این گمان میطکنم جامع جمیع آن صحبت‌ها است بنده اصولاً معتقدم که آن املاکی که آباد شده نباید تجدید ممیزى بشود براى این که آبادانى تشویق بشود باید مزد دست آنهایی باشد که این املاک را آباد کرده‌اند و این تفاوت را باید داشته باشد با آنهایی که کار نمی‌کنند و به فکر آبادانى نیستند ولى یک املاکى هم هست که الان اگر تمام تولدش را بخواهند بدهند براى مالیات باز کفایت مالیات آن ممیزى که در سال 1313 شده نمی‌کند بنده این پیشنهاد را کردم که به درددل این مالکینى که به آنها اجحاف و تعدى می‌شود برسند و از جهت این که خرج این هم به عهده دولت نباشد گفتیم آن کسانی که احتیاج به تجدید ممیزى دارند خرج آن را هم خودشان بدهند به علاوه در صورتی که وزارت دارایى این اعتراضات را وارد بداند اقدام به ممیزى جدید بکند بنده استدعا می‌کنم به نام مالکینى که حقاً و واقعاً حق اعتراض ممیزى جدید را دارند این را دستور بفرمایید که رفع تعدى از این مالکین بکنند.

رئیس - آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایى - پیشنهاداتى که می‌شود آقایان توجه نمی‌فرمایند مکرر پیشنهادات داده می‌شود این که مالکین و یا دولت تقاضا کنند اینها تمام بحث شد و تمام شد حالا باز دوباره پیشنهاد می‌فرمایید که اگر مالکینى باشند اگر اعتراضى داشته باشند و تقاضا بکنند تجدید ممیزى بکنند بنده عرض کردم مالیات مازاد همان ممیزى سال 1313 را قبول بکنند اگر نمی‌خواهند قبول بکنند این اعتراض باید از طرفین باشد پس اگر این اعتراض براى مالک است براى دولت هم باشد و این معنى را ندارد که دولت تقاضاى ممیزى بکند مردم حق نداشته باشند یا مردم تقاضاى تجدید ممیزى بکنند دولت حق نداشته باشد ولى یک پیشنهادى که آقاى ملک مدنى فرمودند که در جمله آخر اضافه شد این نظر آقا را تأمین می‌کند و این دیگر موردى ندارد این است که بنده استدعا می‌کنم که که این پیشنهادتان را پس بگیرید براى این که هم بحث شده و هم مذاکره شده و هم یعنى قسمتش تصویب شده است‏.

مخبر - بنده اطمینان می‌دهم که نظر جنابعالى در جاى دیگر منظور و تأمین شده است و قریباً هم از نظرخودتان خواهد گذشت اینجا در کمیسیون قوانین دارایى یک لایحه‌اى راجع به اصول مالیات‌ها برحسب پیشنهاد دولت از چندى قبل به این طرف در کمیسیون دارایى مطرح شد در آن لایحه منقح شده در آنجا یک لایحه بخصوصى براى اجرای همین ممیزی‌هایی که مورد اعتراض است وجود دارد و بعد از این لایحه امیدواریم که مطرح بشود و نظر جنابعالى در آنجا منظور است چون که این لایحه مالیاتى که نیست همان طور که فرمودند با قبول پیشنهاد آقاى ملک مدنى که مجلس شوراى ملى هم رأى داد نظر جنابعالى تأمین شده زیرا در اینجا مقرر است که به ممیزی‌هایی هم اعتراض نیست وزارت دارایى رسیدگى خواهد کرد. بنده از این فرصت استفاده می‌کنم و به عرض آقایان می‌رسانم چون آقاى آزاد اظهار نگرانى کردند راجع به عبارت ماده فرمودند که چون این کشدار است ممکن اساسى در عمل بهانه به دست مأمورین بدهد و اساب زحمت براى مردم از یک برابر تا 5 برابر بشود همه جا مثلاً 5 برابر مطالبه بکنند خیر این طور نیست آقاى آزاد آقاى وزیر دارایى الان به بنده دادند که به محض این که این قانون بگذرد تلگرافى به تمام شهرستان‌ها دستور خواهم داد که در مرکز هر استانى کمیسیونى از استاندار یا فرماندار و رئیس دارایى و رئیس دادگسترى و دو نفر از کشاورزان معتمد محل تشکیل بشود و هر نقطه‌ای که آن کمیسیون تشخیص داد که حاصلخیز است و در امسال حاصلش خوب خواهد بود ممکن است مازاد را تا 5 برابر بدهند اگر آن کمیسیون تشخیص داد تا 5 برابر و الا از یک برابر تا سه برابر خواهند گرفت پس نظر آقا تأمین است.

