کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهاردهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملی دوره 14
[1396/05/24]

جلسه 157 صورت مشروح مذاکرات مجلس‌ روز سه‌شنبه پانزدهم آبان ماه 1324  

 

فهرست مطالب:

1‌  - تصویب صورت مجلس و تقدیم یک ورقه سؤال از طرف آقای لنکرانی

2‌  - طرح برنامه دولت آقای حکیمی.

3‌  - تعطیل جلسه به عنوان تنفس.

4‌  - تشکیل جلسه‌ - بقیه مذاکرات راجع به برنامه دولت.

5‌  - اخذ رأی اعتماد به کابینه آقای حکیمی.

6‌  - موقع و دستور جلسه بعد ‌ - ختم جلسه

 

مشروح مذاکرات مجلس ملی دوره 14

 

 

جلسه 157

صورت مشروح مذاکرات مجلس‌ روز سه‌شنبه پانزدهم آبان ماه  1324

 

فهرست مطالب:

1‌  - تصویب صورت مجلس و تقدیم یک ورقه سؤال از طرف آقای لنکرانی

2‌  - طرح برنامه دولت آقای حکیمی.

3‌  - تعطیل جلسه به عنوان تنفس.

4‌  - تشکیل جلسه‌ - بقیه مذاکرات راجع به برنامه دولت.

5‌  - اخذ رأی اعتماد به کابینه آقای حکیمی.

6‌  - موقع و دستور جلسه بعد ‌ - ختم جلسه

 

مجلس یک ساعت و ربع پیش از ظهر به ریاست آقای آقا سید محمدصادق طباطبایی تشکیل گردید.

1‌  - تصویب صورت مجلس و تقدیم یک ورقه سؤال از طرف آقای لنکرانی

صورت مجلس روز یکشنبه 13 آبان ماه را آقای هاشمی (منشی) به شرح زیر قرائت نمودند.

یک ساعت به ظهر مجلس به ریاست آقای سید محمدصادق طباطبایی تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت و با یک فقره اصلاح تصویب گردید.

غایبین با اجازه‌ - آقایان: دولت‌آبادی‌ - آصف‌ - عباس مسعودی‌ - محمدرضا تجدد.

غایبین بی‌اجازه‌ - آقایان:‌ نبوی‌ - مؤید قوامی‌ - کفایی‌ - امیر ابراهیمی ‌ - صمصام ‌ -‌ منصف ‌ - تولیت ‌ - دکتر مصدق‌  - بهبهانی ‌ - بهادری ‌ - گنابادی ‌ - خلعتبری ‌ - رفیعی ‌ - ایرج اسکندری‌  -‌ عباس حشمتی ‌ - مهندس پناهی ‌ - دکتر آقایان ‌ - پوررضا.

دیرآمده با اجازه ‌ - آقای لنکرانی

دیرآمدگان بی‌اجازه آقایان:‌ امیر تیمور ‌ - عزت‌الله بیات‌  - گیو‌  - اخوان ‌ - عامری‌ ‌ - کاظمی‌  - حیدرعلی امامی‌  - تیمورتاش‌  - حسن اکبر ‌ - سیف‌پور ‌ - فاطمی ‌ -‌ علی دشتی‌  - تهرانچی ‌ - معدل‌  - دهقان ‌ - کام‌بخش‌  - جمال امامی ‌ - دکتر کیان

آقای حکیمی نخست‌وزیر آقایان وزیران را به مجلس شورای ملی معرفی نمودند و بیان داشتند که وزیر بازرگانی و پیشه و هنر بعد معین خواهد شد و فعلاً خود ایشان عهده‌دار امور آن وزارتخانه خواهند بود و نیز در برنامه به طور خلاصه اشاره نمودند که دولت در سیاست خارجی همواره آرزومند و مؤید دوستی و داد صادقانه با دول متفق خواهد بود و موجبات تحکیم روابط حسنه فی‌مابین را از هر جهت فراهم خواهد نمود تا تعهدات دولت ایران طبق منشور ملل متحد اجرا شود.

امنیت کشور با اصلاح و تکمیل و تجهیز قوای تأمینیه بر طبق حوائج و مقتضیات و عواید عمومی طرف توجه کامل دولت است و همچنین تعدیل بودجه و تجدیدنظر در قانون استخدام و تنظیم امور اقتصادی و ترفیه حال کارگر و برزگر و تهیه وسایل اجرای قانون تعلیمات اجباری از اهم وظایف و مورد اقدام جدی دولت می‌باشد.

و نیز تجدید نظر در قانون تشکیلات ممکلتی و تعیین وظایف مأمورین وزارت کشور و اهتمام در اصلاح قانون فعلی انتخابات و انجام انتخابات دوره پانزدهم که از هر گونه جریان منافی قانون مصون باشد از وظایف مهم دیگر دولت به شمار می‌رود در خاتمه اشاره کردند که توسعه و تکمیل خطوط راه‌آهن و آسفالت راه‌های شوسه نیز مورد عمل قرار خواهد گرفت.

آقای فاطمی نظر داشتند که جلسه صبح و عصر پس فردا برای برنامه دولت تشکیل شود آقای فیروزآبادی با اظهار خوشوقتی از معرفی کابینه معتقد بودند که باید مورد پشتیبانی مجلس قرار گیرد و به اصلاح امور اساسی موفق گردد.

آقای دکتر معظمی تذکر دادند که هیئت رئیسه کمیسیون‌ها انتخاب شود.

آقای اردلان پیشنهاد نمودند قانون انتخابات در دستور قرار گیرد آقای فاطمی مخالف بودند و رأی گرفته شد تصویب نگردید.

آقایان ملک‌مدنی و مجد ضیایی و مخبر فرهمند پیشنهاد نمودند یک نفر ناظر بانک انتخاب شود که امور مربوطه به علت نداشتن اکثریت در بانک ملی معوق مانده است این پیشنهاد مورد موافقت قرار گرفت ولی عده برای اخذ رأی کافی نبود.

آقای رئیس با اظهار تأسف بیان داشتند که آقای نمازی از نمایندگی مستعفی شدند استعفانامه ایشان قرائت گردید.

آقای لنکرانی قسمتی از سؤالی که از وزارت امور خارجه داشتند قرائت نمودند ولی چون عده برای ادامه مذاکرات کافی نبود جلسه به روز سه‌شنبه سه ساعت به ظهر موکول و مجلس 20 دقیقه پیش از ظهر ختم شد.

رئیس ‌ -‌ آقای فرمانفرماییان راجع به صورت مجلس فرمایشی دارید؟

فرمانفرماییان ‌ - موضوعی بود در صورت

+++

مجلس به گوش بنده خورد که آقای دکتر مصدق را غائب بدون اجازه نوشته‌اند ایشان مریض بستری هستند با تلفن هم اطلاع داده‌اند تمنا دارم اصلاح بفرمایید.

رئیس ‌ - اصلاح می‌شود. آقای تهرانچی در صورت مجلس است؟

تهرانچی ‌ - بنده هم همین را می‌خواستم عرض کنم که آقای فرمانفرماییان فرمودند.

رئیس ‌ - آقای لنکرانی راجع به صورت مجلس نظری دارید؟

لنکرانی‌  - بله چون فال خیر می‌زنم و حسن ظنم را غلبه می‌دهم که انشاالله دولت حاضر خیرش غلبه داشته باشد به این جهت برای تکمیل صورت جلسه و این که مذاکرات و سؤال بنده ناقص مانده بود عین سؤال را تقدیم می‌کنم و اضافه می‌کنم که این سؤال راجع به سیاست‌های دولت‌های قبل از کابینه فعلی بوده است (صحیح است) و برای کشف حقیقت و نشان دادن توطئه‌های مرموز که بر ضد ملت ایران می‌شود این سؤال را تهیه کرده بودم و موفق نشدم حالا از موقعیت کابینه فعلی استفاده می‌کنیم و فقط با تغییر عنوان وزیر امور خارجه به عنوان رئیس دولت عین آن سؤال را تقدیم می‌کنم و تقاضا می‌کنم در صورت جلسه هم قید شده باشد و امیدوارم انشاالله کابینه فعلی که جنبه خیرش غلبه دارد آن جنبه خیر تکمیل بشود و انشاالله موفق شده باشد و ضمناً اسم خودم را هم که در ستون مخالفین نوشتم ذکر کردم با نظر انتقاد اصلاحی نیست به آقای نخست وزیر و عده‌ای از اعضای کابینه‌شان و انشاالله بعداً هم نسبت به بقیه‌شان حسن ظن داشته‌ام و امیدوارم داشته باشم این را خواستم عرض کنم (صحیح است)

رئیس ‌ - اعتراض دیگری نیست؟ (گفته شد خیر) صورت جلسه تصویب شد.

جمعی از نمایندگان ‌ - دستور

2‌  - طرح برنامه دولت

رئیس‌  - دستور برنامه دولت است آقای فیروزآبادی و آقای صادقی پیشنهادی کرده‌اید باید به عرض مجلس برسد پیشنهاد می‌کنیم بدون مذاکره و مباحثه در اطراف برنامه دولت به اخذ رأی اعتماد اقدام شود.

رئیس ‌ - آقای صادقی

صادقی  - مقدمه عرض می‌کنم در این که حق قانونی آقایان نمایندگان این است که در موقع طرح برنامه دولت مذاکره و مباحثه بکنند هیچ کس تردید ندارد (صحیح است) ولی چه بسا مسائل بسیار مفیدی که در موقع به خصوصی نه این که نتیجه‌ای از آنها حاضر نیست بلکه ممکن است زیان‌بخش هم باشد (صحیح است) دولتی که فعلاً آمده است ... از بدو دوره چهارده اگر مذاکراتی را که در مجلس شده است تحقیق بکنیم شاید اقلاً ربع اوقات مجلس صرف مذاکره در برنامه شده باشد. مطالبی است که همه‌اش گفته شده است و آقای حکیمی و اشخاصی هم که در کابینه ایشان شرکت دارند اشخاصی هستند که روی آنها مکرر مذاکره شده بنده تصور می‌کنم که اگر بنا بشود در برنامه دولت با اساسی زیادی که نوشته شده تقریباً سی و چهل نفر هستند مذاکره بکنیم تقریباً شاید بیست روز بیست و پنج روز وقت لازم داشته باشد و این مطلب دیگر وقتی نخواهد گذاشت که وقت دولت در اصلاحات لازمه که خیلی مهم و ضروری است صرف بشود و ممکن است دولتی را هم که با کمال بی‌طرفی و با وضعی به مجلس آمده است که از هر جهت موجه است و وضعی دارد که قابل قبول عامه است شاید به یک ترتیبی بکشاند و مطالبی گفته شود که ناگفتنی است و البته چون در مقابل اشخاصی هم هستند که مطالبی دارند که می‌خواهند بگویند آن را هم به عقیده بنده مجلس موافقت بفرمایند که اول بدون مذاکره به برنامه رأی گرفته شود بعد آن اشخاص در جلسه آینده به صورت مذاکرات قبل از دستور مطالب خودشان را بگویند و این نهایت به صرفه و صلاح تمام نمایندگان و تمام کشور است.

رئیس ‌ - آقای طوسی

طوسی ‌ - بنده موافقم اگر مخالفی پیدا شد عرض می‌کنم.

رئیس ‌ - آقای نقابت مخالفید؟

نقابت ‌ - عرض کنم علت مخالفت بنده این است که اولاً این ترتیب خلاف اصل است و ناچار در یک موقعی که بحران متمادی در این کشور بوده است و حالا امیدوار هستیم که با وجود یک دولتی که اکثر آقایان با آن موافقت دارند رفع بحران بشود و خدماتی انجام بشود موافقت بفرمایید مذاکره بشود ولی به نحو اختصار به این معنی که از طرف هر یک از فراکسیون‌ها یک نفر به عنوان نماینده از طرف آن فراکسیون سیاست اجتماعی فراکسیون و رفقای فراکسیونی خودش را بیان کند (بعضی از نمایندگان آقا معنی ندارد) و بعد نسبت به آقایانی که فراکسیونی ندارند و منفرد هستند آنها هم به نحو اختصار عقاید خودشان را بگویند زیرا دولت بایستی سیاست عمومی اکثریت مجلس را در نظر داشته باشد و تذکرات لازم به دولت داده شود و برای این کار بنده اجازه می‌خواهم عرض کنم که بیست و پنج نفر اعضا فراکسیون میهن هیچ کدام صحبت نخواهند کرد و این بیست و پنج نفر تمام نظریات و مطالب خودشان را ضمن یک صفحه فقط نوشته‌اند که عیناً برای استحضار آقایان و برای استحضار ریاست محترم دولت قرائت می‌کنم (همهمه نمایندگان‌ - این نشد حالا خیر) به این جهت آقایان قبول خواهید فرمود و اجازه خواهید داد که در این یک صفحه فقط تمام نظریات این 25 نفر را بخوانم (همهمه نمایندگان‌ - آقا حالا موقعش نیست نمی‌شود) (امینی‌ - آقا در موقعش بفرمایید) (فاطمی‌ - آخر دلایلش را می‌خواهند بگویند) عرض کنم دلیل مخالف بنده باید استماع شود باید دلیل مخالفتم را اظهار کنم مخالفت بنده چه شفاهاً چه کتباً فرق نمی‌کند باید عرض کنم چه فرقی می‌کند؟ (همهمه نمایندگان) (‌ - کثر اعتبار‌ - آقا خودتان که نظامنامه را بلدید) این بسته به اجازه آقای رئیس است...

رئیس ‌ - باید رأی گرفت. مخالف شما فقط راجع پیشنهاد باید باشد.

نقابت ‌ - بسیار خوب ولی باید ما عقاید خودمان را به دولت بگوییم تا صریحاً نظر هیئت دولت راجع به این اظهارات ما استماع بشود و بعد رأی بگیریم.

رئیس‌  - آقایانی که با پیشنهاد آقای صادقی موافقند قیام فرمایند (عده‌ای قیام نمودند) تصویب نشد بلأخره ممکن است مذاکرات کوتاه‌تر باشد و زودتر هم رأی به خاتمه مذاکرات بگیریم. آقای کام‌بخش مخالفید بفرمایید.

کام‌بخش‌ - مطالب اساسی عمده و مذاکراتی که ما نسبت به کابینه آقای حکیمی داشتیم قسمت اعظمش را در موقع تشکیل کابینه نخستین ایشان گفتیم بنابراین بنده فقط تذکراً دو موضوع را می‌خواهم تکرار کنم و آن عبارت از این است که ما همان طور که آن دفعه هم گفته شد نسبت به شخص آقای حکیمی هیچ گونه اعتراضی نداریم و شاید از بسیاری از جهات ایشان را ترجیح می‌دهیم به نامزدهای دیگر نخست‌وزیری منتهی چیزی که در آن دفعه هم تذکر داده شد و الا هم بنده اختصاراً عرض می‌کنم این است که اگر ما مخالفت با برنامه آقای حکیمی می‌کنیم مخالف ما عبارت از این است که ما دستگاه فعلی حاکمه را در ایران قادر به این نمی‌دانیم که این مملکت را اصلاح کند و از آنجایی که آن دفعه هم تذکر دادیم و آقای حکیمی این دفعه هم در برنامه خودشان ذکری در قسمت اصلاحات مربوط به دستگاه حاکمه نکرده‌اند و آن تذکرها را در نظر نگرفته‌اند از این نظر این دفعه هم ما مجبوریم در برنامه ایشان اصولاً مخالفت بکنیم ولی چیزی که هست چون وضع کابینه این دفعه ایشان تفاوت دارد با کابینه پیشین‌ ما حالت انتظار به خودمان می‌گیریم و در موقع رأی دادن هم نه موافق و نه مخالف رأی نخواهیم داد تا در عمل ببینیم و رویه خودمان را معین بکنیم و چه بسا ممکن است که این رویه در عمل صورت موافقت به خودش بگیرد اگر چنانچه ببینیم که آقای حکیمی قدم‌هایی برای اصلاح امور این کشور برمی‌دارند و چون اطمینان داریم که رأی اعتماد هم خواهند گرفت اگر بعد از رأی اعتماد واقعاً خواستند این قدم‌ها را بردارند می‌توانند مستظهر باشند به کمک و مساعدت ما چنان که بارها دیده‌اید این که عرض کردم آقای حکیمی بایستی قطعاً توجهی می‌کردند به اصلاح دستگاه‌ حاکمه قبلی از این نقطه نظر بود که ما به خوبی می‌دانستیم و تشخیص می‌دادیم موضوع را که این دستگاه همان دستگاه دیکتاتوری زمان رضا شاه است منتهی موقعیت و وقت طور دیگری بود و طور دیگری تشخیص داد و خودش را تا اندازه‌ای تقریباً هم آهنگ کرد یعنی رنگی به خود گرفت و صورت ظاهر خودش را عوض کرد ولی مترصد بود که ببیند یک باد مساعدی بوزد و باز هم از نقطه نظر ایجاد یک چنین حکومتی که سابق بود و تا اندازه‌ای می‌خواست تجدید بشود باز دیدیم که فوراً دستگاه تغییر قیافه داد و به هر فردی که نگاه می‌کردید از سرلشگر و سرتیپ و قاضی گرفته تا پاسبان و پاسیار همه اینها تغییر قیافه داده بودند آنهایی که خیلی با ملایمت رفتار می‌کردند آنهایی که خیلی مواظب حرکات خودشان بودند همین تغییر را که دیدند فوراً تغییر قیافه دادند. ما این دستگاهی که داریم خیلی خطرناک‌تر است از آن دستگاهی که در بدو امر رضا‌شاه خواست با آنها کار بکند برای این که آن وقت دستگاه آن طور مهیا و حاضر نبود و او مجبور بود که یک دستگاهی را آن طور حاضر بکند ولی این دستگاهی که امروز داریم در ظرف مدت بیست سال درست شده ما یک دستگاهی داریم که در ظرف بیست سال آماده شده است و هر فردی از افراد این دستگاه الآن حاضر است در هر آن جای سابق خودش را بگیرد یعنی هر روز که اینجا نسیم وزید و هر روز که این تمایل را دید فوراً تغییر قیافه بدهد و به آن شکلی که در مدت زمامداری آقای صدر درآمده بود دربیاید و وضعیت مملکت را به آن شکل و وضعیت دربیاورد یکی از وزرای همین کابینه (نظرم نیست که کدام یک از آقایان وزیران صحبت می‌کردند) و اظهار کردند که اوضاع یک طوری است که اگر ما بخواهیم فقط وضعیت را اعاده بدهیم به آنجایی که آقای صدر آمدند و زمامدار شدند وضعیت را برسانیم اقلاً شش ماه کار دارد فقط شش ماه باید کار بکنیم تا این خرابی‌هایی که در زمان تصدی آقای صدر ایجاد شده بتوانیم ترمیم

