کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهاردهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملی دوره 14
[1396/05/24]

جلسه: 151 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌‌شنبه بیست و چهارم مهر ماه 1324  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان محمد طباطبایی و دکتر مصدق و بهبهانی

3- معرفی آقای دکتر خشایار به سمت معاونت وزارت کشاورزی از طرف آقای وزیر کشاورزی

4- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملی دوره 14

 

 

جلسه: 151

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌‌شنبه بیست و چهارم مهر ماه 1324

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان محمد طباطبایی و دکتر مصدق و بهبهانی

3- معرفی آقای دکتر خشایار به سمت معاونت وزارت کشاورزی از طرف آقای وزیر کشاورزی

4- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس یک ربع ساعت قبل از ظهر به ریاست آقای ملک‌مدنی (نایب رئیس) تشکیل گردید

1 - تصویب صورت مجلس

صورت مجلس روز یکشنبه 22 مهر ماه را آقای ‌هاشمی (منشی) به شرح زیر قرائت نمودند

در ساعت 12 ظهر مجلس به ریاست آقای ملک‌مدنی نایب رئیس تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید.

غایبین با اجازه -  آقایان:  خلیل دشتی - دکتر زنگنه - تهرانچی - محمدرضا تجدد - آشتیانی  

غایبین بی‌اجازه - آقایان: فرمند - مظفر‌زاده - مؤید قوامی - عامری - امیر ابراهیمی - مقدم - صمصام - منصف - تولیت - جواد مسعودی - حسن اکبر - دکتر رادمنش - بهادری - حکمت - رفیعی - ایرج اسکندری - دکتر آقایان - آوانسیان  

دیرآمدگان با اجازه - آقایان: دکتر معظمی - لنکرانی 

دیرآمدگان بی‌اجازه - آقایان: جلیلی - خاکباز - گیو - نقابت - آصف - سنندجی - فرود - عباس مسعودی - یمین اسفندیاری - تهرانی - نمازی - معدل - دهقان - مجد - دکتر کیان - اریه. 

آقای امینی راجع به حفظ اجازه آقای سید ضیاءالدین در صورت مجس توضیحاتی دادند آقای شهاب فردوسی راجع به پیشنهاد آقای حکمت اظهار داشتند که بر طبق اصلاحات نظامنامه عنوان تصویب به آن اطلاق نمی‌شود مگر وقتی که به تمام پیشنهادات و لایحهرأی کلی گرفته شود

آقای نایب رئیس راجع به پیشنهاد آقای حکمت توضیح دادند که هنگام اخذ رأی در جلسه قبل گفته شده است که به جای پیشنهاد آقایان نمایندگان تصویب شده و نظر مجلس هم چنین بود ولی راجع به پیشنهادهای دیگر که طرف توجه قرار گرفته بود گفته شد در خارج کمیسیونی تشکیل و فورمول جامعی تهیه شود کمیسیون نیز تشکیل شده و می‌شود تا با حضور آقای فریدونی و عطف به سوابق تصمیمی اتخاذ شود.

آقای لنکرانی توضیحاتی دادند که مذاکرات مجلس چنان که هست در جراید چاپ نمی‌شود و روزنامه رسمی باید در همان روز صورت مشروح را منتشر کند که عین مذاکرات در دسترس مردم قرار گیرد.

آقای‌ هاشمی با اظهار امتنان از تذکرات آقایان بیان داشتند که نقیصه بزرگ وضع سه ماهه اخیر مجلس بوده و در عین حال اداره مسئول رسانیدن صورت مذاکرات وظایف خود را انجام می‌دهد بالاخص با تکمیل اعضای آن اداره منظور آقایان نمایندگان بهتر تأمین خواهد شد.

آقای طوسی راجع به تفصیل صورت مجلس و تناسب آن با مذاکراتچهار ساعته مجلس توضیحی دادند و اشاره نمودند که در سوابق ایام نیز معهود نبود که آقایان نمایندگان صورت نطق خود را بلافاصله بخواهند و پس از خاتمه جلسه گذشته اداره تندنویسی قبل از تهیه صورت مشروح صورت نطق آقایان را بر طبق تقاضای ایشان در ظرف چند ساعت جداگانه استخراج کرده است و ادامه این رویه برای اداره تندنویسی مقدور نیست به علاوه غیر ممکن است که مذاکرات مشروح چهار ساعت مجلس بلافاصله استخراج و منتشر شود و دیگر اعتراضی نبود صورت مجلس تصویب شد.

آقای وزیر دارایی اظهار نمودند امروز چند فقره لایحه است که تقدیم می‌شود یکی مربوط به اعتبار تعمیر راه‌های شوسه آذربایجان و تهیه مقدمات امتداد راه‌آهن میانه به تبریز لایحه دیگر مربوط به اصلاح قسمتی از مقررات قانون تعرفه گمرکی و مالیات راه است لایحه سوم راجع به تعبیر جمله داد و ستد در ماده دوم قانون متمم بودجه سال 1320 نسبت به مالیات حراج و لایحه چهارم تقاضای وامی است برای راه‌آهن که چون ترتیب خرید اشیای زائد ارتش امریکا مربوط به راه‌آهن قریباً داده خواهد شد و با حسن نیت مامورین آن دولت امید است بهای اشیاء به اقساط طولانی پرداخت شود و به هر صورت راه‌آهن فعلاً قادر به تهیه چنین مبلغ مهمی نیست تصویب این لایحه فوریت دارد و لایحه پنجم مربوط به دو دوازدهم مهر

+++

آقایان است که تقاضا می‌شود زودتر به تصویب رسد آقای وزیر اموز خارجه اظهار داشتند که برای تشکیلات سفارت کبرای ایران در واشنگتن تقاضای 50 هزار دلار اعتبار شده است موضوع دیگر نیز تشکیل جامعه ملل است در دوم دسامبر که جلسه اول آن را در لندن تشکیل خواهد شد و از نمایندگان دولت ایران دعوت شده است قریباً لایحه اعتبارات لازمه آن تقدیم می‌شود آقای نایب رئیس راجع به تماشاچی‌ها و لزوم رعایت شئون مجلس توضیحاتی دادند و آقای دکتر مصدق ماده 108 نظامنامه را قرائت نمودند و سپس به استناد ماده 58 نظامنامه راجع به تصویب ماده واحده توضیح دادند که فقط نسبت به دو فوریت آن رأی داده‌اند و برطبق نظامنامه راجع به اخذ رأی نسبت به لوایح فوری با اشاره به ماده 80 بیان داشتند که ماده پیشنهاد شده با ملحقاتش که جزء لایتجزای پیشنهاد است باید تصویب شود و اکنون که ماده واحده تصویب شده باید تبصره شده باید تبصره‌ها نیز خوانده شود که یا تصویب و یا رد شود و سپس رأی کلی باید گرفت.

آقای نایب رئیس اظهار داشتند عملی که در جلسه پیش شده مطابق سوابق بوده و همآنجا نیز تذکر شود مجلس نیز تصویب کرده است.

آقای دکتر کشاورز با اشاره به ماده 109 نظامنامه و این که جلسات مجلس باید با نظر بی‌طرفانه رئیس اداره شود و پس از توضیحاتی عقیده داشتند که اگر پیشنهاد آقای حکمت به جای ماده واحده هم قبول شود باز پیشنهاداتی که شده باید قرائت شود و به تمام آن رأی بگیرند.

آقای نایب رئیس تأکید نمودند که در جریان جلسات بی‌طرفی کامل رعایت شده و در جلسه پیش نیز تذکر داده اند آقای طباطبایی بیان نمودند دراین که تا قشون بیگانه در ایران است انتخابات نخواهد شد حرفی نیست و سپس اضافه کردند که پیشنهاد آقای حکمت پیشنهاد اصلاحی نبود و خود یک پیشنهاد مستقلی است و با این قید که به جای آن ماده واحده است آقایان پیشنهاد دهندگان بدانرأی داده اند آقای دکتر معظمی توضیح دادند که مجلس هنوز وارد دستور نشده است.

آقای کامبخش اخطار نظامنامه‌ای داشتند و به صورت دو فقره تلگراف مربوط به انتخاب آقای طباطبایی از سبزوار اشاره نمودند در این موقع آقای نایب رئیس از جلسه خارج شدند و یک ساعت و نیم بعدازظهر جلسه تعطیل و پس از چند دقیقه دوباره تشکیل شد ولی چون اکثریت نبود جلسه آینده به روز سه‌شنبه سه ساعت به ظهر موکول گردید.

نایب رئیس - در صورت مجلس آقایان نظری دارند؟

فداکار - بنده در صورت مجلس عرضی دارم

نایب رئیس - آقای اسکندری در صورت مجلس نظری دارید؟

نصرت‌الله اسکندری - آقای بهادری را در صورت جلسه غایب بی‌اجازه نوشته اند آقایان اطلاع دارند و در روزنامه هم اعلان شده بود که اخوی ایشان فوت کرده‌اند خواستم عرض کنم با اجازه منظور فرمایند.

