کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15
[1396/05/28]

جلسه: 165 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه اول خرداد ماه 1328  

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مشروح مجلس

‏2. بیانات قبل از دستور چهار نفر از آقایان نمایندگان‏

3. طرح گزارش کمیسیون راجع به استخدام دکتر دلپى و اعاده آن به کمیسیون‌هاى مربوطه‏

4. تصویت یک فقره مرخصى‏

5. طرح گزارش کمیسیون مربوط به تأسیس دانشگاه‌ها

6. موقع جلسه آینده - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15

 

 

جلسه: 165

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه اول خرداد ماه 1328

 

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مشروح مجلس

‏2. بیانات قبل از دستور چهار نفر از آقایان نمایندگان‏

3. طرح گزارش کمیسیون راجع به استخدام دکتر دلپى و اعاده آن به کمیسیون‌هاى مربوطه‏

4. تصویت یک فقره مرخصى‏

5. طرح گزارش کمیسیون مربوط به تأسیس دانشگاه‌ها

6. موقع جلسه آینده - ختم جلسه‏

 

دو ساعت و 37 دقیقه به ظهر مجلس به ظهر مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1. تصویب صورت مشروح مجلس‏

رئیس - نسبت به صورت مشروح مجلس که طبع و توزیع شده نظرى نیست؟. آقاى دکتر معظمى بفرمایید

دکتر معظمى - بنده می‌خواستم تذکر بدهم قانونى که در آن جلسه تصویب شده است براى این که متن قانون معلوم باشد باید در این صورت جلسه چاپ شود و عین قانون در صورت جلسه چاپ نشده است می‌خواستم تذکر بدهم در جلس‌هاى که منجر به تصویب قانونى می‌شود عین قانون را بنویسند.

رئیس - صحیح است دستور داده می‌شود آقاى امیر تیمور بفرمایید.

امیر تیمور - در طبع قسمت مذاکرات جلسه 163 راجع به اظهارات بنده قدرى اشتباه شده است براى این که وقت مجلس گرفته نشود موارد آن را بنده نوشته‌ام تقدیم مقام ریاست می‌کنم استدعا می‌کنم که امروز مقرر فرمایند اصلاح شود.

اردلان - آقاى رئیس اجازه بفرمایید بنده عرض می‌کنم چون آقایان وزرا نیستند اجازه بفرمایید دو کلمه قبل از دستور صحبت بشود

رئیس - آقاى ارباب در صورت مجلس نظرى دارید؟ بفرمایید.

مهدى ارباب - در جلسه پیش پیشنهادى بنده تقدیم کردم راجع به پزشکان و دکترهایی که مأمور ولایات می‌شوند که وزارت بهدارى ابتدا بهداشت آنها را کاملاً فراهم بکند بعداً آنها را اعزام بدارد کما این که جراحى به زاهدان فرستادند که وسایل جراحى ندارد پزشک فرستاده‌اند دارو ندارد...

رئیس - این مربوط به صورت مجلس نیست‏

مهدى ارباب - بله قربان این پیشنهاد را بنده تقدیم کردم و اصلاً قرائت نکردند و این تضییع حق یک نفر وکیل است استدعا می‌کنم بفرمایید که پیشنهادات را قبلاً قرائت بکنند

2. بیانات قبل از دستور چهار نفر از آقایان نمایندگان‏

رئیس - سه نفراز آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند امروز لایحه استخدام آقاى دکتر دلپى مطرح است الان آقاى وزیر بهدارى خواهند آمد تا آمدن ایشان موافقت بفرمایید سه نفر از آقایان صحبت کند (برزین - فرمودید که لایحه مربوط به غله امروز مطرح است) لایحه مربوط به غله 48 ساعت قبل باید طبع و توزیع شود چون دیروز به دست آقایان رسیده در جلسه بعد باید مطرح شود

حائرى‌زاده - دولت براى دفاع از لوایح حاضر نیست‏

رئیس - فعلا مطرح نیست. آقاى اردلان بفرمایید.

اردلان - بنده از موقع استفاده کرده و عرض مختصرى دارم که به عرض آقایان نمایندگان محترم می‌رسانم از جمله لوایحى که جزو دستور مجلس شواى ملى قرار گرفته و گزارش آن از کمسیون مربوطه تقدیم مجلس شده گزارشى است که در تاریخ اسفند 1327 راجع به تنظیم امر بین کارگر و کارفرما تقدیم مجلس شوارى ملى شده

+++

ما چند نفر از نمایندگان چندین نوبت پیشنهاد کردیم که مجلس شوراى ملى موافقت بفرماید که این کزارش جزو دستور گذاشته شود متأسفانه یک لوایح مهمترى پیش آمد و این لایحه که تا این درجه حائز اهمیت است در دستور مجلس شوارى ملى تاکنون گذاشته نشده است بنده چون خودم عضو کمسیون بازرگانى و پیشه و هنر هستم و بیش از یک سال چه در خود کمسیون و چه درسو کمیسیون زحمت تنظیم این لایحه را کشیده‌ام از آقایان نمایندگان محترم استدعا می‌کنم که توجه لازم به اهمیت این لایحه معطوف بفرمایند و از مقام محترم ریاست مجلس شوارى ملى و رؤساى محترم کمسیون‌ها که براى تنظیم دستور مجلس شوارى ملى جلسه تشکیل می‌دهند تمنا می‌کنم که توجه بفرمایید که این لایحه به این مهمى بر عهده تعویق نیفتد در دنیایى که ما امروز زندگى می‌کنیم نمی‌توان توجهى به موضوع کارگر و کافرما نداشت ما در حال حاضر در حدود 150 هزار نفر کارگر داریم که نصف این عده در خوزستان مشغول انجام وظیفه هستند نصف دیگرشان هم در سایر شهرستان‌هاى کشور پراکنده شده‌اند و لازم است ترتیبى براى اختلافاتى که ممکن است احیاناً بین کارگر و کارفرما به وجود بیاید داده شود ما در این لایحه آنچه آقایان ملاحظه می‌فرمایند نه جانبدارى از کارفرما نموده‌ایم بلکه عدالت را در این موضوع حکم قرار داده‌ایم و رعایت عدالت هدف اصلى ما بود در عین این که حقوق کارگر را ما در این لایحه تا حدى که ممکن بود منظور کردیم مملکت را هم در این لایحه طورى تنظیم نمودیم که فعالیت اقتصادى اشخاصى که در مملکت سرمایه دارند با کمال خوبى سرمایه‌‌هاى خودشان را به کار ببرند و فعالیت اقتصادى خودشان را به جریان بیندازند به این ترتیب که بتواند کارخانه‌جاتى در مملکت ایجاد بکنند و کار‌هاى تولیدى بکننند که هم کارگر از آن استفاده بکند و هم خود اشخاصى که سرمایه دارند بنابراین ما در این لایحه دقت کافى کردیم که کارفرمایان هم در حدود قانون و مقررات کشور بتوانند فعالیت اقتصادى خودشان را اعمال بکنند در عین حال ما رعایت کردیم که کارگرها هم تا حد ممکن آسایش داشته باشند مثلاً حداکثرى براى ساعت کار معین کردیم گفتیم اگر از آن حداکثر کارفرمایى بخواهد از کارگر تقاضاى کار کند باید حقوق اضافى به او بدهد همین طور موضوع بهداشت را براى کارگران در نظر گرفتیم همین طور در نظر گرفتیم که اگر کارگرى سنش تا یک میزان معین نرسد از استخدام او در کارخانه‌‌هاى بزرگ و کار‌هاى سنگین صرفنظر بشود یک حقوقى براى بیمه اجتماعى کارگران در نظر گرفتیم که دو درصدش را خود کارگر بدهد و چهار درصدش را هم دولت و کارفرما بدهد که مجموعاً شش درصد در صندوق مخصوص بیمه اجتماعى کارگران جمع بشود و اگر یک کارگرى فوت کرد یا در زیر ماشین جان سپرد و یا به وسیله حوادث کار یا ناشى از غیر کار به او صدمه وارد آمد عائله او نسبتاً زندگى راحتى داشته باشد در صورتی که حالا این وضعیت نیست بنابراین از آقایان محترم خواهش می‌کنم نظر به اهمیتى که این موضوع دارد موافقت بفرمایند که این هم جزو دستور قرار بگیرد و ترتیب کارگر و کارفرما داده شود. بنده بیش از این عرضى ندارم.

رئیس - آقاى حاذقى‏

حاذقى - عرض لازمى بود که بنده خواستم از حضور جناب آقاى وزیر دارایى استفاده بکنم و به استحضار مجلس شوارى ملى برسانم موضوع مساعدت بانک کشاورزى است به زارعین و کشاورزان کشور مجلس شوارى ملى کمال علاقه و توجه دارد (آقاى یمین خواهش می‌کنم بگذارید آقاى وزیر دارایى توجه بفرمایند) عرض می‌کنم توجه مجلس به این است که بانک کشاورزى به معناى واقعى کلمه موفق بشود که مساعدت‌هاى اساسى به طبقه مالکین و زارعین که مقصودشان آباد کردن و معمور کردن این مملکت است بکند لایحه‌اى هم که دولت تقدیم مجلس کرده در اسفندماه گذشته اکثریت قریب به اتفاق مجلس تأیید کرد که سرمایه بانک افزوده شود و دست بانک براى کمک به کشاورزان باز باشد در جاهایى که شعبه ندارد تأسیس بکند (آقاى دکتر اعتبار - استدعا می‌کنم فلسفه این که در آیین‌نامه گفته شد که کسى از نمایندگان پهلوى وزیر نشنید این است که وزیر به حرف گوش بدهد) عرض کنم که این لایحه را هم مجلس تصویب کرد و وزارت دارایى هم خوشبختانه با حسن نیت جناب آقاى وزیر دارایى که به نظر مجلس احترام گذاشت و سرمایه بانک را شروع کرد به افزودن و اعتباراتى به بانک کشاورزى منتقل شد. در زمستان سال گذشته قسمت زیادى از مناطق این مملکت دچار خسارت شدید شد و از آن جمله بعضى از شهرستان‌هاى فارس در اثر سرماى زیاد محصول آنها آفت دید و مخصوصاً حوزه شهرستان جهرم که محصول عمده آن درخت‌هاى مرکبات و لیموى آب و نظایر آن بود در اثر سرمازدگى نود درصد درخت‌هاى آنها بکلى خشکید و ده درصد آنها هم که امسال سالم مانده است در اثر سرما بارى نداده و شاید تا یکى دو سال دیگر هم نتوان یک محصول کافى برداشت، از محل تلگراف‌هایی رسیده دایر بر این که بانک کشاورزى... (آقاى وزیر دارایى - استدعا می‌کنم توجه بفرمایید) تلگراف‌هایی از محل رسیده دایر بر این که بانک کشاورزى توجهى بکند و از خسارت زارعین و صاحبان باغ که درخت‌هاى آنها خشکیده است جلوگیرى بشود و به آنها کمکى بشود که اینها از کار زراعت و فلاحت دست نکشند و به طبقه بیکارى و عمله راه افزوده نشود به دستور مقام نخست وزیرى کمسیونى تشکیل شد و از شعبه بانک در محل هم توضیحاتى خواسته شد و معلوم شد که در حدود چهار میلیون تومان خسارت به آنها وارد شده است و براى جبران آن هم لازم است که در حدود یک میلیون تومان وام طویل‌المدة به زارعین داده شود. (آقاى رئیس نظامنامه که عملى نمی‌شود همه می‌آیند پهلوى وزیر می‌نشینند) نتیجه این کمیسیون به بانک کشاورزى ابلاغ شد و در خود بانک هم مطالعاتى شد و موکول به این شد که این یک میلیون تومان با رئیس شعبه و معتمدین محل و شوراى شهرستان بین زارعین و مالکین جزء که متضرر شده‌اند به عنوان وام داده شود تا دوباره درختهایشان را غرس و باغ‌هایشان را آباد بکنند تا پس از چند سال دیگر بتوانند بهره‌بردارى بکنند و وامى هم که از دولت گرفته بدهند و هم استفاده کنند جناب آقاى وزیر دارایى الان در مجلس تشریف دارند ولى (متأسفانه هر چه خواهش می‌شود که نظامنامه اجرا بشود و آقایان بگذارند که آقاى وزیر دارایى توجه بفرمایند اجرا نمی‌شود) استدعا می‌شود از آقاى وزیر دارایى که به بانک کشاورزى دستور بدهند که طبق تصمیم این کمیسیون و موافقت دولت این وام را هر چه زودتر بفرستید تا فرصت باقى است و زارعین بى‌پا نشده‌اند و بیکارها و گدا‌هاى مملکت افزوده نشده به آنها به موقع مساعدت بشود که باغ‌هاى خودشان را دو مرتبه به وسیله غرس درخت‌هاى تازه احیا بکنند و هم به تولید مملکت افزوده بشود و مالیات بدهند و هم زندگى خود و عائله خودشان را اداره بکنند نکته دوم که در نظر آقایان هست مسئله اصلاح لایحه قانون انتخابات است که دولت به مجلس داده مطابق قانون سه ماه به آخر دوره مانده باید انتخابات شروع شود منظور قانونگذار این بوده است که همیشه سه ماه به آخر دوره مانده باید انتخابات شروع شود منظور قانونگذار این بوده است که همیشه سه ما به آخر دوره مانده انتخابات دوره بعد مجلس شوارى ملى به عمل بیاید تا این که به مجرد ختم دوره سابق لاحق جانشین مجلس سابق بشود و در عمل قانونگذارى فترتى حاصل نشود (صحیح است) و مطابق اصل قانون اساسى که می‌گوید مشروطیت کلاً و جراً تعطیل‌بردار نیست یک روز هم مملکت بدون مجلس نگذارند در دوره چهاردهم آقایان نمایندگان به خاطر دارند که در اثر وجود یک مانع مهمى که‏ عبارت از وجود قواى بیگانه در مملکت بود مجلس قانونى تصویب کرد که مادام که قواى خارجى در مملکت است انتخاب هم به عهده تعویق بیفتد و پس از سه ماه از تخلیه مملکت می‌توان به انتخابات مجلس اقدام کرد و بالنتیجه فترتى به وجود آمد و در تاریخ مشروطیت ایران هم دو سه بار از این گونه فترت‌ها که همه معلول فرس‌ماژر و جریان خاص سیاسى بوده پیش آمده ولى درحال حاضر الان ما در یک محظورى هستیم و آن این است که الان بیش از دو ماه به ختم دوره پانزدهم نمانده و مطابق قانون اساسى و قوانین جارى دولت مکلف است انتخابات دوره شانزدهم را شروع کند و از طرفى یک لایحه‌اى در این ضمن در حدود دو هفته پیش تقدیم مجلس شوارى ملى کرده است دایر به اصلاح بعضى از مواد قانون انتخابات این قانون در افکار عامه یک اثر بسیار خوبى کرده و مردم مملکت این عمل دولت را به دیده احترام و تحسین نگاه می‌کنند (صحیح است) در هر حال دولت تسلیم نظر و رأى مجلس است که آیا این لایحه به همین صورتى که دولت داده است یا با هر گونه جرح و تعدیلى آماده شود و در دستور مجلس و مورد رأى مجلس قرار بگیرد و انتخابات دوره شانزدهم با اصلاح قانون انتخابات به موقع عمل و اجرا گذارده بشود من خواستم از کمسیون محترم کشور که این لایحه در دو هفته پیش به آن کمسیون ارجاع شده است استدعا می‌کنم به منظور این که براى دولت هیچ گونه ایرادى نباشد هر چه زودتر این لایحه را آماده کند و به مجلس شوارى ملى تقدیم کند مجلس آن را یا قبول می‌کند یا رد می‌کند بالاخره تکلیفش را معلوم می‌کند آن وقت ما بتوانیم انتخابات دوره شانزدهم را همان گونه که مورد نظر شخص اعلیحضرت همایون شاهنشاهى است که نماینده‌‌هاى ملت باید منتخب خود ملت باشند با کمال آزادى نمایندگان دوره شانزده انتخاب شوند و مجلس شانزدهم به موقع پس از ختم دوره پانزدهم

+++

جانشین این مجلس شود و مشروطیت ایران همین طورى که نظر قانون اساسى است تعطیل‌بردار نباشد.

نمایندگان - دستور، دستور.

رئیس - چهار نفر از آقایان! اجازه نطق خواسته‌اند آقاى معتمد دماوندى بفرمایید منتها یک قدرى مختصرتر بفرمایید.

معتمد دماوندى - عرض بنده امروز به حضور آقایان نمایندگان محترم بسیار مختصر است و راجع به دوسه موضوع است که الان به طور اختصار عرض میظکنم یکی‌اش که در چندى قبل بنده هم تقاضا کرده بودم که نطق قبل از دستور بکنم ولى متأسفانه فرصت نشد این بود که خواستم استفاده کنم از حضور سفیر کبیر افغانستان در ایران و از این حسن نیتى که دولت ملت برادر ما افغانستان در خصوص حل اختلاف رود هیرمند مبذول داشته‌اند اظهار سپاسگزارى کنم و تشکر کنم (نورالدین امامى - هنوز که حل نشده است بعداز این که حل شد ابراز تشکر کنید) و عرض بکنم که بالاخره بیش از این سیستان ما را نسوزانند و به بهانه‌‌هاى مختلف آب ندهند و از این بدبختی‌ها جلوگیرى بشود زیرا مردم سیستان به طور کلى از آنجا کوچ کرده‌اند و به جا‌هاى دیگرى رفته‌اند و سیستان که یک واحد بزرگ اقتصادى مملکت ما بود امروز دچار بدترین و اسف‌انگیز‌ترین اوضاع شده است در حال دولت ایران این مسئله را هر چه زودتر باید حل مى‌کرد که اهالى سیستان، از این مضیقه بیرون بیایند مسئله دومى که خواستم عرض کنم خدمت آقایان عدم توجه دولت بودبه عرایض گذاشته بنده آقاى وزیر دارایى اینجا تشریف دارند، جلسات گذشته بنده راجع به حریق قریه خمیران یک عرایضى کرده بودم و تقاضا کرده بودم که کمک به آنها بشود بنده عرض می‌کنم در اتفاقاتى که در مملکت مى‌افتد دیده‌ایم که گاهى دولت به رایگان چیزهایى می‌دهد مثلاً راجع به سیل‌زدگان اصفهان دولت آمد و گندم داد و گفت ما این گندم را به رایگان می‌دهیم (اعزاز نیک‌پى - پولش را گرفتند) پولش را گرفتند ولى به قیمت خیلى ارزان ولى به ما همین را هم نمی‌دهید، براى آذربایجان این واقعه‌ای که اخیراً در اطراف مشکین‌‌شهر پیش آمده دولت یک مساعدت‌هایى دارد می‌کند و الان هم والا حضرت شاهپور علی‌زاده تشریف برده‌اند آنجا براى سر‌کشى و دیدن و رسیدگى و عرض می‌کنم البته ملت هم سپاسگزار هستند و بوده‌اند و خواهند بود ولى متأسفانه نسبت به قریه خمیران هیچ گونه توجهى نشده است اینجا عرض کردم آقاى وزیر دارایى یک قریه‌اى است که چند خانوار دارد و از هستى ساقط شده‌اند الان هم فصل باران است و به واسطه نداشتن جا در گیلان و این طرف و آن طرف رفته‌اند و چادر زده‌اند اغلب مریض و بسترى و بیچاره شده‌اند و خرده‌مالکین هم وضع زراعت‌شان از بین رفته است بنده تقاضا کردم که دستور بفرمایند که بانک کشاورزى صد هزار تومان به اینها بدهد خواهش می‌کنم از حضرتعالى الان اجازه‌اش را مرقوم بفرمایید و بنده بدهم به بانک کشاورزى و این پول را بفرستند آنجا و مردم هم حاضرند که املاک خودشان را گرو بگذارند بانک هم هنوز در آنجا شعبه ندارد و تشکیل نشده است بفرمایید که بانک کشاورزى تشریف بیاورند آنجا و در آنجا که یک نقطه سرحدى است شعبه تشکیل بدهد بهانه این که پول نداریم نم‌آید پول هم که به آن دادیم باز توجه نمی‌کند دستور بفرمایید که این صد هزار تومان را بانک کشاورزى به مردم بدهند که اگر این پول را نفرستند اینها به شهر مى‌آیند و زراعت امسال آنجا از بین مى‌رود و آنها هم در شهر گدا می‌شوند و دیگر نمی‌شود به هیچ قیمت آنجا را آباد کرد عرض دیگر بنده راجع به وضع برنج و چاى است که خواستم از حضور آقایان استفاده کنم و به عرضتان برسانم چندى قبل هم راجع به برنج عرایضى کردم ولى متأسفانه چندان ترتیب اثرى به آن داده نشد برنج امسال گیلان زیاد است و دارد از بین می‌رود و با این وضع بى‌پولى که الان در بازار ایجاد شده اگر یک شهرى یک استانى صد میلیون دویست میلیون سیصد میلیون اهالیش ضرر بکنند این دیگر قابل جبران نیست این را استدعا می‌کنم یک توجهى بفرمایید به هر حال چیزى که خواستم عرض کنم ابتدا که تشریف آوردید در این دولت جنابعالى یک حسن نیتى مبذول فرمودید و یک کمسیونى در بانک کشاورزى با حضور نماینده دولت تشکیل دادید و آقاى بهنیا را هم مأمور فرمودید که بیایند و حضور پیدا کنند آنجا صحبت‌هایى شد و صورت مجلس‌هایى شد متأسفانه از آن نوید‌هایى که دولت داده تا به حال هیچکدام به موقع عمل و اجرا در نیامده است الان چین اول چاى از بین رفته و دولت باید مساعده می‌داد که امسال نداده است و براى خرید چاى که تا به حال می‌بایستى تصمیم می‌گرفتند و می‌رفتند و می‌خریدند تا به حال تصمیمى گرفته نشده و یک تصویب‌نامه‌اى هم جناب آقاى وزیر دارایى تهیه کرده‌اند و با حسن نیتى که بنده در ایشان سراغ دارم و با توجهى که به زراعت و زارعین چاى دارند معذلک این تصویب‌نامه در شوراى اقتصادى گیر کرده جناب آقاى وزیر دارایى وارد کنندگان چاى خارجى براى این که دولت چاى داخلیش را نخرد و این چاى زمین بخورد و محصول چاى از بین برود و مردم و زارعین گیلان از بین بروند بنده اطلاع کافى دارم که یک معاملاتى دارند بنده استدعا می‌کنم توجه بفرمایید و نگذارید چند نفر تاجر محتکر در تهران هست نیست یک میلیون نفر زارع گیلانى در دست آنها باشد که آنها را بیچاره کنند (صحیح است) این بود عرض من.