+++

بکنیم. حقیقت این مطلب صدق می‌کند و این چیزی است که بنده می‌خواهم در اینجا عرض کرده باشم این موضوعی است که تمام مملکت تمام کشور این موضوع را می‌دانند و این موضوع انعکاس پیدا کرده است در تمام دنیا امروز هیچ کس نمی‌تواند منکر این اصل بشود که ما در مملکت خودمان در حال حاضر به هیچ وجه اثری از دموکراسی نداریم (همهمه نمایندگان) (دکتر طاهری‌ - خیر این طور نیست) (یک نفر از نمایندگان‌ - به چه دلیل؟) دلیل این موضوع را عرض خواهم کرد و تمام دلایل من را خواهید شنید اگر شما آقای دکتر طاهری می‌ترسید از این که خارجی‌ها اتخاذ سند بکنند از عقیده بنده بنده به شما قول می‌دهم که خارجی‌ها بهتر از بنده واردند و بهتر از بنده می‌بینند و مطالبی که بنده الآن عرض می‌کنم این مطالب بارها در خارج گفته شده است خبرگزاری‌ها گفته‌اند نطق‌ها شده است بفرمایید همین نطق اخیر را حالا می‌خوانم برای شما این نطق اخیر را نماینده انگلستان گفته است در کنفرانس بین‌المللی کار می‌گوید اگر دولت ایران بخواهد با تصویب منشور ملل متفق به روش آزادی‌کشی خود و توقیف جراید و بازداشت خود سرانه مردم بدون محاکمه البته و بسته اجزاب و رواج حکومت نظامی دوره دیکتاتوری ادامه بدهد باید کلیه ملل آزادی‌خواه به وسیله اقدام مشترک ایران را از دستگاه ملل متفق خارج نمایند (دکتر طاهری‌ت کی گفته است؟‌ غلط کرده است) (حاذقی‌ - این حرف‌ها سرشکستگی دارد) (دکتر عبده‌ - رسمیت ندارد هر کسی نوشته تکذیب می‌کنم حق ندارد) بنده خودم نمی‌دانم آقای دکتر طاهری (سیف‌پور فاطمی اینجا هندوستان نیست‌ -‌حق ندارید این صحبت‌ها را بکنید) (سید ضیاءالدین- آن وقت ممکن است دیکتاتوری بشود اینجا هندوستان نیست) آنهایی که می‌گویند اینجا هندوستان نیست این حرف را زده‌اند (حاذقی‌ - بنده که اهل این مملکت هستم تمام اینها را تکذیب می‌کنم) آنهایی که می‌خواهند اینجا را هندوستان بکنند ما به آنها مبارزه می‌کنیم (یک نفر از نمایندگان ‌ - این تلگراف کی است؟) (سیف‌پور فاطمی ‌ - این تلگراف ایرج اسکندری است) خیر این تلگراف ایرج اسکندری نیست (جواد مسعودی - رسمیت ندارد) (دکتر کشاورز ‌ - خدا بیامرزد ارباب کیخسرو را) هر وقت ساکت شدید بنده عرض می‌کنم (سیف‌پور شما خیانت می‌کنید) شما خیانت می‌کنید آقای سیف‌پور این خیانت‌ها را شما می‌کنید. آقای حکیم‌الملک امروز در این مملکت بیش از چهل روزنامه از مرکز با انحراف به دست چپ توقیف شده است (سید ضیاءالدین -  برای این که می‌خواهند آذربایجان را تجزیه کنند) (دکتر کشاورز‌ - غلط کرده‌اند) اگر اطلاع داشته باشید این موضوعی است که بنده عرض می‌کنم این موضوعی است که سفیر کبیر شما از لندن هم تلگراف کرده است و او هم گفته است که این رویه‌ای که دولت اتخاذ کرده در اینجا سوء انعکاس بخشیده است (سید ضیاءالدین‌ - ما مقید به حسن انعکاس در لندن نیستیم. ما موظف به حسن اداره مملکت خودمان هستیم) گوش بدهید آقای سید ضیاءالدین حضرت عالی هم یک نفر وکیل هستید بعد که حضرت عالی خواستید فرمایشی بفرمایید بنده هم استماع خواهم کرد ما امروز سر و کار داریم در این مملکت بای ک وضعیتی که هیچ جای دنیا نظیر این وضعیت را ندارد بنده عرایضی که می‌کنم توجه بفرمایید به عرایض بنده (سید ضیاءالدین با کمال مسرت به شرط این که شما هم اجازه بدهید بنده هم عرایضم را بکنم) بفرمایید امروز در این مملکت ما سر و کار با آزادی افکار و احزاب نداریم نه تنها این عمل بلکه وضعیتی ایجاد کرده‌اند که هیچ وقت سابقه نداشته است نیمه شب آمده‌اند به محل حزب ما به باشگاه حزب ما حمله‌ور شده‌اند، درها را شکسته‌اند و آنجا را اشغال کرده‌اند اینجا صرف‌نظر از این که کلوپ بوده است صرف نظر از این که باشگاه حزب بوده است: صرف‌نظر از این که هیچ گونه مدرکی بر علیه ایمن حزب در دست نبوده است و نمی‌توانسته است باشد و اگر هم می‌بود نمی‌توانسته‌اند این کار را بکنند با وجود این نیمه شب رفته‌اند آنجا و درهایش را شکسته‌اند و اشغال کرده‌اند و هنوز هم در اشغال است شما تصور می‌کنید که خارجی‌ها هر روز آنجا برق سرنیزه را نمی‌بینند هر روز آنجا سوار نظام‌ها را نمی‌بینند توی خیابان فردوسی و وضعیت حزب ما را نمی‌بینند اینها یک چیزهایی نیست که ما اینجا بگوییم اینها یک چیزهایی است که آنها به رأی‌العین دیده‌اند و همان روزی که کلوپ‌ها را اشغال می‌کردند همان روزی که یک هنک سوار نظام و پیاده‌نظام خیابان فردوسی را گرفته بودند همان روز ما دعوت کرده بودیم از نمایندگان آمریکا که آمده بودند اینجا برای تحقیق در اطراف وضعیت کارگران آنها آمدند در همان ساعت و برخوردند به سرنیزه‌ها (سید ضیاءالدین‌  - ما هم در تبریز به سر خوردیم به سرنیزه‌ها در مازندران هم برخوردیم به سرنیزه‌ها) انشاالله به آن سرنیزه حقیقی برخواهید خورد (خنده نمایندگان) (صفوی ‌ - خدا نکند همچو روزی بیاید. در اینجا سرنیزه حقیقی نخواهد آمد) (همهمه نمایندگان ‌ - زنگ رئیس) آقا خواهش می‌کنم اخطار بفرمایید.

رئیس ‌ - آقا مگر نمی‌خواهید مجلس کار بکند بفرمایید آقای کام‌بخش.

کام‌بخش ‌ - صرف‌نظر از تمام این جریانات آقای حکیم‌الملک، که آقای سید ضیاءالدین هم نمی‌دانم آن را تصدیق می‌کنند یا نه که نیمه شب کلوپ‌ها اشغال شد.

یکی از نمایندگان‌  - آقای کام‌بخش شما با آقای حکیم‌الملک حرف می‌زنید نه با آقای سید ضیاءالدین.

رئیس ‌ - شما آقا بنا بود مختصر بفرمایید.

کام‌بخش ‌ - بنده هر قدر که می‌خواهم عرض می‌کنم هیچ بنایی نیست. تمام اثاثیه آن محمل را اثاثیه که دیگر جرمی نکرده بود نیمه شب آقای سروان سرمد یا چند نفر دیگر که اسامی‌شان هست از ژاندارم‌ها می‌آیند آنجا و اثاثیه محل را بار می‌کنند در کامیون و می‌برند بنده از حضرت عالی می‌پرسم. آمدند کلوپ را اشغال کردند من غیر حق تمام این کارها را کردند در صورتی که وقتی می‌خواستند این کارها را بکنند آن محل مستأجر داشت مستأجرش آقای دکتر یزدی بود باید مستأجر داشت مستأجرش آقای دکتر یزدی بود باید مستأجر این محل می‌آمد آنجا تا اثاثیه، خوار و بار. نمی‌دانم برنج، روغن سایر چیزهایی که آنجا بود برای بوفه و آنچه را که منقول بود به آنها بدهند ببرند، کی به آنها حق داده است که این کارها را بکنند. پرده سن، اغلب از آقایان وکلا که اینجا نشسته‌اند آمده‌اند آنجا سالونی که ما تهیه کرده بودیم دیدند و این پرده را هم دیدند بنده می‌توانم اسم ببرم آن آقایان را یک پرده مخمل مجللی داشت، همه دیدند، اغلب هم می‌دانند این پرده مخمل را کندند و بردند بنده عرض می‌کنم آیا این پرده بوده است یا نبوده است؟ بوده است برای این که همه دیده‌اند و آن موقعی هم که آنجا را اشغل کردند کسی آنجا نبود که اینها را حویل بگیرند و آنها این چیزها را تحویل داده‌اند یا نداده‌اند اگر تحویل داده‌اند باید صورت مجلس باشد صورت مجلس هم نیست بنابراین بنده عرض می‌کنم که این پرده را دزدیده‌اند و چنگیز هم چنین عملی را نمی‌کند (نقابت‌ - چهار نفر قاضی مشغول رسیدگی است) نخیر بنده مسبوقم، بنده مسبوقم که رسیدگی کسی نکرده و فقط شوارتزکف خواست رسیدگی بکند و یک پرونده هم تشکیل شد اعتراف هم کردند در آن بروند و الآن می‌خواهند آن اوراق را از پرونده بکشند بیرون، بلی و این را هم به عرض برسانم که آقای سرتیپ اعتماد مقدم گفتند که کلنل شوارتزکف حق رسیدگی ندارد و اگر رسیدگی به این امر بکند من او را مسئول قرار می‌دهم این یعنی چه؟ این اعتراف ضمنی است به این که این کار را یا خود ایشان کرده‌اند و یا به دستور ایشان کرده‌اند و این موضوع تا به این اندازه روشن است و من تقاضا می‌کنم از آقای حکیم‌الملک که به این موضوع کاملاً رسیدگی بفرمایند و صرف‌نظر از این جریانات یک عده از افراد، یک عده از کارگرهای بیگناه را همین طور توی خیابان گرفته‌اند و برده‌اند زندانی کرده‌اند الآن 20 نفر کارگر بیگناه آنجا زندانی هستند علتش را هم نمی‌دانند چیست نه پرونده‌ای دارند نه چیزی و حتی چندین دفعه هم خواستند اعلام گرسنگی بکنند ولی ما برای آبروی کشور مانع شدیم حالا هم اگر بیرن نیایند مجبورند این اقدام را بکنند. صرف‌نظر از این جریانات ما امروز در مملکت خودمان با این وضعیت مواجه هستیم که از وکیل هم سلب مصونیت شده است، از وکیل سلب مصونیت شده، همین مجلس شورای ملی تصمیم گرفت و برای رسیدگی به کتک خوردن دکتر کشاورز کمیسیونی تشکیل بدهد کو آن کمیسیون؟ شما که این قدر اینجا سر و صدا می‌کنید کو آن کمیسیون حالا از این موضوع دو ماه می‌گذرد اگر شما اجازه بدهید که به این موضوع رسیدگی نکنند اگر شما به این موضوع رسیدگی نکنید یعنی شما این موضوع را عملی کرده‌اید این معنی‌اش است و من این را می‌خواهم عرض کنم که یک قدری وسیع‌تر این موضوع را بگیریم به این معنی که به طور کلی و به طور غیرمستقیم از تمام وکلا سلب مصونیت شده است چرا؟ به مناسبت این که همه که مثل ما پوست کلفت نیستند که کتک هم بخورند بیایند اینجا پشت تریبون صحبت بکنند (فیروزآبادی‌ - آقا کی کتک زده هر روز می‌آیید می‌گویید کتک کتک، کی کتک زده؟) متأسفانه از شما نپرسیدند آقای فیروزآبادی (فیروزآبادی‌ - آخر چرا فساد می‌کنید باید از فساد جلوگیری کرد) (دکتر کشاورز‌ - آقای فیروزآبادی اگر شما هم می‌خواهید بخورید من شخصش را به شما نشان می‌دهم آقای سرگرد زرین نعل) (فیروزآبادی‌ - آقا او نزده است) (دکتر کشاورز‌ - شما نبودید آنجا آقای فیروزآبادی چرا دروغ می‌گویید، شما آنجا  نبودید بی‌شرف است کسی که دروغ می‌گوید و بی‌شرف است آن که بدون اطلاع حرف می‌زند) (فیروزآبادی‌ - شما چرا اینقدر مفسد هستید) (زنگ رئیس)

+++

دکتر رادمنش ‌ - آقا ساکتش کنید.

رئیس ‌ - آقای فیروزآبادی.

فیروزآبادی ‌ - ما سر منشأ فساد شده‌ایم. آقایان مصلح عجب مملکتی است؛ (دکتر کشاورز‌ - راستی عجب مملکتی است)

هاشمی ‌ - راهش رسیدگی است آقای فیروزآبادی. نه عصبانی شدن.

رئیس ‌ - آقا ناطق پشت تریبون است بگذارید صحبت کند آقا بفرمایید.

کام‌بخش‌  - موضوع دیگری را هم که می‌خواستم عرض بکنم و این موضوع مخصوصاً در زمان زمامداری آقای صدر جریان بدی پیدا کرد و بایستی قطعاً جبران بشود عبارت است از تیره شدن روابط ما با همسایه شمالی‌مان (فیروز‌آبادی‌ - هیچ هم تیره نشده) (خنده نمایندگان)

رئیس ‌ - آقا اجازه بدهید.

کام‌بخش ‌ - اگر آقایان اجازه می‌دادند در همان موقعی که قانون تحریم انتخابات در اینجا مطرح بود و ما مخالفت کردیم اگر اجازه می‌دادید که ما اینجا صحبت بکنیم و چند پیشنهاد هم دادیم و تمام آنها را غیر وارد دانستند که ما صحبت نکنیم و دلیلش هم این بود که آقایان می‌گفتند تا قشون خارجی در ایران است انتخابات نباید صورت بگیرد این صورت ظاهرش خیلی خوب است و ما هم که مخالفیم حرف نمی‌گذاشتند بزنیم پس معلوم می‌شود که ما یک عمل به این خوبی را نمی‌گذاریم اجرا بشود در صورتی که این طور نبوده و به بنده اگر آن روز اجازه می‌دادند این مطلب را تذکر می‌دادم که گفتن مطالب از پشت این تریبون به این عنوان که من آزادی‌خواهم، من وطن‌پرستم، من طرفدار خروج قوای بیگانه از ایران هستم گفتن این مطالب از پشت این تریبون آسان است و اگر گفتار بدون کردار باشد دیگر آسان‌تر، بنده عرض می‌کنم وقتی که شما به ماهیت رفتار و به ماهیت کردار و عملیات ما درست عمیق بشوید و فکر بکنید خواهید دید، من مدعی هستم که عمل ما یعنی آنچه را که ما می‌گوییم و می‌کنیم او بیش‌تر مساعد است با این که نیروی خارجی از ایران برود تا عمل آنهایی که می‌آیند در اینجا و صحبت می‌کنند و در عین حال عملشان یک عملی است که مانع از رفتن آنها است بنده عرض می‌کنم اگر موجبات رفتن قشون‌های خارجی را در ایران ما فراهم می‌کردیم اگر یک رویه صحیحی می‌داشتیم بنده قطع و یقین دارم که همان یک ماه بعد از جنگ ممکن بود ما مواجه بشویم به این که ارتش‌های خارجی از ایران برود موجباتش را باید فراهم کرد با گفتن نمی‌شود. موجباتش عبارت از این است که ماها نشان بدهیم به تمام معنی عملاً که ما نسبت به هر دوی آنها بی‌طرف هستیم و بی‌نظر هستیم و هیچ کدام را نسبت به هیچ کدام ترجیح نمی‌دهیم وقتی که این را عملاً نشان دادیم و ثابت کردیم آنها هم که این موضوع را حس کردند قطعاً می‌روند ولی اگر ما این کار را نکردیم اگر به یکی از آنها نشان دادیم که ما تبعیضی در سیاست خارجی خودمان درباره او قائلیم آن وقت من به شما قول می‌دهم که کار به این آسانی‌ها حل نخواهد شد...

حاذقی ‌ - این حرف را نزنید آقای کام‌بخش آنها باید بروند حق ندارند معاهداتمان را انجام دادیم پنج سال بدبختی کشیدیم گرسنگی کشیدیم برای این که حالا این حرف را نشنویم.

کام‌بخش ‌ - آقای حاذقی ما باید عادت بکنیم که خودمان هم تعهداتی که داریم انجام بدهیم یک تعهد ما منشور ملل متفق است که ما در همین جا تصویب کردیم با آن نطق غرائی که آقای دکتر عبده کردند و از آن روز تا حالا نپرسیدند که چطور اجرا شده.

دکتر عبده‌  - منشور ملل متفق استقلال ممالک را تضمین می‌کند دیگران باید مقررات را اجرا کنند ما کرده‌ایم.

کام‌بخش ‌ - درست است و خیلی چیزهای دیگر اینجا هست ما باید تعهدات خودمان را محترم بشماریم.

حاذقی ‌ - تو سری که می‌خوریم چیزی نداریم بدهیم.

پوررضا ‌ - آقا چه تعهدی داشتیم که نکردیم بفرمایید.

کام‌بخش‌  - این که مملکت ما دموکراسی واقعی ندارد.

مسعودی ‌ - به خارجی چه مربوط است آقای کام‌بخش به دیگران چه مربوط است؟

یمین اسفندیاری ‌ - با این همه صدمات و خساراتی که به این مملکت وارد شده باز هم تعهداتمام را انجام ندادیم.

کام‌بخش ‌ - آقای مسعودی بنده خیلی بیش‌تر از شما طرفدار این هستم که ارتش‌های خارجی بروند. از ایران بیرون بروند چیزی که هست ما بایستی واقعاً طوری بکنیم و موجبات را یک طوری فراهم بکنیم که هیچ گونه خصومتی بین ما و دیگران نباشد.

یمین اسفندیاری ‌ -‌ چه خصومتی آقا جنابعالی بفرمایید دولت صدر با دولت شمالی برخلاف چه چیز رفتار کرده است اگر یک اختلافی بین من و شما باشد چه ربطی به دولت دارد.

کام‌بخش‌ - دلیلش این که فلان نفر را به عنوان این که نویسنده‌اش روسی است توقیف می‌کنند (سید ضیاءالدین‌ - پیس ما را مگر اجازه می‌دهند) سعدی، فردوسی، حافظ نویسندگان و شعرای ما در آنجا هم مورد تشویق هستند.

سید ضیاءالدین ‌ - تولستوی و پوشکین هم مورد تجلیل هستند.

کام‌بخش ‌ -‌ چخوف هم همین طور.

اردلان‌  - آنها خودشان این حرف‌ها را نمی‌زنند شما چرا می‌زنید؟

سید ضیاءالدین ‌ - شما اصرار دارید سوءتفاهم ایجاد کنید.

یمین اسفندیاری‌  - ما مطالب خودمان را باید بگوییم.

کام‌بخش‌  - این هم مطالب خودمان است. بنده آقای حکیمی دلایلی که آقایان لازم دارند. دلایلی که شما لازم دارید برای این که بدانید آقای صدر برای ما یک حکومت دیکتاتوری، یک حکومت متمایل به دیکتاتوری تهیه کردند و ما را می‌بردند به آنجایی بکشند که یک حکومت دیکتاتوری فاشیستی باشیم...