نایب رئیس - اصلاح می‌شود آقای تیمور تاش

تیمور‌تاش - به قراری که بنده شنیدم گویا این ماده واحده که از مجلس گذشت به دولت ابلاغ شده است این اصل مسلم است که در این مجلس هیچ کس موافق با این که تا قشون خارجی در ایران باشد انتخابات انجام شود نیست (صحیح است) و همه هم موافق بودند ولی از نقطه نظر اصل عمل می‌خواستم عرض کنم مادام که این پیشنهاداتی که شده است یک صورت عملی به خود نگرفته است بنده خیال می‌کنم که این موضوع یعنی ابلاغ قانون میسر نیست در صورتی که باز هم مجلس متذکر شده بودند که این تمام شده است بنده خواستم برای این که آقایان متوجه شوند مطابق صورت مشروع مجلس همین جلسه که جلسه 49 است مطالبی را که در موقع رأی به این پیشنهاد آقای نایب رئیس فرمودند بخوانم آقای نایب رئیس فرمودند که رأی می‌گیریم که این پیشنهاد ضمیمه ماده بشود این اعلامی است که آقای نایب رئیس فرموده اند و چون ضمیمه ماده واحده شده است خود ماده واحده مطرح بوده است فرخ - در صورت جلسه نوشته شده است؟) بلی در صورت جلسه باز هم در اثر پیشنهاد آقای شهاب فردوسی بود خیال می‌کنم که مجدداً متذکر شدند و چون این عرض بنده مطابق نص صریح است ایراد بنده کاملاً وارد است این عین اعلام نایب رئیس بود که گفته اندرأی می‌گیریم که این پیشنهاد ضمیمه ماده واحده بشود (بعضی از نمایندگان خیر گفتند به جای ماده) آقا این صورت مجلس است علی ای حال قدر متقین این است که این پیشنهاد‌هایی که شده است چیزهایی فوق العاده نیست اجازه بفرمایید که در اطراف این پیشنهاد صحبت شود و بعد روی آنها رأی گرفته شود.

نایب رئیس - آقای فداکار

فداکار - در جلسه گذشته بنده استیضاحی کردم و تقدیم داشتم در صورت مجلس ذکر نشده است.

نایب رئیس - بسیار خوب اصلاح می‌شود آقای حاذقی در صورت مجلس نظری دارید؟

حاذقی - بلی بنده خواستم نطر هیئت رئیسه را متوجه به این نکته بکنم که توجه بیش‌تری به نظم مجلس بفرمایند چون بیش‌تر وقت مجلس حالا صرف اخطار نظامنامه می‌شود در صورتی که با این وضع آشفته مملکت باید توجه بیش‌تری به نظم جلسه و اجرای برنامه مجلس بشود نه این که تمام وقت صرف اخطار نظامنامه بشود و لوایح مفیدی که در دستور داریم همین طور مانده است و حالا هم خواستم عرض کنم که وارد دستور شویم.

نایب رئیس - نسبت به صورت مجلس نظری نیست؟ (گفته شد - خیر) صورت مجلس تصویب شد

2 - بیانات قبل از دستور آقایان محمد طباطبایی و دکتر مصدق و بهبهانی

نایب رئیس - چند نفر از آقایان اجازه خواسته‌اند برای نطق قبل از دستور

عده‌ای از نمایندگان - دستور

دکتر کشاورز - بنده مخالفم .

بهبهانی - بنده مخالفم با ورود در دستور .

نایب رئیس - آقای اردلان بفرمایید .

دکتر کشاورز - بنده قبلاً اجازه خواستم .

نایب رئیس - ایشان قبلاً نوشته‌اند و فرستاده‌اند خوانده می‌شود.

ریاست محترم مجلس شورای ملی

بنده پیشنهاد می‌کنم امروز وارد دستور شویم و با نطق قبل از دستور مخالفم.

اردلان - اجازه می‌فرمایید؟ (نایب رئیس - بفرمایید) آقایان ملاحظه می‌فرمایند که یک لوایح بسیار مفیدی ما در دستور داریم که مدتی است معوق مانده است و باید تکلیف آنها را مجلس شورای ملی معین کند این بود که بنده از مقام ریاست و آقایان استدعا می‌کنم برای کارهای زیادی که داریم هر روز مجلس را تشکیل بدهند و الا اگر ما هفته نیم ساعت بیاییم و آن هم صرف مذاکرات قبل از دستور بشود که این لوایح نمی‌گذرد این است که بنده تقاضا می‌کنم امروز وارد دستور شویم .

دکتر اعتبرای - ایشان که موافق بودند کسی که مخالف است باید حرف بزند.

نایب رئیس - آقای بهبهانی.

بهبهانی - بنده هیچ وقت مخالف با دستور نیستم و دستور همان است که آقایان نمایندگان اهتمام دارند و علاق دارند که زودتر تکلیفش معلوم شود و تکلیف این پیشنهادات معلوم شود و بنده مخالفتی که با دستور کردم از این نظر است که یک عرایضی بود می‌خواستم مکرر خدمت آقایان عرض کنم و آقایان در جلسات پیش اجازه ندادند یک مرتبه هم توبه خودم را با آقای یمین اسفندیاری واگذار کردم که نوبه دوم بنده باشم اتفاقاً نشد و یک مطالبی هم هست که موقعش می‌گذرد اجازه می‌خواهم از آقایان که اجازه فرمایند امروز یکی دو نفر به اختصار وارد نطق قبل از دستور بشوند و بعد وارد در دستور بشویم .

نایب رئیس - رأی می‌گیریم به ورود در دستور آقایانی که موافقند قیام فرمایند (عده کمی قیام نمودند) تصویب نشد. آقای دکتر مصدق .

محمد طباطبایی - بنده اخطار نظامنامه دارم.

لنکرانی - بنده هم آقای نایب رئیس یک عریضه داشتم می‌خواستم بخوانم جلسه قبل هم عرض کردم.

محمد طباطبایی - اجازه می‌فرمایید؟

نایب رئیس - بعد از آقای دکتر مصدق

محمد طباطبایی - چرا بعد از ایشان؟

مهندس فرپور - برای این که قبل از شما به ایشان اجازه داده‌اند .

محمد طباطبایی - اخطار نظامنامه مقدم است بنده مختصر عرض می‌کنم .

نایب رئیس - بفرمایید .

محمد طباطبایی - در جلسه گذشته فرمودند آقایان با این که صحبتی که من کردم طرف صحبت من شخص یا اشخاصی نبود معهذا آشنای محترم من آقای کام بخش نفهمیدم چطور شد اوقاتشان تلخ شد و عصبانی شدند و نسبت به شخص من یک اعتراضاتی کردند مطابق نظامنامه البته ایشان این حق را نداشتند و حالا هم من حق دارم مطابق ماده 109 نظامنامه داخلی رفع لااقل سوء‌تفاهم را بکنم بدون این که به شخص شما جوابی بدهم. دوتا تلگراف رمز که کشف شده بود به عنوان تلگراف به عنوان تلگراف رمز کشف شده بود ایشان این جا خواندند بر علیه من اولاً این بدعت را نگذارید که هر کس بر علیه دیگری سندی نوشت کاغذی

 +++

ساخت و خودش امضا کرد یا دیگری امضا کرد او را صحیح بدانید اگر سندی - کاغذی - نوشته از من داشتید و ارائه می‌کردید البته قابل قبول بود اما انتخاب من از آقا خواهش می‌کنم اگر مرد راستگویی هستید و اهل تهمت و افترا نیستید با اجازه مقام ریاست در خدمت جنابعالی می‌رویم به وزارت داخله آن با پرونده‌ای است محرمانه و رمز حاوی تلگرافاتی است از مقامات مختلفه دولتی بر علیه من و جلوگیری از  انتخاب من اگر آقا مرد تهمت زنی نیستید در این باب از شما خواهشم می‌کنم (کام‌بخش - حاضرم) با من همکاری بکنید فردا یا هر وقت که شما معین بفرمایید و فرصت دارید از آقای رئیس مجلس هم از مقام ریاست تقاضا می‌کنم به نام حفظ احترام مجلس به نام حفظ یک حقی رسماً در این کار اقدام کنند و آن دوسیه را بخواهند و شما آقای کامبخشی آن دوسیه را بخوانید شاید آن وقت خودتان پیش وجدان خودتان شرمنده باشید که این تهمت را به من بزنید که مقامات دولتی در کار انتخاب من دخالت کرده‌اند. در میان آن همهمه یک چیزی از شما پرسیدم ملتفت نشدید و اگر آن را التفات کرده بودید امروز این جواب را به شما نمی‌دادم آن این بود که پرسیدم که امضای این دو تلگراف را بخوانید ایرانی است یا خیر اگر همآنجا بین جواب داده بودید ایرانی است به شما امروز جوابی نمی‌دادم. عرض کنم خود متن این تلگراف نامعلوم است مجعول است و ساختگی است اگر بگوییم ساختگی هم نیست یک متقلبی یک دزدی این را از آرشیو یک وزارتخانه دزدیده است و برخلاف امانت رفتار کرده است و به شما این را تسلیم کرده است آقا خودتان و مقام این جایی که نشسته‌اید به شما اجازه نمی‌داد که با یک یدکاری موافقت بفرمایید و عوض این که او را نصیحت کنید که دزدی نکن و برخلاف امانت رفتار نکن او را با این وضع تشویق هم بکنید (صحیح است) انشاالله اگر یک روزی اوضاع این مملکت از این وضع اصف آور بیرون آمد (بعضی از نمایندگان - انشاالله) حکومت ایران توانست بهوظایف خودش رفتار کند امیدوار هستم که پرونده‌های انتخاباتی و جرایم و گناه‌های بزرگ بر علیه استقلال و تمامیت مملکتی که لااقل دارای سه چهار هزار سال تاریخ بوده است و امروز به این صورت درآمده است منتشر شود (کام‌بخش - انشاالله) آن روز ملت ایران هم من بنده شرمنده را بهتر خواهد شناخت و هم سایر عناصر و افراد را (کام‌بخش - صحیح است) اما رفع شبهه نمایندگان محترم خراسان وجدان و شرافتشان را گواه می‌گیرم اگر این طور نیست تکذیب کنید که در آن روز تمام دو اثر و ادارات دولتی با من مخالف بودند و این مطلبی است که گویا اگر آقایان وارد هستند می‌دانند. حالا در خاتمه عرضم بدون این که خدا می‌داند نظر شخصی به شما داشته باشم برای یک مرتبه دیگر اطمینان می‌دهم که تا قشون خارجی در ایران هست انتخاب نخواهد شد (صحیح است)

