کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/15]

جلسه: 15 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 25 دی ماه 1320  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- شور دوم لایحه یکى شدن وزارت بازرگانى و پیشه و هنر

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 15

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 25 دی ماه 1320

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- شور دوم لایحه یکى شدن وزارت بازرگانى و پیشه و هنر

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مجلس یک ساعت و سه ربع پیش از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید

صورت مجلس روز پنجشنبه 18 دى ماه آقاى طوسى (منشى) خواندند. (اسامی غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائب با اجازاه- آقایان: دکتر ضیا، اصفهانی، دهستانی، جهانشاهی، کامل ماکو، خواجه نوری، دکتر تاج‌بخش

غائبین بی‌اجازه- آقایان: تولیت، ملایری، صدر، مؤید قوامی، فاطمی، دکتر ادهم، آصف، سلطانی، صادق وزیری، معدل، نصرتیان، دکتر اهری

دیرآمدگان با اجازه- آقایان: مخبر فرهمند، دشتی

دیرآمدگان بی‌اجازه- آقایان: مسعودی خراسانی، بیات، افخمی، مؤید ثابتی، ملک مدنی، موقر، لیقوانی، ناصری، یمین اسفندیاری، اکبر، حمزه‌تاش، شیرازی، نیک‌پور، خسروشاهی، مسعودی، مستشار، نقابت)

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد. آقاى روحى‏

روحى- عرض کنم بنده می­خواستم تذکر بدهم که هیچ وقت آیین­نامه مجلس اجازه نمی­دهد که جلسات مجلس را آقاى رئیس عقب بیندازند. جلساتى که معین می‌شود مجلس به اتفاق آرا معین می­کند و بایستى تغییر آن هم با مجلس باشد نمی­دانم این جلسه امروز چه صورتى دارد من می­دانم که آقاى فرزین مرد با شرافت نفسى بودند و البته ایشان را تشییع کردند و یک ساعت و نیم به ظهر همه بی­کار بودیم باید بیاییم و جلسه کنیم این جلسه اصلاً به عقیده من صحیح و قانونى نیست اگر یک نفر هم دیر بیاید و یا غایب باشد جرم ندارد به موجب قانون بالفرض هم بخواهند جلسه فوق­العاده بکنند باید در جلسه خصوصى کسب اجازه بکنند و امیدوارم مقام ریاست هم بدون اجازه اکثریت مجلس بى­موقع جلسه را تعطیل نکنند.

رئیس- آقا فرمایشاتى می­کنند و حال این که این

+++

مسأله مکرر سابقه دارد و اتفاق افتاده وقتى که یک امر فوتى واقع می‌شود ممکن است جلسه به وقت دیگر موکول شود جلسه را دراینجا رئیس معین می­کند در آنجا هم رئیس معین می­کند و این هم به آقایان اطلاع داده شد و مانعى ندارد.

2- شور دوم لایحه یکى شدن وزارت بازرگانى و پیشه و هنر

رئیس- شور دوم گزارش کمیسیون پیشه و هنر راجع به یکى شدن دو وزارتخانه پیشه و هنر و بازرگانى گزارش کمیسیون قرائت می‌شود

کمیسیون­هاى بازرگانى و پیشه و هنر لایحه شماره (49423) دولت راجع به توأم شدن سازمان دو وزارت بازرگانى و پیشه و هنر را براى شور دوم مطرح نموده چون در موقع شور اول پیشنهادى از طرف آقایان نمایندگان محترم نرسیده بنابراین کمیسیون گزارش اولیه خود را تأیید نموده اینک عین ماده واحده پیشنهادى ضمن شور اول را در طى این گزارش براى تصویب مجلس شوراى ملى تقدیم می­نماید.

ماده واحده- از تاریخ تصویب این قانون سازمان وزارت بازرگانى و پیشه و هنر توأم شده و به نام وزارت بازرگانى و پیشه و هنر نامیده خواهد شد. وزارت بازرگانى و پیشه و هنر مطابق حداقل احتیاجات و درحدود بودجه­هاى مصوب سازمان ادارى خود را داده پس از آزمایش تا آخر اسفند ماه 1320 براى تصویب مجلس شوراى پیشنهاد خواهد نمود.

رئیس- آقاى روحى‏

روحى- عرض کنم چیزى که در درجه اول از اهمیت است مسأله بازرگانى کشور است که متأسفانه در این اواخر به آن هیچ توجهى نشده است آقاى وزیر پیشه و هنر هم خودشان مسبوقند که وزارت بازرگانى یک اداره­اى بود در وزارت دارایى مثل اداره گمرک و سایر ادارات و هر تصمیمى که می­خواستند خودشان می­توانستند بگیرند بعد تصمیم گرفته شد که اداره بازرگانى هم وزارتخانه باشد که بیشتر به بازرگانى کشور کمک بکند حالا آمده­اند هیئت دولت و آقاى نخست وزیر در این تشکیلات­شان دو وزارتخانه اضافه کرده­اند در صورتی که هیچ لزومى نداشت و عنوان وزارت بازرگانى را می­خواهد حذف کنند علت این که می‌خواهند حذف کنند چیست در صورتی که فقط یک نفر وزیر کم می‌شود و الا تمام اعضا و تشکیلات سرجایش هست و براى کشور فرقى نمی­کند یک حقوق به یک وزیر دادن وقتی که تمام اعضا و کارمندان هستند که چندان تأثیرى ندارد و اما در تصمیمش آیا براى کشور تسهیلاتى فراهم می­کند یا نه آیا خرج را می­کاهد یا نه این را صراحتاً اینجا بیان کنند قسمت دیگر عرضم راجع به کارخانه­هاى دولت است بنده به طورى که می­شنوم با توجهى که شخص ایشان به این کار دارند و اعتمادى که بنده به طرز کار ایشان دارم ترتیبى بدهند که این کارخانه­ها مفید به حال مردم باشد اینها معلوم نیست که از چه جنس قماش امروز تهیه می‌کنند باید از قماشی تهیه کنند که امروز کشاورزان و مردم بیچاره می­پوشند امروز لازم نیست این کارخانه­ها پارچه­هاى ذرعى بیست تومان و سى تومان تهیه کنند امروز باید پارچه­هاى پنبه ذرعى پنج شش قران تهیه کنند که در دسترس مردم باشد نه این که پارچه­هایى به میل و دلخواه خودشان تهیه کنند که بر ضرر کشور است و آن طورى هم که آقاى وزیر پیشه و هنر فرمودند که ما براى پایین آوردن سطح زندگى یک چیزهایى را از خارج وارد مى­کنیم مثل قند و شکر و یک چیزهایى هم براى کبریت از خارج وارد مى­کنیم درست است ولى یک چیزهایى دیگر که در اینجا گران است مثل اسفناج و کدو که از خارج وارد نمی‌شود اینها حوایج عمومى مردم است چغندر آقا یک من یک تومان در این شهر فروخته می‌شود دولت می­تواند اقدام کند جلوگیرى کند این شهردارى به کوچک­ترین وظیفه خودش آشنا نیست اینها را باید محدود کرد اینها را خود­سر کرده­اند هر قدر می­خواهند به مردم تحمیل می­کنند و دولت هم کوچک­ترین توجهى را به این قسمت­ها نداشته و نخواهد داشت. دیگر این که بنده در روزنامه­ها خواندم که کارخانه­هاى اهواز و کجا اینها را صراحتاً گفته­اند سه ماه تعطیل است و پنبه به آنها نداده­اند نمی­دانم چرا این طور شده پنبه که