سنندجی‌  - آقا این حرف‌ها چیست؟

یمین اسفندیاری ‌ - ‌از وجدان شما انصاف می‌خواهم آیا فاشیستی در این مملکت است؟

عده از نمایندگان‌  - اینها چه حرفی است آقا فاشیست یعنی چه؟

سیف‌پور فاطمی‌  - چرا فاشیست می‌گویید ایران نه دیکتاتوری فاشیست می‌شود نه دیکتاتوری کمونیست.

کام‌بخش ‌ - آقای یمین فاشیست یعنی چه؟

یمین اسفندیاری ‌ - نمی‌دانم.

کام‌بخش ‌ - من می‌دانم شما نمی‌دانید. شما مراجعه بفرمایید به اعلامیه ستاد ارتش، اعلامیه‌ای که ستاد ارتش منتشر کرد این اعلامیه ستاد ارتش به تمام معنی رویه دولت را حالا شاید این رویه دولت نباشد رویه خاص ارتش باشد روشن کرد، رویه‌ای که یک مبارزه ناجوانمردانه به افراد آزادی‌خواه نسبت به افراد آزادی‌خواه نسبت به آزادی‌خواهان این مملکت می‌کند، از این اعلامیه برمی‌آید شما به تمام معنی می‌توانید بفهمید یک اعلامیه‌ای که سراپای این اعلامیه حکایت می‌کند از بی‌اطلاعی و بی‌سوادی نویسنده‌اش الآن اینجا اعلامیه را یک قسمتش را برای شما می‌خوانم تا بدانید که وضعیت ما در چه حال است در این اعلامیه می‌نویسد که این آقایان یعنی افسرانی که فرار کرده‌اند از خراسان همین اعلامیه می‌گوید در یک جا می‌نویسد بدون تهیه مقدمات و بدون اطلاع سایر همدستان یعنی خودش تصدیق می‌کند که اینها بدون اطلاع ما یک چنین عملی کرده‌اند. اگر خود آنها تصدیق می‌کنند که این عمل بدون اطلاع ما شده است آن وقت چطور آقای ارفع در یک جای دیگر این اعلامیه می‌نویسد با تحریک و دستور حزب توده این کار را کرده‌اند.

چطور این را می‌برند در هیئت وزرا به آن ترتیب که آقای مالک هم مسبوق هستند.

سید ضیاءالدین ‌ - حزب دموکرات با اطلاع شما بوده است یا نه الغای زبان فارسی با اطلاع شما بوده است یا نه؟

کام‌بخش ‌ - ... ولی بنده ثابت می‌کنم در اینجا مطابق مدارکی که در دست دارم که این عمل یعنی عملی که ستاد ارتش می‌خواست منتسب بکند به ما ولی موفق نشد که به ما منتسب بکند آن عمل را با مدارک و دلایل کتبی ثابت می‌کنم منتسب به خود ایشان است یعنی خود آقای ارفع این عمل را مستوجب شده است ارفع مجبور کرده است افسرهای ما را با یک طرز بی‌نظیری که شاید در سایر نقاط جهان نظیر نداشته است یا یک طرز بی‌نظیری یک چنین عملی را بکند در اعلامیه ستاد ارتش گفته می‌شود که این عمل در تاریخ 25/5/24 واقع شده است بعد از ظهر در صورتی که ستاد ارتش هم در تاریخ 26 از این عمل اطلاع پیدا کرده است و آن وقت با این مدارکی که الآن عرض خواهم کرد ثابت می‌کنم که زمینه این عمل در چند ماه پیش به وسیله خود ارفع تهیه شده بود... (گله‌داری‌ - ارفع افسر وطن‌پرستی است)... شما حق دارید دفاع بکنید آقای گله‌داری. آقای ارفع در چند ماه قبل از این واقعه اعلامیه صادر کرده‌اند راجع به این که مطالبی که در اطراف دسته‌بندی در ارتش راجع به حزب نهضت ملی گفته می‌شود دروغ است اعلامیه‌ای صادر کرده‌اند آقای وزیر جنگ هم این اعلامیه را تأیید کرده‌اند.

ناتمام

+++

بقیه جلسه 157

یک عده از افسرانی که واقعاً باور کردند که این مطالبی که ستاد ارتش گفته است این مطالبی که وزارت جنگ تأیید کرده است واقعاً صحیح است وزارت جنگ غیرممکن است که دروغ بگوید یک عده از افسرهای خوش‌باور یک عده از افسرانی که علاقمند به ارتش بودند دیدند که علی‌رغم اعلامیه‌ای که صادر کردند فعالیت حزب نهضت ملی در ارتش ادامه دارد گزارش کردند با اسم و رسم نوشتند که باز این اشخاص آمده‌اند تبلیغ کرده‌اند ما را به این حزب در صورتی که وزارت جنگ و ستاد ارتش گفته است فعالیتی در ارتش وجود ندارد و بلافاصله آقای ارفع تصمیم گرفتند این اشخاص را هر که هستند آنها را تبعید بکنند به نقاط بد آب و هوای جنوبی با یک وضعیت فجیعی با یک وضعیت بدی که درخور هیچ افسری نیست و معلوم نیست آینده‌شان در آنجا چه خواهد شد.

حاذقی‌  - هیچ چیز نمی‌شود در این مملکت هستند.

کام‌بخش ‌ -‌ این گزارشی است که یکی از همان افسرها در تاریخ 20/4/24 گزارش کرده است.

حاذقی‌  - از این افسرها تقویت نکنید برای این مملکت باید یک انتظاماتی باقی بماند.

کام‌بخش ‌ - شما بنشینید و گوش بدهید ببینید چه می‌گویم یکی از افسرها در تاریخ 20/4/24 یعنی یک ماه قبل از این واقعه خراسان گزارش می‌کند به ترتیب سلسله مراتب این موضوع را و گزارشی که کرده در مقابل رسید رسمی گرفته و این رسید رسمی‌اش را آقای وزیر جنگ هم ممکن است بعداً ملاحظه بفرمایند رسید رسمی می‌گیرند و مقابل این گزارش و پس از این که این گزارش را می‌دهد و رسید رسمی می‌گیرد و پس از این که چند نفر دیگر هم به او تأسی می‌کنند پس از این موضوع بلافاصله آقای ارفع دستور می‌دهند که این اشخاص خطرناکند اینها را توقیف بکنید این موضوع یک ماه قبل از واقعه خراسان است و این آقایان را تبعید می‌کنند و این هم مراصله‌ای است که بنده در اداره روزنامه رهبر به دست آورده‌ام و برای اداره روزنامه رهبر این شخص این طور می‌نویسد که: قطعاً موضوع تبعید من به عنوان این که عضو حزب توده هستم یا وابسته به حزب توده هستم به سمع شما خواهد رسید و شما تعجب خواهید کرد چطور کسی را که عضو حزب توده نبوده است به این عنوان تبعید کرده‌اند برای روشن شدن این موضوع عین مدارک و عین عریضه‌ای که برای مجلس شورای ملی نوشته‌ام می‌فرستم (فولادوند ‌ - باید اینها را دو ماه قبل بیاورید چرا حالا می‌فرمایید) شما وقت ندارید، بنده حتی استیضاحی تهیه کرده بودم که از وزارت جنگ در این زمینه بشود از این اسناد و مدارک من زیاد دارم این شخص این طور می‌نویسد که: اینجانب مدت ده سال است که در ارتش با کمال راستی و درستی خدمت می‌نمایم و در این مدت حتی از 24 ساعت مرخصی استفاده ننموده و به شهادت عموم افسران با شرف لشکر دوم در مدت خدمت افسریم شب و روز خود را صرف خدمت در ارتش نموده و مدت سه سال در عملیات فارس و کردستان شرکت کرده و همه موقع خدماتم موجب رضایت عموم رؤسا بوده تنها در سه دوره اخیر متجاوز از 15 مرتبه در دستور لشکری طبق مدارک موجوده مورد تشویق واقع گردیده‌ام.

در اواخر سال 1322 سرگرد سردادور فرمانده هنک مربوطه‌ام دستور داد که اگر مایلی با من کار کنی بایستی به جمعیت افسران که در منزل سرگرد امین‌زاده تشکیل می‌شود بپیوندی بنده از روز ناچاری به آن منزل رفته و چنین معلوم گردید که منظور اصلی از تجمع افسران تشکیل حزب نهضت ملی تحت نظر تیمسار ارفع می‌باشد بنده هم چون هر گونه دسته‌بندی در ارتش را مخالف مصالح کشور و ارتش تشخیص دادم لذا مراتب را به فرمانده لشکر متبوعه به تیمسار سرتیپ مزینی اطلاع دادم و مشارالیه عموم افسران را جمع و نصحیت نمود که در هیچ حزبی شرکت ننماید و در همان موقع در مجلس شورای ملی و در جراید جار و جنجالی به راه افتاد که موجب از کار برکنار شدن سرلشکر ارفع گردید تا این که در دی ماه 1323 سرلشکر ارفع رئیس ستاد ارتش شد و از طرف رکن دوم بنده و سروان بهرام و گروهبان یک محمدتقی و گروهبان یک محقق از لشکر دوم و هم‌ردیف استوار فلان و گروهبان فلان از ستاد ارتش تحت نظر سرگرد منیعی بایستی درب منزل سرلشکر رزم‌آرا نگهبانی داده و وی را تحت نظر بگیریم که با چه اشخاصی رفت و آمد دارد و مدت سه ماه زمستان از صبح تا غروب نگهبانی می‌دادیم تا این که بنده متوجه شدم که این عمل مخالف شئونات افسری است یعنی جاسوسی مخالف شئونات افسری است و روی اغراض خصوصی می‌باشد از کار کناره گرفتم و هنوز هم این عمل ادامه دارد و در این مدت حزب نهضت ملی تحت نظر سرهنگ دیهیمی و سرهنگ هاشمی و سرهنگ دواخوی

+++

شروع به کار کرد و بنده را نیز دعوت نموده‌اند در آن موقع مراتب را کتباً طی نمره 850 به تاریخ 20/4/24 یعنی یک ماه قبل از واقعه خراسان این هم گزارشش است این هم رسیدش است (یکی از نمایندگان‌ - به امضای کیست؟) عرض می‌کنم هنوز که به امضایش نرسیده‌ایم در اثر همین گزارش بنده را متهم کردند که با سران حزب توده رابطه دارم و بر علیه ارتش تبلیغات مسموم می‌نمایم و سرگرد منیعی در تجریش بنده را ملاقات و تهدیدم نمود که اگر بر علیه دسته مزبور سخنی گویی تبعید خواهی شد بنده جریان را به فرمانده لشکر دو گزارش و مشارالیه نیز تقاضای دادگاه نموده که به عرایضم رسیدگی شود به محض رسیدن گزارش فرمانده لشکر به ستاد ارتش حکم تبعید بنده به مکران در این موقع سال (انتقالات همیشه مرسوم بوده در مهر ماه به عمل می‌آمد) صادر گردید بدون این که به بنده ابلاغ شود به توسط مأمورین ستاد ارتش و دژبان در حین انجام وظیفه در مقابل افسران و افراد لشکر با بی‌آبرویی بازداشت نمودند و با آن که بعد از ده سال خدمت تقاضای چهار ماه مرخصی که حق قانونی بنده بود نمودم ابداً ترتیب اثری ندادند لذا طبق اصل سی و دو قانون اساسی تقاضای رسیدگی دارم این مطالبی است که قبلاً نوشته شده است پرونده هم دارد رسید هم موجود است و بلافاصله هم امریه صادر شده است اینها زمینه‌ای است که تهیه کرده‌اند این بهترین مدرک که زمینه‌هایی تهیه کرده‌اند و آن وقت از همان لشکر چند نفر دیگر هم که همین عمل را کرده بودند که عین گزارش‌شان هست آنها را هم به همین نحو تبعید کردند و برای این که سرتیپ مزینی را که کسی نمی‌تواند اظهار بکند که با ما یکی بوده است سر و سری داشته است برای این که سرتیپ مزینی کسی است که تمام صفحات روزنامه رهبر پر است از اسناد بر علیه او و جای شبهه باقی نمی‌گذارد و آقای سرتیپ مزینی نسبت به ین عملی که شده بود راجع به این افسرها چون خودشان به ترتیب سلسله مراتب موضوع را گزارش داده بودند نسبت به این عمل اعتراض می‌کنند و آقای سرتیپ مزینی را از کار برکنار می‌کنند و چون از کار برکنار شدند ایشان یک مراسله می‌نویسند که بنده عین مراسله را می‌خوانم تاریخ مراسله هم 7/5/24 است یعنی قبل از واقعه خراسان مراسله سرتیپ مزینی است، تیمسار محترم ناچارم مطالبی را به استحضار تیمسار برسانم. تیمسار سرلشگر رزم‌آرا به علت این که به خود او گفته و نوشته بودم اقدامات و اعمالش برخلاف مصالح کشور و ارتش است کاملاً حق داشت با بنده دشمنی کند ولی کتباً اذعان می‌کنم در تمام مدت ریاست ستادش یکی از توهینات و مخالفت‌ها و دشمنی‌هایی که شخص تیمسار در این مدت قلیل به اینجانب کرده‌اید او نکرد در صورتی که اگر سایرین نمی‌دانند شخص اینجانب چه اقداماتی برای تبرئه تیمسار در مورد بستگی حزب نهضت ملی به جنابعالی و سایر امور (در همان موقعی که حقایق را در مجلس و روزنامه‌ها فریاد می‌زدند) نمودم گمان می‌کنم خود جنابعالی بهتر از همه می‌دانید تیمسار آیا فراموش کرده‌اید حتی خود اینجانب را برای قسم خوردن احضار و در حضور عده‌ای اصرار می‌فرمودید افسران لشکر دو را به قبول کارمندی حزب نهضت ملی مجبور نمایم و از قبول آن کاملاً امتناع و مخصوصاً تذکر دادم اگر ما به افسران اجازه دهیم داخل حزب و دسته‌بندی شوند بزرگ‌ترین خیانت را به ارتش نموده و آنها را راهنمایی می‌کنیم که به طرف هر حزبی بروند و متأسفانه هم در نتیجه اقدامات شما همین طور شد و هنوز افسران دسته شما در لشکر دو مشغول فعالیت هستند این در 7/5/24 یعنی دو ماه قبل از دستور وزیر جنگ و اعلامیه ستاد ارتش بوده است می‌نویسد: هنوز افسران دسته شما در لشگرها مشغول فعالیت هستند تیمسار آیا فراموش کرده‌اید؟ که از تمام جزئیات اقدامات شما حتی طرز وکیل شدن محیط در کردستان مستحضر هستم حالا دشمنان اینجانب و امثال سرهنگ دواخوی رئیس رکن دو سابق ستاد این لشگر یعنی کسی که بر حسب اظهار صریح سرلشگر رزم‌آرا پرونده‌های رکن دو این لشگر را برای خودنمایی به او برده و ارائه می‌داد و میل داشت به دست او پاپوش برای من تهیه کند و موفق نشد حالا تیمسار او را مأمور می‌کند که جاسوس برای رکن دو ستاد این لشگر تعیین کند و متأسفانه چون خیلی بی‌اطلاع و با تمام زرنگی عاری از کار است زیرا اگر لایق بود اینجانب او را برای ریاست رکن خود نگاه می‌داشتم اقداماتش تمام غلط و به زیان کامل ارتش و مخصوصاً ستاد ارتش تمام می‌شود تیمسار اگر سایرین می‌ترسند اینجانب ترس ندارم و کتباً می‌نویسم افسران و افراد ارتش که با احزاب تماس دارند بزرگ‌ترین خیانت‌ها را به ارتش مرتکب می‌شوند و اینجانب تنها کسی هستم که به این اشخاص با نهایت خشونت رفتار می‌کنم و کسی نیست که در لشگر دو این جریانات را ندارند منتهی رفتار من بچگانه و طوری نیست که افسران را جری و وادار به هر گونه تشبث و هو و جنجال بنماید چنانچه در مورد سروان پزشکیان تحقیقات دقیق شود معلوم خواهد شد اقدامات اینجانب اساسی بوده یار کن دو ستاد ارتش یعنی ایشان هیچ گونه دخالتی نداشته‌اند و اوضاع مربوط به حزب نهضت ملی است.

