کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/16]

جلسه: 143 صورت مشروح مجلس روز شنبه 29 اسفند ماه 1321  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- لایحه راجع به ترمیم کسر عیدى کارگران چاپخانه مجلس و تصویب آن‏

3- بقیه شور اول لایحه قرارداد مالى و رأى به ورود در شور دوم‏

4- بقیه شور دوم لایحه نظام وظیفه عمومی و تصویب آن

5- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 143

صورت مشروح مجلس روز شنبه 29 اسفند ماه 1321

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‏

2- لایحه راجع به ترمیم کسر عیدى کارگران چاپخانه مجلس و تصویب آن‏

3- بقیه شور اول لایحه قرارداد مالى و رأى به ورود در شور دوم‏

4- بقیه شور دوم لایحه نظام وظیفه عمومی و تصویب آن

5- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

(مجلس یک ساعت و بیست دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تصویب گردید)

صورت مجلس روز 27 اسفند ماه را آقاى (طوسى) منشى قرائت نمودند. (اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین با اجازه- آقایان: اقبال، جلایی، فاطمی

غایبین بی‌اجازه- آقایان: افخمی، تولیت، اوحدی، مؤید احمدی، نواب یزدی، ریگی، ارگانی، مشار، مشیر دوانی، شجاع، چایچی، اکبر، امیر ابراهیمی، عطا‌الله پالیزی، نیک‌پور، دبستانی، آصف، صادق وزیری، گرگانی، مسعودی، دشتی، نقابت، اردبیلی، کامل ماکو، نصرتیان، منشور، بوداغیان

دیرآمده بی‌اجازه- آقای: محیط لاریجانی

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى محیط لاریجانى در صورت مجلس فرمایشى داشتید؟

محیط لاریجانى- در صورت مجلس بنده را جزو غایبین بى‌اجازه نوشته‌اند در صورتی که بنده کسالت داشتم و اجازه هم خواسته بودم.

رئیس- صورت مجلس تصویب شد.

جمعى از نمایندگان- دستور دستور

رئیس- وارد دستور می‌شویم ولى چند نفر قبل از دستور اجازه خواسته بودند. البته رأى مجلس شوراى ملى مقدم است چون آقایان از نظر کمى وقت عقیده‌شان این است که وارد دستور بشویم (صحیح است) آقایانى که مطالبى دارند بعد می‌فرمایند چون البته رأى مجلس مطاع است. آقاى فریدونى مطلبى داشتند؟

2- لایحه تقدیم راجع به ترمیم کسر عیدى کارگران چاپخانه مجلس و تصویب آن‏

فریدونى- عرض کنم در امسال از طرف دولت تصویب‌نامه صادر شده که یک ماه عیدى به کارگران کارخانه‌جات دولتى داده

+++

شود از طرف آقاى نخست وزیر هم اقدام شده که نسبت به کارخانه‌جات ملى هم موافقت کنند که این موضوع عملى شود و به موقع اجرا گذارده شود موافقت هم شده است بنابراین لایحه به قید دو فوریت تهیه شده است.‏

جمعى از نمایندگان- دو فوریت نه آقا. یک فوریت

فریدونى- براى کارگران چاپخانه مجلس که نیم ماه تصویب شده است قبلاً که بهشان داده شود بنابراین براى نیم ماه دیگر لایحه به قید دو فوریت تهیه شده که تقدیم می‌شود تا به تصویب مجلس شوراى ملى برسد و به آنها هم یک ماه داده شود.

(لایحه را تقدیم نمودند و به شرح ذیل خوانده شد)

مجلس شوراى ملى‏

طبق تصویب‌نامه اخیر هیئت وزیران که مقرر شده است یک ماه حقوق به عنوان عیدى به کارگران کارخانه‌ها پرداخته شود چون در بودجه چاپخانه مجلس فقط به میزان نصف حقوق ماهیانه اعتبار عیدى پیش‌بینى گردیده است و نصف آن کسر است بنابراین ماده واحده زیر را به قید فوریت پیشنهاد و تقاضاى تصویب آن را می‌نمایند.

ماده واحده- مجلس شوراى ملى به کارپردازى مجلس اجازه می‌دهد که از محل صرفه‌جویى بودجه چاپخانه مجلس معادل 61741 ریال براى جبران کسر محل عیدى کارگران چاپخانه مجلس پرداخت نمایند.

جمعى از نمایندگان- صحیح است. بسیار خوب است‏.

طوسى- دو فوریت اشتباه است باید یک فوریت نوشته شود. چون لایحه مالى است (صحیح است)

رئیس- فوریت لایحه مطرح است. آقاى ملک مدنى‏

امیر تیمور- مخالفى ندارد آقا. رأى بگیرید.

ملک مدنى- بنده با فوریت لایحه و با اصل لایحه موافقم چون این لایحه خیلى مفیدى است که کارپردازى مجلس شوراى ملى تهیه کرده است و بنده هم خواستم این عمل کارپردازى را تقدیر کرده باشم زیرا کارگرهاى کارخانه‌جات در تمام کشورها به وضعیاتشان توجه می‌شود همین طور که کارپردازى مجلس هم توجه کرده است یک مساعدت‌هایى هم از طرف دولت از طرف خود مؤسسات آزاد و ملى شده است و به نظر بنده اگر محل می‌داشتند که بیشتر کمک بکنند خیلى به جا و به موقع بود. (صحیح است- کافى است مذاکرات)

رئیس- یک عده از آقایان بدون این که اجازه بگیرند مسافرت کرده‌اند و با این که همه‌شان مى‌دانستند که کارهاى مجلس شوراى ملى مخصوصاً در این موقع آخر سال خیلى زیاد و محل حاجت است و زودتر باید جلسات تشکیل شود این است که بنده از آقایانى که تشریف دارند مخصوصاً تقاضا می‌کنم غیبت نکنند که فردا هم بتوانیم جلسه را تشکیل بدهیم و کارهاى معوقه را که منظور نظر است انجام بدهیم که معوق نماند (صحیح است) موافقین با فوریت لایحه کارپردازى برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده واحده مطرح است مخالفى نیست؟ (اظهارى نشد) موافقین با ماده واحده ورقه سفید خواهند داد.

(اخذ و استخراج آرا به عمل آمده 79 ورقه سفید شمرده شد)

(اسامی رأی ‌دهندگان - آقایان: فیاض، طوسی، فرمانفرماییان، نمازی، اورنگ، نراقی، شاهرودی، پارسا، کازرونیان، حمزه‌تاش، شیرازی، نوبخت، رستم گیو، شهدوست، ساکینیان، رفیعی، طباطبایی، مقدم، معینی، مرآت اسفندیاری، روحی، بیات، امامی، معتضدی، عزیزی، سمیعی، رهبری، مجد ضیایی، یمین اسفندیاری، ملک‌زاده آملی، فرشی، جلیلی، ذوالقدر، دهستانی، مهذب، گودرزنیا، لاریجانی، لیقوانی، ملک مدنی، مکرم افشار، آزادی، فتوحی، ناصری، محیط لاریجانی، فرخ، مؤید ثابتی، صفاری، ناهید، مؤید قوامی، امیر تیمور، افخمی، تهرانچی، ریگی، هدایت‌الله پالیزی، دولتشاهی، فروهر، اصفهانیان، دادور، انوار، رحمت سمیعی، افشار، معدل، حریری، هاشمی، مسعودی خراسانی، نایینی، فریدونی، یاراحمدی، هدایت، مستشار، ثقه‌الاسلامی، صدر، اصفهانی، دکتر طاهری، دکتر قزل ایاغ، دکتر سنگ، دکتر تاج‌بخش، دکتر ضیا، دکتر قاسم غنی)

رئیس- عده حضار موقع اعلام رأى 85 نفر به اکثریت 79 رأى تصویب شد.

+++

3- بقیه شور اول لایحه قرارداد مالى و رأى به ورود شور دوم‏

رئیس- لایحه قرارداد مالى مطرح است. شور اول است در مقدمه که در ماده اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم و هشتم و نهم و دهم و یازدهم و دوازدهم و سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم اعتراض شده است اعتراضات به عرض مجلس می‌رسد.

اعتراض آقاى نوبخت در مقدمه

درباره قرارداد مالى ما بین دولت شاهنشاهى ایران و دولت بریتانیاى کبیر نسبت به مقدمه و مواد آن معترض هستم و به طریق ذیل پیشنهاد می‌کنم مقدمه قرارداد مذکور را به این طریق پیشنهاد می‌کنم که اصلاح شود:

دولت شاهنشاهى ایران و دولت بریتانیاى کبیر براى رفع احتیاجات مالى و جنسى یکدیگر براى عقد یک قرارداد موقتى در مواد ذیل موافقت نمودند.

رئیس- اعتراض آقاى نوبخت در ماده اول:

در ماده اول بند ب پیشنهاد می‌کنم که به این طریق نوشته شود:

عنوان بانک مجاز در ایران در هر موقع به بانک ملى ایران اطلاق می‌شود و سایر بانک‌هاى ایران در این گونه موارد تابع بانک ملى خواهند بود.

نوبخت- یک ماده نیست که بنده اعتراض دارم بنده در مقدمه و همه مواد اعتراض دارم تمام موارد را بفرمایید بخوانند بعد بنده همه را توضیح می‌دهم.‏

جمعى از نمایندگان- نمی‌شود آقا

رئیس- باید ماده به ماده باشد. آقایانی که اعتراضات آقاى نوبخت را در ماده اول قابل توجه نمی‌دانند قیام فرمایند (دو سه نفر قیام نمودند) قابل توجه نشد.

اعتراضات آقاى نوبخت در ماده دوم:

در ماده دوم به این طریق پیشنهاد می‌کنم دولت مملکت انگلستان اقدامات لازمه به عمل خواهد آورد که کالاهایی که دولت ایران ضرورى تشخیص می‌دهد به مرز ایران برسد.

طوسى- در آخر ماده دوم هم پیشنهادى دارند که قرائت می‌شود.

در آخر ماده دوم پیشنهادى من این جمله اضافه شود و کالاهایی که دولت ایران صدور آن را لازم می‌داند دولت انگلیس مى‌باید خریدارى نماید.

رئیس- آقاى نوبخت‏

نوبخت- عرض کردم همه را بخوانید یک جا توضیح بدهم.‏

رئیس- بنده هم گفتم نمى‌شود باید ماده به ماده خوانده شود و توضیح بدهید. (صحیح است)

امیر تیمور- حالا آقاى نوبخت شما هم ماده به ماده توضیح بدهید.

رئیس- رأى می‌گیریم به قابل توجه بودن اعتراضات آقاى نوبخت در ماده دوم آقایانی که قابل توجه می‌دانند برخیزند (چند نفر قیام نمودند) رد شد.

اعتراضات آقاى نوبخت در ماده سوم:

ماده سوم را به این طریق پیشنهاد می‌کنم دولت شاهنشاهى ایران اقدامات لازمه را که با اوضاع کشور تطبیق نماید به عمل خواهد آورد که پول رایج ایران جهت معاملات بازرگانى بین گروه استرلینگ از طرفى و بانک ملى ایران از طرف دیگر در دسترس باشد.

نوبخت- اجازه بدهید توضیح عرض کنم. نسبت به همه مواد.

رئیس- اعتراضات نوشته شده است چاپ شده است قرائت شد دیگر چه چیز را توضیح بدهید؟ می‌رود به کمیسیون مذاکره می‌کنند دیگر آقایانی که اعتراضات آقاى نوبخت در ماده سوم قابل توجه می‌دانند برخیزند (دو سه نفر قیام نمودند) رد شد. اعتراضات آقاى نوبخت در ماده چهارم:

ماده چهارم را به این طریق پیشنهاد می‌کنم: خرید و فروش پول‌هاى گروه استرلینگ در ایران تماماً به وسیله بانک ملى ایران صورت خواهد گرفت.

رئیس- آقاى نوبخت

نوبخت- عرض کنم بنده در تمام مواد و در مقدمه اعتراضى دارم و مثل دوره گذشته که تمام بیانات خود را یک جا ایراد کردم استدعا کردم از آقایان نمایندگان اجازه بدهند

+++

که تمام اعتراضات خودم را که خیلى مختصر است عرض کنم چون صحبت‌هاى خود را به طور مفصل آن روز در کلیات گفتم ولى این موارد چون مختصر است تا ماده سه که مقام ریاست فرمودند گذشته بسیار خوب حالا اجازه بفرمایید از ماده چهارم تا آخرش توضیحاتم را بدهم بعد بالاخره یکى یکى از این مواد را رأى می‌گیرند اگر تصویب شد که شد اگر نشد که هیچ.

رئیس- نمی‌شود آقا باید ماده به ماده صحبت کنید. (صحیح است)

ملک مدنى- در ماده چهار به خصوص باید صحبت بفرمایید. (صحیح است)

نوبخت- در ماده چهار نوشته شده است خرید و فروش پول‌هاى استرلینگ در ایران تماماً به وسیله بانک‌هاى مجاز در ایران صورت خواهد گرفت به عقیده من بانک ملى ایران یگانه بانک مجاز است و بر سایر بانک‌هاى ایران برترى دارد و بهتر این است که ماده مذکور به همین ترتیب که بنده پیشنهاد کردم اصلاح شود علاوه بر این جمله‌ای از طرف بانک ملى ایران یا از مجراى آن این را بنده نفهمیدم مقصود چیست مقصود و منظور از جمله مجراى آن را استدعا می‌کنم آقاى وزیر دارایى یا آقاى نخست وزیر توضیح بدهند.

رئیس- رأى می‌گیریم به قابل توجه بودن اعتراض آقاى نوبخت در ماده چهارم آقایان موافقین برخیزند (چند نفرى برخاستند) تصویب نشد.

اعتراض آقاى نوبخت در ماده پنجم:

ماده پنجم را به این طرق پیشنهاد می‌کنم: دولت ایران پول‌هاى گروه استرلینگ را که جهت هزینه‌هاى دولت مملکت متحده انگلستان در مدت جنگ در ایران عرضه می‌شود بر طبق ارزى که بانک ملى ایران تعیین خواهد نمود خریدارى خواهد کرد.

نوبخت- در ماده پنجم در بند الف اشعار شده است دولت شاهنشاهى ایران پول‌هاى گروه استرلینگ را که جهت هزینه‌هاى دولت انگلستان است به نرخ معین در ماده 6 به ریال خریدارى خواهد کرد و در بند ب هم تأکید می‌کند که هیچ گونه تضییقات غیر موجهى را دولت ایران در مورد سایر معاملاتی که به پول گروه استرلینگ صورت می‌گیرد مخصوصاً در خرید این پول‌ها به ریال معمول نخواهد داشت. این ماده چون مربوط به ماده 6 است در ماده 6 هم معین می‌کند نرخ لیره را که صدى بیست و هشت ریال خریدارى می‌کنند به علاوه نرخ فروش را مقرر داشته‌اند که نبایستى از دو ریال از نرخ خرید تجاوز نماید البته دولت ایران باید در این قرارداد نفع ایران را در نظر بگیرد و در این صورت البته تصدیق خواهید فرمود که تعیین نرخ براى یک پول خارجى در یک مملکت مستقلى شاید سابقه نداشته باشد و نه به صلاح کشور است نه به صلاح بانک ملى زیرا کشور ما مثل سایر کشورهاى کاملاً مستقل داراى یک پول رایجى است که قیمت آن تغییرناپذیر است ولى پول انگلیسى یا پول آمریکایى که بالبداهه در این مملکت پول خارجى است و بر طبق تمام قوانین و مقررات جاریه در تمام دنیا تابع تنزل و ترقى خواهد بود و این موضوع از بدیهیات است و به زور استدلال هم نمی‌توان آن را ثابت کرد که برخلاف مقررات رایج بین‌المللى رفتار کنند زیرا چنین عملى بر طبق مقررات بین‌المللى صحیح نیست که بخواهند لیره را با یک قیمت عالى به ما بفروشند و بانک ما را هم مجبور کنند که خریدارى بکند و نباید با ما برخلاف مقررات عمومى دنیا رفتار کنند و نمى‌توان بانک را در این خصوص مقید کرد بلکه بانک با هر قیمتى که مى‌خواهد بخرد یعنى تابع تنزل و ترقى باشد نه این که به صورت مقید و غیر قابل تغییر در بیاورند زیرا این ترتیب برخلاف قوانین جاریه و مقررات عمومى است و حکم اجبار را پیدا می‌کند و هر جا که پاى اجبار به میان آمد دیگر استحکامى براى سایر قوانین باقى نخواهد ماند.

رئیس- رأى می‌گیریم به قابل توجه بودن اعتراض آقاى نوبخت در ماده پنجم آقایان موافق برخیزند (چند نفر قیام نمودند) رد شد. در ماده ششم چند فقره اعتراض رسیده است یکى مال آقاى نوبخت است که اول قرائت می‌شود:

ماده ششم را به این طریق پیشنهاد می‌کنم: دولت شاهنشاهى

+++

ایران نرخ‌هاى خرید و فروش دلار ایالت متحده امریکا را به ریال بر طبق ارزى که بانک ملى تعیین می‌نماید معین خواهد نمود.

نوبخت- در این موضوع راجع به نرخ لیره بود که توضیح دادم دیگر عرضى ندارم.

رئیس- رأى می‌گیریم به اعتراض آقاى نوبخت در ماده ششم. موافقین برخیزند (چند نفر برخاستند) رد شد.

اعتراض آقاى طباطبایى در ماده ششم:

در ماده ششم قرارداد مالى معترضم و اعتراض مزبور این است که بهاى لیره صدى بیست و هشت ریال تعیین و تثبیت شده و این مسأله موجب تنزل اسکناس و ترقى روز افزون اجناس می‌باشد.

طباطبایى- راجع به این ماده اولاً بنده درست ملتفت نشدم که در یک قرارداد مالى چه جاى این است که براى یک جنس براى یک متاعى ولو طلا باشد یا پول کاغذى باشد یک ماده تویش بگنجانند و بنویسند که این را به یک نرخ ثابت طرفین تعهد کنند که از آن نرخ پایین نیاید بالا هم نرود بنده نظر و عقیده‌ام این است که این موضوع مربوط به قرارداد مالى نیست بلکه اصلاً قرارداد مالى مطلقاً یک مفاهیم و یک مصداق‌هاى علیحده دارد که غیر از این مسأله است قیمت پول قیمت جنس همیشه تابع عرضه و تقاضا است (لیقوانى- نه حالا) همیشه متناسب با اوضاع اقتصادى مملکت و تابع پیش‌آمدها و حوادثات است اگر ممکن بود یک قراردادى نوشت و یک تعهدى کرد که وضعیت ولو براى یک مدتى (که این مدت هم ندارد) به یک حال ثابت بماند ممکن بود که این تعهد معنى و منطق داشته باشد که طرفین تعهد بکنند که نرخ لیره یا نرخ یک جنس دیگر به یک حال باقى بماند و ثابت باشد این یک عمل در واقع صرافى است که مربوط به بازار است مربوط به وضعیت عمومى دنیا و مملکت است چطور می‌شود این را ما تعهد کنیم و به یک میزان ثابت نگاه داریم به علاوه تا کى؟ مضافاً به این که راجع به نرخ لیره و تأثیرات این نرخ در اوضاع اقتصادى و زندگانى عمومى مملکت چندین بار اینجا صحبت شد در جلسات خصوصى هم صحبت کردیم و همیشه به دولت‌هاى وقت تذکر هم شد که آقا این نرخ نرخ واقعى و طبیعى لیره نیست سهل است خیلى بیشتر از آن چیزى است که می‌شود برایش فرض کرد و بنده خیال می‌کنم که اذهان و افکار همه آقایان متوجه این معنى هست و لازم نیست که زیاد توضیح بدهم که چقدر همین نرخ 128 ریال لیره در زندگى ما و بدى زندگى ما تأثیر کرده (فرخ- وعده اصلاح هم داده بودند) بله عرض کنم که این واقعاً حقیقتى است که مکرر گفته می‌شود که یک قسمت از مخارج جنگ را آنچه که در مملکت ما است یعنى ارتباط با مملکت ما دارد تحمیل به ملت ایران شده است و این صحبت بنایش همان نرخ لیره است ملاحظه بفرمایید براى یک ساختمان براى یک متر جاده اگر بنا بشود ساخته شود و شوسه بشود آنجا اگر چهار نفر عمله کار کنند و به اینها چهار تا دو تومان داده شود مى‌شود هشت تومان آن وقت نرخ لیره را بگیریم سیزده تومان اگر از آن سمت توجه بفرمایید که نرخ واقعى لیره را اگر الآن ببریم و در بازار آزاد عرضه بکنیم مسلماً بیش از شش هفت تومان ارزش ندارد آن وقت به هر عمله داده شده است با این حسابى که عرض کردم یک تومان آن یک تومان دیگر را کى داده است؟ ما و بر زندگى ما تحمیل شده است به مردم تحمیل شده است این که گفته می‌شود البته آقایان مستحضر هستند متوجه هستند خواستم بیشتر توجه بفرمایید که بنایش کجا است و چیست یک جنسى را اگر فرض بفرمایید قیمت واقعى‌اش صد تومان باشد اگر قیمت واقعى‌اش را بخواهیم با لیره خریدارى کنیم هشت ده تومان هشتاد تومان هشت سه تومان و چهار تومان صد و چهار تومان با این نرخ ما باید تقویم کنیم و حال آن که نرخ واقعى لیره را اگر ما هشت تومان بدهیم چقدر باید لیره بدهیم تقریباً شانزده تا پس ما الآن داریم چقدر لیره می‌دهیم و یک جنس صد تومانى را می‌خریم؟ به صد تومان چقدر لیره می‌دهیم؟ در مقابل آن یک خروار سیب زمینى را مى‌خریم چند تا لیره می‌دهیم؟ هشت تا آن هشت تاى دیگر چطور شد افتاد روى زندگى

+++

مردم این است که این وضعیت را ایجاد کرده که ملاحظه می‌فرمایید به زندگانى عمومى مملکت تحمیل شده این مضیقه عمومى از لحاظ اقتصاد مملکت پیش آمده بنده نمى‌خواهم عرض کنم همه صد در صد نتیجه این عمل است نتیجه نرخ لیره است با همین کمیسیون ارزى است که بلاى جان این مملکت شده است و نمى‌رود از بین صد در صد البته این طور نیست عوامل دیگر هم هست موجبات دیگر هم هست اوضاع عمومى و طبیعى دنیا هم هست کمک کرده‏ است ولى شصت یا هفتاد درصدش نتیجه و اثر همین وضعیتى است که به این طور ثابت مانده از کابینه مرحوم فروغى تا به حال ما دچار این مصیبت هستیم و همین طور که فرمودید وعده شد که اصلاح بشود و نشد سهل است که حالا بنده مى‌بینم توى این قرارداد هم این موضوع گنجانده شده یعنى یک امیدى هم که ما داشتیم این امید هم از بین رفت بنابراین بنده خیال می‌کنم توى مجلس شوراى ملى و بین آقایان کسى باشد که فکر این قسمت باشد که لااقل نرخ لیره در صد و بیست و هشت ریال یک موضوع قابل توجه و قابل مطالعه‌ای است بنابراین بنده استدعایم این است آقایان موافقت بفرمایند با این نظرى که بنده پیشنهاد کردم و این پیشنهاد ارجاع شود به کمیسیون دولت هم هست آقایان محترم هم هستند تشریف می‌آورند در کمیسیون یک فکرى می‌کنند که البته طرف مقابل ما هم انشاء‌الله قبول می‌کند و بلکه بتوانیم جلب نظر طرف را هم بکنیم یک دقت بیشترى بشود و اگر لازم شد یک نرخ منصفانه‌تر و عادلانه‌ترى معین شده و در ماده بنویسند.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر (آقاى بدر)- عرض کنم حضور آقایان بنده خیال داشتم همان طور که در جلسه قبل به عرض رساندم یک توضیحات مفصلى راجع به این قرارداد که فعلاً مطرح است به عرض آقایان برسانم البته موقع نرسید و اعتراضات هم مال آقاى نوبخت و بعد مال آقاى طباطبایى مطرح شد و این طور به نظر رسید اول مجلس شوراى ملى در این باب اظهار نظر مى‌فرمایند بعداً بنده توضیحات کلى که دارم عرض مى‌کنم ولى چون حالا آقاى طباطبایى در قسمت‌هاى مختلف این پیمان وارد شدند بنده هم شاید مناسب باشد که توضیحات خودم را فعلاً عرض کنم و بعد رأى گرفته شود عرض کنم این پیمان در 6 خرداد سال 1321 به امضا رسید و روى او عمل شد البته عمل به طوری که در جلسه قبل هم خدمت‌تان عرض کردم خرید و فروش ارز بود و تعیین نرخش این هم برحسب اختیارى بود که دولت داشت و هنوز هم دارد و رویش عمل می‌شود ولى چون غیر از این چیز دیگرى نبود حالا نتیجه عمل این ده ماهه را باید ببینیم چه بوده است چون اگر در رقم وارد شویم به عقیده بنده بهتر است چون رقم همیشه ثابت کننده قضایا است و گمان مى‌کنم خیلى نظریات است که وقتى رقمش ثابت شد آن نظر هم تغییر می‌کند این است که بنده امروز می‌خواهم شمه از این ارقام را عرض کنم که حتى براى خود بنده هم تازگى داشت براى این که مدتى بود که داخل در کار نبودم و حالا براى براى من صورتى رسید و به این ارقام و به معاملات ارز که مراجعه کردم این ارقام را که تحصیل کردم واقعاً براى بنده هم خیلى چیزها روشن شد و این ارقام تازگى داشت و البته براى آقایان بیشتر تازگى خواهد داشت این است که بنده شروع می‌کنم ببینم از 6 خرداد تا 20 اسفند یعنى تا چند روز قبل که تقریباً ده ماه و نیم مى‌شود چه عملى کردیم طبق این قرارداد. این ارقام را عرض کردم از دفاتر رسمى کمیسیون ارز استخراج کردم این است که رسمیت دارد ما از متفقین خود ما در این مدت لیره خریدیم در حدود 18359512 لیره در این مدت ده ماه و نیم ما این قدر لیره از آنها خریدارى کردیم از متفرقه خریدارى شده یعنى...

چند نفر از نمایندگان- آقا نمى‌شنویم بلندتر.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- توجه بفرمایید بنده بلند عرض می‌کنم تا آقایان هم بشنوند از متفرقه خریده شده علاوه از متفقین از بازرگانان و غیره طبق قانون ارز خریده شده و آنها فروخته‌اند در حدود 5004710 لیره که من حیث‌المجموع ما در تمام این مدت 23264222 لیره خریده‌ایم حالا این ارز را چه کار کردیم در آسمان مانده

+++

یا خرج کرده‌ایم؟ این عملى است که ما کرده‌ایم: معاملاتى که شده است براى خرید اجناس و احتیاجات و معاملات بازرگانى که شده در حدود 13106782 لیره براى خرید اجناس و احتیاجات رفته‌اند از بانک‌ها و اشخاص متفرقه خریدارى کرده‌اند طلا خریدیم به موجب اجازه مخصوص مجلس شوراى ملى 1995253 لیره 230 انس طلایى بوده است که ما به استناد قانون 28 مهر گذشته طلا خریدیم طبق پیمان.

طبق پیمان نقره خریدارى شده صد و بیست تن که وارد تهران شده است 663053 لیره تعهداتى دارند بازرگانان که اول سفارش می‌دهند بعد که رسید آن تعهد را باید بدهند که آن را هم خرج شده می‌شود فرض کرد 535/1546 لیره بعد هم اگر این پیمان به تصویب برسد در آخر دسامبر گذشته می‌بایستى باز لیره‌هایمان را تبدیل کنیم در حدود 553/ 288/5 لیره پس اینهایى که خرج شده و بعداً خرج خواهیم کرد می‌شود 22600176 لیره که ما خرج کرده‌ایم و خرید کرده‌ایم تا حال طلا خریده‌ایم نقره خریده‌ایم و وارد کرده‌ایم خوب چه باقى می‌ماند از این ارقام و این جمع و خرج؟ 664054 لیره براى ما باقى می‌ماند پس این که گفته می‌شود لیره تا این حد رسیده و ما داریم خفه می‌شویم و لیره‌ها زیاد شده است در تمام این مدت ده ماه و نیم که عرض کردم همین مقدار است که باقى مانده 664054 لیره که حالا بر این باید اضافه کرد عایدات خزانه‌دارى کل را که بارز است ارز آن هم در همین تاریخ یعنى در بیستم اسفند بالغ بر 2342656 لیره است عایدات خود خزانه است که دو تا را روى هم بگذاریم و جمع کنیم مجموعش می‌شود 3006702 لیره. این را بنده عرض می‌کنم که در هیچ تاریخى در این هفت ساله اخیر کم‌تر از این دولت و کشور لیره نداشت همیشه پنج میلیون شش میلیون ما ذخیره داشتیم امروز تمام پول لیره ما بعد از وضع تعهدات‌مان سه میلیون لیره است و این کم‌ترین مبلغى است که بنده در این مدت ده پانزده سالى که در مالیه بوده‌ام دیده‌ام پس اگر آقایان تصور کرده‌اند و می‌گفتند در این ایام که اگر این طور باشد میلیون‌ها لیره تهیه می‌شود و ما در این لیره‌ها غرق مى‌شویم و می‌خواهیم چه کار کنیم این طورها هم نبوده است. حالا عرض می‌کنم از این ارقام و اقلامی که عرض کردم ما دو نتیجه مهم گرفتیم یکى این که قریب 14653117 لیره... (صحبت جمعى از نمایندگان)

طباطبایى- آقاى رئیس زنگ بزنید. خودتان که نمى‌گذارید دارید صحبت مى‌کنید با منشیان‏

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- عرض کردم یکى این که ما قریب 14653117 لیره کالا براى این مملکت وارد کرده‌ایم از این پول و این‏ لیره کالا از خارج وارد کرده‌ایم دوم این که مبلغ 7283800 لیره از این پول طلا خریده‌ایم یا خواهیم خرید (نراقى- تهیه شد. خریده شد) سوم این که 663000 لیره هم نقره خریده‌ایم که بر دارایى کشور افزوده شود این بود نتیجه عمل این ده ماه و نیمه ما و به نظر بنده اگر این جمع و خرج را ملاحظه و مطالعه بفرمایید بسیار معامله خوبى بوده است ما اولاً چهارده میلیون کالا خریده‌ایم یا بالاخره ذخیره کرده‌ایم و قریب هشت میلیون هم طلا و نقره خریده‌ایم به نظر بنده اگر هر شخصى وضعیت خودش را هم که نگاه کند بعد از ده ماه معامله بین دو نفر آدم اگر این نتیجه را بگیرید نتیجه خیلى خوبى است نتیجه بدى نیست. اما برگردیم به رقم بازرگانى واردات و صادرات‌مان عرض کنم حضورتان این عمل صرافى و پول بود حالا...

شاهرودى- راجع به دلار

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- راجع به دلار بعد عرض می‌کنم و عجالتاً تطبیق نمى‌کنم آمار گمرکى را با این آمارى که راجع به پول داده‌اند براى این که آمار گمرکى را دیرتر می‌دهند و نتوانستم براى همین مدت تحصیل کرده به عرض برسانم حالا من یک سال را می‌گیرم یعنى سالی که از اول مهر 1320 شروع می‌شود و به آخر شهریور 1321 ختم می‌شود آمار واردات از کشورهاى متفقین را در این یک سال بنده می‌گیرم: در این مدت یک سال مجموع واردات ما از کشورهاى متفقین به استثناى شوروى که مال شوروى را بعد عرض می‌کنم 692636000 ریال بوده است این مبلغ ریال ما جنس از ممالک مختلفه متفقین وارد کرده‌ایم این را وقتى مى‌سنجیم

+++

با تجارت عادى‌مان با این کشورها مى‌بینیم زیاد شده است که کم نشده است اقلام مهمى که وارد کرده‌ایم و غلات و آرد گندم بوده 67679000 ریال قند و شکر وارد کرده‌ایم 161229000 ریال چاى وارد کرده‌ایم 188379000 ریال پارچه وارد کرده‌ایم 92000000 رزین و لاستیک وارد کرده‌ایم 54000000 اتومبیل سوارى و بارى وارد کرده‌ایم 10000000 ریال واردات شوروى البته عرض کردم جزو این جمع و این ارقام نیست پس ملاحظه می‌فرمایید جنس‌هاى ما در این یک سال اخیر یعنى از مهر 1320 تا آخر شهریور 1321 ما این اجناس را وارد کرده‌ایم ماه‌هاى بعد هم در حدود همین منوال است و به محض این که ارقامش را گمرک تهیه کرد به عرض آقایان می‌رسانم نکته قابل توجه این است که این اجناس که وارد شده است با این که موقع غیر عادى و وسایل هم حقیقتاً مشکل بوده است باز میزان داد و ستد ما با متفقین کم‌تر از سنوات عادى نبوده و این اجناس را هم ما ارزان خریده‌ایم قند را تنى سى لیره گندم را که خیلى هم کرایه‌اش را داده‌ایم خریده‌ایم 85 دلار تقریباً در حدود خروارى 900 ریال همچنین چیزهاى دیگر را به همین میزان خریده‌ایم مناسب خریده‌ایم مثلاً قند در حدود کیلویى سه ریال و نود دینار که هر تن تقریباً سى لیره می‌شود در هر حال مقصودم این است که این چیزها خریدارى شده و صورتش هم حاضر است البته گران‌تر از وضعیت قبل از جنگ است ولى به هر حال گران هم نخریده‌ایم عرض کنم از بدو....