رئیس - آقاى وزیر دارایى‏

وزیر دارایى - تذکراتى که آقاى حاذقى و آقاى معتمد دماوندى راجع به بانک کشاورزى دادند خواستم براى استحضار آقایان عرض کرده باشم که بانک کشاورزى همان طورى که آقایان مسبوق هستند سرمایه‌اش کم است لایح‌هاى دولت به مجلس داد و آقایان مساعدت فرمودند که به سرمایه بانک کشاورزى 160 میلیون تومان اضافه شود از این مبلغ هم تاکنون 150 میلیون به بانک کشاورزى داده شده (احسنت) الا این که چون در امسال سازمان برنامه شروع به کار کرده است یک قسمت از کار‌هاى عمرانى مملکت جزو تشکیلات سازمان برنامه هفت ساله است طبیعى است آن قسمت‌هایی که بایستى سازمان برنامه عمل بکند دیگر معنى ندارد که هم در دستگاه دولت عمل بشود و هم در سازمان برنامه براى این که سازمان برنامه فلسفه ایحادش روى این بود که اقداماتى که دولت براى عمران می‌کند و مخارجى از بودجه مملکت می‌کند روى یک پلان و نقشه ثابتى باشد و خلاصه پول به هدر نرود براى بانک کشاورزى هم در سازمان برنامه پیش‌بینى شده است که 150 میلیون ریال در سال اول کمک بشود به سرمایه‌اش ولى براى این که هنوز سازمان برنامه پلانش به تصویب نرسیده در نظر گرفته شده که از این پول براى کمک به کشاورزى منطقه‌هایی که محتاج به کمک هستند استفاده کنند یک نکته‌ای را خواستم به آقایان تذکر بدهم که بانک کشاورزان یک قانونى دارد و یک اساسنامه‌اى دارد و احتیاج به این که دولت به او دستور بدهد ندارد و مستقل است و یک واحد اقتصادى است و مطابق آیین‌نامه و مقرراتى که دارد هر مراجعه‌اى که به آن می‌شود موظف است که ترتیب اثر بدهد و مطابق مقرراتى که هست قرض بدهد حالا راجع به آن حریقى که آقاى معتمد دماوندى اشاره کردند چه احتیاج به قرضه دارد و چه ندارد خودشان باید تشریف ببرند و مراجعه کنند البته نماینده هم از طرف بانک خواهد رفت و مطابق مقررات قرضه خواهد داد ولى اگر نماینده نرفت و بانک کشاورزى تعلل یا اشکالى به نظرش رسید آن وقت مانعى ندارد که به وزارت دارایى مراجعه بفرمایند البته وزارت دارایى به عنوان صاحب سهم تذکر خواهد داد اما در قسمت برنج که فرمودید توجه نشده این طور نیست خواستم که مسبوق باشید برنج را یک مرتبه دیگر اینجا توضیح دادم که از لحاظ این که وضع خواربار کشور در مضیقه بود اجازه صادرات ندادیم ولى امسال اجازه صادرات دادیم و هر کسى برنج داشته باشد می‌تواند مثل کالا‌هاى عادى در مقابل تعهد ارزى صادر کند آقا بفرمایید تمام آنهایی که برنج دارند از وزارت اقتصاد ملى تقاضاى پروانه بکنند به آنها پروانه می‌دهند و برنج خودشان را صادر کنند این که چیزى نیست در قسمت چاى هم که فرمودید بنده اینجا مجبورم که یک تذکرى بدهم یک وقتى چاى و برنج در انحصار کامل دولت بود و وزارت دارایى مداخله می‌کرد و ناچار بود که کلیه محصول داخلى را بخرد و اگر محتاج بود که از خارج وارد کند یک مقدارى هم از خارج وارد می‌کرد و مصرف مملکت را می‌داد ولى امروز نه برنج را می‌تواند وزارت دارایى مداخله بکند چون در انحصار دولت نیست و ارتباط هم ندارد با وزارت دارایى براى این که برنج هم مثل سایر کالا‌هاى صادراتى ممکلت است یعنى همان طور که فرش می‌توانند صادر کنند هر کس هم می‌تواند برنج صادر کند چاى هم همین طور است ورود چاى هم یک کنتنژانى دارد که از این کنتژان معلوم است که باید سالى چقدر وارد بکنند دولت براى این که تشویق بکند مقدار محصول چاى را مع الوصف چاى را می‌خرد در صورتی که همین طور که عرض کردم چاى هم مثل سایر محصولات کشاورزى است اگر براى تشویق هم باشد دولت کنف هم باید برود بخرد چغندر هم باید برود بخرد ولى چون راجع به چاى فرمودند ضمناً باید عرض کنم مطابق اطلاعاتى که پیدا کردم در این قضیه خرید چاى داخلى یک سوءاستفاده‌هایى از طرف مأمورین و از طرف باغداران شده است (صحیح است) یعنى چایى که دولت می‌خرد مطابق صورتى که ما داریم مکرر این چاى را می‌آورند در اینجا به دولت می‌فروشند به جاى چاى دولتى بسته‌اى 5 تومان

+++

دولت می‌خرد بسته‌اى 3 تومان می‌فروشد اینها در بازار می‌خرند و می‌برند به شمال و دوباره می‌آورند و به دولت می‌فروشند یعنى دولت به جاى این که در سال 3 هزار تن چاى بخرد 7 هزار تن مجبور است بخرد (معتمد دماوندى - مربوط به باغدارها نیست از تاجرها چاى جلوگیرى کنید) براى این که رفع این اشکال هم شده باشد آقا اطلاع‏ دارند که آقایان کشاورزان هم راضى هستند براى این که از این جهت یک ضرر به جایى نکند و از این کمک هم باغدارها بالمره مأیوس نشوند در وزارت دارایى مطرح شد جلساتى شد و نظریاتى گرفته شد که هم جلوگیرى از سوء‌استفاده شده باشد و هم کمک به باغدارها بشود و با این نظریات هم وزارت دارایى موافقت کرده و فرستاده است به هیئت دولت که تصویب‌نامه‌اى صادر بشود و من به آقایان وکلاى شمال هم اطلاع دادم که روز چهارشنبه تشریف بیاورند وزارت دارایى تا تصمیماتى که در دولت گرفته شده به اطلاع آقایان برسانم براى این که هم ما بتوانیم چاى را بخریم و هم کمک به باغدارها شده باشد و هم دولت ضررى نکند.

رئیس - آقاى فولادوند.

معتمد دماوندى - ولى براى غله سى میلیون تومان ضرر بکند کسى حرف نمی‌زند (زنگ رئیس)

سزاوار - آن نان مردم است خیلى فرق دارد.

فولادوند - آقاى معتمد دماوندى اگر فرمایش شما تمام شد بفرمایید بنده به طور خلاصه می‌خواستم راجع به وضعیت دادگسترى که یکى از ارکان مشروطیت است عرایضى حضور نمایندگان محترم عرض کنم در روزی که نمایندگان مجلس مؤسسان حضور اعلیحضرت همایون شاهنشاهى شرفیاب بودند و بنده هم افتخار شرفیابى داشتم ضمن فرمایشات ملوکانه که اصغاء شد تقریباً نسبت به دادگسترى اظهار خوش‌بینى نفرمودند بنده هم تصدیق می‌کنم که دادگسترى آن طوری که باید و شاید وظیفه‌اش را انجام نمی‌دهد ولى براى این که همین موضوعات به سمع مبارک اعلیحضرت برسد و آقایان وزرا هم توجه بفرمایند باید عرض کنم که عیب دادگسترى علل و جهات زیادى دارد که شاید یک‌صدم آن مربوط به قضات است مثلاً این قوانینى که ما در ایران داریم این قوانینى است که اکثراً از روى قوانین ممالک اروپا تدوین شده و در یک ممالک متمدن باسوادى اجرا می‌شود این قوانین را چون در ایران نمی‌توانند اجرا کنند آن نتیجه مطلوبه حاصل نمی‌شود مثلاً یک احضاریه می‌فرستند براى فلان مرد بیسواد این صرف‌نظر از سوءنظرى که ممکن است که آن مأمور کوچک اعمال بکند می‌نویسند که شناخته نشد و یا در محل اقامتش نبود در طرز ابلاغ هم مؤثر است نتیجه این می‌شود که دستگاه دادگسترى کند می‌گردد این کندى دستگاه دادگسترى مربوط به قضات نیست دوم عدم توجهى است که نسبت به قضات دادگسترى می‌شود البته قاضى دادگسترى بد هم ممکن است باشد و هست ولى قضات خوب هم هست بنده می‌خواستم اینجا حضور آقایان عرض کنم یک ظلمى که نسبت به بزرگترین قاضى عدلیه ایران کردند عرض کنم و آقاى وزیر دارایى که اینجا تشریف دارند تقاضا کنم اقلاً براى بازماندگان این بیچاره یک توجهى بفرمایند تا سایر قضات باشرف دستگاه دادگسترى هم مأیوس نشوند که کار خودشان را ترک کنند و جاى آنها را اشخاص بد بگیرند. آقاى میرزا محمد‌رضا وجدانى دادستان کل دیوان کشور که یکى از قضات درستکار و باشرف این مملکت است (صحیح است) این مرد مجتهد مسلم بود این مرد سال‌ها رئیس شعبه جزایى دیوان کشور بود سال‌ها دادستان کل بود و در عدلیه کمتر نظیر او قاضى حقوقى و جزایى داشتیم (صحیح است) این مرد درستکار باشرف در اواخر کار بدون گناه و سبب و صرفاً براى این که شغل او را بگیرند او را یعنى دادستان دیوان کشور را بیکار کردند که باید بازرس باشى (مکى - کى این کار را کرد؟) (نبوى - آقاى الهیار صالح) این پیرمرد در منزل ماند حقوقى به او نمی‌دادند و بعد از مدتى این پیرمرد را خواستند (خواهش می‌کنم توجه کنید آقایان) اظهار کردند این ابلاغ انتظار خدمت علیحده این هم ابلاغ تقاعد میل دارى تقاضاى تقاعد بکن و الا ابلاغ انتظار خدمت را امضا می‌کنیم ایشان گفتند که به من ظلم شده و من به سن تقاعد نرسیده‌ام و حاضر نیستم مرا متقاعد بکنید آقایان ایشان را منتظر خدمت بی‌حقوق کردند! بنده بى‌جهت به هیچ اداره افترا نمی‌زنم، آقاى میرزا محمد‌رضا وجدانى را منتظر خدمت بى‌حقوق کردند و این از گرسنگى رفت کاشان آنجا چون خانمش کاشانى بود خودش قمى چون در کاشان گفت ارزان‌تر است در کاشان از گرسنگى مرد خوب بنده یک قاضى جوان وقتى می‌روم عدلیه می‌بینم که ثمره یک عمر درستکارى از روى انصاف و وجدان و سواد و معلومات این است البته من هم مأیوس خواهم شد یا کج می‌روم یا منحرف می‌شوم و اگر نشدم منصرف می‌شوم و می‌روم اما ما چرا برویم مرده‌پرست بشویم؟ این عرض را بنده کردم براى این که آقاى وزیر مالیه چون این لوایحى که آوردند براى بعضی‌ها براى ورثه‌شان کمک شود بچه‌‌هاى آن مرحوم (سزاوار - بچه‌اش مخارج تحصیل ندارد) بلى مخارج تحصیل ندارد (دکتر امینى - راجع به ورثه مرحوم رضوى هم بفرمایید) خیلى خوب اما راجع به قضات حاضر ما یک قضات درستکار با وجدان باشرفى داریم اینها با گرسنگى زندگى می‌کنند با فقر می‌سازند (صحیح است) اینها شرف و درستى خودشان را همیشه حفظ کرده‌اند به مملکت خدمت کرده‌اند از تهمت نترسیدند بنده به عنوان نمونه به آقایان عرض می‌کنم شما ببینید بین ژنرال‌هاى خارجه یک چنین مأمورى دارند؟ (نه در قضات عدلیه در ژنرال‌هایشان) آقاى محمد‌‌على ممتاز رئیس استیناف تهران ایشان رئیس استیناف آذربایجان بود آقایان نمایندگان محترم آذربایجان حاضرند وقتی که پیشه‌ورى و غلام یحیى آذربایحان را گرفت و ما مأمورى نداشتیم آقاى ممتاز فرار نکرد (صحیح است) بعد هم در اطاق ریاست نشست روز سوم هم بود تا مأموران او را از پشت میز گرفتند و بردند پیش آقاى پیشه‌ورى آقاى پیشه‌ورى به ایشان پیشنهاد کرد که چون شنیده‌ایم شما یک مرد درست هستید شما هر یک از وزارتخانه‌ها را بخواهید به شما می‌دهم چه جواب داد؟ گفت می‌دانید من فقیرم و جز حقوق چیزى ندارم ولى من اگر می‌دانستم براى مملکت بود حرف شما را می‌شنیدم ولى چون شما صداى وطن خواهى ندارید این است که چوبه‌ دار یک طرف و وزارتخانه‌‌هاى شما یک طرف من چوبه دار را می‌پذیرم (صحیح است) این مرد را حبس کردند و در آنجا در مریضخانه‌اى زشت را بدى عمل کردند مریض کردند آقاى دکتر خوشبین فهمید آنجا زن و بچه او گرسنه در آذربایجان مانده است سه ماه به وسیله یک تاجر تبریزى براى او حقوق فرستاد وقتى پیش او بردند می‌دانید چه جواب داد؟ گفت دو ماه دیگر را آنها به من دادند یک ماهش را من می‌گیرم دو ماه را برگردان آقا شما این طور قضات دارید در دیوان کشور قضات باشرف زیاد دارید در استیناف زیاد دارید در بدایت زیاد دارید ولى قاضى که می‌شود هر لحظه تغییرش داد قاضى که به آن توجه نمی‌شود این درست نمی‌شود بنده قاضى خوب، من خودم را باید مطابق قاعده و عقل از دیگران بیشتر دوست داشته باشم وقتى من خودم عسرت هستم باید از خود گذشتگى داشته باشم که براى مردم در این مملکت از خودم بگذرم بنده عرض می‌کنم این استیناف تهران که ده شعبه دارد قضات درستکارى دارد براى این که بدانند آقا آمار اینها چیست یک عده از اینها گفتند که ما بسیار متأسفیم که حضور اعلیحضرت عرض کرده‌اند که عدلیه خیلى بد است شما که اینجا قاضى بودید چرا نمی‌گویید ما توقع داریم از شما استیناف تهران در سال‌هاى پیش سه الى چهار هزار حکم در سال میلاد در سال 26 8، هزار حکم داده در سال 27 - 9 هزار حکم یک استیناف تهران این قدر کار کرده بد است؟! همین طور پس بایستى حالا که کمیسیون قوانین دادگسترى اختیار گرفته است آن قوانین کج و معوج وقتى که بدرد بندرعباس و کرمان نمی‌خورد و این براى شهر پاریس لازم است این‌ها را با توجه به اوضاع و احوال مملکت تجدید نظرى بکنند یک قدرى از مدت رسیدگى دادگسترى کسر بکنید تا این مردم یک قدرى از کندى دستگاه راحت بشوند مردم آقا از کندى دستگاه ناراضى‌اند نه از بدى قضات علیهذا بنده می‌خواستم سه استدعا بکنم یکى توجه به ورثه مرحوم وجدانى یکى توجه آقایان اعضای کمیسیون دادگسترى به این قوانین که باعث کندى کار شده است یکى هم در ذهن آقایان باشد که ما یک قضات باشرف یک قضات درستکار داریم ما آقا یک قاضى داریم مثل آقاى رئیسى قاضى بدایت خوب داریم قاضى کوچک مستنطق خوب داریم والله با زحمت زندگى می‌کنند این است که بنده خواستم این عرض را بکنم که این مردم نسبت به عدلیه این قدر بدبین هستند ببینید بنده یک دلیل دیگرى داشتم عدلیه یک جایى است که ناراضى ایجاد می‌کند از هر دو نفرى یک نفر ناراضى از پیش قاضى می‌رود آقایان بنده که یک قاضى هستم دو نفرى را که پیش من آمده من نمی‌توانم هر دو را حاکم بکنم یکی‌اش که محکوم شد از من ناراضى است آن که نمی‌رود پیش عدلیه بگوید این فولادوند این تقى آدم درستى بود و من که ناحق می‌گویم من را محکوم کرد او می‌رود هزار گونه تهمت به دستگاه عدلیه می‌زند پس استیناف تهران که نه هزار حکم داده نه هزار ناراضى درست کرده نه هزار هم از کندى دستگاه مملکت بدى قوانین یک طورى

+++

ناراضى‌اند این است که همه‌اش نبایستى این را به حساب بدى قضات گذاشت (صحیح است)

دکتر عبده - احسنت.

رئیس - شعبى که قرار بود تشکیل بشود یک نفر براى کمسیون دادگسترى انتخاب بکنند به استثناى شعبه دوم که تشکیل شده و یک نفر را معین کرده سایر شعب تشکیل نشده است (صحیح است) البته غایبین هم به پول جریمه شده‌اند پس از ختم جلسه من تمنا می‌کنم شعب تشکیل شود مجال هم خواهد بود و از هر شعبه یک نفر معین شود چون آقاى وزیر دادگسترى کارهایى دارند که آنجا انجام بشود.

