کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره‏18
[1396/05/31]

جلسه: 162 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 27 مهر ماه 1334  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس‏.

2- بیانات قبل از دستور آقایان تفضلی- بهبهانی و حائری‌زاده.

3- تقاضای آقای نخست‌وزیر دایر به طرح لایحه اجازه الحاق دولت ایران به پیمان همکاری متقابل بین آمریکا و ترکیه به قید یک‌ فوریت و تصویب فوریت آن

4- بیانات آقای قنات‌آبادی طبق ماده 87 آئین‌نامه.

5- مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارایی راجع‌ به فروش خالصه‌جات.

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره‏18

 

 

جلسه: 162

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 27 مهر ماه 1334

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس‏.

2- بیانات قبل از دستور آقایان تفضلی- بهبهانی و حائری‌زاده.

3- تقاضای آقای نخست‌وزیر دایر به طرح لایحه اجازه الحاق دولت ایران به پیمان همکاری متقابل بین آمریکا و ترکیه به قید یک‌ فوریت و تصویب فوریت آن

4- بیانات آقای قنات‌آبادی طبق ماده 87 آئین‌نامه.

5- مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارایی راجع‌ به فروش خالصه‌جات.

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

 

(مجلس دو ساعت و یک ربع پیش‌ازظهر به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.)

1 - تصویب صورت‌مجلس‏.

رئیس- اسامی غائبین قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه- آقایان: سنندجی- ارباب- خاک‌باز- امید سالار- رضا افشار- اسکندری- عرب شیبانی- مهندس ظفر- بزرگ ابراهیمی- برومند- مصطفی ذوالفقاری- معین‌زاده- محمودی- سلطانی- صادق بوشهری- صراف‌زاده- بهبهانی- سرمد- دکتر سعید حکمت- امامی خوئی- کریمی- صفاری.

غائبین بی‌اجازه- آقایان: دکتر حمزوی- سعیدی- یارافشار- سالار بهزادی- شفیعی- اریه- قوامی- مهندس اردبیلی- اسفندیاری- تجدد- حشمتی- مهندس شاهرخ‌شاهی- صدقی.

دیرآمدگان و زودرفته‌گان بااجازه- آقایان- قنات‌آبادی- عبدالصاحب صفایی- کدیور- دکتر سعید امامی- دکتر وکیل- پناهی- بهادری- اکبر- احمد فرامرزی- دولت‌آبادی- رضایی- امیرتمیور کلالی- دهقان- پیراسته- میراشرافی- امیر احتشامی.

رئیس- نظری نسبت به صورت‌مجلس نیست (اظهاری نشد) صورت‌مجلس جلسه قبل تصویب شد.

2- بیانات قبل از دتسور آقایان تفضلی- بهبهانی و حائری‌زاده.

رئیس- نطق‌های قبل از دستور شروع می‌شود آقای تفضلی.

تفضلی- همیشه سیاستمدارانی توانسته‌اند به وطن و مردم وطن خود خدمت کنند که در سیاست‌های خارجی روش روشن و صریحی پیش گرفته‌اند اما محال است که کشوری بتواند در سیاست خارجی روش روشن و صریح در پیش گیرد مگر این که در سیاست داخلی روش محکم و صریح داشته باشد (صحیح است) در کشور ایران هم تا سیاست داخلی وضع آشفته و در هم داشت وضع سیاست خارجی هم آشفته و درهم بود.

در آن روزهایی که دست‌های فتنه‌انگیز هر روز به بهانه وسیله‌ای برای درهم ریختن اوضاع کشور فراهم می‌آوردند وضع کشور از لحاظ سیاست‌های خارجی هم آشفته بود تا این که آشوب‌گرانی که به زیان رژیم و استقلال وطن ما آزادانه دست به کار فتنه و فساد می‌زنند همه از کمیسیون‌های وابسته و فرمان‌بردار مسکو بودند دولت اتحاد جماهیر شوروی در آن موقع هر چه دولت‌های ایران خواهش و تمنی کردند طلاهای ایران را نمی‌داد و نه تنها از تحدید طلاهای ایران خودداری می‌نمود بلکه هر چند یکبار یادداشت اعتراض‌آمیز و شدیدی خیلی شدیدتر از یادداشت اخیر از طرف سفارت روس تحویل دولت ایران می‌شد یا در مسکو به دست سفیرکبیر ایران می‌دادند و رادیو و روزنامه‌های مسکو نیز جانب‌داری از حزب توده به دولت‌های ایران به سختی حمله می‌بردند.

اما پس از قیام افتخارآمیز 28 مرداد سیاست خارجی دولت اتحاد جماهیر شوری و دولت انگلستان نسبت به ایران به کلی تغییر کرد و هر کس که علت این تغییر سیاست شوری را نسبت به ایران جز در سیاست دخلی ایران جستجو کند دچار اشتباه شده است (صحیح است) (عبدالصاحب صفایی- واقعاً صحیح است)

پس از قیام 28 مرداد سیاست داخلی ایران صورت و معنای ثابتی به خود گرفت یعنی مردمی که از هرج‌ومرج‌ها و آشفتگی‌ها و زنده‌بادها و مرده‌بادها به تنگ آمده بودند در 28 مرداد قیام کردند و دست به دامن شاهنشاه خود شدند و در اطراف رئیس مملکت گردآمدند تا کمک کمک به پشتیبانی صمیمانه و بی‌دریغ طبقات مختلف مردم ایران کانون‌های فتنه‌انگیزی و خیانت و منافع هرج‌ومرج و آشفتگی یکی پس از دیگری برچیده شده و سیاست داخلی کشور وضع استوار و روشنی به خود گرفت به همان نسبت که سیاست داخلی ایران ثابت‌تر می‌گردید احترام سیاست‌های خارجی خواه روی غربی خواه روی شرقی نسبت به مملکت ما فزونی می‌گرفت.‏ به همان نسبت به وضع داخلی ایران ثابت‌تر می‌شد و هرج‌ومرج آشفتگی که به وسیله حزب توده به راه افتاده بود کمتر می‌گردید دولت اتحاد جماهیر شوروی بیشتر جانب احترام و دوستی را نگه می‌داشت تا جایی که طلاهای ایران را پس‌دادند در روابط اقتصادی خیلی بیشتر مراعات تجار ایران را کردند و برای اظهاراحترام و علاقه نسبت به شاه ایران که در حقیقت احترام به مملکت و مردم ایران است رسماً از شاهنشاه دعوت به عمل آوردند و تمام این اظهار محبت‌ها و احترام‌ها پس از آن شروع شد که سران کمیسیون‌های دستگیر و محاکمه شدند و عده‌ای از آنها اعدام گردیدند یعنی وقتی که ملت ایران نشان داد که در رژیم کشور خود آن قدر بستگی ناگسستنی دارد برای حفظ آن رژیم و مظهر آن رژیم طبقات زحمت‌کش ملت و جوانان مترقی کشور قیام و انقلاب می‌کنند و وقتی که پس از این قیام رهبری رئیس مملکت باشد باعث شد در ایران ارامش و امنیت برقرار شود و بست کانون‌های بیگانه‌پرستی و هرج‌ومرج برچیده گردد یعنی هنگامی که سیاست داخلی ایران روشن

+++

و استوار گردید سیاست خارجی هم نسبت به مملکت ما روش خود را به کلی تغییر دادند و اما پیوستگی ایران به پیمان‌های دفاعی یا خودداری وطن ما از شرکت در این‌گونه پیمان‌ها مسئله‌ای است بسیار مهم و حساس که می‌بایست هم‌آهنگ با یک سیاست ملی و روشن و صریح مورد مطالعه قرار گیرد و از این رو چندین سال است بسیاری از سیاست‌مداران وطن‌خواه و دانای کشور ما در هر نهضت و جبهه‌ای که بوده‌اند بویی از احساسات و شتاب‌زدگی مسئله الحاق ایران را به پیمان‌های دفاع مورد بررسی کامل قرار داده‌اند و طبیعی است که بررسی و قضاوت در این‌گونه امور مهم و حساس مملکتی خیلی بالاتر و والاتر از حد مخالفت و موافقت با دولت آقای اعلا یا دولت‌های دیگر است که بیش از ایشان بر سر کار بوده‌اند یا پس از ایشان بر سر کار خواهند آمد و از این رو آنچه که من در اینجا به میان می‌آورم در حقیقت خلاصه‌ای است از طرز قضاوت کسانی که در مورد پیوستگی ایران به پیمان‌های دفاعی از مدت‌ها پیش مطالعه و بررسی کرده‌اند و خیلی پیش از آن‌ که دولت آقای علی به کار پیمان بپردازد محول این ورثه‌ها را در بعضی مطبوعات مؤثر سیاسی کشور به میان آورده‌اند.

اول بیاییم  و ببینیم اگر جنگی شد آمریکا و انگلستان فاتح شدند یا شکست خوردند با ما چه خواهند کرد زیرا تغییرات مهمی در وضع جغرافیایی جهان و امپراطوری‌های اروپا روی داده است احتمال اتفاق انگلستان و روسیه در جنگ آینده خیلی ضعیف کرده است.

اگر متفقین آینده یعنی آمریکا و انگلستان در جنگ احتمالی آینده شکست بخورند چه ما بی‌طرف باشیم چه متفق آنها و چه مخالف آنها کشور ما بی‌گناه به روزگار کشورهای لهستان و رومانی و بلغارستان گرفتار خواهد آمد اگر دولت شوروی خیلی از زمام‌داران راضی باشند و جانب احترام آنان را مثل مرحوم بنش و مازاریک کاملاً نگه دارد تازه وضع کشور ما مانند وضع کنونی چک و اسلواکی خواهد بود اما اگر آمریکا و انگلستان فاتح شدند و ما بی‌طرف بودیم بعضی از کشورهایی که با آمریکا و انگلستان هم پیمان و متفقند و با ما نیز هم‌مرز و همسایه به پاداش آن پیوند و پیمان، به قسمت‌هایی از زمین وطن‌مان چشم نیاز و آز خواهند انداخت و بنابراین اگر خدای‌نکرده جنگی در میان شرق و غرب درگیرد و ما بی‌طرف باشیم در هر دو صورت زبان سنگین خواهیم دید (صحیح است) یعنی اگر کمونیست‌ها پیروز شوند چه متحد آنها باشیم چه در صف دشمنان آنها کشور ما وضعی مانند رومانی و بلغارستان یا چک و اسلواکی و لهستان خواهد داشت که وضع حکومت و رژیم آنها به هیچ‌وجه با سنتهای باستانی و ملی مردم وطن ما سازگار نمی‌تواند بود و اگر آمریکا و انگلستان فاتح باشند و ما بی‌طرف مانده باشیم دست توقع برخی همسایگان ما که با آمریکا و انگلستان هم‌پیمان و عهدند به خاک وطن ما دراز خواهد بود جلوگیری از درازدستی آنها نیز چنان صورتی برای ما سخت دشوار خواهد بود در صورتی که در جنگ احتمالی آینده اگر ما با عراق و ترکیه و پاکستان و کشورهای غیرکمونیست هم‌پیمان باشیم در صورتی که آنها پیروز شود لااقل استقلال و رژیم کشور ما با یقین محفوظ خواهد ماند.

اهمیت مسئله الحاد ایران به پیمان دفاعی تنها از جنگ احتمالی آینده نیست بلکه بیشتر از نظر منافع و وطن و مردم وطن ما در زمان صلح مورد بررسی قرار گرفته است زیرا بی‌طرفی کشور ما نه تنها در زمان جنگ ما را گرفتار نکبت‌ها و مصیبت‌هایی خواهد کرد که حداقل آن همان مصیبت‌هایی است که درد و جنگ گذشته در سایه بی‌طرفی در کشور ما وارد آمد بلکه در زمان جنگ نیز این بی‌طرفی برای ما بی‌خطر نمی‌تواند بود زیرا اگر ما نیروی دفاعی کافی نداشته باشیم از حمله‌های احتمالی ملامصطفی‌ها و بازی‌های سیاسی مانند فرقه دموکرات پیشه‌وری مرحوم (عماد تربتی- نامرحوم است) در امان نخواهیم ماند و اگر بخواهیم نیروی دفاعی وطن خود را تقویت کنیم ناچاریم که در پیمان‌های دفای شرکت کنیم و هنگامی که شرکت ما در پیمان‌های دفاعی بود نیروهای دفاعی وطن ما خواهد بود که اولاً هم‌پیمان‌های ما آن‌قدر وقیح باشند که هم‌عهدی ما با آنها موجب تقویت ما گردد و ثانیاً خطری برای ما در زمان صلح تهدید می‌کنند برای آنها نیز خطری محسوس باشد یعنی نسبت به خطر احتمالی که برای وطن ما در پیش خواهد بود احساسات مشترکی با ما داشته باشد از این رو سیاست بی‌طرفی برای وطن ما سیاست خطرناکی است (صحیح است) که تجویز آن با وضع فعلی جهان تنها کمک به سیاست‌های بیگانه نیست که وطن ما را همیشه ناتوان و ضعیف می‌خواهند (صحیح است) تا هر وقت فرصت و مجالی به دست آنها شد بهانه‌ای قرارداد دوستانه‌ای سرزمین میهن ما را خصمانه اشغال کنند و «جمهوری دموکراتی توده‌ای» از آن‌گونه که در رومانی و بلغارستان برقرار ساختند در کشور و در وطن ما نیز بر قرار سازند.

به غیر از بازماندگان حزب کمونیست توده نام که آرزومندی بی‌طرفی ایران هستند و طبیعتاً مأمور مبارزه با پیوستگی یاران به پیمانی دفاعی عراق می‌باشند شاید در میان رجال سیاسی ایران هم متأسفانه چند نفری ما روش هندوستان را در پیش گیرد به زیان کشور ما نخواهد بود و چنین می‌پندارند که زمام‌داران ایران هم می‌توانند سیاست نهرو را تغییر کنند در صورتی که هماهنگی با سیاست بی‌طرفانه‌ای که کمونیست‌ها در ایران غالب آنند در حقیقت پیروی از سیاست محرومان بنش و مازار یک می‌باشد نه جواهر لعل نهرو ...

بدون شک نهرو یکی از بزرگ‌ترین مردان سیاسی امروز جهان به شمار می‌رود اما نباید فراموش کرد که هندوستان یکی از کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیای‌کبیر می‌باشد که ناچار است منافع اقتصادی انگلستان را نیز در نظر داشته باشد و از حمایت چین کمونیست به صدها میلیون خریدار امتعه انگلیسی دارد برای اقتصاد بریتانیای‌کبیر بسیار لازم است بی‌طرفی هندوستان با اشتراک منافعی که انگلستان و هندوستان دارد بی‌طرفی نیست زیرا هندوستان که بزرگ‌ترین کشورهای «کامن‌ویت» می‌باشد در موقع جنگ نمی‌تواند از انگلستان جدا باشد و اگر هندوستان نیز مورد هجوم کمونیست‌ها قرار گیرد انگلستان نمی‌تواند به دفاع از هندوستان برنخیزد و انگلستان هم که نه تنها در تمام پیمان‌های مؤثر و بزرگی که برای دفاع از حمله احتمالی کمونیست‌ها در اروپا و آسیا بسته شده است شرکت دارد بلکه در اروپا در خود انگلستان مبتکر پیمان‌های دفاعی است و در آتلانتیک و خاورمیانه هم اقتصاد در پیمان‌های دفاعی شرکت مؤثر و نقش بسیار مهمی دارد و اما این که گفته شود که کشور ما برای تقویت نیروی دفاعی خود با مصر و سوریه و عربستان‌سعودی پیمان نظامی منعقد سازد یا در اتحادیه‌های عراب شرکت کند به شوخی بیشتر شباهت دارد (صحیح است) و یا لااقل به نظر مخلص چنین می‌نماید زیرا اگر ایران از طرف کمونیست‌ها خدای‌ناکرده مورد حمله قرار گیرد کشور مصر یا سوریه و عربستان سعودی چگونه به کمک ما توانند آمد و اگر بیایند آمدن آنان چه سودی برای ما تواند داشت‏.