(تهرانچى- پس چرا قیمت‌ها این قدر بالا می‌رود) عرض کردم این مربوط به وضع داخلى است مقدار زیادى هم از این چیزها مالیات‌هایى است که دولت می‌گیرد و کرایه‌ها و حق انحصار و غیره است که اینها را هم ممکن است صورتش را بدهم (تهرانچى- پس خود دولت باعث گرانى است) بلى یک قسمتش می‌دانید مالیات است که (عرض کردم بعدها اگر خواستید صورتش را می‌دهم) دولت می‌گیرد یک قسمت هم البته من نمى‌دانم که عرض کنم چه علت دارد اما علت اصلى و اساسى بدى وضع ما و علت این که وضع ما چرا بد است این است که آقایان ما از بدو شروع جنگ در دنیا و بدون این که جنگ به ایران سرایت کرده باشد یا لااقل از بدو سرایت آن به ایران و از موقعى که این آتش مشتعل شد ما وفق ندادیم اقتصادیات خودمان را با اقتصادیات فوق‌العاده جنگى دنیا و همین طور ما اقتصاد عادى خودمان را داشتیم یعنى خرید و فروش و وضعیت ما به طور عادى بود عرض کردم وضعیت ما به ما این طور اجازه داد این طور رفتار کردیم و همچو عملى شد نتیجه‌اش هم این است که ملاحظه مى‌فرمایید اگر ما از همان وقت فکرى کرده بودیم از بدو جنگ واقعاً اقتصادیات‌مان را همان طور که تمام ممالک کرده‌اند روى یک پایه گذاشته بودیم با همین جنسى که وارد شده و با همین جنسى که در خود این مملکت داشتیم رفاه کامل برقرار بود و شاید روزگار کشور دچار این مشکلات نمی‌گردید ولى علت عمده‌اش این بود که ما ول کردیم و خیال کردیم که وضع وضع عادى است و باید ول کرد و همین طور هم شد البته وضع براى ما عادى بود و براى ما عادى تصور می‌شد و آن را تطبیق نکردیم با وضع اقتصادى دنیا و این طور شد که ملاحظه فرمودید و اشخاصی که جنس زیاد داشتند به تدریج قیمت آن جنس را زیاد کردند و این هم یک علتى شد که یواش یواش گران شد عرض کنم اشخاصى هم هستند البته همین طور که آقاى طباطبایى فرمودند هستند عده‌ای که عقیده دارند که علت‌العلل تمام این گرانی‌ها این است که متفقین چون تسهیلاتى برای‌شان فراهم شده است و پول زیادى به دست می‌آورند و این خرجى که اینجا می‌کنند و مصرف زیاد آنها باعث گرانى وضع زندگانى ما شده است. به عقیده بنده البته بازار ما می‌دانید که خیلى محدود و هیچ وقت یک همچو مشترى عمده‌ای در بازارهاى ما نبوده است مشترى که در سال دویست سیصد میلیون تومان دو سه هزار میلیون ریال خرج بکنند البته این ترتیب هم یک وضعیت غیر عادى را ایجاب می‌کند ولى این را نمى‌توان علت‌العلل دانست البته اینها که آمدند اینجا البته احتیاج به خرج دارند و مصرف آنها هم بیش از گنجایش اقتصادى ما است و تا حدى موجبات عدم تعادل را در زندگانى کشور فراهم نموده ولى عرض کردم آنها هم احتیاج

+++

به خرج دارند بى‌خرج که نمی‌شود و یقین بدانید که یک دینار هم بیش از آنچه که واقعاً لازم داشته باشند و احتیاج داشته باشند خرج نمی‌کنند سفیه که نیستند که پول‌شان را دور بریزند لابد خرجى است ضرورى و ضرورت ایجاب می‌نماید و این را هم عرض کردم چون وضعیت ما مرتب نشده بود ایجاد این عمل و این جریان شد که ملاحظه کردید و اگر از اول همان طور که عرض کردم ما هم وضعیت‌مان را با وضع اقتصاد جنگى دنیا تطبیق کرده بودیم یعنى اجناس را کلیتاً دولت در دست مى‌گرفت و با همین اشخاصى که اینجا هستند همان طور عمل مى‌کردیم که ما براى مملکت مى‌کردیم اگر این وضعیت مرتب می‌شد براى ما البته اشکالى نداشت که مهمان‌هاى لهستانى را هم خودمان روزى سیصد گرم چهارصد گرم نان بهشان می‌دادیم یا اگر داشتیم گوشت را این طور با طرز جیره‌بندى به آنها می‌دادیم البته با این که آنها اینجا بودند وضعیت ما را خراب نمی‌کرد بودن آنها کار را این طور نکرد ما طریق عادى‌مان را به طریق فوق‌العاده تبدیل نکردیم نتیجه‌اش این شد این وضعى است که ملاحظه مى‌فرمایید پس بنابراین نتیجه عرض بنده این است که اگر چه مخارجى که متفقین اینجا می‌کنند و خریدهایى که می‌کنند و مصارفى که می‌کنند یگانه علت نیست و علل دیگرى هم در کار هست که لازم بود جلوگیرى بشود و اگر جلوگیرى می‌شد و اگر ما در بدو امر شروع می‌کردیم مى‌شد جلوگیرى کنیم (روحى- ‏حالا بکنید) راجع به حالا عرض می‌کنم اما این که یک قسمتى از مردم شاکى هستند که مقدار لازم جنس نیست و مایل هستند که به اندازه زمان عادى جنس در دسترس‌شان باشد الآن موقعى است که نمی‌شود این را قبول کرد به جهت این که جنگ موجب گردید ما نتوانستیم به قدر احتیاج جنس از خارج وارد کنیم و این را هم باید دانست که این وضع تقریباً امروزه عمومیت دارد و آقایان مستحضرند که ممالک بسیار ثروتمندى مانند آمریکا و انگلستان واقعاً باور بفرمایید که از هیچ جهت نباید در مضیقه باشند امروز در مضیقه هستند و اکثر چیزهای‌شان جیره‌بندى شده است امروز دنیا در مضیقه هست و هیچ کشورى امروز نیست که به قدرى که مورد مصرف دارد جنس در اختیار خود داشته باشد این قطعى است ولى البته باید طورى کرد که این مضیقه محسوس نباشد و توازن و تعادلى در کار باشد ولى این که امروز این انتظار را داشته باشیم که همان میزان قند و چاى و قماش که قبل از جنگ براى ما وارد می‌شد و در دسترس ما بود در دسترس ما باشد به نظر بنده آقا این یک توقع بی‌جایى است و مورد ندارد عرض کنم یک مسأله‌ای هم هست که آقاى نوبخت فرمودند آقاى طباطبایى هم فرمودند که تثبیت نرخ در قرارداد مالى مورد ندارد به نظر بنده این طور نیست و به نظر بنده یگانه چیزی است که مورد دارد مثلاً ملاحظه بفرمایید از موقعى که جنگ شروع شد بین تمام کشورها البته آنهایى که در جنگ هم نبودند با هم قراردادى تصویب کردند و پول‌شان را روى قراردادهایى تثبیت کردند اکثر از ممالک این کار را کردند یعنى گفتند چهار دلار یک لیره حتى کشورهاى بى‌طرف مثل ممالک سوئد و سوئیس و غیره با آنها هم قرارى گذاشتند که نرخ بایستى در بین باشد و بالا و پایین نرود تماماً تثبیت کردند و الآن دیگر نرخ نقود در جاهاى مختلفه دنیا تثبیت شده و بالا و پایین نمی‌رود و امکان عقلى نداشت که یک مملکتى بیاید و با ما پیمان مالى ببندد و تثبیت نرخ در بین نباشد و آن وقت بگذاریم هر روز و هر دقیقه قیمت لیره بالا و پایین برود و فلان قدر بشود این معنى ندارد اول شرط عمل مالى و بازرگانى بین دو کشور دوست در یک همچو موقعى تثبیت نفوذ بین خودشان است (یکى از نمایندگان- با اعتدال) اما این که آیا میزانى که معین شده است کم است یا زیاد بنده در زیاده‌روى این قسمت صحبت نمی‌کنم به جهت این که این را خود آقایان ممکن است به قضاوت شخصی‌شان رجوع بفرمایند.

طباطبایى- خود آقا مى‌فرمایید که این قسمت خوب است؟ و معتقدید که منصفانه است.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- حالا عرض می‌کنم

+++

قیمت لیره را ملاحظه بفرمایید در دنیا یک پولى که امروز صحبت می‌کنند لیره یا دلار یا ریال این یک چیز موهومى است این را بنده مى‌خواهم عرض کنم که ریال یا دلار یا لیره یا فلان پول این را یک وقتى مى‌گویند می‌خواهند بفهمند با ارزش آن چقدر می‌شود چیز خرید. ارزش پولى امروز ما با قبل جنگ و ارزش ریال قبل از جنگ را با هم بگیرید و تناسبش را هم بگیرید نرخ آن وقت را بگیرید و حالا را هم بگیرید و بسنجید که آیا این قیمت زیاد است یا نه؟ قبل از جنگ سابق می‌فرمایید لیره بود 25 ریال (تهرانچى- 18 ریال) هیجده ریال قیمت لیره بود خیلى خوب حالا بنده عرض مى‌کنم قوه خرید هیجده ریال را از آن روز قبل از جنگ با امروز تطبیق بفرمایید (تهرانچى- کى این کار را کرده است؟) با 128 ریال امروز و تناسب و قوه خرید این دو تا را با هم در نظر بگیرید (تهرانچى- همین کار ریال را این طور کرده است) حالا این را هم بنده عرض می‌کنم بنده عرض می‌کنم تطبیق بفرمایید با وضع قبل از انعقاد پیمان نه حالا حالا که قابل تطبیق نیست آن وقت شما یک عمله را استخدام مى‌کردید دو ریال به او آن وقت یعنى قبل از جنگ 1914 می‌دادید.

تهرانچى- یک ریال

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- یک ریال ما سى شاهى الآن به یک عمله باید بدهید دو تومان‏

تهرانچى- آن وقت که قرارداد را بستید بفرمایید.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- همان وقت را عرض می‌کنم آن وقت دو تومان بود.

تهرانچى- هفت قران بود.

روحى- نه قران نه قران‏

طباطبایى- هشت قران بود.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- پارسال گذشته دو تومان بود.

تهرانچى- نه خیر. نبود.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- دو تومان بود بنده خاطرم هست عمله داشتم و دو تومان می‌دادم.

تهرانچى- بنده هم داشتم مختلف هفت قران و هشت قران و نه قران می‌دادم.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- بنده خرداد 1320 را عرض می‌کنم. حالا می‌فرمایید جنس‌هاى دیگر را بگیریم و تطبیق کنیم وقتى تطبیق کنیم اینها را همه‌اش را ممکن است بنده خدمت‌تان حساب بدهم راهش حساب است حساب شده است تا کنون و تقدیم می‌کنم که قیمت بسیارى از اجناس که قبل از جنگ 1914 در ایران خریدارى می‌شد و حالا خریده می‌شود با مقایسه قوه خرید لیره در آن تاریخ و قوه خرید لیره در این تاریخ را ملاحظه بفرمایید معلوم می‌شود و الا به صرف این که در سابق 18 ریال بود و چرا حالا 18 ریال نیست نمی‌شود قضاوت کرد قضاوت وقتى است که خوب حساب را در نظر بگیرید و این دو را در نظر بگیرید و تطبیق کنید و تناسبش را با هم بسنجید این را هم بنده حسابش را کرده‌ام و خدمت آقایان تقدیم می‌کنم و آقایان ملاحظه خواهند فرمود اگر اعتراضى دارند بفرمایید (تهرانچى- راجع به شهریور ماه بفرمایید) بنده از تاریخ شهریور ماه اطلاع ندارم همین جریانات همین نرخ‌ها سبب افتادن ریال شد) حالا گذشته است و از گذشته نباید صحبت کرد البته صحبت از گذشته مفید است ولى بیشتر باید صحبت از آینده کرد که چه باید بکنیم که از این ترتیب فعلى و از این وضعیت خلاص بشویم از گذشته هر چه صحبت بکنیم باعث تأسف است بایستى از گذشته تلخ عبرت بگیریم. گذشته یک تجربه‌ای است و ما باید این تجربه تلخ را در نظر بگیریم که براى آتیه یک راه حلى باشد و به نظر بنده و دولت این طور می‌رسد که ما از چند راه است که باید اقدام بکنیم و شروع هم به این اقدامات کرده‌ایم یکى این که تولید خودمان را زیاد کنیم اعم از قسمت‌هاى کشاورزى یا صنعتى زیرا اگر در سال گذشته ملاحظه فرموده باشید یعنى در امسال در این مملکت ان اندازه هم سخت نشد بیراى همین اقداماتى بود که در بهاره کارى

+++

سال گذشته شد امسال هم همین کار را باید بکنیم و باید تولید خودمان را به هر راهى که شده در قسمت کشاورزى زیاد بکنیم همین طور تولیدات صنعتى خودمان را هم باید زیاد بکنیم بنده از بدو ورود به خدمت در وزارت بازرگانى و پیشه و هنر سعى کرده‌ام حتى‌المقدور کارخانه‌جات ما اگر ممکن است دو دسته عمله بگذارند و کار کنند شب و روز (پارسا- اگر نفت بدهند و اشکال نکنند نفت نمى‌دهند) بلى دو دسته عمله بگذارند که شب و روز کار کنند باید این کار را کرد و باید همه کارخانه‌جات را مجبور کرد تا این کار بشود و همه کارخانه‌جات این کار را انجام بدهند زیرا این کارخانه‌هایى که دایر شده و امروز موجود است همه براى امروز ما است و براى یک همچو روزى است و الا موقعى که درب‌هاى اروپا باز شد همه چیز مى‌توانیم وارد کنیم و مصرف کنیم ولى امروز این کارخانه‌ها چه کارخانه‌هاى دولتى و چه کارخانه‌هاى ملى بایستى دو دسته کارگر بگذارند که کار کنند (صحیح است) یکى دیگر جمع آورى مرتب محصولات و تولید است که تقسیم و توزیع آن منظم باشد (صحیح است) اما این که فرمودید نفت نمی‌دهند باید رفع محظور را کرد باید اقدام کرد این را که عرض مى‌کنم براى همین است دیگر. قسمت سوم اقدامى که باید کرد این است که حتى‌المقدور باید از مخارج جلوگیرى کرد و مخارج زیاد است که یاعث مى‌شود قیمت‌مان بالا برود و باید دولت و مردم حتى‌المقدور سعى کنند که از مخارجى که مولد ثروت نیست کم کنند این را باید همه ماها بدانیم که خرج در این مدت باید طورى بکنیم که فقط براى ضرورت باشد یا براى چیزهایى باشد که از آن تولید ثروتى بشود (صحیح است) که به درد احتیاجات مملکت بخورد و در غیر این صورت باید جلوگیرى کنیم البته این تنها وظیفه دولت نیست همه باید این منظور را داشته باشند (صحیح است) ولى ما یک توقعاتى هم از متفقین خودمان داریم و آن توقعات البته دو چیز است یکى این است همان طور که در پیمان هم ذکر شده است و تا به حال هم کرده‌اند و امیدوار هستیم در آتیه هم بکنند این است که مایحتاج ما را برسانند زیرا که ما مایحتاج کافى نداریم یعنى ما قند به اندازه کفایت نداریم قماش نداریم به اندازه کفایت خلاصه آنچه مایحتاج نداریم به ما برسانند دیگر این که عرض کردم از این بازار محدودى که هر کس‏ وارد آن بشود یک تشنجى در آن ایجاد می‌کند اولاً آنها هم مثل ما خیلى صرفه‌جویى بکنند که اسراف و تبذبر تشود تا این که به وسیله خود ما به وسیله خود دولت خریدشان را بکنند یا با اطلاع دولت بکنند که دست‌هاى مختلفه در این بازار نیاید که باعث اشکال بشود این دو توقعى است که ما از اول هم داشتیم حالا هم بیشتر خواهیم داشت و من یقین دارم که این به نفع آنها هم خواهد بود آنها هم میل ندارند که دایماً لیره خرج کنند چون نفع آنها هم در همان ترتیبى است که عرض کردم و من امیدوارم که آنها هم کمک بکنند و مساعدت بکنند و امیدوار هستم با تقویت و کمک و مساعدت آقایان نمایندگان محترم که همیشه دولت مترصد تقویت آقایان بوده و همیشه تقویت هم فرموده‌اید سال آینده ما بهتر بتوانیم موفق بشویم و این تضییقات براى ما یک تجربه تلخ و یک درس عبرتى باشد و امیدوارم در سال آینده جبران این سختى‌هاى گذشته بشود.

نراقى- بنده یک توضیحى دارم اجازه مى‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید.

نراقى- آقاى وزیر پیشه و هنر در ضمن آن صورتى که خواندند از موجودى‌هاى لیره که 23 میلیون لیره بود یک رقمى هم بود که در آخر دسامبر 6 میلیون هم باید تبدیل به طلا شده باشد و نشده گویا این گزارش که به ایشان داده شده قبل از هفته گذشته بوده و روز چهارشنبه این لیره‌ها تحویل هیئت نظارت شد (بسیار خوب صحیح است) و این امانت ماست در افریقاى جنوبى (صحیح است)

رئیس- رأى مى‌گیریم به قابل توجه بودن اعتراض آقاى طباطبایى آقایان موافقین برخیزند (عده کمى برخاستند) رد شد. اعتراض دیگر در ماده ششم از آقاى تهرانچى است خوانده مى‌شود:

اعتراضات اینجانب تهرانچى به مواد قرارداد مالى بین دولت شاهنشاهى ایران و دولت امپراطورى انگلستان: این قرارداد با توجه به مقررات ماده 7 پیمان اتحاد منعقده در 9 بهمن ماه

+++

1320 بسته شده فصل 7 پیمان مذکور دولت انگلستان و دولت اتحاد جماهیر شوروى را منتشرکاً متعهد می‌نماید بهترین مساعى خود را به کار برند که حیات اقتصادى ملت ایران را در مقابل تضییقات و اشکالاتى که در نتیجه جنگ حاضر پیش بیاید محفوظ بدارد (هر چند که تاکنون عملى در این باب نفرموده و نتیجتاً تضییقات و اشکالات فعلى از هر حیث فراهم و حیات اقتصادى ملت ایران دارد به ممات تبدیل می‌گردد) چون این تعهد محدود و تعلق نیست به عکس ماده 2 قرارداد مالى که انجام یک جزئى از تعهد وسیع فصل هفت پیمان مذکور است تأمین کالاهاى مورد احتیاج کشور ایران را محدود به آنچه که در حیطه اختیار دولت انگلستان و تعلیق به تطبیق به اوضاع مقتضیات جنگ می‌نماید به عقیده بنده تعهد مطلق فصل 7 پیمان را لوث و هیچ گونه الزام قطعى به دادن کالاهاى مورد لزوم کشور ایران که طبق فصل نامبرده متعهدند و جز حیات اقتصادى ملت ایران است در برندارد. به عکس مواد 3 و 4 و 5 و 6 این قرارداد مالى که دولت ایران را متعهد و ملزم به انجام اعمالى مافوق قوه مالى ملت کرده است که در پیمان اتحاد منعقده 9 بهمن 1320 دولت ایران هیچ گونه الزام و تعهدى براى انجام مقررات مذکور در این مواد نداشته به علاوه مقررات مزبور باعث ضعف و از بین رفتن حیات اقتصادى ملت ایران باشد که دول متحده طبق فصل 7 قانون پیمان اتحاد متعهد به حفظ آن هستند.

تهرانچى- البته آقایان فصل 7 قرارداد اتحاد ما بین دولت ایران و متفقین در خاطر دارند که اگر ندارند بنده اینجا به عرض می‌رسانم. فصل هفتم مى‌گوید:

دول متحده مشترکاً متعهد می‌شوند که بهترین مساعى خود را به کار ببرند که حیات اقتصادى ملت ایران را در مقابل تضییقات و اشکالاتى که در نتیجه جنگ حاضر پیش بیاید محفوظ بدارند. پس از آن که این پیمان اعتبار یافت براى بهترین وجه عمل کردن به این تعهد مابین دولت ایران و دول متحده مذاکرات شروع خواهد شد. اینجا یک تعهدى است که خیلى وسیع است و این ماده 2 قرارداد مالى به کلى این تعهد را از بین برده و محدود کرده است به آنچه را که در اختیار دولت انگلستان است بعد هم متعلق کرده است به مقتضیات اوضاع عمومى جنگ در صورتى که در فصل 7 ابداً اینها نیست حتى مى‌گویند اینجا که باید بهترین مساعى خود را به کار ببرند که حیات اقتصادى ملت ایران را در مقابل تضییقات و اشکالى که در نتیجه جنگ حاضر پیش بیاید محفوظ بدارند تمام این تعهدات اینجا شده ولى اینجا آمده‌اند و در ماده 2 این فصل و این تعهد وسیع را متعلق به یک تعلیقات و محدود به یک اختیارتى نموده‌اند که واقعاً من نمی‌دانم مقصود چیست؟

من واقعاً نمى‌دانم که حدود اختیارات دولت انگلستان طبق قوانین انگلیس چه اندازه است چه چیزهایى در اختیار دولت نیست ما که از قوانین انگلستان اطلاعى نداریم لیکن در مواد 3 و 4 و 5 و 6 عرض کنم به عکس براى دولت ایران یک تعهداتى را قبول کرده است که ابداً در پیمان چنین تعهدی را نداریم که هر چه آنها به ما پول عرضه بدارند ما فوراً مجبور باشیم به قیمت 128 ریال بخریم. آقاى وزیر بازرگانى توضیح فرمودند که قوه خرید لیره را مى‌خواستید بگیرید ما زمان جنگ بین‌المللى اولاً حالا مناط اعتبار نیست آقا و تاریخ شهریور 1320 مناط اعتبار است اگر آن حساب را بفرمایید مى‌بینید که چقدر به ما تحمیل شده است در 128 ریال چون این ترقى فاحشى که در تمام اجناس ما پیدا شده است و قوه خرید ریال به فرمایش ایشان کم شده است چرا مال دولت انگلستان را مى‌فرمایید نشده است و لیره نشده است در ممالک خودشان؟ اینها براى این است که آنها هنوز دو برابر اسکناس قبل از جنگ را ندارند آقا علتش این است. چرا این را نمى‌فرمایید آقاى وزیر پیشه و هنر و حال آن که مال ما به شش برابر رسیده است به پنج برابر رسیده است در مقابل چه چیز رسیده است در مقابل این قرارداد رسیده است دیگر آقا. باید واقعاً دید که چه شده است قواى خرید لیره آنها در ممالک خودشان بالا نرفته است یکى از اعتراضات من به دولت‌مان این است که چرا قوه خرید ریال را پایین آورده است. یکى از علت‌العللش به عقیده من همین قرارداد است و

+++

اگر بخواهید مقایسه کنید زمان جنگ بین‌المللى را با حالا قابل مقایسه نیست زیرا حالا با گذراندن آن لایحه انتشار اسکناس از مجلس شوراى ملى و چه و چه و همین ازدیاد اسکناس بدون ذخیره در مملکت سبب شده است که یک همچو وضعیتى براى ما پیش آمده یعنى آن حیات اقتصادى ایران را که تعهد کرده و تضمین کرده‌اند الآن تبدیل به ممات شده است تقریباً اگر مراجعه بفرمایید در فصل هفتم پیمان متعهدند که یکى از آن متعهدین دولت انگلستان است که تعهد کرده‌اند حیات اقتصادى ملت ایران را در مقابل تضییقات و اشکالات جنگ حاضر محفوظ بدارند الآن این حیات تبدیل به ممات شده است دارد هم می‌شود عرض کنم اگر قواى خرید ما در شهریور گذشته و قبل از ازدیاد انتشار اسکناس را در نظر بگیریم مى‌بینیم که مسلماً خیلى بیش از اینها بوده است همان طور که عمله را مثل زدند عمله آن وقت شش ریال شش ریال و نیم و هفت ریال بیشتر نبود و صد و بیست میلیون هم بیشتر اسکناس در انتشار نداشتیم بعد که اضافه کردید بدون ذخیره موجود به این جهت شده است که امروز رسیده است به دو تومان و ممکن است به سه تومان و چهار تومان و بیشتر هم برسد و اعتراض بنده همین است که این حیات اقتصادى ما را تبدیل به ممات کرده است آنها تعهد بیشترى داشته‌اند و در نتیجه این قرارداد به کلى از بین رفته و محدود و معلق شده است ما هم نداشتیم اساساً یک تعهداتى را قبول کردیم که مرگ آور است یعنى حیات اقتصادى ما را حقیقتاً تبدیل به ممات می‌کند این است که من تقاضا مى‌کنم از آقایان نمایندگان و استدعا دارم که در این قسمت 2 قرارداد که دولت کرده و آورده است یک توجه بیشترى بفرمایید زیرا این ماده 2 آن فصل 7 پیمان را متزلزل مى‌کند و به عکس مواد 3 و 4 و 5 و 6 این قرارداد دولت را ملزم و متعهد به انجام اعمالى مافوق قوه مالى ملت کرده است که در پیمان هیچ گونه الزام و تعهدى براى انجام این مقررات نداشته و واقعاً اینها یک تحمیلاتى است براى ملت ایران براى این که ملت ایران بنیه و قوه و قدرت و استطاعت این را ندارد و نمى‌تواند این اندازه تحمیل بکند (صحیح است) مثل این که تا به حال براى او شده است البته اگر آقایان توجه بفرمایند به این موضوع ارجاع به کمیسیون نشود واقعاً حیات اقتصادى ما را از بین مى‌برد و ما را به یک افلاس خیلى بدى مى‌کشاند و تهدید می‌کند. این بود خلاصه اعتراض بنده. (صحیح است)

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- بنده اینجا ماده 2 قرارداد را مى‌خوانم آقایان توجه بفرمایید بنده نمى‌دانم چطور محدود کرده است یا ممنوع کرده است. نوشته است دولت مملکت متحده انگلستان هر اقدامى که در حیطه اختیار او باشد و تطبیق با مقتضیات اوضاع عمومى جنگ نماید براى تأمین فروش ورود کالاهاى ضرورى به ایران به عمل خواهد آورد.

تهرانچى- آن چیزى که در اختیار او و حیطه اختیار او است بکند؟... این یعنى چه؟

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- البته هر اقدامى را که از هر کس انتظار داریم اقدامى است که در حدود دو حیطه اختیارات او باشد در اقتدار او باشد و الا اگر خارج از اقتدار او باشد به فرض این که او تعهد هم بکند ما چطور مى‌توانیم انتظار داشته باشیم‏.

تهرانچى- قوانین داخلى را باید نگاه کرد که بتواند.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- و یکى دیگر این که آقایان مخصوصاً باید توجه فرموده باشند که بنده ارقام واردات یک ساله اخیر را به آقایان عرض کردم و نشان دادم که این اجناسى که وارد شده اگر از میزان گذشته بیشتر نبوده کم‌تر هم نبوده ولى حقیقتاً میزان احتیاجات ما این روزها بیشتر بوده است و باید هم بیشتر بدهند و این توقع را داریم ولى نباید هم بگوییم که هیچ مساعدتى به ما نکرده‌اند اگر چنانچه نکرده باشند پس قندمان را از کجا مى‌آوریم قماشمان را از کجا مى‌آوریم این هفتاد هشتاد هزار تن گندمى را که آمده از کجا به دست آورده‌ایم؟ (نوبخت- داشتیم آقا. داشتیم. همه چیز داشتیم) عرض کنم خدمت آقایان این اجناسى که وارد شده و به مملکت آمده است امرى است واقع و آمده است ولى این را هم بگویم بدیهى

+++

است که اگر وضعیت این مملکت مرتب و منظم نباشد ممکن است چندین مقابل این مقدار هم جنس بیاید ولى به دست مصرف کننده واقعى و حقیقى آن که لازم دارد نرسد اگر چه آقا تردید مى‌کنند که آن چیزى که ما لازم داشتیم به ما نداده‌اند ولى این را نمى‌شود درش تردید کرد ولى نمى‌شود هم گفت که در واقع اقتدار این را داشته‌اند که بیشتر بدهند و نداده‌اند بعد هم عرض مى‌کنم قبلاً هم تذکر دادم یکى از توقعات ما این است که ما به میزانى که قبل از جنگ در زمان رفاه و آسایش جنس در دسترس داشتیم حالا هم داشته باشیم حالا نمی‌شود توقع زیاد هم داشت که زیادتر بکنیم این توقع ما جایى نرفته ما جنس می‌خواهیم و توقع داریم آن چیزى را که داریم زیادترش بکنند آنها هم که زیادى ندارند. ما طبق ماده 7 پیمان محق هستیم که از آنها کالاهایى را بخواهیم که وضعیت اقتصادى ما را احیا بکند آنها هم چیزى را از بین نبردند حالا اگر آقا مى‌فرمایید آنها چنین عقیده را ندارند بنده عرض نمى‌کنم ولى آنها عقیده‌شان بر این است که این قرارداد تشدید کرده است سر هم باید بدهند چیزى هم از آن کم نکرده است این نظر آنها است طرفى که باید بدهد این طور مى‌گوید حالا آقا مى‌فرمایید کم کرده بنده چه عرض کنم به این جهت بنده می‌خواهم عرض کنم این قرارداد که ملاحظه مى‌فرمایید این از روى واقع است ما از آنها یک چیزهایى مى‌خواهیم که در حدود اختیارات و مقتضیات جنگ است اگر امروز کشتى باشد که براى ما جنس حمل بکند و بتوانیم بگیریم از آنها مانعى ندارد و آنها هم مى‌دهند پس چیزى که می‌خواهیم باید کشتى داشته باشند وسیله نقلیه باشد تا برسانند. عرض کنم حضورتان راجع به قسمت نرخ که فرمودید 7 ریال هم که به فرض آقا بگیرید تا قبل از جنگ (تهرانچى- جنگ بین‌المللى) چهار مقابل بالا رفته است (تهرانچى- هفت برابر) آن وقت که مى‌فرمایید یک ریال بود (تهرانچى- دو ریال بود) خیر یک ریال و نیم بود در آن وقت ممکن است سؤال بفرمایید. تحقیق بفرمایید. اخیراً هفت ریال بود و حالا چهار مقابل بالا رفته است حالا بنده با آن صورتى که تقدیم خواهم کرد... البته قرارداد دو طرفه است و توضیحات آقا هم همین‌ها بود چون قرارداد دو طرفه است ما باید استرضاى آنها را فراهم کنیم آنها هم باید استرضاى خاطر ما را فراهم کنند اما آن طور که شما مى‌فرمایید و تصور مى‌فرمایید البته همچو چیزى در این دنیا الآن میسر نیست بعدها چه عرض کنم‏.

رئیس- آقایانى که اعتراضات آقاى تهرانچى را قابل توجه مى‌دانند برخیزند (عده کمى برخاستند) رد شد.

اعتراض آقاى امیر تیمور به ماده ششم:

به عنوان ارجاع به کمیسیون معترض و اصلاح آن را به شرح ذیل پیشنهاد مى‌کنم.

ماده 6- نرخ خرید و فروش لیره انگلیسى به مظنه روز در بازار آزاد تعیین و یا به نرخ قبل از شهریور 1320 از طرف دولت خرید و فروش شود.

امیر تیمور- عرض کنم بنده از آقاى وزیر پیشه و هنر تمنا می‌کنم که بعد که فراغت حاصل کردند به بیانات آقاى تهرانچى یک مراجعه بفرمایند در خلوت که تنها بودند این بیانات آقاى تهرانچى و فرمایشات خودشان را جلو بگذارند و ببینند آیا هیچ ارتباطى به هم داشت آقاى تهرانچى درست فرمودند تصدیق بفرمایید وجداناً که جواب بیانات آقاى تهرانچى فرمایشات حضرت اجل عالى نبود کاملاً آقاى تهرانچى صحیح فرمودند که ماده 2 این قرارداد به کلى اثرات ماده 7 پیمان را که متفقین ما تعهد کرده‌اند که بهترین کمک و مساعدت را براى حفظ حیات اقتصادى ایران بنمایند این ماده عملاً آن را از بین مى‌برد این یک عرضى است که کردم و استدعا مى‌کنم بعد که خلوت شد پیش خودشان از روى وجدان ملاحظه و مطالعه و دقت بفرمایند تا عرایض بنده را تصدیق بفرمایند امروز به عقیده همه و اکثر اهالى این کشور محل شبهه و تردید نیست که بیشتر مشکلات اقتصادى زندگانى ما و ترقى فاحش معیشت روى همین نرخى است که دولت براى خرید و فروش لیره

+++

تعیین نموده اول به 14 تومان و بعد به دوازده تومان و هشت قران (آقاى یمین اسفندیارى مشغول صحبت بودند)

امیر تیمور- آقاى یمین این یک مسأله اساسى است مسأله‌ای است حیاتى که مربوط به شما و مملکت است. مملکت شما است این آخرین فرصت شما است آقا گوش بدهید توجه بفرمایید بعد همه کار مى‌توانید بکنید. خواهش مى‌کنم دقت بفرمایید.

یمین اسفندیارى- صحیح است.

امیر تیمور- عرض کنم این خیلى حساب روشنى دارد فرض بفرمایید اگر شما یک بار شکر را مى‌خواستید بخرید بده لیره ده شش تومان می‌دادید به شصت تومان حالا اگر بخواهید بخرید ده سیزده تومان صد و شصت تومان باید بدهید این است که بالا رفته و به این طور که دارد بالا می‌رود شما را بدبخت مى‌کند سطح زندگى را بالا مى‌برد و قوه خرید را کم مى‌کند و ما را بیچاره مى‌کند البته متاع آنها گران‌تر می‌شود و مال ما برعکس فرض کنید آنها مى‌خواستند بیایند اینجا جنسى بخرند فرضاً صد من مى‌خواستند گندم بخرند در ده لیره باید براى صد من ده لیره باید از قرار شش تومان بدهند حالا مى‌دهند براى صد من گندم چهار لیره و به چهار لیره خرید می‌شود این یک حساب خیلى روشن و واضح و بدیهى و آشکارى است که از هر دو طرفش به ضرر و زیان ما تمام مى‌شود هم از جهت خرید هم از لحاظ فروش (صحیح است) این عقیده بنده است (صحیح است) مخصوصاً این یک موضوع و این یک ماده به خصوص به عقیده من موضوعى است که لازم است در کمیسیون روى آن بحث و دقت بشود و فقط اگر حقیقتاً این قضیه اصلاح بشود در باقى چیزها بنده با شما موافقت مى‌کنم و ممکن است این ملت ایران همه این بدبختی‌ها را تحمل کنند و خواهد کرد ولى این رویه اگر ادامه پیدا کند و این لیره از قرار 128 ریال تا آخر مدت جنگ با تعهدى که شما کرده‌اید که تمام احتیاجات ریالى انگلستان را ایران بپردازد و متحمل است این احتیاجات ریالى به ماهى دویست میلیون سیصد میلیون برسد و بالغ شود این موضوع براى مملکت ما غیر قابل تحمل است کمر شکن است شما خورد می‌شوید زیر این بار این را من از آقایان رفقاى عزیز خودم استدعا مى‌کنم که از این آخرین فرصت استفاده بکنند و با این پیشنهاد موافقت بفرمایند که ارجاع به کمیسیون بشود و برود به کمیسیون وقتى موافقت فرمودید و رفت به کمیسیون این یک حربه‌ای مى‌دهد به دست دولت که دولت به اتکا این حربه برود با متفقین ما صحبت بکند بگوید حرف بزند حل کند که آقا تمام مملکت طرف‌دار دوستى شما هستند و قرارداد شما را صمیمانه و با حسن نظر مى‌گذرانند ولى از نظر همکارى این قسمت را که خیلى کمرشکن است به این جهت و این جهت شما به اظهارات اینها یک توجهى بکنید و حل کنید و این موضوع از نو یک مجالى مى‌دهد به دولت که مذاکره تجدید شود و از این آخرین فرصت استفاده بشود و خوب بشود (صحیح است) و استدعا مى‌کنم موافقت بفرمایید. زمین و آسمان هم به هم نمى‌خورد. بیش از این هم چیز دیگرى عرض نمی‌کنم.

رئیس- آقایانى که اعتراض آقاى امیر تیمور را قابل توجه می‌دانند برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

ارجاع می‌شود به کمیسیون. اعتراض آقاى سزاوار هم در همین زمینه است خوانده مى‌شود.

