کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 165 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 16 تیر ماه 1330  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: اسلامى - آزاد - قبادیان‏

3 - بیانات آقاى وزیر امور خارجه دایر به بى‌ارزش بودن رأى دیوان دادگسترى بین‌المللى راجع به نفت و فسخ شناسایى دولت اسرائیل‏

4 - طرح و تصویب گزارش راجع به استخدام افراد جدید شهربانى و ارسال به مجلس سنا

5 - بقیه مذاکره دو طرح راجع به ترتیب رسیدگى به اوراق مکشوفه از شرکت سابق نفت‏

6 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 165

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 16 تیر ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: اسلامى - آزاد - قبادیان‏

3 - بیانات آقاى وزیر امور خارجه دایر به بى‌ارزش بودن رأى دیوان دادگسترى بین‌المللى راجع به نفت و فسخ شناسایى دولت اسرائیل‏

4 - طرح و تصویب گزارش راجع به استخدام افراد جدید شهربانى و ارسال به مجلس سنا

5 - بقیه مذاکره دو طرح راجع به ترتیب رسیدگى به اوراق مکشوفه از شرکت سابق نفت‏

6 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت ده صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس.

رئیس - صورت غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه - آقایان: شکرایى - صفوى - بهادرى - اورنگ - دولتشاهى - برومند - نصرتیان - بوداغیان - آصف - محمدعلى مسعودى - شهاب خسروانى - افشار - غلامرضا فولادوند - محسن طاهرى - قاسم فولادوند - دکتر راجى - محمد ذوالفقارى - صالح طباطبایى - مکى - دکتر شایگان - دکتر معظمى - سلطانى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: محمودى - خاکباز - قهرمان - قشقایى - سنندجى - امینى - تولیت - اکبر - ابتهاج - آشتیانى‌زاده - رضوى - حاذقى - جواد مسعودى.

دیر آمدگان با اجازه - آقایان: اسلامى یک ساعت - دکتر بقایى یک ساعت - نورالدین امامى آخر وقت یک ساعت‏

دیر آمدگان بى‌اجازه - آقایان: محمد هراتى یک ساعت و نیم - تیمورتاش نیم ساعت - صدرى نیم ساعت - منصف یک ساعت - عزیز اعظم‌زنگنه یک ساعت - دکتر مصباح‌زاده نیم ساعت.

رئیس - آقای شوشترى‏

شوشترى - بسم الله الرحمن الرحیم - در صورت مجلس چند عبارت است که یکى مستقبل بوده استقلال نوشته شده بنده اصلاح می‌کنم ولى یک دقیقه این عرضى که می‌کنم آقایان نمایندگان محترم مستحضر باشند در آن جلسه اسبق که مخالفت با این طرح سه فوریتى کردم متوجه این معنى بودم مى‌خواهم استعلام بکنم که جنابان آقایان دکتر طاهرى، مخبرفرهمند، دکتر بقایى که از طرف مجلس تعیین شده‌اند رفتند آقایان و رسیدگى به این اسنادى که هیچ کس نمى‌تواند درباره آن نسبت به صحت و سقمش اظهارى کند یک نوع مداخله اجرایى است و ممکن است ما را در امر مشکلى قرار بدهد یکى دیگر این که می‌خواستم تذکر بدهم که دولت اسرائیل که به رسمیت شناختن او را هیچ وقت مجلس تصدیق نکرده بود و حالا که این به رسمیت نشناختن از طرف مجلس شوراى ملى امر شده است این امر عبث و بیهوده‌اى که آنجا تشکیل کنسولگرى شده بود و حالا الغا شده است این نظر و منظور ملت مسلم ایران و مجلسین ایران است و هیچ وقت ما دولت اسرائیل را که اینها بدبختى براى عالم اسلام و دول عربى تهیه کرده‌اند به رسمیت نشناخته و نخواهیم شناخت (صحیح است)

رئیس - آقاى کشاورز صدر

کشاورز ‌صدر - بنده از جناب آقاى رئیس اجازه گرفتم به طور خلاصه دو سه کلمه راجع به همین مطلبى که آقا فرمودند عرض بکنم تمام ملت ایران متشکر و ممنونند از وزارت خارجه که کنسولگرى ایران را در فلسطین منحل کردند زیرا اسرائیل بر علیه برادران مسلمان ما اقدام می‌کرد و هیچ وقت قلوب مسلمانان ایرانى راضى نمی‌شد که یک دولت پوشالى که با حقه بازى درست شده است برعلیه دولت اسلامى اقدام بکند و بنده تشکرم را از آقاى وزیر امور خارجه و دولت عرض می‌کنم در اینجا و امیدواریم همیشه دولت این روش را پیش بگیرد تا برادارن مسلمان ما که ما را همیشه مثل خودشان مى‌دانند از قبیل پاکستان و دول دیگر اسلامى بدانند و دلگرم باشند (تیمورتاش - از آن قاضى مصرى هم که در دیوان لاهه رأى نداده در اینجا تشکر کنید)

رئیس - آقاى اردلان‏

اردلان - عرض می‌کنم در مذاکرات جلسه قبل بنده یک اشتباهى بوده آنجایى که عرض کردم کارگران ایرانى که زیر چادر زندگى می‌کنند درجه حرارت را 48 سانتى‌گراد عرض کردم و در اینجا اشتباه نوشته شده خواستم اصلاح شود

رئیس - بسیار خوب اصلاح می‌شود آقاى دکتر جلالى‏

دکتر جلالى - اشتباهاتى در صورت جلسه مربوط به نطق بنده هست که اصلاح کرده و به تند نویسى می‌دهم‏

رئیس - آقاى تیمورتاش‏

تیمورتاش - بنده اعتراضم مربوط به صورت جلسه نبود چون بیانات آقایان هم مربوط به صورت جلسه نبود دو کلمه هم بنده عرض می‌کنم و از آن قاضى مصرى که در دادگاه لاهه رأى نداده بود تشکر می‌کنم (صحیح است)

رئیس - دیگر اعتراضى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس جلسه قبل تصویب شد آقاى اسلامى

+++

2 - بیانات قبل از دستور آقایان: اسلامى - آزاد - قبادیان

اسلامى - آقایان محترم اطلاع دارند که رأیى پریروز از دیوان داورى لاهه صادر شده از نظر کمال اهمیتى که این رأى در سرنوشت کنونى و آینده مملکت ایران دارد بنده مطالبى از حقوق بین‌الملل عمومى و قواعد جارى که همین دادگاه‌هاى قلابى به استناد آن رأى داده‌اند جمع آورى کرده‌ام و استدعا مى‌کنم چون این موضع کمال اهمیت را دارد آقایان توجه بکنند بنده آقا ماهیت دیوان بین‌المللى دادگسترى لاهه را در این جملات خلاصه کرده‌ام دیوان بین‌المللى دادگسترى لاهه براى این است که صورت قانونى به مظالم بی‌دادگران بدهد و تشریفاتى براى ارعاب یا اضمحلال دول ضعیف فراهم نماید بنده براى این جمله یعنى دو جمله‌اى که عرض کردم خلاصه ماهیت این دادگاه است دلایلى اقامه می‌کنم که البته به طور مقدمه عرض می‌کنم بعد وارد اصل موضوع می‌شوم البته بعضى از دول بزرگ مخصوصاً بریتانیاى کبیر براى این که بعضى از عملیات خود را به صورت مشروع و قانونى در بیاورد این تله سیاسى و یا این دکان و مغازه را تشکیل دادند در گذشته هم ثابت شد یعنى دیوان داورى لاهه که سابقاً بوده منحل کردند (کشاورز‌ صدر - دیوان بلخ) و از بین رفتن آن جامعه ملل به روز جنگ بین‌المللى و سایر تعدیاتى که دول بزرگ در گذشته به دول ضعیف و کوچک کردند ثابت کردند که این مؤسسات و این دکان‌ها یک شاهى یک مثقال به درد دول ضعیف نخواهد خورد و این رأیى که صادر شده به خوبى مى‌رساند یعنى بهترین سرمشقى است که ملل کوچک مخصوصاً دول اسلامى و دول شرقى بایستى از حالا فکر کارهای‌شان را بکنند و از این تله سیاسى نجات پیدا بکنند بنده بعد از ذکر این مقدمه در مخدوش بودند و مردود بودن این رأى دادگاه اینجا مطالبى عرض مى‌کنم که بدبختانه یا خوشبختانه آقایان توجه ندارند و به این امر مهم حیاتى هم نظرى نمی‌کنند (شوشترى - این را که دولت هنوز به مجلس نداده) آقاى شوشترى اجازه بفرمایید علاوه بر این طبق بند 1 - 2 - 3 ماده 35 اساسنامه دیوان بین‌المللى دادگسترى و سایر مواد آن که بنده اینجا ذکر نمی‌کنم همه جا ذکر دول و دولت شده است یعنى دولت‌ها هستند که نماینده به این سازمان‌ها می‌فرستند نه شرکت‌ها هیچ جا اسمى از شرکت نیست در موارد ذکرى از دولت است (صحیح است) (فرامرزى - خود دادگاه هم رد کرده شرکت را) اجازه بفرمایید در بند 1 و 2 و 3 و باز هم ماده اول میثاق سابق یعنى آن جامعه ملل که فعلاً منحل شده است در آنجا هم باز تعیین شده که اعضاى این جمعیت‌ها و اعضاى شورا دولت‌ها هستند همه جا ذکر از دولت است این اینجا باشد باز هم طبق ماده 34 اساسنامه دیوان بین‌المللى دادگسترى لاهه که صراحت مى‌گوید فقط دولت‌ها می‌توانند به دیوان بین‌المللى دادگسترى رجوع کنند بنابراین با این مواد و با این دلایل اساساً اقامه و طرح دعواى دولت انگلستان در دیوان بین‌المللى دادگسترى بر خلاف قانون بوده و به هیچ وجه اهلیت قانونى نداشته است (صحیح است) به این جهت یک شاهى یک پشیزى براى ملت ایران ارزش ندارد و مطلب دیگر طبق بند 1 از ماده 36 اساسنامه مزبور که می‌گوید دیوان بین‌المللى دادگسترى نسبت به کلیه اموری که اطراف دعوى به او رجوع می‌کنند و همچنین نسبت به موارد خاصى که به موجب منشور ملل متحد یا به موجب عهدنامه و قراردادهاى جارى پیش‌بینى شده است صلاحیت رسیدگى دارد.

2 – دولت‌هاى امضاکننده این اساسنامه می‌توانند در هر موقع اعلام دارند که قضاوت اجبارى ... (ملاحظه بفرمایید صلاحیت دیوان را می‌خواهم رد کنم) دیوان بین‌المللى دادگسترى را نسبت به تمام اختلافاتى که جنبه قضایى داشته و مربوط به موضوعات ذیل باشد در مقابل هر دولت دیگرى که این تعهد را متقبل گردد به خودى خود و بدون قرارداد خاصى قبول می‌نمایند:

الف - تفسیر یک عهدنامه‏

ب - هر مسئله که موضوع حقوق بین‌المللى باشد.

ج - حقیقت هر امرى که در صورت ثبوت نقض یک تعهد بین‌المللى محسوب مى‌گردد.

د - نوع و میزان غرامتى که باید براى نقض یک تعهد بین‌المللى داده شود.

ملاحظه بفرمایید در اینجاها هست که دول اگر اعلام بکنند به آن دیوان دادگسترى لاهه ملزم هستند که تمام این دادرسى‌ها در آنجا بشود اولاً دولت ایران اعلام نکرد این ماده صراحت دارد باید اعلام بکند دولت ایران اعلام نکرده بنابراین اصلاً وارد نیست به خصوص در موارد دیگر بنده سه چهار بند را خواندم ملاحظه بفرمایید که صحبت از تعهدنامه بین‌المللى است من نمی‌دانم شرکتى که ما با یک شرکت خارجى داریم کجا عهدنامه بین‌المللى خوانده می‌شود (صحیح است) این یک قسمت استناد دادگاه شاید به بنده 5 از ماده 36 باشد در آنجا هم گفته است امورى که مربوط به امور داخلى و قراردادهاى خصوصى باشد از آن اصل کلى مستثنى است در این موضوع ما با یک شرکت یا یک شخص خصوصى طرف معامله هستیم نه با دولت بنابراین از مستثنیات است حق حکمرانى حق حاکمیت هم مطابق اصول مسلمى که در مبحث تفاوت بین حقوق داخلى و حقوق عمومى است آقایان اگر حقوق بین‌المللى مطالعه کرده باشند در آن بحث گفته هر دولتى حق حکمرانى و حق استقلال داخلى دارد که آن هم تطبیق می‌کند به آن موارد و بنابراین از این جهت این رأى که یک نوع کاپیتولاسیونى است مردود خواهد بود یک موضوع خیلى مهمى که دیوان دست نشانده مزبور برخلاف تمام اصول بین‌المللى رأى داده و واقعاً در تاریخ قضاوت دنیا چه خصوصى چه عمومى سابقه ندارد این است که اولاً براى پاسخ دولت ایران توجه بفرمایید چقدر این موضوع بودار است براى پاسخى که از دولت ایران خواسته بود سه روز وقت تعیین کرده که دولت با آن شتاب یک جوابى تهیه کرد که بنده در آن جلسه ایراد کردم که سست بوده و بعد موقعى که نماینده خصوصى می‌رفت با یک هواپیماى خصوصى اعزام شد اما بعد از این که این احتیاطات لازم را کرد چون شنید که دولت ایران در مضیقه مالى است آن حقوق و آن عوایدى که مطابق آن قرارداد شرکت باید به ما بدهد آنها را هم گفتند که در یک بانک بماند؟ تا کى تا شش ماه یعنى براى وصول پاسخ سه روز وقت تعیین کرد اما براى رسیدگى به ماهیت دعوى شش ماه وقت تعیین کرده که به ماهیت دعواى رسیدگى کند منظور از این شش ماه این بوده است که ما در مضیقه مالى بگذارد که ما شاید به زانو در بیاییم (صحیح است)