کمتر کشوری را در جهان می‌توان یافت که در جنگ احتمالی آینده وضع دشوار و خطرناک مملکت ما را داشته باشد یعنی ارزش اقتصاد جنگی (نفت) و جغرافیایی (سوق‌الجیشی) مملکت ما به حدی است که خطر جنگ آینده را برای مملکت ما از خطرهایی که برای کشورهای دیگر هست یا ممکن است باشد خیلی زیادتر کرده است یعنی ضررر خطر جنگ احتمالی آینده برای مملکت ما خیلی بیشتر از پاکستان و عراق و افغانستان و ترکیه تخفیف آن خطر نخواهد داشت (صحیح است) بنابراین چون ضرر و بدبختی ما در جنگ آینده بیشتر از دیگران است بدون شک علاقه صمیمانه ما به جنگ بیشتر از دیگران خواهد بود (صحیح است) به علاوه نه ستون پنجمی در سایر کشورها داریم که به وسیله آنها و به نام حمایت از زحمت‌کشان جهان به جهان‌گشایی بپردازیم و نه صنایع سنگین و عظیمی که در هنگام جنگ جنگ چرخ آنها را به راه بیندازیم پس اگر گفته شود که مردم وطن ما از صمیمی‌ترین هواداران صلح پایدار می‌باشند حقیقت مسلمی گفته شده است (صحیح است) و امروز این حقیقت به رئیس مملکت ما روشن است و بر سیاست‌مدارن ایران هم باید روشن شده باشد که یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ صلح و آرامش در خاورمیانه حفظ صلح و آرامش در ایران ماست (صحیح است) (عبدالصاحب صفایی- روزنامه ایران ما؟) و مهترین عامل حفظ صلح در ایران هم قدرت قانونی و توانایی حکومت مرکزی است و این قدرت فراهم نخواهد شد یا اگر فراهم شود پایدار نخواهد بود مگر در صورتی که وضع اقتصادی طبقات دوم و سوم ایران بهبود مخصوص حاصل کند (صحیح است) و بهبود وضع اقتصادی ایران هم در شرایط کنونی جهان بودن کمک اقتصادی آمریکا اگر ممکن نباشد متعسر خواهد بود و باید انصاف داد که تاکنون هم کمک‌های اقتصادی آمریکا به ایران و همراهی‌ها و مساعدت‌های صمیمانه انگلستان در دو سه سال اخیر (برخلاف گذشته) یکی از عوامل مهم حفظ صلح و آرامش در ایران بوده است و یا لااقل به نظر مخلص چنین می‌آید (شمس قنات‌آبادی- همان به نظر شما می‌آید) (خنده نمایندگان).

رئیس- آقای تفضلی وقت شما تمام شد.

تفضلی- استدعا می‌کنم یک ربع دیگر هم مرحمت بفرمایید.

رئیس- آقایانی که با یک ربع تمدید وقت آقای تفضلی موافقند قیام فرمایند (اکثراً برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

جهانگیر تفضلی- اگر در ایران صلح و آرامش دچار تزلزل شود یا خدای‌نکرده مملکت ما گرفتار وضعی مانند کره گردد خطر آن برای دنیا خیلی عظیم‌تر، وحشتناک‌تر از خطر جنگ کره خواهد بود (صحیح است) و در همان وهله اول ترکیه و عراق و پاکستان خواهی‌نخواهی به آتش کشیده خواهد شد

+++

و به هیچ‌وجه و چه معلوم نیست در چنین آتشی با مزاج روسیه نیز فعلاً سازگار باشد و اما الحاق مملکت ما پیمان‌های دفاعی به طوری که قرائت سیاسی جهان نیز خوشبختانه نشان می‌دهد مایه افزایش کمک‌های اقتصادی آمریکا گردد باید انصاف داد که الحاق ایران پیمان‌های دفاعی مهم‌ترین عامل صلح و آرام در ایران در نتیجه در خاورمیانه خواهد بود زیرا مهم‌ترین چیزی که در این مایه به‌هم‌خوردن صلح و بروز جنگ و زد و خورد خواهد بود رشد و پیشرفت کمونیست است و هیچ چیزی هم به قدر دست‌تنگی اقتصادی مردم نمی‌تواند زمینه پیشرفت کمونیست و عصیان را فراهم آورد (مهندس جفرودی- و تحریکات).

شمس قنات‌آبادی- حاشیه آقای مهندس جفرودی را هم اضافه کنید.

تفضلی- اکنون بیاییم  ببینیم دیکتاتوری پرولتاریایی اتحاد جماهیر شوروی از آغاز جنگ گذشته که با کشورهای دیگر جهان دوستانه و خصمانه سرو کار یافته است چه روشی را در پیش گرفته است:

یکی از امتیازات بزرگی که در برابر معایب انکارناپذیرش حکومت دیکتاتوری دارد این است که در سیاست خارجی هم در حکومت‌های دیکتاتوری خیلی زود می‌تواند تصمیم گرفت و به سرعت جهات سیاسی را عوض کرد و در جهت مخالف برد.

مثلاً دولت شوروی از آغاز حکومت نازی در آلمان آنها را فاشیست می‌خواند و اقلاً مدت ده‌سال یعنی از آغاز تشکیل حزب‌نازی هیتلر و حزب او را در رادیو مسکو و تمام مطبوعات دولت شوروی و تمام احزاب کمونیست دنیا بزرگ‌ترین دشمنان خلق روسیه و کمونیست‌ها معرفی می‌کرد.

اما هنگامی که دولت شوروی می‌خواست لهستان را با هیتلر تقسیم کند و فون ‌ریبن تروپ مرحوم به مسکو رفت در ظرف یکی دو ساعت تمام دور دیوار مسکو و استالین‌گراد و سایر شهرهای روسیه غرق پرچم ضدیهود هیتلری شد و زن و مرد یهودی روسیه هم در کوچه و بازار برای فون ‌ریبن تروپ و صلیب شکسته هیتلر دست می‌زدند و هورا می‌کشیدند یکی دو ماه بعد از این ماجرا استالین سفیرکبیر ژاپن یعنی یکی از پایه‌های محور ضدکمونیست را نیز در راه‌آهن در آغوش گرفت و گفت: ما و ژاپن برای همیشه دو دوست جدانشدنی خواهیم ماند.

لیکن به محض این که بمب اتمی آمریکا بر هیروشیما فرود آمد حمله سپاهیان سرخ به کشور ژاپن آغاز گردید.

هنگامی که لئون بلوم رهبر سوسیالیست‌های فرانسه در پارلمان فرانسه گفت که: کارگران فرانسه بر ضد تجاوزات هیتلری قیام خواهند کرد.

موریس تورز رهبر کمونیست‌های فرانسه فی‌المجلس قیام کرد و این جمله تاریخی را که تمام ناسیونالیست‌های فرانسه عیناً به یاد دارند و به خاطر سپرده‌اند گفت که:

«کارگران فرانسه هرگز به خاطر دفاع از سرمایه‌داری اروپا با سربازان آلمان جنگ نخواهند کرد» و عموم نمایندگان کمونیست هم در آن روز برای تورز و این بیان او در مجلس فرانسه کف زدند و تمام مردم فرانسه و انگلستان با آلمان نازی وارد جنگ شدند کمونیست‌های فرانسه به خراب‌کاری در ارتش و راه‌آهن و سایر نقاط حساس فرانسه پرداختند که هیتلر زودتر بتواند کلک لهستان را بکند و ارتش و دولت و ملت فرانسه در برابر هیتلر به زانو درآید چنانکه آمدند و دیدیم‏.

منظور من این است که دولت شوروی خیلی زود می‌تواند در سیاست خارجی جهات مختلفی را بپیماید چنانکه دولت شوروی قدرت دارد در ظرف چند سال تمام شهرهای روسیه را با شمایل موسولینی و هیتلر و فرانکو و پرچم‌های آنان بیاراید و در ظرف یکی دو ساعت این سه نفر را جزو رهبران راه آزادی به مردم روسیه معرفی کنند و مردم روسیه هم برای این پیشوایان راه آزادی صمیمانه دست بزنند و هورا بکشند و برای روح پرفتوح آن مرحومان موسولینی و هیتلر طلب مغفرت کنند و عکس این کار هم در روسیه خیلی آسان است که مردی را از اول انقلاب اکتبر به عنوان بزرگ‌ترین رهبران انقلاب سال‌ها به مردم با عکس و تفصیلات معرفی کرده‌اند و او را سالیان دراز به نام رهبر خردمند و پدر و مادر و برادر انقلاب و خدمت‌گزار خلق‌های وسیع قشرهای فشرده و غیره در کودکستان‌ها و دبستان‌ها دانشگاه‌ها و کارخانه‌ها شناسانده‌اند در مدت چند دقیقه خائن و جاسوس و امپریالیسم و مزدور و فاشیسم بخوانند و حکومت کنند و تیرباران و تبعید نمایند نظایر این‌گونه اعمال قدرت دولت شوروی یا (پولیت بورو) بر افکار عمومی خلق شوروی از تروتستی گرفته تا بریا خیلی زیاد است.

بنابراین تغییر ناگهانی و سریع و شدیدی که در چند ماه اخیر در سیاست خارجی دولت شوروی پیش آمده است نه چیز تازه‌ای است و نه مایه تعجب زیرا دولت شوروی در بیست سال اخیر بارها این‌گونه تغییر سیاست ناگهانی و خیلی شدیدتر از آن را به آنانی و راحتی داده است و می‌دهد پس از شروع جنگ با آلمان دولت شوروی شروع به تبلیغات شدید ناسونالیستی با ارتش سرخ کرد و حتی جنگ با آلمان را جنگ میهنی خواند در صورتی که می‌دانید که کمونیست درست نقطه مقابل ناسیونالیسم هست و احساسات وطنی یا میهنی هم کاملاً در جهت مخالف تبلیغات بلشویکی است و البته بعد از فتح برلین باز یک دفعه و بدون مقدمه دولت شوروی شروع به مبازه شدید با ناسیونالیست کرد و بسیاری از افسران مهم ارتش را به گناه داشتن شائبه‌ای است از احساسات ناسیونالیستی معدوم ساختند و عده‌ای را برکنار و بی‌کار کردند که یکی از آنها همین تیمسار ژوکوف می‌باشد که خیلی در ارتش سرخ نفوذ و محبوبیت داشت واحساسات و افکار او هم گویا از ناسیونالیسم اسلاوبی چاشنی نبود در دسامبر 1943 که استالین به تهران آمد به ملاقات شاهنشاه ما رفت و خیلی پیش از چرچیل و روزولت اظهارعلاقه به رئیس مملکت ما کرد اما در همان حال حزب کمونیست ایران خود را برای تجزیه آذربایجان و تغییر رژیم ایران آماده می‌کرد در دو سه سال بعد عصیان پیشه‌وری شروع شد دولت شوروی بزرگ‌ترین مدال‌ها را به پادشاه رومانی هم داده بود اما مهم‌ترین نمونه این نمونه سیاست‌سازی دولت شوروی را در کار و سرنوشت «بنش» می‌تواند پیدا کرد که: در 1936 عده‌ای از افسران عالی‌رتبه و مهم‌ترین پیشوایان انقلاب اکتبر یعنی بخارین- زنویووتوخاچوسکی به خیال افتاده بودند که دیکتاتوری استالین را تعدیل کنند و با عده‌ای از دیپلمات‌های چک‌واسلواکی نیز هم‌عهد شده بودند و مرکز این نقشه هم سفارت روس در پراگ بود که از آنجا بتوانند موافقت آلمانی را جلب کنند.

مرحوم دکتر بنش از این ماجرا مطلع شد و چون خیلی با استالین دوست بود در پاییز همان سال جریان را کاملاً به استالین رسانید و در این جریان نه تنها مهم‌ترین رهبر انقلاب اکتبر 1917 محکوم و اعدام شدند بلکه 5 هزار نفر از بهترین افسران روسیه از سروان به بالا نیز اعدام گردیدند و بر این طریق از 1637 قدرت استالین به منتهی‌حد خود رسید. گرچه این قدرت به قیمت تضعیف ارتش سرخ تمام شد خلاصه با این که مرحوم دکتر بنش حکومت استالین و مذهب استالینیسم را از نابودی حتمی نجات داد استالین و کمونیست‌ها برای او همان سرنوشتی را فراهم آورند که دیدیم و خوب به خاطر داریم با مطالعه و دقت بی‌طرفانه در روش دولت شوروی به این نتیجه می‌رسیم که دولت شوروی هر موقع هر کاری را به صلاح خود بداند و قدرت آن را هم داشته باشد می‌کند. یعنی اگر ما در جنگ آینده کاملاً بی‌طرف باشیم و هنگام جنگ مصلحت نظامی شوروی اقتضا کند مملکت ما را بدون هیچ ملاحظه و بهانه‌ای اشکال خواهد کرد و زمان صلح هم اگر به کمونیست‌ها مجال داده شود کوچک‌ترین تردیدی در کشاندن ایران به روزگار لهستان و رومانی نخواهد کرد این بود خلاصه‌ای از طرز قضاوت طبقات مترقی ایران که تا کنون از دور و نزدیک شاهد روش سیاسی دولت شوروی بوده است با این همه مردم ایران که به هماهنگی کامل با رئیس‌مملکت خود صمیمانه خواهان دوستی متقابل و شرافتمندانه با دولت و ملت شوروی می‌باشند آرزومندند که تغییرات محسوسی که در روش سیاسی دولت شوروی و یکی دو ماه گذشته رخ نموده است برخلاف گذشته پایدار باشد (صحیح است) و از این رو مردمان وطن ما انتظار دارند که این بی‌مهری‌هایی که رادیو و مطبوعات شوروی و با وطن ما در پیش گرفته‌اند پایان بپذیرند زیرا ما می‌توانیم با هر کشوری که بخواهیم پیمان دوستی و انفاق ببندیم و این حقی را که منشور ملل‌متفق برای ما و هر کشور دیگری شناخته است حثیت ملی و باستانی وطن ما نیز ما را ناگزیر می‌کند که از آن شرافتمندانه و تا پای جان دفاع کنیم و به یقین خواهیم کرد (احسنت) (عبدالصاحب صفایی- منصفانه حرف زد)

رئیس- آقای بهبهانی بفرمایید.

