کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/28]

جلسه: 140 مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه دوازدهم بهمن ماه 1327  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‌ها

2- بیانات قبل از دستور آقای دکتر راجی

3- بقیه استیضاح آقای رحیمیان

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 140

مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه دوازدهم بهمن ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس‌ها

2- بیانات قبل از دستور آقای دکتر راجی

3- بقیه استیضاح آقای رحیمیان

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس چهل و پنج دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏ها

صورت جلسه قبل را آقاى صدر‌زاده منشى به شرح زیر قرائت کردند

ده دقیقه به ظهر روز یکشنبه دهم بهمن ماه مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت شد.

اسامى غائبین جلسه قبل که ضمن صورت مجلس خوانده شده است‏

غائبین بااجازه آقایان مهندس رضوى. حسن اکبر. صاحب جمع . سلطان‌العلما . دکتر فلسفى. اورنگ. ایلخان. افخمى. فرامرزى. حسین وکیل. عباس اسکندرى. عرب شیبانى‏.

غائبین بى‌اجازه آقایان بیات . دکتر بقایی. تولیت . سلطانى .اخوان منصف. ابوالقاسم بهبهانى. رضوى. آصف. ناصرى . بهار. مسعود ثابتى. یمین اسفندیارى.‏

دیر آمدگان بااجازه آقایان اقبال . دکتر طبا. دکتر راجى. ناصر ذوالفقارى. محمد ذوالفقارى.‏

دیر آمدگان بى‌اجازه آقایان مکرم. نیک پى. دکتر امینى. شهاب خسروانى. مسعودى. سزاوار. نراقى. آقاخان بختیار. لاهوتى. زنگنه . دکتر اعتبار. آشتیانى‌زاده‏.

آقاى حاذقى یادآور شدند که قطع کلام آقاى عباس اسکندرى مربوط به لزوم استیفاى کامل حقوق ایران از شرکت نفت نبود

آقاى محمد‌على مسعودى به عنوان 109 در پاسخ آقاى عباس اسکندرى شرحى راجع به حزب دموکرات و اعتراض به اعضاء فراکسیون دموکرات و ترتیب تشکیل جلسات معترضین و بیانات خودشان در یکى از جلسات و مخالفت با کابینه قوام در مجلس بیان داشته اضافه نمودند که اظهارات آقاى قوام راجع به نفت و بحرین نیز بعد از اعلام عدم اعتماد مجلس بوده است.‏

آقاى دهقان تلگرافى از کارمندان پیمانى خلخال به مقام ریاست تقدیم و تقاضاى قرائت نمودند

در این موقع چون عده براى مذاکره کافى نبود جلسه ختم و استیضا‌ح آقاى رحیمیان به جلسه روز سه‌شنبه محول گردید.

رئیس- نسبت به صورت مجلس اعتراضى نیست آقاى دکتر راجى نسبت به صورت مجلس نظرى دارید

دکتر راجى- چون در چند جلسه قبل بنده راجع به قاچاق خوزستان عرایضى کردم اگر مجلس موافقت بکند عرضى دارم (صحیح است) بفرمایید.

رئیس- دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست گفته شد خیر چند نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند منجمله آقاى دکتر راجى (دستور، دستور) حالا اگر آقایان موافقت می‌کنند ایشان اول صحبت کنند بفرمایید آقاى دکتر راجى‏

2- بیانات قبل از دستور آقاى دکتر راجى‏

دکتر راجى- در چند جلسه قبل راجع به موضوع قاچاق خرمشهر مطالبى به طور خیلى اختصار متذکر شدم از آنجایی که در اذهان آقایان نمایندگان افکار عمومى و جراید انعکاسات و تعبیراتى تولید نموده همان طوری که وعده داده‌ایم لازم است توضیحاتى به عرض مجلس شورای ملى برسانم.

+++

 قبل از ورود به مطلب ناگزیرم یک کلمه راجع به خود تذکر دهم ورود بنده به زندگانى سیاسى بدون مطالعه نبوده و در این زندگانى که با مطالعه وارد آن شده‌ام نه می‌توان مرا ترساند و نه می‌شود مرا خرید.( احسنت‏)

دزد در همه نقاط جهان وجود دارد و دزدى در همه اکناف عالم به عمل می‌آید ولى در هیچ نقطه‌ى دنیا دزدان به قدر کشور ما حامیانى از رجال شریف و متدین و موجه ندارند( صحیح است‏)

اردلان- آنها هم شریف نیستند که حمایت از آنها می‌کنند ممالکى که خیانت را به چشم بد ننگرند و حمایت از آن را جزء گناهان بزرگ ندانند آن کشور‌ها محکوم به فنا و زوال می‌باشند (صحیح است‏)

عایدى کلان گمرک خرمشهر از کشور خارج شد فعلاً بحثى در مخاصمه عرب و یهود ندارم ولى اگر می‌شد بحثى بکنم یقیناً از هم کیشان خود جانبدارى مى‌نمودم همین اندازه عرض می‌کنم که رقم بزرگ عواید قاچاق به مصرف انهدام و هلاکت مال و جان مسلمین رسید

آن وقت در داخله کشور عده روى تعصب همشهرى‌گرى و هم‌ولایتى و احترام حس رفاقت و دوستى در این فکرند که مختصر آبروى عده‌ى ممکن است به باد رود یا همان چند تاجر کم آبرو ورشکست شوند از این لحاظ بر روى انواع خیانت‌ها سرپوش می‌گذارند و براى انجام مقصود اگر شخص صالح و شریفى که در مصدر کار است حاضر نشود در امر ما است مالى نظریه آنان را تأمین کند بدون کمترین رحم و شفقتى از کار برکنارش می‌کنند (صحیح است) و چنین مردانى پس از 36 سال خدمت صادقانه امروز باید براى ادامه حیات و فکر اعاشه زندگى به این خیال بیفتند که در مؤسسه یا تجارتخانه سمت منشى‌گرى یا ثباتى قبول نمایند و با وجود این بیم آن را داشته باشند که در آنجا نیز از گزند ایمن نخواهند ماند

مکى- این کار را کى کرده هژیر کرده است‏

کشاورز صدر- به هژیر چه مربوط است هژیر خدمت کرده‏

رئیس- آقایان ساکت باشید گویا می‌خواهید نگذارید گفته شود پس چرا ساکت نمی‌شوید؟

دکتر راجى- همیشه در مرز غربى و جنوبى یعنى خلیج مقدارى قاچاق از کشور خارج می‌شده و مقدارى هم مال‌التجاره قاچاق وارد می‌گردیده و در این مورد هیچ کس تردیدى ندارد (صحیح است)‏

پرونده که در خوزستان از آقاى لطفى سرقت کرده‌اند مربوط به قاچاق گمرک خرمشهر نبوده این پرونده مربوط به کاظم محمد‌ى شوشترى است که در جنگ اخیر کسب مالى نموده و چند ماه قبل هم در کابینه جناب آقاى حکیمى استاندار خوزستان به اطلاع دادستان به علت قاچاق چاى او را بازداشت نموده و به اتفاق چند نفر با پرونده کامل به تهران می‌فرستند وزارت کشور به فاصله چند هفته آنان را آزاد نموده محمدى به اهواز مراجعت می‌کند و بر تجرى خود می‌افزاید الان هم در باز‌داشت آقاى لطفى به سر می‌برد و پرونده سرقت شده مربوط به اعمال این شخص بوده و باید از پرونده خرمشهر مجزا و منفک دانست (صحیح است)‏

قضیه قاچاق چاى- روزى در زمان ریاست آقاى محمدآبادى به گمرک اطلاع می‌رسد که یازده هزار صندوق چاى از هندوستان به بنادر جنوبى حمل شده و تدریجاً در خلیج به بنادر وارد خواهد شد متعاقب آن 75 صندوق چاى در بازار تهران که قاچاق آن مسلم بود گرفته می‌شود بعداً 60 صندوق در قم و سپس مقدارى در اصفهان و اهواز کشف می‌شود این چاى‌ها اکثراً به بنادر خلیج و بنادر کوچک خوزستان وارد و تصور می‌رود که از معاملات محمدى که قبلاً ذکر شد منشعب شده باشد تعقیب محمد‌ى و تحقیقات باید قضایاى چاى را کشف کند در همان اوان به گمرک خبر می‌رسد که در خرمشهر یک نفر انباردار گمرک از انبار گمرک مقدارى از صندوق‌هاى چاى را سرقت می‌کرده و می‌فروخته متعاقب این خبر آقایان اکرمى و شمسا براى کشف این موضوع مأمور می‌شوند و تصادفاً به کار جعل فاکتور در گمرک برخورد می‌نمایند.

