کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهاردهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏14
[1396/05/18]

جلسه: 16 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 20 فروردین ماه1323  

فهرست مطالب:

- 1تصویب صورت مجلس

2 - اعلام اسامی اعضا منتخبه جهت کمیسیون­ها

3 - مذاکره در برنامه دولت

4 - موقع و دستور جلسه بعد – ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏14

جلسه: 16

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه 20 فروردین ماه1323

فهرست مطالب:

- 1تصویب صورت مجلس

2 - اعلام اسامی اعضا منتخبه جهت کمیسیون­ها

3 - مذاکره در برنامه دولت

4 - موقع و دستور جلسه بعد – ختم جلسه

(مجلس یک ساعت و ربع قبل از ظهر به ریاست آقاى سید محمد‌صادق طباطبایى تشکیل گردید)

صورت مجلس روز پنجشنبه 17 فروردین ماه را آٌقاى طوسى(منشى) قرائت نمودند

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده :

غایبین بی­اجازه - آقایان : کفایی - مؤید ثابتی- سیف­پور فاطمی - تهرانچی

دیرآمده بی­اجازه - آقای منصف)

1- تصویب صورت مجلس ‏

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟

سیف­پور فاطمى- بنده عرض دارم در صورت مجلس بنده را غایب بى­اجازه نوشته بودند در صورتی که بنده نوشته بودم و به وسیله خود آقاى طوسى تقدیم کرده بودم .

طوسى- به طورى که قبلاً هم عرض کرده­ام مادامى که از کمیسیون عرایض و مرخصى اجازه اصلى نرسیده باشد ناچار غایب بى­اجازه خوانده مى­شود ولى بعداً اصلاح مى­شود .

رئیس- اعتراض دیگرى نیست(خیر) صورت مجلس تصویب شد

2 - اعلام اسامى اعضا منتخبه جهت کمیسیون­ها

رئیس- بدواً اعضا کمیسیون­هاى منتخبه به عرض می­رسد و بعد وارد دستور می­شویم.(صحیح است)

مقام عالى ریاست مجلس شوراى ملى‏

نتیجه استخراج آراء متأخذه در جلسه 17 فروردین 1323 راجع به انتخاب کمیسیون­هاى یازده گانه منتخبه از مجلس به شرحى است که ذیلاً به عرض می­رسد .

کمیسیون قوانین دارایى- عده آراء مأخوذه 84 عده اعضا کمیسیون 18

جمعى از نمایندگان- عده آراء لازم نیست .

حائزین اکثریت آقایان: رفیع- امیرتیمور- فرمند

+++

فرمانفرماییان- فرود- مجد ضیایى- طوسى- آصف- فتوحى- دهستانى- کاظمى- دکتر عبده- مخبر فرهمند- یمین اسفندیارى- امیر ابراهیمى- اقبال- دکتر آقایان- جمال امامى .

آقایان حسن اکبر 21 محمدعلی مجد و خلعتبرى هر یک 19 و ایرج اسکندرى 6 رأى داشته­اند .

کمیسیون قوانین دادگسترى- عده آراء مأخوذه 83 عده اعضا کمیسیون 18

حائزین اکثریت آقایان: عامرى- نبوى- بهبهانى- دکتر عبده- ساسان- سلطانى- عماد تربتى- ملک­مدنى- شریعت­زاده- خاکباز- شهاب- منصف- فرهودى- تهرانى- مظفرزاده- نقابت- فداکار- ایرج اسکندرى .‏

آقاى رضا تجدد 28 و آقاى آشتیانى هم یک رأى داشته­اند .

کمیسیون کشور- عده آراء مأخوذه 80 عده اعضا کمیسیون 18

حائزین اکثریت آقایان: قبادیان- سنندجى- ذوالقدر- عماد تربتى- شجاع- ظفرى- صدر قاضى- آصف- مؤید قوامى- خلعتبرى- طوسى- اسعد- فاطمی- بیات- رضا حکمت- فرخ- گنابادى- آقا سید ضیاءالدین‏

آقایان مجد و دولت آبادى و مظفرزاده هر یک یک رأى داشته .

کمیسیون فرهنگ- عده آراء 81 عده اعضا 18 حائزین اکثریت آقایان: دکتر شفق- هاشمى- منصف- عباس مسعودى- نبوى- نراقى- روحى- دکتر کشاورز- صفوى- تولیت- خاکباز- ساسان- کامبخش- سلطانى- دکتر رادمنش- دکتر طاهرى- فرهودى- گنابادى‏

رأى رضا تجدد نیز 2 رأى داشته­اند .

کمیسیون بازرگانى و پیشه و هنر- عده آراء 81 و عده اعضا 18

حائزین اکثریت آقایان: مخبر فرهمند- فرود- افشار- صادقى- رستم گیو- خلیل دشتى- احمد اخوان- حیدرعلى امامى- رحیمیان- نمازى- دکتر اعتبار- جواد مسعودى- تهرانچى- مهندس فریور- تهرانى- دکتر آقایان- تیمورتاش- جمال امامى- فداکار- آقایان صدریه 3 فرمند 2 امینى 2 بوشهرى و مظفرزاده هر یک یک رأى داشته اند .

کمیسیون کشاورزى- عده آراء 83 عده اعضا 18 اکبر- امینى- فتوحى- ظفرى- دهستانى- امیر ابراهیمى- گرگانى- دکتر شفق- مرآت اسفندیارى- رحیمیان- فرمانفرماییان- شهاب- روحى- آقا سید ضیاء‌الدین- سیف­پور فاطمى- کام بخش- آقایان دکتر کشاورز - تولیت مظفرزاده- کاظمى هر یک یک رأى داشته اند.

کمیسیون راه- عده آراء مأخوذه 79 عده اعضا 18 حائزین اکثریت آقایان: بهادرى- افشار صادقى- نجومى- خلیل دشتى- نمازى- معدل- رضا تجدد- مجد فطن- سلطانى- ایرج اسکندرى- دکتر اعتبار- تجدد طباطبایى .‏

آقایان گنابادى 2 مظفرزاده 1 دکتر رادمنش یک رأى داشته­اند .

کمیسیون امور خارجه- عده آراء 83 عده اعضا 12 حائزین اکثریت آقایان: اسعد- رفیع- عامرى- دکتر معاون- دکتر مصدق- دکتر زنگنه- دکتر معظمى- فرمند- فرخ- عباس مسعودى- اقبال- دکتر رادمنش آقیان تیمورتاش 29- کشاورز 26- یمین اسفندیارى 21- محمدعلى- مجد 17- اردلان 12- سنندجى یک رأى داشته­اند .

کمیسیون بهدارى- عده آراء 83 عده اعضا12 .

حائزین اکثریت آقایان: دکتر معاون- جواد مسعودى- رضا حکمت- احمد اخوان- امامى- صمصام- د کتر کشاورز- تیمورتاش- مظفرزاده- آشتیانى- اردلان نسبت به یک نفر دیگر اکثریت حاصل نشده. آقایان شهاب- اقبال هر یک یک رأى داشته­اند .

کمیسیون نظام- عده آراء 84 عده اعضا 12

حائزین اکثریت آقایان: آصف- ذوالفقارى- بهادرى- مقدم- هاشمى- نراقى- سنندجى- ذوالقدر- مهندس‌-

+++

فریور- دکتر عبده- فرمند- حسن اکبر- آقاى جمال امامى نیز دو رأى داشته­اند .

کمیسیون پست و تلگراف- آراء مأخوذه 86 عده اعضا 6

حائزین اکثریت آقایان: نجومى- مؤید ثابتى- معدل رحیمیان- یمین اسفندیارى- دهقان .

رئیس- براى یک نفرى که اکثریت نداشته است و کمیسیون راه هم که هیجده نفر باید باشند و 12 نفرشان انتخاب شده­اند در جلسات بعد تکمیل خواهند شد.(صحیح است)

نقابت- راجع به انتخاب کمیسیون­ها مطابق نظامنامه هیچ کس بیش از دو کمیسیون نمی­تواند عضویت داشته باشد ولى اسامى که قرائت شد بعضى­ها در سه کمیسیون عضویت دارند از خودشان تقاضا می­شود که استعفا دهند .

رئیس- این در جلسات آتیه اصلاح و تکمیل می­شود .

جمعى از نمایندگان- دستور- دستور

رئیس- آقاى گرگانى اجازه نطق قبل از دستور خواسته­اند و همچنین آقاى امامى هم اجازه قبل از دستور خواسته­اند . . .(جمعى از نمایندگان- باشد براى جلسه بعد)

گرگانى- اجازه می­فرمایید؟

رئیس- می­فرمایند براى جلسه دیگر باشد .

یمین اسفندیارى- اجازه بفرمایید یک تلگرافى رسیده است که راجع به زلزله گرگان است که چون هیئت دولت و آقاى وزیر کشور هم تشریف دارند یک توجهى راجع به این موضوع بشود .

3 -مذاکره در برنامه دولت ‏

رئیس- گمان می­کنم آقایان مایلند که دستور شروع شود. دستور امروز ما برنامه دولت است که مطرح می­شود آقایان مخالفین و موافقین که در ستون اسم نوشته­اند اول آقاى طوسى یادداشت کرده­اند و بعد آقاى دکتر مصدق. اول نوبه آقاى طوسى است بفرمایید .

طوسى- یکى از مواردى که براى نماینده بیشتر مجال تذکر است همین موقع برنامه دولت است بنده مطالب زیادترى دارم ولى چون احساس می­کنم که آقایان دیگر هم میل دارند فرمایشاتى بکنند و شاید فرمایشاتشان وافى­تر از عرایض بنده باشد سعى می­کنم مطالبم را خلاصه کرده باشم مقدمه این برنامه خیلى خیلى خوب است ولى آنچه که بنده دیدم دولت در این برنامه خیلى خونسردى فرموده­اند زیرا در اینجا قسمتى از اصلاحات را به تهیه و تصویب برنامه­هاى چند ساله وعده داده­اند. البته بنده هم معتقد هستم و خیلى هم صحیح است که کارها روى یک پایه محکم و اساس متین برقرار باشد در عین حال بعضى از مسائل است که به ما مجال نمی­دهد از چنان برنامه استفاده کنیم. در درجه اول به عقیده بنده و شاید به عقیده همه موضوع ارزاق عمومى است. البته بر خاطر آقایان پوشیده نیست محصول سال گذشته با تصدیق هر کسى یک محصول بى­نظیر یا کم نظیرى بود معهذا نتوانستیم آن طورى که باید مردم را اداره کنیم بنده خیال می­کنم اگر خداى نخواسته آسمان موافقت نکرد یا جهات دیگرى ایجاد شود که محصول به خوبى پارسال نشود باید سؤال کرد که اگر خداى نخواسته چنین شد چه خواهند کرد به عقیده بنده هر فکرى را که دولت باید بکند از امروز بکند براى این که اگر بخواهیم صبر کنیم چه خواهد شد بالاخره یک روزى خواهد شد که مردم گرسنه و روزگارمان از امروز بدتر و دست­مان به جایى نخواهد رسید این است که بنده معتقدم اقدام در این قبیل مسائل در مراحل اولیه گذاشته شود اما موارد برنامه .