بهبهانی- با آن‌ که از ابتدای تشکیل این دولت قریب 7 ماه می‌گذرد و خیلی هم از دوستان انتظار داشته‌اند در این مدت رویه خود را نسبت به اعمال این دولت بیان نمایند با این کار تاکنون سکوت را به تعریف و یا تکذیب بی‌جا و بی‌مورد ترجیح دادند (صحیح است) زیرا اعمال این دولت را نه شایسته تعریف و مستوجب انتقاد شدید می‌دانستم در این مدت دولت با تمام این تشکیلات وسیع و دعوی دور و دراز نه کار مثبت و فوق‌العاده‌ای انجام داده و نه بانی اعمال خلاف رویه گردیده است و با این که برای انجام اصلاحات اساسی و پایین‌آوردن هزینه زندگی و تأمین معیشت و رفاه عمومی وعده‌های صریحی داده متأسفانه قدم مؤثری در این راه برنداشته است (صحیح است) و رویه بسیار ملایمی که بیشتر با طبع رئیس دولت سازگار می‌باشد اتخاذ نموده است و باز هم با آن‌ که شاهنشاه همواره اوامر مؤکدی در ترفیعه حاد و تأمین آسایش مردم صادر می‌نمایند مع‌هذا اغلب فرمایشات و اوامر ایشان چنان‌ که باید و شاید صورت عمل به خود نمی‌گیرد و به عنوان دل‌سوزی و نصیحت و نبودن مصلحت و موقعیت در پیشگاه ایشان حقایق دگرگون جلوه داده و از انجام اوامر ایشان که صرفاً در راه خیر و صلاح

+++

مملکت و مردم صادر می‌شود خودداری می‌کند والا اگر بنا بود نیات ایشان به مرحله عمل درآید مردم ایران غیر از این بود که هست و مردم از یک عدالت اجتماعی و زندگانی مرفع برخوردار بودند در دولت گذشته بنده رفقای بنده و شاید اغلب آقایان نسبت به گرانی هزینه زندگی مردم و ترقّی آن امر اتوبوسرانی و روی هم مشکلات وضع مردم تذکرات عدیده و مکرر دادیم و پس از رفتن آن دولت انتظار داشتیم با وعده‌های صریحی که این دولت می‌دهد در وضع مردم تا اندازه‌ای تسهیلات فراهم شود این دولت هم مثل سلف خود حتی کار اتوبوس را نتوانست انجام دهد و با این که پول نفت و قرضه دست و پای این دولت را برای کارهای عمومی بازگذارده و آن معاذی که برای دولت‌های سابق بود برای این دولت به هیچ‌وجه نیست هیچ اقدامی که مفید به حال مردم باشد انجام نداده هر وزیری که می‌آید برای این که صورتی به کار خود دهد نسنجیده چند نفر را تغییر و چند نفر را بی‌گناه منفصل می‌کند و به هیچ‌وجه به کارهای ماهوی و اصولی نمی‌پردازد صرفاً کار وزرا تغییر و تدوین و خرید اتومبیل و تشریفات است و اگر فی‌المثل از یک وزیر علیل بپرسند که علت نصب و عزل این آن چه بود نتواند علت صریحی ذکر نماید به طور خلاصه این دولت و اغلب دولت‌ها از حسن‌نیت شاه سوءاستفاده می‌کنند و در مقابل مردم خود را از هر مسئولیتی مبرا می‌دارند زیرا بعضی از وزرا و کارگردانان دولت‌ها از کسانی هستند که به خوی تمجمج و دورویی الفت گرفته و در تمام هیئت‌های حاکمه به لطائف‌الحیل خود را دخالت داده و کارها را از جنبه جدی به طرف شوخی می‌کشانند باید گفت که طبع و ذات این افراد هم غیر از این حکم نمی‌کند زیرا اغلب از طریق صلح و سازش و مجامله و دست روی دست گذاردن و تعظیم و تکریم بی‌جا این مقامات را اشغال کرده‌اند اکثر این آقایان با هر مزاجی می‌سازند و با هر محیط و طبعی خود را سازش می‌دهند و باید گفت که این گونه طبایع هزاران فرسنگ از خودگذشتگی و فداکاری که لازمه خدمت‌گزاری در این موقع حساس است به دور می‌باشد (تیمورتاش- صحیح است) به نظر اینجانب برای اجرای برنامه‌های اصلاحی کسانی حق دارند مصدر کارهای حساس باشند که خود را برای هر گونه فداکاری و جانبازی آماده کرده باشند بدون شک برای پیشرفت یک ملت و مملکت گروهی فداکار و از جان گذشته لازم است (پورسرتیپ- صحیح است) که لذت فداکاری در راه اعتلای وطن بر تمام آرزوها و تمنیات آنان غلبه داشته باشد و در عقیده و ایمان خویش راسخ و ثابت قدم باشند ولی افسوس اغلب این آقایان که تا به حال مصدر مقامات حساس گردیده‌اند به جای درک این لذت از نعمت صلح و سازش برخوردارند و باید زد و بندهای سیاسی همیشه در کلیه دستگاه‌ها رخنه کرده و حکومت می‌کند  برای آنها به هیچ‌وجه الزام‌آور نیست که موقعیت خود را به مخاطره‌انداخته و به خاطر مسائل مملکت مدتی از عمر خویش را به ناکامی و گوشه‌نشینی و یا احیاناً در کنج زندان بگذرانند (میراشرافی- صحیح است) بنابراین طبع این دولت‌ها با وجود چنین عناصری اقتضای عمل مثبتی را نخواهد داشت (میراشرافی- صحیح است) و اگر چند قدم کوچکی هم در طی این مدت برداشته شده در نتیجه از خودگذشتگی و فداکاری شخص دیگری است که تاکنون که من اطلاع دارم مصمّم به ایجاد یک تحول عمیق و اساسی در کلیه شئون زندگی مردم این مملکت می‌باشند (میراشرافی- صحیح است).

حق این بود که در این تنگ کلاغ پر و زوال عمر مجلسین بنده به پیروی از تجربه بعضی پیران کهن‌سال و رجال قدیمی و کسانی که امروز فی‌الواقع عقل این کابینه هستند و اوامر و نواهی آنها بیش از هر کس نزد رئیس دولت محترم و واجدالرعایا به نظر می‌رسد نان را به نرخ روز می‌خوردند و بی‌جهت خود را در مهلکه قرار نمی‌دادم و بنا به عادت همان رجال قدیمی و کسانی که همیشه مدر کار و مقام هستند فعلاً از روش این دولت اعمال خیالی و ستایش می‌کردم و از این وقت مناسب و فرصت زودگذر استفاده نموده سری به لندن و هندوستان می‌زدم و اگر خدای نکرده پیشامد نامطلوبی هم می‌کرد مانند روزگار گذشته به عنوان معالجه و یا مطالعه فرار را بر قرار ترجیح می‌دادم و بعد از رفع خطر با سلام و صلوات به خاک وطن مراجعت نموده و دل‌سوزی و آزادی‌خواهی را از سر می‌گرفتم و از پس کرسی خطابه رئیس مملکت را از افراط و تفریط برحذر می‌داشتم و یا مثل بعضی اقلیت‌های عجول و شتاب زده به مجرد احساس کوچک‌ترین خطری از پای درمی‌آمدم ولی همان‌طوری که در گذشته نشان دادم به حکم سابقه و به اقتضای سنت خانوادگی برای هر فداکاری و ابراز عقیده ولو به قیمت جانم هم باشد و حاضرم و لازم پشت این تریبون و با ندای وجدان و با صدای رسا و بنا به وظیفه و مسئولیت شدید که در مقابل مردم و مملکت خود دارم به شاه عرض می‌کنم با این قراردادی که در آستانه اختتام آن هستیم و مملکت ما را در موقعیتی حساس و کم‌نظیر قرار می‌دهد اگر بخواهیم از آن ثمرات نکو و مفید به مال مردم و مملکت بگیریم باید تصمیم راسخ شروع به کار نموده و با همکاری مردمان غیور و وطن‌خواه که تشنه اصلاحات و از خودگذشتگی باشند تشریک مساعی نماییم (صحیح است).

این که سیاست خارجی این مملکت حالت ثابت و وضعی روشن به خود می‌گیرد از این پس باید به مردمی که به سرنوشت کشور بی‌اعتنا نباشند و برای اعتلای وطن خویش از هر گونه فداکاری و جان‌بازی سر با نزنند همکاری نمود باید زنگ حرکت و جنبش را به صدا درآورد باید کسانی را برای میل به هدف و آرزوهای دیرینه ملی انتخاب نمود که راه قرار و سازش را از عقب سر خود خراب کرده باشند و مانند یک سرباز فداکار برای وصول به آمال ملی حاضر به تحمل همه‌گونه رنج و مرارت و محرومیت باشند تا کی باید بنشینیم و ناظر پیشرفت سریع دیگران باشیم ما باید روح سلحشوری را در خود زنده نگاه داریم و به نیاکان خود تأسی کرده سیادت و آقایی را برای خود در دنیا حفظ نماییم مطالبی که به سمع همکاران محترم رسید مقدمه‌ای بود برای بیان مطلب دیگری آنچه مرا بر آن داشت سکوت را بر هم زنم و غیر از آنچه که گذشت حقایقی را به عرض ملت ایران و کلیه ملل آزاد جهان برسانم گفته‌ها و جملات ناروا و دور از انصاف دولت جماهیر شوروی است که این روزها علیه ما آغاز نموده‌اند (صحیح است) خبری که این هفته در روزنامه‌ها خواندم این بود که دولت اتحاد جماهیر شوروی تذکاریه‌ای به مناسبت الحاق ایران به پیمان دفاعی منطقه‌ای برای دولت فرستاده و طی آن ما را از الحاق به این‌گونه قراردادها برحذر داشته است در ایجا لازم می‌دانم نکاتی چند را در این مورد به عرض برسانم اولاً به طوری که همه می‌دانند و متن پیمان مزبور هم دلالت دارد تا این قرارداد صرفاً برای دفاع و تقویت بنیه دفاعی کشور بوده نه تجاوز و هر مملکت مستقل می‌تواند برای حفظ استقلال و صیانت خود هر قراردادی را که مناسب با حال مملکت و حافظ حدود کشور باشد با هر دولت دیگر منعقد سازد خصوص که این قرارداد یک قرارداد ماهیه بوده که با اکثر دور هم‌جوار ایران بسته شده و به هیچ‌وجه حنبه تعرضی در آن دیده نمی‌شود ثانیاً معنی استقلال این است که هر دولتی بتواند در چهار دیواری کشور خویش حاکم بر مقدرات ملت و مملکت باشد و هرگونه تصمیم را که به نفع کشور تشخیص دهد آزادانه اتخاذ نموده و به موقع‌اجرا گذارد ثالثاً تصمیم را که دولت ایران دایر به الحاق پیمان منطقه خاورمیانه اتخاذ کرده طبق نس صریح مواد منشور ملل‌متحد است که مورد قبول کلیه دول عضو آن سازمان می‌باشد و کشورهای ایران و شوروی هر دو عضو این سازمان می‌باشند و مخصوصاً دولت شوروی از این حق خود استفاده کامل نموده و با همسایگان دور و نزدیک خود از جمله کشورهای اروپای شرقی پیمان منطقه حتی پیمان نظامی هم منعقد کرده است.

رئیس- آقای بهبهانی وقت شما تمام شد.

بهبهانی- اگر شما اجازه بفرمایید ده دقیقه دیگر تمدید بشود.

رئیس- آقایانی که با ده دقیقه تمدید وقت آقای بهبهانی موافقند قیام فرمایند (اکثراً برخاستند) تصویب شد آقای بهبهانی بفرمایید.

بهبهانی- ماده 52 از فصل هفتم منشور ملل‌متحد می‌گوید: «هیچ یک از مواد منشور وجود قراردادهای منطقه یا نمایندگی‌هایی که با امور مربوطه به برقراری صلح ارتباط دارد و یا در تأمین صلح ناحیه مؤثر است منع نمی‌سازد بنابراین اقدام دولت ایران به هیچ‌وجه با منشور ملل‌متحد که ضامن صلح و امنیت بین‌المللی است مغایرت ندارد (شوشتری- صحیح است) ولی اقدامت همسایه شمالی ما که این که از روی کمال بی‌انصافی هر روز و هر شب در رادیوها و روزنامه‌های خود به دولت یاران می‌تازد شایسته همه‌گونه گله‌مندی و اعتراض است (صحیح است) مثل این ‌که اولیای دولت شوروی فراموش کرده‌اند که ملت ایران ملتی مستقل و خودمختار بوده هیچ‌کس و هیچ دولتی حق ندارد که نسبت به اعمال و تصمیمات او کوچک‌ترین ایراد و اعتراض بنماید چنآن‌ که دولت ایران هم به خود حق ندارد که از پیمان‌هایی که روسیه شوروی با دول هم‌جوار خویش منعقد نمود گله‌ای نموده و اعتراض داشته باشد. به نظر من ملت ایران ملت باگذشتی است زیرا مصائبی که از طرف همسایه شمالی در طی چندین سال به خصوص به او وارد آورده همه را به دیده‌اغماض نگریسته است و اگر تا به حال این گذشته‌ها نمی‌کرد و دولت شوروی دیگر حالا به خود اجازه نمی‌داد در مورد یک قرارداد داخلی اعتراض و یا اخطاری ارسال دارد. با این که ما صدها قرارداد مودت و دوستی طی قرون و سالیان دراز با دولت شوروی بسته بودیم و با این که در زمان دولت مرحوم فروغی پس از واقعه شوم سوم شهریور قرارداد رسمی منعقد نموده بودیم و با این که خود جناب استالین در کنفرانس تهران رسماً استقلال ما را تضمین نموده بود و با آن‌ که هنوز امضای او خشک نشده بود در شمال قشون‌سرخ برای تخلیه قسمتی از خاک عزیز کشور ما مقاومت به خرج می‌داد و میل نداشت که خاک کشور را به آسانی ترک

+++

گوید و حتی برای این که دولت‌وقت را وادار به تصمیم نظریات خود کند نیروهای مسلح خویش را تا پشت دروازه‌های قزوین پیش‌راندند (صحیح است) ولی خدای بزرگ ایران و تصمیم شاهنشاه ما فداکاری و جانبازی ملت غیور و وطن‌پرست و ارتش دلیر ما از اقدام ما تجاوزکارانه آنان جلوگیری به عمل آورد.

در آن موقعی که پیشه‌وری و غلام یحیی و خائنین دیگر در آذربایجان و کردستان به کمک همسایه شمالی مشغول تاخت و تاز، قتل و غارت و تاراج اموال و تجاوز به نوامیس مردم بودند اگر کمک ذی‌قیمت سازمان ملل‌متحد و به خصوص ملت آمریکا حملات ارتش دلیر ایران نبود سرنوشت قسمتی از خاک ایران غیر از این بود که می‌باشد (کریمی- کردهای آذربایجان بودند در کردستان خبری نبود) (قنات‌آبادی- ایشان اطلاع جغرافی‌شان کم است) بلی ما حق داریم و حق خواهیم داشت با کسانی اتحاد و پیمان دوستی ببندیم که در موقع سختی و سیاه‌روزی به کمک ملت ستم‌دیده ما شتافتند و ما را از شر متجاوزین واقعی نجات بخشیدند اگر استعمارگران حقیقی خیال کرده‌اند که ما مانند روزگار گذشته در خواب عمیق و خرگوشی فرورفته‌ایم و می‌توانند ما را غافلگیر نموده و نقشه‌های تحریک‌آمیز خود را به موقع اجراگذارند در اشتباه محض هستند. ما ادعا می‌کنیم و ثابت می‌نماییم که ملتی بیدار و هوشیار بوده و دوستار حقیقی خود را چنآن‌ که باید بشناسیم و از اخطار و تذکر هیچ دولتی بیم و هراسی نداریم.

ما حتی حاضریم برای حفظ موجودیت خویش و شرافت ملی و نگهداری ودایع موروثی تا آخرین فرد ایرانی را قربانی بدهیم و از پای نایستیم اگر چند نفر از خدا بی‌خبر و منحرف در چند سال اخیر تحت تلقینات شوم و زننده بعضی تبلیغات گمراه‌کننده واع شدند به حمدلله آنها هم به اشتباه خود پی می‌برند و دائماً ندامت خود را اعتراف می‌کنند جوانان باغیرت و متعصب ایرانی و مقدمین پیام‌های ملی اخیر که توانستند مشتی محکم به دهان اجانب بکوبند دیگر اجازه نخواهند داد برای همیشه صحنه‌های شرم‌آور گذشته در شهرهای ایران تکرار بشود این تصمیمات باضمانت خون عده زیادی از جوانان مسلمان وطن ما در کتیبه معروف قیام ملی بیست و هشت مرداد منقوش شده آثار آن به این زودی‌های زود از دل جان و ایرانی محو و نابود نخواهد شد ما مصمم هستیم که به قیمت خود کلیه سرحدهای ایران را پاسبانی کنیم و دیگر مجال نخواهیم داد که دست‌نشاندگان اجانب تحت لوای آزادی‌خواهی مملکت را از شاهراه ترقی منحرف ساخته و به طرف نیستی و فنا سوق دهند ولی در عین حال متجاوز به حقوق دیگران نبوده و هر چه می‌کنیم برای دفاع از وطن و حفظ قوانین ملی خودمان است و این حق طبیعی برای تمام ملل شناخته شده و از بدیهی ترین حقوق هر ملت مستقل می‌باشد (احسنت)

قنات‌آبادی- ماده 87

میراشرافی- ماده 87

رئیس- آقای بهبهانی یک جمله‌ای در نطق شما بود که اقلیت عجول با احساس خطری از پا درمی‌آید. مقصودتان از اقلیت، اقلیت مجلس بود؟ چه اقلیتی بود؟

بهبهانی- اقلیت در مجلس است در جای دیگر نیست.‏

رئیس- پس اجازه آقایان برای استفاده از ماده 87 محفوظ است (قنات‌آبادی- اجازه بدهید توضیح بدهیم) حق شما محفوظ است. آقای حائری‌زاده بفرمایید.