یک رشته چیزهای دیگر هم در اینجا هست بنابراین بایستی گفت که عملی که افسران خودشان کردند و اعلامیه ستاد ارتش اصرار داشت که این عمل را به ما بچسباند به تمام معنی این عمل فقط و فقط چسبندگی دارد به شخص سرلشگر ارفع. چرا؟ فرض می‌کنیم تحریک بود فرض می‌کنیم بنده محرک، زمینه این که این تحریک اثر پیدا بکند کی فراهم کرده است؟ (هاشمی‌ - جهل) این زمینه چطور فراهم شده بود که در یک شهری مثل شهر مشهد از 50 نفر افسر 20 نفر فرار بکنند؟ این اصلاً در دنیا سابقه نداشته است و آن وقت بعد از تمام این قضایا (که اگر این جریان در هر جای دنیا اتفاق افتاده بود تمام رؤسای ارتش را عوض می‌کردند) در مقابل یک چنین اتفاق بزرگی حتی فرمانده لشکر را هم که در شهری مثل مشهد از 50 نفر افسر 20 نفر آنها فرار کرده‌اند عوض نکردند این جریان دسته‌بندی ارتش است و موضوعاتی که) (حاذقی‌ - گناه آقای حکیم‌الملک چیست؟) آقای حکیم‌الملک باید این جریانات را تصفیه بکنند و الا بعد دیگر شما ارتش نخواهید داشت در این مملکت، تمام این جریانات باید تصفیه بشود و باید گفته شود و آن کسی که ببیند این جریانات را و بگوید خیانت کرده است به این مملکت، بعد از رفتن افسران به گرگان تلگرافاتی شده است که و آن تلگرافات مخصوصاً از طرف ارفع از برای این شده است که هیجان ایجاد بکند. مخصوصاً برای این که اذهان عمومی را مشوب بکند و قضیه بزرگ بکند و آن وقت بتواند از این آب گل‌آلود ماهی بگیرد و اینجا هست تلگرافاتی که ارفع می‌کند: کلیه ادارات را تخلیه بکنید ژاندارم‌ها را ببرید بکنید، همه اینها تلگرافاتی است که هیجان تولید بکند اسلحه زیادی را آتش بزنند الی آخر. در صورتی که هیچ واقعه اتفاق نیفتاده است (حاذقی‌ - این تلگرافات صلاح است تلگرافات ستاد ارتش دست اشخاص نیست) این موضوع را آقای وزیر جنگ باید توجه بفرمایند که اگر در ارتش اعتماد و امنیت قضایی نباشد شما نمی‌توانید مطمئن باشید که این ارتش ارتش شما است و به فرمان شما است و این عملی را که کرده‌اند بعد از فرار افسران خراسان که حتی از افسرها پارابلم‌های کمری‌شان را گرفته‌اند با این وضعیت شما ارتش نخواهید داشت افسری که شما اطمینان ندارید به او پارابلم بدهید این افسر در آن موقعی که شما لازمش دارید، در آن موقعی که موقع جنگ است و شما پارابلم به او دادید آن را برمی‌گرداند به طرف شما. مادام که اعتماد در ارتش نباشد غیرممکن است شما بتوانید ارتش را نگاه دارید. مادام که امنیت قضایی مخصوصاً در ارتش نباشد شما نمی‌توانید کاری بکنید شما چطور یک افسری را، افسر جزء یا ارشد بی‌خود در وسط خیابان می‌گیرید می‌اندازید توی کامیون می‌فرستید به جنوب، کجای دنیا این طور دیده شده که یک سرهنگی را وسط خیابان جلو انظار چند نفر دژبان بگیرد بیندازد توی اتومبیل و بفرستد به جنوب و حتی نگذارند منزلش هم برود؟ حتی در اعلامیه ستاد ارتش می‌گوید به مناسبت حکومت نظامی بنده عرض می‌کنم همه جا این کار را کرده‌اند حتی در تبریز هم شده است این صورت مجلسی است که قبل از واقعه خراسان بوده است. می‌نویسد: کامیون شماره 4406 به رانندگی گروهبان دوم روشن ضمیر به فرموده فرماندهی لشکر از تاریخ 25/5/24 به مقصود نامعلومی در اختیار افسر دژبانی خواهد بود. افسر را به مقصد نامعلوم می‌فرستید بدون این که محاکمه بکنند بدون این که بداند تقصیرش چیست؟ در محلی که حکومت نظامی نیست حق ندارید این کار را بکنید این هم امریه دیگر است. استوار دوم احمد ملایری شما به رانندگی کامیون 4328 از ابوابجمعی گروهبان باربری لشگر 3 تبریز از تاریخ 25/5/24 برای مقصد نامعلومی تا موقع مراجعت دراختیار دژبانی تبریز می‌باشید (صفوی‌ - این اسناد محرمانه را چرا اینجا می‌فرمایید از کجا آوردید؟) به شما چه ربطی دارد؟ (صفوی‌ - غلط می‌کنی حرف می‌زنی) این اسناد خیانت شما است شما خائن هستید (صفوی‌ - چرا آقا اجازه می‌دهید این حرف‌ها را بزند) من وکیلم آنچه را که سند خیانت تشخیص می‌دهم در پشت این تریبون باید بخوانم شما هم البته باید عصبانی بشوید (اسناد محرمانه وزارت جنگ را چرا اینجا می‌خوانید؟) (دکتر کشاورز‌ -‌آقا این که محرمانه نیست. یک گروهبان بفرستید که محرمانه نیست؟) (حاذقی‌ - آقا این حرف‌ها زیادی است‌. تبلیغ نکنید) آقای حاذقی اگر یکدقعه دیگر این فرمایشات را بفرمایید بنده خدمت شما هم می‌رسم (حاذقی‌ - بنده خدمتی ندارم) عرض کنم بنده موقعی که آقای زند وزیر جنگ بودند با ایشان صحبت کردم ایشان اظهار کردند که من تصور می‌کنم برای هر یک از اینها یک سوابقی و یک گزارشاتی باشد حالا صرف‌نظر از این که این گزارشاتی که این ترتیب تهیه می‌شود قابل اعتماد نیست به یک نفر می‌گویند آقا تو برو گزارش بده مثل این که، مأمور کردند جاسوسی بکند دور منزل فلان کس و هرچه دلش خواست گزارش بدهد هر کس را دلش نخواست گزارش نمی‌دهد با وجود این که این اسناد و مدارک

+++

هیچ نوع سندیتی ندارد با این حال من سراغ دارم اشخاصی را که رفته‌اند سر وقتشان بدون این که هیچ گونه دلیل و مدرکی داشته باشند توقیف کرده‌اند مثلاً فرض کنید رفته‌اند فلان سروان گنابادی را گرفته‌اند که شما با گنابادی چه نسبتی دارید بعد از این که معلوم شد معنی ندارد ولش کرده‌اند اگر گزارشی داشتید شما می‌توانستید تعقیب کنید اگر گزارشی ندارید غلط کردید به عنوان این که اسمش گنابادی است او را گرفتید که چه قوم و خویشی با گنابادی داری؟ یا این که ستوان قاسمی افسر فنی رکن چهار را گرفته‌اند که به قاسمی چه قوم وخویشی داری بعد معلوم شد قوم و خویشی ندارد ولش کردند آخر این رویه تحریک‌آمیز در ارتش ممکن نیست ادامه پیدا بکند اگر ادامه پیدا بکند ارتش متلاشی است. شما اگر آقای وزیر جنگ به این وضعیت ادامه بدهید مسئولیت تخریب ارتش و متلاشی شدن ارتش به عهده شما خواهد بود بنده باز عرض می‌کنم که امنیت قضایی نیست فکر کنید نه تنها در گرفتن این اشخاص نه تنها در دستگیر کردن این اشخاص ببینید با چه رسمیت فجیعی این اشخاص را گرفتند بردند نگاه داشتند حتی در دژبانی در باغشاه و باز مسخرگی روزگار قضیه باغشاه را بعد از چهل سال تجدید کرد بردند در باغشاه در بردن آقای صدر با چه وضعی آنها را نگاه داشتند ببینید مطالبی که آنجا نوشته شده است راجع به وضعیت این افسرها در زندان چه وضع فجیعی است خودتان تشخیص بدهید ببینید اگر این واقعاً اینجا وضعیت فجیعی نیست ادامه بدهید و اگر وضعیت بدی است که اصلاح بکنید. می‌نویسد موقع بردن افسران سروان مرادی چهل درجه تب داشت مراتب به سرهنگ‌های دژبان اخطار شد توجه نفرمودند سرهنگ دکتر ایازی طبق دستور سرلشگر ارفع گواهی بیماری نداد سروان مرادی را با بیماری حصبه با حالت بیهوشی در اتومبیل باری گذاشتند و روی اصول طبی معده او زخم است الی آخر ممکن است تلف شود یک نفر افسر را با چهل درجه تب با حالت حصبه برمی‌دارند می‌گذارند توی اتومبیل (فیروزآبادی‌ - اگر تب داشت تا حالا مرده بود دروغ است) (خنده نمایندگان) (دکتر معاون‌ - آقا به طبیب توهین نکنید) اصلاً نگذاشتند طبیب بیاورند (دکتر معاون‌ - شما گفتید آمده است و تصدیق نکرده است طبیب همچو کاری نمی‌کند) خیلی‌ها خودشان را طبیب می‌دانند (دکتر معاون‌ - اینها طبیب نیستند) طبیب با طبیب فرق دارد بنده خودم با شما در حبس بودیم آقای دکتر معاون در همان زندان چه اطبای بودند (دکتر معاون‌ - آنها طبیب نیستند) پزشک احمدی هم طبیب بود. خودش را طبیب می‌دانست (دکتر معاون‌ - شما هم خودتان را وکیل می‌دانید) از این اطبا در دسترس دستگاه حاکمه ما فراوان است هر وقت خواستید برای شما فراهم می‌کنند (دکتر معاون‌ - برای خودتان، ولی دکتر ایادی مرد شریفی است)

(دکتر کشاورز‌ - آقای دکتر معاون دکتر ایادی نگفتند دکتر ایازی گفتند، دکتر ایادی مرد بسیار شریفی است و این کار را نمی‌کند) این مراسله یک نفر افسری است که از زندان فرار کرده است و این مراسله را فرستاده است برای روزنامه شفق که چاپ شود ببینید به چه نحو با آنها معامله می‌کنند می‌نویسد با این وضع که در زندان پیش آورده‌اند حداکثر اهانت را به افسران وارد می‌نمایند خانواده افسران که برای ملاقات می‌آیند تحت نگاه‌های این تیپ‌های کثیف قرار می‌گیرند و حتی از نگاه‌ها و ژست‌های وحشیانه مصون نیستند هیچ فرد شرافتمندی نمی‌تواند در یک چنین محیطی ولو یک روز هم زندگی بکند (حاذقی‌ - بکن هر آنچه به شاید نه آنچه بتوانی. اینها تولید عصیان و طغیان می‌کند) دل واپس نباشید آقای حاذقی عرض کنم یک چنین وضعیتی قابل ادامه نیست و من این موضوع را مخصوصاً تذکر می‌دهم به دولت آقای حکیمی که اگر بخواهند وضعیتی که با این ترتیب پیش آمده است و با این ترتیب ایجاد شده است اگر بخواهند این وضع را ادامه بدهند حالا بنده عرض نمی‌کنم که مورد مخالفت ما واقع خواهد شد بنده فکر می‌کنم که مورد مخالفت افکار عمومی این کشور واقع خواهد شد مطالب دیگری هم هست که آن را هم مختصر به عرض می‌رسانم و به عرایضم هم خاتمه می‌دهم چون تصور می‌کنم عرایض بنده خوش‌آیند بسیاری از اشخاص نباشد (صحیح است) مخصوصاً شما آقای سیف‌پور فاطمی (دکت رکشاورز‌ - آقای مسعودی هم صحیح است می‌گویند) (جواد مسعودی‌ - همه می‌گویند صحیح است) راجع به همین آقای ارفع که حضرت عالی پشتیبان او هستید، راجع به همین آقای ارفع مدارکی دارم راجع به خودش مدارکی دارم راجع به دیگران، از اشخاص خیلی نزدیکش مدارکی دارم در همین جا اگر آن مدارک را بخوانم اسمشان را بخوانم به ارتش ما توهین می‌شود به مملکت ما توهین می‌شود چنین شخصی را در رأس ستاد ارتش می‌گذارند (سیدمحمد طباطبایی‌ - بدهید به دولت تعقیب شوند) پس بنابراین با رعایت این که ما نمی‌خواهیم به کسی که در رأس ستاد ارتش ما قرار گرفته است در انظار دیگران توهین شده باشد برای این که به او که توهین نیست او عملش است من دیگر عرض نمی‌کنم ولی یکی از مطالبی که می‌خواستم عرض کنم این است که در این مملکت صرف نظر از این عملیات و این اقداماتی که این جور اشخاص می‌کنند اشخاصی هستند که از وضعیت خودشان از نفوذ خودشان استفاده‌های نامشروعی کرده‌اند و می‌کنند و بایستی از این استفاده‌ها جلوگیری شود برای این که این موضوعات به ضرر مملکت است آقای فداکار در موقعی که آقای صدر حکومت داشتند یک استیضاحی کردند از حکومت آقای صدر راجع به جریاناتی که در بختیاری حکم فرماست و البته ایشان موفق نشدند که استیضاح خودشان را طرح بکنند و من هم حالا نمی‌خواهم به جای ایشان این استیضاح را طرح بکنم برای این که مدارکی در دیوان کیفر موجود است مدارکی که الآن در پرونده‌ها در موارد دیگری از ایشان موجود است. بلی الآن یک تذکری اینجا به من داده‌اند و می‌گویند در بیست سال پیش سرتیپ ارفع محکوم به اعدام شده بنده یک مدارک دیگری هم دارم در شهریور هم از مورچه خورت سر درآورد یعنی فرار کرد و سایر چیزهای دیگر هم هست که حالا نمی‌گویم و اینها را آقای سرلشگر ریاضی باید رسیدگی بکند. پرونده پرسنلی خودش را دو ماه است خواسته است و در میز خودش نگاه داشته است که شاید از آن پرونده چیزی بردارد این اقداماتی که برخلاف رویه و برخلاف اصول است و بعضی‌ها می‌کنند بایستی دولت آقای حکیمی جداً جلوگیری بکند دولت‌ آقای صدر البته شاید لازم نمی‌دید جلوگیری بکند یا صحیح نبود برایش که اقدامی بکند یا شاید از کم کردن موافقین خودش می‌ترسید ولی دولت آقای حکیمی باید این موضوع را خودشان در نظر بگیرند ببیند موضوع تا چه اندازه شور است که به اصطلاح خان هم فهمیده است این مراسله‌ای است که وزارت کشور می‌نویسد به نخست‌وزیری پرونده‌اش در دیوان کیفر است در دسترس است محرمانه نیست نمره 2067-2 مورخه 4/4/24.

جناب آقای نخست‌وزیر

تعقیب معروضه شماره 1106 موضوع شکایات پی در پی مأمورین و اهالی چهارمحال از عملیات مرتضی قلیخان صمصام فرماندار بختیاری معروض می‌دارد به طوری که خاطر عالی مستحضر است چندی است شکایات متواتری از عملیات مرتضی قلیخان فرماندار بختیاری و عمال او می‌رسد که رسیدگی به آن طبق تصمیمی که از طرف مقام نخست‌وزیری اتخاذ گردیده بود موکول به اعزام هیئتی تحت نظر وزیر مشاور وقت به محل شده بود و به این علت تاکنون به شکایات اهالی رسیدگی نشده و اینک طبق گزارشی که از ژاندارمری کل کشور رسیده فرماندار بدون اطلاع فرمانده هنگ ژاندارمری اصفهان مرکز گروهان ژاندارمری را برچیده و افسران و افراد آن را به شهرکرد احضار نموده است از طرف فرمانده هنگ مراتب از آقای مرتضی قلیخان استعلام ایشان اظهار داشته‌اند «چون مسئولیت امور بختیاری را عهده دارم و این افراد برای استخدام شده‌اند که هر نوع صلاح می‌دانم از آنها استفاده کنم علت احضار آنان و جواب دولت را من می‌دهم»

طبق گزارش دیگری که از ژاندارمری کل رسیده عملیات  نامبرده را در حدود خوزستان به شرح زیر گزارش داده‌اند.

1‌ - عزل دهبانان، 2‌ -‌ دخالت در امور قضایی، 3‌‌ -‌ زندانی نمودن اشخاص و اخذ وجه از آنها، 4‌ - اخذ وجه از هر قریه به عنوان رسوم عشایری، 5‌ - صدور دستور به اشخاص که مأمور دارایی حق دخالت ندارند و برای انجام امور به عمال خود مأموریت می‌دهد، 6‌ - تشویق مردم برای تمرد از مأمورین ژاندارمری، 7‌ - صدور دستور به اهالی که مأمورین ژاندارمری حق مداخله ندارند و اگر دخالت کنند دستور خواهید داد که رعایا نسبت به آنها طوری دیگر رفتار کنند، 8‌ - به رعایا دستور داده که غیر از تفنگ برنو و سه تیر اسلحه تهیه نمایند و مأمورین ژاندارمری حق جلوگیری ندارند با عرض مراتب بالا تصدیق خواهید فرمود که این مشکلات ژاندارمری را از انجام وظیفه بار داشته و شاکیان که اغلب آنها مدتی است در تهران سرگردانند به عنوان این که تأمین جانی و مالی نداریم به محل نمی‌روند و روی هم رفته وضعیت حدود چهارمحال بختیاری و نقاط مجاور آن صورت عادی ندارد و آنچه استنباط می‌شود سازمان‌های دولتی نیز نمی‌توانند به وظایف قانونی خود عمل کنند در این صورت به نظر وزارت کشور اتخاذ تصمیم عاجل و اساسی برای رفع محضورات لازم خواهد بود.

این تصمیم عاجل و اساسی را دولت آقای حکیم‌الملک باید اتخاذ بکنند تا این که ما بتوانیم بگوییم دولت آقای حکیم‌الملک واقعاً میل دارد که در این مملکت رویه‌ای را که سابقاً وجود داشته است آن رویه را ترک بکند و اتکاء‌ واقعی خودش را به افکار عمومی قرار بدهد.

وزیر جنگ‌  - اجازه می‌فرمایید توضیح عرض کنم؟

سید ضیاءالدین ‌ - آقا به بنده توهین شده است، اجازه می‌فرمایید؟

+++

سیف‌پور فاطمی ‌ - آقا بنده مطابق ماده 109 لازم است توضیح عرض کنم.

رئیس ‌ - آقا ماده 109 مربوط است به اشخاصی که توهین شده است از ایشان آقای وزیر جنگ.

وزیر جنگ (سرلشکر ریاضی)‌  - بنده دو سال قبل افتخار معاونت وزارت جنگ و همکاری با دوره سیزدهم را داشتم ولی امروز که بر حسب امر اعلیحضرت همایونی و بنا به درخواست جناب آقای نخست‌وزیر این مسئولیت را قبول کردم امیدواری دارم که مجلس شورای ملی هم در این وضعیت بحران مساعدت بیش‌تری به بنده بفرمایند و الا اگر مساعدتی نشود بنده امید و آرزوی این پست را نداشتم و به اصطلاح اگر آرزو هم باشد یکدفعه هم کافی است بنابراین شخص با ماندن در مقام وزارت و انجام وظیفه ندادن هیچ شایستگی را ندارد (فاطمی‌ - آقا مجلس پشتیبان شما است) آقای کام‌بخش یک فرمایشاتی فرمودند که البته بنده اطلاعات شخصی دارم ولی با سمت وزارت نمی‌توانم قبل از تحقیق در اطراف آنها جواب عرض کنم راجع به تمام مطالب یادداشت‌هایی کرده‌ام که بعد از تحقیق جواب عرض خواهم کرد (صحیح است) ولی یک موضوع را خواستم به جناب آقای کام‌بخش و سایر آقایان نمایندگان عرض کنم و آن این است که اگر بخواهید بنده در رأس ارتش بمانم به هیچ وجه موافقت نخواهم کرد که افسران، گروهبانان، افراد ارتش و سایرین داخل سیاست بشوند. داخل حزب بشوند. به این ترتیب بنده ادامه خدمت می‌دهم اگر میل ندارید از همین امروز خارج می‌شوم. ارتش باید یک سرنیزه‌ای باشد در اختیار قوه مجریه قوه مجریه اگر دست راست بود این سرنیزه به اختیار دست راست است اگر به دست چپ بود اختیارش به دست چپ است (دکتر کشاورز‌ - سرنیزه متعلق به مملکت است) این که ارتش را وارد سیاست بکنند. وارد حزب بکنند کار خوبی نیست یکی از چیزهای مهم محرمانه بودن اسرار ارتش است اگر آقایان وکلای محترم از اسرار ارتش محرمانه یک اطلاعاتی به دست آورند صلاح آن است که محرمانه به خود من بگویند که بنده خودم تحقیق بکنم ولی وقتی که از پشت یک تریبون این مطالب افشا می‌شود باید دید از کی بروز کرده این مشکلات اولیه است اگر بگذاریم این افسران و این افراد اسرار را بیرون بدهند همین طور که پیش اشخاص صالح می‌رود پیش اشخاص ناصالح هم ممکن است برود این رویه رویه خوبی نیست اما این که فرمودند که ارتش ما با تغییر نخست‌وزیر تغییر قیافه می‌دهد بنده گمان می‌کنم این تا اندازه حسن ارتش است برای این که نخست‌وزیر مسئول سیاست مملکت است هر طوری که دستور داد باید رفتار بکنیم امروز به فرماندار نظامی می‌گوید یک عملی را انجام بدهید وظیفه او این است که آن عمل را انجام بدهد اگر کار او قانونی نیست وکیل مجلس بایستی از پشت تریبون توضیح بخواهد و هیئت دولت را ساقط بکند بنده مخصوصاً مدت ده سال در یک دولت دموکراسی بودم و از نزدیک دیدم که سی هزار افسر ارتش مثل سی هزار برادر کار می‌کردند و یک دسته از احزاب نشد که سعی بکند که یک افسری را به سمت خودش بکشد برای این که اینها ارتش را برای خودشان می‌دانند و برای دفاع از مملکت می‌دانند در فوریه 32 یک اختلافی بین دست چپ و دست راست شد (یک نفر از نمایندگان‌ - 34) بلی در سال 34 یک بلوایی در پاریس شد که من حضور داشتم و بلوار در میدان کنکور بود شاید 200 و 300 هزار نفر آمدند و ازدحام نمودند وزیر جنگ وقت به رئیس ستاد دستور داد هفتاد هزار نفر ارتش آمدند دور میدان کنکور را گرفتند به نوبه تیراندازی شد ششصد و پنجاه نفر افراد کشته و زخمی شدند که تمام مهمانخانه اطراف میدان به مریضخانه تبدیل شد فردا که بنای رأی اعتماد به دولت شد کابینه دولت ساقط شد ولی هیچ وقت به ستاد ارتش نگفتند که این امر چرا واقع شد؟ او اجرا امر کرده است (صحیح است) قانون ما این است که المأمور معذور به مأمور دستوری که داده شده صحیح یا غلط باید انجام دهد در هر صورت با مسئولیتی که دارم مجبورم از مأمورین دفاع بکنم و اگر ایراداتی باشد و برخلاف وظیفه رفتار کرده باشند البته با کمال دقت رسیدگی خواهد شد بنده امروز فکر می‌کردم که راجع به دادرسی ارتش یک کار اساسی بشود که دادرسی ما مصون از هر نوع شائبه باشد و این طور هم که شما تصور می‌فرمایید دادرسی ما خراب نیست الآن در جراید دادرسی و محاکمه یک نفر از افسران ارتش را شرح داده‌اند گرچه حق نداشته‌اند جزئیات را قبل از این که تجدیدنظر در محاکمه به عمل بیاید درج بکنند و از مدیران محترم جراید هم استدعا می‌کنم که سعی بکنند نفاق بین ارتش نیندازند. یک نفری که تجدیدنظر داده باید دادگاه تجدیدنظر یک دستگاه صالحی باشد که رأی خود را بتواند بدهد دادرسی ما اینقدرها که خراب تصور می‌فرمایید نیست می‌فرمایید سرتیپ اعتماد مقدم عملیاتی کرده است بلی ایشان یک دستوری را از وزارت کشور دریافت کرده است و او هم مجبور بوده است که عمل بکند بنده استدعا دارم که هم جراید و هم آقایان وکلای محترم مساعدت بفرمایند بنده تمام هم خودم را صرف می‌کنم که یک خدمتی انجام بدهم ولی بدون مساعدت غیرممکن است (صحیح است)