+++

فرستاده­هاى بی­شمارى هم ندارد براى چه به این کارخانه­ها نمی­دهند که رفع نیازمندى­هاى کشور را بکنند. موضوع دیگر فروش پنبه است در داخله کشور آقایان شاهدند ما چندین جلسه گفتیم براى این که کرمانى­هاى بیچاره کرباس ببافند در این زمستان رفع سرما از خودشان بکنند شعبه اقتصادى کرمان یک من پنبه به رعیت بدبخت نمی­دهد که اینها کرباس ببافند اینها هم به درد دولت هم به درد مردم می­خورد. اغنام کرمان شتر تخم پنبه می­خواهد یک من نمی­دهند چند جلسه بودیم با آقایان نمایندگان رفتیم مذاکره کردیم همه­اش به دفع­الوقت که ما دستور داده­ایم گذرانده­اند و تا این تاریخ یک من تخم پنبه به کرمانى نداده­اند که در این سرماى زمستان بتواند رفع حوایج خودش و مردم را بکند من نمی­دانم که دولت چرا جلوگیرى از این اعمال مأمورین نمی­کند مأمورین هم درصددند به عنوان ازدیاد عواید هر چه می­توانند از مردم می­گیرند خوب است دولت توجه بیشترى به این قسمت بکند و براى پایین آوردن سطح زندگى فرمایشات ایشان هم براى بنده کافى نبود زیرا تنها یک کبریت بعضى موادش از خارج مى­آید ولى سایر اجناس در داخله کشور تهیه می‌شود این بیان کافى نیست و دولت از این حیث مسئول است و سهل­انگارى می­کند و بنده صراحتاً عرض می­کنم که خوب پایه­اى نمی­چرخد و مردم با این وضعیت نمی­توانند زندگى کنند.

رئیس- آقاى طباطبایى.

طباطبایى- عرض کنم که در اساس لایحه معلوم شد آقاى روحى موافق­تر بودند ایشان به قدرى موافق هستند که انتظار داشتند در تشکیلات ادارى وزارت پیشه و هنر هم تقلیل مخارجى پیش بیاید ملاحظه فرمودید که یکى از مواد برنامه دولت تقلیل هزینه بود و به نظر بنده این راه عملى خوبى است که مؤسسات و ادارات و وزارتخانه­هایى که زیادى است اینها را ممکن است دولت اگر از من بپرسند منحل کند و الّا لااقل ضمیمه یکدیگر بکنند که از این حیث تقلیل و تفاوتى در بودجه کشور بشود و این که فرمودند با برداشتن یک وزیر تفاوت کلى حاصل نمى­شود این طور نیست وزیر که بود آقا معاون مى­خواهد دفتر مى­خواهد اتومبیل می­خواهد تشریفات و مصارفى می­خواهد که وقتى جمع گردید درسال مى­بینید مبلغ معتنابهى می‌شود و البته اوضاع امروزه کشور و مضیقه­اى که از نقطه­نظر مالى براى کشور هست و در آتیه بیشتر پیش­بینى می‌شود فکر خوبى است که ادارات زیادى حذف شود اگر در هر وزارتخانه و هر مؤسسه دولت روى این فکر برود (ولى براى بی­کاره­ها باید یک فکرى البته بکند) بسیار خوب است آخر وزارتخانه­ها و اداره­ها این فکر سابق است که باید دارالعجز باشد و یک عده را نان بدهد خوب آقا این اشخاص یک فکر دیگر بکنند بنده نمی­دانم براى دولت مقتدر هست یا نیست ولى باید استطاعت مردم و خزانه عمومى را در نظر گرفت از کجا این همه مخارج را باید تأمین کرد آقاى روحى گفتند که دو وزارتخانه تأسیس شده البته باید یک فکرى بکنند وقتى که یک اداره کشاورزى را کردند وزارت کشاورزى بهدارى را کردند وزارتخانه البته تحمیلى می‌شود بر بودجه کشور و تفاوتى در بودجه حاصل می‌شود و چه بهتر که یک وزارتخانه­اى را که کارى نداشت فقط اداره کردن یک عده کارخانه­جات اختصاصى را در دست داشت از بین برود. کارخانه ذوب آهن اول جاى دیگر بنا بود درست کنند نشد بردند کرج تا حالا سى میلیون تومان خرج ساختمانش شده حالا هم بى­ترتیب و بى­نظم و یک پول زیادى هم خرج نده می‌شود معلوم نیست چه نتیجه خواهد داشت لااقل خوب است اینها را بودجه­اش را از بین ببرند و حذف کنند و براى نگاهدارى آن فکرى کنند که از بین نرود و متلاشى نشود و بنده هم موافقم بنده شنیدم براى نقل و انتقال یک کارخانه گویا کارخانه قند باشد از بندر شاه به جاى دیگر معادل قیمت خود آن کارخانه خرج کرده­اند اینها تحمیلاتى است که به این مملکت شده و فکر نکرده و مطالعه نکرده روى هوى و هوس این طور تحمیلات گزافى را به بودجه این مملکت کرده­اند حالا بنده خیال نمی­کنم که کسى باشد که این دو وزارتخانه یکى شود زیرا یک قسمت از بودجه­اش حذف

+++

می‌شود و این به نفع این مملکت است دیگر این که بنده معناى این اداره کل معادن را نفهمیدم چیست و چه کار می­کنند اداره کل معادن یعنى چه یک اداره مستقل جداگانه­ای است یا جزء پیشه و هنر است در هر صورت بنده با لایحه موافقم و خوب است آقایان موافقت فرمایند زیرا باز مقدارى صرفه­جویى می‌شود و به نفع مملکت است زیرا یک وزیر و یک معاون و رئیس دفتر با اتومبیل و سایر مخارج تشریفاتى اگر حساب بفرمایند ملاحظه خواهید فرمود که در سال چقدر می‌شود.