حائری‌زاده- در مذهب واجب دو جور است یکی واجب‌کفائی است و واجب‌عینی. واجب‌کفائی این است که اگر یک پیشامدی شد یک مسلمانی انجام وظیفه کرد برای همه کفایت می‌کند یک واجب‌عینی است که هر کس باید وظیفه‌اش را انجام بدهد نماز واجب‌عینی است بر هر فردی واجب است و آن واجب‌کفائی هم اگر هیچ کس پیدا نشد برای آن کس که پیشامد کرده مثل واجب‌عینی می‌شود خدا شاهد است من این موضوعی را که مدتی است که می‌آیم پشت تریبون در مجلس می‌گویم یک واجب‌کفایی بوده که حالا عینی شده است من باید بیایم و در اطراف مسائلی که همه در این کار ذی‌علاقه هستیم صحبت کنم سابقاً من گفتم دولتی که تحمیل به اکثریت می‌باشند در سایه هو و جنجال و قلدری نیل دارند خر خود را از پل بگذرانند اگر مبعوث از اکثریت باشد و الهام از اکثریت بگیرند با متانت با مشورت و با موقع‌شناسی کار را از پیش می‌برند این از مطالبی بود که قبلاً به عرض آقایان رسانده‌ام فشار و سلب آزادی با استفاده از تمایل ملل منافی است باید مردم آزاد باشند در روزنامه‌ها حرف خودشان را بنویسند و در مجامع نطق‌های خودشان را بکنند نه این که وکیل مجلس در اظهارعقیده آزاد نباشد فرماندار نظامی او را بگیرد پس گردنش بزند بعد هم او را از آنجا بیرونش کند این جور آزادی فایده‌ای ندارد اگر حکومت می‌خواهد متکی به اکثریت می‌باشد باید مردم تن در اظهارعقیده هیئت و منفی آزاد باشند نه این که مردم در فشار باشند مردم را در حکومت نظامی بگیرند و حبس کنند یک روز هم بدون حکومت نظامی نتوانیم زندگی کنیم با طبق قانون امنیت اجتماعی جناب دکتر مصدق بنشینید و چند نفر را تبعید کنند این طرف و آن طرف بفرستند این مسأله یک حدی با حکومتی که مبعوث از اکثریت باشد منافات دارد این حکومت است که تحمیل به اکثریت است و می‌خواهد با هو و جنجال و صحنه‌سازی و حقه‌بازی یک جریانی را بیاید به اسم ملت ایران بگذارند برود در خارج قرارداد بکند اشخاص رسمی هم پا شوند توی روزنامه‌ها تلگرافات تقدیم و از این حرف‌ها بنویسند در صورتی که یک جلسه مشورت در کمیسیون امور خارجه مجلس شورای ملی تشکیل نشود مگر این که یک روز اطلاع بدهند که ما این کارها را کرده‌ایم این حکومت، حکومت تحمیلی است به ملت ایران حکومت مبعوث از ملت ایران نیست به این عدله و شواهد و این موضوعی که حالا مطرح است من از ناطق اول خیلی تشکر می‌کنم ولی تعجب می‌کنیم که این مطالب را فراموش کرده‌اند که در موقع قرارداد گلستان و ترکمن‌چای چه بلاهایی به سر ایران آوردند ما درباره این پیمان‌ها خیلی حرف‌ها داریم و امروز اگر بخواهیم با آنها عهدنامه‌ای ببندیم باید در اطرافش بحث کنیم ما باید با کسانی که می‌خواهیم عهدنامه ببندیم باید ببینیم قول‌شان، قرارشان، رفتارشان و دوستی‌شان چیست، به چه درد ما می‌خورند، چه فایده‌ای دارد این جناب انگلیس که اینجا وارد شده؟ همسایه ماست؟ کجا همسایه ماست؟ این بزرگواری است که عهدهایی با ما داشت و در بیست شهریور سرزده شبانه مثل دزد ریختند به مملکت ما اینها مگر انگلیسی‌ها نبودند؟ باید در اطراف این مسائل و اینهایی که می‌خواهند با آنها قرارداد ببندید باید بحث کنیم و ببینیم که چه‌کاره هستند من جرب‌المجرب حلت به الندامه ما مگر هم‌عهد با انگلستان نبودیم؟ مگر ما قرارداد سعدآباد با ترک‌ها و عراقی‌ها نداشتیم؟ اثر ارتش را دیدیم فایده این کارهای‌مان چیست؟ من آن روز هم عرض کردم هر وقت مطرح شد من قرارداد را می‌آورم و تمام اصول و موادش را به عرض آقایان می‌رسانم ما قرارداد نظامی هم با همسایه‌هایمان داشتیم ولی موقع عمل یک‌شاهی ارزش نداشت روی کاغذ بود و در مجموعه دوره یازدهم مجلس است که در تاریخ 25/12/1316 آن عهدنامه موسوم به عهدنامه سعدآباد گذشته و نتیجه‌اش را هم ما دیده‌ایم؟ با انگلیسی‌ها از قدیم هم عهدنامه داشتیم عمل آنها را دیده‌ایم این یک کتابی است که در جلسه آتیه می‌آورم و این را خیلی متشکرم از رئیس محترم مجلس سنا که ایشان موقعی که در برلین تشریف داشتند یک اسنادی مال انگلیسی‌ها را گراور کردند آن کتاب به اسم کشف تیلس است که دوستی و رفاقت و ثابت‌قولی و همه چیز انگلیسی‌ها درش خوب روشن شده است خوش‌قولی آنها اسنادش پر است توی دنیا اگر 150 سال تاریخ خودمان را ورق بزنیم می‌بینیم چه بلاها به سر ملت ایران آورده‌اند (یکی از نمایندگان- حالا پشیمان شده‌اند) قراردادها را باید دید برای هوس منعقد می‌کنیم یا برای نتیجه؟ ما 4 نفر که می‌نشینیم با هم یک قراردادی می‌کنیم، آن چند نفری که به عنوان اقلیت عهد میثاق داشتیم من از رفاقیم خیلی متشکرم و ممنونم و اراداتی که قبلاً به آقایان داشتم حالا هم به جای خودش باقی است برای این که آن روز اتفاق‌مان روی مخالفت با دولت بود با آقایان هم‌عهد و میثاق داشتیم آقایان هم مخالف بودند در بعضی مسائل هم با هم مشورت نمی‌کردیم اختلاف سلیقه‌ای داشتیم بعد دیدیم که یک مسئله پیش آمد کرده است که خیلی مهم‌تر از دولت و این حرف‌ها است و نسل‌های آتیه به ما لعن و نفرین خواهند کرد ایمان و عقیده هر کس محترم است نمی‌شود در این‌جور مسائل اقلیت را تابع اکثریت کرد این بود که نشستیم و گفتیم و موضوع انحلالش رلا تصویب کردیم گفتیم هر کس روی عقیده و فکر خودش هر جور مصلحت می‌داند عمل بکند و رفاقت‌مان هم به جای خودش هست مخالفت با دولت هم به جای خودش هست در بعضی مسائل هم آزاد بودیم به سلیقه خودمان هر حرفی بزنیم ولی در این موضوع خواستیم منحل بشود دولت زورمند در دنیا هستند دولت ستم‌دیده هم هستند ما از ستم‌دیدها هستیم من این قرارداد را هر چه فکر کردم دیدیم نه همه از ستم‌دیده‌ها هستند که دور هم جمع می‌شویم و نه زورمندها معامله ما با انگلیس معامله فیل و فنجان است، در یک کمیسیونی که طبق آن قرارداد کردیم می‌نشینند پنج وزیری که از این پنج مملکت هستند البته یکی از وزرای محترم ایران هم در آنجا حضور خواهند داشت یکی هم وزیر عراق خواهد بود یکی هم وزیر ترک و یکی هم وزیر پاکستان است و یکی هم وزیر جناب انگلیس که حضور خواهد داشت در این کمیسیون پنج نفری من می‌خواهم ببینم رأی کی اجرا می‌شود؟ ما افسار خودمان را به دست یکی داریم می‌سپاریم؟ در آتیه این مملکت را تحویل چه جریانی داریم می‌دهیم؟ اینها یک مسائلی است که باید رویش مطالعه بود و بحث شود روی هوس نمی‌شود کار کرد و یک دفعه قرارداد را ببندند و خبر بدهند به مجلس شورای ملی که ما رفتیم قرارداد بستیم بنده طرف‌دار این هستم که از این ضعف و ناتوانی باید ملل شرقی خاصه مسلمین بیرون بیایند تا ما ضعیفیم کتک خواهیم خورد یک شعری هست حالا ممکن است درست بلند نباشم می‌گویم:

گر بیاییم دهمت جان و دنیایی کشدم غم        من که بایست ببینم چه بیایی چه نیایی‏

آقایان اگر خدای نکرده جنگی پیش آمد این مملکت پایدار و لگدکوب زورمند خواهد شد اشتباه نکنید، هیچ پیش خودتان وسوسه و احتیاج نکنید چه بی‌طرف باشید چه باطرف باشید چه با زورمندها

+++

بسازید چه با ضعیفان بسازید اگر خدای نکرده جنگی پیشامد کرد لگدکوب این ملت بدبخت است که در برابر سیل خانه خودش را مجبور است بسازد.

دکتر بینا- ولی جناب آقای حائری‌زاده خودتان جواب خودتان را فرمودید که چه ملحق بشویم چه نشویم لگدمال خواهیم شد بنده اتخاذ سند می‌کنم (زنگ رئیس)

رئیس- آقای دکتر بین‌الاثنین صحبت نکنید.

حائری‌زاده- ما باید ببینیم با چه اشخاص و برای چه قرارداد می‌بندیم یک دوستی داریم آقای سرلشکر ارفع او یک تزی دارد یک باید آسیایی‌ها با هم‌دیگر متحد شوند به اصطلاح ایشان آسیا گروه من مخالف با نظر ایشان نیستم ولی فکر کردم مسلمینی که در دنیا هستند و مثل یک سلسله زنجیری از وسط چین تا وسط آفریقا به هم اتصال دارند و همه هم صدمه‌دیده از دول زورمند هستند اگر ما سعی کنیم همه یا هم‌دیگر متحد بشوند مثل ممالک متحده آمریکا حد و مرز گمرک و این حرف‌ها و تذکره در داخله آنها نیست در داخله ما هم نباشد ما فقط حدود مرزمان با کمونیست‌ها و دول سرمایه‌داری باشد این صلاح ما است که از این ضعف و زبونی که ملل شرقی دارند بیرون بیاییم. همه مجهز بشویم دفاع از حق و حیات خودمان بکنیم من آن را موافقم ولی من می‌گویم دول زورمند را چرا واردشان می‌کنیم؟ اگر دول زورمند را وارد کردیم با این منشوری که داریم همه دول زورمند هم توی آن سازمان ملل متحد هستند آقایان هم هستند گرچه تکلیف معلوم کردن عمل می‌شود اگر بنا باشد با دول زورمند برویم سازش کنیم جناب انگلیس منحصراً نیست پنج دولت هستند که حق وتو دارند آنهای دیگر فراموش شده‌اند (میراشرافی- آنها هم توی شکم انگلیس هستند) چنین نیست انگلستان حیاتش به این هرج‌ومرج دنیا بسته است اگر بین آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی حسن‌تفاهم پیدا شد انگلیسی دیگر وجود ندارد و اگر جنگ شد و یکی از آنها نابود شد باز انگلیسی وجود ندارد انگلستان طرف‌دار همین وضع بلبشوی دنیاست که همین اوضاع باشد تا آقایی او محفوظ بماند ما نباید آلت آنها بشویم ما بایستی فکر خودمان را بکنیم فکر آینده خودمان را بکنیم یک‌ دفعه است که مصالح ایران مقتضی است که با دول زورمند که یک منافع اقتصادی در ایران پیدا کرده‌اند قراردادی داشته باشند آمده‌اند چندین دولت کمپانی‌هایشان نفت ما را دارند می‌برند ما برای این که حداکثر استفاده را از منابع ثروتی خودمان بکنیم و آنها با ما در این قسمت اشتراک منافع دارند که اگر ایران امن و آرام و راحت باشند آنها بیشتر می‌توانند انتقاع ببرند با آنها برویم سازش کنیم آن یک تزی است که من وارد آن بحث نیستم و اظهارعقیده هم نمی‌کنم و موافق آن هم نیستم یا یک تزی است که ضعفا باید با هم‌دیگر دست یکی بکنند تا قوی بشوند و زیر بار زور وظلم نروند آن تز هم در این قراردادی که آقایان بسته‌اند نیست غیر از این دو تز هم غلط است چرا ما برویم دنبالش که آلت اجرای مقاصد دیگران باشیم که اگر اتحاد جماهیر شوروی وسیله فراهم کرده که اسلحه به مصر بفروشد ایران را هم بگویند که این هم یک مهره شطرنج است که او را گذاشتیم جلوی آن من مخالف این هستم که ما مهره شطرنج و آلت دیگران باشیم ما باید مصلحت خودمان را فکر کنیم و ببینیم مصلحت ما چیست و دنبال آن برویم این یک تزی است که بحث دارد، مطالعه دارد یک چیزی نیست که بی‌مطالعه برویم یک کاری بکنیم ما باید در اطراف این قراردادی که مذاکره‌اش هست دقت کنیم باید ببینیم منافعش چیست؟ مضارش چیست؟ مضارش خیلی پیش من روشن است یکی از مضارش این است اگر یکی از دول زورمند وارد این جریان شد دولت‌هایی که با او اختلاف دارند زورشان به الاغ نمی‌رسد پالانش را می‌چسبند و اسباب زحمت ما را فراهم می‌کنند و این سلاح ما نیست یکی از مضار مهمی که برای ما ایجاد می‌کنند فشار اقتصادی است که به ما وارد می‌شود ما نمی‌خواهیم مثل ترکیه فشار اقتصادی ببینیم جراید آمریکایی می‌نویسند که ترکیه در آستانه ورشکست است و راست هم می‌گویند برای این که تمام حواسش رفته روی قشون و اسلحه کارهای اقتصادی خوابیده شما سربازی که می‌خواهید دعوت کنید این سرباز پشت گاوآهن دارد برای شما گندم تولید می‌کند وقتی او را به سربازی بردید دستگاه تولید شما روی هم می‌خوابید ما باید اطراف قضایا را نگاه کنیم فقط یک طرف قضیه را نگاه نکنیم مضار این قرارداد یکی دو تا ده صدتا نیست در موقع خودش ممکن است بیشتر صحبت کنیم.‏

در این موقع این قراردای که بستیم می‌خواهیم عمل کنیم یا عمل نکنیم؟ اگر مثل قرارداد سعدآباد است که نخواستند آقایان عمل بکنند و یک چیز دروغ به هم‌دیگر گفتند که خوش‌شان بیاید اینجا هم اگر نمی‌خواهیم عمل کنیم و یک چیزی می‌خواهیم بگوییم که دیگران خوش‌شان بیاید و ضمناً دول زورگو ما را مهره شطرنج قرار بدهند و ما را جلو و عقب ببرند من این را مفید نمی‌دانم مسلمان باید به عهد و میثاق خودش ثابت باشد و این یکی از اصول مسلمه اسلام است که مسلمان باید به عهد خودش وفا بکند. نمی‌شود ما عهد ببندیم و وفا نکنیم و عهد با کسانی ببندیم که امتحان کرده‌ایم آنها وفا به عهد نمی‌کنند و ما مستلزم باشیم وفای به عهد بکنیم در صورتی که می‌دانیم آنها وفا به عهدشان نمی‌کنند.

میراشرافی- شاید این دفعه وفا به عهد کردند.

رئیس- آقای حائری‌زاده وقت ما تمام شد.

حائریزاده- یک ربع دیگر اجازه بفرمایید صحبت کنم هنوز حرف‌های بنده باقی است.

رئیس- آقایانی که با یک ربع ساعت ادامه صحبت آقای حائری‌زاده موافقند قیام فرمایند (اکثراً برخاستند) تصویب شد. بفرمایید.