الف- در سیاست خارجى خوشبختانه سیاست خارجى آقاى ساعد که شانسشان هم کمک کرده الحمدالله وضعیت خوبى را براى ما ایجاد کرده است و جاى کمال تشکر هم هست. بلى نکته قابل توجه همین حقوق و منافع متقابل است می­خواهم استدعا بکنم به شرط آن که حقوق و منافع متقابل به تمام معنى رعایت شود و در این موضوع بیش از این عرض نمی­کنم(صحیح است) و مطلب را در این قسمت تمام می­کنم. قسمت ب- سیاست داخلى استقرار امنیت عمومى و قضایى را به وسیله اجراى کامل قانون اشاره کرده­اند.

+++

تصور می­کنم در قسمت قانون مجلس کار خودش را کاملاً انجام داده است و قوانینى را که باید در دست دولت بگذارد از این جهت گذارده و نواقصى ندارد. اما آن که امنیت عمومى است به طوری که اتفاقاً چند روز قبل برحسب تصادف با یک نفر از آقایان وزراى محترم که الان هم حضور دارند بنده ملاقات کردم صحبت این بود که نه در شهر و نه در مشیران مردم خیال راحت ندارند ملاحظه بفرمایید همه روزه اوضاع شهر تهران که مرکز است و پایتخت است چه جور است چاقو کشى و قداره­کشى و شاید مسائل دیگرى که بنده نمی­خواهم اینجا عرض کنم بالاخره به هیچ وجه کسى نمی­تواند در خانه­اش راحت باشد. اما راجع به ولایات و معابر عمومى کدام روز است که در روزنامه­ها به اطلاع آقایان نمی­رسد که در معابر عمومى و بیابان­ها چه به سر مردم می­آید و چقدر کامیون­ها را غارت می­کنند زن و بچه مردم چه به سرشان می­آید و هیچ کس توجهى نمی­کند و خود بنده چندین کاغذ به تمام مقامات لازم نوشته­ام و استراحام کرده­ام که معابر ناراحت و است و مردم نمی­توانند عبور کنند و توجه نشده است بنابراین بنده صرفاً توجه دولت را جلب می­کنم. اما امور قضایى با کمال تأسف ناچارم عرض کنم که بنده باید با شخص آقاى وزیر یا در جلسه خصوصى عرض بکنم زیرا بازرگانى تمام مردم و معاملات همه کس و همه جا البته روى دستگاه قضایى مستقر است اگر نباشد هیچ نیست و متأسفانه هیچ نیست که نیست این است وضعیت قضایى 2 در برنامه تهیه وسایل تأمین خواربار و حوائج ضرورى مردم و سعى در تعدیل قیمت­ها حقیقتاً بسیار فراز شیرینى است اما مع­الاسف کو نتیجه ملاحظه بفرمایید همین فراز شیرین همین جملات خوب در تمام برنامه­ها بوده است تا به حال خیلى افسوس می­خورم که باید یک حقیقتى را عرض کنم بنده به اغلب این آقایان ارادت دارم بعضى کم و بعضى زیاد ولى وقتى بنده اینجا آمدم غیر از قسمى که به قرآن خورده­ام هیچ چیز در نظرم نیست و چیزى جز کلام­الله مجید و سعادت کشور نمى­بینم و باید عرایض خودم را بگویم این است که می­گویم آقایان مسئولیت مشترک داشته­اید اغلبتان در کابینه­هاى سابق هم بوده­اید چطور می­توانید انکار کنید بگویید که 2 سال 3 سال پیش از این کارى نتوانستید بکنید و همین است که مى­بینیم خلاصه این است که تنها با گفتن و نوشتن کارى انجام داده نمی­شود و این فرازهاى شیرین هم کارى نمی­کند مگر این که دولت عمل و اقدام بکند و به نتیجه برسد و خیال مردم را راحت بکند عقیده بنده این است اگر بخواهند(یکى از نمایندگان- والله می­خواهند) و دلسوزى به حال مردم داشته باشند باید توجهى به بعضى مسائل کرده باشند اعتقادم این است موجد اصلى تمام بدبختى­ها به حق حق دولت­هاى سابق بوده­اند.صاف بنده می­گویم که کوچک­ترین توجهى به مسائلى که لازم بوده است با کمال تأسف نکرده­اند آقاى دکتر میلیسپو با آن سلام و صلوات که آوردیم چه کردند؟ ایشان یک مستشارى بیش نیستند اگر اشکالاتى در کارشان دیدند باید به دولت اطلاع بدهند و بر دولت است که بیاید در مجلس بگوید این امور بد است و به مجلس پیشنهاد کنند و مجلس هم رفع بکند. به عقیده بنده دولت نباید تجارت بکند دولت نباید کسب بکند.(صحیح است) دولت باید از انحصارها صرف­نظر بکند و بگذارد براى اشخاصی که صالح این عمل هستند(صحیح است) . . .

دکتر کشاورز- صحیح نیست چون در موقع جنگ است آقا

طوسى- این چه حرف است آقا مگر این جنگ در جاهاى دیگر نیست دولت باید به وسیله یک ماده قانون حالا صحیح است یا صحیح نیست من صاحب این عقیده هستم که به وسیله یک ماده قانون این انحصارها را لغو بکنند .تاجر خوب اگر خوب بود تشویقش کنید و محتکر را به دست قانون بسپارید این ادارات پر عرض و طول اداره تثبیت از کجا آمد؟ اداره خواربار از کجا آمد؟ اداره باربرى از کجا آمد؟ اینها چه می­کنند؟ اینها با تعدیل بودجه و خرج به کلى منافى است و اینها مضر به حال کشور هستند و هر روز هم یک مخارج و صدماتى متوجه کشور می­کنند. بنده یک قدرى می­خواهم مراعات نزاکت کرده باشم و همه را نگویم (یکى از نمایندگان- بفرمایید) خلاصه چند سال است بعضى از

+++

اجناس مورد احتیاج عمومى(یکى از نمایندگان- همه­اش) در انحصار دولت است امروز از این انحصارها این نتیجه را نمی­گیرند چون الان واردیم و مى­بینیم چنانچه عرض کردم خیلى خوب است که چهار صباحى ولو براى آزمایش آزاد بگذارند ببینند چه می‌شود اگر بد شد دو مرتبه همان سفره شریف را باز کنند و بخورند و اگر خوب شد که چه بهتر ضرر ندارد کفر نمی­شود؟ جنگ هم هست باشد کلیه انحصارات که عرض کردم قند چاى قماش و غیره و به علاوه بنده پیشنهاد می­کنم توجه فرمایید اجازه بدهند اجناس موجودى تجار که در گمرکات مانده با رعایت همان مقررات آزاد بکنند. از نظر کمیته خاورمیانه که البته خاطر آقایان مسبوق است که میزان 45 میلیون تومان اجناس براى ایران اختصاص داده­اند ولى دولت استفاده نکرده است استفاده کنند واجازه بدهند که این اجناس در دسترس مردم و تجار قرار بگیرد و استفاده کنند چندین میلیون متر اجناس موجودى را که داریم و دارد می­پوسد و از دست می­رود با نظر معتمدین محل در دسترس خریداران بگذارید راضى نشوید که واقعاً یک کارمند بیچاره براى سه متر پارچه به این ذلت که مى­بینید بیفتد و بعد هم حقوق یک ماهش را بدهد تازه وقتی که می­خواهد بمیرد کفن نداشته باشد این چه بدبختى است؟ این چه زندگانى است؟ می­خواهم اینجا به تخصص آقاى دکتر میلسپو آفرین بگویم چه خوب سطح زندگى را پایین آورده است به به آفرین آفرین ببینید چه قدر خوب سطح زندگانى پایین آمده است(خنده نمایندگان) الان دو سه سال است که سطح زندگى هى پایین می­آید. آقا به عرش رسیده دست هیچ کس بهش نمی­رسد واقعاً این مردم بیچاره چه بخورند چه بکنند؟ هنوز هم مشغول انجام این خدمت مهم هستند و سطح زندگى را دارند پایین می­آورند یعنى به آسمان می‌رسانند !!!

خلاصه بنده نمی­خواهم تمام این جهاتى را که مى­بینم حمل بر نادانى بکنم یا حمل بر عدم توجه بکنم بلکه اگر یک قدرى بخواهیم دقیق بشویم خداى نخواسته بدبین مى شویم براى این که به وضعیت عملیات آقاى دکتر میلسپو نمی­خواهم بیش از این وارد شوم ولى چون آقایان مى فرمایند که بگوید بنده مى­گویم بنده یک دفعه که کمیسیون دارایى بود ایشان تشریف داشتند و بنده باید آنجا آن حقیقتى را که بگویم گفتم گفتم آقا این راه نیست این طور نیست و دیدند آنچه گفتم شد و حالا هم دارد بدتر می­شود .

یکى از نمایندگان- اینجا هم بگویید .

طوسى- در جلسه خصوصى عرض می­کنم. اولاً خاطر آقایان محترم را توجه می­دهم و بنده هر چیزى که می­خواهم بگویم بى‌اندیشه می­گویم معهذا از نظر ادارى اجازه بفرمایند که یک مطالبى را در جلسه خصوصى عرض کنم بنده نظرى ندارم ولى نمی‌خواهم یک چیزهایى بگویم که برخلاف مصالح باشد البته در جلسه خصوصى آقایان تشریف دارند و بنده با کمال افتخار عرایضى را که دارم عرض می­کنم یک قسمت دیگر که باید عرض بکنم راجع به مضرات وجود اداره تثبیت است آقا در این اداره شنیده می­شود 800 نفر عضو 400 یا 500 تومانى دارند که سیصد نفر از آنها مجللات هستند و پانصد نفر مجللین حالا در اینجا یک قدرى دقت بکنید آیا مفاسد اخلاقى هم دارد یا ندارد؟ اگر یک قدرى دقت بفرمایند وزرا محترم متوجه باشند و بخواهند در آتیه اصلاح بکنند. باید دید که این اداره محترم تثبیت چه خدماتى و کارهایى براى ما صورت داده است و این مضارش چیست و فایده­اش چیست و این را بسنجند ببینند کدام سنگین­تر است اگر خوب بود قدمشان روى چشم اگر نه بروند پى کارشان. در مملکتى که یک شهردارى دارد و از نقطه­نظر تعدیل بودجه ملزم می­شود که اعضایى را که چهل تومان یا پنجاه تومان حقوق دارند بیرون بریزد در این کشور دیگر نباید این اداره وجود داشته باشد. بروید آنجا ببینید چه خبر است بروید نگاه کنید لااقل(ببخشید نمی‌گذارند می­گویند بگویید اقلاً بروید آنجا لاس بزنید و تفریح کنید(خنده نمایندگان) بروید به بینید چه خبر است آن تو؟ قسمت سوم تعیین حداقل مایحتاج زندگانى از حیث لباس و غذا و غیره است. چنان که می­دانید این حرف­هاى شفاف