وزیر پیشه و هنر- در کمیسیون آقایان تشریف داشتند وقتى که صحبت الحاق وزارت پیشه و هنر و بازرگانى شد راجع به هزینه این وزارتخانه بود بنده صریحاً عرض کردم که یکى از مطالبى که راجع به این عمل منظور نظر است همین مسأله صرفه­جویى براى کشور است وقتى که ما عواید کم داریم باید خرج هم کم شود از طرف دیگر باکى ندارم عرض کنم که اگر یک عده اعضاى بى­مصرفى هم داریم البته خارج کنیم ما اگر به نظر انصاف نگاه کنیم نباید که از یک پیرزنى در اقصى نقاط مملکت پول بگیریم و خرج یک عده اشخاص بی­کاره بشود که مستخدم دولت هستند خیر این دو وزارتخانه که یکى شد اعضا و اجزایش هم به حداقل یکی خواهد شد و بعد هم ملاحظه خواهید فرمود که یکى شدن این دو وزارتخانه صرفه­جویى مهمی خواهد شد و این که فرمودند که وزارت بازرگانى ابتدا یک اداره بود در وزارت دارایى و بعد وزارتخانه مستقلى شد عرض کنم وزارت دارایى و بازرگانى و پیشه و هنر اینها تمام کارهاى اقتصادى دارند اینها به هم وابستگى دارند و باید به هم نزدیک تر باشند و نمى­شود گفت که حالا که یک وزارتخانه علیحده شده دیگر لازم نیست خیر این طور نیست راجع به کارخانه­جات هم که اشاره کردند بنده قبلاً گفتم ما در نظر داریم که این کارخانه­جات که در این مملکت هستند کارى کنیم که محصولاتى که جنبه فانتزى ندارد ببافند به همین جهت نسبت به کارخانه­جات شمال که واگذار دولت شده کارخانه­جات شاهى و چالوس دستور داده شده است که اجناسى تهیه کنند که مورد ضرورت کشور باشد و به درد مملکت بخورد و از صاحبان کارخانه­جات ملى هم همین تقاضا شده و امیدوارى داریم که با همین نظرى که در وزارت پیشه و هنر اتخاذ شده محصول آنجاها هم طورى باشد که به درد مملکت بخورد و به همین جهت ورود نخ که سال­ها بود غدغن بود به موجب تصویب­نامه هیئت دولت آزاد شده تا بتواند نخ از هندوستان وارد کنند راجع به کارخانه ذوب آهن هم که یک اشاره فرمودند آقاى طباطبایى توجه بفرمایند که البته کارخانه ذوب آهن خیلى خرج دارد درست است که سیصد میلیون تا حالا خرج آن شده ولى تمام این سیصد میلیون خرج خود کارخانه نشده و شاید با یک ثلث این یک دهم این کارخانه اگر بکار مى­افتاد ما حساب کردیم در ظرف دو سال عایدات کارخانه مخارجش را مستهلک می­کرد البته براى یک کشورى که این همه مؤسسات دارد ساختمان راه آهن دارد البته کارخانه ذوب آهن نهایت درجه اهمیت را دارد و اگر در اثر یک حوادثى این کارخانه به کار نیفتاده آن مطلب دیگرى است. و در قسمت اداره کل معادن شاید یک قدرى بى­انصافى فرمودند اداره کل معادن وجودش خیلى ضرورت دارد این اشخاصى که در این اداره کار می­کنند سال­ها است زحمت می­کشند و با هزاران خطر جانى مواجه هستند این طور نیست که اشخاصى باشند که در آن اداره نشسته باشند و حقوق مفت بگیرند ولى در عین حال بنده و عده می­دهم که اگر در این سازمان اشخاصى باشند که به واسطه تعطیل شدن کار وجودشان مثمرثمر نباشد آنها را به کار دیگر بگماریم که در آتیه به کارهاى مؤثرى مشغول باشند.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

رئیس- آقاى افشار.

افشار- بنده یک عرایضى دارم چون وقت گذشته مختصر عرض می­کنم اگر آقایان از اول مشروطیت تا به حال تاریخچه ادارات ما را ملاحظه بفرمایند مى­بینید که همه ساله وزارتخانه­هاى ما در تشکیلات و آزمایش بوده است و متأسفانه صورت یک وزارتخانه مستقلى به خود نگرفته است و هر وزیرى که نامزد یک وزارتخانه مى­شده است در این مدت سى و چند سال پیش به این طرف همه مردم منتظر بودند که