دهقان - بنده با وعده‌ای که آقاى مخبر دادند پس می‌گیرم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت شود. (پیشنهاد آقایان دکتر مجتهدى و بهادرى به شرح زیر قرائت گردید)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌نمایم که عبارت یک هزار کیلو در ماده واحده تبدیل شود به دو هزار کیلو.

رئیس - این که مورد توجه واقع شد پیشنهاد دیگرى قرائت شود. (پیشنهاد آقاى دکتر ملکى به شرح زیر قرائت گردید)

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده واحده اضافه شود:

تبصره - دولت مکلف است قیمت ده درصد از کلیه مازاد تحویلى به شهرستان را تحت نظر انجمن شهرستان و بهدارى محل به مصرف بهداشت همان شهرستان برساند.

رئیس - این وارد نیست، پیشنهاد دیگرى قرائت بشود. (پیشنهاد آقاى عباس مسعودى به شرح زیر قرائت گردید)

اینجانب پیشنهاد را تقدیم می‌دارم:

تبصره - دولت مکلف است جمع‌آورى غله را طبق این قانون منتها تا آخر مهر ماه 1328 انجام داده و بعد معاملات و غله و نان را در داخل کشور آزاد گذارد و فقط نظارت و مراقبت در تعدیل نرخ داشته باشد. صادرات غله در صورتى مجاز است که دولت تشخیص دهد مازاد بر احتیاج در داخل کشور وجود دارد.

رئیس - آقاى عباس مسعودى.

عباس مسعودى - در اینجا دولت بایستى واقعاً نان تمام کشور را تأمین بکند و این که فقط به منظور احتیاط مواظب و مراقب باشد و چون به تجربه ثابت شده که دولت نتوانسته است نان کشور را تأمین بکند یعنى نان را تمام مردم به یک نرخ بخرند به این جهت بنده این پیشنهاد را دادم که معاملات غله را در داخله آزاد بگذارند و به منظور ذخیره و براى جلوگیرى از ترقى و تنزل قیمت هر دو یک مقدار لازمى دولت گندم در سیلو ذخیره نگاه دارد که هر موقع گندم زیاد شد و زارعین و قیمت به انداز‌ه‌اى

