کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/17]

جلسه: 166 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه هشتم خرداد ماه 1322  

فهرست مطالب

1- تصویب صورت مجلس

2- تقدیم دو فقره لایحه از طرف آقاى وزیر امور خارجه

3- تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى وزیر بهدارى

4- بیانات آقاى رئیس دایر به استرداد استعفاى آقاى مسعودى

5- بقیه شور اول لایحه تعلیمات عمومى و رأى به ورود در شور دوم

6- تقدیم یک فقره لایحه راجع به اصلاح بعضى از مواد قانون کیفرى از طرف آقاى وزیر دادگسترى

7- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 166

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه هشتم خرداد ماه 1322

فهرست مطالب

1- تصویب صورت مجلس

2- تقدیم دو فقره لایحه از طرف آقاى وزیر امور خارجه

3- تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى وزیر بهدارى

4- بیانات آقاى رئیس دایر به استرداد استعفاى آقاى مسعودى

5- بقیه شور اول لایحه تعلیمات عمومى و رأى به ورود در شور دوم

6- تقدیم یک فقره لایحه راجع به اصلاح بعضى از مواد قانون کیفرى از طرف آقاى وزیر دادگسترى

7- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

(مجلس دو ساعت و نیم قبل از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید)

صورت مجلس روز پنجشنبه 5 خرداد ماه را آقاى (طوسى) منشى قرائت نمودند. (اسامی غابیبن جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین بی‌اجازه- آقایان: دکتر سمیعی، شهدوست، گودرزنیا، مشیردوانی، شجاع، اکبر، عطاالله پالیزی، مهذب، هدایت‌الله پالیزی، معتصم سنگ، کازرونیان، فاطمی، نیک‌پور، دبستانی، صادق وزیری، سلطانی، مسعودی، صفاری، کامل ماکو، نصرتیان، بوداغیان

دیر‌آمدگان بی‌اجازه- آقایان: ناصری، امامی )

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد. بنده که موقع جلسه را در این روزهاى بلند معین کرده‌ام براى این بود که امیدوار بودم در ساعت هشت و نیم یا منتها ساعت نه جلسه تشکیل می‌شود و حالا متأسفانه ساعت نه و نیم هم جلسه درست تشکیل نیست و تعجب این است که آقایان مى‌آیند اینجا و در خارج مى‌نشینند و نمی‌آیند در مجلس که جلسه را تشکیل بدهیم این خیلى اسباب تأسف است و هر قدر هم گفته مى‌شود مثل این که اعتنایى نمی‌شود.

2- تقدیم دو فقره لایحه از طرف آقاى وزیر امور خارجه

رئیس- آقاى وزیر امور خارجه‏

وزیر امور خارجه (آقاى ساعد)- چون دولت شاهنشاهى ایران و دولت کشورهاى متحده امریکا براى تقویت مناسبات

+++

دوستانه که همواره فی ما بین دو کشور بر قرار است مایل بودند به بسط و توسعه امر بازرگانى فی ما بین که یکى از نیات و مقاصد اساسى دولت شاهنشاهى ایران است و به وسیله معامله متقابله و اعطاى مزایا و امتیازات دو جانبه روابط بازرگانى را حفظ نمایند لذا از چندى پیش براى عقد پیمان بازرگانى بین دولت شاهنشاهى ایران و دولت کشورهاى متحده امریکا مذاکرات جریان داشته و بالنتیجه پیمان بازرگانى فی ما بین دو کشور اخیراً در واشنگتن به امضا رسیده این که متن فارسى آن پیمان تسلیم و ماده واحده براى تصویب پیشنهاد می‌شود. این لایحه تهیه شده است و تقدیم مجلس شوراى ملى می‌شود. همچنین قرارداد مالى بین دولت ایران و دولت اتحاد جماهیر شوروى منعقد شده است: چون دولت شاهنشاهى ایران و دولت اتحاد جماهیر شوروى سوسیالیستى به منظور مبادله کالا و تنظیم پرداخت‌ها بین دو کشور انعقاد موافقت‌نامه‌اى را لازم تشخیص دادند لذا در نتیجه مذاکراتى که از چندى پیش به عمل آمده موافقت‌نامه‌اى بین دولت شاهنشاهى ایران و اتحاد جماهیر شوروى سوسیالیستى در طهران به امضا رسیده است که متن آن به ضمیمه تقدیم و براى تصویب آن ماده واحده زیر را پیشنهاد می‌نماید. هر دو لایحه تقدیم مجلس شوراى ملى می‌شود.

رئیس- به کمیسیون مربوطه مراجعه می‌شود.

3- تقدیم یک فقره لایحه از طرف آقاى وزیر بهدارى

وزیر بهدارى- براى سلامتى نفوس و این که از آقایان اطبا غیر از ترتیب مقرر در بهدارى یک استفاده دیگرى هم بشود به طورى که در سایر ممالک هم معمول است لایحه پیشنهاد می‌شود به مجلس شوراى ملى که اجازه تشکیل انجمن‌هاى پزشکى در شهرستان‌هاى ایران به ترتیبى که مقرر خواهد شد انجام شود این است که لایحه آن را تقدیم می‌کنم. (بسیار خوب)

رئیس- به کمیسیون مراجعه می‌شود.

4- بیانات آقاى رئیس دایر به استرداد استعفاى آقاى مسعودى

رئیس- در تعقیب مذاکرات جلسه گذشته راجع به استعفاى آقاى مسعودى که البته بنده راضى نبودم و آقایان دیگر هم راضى نبودند چند نفر از آقایان با ایشان مذاکره کردند و خواهش کردند که بعد از رفع کسالت‌شان دوباره در مجلس مشغول کار شوند و مشغول خدمت شوند به این واسطه استعفاى خودشان را پس گرفتند (صحیح است- بسیار خوب) این است که براى اطلاع مجلس عرض شد.

5- بقیه شور اول لایحه تعلیمات عمومى و رأى به ورود در شور دوم

رئیس- لایحه تعلیمات عمومى مطرح است. ماده 12 خوانده شد و حالا مذاکرات لازمه می‌شود. آقاى منشور

منشور- البته در این ماده دقت زیاد شده است و با این ماده بنده مخالفتى ندارم فقط یک حداقلى براى مدت توقف در پایه‌ها معین کرده البته آقایانى که به متن ماده مراجعه کرده باشند دقت و توجه فرموده‌اند که این حداقل را لازم ندارد چون حداکثر ذکر شده است و به نظر بنده ذکر حداقل مورد ندارد و سابقاً هم که در قانون استخدام کشورى یک حداقلى را ذکر کرده بودند که حداقل توقف در رتبه‌ها چقدر است چون حداقل معین شده بود در تقاعد موجب اشکالاتى می‌شد که حداقل معین شده است در صورتی که کم‌تر اتفاق مى‌افتاد که کسى بتواند از آن حداقل هم استفاده کند و غالباً خیلى زیادتر از آن حد در یک رتبه می‌ماند و در موقع ترفیع اگر مستخدم وسایلى نداشت هیچ وقت به رتبه بالاتر نایل نمی‌شد این است که به نظر بنده این حداقل زیادى است و باید حذف شود و در آخر ماده در ضمن تبصره هم براى کمک آموزگاران و آموزگاران و دبیران ذکر شده است که اگر تأهل اختیار کنند و متأهل شوند ثلث حقوق یایه یک خود را به عنوان اضافه حقوق دریافت می‌دارند حالا بنده تعجب می‌کنم که در این قسمت چرا استادان را استثنا کرده‌اند و اسمى از آنها نبرده‌اند در صورتی که آنها هم اشخاصى هستند

+++

که بیشتر صرف وقت براى تحصیل کرده‌اند و قطعاً باید آنها هم با تأمین امور معاش امیدوارى داشته باشند و فراغت داشته باشند که بتوانند مطالعه کنند و در رشته تحصیلى خودشان پیشرفت‌هایى حاصل کنند و ثابت شده است در دنیاى متمدن اشخاصى که از حیث وضعیت معاش در مضیقه نیستند می‌توانند وقت خودشان را صرف اختراعات و کارهاى علمى بکنند و از این حیث هم عقیده بنده این است که استادان را هم علاوه کنند که تبعیضى نشود.

رئیس- آقاى نراقى

نراقى- این ماده 13 قانون تعلیمات اجبارى که فعلاً ماده 12 شده است از مهم‌ترین مواد این لایحه است که شغل مهم معلمى را اهمیتى به آن داده است البته آقایان متوجه هستند که معلمى یک شغل بزرگى در کشور ما نیست و اشخاص فهمیده و آن کسانى که ظرفیت کارهاى بزرگ در خودشان سراغ دارند کم‌تر داوطلب شغل معلمى می‌شوند براى این که در جامع ارزشى مردم براى آن قائل نیستند و دولت هم حقوقى براى آن قائل نبود به این جهت این ماده 12 که فعلاً ضمیمه این قانون شده است امیدواریم که نواقص کار تعلیماتى ما را از این حیث رفع کند. این ماده 12 شغل معلمى را تقسیم کرده است به پنج ردیف دو ردیفش معلمى دبستان‌ها و مدارس ابتدایى است که کمک آموزگار و آموزگار باشد یک طبقه مربوط به مدارس متوسطه است که دبیران باشند و دو طبقه هم متعلق به دانشکده‌ها و مدارس عالى است که استادان و دانشیاران باشند و همیشه اوقات حقوق این طبقات در معرض تغییر و تبدیل بود که هر سال باید در بودجه پیش‌بینى شود که حداقل رتبه یک دبیرى چقدر است یا مال استادى چقدر است این معین نبودن حقوق معلمى یکى از وسایل تزلزل خاطر معلمین و توهین به مقام‌شان بود دیگر این که گفته می‌شد حقوق معلمین همیشه کم‌تر از حقوق مستخدمین ادارى و کارمندان دیگر کشور بود یعنى هم پایه‌هاى قضایى و هم پایه‌هاى ادارى و هم رتبه‌هایى که در سایر رشته‌ها مثلاً پزشکى بودند حقوق‌شان بیشتر از حقوق معلمین است و وزارت معارف در ضمن این ماده 12 خواسته است اهانت‌هایى که در گذشته نسبت به حقوق معلمین شده است آنها را جبران کرده باشد این است که حقوق آنها را منطبق کرده است به حقوق ادارى یعنى حقوق پایه یک کمک آموزگارى را معادل با حقوق پایه یک ادارى قرار داده است همین قدر که در مجلس شوراى ملى پایه یک حقوق ادارى تصویب شد بالطبع پایه یک حقوق کمک آموزگارى هم گذاشته شده و پایه یک آموزگارى همیشه برابر است با یک برابر و نیم حقوق کمک آموزگار و پایه یک دبیرى مساوى است با دو برابر پایه یک حقوق آموزگارى یعنى سه برابر حقوق پایه یک ادارى و حقوق پایه یک دانشیارى سه برابر حقوق پایه یک آموزگارى یعنى چهار برابر و نیم حقوق پایه یک ادارى است با این وضعیت وزارت فرهنگ یک اعتبار خاصى براى رشته‌هاى پنج گانه معلمى قائل شده است و امیدوار است در آتیه این معلمینى که در این رشته‌هاى پنج گانه مشغول خدمت هستند یک تحصیل آبرویى برایشان در جامعه بشود و همچنین امیدواریم از این به بعد جوان‌هایى که استعداد زیاد دارند و در خودشان بنیه و استعداد کارهاى بزرگ مى‌بینند و تا به حال کم‌تر داوطلب شغل معلمى بودند داوطلب شغل معلمى بشوند و آقاى منشور هم که به عنوان مخالفت صحبت کردند بنده که مخالفتى از ایشان ندیدم بلکه نظر موافق داشتند و یک مقدارى هم از آنچه در قانون پیش‌بینى شده است ایشان زیادتر براى معلمین تقاضا داشتند حتى منظورشان این بود که چرا حداقل در قانون منظور شده است باید دولت مکلف باشد که پس از انقضاى یک سال یا دو سال یعنى آن مرحله قانونى که براى هر طبقه معین شده ارتقا آن را بدهد ولى به نظر بنده این گذاشتن حداقل لازم است براى این که رتبه‌هاى 1 و 2 و 3 که یک سال باید در آن رتبه توقف کند و 4 و 5 و 6 دو سال و بالاتر سه سال تنها ماندن یک مدتى در یک پایه نشان لیاقت نیست و باید در آن مدت لیاقت و صلاحیت و خدمت را هم در نظر گرفت و اگر به طور مطلق نوشته شود رعایت صلاحیت و لیاقت نخواهد شد و وزارت فرهنگ مکلف خواهد بود