+++

ببینند چه تشکیلاتى در این وزارتخانه داده خواهد شد و اگر یک وزیرى تشکیلات نمی­داد شاید بى­عرضه به نظر می­آمد که این نمی­تواند تشکیلات بدهد و آقایان تصدیق می­فرمایند صرف­نظر از این که این گونه تشکیلات هیچ نتیجه نداده یک ضررهایى هم داشته است و شاهد عرض بنده همین تشکیلات و تغییرات سه سال قبل وزارت دارایى که بر خلاف ترتیبات امروزه دنیا یک کارهایى کردند که هیچ فایده عاید مملکت نشد در میان ادارات ما اداره که دچار تغییر نشده اگر ملاحظه بفرمایید اداره گمرک بوده است اداره گمرک از اول ورود مستشاران به ایران تا وقتى که رفتند به یک نحو و ترتیب آبرومندى و یک اساس مستقلى کار کردند و آقایان تصدیق دارند که بهترین ادارات ایران بود براى این که دچار تغییر و تشکیلات نبود (یکى از نمایندگان- حالا هم همان طور است) و حالا هم اگر بهترین ادارات ایران است براى این است که با همان رویه و اسلوب کار می­کند و بنده تصور می­کنم که این رویه تغییر سازمان دادن خوب نباشد زیرا همیشه اگر آدم یک رویه ثابت و مستقلى را در پیش بگیرد حتماً به یک نتیجه خوبى خواهد رسید ولى تغییرات و تحولات و مخصوصاً تحولاتى که از روى یک مطالعه عمیقى نباشد تجربه ثابت کرده است که خوب ثمر نمی­دهد بنده با این تشکیلاتى که آقاى وزیر محترم تجارت و صناعت در نظر دارند موافقت ندارم و عقیده­مندم که براى این که از نقطه­نظر ادارى ادرات ما داراى یک وضع ثابتى بشود دولت یک شوراى عالى تشکیل بدهند تمام ادارات ما نواقص دارند اگر کسى بگوید نواقص ندارد اشتباه کرده است پس یک شوراى عالى تشکیل بدهند و این شورا مطالعه کند احتیاجات را و آنچه را که نواقص دید روى کاغذ بیاورد و وقتى که روى کاغذ آوردند یک سازمان ثابت و ترتیب صحیحى بدهند که هر روز هر وزیرى که می­آید به فکر خودش یک تشکیلات و تغییراتى ندهد و در حقیقت ادارات ما یک طریق و روش مستقلى پیدا کنند و این که می­فرمایند وزارت تجارت اهمیت ندارد بنده با این عقیده همراه نیستم براى این که کار وزارت تجارت تجارت نیست کار وزارت تجارت راهنمایى تجار و فراهم نمودن وسایل تجارت است و براى این که کار عملى بشود وزارت تجارت باید در تمام دنیا نماینده داشته باشد و در آنجا کالاهاى ما را ترویج کنند و تجار ما را راهنمایى کنند که به چه طریق بتوانند از عمل بازرگانى خودشان استفاده کنند و همچنین راجع به اوضاع اقتصادى کشور مطالعات عمیقى بکنند و راه­هاى بهبودى اوضاع اقتصادى کشور را فراهم کنند تا اقتصادیات ما را از این وضع پر ملال رهایى بخشند و یکى از کارهاى مهمى که باید وزارت بازرگانى انجام بدهد و تصور می­کنم از مرام خود آقاى وزیر باشد و آن تشکیل یک اداره مهم احصاییه است که یک اداره حقیقتاً اوضاع داخلى کشور را بتواند آمار کند و بعد روى کاغذ بیاورد ما هر وقتى که در خدمت آقایان کمیسیون­هایى تشکیل می­شد و می­خواستیم مطالعاتى بکنیم به یک امرى برمی­خوردیم که دست و پاى ما را مى­بست و آن عدم اطلاع از اوضاع و وضعیت اقتصادى ایران بود به واسطه این که ما احصاییه در دست نداشتیم و نداشتن احصائیه مانع بود که ما بتوانیم یک تصمیماتى اتخاذ کنیم مثل این که بنده یک دهى داشته باشم و اطلاع نداشته باشم از این که چند خروار بذر افشان زمین در ملک من است کشور هم کمتر از ده نیست ما می­خواهیم وضعیات اقتصادى یک کشورى را اصلاح کنیم بدون این که بدانیم این کشور منافعش چیست در آمدش چیست و چقدر می­تواند مالیات بدهد و چقدر می­تواند عایدات داشته باشد این یک قسمت. عرض دوم بنده چون لایحه مجال می­دهد که در اقتصادیات کشور صحبت بشود عرض می­کنم البته آقایان تصدیق می­فرمایند که اوضاع اقتصادى ما از چندى به این طرف متزلزل است از بیست سال قبل یک تفاوتى بین عناصر و منابع مختلفه تولید ثروت بود ولى تعادل را حفظ می­کرد تولید‌کننده و حتى‏ مصرف‌کننده را از تقریباً پانزده سال قبل به این طرف که دولت یک سلسله اقدامات اقتصادى فوق­العاده داشت از قبیل تأسیس راه آهن و خرید اسلحه براى قشون و تأسیس کارخانه­جات و خروج­هاى هنگفتى شروع کردند به عمل آوردن و یکى از اشتباهات بزرگ به عقیده بنده اشتباه بزرگ اقتصادى این بود

+++

که خواستند یک کارهاى فوق­العاده بکنند و یک بنگاه­هاى مهم اقتصادى را ایجاد کنند در صورتى که دولت­هاى بزرگ مثل فرانسه آلمان روسیه انگلیس که بنیان اقتصادیشان هزار مرتبه از ما محکم­تر بود هرگز این کار را نمى­کردند اینها قرض­هاى طویل­المدت می­کردند و با آن قرض­هاى طویل­المدت مقاصد اقتصادى خودشان را به صورت عمل در می­آوردند بدون این که در داخله کشورشان تزلزلى پیدا شود ولى ما آمدیم تمام این مخارج بزرگ و هنگفت را به دوش این ملت بدبخت گذاشتیم و خواستیم بگوییم که ما به قدرى قوى هستیم که یک همچو کار مهمى را از بودجه سالیانه کشور انجام می­دهیم البته امور اقتصادى چیزى نیست که تابع زور و فشار شود اگر از یک طرف فشار بدهند از طرف دیگر عکس­العملى پیدا خواهند کرد که بزرگ­ترین عکس­العمل آن بالا رفتن سطح زندگانى و خرابى اوضاع فلاحتى و زراعتى کشور می‌شود براى این که این بار گران تحمیل به دوش برزگر و زارع می‌شود بالاخره یگانه تولید منبع ثروت ایران فلاحت ایران است بنده خودم به احصاییه سالیانه مراجعه کردم 97 درصد اقتصادیات ایران را محصولات فلاحتى ایران تشکیل می­دهد وقتی که شما آمدید یک امور عمده اقتصادى را انجام بدهید البته تحمیلات او به دوش همان طبقه خواهد شد بر اثر این تحمیلات فلاحت ایران دچار تزلزل شد ایرانى که می­بایستى سال­ها میلیون­ها خروار گندم جو حبوبات به خارجه صادر کنددر این موقع باید از خارج غذاى خودش را وارد کند براى این که طبقه زارع از بین رفته است براى این که وضعیت زارع طورى خراب است که اصلاً قدرت زراعت از او سلب شده است وقتى که دولت برنامه­اش را تنظیم کرد برنامه­اش این بود که سطح زندگى را پایین بیاورد و بنده هم امیدوار بودم که چون فشار رژیم سابق از بین رفته حالا دیگر اقداماتى خواهد شد که سطح زندگى پایین بیاید متأسفانه روز به روز بالاتر رفت و امیدوار بودم دولت از خرج­هایى که موجب بالا رفتن خرج­هاى زیاد بود صرف­نظر کرده و از طرف دیگر بودجه را طورى تنظیم خواهد کرد که موجب پایین آمدن سطح زندگى خواهد شد متأسفانه تمام آن خرج­ها به جاى خودش باقى است یکى از آنها راه آهن است بنده عرض می­کنم راه آهن خیلى خوب است ولى در این موقع که جنگ دنیا را گرفته است صلاح نیست که ما راه آهن را تمام کنیم یا سایر خرج­هاى دیگر را دنبال کنیم به عقیده بنده امروز چون وضعیت غیر عادى است دولت بایستى از مخارج زائد که هیچ لزوم ندارد صرف­نظر کند و وقتى که این مخارج از بین رفت بودجه دولت کم­تر مى­شود و بر اثر تقلیل بودجه زندگى مردم هم سهل می‌شود عرض دیگر بنده این است یکى از کارهاى اقتصادى که دولت باید بکند باید بودجه را که تنظیم می­کند بین خرج­ها یک تناسبى قائل شوند و هى مخارج ده میلیون تومان پانزده میلیون تومان براى ساختن وزارتخانه هیچ لزومى ندارد به عقیده بنده مأمورین وزارت مالیه در همان ساختمان اولیه مى توانستند با کمال خوبى زندگى کنند و به هیچ جاى مملکت هم برنمی­خورد و اگر هم این پانزده میلیون تومان را خرج آبیارى و ایجاد چاه می­کردند سال اول نه سال دوم همان مقدار عاید می­شد عرض دیگر بنده کارخانه­جات چه دولتى چه ملى از سال اول ساختمان کارخانه صاحب کارخانه در نظر دارد که هر خرجى که براى ایجاد کارخانه کرده در سال اول مستهلک کند و چون انحصار هم دست دولت است و جلوگیرى از آن می­کند یک تحمیل فوق­العاده­ای است براى مصرف کننده و براى فروش محصول کارخانه‌جات دولت یک سرمایه معین کرده که صدى فلان قدر بیشتر نمی­تواند خرج کند آن وقت مأمورین دولت فوراً صاحبان کارخانه را به اصطلاح آبستن می­کنند و به کلى کارخانه­جات را آزاد می­گذارند و لو این که صدى پنجاه و صدى صد صاحب کارخانه تحمیل بکنددو این تحمیل بزرگ به مصرف کننده است و اصلاً صلاح مملکت نیست که چهار نفر باعث بدبختى مردم بشوند و تا این حد به مردم تحمیل کنند به عقیده بنده آقاى وزیر بازرگانى و پیشه و هنر باید توجه بفرمایند که صاحبان کارخانه از یک حد معینى محصول کارخانه خودشان را گران­تر نفروشند عرض دیگر بنده راجع به تنظیم کار است در تمام