3. طرح گزارش کمیسیون راجع به استخدام دکتر دلپى و اعاده آن به کمیسیون‌هاى مربوطه‏

رئیس - کلیات لایحه استخدام آقاى لویى دلپى مطرح است. در کلیات مذاکره خواهد شد آقاى اردلان مخالفید؟ بفرمایید.

اردلان - بنده عقیده‌ام این است که هر نمایند‌ه‌اى می‌تواند از دو نظر با استخدام یک کارشناس خارجى در کشور ایران موافقت نماید ولى اگر این دو نظر تأمین نشد قطعاً باید با استخدام آن کارشناس مخالفت کرد نظر اول این که در تمام کشور ایران کارشناسى نظیر کارشناس‌هاى خارجى که می‌خواهیم استخدام بکنیم وجود نداشته باشد اگر نظیر آقاى لویى دلپى که امروز لایحه استخدامش جزء دستور مجلس است و دولت از ما تقاضاى رأى کرده وجود نداشته باشد به نظر بنده مشروع است ما یک نفر او را استخدام بکنیم و اما در قسمت دوم این است که باز ممکن است ما یک کارشناس خارجى که نداشته باشیم استخدام بکنیم مشروط بر این که او بیاید در کشور ما و این چند سالى که در استخدام ماست یک عده شاگردان ایرانى تربیت کند که پس از دو سه سال که موعد استخدام او منقضى شد چند نفر ایرانى نظیر او داشته باشیم و جاى او بگذاریم ولى در قسمت اول بنده خواستم عرض کنم که یک گناه بسیار عظیمى است اگر ما در کشور ایران کارشناسانى داشته باشیم و برویم نظیر آن را از خارج استخدام بکنیم بنده بسیار مایلم که جناب آقاى وزیر کشاورزى بدبختانه تشریف ندارند نمی‌دانیم جناب آقاى وزیر دارایى استحضار از این موضوع دارند یا ندارند می‌فرمایند ندارم من از آقاى رئیس هم استدعا کردم که وزیر باشد من می‌خواستم عرض کنم که آیا در کشور ما نظیر آقاى دلپى هست و تحصیلات او را دارد، یا ندارد. اگر داشته باشد ما نمی‌بایستى استخدام بکنیم (یکى از نمایندگان - نیست آقا) وزیر مربوطه باید بیاید بگوید نیست، آن وقت بنده می‌توانم به نام یک نفر نماینده ملت ایران جویا شوم و ببینم این حرف وزیر کشاورزى با حقیقت تطبیق می‌کند و اگر کرد ساکت بمانم اگر نکرد بیایم اینجا بگویم فلان آدم به موجب این تحصیلات که در خارجه کرده می‌تواند همین شغل آقاى دلپى را انجام بدهد بنابرین اول باید آقاى وزیر کشاورزى تشریف بیاورد اینجا بگوید که ما نظیر دکتر لویى دلپى و تحصیلات او راز ایرانیان نداریم اگر نداشته باشیم آن وقت می‌گوییم که خیلى خوب ممکن است با استخدام او موافقت بکنم و اگر داشته باشیم یک گناه بسیار عظیمى است که در کشور خودمان یک دانشمند ایرانى داشته باشیم و برویم دست گدایى به خارجه دراز بکنیم در زمان سلطنت رضا شاه پهلوى یک عده از ایرانیان را به خارجه فرستادند براى این که معلوماتى یاد بگیرند من‌جمله براى کار‌هاى دامپزشکى و کشاورزى دانشجویانى به فرانسه فرستادند و آنها رفتند سال‌ها در مملکت فرانسه ماندند تا این که تحصیلاتشان تمام شد و به ایران آمدند بنده می‌خواهم بدانم که وزارت کشاورزى از وجود آنها چه استفاده می‌کند؟ آیا می‌تواند اینها را به کارهایی که در خارجه در همین رشته دامپزشکى تحصیل کرده‌اند امروز بگمارد؟ و ما را از استخدام آقاى دلپى بى‌نیاز بکند؟ و اما قسمت دوم عرض بنده. این آقاى دلپى چندین سال است که در ایران انجام وظیفه می‌کند من می‌خواستم آقاى وزیر کشاورزى بفرمایند که در ظرف چند سال چند نفر شاگرد ایرانى را تربیت کردند که امروز اگر کنترات ایشان منقضى می‌شود ما بتوانیم از وجود شاگردان او استفاده بکنیم و جاى او را ما به اینها بدهیم و الا اگر ما نیاییم این سیاست را اتخاذ بکنیم و الى لابد براى کار اختصاصى خارجى استخدام بکنیم ما همیشه محتاج خواهیم بود که در کار‌هاى فنى خودمان خارجى استخدام بکنیم یا ما باید از قانونى که در زمان سلطنت رضا شاه پهلوى از مجلس شوراى ملى گذشت که دانشجو به خارجه براى این نوع تحصیلات بفرستیم استفاده کنیم و دانشجویانى به خارجه بفرستیم که بیایند در ایران این نوع مشاغل را انجام بدهند و این آقاى دلپى را که در ایران چند سال نگاه داشتیم لااقل از وجود او استفاده بکنیم و او را ملزم بکنیم که در ضمن اجراى وظیفه روزانه چند نفر شاگرد ایرانى تربیت بکند که پس از چند سال که او کنتراتش منقضى می‌شود و بر‌می‌گردد ما بتوانیم ایرانیان را جاى او بگذاریم. یکى از آقایان نمایندگان ببنده یاداشتى نوشته بودند که عد‌ه‌اى تحصیل می‌کردند و از خاجه آمدند به ایران کار به آنها ندادند ناچار برگشتند و رفتند و روى همین نظر است که بنده هر وقتى موضوع استخدام خارجى در این مجلس مطرح می‌شود می‌آیم و مخالفت می‌کنم چه آقایان نمایندگان محترم به عرایض بنده توجهى بکنند و خواه نکنند به وظیفه نمایندگى خودم عمل می‌کنم ما اگر کارشناس خارجى به ایران بیاوریم باید از همان روز درصدد باشیم که یک نفر ایرانى جاى او بگماریم (صحیح است) یا ایرانى بفرستیم در خارجه که آن درس را بخواند یا تا مدتى که او در ایران است و حقوق از ایران می‌گیرد شاگرد ایرانى تربیت بکند بنابراین مخالفت بنده براى آقایان نمایندگان محترم روشن شد که نه از یک لحاظ این است که خارجى است براى این که بنده به یک اشخاصى که واجد شرایط علمى باشند احترام می‌گذارم از هر ملتى می‌خواهد باشد مخصوصاً که ما با ملت فرانسه روابط حسنه داشته‌ایم و خواهیم داشت ولى یک وظیفه نمایندگى است که باید کوشش بکنیم که در تمام کارها از وجود ایرانیان خودمان استفاده بکنیم اما راجع به قسمت دوم حقوق آقاى دلپى در اینجا نوشته شده است که به آقاى دلپى در ماهى هزار دلار به اضافه 1200 تومان به اضافه یک منزل با تمام اثاثیه به اضافه یک اتومبیل با شوفر و تمام لوازم به اضافه سالى یک ماه مرخصى بدهیم بنده آمدم اینها را که حساب کردم دیدم یک مبلغ معتنابهى می‌شود که شاید بیش از دو سه برابر حقوق وزیر کشاورزى ما است البته براى مملکتى که سه میلیارد از ده میلیارد کسر بودجه دارد تحمل این نوع هزینه به نظر بنده خیلى ناگوار است اگر این هزینه را ما می‌دادیم و جایش این ایرانى‌ها را تربیت می‌کردیم باز براى بنده مشکل نبود ولى الان چهار پنج سالى که این شخص اینجا است یک نفر را تربیت نکرده است که امروز جاى خودش را بگیرد به علاوه این موضوع مربوط به وزارت دارایى است بنده جسارت کردم مربوط به وزیر کشاورزى است ولى موضوع بودجه‌اش مربوط به وزیر محترم دارایى است بنده می‌خواستم بفهمم وقتی که یک کارشناس فرانسوى را که ما استخدام می‌کنیم حقوق ارزی‌اش را چرا به دلار تعهد می‌کنیم؟ در صورتى که براى حقوق ارزى لیره بیشتر قابل پرداخت و بهتر است براى این که ما از عایدات نفت جنوب همیشه لیره به قدر کفایت داریم ولى تعهد دلار همیشه یک زحمتى ایجاد می‌کند موقعى که موضوع ده میلیون دلار براى خرید اسلحه از آمریکا در مجلس مطرح بود بنده گفتم آقا براى ما دادن ده میلیون دلار کار مشکلى است بیاییم و تعهد به لیره بکنیم یکى از وزرا در این جا برخاست و گفت نظر شما را با دولت آمریکا وارد مذاکره می‌شویم و کوشش می‌کنیم که عوض دلار لیره بدهیم براى این که از عایدات نفت جنوب همیشه لیره داریم و نمی‌دانم نتیجه مذاکرات در این خصوص به جایى رسید یا نه؟ اگر چنان که آقاى وزیر دارایى عنایتى بفرمایند معلوم می‌شود که نتیجه حاصل شد یا خیر؟ ولى یک لایحه‌اى آقاى وزیر دارایى به مجلس تقدیم فرموده بودند راجع به چند نفر کارشناس یونانى براى دخانیات تمام اینها تعهد ارزى به لیره بود بسیار صحیح بود براى این که براى ما پرداخت لیره آسان بود ولى تعهد دلار بسیار مشکل است این است که بنده درخواست می‌کنم وقتی که مجلس شوارى ملى با اساس این استخدام موافق باشد این تعهد دلار را تبدیل بکند به لیره براى ما آسان‌تر است و بنده در این خصوص پیشنهادى هم تقدیم کرده‌ام در هر حال بنده از جناب آقاى وزیر دارایى که یکى از اعضاى هیئت دولت است استدعا می‌کنم نسبت به استخدام اتباع خارجى رعایت این نظر را بکنند که اولاً اگر ما ایرانیانى داشته باشیم به جاى آنها بگذاریم و اگر هم نداریم شروع کنیم و تربیت بکنیم به وسیله همین اشخاص که بالمال جاى آنها را بگیرند و الا اصولاً با استخدام این اشخاص هم دولت نباید موافقت بکند بنده پیشنهاد خودم را تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

رئیس - آقاى دکتر عبده موافقید؟

دکتر عبده - بلى موافقم‏

رئیس - بفرمایید.

دکتر عبده - بنده با اصول مطلبی که آقاى اردلان فرمودند موافقم و البته تا وقتى کارشناسان ایرانى براى زمینه مختلف هست باید از همان ایرانیان استفاده شود و معنى ندارد که متوسل به خارجی‌ها شویم ولى بنده اطلاع که اتفاقاً دلپى از آنهایى است که به این مملکت خدمت کرده و در قبال حقوقى هم که می‌گیرد خدمتی که می‌کند قابل توجه است بنابراین در این مورد تصور می‌کنم که اقدام دولت راجع به ادامه استخدام او موافق مصلحت باشد ولى در عین حال مطلبى هم

+++

که آقا فرمودید هم در جاى خودش درست است آن این است که از طبقه تحصیل کرده این مملکت مخصوصاً کسانى که در قسمت‌هاى فنى اطلاعات دارند استفاده نمى‌شود و مخصوصاً در این موقع که برنامه هفت ساله را اجرا مى‌کنند ما انتظار داریم که از این جوانان تحصیلکرده مخصوصاً مهندسین و کارشناسان فنى به خوبى استفاده شود در هر حال من خیال می‌کنم آقاى اردلان هم در این مذاکراتى که فرمودند مخالفت خاصى با استخدام دلپى نداشتند ایشان هم می‌خواستند متوجه بشوند که آیا دلپى به اندازه کافى وجودش مؤثر هست در امور دفع آفات یا نه بنده اطلاع خودم را می‌توانم خدمتشان عرض کنم که وجود او کاملاً مفید است و استخدام او صد درصد به صلاح مملکت است ولى در عین حال باید ترتیبى داد که در ظرف سه سالى که ایشان کار می‌کنند بتوانند استفاده کافى بکنند و بعد از سه سال مطمئناً از وجود ایشان بى‌نیاز بشویم و از ایرانیانى که با ایشان کار می‌کنند استفاده بکنیم به جاى ایشان.

امینى - اجازه مى‌فرمایید؟

رئیس - مخالفید؟

امینى - چون مخبر کمیسیون نیست اجازه بفرمایند بنده مطالبى عرض کنم موافق هم هستم.

رئیس - شما الان به خودتان اجازه رسیده است آقاى کشاورز صدر موافقید؟ (کشاورز صدر - بلى بنده موافقم) به هر حال در کلیات مخالفى نیست آقاى امینى توضیح می‌خواهید بدهید مانعى ندارد.

ابوالقاسم امینى - بنده از لحاظ این که خودم مهندس کشاورزى هستم و عضو کمیسیون کشاورزى هستم و با آقاى دلپى آشنا هستم می‌خواستم عرض کنم که دلپى واقعاً در این مملکت مدتى کار کرده است و خدماتى که او مخصوصاً راجع به مطالعه شاربن در این مملکت کرده است و سرم‌هایى که تهیه کرده است و اخیراً سرم ضد دیفتری برای وزارت کشاورزی تهیه کرده است و همکاری صمیمانه‌ای کخ مخصوصاً با دکتر رفیعی می‌کند دکتر رفیعی یکی از افراد برجسته است آقای اردلان که مقامش از آقای دلپی کمتر نیست و اخیراً هم در حدود ده بروشور اینها متفقاً با هم مطالعه کرده و چاپ کردند که اصولاً ارزش بین‌المللى دارد از لحاظ مطالعات بیمارى دامپرورى و مخصوصاً این بروشور را فرستادند چند روز قبل به دانشگاه که هم ارزش استادى دکتر رفیعى براى مطالعه بین‌المللى. غرض دلپى را می‌خواهم براى آقایان عرض کنم که یکى از افراد خدمتگذار این مملکت است و سال‌ها است که خدمت کرده و نباید او را واقعاً بیگانه تلقى کرد از لحاظ خدماتى که به این‌مملکت کرده است.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به ورود شور در مواد آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده اول مطرح است آقاى حاذقى مخالفید؟

حاذقى - نه خیر موافقم‏

رئیس - مخالفى نیست؟ (گفته شد - خیر) پیشنهادى نرسید ماده اول قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

مجلس شوارى ملى به وزارت کشاورزى اجازه می‌دهد که پیمان استخدام آقاى دکتر لویى دلپى تبعه کشور جمهورى فرانسه را بست مدیر کل بنگاه سرم مایه‌سازى رازى و آزمایشگاه‌هاى وزارت کشاورزى در شهرستان‌ها و همچنین مشاور امور دامپزشکى براى مدت سه سال از تاریخ 1326 تجدید نماید که زیر نظر مستقیم وزیر یا معاون وزارت کشاورزى انجام وظیفه نماید.

ماده دوم - حقوق دکتر نامبرده ماهیانه از هزار دلار آمریکایى و دوازده هزار ریال است و هر گونه مالیات و عوارضى که به حقوق مشارالیه تعلق بگیرد از بودجه سه ساله هزینه مراجعت مشارالیه و همچنین هزینه مراجعت افراد بلافصل خانواده او که در ایران در آن موقع اقامت دارند مطابق نرخ رسمى بنگاه‌هاى مسافربرى با وسائط نقلیه درجه اول به علاوه هزینه حمل پانصد کیلو بار از راه خشکى و دریا به ایشان پرداخته خواهد شد.

رئیس - چون در ماده اول مخالفى نبود و پیشنهادى هم نرسید به ماده اول رأى گرفته می‌شود. اجازه بدهید به وزیر که توضیح بدهد.

رئیس - اگر نخواست توضیح بدهد بنده که نمی‌توانم بگویم بیایید توضیح بدهید آقاى رفیع در ماده اول فرمایشى دارید؟ بفرمایید

رفیع - چون اغلب دیده می‌شود که پول‌ها نفله می‌شود و توضیح نداده‌اند من ندانستم که این آدم چکار می‌کند وجودش چه فاید‌ه‌اى دارد براى کشور و اگر دلار هم تبدیل به فرانک بشود شاید بهتر باشد چرا به دلار باشد.

رئیس - آقاى وزیر کشاورزى.

وزیر کشاورزى - عرض کنم که این براى دفعه اول نیست که این قرارداد بین دولت و آقاى دکتر دلپى منعقد می‌شود. (اردلان -چند بار، بفرمایید) عرض کردم چندین بار است که این قرارداد بسته شده و دکتر دلپى استخدام شده این قراردادى که حالا تقدیم مجلس شوارى ملى شده عیناً موادى است که سابقاً هم بوده و در حقیقت تجدید قرارداد است نه قرارداد جدید. دیگر این که فرمودند دکتر دلپى چه کارى براى مملکت انجام می‌دهد اولاً ایشان بنگاه سرم و مایه‌سازى رازى یعنى بنگاه سابق حصارک را تأسیس کردند براى جلوگیرى از آفات دام‌ها و امراض دام‌ها دولت احتیاج به داشتن سرم‌هایى دارد و این بنگاه ایجاد شده براى تأمین سرم‌سازى حد وسط سرم این بنگاه در حدود پنج میلیون دز در سال است و این مستقیماً براى جلوگیرى از آفت دام‌ها استفاده می‌شود این بنگاه فوق‌العاده مفصلى است و داراى ساختمان‌هاى زیادى است تحقیقات علمى کافی در اطراف امراض حیوانات در این بنگاه می‌شود و یکى از مؤسساتى است که در خاورمیانه نظیرش کم است بعضى از آقایان که این بنگاه یکى از مؤسسات فوق‌العاده مفیدى است که در مملکت ایران در سنوات اخیر ایجاد شده اخیراً وزارت جنگ عملیات و وزارت بهدارى از این بنگاه تقاضا کردند که عملیات بنگاه توسعه داده شود و سرم‌هاى دیگرى هم که مورد احتیاج است در این بنگاه ساخته شود و اگر آقایان جزئیات برنامه هفت ساله را هم ملاحظه کرده باشند یکى از موارد برنامه هفت ساله توسعه عملیات این بنگاه است. در این بنگاه علاوه بر ساختن سرم جوان‌هاى ما هم تربیت می‌شوند براى سرم‌سازى و براى دامپزشکى و دامپرورى و آقاى دکتر دلپى که از چندین سال قبل به استخدام دولت ایران درآمده‌اند در این بنگاه فوق‌العاده خدمت کرده‌اند و می‌خواستم عرض کنم که این بنگاه بخصوص موهون خدمات دکتر دلپى و آقاى دکتر رفیعى معاون بنگاه است و ما براى بنگاه باز هم احتیاج به متخصصین خارجى داریم براى این که سرم‌سازى چیزى نیست که جوان‌هاى تحصیلکرده و تربیت شده ما به زودى بتوانند از عهده ساختن سرم برآیند البته امیدوارى داریم که هر چه زودتر جوان‌هاى ما آن قدر داراى تجربیات علمى بشوند که ما بتوانیم از وجودشان استفاده کنیم. دکتر دلپى کسى است که جوان‌هاى ما را در این بنگاه براى سرم‌سازى تربیت می‌کند. الان آقاى دکتر رفیعى که در آنجا هستند یکى از بهترین افراد مملکت ما هستند در این وظیفه‌اى که انجام می‌دهند ولى دکتر رفیعى کافى نیست براى اداره این بنگاه به علاوه ما مجبوریم نظیر این بنگاه را در شهرستان‌ها ایجاد کنیم آقاى صدر کشاورز علاقمندى بسیار به این قسمت دارند و حق هم دارند براى این که یکى از بهترین قسمت‌هاى دواب ما و دام‌هاى ما در لرستان است ولى ما در آنجا دارالتجزیه و لابراتوار نداریم این تشکیلات را کى باید بدهد اشخاص را باید تربیت کنیم تا بتوانیم تشکیلات را بدهیم این بنگاه براى تربیت این اشخاص و ساختن این سرم است این قرارداد همان طور که عرض کردم چیز تاز‌ه‌اى نیست عین قراردادى است که در سابق بوده است یعنى تجدید قرارداد سابق است.