حائری‌زاده- ما در این قرارداد اگر شوخی باشد و عمل نکینم ضرر اخلاقی داریم اگر جدی باشد و عمل بکنیم ضرر مادی و اخلاقی هر دو داریم این است که با این صورتی که آمده و به گوش من می‌خورد و در مجلس سنا هم تلگرافی و برقی گذرانده‌اند و آقایان هم تشریف آورده‌اند منتظر نخست‌وزیر هستند که لایحه‌اش را بیاورد اینجا این معامله فیل و فنجان است ما بیشتر ملعبه بعضی سیاست‌های خارجی واقع می‌شدیم شما کتاب‌های آبی را که مرحوم سردار اسعد بختیاری ترجمه کرده است بنده ترجمه‌اش را دارم مطالعه بفرمایید این آقایان انگلیسی‌ها با روس‌ها در تمام مسائل و مراحل همکاری و هم‌فکری می‌کردند و فشارشان را به ملت ایران وارد می‌آوردند من جلوتر هم عرض کردم که انگلستان رویه‌اش در ممالک شرقی رویه ایست که لولویی درست می‌کند از آن لولو می‌ترساند اینها را برای استعمار خودش. روس تزاری هم مثل آنها بود حالا ممکن است روش اتحاد جماهیر شوروی هم همین صورت را پیدا کرده باشد تاریخ 150 ساله که ما نگاه کنیم اساس ملیت و قومیت ما را اینها تغییر داده‌اند و نگذاشته‌اند ملت ایران همیشه در تاریخش که ورق بزنید بیرق‌دار تمدن و علم و فرهنگ جهان بوده است و این اواخر در اثر این دسایس سیاسی و دشمنی که با ما کردند ما به روز سیاه انداختند یک موضوعی را که باید در نظر گرفت و من در اطرافش کمتر توانسته‌ام صحبت کنم همان موضوع اتحاد اسلامی است با اطلاعاتی که در چندین سال اخیر به من رسیده یک چیز محالی نیست که آقایان فکر کنید که چگونه می‌شود. 500 میلیون ملت مسلمان متصل به هم شوند با اطلاعاتی مه من دارم می‌دانم می‌شود اگر بر سر یک چیزهای کوچولو هم اختلاف دارند اینها را می‌شود به هم متصل کرد و متحد کرد زیرا که پایه فکر ملل اسلامی با پایه عمل دول سرمایه‌داری و کمونیست که بر سر زندگی مادی پایه‌گذاری شده تفاوت دارد زندگی دول اروپایی و همچنین کمونیست‌ها که آنها متکی به ماده هستند روی حساب دو تا دو تا چهار تا است آنها روی منافع و مضار حساب می‌کنند نه دین سرشان می‌شود و نه میثاق ولی اسلام و ملل اسلامی متکی به میادی روحی و معنوی هستند در دین اسلام مسائل سیاسی و اقتصادی تابع منافع روحی و معنوی است که آنها معتقد نیستند اما متأسفانه آن شکلی که باید در دنیا اسلام را معرفی کنند عکسش عمل کرده‌اند یک دسته کشیش‌هایی که در جنگ صلیبی با اسلام طرف بودند یک فجایعی که مربوط به بعضی از مسلمین بوده این را در دنیا به اسلام معرفی کرده‌اند و کردند آنچه کردند که نمی‌خواهم تاریخ گذشته را تکرار کنم یک سده اشخاص جاه‌طلبی که در دین مسلمین بودند برای جاه و مقام خودشان و حفظ موقعیت خودشان اسلام را سپر کرده‌اند و جنایاتی نبود که کردند سلطان‌عبدالحمید مردی بود که دعوی خلافت اسلامی داشت جنایاتی که این آدم کرده است احکامی را که او صادر کرده داستان‌های عجیب و غریبی دارد این اسلام نیست این یک شخصی است آمده جزو مسلمین شده و برای تثبیت مقام خودش مرتکب جنایاتی شده اسلام پایه‌اش روی این گذارده شده که بشر از دست و زبان او در سلامت و راحت باشند این شعار اسلام است و در زمان غیبت هم هجوم برای مسلمین جایز نیست و باید همیشه دفاع بکنند شعاری که مسلمین دنیا دارند از نظر میادی مذهبی که ما داریم هیچ وقت مهاجم واقع نمی‌شود مدافع هستند در اندونزی و چین مگر اسلام با شمشیر رفته آنجا یک فکر مقدسی رفته بوده آنجا طرفدار پیدا کرده 70 میلیون در اندونزی طرف‌دار پیدا کرده یک دانه گلوله و شمیشر هم صرف نشده است این است که اگر به جای این رویه‌ای که دولت اتخاذ کرده که هیچ شباهتی به رویه حکومت دموکراسی ندارد این رویه‌ای که روزنامه‌ها را این جور در فشار گذاشته و روزنامه‌نویس را همین‌طور یک اتهامی بهش چسبانده و گرفته‌اند پدرش را در آورده‌اند این رویه دولت‌هایی است که تحمیل به اکثریت شده‌اند این مرضی روح ملت ایران نیست و این رویه باید عوض‏ شود هیچ‌کس مخالف نیست که ایران و سایر تجدید عظمتی که در قدیم داشته برایش فراهم شود در این تردیدی نیست کلیاتی که آقایان ناطقین بیان کرده‌اند از مظالم روز از مظالم‌چی همه‌اش درست است این ربطی به موضوع ما ندارد ما چه جوری می‌خواهیم جلو برویم با همان‌هایی که به ما غدر کردند، دورغ گفتند خیانت کردند و همان‌هایی که ما را چاپیدند غارت کردند و ما را به این روز سیاه انداخته‌اند همان‌هایی که مثل دزد شبانه به مملکت ما هجوم کردند ما حالا باز با آنها برویم سازش بکنیم که چه‌کار بکنیم آلت مقاصد نامشروع آنها بشویم؟ آنها ما را آزاد می‌کنند؟ دشمن‌های آنها به ما حمله می‌کنند ولی آنها به ما کمک نمی‌کنند ما آلت دست نباید بشویم مسائل

+++

مهم مملکتی چیزی نیست که ما روی هوی‌وهوس برویم و فوری پهلوی میزی بنشینیم یک مهمانی بیاید و یک بازدیدش برود و یک ملتی را اسیرش بکند یک دفعه در ایران دید و بازدیدها ببینید خیلی چیزهای ما رفته حالا من نمی‌خواهم بحث بکنم ما یک قدری باید فکر بکنیم که این مملکت مال ما نیست مال نسل آینده هم هست و این امانتی است که به دست ما سپرده شده است اگر خودمان را وکیل ملت ایران می‌دانیم بنده چند بار وکیل ملت ایران بوده‌ام حالا هم به نام یک ایرانی این مطلب را به عرض آقایان می‌رسانم که آقایان شما که این قرارداد را به نام ملت ایران می‌خواهید ببینید باید یک چیزی باشد که با ملت ایران تماس گرفته باشیم نه این که فردا جوان‌ها و بچه‌های مردم را بگیریم تحت سلاح مالیات‌ها را هم زیاد کنیم به این عنوان که خرج قشون زیاد است و امور اقتصادی ما به کلی فلج شود من فراموش نمی‌کنم که شاه سابق سربازگیری را در همه جا اجباری کرده بود ولی در املاک مازندران که خودش علاقه داشت آنها را مجبور نکرد (وزیر کشور- نه خیر این‌ طور نبود) این را تشخیص داده بود که اگر سربازگیری بکند رعیتی نیست که املاک او را زراعت بکند (وزیر کشور- نه خیر) شما آن وقت هنوز خیلی جوان بودید و داشتید در اروپا درس می‌خواندید (وزیر کشور- ولی از سربازگیری اطلاع دارم) آن روز که من می‌گویم که شما نبودید این است که ما کارهای‌مان روز به روز بدتر می‌شود و دلیلش همین است که وضعیت مملکت ما روی هوی و هوس اداره می‌شود نه روی صلاح اجتماع وضع شود ببینیم مصلحت چیست آن روز هم عرض کردم موقعی که جناب وزیر خارجه ما که مرتب به اروپا می‌رود به ایشان گفتم که این بحث‌ها به گوش ما می‌خورد ایشان را چند دفعه دعوت کردیم گفتیم که حرف‌هایی به گوش ما می‌خورد این حرف‌ها چیست ایشان به کلی یک بیاناتی فرمودند مثل این که که این مسأله باید برای دنیا روشن باشد ولی ملت ایران مخصوصاً اعضای کمیسیون امور خارجه نامحرم هستند و نباید بدانند که موضوع چیست در سؤالی که من کردم آقایان همین‌ طور نه در جلسه خصوصی حاضر شدند نه در جلسه خصوصی حاضر شدند مگر این که یک دفعه جناب آقای نخست‌وزیر اطلاع دادند ما یک کارهایی کردیم من یاد جناب آقای دکتر مصدق افتادم که وزیر خارجه‌اش یک روز آمد گفت ما قطع‌رابطه کردیم من گفتم ما به انگلیسی‌ها علاقه‌ای نداریم ولی قطع‌رابطه فایده‌اش چه بود برای ما گفت مگر شما طرف‌دار کانون فساد هستید و شروع کرد به پوچ‌گرایی و گفت مگر شما بخواهید این لانه‌های جاسوسی را باز باشد من گفتم که آقا من نمی‌گویم که این لانه‌های جاسوسی باز باشد ولی الان انگلیسی‌هایی که شرافتمند بودند و به نفع مملکت خودشان بیرون کنید ولی انگلیسی‌ها که سجل ایرانی را دارند و به ضرر وطن خودشان و به نفع آنها کار می‌کنند سرجای خودشان هستند من سر این بحث دارم حالا دولت علیه را به فردفردشان که نگاه می‌کنیم آدم‌های بدی نیستند ولی این‌کاره نیستند هیچ‌کدام‌شان این یک مسئله مهم دنیایی است این یک مسئله‌ای نیست که برویم طاق‌نصرت برای جلال با یار ببندیم یا برای این صعود ببندیم من اصطلاحی پیدا کرده بودم یکی از رفقا یادداشتی برای من نوشته بود. اصطلاح خودم را فراموش کرده بودم قلدر پفیوز که برای اذیت ارباب‌جراید و اهل‌قلم مردمانی که حق خودشان را مطالبه می‌کنند خیلی گردن‌کلفت و قلدر است می‌گیرد و می‌بندد و حبس می‌کند و شلاق می‌زند ولی در پشت دروازه مردم را لخت می‌کند چه‌طور ما انتظار داریم که در بهبهان و سیرجان نروند مردم را لخت کنند آقای سلطانی خیال می‌کنم می‌گفت یک قاتلی در بهبهان قتلی کرده تفنگ روی دوشش است و دارد راه می‌رود (سلطانی- بنده عرض نکردم) نمی‌دانم من که آنجا نبودم هر چیزی که آنجا اتفاق افتاده من که نمی‌دانستم یکی از آقایان هم‌چون بیانی کردند حالا ممکن است آقای سلطانی نبوده‌اند شاید قالب مثالی ایشان بوده است غرض من این بود که این دولت بی‌مطالعه رویه‌ای اتخاذ کرده که ما و نسل‌های آتیه را به زحمت می‌اندازد من فعلاً چون می‌بینم آقایان مهیا هستند که از مجلس نتیجه آخرشان را بگیرند من از دیشب تا حالا یک فکری به خاطرم رسیده است که چون تصمیم نگرفته‌ام عرضی نمی‌کنم ولی وقتی تصمیم گرفتم پشت تریبون عرض می‌کنم که با این طرز کار کردن بار به منزل نمی‌رسد.

شمس قنات‌آبادی- ماده 87

رئیس- نوبت‌تان محفوظ است، آقای نخست‌وزیر

3- تقاضای آقای نخست‌وزیر دایر به طرح لایحه اجازه الحاق دولت ایران به پیمان همکاری متقابل بین آمریکا و ترکیه به قید یک‌فوریت و تصویب فوریت آن‏

نخست وزیر- آقایان محترم لایحه الحاق ایران به پیمان همکاری متقابل بین ایران ترکیه و عراق دیروز در مجلس سنا تصویب شد و بلافاصله به مجلس شورای ملی ابلاغ گردید بنده این که افتخار دارم که تمنّا بکنم از مجلس شورای که نظر به اهمیت موضوع طرح آن را در اول دستور بگذارید به فوریت آن رأی بدهید بعد از مطالعات دقیق و طولانی دولت این طور تشخیص داد که الحاق بهاین پیمان به مصلحت کشور است (صحیح است) هدفی جز تقویت بنیه دفاعی و حفظ استقلال و تمامیت مملکت نداریم (صحیح است) ضمناً به حفظ صلح و امنیت (صحیح است) صرفاً این پیمان جنبه دفاعی دارد و ما قصد تعرض به هیچ مملکتی نداریم (صحیح نداریم) و همه آرزومندیم که این روابط دوستانه‌ای که بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی به قرار است خوشبختانه به قرار باشد و در تحکیم آن کوشا خواهیم بود (انشاءالله) امیدواریم این پیمان مورد تصویب مجلس شورای ملی واقع شود و انشاءالله همگی با سربلندی و افتخار در پیشگاه ملت خواهیم بود (صحیح است- احسنت).

رئیس- تقاضای آقای نخست‌وزیر منطبق بر ماده 77 نظامنامه است نامه‌ای که از مجلس سنا رسیده است در این موضوع قرائت می‌شود و بعد فوریت مطرح می‌شود (به شرح زیر قرائت شد).

ریاست محترم مجلس شورای ملی‏

لایحه شماره- 13644- 18/ 7/1334 دولت راجع‌ به الحاق دولت ایران به پیمان همکاری متقابل منعقد بین دولتین عراق و ترکیه که در جلسه روز چهارشنبه 19 مهرماه 1334 با قید فوریت تقدیم گردید پس از تصویب فوریت در دو جلسه صبح و عصر روز چهارشنبه 26 مهر ماه 1334 مطرح گردید و به تصویب رسید. اینک برای تصویب آن مجلس محترم به ضمیمه ایفاد می‌گردد.

نائب ‌رئیس مجلس سنا- دکتر سعید مالک‏

پیمان همکاری متقابل بین ترکیه و عراق‏

نظر به این که روابط دوستانه و بردارانه موجود بین عراق و ترکیه پیوسته در حال توسعه است و به منظور تکمیل عهدنامه روسی و حسن جواب منعقد اعلیحضرت پادشاه عراق و حضرت رئیس‌جمهور ترکیه که در تاریخ 29 مارس 1946 در آنکارا به امضا رسیده است و به موجب آن طرفین تصدیق نموده‌اند که صلح و امنیت بین دو کشور تفکیک‌ناپذیر از صلح و امنیت جهانی و بخصوص ملل خاورمیانه بوده و این امر اساس سیاست خارجی آنها را تشکیل می‌دهد. نظر به این که ماده 11 عهدنامه دفاع مشترک و همکاری اقتصادی بین دولت‌های جامعه عرب حاکی است که هیچ ماده از آن معاهده به هیچ‌نحو طوری طرح‌ریزی یا انتخاب نشده که تأثیری در حقوق و تعهدات طرفین به مناسبت امضای منشور ملل‌متحد داشته باشد.

و با اعتراف به مسئولیت‌های بزرگی که از لحاظ عضویت در سازمان ملل‌متحد به منظور استقرار صلح و امینت در ناحیه خاورمیانه برای آنها ایجاد شده و انجام اقدامات مقرر در ماده 51 منشور ملل‌متحد را برعهده آنها گذاشته است لزوم انعقاد یک پیمانی که برای این منظور نمایندگان مختار خود را به ترتیب ذیل معین کرده‌اند:

اعلیحضرت فیصل دوم پادشاه عراق‏

جناب آقای الفریق نوری السعید نخست‌وزیر

جناب آقای برهان‌الدین باش اعیان کفیل وزارت امورخارجه‏

حضرت جلال بایر ریاست‌جمهوری ترکیه‏

جناب آقای عدنان مندرس نخست‌وزیر

جناب آقای پرفسور فؤاد کوپرلو وزیر امورخارجه‏

نمایندگان مزبور پس از مبادله اعتبارنامه‌های خود که آنها را صحیح و معتبر یافتند در مراتب ذیل موافقت حاصل کردند:

ماده 1- طرفین معظمتین متعاهدین برای امنیت و دفاع خود مطابق ماده 51 منشور ملل‌متحد تشریک‌مساعی خواهند نمود اقداماتی که برای عملی ساختن این تشریک‌ مساعی درباره آنها موافقت می‌کنند ممکن است موضوع موافقت‌نامه‌های خاصی قرار گیرد.