رئیس ‌ - آقای معدل اخطار نظامنامه‌ای دارند (همهمه نمایندگان)

بعضی از نمایندگان ‌ - بعد از دستور

معدل ‌ - بنده فقط می‌خواستم آقای رئیس مجلس را متوجه یک اصل صحیح بکنم چون آقای کام‌بخش ضمن بیاناتشان یک اظهاراتی کردند که این بیانات مظهر اراده ملی ایران و ملت ایران نبود و با این عقاید موافق نبودند در صورت مجلس ممکن است اظهاراتی که ایشان کردند نوشته شود ولی آن تمایلات و تظاهرات ما منعکس نشود توجه داشته باشید منعکس کنید که شخص آقای کام‌بخش این حرف‌ها را زدند و تمایلات نمایندگان ملت ایران غیر از این است (صحیح است) این را تذکر بدهید توجه بدهید برای این که یک وقت دنیا خیال نکند که این حرف‌ها را نمایندگان ملت ایران زده‌اند (همهمه نمایندگان)

رئیس ‌ - آقای دکتر عبده.

دکتر عبده‌  - ‌اگر اجازه بدهید بنده حرف می‌زنم اگر نه حرف نمی‌زنم. عرض می‌کنم که بنده نمی‌خواستم حرف بزنم و به همین جهت هم اجازه نگرفتم برای این که معتقدم کار این دولت بایستی زود بگذرد که بروند کار بکنند ولی آقای کام‌بخش متذکر شدند که چرا با وجود نطق غرایی که من کردم (یکی از نمایندگان‌ - خودتان هم می‌فرمایید) ایشان فرمودند بنده نقل قول می‌کنم (خنده نمایندگان) عرض کنم راجع به اجرای منشور ملل متفق تاکنون بنده صحبتی نکردم بنده این نکته را می‌خواستم خدمتتان عرض کنم که بنده شاید آدم آزادی‌خواهی باشم و تاریخ زندگی‌ام هم غیر از این نشان نمی‌دهد و شاید اولین قدمی که بعد از سوم شهریور بر علیه دیکتاتوری برداشته شد آن را بنده کردم این ادعا را دارم بنابراین خیال می‌کنم بنده را نشود مرتجع نام گذاشت ولی به نظر بنده اشکال این است که دموکراسی در ممالک مختلف تعبیرات مختلفی پیدا کرده است و در هر کجا یک معنی خاص به خودش گرفته است و در هر حال بنده در عین حال که معتقد به آزادی هستم این اعتقاد را دارم که اگر واقعاً آزادی شخصی و آزادی انفرادی ملازمه پیدا کرد با اخلال در استقلال و حاکمیت مملکت از این آزادی در این موقع باید چشم‌پوشی کرد (صحیح است) آقا فرمودید که ایران، تعهدات خودش وفا نکرده است بنده چون در این قسمت اطلاعاتی داشتم توجه آقا را جلب می‌کنم به ماده 2 سازمان ملل متفق در این ماده تعهدات دول کاملاً تصریح شده و یکی از آن تعهدات این است که اعضای سازمان در روابط بین‌المللی خود از توسل به تهدید یا استعمال قوه خواه بر ضد تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یک مملکت و خواه به هر نحو دیگر که با مرام ملل متحد متباین باشد خودداری می‌نمایند ماده دیگر هیچ یک از مقررات این منشور مجاز نمی‌دارد در کارهایی که اساساً مربوط به صلاحیت یک مملکت است مداخله کند (صحیح است) و این را صاف و ساده عرض می‌کنم ایران نسبت به هیچ یک از دول دیگر متوسل به تهدید و زور و قوه نشده است و اگر شده‌اند دیگران شده‌اند جای دوری نروید ما نباید جلوی چشممان یک حجاب بگذاریم برای این که نبینیم خطراتی را که روز به روز با استقلال و تمامیت مملکت ما وارد می‌شود مگر ما نمی‌شنویم کارهایی که در آذربایجان می‌شود؟ مگر ما نمی‌شنویم کارهایی در شمال در مازندران و گیلان می‌شود؟ مگر ما نمی‌شنویم؟ بنده تصور می‌کنم که هر آدم وطن‌پرستی، هر آدم میهن‌دوستی از شنیدن اینها متشنج می‌شود (صحیح است) برای این که به حق استقلال ما لطمه وارد می‌کند (صحیح است) و بنده از آنها هستم که معتقدم با کمال صراحت لهجه ما بایستی پشت این تریبون بیاییم حرف‌هامان را بزنیم و اگر یک روزی هم موقع مقتضی بود پشت تریبون عمومی دنیا حرف خواهیم زد (صحیح است‌ - احسنت) (دکتر رادمنش‌ -‌ انشاالله شما را می‌فرستند این دفعه هم) اگر بنده مظهر افکار عمومی این ملت باشم تازه بنده را بفرستند چه مانعی دارد؟ آقای دکتر رادمنش رفیق عزیز من (دکتر رادمنش‌ - شما مظهر زور هستید شما به مردم تعدی می‌کنید مردم ایران باید آزاد باشند این که دموکراسی نیست) هیچ کس منکر نیست آقای دکتر رادمنش ما با هم در مکتب آزادی‌خواهی وارد شدیم من از شما انتظار نداشتم که مخالف ایران حرف بزنید استقلال و تمامیت مملکت مقدم بر همه چیز است (دکتر رادمنش‌ - استقلال ایران با دموکراسی ایران تأمین می‌شود) آن را هم بنده معتقدم عرض می‌کنم که (صفوی‌ - به اسم آزادی نمی‌شود به استقلال مملکت لطمه وارد کرد. ما نمی‌گذاریم، ما وطن خودمان را دوست داریم) اجازه بدهید آقای صفوی عرض می‌کنم که آقای کام‌بخش متذکر شدند که نماینده کارگران انگلستان در کنفرانس بین‌المللی کار گفته است که اگر این اقدامات در ایران ادامه پیدا

+++

کرد ایران از سازمان ملل متفق خارج می‌شود بنده از یک نفر انگلیسی تعجب نمی‌کنم که این حرف را بزند ولی از یک نفر ایرانی تعجب می‌کنم (صحیح است‌ - کف زدن نمایندگان) عرض می‌کنم که بنده آقای دکتر رادمنش یک عقاید صددرصد بی‌طرفی دارم که ممکن است یک روز آقای سیدضیاءالدین برای من دست بزنند یک روز هم شما (دکتر رادمنش‌ - اتفاقاً همیشه آقای سیدضیاءالدین دست می‌زنند) آقای دکتر رادمنش شما به حرف من نگاه کنید اگر غلط است بفرمایید غلط است (دکتر رادمنش‌ -‌آری غلط است) در هر حال مطلب خیلی ساده است این آقای نماینده، نماینده‌کارگران است، این شخص نماینده کارگران انگلستان بوده است در مجمع کار و هیچ سمت رسمی نداشته (دکتر رادمنش‌ -‌ البته ندارد) و البته از طرف کسانی تحریک شده که علاقه استقلال و حاکمیت این مملکت ندارند (صحیح است‌ -‌ احسنت) و الا یک نفر وطن‌پرست اگر در داخل مملکت خودش حرف داشته باشد ممکن است به زور، به قوه هم‌میهنان خودش گل بکند و متوسل به خارجی نشود (دکتر رادمنش‌ - سفسطه نکنید آقای دکتر عبده) تنها ملجأ و پناه ما امروز سازمان ملل متحده است اگر یک نفر ایرانی خواست این حق را از ما جلب بکند یعنی این آخرین ملجأ را از ما بگیرد او خائن است (صحیح است) و بنده همیشه طرفدار این کار بوده‌ام، عرض می‌کنم در هر حال این حرف‌ها برای بعضی‌ها تلخ است و من متأسفم که برای دوستان مدرسه من تلخ است ولی در عین حال من این احترام را برای آنها دارم و من واقعاً یک توجیه دارم برای بیانات آقایان دکتر رادمنش و کام‌بخش اینها رفقای ما هستند، صدمه کشیده‌اند و عصبانی هستند و تحت تأثیر عصبانیت این حرف‌ها را می‌زنند و من بر ایشان اغماض قائل هستم به سهم خودم و معتقدم که یک ایرانی وطن‌پرست از چپ گرفته تا راست در مقام احقاق حقوق ملت ایران باید متوسل به هر اقدام مشروعی بشود و هر اقدامی که از ناحیه خائنین برای سلب استقلال و حاکمیت می‌شود آن اقدام را توبیخ می‌کنم و تقبیح می‌کنم.

وزیر دادگستری ‌ - (آقای اردلان)‌ - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس‌  - بفرمایید.

وزیر دادگستری ‌ -‌ با اجازه جناب آقای نخست‌وزیر بنده می‌خواستم اینجا چند کلمه راجع این صحبتی که پیش آمد به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم یک مسئله اساسی اینجا گفته شد که به عقیده بنده این قابل تردید و تکذیب است و آن این است که بگوییم دستگاه حاکمه مملکت قادر به اداره کردن امور این مملکت نیست، بنده این را کاملاً تکذیب می‌کنم (صحیح است) ولی در عین حال معتقدم که اگر کمک نمایندگان مجلس شورای ملی با هر دولتی باشد، نباشد البته آن دولت قادر به کار نیست (صحیح است) پس این دو تا از هم باید به کلی تفکیک شود یعنی حکومت ایران همیشه قادر است که در داخل مملکت خودش کار بکند ولی منوط به کمک نمایندگان مجلس شورای ملی است برای این که ما مشروطیت داریم دیکتاتور نباید باشیم تک نباید کار بکنیم ولی به کمک نمایندگان همه کار می‌توانیم بکنیم (صحیح است) این که مسئله اساسی است که گمان می‌کنم مورد تصدیق همه نمایندگان محترم باشد اما اظهاراتی که آقای کام‌بخش فرمودند.

حالا این طور آقای دکتر توجیه کردند که عصبانی یا هر چه یک جنبه استیضاحی داشت فرمایشات ایشان برای اقداماتی که یک دولتی کرده بود این زیاد مربوط به برنامه دولت حاضر نبوده اگر اعتراضی داشتند بایستی در موقع خودش بفرمایند دولت هم جواب بدهد و قضاوتش با مجلس شورای ملی بود که کدام طرف ذیحق است در اظهارات خودش اما نسبت به آزادی این قسمت را هم باید گفت برای این که خود بنده هم شاید یکی از اشخاصی هستم که عاشق آزادی بوده (صحیح است) و به آزادی خدمت هم کرده‌ام و واقعاً زندگانی خودم را در این می‌دانم که کمک آزاد و اصول مشروطیت در آن حکمفرما باشد و اصلاً غیر از این باشد نمی‌توانم در آنجا زندگی بکنم ولی آزادی آزادی فردی نیست یعنی جامعه مجلس شورای ملی اکثریت بلأخره آن چیزی که بعد از یک مباحثاتی درش یک تصمیماتی گرفته می‌شود آن را بایستی ملاک عمل قرار داد و شخص بنده خیال می‌کنم این طور باید بشود و الا یک جور دیگری که هر فردی نمی‌تواند خیال کند که آنچه او می‌گوید اگر تمام اجرا بشود آن مملکت آزاد است و آن چیزی را که او می‌گوید اجرا نشود آزادی نیست این را گمان نمی‌کنم که هیچ منطقی همچو حکمی بکند البته یکی از دلایل آزادی این است که آقا تمام فرمایشاتشان را حق دارند به تمام معنی قوی‌تر یا ملایم‌تر هر طور میل دارند بگویند ما هم گوش بدهیم و اگر آن چیزی که آقا می‌فرمایند و اشکال دارند ایراد آن را رفع بکنیم و اگر ایشان اشتباه می‌کنند فرمایشاتشان را رد بکنیم، عرض کنم حضور آقا بعد از این مختصر عرایض خودم می‌خواستم این استدعا را بکنم که اولاً نسبت به این دولت و نسبت به جناب آقای نخست‌وزیر عامه مردم هم یک نظر خوبی دارند (صحیح است) این دولت تشکیل نشده است که واقعاً یک طرف معینی را بگیرد بلکه با نظر قریب به اتفاق مجلس شورای ملی انتخاب شده است بنابراین بهتر این است که آقایان نمایندگان محترم کمک بفرمایند تا این دولت وارد عمل بشود و یک کارهایی بکند البته در ضمن عمل اگر دیدند که یک دولتی قادر به انجام وظایف خود نیست آن را برکنار می‌کنند.

رئیس ‌ - آقای محیط به موجب ماده 109 اظهاری دارند.

کام‌بخش ‌ - این ماده 109 مربوط به آقای سرتیپ مزینی است نسبت به ایشان نیست.

محیط‌ - با اختلاف عقیده‌ای که صددرصد با آقای کام‌بخش در تمام مسائل اجتماعی دارم اینجا باید از ایشان تشکر بکنم که وقتی دارند به بنده با ذکر اسم بنده که یک توضیحی را بدهم موضوعی را که ایشان اظهار کردند و مربوط به من است و حق دارم راجع به آن حرف بزنم نامه سرتیپ مزینی که اینجا قرائت کردند و فرمودند بعد از این که سرتیپ مزینی دچار یک عمل بی‌انضباطی از نقطه نظر ارتشی شده و او را از کار برکنار داشته‌اند یک مراسله تهدیدآمیز به رئیس ستاد ارتش نوشته‌اند بدیهی است یک چنین مردی که از کار می‌افتد در نتیجه خیط و خطا با این که مشهور این است که این شخص از رفقای ارفع و دوستان سرلشکر ارفع بوده است مرتکب یک عملی شده است که این عمل ایجاب می‌کند که او را از کار برکنار کنند و بالطبع یک چنین کسی راست و دروغ یک چیزهایی به هم می‌بافد و می‌گوید و در ضمن حرف‌هایش هم شاید این نکته را گفته باشد که می‌دانم محیط چگونه انتخاب شده او می‌داند و تمام می‌دانند در کمییون هم محرز شده نمایندگان خودتان هم بودند مردی مثل آقای شهاب فردوسی که نمی‌توانید لااقل در شخصیت ایشن حرف بزنید و این سوابق را دارند از موافقین جدی پرونده من بودند در گزارش سو کمیسیون ایشن شرکت کردند با اتفاق آقای صادقی (کام‌بخش‌ - ایشان تکذیب می‌کنند) اجازه بفرمایید آقا این که روشن شد ولی چیزی که اینجا مورد توجه است این است که من نمی‌دانم چرا شما با دست تمام ناراضی‌ها سعی می‌کنید که عوامل مؤثر نظم عمومی را لکه‌دار کنید البته جز این نمی‌شود از شما انتظار داشت بهترین مدافع من بهترین مدافع شخصیت من این است که با این که فاقد همه چیز هستم یک اشخاصی مثل شا معارض من هستند و غرض شما از اینجا ثابت می‌شود که مدافع افسری فراری خراسان هستید.

کام‌بخش‌  - تلگرافات رمز انتخابات شما اینجا موجود است.

سیف‌پور ‌ -‌ طبق ماده 109 اخطار نظامنامه دارم.

رئیس‌  - عرض کنم آقا نوبه دکتر اعتبار است.

سید ضیاءالدین ‌ -‌ بنده اخطار نظامنامه دارم.

سیف‌پور ‌ - بنده اخطار نظامه دارم مطابق ماده 109 (جمعی از نمایندگان‌ - بفرمایید)

سیف‌پور ‌ - عرض کنم که در اینجا آقای کام‌بخش بنده اظهار مهر فرمودند خیلی متشکرم ولی خواستم یک نکته را که راجع به آقای مرتضی قلی‌خان صحبت کردند توضیح بدهم...

رئیس ‌ - آقا راجع به ماده 109 بفرمایید.

بعضی از نمایندگان ‌ - مربوط به شما نیست راجع به مرتضی قلی‌خان بود.