نایب رئیس - آقای دکتر مصدق

دکتر مصدق - بنده تب دارم و با حالت کسالت آمده‌ام اینجا که امروز روی دو مسئله صحبت کنیم یکی گله از آقای سید محمد تجدد یکی دیگر هم مربوط به نظامات مجلس اول از ایشان گله می‌کنم (متأسفانه حالا در مجلس هم نیستند) بعد در آن قسمت آخر هم عرایض خودم را عرض می‌کنم البته خاطر آقایان محترم مسبوق است که من در جلسه قبل به ماده واحده رأی ندادم ولی به دو فورت لایحه رأی دادم آقایانی هم که اینجا تشریف داشتند و آقایانی که نزدیک من نشسته بودند این را می‌دانند (صحیح است) ولی بنده تعجب می‌کنم از آقای سید محمد تجدد چطور دیدند که منرأی دادم به ماده واحده در صورتی که ایشان پنج طبقه جلوتر از من نشسته اند آن وقت در نطقی که فرمودند اظهار فرمودند که بنده در پاسخ آقای دکتر مصدق عرض می‌کنم بنده در آرشیو تا جایی که ممکن بود سوابق را خواندم و از اول تا آخر درست مطالعه کردم راجع به این جریان هم خود به خود قضیه روشن است پیشنهادی است داده شده به جای طرح این پیشنهاد پیشنهاد اصلاحی نیست خود آقای دکتر مصدق هم به آن رأی داده‌اند در صورتی که بنده عرض می‌کنم که به هیچ‌وجه رأی نداده‌ام به این ماده و آقای سید محمد دو ماه قبل از این نداده‌ام به این ماده و آقای سید محمد دو ماه قبل از این که به منزل بنده آمدند گفتند که شما بیایید با این طرح موافقت کنید بنده گفتم که من نمی‌توانم موافقت کنم و همچنین در کمیسیونی که بودیم و آقای دکتر طاهری هم تشریف داشتند بنده آنجا هم عرض کردم با این طرح مخالف هستم و آنجا آقای دکتر طاهری خودشان تصمیمی اتخاذ فرمودند و فرمودند که یک ماده واحده‌ای تهیه شود با نظر آقایان و مذاکره شود و تصمیمی اتخاذ شود این پیشنهادی که بنده کردم در حقیقت با موافقت کمیسیون بود حالا بعد اکثریت موافقت نکرد بنده چه عرض کنم مربوط به کسی نیست من شخصاً به آن عقیده پایدار بودم ولی وقتی هم که لایحه آمد به مجلس به آن لایحه رأی ندادم و کسی که مخالف است باید علت مخالفت خودش را بگوید علت مخالفتم روی اصل هفتم قانون اساسی است تا زمانی که ما مجبور نشویم قانون اساسی را نباید نغض بکنیم قانون اساسی محترم است بنده صریح عرض می‌کنم در دوره پنجم به ریاست کل قوای سردار سپه ما رأی دادیم و در همان مجلس بنده خودم مخالف بودم و در اطاق پهلوی کتابخانه بودم مرحوم داور آمدند گفتند شما حاضر هستید که با فرماندهی کل قوای سردار سپه مخالفت نکنید گفتم بنده مخالفم زیرا برخلاف قانون اساسی است و مخالفت کردم بعد یک ترتیباتی پیش آمد در مجلس و ما همه مان مرحوم مستوفی‌الممالک و مشیر‌الدوله و آقای علاء و تقی‌زاده دیگران آن عده‌ای که با هم کار می‌کردیم این طور صلاح دانستیم که آن روز برخلاف قانون اساسیرأی بدهیم و صلاح مملکت را به یک اصل قانون اساسی ترجیح بدهیم و بعد هم آمدند و این قانون را بعد از شهریور ماه نقض کردند این است که بنده عرض می‌کنم که اگر یک رأیی باید بدهیم برخلاف قانون اساسی باید حقیقتاً روی قضیه حیاتی مملکت باشد و این ماده واحده روی قضیه حیاتی مملکت نبود یعنی اگر ما بتوانیم یک راه دیگری پیدا بکنیم علتی ندارد که ما بر‌خلاف ماده قانون اساسی رأی بدهیم این عقیده و این نظر بنده بود و دیگر این که از نظر سیاست در مجلس شورای ملی باید یک سیاست بی طرفی را رعایت بکنیم اگر ما سیاست بی‌طرفی را رعایت نکنیم حقیقتاً مملکتمان را دچار مخاطرات بزرگ می‌کنیم ما باید کاملاً از یک پیش آمدهایی احتراز بکنیم و مملکت خودمان را از این گیر و دار و از این حیص و بیص و هر پیش‌آمدی حفظ کنیم نظر آقایان این بود که تا قشون خارجی از ایران خارج نشود انتخابات نشود مگر ما مخالف بودیم و یا مخالف هستیم نظر ما این بود که انتخابات دو ماه یا سه ماه نشود چرا؟

برای این که ما یک قانون انتخاباتی درست بکنیم و یک دولتی تشکیل بدهیم برای این که ما بدانیم که ما دولتمان این است قانون انتخاباتمان این است اگر از هم موانعی بود باز هم نمی‌شود اگر ما قانون انتخابات نداشته باشیم دولت صحیح نداشته باشیم و قشون خارجی رفت آن وقت چه می‌شود؟ اگر مجلس بعد هم مثل این مجلس باشد مخالف بی‌طرفی است مجلس شورای ملی باید به تمام معنی نماینده ملت ایران باشد اگر مجلس شورای ملی  نماینده ملت ایران شد هیچ یک از مجاورین ما حق رنجش حق گله ندارند و بین ما و آنها هیچ اختلافی به وجود نمی‌آید ولی اگر ما آمدیم جنبه بی‌طرفی را از دست دادیم و رعایت نکردیم مملکت را دچار مخاطره کرده‌ایم این نظر بنده بود و من نمی‌دانم آقای آقا سید محمد چه اصراری داشتند که در نطق خودشان بگویند که منرأی داده‌ام اگر این لایحه لایحه خوبی بود و بر صلاح مملکت بود البته بنده باید افتخار بکنم و به بنده باید بگویند تو افتخار داشته باشد که این لایحه رأی داده‌ای و اگر من رأی نمی‌دادم می‌گفتید به جهنم که رأی نمی‌دهی و بنده نمی‌دانم ایشان چه اصراری داشتند بنده را که رأی نداده‌ام شریک در تصویب لایحه قرار بدهند و نسبت به جریان لایحه هم بنده باز نظریه خودم را عرض می‌کنم چون در صورت مجلس دیروز این ماده را تصویب شده تلقی کردند و نوشته اند تصویب شد این ماده به هیچ‌وجه من‌الوجوه تصویب نشده است و اساساً در طرز تصویب این لایحه آن مقرراتی که باید رعایت بشود مراعات نشده است ماده 96 نظامنامه می‌گوید

اصلاحاتی که درباره مطلبی پیشنهاد می‌شود قبل از خود مطلب درباره آن اصلاحات رأی گرفته می‌شود به جهت این که اگر همان طور که الآن اتفاق افتاده است اول باید به اصلاحااترأی بگیرید و بعد از این که اصلاحات تصویب شد آن وقت به خود مادهرأی بگیرید در صورتی که این جا این طور نشده است اگر بنا باشد این اصل مطلب هم باشد اول درباره خود مطلبرأی گرفتند و آن پیشنهاد آمد و قائم مقام این شد و حالا این مطلب را بنده عرض می‌کنم و باز هم به نظر مجلس شورای ملی است که هر طور می‌خواهد رفتار کند و حالا عرض بنده این است که این یک پیشنهاداتی که شده است این پیشنهادات تمام راجع می‌شود به این ماده که تمام تبعی است ما اگر این ماده را امروز در این مجلس گذراندیم و از این مجلس بیرون رفتیم تا امنیتی برای دوره فترت نمی‌توانیم داشته باشیم باید برای دوره فترت آقایان نمایندگان شما یک کاری نکنید که به خودمان هم زحمت باشد ما باید آقا برای دوره فترت تأمین داشته باشیم هر کاری که هست باید با خود این ماده انجام شود (صحیح است) اگر این ماده از مجلس خارج شد نمایندگان نمی‌توانند که تکلیف مملکت را روشن کنند و معین کنند این بسیار کار مشکلی است (صحیح است) و نخواهد شد بنده استدعا می‌کنم از آقایان که به این مواد الحاقیه و تبصره‌ها توجه بفرمایند و یک صورتی را بیاورند که این ماده وقتی از مجلس می‌رود ما پیش مردم شرمنده نباشیم که بگویند شما یک چیزی را برداشتید و یک چیز بدتری را برجایش گذاشتید و یکی از معایب این ماده واحده که بسیار خطرناک است این است هر کسی که بخواهد در این مملکت حکومت ملی نباشد و مجلس شورای ملی نباشد و کافی