+++

همیشه بوده است اگر به عمل و نتیجه نگاه بکنیم هر ساعت بدتر شده است دو سال قبل روغن در این تهران یک من 7 تومان بود حالا یک من چهل تومان شده قند در اینجا یک من 7 یا 8 تومان بود حالا در حدود 50 تومان شده اجناس کارخانه چالوس با آن زیبایى مترى 6 یا 7 تومان خریده می­شد حالا مترى 40 یا 50 تومان است(یکى از نمایندگان- اصلاً نیست) سال 1321 بنده اجازه می­خواهم خیلى هم معذرت می­خواهم یک صورت مقایسه کوچکى اجمالاً به عرض آقایان برسانم در سال 1321 ملاحظه بفرمایند در آن موقع قند کیلویى 70 ریال بوده است ولى در آخر اسفند 1322 یک ماه پیش از این کیلویى 148 ریال شده است تفاوت عمل این است چطور سطح زندگى پایین آمده؟ حظ می­کند انسان واقعاً. در آن موقع شکر کیلویى 68 ریال بوده حالا 125 ریال شده است آخر چه شده است که در عرض یک سال این طور شده است چاى هر بسته 500 گرمى 65 ریال بود امروز هر بسته 180 ریال شده. اجازه بدهید این را عرض کرده باشم آقایانى که برایشان مجال هست و در عین حال احتیاج هست براى این که یک دفعه به درد من و امثال من گرفتار شوند بروند یک دفعه بازار جنس بخرند ببینند دیگر میل می­کنند زندگى داشته باشند یا نه؟ اگر عائله دارند و خانواده دارند بروند ببینند چه خبر است، خوب تمام مردم هم مثل من دارند می­میرند از بى­چیزى و بى­قماشى. اما راجع به پارچه­هاى قماش کنتوارى پیراهنى بوده است مترى 30 ریال امروز 66 ریال اگر پیدا بشود بالاخره این صورتى است که بنده نمی­خواهم وقت آقایان را بیش از این بگیرم اگر ملاحظه بفرمایید اجناس از سال 1321 تا سال 1322 چهار برابر بلکه ده برابر بالاتر رفته است. الان همین چند روزه که گفته می­شود خداى نخواسته باران نیامده است(والحمدالله باران آمد) آقا نان و گوشت هم معنى دارد؟ گوشت که الان باید فراوان باشد بروید ببینید چرا گران شده است؟ نان آزاد که شما می­خوردید ببینید چه شده است چرا گران شده است؟ خلاصه این صورتى است که بعد به آقاى وزیر دارایى عرض می­کنم. قسمت دیگر تنظیم برنامه­هاى چند ساله براى امور کشاورزى است. در اینجا هم عرایض خودم را کوچک می­کنم و فقط استدعا می­کنم به من بفرمایند ابتکاراتى که در گذشته این وزارت کشاورزى کرده است چه بوده است؟ یکى دو تا را نشان بدهید جز بریدن درخت جنگل و چوب­هاى صنعتى و از بین بردن جنگل­ها به من نشان بدهید ببینم حق دارد این وزارتخانه با این عرض و طول بماند یا نه؟ اینجا دیگر خیلى جاى تأسف است واقعاً آه تجدید نظر در وضع مأمورین دولت. به چه چیزش تجدید نظر می­کنید آقا می­خواهند بگویند سیرشان کردیم و کار ازشان می­خواهیم می­گویید مسئولیت داشته باشند و نان نخورند می­خواهید بگویید دزدها را از خوب­ها تفکیک کردیم این طور رسیدگى می­کنید؟ چه کار می­کنید من استدعا می­کنم خوب­ها را از بدها تفکیک کنید چندین دفعه اینجا گفته­ام و باز هم عرض می­کنم ببینید این کارمند این شخص چه بوده است چه داشته است و چه کرده است و حالا چه دارد. بالاخره اگر بنده نمردم خودم این حساب بیست ساله را روشن می­کنم(صحیح است) .

این کارمند کارمند شما است که پایه زندگانى و امور کشور روى دوش این بدبخت است این کارمند باید سیر شود زن و بچه­اش باید سیر باشد تا کار بکند این را که عرض می­کنم روى انتقاد و سوء نظر به دولت نیست و به شخص حضرتعالى کمال اعتماد را دارم و ورقه سفید قبل از همه خواهم داد ولى این برنامه هم چنانچه در کابینه­هاى قبل هم گفته بودند و به حرف گذشته بود ممکن است حالا هم به حرف بگذرد من از دولت وقتى مسئولیت می­خواهم که به او گفته باشم بنده اینها را بهتان عرض می­کنم و نتیجه­اش را بعد می­خواهم در قسمت 7 دارد استفاده کامل از جوانان تحصیل کرده که شایستگى علمى و عملى را امتحان داده باشند چطور مثلاً آنها که تحصیل کرده­اند و در خدمت دولت هم نبوده­اند اینها باید به کلى به کنار باشند؟ نه به عقیده بنده از آنها هم باید استفاده شود و چنانچه عرض کردم خوب­هاشان را از بدشان جدا کرد و

+++

و خوب­هاشان را باید با کمال احترام نگاه داشت شنیده می­شود که آقاى دکتر میلسپو به فکر استقراضى هستند آیا این حرف صحیح است یا خیر(بعضى از نمایندگان- خیر آقا) خوب عرض کردم این طور شنیدم حالا اگر راست باشد چرا؟ آیا مالیاتى کسر شده و عوایدى کسر شده؟ خیر بلکه مقدار زیادى هم از اعتبارات و تعهداتى که براى ساختمان­ها یا در برابر خرید مهمات بوده است از بین رفته و دیگر چند سال است که این مخارج نیست از بین رفته پس این پول­هایى که از مردم گرفته شده کجا رفته است به هرحال اگر چنین چیزى باشد(بعضى از نمایندگان- نیست) اگر نیست چرا وضعیت به این فلاکت و بدبختى است به هر حال همان طور که عرض کردم چون سایر آقایان هم می­خواهند فرمایشاتى بفرمایند بنده عرایضم را کوتاه می­کنم یک تلگرافى هم از گرگان رسیده بود راجع به زلزله که در آن حدود شده است و بنده از آقاى وزیر بهدارى تشکر می­کنم که فعلاً یک کارهایى کرده­اند و البته وضعیت رقت بار و بیچارگى اهالى آنجا طورى است که واقعاً بنده توجه دولت را جلب می­کنم و استدعا می­کنم که اقدام عاجلى بفرمایند(نمایندگان- صحیح است)

رئیس- آقاى دکتر کشاورز .

دکتر کشاورز- بنده یک تذکر نظامنامه دارم آقاى طوسى در ستون مخالفین اسم نوشته بودند ولى در ضمن بیانشان فرمودند موافق هستند و ورقه سفید می­دهد پس باید حالا یک نفر مخالف صحبت کند نه موافق .

رئیس- آقاى طوسى .

طوسى- فرمایش آقاى دکتر کشاورز از جهتى صحیح است ولى می­خواستم تذکر بدهم که هیچ کس نظرش از موافقت و مخالفت جز اصلاح امور کشور نخواهد بود و بنده هم اگر مخالف نوشته بودم براى این بود که یک رشته مطالبى که تذکار آن را براى امور کشور مفید می­دانستم روز گذشته هم تذکراتى به عرض رساندم دوباره هم عرض کرده باشم .

رئیس- بنابر این حالا نوبت آقاى دکتر مصدق است. آقاى دکتر مصدق .‏

دکتر مصدق- بنده خواستم عرض کنم که در این مملکت هیچ کس انجام وظیفه نمی­کند از مجلس بگیریم تا هیئت دولت تا ادارات تا تمام مردم اگر ما انجام وظیفه مى­کردیم وضعیتمان بهتر از حالا بود اول از مجلس می­­گیرید در دروه سیزده گفتند که باید مستشار از یک دولت ثالثى در این مملکت باشد که کار ادارى ما را اصلاح کند و ملت هم موافقت کرده و مقصود امریکا بود که دولت امریکا یک مستشار بفرستد در اینجا و کار مملکت ما را اداره بکند البته در یک حدود معینى نه این که در تمام ادارات دولتى ما یکى از اینها باشد بلکه یک نفر یا دو نفر باشند براى مشورت البته هر کس این حرف را بزند برخلاف وجدان گفته که ایرانى نمی­تواند این مملکت را اداره بکند می­تواند و خوب هم می­تواند(صحیح است) چنانچه مستشار آوردیم و دیدیم حالا این مستشار بهتر اداره کرد یا آن ایرانى که قبل از این مستشار بود البته ایرانى(صحیح است) اگر این حرف را نزنید برخلاف وجدان است پس پس گفتند باید مستشار از یک دولت ثالثى در این مملکت باشد از نظر سیاست و یک کارهایى بکند همه متفق بودند آیا این نظر عملى شد بعضى از نمایندگان(ابداً) آیا این مجلسى که مستشار را تصویب کرد پرسید از آن دولت که این عده را که می­آورید از دولت امریکا می­آورید دولت امریکا این شخص را معرفى کرده است یا این که این را از سر هوا می­آورید کسى پرسید؟ اگر مستشار از دولت امریکا می­آورید او مسئول کار مستشار بود چون دولت امریکا مایل بود که مستشارش کار بکند(صحیح است) ولى این کار را که شما نکرده­اید شما نگفتید که این را کى آورد یک کسى است از هوا آمده که مربوط به دولت امریکا نبوده و این کارها را کرده حالا شما چه می­گویید می­گویید دولت امریکا فرستاده است یا این مستشار بد است شما که از دولت امریکا نخواستید پس چه حرفى دارید این قصور از مجلس بوده است اگر مجلس در یک چنین کارى قصور بکند و دقت نکند تکلیف چیست؟ این وظیفه مجلس بود و نکرد باز هم به موجب قانون اساسى مجلس به هیچ وجه حق انتقال قانونگذارى را