+++

دنیا از شصت هفتاد سال قبل به این طرف بین کار و سرمایه یک تناسبى قائل شده­اند آتیه کارگر را تأمین کنند امروز در این کارخانه­ها کارگران کار می­کنند اگر یک دیگی ترکید و یک کارگرى سوخت خودش و تمام فامیلش باید به گدایى بیفتند امروز وضع دنیا طورى شده است که در تمام ممالک براى کارگران یک مزایا و یک راحتى­هایى فراهم کرده­اند که آتیه آنها را تأمین می­کنند و هیچ دلیل ندارد که کارگران ایرانى از این مزایا استفاده نکنند به عقیده بنده یک مقرراتى براى این اشخاص باید وضع شود که اینها هم تا اندازه از زحماتى که می­کشند استفاده کنند و دلگرم باشند وقتى که ما یک کارگر را آوردیم و فقط روزى دو تومان سه تومان چهار تومان به او اجرت دادیم و دیگر هیچ مزایایى براى او قائل نشدیم این هیچ وقت براى ما دلسوزى نخواهد کرد بنابراین هر چه زودتر فکرى هم براى اینها بشود خیلى به جا و مناسب خواهد بود که کارگران در کشور راحت باشند و قلب سالم داشته باشند و اختلاف طبقاتى از بین برود این بود عرایض بنده و چون وقت گذشته است دیگر عرضى نمی­کنم.

رئیس- آقاى ملک مدنى موافقید بفرمایید

ملک مدنى- آقاى افشار یک فرمایشاتى کردند که بنده خیلى به اختصار جواب عرض می­کنم به عقیده بنده یکى از کارهاى خوب دولت فعلى تقدیم این لایحه است که لازمه­اش تغییرات است و تغییر وقتى حاصل می‌شود که دو وزارتخانه از نظر تناسب کارى یکى بشود و همین لایحه­ای است که آقاى وزیر بازرگانى آورده­اند ایشان فرمودند که در این بیست ساله همه­اش دلخوشى ما به ساختمان بوده است بنده عرض می­کنم البته درهمه دنیا معمول است وقتى که یک مملکتى رو به ترقى می­رود سازمان­هایش هم تغییر پیدا می­کند ما یک روزى شاید احتیاج به یک وزارتخانه که اسمش پیشه و هنر باشد پیدا کنیم ولى اوضاع دنیا طورى شده است که قسمت بازرگانى و پیشه و هنرمان محدود شده و همه دنیا دارند تشکیلات خودشان را کوچک می­کنند مقتضى بود که این لایحه به مجلس بیاید اما آقاى افشار یک قسمتى راجع به پایین آوردن سطح زندگانى فرمودند که به عقیده بنده مطلب صحیح است ولى مربوط به این لایحه نیست البته با بودن آقاى گلشاییان وزیر بازرگانى در مجلس تذکرش عیب ندارد ولى به عقیده بنده جایش در نطق قبل از دستور است فعلاً اینجا مورد ندارد ولى این لایحه یکى از لوایح خوب است و حتى­المقدور باید سعى کنیم که احتیاج و تشکیلات و ساختمان آن را کوچک کنیم و این خیلى خوب است و این عمل را باید تقدیس کرد زیرا ما نباید مثل سابق فکرمان این باشد سازمان را وسیع کنیم ما با جایى تجارت نداریم وسایل حمل و نقل ما محدود شده این البته با آن سوابقى هم که از نظر ابتکار و روشى که آقاى گلشاییان دارند سعى می­کنند که بودجه متناسبى تهیه کنند و به مجلس بیاورند که از این حیث صرفه­جویى شده و کمکى از نظر مالى بشود.

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است‏

رئیس- آقاى مخبر فرهمند.

مخبر فرهمند- بنده می­خواهم اظهار تأسف کنم که ما هفته یک روز می­آییم براى انجام وظیفه و آن هم یک ساعت به ظهر به جلسه می­آییم تا یک مطلبى که هنوز دو نفر صحبت نکرده می­گوییم مذاکرات کافى است بنده عقیده­ام این است یک مطلبى که مطرح شد چون جلسات هفته یک روز است اجازه بدهند تا یک ساعت دو ساعت بعد از ظهر هم شده جلسه طول بکشد البته ما با این حقوقى که می­گیریم و مسئولتى که داریم باید در مقابلش هم صرف وقت کنیم راجع به لایحه که مطرح است بنده در اصل مقصود که دو وزارتخانه را یکى کرده­اند بدون این که قانونش بگذرد و بدون این که سابقه داشته باشد به عقیده بنده این عملى بوده است که بر خلاف اصل شده است در یک کشورى ممکن است نخست وزیر دو وزارتخانه یا سه چهار وزارتخانه دیگر را موقتاً کفالت کند لکن یک وزیر دو وزارتخانه را نشده است و نمی­تواند عهده­دار شود حالا آن یک موضوعى است گذشته و یک سابقه

+++

شده که البته باید از بین برود مقصود از یکى کردن وزارت بازرگانى و پیشه و هنر با مقدمه که در قانون گذاشته شده به عقیده بنده دلیل قانع کننده نیست در کمیسیون هم بنده مفصلاً عرض کرده­ام و آقاى وزیر هم تشریف داشتند که عرض کردم اگر بنا باشد ما قانون را براى روز بنویسم که فرض بفرمایید فلان وزارتخانه یک اداره­اش کم شده دو تا را یکى کنیم فردا یک شعبه به آن علاوه می­کنیم و می­آییم دو وزارتخانه­اش می­کنیم این عمل خوب نیست این قانون براى امروز نیست براى همه وقت است وزارت بازرگانى یک وزارتخانه مهمى است باید آن را محفوظ نگاه داشت منتهى امروز کارش کم است فردا زیاد می‌شودبه علاوه یک قسمت از کار این وزارتخانه را وزارت دارایى گرفته که عبارت باشد از کار اقتصاد که اگر آن در اداره بازرگانى شود خودش یک وزارتخانه مهمى بود.