 +++

است از متفقین عده‌ای از قشون خودشان را در این مملکت بگذارند و به استناد این ماده‌ای که در مملکت هست از تشکیل مجلس شورای ملی جلوگیری کنند (صحیح است) ما باید یک کاری بکنیم که نظر مجلس ما در سیاست خارجی معلوم شود ما باید اختیار داشته باشیم که هر وقت بخواهیم مجلس خودمان ار تشکیل بدهیم ممکن است هر یک از متفقین ما که بخواهند تا یک مدتی قشونشان را نگاه دارند باید عرض کنم که یک حربه ای است که به دست هر یک از متفقین خواهد افتاد (اردلان - بهترین ماده ای است که ما تصویب کرده‌ایم افتخار می‌کنم)... بسیار خوب مانعی ندارد اما راجع به نظامات مجلس بنده عرض می‌کنم ما واقع شده ایم بین دو دولت دوست و قوی فقط چیزی که ما را حفظ می‌کند سیاست عاقلانه ما است تنها نه در امور سیاسی بلکه در امور اقتصادی هم باید رعایت بی طرفی بشود بنده از نظر بی طرفی عرض می‌کنم امروز در این مملکت مرام کمونیستی تبلیغ می‌شود مخالف با بی‌طرفی ما است به جهت این که یک دولت مجاور با این مرام مخالف است و همچنین اگر مرام سرمایه داری هم در این مملکت ترویج بشود و تشویق بشود باز هم مخالف بی طرفی ما است. ما باید مملکت خودمان را به طور آماده بکنیم که هیچ یک از این دول نتوانند به ما ایرادی بگیرند (سید ضیاءالدین - پس ما چه کاره‌ایم) و همچنین مجلس شورای ملی ما اگر نمایندگان دست چپ و نمایندگان دست راست نظامات مجلس را رعایت نکردند این مجلس به هیچ کاری موفق نمی‌شود در این مجلس باید نظامات رعایت بشود مخصوصاً بنده از نمایندگان حزب توده که در اقلیت هستند و چون در اقلیت هستند جوش و خروش شان خیلی زیاد است استدعا می‌کنم که یک اندازه‌ای توجه بفرمایند و هر فرمایشی هم که می‌فرمایند متانت را از دست ندهند (صحیح است) باید یک طوری باشد که مجلس شورای ملی بتواند موفق باشد حرف را همه جور می‌توان زد ولی البته حرف را باید با متانت زد زیرا اگر حرف با متانت و نزاکت گفته شود اثرش بیش‌تر است (دکتر کشاورز - به شرط این که اکثریت زور نگویند)... خوب البته (کام‌بخش - همه غذا را خودشان نخوردند) و بنه می‌خواستم عرض کنم که این عرایضی که عرض کردم ما باید تشویق اصول سرمایه‌داری را نکنیم این را حقیقتاً باید به تمام معنی رعایت بکنیم امروزه ملاحظه بفرمایید که بانک انگلیس و راه‌آهن ملی شده است این را بنده در روزنامه خوانده‌ام نمی‌دانم آقایان خوانده‌اند یا نه امروز اگر یک چیزهایی در دست دولت است این چیزها البته روی یک مصالحی است زیرا مسئله برق مسئله آب مسئله تلفن اینها چیزهایی نیست که به شرکت سهامی بدهند و انتظار داشته باشند که شرکت سهامی در رفاهیت و آسایش مردم اقدام کند امروز شهرداری تهران آمده است و به این عنوان که 20 میلیون تومان برای توسعه برق شهرداری لازم است اداره برق را منحل کرده یا می‌خواهند منحل بکند یا شرکتی می‌خواهد درست بکند به اسم شرکت سهامی و 36 میلیون اموال شهرداری را قیمت کرده‌اند و معلوم نیست که این اموال را کی قیمت گذاشته و به چه اجازه ای رفته اند این کار را کرده‌اند شهرداری چطور اجازه داشته است که اداره برق را منحل بکند و بیاید یک شرکت سهامی درست بکند. به این عنوان شهرداری نوشته است که چون ما بیست میلیون می‌خواستیم برای شهرداری تهران آمدیم اداره برق را منحل کردیم و شرکت سهامی کردیم در صورتی که اگر 20 میلیون لازم بود برای این کار ممکن بود که از بانک ملی تقاضا بکنند بانک ملی برای این کار است اگر بانک ملی نتواند که این قدر و این مبلغ را به شهرداری قرض بدهد پس بانک ملی چه فایده‌ای دارد و به چه درد می‌خورد. بر فرض این که بانک ملی این قرض را هم نمی‌داد مقتضی نبود که اداره برق را منحل بنند هم بایست شرکت شهرداری برای برق یک قسمت از شهر درست بکنند آن وقت یک رقابتی بین این اداره برق و آن شرکت بشود و مردم رفاهیت‌شان بیش‌تر باشد.

بنده با این مطلب مخالفم (صحیح است) که شهرداری بیاید بدون هیچ اختیاری و بدون هیچ دلیلی یک اداره برقی را منحل کند.

آن وقت 36 میلیون اموال شرکت را که معلوم نیست کی ارزیابی کرده است یک اشخاصی متمولی ازش استفاده کنند اگر این اموال عوض این 36 میلیون حقیقتاً 70 میلیون قیمت داشته باشد آن وقت اینها 30 میلیون می‌آورند و از بقیه اش استفاده می‌کنند (صحیح است) دلیل ندارد که ما بیاییم به قول فرانسوی‌ها سانترالیزاسیون در پشس و تمرکز سرمایه کنیم یک اشخاصی را بی‌جهت متمول کنیم و یک عدم تساوس بی جهتی در جامعه درست بکنیم یک اشخاصی از سیری خفه شوند و یک اشخاصی از نداشتن روپوش از سرما بمیرند (صحیح است) باید کارها به صلاح مملکت باشد (صحیح است) شما ملاحظه بفرمایید ببینید همین شرکت تلفونی که دست دولت باید باشد و دست مردم است به روز این مردم چه آورد (یمین اسفندیاری - صحیح است) هر کس که تلفن دارد قطع می‌کند بدون هیچ دلیلی می‌فروشد (یمین اسفندیاری - صحیح است) بنده سند و دلیل دارم عرض کنم بالأخره در خود نظامنامه شرکت تلفون این است که اگر سیم کشی بکنند باید بدون گرفتن پول این سیم کشی را بکنند این جا می‌آیند از هر کسی که می‌خواهد سیمش را به یک جای دیگر ببرد پول می‌گیرند از دستگاه تلفون که باید مجانی باشد صد تومان پول می‌گیرند شش هزار تلفون است ششصد هزار تومان از این مردم گرفته‌اند و سهام تلفنی در 1313 مال دولت بود آمدند به شرکت واگذار کردند و سهام را به یک عده دادند و این عده به عنوان این که صاحب آن سهام هستند با شرکت کاملاً همکاری می‌کنند بنده نمی‌خواهم به اشخاصی که در شرکت هستند و شرکت را اداره می‌کنند توهینی کرده باشم همین قدر عرض می‌کنم که بعضی اشخاص بسیار صحیح‌العمل این شرکت را اداره می‌کنند بسیار صحیح‌العمل اشخاصی که دیگر در این مملکت از آنها صحیح‌العمل تر نیست (خنده نمایندگان) خلاصه عرایض بنده این بود که شرکت تلفن خودش یک نمونه است برای ما که ما نباید حاضر بشویم که این برق شهرداری که امروز به صوت یک اداره دولتی اداره می‌شود این را شرکتی سهامی بکنیم زیرا اداره دولتی با کسی حب و بغض ندارد سیم کسی را قطع نمی‌کند سیم کسی را نمی‌فروشد استفاده نامشروع نمی‌کند هر وقت هم که لازم شد رئیس آن اداره را تغییر می‌دهد ولی اگر شرکت سهامی شد یک عده‌ای از اشخاص که فعلاً وکیل هستند و وزیر هستند و اشخاصی که بالقوه می‌توانند وزیر بشوند و وکیل بشوند سهام این شرکت را می‌خرند و با هر دولتی هم بیاید سازش می‌کنند و نرخ برق را به حدی بالا می‌برند که هیچ کس نتواند در خانه خودش چراغ روشن کند (صحیح است) این است عقیده بنده و استدعای کنم که آقایان توجه بفرمایند این شرکت تأسیس نشود و به این اداره برق کمک کنید همراهی کنید اگر حقیقتاً رئیس اداره برق خوب نیست یک رئیس خوبی برایش بیاورید اگر این اداره محتاج به کمک است از بانک ملی کمک بگیرد آخرین عرض بنده این است که بیست روز است که بنده و وزارت دارایی دوسیه خیرآباد را خواسته ام نمی‌دانم به چه ملاحظه برای من نفرستادند؟ آن تصویب‌نامه که در آن دوسیه بود و به این نمره صادر شده است 536011614 از بین رفته است این است که بنده از آقای وزیر دارایی خواهش می‌کنم هرچه زودتر این دوسیه را بفرستند که بنده نظر خودم را عرض بکنم (وزیر دارایی فرستاده خواهد شد)

اردلان - به وزارت کشور هم بفرمایید جواب سؤال راجع به برق را بدهد

نایب رئیس - آقای بهبهانی

بهبهانی - بنده عرایضی که می‌خواهم بکنم تا یک حدی راجع به وضعیت فعلی مجلس هست و این اختلافاتی که در مجلس معمول شده می‌باشد راجع به اقلیت و اکثریت می‌خواستم در این باب عرایضی بکنم و خواهم کرد ولی یک قضایایی پیش آمد که بند را مجبور می‌کند برای این که حف شرافت خودم و بعضی اشخاص دیگر و شرافت خانواده خودم را کرده باشم در جواب بیانات آقای دکتر مصدق و آقای دکتر کشاورز یک عرایضی بکنم و از آقایان اجازه می‌خواهم (یکی از نمایندگان بفرمایید) و اگر اجاره می‌فرمایند من مطالب را عرض کنم آقای دکتر مصدق در جلسه قبل‌القبل دو جلسه پیش از این یک مطلبی از قول بنده بر خلاف واقع فرمودند و بر حسب آن امری را که بر خلاف واقع فرمودند ترتیب اثر دادند و یک نتیجه گرفتند اما آن حرفی را که از قول من برخلاف واقع گفتند این بود که من در جلسه ای که مرکب بوده است از بنده و بعضی از نمایندگان گفته‌ام که من را در دوره پهلوی برای حفظ صورت ملیت مجلس می‌آوردند و من اجتماعی به آمدن مجلس نداشتم برای این جهت دولت وقت مرا مجبور می‌کرد با آمدن و آن وقت گفتند که بنده گفتم به آقا در آن جلسه که من در دوره پهلوی به هیچ یک از لوایح رأی ندادم آن وقت این دو مطلب را که از قول بنده جعل فرمودند به اصطلاح آن وقت ترتیب اثر کردند برش و یقین دارم با این حال عصبانی که دارند خیلی زحمت فکری کشیده اند و رفته‌اند توی کتابخانه یک رأیی از بنده در مسئله نفت پیدا کرده‌اند حقیت دارد یا نه به خدا من یادم نیست بر فرض این که بنده چنین رأیی داده باشم آن وقت این را آورده‌اند پای این تریبون و برای بنده که سابقه زندگانیم بر همه آقایان مکشوف و معلوم است خواسته اند یک نکته خیانتی جلوه بدهند (دکتر طاهری - این مقصود را نداشته اند) اجازه بفرمایید اگر ایشان مقصودی نداشت چه الزامی داشت ایشان که این حرف را از قول من جعل کنند و بالأخره ترتیب اثر بدهند و خودشان را این قدر زحمت بدهند که بروند بگردند آن را پیدا کنند و بیاورند