+++

به محض انقضاى مدت مقرره و توقف آن مدت در یک پایه ارتقا به آنها بدهد آن وقت جدیت و فعالیت و حسن خدمت و لیاقت از بین خواهد رفت و همه بدون این که توجه به انجام وظیفه بکنند توقع ارتقا خواهند داشت از این جهت این حداقل گذاشته شده که اختیار براى دولت باشد کسانى که لیاقت به خرج می‌دهند و حق ارتقا دارند این ارتقا را درباره آنها منظور کنند و تشویقى از آنها به عمل آمده باشد و سایرین را هم راهنمایى به انجام وظیفه بکند بنابراین بنده تصور می‌کنم این ماده از مهم‌ترین مواد این قانون است و اگر چه ظاهراً بستگى به قانون تعلیمات عمومى ندارد و بی‌مورد بوده است گذاشتن آن در لایحه تعلیمات عمومى ولى از نظر این که سطح عمومى فرهنگ را این ماده ترقی می‌دهد و بالنتیجه شاید زمینه مناسبى براى تعلیمات عمومى فراهم کند قابل تقدیر است.

رئیس- آقاى انوار

انوار- بنده با این قانون کاملاً موافق هستم ولى یک موضوعى است که از دوره چهارم همیشه بنده را متوجه می‌کرد این رتبه‌هایى که در این قانون پیش‌بینى شده و این سنوات خدمت را که با این رتبه‌ها تطبیق می‌کنیم خوب امسال مثلاً این آموزگار رتبه یک داشته سال دیگر ترقى می‌کند بودجه این ترقى را از کجا پیدا می‌کند؟ امسال بودجه‌مان طابق النعل بالنعل با آن رتبه‌هایى است که در وزارتخانه‌ها هست و مخارج به آن اندازه است سال دیگر که رتبه‌ها بالاتر می‌رود عوایدى که پیدا نمى‌کنیم این محل از کجا باید تأمین شود من همیشه با وزار در این خصوص صحبت می‌کردم می‌گفتند که ما این قانون را می‌نویسیم بعداً انشاء‌الله محلش را پیدا مى‌کنیم درست است که یک نفر مى‌میرد یک نفر متقاعد می‌شود ولى ارتقا رتبه‌هایى که داده می‌شود معادل با آنها نیست شما یک چیز محققى و یک خرج معینى را در بودجه می‌نویسید و بعد می‌گردید عوایدش را پیدا مى‌کنید و می‌گویید انشاء‌الله پیدا می‌کنیم این انشاء‌الله را از این طرف بگویید نه از آن طرف یعنى هر وقت عایدى داشتید اضافه حقوق هم بدهید این بود که همیشه بنده در این موضوع نگران بودم و فکر مى‌کردم یک وقت هم با آقاى وزیر فرهنگ صحبت می‌کردم می‌گفتند که تو درست می‌گویى براى این که این ترتیبى که رتبه‌ها بالا می‌رود یک وقت می‌شود که ما نمى‌توانیم بودجه براى معلمین تهیه کنیم ولى خوب این ترتیب بوده است و سال‌ها به این ترتیب گذشته است در واقع می‌خواهیم بگوییم هنوز زندگانى ما روزمره است در صورتى که اگر بخواهیم قدم‌هاى اساسى برداریم باید اول بودجه‌مان منظم باشد اگر بودجه‌مان منظم شد آن وقت همه چیز مملکت‌مان منظم است بودجه‌مان که منظم شد رتبه‌هامان منظم خواهد شد و می‌توانیم بگوییم اول ترقى ما است. اینجا ملاحظه بفرمایید یک سال یک کسى می‌ماند در یک رتبه سال بعد ترقى می‌کند به رتبه دیگر این خیلى خوب منظم است خوب بودجه‌اش از کجا تهیه مى‌شود؟ خوب حالا در هر یک از این قسمت‌ها پیش‌بینى شود با در نظر گرفتن محل و انقضاى موقع و فعلاً بنده در اینجا نظر آقاى وزیر معارف را جلب به این موضوع می‌کنم و یک پیشنهادى می‌کنم که مجرد گذشتن سال را مناط قرار ندهند وقتى که سه سال تمام شد و می‌خواهید رتبه او را بالا ببرید او را امتحان کنید یک سالى که او در اینجا کار کرده است یا آموزگار بوده است یا پایه‌هاى دیگر تنها امتحان پایه و مدت نکنید امتحان اخلاق و لیاقت و عمل از آنها بکنید و این طور نباشد که کار نکرده بدون جهت حقوق بدهند مثلاً معلمینى رسماً به بنده نوشته‌اند و مى‌گویند عده‌ای هستند که در دانشکده کشاورزى اسم‌شان را براى معلمى نوشته‌اند ولى در طهران زندگى مى‌کنند در فلان مدرسه طهران در 4 تا پنج شش مدرسه اسم‌شان هست و حقوق هم می‌گیرند ولى نمی‌روند یا ساعت کارشان حاضر نمی‌شوند آقا این معلمین باید در موقع ارتقا به رتبه بالاتر امتحان بدهند امتحان صحت عمل امتحان حسن اخلاق بدهند آقایان ما از دنیا می‌رویم ولى توجه کنید شماهایى که بعد از ما هستید که معلم باید داراى صحت عمل و صحت رفتار باشد و در شاگرد ایجاد عقیده و دیانت

+++

بکند ایجاد صحت عمل بکند باید این امتحانات را بدهد و بعد از امتحان دادن ترقى داده شود امتحان را حتماً باید ملاحظه کنیم در اینجا چون معارف است نمک معارف پرورى در همه ماها هست البته در این قسمت صرفه‌جویى نمى‌کنیم ولى امتحان را حتماً باید ملاحظه کنیم که بعد از انقضاى مدت وقتى که می‌خواهد به رتبه بالاتر برود امتحان کنیم. این یک موضوع، موضوع دیگر این که من این ماده را نسبت به کمک آموزگار و آموزگار قبول می‌کنم ولى در اینجا دبیران و دانشیاران و استادان را که براى هر کدام از آنها یک قانونى بود همه را به هم ریخته‌اند و در اینجا گذارده‌اند این محتاج به دقت است این است که بنده می‌گویم با آموزگار و کمک آموزگار موافقم اما نسبت به باقى دیگر که در این ماده باشد مخالفم. این هم پیشنهادى است که تقدیم می‌کنم.

رئیس- آقاى ثقه‌الاسلامى

ثقه‌الاسلامى- عرض کنم بنده در کمیسیون چندین دفعه تکرار کردم و از آقاى وزیر معارف خواهش کردم راجع به معلمین و آموزگاران و حالا هم از این ماده 12 استفاده می‌کنم و عرض می‌کنم که همان طور که آقاى نراقى فرمودند سابق بر این نسبت به معلمین هیچ توجه نداشتند مثلاً در خیلى جاها ما داریم که ماهى چهار تومان به معلم حقوق می‌دادند در آذرشهر ماهى چهار تومان حقوق به معلم می‌دادند. (نراقى- حالا بیست تومان شده است) حالا بیست تومان می‌گیرد البته از هیچ بهتر است ولى بنده می‌خواهم عرض کنم راجع به حقوق در این ماده ترتیب خوب و صحیحى را در نظر گرفته‌اند و عرضى ندارم ولى در انتخاب اشخاص براى معلمى باید وزارت معارف کاملاً ملاحظه بفرمایند و توجه کنند وقتى یک خانواده‌اى می‌خواهد یک معلمى براى بچه‌اش انتخاب کند اول تحقیق می‌کند از حیث اخلاق و درستى عمل و صحت رفتار که آن معلم این صفات را داشته باشد ولى در وزارت معارف این قسمت خیلى در بعضى جاها رعایت نمی‌شده بنده با معلم مخالف نیستم منتها براى معلمى باید اشخاصى را در نظر بگیرند که سابقه خوب داشته باشند با حیثیت باشند خصوصاً حسن اخلاق داشته باشد اگر معلمى حسن اخلاق نداشته باشد و به حسن اخلاق معروف نباشد فوراً در آن شاگرد تأثیر می‌کند براى این که آن بچه در دبستان و دبیرستان مثل یک آیینه‌ای است که حقیقتاً هر چه آن معلم باشد و بگوید در او نقش مى‌بندد هر چه معلم بگوید اگر خوب باشد در او تأثیر خوب می‌کند و بچه خوب تربیت می‌شود اگر بد باشد در بچه بدى او تأثیر می‌کند در آن مواقع در بعضى از جاها معلوم شد که بعضى از معلمین و آموزگاران (خدا نکند این طور باشد) که از بچه‌ها استفاده‌هاى نامشروع می‌کردند و این نیست مگر این که انتخاب او بد شده بود و معلم خوب نمى‌آید مگر این که پول خوب بدهند و از آنها قدردانى کنند و الا نمی‌شود فقط اسمش را معلم گذاشت. اینجا یک سال‌هایى را براى ارتقا معلمین در نظر گرفته‌اند که در رتبه‌هاى 1 تا سه یک سال و در رتبه‌هاى 4 تا 6 دو سال و بعد از آن 3 سال خواهد بود اینجا خواستم یک مطلبى را به آقاى وزیر فرهنگ عرض کنم که در آمریکا طرز رتبه دادن در ادارات فرهنگ براى تمام کارمندان و معلمین یک قانونى دارد که هر کس بخواهد از یک رتبه به رتبه بالاتر ارتقا پیدا کند باید جانشین خودش را مثل خودش حاضر کند مثلاً یک معلم رتبه یک وقتى مى‌خواهد به رتبه دو ترقى بکند آن رتبه یک که جانشین او می‌شود باید بتواند مثل خود او باشد و همین طور در رتبه‌هاى بالاتر و این کار هیچ وقت در ایران معمول نبوده است و هیچ وقت عملى نشده است بنده در این باب پیشنهادى تقدیم می‌کنم که هیچ آموزگارى از یک رتبه نمی‌تواند به رتبه دیگر ترقى کند مگر این که آن آموزگارى را که جانشین او خواهد شد براى آن کار تربیت کند.