حالا اینجا می­گویند از نظر صرفه­جویى این عمل می‌شود منظور از این صرفه­جویى چه قسم صرفه­جویى می­باشد اگر صرفه­جویى عبارت از هزینه باشد یعنى اگر یک چیزى لازم داشتند می­خرند نداشتند نمی­خرند؟ اگر منظور این قسم صرفه­جویى باشد که صحیح نیست صرفه­جویى بسته به احتیاجات است شاید اگر کارخانه نتوانند وارد کنند و اسباب و لوازم نشود وارد کرد این را صرفه­جویى حساب نمایند و الا از حیث حقوق به عقیده بنده صرفه­جویى نمی‌شود براى این که یک عده مستخدم که الآن دارند کار مى­کنند یا بایستى آنها را دستشان را گرفت و بیرون کرد و گفت به آنها احتیاجی نداریم یا باید انتقال بدهیم به یک وزارتخانه دیگر اگر انتقال دادیم که صرفه­جویى نشده براى این که دولت عواید و اعتباراتش همه­اش یکى است و اگر بیرون کردید به نظر بنده با این که آقا فرمودند اشکالى ندارد. هر چه لازم نباشد بیرون می­کنند بنده تصور می­کنم یک مقرراتى در قانون استخدام و قراردادها هست که نشود به همین سادگى دست آنها را گرفت و خارج کرد و در وهله اول هم کار لنگ مى­شود اینجا به عقیده بنده یک صرفه­جویى شده است که عبارت از حقوق وزیر است بنده وزارتخانه­ها را که حساب می­کردیم دیدم متأسفانه سیزده وزارتخانه است بعد به این فکر افتادم که شاید خواسته­اند عدد سیزده را از آن خارج کنند اگر این بود مى­خواستند چهارده تا کنند و یکى هم علاوه می­کردند براى توقعات بنده و دیگران و یک عده را راضى نگاه می­داشتند دست و بالشان هم بسته نمی­شد به نظر بنده امروز یک وزارت تجارتى را کوچک کردن ولو این که ما کوچک هستیم باید خودمان را لااقل بزرگ نشان بدهیم هى خودمان را کوچک نشان ندهیم شما در این پیمان که مطرح بود نظرم هست بعضى از آقایان پیشنهاد کردند که بعد از کلمه استقلال سیاسى استقلال اقتصادى هم نوشته شود از یک طرف این نظر هست و از طرفى یک وزارتخانه مهمى را هم به خیال و به عنوان این که تقلیل بودجه بدهیم آن را کوچک می­کنیم و یک چیز دیگر به هم که در مقدمه لایحه و دلیل بر یکى کردن دو وزارتخانه ذکر کرده­اند این است که کارخانه­جات را ملى کنند یعنى بفروشند بنده در این قسمت هم کاملاً مخالفم براى این که آن وقتى که دولت در گذشته نمی­بایست در موقع عادى دنیا کارخانه بیاورد و تجارت کند. انحصار درست کند آن وقت کرده ولى امروز که وضعیت دنیا اجازه نمی­دهد و همه دنیا هم این کار را کرده­اند مى­خواهند انحصار را رها کنند و کارخانه را بفروشند و بدهند به دست مردمان قسى­القلب و به دست محتکر و بالاخره این جمعیتى که هستند از بین برود به عقیده بنده امروز دولت بایستى این کارخانه­جات را خودش اداره کند منتهى مأمورین صالح امین در سرکار باشد انحصار و کارخانه­جات را در دست بگیرد و مراقب وضعیت مردم باشد مردم امروز وحشت­زده و نگران می­باشند از طرفى وضعیت خواروبار و از طرف دیگر بیچارگى و فقر و پریشانى مردم باز سابق برین ترسى توى کار بود که بنده اگر متصدى یک کارى بودم اگر دزدى هم می­کردم همیشه ترس داشتم که فردا مرا به محاکمه بکشند یا اموالم را بگیرند ولى امروز آن ترس نیست همان بردن­ها و خوردن­ها هست با کمال آزادى و اطمینان پس باید دولت اگر دولت صالحى است همه چیز را تحت نظر بگیرد زیرا مجلس و دولت مسئول وضعیت این مردم هستند در این دوره بحران دنیا نمی‌شود همه چیز

+++

را به بارى و به هر جهت گذراند موقع خیلى باریک­تر از این است که ما فکر می­کنیم نباید کارخانه را بدهید به دست بنده و بنده بیایم یک سرمایه از خود دولت یا از بانکى بگیرم و بیاورم به خودش بدهم کارخانه را بگیرم بعد همان سال اول از عایداتش پول کارخانه را بدهم و یک قسمت از زندگانى مردم را احتکار کنم آن کسى که کارخانه­ها را آورده شاید نظرش هم براى امروز بوده اگر هم نبوده این کار براى امروز ما مفید بود و ما یک چیز مفیدى را از دست بدهیم که می­خواهیم دو وزارتخانه را یکى کنیم این معنى و منطق ندارد و ملاحظه بفرمایید موضوع انحصارها هر کارى که در گذشته شده است همه­اش بد نبوده البته یک کارهاى خوبى هم بوده که باید هر کارى که خوب بوده آن را حفظ کرد و چون هر کارى در گذشته شده هر چه باشد پا گذاشتن و از رویش رد شدن منصفانه نیست یعنى مصلحت ما نیست ما باید آنچه را که کار خوب است و شده حفظ کنیم و آنچه هم که نقص دارد نقصش را رفع کنیم و آنچه به نفع مردم و کشور است باید تقویت کنیم. یکى این انحصارها است که دولت آن وقتى که نباید مداخله کند کرده و حالا که باید مداخله کند می­خواهد نکند و حالا اگر مداخله نکند یک دسته از مردم در دست می­گیرند و نمونه‌اش هم همین وضعیت بازار است که برنج در آن موقع هشتاد تومان بود و حالا دویست تومان است آن وقت در دکان­ها برنج نبود ولى حالا در کاروانسراها هر جا بروید پر است و می­گویند دویست تومان شرکت تعاونى مصرف که مال مستخدمین دولت است کبریت را می­دهد بسته سى شاهى جاى دیگر چهار قران است به عقیده بنده دولت مسئولیت دارد باید آن را عمل کند و نوع همین شرکت تعاونى را زیاد کند که مستخدمین و مردم حوائجشان را تأمین نماید جنس خوب می­دهند به اقساط پول می‌گیرند و نسبتاً هم گران نیست‏ اگر دولت لااقل همان قسمت خودش را که مستخدمین هستند به وسیله شرکت تقویت کند که زندگانى یک قسمت از مردم را تأمین کند که آنها را سربار سایر مردم نکند باز کارى شده است و چون وقت گذشته است و زیاد حرف زدن بنده هم ممکن است موجب ملال شود عرضم را خاتمه می­دهم و اگر بخواهید این ماده را تصویب کنید یک اشتباهى دارد باید اصلاح شود و آن این است که وزارت پیشه و هنر را گفتند یک وزارتخانه مهمى است نمى­شود جزء بازرگانى بشود.