در گمرک خرمشهر از سال 1321 با فاکتور و اسناد جعلى که مبدء آنان یکى از ممالک اروپا یا امریکا بوده اسنادى جعل و قیمت اجناس را غالباً نصف یا کمتر از قیمت واقعى قلمداد کرده و آنچه تاکنون کشف شده زیان دولت در حدود سى الى چهل میلیون تومان سوء استفاده است.‏

کسى که این اسناد را کشف کرد نه از تهدید هر‌اسید و نه به پول رام شده (احسنت) جوان آراسته فاضلى است هنوز خوشبختانه امثال او در دادگسترى و سایر وزارتخانه‌هاى ما هستند و زیاد هم هستند (صحیح است) مثلاً نصرت الله امینى در سه سال قبل مأمور کشف قاچاق در خرمشهر می‌گردد پس از آن که مقادیر قابل ملاحظه‌اى قاچاق از کلیمیان مقیم خرمشهر کشف می‌کند به تهران مراجعت و طبق آئین‌نامه گمرکى چند درصدى که بابت حق‌الکشف به او می‌رسد در حدود سى هزار تومان بوده این مرد مسلمان که لحظه‌اى بدون قرآن زندگى نمی‌کند و وضعیت داخلى خانه‌اش خوب نیست این پول را قبول نکرده آن را حرام دانسته و به اطاق تجارت خرمشهر مسترد می‌دارد (صحیح است) که به صاحبانش پس دهند و هنوز در خانه‌ى محقر کرایه‌اى زندگانى آبرومندانه‌ى خود را ادامه می‌دهد خلاصه شخصى که اسناد مجعول را کشف کرده شایسته است که نامش در ذهن آقایان بماند (صحیح است)‏

این شخص براى تکمیل معلومات حقوقى خود و کشف اسناد مجعول از اروپا و امریکا کتى وارد کرده و نزد خود مطالعه و تحقیقاتى نموده و روى همان فضائلى که کسب کرده توانسته براى اولین بار جعل اسناد را کشف و دزدی‌هاى بزرگى را مبرهن کند نام این شخص اکرمى است (صحیح است) من از دولت نه این دولت هر دولتى که بعد از او هم بیاید به نام مردم به نام تجار و به نام وکلاى خوزستان می‌خواهم که از این جوان از هر جهت حفاظت و حراست کنند با تغییر معاون و وزیر و غیره کمترین اشکالى در کارش ایجاد نکنند احتیاج به کمک هم ندارد حتى اگر کمک یکى از وزیران هم باشد اعتراض خواهم کرد بگذارند کار خودش را بکند و گزار‌ش خود را تنظیم و تقدیم هیئت دولت بنماید بعد از وصول نتیجه اگر خواستند مطالعه و یا تحقیق بیشترى به عمل آید راجع به رویه و طرز عمل ممکن است تصمیماتى اتخاذ نمود.

این نکته را هم باید اینجا متذکر شوم که به اسناد مجعول بندرشاهپور تاکنون رسیدگى به عمل نیامده و لازم است این عمل هم هر چه زودتر به وسیله شخص صالحى انجام گیرد (صحیح است) در اداره گمرک با وجود این همه حیف و میل و سوء استفاده که می‌شود عایدى سالیانه‌اش 250 میلیون است اگر این چرخ درست بگردد عوایدش چه خواهد بود اکنون در خوزستان آقاى لطفى از طرف وزارت دارایی مأمور شده‌اند که به سوء استفاده‌هاى گمرکى رسیدگى فرمایند بنده ایشان را در عمرم ندیده‌ام ولى آنچه را که اطلاع دارم عده زیادى به صحت و صائب بودن نظر و رشادت قضایی ایشان ایمان دارند (برزین- ایشان از قضات درجه اول هستند فقط از آنهایی که ایشان را خوب می‌شناسند شنیده‌ام که نسبت به اشخاص اعتماد ندارند و نسبت به همه مظنونند (نبوى- همین طور است تا آنکه خلاف آن ثابت شود.)

در کشوری که به واسطه فقر و حسد از بدگویی نمی‌توان جلوگیرى کرد ممکن است عده از اشخاص با حیثیت اعم از تاجر مالک یا شیخ قبیله تحت توقیف درآیند و البته طبق قانون تا خاتمه تحقیقات در بازداشت بمانند و بعد هم آزاد شوند ولى درشهرهاى کوچک که اشخاص سرشناس ان محدود هستند و مخصوصاً اشخاص با حیثیت تعصب زیادترى به نام نیک خود دارند بى‌تقصیر حبس بودن را ز‌ود فراموش نمی‌کنند بدون این که کسى بخواهد یا بتواند در کاری که آقاى لطفى مسئولیت آن را دارند می‌دهم که بگویم سیاست مرزى و محلى را نیز باید بیشتر در نظر بگیرند (صحیح است) (برزین- اگر باید دزدى قطع شود دیگر سیاست‌ بردار نیست)( صدر‌زاده- سیاست را باید از قضاوت تفکیک کرد)

مطلبى که کاملاً در تحقیقات آقاى اکرمى روشن شده و گزارشى که آقاى لطفى بجناب آقاى گلشائیان داده‌اند این است که وکلاى خوزستان هیچ کدام در این امور مداخله نداشته‌اند و همین طور در گزارش‌ها اشاره و کنایه به مأمورین کشورى وزارت کشور نشده است براى شخص بنده هم تاکنون این قضیه محقق بوده است قسمت اعظم سوء استفاده‌هاى قاچاق را یهودیان غیر ایرانى برده‌اند اینها در محل نمایندگان حق‌العمل کارى دارند که تشکیل شرکت‌هایی داده‌اند و اسم شرکت‌ها هم طورى نیست که مورد توجه خاصى قرار گیرد آن وقت توجه کنید دولت‌هاى وقت می‌آیند و پشت دیوار گمر‌ک خرمشهر 70000 متر زمین به یک کلیمى اجنبى واگذار می‌کنند که ماشین دود زدن و ضدعفونى کردن حبوبات و بقولات خشکبار و قالى ایران را نصب کند و تصدیق صحت صادرات کشور رأیشان صادر کند بنده دولت را متوجه مضار حقیقى این عمل می‌کنم و به شما جناب آقاى وزیر دارایی عرض می‌کنم بفرمایید یا این شخص مؤسساتش را جمع کند و برود و یا طبق فاکتور گمرکى به اطاق بازرگانى اهواز و خرمشهر که حاضر هستند آنرا خریدارى کنند بفروشد متخصص هم اگر براى گرداندن آن دستگاه لازم بود از خارج استخدام نمایند اگر هم استناد کرد که این مؤسسه مال فرزندش می‌باشد

+++

 چون فرزندش تبعه ایران است مورد قبول نیست باید برخذر باشد چون طبق گزارشاتی که به من رسید عده‌اى درصددند به آن مؤسسه گزند برسانند وظیفه من این است که دولت را مطلع کنم که از لحاظ حفظ اموال بیگانه هم شده نسبت به این مؤسسه مراقب باشند

یک حق‌العمل کار غیر یهودى دیگر را نیز اسم می‌برم شخصى است به نام مدحت که اصلا اهل خوى می‌باشد سابقاً مستخدم گمرک بوده در خرمشهر از چندى پیش حق‌العمل کارى می‌کند دفتر ایشان الان در توقیف دادگسترى است و این دفاتر حاکى از دادن رشوه به مأمورین و منظور داشتن آن رشوه‌ها به حساب تجار بوده و از ایشان نیز نامه به دست آمده که وصول فاکتورهاى سفید مجعول را تأیید می‌کند و نام کلیه تجار غیر یهودى در آن دفتر ثبت است حالا بنده از مجلس سؤال می‌کنم آیا حمایت از چنین اعمالى شرکت در آن نیست (برزین- چرا شرکت در جرم است) (یک نفر از نمایندگان- کى حمایت می‌کند ؟) حالا مرا تهدید کردن که حقیقت را نگو انصاف است من وجداناً باید از حق مردمی که به حق یا به ناحق مرا وکیل خود می‌دانند دفاع کنم به هر قیمتى که برایم تمام می‌شود بشود

خوشوقتم که وظیفه که به من واگذار شده تا جایی که توانسته‌ام انجام داده‌ام‏

مطابق اطلاعاتی که به اینجانب رسیده سوء استفاده‌ها‌یی‌ که در گمرکات خوزستان به عمل آمده نسبت به سوء استفاده‌هایی‌که در کمیسیون ارز شده نسبت ده به یک را دارد یعنى اگر تحقیق و تفتیش و بازرسى درستى از کمیسیون ارز به عمل آید حتماً مبلغی که از 21 تا 26 مورد سوء تجاوز خواهد کرد و من دولت جناب آقاى ساعد را ملزم می‌کنم که این عمل را توسط اشخاص شریف و مورد اعتمادى انجام دهند چون برعکس اسنادی که در گمرک جعل نموده و قیمت‌ها را براى کم دادن حقو‌ق گمرکى پایئن آوردند در کمیسیون ارز عمل عکس آن را انجام داده‌اند بدین معنى که در فاکتورهاى جعل شده قیمت اجناس را براى استفاده از ارز بیشتر‌ى بیش از ارزش حقیقى اظهار کرده‌اند.

رئیس گمرک فعلى خرمشهر شخصى است که حوادثات و تصادف او را مأمور خرمشهر نمود نمی‌دانم بیچاره چه گناهى مرتکب شده بود که مصالح سیاسى محلى بوشهر دیگر اجازه نمی‌داد ایشان در آنجا بمانند به هر حال از قراری که تحقیق کرده‌ام هم سوابق درخشنده در گمرک دارد و هم شخص درستکارى است و هم تجار ایرانى تاکنون به او ایرادى نداشته‌اند