فداکار ‌ - بفرمایید. اربابتان است؟

سیف‌پور ‌ - ... افتخار می‌کنم که مرتضی قلی‌خان ارباب من است مارچین کف ارباب من نیست بگذارید بنده ساکت باشم فرمودند که مرتضی قلی‌خان یک عملیاتی انجام می‌دهد به شهادت این آقای سرلشگر فیروز و این آقای اردلان روزی که قشون آلمان تا پشت دروازه تفلیس آمده بود می‌خواستند همین چند نفری که الآن از مرتضی قلی‌خان ناراضی هستند اصفهان و بختیاری را مرکز فاشیست قرار دهند و یک آلمانی در میانشان بود ابوالقاسم خان بختیاری همین آقای سرلشگر فیروز که والی فارس بودند رفتند منزل آقای مرتضی قلی خان رئیس الوزرای وقت آقای سهیلی آمد به منزلش مرتضی قلی‌خان حاضر هستند برای این که شخصیت آقای مرتضی قلی‌خان را این آقای رئیس مجلس می‌دانند شخصیت مرتضی قلی‌خان را آقای مشیرالدوله و مؤتمن‌الملک می‌دانند از موقعی که دولت آقای مرتضی قلی‌خان را فرستادند برای حکومت بختیاری مرتضی قلی‌خان بختیاری را امن کرد امروز تنها جایی که امن است بختیاری است و بنده از آقای نخست‌وزیر خواهش می‌کنم که یک هیئت بازرسی تحت نظر یکی از این وزرا هر کدام میلتان است بفرستید به بختیاری آن وقت ببینید (خطاب به یکی از مستخدمین بیا اینجا آن روزنامه را بردار بیاور) که چه چیزهایی اینجا گفته می‌شود آقای کام‌بخش من آرزو دارم که یک روز این پرونده‌ها بیاید پشت این تریبون (کام‌بخش‌ - انشاالله) برود

+++

به محکمه عالی و معلوم شود که همه ماها در چکار هستیم آقای فداکار استیضاح کردند اینجا وقتی استیضاح ایشان منتشر شد سه روز از استیضاح ایشان می‌گذشت اجازه بدهید نامه فرماندهی لشکر اصفهان را بخوانم در صفحه 3 شماره 11 یکی از جراید هفتگی تحت عنوان استیضاح فداکار (کام‌بخش -  به من چه مربوط است؟ این نامه وزارت کشور است) راجع به چوب خوردن سروان اردلان از طرف آقای مرتضی قلی خان صمصام (فداکار‌ - بنده همچو حرفی نزدم) این از طرف فرمانده لشکر اصفهان است نظر به این که موضوع راجع به سروان اردلان است و درباره یکی از افسران این لشکر بوده و موضوع هم به کلی عاری از حقیقت است فرمانده لشکر 9 اصفهان سرهنگ گرزن می‌گوید بنده هم می‌گویم چوب خوردن سروان اردلان عاری از حقیقت است به عقیده من بزرگ‌ترین افتخار آقای مرتضی قلی‌خان این بود که به زبان آقای کام‌بخش از ایشان انتقاد شد.

(بعضی از نمایندگان‌ - به عنوان ماده 109 اجازه خواستند)

رئیس ‌ - مثل جلسه قبل همه می‌خواهند طبق ماده 109 صحبت کنند. پیشنهادی هم از آقای هاشمی رسیده است که قرائت می‌شود:

(به شرح زیر قرائت شد)

(پیشنهاد می‌کنم مجلس اینک به عنوان تنفس تعطیل و عصر چهار بعدازظهر تشکیل شود.)

رئیس ‌ - اجازه بدهید تنفس بدهیم نهار بخوریم عصبانیت‌ها آرام بگیرد بعد مذاکره کنیم (صحیح است).

(در این موقع یک ساعت بعد از ظهر) جلسه به عنوان تنفس تعطیل و چهار ساعت بعد از ظهر مجدداً به ریاست آقای سید محمدصادق طباطبایی تشکیل گردید.)

4‌ - تشکیل جلسه‌ - بقیه مذاکرات راجع به برنامه دولت

رئیس‌  - آقای شهاب فردوسی می‌خواهند راجع به بیانات آقای محیط مطابق ماده 109 نظامنامه توضیحاتی بدهند. آقای شهاب همیشه در موقع مذاکره وظیفه خودشان را انجام می‌دهند و البته رعایت همه چیزها را بلدند.

شهاب فردوسی ‌ - آقای محیط یک مذاکره فرمودند و خیلی از آقایان چه در خارج و چه در مجلس از بنده سؤال فرمودند که بنده ناچار شدم اینجا این توضیح را عرض کنم. بنده و آقای فولادوند و آقای حاذقی به عنوان سو کمیسیون تعیین شدیم برای رسیدگی به پرونده ایشان و پرونده را مطالعه  کردیم تمام اوراق را مطالعه کردیم و البته از طرف موافق و مخالف یک اوراقی در پرونده بود دو نفر هم از طرف وزارت کشور مأمور شده بودند برای رسیدگی به این موضوع که این شکایت‌ها چقدر صحت دارد و اساسش چیست؟ یکی از آن مأمورین که اسمش خاطر بنده نیست یک گزارش غرض‌آمیزی داده است که آن گزارش مورد توجه سو کمیسیون واقع نشد و یک مأمور دیگری بی‌طرفانه قضاوت کرده بودو این طور اظهارنظر کرده بود که به طور کلی ارتش در انتخابات آنجا بی‌تأثیر نبوده است و قرار شد ما این طور اظهارنظر کنیم در شعبه که نفوذ ارتش در انتخابات آقای محیط مؤثر بوده ولی این تأثیری که در انتخابات ایشان داشته یک تأثیر و نفوذ مادی نبوده است که استعمال اسلحه شده باشد یا کسی را آزاد کرده باشند ولی نفوذ معنوی ارتش به کمک ایشان در آنجا مؤثر واقع شده و بنده هم در سو کمیسیون و هم در شعبه توضیح دادم که کم و بیش مأمورین دولت در همه حوزه‌های انتخابیه کمکی کرده‌اند به این طرف یا به آن طرف و مسلماً بی‌دخالت نبوده‌اند ولی این دخالت‌ها یک نوع دخالت‌های معنوی است و بنده چون در فراکسیون توده تصمیم گرفته بودیم که با انتخاب ایشان مخالفت کنم به تبعیت نظر فراکسیون در شعبه رأی مخالف دادم و رأی موافق ندادم و این را ناچارم عرض کنم که از محتویات پرونده این طور استنباط می‌شد که آقای محیط در آنجا دوستان فراوانی داشته‌اند و طرفداران ایشان هم یک عده‌ای در آنجا بوده‌اند پرونده انتخابات این طور حکایت می‌کرد.

رئیس‌  - آقای دکتر اعتبار موافقند. بفرمایید.

دکتر اعتبار‌  - بیانات آقای کام‌بخش امروز بنده را بی‌اندازه متأثر کرد (نقابت‌ - تمام مجلس را متأثر کرد) و بنده مجبورم از برنامه‌ای که برای صحبت خودم تهیه کرده بودم یک اندازه منحرف شوم. در مجلس شورای ملی ایران یک نفر وکیل مجلس ایران بایستی مدافع حقوق ملت ایران باشد و راجع به تعهدات سایرین صحبت کند (صحیح است) ما تعهدات خودمان را نسبت به منشور ملل متفق صددرصد انجام داده‌ایم (صحیح است) ملت ایران همیشه علاقه‌مند به آزادی بوده و بهترین شاهد برای این کار طرحی بود که اخیراً از مجلس گذشت یعنی تحریم انتخابات تا موقعی که قشون خارجی در ایران هست انتخابات نشود و این طرح فقط برای این این منظور از مجلس گذشت که انتخابات در محیط صددرصد آزادی انجام شود (صحیح است) (کام‌بخش‌ -‌ از بحرین هم باید بروند) و ما تعهدات خودمان را نسبت به همسایه شمالی خودمان و نسبت به متفقین خودمان به استناد منشور آتلانتیک صددرصد با نهایت جدیت و از خودگذشتگی انجام داده‌ایم (صحیح است) ما به آنها کمک کردیم، وضعیت اقتصادی ما درهم شکست و کمک کردیم به پیروزی متفقین خودمان و در مقابل البته ما از آنها هم کمک و دوستی متقابل منتظر هستیم (صحیح است) یک موضوعی که امروز مورد علاقه مفرط ما است تخلیه ایران است از قشون متفقین (صحیح است) این موضوع در جراید نوشته شد و از طرف رؤسای دولت‌های متفق ما هم تأیید شد با وجود ابلاغیه که راجع به تخلیه طهران داده شده امروز هنوز 45 خانه در اختیار ارتش سرخ است حتی ستاد ارتششان هم در اینجا هست ما به دوستی شوروی علاقه‌مندیم دوستی شوروی مونوریل یک عده به خصوصی نیست (صحیح است) ما همه به دوستی شوروی علاقمندیم ولی منتظریم که این دوستی متقابل هم باشد. امروز که جنگ تمام شده به چه مناسبت وقتی که یک عده ژاندارم از طهران می‌روند که یک اغتشاشی را در مازندران و یا در یک نقطه دیگر مملکت جلوگیری کنند از آنها ممانعت می‌شود؟ اینها یک موضوع‌هایی است که دولت آقای حکیم‌الملک که تشریف آورده‌اند باید در سیاست خارجی ما روشن کنند که ما روی چه اساسی دوستی می‌کنیم‌ - اما راجع به تخلیه ایران یک تاریخی برای این موضوع و برای این عمل گذاشته شده است که دوم مارس است و ما منتظر بودیم که با آن همه فداکاری که واقعاً ما در راه پیروزی متفقین خودمان کردیم آنها ببخشید ملانطقی نباشد و از انتقال آن موقع از ایران بروند ولی متأسفانه می‌بینیم نه فقط ارتششان کم نمی‌شود در این اواخر مطابق اخباری که بنده دارم عده زیادی به ارتش شوروی زیاد شده است، در بندر شاه 12 هزار نفر آمده‌اند در آستارا هیجده هزار نفر آمده‌اند در قم عده‌ای نقشه‌بردار برده‌اند در آذربایجان اخیراً دو لشگر اضافه شده یک شایعات دیگری هم در خراسان و یکی امام و کرج هست، جناب آقای حکیم‌الملک از جنابعالی و وزیر خارجه شما مجلس شورای ملی منتظر است همین طور که الآن عرض کردم مناسبات ا را با متفقین خودمان روشن بکنید که بفهمیم ما چه کاره هستیم. اما از این موضوع که بگذریم بنده یک سلسله تذکرهایی داشتم که در برنامه دولت ندیدم برنامه دولت البته شامل یک سلسله اصلاحاتی است و ما هم معتقدیم که مملکت ما احتیاج مبرم و فوری به این اصلاحات دارد ولی یک موضوع‌هایی به نظر بنده رسید چون جزو برنامه نبود اجازه می‌خواهم که تذکراً خدمتتان عرض کنم. یکی موضوع بازرگانی و تجارت ایران است که متأسفانه الآن در تحت هیچ ترتیبی نیست بلأخره تجارت از سه شق خارج نمی‌شود یا تجارت صد در صد دست دولت است یا به کلی آزاد است یا آزاد است و تحت نظارت دولت است ما هیچ کدام از اینها را نداریم امروز در وزارت بازرگانی در قسمت اقتصادی دارایی و در وزارت کشاورزی تجارت می‌شود و هر کدام هر کاری که می‌کنند اغلب به هم مربوط نیست.

دولت باید یک سیاست تجارتی داشته باشد یعنی باید بنشینند فکر کنند که از این رویه‌ها کدام یک به درد این مملکت می‌خورد دولت تا به حال ثابت کرد که تاجر خوبی نبوده است، دو نفر رفیق با هم صحبت می‌کردند و راجع به آب و هوای ایران تعریف می‌کردند که آب و هوای ایران خیلی خوب است آن یکی گفت دلیل دارد برای این که وزارت آب و هوایی نیست اگر بود مقرراتی وضع می‌کرد که مردم تابستان بروند توی آفتاب و زمستان توی سایه دولت مداخله‌اش از حد نظارت که بگذرد به ضرر مملکت تمام می‌شود (صحیح است) تجارت باید آزاد باشد صادرکننده باید حق وارد کردن داشته باشد و هرچه می‌خواهد بردارد بیاورد منتها اگر موقعی بخواهد اجحاف کند باید دولت نظارت داشته باشد و جلوگیری کند و این دستگاه عریض و طویلی که امروز برای این کار هست و این همه پول خرج آن می‌شود باید به هم بخورد و اینجا باز بنده تذکراً عرض می‌کنم که تجارت خارجی ما هم باید روشن شود و حالا که جنگ تمام شده ما باید با دوستان خودمان روابط تجارتی برقرار کنیم و قرارداد تجارتی منعقد کنیم امروز با این که بعضی کالاها در انحصار دولت است می‌بینیم که نمایندگی تجارتی شوروی همان اجناس را می‌آورد و می‌فروشد قماش و قند و این چیزها را می‌آورند و به هر قیمتی که می‌خواهند می‌فروشند و این کنترلی را که دولت باید بکند به کلی آن را خنصی می‌کنند اینها باید آقای حکیم‌الملک روشن بشود. یک موضوع دیگر موضوع کارخانه‌جات است و راجع به این موضوع رفیق عزیز بنده هم آقای مهندس فریور هم که ترسیدند نوبت به ایشان نرسد یک تذکراتی دادند که بنده اضافه می‌کنم به عرض خودم. در 1321 قانون بازرگانی کردن کارخانه‌ها از مجلس گذشت بعد از آن این به چندین شکل درآمد شکل فعلی این است که همان تشکیلات سابق هست مضافاً به آن یک هیئت مدیره هست متشکل از سه نفر که هر کدام در حدود هزار و پانصد تومان در ماه حقوق می‌گیرند یک

+++

عامله هست در حدود نه نفر که هر کدام در حدود هفتصد و پنجاه الی هشتصد تومان حقوق می‌گیرند یک خانه کرایه کرده‌اند به سه هزار تومان در ماه سه تا اتومبیل خریده‌اند و دو تا دیگر هم می‌خواهند بخرند. البته تصدیق می‌کنید که اگر آن تشکیلات اولیه خوب بود به همان ترتیب باقی مانده بود چرا حالا باید همان ترتیب باشد و این تشکیلات را هم اضافه بکنیم به آن تشکیلات درهم و برهم؟ این که قابل ادامه نیست. اغلب نغمه می‌شنویم که بیاییم کارخانه‌جات را بفروشیم البته یک عده‌خریدار در کمین هستند شما امروز یک کارخانه‌هایی دارید که ضرر می‌کند وقتی که بخواهید بفروشید قیمتش چیست؟ قیمت یک مقدار آهن‌پاره و چند دیوار نتیجه چه می‌شود؟ نتیجه این می‌شود که این کارخانه‌جات را با یک قیمت نازلی به یک عده واگذار می‌کنند ولی اگر این کارخانه‌جات دقیقاً بهش رسیدگی شود و به ترتیب بازرگانی هم اداره شود و صحیح عمل شود کاملاً دخل و خرج می‌کند (فیروزآبادی‌ - زیاد هم می‌آورد) (فاطمی‌ - خیلی هم زیاد می‌آورد)

تذکر دیگر بنده راجع به دزدی‌های غریب و عجیبی است که در دوایر ولتی می‌شود تصدیق بفرمایید تا مجازاتی در کار نباشد این ترتیب خاتمه پیدا نمی‌کند (صحیح است) فایده ندارد که شما فلان رئیس اداره را وقتی دیدید دزدی کرده است بردارید و معلق کنید این فایده ندارد باید او را بیاورید محاکمه بکنید مجازات کنید صحیح است) دزد کیست؟ برویم سر دفیلنسیون دزد، دزد کسی است که حق دیگران را نامشروغ غصب بکند. چه فرق می‌کند وقتی صحبت دزدی می‌شود شما می‌آیید امضا ادارات را می‌چسبید اما این میلیونرهایی که از زیر بوته سر در آورده‌اند توی این مملکت عضو اداره نیستند اگر بعضی از اعضای ادارات روی استیصال دزدی کرده است فلان تاجری که با هزار پشت هم‌اندازی می‌آید آن عضو دولت را که برای زندگی خودش محتاج است وادار می‌کند به دزدی او مقصر است آن را هم باید رسیدگی بکنند و یک دادگاه اختصاصی باید تشکیل بشود و زود به این کار رسیدگی بکنند جناب آقای اردلان این کار، کار شما است این کارها را شما باید رسیدگی و رو به ‌راه بکنید پرونده‌هایی که در دیوان کیفر می‌رود آنجا دفن می‌شود آنها را باید بیرون بیاورید و مردم باید بدانند که در این مملکت خدمتگزار کی است کیست (فداکار‌ - نمایندگان از آنها حمایت می‌کنند) (هاشمی‌ - آنها را هم باید بیاورند) چندی قبل بنده راجع به معامله که اخیراً با آمریکایی‌ها شده بود راجع به آن احتیاجات راه‌آهن متأسفانه روال این طور شده که اینجا هر کس شروع می‌کند به نفع مملکت صحبتی می‌خواهد بکند سعی می‌کنند که به او بچسبانند که این شخص بر علیه روس یا انگلیس یا آمریکا صحبت می‌کند بنده ابداً علاقه‌مند به این نیستم که مناسبات بین ایران و آمریکا خراب بشود بلکه معتقدم که مناسباتمان باید خوب باشد و در آتیه هم خیلی بهتر بشود ولی بنده اینجا برای منافع دولت ایران صحبت می‌کنم وقتی که می‌گویم این معامله به نفع دولت نیست این به آمریکایی مربوط نیست‌ - آمریکایی فروشنده است یک جنسی را می‌خواهد بفروشد می‌آید با شما یک شرایطی را مذاکره می‌کند بعد خود شما می‌روید می‌گویید من می‌خواهم نقد بدهم آمریکایی چه کند می‌گوید بیا پولت را بیاور و بخر به شهادت یکی از آقایان نمایندگان که الآن اینجا حاضر هستند یکی از آمریکایی‌ها مقیم ایران خودش می‌گفت که ما خودمان هم تعجب کردیم وقتی گفتند می‌خواهیم پول نقد بدهیم آقای امینی تشریف داشتند این اظهار را کردند. این است که آقای سرلشگر فیروز بنده تمنا می‌کنم که این موضوع را تحت بررسی دقیق قرار بدهید راجع به احتیاجاتی که امروز عرض کردم اینها مورد احتیاج نیست حالا بنده نمی‌خواهم عرض کنم مثلاً یک قلمش را که خریداری شده آن واگون‌های نفت‌کش بوده است (فاطمی‌ - خیلی هم لازم است) ولی سابقه عمل چه بوده است آقای فاطمی سابقه این بوده است که شرکت نفت چون خودش علاقه‌مند بوده است نفتش در ایران توزیع بشود و واگون‌های نفتکش تا به حال پولش را شرکت نفت می‌داده و در اختیار دولت می‌گذاشته و بعد از بابت کرایه مستهلک می‌کرده (سنندجی‌ - حالا هم این کار را کرده‌اند) (لنکرانی‌ - آقا چه کار دارید از شرکت نفت دفاع می‌کنید مگر شما وکیل شرکت نفتید؟ خنده نمایندگان) چه اصرار دارید که ما بیایم و دلار نقد بدهیم باید با این آقایان وارد مذاکره شد و آن را به نفع مملکت حل کرد. موضوع دیگری که در برنامه هم اشاره شده است قانون استخدام و وضع مأمورین دولت است در این مورد هم آقای مهندس فریور به بنده تذکر دادند که مخصوصاً در اینجا راجع به قانون استخدام مهندسین صحبت کنیم و جناب آقای هژیر هم قول دادند قانون استخدام مهندسین را بیاورند ولی واقعاً یک مستخدم مملکت یک مستخدم دولت با این آتیه تاریک که دارد و امروز دیگر ما به عوض کردن وزیر اکتفا نمی‌کنیم هرچند روز هر وزیری که می‌آید خودش را موظف می‌داند یک عده را بیرون بریزد و یک عده دیگری را بیاورد این مستخدمین دولت به چه امید و دلگرمی بیایند کار بکنند بلأخره یک نفر باید زندگی بکند و وقتی که یک نفر کار می‌کند باید دلخوشی داشته باشد نه این که وقتی که دو روز سر کار هست بگوید چون من معلوم نیست پس فردا بیکار بشوم باید آتیه خودم را تأمین کنم؟ اینها را باید امیدوار کرد که وقتی خدمت می‌کنند لااقل آنها را سر کار نگه می‌دارند و بیرون نمی‌کنند اینها اجمالاً تذکراتی بود که بنده در برنامه داشتم و علاقمند بودم به اطلاع دولت برسد و اما علت موافقت بنده با دولت جناب آقای حکیمی این است که بنده معتقدم امروز مملکت در یک وضعیتی هست که تمام افراد این مملکت اگر متحد بشوند ممکن است واقعاً از زوال جلوگیری بشود ما الآن در بالای یک پرتگاهی هستیم که یک قدم غلط ممکن است ما را چنان به آن پایین پرت بکند که بیرون آمدنش مشکل یا شاید محال باشد و به همین دلیل است که بنده فقط با کابینه آقای حکیمی موافقم (منتی سر ایشان نمی‌گذارم) بلکه بنده وظیفه هر فرد ایرانی و هر وکیلی را این می‌دانم که با ایشان مساعدت بکنند بلکه بتوانند معضلات مملکت را حل بکنند.