یک نکته بسیار اساسى که آقایان باید توجه داشته باشید این است که در آن قرارداد تحمیلى گس - گشاییان که در آنجا ذکرى از تعیین حکم شده است آن وقتى است که رئیس دیوان داورى لاهه سابق که منحل شده است (چون بعضى از آقایان ارباب جراید اشتباه مى‌کنند دیوان داورى لاهه را که متفرعات جامعه ملل سابق بوده است و دیوان مزبور منحل شده است) در آنجا ما به آن رئیس آن آقاى رئیس اجازه داده بودیم در آن قرارداد تحمیلى که حکم تعیین کند یکى از نکات اساسى که شاید آقایان در قرارداد گس و گلشاییان توجه نداشتند همین نکته است چون در قرارداد تحمیلى 1933 ذکرى از حکم شده بود منظور از حکم رئیس دیوان داورى بوده است بنابراین یک ماده‌اى از قراردادگس - گلشاییان بود که مى‌خواستند این رئیس فعلى دیوان بین‌المللى دادگسترى را تحمیل کند به جاى آن که خوشبختانه آن قرارداد عملى نشد - یک مطلب دیگرى که بسیار مضحک است این است که این مغازه بریتانیاى کبیر اعلام کرد که ما دو تن نماینده انتخاب کرده و آنها هم دو نفر را تعیین کنند و یک نماینده هم مشترک تعیین کنیم که کار شرکت را تا نتیجه نهایى رسیدگى کند خیلى مضحک است واقعاً نمی‌دانم این آقایان قضات نمی‌دانند یا خیال می‌کنند مردم نمى‌دانند اساساً دولت انگلستان تا حالا خودش براى خودش حقى قائل نبود حالا این دادگاه کاسه از‌ آش گرمتر شده دیوان دادرسى رأى داده است که نماینده دولت انگلستان نه نماینده شرکت اینها را توجه بفرمایید خیلى مهم است بنده بعضى از کتب حقوقى را با خودم آوردم اینجا که متأسفانه وقت نداریم که بنده از روى آنها دلایل قوی‌ترى اقامه کنم و شمه‌اى عرض کنم و ثابت کنم که این رأى قانونى نبوده و چون وقت کافى نیست از این قسمت می‌گذرم و به ملت ایران خطاب می‌کنم که در این مورد به هیچ وجه نباید ضعف و زبونى نشان داد و با کمال مقاومت باید ایستادگى کرد براى این که بسیارى از دول کوچک‏ بودند که در جوار دول قوى زندگى می‌کردند ایستادگى کرده و تا حالا سر پا ایستاده‌اند دولت سه میلیونى فنلاند بهترین نمونه‌ای است براى ملت ایران به خصوص که الان (آقاى دکتر فاطمى و اعضای محترم دولت توجه بکنند) ملت ایران خواهان این است که امضاى پاى اعلامیه قانون 1310 را که ما به استناد آن عضو دیوان دادگسترى شده‌ایم آن را پس بگیرد و مخصوصاً این که از تمام دول آقاى وزیر امور خارجه توجه داشته باشد این خیلى مهم است مخصوصاً از تمام دولى که در سازمان ملل متحد عضو هستند فقط 26 دولت عضویت این دیوان را قبول کرده‌اند منظور این است که آن دول مى‌دانستند که آن دادگاه چه بساطى چه دکانى است زودتر متوجه شدند و اصلاً قبول نکردند ما هم باید متوجه بشویم و زودتر از این تله سیاسى به عقیده بنده بیرون بیاییم و از هیچ کس واهمه نداشته باشیم و دول باید در این مورد با کمال قدرت عملیات خودش را تعقیب بکند مجلس و ملت پشتیبانش هستند (صحیح است) خوشبختانه دولت اسلامى و دول همجوار همیشه از ما تقویت می‌کنند روزنامه‌ها حاکى است مخصوصاً بنده سه چهار روزنامه پاکستان امروز به دستم رسید که اینها مهم‌ترین روزنامه‌ها و کثیرالانتشاراتترین روزنامه‌هاى پاکستان هستند روزنامه پاکستان تایمز، روزنامه دان، روزنامه زمین‌دار، که یک شعر بسیار زیبایى گفته در فداکارى ملت ایران (نمایندگان -

+++

بخوانید) این به زبان اردو است ملاحظه بفرمایید که چه احساساتى راجع به ایران در خارج هست «از فخر سرافراز شده دولت ایران - شد شهره به دنیا و جهان جرأت ایران» عالم متحیر شده از همت ایران، گشتند خجل دشمن و اعداى مصدق، آقاى مصدق (ناظر‌زاده - فارسى است این که اردو نیست) قسمت بالاى شعر به زبان اردو است البته مضمون این مقالات چون مفصل است بنده اینجا فقط خلاصه عرض مى‌کنم که دولت پاکستان و ملت پاکستان با یک وضعى که به هیچ وجه سابقه نداشته با یک صراحت هر چه تمام‌تر اعلام کرده‌اند که ما از آن ایران و ایران از آن ما است ما دوش به دوش ایران می‌جنگیم اگر یک فرد ایرانى کشته شود مثل این است که یک فرد پاکستانى کشته شده و از دولت‌شان هم خواسته‌اند که نسبت به دولت و ملت ایران کمک‌هایى بکند همچنین روزنامه مصرى به دولت مصر اعلام کرد که ما نخواهیم گذاشت ترعه سوئز مورد سوء استفاده دولت انگلستان قرار بگیرد و یک مقالاتى هم روزنامه‌هاى فرانسوى نوشته‌اند که بنده چون وقتش نیست عیناً تقدیم مقام ریاست مى‌کنم و از مجموع این عرایضم مى‌خواهم این نتیجه را بگیرم که ما اطمینان داشته باشیم بعضى از دول بزرگ و مخصوصاً دول اسلامى و دولت بزرگ پاکستان که گفته است که ما هشتاد میلیون جمعیت مسلمان هواخواه و پشتیبان ایران هستیم پشتیبان ایران هستند این است که باید با تمام قوا کوشید که این کار به سرانجام برسد و ما نباید به این رأى غیر قانونى که از مرجع غیر صلاحیتدار صادر شده تسلیم بشویم (صحیح است - احسنت)

دکتر طبا - پاکستان در جلسات بین‌المللى هم دوست ایران است.

رئیس - آقاى آزاد.

آزاد - اجازه بفرمایید آقاى اسلامى تشریف بیاورند پایین (خنده نمایندگان) آقایان در رأیى که دیوان داورى لاهه راجع به شکایت انگلیس صادر کرده مطلعید این رأیى که دیوان لاهه صادر کرده رأیى است ظالمانه و بر خلاف موازین حقوق بشریت و خود مختارى ملل و منشور ملل متحد (صحیح است) کمپانى سابق نفت متجاوز از چهل سال بود که ثروت ایران را مفت و مسلم می‌برد سهمى به ما نمی‌داد در امور داخلى ما به انواع و اقسام دخالت می‌کرد امور اقتصادى و سیاسى کشور ایران را فلج کرده بود پس از این همه مصائب ملت ایران به اتفاق کلمه خواست از منابع ثروت خود استفاده کند به وسیله مجلس شوراى ملى صنعت نفت را ملى کرد و این حق یکى از حقوق مسلمه هر ملتى است و اغلب دولت‌ها حتى خود انگلستان صنایع سنگین خود را ملى کرده است. با این حال دیوان داورى لاهه تحت نفوذ انگلیس‌ها علیه حق حاکمیت ملت ایران رأى داده است. ما براى رأیى که دیوان داورى لاهه صادر کرده ارزشى قائل نیستیم و زیر بار این رأى نمی‌رویم (صحیح است) و تا آخرین سر حد امکان براى حق حاکمیت خود ایستادگى خواهیم کرد (صحیح است) و انگلیس‌ها هم باید بدانند که نتیجه این تشبث و فعالیت‌ها غیر از این که روز به روز نفرت ملت ایران را نسبت به خود شدیدتر کنند بهره دیگر نخواهد برد و ملت ایران هیچ وقت از در آشتى با آنها داخل نخواهد شد و رأى بار دیگر تکرار می‌کنم که ملت ایران با تمام قوت و قدرت خود از حق مشروع خود دفاع کرده زیر بار سلطه اجانب نخواهد رفت.

مسأله دیگرى که می‌خواهم به عرض برسانم موضوع هرج و مرج و بلاتکلیفى مردم است - (حائرى‌زاده - پیشتر نبود؟)

کابینه‌هایى که تا به حال تشکیل شده براى اغلب آنها اسامى پیدا کرده‌اند به کابینه مشیرالدوله می‌گفتند کابینه امید کابینه سید ضیاء را کابینه سیاه اسم گذاشتند و کابینه سردار سپه را کابینه قدرت می‌گفتند من هر قدر فکر کردم که با کابینه آقاى دکتر مصدق چه اسمى بگذارم که مناسب با طرز عمل و کارش باشد جز کلمه هو کلمه دیگرى پیدا نکردم و به عقیده من اگر اسم این کابینه را کابینه هو بگذاریم مناسب‌ترین کلمه باشد زیرا از روزی که این کابینه تشکیل شده یک قدم راجع به اصلاح امور اقتصادى اجتماعى - قضایى و غیر ه بر نداشته است محور تمام کار مملکت به دست یک عده اشخاص غیر مسئول افتاده هرج و مرج بى‌نظمى دزدى سرتاسر کشور را فراگرفته است در مقابل جلوگیرى از این مفاسد کابینه آقاى دکتر مصدق در روزنامه‌ها بناى هو را گذاشته و هفته دو سه میتینگ تشکیل می‌دهد تجربه هفتاد و دو ساله زندگى آقاى دکتر مصدق و اعضاى کابینه‌اش منتهى به این شده که میتینگ و هو بزرگ‌ترین دردها را دوا مى‌کند و دواى جمع دردها است.

هیتلر وقتى که زمامدار شد براى سرگرم کردن ملت آلمان هر روز یک جنجال تازه‌اى راه مى‌انداخت، یک روز مردم را علیه حزب سوسیال آلمان بر مى‌انگیخت یک روز علیه حزب کلاه خود و یک روز جدال با کمونیست‌ها را به میان مى‌آورد و یک روز غارت اموال یهودى‌ها را و جوانان حساس نازى هم عربده جویان کف می‌زدند و زنده باد هیتلر مى‌گفتند ولى یک روز همان مردم خود را مواجه با جنگ دیده و روز دیگر یک آلمان مغلوب ویران و بیچاره، آقاى دکتر مصدق و اعضای کابینه او همان رویه هیتلرى را پیش کشیده هر روز یک سرگرمى تازه‌ای برای هو و جنجال پیدا کرده سر مردم را گرم مى‌کنند مردم را از پشت کسب و کار به میدان بهارستان مى‌کشانند میتینگ تشکیل می‌دهند فحش می‌دهند زنده باد مى‌گویند در روزنامه‌ها آبروز اشخاص را مى‌برند و پس از آن که مردم خسته شده دنبال کسب خود می‌روند (اسلامى - آقاى آزاد امروز با آن مقدمه مصلحت نبود این را بفرمایید) باز یک بازى جدید یک مبحث تازه‌اى پیش کشیده سیل هتاکى نسبت به یک عده‌اى سرازیر و عربده زنده باد بلند مى‌شود. اگر جریان دو ماهه کابینه آقاى دکتر مصدق غیر از این بوده بفرمایید تا بنده نطق خود را پس گرفته معذرت بخواهم.

چند روز قبل قضیه اسناد شرکت نفت مانند بمب در سراسر کشور صدا کرد گفتند ده هزار پرونده راجع به خیانت اشخاص در اداره اطلاعات شرکت نفت موجود است که مربوط به ده هزار خائن است ولى تمام قضایا در اطراف سه نفر دور زد و آن سه نفر عبارت بود از روزنامه طلوع، روزنامه صداى وطن و جواهر کلام بقیه خائنین معلوم نشد کجا رفتند.

آقایان به خاطر دارند روزی که این اسناد پیدا شد دو نفر مأمور رسیدگى به این اسناد شدند یکى معزى یکى پاکروان البته از هویت این پاکروان اطلاعى ندارید ولى من مختصراً او را معرفى مى‌کنم - این پاکروان اصفهانى است پدرش اسمش صادق خان است پیشکار صارم‌الدوله است و خواهر این پاکروان زن بشارت است خود این پاکروان مستخدم شرکت سابق نفت بوده و در همین اداره مطبوعات شرکت نفت که این همه سر و صدا راه اندخته خدمت مى‌کرده است حالا درست دقت بفرمایید که یک چنین پاکروانى آمده علیه شرکت نفت و خائنین قد علم کرده است.

این پاکروان از دوستان صمیمى آقاى دکتر بقایى است ایامى که آقاى دکتر بقایى در زندان بود هفته دو سه مرتبه به ملاقات ایشان مى‌آمد از طرف شرکت نفت هدیه براى آقاى دکتر بقایى مى‌آورد اسم این پاکروان در دفتر زندان ثبت است مکرر این پاکروان جعبه‌هاى مشروب از طرف شرکت نفت سابق براى آقاى دکتر بقایى هدیه آورده است و شب‌هاى عدیده در خانه همین پاکروان با حداد و حسن عرب به مى‌گسارى مشغول بوده‌اند حالا همین پاکروان و دکتر بقایى مى‌آیند فقیه‌زاده را هو مى‌کنند (فقیه‌زاده - به کلى دروغ است) که با حداد ناهار خورده 12 تومان پول مهمانى داده‌اند - کابینه آقاى دکتر مصدق تا به حال فقط میتینگ داد و در روزنامه‌ها مردم را هو کرده‌اند خدا کند که نتیجه کابینه ایشان مانند حکومت هیتلر بر ملت ایران خطرناک نباشد و به هرج و مرج داخلى خاتمه پیدا کند و ملت ایران گرفتار مصیبت‌هاى بزرگ‌ترى نشود.

در خاتمه مى‌خواهم عرض کنم که بعضى اشخاص هستند که اینها از مجلس رفته‌اند بیرون مثل آقاى امینى که به اصفهان رفته‌اند و اسامى آقایان جزو غایبین بى‌اجازه محسوب مى‌شود بنده مى‌خواهم از آقاى رئیس سؤال کنم که مطابق قانون اساسى وکیل حق دارد شغل دیگرى قبول کند (صحیح است) چون اگر این جور باشد هر یک از وکلا می‌توانند بروند و کار قبول کنند و بعد هم برگردند (صحیح است) بنابراین بنده مى‌خواستم عرض کنم که آقاى رئیس اسامى اشخاصى که از مجلس بیرون رفته‌اند رسماً اعلام کنند و اسم آنها را از صورت آقایان نمایندگان خارج کنند.

رئیس - اشخاصى که به طور قطع رفته بودند همه اسامى‌شان از صورت مجلس خارج شده فقط آقاى امینى بیست روز مرخصى دارند و هیچ گزارشى به مجلس نداده‌اند

محمدعلى مسعودى - نمى‌شود آقا ایشان استاندار هستند.

رئیس - بفرمایید بنشینید

محمدعلى مسعودى - (با صداى بلند) من اخطار قانونى دارم - حق ندارید شما مرخصى بدهید.

رئیس - بفرمایید بنشینید اخطار قانونى چیست؟ به شما تذکر می‌دهم. اگر از آیین‌نامه تخلفى شده اخطار کنید.

محمدعلى مسعودى - مملکت هر که هر که که نشده مرخصى چیست؟

رئیس - بفرمایید بنشینید به شما اخطار مى‌کنم.

محمد على مسعودى - این حرف‌ها چیست این که وضع مجلس نیست‏

رئیس - به شما دو مرتبه اخطار مى‌کنم.

محمد على مسعودى - من به احترام وکلا مى‌نشینم ولى اگر این جریان رسیدگى نشود در جلسه دیگر شرکت نمى‌کنم‏

رئیس - شرکت نکنید.

محمد على مسعودى - من و رفقای‌مان شرکت نمى‌کنیم.

رئیس - بنشینید آقا در آیین‌نامه

+++

اگر تخلفى پیش آید باید گفته شود؟

صفایى - شما که حافظ قانون اساسى هستید

رئیس - نطق قبل از دستور است آزاد است‏

صفایى - حق مرخصى دادن ندارید به کسى که استاندار است‏

شوشترى - ما مرخصى ایشان را تصویب نکردیم.

آزاد - حکم استاندارى صادر کردند.

شوشترى - مى‌گویند چون در رادیو اعلام شد که استاندار اصفهان هستند بنابراین از نمایندگى بر کنار هستند (صحیح است)

رئیس - هر کدام که قبول کار کرده‌اند در هیئت رئیسه مطرح شده تصمیم گرفته شده مجلس کار خودش را می‌کند نسبت به آقاى شیبانى آقاى اقبال و خود جناب آقاى دکتر مصدق و همین طور نسبت به آقاى امینى هم این معامله خواهد شد (صحیح است) این وظیفه هیئت رئیسه است هنوز هیئت رئیسه تشکیل نشده است که رسیدگى بکند.