چون در ماده 6 نرخ خرید لیره را در 128 ریال به طور ثابت تعیین نموده‌اند این تثبیت نرخ برخلاف میزان عدالت و انصاف است و بایستى تعیین نرخ لیره به مقتضیات زمان قابل تجدید‌نظر باشد.

رئیس- اعتراض آقاى دشتى هم خوانده مى‌شود:

من در ماده 6 این قرارداد و تعیین قیمت لیره اعتراض دارم.

رئیس- همین بود که آقاى امیر تیمور فرمودند ماده به کمیسیون ارجاع مى‌شود. در ماده هفتم اعتراض آقاى نوبخت خوانده مى‌شود:

ماده هفتم را به این طریق پیشنهاد مى‌کنم:

موجودى لیره و دلار به حساب بستان‌کار دولت شاهنشاهى

+++

ایران در حساب بانک ملى ایران نگاهدارى خواهد شد و هر موقع که دولت ایران بخواهد آن را نقل و انتقال خواهد داد.

نوبخت- در ماده 7 اظهار شده است که موجودى‌هاى لیره و دلار در حساب بانک‌هاى مجاز ایران و بنده پیشنهاد کرده‌ام در حساب بانک ملى ایران باشد و همچنین اضافه بشود که هر وقت دولت ایران صلاح بداند و بخواهد مى‌تواند آن را نقل و انتقال بدهد البته اگر این جمله اضافه نشود به طورى که بنده در جلسه سابق هم توضیح دادم راجع به این موضوع مثل این است که سلب مالکیت از ما شده باشد ولى وقتى موضوع مسلم این است که ما یعنى ایران مالک این لیره‌هاى موجودى و مالک این دلارهاى موجودى است و وقتى که مالک شد بنابراین است که مالک مى‌تواند در مال خود همه نوع تصرف بکند و نقل و انتقال بدهد و هر جور بخواهد مى‌تواند تصرفات در آن بکند (صحیح است) ولى وقتى که ماده به این ترتیب که نوشته شده امضا بشود نتیجه این می‌شود که مالک در این ملک خودش و در این موجودى خودش تصرفى نخواهد داشت بنابراین بنده پیشنهاد کردم که در ماده 7 اضافه شود موجودى‌هاى لیره و دلار که به حساب بستان‌کار ایران است در هر موقع که بخواهد آن را نقل و انتقال خواهد داد این یک موضوع موضوع دیگر این که عرض کنم در بند ب این ماده هم درست مطلب واضح نیست و یک عبارتى نوشته شده که مفهومى ندارد نوشته شده: به طریقى که بعداً بین دولت شاهنشاهى ایران و دولت مملکت متحده انگلستان موافقت شود تعیین خواهد شد و براى تعیین موجودی‌هاى مزبور دولت شاهنشاهى ایران هر گونه تسهیلات مقتضى را فراهم خواهد نمود مقصود از این چیست؟ معلوم نیست دولت ایران چه تسهیلاتى باید فراهم نماید؟ این مبهم است و غالب جملات این ماده مبهم است و بنده نفهمیدم مقصود چیست؟ و من درست نتوانستم یعنى آقاى رئیس هم اجازه نفرمودند که من در مواد اول و دوم و سوم هم که خیلى بهام داشت توضیحاتى عرض کنم. یک توضیح دیگر هم می‌دهم و آن این است که چند نفر از آقایان اظهار داشتند و حیات اقتصادى ایران را صحبت کردند. بنده مکرر عرض کردم حیات اقتصادى ایران مربوط به خود ایران است شما مواد اقتصادى ایران را مى‌گویید.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- عرض کنم قسمت اول ماده 7 که آقاى نوبخت فرمودند براى چیست؟ حالا بنده توضیح مى‌دهم این که نوشته شده است که در ممالک متحده انگلستان و ایالات متحده امریکا نگاهدارى خواهد شد این به هیچ وجه حق ما را سلب نکرده است. سلب حق مالکیت ما را نکرده است نوشته است نگاهدارى خواهد شد.

نوبخت- خوب این را بنویسید.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- و سلب حقى از ما نشده است و ما همین کار را کرده‌ایم و به حساب بستان‌کار ما نگاهدارى خواهد شد و هر روز هم بخواهیم نقل و انتقال مى‌دهیم هر کجا که خرج داشته باشیم از همین لیره‌ها و دلارها خرج مى‌کنیم پس از کجا خرج مى‌کنیم حق انتقال را کسى از ما نگرفته و سلب نشده است اما راجع به این که فرمودند نوشته شده است بعداً بین دولت شاهنشاهى ایران و دولت مملکت متحده انگلستان موافقت شود تعیین خواهد شد و براى تعیین موجودی‌هاى مزبور دولت شاهنشاهى ایران هرگونه تسهیلات مقتضى را فراهم خواهد نمود. این از براى این است که عرض مى‌کنم نه این است که مى‌بایستى شصت درصد از این موجودی‌مان را به طلا تبدیل کنیم این را مى‌نویسد که باید اول موجودى‌مان را نشان بدهیم به آنها تا بعد شصت درصدش را طلا بدهند باید اول تسعیر کرد و نشان داد که آقا ما فلان قدر موجودى لیره داریم و در فلان جا است و فلان قدر و فلان میزان است آن وقت به ما صدى شصت طلا بدهند.

رئیس- آقایانى که اعتراض آقاى نوبخت را قابل توجه مى‌دانند برخیزند (دو سه نفر برخاستند) رد شد. در ماده هشتم اعتراض آقاى نوبخت خوانده مى‌شود:

ماده 8 را به این طریق اصلاح نموده پیشنهاد می‌کنم:

+++

ماده 8- در صورت وقوع هرگونه تغییرى در بهاى رسمى زر در قسمت‌هاى موجودى‌هاى لیره به حساب بستان‌کار دولت شاهنشاهى ایران تغییرى داده نخواهد شد و قیمت قطعى آن بر طبق ارزشى است که بانک ملى ایران معین نماید.

رئیس- آقاى نوبخت

نوبخت- واضح است احتیاج به توضیح ندارد.

رئیس- رأى مى‌گیریم به اعتراض آقاى نوبخت و قابل توجه بودن آن آقایان موافق برخیزند (چند نفر قیام نمودند) رد شد. در ماده نهم اعتراض آقاى یمین اسفندیارى خوانده مى‌شود:

به ماده 9 معترض مى‌باشم و اصلاح آن را به شرح پایین پیشنهاد می‌کنم: یمین اسفندیارى‏

ماده 9- هرگاه در مواردى دولت شاهنشاهى ایران به منظور تأمین بهاى کالاهایى که از امریکاى شمالى وارد ایران خواهد نمود احتیاج به دلار داشته باشد و موجودی‌هاى دلار به حساب بستان‌کار دولت شاهنشاهى ایران تکافوى پرداخت بهاى کالاهاى مزبور را ننماید دولت شاهنشاهى ایران مى‌تواند از محل موجودى‌هاى لیره مبلغى که براى تأمین کسر مذکور لازم است برداشت و به مصرف خرید زر از بانک انگلستان به بها و شرایط مصرحه در ماده 11 زیر برساند مقصود از کلمه کالا (کالاهاى مندرج در این ماده لوازم مورد احتیاج است که براى صدور از امریکاى شمالى به ایران موجود باشد و بتوان آن را از امریکاى شمالى به ایران حمل نمود و همچنین نباید مشمول تسهیلاتى باشد که دولت ایالات متحده امریکا به موجب قانون وام و اجاره در موارد مختلف براى ایران فراهم نماید)

یمین اسفندیارى- اعتراض من به این ماده و تقاضاى حذف قسمتى از آن طبق پیشنهادى که کردم از این لحاظ مى‌باشد اولاً- کمیسیون ارزى که دولت تأسیس آن را لازم دانشته ممکن است امروز یا روز دیگر مقتضى بداند این کمیسیون را منحل کند به این تعهدی که در این قرارداد مى‌نماید غیر ممکن خواهد بود. دوم- به طوری که طبق اظهارات دولت وقت در جلسه خصوصى در موقعى که این لایحه بین دولت ایران و دولت بریتانیاى کبیر مورد مذاکره بود دولت ایران اظهار داشت ارزهایى که در اختیار دولت ایران گذاشته می‌شود بدون شرط قابل تبدیل به دلار خواهد بود در صورتی که مطابق این ماده تبدیل لیره به دلار موکول به شروطى شده که در موقع احتیاج خالى از اشکال نخواهد بود چنانچه یکى از شرایط تبدیل استرلینگ دولت به دلار هم منوط به اخذ دلار ناقابلى است که ممکن است بعضى از اشخاص مقیم ایران داشته باشند قرار داده شده. سوم- در صورتی که دولتین ایران و انگلیس موافقت نموده‌اند هر قدر ریالی که احتیاج دارند در اختیار آنها گذاشته شود جاى تردید نیست ارزهایی که در مقابل ریال به دولت ایران داده شده و مى‌شود باید وسایل تبدیل آنها را به ریال چه از راه خرید کالا به قیمت‌هاى معتدل و چه از راه فروش به اشخاصى که طالب ارز می‌باشند باید فراهم آورد تا مقدار ریالی که دولت ایران بابت ارز تسلیم مى‌نماید تدریجاً و سریعاً به دستش برگردد و این شرط مندرجه و مصرحه در این ماده اعتماد مردم را نسبت بخرید ارز سلب و برخلاف منظور و مصالح دولتین ایران و انگلیس خواهد بود.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- عرض کنم در ماده 9 ذکر شده است بر طبق مقررات قانون ارز ایران این دلیل بر این نیست که اگر یک وقتى مجلس شوراى ملى بخواهد آن را لغو کند یا بردارد نتواند و این موضوع اشکالى تولید کند البته قوانین زیادى مملکت دارد و در یک مواردى هم اشاره به آن قوانین مى‌شود حتماً اگر در یک پیمانى موقعى اشاره به یک قانون مملکتى شده باشد حتماً باید لازم باشد که دایماً آن قانون باقى باشد؟ این طور که نیست و بنابراین بنده تصور مى‌کنم که سوء‌تفاهم شده باشد در این باب هم چون مقررات ارز در کشور بود لازم بود مقررات ارز هم ذکر شود که هر کس از راه بازرگانى داراى یک ارزى شد باید به دولت بفروشد مادام که این قانون هست البته باید مردم بفروشند اگر بعد دولت مقتضى دید قانون ارز را تغییر بدهد و مجلس شوراى ملى

+++

تصویب کرد خوب اشکالى ندارد مقررات کشور است به هر حال نظر بنده این است که عرض کردم و تصور مى‌کنم که براى آقاى یمین اسفندیارى شاید سوء‌تفاهم شده باشد و ذکر این جمله اشکالى ندارد اما این که فرمودند این شرط شرط حسابى نیست این را باید عرض کنم که این شرط نبودن دلار به حساب دولت ایران شرط تبدیل است و فرمودید که این شرط شرط منطقى نیست به نظر بنده خیلى منطقى است چون وقتى ما بخواهیم تقاضا کنیم به دلار تبدیل کنند که خودمان نداشته باشیم اگر داشته باشیم خودمان که در حساب خودمان به اندازه‌ای که رفع احتیاج ما را بکند که دیگر احتیاجى نیست تبدیل به دلار بکنیم تا حالا هم مى‌کردیم و حالا هم کم‌تر از سابق نیست دلار ما چون این مقدارش زیاد شده است به این جهت اینجا تصریح شده وقتى نداشته باشیم بتوانیم تقاضاى تبدیل بکنیم البته وقتى داشته باشیم منطقى نیست که ما بیاییم و تقاضاى تبدیل بکنیم در صورتی که خودمان دلار داریم بودن و ذکر مقررات ارز هم سلب حقى از دولت ایران نمى‌کند که اگر یک وقتى بخواهید قانون ارز را تغییر بدهند نتوانند.

یمین اسفندیارى- قسمت سوم را چیزى نفرمودید جواب آن را هم اگر بفرمایید بنده قانع می‌شوم راجع به قانون وام و اجاره.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- راجع به قانون وام و اجاره این هم ذکر کرده‌اند آنها که اگر ما بتوانیم به حساب و ترتیب وام و اجاره اجناس را از امریکا خریدارى کنیم دیگر چه ضرورت دارد که ما بیاییم لیره را تبدیل به دلار کنیم و آنها را بگیریم و این عمل را انجام دهیم متأسفانه هنوز که از بابت وام و اجاره هنوز عمل مهمى نشده ولى اگر واقعاً بعدها یک قرارى با آمریکا داده شود و ما بتوانیم یک اجناسى را به آن وسیله تحصیل کنیم شاید براى مملکت هم مفید باشد این یک اختیارى است براى دولت دولت می‌آید وارد یک قراردادى مى‌شوید و از قبیل وام و اجاره وقتى دید صرفه‌اش اقتضا نمى‌کند و صرفه‌اش را در آن ندید مى‌گوید نمى‌خواهم لیره را تبدیل مى‌کند به دلار اگر دید از قانون وام و اجاره صرفه مى‌برد و مفید است که استفاده خواهد نمود این در اختیار دولت است اگر صرفه‌اش بود یک قرارى مى‌گذارد چون وام و اجاره راجع به هر موردى است مثلاً مى‌خواهیم قند بخریم نگاه مى‌کنیم اگر دیدیم صرفه به این است که از طریق وام و اجاره بخریم که مى‌خریم اگر صرفه در تبدیل لیره به دلار است که آن را تبدیل مى‌کنیم و از این راه مى‌خریم این اختیارى است که دولت دارد هیچ ضررى هم از این طریق نمى‌کند به عقیده بنده.

یمین اسفندیارى- با این توضیحاتى که آقاى وزیر پیشه و هنر دادند قانع شدم و مسترد مى‌کنم.

رئیس- اعتراض آقاى تهرانچى در ماده نهم قرائت مى‌شود:

در ماده 9 مقید کردن دولت شاهنشاهى ایران را به دست آوردن کلیه موجودى‌هاى دلار اشخاص مقیم ایران به عقیده بنده بى‌مورد است زیرا اجراى این ماده را در موارد لزوم دچار اشکال خواهد کرد.

تهرانچى- با توضیحاتى که آقاى وزیر بازرگانى و پیشه و هنر از طرف دولت فرمودند بنده اتخاذ سند مى‌کنم و اعتراض خود را پس مى‌گیرم به این معنى که فرمودند مقصود از این جمله (جهت به دست آوردن کلیه موجودی‌هاى دلار امریکایى ایالت متحده که در تصرف اشخاص مقیم ایران هستند به عمل آورده باشد) مقصود اشخاص نیست یعنى همان است که کمیسیون ارز در دست دارد.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- طبق قانون ارز

تهرانچى- قانون ارز که گفته است هر کس آنها را آورد باید بفروشد پس به اشخاص مرتبط نمى‌شود اینها را چون اسم بردند که در تصرف اشخاص است هر وقت مى‌گویند که ما به یک مقدار دلار احتیاج داریم می‌گو یند دلار دارید و یک کسى.

امیر تیمور- مثل گندم که مى‌گویند خودتان دارید.

تهرانچى- راه هم پیدا مى‌کنند که ده تا دلار آنجا دارد

+++

که به کمیسیون ارز هم نرفته است حالا توضیح فرمودند و بنده از این بیان اتخاذ سند می‌کنم که مقصود از این عبارت آن چیزى است که کمیسیون ارز طبق قانون ارز در اختیار دارد و هر وقت هم کمیسیون ارز و قانون ارز تغییر نمود و از بین رفت در کشور ایران دیگر این جمله مورد پیدا نمى‌کند. با این توضیحى که آقا دادند بنده اتخاذ سند مى‌کنم و اعتراضم را پس مى‌گیرم.

رئیس- اعتراضات آقاى نوبخت در ماده دهم.

ماده دهم را به طریق ذیل اصلاح و پیشنهاد مى‌کنم:

ماده 10- موجودی‌هاى لیره استرلینگ به حساب دولت شاهنشاهى ایران در تاریخ 3 ژوین 1942 یک ماه پس از تصویب این قرارداد به دولت ایراى تحویل داده مى‌شود دولت انگلستان متعهد می‌شود که از موجودی‌هاى مذکور شصت درصد آن را مسکوک زر یا شمش زر ناب به قیمت حاضر به بانک ایران تحویل بدهد. موجودی‌هاى لیره در آخر هر شش ماه که بعد از شش ماهى است که به 30 ژوین 1942 منتهی می‌شود نیز در اختیار دولت ایران خواهد بود و دولت انگلستان تعهد مى‌کند که شصت درصد آن را زر تحویل بدهد و به موجب لایحه 19 شهریور که به تصویب مجلس رسیده است باید به ایران حمل شود.

نوبخت- عرض کنم در سابق هم این را عرض کردم و توضیح دادم که اگر صد در صد هم زر بگیرند این هیچ قابل استفاده براى ما نیست و فایده ندارد این عقیده بنده است.

نخست وزیر- آخر چرا؟

رئیس- رأى مى‌گیریم به قابل توجه بودن اعتراض آقاى نوبخت آقایان موافقین برخیزند (دو سه نفر برخاستند) رد شد.

اعتراض آقاى نوبخت در ماده یازدهم:

ماده یازدهم را به طریق ذیل اصلاح و پیشنهاد مى‌کنم.

ماده 11- زرى که در 9 و 10 این قرارداد ذکر شده است در مرز ایران تحویل دولت ایران داده می‌شود و بهاى آن طبق مظنه نرخ رسمى لیره و دلار بر طبق مقررات ارزى که در ایران معمول است حساب خواهد شد.

نوبخت- این موضوع هم همان است چون این مواد به هم مرتبط است نوشته‌اند در انگلستان یا در آتاوایا افریقاى جنوبى تحویل و نگاه داشته می‌شود این فایده ندارد باید در مرز ایران تحویل داده شود.

رئیس- آقایانی که اعتراض آقاى نوبخت را قابل توجه مى‌دانند برخیزند (کسى قیام نکرد) رد شد. اعتراض آقاى تهرانچى در ماده 12 خوانده می‌شود.

ماده 12- که دولت شاهنشاهى ایران را از رساندن زرهاى تحصیل شده طبق این قرارداد به مصرف معاملات بازرگانى با ایالات متحده امریکا در حین جنگ فعلى ممنوع می‌دارد به نظر بنده با ماده 9 همین قرارداد مالى مغایرت دارد و باید اصلاح شود.

تهرانچى- توجه بفرمایید تبدیل دلار را با لیره موکول به زر کرده است نه خود دلار زیرا در ماده 9 نوشته شده است که هر گاه در مواردى دولت شاهنشاهى ایران به منظور تأمین بهاى کالاهایى که از امریکاى شمالى وارد ایران خواهد نمود احتیاج به دلار داشته باشد و موجودی‌هاى دلار به حساب بستان‌کار دولت شاهنشاهى ایران تکافوى پرداخت بهاى کالاهاى مزبور را ننماید دولت شاهنشاهى ایران مى‌تواند از محل موجودی‌هاى لیره مبلغى را که براى تأمین کسر مذکور لازم است برداشت و به مصرف خرید زر از بانک انگلستان به بها و شرایط مصرحه در ماده 11 زیر برساند با شرط این که الى آخر فلان و فلان پس باید زر بخرد آن وقت زر را تبدیل به دلار بکند در ماده 12 ملاحظه می‌فرمایید شرط کرده‌اند که دولت شاهنشاهى ایران هیچ مقدار از زر تحصیل شده تحت شرایط این قرارداد را مادام که جنگ فعلى ادامه دارد به مصرف معاملات بازرگانى با هیچ یک از کشورها جز ممالک گروه استرلینگ کانادا و ایالات متحده امریکا نخواهد رسانید به کانادا هم حق ندارد برساند که جز ممالک و کشورهاى گروه استرلینگ است‏.

یکى از نمایندگان- کانادا هم جزو گروه استرلینگ امریکایى است

+++

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- کانادا هم جزو گروه استرلینگ است. (صحیح است‏)

تهرانچى- و این عبارت مثل این است که ایالات متحده امریکایى را استثنا کرده باشد.

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- خیر مستثنا نیست عبارت این است با هیچ یک از کشورها جزو ممالک گروه استرلینگ و کانادا هم هست جزو گروه استرلینگ است.‏

تهرانچى- خوب اگر این طور است اگر کانادا هم جز هست بنده پس مى‌گیرم‏.

رئیس- اعتراض آقاى نوبخت در ماده 12 خوانده مى‌شود:

ماده دوازدهم را به این طریق اصلاح و پیشنهاد مى‌کنم.‏

ماده 12- دولت شاهنشاهى ایران هر مقدارى از زر تحصیل شده در هر وقت می‌تواند به مصرف معاملات بازرگانى با هر کشورى که بخواهد برساند.

نوبخت- عرض کنم در ماده 12 قید شده است که دولت ایران جز با ممالک گروه استرلینگ کانادا و آمریکا نمى‌تواند معامله بازرگانى بکند بنده عرض می‌کنم مثل سایر مواردى که در قراردادها هست مملکت ایران آزاد است با هر مملکتى که می‌خواهد معامله بازرگانى بکند می‌تواند بکند و مجاز و مختار باشد قید را بنده خواستم بردارم با هر کس و با هر کشورى که بخواهد معامله بکند مجاز و مختار است.‏

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- تقاضاى آنها به نظر بنده خیلى منطقى است اولاً امروز با همه کشورها که دو دنیا هستند که نمى‌شود معامله کرد و آنها نخواستند با یک کشورهایى که با آنها دوست نیستند و در حال جنگ هستند معامله بشود ما هم دیدیم معاملات‌مان با آنها است و ما تقاضاى آنها را قبول مى‌کنیم و به نظر بنده این تقاضا هم منطقى است و به هیچ جاى ما ضررى نمى‌زند.

نوبخت- مقید بودن غلط است.‏

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- نمى‌شود راه و وسیله معامله نیست. (صحیح است. رأى رأى)

رئیس- رأى می‌گیریم به اعتراض آقاى نوبخت: آقایانى که قابل توجه می‌دانند برخیزند (دو سه نفر برخاستند) رد شد.

در ماده 13 اعتراض آقاى نوبخت خوانده مى‌شود:

ماده سیزدهم را به این طریق اصلاح و پیشنهاد مى‌کنم:

ماده 13- موجودی‌هاى لیره و زر مذکور در این قرارداد در تحت اختیار کامل دولت ایران است که به هر گونه مصرفى بخواهد برساند

رئیس- آقاى نوبخت توضیح بدهید.

نوبخت- توضیح ندارد. توضیح دادم مطالب به هم مربوط است.

رئیس- آقایانى که این اعتراض را قابل توجه می‌دانند برخیزند (دو سه نفر برخاستند) رد شد.

اعتراض آقاى نوبخت در ماده چهاردهم‏:

ماده چهاردهم را به این طریق اصلاح و پیشنهاد می‌کنم:

ماده 14- دولتین تعهد مى‌نمایند که این قرارداد را کاملاً در تمام مدت جنگ به موقع اجرا بگذارند.

نوبخت- یعنى این موادى را که بنده پیشنهاد کرده‌ام نه آن مقررات را

رئیس- رأى مى‌گیریم به این اعتراض آقایان موافقین برخیزند (هیچ کس برنخاست) قابل توجه نشد.

اعتراض- آقاى نوبخت در ماده پانزدهم خوانده مى‌شود.

ماده 15 را به این طریق اصلاح و پیشنهاد مى‌کنم.‏

ماده 15- این قرارداد از حین تصویب در مجلس به موقع اجرا گذاشته شده و در آخر جنگ مدت آن منقضى خواهد گردید.

انوار- طلاهاى سابق‌مان را هم نگیریم؟

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- در خود ماده هم هست تا آخر جنگ. در تمام مدت جنگ است.‏

نوبخت- مگر این قرارداد موقتى نیست؟

+++

وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- چرا تا موقع جنگ است‏؟

نمایندگان- رأى رأى‏

رئیس- آقایانى که اعتراض آقاى نوبخت را قابل توجه می‌دانند برخیزند (دو سه نفر برخاستند) رد شد.

اعتراض آقاى تهرانچى در ماده 15 خوانده مى‌شود:

بند (ج) ماده 15 که موجودى لیره دولت شاهنشاهى ایران را پس از اختتام جنگ و قرارداد بر طبق ماده 13 فقط براى پرداخت در ممالک گروه استرلینگ ملزم می‌کند بی‌مورد است زیرا با اختتام جنگ دیگر قید مذکور مورد ندارد

تهرانچى- عرض کنم که بند ج ماده 25 براى بعد از جنگ هم ممنوع است و این قید را براى ما نگاه داشته است و این البته به نفع ما نیست که تا بعد از جنگ هم باشد البته تا موقعى که جنگ است خیلى خوب مى‌گویند مادام که جنگ است موجودى لیره‌هاى تحصیل شده را با گروه استرلینگ معامله مى‌کنیم اما بعد از جنگ دیگر مورد ندارد اما چون اینجا براى بعد از جنگ هم دارد ما را مقید می‌کند و می‌گوید مادام که موجودى لیره به حساب مخصوص تماماً مصرف نشده باشد مقررات مواد هشت و سیزده نسبت به آن موجودى مجرى خواهد گردید و ماده 13 هم موجودى لیره را فقط مقید و ملزم به پرداخت و مصرف در ممالک گروه استرلینگ نموده عرض کردم تا جنگ است بسیار خوب ولى براى بعد از اختتام جنگ دیگر چرا این قید باشد و به عقیده بنده بی‌مورد است لطف مى‌فرمایید؟ اگر ملغى است توضیح بدهید اگر بنا است این قید باشد به عقیده بنده مورد ندارد. ملاحظه بفرمایید بند ج را می‌گوید مادام که موجودى لیره به حساب مخصوص تماماً مصرف نشده باشد مقررات مواد هشت و سیزده نسبت به آن موجودى مجرى خواهد گردید و مقررات ماده 2 نیز به قوت خود باقى خواهد بود یعنى پس از خاتمه جنگ دیگر براى انگلستان شرط تطبیق مقتضیات اوضاع عمومى جنگ که در ماده 2 نوشته شده مورد پیدا نمی‌کند پس این بند ج که ماده 15 را به ماده 2 مربوط می‌کند مورد ندارد زیرا آن وقت جنگى نیست که به مقتضیات جنگ مربوطش کنند و ماده 13 هم مربوط به زمان جنگ است و پس از خاتمه جنگ چرا باید این قید براى ما باقى باشد که اینجا در بند ج مى‌گوید مقررات ماده 8 و 13 نسبت به موجودى لیره مجرى است؟ من نمى‌فهمم یعنى چه. بعد از جنگ لیره ما مال ما است به هر جا ایران بخواهد مى‌تواند تجارت کند تجارت دنیا هم آزاد است.

حمزه تاش- در ماده 15 نظر آقا تأمین شده است.

تهرانچى- چه می‌فرمایید آقا؟ همین بند ج ماده 15 است که اعتراض دارم کجا نظر مرا تأمین می‌کند؟ بخوانید آقا ماده را. بند ج می‌گوید مادام که موجودى لیره به حساب مخصوص تماماً مصرف نشده باشد مقررات مواد 8 و 13 نسبت به آن موجودى مجرى خواهد گردید و مقررات ماده 2 نیز به قوت خود باقى خواهد بود یعنى تا پس از جنگ و خاتمه جنگ هم حق نداشته باشیم جز با ممالک استرلینگ با جاى دیگر معامله بکنیم و موجودى لیره حساب بستان‌کارها فقط براى پرداخت در ممالک گروه استرلینگ هست ملاحظه فرمودید؟ بنده در موقع جنگ را قبول دارم خودم تصدیق می‌کنم اولاً ما راه نداریم که بیاوریم و راهى جز ممالک متفق خودمان نداریم که جنس بیاوریم ولى تصدیق می‌فرمایید که بعد از جنگ البته تجارت آزاد خواهد شد و اگر کسى دیگر در آن موقع نصف قیمت به ما بدهد ما نباید بخریم؟ این اسباب زحمت می‌شود این است که این را توجه بفرمایید حالا در رد و قبولش آقایان مختارید.

وزیر پیشه و هنر- عرض کنم این قسمت ج از ماده 15 منظورش این است که اگر ما مقدارى لیره داشته باشیم این لیره‌ها بعد از جنگ هم در واقع نسبت به طلا تضمین شده باشد یعنى ماده هشت که می‌گوید ما قیمت لیره را نگاه می‌داریم نسبت به طلایى که داریم می‌گوید حتى وقتى که جنگ هم تمام شد ما این حق را داشته باشیم ملاحظه بفرمایید ماده هشت مى‌نویسد: در صورت وقوع هر گونه تغییرى در بهاى رسمى زر در لندن موجودی‌هاى لیره به حساب

+++

بستان‌کار دولت شاهنشاهى ایران در آخر ختم معامله روز قبل از تغییر تعیین و تشخیص داده خواهد شد و کلیه موجودی‌های معینه که به این طریق تشخیص داده شود بر اساس نرخ رسمى جدید زر زیاد و کم نخواهد گردید. این را معتقد هستیم بعد از جنگ هم باید باشد تا یک لیره هم که ما داریم باید باشد اینها می‌گویند بسیار خوب ما این کار را می‌کنیم براى شما ولى شما هم آن قید دیگرى که این پول‌ها فقط در ممالک امریکا و غیره خرج شود بگذارید ما دیدیم این حق را که ما داریم و دلار را هم که به هر جاى دیگر بخواهیم تغییر بدهیم این فقط صورت ظاهر است اما در معنى اختیارش با ما است یعنى منظور این است که اگر در آخر جنگ ما دو میلیون لیره داشتیم اگر هر صورتى لیره به خودش بگیرد این را ما تثبیت مى‌کنیم و از هر تغییرى که ممکن است در لیره رخ بدهد ما مصون داشته‌ایم چون تثبیت می‌شود به طلا حالا چه ضررى دارد که این لیره که روى طلا تثبیت و معین شده است و این البته بهتر است و همین را در مواقع لازم در خود آن ممالک به مصرف می‌رسانیم و به مصرف رساندن در جاى دیگر هم این قدرها مشکل نیست و مانعى ندارد تبدیل به دلار می‌کنیم و دلار را هم بعداً تبدیل به پول‌هاى دیگر مى‌کنیم (تهرانچى- اگر مى‌توانیم که خوب) البته این اجازه تبدیل به دلار را دارد اما حسنش براى ما چیست حسنش براى ما این است که ما از کجا بدانیم که دو میلیون که شما داشتید همان دو میلیونى که در سوئد است و یا در نروژ است این همان دو میلیون است که تثبیتش مى‌کنند روى طلا وقتى که ما تقاضا کردیم تا دینار آخر لیره‌ها باید تثبیت شود آنها هم مى‌گویند باید روى یک حسابى باشد که تحت نظر ما باشد و بدانیم که کجا است و این تضمین را بکنیم که تثبیت بشود این شرط است و ضررى ندارد و آقا متوجه باشید وقتى که حق تغییر را با لیره و لیره را به دلار داشته باشیم این ضرورى ندارد ندارد بلکه حسنى هم دارد که تا دینار آخرش تضمین و تثبیت شده است.

تهرانچى- با این توضیح که فرمودند بنده از این اتخاذ سند می‌کنم که ما حق تبدیل به دلار را داریم و می‌توانیم تبدیل کنیم و یا پول ممالک دیگر عوض بتوانیم بکنیم بنده با این شرط مسترد مى‌کنم نه این که ما حق تبدیل و حق خرید نداشته باشیم. ولى با این توضیحى که دادند بنده مسترد می‌کنم.

وزیر پیشه و هنر- بنده همچو حرفى را نزدم. راجع به تبدیل لیره به دلار که فرمودند ممکن است سوء‌تفاهمى بشود که تبدیل کنیم به هر شکلى و پولى را از آنجا بیاوریم دولت همچو عملى نمى‌کند دولت آزاد است در اینجا چون آزاد است ما می‌توانیم هر چیز را با دلار بخریم این را بنده عرض کردم کار دیگر نمى‌کنیم که تعبیر به این بکنند که دولت برخلاف تعهدش رفتار می‌کند دولت هیچ وقت برخلاف تعهد رفتار نمى‌کند. دولت آزاد است و عرض کردم می‌تواند هر چیز را با دلار بخرد.

رئیس- آقاى نوبخت

نوبخت- بنده هم یک سؤالى دارم توجه مى‌فرمایید آقاى نخست وزیر این که اینجا نوشته: در ماده 14 دولتین شاهنشاهى ایران و مملکت متحده انگلستان تعهد مى‌کنند براى اجراى قرارداد در موقع لزوم هر گونه مقررات قانونى وضع می‌کند این را بنده نفهمیدم که مقصود چیست آیا مقصود این است که هم به دولت ایران و هم به دولت انگلستان اجازه می‌دهد که مقرران قانونى وضع کند؟ این را بنده نفهمیدم توضیح بفرمایید.

وزیر پیشه و هنر- عرض کنم مقصود از این مقررات قانونى یعنى مقرراتى که در حدود قانون براى مملکت لازم باشد امروز در حدود قانون بر تعهداتى که وضع می‌کند براى اجراى این پیمان و هر نوع مقرراتى که مستند به قانون باشد عملى است و مقررات خلاف قانون که وضع نمی‌شود.

رئیس- آقاى بیات

بیات- آقا اجازه می‌فرمایید اینجا یک توضیح لازم است بدهیم یک قراردادى هم بعد هست که باید بعد از این قرارداد بیاید و متمم این قرارداد است تذکر بدهند که تصویب می‌شود آن متمم این هم هست.

+++

وزیر پیشه و هنر- بلی عرض کنم چون آن قرارداد اصلاح این قرارداد و متمم این است اول این تصویب می‌شود بعد آن قرارداد الحاقی تقدیم می‌شود بنابراین این که تصویب شد آن هم بعد بلافاصله آن قرارداد اصلاحی تقدیم می‌شود.

رئیس- رأی گرفته می‌شود به ورود در شور دوم موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

بعضی از نمایندگان- قانون نظام وظیفه مطرح شود.

مخبر- ماده 65 را بخوانند باقی بماند برای جلسه آینده

رئیس- آقای ملک مدنی

ملک مدنی- تمام آقایان میل دارند که این قانون نظام وظیفه در آخر امسال از تصویب مجلس بگذرد چون قانون طرف احتیاج کشور است بنده می‌خواستم عرض کنم اگر موافقت بفرمایند جلسه را فردا صبح قرار بدهیم که این قانون تمام بشود.

مخبر کمیسیون نظام (آقای تهرانچی)- اگر ممکن است ماده شصت و چهار خوانده شود چون چند دقیقه بیشتر وقت نمی‌خواهد اگر نه برای بعد از ظهر جلسه بشود که این قانون مورد ابتلا است بگذرد.

بعضی از نمایندگان- فردا صبح بهتر از عصر است.