رئیس - آقاى امیر تیمور.

امیر تیمور - اینجا در ماده دوم حقوقى که براى دکتر دلپى معین شده است.

رئیس - ماده اول مطرح است.

امیر تیمور - بنده در ماده اول عرضى ندارم.

رئیس - بنابراین در ماده اول مخالفى نیست پیشنهادى هم نرسید رأى گرفته می‌شود به ماده اول آقایانى که موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد ماده دوم مطرح است. آقاى امیر تیمور

امیر تیمور - طبق این ماده دوم آقاى مقبل توجه بفرمایید، طبق این ماده دوم حقوقى که براى دکتر دلپى معین شده ماهى هزار دلار و دوازده هزار ریال است که اگر تقریباً دلار را به ریال تبدیل کنیم به نرخ آزاد بیش از پنج هزار تومان است حقوق سابق دکتر دلپى خواستم توضیح بفرمایید چه بوده زیرا دکتر دلپى تازه استخدام نشده الان چند سال است در خدمت دولت ایران است ببینیم در گذشته چه مقدار بوده و امروز که این قرارداد منعقد می‌شود باید تفاوت حقوق و اضافه حقوق یک تناسبى داشته باشند آن تناسب را خواهش می‌کنم بفرمایید.

رئیس - آقاى وزیر کشاورزى‏

وزیر کشاورزى - عرض کنم راجع به حقوق آقاى دکتر دلپى بنده الان در خاطرم نیست که حالا حضورتان عرض کنم و تصور نمی‌کردم سوال بشود تا جواب آن را تهیه کنم ولى قانونش در مجلس هست الان ممکن است بیاورند ولى بنده می‌خواستم راجع به دلار عرض کنم آن نسیون و فکرى که ما از دلار

+++

در این مملکت داریم آن با قیمت حقیقى دلار تطبیق نمی‌کند ما هر وقت که از دلار صحبت می‌کنیم یک واحد دلار را ضرب می‌کنیم در هفت - شش و فوراً می‌گوییم که هزار دلار معادل هفت یا شش هزار تومان است قدرت خریدى که یک دلار در دنیا دارد آن را باید در نظر بگیریم ما نمی‌توانیم دلار را با نرخ بازار آزاد و بازار سیاه تطبیق بکنیم بعد آن را در مجلس شوراى ملى ملاک عمل خودمان قرار بدهیم این صحیح نیست ارزش واقعى یک دلار از نقطه‌نظر خرید اگر ما در مملکت خارج باشیم خواهیم دید یک دلار قدرت خریدش بین پنج ریال و هفت ریال است و این صحیح نیست که در مجلس شوارى ملى گفته شود که هفت تومان یا شش تومان می‌باشد، آقایانی که در خارج از ایران تشریف داشتند در اروپا یا در آمریکا می‌دانند دلار به همان نسبتی که پنج ریال در ایران خرج می‌کنند به همان نسبت در اروپا یا در آمریکا یک دلار را خرج می‌کنند و خیال می‌کنم این حساب صحیح نباشد که ما بگوییم هزار دلار که ما می‌دهیم این هزار دلار برابر شش هزار تومان است هزار دلار مطابق پانصد یا ششصد تومان است این دلارى که ما به مستخدمین خارجى می‌دهیم براى چه می‌دهیم براى این که مستخدمین خارجى بتوانند به مملکت خودشان براى خانواده خودشان بفرستند در آمریکا یا در فرانسه حساب نکنید که هزار دلار طبق نرخ بازار در یک مملکت معادل چقدر ریال در آن مملکت است باید دید که قدرت خرید آن پول در آن مملکتى که باید مصرف بشود چقدر است (امیر تیمور - حقوق گذشته چقدر است؟) عرض کردم اطلاع ندارم قانونش در مجلس است ممکن است مراجعه کرد.

رئیس - آقاى کشاورز صدر.

کشاورز صدر - بنده می‌خواستم به عرض آقایان برسانم که یکى از کار‌هاى بسیار بسیار مفیدى که دولت انجام داده است تجدید قرارداد این شخص است تصور نمی‌کنم کسى در مجلس باشد که معتقد نباشد به این که بایستى اغنام و احشام این مملکت که یکى از سرمایه‌‌هاى بزرگ این کشور است حفظ بشود این شخصى که آقایان اعتراض به حقوقش می‌کنند اگر آن طور که جناب آقاى وزیر کشاورزى و آقاى امینى که اطلاع دارند فرمودند این شخص متخصص فنى باشد به عقیده بنده باید دو برابر این به او حقوق داد چرا؟ براى این که متخصص فنى تا راضى نباشد از مملکت خودش نمی‌آید به خارج و این تازگى هم ندارد ما از نقطه‌نظر حفظ احشام و اغنام و نگهدارى این سرمایه کشور خودمان ناگزیریم که اگر زاید بر این مبلغ هم یک متخصص فنى مفیدى می‌خواهد به او بدهیم بنابراین وقتى تخصص فنى شخصى معلوم شد آن وقت فرضاً ماهى هزار دلار یا بیشتر آن طور که آقاى وزیر کشاورزى هم فرمودند خیر دلار را بالاتر می‌گیریم 8 هزار تومان حقوق در ماه داده شود بنده عرض می‌کنم براى یک متخصصى اگر واقعاً این طور که آقایان فرمودند هم براى ما متخصص تربیت می‌کند هم محصول تهیه می‌کند براى جلوگیرى از تلفات اغنام و احشام ما باید با صمیم قلب از ایشان تشکر بکنیم و زندگی‌اش هم اداره بشود بنده شنیده‌ام که حقوق دکتر اورى در وزارت بهدارى خیلى از این زیادتر است و اگر به عقیده بنده مقایسه بکنیم ایشان کمتر از او کار نمی‌کنند و چون حوزه انتخابیه بنده منطقه‌اى است که تمام سرمایه آنها اغنام و احشام است و این تأثیر بسزا دارد در وضع آنها بنده موظفم از آقایان استدعا و خواهش بکنم که براى این مبلغى که گفتم به نظر بنده زاید نمی‌آید موافقت بکنند که ما یک نتیجه مثبتى با توجه آقاى وزیر کشاورزى بگیریم که اغنام و احشام مردم را از خطر نجات بدهد.

رئیس - آقاى امیر تیمور.

امیر تیمور - بنده خواهش می‌کنم آقاى وزیر کشاورزى امشب وقتى فراغتى حاصل نمودند فرمایشاتى که اینجا فرمودند مطالعه بکنند ببینند استدلالشان درست بود یا خیر به عقیده بنده این استدلالى که فرمودند با حقیقت وفق نمی‌داد اصولاً پول ما امروز ریال است و حقوقى که به این مستخدم داده می‌شود باید به ریال داده شود در گذشته هم حقوق مستخدمین خارجى به پول مملکت خودشان بوده به چه مناسبت این شخصى که تبعه فرانسه است حقوقى را که به او می‌پردازند باید به دلار باشد این دلار براى کشور ایران از قرار دانه‌اى سه الى چهار تومان است حالا شما می‌فرمایید 5 ریال است مانعى ندارد ولى دانه‌اى چهار تومان براى کشور ما تمام می‌شود ولى اگر می‌خواهید به دکتر دلپى ارز بدهید مطابق حقوق گذشته‌اش به فرانک فرانسه بدهید

مکى - می‌خواهید در بانک‌هاى آمریکا بگذارد (رأى - رأى)

رئیس - براى اطلاع آقایان میزان حقوق سابق آقاى دکتر دلپى اینجا خوانده می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

قانون اجازه تجدید استخدام آقاى دکتر دلپى رئیس بنگاه مایه‌سازى دامپزشکى حصارک مصوب 28 آبان 1322

ماده دوم - حقوق دکتر نامبرده ماهیانه از قرار 833 دلار آمریکایى و 8330 ریال است که پس از کسر مالیات مقرره طبق قانون مالیات بر درآمد ایران در آخر هر ماه پرداخته می‌شود و پس از دوره پنج سال خدمت نیز چنانچه استخدام او بشود یا در صورت فسخ پیمان پس از سه سال خدمت براى مراجعت نامبرده به اروپا هزینه سفر می‌دهند.

فولادوند - حالا از آن وقت هم بیشتر است.

رئیس - آقاى وزیر کشاورزى‏

وزیر کشاورزى - در وقتى که این لایحه تقدیم مجلس شوراى ملى شده بنده متصدى وزارت کشاورزى نبودم بنابراین اطلاعى هم از میزان حقوق این شخص نداشتم ولى در هر صورت خدمت آقایان عرض کنم اگر دکتر دلپى در سابق ماهى سه هزار ریال از دانشکده پزشکى حقوق می‌گرفت و امروز این حقوق را از دانشکده نمی‌گیرد بنابراین از لحاظ ریالى اگر حساب بکنیم قرارداد جدید کمتر از قرارداد قدیم است آقا از لحاظ ارز فراموش نفرمایید که در سه سال اخیر هزینه زندگى بالا رفته است و دکتر دلپى هم مخارجى که در ایران دارد به ریال است و مخارج خارجش به ارز خارجى میزان پولى را که امروز می‌گیرد تکافوى زندگى او را در ایران نخواهد کرد با ماهى ده هزار ریال کسانى که در ایران هستند نمی‌توانند زندگى کنند من از آقایان سؤال می‌کنم که کدام یک از آقایان به تنهایى و بدون خانواده با ماهى هزار ریال می‌توانند زندگى بکنند بنابراین با تناسب بالا رفتن هزینه زندگانى محقق است که حتى تناسبى که دولت در نظر گرفته است اگر ما بخواهیم نسبت بین بالا رفتن هزینه با حقوقى که حالا می‌گیرد در نظر بگیریم باید بیش از این حقوق داده باشیم پس این میزانى که پیشنهاد شده در این لایحه عادلانه است تصور می‌کنم مورد موافقت آقایان هم قرار بگیرد.

رئیس - پیشنهاد کفایت مذاکرات از طرف آقاى کشاورز صدر رسیده مخالفى نیست؟ (اردلان - بنده مخالفم) آقاى کشاورز صدر.

کشاورز صدر - به نظر بنده بحث کافى در اطراف این موضوع شد و با توضیحاتى که آقاى وزیر کشاورزى داد آقایان اجازه بدهند زودتر رأى گرفته بشود و تکلیف این کار معین شود

رئیس - آقاى دکتر ملکى.

دکتر ملکى - بنده گمان می‌کنم اشخاصى را که استخدام می‌کنیم از خارج باید ببینیم که در مملکت خودشان اگر بودند چقدر حقوق می‌گرفتند یک قدرى زیادتر از آن در ایران بپردازیم این مقدار را اگر به فرانک فرانسه بخواهیم حساب کنیم سالیانه می‌شود هفت میلیون فرانک و در فرانسه کسى نیست که سالیانه آن قدر حقوق بگیرد به این جهت بنده با کفایت مذاکرات مخالف هستم و خوب است در این موضوع زیادتر صحبت و بحث کنیم تا مطلب روشن شود.

رئیس - آقایانى که با پیشنهاد کفایت مذاکرات موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد یک پیشنهادى از طرف آقاى اردلان رسیده است قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى: اینجانب نسبت به حقوق ارزى آقاى دلپى پیشنهاد می‌نمایم به جاى 1000 دلار 250 لیره نوشته شود.

رئیس - آقاى اردلان‏

اردلان - جناب آقاى وزیر کشارزى در ابتداى جلسه تشریف نداشتند، آقاى مسعود ثابتى اجازه بفرمایید که آقاى وزیر کشاورزى توجه بفرمایند بنده مطالب بسیارى صحبت کردم حالا نمی‌خواهم تکرار بکنم ولى استدعا می‌کنم که امشب اگر فرصت کردند روزنامه را مطالعه بفرمایند و در یک موقع مناسبى جواب بنده را بفرمایند چون بنده خیلى علاقمندم که جواب گفته شود ولى یک چیزى که بسیار تعجب‌آور است که حضرتعالى فرمودید یک دلار معادل پنج ریال است در صورتی که چنین چیزى نیست دلار الان سى و دو ریال قیمت خریدش است و سى و دو ریال و نیم قیمت فروشش (وزیر کشاورزى - قوه خرید در خارج را عرض کردم) بنده خیلى مایل هستم که این دلار‌هاى پنج ریالى را شما چندین میلیون براى دولت ایران بخرید و بنده موافقم که شما صد میلیون از این دلارها را بخرید که برنامه هفت ساله را ما اجرا بکنیم. اما یک مسئله‌اى فرمودید که هزینه زندگى در سال 22 که این قرارداد بسته شده از حالا کمتر بوده بنده عرض می‌کنم که این طور نیست احصائیه

+++

بانک ملى مرتباً منتشر می‌شود در هر ماه بنده براى آقا می‌خوانم اگر در سال 1315 هزینه زندگى 100 بوده در سال 1322 - 1000 بوده و در سال 1327 در آخر سال 900 بوده بنابراین هزینه در سال 22 گران‌ترین موقع بوده در سراسر ایران (دکتر عبده - الان چقدر است؟) الان 900 و آن وقت یعنى سال 22 - 1003 یک برابر نسبت به سال 27 زیادتر، خواستم این موضوع را عرض کرده باشم آقایان نمایندگان محترم که احصائیه بانک ملى این طور نشان می‌دهد و جناب آقاى حاج آقا رضا رفیع هم فرمودند که این شخص اصلاً فرانسوى است و بنابراین پرداخت حقوق به دلار موضوع ندارد ما اصلاً نباید براى استخدام خارجیان در ایران تعهد دلارى بکنیم حتى‌المقدور باید بکوشیم ارزى را تعهد بکنیم که موجود داشته باشیم و آن ارز لیره است لیره که در بازار عمومى دنیا «کوته» می‌شود چهار دلار معادل یک لیره است بنابراین بنده نخواستم از آن میزانى که جنابعالى آقاى وزیر کشاورزى پیشنهاد کردید کمتر بشود با وجودى که در سال 22 حقوق او هشتصد دلار بوده حالا هزار دلار پیشنهاد کردید و دویست دلار بیشتر است و این مقدار به آن اصافه حقوق دادید و اگر در ظرف این 6 سال یک نفر ایرانى را به جاى خودش تربیت می‌کرد ما حرفى نداشتیم ولى امروز متأسفانه که الان قراردادش را خواندند تجدید قرارداد بود براى 22 یعنى اگر پنج سال آن طرف‌تر آن را هم بخواهیم بگیریم می‌شود 15 سال و در اینموقع که مملکت بى‌پول است و سه میلیارد کسر بودجه دارد نسبت به ده میلیارد یک چنین خرج‌هایى را ما بکنیم این براى مملکت و الله تحمل‌ناپذیر است معهذا بنده گفتم چون مجلس شوارى ملى رأى داده (من خودم رأى ندادم) لابد موافق با استخدامش هست لااقل حقوقش را به لیره بدهیم وقتى ما لیره موجود داریم و دلار نداریم دلار را از کجا بیاوریم این است که بنده پیشنهاد کردم که عوض هزار دلار 250 لیره بپردازیم‏

رئیس - آقاى وزیر کشاورزى.

وزیر کشاورزى - بنده براى رفع سوءتفاهم آقاى اردلان توضیح مختصرى عرض می‌کنم بنده عرض نکردم قیمت رسمى دلار به نرخ رسمى کشور ایران پنج ریال است بنده می‌دانم که نرخ دلار به قیمت کشور ایران 32 ریال است در موقع خرید و 5/32 ریال است در موقع فروش بنده عرض کردم قوه خرید دلار را در مملکت دیگر اگر بخواهیم تطبیق بکنیم مثلاً اگر ما یک تاکسى اینجا بخواهیم سوار شویم یک تومان می‌دهیم و همان تاکسى را اگر در خارج هم بخواهیم سوار شویم یک دلار می‌گیرند بنابراین این تاکسى را که در این جا یک تومان می‌دهیم و در آنجا یک دلار می‌دهیم و یا اگر بخواهیم یک کیلو پرتقال بخریم در اینجا پنج ریال است فرض بفرمایید در آنجا یک دلار است (مکى - این طور نیست) (اردلان - یک اتومبیل را بفرمایید) بنابراین اگر ما بخواهیم میزان این طور بگیریم خواهیم دید که دلار قیمتش همان است که عرض کردم این از لحاظ قیمت و اما در موضوع قرارداد به دلار و لیره بنده اول عرض کردم که این قرارداد قبل از تصدى این دولت به مجلس داده شده و قرارداد معمولاً باید دو طرفى باشد یعنى رضایت دو طرف در قرارداد ملحوظ و مراعات بشود این قرارداد را موقعى که آورده بودند بین دولت و دکتر دلپى مذاکره در باب دلار شده بود قیمت دلار در آن موقع براى دولت چه بوده و آیا قادر به دادن دلار بوده یا نبوده این چیزى است که امروز بر بنده مجهول است آن روز دولت تصور می‌کرده که توانایى پرداخت دلار را دارد و قراردادى که با مستخدم خودش بسته است با دلار بوده و قرارداد قرارداد دلارى بوده و براى بنده امروز فرق نمی‌کند دلار بدهیم یا لیره بدهیم شاید هم همین طور که می‌فرمایید دولت ایران اگر بتواند تمام قرار داد‌هاى خود را تبدیل به لیره بکند بصرفش باشد و به منفعت دولت ایران است اما این را بنده نمیتوانم تصمیم بگیرم براى این قرارداد‌ی که به مجلس پیشنهاد شده قرارداد با رضایت طرف بوده اگر او رضایت داشته باشد که قرارداد را تجدید بکنند و استخدام خودش را ادامه دهد و به جاى دلار لیره بگیرد ما هم حرفى نداریم ولى اگر حاضر نباشد بنده به هیچ وجه نمی‌توانم یک قرارداد دو طرفى را فقط در مقابل مجلس شوارى ملى یک طرفش را بحث کنم و بگویم که موافقت می‌کنم که لیره بدهیم و دلار ندهیم در باب اضافه حقوقش هم بنده عرض کردم اولاً 833 دلار بوده و هزار دلار شده این قرارداد همیشه دلار بوده و هیچ وقت به لیره پرداخت نمی‌شده بعد هم توتضیح عرض کردم که سه هزار ریال از دانشکده پزشکى می‌گرفته که امروز دیگر نمی‌گیرد (مکى - آقا پس پول‌ها را می‌خواهد در آمریکا خرج کند؟) مگر ما به کسى که دلار می‌دهیم فقط روى این است که در آمریکا خرج کند؟ اما راجع به مطلبى که آقاى دکتر ملکى فرمودند که دلار به فرانک در بانک ملى کوته می‌شود یعنى اگر بخواهیم به بانک ملى ریال بدهیم و از بانک ملى فرانک بخریم خیر بانک ملى فرانک نمی‌دهد بنابراین باید تبدیل به یک ارز خارجى دیگرى شود اما این که فرمودید این مبلغ معادل شده با هفت میلون فرانک این طور نیست قربان براى این که قیمت لیره الان در اروپا در حدود 1037 فرانک است یعنى اگر حقوق دلار را تبدیل به لیره بکند بعد هم قیمت یک لیره را در فرانسه با 1037 فرانک تبدیل بنماییم با این حساب 250000 فرانک می‌شود نه هفت میلیون به قیمت قانونی‌اش‏.