این موضوع قاچاق موضوع کوچکى نیست موضوعى است که دولت جناب آقاى ساعد را تاکنون بدون وزیر دادگسترى گذارده و حتى در دولت گذشته قرار بود طرحى به تصویب دولت برسد که تخفیفى در تخلفات گمرکى بدهد ولى خوشبختانه چنین تصویب‌نامه‌اى نگذشت وعده‌ها داده شد که دفتر مکشوف حق‌العمل کارى مدخت را ندیده بگیرند حتى وعده پست وزارت لذا چون قضیه از دو طرف تحت بازرسى است یک طرف تهران درتحت نظر آقاى اکرمى که مأمور بازرسى فاکتورهاى مجعول می‌باشد دیگر جناب آقاى لطفى در خوزستان جدا مشغول تحقیق می‌باشند لذا بیش از آنچه ذکر کردم نامى نمی‌برم و از دولت خواستام که به هر قیمتى شده از فشارها و تهدیدات نهراسیده این قضیه را تا جایی که لازم است تعقیب نموده و آخرین گزارش آن را با ذکر اسامى تقدیم مجلس شوراى ملى بنماید (چند نفر از نمایندگان- اسامى را بگویید) موضوع مبادلات مرزى صرف‌نظر از یک عده کاسب که جمع کل معاملات سالیانه آنها از پنج هزار تومان تجاوز نمی‌کند و عده زیاد آنها در آبادان هستند و متأسفانه هنوز گرفتار اشکالات وزارت اقتصاد بابت سال 24- 25- 26 می‌باشند قسمت اعظم مبادلات مرزى به نفع عده خاصى انجام مى‌گیرد به نظر اینجانب لازم است که وزارت دارایی براى جلوگیرى از امر قاچاق به اسم مبادلات مرزى و همچنین براى کمک به ساکنین مرز‌نشین احتیاجات حوزه‌هاى مختلف مرزى را تعیین و به هر حوزه اجازه دهد که در حدود مقدار تعیین شده از مبادلات استفاده نمایند بنده به نام ملت خیر به نام یک نفرى که مایل است وضعیت اجتماعى ما یک تغییر فاحشى فورى نکند به آنهایی که از این نوع استفاده‌ها سوء استفاده‌ها می‌کنند عرض می‌کنم بس است (صحیح است‏)

بهادرى- آقاى دکتر راجى اسامیشان را ببرید

حاذقى- برید تعقیبشان بکنید چى چى بس است؟بس است یعنى چه؟ شما باید از دولت بخواهید اینها را تعقیب بکند

یکى از نمایندگان- چرا می‌گویید نمایندگان شرکت دارند اسامی‌شان را ببرید

دکتر راجى- اجازه بدهید بنده خیال می‌کنم که از این 18 ماهى که گذشته و ما کارى انجام نداده‌ایم اگر با هم متفق شویم می‌توانیم براى مردم و به نفع مردم کارى انجام بدهیم (دکتر طبا- با این محافظه‌کارى‌ها نمى‌شود) دیشب در یک جایی بودم یک نفر امریکایی به اسم کلنل ویلیامس که رئیس ادویه مخدره وزارت دارایی امریکا است آنجا بود می‌گفت دولت ایران از 1312 متعهد شده است که کشت تریاک را محدود بکند (صحیح است) دولت ایران در 1325 و 23 قرار‌دادهایی را امضاء کرده که تاکنون به آن قرار‌دادها عمل نکرده است دو هفته 12 شیره کش خانه و مرکز کشیدن تریاک را دیدن کرد‌ه وقتى مطالبش را دیشب به من می‌گفت خدا می‌داند مثل این که طاق به سرم فرود می‌آمد می‌گفت در این شیره‌کش خانه‌ها و خانه‌هایی که تریاک میکشند دخترهاى ده ساله و پسرها و جوان‌هاى ده پانزده ساله عمل فحشا را انجام می‌دهند آن وقت ما این کارهاى اساسى مهم را براى نفع یک عده‌اى که ممکن است برایشان از لحاظ کشت تریاک ضررى برسد اینها را ندیده بگیریم و بگذاریم این قبیل کارهاى ناشایست انجام شود و یک عده مردم بدبخت به حال افلاس زندگى کنند این کار صحیح نیست (جمعى از نمایندگان- اسامى را بفرمایید) عرض کنم از لحاظ قوانین دادگسترى چون قضیه تحت تعقیب است و تا تحقیقات تمام نشود مستنطق نمی‌تواند اسم بدهد به این واسطه با وجود این که بنده اسامى را می‌دانم فعلاً عرض نمی‌کنم‏

صدر‌زاده- تحقیقات که تمام شد معلوم می‌شود.

دهقان- تا تحقیقات تمام بشود اینها اعمال نفوذشان را می‌کنند و دزد را تبرئه می‌کنند

رئیس- به عنوان قبل از دستور آقایان موافقت کردید آقاى دکتر راجى صحبت‌هایی بکنند حالا عده‌اى هم در این زمینه صحبت‌هایی دارند آقاى ارباب مهدى هم قبل از دستور ثبت نام کرده‌اند (نمایندگان- دستور دستور) (دهقان- بنده مخالف با نطق قبل از دستور هستم) چون اکثریت حاصل شد صورت مجلس چهار جلسه پیش تصویب شد بفرمایید آقاى رحیمیان‏.

مکى- اسم دو تا یهودى را بردن که فایده ندارد اسم یهودی‌هاى دفتر دار را ببرند اما اسم گردن کلفت‌ها را نیاورند کمپانى بیمه دزدان بزرگ تشکیل شده است (زنگ رئیس)‏

3- بقیه استیضاح آقاى رحیمیان‏

رحیمیان- بنده با این که خدمت جناب آقاى دکتر راجى ارادت صمیمانه دارم و او را یک مرد شریف و وطن پرستى می‌دانم ولى وقتی که یک وکیلى وظیفه نمایندگى ملت را به عهده گرفته است و آن روز هم وعده فرمودند که یا بایستى وزیر دادگسترى این اظهارات را بکند یا می‌خواهم گفت بنا‌براین واقعاً خوب است این اندازه خوددارى نفرمایند از ذکر اسامى یک اشخاصی که به این کشور خیانت می‌کنند و من کمال تأسف را دارم‏

نمایندگان- صحیح است‏

دهقان- باید اسامى گفته شود

نورالدین امامى- نگفتن اسامى تقویب دزدها است‏

رحیمیان- قبل از شروع به عرایضم درباره استیضاح به من اجازه دهید که عرض کنم جلسه روز پنجشنبه هفتم بهمن ماه یک روز مهم تاریخ مشروطیت ایران تلقى می‌شود زیرا در این روز جناب آقاى تقى‌زاده که یکى از عاقدین اجبارى قرارداد شوم (زنگ رئیس)‏

رئیس- آقاى رحیمیان استیضاح شما راجع به موضوع نفت نیست موضوعى که مربوط به استیضاح شما نیست مطرح نکنید

 رحیمیان- آقاى اسکندرى از تاریخ رم صحبت کردند

رئیس- خوب مانعى ندارد شما هم از تاریخ رم صحبت کنید

رحیمیان- من می‌خواهم نظر ایشان را که جوانمردانه اظهاراتى کردند تأیید کنم و دیگر عرضى نمى‌کنم با با تاریخ رم و یهود با تاریخ امروز چه فرقى دارد بنده می‌خواهم بیانات جناب آقاى تقى‌زاده را تأیید بکنم چون واقعاً به نفع ملت ایران تمام شده است ما بایستى تشکر بکنیم و نتیجه بگیریم‏.

رئیس- این صحیح است اشکالى ندارد بفرمایید

رحیمیان- نه قربان مطمئن باشید من فقط مطالبى اظهار می‌کنم که به نفع ملت ایران باشد بله عرض کردم زیرا در اىن روز جناب آقاى تقى‌زاده که یکى از عاقدین شوم اجبارى قرار‌داد 1312 بودند با کمال شهامت و جوانمردى صریحاً اعتراف کردند که تمدید این امتیاز مبنى بر اجبار بوده و یک اقدامى عادى و قانونى نبوده است (صحیح است) یعنى از بیانات جناب آقاى تقى‌زاده که امضاء کننده این قرار‌داد