ماده 2- برای تحقیق و اجرای تشریک‌مساعی پیش‌بینی شده در ماده 1 مقامات صلاحیت‌دار طرفین متعاهدتین معظمتین اقداماتی را که می‌باسیت به محض این که پیمان فعلی به مرحله اجرا درآید تعیین خواهند نمود.

همین که این اقدامات به تصویب دولت‌های طرفین متعاهدتین معظمتین رسید قابل اجرا خواهد بود.

ماده 3- طرفین متعاهدتین معظمتین متعهد می‌شوند که از هر گونه دخالت در امور داخلی یکدیگر خوداری کنند و هر گونه اختلاف فی‌مابین را به روش مسالمت‌آمیزی بر طبق منشور ملل‌متحد حل نمایند.

ماده 4- طرفین متعاهدتین معظمتین اعلام می‌دارد که مقررات این پیمان با هیچ یک از تعهدات بین‌المللی ناشی از قرارداد هر یک از طرفین با دولت یا دول ثالثی مغایرت نداشته و نمی‌تواند از تعهدات بین‌المللی مذکور آنها بکاهد و یا ناقض آنها محسوب شود. طرفین متعاهدتین معظمتین متعهد می‌شوند که هیچ‌گونه تعهد بین‌المللی که منافی با پیمان فعلی باشند قبول نکنند.

ماده 5- این پیمان برای الحاق هر یک از دول اتحادیه عرب یا هر یک از کشورهای دیگر یک به امنیت و صلح این ناحیه علاقه‌مند هستند و طرفین متعاهدتین و معظمیتن آن کشور را به رسمیت کامل شناخته باشند بازخواهد بود. الحاق از تاریخی رسمیت دارد که سند الحاق به وزارت امورخارجه عراق تصویب شده باشد. هر دولت عضو که به پیمان فعلی محلق شود می‌تواند بر طبق ماده 1 با یک یا چند

+++

دولت عضو پیمان قرار داد خاص منعقد سازد.

مقامات صلاحیت‌دار دول مزبور بر طبق ماده دو اقدامات لازمه را تعیین خواهند کرد و به محض آن‌ که اقدامات زبور به تصویب دول مربوطه رسید قابل اجرا خواهد شد.

ماده 6- همین ‌که حداقل چهار دولت به عضویت آن درآمدند شورایی مرکب از دول مزبور تشکیل خواهد شد که در حدود مقاصد این پیمان کار کنند شورا آیین کار خود را تنظیم خواهد کرد.

ماده 7- این پیمان برای مدت 5 سال قابل اجراست و برای 5 سال دیگر قابل‌تجدید است هر یک از اعضا شش ماه پس از انقضا ادوار مذکور در بالا ممکن است کتباً تمایل خود را به خارج شدن از پیمان به اعضای دیگر اطلاع دهد در چنین صورت پیمان برای اعضای دیگر معتبر می‌ماند.

ماده 8- این پیمان به وسیله طرفین متعاهدین به تصویب خواهد رسید اسناد تصویب هر چه زودتر در آنکارا مبادله خواهد شد و از تاریخ مبادله اسناد تصویب به مرحله اجرا درمی‌آید.

برای گاهی مراتب بالا نمایندگان مختار مذکور این پیمان را به عربی ترکی و انگلیسی امضا نموده‌اند هر سه متن متساویاً معتبر هستند و در صورت پیداش اختلاف متن انگلیسی مرجع خواهد بود تهیه شد در دو نسخه در بغداد دومین روز رجب 1363 هجری مطابق بیست و چهارم روز فوریه 1955

 (امضا شده) نوری السعید

از طرف اعلیحضرت پادشاه عراق‏

 (امضا شده) عدنان مدرس‏

از طرف ریاست‌جمهوری ترکیه‏

 (امضا شده) برهان‌الدین اعیان‏

از طرف اعلیحضرت پادشاه عراق‏

 (امضا شده) فؤاد کویرلو

از طرف ریاست‌جمهوری ترکیه‏

بغداد 24 فوریه 1955

پیمان همکاری فوق که مشتمل بر هشت ماده است ضمیمه لایحه الحاق دول ایران به پیمان همکاری متقابل منعقد بین دولتین عراق و ترکیه می‌باشد و صحیح است.‏

نائب‌ رئیس مجلس سنا- دکتر سعید مالک‏

رئیس- باید اول رأی گرفت که این موضوع در دستور قرار بگیرد آقایانی که با این تقاضای دولت که در دستور قرار بگیرد موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد حالا فوریت مطرح است یکی‌یکی اسامی آقایان را می‌خوانم اول باید مخالف صحبت کند آقای قنات‌آبادی (قنات‌آبادی- موافقم) آقای دولت‌آبادی (دولت‌آبادی- موافقم) آقای کریمی (کریمی- موافقم) آقای عمیدی‌نوری (عمیدی‌نوری- بنده مخالفم) بفرمایید.

رئیس- البته با فوریت‏

شوشتری- استدعا می‌کنم این نامه‌ای است.‏

رئیس- حال وقتش نیست هر وقت وارد دستور می‌شوید در اول وقت لطف کنید حالا هم لطف کنید بیاورند.

شوشتری- استدعا می‌کنم توجه بفرمایید.

عمیدی‌نوری- بنده امروز بسیار خوش‌وقت هستم که در مقابل موضوع بسیار بسیار مهم جهانی و مملکتی که افتخار شرکت در آن را دارم از موقع استفاده کردم چه از طرف خودم و چه از طرف فراکسیون اتفاق که دیشب جلسه داشتیم و بحث کردیم عرایض فراکسیون را از نظر اصولی به عرض برسانم.‏

رئیس- فوریت مطرح است فقط در فوریت صحبت بفرمایید.

عمیدی‌نوری- بنده مخالفم با یک فوریت و به همین جهت می‌خواهم بحث کنم به عقیده بنده (میراشرافی- آقای عمیدی‌نوری تقاضای دو فوریت بفرمایید) آقایان توجه بفرمایید بنده می‌دانم کجا باید موافق بود، کجا باید مخالف بود. بنده مخالفم. از نظر این که لایحه دولت باید یک فوریت تقدیم شده. بنابراین حق دارم عرایض خودم را به عرض نمایندگان مجلس شورای ملی برسانم کشور ایران کشوری است که از چند صد سال قبل موقعیت جغرافیایی آن به تدریج بیشتر و بهتر در پیش ملل جهان روشن و هویدا گردیده است در دویست سال اخیر کشور ایران در جریانات سیاسی خاصی بود که بعد از مشروطیت وضع کشور ما به صورت جدید درآمد که در سیاست بین‌المللی روز به روز جلوتر رفت در دو جنگ گذشته ایران موقعیت مخصوصی نسبت به جبهه جنگ داشت اگر آقایان توجه داشته باشند جنگ جهان گیر اول و مخصوصاً جنگ جهان‌گیر دوم با این که در پشت جبهه جنگ جهانی بود توانست از حرارت جبهه جنگ مصون بماند اثر این حرارت پشت جبهه جنگ به اینجا رسید که ایران در جنگ جهانی دوم پل پیروزی لقب پیدا کرد و همه دیدیم که در چه حرارت‌هایی سوختیم جنگ دوم به فتح و پیروزی دول دموکراسی به پایان رسید مع‌هذا ایران نتوانست از عنوانی که برای خود یعنی راجع‌ به بی‌طرفی اتخاذ کرده بود استفاده کند و یا بی‌طرفی خودش را لحظه‌ای حفظ کرده باشد راست است که طالب بی‌طرفی بودیم در موقعی که در پشت جبهه جنگ بودیم مع‌هذا در پشت جبهه جنگ حس کردیم که بی‌طرفی خود را نه قدرت حفظش را داشتیم و نه دولت‌های بزرگ جهانی بی‌طرفی ما را حفظ کردند.

رئیس- در اصل موضوع صحبت نکنید در فوریت صحبت کنید.

عمیدی‌نوری- بنده عرض کردم از نظر فوریت فقط عرض خواهم کرد در جنگ آینده‌ای که خدا نکند به این زودی پیش آید اگر خدای نکرده چنین اتفاقی افتاد بایستی بدانیم که یکی از میدان‌های جنگ در مرحله اول با کمال‌تأسف کشور بلادیده و عزیز ماست (کاشانی- هیچ معلوم نیست) بنده اعتقاد دارم بنده وقتی که می بینم وضع جنگ شوم جهانی را استنباطم این است خواسته این که دو بلوک در دنیا پیدا شده و این دو بلوک هم روی عقیده‌ای جنگ می‌کنند که یکی بلوک غرب است و یکی بلوک شرق و دو موقیعت مهم یکی استراتژیک و یکی موضوع منابع نفت ایران به قدری ایران را در سیاست جهان دارای اهمیت کرده است که این موضوع به وجود آمده است به هر صورت بنده معتقد بودم که اقتضا داشت دولت ایران خیلی زودتر و بیشتر از این می‌توانست این قدم بلند را برداشته باشد برای این که اگر این قدم بلند زودتر از این برداشته می‌شد ما می‌توانستیم هم از نظر سیاست داخلی خودمان بهتر تقویت شده باشیم و هم در کرسی‌های بین‌المللی حقوق خودمان راه بهتر تأمین کرده باشیم از این جهت است که بنده خواستم از این موقع استفاده کرده و عرض نمایندگان محترم برسانم که من و فراکسیون مساوات با یک‌فوریت این لایحه مخالفی و معتقد هستیم هر چه زودتر بلکه با دو فوریت این لایحه از تصویب مجلس شورای ملی بگذرد.

رئیس- به فوریت باید رأی گرفت، آقایانی که با یک فوریت موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد به کمیسیون فرستاده می‌شود.

عبدالصاحب صفایی- ماده 87.

4- بیانات آقای قنات‌آبادی طبق ماده 87 آئین‌نامه.

رئیس- در ماده 87 دو نفر از آقایان اقلیت اجازه خواسته‌اند، آقای قنات‌آبادی و آقای میراشرافی (دکتر عدل- اقلیت منحل شد) به هر دو آقایان اجازه داده می‌شود صحبت کنند (نقابت- راجع‌ به شخص که نبوده) به یک نفر اجازه داده می‌شود صحبت کند آقای شمس قنات‌آبادی،

نقابت- بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس- در چه ماده‌ای (نقابت- در مورد ماده 87) بفرمایید.

نقابت- طبق ماده 87 که اجاه می‌دهد به طرفی که اهانت شده صحبت کند. مربوط به شخص است نه اقلیت و اکثریت اگر اسم کسی برده شده و اهانت به شخص شده حق دارد دفاع کند والا به اسم اقلیت 5 نفر اجازه بخواهد که صحیح نیست.

رئیس- فرقی نمی‌کند آقای شمس قنات‌آبادی بفرمایید.

قنات‌آبادی- آقای ناطق قبل از دستور در خلال فرمایشات‌شان فرمودند نه مثل اقلیت عجول که یا احساس خطری‏

رئیس- کلمه بعضی هم دارد.

قنات‌آبادی- توجه آقایان نمایندگان محترم را به این مطلبی که عرض می‌کنم جلب می‌نمایم، در یک شرایطی روی یک اعتقاد به یک مبانی یک عده شش نفری دور هم جمع شدند و شروع به کار سیاسی تحت عنوان اقلیت مجلس شورای ملی کردند و این عده در یک وارد و یک امور سیاسی داخلی و خارجی اختلاف پیدا کردند، چون این عده منافق نبودند، حقه‌باز و دورغ‌گو نبودند آمدند و نشستند و صاف به هم‌دیگر گفتند که ما چون اختلاف با هم پیدا کردیم و نمی‌خواهیم نفاق پیدا کنیم بنابراین از امرزو دیگر به صورت متشکل کار نمی‌کنیم (احسنت) این عمل و این ژستی بود که ما گرفتیم و به او افتخار می‌کنیم بدون این که تأثیری در مخالفت ما با دولت داشته باشد و روزی که بنده با دولت جناب آقای اعلا مخالفت کردم اقلیتی وجود نداشت و تک و تنها بودم اما متأسفانه آن آقایانی که این معانی عالیه را نمی‌توانند درک کنند.

 (عبدالصاحب صفایی- دکان‌شان بسته می‌شود) که یک عده‌ای توی این مملکت پیدا بشود که با کمال صراحت و شرافت به هم‌دیگر راست بگویند خیال می‌کنند که ما احساس خطر کردیم و از پای درآمدی، ما از پای در نمی‌آییم و احساس خطر که سهل است اگر خطری هم در مقابل ببینیم در مقابل آن می‌ایستیم نه مثل بعضی از آقایان و یا همین گوینده این سخن که از مجاهدات و مبارزاتی که دیگران کردند بهره‌برداری کردند خیلی متأسفم چون نطق را نوشته بودم و به آقا داده بودند اگر آدم نمی‌تواند بخواند مجبور نیست که بخواند و اگر آدم سواد داشته باشد.

رئیس- آقای قنات‌آبادی آنجا جای مجادله و مشاعره نیست.

قنات‌آبادی- و بخواهد حرف بزند به دیگران حمله نمی‌کند.

صفایی- اصلاً علتش این است که به علت وجود اقلیت امتیازاتی می‌گرفتند ولی ما توصیه می‌کنیم امتیازات را بهشان بدهند.

5- مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارایی راجع‌ به فروش خالصه‌جات.

رئیس- در جلسه پیش که لایحه فروش خالصه‌جات مطرح بود پیشنهادات ماده 2 قرائت شد و حالا دنباله آن است پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود آقای دکتر شاهکار بفرمایید.

دکتر شاهکار- چندین فقره نامه است که از طرف کارمندان جزء دولت به وسیله بنده تقدیم داشته‌اند امر بفرمایید به وضعیت این کارمندان رسیدگی شود.

+++

 رئیس- پیشنهادات قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد).

ریاست محترم مجلس شورای ملی پیشنهاد می‌کنم عبارت زیر به آخر تبصره 5 ماده 2 قانون خالصه‌جات علاوه شود (کارمندان دولت در خرید این اراضی حق تقدم خواهند داشت). حسن مکرم‏.

رئیس- بفرمایید.

مکرم- استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایید جناب آقای وزیر کشاورزی هم توجه بفرمایید تبصره چهار ماده 2 می‌گوید در صورتی که معلوم شود هر یک از کارمندان دولت، معلمین و کارکنان دانشگاه تهران به عناوین مختلف بیش از یک بار از زمین‌های دولتی استفاده کرده باید علاوه بر استرداد عین زمین ده درصد ارزش زمین را عناوین جریمه به دولت بپردازد صحیح است یک جمله مجازاتی معین شده که مبادا یکی از مستخدمین دولت یا کارکنان دانشگاه یا معلمین که یک قطعه زمین گرفته باشند دو مرتبه استفاده کنند و واضح است که در این اواخر زمین‌هایی تقسیم شده چه در یوسف‌آباد چه در نارمک چه سایر قسمت‌ها ولی به عقیده بنده ده درصد از مستخدمین دولت بیشتر نتوانستند استفاده کننند. بنابراین من پیشنهاد کرده که آخر تبصره پنج علاوه شود که مستخدمین دولت حق‌تقدم و اولویت داشته باشند با رعایت تبصره 4 که می‌گوید هیچ‌کدام بیش از یک قطعه زمین حق نداشته باشند بگیرند (اردلان- و خانه هم نداشته باشند).

رئیس- آقای شوشتری بفرمایید.

