کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره 18
[1396/05/31]

جلسه: 161 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 23 مهر ماه 1334  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس جلسات 20 و 23 مهر ماه‏

2- سؤال آقای حمید بختیار راجع‌ به آسایشگاه مسلولین خوزستان و جواب آقای معاون نخست وزیر.

3- سؤال آقای دکتر شاهکار دایر به عدم اجرای احکام ترفیع قضات و جواب آقای معاون وزارت دارایی‏

4- سؤال آقای نقابت راجع‌ به اراضی خوزستان و جواب آقای وزیر کشاورزی.

5- مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارایی راجع‌ به فروش خالصه‌جات‏

6- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای معاون وزارت راه‏

7- مذاکره در گزارش کمیسیون دارایی راجع‌ به فروش خالصه‌جات‏

8- اخذ رأی و تصویب لایحه اجاره پرداخت یک‌صد و پنجاه میلیون ریال به بنگاه‌های ساختمانی و رهنی و کشاورزی‏

9- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره 18

 

 

جلسه: 161

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 23 مهر ماه 1334

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس جلسات 20 و 23 مهر ماه‏

2- سؤال آقای حمید بختیار راجع‌ به آسایشگاه مسلولین خوزستان و جواب آقای معاون نخست وزیر.

3- سؤال آقای دکتر شاهکار دایر به عدم اجرای احکام ترفیع قضات و جواب آقای معاون وزارت دارایی‏

4- سؤال آقای نقابت راجع‌ به اراضی خوزستان و جواب آقای وزیر کشاورزی.

5- مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارایی راجع‌ به فروش خالصه‌جات‏

6- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای معاون وزارت راه‏

7- مذاکره در گزارش کمیسیون دارایی راجع‌ به فروش خالصه‌جات‏

8- اخذ رأی و تصویب لایحه اجاره پرداخت یک‌صد و پنجاه میلیون ریال به بنگاه‌های ساختمانی و رهنی و کشاورزی‏

9- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

 

مجلس ساعت ده و ده دقیقه صبح به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت‌مجلس جلسات 20 و 23 مهر ماه‏

رئیس- صورت غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود (به شرح زیر خوانده شد).

غائبین بااجازه- آقایان: سنندجی-‌ ارباب- خاکباز- امید سالار- رضا افشار- مهندس ظفر- تجدد- محمود ذوالفقاری- مصطفی ذوالفقاری- برومند- پیراسته- پناهی- عباسی- احمد صفایی- سلطان‌مراد بختیار- اورنگ- سرمد- مکرم- اسکندری- عرب‌شیبانی‏.

غائبین بی‌اجازه ـ آقایان: کی‌نژاد- دکتر حمزوی- بزرگ‌ابراهیمی- غضنفری- سعیدی- یارافشار- سالار بهزادی- شفیعی- اریه- قوامی- مهندس اردبیلی- پورسرتیپ- اسفندیاری- کاشانی.‏

دیرآمدگان و زرودرفته‌گان با اجازه- آقایان دکتر عمید- کریمی- معین‌زاده- اکبر- صفاری- قنات‌آبادی- باقر بوشهری- نقابت- دکتر سید امامی- امیرتیمور کلالی- دولت‌آبادی- محمودی- شوشتری- مهندس شاهرخ‌شاهی‏.

رئیس- نسبت به صورت‌مجلس جلسه قبل نظری نیست. آقای نقابت‏.

نقابت- بنده اجازه قبلی خواسته بودم‏.

رئیس- اینجا هم با اجازه نوشته شده آقای دکتر بینا.

دکتر بینا- چون راجع‌ به نطق روز یکشنبه در موضوع سیاست خارجی دول اسلامی از بنده سؤالاتی کردند خواستم این تذکر را بدهم که منظور بنده این بود که در دنیای سیاست ملل اسلامی در اصول دفاع خاورمیانه بالطبع با سیاست بعضی از ممالک دیگر از قبیل انگلستان تطبیق می‌کند والا تردیدی نیست که سیاست دول اسلامی یک سیاست مستقل و ملی است (صحیح است) استدعا می‌کنم بفرمایید این قسمت در صورت‌مجلس اصلاح شود.

رئیس- این قسمت مگر در صورت‌مجلس نیست (دکتر بینا- از بنده سؤال شده بود خواستم توضیح بدهم) به هر حال اگر ایرادی باشد اصلاح می‌شود آقای خلعتبری.

خلعتبری- بنده سؤالی از دولت دارم که تقدیم می‌کنم.

رئیس- ابلاغ می‌شود آقای حائری‌زاده.

حائری‌زاده- اصلاً خیلی مختصری است در نطق بنده که می‌دهم به تندنویس.

رئیس- بدهید اصلاح کنند آقای پورسرتیپ.

پورسرتیپ- عرض کنم بنده با اجازه مقام ریاست به مسافرت رفته بودم در اینجا بی‌اجازه نوشته شده.

رئیس- اصلاح می‌شود آقای صدرزاده.‏

صدرزاده- یک اصلاحات مختصری در صورت‌مجلس هست که می‌دهم به تندنویس.

رئیس- دیگر نظری نیست نسبت به صورت‌مجلس جلسات 20 و 23 مهر؟ (اظهاری نشد).

عبالرحمن فرامرزی- تصویب صورت جلسه را اعلام نفرمودید.

رئیس- عده برای رأی کافی نیست یعنی یک نفر کم است از موقع استفاده می‌کنم به واسطه بیان آقای فرامرزی عرض می‌کنم که وقت کار مجلس سه ساعت است وقتی آقایان زودتر تشریف بیاورند زودتر هم می‌توانند تشریف ببرند الان ساعت ده است بنابراین باید آقایان تا ساعت یک بعدازظهر بیرون نروند تا بر طبق آئین‌نامه کار انجام بشود.

عبدالرحمن فرامرزی- بفرمایید که زودتر تشریف بیاورند بهتر است (با ورود چند نفر عده برای رأی کافی شد با ورود چند نفر عده برای رأی کافی شد).

رئیس- صورت‌مجلس جلسات 20 و 23 مهر تصویب شد.

2- سؤال آقای حمید بختیار راجع‌ به آسایشگاه مسلولین خوزستان و جواب آقای معاون نخست وزیر.

رئیس- وارد دستور می‌شویم سوالات مطرح است آقای حمید بختیار بفرمایید.

حمید بختیار- بنده بدواً باید به عرض آقایان برسانم که چند دفعه در مجلس و شاید متجاوز از 50 کمیسیون در وزارت بهداری راجع‌ به مسلولین خوزستان مذاکره شد و وکلای خوزستان در آنجا بودند (صحیح است) ولی متأسفانه آنچه به جایی نرسید فریاد است. ثانیاً بنده از سازمان برنامه اعضای کمیسیون سازمان برنامه گله دارم وکلای خوزستان هم همین‌طور که در چندی قبل 75 میلیون ریال از پولی که از خوزستان سازمان برنامه وصول می‌کند اختصاص داده است برای ساختن 5 آسایشگاه لازم ندارند آقایان اطلاع دارید مخصوصاً آقایان اطبا که وضع مسلولین خوزستان وضع

+++

بسیار بدی را ایجاد کرده و هر روز دو خانه اغلب آقایان وکلا هفت، هشت نفر یا ده نفر مسلول از خوزستان داریم (کاشانی- همه‌جا همین‌طور است گیلان و مازندران مملو از مسلول است) (دکتر عدل- آذربایجان هم همین‌طور) (موسوی- در خوزستان بیشتر است) بنده گمان نمی‌کنم که دولت جواب قانع‌کننده‌ای به سؤال من داشته باشد برای این‌که سؤال من این است که چرا سازمان برنامه 5 آسایشگاه را در سال 1334 در 5 استان درست کرده است و برای خوزستان درست نکرده بنده گمان نمی‌کنم که این سؤال جواب داشته باشد به غیر از این‌که احمال کرده‌اند و همان‌طوری که عرض کردم چون جزو اعضای کمیسیون سازمان برنامه از وکلای خوزستان شرکت نداشته‌اند این عمل را تصویب کرده‌اند و خوزستان را محروم کرده‌اند از چیزی که حق مسلمش بود (صحیح است) حالا در مقابل بنده یک خواهش دارم عوض این‌که تشریف بیاورید جواب بنده را بدهید دستور بفرمایید سازمان برنامه در بودجه 1334 آسایشگاهی برای مسلولین خوزستان بسازد والا بنده ناچارم که این سؤال را دو مرتبه تکرار کنم.‏

رئیس- آقای معاون نخست وزیر.

معاون نخست‌وزیر (ناصر ذوالفقاری)- بنده دیروز از آقای وزیر بهداری سؤال کرد که راجع‌ به آسایشگاه خوزستان چه اقدامی کرده‌اند ایشان وعده فرمودند که این کار در بودجه گذاشته شده است (حمید بختیار- نگذاشته‌اند آقا این ‌طور نیست وزارت بهداری پول ندارد) گذاشته شده بودجه برای ساختن آسایشگاه خوزستان حتما خواهد بود این را وزیر بهداری قول داده‌اند و بنده هم دوباره تذکر می‌دهم که اگر نگذاشتند بگذارند (احسنت).

حمید بختیار- نیست این ‌طور.

رئیس- آقای بختیار بگذارید صحبت‌شان کنند شما حق دارید یک مرتبه دیگر به طور تکمیلی در مورد سؤال‌تان صحبت کنید.

معاون نخست وزیر- بنده عرض می‌کنم که قطعاً خواهد بود بنده سؤالی که از آقای وزیر بهداری کردم ایشان فرمودند که تأمین شده و گذاشته شده فرمودند که به عرض شما برسانم که در خوزستان آسایشگاه ساخته خواهد شد حالا خودشان هم تشریف می‌آورند و قول صریح می‌دهند.

موسوی- خود آقای وزیر بهداری هر چه سعی کرده‌اند به جایی نرسیده‏.

رئیس- آقای بختیار.

حمید بختیار- عرض کنم برای این‌که جنابعالی اطلاع کامل داشته باشید در وزارت بهداری جناب آقای جهان‌شاه صالح زحمات بسیار زیادی کشیده‌اند که آسایشگاه برای مسلولین خوزستان بسازند ولی متأسفانه بودجه ندارند و خود جنابعالی هم می‌دانید محلی که بودجه ندارد هیچ‌وقت ساخته نخواهد شد بودجه آسایشگاه مسلولین در سازمان برنامه است که به عرض‌تان رساندم آقای دکتر آهی کاملاً وارد هستند 75 میلیون ریال برای سال 1334 اختصاص داده‌اند که 5 آسایشگاه در خراسان و شیراز و مازندران و اصفهان بسازند برای خوزستان در نظر گرفته‌اند این است که از جنابعالی تقاضا می‌کنم که باز حواله به وزارت بهداری نفرمایید وزارت بهداری یک ده‌شاهی بودجه ندارد و نمی‌تواند بسازد و اگر باید ساخته شود باید سازمان برنامه بسازد و اسرع وقت این کار را بکند اینجا ما کمیسیون کردیم و بالاخره بنده ناچار شدم که این سؤال را کردم اگر عملی نشود وکلای خوزستان دوباره این کار را تکرار خواهند کرد.

خلعتبری- حق دارید.

3- سؤال آقای دکتر شاهکار دایر به عدم اجرای احکام ترفیع قضات و جواب آقای معاون وزارت دارایی‏

رئیس- آقای دکتر شاهکار.

دکتر شاهکار- آقایان همکاران محترم سؤالی که من کردم این بود که چرا دولت از اجرای قانون سرپیچی می‌کند و چرا دولت عملاً قوانین را اجرا نمی‌کند. جناب آقای ذوالفقاری بنده عرضم با آقا است و برای این مطلب در خود سؤالم اشاره کردم که دو ماده از قانون جزا را چون معتقدم که بعضی از آقایان اعضای دولت فراموش می‌کنند مقررات قانون را این دو ماده‌ای که در سؤالم نوشته‌ام به اطلاع دولت می‌رسانم «هر یک از مستخدمین در هر رتبه و مقامی که باشد هرگاه برای جلوگیری از اجرای عواملی کتبی دولتی یا اجرای قوانین مملکتی یا اجرای احکام یا عوامل ادلیه یا هر گونه امری که از مقامات قانونی صادر شده باشد قدرت رسمی خود را اعمال کند از خدمت دولت منفصل خواهد شد» ماده بعدی این است که اگر اجرا نکنند قوانین دادگستری و قانون را از خدمت دولتی منفصل و از دو ماه الی سه سال محکوم به حبس تبعیدی خواهد شد» قاطبه ملت ایران و نمایندگان مجلسین بارها ثابت کردند که در سیاست خارجی دولت همیشه یک دل و یک زبان بودند و دولت را در سیاست خارجی که وابستگی به حیثیت و شئون مملکت دارند همیشه تقویت کرده‌اند و باز هم تقویت خواهند کرد و هیچ اختلافی در قسمت سیاست خارجی بین دولت و مردم نیست و تذکراتی که نمایندگان محترم مجلس می‌دهند برای ارشاد هیئت دولت است اما در سیاست داخلی دولت یا به طور ساده‌تری جناب آقای معاون نخست‌وزیر عرض کنم در بی سیاستی داخله دولت را در این بلوَشویی که هست و این عدم سیاستی که هست نمی‌تواند دریابد یکی از بدبختی‌ها این است که به محض این‌که از یک جاهایی یک صداهایی بلند می‌شود اگر یک مراکزی ناراضی درست می‌کنند دولت هم تقویت می‌کند  تکرار می‌کنیم این مطلب را متأسفانه خود دولت منشأ این کار است خود دولت موجب تولید نارضایتی‌ها است خود دولت سبب این اغتشاشات است یک مثال کوچکی حضورتان عرض کنم پارسال قانونی از مجلس گذشت آمدند کلاس دانشگاه نفت درست کردند در اطرافش اینجا حجت‌ها شد قانون تصویب شد 70 نفر محصل از ولایات از جاهای مختلف آمدند اسم نوشتند بعد امروز که در 25 مهرماه هستیم دولت به این آقایان می‌گوید که من بودجه ندارم بروید دنبال کارتان یعنی 70 نفر از جوان‌ها توی این مملکت ول‌بگردند راه بروند در استانبول دو مرتبه زنده‌باد و مرده‌باد بگویند و یک قشونی تهیه بکنند برای این که این کار خوب نیست اینها تذکرات دوستانه‌ای است. خیرخواهانه‌ای است. وظیفه شرافتمندانه و وجدانی هر نماینده مجلس است که به آقایان تذکر بدهد آقایان نکنید این کار را و مردم را ناراضی نکنید قانونی از این مجلس گذشت به این‌که رتبه قضات باید طبق قانون داده بشود وزارت دادگستری طبق نامه‌ای مطلب را به وزرای دارایی ابلاغ کرد بنده شنیدم که رئیس اداره بازنشستگی گفتند که من این قانون را نمی‌توانم اجرا بکنم مگر ما چند تا قوه مقننه داریم؟ معنای قوه مجریه مگر غیر از اطاعت امر مجلسین است وقتی مجلس قانونی گذارند تشریفات علمی شد به توشیح ملوکانه رسید این برایش امر است سرپیچی از امر جرم است تا سه سال حبس هم دارد عملا امروز ملاحظه می‌کنید که خود وزارت دادگستری نوشته است و قانون را دولت ابلاغ کرده بعد در دولت علیه دولت دیگری هست به نام اداره بازنشستگی یا وزارت دارایی که آن اداره بازنشستگی یا وزرای دارایی اجرا نمی‌کند.  قانون را جناب آقای حمید بختیار خیال می‌کنم این مطلب یکی از حساس‌ترین قسمت‌های مربوط به امر مشروطه است که دارم حضورتان عرض می‌کنم و آقا هم فوق‌العاده مرد آزادی‌خواهی هستند دقت کنید بدبختی ما عدم اجرای قانون است عدم رعایت اول مشروطیت است جناب آقای انواری آن روز پیشت تریبون گفتند اگر آقای دکتر شاهکار نظری به یکی از لیسانسیه‌ها دارید بگویید که من اجرا کنم خدا بین من و شما آقای انواری شاهد و گواه باشد که بنده نظر خصوصی به هیچ کس ندارم الان عرض می‌کنم یک کوته‌فکری گفته است قوانینی که از مجلس می‌گذرد جنبه شخصی و خصوصی دارد جنبه فردی دارد از نمایندگان مجلس که اینجا هستند و وکیل دادگستری هستند یکی این آقای نقابت است بیست سال است‏ از عدلیه آمده بیرون عمیدی‌نوری 25 سال از آمده بیرون پیراسته است که چند سال است آمده بیرون بنده هم به تمام وسایل متشبث شدم آمدم بیرون پشت تریبون مجلس بنده به شما قول‌شرف می‌دهم که اگر رتبه 11 قضایی که بنده لیاقتش را ندارم و ده برابر آن مزایا بدهند بنده و از طرف آقای نقابت و آقای عمیدی‌نوری می‌گویم که ما قصد برگشت نداریم و بین آنها هم نه خواهرزاده داریم و نه کی داریم جلسه گذشته بنده راجع‌ به رفتگران شهرداری هم عرض کرد راجع‌ به بازنشستگان شهربانی هم عرض کردم قانون را اجرا بکنید راجع‌ به کارمندان دون‌پایه عرض کردم راجع‌ به لیسانسیه‌ها عرض کردم راجع‌ به قضات عرض کردم آقایان نمایندگان به یک مطلب ساده دقت بفرمایید ترفیع کارمندان دولت در تمام وزارتخانه‌ها به موجب احکام اداری ولی ترفیع قضات به موجب حکم محکمه است فرق دارد با وزارت دارایی و پست و تلگراف و وزارت دارایی که با یک تشریفات اداره یک کارمندی از رتبه شش می‌رود به رتبه‌ها در وزارت دادگستری رتبه شش باید رتبه 7 بشود در اینجا باید یکی عالی‌ترین مقام قضایی مملکت که یکی شعبات دیوان تمیز است و دادگاه عدل انتظامی قضات است باید رأی بدهد رأیش هم قطعی است. این رأی ارجاع شده است به اداره بازنشستگی در وزارت دارایی و اداره بازنشستگی اجرا نکرده این موضوع سؤال شده است این یک مطلب است در ضمن هزاران مطالب دیگر که یکی از ژوربست‌های بزرگ گفت وای به حال‌تان اگر بخواهید قانون را احترام نگذارید اگر قانون اجرایش از بین برود کاغذهای مرده باشد این مملکت را هیچ قدرتی نمی‌تواند اراده بکند (صحیح است) تمام اهمیت شما اقتدار شما برای این است که قانون اجرا بشود (احسنت) مثال آن درشکه‌چی یادتان نرود که یک وقت تمام درشکه و درشکه‌چی و یابو و این حرف‌ها برای مالک بود که یک چیزی گیر او بیاید بعد حکومت چپ شد تمام شد برای حمایت درشکه‌چی بعد آمدند جمعیت حمایت حیوانات درست کردند تمام حمایت‌ها شد برای یابو اما چیزی که در بین نبود مسافر بود از این جهت بود که درشکه و درشکه‌چی و این حرف‌ها از بین رفتند مگر این باشید که روزی بشوید درشکه‌چی چیزی که هست درشکه‌چی برای مردم باشید اگر نباشید. آقای ذوالفقاری حقیقتاً جنابعالی را جنابعالی نخواهند گفت آقایان وقتی می‌توانید در این مملکت کار بکنید که قانون را رعایت بکنند و مطیع قانون باشید قانون اجرا بکنبد این دستور مذهبی است دستور قانون اساسی ما است سنت ما است تجربه