رئیس- آقاى مؤید احمدى

مؤید احمدى- خیلى متأسفم از این که موقعى که کلیات این لایحه مطرح بود در تمام موادش استجازه کردم

+++

لیکن موقع به بنده نرسید که عرایض خودم را عرض کنم در این ماده در پیرو بیانات آقاى نراقى البته دولت باید به مقام معلم خیلى اهمیت بدهد براى این که بالاترین مقامى که در یک کشور است مقام معلم است حتى حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید. من علمنى صرفاً قد صبرنى عبداً مقام معلم تا این اندازه اهمیت دارد ولى این ماده جایش اینجا نیست باید یک قانون استخدام پاکیزه نوشت و براى دبستان‌ها و دبیرستان‌ها و دانشکده‌ها یک قانون منظم استخدام پاکیزه براى معلمین بنویسیم لیکن این ماده را جز ماده قانون تعلیمات عمومى کردن و سر و دست و پاى آن را شکستن به عقیده بنده حق آنها را تضییع مى‌کند و بنده عقیده دارم که یک قانونى براى استخدام آموزگاران و دبیران و دانشیاران و استادان بیاورید و از مجلس بگذرانید لیکن در حسن تعلیمات عمومى این ماده را گذارندن این شایسته نیست این است که بنده خواستم این موضوع را به عرض مجلس شوراى ملى برسانم که یک قانون استخدام کلیتاً براى اینها معین بکنید و الا این طور سر و دست شکسته رأى دادن به نظر بنده چیز خوبى نیست.

رئیس- آقاى هاشمى

هاشمى- در این مملکت بنیاد معلمى تا به امروز روى مزد مادى نبوده در واقع و الا اگر مطابق نیازمندى‌هاى امروزه می‌بایستى حقوق به آموزگاران و معلمین داده شود همین اندازه هم فرهنگ ایران دایر نمى‌بود و روى همین اخلاق دیانتى که تعلیم دادن یکى از عبادات محسوب می‌شود یک عده‌ای از اشخاص این شغل مقدس را پیشه خود قرار دادند و مزد مادى در مقابل ندارند در حقیقت هم محترم است آقاى مؤید احمدى حدیث را که فرمودند بنده عرض می‌کنم بلکه پیغمبر فرموده‌اند که انسانیت محدود است به دو دسته متعلم یا معلم سایر مردم را در مقام انسان نیاورده است و فقط بنده که اینجا آمدم خواستم به عرض آقایان برسانم که در این قانون در پایه‌هاى پایین از یک تا پنج یک مراعات خوبى شده است و نسبت به رتبه‌هاى از 5 به بالا مراعاتى شده نه به آن میزان بیشتر مثلاً یک رتبه 8 دبیرى خود را مقایسه می‌کرد با یک آموزگار 20 تومانى 30 تومانى می‌دید که چند مقابل او است امروز اگر به آن طریق بخواهد مقایسه کند مقایسه او درست در نمی‌آید فعلاً یک تفاوت جزئى پیدا کرده است با رتبه بالا اما نظر کمیسیون فرهنگ و مجلس شوراى ملى این بوده است که پایه‌هاى پایین جبران خسارت‌هاى گذشته‌شان بشود و مخصوصاً احتیاجات وزارت فرهنگ بیشتر به آموزگاران است و زیاد دبیران و استادان را احتیاج ندارند بیشتر احتیاجش به آموزگارانى است که دبستان‌ها را اداره کنند و دایر بدارند از این جهت بیشتر مراعات از رتبه 1 تا پایه 5 شده است و مورد انکار نیست و به تصدیق همه آقایان این پایه‌ها هم می‌بایستى مورد توجه واقع شود.

رئیس- آقاى ملک مدنى

ملک مدنى- عرضى ندارم.

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است پیشنهادات خوانده شود.

امیر تیمور- بنده اجازه خواسته بودم.

رئیس- پیشنهادات خوانده می‌شود.

پیشنهاد آقاى دشتى‏

بنده پیشنهاد مى‌کنم این ماده از لایحه حذف شود زیرا ابداً مربوط به قانون لایحه تعلیمات عمومى و اجبارى نیست و بهتر این است که این نیت یا در ضمن لایحه مستقلى تقدیم مجلس کنند یا جز قانون استخدامى که دارند مى‌نویسند نگاه دارند.

پیشنهاد آقاى انوار

بنده پیشنهاد می‌کنم ماده 12 این نوع اصلاح شود کمک آموزگار و آموزگار توقف آنها در پایه 1 تا 3 یک سال پس از انقضا یک سال و پس از امتحان صحت عمل ترقى به رتبه بالا خواهد پیدا کرد و همچنین در ارتقا به مراتب پس از توقف در پایه 2 و انقضا مدت و امتحان با بودن محل ارتقا داده شود.

پیشنهاد آقاى یمین اسفندیارى

پیشنهاد می‌نمایم که رتبه آموزگارى طورى تعیین شود که پایه ده آن با پایه 9 ادارى تطبیق گردد.

پیشنهاد آقاى منشور

+++

در تبصره ماده 12 کلمه استادان و دانشیار اضافه شود.

پیشنهاد آقاى منصف

در تبصره 2 ماده سیزده پیشنهاد می‌کنم در سطر چهار پس از کلمه خدمات لفظ ادارى افزوده شود.

پیشنهاد آقاى ثقه‌الاسلامى

پیشنهاد می‌کنم در ماده 12 در آخر سطر سیم بعد از کلمه خواهد بود اضافه شود هیچ یک از آموزگاران نمی‌توانند ارتقا رتبه حاصل نمایند مگر این که قبلاً رتبه مادون را به جانشین خود از هر حیث آماده کنند.

پیشنهاد آقاى دکتر ادهم

پیشنهاد می‌کنم علاوه بر مدت شرط بالا رفتن از یک پایه به پایه دیگر معلومات کافى لیاقت و استعداد شخصى وظیفه‌شناسى و درستگارى باشد.

پیشنهاد آقاى نراقى و آزادى

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده 12 اضافه شود.

تبصره- دبیران فعلى دانشگاه با پنج سال سابقه تدریس نظرى یا عملى از دانشکده‌ها می‌توانند با تبدیل همان رتبه به مقام دانشیارى نایل گردند.

پیشنهاد آقاى آزادى

بنده پیشنهاد می‌کنم جمله زیر به تبصره یک ماده 12 اضافه شود و براى هر فرزندى علاوه از 3 فرزند خمس حقوق خود را به عنوان فوق‌العاده دریافت خواهند داشت‏.

پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى

پیشنهاد مى‌شود تبصره 4 اضافه شود.

تبصره 4- لیسانسیه‌هاى دانش‌سرای عالى که در موقع تصویب این قانون داراى پایه ادارى هستند از مزایاى تبصره‌هاى 1 و 2 ماده سیزدهم قانون استفاده خواهند کرد. دکتر طاهرى‏

رئیس- ماده سیزدهم

ماده 13- هرگاه در نقاطى که تعلیمات عمومى اجبارى اعلام گردیده آموزگار و کمک آموزگار تربیت یافته به حد کافى موجود نباشد وزارت فرهنگ می‌تواند کسانى را که لااقل داراى گواهى‌نامه شش ساله ابتدایى یا تحصیلاتى معادل آن هستند به آموزگار چهار کلاس اول ابتدایى و کسانى را که تحصیلات سه ساله اول متوسطه هستند یا معادل آن را دارا می‌باشند به آموزگارى کلاس‌هاى 5 و 6 ابتدایى با رعایت جهات اخلاقى و استعداد آنان براى تدریس انتخاب و به طور قرارداد استخدام نموده به کار بگمارد.

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- یک مرتبه دیگر هم گفتم به عقیده بنده معلومات کسانى که شش ابتدایى را تمام کرده باشند کافى نیست که شغل معلمى به عهده آنها واگذار شود و ما از آنها انتظار داشته باشیم که اطفال ما را تربیت کنند نه تنها نتیجه مطلوب را از گماردن آنها به شغل معلمى نخواهیم گرفت بلکه معلومات آنها از این حد به پایه است که تعلیمات‌شان براى اطفال مضر خواهد بود و بنده معتقد هستم که به کسانى باید شغل معلمى واگذار شود که حداقل معلومات‌شان تحصیلات متوسطه باشد و در این موضوع هم پیشنهاد می‌کنم و از آقاى وزیر فرهنگ استدعا می‌کنم که در کمیسیون توجه بفرمایند به این قسمت که اصلاح شود زیرا با داشتن معلومات شش ابتدایى ما نمی‌توانیم موافقت کنیم که این اشخاص به شغل معلمى گمارده شوند از این موضوع که بگذریم این تبصره که هیچ گاه وزارت فرهنگ نمی‌تواند با داشتن آموزگار و کمک آموزگار تربیت شده به استخدام آموزگاران جدید قراردادى بپردازد با این هم بنده به کلى مخالفم زیرا که الساعه در معارف ایران مخصوصاً در معارف خراسان یک عده از معلمینى هستند بسیار دانشمند که سال‌هاى سال وقت خودشان را صرف خدمت معارف کردند و مورد تقدیر و مورد احتیاج معارف هستند ولى متأسفانه خدمت آنها دایمى نیست و قراردادى بوده است و حتى همین اشخاص هم در دو ماه قبل تلگرافى در همین موضوع به وزارت فرهنگ کردند که رونوشت آن را به بنده دادند و کلمه تلگراف را نگاه داشتم که به آقاى وزیر فرهنگ تقدیم می‌کنم و بالاخره این قبیل اشخاص که عمر خودشان را در خدمت فرهنگ صرف کرده‌اند و عملاً شایستگى خودشان را نشان

+++

می‌دهند و وزارت فرهنگ از آنها رضایت دارد نباید آنها محروم بشوند و امروز جامعه به آنها احتیاج دارد و حقیقتاً عناصر فاضل و دانشمندى هستند نباید از بین بروند و سمت آموزگارى و کمک آموزگارى را پیدا نکنند و این شایسته نیست و این یک رویه بسیار غلط و نامطلوبى است و باید اصلاح بشود مطلب دیگر هم که حقیقتاً بنده نمى‌فهمم چیست این است که آموزگار یعنى چه کمک آموزگار یعنى چه فهم و کمال که نمی‌شود کمک براى آن تعیین بشود! آقا فرض بفرمایید که دکتر ادبیات هستند در زبان لاتین و باید از این معلومات خودشان درس بدهند و استفاده بدهند آیا می‌شود به این معلومات کمک کرد و یک چیزى ضم کرد به ایشان مثلاً بنده را به عنوان کمک براى شما تهیه کنند و بگویند که بنده کمک آقاى دکتر سیاسى هستم این که معنى ندارد بنده از لاتین اطلاع ندارم لذا کمک آموزگار معنى ندارد شما احتیاج به آموزگار دارید و باید به تعداد احتیاجتان آموزگار تهیه کنید به عقیده بنده دو حرفه شریف‌ترین مشاغل بشریت هستند یکى حرفه معلمى و دیگر حرفه طبابت اولى تربیت روحى را عهده‌دار است و دومى تربیت جسمى را و در هر کشورى که بخواهند از این دو حرفه تشویق کنند باید در مقام این برآیند که افراد را تربیت کنند و الا با کمک کردن که کار درست نمی‌شود آقا اولاً آموزگار قریحه لازم داده ثانیاً از لحاظ حقوق باید کارى کنیم که آنها تشویق بشوند و براى شما کار کنند و زندگى آنها تأمین شود بدون این اصلاً ممکن نیست که شما به نتیجه مطلوب برسید. افاضله فیض به وسیله دیگرى نمی‌شود کرد کمک آموزگار به عقیده بنده باید حذف شود کسى که شایستگى داشته باشد می‌تواند تعلیم بدهد وقتى که شایستگى نداشته باشد با کمک کردن که نمی‌تواند درس بدهد این مسخره است حقیقتاً.