+++

تنزل کرد که براى زارعین و مالکین صرف نظر نکرده منظور اولیه‌ای که براى آن اداره غله به وجود آمده همان نظر را اعمال بکنند یعنى اگر غله تأمین شد و براى زارع ضرر می‌کند دولت در آن وقت خرید بکند و در موقعى که قیمت بالا می‌رود و کمیاب می‌شود دولت فروش بکند بقیه کار را به خودم مردم واگذار بکنند و در غیر این موقع معاملات غله را در تمام کشور آزاد بگذارید فقط دولت نظارت داشته باشد که از ترقى جلوگیرى بشود اگر دولت بخواهد که اصرار داشته باشد بر این که نان مملکت را تأمین بکند بنده حرفى ندارم پس می‌گیرم در این صورت دولت اقلاً باید دو میلیون تن گندم داشته باشد در انبارهایش تا این که بتواند که اطمینان داشته باشد که به تمام مردم می‌تواند نان بدهد و چون نمی‌تواند فقط 180 یا 200000 تن خواهد توانست غله ذخیره بکند این کافى خواهد بود بازار غله را نگه بدارد به خصوص این که گذشته به ما نشان داد که نمی‌شود دولت نرخ نان دولتى را هم نمی‌تواند در همه جا یکسان نگاه دارد در تهران مثلاً می‌دهند کیلویى سه ریال اما یکى از آقایان نمایندگان آذربایجان به بنده تذکر می‌دهند که در یکى از نقاط با وجود این که اداره ثبت نرخ غله هم هست کیلویى 7 قران نان را می‌فروشند این عملى که می‌شود درست نیست یعنى یک جایى کیلویى 7 قران و یک جایى کیلویى سه ریال به مردم بدهند یک شهر و دو نرخ یعنى یک دکان آزادپزى است کیلویى هشت ریال یک دکان دولتى بفروشد کیلویى سه ریال این پیدا است که اصلاً روى وضعى نیست که بشود قابل دوام باشد و اطمینان‌بخش براى مردم باشد، این ممکن است هر قدر هم دولت بخواهد جلوگیرى بکند بازار سیاه و قاچاق را رواج می‌دهد یعنى آن میزان آردى که دولت می‌دهد هر روز دولت می‌دهد به منظور این که نان تهیه بشود آن به طور عجیب و محرمانه هر قدر هم مواظبت کنید می‌رود به صورت آزادپزى بنابراین چیزى که درست می‌کند نان آزاد را می‌دهد ولى نانى را که خودش می‌دهد بالاخره نانى خواهد بود محفوظ از مواد خارجى و خیلى تفاوت نرخ پیدا می‌کند بین آزادپزى و نرخ رسمى دولتى این است ناچار آردى را که از دولت می‌گیرند محفوظ خواهند کرد و نان خوب به مردم نمی‌دهند بنابراین بنده گمان می‌کنم اگر سیاست دولت برود روى آزادى عمل افراد مملکت و فقط دولت نظارت داشته باشد بر نرخ که تخلف هم نکنند این بهتر است هم خرده‌مالک و هم زارع و هم مردم این مملکت راحت می‌شوندمازاد آن را، بقیه را هم به خود مردم واگذار بکند و توجهش را هم جلب بکند که از صادرات در سال‌هایی که محصول کمیاب است جلوگیرى بکند در صورتی که مازاد دارد بنده اضافه می‌کنم صادرات غله در صورتى مجاز است که دولت تشخیص بدهد که غله به اندازه کافى در داخله کشور وجود دارد یعنى در حقیقت با اجازه دولت باشد یعنى صادرات غله ممنوع باشد مگر با اجازه دولت در این صورت نگرانى رفع می‌شود غله‌اى که مورد احتیاج خود مردم است تأمین می‌شود و قطعاً هم نان شهرها اداره خواهد شد.