+++

چندین‌ هزار ساله اگر آن شخص شوکران خورد و مرد می‌دانست ظالمانه است ولی اجرا کرد برای این‌که قانون بود و یا خون پسرش را ماه جلد زد و بعد شروع کرد به گریه گفت که مبانی اسلام قرص شد مبانی مشروطیت شما وقتی قرص خواهد شد که قانون را اجرا بکنید از این دست به آن دست نیندازید اگر بنده عرض می‌کنم جناب آقای معاون وزارت دارایی چرا قانون را اجرا نمی‌کنید حضرت مسطابعالی مطمئن باشید که نظر خصوصی ندارم و بنده در تمام امور وقتی محترمم که در حدود قانون صحبت می‌کنم و قانون حد من است بنده تقاضا می‌کنم که این قسمت‌ها را وقتی جواب می‌دهید طوری جواب دهید که تطبیق کند با این دو ماده از قانون مجازات خصوصی که به حضورتان عرض کردم جناب آقای معاون نخست‌وزیر سبب نشوید هر روز در نتیجه بی‌سیاستی بر ناراضی‌ها اضافه بشوند این جوانانی را که بیرون ریختند و می‌گویند که بودجه نداریم این 70 تا جوانی که بی‌کار ماندند می‌دانم که جنابعالی حسن‌نیت کامل دارید و عقب کار هستید من اهل مجامله نیستم آقای ذوالفقاری ولی جواب روی کاغذ و قرطاس‌بازی نخواهید واقعاً به حرف مردم برسید اگر حرفشان غلط است اطاعت نکنید حکومت نظامی دارید اگر درست است دردشان را دوا کنید آقا برای این ذوالفقاری هستید یا آقا برای این اعلا هستید آقای نخست‌وزیر هستند و صاحب الاف و الوف هستید که کار مردم را انجام بدهید آقا من و امثال ما و دیگران وقتی محترم هستیم که ملتی بماند والا دولت بدون مردم قضیه دونکیشوت خواهد شد (احسنت).

رئیس- آقای معاون وزارت دارایی‏.

معاون وزارت دارایی (انواری)- بنده مقدمه می‌خواستم به اظهار جناب آقای دکتر شاهکار برسانم که اگر آن روز این ‌طور عرض کردم که شخص معینی است نظری نداشتم خدا را شاهد می‌گیرم برای این‌که ما در وزارت دارایی نداشتیم عملی که فرضاً همان‌طور که فرمودی که یک لیسانسیه را خارج کرده باشیم از نظر اداره کل درآمدها که شاید منظور همان‌ها بوده یک عده‌ای را روی تشکیلات و روی عللی کنار گذاشتند روی احتیاج نداشتن بود آن روز که آن اظهار را کردم برای این بود که مبادا عملی شده باشد و یک نفر مظلوم بر کنار شده باشد خواستم بنده بفهمم و بروم تعقیب کنم که آن آدم مظلوم ظلمی بهش واقع نشود و رفع بشود در موضوع اجرای قانون همان‌طور که در دو جلسه قبل که سؤال جناب آقای پیراسته در مجلس مطرح بود به عرض‌شان رساندم دولت و وزارت دارایی تمام همّ‌شان مصروف این است که قوانین را در تمام موارد اجرا بکنند مخصوصاً در مواردی که بستگی به وضع زندگی کارمندان و مردم دارد روی همین نظر بنده استدعا کردم که چند روزی مهلت بدهید ما خواهیم پرداخت چون ترفیعات کارمندان دولت هم هست کارمندان رو قوانینی که ما اجرا می‌کنیم کارمندان تا رتبه شش دو سال یک مرتبه ترفیع می‌گیرد و از رتبه شش به بالا سه سال یک مرتبه حق ترفیع و حق اضافه دارد آنها که حق قانونی دارند به آنها داده می‌شود روی همین نظر ما بی‌کار نماندیم بعد از سؤال آقای پیراسته و عرایضی که کردم مشغول بودیم و اقداماتی کردیم مبلغی که برای این کار لازم می‌شود با توجه به وضعیت خزانه زمینه را حاضر کردیم مخصوصاً پرونده را آوردیم که در خارج از جلسه به عرض‌تان برسانم که زمینه را آماده کرده‌ایم برای تمام کارمندان که صدای هیچ‌کس درنیاید و بدیهی است که در مرحله اول آقایان قضات خواهند بود و ترفیع و اضافات‌شان را خواهیم پرداخت شاید تا چند روز دیگر در آتیه خیلی نزدیکی تمام اینها داده می‌شود و رفع اشکال می‌شود پرونده را آورده‌ام ملاحظه بفرمایید که مشغولیم طرح تصویب‌نامه مطابق معمول حاضر است که ببریم به هیئت‌وزیران منتهایش دو سه هفته دیگر حاضر می‌شود و منظور آقا عملی می‌شود و شروع می‌کنیم به پرداخت‏.

رئیس- آقای دکتر شاهکار.

دکتر شاهکار- بنده عرضی ندارم‏.

رئیس- آقای معاون نخست وزیر.

معاون نخست وزیر- جناب آقای دکتر شاهکار دیروز صبح تلفن به بنده فرمودند راجع‌ به محصلین دانشکده نفت (نقابت- دانشگده نفت نداریم) دانش‌سرای نفت بنده هم بلافاصله در هیئت دولت موضوع را مطرح کردم می‌خوام عرض کنم حضورشان بهتر این بود که جناب آقای دکتر شاهکار لااقل 24 ساعت به بنده وقت می‌دادند و من جواب فرمایشات ایشان را می‌دادم و پشت تریبون نمی‌فرمودند 70 و چند نفر از این محصلین چون دولت بودجه نداشت یک مطالعات حسابی راجع‌ به این دانش‌سرای نفت یا هر چه اسمش را می‌فرمایید نشده بود و معلمینی برای او نداشت و دانشکده فنی هم اینها را قبول نداشت با این ترتیب معاون نبود که وقت جوان‌ها بیهوده صرف بشود؟ به علاوه عده‌ای از این دانشجوها را برده بودند به نام این‌که تحصیل علم اقتصاد و 70 نفر از اینها را برده بودند به دانش‌سرای‌عالی در قسمت شیمی آنهایی که در سال اول امتحان دادند و قبول شدند در سال دوم رفتند آنهایی که قبول نشدند چند نفر در سال اول مشغول شده‌اند مابقی که در علم اقتصاد تحصیل کرده‌اند آیا آقای رئیس دانشکده حقوق که اینجا نشسته‌اند قبول می‌کنند که آقایان بدون کنکور بروند آنجا؟ بنابراین اصولاً بنده از آقای دکتر شاهکار سؤال می‌کنم که دانشکده فنی را علم اقتصاد چه ارتباطی دارد به نفت این هفتاد و چند نفر رفته‌اند علم اقتصاد خوانده‌اند آنهایی که آمده‌اند به جنابعالی قبولند نداده‌اند بدون این‌که مقدماتش فراهم باشد رأی بدهید به این دانشکده این را باید از آنها سؤال کرد که دانشکده فنی چه ارتباطی به علم اقتصاد دارد با تامام این تفاصیل برای این‌که این جوانان بی‌کار نمانند دیشب مذاکراتی شده و اقداماتی شده است که تصمیمات کلی اتخاذ کنند که فکری برای آنها بشود که این هفتاد و چند نفر مشغول کار بشوند.

موسوی- دانشکده نفت خوزستان را که قانونش گذشته افتتاح کنید که تکلیف اینها روشن بشود.

رئیس- آقایانی که سؤالات‌شان مطرح می‌شود متوجه باشند ضمن سؤالی که ابلاغ شده به سؤالات دیگر نپردازند فقط موضوع سؤالی که کرده‌اند مطرح بشود طرح مطالب دیگر مطابق آئین‌نامه مجاز نیست.

4- سؤال آقای نقابت راجع‌ به اراضی خوزستان و جواب آقای وزیر کشاورزی.

رئیس- آقای نقابت.

نقابت- عرض کنم که در دوره نهم و دهم مجلس یک حادثه‌ای در خوزستان رخ داد و آن این بود که عشایر و زارعین سرحدی چون وضع‌شان مرتب نبود از طرف دیگر در نوار شطی شط‌العرب زمین می‌دادند و کمک به زارعین و فلاحین می‌کردند اکثرا پیش می‌آمد و تبلیغاتی می‌شد که بعضی از خانواده‌ها عبور می‌کردند از شط و به اصلاح معمول کوچ می‌کردند یکی دو تا از این گزارش‌ها به عرض اعلیحضرت فقید رسید یک تلگرافی کرده است اعلیحضرت به فرمانده لشکر آنجا که اگر شنیدم که یک نفر از اتباع سرحدی ایران کوچ بکند تو را در خوزستان تیرباران می‌کنیم حرف اعلیحضرت هم شوخی نبود خیلی جدی بود و قابل‌اجرا این باعث اضطراب شد فکر کردند چه بکنند جلساتی کردند و مذاکراتی کردند آنجا گفت: وحشی چیزی است ملک و دانم از این- کو نشود هیچ‌گونه رام به انسان- بندش عدل است چون به عدل ببندیش- انسی گردد همه اگر شودش سان. باید عدالت کرد باید زارع و مردم سرحدی را به زارعین علاقه‌مند کرد که بتوانند سرمایه خودشان را در آنجا خرج کنند خانه بسازند به اصطلاح علاقه‌مند بشوند به این جهت نتیجه افکار عقلای آن روز این شد که قانون فروردین 1314 در دوره دهم تصویب شد حالا حسن‌تصادف است سؤالی که بنده راجع‌ به املاک و خالصه‌جات و عشایر خوزستان کردم تصادف کرده است تا موقعی که قانون خالصه‌جات مطرح است و آقایان هم نظر موافق دارند و جناب آقای وزیر کشاورزی که در مقام این هستند که حقی ذوی‌الحقوق را بهشان بدهند و بنده از این موقع استفاده کردم و حسن تصادف استقبال کردم که اگر توضیحی بدهم در تعقیت همان کار باشد این قانون صریح عبارتش این است که دولت مجاز است اراضی خوزستان و اراضی خالصه خوزستان را به اشخاصی که آباد کرده‌اند یا تعهد آبادانی نمایند طبق تصویب‌نامه هیئت وزرا واگذار بکند) ملاحظه بفرمایید چقدر صاف و سالم و حسابی است طرز اجرایش را هم گذاشته‌اند به تصویب‌نامه هیئت دولت هیئت وزرا در تاریخ سوم تیرماه 1314 به شمار 9853 این تصویب‌نامه را صادر کرد و مقرر داشت «اولاً اراضی که قبل از استیلای قشون یعنی قبل از 1304 از طرف شیخ‌خزعل‌خان به اشخاصی واگذار شده ولو این‌که قباله هم به اراضی مذکور در دست نداشته باشند اراضی مزبور که متصرفین آن بلاعوض واگذار می‌شود. ثانیاً اراضی که از 1304 طبق این دستور مرکز تدریجاً و با شرایطی از طرف مالیه عدالتی خوزستان به موجب اجاره‌نامه برای ساختمان به اشخاص واگذار شده بود این قبیل اراضی هم به ملکیت متصرفین شناخته می‌شود. ثانیاً اراضی که بعد از استیلای قشون در خوزستان اشخاص بدون تحصیل اجازه از اداره مالیه اقدام به ساختمان و بنا نموده‌اند متصرفین از این لحاظ مورد تعقیب واقع نشوند این اراضی هم بلاعوض به متصرفین آن واگذار و اداره مالیه از تعقیب مشارالیه به کلی خودداری خواهد نمود. رابعاً مستغلات متعلق به شیخ‌خزعل‌خان که در سنوات ماضیه از طرف مشارع‌الیه با کسان او به اشخاص فروخته شده و بعدا در اثر دستور مرکز اقدام به موقوف گذاشتن معاملات مذکور شده بود این مستغلات هم به ملکیت صاحبان آنها شناخته شده و وزارت دارایی هم به ملکیت آنها اعتراضی نخواهد کرد «این تصویب‌نامه‌ای است که در سال 1314 دولت ایران بر طبق ضرورت صادر کرده است بنابراین موجب این مقرارات اگر کسی در آنجا خانه ساخت نخلستانی داشت ملکی ایجاد کرد نهری کشیده بود زمینی آباد کرده بود به موجب این مقررات به او تملیک شد علاوه بر این‌که خود مردم هم در آنجا ادعای مالکیت داشتند (شوشتری- حیازت داشتند) صاحبان نخل می‌گفتند که عمران این نخل 150 سال است و ما 150 سال است که به اینجا آمده‌ایم نخل کاشته‌ایم عمران کرده‌ایم باتلاق‌ها را خشکانده‌ایم زحمت کشیده‌ایم حیازت اراضی کرده‌ایم قنوات دایر کرده‌ایم حق داریم، نرور زمان هم بر ما جاری شده، این‌که حکومت زوری