+++

نداشت حق قانونگذارى از خصایص مجلس شوراى ملى است(صحیح است) مجلس این حق را هم به او واگذار کرد حالا وقتى که شما یک مقدمه را بد می­چینید می­خواهید نتیجه خوب بگیرید این کار غیر ممکن است قانونگذارى حق مجلس است ولى این کارى است که مجلس کرده است یعنى این حق را به دیگرى واگذار کرده شما وقتى که یک مقدمه را بد می­چینید ممکن است که نتیجه خوب بگیرید؟ خیر وقتى که شما مقدمه را بد می­چینید نتیجه همین طور خواهد شد که ملاحظه می­فرمایید اگر مجلس شوراى ملى کارش مرتب نباشد، آن وقت واعظ غیر متعظ است یعنى می­گوید ولى خودش درست نیست انتظار دارد خودش درست نباشد ولى ادارات و وزارتخانه­ها درست باشد حالا یک نمونه عرض کنم غرض از این مذاکرات مجلس چه چیز است روزى که در مجلس نطقى می­شود شب توزیع شود و مردم استفاده کنند اگر مذاکراتى که امروز می­شود سه ماه دیگر طبع شود این چه فایده دارد دیگر تضمین صحت ندارد امروز در این مجلس مذاکرات هفدهم اسفند را به من دادند بنده خودم نمی­دانم در آن موقع چه گفتم آیا این صحیح است یا نه خوشبختانه به واسطه کسالت مزاج یک اندازه این چیزها را می­نویسم این قسمتى را که می­بینم صحیح نیست این است الان تا ورق ردم دیدم در این آخر نوشته شده آقاى سید ضیاء الدین که زحمتى کشیده­اند ریششان را سفید کرده­اند من در مجلس گفتم گیس­شان را سفید کرده­اند اینجا ریش نوشته­اند ایشان که ریش ندارند اگر بنا باشد که مجله مذاکرات تصرف در نطق اشخاص بکند فردا هم که ممکن است یک چیزى براى بنده بنویسد این خوب نیست شاید اینجا خواسته­اند یک هواخواهى از آقا بکنند این طور کرده­اند پس باید مذاکرات مجلس همان روز عصر منتشر شود که مردم هم بخوانند و بدانند که مذاکرات امروز صبح چه بوده است بعضى از نمایندگان- چطور می­شود عصر همان روز منتشر شود مذاکراتى که چهل روز دیگر بیاید اینجا چه فایده دارد این راجع به مجلس اما در مسئله دولت بنده عرض می­کنم که آقا شما کار را به ترتیب صحیح نمی­کنید حالا آیا باید وضعیات تغییر بکند یا اشخاص من این را از مجلس سؤال می­کنم(بعضى از نمایندگان- هر دو) باید وضعیات را تغییر داد تا وضعیات را تغییر ندهید هیچ کارى در مملکت نمی­شود چه فایده دارد که آقاى اردلان پریروز وزیر مالیه بودند وحالا از وزارت مالیه فرار می­کنند و می­روند به وزارت پیشه و هنر چه دلیل دارد اگر آقاى اردلان می­خواستند در وزارت مالیه کار بکنند پس چرا تشریف بردند به وزارت بازرگانى بنده سى و پنج سال است ایشان را می­شناسم به پدرشان ارادت داشته­ام به خانواده­شان ارادت داشته­ام آقاى اردلان براى مالیه تخصص­شان بیشتر است و صلاحیت­شان در این کار از آقاى فروهر بیشتر است چرا رفتند براى فرار از وظیفه می­گویند چهار ماه می­روم در این وزارتخانه تا بخواهند یک عیبى در این وزارتخانه بگیرند می‌روم وزارتخانه دیگر و شش ماه هم آن وزارتخانه می­مانم و در نتیجه مسئولیت وزرا لوث می­شود پس وزیر باید وقتى که سرکار می­رود فرار از کار نکند و انجام وظیفه بکند آقاى هژیر تشریف بردند به لندن وزیر بودند رفتند به لندن از مزایاى وزارتشان استفاده کردند نه کسى فهمید که براى چه رفتند و نه کسى فهمید که کى آمدند یک وزیرى رفته است در لندن با وزراى آنجا شام خورده است با رجال مملکت مذاکره کرده است از نظر وزیر یک مملکتى رفته است وقتى که رفته کسى نفهمیده براى چه رفته و وقتى هم که وارد شده­اند نفرموده­اند که در لندن چکار کرده­اند ایشان اهل سواد هستند اهل کتاب و اهل اطلاع هستند اهل قلم هستند باید بیایند در این مجلس بگویند من رفتم در لندن و براى این ملت و براى این مملکت این ارمغان را آورده­ام نفرمودند پس وزیر باید انجام وظیفه بکند بنده یک چیزهایى نوشته­ام راجع به مسائل مالیه چون اساس مملکت مالیه است چیزی که بنده را خیلى نگران می­کند وضعیت محصول امسال است وضعیت محصول امسال به قدرى بد است که بنده اگر عرضى بکنم شاید اسباب وحشت بشود باید شما آقایان کارى بکنید که مردم امسال از دست نروند ما در سال 1322 وضعیت خوبى داشتیم محصول

+++

مملکت دو برابر هر سال و مطابق تحقیقاتى که من کردم در وزارت مالیه در بیست و نهم یا بیست و هشتم اسفند فقط 21 هزار تن گندم بوده است که مصرف دو ماه است باید پرسید که سیلو براى چه مى­سازند سیلو را براى این می­سازند که وقتى که محصول هست سیلو را پر کنند براى مصرف سال دیگر البته وزارت مالیه مى تواند بگوید من مسئولیتى نداشتم مرا مسئول متخصص قرار داده­اند ولى وزیر مالیه به اندازه یک مفتش در وزارت مالیه نباید کار کند؟ و نباید خبر داشته باشد؟ که این سیلویى که درست شده است و سیلویى که با این مخارج بنا کرده­اند و باید محصول چندین سال را در آن جمع کنند الان خالى است یا فرض بفرمایید کالایى که در 1943 پنجاه هزار تن کالا براى خاورمیانه معین کرده­اند فقط از این پنجاه هزار تن چهار هزار تن به تجار داده­اند و یک قدرى هم خود دولت آورده و در حدود چهل هزار تن اصلاً نیامده و الان مردم برهنه هستند الان مرده­ها در دهات بى کفن هستند(صحیح است) و شاید تا یک مدت دیگرى هم اصلاً ستر عورت نداشته باشند(صحیح است) آن وقت از نیامدن پارچه هم تقریباً بیست میلیون تومان عایدات مملکت ما کم شده است. حالا این مطالبى که نوشته­ام عرض می­کنم معمولاً هیچ برنامه‌اى بد نوشته نمی­شود و آنچه باید مورد توجه واقع شود اول کسانى هستند که مسئولیت اجراى آن را عهده­دار می­شوند و بعد وسایلى است که مجریان برنامه در دست دارند فقره دوم از «ب» برنامه دولت که بهتر بود ماده 2 نوشته شود تأمین خواربار و حوایج ضرورى مردم و تعدیل قیمت­ها را آرزومند است این آمال و آرزو در برنامه­هاى سابق هم بوده است متأسفانه نه مجلس و نه مردم از آنها نتیجه­اى ندیدند و هر چه بود به حرف گذشت. از استخدام مستشاران آمریکایى ظاهراً مجلس قبل سه نظر داشت .

1-تعدیل بودجه

2- و جلوگیرى از ترقى قیمت­ها و حسن اداره جیره­بندى .

‏3 - تأمین ارزاق عمومی .

راجع به تعدیل بودجه اطلاعات زیادى در دست نیست و البته بودجه که به مجلس پیشنهاد شد مطلب روشن می­شود ولى راجع به جلوگیرى از ترقى قیمت­ها علاوه بر این که دولت نخواست به قدر رفع احتیاج کالا از خارج وارد کند و مانع ترقى قیمت بشود به عنوان جلوگیرى از بازار آزاد و بورس سیاه مقرراتى وضع کرد که هم تجارت افرادى را مختل نمود و هم به واسطه عدم ورود کالا به توسط تجار وارد کننده قیمت­ها بالا رفت مثلاً قماش که مورد احتیاج عمومى و از ضروریات زندگى است سال قبل مترى سه تومان و امسال ده تومان کمتر نیست و بر طبق اطلاعاتى که به من رسیده متفقین وعده داده بودند که در سال 1943 بین 47 تا 50 هزار تن با وسایل خودشان کالاهاى متفرقه براى ایران بفرستند قریب 4 هزار تن از این کالا به تجار داده شد که وارد کردند بقیه مختص خود دولت بود که مختصرى از آن را وارد کرد و در حدود 40 هزار تن باقى است که نه دولت اقدام کرد و نه به تجار اجازه داد که وارد کنند گذشته از این که به واسطه وارد نشدن کالا جنس کمیاب و قیمت آن ترقى کرد در حدود 20 میلیون تومان هم از عواید گمرکى کسر شد .

از بابت سال 1944 هم کمیسیون­هایى از قرار معلوم تشکیل می­شود ولى هنوز نه دولت اقدامى کرده و نه به تجار اجازه داده است و از 1944 اکنون چهارماه مى­گذرد که تکیف ورود کالا معلوم نیست آیا کسى سؤال می­کند که علت مسامحه چیست و براى چه مردم را این طور دچار مضیقه و گرفتار کردند و مبلغ هنگفتى به عایدات دولت ضرر رساندند .

نسبت به ارزاق عمومى هم باید کاملاً مأیوس بود مثلاً برنج که سال قبل خروارى چهارصد تومان بود امسال 1425 تومان معامله مى شود و چیزى که مرا بیشتر وادار به این تذکر نمود وضعیت ارزاق سال بعد است با این که نظیر سال گذشته کمتر دیده شده و به طور قطع محصول شتوى دو برابر سال­هاى عادى بود مى­گویند که در 28 اسفند 21 هزار تن جنس مصرف دو ماه باشد در سیلو بیشتر نبوده است و معلوم نیست از روى چه نظر مستشاران امریکایى با تقاضاى مرم و نظریات مجلس موافقت

+++

ننمودند و به مالکین و اشخاص دیگر اجازه ندادند که به طور آزاد آرد وارد شهر شود و مقرراتى وضع نمودند که کمتر کسى توانست نان خود را تأمین کند و منطق آنها فقط این بود که گندم از بازار آزاد خارج شود و تبعیض نشود تا همه نان سیلو مصرف کنند .

این حرف شبیه به این است که در شهرى حریق واقع شود و آن قسمتى از شهر را که سالم است آتش بزنند تا همه شهر مثل هم بشود و یا اگر جماعتى نتوانند به واسطه نان خوب خود را از خطر امراض حفظ کنند جلوگیرى شود تا آنها هم دچار امراض شوند نظریات آقاى دکتر میلیسپو عملى نشد و اشخاص متمکن آرد را به قیمت گران تهیه نمودند و نتیجه این شد که از باربرى دولت که وسایل نقلیه کم داشت چیزى نکاست کرایه هم بسیار بالا رفت و قاچاق و فساد اخلاق بیش از سابق رواج شد- من نمی­دانم چه مصلحتى در کار است که از ورود جنس به تهران ممانعت کنند ولى از حمل به نقاط دیگر ممانعت ننمایند مثلاً از حومه شهر تهران هر قدر جنس به قزوین برود مانعى نیست ولى براى وارد کردن یک خروار آرد به شهر تهران تشریفاتى قائل شده­اند که مردم راضى هستند جنسی که به قاچاق وارد می­کنند به قیمت گران بخرند و زیر بار تشریفات ادارى نروند اگر ورود جنس به تهران آزاد بود اکنون ذخیره مهمى که به مصرف سال 1323 برسد در شهر موجود بود مع­التأسف نتیجه تصمیم آقاى دکتر این شده است که در خانها مقدار مهمى نیست و انبارها هم خالى است و اما راجع به مستشاران امریکایى آنهایى که ابتدا استخدام شدند بیش از چند نفر نبودند که بعضى از آنها از قبیل رانسن و دکتر آنکتیر و شامبارگر به واسطه عدم توافق سلیقه با آقاى دکتر رفتند و در آخر دوره سیزدهم به موجب قانون به دکتر اجازه داده شد که تا شصت نفر استخدام کند و برطبق این قانون عده­اى از امریکا و عده­اى هم از قبیل سالومون و ویویان که در ایران کارهاى خیلى ساده و معمولى داشتند و با حقوق قلیلى در کمپانى ساختمان فولى برازر و اداره ساختمان سابق وزارت دارایى امرار معاش می­نمودند استخدام شده و به کارهایى که هیچ تناسبى با کار سابق آنها ندارد گمارده شدند مثلاً سالومون به پیشکارى خوزستان و ویویان به مدیریت کل نظارت صنعتى منصوب شد در صورتی که در وزارت دارایى صاحب­منصبانى هستند با تجربه و تحصیل کرده و متخصص و در وزارت پیشه و هنر مهندسین عالى مقام ایرانى که از آنها به مراتب بالاتر و طرف مقایسه می­شد می­گویند که آقاى دکتر ملیسپو مراسله­اى به وزارت دادگسترى نوشته و تقاضا نموده است که مستخدمین متهم دارایى را قبل از مشورت با او تعقیب نکنند و من نتوانستم علت آن را بفهمم و این معما را حل کنم و در همین مراسله وعده داده است که در رأس تمام ادارات عنقریب امریکایى گذارده می­شود و بالنتیجه وضعیت دارایى طورى خواهد شد که کسى مورد اتهام واقع نشود و باز من نتوانستم علت این توهین را به هموطنان خودم که با این حقوق قلیل اعاشه می­کنند و اکثر از مردمان پاک دامنند کشف کنم این است وضعیت وزارت دارایى که رؤساى مجرب صحیح­العمل از کار دور شوند و به جاى آنها کسانى که اطلاعاتى ایرانى ندارند و از معلومات خارجى هم بهره­مند نیستند گمارده شده و کار آنها را مترجمین بى­اطلاع ایرانى اداره کنند. اگر تمام رؤساى ادارات دولتى امریکایى باشد پس ایرانى چرا تحصیل کند و به چه وسیله تجربه حاصل نماید و اگر مستشاران امریکایى نخواستند ایران بمانند تکلیف ما چه می­شود و از کدام ملت دیگر باید مستشار استخدام شود- من منکر علم و معرفت نیستم و معتقدم هر کجا که لازم است باید از دانشمندان خارجى استفاده کرد ولى در وزارت دارایى اشخاصی که بتوانند ما را از این قبیل مستشاران مستغنى کند کم نیست و با این که عقیده من همیشه این بوده است که ایرانى خانه خود را خودش باید اداره کند نسبت به مستشاران امریکایى عقیده اظهار نمی­کنم که بعد موجب ندامت بشود و همیشه مایلم که مملکت ما مورد توجه متفقین باشد و هر مستشارى که استخدام می­شود او را دولت امریکا معرفى کند که از هر جهت مورد اطمینان باشد و جامعه ایرانى بیش از پیش مرهون نکوکارى ملت امریکا بشود.