رئیس - آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایى - اختلاف نظرى که بنده با آقاى مسعودى دارم از این جهت است که آقاى مسعودى معتقد هستند همین طوری که قیمت تمام اجناس روى عرضه و تقاضا است خوب است که دولت قسمت نان را هم ول بکند و برود روى عرضه و تقاضا یعنى صریحاً اظهار عقیده می‌فرمایند که اگر قیمت نان در تهران یک من 5 تومان باشد اهمیتى ندارد چرا؟ براى این که پیاز این قیمت را دارد ولى یک چیزى هم اینجا عرض می‌کنم که نان از چیز‌هاى ضرورى و لازم براى مردم این مملکت است ولى وقتی که ما تصدیق می‌کنیم که اکثریت مردم این مملکت فقیر و بیچاره هستند اگر یک روز هم قیمت نانى را که ممکن است نان خالى یک من 9 ریال بخورد این را هم سه تومان و چهار تومان و پنج تومان بکنند دیگر اصلاً زندگى براى مردم قابل دوام نیست اما حالا این قسمت را می‌فرمایید قابل اشکال هست بنده عرض می‌کنم نوشته‌اید تا آخر مهر ماه جمع‌آورى غله بکنیم آقا یک قسمت محصول ما تا آخر مهر ماه هنوز درو نشده است تمام آذربایجان قوچان یک قسمتى از همدان، زنجان کردستان یک قسمتش تا آخر مهر ماه اصلاً درو نشده است که می‌گوییدجمع‌آورى بشود. دوم این که روى اصل اقتصادى وقتى می‌توان یک جنس معدل قیمت واقع شودکه توانایى نسبت به مازاد این قدر باشد که اگر احتیاج شد و تقاضا زیاد شد بتواند آن مقدار که تقاضا می‌شود عرضه بدارد آن قدر هم تقوى و ایمان در مردم باشد که آن قیمتى را که به عنوان معدل قیمت می‌خواهد عرضه بکند به جاى این که بخواهند ببرند توى خانه‌شان قایم بکنند وقتی که امروز دولت تصمیم دارد به آن نانواى تهران که به هر قیمتى شده است گندم را تنى 240 تومان بفروشد که نان را یک من 9 ریال بفروشد باز می‌فرمایید این گندم را برمى‌دارد و مازاد آن را می‌فروشد فراوان است اگر توانایى دولت محدود است و از پنجاه هزار تومان بیشتر نیست وقتى هم که آزاد گذارد خبازان آزاد‌پز می‌روند به قیمت گران از مالکین می‌خرد و دیگر براى دولت گندمى نخواهد ماند و تهیه گندم از خارج مملکت براى بعضى توضیحاتى که عرض کردم با وضع خواروبار جهانى به این آسانى نیست یقین داشته باشید در تهران روى این مصرفى که هست هر قدر شما از اطراف گندم بدهید می‌برند قایم می‌کنند، دولت 230 تن در تهران گندم می‌دهد مصرف گندم تهران بیش از 270 تن نیست این که می‌فرمایید آزادپزى هم است و آن هم ضمن مقدارى است که دولت می‌دهد با وجود این هنوز دولت نتوانسته است قیمت را ثابت کند یعنى با این که ما 240 تن می‌دهیم. سى و چهل تن هم آزاد‌پزى است این تفاوت قیمت وجود دارد اگر یک روزى ما بگوییم که گندم نمی‌دهیم معلوم نیست قیمت چقدر بالا می‌رود او دیگر حساب نمی‌کند که از کرمانشاه می‌خرد و خروارى سیصد تومان کرایه می‌دهد یک مرتبه نان می‌رسد به یک من دو تومان سه تومان و در این زمستان که راه بسته شد پنج تومان و ده تومان شد این است پیشنهاد شما از این حیث عملى نیست و اما در موضوع مهر ماه قسمتى از محصول را ما در مهر ماه جمع‌آورى کردیم ما که نمی‌توانیم محصول را جمع‌آورى بکنیم و بگذاریم توى انبار خرج هم نکنیم و بگوییم مردم خودشان بروند گندم بیاوردند و نان تهیه بکنند چون دیگر گندمى نیست و مقدار تقاضا زیاد خواهد شد، چون تمام خبازها می‌آیند براى خرید گندم وقتى میزان تقاضا بیشتر شد و عرضه کم شد قیمت بالا می‌رود و از نرخ دولتى 50 درصد و صد درصد اضافه خواهد شد این موجب ترقى می‌شود آن وقت وقتى قیمت خیلى بالا رفت این فرمایشى که می‌فرمایید خیلى تئورى است و ممکن است امروز هم مجلس هم قبول بکند ولى خود آقاى مسعودى که انشاء‌الله در مجلس آتیه تشریف خواهند داشت اگر در تهران صدایى بلند شود و گفتند آقا نان نداریم آن دولت بیچار‌ه‌اى که روى کار خواهد بود گرفتار می‌شود و کار از کار گذشته گندم‌ها از سنگر خارج شده یا درانبار‌هاى محتکرین جمع‌آورى شده مردم بیچاره هم زیاد از گرسنگى آن دولت بدبخت هم نمی‌داند چکار بکند این است که بنده از آقا تقاضا می‌کنم این پیشنهاد را که عملى نیست مگر آن روزى که بنده عرض کردم که دولت صد هزار تن گندم از خارج بخرد و بیاورد در سیلوهایش بگذارد و یک رزرو عمومى مملکت باشد، پس بگیرند و ما نه این که یک مرتبه قطع بکنید به تدریج بتوانیم به جاى 200 تن 100 تن بدهیم نه این که صبح بلند شد و گفت از فردا نمی‌دهیم آن وقت روزى است که امر نان در تمام مملکت مختل خواهد شد و نه از مجلس شوراى ملى و نه هیچ دولتى نمی‌تواند فکر کند که قانون عرضه و تقاضا را از بین می‌برد این است که بنده از شما تقاضا می‌کنم که این پیشنهادتان را که نه عملى است و نه قابل اجرا خواهد بود مگر این که مجلس صریحاً تصویب بکند که اگر یک روزى یک من ده تومان شد در مملکت مسئولش دولت نیست پس بگیرند و دیگر بده عرضى ندارم.