+++

بوده‌اند براى تمام رجال دنیا ثابت شده است که این امتیاز شوم در نظر ملت ایران از درجه اعتبار ساقط و باطل است و به هیچ وجه ملت ایران آن را به رسمیت نمی‌شناسد (نمایندگان- صحیح است) و من از این که جناب آقاى تقى‌زاده با کمال فداکارى نسبت به حقوق غصب شده این ملت ستمدیده و گرسنه حقیقت را بیان فرمودند صمیمانه تشکر می‌کنم من در دوره 14 اولین فردى در ایران بودم که با صداى رسا و بدون هیچ ترس و بیمى از هیچ قدرتى طرح لغو امتیاز نفت جنوب را به مجلس شورای ملى تقدیم کردم در این دوره هم افتخار همکارى با آقایان نمایندگان محترم را براى دفاع از حقوق ملت ایران نسبت به نفت جنوب داشته‌ام ولى به جناب آقاى تقى‌زاده و سایر آقایان نمایندگان محترم عرض می‌کنم تنها حرف براى جناب ایشان و دیگران و من کافى نیست باید جناب آقاى تقى‌زاده براى تأمین حقوق ملت ایران و براى جبران گذشته خودشان پیشقدم بشوند و هر روزى را تا خاتمه دوره پانزدهم مقتضى بدانند رسماً ابطال امتیاز نفت جنوب را به دنیا اعلام کنند و هیچ تردیدى نیست که تمام نمایندگان ملت ایران با ایشان هم‌صدا و هم‌رأى خواهند بود.( نمایندگان- صحیح است) و ملت ایران این انتظار را از جناب ایشان دارند واقعاً ما امروز مى‌بینیم که اغلب از ملل دنیا که مدتى تحت تسلط شوم استعمارى بوده‌اند زنجیر‌هاى پوسیده استعمار را یکى بعد از دیگرى پاره می‌کنند لااقل از ملت رشید اندونزى که تا دیروز تحت تسلط شوم استعمارى بود و امروز باکمال افتخار براى آزادى و استقلال خود جانبازى می‌کند باید کمتر باشیم ما ملت ایران افتخار سه هزار ساله داریم نباید اینقدر ترسو باشیم که براى تأمین حقوق غصب شده خودمان اقدام جدى نکنیم من امیدوارم که تمام نمایندگان محترم مجلس تا خاتمه دوره پانزدهم موفق به گرفتن حقوق غصب شده ملت ایران بشوند که افتخار بزرگى براى مشروطیت ایران خواهد بود بازهم تکرار می‌کنم پس از اعتراف جوانمردانه جناب آقاى تقى‌زاده این امتیاز‌نامه شوم از نظر ملت ایران از درجه اعتبار ساقط و باطل است و هیچگونه رسمیت ندارد و قضاوت درباره امتیاز دهندگان هم با ملت ایران خواهدبود ممکن است روزى را به مناسبت اعتراف جوانمردانه آقاى تقى‌زاده به نفع کشور امضاء اجبارى و اضطرارى او را ندیده بگیرد یا این که مثل مارشال پتن فرانسوى با این که افتخار ملت فرانسه بود به محاکمه دعوت نماید سوم ندارد تمام شد باید عرض کنم که من تمایلى براى ماندن در تهران نداشتم چون فکر می‌کردم که سیاست من طرفدارى از تمام طبقه توده مردم است و با نهایت تأسف درین دوره تاکنون هیچگونه اقدامى براى رفاهیت این مردم نشده و نتیجه‌اى گرفته نشده است و تا آخر دوره هم محل تردید بود و با دولت‌هاى وقت هم نمى‌توانستم موافقت بکنم چون یقین داشتم که این دولت‌هایی که می‌آیند و می‌روند با مردم که کارى ندارند فقط براى تأمین نظر هیئت حاکمه بود که مربوط به تأمین رفاهیت و آسایش عموم مردم نیست از طرف دیگر از طرف دولت‌هاى وقت شفاهاً و کتباً مکرر براى تأمین حداقل احتیاجات عمومى حوزه انتخابیه خودم تقاضى کردم روى هر نظرى بود توجهى نمی‌کردند خوب لابد از بنده هم رأى می‌خواستند من یک نفر وکیل منفرد و در اقلیت بودم و به اضافه یک عقیده سیاسى من با نظر فراکسیون‌هاى تشکیل شده توافقى نداشت رأى من هم براى این قبیل دولت‌ها غیر قابل تغییر بود روى همین اصل اجازه مرخصى گرفتم که به خراسان بروم و تا خاتمه دوره 15 آنجا بمانم اما متأسفانه در این سفر وقتى وضع زندگى مردم را پس از دو سال از نزدیک مشاهده کردم واقعاً متأثر و متأسف شدم و با دیدن آن وضع اسفناک برخلاف جوانمردى دانستم که از وظیفه خود منحرف بشوم در خراسان در فکر استیضاح بودم و به ورودم هم ورقه استیضاح را به مقام ریاست مجلس تقدیم کردم چون خیال کردم اگر براى چندمین مرتبه از دولت جناب آقاى ساعد تقاضاى عطف توجه نسبت به مردم بکنم شاید ایشان هم مثل دیگران از بنده رأى بخواهند و یا توجهى نفرمایند.

تقاضاى من هم جنبه استدعاى عاجزانه و این حرف‌ها نیست بنابراین چاره‌اى جزء استیضا‌ح نداشتم و در برابر تاریخ و براى آسایش وجدان باید وظیفه خودم را تا‌ آخرین دقیقه انجام بدهم در این سفر به یک مطلب تازه‌اى برخوردم که لازم می‌دانم براى رفع شبهه از اذهان مطالبى را عرض کنم و آن این بود که بعضى از دوستانم در خراسان به من اظهار می‌کردند بالخصوص از کابینه هژیر به این طرف چنین انتشار داده‌اند که شما مخالف نظر شاه و ارتش هستید و اگر حقیقت داشته باشد ممکن است با این وضع فعلى از طرف بعضى از مأمورین دولت مزاحمتى براى ما ایجاد شود و کسى به داد ما نرسد در جواب گفتم که این انتشارات مغرضانه و خائنانه است و من هیچ وقت براین نظر نبوده و نخواهم بود ولى آنچه تاریخ و حوادث گذشته که در ایران به ما نشان می‌دهد و باید درس عبرت براى ما باشد جناب آقاى وزیر جنگ استدعا می‌کنم جنابعالى هم مخصوصاً به این مطالب توجه بفرمایید این است که دولت‌هاى بیگانه که نظر نفوذ استعمارى و منافع سرشار و یا سوء نیت یا خیلى چیزها درباره کشور ما دارند در درجه اول به محبوبیت شاه نزد مردم و به اقتدار واقعى ارتش ایران علاقه‌مند نیستند مستقیماً هم که نمی‌توانند دخالت بکنند چه کار می‌کنند عمال پست و خائن خود را وادار می‌کنند که به هر وسیله‌اى ممکن باشد به عناوین مختلف به این مقامات نزدیک شوند و این مقامات را از وظیفه معنوى خودشان منحرف می‌سازند تا آنجا که شاه را بدون نفوذ معنوى نموده و یک ارتشى ا با قدرت پوشالى و توخالى بوجود بیاورند که بالنتیجه مثل سوم شهریور اگر خواستند باز هم به ایران تجاوز کنند بدون کوچکترین صدمه‌اى که حتى خون از دماغ یک سربازشان بیرون بیاید به مقاصد شوم خودشان موفق بشوند و تمام تشکیلات کشورى و لشکرى درفاصله 24 ساعت از هم به پا شد تا هر روز به عناوین مختلف در نتیجه ضعف موفق به تحصیل امتیازاتى در ایران بشوند با این حال اگر مردمان شرافتمند و از خودگذشته‌اى حاضر بشوند که این انحرافات را تذکر بدهند فوراً‌ به وسیله این عمال خائن و پست تودهنى به او می‌زنند که حرف نزن و خفه‌اش می‌کنند در این موقع مجلس از اکثریت افتاد و پس از دقیقه‌اى اکثریت حاصل شد بفرمایید واقعاً اگر بنا باشد همین عمال پست موفق شوند که شاه کشور را از رجال شریف و صحیح‌العمل و وطن پرست و امتحان داده دور سازند و اشخاص پست‌تر از خود را مورد توجه شاه کشور قرار بدهند که از محبوبیت شاه در نزد مردم بکاهند و در نتیجه مقاصد شوم خودشان موفق شوند شخص بنده که از نقطه‌نظر مصلحت کشور مخالفم اگر ارتش ایران که یک وظیفه‌ى مقدس ملى دارد و باید مورد تقویت افراد عموم این کشور باشد و بر روى همین اصل هم ملت ایران یک بودجه هنگفتى که خارج از حدود استطاعت و توانایی او هست باکمال فداکارى می‌پردازد و البته در آنجا بیشتر برادران ما هستند و اگر بنا باشد جناب آقاى وزیر جنگ ارتش ایران در عوض انجام وظیفه مقدس خودش به تحریک همین عناصر پست منحرف بشود و در فکر حزب سازى و وکیل تراشى و تقویت عناصر پست باشد از نقطه‌نظر مصلحت کشور بنده شخصاً مخالفم باید ارتش ایران متکى به ملت ایران و قانون و حامى تمام افراد کشور باشد نباید گذاشت سوم شهریور دیگرى با آن افتضاح تجدید شود این عقیده من است در این صورت باید هر کس که در این کشور یک وظیفه‌ى مهم اجتماعى بر عهده او است باید تا آخرین دقیقه وظیفه خودش را انجام دهد تا درنتیجه موفق شویم‏ این کشور و این پرچم سه هزار ساله‌ى خودمان را حفظ کنیم عرایض بنده درباره استیضاح مختصر خواهد بود البته شاید یک کمى هم طول بکشد البته عقیده هم ندارم که بجناب آقاى ساعد رأى موافق بدهند یا مخالف بدهند براى این که واقعاً بنده خودم که طرفدار تغییات و اصلاح وضع کشو‌ر هستم ولى چون به این دولت‌ها واقعاً اطمینان ندارم که طرفدار تغییرات و اصلاحاتى به نفع کشور باشند براى من فرقى نمی‌کند که آقاى ساعد باشد یا دیگرى تا وقتى که به من یقین شود که دولت‌هاى وقت به نفع تمام مردم کارى انجام بدهند البته بنده با کمال افتخار حامى و پشتیبان آن دولت خواهیم بود و اینها به هر قیمتى که برایشان باشد طرفدارحفظ وضعیت حاضر هستند و چون با این نظر بنده مخالفم‏ البته بنده نمی‌توانم موافقت با این قبیل دولت‌ها بکنم و به دولت‌هاى قبلى هم رأى نداده‌ام و به دولت شخص ایشان هم بنده رأى نخواهم داد دو ساله است که می‌خواهم عرض کنم که طرفدار وضعیت حاضر هستند یکى همین کشف قاچاقى است که جناب آقاى دکتر راجى در اینجا بیان کردند این باندى است که از 1322 تشکیل شده است منحصر به دیروز و پریروز نبوده است و تاکنون هزاران تن غله قاچاق صادر کرده‌اند و در عوض قند و شکر وارد کرده‌اند و به طورى که آقاى دکتر راجى که خودشان نماینده خوزستان هستند خودشان اعتراف می‌کنند که چهل میلیون تومان به ضرر مردم ایران بوده شاید هم از این مبلغ زیادتر باشد ولى بنده می‌خواهم یک نتیجه بگیرم از این قسمت و آن این است که استاندار خوزستان 14 سال است در آنجا به این مقام باقى است و یک استاندارى که 14 سال در یک محلى باشد باید به تمام جزئیات امور وارد باشد در بودن چنین استاندارى که چهل میلیون به مال مردم ضرر وارد شود و یک بندرى مثل بندر معشور در آنجا آزاد گذاشته شود و آزادى در آنجا برقرار باشد و باز این را دولت‌هاى وقت باقى