+++

و ظلمی در زمان استبداد می‌آمد به زور یک حقی را از ما می‌گرفت و ما می‌رویم و اسمش را می‌گذاشت بهره‌مالکانه او به نام خودش می‌گفت بهره‌مالکانه و ما می‌گفتیم مالیات دیوانی چون ما می‌دانیم و او می‌گرفت اسمش هر چه می‌خواهد بگذارد ما این را متصرفیم مالکیم دولت آمده به موجب این قانون و این تثبیت‌نامه حقوق مردم محل را تثبیت کرده آنها را مالک شناخته بر طبق این قانون هم از دیوان‌عالی کشور و از دیوان دادسرای دارایی بدوی و تجدیدنظر احکام بسیار زیادی صادر شده است بر مالکیت مردم و در اعتراضات و آنها همه درست است با این کیفیت می‌دانیم الان وضعیت خوزستان چه‌جور است با داشتن تا این پایه حق با داشتن این قانون با داشتن احکام دیوان کشور بنده به شما دوستان آقایان نمایندگان محترم اعلام می‌کنم که اساس مالکیت در خوزستان متزلزل است یعنی دولت به تقاضای ثبت تمام افراد بشر در اینجا اعتراض کرده است به ثبت‌خانه‌ها به ثبت نخیلات به ثبت شهرها اعتراض کرده چه و چه (پورسرتیپ- حتی به آنهایی که خودش واگذار کرده‌اند) نگرانی ما از این است که دستگاه دولت که حافظ قانون است چرا اعتراض می‌کند.  اگر یک مرد کلاه‌برداری از خارج اعتراض کرد که به حق همه تجاوز کند خوب فساد اخلاق است این‌کار را می‌کند که چیزی گیرش بیاید این صحیح ولی دستگاهی که مافوق است مجریه قانون است نباید عمل عبث انجام بدهد معذالک این اعتراضات را کردند باز هم اشکال ندارد وزارت دارایی که خالصه هم جزو وزارت دارایی بود در تمام این مدت این شئون و این قوانین را تا حدی رعایت می‌کرد بخصوص یک محکمه دیوان دادرسی هم داشت و آن چند نفر قضات شریف بودند از وقتی که قانون آقای دکتر مصدق آمد دستگاه مستقیم خالصه ایجاد کرد و تمام خالصه‌جات را منتقل کردند به یک دستگاهی که اسمش را هم بنگاه مستقل گذاشتند این عبارت مستقل یک سم مهلکی شد در مزاج این اداره گفت آقا معنی مستقل این است که آدم نه حرف وزیر مالیه و نه حرف رئیس‌الوزرا، نه قانون و حکم محکه را گوش بدهد چرا؟ چون مستقل است این بنگاه مستقل دارای 100 وکیل است دارای یک عده‌ای دادیار است دارای یک عده دستگاه است شعب در تمام کشور دایر کرده و شروع کرده به مزاحمت پریروز عرض کردم قریب بیست نفر از مشاغل شادگان در تابستان آمده بودند یک جلساتی کردیم (حمید بختیار- مژده بدهم عده دیگری هم همین چند روزه می‌آیند) یک عده دیگری می‌آیند و می‌گویند مأمورین خالصه شما می‌آیند از این باغچه‌ای که وصل به خانه‌های ما است بهره‌مالکانه می‌خواهند از اسب و الاغی که می‌بندند آقا والله گاو در خوزستان نمانده از دو الاغی که می‌بندند به گاوآهن عهد دقیانوس و زمین را می‌کارند از این دو تا الاغ علف چرا و از آن زمین و از هندوانه و سبزی و خیار و تره‌بارش صدی بیست بهره‌مالکانه می‌خواهند و می‌گیرند (حمید بختیار- از شترش 50 ریال می‌خواهند ) بالاخره با تمام این گرفتاری ما التماس کردیم خواهش خدمت آقای وزیر کشاورزی که آقا شما مالک، مالک وقتی دید زارعش فقیر است می‌گوید آقا کدخدا محمدعلی امسال نمی‌خواهیم که تمام حق را شما بدهید یک نصف بده یک ثلث بده یک عشر بده، ما بقیه را سال دیگر می‌گیریم مهلت بدهید به این فقر و فاقه و این بدبختی و این فشار و بیچارگی او نداشت که بدهد والله نداشت که کنار کارون گندم استرالیا به مردم داده می‌شود این آب بی‌حساب، این زمین و این زارع گرسنه یک مشت آب در زمین نبندد که زراعت بکند و ما گندم را از استرالیا بیاوریم به مردم بدهیم که آنها را از گرسنگی نجات بدهیم آن وقت اگر یک خانواده‌ای کوچ می‌کرد که حس غرور ملی دستگاه مرکزی برمی‌خورد و می‌گفت به فرمانده لشکر که اعدامت می‌کنیم و بعد این قوانین گشذت این حقوق ثبت شد این اراضی به مردم داده شد امروز با همه این شکایات وضع مردم این‌جوری است این را ما نمی‌خواستیم به مجلس بکشانیم آن قدر زحمت کشیدیم این‌قدر همه آقایان نمایندگان خوزستان هفته‌ای یک روز جلسه کردیم آقایان وزرا را دعوت کردیم بنگاه خالصه را دعوت کردیم گفتیم شنیدیم تملق گفتیم خواهش کردیم، التماس کردیم آنچه که لازمه اخلاق و وظیفه بود اجرا کردیم ولی متأسفانه باز هم هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم به این جهت بنده این مسئله را مطرح کردم که‏ با ان قانون 1314 و همین‌طور با آن قانون آبان 1316 که می‌گوید دولت مجاز است به عشایر و افراد در ایذه، بختیاری، دشتستان، خوزستان از اراضی خالصه برای اسکان و برای زندگانی و رفاه آنها مجاناً واگذار کند و به همین جهت در بحث پریروز خواهش کردم که آقایان آن دو قانون را نقض نکنید به طوری که در تبصره این قانون فروش خالصه‌جات ذکر شده است که هر چه آباد شده طبق آن قانون و هر چه آباد نشده طبق این قانون اینها را ملغی نکنند اینها یک حقی بود که مجانی در مواردی برای اسکان داده می‌شد هنوز اسکان به عمل نیامده است هنوز هم احتیاج داریم به وضع این قانون بر اثر آن قانون تقسیمات شروعت شده کمیسیونی از وزارت دارایی آمد به خوزستان رفت به دشت میشان اراضی دشت میشان را تقسیم کرد بیش از 50 هزار قباله دولت تنظیم کرد و بین مردم دشت میشان زمین قسمت کرد و داد (شوشتری- هنوز از آنها رفع مزاحمت نشده) الان هم مالیه محل این را می‌گیرد به آن می‌دهد مردم تکلیف‌شان معلوم نیست (شوشتری- جرم است) بله جرم است جرم را اگر ضعیف کرد می‌گیرند حبس می‌کنند اگر فوری کرد نمی‌گویند جرم است می‌گویند عنایت است می‌گویند تفضل است به هر صورت این عنایت و تفضل را می‌کنند در محل به این صورت 50 هزار قباله داده اند در قسمت‌های دیگر در شرف تقسیم بودند که اعلیحضرت فقید فرمودند که متری یک شاهی سه دینار ا مردم بگیرند خرج عمران آبادی کشور کنند این کار ماند تا حالا بعد از شهریور 32 کابینه مرحوم فروغی بود بعد از آن همین آقای حاج‌عزالممالک وزیر دارایی بودند آقایان را خواهش کردیم تشریف آوردند جلسات کردیم در کمیسیونی در وزارت دادگستری تشکیل شد.

رئیس- آقای نقابت 15 دقیقه وقت سر کار تمام شد.

نقابت- در نتیجه این مباحث اجازه داده که مردم ملک‌شان را ثبت کنند شورای‌عالی ثبت هم اجازه داد که مردم ملک‌شان را ثبت کنند بنابراین بنده خواهش می‌کنم...

رئیس- آقایان نقابت بعد از بیانات آقای وزیر شما وقت دارید که صحبت کنید.

نقابت- بنده خواهش می‌کنم که جناب آقای وزیر صرفاً به بنده جواب ندهند به آن جمع محروم جواب بدهند.

رئیس- آقای وزیر کشاورزی.

وزیر کشاورزی (مهندس طالقانی)- سؤالی که نماینده محترم خوزستان فرمودند مربوط به ماه قبل است و همان‌طور که فرمودند خوشبختانه مصادف بارزی شده که باعث تقسیم خالصه‌جات مطرح است بنابراین بنده قبل از این‌که متن جواب را که نوشته‌ام انجیل بخوانم اجازه می‌خواهم چند کلمه‌ای نظر دولت را درباره تقسیم خالصه‌جات به عرض آقایان برسانم اصولاً نظر دولت درباره تقسیم خالصه‌جات این است که نمی‌شود مملکتی را به زور سرنیزه و هو و جنجال و حرف زور نگهداری کرد یک مملکتی وقتی روی پای خودش مستقر می‌ماند که مردم به آب و خاک آن علاقه داشته باشند بنابراین صحیح نیست دولت اراضی خیلی مفصل را در اختیار نگه داشته باشد و آن را فقط بر رعیت اجاره بدهد که بکارد و آن رعیت خود را صاحب و مالک آن نداند برای این‌که مردم خودشان را ملک بدانند و در روز مبادا دفاع کنند و آباد نگه دارند دولت نظرش این است که اراضی خالصه را قسمت کند به اشخاصی که زراعت می‌کنند بدهند این نظر اصولی است که روی لایحه خالصه‌جات تهیه شده و آمده به مجلس و از آقایان درخواست دارم که کمک بفرمایند که انشاالله زودتر بگذرد و اما راجع‌ به نخلستان‌ها بنده به عرض آقایان می‌رسانم گرچه سؤال ایشان مربوط به سه ماه قبل بود قریب دو سه هفته یک تصویب‌نامه‌ای از هیئت دولت گذشت که برای واگذاری عرضه نخلستان‌ها تسهیلاتی قائل شوند که الان مشغول عمل هستند و امیدوارم در مورد نخلیات اشکال رفع شده باشد با خود ایشان و بعضی از نمایندگان خوزستان مشورت شد و این تصویب‌نامه‌اش تهیه شد و اما نسبت به سؤالی که نماینده محترم خوزستان در باب اجرای قانون مصوب 16 فروردین 314 فرموده‌اند اینک توضیحات زیر به عرض می‌رسد.

بر طبق قانون مورد بحث به دولت اجازه داده شده است اشخاصی که از اراضی خوزستان را آباد کرده و یا تعهد آبادانی آن را بنمایند اراضی به ملکیت آنها واگذار شود ضمناً شرایط واگذاری را هیئت‌وزیران تعیین نمایند و در عین حال دولت موظف به واگذاری اراضی مطابق آنچه که نماینده محترم فرمودند نبود بلکه مجاز بوده است برای اجرای تصویب‌نامه‌هایی که از سال 1314 تاکنون از هیئت‌وزیران گذشت که توضیح عرض می شود:

1- بر طبق تصویب‌نامه‌ای که در سال 1314 راجع‌ به عرضه ساختمان‌های آبادان و اهواز و خرمشهر صادر و ابلاغ شد مقرر گردیده است اشخاصی که تا آن تاریخ ساختمان نبوده اعم از این‌که ید آنها متعلق از شیخ‌خزعل باشد یا خیر آن اراضی از طرف دولت ملک اشخاص شناخته شود و متعرض آنها نشود ولی چون متعرض اشخاص از سال 1314 بر طبق مفاد قانون فوق‌الذکر بایستی با اجازه دولت باشد زیادی که بدون رعایت مقرراً فوق و بدون جبل موافقت قبلی بدون این‌که به دولت رجوع بکنند و اجازه بگیرند آمده‌اند چند هکتار چندین هزار متر را با چینه‌ای نزدیک شهری مثل اهواز تصاحب کرده‌اند و چون بر خلاق فانون بوده دولت اعتراض کرده و مجبور بوده است که قانون را اجرا کند و چاره‌ای هم نداشته ولی اشخاص که قبل از 1314 اقدام به احداث بنا نموده‌اند به هیچ‌وجه دولت مزاحم آنها نیست کما این‌ که آنچه از این قبیل اشخاص که سابقاً و با اشتباه به تقاضای ثبت آنها اعتراض شده بود پس از رسیدگی به وسیله بنگاه خالصه‌جات اعتراضات مزبور مسترد شده است نکته قابل توجه این است که همان اشخاصی که بعد از 314 به عواین مختلف در اراضی خالصه دخالت نموده و حق سایرین را غصب کرده‌اند می‌خواهند تجاوزات خود را به حساب قبل از سال 314 گذارده و دولت مزاحمتی برای آنان نداشته باشند البته تصدیق خواهند فرمود که منظور قانونگذار چنین عملی نبوده تا آقایان محترم اقدام به چنین عملی را تجویز نخواهند فرمود با این وصف برای این‌ که تکلیف این اشخاص هم معلوم شده و دعاوی دولت با آنها حل‌ و فصل شود بر طبق تصویب‌نامه‌هایی که

+++

در سنوات بعد 1314 از هیئت‌وزیران کمیسیونی برای سازش با این قبیل متجاوزین در اهواز تشکیل شده و می‌شود هر کس مایل بود و می‌تواند کمیسیون مزبور مراجعه نموده و از طریق سازش و مابقی که توافق می‌شود به دولت تأدیه نماید تا او نیز رفع تعرض بشود (پورسرتیپ- در سایر شهرستان‌ها هم است).

2- در مورد نخلیات چون متصرفین آن به عنوان بهره‌مالکانه و مالیات املاک مزروعی وجهی به دولت تأدیه نمودند پس از رسیدگی‌های مفصلی که به وزارت دارایی در سنوات قبل از سال 1328 به عمل آمده بالاخره بر حسب تصویب‌نامه صادره از هیئت‌وزیران در سال 1328 مقرر گردید متصرفینی که در بهره بدهی خود را بر طبق ممیزهایی که شده تأدیه نمایند دولت عرضه نخلیات را هم به آنها واگذار نماید و تا کنون تصویب‌نامه مذکور چند دفعه تمدید شده و با پیشنهاد بنگاه خالصه‌جات اخیراً نیز تصویب‌نامه کاملی که اختلافات و مشکلات حاصله را به کلی مرتفع می‌نماید از هیئت‌وزیران گذشته که به موقع اجرا گذارده می‌شود و تاکنون عده زیادی بدهی خود را تأدیه نمودند و اعتراض بر ثبت آنها مسترد شده است و سایرین هم موقع بدهی خود را تأدیه نمودند عرصه نخلیات به آنها واگذار خواهد شد.

به طور خلاصه هر کس منال 5 سال را بدهد عرصه متعلق به او می‌شود.