+++

اینجا اگر اشخاصی در آن کمیسیون بودند البته آن اشخاص را ایشان نظرشان می‌آید و نظر بنده نمی‌آید یکی دو نفر را ممکن است در نظر داشته باشم که یک روزی در یک جایی که آقایان بودند بنده هیچ وقت خودستایی نکرده ام و نمی‌کنم هیچ وقت بنده نمی‌گویم مرا جهت ملیت به مجلس آورده اند بنده و الله بالله اگر همچو حرفی از دهنم خارج شده است (یکی از نمایندگان - روحانیت) یا روحانیت هرچه بوده است من نگفته‌ام و اگر آنها آورده باشند بنده همچنین نظری ندارم دیگر این که من به هیچ لایحه‌ای رأی ندادم و این هم حرف بنده نبود بنده عرض کردم که به اغلب لوایح رأی ندادم و اگر دادم یک موارد معصوصه ای و در موقعی بوده است که مجبور بوده‌ام که به آن لوایح رأی بدهم یا مطابق نظرم یا بر‌خلاف نظرم آن فرمایشی را که آقای دکتر مصدق فرمودند که بنده به هیچ یک از لوایح رأی ندادم این حرف حرف من نبود و اگر بنده هم رأی داده باشم در امر نفت کار گناهی نکردم شاید موافق با نظر خودم آن کار آن روز صلاح بوده است (دکتر مصدق - بلی) شما نمی‌توانید به من بگویید که با وکیلی می‌خواهیم که به نفت به هیچ وجهرأی نداده باشد شما یک محبوبیت مخصوصی البته در عامه دارید ولی آن محبوبیت خودتان را سوء‌استعمال نکنید سوء‌نتیجه نگردید ازش شما برای این حسن شهرت دارید که در مجلس بیایید و مصالح مملکت را در مجلس آن طوری که به صلاح مملکت است بگویید که رویش عمل بکنند و چهار نفر هم که واقعاً در مجلس اگر بی‌غرض هستند یا شما موافقت بکنند و پیشرفت یک کاری را بکنند (صحیح است) شما می‌گویید که ما وکیلی را که در امر نفت امضایی کرده باشد همچو وکیلی را می‌خواهیم آقا ما هم وکیلی که صریحاً مخالف قانون اساسی رفتار کرده باشد نمی‌خواهیم ماده 6 است متمم قانون اساسی است که می‌گوید امور مشروطیت کلاً و جرئاً تعطیل بردار نیست (مهندس فریور - تعطیل بردار نیست) ما چنین وکیلی که اصول مشروطیت را جزئاً تعطیل بردار نیست (مهندس فریور - تعطیل بردار نیست) ما چنین وکیلی که اصول مشروطیت را جزئاً تعطیل کند نمی‌خواهیم (دکتر مصدق - شما موکل من نیستید) شما مگر موکل بنده هستید (دکتر مصدق - بلی) (خنده نمایندگان) (جمال امامی - هر دو اشتباه گردید) آقای دکتر مصدق در یک مدت مدیدی مخالفت با اصولی کردید که آن اصول مسلم تمام دنیا است بلکه طبیعی مردم بشر است که بتوانند چهار نفر یک جا جمع بشوند و بگویند اکثریت باید تابع اقلیت باشد (دکتر مصدق - وای وای) وای وای ندارد بنده هم مثل شما هم مثل بنده بنده با شما این جا هیچ فرقی نداریم غیر از این که شما الحمدالله خداوند بهتان داده است یک حاصل خیلی خوب دارید یک زندگانی خیلی مرتبی دارید بنده و الله بالله آن را هم ندارم بنده هم برای ملت کار می‌کنم شما هم برای ملت دارید کار می‌کنید بنده زیادتر از این جسارت نمی‌کنم اما راجع به آقای دکتر کشاورز این جا یک مطلبی گفتند و روی آن مطلب هم ترتیب اثر دادند و گفتند که پدر من به سفارت انگلیس نوشته استت که ما از نقطه نظر پیشرفت خودمان از شما استمداد می‌کنیم و شما را دعوت می‌کنیم به مساعدت آن وقت هم گفتند که ما اگر احترامی به پدر شما می‌کنیم برای این است (دکتر کشاورز - این طور نیست آقا گفتم برای این است که مشروطیت را برای ایران خواستند) در صورت مذاکره هست آقا بین حرف من حرف نزنید شما حق ندارید وسط حرف من صحبت کنید...

نایب رئیس - آقای دکتر صحبت نفرمایید.

بهبهانی - عرض کنم حضورتان که بنده از پدرم مطمئنم و در تمام جریان امور مشروطیت بنده در خدمت ایشان بودم نه به عنوان این که من یک آدمی بودم داخل درحل و عقد مطالب بودم خیر برای مساعدت و محافظت بدنی شخص ایشان بنده در همه جا بودم و با ایشان هم در همه مجالس حتی در مجالس دو رود عریض و طویل و زد و خورد و بمباران مجلس و مسافرت و تمام اینها و بنده یقین دارم که پدر من همچو کاغذی به سفارت انگلیس نمی‌نویسد و این جعل است اما احترامی که به پدر من می‌کنند برای این نیست که به سفارت انگلیس کاغذ نوشته است بلکه برای آن فداکاری‌هایی بوده است که ایشان کرده‌اند (صحیح است) برای آن جان‌فشانی‌هایی بوده است که کرده‌اند آقایان شما می‌توانید تاریخ را بردارید نگاه کنید آن وقتی که پدر من بانی این امر شد در مملکت شاید کم کسی جرأت می‌کرد این کار را بکند (صحیح است) و تمام اوقات ایشان من تمام اوقات اواخر عمر ایشان به این گذشت که هر ساعت منتظر همه گونه دفع ایشان بدند و ایشان با کمال شجاعت در همه جا مقاومت می‌کردند (دکتر کشاورز - صحیح است تردیدی درش نیست) (سیدضیاءالدین و بالأخره شهید شد) اگر مردم احترامی به او می‌کنند یا احترامی به خانواده او می‌کنند از این جهت است (صحیح است) البته من این مطلب را هم ناگزیرم عرض کنم که دولت انگلیس هم البته در آن موقع با ملیون و اشخاصی که می‌رفتند متحصن می‌شدند با آنها موافقت کرد (صحیح است) همراهی کرد ولی نه از روی گفته پدر من بود نه از روی عمل پدر من بود بنده یک مطلبی این جا عرض می‌کنم خدمتتان مطلب کوچکی است از آقایان اجازه می‌خواهم (بفرمایید) در تاریخی که بنده خودم بودم و یک نفر دیگر که در این مجلس هم هست بوده است یعنی شاید در مجلس نباشد آقای طباطبایی را عرض می‌کنم که شخص ایشان حاضر بودند مابقی اشخاص یا مرده‌اند یا نیستند آن روزی که غلام‌های امیر بهادر ریختند به مسجد جامع که محل تحصن ما بود و ما را از مسجد خواستند بیرون کنند ما نرفتیم و تمام پشت‌بام‌ها و گلدسته‌های مسجد را سنگر کردند و تفنگ کشیدند مردم همه رفتند توی شبستان‌ها قایم شدند پدر من آمد بیرون روی مهتابی مسجد جامه روی منبر رفت خدا بیامرزد آقا سید حسن شوشتری را از آقایانی که آنجا بودند او را آورد (فرخ - بنده هم حضور داشتم) از آقایان بازاری‌ها و غیره و مردمان علاقمند خیلی بودند رفتند روی منبر گفتند مردم نترسید از اینها شما حقید و بر حقید انشاالله حرفتان پیش می‌رود اگر دولت با شما مخالف است یا این که توپ و توپخانه را آورده است برای من است نه برای شما برای این که من که از بین شما بروم این وضع هم به هم می‌خورد و آن وقت سینه اش را جلوی آنها باز کرد و گفت من حاضرم برای این کار آنها دیدند که نمی‌شود و بالأخره آمدند و نوشتند و به خواهش و تمنا به ایشان گفتند که شما از مسجد بروید ایشان گفتند که من می‌روم به شرط این که اجازه بدهند که من از این شهر و از این مملکت بروم ایشان رفتند و اجازه دادند و اجاره کتبی‌شان هم هست البته این را هم عرض کنم که همان روزی که ما رفتیم مردمی هم که آنجا حاضر بودند و همصدا و هم نفس بودن با ما آمدند به منزل ما و در همآنجا بیتوته کردند و سحر از آنجا به مناسبت این که ترسیدیم دروازه‌ها را به روی ما ببندند پیش از صبح از دروازه بیرون رفتیم و یک سر رفتیم در کهریزک و دو شب در کهریزک ماندیم برای این که جمع‌آوری احتیاجات را بکنیم و آذوقه و سایر چیزها را برداریم این که بنده می‌خواهم عرض بکنم و استشهاد بکنم این است.