عنوان وزارت بازرگانى و پیشه و هنر اصلاً نقض غرض است که یک وزارتخانه ضمیمه یک اداره بشود. سؤال دیگرى هم داشتم که فراموش کرده بودم عرض کنم و آن راجع به کارخانه ذوب آهن است که معلوم نیست چه حالى دارد با این که مبالغ کلى براى آن خرج شده وضعیتش معلوم نیست که آیا به کار افتاده یا خیر این را توضیح بفرمایند که اطلاع پیدا کنیم و مطمئن باشیم آنچه بوده است در جاى خودش هست.

امامى (مخبر کمیسیون)- فرمایشات نماینده محترم بیشتر در قسمت عمومى اقتصادى مملکت بود که با این لایحه چندان مربوط نبود ولى بنده خواستم یک قسمت از فرمایشات آقاى افشار را راجع به کارخانه­جات اصفهان جواب عرض کنم الآن همین کارخانه­جاتی که دایر است صاحبان آنها الآن حاضرند آنها را واگذار کنند که از این بند راحت شود. و اما این که فرمودند در قسمتى که چرا قانون نگذشته این دو وزارتخانه یکى شده تا حالا که این قانون تصویب نشده هر وزارتخانه کار خودش را جداگانه انجام داده و می­دهد و این که فرمودند یک وزیر نمی­تواند دو وزارتخانه را تکفل کند و نخست وزیر این کار را می­کرده این طور نیست و این سابقه هست و آقاى فروغى یک وقتى خودشان وزیر بودند و دو وزارتخانه در تحت نظر ایشان اداره می­شد آقاى مخبر فرهمند فرمودند چرا حالیه که ضمیمه شده چرا اول بازرگانى نوشته شده بعد پیشه و هنر این البته یک موضوع مهمى نبود و در کمیسیون هم نظرى نداشتند که مقدم و مؤخر کدام باشد ولى اصولاً هر عملى که از وزارتخانه پیشه و هنر می‌شود خودش یک عمل بازرگانى است مثلاً یک کارخانه که پنبه یا پشم وارد می­کند در ضمن این که این پنبه و پشم وارد کارخانه می‌شود این عمل بازرگانى است یعنى پنبه و پشم می­خرد براى محصول کارخانه و این عمل بازرگانى است یعنى

+++

پنبه را می­خرد و ریسمان می­فروشد بنابراین مانعى ندارد که لفظ بازرگانى مقدم باشد و به علاوه پست و تلگراف و تلفن کدام اهمیتش زیادتر است البته تلگراف اهمیتش زیادتر از پست است ولى پست را مقدم می­کنند و می­گویند پست و تلگراف وقتى که یک وزارتخانه ضمیمه وزارتخانه دیگر می‌شود همه می­گویند کامرس ایندوسترى نه این که بگویند ایندوسترى کامرس. همه جای دنیا وزارت تجارت و پیشه و هنر می­گویند و راجع به بعضى از اظهارات آقاى مخبر فرهمند راجع به انحصار و کارخانه­جات در اینجا چون از موضوع خارج بود بنده هم جواب عرض نمی­کنم و باید در این لایحه که مربوط به ضمیمه شدن دو وزارتخانه است صحبت شود و اگر موقعى شد جواب سایر بیانات ایشان را می­دهم.

وزیر پیشه و هنر- راجع به کارخانه ذوب آهن که اینجا صحبت شد اجازه می­فرمایید توضیحى بدهم کارخانه ذوب آهن 53 هزار تن وزن دارد که خریدارى شده از کمپانى آلمان در سه سال قبل از این ماشین آلات آن هشت هزار تن رسیده است و ساختمان آن واگذار شده است بیک شرکتى که یک قسمتش ساخته شده و یک قسمت از مواد اولیه­اش نیز در ایران تهیه شده و از طرف دیگر هم چون امروز تکمیل ساختمان با نبودن ماشین آلات خرج بیهوده­ای است فقط آن قسمت از ساختمان که بایستی محفوظ بماند ساختمان آن تمام می‌شود و بقیه اش صورت مجلس می‌شود از کلیه جنس موجودى آنجا که با حضور نماینده پیشه و هنر و یک نفر نماینده کمپانى فروشنده این عمل صورت می­گیرد و چون سفارتخانه دیگرى حافظ منافع آن کمپانى است البته باید نماینده آن سفارتخانه نیز حضور داشته و صورت مجلس تنظیم شود و مقدار موجودى معین می‌شود و انشاء­الله وقتى که جنگ تمام شد وسایل ساختمان و به جریان انداختن آن را فراهم می­کنیم.

رئیس- آقاى طوسى‏

طوسى- بنده یک سؤال کوچکى داشتم و آن این است که می­خواهم بدانم این دو وزارتخانه که یکى می­شوند ترتیب پرسنلى آنها چه می‌شود و آیا تکلیف اعضا و اجرا آنها در این موقع زمستان چه می‌شود و خیال می­کنیم مبادا عده در این موقع منفصل شوند و به زحمت بیفتند خوب است آقاى وزیر توضیحى در این خصوص بفرمایند.

اورنگ- بنده هم سؤال دارم اجازه می­فرمایید.

رئیس- بفرمایید.