3- نسبت به اراضی زارعی با این‌که در تصویب‌نامه واگذاری اراضی خوزستان اشخاصی که تعهد آبادانی آن را بنماید و در سال 1314 هیئت‌وزیران گذشته مقرر شده بود اشخای که اراضی را آباد کرده به کمیسیون مقرر در تصویب‌نامه که از مرکز همین‌طور واگذاری اراضی اعزام شده و در مراجعه نمایند تا پس از رسیدگی و تحقق آبادی اراضی به آنها واگذار شود به طوری که سوابق مربوطه نشان می‌دهد اشخاص به کمیسیون مراجعه ننموده‌اند تا وضع آنها مورد رسیدگی قرار گیرد ولی آنچه اراضی قبل از سال 1314 آباد شده مزاحمتی برای متصرفین به هیچ‌وجه فراهم نگردیده است لیکن همان‌طوری که در بالا توضیح داده شده بعد از سال 1314 مقید به شرایطی بوده که در تصویب‌نامه و آئین‌نامه‌های مربوطه توضیح داده شده و بر طبق پیمان و اسنادی که به اشخاص تنظیم می‌شده اراضی به آنها واگذار و مالکیت معلق به انجام شرایط عمرانی مندرج در مندرج در پیمان شده اشخاص زیادی که بدون اجازه دولت در اراضی دخالت نموده و حتی عمران و آبادی هم ننموده تقاضا دارم دولت آن اراضی را مالک آنها بدانند و یا اراضی که از سال 1314 آباد بوده و متصرفین هم آن را آباد ننموده می‌خواهند آن اراضی ملک خود بسازند مزاحمت مأمورین خالصه به قول نماینده محترم و با انجام مأمورین مزبور بنگاه خالصه‌جات برای این قبیل اشخاص است و برای مزید استحضار به اطلاع می‌رسانم که در قانون فروش خالصه‌جات هم که مطرح است پیش‌بینی این موضوع شده و مقرر شده نسبت به اراضی خوزستان که تاکنون آغاز شده بر طبق قانون 1314 اقدام شود و این نکته را هم به عرض آقایان برسانم که توجه بفرمایند جناب آقای دکتر شاهکار نماینده محترم فرمودند که چرا اجرای قوانین نمی‌شود ولی این را در نظر بگیرید از بنگاه خالصه یا اراده خالصه وزارت دارایی مطابق قانونی که داشت مجبور بود که جلوی اقداماتی را بگیرید این را نمی‌شود گفت که برای مردم ایجاد مزاحمت کرده و اگر هم اغماض می‌کرد آن وقت آقایان نمایندگان محترم بنده را مورد استیضاح قرار می‌دادند که چرا قانون را اجرا نکردید ولی همین که خالصه‌جات که الان مطرح است بگذرد که این همه گرفتاری‌ها را رفع خواهد کرد و اگر آقایان توجه بفرمایند در ظرف 7، 8، 10 روز که این قانون مطرح است این را از تصویب بگذرانند در حدود لااقل 90% این گرفتاری‌ها رفع خواهد شد راجع‌ به علف چرا باید به عرض آقایان برسانم که این قدرها هم مهم نیست از یک گوسفند در سال 5 ریال به عنوان علف چرا گرفته می‌شود اگر آقایان نظر ندارد که گرفته بشود بنده توضیحاتی عرض می‌کنم البته هر چه نظر مجلس محترم باشد بنده حرفی ندارم.

رئیس- آقای نقابت.

نقابت- به حمدالله حقیقت تأثیر کرد و آقای وزیر کشاورزی تا قبل از 1314 حقوق مردم مصرف و احیاکننده اراضی خوزستان را اعم از تخلیات یا اراضی مزروعی یا مستغلات رعیت شناخته و آن قانون و مقررات را تأیید نمودند بنده هم تا سال 14 متشکر عواطف و مراحم ایشان هستم از آن به بعد مردم بعد از 1314 بر طبق قوانین دارایی حقوقی هستند که بنده عرضی نمی‌کنم و خودشان آن را ابراز می‌کنند و می‌رسند ولی بنده به همین مقدار قانع‌ام تا سال 1314 فقط خواهشمندم که این حق فراموش نشود و اداره خالصه‌جات بنگاه خالصه‌جات مردمی که تا قبل از 1314 متصرف‌اند مزاحمت نکنند بیش از این نه بنده توقعی دارم و نه وکلای خوزستان از آقا خواهش دارم زیرا ترقیات اراضی و قیمت اراضی بعد از 1314 شده است زمین خوار پیدا شده بنده شریک کسی نیستم و یا نمی‌گویم حق کسی را بگیرید به دیگری بدهیم آنچه که دارم حمایت می‌کنم و خواهشمندم حق آنها رعایت شود همان حقوق عشایر و زارعین و صاحبان نخلستان و مردمی است که تا سال 1314 محققاً متصرف بوده‌اند و احیا کرده‌اند راجع‌ به تخلیات و واگذاری عرصه نخلیات به صاحبان اعیان این حق علاوه بر آن‌که مردمی که در آنجا غرس نخل کرده صد صدو پنجاه سال است اقامت کرده‌اند آن عرصه به ملکیت آنها بر طبق احکام شرع شناخته شده است و محدود به اعیانی است معذالک این قانون به آنها حق داده است و این که فرمودند تصویب‌نامه‌ای در چند روز اخیر از هیئت‌وزرا صادر فرموده‌اند این تصویب‌نامه بر خلاف قوانین حقوقی مکتسب مردم است زیرا در این تصویب‌نامه قید شده است عرضه نخلستان‌ها به صاحبان اعیان که منال 5 ساله داده باشند واگذار می‌شود به استثنای آنچه را که دولت برای مصارف شخصی و شرکت نفت و غیره و غیره حاجت دارد توجه فرمودید این کلمه به استثنا برخلاف حق مکتسب است مردی در کنار بهمن‌شیر یک نخلستان دارد و محل کارخانه خرمای آن هم بوده که بسته‌بندی می‌کرده صادر می‌کرده در دو سه ماه پیش اینجا آتش گرفته حریق مدهشی رخ داده خراب شده حالا که می‌خواهد برود تعمیر کند ژاندارم رفته جلویش را گرفته است و اجازه نمی‌دهد به این جهت بنده خواهش می‌کنم جناب آقای وزیر این حق مکتسب تا سال 1314 به این طرف هرگاه وکلا و سناتورهای خوزستان یک وقت از شما خواستند شما را به خدا مخالفت کنید.

5- مذاکره در گزارش کمیسیون قوانین دارایی راجع‌ به فروش خالصه‌جات‏

رئیس- لایحه فروش خالصه‌جات مطرح است در جلسه پیش اعلام رأی شده است نسبت به پیشنهاد آقای نقابت که خودشان نبوده‌اند و آقای جلیلی قبول کردند مذاکرات هم به عمل آمده است حالا قرائت می‌شود و رأی گرفته می‌شود (به شرح زیر قرائت شد).

پیشنهاد می‌نمایم در تبصره یک ماده 1 کلمه (خالصه) بعد از (اراضی) افزوده شود.

رئیس- خود آقای وزیر هم قبول کرده‌اند آقایانی که با این پیشنهاد موافقند قیام بفرمایند (اکثراً برخاستند) تصویب شد.

6- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای معاون وزارت راه‏

رئیس- آقای معاون وزارت راه بفرمایید.

معاون وزارت راه (مهندس خسرو هدایت)- لایحه‌ای است در تحت یک ماده برای اصلاح قانون اداره کل ساختمان که تقدیم مجلس می‌شود.

رئیس- این ماده واحده را با فوریت داده‌اید؟

معاون وزارت راه- بدون فوریت است.‏

7- مذاکره در گزارش کمیسیون دارایی راجع‌ به فروش خالصه‌جات‏

رئیس- پیشنهاد دیگری در ماده اول این لایحه خالصه‌جات مطرح می‌شود (به شرح زیر قرائت شد).

پیشنهاد می‌نمایم به آخر ماده اول لایحه فروش خالصه‌جات این جمله اضافه شود. و همچنین مواردی که برای تعویض املاک مردم در لایحه مصوب به کمیسیون‌های مربوطه مشترک مجلسین مورخ دوم خرداد ماه 1333 تعیین گردیده مقرر شده است. عمیدی‌نوری‏.

رئیس- آقای عمیدی‌نوری‏.

شوشتری- آقای عمیدی‌نوری پیشنهاد را بخوانید.

عمیدی‌نوری- بنده اول موضوع را عرض می‌کنم بعد پیشنهاد به عرض آقایان خواهد رسید آقایان مسبوق هستید که دولت در بعضی از وزارتخانه یک احتیاجی از نظر تملیک در بعضی از املاک پیدا کرد مثلا وزارت جنگ احتیاجی پیدا کرده به بعضی املاک مردم و مدتی است این املاک را هم در تصرف دارد و عده‌ای از مردم که دارای اوراق مالکیت و اسناد هستند املاک‌شان همین‌طور مانده خود دولت هم متوجه این موضوع بوده یعنی این در حکومت اسبق در کابینه دکتر مصدق یک لایحه‌ای تنظیم شده بود که طبق آن لایحه برای تعیین و تکلیف این املاک مردم یک کمیسیون‌هایی تشکیل شود که از هیئت عالی‌مقامی از دیوان کشور و یک قضاتی نسبت به کسانی که دارای اوراق مالکیت هستند و برابر رأی کمیسیون حق دارند آن املاک را که در تصرف وزارت جنگ است رسیدگی کنند آن کمیسیون‌ها و از املاک خالصه به آنها داده شود (دکتر پیرنیا- بااعتبار) این سابقه را که عرض کردم یک چنین لایحه‌ای آمده به کمیسیون‌های مشترک در کمیسیون کشاورزی و کمیسیون دادگستری تصویب شده و به دولت ابلاغ شد و دولت الان مشغول اجرای آن لایحه است و به حقوق ثابت مردم رسیدگی می‌کند که از املاک خالصه طبق اختیاری که دارد بایستی که تعویض کند این لایحه‌ای است که گذشته ماده دوم این لایحه طوری است که آن لایحه را لغو می‌کند  یعنی دست دولت را در آن کار می‌بندند و حقوق بسیاری از مردم اسقاط می‌شود برای این‌که در اینجا گفته است وزارت کشاورزی مکلف است بر طبق مقررات این قانون نسبت به فروش کلیه خالصه‌جات پس اولاً وزارت کشاورزی مکلف شده راجع‌ به فروش خالصه‌جات این ‌طور اقدام بکند و ثانیاً (کلیه) خالصه‌جات را گفته در حالی‌که در آن لایحه قسمتی از آن خالصه‌جات باید تعویض بشود یعنی ارزیابی

+++

بشود طبق مقرراتی که در آن لایحه هست و داده بشود به کسانی که صاحب آن املاک هستند چون اینجا یک استثنائاتی هم کرده در تبصره هم گفته به استثنای مراتع و جنگل‌های طبیعی و همچنین خالصه‌جات و ابنیه و مستغلاتی که مورد اختیار مؤسسات دولتی است در حالی که اینجا یک قانون خاصی است که آن کمیسیون‌های قانونی حق دارند در مقابل املاکی که وزارت جنگ یا بعضی ادارات لازم داشتند و تصرف کردند می‌بایستی ارزیابی بشود و از املاک خالصه داده بشود آن مشمول هیچ یک از استثنائات نیست بنده پیشنهاد کردم که این جمله استثنا که دو استثنا کرده یکی مراتع و جنگل‌های طبیعی و یکی هم ابنیه و مستغلاتی که مورد احتیاج دولت است یکی هم بگوید مواردی که در قانون مورخ خرداد از کمیسیون‌های مشترک گذشته و الان اجرا می‌شود بنابراین خواستم توضیح عرض بکنم پیشنهاد بنده یک توضیح مسلمی است از این قانونی که الان دارد اجرا می‌شود که قید و تصریحی در این لایحه بشود و نتیجه‌اش این می‌شود که همه دست دولت باز می‌شود و هم حقوق مردم تأمین می‌شود این بود نظر بنده حالا اگر نمایندگان محترم و نماینده دولت موافق هستند که درست می‌شود.

رئیس- آقای دکتر پیرنیا مخالفید بفرمایید.

دکتر پیرنیا- جناب آقای عمیدی‌نوری توجه بفرمایید یک اشتباهی در آن طرح که به تصویب کمیسیون مشترک رسیده فرموده‌اید در آنجا جناب آقای وزیر کشاورزی دو پیشنهاد فرمودند برای جبران خسارت اشخاصی که در هر اراضی دارد و این اراضی مثل ایستگاه راه‌آهن تهران و یا اراضی جاهای دیگر وزارت جنگ و یا ادارات دولتی دیگر در سابق تصرف کرده‌اند و در اختیار دارند و مقرر شده به این‌که از قرا و دهات خالصه به آنها داده شود یا این‌که قیمت آنها را دولت از این محل یا ممرهای دیگری که بعداً خودش می‌تواند در نظر بگیرد بپردازد و بنابراین این قانون مانع‌الجمع نیست بعد از آن دولت یک تصمیم کلی گرفت و آن این بود که اراضی خالصه را منحصراً بین رعایایی که ساکن آنها هستند تقسیم کند دیگر از این فکر نباید عدول کرد و این راه دومی که پیشنهاد شده یکی از محل فروش یعنی از محل فروش خالصه‌جات همین‌طوری که در ماده 11 این قانون پیش‌بینی شده از محل فروش اراضی دولتی از محل فروش مستغلات دولتی از محل فروش بر رعایا از این محل یا از ممرهای دیگر که دولت به دست بیاورد و این خسارت آقایانی که اراضی داشتند و حق هم دارند جبران کند اگر ما این قسمت را تصویب بکنیم یک مقدار عمده‌ای از دهات خالصه را منتقل کرده‌ایم به مالکیت خصوصی و این نقض‌غرض است و مخالف منظور و منویات دولت و همچنین آقایان نمایندگان محترم است البته چون بنده تجارب زیادی هم در این کار دارم این را به صلاح دولت نمی‌دانم خود آقایان خیلی مایلند که این ‌طور بود چون در ارزیابی البته یک ترتیبی می‌دهند که خیلی بیش از قیمت عادی ملک آنها ارزیابی بشود و ارزیابی ملک دولت چون روی عوایدی است که از ملک حاصل می‌شود آن را خیلی کمتر ارزیابی می‌کند. تازه اگر عوایدی را درست هم حساب کنند ارزیابی دولت خیلی کمتر می‌شود و یک املاکی را به ثمن بخس وزارت دارایی مجبور خواهد شد روی این قوانین به آقایانی که ادعاهائی داشتند واگذار کند و چون مورد پیش آمد که خیلی کمتر قیمت شد و به نظر بنده تعقیب این قضیه به هیچ‌وجه به صلاح دولت و به صلاح این لایحه نیست.

رئیس- آقای وزیر کشاورزی.

وزیر کشاورزی- بنده ماده‌ای را که مربوط به همین قانون و مربوط به دعاوی اشخاص از دولت راجع‌ به املاک است می‌خوانم که روشن شود ماده دوم راجع‌ به کمیسیون است و ماده پنجم می‌گوید کمیسیون پس از رسیدگی می‌تواند به خلع‌ید دولت از اراضی مورد دعوی و پرداخت عجول سنواتی آن یا پرداخت بهای منصفانه اراضی و یا به تعویض اراضی مورد تصرف دولت یا سایر املاک دولتی رأی بدهد و یا در صورتی که مدعیان مالکیت را در تمام و یا قسمتی از دعوی ذی‌حق نشناسد رأی مقتضی صادر نماید اینجا اگر در خود همین قانون هم دقت بفرمایید در ماده 11 گفته شده است: وجوه حاصله از فروش این اراضی به چه مصارفی خواهد رسید بنده خواهش می‌کنم از نماینده محترم که قبول بفرمایند از وجوه حاصله از فروش خالصه‌جات برای تأمین پرداخت محکومیت‌هایی که ممکن است در نتیجه اجرای این قانون متوجه دولت بشود اختصاص داده بشود که هیچ وقت دیگر صحبت این نشود که در تعویض و یا در فروش اعمال‌نظر شده و بنده خواستم نظر آقای دکتر پیرنیا را تأیید کنم که یک ملکش دانگ خالصه را از دولت به مالک دیگری منتقل نکرده باشیم و به رعایا منتقل کرده باشیم ولی البته حق مردم هم محترم است اگر دولت محکومیتی پیدا کرده باشد باید پرداخت کرد ولی مجلس اینجا نیست و اگر آقایان در آنجا که عرض کردم پیشنهاد بکنید که این محل پرداخت شود بنده قبول می‌کنم. ‏

رئیس- آقای عمیدی‌نوری پیشنهاد مجدداً قرائت می‌شود که رأی گرفته بشود (به شرح سابق مجددا قرائت شد)

عمیدی‌نوری- این کافی نیست و نظر بنده را تأمین نمی‌کند.