وزیر فرهنگ- همان طورى که آقاى نماینده محترم فرمودند در کلیات هم این مذاکره شد یا در ماده دیگرى بود که براى آموزگار ما اکتفا نکنیم به سواد شش ساله ابتدایى و شایسته نیست که براى آموزگارى سواد در حدود شش ابتدایى را در نظر بگیریم یک سال دو سال هم درس بخواند و معلم بشوند این را بنده جواب عرض کردم براى این که کاملاً تصدیق می‌کنم به عقیده بنده اگر ما بتوانیم براى کسانی که در کلاس ابتدایى درس می‌دهند درجه دکترى هم قائل شویم یعنى بگوییم که دکتر در تعلیم و تربیت ما شایسته است ولى شروط بر این که بتوانیم (امیر تیمور- توانستن فرع خواستن است بخواهید تا بتوانید) خیلى خوش‌وقتم که همت ایشان خیلى عالى است ولى خیلى متأسفم که این خواستن از آن خواستن‌هاى خیلى طولانى است و نمی‌شود به این زودى عملى کرد شما اگر صد میلیارد تومان پول داشته باشید این کار را نمی‌توانید اقدام بکنید چرا براى این که وقت می‌خواهید باید پنج سال معلم تربیت بکنید و آماده بکنید چون تهیه آموزگار یک روز و دو روز نیست و پول و همت تنها کافى نیست عامى مهمى در کار است زمان و علت این که ما گفتیم کسى که داراى اطلاعات ابتدایى است دو سال هم درس بخواند درس مخصوص تعلیم و تربیت بخواند تا معلم بشود این براى این است که دیدیم بدبختانه ما امروز وسیله نداریم و یک عده‌ای که امروز مورد حاجت ما هستند نداریم از این آموزگاران ما نمی‌توانیم توقع پایه معلومات بیشتر از این داشته باشیم بنده شرم دارم از این که یک موضوع را تذکر بدهم ولى ناچارم چون در این قسمت آقاى امیر تیمور خیلى اصرار دارند و آن این است که ما در شهرستان‌ها معلمینى را داریم که این تحصیلات و معلومات شش ابتدایى را هم ندارند صدها و هزارها از این قسم معلم داریم ما نمی‌خواستیم که اطفال این کشور در سن 10 سالگى داراى سواد بشوند و ما با این وسایل محدود نمی‌خواهیم شروع کنیم عجله داریم عجله داریم به این که در این کشور بچه‌های‌شان از حداقل زمان که ده سال است همه باسواد شوند و به این امر نمی‌توانیم تأخیر قائل شویم و در این مدت هم وسایل را بهتر از این نمی‌توانیم تهیه کنیم و نخواهیم توانست یک کسانى را تهیه کنیم که بیشتر از این معلومات داشته باشند و این ناچارى است و بنده گفتم اگر وسیله داشته باشیم و اگر بتوانیم باید معلمین لیسانسیه

+++

و دکتر بفرستیم به مدرسه ابتدایى ولى نداریم بنابراین ناچاریم ما قناعت کنیم که معلمین ما بعد از شش ساله ابتدایى دو سال هم درس تعلیم و تربیت بخوانند و عده زیادى هزاران نفر در سال تربیت بشوند و شروع کنند به آن عمل یا چیزى که ما در نظر داریم مبارزه و جنگ با بى‌سوادى است و این کارى را که آقایان موافقت فرمودند در واقع یک جنگى است با بى‌سوادى و ما یک قشونى لازم داریم که باید تهیه کنیم و این فنون را باید به عجله تهیه کنیم و چون ناچاریم به عجله تهیه کنیم بیش از این نمى‌توانیم. و اما این که کمک آموزگار گفته شد اتفاقاً براى تأمین نظر خود آقاى امیر تیمور است ما نمى‌خواستیم به کسانى که داراى معلومات شش ابتدایى هستند و دو سال هم فوق ابتدایى بخوانند به اینها عنوان آموزگار که عنوان محترمى است بدهیم و گفتیم که این کمک آموزگار است هر وقت که ما توانستیم براى تمام مدارس خودمان آموزگار تهیه کنیم بالطبیعه این کمک آموزگاران از بین خواهند رفت این یک چیز موقتى است و از بین خواهد رفت مثلاً همان طور که کارخانه فرد سرى بیرون می‌دهد ما هم خیال داریم اگر انشاء‌الله موفق شویم این طور بکنیم علاجى هم نداریم ولى در ده سال نمى‌توانیم همه بچه‌ها را تربیت کنیم البته این کار موقتى است وقتى که وسایل فراهم شد این کمک آموزگاران از بین خواهند رفت آقا موضوع دیگرى که فرمودند راجع به معلمین قراردادى است بنده هم تصدیق مى‌کنم که یک عده ما معلم داریم که خیلى مردمان فاضلى هستند و قراردادى هستند اما تصدیق بفرمایید که آنها که سرکار هستند به هیچ وجه ما نمى‌خواهیم که آنها را از کار بیرون کنیم زیرا قید شده است که معلمین قراردادى جدید این این لفظ جدید را ملاحظه بفرمایید بعد هم قید شده است تا وقتى که وزارت فرهنگ معلمین تربیت یافته واجد شرایط دارد نمى‌تواند معلمین قراردادى تازه استخدام کند این بدیهى است شما زحمت کشیده‌اید پول خرج کرده‌اید معلم مخصوصى تهیه کرده‌اید این بی‌کار است به این کار ندهید و یک کسى که معلوم نیست سطع معلومات او چیست او را انتخاب کنید این معنى ندارد گفته شده است وقتى معلمین تحصیل کرده موجود است وزارت فرهنگ نمى‌تواند قراردادى جدید استخدام کند و این به عقیده بنده لازم است و بهتر هم هست براى کسانى که سر خدمت هستند چون گفته شده است قراردادى جدید. بنده از این موقع استفاده مى‌کنم هر چند گذشته است راجع به حذف آن ماده دوازده که یکى از آقایان نمایندگان گویا آقاى دشتى پیشنهاد کردند آن ماده حذف شود ولى این را جداً بنده مخالفم براى این که اساس و پایه تمام این قانون روى همین ماده است زیرا تا تکلیف آموزگاران و معلمین از حیث حیثیت از حیث مزایاى مادى از حیث احترامات معین نشود این قانون اجرا نخواهد شد (صحیح است) باید معلوم شغل محترم و داراى مزایایى باشد تا این که ما بتوانیم قشونى را که عرض کردم و افسران این قشون را تهیه بکنیم و الا با غیر از این ماده اجرا نخواهد شد.

رئیس- آقاى انوار

انوار- بنده خواستم جواب آقاى امیر تیمور را عرض کنم که در ماده 9 اگر نظر داشتند خوب بود در آنجا می‌فرمودند در آنجا بیانى نکردند حتى اظهار مخالفت هم نکردند پس آن ماده 9 جایش این نیست.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

طباطبایى- بنده عرض دارم.

رئیس- پیشنهاد دارید بدهید بیاورند.

طباطبایى- بنده در اول ماده عرض دارم قاعده بایستى به من اجازه داده شده باشد. من در کلیات این مسأله را یک قدرى بیشتر درس بحث کردم که اگر بنا شد هر چهار کلاس خوانده‌اى را معلم قرار بدهیم این نقض غرض است حالا هم وقت نشد که یک مقدارى در این ماده صحبت بشود این که آقا فرمودند که چون در ماده نهم این مسأله باید صحبت بشود بنده یک قسمت از عرایضم را که در کلیات صحبت کردم روى این ماده بود. عرض کردم ما بتوانیم با دادن پول زیاد معلم پیدا کنیم خیلى هم فراوان است یکى از مخزن‌هاى خیلى بزرگ این کار ادارات دولتى است یک عده زیادى توى

+++

ادارت دولتى هستند که اینها بى‌کارند و تحمیل بر ادارات دولتى هستند این قدر هم اینها معلومات و سواد دارند اینها را وزارت فرهنگ بگذارد در این کلاس‌ها پنج و شش تدریس بکنند. حذف ماده دوازدهم که آقا اشاره کردید و من هم موافق با حذف آن هستم نه از این جهت است براى معلمین حقى قائل نشویم ولى جایش اینجا نیست باید جاى دیگر تأمین شود و الا با تأمین وضع زندگانى معلم همه موافقیم همان طور که فرمودند واقعاً شرم آور است و باید وزارت فرهنگ توجه بکند ولى جایش اینجا نیست و یکى از محل‌هاى خوب که به نظر بنده و شما مى‌توانند از این محل استفاده کنند و به نفع معلم است و مى‌توانند پول بیشتر بدهند این مسأله است که دبستان‌ها مجانى است، دبستان یا دبیرستان یا بالاتر در انگلستان مجانى است ولى براى طبقه بى‌بضاعت دبستان، البته باید مجانى باشد دبیرستان هم باید مجانى باشد ولى معنى ندارد اگر یک نفرى شش کلاس را خواند وقتى مى‌خواهد برود متوسطه شما از او پول مى‌خواهید وقتى که گفت پول ندارم او را رد مى‌کنید در صورتی که استعداد کفایتش بیشتر از استعداد مالیش هم باشد باز او را شمارد می‌کنید مى‌گویید پول بده اما در دبستان‌ها در مدارس ابتدایى هر آقازاده را به عنوان این که دبستان‌ها مجانى است و خیال کردید خوب کارى است مجاناً مى‌پذیرید و در ردیف محصلین بى‌بضاعت مى‌نشیند و استفاده مى‌کند و حال آن که از آنها مى‌توانید پول بگیرید پول زیادتر چرا؟ براى این که سطح زندگانى بالا رفته است حقوق هم مى‌توانید بدهید و از آنها بگیرید و زیاد هم بگیرید و از آن محلى که از آنها مى‌گیرید به معلمین هم بدهید توجه بفرمایید واقعاً اگر بنا است که تعلیم و تعلمى در کار باشد احتیاج به معلم دارید کسى که چهار کلاس درس خوانده و عرض کردم سابق که این اسم خودش را بلد نیست بنویسد تا چه رسد به این که چهار سال وقت اطفال را تلف کند.

رئیس- آقاى ملک مدنى

ملک مدنى- بنده هم راجع به آن تبصره مى‌خواستم عرض کنم که به نظر بنده این تبصره ضرور نیست زیرا اگر آموزگار سابقه دارد در وزارت فرهنگ موجود باشد که وزارت فرهنگ استفاده مى‌کند اگر موجود نباشد از خارج استخدام خواهند کرد بنده خواستم این نکته را عرض کنم (آقاى وزیر فرهنگ توجه بکنند) براى معلمین دبستان در دهات بهتر است اشخاصى باشند که یک قدرى با تجربه باشند و از آن کسانى هم که در مدارس قدیمه تحصیل کرده‌اند استفاده بکنند از آنها فعلاً براى مدارس دهات در نظر بگیرند و از وجود آنها استفاده بکنند در هر صورت بنده خیال مى‌کنم ضرور نیست بودن این تبصره و زائد است و اگر موافقت داشته باشند در کمیسیون در شور دوم موافقت بفرمایند که این تبصره حذف شود.