+++

بگذارند پس این دولت‌ها طرفدار حفظ وضعیت موجود به ضرر مردم ایرانند والّا چه دلیل دارد و بنده این را می‌خواهم که یک فرد شرافتمند براى من تشریح کند چطور ممکن است استاندارهاى دیگر هر روز تغییر و تبدیل می‌کنند و بیشتر از 5 ماه تا یک سال نمی‌توانند بمانند ولى این استاندار شما 14 سال آنجا می‌ماند و در زیر نظر او هزاران فجایع و اعمال ناپسند انجام می‌شود اگر شما توانستید این کار را بکنید می‌دانم که شما می‌توانید مملکت را حفظ کنید چطور ممکن است این حرف را یا باید وارونه زد یا باید از حقیقت منحرف شد و یا باید بند و بست کرد یا این که نه باید حقیقت را گفت این استاندارى که چهل میلیون تومان در زیر نظر او که 14 سال در آنجا باشد بنده پنج سال در این تهران هستم‏ تمام گوشه‌ها را یاد دارم چطور در ظرف 14 سال نتوانست کشف کند که چگونه این همه فجایع در آن اعمال شده است این باز هم آنجا باشد چون البته یک نظریات دیگرى است و من نمی‌خواهم صریحاً عرض کنم (عبدالقدیر آزاد- بفرمایید) (باتمانقلیج- نخیر عاملین را هم بفرمایید) حق دارم که به این قبیل دولت‌ها رأى ندهم دولتى که در زیر گوش او در دادگسترى پرونده دادگسترى را سرقت بکنند و آن دولت عوض این که متوجه این حقایق باشد شب مى‌نشیند و فکر مى‌کند و وقتشان را تلف می‌کنند که تصویب‌نامه‌اى صادر کنند که یک پالتوى بچگانه براى یک نفر از افراد چون در ایران پیدا نمی‌شود یک پالتوى بچگانه را از اروپا وارد کنند این دولت‌ها انتظار دارید که به نفع مردم کار بکنند (یکى از نمایندگان- براى که آقاى رحیمیان؟) من نمی‌دانم براى کى درهمان وقت که تذکر سیاسى به نام سرلشکر خدایار خان و به نام بانو براى اروپا صادر می‌شود بفرمایید آقا سرلشکر خدا‌یار‌خان چه مأموریت سیاسى در کشور اروپا دارد .

دکتر اقبال- (وزیر بهدارى) قانون دارد وزیر سابق بوده حق دارد.

 رحیمیان- خوب البته آقاى دکتر شرافت اخلاقى به من اجازه نمی‌دهید من می‌خواستم از شما بپرسم که خانم‌هاى دیگر هم حق دارند با تذکر سیاسى بروند دکتر اقبال خانم وزیر حق دارد

رحیمیان - خیر غیر خانم وزیر حال را بنده ثابت کنم که خانم دیگرى هم به عنوان مأموریت سیاسى رفته است به اروپا چه می‌گویید یکى از نمایندگان با تذکره سیاسى با تذکره سیاسى من در این قضیه هزاران مدرک و هزاران صحبت دارم ولى نمى‌خواهم وارد شوم فقط براى نمونه عرض می‌کنم این استیضاح بنده راجع به عدم توجه نسبت به امور اجتماعى خراسان است و تبعیض در بودجه عمرانى تمام کشور است (دکتر راجى- در کجا تبعیض نشده است؟) باید بگویم آقاى دکتر راجى که تمام ایران مثل خراسان است براى هر گوشه از کشور ایران باید دولت مرکزى وقت را مورد استیضاح قرار بدهند ولى متأسفانه وکلاى شهرستان ما با بنده موافق نیستند والّا تکلیف دولت را ما در اینجا زودتر تعیین می‌کردیم تمام 15 میلیون جمعیت ایران به استثناء عده محدودى هر‌کسى یک ورقه استیضاح بر ضد دولت دارد ولى این تقصیر ما وکلاى شهرستان‌ها است که در اینجا اقدام نمی‌کنیم و دولت مرکزى هرچه می‌خواهد به نفع بعضى و به نظر‌هاى شخصى خودش انجام می‌دهد والّا شما ببینید تمام نمایندگان که با روزنامه‌ها سر و کار دارید هر روز خروارها کاغذ تمام جراید این کشور بالاتفاق از وضع خرابى این کشور سیاه می‌کنند آیا مورد توجه هیچ یک از طبقات مؤثر این کشور واقع شده است نشده است نشده است هیچ نشده اگر راجع به خراسان استیضاح کرده‌ام براى این است که کاسه صبر و تحمل مردم لبریز شده است و کار به استخوان رسیده است و با این که می‌دانم این اعتراض به عهده دولت آقاى ساعد نیست آقاى ساعد زمامدار امور این کشور هستند یا باید بیایند اینجا صراحةت نه تنها راجع به خراسان بلکه راجه به امور تمام شهرستان‌هاى دیگر اگر تبعیضى شده یا باید صراحت قول بدهند که توجه بیشترى می‌شود و انجام بدهند یا این که وقت مردم را تلف نکنند و تشریف ببرند راجع به خراسان وقتی که قضایاى شهریور پیشامد این را استدعا می‌کنم که آقایان قدرى توجه بفرمایید که خراسانى چه فداکارى کرده است وقتی که قضایاى شهریور پیشامد همه می‌دانند موجبات عدم رضایت در خراسان از هر حیث فراهم بود ولى تمام طبقات خراسانى وقتى که مشاهده کردند کشور کشور آنها دچار چه مشکلاتى شده گذشته را فراموش کرده و موجب اخلال در کارهاى حکومت مرکزى نشدند (صحیح است) و در روزهایی که حکومت مرکزى دچار مشکلات قضیه آذربایجان فارس مازندران و گیلان و به اصطلاح خودشان حتى خود همین تهران بود خراسانى باتمام قوا و جدیت باعث تقویت حکومت مرکزى بود و من باکمال جسارت عرض می‌کنم‏ اگر خراسانى در آن موقع کوچکترین اخلالى در کارهاى دولت مرکزى می‌کرد معلوم نبود امروز جناب آقاى وزیر جنگ شما وزیر باشید یا نباشید معلوم نبود که تمام نمایندگانى که الان اینجا تشریف دارند آیا این صندلی‌ها را اشغال می‌ردند یا نمی‌کردند باید بگویم خراسانى باعث تثبیت مقام سلطنت شده باید عرض بکنم خراسانى باعث تثبیت حکومت مرکزى شد با تمام این مراتب وقتى کارها به اصطلاح خودشان سر و صورتى پیدا کرد خراسان از نظرها محو شد و فداکارى اهالى خراسان فراموش گردید یکى از نمونه‌هاى اطاعت مردم از حکومت مرکزى یک مسئله‌ای است که می‌خواهم عرض کنم و آن مسئله منع کشت تریاک است البته با عذر‌خواهى از آقاى دکتر طبا دولت مرکزى در اینجا اعم از آن که فکرى صحیح بوده یا غلط بوده ولى به عقیده بنده صحیح بوده و بنده هم باکشت تریاک مخالف هستم و طرح مربوط به منع کشت تریاک را امضاء کرده‌ام و در دوره چهاردهم هم امضاء کرده بودم‏.

و الان هم اگر مطرح بشود در عقیده خود باقى هستم ولى از نظر اطاعت خراسانى نسبت به حکومت مرکزى عرض می‌کنم دولت تصویب‌نامه‌اى صادر کرده که در کشور ایران تریاک کشت نشود خراسانى فقط از نقطه‌نظر اطاعت از حکومت مرکزى دو سال کوچکترین دخالتى در امور کشت تریاک نکرد و تریاک نکاشت در نتیجه صد و پنجاه میلیون تومان به خراسانى ضرر وارد شد براى مصلحت کشور ولى همین دولتى که تصویب‌نامه را صادر کرده د‌ر جنوب اجازه داد کاشتند و دولت باکمال احترام رفت و از آنها خریدارى کرد و آنها تریاکشان را به خراسان بردند و خراسانى اگر تریاکى بود و تریاک منى صد تومان می‌بایست خریدارى کند و بکشد منى هزار تومان خرید و بقیه قوه آنها به این وسیله از دست آنها رفت (صاحب‌دویوانى- هیچ صحیح نیست در حوزه انتخابى بنده دو سال هیچ تریا‌ک کاشته نشده) این است نمونه اطاعت خراسانى و مقصود عرض بنده این است که اطاعت مردم از مرکز ضرر به خودشان زد ولى امسال در همه جا کاشتند (دهقان- کدام دولت بود؟) خودتان می‌دانید دولت آقاى قوام‌السلطنه بود البته این کار به نفع ایران بود (دکتر طبا- انشاء‌الله هفته دیگر طرح مطرح می‌شود ) البته آقاى کشاورز صدر طرح مطرح خواهد شد و امیدوارم مجلس در این کار موفق بشود آقاى کشاورز صدر موضوع این است ‌(دکتر طبا- آقاى کشاورز صدر نیستند و خود ایشان هم با منع کشت تریاک موافق هستند) بله تریاک را از لرستان و جاهاى دیگر منى هزار تومان می‌برند به خراسانى می‌فروشند ولى دولت عوض این اطاعت خراسانى چه داده است به خراسان (در این موقع مجلس از اکثریت افتاد و پس از چند لحظه مجدداً اکثریت حاصل شد) نظر دیگرى که راجع به امور خراسان است و توجهى نشده موضوع آستان قدس است البته همه می‌دانید در زمان مرحوم اسدى اصلاحاتى در تمام شئونات آنجا حاصل شد و از بودجه آستان قدس بیمارستان شاهرضا احداث قنات گناباد ساختمان کوه سنگى احداث خیابان شاهرضا ساختمان دارالتولیه ایجاد کارخانه نخ‌ریسى و برق خسروى و دبیرستان شاهرضا و سایر اصلاحات دیگر و واقعا چنانچه این قضیه پیشامد نمی‌شد شاید خراسان از بودجه آستان قدس تا به حال آباد شده بود و خراسان از هر حیث احتیاجى به بودجه عمومى کشور نداشت (صحیح است) بعد از شهریور به این طرف ما هیچ نفهمیدیم که بودجه آستان قدس به چه مصرف رسیده است و در کجا خرج کرده‌اند و هیچگونه اصلاحى هم از بودجه آستان قدس در مشهد به عمل نیامده است (صحیح است) اخیراً آقاى بدر قهرمان معروف تسلیم یازده میلیون دلار به آمریکایی‌ها که یک روزى معاون وزارت راه تصریح کردند که این معامله به نفع ملت ایران نبود من تعجب می‌کنم که هر کسى که به نفع ملت ایران کار نکرد مورد توجه قرار خواهد گرفت‏ این شخص مأمور تولیت آستان قدس مشهد شده است اولاً شرکت فلاحت آنجا را منحل کرده املاک آنجا را براى منفعت آستان قدس به مردم به اجاره واگذار کرده البته به قیمت خیلى گرانى و این اشخاصی که این املاک را اجاره کرده‌اند در محل زارعین را مورد تعدى قرار داده‌اند یعنى زارعین محلى مورد تعدى قرار گرفته‌اند (حاذقى- اگر هم کم داده بود که می‌گفتید مال آستان قدس را حیف و میل کرده) آقاى حاذقى من استدعا می‌کنم که در میان نطق بنده حرف نزنید من با کمال ادب و متانت حرف خودم را تمام می‌کنم و اگر خواستید چیزهاى دیگر دارم عرض می‌کنم (فولادوند- نخیر نفرمایید) واقعاً یک وضعیت عجیبى است در خراسان این املا‌ک استفاده‌اش مال تمام