رئیس- آقایانی که با این پیشنهاد موافقند قیام کنند (عده کمی برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد آقای کیکاوسی قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده 1 اضافه گردد تبصره 3 نظر به موقعیت خاصی خالصه‌جات بلوچستان به لحاظ ایل نشینی و منطقه مرزی بودن و عدم بست ادارات ثبت و محکام قضایی داراست تصمیمات متخذه هیئت دولت در مورد خالصه‌جات بلوچستان معتبر و قابل اجرا است)

رئیس- آقای کیکاوسی‏

کیکاوسی- بنده نمی‌خواهم در این قسمت خیلی تضییع وقت بکنم (احسنت) گمان می‌کنم همه آقایان بهتر مطلع باشند که وضعیت بلوچستان به چه صورت اسف‌آوری است. و واقعاً می‌توان گفت که در تمام قسمت‌های مملکت از تمام مناطق این مملکت عقب ماندگیش بیشتر است‏.

خوشبختانه مقام ریاست معظم مجلس شورای ملی جناب آقای سردار فاخر مدت‌ها در این صفحات بوده‌اند و مطلعند وضعیت آنجا چه صورتی است بنده چون در این قسمت حقیقه ذکر بدبختی است کمتر مایلم بدبختی را بگویم برای این‌که باعث تأثر می‌شود باید اقدامی بکنیم که عمل مثبتی بشود که مردم از این بدبختی رهایی پیدا بکنند وضعیت خالصه‌جات بلوچستان بخصوص رعایا به قدری بد شده است که اساساً تقسیم یک خالصه‌ای بین رعایا قبل از این‌که یک رعیتی ما پیدا بکنیم و در یک محلی ثابتش کنیم موضوعی ندارد مورد ندارد و همین‌طور که جناب آقای وزیر کشاورزی فرمودند از دست یک مالک عمده‌ای ما این املتاک را خارج بکنیم به یک مردی که بعد از چند صباحی از دست آنها خراج می‌شود بنده در این قسمت بدبختی و گرفتاری‌ها یک سال و نیم تمام است با دولت و بنگاه خالصه مشغول مذاکره هستم و اخیراً هم گزارشاتی که به عرض اعلیحضرت همایونی شاهنشاهی رساندم و خوشبختانه عواملی که فرمودند بنده می‌توانم به عرض برسانم که تا حدی وضعیت رقت‌بار رعایا و مردمان مفلوک بلوچستان تغییر کرده و امید است ه با کمک‌هایی که می‌شود تغییر پیدا بکند که از یک زندگانی که اسم زندگانی بشود روی آن گذاشت مردم انجا هم برخوردار بشوند بنده هر چه در این موضوع با جناب آقای وزیر کشاورزی و بنگاه خالصه صحبت کردم با این‌که تصدیق دارند چه بدبختی آنجا هست به واسطه این‌که در تمام منطقه بلوچستان ثبت اسناد وجود ندارد و محاکم دادگستری یک اسم بی‌مسمایی است مخصوصاً بعضی مأمورین ناصالح دولت طوری رفتار کرده‌اند که بی‌خود بین مردمان تولید یک نقارهایی کرده‌اند که بر دولت روشن است ولی متأسفانه دولت می‌گوید من به واسطه این‌که مجوزی ندارم نمی‌توانم این کار را بکنم تمام خالصه‌جات بلوچستان اگر تمام مزارع را حساب بکنیم 28 قطعه است بنابراین با حسین‌نیتی که دولت در این کار دارد بنده می‌خواستم از حضور آقایان استدعا کنم با این تبصره پیشنهاد من موافقت بفرمایند و رأی بدهند تا این‌که دولت مجوزی در دست داشته باشد پیشنهاد بنده این است که نظر به وضعیت خاصی که خالصه‌جات بلوچستان به لحاظ ایل‌نشینی و منطقه ارضی بودن و منطقه بست ادارات ثبت و محاکم قضایی داراست تصمیمات‌متخذه هیئت‌دولت در مورد خالصه‌جات بلوچستان معتبر و قابل اجراست بنده عرض کردم که با حسن‌نیتی که دراین کار دارد فقط یک مجوزی می‌خواهد با این مجوز تمام حل می‌شود جناب آقای نقابت با آن بیان فصیح‌شان مطالبی را فرمودند که بنده اذعان می‌کنم صد یک ایشان نمی‌توانم بگویم وقتی در یک خوزستان با آن تشکیلات یک تضیقاتی را فراهم بکنند ملاحظه بفرمایید بلوچستان دورافتاده که هیچ یک از ادارات را ندارد چه بدبختی‌هایی است (دکتر پیرنیا- این پیشنهاد مفهوم نیست) بنده می‌خواهم در هر صورت به نام خالصه است ولی خالصه دولت نیست و دولت هم هیچ مجوزی ندارد به نام این‌که می‌گوید من ده بیست سال است در اینجا مداخله کرده‌ام و یک حقی را کسب کرده‌ام بنده خودم تذکر دادم به آقای وزیر کشاورزی که شما حقی ندارید و مجوزی نداشتید حالا یک مجوز برای من پیدا شد اگر مجلس شورای ملی خود را در این پیشنهاد موافقت بکنند دولت رفع شری از مردم می‌کند بنده قبلاً یک تبصره دیگری هم پیشنهاد کردم که خیلی مختصر است و حالا می‌خواهم استدعا کنم که جناب آقای وزیر کشاورزی موافق بکنند یعنی دولت هم موافقت بکند و آقایان نمایندگان هم موافقت بکنند که رفع این بدبختی بشود.

+++

رئیس- آقای صارمی مخالفید بفرمایید.

صارمی- بنده خیال می‌کنم بهترین ترکیبی که ممکن است ساکنین یک منطقه‌ای را به آن مملکت و محل علاقه‌مند کرد این قانونی است که فعلاً در دست اقدام و تصویب است برای این‌که می‌گوید رعیت صاحب ملک بشود و چون صاحب ملک شد و علاقه پیدا کرد و نسبت به مملکت معتقد می‌شود مؤمن می‌شود علاقه و ایمان زیادی پیدا می‌کند. بنابراین در بلوچستان اگر افرادی در نقاط‌مرزی هستند که مطابق این قانون املاکی به اینها وگذار شود و زراعت کنند این عمل مطابق مصالح عالیه مملکت خواهد بود هیچ جای تردید نیست به علاوه در این قانون گفته شده است به زارع محلی که مشغول زراعت هستند بفروشند نگفته که به اشخاص خارج بفروشند ملک را بنابراین قانون اگر اجرا شود و مخصوصاً با پیش‌بینی‌هایی که برای حفظ عمران و آبادی در این قانون کرده‌اند و گفته شده است قسمت‌های عمران و تعاون تشکیل پیدا کند این قمت‌ها به موقع‌اجرا گذاشته شود هم رعایای علاقه زیادتری پیدا می‌کنند و هم موجب آبادی و عمرانی زیادتری در نقاط مرزی خواهد شد اجرای این قانون در نقاط مرزی حد اعلی ضرورت را خواهد داشت که خرده‌مالک پیدا شود در عمل هم دیدیم که در هر کجا خرده‌مالک بوده است آبادی به حد اعلی وجود داشته است نمونه آن نمونه کاملش همین رضاییه است که آقای افشار صادقی اینجا هستند و رضاییه از تمام بلایا و مصائبی که برای مملکت پیش آمده است به حد اعلی برخوردار بوده است معذالک کلمه یک منطقه بسیار آبادی است برای این‌که هر یک از افراد فقط به توانایی خود علاقه‌مند به مملکت خودشان هستند و برای آبادی آن اقدام می‌کنند بنابراین در مرز بلوچستان بسیار ضرورت دارد که این قانون اجرا شود النهاییه از توضیحاتی که داده شد بنده این طور استنباط کردم که ممکن است یک اختلافی بین مترفعین یا مالیکن یا اداره خالصه راجع‌ به مالکیت اصل موضوع باشد و گویا پیشنهادی که داده‌اند منظورشان این بوده است که دولت مکلف باشد که برای این منظور به طور کدخدامنشی اقدام کنند و اختلاف رفعش بشود اگر منظور این است که این پیشنهاد ناظر به این منظور و مقصود نیست بهتر است به مراجع قضایی رسیدگی کنند اگر دولت حاکم شد و دولت مالک شناخته شد ما طبق این قانون عمل بشود و اگر دولت هم مالک شناخته نشد یک عده‌ای به نام خان که در محل هستند املاک دولت را تصاحب کنند (پورسرتیپ- ماده 87 بنده اعتراض دارم به خان چرا توهین می‌کنند؟) جنابعالی که مالک نیستید آقای پورسرتیپ خواهش می‌کنم که این لقب را برای خودتان نخرید که موجب ننگ است بنابراین اجرای این قانون در بلوچستان که مرز است ضرورت را دارد.

رئیس- آقای مخبر بفرمایید.

مشایخی (مخبر کمیسیون)- نماینده محترم بلوچستان راجع‌ به اراضی بلوچستان با اغلب از آقایان نمایندگان در سرسرا صحبت کردم و یک توضیحاتی دادم و بهتر این است که برای روشن شدن ذهن آقایان در مورد پیشنهاد به عرض آقایان برسانم که مقصود این است که فعلاً در بلوچستان امر کشاورزی خیلی محدود و ناچیز است و کشاورزی که چند سال در یک منطقه زمین زراعت کرده باشد وجود ندارد. ایشان مقصودشان این است که تدابیری اتخاذ شود که یک عده‌ای از بلوچستانی‌ها در آن محل به کارهای کشاورزی اشتغال پیدا کنند فلاحت کنند و عملیات فلاحتی در آنجا تأمین پیدا کنند اگر یک چنین مردمانی پیدا شدند بعد دولت خالصه را بین آن تقسیم کرد مقصودشان این است و روی همین زمینه ایشان پیشنهادی تهیه کرده بودند بعداً تغییر عقیده دادند و فرمش را عوض کردند بنده اصولاً در شأن شورای ملی نمی‌دانم که در یک قانون که برا فروش خالصه‌جات در دستور و در معرض تصویب قرار می‌گیرد و نسبت به یک طبقه در کشور تصمیم اتخاذ می‌کند.  اختیار متعلق و لایتناهی و بدون‌مدت به دولت بدهند که هر جور که دلش می‌خواهد نسبت به خالصه‌جات بلوچستان تصمیم اتخاذ کند و اگر ایشان می‌گفتند برای یک مدت محدود در ظرف یک سال در ظرف دو سال یک مدت معینی با توجه به مقتضیات محلی و شرایطی بیایند نسبت به املاک بلوچستان تصمیم به نفع مردم اتخاذ کنند البته مطالب قابل بحث بود اما یک مطلب هست توجه بفرمایید منظور ایشان هم در این قانون تأمین‌شده است در قانون گفته شده است که در کلیه املاک به کشاورزان بدون رعایت مزایده فروخته می‌شود و برای نقاط مرزی در تبره 4 ماده 2 ذکر شده است که در نقاط عشایری و مرزی استثنائاً دولت می‌تواند نظر به مقتضیات محلی تا میزان یک‌صد هکتار هم به اشخاص و کسانی که در مرز مقیم هستند بنابراین موضوع نقاط مرزی که بایستی فرقی با نقاط غیر مرزی داشته باشند مورد توجه دولت و مقنّن داشته باشند در اجرای قانون و با رعایت تبصره‌ای که با استحضارشان رساندم قابل اجرا خواهد بود و نظرشان را تأمین شده البته آقا باید دولت تقاضا کنند و دولت هم باید اقدام کند این نقاط عقب‌افتاده را بیشتر مورد توجه قرار بدهد چرا باید در بلوچستان تشکیلات ثبت نباشد املاکی که متعلق به مردم است مردم تقاضای ثبت بکنند املاک خالصه را دولت تقاضای ثبت بکنند و نسبت به املاک تکلیف مردم و دولت روشن بشود که این اختلاف بین مردم و دولت از نظر شئون مالکیت رفع بشود موضوع تقاضای جنابعالی که مورد علاقه تمام همکاران هم هست به آن ترتیب خلاصه بشود که از دولت بخواهید که تشکیلات ثبت را آنجا تعمیم بدهد و خود آقا هم در تبصره 4 از ماده سه نظریاتی که دارید در ضمن اجرای قانون با دولت مذاکره بفرمایید بنابراین تصور می‌کنم که اگر پیشنهاد خودتان را مسترد بفرمایید بهتر خواهد بود (دکتر شاهکار- مدتش را می‌خواهند تعیین کنند)

کیکاوسی- محاکمی وجود ندارد که مردم به آن محاکم مراجعه کنند.

رئیس- مجددا قرائت می‌شود. (پیشنهاد به شرح سابق مجددا قرائت می شود)

کیکاوسی- بنده پیشنهادم را با اضافه کردن مدت یک‌سال اصلاح می‌کنم. ‏

رئیس- رأی گرفته می‌شود نسبت به این پیشنهاد آقایانی که با این پیشنهاد با مدت یک‌سالی که تعیین شده است موافقند قیام کنند (عده‌ای تقریبا معادل نصف منهای یک قیام کردند)

آقایان تعمل کنند که درست شمارش شود مجدداً شماره شد تصویب نشد دفعه اول یک نفر کم بود بعداً آقایان نشستند.

پیشنهاد آقای درخشش قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم از تاریخ تصویب این لایحه حداکثر تا دو ماه به منظور محدود ساختن مالکیت‌های بزرگ و ایجاد خرده‌مالک لایحه فروش و تقسیم دهات بزرگ را برای تصویب به مجلس تقدیم نمایند.

رئیس- آقای درخشش‏

درخشش- بنده پیشنهاد کردم که دولت مکلف است از این تاریخ تا دو ماه برای تحدید مالکیت‌های بزرگ لایحه فروش و تقسیم املاک بزرگ را به مجلس تقدیم کند (کاشانی- مال کی را) دنیای غرب مسئله تحدید مالکیت را حل کرده و دول خاورمیانه مدت‌هاست این مسئله را حل کرده‌اند امروز این اصول از بین‌ رفته است که عده‌ای با رنج و زحمت و مشقت کار بکنند چند صد هزار نفر از افراد این مملکت زحمت بکشند برای این‌که چند صد نفر استفاده ببرند و علاوه بر استفاده بردن مقامات حساس کشور را اشغال کنند و در مجلسین کرسی اختیار و اشغال کنند و اولادهای‌شان در بهترین نقاط دنیا تحصیل کنند این مسئله امر در تمام دنیا حل شده است و خواهی‌نخواهی یک روزی هم در ایران باید این موضوع را حل بکنند اگر اعلیحضرت همایونی املاک خودش را تقسیم کرد به خاطر هویٰ و هوس نبود بلکه به خاطر نفع ملت و مملکت بود دولت که لایحه فروش خالصه‌جات را به مجلس داد برای این است که یک عده از زارعین صاحب ملک بشوند به خاطر نفع مملکت است بنابراین که اعلیحضرت همایونی و دولت می‌خواهند به این وسیله سه‌درصد از رعایا را زمین‌دار بکنند بیایید لایحه‌ای بیاورید که صددرصد از زارعین این مملکت از ایران بهره‌برداری بکنند و به خاک‌شان علاقه‌مند باشند و این مسئله اجیر بودن از بین برود بعضی از این مالکین بی‌انصاف به زارعین خودشان معامله حیوانات را می‌کند  بنده اطلاع دارم که یک عده‌ای از مالکین افرادشان را رعایای خودشان را می‌فرستند به کنار جاده راه آهن برای عملگی و آن پول را می‌گیرند و می‌گویند تو رعیت من هستی و پولی که اجرت می‌گیری مال من است (عامری- کذب است، دورغ است) همان معاله‌ای با الاغ و باغ و حیوانات می‌کنند با رعایا هم همان معامله را می‌کنند ما اگر بخواهیم این مملکت از این وضع فعلی نجات پیدا کند باید برای تمام افراد این مملکت فکری کنیم و این وضعیت را که چندین هزار نفر شب و روز به خاطر زندگی چند صد نفر زحمت می کشند این موضوع را باید از بین ببریم و بگذارید که این مملکت روی خوشی به خودش ببیند و بنده معتقدم که افرادی که کوچکترن علاقه به این آب و خاک دارند به این تبصره بنده رأی خواهند داد.