+++

وضعیت کنونى صورت خوشى ندارد و هر قدر هیئت دولت و مجلس شوراى ملى در تأمین ارزاق عمومى تأخیر کنند بیشتر موجب پشیمانى و ندامت است- اگر امسال محصول خوب بود براى ما چه بهتر از این که به متفقین و دوستان خود کمک کنیم و از بابت جنس که حمل به خارج می­شود وجهى وارد مملکت نماییم تا گره از کار ما باز شود متأسفانه امسال محصول خیلى کم است و کسر ما باید از مازاد محصول ‏جبران شود که مقدارى از آن به خارج رفته و مقدارى هم که نرفته اگر عاجلاً اقدام نشود می­رود- اکنون سه لولو درست شده که بقیه مازاد 1322 از ترس آنها فرار کند اول اصل عدم تبعیض بود که بیان شد و مراد از آن این است که باید همه نان از سیلو بخورند و اشخاص متمکن که می­توانند جنس وارد کنند و به اشخاص محتاج کمک نمایند این کار را نکنند تا جنس به جایى که لازم است برود دویم میزان قیمتى است که براى کالا معین کرده­اند امروز در بازار آزاد گندم قریب دویست تومان داد و ستد می­شود ولى وزارت دارایى بیش از 60 تومان نمی­خرد مردم آن قدر وطن پرست نیستند که اگر جنس را در بازار آزاد خروارى 200 تومان بخرند خروارى شصت تومان بفروشند که سیلو پر بشود- لولوى سیم که مهم­تر است قانون مالیات بر درآمد است این قانون حس تولید را می­برد و فساد اخلاق را در تمام طبقات رواج می­دهد و در نتیجه هم چیزى عاید نمی­شود- آن کسى که می­خواهد اظهار‌‌نامه غیرصحیح بدهد اگر جنس خود را به دولت فروخت به مقصود نمی­رسد پس صرفه در این است که به دولت کم بفروشد و بقیه را در بازار آزاد معامله کند غریب­تر این است که اشخاص متمول براى فرار از این مالیات سرمایه خود را امریکا و نقاط دیگر که این قبیل قوانین نیست مى­برند و وزارت دارایى هم با این کار موافق است اینها بود جهاتى که موجب فرار جنس می­شوند خوب است آقاى وزیر دارایى بفرمایند چطور کیش می­کنید که لولوها بروند و بقیه مازاد 1322 به مصرف اهل مملکت برسد از ایشان تمنا دارم که نظریات خود را در اصل عدم تبعیض که بطلان آن ثابت است و این که دولت می­تواند قیمت جنس را به میزانى برساند که مردم با دولت معامله کنند و همچنین در قانون مالیات بر درآمد عقیده اظهار کنند تا اگر نظریاتشان مفید بود و معلوم شد که می­توانند کارى صورت دهند ما به امید ایشان بمانیم و موافقت دولت را از خدا بخواهیم ولى اگر معلوم شود که از ایشان کارى ساخته نیست مجلس کمیسونى انتخاب کند که در جمع­آورى ارزاق نظارت کند و نواقص را گزارش دهد تا رفع آنها بشود و الحاق سزاوار نیست که مجلس این کار را هم براى مردم نکند و به این عنوان که برنامه را تصویب نموده و به انتظار اقدامات دولت است مردم را دچار قحطى و بدبختى کنند .

اگر در تفویض اختیارات مجلس مجبور است ایرادى وارد نیست و باید گفت خدا خواسته است که روزگار مردم از این هم سیاه­تر بشود ولى اگر اختیارات از نظر صلاح اندیشى داده شده چون مقصود تأمین نشده تصمیم دیگرى اتخاذ شود و به این عنوان که به دکتر میلسپو اختیارات داده شده از خود سلب مسئولیت نکند الامتناع باالختیار لاینا فى الختیار این عرایضى را که بنده عرض می‌کنم و نوشته­ام جوابش را از آقاى فروهر نمی­خواهم چون چهار روز دیگر می­روند جاى دیگر و فرار می­کنند جواب آنها را از آقاى حاج عزالممالک دوست عزیز خودم می­خواهم که جواب بدهند و شما اگر آقاى ساعد یک مردى هستید که می­توانید وضعیات را تغییر بدهید شما یک مرد شرافتمند و خوبى هستید و بنده به شما عقیده دارم و معتقدم که شما زمامدار باشید براى این که یک نفر آدم بى­آزارى هستید و یک نفر آدمى که صدمه­اش کمتر باشد بهتر از یک آدم فعالى است که صدمه‌اش زیاد باشد خوب آقا شما هم بسنجید ببینید اگر می­توانید وضعیت را تغییر بدهید قبول کنید اگر نمی­توانید تغییر بدهید گوش به حرف ما ندهید که امروز می­گویند این آقا خوب نیست فردا می­گویند آن آقا خوب نیست شما باید یک آدمى باشید که وضعیت را تغییر بدهید اگر در جلسه علنى نمی­توانید فرمایشى بفرمایید در جلسه خصوصى تشریف بیاورید و بفرمایید

+++

(سید ضیاء‌الدین- جلسه خصوصى خیر در جلسه علنى که همه مردم آگاه شوند) البته در جلسه علنى بلکه توى حیات مجلس بهتر است که همه مردم هم باشند جلسه را تشکیل می­دهیم و نظر خودتان را پیشنهاد می­کنید اگر با شما موافقت کردند البته شما یک عملیاتى می­توانید بکنید براى تغییر وضعیت البته بنده هم همان طور که اول گفتم حالا هم می­گویم که به شما عقیده دارم و البته بنده وضعیت مجلس چهاردهم را غیر از دوره هاى دیگر می­دانم چون می­بینم که حقیقتاً دلشان می­خواهد هر کار بکنند و شما هم اگر یک نظرهایى اظهار بفرمایید و یک پیشنهاداتى بفرمایید گمان می­کنم موفق می­شوید و همه هم با شما موافقت خواهد کرد اما عقیده من راجع به مالیات بر درآمد این قانون به کلى حس تولید را از بین می­برد و حس تولید اگر در دولت یا مردم نباشد فایده ندارد مملکت بدون حس تولید اداره نمی­شود اما وقتى که حس تولید نه در مردم و نه در دولت باشد کار مملکت به جاى بدى خواهد رسید من چند روز پیش یکى از صاحبان مستغلات را دیدم می­گفت مستغلى دارم ماهى پنج هزار تومان عایدى دارد اجاره داده­ام به انگلیس­ها(در خیابان شاهرضا است) می­گفت اگر این مستغل را من خالى بگذارم بهتر از این است که اجاره بدهم و مال­الاجاره دریافت کنم زیرا مستغلى که سالى پنجاه هزار تومان عایدى داشته باشد و بیش از این مقدار خرج براى من هیچ فایده ندارد این مستقل را میل دارم خالى بماند پس ما باید کارى کنیم که حس تولید در مردم از بین نرود و با این قانون مالیات بر درآمد نه کسى تجارت می­کند و نه کار دیگرى می­کند باید یک فکرى براى این کار کرد این است که بنده عرضى کردم ایراد گرفتن فایده ندارد وزیر عوض کردن فایده ندارد همین آقاى اردلان سرکار خودشان باشند ایشان براى وزارت مالیه بهتر از همه کس هستند ایشان نظریاتشان را بفرمایند که به چه ترتیب می­شود کارها را درست کرد نظریات خودشان را در باب مالیات بر درآمد بگویند همه اینها را بفرمایند شما وظیفه خودتان را نسبت به مملکت خودتان انجام دهید ببینید این آقاى ممقانى یک روز یک رأى نداد همه مردم از ایشان تمجید کردند که یک شخصى انجام وظیفه کرده است و تابع عرف نشده است پس شما هر وقتى که وظیفه خودتان را انجام دادید بزرگ مى­شوید متشخص مى­شوید مردم شما را دوست می­دارند و به شما احترام مى کنند فرار از وظیفه آدم را کوچک مى­کند پست مى­کند انسان باید فقط و فقط براى وطن خودش کار بکند و نباید در هیچ وقت از هیچ چیز مضایقه بکند هر چه را می­دانید براى وطن­تان بگویید(نمایندگان- صحیح است) .

رئیس- آقاى آقا سید ضیاء الدین گویا صحبتى دارند چون برنامه مطرح است نمى­شود .

سید ضیاء‌الدین- یک توضیحى دارم اجازه بفرمایید عرض کنم .

دکتر کشاورز- برنامه مطرح است نمی­شود .

رئیس- مطابق نظامنامه صحبت خارج از دستور نمی­شود کرد .

سید ضیاء‌الدین _ ایشان اهانت کرده­اند بنده باید توضیح بدهم

رئیس- به عنوان رفع توهین مى توانید صحبت کنید بفرمایید .