جمعی از نمایندگان ‌ - مذاکرات کافی است.

رئیس ‌ - ده دوازده تا پیشنهاد شده است. آقای وزیر دارایی فرمایشی دارید؟

وزیر دارایی ‌ - (آقای هژیر)‌  - بنده خواستم یکی دو سه توضیحی درباره فرمایشات آقای دکتر اعتبار عرض کرده باشم یکی راجع به تجارت و بازرگانی فرمودند یکی موضوع کارخانه‌ها، دزدی‌های ادارات و استفاده‌گرهای خارج از ادارات، احتیاجات راه‌آهن،‌ واگن نفت‌کش و موضوع استخدام مهندسین (صفوی‌ - در سیاست خارجی هم بفرمایید) آن را هم توضیح می‌دهم. عرض کنم راجع به تجارت و کارخانه‌ها و به طور کلی امور اقتصادی مملکت باید یک مطلبی را حضور آقایان عرض بکنم که البته در نتیجه حوادثی که در ظرف این چند سال گذشت به قدری اشکالات برای زندگی مردم ایران فراهم شده است و به اندازه گرانی طاقت‌فرسا است که زائ بر این دیگر مردم نمی‌توانند تحمل بکنند (صحیح است) و به جرأت می‌توانم حضور آقایان عرض بکنم که دولت فعلی تصمیم بر این دارد که یک تجدیدنظر اساسی درباره اصول تجارت صادرات و واردات مملکت بکند. اصل عمل اقتصادی که تا به حال در ظرف این چند سال انجام گرفته است البته بی‌فایده هم برای مملکت از حیث عواید نبوده ولی اگر به نتیجه آخرش برسید به آن اندازه که مملکت و دولت منتظر بوده است استفاده عایداتی هم حتی از این عمل بکند حاصل نشده است ولی این را هم باید حضور آقایان عرض بکنم که اگر بنا بشود آزادی به هر درجه که به تجارت مملکت داده شود اگر مخل به منافع عمومی اهالی مملکت بشود البته مجلس شورای ملی با نظر دولت موافقت خواهد کرد که دولت شدیدترین اقدامات را بکند (صیحح است) کارخانه‌های مملکت آنچه تا به حال بوده است متأسفانه خوب اداره نشده است و آخر هر سالی در ظرف این چند سال ضرر داشته است (جمال امامی‌ - این چند ماهه بد نبوده است) بله به هر صورت از روز اول انتظاری که ازش می‌رفته است به دست نیامده است و طرز اداره دولت هم در این کارخانه‌ها باعث زحمت زیادی بوده است بعد هم که آمدند خواستند مقررات را کنار بگذارند آن هم شاید فرع زاید بر اصل شد و البته حالا بایستی یک ترتیب دیگری برقرار شود البته در این ضمن بایستی هم مصالح و منافع کارگرانی که در این کارخانه‌ها زندگی می‌کنند تأمین بشود و هم حقوق مهندسینی که در آنجا کار می‌کنند تأمین شود و البته یک عده مهندسین عالی رتبه وزارت پیشه و هنر که چندین سال آنجا بوده‌اند من جمله آقای مهندس فریور زحمات زیادی در عرض چند سال کشیدند برای قانون استخدام مهندسین البته دولت باید یک کاری بکند که نظر اساسی برای آن فراهم و عملی بکند (مهندس فریور‌ -‌ خیلی متشکرم) ولی به طور کلی باید عرض کنم که سیاست استخدامی دولت طوری است که یک اصلاح اساسی لازم دارد به نظر بنده و دولت و تصور می‌کنم عموم آقایان نمایندگان و عموم مردم این مملکت اصل اساسی‌اش این است که یک تفکیک روشنی بین درست و نادرست داده شود (صحیح است) نمی‌شود گفت که هر کس یک روز وارد خدمت مملکت شد. دولت باید حقوق تا آخر زندگانی‌اش را تأمین بکند. در صورتی که دولت تأمین نداشته باشد که آن مأمور پشت آن میزی که نشسته است حقوق دولت و مملکت را تأمین بکند (صحیح است) اگر این اصل رعایت شد به نظر بنده آن قسمت دیگرش هم تأمین می‌شود. زیرا این دو کفه باید با هم باشند و الا نمی‌شود بلااستثنا زندگانی خوب و بدشان

+++

را تأمین کرد،‌و این اصل اساسی خواهد بود در طرح‌هایی که تقدیم مجلس شورای ملی خواهد شد. در باب امور کشاورزی و اقتصادی و صنعتی هم همان طور که در برنامه به عرض مجلس شورای ملی رسیده است باید طوری باشد که زندگی کشاورز تأمین بشود. (صحیح است) و این یکی از نکات اساسی تصمیماتی است که دولت گرفته و به عرض نمایندگان خواهد رسید (جمال امامی ‌ - دکتر کشاورز زندگی‌اش تأمین است) در باب معامله‌ای که راجع به کار راه‌آهن شده است این دولت البته مصادف شد در مقابل تصمیمی که دولت سابق گرفته بود، چون تصمیم دولت سابق عبارت از این بود که یک مقدار از لوازم راه‌آهن را به قیمت مقطع نقداً فی‌المجلس خریدرای کند، البته دولت فعلی نخواست و صلاح مملکت هم نمی‌دانست که وارد تحقیق و شرایط آن معامله گذشته شود. وظیفه اولیه خودش می‌دانست که آن چیزی را که دولت سابق تعهد کرده بود یعنی بقیه 10 میلیون و صد و سی و نه هزار دلار را بپردازد.

و این عمل هم شد و اطمینان می‌دهم به آقایان که باعث مزید اطمینان دولت آمریکا راجع به تعهدات دولت ایران شد اما یک مقدار دیگری که از اموال نیروی آمریکا در ایران بود به خصوص قیمت غیرمنقول آن و بنا به همان مقدمه که عرض کردم که حسن نیت دولت را تأیید کردند و دانستند. با شرایط خیلی سهلی موافقت کردند که این کار انجام شود به این ترتیب حاضر شدند صدی هفت و نیم از کل قیمت تمام شده از کلیه این اموال غیرمنقول را از دولت بگیرند و این اموال را تحویل بدهند و این صدی هفت و نیم را هم به اقساط بگیرند و اقساطش هم ریالی و هم دلاری باشد. نه فقط آن طوری که در اول قرارداد پیش‌بینی کرده بودند ریالش را حالا بدهند دلارش را بعد و این موضوع حالا موجب کمال مسرت و خرسندی دولت است و دلیل خوبی است که دولت آمریکا و مأمورین آمریکا با کمال حسن نیتی که همیشه نسبت به ایران داشته‌اند حاضر هستند کلیه مسائل معوقه را به نحو مطلوبی انجام بدهند و مذاکرات دیگری هم که در بین هست امیدواری می‌رود که بیش از پیش ما بتوانیم استفاده کنیم از این حسن نظری که دولت آمریکا نسبت به ایران دارد اما اگر اجازه بفرمایید یک توضیحات کلی هم در باب سیاست دولت عرض می‌کنم اولاً در برنامه به طوری که به عرض آقایان رسیده است ذکر شده در سیاست خارجی همواره دولت ایران از صمیم قلب آرزومند است که دوستی و صادقانه ایران با دولت‌های متفق و دوست ما روزافزون باشد البته همان طور که در برنامه هم توضیح داده شده در این راه دولت ایران هرچه بتواند خواهد کرد تا علائق مودت از هر جهت تکمیل شود آقایان البته تصدیق می‌فرمایند که دوستی و داد صادقانه یک چیزی است که باید طرفینی باشد و البته ممکن بود که طرف هر کاری را که می‌خواهد بکند و انتظار این را نداشته باشد که طرف دیگر عین همان مناسبات را اعمال بکند (صحیح است) دولت ایران البته فراموش نکرده است که متفقین معظم ایران در تمام دوره جنگ همواره منادی حق و عدالت بوده و فداکاری‌ها و جانفشانی‌هایی که در عرض دوره جنگ به کار بردند اسم وصیت شهرت آنها را در تمام دنیا بلند آواز کرده است ولی مردم ایران در عین این که به رشادت و جلادت متفقین معظم خود معتقد هستند امیدواری کامل دارند که به همان درجه هم متفقین معظم ما سخی و با شهامت خواهند بود یعنی در آن واحد همان طوری که خودشان گفتند چون برای اعلای کلمه حق و آزادی قد برافراشته‌اند کمال مراقبت را هم خواهند داشت که نسبت به عموم ممالکی که از لحاظ نیرو و قوه از آنها کوچک‌تر هستند خودشان این رعایت را بکنند و به همین جهت این دولت فعلی از موقع تشکیل خودش حتماً با این امید به این دولت‌ها این قسمت را رعایت خواهد کرد و قبول مسئولیت کرد و قطع دارم که نمایندگان محترم هم در دنبال کردن این رویه از طرف دولت ایران کمال تقویت و مساعدت را خواهند کرد (صحیح است) و اطمینان به آقایان محترم می‌دهم که اگر دولت ایران دید در انجام این وظیفه خطیر ملی که به عهده دارد وسایل فراهم نیست که بتواند از عهده خدمات ملی خودش برآید اصراری در ماندن به این مقام ندارد و مطلب را به عرض مجلس شورای ملی و ملت خواهد رسانید. با این اطمینان است که عرض می‌کنم تمام قوه ملی و مملکتی وقتی در عمل و نظریه اعمال دولت را دیدند از دولت پشتیبانی خواهند کرد (صحیح است) و دولت در هر اقدام و مذاکره‌ای‌ که می‌کند در این زمینه خودش را نماینده تام‌الاختیار کلیه مملکت می‌داند (صحیح است) بنده قطع دارم مذاکراتی را هم که آقایان اعضا فراکسیون توده در امروز و یا روز طرح برنامه گذشته آقای حکیمی در مجلس کردند در این نکته اساسی اصلاً خللی وارد نخواهد کرد و ایشان هم در این که استقلال و تمامیت ایران باید محفوظ باشد هیچ وقت نظر مخالف باطنی نداشته‌اند به همین جهت قطع دارم که آقایان هم در مسائل سیاست خارجی از دولت تقویت خواهند کرد (صحیح است) اما در سیاست داخلی هم بنده باید این عرض را بکنم اینجا ممکن است یک اختلاف نظری بین مردم ایران پیش بیاید از لحاظ مسلک و گاهی هم آن اختلاف نظر خارجی ممکن است در مجلس منعکس بشود (جمال امامی‌ - در طرز اجرای مسلک)

(کام‌بخش‌ -‌ نخیر در دولت خود مسلک است) بنده معتقدم که البته مجلس شورای ملی مورد بحث علمی در مسلک‌های مختلف نیست (صحیح است) اینجا محل سیاست است ولی چون موضوع پیش آمده است می‌خواهم یک نکته را خدمت آقایان عرض بکنم به نظر بنده در تمام دنیا حکومت‌هایی که تشکیل شده‌اند یک نظر داشته‌اند، جلوگیری از تجاوزات و اجرای حق (صحیح است) امروز بنا به اقتضای دنیا مملکت ایران هم بایستی اصلاحات اجتماعی که ضروری و متقضی روز است انجام بدهد (صحیح است) بنده اطمینان دارم هر نوع لایحه‌ای که در این باب دولت به مجلس شورای ملی تقدیم بکند آقایان نمایندگان محترم تقویت خواهند کرد و تصویب خواهند کرد اما برای این که یک دولتی باشد و بتواند اصلاحی بکند ناچار باید وقت به دولت داد و مجال به دولت داد اگر تمام اوقات را ما بحث بکنیم و بخواهیم در ریزه‌کاری‌ها و خورده‌کاری‌های مسائل وارد بشویم وقتی برای کسی باقی نخواهد ماند. عرض بنده خلاصه این است که اگر توافق بفرمایند که دولت بتواند زودتر مشغول عمل شود قطعاً اقداماتی که خواهد کرد و لوایحی را که تقدیم خواهد کرد تا قسمت زیادی شاید نظر آقایان فراکسیون توده را هم تأمین بکند ولی اگر دولت در بحران باشد به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد (صحیح است) حالا البته آقایان هر قدر صحبت بفرمایید ما گوش می‌دهیم ولی هرچه زودتر اقدام بشود به نظر بنده برای کار مملکت و همان نظری که آقایان دارند اصلح خواهد بود (صحیح است)

نمایندگان  - کافی است

رئیس‌  - آقای هاشمی

هاشمی ‌ - نه نفر از آقایان که عبارت باشند از آقایان آصف ‌ - فیروزآبادی ‌ -‌ حاذقی ‌ - سیف‌پور صادقی ‌ - رحیمیان ‌ - جواد عامری‌  - معدل‌  - فرخ پیشنهاد کفایت مذاکرات را کرده‌اند (امینی - بنده مخالفم)

رئیس ‌ - بگذارید آقای آصف توضیح بدهد بعد آقای امینی.

طوسی ‌ - بعد از یک مخالف بنده موافقم.

آصف‌  - خاطر محترم همه آقایان مستحضر است در واقع از 6 ماه پیش از این می‌توان گفت ما در حال بحران بوده‌ایم یعنی دولت‌های وقت یا به واسطه متأسفانه تشنجی که در مجلس بود یا موانع دیگر موفق نشدند یک کارهای مهمی و یک قدم‌های اصلاحی برای این کشور بردارند و اخیراً حسن اتفاق هم اکثریت و هم اقلیت پارلمان سعی کردند با یک تفاهم بیش‌تری همکاری کنند در نتیجه این فکر ما به این نتیجه رسیدیم بعد از مشاوره یکی از رجال میرزا کاندید کنیم برای مقام نخست‌وزیری و آن صفاتی که مطلوب بوده برای امروز این طور تشخیص داده شد که در وجود جناب آقای ابراهیم حکیمی است با سوابقی که همه می‌دانند در میهن‌پرستی و در نوع‌خواهی و آزادی‌خواهی و در صحت عمل ما به اتکای این اصل تمایل داریم با 75 رأی به ایشان آنچه هم که لازم بوده است یعنی در کابینه اولی ایشان در اطاق پروگرام آن موقع مذاکرات مفصلی شده است عقیده بنده این است به جبران آن وضعیت گذشته آقایان همکاران محترم که در ستون‌های موافق و مخالف اسم خودشان را ثبت کرده‌اند امروز صرف‌نظر کنند (صحیح است) و خود بنده از اشخاصی هستم که یک قسمت مطالبی دارم یا راجع به کشور یا راجع به موکلینم ولی امروز اینها را می‌گذارم به یک وقت دیگری که ممکن است با خود جناب آقای نخست‌وزیر یا وزرای مربوط به این اصل مذاکره کنیم ولی حالا برای این که لوایحی که سابقاً آمده است و در کمیسیون‌ها مانده است و دولت حاضره هم مکلف است یک لوایح  دیگری هم باز پیشنهاد بکنند و از وقت مجلس هم کمی باقیمانده است ما رأی بدهیم به دولت حاضره با پشتیبانی یک اکثریت مهمی که دولت با دلگرمی از این مجلس خارج شود و مشغول کار بشود و انشاالله نتیجه بگیریم.

رئیس ‌ - آقای فیروزآبادی هم می‌خواهند توضیحی بدهند.

بعضی از نمایندگان ‌ - رأی بگیرید.

امینی ‌ - بنده می‌خواهم با کفایت مذاکرات مخالفت کنم.

رئیس ‌ - بفرمایید.

امینی ‌ - آقایان بنده با کفایت مذاکرات مخالفم ولی با کوتاه بودن مذاکرات و مختصر صحبت کردن صد در صد موافقم و عقیده بنده این است برای مخالفت با کفایت مذاکرات. که اگر آقایان یک تذکراتی بدهند این تذکرات نافع خواهد بود به شرط این که تذکرات تکرار نشود. الآن ملاحظه فرمودید اغلب از مطالب را جناب آقای کام‌بخش

+++

تذکر دادند و خود آقای وزیر دارایی هم تکرار نمودند و هر کس که می‌آید پشت این تریبون موضوع را تکرار می‌کند در صورتی که اگر  هر یک از آقایان توجه بفرمایند که موضوعاتی را که رفقایشان تذکر داده‌اند تکرار نکنند خیلی سهل و ساده است و یادداشت‌هایی هم که دولت خواهد کرد خیلی نافع خواهد بود مثلاً عرض می‌کنم که اگر بنده تذکر بدهم به دولت که آقا وضع حکومت نظامی را با جراید حل بکنید این تذکر را اگر ندهم ممکن است که دولت واقعاً این عمل را پشت گوش بیندازد برای مدتی، یا اگر نگوییم که کارمندانی که مثل سیل از ادارات بیرون می‌کنند و هنوز برایشان کار تهیه نکرده‌اند تکلیف اینها چیست که از گرسنگی می‌میرند. بنده نمی‌خواهم از این مخالفتی که با کفایت مذاکرات کردم اغتنام فرصت بکنم این کار را میل ندارم بکنم الآن هم می‌روم می‌نشینم پشت میز شما آقای فاطمی توجه فرمایید شما از دولت انتظار دارید که 24 ساعت کار کند و اگر دو روز وقت صرف کنید و آقایان نمایندگان اگر دو روز بمانند و روزی دوازده ساعت کار کنند تمام این کارها انجام خواهد شد و آقایانی هم که با ک فایت مذاکرات موافقند دلیلش این است که همه خسته شده‌ایم و خوابمان گرفته است حقیقت این است و الا مانعی ندارد که صحبت شود.