رئیس- آقای دکتر شاهکار

دکتر شاهکار- بنده بسیار متأسفم که مطالبی که اصلش صحیح است (عبدالصاحب صفایی- اصل مطلبش هم حیح نیست) در لباسی درمی‌آید که به کلی غیر از آن مطلب است (صحیح است- احسنت) بنده نمی‌خواهم آن عبارت را بگویم که اراده باطل می‌کنند از کلمه حق (درخشش- تکرار بفرمایید) من عبارت آقا را تکرار نمی‌کنم. ‏

داراب- بفرمایید تمام مرتجعین خوششان می‌آید.

دکتر شاهکار- آقای داراب به نظرم یک چیزی دلت می‌خواهد مرتجع یعنی چه. چه مرجعی این مزخرفات و مهملات چیست؟ من مرتجعم و 250 متر زمین ندارم ما مسلمان هستم (داراب- مصر هم مسلمان است).

رئیس- ساکت باشید شلوغ نکنید به شما اخطار می‌کنم اصلاً این قابل رأی نیست بفرمایید بروید بنشینید یک پیشنهاد دیگر را بخوانید.

+++

تیمورتاش- این حرف‌ها چیست می‌زنید؟

رئیس- به شما چه آقا؟ ساکت بنشینید. کی به شما گفت صحبت کنید؟ (تیمورتاش- چشم معذرت می‌خواهم) حفظ نظم مجلس با من است. آقای درخشش کی گفت به شما بلند شوید؟ بفرمایید آقای دکتر شاهکار بیانات‌تان را بکنید.

دکتر شاهکار- در این‌که رفتار بعضی افراد با بعضی از افراد بد است در این حرفی نیست و انتقاداتی که بعضی از نمایندگان مجلس نسبت به دولتی می‌کنند و به آن رأی داده‌اند اگر یک کسی یک عده مالک نسبت به کس دیگر یا نسبت به یک عده زارع بدرفتاری کند ما کمیسیون عرایض داریم دادگستری داریم (درخشش- تمام در دست مالکین است) اما این‌که آقای درخشش می‌فرمایید که ما بخواهیم مملکت اصلاح بشودد ما بیاییم  قانونی بگذاریم که هر کس ملکی دارد از او بگیرند و به آن بدهند و این مطلب در دنیا حل شده بنده عرض می‌کنم که این مطلب به این صورت حل نشده آن کلخوزها را دو مرتبه برگردانید معنای سوسیالیسم واقعی این نیست که مال یکی را بگیرید بدهند به دیگران این ظلم است سعی کنید که ثروت مردم زیاد شود سعی کنید که تمام مردم دارا شوند (عاملی- چین کمونیست این کار را نکرد) و چون جناب آقای رئیس تذکر دادند بنده هم صددرصد می‌دانم که مطلب اصولاً قابل طرح نیست و وقتی که مملکت ما یک سیاست مثبتی اتخاذ کرده است این تشنجات را بی‌مورد می‌دانم (درخشش- آقای دکتر شاهکار از آقای دکتر ید بنده تعجب می‌کنم باید آقای عاملی این اعتراض را بکند) (عاملی- آقای عاملی حقیقت را گفت) (درخشش- تا صحبت نفع مردم می‌شود می‌گویند کمونیست)

دکتر جزایری- جناب آقای رئیس دستور فرمودید که مخالف و موافق در باره‌اش صحبت کنند.

رئیس- وارد نیست برای این‌که موضوع اصولاً فروش خالصه‌جات است.

دکتر جزایری- پیشنهاد را مطرح فرمودید؟

درخشش- بنده تقاضای رأی دارم آقای رئیس.

رئیس- رأی می‌گیریم آقایانی که موافقند قیام کنند (عده قلیلی برخاستند) تصویب نشد.

درخشش- بنده تقاضای رأی با ورقه کرده بودم.

رئیس- رأی نمی‌دهند کسی بلند نشد شما تقاضای رأی با ورقه کردید؟

درخشش- مجلس را مالکین تشکیل داده‌اند.

رئیس- مجلس رأی نداد و دیگر حرف‌ها هم مورد ندارد.

داراب- ما افتخار می‌کنیم که در اقلیت واقع شدیم.

رئیس- پیشهاد دیگر قرائت می‌شود (پیشنهاد دیگر آقای درخشش به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده اول لایحه فروش خالصه‌جات افزوده گردد.

تبصره- 20 درصد سهم کاورزان که مأمور بوده و به علت مقتضی شدن مدت اختیارات کمیسیون‌های مشترک مسکوت‌مانده مجدداً معمول گردد (میراشرافی- کثافت‌کاری‌های دکتر مصدق است).

رئیس- آقای درخش بفرمایید توضیح بدهید.

درخشش- بنده یک مرتبه دیگر پیشنهاد را می‌خوانم: پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده اول لایحه فروش خالصه‌جات افزوده گردد.

تبصره- صدی 20 سهم کشاورزان که معمول بوده و به علت مقتضی شدن مدت اختیارات به کمیسیون‌های مشترک مسکوت‌مانده مجداد معمول گردد چون معمولاً اینجا به ظاهر به نفع کشاورزان می‌شود، به ظاهر چون باطناً همه اطلاع داریم که منظور چیست چون صحبت نفع کشاورز می‌شود بنابراین یک قدم کوچکی که به نفع کشاورز برداشته شده بود و رویش عمل می‌شود به علت این‌که مدت قانونی اختیارات کمیسیون مشترک مقتضی شد و الان هم عمل نمی‌شود بنده پیشنهاد می‌کنم که آن 20 درصد مجدداً درباره کشاورزان عمل شود البته املاک خالصه هم باید عرض کنم که بهترین املاک خالصه هم باید در این مملکت همان املاکی است که غارت و چپاول شده است و امروز به صورت املاک بزرگ درآمده ما بروید تاریخ‌چه املاک بزرگ را بخوانید ببینید تمام در اختیار دولت بوده و تمام چپاول و غارت شده امروز هم این املاک به صورت مختصری درآمده باز هم بعضی از آقایان مایل نیستند که یک قدم کوچک برای کشاورز برداشته شود.

رئیس- آقای اردلان.

اردلان بنده اعتقاد دارم که پیشنهاداتی که مطابق لایحه مربوط نیست اصلاً نباید مطرح شود یک چیزهای خوبی در این مملکت هست و یک چیزهای بدی هم ممکن است باشد باید گفتنش و پیشنهادش باید مورد داشته باشد ما باید سعی کنیم که لایحه فروش خالصه‌جات زودتر بگذرد و عوام‌فریبی نباید بشود.

درخشش- بنده اخطار دارم طبق ماده 87 ایشان اهانت می‌کنند عوام‌فریبی چیست؟

رئیس- آقایان توجه بفرمایید آقای فرامرزی توجه بفرمایید یک تبصره‌ای اینجا در آئین‌نامه هست که قرائت می‌کنند که نمی‌شود یک قانونی را در حین قانون دیگر که مطرح است مطرح کرد یک لایحه‌ای بوده است راجع‌ به صدی 20 سهم کشاورزی دولت اگر موافق است باید همان را تعقیب کند بیاورد به مجلس و بگذرد خوب من هم شخصاً موافقم که صدی‌ده صرف آبادی ملک بشود صدی‌ده هم به کشاورز داده بشود حالا آن تبصره قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

(تبصره- نمایندگان و دولت نمی‌توانند تصویب مطالب و مواد یک لایحه یا طرح قانونی یا گزارش را به عنوان طرح یا لایحه به صورت ماده واحده پیشنهاد نماینده در این موارد هر مطلبی که به عنوان طرح یا لایحه پیشنهاد می‌شود باید با مواد و تبصره‌های آن جزو طرح باشد)

رئیس- پیشنهاد آقای پورسرتیپ قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم این تبصره به ماده اضافه شود اداره کل خالصه‌جات حق اخذ حق‌المرتع از احشام و اغنام کشاورزان ساکن خالصه‌جات ندارد.

رئیس- آقای پورسرتیپ.

پورسرتیپ- عرض کنم که خالصه‌جات مرتعی است که از این مراتع دولت یک حق‌المرتع از اغنام و احشامی که می‌آیند آنجا می‌گیرند در این بحث نیست که یک احشامی از خارج می‌آیند و دولت هم یک حق‌المرتع می‌گیرد اما در این املاک یک عده رعیت هستند که ساکن آن ملک هستند و در آنجا هم کشاورزی می‌کنند و در آنجا اغنام و احشام‌شان را می‌آوردند و دولت از آنها حق‌المرتع می‌گیرد در صورتی که مالکین که آقای درخشش با آنان اعتراض می‌کنند هیچ مالکی از رعیت خودش حق‌المرتع نمی‌گیرد ولی دولت این کار را می‌کند یک مرد دهقانی که آنجا هست بهره‌مالکانه به دولت می‌دهد چهار تا گوسفند هم که دارد این گوسفندها علفی که دور خانه‌اش بوده خورده‌اند از این گوسفندها حق‌المرتع می‌گیرد در صورتی که مالکین نمی‌گیرند و این بی‌انصافی و بی‌عدالتی است در صورتی که مالیکن این کار را نمی‌کنند (یک نفر از نمایندگان- پیشنهاد خودتان را بخوانید) پیشنهاد بنده این است که دولت حق اخذ حق‌المرتع از کشاورزان ساکن خالصه‌جات ندارد (صحیح است- احسنت) بنده این پیشنهاد را دادم که دولت حق ندارد از کشاورزی که ساکن هست حق مرتع بگیرد.

رئیس- آقای فرامرزی.

عبدالرحمن فرامرزی- من نه این است که با این پیشنهاد مخالفم چون من اصلاً مخالفم که حق‌المرتع بگیرند در تمام مملکت مرتع یعنی زمین خدا که تویش علف در می‌آید معتقدم که نباید حق‌المرتع گرفته شود و اصولاً معتقدم که حق‌المرتع بگیرند.

رئیس- آقای وزیر کشاورزی‏

وزیر کشاورزی- استدعا می‌کنم آقاین توجه بفرمایند بنده اینجا تمام صورت حق‌المرتع‌هایی که سابقاً وزارت دارایی می‌گرفت و امروز بنگاه خالصه‌جات می‌گیرد آورده‌ام دو نوع حق‌المرتع گرفته می‌شود یکی از اغانم و احشام که از خارج مملکت به مملکت می‌آید و بیشتر از نواحی غرب است مجموعاً در سال دو میلیون خرده‌ای ریال دویست‌هزار تومان حق‌المرتع می‌گیرند و اما حق‌المرتعی که از اغنام و احشام داخل مملکت می‌گیرند از ده استان مجموعاً بالغ بر 11680000 ریال و خرده‌ای است البته این عوایدی است که از کیسه دولت خواهد رفت بنده به این موضوع هم اهمیت نمی‌دهم موضوع قابل توجه این است اگر دولت از یک مرتع حق‌المرتع نگیرد آن وقت براین این مرتع هیچ نوع ادعای مالکیت نمی‌تواند بکند حالا یک کسی که دولت از اغنام او حق‌المرتع می‌گیرد وقتی دولت نگرفت آن وقت هر کسی فردا می‌خواهد گفت که من گوسفند در اینجا می‌خواهم بچرانم تشخیص این‌که صاحب مرتع کیست و گوسفند چه کسی باید بچرد با کیست؟ حالا از این مرتع 5 قران 2 تومان حق‌المرتع می‌گیرند آن هم از لحاظ پول نیست و فلسفه‌اش این بوده که معلوم بشود اشخاصی چه مقدار گوسفند در فلان مرتع باید ببرند. ولی اگر میعن نشد که چه تعداد گوسفند و چه اشخاصی باید در این مراتع گوسفند ببرند آن وقت هر روز در این مراتع دعوا خواهد بود و سر و کله خواهد شکست (صحیح است)

پور سرتیپ- جناب آقای رئیس یک سوءتفاهمی شد اجازه می‌فرمایید توضیح مختصری بدهم‏.

رئیس- توضیح نمی‌شود داد آقای بختیار موافقید شما یا مخالف؟ (سلطانمراد بختیار- موافقم)

آقای امیرتیمور موافقید یا مخالف (امیرتیمور کلالی- مخالف) بفرمایید.

امیرتیمور کلالی- عرض کنم که موضوع حق‌المرتع همان‌طور است که پیشنهاد تقدیم کردم از توضیحاتی که جناب آقای وزیر کشاورزی دادند معلوم شد ایشان درست استحضار نداشتند البته دولت از خالصه‌جات خودشان حق دارد حق‌المرتع بگیرد اما علف بیابان که مال دولت نیست می‌گیرد فرض بفرمایید قصاب یزد می‌رود از فسا گوسفند بخرد و به یزد بیاورد که در قصاب‌خانه یزد گوسفند را بکشد و بفروشد در بین راه گوسفندها را می‌چراند مأمورین می‌آیند و از او حق‌المرتع می‌گیرند یا فرض بفرمایید

+++

از خاک عراق گوسفند می‌خرند می‌آورند به تهران مقداری که بین راه آمدند و چریده اینها حق‌المرتع می‌گیرد این پیشنهاد لازم بر آن مطلب بودکه بنده عرض کردم و به اعتقاد بنده مورد ندارد بادی مطلقاً نگیرند بلکه از مراتع خصوصی هم نگیرند.

رئیس- پس ما هم موافقید؟ (عده‌ای نمایندگان- مخالفی ندارد) بایستی رأی گرفت آقای وزیر کشاورزی فرمایشی دارید بفرمایید.

وزیر کشاورزی- این مطلب را نماینده محترم فرمودند که بنده تصدیق می‌کنم که دولت فقط از مراتعی که خالصه‌ای بایستی حق‌المرتع بگیرد اگر در مواردی خالصه نیست و دولت جایی حق‌المرتع می‌گیرد استدعا می‌کنم به جا هست صورتش را به بنده بدهد بنده جلوگیری می‌کنم .

جلیلی یزدی- در یزد می‌گویند از مرتع شما آنجا مرتع ندارید ما چند بار گفته ایم و شما هیچ ترتیب اثر به حرف‌های ما نداده‌اید آقای وزیر کشاورزی هر چه دلش می‌خواهد می‌گوید اینجا.

رئیس- آقای اردلان.

اردلان- موارد مختلفی است اولاً اگر پیشنهاد مربوط به اراضی خالصه باشد مربوط به مراتعی باشد که در داخله املاک خالصه است اصلاً حالا فروش آنها پیشنهاد شده دیگر محتاج به پیشنهاد نیست یعنی حسن آباد خالصه که حالا از رعایایش حق‌المرتع می‌گیرد وقتی خود حسن آبادیش را تقسیم کرده‌اند بین رعایا حق‌المرتعی وجود ندارد این اتخاذ سند باید بشود که ا آن رعایا دیگر حق‌المرتع چیزی نگیرند غیر از این یک چیز دیگر هم هست که یشتر معمول بود آقایان نمایندگان فارس باید مسبوق باشند حالا موقوف شده بی‌چاره الاغی که بار می‌آورد از بوشهر به شیراز از هر جا یک قرّا سواران یا یک چیزی دیگر بود جلویش را می‌گرفت و چیزی از او می خواست این باید موقوف شود اما یک مرتع خاصی که مالک خالصه نیست یادم هست که اسب‌های اسطبل توپ‌خانه و احشام دولتی در آن مراتع چرا می‌کرد یک چنین مراتعی اگر باشد و یک حشمی را ببرند آنجا چرا بکنند هیچ مانعی ندارد که حق‌المرتع را بپردازد.

رئیس- آقایانی که با این پیشنهاد موافقند قیام بفرمایند چند نفری برخاستند) تصویب نشد این ماده یک پیشنهاد دیگری دارد که قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل ضافه شود:

دولت مکلف است برای استحضار اطلاع عموم نمایندگان و مردم صورت جامع کلیه املاک خالصه و مستغلات و قرّا و جنگل‌ها را به تعیین مساحت و درآمد فعالی طبع و توزیع نموده که نمایندگان محترم و مردم از جزییات مستحضر باشند شوشتری.