رئیس - آقاى رضوى مخالف هستید؟ بفرمایید

ابوالحسن رضوى - بنده مخالف با پیشنهاد هستم و دو کلمه می‌خواستم عرض کنم که یک سال و نیم است تقریباً از تاریخ این تمدید پیمان گذشته و این مردم هم مشغول خدمت شده اگر بنا باشد در اصل مخالفت باشد که استخدام این مرد مناسب نیست این حرفى است جداگانه ولى در صورتى که در اصل موضوع موافق باشیم آن وقت بعد از یک سال و نیم حالا تجدید نظر از حیث دلار به لیره به عقیده بنده مناسب نیست و بنده تقاضا می‌کنم که آقاى اردلان موافقت بکنند که این تذکر به دولت داده شود که از این به بعد اگر قراردادى جهت استخدام مى‌بندد به لیره باشد.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى اردلان آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى فولادوند به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم ماده دوم اجازه تجدید استخدام دکتر دلپى برابر ماده دوم قانون اجازه تجدید استخدام ایشان مصوب 28 آبان 1322 به طریق زیر اصلاح شود: ماده دوم حقوق دکتر نامبرده ماهیانه از قرار 833 دلار آمریکایى و 8330 ریال است که پس از کسر مالیات مقرره طبق مالیات بر درآمد ایران در آخر هر ماه پرداخته می‌شود و پس از دوره خدمت او چنانچه استخدام ایشان تجدید نشود و یا در صورت فسخ پیمان براى مراجعت نامبرده به اروپا هزینه سفر درجه اول مطابق به نرخ رسمى بنگاه‌هاى مسافربرى پرداخت و بالاضافه یک خانه مسکونى با اثاثیه در حصارک و یک اتومبیل سوارى براى تمام مدت استخدام نامبرده داده شود

رئیس - آقاى فولادوند

فولادوند - بنده می‌خواستم از جناب آقاى امیر تیمور تشکر کنم که ایشان یک نماینده واردى هستند که در اینجا ما را روشن کرده‌اند که این آقا در سابق چقدر حقوق می‌گرفت و حالا چقدر می‌خواهند به او حقوق بدهند که این قانون را در مجلس پیدا کردند و آوردند و ملاحظه فرمودید و باز هم از آقاى اردلان تشکر کنم که ایشان وظیفه وکالتیشان را به نحو کامل انجام می‌دهند و هزینه زندگى را در سال 1322 و 23 و 25 و 27 را همیشه در جیبشان حاضر دارند و مطابق اظهار آقای اردلان امسال ارزان‌تر است از سال 1322 خود بنده هم عقیده‌ام این است چون در سال 1322 همه چیز گران‌تر بوده است حالا بنده عرض می‌کنم متن ماده دومى که در سال 22 در مجلس تصویب شد اگر عین او را تصویب کنیم خود آقاى دکتر دلپى هم حاضر نخواهد بود که یک چیز اضافه بگیرد در این ماده چه تفاوتى است الان عرض می‌کنم حقوق ایشان در آن تاریخ 833 دلار است اینجا هزار دلار است در آن موقع 8330 به ریال می‌شد در این لایحه 12000 ریال است در آنجا نوشته شده است خرج سفر خودشان را بدهند ولى در اینجا نوشته شده است که خرج سفر اقرباى درجه اولش را هم بدهند این یعنى چه من نمی‌فهم براى چه آقاى دکتر دلپى به ما خدمت کرده است ما از ایشان تشکر می‌کنیم حقوق را هم تا الان مطابق قانون سابق گرفته است از حالا هم هر چه می‌خواهد بگیرد مطابق قانون سابق بگیرد ببخشید یک اضافه دیگر هم در این قانون جدید نوشته‌اند که حق دارد پانصد کیلو بار از ایران خارج کند و کرایه‌اش از طرف دولت پرداخت شود ببخشد یک اضافه دیگر در قانون سابق مالیات بر درآمد هم از حقوق او می‌گرفتند و حالا معاف کرده‌اند و در سابق هم بنده همیشه عرض می‌کردم که ما خوشحال می‌شویم که مجلس کار کند مجلس اگر خوب کار کند خوب است اگر بد کار کار کند کاش کار نکند براى این که ما بیاییم اینجا بنشینیم پول این مردم گدارا هى ببخشیم بنده معتقدم عین ماده دوم سابق تصویب شود و از طرفى باز هم من متأسفم که چطور آقای وزیر کشاورزی یک قانونی آورده‌اند چطور قانون سابق را ندیده‌اند از طرفى بنده عرض می‌کنم که به خدا قسم که اگر یکدانه از این سرم‌ها براى دام‌‌هاى این مملکت مصرف شده باشد آن به جاى خودش محفوظ است. (احسنت)

+++

رئیس - آقاى حاذقى.

حاذقى - بنده با این پیشنهاد مخالفم. قسمت اخیر بیانات نماینده محترم آقاى فولادوند که فرمودند در ماده سوم همین لایحه دولت مندرج است بنابراین در آن بحثى نیست و ایشان موافق هستند و اما راجع به قسمتى که ایشان نظر مخالف ابراز کردند بدیهى است که این قرار داد دو طرفى است یک طرف دولت ایران است طرف دیگر آقاى دکتر دلپى دانشمند و خدمتگذار این مملکت که تبعه بیگانه است و در این مملکت خدمت می‌کند‌ اى کاش دولت توانسته بود او را راضى کرده بود با همان مزایایى که 6 سال پیش قرارداد منعقد شده بود متقاعد سازد ولى دولت نتوانسته این آقاى دکتر دانشمند را حاضر کند و هر چه کوشش کرد که آن طور بشود نشد و متأسفانه این آقاى دکتر دانشمند هم حاضر نشده است با این مبلغ در این مملکت ادامه خدمت بدهد و براى ما هم زیبا نیست که یک دکتر تحصیلکرده دانشمند را به کار واداشته باشیم و بعد از مدتی که دولت با او بر طبق قانون حقوق داده با این کیفیت که نظر مجلس هم نظر موافق خواهد بود نه این که حقوق او را از الان کم کنند (همهمه نمایندگان) نظر نماینده محترم هم باید پس از یک سال و نیم دیگر مورد توجه دولت باشد و دولت بداند که مجلس شوراى ملى براى افزایش حقوق جهت دوره بعد موافق نیست بنابراین استدعا می‌شود آقایان نمایندگان هم موافقت بفرمایند همین طرزی که دولت اتخاذ کرده است و مطابق صلاح مملکت هم بوده است موافقت بفرمایند براى دوره بعد البته هم قبل از کسب اجازه مجلس حاضر به افزایش حقوق نخواهد بود (همهمه نمایندگان)

رئیس - به طوری که جلسه قبل هم گفتم مکرر آقایان تند‌نویس‌ها شکایت می‌کنند که همهمه در مجلس زیاد است (صحیح است) و این باعث می‌شود که نتوانند بنویسند و بتوانند زودتر بدهند صورت مذاکرات آقایان را به چاپخانه و بنابراین دیر به دست آقایان می‌رسد و باعث شکایت خواهد شد بنابراین تمنا می‌کنم که یک قدرى آقایان متوجه نظم مجلس باشند چون یکى دو تا نیست که بنده تذکر بدهم یک دفعه همه آقایان همهمه می‌کنند (مکى - در آیین‌نامه سابق که همهه نبود) رأى گرفته می‌شود پیشنهاد آقاى فولادوند آقایانی که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد البته این راجع به بنده خواهد بود و مربوط به گذشته نیست و آنچه که تا به حال پرداخت شده است و این پیشنهاد که مورد توجه واقع شد به کمیسیون بر‌می‌گردد.

مسعود ثابتى - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - شما مخبر کمیسیون کشاورزى هستید بفرمایید.

مسعود ثابتى - این پیشنهاد که تصویب شد بنابراین به کمسیون برمی‌گردد بنده خواهش می‌کنم باقى پیشنهاد‌ها هم برگردد به کمیسیون و مذاکره بشود چون از نظر مالى پیشنهاد شده و بنده تکلیفى نداشتم براى دفاع زیرا بنده مخبر کمیسیون کشاورزى هستم و از نظر کشاورزى کاملاً وجود ایشان براى مملکت نافع است (صحیح است) زیرا به طور کلى در این تکلیفى که ما از نقطه‌نظر زراعت و همچنین دام‌هایى که وجود دارد داریم دفع آفت است و این مرد در آنجا زحمت کشیده و وجودش از لحاظ کشاورزى ما تشخیص دادیم که لازم است و از نظر حقوقش هم تراضى شده است در کمیسیون بودجه هم پس از مذاکره تصویب شده حالا که این پیشنهاد مورد توجه واقع شد ناچار باید برگردد به کمیسیون تا ما وقتى پیدا بکنیم که حتى با خود این شخص هم صحبت بکنیم و دو مرتبه گزارش آن را بیاید به مجلس بنابراین طرح بقیه پیشنهادات لزومى ندارد.

رئیس - آقاى وزیر کشاورى.

وزیر کشاروزى - عرض کنم بنده خدمت آقایان توضیح دادم و شاید هم دیگر محتاج به توضیح نباشد که قرارداد بین دولت و یک مستخدم است و قرادداد یک طرفى نیست قرارداد دو طرفى است (صحیح است) اگر دولت یک لایحه‌اى راجع به مأمور مملکتى مالیات یا موارد دیگر بیاورد البته نظریات آقایان نمایندگان محترم مطاع بوده یا دولت نظریات را قبول می‌کرد و یا قبول نمی‌کرد دولت می‌رفت و یک رابطه مسلمى بین مجلس و دولت بود براى تصویب قوانین اما در مواقعى که یک قرارداد دو طرفى بین دولت و یک مستخدم است چطور می‌تواند مجلس شوارى ملى آن قرارداد را بدون رضایت مستخدم به هم بزند نتیجه‌اش این می‌شود آقا که آن مستخدم می‌گوید من حاضر براى اطاعت نسبت به رأى مجلس نیستم و این کار ما را حل نمی‌کند دولت یک لایحه‌اى آورده می‌گوید قرارداد بین من و مستخدم این است با این شرایط فلان شخص حاضر براى ادامه خدمت هست اگر مجلس شوارى ملى مصلحت می‌داند این قرارداد را به همان ترتیبى که دولت می‌خواهد مورد تصویب قرار دهد و اگر مصلحت نیست و مجلس شوراى ملى صلاح نمی‌داند لایحه دولت را در این مورد رد می‌کند ولى ما نمی‌توانیم در اینجا بدون موافقت کسى که می‌خواهیم استخدام بکنیم این حرف غیرممکن است بنابراین یا لایحه دولت رد بشود که ما بگوییم نظر به استخدام این شخص نداریم یا آقایان اگر نظریاتى دارند بفرمایند که ارجاع به کمیسیون بشود ما با این شخص مذاکره بکنیم بگوییم نظریات مجلس این است می‌گویند ما دلار نمی‌دهیم لیره می‌دهیم نظریات دولت این است اگر این شرایط را قبول می‌کنید که قرار داد تنظیم می‌شود و اگر نمی‌کنید بفرمایید بنابراین بنده تقاضا می‌کنم که لایحه را به کمیسیون ارجاع بفرمایند تا با خودش مذاکره بکنیم اگر حاضر براى قبول این شرایطى هست قرار داد تنظیم می‌شود اگر نیست که خیر.

4. تصویت یک فقره مرخصى‏

رئیس - این لایحه یک شورى بود و اصلاحى که آقاى فولادوند پیشنهاد فرمودند و مورد توجه مجلس واقع شد چون آقاى وزیر کشاورزى و آقاى مخبر کمیسیون کشاورزى تقاضا کرده‌اند که لایحه برود به کمیسیون این قابل قبول است بنابراین این لایحه به کمیسیون می‌رود. یک گزارش مرخصى بود راجع به آقاى شریف‌زاده که در آن روز مطرح نشد اجازه بفرمایید که قرائت بشود و رأى گرفته شود. (به شرح زیر قرائت شد)

آقاى شریف‌زاده به علت کسالت به موجب گواهى پزشک 36 روز از تاریخ 14 فروردین 328 تحت معالجه و از حرکت ممنوع بودند درخواست تصویب آن را نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصى با در خواست ایشان موافقت کرده‌اند اینک گزارش آن تقدیم می‌شود مخبر کمیسیون عرایض مرخصى. حسین مکى‏

اردلان - آقا بنده اجازه می‌خواهم.

رئیس - بفرمایید

اردلان - عرض کنم که این موضوع که مطابق آیین‌نامه به کمیسیون محاسبات مراجعه می‌شود بنده اجازه می‌خواهم این اشکالى که براى ما به وجود آمده است اینجا عرض کنم که شاید با کمک آقایان نمایندگان محترم این اشکال حل شود و آن این است که بعضى از آقایان نمایندگان محترم از مرخصی‌هاى خودشان استفاده کرده‌اند در گذشته و نمی‌دانستند که در آینده یک نظامنامه‌اى خواهد گذشت که موضوع دو ماه را لغو می‌کند این بود که جناب آقاى دکتر شفق آمدند به کمیسیون محاسبات و گفتند که می‌خواهند تشریف ببرند به آمریکا و انجام وظیفه کنند کمیسیون محاسبات نمی‌توانست به ایشان مرخصى بدهد تقاضا می‌کنم نسبت به ایشان موافقت بفرمایید که مرخصى به ایشان داده شود و حالا اگر موافقت نمی‌فرمایید اجازه بفرمایید که گزارش به مجلس داده شود ما حاضریم که گزارش به مجلس تقدیم کنیم و الا نمی‌توانیم که تصمیم در این موضوع بگیریم آقاى رئیس اجازه بفرمایید در این قبیل موارد به مجلس گزارش بدهیم

آزاد - مطابق نظامنامه رفتار کنید.

رئیس - این گزارش مربوط به حالا نیست مثل آن 12 مرخصى است که از کمیسیون آمده بود (صحیح است) بنابراین رأى گرفته شود آقاى رحیمیان فرمایشى دارید؟

رحیمیان - بنده عرضى ندارم.

رئیس - رأى گرفته مرخصى آقاى شریف‌زاده آقایانی که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

5. طرح گزارش کمیسیون مربوط به تأسیس دانشگاه‌ها

رئیس - قانون تأسیس دانشگاه‌هاى شهرستان‌ها مطرح است آقاى عباس مسعودى بفرمایید.

بعضى از نمایندگان - قانون قرائت شود.

رئیس - این قانون یک شورى است وقتى در دستور گذاشته می‌شود و اعلام می‌شود آقایان باید خودشان لایحه را داشته باشند و خوانده باشند.

دهقان - این همین الان اعلام شده.

دکتر بقایى - امروز موضع جمع‌آورى غله اعلام شده بود (زنگ رئیس).

عباس مسعودى - بنده استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند و استدعاى دیگرم این است که خیلى عجله نفرمایید در تصویب این قانون بهتر نیست که مطالعات بیشترى در مجلس در این خصوص بشود بنده با این لایحه تأسیس دانشگاه‌ها در شهرستان‌ها مخالفم و علت آن هم این است که ما اگر قصد داریم به این که اصلاحات را در این مملکت شروع بکنیم باید اصلاحات را از ریشه و پایه شروع بکنیم تأسیس دانشگاه در ولایات به نظر بنده قدم اصلاحى بى‌تناسبى است که مجلس شوراى ملى شروع کرده که بردارد زیرا بالاخره تصدیق می‌فرمایید مملکتى که صدى 70 و صدى 80 و یا شاید بیش از این بیسواد دارد نمی‌تواند به تأسیس دانشگاه اقدام کند ما اگر مقصودمان از تأسیس دانشگاه پیروى از کارهایى است که در سایر کشورها انجام می‌شود بدون این که تقلید کرده باشیم بهتر این است که تقلید را از پایه

+++

شروع کنیم اول موضوع باسواد کردن را از پایه شروع کنیم به تأسیس دبستان‌هاى مجانى اقدام کنیم دبستان‌ها و دبیرستان‌ها در قصبات و دهات درست بکنیم و از این راه خدمت بکنیم به فرهنگ کشور نه این که از این راه اقدام بکنیم و دانشگاه تأسیس بکنیم و از بالا شروع بکنیم و در حقیقت پولى که از مردم بیچاره گرفته شده و باید صرف خود آنها شود یعنى براى تعلیمات عمومى خود مردم ده‌نشین قصبه‌نشینى شهر‌نشین خرج بشود این را اختصاص بدهیم به تعلیمات عالیه و عرض کنم به یک قسمت معین و مشخص افراد این مملکت بنابراین بنده اعتقادم این است که باید این قسمت را مورد توجه قرار بدهیم و بعد اگر نتیجه این براى فرهنگ مملکت خوب شد شروع کنیم به تأسیس دانشگاه و یک نکته دیگرى که بنده عرض کنم موضوع مجانى بودنن تحصیلات در دانشگاه است که این قضیه در هیچ کجا معمول و متداول نیست. الان گمان می‌کنم که براى دانشگاه تهران سالى 20 یا 30 میلیون تومان این طورها خرج می‌شود و در حالی که در حقیقت چند هزار نفر محصل است که تحصیل می‌کنند و بدون این که دینارى بپردازند و حال آن که در سایر کشورها تحصیلات ابتدایى و متوسطه مجانى است و ما البته اینجا ابتدایى را مجانى کرده ایم ولى متوسطه را پول می‌گیرند در حالی که باید دبستان‌ها و دبیرستان‌ها مجانى باشند و دانشگاه‌ها پول بدهند این موضوع را هم در حکومت گذشته یک لایحه‌اى تقدیم کردند به مجلس به خصوص براى یک دانشکده حقوق و ادبیات البته دانشکده پزشکى را می‌شود یک رعایت‌هایى برایش کرد ولى قسمت‌‌هاى دیگر بایستى به عقیده بنده مجانى نباشد (مکى - اصلاً در دانشکاه را ببندید) نخیر اصلاً دانشگاه تهران براى مملکت کافى است بهتر این است که این دانشگاه تهران را تکمیل کرده باشیم و نواقصش را رفع بکنیم آن وقت شما الان ملاحظه می‌فرمایید دانشکده پزشکى شما به هیچ وجه استعداد قبول شاگرد ندارد و اگر به جاى این لایحه مى‌آمدید پیشنهاد می‌کردید که در این شهر‌‌هاى مهم و در مرکز استان‌ها به جاى این دانشگاه یک دانشکده پزشکى تأسیس شود این صحیح بود (صحیح است) ولى اگر بخواهید یک چنین رقابتى از این حیث هم بین شهرستان‌ها ایجاد بکنید در مشهد و اصفهان و شیراز باید دانشگاه‌هایى ایجاد کرد خوب سایر شهرستان‌ها چه باید کرد اینجا نوشته شده است دانشگاه اگر دانشکده پزشکى را موافقت بفرمایید بنده از نقطه‌نظر احتیاج مبرمى که مملکت به طبیب دارد کاملاً موافقت دارم و اما اگر منظور ایجاد دانشگاه باشد یک کار بى‌نهایت بى‌تناسب و بى‌معنى است و به درد این مملکت هیچ نمی‌خورد و با وضع مملکت وفق نمی‌دهد و باید تمام این مخارج به مصرف تأسیس مدارس چهار کلاسه و دو کلاسه و باسواد کردن مردم برسد و از این حیث الان مخصوصاً موضوع فعلى دانشگاه که تمام بودجه یعنى قسمت مهم بودجه صرف دانشکده‌‌هاى دیگر می‌شود دانشکده پزشکى محتاج به وسعت است و به توسعه آن ابداً توجه نمی‌شود و الان استعداد مملکت براى دانشکده پزشکى زیاد است شاید در مملکت هزار نفر در هر سالى واقعاً داوطلب دانشکده پزشکی هستند ولى امسال فقط صد نفر شاگرد موفق شده‌اند که در آنجا اسم بنویسند و در دانشگاه اعلان کردند که صد نفر شاگرد مى‌پذیرند براى دانشکده پزشکى این همه پول‌ها خرج می‌شود و این طور است این بودجه دانشگاه باید صرف دانشکده پزشکى و مامایى داروسازى و دندانسازى بشود (صحیح است) که احتیاج مبرمى مملکت به این قسمت دارد موضوع غیر مجانى بودن دانشگاه هم باید مورد توجه قرار بگیرد براى این که پولى که از مملکت می‌گیریم باید خرح مردم بشود براى قصبات‏ و دهات باید خرج بشود فقط یک طبقه در مملکت می‌تواند تحصیلات عالى بکند و تمام طبقات مردم محروم هستند بنده به این جهت با این نظر مخالفم و در صورتی که مجلس شوراى ملى موافقت بکند که دانشکده پزشکى بایستى تأسیس بشود بنده موافقم (صحیح است - احسنت)