+++

 مردم است باید این را به زارعین خود محل به قیمت ارزانترى به خودمحلى‌ها یعنى به زارعین می‌دادند که هم براى آستان قدس خیلى خوب بود و هم براى مردم مفیدتر واقع می‌شد چون که دیگر تحت فشار واقع نمی‌شدند

حاذقى- فورى اعلام جرم می‌کردید( زنگ رئیس‏)

رئیس- آقاى حاذقى شما تحریرتان را بکنید

رحیمیان- بگذارید آقاى حاذقى حرفم را بزنم پس از انحلال شرکت فلاحتى کارمندان آن شرکت بی‌کار شدند البته عده زیادى از کارمندان شرکت فلاحت بودند که خود آقاى گلشائیان می‌دانند که از بودجه وزارت دارایی شرکت فلاحتى خراسان تأسیس شد و هریک از کارمندان ده پانزده سال سابقه کار دارند اینها متحصن شده‌اند براى این که به آنها کار بدهند به تقاضا‌هاى آنها عطف توجهى بشود هیچ کدام از آنها عطف توجهى نکردند و اینها مدت زیادى در تحصن بودند الان هم نمی‌دانم در تحصن هستند یا خیر یک نفر از آنها مدت 12 سال سابقه خدمت داشته و خیلى هم اصرار کرد و نامه‌اى هم نوشته بود به آقاى گلشائیان که آقا پس از 12 سال خدمت به من یک کارى بدهید ترتیب اثر ندادند و گفتند که براى دیگران هم باید آن وقت یک کارى کنیم و آن شخص رفت پى کارخودش یک روزى اینجا راجع به اضافه کارمندان صحبت شد یکى از نمایندگان محترم اظهار فرمودند که ما هم می‌دانیم که کارمندان دولت زیاد هستند و در واقع ما یک حق سکوتى به آنها می‌دهیم البته شاید این حرف از نظر سیاسى یک عقیده خوبى باشد ولى بنده تعجب می‌کنم چرا به چند نفر خراسانى حق سکوت نمی‌دهید آنها هم کارمندان این کشور بودند و آنها هم مدت زیادى کار کرده‌اند و الان در نتیجه این عمل آواره و بیچاره شده‌اند و حتى نمی‌دانم هنوز توجهى شده است یا خیر البته بعداً آقاى وزیر دارایی توضیح خواهند داد غله خراسان این مربوط به جنابعالى است آقاى وزیر دارایی اشاره به آقاى گلشائیان خوب توجه بفرمایید آقاى هژیر یک روزى در اینجا راجع به نان صحبت کردند و ما هم می‌دانستیم که وضعیت محصول امسال تا یک اندازه‌اى بهتر بوده و موجب نگرانى بود بنده به ایشان عرض کردم که ممکن است شما یک سیاست نان داشته باشید والّا این طور‌ى که می‌فرمایید موجب نگرانى نیست ایشان هم گفتند که بله عقیده من هم همین سیاست نان است و ایشان این سیاست نان را تعقیب کردند که طبعاً موجب بدبختى یک عده‌اى از مردم شدند (صحیح است) و راجع بغله خراسان در بدو امر که محصول به دست آمده بود و باید می‌گرفتند مدتى جلوگیرى کردند و نگرفتند عوض این که ار مردم تعهد بگیرند دم دروازه‌ها را چوب گذاشتند همین چوبى که گفته شد بردارند و مردم و خرده مالکین هم احتیاج با ذوقه دارند در بدو امر از این شهرهایی که گندم دارند به طوری که بنده شنیده‌ام هر ماشینى سیصد تومان یا چهار صد تومان پول به عنوان رشوه می‌گرفتند و هر جا که دلشان می‌خواست گندم می‌بردند به مشهد می‌آوردند و از مشهد به هر جا که می‌خواستند می‌بردند بعد یک وقتى خرده مالکین گندمشان کمتر شده بود در خود مشهد یکى از ملاکین بزرگ یعنى آستان قدس یعنى آقاى بدر که می‌بایستى گندم خودشان را تحویل دولت بدهند و در واقع هر سال که برداشت محصول خوب بوده است سالى هشت هزار تن نه هزار تن تحویل می‌دادند آقاى بدر راجع به این قسمت در بدو امر خودارى کردند و ندادند و سایر ملاکین هم پیروى از نظر ایشان کردند و می‌توانم ادعا کنم که ملاکین بزرگ خراسان شاید سى درصد از محصولات خودشان را ندادند و ایشان هم ندادند و آقاى بدر گندم آستان قدس یعنى غله مال وقف مال مردم را که بایستى به درد احتیاجات مردم برسد براى این که به بودجه اضافه کنند براى خوش نمایی خودشان به قیمت آزاد فروختند وقتی که آقاى بدر گندم را به قیمت بازار آزاد فروختند آن وقت چه کار کردند رفتند از خرده مالکین که در این مجلس قانون گذشت که باید کمتر از سه تن را نگیرند از آنها گرفتند و نان مشهد را تأمین کردند حالا با این که این کار را برخلاف قانون و هرچه تصور بفرمایید انجام دادند تصویب‌نامه‌اى که اخیراً از طرف هیئت دولت تصویب شده براى گندم آستان قدس در اینجا خدمت آقایان عرض می‌کنم اینجا نوشته‌اند به طوری که از دارایی اطلاع می‌دهند به موجب تصویب‌نامه هئیت وزیران شماره 15987 مورخه 12-10-27 مقرر گردیده است که گندمی که از طرف آستان قدس رضوى به تثبیت غله تحویل می‌گردد تا میزان تحویلى 1326 شرکت فلاحتى خراسان به نرخ دولتى و هر چه از میزان سال نامبرده زیادتر بود از قرار تنى دو هزار ریال علاوه بر نرخ دولتى خریدارى گردد (نبوى- این خلاف صریح قانون است) حالا عرض می‌کنم واقعاً من نمی‌دانم این ملت بیچاره با این که این طبقه حاکمه می‌دانند آقایی آنها از این افراد است چرا اینقدر نسبت به آنها کینه دارند آقا چطور ممکن است شما براى آستان قدس اضافه بدهید و بروید زارع بیچاره را خفه‌اش کنید  و نان مشهد را تأمین بکنید (صحیح است) آیا واقعاً این انصاف است قوچان حوزه‌ى انتخابیه بنده محصول پنبه ندارد و محصولش فقط منحصر به غله و خشکبار است و در آنجا ملاک بذرک هم وجود ندارد رفته‌اند 1500 تن تا دو هزار تن از خرده مالکین قوچان با فشار و زور گرفته‌اند براى این که ملاکین عمده خراسان گندم ندادند و آستان‏ قدس گندم خودش را در بازار آزاد فروخت و نان نبود براى تأمین نان مشهد از مردم گرفته و یک میلیون به قوچانى ضرر زندند و آن وقت براى آستان قدس تصویب‌نامه صادر کردند آقا اگر به آستان قدس می‌دهند چرا به مردم بیچاره نمی‌دهند (مکى- براى این که یک شهر و دو نرخ باید باشد) و من روى این نظر و روى این تصویب‌نامه اخیر که چرا به نفع فقرا و به نفع خرد‌ه مالکین انجام نشده و از طرفى هم چرا برخلاف قانون مصوب مجلس عمل کرده‌اند و از خورده مالکین گرفته‌اند در این دو قسمت اعلام جرم می‌کنم و استدعا می‌کنم دولت هم از طرف دیوان کیفر یک نفر را تعیین کند من او را برمی‌دارم می‌برم و ثابت می‌کنم که در خراسان آنچه گندم گرفته‌اند از خرده مالکین گرفته‌اند و برخلاف قانون مصوب مجلس گرفته شده است و براى خوش آیند خودشان و براى تأمین نان مردم که خودشان نداده‌اند تمام اینها را به محاکمه می‌کشم اگر این قانون واقعاً صحیح نبوده خوب ممکن بود دولت می‌آمد اینجا مراجعه می‌کرد و می‌گفت این قانون به مصلحت کشور نیست و مجلس این قانون را تعدیل می‌کرد ولى وقتى قانون بود و برخلاف قانون عملى کردید این جرم است و باید محاکمه بشوید آن وقت از مردم خراسان ده کیلو و پانزده کیلو جمع کنند و آن قوچانى بدبخت گندم را بیاورد ده کیلو پانزده کیلو بدهد و آقاى بدر گندم را به قیمت آزاد بفروشد ا‌ین است رفتار نسبت به مردم این کشور آنچه آقاى نخعى به بنده اظهار کرد گفت تا به حال تقریباً‌ هشت هزار تن گندم جمع آورى شده است از این هشت هزار تن گندم جمع آورى شده است از این هشت هزار تن در تمام خراسان از قوچان 1500 الى 2000 تن بوده است خوب چون خراسانى ضعیف است وکیلش هم بنده هستم که با دولت‌ها موافقت نمی‌کنم قوچانى وضعش این طور است و عده‌اى در آنجا به نفع خودشان داخل بند و بست شده‌اند باید تمام فشار برروى افراد خرده مالک بیچاره باشد وکیلى که خواست وظیفه مقدس خود را انجام دهد باید تمام موکلین او را قتل عام کنند که در دوره دیگر بنده را انتخاب نکنند که چون من با دولت‌ها مخالفت می‌کنم و مصلحت کشور را در اینجا صریحاً عرض می‌کنم شما بفرمایید تما‌م خراسان چرا هشت هزار تن گندم بدهد و شما از قوچان دو هزار تن گندم بگیرید (شادلو- بجنورد هم همین طور است دو هزار تن گرفته‌اند) چرا بجنورد و قوچا‌ن چهار هزار تن بدهد و چهار هزار تن دیگر از تمام خراسان براى این که آقاى بدر از دادن هشت هزار تن و نه هزار تن گندم وقف مردم خوددارى کرده است و سایر ملاکین هم سى درصد از مازاد خودشان را نداده‌اند و براى تأیید عرایضم این روزنامه شرح مفصلى نوشته که نمى‌خواهم این را در اینجا بخوانم و وقت آقایان را بگیرم ولى این عین حقیقت است که خدمت آقایان عرض می‌کنم ششم بهدارى قوچان آقاى وزیر بهدارى خواهش می‌کنم توجه بفرمایید در اول هم فرمودید جواب شما را خواهم داد در سال 1327 بودجه امسال شما 22 میلیون و 600 هزار تومان بود اضافه بر آن 18 میلیون ریال هم براى خرید دارو که جمعاً 65 میلیون ریال باشد و نمی‌دانم این جزء 2‌2 میلیون هست یا خیر ولى 22 میلیون جمعاً بود‌جه‌تان هست و از این به خراسان چه داده‌اید براى هزینه تمام بیمارستان‌هاى خراسان 125/ 694/ 3 ریال داده‌اید و هزینه و حقوق پرسنلى آنجا هم 449/ 496 ریال است (در این موقع ملجس از اکثریت افتاد و پس از چند ثانیه اکثریت حاصل شد) از این 22 میلیون تومان با این که خودتان خراسانى هستید به خراسان 8/ 189/ 085 ریال می‌دهید این راجع به تبعیض بودجه که عرض کردم در این هزینه بیمارستان‌ها که 369 هزار تومان باشد خودتان تصدیق خواهید فرمود که صدى پنجاه با شصت به خرج واقعى خودش نرسیده است آن وقت دو میلیون و نیم جمعیت خراسان بوده و صد هزار تومان مخارج بهدارى آنجا نشده است البته این بودجه بهدارى خوب کافى نیست بنده