رئیس - آقاى دکتراعتبار.

دکتر اعتبار - اگر با این توضیحات کافى آقاى وزیر دارایى آقاى مسعودى پس می‌گیرند که بنده عرضى ندارم و اگر پس نمی‌گیرند دلیل دیگرى را عرض کنم.

مسودى - بنده عقیده دارم که این کار مفید است جنابعالى توضیح بفرمایید.

دکتر اعتبار - آنچه که بنده می‌توانم به توضیحات آقاى وزیر دارایى اضافه کنم این است که موضوع آزاد گذاشتن حمل و نقل غله در داخله کشور و معامله غله یک اشکال بزرگ دارد و آن این است که دستگاه فعلى ما قادر به جلوگیرى از خارج شدن غله از مرز نیست به محض این که شما این اجازه را بدهید تمام غله می‌رود بیرون.

مسعودى - الان چطور می‌شود؟

رئیس - آقاى مخبر

مخبر - نظر جنابعالى آقاى مسعودى یک نظر بسیار اساسى است لیکن دولت و آقاى وزیر دارایى با توضیحاتى که دادند براى اجراى این نظر بالفعل آماده نیستند یعنى دستگاه خودشان را آماده می‌بینند و از طرفى براى این که این نظر صحیح و اساسى در مجلس شوراى ملى رد نشود بنده از جناب مستطابعالى تمنا می‌کنم که پیشنهادتان را مسترد بفرمایید و بگذارید براى یک فرصت بهترى که به دست آید و مقتضیات فراهم شود آن وقت توجه بفرمایید که عملى شود.

مسعودى - با توضیحاتى که آقاى امیر تیمور دادند و توجهى که آقاى وزیر دارایى به این موضوع خواهند داشت که این نظر را در آینده تأمین بفرمایند که موجبات این کار به زودى براى این مملکت فراهم بیاورند که سعادت این مملکت در این است از این جهت پس می‌گیرم.

+++

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى مهدى ارباب به شرح زیر خوانده شد)

نقاطى را که وزارت دارایى براى تحویل غله تعیین می‌کند فاصله آن تا محل تحویل از 6 کیلومتر تجاوز نکند (صحیح است)

رئیس - آقاى ارباب.

مهدى ارباب - چون اینجا معین نیست که فاصله‌اش چقدر است مضافاً به این که مشمول جریمه قرار می‌گیرد این است که تقاضا دارم که یک فاصله‌اى معین شود.

رئیس - آقاى مخبر.

امیر تیمور (مخبر) - این پیشنهاد بالفعل عملى نیست چون نقاطى که معلوم می‌شود مراکز دهستان‌ها است و این 5 فرسخ و 6 فرسخ بیشتر فاصله دارد اگر می‌فرمایید 5 فرسخ بشود ممکن است موافقت بشود و بنده با سى کیلومتر موافقم.

مهدى ارباب - از 18 تا 30

مخبر - خیر 30 کیلومتر را موافقم.

رئیس - 30 کیلومتر را موافقید آقاى ارباب؟

مهدى ارباب - از 18 تا 30 کیلومتر را موافقم.

ملک مدنى - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید.

ملک مدنى - این بهتر است یک قدرى در آن  بحث شود این پیشنهاد عوض این که نفع بدهد ضرر می‌دهد پیشنهادی که آقاى امیرتیمور مخبر محترم فرمودند که آقاى وزیر دارایى هم قبول می‌کنند که 5 فرسخ 30 کیلومتر است باشد آن وقت موجب می‌شود که وزارت دارایى در نقاطى که انبار دهستان و بلوک است انباردار و انبارها را برمى‌دارد می‌رود شهر اصلاً نباید این اختیار را بدهند به وزارت دارایی.