سید ضیا‌ءالدین- عرض کنم بنده خیال می­کردم که آقاى دکتر مصدق یک رجل سیاسى هستند و در محاورات خودشان یک حدودى را قائل هستند ایشان آن روز در ضمن صحبت کلمه گیس را ادا کردند من هم شنیدم و با آن که می­دانستم عمدى بود به روى خود نیاوردم و جواب ندادم و گفتم شاید ایشان اشتباه کرده­اند حق ایشان بود که اگر مقید هستند بیاناتشان طابق‌النعل بالنعل چاپ شود باید رسیدگى کنند و باید مراجعه کنند به مطبعه مجلس و بیاناتشان را بخواهند که قبل از طبع و انتشار براى ایشان بفرستند به علاوه مقتضى نبود که ایشان چند دقیقه وقت مجلس را صرف این اشتباه بکنند بنده فقط چیزى عرض می­کنم و آن این است که در زبان فارسى و درعرف و در زبان ایرانیان گیس مال کسانى است که گریه مى کند و من گریه نکرده­ام.

+++

رئیس- مطابق نظامنامه اگر نماینده به نماینده دیگر توهین بکند آن نماینده حق دارد که توضیح بخواهد آقاى دکتر شفق مخالفید یا موافق؟

دکتر رضا‌زاده شفق- بنده موافقم .

رئیس- بفرمایید .

دکتر شفق- بنده معمولاً و شاید هم آقایان شنیده باشند گاهى سخنرانى می­کنم و در تمام سخنرانى­هایى که کرده­ام آب نخورده­ام حالا مى­بینم که آب آورده­اند در مجلس معلوم مى شود که سخنرانى در مجلس آب و تاب دیگرى دارد این است که از آب مجلس مى‌خورم با این دولت موافقت خود را اظهار مى کنم علتش را هم عرض مى­کنم که مخالفت روى دو اصل است یکى روى اشخاص است و یکى روى برنامه دولت بنده موقع معرفى دولت اول آقاى ساعد در هر دو اشکال داشتم در برنامه که ملاحظه می­شود خیلى مسائل مهم دیگرى را مسکوت­عنه گذاشته است در اشخاص اولاً بنده با این که در درستى و وطن‌پرستى افرادى که ایشان معرفى کرده­اند اشکالى نداشتم از لحاظ­هاى دیگر مثلاً از نظم سیاست کشورى و امور سیاسى بعضى از آقایان را بهتر می­دانستم نباشند چون اسم یکى را آقاى دکتر مصدق تصریح فرمودند و بنده هم شخصاً حضور آقاى نخست وزیر عرض کرده بودم در این موقع ذکر مى کنم با این که در فعالیت و لیاقت و درستى این شخص تردیدى ندارم ولى به نظر من اشخاصی که از نقطه­نظر سیاسى اندک ابهام داشته باشند صلاح سیاست خارجى ما نیست که در دولت یا مجلس ما شرکت کنند منظور من آقاى هژیر است من با شخص جناب آقاى ساعد موافقم و ایشان را شخص میهن دوست و شرافتمند و درستکار می­دانم و اغلب اعضاى دولت ایشان هم همین صفات را دارند ولى اصل مسلمى که مجلس و مجلسیان چندین بار با وجود این اختلافى که هست گفته­اند و تکرار کرده­اند این است که سیاست خارجى این است که سیاست خارجى ما از هر نوع ابهام باید آزاد باشد سیاست ما باید روشن و صمیمانه باشد ما نمی­توانیم در مقابل خارجی­ها زرنگى و رل بازى کنیم(نمایندگان- صحیح است) ما بایستى با نهایت صحت آنچه که در دفتر زندگى و آنچه آمالمان نسبت به کشورمان است روشن کنیم خصومتى با هیچ یک از دول و نسبت به احدى نداشته باشیم با متفقین خودمان به موجب معاهده­اى که بسته­ایم یا طوعاً یا کرهاً(ملک مدنى- طوعاً آقا چرا کرهاً)

دکتر شفق- با کمال حسن نیت همکارى خواهیم کرد و بدون اندک نظر و غرض(آریرپانسه) همکارى می­کنیم و براى این که این موضع بخصوص براى دولت­هاى سه گانه روشن باشد تکلیف اجتماعى و سیاسى ما این است که هم در مجلس و هم در دولت اشخاصى وجود داشته باشند که هیچ کس مرموزیتى در آنها سراغ نداشته باشد اما در باب این مبهم و مرموز بودن ما شیاع را ملاک قرار می­دهیم و در نظر مى­گیریم نه منطق را منطق ممکن است قضیه را حل نکند ولى وقتى که مردم تصوراتى در حق اشخاصى مى کنند و خود خارجى­ها هم شاید تصوراتى بکنند ما باید از این جهات برى باشیم اما علت این که بنده کارت سفید خواهم داد این است که بنده در دولت خیانتى و انحراف سراغ ندارم شخص آقاى نخست وزیر معتمد بنده هستند و معتمد کامل مجلس هستند و ایشان چنان که گفتم شرافتمند و درستکار و میهن­دوستند و دولتى که ایشان با آن کار می­کند حتماً منحرف نخواهد شد ایشان با دولتى کار نخواهند کرد که یک شخص مورد سوءظن در آن باشد که به عقیده بنده نیست علت دوم موافقت این که بنده در ظرف این هفت هشت روز مشاهده کردم بدبختانه وحدت نظر نداریم و این اولین شکست معنوى بود در مجلس. بنده انتظار داشتم اقلاً در باب مسائل مهم مملکت بین افراد مجلس و بین مجلس و دولت وحدت نظر باشد ولى افسوس در این گیرودار و معرکه و مبارزه زندگى در مجلس که ملت آنجا را کعبه آمال می­داند وحدت فکر نیست در یک جلسه مطابق پیشنهاد بنده به آقاى نخست وزیر گفته شد که در حدود سى چهل اسم نه از لحاظ تحمیل چنان که بعضى از روزنامه­ها تعبیر کرده­اند بلکه

+++

فقط از لحاظ مساعدت و راهنمایى به ایشان داده شود که شاید هیئت دولت خود را از آن انتخاب نمایند افسوس که نه تنها در این سى چهل نفر بلکه در 5 نفر هم وحدت نظر حاصل نشد و عجب این که صورت­هایى تهیه می­شد که در ضمن نام همان اعضا سابق که ایشان معرفى کرده بودند ذکر شده بود و خدا می­داند که بنده یکى یکى از آقایان را گرفتم و صحبت کردم ولى هیچ نتیجه­اى نگرفتم خودم شنیدم که یکى گفت فرضاً بر وجه مثال عرض می­کنم امام حسین خوب است براى وزارت دیگرى گفت بله امام حسین خوب است ولى بهتر از او هم هستند خولى. سنان بن انس- یزد بن معاویه این قدر اختلاف نظر در بین آقایان دیدم به نظر من چاره نجاح براى این مملکت با این اختلاف نظرها به این زودى میسر و مقدور نیست جز این که به دولتى که رئیس آن مورد اعتماد ما است اظهار موافقت کنیم و کار از پیش برود ولى این که در بعضى از روزنامه­ها نوشتند که بحران مؤثر نیست بحران یعنى نبودن وزیر عرض می­کنم که بحران در کوچکترین ثبات هم مؤثر است و جایز نیست که در این موقع ما سه چهار ماه بدون داشتن یک اصل مسلمى یا وحدت نظرى با دولت­هاى متوالى مبارزه کنیم اما در باب برنامه من وارد طول و تفصیل نخواهم شد اگر آقایان دیگر صحبت نمی­کردند بنده نظریات مختلفى داشتم که عرض می­کردم مثلاً در همان ماده اول بنده یک حقیقتى را بیان می­کردم و آن این بود که متفقین ما الان در کشور ما هستند اصولاً بایست یک اداره مستقلى وجود داشته باشد که روابط ما را بین متفقین تدقیق و مطالعه کند و در آن اداره کسانی که از تاریخ و جغرافى و اوضاع سیاسى و اوضاع عالم اطلاع کامل دارند وجود داشته باشد باید از اولین روز تمام روابط ما را با متفقین تحت نظر قرار بدهند و حساب ما با متفقین ما معین باشد که نه تنها براى آماده شدن به مجلس صلح که باید از دو سال قبل شروع کرده باشیم بلکه براى نظام امور جارى ما چاره­جویى کنند و نقشه بکشند مثلاً بدانید کمیته تدارکات خاور نزدیک با ما چه روابطى دارد شاید اصول روابط و حساب­هاى متقابل ما را با آن کمیته یا با بنگاه یو. که سى. سى. و نظایر آن یک نفر در تمام کشور به حد کمال نداند آقاى دکتر مصدق فرمودند آقاى اردلان می­دانند ولى بنده می­دانم که هیچ کس در این مملکت به طور قطع خبرى ندارد و معمولاً وزیران خسته­اند گاهى تا بعد از نصف شب پوکر می­زنند و خسته و خراب به خواب می­روند و در وزارتخانه هم تمام روز را کاغذ امضا می­کنند نمی­داند کمیته شرق و خاور نزدیک در فرستادن قند و شکر و پارچه و نظایر آن چه ترتیبى دارد کس دیگر هم نمی­داند روابط اقتصادى ما با یو که سى سى چیست این یو که سى سى یک تشکیلاتى است یک مرکز تجارتى است این راه آهن که در حدود 1500 کیلومتر شب و روز کار می­کند عایداتش. ترتیباتش. مقرراتش به چه ترتیب است؟ آقایان فرموش نکنند که سه مرد بزرگ در کشور ما جلسه منعقد ساختند و این اشخاص بزرگ با اعلامیه رسمى تضمین استقلال و تمامیت مملکت ما را مردانه اعلام داشتند و تعهد کردند که نسبت به ایران کمک­هاى اقتصادى بکنند بنده یک قسمت این که کمک­هاى اقتصادى به ما نشده است مسئولیتش را فقط و فقط ازخودمان می­دانیم براى این که یک نقشه علمى روشن که یک روز از ما بپرسند چه می­خواهید نداریم یک عیب این دموکراسى بى پیر ما این است که هر پانزده روز یک دولت عوض می­کنیم و عیب دیگر ما نداشتن متد است یکى دیگر از مسائلى که نظر من است عرض کنم موضوع استفاده از جوانان تحصیل کرده است که هر دولتى این را گفت آقاى قوام­السلطنه اولین کسى بود که این را آورد در مجلس. برنامه چهل سال است در ایران نوشته می­شود شاید چهل تا برنامه نوشته شده چهل تا دولت آمده و رفته بنده رفتم مجلدات قانون را در کتابخانه مجلس ببینم مجلدات قانون در کتابخانه مجلس نبود یک چند جلدى به زحمت پیداکردم و چند مجلدات دیگر را دیدم و فهمیدم که در حدود هزار قانون و پیمان وامتیازنامه و امثال آن در این 26 سال از مجلس گذشته است از این هزار قانون اگر هر قانون صد ماده داشته باشد صد هزار ماده قانون در مجلس وضع شده است و روى هر ماده صحبت­ها شده است روى این صد هزار ماده قانون انرژی­ها صرف