وزیر فرهنگ- آقاى طباطبایى یک اشتباهى فرمودند که خیلى متأسفم از این اشتباه و آن این است که تصور فرمودند کسى بعد از داشتن معلومات چهار کلاسه مى‌تواند معلم بشود، آن چهار سالى که در نظرشان هست آن چهار سال تعلیمات است که هر بچه باید فرا بگیرد و براى معلمى شش سال تعلیمات ابتدایى است و دو سال دوره‌هاى تخصص این می‌شود هشت سال. و اما راجع به این که فرمودند از اعضاى ادارات استفاده بکنیم با این نظر بنده موافق نیستم براى این که ما باید معلم تربیت کنیم در قانون که ملاحظه می‌فرمایید ما نوشتیم آموزش و پرورش مجانى این یکى دو سال که ما مى‌خواهیم معلم در کلاس‌هاى خودمان یا دانشکده‌ها تربیت بکنیم مراد این است که در واقع ما او را مربى بکنیم یعنى اولاً طرز درس دادن را به او یاد بدهیم ثانیاً او را داراى اخلاق و صفاتى بکنیم که باید او بچه‌ها را داراى آن اخلاق و صفات بکند یا لااقل به او یاد بدهیم که چگونه باید بچه‌ها را تربیت بکند و داراى صفات و احساسات و عواطفى بکند که ما مقتضى می‌دانیم آن بچه داراى آن صفات باشد از قبیل حس وطن پرستى و درس وظیفه‌شناسى و غیره بنابراین نمى‌توانیم بگوییم اعضا ادارات بیایند البته اعضا ادارات خیلى خوب هستند و خوب هم خیلى در ادارات هست ولى ما نمى‌توانیم هر کس را که سواد فارسى دارد بگوییم مربى باشد این را بنده شخصاً

+++

موافق نیستم و براى این کار باید مخصوصاً معلم تربیت کنیم. اما راجع به حذف آن تبصره هم ممکن است پیشنهاد بفرمایید در کمیسیون مطالعه خواهیم کرد.

رئیس- آقاى اوحدى‏

اوحدى- بنده موافقم.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

رئیس- پیشنهادات قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى امیر تیمور

ماده 13- هر گاه در نقاطى که تعلیمات عمومى اجبارى اعلام گردیده آموزگار و کمک آموزگار تربیت یافته به قدر کافى موجود نباشد وزارت فرهنگ می‌تواند کسانى را که لااقل داراى گواهی‌نامه متوسطه یا تحصیلاتى معادل آن هستند به آموزگارى شش کلاس ابتدایى بگمارد با رعایت جهات اخلاقى و استعداد آنان براى تدریس انتخاب و به طور قرارداد استخدام نموده به کار بگمارد.

تبصره- هیچ گاه وزارت فرهنگ نمی‌تواند با داشتن آموزگار و کمک آموزگار تربیت شده به استخدام آموزگاران جدید قراردادى بپردازد و به طور کلى استخدام معلم قراردادى جدید در صورتى مجاز است که پایه معلومات آنها بالاتر از معلمین داراى گواهی‌نامه متوسطه باشند.

پیشنهاد آقاى طوسى

رتبه‌هاى دبیرى و ادارى کسانى که به درجه دکترى نایل می‌شوند و مشمول مقررات مربوط به انتخاب دانشیار باشند عیناً به رتبه دانشیارى تبدیل می‌شود و مدت توقف در آخرین رتبه دبیری یا ادارى آنان جز مدت توقف در رتبه دانشیارى محسوب خواهد شد.

رئیس- ماده چهاردهم

ماده 14- به کمک آموزگاران و آموزگاران و دبیرانى که در خارج از محل اقامت خود خدمت می‌نمایند باید از طرف دولت منزل داده شود و در غیر این صورت کرایه خانه مناسب هر محل به تشخیص وزارت فرهنگ و بر طبق آیین‌نامه مخصوصى علاوه بر حقوق و فوق‌العاده‌هاى دیگر به آنها پرداخته خواهد شد.

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- ما یک ماده گذارندیم که اجازه دادیم وزارت فرهنگ با نقشه مهندسین متخصص خودش دبستان در نقاط مختلفه کشور ایجاد کند و بسازد بنده عقیده‌ام این است که در همان ماده باید اضافه شود دبستان‌هایی که ساخته می‌شود طورى ساخته شود که جاى سکونت معلمین و آموزگاران در همان جا ساخته شود و اینجایش آنجا است اگر در همان ماده آقاى وزیر فرهنگ در نظر بگیرند در کمیسیون آن را اصلاح کنند محتاج به این ماده نخواهند بود.

وزیر فرهنگ- اتفاقاً نظر آقاى امیر تیمور را ما همین طور در کمیسیون عملى کرده بودیم یعنى گذاشته بودیم و باید هم همین طور باشد یعنى دبستان‌هایى که ساخته می‌شود به خصوص در دهات و قرا و قصاب و شهرستان‌ها باید یک محلى براى آموزگاران ساخته شود ولى تصدیق بفرمایید که ساختن دبستان‌ها مدت زمانى وقت لازم دارد و ما وقتی که شروع به این کار می‌کنیم باید قسمت اعظم این دبستان‌ها را در خانه‌هاى کرایه‌اى دایر کنیم بنابراین باید موافقت بفرمایید که فعلاً ما بتوانیم کرایه این کار را بدهیم اگر توانستیم جایى براى‌شان تهیه می‌کنیم و الا کرایه خانه به آنها می‌دهیم تصور می‌کنم در اینجا موافقت بفرمایند چون جایش اهمیت ندارد.

رئیس- آقاى انوار

انوار- بنده جداً مخالفم با این فرمایش آقاى امیر تیمور معلم از مدرسه خارج باشد بهتر است.

رئیس- آقاى هاشمى

هاشمى- بنده نظرى که داشتم آقاى وزیر فرمودند دیگر عرضى ندارم.

رئیس- ماده پانزدهم

ماده 15- وزارت فرهنگ می‌تواند آموزگاران و مدیران قراردادى را که داراى گواهی‌نامه دوره اول متوسطه و لااقل پنج سال سابقه خدمت آموزگارى در مدارس دولتى باشند به عنوان آموزگار و در صورتی که این گواهی‌نامه را نداشته

+++

ولى ده سال سابقه تدریس در مدارس دولتى داشته باشند به عنوان کمک آموزگار استخدام نماید و همچنین می‌تواند دبیران قراردادى را که صلاحیت دبیرى آنان مورد گواهى شوراى عالى فرهنگ بوده و داراى لااقل ده سال سابقه تدریس در دبیرستان و یا آن که داراى دیپلم متوسطه و پنج سال سابقه تدریس در دبیرستان باشند با رتبه دبیرى به خدمت رسمى مشغول نماید. مأخذ تعیین درجه این کمک آموزگاران و آموزگاران و دبیران آخرین حقوقى خواهد بود که قبل از دی ماه 1321 از وزارت فرهنگ دریافت داشته‌اند.

رئیس- آقاى اوحدى

اوحدى- بنده در این ماده مخالفتى ندارم زیرا مى‌بینم که آقاى وزیر فرهنگ با یک قدرتى در مقام مبارزه با جهل عمومى برآمده‌اند از این جهت بایستى با این قانون و موادى را که ایشان تنظیم کرده‌اند موافقت کرد و باید این نکته را هم تشخیص داد اگر چه تذکراً مخالف دارد عرض بنده با این بیانات وزیر محترم خودم، عیبى ندارد چون نظر تذکرى است مراتب معلومات و علوم با هم تفاوت دارد یک علومى هست که بدایت و نهایت او مربوط است به یکدیگر که معلم در آن علم بایستی تمام آن دوره را دیده باشد تا بتواند از روى تسلط و اقتدار به مطالب آن نکات علمى را به شاگرد بیاموزد اگر یک قسمتى را خوانده باشد و یک قسمتى را نخوانده باشد نمی‌تواند معلم بشود و شاگرد هم نمی‌تواند از این معلم چیز بفهمد مثل دانستن امراض چشم اگر یک معلم چشم تمام خصوصیات مربوط به چشم را ندیده باشد نمی‌تواند درس بدهد ولى فارسى یک علم فنى نیست که بگوییم یک دوره را باید طى کند یا شش سال یا هشت سال یا دوره متوسطه یا عالیه براى فارسى حدى متصور نیست بنابراین هر یک نفر فارسى‌دانى که یک پله بالاتر است می‌تواند به زیر دستش همان فارسى را یاد بدهد این احتیاج ندارد که حتماً بایستى به فلان مقام رسیده باشد و مرحله کمک آموزگارى مثل معاونتى است که توى مریضخانه‌ها است مثلاً یک دکترى وارد می‌شود می‌گوید کمک‌هاى مرا بگویید بیایند یک اسامى مختلفه دارد یک کسانى هستند که در دانشکده طب مشغول هستند ولى به حدى نرسیده‌اند که بتوانند آلات جراحى را بردارند و شروع به عمل بکنند ولى می‌توانند اسباب جراحى را بجوشانند یا به اصطلاح دزنفکته‌اش بکنند می‌توانند اینها یک کارهاى دیگرى بکنند که اینها را می‌گویند کمک یا معاون پس اگر ما بگوییم کمک آموزگار که دو پله پایین‌تر است یا سه پله پایین‌تر است یک حرف بى‌ربطى نزده‌ایم پس از این تذکر (که خیلى معذرت می‌خواهم اگر مخالف باشد با حرف رفیق خودم) بنابراین حالا که آقاى وزیر فرهنگ وارد در این مبارزه شده است مقتضى است که دست او باز باشد و در این ماده یک مقیداتى هست که درست نمی‌آید مثلاً در این ماده قید شده است که حتماً بایستى این آموزگار یا کمک آموزگار در مدارس دولتى باشد اگر شما محتاج شدید به یک آموزگار یا کمک آموزگاری که در مدارس ملى تحصیل کرده است آن را نخواهید ببرید؟ چرا این آدم را محروم می‌کنید؟ او این حق را دارد چرا از او استفاده نمی‌کنید؟ پس بنابراین آقاى وزیر فرهنگ این را بردارید عمومیش بکنید دولتى و ملى هر دو باشد هم آموزگار دولتى که خدمت فرهنگى دارد هم آموزگار ملى (اورنگ- یا این که نه دولتى و نه ملى) بله فرهنگى این را قبولش بکنند به عقیده بنده این قید را بردارند اهمیت ندارد یک قید دیگر هم در این ماده ذکر شده که صلاحیت آنها را شوراى عالى فرهنگ تصدیق کرده باشد شوراى عالى فرهنگ نفمیدم اینجا چه سمتى دارد که صلاحیت دبیر را یا آموزگار را تشخیص بدهد آقا کسى که ده سال دبیر است آموزگار است و دارد خدمت می‌کند و در فرهنگ معلم است حالا بعد از ده سال باید تازه بیاید برود شوراى عالى فرهنگ خودش را معرفى بکند اگر این آدم صالح بوده است که هست که دیگر تشخیص لازم نیست و اگر صالح نبوده است در این مدت ده سال چرا گذاشته‌اند آنجا؟ شما که به او تصدیق و گواهى داده‌اید و او را به آموزگارى گذاشته‌اید ده سال هم دارد کار می‌کند بعد از ده سال حالا می‌گویید شوراى عالى تصدیق

+++

بکند بنده با این دو قید مخالف هستم و موافقت بفرمایید که این دو قید برداشته شود.

رئیس- آقاى انوار

انوار- بنده هم مخالف هستم.

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- همان طور که نماینده محترم آقاى اوحدى بیان فرمودند بنده هم معتقد هستم که این کلمه دولتى از این ماده حذف شود و پیشنهادى هم در این زمینه کرده‌ام و به این ترتیب عده زیادى هم آموزگار براى‌شان تهیه خواهد شد.

اوحدى- حذف دولتى نه، اضافه کلمه ملى.