مهدى ارباب - پس گرفتم.

رئیس - پیشنهاد دیگر قرئت می‌شود. (پیشنهاد آقاى کهبد به شرح زیر قرائت شد)

دولت مکلف است نقاط حاصلخیز را تا مدت یک ماه تعیین و آگهى نماید و در صورت بروز اختلاف نقاط حاصلخیز بین مالکین و دارایى کمیسیونى مرکب از فرماندار، نماینده دارایی، نماینده یا انجمن شهر و دو نفر از معتمدین محل تشکیل و با اکثریت هر تصمیمى را که اتخاذ نمایند معتبر خواهد بود.

رئیس - این رد شد.

کفایی - این رد شده است.

کهبد - کى رد شده است این را بنده پیشنهاد کردم و در صورت بروز اختلاف بین دارایى و مالک بنده اینجا پیشنهاد کردم.

بهادرى - آقاى مکرم پیشنهاد کردند و رد شد.

رئیس - بفرمایید توضیح بدهید.

کهبد - چرا نمی‌گذارید توضیح بدهم بنده اینجا پیشنهاد کردم خود آقاى وزیر دارایى هم قبول کردند اگر اختلافى بین مالک و نماینده دارایى شد به یک کمیسیونى که مرکب از فرماندار نماینده کشاورزى و نماینده دارایى و دو نفر از معتمدین محل باشد رجوع شود آنها بنشینند و به اتفاق تصمیم بگیرند که آیا مالک حق می‌گوید یا دولت حق می‌گوید خود آقاى وزیر دارایى هم با این نظر موافقند آقاى وزیر دارایى موافق نیستند؟ (یکى از نمایندگان - و نماینده دادگسترى) نماینده دادگسترى را هم اضافه می‌کنم که او را هم دعوتش کند

رئیس - این مشابه پیشنهاد آقاى مکرم است.

کهبد - اگر اختلاف شد تکلیف چه می‌شود؟

مخبر - بنده به عرض مجلس برسانم که آقاى وزیر دارایى وعده دادند که بعد از تصویب این قانون دستور خواهند داد که در مرکز شهرستان یا استان کمیسیونى از استاندار یا رئیس دادگسترى ولى رئیس دارایى و دو نفر از معتمدین محل تشکیل شود و هر نظرى که هست آنها تعیین خواهند کرد و بنده اینجا صریحاً به جنابعالى عرض می‌کنم که جاى نگرانى نیست و آقاى وزیر دارایى هم وعده فرمودند

کهبد - با این توضیحى که آقاى که آقاى مخبر دادند پس می‌گیرم.

رئیس - پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى موسوى به شرح زیر قرائت شد)

تشخیص نقاط حاصلخیز و خوبى محصول و تعیین چند برابر مازادی که به نسبت مالیات وصول می‌شود به عهده کمیسیونى خواهد بود که در مرکز هر شهرستان از فرماندار و رئیس دارایى و رئیس کشاورزى و رئیس انجمن شهر و یک نفر از طرف مالکین تشکیل می‌گردد خواهد بود.

رئیس - این مشابه با پیشنهادآقاى مکرم است.

موسوى - چون آقاى وزیر دارایى هم قبول فرمودند بنده عرضى ندارم.

رئیس - پیشنهاد آقاى باتمانقلیج قرائت می‌شود (بعضى از نمایندگان - پس گرفتند) مثل مزاح شده است پس گرفت؟ پس گرفت پس گرفت چیست؟ قرائت کنید پیشنهاد آقاى باتمانقلیج قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى: پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به لایحه جمع‌آورى غله اضافه گردد

تبصره - اداره تثبیت غله از شهریور ماه 1330 منحل شود و از طرف تثبیت قیمت‌ها نرخ ثابتى براى هر شهرستان معین گردد و چنانچه دارندگان غله از قیمت تعیینى تجاوز نمایند به پرداخت ده برابر میزان تجاوز محکوم شوند

رئیس - این وارد نیست.