رئیس- آقای شوشتری بفرمایید توضیح بدهید ولی رأی نمی‌گیریم به این پیشنهاد (میراشرافی- ده بیست میلیون خرج دارد)

شوشتری- بسم الله الرحمن الرحیم. غرض بنده از پیشنهاد چون بعضی از بیانات در مجلس می‌شود که هم از نظر خارج از مجلس در اذهان مردم ممکن است سوءاثر داشته باشد و هم ممکن است در خارج از کشور به حسن‌نظر تلقی نشود این پیشنهاد را دارم که عرض بکنم از دوره پنجم مرحوم رضاشاه کبیر رضوان‌الله‌علیه و نمایندگان آن دوره در این فکر بودند که دولت نه تاجر خوبی است و نه مالک خوبی (عبدالرحمن فرامرزی- و نه دولت خوبی) (خنده نمایندگان) آقای فرامرزی استدعا دارم چون من عادت به این جور حرف‌ها ندارم (احسنت) از این جهت فکر کردم که املاک تقسیم بشود اما با حفظ حق مالکیتش که اسلام و شرع مقدس اسلام دستور فرمودند همان‌طور که اعلیحضرت شاهنشاهی املاک را تقسیم می‌کنند به ده هکتار 15 هکتار نه این‌که همین‌طور بیایند در بست بگویند املاک را مالکین بزرگ قسمت کنند در ایران بیست مالک بزرگ وجود ندارد (درخشش- بنده هم گفتند بفروشم نگفتم که همین‌جور قسمت کنند) بنده میان حرف شما حرف نزدم آقای درخشش من غرضم این بود که در دوره 16 موضوع فروش خالصه‌جات مطرح شد آنجا نظر دادم که قبلا 700 و چند ملک و رقبه فروخته شد برای این‌که مجلس و متفقین و دولت‌ها و شاهنشاه وقت می‌خواستند این املاک اداره بشود و آباد بشود ولی حقیقه این معنا انجام نشد زیرا سازش بعضی از ناپاکان در مناقصه مزایده که به عقیده من امور مملکت را همین‌طوری که دو سه مرتبه صحبت کردم این مسئله مزایده و مناقصه و سازش‌ها به کلی فلج کرده از قیمت واقعی املاک بیرون آمد به دست یک عده مالکی داده شد که آن مالک ده‌هزار تومانی به او خرید که او خرید حقیقت در همان وقت 200 هزار تومان قیمتش بود بنده این عرض را کردم که قضیه کشاورزی و آقای ذوالفقاری دوست عزیزم متوجه باشند که این صورت که حالا جناب آقای میراشرافی فرمودند اگر این صورت را بخواهند منتشر کنند چندین میلیون تومان خرجش است یک راهی یک طریقی را بپیمایید که آنهایی که که می‌خواهند احتکار کنند و ملک را در بست ببرند این منظور به وجود نیاید بلکه واقعاً یک عده از رعایا زارع همان‌طور که شاهنشاه اراده فرمود قسمت بشود و علاوه بتدریج به این‌صورت در بیاید والا بنده نمی‌دانم شما نمی‌توانید بوگویید که جنگل‌ها چقدر است یا مساحت فلان ملک چقدر است این پیشنهاد را دادم که این توضیحات را بدهم که تمام مجلس شورای ملی پیروی کردند از نیات شاهنشاه شما تمام رعایا را مرفه کنید نه این‌که عده‌ای بی‌سبب و بی‌جهت حمله بکنیم که اینها مالکین هستند باید سرشان را برید توجه بفرمایید در تقسیم و فروش عادلانه این املاک قیمت واقعی در نظر گرفته بشود و به اشخاصی داده بشود که اینها خرده‌مالک باشند نه مالک عمده و پیشنهادم را پس می‌گیرم.‏

رئیس- باز یک پیشنهاد دیگری رسیده که قرائت می‌شود.

به شرح زیر قرائت شد.

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده 1 اضافه شود.

دولت به هیچ‌وجه مجاز نیست به عنوان بهره‌مالکانه و عشور جنگلی جز در مواردی که بنگاه جنگل‌ها به عنوان فراورده‌های جنگلی تعیین و تشخیص نموده است چیزی دریافت نماید تیمورتاش‏

رئیس- آقای تیمورتاش‏

تیمورتاش- راجع‌ به این موضوع بنده دو روز قبل خدمت آقای وزیر کشاورزی عرض کردم یک جریان عجیبی پیش آمده است که بنده فعلاً از نقطه‌نظر این‌که تصریح بشود این پیشنهاد را دادم جریان این است خاطر شریف آقایان مستحضر است که دولت یک بهره‌مالکانه از جنگل‌ها می‌گیرد (خلعتبری- عوارض می‌گیرد نه بهره مالکانه) به عنوان بهره‌مالکانه میگیرد (عبدالرحمن فرامرزی- از جنگل شما هم می‌گیرد؟) جنگل ما قربان درخت ندارد خوشبختانه دولت در چندی پیش عشور جنگلی را بخشیده است بدبختانه بسیاری از مأمورین چه از طرف اداره دارایی چه از طرف اداره جنگل‌بانی و کشاورزی از محصولات و فراورده‌های دشتی یعنی خوار از سریش از شغال (عبدالرحمن فرامرزی- شغال؟) یعنی قلیا (عبدالرحمن فرامرزی- به قلیا می‌گویید شغال؟) بله ما خراسانی‌ها و دهاتی‌ها شغال می‌گوییم شما شهری‌ها نمی‌دانم چه می‌گویید واقعاً از یک چیزهایی عشور می‌گیرند که معقول نیست فلان دهاتی رفته جنگل و آمده دم دروازه ازش به عنوان بهره‌مالکانه جنگل از او پول می‌گیرند این است که بنده با بنگاه جنگل‌ها مذاکره کرده‌ام گفته‌اند در حدود 23 نوع است که جنس جنگلی است که از اینها می‌گیریم ما هم حرفی نداریم اما متأسفانه به عنوان فراورده‌های جنگلی از یک چیزهایی می‌گیرند که معلوم نیست که چه ارتباطی به جنگل‌ها دارد برای این‌که وضع این موضوع درست بشود پیشنهاد کردند اگر جناب آقای وزیر کشاورزی قبول فرمایند که دستور بفرمایند که این‌کار نشود بنده پیشنهادم را پس می‌گیرم والا استدعای رأی دارم‏.

وزیر کشاورزی- دستور داده شده که نگیرند.

تیمورتاش- بنده پیشنهادم را پس می‌گیرم.‏

رئیس- بنابراین دیگر پیشنهادی نیست رأی می‌گیریم به ماده اول این لایحه آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد (عبدالرحمن فرامرزی- به تبصره‌های ماده اول رأی گرفته نشد)

رئیس- تبصره‌ها جزو ماده است ماده با تبصره است که رأی گرفته و تصویب شده پیشنهاد سکوتی رسیده که قرائت می‌شود به شرح زیر قرائت شد.

پیشنهاد می‌کنم که لایحه مسکوت بماند. پورسرتیپ‏

رئیس- آقای پورسرتیپ.‏

پورسرتیپ- عرض کنم که متأسفانه یا بیانات بنده نارسا بود که نتوانستم بیان مطلب کنم و یا آقایان توجه نکردند (کاشانی- هر دو) اصلاً پیشنهاد بنده ضرری نداشت بنده عرض کردم که رعیتی که در محل خالصه ساکن است چون بنده معتقدم که سه چهار سال این طول خواهد کشید تا شما بتوانید این املاک را بین رعایا تقسیم کنید و بفروشید بنده پیشنهاد کرده‌ام که اداره خالصه از این رعیتی که ساکن است رعیتی می‌کند. چیزی به عنوان حق‌المرتع نگیرند جناب آقای وزیر کشاورزی آمدند و این را کشاندند به خزانه مملکت که چند میلیون از درآمد ما کسر می‌شود من گفتم که رعیت ساکن محل از کشاورزی که در محل خالصه هست از او حق‌المرتع نگیرند بدبخت‌ترین افراد رعیت خالصه است چون هر کس برود آنجا یا مستأجر است یا مأمور بی‌انصاف و برای رعایا چیزی نگذاشته‌اند و چیزی به آنها نمی‌دهند و تعجب بنده از جناب آقای حاج‌عزالممالک بود که ایشان هم توجه به عرض بنده نکردند آقا در خود املاک خالصه مرتع هست که جزو خالصه است که رعیت وقتی گوسفندش می‌میرد در مرتعی که جزو ملک است می چراند از او هم حق‌المرتع می‌گیرد والا بنده عرض نکردم آنهایی که از خارج می‌آیند از آنها نگیرند و چون از اول معلوم است این مراتع به نفع کشاورزان نیست این بودکه بنده تقاضا کردم که رأی سکوت بدهند تا بماند برای بعد

رئیس- آقای اردلان‏.

اردلان- پیشنهادشان را پس می‌گیرند یا خیر؟ (پورسرتیپ- پس گرفتم).

رئیس- ماده دوم مطرح است قرائت می‌شود (به شرح ذیل خوانده شد).

+++

رئیس- ماده دوم مطرح است قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت می‌شود)

ماده 2- خالصه‌جات غیر مزروعی داخل شهرها و قصبات و اراضی متصل به شهرها و قصبات و باغات و مستغلات دولتی و قنوات واعد که عمران آنها به وسیله دولت مقرون به صرفه باشد و قنوات دایر و حقابه‌هایی که دهات خالصه را مشروب نمی‌نماید و فقط آبا آن فروخته می‌شود و هچنین اراضی بایر خالصه واقع در نزدیکی شهرها و مراکز بخش‌ها با توجه به مقدار آباد و خاک و استعداد و موقعیت هر رقبه و معمول هر محل ارزیابی را از طریق مزایده به فروش خواهد رسید.

تبصره 1- عرصه عیانی‌هایی که تا تاریخ تقدیم این قانون در اراضی خالصه احداث شده ارزیابی و بدون رعایت مقررات مزایده به صاحبان اعیانی به فروخواهد رسید. چنانچه صاحبان اعیانی حاضر به خرید عرصه نشوند 8 ر ارزیابی در هر سال به عنوان حق‌الارض دریافت خواهد گردید.

تبصره 2- اراضی دولتی واقع در شهرها و متصل به شهرها به (استثنای تهران) پس از وضع آن مقدار که برای ادارات و مؤسسات دولتی مورد احتیاج است و در نقاطی که دولت لازم بداند که به قطعاتی از 500 متر بیشتر نباشد تقسیم و بدون رعایت تشریفات مزایده به کارمندان دولت که مقیم در آن شهرستان هستند و خود و یا عیال آنها دارای خانه شخصی نیستند و از سایر عراضی دولتی استفاده نکردند پس از ارزیابی به وسیله کارشناسان رسمی به اقساط 5 ساله فروخته خواهد شد.

تبصره 3- آن قسمت از اراضی خالصه امیرآباد که متعلق به دولت است به دانشگاه تهران واگذار می‌شود تا پس از وضع مقداری که برای کوی دانشجویان و سایر تأسیسات فنی و علمی و امر ورزشی و غیردانشگاه مورد احتیاج است مابقی را بر طبق نقشه و شرایطی که شورای دانشگاه مکلف است تنظیم نماید برای تهیه خانه مسکونی به معلمین و کارکنان دانشگاه تهران به این ترتیب مقتضی تخصیص داده و هرگونه درآمد که عایدی شود صرف آبادی و عمران کوی دانشگاه نماید.

تبصره 4- در صورتی که معلوم شود هر یک از کارمندان دولت و معلمین و کارمندان دانشگاه تهران به عناوین مختلف بیش از یک بار از زمین‌های دولتی استفاده کرده باید یک بار از زمین‌های دولتی استفاده کرده باید علاوه بر استرداد عین زمین ده‌درصد ارزش زمین را به عنوان جریمه به دولت بپردازد.

تبصره 5- نسبت به اراضی دیگر خالصه اطراف تهران (به استثنای قطعاتی که تاکنون به بانک ساختمانی وارد شده) تا شعاع 500 کیلومتر به استثنای آن مدار از اراضی که مورد احتیاج مؤسسات دولتی باشد کلاً در اختیار بانک ساختمانی گذاشته می‌شود که طبق مقررات آن بانک تقسیم و فروخته شود و بهای دریافتی را عیناً به بنگاه خالصه مسترد دارد.

رئیس- آقای پیراسته (پیراسته- بنده عرضی ندارم) آقای سلطان‌مراد بختیار

سلطان‌مراد بختیار- بنده سؤالی که داشتم که تقدیم می‌کنم. ‏

رئیس- سؤالات را همیشه در اول جلسه که وارد دستور می‌شویم آقایان بدهند آقای عبدالرحمن فرامرزی‏

عبدالرحمن فرامرزی- بنده عرض کردم از تبصره 2 از ماده اول رأی گرفته نشد.

رئیس- به ماده و تبصره‌ها رأی گرفته شد ممکن است نظر خودتان را به شک ماده الحاقی پیشنهاد بنمایند که بعد قرائت می‌شود در ماده دوم مخالفی نیست؟ (عده‌ای نمایندگان- خیر) پس پیشنهادات قرائت می‌شود پیشنهاد آقای دکتر وکیل‏

 (به شرح زیر خوانده شد)

مقام معظم مجلس شورای ملی پیشنهاد می‌نمایم تبصره دوم ماده دوم به صورتی که در گزارش کمیسیون کشاورزی به عرض مجلس رسیده تصویب شود دکتر وکیل‏

رئیس- آقای دکتر وکیل‏

دکتر وکیل- بنده از اصل تبعی روحم بیزار است و اگر تبعیض در مقابل ضعیف حقیقتاً بشود باز قابل تأمل و تعمق است در این تبصره دوم البته بنده از نمایندگان تهران معذرت می‌طلبم استثنایی در این ماده برای تهران شده است با این‌که در تهران احتیاج عمومی به مسکن بیشتر است و قیمت اراضی به حدی بالا رفته است که اگر مجلس در دوره هجده تصمیم نگرفته بود زندگی و نفس کشیدن برای مردم در تهران در یک چهاردیواری امکان نداشت آمده‌اند در اینجا مرقون فرموده‌اند اراضی دولتی واقع در شهرها و متصل به شهرها به استثنای تهران این را کمیسیون دارایی این کلمه استثنا را اضافه کرده است و حال آن‌که مخصوصاً در تهران بهتر بود و در کمیسیون کشاورزی که به نظر من خیلی بی‌طرفانه قضاوت کرده در آنجا عیناً نوشته‌اند در شهرها و متصل به شهرها تا شعاع شش کیلومتر و در آنجا استثنایی نداشت که این است که استدعا می‌کنم که آقایان موافقت بفرمایند که به همان‌ صورتی که کمیسیون کشاورزی پیشنهاد کرده است همان‌طور تصویب بشود و یک خالصه خرجی بین تهران و شهرستان‌ها نشود.

رئیس- آقای مخبر

مخبر کمیسیون دارایی (مشایخی)- ینده تصور می‌کنم جناب آقای دکتر وکیل اگر درست توجه بفرمایند در این قانون حقوق ساکنین شهرستان‌ها بیشتر تأمین شده است تا تهران برای این‌که در مصوبات کمیسیون دارایی ما اراضی تهران را استثنا کرده‌ایم و گفته‌ایم اراضی دولتی واع در شهرستان‌ها به استثنای آنچه مورد احتیاج دستگاه‌های دولتی است به قطعات پانصد متری تقسیم و با قیمت عادله بین مستخدمین محل تقسیم شود برای تهران نخواستیم از این ماده استفاده کنند چرا؟ برای این‌که دستگاه وسیعی که عبارت از بانک ساختمانی است قسمتی از اراضی تهران را تقسیم کرده است ساختمان کرده در معرض تقسیم بین کارمندان دولت و سایرین در حدود قرارداد و بنابراین ما وقتی یک بانک ساختمانی داریم حق این است وقتی در تهران اراضی باقی‌مانده باشد و متعلق به دولت باشد این اراضی در اختیار بانک ساختمانی بگذاریم و در تبصره پنج این موضوع قید شده است اراضی اطراف تهران تا شعاع پانزده کیلومتر در ولایات تا شعاع شش کیلومتر تقسیم می‌کنیم مال تهران گفتند که تا پانزده کیلومتر در اختیار بانک ساختمانی بگذارند و طبق مقررات بانمک ساختمانی این اراضی تقسیم شود علیهذا منظور جنابعالی که عبارت از حفظ حقوق شهرستان‌ها است تأمین شده‏

دکتر وکیل- چون در تبصره پنج نظر بنده تأمین می‌شود لذا پیشنهادم را پس گرفتم‏.