رئیس- آقای انوار

انوار- فردا غالباً چون شب عید است می‌روند به قم و نمی‌آیند موافقت بکنید که امروز جلسه باشد (بعضی از نمایندگان- نمی‌روند فردا بهتر است) می‌روند آقا والله می‌روند (افشار- بگذارید بروند) آقا بیست و چهار ساعت کار می‌کنیم اما الآن می‌رویم ناهار می‌خوریم و برمی‌گردیم این کار را تمام می‌کنیم.

تهرانچی- تنفس بدهیم.

رئیس- اگر تصویب می‌فرمایید تنفس می‌دهیم جلسه آینده عصر سه ساعت بعد از ظهر دستور لایحه نظام وظیفه (مجلس یک ساعت بعد از ظهر برای تنفس تعطیل و پنج ساعت بعد از ظهر مجدداً تشکیل گردید)

4- بقیه شور دوم لایحه نظام وظیفه عمومی و تصویب آن

رئیس- ماده 65 قانون نظام وظیفه که قسمتی از مذاکره‌اش باقی مانده است بعضی از آقایان اجازه خواسته بودند صحبت کنند. آقای ملک مدنی در ماده 65 اجازه خواسته بودید سرکار؟

ملک مدنی- عرض کنم آقایان به خاطر دارند که قوانین ما دو شوری است ولی این قانون چهار شوری شده است زیرا سابقاً در مجلس شورای ملی صحبت شد بعد آقای قوام (دولت سابق) این لایحه را پس گرفت و دو مرتبه یک لایحه آوردند و این ماده شصت و پنج خیلی در اطرافش صحبت شد و در کمیسیون هم مطرح شد و مذاکره شده و بالاخره موافقت بین مجلس شورای ملی و کمیسیون و وزارت جنگ حاصل شد و به نظر بنده مصلحت نیست که ما دیگر در این حرف بزنیم چون آقا بالاخره ما معتقدیم که ارتش لازم داریم و بالاخره برای حفظ انتظامات داخلی و برای حفظ حدود و سرحدات‌مان احتیاج به وجود ارتش داریم و این قانون نظام وظیفه را هم ما خودمان گذراندیم الان یک دسته مردمی هستند که به همین ده دوره که معاف شده‌اند اعتراض دارند و می‌گویند آقا یک عده آمده‌اند به اصطلاح خوش‌حسابی کرده‌اند و نظام وظیفه خود را انجام داده‌اند آن که نیامده است حالا چرا معاف باشد حالا می‌فرمایید ما بیاییم پنج دوره دیگر را هم ضمیمه‌اش بکنیم؟ این به نظر بنده صحیح نیست و استدعا می‌کنم موافقت بفرمایید همین طور که کمیسیون موافقت کرده است و تنظیم کرده است ماده را بگذرد.

رئیس- پیشنهادها خوانده می‌شود.

پیشنهاد آقای طوسی:

اصلاح تبصره چهار را به طریق ذیل پیشنهاد می‌کنم: بعد از جمله کسور تقاعد اضافه شود به مأخذ حقوق پایه‌ای که فعل دارا می‌باشد جز مدت خدمت رسمی آنان و مدت اقامت در پایه‌ای که حقوق بازنشستگی آن را می‌پردازند

+++

محسوب بوده ترفیع آنها از تاریخ استحقاق اعطا خواهد شد به علاوه جز در مورد بسیج الی آخر

رئیس- آقای طوسی

طوسی- اینجا قربان چیزی که هست از روز اولی که این کمیسیون محترم نظام تشکیل شد البته دیده شده که جز حسن نظر نظری نبوده است تنها وقتی که اینجا مذاکره می‌شود پیشنهاد تقدیم می‌شود برای اشکالاتی است که غالباً در اداره تقاعد ایجاد می‌شود بدون جهت برای کارمندانی که می‌روند به خدمت و برمی‌گردند و البته به آنها هم تا حدی نمی‌شود اعتراض کرد زیرا آنها هم تا حدی حق دارند موادی که می‌گذرد آن طور که باید صریح نیست حالا بنده پیشنهادی تقدیم کردم ولی در ضمن پیشنهادات دیگر را می‌خوانم اگر محتاج به توضیح نبود قبول فرمودند که هیچ و اگر قبول نفرمودند پیشنهاد دیگری را قبول بفرمایید.

مخبر- عرض کنم که منظور راجع به این ماده البته همان طوری که عرض کردم این است که از ترفیع استفاده بکنند چون این عبارت رسا نیست و آن عبارت رسا است بنده قبول می‌کنم که این قسمت همان طوری که پیشنهاد فرمودند نوشته شود.

معاون وزارت جنگ- بنده هم قبول کردم موافقم.

امیر تیمور- بسیار خوب آقا هم موافقند یک مرتبه دیگر بخوانند.

(پیشنهاد آقای طوسی مجدداً خوانده شد)

رئیس- آقای انوار

انوار- سوابقی که بوده است و همین طور قانون اساسی را آقایان باید توجه داشته باشند حالا آقایان جدید اگر توجه ندارند آقایان دیگر که هستند می‌دانند که مخبر خود‌ به خود نمی‌تواند مطلقاً بگوید من قبول می‌کنم آن وقت وزیر هم بگوید من قبول کردم نه این نیست مخبر باید از طرف کمیسیون قبول بکند یعنی باید رجوع بکند به اعضا کمیسیون اجمالاً که فلان موضوع در مجلس مطرح شده و رأی اعضا کمیسیون را اجمالاً در نظر بگیرد نظامنامه این را توضیح داده است قانون اساسی این را توضیح داده است سوابق عملیات مجلس هست حالا اگر آقایان جدید این توجه را نداشته باشند اما هستند آقای بیات آقای دکتر طاهری باید بدانند که مخبر خود به خود و به طور مطلق نمی‌تواند بگوید من قبول می‌کنم آن وقت رئیس هم به وزیر بگوید قبول می‌کنی او هم بگوید من قبول می‌کنم حالا مقصودم آقای تهرانچی نیست مدت‌ها است خواستم عرض کنم که یک دفعه یک مخبر که بگوید من قبول کردم این تمام شد؟ خیر آقا تو از طرف خودت این را قبول کردی کمیسیون که رأی نداده است الآن وارد شده است آن وزیر هم چون مخبر قبول کرد می‌گوید من هم قبول کردم این تمام شده است؟ مع ذلک حالا من عرض می‌کنم با حسن ظنی که به آقای مخبر دارم موافقت می‌کنم که ایشان غالباً نظر اکثریت را در نظر دارند اما بعد از این آقای رئیس توجه داشته باشند و هم مخبر توجه داشته باشند که مخبر حق مطلق ندارد.

مخبر- آقای انوار توجه می‌فرمایید که اولاً این عبارت پیشنهاد مغایرت با مطلب و مقصود نداشت و اگر یک موضوعی بود که مغایرت با مواد تصویبی داشت البته بنده قبول نمی‌کردم و البته همان طوری که می‌فرمایند بایستی از کمیسیون کسب نظر بشود اگر اکثریت کمیسیون قبول می‌کرد بنده هم قبول کنم بنده در جواب ایشان که قبول کردم عرض کردم که منظور کمیسیون هم از این ماده همین بود که مدت خدمت وظیفه‌شان را جز سنوات خدمت بیاورند ولی چون عبارت رساتر است آن طور بنویسند.

رئیس- پیشنهاد آقای معدل

در ماده 65 اشخاصی که مطابق این قانون از خدمت معاف ولی قبل از اجرای این قانون خدمت زیر پرچم را انجام داده‌اند مدت خدمت زیر پرچم آنها جز ستین خدمت رسمی با رتبه که فعلاً دارا هستند محسوب و باید کسور تقاعد را بپردازند.

رئیس- آقای معدل

معدل- بنده پریروز در اینجا شرحی توضیح داده‌ام در این قسمت راجع به اشخاصی است که خدمت خودشان را

+++

انجام داده‌اند و حالا در ادارات دولتی مشغول خدمت هستند اگر این سنواتی که خدمت زیر پرچم کرده‌اند حالا جز رتبه فعلی آنان محسوب نشود برای آنها نتیجه‌ای نخواهد داشت در حالی که برای ما فرقی نمی‌کند این پیشنهاد بنده بود.

مخبر- این پیشنهادی را که فرمودید همین اصلاحی که آقای طوسی فرمودند همین نظر آقا را تأمین می‌کند و بنده هم عرض کردم که مقصود این است که مدت خدمت‌شان جز سنین خدمت محسوب شود و از ترفیع رتبه هم استفاده کنند (معدل- رتبه فعلی) بلی در رتبه فعلی که دارند آن مدت خدمت‌شان محسوب می‌شود و اگر مستحق ترفیع بیشتری باشند خواهند گرفت با ضمیمه شدن آن مدت برای خدمت‌شان.

معدل- قبول فرمودید؟

مخبر- بلی بلی. (معدل- آقای معاون هم قبول فرمودند) بلی بلی.

پیشنهاد آقای بیات

در ماده 65 اصلاح زیر را به آخر ماده پیشنهاد می‌نمایم: به علاوه اعم از مستخدمین دولتی یا طبقات دیگر که خدمت خود را در سنوات قبلی انجام داده‌اند جز در موارد بسیج طبقه مربوطه دیگر برای خدمت یک ماهه احضار نخواهند شد.

رئیس- آقای بیات

بیات- بنده قبلاً تذکر دادم که عبارتی که در آخر ماده نوشته شده و به علاوه جز در موارد بسیج طبقه مربوطه دیگر برای خدمت یک ماهه احضار نخواهند شد این عبارت طوری نوشته شد، مثل این که فقط شامل مستخدمین است چون دنباله آن قسمت می‌نویسد همان قسمت را می‌گیرد، بنده پیشنهاد کردم برای این که همه را شامل بشود عبارت این طور نوشته شود: به علاوه اعم از مستخدمین دولتی یا طبقات دیگر که خدمت خود را انجام داده‌اند جز در موارد بسیج دیگر برای خدمت یک ماهه احضار نخواهند شد. و بنده این قسمت را در موقعی که توضیح می‌دادم عرض کردم آقای مخبر و آقای سرتیپ هم متوجه شدند حالا هم عقیده بنده این است که چون نظرشان این است که کلیه معاف باشند این عبارت اگر نوشته شود آن سوء‌تفاهم را رفع می‌کند خواهش می‌کنم این قسمت را قبول کنند.

مخبر- عرض کنم که اگر موافقت می‌فرمایید چون منظور بنده قبول این پیشنهاد آقا است عبارتش را این طور بنویسیم: به علاوه تمام مشمولین از 1284 الی 1294 که خدمت زیر پرچم خود را انجام داده‌اند بنده به این ترتیب پیشنهاد ایشان را قبول می‌کنم.

بیات- بسیار خوب همین طور بهتر است.

پیشنهاد آقای معدل در ماده 65

از مشمولین طبقات 1284 الی 1299 الی آخر در آخر ماده هم این جمله اضافه شود: دولت می‌تواند هر وقت احتیاج پیدا نماید هر یک از متولدین سنوات بالا را احضار نماید به موجب تصویب‌نامه هیئت وزیران.

رئیس- آقای معدل

معدل- بنده منظورم را جلسه ماقبل عرض کردم و آن معاف کردن مشمولین تا سال 1299 بود برای این که نظر دولت هم تأمین شده باشد و مجلس آن اظهاراتی را که آقای معاون فرمودند از نظر دور نداشته باشند بنده این جمله را اضافه کردم یعنی پیشنهاد کردم که تا 1299 معاف بشوند. استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند که بعد از بیانات بنده ممکن است شخص دیگری صحبت کند یا آقای معاون وزارت جنگ و یک فرصتی به دست بنده نیفتد که این توضیح بنده فراموش آقایان بشود بنده عرض می‌کنم که تا 99 اگر معاف بشوند تبعیض درباره کسی نشده فرصتی هم به دست مأمورین بدکار برای استفاده نیفتاده بنده پیشنهاد کردم در صورتی که دولت حاجت پیدا کرد به موجب تصویب‌نامه هیئت دولت این معاف شدگان‌ را می‌توانند احضار کنند طبقه به طبقه مثلاً حالا لازم دارند 99 را احضار کنند بعد لازم داشتند بگویند 98 را احضار کنند و بعد 97 را احضار می‌کنند ما تبعیض نکرده‌ایم و در عین حال اختیار

+++

را به دست دولت داده‌ایم که اگر احتیاج پیدا بشود احضار بکنند و اگر احتیاج نبود احضار نمی‌کنند.

مخبر- در این قسمت در جلسه گذشته هم عرایضی عرض کردم و حالا تکرار می‌کنم آقای معدل تصور می‌کنند که این لایحه بدون غوررسی و بدون مطالعه و بدون این که تمام احتیاجات را در نظر بگیریم پیش‌بینی شده است به این جهت می‌فرمایند تا 99 معاف باشد بعد هم دولت بیاید هر طبقه را که محتاج است به تصویب‌نامه هیئت وزیران احضار کنند آقا همین احتیاج مطالعه شده است نماینده نظام وظیفه خود آقای وزیر جنگ نماینده آمار نماینده فرهنگ تمام اینها آمده‌اند جلسات متعدد همین قسمت‌ها را که فرمودند موکول به تصویب هیئت وزرا بکنیم مورد مطالعه شده است و تشخیص شده است که تا 1294 معاف بشود نظر با اشخاص دیگر هم مشورت شده است با امریکایی‌هایی که اینجا آمده‌اند چون مستشار نیستند هنوز لایحه‌ آنها در مجلس تصویب نشده است مشورت شده است نظرشان این است که کسانی که از بیست و هفت سال به بالا باشند دیگر مستعد نیستند برای خدمت نظام و از 94 به بعد که به 27 سالگی نرسیده‌اند مورد احتیاج وزارت جنگ است پس اینها را لازم دارند. حالا چرا دیگر موکول کنیم که یک تصویب‌نامه هم هیئت وزرا ثانیاً صادر بکنند و همین که در خود ماده نوشته شده کافی است.

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقای معدل برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

پیشنهاد آقای دکتر سنگ:

کلیه مشمولین سنوات 1284 تا پایان 1294 که خدمت نظام خود را انجام داده‌اند یا در حین انجام هستند برای همیشه معاف باشند.

دکتر سنگ- چون موافقت شده است دیگر عرضی ندارم.

رئیس- پیشنهاد آقای سزاوار.

بعضی از نمایندگان- نیستند آقا رأی بگیرید.

امیر تیمور- بخوانند شاید کسی دیگر پیشنهادشان‌ را قبول بکند.

مخبر- این موضوع چون در کمیسیون مطرح نبوده است و اسمی از کنتراتی‌ها برده نشده است بنده البته نمی‌توانم این موضوع را قبول کنم خواهش می‌کنم که این بماند.

پیشنهاد آقای سزاوار:

قسمت آخر ماده 65 به طریق زیر اصلاح شود: برای خدمت زیر پرچم احضار نشده و معاف از خدمت نظام وظیفه خواهند بود.

مخبر- بنده اشاره کردم با کنتراتی‌ها البته این صحیح است و توضیح واضحات است که اینها دیگر احضار نخواهند شد یعنی معاف هستند پس این اصلاح عبارتی است و بنده هم قبول می‌کنم. بنده اول خیال کردم راجع به کنتراتی‌ها است و الا این پیشنهاد را بنده قبول دارم و توضیح واضحات است و البته معاف هستند.

پیشنهاد آقای افشار:

پیشنهاد می‌کنم در پایان ماده 65 اضافه شود. طبقات از 1284 تا 1294 که در زیر پرچم خدمت کرده‌اند جز نفرات احتیاط منظور نخواهند شد.

رئیس- آقای افشار

افشار- این نظر بنده که پیشنهاد کردم عیناً تطبیق می‌کند با پیشنهاد آقای بیات لذا چون آن را دولت قبول فرمودند بنده این را پس می‌گیریم.

پیشنهاد آقای دکتر سمیعی:

پیشنهاد می‌نمایم کارمندان کنتراتی دولت هم مشمول ماده 65 بشوند.

رئیس- آقای دکتر سمیعی

دکتر سمیعی- عرض کنم که در این ماده فقط نسبت به مستخدمین دولت پیش‌بینی شده و نسبت به مستخدمین کنتراتی دولت اینجا ذکری نشده است بنده در شور اول اول هم پیشنهاد کردم مذاکره هم شد حالا هم پیشنهاد کردم آقای معاون وزارت جنگ هم موافقت دارند با این نظر

+++

معاون وزارت جنگ- راجع به مزایایی که برای اشخاصی که خدمت نظام را انجام داده‌اند قائل شدند بنده عرض کردم که وزارت جنگ هم بیشتر در نظر دارد که اشخاصی که با طیب خاطر آمده‌اند خدمت را انجام داده‌اند در این جامعه باید مزیتی نسبت به دیگران داشته باشند حتی یکی از آقایان محترم امروز به بنده پیشنهاد کردند که برای اینها در جامعه یک امتیازی قائل بشویم بنده عرض کردم مخالفتی ندارم ولی راجع به کنترانتی‌ها در کمیسیون مطرح شد بنده روی همان مقصود عرض کردم مخالفتی ندارم ولی عده زیادی هستند از اینها که خدمت‌شان دو ساله و سه ساله بوده است موعدشان مقتضی شده است خصوصاً ممکن است مشکلاتی برای تقاعد و اینها پیش بیاید اگر مشکلاتی پیش نیاید بنده مخالفتی ندارم.

بعضی از نمایندگان- دو مرتبه بخوانند.

(پیشنهاد آقای دکتر سمیعی مجدداً خوانده شد)

مخبر- آقای رئیس کمیسیون می‌فرمایند مطرح بوده است و بنده دیرتر آمدم ولی ملتفت نشدم منظورم چیست.

دکتر سمیعی- منظور این است که دو ساله خدمت‌شان جز خدمات دولت منظور شود تفاوت نمی‌کند ما وقتی که به اشخاصی که دارای رتبه رسمی هستند این ارفاق را کردیم البته اینها هم باید بشود ولی اگر سابقه خدمت ندارند اما از یک مزایای دیگر استفاده می‌کنند.

مخبر- البته خوب کنتراتی که سابقه خدمت ندارد اما اگر یک فوایدی برای آنها باشد می‌توانند استفاده بکنند و الا سابقه خدمت ندارند که مدتش زیاد شود.

رئیس- آقای ملک مدنی

ملک مدنی- این پیشنهاد به نظر بنده صحیح است آقای تهرانچی توجه بفرمایید این یک حقی است که بنده حالا توضیح می‌دهم عرض کنم این پیشنهاد به نظر بنده قابل توجه است منطقش هم همراه خودش هست حالا بنده توضیح می‌دهم که آقای سرتیپ هم متوجه باشند. عرض کنم یک دسته از این محصلینی که به فرنگ رفته‌اند تحصیلات کرده‌اند و برگشته‌اند برای یک سال به عنوان کنترات و قرارداد آمده‌اند در یک وزارتخانه مستخدم شده‌اند بعد سال دیگر رفته‌اند در دانشکده و خدمت‌شان را انجام داده‌اند بعد حالا دو مرتبه آمده‌اند داخل در خدمت وزارتخانه شده‌اند قانونی که ما راجع به افزایش حقوق گذراندیم برای آن طبقه کنتراتی‌ها و قراردادی‌ها مزیتی قائل شدیم به این معنی که یک سنین خدمتی برای آنها قائل شدیم که اضافات را باید از روی آن بدهیم فرض کنید دکترا است رفته فرنگ آمده دکتر شده رفته در وزارت عدلیه کنترات شده نه مستخدم رسمی بعد مشمول شده رفته خدمتش را انجام داده آمده است حالا مشمول این قانون شده است از نظر سنین خدمت مقصود آقای دکتر سمیعی این است که بتواند استفاده کند همین طور که در این ماده برای مستخدمین رسمی که دوره وظیفه‌شان را انجام داده‌اند گفتیم جز خدمت رسمی‌شان حساب شود اینها هم مشمول باشند که اگر یک وقتی قانونی گذشت در واقع پایه استخدامی برای آنها قائل شدند این دو سال هم در واقع جز خدمتش محسوب شود اصل منظور این است.

رئیس- آقای انوار

انوار- اولاً معذرت می‌خواهم از آقای ملک مدنی که خودشان می‌فرمایند باید مطابق نظامنامه صحبت کرد آقا شور ثانی بود پیشنهاد بود پیشنهاد را هم آقای دکتر سمیعی کردند شما هم که عضو کمیسیون بودید توضیح فرمودید این برخلاف نظامنامه بود تصدیق می‌فرمایید که حق نداشتید آقای رئیس هم چون آخر وقت است اخطار نمی‌فرمایند اما اصل موضوع را صحبت کنم بنده با این که آقای دکتر سمیعی از رفقای صمیمی بنده هستند می‌فرمایند شما مخالفت نکنید ولی بنده عرض می‌کنم که یک عده هستند جسارت می‌کنم حاضر نمی‌شوند مستخدم رسمی بشوند چرا به علت این که اگر مستخدم کنتراتی از هر حیث راحت‌تر است هم حقوق بیشتر داده می‌شود هم تقاعد نمی‌دهد آن وقت در اینجا که برای مستخدمین رسمی که در وزارتخانه‌ها کار کرده‌اند زحمت کشیده‌اند حقوق تقاعد داده‌اند خواستیم برای آنها

+++

یک فضیلتی قائل شویم حالا می‌گویید به آنها هم که کنتراتی هستند این فضیلت را بدهیم اینها دارای سنین خدمت رسمی هستند که می‌توانند سنوات خدمت‌شان را ضبط بکنند ولی این که نمی‌تواند در آنجا بیاید اما این که فرمودند محصلین و دانشجویان که از طرف دولت رفته‌اند اینها یک قانون خاصی دارند قانون درباره‌شان اجرا می‌شود وقتی که وارد شدند اولاً رتبه سه می‌گیرند بعداً تا رتبه پنج زودتر بالا می‌روند اینها یک تفضلاتی است که وزارت جنگ نسبت به قانون نظام وظیفه اعمال کرده است به عقیده بنده جسارت می‌کنم غلط بوده است این تفضل را کرده است. چرا؟ برای خاطر این که آقای قانون نظام و قانون مالیات قانونی است که مربوط به اصل حاکمیت دولت است به این ملاحظات جزئی نباید آزادی صرف در آن کرد اینها یک قوانین عادله‌ای است که عنوان قرارداد را دارد قرارداد است ما بین دولت و ملت و نماینده‌های ملت این قرارداد را قبول می‌کنند و این قوانین برای حفظ امنیت جمعیت است این قوانین ناشی از حق حاکمیت دولت است ناشی از حاکمیت دولت که شد دیگر این قدر انگشت درش نمی‌کنند این بدبخت‌هایی که از ولایات آمده‌اند خدمت کرده‌اند جان کنده‌اند در موقع هم قراولی دادند در موقع هم خدمت کرده‌اند اینها تمام خدمت‌شان هیچ؟ به جهنم؟ اما چهار نفر که رفته‌اند پشت میز نشسته‌اند و سر ساعت هم حاضر نشده‌اند هر وقت هم میل کردند آن وکیل‌باشی را دیدند آقای وکیل‌باشی هم به آنها مرخصی داد رفته راحت کرده حالا که ما آمدیم می‌گوییم باید بیاید خدمت کنند می‌گویید نیایند ملاحظه بفرمایید باید تمام این آقایان بیایند برای مملکت خدمت بکنند تمام باید یک روح سلحشوری داشته باشند قانون نظام وظیفه را نباید این قدر درش انگشت کنید و ایراد کنید ما یک ملت سلحشور و جنگجویی بودیم حالا به این روز افتادیم.

رئیس- آقای طباطبایی

طباطبایی- عرض کنم که خود آقای انوار هم که مأنوس به نظامنامه هستید ملاحظه فرمودید که ... (انوار- آقا عضو کمیسیون هستم باید حرف بزنم. کجا هستید آقا) بله نطق مفصل بود و الا عیب نداشت. اما استدلالی که فرمودند بنده نفهمیدم نتیجه‌اش چه شد سلحشور هستیم و موقع جنگ است و این مطالب که فرمودند نه این طور نیست موقع سلحشوری ما هم انشاءالله بعد است و در موقعی است که وقت بیشتری پیدا کنیم انشاءالله عرض کنم اینجا پیشنهاد آقای دکتر سمیعی به نظر بنده خیلی منطقی است. در این ماده نوشته شده است این دو سال خدمت نظام وظیفه جز سنین خدمات دولتی‌شان باشد برای قراردادی‌ها هم قوانینی وضع کرده‌اند و اجرا شده است و مثل قانون استخدام شده است. الآن هم در وزارتخانه‌ها خیلی کنتراتی هستند و نمی‌شود از کار خارجشان کرد هم دولت غالباً به آنها احتیاج دارد و هم آنها از نظر معیشت و زندگی محتاج بودن در ادارات هستند این یک قیدی است در اینجا شد که اگر یک مزیت‌هایی هست که ممکن است به حال اینها مفید باشد چرا ما مضایقه کنیم خیلی هم مفید است خیلی هم خوب است سابقاً هم در کمیسیون نظام این موضوع مختصر مذاکره‌ای شد نمایندگان دولت هم موافق بودند کسی هم مخالفت نکرد حالا بنده خیال می‌کنم این از قلم افتاده است اگر این کنتراتی‌ها را هم در این ماده بگنجانیم آقای مخبر هم که قبول کردند اینها هم استفاده می‌کنند.

رئیس- آقای هاشمی

روحی- بنده اخطار دارم در یک پیشنهاد یک نفر موافق و یک نفر مخالف حرف می‌زند.

هاشمی- بنده عضو کمیسیون هستم به اسم دفاع از کمیسیون حرف می‌زنم.

روحی- آقا بنده حق مجلس را دفاع می‌کنم حق مجلس مقدم است.

بعضی از نمایندگان- بفرمایید آقا

هاشمی- عرض می‌شود بنده با هر تبعیضی مخالفم اگر گفتند ملت ایران تا 1294 از خدمت معاف است به هیچ وجه

+++

من‌الوجوه تبعیض قائل نشدند اما در اینجا کمیسیون یا نویسنده قانون نسبت به مستخدمین رسمی دولت یک تبعضی قائل شدند حتی در اینجا یک اشتباه دیگری هم علاوه کردند و آن این بود که سنین خدمت سربازی را مؤثر در ترفیع قرار دادند در حالی که ما اگر درست فکر کنیم می‌بینیم آیا درست درمی‌آید! بعد از این که مستخدمی در کاری مهارت پیدا کرد طبعاً مستوجب یک رتبه بالاتر می‌شود ولی اگر یک کار خارجی اشتغال کرد هر قدر مقدس باشد آن کار ببینیم آیا منظور تأمین است و حقیقتاً در خور این است که یک رتبه بالا برود باز هم کمیسیون این طور موافقت کرد در حالی که در قانون سابق فقط مؤثر در تقاعد بود حالا در اینجا آمده است موضوع مستخدمین قراردادی را هم ضمیمه کرده است بنده مناع‌ للخیر نیستم ولی گمان می‌کنم در اینجا موافقت کمیسیون نظام و کمیسیون دارایی و کمیسیون بودجه هر سه لازم است.

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقای دکتر سمیعی برخیزند (عده کمی برخاستند) رد شد. پیشنهاد آقای اورنگ

اورنگ- نمی‌خواهم پس گرفتم

رئیس- آقای دهستانی

دهستانی- نخوانید پس گرفتم

رئیس- پیشنهاد آقای ملک مدنی

اشخاصی که کنترات و قراردادی هستند دوره خدمت وظیفه آنها جز سنین خدمت آنها محسوب می‌شود.

جمعی از نمایندگان- رد شده مشابهش

رئیس- آقای ملک مدنی

ملک مدنی- بنده در مجلس هیچ وقت بر خلاف نزاکت حرفی نمی‌زنم و همیشه احترام اشخاصی که سبقت دارند پیش بنده محفوظ است یکی از آن اشخاص هم آقای انوار است چون آقا در مشروطیت مقدم بوده‌اند خدمت بیشتر کرده‌اند ولی بنده می‌خواهم از ایشان گله کنم اولاً اختیار و اجازه‌ها با آقای رئیس است که اگر بنده برخلاف نظامنامه رفتار کردم اختیارش با آقای رئیس است ثانیاً آقای هاشمی هم آمدند صحبت کردند و بالاخره هم مقام ریاست اجازه دادند و مجلس هم در واقع سکوت کرد پس عملاً کار خلاف ترتیبی یا تقصیری از طرف بنده واقع نشده و بنده هم واقعاً متوجه نشده بودم. اما در این قسمت باز یک توضیحی بدهم که آقایان توجه بفرمایند و شاید هم مخالفین قانع بشوند. یک کسی که آمده است وظیفه‌اش را انجام داده است و بالاخره فرار نکرده ورقه معافی تهیه نکرده عذر نیاورده این بیچاره بالاخره دو سال خدمتش جز سنین خدمت او حساب نشود بالاخره این صحبت سلحشوری نیست بلکه این تأیید کرده است روح سلحشوری را. مثلاً یک نفر دکتر یا لیسانسیه رفته است خدمتش را انجام داده است ما می‌گوییم این دو سال خدمتش جز سنین خدمت او حساب بشود. ما که چیز علاوه نخواستیم. به چه مناسبت بگوییم آن که دارای خدمت رسمی است استفاده بکند کنتراتی نکند این تبعیض از کجا پیدا شده است امیدوارم آقای معاون و آقای تهرانچی که به این منطق توجه دارند و وارد هست موافقت بفرمایند مجلس شورای ملی هم شایسته است که به کسی که وظیفه‌اش را انجام داده و اطاعت از قانون کرده و نخواسته است سرپیچی بکند پاداش بدهد تشویق بکند نه این که یک همچو پیشنهادی را توجه نکند.

مخبر- چون البته یک فرقی بین کنتراتی‌ها و رتبه‌ها در حقوقشان هست خواستم استدعا کنم از آقای ملک مدنی این پیشنهاد را مسترد بفرمایند چون بیشتر اعضا کمیسیون حق دارند حرف می‌زنند درش اختلاف هست بنده نمی‌توانم قبول کنم و به علاوه مشابهش هم در مجلس رد شده است و اگر هم قبول شود برمی‌گردد به کمیسیون و کمیسیون هم موافق نیست استدعا می‌کنم مسترد بفرمایید.

ملک مدنی- پس می‌گیرم.

رئیس- موافقین با ماده شصت و پنج با اصلاحاتی که شد برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده شصت و شش.

ماده 66- به طور کلی از دو و یا سه برادر سالم که در

+++

یک سال به خدمت احضار شده باشند به انتخاب پدر و در صورت نبودن پدر به انتخاب مادر به یکی از آنان و همچنین از 4 و 5 برادر دو نفر آنان موقتاً از خدمت سربازی معاف و پس از خاتمه خدمت برادران دیگر به نوبت احضار خواهند شد و در صورت نبودن پدر و مادر این معافیت موقت به حکم قرعه در بین برادران تعیین خواهد شد.

رئیس- آقای روحی

روحی- موافقم

رئیس- آقای نراقی

نراقی- موافقم

رئیس- آقای طباطبایی

طباطبایی- بنده خواستم تقاضا کنم که بقیه مواد را بگذاریم برای بعد از تعطیل چون در موقع رأی عده کافی نیست.

رئیس- (خطاب به آقای نراقی) خواهش می‌کنم این یک چند دقیقه را هم موافقت بفرمایید که رأی گرفته شود. آقایان موافقین با ماده شصت و شش برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده شصت و هفت

ماده 67- متکفلین بایستی رونوشت برگ شناسنامه افراد مورد کفالت را با استشهاد تهیه و تا یک ماه قبل از سال احضار به حوزه‌های سربازگیری تسلیم نمایند.

تبصره- برگ‌های استشهاد مطابق نمونه‌ای خواهد بود که در ادارات شهربانی و ژاندارمری و نزد کدخدایان از طرف حوزه‌های سربازگیری در دسترس مشمولین گذارده خواهد شد.

رئیس- پیشنهاد فرمانفرماییان

در ماده 67 تبصره‌ها حذف شود.

مخبر- تبصره دو نداریم در این ماده

طوسی- دو را زیادی گذاشته‌اند. تبصره حذف شود.

رئیس- آقای فرمانفرماییان

فرمانفرماییان- هیچ جا نیست که کدخدان نباشد بالاخره واحدی که از تشکیلات امروزی است ده و قریه است که کدخدا قطعاً در آنجا هست دیگر دخالت مأمورین ژاندارم در آنجاها به عقیده بنده زائد است.

مخبر- آقای فرمانفرماییان اشتباه بزرگی کرده‌اند برای این که این ماده شصت و هفت است و تبصره هم ندارد که حذف شود.

رئیس- موافقین با ماده شصت و هفت برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده شصت و هشت

ماده 68- تصدیق رونوشت برگ‌های شناسنامه افراد مورد کفالت و همچنین صحت مندرجات استشهاد و شناسایی امضاکنندگان در شهرها به عهده ادارات شهربانی و در دهات به عهده کدخدایان محول می‌گردد و این مأمورین مکلفند بازجویی‌های لازمه را نسبت به مندرجات برگ استشهاد معمول داشته و صحت آن را تصدیق نمایند.

تبصره 1- هر مأمور یا کدخدایی که برخلاف حقیقت تصدیق نماید طبق قانون تعقیب خواهد شد.

تبصره 2- در نقاطی که اداره شهربانی و کدخدا نباشد در صورت بودن ژاندارم اجرای مقررات این ماده به عهده آنان محول می‌گردد.

تبصره 3- مأمورینی که در بالا گفته شد مکلفند به مراجعه‌کنندگان رسید کتبی داده و در ظرف مدتی که از 15 روز تجاوز ننماید بازجویی‌های لازمه را معمول و استشهاد و رونوشت شناسنامه را گواهی نموده و به تقاضاکننده تسلیم دارند.

(عده برای اخذ رأی کافی نبود)

رئیس- واقعاً بنده متعجبم که چرا آقایان ترتیب مجلس را رعایت نمی‌کنند آقا هر ساعت که نمی‌شود معطل شد که بتوانیم رأی بگیریم. موافقین با ماده هشتاد و شش برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده شصت و نه.

ماده 69- پسر یا دختر که تحت کفالت است از لحاظ اجرای این قانون تا آخر سن هیجده سالگی تحت کفالت شناخته می‌شود.

رئیس- موافقین با ماده 69 برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده هفتاد و سه.

+++

فصل دهم- دانش‌آموزان و دانشجویان

ماده 73- تمام دانش آموزان و دانشجویان مشمول به محض ترک تحصیل یا فراغت از تحصیل به خدمت زیر پرچم احضار می‌شوند.

رئیس- موافقین با ماده هفتاد و سه برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 74

ماده 74- کسانی که دوره تحصیلات آنان کم‌تر از دوره کامل متوسطه باشد مشمول مقررات مربوط به سایر افراد وظیفه خواهند بود.