محمدعلى مسعودى - پس من خیلى معذرت مى‌خواهم و تشکر مى‌کنم‏

رئیس - بنده هم از اخطارهاى شما صرف‌نظر مى‌کنم. آقاى قبادیان‏

قبادیان - قبلاً باید به عرض آقایان محترم برسانم که این جناب همیشه سعى نموده‌ام فقط در موارد حساس و ضرورى و مواقعی که باید مستدعیات مردم به سمع اولیای محترم دولت و آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى برسد و براى رفع حوائج و تأمین رفاه و آسایش عمومى هموطنان عزیزم و حفظ استقلال کشور مطالبى را ایراد نمایم از تریبون و میز خطابه مجلس استفاده کنم و هیچ گاه در صدد آن برنیامده‌ام که در ساحت مقدس مجلس شوراى ملى از روى اغراض و نظریات شخصى به هیچ کس و هیچ مقامى تعرض و حمله نمایم و از موقعیت پارلمانى خود سوء استفاده کنم و اما در هیچ موقعى هم از اظهار حقایق خوددارى نکرده و در هر موقع که منافع ملک و ملت انتضا کرده حتى‌المقدور خدمتى را که براى مردم و مملکت مفید دانسته در انجام آن کوشا بود و در این راه از هیچ کس و هیچ مقامى ترس و باک نداشته‌ام امروز نیز از فرصت استفاده کرده مى‌خواهم مطالبى را به عرض برسانم، عرایض امروز بنده شامل دو قسمت است.

او آنچه مورد نیاز عمومى مردم است و یک قسمت اعظم آن مربوط به استان پنجم حوزه انتخابیه اینجانب مى‌باشد و قسمت دوم راجع به امور نفت و امینت کشور و پاره اظهارات که در این خصوص منتشر شده است مى‌باشد.

قسمت اول امور بهدارى - در قسمت بهداشت کشور به طور کلى و شهرستان‌ها بالاخص هر کس هر چه بگوید کم گفته است براى آن که امروز اگر ما داراى آمار دقیقى بودیم که ارقام صحیح بیماران کشور را نشان مى‌داد و در قسمت متوفیات تلفات روز افزون بیمارانى که به واسطه خرابى وضع بهدارى و عدم دسترسى مردم به دکتر و دوا تلف مى‌شوند معین مى‌نمود ما به خوبى متوجه اوضاع آشفته بهدارى کشورمان مى‌شدیم لکن امروز ما آن آمار را نداریم ولى بدبختانه با وجودی که چنین آمارى منتشر نمى‌شود ما کاملاً واقف هستیم که هموطنان ما در چه وضعى به سر می‌برند براى مثال عرض می‌کنم در جایی که در تهران که مرکز است و مى‌توان گفت عروس ایران است و در مدت سى سال هر چه توانسته‌اند در آبادى و عمران آن سعى کرده‌اند و با وجودی که اکثر آقایان دکتر‌ها در تهران ساکن هستند و حاضر نیستند از تهران به مأموریت شهرستان‌ها بروند و با آن که تقریباً داراى بیمارستان‌ها و داروخانه‌هاى زیادى مى‌باشد وقتى در خانه کسى مریض شد تمام سکنه آن منزل براى تهیه دارو و دکتر آن مریض کوشش مى‌نمایند و باز متأسفانه اغلب آنها فقط به واسطه عدم استطاعت خرید دارو‌هاى گران قیمت و نداشتن دسترسى به دکتر از بین می‌روند از جناب آقاى وزیر بهدارى تمنا می‌کنم نسبت به بهداشت استان 5 توجه عاجلى مبذول دارند حال توجه فرمایید در شهرستان‌هاى کوچک و قرا و قصبات که نه دکتر هست و نه دوا بر مردم چه مى‌گذرد على‌الخصوص که متأسفانه نصف مردم اکثر شهرستان‌هاى درجه دوم و سوم و دهات و قصبات به بیماری‌هاى مالاریا و تراخم و کچلى مبتلا هستند و بدبختانه بیمارى خانمان‌سوز سل نیز در بین مردم شیوع پیدا کرده و روز به روز بر عده این بیماران افزوده مى‌شود خیلى گله دارم که در چند روز قبل با این که در رادیو و جراید براى تمام استان‌هاى ایران بر علیه مالاریا اقداماتى از طرف وزارت بهدارى شده بود به استثناى کرمانشاه که یک منطقه مالاریا خیز است به این منطقه توجه نمى‌شود از فلاحتى و قسمت آبیارى امور کشاورزى کشور ما و مخصوصاً استان پنجم که اگر به آن توجه شود و نواقص موجوده مخصوصاً مضیقه کم آبى مرتفع شود مى‌تواند به تنهایى علاوه بر تأمین کلیه آذوقه کشور سالیانه میزان قابل توجهى غلات و حبوبات و خشکبار به خارجه صادر نماید امروزه به وضعى دچار شده است که حتى بعید نیست در سال آینده دچار قحطى بشود ضمناً نسبت به احشام و اغنام کشور و عوایدى که در سال حاصل مى‌شود که به حساب دقیق سالى هشتاد الى یکصد میلیون به انواع مختلف براى خزانه دولت عایدات داشته و دارد تقریباً به صورتى در می‌آید که شاید در آینده نه تنها از این راه دینارى براى دولت منفعت نداشته باشد از قبیل روغن و لبینات و گوشت و پشم و روده بلکه عده بی‌شمارى از مردم که از راه تربیت و تعلیف احشام و اغنام ارتزاق می‌نمایند به صف بی‌کاران و فقرا کشور اضافه خواهد شد متأسفانه از طرف دولت نسبت به این طبقه هیچ گونه مساعدتى نشده و نمی‌شود بلکه به قدرى حق‌المرتع را زیاد می‌گیرند که باید نصف عوایدشان را فقط از این راه بپردازند اگر دولت توجه نماید و مراتع را به رایگان در اختیار این مردم بگذارد کمک‌هاى مؤثرى به این طبقه و خزانه مملکت می‌شود.

امور اقتصادى و بازرگانى - اوضاع اقتصادى و تجارت کشور مخصوصاً استان پنجم به صورت بسیار رقت آورى در آمده که البته دلایل و جهات بی‌شمارى دارد و از همه مهم‌تر قسمت صادرات و واردات است که اهالى و تجار کرمانشاهان هیچ بهره ندارند راجع به واردات صرف‌نظر از این که سالیانه مقدار متنابهى اشیا لوکس و لوازمات غیر ضرورى و لازم از خارجه به کشور ما وارد می‌شود و مبلغ هنگفتى از سرمایه مملکت به صورت ارز به خارج منتقل می‌شود مقدار بسیار زیادى هم به طور قاچاق وارد می‌شود که براى مردم که نفعى ندارد هیچ به صندوق دولت هم دینارى از این راه استفاده نمی‌رسد براى آن که به هیچ وجه بابت حقوق و و عوارض گمرکى وجهى به دولت نمی‌دهند در مقابل به واسطه عدم تشویق بازرگانان صادر کننده و تأمین بهداشت و رفاهیت و آسایش کشاورزان که مولدین حقیقى کشور هستند روز به روز از میزان قلیل صادرات کشور کاسته می‌شود و از این راه نیز خسارت غیر قابل جبران به مردم و خزانه دولت وارد مى‌گردد در صورتی که در ارقام مالیات‌هاى غیر مستقیم که در گذشته بر مردم تحمیل شده توجه شود خواهیم دید که آن اوضاع باعث شده است که امروز تقریباً بازار تجارت و اقتصاد استان پنجم به یک حالت رکود و وقفه و وضع زقت بارى دچار و اگر یک سال دیگر به همین منوال بگذرد کلیه تجار صفحه غرب دچار ورشکستگى خواهند شد خوب است به طبقه تجار کرمانشاهان وزارت اقتصاد ملى توجه عاجلى نماید.

امور معارف - اوضاع فرهنگ هم که در درجه اول اهمیت قرار دارد متأسفانه دچار چنان وضع آشفته شده است که شاید خیلى‌ها را از بهبود دستگاه‌هاى تعلیم و تربیت نا امید ساخته و نمی‌توانند چشم امیدى به کودکان امروز که مردان آینده هستند در صورتی که این وضع ادامه پیدا کند بایستى فاتحه فرهنگ را خواند در حال حاضر صدى هشتاد از محصلین از برنامه فرهنگى شکایت دارند و مخصوصاً در مواقع شروع امتحانات این نارضایتى معمولاً به صورت اعتراضات دسته جمعى و اعتصابات دانش آموزان و دانشجویان متظاهر و آشکار می‌شود و یک عده دیگر هم از محصلین در تمام مدت تحصیلى از وضع ساختمان دبستان و دبیرستان و نداشتن آموزگار و دبیر گله می‌کنند آموزگاران و دبیران هم همیشه از کمى حقوق و نگرفتن ترفیع و مزایا و حقوق و نگرفتن ترفیع و مزایا و اوضاع اسف انگیز خود شاکى و نالان هستند و نتیجه تمام اینها این می‌شود که در آخر هر سال تحصیلى عده زیادى از شاگردان مدارس مردود می‌شوند اغلب آن عده هم که قبول شده‌اند یا به زور و سفارش توصیه و تهدید و تطمیع بوده یا داراى آن معلومات و روح تقوى و فضیلت که مورد توقع و انتظار جامعه می‌باشد نیستند به تمام استان‌هاى مهم کشور در ایجاد دانشگاه از طرف دولت کمک شده متأسفانه استان پنجم که همیشه پیش قدم در فداکارى بوده فراموش شده است و در صرف این چند ساله در قسمت طرق و جاده‌ها با کوششى که اینجانب نموده و همیشه و عده مساعد داده شده کوچک‌ترین اثرى هویدا نیست اغلب آقایان در موقع مسافرت به شهرستان‌ها توجه فرموده‌اند که راه‌هاى آسفالته و شوسه کشور به چه صورتى در آمده در حالی که سالیانه مبالغ هنگفتى از بودجه مملکت صرف هزینه دستگاه‌هاى راه‌سازى می‌شود البته نه به صورت حقیقى که مفید به حال کشور و جامعه باشد بلکه نیم بیشتر از آن با حساب سازى‌هاى گوناگون حیف و میل می‌شود و آن مبلغ هم که مخارج راه سازى می‌شود تقریباً مصروف تعمیرات مى‌گردد و آن هم طورى عمل می‌نمایند که براى مخارج آینده مجدداً محلى پیش‌بینى کرده باشند و در قسمت راه‌هاى اساسى و آسفالته هم یا شروع به کار نمی‌کنند یا اگر شروع کنند باز به نحوى آن کار را انجام می‌دهند که به طور کلى ناقص است و در واقع خرج بى‌مورد شده است و پولى از خزانه دولت رفته است به عقیده اینجانب برنامه پنج ساله راه سازى اگر عملى شود اول باید راه‌هاى اساسى کشور که داراى اسفالت هستند و میلیون‌ها مصرف برداشته باید تعمیر اساسى شود.

در قسمت‌هاى دادگسترى و پست و تلگراف و آمار و شهربانى و ژاندارمرى و مرزبانى نیز معایبى هست چه از طرز رفتار مأمورین با مردم و چه از لحاظ معایب امور ادارى که البته آقایان به خوبى مطلع می‌باشند و ذکر جزئیات یکایک آنها موجب طور کلام خواهد شد

+++

البته مطالبى که به عرض آقایان محترم رسید رئوس نکات و خلاصه‌اى از معایب دستگاه‌هاى ادارى ما می‌باشد که در واقع سستى و اهمال دولت‌هاى گذشته و مخصوصاً دولت‌هایی که از 1320 به این طرف مصدر کار بوده‌اند به وجود آورده‌اند و اکنون به طور میراث به جناب آقاى دکتر مصدق و دولت ایشان منتقل شده البته کارهاى گذشته هیچ گونه ارتباطى به ایشان ندارد فقط می‌خواستم به صورت تذکر عرض کرده باشم و ضمناً از ایشان تقاضا نمایم که دستور دهند نسبت به این امور رسیدگى و توجه عاجل بنمایند که وزارت بهدارى در مورد اعزام پزشک و ارسال دارو مخصوصاً به قسمت‌هاى مالاریا خیز غرب از جمله کرمانشاه، شاه‌آباد و گیلان و سر پل ذهاب و ایلام و غیره اقدام نمایند و نواقص فعلى بهدارى استان پنجم را برطرف سازند و نیز دستور دهند که در قسمت تغییر سیستم کشاورزى استان پنجم و احداث سد براى تأمین آب نقاط حاصلخیز کرمانشاهان اقدام و نسبت به دفع آفات نباتى مخصوصاً سن و ملخ که هر ساله خسارت هنگفتى به محصولات می‌زند پیش‌بینى‌هاى لازم بنمایند ضمناً به راه سازى و اسفالت جاده‌هاى کرمانشاهان به شاه‌آباد و گیلان و ایلام و مهران و سر پل ذهاب پشتکوه توجه مخصوص نمایند و دستور دهند اعتبار این راه‌ها را که چنانچه ساخته شود براى مردم و مملکت منافع زیاد دارد به مصرف واقعى خود برسانند و راجع به امور فرهنگى از ایشان استدعا می‌کنم مخصوصاً دستور دهند در درجه اول نسبت به مستدعیات آقایان معلمین و رفع حوائج ایشان اقدام کنند و کادر فرهنگ استان پنجم را از لحاظ دبیر و آموزگار و ایجاد دانشگاه کشاورزى و فنى تکمیل نمایند و اجراى قانون تعلیمات اجبارى را در استان پنجم عملى سازند و در درجه دوم چنانچه برنامه‌هاى درسى فعلى مدارس و نواقصى دارد آن را اصلاح نمایند و مخصوصاً در دروس و تعلیمات به امور مذهبى بیشتر توجه کنند

تمنا دیگر بنده از آقاى نخست‌وزیر و وزارت دادگسترى تعیین دادستان دادگاه شهرستان کرمانشاه و تکمیل کادر دادگسترى آنجا از لحاظ کارمند می‌باشد مخصوصاً راجع به این موضوع تقاضا دارم تسریع نمایند چون اولاً قریب یک سال است که کرمانشاه دادستان ندارد و به واسطه قلت کارمندان دادگسترى اکثر کارهاى مردم متوقف مانده است.

یک تقاضاى دیگرى نیز دارم و آن رسیدگى به وضع کارمندان دولت است تقریباً کلیه کارمندان ادارات دولتى استان پنجم از نگرفتن ترفیع و اضافه حقوق سال‌هاى گذشته خود شکایت دارند و می‌گویند در این خصوص تبعیضاتى شده است و این امر موجبات دلسردى آنان را در کارها فراهم ساخته بنده از جناب آقاى نخست‌وزیر و وزارت دارایى تمنا دارم نسبت به انجام درخواست آقایان کارمندان توجه مخصوص مبذول فرمایند.

رئیس - آقاى قبادیان وقت شما تمام شد

قبادیان - چند دقیقه به من وقت بدهید تا عرایضم را تمام کنم.

صاحب‌جمع - مانعى ندارد

رئیس - باید رأى گرفته شود اکثریت نیست این که می‌فرمایید مانعى ندارد این وظیفه شما نیست ثانیاً باید عده باشد که رأى بگیریم و حالا عده کافى نیست.

شوشترى - اگر در جراید چیز‌هایى نوشته شده اینها اهمیتى ندارد همه شما را می‌شناسند.

قبادیان - بنده از مقام ریاست استدعا می‌کنم چند دقیقه به بنده وقت بدهند.

رئیس - محتاج به رأى مجلس است باید رأى گرفت.