رئیس- پینهاد دیگری قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقای درخشش به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم ماده 2 به استثنای تبصره‌های موجوده از لایحه حذف شود. درخشش‏

رئیس- مقصود تجزیه است این پیشنهادی که داده‌اید در موقع رأی باید تجزیه گردد بفرمایید توضیح بدهید.

درخشش- باز هم در این ماده دوم بنده مشاهده کردم که در این ماده و در ماده چهار هم قسمتی از خالصه‌جات را به طور مزایده می‌خواهند به فروش برسانند البته این کاملاً روشن و واضح است که قسمت‌هایی که به طور مزایده به فروش می‌رسد به هیچ‌وجه سهم رعیت نخواهد شد و عده‌ای از همان آقایانی که ملک دارند یا قسمت دیگر بر قسمت‌هایی که دارند افزوده می‌کنند بنابراین بنده پیشنهاد کردم که این ماده حذف بشود (عبدالرحمن فرامرزی- اصلاح عبارتی بکنید بنویسید به قیمت عادلانه به قیمت عادلانه بفروشند)

رئیس- پیشنهاد حذف طبق آئین‌نامه نمی‌شود داد در موقع رأی دادن رأی به تجزیه گرفته می‌شود آقای مشایخی‏

مخبر کمیسیون دارایی- ماده اول ناظر است به کلیه خالصه‌جات و گفته است اعم از املاک مزروعین و مستغلات شهری حکم کلسی را در ماده یک تعیین فرمودید که کلیه خالصه‌جات باید به معرض فروش دربیاید (عبدالرحمن فرامرزی- نه به مزایده) در ماده 2 نسبت به مستغلات دارد صحبت می‌کند  املاک مزروعین را که گفتیم بین کشاورزان قسمت بکنند بدون مزایده اما مستغلات را چه کنند؟ ماده دوم ناظر به مستقلات شهر و در اطراف شهرها است ما که معتقد هستیم که مطلق خالصه‌جات اعم از املاک مزوعین قنوات حقابه‌ها مستغلات شهری فروخته بشود لازم بود که برای مستغلات شهری تعیین تکلیف خاصی بکنیم بدین جهت است که در ماده 2 گفته شده که مستغلات به طور مزایده به فروش خواهد رسید حق هم همین است اگر در تهران دولت یک خانه دارد حمام دارد دکان دارد که مورد احتیاج خودش نیست اینها را باید به چه شکل فروخت؟ ما معتقد هستیم که دولت باید از املاک خلع‌ید بشود مستغلات شهری باید به طور مزایده فروخته بشود و ماده دو به این طرزی که گذاشتیم لازم است (عبدالرحمن فرامرزی- ما که قبول کردیم)

رئیس- تکلیف این پیشنهاد در موقع رأی معین می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم بر تبصره دو ماده دو نصف از زمین‌های امیرآباد به معلیمن وزارت فرهنگ اختصاص داده شود. درخشش‏

رئیس- آقای درخشش‏.

درخشش- در این ماده قید شده قسمتی از اراضی امیرآباد را هم که دانشگاه لازم ندارد که دانشگاه بدهند بنده پیشنهاد کردم این قسمت از اراضی دانشگاه لازم ندارد به دو قسمت مساوی تقسیم کند که یک قسمت را به استادها بدهند و یک قسمت را هم به کمک آموزگارها و آموزگارها داده بشود این پیشنهاد بنده است و هیچ اشکالی هم ندارد (دکتر بینا- زمین زیادی نیست) یک‌صد نفر برسد به دویست نفر برسد هیچ مانعی ندارد دلیل بنده این است که استادان محترم که استادان بنده هم بودند و قابل احترام هم هستند و باید به وضع زندگی‌شان بهتر بشود (عبدالرحمن فرامرزی- آموزگار مقدم است) ولی همان‌طور که جنابعالی فرمودید آموزگار که ماهی 250 تومان حقوق می‌گیرد مخارج استاد از لحاظ فرزند و زن دارد و او مقدم است از استادی که مبلغ خیلی زیادتری می‌گیرد و در چندین جاه هم قانون بهش اجازه داده که کار بکنند و به علاوه در اینجا قید نشده به استادانی داده بشود که خانه ندارند این پیشنهاد بنده است که چون می‌خواهیم به طبقه ضعیف کمک بکنیم بنده

+++

نمی‌خواهم بگویم که همه‌اش را به فرهنگی بدهید البته همه‌اش را به آموزگاران بدهند ولی بنده پیشنهاد که نصف بکنند و استادان هم سهمی داسته باشند نصف را هم به استادان بی‌خانه بدهند و نصف را هم به آموزگارن و دبیران بدهند هیچ مانعی ندارد.

رئیس- آقای مشایخی بفرمایید.

مخبر (مشایخی)- جناب آقای درخشش نسبت به این ماده دوم آن‌طور که باید و شاید توجه نفرمودند و عبارت را درست مورد نظر قرار نداده‌اند در این تبصره گفته‌اند که کوی دانشگاه و اراضی آن فروخته بشود صحبت فروش نیست که ما بگوییم که 50 درصد از استادان دانشگاه و 50 درصد به وزارت فرهنگ می‌گویند یک مقدار از اراضی را به دانشگاه تخصیص بدهید و یک قسمتش را تخصیص بدهید به کوی دانشگاه که مورد استفاده دانشجویان دانشگاه واقع بشود و باقی را معلمین داشنگاه مورد استفاده قرار دهند یعنی چه یعنی دوهزار لیتر ده‌هزار متر بیست‌هزار متر پس از آنچه که مورد احتیاج دانشگاه تأمین شد آنجا را بیست تا خانه بسازند که محصلینی که از ولایات می‌آیند یا معلمینی که در خود دانشگاه بنابر مصلحتی که رئیس دانشگاه در نظر می‌گیرند در این خانه سکونت کنند (عبدالرحمن فرامرزی- چه مصلحتی؟) مصلحت فقط این است که زورش زیادتر است) پیشنهاد جنابعالی این بود که اراضی را تقسیم کنند نصف را بدهند به استادان دانشگاه و نصف را بفروشند به معلمین وزارت فرهنگ اینجا صحبت از فروش نیست اجازه بفرمایید عین ماده را بخوانم «آن قسمت از اراضی خالصه امیرآباد که متعلق به دولت است به دانشگاه تهران واگذار می‌شود تا پس از وضع مقداری که برای کوی دانشجویان و سایر تأسیسات فنی و علمی و امور ورزش و غیره دانشگاه مورد احتیاج است مابقی را بر طبق نقشه و شرایطی که دشواری دانشگاه مکلف است تنظیم نمایند برای تهیه خانه مسکونی به معلمین و کارکنان دانشگاه تهران به این ترتیب مقتضی تخصیص داده و هر گونه در آیند که عاید شود صرف آبادی و عمرانی کوی دانشگاه نمایند» نه صحبت از فروش نیست این است که در اختیار خود دانشگاه باشد که اگر دانشگاه ما توسعه پیدا کرد امیدوارم دست و بالش باز باشد.

درخشش- توضیح سر کار درست نیست.‏

رئیس- پیشنهاد ایشان مجدداً قرائت می‌شود (پیشنهاد آقای درخشش به شرح سابق خوانده شد) تبصره سوم ماده دوم هم قرائت می‌شود (به شرح سابق خوانده شد)

رأی می‌گیریم پیشنهاد آقای درخشش (بعضی از نمایندگان- کسی مخالف نکرده است)

دکتر بینا- بنده مخالف با پیشنهاد آقای درخشش اسم نوشته‌ام اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید.

دکتر بینا- همچنان که مخبر محترم کمیسیون دارایی صحبت فرمودند منظور قانون‌گذار در ماده دوم مطلقاً فروش نیست و بنده گمان نمی‌کنم کارکنان صد تومانی دویست تومانی دانشگاه کمتر است از کمک آموزگار و آموزگاران باشند این یک مقدار زمین است که اینجا داده‌اند به یک معلم یا به یک پزشک یار و یا یک انفرمیه که در دانشگاه کار می‌کند و در بیمارستان‌ها زحمت می‌کشد برای او در چند متر زمین یک خانه بسازند اگر بنا باشد فرهنگ آموزگار و کمک‌آموزگار را اجازه بفرمایید داخل این موضوع بکنیم اصلاً موضوع کوی امیرآباد از بین می‌رود وانگهی شاه می‌بخشد شیخ‌علیخان نمی‌بخشد این قسمت جزو عطایای ملوکانه است که برای دانشگاه اعطا فرمودند موضوع فروش نیست موضوع این است که معلمین را خانه بدهند تا هر وقت که ساکن است از او اجاره‌ای هم بگیرند برای فروش نیست (درخشش- آموزگار را ساکن بکنند) آموزگار آنجا بنشیند چه کند (شوشتری- آن هم بنشیند) این‌که بیست‌میلیون متر زمین نیست که همه بنشینند.

رئیس- آقایانی که با پیشنهاد آقای درخشش موافقند قیام فرمایند (عده کمی برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد این ماده زیاد است بقیه پیشنهادات می‌ماند برای جلسه بعد

8- اخذ رأی و تصویب لایحه اجاره پرداخت یک‌صد و پنجاه میلیون ریال به بنگاه‌های ساختمانی و رهنی و کشاورزی‏

رئیس- از مجلس سنا لایحه صد و پنجاه میلیون ریال اعتبار که برای سه بانک که تخصیص داده شده بود برگردانده حالا قرائت می‌شود ضمناً یک توضیح لازم دارد که بنده توضیح خواهم داد (گزارش مجلس سنا به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شورای ملی.

عطف به مراسله شماره 15063- 1334/ 7/ 5 راجه به لایحه مربوط به اجازه پرداخت 150 میلیون ریال از درآمد نفت به بانک‌های ساختمانی و رهنی کشاورزی اشعار می‌دارد:

لایحه فوق‌الذکر در جلسه چهارشنبه نوزدهم مهرماه 1334 مجلس مطرح و غیرمالی تشخیص گردید و پس از شور عیناً به تصویب رسید.

رئیس مجلس سنا- سید حسن تقی‌زاده.

رئیس- این لایحه را در مجلس سنا به عنوان این غیرمالی است تصویب کردند ولی هیچ تردید نیست که از عواید مملکت این اعتبار داده می‌شود درآمد و دخل و خرج و هزینه همه با نظر مجلس شورای ملی است (صحیح است) بنابراین ما این لایحه را ملی می‌دانیم و حالا با ورقه به آن رأی نهایی گرفته می‌شود.

 (اسامی آقایان نمایندگان به ترتیب ذیل به وسیله آقای جلیلی (منشی) اعلام و در محل نطق اخذ رأی به عمل آمد.

آقایان: مشایخی- امیر تیمور- شوشتری- دکتر بینا- دکتر عدل- عماد تربیتی- دکتر پرنیا- شادمان- محمود افشار- عبدالحمید بختیار- موسوی- خزیمه‌علم- دکتر آهی- اعظم زنگنه- دکتر سید امامی- سلطان‌مراد بختیار- جلیل‌وند- پناهی- دکتر مشیرفاطمی- تفضلی- عباسی- ایلخانی‌زاده- دکتر وکیل- دکتر افشار- خرازی- سهرابیان- کیکاوسی- بیات ماکو- تیمورتاش- حمیدیه- افشار صادقی- داراب- بوربور- صارمی- صدرزاده- بزرگنیا- پورسرتیپ- غضنفری- اکبر- دکتر شاهکار- عبدالرحمن فرامرزی- پیراسته- مرتضی حکمت- نراقی- دولت‌آبادی- قراگوزلو- امیر احتشامی- لاری- اردلان- کاشانیان- فرید اراکی- دکتر عمید- رضایی- توماج- دکتر امیر- نیرومند- هدی- شیبانی- نقابت- عاملی- مهدوی- قرشی- مکرم- کدیور- شادلو- دهقان- کاشانی- باقر بوشهری- استخر- یدالله ابراهیمی- افخمی- عمیدی‌نوری- محمود ذوالفقاری- سیداحمد صفایی- خلعتبری- دکتر جزایری- درخش- گیو- فرود- اخوان- جلیلی- ثقه‌الاسلامی- نصیری- مسعودی.

 (آرای مأخوذه شماره شد 79 ورقه موافق و یک ورقه مخالف و دو ورقه سفید بی‌اسم شماره شد)

رئیس- لایحه اعتبار بانک‌های کشاورزی و رهنی ساختمانی با 79 رأی موافق تصویب شد.

اسامی موافقین آقایان: محمود افشار- مشایخی- مسعودی- شوشتری- فرید اراکی- دکتر عدل- عماد تربتی- توماج- دکتر پیرنیا- دکتر عمید عباسی- نراقی- نصیری- ایلخانی‌زاده- تفضلی- دکتر مشیر فاطمی- دکتر آهی- خزیمه‌علم- سلطان مراد بختیار- عبدالحمید بختیار- باقر بوشهری- اعظم زنگنه- جلیل‌وند- موسوی داراب- دکتر سید امامی- اکبر- پناهی- دکتر افشار- بوربور- مکرم- لاری- خرزای- تیمورتاش- هدی- صارمی- امیر احتشام- غضنفری- عمیدی‌نوری- محمود ذوالفقاری- یدالله ابراهیمی- عبدالرحمن فرامرزی- کاشانیان- دکتر شاهکار- نقابت- مرتضی حکمت- فرود- دولت‌آبادی- حمیدیه- ثقه‌الاسلامی- بزرگ‌نیا- جلیلی- بیات ماکو- عاملی- کیکاوسی- اخوان- افخمی- گیو- دکتر وکیل- خلعتبری- رضایی- قرشی- درخشش- شادلو- دهقان- استخر- مهدوی- دکتر امیر نیرومند- کاشانی کدیور- اردلان- دکتر بینا- شادمان- صدرزاده- افشار صادقی- قراگوزلو- سهرابیان- شیبانی-

مخالف آقای دکتر جزایری (با ذکر این جمله چون در بانک کشاورزی وجوه صرف کمک به کشاورزان نمی‌شود و صرف خریدهای مخصوص می‌گردد که به صلاح کشور نیست لذا به این لایحه رأی مخالف می دهم) ورقه سفید علامت امتناع دو برگ‏

9- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه دستور هم همین موضوع فروش خالصه‌جات بود (مجلس سه ربع ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی- رضا حکمت

+++

قانون راجع‌ به اجازه پرداخت یک‌صد و پنجاه میلیون ریال از درآمد نفت به بانک‌های سختمانی و رهنی.

ماده واحده- به دولت اجازه داده می‌شود که به وسیله سازمان برنامه مبلغ یک‌صد و پنچاه میلیون ریال از درآمد نفت به تساوی به بانک‌های ساختمانی و رهنی و کشاورزی ظرف یک ماه پس از تصویب این قانون برای انجام ساختمان‌های نیمه‌تمام اجرای برنامه‌های مؤسسات مزبور بپردازد این مبلغ ضمن جداول منظم به لایحه سازمان برنامه منظور خواهد گردید.

تبصره 1- دولت مکلف است مبالغی که به موجب قوانین قبلاً تعهد پرداخت آنها را در مقابل بانک‌های کشاورزی و رهنی و ساختمانی نموده است ظرف مدت دو سال با اقساط متساوی ماهیانه از محل درآمد به نفت به بانک‌های مزبور پرداخت نموده و از وجوهی که می‌بایستی به سازمان برنامه پرداخت گردد کسر نماید.

تبصره 2- نصف مبلغ 50 میلیون ریالی که در اختیار بانک کشاورزی واگذار می‌شود به نسبت سرمایه به صندوق‌های روستایی اختصاص داده شده است.

تبصره 3- سرمایه بانک رهنی ایران 720 میلیون ریال است که 50 درصد متعلق به وزارت دارایی و 50 درصد متعلق به بانک ملی است.

این قانون که مشمول بر ماده واحده و سه تبصره است در جلسه سه‌شنبه 25 مهر ماه 1334 به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

رئیس مجلس شورای ملی - رضا حکمت‏

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294988!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)