رئیس- آقای امیر تیمور

امیر تیمور- استنباط بنده از ماده قبل که تصویب شده این بود که یک دانشجویی که مشغول تحصیل است تا هنگامی که تحصیل او در ابتدایی و متوسطه و عالی انجام نشده است البته به خدمت زیر پرچم احضار نمی‌شود مگر این که خود او ترک تحصیل کند یا از تحصیل فراغت حاصل کند که اگر این طور که بنده استنباط کردم نیست آقای مخبر توصیح بفرمایید.

مخبر- عین همین استنباط حضرتعالی صحیح است و منظور همین است.

معاون وزارت جنگ- اجازه بفرمایید در این موضوع بنده یک توضیحی عرض کنم و آن این است که برطبق قانون اشخاصی که در سنین سربازی در سیکل اول متوسطه هستند آنها می‌آیند خدمتشان را می‌کنند ولی آنهایی که در سیکل دوم هستند و یا مشغول تحصیلات عالیه هستند تا خاتمه تحصیلات حق دارند مشغول باشند و الا یک بچه تنبلی اگر بخواهد همین طور در سیکل اول بماند ما می‌گوییم.

مخبر- آن وقت آن بچه را اخراج می‌کنند از مدرسه.

رئیس- موافقین با ماده هفتاد و چهار برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده هفتاد و شش

فصل یازدهم- کادر افسری احتیاط و ذخیره

ماده 76- دانش آموزانی که دوره تحصیلات آنان مطابق دوره کامل متوسطه یا کم‌تر از لیسانس باشد پس از شش ماه تعلیمات مقدماتی در صف و داشتن استعداد و لیاقت افسری از بین آن کسانی که داوطلب به ورود به دانشکده افسری احتیاط باشند از روی آزمایش انتخاب و به دانشکده اعزام و معرفی می‌شوند.

رئیس- آقای رضوی

رضوی- عرض کنم که یک عده از آقایان دیپلمه‌ها که در مدارس عالی بوده‌اند و بالخصوص دسته‌ای که در دانش‌سرای مقدماتی موفق شده‌اند و دیپلم گرفته‌اند و به شغل آموزگاری مشغولند اینها تلگرافی کرده بودند مخصوصاً توسط بنده به مقام ریاست و به خود آقای معاون وزارت جنگ و سایر رفقا توسل جسته بودند و یک عرضی داشتند و آن این بود که در قانونی که در 1310 تصویب شده معتقدند که رعایت حق دیپلمه‌ها بهتر از این قانون شده است به این معنی که فقط فرق مابین دیپلمه‌ها و لیسانسیه‌ها را در قانون سابق از حیث مدت فرق گذاشته که لیسانسیه‌ها دوازده ماه مشغول خدمت زیر پرچم و دیپلمه‌ها هیجده ماه بودند اما در این قانون در خدمت صف از جهت خدمت افسری‌شان هم تفاوت قائل شده‌اند و آنها معتقدند که یک قدری از آن حقی که قانون سابق قائل شده بود فوت شده است و تقاضا کرده بودند که رعایت این حق برای آنها بشود بنده هم تصور می‌کنم با اعتراف به این که اگر بنا باشد امتیاز فضلی منشأ اثر باشد همین طور هم در مراتب باید تفاوت وجود داشته باشد البته هر کسی که بیشتر تحصیل کرده است از مزایای بیشتری باید برخوردار شود ولی چون این دسته که این تقاضا را دارند می‌گویند به این که اگر ما می‌دانستیم که این تفاوت‌ها موجود بود ممکن بود که باز هم تحصیل کنیم و روی هم رفته اینها اغلب از مشمولین هستند که سابق مشمول شده‌اند منتها چندین دفعه هم آمده‌اند معرفی کرده‌اند برای این که خدمت زیر پرچم را انجام بدهند و اگر آنها را پذیرفته بودند آن مزایای سابق را داشتند این است که اینها می‌گویند چندین دفعه ما حاضر شدیم تقاضا کردیم خدمت کنیم و از آن مزایا بهره‌مند شویم و نشده‌ایم. در این موقع تقاضا می‌کنند دولت به آنها یا به طور کلی نسبت به دیپلمه‌ها این ارفاق را بکند که

+++

فقط از حیث مدت خدمت تفاوت برای آنها قائل شوند نه از حیث خدمت صف و سایر قسمت‌هایی که فرق بین دیپلمه‌ها و لیسانسیه‌ها گذاشته شده است بنده خواستم تقاضا کنم اگر ممکن است آقای معاون و آقای مخبر این تقاضا را قبول کنند.

معاون وزارت جنگ- بنده ناگزیرم یک توضیح کامل‌تری عرض کنم و در کمیسیون هم مفصل در این باب مذاکره شد و همه آقایان اعضا کمیسیون متقاعد شدند ما سابق یک ارتش صد و پنجاه هزار نفری داشتیم که روی دویست هزار نفر می‌رفت و شاید افسرانی که مورد احتیاج ما بود در حدود بیست هزار نفر بود و شاید کافی هم نبود دیپلمه‌ها و لسیانسیه‌ها برای تعداد افسرانی که لازم داشتیم حتی اگر آقایانی که با فرهنگ تماس دارند تصدیق می‌فرمایند دیپلم‌ها خیلی خیلی مصنوعی شده بود خیلی هم به سرعت بالا می‌رفت برای این که مورد احتیاج ارتش بود فرهنگ تبعیت می‌کرد تند تند می‌داد بیرون الآن‌ ما یک ارتش هشتاد نود هزار نفره داریم که کادر افسریش هم خیلی کم‌تر است و ما برای فارغ‌التحصیلان یک تخصصی قائل شدیم گفتیم از لیسانس به بالا یک سال از لیسانس به پایین یک سال و نیم البته دکترها و مهندسین آنها که جنبه فنی دارند حتی دیپلمه‌های حقوق خدمت‌شان منحصراً در قسمت کار خودشان خواهد بود. مهندس در قسمت مهندسی می‌رود و یا توپخانه می‌رود حقوق‌دان را در دادسراها می‌بریم کار می‌دهیم سایرین هم مطابق تخصصشان به این جهت ما ضرر نمی‌کنیم شش ماه می‌بریم در مدرسه کارهای صفی آنچه که مربوط به وظایف افسری است به او تعلیم می‌دهیم شش ماه هم از آنها استفاده می‌کنیم و اما قسمت اعظم آنهایی که از لیسانس به پایین هستند و شاید عده‌شان در حدود دو سه هزار نفر باشد اگر ما بخواهیم تمام آنها را وارد دانشکده بکنیم دانشکده ما جا ندارد تازه جا هم پیدا کنیم این همه افسر مناسبت ندارد با سازمان این ارتش این است که ما اینها را یک سال و نیم قرار دادیم شش ماه آزمایش بشوند آنهایی که استعداد افسری دارند می‌روند به دانشکده شش ماه تعلیم می‌گیرند شش ماه هم به سمت افسری استفاده می‌کنند و آنها هم که استعداد افسری ندارند باقی خدمت‌شان را در صف انجام خواهند کرد و گمان می‌کنم که برای ارتش ما بیش از این لازم نیست.

رئیس- موافقین با ماده هفتاد و شش برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده هفتاد و هفت

ماده 77- دانش‌آموزان اعزامی به دانشکده افسری احتیاط پس از طی دوره دانشکده در صورتی که از عهده امتحانات نهایی برآیند مطابق مقررات فصل پنجم قانون ترفیعات به درجه افسری نایل و شش ماه با درجه افسری در صف خدمت خواهند نمود.

رئیس- موافقین با ماده هفتادو هفت برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده هفتاد و هشت

ماده 78- دانش‌آموزانی که مشمول مقررات ماده 76 نشده باشند باقی مانده دوره خدمت زیر پرچم خود را مانند سایر افراد وظیفه در صف انجام و آموزشگاه گروهبانی احتیاط را طی خواهند نمود.

رئیس- موافقین با ماده هشتاد و هشت برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده هفتاد و نه

ماده 79- دانشکده افسری احتیاط هر سال در اول مهر ماه تشکیل و دوره آن شش ماه خواهد بود.

رئیس- موافقین با ماده هفتاد و نه برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده هشتاد

ماده 80- کسانی که دوره تحصیلات آنان معادل لیسانس یا دکترا باشد به طور کلی دوازده ماه در خدمت زیر پرچم خواهند بود که پس از طی دوره دانشکده افسری احتیاط در صورتی که از عهده امتحانات نهایی برآیند مطابق فصل پنجم قانون ترفیعات به درجه افسری نائل و شش ماه با درجه افسری در صف خدمت خواهند نمود.

رئیس- آقای نراقی

نراقی- آقایان متوجه هستند در این قانون نظام وظیفه به موجب این فصل 11 که از ماده 76 الی ماده 80 است یک

+++

مزایایی برای دیپلمه‌ها و لیسانسیه‌ها و دکترها قائل شده‌اند دکترهایی که مشمول این قسمت هستند (پزشک نیستند این را باید توجه داشته باشند) کسانی هستند که در رشته‌های دیگر دکتر شده‌اند (پزشک‌ها مشمول فصل 12 هستند) به موجب این قانون دیپلمه‌های متوسط خدمت‌شان به یک سال و نیم تقلیل پیدا می‌کند و لیسانسیه‌ و بالاتر از آن به یک سال تقلیل پیدا می‌کند این مزیتی است که این قانون جدید نسبت به قانون سابق دارد به موجب قانون سابق هر کس هر دیپلمه یا لیسانسیه که وارد خدمت می‌شد یک سال در دانشکدة افسری مشغول تحصیل بود یک سال هم به سمت افسری دیپلمه‌های متوسطه ستوان سه می‌شدند لیساسیه‌ها ستوان دو حالا سال گذشته بعد از قضایای شهریور دوره دانشکدة افسری احتیاط اصلاً تشکیل نشد کسی هم در آنجا به عنوان دانشجو پذیرفته نشد و از آن دوره افسر نداریم اما مهر ماه امسال یک عده را پذیرفته‌اند در حدود صد و پنجاه نفر که الآن در دانشکده افسری احتیاط مشغول تحصیلند در موقع شور اول این قانون بنده تمنا کردم که این کسانی که در دانشکده افسری احتیاط مشغول هستند مشمول این قانون بشوند یعنی آنهایی که لیسانسیه نیستند یک سال و نیم و آنهایی که لیسانسیه هستند یک سال باشد آقای معاون محترم وزارت جنگ قبول فرمودند روی آن بنده پیشنهادی کردم آن پیشنهاد در کمیسیون مورد قبول واقع نشده یعنی ضمیمه قانون نکرده‌اند یعنی فرمودند که من موافقم با این پیشنهاد و در مجلس شورای ملی تصریح می‌کنم که ما در عمل همین جور خواهیم کرد که این دیپلمه‌ها که الآن در خدمت هستند دوره خدمت‌شان یک سال و نیم و از لیسانس به بالا دوره خدمت‌شان یک سال خواهد بود تمنا می‌کنم که این را صریحاً اظهار بکنند که همه امیدوار باشند و مطمئن بشوند که همین طور عمل خواهد شد.

معاون وزارت جنگ- ما به امید این که این قانون به زودی مورد تصویب واقع می‌شود ما برنامه منظمی برای دانشجویانی که امسال در دانشکده بودند روی شش ماه تنظیم کردیم حتی ستاد ارتش نگران بودند که قانون نگذشته خواستند آنها را مرخص کنند بنده بهشان قول دادم که قانون امسال می‌گذرد و مراتب ترفیع‌شان مطابق قانون جدید باشد و لباس‌هایشان هم حاضر شده است که از قانون جدید بهره‌مند شوند.

رئیس- موافقین با ماده هشتاد برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 81

ماده 81- افراد نامبرده در ماده 76 و 80 از تاریخ معرفی به دانشکده افسری تا خاتمه دوره دانشکده تابع مقررات عمومی دانشکده افسری احتیاط بوده و طبق برنامه مخصوص تعلیمات لازمه را فراخواهند گرفت.

رئیس- موافقین با ماده 81 برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. هشتاد و شش

ماده 86- دارندگان گواهی‌نامه دوره متوسطه یا بیشتر در موقع ورود به خدمت یا اعزام به دانشکده افسری مانند سایر افراد مورد معاینه پزشکی واقع خواهند شد.

رئیس- موافقین با ماده هشتاد و شش برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 87

ماده 87- دانشجویان دانشکده افسری احتیاط در صورتی که از عهده امتحان برنیایند مدت تحصیل آنها جزو دوره خدمت زیر پرچم محسوب و برای طی بقیه خدمت بدون توجه به صف اعزام خواهند شد.

رئیس- موافقین با ماده هشتاد و هفت برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده نود

فصل دوازدهم- پزشکان- دام‌پزشکان- داروسازان- دندانسازان

ماده 90- کسانی که دارای دانشنامه دانشکده پزشکی- دام‌پزشکی- دندانسازی- داروسازی باشند به طور کلی دوازده ماه در خدمت زیر پرچم خواهند بود که پس از طی دورة شش ماهه تعلیمات تکمیلی نظامی تحت نظر ادارات مربوطه و گذرانیدن امتحان مطابق فصل پنجم قانون ترفیعات به درجه افسری نایل و شش ماه در قسمت‌های مربوط با درجه افسری خدمت خواهند نمود.

+++

رئیس- موافقین با ماده نود برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد: ماده نود و یک

ماده 91- فارغ‌التحصیلان آموزشگاه‌های دامپزشکی- دندانسازی- داروسازی که تحصیلات آنان معادل دوره کامل متوسطه باشد پس از شش ماه خدمت مقدماتی در صف کسانی که از بین آنان مشمول مقررات ماده 76 بشوند پس از طی دورة چهار ماهه تعلیمات تکمیلی تحت نظر اداره مربوطه و گذرانیدن امتحان نهایی طبق مقررات فصل پنجم قانون ترفیعات به درجة افسری نایل و هشت ماه با درجة افسری در صف خدمت خواهند نمود و سایرین بقیه خدمت زیر پرچم خود را مانند افراد وظیفه در صف انجام خواهند داد.

رئیس- موافقین با ماده نود و یک برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده نود و دو

ماده 92- پزشکان وظیفه طبقات 1284 تا 1302 که در تاریخ تصویب این قانون در خدمت زیر پرچم هستند در صورتی می‌توانند از مزایای ماده 90 این قانون استفاده نمایند که اقلاً پس از پایان سال اول خدمت خود یک سال نیز خدمت در ارتش را با پایه پزشک یاری طبق قانون خدمت‌گذاری پزشکان مصوب هفتم مرداد 1318 تعهد نمایند.

مخبر- پزشکی پزشک یاری شده است پزشکی بنویسند.

نراقی- در ماده 90 که الآن تصویب شده است تصریح شده است که پزشکان یعنی اطبا و غیره مثل سایرین دوره خدمت‌شان یک سال است و به سمت افسری این دوره خدمت‌شان را انجام خواهند داد شش ماه اولش به صورت کارآموزی و شش ماه دومش به صورت افسری اما در این ماده 92 ذکر کرده است پزشکانی که فعلاً خدمت زیر پرچم را می‌کنند اینها نمی‌توانند از آن ماده 90 استفاده بکنند مگر این که متعهد بشوند یک سال اضافه خدمت کنند این دو ماده را اگر با هم مقایسه کنیم متناقض است چون در ماده 90 نوشته است که دوره خدمت پزشک یک سال است در ماده 92 می‌نویسد وقتی می‌تواند از ماده 90 استفاده کند که تعهد بکند یک سال اضافه خدمت بکند این هیچ به هم مربوط نیست حالا که ما مزیتی برای تحصیل کرده‌ها قائل هستیم چرا نسبت به پزشکان تبعیض کنیم کسی که دیپلمه طب شده اساساً دوره تحصیلاتش خیلی طولانی‌تر از سایر دیپلمه‌ها است اگر ارتش احتیاج به پزشک دارد پزشک استخدام کند چه داعی دارد تحمیل کند به پزشکان جوانی که می‌آیند خدمت سربازی‌شان را انجام بدهند این است که بنده تمنا می‌کنم پزشکانی هم که در خدمت زیر پرچم هستند مدت خدمت‌شان مثل سایر تحصیل کرده‌ها باشد این تحمیل را برداریم و اگر احتیاج به پزشک داریم از راه دیگری تهیه کنیم و این سو اثری دارد که مجلس شورای ملی نسبت به یک عده پزشک جوان تبعیض قائل شده است و دوره خدمت آنها را دو سال قرار داده است و سایر تحصیل کرده‌ها فقط یک سال است. (صحیح است)

معاون وزارت جنگ- بنده توضیحی عرض می‌کنم که گمان می‌کنم آقایان محترم متقاعد بشوند قانون وقتی وضع می‌شود یک احتیاجی در بین هست الآن در ماده 65 این قانون خود آقایان تصویب فرمودید که طبقات از 84 الی 94 احضار نمی‌شوند ولی ضمناً تصدیق فرمودند آنهایی که هستند می‌مانند. برای چه؟ برای این که احتیاج کشور و ارتش طوری اقتضا می‌کند که الآن این چهل هزار نفری که در زیر پرچم هستند بروند کار ارتش می‌خوابد و الآن وضعیت کشور و شهرستان‌ها طوری است که احتیاجمان به مراتب از سابق بیشتر است و آن این است که الآن در بعضی از نقاط به طوری مریضخانه از مریض پر شده است که پریروز ما ده نفر طبیب را با کامیون حرکت دادیم که افراد نمیرند تصدیق می‌فرمایند با یک همچو وضعیتی ما چه می‌گوییم ما به یک پزشک که الآن در خدمت است می‌گوییم شما از این ماده قانون استفاده می‌کنید ولی این که می‌روید در وزارت بهداری یا جای دیگر با یک پایه پزشکی استخدام می‌شوید بیایید پیش ما برای خود ما کار کنید و همان حقوق را بگیرید این از نظر تبعیض نیست ولی چون مسأله ارتش است و البته جنبه عمل است و بنده بعضی عرایضی را نمی‌توانم بکنم

+++

ولی اگر تلگرافاتی که از کردستان و کرمانشاه آمده بود میل داشته باشید در یک جلسه خصوصی عرض می‌کنم حق به بنده خواهید داد که لازم است. (صحیح است)

بعضی از نمایندگان- کافی است رأی بگیرید.

اورنگ- بنده پیشنهاد داده‌ام آقا.

رئیس- پیشنهاد آقای اورنگ

پیشنهاد می‌کنم که ماده 92 به طریق ذیل اصلاح شود: پزشکان نیز مثل سایر دکترها بایستی خدمت خود را انجام نمایند.

رئیس- آقای اورنگ

اورنگ- بنده استدعا می‌کنم اولاً آقای سرتیپ ریاضی شایسته‌تر به این عرایض موافقت بفرمایند ثانیاً آقای مخبر محترم هم چنانچه شیوه ایشان است یک قدری بیشتر توجه کنند. اولاً خاطر آقای شریف سرتیپ مسبوق است که عددی که الآن زیر پرچم دارند از پزشکان عددشان به 20 نمی‌رسد شاید هم کم‌تر است. ثانیاً یک عیب بزرگی است برای ما که در یک جامعه‌ای که جمع می‌شویم یا در مجلس شورای ملی و یک ماده را از تصویب بگذرانیم که مردم را تشویق کنیم به عوام بودن و در جهل باقی ماندن. به دلیل این که طبیب دوره تحصیلاتش زیادتر است از آن کسی که دکتر می‌شود. دوازده کلاس ابتدایی و متوسطه داریم کسی که طی کرد دیپلم متوسطه می‌گیرد و سه کلاس دیگر را هر کسی طی کرد لیسانس می‌گیرد و سه کلاس یا دو کلاس دیگر را که در اینجا طی کرد می‌شود دکتر در یک علمی. اما طبیب دوره تحصیلاتش پس از دیپلم گرفتن پس از 12 سال ابتدایی و متوسطه هفت سال دیگر هم باید زحمت بکشد تا دکتر در پزشکی بشود خوب حالا ما می‌گوییم که اگر 7 سال زحمت کشیدی ما مثل حمال‌ها با تو رفتار می‌کنیم چرا؟ برای این که در آنجا گفتیم که او دو سال زیر پرچم خدمت بکند تو هم که دکتری تو هم دو سال باید خدمت بکنی خوب درست شد؟ این تشویق مردم است به چهل برای این که دیگران می‌روند و دیپلم می‌گیرند که یک سال و نیم خدمت می‌کنند آقا این عدد است ملاحظه بفرمایید من دارای دیپلم هستم 12 کلاس تحصیل کردم من یک سال و نیم باید خدمت بکنم اما آن کسی که 7 سال بیشتر از این رفت و زحمت کشید و طبیب شد از این زیادتر باید خدمت کند دو سال باید خدمت کند؟ این را موافقت کنید آقا این قدر هم زیاد نیست موافقت بفرمایید که این پزشکان هم مشمول ماده 90 بشوند اعم از این که زیر پرچم‌ هستند یا زیر پرچم نیستند این زیاد نیست آقا و الا از تصویب این ماده مردم زیان می‌برند و خود کشور هم بالنتیجه زیان می‌برد اگر یاد آقای سرتیپ باشد وقتی که آمدند در مجلس و تصویب کردند در آن اول قانون نظام وظیفه را و گفتند کسی که لیسانس شد یا دکترا را کسی که دارا شد آن هم مثل افراد دیگر می‌رود و دو سال خدمت می‌کند بروید در مدارس نگاه کنید احصاییه مدارس را بخوانید می‌بینید دیگر لیسانس بار نمی‌آید و از مدرسه بیرون نمی‌آید. من می‌رفتم تحصیل می‌کردم و زحمت می‌کشیدم که یک مزیتی در کشور در مملکت داشته باشم وقتی که دیدم که رنج من و زحمت من و تحصیل من با آن کسی که رنج نبرده و زحمت نکشیده است مساوی و مثل هم است دیگر چه داعی داشتم که دیگر بروم و زحمت بکشم حالا این ماده راجع به دکترها هم همین طور است اگر ما بخواهیم پزشکی را در ماده 92 مشمول ماده خودش قرار ندهیم و بگوییم این آدم از این مزیت محروم است در نتیجه ارتش زیان کرده است و عدد هم زیاد نیست. حالا تمنا می‌کنم که توجه بفرمایید به این مسأله و این افرادی که زیر پرچم آمده‌اند مشمول ماده 90شان قرار دهید و قبول بفرمایید که ضرر نخواهید کرد.

معاون وزارت جنگ- بنده یک توضیح مجددی عرض می‌کنم تصور می‌کنم که آقای اورنگ متقاعد بشوند و آن این است که روی این زمینه که ما صحبت می‌کنیم خدمت نظام را ما یک خدمت ننگ‌آوری فرض می‌کنیم و می‌گوییم که یک شخصی که تحصیل کرد یک مزیتی برایش قائل می‌شویم. در صورتی که حالا آن شخصی که تحصیل کرده است

+++

برای فراگرفتن فنون نظامی زحمت کم‌تری لازم دارد. یک شخصی که عالم درجه اول شده است زودتر فرا می‌گیرد تا آن کسی که بی‌سواد است. آن بی‌سواد را گفتیم دو سال خدمت کند و دیپلمه را گفتیم یک سال و نیم خدمت کند.

بنابراین عیب و عاری نیست و از یک طرف هم می‌گویند که بیست سی نفر اهمیت ندارد در صورتی که اهمیت دارد ما الآن به نفر احتیاج داریم در صورتی که ما احتیاج داریم به نفر پزشک هم می‌خواهیم و پزشک نداریم سی هنگ را که می‌توانند پرستاری کنند سی تا هنگ را نتوانند بکنند سی تا گردان را که می‌توانند ما چه می‌گوییم ما می‌گوییم اینها که دو ماه سه ماه چهار ماه مانده است که خدمت‌شان را تمام کنند خوب یک تعهد بدهند (همین طور که در بهداری هم می‌روند و تقاضا می‌کنند ولی قبول نمی‌شوند شاید که جا نداشته باشند) و طبق این ماده رفتار کنند و یک خدمتی بکنند و به همین جهت هم اینها با پایه پزشکی استخدام شده‌اند و این یک سند استخدامی می‌شود برای آنها که بعد هم در وزارت بهداری برای آنها یک مقام و مزیتی می‌شود بنده که با یک نفر از این آقایان دکترها این صحبت را کردم با این که اسمش را ننوشته بود رفت اسمش را ثبت کرد برای این که یک سال خدمت می‌کند در آنجا در وزارت بهداری با پایه یک می‌رود وارد می‌شود به آنها ضرری نمی‌رساند در این موقع بحران ناخوشی که خطر تیفوس در این مریضخانه‌های ما هست اگر توجه بفرمایید در هنگ‌هایی که 1500 نفر یا 2000 نفر می‌خوابند اگر مختصر عدم توجهی نشود این مرض تیفوس سرایت خواهد کرد و همه خواهند گرفت این است که خواهش می‌کنم که در این قسمت موافقت بفرمایند. (صحیح است)

رئیس- رأی گرفته می‌شود به پیشنهاد آقای اورنگ موافقین برخیزند (عده کمی برخاستند) تصویب نشد.

مخبر- اجازه می‌فرمایید یک توضیحی بنده عرض کنم این برای اشخاصی است که حالا دارند خدمت می‌کنند برای آتیه این طور نیست برای آتیه همان مدت یک سال است.

رئیس- رأی گرفته می‌شود به ماده 92 موافقین با این ماده برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 94

فصل سیزدهم- اجرای مراسم سربازگیری

ماده 94- مجالس سربازگیری در پانزدهم فروردین ماه هر سال در مراکز حوزه‌ها تشکیل می‌گردد.

رئیس- آقای معدل

معدل- همه آقایان توجه دارند که اکثریت ملت ایران را کشاورزان و برزگران تشکیل می‌دهند برای طبقات دیگر هر وقت سال احضار شوند فرقی نمی‌کند ولی رعیت کارش اختیاری نیست بنا به فصل و موقع کارش باید آنجا وظیفه‌اش را انجام بدهد در سابق موقع تشکیل مجامع سربازگیری را در موقع کشت قرار داده بودند ولی بعداً در عمل معلوم شد که عملی نیست بعد در (پانزدهم) فروردین قرار دادند. 15 فروردین و بهار نه تنها فصلی است که باید شیار بکنند برای زراعت بلکه موقعی است که بایستی صیفی بکارند و از این حیث این عمل مناسب نیست و بهترین موقع فراغت برای برزگران زمستان است که نه صیفی می‌خواهند بکارند شتوی را هم برداشته‌اند بنده پیشنهاد می‌کنم به آقایان که از اول دی تا اول بهمن این کار را مقرر دارند (صحیح است) ولی باز بنا به آن عرضی که پریروز کردم چون انس آقایان را به آن پیشنهاد دولت احساس می‌کنم که کوچک‌ترین پیشنهادی را هم تصویب نمی‌کنند بنده تصور می‌کنم که همیشه یک حرف حسابی از بین می‌رود.

رئیس- پیشنهاد آقای معدل

پیشنهاد در ماده 94- مجالس سربازگیری در اول بهمن ماه هر سال در مراکز حوزه‌ها تشکیل می‌گردد. معدل

معاون وزارت جنگ- بنده در این قسمت عرایض مفصلی نمی‌کنم چون در کمیسیون این موضوع حلاجی شد متأسفانه یا خوشبختانه مملکت ما به قدری وسیع است که این اختلاف فصول را در همه جا داریم که در هر فصلی سرباز بگیریم اگر در شمال وفق بدهد برای جنوب وفق نمی‌دهد اگر برای جنوب وفق بدهد برای شمال مصداق ندارد و در

+++

کردستان وضعیت ماه بهمن آنجا طوری است که اصلاً ایاب و ذهاب ممنوع و موقوف می‌شود نه مأمور سربازگیری می‌تواند برود و نه سرباز می‌تواند بیاید. از طرف دیگر اگر یک تاریخی را بگیرید که برای شمال وفق بدهد برای دشتی و دشتستان وفق نمی‌دهد به این جهت چون در تمام مدت سال سرباز گرفته می‌شد و این اسباب زحمت مردم بود و برای ما هم اسباب زحمت بود چون لاینقطع معترض مردم می‌شدند ما آمدیم گفتیم عوض شصت هزار نفری که در دوره سابق که می‌گرفتیم یا چهل هزار نفری که می‌گیریم عرض کردم تدریجی بگیریم یعنی در دو نوبت دو تا بیست هزار نفر را بگیریم در 15 فروردین جلسه را تشکیل می‌دهیم و جلسه هم 15 روز بیست روز یا یک ماه کار دارد تا اوراق و آمار حاضر شود و صورت مشمولین برود و صورت مشمولین هم که می‌رود گفتیم طوری می‌کنیم که اینها بیش از 36 کیلومتر طی طریق نکنند. بنابراین یک نفر کاشانی را ما دیگر وادار نمی‌کنیم که بیاوریم به تهران و به وضعیت او رسیدگی کنیم. در همان حوزه‌های فرعی هر یک وضعیتش را روشن می‌کنیم و اگر کاری داشت بهش می‌گوییم آقا تو الآن برو و در بهمن بیا و اگر کاری نداشت که اعزام می‌شود. بالاخره در هر سالی دو فصل مساعد است ما مجلس سربازگیری را که در 15 فروردین گذاشتیم برای این است که تعطیل عید می‌گذرد اعضا جمع شوند 15 روز بیست و پنج روز کارهای مقدماتی‌شان را می‌کنند و اردیبهشت شروع می‌کند به عمل و تازه نصف نفرات آن سال را می‌گیرند یعنی از 40 هزار نفر 20 هزار نفر را می‌گیرند و مابقی که گرفتاری دارند موکول به آبان‌ ماه می‌شود. در جاهایی که مقتضی است و وضعیت طوری است که در آبان نمی‌شود این نفر را خواست در اردیبهشت می‌خواهیم در جاهایی که می‌شود این نفر را خواست در همان موقع مقتضی احضارش می‌کنیم.

رئیس- آقای معدل فرمایشی دارید؟

معدل- آقای معاون وزارت جنگ می‌فرمایند که زمستان راه‌ها بسته است و برای مأمورین اسباب زحمت است که مشمولین را جمع‌آوری کنند. در حالی که ملاحظه فرمودید برای این اشخاص که مشغول زارعت هستند این مشکل را فرض نمی‌کنیم ولی برای مأمورین که وظیفه‌شان است (مخبر- ایشان هر دو طرف را گفتند) (صحیح است) (معاون وزارت جنگ- بنده همه را گفتم) خیلی خوب توجه بفرمایید آقای معاون وزارت جنگ شما الآن که 20 هزار نفر یا 40 هزار نفر را احضار نمی‌کنید! تمام مشمولین درست مشغول کشت و کار صیفی‌ و شیارهای نوروزی هستند و آنها را می‌آورند و اینها در مرکز حوزه‌ها می‌مانند تا به وضیت آنها رسیدگی شود. آن عده‌ای که معاف می‌شوند یعنی به آن عده‌ای که مرخصی داده می‌شود باید دو مرتبه مراجعت کنند و به کارشان برسند تمام اینها. در آن موقع حساس فقط برای تسهیل کار و برای عبور و مرور مأمورین اینها احضار می‌شوند در حالی که بنده خیال می‌کنم در فصل زمستان در کشور ما هیچ نقطه‌ایش این طور نیست که غیر قابل عبور باشد.

افشار- جنوب این طور است ولی شمال و کردستان را جنابعالی نمی‌دانید.

معدل- و اگر هم این طور هست ممکن است در آن یک تبصره‌ای گذاشته شود که در آن نقاطی که غیر قابل عبور است مستثنی است یعنی نقاطی را که وضعیت جغرافیای آن را مناسب ندانیم. در کردستان یا در جای دیگر که فرض می‌کنند در زمستان شخصی از خانه خودش بیرون نمی‌آید و اسبش را هم سوار نمی‌شود اتومبیل هم سوار نمی‌شود و سفر هم نمی‌کند یک همچو چیزی را فرض می‌کنیم. تازه برای این که فرض محال نباشد برای این یکی دو نقطه که می‌فرمایید این طور نباشد این دلیل نمی‌شود که تمام مملکت را به این شکل گرفتار کرد و این اشکالی ندارد که فروردین را ما تبدیل کنیم به بهمن ماه این که اشکالی ندارد باید تمام جهات را در نظر گرفت.

معاون وزارت جنگ- گمان می‌کنم توضیحات بنده را آقای معدل توجه نفرمودند بنده برای مأمورین سربازگیری

+++

عرض نکردم که نمی‌توانند بروند بالاخره مأمورین اگر نتوانستند با اتومبیل بروند با اسب می‌روند نتوانستند پیاده می‌روند چکمه دارند لباس دارند بالاپوش دارند افسر همه چیز دارد و می‌رود موضوع نفرات را بنده عرض کردم به آقا که در زمستان نمی‌شود نفر را آورد و احضار کرد چون اغلب بالاپوش حسابی ندارند و همان 36 کیلومتر را که بیایند می‌میرند توی راه (صحیح است) ولی در فروردین مجالس سربازگیری که تشکیل می‌شود وضعیت اینها را روشن می‌کنند بعد آن عده‌ای که گرفتاری ندارند احضار می‌کنیم و الا برای مأمورین سربازگیری مانعی ندارد و می‌روند.

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقای معدل برخیزند (عده‌ای برخاستند) تصویب نشد.

پیشنهاد آقای فریدونی

پیشنهاد می‌شود تبصره زیر به ماده 94 اضافه شود. تبصره تشکیل مجالس سربازگیری نسبت به شهرها و قصبات در پانزدهم فروردین و در مورد دهات از پانزدهم آبان‌ ماه هر سال شروع و اجرا خواهد شد. فریدونی

رئیس- آقای فریدونی

فریدونی- عرض کنم قسمت نظام وظیفه و خدمت سربازی یکی از چیزهای مهم است. از کارنامه اردشیر بابکان است که می‌گوید مملکت بدون لشگر و لشگر بدون زراعت و زراعت بدون تجارت و تجارت بدون عدالت میسر نیست. پس بنابراین لشگر اگر باشد و زراعت نباشد لشگری نیست بنابراین باید نهایت توجه را در این عمل کرد. 15 فروردین اگر وضع مملکت را در نظر بگیرید موقع کشت صیفی‌ است و هنگام آبیاری شتوی. مثلاً اطراف تهران را اگر در نظر بگیریم ورامین یکی از جاهای مؤثر در امر خواروبار تهران است که هر وقت محصولش دچار آفت شود و مرضی واقع شود خوراک چندین ماه تهران به تعویق می‌افتد. از تاریخ اوایل ماه فروردین در ورامین شروع می‌کنند از رودخانه‌ جاجرود آنهایی که حقابه از جاجرود دارند آب می‌گیرند برای زراعت شتوی. در عین حال اشخاصی هستند که مشغول صیفی‌کاری می‌باشند و دنبال این قبیل امور کشاورزی هستند بنابراین نمی‌شود که به خدمت احضار شوند و آنجاهایی هم که نزدیک ورامین هستند مثلاً خوار هم همین طور است. غار و پشاپویه هم که از بخش‌های مهم تهران است همین حال را دارد شهریار و ساوجبلاغ همین طور در قسمت خراسان می‌خواهید بروید همین طور است مثلاً سبزوار یک نقطه‌ای است که در فروردین موقع نوغان زراعتش است (صحیح است) و این موقع موقع زراعت آنجا است و همین طور در سایر نقاط قسمت فارس و یا سایر جاها هم همین طور است. این است که بنده پیشنهاد کردم که دو قسمت بشود قسمتی در شهرها و قصبات که چون کار فلاحت ندارند مجلس سربازگیری در 15 فروردین تشکیل بشود و آن مشمولین را احضار بکنند و به وضعیت‌شان رسیدگی کنند آنهایی که مشمول خدمت نظام وظیفه هستند وارد خدمت می‌شوند و آنهایی که مشمول نیستند که آزاد می‌شوند. و یک قسمت دیگر را که موقع زارعت‌شان است در 15 آبان قرار بدهند و بهترین موقع به عقیده بنده 15 آبان است که 15 آبان وقتی مجلس سربازگیری تشکیل بشود 15 روز طول می‌کشد تا حاضر کنند آمار را و رسیدگی بکنند برای این کار و در ظرف یک ماه ممکن است به وضعیت دهاتی‌ها هم رسیدگی کنند و تکلیف‌شان را معلوم کنند و با این ترتیب به امور کشاورزی اعم از صیفی و یا شتوی هم لطمه‌ای وارد نمی‌آید. (صحیح است)

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقای فریدونی برخیزند (عده کمی برخاستند) تصویب نشد.