دکتر کیان - حالا که اکثریت نیست اجازه بفرمایید مطالب خودشان را بگویند.

رئیس - اگر اکثریت نیست مجلس را ختم می‌کنم (پس از چند دقیقه عده براى رأى کافى شد) این که بنده این کار را نکردم براى این است که سابقه نشود و الا خود بنده موافقم برای ده دقیقه ادامه صحبت آقاى قبادیان آقایانی که با ده دقیقه موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

قبادیان - و اما قسمت دوم عرایض بنده به طوری که قبلاً به عرض رساندم عرایض امروز بنده شامل دو قسمت است که یک قسمت آن مربوط به حوائج و نیازمندی‌هاى عمومى اهالى استان پنجم مى‌باشد که به طور فهرست و خلاصه عرض شد و قسمت دوم مربوط به ملى شدن نفت و مطالب مربوط به آن است گرچه در موضوع نفت صحبت زیاد و نوشته زیاد منتشر شده است و ملت ایران نفت خودش را ملى کرده است ولى باز هر چه در این باره بنویسند و در اطراف این امر حیاتى بگویند حق مطلب را آن طور شاید ادا نتوان کرد - معذلک از نظر رعایت اهمیت موضوع و مخصوصاً از آنجا که عده‌اى برخلاف حقیقت و انصاف بعضى اتهامات به این جانب وایل نسبت داده‌اند می‌خواهم براى روشن شدن اذهان عمومى پاره حقایق را به سمع آقایان محترم برسانم و براى آن که مطلب به طور واضح و صریح بیان شود لازم است سه موضوع را عرض کنم. اول طرز رفتار انگلیس‌ها براى به دست آوردن قرارداد ننگین و باطل 1933 با ملت ایران مخصوصاً عشایر و ایلات‏

دوم عکس‌العملى که مستقیم و غیره مستقیم در برابر ملى شدن صنعت نفت در ایران از طرف انگلیس‌ها می‌شود

سوم - نسبت‌هایی که در این خصوص به اشخاص فداکار و میهن پرست می‌دهند (شوشترى- اگر در جراید چیزى نوشته شده نباید چندان اهمیت داد) به طورى که آقایان محترم کم و بیش می‌دانند در پنجاه سال قبل امتیازى انگلیس‌ها از دولت ایران به منظور استخراج نفت به نام امتیازنامه دارسى تحصیل کردند که تا مدت بیست سال دینارى به دولت ایران ندادند و صدمات بسیارى هم به ملت ایران زدند که باز تا حدى اطلاع دارید و من کارى به آنها ندارم لکن در سى سال پیش که دولت انگلیس احساس خطر کرد و متوجه شد که بالاخره نمی‌تواند از این منبع سرشار ثروت کشور ما سال‌ها ى متمادى بدون دردسر منفعت ببرد دست به یک رشته عملیات شدید خصمانه زد و با یک سیاست مزدورانه حکومتى را در ایران روى کار آورد که بتواند مقاصد پلید خود را به صورت ظاهراً قانونى اجرا نماید یا به عبارت روشن‌تر امتیازنامه دارسى را به قرارداد مردود 1933 تبدیل نماید - البته در سى سال پیش وضع سیاسى بین‌المللى طور دیگر بود و قدرت انگلیس هم در دنیا به مراتب بیش از امروز بود و تقریباً می‌توان گفت انجام این عمل براى انگلیس‌ها خیلى ساده بود لکن با این حال آن قدرها هم این کار یعنى (تحمیل) قرارداد باطل 1933 به طور ساده انجام نشد بلکه به قیمت جان و مال بسیارى از مردم این کشور تمام شد و خانواده‌هاى زیادى را در این راه از بین بردند ضمناً با کمک به فساد عمومى ارکان اخلاق مردم ایران را به طورى متزلزل نمودند که براى مدت مدیدى اصلاح آن ممکن نخواهد بود به این معنى که وقتى دولت انگلیس متوجه شد که ملت ایران ساکت نخواهد نشست تاحق خود را از آنها نگیرد در درجه اول سعى نمود روح تقوى و فضیلت را در مردم از بین می‌برد و با رواج بازار افترا و ارتشاع و الکل و تریاک در تمام شئون سیاسى و ادارى در بین مردم ایران حس وطن دوستى و اعتماد و اتفاق را در مردم بکشد و وقتى پایه و اساس اخلاقى مردم را سست نمود یک عمل دیگر را لازم بود انجام می‌داد و آن از بین بردن ایلات و عشایر و از بین بردن سران ایلات بر آمد براى آن که وقتى مردم ایران داراى روح شهامت و میهن دوستى و تقوى و فضیلت بودند و تمام مرزهاى کشور ایران در برابر حملات قواى بیگانه با سینه‌هاى گشاده جوانان غیور و وطن پرست ایلات و عشایر محصور و محفوظ بود و وقتى حکومتى در ایران روى کار بود که به ملت ایران اتکا داشت مسلماً شرکت بیگانه انگلیسى نمى‌توانست امتیازنامه دارسى را که در دوران حکومت استبدادى به دست آورده بود به صورت قرارداد ظالمانه و ننگینى در آورد و براى مدت بیشترى بر ملت ایران تحمیل نماید - روى همین اصل در مرحله اول حکومت که مایل بودند بر ملت ایران تحمیل کردند و در مرحله دوم خصائل اخلاقى مردم ایران را از بین بردند و در مرحله سوم براى آن که همیشه خود را در ایران کاملاً آزاد بدانند و براى آن که هر وقت بخواهند به ایران نیروى نظامى بفرستند بدون کوچک‌ترین تماس و برخورد با قواى ملى این کار را انجام دهند تصمیم به از بین بردن سران عشایر و ایلات ایران گرفتند و مخصوصاً در دو منطقه نفت خیز خوزستان و غرب چنان بلایى بر سر عشایر و ایلات آوردند که تاریخ از ذکر وقایع آن شرم خواهد کرد

آقایان محترم این که در دوره گذشته سعى شد مناطق غرب و جنوب ایران از وجود افراد سلحشور و غیور و مردان میهن‌پرست عشایر پاک شود و سران ایلات و عشایر به آن وضع فجیع و رقت آور که ملاحظه فرمودید به سر برند و از بین بروند براى آن بود که اگر انگلیس‌ها به واسطه قدرت و نفوذ سیاسى که آن وقت در مرکز کشور ما داشتند نتوانستند مقاصد شوم خود را عملى نمایند با توسل به قوه قهریه و سوء استفاده از قدرت بین‌المللى که در آن موقع داشتند و نمونه‌اش را دیروز دیدیم به وسیله اشغال ایران آن کار را انجام دهند و چنانچه افراد سلحشور ایلات در آن حال وجود داشتند و آزادى عمل از آنها سلب نشده بود محققاً عملیات آنان را خنثى می‌نمودند پس براى آن که علاج واقعه قبل از وقوع شده باشد لازم بود که عشایر از بین بروند و قدرت و آزادى عمل از آنها گرفته شود مخصوصاً دو ایل بختیارى و کلهر که مالک نقاط نفت خیز بودند در هر حال این کار را هم به طوری که دیدید انجام دادند و به آن وضع یک قرارداد ظالمانه را بر مردم برخلاف حق میل مردم ایران تحمیل نمودند و تا سال 1320 با آن عمل ناجوانمردانه و مذموم طبق دستور نخست‌وزیرشان بدون کوچکترین برخورد یا مانعى از دو طرف کشور ما را به وسیله قواى نظامى اشغال کردند و آن همه زیان و خسارت به کشور ما وارد ساختند که تا بیست سال دیگر اثرش باقى است آرى دولت و مجلس انگلستان که خود را به دنیا در ظاهر آزادی خواه معرفى کردند و در آن وقت مدعى بودند که براى استخلاص و آزادى کشور‌هاى ضعیف با آلمان می‌جنگد در حقیقت از

+++

هر ظالمى ظالم‌تر و حق‌کش‌تر است کما آن که آن روز آن طور صلاح دیدند که کشورى مانند ایران را که سه هزار سال سوابق تاریخى و فرهنگى داشته با متفق دیگر خود اشغال نظامى نماید و پس از آن همه ظلم و فشار و تعدى که گرفتن ارز و در دست داشتن خطوط شوسه در راه آهن و غیره با قدرتى بعد از جنگ مجدداً آن را تخلیه کنند.

البته این عمل انگلیس براى رهایى ملت ضعیف ایران از زیر چنگال اشغالگران آلمان نبود بلکه فقط براى حفظ منابع نفتى که سال‌ها است چرخ‌هاى اقتصادى او را مى‌گرداند غارت ثروت طبیعى ایران بود این بود خلاصه بیان معامله انگلیس و طرز رفتارش با دولت و ملت ایران مخصوصاً ایلات کشور درباره به دست آوردن قرارداد منحوس 1933 و اما عکس‌العمل که انگلیس‌ها در برابر ملى شدن صنعت نفت از خود نشان می‌دهند اجمالاً این است که در خارج از کشور ما سعى می‌نمایند که ایران را ظالم و خود را مظلوم جلوه‌دهند و افکار عمومى جهانیان را بر ضد ملت و دولت ایران برانگیزند البته با وجودی که مردم دنیا به خوبى به مظالم انگلستان و سیاست استعمارى آن در آسیا و مخصوص در ایران واقف هستند معذلک این از وظایف وزارت امور خارجه است که شدیداً از این عمل انگلستان جلوگیرى نماید دوم آن که در ایران به وسیله سخنرانی‌هاى رادیو لندن دست به یک رشته تبلیغات زده‌اند که مردم را نسبت به عملیات و اقدامات دولت در مورد اجراى قانون ملى شدن نفت و نحوه عملیات آن در آینده و خساراتى که ممکن است طبق پیش‌بینى رادیو لندن از این راه به ملت ایران وارد آید به این نمایند که البته آن هم با بیدارى و هشیارى مردم امروز ایران خود به خود منتفى و زحمت بی‌حاصلى است که سخنگویان رادیو لندن متحمل می‌شوند

سوم آن که با اعزام طیارات و ناوهاى جنگى و قواى نظامى در صدد تهدید و ارعاب دول و ملت ایران برآمده و می‌خواهند وسائل ترس و وحشت مردم را فراهم نمایند صرف‌نظر از آن که امروزه اوضاع بین‌المللى دنیا به هیچ دولتى اجازه تجاوز به خاک کشور دیگر نمى‌دهد زمامداران انگلستان غافل از آن که ملت ایران امروز با پنجاه سال و سى سال پیش تفاوت بسیار دارد و دیگر اجازه غارت و چپاول به سهامداران شرکت سابق نفت نمی‌دهد و نمی‌گذارد مایه حیاتى او را انگلیس‌ها به یغما ببرند و خود از فقر و مذلت از بین بروند اگر این امر به قیمت از بین رفتن 18 میلیون ایرانى و اشغال آتش جنگ جهانى سوم تمام شود بر مردم ایران است که مثل کوه در مقابل فشار بیگانه ایستادگى نماید و ضمناً خواستم عرض کنم که ملت ایران به رأى دیوان داورى لاهه تمکین نخواهد کرد و خوشقتم که دولت هم خوب فهمید و به صلاحیت این دادگاه بین‌المللى که براى از بین بردن حقوق ممالک ضعیف است اعتراض کرد و ملت ایران هم هیچ ارزش قانونى به رأى این دادگاه قائل نیست اما قسمت اخیر عرایض بنده: در موقعی که اینجانب با کسب اجازه از مقام ریاست محترم مجلس شوراى ملى به منظور رسیدگى به حوزه انتخابى خود و معالجه و استراحت در غرب بودم یکى از کسانى که در میدان سیاست از من شکست خورده و خود به طرفدارى از اجانب فخر و مباهات می‌نماید و به این صفت در نزد خاص و عام معروف است متأسفانه در دولت آقاى دکتر و در هیئت دولت نیز شرکت دارد و اینجانب صرفاً روى نظر احترامى که به شخص جناب آقاى دکتر مصدق و اکثر آقایان وزرا کابینه ایشان دارم از ذکر نام آن خوددارى می‌نمایم به تحریک ایشان همان دسته که مدت‌ها است علناً و قانوناً نمی‌توانند فعالیتى نمایند گزارشاتى بر علیه اینجانب داده که من قصد دارم امنیت منطقه غرب را مختل سازم مردم را برضد حکومت ایران و به نفع انگلیس‌ها مجهز نمایم و با کابینه آقاى دکتر مصدق و ملى شدن صنعت نفت در ایران هم مخالفت کنم و ضمناً یکى دو روزنامه معلوم‌الحال را هم تحریک می‌نماید بر علیه اینجانب در این زمینه مطالبى انتشار دهند

گرچه میل نداشتم از آن نظر که حمل بر تظاهر نشود به آن اراجیف پاسخى ندهم لکن چون ممکن است انتشار این مطالب سوء تفاهماتى اینجاد نماید ناگزیر براى روشن شدن اذهان عمومى به طور خلاصه عرض می‌کنم از بعد از شهریور 1320 به این طرف تنها منطقه‌اى که توانست آرامش و امنیت خود را حفظ نماید منطقه استان پنجم بود که به شهادت پرونده‌هاى متعددى که در وزارت جنگ و وزارت کشور و ستاد ارتش موجود می‌باشد یگانه کسى که در برقرارى امنیت آن حدود سهم به سزایى داشته این جانب بوده‌ام و وقتى که همان گزارش دهنده خود و بستگانش در صدد تشکیل حزب کومله و سازش با پیشه‌ورى بر آمد و خیالات خامى نه تنها براى اخلال امنیت منطقه غرب بلکه ایجاد یک حکومت خود‌مختار و مستقل کرد و در سر می‌پرورانید تنها کسى که در صدد جلوگیرى از عملیات خائنانه او در غرب بر آمد و توانست با تشکیل اتحادیه عشایر غرب عملیات مملکت بر باد ده او و یارانش را خنثى نماید و امنیت و آرامش آن منطقه را حفظ کند بنده بودم دیگر این که اینجانب همیشه تابع محض در برابر قانون و مقررات مملکتى بوده و هستم در تمام عمر کلیه قوانین مصوبه مملکتى را محترم شمرده‌ام و هیچ گاه بر خلاف قانون عملى مرتکب نشده‌ام و براى انگلیس‌ها که بیش از یکصد سال است ملت ما را با تزویر و حقه بازى در حال اسارت و بندگى نگاه داشته و دودمان شخص این جانب را به باد داده‌اند و مسبب آن همه بدبختى و مذلت براى خود بنده بوده‌اند نه تنها بر نفع آنها کارى نکرده‌ام بلکه همیشه چون خارى در چشم آنها و عمال و ایادى آنان بوده‌ام بلى آن دیگران بوده‌اند که به نفع اجانب جام خود را سر کشیده‌اند و براى استفاده و خوش آیند دیگران می‌خواستند کشور ایران را به تجزیه و ملت آن را برده و اسیر دیگران نمایند

دیگر آن که گفته‌اند من مخالف کابینه آقاى دکتر مصدق و ملى شدن صنعت نفت در ایران هستم.