رئیس- آقاى اورنگ

اورنگ- اولاً به اعتقاد بنده این ماده خوب است در این قانون زیرا این قانون تحصیل یک احترام و تثبیت یک موقعیت محترمى است براى معلمین و حالا که تعلیمات اجبارى با این قانون آمده است و براى معلمین هم تثبیت کرده است یک موقع محترمى را البته جاى این ماده همین جا بوده است که گذارده شده است لکن اطراف این را یک قدرى باید بیشتر دقت کرد که منظور وزارت فرهنگ بهتر عملى بشود و یک قدرى هم حوایج خارج را باید در نظر گرفت که تطبیق بشود منظور وزارت فرهنگ با آن چیزى که در خارج موجود است اول در خارج ما باید بدانیم که وضعیت فرهنگ در ولایات و یا در مرکز چطور است، وزارت فرهنگ با این احتیاجات روز افزون مردم مى‌شود گفت یک وزارتخانه‌ای است که از این حیث جدیدالتأسیس است یعنى تازه حس کرده است احتیاج عمومى را به تحصیل فرهنگ این است که وسایلش را روز به روز فراهم مى‌کند، دبستان مى‌سازد، دبیرستان مى‌سازد، دانشگاه مى‌سازد ولى این مقدارى که تا به حال در ابنیه و توسعه آن دقت شده است شاید مجال نشده است براى تربیت معلم که او هم به مرزمان باید تدارک بشود و به مرور باید از مدارسى که براى این کار تهیه مى‌شود شاگردى که بتواند معلم بشود بیرون بیاید الآن در ساعتى که ما داریم اینجا بحث مى‌کنیم در غالب ولایات آقایان بهتر از بنده مسبوقند که پنجاه نفر در یک ولایتى و در یک ولایتى چهل نفر معلمینى هستند کنتراتى و غالباً هم بیش از ده سال سابقه دارند آنجاهایى که بنده اطلاع دارم در ولایات مخصوصاً در چهار ماه قبل از این که بنده در همدان بودم و براى این موضوع چندین تلگراف کردم به طهران عده معلمین کنتراتى که بیش از ده سال خدمت کرده‌اند بیش از پنجاه نفر بودند و اغلب آنها (این چیزى را که عرض مى‌کنم اغراق نیست مبالغه نیست) بلکه تمام آنها حقوق‌شان بین پانزده بود و نوزده تومان حالا اگر دو سه نفر بودند که بیست و دو تومان مى‌گرفتند آن مدرک حکم نیست ما اغلب و اکثر را مى‌گیریم مبالغه و زیاده روى در بیان نمى‌خواهم بکنم مردمى هستند مستحق حالا قدر اقلش این قدر مى‌شود گفت که خیلى زحمت مى‌کشید اینها غالباً در دهات هستند و در یک ده هم که ساکن هستند باید یک فرسخ راه بروید به آن دهى که یک خانه و دبستان آنجا هست و پیاده هم باید بروند با این مقدار کم از حقوق خوب الآن یک عده مهمى شامل این قسمت هستند زیرا دبستان‌هایى که الآن مطابق این قانون در تمام نقاط کشور تأسیس مى‌شود تا کلاس چهار است دیگر معلمینش همین افراد هستند که باید شاگردها را از کلاس یک کلاس چهار تربیت بکنند و اینها مشمول این دو شرط هم هستند و این دو شرط شامل آنها است یا این که سابقه از ده سال هم بیشتر دارند یا این که تصدیق متوسطه دارند و پنج سال سابقه خدمت تشخیص داد که براى شوراى عالى معارف در این ماده قرار گذارده‌اند بنده آن را عملى نمى‌بینم زیرا که شوراى عالى فرهنگ مرکب است از یک عده افراد عالی مقام که در شهر تهران هستند و تشخیص صلاحیت یک آدم، یک میرزا محسن نامى را که در سر درود همدان است نمى‌تواند بدهند، نه تشخیص علمى او را نه تشخیص عملى او را کامیون هم وزارت فرهنگ فراهم نکرده است که به تمام کشور بفرستد یک به یک آنها را جمع بکند بیاورد به طهران به شوراى عالى فرهنگ بروند و امتحان علمى بدهند علم‌شان را بسنجند رفتارشان را بسنجند و تشخیص بدهند که یک

+++

معلمى بداخلاق است یا خوش اخلاق در صورتى که این سابقه علمیش در ده سال معلوم شده که شاگرد را از کلاس یک تا چهار رسانده است فقط می‌ماند اخلاقش در آن هم آن رئیس معارف و فرهنگ محل درباره او تصدیق می‌کند که این آدم بداخلاق نیست و می‌تواند سر به سر بچه‌ها بگذارد به همین قدر کافى است که رئیس فرهنگ تصدیق بکند و الا باعث اشکال می‌شود، یک مطلب دیگر این است که در ضمن این ماده تصریح می‌کند اشخاصى که داراى این دو شرط هستند ما به کمک آموزگارى مى‌پذیریم یا رتبه دبیرى و حقوق را به آخرین حقوق که در دى ماه 21 گرفته آن را مأخذ قرار می‌دهیم این را از نظر فهم مطلب خواستم بفهم اعتقادم این است که‏ تمام این معلمینى که منظور نظر هستند و شاید این ماده هم براى قسمت عمده آنها در نظر گرفته شده است آن قدر که من اطلاع دارم حقوق دى ماه آنها مطابق رتبه یک ادارى هم نیست، شصت و دو تومانى بین‌شان پیدا نمی‌شود، این عده دبیر یا معلم را آوردیم خواستیم رتبه بدهیم می‌گوییم حقوق دى ماه چقدر می‌گرفتى پانزده تومان، پانزده تومان را وزارت معارف چه کار می‌کند؟ این پانزده تومان را ترقى بدهد بیاورد برساند به شصت و دو تومان اگر این کار را وزارت فرهنگ بکند یک تصریحى در این ماده لازم است یا این که از طرف ما یک پیشنهادى باید بشود چنان که آقاى نراقى هم پیشنهادى کرده‌اند چون در اینجا می‌گوییم باید رتبه به او بدهیم و حداقل هم رتبه یک ادارى است اگر این قید نشود دست و بال وزارت معارف بسته است و الا خوب همه معلمین آمدند خواستند رتبه بگیرند چهارده تومان تا پانزده تومان حقوق می‌گرفته‌اند رتبه یک ادارى شصت و دو تومان است باید این را ترقى بدهد برساند به شصت و دو تومان تا این عملى بشود، در مسأله دولتى عرض می‌کنم که این دخالت دولت در دبستان‌هاى ابتدایى همین چند سال است خیلى ریشه و سابقه ندارد غالب این معلمین در ولایات در مدارس تدریس می‌کردند که به اصطلاح امروز آن مدارس را ملى اسم می‌گذاریم حالا این قید را که می‌گذارید دست و پاى خودتان بسته می‌شود خوب آقا اگر شما یک صندوقخانه داشتید توى آن سه هزار تا معلم تربیت شده موجود بود می‌گفتیم خوب داریم و از این طرف هم تربیت معلم می‌کنیم ما که می‌دانیم همچو چیزى موجود نیست باید با همین معلمینى که الآن موجود هستند این کار را بکنید مدارس دولتى هم در تمام جاها نبوده است بیشتر مدارس ملى بوده است در ده میان دره یا سقز یا بانه یا مهاباد دولت در آنجاها مدرسه نداشته است ولى مدارس ملى بوده است و این آقایان در آن مدارس تدریس می‌کرده‌اند حالا که شما این کلمه دولتى را قید می‌کنید یک عده بسیار بسیار کمى که حاجت شما را رفع نمى‌کند دست شما خواهد افتاد، این لفظ دولتى را بردارید مسأله شوراى عالى معارف را هم بردارید، مسأله حقوق را هم تصریح بفرمایید با این سه رکن این ماده رمق پیدا می‌کند و قابل اجرا است و تصدیق رؤساى فرهنگ شما نسبت به حسن اخلاق این معلمین کافى است و حقوق‌شان هم اگر کم‌تر از رتبه یک بود بالا ببرند و قید دولتى را هم از آن بردارند و بگویند فقط کسى که بیش از 5 سال خدمت کرده یا 5 سال خدمت کرده با تصدیق سه کلاس متوسطه ممکن است این معلم بشود.

رئیس- پیشنهاد آقاى نقابت

پیشنهاد می‌کنم به جاى ماده 16 وزارت فرهنگ می‌تواند آموزگاران و مدیران قراردادى را که داراى گواهى‌نامه دوره اول متوسطه و لااقل 5 سال سابقه خدمت آموزگارى در مدارس دولتى باشند به عنوان آموزگار استخدام نماید و نیز در صورتی که این گواهى‌نامه را نداشته باشد ولى ده سال سابقه استخدام آموزگارى داشته باشد به عنوان کمک آموزگار استخدام نماید و همچنین می‌تواند دبیران قراردادى را که صلاحیت دبیران آنان مورد گواهى شوراى عالى فرهنگ بوده و داراى ده سال سابقه استخدام دبیرى باشد و یا داراى دیپلم متوسطه و 5 سال سابقه استخدام دبیرى باشند با رتبه دبیرى به خدمت رسمى مشغول نمایند. مأخذ تعیین درجه

+++

این کمک آموزگاران و آموزگاران و دبیران آخرین حقوقى خواهد بود که قبل از دی ماه 1321 از وزارت فرهنگ دریافت داشته‌اند.

رئیس- پیشنهاد آقاى نراقى

پیشنهاد می‌کنم در سطر هشتم از ماده 16 (که ماده 15 شده است) قانون تعلیمات عمومى این جمله افزوده شود: و همچنین استادان قراردادى را که لااقل 5 سال در یکى از دانشکده‌ها تدریس می‌کرده‌اند به خدمت رسمى بپذیرد.

رئیس- پیشنهاد دیگر آقاى نراقى

پیشنهاد مى‌کنم جمله مندرج در سطر 3 و 4 و 5 ماده 16 (که 15 شده است) قانون تعلیمات عمومى به شکل زیر اصلاح شود: در صورتی که این گواهى‌نامه را نداشته ولى پنج سال سابقه تدریس در مدارس دولتى داشته باشند به عنوان کمک آموزگار استخدام نماید.

رئیس- پیشنهاد دیگر آقاى نراقى

پیشنهاد می‌کنم در سطر هفتم از ماده 16 (که 15 شده است) قانون تعلیمات عمومى بعد از کلمه دیپلم متوسطه کلمه «یا بالاتر» افزوده شود.

رئیس- پیشنهاد آقاى آزادى و آقاى نراقى

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده 16 (که 15 شده است) قانون تعلیمات عمومى افزوده شود.

تبصره- چنانچه آخرین حقوقى که مدرک تعیین درجه می‌باشد به مقررى پایه یک نرسد پایه یک منظور می‌شود و همچنین اگر آن حقوق از مقررى یکى از پایه‌هاى مذکور در این قانون متجاوز نموده و به مقررى پایه بالاتر نرسیده باشد پایه بالاتر تشخیص و کسر حقوق این گونه اشخاص در موقع مقتضى و در صورت پیدا شدن اعتبار ترمیم می‌شود.

رئیس- پیشنهاد آقاى فرخ

پیشنهاد می‌شود که: در ماده 16 (که 15 شده است) در سطر 15 پس از کلمه مشغول نماید افزوده شود همچنین می‌تواند استادان و دانشیاران قراردادى را نیز رسماً استخدام نماید. و در سطر 16 پس از کلمه دبیران افزوده شود: «دانشیاران و استادان»

رئیس- پیشنهاد آقاى معدل

پیشنهاد می‌کنم ماده 16 به شرح زیر اصلاح شود.