شوشتری- بسم الله الرحمن الرحیم‏، البته با حسن‌نیت جناب آقای مکرم هیچ یک از آقایان شاید شکوه نداشته باشند و نظر شما روی حسن‌نیت بوده اما این کار عملی نیست چرا برای این که کارمندان دولت اگر بگوییم بازنشستگان باز آنجا با عمل توأم می‌شود غرض از این پیشنهادها و عمل دولت و نظر نمایندگان مجلس شورای ملی آن است که این املاک خالصه از وضع فعلی که غیر از زیان و خسران برای دولت چیز دیگر دربرندارد در دست رعایا و خرده‌مالکین قرار بگیرد که علاقه پیدا کنند به عمران و آبادی همان‌طور که شخص شاهنشاه روی هفت هکتار، هشت هکتار عمل کرد اما اگر دربست بگوییم کارمندان دولت اولاً یک دسته از کارکنان دولت متمکن هستند یک دسته دیگر هم نتوانند عمل کنند مگر این که بگوییم آنها از خدمت دولت بیرون بروند و به کار ملک بپردازند و املاک را آباد کنند چون لایشغله شأن عن شأن و در غیر این صورت نمی‌شود که هم کار دولت را بکند و هم به آبادی مملکت بپردازد (مکرم- صحبت ملک نیست صحبت اراضی شهری است) اجازه بفرمایید راجع‌ به اراضی و ملک الان من نمی‌خواهم یک عرایضی بکنم بدون تردید تمام نمایندگان معتقدند که کارمندان دولت آن اندازه‌ای که برای کادر دولت لازم است چون من عقیده دارم که باید فکری بکنیم برای آنها صدهزار کارمند زیادی است ولی کارمند را نمی‌شود بیرون کرد باید حقوق آنها بازخرید بشوند و بروند بپردازند به مملکت‌داری من عقیده دارم و عموم نمایندگان هم عقیده دارند که باید اراضی شهرستان‌ها باید برای تهیه منزل اختصاص داده شود به منزل کارمندان برای این که تمام جاها کارمندان دولت آنچه حقوق می‌گیرند باید کرایه خانه بدهند اما این پیشنهاد جایش اینجا نیست در اینجا عمل نمی‌شود ما قوانین دیگر داریم و باید قانون متناقض وضع نکنیم ما قانون بانک ساختمانی را تصویب کردیم وقتی این حرف‌ها را می‌گوییم عمل آن بانک لوس می‌شود متناقض می‌شود مثل عنواین دیگر قضایی ما که مستشار دیوان کشور وقتی می‌خواهد حکمی را ابرام کند یا نقض کند نگوید که از این ماده نقض کند یا از این ماده ابرام کند و از این جهت بنده مخالفم.‏

رئیس- پیشنهاد آقای مکرم دو مرتبه قرائت می‌شود (به شرح فوق قرائت شد).

رأی می‌گیریم پیشنهاد آقای مکرم آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (عده کمی بخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم در تبصره اول ماده 2 قانون فروش خالصه‌جات به جای کلمه تقدیم این قانون تصویب قانون نوشته شود. حسن مکرم‏

رئیس- آقای مکرم بفرمایید.

مکرم- عرض کنم اولاً راجع‌ به پیشنهادی که بنده کردم و تصویب نشد بنده نه تأثری دارم و تأسفی که چرا تصویب نشد اما مخالفت جناب آقای شوشتری هم وارد نبود و پیشنهاد بنده هیچ ارتباطی به املاک خالصه نداشت مربوط به اراضی بود و به نظر من یک کمکی هم به مستخدمین دولت می‌شد که تصویب نشد حالا این پیشنهادی که کرده‌ام (دکتر بینا- مخالفی نیست این فرمایش صحیح است) اینجا گفته شده است. در تبصره یک عرصه و اعیانی آن در تاریخ تقدیم این قانون این کلمه" تقدیم" از نظر قانون‌گذاری درست نیست اشغالی هم پیدا می‌کند ممکن است که شما سه ماه دیگر چهار ماه دیگر این قانون را تصویب کنید و برگردند به مجلس سنا و دوباره از مجلس و دوباره از مجلس سنا بیاید اینجا پس از تاریخ تقدیم قانون درست معلوم نیست بنابراین پیشنهاد بنده این است که از تاریخ تصویب این قانون به جای تقدیم نوشته شود.

رئیس- صحیح است برای این که قوانین از تاریخ تصویب قابل‌اجرا است آقایانی که با این پیشنهاد اصلاحی موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم که عبارت (آب آن فروخته شود) در ماده دو به طریق ذیل اصلاح گردد:

و فقط حقابه گرفته می شود. شوشتری‏

مشایخی- آقای شوشتری دوباره بخوانید.

رئیس- آقای شوشتری بفرمایید.

شوشتری- استدعا دارم توجه بفرمایید بنده پیشنهاد را می‌خوانم و مختصر توضیح می‌دهم، عرض کنم عبارت آن فروخته می‌شود به طرق ذیل اصلاح شود" و فقط حقابه گرفته می شود" این یک بحثی است که در تمام اسناد و نوشته‌جات برای ملاک قائلیم که در زمین موات نه در زمین بایر بیاید تحجیر که مقدمه حیازت است بکنید و بعد حیازت بشود نه از تملک اشخاص بیرون بیاید و آن وقت مورد معامله قرار گیرد و تمام آقایان فضلا و علما می‌دانند که تمام معاملات ما روی فقه اسلام است آب فروخته نمی‌شود مجری‌المیاح فروخته می‌شود و حتی به این مناسبت در تمام ولایات حتی در مازندارن و شمال و استرآباد خراسان و سایر جاها حق‌الحفری اسمش می‌گذارند این حقی که رفته می‌شود حقابه است آب مالکیت اطلاقی مالک مطلق بشر است که باید استفاده کند آن وقت عمل مسلم حیازتش مرضی است احداث قناتش، کندن نهرش حفر چاه و تعمیرات آن است که می‌آیند حقابه می‌گیرند یعنی می‌گویند این حجرا من ساخته‌ام آب از آنجا عبور می‌کند. نصفش مال تو و نصفش مال من. از این جهت برای این که بعدها اشکالی پیش نیاید و تصور می‌رود به این معنی نشده همان مفهوم ملکی که حقابه است نوشته شود که حقابه گرفته می‌شود نه آب فروخته می‌شود از این جهت اسدعا دارم توجه بفرمایید که طبق موازین شرع این‌طور اصلاح بشود.

رئیس- استدلالش را بفرمایید.

شوشتری- استدلال شرعی این است که آب به مطلق عام در شرع اسلام مالکیت ندارد مگر این که مجری‌المیاه فروخته می‌شود عمل مردم است قیمت دارد به این جهت باید حقابه نوشته شود و گرفته شود نه فروش آب تمام متشرعین این معنی را قبول دارند آنهم بسته به نظر آقایان است.‏

رئیس- آن‌وقت قنوات مال کی خواهد شد؟ قنوات فروش می‌رود؟

شوشتری- حقابه فروخته شود نه آب‏.

رئیس- این پیشنهاد وارد نیست پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم که در تبصره 1 ماده 2 بعد از کلمه احداث شده افزون شود به قیمت زمان ایجاد اعیانی ارزیابی الی آخر- نقابت‏

رئیس- آقای نقابت بفرمایید.

نقابت- عرض کنم که در این تبصره مقرر شده است که اراضی که زیر اعیانی مردم است ارزیابی بشود و به صاحبان اعیانی فروخته شود، یعنی صاحب اعیانی حق دارند این حرف صحیح است و کاملاً هم عملی است ولی مطلب در این است که با چه قیمتی ارزیابی کنند، آن تاریخی که صاحب اعیانی در زمین خالصه ایجاد اعیانی کرذد تا این تاریخ که شما می‌خواهید که ارزیابی کنید غالباً 5 سال، 10 سال، 15 سال، 20 سال گذشته است که امروز قیمت اراضی ترقی بسیار کرده، صاحب اعیان باعث شده است که قیمت این زمین ترقی کرده و لهذا شما نمی‌بایست که به قیمت امر آن را قیمت و ارزیابی کنید و بفروشید (یک نفر از نمایندگان- او هم از زمین استفاده کرده) (این خلاف عدالت است و اگر بگوییم که در طول این مدت صاحب اعیان از این زمین استفاده کرده است استفاده او چه و چه قانونی داشت؟ مجاز بود استفاده‌سوء نبود اجاره کرده بود و در مقابل اجرت‌المثل داده پس به هر صورت تصرف او در اعیان برخلاف ترتیب نبود و لهذا حقی برای صاحب اعیان ایجاد شد که اگر عرصه را خواستید بفروشید صاحب‌اعیان بفروشید بنده پیشنهادم این بود که می‌فرمایید ارزیابی کنند و بدون رعایت مقررات مزایده به صاحب اعیان بدهند بگویید که به قیمت روز احداث اعیانی ارزیابی کنند نه اعلا القیم امروز

شوشتری- اصلاح کنید اراضی که اجاره کرده بود اگر حیازت کرده که نباید بخرد.

رئیس- آقای صارمی بفرمایید.

صارمی- همان‌طور که باید منافع افراد را در نظر بگیریم منافع دولت هم باید در نظر گرفته بشود شخص آمده است در 40 سال قبل یک اعیانی ساخته است ما می‌بینم که امروز اراضی رو به ترقی است و از لحاظ قیمت اضافه پیدا می‌کند. اگر بگوییم در این موقعی که در نظر است به صاحب اعیانی ارفاق و مساعدت بشود و زمینی که زیر اعیانی که اعیانی او است به او فروخته می‌شود که مالک عرصه و اعیان بشود این می‌آیید به قیمت روزی ارزیابی می‌کنی اعیانی آن ایجاد شده، در 40 سال اراضی قیمت نداشته است زیرا ممکن است که اعیانی در زمینی ساخته شده باشد که

+++

در 20 سال 15 سال پیش آن زمین قیمت نداشته و اگر بگوییم که ایجاد ساختمان موجب ترقی زمین شده است به عقیده من اگر زمین وجود نداشت نمی‌توانست ساختمانی بکند پس از اگر ساختمان آن همه ترقی کرده است و قیمت آن زیاد شده است در اثر این بوده است که زمین وجود داشته که سنگ و گچ و آجر در زمینی که از لحاظ قیمت نازل بوده ریخته شده و به صورت ساختمان درآمده و از این زمین استفاده کرده تا قیمت ساختمان اضافه شده (شوشتری- بی‌لطفی می‌کنید پس اراضی کویر را چه می‌فرمایید) اراضی کویر هم یک روزی جناب آقای شوشتری در چهل سال پیش ارزش نداشت و به یک جهاتی امروز قیمت پیدا کرده است است اشخاص ساختمان را در یک اراضی کرده‌اند که در اطراف شهر بوده است قابل استفاده بوده است قابل مقایسه با آن راضی کویر نیست قیاس مع‌الفارق است در این موضوعی که عرض می‌کنم بنابراین باید رعایت بفرمایید که آمده‌اند ساختمان کرده‌اند متمکنی بوده‌اند در تبصره دیگری می‌گویید اراضی که اعیانی رعیتی در آن ساخته شده است مجاناً به رعایا واگذار می‌شود این ارتباطی با آن قضیه ندارد که به مردمان متمکن تعلق بگیرد بنابراین چرا مجاناً به آنها واگذار شود این اشخاص باید به بیت‌المال مسلمین بیت‌المال دولت قیمت عادلانه را بدهند.

رئیس- این پیشنهاد دو مرتبه قرائت می‌شود و رأی می‌گیرم (به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- آقای مشایخی بفرمایید.

مشایخی (مخبر کمیسیون دارایی)- موضوعی که جناب آقای نقابت مرقوم داشته‌اند اتفاق در کمیسیون عین پیشنهاد نشد و مورد بحث واقع شد این بود که اعیانی‌هایی که واگذار می‌شود از خالصه‌جات بر اساس قیمت روز ساختن اعیانی تقویم شود اما کمیسیون موافقت نکرد از نقطه‌نظر که اولاً اعاین اعم است از ساختمان خانه و باغات و کلیه مستحدثات رعایا و در خالصه‌جات باغات خیلی وسیع هست که دایر شده و رعایا و کشاورز است در آنجا غرس اشجار کرده‌اند امروز آنجا ارزش فوق‌العاده‌ای پیدا کرده است در این مدت هم صاحبان عیانی تمتع کافی از باغات و اشجاری که در آنجا غصب کرده‌اند اگر چنانچه ارزیابی براساس قیمت بود احداث اعیانی بود دو که اشکال پیش می‌آید یکی این که از نقطه‌نظر تاریخ احداث از نظر صاحب اعیانی خالصه‌جات می‌شود دوم این که در آن وقتی که این ایجاد شده زمین‌های آن دهات ارزش امروز ارزش پیدا کرده است این اگر ارزش‌ها بردارند میان آن روز ارزشش بیش از ریال امروز شما ملاحظه بفرمایید ریالی که امروز پرداخت می‌کند مگر مساوی بار ارزشی است که روز احداث اعیانی بوده چون ریال امروز دارای آن ارزش نیست باید به ریال آن روز بدهد اگر خرج هم کرده در مقابل متمتع ده است به این جهت که در کمیسیون معتقد شد باید به قیمت تاریخ فروش ارزیابی بشود و من هم نظر آقای صارمی تعیین کرده است.

رئیس- آقایانی که با این پیشنهاد آقای نقابت موافقند قیام بفرمایند (عده کمی برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد) پیشنهاد می‌نماید که لایحه خالصه‌جات مسکوت بماند (میراشرافی)

رئیس- آقای میراشرافی بفرمایید.

میراشرافی- بنده پیشنهاد می کردم که این لایحه مسکوت بماند از جناب آقای رئیس استدعا می‌کنم به بنده دو دقیقه اجازه بفرمایند مطالبی به عرض آقایان برسانم و آن راجع‌ به مطالبی است که جناب آقای بهبهانی فرمودند که اقلیت احساس خطر کرد و خودش را منحل کرد می‌خواستم به اطلاع آقای بهبهانی برسانم که اقلیت عجول نبود اقلیت با فکر این کار را کرد و اگر نظر آقایان باشد روز اول بنده در پشت این تریبون اعلام کردم که اقیلت و اکثریت در مصالح عالیه مملکت همه یک جور فکر می‌کنند و اگر یک اختلافی بین اقلیت و اکثریت در مصالح عالیه مملکت این جور فکر می‌کنند یک اختلافی بین اقلیت و دولت هست مربوط به مصالح مملکت نیست. بنابراین اقلیت تشخصی داد که بهتر است منحل بشود تا دولت در مجلس مخالفی نداشته باشد و در سیاست خارجی بتواند منویات اعلیحضرت همایونی و خواسته‌های ملت ایران را انجام بدهند بنابراین ما اهل ترس نیستیم و از هیچ‌کسی هم نمی‌ترسیم پیشنهاد سکوت را هم پس گرفتم.

رئیس- بعد از این من پیشنهاد سکوت شما را قبول نخواهم کرد پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌نماییم تبصره ذیل به ماده 3 افزوده بشود تبصره تا موقعی که املاک خالصه به فروش نرفته است از رعایای ساکن همان محل حق‌المرتع نباید گرفته شود نقابت، موسوی، حمید بختیار، سلطانی، پورسرتیپ، ثقه‌الاسلامی.

رئیس- آقای نقابت بفرمایید.

نقابت- بنده نظرم این است اشخاص و زارعینی که در ملک خالصه مقیم هستند تا زمانی که خالصه به فروش نرفته دولت از آنها حق‌المرتع نگیرد وقتی فرود چون باید به خودشان بفروشند دیگر مرتعی نیست. بنابراین پیشنهاد آقایان این است تا فروش نرفته است حق‌المرتع از این زارعین مقیم این مملکت نگیرد.

رئیس- آقای ابراهیمی مخالفید؟ (ابراهیمی- بله) بفرمایید.

بزرگ‌ابراهیمی- جناب آقای نقابت مثل این که فکر کرده‌اند که تمام ایران خوزستان است (نقابت- خوزستانی از همه عقب‌تر مانده) اجازه بفرمایید بنده عرضی که می‌کنم گوش بدهید اگر بد گفتم بگویید غلط کردی بنده هم می‌گویم خداحافظ شما همه ایران خوزستان نیست جاهایی هست که رعیت خالصه 5 هزار گوسفند دارد و هر گوسنفدی سالی 100 تومان منفعت می‌دهد و به خالصه هم در سال یکی یک قران بیشتر هم نمی‌دهند آذربایجان سر تا پایش این‌جور است.‏

(شوشتری- خوب آذربایجان مشمول این معافیت نباشد اجازه بفرمایید شما می‌فرمایید از همین امروز که ما این قانون را تصویب کردیم از فلان گردن کلفت که اسمش می‌گذارد رعیت اما پنج هزار گوسفند دارد نگیریم اینها مال مملکت است من کلیات را عرض می‌کنم جناب آقای پورسرتیپ من عرض می‌کنم در ایران در خالصه‌جات اشخاص متمول دارای ثروت زیاد هستند که اضافه بر مقدار حیوانات مورد استفاده کشاورزی یک عده‌ای هستند که زیادی دارند خوب در آنجاهایی که کمتر دارند شش تا گوسفند دارند چهارتا گاوش کار می‌کند  نگیرید اما فلان حاجی آقا مغلان مغانی که 15 هزار گوسفند دارد از او چرا نگیرید؟ اگر بخواهید نگیرید فردا یک اهواز اردبیل تلگراف خواهند کرد که چهارصد هزار تومان مالیات گوسفند از بین رفته (نقابت- خوب به استثنای آذربایجان باشد) منحصر به آذربایجان نیست خیلی جاها هست که این‌جور هست.