باتمانقلیج - بنده اجازه می‌خواهم توضیح بدهم تمام بدبختى‌‌هاى این مملکت مال اداره غله است‏

رئیس - پیشنهاد آقاى دادور قرائت می‌شود

دادور - بنده پس گرفتم.

رئیس - پیشنهاد آقاى مک مدنى قرائت شود

. ملک مدنى - بنده هم پس گرفتم چون تأمین شده است.

رئیس - پیشنهاد دیگر آقاى کهبد قرائت شود

کهبد - بنده هم پس گرفتم.

رئیس - پیشنهاد آقاى نبوى قرائت می‌شود

نبوى - بنده هم پس گرفتم.

رئیس - پیشنهاد آقاى مکرم قرائت می‌شود.

مکرم - بنده هم پس گرفتم.

رئیس - پیشنهاد آقاى کامل ماکوئى و نورالدین امامى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

قیمت نان دولتى در تمام کشور مساوى خواهد بود.

رئیس - آقاى نورالدین امامى.

نورالدین امامى - بنده زیاد توضیح نمی‌دهم شهرستان خوى سال گذشته شش هزار تن گندم تحویل داد آن وقت همین طور که آقاى مسعودى توضیح دادند آنجا نان دولتى کیلویى هفت ریال است در تهران سه ریال است چرا باید این طور باشد؟

رئیس - این را هم استرداد بفرمایید یک پیشنهاد دیگر هم مال آقاى ملک مدنى است که قرائت می‌شود.

ملک مدنى - بنده پس گرفتم نظرم تأمین شده است.

رئیس - بنابراین باید رأى بگیریم عده کافى نیست.

باتمانقلیج - از روى ساعت دو دقیقه اجازه بدهید بنده توضیح عرض کنم حتماً به ضرر مملکت نخواهد بود.

رئیس - باید نظامنامه اجازه بدهد

باتمانقلیج - ارفاقاً اجازه بدهید.

رئیس - تمنا می‌کنم آقایان اجازه بدهند ایشان دو دقیقه صحبت کنند بفرمایید.

باتمانقلیج - این همه مذاکره در اطراف غله و این وضعیت رقت‌بارى که در این مملکت ایجاد شده است و این همه پیشنهاداتى که هیچ کدام بارى از شانه ملت برنمی‌دارد خنده‌ام می‌گیرد گاهى و می‌خواهم فریاد بزنم که آقا ما خودمان این وسایل را فراهم می‌کنیم بنده الان پیشنهاد می‌کنم با ضمانت بانک ملى و بانک شاهى سه سال این مخارجى را که دولت متحمل می‌شود و مخارجى که براى جمع‌آورى می‌کند در اختیار بنده بگذارند بنده امسال مصرف غله ایران را می‌دهم با همین نرخ سالى هم یک میلیون از سال سوم تا ده میلیون براى صادرات تحویل می‌دهم (احسنت)

رئیس - اعلام رأى شده اکثریت براى اخذ رأى نیست صورت اسامى غایبین جلسه سه‌شنبه قرائت می‌شود و غایبین این جلسه هم در جلسه آینده قرائت می‌شود به استثناى آنهایی که اجازه دارند. (به شرح زیر قرائت شد)

غایبین بااجازه - آقایان: مهندس احمد رضوى، حسن اکبرى، ایلخان، احمد دهقان.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: محمد‌حسین قشقایى - اردشیر شادلو - تولیت - اورنگ - محمد ذوالفقارى - آقاخان بختیارى - ابوالقاسم بختیار - ابوالقاسم بهبانى - على اقبال - عبدالرحمن فرامرزى - ناصرالدین ناصرى - محمد‌تقى بهار - تقى‌زاده - دکتر على امینى - منوچهر گلبادى - عباس اسکندرى - عباس فاضلى - صفا امامى - خسرو قشقایى.

دیرآمدگان بااجازه - آقایان: محسن گنابادى - عبدالله وثوق - حاجى آقا رضا رفیع - منصف - ناصر ذوالفقارى - دکتر طبا - سزاوار - نصرت‌الله اسکندرى - ابراهیم افخمى - فتحعلى افشار.