وزیر کشور - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید

وزیر کشور - عرض کنم آقاى وزیر فرهنگ تشریف ندارند ولى چون این لایحه را پارسال وقتى که بنده وزیر فرهنگ بودم تقدیم کردم به این جهت از آقایان اجازه می‌خواهم که از طرف دولت و هم چون لایجه را خود بنده تقدیم کرده‌ام در جواب آقاى مسعودى عرایضى بکنم عرض کنم این که فرمودند که اولاً دولت باید توجه به تعلیمات ابتدایى بکند و بعد توجه به تعلیمات عالیه بکند کاملاً فرمایششان صحیح است ولى آن قدر جامع هم نیست بایستى همان طوری که تعلیمات ابتدایى را تعمیم داد بایستى راجع به تعلیمات عالیه هم اقتدا کرد و مخصوصاً اگر این لایحه را بیشتر دقت می‌فرمودید بیشتر متوجه دانشکده پزشکى شهرستان‌ها شده و همین طورى که تعلیمات ابتدایى لازم است تربیت پزشک و سایر چیز‌ها هم براى مملکت لازم است از این جهت مانعةالجمع نیست و این که اینجا لایحه را آوردند براى این بود که دانشگاه تهران متأسفانه به واسطه نداشتن وسائل کافى و بودجه آن طورى که شایسته و بایسته است انجام وظیفه نمی‌کند مخصوصاً دانشکده پزشکى به واسطه نداشتن لابراتوار و وسائل کافى نمی‌تواند عده زیادى را قبول بکند و به علاوه این که اینجا صحبت دانشگاه می‌شد و می‌فرمودید که لازم است تناسبى بین شهرستان ایجاد کرد و مخصوصاً اگر اشخاصى فرزندانشان را بگذارند در شهر‌ها بمانند حتى از این مهاجرت شدیدى که از ولایات به طرف شهر تهران شروع شده است کاسته می‌شود (صحیح است) یکى از علل تقدیم این لایحه همین بود که مردم به شهر خودشان علاقمند بشوند و بمانند آنجا و روى رعایت همین اصل بود که در شیراز هم مثلاً آقاى نمازى ده میلیون تومان به طوری که آقا اطلاع دارید براى تأسیس دانشگاه و بیمارستان از پول خودشان داده بودند اگر این قانون تصویب شود بنده مطمئن هستم که از این سیل مردم به سمت تهران کاسته خواهد شد و مردم شهرستان‌ها به شهر خودشان علاقمند می‌شوند و در آنجا بیشتر مفید واقع خواهند شد تا این که بیایند به تهران و وقت خودشان را تلف کنند به علاوه با نظرى که دولت دارد مردم هر شهرى به شهر خودشان علاقمند شوند و رسیدگى می‌کنند به امور خودشان و شهر خودشان را اداره می‌کنند آقایان می‌دانند که در آمریکا اغلب دانشگاه‌ها مربوط به دولت نیست و مربوط به اهالى شهرها است و یک مؤسسه خصوصى است دولت هم کارى ندارد فقط نظارت می‌کند که مطابق اصول انجام شود این عرایضى که بنده کردم مقصود این بود که دانشکده‌ها در شهر‌هاى مختلف تشکیل می‌شود و مخصوصاً این دو سه شهر اسمش آورده شده براى این است که هسته این دانشگاه در آنجا گذاشته شده مخصوصاً در مشهد آقایان استحضار دارند که از چند سال به این طرف یک آموزشگاه بهداشتى در آنجا تشکیل شده که یک عده بهداران تربیت می‌کند و اتفاقاً این بهداران بهترین کارمندان فنى وزارت بهدارى را عملاً تشکیل می‌دهند براى این که در نقاط دوردست و در دهات مشغول انجام وظیفه هستند (صحیح است) در شیراز به همین ترتیب خود اهالى حاضر بودند و همان طور که عرض کردم شخص خیرى آقاى نمازى حاضر شده و ده میلیون داده‌اند و یک آموزشگاه بهدارى از چند سال پیش تأسیس شده است اصفهان هم همین طور منظور این است که این یک چیز حاضرى بوده است و کاملاً وسایل کار فراهم است و در مقابل تأسیس این دانشگاه‌ها کاملاً مفید واقع می‌شوند از این جهت از آقایان تقاضا می‌کنم با تقاضا‌هایى که همه روزه از نقاط مختلف کشور می‌رسد براى این که مردم را در رسیدگى امور شهر خودشان آزاد بگذارند این هم یکى از اقدامات خیلى سودمندى خواهد بود راجع به تأسیس دانشگاه هم آنجا وقتى ملاحظه می‌فرمایید نوشته است وقتى وسایل فراهم بشود بکنند که فردا تمام تأسیسات دانشگاه فراهم بشود براى این که نه معلمى داریم نه وسایل و لابراتوار و نه ساختمانش را داریم ولى بیشتر منظور دانشکده پزشکى است براى این که یک هسته‌اى است و براى این که این آموزشگاه‌ها تبدیل شود به دانشکده پزشکى.

رئیس - آقاى صدرزاده‏

صدر‌زاده - بنده از جناب آقاى اردلان تشکر می‌کنم که بنده منت نهادند و نوبتشان را به بنده دادند اگر به تاریخ پرافتخار گذشته ایران مراجعه کنیم می‌بینیم سرزمین ما مهد پرورش دانشمندان بزرگى بوده که امروز جهان متمدن با آثار آنها با نظر تحلیل و احترام نگاه می‌کند و ما باید سعى بکنیم که نام خودمان را در جهان بلند کنیم و این امکان‌پذیر نیست مگر این که وسایل تعلیمات عالیه را در تمام نقاط کشور فراهم سازیم تا جوانان و افرادى که داراى ذوق و استعداد خداداد هستند و در اطراف و اکناف مملکت پراکنده هستند بتوانند از وسایل تعلیم بهره‌مند گردند یکى از قدم‌هاى بزرگى که در دوره سلطنت اعلیحضرت فقید در راه این منظور برداشته شد تأسیس دانشگاه تهران بود و اکنون فرصت آن رسیده است که استان‌ها و شهرستان‌هاى مهم این کشور از آن بهره‌مند گردند آموزشگاه‌هایى هم در بعضى از شهرستان‌ها تشکیل شده بود از جمله در فارس پایه آموزشگاه عالى بهدارى در زمان وزارت جناب آقاى دکتر اقبال گذارده شد که من از طرف مردم فارس بخصوص در جدیت و کوشش ایشان در این مورد سپاسگزارى می‌کنم (نورالدین امامى - خدا پیرش کند مرد خوب خیرى است) الان آموزشگاه بهدارى فارس به خوبى مهیا و مستعد است که به صورت یک دانشکده پزشکى دربیاید نکته دیگرى که باید توجه بکنیم که عد‌ه‌اى از اشخاص هستند که قدرت این که به تهران بیایند و تحمل زندگى و مخارج تهران را بکنند

+++

ندارد بنابرین استعداد آنها ضایع و باطل می‌شود و به علاوه غالباً افرادى که براى تحصیل می‌آیند افراد خانواده آنها براى سرپرستى آنها ناچارند بیایند تهران و این دو عیب براى آنها ایجاد می‌کند یکى این که آنها در مشقت می‌افتند از حیث زندگى و مخارج و دیگر این که مخصوصاً شهرستان‌ها از آبادى و عمران می‌افتد و دیگر جبران نمی‌شود خساراتى که در گذشته بر اینها وارد آورده‌ایم اما این که فرمودند ممکن است افراد کافى براى تأسیس دانشگاه نداشته باشیم در این قانون پیش‌بینى شده است که به تدریج این را فراهم بکنند و شعب دانشگاه را تأسیس بکنند البته در بعضى شهرستان‌ها تشکیل دانشکده‌‌هاى پزشکى و کشاورزى مورد کمال لزوم است ولى براى آن هم گذاشته شده است و در سایر شهرستان‌ها و بنده می‌خواستم از آقایان تمنا کنم با تصویب این قانون موافقت بفرمایند و یک زمینه‌اى براى ترقى و تعالى مردم شهرستان‌ها و پیشرفت آنها در تعلیمات عالیه فراهم بکنند (صحیح است) در این خصوص از نقاط مختلف هم تلگرافات زیادى رسیده از آن جمله از شهرستان شیراز مخصوصاً در نظر دارم که به عنوان وکلا در حدود صد تلگراف رسیده است و تصویب این قانون را تقاضا کرده‌اند (صحیح است) بنابراین استدعا می‌کنم که این توجه را هر چه زودتر نسبت به شهرستان‌ها مبذول بفرمایید. (صحیح است، احسنت)

رئیس - پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده است مخالفى نیست؟

رئیس - بفرمایید. دکتر راجى قبلاً عرض کنم بنده تعجب می‌کنم چقدر زود حوصله‌شان تنگ می‌شود و پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌دهند ماه به ماه می‌گذرد و لایحه‌اى تصویب نمی‌شود ولى یک قانونی که الان براى ایجاد دانشگاه‌ها مطرح شده می‌خواهند زود تمام شود و صحبت در آن با وجود این که نشود بنده متأسفانه با جناب آقاى مسعودى در کفایت مذارکرات مخالفت می‌کنم در اصل موضوع تا حدى مخالفشان هستم (کافى - در اصل بفرمایید) اجازه بدهید براى این که در ایران همه چیز را ما اختصاص دادیم به تهران هر چه هست براى تهران و تهرانی‌ها است و این خودش وسیله‌اى شده که ساکنین شهرستان‌ها همه به تهران هجوم بیاورند و در یک جایی که نه مرکز صنعت و نه مرکز فلاحت و نه مرکز تجارت است بیهوده یک جمعیت انبوهى جمع شده و حتى اراضى‌اش به قیمت‌هاى گزافى پیدا کند لذا از تأسیس دانشگاه در شهرستان‌ها یکى از چیزهایى است که گمان می‌کنم که به فرهنگ مردم بى‌نهایت کمک بکند بنده مثل جنابعالى شاید موافقم که دانشگاه درست کردن در شهرستان‌ها آن قدر ضرورت ندارد ولی ضمناً‌ سه چیز است به نظر بنده که برای شهرستان‌ها ضرورت دارد. دانشکده پزشکى، دانشکده بیطارى و دانشکده فنى (یکى از نمایندگان - و کشاورزى) و کشاورزى ولى با این سیستمى که در این لایحه نوشته شده که به طور تدریج در زمان طولانى این قانون اجرا شود به این واسطه بنده مخالفم و یک راه‌حل هم براى این به نظرم رسیده که الان به عرض مجلس شوارى ملى می‌رسانم از قراری که بنده شنیدم یکى از کار‌هاى خوبی که این دولت انجام داد امضاى قانون فولبرایت است قانون فولبرایت این است که وقتى دولت آمریکا مازاد اسلحه‌اش را که به سایرین می‌فروشد پولش را بارز همان کشور صرف مخارج تحصیل و کار‌هاى فرهنگى افراد آن کشور بکند (صحیح است) مبلغی که از این راه سالیانه عاید ما خواهد شد معادل دو میلیون دلار در سال است و بنده اگر به عنوان تذکر شود به عنوان تذکر و اگر نشود به عنوان پیشنهاد عرض می‌کنم از این دو میلیون دلار می‌شود در آن واحد براى کلیه دانشکده‌هایی که در اینجا پیش‌بینى شده استاد از خارج آورد و بدون این که رعایت طول مدت را بکنیم همه دانشکدها در آن واحد می‌توانیم از مشهد و اصفهان و شیراز و غیره را با بهترین استادان برقرار کنیم آقایان از لحاظ پزشکى بایستى متوجه این امر باشند که ایران قسمت اعظمش در مناطق حاره قرار گرفته و ناخوشی‌هایى که در این کشور هست جزء ناخوشی‌هاى ممالک حاره است در دنیاى متمدن براى تحصیل پزشکى در رشته ناخوشی‌هاى ممالک حاره دانشکده‌‌هاى خاصى هست و تصور می‌کنم دانشکده پزشکى را که در اهواز در نظر گرفته‌اند فقط براى تربیت و تعلیم این است که به یک دسته از محصلین طب ممالک حاره را یاد بدهند و این هم یکى از چیزهایى است که براى این مملکت نهایت ضرورت را دارند (صحیح است) براى این که اگر اشخاص از جنوب بیایند در این دانشکده تحصیل کنند دیگر هیچ اجبارى نخواهید داشت که قانونى بگذرانید که پزشک به بنادر جنوب بفرستید براى این که همان کسی که می‌آید از بنادر جنوب و مناطق حاره آنجا تحصیل می‌کند همان هم خودش خواهد رفت بنده در خاتمه خواستم از همکار خودم آقاى ملک‌پور تشکر بکنم که نوبت خودشان را به بنده دادند و بنده چون به ایشان عرض کردم که مطالبى خواهم گفت که مورد تصدیق ایشان است ایشان نوبتشان را به بنده دادند (احسنت)

رئیس - پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده است.

دکتر شفق - بنده اخطار نظامنامه راجع به کفایت مذاکرات دارم

حاذقى - اگر مخالفى با کفایت مذاکرات هست توضیح عرض کنم.

رئیس - توضیح مختصر بفرمایید

حاذقى - همه آقایان محترم موافق هستند که بایستى حقوق مردم محفوظ باشد تمام مردم این مملکت در مالیات دادن شریک هستند و فرزندانشان را براى تحصیلات عالیه مخصوصاً پزشکى و تحصیلات فنى و کشاورزى که مورد احتیاج تمام شهرستان‌هاى کشور هست مجبورند به تهران روانه کنند و با اشکالات زیادى مواجه هستند بنابراین با تصویب این لایحه همان طور که جناب آقاى وزیر کشور توضیحاتى فرمودند هیچ گونه اشکالى براى بودجه مملکت نیست بلکه اجازه می‌دهم که به تدریج در شهر‌هاى شیراز و مشهد و اصفهان که همه اینها مرکز شهرستان‌هایى هستند یک مدارس عالى که مرکب از دانشکده‌‌هاى پزشکى و کشاورزى و فنى است و هیچ گونه دانشکده ادبیات نظایرش نیست تشکیل می‌شود عد‌ه‌اى از جوان‌هاى ما در محل‌‌هاى خودشان تحصیل می‌کنند و احتیاجات کشور را مرتفع می‌سازند بدین جهت بنده استدعا می‌کنم کفایت مذاکرات را تصویب بفرمایید که این لایحه تصویب شود و بپردازیم به کار‌هاى دیگر (احسنت)

رئیس - آقاى قبادیان مخالفید؟ بفرمایید

قبادیان - با این لایحه صد در صد موافقم که بهترین لایحه‌اى است که تاکنون دولت جناب آقاى ساعد به پیشگاه مجلس شوارى ملى تقدیم کرده ولى این لایحه در سال گذشته موقعى که آقاى وزیر کشور وزیر فرهنگ بودند تقدیم مجلس کردند اگر خاطرشان باشد اعتراض کردم و گفتم کرمانشاه یک استانى است که آنجا فراموش شده است و خدمات کشور ایران را بیشتر انجام می‌‌دهد (برزین - همدان باید باشد) همدان و کرمانشاه اجازه بفرمایید در صورتی که همان موقع بنده اعتراض کردم جناب آقاى دکتر اقبال به بنده قول دادند در موقعى که این لایحه طرح می‌شود کرمانشاه را هم به این گنجانیده باشند ولى جناب آقاى دکتر اقبال که متأسفانه وزیر فرهنگ نیستند و وزیر کشور هستند در این لایحه‌اى که از طرف کمیسیون تقدیم شده است به مجلس اسم کرمانشاه را اینجا حذف کرده‌اند کرمانشاه در سال سه هزار تن غله داده است به این شهر تهران که مرکز عمل کشور ایران است و قریب بیست هزار تن غله هم به یزد و کرمان و سایر شهرها حمل شده کرمانشاه که همیشه یکى از مناطق حاصلخیز و سرحدى و یکى از استان‌هاى مهم است...

رئیس - آقاى قبادیان در مخالفت با کفایت مذاکرات بفرمایید

قبادیان - بنده به این علت مخالفت کردم که کرمانشاه حذف شده است اگر چنانچه جنابعالى موافقت می‌فرمایید که دانشگاه کرمانشاه را در این لایحه به عنوان پیشنهاد هم شده مورد موافقت دولت قرار بدهید بنده عیبى در این لایحه نمی‌بینم جز این که به نفع مردم ایران است اسباب آسایش ملت ایران است و مردم براى تحصیل دیگر مخارج گزافى نمی‌کنند که به تهران بیایند در صورتی که آنها اگر در ولایات تحصیل بکنند محتایج با این مخارج نیست به این تربیت تحت تعلیمات عالیه فرهنگ یک اصلاحات کافیه خواهد شد.

رئیس - آقاى وزیر کشور بفرمایید

وزیر کشور - عرض کنم تذکرى که آقاى قبادیان دادند فراموش نشده براى این که لایحه‌اى که بنده تقدیم کرده بودم در شهریور 27 فقط اسم شهر‌‌هاى اصفهان و شیراز و مشهد برده شده بود اگر آقایان دقت بفرمایند در این نوشته شده است و هر شهرستان دیگرى بنابراین نظر آقاى قبادیان تأمین شده این که اینجا اسم بردیم که در مشهد و شیراز و اصفهان و اهواز براى این که وسایل فراهم است و همه آقایان اگر البته کمک بفرمایند چون مربوط به حوزه انتخابیه خودشان است این جمل‌هاى که نوشته هر شهرستان دیگرى این نظر آقایان را تأمین می‌کند.

رئیس - به کفایت مذاکرات رأى گرفته می‌شود آقایانی که موافقند قبام کنند (اکثر برخواستند) تصویب شد پیشنهادات قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقاى برزین به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم که در ماده واحده بعد از شیراز همدان نیز اضافه شود.

+++

رئیس - آقاى برزین.

برزین - عرض کنم بنده تا این موقع که قریب 22 ماه است در مجلس شوارى ملى افتخار همکارى با آقایان دارم وجدان همه‌تان شاهد است که هیچ وقت پشت این تریبون نیامده‌ام وقت آقایان را اشغال کنم و میلى هم به حرف زدن ندارم شاید در ظرف این مدت سه مرتبه یا 4 مرتبه پشت این تریبون آمده‌ام و هر موقع هم که آمده‌ام فریضه خودم یعنى از لحاظ بینش خودم تشخیص داده‌ام باید حرف بزنم بنابراین من به طور اختصار عرض مى‌کنم این که بنده همدان را اضافه کردم جهت داشت من نمی‌خواهم عظمت همدان را بگویم آقایان همه تارخ خوانده‌اند (صحیح است) همه می‌دانند همدان پایتخت مدها بوده و بعد هم ییلاق سلاطین هخامنشى بوده تاریخش تا سه هزار سال بیش قبل از میلاد مسیح بالا رفته است یعنى معادل با شهر آتن و روم است بنابراین این از این حیث قدمتش وضعیت اختصار عرض مى‌کنم و بعد جغرافیاییش را همه می‌دانید که بهترین شهر‌هاى ایران یعنى از لحاظ سیتواسیون می‌دانید که بهترین شهر ایران است علاوه از تمام این مزایا به اصطلاح تربتش مدفن بابا طلاهر عریان و خاکش آرامگاه بوعلى سینا است استرمردخاى هم هست استر ملکه دربار هخامنشى بوده زن خشایار بوده بنابراین تمام جهات به علاوه نسبت به تمام شهر‌هاى غرب مرکزیت دارد به کرمانشاهان بیست و چهار فرسخ است به ملایر 12 فرسخ است به کردستان 24 فرسخ، مرکز تمام غرب است جشن هزاره بوعلى هم در سال آینده در همدان بر پا می‌شود تمام نمایندگان دارالعلوم دنیا به همدان دعوت می‌شوند اعلیحضرت همایون شاهنشاهى که عطیه‌شان همواره عام است و مطلق روان بزرگان هم از آن متمتع و بهره‌مند شده صد هزار تومان براى همدان و فارس براى سعدى اعطا فرموده‌اند بنابراین در این موقع که جشن هزاره بوعلى در همدان بر پا می‌شود براى عظمت روح آن بزرگوار و خشنودى روان بوعلى من تمنا می‌کنم از آقایان استرحام می‌کنم با به علاوه شدن همدان به این ماده موافقت بکنند بیش از این عرض ندارم.