+++

شده مبارزه­ها شده چون و چراها به عمل آمده ولى کاش به یک ماده قانون اساسى که آن وقت وضع کردند که مال و جان و ناموس مردم مصون است عمل می­شد و نتیجه بیشتر گرفته بودیم وقتى که حضرت محمد(ص) دیدند که یهود با آن قوانین و کتاب­هایى که دارد روزگار را برگزار می­کند ولی عمل ندارد و دل و آیین ندارد فرمودند: مثل الذین حملو التوریه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا تنها با قانون کار درست نمی­شود. در ضمن برنامه فرموده بودند که از جوانان استفاده می­کنند ولى نکرده­اند یک راهى به نظر حقیر من می­رسد و آن این است که عرض می­کنم راهش این است که وزارتخانه­ها و بازرس­ها تنها از لحاظ کمیت توجه به کار کارمندان وزارتخانه‌هاشان نکنند از لحاظ کیفیت هم توجه بکنند تنها حضور و غیاب و سر وقت حاضر شدن و دفتر امضا کردن وعده سنوات و صورت ظاهر نباشد. دانش، روش، صحت عمل، لیاقت، فعالیت هم در نظر گفته شود بازرس­ها این قبیل کارها را رسیدگى نمی­کنند تنها حضور و غیاب را رسیدگى می­کنند بنده پیشنهاد می­کنم که این دولت یک چشم بصیرت و بینایى داشته باشد که بهترین جوانان این کشور را که میلیون­ها صرف تحصیل آنها شده است بدین روش روى مسند کار بیاورد تا روزى که عمر این دولت انشاءالله دراز باشد چنین موقعى را ببینیم که از جوانان این کشور استفاده شده است جوانان را باید تربیت کرد مربى در این قسمت دولت است آخرین قسمت عرض بنده که هدف و نتیجه فکر بنده است و خیلى مشهور هم هست و اتفاقاً مشهورات معمولاً از نظر اهمیت می­افتد و چیزها از کثرت ظهور خفا پیدا می­کند. این هدف آمال من است هر کسى هدفى را دوست دارد آرزوى بنده این است که آقایان نمایندگان و دولت هم به این هدف بگروند اصلاحات کشور ما و احتیاجات ما بی­حد و حساب است واى به حال جامعه و کشوری که اصلاحات و احتیاجات ضرورى بی­حد و حسابى داشته باشد و این احتیاجات ضرورى همه­اش در درجه اول لزوم باشد ما به یک شخص شناورى شبیه هستیم که هر جا رو می­آورد به یک موج قوى برمی­خورد و در این گیرودار باید راهى پیدا کند ما به سردارى شبیه هستیم که در مهلکه جنگ است و از هزار جا هجوم شده است آن سردار باید براى نجات خود تصمیم قطعى بگیرد و راه معین را پیش کشد این است وضع زندگى ما این قسمت­ها را همکاران و آقایان نمایندگان گفته­اند و باز هم باید بگویند دیروز با یک نفر از آقایان نمایندگان یعنى آقاى مظفرزاده ‏صحبت بود راجع به برنامه دولت ایشان فرمودند که راجع به برنامه دولت آن قدر باید صبر داشته باشند که همه مطالب گفته شود هم براى دولت مفید است و هم براى ملت موضوع کفایت مذاکرات در همه جا مفید نیست بدیهى است که بنده باید به اصولى که قدما وضع کرده­اند این قبیل صحبت­ها را مفید و مختصر می­گویم شنیده­ام رئیس جمهور امریکا به نام کولیج تمام تاریخ آمریکا را در پانصد کلمه نوشت که بر یک سنگى تقر کنند و همه می­دانیم که سزار معروف تمام کارهاى جنگى را که در مشرف زمین کرد تمام آنها را در سه کلمه نوشت: ونى ویدى ویچى و مختصر کرد بنده هم تصمیم دارم که عرایضم را مختصر کنم و قصد دارم که در بقیه سال بیش از حد مذاکره ننمایم ما احتیاجات ضرورى داریم و این احتیاجات ضرورى ما را گرفتار یک دورى کرده است آقایان همه می­دانند تا سه چهار سال قبل تمام روزنامه­ها و جراید به تفصیل می­نوشتند و می­گفتند که ما نظام لازم داریم و براى نظام پول لازم داریم و براى پول اقتصاد و زراعت لازم داریم ولى فرهنگ هم با پول ممکن است پول با تجارت و کشاروزى آن هم با لشکر آن هم منوط به فهم و فرهنگ است فرهنگ و کشاورزى و سپاهیگرى هم بدون بهداشت و تندرستى نمی­شود و آن هم محتاج به پول است پس بدین ترتیب از کجا شروع کنیم تا کجا و کى چرخ خوریم و به اطراف خود دور زنیم .

ما گرفتار یک دور باطل و سرگیجه عظیم گردیده­ایم نتیجه چه می­شود؟ دولت­هاى مختلف و منقطع بدون نقشه­اى

+++

هى روى کار مى آیند با یک تشبثات موقت و کوتاه و بى­نتیجه یک چاره­هاى کوچکى می­کنند و به قول مرحوم فروغى مى­آیند و می­روند و نتیجه نمی­گیرند و با این ترتیب تا هزار سال دیگر هم نتیجه نخواهیم گرفت حالا فردا است که طرح­ها و لوایح قوانین مى­آید قانون بهدارى مى آید ولى عملى کردن تمام آنها پول لازم دارد بدون این که آمار صحیح داشته باشیم می­توانم بگویم روی هم رفته تنها براى دفع تراخم شاید در سال پنجاه ملیون تومان خرج داریم زیرا می­توان فرض کرد که پنج ملیون نفوس در این کشور تراخم دارد و هر فرد در سال از همه حیث ده تومان هزینه ممکن است داشته باشند بلى بدون پول تمام این پیشنهادها نقش بر آب است استقراض به ما به این زودی­ها نمی­دهند(جمعى از نمایندگان- نمى کنیم) بلى می­دهند و ما نمى­گیریم دولت انگلیس در روز در حدود بیست میلیون لیره خرج می­کند یک روز اگر این پول نرسد انتظامات لشکرى و اجتماعى آنجا به هم می‌خورد و بدون پول کار پیشرفت نمی­کند. در باب فرهنگ آقایان قانون تعلیمات عمومى را تصویب فرمودند براى تعلیم عمومى اگر با حساب غیر قطعى و سطحى براى هر یک نفر در سال ده تومان خرج ساختمان و کتاب و معلم تصور کنیم چون در ایران حدود پانزده ملیون نفوس داریم در سال صد و پنجاه ملیون تومان در اولین قدم براى این کار لازم داریم بهدارى هم با انژکسیون و پرونتوزیل درست نمی­شود .

فرهنگ با این که در زغال­دان­ها درس بدهیم و هر کس را بیاوریم معلم کنیم به هدف نمی­رسد تنها براى خارج شدن از دور باطل و حل مشکلات یک راه می­دانم و ده راه نمی­دانم و آن یک راه این است که اول باید سرمایه و پول و به اصطلاح وسیله تهیه کنیم اول کار ما تهیه وسیله است وسیله هم فعلاً پول است و سرمایه و پول و سرمایه هم از آسمان نمی­آید از آسمان فقط یک ندا آمد که واعدوالهم ما استطعتم وهمچنین به ما فرمودند لیس لا انسان الا ما سعى. این دستورها از آسمان آمد ولى ما باید ثروت خودمان را از زمین استخراج کنیم و تمام ثروت را ما باید از زمین با تعقیب یک اصول صحیح علمى کشاورزى به دست بیاوریم و خیلی هم این کار دیر شده است تمام قواى ما باید صرف امور کشاورزى از روى علوم جدید بشود که این کلخن را باغ و بهشت بکند در اروپا و امریکا مخصوصاً بعد از جنگ گذشته ما عملاً این را دیدیم چه اصلاحات مهم زراعتى کردند اگر ما آب کم داریم در این کشور به کلى آب ندیده هم نیستیم یک رود کارون نصف این مملکت را سیراب می­کند ولى سد بندى درجه اول لازم داریم و اصول صحیح آبیارى باید عملى گردد که هنوز در کوچک­ترین مراحلش هم وارد نشده­ایم الان آقاى نقابت به من می­گفتند که در شادکان(فلاحیه سابق) اقداماتى و پروژه­هایى به عمل آمده است ولى عملى نشده براى هر کارى ما پول لازم داریم میلیون­ها و میلیاردها باز هم عرض می­کنم این پول از آسمان نمى­آید از زمین باید درآورد و ما می­توانیم با تطبیق کارهاى خودمان با اصول علمى ایران را بهشت روى زمین کنیم آقایان می­دانند سوئیس چهل مرتبه از ایران کوچک­تر است در دو ساعت می­شود از آن سر سوئیس به آن سر رفت سوئیس زمین زراعتى ندارد فقط در حدود پنج هزار کیلومتر مربع زمین مسطح دارد که ما همین قدر یک وقتى به دیگران بخشیدیم سوئیس از آبشارهاى خودش به قول خود از هوئیل بلانش نفت سفید استفاده کرده است و صنایعى مهم به کار انداخته و مراتع مبسوط نیز به وجود آورده وقتى که بنده در سوئیس بودم و گاوها و گوسفندهاى سوئیس را دیدم فهمیدم چرا مصری­ها یک وقتى به گاو ستایش می­کردند هر گاو سوئیس یک گاو «آپیس» بود یک گاو مصرى بود از گاوها و گوسفندهاى خودشان میلیون­ها استفاده می­کنند و در سال مبالغى زیاد ملیون­ها شیر و کره و شکلاد به خارج می­فروشند آن وقتى که من آنجا بودم در قسمت­هایى که بیشتر فرانسوى نشین بودند در حدود صد و هشتاد میلیون فرانک ساعت دستى مچى فروخته بودند از آن آبشارهاى قواى برق تولید می­کنند و یک ملتى در حداکثر رفاه و نشاط زندگى می­کنند که بیشتر از برکت آبشارها و مراتع است ما باید کشاورزى خودمان را به واسطه آبیارى صحیح به کار بیندازیم که این زمین­ها سیراب شود اولین شرط نشاط در هر ملتى سیرى شکم است آن روز آقاى

+++

صفوى می­گفتند عده زیادى از مردم ذرت گندیده می­خورند بنده عرض می­کنم هنوز عده زیادى در این کشور بلوط و گیاه و پوست درخت می­خورند شش هزار سال پیش در مصر شخم می­کردند و حبوبات می­کاشتند و می­خوردند ولى ما الان عده زیادى پوست درخت می­خوریم ریشه گیاه می­خوریم در کشوری که سه مقابل فرانسه است چهار مقابل انگلستان است و زمین­هاى بیکران زراعتى دارد گرسنگى است انگلستان صدى شصت احتیاجاتش از حیث خواربار از خارج است ولى به خوبى مردم زندگى می‌کنند ما باید با یک تدبیرى با یک نقشه­اى با یک نقشه ثابتى که با دولت­ها و مجلس­ها عوض نشود نقشه­اى که حکم قانون را داشته باشد و به هر نحوى باشد عملى شود اول این مردم را سیر کنیم و بعد پول پیدا کنیم پول پیدا کردیم همه کار می­شود کرد و الّا بدون سیر شدن یک قدم نمی­شود برداشت نه فرهنگ نه بهدارى مؤثر نمی­شود بدون سیرى فهم و دانش عملى نیست‏

شب چو عقد نماز مى­بندم چه خورد بامداد فرزندم ‏

با شکم خالى چه فرهنگ چه بهدارى چه انژکسیون ما باید اول شکم خودمان را سیر کنیم کره بخوریم گوشت بخوریم شیر بخوریم که بعد این مردم بتوانند هرکارى را بکنند ما می­توانیم میلیون­ها گاو و گوسفند در این مملکت تهیه کنیم پشمش را به بازار دنیا بفروشیم، پنبه و ابریشم تهیه کنیم به بازار دنیا بفروشیم سابق بر این ملیون­ها عایدات پنبه و فروش پنبه بود از راه تهیه جنس در مملکت و فروش آن به خارج بازرگانى ما هم راه مى­افتد کارخانه­هایى که الان اینجا است و هرکسى براى آنها حرفى می­زند بنده می­گویم اینها سرمایه ملى است و به هیچ وجه من­الوجوه این کارخانه­جات را از دست دولت و ملت نمی­شود گرفت باید این کارخانه­جات را با مواد اولیه خودمان به کار بیندازیم الان این کارخانه­ها مواد اولیه که نخ و پنبه باشد ندارد اینها را ما می‌توانیم با ترتیب و نقشه که به فوریت تهیه نماییم .