رئیس- آقای ابراهیمی صحبت شما تمام شد؟ (ابراهیمی- بلی) رأی گرفته می‌شود به پیشنهاد آقای نقابت آقایانی که موافقند قیام کنند (عده‌ای برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگری قرائت شد (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نماینم در تبصره پنج ماده دو جمله وقاع در شهر تهران و بعد از کلمه خالصه اضافه شود- دکتر محمد هاشم وکیل‏

دکتر وکیل- این پیشنهاد دنباله پیشنهاد آن جلسه است که بنده عرض کردم که جناب آقای مشایخی فرمودند که در قسمت تبصره در نظر گرفته می‌شود در تبصره دو از گزارش کمیسیون کشاورزی تهران و شهرستان‌ها در یک حکم است بعد در کمیسیون دارایی نوشتند به استثنای تهران و جناب آقای مخبر کمیسیون فرمودند که تهران را هم در تبصره پنج در نظر گرفتیم بنده عرض کردم در این صورت نسبت به دیگر اراضی خالصه واقع در شهر و اطراف شهر تهران کلمه شهر تهران هم در آن باشد که اگر در شهر هم هست مثل ولایات بشود وآن تبعیض از بین می‌رود (محمود ذوالفقاری- اراضی شهر مال شهرداری است مربوط به خالصه نیست)

رئیس- بین‌الاسنین صحبت نفرمایید.

دکتر وکیل- مال دولت است منظور بنده این است که درآن قسمت که تهران را استثنا کرده بودند جناب آقای مشایخی فرمودند در تبصره پنج منظور کردیم وقتی منظور می‌شود که بعد از کلمه خالصه واقع در شهر تهران و اطراف هم باشد (دکتر بینا- خالصه‌‌جات شهر تهران کجا است؟) اگر نیست که مشمول نمی‌شود اگر نیست که مشمول نمی‌شود و اگر هست که می‌شود (دکتر بینا- بی‌خودی چرا؟)

مخبر کمیسیون دارایی- اراضی تهران با اراضی شهرستان‌ها خیلی فرق دارد اراضی داخل شهر تهران متری صد تومان کمتر نیست (پورسرتیپ- زیاد گرانش هم نکنید) بخواهید یا نخواهید قیمت همین است و حال این که در شهرستان‌ها قیمت اساساً قابل مقایسه با تهران نیست به همین جهت است که در این لایحه تهران و ولایات را از هم تفکیک کردیم و گفتیم که اراضی تهران کلاً به بانک ساختمانی واگذار شود و بر اساس مقررات بانک ساختمانی فروخته شود اما مطلب دیگر باید در نظر گرفته شود این است که در شهر تهران اگر اراضی موجود باشد که متعلق به مردم نباشد متعلق به شهرداری است کما این که ملاحظه فرموده‌اید در جراید همه‌روزه در سابق و حالا هم قطعاتی از اراضی به صورت مزایده در شهرداری فروخته می‌شود حالا با فرض این که در شهر تهران خالصه هم باشد که من سراغ ندارم و همچون چیزی وجود خارجی ندارد مصلحت این است که بانک ساختمانی عمل کند و منظور ایشان به طور کلی در این لایحه تأمین شده است.

رئیس- رأی گرفته شود به این پیشنهاد آقایانی که موافقند قیام فرمایند (عده کمی برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگری قرائت شود (به شرح زیر قرائت شد).

پیشنهاد می‌کنم در تبصره یک ماده دو فروش خالصه‌جات کلمه تا تاریخ تصویب این قانون اصلاح شود- عمیدی‌نوری‏.

رئیس- عین این پیشنهاد را آقای مکرم دادند که تصویب هم شد پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم به جای تبصره 3 ماده 2 این قسمت نوشته شود که اراضی خالصه دولتی جلالیه به طور تساوی به دانشگاه تهران و وزارت فرهنگ برای تأسیسات فرهنگی واگذار شود. و برای رژه اراضی دیگری

+++

از خالصه در اختیار وزارت جنگ گذاشته شود. مصطفی کاشانی.

کاشانی- قربان پس گرفتم.

رئیس- بسیار خوب پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم این جمله به تبصره 4 ماده 2 اضافه شود بعد از کلمه استفاده کرده این جمله اضافه شود (و یا خانه ملکی داشته باشد) اردلان.

رئیس- آقای اردلان.

اردلان- توجه داشته باشید آقایان در آیین‌نامه تقسیم اراضی یوسف‌آباد و اراضی دیگری که تقسیم شد مصرح بود کسانی که خانه ندارند استفاده کنند و متأسفانه دیدیم کسانی که خانه‌ها داشتند از آن اراضی هم استفاده کردند (صحیح است) اینجا کلمه‌ای نوشته شده که فقط یک دفعه اراضی بگیرد ولی نگفته که اگر خانه داشت نگیرد، بنده هم اضافه کردند آن هم که خانه دارد نمی‌تواند بگیرد. (صحیح است).

رئیس- مخالفی ندارد (اظهاری نشد) مجددا قرائت می‌شود و رأی می‌گیریم (به شرح سابق مجدداً قرائت شد).

رئیس- آقایانی که با این اصلاح موافقند قیام کنند (اکثراً برخاستند) تصویب شد پیشنهادی از آقای حمید بختیار رسیده که قرائت می شود. (به شرح زیر قرائت شد).

اینجانب پیشنهاد می‌کنم که لایحه مورد بحث مسکوت بماند. حمید بختیار.

بختیار- بنده تقاضا دارم که آقایان برای دو دقیقه به عرایض بنده توجه بفرمایند این لایحه فروش خالصه‌جات یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین قدمی است که آقایان می‌خواهند بردارند مثل این که آقایان زیاد توجه نمی‌فرمایند اهمیتش پهلوی آقایان زیاد نیست. اولاً باید به عرض برسانم که توجه بفرمایند این تقسیم خالصه‌جات در مملکت ما متفاوت است ملاحظه بفرمایید خالصه‌جات خوزستان و خالصه‌جات بلوچستان با خالصه‌جات ورامین و کرج شبیه نیست اگر آقایان می‌خواهند آنها با یا یک شکل تقسیم کند که البته این به نظر بنده نظر اعلیحضرت شاه را تأمین نخواهد کرد. البته به موقع بنده نظریات خودم را عرض خواهم کرد. موضوعی که خواستم به عرض برسانم که آقایان توجه فرمایند اینجا داده‌اند که در خوزستان مردم علف چرا وصول نشود و متأسفانه آقایان رأی نداند.

رئیس- خوب وقتی آقایان رأی ندادند گذشته است.

حمید بختیار- در خوزستان آبی نیست که علفی باشد، رعیتی نیست که چند تا گوسفند داشته باشد در تمام خوزستان فقط 60 هزار تومان علف چرا وصول می‌شود آیا دولت علیه ایران گرفتار این مبلغ است این که از وزارت کشاورزی دردی دوا نمی‌کنند در صورتی که آنچه از مردم گرفته می‌شود خیلی بیشتر از این است گوسفندی 5 ریال گاوی 10 ریال شتری 50 ریال از مردم پول وصول می‌کنند.

نقابت- نه رعیتی است نه زراعتی نه خرمنی از الاغ هم می‌گیرند. بدبخت خوزستانی.

رئیس- رأی بگیریم آقای بختیار؟

بختیار- آقا پس گرفتم‏.

رئیس- پیشنهاد دیگری قرائت می شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می نمایم این تبصره در ماده 2 اضافه شود.

تبصره- ماده واحده مصوب 28 فروردین ماه 1309 راجع‌ به این که ابنیه دولتی قشونی مورد احتیاج ادارات ارتش به قوت خود باقی است. عمیدی‌نوری‏.

رئیس- آقای عمیدی‌نوری.‏

عمیدی‌نوری- عرض کنم در این قانون به نحوی که آقایان ملاحظه می‌فرمایند در ماده 1 به طور کلی گفته است کلیه خالصه‌جات اعم از مزروعی و غیرمزروعی طبق مقررات این قانون فروش می‌رود البته این قدم بلندی است و می‌بایستی خالصه‌جاتی که باید تقسیم شود عمل بشود ولی باید این‌طوری این قانون اجرا بشود که با قوانین سابق که یک اوضاعی پیش آورده که یک حق مکتسبه‌ای پیش‌آورده معارض و متناقض نباشد یک قانون در 28 فروردین ماه 1309 گذشته که بنده می‌خواهم «ماده واحده- به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود ابینه دولتی قشونی را که طرف احتیاج ادارات قشون نبوده و وزارت جنگ پیشنهاد فروش آن را می‌نماید به طریق مزایده به فروش رسانیده و وجوه حاصله از فروش را برای کمک به مخارج ساختمان‌ها جدید قشونی اضافه بر بودجه مصوبه وزارت جنگ تخصیص و تعدیه نماید» بنابراین به موجب این قانون ابنیه قشونی که به طریق مزایده به فروش می‌رسد وجوهش برمی‌گردد به ارتش و اگر ما این قید را نکنیم تلویحاً این قانون را لغو کرده‌ایم و دست وزارت جنگ بسته می‌شود به این جهت بود که بنده پیشنهاد کردم که تبصره‌ای اضافه شود که این ماده فروردین 1309 به قوت قانونی خودش باقی است که هم دست وزارت جنگ بسته نشود و هم این به قوت خودش باقی باشد.

عبدالصاحب صفایی- احسنت به دقت شما.

رئیس- مخالفی نیست بنابراین رأی می‌گیریم آقایانی که با این تبصره موافقند قیام فرمایند (اکثراً برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگری قرئت شود (به شرح زیر قرائت شد).

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده قانون فروش خالصه‌جات اضافه شود.

مادامی که املاک مزروعی خالصه فروخته نشود از اشخاص و ساکنین دهات خالصه که در محل مشغول زراعت می‌باشند حق‌المرتع گرفته نشود. مکرم‏

رئیس- این را رأی گرفته‌ایم ورود شده است پیشنهاد دیگری قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد).

پیشنهاد می‌نمایم که تبصره 4 ماده 2 به طریق زیر اصلاح شود.

تبصره 4- در صورتی که معلوم شود هر یک از کارمندان دولت و معلمین و کارکنان دانشگاه تهران به عناوین مختلف بیش از یک بار از زمین‌های دولتی استفاده کرده‌ باید علاوه بر استرداد عین زمین که بر طبق این قانون واگذار شده ده درصد ارزش زمین را به عنوان جریمه به دولت بپردازند. کاشانی‏.

رئیس- نداشتن خانه ملکی را هم که آقای اردلان اضافه کردند بنابراین تکمیل است پیشنهاد دیگری نیست؟

نقابت- چرا هست بنده تقدیم کردم.‏

رئیس- قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد).

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده 2 اضافه شود.

تبصره- از رعایای املاک خالصه خوزستان به تعداد گوسفندان و احشام آنها از 50 رأس تجاوز ننماید تا زمانی که خالصه‌جات به فروش نرفته است حق‌المرتع اخذ نمی‌شود. نقابت‏

رئیس- آقای نقابت چرا خوزستان تنها باشد اگر قرار است تا 50 تا معاف باشد چرا مال همه‌جا نباشد؟

نقابت- آقایان موافقت نمی‌کنند می‌گویند آذربایجان نمی‌شود. عرض می‌کنم آقایان وکلای خوزستان از وکلای تمام کشور خواهش دارند که به عرض‌شان یک توجهی بفرمایند رعیت خوزستانی هیچ‌کدام به اندازه ده رأس نه گاو دارند نه گوسفند دارند نه الاغ فقیرتر بدبخت‌تر پریشان‌تر از این مردم در تمام ایران نیست در یک منطقه شادگان و در یک منطقه بندر معشور که سر بزنید مردم گرفتار مالاریا، گرفتار امراض مختلف هستند و دسترسی ندارند به یک درمانگاه یک طبیب ندارند یک وسیله معاش ندارند فقط احوال‌پرسی که از آنها می‌کنند گاه‌گاهی مأمورین خالصه هستند که به سراغ این مردم می‌روند و می‌گویند چون شما در منزل دارای یک الاغ هستید که یک بار می‌کشد و به وسیله او زمین را خیش می‌کنیم برای یک الاغ بایستی که حق‌المرتع بدهید، در صورتی که در خوزستان مرتعی نیست آنچه را که اطلاق مرتع به آن می‌شود در آن جا نیست در آنجا فقط در فصل زمستان تا فروردین که با آنهایی هست مختصر زراعت و سرسبزی دیده می‌شود از 15 اردیبهشت به بعد تمام علف خوزستان می‌خشکد تا آخر تابستان دیگر وسیله‌ای نیست مع‌هذا این مردم در زحمتند آقای بزرگ‌ابراهیمی از رعیت آذربایجان فرمودند که رعیت آذربایجان متمولند و می‌توانند حق‌المرتع بپردازند و مالیات بدهند می‌گویند امیدوارم تمام رعایای ایران به قدری متمول باشند که مالیات بسیار بپردازند بنده پیشنهادم این بود که هرکس پنجاه رأس کمتر دارد و در خالصه مقیم است تا وقتی که خالصه را نفروخته‌اند از او نگیرند چون ترسیدم و به جای این که بگویم تمام رعیت ایران، گفتم رعیت خوزستان، این است که اگر موافقید اصلاح می‌کنم رعیت تمام ایران تا 50 رأس ندهند.

عده‌ای از نمایندگان- اصلاحش کنید آقای نقابت.

+++

رئیس- آقای مهدوی.‏

مهدوی- بنده تصور می‌کنم رعیت جاهای دیگر هستند که بسیار بدبخت هستند بنده خاطرم هست در کمیسیون کشاورزی وقتی این لایحه مطرح بود یک ماده‌ای اضافه کردند که جاهایی که دولت ملک ندارد حق ندارد چیزی به اسم حق‌المرتع ندارد جایی که ملک ندارد پولی بگیرد و لزومی ندارد که ما اضافه بکنیم دولت حق ندارد و در تمام مملکت حق ندارد از جاهایی که بی‌ربط حق آب چرا و علف چرا می‌گیرد نباید بگیرد اما این اسم خوزستان که اینجا قرار می‌گیرد معلوم می‌شود که فقط خوزستانی‌ها بیچاره هستند خود آقای نقابت پریشب در جایی اظهار می‌کردند که من در بیرجند میهمان بودم گوس و مسلماً در تمام خوزستان به بدبختی مردم سیستان نیست پس از استثنا را نگذارید؟ احسنت اگر قرار است تا 5 رأس گرفته نشود در تمام مملکت گرفته نشود.

رئیس- پیشنهاد را اصلاح کردند قرائت می شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

از رعایا املاک خالصه که تعداد گوسفندان و احشام آنها از 5 رأس تجاوز ننماید تا زمانی که خالصه‌جات به فروش نرفته است حق‌المرتع اخذ می‌شود. نقابت.

رئیس- آقایانی که با این تبصره موافقند قیام کنند (اکثراً برخاستند) تصویب شد.

رئیس- آقایان توجه کنید در تبصره گزارش کمیسیون کشاورزی ذکر شده بود تبصره 3 آن گزارش بود بر مناطقی که دولت ملک و مرتع ندارد اخذ حق‌المرتع ممنوع است این را در هیمن جا می‌گذاریم.

مشایخی- معلوم است حق ندارد بگیرد.

رئیس- حالا رأی می‌گیریم به ماده دوم با تبصره آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثراً برخاستند).

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

رئیس- فعلاً جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه ماده سوم این گزارش هم می‌ماند برای جلسه بعد و اگر گزارش کمیسیون خارجه آمد آن مطرح می‌شود.

 (مجلس نیم ساعت بعدازظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی- رضا حمکت‏

+++

 

 

یادداشت ها
Parameter:294989!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)