شب دوم بود تجاری از بازار که الآن در یکی دو نفرشان هستند آمدند با پدر من و مرحوم آقا میرزا سید محمد طباطبایی و اشخاصی که در آن محل حاضر بودند باز بنده بودم و مرحوم آقا میرزا محسن بود مرحوم صدرالعلما بود و یک عده از آقایان حاصلش این بود که گفتند شما رفتید ولی دولت به ما فشار آورده است و فشار می‌آورد و ما در معرض کشتن هستیم ما چه بکنیم؟ ایشان گفتند والله من عقیده‌ام این است که یکی از امامزاده‌ها و این طور جاها بروید گفتند دولت این قدر در مخالفت جدی است که به امامزاده شاید توجهی نمی‌کند و سابقه حضرت عبدالعظیم و آمدن امیربهادر در حضرت عبدالعظیم و آن حرف‌ها هم که بود البته این حرف قابل شنیدن بود خودشان گفتند که اجازه بدهید ما رفتیم سفارت انگلیس را هم دیدیم حاضر شده‌اند از ما پذیرایی کنند اجازه بدهید برویم آقای طباطبایی الآن هستند ولی ممکن است در جای دیگر باشند از ایشان بپرسیدید گفتند که من جداً اجازه نمی‌دهم و به هیچ‌وجه من‌الوجوه به شما راهنمایی نمی‌کنم که شما بروید و متوسل به خارجی‌ها بشوید این مملکت مال ما است این دولت دولت ما است این مردم مردم این مملکت اند اگر ما هم کشته شویم باید به دست همین مردم بشویم آنها اصرار کردند ایشان گفتند من اجازه نمی‌دهم خودتان می‌خواهید بروید خودتان می‌دانید من اجازه نمی‌دهم البته اگر کسی جانش در معرض خطر باشدو بتواند جانش را به یک وسیله‌ای از خطر نجات بدهد شاید برای او میسر باشد و بکند ولی من نمی‌دانم و اجازه هم نمی‌دهم برود. کسی که مذاقش این است بر می‌دارد بنویسد به سفارت انگلیس که تو بیا با من موافقت بکن در یک امری که من درش واقع هستم؟ این قباحت دارد برای بنده و امثال بنده که بیاییم پشت این تریبون یک چنین چیی را بگویم انسان از کجا یک چنین چیزی را می‌دانند مگر این نوشته دست ایشان است؟ و اگر هم نوشته ای دست ایشان باشد یقیناً جعلی است (دکتر کشاورز- الآن عرض می‌کنم) (هاشمی - اگر هم نوشته باشند مجتهد صاحب فتوا بوده‌اند و بنا به مصلحت وقت بوده است)

... عرض کنم که این عرایض بنده بود و خیلی هم معذرت می‌خواهم از آقایان و حالا اجازه می‌خواهم که چند کلمه یعنی یک صفحه دو صفحه‌ای هم عرایضی دارم که باید عرض بکنم (یکی از نمایندگان - خسته شدید آقا) (جمعی از نمایندگان - بفرمایید آقا) مذاکراتی که در این چند جلسه از قبل از رأی اعتماد به دولت تا به حال شده و احساساتی که چند نفر از آقایان نمایندگان مقارن تحصیلرأی اعتماد در اطراف دولت فعلی نشان دادند مخصوصاً بیانات آقای دکتر مصدق و حمله قبلی ایشان به دولت فعلی و اظهار بیچارگی که پریروز در موقع انتخاب هیئت رئیسه فرمودند بنده را که از طرفداران این دولت بوده و هستم وادار ساخت عرایضی در این جلسه بنمایم.

+++

شاید قدری وقت آقایان را مشغول دارد ولی یقین دارم اگر توجهی به بی‌غرضی بنده فرمایند حالا که اقلیت به حمدالله احساس کرد‌ه است که جز در سایه همکاری نمی‌توان قدم مفیدی برای کشور بداشت شاید‌ بتوانیم بی غرضانه حساب‌های گذشته را در همین مجلس بسته به آتیه بهتری امیدوار گردیم.

گمان نمی‌کنم در اصل قضیه تردیدی باشد که لازمه حکومت مشروطه وجود آرا و عقاید مختلف در امور جاریه مبارزه بین عقاید مختلفه و تبعیت از نظر اکثریت در امور پارلمانی و بالأخره گفت و شنودهایی که در مجلس به نام اکثریت و اقلیت یا دست راست و چپ معروف است و شکی نیست مادام این دو صف در کشوری وجود نداشته باشد نمی‌توان به تمام معنی عنوان حکومت دموکراسی را بر آن اطلاق نمود.

ولی از طرف دیگر این نکته نیز مسلم است که مراد از وجود یا ایجاد این دو دسته همیشه و همه جا توجه به حفظ مصالح عالیه کشور و منافع عامه بوده و در حقیقت دودستگی که در عالم سیاست صرفاً برای این منظور مشروع و ضروری است نبایستی وجهاً من‌الوجوه زمینه مبارزات شخصی یا نزاع و زد و خورد طرفین در گفتار و کردار شود و به نام اقلیت و اکثریت نمی‌بایست موجبات تضعیف حکومت و تشتت امور کشور را فراهم ساخت.

به عبارت اخری آقایان تصدیق می‌فرمایند که به حکم وظیفه نمایندگی وکلای مجلس باید حب و بعضی شخصی احساسات شکست و غلبه مصاحبت و لجبازی و به کرسی نشاندن حرف خود را که نشانه مردمان ضعیف و زبون یا متعمد در فساد و افساد است کاملاً تحت‌الشعاع موقعیت سیاسی و اجتماعی کشور قرار دهند و لااقل در مواردی که می‌بینند نتیجه اصرار ایشان به برکناری از امور موظفه یا ثمره لجاجت‌شان با فلان وزیر بسا فلان وکیل پیش آمدهایی است که متأسفانه در این چند ماه  در اغلب نقاط این کشور روی داده باید اگر نظری جز خدمت به ایران ندارند دست از این جدال بی‌حاصل بلکه مضر بکشند و سعی کنند حالا که چند ماهی بیش از عمر این دوره نمانده به تلافی مافات به جای زد و خورد داخلی و آلت دست این و آن شدن در مقام تقویب دولت وقت برآیند تا دولت هم بتواند با قدرت حاصله از مجلس به کوری چشم آنها که جز خیانت به مملکت هدفی نداشته و بدبختانه در لواء بعضی مصونیت‌های قانونی و غیر قانونی دستشان باز و این دو دستگی و ضعف حکومت وسیله خوبی به ایشان داده حق هر کس را کف دستش بگذارد

امروز آقایان کشور ما محتاج به اتفاق کلمه و وحدت عمل است امروز جای ابستروکسیون و ناله و بیچارگی بلند کردن نیست امروز روزی نیست که بشود با مملکت با سیاست با دولت یا با ملت مهر و آشتی نمود هر کس مختصر علاقه به این آب و خاک داشته باشد می‌داند که امروز دشمنان ایران مترصد گل آلود شدن آب و گرفتن ماهی هستند امروز روز تصفیه حساب عمر و بازید یازید با خالد نیست امروز موقعیت کشور ما طوری شده که علی رغم آرزو و آمال هر وطن‌پرستی و برخلاف نظر هر آذربایجانی عده مزدور خائن به نام بی‌مسمای دموکرات دم از استقلال آذربایجان می‌زنند و ما و شما و آقایانی را که شاهد آن همه فداکاری پر افتخار آذربایجانی‌ها در رامایران و مشروطیت بوده ایم مجبور می‌کنند در این مجلس فریاد بزنیم که محال است از مهد ستارخان و باقرخان چنین صدای دلخراشی برخواسته (صحیح است) و بگوییم آذربایجانی پاک وطنی جز ایران نداشته و ندارد (صحیح است)

تصدیق کنید اگر ما امروز با یکدیگر متحد نباشیم و اغراض شخصی را کنار نگذاریم همان طور که پریروز در آذربایجان مرد محترمی را در خانه و ملکش یک عده اوباش ماجراجو به تحریک چند نفر اجنبی‌پرست کشتند یا همان طور که دیروز در زنجان در مسجد قمه به روی فرماندار کشیدند و هر وطن‌پرستی را متأثر و مفهوم ساختند فردا خدای نخواسته دست به اقدامات دیگری خواهند زد که جز حسرت و ندامت برای ما ثمری نخواهد داشت گر چه من مطمئنم که در سراسر ایران جز چند نفری که یقیناً خونشان خون پاک ایرانی نیست کسی تا خون در بدن دارد نخوهد گذاشت این نغمه شوم چند نفر خائن صورت حقیقت به خود گیرد (صحیح است) ولی باید آقایان انصاف دهید که با وجود این اطمینان و با امتحانات مکرر فداکاری و از خود گذشتگی که مردم این سامان در راه ایران داده اند ما نبایست به حکم نمایندگی که از این ملت داریم در اممحواین عناصر فاسد و کوتاه ساختن دست ایشان کوتاهی کنیم (صحیح است) یا باه اتفاق و تیرگی روابط خودمان فرصت را برای اجرای نقشه‌های پلیدشان آماده سازیم امروز موقعیت کشور ما طوری است که با اندک جرقه آتش‌ها برپا خواهد شد و به عکس با متخصص وحدت نظر و تشریک مساعی ممکن است و بلکه یقین است با موقعیت مخصوص سیاسی که داریم و با مساعدت غیر قابل انگاری که نسبت به پیشرفت مرام مشترک خود و متفقین در جنگ نمودیم آتیه سعادتمندی را که شایسته سابقه تاریخی ما است تحصیل نموده البته آقایان انگار نخواهند داشت که در حکومت دموکراسی اتکای مردم و دولت هر دو به مجلس است و مجلس است که بایستی سرمشق برای دیگران قرار گیرد من به سهم خود متاسفم که پیش آمد بی نظیری که در این دوره در پارلمان ما اتفاق افتاد و لج و لجبازی بی‌سابقه که بعضی آقایان با آن همه سوابق پارلمانی و سیاسی خواه ناخواه دنبال آن رفتند کار را به جایی رساند که آقای دکتر مصدق پس از آن که به اصرار و الحاح زیاد نمایندگان خود را آماده حضور در مجلس و گرفتن رأی اعتماد نمودند تازه دولت را تهدید کردند که اگر رأی اعتماد بگیری هر روز استیضاح خواهیم نمود و در جلسه بعد عملاً کار را به جایی رساندند که آقای صدر به حال تعرض ناگزیر به فکر استعفا افتادند انصاف باید داد که این بیان آقای دکتر مصدق که یقین دارم صرفاً ناشی از حالت عصبانی ایشان بوده به هیچ وجه شایسته ایشان و سوابقشان نبود امیدوارم حالا که انشاالله آن حالت برطرف شده با من هم عقیده باشند که صلاح کشور مافوق برای مطالب بوده و تصدیق نمایند که عکس‌العمل قطعی و قهری این پیش آمد خصوصاً در نقاط دور از مرکز سلب قدرت مرکزی از دولت ایجاد فتنه و هرج و مرج و بالأخره آشوب و انقلابی است که همه یک دل و یک زبان از آن متنفر و گریزانیم به همین جهت معتقدم آقای دکتر و رفقای ایشان بایستی دست برادری ما اکثریت را که با کمال صمیمیت به سوی ایشان و اغلب از آقایان اقلیت دراز می‌کنیم حسن استقبال نموده در دست گیرند و بیایند این قصه اقلیت اکثریت را که حقا شورش درآمده کنار گذاریم و این چند ماهه آخر عمر مجلس را واقعاً به فکر کشور باشیم (صحیح است - احسنت)