از محصولات کشاورزى­مان تأمین کنیم پس بنده در نتیجه پیشنهاد مى کنم که دولت و مجلس باید برنامه صحیح اقتصادى حقیقى و بازرگانى یا به قول آقاى دکتر مصدق مالى به خصوص از لحاظ کشاورزى تهیه کند و این نقشه در حکم یک قانونى باشد و دائمى باشد که هر روزه متزلزل نشود و مجلس چهاردهم به عقیده بنده مجلس اقتصادى باید باشد .

رئیس- آقاى وزیر کشور .

وزیر کشور(آقاى هژیر)- مطالب مفصلى آقاى دکتر مصدق­السلطنه فرمودند که جواب آن را چون تنصیص فرمودند که از آقاى اردلان مى خواهند بنده جوابى عرض نمی­کنم ولى اینجا مى­خواهم توضیحى در مقابل بیانات آقاى دکتر مصدق و آقاى دکتر شفق عرض کنم چون هر دو نفر ناطق محترم اسمى از بنده بردند آقاى دکتر شفق حراف هستند و نطاق استاد زبردست ماهر و مسلط در حرف زدن و ایجاد و هم بنده البته در بیان با ایشان در نمى­افتم و از ایشان کمتر هستم ولى بنده مى­خواستم از فرمایشات آقاى دکتر مصدق و آقاى دکتر شفق استفاده کنم و توضیحاتى عرض کنم. آقاى دکتر مصدق فرمودند که فرار از وظیفه آدم را بزرگ نمى­کند ایستادگى در وظیفه انسان را بزرگ مى کند حقیقت این است که بنده قبلاً خواسته­ام به این دستور و فرمایش ایشان عمل کنم آقاى دکتر شفق می­فرمایند از حالا باید فکر مجمع صلح بود و فکر این 1500 کیلومتر راه‌آهنى را که ما اینجا داریم و متفقین ما استفاده می­کنند باید کرد عملیاتى که در اینجا انجام شده است و کمک­هایى که به متفقین شده است باید رسیدگى کرد و آقایان وزرا گرفتار هستند و نمی­توانند متأسفانه به این کارها رسیدگى کنند در مقابل این فرمایشات آقاى دکتر شفق باید عرض کنم که متأسفانه معلوم می­شود که بنده یک نفر بودم و کسى بودم که مى­خواستم درست به این کار برسم. آقاى دکتر مصدق فرمودند که بنده رفتم و برگشتم و نیامدم توضیح بدهم؟ کجا بیایم توضیح بدهم بنده وقتى که برگشتم هنوز مجلس چهاردهم تشکیل نشده بود بعد هم که تشکیل شد آقایان مطابق نظامنامه مشغول کارهاى داخلى خودشان بودند وقتى که مجلس رسمى شد و دولت استعفا داد و آقایان اظهار تمایل به آقاى نخست وزیر فرمودند ایشان مشغول تشکیل کابینه شدند بنده یک دفعه براى معرفى دفعه اول حضور آقایان رسیدم و رفتم براى

+++

دفعه دوم هم موقع معرفى دوم آمدم به مجلس و این هم دفعه سوم است(بعضى از نمایندگان- در جراید بایستى بنویسید) بنده خیال می­کنم مملکتى که مشروطه است و مجلس دارد هر توضیحى اول باید به عرض مجلس برسد و قبلاً به جراید نباید داده شود(صحیح است) اولاً این را خدمت آقایان عرض کنم که مسافرت اروپا در یک چنین موقعى آش دهن سوز نبود و کسى هم نمی­رفت که بنده توسل پیدا کنم که بروم و علت این که بنده رفتم یک فرمایشى یک روز آقاى امیرتیمور فرمودند که این وضع نیست اگر می­توانید بروید درست کنید بنده هم از همان وقت رفتم دنبال درست کردن که رفتم به لندن(امیرتیمور- متشکرم) بنده بودم که بلافاصله وقتى وزیر راه شدم آقاى رئیس­الوزرا اینجا تشریف دارند در آن موقع وزیر امور خارجه بودند نوشتم گفتم هم به دولت و هم به وزارت امور خارجه و هم با مذاکره کردن با متفقین که این راه آهن و این راه­هاى شوسه که الان شما دارید استفاده می­کنید باید ببینیم که این استفاده به چه ترتیب باید باشد و امروز که شما دارید استفاده می­کنید جبران خسارتى که وارد شده است به چه ترتیب خواهد بود این عمل منجر به این شد که در باب این مسائل و در باب بعضى مسائل دیگرى که آقاى دکتر شفق نفرمودند بنده بروم مذاکره کنم. اولاً این را باید حضور آقایان عرض کنم که هر مذاکره البته نتیجه­اش این نیست که صد درصد به نفع یک طرف باشد گزراشى که باید عرض کنم در موقع خودش عرض خواهم کرد و مدعى می­شوم که این مسافرت بنده با وجود هزاران خطرات هوایى و غیرهوایى که داشت و بنده تعهد کردم و رفتم براى مملکت یکى از بهترین قدم­هایى بود که به دست کوچک بنده انجام گرفت یعنى براى این که دولت انگلستان مسبوق شده باشد که ما چه زحمات و چه صدماتى در ظرف این مدت تحمل کردیم که بالطوع و الرغبه حاضر شدیم با آنها همکارى کنیم البته این کمک­ها را با کمال میل انجام دادیم و خالصاً و مخلصاً آنچه را که داشتیم در طبق اخلاص گذاشتیم ولى حالا باید به ما کمک کنید.(صحیح است) آقاى دکتر شفق مى‌فرمایند چیزى که در این مملکت مورد رسیدگى قرار گرفته است این است که دیده­اند کدام مأمور سروقت آمده و سر وقت رفته است و حال آن که چیزى که باید در نظر داشت و دید این است که ‏آیا در میان مأمورین دولت لیاقت و صحت عمل و صلاحیت و اینها هست یا نه و چه اندازه است. اما مقدمه دوم ایشان در باب صلاحیت آن چند نفر که اسم نبردند فقط اسم بنده را بردند این بود که در عین این که فرمودند که در انتگریته و فعالیت و راستی و درستى بنده تردیدى ندارند باز در عین حال اسم بنده را بردند و نظرشان مثل این بود که بنده نباشم این را بنده نمی­توانم بفهمم(دکتر شفق- این طور نبود) معلوم شد که در مجلس پنج نفر از نمایندگان پیدا نشدند که در مورد یک وزیر نفیاً یا اثباتاً توافق داشته باشند بنابراین بنده خوشبختانه فرمودند در نیتجه مذاکراتى که شد فرمایشات آقاى دکتر شفق را در آنچه مربوط به خودم بود منحصراً از طرف خود ایشان می­دانم و از سایر آقایان نمایندگان محترم که 97 نفر منهاى یک نفر هستند امتنان و تشکر خود را تقدیم می­کنم زیرا که به این ترتیب لیاقت و امانت بنده را تصدیق فرموده­اند بنده این را مکرر گفته­ام و امروز هم در پشت این تریبون مجلس به عرض آقایان می­رسانم که کسى هستم که بیست سالى که در خدمت هستم سهل است 42 سال که از عمرم می­گذرد از تاریخى که متولد شده­ام حساب زندگى خودم را می­توانم بدهم که چه گرفته­ام و چه داده­ام و امروز بنده در این مملکت حاضرم عرض کنم که غیر از آن چیزى که خودم صورت می­دهم که چه دارم و نشان هم مى­دهم که از کجا آورده­ام هرکسى به اسم من یا به اسم پدرم یا اقوامم در این مملکت چیزى به دست آورد حق دارد که ملک طلق خودش بداند و بلاعوض ضبط کند بنده در این مدتى که خدمت کرده­ام در خدمتگذارى خودم مدعى هستم که آنچه که از عهده یک فرد ساخته بوده است کوتاهى و قصورى نکرده­ام بنده بیش از دو سال است که در خدمت آقایان دارم خدمت می­کنم و تمام اوقات بنده صرف رسیدگى به امور

+++

مردم شده است بنده خودم را از تمام تفریحات دنیوى محروم کرده­ام براى این که امروز بتوانم با شهامت این عرض را بکنم(صحیح است) و تصور می­کنم که قدرشناسى آقایان بخصوص این که فرمودند این مجلس که حالا شروع به کار کرده است و می­خواهد یک خدمات بزرگى را شروع کند نباید اجازه بدهد که یک فردى که این طور خدمت کرده است و تمام صحت و سلامت مزاجش را روى کار گذارده است دلسوخته باشد(صحیح است) اصرار در این که در خدمت باشم ندارم ولى تا وقتى که توجه آقایان پشتیبان بنده است به گفته این و آن هم اهمیت نمی­دهم به این زودی­ها از جاده هم در نمی­روم و به شیاع هم عقیده ندارم .

رحیمیان- مسافرت به لندن را بفرمایید .

وزیر کشور- آن مربوط به برنامه نیست فعلاً مذاکره در اطراف برنامه است .

جمعى از نمایندگان- ختم جلسه .

4 - موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- آقاى رفیع هم پیشنهاد ختم جلسه کرده­اند بفرمایید .

رئیس- به طوری که خطار آقایان مسبوق است اغلب مذاکرات لازم در موقع طرح برنامه دولت باید بشود و اغلب آقایان هم یادداشت کرده­اند و مسائلى دارند که می­خواهند صحبت کنند و در نتیجه مذاکرات تکالیف دولت هم روشن­تر می­شود و بهتر می‌تواند کار بکند حالا اگر بخواهیم در این جلسه این کار را تمام کنیم به عقیده بنده نمی­شود و باقى آقایان هم که اجازه گرفته‌اند خوب است صحبت­شان را بفرمایند بنابراین آقایان موافقت بفرمایند جلسه را ختم کنیم و جلسه آینده روز سه­شنبه باشد(صحیح است)

رئیس- بنابر‌این با ختم جلسه مخالفى نیست؟(خیر) جلسه ختم می­شود جلسه آینده روز سه­شنبه 22 فروردین ساعت نه دستور هم برنامه دولت‏

(مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- محمد‌صادق طباطبایى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294113!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)