اولاً باید عرض کنم که من داراى آن روح شهامت و صراحت لهجه بوده و هستم که موافقت و مخالفت خود را با هر دولتى خیلى صریح و روشن بیان نمایم و اگر امروز نسبت به کابینه آقاى دکتر مصدق اظهار موافقت نمایم حمل بر آن نشود که براى رعایت پاره‌اى ملاحظات مى‌باشد براى آن که من همیشه نسبت به شخص جناب آقا دکتر مصدق که از جمله مردان با تقوى و صدیق و یکى از بزر‌گترین سیاستمداران درستکار مملکت ما مى‌باشند و به پاس خدماتى که به ایران نموده‌اند ایمان و علاقه کامل داشته و دارم و از سال‌هاى قبل معتقد بوده‌ام که اگر قدمى در راه اصلاح امور این مملکت برداشته شود به وسیله ایشان خواهد بود و روى این نظر در اولین فرصتى که به دست آوردم عقیده خود را عملاً ثابت کردم و آن اوایل دوره چهاردهم که به تصدیق خود آقاى دکتر مصدق اولین شخصى که از وکلا آن دوره به ایشان پیشنهاد ریاست مجلس شوراى ملى را نمود من بودم و نسبت به این پیشنهاد هم پافشارى بسیار کردم لکن خود ایشان این کار را قبول نکردند و باز در همان دوره چهاردهم بنده از کسانى بودم که مصراً از ایشان تقاضا نمودم زمامدارى کشور را قبول نمایید و حتى چندین دفعه به اتفاق آقایان فرخ و امیر جنگ و چند نفر دیگر از آقایان به منزل ایشان رفتم و روی این تقاضا اصرار زیاد کردم منتهى ایشان مایل بودند که طورى قبول زمامدارى نمایند که بتوانند پس از استعفا یا سقوط کابینه مجدداً به عنوان نمایندگى به مجلس بیایند و چون قانونى که این عمل را تجویز کرده باشد به تصویب نرسیده بود ایشان هم قبول نخست‌وزیرى نکردند.

البته این احترام و اعتمادى است که بنده به شخص ایشان داشته و دارم و امروز اگر ذکرى از گذشته شد فقط براى آن بود که حقیقت امر روشن شود و نسبت به کابینه فعلى ایشان هم که با ابراز تمایل مجلسین و موافقت اعلیحضرت همایونى روى کار آمده‌اند و تقریباً اتمام مردم کشور از هر دسته و طبقه حامى و پشتیبان آن هستند و یک کابینه صدى صد ملى است و اکثر آقایان وزرا آن از مردانى شریف و رجال متقى و وطن‌پرست این مملکت هستند که هر یک به نوبه خود به کرات امتحان لیاقت و شایستگى و وطن پرستى خود را داده‌اند با یک نظر احترام می‌نگرم معذلک باز باید عرض کنم که ملت ایران غیر از قضیه نفت که امروز در درجه اول اهمیت قرار دارد انتظارات و توقعات دیگرى هم دارند که البته باید به آن توجه بشود و من مخصوصاً از جناب آقاى دکتر مصدق تقاضا دارم نسبت به تغییر و تبدیل بعضى از رؤساى ادارات دولتى استان پنجم تجدیدنظر بفرمایند و مخصوصاً در این موقع که همکار محترم سابق ما آقاى سرتیپ شیبانى که خود از افراد شاه پرست و میهن دوست و از اعضا جبهه ملى می‌باشد به سمت استاندار استان پنجم معین شده‌اند با توجه به سوابق و اطلاعاتى که ایشان در منطقه غرب دارند نسبت به تأمین آسایش و رفاهیت مردم غرب و شروع اصلاحات اساسى در آنجا اقدام خواهند فرمود از این حسن انتخاب خیلى خوشوقت هستم در خاتمه یک نکته دیگرى را باید عرض کنم و آن این است که گفته‌اند من مخالف با ملى شدن صنعت نفت در ایران هستم در صورتی که وقتى صحبت از طرح ملى شدن صنعت نفت در مجس به میان آمد اولین وکیلى که از صف اکثریت این امر را با حسن نظر و ایمان و علاقه کامل قبول کرد و به آن لایحه رأى داد من بودم و امروز نیز از صمیم قلب طالب اجراى قانون ملى شدن نفت در سراسر ایران هستم و در این مکان مقدس آمادگى خودم و عموم مردم غرب و مخصوصاً ایل کلهر را براى جان بازى در راه اجراى قانونى ملى شدن صنعت نفت در سراسر کشور به جناب آقاى دکتر مصدق و عموم مردم ایران اعلام می‌داریم و با صداى بلند به آن ناپاک مردانى که جز حربه کثیف تهمت و افترا سرمایه دیگرى ندارند خاطر نشان مى‌نمایم که من قبل از آن که وکیل مجلس شوراى ملى باشم یک نفر ایرانى هستم و خود و فرزندان و ایل و عشیره‌ام باید در راه مجد و عظمت و ترقى و سربلندى ایران فدا شویم و آن روز که پاى حفظ استقلال مملکت در بین باشد و آنان با جامه‌دان‌هاى پر از جواهر و کامیون‌هاى پر از ثروت مانند اسلاف‌شان به آن سوى مرزها فرار کنند من و خانواده‌ام باید

+++

در سنگر مقدم دفاع از ایران مانند پدران‌مان شربت شهادت بنوشیم.

ما به دولت جناب آقاى دکتر مصدق با ایمان راسخ کمک خواهیم کرد و جواب دندان شکنى باید بدهند و اولین کسى که مثل سرباز فداکارى بکند و جان خود را در این راه بدهد من و ایل بنده هستند و تحریکاتى که نسبت به ایل خدمتگزار کلهر دست زده‌اند من می‌دانم از چه ناحیه‌ای است از آن اشخاص کسانى هستند که با پیشه‌ورى همداستان بوده و غالبشان در مسکو هنوز مشغول تشکیلاتى هستند و من به احترام آقاى مصدق‌السلطنه اسم کسانى که در کابینه ایشان کار می‌کنند نمی‌برم آقاى مصدق‌السلطنه مرد بزرگى هستند و ایرانى‌ها از خدا می‌خواستند که یک نفر مرد ملى روى کار بیاید و مثل شمع و پروانه دور دکتر مصدق و حکومت او را بگیرند و استقلال ایران را به تمام معنى به دنیا اعلام کنند متأسفانه در بعضى از دوایر دولتى هم که باز به احترام ایشان اسم نمی‌برم بعضى تحریکات غرض آمیز هست و من از دولت ایشان استدعا مى‌کنم که به این تحریکات خاتمه بدهند زیرا در دولتى که طرف اعتماد ملت ایران است نبایستى این تحریکات بشود و بنده عقیده دارم اگر ملت ایران اختلافى هم دارند امروز باید این اختلاف را کنار بگذارند و دست اتحاد و اتفاق به هم بدهند امروز اگر ما دکتر مصدق را ضعیف بکنیم اساس سیاست ایران را ضعیف کرده‌ایم ما بایستى به تمام معنى آقاى مصدق‌السلطنه و هیئت دولت را تقویت بکنیم و مخصوصاً نسبت به بعضى از آقایان من کمال احترام را دارم و نسبت به بعضى از آقایان هم کمال رنجش را دارم ولى به پاس احترام افکار عمومى و به پاس احترام خدمت به مملکت ایران تا آخرین نقطه امکان سعى خواهم کرد که به توفیق الهى این موقعیت مهم اساسى از دست نرود ضمناً می‌خواستم عرض کنم و متأسف هستم که دولت شوروى که نماینده در دیوان لاهه داشته است به عنوان کسالت خوددارى کرده است از دادن رأى ولى از دو نفر از آقایان دیگر که رأى ندادند کمال تشکر را دارم قسمت دیگرى از مطالبم ماند که در جلسه آینده می‌گویم (احسنت)

رئیس - از ده دقیقه هم یک قدرى گذشته.

قبادیان - یک اعلامیه هم آقاى کشاورز‌صدر داشتند که به وسیله بنده مى‌خواستند قرائت کنند.

3 - بیانات آقاى وزیر امور خارجه دایر به بى‌ارزش بودن رأى دیوان دادگسترى بین‌المللى راجع به نفت و فسخ شناسایى دولت اسرائیل.

رئیس - وارد دستور می‌شویم آقاى وزیر امور خارجه فرمایشى دارید بفرمایید.

وزیر امور خارجه (آقاى کاظمى) - دو سه نفر از ناطقین محترم راجع به رأى دیوان دادگسترى لاهه اظهاراتى فرمودند شاید مقتضى باشد بنده هم چند کلمه‌اى از طرف دولت عرض کنم (غضنفرى - از طرف همه است) بنده از طرف دولت عرض مى‌کنم دفعه اولى که شکایت دولت انگلیس از طرف دیوان دادگسترى به دولت رسید بلافاصله ما عدم صلاحیت دیوان را اعلام کردیم بنده خودم یک تلگرافى راجع به عدم صلاحیت دیوان مخابره کردم و گفتم وقتى که متن دادرسى رسید البته نظریات تفصیلى خودمان را خواهیم گفت و بنده از همان وقت معتقد بودم که نه دیوان صلاحیت دارد رسیدگى کند و نه این که دولت انگلستان صلاحیت دارد که به دیوان مراجعه کند اما دیوان صلاحیت ندارد از لحاظ آن که حقوقى که ناشى از حق حاکمیت یک ملتى است در دیوان دادگسترى قابل طرح نیست (صحیح است) و اما دولت انگلیس صلاحیت ندارد براى این که طرف ما شرکت سابق نفت است (صحیح است) نه دولت انگلیس (صحیح است) و اگر دولت انگلیس مدعى است که در آنجا داراى اسهامى است و این اسهام به او حق می‌دهد که دخالت بکند آن هم به عقیده ما باطل است داشتن اسهام دلیل این نیست که دولت انگلیس بتواند در این کار وارد شود و تازه مثل دیگران صاحب اسهامى است که می‌تواند مطابق قانون بین‌المللى خصوصى به محاکم مربوطه مراجعه کند و دلایل دیگرى هم بر عدم صلاحیت داشتیم این دفعه بود که خبر دیوان به ما رسید یعنى رئیس دیوان به ما مراجعه که دولت انگلستان تقاضاى تدابیر احتیاطى کرده است باز هم ما به همان عقیده سابق باقى بودیم و باز این که مهلتى که داده شده بود خیلى کم بود یعنى به قدرى مهلت کم بود که اسباب تعجب تمام دنیا شد معذالک در ظرف سه چهار روز ما به قدرى که فرصت داشتیم و به قدرى که وقت اجازه می‌داد دلایلى تهیه شد و فرستادیم ولى نه استمهال کردیم و نه نماینده فرستادیم، هیچ کدام، فقط نظریات‌مان را به دیوان مراجعه کردیم و آن اسناد منتشر شد و به استحضار قضات رسید (دکتر طبا - خیلى هم خوب تهیه شد) اما وقتى که این رأى عجیب غریب دیوان به ما رسید معلوم شد رأیى که داده‌اند کم‌تر تا حال سابقه داشته است و به عقیده ما دور از انصاف و عدالت بود (صحیح است) بلافاصله دولت ایران نظر خودش را اعلام کرد یعنى گفت که هیچ نوع صلاحیتى براى دیوان قائل نیستیم و هیچ نوع ارزش هم براى رأى دیوان قائل نیستیم (صحیح است) و اقدامات فورى هم در این باب شد و اما راجع به موضوعى که آقاى اسلامى اشاره فرمودند خود دولت متوجه بود یعنی در ماده 36 اساسنامه جزء دوم آن موضوع قضاوت اجبارى است خیلى از دول آن قضاوت اجبارى را قبول نکردند بلکه عده کمى یعنى 26 دولت آن را قبول کردند براى این که درست اطراف عمل را بسنجیم و یک مطالعاتى بکنیم یک هیئتى انتخاب شدند و این هیئت مشغول مطالعات قضایى و حقوقى هستند که به زودى نظر آن هیئت اعلام خواهد شد چه در مجلس و چه در خارج و چیزى که بنده امروز هم به سفیر انگلیس گفتم این است که دولت ایران به هیچ وجه به این رأى دادگاه ارزش قائل نیست (صحیح است) و هیچ کدام را اهمیتى نمی‌دهد ایشان پیش بنده آمدند و اظهار می‌کردند که دولت انگلیس رأى دیوان را قبول کرده (اسلامى - خیلى لطف کرده) و دولت انگلیس تقاضا کرده است که آن دو نفر نماینده ایران را تعیین بکنند بنده به ایشان با صراحت جواب دادم که دولت ایران به آن رأى جواب نمى‌دهد و آن را به رسمیت نمى‌شناسد و هیچ نوع اقدامى هم نمی‌کند بعد ایشان پرسیدند که چه خواهید کرد گفتم تا هر جایى که مقتضى باشد جلو خواهیم رفت و مصالح و منافع ملت ایران حفظ می‌کنیم (صحیح است) مطلب دیگرى که می‌خواستم عرض کنم آقایان اشاره فرمودند از نمایندگان یعنى از قضات مصرى و لهستانى که در آنجا بوده‌اند و از روى حق و عدالت رأى داده‌اند تشکر کنیم (صحیح است) و یک موضوعى را که بنده از طرف دولت مى‌خواست عرض کنم این است که به پشتیبانى افکار عمومى و منویات مجلس شوراى ملى و مجلس سنا حقوق و منافع ایران را حفظ خواهیم کرد و تا هرجا که لازم باشد جلو خواهیم رفت (احسنت)

رئیس - دو موضوع در دستور داریم یکى راجع به قسمت شهربانى است که به رأى رسیده یعنى کفایت مذاکرات تصویب شده و اعلام رأى شده و یکى هم موضوع طرحى است که آقایان داده‌اند سه فوریت آن پذیرفته شده و مذاکرات را هم رأى داده‌اند آن را هم بعد از این کار مطرح می‌کنیم و پیشنهادات مربوطه قرائت می‌شود حالا باید رأى بگیریم به پیشنهاد کفایت مذاکرات آقاى رفیع بفرمایید.

رفیع - آقاى وزیر امور خارجه در دو موضوع صحبت کردند و راجع به بنى اسرائیل صحبتى نکردند، عموم ملت ایران منتظر هستند که بدانند در این بابت چه اقدامى کرده‌اند (صحیح است) بنده از طرف کمیسیون خارجه عرض می‌کنم در صورتی که ایشان اقدام کرده‌اند اگر چنانچه نماینده را خواسته‌اند از ایشان تشکر می‌کنم و اگر به همان حال اولیه باشد تشکر ندارد

رئیس - آقاى وزیر امور خارجه‏

وزیر امور خارجه - بنده تصور می‌کردم در این موضوع محتاج نباشد عرض بکنم به جهت این که دولت ایران دیروز تصمیم خودش را اجرا کرد و ژنرال کنسولگرى که در بیت‌المقدس بود منحل کرد و رسیدگى به کار آنجا را محول کرد به عمان و از این طرف هم دولت مصمم نیست راجع به شناسایى رسمى دولت اسرائیل اقدام دیگرى بکند و نماینده‌اى هم از اسرائیل در ایران قبول نکرده و نخواهد کرد (احسنت) (اسلامى - تکلیف لیره‌ها چه می‌شود؟) فکرش را می‌کنیم.

4 - طرح و تصویب گزارش راجع به استخدام جدید افراد شهربانی و ارسال به مجلس سنا.

رئیس - در لایحه شهربانى پیشنهاد کفایت مذاکرات شده بود و اعلام رأى شده بود رأى گرفته می‌شود به کفایت مذاکرات آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصوب شد، پیشنهادات قرائت می‌شود

(پیشنهاد آقاى صفایى به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى پیشنهاد مى‌نمایم پس از جمله (و شهربانی کل نیز مجاز است افراد و ردیف افرادى که) جمله «به موجب این قانون استخدام شده» اضافه گردد - صفایى‏

رئیس - آقاى صفایى.