+++

 کارى ندارم ولى از این بودجه بیست و دو میلیون و ششصد هزار تومان چرا سهم خراسان هشتصدهزار تومان است این یک نظر خصوصى است که شاید هم توجه نمی‌فرمایید (دکتر مجتهدى- تمام بودجه در تهران مصرف می‌شود) یک نظرى است که به شهرستانها توجه نمى‌فرمایید البته بنده تمام اینها را عرض می‌کنم این مال بهدارى بود مال کشاورزى در سال 1327- 77/ 698/ 000 ریال و بودجه عمرانى 185/ 310/ 000 جمعاً 263 میلیون و هشت هزار ریال بوده است و از این 26 میلیون تومان و کسرى مخارج کشاورزى خراسان روى هم رفته از حقوق و غیره یک میلیون ریال این مال کشاورزى است (در این موقع جلسه از اکثریت افتاد و پس از چند لحظه اکثریت حاصل شد)... کشاورزى را عرض آبیارى و سدسازى بنده صورت بودجه‌اش را از سال 23 دارم تا سال 27 با این 185 میلیون ریالى پولى که دیدید 453 میلیون و 310 هزار ریال بودجه آنجا است خوب این سدسازى که در خراسان شده است در کجا است مگر خراسان نسبت به بودجه سدسازى سهم ندارد و از این قسمت در بودجه خراسان تبعیض شده است و در سدسازى خراسان ابداً توجهى نکرده‌اند و بنده خودم را‌جع بقوچان که در سال‏ 1319 مطالعاتى در آنجا شده بود و در دولت آقاى هژیر هم پیشنهاد کردم و قول دادند که این عمل انجام شود خوب بعداً ترتیب اثر ندادند و اخیراً که آقاى احمد حسین عدل رفته‌اند ایشان هم مطالعه کردند اگر واقعاً این سد ساخته شود راجع به غله خراسان کمک بزرگى خواهدکرد و البته مورد توجه واقع نشد در این قسمت نسبت به خراسان تبعیض شده است و اعتراض و استیضاح بنده روى همین اصل است که چرا خراسان مورد توجه دولت واقع نشده است ای نهم راجع به کشاورزى و سدسازى و آبیارى (نبوى- هیچ نداده‌اند ) خوب پس این پول چطور شده و این 45 میلیون تومان در کجا خرج شده بودجه فرهنگ در سال 1327- 571 میلیون ریال بوده است آقاى دکتر زنگنه من به شما ارادت دارم 571 میلیون ریال به غیر از بودجه دانشگاه البته بودجه دانشگاه علیحده است 133 میلیون و 800 هزار ریال است چون دانشگاه مال همه‌ى ایران است و همه‌ى استفاده می‌کنند من از آن صحبت نمی‌کنم فقط راجع به بودجه‌ى خود وزارت فرهنگ صحبت می‌کنم از این 571 میلیون ریال شما به خراسان داده‌اید 480/ 607/ 43 ریال از این هم مال شهر مشهد که واقعاً باید از بودجه آستان قدس تأمین می‌شد 549- 222- 19 ریال به مشهد داده‌اند و بقیه‌اش دو میلیون خرده‌اى مال سایر شهرستان‌هاى خراسان است البته از این 571 میلیون ریال سهم خراسان که یک پنجم این کشور را واقعا از حیث زمین و از حیث مردم شامل است و این هم یک اعتراض بنده است که چرا به خراسان کمتر توجه شده و وقتى هم توجه شده چرا به شهر مشهد بیشتر داده‌اند و نسبت به سایر شهرها کمتر داده‌اند این رویه می‌رسانده گذشته از تهران باید شهرى تحصیل کند اهل دهات باید از تحصیل باز بمانند که مبادا روزى مورد استفاده هموطنانشان واقع شوند واقعا همین طور است والّا چه دلیلى دارد که تمام بودجه را در یک جا مصرف کنند و به دیگران توجه نکنند این هم مال فرهنگ مال وزارت راه در سال 27 اداره کل شوسه و بنادر پنج میلیون تومان براى تمام راه‌هاى شوسه و 17 میلیون تومان بعد این بیست و دو میلیون تومان بودجه وزارت راه سال 27 است به خراسان داده شده است چهار میلیون و هشتصد هزار ریال یعنى 480 هزار تومان خوب براى راه‌هاى خراسان بودجه تعیین شده ولى هنوز کارى نشده و هنوز شروع نشده البته این از این نظر چرا خراسان واقعا 480 هزار تومان سهم داشته باشد و آنجا هم هنوز عمل نکرده باشند چرا خراسان از این بودجه استفاده نکند یک مسئله دیگرى بود راجع به راه آهن خراسان خوب چندین سال است که تصمیم گرفته شده است که این راه باید ساختمان بشود و این را تا به حال عملى نشده و اگر عملى می‌شد نسبت به سایر بودجه‌هاى دیگر شاید اعتراض نداشتم و من نمی‌دانم چرا توجه نشده است جناب آقاى وزیر راه البته شما در این ساختمان راه هم ایران یک سهم بزرگى دارید (صحیح است) حالا من کارى ندارم که فعلاً آلت هوى و هوس یک عده‌اى شده است و این راه آهن را دارند از بین می‌برند نه تنها باید در این قسمت مورد توجه شما قرار بگیرد یکى دیگر هم راه خراسان باید حتما این کار عملى بشود و این مطلب واقعاً مورد اعتراض تمام خراسانى‌ها است (صحیح است) و آنچه که بنده شنیدم یعنى از خود آقاى وزیر راه آقاى دکتر اظهار کردند که بودجه براى من پول نیست اگر چنانچه این پول به من نرسد نه تنها موفق نمی‌شوم راه خراسان را در آنجا ادامه بدهم و براى آ‌نجا اقدامى بکنم همین راه آهن فعلى دارد از بین می‌رود( مکى- از بین رفته هیچ چیزى نمانده‌) و من معتقدم که مجلس شورای ملى و آقایان نمایندگان محترم از این 5 میلیون و هفتصد هزار لیره‌اى که انگلیس‌ها حاضر شدند به ایران بدهند این پول را به ایران بدهند و راه آهن ما را از این خرابى نجات بدهند و شاید براى خراسان هم کمکى بشود بنده خودم از آن اشخاصى هستم که واقعاً اعتراض من نسبت به انگلستان این است که 5 میلیون و هفتصد هزار لیره سهم ما نیست و شاید از صد میلیون هم باید زیادتر بدهند ولى خوب حالا ندادند یعنى بنده به این اندازه بدبینم که اینها حاضر شدند که 5 میلیون و هفتصد هزار لیره را براى جبران قسمت خودشان بدهند و ممکن است چون بنده نمی‌توانم این را بگویم چون بدبین هستم و ممکن است یک عده از ایادى خودشان را وارد بکنند که این سهم ما نیست باید بیشتر به ما بدهند این حق ما است ولى براى گرفتن این 5 میلیون و هفتصد هزار لیره را بگیریم و نه ما موفق بشویم راه مشهد را تکمیل بکنیم (صحیح است) این را بنده یک قدرى از نظر بدبینى خودم عرض می‌کنم بنابراین لازم است که این 5 میلیو‌ن و هفتصد هزار لیره را به راه آهن بدهند که راه آهن از این وضعیت خلاص بشود ولى به شرطى که آقاى دکتر سجادى خودشان شاید مورد نظر مجلس باشند (صحیح است) و ما این اعتقاد را داریم که آن ایادى که‏ واقعا بیشرمانه براى نظریات شخصى خودشان اعم از این که هر کسى باشد اعم از این که هر مقامى باشد واقعاً بخواهد صدمه‌اى به راه آهن ما بزند و نظر شخص خودش را اعمال بکند کاملاً جلوگیرى بکند و البته من اطمینان دارم که مجلس شورای ملى با نظر شما همراه است (صحیح است) جناب آقاى نبوى شرحى نوشته‌اند که راه از شاهرود تاجوین خاتمه یافته وباید ریل بخرند استدعا دارم که براى خرید ریل هم بفرمایید البته ریل یا سایر کارهاى دگر هم مستلزم بودجه‌اى است که داشته باشد ما امیدواریم جداً استدعا می‌کنیم یعنى خراسانى جنبه استرحام عاجزانه ندارد یعنى این اندازه شخصیت دارد که یک دفعه اگر خواست اقدام خودش را بکند با این نظر بنده شاید بتوانند و حالا که هنوز به آنجا نرسیده است شما به خراسان توجه بیشترى بکنید راجع به راه شوسه عرض شود بنده در این سفر برخوردم و در خراسان که آقاى شادلو نماینده محترم می‌دانند این قضیه را رفتم با سفر این و از راه سلطان آباد با سفر این 18 فرسخ است و آن روز هم خدمتتان عرض کردم که اسفراین یک محل آبادى است و محصول پنبه انجا درحدود شش هزار عدل است و پانصد تن مازاد غله به دولت داده‌اند خوب این پانصد تن غله واقعاً 000/ 200 تومان تفاوت معامله است و خود دولت متجاوز از صد هزار تومان خرج اضافه کرایه می‌دهد و من متعجبم که چرا تا امروز مورد توجه قرار نداده‌اند و نمی‌دهند واقعا یک شهرستانى که آباد است چرا دارید خرابش می‌کنید این که آباد است باید مورد توجه شما قرار بگیرد نه این که در واقع براى ساختن یک راهى یک بلوکى را شما آباد می‌کنید من متعجبم که چرا تا حالا مورد توجه قرار داده نشده راجع به قسمت راه هم عرایض بنده تمام شد راجع به به بودجه ساختمان دولتى این در سال 1327- 21 میلیون تومان بوده سال‌هاى دیگر هم 21 میلیون تومان و 30 میلیون تومان در حدود 67 میلیون تومان بودجه ساختمانى بوده است این بودجه ساختمان دولتى را آقاى وزیر دارایی خراسان در این سهم دارد این بودجه ساختمان دولتى چرا در تهران تمامش خرج شده و در جاى دیگر نشده از این بودجه چرا سهمى به خراسان نداده‌اید اگر واقعا تمام مردم مالیات می‌دهند که بایستى واقعاً این بودجه ساختمان دولتى را یک مردم علیحده‌اى به شما می‌دهند آن امرى است علیحده ولى این هم یک اعتراض بنده است که چرا در خراسان از این قبیل ساختمان‌ها نشده است این بودجه یعنى سال 1327 البته من کارى به وزارت جنگ و خارجه و دارایی و پست و تلگراف و اینها ندارم براى این که راجع به این چهار وزارتخانه بنده صحبت کردم براى این که بنده به این چهار وزارتخانه اعتراض دارم بودجه‌اى که بنده صحبت کردم یعنى بودجه سال 1327 مال کشاورزى و بهدارى و فرهنگ و راه از این 149 میلیون و هشتصد هزار تومان (دهقان- اینها که هنوز تصویب نشده) چرا خرج کرده‌اند اگر تصویب نشده 28 میلیون تومان در جاى دیگر خرج نمی‌کردند در این فرهنگ و بهدارى و کشاورزى و راه تمام از این 149 میلیون تومان می‌شود گفت 150 میلیون تومان خراسانى گرفته است 5 میلیون و هفتصد و پنجاه و دو هزار تومان آخر به چه دلیل 149 میلیون تومان 150 تومان بودجه می‌گیرید از این کشور و به خراسان