رئیس - توجه بفرمایید نظیر این پیشنهاد هم رسیده این پیشنهاد‌ها مستلزم خرج است و نماینده نمی‌تواند پیشنهاد خرج بکند بنابراین به این پیشنهاد و پیشنهادهایی که نظیر این است رأى گرفته نمی‌شود (برزین - رأى بگیرید قربان) نمی‌شود آقاى برزین رأى گرفت پیشنهاد خرج نمی‌توانید بکنید صد هزار تومان خرج دارد شما پیشهاد نمی‌توانید بکنید.

برزین - آقاى دکتر مهران جنابعالى به نام بوعلى قبول کنید اینجا موضوع بوعلى است بوعلى مقدم است بوعلى معلم اول است. (همهمه نمایندگان)

رئیس - با آقایان مکى، حاذقى، آشتیانى‌زاده قبادیان دهقان تذکر نظامنامه‌اى می‌دهم

دهقان - بنده چه گفتم آقاى رئیس؟ بنده که چیزى نگفتم مثل این که جنابعالى توجه ندارد بنده چیزى نگفتم که تذکر می‌دهید.

رئیس - به شما اخطار می‌کنم نظم مجلس را باید رعایت کنید این که وضع مجلس نمی‌شود

دهقان - اخطار الکى می‌کنید.

رئیس - بنشینید و الا به شما اخطار می‌کنم. آقاى دکتر مهران.

دکتر مهران - مطالبى که نماینده محترم راجع به اهمیت تاریخى و موقعیت شهر همدان فرمودند مورد تصدیق همه است ولى ایجاد دانشگاه در یک جایى محتاج به تهیه وسایل است (برزین - دانشکده) فرق نمی‌کند دانشکده هم یک جزیى از دانشگاه لابراتوار می‌خواهد و به علاوه شاگرد می‌خواهد البته همدان یک مرکز شهرستانى است که فارغ‌التحصیل‌های آنجا اگر گزارش را ملاحظه بفرمایید خیلى محدود است به علاوه نظر جنابعالى و سایر آقایان تا حدى در این گزارش تأمین شده است بنابراین هر شهرستان دیگرى که وزارت فرهنگ لازم بداند تأسیس کند در هر جا که وسایلش فراهم شد البته ممکن است به تأسیس دانشکده اقدام کرد این که در این لایحه چند شهر بخصوص قید شده است دلیل این است که در این شهر‌ها وسایل تا حدى موجود است الان در شهرستان مشهد و اصفهان و شیراز آموزشگاه عالى بهداشت است و مورد استفاده دانشکده پزشکى واقع می‌شود بنابراین بنده تقاضا می‌کنم که از پیشنهادشان صرفنظر بفرمایند و این اختیار را به وزارت فرهنگ واگذار بفرمایند که هر وقت دولت وسایلش را فراهم کرد ایجاد کند.

رئیس - پیشنهاد آقاى دکتر معظمى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم ماده واحده طبق ذیل اصلاح شود:

ماده واحده - تأسیس دانشکده و دانشگاه در هر نقطه از نقاط کشور با توجه به استعداد و احتیاجات هر محل و فراهم بودن وسایل منوط به پیشنهاد شوارى عالى فرهنگ و شوراى دانشگاه و تصویب هیئت دولت خواهد بود.

رئیس - آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى - این پیشنهادى که بنده کردم براى این است که تأسیس دانشگاه کار سهل و ساد‌ه‌اى نیست باید یک مراکز علمى قبلاً در تهیه مقدمات آن اظهار نظر بکند بعد وزیر فرهنگ از نظر سیاسى در فشار نباشد که یک دانشگاه‌هایى در این محل تأسیس بکند که نتیجه‌اش این باشد که اتلاف وقت دانشجویان بشود و از طرفى هم تفریط بودجه نشود به این جهت بنده پیشنهاد کردم که تأسیس دانشگاه در هر محلى منوط براى شوارى عالى فرهنگ و شوراى دانشگاه و تصویب هیئت دولت باشد (یک نفر از نمایندگان - شوراى عالى فرهنگ موافق باشد کافى است) به هر حال نظرم این است که یک مرکز علمى اظهار نظر بکند شوراى دانشگاه هم نوشتم براى این که این مؤسساتى که نوشته شده است با نظر دانشگاه تهران کار می‌کنند و این براى این که تأسیس دانشگاه بشود با نظر شوراى عالى فرهنگ باشد و تصویب هیئت دولت که بعدا وکلا و وزرا را تحت فشار نگذارد و اگر به طور مطلق به وزارت فرهنگ مراجعه بشود بنده هم براى گلپایگان در خواست خواهم کرد اما موضوع دیگرى که می‌خواستم تذکر بدهم راجع به دانشگاه این است در تهران خاطر آقایان نمایندگان را باید متوجه کنم که دانشگاه تهران در بعضى از قسمت‌ها دانشجو کم دارد و کاملاً در مرکز می‌تواند تحصیل کنند این اشکالى که هست این است که در تهران منزل نیست و خوشبختانه قسمت امیرآباد راکه به دانشگاه واگذار کردند و املاک زیادى دارد می‌خواستم از آقایان نمایندگان تقاضا بکنم که همین طور که شیراز اقدام کردند و یک قسمت از آنجا را گرفتند که براى دانشجویان آن استان خانه بسازند آقایان نمایندگان سایر استان‌ها هم اقدام بفرمایند که متمکنین استان کمک بکنند که یک بناهایى ساخته بشود که محصلینى که مى‌آیند خانه داشته باشند.

رئیس - آقاى رضوى مخالفید؟ بفرمایید

رضوى شیرازى - الان مدتى است که گفتگوى تأسیس دانشگاه در ایالات و ولایات می‌شود و از روزى که جناب آقاى دکتر اقبال این لایحه را آوردند به مجلس که در این چهار استان یعنى چهار شهر را همان طوری که همکار محترم آقاى صدر‌زاده اشاره کردند تصور می‌کنم که متجاوز از چهارصد پانصد تلگراف که از تمام شخصیت‌‌هاى بارز این مراکز استان و سایر شهرستان‌ها هست در همین موضوع که الان مدتى است که چشم انتظارند که مجلس شوارى ملى یک قدمى بردارد و یک کمک علمى به مردم شهرستان‌ها بکند مقدماتى که براى تأسیس دانشگاه یا تأسیس دانشکده است چند تا است یکى نیست تا این که جناب آقاى دکتر معظم توجه بفرمایند اولاً این که جمعیت تهران یک میلیون که بیشتر نیست حالا که می‌گویند زیاد است یک شانزدهم جمعیت مملکت است این عده کثیرى که خارج از تهران هستند همه‌شان تمام ایرانى هستند حتى تحصیل ابتداى و متوسطه و عالیه را هم دارند به این مناسبت هیچ دلیلى نیست که آقایان بیایند یک عده را در این مملکت محروم کنند از تحصیل در دانشگاه اگر دقت و مواظبت بیشتر بشود استعداد‌‌هاى طبیعى که در شهر‌هاى کوهستانى ایالات و ولایات هست واقعاً به حدى است که اگر یک خرده با یک ترتیبى توأم بشود ممکن است یک شخصیت‌هاى بارز علمى از اینجاها بیرون بیاید که مملکت بتواند استفاده کند ثروت این مردم این قدر نیست که همه بیایند به تهران به تهران رسانیدن مشکل است تا چه برسد که در اینجا خانه بسازند البته یک بنایى هست در اینجا که آقایان شیرازی‌ها براى دانشچویان شیرازى که مجبور می‌شوند براى تحصیل به تهران بیایند یک وجوهى یک چند تا اطاق در امیرآباد می‌سازند براى دانشجویانی که به تهران آمده‌اند ولى این چند تا اتاق کفایت از براى یک عده کثیرى از مردمی که از شهرستان‌ها می‌آیند نمی‌دهد علاوه بر این عرض کردم استطاعتشان به قدرى کم است که نمی‌توانند به تهران بیایند مطلب سون این است که افرادی که می‌آیند به تهران در اینجا ماندنى می‌شوند البته 5 سال 6 سال در یک شهرى ماندن زندگى کردن، یک عده رفیق پیدا کردن یک مقدار کار پیدا کردن کمتر ممکن است که یک افرادى را اجازه بدهد که دو مرتبه برگردند به شهرستان‌ها و اگر بنا بر این بشود که دانشکده‌ها دانشگاه‌ها در شهرستان‌ها باشد آنها همان جا تحصیل می‌کنند و مشغول تحصیل می‌شوند و به درد مملکت خودشان می‌خوردند و این یک کمکى است که اساساً به فرهنگ عمومى مملکت شده (صحیح است) و اما موضوع تأسیس دانشگاه مقصود از تأسیس دانشگاه این نبود که دانشگاهى شبیه دانشگاه تهران با دویست هزار متر

+++

زمین و صدها عمارت ساخته شود صحبت در این است که چند دانشکده‌ای که لازم باشد در ایالات و ولایات در هر شهرستانى تأسیس شود.

دهقان - صحبت در کلیات است؟

رئیس - آقاى رضوى در پیشنهاد بفرمایید.

رضوى - جواب پیشنهاد را باید داد بنده باید دلیل بیاورم که در شهرستان‌ها بشود تأسیس کنند (دهقان - بنده به شما عرضى ندارم به آقاى رئیس عرض کردم چون که ایشان خیلى رعایت نظامنامه را می‌فرمایند) اما موضوع دیگر این بود که هر وقت آقایان می‌خواهند بگویند دانشکده در ایالات و ولایات نباید تأسیس شود چند تا دانشکده را مثل می‌آورند که شاگرد کم دارد خوب البته بعضى دانشکده‌ها و بعضى از شعب علوم هست که شاگرد کم دارد مشترى کم دارد بنده عرض می‌کنم دانشکده طب 800 نفر داوطلب مى‌آید در تهران و زحمت می‌کشند بعد آن وقت می‌گویند دویست نفر بیشتر جا نداریم آن وقت اینها دست از پا درازتر مجبور می‌شوند برگردند به شهرستان‌ها غالباً با حال تأثر و گریه و شاید به اغلب آقایان هم مراجعه کرده باشند بنده تصور می‌کردم که آقاى دکتر معظمى اگر بنا بشود فرمایشى بفرمایند کمک به تأسیس دانشگاه است زیرا به هر صورت دانشگاه در ایالات و ولایات موجب ترویج علم است و از این جهت آنهایى که علاقمند هستند همه بیشتر فکر می‌کنند و قطعاً و یقیناً به فرهنگ عمومى مملکت علاقه دارند این است که بنده تقاضا می‌کنم پیشنهادشان را مسترد بفرمایند.

رئیس - آقاى وزیر کشور.

وزیر کشور - همان طور که خدمت آقایان عرض کردم با این اصول تمرکز زیاد مخصوصاً در کار‌هاى پزشکى و بهداشت مخالفم باید مردم ولایات را علاقمند کرد که به کار‌هاى بهداشتى و فرهنگى خودشان زیاد کمک بکنند آقاى دکتر اینجا فرمودند که ممکن است که یک شخصى وزیر فرهنگ را تحت فشار بگذارد که در گلپایگان دانشکده باز بکند ولى در اینجا نوشته شده است وزارت فرهنگ لازم بداند به تدریج که وسایل فراهم بشود این کار بشود البته خیال میکنم که در وزارت فرهنگ گفتند که مطالعات علمى خواهند کرد وقتى که وسائل فراهم شد اقدام خواهند کرد.

دکتر معظمى - بنده مقصودم تذکر این موضوع بود که تأسیس دانشکده‌ها یک امر جدى است و بایستى فوق‌العاده دقت بشود و در این قسمت مطالعه بشود و با این توضیحى که جناب آقاى دکتر اقبال دادند بنده مسترد می‌کنم.

حاذقى - رأى - راى‏

رئیس - مسترد کردند به چه رأى بگیرم. پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوارى ملى - پیشنهاد می‌کنم به ماده واحده تأسیس دانشگاه‌ها بعد از کلمه شیراز در متن ماده واحده کلمه ورشت اضافه شود معتمد دماوندى.

رئیس - وارد نیست پیشنهاد دیگر خوانده می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوارى ملى. تبصره زیر را به ماده واحده قانون تأسیس دانشگاه‌هاى شهرستان‌ها پیشنهاد می‌نمایم:

تبصره - دولت مکلف است در سال جارى تحصیلى دانشکده علوم و ادبیات در شهرستان رشت دائر نموده دانشکده‌‌هاى مزبور شروع به کار نمایند، معتمد دماوندى.

رئیس - وارد نیست پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده واحده افزوده بشود:

تبصره - تا مدت 5 سال تأسیسات دانشکده یا دانشگاه در خارج مرکز منحصر خواهد بود به دانشگاه تبریز با دو دانشکده پزشکى و ادبیات و دانشکده پزشکى شیراز - دکتر شفق.

دکتر شفق - بنده قبول دارم که بعضى از آقایان نمایندگان شهرستان‌ها شاید با این پیشنهاد بنده اختلاف نظر داشته باشند و حق هم با آنهاست ولى نظر بنده این است که با کمال معذرت می‌خواهم عرض کنم مثل این که در کشور ما درست معناى دانشکده هنوز روشن نشده ما یک دبستان داریم یک دبیرستان داریم یک مدارس عالى فنى و کشاورزى داریم و یکى هم دانشگاه داریم براى تحصیلات و مطالعات عالى و اکتشافات دانشکده را معمولاً در مباحثات و مذاکرات عمومى به معنى این مدارس عالى که مورد احتیاج کشور است هیچ گونه مخالفتى ندارم ولى آقا تحت عنوان دانشکده ما یک نقایصى داریم هم آقاى مسعودى یک قسمت را فرمودند و هم جناب آقاى معاون وزرات فرهنگ تا آن نقایص رفع نشود نمی‌شود. دانشکده فقط تحت عنوان و سابقه در باب دانشکده چنان که پیشنهادها نشان می‌دهد که کم کم آقایان خوب هر نمایند‌ه‌اى ملزم است که منافع محل انتخاب خودش را ملحوظ بدارند و بایستى 20 تا دانشگاه تا دو سه سال دیگر تشکیل بدهیم تا از انگلستان هم از حیث عدد جلو بیفتیم عیب فرهنگ ما و اغلب امور کشور که بعدا هم در این باب عرض خواهم کرد این است که ما می‌پردازیم به کمیات و کیفیات را فراموش می‌کنیم الان ما از این دانشکده‌ها یکى دانشکده ادبیات یک دانشکده پزشکى ما در آذربایجان داریم بنده راست می‌گویم استدعا می‌کنم باور بفرمایید که این دو تا به هیچ وجه من الوجوه وسائلش تکمیل نشده (صحیح است) از هر حیث محتاج به تکمیل است بودجه‌اش کم است استادش کم است لابراتوار ندارد سه سال است الان احتیاجات دانشگاه تبریر که دو تا دانشکده تأسیس شده است یکى ادبى و یکى پزشکى تأمین نشده است بنده می‌خواستم عرض کنم که حداقل مدتى که براى تکمیل این دو دانشکده تبریز و شیراز لازم است پنج سال است اجازه بفرمایید این دو تا تکمیل شود و ما ببینیم چه نتیجه‌اى می‌گیریم این که بنده تبریز و شیراز را عرض کردم چون در آنجا شروع شده است در تبریز شاید یک علل سیاسى هم داشت قبلاً تأسیس شده بود خود بنده مصر بودم که ادامه داشته باشد قبلاً یک اسمى بود و حالا می‌خواهیم مسمى هم داشته باشد، شیراز هم شروع شده است بنده رفتم بیمارستانش را دیدم و بناهایش را دیم آنجا معایبى دارد نواقص اینها را رفع بکنید من عرض می‌کنم اگر اینها نتیجه گرفتیم باز هم تأسیس بکنیم و الا این که ما در هر جایى یک دانشگاه تأسیس بکنیم آن هم فقط یک بودجه و یک تشکیلات اگر این فایده دارد بفرمایید فردا شروع بکند اگر فایده ندارد اجازه بدهید دولت و فرهنگ مطالعات خودشان را بکنند و اقدامات خودشان را در این دو نقطه تکمیل بکنند و الا قطعى است که باید عده دانشگاه و دانشکده بایستى در مملکت زیاد بشود ولى من الان مخصوصاً دوباره عرض می‌کنم که مدارس عالى و فنى که تحت عنوان تکنیکى باید برای نقاط مختلف تأسیس شود به موجب اصلاحات اساسى است نه این که بدون مقدمات دانشکده در هر نقطه‌اى ایجاد شود.

رئیس - آقاى وزیر فرهنگ.

وزیر فرهنگ - عرض کنم نظر آقاى دکتر شفق از یک جهت کاملاً قابل توجه است که دانشکده و مدرسه عالى درست کردن کار شوخى نیست هر کدام از این کلمات معنایش چند میلیون تومان پول است آقایان باید خودشان را آماده بکنند براى این کار یعنى هر وقت که فرمودند فلان جا تأسیس بشود باید چند میلیون تومان براى آن تصویب بفرمایند ولى ملاحظه بفرمایند این که می‌فرمایند در این قانون نوشته شود تا چند سال بعد از اینها دانشکد‌ه‌اى تأسیس نشود این به نظر بنده کار مجلس شوراى ملى نیست اجازه بفرمایید که وزارت فرهنگ و متخصصینى که یکى از آنها خود آقاى دکتر شفق خواهند بود قضاوت می‌فرمایند که در چه جایى وسائل هست تا تهیه بکنیم البته در بعضى از جاها که وسائل مقدماتى دانشکده طب را داریم شاید به آسانى بشود تبدیل کرد به دانشکده ولى در آنجاهایى که مقدماتش نیست ما شروع می‌کنیم به ایجاد مقدمات ولى به هر حال ذکرش به طور رسمى در قانون لازم نیست اجازه بفرمایید آقاى دکتر در موقع خودش قضاوت خواهد شد.

دکتر شفق - راحع به 5 سال بفرمایید.

وزیر فرهنگ - 5 سال هم نمی‌شود محدود کرد عرض می‌کنم در تبریز یا مشهد یا شیراز مدرسه داریم اگر واقعاً امسال یا سال دیکر وسائل فراهم شد توانستیم تکمیل بکنیم چه بهتر و اگر نبود چه فرق می‌کند چه پنج سال باشد یا نباشد.

رئیس - آقاى دهقان.