صفایى - براى توجه آقایان نمایندگان بایستى این عبارت از ماده واحده را بخوانم که منظور اصلى از این پیشنهاد بنده معلوم بشود در ضمن این ماده واحده که براى تکمیل کادر افراد شهربانى در حدود پانصد، ششصد نفر تقدیم شده است یک جمله‌اى هست که به عرض آقایان مى‌رسانم.

در این لایحه نوشته شده: شهربانى کل نیز مجاز است افراد و ردیف افرادى که به جهات و علل ادارى فاقد صلاحیت براى ادامه خدمت در شهربانى تشخیص مى‌شوند از خدمت شهربانى بر کنار نماید این عده‌ای که استخدام شده‌اند به این شکل یعنى یک عده افرادى که موقتاً استخدام شده‌اند براى تکمیل کادر از افراد مشمول

+++

چون ممکن است یک عده‌اى براى فرار از خدمت نظام وظیفه حاضر بشوند موقتاً این استخدام را قبول بکنند ولى در ضمن عمل داراى یک اخلاقى باشند که حقاً صالح براى خدمت در شهربانى نباشند بنابراین این حق براى شهربانى کل که این افراد را اگر صالح ندانست از خدمت بر کنار بنماید بسیار به جا و صحیح است ولى ظاهر این عبارت به نظر بنده کلى و مبهم آمده است یعنى اختیارى است که ممکن است شامل شود به کلیه افراد شهربانى و کلیه پاسبانانى که امروز مشغول خدمت هستند ولو این که به موجب غیر این قانون استخدام شده باشند.

اگر منظور صرف همین افراد است صد درصد بنده با این نظر موافقم چون ممکن است واقعاً افراد صالح نباشند شهربانى کل یا وزارت کشور این حق را داشته باشد اینها را بر کنار نماید ولى اگر این ابهام شامل این بشود که کلیه افراد شامل این بشوند که هر وقت شهربانى کل خواسته باشد به خدمت آنها خاتمه بدهد صحیح نیست.

این بود که بنده دو کلمه اضافه کردم و آن عبارت این است که شهربانى کل نیز مجاز است افراد و ردیف افرادى که به موجب این قانون استخدام شده‌اند اگر به جهات و علل ادارى فاقد صلاحیت ادارى باشند از این جهت است که من خواهش می‌کنم جناب آقاى وزیر کشور که من به حسن نیت‌شان اعتقاد و اعتماد دارم موافقت بفرمایید چون این قانونى است که الى‌الا‌بد بایستى اجرا بشود و حسن نیت ایشان تنها کافى نیست و مسلماً ایشان این حسن نیت را دارند و سوء استفاده از این ابهام نخواهند کرد ولى چون قانونى است براى آتیه و ممکن است از این ابهام بعدها سوء استفاده بشود استدعا می‌کنم با این پیشنهاد موافقت بفرمایند که مطرح بشود که افرادى که به موجب این قانون استخدام می‌شوند اگر صالح نبودند از خدمت برکنار بشوند این توضیح بنده بود اگر اشخاص دیگرى هم منظورشان است چون ممکن است در بین افراد شهربانى افرادى باشند که صالح برکنار باشند اگر این هم منظورشان هست این را هم بفرمایند را مجلس موافق بود رأى می‌دهد.

رئیس - آقاى وزیر کشور بفرمایید.

وزیر کشور - بنده عرض کردم قبلاً راجع به این موضوع آقایان محترم لطف بفرمایید که زودتر این کار تمام بشود هر نظرى هم که آقایان داشته باشند از نقطه‌نظر شهربانى و وزارت کشور بفرمایند ما رعایت می‌کنیم و البته اشخاصى پیدا می‌شوند در شهربانى که باید اخراج بشوند روز پیش یک مذاکراتى اینجا شد که پاسبان‌ها این طورند و آن طورند. بنده ناچارم عرض کنم که شهربانى کل هم مثل تمام ادارات دولتى است آدم خوب تویشان زیاد است اتفاق می‌افتد که آدم ناصحیح هم پیدا می‌شود ولى فراموش نشود که اینها اشخاصى هستند که توى کوچه‌ها می‌گردند و حافظ همه چیز اهالى هستد به نظر بنده باید اینها قدردانى بشوند اگر دو نفر پاسبان توى اینها پیدا بشود که اشخاص ناصحیحى باشند نباید به حساب همه گذارد حقوقى که به اینها می‌دهند کافى براى زندگان یک نفر نیست و اینها با آن حقوق با خانواده‌شان زندگى می‌کنند و معذالک اسلحه در دست‌شان است و خدمت می‌کنند بنده استدعا مى‌کنم که نسبت به این قسمت موافقت بفرمایید که زودتر تمام بشود چون ما را در مشکلى گذاشته یعنى ما به اشخاص اسلحه داده‌ایم تربیت‌شان کرده‌ایم ولى به ایشان حقوق نمى‌توانیم بدهیم و این لایحه براى این است که دو سال خدمت زیر پرچم آنها قبول بشود این است که بنده از آقایان استدعا می‌کنم بر بنده منتى بگذارند و این را قبول بفرمایند که ما راحت بشویم (صفایى - این کلمه اضافه نشود؟) به نظر بنده لازم نیست ما خودمان نظرتان را تأمین مى‌کنیم.

رئیس - آقاى ملک‌مدنى بفرمایید

ملک‌مدنى - عرض کنم بنده براى رفع شبهه آقاى صفایى عرض می‌کنم نظر جنابعالى در همین لایحه تأمین شده این لایحه عطف به اشخاصی است که اشاره کرده‌اند بایستى استخدام بشوند و استخدام شده‌اند وقتى که لایحه را داده‌اند به مجلس استخدام کرده‌اند قضیه هم این است که اگر اینها دوره 5 ساله‌شان را در کادر شهربانى انجام وظیفه کردند 2 سال وظیفه‌شان به اصطلاح جزء خدمتشان محسوب بشود و اگر چنانچه همان طور که فرمودند 5 سال خدمت‌شان را انجام نداند مشمول آن دو سال نیستند توجه کنید نظر جنابعالى در قانون مراعات شده است مخصوصاً با توضیحى که جنابعالى دادید و جوابى که آقاى وزیر کشور دادند بنده هم از نظر کمیسیون کشور دادند عرض مى‌کنم که قضیه هم همین بوده که شما فرمودید و بنده هم در تأیید بیان آقاى وزیر کشور عرض مى‌کنم که مجلس شوراى ملى همیشه از افراد شهربانى تقدیر کرده آقاى وزیر کشور توجه بفرمایند این طور نیست که شما فکر کردید مجلس شورای ملى و نمایندگان همیشه خدمت افراد شهربانى را از افسر و افراد عادى تقدیر کرده و مورد تقدیر است ما همه می‌دانیم که اینها حافظ جان و مال و حیثیت و شئون مردم هستند در این شهر و در مواقع خطر هم همیشه انجام وظیفه کرده‌اند (صحیح است)

رئیس - آقاى صفایى‏

صفایى - بنده متوجه توضیح جناب آقاى وزیر کشور نشدم اگر توضیح‌شان مشعر بر این بوده است که خاتمه دادن به خدمت همین عده افراد است بنده پیشنهادم را پس می‌گیرم چون بیان ایشان کافى است براى بنده ولى اگر مقصود تمام افراد شهربانى است آن را هم بفرمایند چون منظور این است که قانون ابهامى نداشته باشد.

اسلامى - احتیاج به قانون ندارد این از اختیارات وزیر کشور است‏

رئیس - آقاى مخبر بفرمایید.

مخبر کمیسیون کشور - (آقاى ناظر‌زاده کرمانى) - آنچه بنده واحده استنباط کردم مجلس با تصویب این ماده موافق است در چند جلسه قبل که آقاى وزیر کشور در کمیسیون کشور توضیحاتى مى‌دادند گفتند که این 570 نفرى که الان خدمت‌شان تمام شده اسلحه‌شان را گرفته‌اند در شهر مى‌گردند براى حفظ انتظامات ولى حقوق‌شان داده نمی‌شود یکى از آنها سؤالى کرده بود از آقاى معاون شهربانى که شما در منزل‌تان شام و ناهار دارید؟ گفته بله - کلفت هم دارید؟ گفته بله گفته عائله هم دارید گفته بله گفته است ما هم تمام اینها را داریم منهاى حقوق حالا تکلیف ما را معلوم کنید چهار ماه است که حقوق اینها داده نشده و معطل و سرگردان مانده‌اند امروز آنچه باید مجلس تصویب بکند این است که دو سال خدمت از این 5 سال جزء خدمت نظام وظیفه آنها محسوب بشود به علاوه در مجلس صحبتى شد راجع به اهمیت شهربانى حقش هم همین است که به شهربانى بیشتر توجه بشود چون افراد شهربانى با مردم سر و کار دارند، ناموس مردم، زندگى مردم، انتظامات مردم همه به دست مأمورین شهربانى است و این ماده واحده هم یک قسمتش نظریه آقایان را از همین لحاظ تأمین می‌کند زیرا وقتی که اشخاص خانواده‌دار و اصیل به خدمت شهربانى باشند بیشتر و بهتر منظور آقایان تأمین این است که بنده خواهش می‌کنم موافقت بفرمایید زودتر این کار بگذرد پیشنهاد زیادى هم نیست آقاى صفایى یکى همین پیشنهاد جنابعالى است و یک پیشنهادى هم آقاى فرهودى داده‌اند که گویا خودشان نیستند بنابراین حضرتعالى موافقت بفرمایید پیشنهادتان را پس بگیرید تا این لایحه تصویب شود و آقاى وزیر کشور هم از این دردسرى که پیدا کرده‌اند خلاص بشوند زیرا اشخاص ادارى می‌دانند یک عضو اداره وقتى چند ماه حقوق نگرفت چقدر اداره او اشکال دارد براى رئیس مخصوصاً اشخاصی که به این ترتیب استخدام شده باشند و عده‌شان هم 570 نفر باشد بنابراین بنده استدعا می‌کنم موافقت بفرمایید آقاى صفایى پیشنهادتان را پس بگیرید.

صفایى - اجازه بفرمایید دو کلمه توضیح بدهم‏

رئیس - توضیحى ندارد اگر استرداد می‌کنید بفرمایید و الّا توضیح ندارد باید رأى گرفت‏

صفایى - با یک کلمه استرداد می‌کنم.

رئیس - بفرمایید

صفایى - مطلب بر آقاى مخبر کاملاً مجهول بود به نظر بنده هیچ یک از آقایان نمایندگان مخالف با تصویب این لایحه نیستند و همه معتقدند که به پاسبانان که حافظ ناموس و جان و مال مردم هستند باید حقوق داده شود هیچ بحث در این قضیه نبود بحث در این است که این اختیاری که به شهربانى داده می‌شود آیا نسبت به این عده است یا نسبت به کل افراد مقصود بنده این بود که این نسب معلوم بشود و الّا در تصویب آن هیچ بحثى نیست و همه رأى خواهند داد و عرض کردم آقاى وزیر کشور هم اگر توضیح صریح بدهند که ببینیم مقصود چیست بنده قانع می‌شوم منظور این است که ابهامى نداشته باشد مع‌الوصف اگر آقایان معتقدند که ابهامى ندارد بنده پس می‌گیرم.

رئیس - پیشنهادى از آقاى فرهودى رسیده است چون خودشان نیستند فقط قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم لایحه به ترتیب ذیل تصویب شود: به وزارت دارایى اجازه داده می‌شود حقوق و مزایاى افراد و ردیف افراد شهربانى را که قبل از تصویب بودجه سال 1329 استخدام شده‌اند مطابق تشخیص وزارت کشور از محل اعتبارات مصوب بپردازد - فرهودى‏

رئیس - یک پیشنهاد دیگر هم رسیده است که قرائت مى‌شود ولى وارد نیست (پیشنهاد آقاى شوشترى به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى اینجانب پیشنهاد می‌کنم در قانون قید شود افرادی که یا داوطلب و یا اداره شهربانى آنها را استخدام می‌کند به طور دقت به سابقه آنها رسیدگى شده که هیچ گونه سابقه سویى نداشته باشند - شوشترى‏

رئیس - این از وظایف اولیه شهربانى است و وظیفه ادارى است.

شوشترى - اجازه بدهید یک توضیح کوچکى بدهم

+++

رئیس - توضیح ندارد دیگر پیشنهادى نیست رأى مى‌گیریم به این لایحه (صفایى - یک اصلاح عبارتى هم در تبصره شد) آن اصلاح شده رأى می‌گیریم به ماده واحده با اصلاح تبصره آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر قیام کردند) تصویب شد و به مجلس سنا فرستاده می‌شود

5 - بقیه مذاکره در طرح راجع به ترتیب رسیدگى به اوراق شرکت سابق نفت.

رئیس - طرح راجع به اوراق نفت مطرح است پیشنهاداتى که رسیده قرائت مى‌شود

جمال امامى - یک چیزى تهیه شد که به جاى آن مطرح شود

اسلامى - بنده پیشنهادى کرده بودم که این از دستور خارج بشود

رئیس – آن روز دادید و پس گرفتید به عنوان خرج از دستور نمى‌شود به عنوان سکوت باید باشد

اسلامى - وزیر دادگسترى نبود اجازه ندادید صحبت کنم.

شوشترى - آن طرح سه فوریتى جنگل‌ها چه می‌شود؟

رئیس - در دستور گذاشته‌ایم آن هم مطرح خواهد شد (شوشترى - خیلى مهم است قربان) مسکوت ماندن لایحه وقتى ممکن است طرح بشود در مجلس که اصل موضوع مطرح نشده باشد و رویش بحث نشده باشد.

اسلامى - مکرر سابقه دارد که مطالبى که طرح شده بود و یک چنین پیشنهادى داده شده‏

رئیس - حالا ماده مربوطه را قرائت می‌کنند توجه کنید

(ماده 147 آیین‌نامه به شرح زیر قرائت شد)

هر یک از نمایندگان حق دارد از مجلس کتباً تقاضا نماید که طرح یا لایحه قانونى که به مجلس مراجعه شده است موقتاً یا دائماً مسکوت بماند در این قبیل موارد در خصوص رد یا قبول این تقاضا قبل از آن که در موضوع اصل بحث شود پس از توضیح مختصر پیشنهاد کننده و پاسخ آن از طرف یک مخالف که باید با رعایت اختصار کامل به عمل آید و محدود به بحث در موضوع باشد رأى گرفته می‌شود و در صورتی که تقاضاى متعددى بشود و منجر به اخذ رأى گردد تعیین حق تقدم و تأخر با رئیس مجلس است مگر در مواردی که تقدم آن مطلب در نظامنامه تصریح شده باشد.