(لنکرانی - آقای نایب رئیس من اجازه خواستم) (دستور دستور) آقایان اگر قدری به خودم آییم و بخواهیم حساب دوره فعلی مجلس را لااقل به وجدان خود پس بدهیم باید ناچار اعتراف کنیم که جز چند فقره اقدام مفید و ضروری که در این دوره اتفاق افتاده که یکی از آنها پریروز بود (صحیح است). مدت مدیدی عمر خود و مجلس را صرفاً صرف زارع و کشمکش داخلی نموده ایم. تقریباً از اواخر دولت آقای بیات تا امروز جز برای حقوق کارمندان آن هم به وضع مستقل یک دوازدهم که مضار اقتصادی و اجتماعی آن بر هیچ کس پوشیده نیست لایحه تصویب نکرده قانونی وضع ننموده‌ایم. و در نتیجه مقدار متنابهی لوایح دولت که اغلب در درجه اول ضرورت و اهمیت است در کمیسیون‌ها معطل و مردم در بلاتکلیفی محض می‌باشند. مثلاً با آن که همه می‌دانیم قانون مالیات بر درآمد فعلی تا چه اندازه موجب زحمت مردم و در عین حال کسر عایدات دولت شده و با آن که عده ای از آقایان بازرگانان از ما دعوت کردند به اطاق بازرگانی رفتیم و از دردهای آقایان مسبوق شدیم و همه طور وعده به ایشان دادیم و با آن که دولت لایحه اصلاحی آن را تقدیم مجلس نموده ابداً به فکر تصویب آن نیستیم یا همین طور قصه طرح مربوط به انتخابات که مبتلا به عموم ایرانیان است به حال وقفه افتاده با آن که همه می‌دانیم با وضع فعلی قانون انتخابات نتیجه آن ،آن طور که آرزوی مردم دمکرات و طالبین آزادی انتخابات است تحصیل نمی‌شود و همه تحت تأثیر جریانات نامطلوب انتخاباتاین دوره قصد داشتیم برای ادوار بعد فکر اساسی نماییم روی همین کشمکش‌ها و گفتگوها تحت نظر نیامده و معلوم نیست اگر از این چند ماهه فرصتی که باقی مانده نتوانیم استفاده کنیم در دوره آتیه در انتخابات با چه اتفاقات نامطلوبی مواجه خواهیم شد

(دکتر مصدق - این لایحه را اول آقا می‌خواستید روان کنید و بعد بخوانید) (خنده نمایندگان) یا لایحه ارتش که دولت بلحاظ فوریت امر و از نظر تخلیه حتمی و قریب‌الوقوع ایران از قوای متفقین به مجلس تقدیم کرد و با آن که اغلب آقایان نمایندگان به لزوم ارتش معتقد بودند و می‌دانند که جز در سایه ارتش قوی نمی‌توان امیدوار به تأمین امنیت کشور بود معذلک این لایحه همین طور مدفون شده است.

تصدیق بفرمایید با وضعیت فعلی نظامیان و حقوق ناقابلی که در مقابل خدمت سنگین شبانه روزی خود دریافت می‌دارند ما بایست در فکر اصلاح وضع مادی و ترمیم حقوق یا تصویب اضافات حقه ایشان باشیم تا تو هم هرگونه فسادی که معمولاً ناشی از استیصال افراد ارتش است مرتفع گردد.

و همین طور سایر لوایح گمان می‌کنم آقایان کسل شده باشند یک صفحه بیش‌تر باقی نمانده است طرح‌ها و پیشنهادات مفید و مهم دیگری که تا به حال در مجلس راکد مانده و معلوم نیست به جای ما چه کسانی باید در اطراف آن شور و به صورت قانون درآورند.

این وضع مجلس ما را آن طرف هم وضع دولت معلوم است که با این حال نه تنها دولت موفق به تصویب لوایح معوقه نخواهد شد بلکه به علاوه مجالی هم نخواهد داشت که در فکر اجرای برنامه خود بوده با این همه درد بی‌درمانی که داریم فرصتی برای علاج پیدا کند. یعنی با این همه احتیاج که به تنقیح قوانین جدید و اصلاحات

+++

ضروری داریم و با آن که قوانین مالی قضایی اقتصادی ما از هر جهت محتاج به تصحیح و اصلاح است وضعیت مستخدمین روشن نیست بیکاری و اثرات آن در این دوره بحرانی محتاج به تصمیمات فوری است تقویت ارتش با خارج شدن نیروی متفقین در نهایت ضرورت است ترمیم اوضاع بازرگانی و سعی در تنزل نرخ اجناس به صور کلی در درجه اول اهمیت است و تطبیق روش اقتصادی مملکت با اوضاع دنیا و عهدنامه و مقاولات جدید و همچنین سایر امور مربوطه هر یک به نوبه خود سر فارغ و خیال راحت می‌خواهد تا دولت بتواند در سایه تقویت مجلس و همکاری نمایندگان در فکر آن باشد و البته با ادامه وضع  حاضر بایستی اقرار نماییم که این دوئیت و جار و جنجال نه تنها در کشور دموکراسی سابقه ندارد بلکه ناچار نشانه بارز و آشکاری از بی‌قیدی و بی‌فکری ما خواهد بود که هر قدر در توجیه علل و عواملی مولوده آن منطق به کار بریم آتیه و تاریخ ما را مشمول آن دانسته و حقاً موجب سرزنش و ملامت خواهیم بود.

البته نه من و نه سایر آقایان اکثریت اصراری در طرفداری دائمی از دولت آقای صدر نداریم و با آن که حقاً با وجود تضعیف عمدی که از طرف مجلس شده دولت تا به حال مضر به حال مملکت برنداشته و بینی و بین‌الله تا آنجا که مقدورش بوده در انجام وظیفه خود با این همه موانع کوتاهی نداشته است.

حاضریم برای تحصیل وحدت و انفاق که به عقیده من امروز منحصر دوای درد این کشور است با آقایان تشریک مساعی کنیم و اگر ایشان اشخاصی را می‌شناسند که جهات مراجعه بر آقای صدر و اعضای دولت ایشان دارد به ما معرفی کنند مذاکره کنیم توافق نظر حاصل نماییم و به جای آقای صدر با ایشان اعتماد نماییم. خصوصاً که خود آقای صدر هم همیشه گفته‌اند نظری جز خدمت ندارند و در صورت تمایل آقایان کنار خواهند کشید (صحیح است) من یقین دارم اگر آقای دکتر مصدق بخواهند در طلب این اتفاق و اتحاد برآیند حتماً موفق خواهند شد و قطع دارم اگر به جای مبارزات بی حاصل امروز در مقام جلب نظر عمومی همکاران و سایر نمایندگان برآمده منظورشان را با توجه به وضع حاضر کشور در درجه اول حفظ منافع کشور و وحدت نظر و کلام قرار دهند یقیناً هم محبوبیت بیش‌تری تحصیل فرموده و هم خدمت به جا و سزاواری به این کشور در آخر این دوره و در این موقع بحرانی فرموده اند. همین طور سایر آقایان نمایندگان اعم از اقلیت و اکثریت اگر سعی بفرمایند در این چند ماهه به تلافی گذشته فکری جز تشریک مساعی با سایرین نداشته بخواهند آن طوری که موظفند به وظیفه نمایندگی خود رفتار نموده برادر‌وار با یکدیگر دولت صالحی را اعم از آقای صدر با دیگری تقویت کرده پشتیبانی لازم نمایند یقیناً فتنه آذربایجان قصه زنجان واقعه خراسان (تیمورتاش - آقا خراسان واقعه‌ای نداشته است) یا حوادث مازندران به اهمیت امروزی جلوه کردن شده مزدوران اجانب که صاحبخانه را بیدار و سرپرست را هشیار‌کار دیدند بیش از این دنبال خیانت و جاسوسی نخواهند گشت و همین اتحاد و اتفاق آقایان موجب خواهند شد که ملت هم یک دل و یک زبان پشت سر نمایندگان صف کشیده این رخوت و سستی لاابالی‌گری و بیچارگی که غافلگیر اغلب مردم شده از بین رفته ایرانی آن طور که آرزوی همه ما است سربلند و سرافراز و مملکتی شایسته تاریخ درخشانش خواهیم داشت.

جمعی از نمایندگان - دستور دستور .

دکتر مصدق - بنده اخطار لازمی دارم .

لنکرانی - آقا اول جلسه مسی است بنده از حق قانونی خودم می‌خواهم استفاده کنم چند دفعه باید عرض کنم.