اورنگ- در موقعى که تکلیف دو وزارتخانه و تجزیه دو وزارتخانه مطرح بود از طرف رفقا خیلى اشکال می­شد که چرا بایستى تفکیک شود یا ایجاد شود دولت لایحه آورده با این که این دو وزارتخانه یکى شود بنده اعتقادم این است که فقط یک وزیرش حذف می‌شود چون در دو وزارتخانه یک وزیر اسم برده با حقوق ماهى فلان قدر بر این دو وزارتخانه رسیدگى می­کند زائد بر این گمان نمی­کنم تغییرى داده شده باشد یا داده شود و خود من متحیرم و هنوز نفهمیده­ایم که این مسأله مضر باشد چیزى که من اغتنام فرصت کرده و وقتى براى اظهارم پیدا کرده­ام و وقت بهترى براى خاطر این تذکر در عمر پارلمانى خودم ندیده­ام و حالا این فرصت را مغتنم شمرده و این سؤال را می­کنم که آقاى وزیر پیشه و هنر و بازرگانى یا آقاى وزیر بازرگانى و پیشه و هنر دلشان این عرض بنده را بشنود نه گوششان. آقایان رفقا همه می­دانند و قطع دارم که همه می­دانند دو عامل است در دنیا که با این دو عامل دنیا اداره می‌شود یکى عقل و یکى احساس یکى عقل یکى قلب و این قلب را امروز می­توانند بخرند و روزى می­رسد که نمی­توانند بخرند بنده چندین سال است که همه آقایان مسبوقید قیم صغار مرحوم مستوفى­الممالک هستم و مستوفى­الممالک هم در این دقیقه نیست و من و شما هم می­میریم بیست و یک اولاد دارد این مرد یک ده دارد در نزدیک طهران اسمش ونک است همه تشریف برده­اید همه دیده­اید نصف اراضى این ده را بدون هیچ مجوزى در دنیا و بدون اطلاع به وراث یا نظار و یا صغار و کبارش گرفته به نام ساختمان یک کارخانه براى ماسک و بر ضد گاز خفه‌کننده گاز خفه کننده احتمالى که ماسکش باید در این ده ساخته شود خود گازش بر این ده حمله کرد و هجوم کرد و نان خاندانى را که بیست و یک نفر صغیر از آنجا باید اعاشه کنند برداشته

+++

شد و صرف آن کارخانه شد بروید در ونک ملاحظه کنید تمام زمین­هاى مزروعى ونک جز این کارخانه باغى هم در آنجا بود که هر جریب آن را خبره­ها آمدند و قیمت کردند این باغ درخت­هایى داشت که دو تن از مردان اگر بغل می­کردند به دست نمی­آمد آنها هم جز این باغ رفت قنوات ونک صرف می‌شود براى این کارخانه یک دنیار اگر شما قیمت این باغ و اراضى را دیده­اید وراث مرحوم مستوفى­الممالک هم دیده­اند این بار چهارم است که در پشت این تریدون به شما عرض می­کنم که حق ننگ بشر نیست ننگ بشر دزدى است خیات است (صحیح است) بى­چیزى ننگ نیست (صحیح است) امروز رحم کنید امروز قدر بشناسید امروز شما مردمی که زمام امور دست شما است و اینجا نشسته­اید با رأى شما دولت مجاز می‌شود بدهد با رأى شما دولت مجاز می‌شود بگیرد امروز خودتان را در محکمه دیگر ببینید و بدانید در جایى مى­نشینید که محکومید آقاى وزیر پیشه و هنر با سمت وزارت این عرض من را گوش ندهند عرض کردم با دلش گوش بدهد حس او را می­خواهم تحریک کنم و حس هر حساس در دنیا می­گوید حق مردم محترم است خاصه مردمى که عزیز بوده­اند (صحیح است) خاصه مردى که پاک بوده­اند و خدمت کرده­اند (صحیح است) بابا قبول کنید که مستوفى­الممالک در این مملکت خیانت نکرده است (صحیح است) خادم بوده یک مردى چندین سال در این مملکت خدمت کرده باغ و زمین او را گرفته­اید ماسک بسازند ولى ماسک در مقابل صغاران نبندید یک مملکتى با این شکل نمی‌تواند هى داد بزند اشخاص صالح را بباورید آقاى افشار و سایر آقایان که می­فرمایید افراد صالح بیاورید آقایان با ذکر در مجلس و با اوراد آدم صالح و خوب نمی‌شود عمل ما این است یک آدمى که صغیرش گرسنه است دل کسى نمی­سوزد من چطور صالح شوم می­دزدم و می­خورم این حرف­ها ارزش ندارد یک پول نمى­ارزد مال مستوفى­الممالک را بدهید به دست صغارش این که زندگانى نمى­شود این که وضع نمی‌شود ولله ناخوشم به حق خدا براى حال من خوب نیست براى قلب من بد است زفت انداختم انتى فیلوژستین الآن پهلوهاى مرا گرفته است گفتم حرف­هایى بزنم شاید اثر کند حس ما تحریک شود یک عملى از ما صادر شود که آن عمل تشویق درستکاران شود نه گفتار این حاصل عرض من است این است که می­خواهم عرض کنم که اگر آقاى مخبر­السلطنه و صاحب اختیار به وزارت پیشه و هنر مراجعه کنند جواب داده نشود که در بودجه این مسأله اعتبار ندارد اشتباه نشود خلط مبحث نشود این عمل واقع شده اصلاحش را از آقاى وزیر پیشه و هنر می­خواهم.

وزیر پیشه و هنر- اگر آقاى اورنگ به دفتر کارخانه شماره پنج مراجعه فرمودند که روز سه­شنبه پریروز در کارخانه رفتم و کارخانه را دیدم پرسیدم پول این زمین را داده­اید گفتند چون اینجا وقف بوده است پولش داده نشده و هنوز تکلیف معین نیست دستور دادم که باید پول را بدهند به متولى یا آن اشخاصی که مقصدى این کار هستند یا قیم صغار آن مرحوم اگر این را مراجعه می­کردند آقاى اورنگ دیگر عصبانى نمى­شدند.

اورنگ- آقا این که می­گویند ونک وقف است این طور نیست ونک وقف نیست.

3- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- آقاى مخبر فرهمند می­فرمایند یک جلسه در هفته داریم و اگر یک ساعت طول بکشد اهمیت ندارد اما نمی­فرمایند که رفقاى محترم ما ملاحظه جلسه را نمی­کنند و رعایت نمى­کنند و از اکثریت مجلس را مى­اندازند و بنده خیلى متأسفم این یک روزى که ما در اینجا هستیم و باید کار کنیم رعایت کار و مجلس را نمی­کنیم بنده با کمال تأسف اجازه می­خواهم جلسه را ختم کنم. جلسه آینده روز یکشنبه 28 دی ماه‏

صفوى- اجازه می­فرمایید.

رئیس- بفرمایید.

+++

صفوى- چند نفر از آقایان اجازه گرفته بودند که مطالبى به عرض برسانند ولى متأسفانه چون آقایان وزرا تشریف نمى­آورند و هفته یک روز یا دو روز که جلسه می‌شود باید آقایان حاضر باشند که نمایندگان مطالب خودشان را بگویند و آقایان وزرا اگر کار داشته باشند تشریف می­آورند و الّا نمى­آیند این است که بنده خواستم پیشنهاد کنم به آقایان وزرا اطلاع بدهند که چون یک مسائلى است که باید گفته شود تشریف بیاورند به مجلس.

مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد.

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفند­یارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:293881!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)