رئیس - آقاى اسلامى توضیح‌تان را بدهید

اسلامى - اولاً بده در خود این ماده که قسمت اولش مورد استناد مقام ریاست است عرض می‌کنم مقصود از این ماده این است که آن کسى که پیشنهاد داد بدون این که وارد اصل موضوع بشود نه این که تصور بشود اساساً بعد از این که صحبت شده نمی‌شود پیشنهاد کرد این طور نیست علت تقدیم این پیشنهاد براى این بوده که روز اول که اینجا صحبت شده بود و آقاى جمال امامى و بعضى از آقایان گویا اینجا صحبت کردند و در اطراف این موضوع صحبت شد که از طرف مجلسین یک اشخصى انتخاب شود و با یک قضات عالی رتبه‌اى هم در کار تفتیش اوراق و اسناد شرکت سابق نفت مشارکت داشته باشند این منظور اولیه آقایان بود در جلسه اول بعد این طرح تهیه شد بنده همان روز هم با این طرح مخالفت کردم نه از این نظر که رسیدگى به این اسناد و اوراق نشود خیر بنده عرض کردم که ما براى هر کاری که دولت می‌خواهد بکند براى هر نظر که می‌خواهیم به دولت اعلام بکنیم نباید موجب بشود که هر روز بیاییم اینجا قانون وضع بکنیم الان ملاحظه بفرمایید همان عرضى که بنده آن روز کردم محقق شده صورت مذاکرات مجلس گواه است بنده عرض کردم که چند روز وقت مجلس را خواهد گرفت‏

تیمورتاش - مجلس چه کارى مهمتر از این دارد؟

اسلامى - عرض کنم شما آقاى تیمورتاش چون نماینده ملت هستید حق دارید همیشه به دولت بگویید که فلان پرونده را بیاورد ببینید یا نمایندگان دیگر ببینند مطابق قانون اساسى حق هر گونه نظارت بر تمام امور دارید این هیچ احتیاجى به وضع قانونى ندارد که ما بیاییم این چند روز وقت مجلس را بگیریم سه دفعه صحبت کنیم سه دفعه رأى بدهیم در کلیات صحبت کنیم الان هفتاد تا هشتاد تا پیشنهاد اینجا هست منظور آقایان این بوده که از طرف مجلس نمایندگان انتخاب بشوند الان هم سه نفر از اینجا و سه نفر از مجلس سنا که البته مردمان مورد اعتمادى هستند رفته‌اند کنترل مى‌کنند یک دادستانى هم هست که او هم مورد اعتماد هه مردم است و آقاى وزیر دادگسترى هم به شما اطمینان دادند که به هیچ وجه این اوراق و اسناد و پرونده‌ها گم نخواهد شد بنابراین دیگر به چه مناسبت ما براى یک کارى که وظیفه دولت است ما بیاییم اینجا قانون وضع بکنیم و بیهوده وقت مجلس را تلف کنیم (صحیح است) به این جهت بنده پیشنهاد کردم چون منظور اولیه آقایان که شرکت نمایندگان مجلس و شرکت بعضى از قضات عالی رتبه است تأمین شده بنابراین پیشنهاد کردم این لایحه مسکوت بماند.

رئیس - براى اطلاع آقایان عرض مى‌کنم تمام پیشنهادات استرداد شده است یک پیشنهاد هست که گویا مورد موافقت همه آقایان است‏

شوشترى - بنده هم پیشنهاد داده‌ام‏

معدل - آقای رئیس بنده پیشنهادم را پس نگرفته‌ام.

عامرى - من پیشنهادم را استرداد نکرده‌ام‏

جمال امامى - آقاى عامرى ملاحظه بفرمایید اگر پیشنهادى که داده شده مرود پسندتان نشد بفرمایید

رئیس - بسیار خوب مطرح خواهد شد آقاى فرامرزى بفرمایید

فرامرزى - عرض کنم ما در هر موردى نباید یک قاعده تازه‌اى بگذاریم‏

تیمورتاش - وقتى که مطابق قاعده نشد مجبوریم‏

فرامرزى - مطابق قاعده که نشده شما حق دارید دولت را استیضاح کنید بالاخره شما یک تشکیلاتى دارید، یک دولتى دارید دولتى است که شما اینجا بهش رأى اعتماد داده‌اید، یک جریانى پیدا شده، کشف شده شما باید به دولت تذکر بدهید که یا این را در معرض افکار عمومى بگذار دولت مى‌تواند این را باز بکند دادستان طبق آن تشکیلاتى که دارد برود برسد ببیند صحیح است یا صحیح نیست رسیدگى بکند (تیمورتاش - پس شکایت شما از دادگسترى چیست؟) نمى‌فهمم یعنى چه؟ یعنى من گفتم که کار‌ها را توى هم بکنید؟ دولت و ملت کار همدیگر را بکنند؟ من هیچ وقت این حرف‌ها را نزدم گفتم دادستان بد را باید برداشت دادستان خوب گذاشت نه این که مجلس بنشیند کار دولت را بکند این صحیح نیست دولت باید این اسناد را مطابق تشکیلات و قانون و مقرراتى که در این مملکت گذاشته شده است و هست رسیدگى بکند و در معرض افکار عامه بگذارد و ما اساساً حق دخالت نداریم اگر اعتماد نداریم باید استیضاح بکنیم اگر نمى‌کند باید بهش تذکر بدهیم اگر کوتاهى کرده باید ازش سؤال بکنیم اما در کارش نباید دخالت بکنیم گفت کدخدا حسین کار پسرهایش نباید بکند باید کدخدا حسین کار خودش را بکند و پسرهایش کار خودشان را بکنند.

اردلان - آقاى رئیس ایشان که موافق بودند. اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - نوبت شما که نرسیده تازه نوبت آقاى سعید مهدوى است بعد نوبت آقاى ملک‌مدنى بعد نوبت شما رأى می‌گیریم. (بعضى نمایندگان - آقاى فرامرزى موافق بودند) آقاى مهدوى بفرمایید

مهدوى - آقاى فرامرزی به عنوان موافق صحبت کردند آقاى رئیس. بنده عقیده‌ام بر خلاف نظر آقاى فرامرزى است (فرامرزى - من به عنوان مخالف صحبت کردم) ما به روش دولت در این کار معترضیم ما طرفدار مطبوعات هستیم ولى این را هم نباید منکر شد که بعضى اوقات یک عده از مطبوعات اغراض شخصى را با بعضى چیزها مخلوط می‌کنند (فرامرزى - مثل وکلا هستند مثل وزرا هستند، مثل تجار هستند) ولى دولت نباید در این قسمت دامن بزند ما می‌گوییم که یک اسنادى کشف شد. این اسناد تا نتیجه نهایى رسیدگى معلوم می‌شود نباید افشا بشود و در روزنامه منتشر بشود (یکى از نمایندگان - چرا؟) براى این که شرکت سابق نفت را ما منحل کرده‌ایم شما می‌گوید که سدان چندین کلید توى جیبش هست این شخص عقلش نمی‌رسد که وقتى یک کلید را ازش خواستند برود یک عده اشخاص خدمتگزار را معرفى بکند به عنوان جاسوسى؟ شما می‌آیید یک عده اشخاص را در این مملکت مفتضح می‌کنند بعد از یک ماه مى‌آیند می‌گویند اینها حقه بوده بنده معتقدم که دولت کار خودش را بکند ولى روش دولت باید این طور باشد که این اسناد را جمع‌آورى بکند رسیدگى بکند جاسوس را با خدمتگزار مملکت جدا بکند (صحیح است) آن وقت بدهد دست روزنامه‌نویس وقتى که آبروى اشخاص رفت آن وقت چه فایده دارد که بگویید این طور نبوده، وقتى آبروى من رفت وقتى امروز بنده را جاسوس معرفى کردید در روزنامه‌ها یک ماه دیگر چه فایده دارد که بگویید این را حقه زده‌اند درد ما همه این است ما نگفتیم که دولت حق ندارد ما گفتیم که از مجلس سه نفر ناظر باشند دولت کار خودش را بکند عمل خودش را بکند (اسلامى - قانون لازم نیست دولت بکند) سه نفر از نمایندگان مجلس آن هم به انتخاب مجلس نه که دولت انتخاب بکند دولت حق ندارد دعوت بکند بایستى مجلس انتخاب بکند و نظارت داشته باشد و اول افشاى نام هم نکند.

رئیس - آقاى اسلامى این پیشنهاد سکوت را مسترد بفرمایید و موافقت کنید که این پیشنهادى که رسیده خوانده شود گمان مى‌کنم که خود شما که با این پیشنهاد موافق باشید (اسلامى - بنده پیشنهادم را پس مى‌گیرم)

(پیشنهاد به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى مجلس شوراى ملى در تأیید عمل جناب آقاى نخست‌وزیر مبنى بر دعوت سه نفر از نمایندگان هر یک از مجلسین و دادستان کل براى نظارت در تحقیق راجع

+++

به مدارکى که از شرکت سابق نفت به دست آمده است ماده واحده زیر را تصویب می‌نماید.

ماده واحده - اسناد و مدارکى که از شرکت سابق نفت به دست آمده است باید کلاً در اختیار کمیسیون منتخب از طرف آقاى نخست‌وزیر مرکب از دادستان کل و 6 نفر از نمایندگان مجلسین قرار گیرد و دادستان کل مکلف است با حضور هیئت مزبور به اسناد مکشوفه مراجعه و آنچه منطبق با قانون مجازات عمومى است به وسیله دادیاران دیوان کشور که در این مورد کلیه اختیارات قضات تحقیق را دارند محاکم عمومى مراجعه نماید و آنچه جرم نیست ولى دلیل ارتباط مشروع ایرانیان با شرکت سابق نفت است به وسیله وزیر دادگسترى در جلسه علنى مجلس شوراى ملى اعلام خواهد شد.

جمال امامى خویى‏

رئیس - آقاى جمال امامى‏

جمال امامى - جناب آقاى فرامرزى ما همه از جنابعالى توقع داریم به طورى که نشان داده‌اید طرفدار اصول باشید (فرامرزى - مسلماً این طور هستم) ولى گاهى بدبختانه شما عصبانى می‌شوید و منحرف مى‌شوید (فرامرزى - تصدیق نمى‌کنم) چرا تصدیق خواهید فرمود ببینید قربان احساسات یک موضوعى است، حق و حقانیت یک چیز دیگر ممکن است بنده به شما ارادت داشته باشم معایبتان را نبینم ولى آن چیزى را که عیب تشخیص دادم با همه ارادتم به جنابعالى باید بگویم (فرامرزى - صحیح است) عرض کنم کدخدا حسینى که از طرف ما نیست کدخدا حسینى در این موضوع از طرف دولت است ما که به کار دولت دخالت نمى‌کنیم دولت در کار ما دخالت مى‌کند (شوشترى - کدخدا حسین خربزه شیرینى دارد) خیال مى‌کردم شما این را خواهید فرمود ولى دیدم آمدید و فرمودید مجلس در کار دولت مداخله می‌کند چرا جار و جنجال برپا شد؟ چرا شد اگر دولت از طریق مشروع در این کار دخالت کرده بود این جار و جنجال به پا می‌شد؟ یعنى اگر دادستان دخیل بود این اسناد را لاک و مهر مى‌کرد و در اختیار خودش مى‌گرفت و دستگاه دولتى در این کار دخالت مى‌کرد کسى حرفى مى‌زد؟ با وجود این که شخص شما کجا 20 دفعه گفته‌اید که به دستگاه دادگسترى اعتماد ندارید (فرامرزى - شما دارید؟) من هم ممکن است نداشته باشم ولى به قول فرنگی‌ها (رزن دوپلو) است و خود این عمل اگر نمى‌شود ما اعتراض داشتیم ولى آیا حق دولت این است و حق بوده است که بگوید آقاى دکتر فاطمى شما بروید و دخالت بکنید حالا دکتر فاطمى عضو دولت است باز او بود قبول مى‌کردیم ولى یک صنف غیر مسئولى که اصلاً مسئولیت قانونى ندارند من هم نمى‌دانم کی‌ها هستند ممکن است اشخاص خیلى خوبى باشند خیلى هم مفید باشند ولى به عنوان هیئت نظارت خلع ید بروند دخالت بکنند این مسئولیتش با کى است با این هیئت است؟ با مجلس است؟ با دولت شما می‌باشد؟ این را تشریح بکنید براى من که این مسئولیت به گردن مجلس است یا به گردن دولت وقتى که دستگاه نظارت هیئت خلع ید نفت جنوب منحصراً در این عمل دخالت بکند مسئولیتش به گردن شما است یا به گردن دولت ما بایستى کار بکنیم که این عمل لوث نشود بنده آمدم اینجا پیشنهادى کردم بعد دیدم عده‌اى مایلند این عمل در دستگاه دولت باشد تاختند به من که می‌خواهید این عمل در مجلس درست بشود قبلاً پیشنهاد کرده بودیم که به اختیار 30 نفر باشد یعنى اعضای کمیسیون‌هاى دادگسترى مجلسین تقریباً 30 نفر می‌شود 18 نفر از مال مجلس شورا و ده 12 نفر مال سنا است با حضور وزیر دادگسترى یعنى عضو دولت و دادستان دیوان کشور به این کار رسیدگى کنند گفتند که بد است ولى دکتر مصدق وقتی که 6 نفر را خودش از مجلسین معین کرد گفتند این منطقى است و خوب است، گفتیم 30 نفر دخالت بکنند با حضور وزیر دادگسترى و دادستان دیوان کشور گفتند نه ولى وقتی که نخست‌وزیر گفت آقاى دکتر طاهرى آقاى دکتر بقایى و آقاى فلان و سه نفر هم از سنا دخالت بکنند گفتند خوب است و حالا که گفتند 6 نفر بیا و ببین چه هو و جنجالى به راه انداختند و قبولش کردند.

رئیس - درباره پیشنهادتان بفرمایید

جمال امامى - در هر صورت منطق و استدلال که در مملکت ما رواجى ندارد و صحبت صحبت حب و بغض است عرض کنم آن پیشنهادى که کردم گفتند این طور نباشد خوب ما آمدیم نشستیم با آقایان عقل ناقصمان را روی هم کردیم گفتیم که خوب حالا یک کارى بکنیم که امریه آقاى نخست‌وزیر اجرا شده باشد چون ایشان هر امری صادر بکنند باید اجرا بکنیم امریه ایشان اجرا شده باشد و این اسناد هم براى شما یا فلان روزنامه‌نگار تنها نیست یا فلان عطار یا فلان پا برهنه مگر در مملکت مصون نیست مگر در مملکت همین وکیل است که مصون است؟ این که نیست بابا شما مدافع تمام ملت هستید نباید بگذارید که فلان روزنامه‌نویس هم اگر جرمى مرتکب نشده به او هم اسناد خیانت بدهید من چندین بار اینجا گفتم قبل از این که مدافع خودتان باشید باید مدافع ملت ایران باشید (صحیح است) همین چون اسمى از وکیل برده شده یا برده نشده باید مداخله کنیم نه اصلاً اگر اسم وکیل هم برده نشود ولى فلان عضوى از اعضا ایران اسمش برده شود شما باید مداخله کنید باید کارى بکنید که بى‌جهت کسى متهم نشود براى خود دولت هم این بد است سوء ظن یعنى چه؟ او که نظرى ندارد دکتر مصدق که نمی‌خواهد براى شما پاپوش بدوزد خلاصه ما آمدیم گفتیم هم امریه ایشان را اطاعت بکنیم و هم این اسناد مصون بماند یعنى افراد ملت تا اندازه‌اى قلب‌شان مطمئن باشد که براى آنها پاپوش دوزى نمی‌شود تا حالا هر چه شد من بعد نشود آوردیم این طرح را با موافقت آقایان تهیه و تنظیم کردیم آقایان هم لطف فرمودند و پیشنهادات خود را پس گرفته از جناب آقاى عامرى هم تقاضا می‌کنم هر پیشنهادى داده بودن ایشان هم همین فکر را داشته‌اند که اینها مصون بماند بعد هر کارى در دادگسترى می‌خواهید بکنید شما که در آن دخالت ندارید شما می‌خواهید که این اسناد در جایى مصون بماند و در دسترس یک عده خاصى نباشد منظورمان این بود وقتی که این کار شد دیگر عرضى نداریم (صفایى - این اسناد منتشر شده و همه فهمیده‌اند) (تیمورتاش - مدت هم لازم است) (یادداشتى از آقاى دکتر فاطمى به آقاى امامى رسید) نه خیر آقاى دکتر فاطمى بنده همچو چیزى نگفتم که جنابعالى نوشته‌اید که من می‌خواهم اسناد را از بین ببرم یک روزنامه دیگرى به نام یاسا این را نوشته بود آقاى دکتر فاطمى نبود یک روزنامه به نام یاسا نوشته بود چون دکتر است و به آقایان گفتم به این آقاى دکتر بگویید که اگر راه سومى به نظر شما می‌رسد پیشنهاد کنید تا ما آن را قبول کنیم هر کارى مى‌کنم که مورد خطاب و عتاب واقع مى‌شویم به آقاى دکتر عرض کردم که یک جمله‌اى در روزنامه‌شان نوشته بودند به آن جمله بنده ایراد کردم و گله کردم‏