دهقان - خاطر آقاى دکتر شفق استاد محترم را مستحضر می‌کنم این که این دانشکده‌ها تکمیل نشده است البته براى این بوده است که جناب آقاى دکتر بودجه‌ها تصویب نشده است اگر خاطرشان باشد پارسال هم نمایندگان آذربایجان و خود جنابعالى به زحمت توانستید بودجه دانشگاه تبریز را استثناً جزو یک‌دوازدهم بگذرانید که آنها بتوانند یک کار مقدماتى بکنند و این که در پیشنهاد خودتان این قسمت را اختصاص دادید به آذربایجان و شیراز اصلاً اصفهان الان مستعدتر از شیراز است تعداد فارغ‌التحصیلان دبیرستان‌هایش بیشتر از شیراز است (رضوى و حاذقى - نه خیر آقا این طور نیست) عرق همشهری‌گری شما نباید مانع این باشد که حقیقت را قبول کنید این است که بنده استدعا می‌کنم که همان پیشنهاد وزارت فرهنگ تصویب بشود و به تدریجى که

+++

وسایل فراهم می‌شود و شهرستان‌ها استفاده بکنند و ضمناً بنده می‌خواستم عرض کنم این که بنده مقاومت کردم در مقابل اخطار مقام ریاست براى این بود که بنده مشغول تحریر کاغذى بودم و کارى نکرده بودم که ایشان اخطار بکنند و بنده معذرت می‌خواهم.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى دکتر شفق آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد.

بعضى از نمایندگان - هر کدام وارد نیست خوانده نشود.

رئیس - پیشنهادها همه قرائت می‌شود هر کدام وارد نیست مذاکره نمی‌شود. (پیشنهاد دیگر به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى - اینجانب پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده گشایش دانشگاه اضافه شود دولت مکلف است در هر استان یک دبیرستان صنعتى ایجاد و وسایل تعلیم صنایع را به شاگردان فراهم نماید باتمانقلیج‏

رئیس - پیشنهاد خرج است قابل طرح نیست پیشنهاد دیگر قرائت می‌شد. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم قبل از تأسیس دانشگاه در استان‌ها در تمام بخش‌هاى سیستان و بلوچستان دبستان‌هاى 4 و 6 کلاسه و در داخله بلوچستان در خاش یک باب دبیرستان تأسیس شود. مهدى ارباب.

رئیس - پیشنهاد خرج است نمی‌شود رأى گرفت پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوارى ملى - پیشنهاد می‌کنم که پس از کلمه شیراز کلمه اردبیل اضافه شود و دانشکده دامپزشکى تأسیس گردد - باتمانقلیج.

رئیس - قابل طرح نیست پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم بعد از کلمه اصفهان و شیراز اسم کلمه کرمانشاه هم ذکر شود و یک استان مهم و خدمتگزار را دلسرد ننمایند. قبادیان.

رئیس - این پیشنهاد خرج است. (پیشنهاد دیگرى به شرح زیر قرائت شد)

ماده واحده - به شرح زیر اصلاح شود وزارت فرهنگ مجاز است دانشگاه تبریز را که در سال گذشته تأسیس شده تکمیل نماید و همچنین در شهرستان‌هاى مشهد و اصفهان و شیراز و اهواز و هر شهرستان‌هاى دیگرى که وزرات فرهنگ لازم بداند به تدریج که وسایل و موجبات فراهم بشود به تأسیس دانشگاه که عبارت از دانشکده پزشکى و کشاورزى و فنى باشد اقدام نماید

دکتر راجى - موسوى‏

یکى از نمایندگان - پیشنهاد خرج است آقا

رئیس - نه هر وقت می‌گویند هر وقت موجبات براى وزارت فرهنگ فراهم شد یعنى ده سال بعد آقاى دکتر راجى توضیحى دارید؟ بفرمایید.

دکتر راجى - نظر بنده این است که در این باب همان طور که به عرض آقایان رسانیدم چیزهایی که بیشتر لازم است مورد توجه قرار بگیرد از تذکر‌هاى آقاى دکتر شفق این ایرادى که داشتند خیلى متشکرم که فرمودند که به مدارس عالى دانشکده نباید گفت نظر بنده این است که فعلاً در شهرستان‌ها مطابق همین قانونی که الان پیشنهاد شده دانشکده‌هایی که مورد احتیاج است تأسیس بشود و همچنین مدارس عالى براى کشاورزى مدارس فنى براى این که از لحاظ ادبیات و حقوق و رشته‌‌هاى دانشکده‌اى همان طورى که همه آقایان متوجه هستند اولاً داوطلب زیاد نیست و ثانیاً در تهران هم وسایل فراهم است و آن قدرها هم مورد احتیاج مردم نیست.

معتمد دماوندى - آقاى دکتر استدعا می‌کنم رشت را بعد از اهواز اضافه بفرمایید.

برزین - همدان را آقاى دکتر اضافه بفرمایید

رئیس - اولاً این پیشنهادى است که خود وزرات فرهنگ می‌تواند انجام بدهد یعنى هر وقت در شهرستان‌هاى دیگر هم وسایل فراهم بشود خود وزارت فرهنگ اقدام خواهد کرد بنابراین تصور می‌کنم که این هم کافى باشد و نباید رأى گرفت پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده افزوده شود: دکتر بقایى کرمانى.

تبصره 7 - اعتبارات دانشگاه تهران به هیچ عنوانى قابل انتقال به ولایات نخواهد بود.

دکتر راجى - بنده پیشنهاد خودم را پس نمی‌گیرم استدعا می‌کنم که رأى گرفته شود.

رئیس - این که رأى ندارد می‌فرمایید هر وقت موجبات فراهم شد.

دکتر راجى - خیر بنده دانشکده حقوق و ادبیات را حذف کردم فقط سه دانشکده در شهرستان‌ها درست بشود کشاورزى فنى و پزشکى باشد.

صدر‌زاده - بنده مخالفم اجازه بفرمایید توضیح بدهم.

رئیس - آقاى صدرزاده مخالفید با پیشنهاد آقاى دکتر راجى بفرمایید

صدر‌زاده - عرض کنم بسیارى از پیشنهادها که آقایان تقدیم کردند شهرستان‌ها را اضافه کرده بنده می‌خواستم تذکر بدهم چون خودم عضو کمیسیون فرهنگ هستم در موقعى که این لایجه در کمیسیون مطرح شد جمله به آن اضافه شد که در هر شهرستان دیگرى به تدریجى که وسایل فراهم شد تأسیس شود راجع به نظر آقاى دکتر راجى عرض می‌کنم در اینجا ذکر شده است که وزارت فرهنگ در هر کجا که لازم بداند به تدریج که وسایل و موجبات فراهم می‌شود به تأسیس دانشگاه اقدام کند بنده می‌خواستم این را عرض کنم این برحسب استعداد و رویه‌اى که در هر شهرستانى هست معلوم می‌شود که قابل استعداد تشکیل کدام دانشکده است مثلاً شیراز یک سرزمین ادبى است غالباً دانشمندان آنجا ادبیات می‌خوانند ولى این مانع از تأسیس دانشکده پزشکى و دانشکده کشاورزى که مورد احتیاج است نمی‌تواند بشود (صحیح است) همین قدر که وزارت فرهنگ موجبات را در آنجا فراهم دید تأسیس می‌کند ما نباید که محصور بکنیم که حتماً آن دانشکده بخصوص را آنجا تأسیس بکنید. الان وسایلى که در شهرستان‌ها بهدارى به سهولت تبدیل به دانشکده پزشکى مى‌شود این که محصور می‌کنیم به چند دانشکده به نظر بنده موردى ندارد.

حاذقى - بنده مخبر کمیسیون هستم.

رئیس - بفرمایید.

حاذقى - عرض می‌کنم به طور کلى نظر نماینده محترم در کمیسیون فرهنگ مورد توجه قرار گرفته و این لایحه با تمام دقت و توجه و پیشنهاد‌هاى اعضای کمیسیون رسیدگى شد نظر آقاى دکتر راجى تأمین است براى این که مخصوصاً توضیحاتى که داده شد نظر وزارت فرهنگ جز این نیست که دانشکده‌‌هاى پزشکى و فنى و کشاورزى تأسیس بشود که بارى از دوشى برداشته شود ولى هیچ وقت نظر این نیست که به عنوان دانشکده حقوق و ادبیات جوان‌ها را از کار تولیدی و فعال باز بداریم بنابراین خود اهالى شیراز هم به ما گفتند که ما نمی‌خواهیم در شیراز دانشکده ادبیات تأسیس شود و فقط نظر ما دانشکده طب و کشاورزى و فنى خواهد بود که پیشنهاد خود را مسترد بفرمایید که لایحه تصویب شود.

رئیس - آقاى وزیر فرهنگ بفرمایید.

وزیر فرهنگ - عرض کنم راجع به پیشنهاد آقاى دکتر راجى بنده اطمینان می‌دهم همین نظرى است که تمام آقایان نمایندگان دارند و دولت هم نظرش همین است که در نظر اول مدارس پزشکى و فنی و کشاورزى تأسیس خواهد شد، به طور قطع ما در درجه اول آنجا دانشکده حقوق و ادبیات باز نخواهیم کرد مگر آن که بعدها مقدمات فراهم شود بنابراین خواهش می‌کنم که آقاى دکتر راجى این اطمینان را داشته باشند و پیشنهاد خودشان را پس بگیرند.

دکتر راجى - با قولى که آقاى وزیر فرهنگ می‌دهند بنده پس می‌گیرم‏

وزیر فرهنگ - آقاى دکتر بقایى هم توجه بفرمایند که اعتبارات دانشگاه از وزارت فرهنگ علیحده است طبیعتاً این طور نمی‌شود این دیگر احتیاج ندارد که ذکر بکنیم که اعتبار دانشگاه تهران به جاى دیگر داده نمی‌شود در اول سال یک اعتبارى به دانشگاه تهران می‌دهند و یک اعتبار به وزرات فرهنگ براى دانشگاه‌هاى دیگر.

دکتر بقایى - آقاى وزیر فرهنگ بنده که توضیح نداده‌ام چطور می‌دهید؟

وزیر فرهنگ - خوب بنده می‌دانم دیگر.

رئیس - آقاى دکتر بقایى بفرمایید.

دکتر بقایى - عرض کنم بنده از این تبصره‌اى که پیشنهاد کردم یک منظور داشتم و آن این بود که برخلاف نظریات اکثریت همکاران محترم و برخلاف آنچه که آقاى حاذقى معمولاً به بنده می‌فرمایند می‌خواهم عرض کنم که بنده مخالف با این تأسیس دانشگاه‌ها هستم براى این که خودم عضو دانشگاه و استاد یک دانشکد‌ه‌اى هستم و می‌دانم که نواقص چقدر هست (صحیح است) و ما دل‌مان را نباید خوش کنیم به این که عنوان درست کنیم البته ممکن است یک لایحه دیگر هم بیاورد دولت که در دهات هم دانشکده داشته باشیم هر اطاق مدرس‌هاى هم یک تابلو بنویسید و و رویش بگویید این دانشکده پزشکى است. البته من قبول دارم با بنده هم‌رأى نیستید. به عنوان تذکر می‌خواستم عرض کنم ولى اگر آقایان محترم اطلاع داشته باشید الان دانشکده‌هایى که در آذربایجان

+++

درست شده و ما خیلى خوشوقت هستیم از همه لحاظ در محظور هستند هم از لحاظ بودجه و هم از لحاظ شاگرد و با یک همچون لایحه‌اى و نصف بیشتر شاگردها اعضاى ادارات هستند که می‌روند آنجا درسى می‌خوانند شاگرد دانشکده باید کسى باشد که تمام وقتش صرف درس خواندن شود دانشکده اصولاً غیر از دبیرستان و دبستان است شاگرد دبیرستان اگر یک قدرى شاگرد باهوشى باشد با همان درسى که در کلاس می‌شنود می‌تواند حاضر کند و زود امتحان بدهد ولى در دانشکده وقتى معلم یک ساعت درس می‌دهد در قبال این یک ساعت شاگرد باید برود چند ساعت کار بکند (کشاورز صدر – و هیچ وقت هم سر درس حاضر نمی‌شوند) ولى براى ظاهر البته ممکن است باشد عرض کنم این لایحه تنها نتیجه‌اى که خواهد داشت این خواهد بود که یک مقدارى از اعتبارات دانشگاه تهران را منتقل کنند به ولایات و هیچ تاثیر دیگرى هم بنده اینجا قول می‌دهم به آقایان نخواهد داشت آقایان جوش می‌زنند همه می‌خواهند دانشکده در گلپایگان در خمین و همدان تأسیس بشود یا تمام دهات بنده قول می‌دهم که تا ده سال دیگر در هیچ یک از این شهرستان‌ها دانشکده درست نخواهد شد (صحیح است) این یک تظاهرى است که بگویند قانونش تصویب شده است براى این که با قانون تعلیمات اجبارى که پنج سال پیش گذشته است هیچ گونه عملى نشده است، بنابراین بنده این پیشنهاد را رد کردم و استدعا می‌کنم توجه بفرمایید و به این پیشنهاد بنده هم کمک بفرمایید که اعتبارات دانشگاه را نشود منتقل کرد به ولایات بنده این را پیش‌بینى می‌کنم که تصویب این لایحه باعث خراب شدن دانشگاه تهران خواهد شد بدون این که ما در ولایات دانشگاه دانشگاه داشته باشیم (صحیح است.)

یمین اسفندیارى - آقاى رئیس الان سه ساعت و نیم است، نیم ساعت بعداز ظهر است فرمودید که امروز بعد از جلسه هم تکلیف شب هم بشود.

معاون وزارت فرهنگ (آقاى دکتر مهران) - شما اگر به لایحه بودجه مراجعه بفرمایید جناب آقاى دکتر بقایى ملاحظه خواهید فرمود بودجه دانشگاه تهران از بودجه وزارت فرهنگ منفک است (صحیح است) بنابراین این امر اصلاً غیرممکن است ما نمی‌توانیم از بودجه دانشگاه تهران انتقال بدهیم به دانشگاه‌هاى دیگر (دکتر بقایى - شما نمی‌توانید ولى دولت می‌تواند) دولت هر وقت بخواهد تغییر بدهد آقایان موافقت نمی‌کنید. به نظربنده این نظر جنابعالى تأمین است بودجه دانشگاه مجزا از وزارت فرهنگ است و یک فصل جداگانه است بنابراین انتقال صورت نخواهد گرفت بنابراین پیشنهاد را هم به نظر بنده مسترد بفرمایید (دکتر بقایى - موافقت بفرمایید شما) این مثل این است بنویسیم در قانون که از بودجه وزارت کشور نمی‌شود به وزارت دیگر انتقال داد.

رئیس - رأى مى‌گیریم.

دکتر معظمى - بنده مخالفم با پیشنهاد آقاى دکتر بقایى.

رئیس - آقاى امیر تیمور مخالفید؟ بفرمایید

امیر تیمور - بنده مخالفم با این پیشنهاد با نظر آقاى دکتر هم مخالفم زیرا با توضیحى که آقاى دکتر مهران دادند قابل انتقال نیست.

رئیس - آقاى امیر تیمور مخالف بودند کافى است رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى دکتر بقایى آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد.

دکتر عبده - تصویب نشدن این موضوع دلیل این نمی‌شود که قابل انتقال باشد (صحیح است)

6. موقع جلسه آینده - ختم جلسه‏

رئیس - جلسه را ختم می‌کنم جلسه روز سه‌شنبه بقیه این قانون و بقیه دستور.

(جلسه سى و پنج دقیقه بعد از ظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

اعتراض آقاى امیر تیمور به صورت مذاکرات جلسه 163 و تصحیح آن‏

1. در قسمت مرخصى آقاى دکتر امینى: «که بنده از نظر کمال اشتیاقى که به دیدار دکتر دارم واقعاً نمی‌خواهم غیبت بفرمایند و بهتر می‌دانم در مجلس تشریف داشته باشند و انجام وظیفه بفرمایند معهذا در صورتی که مجلس مرخصى را تصویب نماید بنده مخالفتى نمی‌کنم‏»

2. در قسمت نطق بعد از دستور: در سطر سى ام بعد از جمله تصمیم نظریات دولت بشود اضافه شود «بر اثر فشار افکار و» در سطر سى و سوم جمله «بکند» زاید است و در سطر سى و پنجم بعد از جمله دولت افزوده شود «از ابتدا جریان مذاکرات را مخفى نمی‌داشت و می‌گذاشت که عدم موافقت شرکت معلوم شود بنده اطمینان داشتم که مجلس شوراى ملى آماده بود به الغای قرارداد رأى دهد و اکنون هم آماده است‏»

شماره 559                      روز و دستور جلسه آینده                  2 - 3 - 1328

نظر به ماده 92 آیین‌نامه داخلى مجلس شورای ملى حسب دستور ریاست معظم روز و ساعت تشکیل جلسه آتیه و دستور آن براى درج در روزنامه رسمى کشور ذیلاً درج و به استحضار می‌رسد:

روز تشکیل جلسه آینده - سه‌شنبه سوم خرداد ماه 1328

ساعت تشکیل جلسه - دو ساعت و سه ربع قبل از ظهر

دستور جلسه:

1. بقیه شور در لایحه تأسیس دانشگاه‌ه‌اى شهرستان‌ها

2. لایحه جمع‌آورى مازاد غله‏

3. قانون مقررات هواپیمایى کشور

4. قانون آموزش و پرورش مجانى اجبارى‏

5. قانون اصلاح قانون تأسیس دانشگاه‏

6. قانون معافیت ماشین‌آلات کشاورزى از عوارض گمرکى‏

7. قانون مالیات‌ها

اداره دفتر مجلس شورای ملی

+++

انتصابات و احکام

شماره 3238 ر 14038                    31 - 2 - 328

در وزارت کشور آقاى ابوالحسن ستوده رئیس دفتر و معاون فرماندارى شاهى‏

از تاریخ اول خرداد ماه 28 به سمت معاونت فرماندارى سمنان منتقل شدند.

شماره 3676 ر 16278                    31 - 2 - 1328

آقاى محمد محمدى معاون سابق فرماندارى سمنان

از تاریخ اول خرداد ماه 28 به سمت مدیر دفتر معاون فرماندارى شاهى منتقل شدند

شماره 3555 ر 19891                    28 - 2 - 328

آقاى نصرت‌الله خواجه نورى بازرس اداره امور شهرداری‌ها

از تاریخ اول خرداد ماه 28 به سمت فرماندارى زنجان منتقل شدند

شماره 3270 ر 14252

جناب آقاى ابوالفتح والا تبار

از تاریخ چهارم اردیبهشت ماه 1328 به استاندارى استان آذربایجان منصوب گردیدند

شماره 3544 ر 15348                    28 – 2 - 2328

آقاى اسفندیارى اعتضادى بخشدار کلاته

از تاریخ اول خرداد ماه 28 به سمت بخشدار خرقان منتقل شدند

شماره 2535 ر 4746                      31 - 2 - 28

آقاى جمال‌الدین جمالى سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق تهران

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفتر طلاق پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى

 

شماره 2249 ر 5221                      29 - 2 - 28

آقاى محمد‌على رویایى سردفتر اسناد رسمى شماره 17 تهران

نظر به این که بر اثر گزارش واصله تحت تعقیب دادگاه انتظامى سردفتران واقع شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى تا خاتمه رسیدگى به تخلف شما در دادگاه نامبرده شما را از تصدى دفاتر اسناد رسمى و گواهى صحت امضا معلق می‌نماید.

وزیر دادگسترى

شماره 1923 ر 4754                      31 - 2 - 28

آقاى رجبعلى محلاتى سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق شهر نو باخزر

به موجب این ابلاغ به علت کناره‌گیرى و ترک محل کار از تصدى دفاتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق معاف می‌شوید

وزیر دادگسترى

شماره 2691 ر 4748                      31 - 2 - 28

آقاى عبدالکریم مشکورى سردفتر اسناد رسمى شماره 21 مشهد

نظر به این که در دادگاه بدوى انتظامى سردفتران با انفصال موقت محکوم شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى شما را تا خاتمه رسیدگى انتظامى از تصدى دفاتر اسناد رسمى و گواهى صحت امضا معلق می‌نماید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 2682 و 5684                      21 - 2 - 28

آقاى محمد‌على امام جمعه

به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم قصبه بانه منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294481!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)