پیشنهاد آقای دهستانی

پیشنهاد می‌کنم مادة 94 به قرار زیر تصویب شود. مادة 49 مجالس سربازگیری در اول اسفند ماه هر سال در مراکز و حوزه‌ها تشکیل و در دهم فروردین ختم می‌گردد. دهستانی

رئیس- آقای دهستانی

دهستانی- عرض کنم موضوع دو قسمت است یکی قضیه مجلس سربازگیری است به طوری که در این لایحه نوشته شده است در فروردین معلوم کرده‌اند این مجالس سربازگیری را که در مراکز و حوزه‌ها در فروردین ماه تشکیل می‌شود و یکی دیگر موضوع احضار مشمولین است

+++

این دو قسمت را باید یک قدری توجه کنیم و تجزیه کنیم تا بدانیم که قسمت مجالس سربازگیری و رأی احضار مشمولین است. پیشنهادی که بنده عرض کردم این طور است که از اسفند تا اول یا تا دهم فروردین مجالس سربازگیری تشکیل شود و خاتمه پیدا کند و مشمولین را احضار بکنند نه این که از 15 فروردین به بعد مجلس سربازگیری تشکیل شود و مشمولین را بخواهند و در تبصره‌ای که بنده پیشنهاد کردم عرض کردم موقع احضار مشمولین چه موقع است که آن موقع تصادف به امور زراعت و فلاحت و کاشت و برداشت مردم نداشته باشد. همان طور که برای محصلین قائل شدید که بعد از فراغت از تحصیل وارد خدمت نظام بشوند باید انصاف داد برای زارعین هم که دوره عمل آنها یک سال است و بایستی این موقع را وقتی قرار بدهیم که دسترنج یک ساله آنها از بین نرود در دوره سابق این طور بوده است که هر وقت نظام وظیفه می‌خواست مأمورین را به محل اعزام می‌کرد و هیچ رعایت نمی‌کرد که خرمن زارع زمین است یا موقع کاشت زارع است. پس باید در قسمتی که مجلس سربازگیری است تکلیف او را معلوم بفرمایند و خواهش می‌کنم قبول بفرمایند که در اسفند و فروردین باشد. بعد می‌آییم سر قسمت احضار که اگر قانع نشدید هر طور که مجلس رأی داد همین طور باشد.

معاون وزارت جنگ- یک توضیحی عرض می‌کنم که آقای دهستانی هم قانع شوند. ما مجلس سربازگیری را اگر برای بعد از عید گذاشتیم برای این است که اشخاصی که در آن مجالس هستند از قبیل استاندار و فرماندار و غیره تا 15 فروردین که موقع تعطیل است هیچ کس به کارش نمی‌تواند برسد از 15 این مجالس تشکیل می‌شود و خود این یک ماه طول می‌کشد و 15 اردیبهشت می‌شود. 15 اردیبهشت تعداد مشمولین‌تان که معین شد بیست تا را از اردیبهشت ماه احضار می‌کنیم بیست تا را هم در آبان ماه می‌گیریم و با این ترتیب گمان می‌کنم منظور آقا هم حاصل می‌شود. مجلس سربازگیری را که ما گفتیم در 15 فروردین تشکیل می‌شود و وضعیت مشمولین را روشن می‌کند و الا همین طور که گفته شد عمل می‌شود و رعایت مشمول هم در همه جا خواهد شد. (صحیح است)

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقای دهستانی برخیزند (عده‌ای برخاستند) تصویب نشد.

پیشنهاد آقای فرمانفرماییان

پیشنهاد می‌دارد در پانزدهم آبان مشمولین را احضار نمایند.

بعضی از نمایندگان- این پیشنهاد رد شده است.

رئیس- پیشنهاد آقای اورنگ

پیشنهاد می‌کنم که موقع احضار مشمول در نقاط گرم‌سیر و سردسیر به دو موقع مناسب بهمن و فروردین تعیین شود.

رئیس- آقای اورنگ

اورنگ- عرض کنم که من مردد هستم به آقای سرتیپ التماس کنم یا به رفقا. آقای سرتیپ که التزام سپردند به هیچ وجه عرایض ما را قبول نکنند. باری این مملکت ایران دو هوای مختلف دارد اگر به نقشه‌اش هم مراجعه بفرمایید که مثل یک شیری است از سرش تا چطور اگر آن نقاط شمال این شیر را تا جنوب آن در نظر بگیریم می‌بینیم دارای دو هوای مختلف است. البته نقاط سردسیر دارد و گرم‌سیر دارد این مجلس سربازگیری را وقتی که اعلان کردید در تمام نقاط به این کیفیت باشد که 15 فروردین باشد و 15 بهمن و برای این دو آب و هوا در این دو موقع و این دو تاریخ افراد را این مجالس سربازگیری احضار کنند در این دو ماه موقع عمل‌شان باشد مخصوصاً نقاط گرم‌سیر. بنده استدعا می‌کنم اگر اشکالی ندارد قبول بفرمایند که این به دو تاریخ تقسیم شود. قسمت سردسیر این مملکت در تاریخ 7 فروردین اشکال ندارد مثل بیجار و سنندج و همدان و از این قبیل نقاط ولی قسمت گرم‌سیر این مملکت 7 فروردین موقع عملش است. همین طور که شما حاجت به سرباز دارید همین سرباز هم حاجت به نان دارد. مملکت آقا حاجت به خواروبار دارد. این را هم ملاحظه کنید از این ملاحظه زیانی هم نمی‌کنید شما این طرف را این تاریخ را قبول کنید و آن طرف را در تاریخ دیگر قبول کنید یعنی برای گرم‌سیر در بهمن و برای سردسیر در هفت فروردین چه اشکالی دارد؟ این چیز زیان‌آوری نیست ملاحظه بکنید اگر زیانی ندارد قبول بفرمایید.

+++

معاون وزارت جنگ- بنده یک توضیحی مجدداً عرض می‌کنم گمان می‌کنم که آقای اورنگ متقاعد شوند. ما مجلس سربازگیری‌مان برای تعیین تکلیف سربازگیری آن سال است ما چون مجلس سربازگیری‌مان برای سال 1322 یعنی فردا که اول سال است شروع می‌شود 15 روز دیگر مجلس سربازگیری را تشکیل می‌دهیم برای رسیدگی به وضعیت مشمولین. پس از این که وضعیت مشمولین روشن شد ما در دو نوبت سرباز می‌گیریم یک نوبت در اردیبهشت و یک نوبت در آبان می‌باشد. یعنی آنهایی که در آبان نوبت دارند ما در آبان می‌خواهیم و آنهایی که فروردین است در فروردین.

معدل- آقا تمام اینها را می‌کشند می‌آورند.

معاون وزارت جنگ- و اگر دست ما را ببندید یک دفعه می‌بینید که ما ممکن است در بندرعباس بخواهیم مجلس سربازگیری را قرار بدهیم و نتوانیم این طور که نمی‌شود ما باید وقت را در نظر بگیریم و ما خودمان رعایت می‌کنیم این قسمت‌ها را چون صرفه خود ما است. توضیح دیگری که خواستم عرض کنم اگر گرم‌سیری را تماماً صد در صد در یک نوبت بخواهند معین کنند این هم به ضرر رعابا و مالکین است برای این که یک ده اگر 4 سرباز باید بدهد 2 تا را در اردیبهشت بدهد و 2 تا را در آبان بدهد بهتر است ده کم‌تر خالی خواهد شد و در صورتی که اگر غیر از این باشد و یک دفعه باشد به نظر بنده به زیان دهات است.

اورنگ- بنده پس گرفتم آقا. پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد آقای دهستانی

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده 94 اضافه شود. تبصره تمام کشاورزان و کارگران مشغول به محض فراغت از کار در دی و بهمن و اسفند ماه هر سال برای انجام خدمت وظیفه احضار خواهند شد.

رئیس- آقای دهستانی

دهستانی- عرض کنم قضیه سربازگیری به طوری بود که معلوم شد و پیشنهاد بنده قابل توجه نشد و به طوری که آقای معاون وزارت جنگ بیان کردند البته عملی می‌شود و بنده هم عرضی ندارم ولی اساس کار احضار مشمولین است آقایانی که می‌خواهند برای زارع و کارگر رعایت کرده باشند اینجا مورد توجه است که ببینید آن روزی که زارع را احضار می‌کنند چه روزی است اگر موقعی که آقا فرمودند در خرداد باشد که خودش موقع صیفی‌کاری است و در نقطه سردسیر موقع برداشت است و در گرم‌سیر اگر مال خرداد را در آبان بخواهند احضار کنند که این وسط بذرکاری او است برای شتوی. از این طرف زراعت صیفی را مختل می‌گذارد و از آن طرف زراعت شتوی را. پس بهتر این است که ما یک وقتی را تعیین کنیم که هم برای دولت خوب باشد و هم برای رعیت که نه موقع بذر باشد و نه موقع جمع‌آوری محصول باشد این است که بنده پیشنهاد می‌کنم احضار مشمولین از دی ماه الی اسفند ماه باشد یعنی موقعی است که کسی کاری ندارد. حالا اگر آقایان توجه می‌فرمایند که بفرمایند و اگر توجه هم نمی‌فرمایند بنده عرضی ندارم.

رئیس- رأی گرفته می‌شود به پیشنهاد آقای دهستانی موافقین برخیزند (عده‌ای برخاستند) تصویب نشد.

رأی گرفته می‌شود به ماده 94 موافقین با این ماده برخیزند (عده‌ای برخاستند) تصویب شد. ماده 98

ماده 98- هیچ یک از وزارتخانه‌ و ادارات و بنگاه‌های دولتی و ملی نباید مشمولیتی را که وضعیت‌شان روشن نشده و برگ معافیت موقت که مدت آن منقضی نشده باشد و یا برگ معافیت دایم و یا کتابچه خاتمه خدمت در دست ندارند استخدام و یا در خدمت نگاه دارند.

رئیس- آقای طباطبایی

طباطبایی- عرض کنم این را بنده نمی‌دانم که در قانون چه لزومی دارد به هم چه قیدی. این قانونی است که از تصویب مجلس شورای ملی گذشته برای همه طبقات هم یک موادی هست که هر کس هم مشمول این قانون است مطابق این قانون باید برود خدمتش را بکند و اگر نکرد مجازات‌هایی هست در قانون و این قید که اینجا نوشته است هیچ یک از وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌های دولتی و ملی نباید

+++

مشمولینی را که وضعیت‌شان روشن نشده و برگ معافیت موقت که مدت آن منقضی نشده باشد و یا برگ معافیت دایم و یا کتابچه خاتمه خدمت در دست ندارند استخدام و یا در خدمت نگاه‌ دارند. این به نظر بنده یک چیز عجیبی است حالا اگر محدود کرده بودند به قسمت‌های وزارتخانه‌ها و ادارات دولتی این چندان عیبی نداشت ولی مؤسسات ملی را مکلف کردن این چه فایده‌ای دارد؟ اگر مؤسسات ملی برخلاف قانون رفتار کرد و یک کسی را هم یک عضوی را هم استخدام کرد تکلیفش چیست؟ مؤسسه ملی که برخلاف قانون رفتار کرده چه کارش می‌کنید مجازات دارد که ندارد؟ اگر مجازات ندارند پس چرا این را نوشتید آقا؟ این یک عمل لغوی است و این قدر نباید بر مردم تنگ و سخت گرفت آقا. خوب شما وزارتخانه‌ها و ادارات دولتی مال خودتان است من می‌آیم آنجا بیچاره هستم می‌گویم به من کار بدهید شما می‌گویید آقا نظام رفتی یا نه؟ من می‌گویم نه نرفته‌ام می‌گویند مطابق این مواد باید بروی خدمت بکنی خوب حالا در این اداره دولتی یک ترتیبی است بسیار خوب یک فرمولی است که در سابق هم گفته می‌شد و عملی می‌شد او هم باید برود خدمت نظام را بکند ولی آقا این برای مؤسسات ملی هیچ صحیح نیست موافقت بفرمایید که لااقل این کلمه ملی را پس بگیرید و به مؤسسات ملی کار نداشته باشند و دیگر زندگانی را سخت نکنند بر مردم.

مخبر- عرض کنم که مطابق قانون هر کس مشمول شد باید برود به خدمت اگر نرفت و یا برگ معافیت نداشته باشد البته برای اجرای قانون تمام دوایر مسئول هستند حالا دولتی باشد یا ملی فرق نمی‌کند این برای اجرای قانون است و حق ندارند بپذیرند.

بعضی از نمایندگان- رأی رأی

افشار- بنده اجازه خواسته‌ام.

رئیس- بفرمایید.

افشار- به عقیده بنده این مادة فوق‌العاده ظالمانه است (رضوی- چرا؟) عرض می‌کنم. نظام وظیفه کاملاً لازم است و مشمولین نظام وظیفه و آنهایی که می‌توانند خدمت نظام وظیفه را انجام دهند صد در صد بنده موافق هستم باید بروند و خدمت بکنند ولی این نکته را توجه بفرمایید همه آقایان در ولایات بوده‌اند و ملاحظه هم فرموده‌اند که اشخاصی مشمول هستند یا نزدیک شده است مشمولیت آنان و به جهاتی اداره نظام وظیفه آنها را جلب نکرده است و احتیاج دارند که کار بکنند بنده اشخاصی را دیده‌ام که یکی دو سال همین طور بلاتکلیف بوده‌اند و احتیاج دارند که زندگی خودشان را تأمین بکنند هر کس که مثل آقا نیست که وکیل باشد و از حقوق یا از عایدات ملکی استفاده بکند. یک جوانی است که رسیده است به سن 21 سالگی حالا چون تکلیفش معین نشده است با این ترتیب این جوان باید از گرسنگی بمیرد یا گدایی بکند؟ چه ضرر دارد آقا تا مدتی که وضعیت او روشن نشده و او را نبرده‌اند برود در یک بنگاهی کسب کند ماشین‌نویسی کند کار کند و زندگی خودش را تأمین کند تا موقع مشمولیتش برسد و او را بخواهند و برود خدمت کند. اگر اشخاصی برخلاف قانون نظام وظیفه برخلاف مقرراتی که وضع شده است رفتار کرده و خدمت خودشان را انجام نداده‌اند البته آنها را مطابق قانون تعقیب می‌فرمایند ولی چرا مانع بشویم از این که این کسب معاش بکند زندگی خودش را تأمین بکند. به عقیده بنده این ماده ظالمانه است و از آقای معاون وزارت جنگ استدعا می‌کنم که موافقت بفرمایند که این ماده لغو شود.

مخبر- بنده توضیحی عرض کنم که آقای افشار یقیناً متقاعد می‌شوند (اورنگ- ایشان متقاعد نمی‌شوند به هیچ وجه متقاعد نمی‌شوند) اینجا ذکر شده است که مشمولینی که وضعیت آنها روشن نشده باشد و یا برگ معافیت موقت در دست نداشته باشند. مشمولی که در 15 فروردین رفت به حوزه و گفت به یک جهتی عجالتاً نمی‌توانم بیایم یک سال به او معافی می‌دهند برای یک سال دیگر هیچ مانعی ندارد که کار بکند ولی کسانی هستند که یا مخفی می‌شوند و یا دزدکی در یک جاهایی می‌روند که ما دچار زحمت بشویم و نتوانیم پیداشان

+++

بکنیم و درشان بیاوریم که بیایند خدمت‌شان را بکنند و یا برگ معافیت بگیرند این ماده برای آنها است.

رئیس- آقای انوار

انوار- بنده موافقم ولی می‌خواستم به آقای افشار عرض کنم آقا هر قانونی که وضع می‌شود یک فرد نادری دارد که آن فرد نادر ایجاب می‌کند یک مخالفتی برای شما که به فکرتان می‌رسد بفرمایید که این بیچاره اگر نرفت و نکرد و چه شد و فلان چه کار بکند (افشار- آقا هیچ کار نکند بمیرد) آقا همیشه قانون متوجه اکثریت افراد است. یک فرد یا دو فرد نادر هم که به نظام وظیفه بروند بهتر است تا این که شما بیایید و اجازه بدهید که آنها فرار کنند و بروند به ادارات دولتی و ملی و آن وقت نظام شما تشکیل نشود؟ این که خوب نیست ما ناچاریم برای انتظام نظام وظیفه تمام راه‌های تقلب و فرار را جلوگیری کنیم که فرار نکنند و از زیر بار در نروند و به قدری که می‌توانیم نظام را ایجاد و توسعه بدهیم. شما قائل می‌شوید به این که ما در این قسمت موفق بشویم؟ این درست است ولی باید اجرا هم بشود قانون باید قید شود که ادارات ملی هم این قدر کمک به ما بکنند که آن کسی که آمده است آنجا و مشمول شده است این ورقه معانی در دستش باشد و وقتیش هم که کاملاً تلف نشده است افرادی که قانون بهشان اعلام می‌کند و عمل نکردند مقصرند. جاهل مقصرند نه جاهل قاصر اعلام می‌کند قانون آقا مشمولین باید اگر بخواهند به ادارات ملی بروند ورقه معافی داشته باشند چرا نباید ورقه بگیرد برود بگیرد دیگر اگر نرفته است این جاهل مقصر است جاهل مقصر معلوم نیست که معاف باشد و این معذور نیست هر کسی باید وظیفه‌اش انجام بدهد و این موضوع بعد از این که مدتی جاری شد آن وقت شما می‌فرمایید یک فرد و یک فرد را فرد استثنایی را باید در نظر گرفت و شما هم که همیشه از اشخاصی هستید که طرف‌دار گذشتن این قانون و تصویب این قانون هستید پس موافقت بفرمایند که زودتر بگذرد قانون روی اکثریت و روی اغلب است. (صحیح است)

طوسی- دو فقره پیشنهادات در یک زمینه یکی مال آقای طباطبایی است و یکی آقای اورنگ

رئیس- پیشنهاد آقای اورنگ

پیشنهاد می‌کنم که لفظ ملی از آخر جمله بنگاه‌های دولتی برداشته شود. (طوسی- مال آقای طباطبایی هم همین طور است)

رئیس- آقای طباطبایی

طباطبایی- عرض کنم که من خیال می‌کنم آقای سرتیپ هم موافقت بفرمایند و این پیشنهاد را مورد توجه قرار بدهند یک کلمه است این را بردارید عرض کردم ادارات دولتی را اگر مکلف می‌کنید به این که اگر یک نفر مستخدمی داشته باشد تا وقتی که ورقه معافیت و روشن شدن وضعیت خودش را نیاورد او را نپذیرند این به نظر بنده یک قدری سطحی می‌باشد اما برای من که دارای یک موسسه ملی هستم یک مؤسسه تجارتی هستم یک نفری را که استخدام می‌کنم برای من چه تکلیفی می‌توانید تعیین کنید؟ حقیقتاً هم عرض کردم که یک مؤسسه ملی را شما چطور مکلف می‌کنید که نپذیرد و اگر نپذیرفت چه کارش می‌کنید؟ (دکتر طاهری- مقصود شهرداری است) مگر این که توضیح بفرمایند که مقصود از مؤسسه ملی یعنی شهرداری یعنی بانک ملی مثلاً اگر این طور است که من مخالفت زیادی ندارم. اما اگر مؤسسات ملی به طور کلی تجارتخانه‌ها و بنگاه‌های عمومی و ملی را می‌خواهید بفرمایید این البته منطقی و صحیح نیست و بنده مخالف هستم.

معاون وزارت جنگ- بنده تصور می‌کنم که توضیحی که دادم کافی بود ولی مجدداً عرض می‌کنم الآن ما سرباز امسال می‌خواهیم بگیریم. مؤسسه نفت جنوب چهار هزار نفر به ما صورت داده است که این چهار هزار نفر را لازم داریم ما هم گفتیم بسیار خوب اینها پیش شما باشند و اجازه دادیم این البته ممکن است یک بانک یا مؤسسه دیگری هم باشد البته تجارتخانه‌های بزرگ را فرض می‌کنیم بنده منشی مشمول‌ توی خانه‌ام باشد یا یک مؤسسه غیر رسمی ولی مؤسسات ملی بزرگ چه ضرری دارد که به اجازه دولت این کار را بکنند وضعیت

+++

او را روشن می‌کنیم و به دست او می‌دهیم بعد هم ازش تحویل می‌گیریم (صحیح است) این ضرری ندارد.

رئیس- آقای اورنگ

اورنگ- بنده توضیحی دادم ولی چون آقای ملک مدنی هم این پینشهاد مرا قبول کردند ایشان توضیح می‌دهند.

رئیس- آقای ملک مدنی

ملک مدنی- عرض کنم آقایان همه نظرتان باید مسبوق باشد عرض کنم آقای سرتیپ توجه بفرمایند البته آقای تهرانچی که مخبر کمیسیون هستند توجه دارند و این را برای توجه حضرتعالی عرض می‌کنم البته همه میل دارند که این قانون زودتر بگذرد ولی اساساً این کلمه زننده است و در قانون بودنش خوب نیست برای چه برای این که الآن آقایانی که پیشنهاد کردند و به بنده توضیح دادند من نتوانستم جوابی به ایشان بدهم و قانع شدم و امضا کردم. فرمودند که اگر کسی یک برگ معافی دستش نبود و خواست برود توی یک نجاری که امرار معاش بکند این را نباید بپذیرند در آن نجاری. (معاون وزارت جنگ- چرا آقا مانعی ندارد می‌تواند برود) مقصود بنده در این است که عرض کنم که حضرتعالی موافقت بفرمایید ولو این که در نتیجه موافقت یک مختصری هم اشکال برای وزارت جنگ پیدا شود. به نظر بنده بهتر است و اشکالی ندارد که این کلمه را حذف بفرمایند و این اشخاص بروند در این موسسات کار بکنند.

مخبر- اگر ملی را برداریم و داخلی بگذاریم نظر آقا تأمین می‌شود.

اورنگ- همان است آقا چه فرق می‌کند.

رضوی- نمی‌شود آقا من هم باید حرف بزنم عرضی دارم تکلیف من چیست؟

طباطبایی- تکلیف شما این است که صحبت بکنید. (خنده نمایندگان)

رئیس- آقای هاشمی

جمعی از نمایندگان- نمی‌شود آقا.

هاشمی- بنده توضیحی دارم و مطابق ماده 62 اعضای کمیسیون حق دارند صحبت کنند و علت هم این است که تنها مدافع یک قانونی که حلاجی شده است در یک کمیسیون مخبر نیست. همه افراد کمیسیون که در زیر فکر و اندیشه آنها لفظ به لفظ آمده است و درش بحث شده است ممکن است که مدافع قانون بشوند‌ (صحیح است) توجه آقای ملک مدنی را معطوف می‌کنم به عرض خودم که نظر این بود که ما اگر توجه می‌کردیم به گذشته که چطور این قوانین که می‌گذشت در مملکت ریشه‌دار نشد و مملکت و اجرا نشد گویا قابل انکار نیست که یک علت این بود که خود ملت آشنا نشده بود و حاضر و آماده برای قبول قوانین و اجرای قوانین نبود و کمک به قوه مجریه برای اجرای قوانین نشده بود این بود که دولت قانونی در دست داشت که هم می‌بایستی اجرا کند و متأسفانه مقتضیات قبلی و وضعیات کشور را هم در اینجا در نظر نمی‌گرفتند. هر قانونی که تصویب می‌شد آن قانون به موقع اجرا گذارده می‌شد ولی عملی نمی‌شد خود ملت کمک نمی‌کرد و حتی اعلان هم می‌کردند به طوری که یک وقت متوجه می‌شدند که قانون به جای اجرا به کلی از آن صورت اولیه منسلخ شده و بیرون آمده است در دوره آزادی و حکومت مشروطه باید مجلس شورای ملی توجه داشته باشد که خود ملت را در واقع عامل مؤثر برای اجرای قوانین قرار بدهد (صحیح است) در دوره گذشته (جناب آقای ملک مدنی توجه بفرمایید به عرض بنده) در دوره گذشته حکومت وقت تمام نظرش به ازدیاد مالیات‌ها و عواید بود و چون نظرش دریافت مالیات بود برای وصول مالیات بر درآمد بود که به مؤسسات ملی گفتند که هر بنگاهی موظف است که هر کارمندی که دارد مالیات او را باید بدهد و خود آن بنگاه متعهد پرداخت مالیات او باشد خود آن بنگاه واسطة رساندن مالیاتش باشد نظام وظیفه هم مالیات است هیچ فرقی ندارد خود این هم برای مملکت یک مالیاتی است یک فردی که در یک آب و خاکی زندگی می‌کند به یک تنی که می‌رسد باید به طور قطع این مالیاتش را بپردازد و این مالیات نظام وظیفه است و در اینجا باید مؤسسات ملی به نام حکومت ملی جلوتر باشند

+++

از مؤسسات دولتی (صحیح است) به این ملاحظه است که دفاع می‌‌کنم از این که تمام افراد ملت را باید عادت بدهیم از مجلس از دولت که پشتیبانی بکنند و در اجرای قوانین نه این که یک پیشنهادی را بپذیرید که اگر مؤسسة دولتی مشمولش را جواب داد با آغوش باز مؤسسه ملی آن را بپذیرد بنا به مقتضیات و عرض می‌شود با تسامح و تعلل با آن رفتار کند. (صحیح است)

رئیس- آقای اورنگ

اورنگ- آقای طوسی اگر آقای مخبر قبول کردند که مطلب تمام است دیگر لازم نیست توضیح بدهم بنده.

بعضی از نمایندگان- رأی- رأی.

اورنگ- بنده پیشنهاد کردم پیشنهاد بنده را آقای مخبر قبول فرمودند که حذف کلمة ملی بشود (بعضی از نمایندگان- نکردند آقا) اولاً حضرت آقای انوار قضیه نادر نیست که فرمودید قضیه درست به عکس است چطور یک قانون ممکن است بگذرد و یک فردی ممکن است متضرر بشود و منظور نظر قانون‌گذار اغلب و اکثر است این درست ولیکن اینجا خاطر شریف مسبوق باشد که متولدین حداقل در سال صد و بیست و پنج هزار نفر است محل نیاز ارتش حداکثرش چهل هزار نفر است پس در هر سال هشتاد و پنج هزار نفر زائد است الآن عده‌ای که ذخیره‌ شده است در ظرف شانزده هفده سال هشتصد و پنجاه هزار نفر است این عده مردم بلاتکلیف هستند تا به وضعیت‌شان رسیدگی شود سنین متمادی کار دارد حالا در این سنین متمادی که شما به وضعیت آنها رسیدگی نکردید مؤسسات دولتی را هم درش را بستید برایشان اگر برود این آدم در دکان نجاری بنشیند و نجاری کند مأمور گریبانش را می‌گیرد که اینجا بنگاه ملی است بیا بیرون درست است آقا؟ (بعضی از نمایندگان- صحیح نیست) این پیشنهاد را ما از این لحاظ تهیه کردیم که لفظ ملی را بردارید و به خود ماده رأی بگیرید این است حاصل مطلب.

رئیس- آقای روحی

روحی- عرض کنم ما میل داریم این لایحه پیش از سال بگذرد وقت هم نداریم بنده استدعا می‌کنم از آقایانی که پیشنهاد می‌دهند دو مرتبه سه مرتبه صحبت نکنند و اگر رد شد متأثر نشوند و بایستی کشور نظام وظیفه داشته باشد (همهمه نمایندگان) صبر کنید من هم اولاد دارم باید چشمش کور بشود برود خدمت سربازی‌اش را بکند.

اورنگ- خوب کور بشود.

روحی- اجازه بدهید آقا. اجازه بدهید از چند هزار نفر که آقا می‌گویند مطابق قانون پیش همه‌شان مشمول بوده‌اند امروز کری لالی قوزی چلاق را گفتند معاف و نصف آنها هم به عنوان تکفل معاف هستند ولی بدانید اگر وسیله پیدا کردند راه پیدا کردند برای فرار از خدمت بایستی تمام راه‌های آنها را گرفت و تربیت‌شان کرد که بیایند زیر پرچم ایران خدمت بکنند آقا شما حمایت نکنید از آنها همین امسال اگر ما این ارتش را نداشتیم اینجا نمی‌توانستیم خراسان و رضاییه را امنیت بدهیم بگذارید افراد این کشور بیایند زیر پرچم خدمت به میهن‌شان بکنند آقایان هم من مطمئن هستم که به این پیشنهاد رأی نمی‌دهند.

بعضی از نمایندگان- رأی بگیرید.

مخبر- این که گفتند یا مجلس باید این قسمت پیشنهاد را قبول کند یا بدون آن کلمه مجلس رأی بدهد...

اورنگ- قبول کردید آقا حذف کلمه‌ ملی را چه می‌فرمایید؟

مخبر- اگر آقایان درست توجه بکنند بنده برای روشن شدن ذهن آقایان عرض می‌کنم اولاً اینجا جرمی برای مؤسساتی که قبول کردند نگذاشتیم و اگر کردند جرمی نیست برای آنها این را اجازه بفرمایید دوایر دولتی که به این ترتیب اثر باید بدهند می‌دهند حالا هم هست و همین طور است دوایر دیگری هم که کلام اداره را دارد اینها هم باید ترتیب اثر بدهند ولی اگر منظور نجاری و اینها است که می‌فرمایند البته تا وقتی که وضعیت‌شان روشن نشده باشد در آنجا کار کنند یک مسئولیتی برایشان نیست آنها جزو

+++

بنگاه محسوب نمی‌شوند دکان قصابى پینه دوزى نجارى اینها بنگاه نیست جزو بنگاه و مؤسسات حساب نمی‌شود و مانعى ندارد ولى اگر بخواهیم بگوییم اجرا کننده قانون باید فقط دولت باشد و بنگاه‌هاى دولتى این که درست نمی‌شود ملاحظه بفرمایید بنگاه‌هایى در مملگت است مثل فرض بفرمایید کارخانه‌اى که داراى چند میلیون سرمایه است داراى ده هزار کارگر است اگر این بخواهد اشخاص مشمول و فرارى را بپذیرد به خدمت خودش خبر هم ندهد قطع دارم شما این قبیل اجازه را به او نخواهید داد که یک کسى که مشمول است و وضعیش هم روشن نشده است برود در آنجا و مشغول کار شود (صحیح است) الآن در سال چهل هزار نفر بیشتر احتیاج ندارند؟ بیست هزار نفر را می‌برند و بقیه را به قید قرعه آزاد می‌کنند و آنهایى که احتیاج ندارند و آزاد شدند و معافى هم دارند هیچ مانعى براى آنها نیست ولى آنهایى که احضار شدند و خودشان نخواستند بروند البته اینها اگر پیدا شدند باید جلوگیرى بشوند یا همه را مأمور باید برود عقب‌شان با کشمکش ببرند این بهتر است یا این که این کارخانه اساساً این را قبول نکند با برگ معافى داشته باشد مازاد غیر قرعه هم که اساساً شامل نیستند و مشمول معافیت هستند و استدعا دارم که موافقت بفرمایید که بگذرد که موقع احتیاج‌مان است آقا بهتر می‌دانید خودتان چندین دفعه به کمیسیون تشریف آوردید و اصرار مبرمى داشتید و واقعاً این قانون ارفاقى است به مردم براى این که قانون 1317 خیلى شدید است استدعا می‌کنم موافقت بفرمایید که ماده بگذرد. (صحیح است) و این قسمت نجارى و اینها را هم که فرمودید اینها بنگاه رسمى نیستند و شامل آنها نیست و استدعا می‌کنم آقاى اورنگ پیشنهادشان را پس بگیرند.

بعضى از نمایندگان- رأى. رأى

مخبر- استدعا می‌کنم آقاى اورنگ پیشنهادشان را پس بگیرند...

اورنگ- شما قبول فرمودید آقا؟ پیشنهاد من را حالا عدول کردید؟

مخبر- مطابق قانون اگر بنده قبول کنم دولت که قبول نکند می‌رود به کمیسیون و نمى‌شود در مجلس رأى گرفت و قانون می‌ماند من شخصاً... (همهمه نمایندگان- رأى. رأى)

معاون وزارت جنگ- بنده براى تسهیل کار خواستم از آقای اورنگ استدعا کنم که این پیشنهاد را مسترد بفرمایند و این قانون امشب بگذرد الآن ما در موقع جنگ هستیم مؤسسات متنوعى در این کشور است و همه هم اگر به ما مراجعه بکنند این مشمول را شش ماه پیش ما بگذارید، باشد ما هم به طیب خاطر قبول می‌کنیم.

بعضى از نمایندگان- رأى. رأى

اورنگ- شخص بنده امروز از صبح تا به حال پنج مرتبه است خواهش آقای سرتیپ را قبول کردم یک دفعه هم ایشان خواهش بنده را براى رضایت خاطر قبول نکردند (جمعى از نمایندگان- صلاح نیست- صلاح نیست)

اورنگ- مع هذا مسترد کردم بنده.

پیشنهاد آقاى رضوى

بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده 98 شهردارى اضافه شود.

رضوى- بنده هم مسترد کردم.‏

رئیس- رأى گرفته می‌شود به ماده‏ 98 موافقین برخیزند (جمعى برخاستند) تصویب شد.

طباطبایى- بنده یک اخطار نظامنامه دارم.

رئیس- عرض مى‌کنم این زحمتى که امروز از صبح کشیدید و حالا هم مى‌کشید با این وقت تنگى که داریم و احتیاجى هم که به این قانون هست این مقدارى هم که باقی مانده خواهش مى‌کنم که زودتر تصویب بفرمایید.