نایب رئیس - اجازه بفرمایید آقای دکتر نخعی فرمایشی دارند؟ بفرمایید آقای دکتر

 

3 - معرفی آقای دکتر خشایار به سمت معاونت وزارت کشاورزی از طرف وزیر کشاورزی

وزیر کشاورزی (آقای دکتر نخعی) - آقای دکتر علی‌اکبر خشایار معاون اداری وزارت کشاورزی را که از جوانان تحصیل کرده و فاضل هستند به پیشگاماه مقدس مجلس شورای ملی معرفی می‌کنم (صحیح است - مبارک است)

سید ضیاء‌الدین طباطبایی - آقا بنده اخطار دارم .

حاذقی - نمی‌شود همیشه وقت مجلس به اخطار و تذکر بگذرد وارد دستور شویم

دکتر اعتبار - آقا بنده پیشنهاد می‌کنم که این ماده 109 از نظامنامه حذف شود همه‌اش می‌خواهند اخطار نظامنامه‌ای بکنند این که کار نشد

نایب رئیس - چهار پنج فقره پیشنهاد رسیده است که به نطق قبل از دستور خاتمه داده شود

دکتر کشاورز - مخالفم

نایب رئیس - آقای دکتر مصدق اجازه خواسته‌اند. آقای دکتر کشاورز راجع به این بیانات آقای بهبهانی جناب عالی می‌خواهید صحبت کنید؟

دکتر کشاورز - فقط دو کلمه است .

سید ضیاءالدین - اجازه می‌فرمایید؟

لنکرانی - آقا بنده اجازه خواسته‌ام.

نایب رئیس - آقای سید ضیاءالدین اخطار نظامنامه‌ای دارند اخطارتان را بفرمایید.

سید ضیاءالدین - قبل از نطق آقای دکتر مصدق و آقای بهبهانی بنده خواستم اخطار کنم ولی با احترام نطق آقایان که می‌خواستند صحبت کنند بنده حرفی نزدم در سه جلسه قبل بنده حقی را برای خودم محفوظ گذاشتم و در جلسه گذشته نوبت بنده نشد و گمان می‌کنم نظریه به مقررات نظامنامه آن حقی را که برای خودم محفوظ داشته مجاز هستم که اگر اجازه بفرمایید عرایضم را عرض بکنم.

نایب رئیس - موافقت بفرامایید برای قبل از دستور جلسه آتیه اجازه بفرمایید آقای دکتر مصدق اخطاری که دارند بفرمایند .

دکتر مصدق - مطابق ماده 109 ایشان اظهارات بنده را بر‌خلاف واقع جلوه داده‌اند عرض کنم که ایشان فرمودند که فلانی نظرش این بوده که به من توهین بکنند من هرگز به مقام ایشان چنین نظری نداشته‌ام و هیچ وقت نسبت به شخص ایشان و خانواده ایشان که حقیقتاً بنده ارادت دارم همچو قصدی نداشته ام بنده واقعاً نظرم روی اصول مجلسی بود و خیلی بنده متاسفم از این که صادات مجلس در اینجا نسبت به بنده بی‌محبتی فرمودند برای این که خود بنده داماد پیغمبر هستم و قرابت سببی هم دارم (خنده نمایندگان) اول جناب آقای آقا سید ضیاءالدین بودند که وقتی من به اعتبار‌نامه ایشان اعتراض کردم فرمودند که مستوفیان کاغذساز اما نفرمودند که من بدبخت کی کاغذ‌سازی کردم؟ و بعد هم آقای صدر بودند که وقتی صورت مجلس را بنده اینجا خواندم نسبت به من بی‌لطفی فرمودند و سوم آنها آقای بهبهانی بودند که این مطالب را خواند در صورتی که بنده نسبت به ایشان ابداً کم ارادتی نکرده‌ام و چیزی خلاف واقع اینجا عرض نکردم.

نایب رئیس - آقای نقابت تشریف نبرید بیرون اکثریت نیست آقا.

دکتر مصدق - بقیه‌اش بماند برای جلسه دیگر.

4 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

نایب رئیس - آقایاناجازه بفرمایید چون اکثریت نیست جلسه را ختم کنیم جلسه آتیه روز پنجشنبه ساعت ده دستور هم لوایح موجوده .

(مجلس یک ساعت و یک ربع بعد از ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شورای ملی :

ملک‌مدنی

 

دوره چهاردهم قانونگذاری

به تاریخ 22/7/24

شماره 21307/716  

 

مجلس شورای ملی

موضوع لایحه اجازه پرداخت حقوق و هزینه‌های مهر و آبان ماه 1324

چون حقوق و هزینه‌های مهرماه جاری که در شرف خاتمه است باید پرداخت و موجبات تأدیه اعتبارات ماه آتیه نیز فراهم و به موقع خود اقدام گردد از طرفی بعضی اعتبارات ضروری و مقررات مالی مورد نیاز می‌باشد از قبیل اضافه اعتبارات راه‌سازی و هزینه مورد نیاز می‌باشد از قبیل اضافه اعتبارات راه‌سازی و هزینه نگاهداری عده احتیاط ژاندارم و اجازه پرداخت تعهدات قانونی سال 1313 وزارتخانه‌ها و ادارات دولتی که قانوناً بایستی اعتبار برای آن در سال 1324 به نام انتقالی تصویب و تادیه گردد همچنین کمبود اعتبار حقوق منتظرین خدمت و اعتبار هزینه انتفاعی کشور که برای وصول درآمدها به مصارف می‌رسد و احتیاجات ضروری دیگری که ضمن طرح پیشنهادی منظور است لهذا مواد ذیل پیشنهاد و استدعای تصویب آن را می‌نماید.

ماده اول - به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود کلیه حقوق و هزینه‌های وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌های دولتی و سایر اعتبارات منظور در بودجه کل کشور را در دو ماهه مهر و آبان 1324 طبق اعتبارات مصوب 1323 پرداخت نماید.

تبصره 1 - مادام که قانون بودجه سال 1324 و متمم آن به تصویب نرسیده باشد پرداخت‌های سال 1324 با رعایت قوانین مربوط به اعتبارات سال 1323 و بر طبق قانون بودجه سال 1322 و قوانین متمم بودجه سال 1321 و 1322 و قانون و آیین‌نامه‌های مربوط به کمک کارمندان دولت به عمل خواهد آمد.

تبصره 2 -  ماده تبصره 1 قانون مصوب دوم مرداد ماه 1324 راجع به پرداخت کمک کارمندان وزارت جنگ تا آخر سال 1324 مجری خواهد بود.

تبصره 3 - هزینه نگاهداری یک هزار فرش ندارم به طور احتیاط در مرکز از بابت چهار ماهه مرداد تا

+++

آخر آبان 1324 به ماخذ اعتبار چهار ماهه اول 1324 (موضوع تبصره 2 قانون دوم مرداد ماه 1324) قابل پرداخت خواهد بود.

ماده دوم - وزارت دارایی مجاز است اعتبارات زیر را از درآمد سال 1324 پرداخت و در حساب بودجه سال جاری منظور نماید.

1 - مبلغ یک میلیون و ششصد و بیست و پنج هزار ریال اعتبار هزینه‌های اضافی سفارت کبرای ایران در واشنگتن

2 - مبلغ یک میلیون ریال اعتبار هزینه‌های کنگره پزشکی

3 - مبلغ یک میلیون و ششصد و هشتاد هزار ریال (1680000ریال) اعتبار حقوق و هزینه‌های نمایندگان اعزامی به انجمن سانفرانسیسکو

4 - برای خط ورامین و شهریار سه میلیون ریال

5 - اعتبار ممیزی املاک مزروعی از بابت سال 1323 مبلغ سیزده میلیون ریال و از بابت سال 1324 مبلغ هفت میلیون ریال

6 - مبلغ دو میلیون و یکصد و پنجاه هزار ریال اضافه اعتبار ماده 23 بودجه 1324 وزارت امور خارجه برای تأسیس نمایندگی‌های جدید طبق بودجه‌ای که به موافقت وزارت دارایی برسد.

7 - مبلغ هشت میلیون و چهارصد هزار ریال اضافه اعتبار انتفاعی کشور و تعهدات سال‌های قبل آن (علاوه براعتبار مصوب سال 1323)

ماده سوم - اعتبار انتفاعی از 1323 به مبلغ 50 میلیون ریال برای پرداخت تعهدات سال 1323 تصویب می‌شود.

ماده چهارم - وزارت دارایی مجاز است کمبود اعتبار سال 1323 و 1324 منتظرین خدمت را از درآمد سال 1324 پرداخته و به حساب هزینه سال جاری منظور بماند.

ماده پنجم - وزارت دارایی مجاز است مبلغ دویست و چهل و سه هزار و پانصد و هفتاد ریال و 35 دینار که در سال 1323 از بابت عوارض گمرکی لوله‌های آب بوشهر دریافت شده مسترد نماید که به مصرف هزینه آب بوشهر برسانند.

ماده ششم - به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود ترفیع و اضافات قانونی سال 1324 کارمندان و خدمتگذاران را که در بودجه‌های تفصیلی سال 1324 وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌های دولتی یش بینی نموده اند مطابق ارقام منظور در بودجه مجلس شورای ملی پرداخت نماید.

ماده هفتم - اعتبار بودجه دانشکده دامپزشکی که ضمیمه دانشگاه تهران شده تا موافقت وزارت دارایی از بودجه وزارت کشاورزی مجزی و به بودجه دانشگاه علاوه می‌شود.

ماده هشتم - از ابتدای سال 1324 کالاهای وارده برای مصرف بنگاه‌های خیریه امریکایی و انگلیسی از پرداخت حقوق و عوارض گمرکی و مالیات راه و هرگونه عوارض و مالیاتی که بعداً وضع گردد بخشوده خواهد بود

نخست وزیر          وزیر دارایی

محسن صدر         محمود بدر

+++

یادداشت ها
Parameter:294266!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)