+++

پنج میلیون و هفتصد هزار تومان می‌دهید از نقطه‌نظر وضعیت مردم یک پنجم خراسانى حق دارد و باید از این 450 میلیون تومان سى میلیون تومان براى خراسان مصرف بشود نه پنج میلیون تومان این هم یکى از موارد تبعیض است که دولت‌هاى وقت به نفع نظرهاى شخصى انجام می‌دهند بنده صورت گرفته‌ام در این سه سال این سه وزارتخانه کشاورزى و راه و اداره کل ساختمان 6/ 39596983 تومان بودجه گرفته‌اند این سه وزارتخانه در حدود چهار صد میلیون تومان از مردم فقیر و بیچاره بودجه گرفته‌اند عرض کنم صد میلیون تومان از شیر مادر حلال‌تر مال مأمورین شما مال بازرس‌هاى شما مال بازرس‌هاى وزارتى بازرس ویژه بازرس فنى بازرس عالى این سیصدمیلیون تومان دیگر باید معلوم بشود که در کجا مصرف شده است این سیصد میلیون تومان را شما به ما نشان بدهید که آقا این ساختمان در کجا شده است این راه در کجا ساخته شده است این بهدارى در کجا تأمین شده است فرهنگ از نقطه‌نظر تعلیم و تربیت در کجا انجام شده واقعا این سیصد میلیون تومان صرف مردم شده باشد پس از صرف صد میلیون تومان مخارج در صورتی که در هیچ کجاى دنیا صدى بیست و پنج به اشخاص نمی‌دهند که در اینجا مصرف بشود صد 25 مال شما صد میلیون تومان مال شما سیصد میلیون تومان بقیه را نشان بدهید در کجا مصرف کرده‌اید راه شهرستان‌ها را نشان بدهید روى کاغذ که نمی‌شود گفت (یکى از نمایندگان- روى کاغذ هم نمی‌توانند نشان بدهند شما که وکلاى شهرستانها هستید وکلاى ملت هستید بپرسید این سیصد میلیون تومان را در کجا مصرف کردید بروید در تمام این کشور ده قصبه شهر جار بزنید جارچى درست بکنید که آقا مریضى که مریض شده و در مریضخانه دولتى معالجه شده خودش را معرفى بکند ببینید در مریضخانه دولتى چند نفر معالجه شده‌اند از نقطه‌ى‌نظر تعلیم و تربیت چه پیشرفتى حاصل شده است از نقطه‌نظر راه کجا ساخته شده است از نقطه‌نظر ساختمان در کجا است به ما نشان بدهید (نبوى- تمام اینها خرج میز و صندلى در تهران شده عرض کنم با تمام این باز صدمیلیون تومان کافى است آقاى نبوى آقا وظیفه ما چیست وظیفه ما این است که رسیدگى بکنیم 400 میلیون تومان در این سه سال از تاریخ پارسال است 400 میلیون تومان من نماینده ملتم 100 میلیون تومان مال شما سیصد میلیون را نشان بدهید از این چهار صد میلیون چقدر سهم خراسان است 80 میلیون شما چه داده‌اید به خراسان ده میلیون مردم چرا فقیر و بدبخت شده‌اند می‌گویید مالیات بدهند البته در تمام دنیا مالیات می‌گیرند ولى از طرف دیگر برمی‌گردانند ولى در اینجا گلوى مردم بدبخت را مى‌فشارند و مالیات را می‌گیرند و به مردم برنمی‌گردانند فقر و بدبختى مردم نتیجه همین است همین است که مردم بیچاره در بغل سگ جان مى‌سپارند و چهارصد میلیون بودجه ما را شما حیف و میل مى‌کنید آن وقت البته بدیهى است که خراسانى باید زندگیش بدتر شده باشد یا سایر جاهاى دیگر اکثریت نیست‏.

رئیس- راجع به قاچاق خوزستان یک سؤالى از دولت شده بود و باید آقاى معاون وزارت دادگسترى حاضر شوند جواب بدهند چون موضوع مهم است و آقایان مصراً خواستارند

امامى- امر بفرمایید براى اول جلسه آینده بیایند جواب بدهند

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز پنجشنبه ساعت 9 صبح و آقایان براى جلسه خصوصى هم تشریف بیاورند.

(یک ساعت بعد از ظهر جلسه ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملى- رضا حکمت‏‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294456!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)