ماده 16- وزارت فرهنگ می‌تواند آموزگاران و مدیران قراردادى را که داراى گواهی‌نامه دوره اول متوسطه و لااقل 5 سال سابقه خدمت فرهنگى داشته باشند به عنوان آموزگار و در صورتی که این گواهی‌نامه را نداشته باشند ولى ده سال سابقه خدمت فرهنگى داشته باشند به عنوان کمک آموزگار استخدام نماید و همچنین می‌تواند دبیران و مدیران قراردادى را که لااقل داراى ده سال سابقه خدمت و یا این که داراى دیپلم متوسطه و 5 سال سابقه خدمت فرهنگى باشند با رتبه دبیرى به خدمت مشغول نماید.

تبصره- دبیران و آموزگاران قراردادى که از طرف وزارت فرهنگ مأمور در مدارس ملى باشند در صورتی که واجد شرایط مندرج در این ماده باشند مشمول خواهند بود.

رئیس- پیشنهاد آقاى انوار

پیشنهاد می‌شود در ماده 15 در سطر سوم بعد از کلمه دولتى اضافه شود یا ملى و همچنین در سطر چهارم بعد از کلمه دولتى یا ملى اضافه شود.

رئیس- پیشنهاد آقاى منصف

در ماده 16 پیشنهاد می‌کنم بعد از کلمه دبیران کلمه (و هنرآموزان) و بعد از عبارت دبیرستان عبارت (و یا هنرستان) اضافه شود.

رئیس- پیشنهاد آقاى اورنگ

ماده 15- وزارت فرهنگ می‌تواند آموزگاران و دبیران قراردادى را که این گواهی‌نامه را نداشته باشند ولى 10 سال سابقه خدمت فرهنگى داشته باشند به عنوان کمک آموزگار استخدام نماید و همچنین می‌تواند دبیران و مدیران قراردادى را که لااقل 15 سال سابقه خدمت و یا این که داراى دیپلم متوسطه و 5 سال سابقه خدمت باشند با رتبه دبیرى به خدمت مشغول شوند.

تبصره- دبیران و آموزگاران قراردادى که از طرف وزارت فرهنگ مأمور مدارس ملى

+++

باشند در صورتی که واجد شرایط فوق باشند مشمول این قانون خواهند بود.

رئیس- پیشنهاد آقاى آزادى

مقام محترم ریاست مجلس، پیشنهاد می‌کنم ماده 16 به ترتیب زیر اصلاح شود.

ماده 16- وزارت فرهنگ می‌تواند آموزگاران و مدیران قراردادى را که داراى گواهی‌نامه دوره اول متوسطه و لااقل 5 سال سابقه خدمت فرهنگى باشند به عنوان آموزگار و در صورتی که این گواهى‌نامه را نداشته باشند ولى ده سال سابقه خدمت فرهنگى داشته باشند به عنوان کمک آموزگار استخدام نماید و همچنین می‌تواند دبیران و مدیران قراردادى را که داراى لااقل ده سال سابقه خدمت فرهنگى و یا این که داراى دیپلم متوسطه و 5 سال سابقه خدمت فرهنگى باشند با رتبه دبیرى به خدمت مشغول نماید.

تبصره- دبیران و آموزگاران قراردادى که از طرف وزارت فرهنگ مأمور در مدارس ملى باشند در صورتی که واجد شرایط مندرج در این ماده باشند مشمول این ماده خواهند بود.

رئیس- ماده 17 (یعنى از نمایندگان- ماده 16 شده است)

ماده 16- وزارت فرهنگ آیین‌نامه‌هایى را که براى این قانون لازم خواهد بود پس از تصویب شوراى عالى فرهنگ به موقع اجرا خواهد گذاشت.

رئیس- آقاى طباطبایى

طباطبایى- چون این یک لایحه مهم و مورد توجه است و اجراى این لایحه هم کار مشکلى است خواستم خواهش کنم که آیین‌نامه مربوط به اجراى این قانون به تصویب کمیسیون فرهنگ مجلس برسد (طوسى- صحیح است بنده هم پیشنهاد کرده‌ام) و گمان می‌کنم معنى هم نداشته باشد که فقط شوراى عالى فرهنگ تصویب کند. ضمناً بنده سؤالى از آقاى نخست وزیر کرده‌ام تقدیم می‌کنم به آقاى رئیس که زودتر براى جواب حاضر بشوند.

رئیس- آقاى امیر تیمور

امیر تیمور- بنده هم همین نظر آقاى طباطبایى را دارم و پیشنهادى هم در این موضوع تقدیم کرده‌ام که به جاى تصویب شوراى عالى فرهنگ نوشته شود کمیسیون فرهنگ مجلس شوراى ملى. حقیقت قضیه این است که بنده تا به حال معتقداتى نسبت به شوراى عالى فرهنگ داشتم و امیدوارم که باز هم باشد ولى معتقداتى که داشتم نسبت به شوراى عالى فرهنگ پس از آزمایش که راجع به این مطبوعات و روزنامه‌جات داد دیگر آن اطمینان را ندارم و خیلى هم متأسفم از این عدم اطمینان و حقیقتاً مخالفم و معتقدم که به جاى شوراى عالى فرهنگ نوشته شود کمیسیون فرهنگ.

رئیس- آقاى انوار

انوار- بنده هم موافقم با آقاى امیر تیمور و آقاى طباطبایى که ابداً به شوراى عالى فرهنگ نرود و به کمیسیون فرهنگ رجوع شود.

وزیر فرهنگ- بنده خیلى متأسفم از این که آقاى امیر تیمور عقیده‌شان از شوراى عالى فرهنگ سلب شده است. زیرا شوراى عالى فرهنگ همان طوری که یکى از آقایان فرمودند مرکب شده است از رجال محترم و دانشمند که هیچ نوع غرضى ندارند و در قسمت‌هاى فرهنگى کمک می‌کنند به وزارت فرهنک. راجع به روزنامه‌ها که فرمودند بنده عرض می‌کنم شوراى عالى فرهنگ هر وقت هر کارى لازم بوده است کرده است و علت آن را هم عرض مى‌کنم و آن این است که شوراى عالى فرهنگ نظر عموم و نظر مجلس شوراى ملى را مخصوصاً حفظ کرده است و آن این بوده است که حتى‌الامکان راجع به آزادى قلم مساعدت کرده است. حالا اگر بد فهمیده است این یک چیز دیگرى است زیرا از داخل و خارج شکایت می‌کردند که این قانون مطبوعات باعث اختناق مطبوعات است و حتماً باید از بین برود و تقاضاى حذف آن را می‌دادند. به هر حال اگر شوراى عالى فرهنگ زیاد سخت‌گیرى نکرده است در دادن امتیاز خیال کرده است که رعایت نظر مجلس شوراى ملى را کرده است و الا می‌توانسته است سخت‌گیرى کند و این از برایش اشکالى نداشت.

+++

رئیس- آقاى رضوى

رضوى- عرض کنم آقا چون این ماده ماده آخر این لایحه است و باید رأى بگیریم براى این که این لایحه برود به کمیسیون براى شور دوم بنده خواستم با اجازه آقایان یک چند کلمه در مورد اساس این لایحه عرض کنم. همان طور که عرض کردم بنده با اساس این لایحه کمال موافقت را دارم زیرا این لایحه مربوط به فرهنگ مملکت و مربى اطفال و مایه عمران و آبادى کشور است و شاید همه رفقا و نمایندگان با این نظر موافق باشند و فقط در کیفیت اجراى این قانون نظریاتى داشتند و الا در اساس قضیه کسى مخالفت نداشت....‏

رئیس- آقا شما در ماده باید صحبت کنید نه در شور کلیات.

رضوى- عرایض بنده در واقع در ماده است همان طور که این قانون ممکن است مفید به حال مملکت واقع شود ممکن است که مضر هم واقع بشود. مگر این که یک شرایطى را در این قانون به کار ببرید و یک رعایاتى را بکنید که این قانون واقعاً فایده مطلوبه را بدهد و این کار البته وظیفه کمیسیون فرهنگ مجلس شوراى ملى است که در شور دوم این نکات را در قانون رعایت بکند و این مطالب را مورد توجه قرار بدهد. یکى این است که این اهالى دهستانى و کوهستانى که ما می‌خواهیم برای‌شان تعلیمات اجبارى قائل بشویم اینها طورى باید باشد که مثل سابق متمایل به زندگى در شهرها نباشند و تمام سعى می‌کنند به این که از ده و مرکز زندگى فلاحتى خودشان بیایند در شهرها و بخواهند پشت میز ادارات بنشینند. از این جهت کیفیتى باید در برنامه‌ها در نظر گرفته شود که آنها را با اعتماد به نفس تربیت بکنند که به عبارت آخرى ما می‌توانیم یک زارع خوب و عالم و یک صنعت‌گر خوب و هم عالم تهیه کنیم نه این که یک عالمى تهیه کنیم و به ادارات بفرستیم. موضوع دیگرى که بنده خواستم عرض کنم و باید توجه بشود موضوع دینى است. امتحان شده است که موضوع بى‌دینى براى این مملکت خوب نبوده است و بالاخره از این راه مملکت ضرر دیده است. بنابراین بنده پیشنهاد می‌کنم و از اعضاى کمیسیون فرهنگ تقاضا دارم که مواد تعلیمات مذهبى را جز برنامه طورى قرار بدهند که آموختن آنها داراى نمره باشد و در معدل و نمرات آخر سال تأثیر داشته باشد و طورى باشد که یک امور اجبارى و مفید باشد و با بى‌اعتنایى به این قضیه نگاه نکنند خلاصه طورى نباشد که فقط ما اذهان ساده مردم را آلوده و مشوش کرده باشیم. موضوع سوم بنده که خواستم عرض کنم و شبیه به موضوع دوم است موضوع اخلاق است. این موضوع اخلاق البته براى اهالى ساده و مردم کشور بسیار لازم است و اگر بالاخره معلمینى که انتخاب می‌شوند بیشتر از این جهت رعایت نشوند و معلمین خوش اخلاقى فرستاده نشوند ممکن است نتیجه بسیار بدى گرفته شود. افرادى که در دهات زندگى می‌کنند لازم نیست که اینها تمام وسایل تمدن حتى لباس پوشیدن و پشت میز نشستن را یاد بگیرند آنها باید چیزهایى را یاد بگیرند که به درد زندگى مادى و معنوی‌شان بخورد و در تحت تأثیر قرار نگیرند. از این جهت بود که این موضوع اخلاق را هم بنده خواستم یک موادى در برنامه و قانون نوشته شود که این قسمت از افرادى که تحصیل می‌کنند وضع اخلاقى‌شان هم اصلاح شود. البته هر قانونى که تصویب می‌شود خوب بودن آن مربوط به طرز اجرایش است و این که بنده این پیشنهاد را در اینجا می‌کنم براى خاطر این است که چون از وضعیت اجرا تاکنون در مملکت رضایت کافى نبوده است و الا قوانین غالباً خوب نوشته می‌شود حالا خواستم آقایان در موقعى که مشغول شور دوم می‌شوند این نکات را در نظر بگیرند. مقصود چهارم بنده مربوط به تحصیلات فلاحتى و صنعتى است. چون بعضى از آقایان فرمودند که کلاس‌هاى مخصوصى براى این کار ترتیب داده بشود هم براى فلاحت و هم براى صناعت ولى بنده تصور می‌کنم که موافقت بفرمایند و نظرى بفرمایند در این قضیه که اگر ممکن بشود مخلوط با قسمت‌هاى درس که می‌خوانند یک برنامه خاصى باشد که در عین حال قسمت‌هاى صنعتى و

+++

فلاحتى را جز برنامه‌شان قرار بدهند نه این که ما براى آنها چهار سال پنج سال ابتدایى قرار بدهیم و دو سال براى اختصاصى زیرا بنده این طور تصور می‌کنم که اگر به این طریق باشد این بیشتر به درد کار خودشان می‌خورد تا این که ما بیاییم آنها را به صورت یک دبستان معمولى تربیت کنیم و بعداً براى قسمت اختصاصی‌شان لازم باشد که به کلاس‌هاى دیگرى مراجعه کنند.