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: دکتر بقایى - مهدى ارباب - عزیز زنگنه - محمد‌على مسعودى - مهندس

+++

هدایت - شریعت‌زاده - مسعود ثابتى - عباس اسلامى - شهاب خسروانى - دکتر مصباح‌زاده - نیک‌پور - یمین اسفندیارى - نیک پى - حبیب‌الله امین.

رئیس - آقاى وزیر بهدارى.

4. تقدیم یک لایحه از طرف وزیر بهدارى راجع به بهداشت شهرها

وزیر بهدارى - یک لایحه مفیدى با کمال افتخار تقدیم مجلس شوراى ملى می‌کنم راجع به قانون بهداشت شهرها است که جلوگیرى می‌کند از اشاعه امراض در شهرها و جلوگیرى از تخلف در امور بهداشت شهرها و البته قصبات هم هست مخصوصاً راجع به کارخانه‌جات و راجع به بعضى از مسایل و زحماتى که کارخانه‌جات در شهرها اسباب زحمت مردم را فراهم می‌کند یک مقرراتى وضع می‌شود همین طور از پزشکانى که بودن اجازه مشغول طبابت هستند و داروسازانى که بدون اطلاع مبادرت به کار داروسازى و دواسازى می‌کنند (امامى - لایحه منع مشروبات الکلى را بدهید) و لایحه‌اى هم راجع به کادر پزشکى است که در واقع تعیین می‌کند وظایف پزشکان و ضمن متمم بودجه تقدیم خواهد شد البته هفته گذشته با ترتیبى که خدمت وظیفه براى آقایان پزشکان در مجلس شوراى ملى تصویب شد آنها مکلف خواهند بود که در تمام نقاط کشور انجام وظیفه کنند امیدوارم در نقاطى که تا به حال پزشک نداشته‌ایم بتوانیم از وجود آنها استفاده بکنیم این یک فداکارى مهمى است که از طرف اطبا خواهد شد در نظر گرفته‌ایم که با توجه و مساعدت آقایان نمایندگان محترم و با موافقت وزارت دارایى در نقاط بد آب و هوا همان طور که در بعضى از بنگاه‌ها مثل سازمان خدمات شاهنشاهى بانک صنعتى و غیره رعایت حال پزشکان و مستخدمین شده است اینجا هم رعایت بشود که آن پزشکى که در بندرعباس و بندرلنگه مشغول خدمت است لااقل پول یخى که باید شبانه‌روز بخورد بتواند بپردازد و تقاضا مى‌کنم توجه کافى بفرمایید و تصویب بفرمایید که در واقع آنها هم بتوانند به وظایف خودشان بپردازند.

5. موقع جلسه آینده - ختم جلسه

رئیس - به کمیسیون بهدارى فرستاده می‌شود چون هوا گرم است آقایان موافقت بفرمایند جلسات ساعت 9 باشد. جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز سه‌شنبه ساعت نه.

 (55 دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت

روز و دستور جلسه آینده             8/3/1328

نظر به دستور ماده 92 آیین‌نامه داخلى مجلس شوراى ملى روز و ساعت تشکیل جلسه آینده مجلس شوراى ملى و دستور آن براى درج در روزنامه رسمى به استحضار می‌رسد.

روز تشکیل جلسه آینده - سه‌شنبه دهم خرداد ماه 1328

ساعت تشکیل جلسه - سه ساعت قبل از ظهر

دستور جلسه:

1.  اخذرأى نسبت به لایحه مازاد غله‏

2. مقررات هواپیمایی کشورى‏

3. لایحه قانونى آموزش و پرورش اجبارى مجانى‏

4. قانون اصلاح قانون تأسیس دانشگاه‏

5. لایحه معافیت ماشین‌‌هاى کشاورزى از عوارض گمرکى‏

6. قانون مالیات‌ها

ضمناً انتخاب دو نفر منشى هئت رئیسه ‏

اداره دفتر مجلس شوراى ملى

+++

یادداشت ها
Parameter:294483!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)