بعضی از نمایندگان ‌ - رأی رأی

رئیس ‌ - رأی گرفته می‌شود به این پیشنهاد راجع به کفایت مذاکرات آقایانی که موافقند به این پیشنهاد قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. آقایان فراکسیون میهن یک تذکرنامه‌ای راجع به عقاید و افکار خودشان دارند آقای نقابت بفرمایید (دکتر رادمنش ‌ - نمی‌شود آقا) (همهمه نمایندگان ‌ - بعد از گرفتن رأی بگویند.)

(در این موقع آقای نقابت به محل نطق حاضر شدند)

هاشمی ‌ - پیشنهادی در باب رأی شده است (زنگ رئیس)

رئیس ‌ - آقایان مجد ضیایی و طوسی پیشنهادی کرده‌اند که قرائت می‌شود.

پیشنهاد می‌کنم ماده 92 قرائت شود و به همان طریق اخذ رأی شود.

فاطمی ‌ - اجباری است و توضیح نمی‌خواهد.

رئیس ‌ - آقایانی که تذکر فرمودند که نمی‌شود صحبت کرد آن در صورتی است که اعلام رأی شده باشد اما رأی اعلام نشده فقط در ختم مذاکرات رأی داده شد بعد اعلام رأی می‌کنیم (همهمه نمایندگان)

بعضی از نمایندگان‌  - برخلاف نوبت است آقا.

دکتر رادمنش‌  - شما رأی به کفایت مذاکرات دارید می‌دهید بعد چرا می‌خواهید اجازه بدهید صحبت کنند.

رئیس‌  - تذکری می‌دهند.

دکتر کشاورز ‌ - بنده هم می‌خواهم تذکری بدهم. (زنگ رئیس)

دکتر رادمنش‌  -‌ ما هم می‌خواهیم صحبت کنیم.

بعضی از نمایندگان ‌ - آقای نقابت بفرمایید. رأی بگیرند. رأی رأی.

لنکرانی‌  - خود شما باید آقای طباطبایی این کار را بکنید و جلوگیری بکنید.

دکتر کشاورز‌  - انتظامات مجلس را حفظ کنید و الا مجلس را از اکثریت می‌اندازیم رأی بگیرید. (در این موقع آقای نقابت از محل نطق مراجعت کردند)

هاشمی ‌ - این ماده در کیفیت اخذ رأی است نه در موضوع رأی اگر یک نفر از وکلا پیشنهاد کرد حق دارد و باید خوانده شود.

رئیس ‌ - ماده 92 قرائت می‌شود.

(آقای هاشمی منشی به شرح ذیل قرائت نمودند)

ماده 92‌  - در موقع اخذ رأی علتی با اوراق یا اخذ رأی مخفی هر گاه خواندن اسامی نمایندگان برای تحقیق حضور تقاضا شود مجلس بدون مباحثه در آن باب رأی می‌دهد در این صورت اسم هر یک از نمایندگان را یکی از منشیان به صدای بلند ذکر کرده و همان شخص رأی خود را در ظرف مخصوص می‌اندازد پس از ختم این عمل مجدداً اسامی قرائت می‌شود تا آنهایی که در دفعه اول خارج اطاق بودند بتوانند رأی بدهند.

5‌ - اخذ رأی اعتماد به کابینه آقای حکیمی

رئیس ‌ - شروع می‌کنیم به گرفتن رأی به برنامه دولت با ورقه آقایانی که موافقند ورقه سفید و آقایانی که مخالفند ورقه کبود می‌دهند. عده حضار 93 نفر است.

(آقایان هاشمی و جواد مسعودی در محل نطق حاضر و آقایان نمایندگان به ترتیب در محل نطق حاضر شدند و رأی خودشان را تسلیم نمودند و اخذ آرا به عمل آمد و به شرح زیر اسامی آقایان قرائت شد)

رئیس ‌ - چون یک نفر به عده حضار اضافه شده است بنابراین عده 94 نفر می‌شود.

آقایان: امام جمعه، سلطانی، سیف‌پور فاطمی، ثقت‌الاسلامی، حاذقی، جمال امامی، اسکندر مقدم، مؤیدثابتی، ذوالقدر، معدل، قشقایی، حسن اکبر، سید ضیاءالدین طباطبایی، گله‌داری، عامری، دکتر معاون،‌ امینی، مجدضیایی، طوسی، تیمورتاش، صمصام، مهندس فریور، شجاع، فولادوند، اردلان، صادقی، دکتر کیان، شیخ‌الاسلام ملایری، دهستانی، عزت‌الله بیات، مرآت اسفندیاری، رحیمیان، ملک‌مدنی، کاظمی، اسعد، دکتر طاهری، فرخ، فرهودی، دکتر معظمی، فاطمی، بوشهری، افخمی، تهرانی، دکتر اعتبار، فیروزآبادی، دری، محیط، گرگانی، حیدرعلی امامی، آشتیانی، صفوی، خلیل دشتی، نقابت، سرتیپ‌زاده، دکتر شفق، دکتر زنگنه، ساسان فرمند، سنندجی، شریعت‌زاده (دکتر کشاورز فراکسیون توده همان طوری که آقای کام‌بخش گفتند نه رأی موافق خواهد داد و نه رأی مخالف و سعی خواهد کرد از کارهای خوب دولت پشتیبانی کند) آصف، خاکباز، پوررضا‌، نجومی، ظفری، صدریه، مظفرزاده، گیو، دهقان، اریه، اعتمادالتولیه، مخبر فرهمند، افشار صادقی، صدرقاضی، فرمانفرماییان، فتوحی، فرود، رفیع، حکمت، اسکندری، ایپکچیان، لنکرانی (لنکرانی‌ - در ضمن دادن رأی اظهار نمودند به امید خاتمه دیکتاتوری و ایجاد حکومت ملی انشاالله) عدل، دکتر فلسفی، ذکایی، دکتر مجتهدی، ذوالفقاری، سید محمدصادق طباطبایی، هاشمی، مسعودی.

(آراء شماره شده 88 ورقه سفید شماره شد)

هاشمی‌  - حالا بایستی مطابق نظامنامه پس از ختم عمل مجدداً اسامی خوانده بشود.

(به شرح زیر خوانده شد)

آقایان: رضا رفیع، ذکایی، صدرقاضی، محمدصادق طباطبایی، ثقت‌الاسلامی، صادقی، نجومی، دهستانی، عزت‌الله بیات، رحیمیان، جمال امامی، دکتر طاهری، بوشهری‌، حبیب‌الله دری، دکتر شفق، فرمند، سنندجی، خلیل دشتی، آصف مؤید ثابتی، سید ضیاءالدین طباطبایی، فرهودی، کاظمی،‌ ملک‌مدنی، اسعد، فرخ، دکتر معظمی، افخمی، دکتر اعتبار، فیروزآبادی، فاطمی، حیدرعلی امامی، دهستانی، سرتیپ‌زاده، صفوی تهرانی، دهقانی، سلطانی، افشار صادقی، قشقایی، معدل، هاشمی، دکتر فلسفی، ایپکچیان، سیف‌پور، فاطمی، گیو، تیمورتاش، صمصام، مرآت اسفندیاری، مهندس فریور، دکتر معاون، طوسی، امینی،‌ عامری، مجدضیایی، گله‌داری، اردلان، محیط، فتوحی، فرمانفرماییان، ذوالقدر، جواد مسعودی، امام جمعه،‌ ملایری، مخبر فرهمند، شجاع شریعت‌زاده،‌ خاکباز، حاذقی، فولادوند‌، دکتر زنگنه، حکمت، فرود، ساسان، اعتماد، دکتر مجتهدی، عدل ذوالفقاری، مظفرزاده، اسکندری، پوررضا، ظفری، نقابت، صدریه، گرگانی، مراداریه‌، دکتر کیان، اسکندرمقدم، حسن اکبر، لنکرانی.

رئیس ‌ - عده حاضرین 94 نفر.

بعضی از نمایندگان‌ - 95 نفر است.

رئیس‌  - 95 نفر با حساب درست در نمی‌آید برای این که 88 نفر رأی داده‌اند و فقط 6 نفر رأی نداده‌اند که می‌شود 94 نفر:‌ عده حاضرین 94 نفر ورقه سفید 88 ورقه کبود هم ندارد ورقه امتناع هم ندارد و فقط آقایان شفاهاً امتناع کرده‌اند بنابراین با 88 رأی به کابینه رأی اعتماد داده شده است.

نخست‌وزیر ‌ - از اظهار لطف آقایان نهایت تشکر را دارم و از خداوند مسئلت می‌کنم برای خدمت به مملکت و آنچه که از دستم برآید قصور نخواهم کرد این را هم آقایان مطمئن باشند که آنچه را که تذکر داده‌اند مورد کمال دقت است و آن چیزی را هم که آقایان فراکسیون میهنی‌ها داده‌اند خواهش می‌کنم که آن را به بنده لطف کنند بی‌نهایت مورد دقت خواهد شد و آنچه از بنده ساخته است انجام خواهد داد.

فاطمی ‌ - 5 نفر از آقایان الآن آمده‌اند که همه موافقند.

یک نفر از نمایندگان ‌ - موافق دو آتشه هم هستند.

تهرانچی ‌ - بله ما موافق هستیم.

رئیس‌  - غیر از شش نفر ممتنع باقی متفقاً رأی داده‌اند آقای صدرقاضی می‌خواستند در ضمن مذاکره در برنامه راجع به کردستان مذاکراتی بکنند و چون وقت نشد حالا اجازه می‌خواهند (بعضی از نمایندگان‌ - خیر بعد بفرمایند)

6‌ - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

بعضی از نمایندگان ‌ - ختم جلسه

رئیس‌ - اجازه می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم.

+++

جلسه آینده روز یکشنبه 20 آبان سه ساعت قبل از ظهر و اگر برای مجلس دستور حاضر شد جلسه روز پنجشنبه خواهد بود و به آقایان اطلاع می‌دهیم.

(مجلس پنج ساعت و یک ربع بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی-سید محمدصادق طباطبایی

اخبار مجلس

صورت اعضای هیئت رئیسه کمیسیون‌های پارلمانی که در تاریخ 13/8/24 انتخاب شده‌اند.

کمیسیون امور خارجه

رئیس ‌ - آقای فرخ

نایب‌رئیس‌  - آقای دکتر معظمی

مخبر‌  - آقای دکتر زنگنه

منشی ‌ - آقای جواد مسعودی

 

کمیسیون دادگستری

رئیس‌  - آقای بهبهانی

نایب‌رئیس‌  - آقای دکرت کیان

مخبر‌  - آقای عبده

منشی ‌ - آقای فولادوند

 

کمیسیون بازرگانی و پیشه و هنر

رئیس‌  - آقای حیدرعلی امامی

نایب‌رئیس ‌ - آقای صدریه

مخبر‌  - آقای جواد مسعودی

منشی ‌ - آقای اریه

 

کمیسیون دارایی

رئیس‌  - آقای کاظمی

نایب‌رئیس ‌ - آقای فرمند

مخبر‌  - آقای امیر تیمور

منشی ‌ - آقای اردلان

 

کمیسیون فرهنگ

رئیس‌  - آقای دکتر طاهری

نایب‌رئیس ‌ - آقای لنکرانی

مخبر‌  - آقای فرهودی

منشی ‌ - آقای ساسان

 

کمیسیون بهداری

رئیس‌  - آقای دکتر معاون

نایب‌رئیس‌  - آقای دکتر مجتهدی

مخبر‌  - آقای دکتر کشاورز

‌منشی ‌ - آقای دکتر فلسفی

 

کمیسیون کشور

رئیس‌  - آقای اسکندری

نایب‌رئیس ‌ - آقای بیات

مخبر‌  - آقای طوسی

منشی ‌ - آقای محیط

 

کمیسیون نظام

رئیس‌  - آقای سرتیپ‌زاده

نایب‌رئیس ‌ - آقای نجومی

مخبر‌  - آقای حشمتی

منشی ‌ - آقای قشقایی

کمیسیون‌های کشاورزی و پست و تلگراف و راه هنوز هیئت رئیسه خود را انتخاب ننموده‌اند.

 

سؤالات نمایندگان

سؤال از طرف آقای لنکرانی

جناب آقای حکیمی نخست‌وزیر

این سؤال قبلاً در موقع خود به عنوان وزیر امور خارجه دولت قبل تهیه و عللی باعث تأخیر آن شد اینک عین آن سؤال را که راجع به سیاست‌های مربوط به دولت‌های قبل از کابینه فعلی آن جناب است فقط با تبدیل عنوان وزیر امور خارجه به عنوان نخست‌وزیری برای مبارزه با توطئه‌های مرموزی که ضد ملت ایران می‌شود و تأمین مصلحت‌های مهم ملی به آن جناب تقدیم و با تمنای تسریع در جواب تجدید احترامات می‌نماید.

همه می‌دانند که عدم الحاق دولت آمریکا به پیمان سه‌گانه و یا عدم انعقاد قراردادی بین ایران و آمریکا راجع به موقعیت نیروی آمریکا در ایران همواره مورد اعتراض عمومی قرار گرفته و آن وضع مبهم به شکل اسرارآمیزی ادامه می‌یافت و توجه علاقه‌مندان به مصلحت مملکت را جلب می‌نمود و خودم هم کراراً از خیلی از پیش از ورودم به مجلس به دولت‌های وقت و بالاتر در این باب مراجعه و با وعده‌های مکرر ظاهراً امیدبخش که در نتیجه بلااثر می‌ماند استقبال می‌شدم. از اطراف و جوانب و بعضی نواحی هم به طور غیرمستقیم سعی می‌شد که عدم انعقاد قرارداد را ناشی از بی‌میلی و استنکاف دولت آمریکا نشان دهند و اشاعات زیادی هم در این باب می‌شد به اندازه‌ای که افراط در این اشاعات باعث عکس‌العمل و منتهی به خلاف مقصود اشاعه‌دهندگان شده و ایجاد زمینه برای این حدس نمود که شاید علت آن ابهام و خفا و منشأ این همه فعالیت در این اشاعات همان عدم تمایل دیگران بنشببد روابط حسنه بیش‌تری بین ما و آمریکا باشد. و اعلامیه اخیر سفارت کبرای آمریکا در تهران مطالبی مهم را که کوشش در اخفای آن می‌شد مکشوف و پرده‌های ضخیم را از روی سرائری که سعی در استتار آن می‌شده برداشت لذا از لحاظ این که این جریان پای ملت ایران حساب نشود برای این که نقشه‌های ظالمانه‌ای که برای ایجاد وضعیت خاص نامطلوبی بین ما و آمریکا از گذشته‌های تاریخ معاصر تا به حال مستمراً به کار رفته و می‌رود عقیم گردد. برای این که آمریکایی‌ها متوجه شوند که تا چه اندازه کوشش می‌شود که ملت ایران از دوستی شدید و علاقه‌های قبلی خود به ملت آمریکا نتایج معکوس ببرد برای این که مسئولین داخلی عواقب این رویه سوء شناخته شده و به ملت ایران معرفی شوند. برای این که بتوان به مسئولین این اوضاع به نام خیانت ایران علی‌التعین اعلام جرم نموده. با نقل عین عبارات بند دوم و بند سوم از اعلامیه سفارت آمریکا سؤالات زیرین را از جناب آقای وزیر امور خارجه می‌نمایم.

از اعلامیه سفارت آمریکا.

2‌ - ایران متفق جنگی کشورهای متحد آمریکا بوده و دولت آمریکا چنین فهمیده بود که کار نیروی آمریکا در ایران برای نیل به پیروزی مشترک از طرف دولت و ملت ایران که با سایر ممالک دنیا در بلیات شکست سهیم می‌شدند مورد استقبال واقع گردیده است.

3‌ - با وصف این دولت آمریکا مایل بود قراردادی کتبی راجع به موقعیت نیروی آمریکا در این کشور منعقد نماید.

 

انتصابات و احکام

آقای محمد کاتوزیان کارمند دفتر وزارتی از تاریخ ورود به محل مأموریت به سمت بخشدار گرمسار منتقل شدند.

آقای حشمت‌الله عاملی کارمند منتظر خدمت از تاریخ ورود به محل مأموریت به سمت بخشدار گچساران منصوب شدند.

در سال 1943 مذاکراتی به این منظور جریان یافت لکن این مذاکرات در ماه دسامبر آن سال به طور ناگهان از طرف دولت یاران قطع شد. گرچه مکرر دولت آمریکا تمایل خود را به تجدید مذاکرات اظهار داشت هیچ گونه اقدامی از طرف مقامات ایرانی تا ماه مارس 1945 به عمل نیامد در آن تاریخ وزیر مختار ایران در واشنگتن به وزارت امور خارجه آمریکا اطلاع داد که دولت ایران دیگر قراردادی را لازم نمی‌داند و موضوع را کلاً تمام شده تلقی می‌کند بنابراین روشن است مسئولیت فقدان قرارداد رسمی راجع به حضور نیروی آمریکا در ایران به کلی برعهده خود دولت ایران می‌باشد.

این به سود موارد مرتبط به سؤال و این است سؤالات که از وزیر امور خارجه می‌شود و این سؤالات نمی‌تواند کوچک‌ترین نمونه از موافقیت و یا عدم موافقت من نسبت به قبول یا رد معامله اموال آمریکایی‌ها در ایران واقع گردد و فدای ایران مردم خیرخواه را در مواقع خود به طرف وظایف ملی و مصلحت‌های اجتماعی و تکالیف وجدانی آنها هدایت خواهد فرمود.

1‌ - کیفیت امر چه بوده و قضیه از چه قرار است و علت اخفای این جریان ممتد در این طول مدت از مردم و مجلس چه بوده است؟

2‌ - در تاریخی که اعلامیه سفارت آمریکا اشعار می‌دارد که مذاکرات به طور ناگهان از طرف دولت ایران قطع شده) کدام دولت زمامدار بوده و وزیر خارجه وقت ما کی بوده است؟

3‌ - این که اعلامیه سفارت آمریکا اشعار می‌دارد « گرچه مکرر دولت آمریکا تمایل خود را به تجدید مذاکرات اظهار داشت هیچ گونه اقدامی از طرف مقامات ایرانی تا ماه مارس 1945 به عمل نیامد» در مواقع مکرره این اظهار تمایل‌ها چه دولت‌هایی در ایران زمامدار بوده و وزرای خارجه وقت ما چه اشخاصی بوده‌اند؟

4‌ - این که اعلامیه سفارت آمریکا اشعار می‌دارد (وزیر مختار ایران در واشنگتن به وزارت امور خارجه آمریکا اطلاع داد که دولت ایران دیگر قراردادی را لازم نمی‌داند و موضوع را کلاً تمام شده تلقی می‌کند) در زمامداری کدام دولت است و وزیرخارجه وقت که بوده و در این موقع و سایر مواقع مرتبط به موارد سؤال وزیرمختار ایران در آمریکا و یا مسئول سفارتخانه ما در آنجا چه شخص و اشخاصی بوده‌اند؟

در موقع معین برای جواب این سؤالات توضیحات کافی‌تری به عرض مجلس شورای ملی خواهم رساند.

چاپخانه مجلس

+++

یادداشت ها
Parameter:294272!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)