فرامرزى - اجازه بفرمایید بنده توضیح بدهم‏

رئیس - نوبه شما نیست آقاى اردلان‏

اردلان - عرض کنم موقعى که ما در خوزستان مشغول اجراى قانون خلع ید بودیم فهمیدیم که یک چنین قضیه‌اى رخ داده و این قضیه بسیار اهمیت داشت براى این که این موقعى بود که کارکنان شرکت سابق نفت ایران و انگلیس تصفیه‌خانه ایران را به ما نشان می‌دادند و مى‌گفتند که آنها اشخاصى هستند که کارشان منحصر به تصفیه نفت است و اتفاقاً این قضیه معلوم کرد که خیر کار اینها منحصر به تصفیه نفت نبود و در امور حساس مملکت ما مداخله می‌کرده‌اند اگر آقایان به خاطر داشته باشند روزنامه‌ها نوشتند راجع به ملاقات دکتر یزدى و پنهان کردن او در آمبولانس شرکت نفت این واقعه یک قضیه‌اى است که ما باید در دنیا منعکس بکنیم (جمال امامى - بنده 8 ماه پیش در استیضاحى که از رزم‌آرا کردم این را گوشزد کردم) کار بسیار خوبى کردید و امیدوارم همه آقایان محترم موافقت بفرمایند و آقاى اسلامى هم خیلى تشکر مى‌کنم که پیشنهاد مسکوت ماندنش را پس گرفتند براى این که بسیار زننده است که یک چنین قضیه‌اى در مجلس شوراى ملى مطرح بشود و بعد پس بگیرند و علت مخالفت بنده فقط راجع به مدت است و اگر آقاى جمال امامى موافقت بفرمایند که یک مدتى قائل بشویم براى کار مخالفتى ندارم و عقیده دارم ما به اتفاق رأى بدهیم که هم آبرو و حیثیت تمام اشخاص محفوظ بماند و هم اشخاصى که بر خلاف مصلحت این مملکت خیانت کرده‌اند مجازات بشوند (صحیح است)

تیمورتاش - مدت را هم خودتان معین کنید

صفایى - بنده مخالفم. اجازه مى‌فرمایید

رئیس - مخالف آقاى اردلان بودند که صحبت کردند (صفایى - ایشان که مخالف نبودند موافق هستند بنده مخالفم و نوبت بنده است) آقاى صفایى‏

صفایى - بنده اینجا یک عرض خیلى اساسى دارم بنده معتقدم بعد از این که عمل واقع شد در چند روز پیش بنده موافق بودم به این که یک چنین طرحى داده شود و به مرحله اجرا گذارده شود ولى امروز جداً مصالح و منافعش از بین رفته است زیرا آن دست‌هایى که مقصودشان مرعوب کردن و لکه‌دار کردن مخالفین دولت بود مشروع و یا نامشروع این عمل را انجام دادند (جمال امامى - آقا شما که مخالف نیستید) اجازه بفرمایید قربان بنده عرضم را بکنم منظور از این عمل یک منظور سیاسى بود منظور لجن مال کردن عده‌اى مطبوعات عده‌اى از نمایندگانى بود که ممکن بود یک روزى مخالفت کنند خواستند فعلاً به عناوین مختلف تشبث گردیده آنها را بد نام کنند جناب آقاى جمال امامى نوشته شد که به فلانکس نهار داده‌اند و 12 تومان به حساب گذاشته‌اند این که امروز نوشته شد فردا هم اگر معلوم بشود این عمل انجام نشده دولت آن استفاده‌اى که از این کار می‌خواسته است بکند یا هر کس یا هر دست مرموزى که مقصودش لجن مال کردن نمایند گان بودن است از این منظور استفاده کرده است نوشته شد بعد از نوشته شدن دیگر هر کارى که مى‌خواهید شما بکنید فرض

+++

کنید امروز جنابعالى اسناد را مهر و موم کردید دیگر هیچ کس را نمى‌نویسند مطمئن باشید از کسانى که موافق با دولت هستند اسمى برده نمی‌شود مطمئن باشید کسانى که براى دولت سینه می‌زنند در این جریان نامى از آنها برده نمى‌شود

رئیس - آقاى صفایى اینها از موضوع خارج است‏

صفایى - بنده مخالفم و دلائل مخالفتم را عرض مى‌کنم بنابراین فایده‌اش چیست الان منظورشان عملى شده و مطبوعات و مخالفین خود را لجن مالى کرده‌اند براى چه این طرح را می‌دهید بگذارید به هر نوعى از انواع اعم از مجعول و صحیح آنها را بنویسند آقا دولتى که می‌گوید باید وحدت باشد دولتى که مى‌گوید من کار مهم در پیش دارم دولتى که می‌گوید نمایندگان مجلسین بالاتفاق رأى دادند این دولت مى‌گوید اینها رفته‌اند نهار خورده‌اند اگر نمایندگانى رفته‌اند و ارتباط با شرکت نفت داشته‌اند بگذارید نوشته شود هر جورى که خودشان می‌خواهند معلوم شود روش دولت براى لجن مالى مخالفینش چیست چرا جلوگیرى مى‌کنید؟ کارى خواسته‌اند متهم کرده‌اند موافقین را متهم نخواهند کرد

اسلامى - اصلاً احتیاجى نیست ملت ایران همه را می‌شناسد

امامى‌اهرى - جاسوس‌ها را معرفى مى‌کند خود آن شاهنده جاسوس است‏

فرامرزى - بنده اجازه می‌خواهم توضیح مختصرى بدهم‏

رئیس - بفرمایید

فرامرزى - لازم است در جواب آقاى امامى عرض کنم فرمودند من باید تابع اصول باشم آقاى نبوى که البته یک قاضى واردى هستند خودشان گفتند که این پیشنهاد آقاى امامى خلاف اصول است عرض کنم که این یک جریمه‌اى است که واقع شده هر جریمه‌اى که واقع شود شما یک تشکیلات و دستگاهى دارید براى کشف آن جریمه شما براى کشف هر یک از جرائم یک قانون می‌گذرانید که چند نفر وکیل انتخاب شود براى رسیدگى (جمال امامى - آقا ما نکردیم رئیس دولت کرده است) آقاى امامى آقاى من خیانت شده و قانونى براى تعقیب اینها دارند ولى براى این که این حرف‌ها گفته نشود

رئیس دولت سه نفر انتخاب کرده است سه جنبه را در نظر گرفته است یک شخصى که احتمال می‌دهند از آن طرفى باشد و یک شخص هم که گمان می‌رود این طرفى و یکى هم مبانه هر سه تا مردم وزین و طرف اعتمادى هستند این که فرمودید در جراید چرا انتشار یافته این کار جراید است این شغل جراید است روزنامه می‌رود خبر دست می‌آورد و منتشر کند جلوش را هم نمی‌شود گرفت (صفایى بهش داده‌اند) فرقى نمی‌کند بهش داده‌اند شما اعتراض کنید این که فرمودند نوشته شده است خیلى از مطالب در جراید توشته شده بعضى از قسمت‌ها صحیح نیست بعضى هم صحیح است آن که صحیح نیست قانون هست تکذیب می‌کنند از او دلیل و مدارک می‌خواهند این چاره ندارد مدیر روزنامه وقتى خبر پیدا کرد در روزنامه‌اش منتشر مى‌کند (صحیح است) آقاى صفایى فرمودند که دولت طرفدار ...

رئیس - آقاى فرامرزى راجع به بیانات شما هر چه گفته‌اند جواب بگویید

فرامرزى - من از خود آقاى صفایى خواهش می‌کنم که بروید جزو این هیئت و رسیدگى بکنید هر چه هست بریزید روى دایره کسى جلوى شما را نگرفته فرمودید که این عمل دولت این حرف‌ها ایجاد سوء ظن می‌کند و الله اینها که خیلى جلز و ولز می‌کنند براى من ایجاد سوء ظن می‌کند (تیمورتاش - پس اول خودتان جلز و ولز می‌کنید) من خودم هم هستم زیاد هم جلز و ولز می‌کنم و اما قسمت نهار قسمت دعوت هیچ کس نمى‌گوید که این خیانت است شرکت نفت یک مؤسسه‌اى بوده است که می‌خواسته است یک کارهایى بکند طبعاً با مردم این مملکت تماس مى‌گرفته است (همهمه نمایندگان - دروغ است اینها چرا توهین می‌کنید؟)

صفایى - این حرف‌ها براى این است که بد نام کنند وکلا را که کسى حرف نزند

فرامرزى - عزیزم من که می‌گویم‏

صفایى - خاک بر سر آن نماینده که براى یک نهار خوردن ایمان و عقیده خود را به باد بدهد

رئیس - آقاى فرامرزى از موضوع خارج شدید باید رأى گرفت عده کافى نیست (جمال امامى - اجازه مى‌فرمایید؟) شما هم که توضیح دادید پس از آن رأى می‌گیریم‏

صفایى - توهین کرده‌اند که کسى حرف نزند

رئیس - آقاى صفایى ساکت باشید به شما تذکر مى‌دهم بگذارید مجلس منظم باشد

صفایى - تذکرتان را اطاعت مى‌کنم (احسنت)

اسلامى - این نهار آقا دسر هم داشت‏

شوشترى - دسر آن اختلاف بود

نبوى - در این قضیه یک جریان نامطلوبى بوده است و عادت ما این است که هر موقع کار بى‌رویه‌اى می‌شود می‌آییم در مجلس براى آن کار مى‌خواهیم قانون بگذرانیم در حالی که براى همه اینها قانون هست اگر قانونى که در سابق تصویب شده و اجرا نمی‌شود قانونى هم که در آینده تصویب شود اجرا نخواهد شد شما مقصودتان از این طرح این است که اینها را منتشر نکنند چنانچه یکى از آقایان گفتند (تیمورتاش - منتشر بکنند) اجازه بفرمایید قبل از این که رسیدگى نهایى بشود مطابق قانون سابق تأیید می‌کردند که منتشر نشود هیچ فرقى ندارد این اوراقى که در آنجا کشف شده با یک اوراقى که در یک جاى دیگر کشف می‌شود که فلان تاجر یا فلانکس کلاه‌بردارى کرده است اینها هم اشاره بود به موضوع یک جرمى آن هم اگر خداى نکرده این جور است اشاره به موضوع یک جرمى است از نظر قانونى هم فرقى نیست من دیشب از یک از مدیران جراید که اینها را در روزنامه‌اش منتشر کرده بود پرسیدم آقا اینها را از کجا می‌دهند به شما چه دستگاهى است که به شما می‌دهد صریحاً گفت دادستان کل من تعجب کردم که دادستان کل چطور می‌دهد (تیمورتاش - قبل از این که دادستان کل وارد معرکه شود منتشر شد) این اظهارى بود که آن مدیر روزنامه کرد این عمل اگر راست است و اگر دادستان کل این کار را کرده بسیار کار خلاف قاعده‌اى بوده نباید منتشر کند اما فلان آدم نهار خورده یا فلان شخص الان کرده و پول گرفته این مهم نیست و قضیه را نباید بزرگ کرد ما درباره این اوراق باید همان کارى را بکنیم که درباره تمام جرائم دادگسترى می‌کنیم و این اهمیت را نباید براى اینها قائل بشویم در اظهارات سابق در مجلس عرض کردم که این کار بیشتر تولید سوء ظن خواهد کرد و فکر بد گویان را بیشتر به طرف ما متوجه خواهد کرد اگر آقایان می‌خواهند از این کار نفع ببرند بیشتر ضرر خواهند کرد یک اسنادى به دست آمده که ممکن است اینها بر بخورد به یک عده‌اى اگر از جریان عادى اقدام شود ضررش کم‌تر است اگر می‌ترسید از مأمورین کشف جرم و مأمورین قضایى که قابل اعتماد نباشند چاره‌اى نداریم و کارى نمی‌توانیم بکنیم و باید کارى بکنیم که در سایر موارد می‌کردیم این است که بنده با این طرح به کلى مخالفم و معتقدم مطابق همان پیشنهادى که آقاى اسلامى کردند باید مسکوت بماند و آن هم به جریان عادى بیفتند نه این که با قانون خاصى‏

رئیس - پیشنهادى که آقاى جمال امامى داده‌اند به جاى آن طرح قبلى است و روى آن صحبت می‌کنند و بعد پیشنهاد‌هایى هم اگر آقایان دارند می‌دهند و پیشنهاد‌هاى قبلى هم محفوظ است آقاى امامى‏

جمالى امامى - جناب آقاى عامرى گوش بفرمایید راستى راستى بین خودمان است گاهى آدم تعجب می‌کند که قضاوت یک جامعه‌اى چقدر ممکن است منحرف شود شرکت نفت جنوب می‌رود به وکیل نهار می‌دهد براى این که بیاید رأى به ملى شدن نفت بدهد نتیجه این شده این وکلایى که رفته‌اند ناهار 12 تومانى خورده‌اند با آن پدرسوخته‌اى که اسمش را نمی‌دانم آمده‌اند و به ملى شدن نفت رأى داده‌اند اگر نقشه این بوده باید به خود دکتر مصدق صد ناهار داده باشد.

معدل - آقاى امامى این چه اظهارى است که می‌فرمایید شما یک شخص حسابى هستید.

جمال امامى - من چه عرض کردم آقاى عزیز من کاسه گرم‌تر از ‌آش نباشید؟ عرایض‌مان را تجزیه و تحلیل کنیم می‌گویم اگر شرکت نفت براى ملى شدن نفت ناهار داده باشد به من و دکتر مصدق باید صد ناهار داده باشد چون تمام طرح‌هایى که براى ملى شدن نفت است به امضا و خط من است باید به من هم ناهار داده باشند باید به خود دکتر مصدق هم داده باشند ناهار براى چى داده ناهار براى ملى شدن صنعت نفت داده؟ براى این داده؟ من تعجب می‌کنم این حرف‌ها چیست که می‌زنید؟ این والله بالله به مصلحت مملکت نیست به مصلحت این موضوع ما نحن فیه هم نیست خلاصه این اسناد را ما می‌خواهیم مصون بماند راهى داریم که مصون بماند؟ (نبوى - نه) به میل شما که نیست این آقا و آن آقا نگران است من چه بکنم او نگرانیش را چطور رفع بکند

فرامرزى - آقای امامى کى نگران است؟

جمال امامى - من نگرانم‏

6 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه.

رئیس - به هر حال باید رأى گرفته شود عده کافى نیست و اعلام رأى می‌کنم و پیشنهادهاى دیگرى هم هست فعلاً جلسه را ختم می‌کنم جلسه آینده روز سه‌شنبه و به این پیشنهاد رأى گرفته می‌شود و بعد سایر پیشنهادات مطرح می‌شود

(مجلس 20 دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت

+++‏

یادداشت ها
Parameter:294684!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)