طباطبایى- بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم. عرض کنم پیشنهاد من اول خوانده شد توضیح دادم آقاى مخبر کمیسیون هم قبول کردند (مخبر- نه. نه) صورت مجلس حاضر است آقا بعد به پیشنهاد من اصلاً رأى نگرفتید.

انوار- بعد از رأى نمی‌شود آقا اعلام رأى شد و ماده گذشت و تمام شد دیگر نمی‌شود در آن خصوص حرف زد و

+++

من پیشنهادم را مسترد نکردم اول هم پیشنهاد من خوانده شده است و این عمل برخلاف نظامنامه بوده است بدون این که تکلیف پیشنهاد بنده معلوم بشود به ماده رأى گرفتید ملاحظه بفرمایید این چه صورتى پیدا می‌کند.

رئیس- من از اول گفتم به پیشنهاد شما و آقاى اورنگ رأى گرفته می‌شود و رد شد (بعضى از نمایندگان- نشده)

انوار- ماده بعد را بخوانید آقا (صحیح است)

رئیس- ماده 143

ماده‏ 143- هرگاه در موقع رسیدگى به وضعیت مشمولین معلوم شود که سن واقعی مشمول با تاریخ تولد مندرج در برگ شناسنامه از حیت کمى یا زیادى سن تفاوت فاحش داشته و اعتراض خود مشمول باشد در این مورد صورت جلسه به امضاى هیئت رسیدگى حاکى از تعیین مشخصات کامل شخص مشمول با الصاق دو قطعه عکس گواهى شده تنظیم و به پیوست رونوشت برگ شناسنامه به دادگاه مرگز مناطق مذکور در ماده‏ 57 فرستاده می‌شود و این دادگاه پس از رسیدگى به ترتیب زیر عمل می‌نماید.

1- نسبت به اشخاصى که کوچک‌تر از سن مشمولیت تشخیص داده شوند برگ معافیت موقت تا رسیدن به سن سربازى می‌دهد.

2- نسبت به اشخاصى که بزرگ‌تر از سن مشمولیت تشخیص داده شوند برگ معافیت دایم به عنوان خارج از مشمولیت به آنان تسلیم می‌دارد.

تبصره- راجع به اشخاصى که تولد آنان طبق مقررات قانون در دفاتر موالید به ثبت رسید، باشد این تاریخ تولد معتبر شناخته شده و قابل هیچ گونه اعتراضى نخواهد بود و اگر اشتباهابى بین برگ شناسنامه و دفاتر موالید مشاهده شود برابر قانون ثبت احوال رسیدگى و رفع خواهد شد.

رئیس- موافقین با ماده 143 برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده 144

ماده 144- در تاریخ اجراى این قانون پرونده‌هایى که بر اثر اجراى مقررات ماده 143 قانون خدمت نظام وظیفه مصوب 29 خرداد ماه 1317 در هیئت تجدید‌نظر مقرر در ماده 144 قانون مذکور رسیدگى نشده باشد بایستى در هیئت نامبرده طبق ماده 143 این قانون رسیدگى و پرونده‌ها براى صدور برگ‌هاى معافیت موقت و یا دایم به مناطق مربوطه اعاده گردد و مناطق مربوطه موظف به صدور برگ معافیت هستند.

تبصره- هیئت تجدید‌نظر مقرر در ماده 144 قانون نظام وظیفه مصوب 29 خرداد 1317 بر پا است یک افسر ارشد و دو افسر جز که از طرف اداره نظام وظیفه معین می‌شوند و نماینده اداره کل آمار و ثبت احوال و نماینده دادسراى تهران و یک پزشک به انتخاب بهدارى ارتش تشکیل خواهد شد.

رئیس- موافقین با ماده 144 برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده 145

ماده 145- پرونده‌هایى که بر اثر اجراى مقررات ماده 145 قانون خدمت نظام وظیفه مصوب 29 خرداد ماه 1317 تشکیل و تا این تاریخ منحر به صدور رأى هئیت تجدید‌نظر نشده باشد بایگانى می‌شود و پس از انتشار آگهى در مناطق مربوطه عین مدارک به تقاضاى صاحبان مدارک به خود آنان یا نمایندگان‌شان مسترد خواهد شد.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به ماده 145 موافقین برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده 146

ماده 146- رؤسا و کارمندان و پزشکان مجالس سربازگیرى و یا دادگاه ادارى حوزه‌ها که در حریان اولیه امور مربوطه به مشمولین رأى داده باشند حق شرکت در دادگاه مرکز منطقه براى اظهار نظر نسبت به همان موضوع نخواهند داشت.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به ماده 146 موافقین برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده 149

فصل هیجدهم- دادگاه ادارى و وظایف حوزه‌هاى سربازگیرى‏

ماده 149- در مرکز هر یک از حوزه‌هاى اصلى سربازگیرى

+++

دادگاه ادارى به کارمندى نمایندگان وزارت کشور و اداره آمار و ثبت احوال و اداره نظام وظیفه و دو پزشک صلاحیت‌دار تحت ریاست مأموری که از حیث پایه برترى داشته باشد تشکیل و به وضعت مشمولین غایب و باقی ماندگان مجلس سربازگیرى رسیدگى و رأى خواهد داد.

تبصره- در نقاطی که اداره ژاندارمرى و شهربانى وجود داشته باشد نمایندگان آنان نیز شرکت خواهند نمود.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به ماده 149 موافقین برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده 154

ماده 154- وضعیت و طرز عمل مناطق و حوزه‌هاى سربازگیرى لااقل در هر سال یک مرتبه به اعزام بازرسى از مرکز باید تحت بازرسى قرار گیرد در صورت اقتضا نیز در هر موقعى که ضرورى باشد بازرسى اعزام خواهد شد.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به ماده 154 موافقین برخیزید (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده 156

ماده 156- غایبین زیر هرگاه داراى عذر موجه نباشند معادل ایام غیبت به مدت خدمت زیر پرچم آنان افزوده خواهد شد.

اول- مشمولینى که براى اجراى مراسم سربازگیرى احضار شده و در موعد مقرر حضور نیافته باشند.

دوم- مشمولین آماده به خدمت که در موقع احضار حاضر نشده باشند.

سوم- کسانی که بنابر علت مزاج احضار آنها به تعویق افتاده و در خاتمه مدت مقرره خود را معرفى نکرده باشند.

تبصره 1- مشمولین بیمارى که معالجه آنان براى مدت معین به بنگاه بهدارى کشور محول و در اجراى دستور پزشک معالج تعلل ورزیده و یا اساساً براى معالجه به بنگاه بهدارى مراجعه نکرده باشند در این صورت معادل نصف مدتى که براى معالجه معین شده به مدت خدمت زیر پرچم آنان افزوده خواهد شد.

تبصره 2- در صورتی که به تصدیق دو پزشک که مشمول بند سوم و تبصره بالا در معالجه اهمال ورزیده و محتاج به ادامه معالجه است پس از خاتمه معالجه و بهبود یافتن تنبیهات مقرره درباره آنان اعمال خواهد شد.

تبصره 3- اصولاً حداکثر تنبیهات مشمولین مصرحه در این ماده از لحاظ خدمت از مدت چهار سال تجاوز نخواهد کرد.

تبصره 4- افسران و افراد اجتیاط و ذخیره که پس از احضار طبقات مربوطه براى انجام تعلیمات مدت یک ماهه طبق مقررات ماده 123 در موعد معین حاضر نشده باشند باید دو برابر این مدت خدمت نمایند.

تبصره 5- مشمولینى که تا آخر سن 45 سالگى از خدمت غیبت نمایند به حداکثر مجازات مندرجه در بند الف ماده 356 قانون دادرسى و کیفر ارتش محکوم خواهند شد.

تبصره 6- کسى که پس از مدتى غیبت یا فرار شخصاً حاضر شده و یا جلب گردیده باشد و در معاینه مطابق ماده 60 معاف دایم تشخیص داده شود از انجام خدمات معاف ولى براى مجازات به دادگاه نظامى تسلیم خواهد شد و در صورتی که دادگاه مقتضى بداند و غایب مزبور بیمار نباشد از پانزده روز تا شش ماه محکوم به حبس خواهد شد.

رئیس- آقاى شهدوست‏

شهدوست- در اینجا به طور کلى نوشته شده است عذر موجه و اگر عذر موجه نبود محکوم به دو سال حبس می‌شود کى تشخیص می‌دهد عذر موجه را وجه عذرى موجه است.‏

مخبر- عذر موجه تنها در این قانون نیست در خیلى از قوانین‌مان هم هست قرض بفرمایید وقتى خواست حرکت کند وسایل حمل و نقل نداشت یا نرسید و تنوانست برسد این عذر موجه است و به علاوه دو سال نیست به اندازه غیبت به مدت خدمتش اضافه می‌شود اگر عذر موجه نداشته باشد اگر داشته باشد که جزو مدت خدمتش محسوب می‌شود.

رئیس- موافقین با ماده 156 برخیزند (اغلب برحاستند) تصویب شد. ماده 157

ماده 157- مشمولین نظام وظیفه به استثنا معاف شدگان ماده 65 که تاکنون غایب بوده و به خدمت حاضر نشده‌اند

+++

و همچنین سربازانى که از خدمت زیر پرچم فرار کرده‌اند هرگاه تا اول اردیبهشت ماه 1322 شخصاً حاضر و خود را معرفى نمایند از مجازات معاف می‌باشند و در غیر این صورت به احضار آنان اقرام شده و مشمول مقررات مواد 155 و 156 این قانون خواهند بود.

رئیس- آقاى نراقى‏

نراقى- خیلى طول کشیده است مجلس و شاید آقایان کسل شده باشند ولى یک موضوع مهمى است استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند در این قانون یک مساعدت و مهربانى شده است نسبت به سربازانى که مشمول بوده‌اند و تاکنون نرفته‌اند و معرفى نکرده‌اند خودشان را یا کسانى که زیر پرچم خدمت می‌کردند در آن حوادث سال گذشته فرار کرده‌اند نسبت به آنها مهربانى شده است و در عوض اجازه داده شده است به آنها که اگر تا اول اردیبهشت 1322 بیایند و خودشان را معرفى بکنند از مجازات‌هاى مقرر معاف هستند بنده عرض می‌کنم این مدت کم است الآن اول فروردین است که قانون دارد می‌گذرد تا به صحه ملوکانه برسد و تا فرمان اجراى این قانون به ماکو و سرخس و جیرفت و آبادان و خرمشهر برسد مدتى وقت می‌خواهد بنده استدعا می‌کنم موافقت بفرمایید لااقل تا اول تیر ماه گذاشته شود. (صحیح است)

معاون وزارت جنگ- اجازه می‌فرمایید این یک محظورى دارد. می‌گوییم اشخاصى که نیامده‌اند تا تیر ماه معاف باشند نتیجه این می‌شود که ما الآن که بخواهیم شروع به سربازگیرى بکنیم می‌گویند تا تیر ماه وقت داریم و نمى‌آیند براى خدمت بنابراین عمل مجلس سربازگیرى متوقف می‌شود ملاحطه بفرمایید سابق بود تا اول فروردین در این قانون هم بنا بود تا اول فروردین نوشته شود در کمیسیون تا اول اردیبهشت نوشته شده اگر موافقت بفرمایید تا 15 اردیبهشت نوشته شود بنده حرفى ندارم.‏

نراقى- این را یک ماهش بکنید: بکنید تا اول خرداد

امیر تیمور- صحیح است تا اول خرداد باشد.

مخبر- تا اول خرداد بنویسید بنده قبول می‌کنم، اول خرداد 1322 نوشته شود.

معاون وزارت جنگ- تا اول خرداد بنده هم موافقم.‏

رئیس- پیشنهاد آقاى طباطبایى‏

پیشنهاد می‌کنم آخر سطر سوم ماده 157 این طور اصلاح شود. هرگاه تا اول خرداد 1322 حاضر شده و یا جلب گردیده باشند و همچنین افرادی که به علت غیبت تاکنون محکوم شده‌اند از مجازاب معاف و در غیر این صورت الى آخر.

طباطبایى- اولاً خواستم استدعا کنم از آقایان که مطالبى که در اینجا گفته می‌شود یک قدرى بیشتر توجه بفرمایند ملاک را باید فقط قبول دولت قرار بدهیم ممکن است پیشنهادات واقعاً اساسى باشد صحیح باشد منطقى باشد (بعضى از نمایندگان- این طور نیست آقا این طور نیست آقا که می‌فرمایید) و نماینده دولت هم حاضر‌الذهن نباشد و نخواهد در این جلسه قبول کنند آقایان به این معنى باید بیشتر توجه کنند نه این که فرمولى که از سابق براى ما باقی مانده (بعضى از نمایندگان- این را که فرمودید این طور نیست) عرض کنم حضور عالى این پیشنهادى را که بنده تقدیم کردم قبلاً هم با آقاى سرتیپ و با آقاى مخبر کمیسیون مذاکره کردم مقصود این است که در این گرفتاری‌هاى اخیر ما حوادث اخیر در این یکى دو سال یک عده افراد نتوانستند بیایند به خدمت و یک عده هم به واسطه سوانح و پیشامدهاى اخیر منوارى شدند این فرمولى که گرفته شده است بسیار خوب است که تا به حال دادیم تا اول خرداد هر کس شخصاً آمد معرفى کرد خودش را مجازات نشود ولى همین الآن به آقاى سرتیپ هم عرض کردم یک عده الآن گرفتار شده‌اند به عنوان این که تو فرارى هستى و حتى در خیابان گرفتند و محکومیت پیدا کرده که تو فرار کردى و یک عده دیگرى هم هست که اینها ممکن است که خودشان بیایند یا آنها را به هر شکلى فرض کنید می‌شود آورد و این قدرها هم

+++

که سواد ندارند قانون را بخوانند روزنامه بخوانند و مثال آقایان توجهى بکند در مطالب مشمولین همه خودشان سواد ندارند و بى‌اطلاع هستند ممکن است یک سرباز را توى خیابان، فلان محله، فلان شهر، فلان قصبه دستگیر کنند ببرند این را اسمش را می‌گذارند فرارى و می‌گویند چون جلب کردیم از این قانون نمى‌توانید استفاده کنید ما نظرمان ارفاقى است تا اول خرداد به هر شکلى و به هر نحوى هر مشمولى آمد یا آوردندش یا جلبش کردند یا خودش آمد مجازات بشود این ارفاق را دولت قبول کرده حالا موافقت بفرمایید که سطر آخر این ماده را این طور اصلاح کنیم که اگر تا اول خرداد 1322 هرگاه حاضر و یا حلب گردیده باشد فرق نمی‌کند (پیش هم که نیامده است) قبل از تصویب این قانون ممکن است جلب کرده باشند موافقت بفرمایید که این محکومیت هم معاف بشود از مجازات.

معاون وزارت جنگ- اگر منظور آقاى طباطبایى مشمولین فرارى است بنده کاملاً موافقم و الا ممکن است سو تعبیرى بشود در بین سربازى که امروز، الآن تخلف کنند و فرار کنند براى یک تقصیرى اگر بگیرندش البته دیگر انضباطى باقى نمى‌ماند.

طباطبایى- صحیح است ولى منظور بنده این نیست منظور بنده این طور که فرمودید نبود فرارى‌هاى تا حالا را عرض کردم که خودشان را هنوز معرفى نکرده‌اند تا اول خرداد حاضر شده یا جلب گردیده باشند به ترتیبى که در پیشنهاد خوانده شد.

معاون وزارت جنگ- اگر این طور است من موافقم با آن. در قسمت مشمولین موافقم.

رئیس- پیشنهاد آقاى مهذب

در ماده 157 نوشته شود تا اول مهر 1322 اگر معرفى شوند.

مهذب- در دو موقع مجالس سربازگیری تشکیل می‌شود که در این دو موقع می‌توانند بیایند یکى در اول فرودین است یکی در اول مهر اول فروردین که خبر به آنها نمی‌رسد اردیبهشت و خرداد هم موردى ندارد حالا که ارفاق می‌شود براى این که خبر هم بشوند تا اول مهر 1322 بنویسید.

مخبر- براى این مدت که فرمودند قبلاً مذاکره شد و قبول شد این مدت سه ماه که قبول شد و گمان می‌کنم کافى است زیرا اشخاصى که نخواهند بیابند در ظرف این سه ماه هم نخواهند آمد.

رئیس- پیشنهاد آقاى طباطبایى دو مرتبه قرائت می‌شود. (به شرح سابق خوانده شد)

مخبر- علت غیبت را اینجا اجازه بفرمایید نوشته شود که به علت فرار محکوم شده باشد براى این که ممکن است اینها (اینجا من یک توضیح هم عرض می‌کنم) که به علت مورد ادب و سو رفتار انتظامى که در نظامنامه هم قید شده محکوم شده باشند این مربوط به این نیست بلکه به علت فرار

طباطبایى- صحیح است بنویسید به علت فرار غیبت کرده باشند.

رئیس- موافقین با ماده 157 با پیشنهاد آقاى طباطبایى که دادند و قبول شد و اصلاحاتى که شده برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده 167

ماده 167- از تاریخ اجراى این قانون مواد 23 و 24 و 33 و 34 و 35 و 36 و 46 و 51 و 52 و 53 و 54 و 56 و 57 و 59 و 60 و 61 و 62 و 63 و 64 و 65 و 66 و 67 و 68 و 69 و 73 و 74 و 76 و 77 و 78 و 79 و 80 و 81 و 86 و 87 و 90 و 91 و 92 و 94 و 98 و 143 و 144 و 145 و 146 و 149 و 154 و بند (د) ماده 155 و مواد 156 و 157 قانون خدمت نظام وظیفه مصوب 29 خرداد ماه 1317 ملغى و همچنین هر قسمت از قوانینى که مخالف با این قانون باشد نسبت به این قانون بلااثر خواهد بود.

رئیس- موافقین با ماده 167 برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده 168

طوسى- اینجا دو تا ماده الحاقیه رسیده است اگر باید مواد الحاقیه خوانده شود این ماده 168 باید 169 بشود چون اینجا دارد که این قانون پس از تصویب به موقع اجرا

+++

گذاشته می‌شود و این ماده آخر خواهد شد.

طباطبایى- ماده 168 را هم بخوانید. آقا

طوسى- بگذارید ماده الحاقیه خوانده شود. این ماده 168 باید 169 باشد تا تکلیفش معلوم شود چون اینجا نوشته است این قانون پس از تصویب اجرا می‌شود بنابراین مواد الحاقیه مقدم است.

مخبر- بسیار خوب بخوانید.

امیر تیمور- مواد الحاقیه را بعد بخوانید حالا ماده 168 را بخوانید.

طوسى- ببخشید آقا این ماده 168 باید آخر خوانده شود. ماده الحاقیه پیشنهادى آقاى ملک مدنی

ماده الحاقیه را پیشنهاد می‌نمایم.

اوراق سجل که دست اشخاص می‌باشد اگر مخدوش است طبق تبصره یک ماده 54 اصلاح خواهد شد.

ملک مدنى- عرض کنم این ماده الحاقیه همان موضوع پیشنهادی بوده است که قبلاً بنده داده بودم چون فرمودند به ماده پنجاه و چهار رأی گرفتند این بود که به نام ماده الحاقیه پیشنهاد کردم آقاى مخبر گمان می‌کنم موافقند آقاى سرتیپ هم موافقند عده‌ای از اشخاص هستند که بلاتکلیف‌اند در آن سجل احوال تکلیف‌شان را معلوم کنند و وضعیت خاتمه پیدا کند به نظر بنده اشکالى ندارد آقاى تهرانچى هم موافقت بفرمایند.

مخبر- بنده موافقت می‌کنم چه فرق می‌کند چه اسناد مخدوش باشد چه اظهارنامه مخدوش باشد چه سجل احوال مخدوش باشد هیچ فرق نمی‌کند.

روحى- سجل را شناسنامه بنویسید. (یکى از نمایندگان- برگ‌هاى شناسنامه)

معاون وزارت جنگ- بنده هم موافقم‏.

رئیس- موافقین با ماده الحاقیه پیشنهادى آقاى ملک مدنى با اصلاحى که شده برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده الحاقیه پیشنهادى آقاى بیات

بنده پیشنهاد مى‌کنم.

ماده الحاقیه- دولت مکلف است لایحه در ظرف یک ماه ترتیب قرعه را براى گرفتن نظام وظیفه تنظیم و به مجلس شوراى ملى پیشنهاد نماید.

بیات- در قانون نظام وظیفه که اول به مجلس شوراى ملى پیشنهاد شد این موضوع قرعه‌کشى در آن قانون پیش‌بینى شده بود ولى در قانون اصلاح 1317 این موضوع قرعه را از قانون برداشتند البته همه آقایان هم مستحضرند یک قسمت از تعدیات و اجحافاتى که نسبت به مردم مى‌شود و نگرانى هم که بیشتر مردم دارند از این جهت است که یک تعیین وظیفه‌اى در این قسمت نشده یعنى یک عده زیادترى همیشه مشمول هستند و یک عده کم‌ترى را احتیاج دارند براى آن عده اضافى که لازم ندارند هر نوع تعدى و تجاوز نسبت به آن عده که معاف شده‌اند می‌شود و بیشتر اظهار نظر آقایان هم روى این بوده است و اختلافى هم که در ماده 65 بود و حضرتعالى تا 94 را پیشنهاد فرمودید و عده تا نود و نه را خواستند معاف کنند بازنگرانى‌اش این بود که گفتند ما عده زیاد داریم و اینها مورد استفاده نخواهند شد بنابراین بنده معتقدم که دولت هر قدر احتیاج دارد باید بگیرد و هر قدر طرف احتیاج دولت است باید حاضر شویم ندهیم ولى از طرف دیگر اگر مشمول اضافى شد آنها نبایستى تبعیض شود و نبایستى روى نظریات خصوصى و تبعیض اینها معاف بشوند اینها باید به یک ترتیب عادلانه معاف بشوند فرض بفرمایید شما ده هزار نفر احتیاج دارید بیست هزار نفر داریم قرعه می‌کشیم ده هزار نفر را انتخاب می‌کنیم و مابقى معاف بشوند دیگر هم این اشکالات در بین نیست به احتیاجات دولت هم هیچ ممانعتى نمى‌کند و یک قسمت دیگر هم هست البته اشخاص غیر متأهل و متأهل بالاخره یا متأهل بى‌اولادند یا با اولاد و اینها هم یک تفاوت‌هایى دارند که بنده تقسیم‌بندى کردم اول آنهایى که چند اولاد دارند بعد آنهایى که متأهل‌اند بدون اولاد و آنها بیایند در قسمت سوم اشخاصى که بدون تأهل‌اند که در قسمت اول اشخاصى را که دولت احتیاج دارد با قرعه تعیین کند و انتخاب کند و اشخاصى را

+++

هم که احتیاج ندارند بى‌جهت مزاحم آنها نشوند آقاى سرتیپ هم موافقت بفرمایند با این ماده البته رفع نگرانى همه ماها خواهد شد و یک اسباب سهولت و راحتى هم براى عموم فراهم می‌شود و الا اگر این ماده نباشد همان موضوعى است که اینجا مذاکره شد و هر روز دیده می‌شود یک عده اشخاص را معاف می‌کنند و از این جهت اسباب استفاده جمعى و موجب خسارت بعضى از اشخاص دیگر می‌شود واقعاً اشخاصى هستند که اگر دارایى و حیثیتش می‌رود و مرد که می‌دهد براى این که معاف بشود و یک خسارت بى‌جایى به مردم وارد می‌شود و از یک طرف یک استفاده‌هاى بی‌جایى هم یک عده دیگر می‌برند و هیچ ترتیبى این کار ندارد و اگر مثل آن قانون اولى که واقعاً روى اصول حسابى آورده شده بود این قسمت هم درش ذکر بشود و حالا هم مجرى کنیم رفع این نگرانى‌ها می‌شود.

معاون وزارت جنگ- بنده با عرض تشکر از آقایان محترم که این قدر توجه فرمودند و قانون را به اتمام رساندند اظهار تشکر می‌کنم و در حقیقت این یک عیدى است که به وزارت فرهنگ مرحمت فرمودید و هم به تمام اهالى کشور به همین جهت است که بنده استدعا می‌کنم از آقاى بیات حالا که این قانون تمام شده است این پیشنهاد را به صورت یک پیشنهاد اساسى دیگرى در بیاورند و بفرستند به وزارت جنگ تا وزارت جنگ در اطراف این پیشنهاد دقت بکند و این پیشنهاد را به صورت یک ماده علیحده در بیاورد الآن احتیاجات ما چندان زیاد نیست و امیدوار هستیم که تا دو سال دیگر هم همچو وضعیتى پیش نیاید ولى تا وضعیت دنیا یعنى مقصود این است که دفاع کشور را باید اهالى آن کشور عهده‌دار شوند به عقیده بنده اگر پنج هزار نفر هم در یک سال زیادتر داشته باشیم باید بودجه آن را هم در قسمت مالی آن سال ببریم که آن پنج هزار نفر نیز این خدمت را بکنند براى این که گفتیم این یک مالیاتى است که این مالیات را براى دفاع باید بدهند بنابراین براى پنج هزار نفر شش هزار نفر علت این که تبعیض قائل شویم قرعه بکشیم خوب نیست روى شانس هم خوب نیست برویم اما آمدیم وضعیت امنیت اجتماعى در دنیا یک روز طورى شد که ما بده هزار نفر محتاج شدیم این تبعیض به نظر بنده خوب نیست ولو این که (بعضى از نمایندگان- تبعیض نیست) ما اینجا کسی را تبعیض نکردیم آقاى بیات فرمودند این طورى به صورت تبعیض خوب نیست یک عده را می‌گویند نیایند خیر آقا قانون جدید تبعیض نمی‌کند تمام را می‌گوید بیایند مثل امروز اگر احتیاج نداریم می‌گوییم که فردا بیایید ولى آن براى موقعى است که احتیاج نداشته باشیم مع هذا اگر اینجا به صورت یک قانون علیحده باشد ما با نهایت دقت می‌توانیم رسیدگى کنیم شاید یک چیز مفیدى بتوانیم تهیه کنیم‏.

بیات- عرض کنم اینجا آقاى سرتیپ درست توجه نفرمودند ما در را به روى شما نمى‌بندیم نگفتیم شما کم بکنید ما می‌گوییم اگر ده هزار نفر احتیاج دارید همه را ببرید اگر نه هزار نفر احتیاج دارید و ده هزار تا مشمول است آن هزار نفر را با قید قرعه خارج نمایید نه این که تبعیض شود و این اسباب زحمت وزارت جنگ هم نیست نظریات دیگر هم هرگاه بخواهید بکنید گمان نمی‌کنم هیچ کس مخالفت با این بکند (صحیح است) ما می‌گوییم هر مقرارى که می‌خواهید بگیرید بنده تمنا می‌کنم از آقاى سرتیپ و هم از آقایان که واقعاً همه حاضر شده‌اند براى این که در همین جلسه مردم راحت شوند هر مقدارى می‌خواهند بگیرند اگر نخواستید بقیه را با قید قرعه آزاد کنید این اصل میظور است و الا کسى مانع نیست که شما آن طور قبول فرمودید در هر حال اگر می‌خواهید مردم راحت شوند قبول بفرمایید این پیشنهاد را تا رأى گرفته شود و تمام شود اگر قبول نفرمایید البته مجلس رأى می‌دهد قابل توجه هم خواهد شد (صحیح است) و همان طور هم که فرمودید این قانون مى‌ماند. (صحیح است)

رئیس- آقاى دکتر ملک‌زاده‏

دکتر ملک‌زاده- آقاى روحى توجه بفرمایید بنده حقیقتاً تعجب می‌کنم از آقاى سرتیپ که در قبول این ماده تردید می‌کنند و نخواستند قبول بکنند این ماده یک منافع

+++

واقع و حقیقى در مملکت دارد (صحیح است) یعنى این ماده جلوگیرى اعمال نفوذ نامشروع را از یک طرف و تطمیع را از طرف دیگر و تهدید را در طرف دیگر می‌کند و این بزرگ‌ترین خطرى بوده است که تا به حال براى نظام وظیفه در این مملکت بوده است که از راه تهدید یا تطمیع یک اشخاصى را معاف می‌کرده‌اند و یک استفاده‌هاى نامشروعى می‌کردند و این ماده هم منافات ندارد با مصالح نظام وظیفه بنده تقاضا می‌کنم که این را بپذیرید و الا مجلس هم رأى می‌دهد. (صحیح است)

معاون وزارت جنگ- گمان می‌کنم سوء‌تفاهمى شده است. بنده عرض نکردم که مخالفم. عرض کردم مطالعه نشده است آقا (همهمه نمایندگان) اجازه بفرمایید بنده عرض می‌کنم در یک شهر مثل تهران که خواستیم نان بین افراد تقسیم کنیم بعد از آن که سه ماه ترتیب کوپن داده شده باز هم هشتاد هزار نفر بى‌کوپن ماندند این را چطور می‌شود عمل کرد که در فلان جا چقدر لازم داریم یا این که در بندرعباس زیاد داریم یا در اردبیل کم شده قضیه عملى این را عرض کردم که تا مطالعه دقیق شود می‌ترسم اسباب زحمت بشود.

رئیس- آقاى طباطبایى‏

طباطبایى- اگر چه بنده مایل هستم که این ماده تصویب شود ولى نه این که این طور هم به طور قطع فرمودند قرعه علاج می‌کند کار را و قطعاً این بدی‌ها و آلودگى‌ها را علاج می‌کند این طور نیست آقا قرعه هم یک چیز گیج و احمقى است گاهى بى‌جهت تصادف می‌کند به یک اشخاصى که استحقاق ندارند دلیلش هم این قرعه‌هایى است که ملاحظه می‌فرمایید احمق است و می‌رود یک اشخاص پول‌داری را پیدا می‌کند خوب آمدیم و این فرمول را قبول کردیم آمدیم یک اشخاصى را گرفتیم هر سال این قرعه می‌آید به او اصابت می‌کند و یک بدبختى را که نباید برود می‌رود و یک آدم دیگر که شما خیال می‌کنید باید برود و آزاد شود قرعه آزادش می‌کند سال آینده باز هم سال دیگر همین طور بنده مخالف نیستم اما من معتقد هستم که در این باب یک مطالعه‌ای دولت بکند این ماده هم بماند تا یک مطالعه بیشترى بکنند بعد نظر مجلس در این باب گرفته شود.

رئیس- آقاى ملک مدنى‏

ملک مدنى- به نظر بنده این را خود آقاى سرتیپ هم اساساً تصدیق فرمودند که این ماده ضررى ندارد اگر این ضمیمه قانون بشود خیلى مشکلات را هم ممکن است که تا حال داشته‌اند مرتفع کند و البته تصدیق می‌فرمایید که همه ما علاقه‌مند هستیم که دستگاه وزارت جنگ و دستگاه اداره سربازگیرى و نظام وظیفه طورى شده باشد که قابل هیچ بحث و صحبتى نباشد بنده خیال می‌کنم که یک وقت از موجبات بالاخره سوء‌تفاهم را قانون‌گذار فراهم می‌کند اگر ما جلوى این قضیه را فعلاً به وسیله قانون بگیریم به نظر بنده هم منظور وزارت جنگ تأمین شده است و هم راه بعضى از سوء‌استفاده‌ها بسته شده است البته بنده از اشخاصى هستم و اعتقاد دارم که دیگر حالا استفاده نخواهد شد ولى اگر این طرز قرعه باشد مثلاً ده هزار نفر دارید نه هزار و پانصد نفر لازم دارید آن پانصد نفر که رفته‌اند حوزه سربازگیرى آنها را با قرعه اگر معاف کنید این اشکالى ندارد و بهتر است در موضوع قرعه که آقاى طباطبایى فرمودند باز هم تبعیض می‌شود بنده عرض می‌کنم که تبعیض نیست بالاخره درست است هر کس که شاش داشت به او اصابت می‌کند ولى راه سوء‌استفاده هم بسته می‌شود (صحیح است) به این جهت بنده اعتقادم این است که چون این قانون خیلى مورد لزوم است که با آخر سال بگذرد و ما هم تا حالا مانده‌ایم موافقت بفرمایید این ماده تصویب شود و ضمیمه قانون بشود همه دست خودتان است اگر هر قدر سرباز خواستید مى‌برید و مانعى نیست براى اجراى کار سربازگیرى (صحیح است)

رئیس- آقاى ناصرى‏

ناصرى- بنده عرضى ندارم.

معاون وزارت جنگ- بنده توضیح عرض کنم این ماده با وضعیت فعلى این کشور عملى نیست و ما در عمل دچار اشکال

+++

خواهیم شد ما اگر الآن بخواهیم آمار سربازهایى که در کشور مشمول هستند به دست بیاوریم مدتى وقت می‌خواهد و مخصوصاً در خارج یعنى در شهرستان‌ها طول می‌کشد تا آن میزان کل به دست بیاید نمی‌شود گفت که ما پنج هزار نفر زیاد داریم یا نداریم و آن وقت نمى‌شود سرشکن کرد که این را باید از اردبیل کم کنیم یا از جاى دیگر این که بنده عرض کردم مطالعه شود براى این بود که البته این یک پیشنهاد خوبى است ولى اجازه بفرمایید برود به کمیسیون و در خارج در وزارتخانه یک مطالعه بشود الآن اگر یک جاى از مملکت احتیاجش کم‌تر شد چه بکنند؟ عجالتاً که احتیاجات ما تا یکى دو سال خیلى زیادتر است سال 1321 که پارسال باشد مشمولین نه هزار نفر بیشتر به دست ما نیامده است نه هزار نفر تا هشتاد هزار نفر ملاحظه بفرمایید چقدر دچار اشکال می‌کند.

مخبر- خواستم عرض کنم بنده شخصاً نه از طرف مخبر کمیسیون شخصاً با این پیشنهاد موافقم ولى البته اگر مى‌شد به عنوان یک طرح بیاید به مجلس که وقت مطالمه هم باشد یعنى دولت هم مى‌آمد آنجا به کمیسیون بهتر بود که با مطالعه این کار بشود این را اجازه می‌فرمایید؟ توجه می‌فرمایید آقاى بیات این یک مطالعه بیشترى هم لازم دارد زیرا که اشخاصى را هم تقسیم بکنند به متأهل و غیر متأهل یا با اولاد و بی‌اولاد اولاً خود این قانون متأهل با اولاد را معاف کرده چطور آن وقت در بین آنها قرعه کشیده شود به علاوه خود قرعه در کجا باشد در محل باشد در کجا باید به عمل آید در کجا باشد اگر آقایان موافقت بفرمایند که براى جلسه بعد یا همین جلسه یا جلسه بعد به عنوان یک طرح پیشنهاد بدهند برود به کمیسیون نماینده دولت هم بیاید آنجا مطالعه بشود بهتر است همه ماها هم امضا می‌کنیم که یک چیز بى‌مطالعه از مجلس نگذشته باشد.