رئیس- آقاى ملک مدنى

ملک مدنى- بنده خواستم عرض کنم همان طور که آقایان فرمودند در شور دوم نظر مجلس را رعایت کنند که در واقع یک خدمت صحیحى به فرهنگ شده باشد. زیرا که ما به این مطلب علاقه داریم که یک برنامه واقعاً صحیحى تهیه بشود که کاملاً براى کشاورزان هم مفید باشد و عملى باشد. بنده خیال می‌کنم نظر اغلب آقایان این است و خواستم تذکر بدهم که کمیسیون فرهنگ این نکته را در نظر بگیرد و این پیشنهاداتى که شده است مورد توجه قرار بدهند.

رئیس- آقاى شاهرودى

شاهرودى- بنده عقیده‌ام این است که چون عضو کمیسیون فرهنگ هستم از نظر مصالح قبلى براى تهیه آیین‌نامه دخالت شوراى عالى فرهنگ لازم خواهد بود (صحیح است) و عقیده‌ام این است که اگر چنانچه کمیسیون فرهنگ را لازم می‌دانیم که نظرى داشته باشد شوراى عالى فرهنگ هم در این موضوع باید شرکت داشته باشد.

رئیس- آقاى مؤید احمدى

مؤید احمدى- بنده به این آیین‌نامه خیلى اهمیت می‌دهم زیرا 36 سال از دوره مشروطیت می‌گذرد در قانون اساسى معارف و قوانینى که در این مملکت در این چند ساله تشکیل شده همه جا تحصیل اجبارى نوشته شده تعلیمات اجبارى نوشته شده ولى ملاحظه فرمودید که تا به حال کى عملى شده است؟ خوشبختانه در این دوره می‌خواهد عملى بشود و بنده که خیلى خودم را با سعادت می‌دانم که به این قانون رأى می‌دهم و همه همین نظر را دارند البته. منتها آقایانی که مخالفت می‌کنند می‌گویند که این قانون قابل تأمل است زیرا پول نیست و اجراى این قانون مشکل است و الا کى مخالف با این قانون است؟ بنده تصور نمی‌کنم یک نفر در ایران باشد که موافق نباشد (صحیح است) همه آقایان هم موافق این قانونند. همان طور که فرمودند فقط یک موضوع است که آیا کاملاً اجرا مى‌شود یا اجرا نمى‌شود؟ این موضوع است که محل اختلاف است و به عقیده بنده این مربوط به آیین‌نامه است اگر آیین‌نامه این قانون طورى نوشته شد که قابل عمل و اجرا شد بسیار قانون خوبى است و ازش استفاده می‌کنند و اگر نشد البته حرف‌هایى که همه آقایان نمایندگان زدند همه واقعیت پیدا مى‌کند که این قانون را نتوانستند عملى کنند. بنده یک عرضى داشتم به آقاى وزیر فرهنگ و آن این است که این قانون تعلیم و تربیت اجبارى بیشتر راجع به قرى و دهات است. البته در شهرها هم لازم است و باید اجرا بشود ولى باید کارى کرد که وسعتش داد و بیشترش کرد تا ممکن بشود توى قرى و قصبات هم اجرا کرد. زیرا ما تقریباً 50 هزار قریه در این مملکت داریم مطابق احصاییه صحیح البته در ظرف 10 سال انشاء‌الله شما موفق بشوید که در همه جا مدرسه تأسیس کنید. ولى این نکته را که گفتند آقایان در نظر بگیرید که آن شاگردى که در حسین آباد شهداد تحصیل مى‌کند این شاگرد در موقعى که کتاب را تحصیل می‌کند به خیال پشت میز اداره نباشد. براى مثال عرض می‌کنم بنده یک کتاب ابتدایى را می‌آورم نشان می‌دهم و می‌آورم پشت تربیون شما ملاحظه بفرمایید. نوشته است ناصر و منصور دو برادر بودند که به مدرسه می‌رفتند. ناصر خیلى جوان خوبى بود و خوب هم تحصیل کرد حالا مدیر کل اداره است و کیفش را دستش گرفته و پشت میز نشسته است ولى منصور که بد تحصیل کرده است آب پاش دستش هست و مستخدم است (توجه بفرمایید) و حالا دارد آب مى‌پاشد. این چه کرده است؟ بچه را تربیت کرده است براى کار دولتى‏

طباطبایى- چه فرمودید آقا؟

مؤید احمدى- ندیدید آقا این در کتاب ابتدایى مدارس

+++

است که ناصر و منصور دو تا برادر بودند. این چه می‌شود؟ این بچه را براى استخدام دولت تربیت می‌کند و این مملکت الآن دچار این زحمت است که هى می‌روند مدارس تحصیل می‌کنند و مى‌چسبند به ادارات دولت. خوب دولت مگر چقدر بودجه دارد چقدر می‌تواند اداره درست کند؟ در مدارس دهات بایستى کشاورزى را به آنها یاد داد که چه جور زراعت کنند زمین و آب را بشناسند زراعت بدانند حیوانات را بتوانند تربیت کنند و از این کارها. استدعا می‌کنم دیگر از این کتاب‌ها به دهات نفرستید که این کتاب‌ها دهات را هم خراب می‌کند.

رئیس- آقاى هاشمى‏

هاشمى- فرمایشاتى که آقاى رضوى و آقاى مؤید احمدى فرمودند صحیح است و گمان می‌کنم نظر حضرتعالى در ماده 2 تأمین شده باشد زیرا براى تمام کشور یک نوع کتاب این قانون پیش‌بینى نکرده و این براى همین منظور بود و مخصوصاً تصدیع دارد در ماده دوم که تألیف و طبع کتاب‌ها را وزارت فرهنگ با رعایت اصول آموزش و پرورش خاصه تربیت اخلاقى کودکان عهده‌دار خواهد بود. بدیهى است که وقتى نتیجه دارد که منطبق و مبتنى به اصول اخلاقى و علمى و دیانتى باشد و الا بدون این نتیجه ندارد و براى این البته دو رکن اصلى است یکى وجود معلم خوب و از آن مؤثرتر وجود کتاب‌هاى خوب که در آن کتاب‌ها هم جنبه تربیت اخلاقى شاگرد تأمین شده باشد و مراعات شده باشد همچنین قید دیگرى که آقاى مؤید احمدى فرمودند صرفاً کارخانه مستخدم سازى نباشد (انوار- چرا خارج از موضوع صحبت می‌فرمایید!) خارج از موضوع نیست جواب آقاى مؤید احمدى و آقاى رضوى است و مطابق نظامنامه چون بنده عضو کمیسیون هستم باید عرض کنم و مطابق صریح نظامنامه که خودتان مطلع از آن نظامنامه هستید بنده می‌توانم حرف بزنم (انوار- این صریح نظامنامه است آقا؟) بالاخره اینها همه باید در آن کتب و برنامه محفوظ باشد و از آمدن آیین‌نامه به کمیسیون بنده مخالفتى ندارم و فقط یک موضوعى است که اگر شوراى عالى معارف یک دفعه قصورى کرده است براى همیشه سلب صلاحیت کردن از آن خوب نیست. مثلاً یک قوانینى می‌آید به مجلس شوراى ملى و می‌گوییم که چون مأمور خوب نداریم نمى‌شود این قانون را اجرا کرد این که نمی‌شود تا ابد این وضعیت ادامه داشته باشد اگر در یک جایى مأمور خوبى ندارید یا یک دستگاهى خوب کار نمى‌کند و نقیصه‌اى دارد اصلاحش بفرمایید. (کافى است مذاکرات)

طوسى- دو فقره پیشنهادات یکى آقاى امیر تیمور و یکى هم مال بنده.

پیشنهاد مى‌کنم به جاى شوراى عالى فرهنگ در ماده 16 نوشته شود کمیسیون فرهنگ مجلس شوراى ملى‏

طوسى- مال بنده هم همین طور است.

رئیس- پیشنهاد آقاى انوار

پیشنهاد مى‌کنم در ماده 16 در سطر دوم بعد از کلمه خواهد بود اضافه شود تنظیم نموده.

طوسى- دیگر پیشنهاد نیست.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به ورود در شور دوم آقایان موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

6- تقدیم یک فقره لایحه راجع به اصلاح بعضى از مواد قانون کیفرى از طرف آقاى وزیر دادگسترى

آقاى وزیر دادگسترى فرمایشى دارید؟

وزیر دادگسترى- یکى از مسائلی که مدت‌ها مورد توجه مجلس شوراى ملى بوده است تجدید‌نظر در قوانین دادگسترى است و همیشه هم مجلس شوراى ملى در این باب اهتمام کرده است به طورى که بعضى از آقایان یک طرحى درست کردند و در این باب پیشنهاد کردند که در حقیقت یک کمک به جایى بوده است. بسیارى از این قوانین که اخیراً تقدیم مجلس شوراى ملى شده است با سعى و اهتمام اعضاى کمیسیون دادگسترى انجام گرفته و بنده لازم می‌دانم قبلاً از آقایان اعضا دادگسترى تشکر کنم که علاوه بر این که شخصاً مردمان مجرب و بصیرى هستند و در امور قضایى و حقوقى اطلاعات و تجربیاتی دارند با یک حسن نیتى در لوایح تقدیمى وزارت دادگسترى مساعدت کردند و خبر کمیسیون هم حاضر

+++

شده است و منتظر هستیم که در مجلس خوانده شود که مورد شور واقع شود. از جمله مسائلى که مورد توجه عامه بوده است و مجلس به خصوص مسأله قوانین کیفرى است که از سال 1302 قانونى شده و از سال 1306 تا حالا تحولات بسیارى در امور اجتماعى ما پیدا شده است خود آن قانون هم در موقع تصویب در مرحله تکامل نبوده است مخصوصاً مسائل جزایى بنابراین اصلاح قانون کیفرى همیشه مورد توجه وزارت دادگسترى بوده است و وزارت دادگسترى در مراحل متعدد اصلاحاتى راجع به این قانون پیشنهاد کرده است که الآن در کمیسیون دادگسترى هست. ولى فعلاً با ملاحظه به احتیاجات و سایر مشکلاتی که در کار هست یک طرح جدیدى در باب این قانون تهیه شده است داراى 120 ماده است که عبارت باشد از کلیات قانون کیفر امروز تقدیم مجلس شوراى ملى می‌کنم و امیدوارم که باقى آن و قسمت‌هاى بعدش هم به تدریج تقدیم مجلس شوراى ملى بشود. (صحیح است)

رئیس- آقاى ملک مدنى پیشنهاد کردند که لایحه پست و تلگراف راجع به استخدام قراردادى‌ها جز دستور آتیه گذاشته شود (صحیح است) آقاى وزیر پست و تلگراف هم همین تقاضا را دارند.

7- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

رئیس- اگر تصویب می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است) جلسه آتیه روز سه‌شنبه چهار ساعت قبل از ظهر. انشاءالله آقایان یک قدرى زودتر تشریف می‌آورند.

(مجلس ده دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294039!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)