رئیس- آقاى بیات

بیات- چون البته آقاى سرتیپ فرمودند که می‌خواهند یک مطالعه در اطراف این ماده بکنند بسیار خوب ولى بنده معتقد بودم که مطالعه لازم ندارد ولى بنده براى حفظ مقررات و یا براى این که البته باز موافقت کرده باشم که قانون زودتر بگذرد بنده ممکن است به جاى آن پیشنهاد و این پیشنهاد را داده باشم به این شکل: (دولت مکلف است در ظرف یک ماه ترتیب قرعه براى گرفتن نظام وظیفه را تنظیم و به مجلس شوراى ملى پیشنهاد نماید) تا این قضیه ثابت شود که عملى می‌شود آن وقت در ظرف یک ماه دولت نظریه‌اش را به مجلس شوراى ملى بدهد مجلس هم در آن بابت البته رسیدگى می‌کند.

مخبر- پیشنهاد را بخوانید آقا. (به شرح بالا خوانده شد)

مخبر- موافقت بفرمایید نوشته شود دولت مکلف است لایحه‌ای براى ترتیب قرعه نظام وظیفه تهیه نماید و در ظرف سه ماه...

بیات- بسیار خوب. باشد.

معاون وزارت جنگ- اجازه می‌فرمایید؟ خواستم عرض کنم که منظور آقاى بیات را ممکن است این طور تأمین کنیم که بنده به نام دولت قول می‌دهم که این قضیه که پیشنهاد شد مطالعه بکنیم و در ظرف سه ماه به عنوان لایحه قانونى پیشنهاد کنیم ولى این را هم عرض می‌کنم که این عمل بخت آزمایى و قرعه کشى کار غلطى است اگر ما بنا باشد ده هزار سرباز کم‌تر لازم داریم به عقیده بنده باید آنهایى که عایله زیاد دارند آنها که اولاد دارند آنهایی که گرفتارند آنها را معاف کنیم بعد مجردها را.

بیات- منظور ما هم که همین است چرا شما توجه نمى‌کنید؟

معاون وزارت جنگ- این است که بنده قول می‌دهم که براى این کار یک مطالعه‌ای بکنیم بعد لایحه آن تقدیم مجلس شوراى ملى بشود.

مخبر- اگر به طور رسمى قبول می‌فرمایید که در ظرف سه ماه تقدیم خواهند کرد. (صحیح است)

بیات- نظر به این که البته اختیار دست مجلس است اگر نخواهد دولت پیشنهاد کند مجلس می‌تواند طرح قانونى پیشنهاد کند. (صحیح است)

+++

این است که براى این که اظهار موافقتى با دولت شده باشد این پیشنهاد را مسکوت می‌گذاریم و به همین اعتماد و قولى که دادند و البته در موقع خودش دولت تقدیم خواهد نمود. (صحیح است)

رئیس- ماده پیشنهادى آقاى ملک مدنى در این صورت مى‌شود ماده 168 و این ماده 168 می‌شود ماده 169 ماده 169 خوانده می‌شود.

ماده 169- این قانون پس از تصویب به موقع اجرا گذاشته خواهد شد.

رئیس- موافقین با ماده 169 برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد.

رئیس- مذاکرات در کلیات دوم است مخالفى نیست؟ (خیر) رأى گرفته می‌شود به مجموع مواد این قانون آقایانى که موافقند برخیزند (اغلب برخاستند) تصوب شد. بنده خیلى از زحمات آقایان اظهار تشکر می‌کنم.

5- موقع و دستور جلسه آتیه- ختم جلسه

رئیس- اگر اجازه می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم؟

جلسه آتیه روز یکشنبه هفتم فروردین ماه سه ساعت قبل از ظهر دستور لوایح موجوده. مجلس هم از روز شنبه مشغول کار خواهند بود.

(مجلس 8 ساعت و نیم بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى

+++

قانون‏

اجازه پرداخت کسر محل عیدى کارگران چاپخانه مجلس‏

ماده واحده- مجلس شوراى ملى به کارپردازى مجلس اجازه می‌دهد که از محل صرفه‌جویى بودجه چاپخانه مجلس معادل شصت و یک هزار و هفتصد و چهل و یک ریال براى جبران کسر محل عیدى کارگران چاپخانه مجلس پرداخت نماید.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه بیست و نهم اسفند ماه یک هزار و سیصد و بیست و یک به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى‏

قانون‏

اصلاح پاره‌ای از فصول و مواد قانون نظام وظیفه‏

فصل دوم- مناطق سربازگیرى‏

ماده 23- در هر یک از مراکز لشگرى کشور بنابر پیشنهاد اداره نظام وظیفه و تصویب وزارت جنگ یک منطقه سربازگیرى تشکیل می‌شود.

ماده 24- هر یک از مناطق سربازگیرى بنا به مقتضیات مرکب از چند حوزه اصلى و فرعى سربازگیرى خواهد بود.

فصل سوم- احضار مشمولین‏

ماده 23- اشخاصی که به سن سربازى می‌رسند بایستى به محض انتشار آگهى براى روشن شدن وضعیت و اعزام به خدمت حوزه‌هاى سربازگیرى مربوط و در صورت اقامت در خارج از حوزه مربوطه به نزدیک‌ترین حوزه سربازگیرى محل اقامت مراجعه و خودشان را معرفى نمایند.

ماده 34- مشمولین آماده به خدمت در روز تعیین شده بایستى حضور یابند و در صورت تأخیر و یا غیبت مشمول مقررات ماده (156) خواهند بود.

ماده 35- حوزه‌هاى فرعى برحسب اقتضا ممکن است به طور سیار انجام وظیفه نمایند.

تبصره- کدخدایان بایستى در تجسس و جمع آورى مشمولین غایب ساکن دهات ابواب جمعى خود مطابق صورتی که از حوزه داده می‌شود کمال مساعدت را با مأمورین بنمایند.

در شهرها و نقاطى که شهربانى وجود دارد مأمورین شهربانى و در صورت نبودن شهربانى مأمورین ژاندارمرى موظف به انجام این عمل هستند.

ماده 36- حوزه‌هاى اصلى مکلفند محل گردآورى مشمولین را در حوزه‌هاى فرعى طورى تعیین نمایند که مشمولین براى حضور در مراکز معینه بیش از 36 کیلومتر مجبور به طى مسافت نباشند.

ماده 46- مشمولینى که در خارج از منطقه مربوطه مسکن گزیده‌اند در صورت تمایل می‌توانند در پادگان مسکن خود نام‌نویسى را انجام دهند و حوزه مربوطه موظف است نسبت به این مشمولین مطابق مقررات تبصره ماده 148 عمل نماید.

+++

فصل پنجم- رسیدگى به وضعیت مشمولین‏

ماده 51- مشمولینى که براى اجراى مراسم سربازگیرى حاضر می‌شوند وضعیت خود را شخصاً با به وسیله نماینده با نشان دادن برگ شناسنامه به شرح زیر به مجلس سربازگیرى اطلاع دهند.

1- مبزان سواد و معلومات 2- اطلاعات فنى و تخصصى که در هر یک از پیشه‌ها دارند 3- وضعیت مزاجى 4- وضعیت خانوادگى 5- شغل 6- محل سکنى

ماده 52- اطلاعات ماده 51 در صفحه مخصوص برگ‌هاى شناسنامه ذکر و همچنین مراتب در دفاتر اسامى قید و تاریخى که مشمولین براى انجام خدمت باید حاضر شوند از طرف مجلس سربازگیرى در برگ شناسنامه یا برگ وضعیت آنان ذکر مى‌شود.

تبصره 1- به اشخاصی که شناسنامه آنان داراى برگ وضعیت نیست از طرف مجلس سرباز گیرى برگ وضعیت داده خواهد شد.

تبصره 2- هرگاه فهرست اسامى که از ادارات آمار تسلیم شده با مندرجات برگ شناسنامه اختلافات داشته باشد علل آن در مجلس سربازگیرى رسیدگى و از طرف اداره آمار طبق قانون و آیین‌نامه مربوطه در رفع اختلافات اقدام خواهد شد.

ماده 53- مشمولینى که اطلاعات فنى و تخصصى خود را در موقع رسیدگى مکتوم نمایند پس از اثبات کتمان پیشه مدت سه ماه خدمت آنان تمدید یافته و در پیشه خودشان مورد استفاده ارتش خواهند شد.

تبصره- از سربازان پیشه‌ور منحصراً در قسمت‌هاى ارتش می‌توان استفاده کرد و افسران به هیچ عنوان نمی‌توانند برای خدمات خصوصی خود از پیشه آنان استفاده نمایند. متخلفین به یک ماه تا یک سال به حبس تأدیبى محکوم خواهند شد.

ماده 54- در صورتی که تاریخ تولد اشخاص در اظهارنامه‌ها و دفاتر یادداشتى مخدوش و حاکى از مشمولیت باشد رسیدگى به آن در دادگاه شهرستان و در صورت نبودن در دادگاه بخش محل صدور شناسنامه به عمل می‌آید حکمى که در این مورد صادر می‌شود قطعى خواهد بود.

تبصره 1- هرگاه یکى از اسناد سجلى (یکى با دو برگ اظهارنامه با دفاتر یادداشتى) مخدوش باشد اداره ثبت احوال محل با اجازه اداره کل آمار و ثبت احوال طبق اسنادى که سالم است اقدام به اصلاح برگ یا برگ‌ها یا دفاتر یادداشتى خواهد نمود.

تبصره 2- اداره کل آمار و ثبت احوال مکلف است به وسیله ادارات خود از تاریخ تصویب این قانون تا یک سال مشخصات اشخاصى که تاریخ تولد آنان در اظهارنامه‌ها و دفاتر یادداشتى مخدوش و حاکى از مشمولیت است استحراج نموده منتها در ظرف یک ماه در محل صدور اسناد سه نوبت آگهى هر یک به فاصله ده روز منتشر نماید و از تاریخ نشر آخرین آگهى اشخاصی که مشخصات آنان در آگهى‌ها درج گردیده می‌توانند به دادگاه مربوط مراجعه و درخواست تصحیح اسناد خود را بنمایند.

تبصره 3- چنانچه اشخاص مزبور در مدت چهار ماه پس از انتشار آخرین آگهى به دادگاه مراجعه ننمودند مشخصات آنان از طرف اداره آمار و ثبت احوال به مراکز نظام وظیفه هر محل تسلیم خواهد شد.

+++

فصل ششم- تشکیل مجالس سربازگیرى‏

ماده 56- مجلس سربازگیرى در حوزه‌هاى اصلى در مرکز شهرستان‌ها بر پا است فرماندار و در مرکز بخش‌ها بر پا است بخشدار و معافیت و نظارت رئیس حوزه سربازگیرى و عضویت نمایندگان ادارات آمار و ثبت احوال- دادگسترى- ژاندارمرى شهربانى- شهردارى و دو نفر پزشک نظامى و دو نفر نمایندگان شهردارى تشکیل می‌گردد.

تبصره 1- حضور تمام نمایندگان بالا در مجلس سربازگیرى حوزه اصلى منوط به این است که ادارات مربوط به آنها و وکلاى انجمن شهردارى در محل موجود باشد.

تبصره 2- مجالس سربازگیرى در حوزه‌هاى فرعى به طور سیار مرکب از نمایندگان فرماندارى و حوزه سربازگیرى و یک نفر معتمد محل و افسر مأمور قسمت و لااقل یک نفر پزشک نظامى در موقع گرفتن سرباز تشکیل می‌شوند.

ماده 57- اعتراض به نظریه و آرا مجالس سربازگیرى و دادگاه ادارى حوزه‌ها توسط اداره نظام وظیفه به دادگاه منطقه‌ای که در مراکز مناطق مرکب از استاندارد و در صورت نبودن فرماندار و رئیس منطقه نظام وظیقه و رئیس اداره آمار و ثبت احوال و دادستان شهرستان دادگسترى محل (یا معاونین آنها) و یک پزشک نظامى تشکیل می‌شود مراجعه و رأى صادره از این دادگاه قطعى و غیر قابل اعتراض خواهد بود.

تبصره- در صورت نبودن پزشک نظامى رئیس بهدارى یا پزشک محل عهده‌دار این وظیفه خواهد بود.

فصل هفتم- معافیت به علل مزاجى یا نقص اعضا

ماده 59- مشمولین معلول یا مشکوک که در حوزه‌هاى فرعى به واسطه نبودن پزشک معاینه ایشان مقدور نباشد بایستى به هزینه ارتش به نزدیک‌ترین نقطه‌اى که پزشکان وجود دارند اعزام و در صورت تصدیق به معلول بودن باید به هزینه ارتش به محل خود عودت داده شوند.

ماده 60- مشمولین زیر در اثر علل مزاجى یا نقص اعضا بنابر معاینه و تشخیص دو پزشک نظامى براى همیشه از انجام خدمت وظیفه معاف می‌باشند.

1- نابینایان از یک یا دو چشم 2- قوزى 3- کر 4- لال 5- شل و چلاق 6- یک دست 7- فاقدین شصت یا سبابه دست راست 8- اشخاص کوتاه قد که قد آنها از 150 سانتی‌متر کم‌تر باشد 9- اشخاص مسلول یا مبتلایان به بیمارى‌هاى علاج ناپذیر. 10- معیوبین از دو چشم که از عهده خدمات نظامى برنیایند.

تبصره 1- براى معاینه مشمولین در صورتی که پزشکان نظامى در محل نباشند از وجود پزشکان غیر نظامى‌که صلاحیت ایشان مورد گواهى ادارات بهدارى محل واقع شده باشد استفاده خواهد شد.

تبصره 2- معاینه مشمولینى که جزو طبقات بالا نیستند در صورتی که در محل دو پزشک نباشد ممکن است توسط یک پزشک صلاحیت‌دار انجام پذیرد.

+++

تبصره 3- اشخاصی که مشمول ماده 60 قانون خدمت نظام وظیفه مصوب 29 خرداد ماه 1317 تشخیص و رأى سربازى درباره ایشان صادر گردیده به طور کلى (چه آنهایی که به خدمت نرفته و چه آنهایى که در خدمت هستند) از انجام خدمت وظیفه براى همیشه معاف می‌باشند.

ماده 61- مشمولین بیمار و ضعیف البنیه به وسیله بنگاه‌هاى بهدارى کشور قبلاً تحت معالجه واقع و پس از بهبودى به خدمت احضار می‌گردند مدت تعویق خدمت آنان از یک سال تجاوز نخواهد کرد. مگر آن که ادامه معالجه آنان مورد تأیید و گواهى دو پزشک واقع شود.

تبصره- بنگاه‌هاى بهدارى کشور موظف به معالجه و مداراى مجانى مشمولین این ماده خواهند بود.

فصل هشتم- معافیت محدود

ماده 62- اشخاص زیر به واسطه موقعیت خود از انجام خدمت وظیفه معاف می‌باشند.

1- حکام شرع مجاز به اجتهاد و یا فتوا از مراجع تقلید و یا فتوا

2- علما درجه اول مذاهب زرتشتى و کلیمى و مسیحى

تبصره 1- اعتبار مدارک مربوط به این قبیل اشخاص منوط به گواهى شوراى عالى فرهنگ است.

تبصره 2- دانشجویان (طلاب) علوم دینیه که مطابق برنامه وزارت فرهنگ مشغول تحصیل هستند مشمول ماده 72 و 73 این قانون خواهند بود.

فصل نهم- متکفلین‏

ماده 63- جز در مواردی که در قانون پیش‌بینى شده باشد مشمولین زیر که متکفل شناخته شده‌اند هر سال به وضعیت آنان رسیدگى و چنانچه موضوع تکفل بر طرف شده باشد به خدمت زیر پرچم احضار و الا براى مدت یک سال دیگر به آنان ورقه معافیت داده خواهد شود. اگر تا سن بیست و نه سالگى مشمول در وضعیت تکفل او تغییرى حاصل نشده باشد از خدمت زیر پرچم معاف و جزو ذخیره منظور خواهد شد.

1- یگانه پسر هر مرد یا زنى که سن او از شصت سال متجاوز و یا در اثر علت مزاج از اداره امر معاش خود عاجز و کفالت بر عهده آن پسر باشد.

2- هر جوانى که عهده‌دار معاش عیال و اولاد خود باشد.

3- هر جوانى که کفیل منحصر به فرد معاش پدر و یا مادر یا جد و یا جده علیل و یا پیر از کار افتاده و بى‌استطاعت باشد.

4- هر جوانى که به تنهایى عهده‌دار معیشت برادر یا خواهر صغیر و یا علیل از کار افتاده باشد و به واسطه عدم بضاعت در غیبت خود وسایل نگاه دارى آنان را نداشته باشد.

ماده 64- از تاریخ تصویب این قانون هر کس قبل از مشمولیت تأهل اختیار کند حق معافیت از خدمت سربازى را به عنوان تکفل از عیال و اولاد خود نخواهد داشت.

ماده 65- از مشمولین طبقات 1284- 1285- 1286- 1287- 1288- 1289- 1290- 1291- 1292- 1293- 1294 آنهایی که در تاریخ تصویب این قانون در خدمت زیر پرچم هستند پس از پایان خدمت زیر پرچم مرخص خواهند شد و آنهایی که به خدمت وارد نشده‌اند دیگر برای خدمت زیر پرچم احضار نخواهند شد.

تبصره 1- متولدین 1295 به بعد که متکفل شناخته شده و می‌شوند مشمول مقررات ماده 63 خواهند بود.

تبصره 2- مشمولینى که تا این تاریخ مورد مقررات مواد 64 و 68 قانون خدمت نظام وظیفه مصوب 29 خرداد

+++

ماه 1317 بوده و فعلاً در خدمت ارتش یا ژاندارمرى هستند در صورتى که هشت ماه خدمت مقدماتى را طى کرده باشند از خدمت مرخص و جزو طبقات مربوطه می‌گردند.

تبصره 3- کسانی که تا تاریخ اجراى این قانون مطابق یکى از قوانین 1304- 1310- 1317 برگ معافیت دایم گرفته‌اند معافیت آنان معتبر شناخته می‌شود.

تبصره 4- مشمولینى که متولد از 1284 تا پایان 1294 هستند و خدمت زیر پرچم خود را انجام داده‌اند و در حین اجراى این قانون مشغول خدمت دولت می‌باشند مدت خدمت زیر پرچم آنها خواه قبل از قبول خدمت دولت بوده و یا بعد از آن باشد در صورت پرداخت کسور تقاعد به مأخذ پایه‌ای که فعلاً دارا می‌باشند جز مدت خدمت رسمى آنان و مدت اقامت در پایه‌ای که حقوق بازنشستگى آن را مى‌پردازند محسوب بوده ترفیع آنها از تاریخ استحقاق اعطا خواهد شد و به علاوه تمام مشمولین از 1284 تا پایان 1294 که خدمت زیر پرچم خود را انجام داده‌اند دیگر براى خدمت یک ماهه احضار نخواهند شد.

ماده 66- به طور کلى از دو و یا سه برادر سالم که در یک سال به خدمت احضار شده باشند به انتخات پدر و در صورت نبودن پدر به انتخاب مادر یکى از آنان و همچنین از 4 و 5 برادر دو نفر آنان موقتاً از خدمت سربازى معاف و پس از خاتمه خدمت برادران دیگر به نوبه احضار خواهند شد و در صورت نبودن پدر و مادر این معافیت موقت به حکم قرعه در بین برادران تعیین خواهد شد.

ماده 67- متکفلین بایستى رونوشت برگ شناسنامه افراد مورد کفالت را با استشهاد تهیه و تا یک ماه قبل از سال احضار به حوزه‌هاى سربازگیرى تسلیم نمایند.

تبصره- برگ‌هاى استشهاد مطابق نمونه‌اى خواهد بود که در ادارات شهربانى و ژاندارمرى و نزد کدخدایان از طرف حوزه‌هاى سربازگیرى در دسترس مشمولین گذارده خواهد شد.

ماده 68- تصدیق رونوشت برگ‌هاى شناسنامه افراد مورد کفالت و همچنین صحت مندرجات استشهاد و شناسایى امضا کنندگان در شهرها به عهده ادارات شهربانى و در دهات به عهده کدخدایان محول می‌گردد و این مأمورین مکلفند بازجویى‌هاى لازمه را نسبت به مندرجات برگ استشهاد معمول داشته و صحت آن را تصدیق نماید.

تبصره 1- هر مأمور یا کدخدایى که برخلاف حقیقت تصدیق نماید طبق قانون تعقیب خواهد شد.

تبصره 2- در نقاطی که اداره شهربانى و کدخدا نباشد در صورت بودن ژاندارم اجراى مقررات این ماده به عهده آنان محول می‌گردد.

تبصره 3- مأمورینى که در بالا گفته شد مکلفند به مراجعه کنندگان رسید کتبى داده و در ظرف مدتى که از 15 روز تجاوز ننماید بازجویی‌هاى لازمه را معمول و استشهاد و رونوشت شناسنامه را گواهى نموده و به تقاضا کننده تسلیم دارند.

ماده 69- پسر یا دختری که تحت کفالت است از لحاظ اجراى این قانون تا آخر سن 18 سالگى تحت کفالت شناخته می‌شود.

فصل دهم- دانش آموزان و دانشجویان‏

ماده 73- تمام دانش آموزان و دانشجویان مشمول به محض ترک تحصیل یا فراغت از تحصیل به خدمت زیر پرچم احضار می‌شوند.

ماده 74- کسانی که دوره تحصیلات آنان کم‌تر از دوره کامل متوسطه باشد مشمول مقررات مربوط به سایر افراد وظیفه خواهند بود.

+++

فصل یازدهم- کادر افسرى احتیاط و ذخیره‏

ماده 76- دانش آموزانی که دوره تحصیلات آنان مطابق دوره کامل متوسطه یا کم‌تر از لیسانس باشد پس از شش ماه تعلیمات مقدماتى در صف و داشتن استعداد و لیاقت افسرى از بین آنان کسانی که داوطلب به ورود به دانشگاه افسرى احتیاط باشند از روى آزمایش انتخاب و به دانشکده اعزام و معرفى می‌شوند.

ماده 77- دانش آموزان اعزامى به دانشکده افسرى احتیاط پس از طى دوره دانشکده در صورتی که از عهده امتحانات نهایى برآیند مطابق مقررات فصل پنجم قانون ترفیعات به درجه افسرى نایل و شش ماه با درجه افسرى در صف خدمت خواهند نمود.

ماده 78- دانش آموزانی که مشمول مقررات ماده 76 نشده باشند باقى مانده دوره خدمت زیر پرچم خود را مانند سایر افراد وظیفه در صف انجام و آموزشگاه گروهبانى احتیاط را طى خواهند نمود.

ماده 79- دانشکده افسرى احتیاط هر سال در اول مهر ماه تشکیل و دوره آن شش ماه خواهد بود.

ماده 80- کسانی که دوره تحصیلات آنان معادل لیسانس یا دکترا باشد به طور کلى 12 ماه در خدمت زیر پرچم خواهند بود که پس از طى دوره دانشکده افسرى احتیاط در صورتی که از عهده امتحانات نهایى برآیند مطابق فصل پنجم قانون ترفیعات به درجه افسرى نایل و شش ماه با درجه افسرى در صف خدمت خواهند نمود.

ماده 81- افراد نامبرده در ماده 76 و 80 از تاریخ معرفى به دانشکده افسرى تا خاتمه دوره دانشکده تابع مقررات عمومى دانشکده افسرى احتیاط بوده و طبق برنامه مخصوص تعلیمات لازمه را فرا خواهند گرفت.

ماده 86- دارندگان گواهى‌نامه دوره متوسطه یا بیشتر در موقع ورود به خدمت یا اعزام به دانشکده افسرى مانند سایر افراد مورد معاینه پزشکى واقع خواهند شد.

ماده 87- دانشجویان دانشکده افسرى احتیاط در صورتی که از عهده امتحان برنیایند مدت تحصیل آنها جزو دوره خدمت زیر پرچم محسوب و براى بقیه خدمت بدون درجه به صف اعزام خواهند شد.

فصل دوازدهم- پزشکان- دام‌پزشکان- داروسازان- دندانسازان‏

ماده 90- کسانی که داراى دانش‌نامه دانشکده پزشکى- دامپزشکى- دندانسازى- داروسازى باشند به طور کلى دوازده ماه در خدمت زیر پرچم خواهند بود که پس از طى دوره شش ماهه تعلیمات تکمیلى نظامى تحت نظر ادارات مربوطه و گذرانیدن امتحان مطابق فصل پنجم قانون ترفیعات به درجه افسرى نایل و شش ماه در قسمت‌هاى مربوطه با درجه افسرى خدمت خواهند نمود.

ماده 91- فارغ‌التحصیلان آموزشگاه‌هاى دام پرشکى- دندانسازى- داروسازى که تحصیلات آنان معادل دوره کامل متوسطه باشد پس از شش ماه خدمت مقدماتى در صف کسانی که از تین آنان مشمول مقررات ماده 76 بشوند پس از طى دوره چهار ماهه تعلیمات تکمیلى تحت نظر اداره مربوطه و گذرانیدن امتحان نهایى طبق مقررات فصل پنجم قانون ترفیعات به درجه افسرى نایل و هشت ماه با درجه افسرى در صف خدمت خواهند نمود و سایرین بقیه خدمت زیر پرچم خود را مانند افراد وظیفه در صف انجام خواهند داد.

ماده 92- پزشکان وظیفه طبقات 1284 تا 1302 که در تاریخ تصویب این قانون در خدمت زیر پرچم هستند در صورتى می‌توانند از مزایاى ماده 90 این قانون استفاده نمایند که اقلاً پس از پایان سال اول خدمت خود یک سال نیز خدمت در ارتش را با پایه پزشک یارى طبق قانون خدمت‌گذارى پزشکان مصوب هفتم مرداد 1318 تعهد نمایند.

+++

فصل سیزدهم- اجراى مراسم سربازگیرى‏

ماده 94- مجالس سربازگیرى در پانزدهم فروردین ماه هر سال در مراکز حوزه‌ها تشکیل می‌گردد.

ماده 98- هیچ یک از وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هاى دولتى و ملى نباید مشمولینى را که وضعیت‌شان روشن نشده و برگ معافیت موقت که مدت آن منقضى نشده باشد و یا برگ معافیت دایم و یا کتابچه خاتمه خدمت در دست ندارند استخدام و یا در خدمت نگاه دارند.

فصل هفدهم- کبر و صغر سن‏

ماده 143- هرگاه در موقع رسیدگى به وضعیت مشمولین معلوم شود که سن واقعى مشمول با تاریخ تولد مندرج در برگ شناسنامه از حیث کمی یا زیادی سن تفاوت فاحش داشته و مورد اعتراض خود مشمول باشد در این مورد صورت جلسه به امضاى هیئت رسیدگى حاکى از تعیین مشخصات کامل شخص مشمول با الصاق دو قطعه عکس گواهى شده تنظیم و به پیوست رونوشت برگ شناسنامه به دادگاه مرکز مناطق مذکور در ماده 57 فرستاده می‌شود و این دادگاه پس از رسیدگى به ترتیب زیر عمل می‌نماید.

1- نسبت به اشخاصی که کوچک‌تر از سن مشمولیت تشخیص داده شوند برگ معافیت موقت تا رسیدن به سن سربازى می‌دهد.

2- نسبت به اشخاصی که بزرگ‌تر از سن مشمولیت تشخیص داده شوند برگ معافیت دایم به عنوان خارج از مشمولیت به آنان تسلیم می‌دارد.

تبصره- راجع به اشخاصی که تولد آنان طبق مقررات قانون در دفاتر موالید به ثبت رسیده باشد این تاریخ تولد معتبر شناخته شده و قابل هیچ گونه اعتراض نخواهد بود و اگر اشتباهاتى بین برگ شناسنامه و دفاتر موالید مشاهده شود برابر قانون ثبت احوال رسیدگى و رفع خواهد شد.

ماده 144- در تاریخ اجراى این قانون پرونده‌هایى که بر اثر اجراى مقررات ماده 143 قانون خدمت نظام وظیفه مصوب 29 خرداد ماه 1317 در هیئت تجدید‌نظر مقرر در ماده 144 قانون مذکور رسیدگى نشده باشد بایستى در هیئت نامبرده طبق ماده 143 این قانون رسیدگى و پرونده‌ها براى صدور برگ‌هاى معافیت موقت و یا دایم به مناطق مربوطه اعاده گردد و مناطق مربوطه موظف به صدور برگ معافیت هستند.

تبصره- هیئت تجدید‌نظر مقرر در ماده 144 قانون نظام وظیفه مصوب 29 خرداد 1317 بر پا است یک افسر ارشد و دو افسر جز که از طرف اداره نظام وظیفه معین می‌شوند و نماینده اداره کل آمار و ثبت احوال و نماینده دادسراى تهران و یک پزشک به انتخاب بهدارى ارتش تشکیل خواهد شد.

ماده 145- پرونده‌هایی که بر اثر اجراى مقررات ماده 145 قانون خدمت نظام وظیفه مصوب 29 خرداد ماه 1317 تشکیل و تا این تاریخ منجر به صدور رأى هیئت تجدید‌نظر نشده باشد بایگانى می‌شود و پس از انتشار آگهى در مناطق مربرطه عین مدارک به تقاضاى صاحبان مدارک به خود آنان یا نمایندگان‌شان مسترد خواهد شد.

ماده 146- رؤسا و کارمندان و پزشکان مجالس سربازگیری و یا دادگاه اداری حوزه‌ها که در جریان اولیه امور مربوطه به مشمولین رأى داده باشند حق شرکت در دادگاه مرکز منطقه براى اظهار نظر نسبت به همان موضوع نخواهند داشت.

فصل هجدهم- دادگاه ادارى و وظایف حوزه‌هاى سربازگیرى‏

ماده 149- در مرکز هر یک از حوزه‌هاى اصلى سربازگیرى دادگاه ادارى به کارمندى نمایندگان وزارت

+++

کشور و اداره آمار و ثبت احوال و اداره نظام وظیفه و دو پزشک صلاحیت‌دار تحت ریاست مأموری که از حیث پایه برترى داشته باشد تشکیل و به وضعیت مشمولین غایب و باقی ماندگان مجلس سربازگیرى رسیدگى و رأى خواهد داد.

تبصره- در نقاطی که اداره ژاندارمرى و شهربانى وجود داشته باشد نمایندگان آنان نیز شرکت خواهند نمود.

ماده 154- وضعیت و طرز عمل مناطق و حوزه‌هاى سربازگیرى لااقل در هر سال یک مرتبه با اعزام بازرس از مرکز باید تحت بازرسى قرار گیرد در صورت اقتضا نیز در هر موقعی که ضرورى باشد بازرس اعزام خواهد شد.

ماده 156- غایبین زیر هرگاه داراى عذر موجه نباشند معادل ایام غیبت به مدت خدمت زیر پرچم آنان افزوده خواهد شد.

اول- مشمولینى که براى اجراى مراسم سربازگیرى احضار شده و در موعد مقرر حضور نیافته باشند.

دوم- مشمولین آماده به خدمت که در موقع احضار حاضر نشده باشند.

سوم- کسانی که بنابر علت مزاج احضار آنها به تعویق افتاده و در خاتمه مدت مقرره خود را معرفى نکرده باشند.

تبصره 1- مشمولین بیمارى که معالجه آنان براى مدت معین به بنگاه بهدارى کشور محول و در اجراى دستور پزشک معالج تعلل ورزیده یا اساساً براى معالجه به بنگاه بهدارى مراجعه نکرده باشند در این صورت معادل نصف مدتى که براى معالجه معین شده به مدت خدمت زیر پرچم آنان افزوده خواهد شد.

تبصره 2- در صورتی که به تصدیق دو پزشک که مشمول بند سوم و تبصره بالا در معالجه اهمال ورزیده و محتاج به ادامه معالجه است پس از خاتمه معالجه و بهبود یافتن تنبیهات مقرره درباره آنان اعمال خواهد شد.

تبصره 3- اصولاً حداکثر تنبیهات مشمولین مصرحه در این ماده از احاظ خدمت از مدت چهار سال تجاوز نخواهد کرد.

تبصره 4- افسران و افراد احتیاط و ذخیره که پس از احضار طبقات مربوطه براى انجام تعلیمات مدت یک ماهه طبق مقررات ماده 123 در موعد معین حاضر نشده باشند باید دو برابر این مدت خدمت نمایند.

تبصره 5- مشمولینى که تا آخر سن 45 سالگى از خدمت غیبت نمایند به حداکثر مجازات مندرجه در بند الف ماده 356 قانون دادرسى و کیفر ارتش محکوم خواهند شد.

تبصره 6- کسی که پس از مدتى غیبت یا فرار شخصاً حاضر شده و یا جلب گردیده باشد و در معاینه مطابق ماده 60 معاف دایم تشخیص داده شود از انجام خدمت معاف ولى براى مجازات به دادگاه نظامى تسلیم خواهد شد و در صورتی که دادگاه مقتضى بداند و غایب مزبور بیمار نباشد از 15 روز تا شش ماه محکوم به حبس خواهد شد.

ماده 157- مشمولین نظام وظیفه به استثنا معاف شدگان ماده 65 که تاکنون غایب بوده و به خدمت حاضر نشده‌اند و همچنین سربازانى که از خدمت زیر پرچم فرار کرده‌اند هرگاه تا اول خرداد ماه 1322 شخصاً حاضر و خود را معرفى نمایند و یا جلب گردیده باشند و همچنین افرادى که به علت فرار تاکنون محکوم شده‌اند از مجازات معاف می‌باشند و در غیر این صورت به احضار آنان اقدام شده و مشمول مقررات مواد 155 و 156 این قانون خواهند بود.

ماده 167- از تاریخ اجراى این قانون مواد 23 و 24 و 33 و 34 و 35 و 36 و 46 و 51 و 52 و 53 و 54 و 56 و 57 و 59 و 60 و 61 و 62 و 63 و 64 و 65 و 66 و 67 و 68 و 69 و 73 و 74 و 76 و 77 و 78 و 79 و 80 و 81 و 86 و 87 و 90 و91 و 92 و 94 و 98 و 143 و 144 و 145 و 146 و 149 و 154 و بند (د) ماده 155 و مواد 156 و 157 قانون

+++

خدمت نظام وظیفه مصوب 29 خرداد ماه 1317 ملغى و همچنین هر قسمت از قوانینى که مخالف با این قانون باشد نسبت به این قانون بلااثر خواهد بود.

ماده 168- برگ‌هاى شناسنامه‌ای که دست اشخاص می‌باشد اگر مخدوش است طبق تبصره 1 ماده 54 اصلاح خواهد شد.

ماده 169- این قانون پس از تصویب به موقع اجرا گذاشته خواهد شد.

قانون اصلاح پاره‌ای از فصول و مواد قانون نظام وظیفه به شرح بالا در جلسه بیست و نهم اسفند ماه یک هزار و سیصد و بیست و یک به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى

+++

یادداشت ها
Parameter:294014!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)